نهم- از يكديگر. اولين معلم و اولين شاگردان 

در مسير القاي تعليمات الهي به انسانها، حضرت محمد -صلی الله عليه وسلم- آخرين معلم انسانهاست و به اين اعتبار، امت او آخرين امت بر روي زمين مي باشد. اما در مكتب اسلام، آن حضرت -صلی الله عليه وسلم-، اولين معلم بشريت آخر زمان و اصحاب او، اولين شاگردان اسلام هستند. 

جلسات درس پيامبر -صلی الله عليه وسلم- كه معمولاً در مسجد برگزار مي شد، بي پيرايه ترين و در عين حال، جديترين كلاسهاي درس بود. صحابه -رضي الله عنهم- به جديت تمام در امر فراگيري تعليمات اسلامي، يا به قول ديگر ((سنن اسلامي))، اهتمام مي ورزيدند و براي شنيدن ارشادات آن حضرت -صلی الله عليه وسلم-، حلقه وار دور او مي نشستند و به دقت تمام به سخنان دلپذير وي گوش فرا مي دادند، آنها را با دل و جان حفظ مي كردند و عملاً در سطح زندگي خويش بكار مي بستند. 

صحابه -رضي الله عنهم- به اقوال و افعال پيامبر -صلی الله عليه وسلم- به طور مساوي، توجه نشان مي دادند و در ادا و تقليد افعال پيامبر -صلی الله عليه وسلم-، چنان محتاط و دقيق بودند كه در بازگو كردن و نقل سخنان وي. اصحاب ((صفه))[1]

در ميان صحابه -رضي الله عنهم- كساني بودند كه به آنها ((اصحاب صفه)) مي گفتند و متشكل از افراد مسافر، غريب و ناداري بودند كه از دور و اطراف ((شبه جزيره ي عرب)) و سرزمين هاي وراي آن، به ((مدينه)) آمده بودند و از پرتو عنايات رسالت كسب فيض مي كردند. اين گروه در شدت فقر به سر مي بردند و چون كه جايي مسكوني در شهر ((مدينه)) نداشتند، بر ايشان در جوار ((مسجد نبوي))، سر پناهي ساخته بودند تا در آن به سر برند. و چون حرفه و پيشه اي در شهر نداشتند، تمام اوقات خود را صرف يادگيري قرآن و احاديث مي كردند. 

عليرغم سختي هاي معيشت و محروميت از امكانات و آسايش، اين گروه در طلب علم و شنيدن و حفظ احاديث رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم-، نشاط و ولع وصف ناپذيري از خود نشان مي دادند. و چون در تمام ساعات روز در مسجد به سر مي بردند، تمام جلسات درس پيامبر -صلی الله عليه وسلم- را در مي يافتند و بدين طريق در حفظ و يادداشت احاديث، از بسياري صحابه ي ديگر گوي سبقت برده بودند. اصحاب را مي توان از ممتازترين شاگردان مكتب اسلام به حساب آورد. 

((ابوهريره)) -رضي الله عنه-، يكي از كساني است كه در ((صفه)) به سر برده بود و چون چهار سال تمام، بي وقفه در حلقات درس، حضور يافته بود، بيشترين احاديث را از پيامبر -صلی الله عليه وسلم- روايت كرده و از اين نظر، رتبه اول را از صحابه -رضي الله عنهم- داراست.[2] او، در توجيه كثرت رواياتش، چنين مي گويد: 

((همه مي گويند كه تو بسيار روايت مي كني! واقعيت اين است كه، برادران مهاجر من تجارت پيشه بودند و سر و كارشان معمولاً در بازار بود، و برادران انصار من كشاورز بودند و مشغول كشاورزي. اما من مسكيني از مساكين (صفه) بودم و به هر چه كه در نزد پيامبر -صلی الله عليه وسلم- از خوراكي ها بدست مي آمد، قناعت داشتم. گاهي پيش مي آمد كه، مهاجرين و انصار هيچ كدام حضور نداشتند و تنها من بودم و از آن حضرت چيزهايي ياد مي كردم كه آنها نمي دانستند.)) [3].

جان كلام اينكه، ((اصحاب صفه)) با حفظ ((سنت)) هاي پيامبر -صلی الله عليه وسلم- و نقل آنها به ما، منت بزرگي بر ما نهاده اند و به يمن همت عالي آنهاست كه پايه هاي سنت پيامبر -صلی الله عليه وسلم- به حد مطلوب، سترگ و محكم شده است. 

علاوه بر اين كه صحابه -رضي الله عنهم-، مستقيماً از رسول خدا -صلی الله عليه وسلم- بهره مي بردند، در پاره اي موارد كه خود شخصاً در جلسات مربوطه حضور نداشتند، از صحابه ي ديگر كه حاضر بودند، احكام و مسائل را دريافت مي كردند. و آنها هم كه مطلبي از پيامبر -صلی الله عليه وسلم- مي شنيدند، با اشتياق تمام به ديگران مي رساندند و اگر كسي را در حال گفتن چيزي و يا انجام كاري، بر خلاف آنچه كه از پيامبر -صلی الله عليه وسلم- شنيده يا ديده بودند، مي يافتند، فوراً براي تفهيم او بر مي خاستند و حقيقت موضوع را به وي يادآور مي شدند. آنهايي هم كه در امر پايبندي به ((سنت))، شدت بيشتري به خرج مي دادند، چنين كساني را توبيخ مي نمودند و گاه در بارگاه رسالت مآب از او شكايت مي كردند. [4]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] بر وزن ((جبه)).
[2] ابن جوزي تعداد مرويات ((ابوهريره)) -رضي الله عنه- را 5374 حديث نوشته است.
[3] مجموعه ي ((فضايل اعمال))، بخش ((حكايات صحابه)).
[4] قصه ي شكايت كردن حضرت ((عمر)) -رضي الله عنه- از يك صحابي كه قرآن را به روايتي غير از روايتي كه ((عمر)) از آن حضرت –صلی الله عليه وسلم- شنيده بود تلاوت مي كرد، در اين باب مشهور است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:5.xml">فصل اول: حفظ سنت </a><a class="folder" href="w:html:47.xml">فصل دوم: تاريخچه ي تدوين حديث</a><a class="text" href="w:text:76.txt">خلاصه و نتيجه ي بحث</a><a class="text" href="w:text:77.txt">با چند اصطلاح آشنا شويم</a></body></html>راههاي حفظ ((سنت)) در عهد رسالت*

صحابه ي بزرگوار، براي دستيابي به ((سنت)) و نگهداري آن، معمولاً به يكي از چهار شيوه ي زير عمل مي كردند: 
 1- بكارگيري حافظه 
 2- مذاكره با همديگر 
 3- عمل كردن بر سنت 
 4- كتابت 

 1- بكارگيري حافظه 
شرايط و محيط زندگي عرب، آنان را چنان بار آورده بود كه در امر يادگيري و دانش، بيشترين اعتماد را بر حافظه ي خويش داشتند. شايد هيچ ملتي را نتوان يافت كه در قوت و تيزي حافظه به پاي اعراب زمان جاهليت و دوراني نسبتاً دراز پس از اسلام، برسد. حافظه ي عرب در آن روزگار، دفتر و مخزن هزاران نكات و وقايع بود. ممارست تدريجي در پرورش حافظه، باعث شده بود كه در حفظ شنيده ها، قدرت فوق العاده اي پيدا نمايند. به طوري كه هزاران شعر و قصيده ي دراز، بر صفحه ذهنشان براي هميشه نقش بسته بود، و دست كم هر كس سلسله ي نسب خانوادگي خويش را به تفصيل مي دانست، و گاهي در اين مورد چنان پيش مي رفتند كه، شجره نامه ي شتران و اسبان خويش را به صورت زنجيره طويلي به ياد داشتند. بچه هاي آنان سلسله ي نسب قبايل مختلف را به خوبي مي دانستند.

في الجمله، عرب در حفظ شنيده ها و خوانده ها (اگر مي توانست آنها را بخواند!) نظير نداشت و به جاي نوشتن مطالب، آنها را بيشتر در كنج حافظه مي نهاد. ما با شنيدن وقايع مربوط به اين مورد، ممكن است آنها را افسانه بپنداريم. 

پيامبر اسلام، در ميان چنين قومي مبعوث گشت و از اين نيروي فوق العاده ي آنان، حداكثر استفاده را در حفظ و بقاي احاديث برد. و آنان هم پس از ايمان آوردن، همت خويش را بيشتر از همه به حفظ احاديث معطوف داشته بودند، چنان كه گروهي از آنان تمام كارها را به خاطر شنيدن و حفظ احاديث، رها ساخته و در مسجد به سر مي بردند. 

رسول اكرم -صلی الله عليه وسلم-، آنان را به حفظ احاديث خويش تشويق مي كرد و مي فرمود: ((نضر الله عبداً سمع مقالتي فوعا ها ثم أداها كما سمع)). «سر سبز و خرم نگه دارد خداوند كسي را كه، گفته هايم را مي شنود و حفظ مي كن