ُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً( (النساء: 29).

«اي کساني که ايمان آورده‌ايد! اموال همديگر را به ناحق نخوريد! مگر اينکه داد و ستدي در کار باشد و از رضايت دو طرف سرچشمه بگيرد، و خون همديگر را نريزيد، بي‌گمان خداوند با شما مهربان است.»

همچنين خداوند مي‌فرمايد: 

)وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ( (النساء: 93).

«هر کس به عمد انسان اهل ايماني را به قتل برساند، مجازات او عذاب جهنم خواهد بود.»

پس از آن ابوموسي در اجتماعي از مردم کوفه شرکت نموده و ضمن سخناني خطاب به ايشان گفت:

«اصحاب رسول خدا -صلى الله عليه وسلم-، که در همة صحنه‌ها او را همراهي مي‌کردند، از آنهايي که اصحاب او نبوده بهتر با کلام خدا و پيامبرش آشنايي دارند! شما را بر من حق و حقوقي است و من خود را براي قيام به آنها مسئول مي‌دانم! اصل و قاعده اين بود که حکومت و قدرت الهي را تضعيف نکنيد و براي رويارويي با احکام دين خداوند به خود جرأت ندهيد! و آنهايي را که از مدينه به ميان شما آمده بودند به آن شهر بازگردانيد، تا در مورد امام و پيشواي خويش تصميم بگيرند! زيرا اهل مدينه بهتر مي‌دانند که چه کسي براي امامت شايستگي بيشتري دارد! و شما در اين مورد خود را دچار تکلّف نکنيد! 

اي مردم! از من بشنويد و راهنمايي مرا بپذيريد، که در اين صورت شما الگوي آشتي و امنيت براي ديگر ممالک خواهي بود، و ستمديدگان به شما پناه خواهند آورد، و آنهايي که امنيت خود را از دست مي‌دهند نزد شما امنيت پيدا خواهند کرد. 

ما اصحاب رسول خدا -صلى الله عليه وسلم-، آنچه را که از پيامبرش شنيده‌ايم بهتر فهميده‌ايم! هر گاه فتنه و آشوب روي بدهد، اوضاع تيره و تار و نامعلوم خواهد بود، و آنگاه که از بين رفت روشن و آشکار خواهد گرديد. 

اين فتنه و آشوب همچون سرطان کشنده است، و بادهاي شمال و جنوب و نسيم و طوفان آن را با خود به همه جا خواهند برد. گاهي از حرکت باز مي‌ايستد، اما هيچکس نمي‌داند بار ديگر باد آن از کجا وزيدن خواهد گرفت، فتنه و آشوب آدم‌هاي انديشمند و بردبار را نيز دچار سردرگمي خواهد کرد!

شمشيرها را در غلاف کنيد و نيزه‌ها را بر زمين بگذاريد و زه‌ کمان‌ها را پاره کنيد، و در فکر پناه دادن به مظلومان و سرکوب‌شدگان باشيد! تا اينکه بار ديگر امور سر و سامان يابد و اين فتنه از بين رفته و گم و گور گردد. 

شما هم صادقانه و بدون غل و غش و خيانت نظرتان را با من درميان بگذاريد! در هر صورت اگر از من اطاعت کنيد و رهنمود‌هاي مرا ملاک عمل قرار دهيد، دين و دنيايتان مصون خواهد ماند، و آتش فتنه تنها دامن آنهايي را خواهد سوزانيد که آن را شعله‌ور کرده، يا بر روي آن هيزم مي‌گذارند![6]» 

قعقاع‌بن‌عمرو‌ تميمي برخاست و گفت: آنچه را که ابوموسي گفت، «اگر راه ديگري وجود داشت حق و درست بود، اما مردم بايد داراي پيشوايي باشند، تا امورشان را سر و سامان بدهد، و ستمکاران را بر جاي خود بنشاند و از ستمديدگان حمايت کند! امام و اميرالمؤمنين مسلمانان اکنون علي‌بن ابيطالب است، او با مخالفان خود با حق و انصاف برخورد نموده و در پي اصلاح امور مسلمانان است، براي حمايت از او خود را آماده کنيد![7]» 

در حالي که ابوموسي هنوز در مسجد بود، اشتر نخعي همراه با عده‌اي به طرف مرکز امارت رفت و محل کار ابوموسي اشعري را اشغال نمود، و عده‌اي از کارگزاران مرکز امارت، ابوموسي را در جريان قرار دادند!

ابوموسي به مرکز امارت بازگشت و به کار اشتر نخعي اعتراض نمود، اما اشتر گفت: هر چه زودتر از ساختمان محل حکومت ما بيرون برو!

اکثريت مردم کوفه با اشتر نخعي همراه شدند، و ابوموسي ناچار شد آنان را ترک کند و از کوفه خارج شود!

مردم کوفه براي همراهي با حضرت علي -رضي الله عنه- نه هزار نفر را بسيج کردند و به طرف اردوگاه او در نزديکي ذي‌قار حرکت کردند! 

اشخاصي همچون قعقاع بن عمرو‌تميمي و عدّي بن حاتم طايي از جمله کساني بودند که براي پشتيباني از حضرت علي راهي ذي‌قار شدند. 

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- تاريخ طبري: ج 4 ص 466 - 468

[2]- تاريخ طبري: ج 4 ص 486

[3]- تاريخ طبري: ج 4 ص 470 – 472 

[4]- تاريخ طبري: ج 4 ص 479

[5]- تاريخ طبري: ج 4 ص 481 – 482 

[6]- تاريخ طبري: ج 4 ص 483 - 484

[7]- تاريخ طبري: ج 4 ص 483عصر خلفاي راشدين عصري مملو از رويدادها و تحولات بود، عصري که با حرکت جهادي عملي گسترده‌اي همراه گرديد و از پربارترين و حاصل‌خيزترين مقطع تاريخ اسلام و غني‌ترين آنها از نظر حوادث تلخ و شيرين به شمار مي‌آيد. 

تاريخ‌نويسان همة رويداد‌ها و دگرگوني‌ها و حوادث ناگهاني آن مقطع تاريخي را نقل کرده و در کتاب‌هاي خويش به تفصيل آورده و در اختيار نسل‌هاي پس از خود قرار داده‌اند. 

هر چند احزاب و فرقه‌هايي مانند: خوارج، معتزله، و مرجئه و غيره پس از عصر خلفاي راشدين پديد آمدند، و هر يک از آنها براي مشروعيت حزب و مذهب و مسلک خود و اثبات حقانيت راهي که در پيش گرفته بودند، به عصر خلفاي راشدين روي مي‌آوردند! 

اما وقتي که اهل اهواء براي تأييد و تقويت حزب خويش در زندگي اصحاب رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- چيزي را به دست نمي‌آوردند، اقدام به جعل روايات و سرهم کردن اخبار تاريخي نموده و آنها را به دروغ و تهمت به اصحاب نسبت مي‌دادند. 

در کنار روايات و تاريخ‌نويسان صادق و مورد اعتماد که صادقانه و امانت‌دارانه و عالمانه اخبار و حوادث زندگي اصحاب را نقل مي‌نمودند و مسلمانان آن‌ها را ثبت و ضبط کرده و پذيرفته و مورد اعتماد قرار مي‌دادند، راويان دروغ‌پرداز و حديث‌سازي گمراه وجود داشتند که به جعل دروغ و افتراهاي بسياري پرداختند و آنها را به اصحاب نسبت داده و در ميان مردم ترويج مي‌نمودند، البته مورخاني مسلمان در جريان آن دروغ‌پراکني‌ها و روايت‌سازي‌ها قرار داشتند! 

تاريخ‌نويسان نخستين مانند امام طبري همة اخبار و روايات مربوط به عصر خلفاي راشدين را صرف‌نظر از صحت و سقم آنها و اينکه توسط روايان صادق و مورد اعتماد و يا جاعلان و دروغ‌پردازان در اختيار او قرار گرفته بودند و ثبت و تدوين مي‌کردند. 

آنان در کتابهاي خود حجم بسيار زيادي از اخبار و روايات را گردآوري کرده و درست و نادرست را با هم درآميختند، و آنها را از يکديگر جدا نکردند و اقدامي را در مورد «تخريج» آن روايت‌ها و تحقيق در مورد روايان آنها صورت ندادند. 

در عين حال همراه با آن روايت‌ها نام روايان را ذکر کرده و گاهي روايات مربوط به يک واقعه را به چندين صورت کاملاً متضاد و متعارض با هم نقل نموده‌اند.قاتلان حضرت عثمان و شورشيان عليه نظام خلافت که مدتها مدينه را اشغال و خانه حضرت عثمان را در محاصره گرفتند و به فساد و قتل و غارت پرداختند بايد محاکمه و مجازات شوند! اگر آنان همچنان رها باشند، کار فتنه‌گري خود را همچنان ادامه خوا