ل شده بودند ولی فاقد شرایط احادیث صحیح بودند و غیر محدثین و اهل فن نمی‌دانستند صحیح و غیر صحیح را از هم جدا کنند و تنها به احادیث صحیح استدلال نمایند دوم اینکه در مسندها احادیث بر مبنای موضوع ترتیب داده نشده بودند بلکه همان‌گونه که قبلاً گفتیم بر مبنای مراتب اصحاب(2)  و قبایل ترتیب داده شده بودند، بنابراین برای احادیثی که مراجعه‌کنندگان آنها را می‌خواستند مانند احادیث مربوط به غسل و وضو یا حج و زکات فصل خاصی نبود که در آنجا آنها را مطالعه کنند بلکه می‌بایستی صفحات زیادی از آن کتاب را مطالعه و اوقات زیادی را صرف پیدا کردن آن احادیث نمایند. به همین جهت زمزمة ترتیب احادیث بر مبنای موضوع در اواخر دورة مسندنویسی طنین‌انداز گردید و بقی مخلد که مسندی را تصنیف کرد در عین رعایت مقررات مسندنویسی و روایت احادیث بر مبنای نام و مراتب اصحاب احادیث هر یک از صحابه را بر حسب ابواب فقهی ترتیب داد، و از شیوة محدثانی که در نیمه قرن سوم به طبقه‌بندی موضوعی روایات اهتمام ورزیدند، استقبال نمود و برای حل مشکل اول (اختلاط احادیث صحیح و غیر صحیح) روزی اسحاق‌بن راهویه(3)  استاد بخاری در جمع شاگردانش گفت: «لو جمعتم کتاباً مختصراً لصحیح سنّة رسول‌الله(ص)» یعنی: «ای کاش کتاب مختصری از احادیث صحیح رسول‌الله(ص) را جمع‌آوری کنید». بخاری گوید این سخن همراه آرزوی استاد در دل من تأثیر کرد، و از این لحظه تمام تلاش و کوشش خود را برای جمع‌آوری احادیث صحیح و درست به کار(4)  انداختم. 
حالا برای اینکه از این مصنف اولین صحیح و از چگونگی این اولین تصنیف صحیح اطلاعات کافی داشته باشیم بسیار فشرده اما عمیق و مستدل از آنها بحث می‌کنم: 
1- بخاری محدث: نامش محمد پسر اسماعیل پسر ابراهیم پسر مُغیره(5)  پسر (بَردِزبَه) جعفی و کنیه‌اش ابوعبدالله و لقبش بخاری است. محمد پسر اسماعیل شب جمعه سیزدة شوال سال(6)  199 در شهر بخارا متولد شد، و پدرش ـ همان‌گونه که ذهبی در تاریخ اسلام آورده است ـ از عالمان وارع و پرهیزگار بود و ثروت(7)  سرشاری را نیز داشته است و هنگامی که محمد کودکی بود پدرش متوفی گردید، و ثروت سرشاری را برای او به ارث گذاشت لذا محمد بعد از پرورش در دامن مادر و خواندن مقدمات و کسب معارف آن دوره در بخارا، با استفاده از این ثروت توانست به اکثر شهرهای دور و نزدیک جهان وسیع اسلام برای استماع حدیث و تکمیل معلومات خود، مسافرت نماید، و در شانزده سالگی کتاب‌های معروفی را خوانده و احادیث بی‌شماری را استماع کرده بود. خود گفته است که در نوجوانی(8)  هفتاد هزار حدیث در حفظ داشته‌ام و ذهبی دربارة این برهه از عمر او می‌گوید: «و صنّف و حدّث و مافی وجهه من شعر»(9)  یعنی: محمد پسر اسماعیل محدث احادیث و مصنف کتب احادیث بود در حالی که هنوز مویی در چهرة او مشاهده نمی‌گردید. 
محمد بخاری از حیث قدرت ضبط و ثبت حافظه از نوابغ روزگاران به شمار می‌آمد، هر گاه کتابی را یک بار مطالعه می‌ کرد، آن کتاب در حافظة او می‌ماند، مدتی همدرسانش(10)  که هنوز از قدرت حافظة او آگاهی نیافته بودند هنگامی که احادیثی را استماع می‌کردند و آنها را یادداشت می‌نمودند و می‌دیدند که محمد بخاری آنها را یادداشت نمی‌کند او را به تنبلی متهم کرده و ملامت می‌نمودند که چرا عمر خود را بیهوده(11)  صرف می‌نمایی. روزی بخاری به آنان گفت شما جمع احادیثی را که یادداشت کرده‌اید پیش روی خود بگذارید که جمعاً یازده هزار(12)  حدیث هستند و من آنها را از حفظ برایتان می‌خوانم، محمد بخاری تمام آن احادیث را در حفظ داشت و همان‌گونه که آنان یادداشت کرده بودند آنها را بیان نمود و تمام همدرسانش را در شگفتی و تعجب غرق کرد. 
بخاری در هجده(13)  سالگی به ادای مراسم حج و عمره موفق گردید و بعد از ادای مراسم مدت زیادی نیز در مدینه ماند و خود گفته است: در هجده سالگی(14)  در کنار مزار رسول‌الله(ص) روضة مطهره در شب‌های مهتابی تاریخ کبیر را (تاریخ اصحاب و تابعین را) تألیف(15)  می‌کردم «خوشا به حال محمد بخاری که در چنان فضای ملکوتی و مملو از معنویت در جوار مزار رسول‌الله(ص) و در پرتو انوار شب‌های مهتابی مدینه الرسول خاطرة زندگی پر از جهاد و جانفشانی اصحاب رسول‌الله(ص) و تابعین آنان در راه اعتلای اسلام و گسترش آن در قاره‌های جهان را بر صفحات کتابش ضبط و ثبت می‌نماید و گواهی‌نامة اوج فداکاری و جان‌نثاری یکایک آنها را در کنار مزار رسول‌الله(ص) و در آن فضای الهام‌ بخش رقم می‌زند، تا آیندگان مطالعة این تاریخ روح ایمان واقعی و خداپرستی راستین در آنها دمیده شود». 
بخاری چه در حضر و چه در سفر از اساتید بی‌شماری استماع احادیث نموده است و خودش آنان را بیشتر از یک هزار نفر(16)  به شمار آورده است و به عنوان نمونه از بعضی از استادان او نام می‌بریم: 
1- در بخارا(17)  : محمدبن سلام، و مسندی و محمدبن یوسف، و محمدبن عروه. 
2- در بلخ : علی‌بن ابراهیم، قتیبه، یحیی‌بن بشر. 
3- در بغداد: عفان، محمدبن عیسی، و شریح‌بن نعمان. 
4- در مکه: مقریء. 
5- در بصره: ابن عاصم و انصاری و بدل‌بن محبر. 
6- در کوفه: عبیدالله بن موسی، و ابونعیم. 
7- در شام: مغیره و فریانی.(18) 
8- در عسقلان(19)  : آدم. 
9- در حمص : ابوالیمان. 
10- در دمشق : ابومهر. 
و شاگردان بی‌شماری را هم تربیت کرد، که به عنوان نمونه تعدادی از آنها را نام می‌بریم مسلم محدث و ترمذی(20)  و محمدبن نصر مروزی و صالح‌بن محمد و مطین و ابن خزیمه و ابوقریش و ابن صاعد و ابن ابی‌داود و ابوعبدالله فریری و ابوحامد ابن الشرقی و منصور بن محمد و ابوعبدالله محاملی و نسائی و ابوزرعه و ابوحاتم و ابراهیم بن اسحاق و محمدبن احمد و محمدبن یوسف و منصور بن محمد و حماد بن شاکر و غیره و خطیب بغدادی از (خربری) نقل کرده که گفته افراد حلقه‌های استماع احادیث صحیح بخاری که همدرس من بودند(21)  هفتاد هزار نفر بودند که به جز من احدیث از آنان در حال حیات نیست. 
آنچه محدثان را روزگاری در حیرت غرق کرده بود اوج قدرت حافظه و ضبط و ثبت بخاری ـ نه تنها در متن احادیث ـ بلکه در اسناد متعدد تمام احادیث و حتی تقدم و تأخر نام راویان آن اسناد، بود، و هنگامی که قدرت ضبط و ثبت حافظه بخاری در آن درجة نبوغ در شهرها و کشورهای جهان وسیع اسلام انتشار یافت غالباً احساس سرافرازی می‌کردند و به این محدث نابغه مباهات می‌نمودند و بعضی از راه حسادت چنین قدرتی را برای حافظه بخاری یک مبالغة اغراق‌آمیز و غیر قابل قبول می‌دانستند و برای تحقیق این مطلب دو بار او را امتحان کردند یک بار در بغداد(22)  و یک بار در شهر سمرقند(23) ، اول در سمرقند که چهار صد نفر اساتید و طلاب حدیث بعد از شنیدن خبر ورود بخاری به آن شهر یک هفته دور هم جمع شدند و برای اینکه بخاری ار از حیث روایت در اشتباه بیندازند مشورت‌هایی کرد و توطئه‌ای چیدند به این صورت که در مجموعه‌ای از احادیث، سلسله سندهای شام را در سلسلة سندهای عراق و سلسله سندهای عراق را در س