و پدری یهودی به دنیا آمده بود. بعد از مدتی تحقیق دربارة ادیان آسمانی به دین اسلام گروید و سپس روانة مراکش شد تا در آن‌جا تعلیمات مناسک حج را یاد بگیرد و عازم خانة خدا شود. او خاطرات خود را در کتابی تحت عنوان «حج، به سوی کعبه» نگاشته است و از آن سفر روحانی با شور و شوق زیاد یاد می‌کند.جفری تامسون / او در سال 1957 در مینه‌سوتای آمریکا در خانواده‌ای مسیحی پروتستان به دنیا آمد. پدر او یک کشاورز بود و شغل پدر باعث شد که پسر به حیوانات و نباتات علاقه پیدا کند و پس از اتمام تحصیلات دبیرستانی وارد دانشگاه مینه‌سوتا شد تا در رشتة زیست‌شناسی به تحصیلات خود ادامه دهد. او می‌گوید: «تا زمانی که وارد دانشگاه شدم چیزی از اسلام نشنیده بودم. در کلاس ما یک دانشجوی پاکستانی به نام محمد نسیم وجود داشت که خوش‌قیافه و باوقار بود و بیشتر اوقات تبسمی بر لب داشت. روزی همگی دانشجویان کلاس در جلسه‌ای نشسته بودیم و ساقی برایمان جام شراب می‌ریخت اما محمد نسیم از خوردن شراب امتناع ورزید. من تا آن وقت ندیده بودم که کسی شراب ننوشد از این‌رو کنجکاو شدم و علت آن را پرسیدم. محمد نسیم جواب داد: در دین ما خوردن شراب حرام است زیرا آن به عقل و جسم و نفس انسان آسیب می‌رساند. از دین او پرسیدم و خواستم که بیشتر در مورد آن توضیح دهد. او بعد از توضیحات خود برخاست و چند کتاب از ابوالاعلی مودودی و حسن البنا را که به زبان انگلیسی بود، به من داد تا آنها را مطالعه کنم. مطالعة آن کتاب‌ها من را به اسلام علاقه‌مند نمود و تصمیم گرفتم که به مطالعة قرآن که مصدر و منبع اصلی دین اسلام است، بپردازم. در حین مطالعه هرگاه سئوالی برایم پیش می‌آمد از محمد نسیم می‌پرسیدم و او با صبر و حوصلة زیاد به آن جواب می‌داد و من از جواب‌هایش قانع می‌شدم. کاملاً قانع شده بودم که اسلام دین فطرت و دین واقعی تمام پیامبران بوده است؛ از این‌رو تصمیم گرفتم که مسلمان شوم و در یکی از روزها پس از غسل بدن با حضور محمد نسیم و چند تن از دانشجویان مسلمان دیگر شهادتین را بر زبان جاری نموده و مسلمان شدم و نام خود را به حسن البنا تغییر دادم. از آن روز به بعد با خود عهد بستم که زندگی خودم را وقف یادگیری و تعلیم اسلام نمایم و بنابراین تحصیلم را در دانشگاه در رشتة تاریخ عربی و اسلامی ادامه دادم. پس از چند سال به پاکستان مسافرت نمودم. مدت زیادی در آن‌جا ماندم و چیزهای بیشتری از اسلام را فراگرفتم و سپس به مصر رفتم و به تحصیل در الازهر ادامه دادم و در دانشکدة بین‌المللی حفظ قرآن نیز شرکت کردم زیرا به نظر من برای این‌که کسی بتواند دعوتگر خوبی به اسلام باشد، باید قرآن را حفظ کند. من آرزو می‌کنم که بتوانم در وهلة اول افراد خانوادة خود را قانع کنم که به این دین الهی بگروند و سپس دوستانم را به آن دعوت کنم».دکتر حامد مارکوس / حامد مارکوس روزنامه‌نگار و مؤلف آلمانی پس از مطالعة یک نسخه از ترجمة قرآن کریم از روش عقلانی ارائة مطالب آن شگفت‌زده شد و به دنبال فرصتی می‌گشت تا با مسلمانان ارتباط پیدا کند و بیشتر در مورد دین آنها تحقیق کند. این فرصت در برلین برای او مهیا شد و پس از آشنایی با رئیس جمعیت اسلامی برلین و بحث و ارتباط با او به مدت دوسال تسلیم عقل حقیقت‌جوی خود شد و به دین اسلام گروید.مارتین لنگز، متفکر انگلیسی / او در سال 1909 در خانواده‌ای مسیحی پروتستان به دنیا آمده بود که چیز زیادی نیز از مسیحیت نمی‌دانستند بلکه دین آنها وراثتی بود و از این‌رو او نیز در دورة نوجوانی به الحاد و بی‌دینی گرایش پیدا کرد. هنگامی که در سن بیست‌وپنج سالگی دانشجوی رشتة ادبیات انگلیسی در دانشگاه آکسفورد بود، به مطالعة کتاب‌های متعلق به سایر ادیان پرداخت و هنگام مطالعة اسلام توقف نمود. او آن را دینی برای زندگی و منطبق با عقل و فطرت یافت و با خود گفت شاید خداوند خواسته است که من مسلمان شوم. او در سال 1939 به دست شیخ محمد علوی که در سوئیس با او ملاقات کرده بود، مسلمان شد و نام خود را به ابوبکر سراج‌الدین تغییر داد. او می‌گوید: «من به کتاب‌های شیخ عبدالواحد یحیی که او نیز مانند من تازه به اسلام گرویده و راه تصوف را طی کرده بود، علاقه‌مند شدم و کتاب‌های او من را به اسلام هدایت نمود. بعد از مسلمان شدن تصمیم گرفتم با او که کتاب‌هایش باعث هدایت من شد، ملاقات کنم و از این‌رو به مصر رفتم و از حضورش نیز استفاده‌های زیاد بردم. تصوفی که من به دنبال آنم به معنی ترک دنیا نیست بلکه به معنی استفاده کردن از ابزار و اسباب دنیا و روی‌گردانی از خود آن است. آن‌گونه که پیامبر اسلام (ص) فرموده است: «در دنیا مانند غریب و یا مسافر باش» و فرمودة دیگر او: «مثال من و دنیا مانند سواری است که مدتی زیر درختی استراحت می‌کند و سپس آن‌جا را ترک می‌کند». «من دنیا را فقط برای آخرت می‌خواهم». او مدت 12 سال در دانشگاه قاهره به تدریس در زمینة آثار شکسپیر پرداخت. ابوبکر سراج‌الدین در سال 1948 به انگلستان بازگشت و مدرک تحصیلی زبان عربی را از دانشگاه لندن دریافت کرد و از سال 1955، در زمینة طبقه‌بندی نسخ خطی شرقی توسط موزه انگلستان فعالیت می‌کرد. برخی از آثار وی عبارتند از: عرفان چیست؟ آخرین دقیقه: بحران معنویت دنیای مدرن در پرتو سنت و نبوت؛ اشعار صوفی، کتاب قطعیت. از مارتین لینگز دو کتاب به زبان فارسی منتشر شده است که عبارتند از: عرفان چیست / ترجمه دکتر مرضیه شنکایی؛ عرافی از الجزایر / ترجمه دکتر نصرالله پروجوادی. لینگز در مورد پیامبر اسلام (ص) نیز کتاب‌هایی براساس منابع اولیة اسلامی نوشت و کتاب‌های او همواره در صدر جدول فروش کتاب در دنیا قرار داشت. او که با آثار خود پیامبر (ص) را به هزاران نفر در سراسر دنیا معرفی نمود، روز جمعه 23 اردیبهشت ماه 1383 در سن 96 سالگی در انگلستان درگذشت.براساس سالنامة کتاب واقعیات در سرشماری اخیر در آمریکا مشخص شد که سالانه صدهزار نفر فقط در این کشور به دین اسلام می‌گروند. جریان‌های پذیرش اسلام در میان آمریکایی‌های سفیدپوست تقریباً از اواخر قرن نوزده شروع می‌شود. یک راهب متودیست آمریکایی، به نام کشیش نورمن که در ترکیه به تبلیغ مسیحیت می‌پرداخت، در سال 1870 مسلمان شد. فرد دیگری که اسلام را پذیرفت محمد الکساندر راسل وب است. وب روزنامه‌نگار بود و در سال 1887 زمانی که به عنوان سرکنسول آمریکا در مانیل تعیین شد، شروع به مکاتبه با برخی از علمای مسلمان هند کرد. دو تن از علمای هندی به مانیل سفر کردند و پس از بحث‌های زیاد بین آنان و الکساندر وب، وی سرانجام به حقیقت اسلام پی برد و مسلمان شد. وب از کار خود استعفا کرد و به هندوستان رفت و سپس با حمایت‌های مالی مسلمانان آن دیار به آمریکا بازگشت و جمعیت حرکت تبلیغ اسلامی و شعبات آن را در هفت شهر بنا نهاد. وب هم‌چنین با سلطان عبدالحمید دوم ارتباط برقرار کرد و عنوان کنسول افتخاری عثمانی در نیویورک را اخذ نمود. تمایل 