 ... تا آخر حدیث ».: « سوگند به کسی که جانم در دست اوست مطابق کتاب خدا میان شما قضاوت می کنم آن کودک و گوسفندان به تو پس داده می شود و این پسرت به یکصد ضربه تازیانه و یک سال تبعید محکوم می شود. زن این مرد سنگسار می شود ... تا آخر حدیث». 
این عده می گویند: این حدیث با کتاب خدا مخالفت دارد؛ چون پیامبر(ص) فرموده است: «لأقضین بینکما بکتاب الله»(4)  « قطعاً مطابق کتاب خدا میان شما قضاوت می کنم». آن گونه که درخواست کننده آن را از پیامبر(ص) خواست. سپس پیامبر(ص) به سنگسار و تبعید قضاوت کرد در حالی که این دو در کتاب خدا نیامده اند. 
جواب: آنچه که باعث اشکال و ابهام در این قضیه شده، لفظ مشترک است؛ چون عبارت « کتاب الله »  همان طور که بر قرآن اطلاق می شود بر آنچه که خدا نزد خود نوشته و حکم و فرض خدا بر بندگان می باشد و در قرآن نگاشته شده، نیز اطلاق می شود؛ همچنان که می فرماید:(کِتَابَ اللّهِ عَلَيْکُمْ) النساء: ٢٤  یعنی حکم و فرض خدا.
هر چه در قرآن از این قبیل آمده و با عباراتی همچون (کُتِبَ عَلَيْکُمُ)بقره: 178 از آن تعبیر شده، معنایش این است که فرض شده و بدان حکم نموده است و لازم نیست که این حکم در قرآن باشد.
ششم- عده ای می پندارند که این آیه درباره ی کنیزان: 
(فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ) النساء: ٢٥ 
اگر پس از ازدواج،  از ايشان زنا سر زد،  عقوبت ايشان نصف عقوبت زنان آزاده (يعني: پنجاه تازيانه) است .
 با این حدیث جور در نمی آید: «أن النبی(ص) رجم و رجمت الأئمة بعده»: « پیامبر(ص) سنگسار نمود و ائمه ی بعد از او نیز سنگسار نمودند»؛ چون آیه ی فوق اقتضا می کند که سنگسار نصف می شود ولی این غیرمعقول و ناشدنی است. پس چگونه نصف مجازات بر کنیزان اجرا می شود؟
اینان بر این باورند که منظور از محصنات زنانی است که شوهر دارند حال آنکه چنین نیست، بلکه منظور از محصنات زنان آزاده است؛ به دلیل اینکه در ابتدای آیه می فرماید : 
(وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنکُمْ طَوْلاً أَن يَنکِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَکَتْ أَيْمَانُکُم مِّن فَتَيَاتِکُمُ الْمُؤْمِنَاتِ) النساء: ٢٥
و اگر كسي از شما نتوانست با زنان آزاده مؤمن ازدواج كند،  مي‌تواند با كنيزان مؤمني ازدواج نمايد.
پس منظور از محصنات در اینجا فقط زنان آزاده است؛ چون با زنان شوهردار ازدواج نمی شود.
هفتم - در حدیث آمده که زن همراه عمه و خاله اش همزمان مورد نکاح قرار نمی گیرد و نیز در حدیث آمده که آنچه از طریق نسبت خویشاوندی محرم می شود از طریق شیرخوارگی نیز محرم می شود در حالی که خداوند متعال وقتی از زنان محرم سخن به میان آورده در محارم رضاعی فقط مادر و خواهر را آورده و راجع به جمع میان زن و بستگانش فقط جمع میان دو خواهر را ذکر کرده و پس از آن می فرماید:(وَأُحِلَّ لَکُم مَّا وَرَاء ذَلِکُمْ) النساء: ٢٤   براي شما ازدواج با زنان ديگري جز اينان (يعني جز زنان مؤمن حرام).
  پس این آیه اقتضا می کند که زن همراه عمه و خاله اش مورد نکاح قرار می گیرد و از طریق رضاعت و شیرخوارگی فقط مادر و خواهر رضاعی محرم اند و ازدواج با دیگر کسانی که همراه کسی دیگر شیر خورده اند، حلال می باشد. در جواب گفت: این موارد از قبیل تخصیص عموم است و به هیچ وجه تعارضی میانشان نیست.
هشتم - عده ای معتقدند حدیث: « غسل الجمعة واجب علی کل محتلم »(5)  « غسل جمعه بر هر شخص محتلِمی واجب است» با حدیث: « من توضأ یوم الجمعة فبها و نعمت و من اغتسل فالغسل أفضل »(6)  هر کس روز جمعه وضو بگیرد، چه بهتر و هر کس غسل کند، غسل بهتر از وضو است».
در جواب باید گفت: منظور از وجوب در اینجا تأکید خاص برای غسل روز جمعه است به گونه ای که ترک آن همچون ترک فرض نیست. بدین صورت معنای دو حدیث سازگار می شود و تعارض و تضادی میانشان نیست.
نهم - بعضی می گویند: در حدیث آمده است که: «صلة الرحم تزید العمر »(7)  « صله ی رحم عمر را افزایش می دهد». در حالی خدای متعال می فرماید:(فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ) الأعراف: ٣٤  ‏ و هنگامي كه زمان (محدود) آنان به سر رسيد،  نه لحظه‌اي (از آن) تأخير خواهند كرد و نه لحظه‌اي (بر آن) پيشي مي‌گيرند . ‏
پس چگونه صله ی رحم باعث افزایش اجلی می شود که هرگز پس و پیش نمی افتد؟
در پاسخ به این شبهه جواب هایی داده شده؛ از جمله اینکه در علم خدا هست که این شخص اگر صله‏ی رحم را به جا آورد، صد سال عمر می کند و اگر صله ی رحم را به جا نیاورد، هشتاد سال عمر می‏کند.
با وجودی که در علم خدا هست که او قطعاً این کار را می کند یا اصلاً این کار را نمی کند. بر اساس هر دو صورت هر گاه اجل اش فرا رسید، یک ساعت پس و پیش نمی افتد. ابن قتیبه این را گفته و قرافی به تبعیت از او چنین اظهار داشته است.
دهم - بعضی بر این باورند که حدیث: «پیامبر(ص) هر گاه می خواست بخوابد در حالی که جُنُب بود، همچون وضوی نماز وضو می گرفت» با حدیث : «پیامبر(ص) در حالت جُنُب می‏خوابید بدون آنکه آبی به بدنش بخورد» تعارض و تضاد دارد. هر دو حدیث را عایشه(رض)روایت کرده است.
جواب این ابهام آسان است؛ چون هر دو حدیث بر دو کاری دلالت دارند که دامنه ی وسیع و گسترده ای دارند؛ زیرا وقتی پیامبر(ص) یکی از دو کار را دفعات زیادی انجام داده و کار دیگر را نیز دفعات زیادی انجام داده، آن گونه که مقتضای عبارت « کان یفعل» می باشد، چنین بر می آید که پیامبر(ص) کاری را انجام می داده و بعضی مواقع انجام نمی داده است. خصوصیت اعمال مستحب همین است. پس تعارض و تضادی میان این دو حدیث وجود ندارد.
اینها ده مثالی بود که موارد ابهام و اشکال و جایگاه آن را به نسبت خنکی یقین برایت بیان می کنند؛ چون چیزی که هر فرد مؤمن و بایقینی نسبت به شریعت اسلام بر آن است، این است که هیچ گونه تعارض و اختلافی در شریعت اسلام وجود ندارد. پس هر کس تصور وجود تناقض و اختلاف در شریعت را دارد، باید تجدید نظر بکند و خوب دقت و تأمل بنماید. این فرد در واقع حق وحی خدا را به جا نیاورده است. به همین خاطر خداوند متعال می فرماید:(أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ) النساء: ٨٢
این آیه ابتدا انسان ها را به تدبر و تأمل در قرآن برانگیخته، سپس به دنبال آن می فرماید: 
(وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا کَثِيرًا) النساء: ٨٢
‏ آيا (اين منافقان) درباره قرآن نمي‌انديشند (و معاني و مفاهيم آن را بررسي و وارسي نمي‌كنند تا به وجوب طاعت خدا و پيروي امر تو پي ببرند و بدانند كه اين كتاب به سبب ائتلاف معاني و احكامي كه در بر دارد و اين كه بخشي از آن مؤيّد بخش ديگري است،  از سوي خدا نازل شده است‌ ؟) و اگر از سوي غيرخدا آمده بود در آن تناقضات و اختلافات فراواني پيدا مي‌كردند . ‏
پس این آیه بیان می دارد که هیچ گونه اختلاف و تعارضی در قرآن نیست و تدبر در قرآن به تصدیق این خبر کمک می کند.
-------------------------------------