 بلكه با ائمه مورد وثوق ديدار مي كرد و از علم آنان استفاده مي نمود. همان طوري كه آنان نيز از درياي دانش بيكران او بهره مي بردند اما احمد بن حنبل (رح): احترامي در خور و شايسته شان امام بخاري نسبت به او قايل بود و به دوستانش مي فرمود: ((خراسان كسي را مانند محمد بن اسماعيل تولد نكرده است.)) 
از عجايب اينكه اين دو امام بزرگوار در محيط رشد و نمو و اسلوب تعليم و تعلم خصوصيات مشابهي داشتند، هر دو يتيم بودند و مادرانشان در تربيت علمي صحيح آنان تلاش كردند، هر دو به تحصيل و فراگيري علوم در سرزمين خود بسنده نكرده بلكه سفرهاي متعدد انجام دادند و قسمتي از عمر خود را در هجرت گذراندند تا با ائمه و حفاظ هر منطقه ديدار نمايند و از آنان كسب حديث كنند هر دو صالح، متقي و پرهيزگار بودند و به كاخ پادشاهان و سلاطين پا ننهادند و در جلب حمايت و پشتيباني واليان و حكمرانان سعي نداشتند. در بيان آراء و نظرياتشان بي باك بودند و در اظهار حق  و حقيقت از كسي واهمه اي نداشتند. 
امام احمد بن حنبل (رح): ترجيح داد كه ضربت تازيانه و شلاق را تحمل كند ولي نگويد كه قرآن مخلوق است. همچنين امام بخاري وقتي رايي را صادر مي كرد از آن عدول نمي نمود چرا كه او كلمه اي را بيان نمي كرد مگر اينكه دليلي از كتاب و سنت براي آن داشته باشد آراي خود را با دقت فراوان و تحقيق و تفحص بيان مي فرمود. تنها فرق اين دو امام بزرگوار اين است كه: 
احمد بن حنبل از او مسنتر بود و مسندش شامل چهار هزار حديث است ولي كتاب (الجامع الصحيح) امام بخاري هفت هزار و دويست و هفتاد و پنج حديث را در بر مي گيرد. 
امام احمد بن حنبل به حرفه نساجي اشتغال داشت ولي امام بخاري وارث ثروت هنگفتي از پدرش بود و آن را در تجارت بكار برده آنچه را كه احتياج داشت مصرف مي كرد و بيشترين سود را در راه خدا صدقه مي داد.
اخلاق امام بخاري: 
امام بخاري جهت خريد و تهيه مايحتاجش از قبيل جوهر و ورق شخصاً به بازار نمي رفت بلكه كساني را براي انجام اين امور مامور مي كرد هنگامي كه از او علت اين كار را پرسيدند فرمود: 
((چانه زدن كه يكي از صفات تجار است را دوست ندارد كافي است كه كساني ديگر اين كار را انجام دهند.)) 
مقدار سود حاصله از تجارت كم يا زياد آن براي امام مهم نبود. . . تاجري از او بيست و پنج هزار درهم قرض گرفت تا با آن تجارت كند. . . بعد از مدتي اين شخص وسوسه شد كه پول را به امام بخاري پرداخت نكند. امام بخاري از اين امر آگاه شد دوستانش از او خواستند كه به والي شكايت كند ولي امام قبول نكرد و فرمودند: 
((از اينكه به والي شكايت كنم از اين مرد مي خواهم كه اين مبلغ را به صورت اقساط ساليانه پرداخت كند. چرا كه اطرافيان والي از من چيزي مطالبه مي كنند تا به نفع من حكم دهند و من دينم را به دنيايم نمي فروشم و عملاً بين او و امام بخاري صلحي منعقد شد تا اين مرد سالانه ده درهم به امام پرداخت كند. آن مرد پس از پرداخت قسط اول فراري شد و كسي از آن خبردار نشد. 
پس از چندي اجناسي از يك تاجر كه با اموالش تجارت مي كرد به دستش رسيد گروهي از تجار به نزدش آمدند و براي خريد اين اجناس مبلغي پيشنهاد دادند اما او در خصوص اين معامله تصميم نگرفت و به آنان تا يك روز ديگر فرصت داد. او بعد از رفتن آنان با خود تصميم گرفت اين اجناس را با قيمت پيشنهادي بفروشد ولي او دو روز بعد با عده اي ديگر از تجار مواجه شد كه قيمتي بالاتر از قيمت پيشنهادي روز قبل پيشنهاد دادند اما امام بخاري از فروش اين اجناس به آنان خودداري كرد و گفت: ((تصميمي را كه ديروز قصد انجام آن را داشته ام تغيير نمي دهم و آن را به تجاري كه قيمت پايين تر پيشنهاد داده بودند فروخت.)) 
امام در همه امورش به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  اقتدا مي كرد و احساسات و عواطفش را كنترل مي نمود و به خود اجازه نمي داد كه از راه راستي خارج گردد اگر چه ضرر مالي زيادي را متحمل شود تمام اين ارزشها و سلوكيات، خصوصيات بارزي در زندگي امام بخاري بودند. مال و ثروت در قلب او جايي نداشت و دنيا با تمامي زر و زيورش نمي توانست او را فريب دهد نيازي به مقام و مكنت نداشت و تمامي همّ و غمّ او اين بود كه با احساسات و مشاعر و وجدانش در شامگاهان و صبحگاهان در جنگ و صلح، در منزل با اهل و عيال در مسجد با دوستان و در هر جايي كه مي رفت و هر چيزي كه مي گفت به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  اقتدا كند و اين هدف عالي و بزرگ را در تدوين كتاب (الجامع الصحيح) محقق ساخت. 
***
((الجامع الصحيح))
بدون شك كتاب (الجامع الصحيح) امام بخاري اثري است فراتر و سنگين تر از تلاش و كوشش صدها نفر از كساني كه به صبر و بردباري، شكيبايي و قدرت حفظ بالايي برخوردار هستند به خواست خداوند او يك نفره اين كار خارق العاده را انجام داد. خداوند به هر كس كه بخواهد فضلش عطا مي كند. 
امام در اين كتاب با تمام عظمت و شكوه آن تمام تلاش و توان خويش را صرف آن نكرده بلكه كتابهاي ديگر را نيز تاليف كرده كه زينت دهنده كتابخانه هاي اسلامي است، ما در پايان كتاب آنها را ذكر مي كنيم. 
جز اينكه كتاب (الجامع الصحيح) معتبرترين و درخشنده ترين آنها محسوب مي شود تاليف آن شانزده سال طول كشيده امام در تاليف آن متوقع نبود كه از سلطان يا پادشاهي جايزه اي دريافت كند همچنين به فكر سبقت و تفوق بر فقها و علما و محدثين نبود. بلكه هدفي مهمتر و بالاتر و باارزشتر از آن داشت كه آنرا در جمله بسيار جالب و زيبايي تعبير كرده است. 
((الصحيح را در شانزده سال تاليف نمودم تا آن را بين خود و خدايم حجتي قرار دهم.))
امام شانزده سال از عمر خود را در تاليف اين كتاب صرف كرده امت اسلامي آن را مورد قبول خويش قرار داده است و به حجيت آن معترف است و تا امروز هم به آن احتجاج مي كند و آن را معتبرترين كتاب بعد از كتاب خداوند محسوب مي كند. 
امام بخاري اين شانزده سال را در پشت ميز كتابخانه اي كه داراي كتابهاي مرجع و هواي مناسب و امكانات رفاهي ديگر باشد سپري نكرد، بلكه در مهاجرتهاي مداوم در راههاي كوهستاني و سخت و بيابانهاي بي آب و علف در ميان طوفانهاي سهمگين و آب و هواي سرد و گرم روزها و شبهاي مهتابي از عمر خود را سپري نمود نه رختخوابي مي يافت كه بخوابد و نه غذايي مناسب تا رفع گرسنگي كند و نه آبي گوارا تا تشنگي را بر طرف كند. 
اما با تمام اين سختيها و مشكلات در طلب حديث احساس خستگي، كسالت، ناراحتي و ضعف نمي كرد، بلكه در حركتي دائمي بود كه سكون و آرامش نداشت. . . بر اثر تجربيات فراوان و مطالعات محققانه براي او مشخص بود كه راوي در روايت حديث صلاحيت دارد يا ندارد، و چه بسا با افرادي مواجه مي شد كه هزاران حديث در نزد آنان بود ولي از ذكر احاديث آنان در (الجامع الصحيح) خودداري مي كرد. 
يك مرتبه حديثي از او پرسيده شد به سوال كننده گفت: اي ابو فلاني آيا گمان مي كني تدليس مي كنم؟ من ده هزار حديث را از شخصي كه در روايت حديث مورد تاييد و وثوق نبود ترك كردم و همين طور به همين تعداد يا بيشتر از شخص ديگر. 
اگر چنانچه با كس