ديده‌ي دل به آخرت، نگريستند و چون به‌يقين مي‌دانستند كه به‌زودي از دنيا به آخرت كوچ مي‌كنند، بنابراين خود را براي دنيا در رنج و زحمت نينداختند و براي آخرت خويش، از آن بهره جستند. و همه‌ي اينها به توفيق پروردگار كريم بود. آري! آنان، آنچه را كه خدا برايشان پسنديد، دوست داشتند و آنچه را كه خداوند(عزوجل) برايشان ناپسند مي‌دانست، ناخوشايند مي‌دانستند. ابن‌مسعود(رض) به تابعين فرمود: اعمال شما، از اعمال اصحاب پيامبر(ص) بيشتر است، اما آنان، از شما بهتر بودند؛ چراكه بيش از شما به دنيا بي‌رغبت بودند و نسبت به شما، رغبت و علاقه‌ي بيشتري به آخرت داشتند. در ميان تابعين، كساني بودند كه بيش از صحابه(رض)، نماز شب مي‌خواندند و بيش از آنان، روزه مي‌گرفتند و به عبادت و بندگي مي‌پرداختند. اما صحابه(رض) با وضعيت ايمانی بي‌نظيرشان و زهد و يقيني كه داشتند و نیز در توكل و اعتمادشان به خداي متعال، از تابعين، سبقت گرفتند و گوي سبقت را ربودند. بدون ترديد، صحابه(رض) زهد و بي‌رغبتي به دنيا را از رسول‌خدا(ص) آموختند. چنانچه سه هلال ماه نو، در مدت دو ماه، مشاهده مي‌شد و در اين مدت، در هيچ‌يك از خانه‌هاي پيامبر اكرم(ص)، آتشي برای پخت و پز، روشن نمي‌گرديد.(36) 
◘ شرحي بر اين سخن حسن(رض) كه: «مؤمن، (از زندگي دنيا) زاد و توشه بر مي‌دارد و كافر، فقط بهره مي‌جويد».(37)  آن‌گاه اين آيه را تلاوت فرمود:
(وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى) (بقره:197)
«و توشه برگيريد كه بهترين توشه، تقوا و پرهيزگاري است».
اين سخن حسن(رض)، فراخواني به سوي تقوا و پايبندي بر آن است. تقوا، عبارتست از اينكه خداي متعال را بر اساس نور و رهنمود الهي و به اميد اجر و پاداشش، عبادت و پرستش نمايي و از معصيت و نافرماني خداي متعال، دوري و اجتناب كني و از ترس مجازات خداوند(عزوجل)، از معصيت، باز آيي و به عبادت و پرستش خداوند متعال، روي بياوري. مؤمن بايد خداي متعال ‌را از صميم قلبش، دوست بدارد و در عبادت خداي مهربان و اميدواري به بهشت بريني كه براي پرهيزگاران، آماده نموده، اخلاص داشته باشد و از خشم و عذاب خداوند، بترسد. تقوا، نتايج و ثمراتي دارد كه هر مسلماني، بدان نيازمند است؛ از جمله:
1ـ رهايي از تمام تنگناها و رسيدن رزق و روزي از جايي كه بنده، تصورش را هم نمي‌كند. خداي متعال، مي‌فرمايد:
(وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا(2) وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ (3)) (طلاق:2،3)
«هر كس، از خدا بترسد و تقوا پيشه كند، خدا، براي او راه نجاتي (از هر تنگنايي) فراهم مي‌سازد و به او از جايي روزي مي‌رساند كه گمانش را نمي‌كند».
2ـ آسان شدن علم مفيد و سودمند؛ خداي متعال، مي‌فرمايد:
(وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُکُمُ اللّهُ) (بقره:282)
«و از خدا بترسيد و خداوند، (آنچه را كه به نفع شماست) به شما مي‌آموزد».
3ـ برخوردار شدن از نور بصيرت؛ خداي متعال، مي‌فرمايد:
(إَن تَتَّقُواْ اللّهَ يَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَاناً) (انفال:29)
«اي مؤمنان! اگر از خدا بترسيد (و تقواي الهي پيشه كنيد)، خداوند، به شما بينش ويژه‌اي عنايت مي‌كندكه در پرتو آن، حق و باطل را از هم، تشخيص مي‌دهيد».
4ـ برخورداري از محبت خداوند(عزوجل)، محبت فرشتگان و مقبوليت در زمين؛ خداي متعال، مي‌فرمايد:
(بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ) (آل‌‌عمران:76)
«آري! كسي كه به عهد و پيمان خود وفا كند و پرهيزگاري پيشه نمايد، (محبت و رضايت خداوند را به دست آورده است). همانا خداوند، پرهيزگاران را دوست دارد».
ابوهريره(رض) مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) فرموده است: (إذا أحب الله العبد قال لجبريل: قدأحببت فلاناً فأحبه، فيحبه جبريل(ع) ثم ينادي في أهل السماء: إن الله قد أحب فلاناً فأحبوه، فيحبه أهل السماء ثم يوضع له القبول في الأرض)(38)  يعني: «هرگاه خداوند، بنده‌اي را دوست بدارد، به جبرئيل(ع) مي‌گويد: من، فلاني را دوست دارم؛ تو نيز او را دوست بدار. بدين ترتيب جبرئيل(ع) نيز آن بنده را دوست مي‌دارد و سپس در ميان اهل آسمان، بانگ برمي‌آورد: خداوند، فلاني را دوست دارد؛ شما هم او را دوست بداريد و بدين‌ترتيب اهل آسمان نيز آن بنده را دوست مي‌دارند و آنگاه مقبوليت و محبت وي، در (قلب اهل) زمين، نهاده مي‌شود».
5 ـ برخورداري از نصرت و تأييد الهي و رهنمود الهي؛ و اين، همان معيتي (همراهى) است كه در آيه‌ي ذيل، به آن اشاره شده است:
(وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ) (بقره:194)
«و تقواي الهي پيشه كنيد و بدانيد كه خدا، با پرهيزگاران است».
خداي متعال، با پيامبران و دوستان خويش مي‌باشد و معيتش، شكيبايان و پرهيزگاران را نيز، شامل مي‌شود و مقتضاي معيت الهي، اين است كه خداوند(عزوجل) بنده‌اش را مورد تأييد خويش قرار مي‌دهد و كمكش مي‌كند و او را محاظفت مي‌نمايد؛ چنانچه به موسي و هارون عليهماالسلام فرمود:
(لَا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى) (طه:46)
«نترسيد؛ من، با شما هستم. (حرف‌هايشان را) مي‌شنوم و (كارهايشان را) مي‌بينم (و ايشان را از كشتن شما باز مي‌دارم)».
نوع ديگر معيت الهي، معيت عام و فراگير است؛ چنانچه مي‌فرمايد:
(وَهُوَ مَعَکُمْ أَيْنَ مَا کُنتُمْ) (حديد:4)
«و او، با شماست، هر كجا كه باشيد».
و نيز مي‌فرمايد:
(وَلاَ يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لاَ يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَکَانَ اللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا) (نساء:108)
«آنان، مي‌توانند خيانت خود را از مردم، پنهان دارند، ولي نمي‌توانند آن را از خدا پنهان كنند؛ چراكه او هميشه با آنان است، (و نيز) بدان‌گاه كه شبانگاهان، پنهاني بر گفتاري كه خدا، از آن خشنود نيست، متفق و هم‌دست مي‌گردند. و خداوند، از آنچه انجام مي‌دهند، آگاه است».
معيت عام و فراگير خداي متعال، چنين ايجاب مي‌كند كه بنده، همواره از خداي متعال بترسد و او را به ياد داشته باشد.
6 ـ گشوده شدن بركات آسمان و زمين؛ خداي متعال، مي‌فرمايد:
(وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ) (اعراف:96)
«اگر مردمان شهرها و آبادي‌ها، ايمان مي‌آوردند و تقوا پيشه مي‌كردند، بركات آسمان و زمين را به روي آنان مي‌گشوديم».
7ـ كسي كه تقوا پیشه كند، در همين دنيا، مژده‌ي رستگاري‌اش به او داده مي‌شود و مورد تعريف و تمجيد ديگران قرار مي‌گيرد؛ خداي متعال، مي‌فرمايد:
(أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ(62) الَّذِينَ آمَنُواْ وَکَانُواْ يَتَّقُونَ(63) لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِکَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ(64)) (يونس:62-64)
«هان! همانا اولياء خدا، ترسي بر آنان نيست 