ر مدينه مانده بود تا از همسرش رقيه بنت رسول‌الله(ص) پرستاري نمايد. بنابراين عثمان(رض) فقط به خاطر اجراي دستور پيامبر(ص) نتوانست در جنگ بدر شركت كند و اين، عين اطاعت از رسول‌خدا(ص) بود. به همين سبب نيز رسول‌خدا(ص) از غنايم بدر، سهمي براي عثمان(رض) تعيين نمود و بدين سان او را از اجر حضور در جنگ بدر، بي‌نصيب نگذاشت. عثمان(رض) در ماجراي حديبيه نيز از فضايل منحصر به فردي برخوردار شد كه به پاره‌اي از آنها اشاره مي‌كنيم:
*رسول‌خدا(ص) هنگامي كه از صحابه(رض) بيعت گرفت، دست مباركش را به جاي دست عثمان(رض) در دست ديگرش نهاد. چراكه عثمان(رض)‌‌ آنجا حضور نداشت و به عنوان نماينده به مكه رفته بود.
*رسول‌خدا(ص) عثمان(رض) را براي ابلاغ پيامش به مسلمانان دربند در مكه، انتخاب نمود.
*رويكرد درخشان عثمان(رض) كه پيشنهاد طواف خانه‌ي خدا از سوي كفار قريش را رد كرد تا بدين سان ثابت كند كه فقط همراه رسول‌خدا(ص) طواف مي‌كند.(1) 
*در فتح مكه نيز رسول‌خدا(ص) سفارش عثمان بن عفان(رض) را در مورد عبدالله بن ابي‌السرح پذيرفت.(2) 
در مورد زندگاني عثمان(رض) در مدينه، مي‌توان موارد ذيل را نام برد:
ازدواج عثمان(رض) با ام‌كلثوم دخت رسول‌خدا(ص) پس از وفات رقيه دخت آن حضرت(ص)؛ وفات عبدالله بن عثمان(رض) و سپس درگذشت ام‌كلثوم؛ مشاركت عثمان(رض) در ساختار اقتصادي حكومت اسلامي و كمك‌هاي مالي وي؛ خريداري چاه رومه به بيست هزار درهم توسط عثمان(رض) و وقف آن براي استفاده‌ي همگاني؛ مشاركت در توسعه‌ي مسجد پيامبر(ص) و تجهيز لشكر اسلام براي اعزام به تبوك. احاديث زيادي روايت شده كه به فضيلت عثمان(رض) در كنار ساير اهل فضيلت اشاره مي‌كند، همچنانكه برخي از احاديث، بطور اختصاصي در مورد فضيلت عثمان(رض) نقل شده است. خبر دادن رسول‌خدا(ص) از فتنه‌اي كه عثمان(رض) به دنبال آن به شهادت رسيد؛ عثمان(رض) در دوران خلافت ابوبكر صديق(رض) جزو اهل شورا و آن دسته از اصحابي بود كه نظراتشان در مورد مسايل مهم مورد توجه قرار مي‌گرفت. عثمان(رض) در مسايلي كه نرمي و ملاطفت مي‌طلبيد، در كنار ابوبكر(رض) بود؛ همچنانكه عمر(رض) در مسايلي مشاور و دستيار ابوبكر(رض) محسوب مي‌شد كه شدت و قاطعيت، لازمه‌‌ي آنها بود. عمر(رض) وزير ابوبكر(رض) بشمار مي‌رفت و عثمان(رض) دبير كل و منشي دولت صديق(رض) بود. عثمان(رض) در دوران خلافت عمر فاروق(رض) نيز منزلت و جايگاه ويژه‌اي داشت. چنانچه عموم مردم، هرگاه مي‌خواستند، چيزي از عمر(رض) درخواست كنند، آن را از طريق عثمان و عبدالرحمن بن عوف رضي الله عنهما مطرح مي‌كردند. عثمان(رض)، رديف ناميده مي‌شد. در زبان عربي به قائم مقام يا جانشين و يا شخص دوم حكومت، پس از شخص اول آن، رديف گفته‌ مي‌شود و يا به كسي اطلاق مي‌گردد كه در جايگاه رييس قرار مي‌گيرد و پس از رييس، به او مراجعه مي‌شود. گفتني است: در مواردي كه كاري از دست عمر يا عثمان برنمي‌آمد، مردم به عباس(رض) مراجعه مي‌كردند.(3) 
حسن بن علي(رض) در دوران خلافت عثمان(رض) در عنفوان جواني بسر مي‌برد و در مرحله‌ي سني خاصي قرار داشت كه مي‌توانست از رخدادها و اتفاقات پيرامونش، نكات زيادي بياموزد و از دانش سياسي خليفه‌ي راشد، عثمان بن عفان(رض) و ساير صحابه(رض)، استفاده‌ي زيادي ببرد؛ از جمله:
1ـ دانش بي‌نظير عمر(رض) در مورد نحوه‌ي انتخاب خليفه
عمر فاروق(رض) توجه ويژه‌اي به حفظ وحدت و يكپارچگي داشت و تا واپسين لحظات حياتش، در انديشه‌ي آينده‌ي امت اسلامي بود؛ آن هم در لحظاتي كه از بابت جراحات وارده، به شدت رنج مي‌برد.آري! آن لحظات جاوداني كه ايمان عميق عمر(رض) درآن نمايان گرديد. و اخلاص و ايثارش تجلي يافت.(4)  عمر فاروق(رض) در آن لحظات سخت، براي گزينش خليفه‌ي جديد، روش نوين و بي‌سابقه‌اي ارائه داد كه نشان‌دهنده‌ي دانش عميق و بي‌نطيرش در زمينه‌ي استراتژي راهبردي وي در اداره‌ي حكومت اسلامي مي‌باشد. پيش از او رسول‌خدا(ص) بي‌آنكه با نص صريح، كسي را به عنوان جانشين تعيين كند، دار فاني را وداع كرده و ابوبكر(رض) نيز، بر اساس مشورت صحابه(رض) و پس از رايزني با آنان، وي را به عنوان جانشين خود، تعيين نمود تا اينكه نوبت شخص عمر(رض) در بالين موت بود كه از او خواستند، شخصي را براي جانشيني خود، تعيين نمايد؛ لذا پس از انديشه‌ي بسيار در اين زمينه تصميم گرفت، روش جديدي براي انتخاب جانشين خود انتخاب كند كه متناسب با شرايط آن زمان باشد. رسول‌خدا(ص) در حالي به دار باقي شتافت كه همه، ابوبكر(رض) را به خاطر حسن پيشينه‌ي زيادي كه در اسلام داشت، بيش از ديگران لايق جانشيني آن حضرت(ص) مي‌دانستند و از اينرو احتمال بروز اختلاف در مورد جانشيني پيامبر(ص) دور از انتظار بود؛ بويژه اينكه رسول‌خدا(ص) با گفتار و كردارش، امت اسلامي را رهنمون شده بود كه ابوبكر(رض) شايسته‌ترين فرد، پس از ايشان مي‌باشد. آن زمان كه ابوبكر‌ صديق(رض)، عمر(رض) را به عنوان خليفه تعيين نمود، به خوبي مي‌دانست كه عموم صحابه(رض) نيز عمر(رض) را شايسته‌ترين فرد براي خلافت مي‌دانند. از اينرو پس از مشورت و رايزني با بزرگان صحابه(رض)، عمر(رض) را به عنوان جانشين تعيين كرد و هيچكس با او مخالفت ننمود و بدين سان، تمام صحابه در مورد خلافت عمر(رض) به اجماع و اتفاق نظر رسيدند.(5)  اما روش انتخاب خليفه‌ي سوم، بدين شكل بود كه براي اين منظور شورايي متشكل از چند نفر انگشت‌ شمار تشكيل شد و شش تن از صحابه كه همه‌ي آنها شايسته‌‌ي خلافت بودند، از سوي عمر(رض) براي رايزني در مورد جانشين وي، تعيين شدند؛ هرچند يكايك آنان با همديگر تفاوت داشتند. عمر(رض)، شيوه‌ي انتخاب خليفه و مهلت آن را مشخص كرد و تعداد آراي كافي در اين زمينه را تعيين نمود و تعيين خليفه را به اين مجلس مشورتي سپرد و نحوه‌ي انتخاب خليفه را در صورت برابر بودن آرا، توضيح داد و تعدادي از سربازان الهي را مأمور مراقبت از جريان انتخابات در مجلس خود نمود تا با هرگونه هرج و مرج احتمالي مقابله كنند. ناظران انتخاباتي، به كسي اجازه نمي‌دادند كه وارد مجلس انتخاب خليفه شود و يا حتي در اطراف مجلس خبرگان، دور بزند و از مسايلي كه در مجلس مي‌گذرد، اطلاع يابد.(6) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المناقب النضرة في المناقب العشرة، ص490.
2) أضواء البيان في تاريخ القرآن، نوشته‌‌ي صابر ابوسليمان، ص79.
3) تيسيرالكريم المنان في سيرة عثمان، نوشته‌ي صلابي، ص274.
4) الخليفة الفاروق عمر بن خطاب، نوشته‌ي عاني، ص161.
5) أوليات الفاروق. نوشته‌ي قرشي، ص122.
6) أوليات الفاروق. نوشته‌ي قرشي، ص124.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:79.txt">1ـ تعداد اعضاي مجلس تعيين خليفه و نامهاي آنان</a><a class="text" href="w:text:80.txt">2ـ روش انتخاب خليفه</a><a class="text" href="w:text:81.txt">3ـ مهلت مقرر براي رايزني به منظور انتخاب خليفه</a><a class="text" href="w:text:82.txt">4ـ تعداد آراي كافي براي انتخاب خليفه</a><a cla