ي‌بكر بود كه زيركي فرماندهان و کارگزاران پيشين مصر همچون قيس بن سعد بن عباده‌ي ساعدي انصاري(رض) را نداشت. وي، با كساني كه به خونخواهي عثمان(رض) برخاسته بودند، به نبرد پرداخت و از تدبير و توان سياسي والایی برخوردار نبود كه بتواند همانند واليان گذشته، آنان را شكست دهد.
3ـ معاويه(رض) با آنان‌كه به خونخواهي عثمان(رض) برخاسته بودند، هم‌رأي بود و همين، کمک شایانی به وی در زمینه‌ی تسلط بر مصر نمود.(1) 
4ـ دور بودن مصر از مركز خلافت علي(رض) و نزديك بودن آن به شام.
5 ـ موقعيت طبيعي و جغرافيايي مصر كه از طريق صحراي سيناء به شام متصل مي‌شد، موقعیتی استراتژیکی به‌شمار مي‌رفت که چون به قلمرو معاويه(رض) اضافه گردید، نيروهاي انساني و اقتصادي ارزشمندي را در اختیار معاویه(رض) نهاد؛ هرچند امير مؤمنان علي(رض) عده‌اي را فرستاد كه مانع اقدامات معاويه(رض) شوند.(2)  معاويه(رض) کوشید کارگزاران علي(رض) و بزرگان قبايل را به سوي خويش، جذب كند؛ چنانچه تلاش کرد قيس بن سعد(رض) ـ یکی از کارگزاران توانمند اميرالمؤمنين علي(رض) در مصر ـ را به سوی خویش بکشد، اما موفق نشد. البته معاويه(رض) توانست با ايجاد شبهه و ترديد در ميان طرفدران و مستشاران علي(رض)، کاری کند که به عزل قيس بن سعد(رض) انجامید.(3)  عزل قیس(رض)، براي معاويه خیلی سودمند و كارآمد بود. همچنين معاويه(رض) كوشيد تا زياد بن ابيه را كه عامل و نماينده‌ي علي (رض) در فارس بود، عزل نمايد، اما موفق نشد.(4) 
معاويه(رض) توانست بر برخي از بزرگان قبایل و واليان تأثير بگذارد و آنان را به سوی خويش جذب كند. از سوی ديگر، زمانی که اين افراد، تفرقه و اختلاف سپاهیان علي(رض) را مشاهده نمودند و ديدند كه معاويه(رض)، اميري قاطع و سياستمدار است،  بيشتر به سوي او جذب شدند. علي(رض) طي خطابه‌اي به مردم فرمود: «اي مردم! بدانيد كه بُسر، از جانب معاویه(رض) آمده است؛ البته من، مطمئنم که آنها به علت اتحادي كه بر باطل خویش دارند و نیز بدان سبب که از امیرشان اطاعت مي‌كنند و امانتدارند، و نیز از آن جهت که شما، بر خلاف آنان، هرچند حق، با شماست، متفرق شده و اختلاف كرده‌ايد و همچنين از آنجا كه در امانت خيانت مي‌كنيد و از امیرتان نافرمانی مي‌نمایید، بر شما پيروز خواهند شد. فلاني را براي فلان كار فرستادم، اما دیری نپایيد كه به قتل وسركشي پرداخت و با اموالي فراوان به معاويه پيوست. فلاني را نيز (نماينده‌ی خويش در فلان جا نمودم و) به كاري به او گماشتم، اما او نيز به قتل و سركشي پرداخت و با اموالي به معاويه پيوست. اين مردم آن‌قدر بي‌اعتماد شده‌ام كه اگر كاسه‌اي به يكي از آنها به امانت بسپارم، مي‌ترسم آن را تصاحب كند و در امانت خيانت نمايد. بارخدايا! من، آنها را (با پند و اندرز فراوان) به خشم آوردم و آنان نیز (با بي‌توجهی) مرا به خشم آوردند؛ پس مرا از شر ایشان و آنان را از دست من، راحت کن».(5) 
معاويه(رض) پس از شهادت امير مؤمنان نيز همچنان روابط خويش را با اعيان و سرآمدان عراقی ادامه داد. بدین ترتیب عوامل مختلفی، سبب قوت و اقتدار سپاه معاویه(رض) گردید که از آن جمله مي‌توان موارد ذیل را برشمرد:
•	اطاعت و فرمانبرداری سپاهیان معاويه(رض) از امیرشان.
•	اتحاد و یکپارچگی اهل شام بر محوریت و رهبری معاویه(رض).
•	مهارت و خبرگی معاويه(رض) در اداره‌ی امور شام.
•	دسترسی به منابع مالی فراوان.
•	هزينه كردن اموال در جهت تحقق اهدافي كه معاویه(رض) آنها را به مصلحت امت مي‌دانست.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الطبقات (3/839) و خلافة علي بن ابي‌طالب، عبدالحميد ص351. سند اين روايت صحيح است.
2) تاريخ خليفۀ، ص198. سندي براي آن ذكر نشده است.
3) الاستيعاب (2/525-526).
4) ولاة مصر ص45-46.
5) التاريخ الصغير‏‏، بخاري (1/125). اين روايت با سندي منقطع نقل گرديده، اما شواهدي آن را تأييد مي‌كند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:273.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:274.txt">اول: عمل به كتاب خدا و سنت پيامبراکرم(ص) و سيرت خلفاي راشدين(رض)</a><a class="text" href="w:text:275.txt">دوم: پرداختن ميزان مشخصي مال (پول)</a><a class="text" href="w:text:276.txt">سوم: تضمین امنيت جاني مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:277.txt">چهارم: چگونگي انتخاب جانشین معاویه(رض)</a></body></html>در كتاب‌های تاريخي و منابع معاصر، به شرایطي كه هر يك از دو طرف، در پیمان صلح مطرح نمودند، اشاراتی شده است، اما از آنجا كه اين شرایط، در منابع مختلف، به صورت پراكنده آمده، برخي تلاش كرده اند به جمع و ترتيب اين موارد بپردازند. بنده نیز در این راستا کوشیده‌ام داده‌های پراکنده‌ای را كه پيرامون صلح و شرايط آن در كتاب‌ها و منابع تاريخي ذكر گرديده، گردآوری و جمع‌بندی نمايم و به شرح آنها بپردازم:در روایت امام بخاري آمده است که چون حسن بن علي(رض) از نمايندگان معاويه(رض) (يعني عبدالرحمن بن سمره و عبدالله بن عامر) در قبال پیمان معاویه(رض) ضمانت مي‌خواست، آنها پاسخ مي‌دادند: ما ضمانت مي‌كنيم.
يادآوري اين نكته در زمان برقراري صلح كه معاويه(رض) بايد به كتاب خدا و سنت پیامبر اکرم(ص) و سيرت خلفاي راشدين(رض) عمل كند، امری کاملاً طبیعی بود که با اوضاع و احوال آن دوران، هم‌خوانی و سازگاری داشت؛ به عبارتی در آن دوران، یادآوری چنین نکاتی کاملاً عادی بود. بنابراين بنده، با آن دسته از مورخان ـ از جمله استادم دكتر محمد بطاينه ـ كه شرط پایبندی به کتاب خدا و سنت پیامبر اکرم(ص) و خلفای راشدین(رض) را دستاویزی برای ایراد اتهام به معاویه(رض) می‌دانند، موافق نيستم؛ چراكه این برداشت، با اينكه اين شرط در شرایط صلح گنجانده شده باشد، منافات دارد.(1)  گروهي از دانشمندان علوم اسلامي همچون ابن حجر هيتمي، اين شرط را جزو شرایط صلح معاويه و حسن رضی الله عنهما دانسته‌اند. چنانچه روایت شده که: ... شایستگی زمامداری امور مسلمانان را دارد و مي‌تواند در اداره‌ی امور، مطابق کتاب خدا، سنت پیامبر(ص) و روش خلفای راشدین(رض)، عمل كند.(2)  برخي از كتاب‌های شيعه نيز، اين شرط را آورده‌اند و اين، بیانگر آنست که حسن بن علي(رض) احترام فراوانی به ابوبكر، عمر، عثمان و علي(رض) مي‌گذاشته و آنان را بزرگ و پيشوا مي دانسته است؛ چنانچه عمل به سنت و روش خلفای راشدین(رض) را یکی از شرایط صلح با معاویه(رض) قرار داد.(3)  در نسخه‌ای به جاي عبارت «خلفاي راشدين»، عبارت «خلفاي صالحين» آمده است.(4) 
وجود اين شرط در پیمان صلح، در واقع، مهر تأييدي بر مرجعيت حكومت معاويه(رض) و روشی است كه آن بزرگوار، در حاكميت خويش اختيار نمود. با مقرر شدن شرط فوق در پیمان صلح معاويه و حسن بن علي(رض)، مي‌توان مصادر و منابع قانون‌گذاری در دوران خلفاي راشدين(رض) را در موارد ذیل برشمرد:
قرآن كريم:
خداوند متعال مي‌فرمايد:
(إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاکَ اللّهُ وَلاَ تَکُن لِّلْخَآئِنِينَ خَ