يد. خداوند قطعاً مي خواهد پليدي را از اهل بيت (پيغمبر) دور كند و شما را كاملاً پاك سازد. و آيات خدا و سخنان حكمت‌انگيز (پيغمبر) را كه در منازل شما خوانده مي‌شود (بياموزيد و براي ديگران) ياد كنيد. بي‌گمان خداوند دقيق و آگاه است».
كاملاً روشن است كه همه جاي اين آيات، همسران پيامبر اكرم(ص) مخاطب قرار گرفته‌اند و تمام امر و نهي و وعيد موجود در اين آيات، متوجه آنان است. اما با اين حال بايد مشخص نمود كه چرا با وجودي كه مخاطبان آيه‌ي تطهير، ازواج مطهرات هستند، اما در اين آيه، صيغه‌ي مذكر بكار رفته است؟ بايد گفت: اولاً در اين آيه از آن جهت ضمير مذكر آمده كه بيان شود نفع اين آيه، علاوه بر زنان پيامبر(ص) شامل افراد ديگري هم مي‌شود كه برخي از آنها مذكر هستند و اين، يك قاعده و دستور زبان عربي است كه چنانچه تعدادي زن و مرد گرد هم آيند، در مورد جمع متشكل از مذكر و مؤنث، قاعده‌ي مذكر بكار مي‌رود. از اين رو نمايان مي‌گردد كه علاوه بر زنان پيامبر(ص) افرادي كه در حديث نام برده شدند، يعني علي، فاطمه، حسن و حسين(رض) نيز در جرگه‌ي اهل بيت قرار مي‌گيرند؛ آن هم بطور ويژه. چراكه در حديث، نام آنان بطور خاص گرفته شده است. همچنانكه اهل بيت، به همين افراد مذكور خلاصه نمي‌شوند. بلكه افراد ديگري نيز در شمار اهل بيت قرار دارند. از جمله زنان پيامبر(ص). چنانچه يك بار از زيد بن ارقم(رض) سؤال شد كه آيا زنان پيامبر(ص) از اهل بيت او هستند؟ زيد(رض) در پاسخ گفت: زنان پيامبر(ص) جزو اهل بيت او هستند و اما اهل بيت او كه صدقه بر آنان حرام است، عبارتند از: آل علي، آل جعفر، آل عقيل‌، آل عباس.(3) 
برخي، آيه‌ي تطهير را به صورت بريده و بدون بيان اسلوب قرآني آن، عَلَم مي‌كنند و بي‌آنكه به مخاطبان اصلي آيه يعني زنان پيامبر(ص) توجه نمايند، حديث كساء را دليل مي‌گيرند و ادعا مي‌كنند كه اهل بيت، فقط و فقط عبارتند از: رسول‌خدا(ص)، علي، فاطمه، حسن وحسين(رض) كه از آنها، به پنج تن آل عبا ياد مي‌نمايند. شيعيان با همين روش استدلالي و با استناد به حديث كساء كه توسط عائشه و ام‌سلمه رضي الله عنهما روايت شده، بر اين باورند كه آيه‌ي تطهير، دليل عصمت علي، فاطمه، حسن و حسين(رض) از تمام خطايا و گناهان بزرگ و كوچك مي‌باشد. البته بنابر اعتقاد اهل تشيع، عصمت، يكي از شرايط امامت و بلكه از اساسي‌ترين باورهاي شيعيان مي‌باشد و از اهميت و جايگاه ويژه‌اي در اعتقادات آن برخوردار است و همين امر، باعث شده تا برخي از شيعيان، ويژگي‌ها و توانمند‌يهاي علمي و عملي فرا‌بشري و نامحدودي براي امامان قايل شوند و حتي چنين پنداري در ميان آنها گسترش يابد كه امامان، در برابر هيچ كس مسؤول نيستند و اصلاً امكان ندارد كه از آنها خطايي سرزند؛ از اين رو هر عملي كه انجام دهند، نه تنها قابل نقد نيست، بلكه ايمان آوردن به آن و تصديقش، واجب مي‌باشد. اين پندار، برآمده از آن است كه اساساً يكايك افعال امامان را درست و نيك مي‌دانند و بر اين باورند كه امامان، چيزهايي مي‌دانند كه ديگران نمي‌دانند. به همين سبب نيز ائمه، در تمام جنبه‌هاي زندگاني معصوم هستند و هيچ گناه بزرگ و كوچكي مرتكب نمي‌شوند و هيچ معصيتي از آنان سر نمي‌زند و اساساً بروز هرگونه خطا يا نسيان از آنان غير ممكن است. چنانچه شيخ مفيد، بدين نكته تصريح كرده و گفته است: اماماني كه در مقام پيامبران قرار گرفته‌اند، در اجراي احكام و اقامه‌ي حدود و قوانين ديني و همچنين حفاظت دين و شريعت و تأديب و آگاهي مردم، از عصمتي همچون عصمت پيامبران برخوردارند و امكان ندارد كه از آنان گناه بزرگ و كوچكي سرزند و يا در هيچ يك از مسايل ديني، دچار اشتباه شوند و يا ذره‌اي از احكام دين را از ياد ببرند. اين، اعتقاد عموم اماميه است جز تعداد اندكي از آنان.(4) 
شيخ مفيد در اين زمينه دلايل خودش را ذكر نموده است كه مي‌توانيد به اوائل المقالات وي مراجعه كنيد. البته بنده نيز در كتاب سيرت علي بن ابي‌طالب(رض) دراين باره به تفضيل سخن گفته‌ام.
اينك دلايل شيعيان را در مورد آيه‌ي تطهير مورد بررسي قرار مي‌دهيم:
1ـ روايت ام‌امؤمنين ام‌سلمه رضي الله عنها كه به اشكال مختلف نقل شده است.
ام‌سلمه رضي الله عنها مي‌گويد: رسول‌خدا(ص) در خانه‌ي من بود و علي و فاطمه و حسن و حسين(رض) نيز حضور داشتند. براي آنها غذايي آماده كردم؛ آنان از آن غذا تناول كردند و سپس خوابيدند. رسول اكرم(ص) رواندازي، روي آنها انداخت و سپس گفت: (اللهمّ هؤلاء أهل بيتي، أذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهيراً) يعني: «بارخدايا! اينها، اهل بيت من هستند؛ پليدي را از آنان دور كن و آنها را پاك نما». در روايت ديگري آمده است: رسول‌‌خدا(ص) آنان را روي قطيفه‌اي نشانيد و سپس چهار گوشه‌‌ي آن را گرفت و آن را روي سر آنها كشيد و سپس دست راستش را به دعا برداشت و گفت: (اللهمّ هؤلاء أهل بيتي، أذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهيراً) يعني: «بارخدايا! اينها، اهل بيت من هستند؛ پليدي را از آنان دور كن و آنها را پاك نما». اين دو روايت، همانند روايتي است كه امام مسلم از ام‌المؤمنين عايشه‌ي صديقه رضي الله عنها روايت كرده است. البته نمي‌توان بر اساس اين دو روايت به طور قطع نظر داد كه ديگران، جزو اهل بيت نيستند يا مشمول اين فضيلت قرار نمي‌گيرند.(5)  روايات ديگري كه از ام‌سلمه رضي الله عنها نقل شده، دال بر اين است كه اين بانوي بزرگوار، همراه علي و فاطمه و حسن و حسين(رض)، زير عبا يا روانداز نبوده است؛ برخي از اين روايات، ضعيف و برخي نيز صحيح هستند. يكي از اين روايات، از اين قرار است: زماني كه آيه‌ي تطهير در خانه‌ي ام‌سلمه رضي الله عنها بر رسول اكرم(ص) نازل شد، آن حضرت(ص)، فاطمه، حسن و حسين را فرا خواند و آنان را با رواندازي پوشانيد؛ علي(رض) نيز پشت سر آن حضرت(ص) بود؛ او را هم با رواندازي پوشانيد و سپس فرمود: (اللهمّ هؤلاء أهل بيتي، أذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهيراً) يعني: «بارخدايا! اينها، اهل بيت من هستند؛ پليدي را از آنان دور كن و آنها را پاك نما». ام‌سلمه رضي الله عنها گفت: اي پيامبر‌خدا! من هم با آنها هستم. رسول اكرم(ص) فرمود: (أنت علي مكانك و أنت علي خير) يعني: «تو، بر جاي خودت هستي‌ و بهتري». گويا رسول‌خدا(ص) بيان نمود كه ام‌سلمه رضي الله عنها اساساً جزو اهل بيت است و نيازي به اين نيست كه زير كساء برود.
البته روايت درستي وجود دارد دال بر اينكه ام سلمه رضي الله عنها پس از آنكه افراد مذكور از زير روانداز، بيرون آمدند، همانند آنها به زير روانداز رفته است. شايد علتش، اين بود كه با وجود علي بن ابي‌طالب(رض) در زير آن روانداز، براي ام‌سلمه رضي الله عنها درست نبوده كه زير روانداز برود و از اين رو رسول خدا(ص) پس از بيرون آمدن علي(رض) و ديگران از زير روانداز، ام‌سلمه رضي الله عنها را نيز زير روانداز برده است. شهر مي‌گويد: زماني كه خبر شهادت حسين بن علي(رض) به مدينه رسيد، ام‌سلمه رضي الله عن