اقه‏ی گیاه را بر خود حرام خواهد کرد. این واقعه پیش از نزول تورات بود».
عالمان اسلامی می‏گویند: «به همین خاطر یهودیان از ساقه های گیاه می‏گریختند تا آن را نخورند».
در روایتی آمده است: «بر خودش شرط کرد که گوشت شتر را نخورد». راوی گوید: «از این رو یهودیان گوشت شتر را بر خود حرام کردند».
از کلبی روایت شده که گوید: «یعقوب علیه السلام گفت: اگر خدا شفایم داد، قطعاً پاکیزه‏ ترین و خوشمزه‏ ترین خوراک و نوشیدنی- یا گفت: دوست داشتنی‏ترین خوراک و نوشیدنی- را بر خودم حرام می‏کنم. پس گوشت و شیر شتر را بر خود حرام کرد».
قاضی اسماعیل گوید: «چیزی که گمان می‏کنیم این است که اسرائیل وقتی که حلالی را بر خود حرام کرد، در آن وقت از آن نهی نشده بود، و مردمان آن زمان هرگاه چیز حلالی را بر خود حرام می‏کردند، بر آنان حرام می‏شد، همچنان که هرگاه کسی سوگند یاد می‏کرد که کار حلالی را انجام ندهد، برایش جایز نبود که آن را انجام دهد تا اینکه کفاره ی سوگند نازل شد. خداوند متعال در این باره می‏فرماید:(قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِکُمْ) التحريم: ٢: «خداوند راه گشودن سوگندانتان را برای شما مقرّر می دارد ». واگر کسی بر کاری سوگند یاد کند و نگفت اگر خدا بخواهد، او مختار است، اگر خواست آن کار را انجام می‏دهد و کفاره‏ی سوگندش را می‏دهد و اگر خواست آن کار را نمی‏کند.
قاضی افزود: «این احکام و امثال آن، در آنها ناسخ و منسوخ وجود دارد، گویی ناسخ در اینجا این آیه است:(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ ) المائدة: ٨٧.
وی می‏افزاید: «وقتی نهی از تحریم چیزهای حلال آمد، دیگر انسان جایز نیست که بگوید: خوراک بر من حرام است و... در این صورت اگر کسی چیزی از آن را گفت، گفته‏اش باطل است و اگر بر این کار به خدا قسم بخورد، او می‏تواند هر آنچه را که برایش بهتر است، انجام دهد و کفاره‏ی سوگندش را بدهد».
چهارم- بگوییم: از جمله مواردی که جای سؤال است، این آیه می‏باشد:(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِکَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ) التحريم: ١ «ای پيغمبر ! چرا چيزی را كه خدا بر تو حلال كرده است، به خاطر خوشنود ساختن همسرانت، بر خود حرام می‌كنی؟ خداوند آمرزگار مهربانی است (و تو را و همسران تو را می‌بخشايد). »  چون در این آیه خداوند خبر داده که پیامبر((ص)) چیزی را که برایش حلال بوده، بر خود حرام کرد. از طرف دیگر فرموده‏ی: ﭽ ﮑ  ﮒ  ﮓ   ﮔ   ﮕ  ﮖ  ﮗ  ﮘ  ﮙ  ﮚ  ﮛ  ﮜﮝ  ﭼ المائدة: ٨٧  با این آیه تعارض دارد، و چنین چیزی از مقام و منزلت پیامبر((ص)) به دور است و پیامبر((ص)) بسیار والاتر از آن است که بنا به مقتضای ظاهر آیه، چیزی را که از آن نهی شده و تجاوز نامیده شده، انجام دهد تا اینکه به او گفته شود: چرا این کار را کردی؟ باید در این تعارض، اندیشید و راه‏حلی برای رفع تعارض پیدا کرد.
جواب این اشکال و راه‏حل این تعارض:
اگر آیه‏ی وارده در سوره‏ی تحریم پیش از آیه‏ی عقود نازل شده باشد، ظاهراً آیه‏ی سوره‏ی تحریم به پیامبر((ص)) اختصاص دارد چون اگر- بنا به گفته‏ی برخی از اصول دانان- منظور از آن، امت پیامبر((ص)) نیز می‏بود، حتماً می‏فرمود: چرا آن چیزی را که خداوند برایتان حلال کرد، حرام می‏کنید؟ همچنان که در جای دیگری می‏فرماید:(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَتِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِکَ أَمْرًا) الطلاق: ١ « ‏ ای پيغمبر ! وقتی كه خواستيد زنان را طلاق دهيد، آنان را در وقت فرا رسيدن عدّه (يعنی آغاز پاك شدن زن از عادت ماهيانه‌ای كه شوهرش در آن با او نزديكی نكرده باشد) طلاق دهيد، و حساب عدّه را نگاه داريد (و دقيقاً ملاحظه كنيد كه زن سه بار ايّام پاكی خود از حيض را به پايان رساند، تا نژادها آميزه يكديگر نشود)، و از خدا كه پروردگار شما است بترسيد و پرهيزگاری كنيد (و اوامر و نواهی او را به كار بنديد، به ويژه در طلاق و نگهداری زمان عدّه). زنان را (بعد از طلاق، در مدّت عدّه) از خانه‌هايشان بيرون نكنيد، و زنان هم (تا پايان عدّه، از منازل شوهرانشان) بيرون نروند. مگر اين كه زنان كار زشت و پلشت آشكاری (همچون زنا و فحّاشی و ناسازگاری طاقت فرسا با شوهران يا اهل خانواده) انجام دهند (كه ادامه حضور ايشان در منازل، باعث مشكلات بيشتر گردد). اينها قوانين و مقرّرات الهی است، و هركس از قوانين و مقرّرات الهی پا فراتر نهد و تجاوز كند، به خويشتن ستم می‌كند. (چرا كه خود را در معرض خشم خدا قرار می‌دهد و به سعادت خويش لطمه می‌زند). تو نمی‌دانی، چه بسا خداوند بعد از اين حادثه، وضع تازه‌ای پيش آورد (و ماندن زن در خانه زمينه‌ساز پشيمانی شوهر و همسر و رجوع آنان به يكديگر گردد، و ابرهای تيره و تار كينه و كدورت از آسمان زندگی ايشان به دور رود، و مهر و محبّت فضای سينه‌ها را لبريز كند، و فرزندان از دامن عطوفت مادری بی‌بهره نمانند)‏».
این مطلب خیلی روشن است، چون سوره‏ی تحریم قبل از سوره‏ی احزاب نازل شده است و به همین خاطر وقتی پیامبر((ص)) به سبب این داستان سوگند یاد کرد که یک ماه از زنانش کناره‏گیری کند، آیه‏ی وارده در سوره‏ی احزاب علیه آنان نازل شد، آنجا که می‏فرماید:(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَأُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا) الأحزاب: ٢٨  « ‏ ای پيغمبر ! به همسران خود بگو : اگر شما زندگی دنيا و زرق و برق آن را می‌خواهيد، بيائيد تا به شما هديّه‌ای مناسب بدهم و شما را به طرز نيكوئی رها سازم‏».
همچنین این احتمال هست که تحریم از جانب پیامبر((ص)) به معنای سوگند خوردن بر انجام ندادن آن باشد. و سوگند اگر واقع شود، سوگند خورنده مخیر است میان اینکه آن چیزی را که بر آن سوگند یاد کرده، رها کند و یا آن را انجام دهد و کفاره‏ی سوگندش را بپردازد. تازه در آیه‏ی سوره‏ی تحریم آمده است:(قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِکُمْ) التحريم: ٢ «خداوند راه گشودن سوگندانتان را برای شما مقرّر می‌دارد». پس این آیه نشان می دهد که آن تحریم، سوگندی بوده که پیامبر((ص))  یاد کرده بود.
البته عالمان اسلامی درباره‏ی این تحریم اختلاف نظر دارند:
عده‏ای می گویند: آن تحریم کنیزش ماریه‏ی قبطیه بوده است، بر این اساس که این آیه درباره‏ی ماریه نازلش شده. از جمله کسانی که این رأی را دارند، حسن و قتاده و شعبی و نافع آ