فضائل مدينه منوره و آداب سكونت و زيارت آن
مؤلف:
عبدالمحسن بن حمد العباد البدر
مترجم:
عبدالله حيدری
حج ۱۳۸۳ شمسی
الحمد لله نحمده ونستعينه ونستغفره، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا ومن سيّئات أعمالنا، من يهده الله فلا مضلّ له، ومن يضلل فلا هادي له، وأشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له، وأشهد أنّ محمداً عبده ورسوله، وخليله وخيرته من خلقه، أرسله الله بين يدي الساعة بشيرا ونذيرا، وداعياً إلى الله بإذنه وسراجاً منيراً، فدّل أمّته على كل خير، وحذّرها من كل شرّ، اللّهمّ صلّ وسلّم وبارك عليه وعلى آله وأصحابه ومن سلك سبيله واهتدى بهديه إلى يوم الدّين أمّا بعد:
مدینۀ منوره و طیبۀ الطیبۀ شهر رسول اکرم ج ، محل نزول وحی، و جایی است که جبریل امین ÷ خدمت رسول اکرم ج فرود میآمد، مدینه مرکز ایمان و شهر ملاقات و زندگی مهاجرین و انصار است، شهر کسانی که مدینه و ایمان را بر گزیدند و بر همه چیز ترجیح دادند.
مدینۀ منوره اولین پایتخت مسلمانان است که پرچم جهاد فی سبیل الله از آن افراشته شد، و کاروانهای حق برای نجات بشریت از تاریکیهای ضلالت و گمراهی، و هدایت آنان به نور حق رهسپار گردید، از همین مدینه منوره بود که نور حق درخشیدن گرفت و جهان را با شعاع هدایت و ایمان روشن نمود.
مدینه منوره شهر هجرت مصطفی ج است، ایشان برای هجرت شان مدینه را انتخاب کردند، و تا آخرین رمق حیات در همین شهر مقدس زندگی نمودند، و نهایتا در همین شهر جان به جان آفرین سپردند، و در همین شهر دفن شدند، و از همین شهر بر انگیخته خواهند شد.
مرقد ایشان اولین قبری خواهد بود که در روز محشر باز شده و ایشان از آن بر خواهند خواست، غیر از قبر ایشان جای قبر هیچ پیامبر دیگری به طور یقینی مشخص نیست.
این مدینۀ مبارکه شهری است که خداوند به آن عزت و افتخار بخشیده و آن را بر سایر شهرها برتری داده است. پس از مکۀ مکرمه خداوند این شهر را بهترین جای روی زمین قرار داده است.
اینکه گفتیم مکه مکرمه بر مدینه منوره فضیلت و برتری دارد به دلیل این است که وقتی کفار مکه رسول اکرم ج را از مکه مکرمه اخراج کردند، و ایشان عازم مدینه شدند، به مکه روی آورده و فرمودند:
«والله أنك لخير أرض الله وأحب أرض الله إلى الله، ولو لا أني أخرجت منك ما خرجت» «ای شهر مکه! بخدا سوگند تو بهترین زمین خدایی، و بهترین و محبوبترین زمین خدا در نزد خدایی، و اگر من اخراج نمیشدم هرگز از تو بیرون نمیرفتم» [۲].
و اما حدیثی که به پیامبر ج نسبت داده میشود که پیامبر ج دعا کردند و فرمودند:
«اللهم إنك أخرجتني من أحب البلاد إلى يعني مكة فأسكني في أحب البلاد إليك يعني المدينة» [۳].
این حدیث موضوعی است و معنایش درست نیست، زیرا از محتوای آن چنین برداشت میشود که خداوند یک چیزی را دوست دارد و پیامبر ج چیزی دیگری را، و مشخص است که محبت پیامبر ج تابع محبت خداوند است و هرگز دوست داشتۀ خداوند از دوست داشتۀ پیامبر ج جدا نیست.
اینک به لطف خداوند تصمیم گرفتم این کتاب کوچک را در فضیلت این مدینۀ مبارکه به رشتۀ تحریر در آورم که در آن ابتداء بخشی از فضائل مدینۀ منوره، سپس بخشی از آداب سکونت آن و در پایان بخشی از آداب زیارت آن را ذکر خواهم کرد.
[۲] روایت از ترمذی و ابن ماجه است و حدیث صحیح است. [۳] این حدیث موضوع و ساختگی است.
از فضائل این شهر مقدس و مبارک این است که خداوند متعال آن را حرم امن قرار داده چنانکه مکۀ مکرمه را حرم امن قرار داده است.
از پیامبر گرامی ج روایت است که فرمودند:
«إن إبراهيم حرم مكة، وإني حرمت المدينة» [۴].
یعنی: «ابراهیم ÷ مکه را حرم قرار داده و من مدینه را حرم قرار میدهم».
مقصود از نسبت حرمت به ابراهیم و محمد علیهما السلام اظهار حرمت است و إلا عین تحریم یا حرمت از جانب ذات متعال خداوند است، اوست که مکه و مدینه را حرم قرار داده است، از میان تمام شهرهای جهان خداوند متعال فقط این دو شهر را به این صفت اختصاص داده است.
بنابراین هیچ دلیلی وجود ندارد که خداوند غیر از مکه و مدینه جای دیگری را حرم قرار داده باشد، اینکه بعضیها گمان می کنند مسجد الاقصی ثالث الحرمین است اشتباهی بیش نیست که بر زبان بعضی مردم عوام جاری شده است، چون حرمین همین دو حرم است که سومی ندارد، البته تعبیر درستش این است که گفته شود ثالث المسجدین، یعنی سومین مسجدی که از طرف خداوند افتخار و عظمت و شرافت یافتهاند.
از پیامبر ج ثابت شده که دربارۀ اثبات فضیلت این سه مسجد و عزم و ارادۀ نماز در آنها فرمودهاند:
«لا تشد الرحال إلا إلى ثلاثة مساجد، المسجد الحرام ومسجدي هذا والمسجد الاقصى» «عزم سفر به نیت عبادت جز سه مسجد به هیچ جای دیگری جایز نیست، مسجد الحرام در مکه مکرمه و این مسجد من و مسجد اقصی» [۵].
مقصود از حرم در مکه و مدینه کل حدود حرم است، اینکه مردم فقط مسجد نبوی را حرم میپندارند، اشتباه است، زیرا مسجد نبوی به تنهایی حرم نیست بلکه تمام مدینه حرم است از کوه عیر در جنوب تا کوه ثور در شمال، و بین دو پهلوی شرقی و غربی آن.
چنانکه پیامبر ج میفرمایند: «المدينة حرم ما بين عير إلى ثور» [۶].
همچنین پیامبر ج میفرمایند:
«إني حرمت ما بين لابتى المدينة أن يقطع عضاهها أو يقتل صيدها» «من دو طرف مدینه را حرم قرار دادم، که مبادا درخت آن قطع شود یا شکارش کشته شود» [۷].
همچنانکه روشن است اینک مدینه منوره در زمان ما گسترش یافته است و بخشهایی از آبادی از حدود حرم فراتر رفته است، لذا نمیتوان گفت تمام ساختمانهای موجود در مدینه حرم است، فقط بناهایی که داخل حدود مدینه باشد حرم است، اما آنچه خارج از حدود حرم باشد میتوان گفت از مدینه است ولی نمیتوان گفت حرم است.
از پیامبر ج دربارۀ حدود حرم الفاظ مختلفی نقل شده گاهی «بين اللابتين» بین دو طرف مدینه گاهی «بين الحرتين» گاهی «بين الجبلين» و گاهی «ما بين عير إلى ثور» فرمودهاند که مفهوم این الفاظ با هم تفاوتی ندارد، زیرا حدود کوچکتر در حدود بزرگتر داخل است، بین دو لابه هم حرم است بین دو حره هم حرم است بین دو کوه هم حرم است بین عیر تا ثور هم حرم است.
اگر در مورد قسمتی مشخصی از مدینه پرسشی پیش بیاید که این بخش از حرم هست یا نیست در این صورت میتوان آن را از مشتبهات گفت و پیامبر ج روش برخورد با مشتبهات را بیان فرمودهاند، و آن احتیاط است.
چنانکه رسول اکرم ج در حدیث صحیحی که امام بخاری و امام مسلم آن را به روایت نعمان بن بشیر س آوردهاند میفرمایند:
«فمن اتقى الشبهات فقد استبرأ لدينه وعرضه ومن وقع في الشبهات وقع في الحرام» «پس کسی که از شبهات بپرهیزد یقیناً دین و آبرویش را حفظ کرده است و کسی که در شبهات بیفتد در حرام افتاده است» [۸].
از فضائل دیگری که دربارۀ مدینه منوره این شهر مقدس و مبارک آمده این است که پیامبر ج آن را طیبه و طابه نامیدند.
بلکه در صحیح مسلم آمده است که خداوند آن را طابه نامیده است!! این هر دو لفظ یعنی طابه و طیبه از کلمۀ طیب به معنی پاک گرفته شده است که بر طیب و پاک دلالت میکنند، پس طابه و طیبه دو تا از اسمای دیگر مدینه است. اینها دو کلمۀ پاک و پر طراوت هستند که بر شهر و سر زمین پاک گذاشته شدهاند.
[۴] صحیح مسلم. [۵] صحیح بخاری و صحیح مسلم. [۶] صحیح بخاری و صحیح مسلم. [۷] صحیح مسلم. [۸] صحیح بخاری و صحیح مسلم.
از فضائل دیگر مدینه این است که ایمان، به مدینه باز میگردد، چنانکه پیامبر ج فرمودند:
«إن الإيمان ليارز إلى المدينة كما تأرز الحية إلى جحرها».
«یقیناً ایمان به مدینه باز خواهد گشت هم چنانکه مار به سوراخش باز میگردد» [۹].
معنایش این است که سر انجام ایمان به مدینه باز خواهد گشت، و در مدینه باقی خواهد ماند و مسلمانان از سراسر جهان قصد سکونت مدینه را خواهند کرد، و انگیزۀ شان در این امر ایمان و محبت این شهر مقدس و مبارک خواهد بود که خداوند آن را حرم قرار داده است.
[۹] صحیح بخاری و صحیح مسلم.
از دیگر فضائل مدینۀ منوره این است که پیامبر خدا ج فرمودند:
«أمرت بقرية تأكل القرى (يعني أمر بالهجرة إلى هذه المدينة) يقولون لها يثرب وهي المدينة» «بمن دستور داده شد به قریهای هجرت کنم که سایر قریهها را خواهد خورد، مردم آن را یثرب مینامند، در حالیکه مدینه است» [۱۰].
پس این فرمودۀ رسول الله ج که «تأكل القرى» تفسیرش این است که بر سایر شهرها پیروز خواهد شد یعنی سر انجام حتماً پیروزی از آن مدینه خواهد بود.
همچنین در معنی و تفسیر این جمله گفته شده که غنیمتهایی که از جهاد در راه خدا بدست میآید به مدینه سرازیر میشود، و این هر دو مورد اتفاق افتاد یعنی هم مدینۀ منوره بر سایر شهرها پیروز شد، به این صورت که هدایت گران مصلح و مجاهدان فاتح از این شهر مقدس براه افتادند و به حکم پروردگارشان انسانها را از تاریکهای شرک و کفر و جهل و گمراهی به نور ایمان هدایت کردند، و در نتیجۀ تلاشها و زحمتها و فداکاریهای آنان مردم به دین خدا گرویدند.
بنابر این میتوان با قاطعیت ادعا کرد که هر خیر و نیکی و سعادت و رستگاری که در سراسر جهان به انسانها رسیده منبع و سر چشمهاش این مدینۀ طیبه و شهر مقدس رسول الله ج است.
پس جملۀ «تأكل القرى»: «سایر شهرها را خواهد خورد» مصداق و تفسیرش فتوحات صدر اسلام است که بدست پرتوان دلاور مردان و قهرمانان بینظیر تاریخ بشریت، صحابۀ بزرگوار رسول الله ج رقم خورد، آری بدست سرداران بزرگ اسلام خلفای راشدین و دیگر افتخار آفرینان مکتب نبوت ش أجمعین.
همچنین سرازیر شدن غنیمت به مدینۀ طیبه نیز تحقق یافت، زیرا پیامبر ج از خرج شدن خزانههای قیصر و کسرا در راه خدا خبر دادند، و این امر متحقق شد و این خزانهها به شهر مقدس مدینۀ طیبه سرازیر گردید و توسط عدالت گستر بینظیر تاریخ حضرت عمر فاروق س تقسیم شد.
[۱۰] صحیح بخاری و صحیح مسلم.
از دیگر فضائل مدینۀ طیبه این است که پیامبر ج بر صبر و تحمل سختیها و دشواریهای مدینۀ منوره ترغیب دادند، و فرمودند:
«المدينة خير لهم لو كانوا يعلمون» «مدینه بهتر است برای آنان اگر بدانند».
این مطلب را در مورد کسانی فرمودند که در فکر کوچ کردن از مدینه و جستجوی رفاه و آسایش و مال فراوان و روزی گسترده بودند، وقتی رسول مشفق ج از تصمیم آنان اطلاع یافتند فرمودند:
«المدينة خير لهم لو كانوا يعلمون، لا يدعها أحد رغبة عنها، إلا أبدل الله فيها من هو خير منه ولا يثبت أحد على لأوائها وجهدها إلا كنت له شفيعاً أو شهيدا يوم القيامة» «مدینه بهتر است برای آنان اگر بدانند، هیچ کس نیست که به قصد اعراض و روی گردانی مدینه را ترک کند مگر اینکه خداوند بجای او کسی را در مدینه جای میدهد که از او بهتر باشد، و هیچ کسی نیست که بر سختی و دشواری مدینه صبر کند مگر اینکه در روز قیامت برای او شفیع و گواه خواهم بود» [۱۱].
این حدیث شریف میرساند که مدینۀ منوره چقدر فضیلت دارد و اینکه صبر و تحمل بر سختی و دشواری و گرفتاری و تنگی معیشت اگر برای کسی پیش بیاید چقدر فضیلت دارد، اینگونه رنجها و مشقتها هرگز نباید بهانه قرار گیرد که کسی مدینه را رها کند و در تلاش روزی فراختر و رفاه و آسایش به جای دیگری کوچ کند، بلکه شایسته است که بر هرگونه رنج و مشقتی که احیاناً پیش خواهد آمد صبر کند که خداوند در برابر این صبر، اجر عظیم و پاداش فراوانی به او وعده داده است.
[۱۱] صحیح مسلم.
از دیگر فضائل مدینۀ منوره این است که، پیامبر ج از یک سو حرمت و عظمت آن را بیان فرمودند و از سوی دیگر خطر بدعت گذاری و حمایت از بدعت را توضیح دادند لذا میفرمایند:
«المدينة حرم من عير إلى ثور، من أحدث فيها حدثا أو آوى محدثا فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين لا يقبل الله منه صرفا ولا عدلا» «مدینه از کوه عیر (در جنوب) تا کوه ثور (در شمال) حرم است، کسی که در آن بدعتی ایجاد کند یا بدعت گذاری را پناه دهد پس لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردم بر او باد، خداوند هیچ فرض و نفلی از او نخواهد پذیرفت» [۱۲].
[۱۲] صحیح بخاری و صحیح مسلم.
از دیگر فضائل مدینۀ منوره این است که رسول الله ج برای آن دعای برکت نمودند از جمله میفرمایند:
«اللهم بارك لنا في ثمرنا وبارك لنا في مدينتنا وبارك لنا في صاعنا وبارك لنا في مدنا» «پروردگارا! در میوۀ مان بما برکت عنایت فرما، در شهر ما (مدینه) به ما برکت عنایت فرما، و در پیمانۀ ما به ما برکت عنایت فرما» [۱۳].
[۱۳] صحیح مسلم.
از دیگر فضائل مدینۀ منوره این است که دجال و وبا (یعنی بیماریهای واگیر) به مدینه وارد نخواهد شد، چنانکه پیامبر گرامی ج فرمودند:
«علي أنقاب المدينة ملائكة لا يدخلها الطاعون ولا الدجال» «یعنی بر راههای ورودی مدینه فرشتگانی مأمورند که از آن حفاظت میکنند لذا دجال و وبا به مدینه وارد نخواهد شد» [۱۴].
احادیثی که در باب فضائل مدینۀ منوره آمده خیلی زیاد است آنچه ما در اینجا ذکر کردیم فقط بخشی از روایاتی است که یا در صحیحین یعنی بخری و مسلم و یا در یکی از آنها آمده است.
بهترین کتابی که در فضائل مدینۀ منوره نوشته شده کتابی است که توسط دکتر صالح بن حامد الرفاعی نگاشته شده که در اصل تز دکترای ایشان از دانشگاه اسلامی مدینۀ منوره است، اسم کامل کتاب این است:
«الأحاديث الواردة في فضائل المدينة جمعا ودراسة».
که بنده سفارشم به طلبه و علماء این است که حتما این کتاب را داشته باشند، و از آن استفاده کنند.
[۱۴] صحیح بخاری و صحیح مسلم.
از ویژگیهای این شهر مقدس این است که در آن دو مسجد بزرگ یعنی مسجد پیامبر ج و مسجد قباء میدرخشد.
در بارۀ مسجد رسول الله ج احادیث زیادی آمده است، از جمله اینکه رسول گرامی ج فرمودند:
«لا تشد الرحال إلا إلى ثلاثة مساجد، المسجد الحرام، ومسجدي هذا والمسجد الاقصى» «سفر مخصوص به نیت عبادت جز به سه مسجد به هیچ جای دیگری جایز نیست، مسجدالحرام، و این مسجد من و مسجد اقصی» [۱۵].
پس در این مدینۀ مقدس یکی از سه مسجدی است که به دست پیامبران علیهم السلام ساخته شده است، و این همان سه مسجدی است که سفر به قصد ثواب و عبادت جز به اینها به هیچ جای دیگری جایز نیست.
[۱۵] صحیح بخاری و صحیح مسلم.
همچنین دربارۀ فضیلت نماز خواندن در این مسجد شریف روایات صحیح آمده است و اینکه یک نماز در مسجد شریف نبوی برتر از هزار نماز در غیر آن است، چنانکه رسول مکرم ج میفرمایند:
«صلاة في مسجدي هذا أفضل من ألف صلاة في ما سواه إلا المسجد الحرام» «یک نماز در این مسجد من بهتر از هزار نماز در غیر آن است به جز مسجد الحرام» [۱۶].
پس فضیلت بزرگ و فرصت بسیار ارزشمندی است که انسان برای آخرتش از آن بهره بگیرد و حد اکثر استفاده را بکند، فرصتی که اجر و پاداش در آن افزایش مییابد، نه ده برابر و صد برابر بلکه بیش از هزار برابر.
مشخص است که تاجران و بازاریان ما در عصر حاضر اگر بدانند که مالشان در فلان فصل یا فلان مناسبت و در فلان جا به فروش میرسد، بدون چون و چرا به هر قیمتی شده خود را برای آن فصل و آن تاریخ آماده میکنند، که ممکن است استفادۀ شان به پنجاه در صد یا صد در صد برسد!.
در حالیکه فایدۀ نماز در مسجد شریف نبوی دنیایی هم نیست، زایل شدنی هم نیست، احتمالی و غیر یقینی هم نیست، و پنجاه در صد و صد در صد هم نیست، بلکه «آخروی» و «ماندنی» و «همیشگی» و «بیش از هزار برابر» است. پس کیست که آستین بالا زند و با یقین و باور کامل به وعدۀ خدا و رسول ج کمر همت ببندد و از اینگونه فرصتها استفاده کند.
[۱۶] صحیح بخاری و صحیح مسلم.
دربارۀ این حدیث و مسجد شریف نبوی چند نکته قابل تذکر است:
اول: اجر و پاداش در مسجد شریف نبوی که به بیش از هزار برابر میرسد به نمازهای فرضی اختصاص ندارد بلکه نمازهای نفلی را نیز شامل میشود، زیرا پیامبر ج «صلاة» فرمودند، پس همچنانکه نماز فرض برابر با هزار نماز است یک نماز نفل نیز برابر با هزار نماز است.
دوم: اجر مذکور در حدیث یعنی هزار برابر به مسجد خود حضرت رسول اکرم ج یا مسجد قدیم اختصاص ندارد، بلکه همچنانکه مسجد قدیم را شامل میشود همه توسعهها و اضافاتی که چه تا کنون به مسجد ملحق شده و چه در آینده ملحق خواهد شد همه را شامل میشود، به دلیل اینکه دو خلیفۀ راشد عمر فاروق و عثمان ذی النورین ب مسجد شریف نبوی را از طرف جلو یعنی قبله توسعه دادند.
بنابراین مشخص است که امام و صفهای جلو که در توسعه واقع است خارج مسجد زمان خود حضرت ج قرار میگیرد، اگر توسعۀ مسجد حکم مسجد را نمیداشت آن دو خلیفۀ راشد ب مسجد شریف را بویژه از طرف جلو توسعه نمیدادند، در حالیکه هنگام توسعه حضرت عمر فاروق و عثمان ذی النورین ب بسیاری از صحابه ش زنده و موجود بودند، اما هیچکس از آنان بر این کار حضرت عمر و عثمان ب اعتراض نکرد، پس این موضوع خود دلیل روشن و قاطع است که اجر هزار برابر به مسجد زمان حضرت رسول ج اختصاص ندارد.
سوم: در مسجد شریف قطعه یا بخشی است که رسول خدا ج آن را باغی از بهشت توصیف نمودند، چنانکه فرمودند:
«ما بين بيتي ومنبري روضة من رياض الجنة» «بین خانه و منبر من باغی از باغهای بهشت است» [۱۷].
طبیعی است که اختصاص این بخش مشخص از مسجد شریف به این صفت دلالت بر فضیلت و اختصاص این بخش دارد، و راه استفاده از این فضیلت این است که بندۀ مؤمن سعی کند در آن نماز نفل بخواند و به ذکر خدا و تلاوت قرآن مشغول شود بشرطیکه در نشستن و نماز خواندن در آن یا برای رسیدن به آنجا به کسی اذیت و آزار نرساند.
و اما اداء کردن نمازهای فرض در صفهای جلو بهتر است، زیرا پیامبر ج میفرمایند:
«خير صفوف الرجال أولها وشرها آخرها» «بهترین صفهای مردان صفهای اول و بدترین آن صفهای آخر است» [۱۸].
و همچنین میفرمایند:
«لو يعلم الناس ما في النداء والصف الأول ثم لم يجدوا إلا أن يستهموا عليه لأستهموا عليه» «اگر مردم اجر و پاداش اذان و صف اول را بدانند آنگاه ببینند که برای حصول آن جز قرعه کشی راهی وجود ندارد حتما قرعه کشی خواهند کرد» [۱۹].
[۱۷] صحیح بخاری و صحیح مسلم. [۱۸] صحیح مسلم. [۱۹] صحیح بخاری و صحیح مسلم.
چهارم: هرگاه مسجد نبوی از نماز گزاران پر شود و کسی دیرتر برسد و در مسجد جای نیابد هر جایی که در خارج از مسجد جز طرف قبله توانست به صفهای نماز بپیوندد، طبیعی است که اجر و پاداش نماز جماعت را حاصل خواهد کرد، و اما پاداش هزار نماز یا هزار برابر فقط به کسانی اختصاص دارد که داخل مسجد نماز بخوانند، زیرا پیامبر ج فرمودند:
«صلاة في مسجدي هذا خير من ألف صلاة فيما سواه إلا المسجدالحرام» [۲۰]
پس کسی که در خیابان نماز بخواند واضح است که در مسجد نماز نخوانده بنابراین اجر و پاداش مذکور به او تعلق نمیگیرد.
[۲۰] «یک نماز «در این مسجد من» بهتر از هزار نماز در غیر آن است به جز مسجد الحرام».
پنجم: در نزد بسیاری از مسلمانان چنین شایعه شده است که هر کس به مدینۀ منوره بیاید الزاماً باید در مسجد نبوی چهل نماز بخواند، به دلیل حدیثی که در مسند امام احمد از حضرت انس س روایت شده که پیامبر ج فرمودند:
«من صلي في مسجدي أربعين صلاة لا تفوته صلاة كتب له براءة من النار ونجات من العذاب وبريء من النفاق» «هر کس در مسجد من چهل نماز بخواند که هیچ نمازی از او فوت نشود برایش برائت از دوزخ و نجات از عذاب نوشته میشود و از نفاق بری میگردد».
در حالیکه این حدیث ضعیفی است که حجت قرار نمیگیرد، بلکه در این زمینه وسعت وجود دارد، بنابر این هر کس که به مدینه بیاید نمازهای معین یا عدد مشخصی از نمازها در مسجد رسول الله ج بر او لازم نمیشود، بلکه هر نمازی در این مسجد شریف از هزار نماز در جای دیگر بهتر است، بدون اینکه این اجر و پاداش به نماز مشخصی ارتباط داشته باشد. [۲۱]
[۲۱] منظور این است که هشت روز و چهل نماز هیچ ربطی به حج و عمره ندارد، خدا کند کسی بتواند هشتاد روز در مدینه بماند و چهل نَه، که چهارصد نماز بخواند هر چه بیشتر بهتر، فقط دانستن این نکته مهم است که آیا در صورت کم شدن عدد نمازها از چهل، حج و عمرۀ زائر درست است یا خیر؟ که طبعا در نزد همۀ علماء و همۀ مذاهب فقهی درست و کامل است. مترجم.
ششم: بسیاری از مسلمانان در کشورهای مختلف اسلامی متأسفانه گرفتار بلایی شدهاند که در تضعیف اعتقادات آنان نقش منفی و بلکه مخرب دارد، و آن اینکه بر روی قبر یا در کنار بعضی قبرها مسجد میسازند، یا اینکه مرده را در محوطۀ مسجد دفن میکنند!!.
استدلال یا در واقع بهانه و دستاویز بعضیها در این زمینه وجود قبر رسول مکرم ج در مسجد شریف ایشان است!!.
پاسخ شبهۀ مذکور این است که پیامبر ج هنگامی که وارد مدینۀ منوره شدند اولین کاری که کردند مسجدشان را ساختند و سپس خانه یا حجرات امهات المؤمنین را در کنار مسجد بنا کردند.
از جمله حجرۀ ام المؤمنین حضرت عایشه ل که رسول معظم ج در آن دفن شدند، این حجرات بعد از رسول الله ج در زمان خلفای راشدین ش و زمان حضرت معاویه س و خلفای دیگر بعد از ایشان همچنان وجود داشت، در زمان خلافت بنی امیه مسجد نبوی توسعه و گسترش داده شد و حجرۀ حضرت عایشه ل که قبر شریف رسول الله ج در آن بود به مسجد ملحق گردید.
احادیث بسیار محکم و غیر قابل نسخی از پیامبر ج روایت شده که دلالت میکند قبر یا قبرستان را مسجد قرار دادن حرام است.
از جمله حدیث جندب بن عبدالله البجلی س که فقط پنج شب پیش از وفات حضرت از ایشان شنیده است میفرماید:
پنج روز قبل از وفات پیامبر گرامی ج از ایشان شنیدم که میفرمودند:
«اني أبرأ إلى الله أن يكون لي منكم خليل فإن الله أتخذني خليلا كما أتخذ إبراهيم خليلا ولو كنت متخذاً من أمتي خليلا لأتخذت أبا بكر خليلا ألا وإن من كان قبلكم كانوا يتخذون قبور أنبياءهم وصالحيهم مساجد، ألا فلا تتخذوا القبور مساجد فإني أنهاكم عن ذلك» «من به بارگاه خدا از این امر بیزاری میجویم که از میان شما خلیلی داشته باشم، زیرا خداوند همچنانکه ابراهیم را انتخاب کرده مرا نیز برای خودش بر گزیده است، ولی اگر من میخواستم از میان امتم کسی را خلیل بر گزینم حتما ابوبکر را انتخاب میکردم، بدانید و آگاه باشید که امتهایی که قبل از شما بودند همواره قبرهای پیامبران و نیکوکارانشان را مسجد قرار میدادند، بدانید و آگاه باشید مبادا شما قبرها را مسجد درست کنید که من شما را از اینکار نهی میکنم» [۲۲].
[۲۲] صحیح بخاری و صحیح مسلم.
بلکه پیامبر گرامی ج در آخرین لحظات زندگی هنگامی که داشتند این دنیا را وداع میکردند چنانکه از ام المؤمنین حضرت عایشه صدیقه و ابن عباس ش روایت شده فرمودند:
هنگامی که رسول الله ج در آخرین بیماری شان بسر میبردند قدیفهای بر چهرۀ شان میانداختند، هر گاه احساس دلتنگی میکردند چهره شان را باز میکردند، در چنین حالتی فرمودند:
«لعنة الله على اليهود والنصارى أتخذوا قبور أنبياءهم مساجد يحذر ما صنعوا» «لعنت خدا بر یهود و نصاری باد که قبرهای پیامبران شان را مسجد قرار دادند، از کردار آنان بر حذر میداشت» [۲۳].
[۲۳] صحیح بخاری و صحیح مسلم.
این احادیث از ام المؤمنین عایشه صدیقه و ابن عباس و جندب بن جناده ش چنان قوی و محکم است که هرگز قابل نسخ نیست زیرا حدیث جندب در آخرین روزهای عمر شریف رسول الله ج بوده و حدیث عایشه و ابن عباس ب در آخرین لحظات عمر مبارک آن حضرت بوده است.
بنابر این برای هیچکس از امت اسلامی چه فرد و چه گروه شایسته نیست که مدلول این احادیث صحیح و محکم را فرو گذارد، و کاری را که در زمان بنی امیه صورت گرفته دستاویز قرار دهد.
زیرا همچنانکه عرض کردیم مرقد رسول مکرم ج در زمان بنی امیه به مسجد شریف ایشان ضمیمه شد، پس این عمل را بهانه و دستاویز قرار دادن و بر این اساس بر قبرها مسجد ساختن یا مردهها را در مساجد دفن کردن به هیچ عنوان جایز نیست.
مسجد قباء دومین مسجدی است که در مدینۀ منوره دارای فضیلت و منزلت فوق العادهای است، به تعبیر قرآن کریم این مسجدی است که از اولین روز بر تقوی بنا نهاده شده است.
فضیلت نماز در مسجد قباء هم از سنت قولی و هم از سنت فعلی پیامبر ج کاملا ثابت و روشن است.
دربارۀ عمل یا سنت فعلی ایشان از عبد الله بن عمر ب روایت است که فرمود:
«كان النبي ج يأتي مسجد قباء كل سبت ماشياً أو راكباً فيصلي فيه ركعتين» «پیامبر ج هر روز شنبه پیاده یا سوار، به مسجد قباء میآمدند، و در آن دو رکعت نماز میخواندند» [۲۴].
و اما سنت قولی حضرت رسول ج از سهل بن حنیف س روایت است که فرمود رسول خدا ج فرمودند:
«من تطهر في بيته ثم أتى مسجد قباء فصلي فيه صلاة كان له أجر عمرة» «هر کس در خانهاش وضوء بگیرد و سپس به مسجد قباء برود و در آن دو رکعت نماز بخواند به او پاداش یک عمره داده خواهد شد» [۲۵].
اینکه پیامبر ج «فصلي فيه صلاة» فرمودند چون لفظ «صلاة» نکره است نماز فرض و نفل هر دو را شامل میشود.
در سنت هیچ دلیل دیگری وجود ندارد که غیر از این دو مسجد، مسجد دیگری فضیلت خاصی داشته باشد.
[۲۴] صحیح بخاری و صحیح مسلم. [۲۵] ابن ماجه و دیگران.
به کسی که خداوند توفیق سکونت در مدینۀ مبارکه این طیبۀ الطیبۀ را عنایت فرماید، باید یقین و باور داشته باشد و همواره این تصور را در ذهن و قلبش استحضار داشته و تکرار کند که او به نعمت بسیار بزرگ و احسان عظیمی دست یافته است.
بنابر این برای حصول این نعمت بزرگ خدا را سپاس گوید و شکرش را بجای آورد که چنین فضل و احسان رشک آفرینی نصیبش کرده است، این ساکن مدینه باید بیندیشد که چقدر از ساکنان روی زمین فقط در اشتیاق و آرزوی این نشستهاند که روزی خداوند به آنان توفیق حتی یکبار مشرف شدن به مکۀ مکرمه و مدینۀ منوره را عنایت فرماید، تا بتوانند مدتی هر چند کوتاه در این دیار مقدس سپری کنند، و بعضی از این مؤمنان مشتاق، شاید سالها زحمت میکشد و اندک اندک پس انداز میکند تا شاید روزی به این آرزویش برسد.
به یاد دارم که یکی از علمای هندوستان تعریف میکرد که در گذشته حجاج هندی با کشتیهای بادی به حج میرفتند، و مدتها بر روی دریا بودند تا به مکه و مدینه میرسیدند!.
میگفت: از جمله عدهای پس از مدتها سفر طولانی دریا وقتی به خشکی رسیدند و گفته شد که به سرزمین مکه و مدینه رسیدهاند همانجا در داخل کشتی از خوشحالی به سجده افتادند و شکر خدا را به جای آوردند.
طبعا سکونت این شهر مقدس از خودش آدابی دارد.
اینکه بندۀ مسلمان این مدینۀ طیبه را به خاطر فضیلت آن دوست داشته باشد و به خاطر اینکه پیامبر گرامی ج آن را دوست میداشتند، امام بخاری در صحیحش از انس ابن مالک س روایت میکندکه:
«أن النبي ج كان إذا قدم من سفر فنظر إلى جدارات المدينة أوضع راحلته وإن كان على دابة حركها من حبها» «پیامبر خدا ج هرگاه از سفری باز میگشتند تا چشمشان به دیوارهای مدینه میافتاد مرکب شان را رها میکردند، و اگر بر مرکبی سوار میبودند از شدت محبتی که به مدینه داشتند آن را حرکت میدادند».
اینکه مسلمان به شدت بکوشد که بویژه در دوران سکونتش در این مدینۀ طیبه بر اوامر خداوند ثابت و استوار و به اطاعت خدا و رسولش شدیدا پایبند باشد و به شدت مواظب باشد که به هیچ گونه بدعت و گناه و نافرمانی آلوده نگردد.
زیرا همچنانکه حسنات و اعمال نیک و شایسته در این مدینۀ طیبه و در این شهر مقدس بسیار ارزشمند است و ثواب هزار برابر دارد طبیعی است که بدعت و گناه نیز در چنین جای مقدسی خیلی خطرناک است و کسی که در حرم مرتکبکم گناه و نافرمانی خدا گردد گناهش بزرگتر و شدیدتر از گناه کسی است که در غیر حرم گناه میکند، گرچه این لطف و کرم خداوند است که گناه مانند ثواب چند برابر حساب نمیشود، اما از آنجایی که در حرم انجام میگیرد خطر آن بیشتر میشود.
بندۀ مسلمان باید حرص داشته باشد که در این شهر مقدس که فوائد و اجر و ثواب هر عملش چندین برابر است، در تجارت اخروی سهم وافر داشته باشد، به این صورت که سعی کند حد اکثر نمازهایش را در مسجد رسول الله ج بخواند، تا بتواند اجر و پاداشی که در حدیث رسول مکرم ج آمده بدست آورد، آن رسول معظم ج میفرمایند:
«صلاة في مسجدي هذا خير من ألف فيما سواه إلا المسجدالحرام» «یک نماز در این مسجد من بهتر از هزار نماز در غیر آن است به جز مسجد الحرام».
هر مسلمانی که خداوند به او توفیق سکونت در این مدینۀ طیبه را داده است باید الگوی خیر و فضیلت برای دیگران باشد، زیرا او در شهری توفیق سکونت یافته که روزی منبع و سرچشمۀ نور بوده است، و کاروانهای دعوتگر و مصلح از اینجا به سراسر عالم اعزام میشدند.
و کسانی که به این شهر مقدس و مرکز علم و هدایت و نور میآمدند به راحتی میتوانستند ببینند که ساکنان آن الگوی کامل هر خیر و نیکی هستند، و هر کدام آنان به تمام صفات و اخلاق نیک مزین میباشند.
بنابر این وفدها و نمایندگانی که به مدینۀ طیبه میآمدند و بر میگشتند، از جو روحانی و الگوهای صادق و مؤمن آن اثر میپذیرفتند و رنگ میگرفتند و طبعا آن را منعکس میکردند.
چون هر بینندهای به خوبی ملاحظه میکرد که تک تک ساکنان این شهر پر خیر و برکت چگونه از کارهای خیر و فضیلت و طاعت و فرمانبرداری خدا و رسول ج لذت میبرد، پس الگوی نیک، اثر نیک منعکس میکند، و تمام افراد و ساکنین این شهر مبارک الگو و نمونه بودند. [۲۶]
برعکس اگر افراد ساکن در این شهر مقدس اعمالشان بر خلاف مقام شامخ این مرکز ایمان و منبع خیر و برکت و سرچشمۀ تقوا و فضیلت باشد گر چه به هیچ وجه از ارزش والای آن چیزی نخواهد کاست اما این خود شخص است که با وجود داشتن فرصت تنبلی کرده و استفاده ننموده است!.
پس علاوه بر اینکه از این شهر مقدس و فرصتهای طلایی آن استفاده نکرده و مستحق ستایش قرار نگرفته که ضرر خواهد کرد، و نکوهش خواهد شد.
[۲۶] جز تعداد اندکی منافق که کردار آنان مغلوب و از چشم دیگران پنهان بود. مترجم.
هر مسلمان ساکن مدینۀ طیبه هنگامی که در این شهر مقدس ساکن است باید همواره بیاد داشته باشد که در سرزمینی پاک و محل فرود آمدن وحی و مرکز ایمان و در شهر رسول مکرم ج و صحابۀ بزرگوارش مهاجرین و انصار زندگی میکند. شهری که آنها بدان روی آوردند و همواره با خیر و نیکی و پایبندی و استقامت بر حق و هدایت، نور افشانی میکردند.
پس مبادا از ما کار و حرکتی سرزند که مخالف عملکرد آنان باشد، مبادا در این شهر مقدس و مرکز علم و ایمان و دعوت اسلام از کسی خطایی سرزند که خشم و غضب خدای عزوجل را به جوش آورد!
خدای نکرده اگر کسی در چنین مکان مقدس و نورانی که فقط جای فضائل و نیکیها و استفادۀ اخروی است مرتکب گناه و نافرمانی پروردگارش شود، بداند که سر انجام بدی را برای خودش رقم زده است و ضرر و زیان این گناه و مخالفت خدا و رسول ج جز شقاوت و بدبختی دنیا و آخرت چیزی نخواهد بود.
خوشا به سعادت کسانی که از تصور گناه هم به دورند و اگر احیانا شیطان آنان را بفریبد بلافاصله روی به درگاه خدا میآورند و با توبه و استغفار و پشیمانی، خود را پاک میکنند.
ساکن مدینۀ منوره باید به شدت بترسد و احتیاط کند که مبادا در این شهر مبارک بدعتی انجام دهد یا صاحب بدعتی را پناه دهد و در نتیجه مستحق لعنت خدا قرار گیرد، زیرا از رسول الله ج ثابت شده که فرمودند:
«المدينة حرم من عير إلى ثور فمن أحدث فيها حدثا أو آوى محدثا فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين لا يقبل الله منه صرفا ولا عدلا» «مدینه از کوه عیر (در جنوب) تا کوه ثور (در شمال) حرم است، پس هر کس در آن بدعتی ایجاد کند یا بدعت گذاری را پناه دهد لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردم بر او باد، خداوند در روز قیامت هیچگونه فرض و نفلی از او قبول نخواهد کرد» [۲۷] [۲۸].
[۲۷] صحیح مسلم از روایت ابو هریره س . صحیحین از روایت علی ابن ابی طالب ÷. [۲۸] علماء در معنی صرف و عدل اقوال زیادی فرمودهاند که قویترین آن فرض و نفل است. رک: فتح الباری شرح صحیح بخاری حدیث شمارۀ ۱۸۷۰. مترجم
اینکه در مدینۀ منوره هیچگونه درختی را قطع نکند و هیچ حیوانی را شکار نکند، زیرا از رسول خدا ج احادیثی روایت شده که از این امور منع میکند، از جمله میفرماید:
«إن إبراهيم حرم مكة وإني حرمت المدينة ما بين لابتيها لا يقطع عضاهها ولا يصاد صيدها» «ابراهیم ÷مکه را حرم قرار دادند و من مدینه را حرم اعلان میکنم، بین دو پهلوی آن حرم است، نه درخت آن قطع گردد و نه شکار آن صید شود» [۲۹].
همچنین امام مسلم با روایت سعد بن ابی وقاص ب نقل میکند که پیامبر ج فرمودند:
«إني أحرم ما بين لابتي المدينة أن يقطع عضاها أو يقتل صيدها» «من بین دو پهلوی مدینه را حرم اعلان میکنم، بنابر این قطع کردن درخت و کشتن شکار آن حرام است» [۳۰].
و در صحیحین به روایت عاصم بن سلیمان الاحول نقل شده که گفت:
«از انس س پرسیدم که آیا رسول خدا ج مدینه را حرم قرار داده است؟ فرمود بله، از فلان جا تا فلان جا یعنی (عیر تا ثور) را حرم قرار دادهاند که قطع کردن درختان آن حرام است، هر کس در آن بدعتی انجام دهد یا صاحب بدعتی را جای دهد لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردم بر او باد» [۳۱].
و در صحیحین از روایت ابو هریره س آمده است که فرمود:
«لو رأيتُ الظّباء بالمدينة ترتع ما ذعرتُها» «اگر آهویی را ببینم که در مدینه میچرد آن را رم نخواهم داد، زیرا رسول خدا ج فرمودند: «ما بين لابتيها حرام» «بین دو پهلوی مدینه حرام است» [۳۲].
منظور از درختانی که قطع کردن آن حرام است درختانی است که با قدرت الله عزوجل به طور طبیعی میرویند و رشد میکنند و اما درختانی که مردم آنها را میکارند اگر نیازی باشد که آن را قطع کنند مانعی وجود ندارد.
[۲۹] حدیث در مسلم از روایت جابر بن عبدالله انصاری ب است. [۳۰] صحیح مسلم. [۳۱] صحیح بخاری و صحیح مسلم. [۳۲] صحیح بخاری و صحیح مسلم.
اینکه ممکن است مسلمان ساکن مدینه به تنگی رزق و بعضی مصیبتها و سختیها آزمایش شود که در آن صورت شایسته است از صبر و استقامت و تحمل کار بگیرد و همواره خدا را شاکر باشد، در حدیثی که أبوهریره س روایت میکند رسول گرامی ج فرمودند:
«لا يصبر على لأواء المدينة وشدتها أحد من أمتي إلا كنت له شفيعاً يوم القيامة أو شهيداً» «هیچ کسی از امت من نیست که بر سختی و مصیبت مدینه صبر کند مگر اینکه در روز قیامت شفیع او خواهم بود، یا بر او گواه خواهم بود» [۳۳].
همچنین در صحیح مسلم آمده است که ابو سعید مولای المَهری در زمان حوادث حرۀ خدمت ابوسعید خدری س آمد و با ایشان دربارۀ کثرت عیال و فرزندان و گرانی قیمتها درد دل کرد، و نظر خواست که مدینه را ترک کند و به جای دیگری برود زیرا نمیتواند بر سختی و دشواری مدینه صبر کند!
صحابی جلیل القدر ابو سعید خدری س فرمود: «ويحك!» من هرگز چنین مشورهای به تو نمیدهم، من از رسول خدا ج شنیدم که میفرمودند:
«لا يصبر أحد على لأوائها فيموت إلا كنت له شفيعا يوم القيامة أزا كان مسلما» «هیچ کسی نیست که بر سختی مدینه صبر کند و بمیرد مگر اینکه من در روز قیامت شفیع او خواهم بود، البته اگر مسلمان باشد» [۳۴].
[۳۳] صحیح مسلم. [۳۴] صحیح مسلم.
اینکه از آزار و اذیت اهل مدینه بپرهیزد، آزار و اذیت هر مسلمانی در هر جا حرام است، اما در دیار مقدسی مثل مکه مکرمه و مدینه منوره گناهش سختتر و بزرگتر است.
امام بخاری در صحیحش از سعد بن ابی وقاص س روایت میکند که فرمود از رسول خدا ج شنیدم که میفرمود:
«لا يكيد أهل المدينة أحد إلا أنماع كما ينماع الملح في الماء» «هیچ کسی نیست که علیه اهل مدینه سازش و توطئه کند مگر اینکه همانند ذوب شدن نمک در آب ذوب خواهد شد» [۳۵].
و امام مسلم در صحیحش از ابو هریره س روایت میکند که فرمود رسول خدا ج فرمودند:
«من أراد أهل هذه البلدة بسوء (يعني المدينة) أذابه الله كما يذوب الملح في الماء» «هر کس دربارۀ اهل مدینه ارادۀ بدی داشته باشد خداوند او را ذوب خواهد کرد همچنانکه نمک در آب ذوب میشود».
[۳۵] صحیح بخاری.
اینکه ساکن مدینۀ منوره نباید مغرور شود و از روی غرور و تکبر بگوید من از ساکنین مدینه هستم لذا من از دیگران بهترم، چون سکونت در مدینه اگر با عمل صالح و استقامت بر طاعت خدا و رسول ج و دوری از گناه و نافرمانی نباشد هیچ گونه نفعی نخواهد داشت بلکه بر عکس به ضرر او تمام خواهد شد، در موطأ امام مالک آمده است که سلمان فارسی س فرمود:
«إن الأرض لا تقدس أحداً وإنما يقدس الإنسان عمله» «زمین هیچ کس را مقدس نمیکند آنچه که به انسان احترام و شخصیت و تقدس میبخشد عمل اوست».
گرچه در سندش انقطاع وجود دارد اما معنایش صحیح است، و این روایت عین مطابق واقعیت است زیرا خداوند متعال میفرماید: ﴿إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُمۡۚ﴾ [الحجرات: ۱۳] «گرامیترین شما در نزد خداوند پرهیزگارترین شماست».
این یک واقعیت روشن و غیر قابل انکار است که شهر مدینه در هر زمان محل زندگی طبقات مختلف مردم بوده است. همچنانکه مردم صالح و نیکوکار در این شهر مقدس زندگی میکرده، انسانهای شرور و بدکار نیز در اینجا میزیستهاند.
انسانهای صالح و نیکو از اعمال نیک شان استفاده میکنند اما شهر مدینه با همه تقدسی که دارد به افراد شریر و بدکار تقدس نمیبخشد، و شخصیت پست آنها را عوض نمیکند.
مثل نسب که هیچ انسانی فقط بدلیل اینکه از فلان خاندان شریف و محترم است این شرافت و بزرگواری خاندان، بدون عمل صالح در نزد خداوند برایش نفعی نخواهد داشت، زیرا پیامبر گرامی ج فرمودند:
«من بطأ به عمله لم يسرع به نسبه» «کسی که عملش او را عقب بیندازد نسبش نمیتواند او را جلو بیندازد» [۳۶]. یا به او شخصیت ببخشد.
پس کسی که عملش او را از بهشت باز دارد نسبش او را به بهشت نخواهد رساند.
[۳۶] صحیح مسلم.
به عنوان آخرین نقطه در این رابطه عرض میکنم که هر مسلمان ساکن مدینۀ طیبه باید بداند که او در شهری زندگی میکند که روزی سرچشمۀ نور و علم و هدایت بوده است، علم نافعی که انسان را با دین و قرآن و راههای رسیدن به خدا آشنا میکند از همینجا سر چشمه گرفته و به سراسر جهان رسیده است.
بنابر این هر مسلمان ساکن مدینه باید حرص و علاقۀ شدید داشته باشد که علم شرعی و دینی حاصل کند، علمی که در پرتو آن بتواند خدا را با بصیرت و دانش و بینش بشناسد و بپرستد. به سوی رضایت و خوشنودی ذات متعالش حرکت کند و همچنین در پرتو نور این علم بتواند دیگران را نیز با بصیرت و دانش و بینش به سوی دین خدا و رضایت و خوشنودی او تعالی فرا خواند، بخصوص اگر این طلب و یاد گیری در مسجد رسول الله ج باشد.
در حدیثی که ابو هریره س روایت میکند میفرماید: از رسول خدا ج شنیدم که میفرمودند:
«من دخل مسجدنا هذا يتعلم خيراً أو يعلمه كان كالمجاهد في سبيل الله ومن دخله لغير ذلك كان كالناظر إلى ما ليس له» «هر کس در این مسجد ما داخل شود و خیری (علم شرعی) یاد بگیرد یا به دیگران یاد دهد مانند مجاهد فی سبیل الله است، و هر کس برای غیر این مقصد به مسجد ما داخل شود مانند کسی است که به چیزی نگاه میکند که متعلق به او نیست». [۳۷]
[۳۷] مسند امام احمد و سنن ابن ماجه و غیره شاهدی نیز در معجم طبرانی به روایت سهل بن سعد س آمده است.
همچنان که سکونت در مدینه آدابی دارد زیارت آن نیز آدابی دارد. هر زائر مدینه مکلف است بخش مهمی از آدابی که برای ساکنین مدینه عرض کردیم و جنبۀ عمومی دارد رعایت کند، علاوه بر آن آدابی دیگری نیز هست که با اختصار به عرض میرسانیم از جمله:
شایسته است مسلمان بداند که هر زائر مدینه که قصد آمدن به مدینه منوره را دارد مشخصا نیت کند که برای دیدن و زیارت مسجد رسول الله ج و به نیت عبادت و نماز خواندن در آن میرود زیرا پیامبر گرامی ج فرمودند:
«لا تشد الرحال إلا إلى ثلاثة مساجد: المسجد الحرام، ومسجدي هذا، والمسجد الاقصى» «سفر به قصد عبادت جز به سه مسجد جایز نیست، مسجد الحرام و این مسجد من، و مسجد الاقصی» [۳۸].
این حدیث دلالت میکند که سفر به قصد عبادت به هیچ جای دیگری جز این سه مسجد درست نیست چه مسجد باشد چه هر جای دیگری. شدالرحال یا سفر به قصد عبادت یعنی اینکه انسان از سفرش به آن مسجد فقط قصد تقرب و نزدیکی به خداوند را داشته باشد.
در سنن نسایی از ابو هریره س روایت است که فرمود: با بصره ابن ابی بصره الغفاری س ملاقات کردم پرسید از کجا آمدی؟ گفتم: از طور فرمود: اگر قبل از رفتنت تو را میدیدم نمیگذاشتم بروی، گفتم: چرا؟ فرمود: از رسول الله ج شنیدم میفرمودند: اسباب سفر بسته نمیشود جز برای سه مسجد: مسجد الحرام، و این مسجد من، و مسجد بیت المقدس» [۳۹].
این حدیثی که صحابی جلیل القدر بصره ابن ابی بصره غفاری س از آن استدلال کرده که سفر عبادت جز سه مسجد مذکور به هیچ جای دیگری جایز نیست حدیث صحیحی است.
بنابر این مسلمانی که به مدینه منوره بیاید زیارت دو مسجد و سه قبرستان شرعا برایش جایز است. یکی مسجد رسول الله ج و دیگری مسجد قباء. دربارۀ فضیلت نماز در ین دو مسجد قبلا دلائلی به عرض رسانیدیم.
[۳۸] صحیح بخاری و صحیح مسلم. [۳۹] سنن نسایی.
سه قبرستانی که زیارت آنها شرعا جایز است:
یکی قبر خود رسول الله ج و دو صحابۀ بزرگوارشان ابوبکر صدیق و عمر فاروق ب است.
دوم: قبرستان بقیع و سوم قبرستان شهدای أحد.
هر گاه زائر برای زیارت قبر رسول الله ج و قبر دو صحابۀ عزیزشان ب برود، باید از طرف جلو بیاید و رو بطرف قبر بایستد و طبق ضوابط شرعی زیارت کند، و از زیارت بدعی یعنی زیارتی که در آن بدعت وکارهای خلاف شریعت وجود داشته باشد بپرهیزد.
زیارت شرعی این است که اولا به رسول الله ج سلام کند و با کمال ادب و صدای آهسته برای آنحضرت دعا کند، مثلا میگوید:
«السلام عليك يا رسول الله ورحمة الله وبركاته صلى الله وسلم وبارك عليك وجزاك الله أفضل ما جزى نبياً عن أمته». [۴۰]
[۴۰] یا با این الفاظ سلام کند: «السلام عليك يا نبي الله، السلام عليك يا خيرة الله من خلقه، السلام عليك يا سيد المرسلين وإمام المتقين، أشهد أنك قد بلغت الرسالة وأديت الأمانة ونصحت الأمة وجاهدت في الله حق جهاده». بر گرفته از کتاب التحقیق والإیضاح. مترجم.
آنگاه به حضرت ابوبکر صدیق س سلام میدهد و برایشان دعا میکند سپس به حضرت عمر فاروق س سلام میدهد و برایشان دعا میکند.
شایسته است امت اسلامی بویژه زائران مدینۀ منوره بدانند که این دو شخصیت و دو خلیفۀ راشد از سوی خداوند متعال به انعامات و احسانات و افتخاراتی دست یافتهاند که هیچ کس دیگری نظیر آن را بدست نیاورده است.
شخصیت اول ابوبکر صدیق س خلیفۀ راشد، مرد حکیم و صادق و مدیر و مدبر و شجاعی بود که وقتی خداوند متعال پیامبر عزیزش ج را برای بیان حق و نشر هدایت مبعوث فرمود از میان مردان، ایشان اولین شخصیتی بود که به رسول گرامی ج ایمان آورد.
سیزده سال کامل یعنی تمام مدتی که رسول بزرگوار ج پس از بعثت در مکه سپری کردند ایشان با رسول الله ج همواره یکجا بود و در تحمل مشکلات و سختیها و تقدیم هر گونه فداکاری جانی و مالی همچون یک فدایی جان نثار، در کنار آن رسول بشیر و نذیر ج بود.
هنگامی که خداوند به پیامبرش ج دستور یا اجازۀ هجرت صادر فرمود ایشان در مسیر هجرت به مدینۀ منوره تنها رفیق غار و همسفر راه ایشان بود.
خداوند عزوجل در این باره آیاتی در کلام الله مجیدش نازل فرمود:
﴿إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدۡ نَصَرَهُ ٱللَّهُ إِذۡ أَخۡرَجَهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ ٱثۡنَيۡنِ إِذۡ هُمَا فِي ٱلۡغَارِ إِذۡ يَقُولُ لِصَٰحِبِهِۦ لَا تَحۡزَنۡ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَاۖ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَيۡهِ وَأَيَّدَهُۥ بِجُنُودٖ لَّمۡ تَرَوۡهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱلسُّفۡلَىٰۗ وَكَلِمَةُ ٱللَّهِ هِيَ ٱلۡعُلۡيَاۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ٤٠﴾ [التوبة: ۴۰].
«اگر پیغمبر را یاری نکنید خدا او را یاری کرد هنگامی که کافران او را بیرون کردند در حالی که او دومین نفر بود، هنگامی که آن دو در غار بودند، در این هنگام پیغمبر خطاب به رفیقش گفت: غم مخور که خدا با ماست خداوند آرامش خود را بهرۀ او ساخت و پیغمبر را با سپاهیانی یاری داد که شما آنان را نمیدیدید و سر انجام سخن کافران را مغلوب کرد و سخن الله همیشه غالب بوده و خواهد بود و خدا با عزت و حکیم است».
حضرت صدیق ده سال دیگر با رسول الله ج در مدینه همراه بود، تقریبا در تمام غزوات و جنگهای بزرگی که خود آن پیامبر مجاهد و دعوتگر ج فرماندهی یا رهبری کردند ایشان شرکت داشت.
هنگامی که رسول معظم اسلام ج وفات کردند، شورای مهاجرین و انصار خلافت اسلامی را به ایشان سپرد و ایشان به بهترین و کاملترین وجه ممکن نظام خلافت را اداره کرد.
وقتی که ایشان و فات کرد خداوند به عنوان یک مهر استثنایی بر لیست افتخارات صدیق افتخار دیگری به ایشان هدیه کرد و به پاس ایمان صادقانه و رفاقت مخلصانه و بیشائبه با رسول مکرم ج خداوند توفیق داد که همانند زندگی دنیا، پس از مردن هم در کنار رفیق و محبوب همیشگیاش ج دفن گردد، و هر گاه به حکم و ارادۀ خداوند، مردم از قبرها بر انگیخته شوند انشاء الله حضرت ابوبکر صدیق هم با رفیق دائم شان در بهشت خواهد بود، و این فضل و احسان خداوند است که به هر کس بخواهد میدهد و خداوند دارای فضل بزرگ است. [۴۱]
[۴۱] وفات ایشان بعد از غروب روز سه شنبه ۲۲ جمادی الآخر سال ۱۳ هـ ق (مصادف با ۲۲ اگست ۶۳۲ م)مانند رسول مکرم ج در سن ۶۳ سالگی در مدینۀ منوره بود. این شیرمرد دلیر و حکیم، و مؤمن قاطع و غیور، با ایمانی راسخ و مدیریتی هوشمندانه، دو سال و سه ماه و دو روز در بحرانیترین و آشفتهترین اوضاع سیاسی اسلام، کشتی امت اسلامی را به ساحل نجات هدایت کرد، در شرایطی که با وفات پیامبر گرامی ج دشمنان زخم خوردۀ اسلام، نابود کردن این دین الهی را از هر زمان دیگری آسانتر می دیدند، اما خداوند نورش را کامل می کند اگر چه کافران و مجرمان ناپسند بپندارند. لذا این ضرب المثل معروف است: ردة لا أبا بکر لها.
سعدیا! مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آنست که نامش به نکویی نبرند
مترجم.
عمر فاروق س چهلمین شخص و قویترین و مؤثرترین شخصیتی بود که به اسلام مشرف گردید، قبل از اینکه به اسلام مشرف شود علیه مسلمانان خیلی سخت بود. اما وقتی خداوند او را به اسلام هدایت نمود تمام قوت و شدت خود را علیه کافران بکار برد.
مسلمان شدن ایشان عزت و افتخار بزرگی برای اسلام و مسلمانان بود، چنانکه عبدالله بن مسعود س میفرماید: «ما زلنا أعزة منذ أسلم عمر» «از روزی که عمر مسلمان شد ما مسلمانان همواره عزیز و سر بلند بسر میبردیم» [۴۲].
[۴۲] صحیح بخاری.
عمر فاروق س تا زمانیکه رسول الله ج در مکۀ مکرمه بودند، در کنار ایشان با کمال ایمان و اخلاص و صداقت و شجاعت جان نثاری نمود، وقتی که رسول الله ج به مدینه هجرت کردند، با ایشان هجرت کرد، و در تمام غزوات با رسول گرامی ج شرکت نمود.
هنگامی که ابوبکر صدیق س به خلافت انتخاب شدند حضرت عمر فاروق به عنوان معاون و مشاور ارشد ایشان ایفای وظیفه نمود، پس از حضرت صدیق ایشان توسط شورای مهاجرین و انصار به خلافت انتخاب شد و بیش از ده سال در این سمت باقی ماند.
در این مدت کشورها فتح نمود و دائرۀ فتوحات اسلامی را گسترش داد، دو امپراطوری بزرگ فارس و روم که دو دشمن آشکار اسلام بودند در زمان ایشان با شکست مواجه شدند، و خزانهها و سرمایههای قیصر و کسری چنانکه پیامبر صادق و مصدوق ج پیش بینی کرده بودند، توسط عمر فاروق در راه خدا خرج شد.
جالب است که این پیش بینی رسول معظم ج را خداوند در لیست افتخارات عمر فاروق س قرار داد، هنگامی که به شهادت رسید [۴۳] خداوند خواست مهر افتخار دیگری نیز بر کارنامۀ امتیازات ایشان بزند تا بدینوسیله به امت تفهیم کند که پاداش خدمت و فداکاری در راه دین و دفاع مستمر از اسلام و پیامبر گرامی ج میتواند همسایگی آن رسول بزرگوار ج در دنیا و آخرت باشد.
لذا به ایشان نیز پس از وفات عزت و کرامت و افتخار فوق العادهای نصیب فرمود و در کنار رسول محبوبش ج جایش داد، و در روز محشر که انسانها از قبرهایشان بر خیزند حضرت فاروق س نیز با پیامبر گرامی ج و دوست و یار همیشگی شان انشاء الله وارد بهشت خواهد شد، این فضل رحمت و احسان خداوند است که به هر کس بخواهد میدهد و خداوند دارای فضل بزرگ است.
[۴۳] شهادت این ابرمرد بی نظیر تاریخ بشریت به دست یک غلام خائن مجوسی به نام ابولؤلؤ هنگام نماز صبح در محراب مسجد پیامبر ج صورت گرفت! ایشان در تاریخ ۲۷ ذوالحجه مجروح و پنج روز بعد، یعنی یکشنبه یکم محرم سال ۲۳هـ ق در سن ۶۳ سالگی به آرزوی دیرینه شان یعنی شهادت در مدینه طیبه نائل آمدند. حضرت عمر فاروق س در تمام مدت ده سال و شش ماه و چند روزی که خلافت نمود چنان افتخار آفرید که حتی دشمنان اسلام بناچار به شهامت و مدیریت و کفایت و عدالت و پارسایی و تقوا و بزرگواری ایشان اعتراف دارند. حکیم ابوالقاسم فردوسی چه خوش سروده است:
عمر کرد اسلام را آشکار
بیاراست گیتی چو باغ بهار
مترجم.
آیا شخصهای بینظیری مثل این مردان بزرگ و استثنایی تاریخ ابوبکر صدیق و عمر فاروق س ما با این همه فضائل و منزلت و افتخارات بزرگ و به یاد ماندنی شایستۀ آنند که بعضی کینه جویان دربارۀ آنان کینه به دل بگیرند یا بعضی لعنت فروشان و نفرین پسندان آنان را لعنت و نفرین کنند، خدایا! از گمراهی و رسوایی به تو پناه میجوییم.
﴿رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ وَلَا تَجۡعَلۡ فِي قُلُوبِنَا غِلّٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّكَ رَءُوفٞ رَّحِيمٌ ١٠﴾ [الحشر: ۱۰].
«پروردگارا! ما را و برادران ما را که در ایمان آوردن بر ما پیشی گرفتهاند بیامرز. و کینهای نسبت به مؤمنان در دلهایمان جای مده، پروردگارا! تو دارای رأفت و رحمت فراونی هستی».
﴿رَبَّنَا لَا تُزِغۡ قُلُوبَنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَيۡتَنَا وَهَبۡ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةًۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ ٨﴾ [آل عمران: ۸].
«پروردگارا! دلهای ما را منحرف مگردان بعد از آنکه ما را هدایت نمودهای، و از جانب خود بما رحمتی عطا کن بیگمان بخشایشگر فقط توئی».
علامه ابن کثیر رحمۀ الله علیه در تفسیر آیۀ کریمه:
﴿إِن تَجۡتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنۡهَوۡنَ عَنۡهُ نُكَفِّرۡ عَنكُمۡ سَئَِّاتِكُمۡ وَنُدۡخِلۡكُم مُّدۡخَلٗا كَرِيمٗا ٣١﴾ [النساء: ۳۱] [۴۴]. مینویسد از ابن ابی حاتم و ایشان با سند خودش از ابن مِقسَم روایت میکند که فرمود:
در نزد علماء این قاعده مسلم است که:
«شتم أبي بكر وعمر رضى الله عنهما من الكبائر» «دشنام دادن ابوبکر و عمر ب جزو گناهان کبیره است».
سپس ابن کثیر رحمۀ الله علیه میفرماید: میگویم:
«وقد ذهب طائفة من العلماء إلى تكفير من سب الصحابة».
«گروهی از علماء عقیده دارند که هر کس صحابه را دشنام دهد کافر میشود».
این روایت از ابن مالک ابن انس رحمۀ الله علیه نیز نقل شده است.
محمد بن سیرین میفرماید:
«ما أظن أحدا يبغض أبا بكر وعمر وهو يحب رسول الله ج » «گمان نمیکنم که کسی واقعا رسول الله ج را دوست بدارد ولی با ابو بکر و عمر ب بغض و کینه داشته باشد» [۴۵].
پایان سخنان ابن کثیر رحمۀ الله علیه.
[۴۴] «اگر از گناهان کبیره بپرهیزید که از آن نهی شدهاید، گناهان صغیرۀ شما را از شما میزدائیم و شما را به جایگاه بزرگوارانهای وارد میگردانیم». [۴۵] سنن ترمذی
چند امر را در بر میگیرد.
اول: اینکه از کارهای نادرست در هنگام زیارت این است که رسول الله ج را به کمک بخواند و از ایشان طلب کمک و مدد و یاری کند، مثلا از ایشان بخواهد که نیازهای او را بر آورده کند یا مشکلاتش را بر طرف نماید یا دیگر چیزهایی را که جز خدا از کس دیگری نباید خواست، زیرا دعا عبادت است و عبادت جز برای خداوند انجام نمیگیرد، رسول گرامی ج فرمودند:
«الدعاء هو العبادة» «دعا خودش عبادت است». [۴۶]
و عبادت حق خداست، و ذرهای از حق خدا را به غیر خدا دادن جائز نیست، شرک همین است که آنچه متعلق به خداست غیر خدا را در آن شریک کنند.
پس این فقط ذات بینیاز خداوند است که از او امید باید داشت و او را در سختیها و مشکلات فرا خواند، غیر از ذات متعال و بینیاز خداوند از هیچکس دیگری نباید کمک خواست.
برای رسول گرامی ج باید دعا نمود، همچنین برای کسانی که به تعبیر قرآن کریم مردهاند باید برایشان دعا کرد نه اینکه به جای خداوند بینیاز آنها را در دعا فرا خواند.
[۴۶] این حدیث صحیحی است که ابو داود و ترمذی آن را روایت کردهاند و ترمذی میفرماید: حدیث حسن صحیح.
البته این موضوع برای همگان روشن است که رسول الله ج در قبرشان زنده هستند به این زندگی در اصطلاح شرعی زندگی برزخی گفته میشود، که از زندگی شهداء کاملتر است، ولی کیفیت و چگونگی این زندگی را جز خداوند متعال کسی نمیداند، طبعا این زندگی با زندگی قبل از مردن و زندگی پس از بر انگیخته شدن کاملا متفاوت است.
زندگی رسول گرامی ج و همچنین زندگی شهداء نوعی احسان و اکرام از طرف خداوند به آنان و فقط برای لذت بردن از نعمتهای خداوند متعال در این مرحله یعنی در عالم برزخ است.
بنابر این به هیچ عنوان فرا خواندن و کمک خواستن از رسول مکرم ج جایز نیست زیرا چنانکه توضیح دادیم این عبادت است و عبادت جز برای خدا برای هیچ مخلوق دیگری جایز نیست.
دوم: از کارهای نادرست دیگر در هنگام زیارت این است که در اثنای سلام دادن دستانش را ببندد مثل کسی که نماز میخواند، این کار درست نیست. زیرا این حالت و کیفیت نوع خضوع و عاجزی و فروتنی است که فقط در نماز برای ذات متعال پروردگار جایز است، هنگامی که مسلمان در نمازش با معبود و پروردگارش به راز و نیاز میایستد.
لذا صحابۀ بزرگوار حضرت رسول- ج - ش اجمعین در زندگی ایشان وقتی خدمت آنحضرت میرسیدند و سلام میکردند هیچگاه دستانشان را به سینه نمیبستند، اگر چنین کاری درست میبود و اجر و ثوابی میداشت حتما صحابه ش این کار را میکردند.
سوم: از کارهای نادرست دیگر در هنگام زیارت این است که به دیوارها و نردههای کنار قبر رسول الله ج دست بکشد یا هر جا از مسجد یا هر چیزی دیگری، که این کار نا درست است.
چون در سنت رسول الله ج چنین عملی نیامده، و از سلف صالح و بزرگان و گذشتگان نیکوکار امت چنین کاری ثابت نشده است، بلکه این کار متأسفانه میتواند کم کم وسیله ای برای کشیدن مردم به شرک قرار گیرد.
ممکن کسی بگوید من این کار را فقط بخاطر محبت با رسول الله ج انجام میدهم، در این شکی نیست که محبت آن رسول محبوب و بزرگوار ج واجب است، و محبت رسول مکرم اسلام در قلب هر مسلمانی باید از محبت پدر و مادر و فرزندان و همۀ انسانها بیشتر باشد، چنانکه رسول محبوب ج میفرمایند:
«لا يؤمن أحدكم حتى أكون أحب إليه من والده وولده والناس أجمعين» «هیچ یک از شما نمیتواند مسلمان کامل باشد تا زمانیکه من در نزد او از پدرش و از فرزندش و از همه مردم محبوبتر نباشم» [۴۷].
بلکه واجب است که محبت آن رسول بزرگوار ج از محبت شخص خودش نیز در قلبش بیشتر باشد، چنانکه توضیح این مطلب در حدیث عمر فاروق س در صحیح بخاری آمده است.
[۴۷] صحیح بخاری و صحیح مسلم.
اینکه چرا محبت آن رسول معظم ج واجب است و اینکه چرا باید از محبت پدر و مادر و فرزند و حتی محبت خودش بیشتر باشد علتش این است: نعمتی که خداوند بوسیله ایشان بر امت اسلامی ارزانی داشته یعنی نعمت اسلام و نعمت هدایت بر صراط مستقیم و نعمت خروج از تاریکی و گمراهی به نور هدایت، بزرگترین و ارزشمندترین نعمت هاست، که هیچ نعمتی نمیتواند با آن رقابت کند.
اما علامت و نشانۀ این محبت هرگز دست کشیدن و بوسیدن در و دیوار نیست بلکه علامت آن اتباع و پیروی از رسول الله ج و عمل به سنتهای نورانی ایشان است.
زیرا دین اسلام بر دو اصل مهم استوار است:
اول اینکه جز خداوند کسی پرستیده نشود.
دوم اینکه پرستش خداوند جز با روش رسول الله ج انجام نگیرد.
و این عین مقتضای کلمۀ شهادت است:
مقتضای «لا إله إلا الله» این است که پرستش مخصوص ذات یگانۀ الله است.
و مقتضای «محمد رسول الله» این است که پرستش خداوند جز با روش آن پیامبر الگو ج انجام نگیرد.
در قرآن کریم آیهای است که بعضی علماء آن را آیۀ امتحان مینامند:
﴿قُلۡ إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِي يُحۡبِبۡكُمُ ٱللَّهُ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ ٣١﴾ [آل عمران: ۳۱].
«بگو اگر خدا را دوست میدارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشاید، و خداوند آمرزندۀ مهربان است».
حسن بصری رحمۀ الله علیه و بعضی علمای دیگر میفرمایند: «بعضیها مدعی بودند که خداوند را دوست دارند، لذا خداوند آنان را با این آیۀ کریمه امتحان نمود».
تا اینکه راستگو و دروغگو آشکار شود، زیرا کسی که ادعای محبت خدا را دارد باید گواه و شاهد بیاورد و شاهد فقط اتباع و پیروی از «پیامبر الگو» ج است.
علامه ابن کثیر رحمۀ الله علیه در تفسیر این آیۀ کریمه میفرماید:
«این آیۀ کریمه بر هر کسی که ادعای محبت خدا را دارد و در حقیقت از روش پیامبر ج پیروی نمیکند برهان و حجت است، زیرا تا زمانیکه او عملا از شریعت محمد ج پیروی نکرده و در هر گفتار و کردارش آن رسول گرامی ج را الگو قرار ندهد دروغگو است، چنانکه در حدیث صحیح آمده است که پیامبر اسلام ج فرمودند:
«من عمل عملا ليس عليه أمرنا فهو رد» «هر کس عملی انجام دهد که موافق شریعت ما نباشد او مردود است». لذا خداوند متعال میفرماید: ﴿إِن كُنتُمۡ تُحِبُّونَ ٱللَّهَ فَٱتَّبِعُونِي يُحۡبِبۡكُمُ ٱللَّهُ﴾.
یعنی بیشتر از آنچه که شما از محبت خود با خداوند انتظار داشتید نصیبتان میشود و آن این است که خداوند شما را دوست میدارد که طبعا این نعمت از اولی بزرگتر است، چنانکه یکی از حکماء میفرماید:
«افتخار در این نیست که شما کسی را دوست داشته باشید کمال افتخار در این است که دیگران شما را دوست داشته باشند».
آنگاه سخن حسن بصری و دیگر علمای سلف را در ادامه ذکر میکند.
پایان سخنان علامه ابن کثیر رحمۀ الله علیه.
امام نووی در کتاب ارزشمندش مجموع شرح مهذب دربارۀ دست کشیدن و بوسیدن دیوار قبر پیامبر ج میفرماید:
«به عملکرد بسیاری از عوام نباید توجه کرد زیرا اقتداء و پیروی- بعد از قرآن کریم- به احادیث «صحیح» و اقوال علماء باید نمود و به بدعتها و جهالت های عوام نباید اعتناء کرد:
پیامبر گرامی ج میفرمایند:
«من أحدث في أمرنا هذا ما ليس منه فهو رد» «هر کس در دین ما چیزی ایجاد کند که در آن نیست آن عمل ایجاد شده مردود است» [۴۸].
و در روایت دیگری آمده است که فرمودند:
«من عمل عملاً ليس عليه أمرنا فهو رد» «هر کس عملی انجام دهد که در دین ما نیست آن عملش مردود است» [۴۹].
و از ابوهریره س روایت است که پیامبر اکرم ج فرمودند:
«لا تتخذوا قبري عيدا وصلوا علي فإن صلاتكم تبلغني حيث كنتم» «قبر مرا جای جشن و شادی قرار ندهید و بر من درود بفرستید که درود شما هر جایی باشید به من میرسد» [۵۰].
فضیل ابن عیاض رحمۀ الله علیه میفرماید:
«همیشه از راههای هدایت پیروی کن و قلت پیروانش تو را مأیوس نکند و از راههای ضلالت و گمراهی بپرهیز و فریب کثرت پیروانش را مخور که عنقریب هلاک خواهند شد».
هر کس گمان می کند که دست کشیدن به قبر برکت بیشتری دارد از غفلت و جهالتش است برکت در اتباع و پیروی از شریعت و موافقت با آن است چگونه در مخالفت حق به دنبال ثواب و فضیلت هستند؟!» [۵۱].
[۴۸] صحیح بخاری و صحیح مسلم. [۴۹] صحیح مسلم. [۵۰] سنن ابو داود با سنن صحیح. [۵۱] پایان سخنان امام نووی رحمۀ الله علیه.
چهارم: از کارهای نادرست دیگر در هنگام زیارت این است که زائر نعوذ بالله به دور قبر پیامبر ج طواف کند طبعا این کار حرام است زیرا خداوند متعال جز کعبۀ مشرفه اجازۀ طواف به هیچ جای دیگری نفرموده است، اجازه و دستور طواف فقط به خانۀ کعبه است:
﴿وَلۡيَطَّوَّفُواْ بِٱلۡبَيۡتِ ٱلۡعَتِيقِ ٢٩﴾ [الحج: ۲۹].
«و باید به خانۀ قدیم طواف کنند».
پس جز کعبۀ شریفه به هیچ جای دیگری طواف جایز نیست لذا مثلا میتوان گفت: در سراسر جهان چقدر نماز گذاران است! چقدر روزه دار است! چقدر ذکر کننده است! اما نمیتوان گفت: در سراسر جهان چقدر طواف کننده است!!
زیرا طواف از خصوصیات بیت عتیق یا کعبۀ شریفه است، شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمۀ الله علیه میفرماید:
«مسلمانان اتفاق نظر دارند که جز خانۀ کعبه به هیچ جای دیگری طواف جایز نیست بنابر این طواف بر سنگ یا صخرهای که در مسجد بیت المقدس است، و بر حجرۀ پیامبر ج و بر قبهای که بر کوه عرفات است، نه اینها و نه هیچ جای دیگر، طواف جایز نیست».
پنجم: از کارهای نادرست دیگر در هنگام زیارت این است که زائر صدایش را در نزد قبر رسول مکرم ج بلند کند، چنین کاری جایز نیست زیرا هنگامی که پیامبر گرامی ج هنوز در میان مؤمنان بودند خداوند متعال به آنان ادب آموخت:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَرۡفَعُوٓاْ أَصۡوَٰتَكُمۡ فَوۡقَ صَوۡتِ ٱلنَّبِيِّ وَلَا تَجۡهَرُواْ لَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ كَجَهۡرِ بَعۡضِكُمۡ لِبَعۡضٍ أَن تَحۡبَطَ أَعۡمَٰلُكُمۡ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ ٢ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصۡوَٰتَهُمۡ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱمۡتَحَنَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمۡ لِلتَّقۡوَىٰۚ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٌ عَظِيمٌ ٣﴾ [الحجرات: ۲ – ۳].
«ای مؤمنان! صدای خود را از صدای پیغمبر بلندتر مکنید، و همچنانکه به یکدیگر سخن میگوئید، با او به آواز بلند سخن مگوئید، تا نادانسته اعمالتان بیاجر و ضایع نشود. آنان که صدای خود را نزد پیغمبر خدا پائین نموده و آهسته بر میآورند، کسانیاند که خداوند دلهایشان را برای پرهیزگاری پاکیزه و ناب داشته است. ایشان آمرزش و پاداشی بزرگ دارند».
و رسول اکرم ج همچنانکه احترامشان در زندگی واجب بود بعد از وفاتشان نیز واجب است.
ششم: اینکه از جای دور چه داخل مسجد و چه از خارج مسجد کسی روی به قبر حضرت رسول ج بایستد و به ایشان سلام دهد، استادمان شیخ عبدالعزیز رحمۀ الله عليه در کتاب مناسکش میفرماید: «چنین کاری به جسارت و بیادبی نزدیکتر است تا دوستی و محبت».
مسئلۀ دیگری که باید توضیح داد این است: بعضی کسانی که ضمن سفر حج و عمره به مدینه طیبه میآیند خانوادههایشان سفارش میکنند که سلام آنان را به پیامبر گرامی ج برسانند، از آنجاییکه چنین کاری در سنت ثابت نشده بهتر است این زائران به خانواده یا دوستان و آشنایانی که چنین سفارشی میکنند بگویند که شخصا به پیامبر صلی لله علیه وآله وسلم درود و سلام بفرستند [۵۲] زیرا که فرشتگان این درود و سلام آنان را به حضرت رسول ج خواهند رساند، پیامبر گرامی ج میفرمایند:
«إن لله ملائكة سياحين يبلغوني عن أمتي السلام» «خداوند فرشتگان سیاری دارد که سلام امت مرا به من میرسانند». [۵۳]
همچنین رسول گرامی ج میفرمایند:
«لا تجعلوا بيوتكو قبورا، ولا تتخذوا قبري عيدا، وصلّوا عليّ فإن صلاتكم تبلغني حيث كنتم» «خانۀ خود را قبرستان، [۵۴] و قبر مرا جای جشن و شادی قرار ندهید، و بر من درود بفرستید، که درود شما هر جایی باشید به من میرسد». [۵۵]
[۵۲] مشهورترین و بهترین کلمات درود بر پیامبر گرامی ج درود ابراهیمی است که بعد از هر التحیات در نماز میخوانیم: «اللهم صل على محمد وعلى آل محمد كما صليت على إبراهيم وعلى آل إبراهيم إنك حميد مجيد. اللهم بارك على محمد وعلى آل محمد كما باركت على إبراهيم وعلى آل إبراهيم إنك حميد مجيد». مترجم. [۵۳] این حدیث صحیحی است که امام نسایی و دیگران آن را روایت کردهاند. [۵۴] یعنی همچنانکه در قبرستان نماز درست نیست و محیط قبر و قبرستان همیشه خالی از نماز و عبادت است خانههای خود را چنین نکنید بلکه بعضی نمازهای نفلی را در خانه بخوانید و خود پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم چنین میکردند، علاوه از روایات صریح از مفهوم مخالف این حدیث نیز دانسته میشود که در قبرستان به هیچ عنوان نماز خواندن درست نیست. مترجم. [۵۵] حدیث صحیح است، ابوداود و غیره آن را نقل کردهاند.
موضوع دیگری که لازم به توضیح است اینکه:
حج و عمره و زیارت مدینه منوره را در یک سفر انجام دادن لازمی نیست این موضوع اختیاری است و به خود شخص بر میگردد، حاجی میتواند پس از ادای مناسک حج یا عمره بدون اینکه به مدینۀ منوره بیاید به منطقهاش بر گردد، و از لحاظ شرعی هیچ اشکالی ندارد.
کما اینکه بر عکس شخصی میتواند از کشور یا منطقهاش مخصوصا برای زیارت به مدینه منوره بیاید و در مسجد شریف نبوی نماز بخواند و بدون اینکه به مکۀ مکرمه مشرف شود به خانهاش بر گردد یعنی از لحاظ شرعی اجباری نیست که سفر مکه و مدینه با هم انجام گیرد و اگر کسی هر دو سفر مکه مکرمه و مدینه منوره را با هم انجام دهد باز هم اشکالی ندارد و از لحاظ شرعی بلا مانع است. [۵۶]
دربارۀ زیارت قبر پیامبر ج احادیثی نقل شده که گویا ایشان چنین فرمودهاند:
اول: «من حج ولم يزرني فقد جفاني» [۵۷].
دوم: «من زارني بعد مماتي فكأنما زارني في حياتي» [۵۸]
سوم: «من زارني وزار أبي إبراهيم في عام واحد ضمنت له على الله الجنة» [۵۹].
چهارم: «من زار قبري وجبت له شفاعتي» [۶۰].
چنانکه علمای علم حدیث مانند دارقطنی و عُقیلی و بیهقی و شیخ الإسلام و ابن حجر رحمۀ الله علیهم توضیح دادهاند این روایات و امثال اینها نمیتواند دلیل باشد زیرا یا جعلی و یا خیلی ضعیف است.
اینکه خداوند متعال میفرماید: ﴿وَلَوۡ أَنَّهُمۡ إِذ ظَّلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ جَآءُوكَ فَٱسۡتَغۡفَرُواْ ٱللَّهَ وَٱسۡتَغۡفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُواْ ٱللَّهَ تَوَّابٗا رَّحِيمٗا ٦٤﴾ [النساء: ۶۴] «و اگر آنان به آن هنگام که به خود ستم میکردند، به نزد تو میآمدند و از خدا طلب آمرزش مینمودند و پیغمبر هم برای آنان درخواست بخشش میکرد، بیگمان خدا را بس توبه پذیر و مهربان مییافتند».
در آیۀ کریمه هیچگونه دلیلی وجود ندارد که هر کس به نفس خودش ظلم کرده نزد قبر بیاید، تا پیامبر ج برایش طلب آمرزش و استغفار کنند، سیاق این آیات دربارۀ منافقین است و آمدن خدمت رسول گرامی ج در زندگی ایشان بود.
[۵۶] البته در این عصر ما به دلیل مشکلات فراوان سفر بخصوص برای کسانی که از کشورهای دوردست توفیق شرفیابی حاصل میکنند زیارت هر دو شهر مقدس را در یک سفر انجام دادن آسانتر است و تقریبا همه مردم چنین میکنند. مترجم. [۵۷] «کسی که حج کند و مرا زیارت نکند با من جفا کرده است». [۵۸] «کسی که پس از وفاتم مرا زیارت کند گویا در حیاتم مرا زیارت کرده است» [۵۹]«کسی که مرا و پدرم ابراهیم را در یک سال زیارت کند نزد خدا برای او ضمانت بهشت میکنم» [۶۰] «کسی که قبر مرا زیارت کند شفاعت من بر او واجب میگردد»
از هیچکدام از صحابه ش ثابت نشده که نزد قبر ایشان آمده و از ایشان طلب آمرزش و استغفار کرده باشد، لذا حضرت عمر فاروق س هنگامی که خشک سالی آمد برای استسقاء یا طلب باران به توسل به دعای حضرت عباس س روی آورد و فرمود:
«اللهم إنا كنا إذا أجدبنا توسلنا إليك بنبينا فتسقينا، وإنا نتوسل إليك بعم نبينا فاسقنا فيسقون» «پروردگارا! هرگاه خشک سالی میآمد پیامبرمان را نزد تو وسیله میآوردیم و تو به ما باران میدادی، و الآن عموی پیامبرمان ج را نزد تو وسیله میآوریم پس به ما باران بده، خداوند به آنها باران میداد» [۶۱].
اگر بعد از وفات رسول گرامی ج توسل به ایشان جایز میبود حضرت عمر فاروق س به حضرت عباس روی نمیآورد.
همچنین در تأیید این مطلب حدیث دیگری امام بخاری در صحیحش در کتاب المرضی از حضرت عایشه ل نقل میکند که فرمود: «وارأساه!» آخ سرم! رسول الله ج فرمودند: تا وقتی که من زنده هستم هرگاه این سر درد تو را اذیت کند من برایت طلب آمرزش میکنم و برایت دعا میکنم» «ذاك لو كان وأنا حيّ فاستغفرلك وأدعولكِ» اگر رسول الله ج پس از مردن هم میتوانستند دعا و استغفار کنند دیگر فرقی نداشت که کدام یک از آنان جلوتر وفات کند، اینکه فرمودند تا وقتیکه من زنده هستم یعنی بعد از مردنم دیگر نمیتوانم دعا کنم یا استغفار بطلبم.
[۶۱] صحیح بخاری.
احادیثی که عموما بر زیارت قبر دلالت دارد، بر زیارت قبر رسول مکرم ج نیز دلالت دارد، از جمله ارشاد رسول گرامی ج است که فرمودند: «زوروا القبور، فإنها تذكركم الآخرة» «قبرها را زیارت کنید که شما را به یاد آخرت میاندازد» [۶۲].
اما در کنار قبر رسول محبوب ج زیاد ایستادن، و کثرت تردد و رفت و آمد شایسته نیست، مبادا انسان دچار غلو افراط گردد، از خصوصیات پیامبر بزرگوارمان ج این است که خداوند فرشتگانی را مکلف کرده که سلام امت را هر جای که باشند به ایشان میرسانند، چنانکه رسول معظم ج میفرمایند:
«إن لله ملائكة سياحين يبلغوني عن أمتي السلام» «خداوند فرشتگان سیاری دارد که سلام امت مرا به من میرسانند».
در حدیث دیگری میفرمایند:
«لا تجعلوا بيوتكم قبورا، ولا تتخذوا قبري عيدا، وصلّوا عليّ فإن صلاتكم تبلغني حيث كنتم» [۶۳]
«خانۀ خود را قبرستان، و قبر مرا جای جشن و شادی قرار ندهید، و بر من درود بفرستید، که درود شما هر جایی که باشید به من میرسد». [۶۴]
رسول مکرم ج وقتی از این چیز نهی فرمودند تا مبادا قبرشان محل جشن و شادی قرار گیرد به عملی راهنمایی فرمودند که جایگزین شادی و سرور قرار گیرد، لذا فرمودند:
«وصلّوا عليّ فإن صلاتكم تبلغني حيث كنتم» «و بر من درود بفرستید که درود شما هر جایی باشید به من میرسد». یعنی به وسیلۀ فرشتگان.
زیارت قبرستان بقیع و زیارت قبور شهدای احد اگر طبق سنت انجام گیرد مستحب، و اگر به صورت بدعت انجام گیرد حرام و ناجایز است.
پس زیارت شرعی زیارتی است که مطابق با سنت رسول اکرم ج انجام گیرد که در این صورت هم زندهای که زیارت میکند از زیارتش استفاده میکند و هم مردهای که زیارت میشود.
[۶۲] صحیح مسلم. [۶۳] حدیث صحیح است. ابوداود و غیره آن را نقل کردهاند. [۶۴] روایتی امام زین العابدین/: باری علی ابن حسین امام زین العابدین که از دانشمندترین علمای اهل بیت بودند. شخصی را دیدند که کنار قبر پیامبر ج دعا میکند او را از این کار منع کرده و فرمودند: آیا حدیثی برایت بیان نکنم که از پدرم و پدرم از جدم و جدم از رسول الله ج شنیده است که فرمودند: «لاتتخذوا قبري= = عيدا ولابيوتكم قبورا وصلوا علي فإن تسليمكم يبلغني أينما كنتم» روایت از حافظ محمد بن عبدالواحد مقدسی است که در کتابش «المختارۀ» آورده است. «قبر مرا جای جشن و سرود و خانههایتان را قبرستان قرار ندهید و برمن درود و سلام بفرستید که سلام شما هر جایی باشید به من میرسد». بر گرفته از کتاب «آداب زیارت مسجد نبوی» ترجمۀ اویس مسلم نژاد. مترجم.
پس بندۀ مسلمانی که به زیارت قبری میرود از آن سه استفاده میبرد:
اول: به یاد آوردن مرگ که حکمت اصلی زیارت قبر است، چون وقتی قبر را ببیند حتما به یاد آخرت میافتد و با انجام اعمال صالح برای آن آمادگی میگیرد، لذا رسول خدا ج فرمودند:
«زورا القبور، فإنها تذكركم الآخرة» «قبرها را زیارت کنید که شما را به یاد آخرت میاندازد» [۶۵].
دوم: عمل زیارت،که یک سنت رسول الله ج است و با انجام آن به زائر اجر و پاداش داده میشود.
سوم: احسان به مسلمانانی که مردهاند، زیرا که با دعای خیر برای آنان، در برابر این احسان و عمل نیکش اجر و پاداش میگیرد.
استفادۀ مردهای که زیارت میشود از زیارت شرعی این است که برایش دعا میشود و به او احسان و نیکی میشود، زیرا مردگان از دعای زندگان بهره میگیرند.
[۶۵] صحیح مسلم.
هر کس به زیارت قبر برود سنت است مطابق دعاهایی که از رسول خدا ج ثابت شده برایشان دعا کند از جمله حدیث بریده بن الحصیب س که فرمود:
«رسول خدا ج وقتی به قبرستان میرفتند به آنها میآموخت، لذا هر کس به زیارت قبر میرفت چنین میگفت:
«السلام عليكم أهل الديار من المؤمنين والمسلمين وإنا إنشاء الله بكم لاحقون، أسأل الله لنا ولكم العافية» ای مؤ منان و مسلمانانی که در این دیار خفتهاید سلام بر شما باد، و ما هم به شما خواهیم پیوست، برای خود و برای شما از خداوند عافیت و سلامتی میطلبم» [۶۶].
[۶۶] صحیح مسلم.
زیارت قبور فقط برای مردان مستحب است، و دربارۀ زیارت قبور برای زنان بین علماء اختلاف است بعضی اجازه داده و بعضیها منع کردهاند، قول قویتر این است که زیارت قبور برای زنان درست نیست، زیرا پیامبر گرامی ج میفرمایند:
«لعن الله زوارات القبور» «خداوند لعنت کند زنانی که قبرها را زیارت میکنند». [۶۷]
غالبا لفظ زوارات در حدیث برای نسبت است و نه مبالغه، یعنی نسبت زیارت به زنان، یا اینکه صاحبان زیارت مثل اینکه خداوند میفرماید:
﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ ٤٦﴾ «یعنی خداوند صاحب ظلم نیست». یا اینکه «ظلم به خداوند نسبت داده نمیشود».
بنابر این آنگونه که بعضی کسانی که زیارت قبور برای زنان را جایز دانسته استدلال کردهاند، زوارات برای مبالغه نیست که زیارت زیاد ممنوع باشد و کم جایز!
یکی دیگر از علتهای منع زیارت قبور برای زنان این است که معمولا زنان ضعیف و کم صبر هستند و جلو گریه و نوحۀ شان را نمیتوانند بگیرند، دیگر اینکه در قول بر منع احتیاط بیشتر است، چون زن اگر زیارت قبور را ترک کند حد اکثر یک مستحبی را ترک کرده است اما در صوررت رفتن به زیارت ممکن است طبق حدیث نبوی مستحق لعنت و نفرین قرار گیرد.
[۶۷] این حدیث را ترمذی و دیگران نقل کردهاند، ترمذی میفرماید: حدیث حسن صحیح.
و اما زیارت بدعت به زیارتی گفته میشود که مطابق شریعت انجام نگیرد یا اینکه خلاف دستور شرع انجام گیرد، مثل اینکه مثلا کسی به این نیت به زیارت قبر برود که مردگان را به فریاد رسی بخواند، و از آنان کمک بخواهد، و رفع مشکلات و برآوردن حاجتها و نیازهایش را از آنان خواستار شود، و کارهای نادرست دیگر.
اینگونه زیارت نه تنها نفعی ندارد، که ضرر هم دارد، یعنی مرده یا صاحب قبر از این زیارت بهرهای نمیبرد، و زیارت کننده ضرر میکند، ضرر زائر یا شخص زیارت کننده به این دلیل است، که عملش از دیدگاه شریعت جایز نیست.
زیرا اعمالی در زیارت قبر (که خود سنت است) از او صادر شده مانند فریاد و حاجت خواستن از مخلوق که در حقیقت اعمال مشرکانه و احیانا نعوذ بالله شرک صریح به خداوند متعال است.
پس طبیعی است که مرده از چنین زیارتی هیچگونه بهرهای نبرد، چون نه تنها برای او دعا نشده که بر عکس از او به جای خداوند حاجت و نیاز خواسته شده که چنین عملی قطعا حرام و نادرست است.
امام عبدالعزیز رحمة الله علیه در کتاب حجش میفرماید:
«زیارت اهل قبور به خاطر دعا کردن و اعتکاف در کنار قبر، یا حاجت خواستن از آنها، یا طلب شفا برای مریض، یا خود آنها و یا جاه و منزلت شان را نزد خداوند وسیله آوردن، این نوع زیارت، بدعت و ناجایز است که خدا و رسولش آن را مشروع نکردهاند، بلکه این نوع زیارت از همان «هجری» است، که رسول الله ج از آن نهی فرمودند: ایشان دربارۀ زیارت قبر میفرمایند:
(قبرها را زیارت کنید و «هجر» نگویید: «زوروا القبور ولا تقولوا هجرا» و هر عمل نا جایزی در زیارت قبور میتواند هجر باشد، همۀ اموری که به آنها اشاره کردیم وجه مشترک بین آنها بدعت بودن آنهاست.
ولی درجات آنها فرق میکند، بعضی بدعت است و شرک نیست مانند دعا کردن در نزد قبر، طبعا دعایی که فقط خدا را بخواند، و اینکه در دعایش صاحب قبر یا هر شخصیت مردۀ دیگری را یا منزلت او را وسیله قرار دهد.
بعضی از امور مذکوره متأسفانه شرک اکبر است، مثل اینکه کسی صراحتا مرده یا مردگانی را بخواند و از آنان کمک بخواهد».
این بود مطالبی که در این زمینه خواستم به عرض برسانم، از خداوند عزوجل مسئلت دارم که ما و تمام ساکنان و زائران این مدینۀ طیبه و سایر مسلمانان را به آنچه که برای ما در هر دو جهان عاقبت و سر انجام خیر دارد توفیق عنایت فرماید، و اینکه به ما در این سرزمین مبارک توفیق اقامت نیکو و حسن ادب نصیب فرماید.
خدایا! بر پیامبر گرامی مان، بنده و رسولت محمد ج و بر تمام آل و اصحاب ایشان درود و رحمت و برکت بفرست. آمین.
پایان.