ده داري شده بودند و اطمينان داشتند كه در عين شب بيداري به نماز جماعت صبح مهم مي رسند، و از خواب قيلوله (خواب روز در حدود ظهر) هم كمك مي گرفتند و خوراك كم مي خوردند (تا كم خواب شوند). پس از اين همه، روايت صحيحي نداريم كه پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) تمام شب را بيدار مانده و هيچ نخوابيده باشد؛ و تنها سنت پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) است كه قابل پيروي است. 

شيطان بعضي شب زنده داراي را هم بدين گونه مي فريبد كه شب بيداري خود را براي مردم حكايت مي كند، مثلا به اين صورت كه ميگويند: ‌فلان مؤذن به هنگام اذان گفت! تا بدانند در آن موقع بيدار بوده؛ كه اگر ريايي هم به خرج نداده باشد دست كم ثواب خود را كم كرده زيرا عملش را از «ديوان سرّ» به «ديوان علانيه» نقل مي دهند.

ابليس بعضيها را چنين فريفته كه در مساجد براي عبادت مستحب تنها مي مانند تا بدين گونه خود را به مردم بشناسانند. از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) نقل است كه «بهترين نماز مرد آن است كه در خانة خود بخواند الا نماز فرض». (اين حديث را بخاري و مسلم هردو آورده اند). و آورده اند كه عامر بن قيس اكراه داشت از آنكه او را در مسجد در حال نماز مستحبي خواندن ببينند حال آنكه درمنزل روزي هزار ركعت نماز مي گزارد، و ابن ابي ليلي هرگاه مشغول نماز مي بود و كسي بر او وارد مي شد، او ]به عنوان استراحت[ دراز مي كشيد.

بعضي عابدان را شيطان چني فريفته كه ميان مردم به گريه تظاهر مي كنند. البته ممكن است كسي واقعاً ‌نتواند خود را نگاه دارد اما اگر از كسي كه مي تواند خودداري كند ديده شود در معرض رياست. از ابووائل نقل است كه در خانه حين نماز آهسته مي گريست اما اگر دنيا را به وي مي دانند در حضور كسي آن كار را نمي كرد. از ايوب سختياني نقل است كه هر گاه گريه بر او غلبه مي نمود از ميان جمع بر مي خاست. 

شيطان بر بعضي از عبادت پيشگان امر را چنين مشتبه كرده كه شب و روز نماز مي خوانند اما در اصلاح يك عيب نهان يا درست كردن راه معيشت خود نظري نمي كنند، حال آنكه رعايت اينها از مستحبات فراوان اوليَْ تر است. 

شيطان قاريان قرآن را با تند خواني مي فريبد كه شايسته نيست، و اينكه از بعضي گذشتگان نقل است كه درهر روز يا در يك ركعت قرآن تلاوت مي كرده اند نادر است. و هر كه بر اين كار مداومت نمايد اگر چه خلافي نكرده اما اگر ترتيل كند و آرام و با تأني بخواند در نظر علما خوشتر است چنانكه از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) روايت كرده اند: «هر كس در كمتر از سه روز قرآني بخواند آن را نمي فهمد».

و نيز شيطان بعضي قاريان را مي فريبد كه شبها بر مناره صدا در صدا بيندازند و به آواز قرآن بخوانند اين كار گذشته از مردم آزاري و خواب ديگران را گرفتن در معرض ريا هم هست، برخي هم قرآن خواندنشان را براي موقع اذان و هنگامي كه مردم به مسجد مي آيند مي گذارند كه ببينندشان. مؤلف گويد: از چيزهاي عجيب كه ديدم اينكه امام جماعتي بعد از نماز صبح، معوذّتين (دو سورة‌آخر قرآن) را خواند وسپس دعاي ختم قرآن را خواند تا بپندارند يا بدانند قرآن ختم كرده است. حال آنكه روش پيشينيان اين نبود، آنان عبادات خويش را نهفته مي داشتند. مثلا ربيع بن خيثم اعمالش همه پنهاني بود واگر كسي وارد مي شد و او مشغول قرائت بود پارچه اي روي قرآن مي افكند و آن را مي پوشانيد و و همچنين احمد بن حنبل قرآن زياد مي خواند اما معلوم نمي شد كي ختم كرده است. 

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1] مصحّح كتاب نوشته است كه اين روايت را به اين لفظ جايي نيافتم.- م.
تلبيس شيطان عبادت پيشگان را در روزه

شيطان عده اي را با «صوم ابد» مي فريبد كه البته اگر روزهايي را كه افطار واجب است ]‌مثل عيد فطر[ روزه نگيرد، كار خلافي نكرده، اما از دو عيب خالي نيست يكي آنكه ضعيف مي شود و از كسب معيشت و اداي وظيفة زناشويي عاجز مي ماند و دو واجب را فداي يك مستحب مي كند، ديگر اينكه ]‌فضيلت روزة مستحب را هم از دست مي دهد[. چرا كه از پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) روايت كرده اند كه فرمود: «بهترين روزه، روزة داود عليه السلام بود كه يك روز در ميان روز مي گرفت». و در روايت ديگر آمده است به يك صحابي كه اصرار داشت روزه بگيرد فرمود: «يك روز بگير و يك روز بخور». آن صحابي گفت: من قدرت بيش از اين و بهتر از اين را هم دارم. فرمود: «بهتر از اين روزه اي نيست». (اين روايت در صحيح مسلم و صحيح بخاري آمده است). 

و اگر گفته شود كه بعضي پيشينيان دائم روزه بودند، جواب اين است كه بسا آنان مي توانستند ضمن اين كار به وظايف خانوادگي خود نيز برسند و يا خود خانواده اي نداشتند و نيازشان به كسب نبود و يا اين كار را براي آخر عمر گذاشته بودند؛ به هر حال آن سخن پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) كه «روزه اي بالاتر از يك روز درميان نيست» كلام فصل است ]حرف را تمام كرده و بريده است[. از قدما كساني با كم خوراكي و بدخوراكي روزة مدام گرفتند و آن در چشم و مغزشان اثر گذاشت، كه نوعي تقصير در حق نفس است و تحميل فوق طاقت نفس كه جايز نيست. 

گاه شايع مي شود كه فلان عبادت پيشه هميشه روزه دار است، و او از اين شايعه اطلاع يافته، ديگر جلو چشم مردم افطار نمي كند مبادا آن جاه بشكند. و اين نوعي رياي پنهان است و اگر نظرش به اخلاص باشد و پوشيدن احوال خود، بايد جلو چشم كسي كه او را روزه دار مي داند افطار كند و روزهاي بعد، اگر خواست به روزه داري ادامه دهد و اعلام ننمايد ]‌تا آن شايعة صوم ابد وي منتفي گردد[‌. 

بعضي را شيطان وا مي دارد كه روزه داري خود را اعلام نمايند، مثلا مي گويد:‌ بيست سال است كه روزه نشكسته ام، با اين تصور فريب آميز كه مقصود من راهنمايي ديگران است تا آنان نيز بمن اقتدا نمايند. اما خدا از نيت ومقصود همگان بهتر آگاه است! از سفيان ثوري (رحمه الله) نقل است كه بنده به اعمال نيك در نهان مي پردازد اما شيطان آن قدر وسوسه اش مي نمايد تا اظهار كند و عملش از ديوان سر به ديوان علانيه نقل يابد. بعضي عبادت پيشگان في المثل دوشنبه و پنجشنبه را روزه مي گيرند و اگر به سفره دعوتشان كنند ميگويند: ‌امروز كه پنجشنبه است! ومي خواهد برساند كه هر پنجشنبه روزه مي گيرم، و اگر به طور ساده بگويد امروز روزه ام، اين را مصيبتي تلقي مي كند! و هم از اينان كساني هستند كه ديگران را به ديدة خواري مي نگرند كه ما روزه داريم و اينان نيستند. بعضيشان در قيد روزة دائم هست اما مقيد افطار نيست كه از چه ناني است، ومواظب نگاه حرام و سخن بيهوده كه از او سر مي زند نيست و شيطان چنين مي پنداراندش كه ثواب روزة‌ تو گناهت را مي پوشاند. 

 

تلبيس شيطان عبادت پيشگان را در حج 

يك بار حج واجب تكليف را ساقط مي كند. گاه كسي بدون رضايت والدين دوباره مي رود و اين خطاست، گاه به حج مي رود در حالي كه ديون و مظالم بر گردن دارد، يا براي تفريح و گردش مي رود، بعضي هم براي آنكه بگويند فلان كس حاجي شده. و اكثراً ضمن راه در فرائض و طهارات شان كاستيها پديد مي آيد و با دلهاي چركين و پليد و باطنه