 هم ملاقات او را دوست دارد. اما هنگامي که مرگ کافر فرا رسد، او را به عذاب الهي، بشارت مي‌دهند. لذا هيچ چيزي برايش از آنچه که در انتظارش مي‌باشد، ناگوارتر نيست. اينجاست که او، ملاقات خدا را دوست ندارد و خدا هم ملاقات او را دوست ندارد»‌.
فشار قبر نيز جزو مسايلي است كه همه، آن را تجربه خواهند نمود. رسول‌خدا(ص) فرموده است: (إِنَّ لِلْقَبْرِ ضَغْطَةً، لَوْ نجا أَحَدٌ مِنْهَا نَجَا مِنْهَا سَعْدُ بْنُ مُعَاذٍ)(9)  يعني: «قبر، فشاري دارد كه اگر كسي، از آن نجات يابد، آن شخص، سعد بن معاذ خواهد بود». نبي اكرم(رض) در توصيف قبر فرموده است: (رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّارِ)(10)  يعني: «قبر، باغي از باغ‌هاي بهشت يا گودالي از گودال‌هاي جهنم است». ما، رستاخيز و برپايي قيامت را پيش رو داريم. خداي متعال، مي‌فرمايد:
(يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ) (حج:1)
«اي مردم! از پرودگارتان بترسيد (و به ياد روز قيامت باشيد). همانا زلزله‌ي قيامت، واقعه‌ي بزرگ (و هراس‌انگيزي) است».
روز قيامت، روزي بس دشوار است؛ خداي متعال، مي‌فرمايد:
(يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ) (مطففين:6)
«روزي كه مردمان، در پيشگاه پروردگار جهانيان، (براي حساب و كتاب) برپا مي‌ايستند».
در روز قيامت، تمام انسان‌ها اعم از نخستين انساني كه پا به عرصه‌ي گيتي نهاده (يعني آدم(ع)) تا آخرين فردي كه به دنيا مي‌آيد، حشر خواهند شد؛ خداي متعال، مي‌فرمايد:
(ذَلِکَ يَوْمٌ مَّجْمُوعٌ لَّهُ النَّاسُ وَذَلِکَ يَوْمٌ مَّشْهُودٌ) (هود:103)
«آن، روزي است كه مردمان را (براي حساب و كتاب) گرد مي‌آورند و روزي است كه (از سوي همگان)، مشاهده مي‌گردد».
خداي متعال و رسول اكرم(ص) صحنه‌هاي هراس‌انگيز قيامت را توصيف كرده‌اند؛ چنانچه خداي متعال، مي‌فرمايد:
(کَلَّا إِذَا دُکَّتِ الْأَرْضُ دَکًّا دَکًّا(21) وَجَاء رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا(22) وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَکَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّکْرَى(23) يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي(24)) (فجر:21-24)
«هرگز! (چنين نيست كه مي‌پنداريد). زماني كه زمين، سخت در هم كوبيده مي‌شود و صاف و مسطح مي‌گردد، و پروردگارت بيايد و فرشتگان، صف در صف حاضر شوند؛ در آن روز، دوزخ را بياورند؛ در آن روز، انسان، به خود آيد، و چنين به‌خود‌آمدني، چه سودي به حالش خواهد داشت؟ (بنابراين) خواهد گفت: اي كاش براي زندگي خويش، (نيكي‌ها و حسناتي) پيشاپيش مي‌فرستادم».
رسول‌خدا(ص) فرموه است: (يُؤْتَى بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ زِمَامٍ مَعَ كُلِّ زِمَامٍ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ يَجُرُّونَهَا)(11)  يعني: «روز قيامت جهنم را در حالي مي‌آورند كه هفتاد هزار مهار دارد و با هر مهاري، هفتاد هزار فرشته، همراهند و آن را مي‌كشند». به‌راستي چه صحنه‌ي وحشتناكي است! آن‌چنانكه دل‌ها را پاره‌پاره مي‌كند. از ترس آن روز هولناك بود كه حسن بن علي(رض) فرمود: «من، اين ننگ و عار را بر آتش جهنم ترجيح مي‌‌دهم».(12)  حسن(رض) از اين ترسيد كه در پيشگاه الهي درباره‌ي خون مسلمانان، مورد بازخواست قرار گيرد. چراكه رسول‌خدا(ص) فرموده است: (أول ما يقضي بين الناس في الدماء)(13)  یعنی: «نخستين چيزي كه ميان مردم در مورد آن داوري مي‌شود، درباره‌ي خون‌ها (قتل‌ها) است».
رسول‌خدا(ص) در بيان يكي از صحنه‌هاي هولناك قيامت فرموده است: (يَجِيءُ الْمَقْتُولُ بِالْقَاتِلِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ نَاصِيَتُهُ وَرَأْسُهُ بِيَدِهِ وَأَوْدَاجُهُ تَشْخَبُ دَمًا يَقُولُ يَا رَبِّ هَذَا قَتَلَنِي حَتَّى يُدْنِيَهُ مِنْ الْعَرْشِ)(14)  يعني: «روز قيامت، مقتول، در حالی که موی پیشانی و سر قاتل را گرفته و از رگ گردن وی، خون، جاری است، قاتل را مي‌آورد و مي‌گوید: ای پروردگارم! این، مرا کشت؛ آن چنانکه او را به عرش نزدیک مي‌كند».(15) 
آري! چه روز سخت و وحشتناكي، پيش روي ما قرار دارد! وقتي سردار جوانان بهشت، از آن روز هولناك، هراس دارد، حال ما و امثال ما چگونه خواهد بود؟! همه‌ي ما بايد عبرت بگيريم و براي آن‌چنان روزي، تلاش نماييم و عمل نيك انجام دهيم و از خداي متعال بخواهيم كه ما را مشمول عفو و مهرباني خويش قرار دهد كه او، بس مهربان، بردبار و بخشاينده است.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) نامش، فضل بن دكين است.
2) البداية و النهاية (11/210).
3) نگا: تاريخ دمشق (14/109).
4) تهذيب الكمال (6/254)؛ سكب العبرات (1/148).
5) ترمذي، كتاب الجنائز، شماره‌ي978.
6) ر.ك: الإيمان أولا، ص94.
7) نگا: التذكرة (1/113).
8) بخاري، شماره‌ي6507.
9) نگا: مسند احمد (6/55)، رجال اين حديث، صحيح‌اند.
10) سنن ترمذي، شماره‌ي2578.
11) مسلم، كتاب صفة النار؛ صحيح الجامع، شماره‌ي8001.
12) تاريخ دمشق (14/88).
13) بخاري (6864).
14) روايت ترمذي، نسائي و ابن ماجۀ؛ آلبانی رحمه الله، این حدیث را صحیح دانسته است، نگا: صحیح الجامع، شماره (8031).
15) كنايه از آن دارد که مقتول، خواهان تلافی و اعاده ی حق خویش می شود و حاکی از آنست که خداوند متعال، به عدل خویش، به داد وی می رسد.حسن(رض) در واپسين لحظات زندگي‌اش به برادرش حسين(رض) فرمود: «مرا در كنار پدرم (يعني رسول‌خدا(ص)) دفن نماييد، مگر اينكه بيم درگيري و خونريزي وجود داشته باشد؛ در اين صورت به‌خاطر من، هيچ خوني به زمين نريزيد و مرا در قبرستان (عمومي) مسلمانان دفن كنيد». زماني كه حسن(رض) وفات نمود، حسين(رض) و همراهانش، مسلح شدند. ابوهريره(رض)، حسين(رض) را سوگند داد و فرمود: «وصيت برادرت را يادآوري مي‌كنم كه دستور داد اگر بيم خونريزي وجود داشت، مرا در گورستان عمومي مسلمانان، دفن كنيد». گفتني است: مروان بن حكم، از خاكسپاري حسن(رض) در كنار رسول‌خدا(ص) جلوگيري كرد. البته ابوهريره، جابر بن عبدالله، ابن‌عمر، عبدالله بن جعفر و مسور بن مخرمه و عده اي ديگر، ميانجيگري كردند و سرانجام با موافقت حسين(رض)، پيكر حسن(رض) را به بقيع‌الغرقد منتقل نمودند و در كنار مادرش، زهراي بتول رضي‌الله‌عنها به خاك سپردند.(1) 
در مورد چگونگي خاكسپاري حسن بن علي(رض)، روايات ضعيفي نقل شده و اين فرصت را در اختيار غرض‌ورزان قرار داده است كه با سوءاستفاده از اين روايات ضعيف، در جهت اهداف شوم خويش، دسيسه نمايند و به طرح مسايلي بي‌اساس و دروغين بپردازند. چنانچه ادعا كرده‌اند كه ام‌المؤمنين عايشه‌ي صديقه رضي‌الله‌عنها، از خاكسپاري حسن(رض) در كنار رسول‌خدا(ص) و ابوبكر و عمر رضي‌الله‌عنهما جلوگيري كرده و گفته است: «نفرِ چهارمي، اينجا دفن نخواهد شد؛ زيرا اينجا خانه‌ي من است كه رسول‌خدا(ص) در دوران حياتش، آن را به من داد». اين روايت، صحيح نيست و سندش، مجهول مي‌باشد.(2) 
ابن‌تيميه ‌رحمه‌الله، بر اساس روايات صحيح ثابت نموده كه عا