 مردم آمده و به حالات فردي، جزئي و شخصي توجه نشده است.
3.	در هنگام ضرورت براي مردم رخصتهايي قرار داده است تا قوانين آن موجب مشقت نگردد. مثلاً در اسلام روزه ماه رمضان واجب است اما براي مسافر و مريض رخصت است.
4.	كمي تكاليف: و آنچه مربوط به آن است در اركان پنجگانه خلاصه شده است. رسول الله صلي الله عليه وسلم مي فرمايد: "إن الله فرض فرائض فلا تضيعوها وحد حدوداً فلا تعتدوها، و حرم أشياء فلا تنتهكوها، و سكت عن أشياء رحمة بكم فلا تبحثوا عنها "[رواه الدارقطني]«خداوند واجباتي را بر شما قرار داده، با ترك كردن و سستي در انجامش آن را ضايع نكنيد و حدودي را مقرر فرموده از آن تجاوز نكنيد؛ چيزهايي را حرام كرده است به آن نزديك مشويد و استفاده نكنيد و در مورد چيزهايي به قصد رحمتش بر شما سكوت كرده است در مورد آن بحث نكنيد.»
5.	تدريج در احكام: اصلي است كه اسلام براي معالجه عادات مذموم كه در دلهاي مردم ريشه دوانيده بودند استفاده كرده است و به تدريج بدون به كار بردن شدت عمل در نهي و تحريم آنها توانسته به اصلاح آن اقدام نمايد. براي مثال براي حذف شراب در زندگي مردمي كه حياتشان با آن مخلوط شده بود با تحريم تدريجي و يك شيوه حكيمانه آن را از زندگي مردم دور نمود بدون اينكه چنان حرج و سختي را احساس كنند.
6.	حركت كردن بر مبناي مصالح عامه: يكي ديگر از اصول تشريعي اسلام است؛ چنانكه بعضي از احكام كه نسخ آن موجب مصالح عموم بوده است، نسخ گرديد. چنانچه در احكام مربوط به وصيت و آيات ميراث موجود است. يا تحويل قبله از مسجد الاقصي به سوي كعبه در مكه مكرمه از آن جمله است. و در سنت نيز شاهد آن هستيم، رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: " كنت نهيتكم عن زيارة القبور ألا فزوروها فإنها ترقق القلب و تدمع العين و تذكر بالآخرة "[مسند امام احمد]«من شما را از زيارت قبرها منع كردم و حال به زيارت آنها برويد چون موجب نرمي دلها و جاري شدن اشك چشمان و وسيله يادآوري قيامت است.» 1.	مبدأ توحيد: مردم را بر اساس پرستش و عبادت معبودي واحد جمع مي كند و بر همين مبنا به دعوت اهل كتاب مي پردازد: " قل يا أهل الكتاب تعالوا إلى كلمة سواء بيننا و بينكم ألا نعبد إلا الله "(بگو اي اهل كتاب: به سوي كلمه اي كه همه به آن اعتقاد داريم بياييد و آن اينست كه جز الله را عبادت نكنيم.)
2.	بدون هيچ واسطه اي رابطه مستقيم بين خالق و مخلوق ايجاد مي كند. چنانچه الله تعالي مي فرمايد: " و قال ربكم ادعوني أستجب لكم "(از من بخواهيد تا اجابت نمايم.) و در جاي ديگر مي فرمايد:" فإني قريب أجيب دعوة الداع إذا دعان " (همانا من نزديكم و دعاي درخواست كنندگان را آن هنگام كه مرا مي خوانند اجبت مي نمايم.)
3.	عقل را مخاطب قرار مي دهد. عقل مسئول تكاليف انسان است، خصوصاً در آنچه به امور دنيا و شناخت پروردگار مربوط مي باشد. چنانكه مي فرمايد:" فاعتبروا يا أولي الأبصار "(اي اهل بصيرت عبرت گيريد.) و مي فرمايد:" أفلا تعقلون؟" (آيا نمي انديشيد؟) از رسول الله صلي الله عليه وسلم روايت است كه فرمود: " إنما يرتفع العباد في الدرجات عند ربهم على قدر عقولهم "«به درستي كه عقل هاي بندگان باعث بالا رفتن درجات نزديكي به الله مي شود.»
4.	احاطه شدن عقيده به اخلاق فاضله: الله تعالي مي فرمايد: " و عباد الرحمن الذين يمشون في الأرض هوناً و إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً"[فرقان: 63](بندگان رحمان با آرامش و تواضع بر زمين راه مي روند هنگامي كه جاهلان آنان را مورد خطاب قرار مي دهند، مي گويند:سلام.)
5.	در تشريع اسلامي دين و دنيا با هم برابرند. احكام اسلام به هر دو مربوط است و به سوي هر دو دعوت مي كند و اين فرموده قرآن مصداق آن است:" و ابتغ فيما آتاك الله الدار الآخرة و لا تنس نصيبك من الدنيا "[قصص:77](در آنچه خداوند به تو داده است آخرت را در نظر داشته باش اما بهره خويش را از دنيا فراموش مكن.)
6.	مساوات و عدالت در بين همه مردم: خداوند مي فرمايد:" إنا خلقناكم من ذكر و أنثى و جعلناكم شعوباً و قبائل لتعارفوا إن أكرمكم عند الله أتقاكم" [الحجرات:13] (اي مردم ما شما انسانها را از زن و مردي خلق كرديم و شما را در قالب گروهها و شعبه ها قرار داديم تا همديگر را باز شناسيد به راستي كه گرامي ترين شما نزد خداوند پرهيزگارترين شماست. به حقيقت كه الله تعالي بسيار دانا و آگاه است.) و رسول الله صلي الله عليه وسلم خطاب به دخترش مي فرمايد:" أعملي يا فاطمة فإني لا أغني عنك من الله شيئاً "«اي فاطمه از مال من هرچه مي خواهي درخواست كن اما تو را از خدا بي نياز نمي كنم.»
7.	امر به معروف و نهي از منكر. و به طور قطع قانوني است براي تمام جوانب اصلاح بكار مي رود.
8.	شورا يكي از مبادي اسلام است. چنانكه قرآن مي فرمايد: " و شاورهم في الأمر "[آل عمران:159](و در امور با آنها مشورت كن.)
9.	عفو و گذشت: به عنوان يك اصل مهم در زندگي جمعي از آن ياد مي شود و از آن به زندگي مسالمت آميز تعبير مي نمايند.
10.	آزادي در فكر و انديشه: الله تعالي مي فرمايد: " لا إكراه في الدين "(در دين هيچ  اجباري نيست.)
11.	همكاري هاي اجتماعي: در همين رابطه خداوند زكات را به عنوان حق فقير بر مال ثروتمند قرار داده است و اين امر به معني تفضيل و برتري ثروتمندان بر فقرا و مستمندان نيست. اين مبادي ما را به عظمت تشريع اسلام و قدرت اركان آن راهنمايي مي كند و نشان مي دهد كه قوانين اسلام در هر زمان و مكاني در بين گروهها و مليتها صلاحيت كافي براي سعادت بشر را دارد و اين اصل ما را رهنمون مي كند كه هرگاه امت اسلامي در تمام شئونات زندگي پذيراي قانون اسلام باشد عظمت و بزرگي و ترقي را نصيب خود نموده است. و امت اسلامي هنگامي ضعيف  شد كه از شريعت اسلامي منحرف و راه جمود و تقليد را پيش گرفته و در صدد وضع قوانين متناسب با آرزوها و شهوات خويش برآمده اند و همين مسائل باعث شد آنها از قوانين وضعي و قراردادي بشر سود جويند با اين فرض كه فقه اسلامي تواناي همراهي و هماهنگي با تحولات زمان و پيشرفتي كه تمدن جديد مقتضي آن است را ندارد؛ حال آنكه قانونگذاري اسلامي در صدد حل ريشه اي براي بسياري از جرمها و جناياتي كه انتشار يافته برآمده و حدود را مقرر داشته است كه موجب اتمام آنها در صورت اجراست. كه مي توان در موضوعات بعدي به آنها اشاره نمود.الله تعالي مي فرمايد:(وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً) [النساء:92](هيچ مؤمني را نسزد كه مؤمن ديگر