خوانند!؟ 

اين گونه نوشته و کتاب‌ها در بين مسلمانان معاصر گسترش پيدا نموده و از آن فرهنگي تاريخي ساخته و پرداخته و آنها را معلومات صحيح تاريخي در رابطه با عصر اصحاب رسول خدا گمان مي‌کنند! 

اما تعدادي از دوستان که کتاب‌هاي آنگونه نويسندگان معاصر را مطالعه مي‌کنند و از روايت‌هاي جعلي در کتاب‌هاي تاريخ پيشينيان اطلاع دارند، با بهر‌ه‌گيري از فطرت سالم و فراست دقيق خود، آن مسايل را زير سؤال مي‌برند و جعلي‌ بودنشان را برملا مي‌سازند، و به دنبال آن در مورد حقيقت موضوع تحقيق و جستجو مي‌نمايند. 

در بسياري از موارد پرسش‌هاي صادقانه‌اي از طرف برادران مخلص در ارتباط با رويدادهاي عصر اصحاب بزرگوار با ما در ميان نهاده مي‌شود، که به آنها پاسخ مي‌دهيم و حقيقت موضوع را بيان مي‌نماييم!بر همين اساس احساس نموديم که در مورد ارايه مطالب تاريخي مختصري راجع به برخي از حوادث مهم و حساس که در عصر خلفاي راشدين روي داده نياز مبرمي وجود دارد، به ويژه حوادث که با سخت‌ترين و خطرناک‌ترين توطئه‌هاي دشمنان همراه بوده، و پس از آن دروغ‌پراکني‌ها و افتراهاي بسياري در موردشان انجام گرفته و بر اساس آنها تحليل‌هاي مختلفي صورت گرفته و احکام متفاوتي صادر گرديده‌اند. 

ما از ميان آنها مقطع «از خلافت تا شهادت» خلفاي راشدين را برگزيد‌ه‌ايم، تا از آن تصويري کلّي و دورنما و صحنه‌هاي کوتاهي را ارايه نماييم. ما در اين اقدام خويش به روايت‌هاي صحيح و قابل قبول اعتماد نموده و روايت‌هاي جعلي و نادرست را کنار نهاده‌ايم. 

هدف از ارايه اين گزيده‌هاي تاريخي در رابطه با «خلافت و شهادت» خلفاي راشدين، نقد روايت‌هاي موضوع و تبيين دروغ بودن روايت‌هاي روايان روايت‌ساز و بررسي مضامين آن دروغ‌پراکني‌ها و بررسي علمي و اصولي آنها و افشار ياوه‌گويي‌ها و دروغ‌ها و تهمت‌هاي موجود در آنها نبوده است. 

ما در پي نوشتن «منازعات تاريخي» نبوده‌ايم، هر چند اين موضوع با تحقيق بررسي و تصفيه و کنکاش پيوندي مستقيم دارد، اما اميدوارم که خداوند محققين و متخصصين را براي تحقيق و تأليف در ارتباط با اين موضوع ياري فرمايد! 

هدف اصلي ما ارايه دورنماي کلّي برگرفته شده از خلاصة روايت‌هاي صحيح براي خوانندگان گرامي است، تا توشه‌اي علمي و محصولي فرهنگي بگردد و آنان خود را به آن مسلح نمايند، و با مواد تاريخي آن کاخ دانش تاريخي خود را بسازند!

ما بر اين باوريم که در زمينه‌ي همه‌ي موضوع‌هاي مربوط به عقيده، تفسير، حديث، تاريخ، فقه و لغت در دو جهت کتابت ضرورت دارد: 

با ارايه خلاصه‌اي علمي و اصولي لازم است در جهت «مثبت‌ و سازنده» کار کرد، تا براي خوانندة مسلمان به صورت علم و معرفت قابل قبول دربيايد: 

از طرف ديگر با بيان ديدگاه‌هاي مردود و در رابطه با موضوع مورد نظر و نقد نقض و بيان باطل و افترا و نادرست بودنشان تلاش کرد. تا با اين عملکرد علمي و انتقادي فرهنگي، خوانندة مسلمان در مورد آنها با هوشياري عمل کند و فريبشان را نخورد. 

اما چيزي که در عرصة «ميراث فرهنگي اسلامي» ما جاي تأسف دارد، اين است که بيشتر تأليفات علما و محققين مسلمان در زمينه علوم مختلف اسلامي تنها در جهت دوم يعني رويکرد و انتقاد قرار گرفته‌اند، اين کار هر چند مطلوب و ضروري است، اما همة کار و مسئوليت به شمار نمي‌آيد! 

کتاب‌هايي که در رابطه با روش «مثبت و سازنده» در ارتباط با هر موضوعي نوشته شده باشند، اگر نادرست نباشند، بسيار اندک‌اند. 

اين ملاحظه‌اي بود که يادآوريش را در رابطه با اين گزيده‌هاي تاريخي راجع به «خلافت تا شهادت» خلفاي راشدين لازم دانستيم که ما روش علمي اولي را در پيش گرفته و هدف ارايه توشه‌ي مثبت تاريخي بوده است. 

وقتي به کتاب‌هاي تاريخي قديمي مراجعه نموديم، با انبوهي از روايت‌ها و اخبار متفاوت و ناسازگار با هم روبرو گرديديم. که بسياري از آن‌ها تکراري و تعدادي از آنها گفتار و کردارهايي را به اصحاب بزرگوار رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- نسبت مي‌دهند که به هيچوجه با ايمان و آگاهي و پرهيزکاري و روح برادري و حاکم بر ايشان سازگاري ندارند و برخي ديگر از آنها روايت‌هاي است که جاعلان و دروغ‌سازان آنها را از طرف خود ساخته و پرداخته‌اند! 

تعدادي از روايت‌ها صحيح و حقيقي بوده که توسط اشخاص صادق و مورد اعتماد روايت گرديده‌اند، و دورنمايي ازحق و انصاف و در پيش گرفتن روش علمي و اصول تحقيقي در آنها مشاهده مي‌شود. 

ما در برابر خود همة‌ي‌ اين امور را مشاهده مي‌کرديم، اما همة‌ي سعي خود را براي حسن انتخاب و گزينش علمي و بر گرفتن درست‌ترين روايت‌هايي که توسط روايان مورد اعتماد نقل گرديده‌و با ايمان و تقواي اصحاب رسول خدا سازگاري دارند، به کار گرفته‌ايم.ما در اين راه از ديد‌گاه‌هاي پيشگامان علم تاريخ و مصنفين آن و روايت‌هاي مورد اعتماد علماي متخصصين علم حديث ياري گرفته‌ايم و به روايت‌هاي مورد اعتماد ايشان اعتماد نموده و آنچه را که براي آنها قابل قبول بوده پذيرفته و آنچه را که مردود دانسته‌اند، مردود شمرده‌ايم! ما در زمينة‌ي گزينش و انتخاب روايت‌ها از اهل علم و تخصص تبعيت کرده‌ايم! 

اولين و مهم‌ترين مرجع ما کتاب «تاريخ‌الأمم و الملوک» پيشواي مورّخين ابن جرير طبري رحمه‌الله مي‌باشد. و نسخه‌اي را که مورد استفاده قرار داده‌ايم، نسخه‌اي است که توسط محمد ابوالفضل ابراهيم چاپ و منتشر گرديده است. 

امام ابوجعفر طبري همة‌ي اخبار و روايت‌هاي صحيح و ناصحيح و حقيقي و جعلي را در کتاب خود آورده و ثبت و ضبط نموده و خوانندة کتاب خود را به گزينش علمي و تحقيقي آنها فراخوانده است. 

از ميان آن روايت‌ها ما صحيح‌ترين و مطمئن‌ترين آنها را با اعتماد به حاصل تحقيق علماي متخصص انتخاب کرده‌ايم! 

همچنين مهمترين کتاب‌هايي که براي تحقيق در مورد روايت‌هاي موجود در تاريخ طبري از آنها بهره گرفته‌ايم عبارتند از: 

1)   «البداية والنهاية‌» مورّخ و محدّث بزرگ امام ابن کثير.

2)    «الکامل في التاريخ» مورّخ بزرگ ابن الأثير. 

ما بيشتر مطالبي را که ابن کثير آورده نقل نموده و بيشتر آنچه را که براي او قابل قبول بوده، پذيرفته‌ايم. زيرا او مورّخي منصف و محدثي متخصص بوده و پايه‌ي کار او در مورد تاريخ خلفاي راشدين روايت‌هاي صحيح موجود در کتاب «تاريخ‌الأمم و الملوک» امام جعفر طبري بوده است. 

همچنين در مورد رويدادهاي عصر خلافت عثمان بن عفان و علي‌بن ابي‌طالب -رضي الله عنهم- از دو کتاب زير نيز استفاده کرده‌ايم: 

1-   «العواصم من القواصم» نوشته امام قاضي ابوبکر محمدبن عبدالله، مشهور به ابن العربي مالکي، که در آن به بررسي عملکرد اصحاب پس از رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- پرداخته است. کتابي که استاد محب الدين خطيب ملاحظات و حواشي علمي و تحقيقي ارزنده‌اي را بر آن نوشته، کتابي که هيچ مسلمان اهل مطالعه و تحقيقي از آن 