ه باشد. آنان فقط دعا مي‌‌کردند. مثلاً حضرت عيسي (ع) دعا مي‌کرد و خدا به ارادة خود مرغ گلين را به مـرغ حقيقي تبديل کرده و يا مرده را زنده مي‌‌کرد چنانکه در قرآن تذكر داده: ﴿.. فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللهِ .... وَأُحْيِي المَوْتَى بِإِذْنِ اللهِ﴾ = پس به اذن خدا تبديل به پرنده خواهد شد ... و مردگان را به اذن خدا زنده مي‌کنم (آل عمران/49).
همين مجلسي که اين خرافات و کفريات را اينجا آورده در باب نفي الغلو جلد هفتم چاپ قديم «بحار الأنوار» از حضرت رضا (ع) روايت کرده که فرمود: «معجزات کار انبياء نبوده بلکه کار خدا بوده‌است». اين زيارت‌ سازاني که دم از حب (دوستي) و پيروي از امام مي‌زنند نرفته‌اند گفته هاي حضرت رضا (ع) را ببينند تا از خود معجزاتي به نام امام نبافند. جمله‌هاي اين زيارتنامه ‌ها علاوه بر اينکه ضد قرآن هستند، ضد عقل نيز مي‌‌باشند، زيرا خالقي که قوانين طبيعت را ايجاد کرده و علل و معلولات و اسباب و مسببات را قرار داده‌است فقط او مي‌تواند خرق طبيعت کند و علل را از عليت خود بياندازد و اثر حرارت را بگيرد و آن را  سرد و سلامت قرار دهد، خالق هر چيز اوست، چه شتر صالح باشد و چه نرمي آهن در دست داوود (ع). پس تمام آن معجزاتي را که غلاة به ائمه نسبت داده‌اند مخالف قرآن است و هيچگونه مدرک قرآني ندارد و جعل و كذب است, مانند آن معجزاتي که هر فرقه از فرقه‌‌هاي موجود در جهان به بزرگ و مرشد خود نسبت مي‌‌دهند. مثلاً کتاب «تذكرة الأولياء» شيخ فريد‌ الدين عطار نيشابوري را ملاحظه کنيد به مرشدان صوفي دهها معجزه نسبت داده‌است!!
متاسفانه اين خرافات، طرفداران متعصبي ميان ملت ما دارد و هر کس بخواهد مانند راقم (= نويسنده) اين سطور مردم را [از گمراهي] برهاند و بيدار کند همه با او دشمن شده و هزاران تهمت به او مي‌‌زنند و جان و مال و آبروي او در معرض خطر قرار مي گيرد. اما از آنجايي که هيچ عاقلي دين خرافاتي را نمي‌‌پذيرد و بر اين اساس جوانان تحصيل کرده را بر اين باور يافتيم که دين يعني همين خرافات و از آن منزجر شده و به دامان الحاد پناه ‌برده‌اند، بر اين شديم که حقايق را بيان ‌کنيم و صدمات و آزارهاي دکانداران خرافات را به جان خريده و اجرمان را از خداوند متعال خواستاريم، بگذار دکانداران مذهبي هر صدمه‌اي که مي‌توانند به ما بزنند. والعاقبة لأهل التقوى واليقين.
در اين زيارت مي‌گويد: «والمنجي من الهلكات الذي ذكر الله في محكم الآيات» = و نجات‌بخش از مهالکي که خداوند او را در آيات محکم ذکر فرموده‌است. و در اينجا دروغي بزرگ گفته و بر خدا افتراء بسته‌است و هرگز خدا غير خود را منجي الهلکات نفرموده، واين زيارت‌ساز از خدا شرم نكرده‌است, زيرا خدا خود را منجي از هلاکت خوانده نه غير خود را, و به صريح قرآن خود خدا انبياء را از هلاکت نجات داده‌است, وفرموده: ﴿وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُوداً وَالَّذِينَ آَمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَنَجَّيْنَاهُمْ مِنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ﴾ = و چون فرمان ما آمد هود و کساني را که با او ايمان آورده بودند به رحمت خويش نجات بخشيديم و آنان را از عذابي شديد رهانيديم (هود/58) و فرموده: ﴿فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحاً...﴾ = پس چون امر ما فرا رسيد صالح را نجات بخشيديم (هود/66). و دربارة موسي (ع) فرموده: ﴿وَقَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ..﴾ = و فردي را کُشتي و ما تو را از غم نجات بخشيديم (طه/40). و دربارة نوح (ع) مي‌فرمايد: ﴿وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ﴾) = او و خانواده‌اش را از آن اندوه بزرگ نجات بخشيديم (الصافات/76). و نسبت به تمام انبياء و مؤمنين خـود را «منجي» خوانـده و فرموده: ﴿ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آَمَنُوا..﴾ = آنگاه پيامبرانمان را همراه با کساني‌ که ايمان آوردند نجات بخشيم (يونس/103). و همچنين بسياري از آيات ديگر، ولي اين زيارت‌ساز کذاب هر چه خواسته بر ضد قرآن بافته‌است.
در اين زيارت دعايي نقل کرده که جمله‌اي از آن چنين است: «ليس وراء الله و ورائكم يا سادتي منتهي» = بعد از خدا براي شما اي سرورانم انتهايي نيست!!! يعني چنانکه ذات خدا نامحدود و لايتناهي است شما نيز نامحدود هستيد، و صفت نامحدودي خدا را ـ نعوذ بالله ـ براي ائمه عليهم السلام نيز قائل شده و آنان را در ازليت و ابديت با خداوند متعال شريک نموده!! با اينکه خدا فرموده: ﴿إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ﴾  = ما همه چيز را كه خلق کرديم داراي اندازه و حدّ است (القمر/49). مفهوم آيه مبارکه اين است که هيچ مخلوقي را بدون حد خلق نكرده‌ايم!.
به نظر اين حقير مسلمين خواب بوده‌اند و اين منافقين بيدار و هر چه توانسته‌اند مطالب ضد قرآن را وارد کتب اسلامي کرده و به نام حديث و زيارت و دعا تزريق و تلقين کرده‌اند و مردم را به شرک کشانيده‌اند. البته جعل حديث توسط منافقان از زمان خود رسول خدا (ص) شروع شده و ادامه پيدا کرده‌است, چنانکه حضرت امير (ع) فرموده: «ولقدكُذب على رسول الله (ص) على عهده حتى قام خطيباً فقال: من كذب علي متعمدا فليتبوأ مقعده من النار» = در زمان خود رسول خدا (ص) بر آن حضرت دروغ بستند تا جايي که آن حضرت به خطبه ايستاد و فرمود: هر کس عمداً بر من دروغ ببندد بايد جايگاهش را در آتش قرار دهد(69).بسم الله الرحمن الرحيم

خرافات وفور
در
زيارات قبور
(تحرير دوّم)

تأليف
آيت الله العظمي علامه 
سيد ابو الفضل ابن الرضا برقعي قُمِّي (رح)
(1329 – 1413 هـ ق)آري، سابقة اين غلوها به هزار سال قبل ميرسد. در اين جا ابن‌طاووس و مقلدين او گفته‌اند: براي هر يک از آدم و نوح و علي دو رکعت نماز بخوان جمعاً 6 رکعت! کسي نيست از اينان بپرسد مدرک اين نمازها کجا است؟ مگر ابن طاووس خدا و يا رسول او است که دستور نماز مي‌دهد، چرا مدرک نمي‌آورند؟ آنگاه از رسول خدا نقل کرده که هر کس اين زيارت را (که پر از کفر هست) بخواند من برايش شفاعت مي‌کنم و حاجت او هر چه باشد (بالغاً مابلغ = به هر كجا برسد) برآورده ساخته و خواستة او را عطا مي‌کنم! اينها همه بر ضد کتاب خدا است، مگر رسول خدا (ص) قاضي‌الحاجات و معطي ‌المسائل است، قرآن که اين چيزها را منحصر به خدا دانسته و در دعاي جوشن و بعضي ادعية ديگر نيز اين اوصاف مختص خدا دانسته شده‌است و حضرت علي (ع) فرموده: «وأَخْلِصْ فِي المَسْأَلَةِ لِرَبِّكَ فَإِنَّ بِيَدِهِ الْعَطَاءَ والْحِرْمَانَ... فَمَتَى شِئْتَ اسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعَاءِ أَبْوَابَ نِعْمَتِهِ ..» = فقط از پروردگارت سؤال كن, زيرا عطا کردن و محروم ‌نمودن فقط به دست اوست ... پس هرگاه خواستي درهاي نعمت خدا را با دعا مي‌گشايي(70).
مجلسي در اين باب 34 زيارتنامة طولاني آورده‌است که مملوّ از تملُّق و چاپلوسي و کلمات ضد قرآن است(71). در اين زيارتنامه‌‌ها زائر گاهي خود را پست و گناهکار و مستحق عذاب دانسته سپس بلافاصله خود را از متقين شمرده‌است!! در ا