ه رأی نیاز دارد . پس به افرادی ملحق می شود که در حقیقت با سنت ها معارضه و مخالفت نموده اند . 
پس همه ی آنها به یک مطلب واحد برمی گردند،  و آن هم عمل کردن به نظر عقلی و دورانداختن سنت ها،  یا عمداً و یا از روی اشتباه و نادانی و رأی در صورتی که مخالف سنت باشد،  می باشد . و این بدعت و گمراهی است .
خلاصه ی مطلب این است که صحابه(رض) و بزرگواران پس از آنان با آراء و نظرات خود با سنت ها مقابله و مخالفت نمی کردند . معنای سنت را می دانستند و نسبت به آن جهل نداشتند . خواه با عرف آنان سازگار باشد و خواه سازگار نباشد . تا کسی که ناقص (یعنی عقل) را بر کامل (یعنی شرع) مقدم نموده،  عبرت و پند گیرد . 
رحمت خدا بر ربیع بن خُثیم که می گفت: ای عبدالله ! هر علمی که خداوند در کتابش به تو داده،  خدای را سپاس گوی و هر علمی را که از تو پنهان کرده،  آن را به عالم اش واگذار کن و خودت را جهت یادگیری آن به زحمت و دردسر نینداز ؛ چون خداوند به پیامبرش می فرماید: 
(قُلْ مَا أَسْأَلُکُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِينَ) ص: ٨٦
‏ (اي پيغمبر !) بگو: من از شما در مقابل تبليغ قرآن و رساندن دين خدا هيچ پاداشي نمي‌طلبم،  و از زمره مدّعيان (دروغين نبوّت هم) نيستم (و آنچه مي‌گويم ساختگي نبوده و از پيش خود به هم نمي‌بافم).
از معتمر بن سلیمان(3)  از جعفر از یکی از دانشمندان مدینه نقل شده که گوید: همانا خداوند متعال علمی را می داند و آن را به بندگان یاد داده و علمی را می داند و آن را به بندگان یاد نداده است . 
پس کسی که به دنبال یادگیری علمی خود را به زحمت اندازد که خداوند آن را به بندگان یاد نداده،  جز دوری از آن چیزی دستگیرش نمی شود . 
وی گفت: و قدر از این دسته است .
اوزاعی می گوید: مکحول و زهری می گفتند: به این احادیث آن گونه که وارد شده اند،  عمل کنید و در آن مناظره و جروبحث مکنید .
مانند این گفته از مالک و اوزاعی و سفیان بن سعید و سفیان بن عیینه و معمر بن راشد راجع به احادیث صفات نقل شده که همگی می گفتند: « به این احادیث آن گونه که وارد شده اند،  مانند حدیث پایین آمدن خداوند به آسمان دنیا در نیمه شب،  آفرینش  آدم بر صورت خود و مانند آنها،  معتقد باشید » . 
سخن مالک در جواب سؤال از استواء که مشهور است .
تمام گفته هایی که اظهار داشته اند،  همگی برگرفته از معنای این فرموده ی خداوند(جل جلاله) است: 
(فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا)آل عمران: ٧
و امّا كساني كه در دلهايشان كژي است (و گريز از حق،  زواياي وجودشان را فرا گرفته است) براي فتنه‌انگيزي و تأويل (نادرست) به دنبال متشابهات مي‌افتند . در حالي كه تأويل (درست) آنها را جز خدا و كساني نمي‌دانند كه راسخان (و ثابت‌قدمان) در دانش هستند .  (اين چنين وارستگان و فرزانگاني) مي‌گويند: ما به همه آنها ايمان داريم (و در پرتو دانش مي‌دانيم كه محكمات و متشابهات) همه از سوي خداي ما است.
چون این آیه در این مطلبی که بیان کردیم،  صریح است،  چون هرچه فهم آن،  طبق عادت نباشد و انسان معمولاً آن را درک نکند،  متشابه است . 
پس باید در آن وقف کرد و اظهارنظر ننمود . این کار،  بهترین و شایسته ترین کار است و صحابه ی پیرو رسول خدا((ص)) چنین کرده اند ؛ چون اگر آنان از رأی پیروی می کردند،  رأی را نکوهش نمی کردند و از آن نهی نمی نمودند ؛ زیرا هر کسی راهی را بپسندد،  بعداً از طی آن راه نهی نمی کند . چگونه چنین چیزی در حق آنان،  امکان دارد در حالی که آنان به اتفاق تمام مسلمانان،  رهبر و پیشوای امت اسلامی هستند ؟ 
روایت شده که حسن در مجلسی بود و از یاران محمد((ص)) سخن به میان آورد و گفت: « آنان از همه ی این امت،  دل هایی پاک تر و سالم تر،  علم و دانشی عمیق تر داشتند و از همه کمتر تکلف به خرج می دادند . آنان جماعتی بودند که خداوند ایشان را برای همراهی و رفاقت پیامبرش برگزید. پس به اخلاق و روش های آنان متخلق شوید ؛ چون آنان ــ به پروردگار کعبه قسم ــ بر هدایت و راه راست بودند » .  
از حذیفه نقل است که می گفت: « ای جماعت قاریان ! از خدا بترسید و راه پیشینیان تان را بگیرید . به جان خودم قسم،  اگر از راه آنان پیروی کنید،  خیلی پیشرفت می کنید و هدایت  می یابید اگر آن راه را ترک کنید و به چپ و راستش بروید،  سخت گمراه می شوید » .(4) 
از ابن مسعود نقل شده که گوید: « هرکس از شما می خواهد از کسی اسوه و سرمشق بگیرد،  از یاران محمد((ص)) اسوه و سرمشق بگیرد ؛ چون آنان از همه ی این امت،  دل هایی پاک تر و سالم تر،  علم و دانشی عمیق تر،  تکلفی کمتر،  هدایتی درست تر،  حال و وضعی نیکوتر داشتند . آنان افرادی بودند که خداوند ایشان را برای همراهی و رفاقت پیامبرش و برپای داشتن دین اش برگزید . فضل و برتری آنان را بدانید و از راههای آنان پیروی کنید،  چون آنان بر هدایت و راه راست بودند » .(5) 
آثار و روایات وارده در این زمینه،  زیادند . همگی نشان می دهند که اقتدا به آنان و پیروی از راه و روش آنان در هر حالی،  تنها راه نجات و خوشبختی است . آن گونه که حدیث فرقه ها در عبارت: « ما أنا علیه و أصحابی » به آن اشاره دارد. 
---------------------------------------------------------------------------------------
1) او خالد بن یزید بن معاویه بن ابی سفیان قریشی اموی، ابوهاشم دمشقی است. وی انسانی راستگو و دانشمند بود که به سال 90 ه.ق وفات یافت
2) حدیثی صحیح است: « صحیح ابن ماه » شماره ی 1662 از طریق روایت ابوذر و به شماره ی 1663 از طریق روایت ابوهریره و شماره ی 1664 از طریق روایت ابن عباس . ونگا: « المشکاة »،  شماره ی 6284 و « الإرواء »،  شماره ی 82 .
3) او معتمر بن سلیمان بن طرّخان تیمی،  ابومحمد بصری است . وی انسانی ثقه بود و در علم وعبادت،  سردمدار بود . وی به سال 187 ه.ق دار فانی را وداع گفت.
4) بخاری به شماره ی 6853 آن را روایت کرده است .
5) هروی در کتاب « ذم الکلام » به شماره ی 746 آن را روایت کرده،  و آلبانی در کتاب « المشکاة » به شماره ی 193 آن را ضعیف دانسته است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:152.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:153.txt">قسمت دوم</a></body></html>نوع چهارم
همانا شریعت اسلام برای خارج کردن مکلف از انگیزه ی هوایش وضع شده تا وی بنده ی خدا باشد این مطلب اصلی است که در بخش مقاصد از کتاب ( (الموافقات )) بیان شده اما به صورتی کلی آن طور که در شأن اصول است. جهت آگاهی بیشتر به آنجا مراجعه شود.
از آنجا که راه های حق چندین شعبه دارد نمی توان همه ی آنها را بر شمرد. فقط یک شعبه از آن را به عنوان راهی جهت شناخت بقیه ی شعبه ها بیان می کنیم . بدانید که خدای متعال این شریعت را به عنوان حجتی بر مردم؛ بزرگ و کوچک شان، فرمانبردار و نافرمان شان، نیکوکار و بد کارشان، وضع کرده است. جهت شریعت تنها اختصاص به یک فرد بدون افراد 