با جديت بيشتر و ابتكار دنبال نمايند. 
قرن دوم هجري نيز دوران كوششهاي تابعين و اتباع آنها براي تدوين هر چه كاملتر احاديث و آثار بود.مرحله ي اول تدوين حديث 

تدوين حديث، با نظم و ريزه كاريهاي حيرت آوري كه دارد، پس از عبور از مراحل مختلفي بدين رنگ درآمده است. علماي اولين مرحله ي آن را، سالهاي آخر قرن اول و اوايل قرن دوم گفته اند كه شكل پذيري آن در اين دوره تا پايان قرن دوم ادامه داشته است. 

در اين مرحله هست كه تصنيف و تدوين احاديث در دايره نظم قرار گرفته و وجهه ي رسمي ترين براي خود پيدا مي كند. با شروع قرن دوم، كتب حديث نيز هيئت تربيتي پيشرفته تري به خود گرفتند؛ كتابها مبوب گشته و احاديث متناسب با مفاهيم خويش تحت ابواب مربوط به خود جاي گرفتند. اينكار آساني هايي به بار آورد و با ملاحظه ي اين موفقيت مفيد، از آنگاه به بعد مصنفين از شيوه ي ((تبويب)) استفاده نمودند. 

قرن دوم را ابتداي تبويب كتابها گفته اند و زماني است كه كار تدوين، سرعت و ترقي بيشتري يافت.جامعين حديث در قرن دوم 

در قرن دوم اسلام، فريضه ي تدوين حديث كاملاً جا افتاده بود و در تمام سرزمين اسلامي، در گوشه و كنار، مصنفين و محدثين كبار مشغول جمع آوري و نوشتن احاديث بودند. اگر بخواهيم معروفترين چهره ها را در اين دوره بدانيم، فهرست ذيل كفايت مي كند: 

در مصر ((ليث بن سعد))، در مدينه ي طيبه ((مالك بن انس)) (م 179)، در مكه معظمه ((معمر بن راشد)) (م 154)، در شام ((سعيد بن عروبه)) (م 156)، در كوفه ((سفيان ثوري)) (م 181) و ((امام ابو يوسف)) (م 182) و ((امام محمد)) (م 189)، در واسط ((هشيم بن بشير)) (م 183)، در مكه ((ابن جريج)) (م 150)، در بصره ((ربيع بن صبيح)) (م 160)، در ري ((جرير بن عبدالحميد)) (م 188) و در خراسان ((عبدالله بن مبارك)) (م 181). 

شخصيت هاي نامبرده، همه در يك عصر مي زيسته اند و براي همين نمي توان تشخيص داد كه كداميك در كار تدوين حديث به صورت نظم يافته، اولين نفر بوده است. معذلك، سه كتاب از سه چهره ي برجسته، در اين مورد بيشتر زبانزد عام و خاص هستند: 1- كتاب الآثار از ((ابن جريج))، 2- الجامع از ((معمر بن راشد))، 3- موطا از ((مالك بن انس)). (والله اعلم).منكرين سنت چه مي گويند?[1]

دشمنان و منكرين سنت براي استحكام دادن به دعواي شومشان، ((سنت)) را در اذهان عموم، پس از دوران رسالت، در مرحله اي تعريف نموده اند كه به دور از هر گونه توجهي دلسوزانه و حاوي اهميت به خود بوده است. مي گويند بعد از پيامبر –صلی الله عليه وسلم- ((سنت)) حيثيت قوي خود را از دست داد و زورگويان و منافقين توانستند با دخل و تصرف منافقانه، مقدار قابل ملاحظه اي از گوهرهاي گرانبهاي اين مجموعه را به غارت ببرند و از سويي ديگر موفق شدند، آنچه را كه ساخته ي خودشان بود و به ضرر اسلام، بر اندام ((سنت)) بچسبانند. و با همه ي اين خطرات جدي كه براي ((سنت)) وجود داشت، صحابي بي آنكه حركت مدافعانه اي داشته باشند، سر جاي خود نشسته و تمام توجه خود را به فعاليتهاي ديگري مانند، جهاد و بسط تعاليم قرآني و غيره _ كه به نظرشان حياتي تر مي آمد ـ معطوف داشته بودند! 
منكرين سنت، با اين سفسطه گويي هاي بي پايه، ((سنت)) را فاقد اعتبار مي دانند، چون به زعم خويش آن را چيزي تصور مي كنند كه، هيچگاه از تدابير حفاظتي بهره نبرده و رفته رفته تبديل به مجموعه اي مشتمل بر ياوه سرايي هاي منافقين و شكستگيهاي جبران ناپذير شده است! 
--------------------------------------------------------------------------------
1. در خصوص عقايد منكرين سنت مبني بر غير قابل اعتماد بودن مجموعه ي احاديث نبوي، در كتاب ديگر خويش ((آشنايي با سنت پيامبر)) فصل مستقلي تحت عنوان ((منكرين سنت)) ترتيب داده ايم كه در آن به شبهات و اعتراضات منكرين پرداخته و جوابهاي علما و محققين را در رد آن نظريات و اعتراضات مفصلاً ذكر نموده ايم. خوانندگان براي اطلاع يافتن از اساس نظريات منكرين سنت و تحليل علمي آنها مي توانند به آن كتاب مراجعه نمايند.تاليفات قرن دوم 

بارزترين خصوصيت مصنفات حديث در قرني دوم، مبوب بودن آنها به ترتيب موضوعات فقهي است، حال آنكه در قرن نخست هدف اصلي از نوشتن و جمع احاديث، فقط جمع كردن آنها در كتب بدون ترتيب دادن بر حسب موضوع بود. با اين حال در فهرست كتابهاي قرن دوم نيز، كتابهايي به چشم مي خورد كه فاقد اين خصوصيت هستند. شماري از تاليفات اين قرن، به قرار زير است: 

 1- موطاي امام مالك- اين كتاب از پيشواي فقه مالكي – امام ((مالك بن انس)) – مي باشد و در زمان خويش، صحيح ترين كتاب پس از كتاب الله به شمار مي رفت؛ مرتبه اي كه بعدها براي ((صحيح بخاري)) حاصل گشت. 
تصنيف ((موطا)) به ترتيب، ابواب فقهي انجام گرفته و در آن كوشش شده است كه روايات صحيح ثبت گردند. ((امام مالك)) در كتاب خويش مراسيل و فتاواي صحابه -رضي الله عنهم- را نيز آورده است[1]. اين كتاب تا حالا نيز در برنامه ي درسي حوزه هاي علميه جاي دارد و موفق شدن به تدريس آن، موفقيتي بزرگ براي يك مدرس رشته ي حديث به شمار مي رود. 

2- كتاب الآثار ابوحنيفه- احاديث اين كتاب را، امام ((نعمان بن ثابت كوفي))، معروف به ((ابوحنيفه)) –رحمه الله- پيشواي مذهب بزرگ حنفي، به شاگردان خويش املاء كرده است. وي اين كتاب را از ميان 40000 حديث انتخاب فرموده است. 

((كتاب الآثار)) پس از تاليف شعبي، اولين كتابيست كه احاديثش به ترتيب ابواب فقهي مرتب شده اند. اين كتاب از نظر زماني از ((موطا))ي امام مالك مقدم است و همچنين ثابت شده كه ((امام مالك)) از تاليفات ((امام ابوحنيفه)) استفاده كرده است. بر همين اساس، اين كتاب به اعتبار اسلوب تدوين، عنوان اصل ((موطا)) ي امام مالك را دارا است[2].

احاديث ((كتاب الآثار)) را شاگردان متعددي از امام اعظم روايت كرده اند. لذا داراي نسخه هاي متعددي مي باشد. از جمله ي آنها، روايت ((امام محمد))، روايت ((امام ابو يوسف)) و روايت ((امام زفر)) مي باشد. بسياري از علماي بر آن شرح نگاشته و در ارزيابي رجال آن كتابها تصنيف كرده اند. 

3- مغازى موسي بن عقبه- تاليف ((موسى بن عقبه)) (م 144 هـ) و كتابيست حاوي روايات و بيان نبردهاي پيامبر -صلی الله عليه وسلم- كه همه مستند و صحيح هستند. امام ((شافعي)) در توصيف اين كتاب فرموده است: ((در بيان و ثبت غزوات، هيچ كتابي صحيح تر از اين كتاب وجود ندارد))[3]. 

 4- جامع معمر- نوشته ي ((معمر بن راشد)) است و چون مشتمل بر احاديثي است كه در برگيرنده ي هر نوع مضاميني مي باشند، به آن ((جامع)) مي گويند[4]. كتابيست مبوب و دوران مقبوليتي بلامنازع داشت، اما امروزه در دسترس نيست. 

5- كتاب السيره- از ((ابن شهاب زهري)) و اولين كتابي است كه در سيرت نبوي (عادات و خصايل پيامبر)) نگاشته شده است[5]. 

6- جامع سفيان ثوري- اين كتاب از فقيه بنام و امام حديث، ((سفيان ثوري)) (م 160 يا 161هـ) مي باشد و در آن از شيوه ي تبويب كار گرفته شده است[6]. ((امام شافعي)) از همين كتاب استفاده كرده است[7]. 

7- كتاب غرائب- تاليف حافظ مشهور حديث، حضرت ((شعبه بن حجاج)) (م 170 هـ) است. او در اين كتاب، احاديث را به ترتيب استادان حديث خويش مرتب كرد