جام دهی. تا همگام به تمام مذاهب باشی. حال هر گاه آن به وقوع پیوست، می‌گردم تا راه حلی از مذهب شیخ الاسلام ابن تیمیه یا از مذهب بعضی از پیشینیان برایش پیدا کنم. روش کار این چنین است؛ شایسته است که شرایط زمانه و عصرمان را در نظر بگیریم تا فقهمان امروزی گردد. باید به تغییرات زمانه توجه کنیم. عصر ما دچار تغییراتی شده و نسبت به قبل تغییرات زیادی کرده است؛ پس باید این تغییرات در فقه نیز خود را نشان دهد؛ زیرا فقه ماده‌ای است زنده، نرم و مقاوم و متحرک و اصلاً چیز جامدی نیست. 
علمای گذشته برای عصر و زمانه خودشان اجتهاد کرده‌اند و فتوا داده‌اند. پس ما نیز متناسب با عصر و زمانه خودمان اجتهاد کنیم. شاید آن چیزهایی که آنان اجتهاد می‌کردند و فتوا می‌دادند متناسب با جامعه و زمانه و حال خودشان بوده. اکنون دیگر آن چیزها، مناسب ما و اصلاً شایسته عصر و زمانه ما نیست. شاید این معلومات زیادی که ما داریم، آنان نداشته‌اند. بهترین شاهد و مثال ما همین مطلب است. شافعی و ابوحنیفه و ابن حنبل می‌گویند : بیشترین مدت حمل دو سال است. بنابر فرموده حضرت عایشه که فرمود : جنین بیشتر از دو سال در شکم مادرش باقی نمی‌ماند. اگرچه هم با ریسمان بافته شده، بسته شود. 
امام مالک می‌گوید : چه کسی این حرف را می‌زند؟ به این زن همسایه ما، زن محمدبن عجلان نگاه کنید. زنی است که راستگو. شوهرش نیز راستگو است. چندین بار حامله شده است و هر بار چهار سال طول کشیده است. بدین خاطر در مذهب مالکی مدت حمل چهار، پنج یا هفت سال است این بنابر آن چیزی است که از زن‌ها شنیده‌اند. زنی می‌گویند من حامله‌ام. آن زن هم راست می‌گوید. حال اینکه آنها این چیزی که ما در این عصر و زمانه می‌دانیم، امروزه می‌گویند‌ : این همان چیزی است که ما آن را حاملگی کاذب می‌نامیم. 
یعنی زنی که زیاد شوق باردار شدن دارد و خود را به این قضیه مشغول کرده است. نشانه‌های حاملگی را حس می‌کند، شکمش بزرگ می‌شود و حرکات داخل شکمش را حس می‌کند. به او حالت تهوع و استفراغ که از نشانه‌های حاملگی است، دست می‌دهد. این حالت‌ها، یک تا دو سال طول می‌کشد. عجیب اینجاست که بعد از دو سال معلوم می‌گردد که تازه او حامله شده است. حال همه این حالت‌ها را به حساب حاملگی می‌گذارند. همسرش این را می‌بیند. حتی همسایه‌هایش این را می‌فهمند و می‌گویند : این زن چهار سال حامله بوده است. این همان حاملگی کاذب است. من معتقدم اگر امام مالک الان زنده بود، همان چیزی را می‌گفت که امروز ما می‌گوییم؛ زیرا امکان ندارد جنین چهار، پنج سال یا بیشتر در شکم مادرش بماند. 
به این دلیل است که ابن حزم این را رد می‌کند و می‌گوید : پروردگارمان می‌فرماید : 
وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْراً	(الأحقاف / 15)
«حاملگی و شیردادنش 30 ماه طول می‌کشد». 
چگونه است که حاملگی و شیردادن کودک سی ماه طول می‌کشد و حال آن که فقط حاملگی به تنهایی، چهار یا هفت سال طول می‌کشد؟ ابن حزم می‌گوید : حاملگی نه ماه است و این یک چیز عادی و معمولی است. ابن عبدالحکم می‌گوید : حاملگی یک سال قمری طول می‌کشد. قوانین احوال شخصیه (تولد، ازدواج، طلاق، مرگ) و همچنین بزرگان این قن در این قرن نیز با این عبدالحکم هم عقیده‌اند. ولی آنان می‌گویند : طبق محاسبات امروزی حاملگی یک سال شمسی طول می‌کشد. 
شاهد و مثال ما اینجاست.ما نیاز داریم که فقهمان را امروزی گردانیم. تا فقهی شود همگام با عصر و زمانه. فقهی که از معلومات و معارف و دانش‌های امروزی بهره‌مند است و تنها بر آنچه که در کتاب‌های قدیم موجود است اصرار نورزیم. علمای بزرگمان که در قدیم اجتهاد کرده‌اند، اگر آن چیزی که ما امروز می‌بینیم آنها نیز می‌دیدند، حتماً آن چیزی می‌گفتند که ما امروز می‌گوییم؛ این عین همان چیزی است که قبلاً ابویوسف و محمد دو تن از شاگردان بزرگ ابوحنیفه گفته‌اند. این دو شاگرد ابوحنیفه با یک سوم یا دو سوم فقه ابوحنیفه مخالفند. دانشمندان حنفی می‌گویند اختلاف بین ابوحنیفه و دو دوستش در بیشتر حالات، اختلاف دوره و زمان بوده نه اختلاف دلیل و برهان. 
همه این را می‌دانیم که امام شافعی قبل از آمدنش به مصر مذهبی قدیم داشت و بعد از اینکه به مصر آمد مذهبی جدید را بنا نهاد. و می‌گویند : امام شافعی در مذهب قدیم (چنین) گفت؛ زیرا عقل و اندیشه‌اش به رشد و تکامل رسید و سنّی از او گذاشت و چیزهایی دید که قبلاً ندیده بود و چیزهایی شنید که قبلاً نشنیده بود. پس هیچ اشکالی نداشت که امام شافعی فقهش را تغییر دهد. این همان چیزی است که شایستة علمای امروز ماست. نباید خود را محدود به نظریات و اجتهادات علمای قدیم سازیم. منظورم این نیست که هر آنچه که در قدیم بوده نادرست و غلط است. بلکه چیزهایی در قدیم هست که کاملاً سودمند است و بر نظریات صحیحی بنا شده است و یا اینکه سرشار از چیزهایی هستند که به درد این عصر می‌‌خورند. اما چیزهایی هم وجود دارد که به در این عصر نمی‌خورد. 
هر عصر و زمانه‌ای فقهی مخصوص به خود دارد. مالکیان روایت می‌کنند که ابن ابی‌زید قیروانی، صاحب آن رساله مشهور، در خانه سگی داشت. او در باغ، خانه‌ای داشت که این نوع خانه‌ها مختص اشراف‌زاده‌ها و ثروتمندان بود. ما امروزه به این‌گونه خانه‌ها ویلا می‌گوییم. او در خانه سگی داشت که از خانه محافظت می‌کرد. برخی از یارانش به او گفتند : در خانه سگ دارید؟ در حالی که امام مالک/ گرفتن سگ را ناپسند و مکروه دانسته. قیروانی جواب می‌دهد و می‌گوید : اگر امام مالک الان زنده بود، قطعاً (به جای سگ) یک شیر درنده به خدمت می‌گرفت تا از خانه‌اش محافظت کند. 
بدین خاطر است که باید فقه را آسان سازیم و آن‌گونه فقه را پیاده سازیم که هر سو و هماهنگ با نیازهای مردم باشد. هماهنگ با پدیده‌های جدید این زمانه باشد. در این صورت است که فقهی صحیح از این دین آسان و ساده که فقط هدفش تأمین و تحقیق منافع بندگان در دنیا و آخرت است، به وجود می‌آید. ای برادران : این گفتاری بود در این موضوع که نتوانستم حق این موضوع را ادا کنم. این موضوع بسیار جای بحث دارد و بسیار گسترده است. ولی من به این مقدار اکتفا می‌کنم و از اینکه به طول انجامید (و وقتتان را گرفتم) معذرت می‌خواهم و از خداوند تبارک و تعالی خواستارم که دینمان را آن‌گونه که هست به ما نشان دهد و ما را در این دین دانا گرداند و آن چیزی که به نفع ماست به ما یاد دهد و به آن چیزی که یادمان داده، بهره‌مندمان گرداند. در آخر، از خداوند تبارک و تعالی برای خودم و برای شما طلب مغفرت و آمرزش می‌کنم. 

سلام و درود بی‌پایان بر سرور جهانیان محمد ص و بر آل و اصحابش و درود و رحمت خداوند بر شما بادفقه پویا
گفتاری در باب روش‌های استنباط احکام فقهی

مؤلف : 
دکتر یوسف قرضاوی

مترجم : 
عین‌الدین صدیقیمقدمه 
آنچه فراروی دارید جستاری است در باب فقه و روش‌های نوین استنباط احکام از منابع اصلی. در این جستار سع