ري مي‌زد و هيچ كس را از خوبي خود، نااميد نمي‌‌كرد و در او يأس و نااميدي نمي‌افكند. خودش، از سه چيز مي‌‌پرهيخت: جر و بحث نابجا، زياده‌گويي و پرداختن به كارهاي بيهوده؛ مردم را نيز از سه چيز برحذر مي‌داشت: كسي را سرزنش نكنند؛ به دنبال عيبجويي كسي نباشند و كسي را رسوا نسازند. آن حضرت(ص) فقط در مورد چيزي سخن مي‌گفت كه سخن گفتن در آن مورد را زمينه‌ساز اجر و پاداش مي‌دانست و هرگاه سخن مي گفت، هم‌نشينانش، آن‌چنان سر به زير و خاموش مي‌شدند كه گويا پرنده، روي سرشان نشسته بود. همراهان ايشان، تنها زماني سخن مي‌‌‌گفتند كه آن حضرت(ص) ساكت مي‌شد و هر كس در محضر رسول‌خدا(ص) سخن مي‌گفت، ديگران سكوت مي كردند تا سخنش را به پايان برساند. در برابر جفا و درشتگويي ديگران، صبر و شكيبايي مي‌ورزيد و يارانش دوست داشتند تا غريبان به مجلس آن حضرت(ص) بيايند تا بدين‌سان با طرح سؤال از سوي افراد تازه‌وارد، زمينه‌ي بيشتري براي بهره‌مندي آنان از رهنمودهاي رسول اكرم(ص) فراهم گردد. پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمود: «هرگاه، نيازمندي را ديديد كه در پي حاجت خويش است، به او در برآوردن نيازش، ياري برسانيد». آن حضرت(ص) اجازه نمي‌داد كه كسي از ايشان تعريف و تمجيد نمايد مگر آنكه در اين زمينه، اعتدال و ميانه‌روي را رعايت مي‌كرد و به حق سخن مي‌گفت و جلوي سخن‌ گفتن كسي را نمي‌گرفت مگر آنكه از دايره‌ي حق و حقيقت تجاوز مي‌نمود؛ در اين صورت پيامبر اكرم(ص) سخن آن شخص را قطع مي‌كرد يا برمي‌خاست و مي‌رفت.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الشمائل از ترمذي، شماره‌ي 6؛ روايت طبراني و بيهقي.
2) علامه آلباني رحمه‌الله مي‌گويد: از أبلغوني تا آخر حديث، به طريقي ديگر از علي(رض) روايت شده، اما سند آن، ضعيف است. به همين سبب آلباني، آن را در سلسلة الأحاديث الضعيفة‌ (1594) آورده است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:7.xml">مبحث اول: اسم، نسب، كنيه، لقب و خانواده‌ي حسن(رض)</a><a class="folder" href="w:html:37.xml">مبحث دوم: فاطمه‌ي زهراء، مادر حسن بن علي(رض)</a><a class="folder" href="w:html:49.xml">مبحث سوم: جايگاه و منزلت حسن(رض) در نزد رسول‌خدا(ص)</a><a class="folder" href="w:html:65.xml">مبحث چهارم: حسن بن علي در دوران خلفاي راشدين(رض)</a></body></html>آيه‌ي تطهير و حديث كساء:(1) 
منظور از آيه‌ي تطهير، آيه‌‌ي 33 سوره‌ي احزاب است كه خداوند متعال مي‌فرمايد:
(إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکُمْ تَطْهِيرًا) (احزاب: 33)
«خداوند، قطعاً مي‌خواهد پليدي را از شما اهل بيت دور كند و شما را پاك سازد»..
منظور از حديث كساء، حديثي است كه ام‌امؤمنين عايشه رضي الله عنها روايت كرده است. عايشه رضي الله عنها مي‌گويد: يك روز صبح، رسول‌خدا(ص) عبايي كتاني و سياه بر تن داشت؛ در اين اثنا حسن بن علي(رض) آمد. رسول‌خدا(ص) او را زير عبا برد. سپس حسين بن علي(رض) آمد. رسول‌ اكرم(ص) او را هم زير عبا برد. آنگاه فاطمه‌ رضي الله عنها آمد. پيامبر(ص) او را نيز زير عبا برد. وانگهي علي(رض) آمد. رسول‌خدا(ص) او را هم زير عبا برد و سپس اين آيه را تلاوت كرد:
(إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکُمْ تَطْهِيرًا) (احزاب: 33)
«خداوند، قطعاً مي‌خواهد پليدي را از شما اهل بيت دور كند و شما را پاك سازد».
اينكه عايشه‌ي صديقه رضي الله عنها، راوي اين حديث است، بيانگر دروغ و افتراي كساني است كه ادعا مي‌كنند: صحابه، فضايل علي(رض) را كتمان مي‌كردند. آري؛ راوي اين حديث، عايشه‌ي صديقه رضي الله عنهاست؛ همو كه برخي او را به بغض علي(رض) متهم مي‌كنند.(2) 
آيه‌ي تطهير در ميان آياتي قرار گرفته كه مخاطبان آن، همسران رسول‌خدا(ص) هستند؛ چنانكه خداي متعال، در آغاز و پايان اين آيات، مادران مؤمنان را خطاب قرار مي‌دهد و مي‌فرمايد:
(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَأُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا(28) وَإِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنکُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا(29) يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنکُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَکَانَ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا(30) وَمَن يَقْنُتْ مِنکُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا کَرِيمًا(31) يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا(32) وَقَرْنَ فِي بُيُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّکَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکُمْ تَطْهِيرًا(33) وَاذْکُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِکُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِکْمَةِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا(34)) (احزاب: 28ـ34)
«اي پيغمبر! به همسران خود بگو: اگر شما زندگي دنيا و زرق و برق آن را مي‌خواهيد، بياييد تا به شما هديه‌اي مناسب بدهم و شما را به طرز نيكويي رها سازم. و اما اگر شما خدا و پيغمبرش و سراي آخرت را مي‌خواهيد (و به زندگي ساده از نظر مادي، و احياناً محروميتها قانع هستيد) خداوند براي نيكوكاران شما پاداش بزرگي آماده ساخته است. اي همسران پيغمبر! هر كدام از شما مرتكب گناه آشكاري شود (از آنجا كه مفاسد گناهان شما در محيط تأثير سوئي دارد و به شخص پيغمبر هم لطمه مي‌زند) كيفر او دو برابر (كيفر ديگران) خواهد بود و اين براي خدا آسان است. و هر كس از شما در برابر خدا و پيغمبرش خضوع و اطاعت كند و كار شايسته انجام دهد، پاداش او را دوچندان خواهيم داد، و براي او (در قيامت) رزق و نعمت ارزشمندي فراهم ساخته‌ايم. اي همسران پيغمبر! شما (در فضل و شرف) مثل هيچ يك از زنان (دیگر) نيستيد. اگر مي‌خواهيد پرهيزگار باشيد (به‌گونه‌ي هوس‌انگيز) صدا را نرم و نازك نكنيد كه بيمار‌دلان، چشم طمع به شما بدوزند. و بلكه به صورت شايسته و برازنده‌ سخن بگوييد. (بدانگونه كه مورد رضاي خدا و پيغمبر اوست). و در خانه‌ي خود بمانيد‌ (و جز براي كارهايي كه خدا بيرون رفتن براي انجام آنها را اجازه داده است، از خانه‌ها بيرون نرويد) و همچون جاهليت پيشين در ميان مردم ظاهر نشويد و خودنمايي نكنيد (و اندام و وسايل زينت خود را در معرض تماشاي ديگران قرار ندهيد) و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و از خدا و پيغمبرش اطاعت نماي