َوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ يَلْبِسَکُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ)الأنعام: ٦٥
 بگو خدا مي‎تواند كه عذاب از بالاي سرتان يا از زيرپاهايتان بر شما بگمارد و اين كه كار را به شما هم آميزد و دسته دسته و پراكنده گرديد و برخي از شما را به جان برخي ديگر اندازد و گرفتار همديگر سازد.»
از ابن عباس روايت شده است که منظور از اين آيه كار را به شما هم آميزد و دسته دسته و پراكنده گرديد» همان عقايد و آراي اختلافی است و بر همين اساس در ادامه‎ی آيه مي‎فرمايد:«وَيُذِيقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ » منظور اين است كه برخي ديگر را تكفير كرده تا به پيكار همديگر برخيزند، همچنانكه وقتي خوارج از جامعه اهل سنّت و جماعت جدا شدند اين گونه عمل كردند.
گفته شده: معني« يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً » در آيه 65 سوره‎ی انعام، منظور دسته دسته شدن و مشتبه گشتن امور بر مردم تا جایی که به اختلاف بيانجامد.
مجاهد و ابوالعاليه گفته‎اند: اين آيه در مورد امّت حضرت محمدص است؛ مجاهد از ابيّ بن كعب روايت كرده است آنچه در اين آيه مطرح شده است چهار نشانه و علامت هستند كه دو تاي آنها در فاصله‎ی 25 سال از وفات پيامبرص آشكار شد و آن همان متفرق شدن و دسته دسته گردیدن امّت بود و اينكه برخي به جان برخي ديگر افتادند و گرفتار همديگر شدند. دوتاي آن نشانه‎ها که در آیه به آن اشاره شده است برجاست و بدون شك واقع مي شوند كه يكي از آنها فرو رفتن زمين، زير پاي مردم و مسخ و دگرگون شدن چهره‎هاست(27) .
همه اين روايات بيانگر اين نكته و پيام روشن هستند كه اختلاف عقايد و نظريات، مكروه و ناپسند و نكوهيده است.
از مجاهد در تفسير آيه‎ی 118 و 119 سوره ی هود : « وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ * إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ: آن ها هميشه متفاوت خواهند بود مگر كساني كه خدا بديشان رحم كرده است و خداوند براي همين ايشان را آفريده است» گفته است:« مُخْتَلِفِينَ » به معني آن است كه آنها اهل باطلند و « إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ» منظور اهل حق است كه اختلافي با هم ندارند.
از مطرف بن شخير(28)  روايت شده است كه گفت: اگر آرزوها و عقايد مردم يكي باشد انسان با خود مي گويد به احتمال (قوي) حق اين باشد، امّا وقتي مردم فرقه فرقه و گروه گروه شوند هر انسان صاحب خردي مي داند كه حق تقسيم پذير نيست»
از عكرمه(29)  روايت شده است:« وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ » يعني پيوسته در آرا و عقايد، مختلف خواهند بود و« إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ » آنان پيروان سنّت و سلف صالحند»
ابوبكر ثابت خطيب از منصور بن عبدالرحمن نقل مي كند كه گفت: من نزد حسن نشسته بودم و مردي پيش من نشسته بود، از من خواست از حسن در باره آيه« وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ * إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ » هود118و119 سوال كنم: گفت(حسن):« وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ » بر اديان مختلف اطلاق مي گردد و« إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ » كساني است كه خداوند بديشان رحم و شفقت ورزيد و دور از اختلاف هستند.
 ابن وهب از عمر بن عبدالعزيز و مالك بن انس روايت كرده است: اهل رحمت با هم اختلافي نخواهند داشت.» توضيح بيشتر آيه در مباحث بعدي خواهد آمد (باب8)
در صحيح بخاري از عمرو(30)  و مصعب(31)  روايت شده است كه گفت: از پدرم در باره آيه:103/كهف:(قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا)الكهف: ١٠٣: آيا شما را از زيان كارترين افراد آگاه سازم» سوال كردم وگفتم آیا منظور این آیه، حروریه می باشد که گروهی از خوارجند، گفت: خیر؛ منظور این آیه، یهود و نصارا هستند. یهود، رسالت محمد را تکذیب کردند و نصارا به تکذیب بهشت پرداختند و گفتند طعام و شرابی در بهشت نیست و امّا حروریه مصداق آیه‎ی 27 بقره هستند: «(الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ )البقرة: ٢٧: آن کسانی که پیمان را با خدا که قبلا محکم بسته‎اند می شکنند » و سعد آنها را فاسق می خواند.
در تفسیر سعید بن منصور از مصعب بن سعد روایت شده است که گفت: به پدرم گفتم آیا منظور این آیه، حروریه می باشد: 
(الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا) الكهف: ١٠٤
آنان کسانی هستند که تلاش و تکاپویشان در زندگی دنیا هدر می رود و حال اینکه خودشان گمان می برند که به بهترین وجه کار نیک می کنند» پدرم در پاسخ گفت: خیر، منظور حروریه نیست. بلکه منظور، صاحبان معابد و کلیساها هستند و حروریه آنانی هستند که خداوند در باره ایشان گفت:(فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ) الصف: ٥
«آنان چون از حق منحرف شده‎اند، خداوند دلهایشان را بیشتر از حق دور ساخت»
 عبد بن حمید در تفسیر خود این روایت را به گونه‎ای دیگر از مصعب بن سعد نقل کرده است: و آن اینکه آیه 103 تا 104 سوره کهف قرائت شد: 
(قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا(103) الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا(104)) الكهف: ١٠٣ - ١٠٤ 
آيا شما را از زيان كارترين افراد آگاه سازم * آنان کسانی هستند که تلاش و تکاپویشان در زندگی دنیا هدر می رود و حال اینکه خودشان گمان می برند که به بهترین وجه کار نیک می کنند»
گفتم: آیا منظور این آیه حروریه است؟ گفت: خیر، منظور یهود و نصاراست. یهود به پیامبر اسلام کفر ورزیدند و نصارا به بهشت کافر شدند و گفتند در آن طعام و شرابی وجود ندارد، امّا حروریه کسانی هستند که خداوند در باره آنان می فرماید:
(الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُولَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ)البقرة: ٢٧
 آن كساني كه پيماني را كه قبلاً با خدا محكم بسته‌اند، مي‌شكنند و آنچه را كه خدا دستور داده است كه گسيخته نشود آن را مي‌گسلند، و در روي زمين به فساد و تباهي دست مي‌يازند، اينان بي‌گمان زيانبارانند»(32)در این روایات از سعد بن ابی وقاص(رض) نقل است که گفت آیه27/ بقره :« الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ » این آیه تمامی بدعت گذاران را شامل می شود؛ زیرا اهل حرورا (حروریه)(33)  تمامی این اوصاف در آنها جمع است چون، شکستن پیمان خداوند، شکستن آن چه را که خداوند بدان دستور داده است که گسیخته نشود و فساد در زمین دلیل بر این ادعا:
اول: آنان به گواهی حضرت رسولص و خبر دادن وی از ایشان از طریق حق منحرف شدند؛ زیرا آنان به تاویلات فاسد دست یازیدند و این از کارهای اهل بدعت است و اولین دری است که در راه بدعت گزاری خود از آن وارد شدند.
دوم: آنان در احکام و دستورات قرآن و سنّت هرگونه که خواستند تصرف نمودند.
حروریه و دیگر خوارج، حکم خداوند را مثله کردند « إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ: فرمان جز در دست خدا نیست» بدون اینکه دیگر آیات را در نظر بگیر