ار خبر مرسل و خبر منقطع و ...) در رسایل اصولی و فقهی خود آورد، محمدبن ادریس معروف(5)  به امام شافعی (204) بوده است، و در اوایل قرن سوم علی‌بن عبدالله مدینی (م ـ 234) دو کتاب را به نام‌های «اصول السنه» و «مذاهب المحدثین» و در انتهای همین قرن نیز ابوبکر احمدبن هارون کتاب‌هایی را به نام «معرفه المتصل من الحدیث المرسل و المقطوع و بیان الطرق الصحیحه» و کتاب «معرفه اصول الحدیث» تألیف نموده‌اند، اما اثری از آن کتاب‌ها باقی نمانده است و تنها نقل محدثین بعدی از آن کتاب‌ها امثال خطیب بغدادی از وجود آنها خبر می‌دهد، و در قرن چهارم آثار بسیاری در زمینة علوم الحدیث به رشتة تحریر کشیده شده است که قبل از همه قاضی ابومحمد حسن‌بن عبدالرحمن رامهرزی (م ـ 360) کتاب «المحدث الفاضل بین الراوی و الواعی» را تألیف نمود که ابن حجر گفته این کتاب نخستین تألیف(6)  در این علم به شمار می‌آید، سپس ابوالفضل صالح‌بن محمد تمیمی (م ـ 384) کتاب «سنن الحدیث» را تألیف نمود، و در انتهای این قرن حاکم نیشابوری (م ـ 405) کتاب «معرفه علوم الحدیث» را تألیف نمود، و در آن کتاب به تفصیل از علوم گوناگون حدیث بحث شده است و در سال‌های اخیر به چاپ رسیده و مورد توجه محققان قرار گرفته است در اوایل قرن پنجم ابونعیم اصفهانی مطالب مهم و مفید را بر کتاب نیشابوری افزود، آنگاه خطیب بغداد (م ـ 463) با تألیف کتاب‌های «الکفایه فی معرفه(7)  الراویه» و «الجامع لاخلاق الراوی و آداب السامع» و «و شرف اصحاب الحدیث»(8)  و «الرحله فی طلب الحدیث» و «تقیید العلم» و ... بحث‌های مربوط به مصطلح الحدیث را از عمق و وسعت بیشتری برخوردار نمود، و ابوبکر بن لقطه دربارة خدمات ارزندة خطیب بغدادی به علم الحدیث درایتی گفته است: «کسانی که اهل انصاف هستند می‌دانند که محدثین بعد از خطیب بغدادی ریزه‌خوار خوان علم و معرفت و کتاب‌های او هستند. 
قاضی عیاض (م ـ 544) نیز در همین زمینه کتابی را بنام «الالماع الی معرفه الصول الروایه و تقیید(9)  السماع» تألیف نمود سپس ابوحفص عمربن عبدالمجید (م ـ 580) کتاب «ما لایسع(10)  المحدث جهله» را تألیف کرد. آنگاه نوبت به تقی‌الدین عمروبن عثمان‌بن صلاح معروف به ابن الصلاح کُرد شهرزوری رسید، که در قرون هفتم مهمترین کتاب مصطلح الحدیث را بنام «مقدمه(11)  ابن الصلاح» تألیف نمود، ابن الصلاح، در آن هنگام که به عنوان نخستین استاد و رئیس «دارالحدیث اشرفیه» در دمشق انتخاب گردید، کتاب‌های حاکم نیشابوری و خطیب بغدادی را پایة تدریس و محور بحث خود قرار داد، و از جمع‌آوری مطالب آنها و نقل بسیاری از آراء متقدمان و تحقیقاتی که خود کرده بود کتاب «مقدمه ابن الصلاح» را تألیف نمود که مشتمل بر شصت و پنج نوع از علوم حدیث است، و آنچه بر اهمیت این کتاب افزود این بود که پایه و اساس تألیفات بعد از خودش قرار گرفت و جمعی از برجسته‌ترین رجال علم مانند شرف‌الدین نووی (م ـ 676) و قاضی بدرالدین جماعه (م ـ 733) و عمربن رسلان بلقینی (م ـ 805) به تلخیص آن مبادرت ورزیده‌اند و جمعی مانند زین‌الدین عراقی (م ـ 806) و بدرالدین زرکشی (م ـ 794) و ابن حجر عسقلانی (م ـ 854) افاداتی و توضیحاتی بر مقدمه ابن الصلاح نوشته‌اند و جمع دیگری مانند زین‌الدین عراقی (م ـ 806) و جلال‌الدین سیوطی آن را به نظم کشیده‌اند که به «الفیه حدیث» مشهور شده است. 
کتاب دیگری که در شرح و توضیح مصطلح الحدیث مورد توجه دانشمندان واقع شده کتاب «نخبه الفکر فی مصطلح اهل الاثر» تألیف احمدبن حجر عسقلانی (م ـ 852) است، مؤلف خود شرحی هم بر آن نوشته و آن را «نزهه النظر فی توضیح نخبه الفکر» نامیده است و برخی از دانشمندان حواشی بر این متن و شرح نوشته‌اند. 
مورخان حدیث، اوایل قرن دهم را تا اوایل قرن حاضر دوران رکود و جمود تألیفات علم الحدیث به شمار می‌آورند و اوایل قرن حاضر را زمان حرکت مجدد قلم‌ها جهت تألیف کتاب‌های این علم می‌دانند و در این عصر کتب جامع و مفیدی در این علم تألیف شده‌اند که از جملة آنها : «قواعد التحدیث من فنون مصطلح الحدیث» تألیف جمال‌الدین قاسمی و کتاب «علوم الحدیث و مصطلحه» تألیف صبحی صالح و کتاب «قواعد اصول الحدیث» تألیف احمد عمر هاشم، و کتاب : «قواعد فی علم الحدیث تألیف حبیب احمد کبرانوی، و کتاب : «اصول الحدیث، علومه و مصطلحه» تألیف محمد عجاج خطیب، و کتاب «نشأة علوم الحدیث و مصطلحه» نیز از همین دانشمند، و کتاب «الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث» تألیف محمد ابوشهبه، و کتاب «مباحث فی علوم الحدیث» تألیف مناع القطان، و کتاب «منهج النقد فی علوم الحدیث» تألیف نورین عتر و ... .
علوم متعددی، در سیر تکاملی جداسازی احادیث صحیح از روایات غیر صحیح زیربنای «علم الحدیث درایتی یا اصول الحدیث» هستند که اینک مهمترین آنها را بیان بنماییم. 
-------------------------------------------------------
1) صحیح مسلم، ج 1، ص 39 به نقل تاریخ عمومی حدیث. 
2) علوم الحدیث و مصطلحه، صبحی صالح، ص 105 به نقل از المنهل الحدیث، ص 35، محمد عبدالعظیم زرقانی. 
3) تدریب الراوی، سیوطی، ص 3 و 4، به نقل صبحی، ص 106 و کفایة، خطیب بغدادی، ص 81 و 101، به نقل صبحی، ص 107. 
4) المختصر فی علم رجال الاثر، عبدالوهاب، ص 8، به نقل صبحی صالح، ص 106. 
5) امام شافعی مؤلف الرساله و اولین تألیف در مطالب مربوط به اصول الفقه و مصطلحات حدیث است به تجزیه و تحلیل زندگانی امام شافعی، ص 105 تألیف نگارنده مراجعه شود. 
6) تدریب الراوی، ج 1، ص 32 و شرح نخبة الفکر، ابن حجر عسقلانی صفحات اولیه. 
7) کشف الظنون، ج 2، ص 1499 و 44.
8) همان. 
9) کشف الظنون، ج 1، ص 158 کتاب را چنین نام برده است «الالماع فی ضبط الراویه و السماع». 
10) کشف الظنون، ج 2، ص 1575. 
11) در کشف الظنون، ج 2، ص 1161 بنام «علوم الحدیث» و به احسن تصنیف از آن بحث شده و در دو صفحه از دانشمندانی بحث کرده که آن را اختصار یا شرح کرده‌اند. علل جمع علت است و علت در اصطلاح محدثین عیبی است مخفی و پوشیده که از حیث سند(1)  یا متن یا هر دو بر حدیث(2)  عارض شده که فقط کارشناسان بسیار دقیق و ماهر از آن آگاه خواهند بود، چنین حدیثی را حدیث «معلّل» می‌نامند که در واقع یکی از اقسام حدیث ضعیف است. هر چند در ابتدای امر به علت پوشیده بودن عیبش یک حدیث صحیح به نظر می‌رسد و کارشناسان بسیار ماهر و دقیق از راه نشان دادن آن عیب ضعف آن حدیث را معلوم می‌نمایند. 
علم علل الحدیث، از قدیمی‌ترین شعبه‌های علم الحدیث درایتی است و محدثین معروف و ماهری در تحقیق آن علم کتاب‌هایی را تحت عنوان «العلل» یا «علل الحدیث» تألیف نموده‌اند، که برخی بر حسب ابواب فقهی و پاره‌ای بر حسب مساند آنها را تنظیم کرده‌اند و در هر دو شکل حدیثی را نقل کرده و به ذکر علت یا علل آن پرداخته‌اند. 
سابقة این علم به قرن دوم هجری برمی‌گردد، و قدیمی‌ترین آثاری که در زمینة بیان علل باقی مانده‌اند عبارتند از : «التاریخ و العلل» تألیف یحیی‌بن‌معین (م ـ 223) و کتاب «علل الحدیث» تألیف امام احمدبن حنبل (م ـ 241) و کت