ز قبيله‌ي ازد گفت: از رسول‌خدا(ص) شنيدم كه درباره‌ي حسن بن علي(رض) فرمود: (من أحبّني فليحبه؛ فليبلّغ الشاهد منكم الغائب) يعني «هر كس، مرا دوست دارد، بايد حسن را هم دوست داشته باشد؛ آن دسته از شما كه حضور دارند، به كساني كه حضور ندارند، برسانند». آن شخص مي‌گويد: اگر خواسته‌ي رسول‌خدا(ص) نبود، اين حديث را براي شما نقل نمي‌كردم.(9) 
9ـ اسامه بن زيد(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) مرا مي‌گرفت و روي پايش مي‌نشاند و حسن(رض) را هم روي پاي ديگرش مي‌نشاند و مي‌فرمود: (اللهم إني أرحمهما فارحمهما)(10)  يعني: «بار خدايا! من به اين دو مهر مي‌ورزم؛ تو نيز اين دو را مشمول رحمت خويش قرار بده».
10ـ ابوهريره(رض) مي‌گويد: اقرع بن حابس نزد رسول‌خدا(ص) رفت و آن حضرت(ص) را ديد كه حسن يا حسين را مي‌بوسيد. وي‌، به رسول‌خدا(ص) گفت: او را مي‌بوسي؟! من، ده فرزند دارم و هيچ يك از آنان را نمي‌بوسم. رسول‌خدا(ص) فرمود: (إنّه من لا يرحم لا يرحم)(11)  يعني: «كسي كه مهر و محبت نكند، مشمول محبت و رحمت قرار نمي‌گيرد».
11ـ معاويه بن ابوسفيان(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) زبان يا لبهاي حسن(رض) را در دهان مباركش گرفته بود و مي‌مكيد؛ براستي زبان يا لبهايي كه رسول‌خدا(ص) آن را مكيده باشد، هرگز عذاب نمي‌شود.(12)  اينكه معاويه(رض) چنين حديثي را روايت مي‌كند، بيانگر محبت وي به حسن(رض) مي‌باشد.
12ـ ابوعباس مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) حسن بن علي(رض) را روي شانه‌اش گذاشته بود. شخصي گفت: «بچه! سوار عجب مركبي شده‌اي!» رسول‌ اكرم(ص) فرمود: «او نيز عجب سواركاري است!».(13) 
13ـ جابر(رض) مي‌گويد: نزد رسول‌خدا(ص) رفتم. ديدم كه آن حضرت(ص) در حالت چهار دست و پا، حسن و حسين رضي الله عنهما را روي پشتش سوار كرده بود و آنها را در خانه، به اين و آن طرف مي‌برد و مي‌فرمود: (شتر شما، چه شتر خوبي است و شما هم چه بارهاي خوبي هستيد».(14) 
14ـ ابوهريره(رض) مي‌گويد: با رسول‌خدا(ص) نماز مي‌گزارديم. وقتي آن حضرت(ص) به سجده ‌مي‌رفت، حسن و حسين رضي الله عنهما روي پشتش مي‌رفتند و چون رسول اكرم(ص) به سجده مي‌رفت، آن دو همين كار را مي‌كردند تا اينكه رسول‌خدا(ص) نمازش را به پايان رساند.(15) 
15ـ بريده(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) در حال سخنراني بود كه حسن و حسين رضي الله عنهما در حالي كه پيراهن قرمز پوشيده بودند و در حال راه رفتن، تعادل نداشتند و سكندري مي‌خوردند، آمدند. رسول‌خدا(ص) از منبر پايين آمد و آن دو را با خود، بالاي منبر برد و فرمود: «واقعاً خداي متعال، راست گفته است كه:
(إِنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلَادُکُمْ فِتْنَةٌ) (تغابن:15)
«همانا اموال و فرزندان شما، فتنه و مايه‌ي آزمايش شما هستند». 
و سپس افزود: «به اين دو طفل نگاه كردم كه راه مي‌رفتند و سكندري مي‌خوردند؛ لذا نتوانستم صبر كنم و بدين‌ترتيب سخنانم را بريدم و آن دو را با خود بالاي منبر آوردم».(16) 
16ـ ابوهريره‌(رض) مي‌گويد: يك روز همراه رسول‌خدا(ص) به بازار بني قينقاع رفتم؛ نه من چيزي مي‌گفتم و نه آن حضرت(ص) چيزي به من مي‌گفت. پس از آن، بازگشت و به خانه‌ي فاطمه رضي الله عنها رفت و فرمود: «آيا بچه، آنجاست؟ آيا بچه آنجاست؟» منظورش، حسن(رض) بود. به گمانم مادرش او را نگه داشته بود تا او را بشويد و گردنبندي بر گردنش بيندازد. مدت زيادي نگذشت كه حسن(رض) با شتاب و دوان‌ دوان آمد و بدين ترتيب رسول‌خدا(ص) و حسن(رض) دست به گردن هم انداختند.(17) 
17ـ باري ابوهريره(رض) حسن(رض) را در يكي از كوچه‌هاي مدينه ديد و به او گفت: پدرم، فدايت؛ شكمت را برهنه كن تا آن را ببوسم؛ همانگونه كه رسول‌خدا(ص) را ديدم كه شكمت را مي‌بوسيد. حسن(رض) شكمش را برهنه كرد و ابوهريره(رض) نافش را بوسيد.(18) 
18ـ سلمة بن اكوع(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) و حسن و حسين، بر استر شهباي(19)  آن حضرت(ص) سوار بودند؛ يكي، جلوي رسول خدا(ص) و ديگري پشت سر آن حضرت(ص)؛ افسار استر را گرفتم و آنها را به خانه‌ي رسول اكرم(ص) بردم.
همه‌ي پدران بايد از اين چشمه‌ي روان، محبت و مهرورزي به فرزندانشان را بياموزند. چشمه‌ي جوشاني كه سرشار از رهنمود نبوي براي بيان كيفيت مهرورزي آن حضرت(ص) به نوه‌اش حسن(رض) مي‌باشد؛ رهنمودهاي ارزشمندي كه چگونگي پرورش روحي و رواني كودك و شكل‌دهي شخصيتش را به تصوير مي‌كشد و به اين پرسش مهم پاسخ مي‌دهد كه چگونه مي‌توانيم احساس و عاطفه‌ي كودك را بنا نهيم و حق و حقوق عاطفي او را ادا كنيم تا آينده‌اي درخشان داشته باشد؟ احاديث مذكور، مجمو‌عه‌اي از زيرساختها و اصول تربيتي را ارائه مي‌دهد كه با عملي كردن آنها، مي‌توان در مسير درست و روشن گام نهاد:

1ـ بوسيدن كودكان و مهرورزي به آنان:
بوسيدن كودك، نقش بسزايي در برانگيختن احساسات و عواطف وي دارد و باعث فروكش كردن هيجان‌ها و اضطراب‌هاي دروني او و در نتيجه آرامش روحي و رواني وي مي‌گردد؛ همچنين، بوسيدن كودك، ارتباط قوي و استواري مبتني بر محبت و علاقه به يكديگر را در ميان كوچك و بزرگ برقرار مي‌سازد و مهر و محبت قلبي نسبت به فرزند را هويدا مي‌سازد و نشان‌دهنده‌ي تواضع و فروتني بزرگسالان براي كوچكترها مي‌باشد. آري؛ بوسيدن كودك، نور درخشاني است كه به قلب كودك، گرما و درخشندگي مي‌بخشد و به او شرح صدر مي‌دهد و به رشد شخصيت وي در عرصه‌هاي اجتماعي و ارتباط با همنوعانش كمك مي‌نمايد. بوسيدن كودك، افزون بر تمام اين مزايا و فضايل، سنت رسول اكرم(ص) نيز مي‌باشد.(20)  خلاصه اينكه محبت و مهرورزي به كودكان، يكي از صفات ارزنده‌ و والاي رسول‌خدا(ص) و بلكه شاهراه ورود به بهشت و دستيابي به رضايت الهي است.

2ـ شوخي و بازي با كودكان:
شماري از احاديثي كه پيشتر بيان شد، نشان دهنده‌ي شوخي كردن و بازي نمودن رسول‌خدا(ص) با حسن(رض) و همچنين نحوه‌ي برخورد با كودك از طريق به آغوش گرفتن يا خندانيدن وي بود. صحابه(رض) نيز رويه‌ي رسول‌خدا(ص) در برخورد با كودكان را در پيش گرفتند و همچون آن حضرت(ص) با آنها شوخي و بازي مي‌كردند. چنانچه عمر(رض) مي‌گويد: «چه زيباست كه مرد، در خانه‌اش همانند يك بچه رفتار كند؛ يعني در صحبت و گشاده‌رويي و خوش‌اخلاقي و شوخي با كودكانش، همانند خودشان عمل نمايد». رسول‌خدا(ص) همواره با حسن و حسين رضي الله عنهما بازي مي‌كرد. طرز رفتار رسول‌خدا(ص) با كودكان، از طريق بازي و شوخي، نياز روحي و رواني آنها را اشباع و تغذيه مي‌كرد و بدين‌سان رفتار آن حضرت(ص) با كودكان بدور از هر گونه جفاكاري و خشونت و بي‌توجهي به حقوق آنان بود.(21) 

3ـ هديه دادن:
هديه دادن، آثار و پيامدهاي خوشايندي در روح و روان عموم انسان‌ها دارد و اين اثرگذاري، بر روح و روان كودكان، بيشتر است. رسول اكرم(ص) اهميت اين كار مهم و اساسي ر ادر شكل‌دهي روح و روان كودك و جهت دادن به آن و نيز رشد و پرورش آن، بيان نموده است. چنانچه پيشتر درباره‌ي هديه‌اي كه رسول‌خدا(ص) به دخترخاله‌ي حسن بن علي(رض) يعني امامه بنت ابوالعاص داد، سخن گفتيم. 