اه والاي علمي اين كتاب و شگفت انگيز بودن آن اين بس، كه امامي بزرگوار چون اسحاق بن راهويه آن را مورد تاييد قرار داده است و به عبدالله بن طاهر تقديم مي كند و مي گويد آيا سحر و جادويي را به تو نشان ندهم؟)) عبدالله بن طاهر از خواندن آن متعجب مي شود و مي گويد: ((تاليفي نظير آن را نديده ام.)) 
همين طور ابوالعباس بن سعيد از دانشمندان بزرگ معاصر امام بخاري مي گويد: ((اگر چنانچه كسي سي هزار حديث بنويسد باز هم به كتاب ((التاريخ الكبير) محمد ابن اسماعيل بخاري نيازمند است.)) 
بدون شك تاليف كتاب (التاريخ الكبير) امام بخاري انقلابي بزرگ در دنياي تاليفات به وجود آورد. 
او از هيچ يكي از مورخين قبل از خود تقليد نكرد بلكه بر همه آنان از نظر دقت، شيوه بيان، نگارش و جمع آوري مطالب تفوق و برتري دارد. 
براي  هر يك از شخصيتهاي تاريخي به تعبير امروزي تحقيق روزنامه نگاري كرد كه بر دقت، امانت و شمول استوار بود. 
با تمام اين وجود اين دائره المعارف بزرگ و بي نظير در كتابخانه اسلامي به بررسي زندگي چهل هزار شخصيت مي پردازد و صفات و خصوصيات و خدمات هر يك از آنان را به اسلام از ولايت تا وفات بيان مي كند و براي هر يك از آنان پرونده اي در نزد امام بخاري وجود داشت. 
اين كتاب مقدمه و اساس تاليف (الجامع الصحيح) است كه براي يك صحابه و تابعين و كساني كه بعد از آنان در قرون اول و دوم مي زيستند ترازويي است كه آنها را در راستي و امانت مي سنجد. و بر اساس اين درجه بندي اسانيد را طبقه بندي كرد تا احاديث پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  را از تدليس و كذب محافظت كند پس جاي تعجب نيست كه كتابش بعد از كتاب الله (قرآن كريم) صحيحترين و معتبرترين كتاب باشد. از خصوصيات و صفات بارز امام بخاري اين بود كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم  را بيشتر از جانش دوست مي داشت و همه وجودش از تار و پود محبت نبي اكرم صلي الله عليه و آله و سلم  بافته شده بود و هر يك از لحظات زندگي اش با علاقه به او سپري مي شد. 
اين محبت شديد را در هر كلمه اي كه مي گفت و يا در هر كاري كه انجام مي داد به خوبي آشكار مي ساخت، از نشانه هاي اين محبت اين است كه به منظور تكريم و اجلال آن حضرت صلي الله عليه و آله و سلم  كتاب (التاريخ الكبير) را با شرح زندگي كساني كه نام محمد دارند شروع مي كند سپس روش علمي خويش را ادامه داده و اسامي را بر اساس حروفي الفبايي ذكر مي كند و اجازه نداده است كه اسمي بر نام محمد سبقت بگيرد چرا كه نام محمد محبوبترين اسم ها در نزدش مي باشد و در وجدان و ضمير و تار و پود وجودش رخنه و از اعماق دل آن را دوست مي داشت. 
بر زبانش ذكر نام و ياد و درود و سلام بر او جاري بود. 

***
حافظه عجيب 
پس از اين، امام بخاري را در مهاجرتهاي مداوم و سفرهاي دور و دراز خود در كسب علم حديث همراهي مي كنيم. بعد از يك سال اقامت در مدينه و فراگيري علم از بزرگان، رجال و مشايخ مدينه و كسب فيض معنوي در مجاورت روضه شريف نبوي صلي الله عليه و آله و سلم  و تدوين كتاب (التاريخ الكبير) عزم سفر به سوي بصره نمود. . . هدف او از اين مهاجرتها و سفرها ديدار و ملاقات با دانشمندان مناطق اسلامي بود تا احاديثي را كه در نزد آنان موجود بود بشنود زيرا گاهي حفاظ يك منطقه از احاديث حفاظ منطقه ديگر اطلاعي نداشتند و به آنچه كه در نزدشان بود بسنده مي كردند. . . و به آنچه كه حفظ كرده بودند قانع مي شدند اما امام بخاري هدفي والاتر داشت و مي خواست همه احاديثي را كه در نزد حفاظ بود جمع آوري كند و به اين منظور سكون و قرار نداشت و هر سختي و مشتقي را بر خود هموار مي كرد. انديشه و دغدغه جمع آوري احاديث نبوي هر رنج و مصيبتي را بر او آسان مي كرد و به راستي محبت و عشق او به كسب دانش راحتي و آسايش را از وي ربوده بود. 
خصوصيات بارز و منحصر به فرد ديگر امام بخاري كه دوستان وي در مجالس علمي كه در شهر بصره تشكيل مي شد به آن پي بردند و توجه شركت كنندگان در حلقه هاي حديث را به خود جلب كرد اين بود كه امام بخاري بدون اينكه قلم و كاغذي همراه داشته باشد در اين مجالس شركت مي كرد در حالي كه تمامي طلاب شركت كننده در اين مجالس، كلمه به كلمه آنچه را كه محدثين بيان مي كردند يادداشت مي كردند و آنان در مورد امام بخاري به يكديگر مي گفتند: چرا اين نوجوان در اين مجالس شركت مي كند وقت خود را هدر مي دهد و استفاده لازم را نمي برد؟ علت مداومت حضور او چيست؟ و چرا آنچه را كه حفاظ و ائمه بيان مي كنند يادداشت نمي كند؟ 
حاشد بن اسماعيل حادثه بسيار جالبي را در اين خصوص بيان مي كند كه به حافظه قوت و دقت هوشمندانه او اشاره مي كند مي گويد ((ابو عبدالله البخاري با ما، در مجالس حديث مشايخ بصره شركت مي كرد در حالي كه چيزي را يادداشت نمي كرد بعد از مدتي من و دوستم به او گفتيم: ((چرا همراه ما در مجالس علم شركت مي كني ولي احاديث را يادداشت نمي كني؟)) 
امام بدون اينكه جوابي بدهد فقط به ما نگاه مي كرد. ما با وجود اين هر روزه سوال خود را تكرار مي كرديم بعد از شانزده روز به ما گفت: ((شما خيلي سماجت مي كنيد و هر روز به من ايراد مي گيريد. . . آنچه را كه در مجالس حديث نوشته ايد به من نشان دهيد.)) 
ما آنچه را كه در آن مجالس حديث نوشته بوديم به او نشان داديم كه بيش از شانزده هزار حديث بود او همگي را از حفظ خواند ما نوشته هاي خود را از محفوظات او تصحيح مي كرديم سپس امام رو به ما كرد و گفت: ((آيا شركت كردن من در حلقه هاي دانش به هدر دادن عمر بوده؟)) 
حاشد بن اسماعيل در ادامه مي گويد: اهل دانش بصره ابي عبدالله البخاري را جانشين شايسته اي براي طلب علم حديث بشمار آوردند. . . در حالي كه هنوز جوان بود هزاران نفر در حلقه درسش مي نشستند و از او حديث مي نوشتند. 

***
امام بخاري استاد مشايخ: 
نمونه بسيار جالب ديگري كه نشان دهنده علاقه و محبت اهل بصره نسبت به امام بخاري است را بيان مي كنيم: خبر آمدن او به بصره به سرعت بين مردم پيچيد. يوسف بن موسي مروروزي ورود او را به بصره به نحو بسيار جالبي بيان مي كند و مي گويد: 
((در مسجد جامع بصره بودم كه صدايي شنيدم: اي اهل علم محمد بن اسماعيل البخاري به بصره آمده است براي كسب علم و دانش به نزد او برويد.)) 
با گروهي به سراغ او رفتيم جواني را ديديم كه ريش كاملاً سياهي داشت و پشت ستوني در حال نماز خواندن بود پس از پايان نماز دورش حلقه زديم از او خواستيم مجلس املاي حديث برگزار كند پيشنهاد را براي روز بعد پذيرفت. . . ندا دهنده براي بار دوم در مسجد جامع بصره ندا داد محمد بن اسماعيل بخاري به بصره آمده است از او خواستيم مجلس حديث داير كند. . . اين مجلس فردا در همين مسجد برگزار مي گردد. 
- روز بعد چه اتفاق افتاد‍‍‍‍!؟
آنچه كه اتفاق افتاد مافوق تصور بود يوسف بن موسي مروزي در ادامه آن را اين گونه بيان مي كند: 
((روز بعد فقها، محدثين، حفاظ و هزاران نفر از مردم براي شنيدن احاديث محمد بن اسماعيل بخاري در حلقه اش جمع شدند. ابوعبدالله قبل از قرائت و املاء احاديث گفت: 
((اي اهل بصره من در سن 