 و گریست. ابوالعباس‌قرطبي صاحب كتاب المفهم، ضمن یادآوری سخنان ضرار، مي‌گويد: اين روایت، بیانگر‌ آن است كه معاويه(رض) به‌خوبي با منزلت، جايگاه و فضائل علي(رض) آشنا بود؛ از این‌رو خیلی بعيد است كه به دشنام يا نفرین اميرالمؤمنين علي(رض) پرداخته باشد.(30)  معاويه(رض) به خردمندی، ديانت و بردباري و مكارم اخلاق آراسته بود؛ بنابراین تمام رواياتي كه در زمینه‌ی ناسزاگویی به علی(رض) از سوی معاویه(رض) یا عوامل وی، نقل شده، رواياتي دروغين و ساختگی است و تنها روایتی صحیحی که در این زمینه در دست مي‌باشد، همان روایت مسلم است که پیشتر بیان شد.(31) 
دكتر ابراهیم‌الرحيلي نويسنده‌ي كتاب ارزشمند ‌الانتصار ‌للصحب و ‌الآل من افتراءات السماوي ‌الضال مي‌گويد: آنچه از سخن معاويه(رض) خطاب به سعد(رض) به‌نظرم مي‌رسد، اين است كه معاويه(رض) از بر زبان آوردن اين سخن، قصد شوخي داشته تا بدین‌وسيله برخي از فضايل علي (رض) را براي اطرافيانش اظهار نماید و از آنجا كه معاویه(رض)، خیلي زيرك و باهوش بود،‌ مي‌خواست از طریق این پرسش، به ديدگاه سعد(رض) در مورد علي(رض) پي ببرد و به‌همين خاطر نیز چنين سؤالی را مطرح نمود. معاویه(رض) پيشتر، اين سياست را در مورد ابن عباس(رض) نيز به‌كار برده و از وي پرسيده بود: آيا تو بر ملت علي(رض) هستي؟ ابن عباس(رض) در پاسخش گفته بود: «من، نه بر ملت علي((رض)) هستم و نه بر ملت عثمان((رض))؛ بلكه از رسول خدا(ص) پيروي مي‌كنم و از ملت آن بزرگوارم».(32)  بديهي است اين سخن معاويه(رض) به ابن عباس(رض)، تنها يك شوخي بود؛ چنانچه با سعد(رض) نیز به همین شکل، شوخی کرد. اينكه روافض مدعي شده‌اند که معاويه(رض) دستور داده بود، بر منبرها، به دشنام نفرين علي(رض) بپردازند، افترايي بيش نيست و امكان ندارد چنين دستوري از سوی معاويه(رض) صادر شده باشد.(33)  چراکه:
1ـ هیچ‌گاه معاويه(رض) شخصاً، علي (رض) را دشنام نمي‌داد؛ از این‌رو امكان ندارد که به دیگران دستور دهد تا علی(رض) را دشنام دهند؛ معاویه(رض) همواره اذعان داشت كه علي(رض)، از او برتر است و از پیشگامان مسلمان مي‌باشد. چنانچه سخنان زیادی از معاویه(رض) در فضایل علی(رض) نقل شده است:
•	ابن كثير رحمه الله مي‌گويد: در روايات بسياري آمده است: ابومسلم خولاني و جمعي ديگر از مردم، نزد معاويه رفتند و از او پرسيدند: آيا تو، از علي(رض) بهتري يا از مقامي چون مقام او برخورداري؟ فرمود: «به خدا سوگند كه خود، مي‌دانم علي(رض) از من بهتر و برتر است و بیش از من سزاوار امارت مي‌باشد».(34) 
•	ابن كثير از جرير‌ بن ‌عبدالحميد از مغيره روايت نموده که وقتی خبر شهادت علی(رض) به معاويه رسيد، معاویه(رض)، گریست. همسرش گفت: آيا به‌خاطر کشته شدن كسي مي‌گریی كه خود، با او جنگيده‌اي؟ پاسخ داد: «واي بر تو! تو، نمي‌داني كه مردم چه شخصيت عالم، فاضل و فقيهي را از دست داده‌اند!»(35) 
بنابراین کدامین انسان عاقل و ديندار، باور مي‌کند كه معاويه(رض) به علي(رض) دشنام مي‌داده و يا عوامل خویش را بدین کار تحريك مي‌کرده است؟!
2ـ هيچ روايت صحيحي وجود ندارد که بیانگر دشنام دادن معاويه به علی(رض) در اثناي جنگ با وی باشد. از این‌رو آيا عقل سلیم، این را مي‌پذیرد که معاویه(رض) بعد از جنگ يا پس از وفات علی(رض) به دشنام و نفرين او پرداخته باشد؟! هيچ انسان عاقل و خردمندی، باور نمي‌کند كه معاويه به دشنام و نفرين علي(رض) پرداخته و يا ديگران را به چنين کاري دستور داده باشد.
3ـ معاويه(رض) خیلی زيرك و باهوش بود و اصلاً امكان ندارد که با آن‌همه فراست و زیرکی، مردم را به دشنام دادن علي(رض) وادار كرده باشد. چگونه امكان دارد معاويه(رض) از كسي همچون سعد‌ بن ‌ابي‌وقاص(رض) كه در عين شجاعت و پرهيزگاري، از فتنه و جنگ‌های داخلی كناره‌گيري كرد، بخواهد كه علي(رض) را دشنام دهد. انسان، هرچقدر هم که كم‌عقل‌ و سبک‌سر باشد، چنین رویه‌ای را در پیش نمي‌گیرد تا چه رسد به شخصی چون معاویه(رض) که بیش از تصور ما، عاقل و خردمند بود.
4ـ پس از كناره‌گيري حسن بن علي از خلافت، معاويه بن‌ ابي‌سفيان(رض) زمام امور را به دست گرفت؛ اینک از کسانی که معاویه(رض) را به سب و لعن علي(رض)، متهم مي‌کنند، باید پرسید که این کار، چه فايده‌اي براي معاويه(رض) داشت؟! آیا غیر از این است که حكمت و حسن تدبير، چنین اقتضا مي‌كرد كه در آن موقعيت، به اميرالمؤمنين علي(رض) دشنام داده نشود تا اوضاع، آرام گردد؟!
آري! در آن موقعيت، انتظار مي‌رفت که معاویه(رض) با آن‌همه فراست و حسن تدبیرش، از دشنام دادن علي (رض) بپرهيزد. شخص معاويه(رض) نيز به‌خوبي اهميت اين نكته را مي‌دانست و محال بود که چنین مسأله‌ی مهمی، از دیدِ معاویه(رض) پنهان بماند.
5 ـ پس از اينكه معاويه(رض) زمام امور را به‌دست گرفت، ميان او و فرزندان علي(رض) الفت و رابطه‌ي نزديكی برقرار بود؛ چنانكه در كتاب‌های سيرت و تاريخ،(36)  نمونه‌هاي زیادی از روابط عمیق و نزديك آنان آمده است؛ از جمله اینکه باری حسن و حسين رضي الله عنهما به همراه عده‌ای نزد معاويه(رض) رفتند؛ معاویه(رض) دوهزار درهم تقديمشان نمود و گفت: «هيچ‌كس به اندازه‌ي من به‌اين دو كمك‌مالي نکرده است». حسين(رض) فرمود: «و تو نيز به بهتر از ما، چيزي نداده‌اي».(37)  باري حسن بن علي(رض) نزد معاويه(رض) رفت؛ معاویه(رض) به‌گرمی از حسن(رض) استقبال کرد و گفت: «خوش آمدی ای پسر دختر رسول خدا!» و سپس سيصد‌هزار درهم تقديمش نمود.(38) 
اين روايات تاريخي، بیانگر آنست که ناسزاگویی معاویه(رض) و عواملش به امیر مؤمنان علی(رض)، دروغی است که دشمنان صحابه(رض)، آن را ساخته و پرداخته‌اند؛ اصلاً چگونه امكان دارد که با وجود رابطه‌اي اين‌چنين نزديك و صميمي ميان معاويه و فرزندان علي(رض)، معاويه، مردم را به دشنام دادن علي(رض) تحريك نموده باشد. بدین سان مي‌توان به حقيقت مطلب پي برد.(39)  مردمان دوران معاويه(رض) به احكام شریعت پایبند بودند و با شوق و اشتیاق وافر دستورات و احکام اسلامي را اجرا می‌کردند. از این‌رو خیلی بعيد است كه چنين مردمانی، زبان به طعن و لعن و ناسزا‌گفتن بگشايند و کسی چون علی مرتضی(رض) را دشنام دهند.
ابن مسعود(رض) مي‌گوید: رسول خدا(ص) فرموده است: (ليس‌ المؤمن بالطعان و لا باللعان و لا بالفاحش و لا بالبذي)(40)  یعنی: «مؤمن، طعنه‌زننده، لعنت‌كننده، دشنام‌دهنده و بيهوده‌گوی نیست».
رسول اکرم(ص)، مسلمانان را از دشنام دادن مردگان مشرک، منع نموده است؛ از این‌رو کسی که به اوليا و بندگان نیک خداوند دشنام دهد، چه حکمی دارد؟ عايشه‌ي صديقه رضي الله عنها مي‌گوید: رسول خدا(ص) فرموده است: (لا تسبوا الأموات فإنهم قد أفضوا الي ما قدموا)(41)  «مردگان را دشنام ندهيد؛ زيرا آنها به نتیجه‌ی اعمال خویش رسیده‌اند».
پس از كناره‌گيري حسن بن علي(رض) از خلافت، اختلافات و تنش‌ها، فروكش كرد و مسلمانان، معاويه(رض) را به‌عنوان زمامدارشان پذيرفتند. گفته شده معاويه(رض)