 حَرِيصٌ عَلَيْکُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ)التوبة: ١٢٨«‏به شما عشق مي‌ورزد و اصرار به هدايت شما دارد، و نسبت به مؤمنان داراي محبّت و لطف فراوان و بسيار مهربان است. ‏»
در جای دیگری می فرماید:( يُرِيدُ اللّهُ بِکُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِکُمُ الْعُسْرَ) البقرة: ١٨٥«خداوند آسايش شما را مي‌خواهد و خواهان زحمت شما نيست»
همچنین می فرماید:(يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنکُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا)النساء: ٢٨«‏ خداوند مي‌خواهد (با وضع احكام سهل و ساده) كار را بر شما آسان كند (چرا كه او مي‌داند كه انسان در برابر غرائز و اميال خود ناتوان است) و انسان ضعيف آفريده شده است (و در امر گرايش به زنان تاب مقاومت ندارد). ‏»
خداوند بلند مرتبه سخت گیری بر خود را اعتداء و تجاوز نامیده است، می فرماید:(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ)المائدة: ٨٧ «‏ اي مؤمنان ! چيزهاي پاكيزه‌اي را كه خداوند براي شما حلال كرده است بر خود حرام مكنيد، و (از حلال به حرام) تجاوز ننمائيد (و از حدود مقرّرات الهي تخطّي مكنيد) زيرا كه خداوند متجاوزان را دوست نمي‌دارد. ‏»
دلایل صحت و درستی عمل به نرمی و آسان گیری و اینکه آسان گیری بهتر و شایسته است، در احادیث زیادند، مثل روزه ی وصال. در حدیث از عایشه رضی الله عنها روایت است که گوید: پیامبر ((ص)) مسلمانان را از روزه‏ی وصال به خاطر مهربانی و دلسوزی نسبت به آنان، نهی کرد. صحابه گفتند: ای رسول خدا! تو که خودت روزه‏ی وصال می گیری. آن حضرت فرمود: « إنی لست کهیئتکم، إنی أبیت عند ربّی یُطعمِنُی و یسقینی»(4) : « من مثل شما نیستم، چون نزد پروردگارم روز را به سر می برم و او مرا غذا و آب می دهد».
از انس روایت است که گوید: رسول خدا ((ص)) در اواخر ماه رمضان، روزه‏ی وصال گرفت. افرادی از مسلمانان نیز همراه آن حضرت روزه‏ی وصال گرفتند. این خبر به پیامبر ((ص)) رسید. آنگاه فرمود: « لو مدّ لنا الشهر لواصلنا و صالاً حتی یدع المتعمِّقون تعمُّقهم»(5) : « اگر این ماه برای ما ادامه داشت، روزه‏ی وصال می گرفتیم تا اینکه کنجکاوان، کنجکاوی خود را رها کنند». این فرموده، سرزنش مسلمانان به خاطر گرفتن روزه‏ی وصال می باشد.
از ابوهریره روایت است که گوید: رسول خدا ((ص)) از روزه‏ی وصال نهی می کرد. مردی از مسلمانان گفت: ای رسول خدا، تو که خودت روزه‏ی وصال می گیری. آن حضرت فرمود: « و أیّکم مثلی؟! إنّی أبیت عند ربّی یُطعمنی و یسقینی» : « کدام یک از شما مثل من است؟! چون من نزد پروردگارم روز را به سر می برم که او مرا غذا و آب می دهد». وقتی مسلمانان امتناع کردند که از روزه‏ی وصال دست بکشند، پیامبر ((ص)) همراه آنان روز به روز روزه‏ی وصال گرفت. سپس هلال هاه را دیدند. آنگاه فرمود: « لو تأخّر الشهر لزدتکم»(6) : «اگر ماه به تأخیر می افتاد، [روزه‏ی وصال می گرفتیم] و بر این مقدار شما می افزودم». وقتی مسلمانان امتناع کردند که از این کار دست بکشند، پیامبر((ص)) درست عبرت را به آنان داد و آنان را تنبیه نمود. 
از دیگر دلایل این امر، مسأله‏ی خواندن نماز شب پیامبر((ص)) همراه مسلمانان در ماه مبارک رمضان می باشد؛ چون آن حضرت این کار را از ترس اینکه مبادا بر مسلمانان فرض شود و دیگر آنان از این کار ناتوان بمانند و دچار گناه و مشقت شوند، ترک کرد. پس این ترک کردن پیامبر((ص))، از روی مهربانی و نرمی با مسلمانان بود.
قاضی ابوطّیب گوید:« اگر رسول خدا((ص)) کاری را ترک می کرد در حالی که دوست می داشت به آن عمل کند، به خاطر ترس از این بود که در صورت عمل به آن، بر مسلمانان فرض شود».(7) 
این مطلب درباره‏ی این حدیث پیامبر((ص)) نیز گفته شده است، آنجا که می فرماید:« لا تخصّوا یوم الجمعة بصیام»(8) :« روز جمعه را به روزه اختصاص ندهید». 
مَهلّب می گوید:« علت اش این است که این ترس وجود دارد که به روزه گرفتن در روز جمعه ادامه داده شود، آنگاه فرض گردد». با توجه به این مفهوم، نهی از این کار با گفته‏ی مالک رضی الله عنه در کتاب«الموطأ» جمع می شود و هیچ اشکال و ابهامی در آن وجود ندارد.
از دیگر نمونه های این امر، روایت حولاء نسبت تُوَیتٍ(9) است که در این روایت، عایشه رضی الله عنها گوید: رسول خدا((ص)) بر من داخل  شد در حالی که زنی کنارم بود. آن حضرت فرمود:« من هذه»:« این زن کیست؟». گفتم: زنی است که نمی خوابد و در طول شب نماز می خواند. پیامبر((ص)) فرمود:« علیکم من الأعمال ما تطیقون»: «بر شماست که کارها را در حدی که می‏توانید، انجام دهید». در روایتی دیگر آمده است: «این حولاء دختر تُویت است که می‏گوید شب نمی‏خوابد! پس پیامبر((ص)) فرمود: «لا تنام اللیل! خذوا من العمل ما تطیقون، فوالله لا یسأم الله حتی تسأموا»:(10) «شب نمی‏خوابد! هر کاری را در حد توان‏تان انجام دهید. چون به خدا قسم، خداوند خسته نمی‏شود تا اینکه شما خسته شوید.»
پس پیامبر((ص)) عبارت: «لا تنام اللیل» را تکرار کرد تا بدین وسیله کار آن زن را مورد انکار قرار دهد و اینکه او از عمل آن زن راضی و خشنود نیست. چون این ترس را داشت که آن زن خسته و بی‏حوصله شود یا عمل خیلی مهمی را ترک کند.
مانند آن، روایت انس رضی الله عنه است که گوید: رسول خدا((ص)) وارد مسجد شد- و طنابی بین دو ستون کشیده شده بود- آنگاه فرمود: «ما هذا؟» این چیست؟ گفتند: طنابی است که برای زینب کشیده شده تا نمازش را بخواند و هرگاه خسته یا بی‏حال شد، آن طناب را بگیرد. پیامبر((ص)) فرمود: «حلّوه، لیصلّ أحدکم نشاطه، فإذا کسل أو فتر، قعد»: «آن را باز کنید، هر یک از شما باید با نشاط و شور و شوق نماز بخواند. هرگاه خسته یا بی‏حال شد، بنشیند.»
در روایت دیگری آمده است: «لا، حلّوه»: «نه، آن را باز کنید.»
از عبدالله بن عمرو رضی الله عنه روایت شده که گوید: به پیامبر((ص)) خبر  رسید که من به طور مداوم روزه می‏گیرم و در شب نماز می‏خوانم، یا به دنبالم فرستاد و یا او را دیدم، به من گفت: «ألم أُخبر أنک تصوم لا تفطر و تصلی اللیل؟! فلاتفعل؛ فإنّ لعینک حظّاً و لنفسک حظّاً، و لأهلک حظّاً، فصم و أفطر و صلّ و نَم...»:(11)  «آیا به من خبر نرسیده که تو روزه می‏گیری و هیچ روزی نیست که روزه نباشی و در شب نماز می‏خوانی. این کار را مکن، چون چشم تو حقی دارد و نفس‏ات حقی دارد و خانواده‏ات حقی دارد. بعضی روزها روزه بگیر و بعضی روزها روزه مگیر و در شب، هم نماز بخوان و هم بخواب...».
در روایتی از ابوسلمه آمده که گوید: «عبدالله بن عمرو بن عاص برایم نقل کرد و گفت: من تمام روزها را روزه می‏گرفتم و هر شبی قرآن می‏خواندم. وی گفت: یا کار من برای پیامبر((ص)) بازگو شد و یا به دنبالم فرستاد و پیش او رفتم. ایشان فرمودند: «ألم أُخبر أنک تصوم الدهر و تقرأ القرآن کل لیلة؟!»: «آیا به من خبر نرسیده که تمام روزها را روزه می‏گیری و هر شب قرآن می‏خوانی؟!» گفتم: چرا ای رسول خدا! این ط