و از اين رو به ياد داشت كه رسول اكرم(ص) در دوران بيماري‌اش ابوبكر(رض) را براي امامت نماز جلو كرده بود و نيز از چند و چون به خلافت رسيدن ابوبكر(رض) آگاه بود. بنابراين باور و اعتقاد حسن بن علي(رض) در مورد خلافت ابوبكر(رض) همان عقيده‌ي اهل سنت بوده و با توجه به پيشينه‌ي درخشان ابوبكر(رض) و نيز پيش‌نمازي وي در حيات رسول‌خدا(ص) خلافت صديق(رض) را درست و شرعي مي‌دانسته است. حسن(رض) با نگاهي تيزبينانه به جريان امامت ابوبكر(رض) در روزهاي پاياني حيات رسول اكرم(ص)، فرمان آن حضرت(ص) را در مورد امامت ابوبكر(رض) نوعي اشاره بدين نكته دانست كه ابوبكر(رض) بيش از همه شايسته‌ي خلافت است. اهل‌سنت بر اين اجماع كرده‌اند كه ابوبكر(رض) بيش از همه سزاوار جانشيني رسول‌خدا(ص) بود؛ چراكه فضيلت و پيشينه‌ي وي بر كسي پوشيده نيست و رسول اكرم(ص) در دوران حيات خويش، او را بر تمام صحابه مقدم قرار داد و امام جماعت نمود. صحابه(رض) و از جمله حسن(رض) كنهِ اين قضيه را دريافتند و بر خلافت ابوبكر(رض) اجماع كردند و هيچ يك از آنان، با خلافت ابوبكر(رض) مخالفت نورزيد. عقيده‌ي ما، اين است كه امكان ندارد صحابه(رض) بر گمراهي و ضلالتي، به اجماع و اتفاق نظر برسند. همه‌ي صحابه با ابوبكر(رض) بيعت كردند و همواره از وي اطاعت و حرف‌شنوي داشتند و هيچ يك از آنان در مورد خلافت ابوبكر(رض) مخالفت نكرد.(12)  از سعيد بن زيد سؤال شد: «چه زمانی با ابوبكر(رض) بيعت شد؟» سعيد پاسخ داد: «همان روزي كه رسول‌خدا(ص) وفات نمودند؛ چراكه صحابه دوست نداشتند، مانده‌ي آن روز را در حالي سپري كنند كه در جماعت نباشند».(13) 
برخي از علما از قبيل: خطيب بغدادي(14) ، ابوالحسن اشعري(15) ، ابوالمعالي جويني(16) و ابوبكر باقلاني،(17)  اجماع صحابه و ساير سرآمدان ديني اهل سنت و جماعت را در اين باره نقل كرده‌اند كه ابوبكر صديق(رض) بيش از هر كسي سزاوار و شايسته‌ي خلافت بوده است.(18) 
حسن(رض) اركان و پايه‌هاي خلافت اسلامي را شناخت و دريافت كه خلافت اسلامي، بر اساس شورا و بيعت مي‌باشد و مسلمانان بر اين اجماع دارند كه تشكيل خلافت، واجب است تا با تعيين خليفه به امور مسلمانان رسيدگي شود، حدود و قوانين شرعي اجرا گردد و خليفه، توانمندي‌هاي حكومت و مردم را براي گسترش دعوت اسلامي بكار بندد؛ براي حمايت دين و امت، جهاد را بپا دارد؛ حقوق مردم را تأمين كند و با عدالت و دادگستري، بيداد و ستم را ريشه‌كن كند و نيازهاي ضروري آحاد جامعه را به خوبي برآورده سازد.(19) 
به هر حال بزرگان و سرآمدان صحابه در سقيفه‌ي بني‌ساعده با ابوبكر(رض) بيعت كردند و روز بعد او را به عنوان خليفه معرفي نمودند و بدين‌سان تمام امت، به طور عمومي با ابوبكر(رض) بيعت كردند.(20) 
حسن(رض) از آنچه در سقيفه‌ي بني‌ساعده گذشت، مجموعه‌اي از مبادي و قواعد حكومت ديني را آموخت كه مي‌توان به موارد ذیل اشاره كرد:
1ـ تعيين خليفه و كاردار از طريق انتخاب صورت مي‌گيرد.
2ـ بيعت، يكي از پايه‌ها و شيوه‌هاي انتخاب است كه به حكومت، مشروعيت مي‌بخشد.
3ـ بايد كسي را به عنوان خليفه برگزيد كه ديانت و كفايتش در اداره‌ي امور، بيش از ديگران باشد؛ لذا سنجه‌ي صلاحيت در گزينش خليفه، بر اساس ارزش‌هاي اسلامي، فردي و اخلاقي مي‌باشد.
4ـ خلافت، نبايد موروثي باشد. به عبارت ديگر نبايد مبناي انتخاب خليفه را وراثت نسبي يا قبيله‌اي قرار داد.
5 ـ آن‌چه در سقيفه‌ي بني‌ساعده در مورد شرافت قريش به ميان آمد، مبتني بر واقع‌نگري و دلايلي بود كه بايد به آن توجه مي‌شد و اصلاً در انتخاب خليفه هر شرافت و مسأله‌اي كه با اصول اسلام تعارضي نداشته باشد، معتبر است و مورد توجه قرار مي‌گيرد.
6 ـ فضاي حاكم بر گفتمان سقيفه، بدور از هرج و مرج، دروغ، عهدشكني و دسيسه‌گري بود و چنان سلامت و امنيتي در خود داشت كه مي‌توان آن را فرايند گردن نهادن صحابه در برابر نصوص شرعي دانست؛ چراكه نصوص شرعي، به عنوان اصول مذاكره بر گفتمان سقيفه حاكم شده بود.(21) 
حسن بن علي(رض) رهنمودهاي نبوي و خلفاي راشدين(رض) را به‌خوبي فرا گرفت؛ از اينرو هنگام واگذاري خلافت به معاويه(رض) اين شرط را براي وي مطرح كرد كه همواره به كتاب و سنت و روش خلفاي راشدين(رض) پايبند باشد. بدين‌سان واضح مي گردد كه حسن(رض) علم و دانش دقيقي از چند و چون خلافت در دوران ابوبكر صديق(رض) داشته است. ابوبكر صديق(رض) پس از آنكه مسؤوليت خلافت را بر عهده گرفت، خطبه‌ي شكوهمندي ايراد نمود كه هرچند مختصر و كوتاه بود، ولي از باارزش‌ترين خطبه‌هاي اسلامي به شمار مي‌آيد؛ چراكه ابوبكر صديق(رض) در آن، به بيان اصول عدالت‌گستري و مهرورزي در تعامل ميان حكومت و مردم مي‌پردازد و بر اين تأكيد مي‌كند كه اطاعت از ولي‌ امر و كاردار مسلمانان، منوط به اين است كه او، فرمانبردار خدا و رسول باشد. ابوبكر صديق(رض) در اين خطبه به صراحت، نقش جهاد را در سرافرازي امت بيان مي‌فرمايد و از فحشا و بدكاري برحذر مي‌دارد كه مايه‌ي فساد، فروپاشي و ازهم‌گسيختگي جامعه مي‌باشد.(22) 
حسن بن علي(رض)، از خلال سخنراني ابوبكر صديق(رض) و اتفاقات پس از وفات رسول‌خدا(ص) به مهمترين شاخص‌هاي ساختار حكومت در آغاز دوران خلافت راشده پي برد كه از آن جمله مي‌توان به موارد ذيل اشاره كرد:
1ـ قرآن كريم و سنت نبوي، مصادر قانون‌گذاري در حكومت ابوبكر صديق(رض)
ابوبكر صديق(رض) در بخشي از خطبه‌اي كه ايراد فرمود، چنين گفت: «تا زماني كه از خدا و رسول اطاعت كردم، از من اطاعت كنيد و هرگاه از اطاعت خدا و رسول سر تافتم، پس نبايد از من فرمانبرداري نماييد».
2 ـ نظارت همگاني بر حاكم، حق شهروندي مردم در حكومت اسلامي
ابوبكر صديق(رض) در خطابه‌اش به مردم چنين فرمود: «اگر نيك و درست عمل كردم، مرا ياري رسانيد و اگر عملكردم نادرست بود، مرا اصلاح كنيد».
3ـ عدالت و برابري در ميان مردم
ابوبكر صديق(رض) در جمع مردم چنين فرمود: «كسي كه درميان شما ضعيف (و حق‌باخته) است، نزد من قوي خواهد بود تا به خواست خدا حقش را به او بازگردانم و هر كس كه درميان شما قوي است (و حق ديگران خورده) نزد من ضعيف خواهد بود تا به خواست خدا حق را از او بستانم (و به صاحب حق بازپس دهم)».
4ـ صداقت و راستي، اساس تعامل حكومت و مردم
ابوبكر صديق(رض) در سخنرانيش تصريح كرد كه: «صدق و راستي، كمال امانت است؛ و دروغ، كمال خيانت».
صداقت و راستي، اساس تعامل حكومت و مردم، در دوران خلفاي راشدين بود.
5 ـ جهاد در راه خدا، اولويت خلافت اسلامي
ابوبكر صديق(رض) در بخشي از سخنراني تاريخي خود در نخستين روز خلافتش چنين فرمود: «هيچ قومي، جهاد در راه خدا را ترك نكردند، مگر آنكه خداي متعال، آنان را به خفت و خواري كشاند».(23)  ابوبكر(رض) خلق و خوي مجاهدانه‌اش را در ميادين نبرد كفر و ايمان، به طور مستقيم از رسول‌خدا(ص) فراگرفته و حقيقت فرموده‌ي رسول‌خدا(ص) را دريافته بود كه فرموده‌ است: (إذا تبايعتم بالعينة و أخذتم أذناب البقر و رض