ا بیان مي‌کرد و بدان اذعان مي‌نمود.(24) 
احمد بن حنبل رحمه الله در مسند خويش روايت نموده که معاویه(رض) فرموده است: «رسول اکرم(ص) زبان و لب‌هاي حسن بن علي(رض) را مي‌مکید؛ همانا خداوند متعال، هيچ‌گاه زبان یا لبي را که رسول خدا(ص)، آن را مکیده است، عذاب نمی‌کند».(25)  معاويه(رض) با خود، روراست بود و به گناهان خويش، اعتراف مي‌نمود و ضمن آنکه به رحمت و حلم خداوند(عزوجل) امید داشت، از وي طلب آمرزش مي‌كرد. مسور بن مخرمه مي‌گويد: باري نزد معاويه(رض) رفتم؛ معاويه(رض) پرسيد: اي مسور! چرا بر ضد حکام خویش طعن و سرزنش نمودی؟ مسور پاسخ داد: اين مسأله را مطرح مكن و در مورد آنچه نزد تو آمده‌ايم، به ما احسان نما. معاويه(رض) فرمود: «باید دلیل بدگويي مرا بگويي». مسور مي‌گوید: آن قدر اصرار کرد که هر چه در مورد او در دل داشتم، بر زبان آوردم؛ معاويه(رض) فرمود: «من، خودم را از گناه بدور نمي‌دانم، اما آيا تو، آن‌ خدمات و اصلاحاتي را كه من در جهت منافع عمومي انجام داده‌ام، به فراموشي مي‌سپاري و تنها به ذكر عيوب و گناهانم مي‌پردازي؟ من، به گناهان خویش در پیشگاه خداوند، اعتراف مي‌کنم، ولی آيا از خودت گناهاني سر نمي‌زند كه به خاطر آنها از خداوند (و عذاب او) ترس داشته باشي؟» مسور گوید: گفتم: آري. فرمود: «پس چه چيز باعث شده كه تو، خويشتن را بیش از من سزاوار آمرزش و مغفرت الهي بداني؟ به خدا سوگند كه اصلاحات و اقدامات اصلاحي من، به مراتب بيش از اقدامات توست و چنانچه ميان خدا و غير خدا مختار مي‌شدم، خداوند را بر غیر او برمی مي‌گزیدم؛ وانگهی من، پیروِ آیینی هستم كه در آن، اعمال نيك پذیرفته مي‌گردد و در قبال نيكي، به نيكوكار پاداش داده مي‌شود. مسور مي‌گويد: بدین سان متوجه شدم که معاویه(رض)، مرا مغلوب کرد. عروه مي‌گويد: از آن پس، هرگاه نام معاويه(رض) به ميان مي‌آمد، مسور، برايش دعا مي‌كرد(26) 
اینک به ذکر حكايتي مي‌پردازيم كه بيانگر تقوا و خداترسی معاويه(رض) مي‌باشد. هرگاه در مجلس معاویه(رض) حدیث ابوهريره(رض) از رسول‌خدا(ص)روايت مي‌شد كه: نخستين كساني كه از امت محمد(ص) در روز قيامت توسط آتش گداخته، عذاب مي‌شوند، قاريان، انفاق‌كنندگان و مجاهدان رياكار هستند،(27)  معاويه(رض) مي‌گفت: وضعیت اینها، این‌چنین است، پس کسانی كه هنوز زنده‌اند، چه وضعیتی خواهند داشت! راوي مي‌گويد: آنگاه معاويه(رض) به‌قدری گریست كه گمان كرديم هر لحظه ممكن است از شدت گريه، هلاك گردد. و سپس سرش را بالا گرفت و دستی بر صورتش كشيد و گفت: چه راست گفته‌اند خداوند(عزوجل) و رسولش‌ كه:
(مَن کَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ(15) أُوْلَئِکَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا کَانُواْ يَعْمَلُونَ(16)) (هود:15ـ16)
«كساني كه (تنها) خواستار زندگي دنيا و زينت آن باشند (و چشم‌داشتي به آخرت نداشته‌ باشند، برابر سنت موجود در پيكره‌ي هستي، پاداش دسترنج و) اعمالشان را در اين جهان بدون هيچ‌گونه كم و كاستي، به تمام و كمال مي‌دهيم و هیچ حقی از آنان ضایع نمي‌گردد. آنان كسانيند كه در آخرت بهره و نصیبی جز آتش دوزخ ندارند و آنچه در دنيا انجام مي‌دهند، ضايع و هدر مي‌رود (و بي‌اجر و پاداش مي‌شود) و كارهايشان پوچ و بي‌سود مي‌گردد. (هرچند كه اعمالشان، به‌ظاهر انساني و مردمي و عبادي باشد)».(28) 
شخصيت معاويه(رض) و خدمات ارزنده‌اش در تاريخ اسلام، یکی از مهم‌ترین عوامل در انعقاد پیمان صلح بود. البته ما ادعا نداريم که معاويه(رض) جزو خلفاي راشدين به‌شمار مي‌آيد؛ خیر، بلكه او، پادشاهي عادل بوده است. معاويه(رض) در سياست و علوم اداري، نظامي، اقتصادي و اجتماعي مهارت وافری داشت؛ براي اينكه به اين صلاحيت‌ها و شایستگی‌های معاویه(رض) پي ببريم، باید با حوصله‌ي تمام، دوران وي را مورد بررسي قرار دهيم. بدان اميد كه خداوند متعال، اين توفيق را به ما بدهد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
21) تاريخ دمشق (12/105).
22) هندوانه وحشی و کوچک بیابانی را گویند که به راحتی از بوته اش جدا می شود.
23) همان (12/105).
24) النهاية عن طعن اميرامؤمنين معاويۀ(رض)، ص57.
25) مسند احمد (16848). سند اين روايت صحيح است.
26) سير اعلام النبلاء (3/392). اين حديث در مباحث بعدی، به تفصيل بيان خواهد شد.
27) عبارت عربي اين حديث اين‌گونه است: (يا اباهريرۀ! اولئك الثلاثۀ أول خلق اله  تسعر بهم النار يوم القيامۀ). ترمذي و حاكم، اين حديث را روايت كرده‌اند و آلباني، اين حديث را صحيح دانسته است. (ش1713).
28) النهايۀ في الفتن و الملاحم (2/52).وي، مشرك بود و پس از جنگ بدر، از دنيا رفت. همچنين گفته شده كه او، مكه را ترك گفت و پس از آن بازنگشت و هيچ خبري هم از او نشد و بدين‌ترتيب در زمره‌ي كساني قرار گرفت كه گم شده‌اند. طالب، رسول‌خدا(ص) را دوست داشت و درباره‌ي آن حضرت(ص)، سخنان مدح‌آميزي از او نقل شده است. وي، با كراهت به همراه مشركان در جنگ بدر حضور يافت. ميان او و قريش هنگام حركت به سوي بدر، بگومگويي صورت گرفت؛ قريشيان گفتند: اي بني‌هاشم! به خدا سوگند، ما مي‌دانيم كه هرچند همراه ما بيرون شده‌ايد، اما از درون با محمد((ص)) هستيد. از اين رو طالب به همراه عده‌اي ديگر به مكه بازگشت و شعري سرود كه در آن به تعريف از رسول‌خدا(ص) پرداخت و ضمناً براي كشتگان قريش كه اجسادشان در چاه‌هاي بدر ريخته‌ شد، مرثيه‌سرايي نمود.(1)
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الجوهرة في نسب النبي(ص) و أصحابه، برگرفته از المرتضي،‌ نوشته‌ي ندوي ص23.شورش خوارج، موجب تضعيف سپاه امير مؤمنان علي(رض) گرديد، همان‌گونه كه جنگ‌های جمل، صفين و نهروان،نفرت شدیدی نسبت به جنگ، در دل عراقی‌ها ايجاد كرد و موجب رنجش و آزردگی آنان گرديد. این وضعیت، در جنگ صفين، شدیدتر بود؛ چراكه در اين جنگ، بسياري از کودکان، يتيم شدند و عده‌ي زيادي از زنان، بيوه گشتند، اما شركت‌كنندگان در جنگ، به مقصود خويش نرسیدند. از اینرو همواره واقعه‌ي صفين، در ذهن و خيال مردم بود و اگر این جنگ، با تدبير امير مؤمنان علي(رض) و بسياری از اصحاب(رض)، به صلح يا حكميت خاتمه نمي‌يافت، دايره‌ي مصيبتش بر جهان اسلام به‌اندازه‌اي زياد مي‌شد كه در اذهان نمي‌گنجيد. از اینرو عده‌اي، با آن‌كه مي‌دانستند حق با علي(رض) است و از دل و جان، با او بودند، اما از همراهی‌اش در عزیمت به شام، خودداری کردند.(1) 
از ديگر مشكلاتي كه سپاه علي(رض) را با چالش و آشفتگي روبرو نمود، ظهور فرقه‌اي بود كه در مورد علي(رض) آن‌قدر غلو مي‌كردند كه او را تا مقام الوهیت بالا مي‌بردند. در آن گیر و دار به نظر مي‌رسید که اين جريان فكري، واکنشی به رویکرد خوارج در مورد علي(رض) بود که او را تكفير 