‌ انداخته‌ بودند تا اشعه‌ي‌ خورشيد بر وجود ايشان‌ نتابد.
ياران‌ همه‌ جمع‌ آمدند. نماز ظهر خوانده‌ شد. پس‌ از نماز، رسول‌ خدا (ص) برخاست‌ و رو به‌ جانب‌ قوم‌ نمود. همه‌ مي‌دانستند كه‌ ايشان‌ قصد ايراد سخن‌ دارند، لذا ساكت‌ و بدون‌ سر و صدا متوجه‌ آنحضرت‌ (ص) شدند. پيامبر (ص) فرمود:
آنچه‌ رسول‌ خدا (ص) در «غدير خُم‌» بيان‌ فرمود، مطلبي‌ راجع‌ به‌ حضرت‌ علي‌(رض) بود؛ موضوعي‌ كه‌ از وقت‌ شايع‌ شدن‌ گله‌ها و اظهار ناراحتي‌ برخي‌ از او، در صدد بيان‌ آن‌ بود.
مردمي‌ كه‌ جلو ايشان‌ قرار داشتند، اغلب‌ از مهاجران‌ و انصار بودند؛ كساني‌ كه‌ ميثاق‌ بسته‌ بودند هر چه‌ از خدا و رسول‌ او مي‌شنوند، امتثال‌ نمايند و در اين‌ راه‌ چنان‌ صداقت‌ و شايستگي‌ نشان‌ داده‌ بودند كه‌ خداوند متعال‌ در قرآن‌ آنان‌ را صاحب‌ رضاي‌ متقابل‌ معرّفي‌ فرموده‌ بود (خداوند از آنان‌ راضي‌ و آنان‌ از خدا راضي‌» بخوانيد سوره‌ي‌ توبه‌ آيه‌ي‌ 100.)، و رسول‌ خدا (ص) از ناحيه‌ي‌ آنان‌ از هر حيث‌ مطمئن‌ بود و يقين‌ داشت‌ سخنانش‌ در نزد آنان‌ قدر خواهد داشت‌ و به‌ زودي‌ بدون‌ كم‌ و كاست‌ مورد عمل‌ قرار خواهد گرفت‌. لذا بهترين‌ زمان‌ در آن‌ سفر براي‌ ايراد يك‌ سخن‌ درباره‌ي‌ علي‌ (رض) فرا رسيده‌ بود.
آنچه‌ پيامبر (ص) در غدير خُم‌ فرمودند :(از اين‌ فصل‌ تا ابتداي‌ «حديث‌ غدير خُم‌ يا حديث‌ موالات‌» در صفحه‌ي‌ 90، توسط‌ مصحح‌ اضافه‌ شده‌ است‌. «مصحح‌»)
خطبه‌ و حديث‌ غدير در كتب‌ حديث‌ اهل‌ سنت‌ و جماعت‌ به‌ شيوه‌هاي‌ مختلفي‌ ثبت‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ صورت‌ گذرا آن‌ را از كتاب‌هاي‌ مختلف‌ حديث‌ با الفاظ‌ گوناگون‌ تقديم‌ مي‌كنيم‌:
1) صحيح‌ مسلم‌؛ 
در صحيح‌ مسلم‌ در باب‌ «فضائل‌ علي‌» خطبه‌ي‌ غدير با اين‌ الفاظ‌ ثبت‌ شده‌ است‌:
«أما بعد؛ ألا أيها الناس‌ فإنَّما أنا بشرٌ يوشك‌ أن‌ يأتي‌ رسول‌ ربِّي‌ فاجيب‌ وأنا تارك‌ فيكم‌ ثقلين‌ ـ أوّلهما كتاب‌ الله فيه‌ الهدي‌ والنور، فخذوا كتاب‌ الله واستمسكوا به‌ فحث‌ علي‌ كتاب‌ الله ورغب‌ فيه‌، ثم‌ قال‌: و أهل‌ بيتي‌، أذكركم‌ الله في‌ أهل‌ بيتي‌، أذكركم‌ الله في‌ أهل‌ بيتي‌، أذكركم‌ الله في‌ أهل‌ بيتي‌» ( رواه‌ مسلم‌.). 
«هان‌ اي‌ مردم‌! همانا من‌ هم‌ انسان‌ هستم‌، و نزديك‌ است‌ كه‌ پيك‌ پروردگارم‌ (مرگ‌) به‌ سراغم‌ بيايد و من‌ اجابتش‌ كنم‌، در ميان‌ شما دو چيز گران‌بها بر جاي‌ مي‌گذارم‌؛ يكي‌ «كتاب‌الله» است‌ ـ كه‌ در آن‌ هدايت‌ و نور مي‌باشد ـ پس‌ از آن‌ رسول‌ اكرم‌ (ص) مردم‌ را تشويق‌ به‌ چنگ‌ زدن‌ به‌ كتاب‌ الله كردند. سپس‌ فرمودند: ديگري‌ «اهل‌ بيت‌»ام‌، درباره‌ي‌ اهل‌ بيتم‌، شما را متوجه‌ پروردگار مي‌كنم‌، خدا را در نظر داشته‌ باشيد».
2) جامع‌ ترمذي‌
ترمذي‌ اشاره‌اي‌ به‌ واقعه‌ي‌ غدير و خطبه‌ و حديث‌ آن‌ روز نكرده‌ است‌ و فقط‌ در باب‌ «مناقب‌ علي‌ (رض)» سه‌ روايت‌ را نقل‌ مي‌كند:
1) روايت‌ عمران‌ بن‌ حصين‌ (رض) (را كه‌ در صفحات‌ قبل‌ در قسمت‌ عوامل‌ ايراد خطبه‌ي‌ غدير، آن‌ را در مورد پنجم‌ نقل‌ كرده‌ايم‌).
2) روايت‌ دوم‌ را از حضرت‌ زيد بن‌ ارقم‌ (رض) نقل‌ مي‌كند كه‌ پيامبر (ص) فرمود:
«من‌ كنت‌ُ مولاه‌ فعلي‌ّ مولاه‌»: 
هر كه‌ من‌ مولي‌ (محبوب‌) اويم‌، علي‌ نيز مولاي‌ اوست‌.
3) روايت‌ حضرت‌ براء بن‌ عازب‌ (رض) (كه‌ شبيه‌ آن‌ را قبلاً در عوامل‌ ايراد خطبه‌ي‌ غدير در مورد اول‌ ذكر كرديم‌).
3) سنن‌ ابن‌ماجه‌
ابن‌ ماجه‌ از حضرت‌ براء بن‌ عازب‌ (رض) اين‌ گونه‌ روايت‌ مي‌كند:
«ما همراه‌ رسول‌الله (ص) از سفر حج‌ برمي‌گشتيم‌. در مسير راه‌، جايي‌ فرود آمدند، دستور به‌ نماز دادند، سپس‌ دست‌ حضرت‌ علي‌ (رض) را گرفته‌ و فرمودند: «ألست‌ أولي‌ بالمؤمنين‌ من‌ أنفسهم‌؟ قالوا: بلي‌. قال‌: ألست‌ أولي‌ بكل‌ مؤمن‌ من‌ نفسه‌؟ قالوا: بلي‌. قال‌: فهذا ولي‌ من‌ أنا مولاه‌. اللهم‌ وال‌ من‌ والاه‌، اللهم‌ عاد من‌ عاداه‌.
آيا من‌ نسبت‌ به‌ مؤمنان‌ برتر و دلسوزتر از خودشان‌ نيستم‌؟ گفتند: آري‌! باز فرمودند: آيا من‌ نزد مؤمنان‌ محبوب‌تر از جانشان‌ نيستم‌؟ گفتند: آري‌! فرمودند: پس‌ هر كس‌ كه‌ من‌ محبوب‌ اويم‌، علي‌ نيز محبوب‌ اوست‌، پروردگارا! هر كه‌ او را دوست‌ بدارد، تو نيز او را دوست‌ بدار. و هر كس‌ كه‌ او را دشمن‌ بگيرد، تو نيز او را دشمن‌ بگير!
4) سنن‌ نسايي‌
در السنن‌ الكبري‌ از نسايي‌ روايات‌ ديگري‌ در مورد حضرت‌ علي‌ (رض) آمده‌ همچون‌ حديث‌ بريده‌ و عمران‌ بن‌ حصين‌ (كه‌ قبلاً ذكر شده‌اند)، اما حديثي‌ كه‌ به‌ غدير مربوط‌ مي‌شود، از حضرت‌ زيد بن‌ ارقم‌ (رض) مي‌باشد كه‌ مي‌فرمايد:
«زماني‌ كه‌ رسول‌الله (ص) از حجةالوداع‌ برمي‌گشتند در غدير خُم‌ فرود آمدند. طبق‌ دستور ايشان‌، زير چند درخت‌ بزرگ‌، پاك‌ و تميز شد و آنحضرت‌ (ص) در آنجا ايستاده‌ و فرمودند:
كأني‌ قد دعيت‌ فأجبت‌، إني‌ قد تركت‌ فيكم‌ الثقلين‌، أحدهما أكبر من‌ الآخر، كتاب‌ الله وعترتي‌ أهل‌ بيتي‌، فانظروا كيف‌ تخلفوني‌ فيهما، فإنهما لن‌ يتفرقا حتي‌ يردا علي‌ الحوض‌. ثم‌ قال‌: إن‌ّ الله مولاي‌، وأنا ولي‌ّ كل‌ّ مؤمن‌ ثم‌ أخذ بيد علي‌ فقال‌: مَن‌ كنت‌ُ وليّه‌ فهذا وليّه‌. اللهم‌ وال‌ من‌ والاه‌ وعاد من‌ عاداه‌»(السنن‌ الكبراي‌ للنسايي‌: ج‌5، ص‌45. مسند احمد: ج‌3، ص‌17 و 26. ). 
«احساس‌ مي‌كنم‌ به‌ سوي‌ پروردگارم‌ فراخوانده‌ شده‌ام‌، و عزم‌ رفتن‌ دارم‌، من‌ در ميان‌ شما دو چيز گران‌قدر كه‌ يكي‌ از ديگري‌ بزرگ‌تر است‌ مي‌گذارم‌، كتاب‌ الله و خاندانم‌، اهل‌ بيتم‌، اكنون‌ ببينيد پس‌ از من‌، شما با آنان‌ چگونه‌ رفتار مي‌كنيد؟ چراكه‌ اين‌ دو از هم‌ جدا نمي‌شوند تا اين‌كه‌ در حوض‌ كوثر نزد من‌ بيايند. سپس‌ فرمودند: همانا خداوند مولاي‌ من‌ است،‌ و من‌ محبوب‌ هر مؤمن‌ هستم‌. سپس‌ دست‌ علي‌ را گرفته‌ و فرمودند: هر كس‌ كه‌ من‌ محبوب‌ اويم‌، علي‌ نيز محبوب‌ اوست‌، پروردگارا! هر كس‌ با او محبت‌ دارد، او را دوست‌ بدار، و هر كس‌ با او دشمن‌ مي‌كند، دشمنش‌ بدار.
5) مُسند امام‌ احمد 
امام‌ احمد : در مُسندش‌ روايات‌ متعددي‌ را ذكر كرده‌ است‌ كه‌ اكثر آنها را قبلاً يادآور شده‌ايم‌، و در اينجا تنها يك‌ روايت‌ را از مُسند ايشان‌ كه‌ اندكي‌ با روايات‌ قبلي‌ تفاوت‌ دارد، نقل‌ مي‌كنيم‌.
حضرت‌ براء بن‌ عازب‌ (رض) گويد: پيامبر (ص) در حالي‌ كه‌ دست‌ حضرت‌ علي‌ (رض) را گرفته‌ بودند، فرمودند: 
«ألستم‌ تعلمون أني‌ أولي‌ بالمؤمنين‌ من‌ أنفسهم‌؟ قالوا: بلي‌. قال‌: ألستم‌ تعلمون‌ أني‌ أولي‌ بكل‌ مؤمن‌ من‌