لشيخان أبوبكر و عمر رواية البلاذري في أنساب الأشراف: تحقيق: دكتر احسان صدقي العمد، چاپ سوم، 1418ه‍.
259- الدولة و السيادة في الفقه الإسلامي: فتحي عبدالكريم، مكتبة وهبة، چاپ دوم، 1404ه‍.
260- الذاكرة التاريخية للأمة: دكتر قاسم محمد.
261- الدور السياسي للصفوة في صدر الإسلام: السيد عمر، چاپ اول، 1417ه‍.
262- أثر العلماء في الحياة السياسية في الدولة الأموية: دكتر عبدالله عبدالرحمن الخرعان، مكتبة الرشد، چاپ اول، 1424ه‍.
263- دراسات في الأهواء و الفرق و البدع و موقف السلف منها: دكتر ناصر بن عبدالكريم العقل، چاپ اول، 1418ه‍.
264- وجوب التعاون بين المسلمين: عبدالرحمن السعدي، دار المعارف، رياض، 1402ه‍.
265- سنن دارمي: ابوعبدالله بن عبدالرحمن بن فضل بن بهرام دارمي، دار الكتب العلمية، بيروت.
266- النظريات السياسية: محمد ضياء الريس.
267- قضاء الحوائج: ابوبكر بن ابي‌الدنيا، دار ابن‌حزم، تحقيق: محمد خير رمضان يوسف.
268- فيض القدير شرح الجامع الصغير: عبدالرؤوف مناوي، دار الفكر، چاپ دوم، 1391 ه‍.
269- مآثر الإنافة في معالم الخلافة: قلقشندي، تحقيق: عبدالستار احمد الفرج، عالم الكتب، بيروت.
270- العبودية: ابن‌تيمية.
271- المدينة في العصر الأموي: محمد محمد شراب، مؤسسه‌ي علوم القرآن دمشق.
272- مواقف المعارضة في خلافة يزيد: محمد شيباني، دار البيارق، عَمان اردن.
273- تهذيب الكمال في أسماء الرجال: المزي، تحقيق: دكتر بشار عواد معروف، مؤسسه‌ي الرسالة، بيروت.
274- أثر أهل الكتاب في الفتن و الحروب الأهلية في القرن الأول الهجري: چاپ 1410ه‍.
275- الوسطية في القرآن الكريم: علي صلابي، دار الصحابة، امارات، چاپ اول، 1422ه‍.
276- التوضيح و البيان لشجرة الإيمان: عبدالرحمن السعدي.
277- المرتضي سيرة أمير المؤمنين أبي‌الحسن علي بن أبي‌طالب: ابوالحسن ندوي، دار القلم، دمشق، چاپ دوم، 1419ه‍.
278- تاريخ العراق في ظل الحكم الأموي: دكتر علي حسن الخربوطلي، دار المعارف، مصر.
279- المفهم لما أشكل من تلخيص مسلم: ابوالعباس احمد عمر قرطبي، تحقيق: محيي الدين مستو، يوسف بدوي؛ دار ابن‌كثير، چاپ اول، 1417ه‍. او، ام‌عبدالله بن ابوسفيان بن حارث بن عبدالمطلب است كه ابن‌سعد، در شرح حال مادرش فاطمه بنت اسد، نامي از او به ميان آورده و او را در شمار دخترعموهاي رسول‌خدا(ص) قرار داده و گفته است: … رسول‌خدا(ص) سي وسق(1)  از محصولات خيبر را به او داد.(2)
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) نام واحدي است در پيمانه كردن غلات و محصولات كشاورزي.
2) الإصابة (4/259 ,260)؛ المرتضي، ص27.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:33.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:34.txt">1ـ زينب بنت رسول‌خدا(ص)</a><a class="text" href="w:text:35.txt">2ـ رقيه بنت رسول‌الله(ص)</a><a class="text" href="w:text:36.txt">3ـ ام‌كلثوم بنت رسول‌الله(ص)</a></body></html>همه‌ي دايي‌هاي حسن بن علي(رض) در خردسالي وفات نمودند و هيچ يك از آنان به سن بلوغ نرسيد. آنان عبارتند از: قاسم و ابراهيم. زبير بن بكار، عبدالله را نيز نام برده كه به نامهاي طيب و طاهر شناخته مي‌شده است. عبدالله از آن جهت به نامهاي طيب و طاهر شناخته مي‌شد كه پس از نبوت رسول اكرم(ص) به دنيا آمد(1)  و بيشتر نسب‌شناسان همين را گفته اند. اما برخي بر اين باورند كه طيب و طاهر، نام دو فرزند ديگر رسول‌‌خدا(ص) است. آنچه مورد اتفاق است، اينكه عبدالله و طيب و طاهر، در مكه وفات نموده‌اند.(2)  تمام فرزندان رسول‌خدا(ص) از خديجه رضي الله عنها به دنيا آمدند جز ابراهيم كه از مارياي قبطي زاده شد. مارياي قبطي، همان كنيزي است كه پادشاه مصر به رسول‌خدا(ص) هديه كرد. وي، ماريا را زماني به آن حضرت(ص) هديه نمود كه ايشان، در سال ششم هجري، نامه‌اي به پادشاه مصر فرستاد و او را به اسلام فرا خواند. كنيه‌ي رسول‌ اكرم(ص) ابوالقاسم بود؛ چرا كه او، بزرگترين فرزند رسول‌خدا(ص) بود و پيش از همه‌ي آنها نيز درگذشته است. قاسم، پيش از نبوت رسول اكرم(ص) در مكه به دنيا آمد و در خردسالي درگذشت. برخي هم گفته‌اند: بزرگ شده و پس از آنكه به سن تشخيص رسيده، درگذشته است. همچنين گفته‌ شده: پس از آنكه راهرو شده، وفات نموده است.(3)  برخي گفته‌اند: قاسم، پس از آن درگذشت كه مي‌توانست سوار چارپا شود و آن را بتازد.(4)  اما خاله‌هاي حسن بن علي(رض) عبارتند از: زينب، رقيه و ام‌كلثوم رضي الله عنهن.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الدوحة النبوية الشريفة، ص31.
2) الإستيعاب (4/281).
3) الدوحة النبوية الشريفة، ص31؛ الذرية الطاهرة از دولابي،‌ص42.
4) الدوحة النبوية الشريفة، ص31.بزرگ‌ترين خاله‌ي حسن بن علي بن ابي‌طالب(رض)، زينب بود كه مسلمان شد و هجرت نمود. رسول‌خدا(ص) زينب رضي الله عنها را خيلي دوست داشت. زينب، نخستين دختر رسول اكرم(ص) بود كه ازدواج نمود. عائشه رضي الله عنها مي‌گويد: ابوالعاص بن ربيع، از آن دست مردان مكه بود كه در ثروت و تجارت و امانتداري، انگشت‌شمار بودند. وي، خواهرزاده‌ي خديجه و فرزند هاله بنت خويلد بود. هاله، خواهر پدري و مادري خديجه رضي الله عنها بود. خديجه موضوع خواستگاري ابوالعاص از زينب را با رسول اكرم(ص) درميان گذاشت. رسول اكرم(ص) طبق عادتش با خديجه رضي الله عنها مخالفت نكرد؛ اين موضوع پيش از آغاز نزول وحي بر محمد مصطفي(ص) صورت گرفت. خديجه، ابوالعاص را همچون فرزندش بشمار مي‌آورد. زماني كه خداي متعال، محمد مصطفي(ص) را به نبوت و پيغمبري، گرامي داشت، خديجه و دخترانش به رسول اكرم(ص) ايمان آوردند و چون پيامبر گرامي اسلام(ص) دعوتش را آشكارا براي قريشيان مطرح نمود، آنان، عاص بن ربيع را آوردند و گفتند: شما، محمد را آسوده‌خاطر كرده‌ايد؛ دخترانش را به او بازپس دهيد تا بدين‌سان، به آنان مشغول شود و از اين بابت آزرده‌خاطر گردد. قريشيان به ابوالعاص بن ربيع گفتند: تو، همسرت زينب را طلاق بده؛ ما نيز در مقابل، هر زني از قريش را كه خواسته باشي، به ازدواج تو درمي‌آوريم. ابوالعاص در پاسخ پيشنهاد قريشيان گفت:‌ «نه، به خدا سوگند كه هرگز چنين كاري نمي‌كنم؛ من، دوست ندارم كه به جاي همسرم، هيچ زني از قريش، همسرم باشد». رسول اكرم(ص) همواره از اين دامادش، به خير و نيكي ياد مي‌كرد.(1)  باري ابوالعاص، براي تجارت به شام رفته بود؛ وقتي به ياد زينب افتاد، چنين سرود:(2) 
ذكرت زينب لمـا ورّكــت إرما	بنت الأمين جزاها الله صالحة
فقلت سقيالشخص يسكن الحرما	و كلّ بعل سيثني بالذي علما
يعني:‌ «وقتي به سنگهاي چيده شده بر روي هم در مسير راه، تكيه دادم، به ياد زينب افتادم و با خود گفتم: خداوند، به آن شخص كه ساكن مكه‌ است، جزاي خير دهد. خداوند، به دختر محمد امين(ص)، پاداش نيك دهد كه زن خوب و شايسته‌اي است. هر مردي از بابت كسي كه با او شناخته شده، مورد تعريف قرار مي‌گيرد».

الف) وفاداري زينب به شوهرش: همان‌طور كه ابوالعاص بن ربيع به زينب وفادار بود، زينب نيز به شوهرش وفادار بود. ابوالعاص در مكه از 