<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">باطل کننده‌های معاصر روزه</a></body></html>5-	کپسول بینی:
کپسول بینی با کپسول تنگی نفس در حکم یک چیزند و بنابراین کپسول بینی نیز روزه را باطل نمی‌کند.
6-	بی حسی: که خود چند گونه است:
الف- بی حسی جزئی از طریق بینی:
که در این حالت بیمار یک ماده گازی را بو می‌کند و آن ماده بر اعصاب وی تأثیر گذاشته و شخص بی حس می‌شود. این گونه بي حسي روزه را باطل نمی‌کند زیرا ماده گازی وارد شده به بدن نه وزنی دارد و نه محتوی مواد مغذی است.
ب- بی حسی جزئی چینی:
این نوع بي حسي به چین منسوب است و به این ترتیب انجام می‌گیرد که سوزن خالی به مراکز احساس در زیر پوست زده می‌شود و نوعی از غده‌های موجود را به ترشح مورفین طبیعی که در بدن وجود دارد، تحریک می‌کند. و به دنبال آن بیمار قدرت احساس را از دست می‌دهد. 
این گونه نیز به شرط اینکه موضعی باشد و نه کلی، روزه را باطل نمی‌کند، زیرا چیزی وارد شکم نمی‌شود.
ج- بی حسی از طریق توقف جریان خون:
به این ترتیب که به کمک یک داروی گیاهی - که سریع تأثیر می‌کند - جریان خون متوقف شده و برای چند ثانیه بیمار بی حس می‌شود.
این گونه نیز به شرط اینکه موضعی باشد و تمام بدن را بی حس نکند روزه را باطل نمی‌سازد، زیرا چیزی وارد شکم نمی‌شود.
د- بی حسی کلی:
علماء درباره آن اختلاف نظر دارند. و علمای متقدم نیز در بحث از «مغمی علیه=بیهوش» به آن پرداخته‌اند.
در مورد بیهوش گفته شده که دو حالت دارد:
1- شخص تمام روز را بیهوش باشد و هیچ لحظه‌ای از روز را هوشیار نباشد: که روزه چنین شخصی از دیدگاه جمهور علماء صحیح نیست. زیرا پیغمبر ص در یک حدیث قدسی از خدا نقل می‌فرماید که: «یدع طعامه وشهوته من أجلي» یعنی: ... طعام و شهوت (و اشتهایش) را به خاطر من رها می‌کند.
در حالی که در مورد بیهوش نمی‌توان گفت: به خاطر خدا روزه گرفته، چون بیهوش بوده و اصلاً قدرت تصمیم گیری ندارد.
2- شخص تمام روز را بیهوش نباشد: علماء در این باره اختلاف نظر دارند: دیدگاه صحیح این است که اگر بخشی از روز را به هوش بیاید، روزه‌اش صحیح است و امام احمد و امام شافعی بر این رأی بوده‌اند.
امام مالک روزه چنین شخصی را به طور مطلق باطل می‌داند.
امام ابوحنیفه می‌گوید: اگر قبل از زوال خورشید (از وسط آسمان) به هوش آید، تجدید نیت نموده و روزه‌اش صحیح می‌باشد.
رأی امام احمد و امام شافعی درست است زیرا نیت روزه‌ای که ابوحنیفه از آن صحبت می‌کند، برای بخشی از روز خواهد بود.
بی حسی نیز همین حکم را دارد. 
7-	قطره گوش: 
علمای متقدم در بحث از «مداوای بیمار از طریق آب ريختن در گوش وی» در این مورد صحبت کرده‌اند: جمهور علماء می‌گویند: روزه را باطل می‌کند. 
حنبلی‌ها می‌گویند: وقتی به مغز برسد روزه را باطل می‌کند.
دیدگاه دیگری از ابن حزم نقل شده که: روزه را باطل نمی‌کند زیرا قطره گوش به مغز نمی‌رسد و بلکه به منفذهای پوست می‌رسد.
علوم پزشکی نوین نیز ثابت کرده که مجرایی بین گوش و مغز وجود ندارد که مایعی از گوش به مغز برسد مگر صماخ گوش پاره شود.
پس قطره گوش بنابر رأی صحیح روزه را باطل نمی‌کند. 
نکته: در صورتی که صماخ گوش پاره شود، مداوا از طریق گوش حکم مداوا از طریق بینی را می‌یابد یعنی قطره گوش حکم قطره بینی را خواهد داشت که قبلاً حکم آن گذشت.
8-	داروی پاک‌کننده گوش: 
این دارو نیز حکم قطره گوش را دارد، مگر اینکه صماخ گوش پاره باشد که علماء می‌گویند: در این حالت مقدار زیادی از این ماده وارد بدن خواهد شد و لذا روزه باطل می‌شود.
بنابراین دو حالت پیدا می‌کند:
الف- وقتی صماخ گوش سالم باشد، داروی پاک‌کننده گوش روزه را باطل نمی‌کند.
ب- وقتی صماخ گوش پاره شده باشد، این دارو روزه را باطل می‌کند، چون مقدار زیادی از آن وارد بدن می‌شود.
9-	قطره چشم: 
علمای متأخر در مورد قطره چشم اختلاف نظر دارند که این خود ناشی از اختلاف نظر علمای متقدم در مورد سرمه است. در مورد سرمه دو دیدگاه وجود دارد؛
دیدگاه اول: سرمه (کشیدن) روزه را باطل نمی‌کند. حنفی‌ها و شافعی‌ها این دیدگاه را پذیرفته‌اند و چنین استدلال کرده‌اند که مجرایی بین چشم و شکم وجود ندارد پس روزه را باطل نمی‌کند.
دیدگاه دوم: سرمه (کشیدن) روزه را باطل می‌کند. مالکی و حنبلی‌ها این دیدگاه را داشته‌اند و استدلالشان این بوده که بین چشم و شکم مجرایی وجود دارد.
و علمای متأخر نیز بر همین مبنا اختلاف نظر پیدا کرده‌اند:
دیدگاه اول: قطره چشم روزه را باطل نمی‌کند. این دیدگاه را ابن باز : و ابن عثیمین : پذیرفته‌اند و چنین استدلال کرده‌اند که یک قطره از این درمان 06/0 سانتی متر مکعب حجم دارد و همه این مقدار نیز به معده نمی‌رسد، بلکه در اثنای عبور از مجرای اشک کل دوا جذب شده و حتی به حلق نمی‌رسد. و اگر هم بگوییم: مقداری از آن به معده می‌رسد، باز این مقدار به حدی اندک است که مورد چشم‌پوشی قرار گیرد زیرا مقدار ناچیز مثل آب باقیمانده از مضمضه مورد چشم‌پوشی واقع شده است و به علاوه نه دلیل منصوصی وجود دارد که این قطره را باطل کننده روزه بنامد و نه قطره بر باطل کننده‌های منصوص قابل قیاس است.
دیدگاه دوم: قطره چشم بر سرمه قابل قیاس است و بنابراین روزه را باطل می‌کند.
رای صحیح این است که قطره چشم روزه را باطل نمی‌کند. اگر چه علم پزشکی نوین ثابت کرده که مجرایی از طریق بینی، بین چشم و شکم وجود دارد، ولی قطره چشم در اثنای عبور از مجرای اشک جذب شده و چیزی از آن به حلق نمی‌رسد و بنابراین به معده نمی‌رسد و حتی اگر هم برسد آن قدر ناچیز می‌باشد که بتوان از آن چشم‌پوشی کرد، همچنانکه از آب باقیمانده از مضمضه چشم‌پوشی شده است.
و قیاس آن بر سرمه برای اثبات باطل کننده بودن قطره اشک صحیح نیست، زیرا: 
ثابت نشده که سرمه روزه را باطل می‌کند و حدیث روایت شده در این باره ضعیف است.
این قیاس، بر چیزی است که خود محل اختلاف است.
دلایل دیدگاه مخالف در این باره راجح است.
10-	تزریق:
تزریق خود سه گونه است:
الف- تزریق به پوست.
ب- تزریق به ماهیچه.
ج- تزریق به رگ.
تزریق به پوست و ماهیچه غیرمغذی بوده و بنابراین از دیدگاه معاصران روزه را باطل نمی‌کنند و ابن باز : و ابن عثیمین : این دیدگاه را به صراحت بیان کرده‌اند، با این استدلال که اصل بر صحت روزه است مگر خلاف آن، یعنی بطلان روزه ثابت شود و چون تزریق به پوست و یا ماهیچه، خوردن و یا آشامیدن نبوده و به مثابه خوردن و آشامیدن هم نمی‌باشد بنابراین روزه را باطل نمی‌کند.
ولی در مورد تزریق به رگ اختلاف نظر وجود دارد:
دیدگاه اول: روزه را باطل می‌کند. شیخ سعدی :، ابن باز :، ابن عثیمین :، و مجمع فقه اسلامی این دیدگاه را پذیرفته‌اند، با این استدلال که چنین تزریقی به مثابه خوردن و آشامیدن بوده و کار آن را می‌کند یعنی انسان را از خوردن و آشامیدن بی‌نیاز مى‌سازد.
دیدگاه دوم: روزه را باطل نمی‌کند، زیرا چیزی از آن طریق مجاری طبیعی به معده نمی‌رسد و به فرض رس