ِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى الله إِلَّا الحَقَّ﴾ = در دين خود غلو نکنيد و بر خدا جز حق نگوييد. (النساء/171).
و امام صادق (ع) چنانکه در باب «نفي الغلو» جلد هفتم بحار چاپ قديم آمده فرموده‌است: «إن الغلاة شر خلق الله» = غاليان بدترين خلق خدا ‌هستند.

الهوامش
 (100) حضرت امير (ع) در عهدنامة خود به مالک اشتر که از خطبه‌ هاي آن حضرت معتبرتر است (زيرا ممکن است مستمع خطبه را فراموش و يا کم و زياد کند ولي اين احتمال در نامه کمتر است) مي‌نويسد: «وأَنَا أَسْأَلُ اللهَ بِسَعَةِ رَحْمَتِهِ ...أَنْ يَخْتِمَ لِي ولَكَ بِالسَّعَادَةِ والشَّهَادَةِ» = من از خدا مسالت دارم که سرانجام و عاقبت من و تو را سعادت و شهادت قرار دهد. (نهج‌ البلاغه , نامة 53) همچنين در جنگ صفين عرض ميکند: «إِنْ أَظْهَرْتَهُمْ عَلَيْنَا فَارْزُقْنَا الشَّهَادَةَ» = خداوندا اگر دشمن را بر ما  پيروز کردي، پس شهادت را روزي ما فرما.(نهج البلاغه, خطبة 171) و نيز فرموده: « فإذا كان مما لا بد منه الموت، فاجعل منيَّتي قتلاً في سبيلك» = خدايا هرگاه ناگزير مرگم فرا رسد، پس آن را شهادت و کشته ‌شدن در راه خود قرار ده. (صحيفة علويه , دعايش در صفين قبل از بالا بردن مصحف‌ها ) افسوس که جناب مجلسي معاصر آن حضرت نبود، و الا به آن امام همام (ع) مي‌‌گفت که بهتر است حضرتش به جاي طلب ثواب شهادت، ثواب زائر مرقد خويش را از خداوند بخواهد!! 
 1011) ر. ک به صفحه 132 کتاب حاضر. 
(102) وسائل الشيعة، ج 10، باب استحباب اختيار زيارة الحسين على الحج، روايت پانزدهم.مجلسي در اين باب روايتي آورده که امام صادق (ع) فرموده‌است: چون زائر خواست نماز بخواند، قبر امام را قبله قرار دهد؟!! مي‌‌پرسيم پس چرا رسول خدا (ص) در حديثي که ذکر آن گذشت از اينکه قبر او قبله قرار گيرد نهي فرموده‌است؟!!
باز مجلسي در حديث 39 روايت کرده که هر کس در صحن و سراي امام حسين مقيم شود هر روز ثواب هزار ماه و به ازاي هر درهمي که آنجا انفاق کند ثواب هزار درهم دارد. بنابراين بايد عده‌اي بيکار مصرف‌کننده بر درگاه امام بمانند تا عدة ديگري بر آنان انفاق کنند. به اضافه اگر اين اخبار از ائمه صادر شده بود، در آن زمان امام حسين صحن و سرايي نداشته که در آنجا بمانند, بنابراين معلوم مي‌شود که راويان دروغگو بعد از وفات ائمه اين روايات را جعل کرده‌اند. 
مجلسي و صدوق و ديگران در باب زيارت روز عرفه از امام صادق (ع) روايت کرده‌اند که فرمود: خدا قبل از آنکه در عرفات به حاجيان نظر کند به زوار قبر حسين نظر مي‌‌کند زيرا در اهل عرفات ولد الزنا وجود دارد ولي در ميان زوار قبر امام ولد الزنا نيست! آيا امام صادق بعضي از اهل عرفات را ولد الزنا خوانده‌است يا اينکه اين راويان کذاب به آن بزرگوار افتراء بسته‌اند؟ به اضافه طبق قرآن و اخبار صحيح، ائمه غيب نمي‌‌دانند، پس امام از کجا دانسته که در اهل عرفات ولد الزنا هست و در زوار کربلا نيست؟مجلسي و ابن قولويه و امثال ايشان زيارتي را آورده‌اند که اين زيارت پايه و اساس مذهب شيخيه و غلو کنندگان مي‌باشد. امثال اين زيارت مخالف قرآن، موجب تفرقة مسلمين شده‌است. اين زيارت را از قول امام صادق (ع) بافته‌اند و مي‌خواهند اين تفرقه را به گردن آن امام بزرگوار بيندازند. ولي ما مقام حضرت صادق (ع) را بالاتر از آن مي‌دانيم که در دين جدش تفرقه ايجاد کند. شيخيه مي‌گويند مدير زمين و آسمان بلکه خالق آن خدا نيست بلکه خدا فقط نور محمد و آل او را آفريد و باقي موجودات توسط آن نور ايجاد شده‌اند و براي توجيه مذهبشان به جملاتي از اين زيارت استدلال مي‌کنند و بدين ترتيب از قرآن کريم كه فرموده: ﴿اللهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ﴾ = خداوند خالق همه چيز است. (الرعد/16 و الزمر/62) دور افتاده‌اند !.
در اين زيارت پس از ايراد جملات خرافي مي‌گويد: «إرادة الرب في مقادير أموره تهبط إليكم وتصدر من بيوتكم» = اي امام ارادة پروردگار در مقدرات امور و اندازه‌گيريهاي آن است, به سوي شما مي‌‌آيد و از خانه ‌هاي شما خارج مي‌شود!!! اين مسکين پنداشته‌است که ارادة الهي رفت و آمد دارد، ديگر ندانسته که ارادة خدا همان ايجاد و تحقق امور است و اراده همان فعل او است و مانند ارادة ما نيست که اول اراده مي‌کنيم و تصميم مي‌‌گيريم سپس مقدمات کار را فراهم مي‌کنيم، بلکه اراده خدا همان ايجاد مراد است، چنانکه امير المؤمنين (ع) فرموده‌است: «كلامُهُ فعلٌ مِنْهُ»(103) = کلام خدا از فعلش است. و فرموده: «إرادته هي ‌الفعل» يعني خدا ذهن و قلب و مغز و مركز اراده ندارد و از جايي صادر نمي‌شود.  قرآن کريم نيز فرمـوده‌است: ﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾  = همانا امر او چون چيزي را اراده کند اين است که بگويد باش, پس مي‌شود. (يس/82). حضرت امير (ع) در اين مورد فرموده‌است: «لا بصوت يقرع، ولا بنداء يسمع»(104) يعني امر و ارادة او با صوتي که به گوش آيد و ندايي که شنيده شود نيست. در نتيجه اين حرف که ارادة الهي پايين مي‌آيد و از خانه‌‌هاي بشر صادر مي‌‌شود معني ندارد.
در اين زيارت در وصف امام چنين مي‌گويد: «أشهد أن دمك سكن في الخلد» = شهادت مي‌‌دهم که خون تو در بهشت ساکن است. چنين به نظر مي‌آيد که گمان کرده خاک کربلا بهشت است!
همچنين مي‌گويد: «يا وتر الله الموتور في السموت والأرض» = اي فرد طاق خدا که در آسمانها و زمين طاق مانده‌اي. و باز مي‌گويد: «والسبيل الذي لا يختلج دونك من الدخول في كفالتك التي أمرت بها» = اي امام از تو مي‌خواهم مرا در راهي داخل کني که نزد تو قطع ‌نشدني است، و همچنين در کفالت خود که مامور به آن هستي نگهداري. زائر جاهل راه مستقيم خدا را رها کرده و مي‌خواهد با التماس, خود را در کفالت امام داخل کند!! لابد تا به حال نماز نخوانده‌است و در نمازش به خداوند متعال ﴿اهْدِنَا الصِّرَاطَ المُسْتَقِيمَ﴾ نگفته‌است! خداوند به رسول خود و بـه مومنين ميفرمايد: ﴿وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً﴾  = شما خدا را کفيل خود قرار داده‌ايد (النحل/91). آيا به نظر بعضيها خدا براي کفالت کافي نيست؟!! مگر قرآن را نخوانده‌اند که ميفرمايد: ﴿وَتَوَكَّلْ عَلَى الله وَكَفَى بِالله وَكِيلاً﴾  = بر خدا توکل کن و خدا براي وکالت کافي است (الأحزاب/3). و فرموده‌است: ﴿وَكَفَى بِالله وَلِيّاً وَكَفَى بِالله نَصِيراً﴾ = خدا براي سرپرستي و ياري موجودات کافي است (النساء/45).  اين جاهلان يا مغرضان کتاب خدا را رها کرده و به زيارتنامه‌‌هايي جعلي چسبيده‌اند که جز انحراف و تملق و چاپلوسي براي غير خدا، بهره‌اي ندارد!
زيارتنامه‌‌ساز مي‌‌گويد: «بكم فتح الله و بكم يختم» = خدا توسط شما عالم را ايجاد کرده و به واسطه شما آن را به پايان مي‌رساند. بايد به اين گمراه گفت يکي از اماماني که تو پنداشته‌اي افتتاح عالم و ختم عالم توسط او بوده‌است، بيست و يک ماه با معاويه مبارزه کرد و چنا