تفسیر راستین
ترجمهی تیسیر الکریم الرحمن
(جلد سوم)
تأليف:
علامه شیخ عبدالرحمن بن ناصر السعدی رحمه الله
متوفای ۱۳۷۶ هجری قمری [۱۳۳۴ هجری شمسی]
ترجمه:
محمد گل گمشاد زهی
مکی و ۶۹ است.
آیهی ۳-۱:
﴿الٓمٓ١﴾[العنکبوت: ۱]. «الف، لام، میم».
﴿أَحَسِبَ ٱلنَّاسُ أَن يُتۡرَكُوٓاْ أَن يَقُولُوٓاْ ءَامَنَّا وَهُمۡ لَا يُفۡتَنُونَ٢﴾[العنکبوت: ۲]. «آیا مردم میپندارند که همینکه بگویند: ایمان آوردهایم به حال خود رها میشوند و آزمایش نمیگردند»؟.
﴿وَلَقَدۡ فَتَنَّا ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۖ فَلَيَعۡلَمَنَّ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ صَدَقُواْ وَلَيَعۡلَمَنَّ ٱلۡكَٰذِبِينَ٣﴾[العنکبوت: ۳]. «و بهراستی کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم، پس البته خداوند آنانرا که راست گفتند معلوم میدارد، و دروغگویان را (نیز) معلوم خواهد داشت».
خداوند متعال از حکمت تامّۀ خود خبر داده و میفرماید حکمت او مقتضی آن نیست که هرکس بگوید مؤمن است و ادعای ایمان بکند، آزمایش نشود و از شر مشکلات در امان بماند و برای وی چیزی پیش نیاید که ایمان وی در فروع آنرا دچار تشویش کند.
زیرا اگر چنین بود راستگو از دروغگو و کسیکه برحق است از کسیکه بر باطل میباشد و مشخص نمیگردید. اما سنت خداوند متعال و شیوۀ او در میان پیشینیان و در میان این امت به گونهای بوده است که آنها را با خوشیها و ناخوشیها و تنگدستی و سرمایهداری و شادیها و ناگواریها و فقر و توانگری و در برخی مواقع پیروز گرداندن دشمنان بر آنان و جهاد با آنان در قول و عمل و امثال آن بیازماید. البته همۀ این آزمایشات به سبب شبهاتی است که با عقیده به مخالفت میپردازند، و به سبب شهواتی است که با اراده مبارزه میکنند.
پس هرکس به هنگام پیش آمدن شبهات ایمانش پایدار بماند و متزلزل نشود و آن شبهات را با حقی که همراه اوست دور کند، و به هنگام پیش آمدن شهوات که آدمی را به ارتکاب نافرمانیها و گناهان وا میدارند یا از آنچه خداوند و پیامبرش به آن دستور دادهاند، بر میگردانند، به مقتضای ایمان عمل کند، و با شهوت خود مبارزه نماید، این بر صداقت و راستی ایمان او دلالت مینماید.
و هرکس به هنگام پیش آمدن شبهات شک و تردید در دل او به وجود بیاید، و به هنگام پیش آمدن شهوات مرتکب گناهان شود و یا از انجام واجبات باز بماند، این بر عدم صحت ایمان او دلالت مینماید.
و مردم در این رابطه درجات و مقامهایی دارند که جز خدا کسی آنرا نمیداند. برخی زیاد پیش میروند و برخی در همان ابتدا میمانند. از خداوند میخواهیم که ما را در زندگانی دنیا و آخرت ثابت قدم و استوار بدارد. پس امتحان و آزمایش برای مردم مانند کورۀ آهنگری است که ناپاکیهای موجود را بیرون میریزد.
آیهی ۴:
﴿أَمۡ حَسِبَ ٱلَّذِينَ يَعۡمَلُونَ ٱلسَّئَِّاتِ أَن يَسۡبِقُونَاۚ سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ٤﴾[العنکبوت: ۴]. «آیا آنانکه مرتکب بدیها میشوند گمان میبرند که از ما پیشی میگیرند؟ چه بد داوری میکنند»!.
آیا کسانیکه اراده و خواست آنها بر انجام بدیها و ارتکاب جنایتها رفته است گمان میبرند که اعمال آنها فراموش میشود، و خداوند از آنها غافل خواهد بود یا از دست خداوند در میروند؟
بنابراین، آنها اقدام به انجام گناه کردهاند و انجام گناه برای آنها آَسان شده است؟ ﴿سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ﴾داوری و قضاوت آنها چه بد است! زیرا آن یک حکم و داوری ستمگرانه است، چون بدان مفهوم است که آنها قدرت خدا و حکمت او را انکارمی کنند، و چنین حکم میکنند که خدا قدرت و حکمت ندارد، و آنها قدرت دارند و بوسیلۀ قدرت و توانایی خویش، خود را از عذاب خدا نجات میدهند، حال آنکه آنان ضعیفترین و ناتوانترین موجود میباشند.
آیهی ۶-۵:
﴿مَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ ٱللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ ٱللَّهِ لَأٓتٖۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٥﴾[العنکبوت: ۵]. «هرکس که به لقای خدا امید داشته باشد (بداند که) میعاد خداوند آمدنی است و او شنوای داناست».
﴿وَمَن جَٰهَدَ فَإِنَّمَا يُجَٰهِدُ لِنَفۡسِهِۦٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ ٱلۡعَٰلَمِينَ٦﴾[العنکبوت: ۶]. «و هرکس که جهاد کنند تنها به (سود) خودش جهاد میکند. بیگمان خداوند از جهانیان بینیاز است».
ای کسی که پروردگارت را دوست داری و به نزدیکی و دیدار او مشتاقی، و در راه نیل به خشنودیهای او تلاش میکنی! مژده باد که دیدار دوست نزدیک است، زیرا دیدار و قرب الهی میآید. و هر آنچه که بیاید نزدیک است.
پس برای لقای خداوند توشه فراهم کن و بهسوی او حرکت کن و امیدوار باش، و آرزو و امید رسیدن به او را داشته باش. ولی اینطور نیست که هرکس هرچه بخواهد به او داده شود، و اینطور نیست که هرکس آرزو کند آرزویش برآورده شود، زیرا خداوند صداها را میشنود، و نیتها را میداند، پس هرکس در این راه راستگو باشد، خداوند آنچه را که آرزو کرده است و به او میدهد. و هرکس دروغگو باشد ادعایش به او فایدهای نمیرساند. و خداوند میداند که چه کسی شایستۀ محبت اوست و چه کسی شایستۀ آن نیست.
﴿وَمَن جَٰهَدَ﴾و هرکس با نفس و شیطان و دشمن کافر خود جهاد کند، ﴿فَإِنَّمَا يُجَٰهِدُ لِنَفۡسِهِ﴾او بهسوی خود جهاد میکند، چون فایدهاش به او برمیگردد، ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾و خداوند از جهانیان بینیاز است، و آنها را به این منظور به جهاد دستور نداده است که فایدهای به او برسد، و اگر آنها را از چیزی نهی کرده به خاطیر این نیست که بر آنها بخیل است. و دانسته شد که مکلّف در (راستای ادای) اوامر و نواهی (خدا) به جهاد نیاز دارد، چون بر او سنگینی میکند، و شیطانش او را از آن باز میدارد، و دشمن کافرش او را از بر پاداشتن آن بطور شایسته منع میکند. و اینها معارضه و مخالفتهایی است که به مجاهدت و تلاش زیادی نیاز دارد.
آیهی ۷:
﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنۡهُمۡ سَئَِّاتِهِمۡ وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَحۡسَنَ ٱلَّذِي كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٧﴾[العنکبوت: ۷]. «و کسانیکه ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، قطعاً گناهانشان را از آنان خواهیم زدود، و به آنان نیکوترینِ آنچه میکردند پاداش میدهیم».
کسانیکه خدواند با ایمان و توفیق بر انجام اعمال صالح بر آنها منت نهاده است، گناهانشان را خواهد زودود و بدهیهایشان را دور خواهند کرد زیرا نیکیها به بدهیها را از میان میبرند.
﴿وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَحۡسَنَ ٱلَّذِي كَانُواْ يَعۡمَلُونَ﴾و به آنان نیکوترین آنچه میکردند پاداش میدهیم. و آنچه آنها میکردند اعمال خیر است از قبیل واجبات و مستحبات، پس اینها بهترین چیزهایی هستند که بنده انجام میدهد، چون او امور مباح و غیره را نیز انجام میدهد. پس واجبات و مستحبات بهتراند.
آیهی ۸:
﴿وَوَصَّيۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ بِوَٰلِدَيۡهِ حُسۡنٗاۖ وَإِن جَٰهَدَاكَ لِتُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَآۚ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٨﴾[العنکبوت: ۸]. «و انسان را نسبت به پدر و مادرش به نیکرفتاری فرمان دادیم. و اگر بخواهند تو را وادارند تا چیزی را که به حقیقت آن دانشی نداری و من شرکآوری، از آنان اطاعت مکن، بازگشت شما به سوی من است، آنگاه شما را به (حقیقت) آنچه میکردید خبر میدهم».
انسان را فرمان دادیم و او را توصیه نمودیم تا با پدر و مادرش در قول و عمل به نیکی رفتار کند، و همواره با آنها نیکی نماید و هرگز نافرمانی آنها را نکند، و با آنها در سخن و کردار به بدی رفتار ننماید.
﴿وَإِن جَٰهَدَاكَ لِتُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَآ﴾و اگر بخواهند تو را وادارند تا چیزی را که به حقیقت آن دانشی نداری به من شرکآوری، از آنان اطاعت مکن. و هیچکس از صحت شرک ورزیدن به خدا آگاهی و دانش ندارد. و این بزرگ و خطرناک نشان دادن قضیۀ شرک است.
﴿إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾بازگشت شما بهسوی من است، و شما را به آنچه میکردید خبر میدهم. و شما را طبق اعمالتان مجازات خواهم کرد. پس با پدر و مادرتان نیکی کنید و اطاعت آنها را بر همه چیز مقدم بدارید، جز اطاعت از خدا و پیامبرش، که اطاعت آنها بر هرچیزی مقدم است.
آیهی ۹:
﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَنُدۡخِلَنَّهُمۡ فِي ٱلصَّٰلِحِينَ٩﴾[العنکبوت: ۹]. «و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند آنانرا در (زمرۀ) شایستگان درمیآوریم».
هرکس به خدا ایمان بیاورد و عمل را صالح انجام بدهد، خداوند به او وعده دادهاست که وی را در زمرۀ بندگان شایستۀ خود از قبیل پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان قرار میدهد و هریک بر حسب درجه و مقامی که دارد نزد خداوند برخودار خواهد شد. پس ایمان صحیح و عمل صالح نشانۀ سعادت و خوشبختی صاحبش است، و بیانگر آن است که او بندۀ خداوند بخشندۀ مهربان و از زمرۀ بندگان شایستۀ اوست.
آیه ۱۱-۱۰:
﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ فَإِذَآ أُوذِيَ فِي ٱللَّهِ جَعَلَ فِتۡنَةَ ٱلنَّاسِ كَعَذَابِ ٱللَّهِۖ وَلَئِن جَآءَ نَصۡرٞ مِّن رَّبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمۡۚ أَوَ لَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَعۡلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٠﴾[العنکبوت: ۱۰]. «و از مردم کسی هست که میگوید: به خداوند ایمان آوردهایم اما وقتی در راه خدا مورد اذیت و آزار قرار گیرد شکنجۀ مردم را مانند عذاب خدا شمارد، و اگر پیروزیی از سوی پروردگارت نصبیب (شما مؤمنان) گردد میگویند: همانا ما که با شما بودیم آیا خداوند به آنچه در دلهای جهانیان است داناتر نیست»؟!.
﴿وَلَيَعۡلَمَنَّ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَيَعۡلَمَنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ١١﴾[العنکبوت: ۱۱]. «و مسلماً خداوند مؤمنان را معلوم میدارد و به یقین منافقان را (نیز) معلوم خواهد داشت».
وقتی خداوند بیان نمود که او حتماً هرکس را که ادعای ایمان کند مورد آزمایش قرار میدهد تا راستگو از دروغگو مشخص شود، پس از آن بیان فرمود گروهی از مردم هستند که در برابر آزمونها و مشکلات بردباری و پایداری ندارند. بنابراین فرمود:
﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ فَإِذَآ أُوذِيَ فِي ٱللَّهِ﴾و از مردم کسی هست که میگوید به خداوند ایمان آوردهایم اما وقتی در راه خدا مورد اذیت و آزار قرار گیرد به این صورت که مورد ضرب و شتم واقع شود یا مالش از وی گرفته شود یا مورد عیبجویی قرار گیرد تا از دینش بر گردد و به باطل روی آورد، ﴿فِتۡنَةَ ٱلنَّاسِ كَعَذَابِ ٱللَّهِ﴾شکنجۀ مردم را مانند عذاب خدا میشمارد. یعنی شکنجۀ مردم را عامل بازدارندهای برای ایمان و پایداری بر آن میشمارد همانطور که عذاب خداوند آدمی را از چیزهایی که باعث آمدن عذاب میشود باز میدارد.
﴿وَلَئِن جَآءَ نَصۡرٞ مِّن رَّبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمۡ﴾و اگر پیروزیی از سوی پروردگارت نصیب شما مؤمنان گردد میگویند ما که با شما بودیم، چرا که پیروزی با خواست و میل آنها مطابق است. این نوع از مردم کسانی هستند که خداوند در مورد آنان فرموده است: ﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَعۡبُدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ حَرۡفٖۖ فَإِنۡ أَصَابَهُۥ خَيۡرٌ ٱطۡمَأَنَّ بِهِۦۖ وَإِنۡ أَصَابَتۡهُ فِتۡنَةٌ ٱنقَلَبَ عَلَىٰ وَجۡهِهِۦ خَسِرَ ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةَۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡخُسۡرَانُ ٱلۡمُبِينُ١١﴾[الحج: ۱۱]. «بعضی از مردم خدا را در حاشیه و کناره میپرستند، پس اگر سود و خیری به ایشان برسد به سبب آن شاد و آسوده خاطر و استوار میشوند و اگر بلا و مصیبتی بدیشان برسد عقب گرد میکنند، بدین ترتیب هم دنیا و هم آخرت را از دست میدهند و قطعاً این زیان آشکاری است».
﴿أَوَ لَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَعۡلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾آیا خداوند به آنچه در دلهای جهانیان است داناتر نیست؟! چرا که شما را از این گروه خبر دادهاست، گروهی که دارای حالت و وضعیتی است که برایتان توصیف نمود، و از اینطریق کمال علم و حکمت گستردهاش را میدانید.
﴿وَلَيَعۡلَمَنَّ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَيَعۡلَمَنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ١١﴾یعنی خداوند بدین جهت آزمونها و مشکلات را مقدر نموده تا آنچه را که در مورد آنها میداند مشخص نماید و آنها را به آنچه که از آنان سر زده است سزا و جزا بدهد نه اینکه آنها را فقط به سبب آنچه در موردشان میداند مجازات کند، چون ممکن است آنها در برابر خداوند ادعا کنند که اگر مورد آزمایش قرار میگرفتند ثابتقدم و پایدار میماندند.
آیهی ۱۳-۱۲:
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّبِعُواْ سَبِيلَنَا وَلۡنَحۡمِلۡ خَطَٰيَٰكُمۡ وَمَا هُم بِحَٰمِلِينَ مِنۡ خَطَٰيَٰهُم مِّن شَيۡءٍۖ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ١٢﴾[العنکبوت: ۱۲]. «و کافران به مؤمنان گفتند: از راه ما پیروی کنید قطعاً گناهان شما را به عهده میگیریم، درحالیکه آنان چیزی از گناهان ایشان را بر نخواهند داشت. بیگمان آنان دروغگویانند».
﴿وَلَيَحۡمِلُنَّ أَثۡقَالَهُمۡ وَأَثۡقَالٗا مَّعَ أَثۡقَالِهِمۡۖ وَلَيُسَۡٔلُنَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ عَمَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ١٣﴾[العنکبوت: ۱۳]. «و بدون شک بارهای (گناهان) خود و بارهایی دیگر با بارهای (گناهان خود) بر دوش میکشند و همانا روز قیامت از آنچه افترا میبستند بازخواست میشوند».
خداوند از افترا و دروغ گفتن کافران و دعوت کردن مؤمنان به دینشان خبر میدهد، و در ضمن مؤمنان را از اینکه فریب کافران را بخورند و در دام مکر آنها بیفتند برحذر میدارد. پس میفرماید:
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّبِعُواْ سَبِيلَنَا﴾و کافران به مؤمنان گفتند از راه ما پیروی کنید، پس دین خود یا بخشی از آن را رها کنید و از آیین ما پیروی نمایید، زیرا ما تضمین میکنیم که ﴿وَلۡنَحۡمِلۡ خَطَٰيَٰكُمۡ﴾گناهان شما را برعهده گیریم، درحالیکه اینکار در دست آنها نیست. بنابراین فرمود: ﴿وَمَا هُم بِحَٰمِلِينَ مِنۡ خَطَٰيَٰهُم مِّن شَيۡءٍۖ﴾و آنان چیزی از گناهان ایشان را بر نخواهند داشت. پس این برداشتن گناه گرچه صاحبش به آن راضی باشد برای گناهکار فایدهای ندارد، زیرا حق از آن خداست و خداوند این اختیار را به بنده نداده است که در حق خداوند جز به فرمان و دستور او تصرف نماید، بلکه حکم و فرمان الهی این است که [النجم: ۳۸]. ﴿أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ٣٨﴾[النجم: ۳۸]. «هیچ حملکنندهای بار گناه کسی دیگر را حمل نمیکند».
و از آنجا که از این گفتۀ الهی ﴿وَمَا هُم بِحَٰمِلِينَ مِنۡ خَطَٰيَٰهُم مِّن شَيۡءٍ﴾(و آنان چیزی از گناهان ایشان را بر نخواهند داشت)، گاهی چنین برداشت میشود کافرانی که مردمان را به کفر خود فرا میخوانند - و امثال آنها که دیگران را به باطل خود دعوت میکنند - جز گناهی که مرتکب شدهاند چیزی بر آنها نیست و گناهی که دیگران انجام دادهاند بر آنها نخواهد بود گرچه آنها سبب آن بوده باشند، برای دفع این توهّم فرمود:
﴿وَلَيَحۡمِلُنَّ أَثۡقَالَهُمۡ وَأَثۡقَالٗا مَّعَ أَثۡقَالِهِمۡ﴾و قطعاً بارهای سنگین گناهانشان را که انجام دادهاند و بارهای گناهانی که آنان سبب ارتکاب آن شدهاند بر دوش میکشند. پس گناهی که انجام میشود هرکدام از تابع و متبوع بهرهای از آن دارند، زیرا تابع آن را انجام داده و متبوع سبب انجام شدن گناه بوده و بهسوی آن فراخوانده است. انجام دادن نیکی نیز همینطور است، پس انجام دهندهاش به پاس اینکه آنرا انجام داده است پاداش مییابد، و کسی که به انجام آن دعوت کرده است نیز پاداش مییابد، چون سبب انجام شدن آن بوده است.
﴿وَلَيُسَۡٔلُنَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ عَمَّا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ﴾و آنان روز قیامت از دروغهایی که به هم میبافتند از قبیل برانگیختن بدیها و زیبا جلوه دادن آن مورد سؤال قرار خواهند گرفت. نیز از این پرسیده میشوند که میگویند: ﴿وَلۡنَحۡمِلۡ خَطَٰيَٰكُمۡ﴾و ما بار گناهان شما را بر دوش میکشیم.
آیهی ۱۵-۱۴:
﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوۡمِهِۦ فَلَبِثَ فِيهِمۡ أَلۡفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمۡسِينَ عَامٗا فَأَخَذَهُمُ ٱلطُّوفَانُ وَهُمۡ ظَٰلِمُونَ١٤﴾[العنکبوت: ۱۴]. «و به راستی که نوح را به سوی قومش فرستادیم و نهصد و پنجاه سال درمیان آنان ماندگار شد آنگاه طوفان آنان را درحالیکه ستمکار بودند فرو گرفت».
﴿فَأَنجَيۡنَٰهُ وَأَصۡحَٰبَ ٱلسَّفِينَةِ وَجَعَلۡنَٰهَآ ءَايَةٗ لِّلۡعَٰلَمِينَ١٥﴾[العنکبوت: ۱۵]. «آنگاه او و کشتینشینان را نجات دادیم و کشتی را پند و عبرتی برای جهانیان گرداندیم».
خداوند متعال ما را از فرمان و حکمت خویش دربارۀ کیفر امتهایی که پیامبران را تکذیب کردند خبر میدهد، و این را بیان میدارد که او بنده و پیامبرش نوح÷را به سوی قومش فرستاد تا آنها را به توحید و یگانهپرستی فرا خواند و آنان را از پرستش انبازان و بتها نهی کند، ﴿فَلَبِثَ فِيهِمۡ أَلۡفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمۡسِينَ عَامٗا﴾و او درمیان آنها نهصد و پنجاه سال ماندگار شد، آنها را دعوت میکرد و از اینکار خسته نمیشد و در امر دعوت و اندرز گفتنشان سستی نمیورزید. شب و روز و در پنهانی و آشکار آنانرا دعوت میکرد اما هدایت و اصلاح نشدند، بلکه به کفر ورزی و سرکشی خود ادامه دادند تا اینکه پیامبرشان نوح÷در اوج بردباری و شکیبایی علیه آنها دعا کرد و فرمود: ﴿رَّبِّ لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا﴾[نوح: ۲۶]. «پروردگارا! هیچکس از کافران را روی زمین زنده نگذار».
﴿فَأَخَذَهُمُ ٱلطُّوفَانُ﴾آنگاه طوفان - آبی که به صورت فراوان از آسمان بارید و از زمین به شدت جوشید - آنها را فرا گرفت. ﴿وَهُمۡ ظَٰلِمُونَ﴾درحالیکه آنها ستمکار بودند و سزاوار گرفتار شدن به عذاب.
﴿فَأَنجَيۡنَٰهُ وَأَصۡحَٰبَ ٱلسَّفِينَةِ﴾پس ما نوح و کسانی را که با او در کشتی بودند اعم از خانوادهاش و کسانیکه به او ایمان آورده بودند نجات دادیم، ﴿وَجَعَلۡنَٰهَآ ءَايَةٗ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾و کشتی یا داستان نوح را برای جهانیان پند و عبرتی قرار دادیم تا از آن عبرت آموزند و تا کسانی که پیامبران را تکذیب میکنند بدانند که سرانجام کارشان هلاکت و نابودی است، و خداوند مشکل و اندوه مؤمنان را بر طرف مینماید و آنانرا از هر تنگنایی نجات میدهد. و نیز خداوند کشتی را نشانه و پندی برای جهانیان نمود که از آن به رحمت پروردگارشان پی میبرند، پروردگاری که اسباب ساختن کشتی را برایشان فراهم نمود و ساختن آن را برایشان آسان گرداند و آنرا چنان نمود که آنها و کالاهایشان را از جایی به جایی دیگر و از کشوری به کشوری دیگر حمل نماید.
آیهی ۲۲-۱۶:
﴿وَإِبۡرَٰهِيمَ إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱتَّقُوهُۖ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ١٦﴾[العنکبوت: ۱۶]. «(و به یادآور) ابراهیم را آنگاه که به قومش گفت: خداوند را بپرستید و از او پروا بدارید این برای شما بهتر است اگر بدانید».
﴿إِنَّمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡثَٰنٗا وَتَخۡلُقُونَ إِفۡكًاۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَا يَمۡلِكُونَ لَكُمۡ رِزۡقٗا فَٱبۡتَغُواْ عِندَ ٱللَّهِ ٱلرِّزۡقَ وَٱعۡبُدُوهُ وَٱشۡكُرُواْ لَهُۥٓۖ إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ١٧﴾[العنکبوت: ۱۷]. «جز این نیست که شما غیر از خدا بتهایی را میپرستید و دروغی را به هم میبافید، بیگمان کسانی را که به جای خداوند میپرستید نمیتوانند به شما روزی دهند. پس نزد خداوند روزی بجویید و او را بندگی و سپاسگزاری کنید که به سوی او برگردانده میشوید».
﴿وَإِن تُكَذِّبُواْ فَقَدۡ كَذَّبَ أُمَمٞ مِّن قَبۡلِكُمۡۖ وَمَا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ١٨﴾[العنکبوت: ۱۸]. «و اگر (وحی را) تکذیب کنید ملتهای پیش از شما (نیز آن را) دروغ انگاشتهاند، و جز پیامرسانی آشکار بر عهدۀ پیامبر نیست».
﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ كَيۡفَ يُبۡدِئُ ٱللَّهُ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥٓۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ١٩﴾[العنکبوت: ۱۹]. «آیا ندیدهاند که خدا چگونه آفرینش را آغاز میکند سپس آن را باز میگرداند؟! بیگمان این بر خداوند آسان است».
﴿قُلۡ سِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَٱنظُرُواْ كَيۡفَ بَدَأَ ٱلۡخَلۡقَۚ ثُمَّ ٱللَّهُ يُنشِئُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأٓخِرَةَۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٢٠﴾[العنکبوت: ۲۰]. «بگو: در زمین بگردید و بنگرید که چگونه آفرینش را آغاز کرد، سپس پیدایش واپسین را پدیدار میکند، بیگمان خداوند بر هر چیزی تواناست».
﴿يُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ وَيَرۡحَمُ مَن يَشَآءُۖ وَإِلَيۡهِ تُقۡلَبُونَ٢١﴾[العنکبوت: ۲۱]. «هرکس را که بخواهد عذاب میدهد و هرکس را بخواهد مورد رحمت قرار میدهد، و به سوی او بازگردانده میشوید».
﴿وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِۖ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٖ٢٢﴾[العنکبوت: ۲۲]. «و شما نمیتوانید (خدا را) درمانده کنید چه در زمین و چه در آسمان، و به جای خداوند هیچ دوست و یاوری ندارید».
خداوند متعال بیان میکند که او خلیل خود ابراهیم÷را به نزد قومش فرستاد تا آنها را به سوی خدا دعوت کند، پس به آنها گفت: ﴿ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ﴾خدا را بپرستید. یعنی او را یگانه بدانید و عبادت را خالصانه و فقط برای او انجام دهید و از آنچه شما را بدان فرمان دادهاست اطاعت کنید. ﴿وَٱتَّقُوهُ﴾و از او پروا دارید، و بپرهیزید از اینکه بر شما خشم گیرد که آنگاه شما را عذاب میدهد، پس با ترک کردن گناهان که او را به خشم میآورد از او پروا بدارید. ﴿ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ﴾عبادت خدا و تقوای او برایتان از ترک عبادت و نترسیدن از خدا بهتر است. این از باب اطلاق «افعل تفضیل» در چیزی است که در طرف دیگر چیزی از آن نیست.
پس ترک عبادت خدا و ترک تقوای او هیچ حسن و خوبی ندارد، چرا که فقط عبادت و تقوای الهی برای مردمان خوب است، چون برای رسیدن به نعمتهای خدا در دنیا و آخرت راهی جز این وجود ندارد. و هرخیر و برکتی که در دنیا و آخرت یافت شود از آثار عبادت خدا و تقوای الهی است. ﴿إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾اگر این مطلب را میدانید. پس در امور بنگرید و آنچه را که برای انتخاب اولیتر و بهتر است برگزینید.
خداوند آنها را به عبادت پروردگار و تقوای الهی فرمان داد، سپس از پرستش بتها نیز نهی کرد و بر ایشان بیان نمود که بتها ناقص بوده و شایستگی آن را ندارند که پرستش شوند، و فرمود: ﴿إِنَّمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡثَٰنٗا وَتَخۡلُقُونَ إِفۡكًا﴾شما غیر از خدا تنها بتهایی را میپرستید و دروغی را به هم میبافید، بتهایی که آن را میتراشید و با دستهای خودتان آَنها را میسازید و بر آنها اسم خدایان میگذارید، و این دروغ را به هم میبافید که به عبادت آنها امر شدهاید و به تمسّک جستن به آنان فرمان یافتهاید.
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَا يَمۡلِكُونَ لَكُمۡ رِزۡقٗا﴾بیگمان کسانی را که به جای خداوند میپرستید نمیتوانند به شما روزی دهند، و آنان ناقص هستند و دارای چیزی نیستند که سبب شود عبادت گردند. یعنی برای ما روشن شده که این بتها مخلوق و ناقص هستند و نمیتوانند سود و زیانی برسانند، و مرگ و زندگی و رستاخیز را در اختیار ندارند. و هرکس که چنین باشد سزاوار ذرهای از عبادت و بندگی نیست. و دلها باید به دنبال معبودی باشند که آن را عبادت کنند و نیازهای خود را از او بخواهند.
پس خداوند بندگان را تشویق میکند کسی را بپرستند که سزاوار عبادت باشد، و فرمود: ﴿فَٱبۡتَغُواْ عِندَ ٱللَّهِ ٱلرِّزۡقَ﴾پس فقط نزد خداوند روزی بجویید، زیرا خداوند روزی را فراهم مینماید، و هرکس خداوند را برای تأمین منافع دین و دنیایش بخواند او را جواب میدهد. ﴿وَٱعۡبُدُوهُ﴾و تنها او را که شریکی ندارد بپرستید، چون او از هر نقصی بدور است و فایدهدهنده و زیاندهنده است، و فقط او کارها را تدبیر مینماید.
﴿وَٱشۡكُرُواْ لَهُ﴾و تنها سپاسگزار او باشید چون همۀ نعمتهایی که به بندگان رسیده و میرسد از جانب اوست. و همۀ رنجها و ناگواریها را از آنان دور مینماید، ﴿إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾و به سوی او برگردانده میشوید، پس شما را بر کارهایی که کرده اید سزا و جزا میدهد، و از آنچه پنهان نمودهاید و آشکار کردهاید آگاه میسازد. پس بپرهیزید از اینکه در حالی نزد او بیایید که بر شرک خود قرار دارید، بلکه به چیزی روی بیاورید که شما را به او نزدیک مینماید و به هنگام حاضر شدن در پیشگاهش به سبب آن به شما پاداش میدهد.
﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ كَيۡفَ يُبۡدِئُ ٱللَّهُ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ﴾آیا ندیده و ندانستهاند که خدا چگونه آفرینش را میآغازد؟! منظور آفرینش و پیدایش نخستین است. سپس آن را باز میگرداند. یعنی در روز قیامت مردگان را دوباره زنده مینماید، ﴿إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ﴾همانا این کار برای خداوند سهل و آسان است. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِ﴾[الروم: ۲۷]. «و او خدایی است که آفرینش را آغاز میکند سپس آن را باز میگرداند، و بازگرداندن آفرینش و ایجاد دوبارۀ هستی برای او آسانتر است».
﴿قُلۡ سِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾اگر در آفرینش نخستین تردیدی دارند به آنها بگو در زمین با جسم و دل به سیاحت و گردش بپردازند آنگاه موجوداتی خواهند یافت که به تدریج رشد میکنند. و گیاهان و درختان را میبینند که چگونه در فواصل زمانی مختلف پدید میآیند، و ابرها و بادها و امثال آن را میبینند که همواره در حال تجدید و نوگرایی هستند، بلکه همۀ آفرینش همواره در حال مرگ و رستاخیز است. پس به هنگام مرگ کوچک (خواب) به آنها بنگرید درحالیکه شب بر آنها سایه گسترانده و آنها بیحرکت مانده و صداهایشان قطع شده، و در رختخوابهای خود چون مردگان افتادهاند. و آنها در طول شب چنین هستند تا اینکه صبح میشود، آنگاه از خواب بیدار میشوند و از مرگ برانگیخته میگردند و میگویند: «سپاس خداوندی را که ما را زنده گرداند پس از آنکه ما را میراند و همه به نزد او گرد میآیند». بنابراین، فرمود: ﴿ثُمَّ ٱللَّهُ يُنشِئُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾سپس خداوند پیدایش واپسین را ایجاد میکند و آن پیدایشی است که هیچ مرگ و خوابی به آن راه ندارد بلکه برای همیشه در سرای آخرت میمانند. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾همانا خداوند برهر چیزی تواناست، پس هیچ چیزی خداوند متعال را ناتوان نمیکند و همانطور که توانایی آفرینش و ایجاد نخستین را داشته است به طریق اولی توانایی آفرینش دیگر را دارد.
﴿يُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ وَيَرۡحَمُ مَن يَشَآءُ﴾او تنها و یگانه حکم جزائی را انجام میدهد و آن پاداش دادن به فرمانبرداران و مورد رحمت قرار دادن آنها، و عذاب دادن و شکنجه کردن گناهکاران میباشد. ﴿وَإِلَيۡهِ تُقۡلَبُونَ﴾و به سرا و جهانی بازگردانده میشوید که در آنجا حکم عذاب یا رحمت خدا بر شما اجرا میشود.
پس در این جهان اطاعت و عبادتهایی انجام دهید که موجب رحمت اوست، و از اسباب عذاب او که گناهان میباشند دوری کنید.
﴿وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِي ٱلسَّمَآءِ﴾ای کسانی که وحی و پیامبر را تکذیب میکنید و بر انجام گناهان به خود جرأت میدهید! گمان مبرید که او شما را فراموش میکند. و بدانید که شما نمیتوانید در زمین یا آسمان از قلمرو حکومت خدا بیرون روید و از دست او فرار کنید و او را درمانده نمایید.
پس قدرت و تواناییتان، و آنچه هواهای نفسانیتان برایتان زیبا جلوه دادهاست، شما را فریب ندهد که از عذاب خدا نجات خواهید یافت، چرا که هر گوشهای از جهان که باشید نمیتوانید از دست او فرار کنید و او را درمانده نمایید.
﴿وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٖ﴾و به غیر از خدا هیچ سرپرستی ندارید که منافع دینی و دنیوی شما را فراهم نماید، و جز او یاور و مددکاری ندارید که ناگواریها و سختیها را از شما دور کند.
آیهی ۲۳:
﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَلِقَآئِهِۦٓ أُوْلَٰٓئِكَ يَئِسُواْ مِن رَّحۡمَتِي وَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٢٣﴾[العنکبوت: ۲۳]. «و کسانی که به آیات خداوند و لقای او کفر ورزیدهاندایشان از رحمت من مأیوس میباشند و اینان عذاب دردناکی دارند».
خداوند خبر میدهد آنهایی که خیر و خوبی از آنان دور شده و شر و بدی آنها را فرا گرفتهاست کسانی هستند که به خدا و پیامبرانش و به آنچه پیامبران برای آنها آوردهاند کفر ورزیده و دیدار خدا را تکذیب نمودهاند و چیزی جز دنیا را قبول ندارند، بنابراین به انجام کارهایی از قبیل شرک و گناهان اقدام مینمایند. چون در دلهایشان چیزی نیست که آنها را از سر انجام این کار بترساند، به همین جهت فرمود: ﴿أُوْلَٰٓئِكَ يَئِسُواْ مِن رَّحۡمَتِي﴾اینان از رحمت من مأیوس میباشند، بنابراین، حتی یکی از اسباب و عواملی که رحمت خدا را به دنبال دارد انجام ندادهاند زیرا اگر آنها امیدی به حرمت او داشتند کارهایی برای جلب رحمت خدا انجام میدادند.
و ناامیدی از رحمت خدا از بزرگترین چیزهایی است که باید از آن پرهیز کرد. و آن دو نوع است:
ناامیدی کافران از رحمت خدا و دوری کردن آنها از هر سببی که آنان را به رحمت وی نزدیک نماید. و ناامیدی گناهکاران که گناهانشان آنها را پریشان کرده و بر دلهایشان حاکم گشته است، در نتیجۀ یأس و ناامیدی را برای آنها ایجاد کرده است. ﴿وَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾و ایشان عذاب دردناکی دارند. و این آیات در لابلای سخن ابراهیم با قومش و پاسخ آنها به او آمدهاند. والله اعلم.
آیهی ۲۵-۲۴:
﴿فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوۡمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُواْ ٱقۡتُلُوهُ أَوۡ حَرِّقُوهُ فَأَنجَىٰهُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلنَّارِۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٢٤﴾[العنکبوت: ۲۴]. «آنگاه پاسخ قومش جز این نبودکه گفتند: او را بکشید یا بسوزانید! پس خداوند او را از آتش نجات داد. بیگمان در این (ماجرا) نشانههایی برای مؤمنان است».
﴿وَقَالَ إِنَّمَا ٱتَّخَذۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡثَٰنٗا مَّوَدَّةَ بَيۡنِكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ ثُمَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَكۡفُرُ بَعۡضُكُم بِبَعۡضٖ وَيَلۡعَنُ بَعۡضُكُم بَعۡضٗا وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ٢٥﴾[العنکبوت: ۲۵]. «و (ابراهیم) گفت: شما در زندگی دنیا برای دوستیِ بین خود غیر از خدا بتهایی را (به پرستش) برگرفتهاید سپس در روز قیامت برخی از شما برخی دیگر را انکار میکند و بعضی از شما بعضی دیگر را نفرین مینماید و جایگاهتان آتش دوزخ خواهد بود و هیچ یاوری نخواهید داشت».
وقتی که ابراهیم قومش را به سوی پروردگارش فراخواند دعوتش را نپذیرفتند و با اندرزهای او راهیاب نشدند و (شکر) نعمتِ بعثت ابراهیم را که خدا او را به سوی آنها فرستاده بود با جای نیاوردند، بلکه آنها بدترین پاسخ را به ابراهیم دادند و گفتند: ﴿ٱقۡتُلُوهُ أَوۡ حَرِّقُوهُ﴾او را بکشید یا بسوزانید، که فجیعترین صورت کشتن است آنها مردمانی باقدرت و توانا و دارای حکومت و قدرت بودند. پس آنها ابراهیم را در آتش انداختند، ﴿فَأَنجَىٰهُ ٱللَّهُ﴾اما سرانجام خداوند او را از آتش نجات داد.
﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ﴾بیگمان در این ماجرا نشانههایی برای مؤمنان است، پس آنگاه صحت و درستی آنچه را که پیامبران آوردهاند و نیکویی و خیرخواهی آنان را میدانند و به باطل بودن گفتار کسانی که با آنها مخالفت مینمایند پی میبرند، و متوجه خواهند شد که مخالفان پیامبران ـ انگار ـ همدیگر را بر تکذیب کردن تحریک و توصیه نمودند.
از جملۀ اندرزهای ابراهیم به آنان این بود که به آنها گفت: ﴿إِنَّمَا ٱتَّخَذۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡثَٰنٗا مَّوَدَّةَ بَيۡنِكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾شما به جای خدا برای دوستی بین خود در زندگی دنیا بتهایی را به پرستش گرفتهاید و آن محبت و دوستی در دنیا است، اما در آخرت قطع میشود و از بین خواهد رفت. ﴿ثُمَّ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَكۡفُرُ بَعۡضُكُم بِبَعۡضٖ وَيَلۡعَنُ بَعۡضُكُم بَعۡضٗا﴾سپس در رزو قیامت عبادتکنندگان و عبادتشدگان از همدیگر بیزاری میجویند؟ ﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواْ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواْ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ٦﴾[الأحقاف: ۶]. و هنگامی که مردم گرد آورده شوند برایشان دشمنخواهند شد و به عبادتشان کافر خواهند بود و آن را انکار میکنند. پس چگونه شما دست به دامان کسی میشوید که از کسانی که او را عبادت کردهاند بیزاری خواهد جست و آنان را نفرین خواهد کرد؟ ﴿وَمَأۡوَىٰكُمُ﴾و جایگاه همۀ شما عبادتکنندگان وعبادتشدگان، ﴿ٱلنَّارُ﴾آتش دوزخ استو هیچکس آنها را در برابر عذاب خدا یاری نمیکند و کیفر خدا را از آنها دور نمینماید.
آیهی ۲۷-۲۶:
﴿فََٔامَنَ لَهُۥ لُوطٞۘ وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَىٰ رَبِّيٓۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٢٦﴾[العنکبوت: ۲۶]. «پس لوط به او (ابراهیم) ایمان آورد و گفت: من به جایی هجرت میکنم که در آن به عبادت پروردگارم بپردازم. بیگمان او توانای باحکمت است».
﴿وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَ وَءَاتَيۡنَٰهُ أَجۡرَهُۥ فِي ٱلدُّنۡيَاۖ وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٢٧﴾[العنکبوت: ۲۷]. «و به (ابرهیم) اسحاق و یعقوب را عطا کردیم و در فرزندانش نبوت و کتاب مقرر داشتیم و پاداشش را در دنیا به او دادیم و همانا او در آخرت از زمرۀ صالحان است».
ابراهیم همچنان قومش را دعوت میکرد و آنها بر عناد و مخالفت خود ادامه میدادند، به جز لوط که به دعوت ابراهیم ایمان آورد و خداوند او را پیامبر گرداند و به سوی قومش فرستاد، آنگونه که بیان خواهد شد. ﴿وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَىٰ رَبِّيٓ﴾ابراهیم زمانی که دید فرا خواندن قومش فایدهای به آنان نمیرساند، گفت، همانا من به جایی هجرت میکنم که در آن به عبادت پروردگارم بپردازم. یعنی او سرزمینی را که آکنده از بدی و زشتی بود ترک نمود و به سوی سرزمین با برکت شام هجرت نمود.
﴿إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾بیگمان او توانا و دارای قدرت است و بر هدایت نمودن شما توانایی دارد ولی او دارای حکمت است و اگر حکمتش اقتضا نماید هدایت میکند. وقتی که ابراهیم از آنها کنارهگیری کرد و از آنها جدا شد و آنان بر همان حال خود باقی ماندند خداوند در مورد آنها نگفت که آنان را به وسیلۀ عذابی نابود کرده است، بلکه بیان نمود که ابراهیم از آنان کناره گیری کرد و از میان آنها هجرت نمود. اما آنچه در روایتهای اسرائیلی آمده است مبنی بر این که «خداوند پشهها را به سوی قوم ابر اهیم گسیل داشت و خون آنها را مکیدند و گوشتهایشان را خوردند و همۀ آنها را نابود کردند» این گفته را زمانی میتوان به یقین پذیرفت که دلیل شرعی بر صحت آن وجود داشته باشد، و هیچ دلیل شرعی بر صحت این مطلب وجود ندارد. پس اگر خداوند به وسیلۀ عذابی آنها را ریشهکن کرده بود این را بیان میکرد، همانگونه که نابود کردن امتهای تکذیب کننده را بیان نموده است.
ولی شاید بتوان گفت که یکی از اسرار معذب نشدن آنها این است که ابراهیم خلیل÷یکی از مهربان ترین مردم و برترین و بردبارترین و بزرگوارترین آنهاست، بنابراین، برای نابودی قومش دعا نکرد، آنگونه که دیگر پیامبران علیه قومهای خود دعا نکرد، آنگونه که دیگر پیامبران علیه قومهای خود دعا کردند، و به خاطر همین خداوند نخواست بر آنها عذابی فراگیر فرود بیاورد از جمله چیزهایی که بر این موضوع دلالت مینماید این است که ابراهیم در مورد هلاک کردن قوم لوط با فرشتگان گفتگو کرد و با آنها مجادله نمود و از آن قوم دفاع کرد درحالیکه قوم او نبودند. والله اعلم.
﴿وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ إِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ﴾و بعد از آنکه او به شام هجرت کرد اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم، ﴿وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَ﴾و در دودمان او پیامبری و کتاب مقرر داشتیم. و بعداز او هیچ پیامبری نیامد مگر اینکه از دودمان او بوده و هیچ کتابی جز بر فرزندان او نازل نشده است تا اینکه نبوت با فرزندش محمدصپایان یافت.
و این از بزرگترین فضیلتها و افتخارات است که عناصر هدایت و رحمت و سعادت و رستگاری در میان فرزندان اوست و هدایت یافتگان به دست آنها هدایت شده و مؤمنان به دست آنها ایمان آورده و صالحان صالح گشتهاند.
﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ أَجۡرَهُۥ فِي ٱلدُّنۡيَا﴾و پاداشش را در دنیا به او دادیم که از آن جمله همسر زیبایش بود که در نهایت زیبایی قرار داشت و روزی و فرزندان فراوان بود که خداوند به عنوان پاداش در این دنیا به او بخشید، فرزندانی که مایۀ خشنودی او گردیدند و باعث شدند تا او خداوند را بیش از پیش بشناسد و او را دوست بدارد و به سویش توبه نماید.
﴿وَإِنَّهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾و همانا او در آخرت از زمرۀ شایستگان است، بلکه او و محمد ص به طور مطلق از برترین صالحان میباشند، و جایگاهشان از همه برتر است. پس خدواند او را هم در دنیا و هم در آخرت خوشبخت و سعادتمند کرد.
آیهی ۳۵-۲۸:
﴿وَلُوطًا إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِۦٓ إِنَّكُمۡ لَتَأۡتُونَ ٱلۡفَٰحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنۡ أَحَدٖ مِّنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ٢٨﴾[العنکبوت: ۲۸]. «و لوط (را فرستادیم) آنگاه که به قومش گفت: شما که بسیار زشتی را انجام میدهید که هیچکس از جهانیان در (ارتکاب) آن از شما پیشی نگرفته است».
﴿أَئِنَّكُمۡ لَتَأۡتُونَ ٱلرِّجَالَ وَتَقۡطَعُونَ ٱلسَّبِيلَ وَتَأۡتُونَ فِي نَادِيكُمُ ٱلۡمُنكَرَۖ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوۡمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُواْ ٱئۡتِنَا بِعَذَابِ ٱللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٢٩﴾[العنکبوت: ۲۹]. «آیا شما با مردان آمیزش میکنید و راه (فطری و شرعی تناسل) را میبندید و در محافل خود کار ناپسند انجام میدهید؟!، و پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: اگر راست میگویی عذاب خدا را بر سر ما بیاور»!.
﴿قَالَ رَبِّ ٱنصُرۡنِي عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡمُفۡسِدِينَ٣٠﴾[العنکبوت: ۳۰]. «گفت: پروردگارا! مرا بر گروه فسادکاران پیروز گردان».
﴿وَلَمَّا جَآءَتۡ رُسُلُنَآ إِبۡرَٰهِيمَ بِٱلۡبُشۡرَىٰ قَالُوٓاْ إِنَّا مُهۡلِكُوٓاْ أَهۡلِ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةِۖ إِنَّ أَهۡلَهَا كَانُواْ ظَٰلِمِينَ٣١﴾[العنکبوت: ۳۱]. «و هنگامی که فرستادگان ما برای ابراهیم مژده آوردند، گفتند: ما هلاک کنندۀ این شهریم، بیگمان اهل آن ستمکار بودند».
﴿قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطٗاۚ قَالُواْ نَحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَن فِيهَاۖ لَنُنَجِّيَنَّهُۥ وَأَهۡلَهُۥٓ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ٣٢﴾[العنکبوت: ۳۲]. «ابراهیم گفت: لوط در آن شهر است، گفتند: ما به هرکس که در آنجاست داناتریم، بیگمان او و خانوادهاش را رهایی میبخشیم، مگر همسرش که از ماندگاران و نابود شوندگان خواهد بود».
﴿وَلَمَّآ أَن جَآءَتۡ رُسُلُنَا لُوطٗا سِيٓءَ بِهِمۡ وَضَاقَ بِهِمۡ ذَرۡعٗاۖ وَقَالُواْ لَا تَخَفۡ وَلَا تَحۡزَنۡ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهۡلَكَ إِلَّا ٱمۡرَأَتَكَ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ٣٣﴾[العنکبوت: ۳۳]. «و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، لوط به خاطر آنان سخت ناراحت و دلتنگ شد، (فرشتگان) گفتند: مترس و غمگین مباش که ما نجاتدهندۀ تو و خانوادهات هستیم، مگر زنت که از ماندگاران و نابودشوندگان خواهد بود».
﴿إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَىٰٓ أَهۡلِ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةِ رِجۡزٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ بِمَا كَانُواْ يَفۡسُقُونَ٣٤﴾[العنکبوت: ۳۴]. «همانا ما بر اهل این شهر به سزای آن که نافرمانی میکردند عذابی از آسمان نازل خواهیم کرد».
﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَا مِنۡهَآ ءَايَةَۢ بَيِّنَةٗ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ٣٥﴾[العنکبوت: ۳۵]. «و به راستی از آن (شهر) برای گروهی که خرد میورزند نشانهای روشن برجای گذاشتیم».
پیشتر گذشت که لوط÷ به ابراهیم ایمان آورد و از هدایت یافتگان گردید. و گفتهاند که لوط از فرزندان و دودمان ابراهیم نیست، بلکه برادرزادۀ ابراهیم است.
پس این فرمودۀ الهی که ﴿وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَ﴾(و در دودمان او پیامبری و کتاب مقرر داشتیم) گرچه عام است اما با این تضادی ندارد که «لوط پیامبر است و از دودمان و فرزندان او نمیباشد»، چون این آیه برای تمجید و ستایش ابراهیم آمده و خبر داده است که لوط بر دست ابراهیم هدایت یافت، و کسی که بر دست ابراهیم هدایت یافته باشد با توجه به فضیلت هدایت کننده از فرزندان او که هدایت شدهاند برتر میباشد. والله اعلم.
پس خداوند لوط را به سوی قومش فرستاد و آنها با وجود شرک ورزی کار زشت و همجنس بازی و راهزنی انجام میدادند و لواط و منکرات و زشتیها در مجالس آنان شایع شده بود.
پس لوط آنان را نصیحت کرد و از این کارها باز داشت و زشتی این کارها و کیفر سخت آن را برایشان بیان کرد. اما آنها نترسیدند و پند نپذیرفتند، ﴿فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوۡمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُواْ ٱئۡتِنَا بِعَذَابِ ٱللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾و پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: اگر راست میگویی عذاب خدا را بر سر ما بیاور.
پس پیامبرشان از آنها ناامید شد و دانست که سزاوار عذاب میباشند. و از اینکه آنها به شدت او را تکذیب کردند ناراحت شد پس علیه آنان دعا کرد و ﴿قَالَ رَبِّ ٱنصُرۡنِي عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡمُفۡسِدِينَ٣٠﴾گفت: پروردگارا! مرا بر گروه فسادکاران پیروز نما. پس خداوند دعایش را پذیرفت و ملایک را برای نابود کردنشان فرستاد، که قبل از آن گذرشان بر ابراهیم افتاد و او را به تولد اسحاق و بعد از او یعقوب مژده دادند.
سپس ابراهیم از ملایک پرسید که میخواهید کجا بروید؟ ملایک او را خبر دادند که میخواهند قوم لوط را نابود کنند. پس ابراهیم با آنها گفتگو کرد و گفت: ﴿قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطٗا﴾لوط در آن شهر است. ملایک به او گفتند: ﴿لَنُنَجِّيَنَّهُۥ وَأَهۡلَهُۥٓ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ﴾بیگمان او و خانوادهاش را رهایی میبخشیم مگر همسرش که از ماندگاران و نابودشوندگان خواهد بود. سپس ملایک به راه افتادند تا اینکه به نزد لوط آمدند.
لوط از آمدن آنها ناراحت و دلتنگ شد چون آنها را نشناخت و گمان برد که مهمان و مسافر هستند، بنابراین ترسید که قومش به آنها تجاوز کنند. پس فرشتگان به او گفتند: ﴿لَا تَخَفۡ وَلَا تَحۡزَنۡ﴾مترس و غمگین مباش! و به او خبر دادند که آنها فرستادگان خدا هستند، ﴿إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهۡلَكَ إِلَّا ٱمۡرَأَتَكَ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ٣٣ إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَىٰٓ أَهۡلِ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةِ رِجۡزٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ بِمَا كَانُواْ يَفۡسُقُونَ٣٤﴾[العنکبوت: ۳۳-۳۴]. ما نجات دهندگان تو و خانوادهات هستیم مگر زنت که از ماندگاران و نابودشوندگان خواهد بود. و ما بر اهل این شهر به کیفر نافرمانی که میکردند عذابی از آسمان نازل خواهیم کرد. پس فرشتگان به او فرمان دادند که شبانه به همراه خانوادهاش بیرون برود، پس صبحگاهان خداوند سرزمین آنها را زیر و رو کرد و از آسمان پی در پی بر آنان سنگ باراند تا اینکه آنها را نابود و هلاک ساخت و آنها به افسانهای از افسانهها تبدیل شدند و عبرتی از عبرتها گردیدند. ﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَا مِنۡهَآ ءَايَةَۢ بَيِّنَةٗ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ٣٥﴾و از خانهها و آبادیهای قوم لوط آثار روشن و نمایانی برجای گذاشتیم تا عبرتی برای کسانی باشند که با دلهایشان عبرتها را درک مینمایند و از آنها بهرهمند میشوند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَإِنَّكُمۡ لَتَمُرُّونَ عَلَيۡهِم مُّصۡبِحِينَ١٣٧ وَبِٱلَّيۡلِۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ١٣٨﴾[الصافات: ۱۳۷-۱۳۸]. «و شما صبح و شب از کنار آنها عبور میکنید، آیا خرد نمیورزید»؟!.
آیهی ۳۷-۳۶:
﴿وَإِلَىٰ مَدۡيَنَ أَخَاهُمۡ شُعَيۡبٗا فَقَالَ يَٰقَوۡمِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱرۡجُواْ ٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَلَا تَعۡثَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُفۡسِدِينَ٣٦﴾[العنکبوت: ۳۶]. «و به سوی مدین برادرشان شعیب را فرستادیم و گفت: ای قوم من! خدای را پرستش کنید و به روز بازپسین امید دارید، و در زمین اصلاً فساد و تباهی نکنید».
﴿فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلرَّجۡفَةُ فَأَصۡبَحُواْ فِي دَارِهِمۡ جَٰثِمِينَ٣٧﴾[العنکبوت: ۳۷]. «پس او را تکذیب کردند در نتیجه زلزله آنان را فرو گرفت و در خانه و کاشانۀ خود از پای درآمدند».
﴿وَإِلَىٰ مَدۡيَنَ أَخَاهُمۡ شُعَيۡبٗا﴾و به سوی قبیلۀ معروف مدین برادرشان شعیب را فرستادیم که آنها را به عبادت خدای یگانه و بیشریک، و ایمان آوردن به روز رستاخیز، و امید داشتن به آن، و عمل کردن برای آن فرمان داد، و آنان را از تباهی و فساد ورزیدن در زمین و کاستن از ترازو و پیمانه و راهزنی نهی میکرد.
﴿فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلرَّجۡفَةُ﴾پس او را تکذیب کردند و در نتیجه عذاب آنها را فرو گرفت، ﴿فَأَصۡبَحُواْ فِي دَارِهِمۡ جَٰثِمِينَ﴾و آنها در خانه و کاشانۀ خود به رو درافتادند و مردند.
آیهی ۴۰-۳۸:
﴿وَعَادٗا وَثَمُودَاْ وَقَد تَّبَيَّنَ لَكُم مِّن مَّسَٰكِنِهِمۡۖ وَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَعۡمَٰلَهُمۡ فَصَدَّهُمۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ وَكَانُواْ مُسۡتَبۡصِرِينَ٣٨﴾[العنکبوت: ۳۸]. «و عاد و ثمود را (نیز نابود کردیم) و خانه و کاشانۀ ایشان برای شما نمایان است و شیطان کارهایشان را برایشان آراسته جلوه داد و آنان را از راه (راست) بازداشت درحالیکه بینا بودند».
﴿وَقَٰرُونَ وَفِرۡعَوۡنَ وَهَٰمَٰنَۖ وَلَقَدۡ جَآءَهُم مُّوسَىٰ بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا كَانُواْ سَٰبِقِينَ٣٩﴾[العنکبوت: ۳۹]. «و قارون و فرعون و هامان (را نیز نابود کردیم) و همانا موسی با دلائل و براهین روشن نزد آنان آمده بود امّا ایشان در زمین استکبار و برتریجویی ورزیدند ولی نتوانستند (از ما) پیشی گیرند».
﴿فَكُلًّا أَخَذۡنَا بِذَنۢبِهِۦۖ فَمِنۡهُم مَّنۡ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِ حَاصِبٗا وَمِنۡهُم مَّنۡ أَخَذَتۡهُ ٱلصَّيۡحَةُ وَمِنۡهُم مَّنۡ خَسَفۡنَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ وَمِنۡهُم مَّنۡ أَغۡرَقۡنَاۚ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيَظۡلِمَهُمۡ وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ٤٠﴾[العنکبوت: ۴۰]. «آنگاه هریک را به (سزای) گناهش گرفتار کردیم، برای بعضی از ایشان طوفان همراه با سنگریزه حواله کردیم، و بعضی از ایشان را بانگ مرگبار فرو گرفت، و برخی از ایشان را در زمین فرو بردیم، و برخی دیگر را غرق کردیم، و خداوند هرگز بر آن نبود که بر آنان ستم روا دارد بلکه آنان خود به خویشتن ستم میکردند».
بر سر قوم عاد و ثمود نیز همان بلایی آوردیم که بر سر قوم لوط آوردیم. و شما داستان آنها را میدانید و برخی از خانهها و آثارشان را با چشم خود مشاهده میکنید و خانههایشان را که از آن جدا شدهاند میبینید، پس برایتان روشن شده که خداوند با آنان چه کرده است. پیامبران با دلایل و نشانههای روشنگر و بینش به نزد آنها آمدند اما آنان را تکذیب کردند و با آنها به مجادله پرداختند.
﴿وَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ أَعۡمَٰلَهُمۡ فَصَدَّهُمۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ﴾و شیطان کارهایشان را برایشان آراست تا اینکه گمان بردند آنچه شیطان برای آنان آوردهاست از آنچه که پیامبران برایشان آوردهاند بهتر میباشد. و همچنین قارون و فرعون و هامان وقتی خداوند موسی بن عمران را به همراه نشانههای روشن و دلایل قاطع به نزد آنها فرستاد فرمان نبردند و در زمین بر بندگان خدا استکبار و سرکشی ورزیدند و حق را نپذیرفتند، بنابراین وقتی که کیفر خدا بر آنها نازل شد نتوانستند نجات یابند. ﴿وَمَا كَانُواْ سَٰبِقِينَ﴾و نتوانستند از خدا پیشی بگیرند و از دست خدا در روند، بلکه تسلیم و دستگیر شدند.
﴿فَكُلًّا أَخَذۡنَا بِذَنۢبِهِ﴾و هریک از این امتها را که پیامبران را تکذیب کردند به اندازۀ گناهش و با کیفری متناسب با آن عذاب دادیم، ﴿فَمِنۡهُم مَّنۡ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِ حَاصِبٗا﴾پس بر بعضی از ایشان عذابی را فرستادیم و آنها را سنگباران نمودیم مانند قوم عاد که خداوند طوفان شدید را بر آنان فرستاد: ﴿سَخَّرَهَا عَلَيۡهِمۡ سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗاۖ فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ٧﴾[الحاقة: ۷]. «(خداوند) آن (عذاب) را هفت شب و هشت روز پیاپی بر آنان مسخر گرداند، و مردم را در آن (عذاب) فرو افتاده میدیدی، انگار تنۀ نخلهای میان تهی میباشند»!.
﴿وَمِنۡهُم مَّنۡ أَخَذَتۡهُ ٱلصَّيۡحَةُ﴾و بعضی از ایشان را صدای مرگبار فرو گرفت مانند قوم صالح، ﴿وَمِنۡهُم مَّنۡ خَسَفۡنَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ﴾و برخی از ایشان را مانند قارون به قلب زمین فرو بردیم، ﴿وَمِنۡهُم مَّنۡ أَغۡرَقۡنَا﴾و برخی از ایشان را مانند فرعون و هامان و لشکریانشان در آب غرق نمودیم. ﴿وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيَظۡلِمَهُمۡ﴾و شایسته و سزاوار خداوند نیست که بر آنها ستم نماید چون او در کمال دادگری و بطور کامل از همۀ مردم بینیاز است. ﴿وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ﴾امّا آنها خود بر خویشتن ستم کردند و حق را ضایع نمودند، زیرا انسانها برای پرستش خدای یگانه آفریده شدهاند، اما با این وجود خود را به شهوتها و گناهان مشغول کردند و خویشتن را در معرض زبان و آسیب قرار دادند چون گمان میبردند که این کار به نفع آنهاست.
آیهی ۴۳-۴۱:
﴿مَثَلُ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ كَمَثَلِ ٱلۡعَنكَبُوتِ ٱتَّخَذَتۡ بَيۡتٗاۖ وَإِنَّ أَوۡهَنَ ٱلۡبُيُوتِ لَبَيۡتُ ٱلۡعَنكَبُوتِۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ٤١﴾[العنکبوت: ۴۱]. «مثال آنانی که به جای خداوند دوستانی گرفتهاند همچون کار عنکبوت است که خانهای ساخته و به درستی - که اگر میدانستند - سستترین خانهها خانۀ عنکبوت است».
﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ مِن شَيۡءٖۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٤٢﴾[العنکبوت: ۴۲]. «بیشک خداوند میداند هرآنچه را که به جای او (به نیایش) میخوانند در حقیقت چیزی نیست، و او پیروزمند فرزانه است».
﴿وَتِلۡكَ ٱلۡأَمۡثَٰلُ نَضۡرِبُهَا لِلنَّاسِۖ وَمَا يَعۡقِلُهَآ إِلَّا ٱلۡعَٰلِمُونَ٤٣﴾[العنکبوت: ۴۳]. «و این مثالهایی هستند که ما برای مردم میزنیم، و جز دانایان آنرا درک نمیکنند».
این مثال را خداوند برای کسی زده است که به همراه او کسی دیگر را عبادت میکند و منظورش عزت و قدرت یافتن و فایدهمند شدن است، در حالی که قضیه بر خلاف منظور اوست. خداوند میفرماید: مثال او مانند عنکبوت است که برای خود خانهای درست کرده است تا او را از گرما و سرما و آفتها مصون و محفوظ بدارد، ﴿وَإِنَّ أَوۡهَنَ ٱلۡبُيُوتِ لَبَيۡتُ ٱلۡعَنكَبُوتِۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ﴾حال آنکه بیگمان سستترین خانهها خانه و کاشانۀ عنکبوت است، چرا که عنکبوت حیوان ضعیفی است و خانهاش نیز ضعیفترین و سستترین خانههاست، و درست کردن خانه جز ضعف و سستی چیزی به او نیافزوده است.
همچنین کسانی که به جای خدا سرپرستان و دوستانی برگرفتهاند از هرجهت ناتوان هستند، و وقتی که به جای او سرپرستان و دوستانی برمیگیرند و به آنها افتخار میکنند و از آنها یاری میجویند در حقیقت به ضعف و سستی خود میافزایند، و آنها برای تحقق بسیاری از منافعشان بر آنان توکل نمودهاند و آن را بر گردن آنها انداختهاند و خود به این امید نشستهاند که آنها این کارها را برایشان انجام خواهند داد. در نتیجه این بتها آنان را خوار مینمایند و فایدهای به آنها نمیرسانند و از کمک و یاری آنها کمترین چیزی عایدشان نمیشود. پس اگر این دسته از انسانها حقیقت و ماهیت کسانی که آنان را به پرستش گرفتهاند میدانستند آنان را عبادت نمیکردند و از آنها بیزاری میجستند و پروردگار توانای مهربان را به سرپرستی و دوستی میگرفتند، که هر گاه بندهاش او را به دوستی بگیرد و بر او توکل نماید مشکلات دینی و دنیوی او را حل میکند و او را بسنده خواهد بود و به نیرو و قدرت قلبی و بدنیاش میافزاید و حالات و کارهایش را سامان میبخشد.
وقتی خداوند متعال ناتوانی خدایان و معبودان مشرکین را بیان نمود به همین مقدار بسنده نکرد بلکه از این فراتر رفت و گفت آنها هیچ چیزی نیستند بلکه فقط نامهایی هستند که بر آنان گذاشتهاید و گمانهایی هستند که یاور نمودید و پوچ بودن آن با کمترین تحقیق و تفحص برای مرد عاقل و هوشمند مشخص و روشن میشود. بنابراین، فرمود: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ مِن شَيۡءٖ﴾خداوند میداند - و او به پیدا و پنهان آگاه است - که آنچه آنان به جای وی به نیایش میخوانند در حقیقت وجود ندارند و معبود حقیقی نیستند. مانند اینکه میفرماید: [النجم: ۲۳]. ﴿إِنۡ هِيَ إِلَّآ أَسۡمَآءٞ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍ﴾[النجم: ۲۳]. «اینها فقط نامهایی هستند که شما و پدرانتان نهادهاید و خداوند برای آن دلیلی نازل فرموده است».
﴿وَمَا يَتَّبِعُ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُرَكَآءَۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ﴾[یونس: ۶۶]. «کسانی که به جای خدا انبازهایی دیگر را به فریاد میخوانند جز از گمان (خود) پیروی نمیکنند».
﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾و خداوند تواناست و بر همۀ مخلوقات چیره است، و با حکمت است و هر چیزی را در جایش و در محل مناسب آن قرار میدهد، خداوندی که آفرینش هرچیزی را زیبا و محکم نموده است.
﴿وَتِلۡكَ ٱلۡأَمۡثَٰلُ نَضۡرِبُهَا لِلنَّاسِ﴾و این مثالهایی است که به خاطر مردم و برای بهرهمند شدن آنها و تعلیم دادنشان میزنیم و از این طریق علوم و دانستنیها را برایشان واضح و روشن میگردانیم و از این راه امور معقول را به امور محسوس نزدیک مینماییم. و بدین سبب معنی مطلوب روشن میشود. پس این مصلحتی برای عموم مردم است. ﴿وَمَا يَعۡقِلُهَآ﴾ولی این مثالها را نمیفهمند و درک نمیکنند و تطبیق نمیدهند، ﴿إِلَّا ٱلۡعَٰلِمُونَ﴾مگر دانشمندان و عالمان حقیقی، آنهایی که علم و دانایی به دلهایشان رسیده است.
خداوند با آوردن این مثالها (آدمی را) به تدبر و فهم و درک امور تحریک نموده و او را بر این کار میستاید. این مثالها نشانۀ علم و دانایی است. پس دانسته شد که هرکس این مثالها را نفهمد و درک نکند از عالمان و دانایان نیست، زیرا مثالهایی که خداوند در قرآن میزند برای کارهای بزرگ و مطالب عالی و مهم میباشد. و اهل علم میدانند که اینها از دیگر چیزها مهمتر هستند چون خداوند به آن اعتنا و توجه نموده و بندگانش را بر فهمیدن و اندیشیدن در آن تحریک کرده است. بنابراین آنها تمامی سعی و تلاش خود را برای شناختن آن مبذول میدارند. اما هر کس این مثالها را با وجود اهمیتی که دارند نفهمد این بیانگر آن است که او از اهل علم نیست، چون وقتی او مسائل مهم را نداند به طریق اولی دیگر چیزها را نمیداند. بنابراین خداوند در مورد اصول دین و امثال آن مثالهای زیادی بیان کرده است.
آیهی ۴۴:
﴿خَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ٤٤﴾[العنکبوت: ۴۴]. «خداوند آسمانها و زمین را به حق آفرید، قطعاً در این نشانۀ بزرگی برای اهل ایمان است».
خداوند به تنهایی آسمان را با وجود بلندی و ارتفاع و گستردگی و زیباییاش، همراه با خورشید و ماه و ستارگان و فرشتگانی که در آنها وجود دارند، آفرید.
و زمین و کوهها و دریاها و صحرا و بیابانها و درختانی که در آن وجود دارد به تنهایی آفریده است، و همه اینها را به حق آفریده، و آنها را بیهوده و بیهدف خلق نکرده است، بلکه آنها را آفریده تا فرمان و قانونش اجرا شود و نعمتش بر بندگانش کامل گردد، و تا آنها حکمت و قهر و تدبیر او را ببینند.
این چیزها را به آنان نشان میدهد تا فقط او را معبود و محبوب و خدای خود بدانند. ﴿فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ﴾قطعاً در این برای مؤمنان نشانهایست که بر بسیاری از مطالب ایمانی دلالت مینماید، و هرگاه مؤمن در آن بیندیشد مطالب ایمانی را به صورت آشکار در آن مشاهده خواهد کرد.
آیهی ۴۵:
﴿ٱتۡلُ مَآ أُوحِيَ إِلَيۡكَ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَۖ إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ تَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِۗ وَلَذِكۡرُ ٱللَّهِ أَكۡبَرُۗ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تَصۡنَعُونَ٤٥﴾[العنکبوت: ۴۵]. «(ای پیامبر!) بخوان آنچه را که از کتاب به تو وحی شده است، و نماز را برپایدار، بیگمان نماز (آدمی را) از کارهای ناپسند و ناشایست باز میدارد، و قطعاً ذکر خدا والاتر و بزرگتر است، و خداوند آنچه را میکنید میداند».
خدواند به تلاوت و خواندن محصول وحی که این کتاب بزرگ است فرمان میدهد. و تلاوت به معنی پیروی کردن از آن است، که آنچه فرمان میدهد انجام شود و از آنچه که باز میدارد دوری گردد، و طبق رهنمود آن حرکت صورت پذیرد، و اخبارش تصدیق گردد، و در معانی آن تدبر، و کلمات آن تلاوت شود. پس تلاوت و خواندن کلمات قرآن جزو معنی و بخشی از آن هستند.
و از آنجا که تلاوت قرآن را اینگونه معنی کردیم دانسته شد که برپا داشتن همۀ دین در تلاوت قرآن داخل است. و گفتۀ الهی: ﴿وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾از باب عطف خاص بر عام است چون نماز دارای فضیلت است و آثار زیبا و خوبی دارد و آن این است که ﴿إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ تَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِ﴾همانا نماز (انسان را) از کارهای زشت و ناپسند باز میدارد. «فحشاء» به معنی گناهی است که بزرگ شمرده میشود و زشت است و انسان بدان تمایل دارد. و «منکر» به معنی گناهی است که عقلها و فطرتها آن را نمیپسندند. و دلیل اینکه نماز از کارهای زشت و ناپسند باز میدارد این است که چنانچه بندهای نماز را به طور کامل و با ارکان و شرایط آن و با فروتنی ادا کند قلبش روشن و نورانی و پاک میشود و ایمانش افزون میگردد و به خیر و نیکی علاقۀ بیشتری پیدا کرده و علاقهاش به شر و بدی کم میشود. پس قطعاً اگر بدینصورت بر نماز مداومت و محافظت شود از کارهای زشت و ناپسند باز میدارد. و این از بزرگترین اهداف نماز و نتایج آن است. و نیز در نماز هدفی بزرگتر و مهمتر از این وجود دارد و آن اینکه در نماز با قلب و زبان و بدن خداوند یاد میشود و خداوند بندگان را برای عبادت خود آفریده، و بهترین عبادتی که انجام میدهند نماز است، زیرا در این عبادت همۀ اعضای بدن خدا را بندگی میکنند که در غیر آن چنین نیست. بنابراین فرمود: ﴿وَلَذِكۡرُ ٱللَّهِ أَكۡبَرُ﴾و یاد خدا بزرگتر است. و معنی دیگری که از این آیه محتمل میباشد این است که وقتی خداوند به نماز فرمان داد و آن را ستود، خبر داد که ذکر و یاد خداوند در خارج از نماز والاتر و بزرگتر است، آنطور که نظر جمهور مفسرین همین است. اما تفسیر اول بهتر است چون نماز خواندن از ذکر خدا در خارج از نماز بهتر است.
و نماز - چنان که گذشت - یکی از بزرگترین ذکرها است. ﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا تَصۡنَعُونَ﴾و خداوند به خوبی و بدیای که انجام میدهید داناست و شما را بر آن به کاملترین صورت جزا و سزا میدهد.
آیهی ۴۶:
﴿وَلَا تُجَٰدِلُوٓاْ أَهۡلَ ٱلۡكِتَٰبِ إِلَّا بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ إِلَّا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡهُمۡۖ وَقُولُوٓاْ ءَامَنَّا بِٱلَّذِيٓ أُنزِلَ إِلَيۡنَا وَأُنزِلَ إِلَيۡكُمۡ وَإِلَٰهُنَا وَإِلَٰهُكُمۡ وَٰحِدٞ وَنَحۡنُ لَهُۥ مُسۡلِمُونَ٤٦﴾[العنکبوت: ۴۶]. «و با اهل کتاب جز به روشی که بهتر است مجادله نکنید مگر با کسانی از ایشان که ستم کردند، و بگویید: به تمام آنچه از سوی خدا بر ما و شما نازل شده است ایمان داریم، و معبود ما و معبود شما یکی است و ما فرمانبردار او هستیم».
خداوند از مجادلۀ بدون بینش و یا بدون قاعدۀ پسندیده با اهل کتاب نهی کرده است و میفرماید: با روشی که بهتر است و با اخلاق خوب و سخن نرم و دعوت دادن به حق و زیبا ارائه کردن و رد نمودن باطل و نشان دادن زشتی آن بحث و گفتگو کنید و نباید منظور از مجادله شکست دادن محض و برتری یافتن باشد، بلکه باید منظور از آن بیان حق و هدایت خلق باشد.
﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ﴾مگر آن کسانی که اهل کتاب که ستم کردند و از حالت مجادلهکننده مشخص شود که او ارادهای برای پذیرفتن حق ندارد و به قصد آشوبگری و شکست دادن مجادله مینماید، پس مجادله با چنین کسی فایدهای ندارد. ﴿وَقُولُوٓاْ ءَامَنَّا بِٱلَّذِيٓ أُنزِلَ إِلَيۡنَا وَأُنزِلَ إِلَيۡكُمۡ وَإِلَٰهُنَا وَإِلَٰهُكُمۡ وَٰحِدٞ﴾و بگویید به آنچه بر ما و شما نازل شده است ایمان آوردهایم، و معبود ما و معبود شما یکی است. یعنی مجادلۀ شما با اهل کتاب باید بر اساس ایمان داشتن به آنچه بر شما و بر آنها نازل شده، و بر اساس ایمان به پیامبرتان و پیامبر آنها و بر مبنای توحید خدا استوار باشد. و مناظرۀ شما با آنها نباید باعث انتقاد و خردهگیری از کتابهای الهی یا خردهگیری از یکی از پیامبران باشد، آنگونه که جاهل به هنگام مناظره با طرف خود مینماید و از همۀ آنچه که دارد خواه حق باشد یا باطل خرده میگیرد. پس این ظلم است و از دایرۀ آداب مناظره خارج میباشد، زیرا باید سخن و باور باطل و پوچ مجادلهکننده رد گردد، و حقی که نزد اوست پذیرفته شود، و نباید حق به خاطر گویندهاش گرچه کافر باشد رد شود.
مناظره با اهل کتاب با این طریق، آنها را به اعتراف به قرآن و پیامبر ملزم میگرداند، زیرا وقتی که دربارۀ اصول دین و آنچه که پیامبران و کتابها بر آن انفاق دارند سخن گفته شود و حقایق آن برای دو طرف مناظره کننده ثابت گردد، حقایقی که کتابها و پیامبران گذشته و قرآن و محمدصآن را بیان نموده و از آن خبر دادهاند، از این لازم میآید که همۀ کتابها و پیامبران تصدیق شوند، و این از ویژگیهای اسلام است.
اما اگر کسی بگوید به آنچه فلان کتاب بر آن دلالت مینماید ایمان میآورم نه به آنچه که فلان کتاب میگوید، در حالی که آن حقی است که کتاب پیش از خود را تصدیق مینماید، چنین کاری ستم و هوا پرستی است. و او با چنین کاری گفتۀ خویش را تکذیب میکند چون وقتی او قرآن را - که کتابهای پیش از خود را تایید میکند - دروغ انگارد در حقیقت آنچه را که گمان میبرد به آن ایمان دارد تکذیب مینماید.
نیز هرآنچه که نبوت یکی از پیامبران را ثابت نماید بر نبوت محمدصدلالت میکند، و هر شبههای که بر نبوت محمدصوارد گردد همان شبهه یا بزرگتر از آن در مورد نبوت غیر از محمد وارد میشود. پس وقتی باطل بودن این شبهه در مورد یکی از پیامبران ثابت شد باطل بودن آن در حق پیامبرصبسیار روشنتر است. و ما تسلیم و منقاد فرمان او هستیم و هرکس به خدا ایمان آورد و او را معبود خود قرار دهد و به همۀ کتابها و پیامبرانش ایمان آورد و فرمانبردار خدا باشد و از پیامبرانش پیروی کند او خوشبخت و سعادتمند است و هرکس از این راه منحرف شود بدبخت و گمراه است.
آیه ۴۸-۴۷:
﴿وَكَذَٰلِكَ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَۚ فَٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ يُؤۡمِنُونَ بِهِۦۖ وَمِنۡ هَٰٓؤُلَآءِ مَن يُؤۡمِنُ بِهِۦۚ وَمَا يَجۡحَدُ بَِٔايَٰتِنَآ إِلَّا ٱلۡكَٰفِرُونَ٤٧﴾[العنکبوت: ۴۷]. «و بدینسان بر تو کتاب نازل کردیم و کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) بخشیدیم و به آن ایمان میآورند، و از میان اینان کسانی بدان ایمان دارند و آیات ما را جز کافران انکار نمیکنند».
﴿وَمَا كُنتَ تَتۡلُواْ مِن قَبۡلِهِۦ مِن كِتَٰبٖ وَلَا تَخُطُّهُۥ بِيَمِينِكَۖ إِذٗا لَّٱرۡتَابَ ٱلۡمُبۡطِلُونَ٤٨﴾[العنکبوت: ۴۸]. «و تو پیش از قرآن کتابی نمیخواندی و با دست خویش چیزی نمینوشتی که اگر چنین میشد باطلگرایان در شک میافتادند».
﴿وَكَذَٰلِكَ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ﴾و همچنین ای محمد! این کتاب بزرگ را که هر خیر بزرگی را بیان میدارد و به هر اخلاق خوب و امر نیکی فرا میخواند، و کتابهای گذشته را تصدیق مینماید و پیامبران گذشته از آن خبر دادهاند، بر تو فرو فرستادیم. ﴿فَٱلَّذِينَ ءَاتَيۡنَٰهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ﴾و کسانی که به آنان کتاب دادهایم قرآن را به گونۀ شایسته شناختند و کینه و هوی پرستی در باور آنها رخنه نکرد. ﴿يُؤۡمِنُونَ بِهِ﴾به قرآن ایمان میآورند، چون آنها با توجه به آنچه که نزدشان است و مژدههایی که در کتابهایشان مبنی بر صحت این کتاب آمده و به سبب معیارهایی که برای شناخت خوب و بد و راست و دروغ در اختیار دارند به راست بودن آن یقین کردند. ﴿وَمِنۡ هَٰٓؤُلَآءِ مَن يُؤۡمِنُ بِهِ﴾و از میان اینان کسانی هستند که از روی بینش و آگاهی به آن ایمان میآورند نه از روی ترس و امید. ﴿وَمَا يَجۡحَدُ بَِٔايَٰتِنَآ إِلَّا ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾و آیات ما را جز کافران انکار نمیکنند، که همواره عادتشان بر این است که حق را انکار نمایند و با آن مخالفت ورزند. و این محصور ساختن کسانی است که به او کفر میورزند، و اینکه هیچ یک از آنها به قصد پیروی کردن از حق آن را انکار نکردهاند، زیرا هر کس قصد و ارادۀ دوستی داشته باشد باید به آن ایمان بیاورد چون در آن نشانههایی است که هر فرد عاقل به آن ایمان میآورد، و هرکس که با قلبی بیدار به آن گوش فرا دهد آنرا میپذیرد.
و از جمله چیزهایی که بر صحت و درستی قرآن دلالت مینماید این است که این پیامبر امین قرآن را آورده است، کسی که قومش صداقت و امانتداری و رفت و آمدها و سایر حالات او را میدانستند، و نمیتوانست با دست خود چیزی را بنویسد، بلکه اگر چیزی هم نوشته میشد نمیتوانست آن را بخواند. پس با چنین وضعیتی این قرآن را آورده است، و این روشن ترین دلیل است مبنی بر این که قرآن از جانب خداوند توانا و ستوده است و در این هیچ شک و تردیدی نیست. بنابراین، فرمود: ﴿وَمَا كُنتَ تَتۡلُواْ مِن قَبۡلِهِۦ مِن كِتَٰبٖ وَلَا تَخُطُّهُۥ بِيَمِينِكَۖ إِذٗا لَّٱرۡتَابَ ٱلۡمُبۡطِلُونَ٤٨﴾[العنکبوت: ۴۸]. و تو پیش از نزول قرآن کتابی را نمیخواندی و با دست خود چیزی را نمینوشتی که اگر چنین میشد و کتاب میخواندی و چیزی مینوشتی، باطل گرایان و شک و تردید میافتادند و میگفتند: آنچه را میگوید از کتابهای گذشته بیاد گرفته، یا از آن کتابها رونویسی نموده است.
آیهی ۴۹:
﴿بَلۡ هُوَ ءَايَٰتُۢ بَيِّنَٰتٞ فِي صُدُورِ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَۚ وَمَا يَجۡحَدُ بَِٔايَٰتِنَآ إِلَّا ٱلظَّٰلِمُونَ٤٩﴾[العنکبوت: ۴۹]. «بلکه آن (قرآن) آیات روشنی است که در سینههای دانش یافتگان است و جز ستمکاران آیات ما را انکار نمیکنند».
خداوند بر قلب تو کتاب بزرگی نازل کرده است، که به وسیلۀ آن افراد فصیح و بیلغ و آنانی را که دشمنان سرسخت تو بودند به مبارزه طلبیدی تا مانند قرآن یا یک سورۀ مانند آن بیاورند. پس آنها کاملاً از انجام چنین کاری درماندند و به فصاحت و شیوایی قرآن و اینکه سخن هیچ انسانی نمیتواند به این مرتبه (از فصاحتع و بلاغت) برسد کاملاً واقف بودند، به همین خاطر مخالفت و مبارزۀ با قرآن به قلبشان هم خطور نمیکرد. بنابراین فرمود: ﴿بَلۡ هُوَ ءَايَٰتُۢ بَيِّنَٰتٞ فِي صُدُورِ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَۚ وَمَا يَجۡحَدُ بَِٔايَٰتِنَآ إِلَّا ٱلظَّٰلِمُونَ٤٩﴾بلکه این قرآن آیات روشنی است که (بر هیچ انسان خردمندی) پوشیده نیست (و) در سینههای دانش یافتگان است، و آنها سران مردم و افراد کامل و خردمندانشان هستند.
پس وقتی که این قرآن آیات روشنی در سینۀ چنین افرادی است، مخالفت دیگران زیانی نمیرساند و انکارشان جز ستم در حق خویش چیزی نیست. بنابراین فرمود: ﴿وَمَا يَجۡحَدُ بَِٔايَٰتِنَآ إِلَّا ٱلظَّٰلِمُونَ﴾و آیات ما را جز ستمگران انکار نمیکنند، چون آیات قرآن را جز فرد جاهل و نادان انکار نمیکند، نادانی که بدون آگاهی و دانش سخن میگوید و از اهل علم و یا کسی که توانایی شناخت حقیقت را دارد پیروی نمیکند.
یا کسی قرآن را انکار میکند که خود را به نادانی میزند و علی رغم اینکه میداند آن حق است و راست بودن آن را میداند با آن مخالفت مینماید.
آیهی ۵۲-۵۰:
﴿وَقَالُواْ لَوۡلَآ أُنزِلَ عَلَيۡهِ ءَايَٰتٞ مِّن رَّبِّهِۦۚ قُلۡ إِنَّمَا ٱلۡأٓيَٰتُ عِندَ ٱللَّهِ وَإِنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٞ مُّبِينٌ٥٠﴾[العنکبوت: ۵۰]. «و گفتند: چرا نشانههایی از پروردگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟ بگو: نشانهها تنها نزد خداوند است، و من تنها بیمدهندهای روشنگر هستم و بس».
﴿أَوَ لَمۡ يَكۡفِهِمۡ أَنَّآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ يُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَرَحۡمَةٗ وَذِكۡرَىٰ لِقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٥١﴾[العنکبوت: ۵۱]. «آیا آنانرا کافی و بسنده نیست که ما این کتاب را بر تو نازل کردهایم که بر آنان خوانده میشود؟! بیگمان در این برای گروهی که باور میدارند رحمت و پندی هست».
﴿قُلۡ كَفَىٰ بِٱللَّهِ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ شَهِيدٗاۖ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۗ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱلۡبَٰطِلِ وَكَفَرُواْ بِٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ٥٢﴾[العنکبوت: ۵۲]. «بگو: همین بس که خدا میان من و شما گواه است، آنچه را که در آسمانها و زمین است میداند و کسانی که به باطل ایمان آوردند و به خدا کفر ورزیدند اینانند که زیانکارانند».
ستمگران تکذیب کننده، بر پیامبر و بر آنچه او آورده بود اعتراض کردند و معجزاتی را پیشنهاد نمودند و گفتند آنها را بر ایمان بیاور. آنگونه که خداوند دربارۀ آنها فرموده است: ﴿وَقَالُواْ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفۡجُرَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَرۡضِ يَنۢبُوعًا٩٠﴾[الإسراء: ۹۰]. «و گفتند: هرگز به تو ایمان نمیآوریم مگر اینکه از زمین برای ما چشمهای بجوشانی».
درحالیکه تعیین معجزات به دست آنها و پیامبرصنیست، چرا که این کار یک نوع مشارکت و همراهی با خداوند در تدبیر کارها محسوب میشود، خداوند در انجام کارها یگانه است و هیچ کس در این زمینه اختیاری ندارد.
بنابراین فرمود: ﴿قُلۡ إِنَّمَا ٱلۡأٓيَٰتُ عِندَ ٱللَّهِ﴾بگو: معجزات تنها نزد خداوند هستند، و اگر بخواهد آنها را نازل مینماید و اگر بخواهد آن را نمیآورد. ﴿وَإِنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٞ مُّبِينٌ﴾و من فقط بیم دهندهای آشکار هستم و مقامی بالاتر از این ندارم.
و اگر هدف شما روشن شدن حق از باطل است، بدانید که این مهم به طرق گوناگون حاصل گردیده است. بنابراین پیشنهاد معجزات مشخص و معینی ستم و ظلم و تکبر در برابر خدا و حق است. و اگر فرض شود که این معجزات نازل شوند و آنها اینگونه در دل داشته باشند که جز با این معجزات ایمان نمیآورند ایمانشان ایمان حقیقی نیست بلکه چیزی است که طبق خواستههای آنان انجام شده است، بنابراین آنها ایمان میآورند اما نه به این خاطر که آن حق است، بلکه به خاطر آن معجزات ایمان میآورند. پس به فرض اینکه معجزات فرو فرستاده شوند، در فرو فرستاده شدن آن فایدهای نیست.
و از آنجا که هدف بیان حق بود، خداوند طریق آن را بیان زکرد و فرمود: ﴿أَوَ لَمۡ يَكۡفِهِمۡ﴾آیا برای این که آنها به راستگو بودن تو و راست بودن آنچه که آوردهای پی ببرند این کافی و بسنده نیست که ﴿أَنَّآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ يُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ﴾ما کتاب را بر تو نازل کردهایم که بر آنها خوانده میشود؟! کلام مختصر و جامعی که در آن نشانههای روشن و آشکار زیادی هست! و همانطور که قبلاً بیان شد پیامبر بیسوادی که خواندن و نوشتن را بلد نیست آن را آورده است و این بزرگترین دلیل بر صحت و راست بودن آن است. سپس ناتوان بودن آنها از مبارزه با قرآن نشانۀ دیگری بر حقانیت آن است. و قرآن آشکارا بر آنها خوانده میشود و از جانب خداست، و پیامبر در زمانی که یاورانش اندک و مخالفان و دشمنانش زیاد بودند آن را اظهار نمود، و اندک بودن یاوران و زیاد بودن دشمنانش او را از آشکار کردن قرآن باز نداشت بلکه به صورت علنی در میان مردم اعلام کرد که این سخن پروردگارم میباشد، و آیا کسی توان مقابله با آن را دارد، و آیا کسی میتواند سخنی مانند آن بیاورد؟! پس این دلیلی بر راست بودن قرآن است.
و قرآن کتابهای گذشته را تصدیق کرده و مطالب آنها را تصحیح نموده است و تحریف و تغییری که در آنها صورت گرفته بیان کرده است. این نیز دلیلی دیگر بر حقانیت قرآن میباشد.
و قرآن در امر و نهی خود به راه راست هدایت مینماید و این دلیلی بر حق و راست بودن آن است. بنابراین، قرآن به هیچ چیزی دستور نداده است که عقل بگوید کاش به آن فرمان نمیداد. و از هیچ چیزی نهی نکرده است که عقل بگوید کاش از آن نهی نمیکرد. بلکه امر و نهی قرآن مطالق با عدالت و دادگری و حکمت و عقل صاحبان بینش و خرد است. نیز رهنمودها و احکام قرَآن همگام با زمان و مکان حرکت میکند به گونهای که در هیچ زمان و مکانی جز با احکام قرآن کارها بهبود نمییابد. این نیز دلیلی است بر اینکه قرآن حق و از جانب خداست.
پس همۀ این موارد برای کسی که بخواهد حق را تصدیق نماید و در پی یافتن آن برآید کافی است، و خداوند کسی را که به قرآن بسنده نکند به مرادش نرساند، و هر کس را که قرآن شفا بخش او نیست خداوند شفایش ندهد، و هر کس به وسیلۀ قرآن هدایت شود و قرآن برایش بسنده باشد این برای او مایۀ خیر و رحمت است. از این رو فرمود: ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَرَحۡمَةٗ وَذِكۡرَىٰ لِقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ﴾بیگمان در این برای گروهی که باور میدارند رحمت و پندی هست. چون به وسیلۀ قرآن علم فراوان و خیر زیاد به دست میآید و دلها و ارواح پاکیزه میگردند و باورها و عقاید پاک میشوند و اخلاق کامل میگردد و در سایۀ چنین رحمتی میتوان به فتوحات الهی و اسرار ربانی دست یافت.
﴿قُلۡ كَفَىٰ بِٱللَّهِ بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ شَهِيدٗا﴾بگو: همین بس که خدا میان من و شما گواه است، من او را گواه گرفتهام که اگر دروغگو باشم عذابی بر من فرود آورد که مایۀ عبرت شما باشد، و اگر او مرا یای کند و کارها را بر من آسان گرداند باید این شهادت و گواهی بزرگ خداوند شما را کافی باشد. بنابراین، اگر در دلهایتان چنین است که گواهی او - و شما آن را نشنیده و ندیدهاید به عنوان دلیل کافی نیست، پس او ﴿يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾آنچه را در آسمانها و زمین است میداند. از جمله چیزهایی که خداوند آن را میداند حالت و سخن من و شماست. پس من به دورغ چیزهایی به او نسبت نمیدهم زیرا او میداند و بر کیفر دادن من توانایی دارد. و اگر دروغ بگویم و آن را به او نسبت دهم و مرا کیفر او خواهد بود. آنگونه که فرموده است: ﴿وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ٤٤ لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ٤٥ ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ٤٦﴾[الحاقة: ۴۴-۴۶]. «و اگر برخی سخنهای دروغ را به ما نسبت میداد او را میگرفتیم و رگهای گردنش را قطع مینمودیم».
﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱلۡبَٰطِلِ وَكَفَرُواْ بِٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾و کسانی که به باطل ایمان آوردند و به خدا کفر ورزیدند اینانند که زیانکارند، چون آنها ایمان آوردن به خدا و فرشتگان و کتابها و پیامبران و روز قیامت و نعمت پایدارو جاودان را از دست دادهاند، و به جای برخورداری از حق و (راهِ) صحیح، هر امر باطل قبیحی بهرۀ آنها گردیده، و به عوض نعمت و آسایش، عذاب دردناکی عایدشان شده است. پس آنان در روز قیامت خود و خانوادههایشان را از دست میدهند.
آیهی ۵۵ – ۵۳:
﴿وَيَسۡتَعۡجِلُونَكَ بِٱلۡعَذَابِ وَلَوۡلَآ أَجَلٞ مُّسَمّٗى لَّجَآءَهُمُ ٱلۡعَذَابُۚ وَلَيَأۡتِيَنَّهُم بَغۡتَةٗ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ٥٣﴾[العنکبوت: ۵۳]. «و آنان عذاب را باشتاب از تو میجویند، و اگر موعدی مقرر نبود به یقین عذاب به آنان میرسید و ناگهان درحالیکه نمیدانند عذاب به سراغشان میآمد».
﴿يَسۡتَعۡجِلُونَكَ بِٱلۡعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُۢ بِٱلۡكَٰفِرِينَ٥٤﴾[العنکبوت: ۵۴]. «آنان عذاب را به شتاب از تو میخواهند و بیگمان جهنم فراگیرندۀ کافران است».
﴿يَوۡمَ يَغۡشَىٰهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِن فَوۡقِهِمۡ وَمِن تَحۡتِ أَرۡجُلِهِمۡ وَيَقُولُ ذُوقُواْ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٥٥﴾[العنکبوت: ۵۵]. «روزی که عذاب از بالای سرشان و از زیر پاهایشان آنان را فرو میپوشاند و (خداوند) میگوید: بچشید آنچه را که میکردید».
خداوند از جهالت کسانی خبر میدهد که پیامبر و آنچه را که آورده است تکذیب میکنند و آنها درحالیکه برای آمدن عذاب شتاب دارند و بیشتر حق را تکذیب میکنند، میگویند: ﴿وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٤٨﴾[یونس: ۴۸]. «این وعدهکی خواهد آمد اگر راست میگویید»؟ خداوند متعال میفرماید: ﴿وَلَوۡلَآ أَجَلٞ مُّسَمّٗى﴾و اگر موعدی مقرر برای نازل شدن عذاب نبود که هنوز آن زمان مقرر فرا نرسیده است، ﴿لَّجَآءَهُمُ ٱلۡعَذَابُ﴾عذاب به سراغشان میآمد، چون آنها ما را ناتوان به حساب میآورند و حق را تکذیب میکنند.
و اکر ما آنها را به سبب جهالت و نادانی اشان میگرفتیم سخنشان بسیار زود آنها را به عذاب و کیفر گرفتار میکرد: ولی - با وجود این - آنها برای نازل شدن عذاب شتاب نکنند و گمان نبرند که دیر خواهد آمد، ﴿وَلَيَأۡتِيَنَّهُم بَغۡتَةٗ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ﴾بلکه ناگهان در حالی که نمیدانند عذاب به سراغشان خواهد آمد. و همانطور که خداوند خبر داد اتفاق افتاد و هنگامی که با غرور و فخر فروشی به جنگ «بدر» آمدند به گمان اینکه میتوانند به هدف خود دست یابند خداوند آنها را خوار گردانید و بزرگان و سرانشان را نابود کرد و همۀ افراد شرور آنها را هلاک نمود و هیچ خانهای نماند مگر اینکه مصیبت بدان وارد شد. پس عذاب از جایی به سراغشان آمد که گمانش را نمیبردند.
و اگر عذاب دنیا آنها را فرا نگیرد عذاب آخرت را در پیش دارند که هیچ یک از آنها نمیتواند از آن رهایی یابد خواه در دنیا عذاب داده شده باشد یا مهلت یافته باشد. ﴿وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُۢ بِٱلۡكَٰفِرِينَ﴾و همانا جهنم کافران را دربر خواهد گرفت و راه گریزی از آن ندارند، چرا که آنان را از هرسو احاطه کرده است. همانطور که گناهان و بدیها و کفرشان آنها را احاطه کرده است. و این، عذاب بسیار سختی است. ﴿يَوۡمَ يَغۡشَىٰهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِن فَوۡقِهِمۡ وَمِن تَحۡتِ أَرۡجُلِهِمۡ وَيَقُولُ ذُوقُواْ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٥٥﴾اعمالتان برای شما به عذاب تبدیل شده است و عذاب شما را فرا گرفته است همانگونه که کفر و گناهان، شما را از هرسو فرا گرفته بود.
آیهی ۵۹-۵۶:
﴿يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ أَرۡضِي وَٰسِعَةٞ فَإِيَّٰيَ فَٱعۡبُدُونِ٥٦﴾[العنکبوت: ۵۶]. «ای بندگانم که ایمان آوردهاید! بیگمان زمین من فراخ است، پس تنها مرا بپرستید».
﴿كُلُّ نَفۡسٖ ذَآئِقَةُ ٱلۡمَوۡتِۖ ثُمَّ إِلَيۡنَا تُرۡجَعُونَ٥٧﴾[العنکبوت: ۵۷]. «هر جانداری مزۀ مرگ را میچشد سپس بهسوی ما بازگردانده میشوید».
﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ ٱلۡجَنَّةِ غُرَفٗا تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ نِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ٥٨﴾[العنکبوت: ۵۸]. «و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند ایشان را در کاخهای بهشت جای میدهیم که در زیر آنها رودبارها روان است و در آنجا جاودان خواهند ماند. چه خوب است پاداش عمل کنندگان»!.
﴿ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ٥٩﴾[العنکبوت: ۵۹]. «همان کسانیکه بردباری ورزیدند و بر پروردگارشان توکل میکنند».
خداوند متعال میفرماید: ﴿يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ أَرۡضِي وَٰسِعَةٞ فَإِيَّٰيَ فَٱعۡبُدُونِ٥٦﴾ای بندگانم که ایمان آورده و پیامبر مرا تصدیق کردهاید! هرگاه عبادت و پرستش پروردگارتان در سرزمینی برایتان دشوار و مشکل بود، از آنجا به سرزمینی دیگر کوچ کنید و به جایی بروید که خداوند را به یگانگی پرستش نمایید. پس جاهای عبادت فراخ و وسیع است و معبود یکی است و مرگ حتماً بهسوی شما خواهد آمد سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده میشوید آنگاه خداوند هرکس را که عبادت او را به خوبی انجام داده و از ایمان آورده و عمل شایسته انجام داده باشد در کاخهای بلند و منازل شیک و زیبای بهشت جای میدهد که همۀ آنچه را دل انسان میخواهد و چشمها از دیدن آن لذت میبرند در بر دارد، و شما در آن جاودانه خواهید بود. ﴿نِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ﴾پس این منازل و کاخهای بهشتی چه پاداش نیکی است برای کسانی که برای خدا کار میکنند!.
﴿ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ٥٩﴾کسانی که بر عبادت خدا شکیبایی میورزند و در اینباره بر پروردگارشان توکل مینمایند. پس صبر کردن آنها بر عبادت خدا مستلزم آن است که توان و کوشش خود را در این راستا مبذول دارند و مبارزۀ بزرگی را با شیطان آغاز کنند، شیطانی که آنها را فرا میخواند تا در عبادتشان اخلال ایجاد کند. و توکل آنها مقتضی آن است که به خدا اعتماد کنند و نسبت به او گمان نیک داشته باشند تا اعمالی را که قصد آن را کردهاند محقق نماید و آن را برایشان تکمیل گرداند. و توکل را به صراحت بیان کرد با اینکه توکل در بردباری داخل است، چون در انجام یا خودداری از هر کاری به توکل نیاز هست و هیچ کاری بدون توکل انجام نمیگیرد.
﴿وَكَأَيِّن مِّن دَآبَّةٖ لَّا تَحۡمِلُ رِزۡقَهَا ٱللَّهُ يَرۡزُقُهَا وَإِيَّاكُمۡۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٦٠﴾[العنکبوت: ۶۰]. «و چه بسیارند جنبندگانی که نمیتوانند روزی خود را بردارند (بلکه) خداوند به آنها و به شما روزی میدهد، و او شنوای داناست».
خداوند متعال روزی دادن به همۀ آفریدههای قوی و ضعیف را به عهده گرفته است: ﴿مِّن دَآبَّةٖ﴾پس چه بسیار جنبندگان و جانورانی در زمین وجود دارند که جسم و عقل و درکشان ضعیف است، ﴿لَّا تَحۡمِلُ رِزۡقَهَا﴾و روزی خود را بر نمیدارند و آن را ذخیره نمیکنند، بلکه همواره چنان هستند که چیزی از روزی را با خود ندارند اما خداوند همیشه و در هر وقت روزی را بر ایشان فراهم میسازد، ﴿ٱللَّهُ يَرۡزُقُهَا وَإِيَّاكُمۡ﴾شما و آنها را خدا روزی میدهد، پس همۀ شما تحت سرپرستی خدا هستید و شما را روزی میدهد، همانطور که شما را آفریده است.
﴿وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ﴾و او شنوای داناست. پس هیچ چیزی بر او پنهان نمیماند و هیچ جنبنده و جانوری از نگاه خدا پنهان نمیشود و به سبب نداشتن روزی هلاک نمیگردد. آنگونه که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَمَا مِن دَآبَّةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِ رِزۡقُهَا وَيَعۡلَمُ مُسۡتَقَرَّهَا وَمُسۡتَوۡدَعَهَاۚ كُلّٞ فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ٦﴾[هود: ۶]. «و هیچ جنبندهای در زمین نیست مگر اینکه روزی آن بر خداست و محل استقرار و مکان مردنش را میداند. همۀ (اینها) در کتاب روشنی (ثبت گردیده) است».
آیهی ۶۳-۶۱:
﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُۖ فَأَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ٦١﴾[العنکبوت: ۶۱]. «و اگر از آنان بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را مسخّر کرده است؟ البته خواهند گفت: خدا. پس چگونه منحرف میگردند»؟!
﴿ٱللَّهُ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُ لَهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ٦٢﴾[العنکبوت: ۶۲]. «خداوند روزی را برای هرکس از بندگانش که بخواهد فراوان و گسترده میکند، و برای هرکس که بخواهد تنگ میگرداند. همانا خداوند به هر چیزی داناست».
﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَحۡيَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ مِنۢ بَعۡدِ مَوۡتِهَا لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُۚ قُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ٦٣﴾[العنکبوت: ۶۳]. «و اگر از آنان بپرسی که چه کسی از آسمان آبی را نازل کرد آنگاه با آن زمین را بعد از پژمرده شدنش زنده گرداند؟ قطعاً خواهند گفت: خدا، بگو: ستایش خداوند راست، اما بیشتر آنان نمیفهمند».
این استدلالی است علیه مشرکان که تکذیب کنندۀ توحید الوهیت و یگانه پرستی بودند. و با توجه به اینکه توحید ربوبیت را قبول داشتند، به پذیرش توحید الوهیت نیز ملزم میگردند. پس اگر از آنها بپرسی که آسمانها و زمین را چه کسی آفریده است و چه کسی از آسمان آبی فرو فرستاده و به وسیلۀ آن زمین را پس از پژمرده شدنش زنده ساخته است؟ و تدبیر همۀ چیزها در دست چه کسی است؟ ﴿لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ﴾خواهند گفت: خدا. و به ناتوانی بتها و چیزهایی که در کنار خدا و همراه با او پرستش میکنند اعتراف مینمایند و میگویند: آنها توانایی چیزی از این کارها را ندارند.
پس به دروغگویی خویش و روی آوردنشان به سوی کسی که سزاوار آن نیست به کاری بپردازد اعتراف میکنند. پس بدان که آنها عقل ندارند و بیخرد هستند! و کیست بیعقلتر و کم بینشتر از کسی که به سنگ یا به قبری یا امثال آن روی آورد -درحالیکه میداند نمیتواند فایده و زیانی بدهد، و نمیآفریند و روزی نمیدهد - و اخلاص و صفای عبودیت را با روی آوردن به آن مکدر و تیره نماید و او را با پروردگار آفریننده و روزی دهنده و فایده دهنده و زیان دهنده شریک سازد؟!.
و بگو: ستایش خداوندی راست که هدایت را از گمراهی مشخص نمود و باطل بودن آنچه را که مشرکان بر آن هستند واضح گرداند تا توفیق یافتگان از آن برحذر باشند. و بگو: ستایش خداوندی راست که جهان بالا و پایین را آفریده و به تدبیر امور روزمرّۀ آنها پرداخته است و برای هرکس که بخواهد روزی را فراوان و گسترده مینماید، و برای هرکس که بخواهد روزی را تنگ و کم میگرداند. و این عین حکمت اوست، چرا که او مصلحت بندگانش و آنچه را که برایشان مناسب است میداند.
آیهی ۶۹-۶۴:
﴿وَمَا هَٰذِهِ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا لَهۡوٞ وَلَعِبٞۚ وَإِنَّ ٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ لَهِيَ ٱلۡحَيَوَانُۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ٦٤﴾[العنکبوت: ۶۴]. «و زندگی این دنیا جز سرگرمی و بازیچه نیست، و زندگی جهان آخرت زندگی (راستین) است اگر میدانستند».
﴿فَإِذَا رَكِبُواْ فِي ٱلۡفُلۡكِ دَعَوُاْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ فَلَمَّا نَجَّىٰهُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ إِذَا هُمۡ يُشۡرِكُونَ٦٥﴾[العنکبوت: ۶۵]. «و هنگامی که سوار کشتی شوند خداوند را خالصانه و مخلصانه به دعا میخوانند، پس چون آنان را نجات دهد و به خشکی برساند باز ایشان شرک میورزند».
﴿لِيَكۡفُرُواْ بِمَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ وَلِيَتَمَتَّعُواْۚ فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ٦٦﴾[العنکبوت: ۶۶]. «تا (سرانجام) در آنچه به آنان دادهایم ناسپاسی کنند و تا بهرهمند گردند، پس خواهند دانست».
﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّا جَعَلۡنَا حَرَمًا ءَامِنٗا وَيُتَخَطَّفُ ٱلنَّاسُ مِنۡ حَوۡلِهِمۡۚ أَفَبِٱلۡبَٰطِلِ يُؤۡمِنُونَ وَبِنِعۡمَةِ ٱللَّهِ يَكۡفُرُونَ٦٧﴾[العنکبوت: ۶۷]. «آیا ندیدهاند که ما حرمی ایمن (برای آنان) قرار دادهایم. حال آنکه مردم از اطراف آنان ربوده میشوند؟ آیا به باطل ایمان میآورند و نعمت خداوند را ناسپاسی میکنند».
﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُۥٓۚ أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡكَٰفِرِينَ٦٨﴾[العنکبوت: ۶۸]. «و کیست ستمگرتر از کسی که بر خدا دروغ ببندد و گمراهی و باطلی را که خود بر آن هست به خدا نسبت دهد؟! آیا در جهنم جایگاهی برای کافران نیست»؟!
﴿وَٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ فِينَا لَنَهۡدِيَنَّهُمۡ سُبُلَنَاۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٦٩﴾[العنکبوت: ۶۹]. «و کسانی که در راه ما کوشش کنند قطعاً آنان را به راههای خویش رهنمود میگردانیم، و قطعاً خدا با نیکوکاران است».
خداوند متعال از حالت دنیا و آخرت خبر میدهد و به طور ضمنی آدمی را به متمایل نبودن به دنیا و علاقهمند بودن به آخرت تشویق میکند. پس فرمود: ﴿وَمَا هَٰذِهِ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا لَهۡوٞ وَلَعِبٞ﴾زندگی این دنیا در حقیقت سرگرمی و بازیچهای بیش نیست که دلها با آن مشغول و سرگرم میشوند و جسمها با آن بازی میکنند، چون خداوند آن را آراسته است و لذتها و شهوتهایی را در آن قرار دادهاست که دلهای روی گردان را در چنگال خود میگیرد و چشمهای غافل را میفریبد و افراد باطل گرا را شاد و خوشحال میکند. اما این دنیا به سرعت از بین میرود و دوستدارش چیزی جز پشیمانی و زیان به دست نمیآورد.
﴿وَإِنَّ ٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ لَهِيَ ٱلۡحَيَوَانُ﴾و زندگی آخرت زندگی کامل است و اجسام صاحبان سرای آخرت در نهایت قوت و قدرت قرار دارد چون این جسمها و نیروها برای زندگی آفریده شدهاند و هرآنچه که زندگی را کامل گرداند و لذت با آن تکمیل شود از قبیل چیزهایی که دلها را شاد میکند، و خوردنیها و نوشیدنیها و همسرانی که سبب لذت بردن جسم میشوند در آن موجود است. نیز چیزهایی در آن جا یافت میشود که هیچ چشمی آن را ندیده و هیچ گوشی آن را نشنیده و بر دل هیچ انسانی خطور نکرده است.
﴿لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ﴾اگر آنها این حقیقت را میدانستند دنیا را بر آخرت ترجیح نمیدادند، و از سرای زندگی روی گردان نمیشدند و به جهان بازی و سرگرمی شیفته نمیگردیدن. و آنها باید آخرت را بر دنیا ترجیح دهند چرا که حالت هردو دنیا را میدانند.
سپس خداوند این را بیان داشت که مشرکین در حالیت سختی و به هنگامی که در دریا سوار بر کشتیها هستند و امواج خروشان آنها را فرا میگیرد و از هلاک شدن میترسند خالصانه و فقط خدا را به فریاد میخوانند و در آن وقت بتها و آنچه را که همتای خدا قرار میدادند ترک میکنند و فقط خداوند یگانه و بیشریک را کمک میخوانند.
اما وقتی سختی از آنها دور شود به خداوند - که تا چندی پیش او را خالصانه به فریاد میخواندند و آنها را سالم به خشکی رسانده است - شرک میورزند و کسانی را شریک او قرار میدهند که آنها را از سختی نجات نداده و مشقت را از آنان دور نساخته است. در حالی که میبایست در سختی و آسانی خدا را به فریاد بخوانند تا مؤمن حقیقی باشند و سزاوار پاداش او بگردند و عذاب خدا از آنها دور شود. اما شرک ورزیدن آنها پس از آن که نعمت نجات یافتن را بهرۀ آنها نمودیم برای این است تا سرانجام به نعمتهایی که به آنان بخشیده ایم کفر بورزند و ناسپاسی نمایند و در مقابل نعمت بدی کنند و بهرهمندی خود را از دنیا تکمیل نمایند که این همانند بهرهمندی چهارپایان است که هدفی جز پر کردن شکم و اشباع غریزۀ جنسی خود ندارند.
﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾پس آنها وقتی از دنیا به آخرت منتقل شوند سخت تأسف میشوند و کیفر سخت را خواهند چشید و میدانند چه زیان فراوانی به دست آوردهاند.
سپس خداوند به وسیۀ حرم پر امن و امان خود بر آنها منت میگذارد و این را بیان میدارد که اهل حرم در امنیت به سر میبرند و از روزی فراوان برخوردارند، حال آن که مردم از اطراف آنان ربوده میشوند و در هراساند. پس آیا کسی را عبادت نمیکنند که به هنگام گرسنگی آنها را خوراک داد و از ترس ایمن گرداند؟!.
﴿أَفَبِٱلۡبَٰطِلِ يُؤۡمِنُونَ﴾آیا به باطل میگرایند و ایمان نمیآورند؟! و باطل شرکی است که آنها بر آن قرار دارند، و گفتهها و کردارهای پوچی است که انجام میدهند. ﴿وَبِنِعۡمَةِ ٱللَّهِ يَكۡفُرُونَ﴾و نعمتهای خدا را نادیده گرفته و سپاس نمیگذارند. پس عقلها و خردهایشان کجا رفته است که گمراهی را بر هدایت، و باطل را بر حق، و بدبختی را بر سعادت ترجیح داده و ستمکارترین مردم گشتهاند؟!.
﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوۡ كَذَّبَ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُۥٓ﴾و کیست ستمگرتر از کسی که بر خدا دروغ ببندد و گمراهی و باطلی را که خود بر آن است به خدا نسبت دهد و یا حقی را که توسط پیامبرصنها به نزد او آمده است دروغ انگارد؟! اما این ستمگر کینه توز جهنم را در پیش روی دارد، ﴿أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡكَٰفِرِينَ﴾که در آنجا حق از او گرفته میشود و به وسیلۀ جهنم خوار و ذلیل میگردد، و جهنم جایگاه همیشگی او خواهد بود و از آن بیرون آورده نمیشود.
﴿وَٱلَّذِينَ جَٰهَدُواْ فِينَا﴾و کسانی که در راه ما کوشش کردن آنها کسانی هستند که در راه خدا هجرت نموده و با دشمنانش جهاد کرده و تمام توانایی خود را در راه پیروی از خشنودیهای خدا مبذول داشتهاند. ﴿لَنَهۡدِيَنَّهُمۡ سُبُلَنَا﴾آنان را به راههایی که انسان را به ما میرساند هدایت خواهیم کرد، چون آنها نیکوکار هستند. ﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَمَعَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾و همانا یاری و کمک و هدایت خدا همراه نیکوکاران است. این دلالت مینماید که شایستهترین مردمی که راه صحیح را در پیش گرفتهاند مجاهدین هستند. و نیز بر این دلالت مینماید که هرکس در آنچه بدان فرمان یافته است خوب عمل کند خداوند او را یاری میدهد و اسباب هدایت را برای وی فراهم میسازد. و بر این دلالت مینماید که هر کس در پی کسب علوم دینی تلاش و کوشش نماید خداوند او را در راستای به دست آوردن آنچه که جویایش میباشد یاری و هدایت میدهد و از رهنمودها و مددهای الهی که از توان و تلاش او بیرون است برخوردارش میگرداند، و تحصیل علم برایش آسان میگردد. زیرا طلب علم شرعی جزو جهاد در راه خداست، بلکه یکی از دو نوع جهاد است که جز انسانهای خاص و برگزیده به آن بر نمیخیزند، و آن عبارت است از: جهاد با زبان و گفتار در برابر کافران و منافقان، و جهاد در راه تعلیم امور دین و جواب دادن شبهات و منازعات مخالفان حق هرچند که از مسلمانان نیز باشند.
پایان تفسیر سورهی عنکبوت
مکی و ۶۰ آیه است.
آیهی ۷-۱:
﴿الٓمٓ١﴾[الروم: ۱]. «الف، لام، میم».
﴿غُلِبَتِ ٱلرُّومُ٢﴾[الروم: ۲]. «رومیان شکست خوردند».
﴿فِيٓ أَدۡنَى ٱلۡأَرۡضِ وَهُم مِّنۢ بَعۡدِ غَلَبِهِمۡ سَيَغۡلِبُونَ٣﴾[الروم: ۳]. «در نزدیکترین سرزمین. و آنان پس از شکستشان پیروز خواهند شد».
﴿فِي بِضۡعِ سِنِينَۗ لِلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ مِن قَبۡلُ وَمِنۢ بَعۡدُۚ وَيَوۡمَئِذٖ يَفۡرَحُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ٤﴾[الروم: ۴]. «در مدت چند سالی. پیش از این و پس از این فرمان از آن خداست، و آن روز مؤمنان شادمان میشوند».
﴿بِنَصۡرِ ٱللَّهِۚ يَنصُرُ مَن يَشَآءُۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ٥﴾[الروم: ۵]. «به یاری خدا. هرکس را که بخواهد یاری میکند و او توانای مهربان است».
﴿وَعۡدَ ٱللَّهِۖ لَا يُخۡلِفُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُۥ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٦﴾[الروم: ۶]. «(این) وعدۀ خداست، خداوند وعدهاش را خلاف نمیکند ولی بیشتر مردم نمیدانند».
﴿يَعۡلَمُونَ ظَٰهِرٗا مِّنَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَهُمۡ عَنِ ٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ غَٰفِلُونَ٧﴾[الروم: ۷]. «از زندگانی دنیا تنها ظاهر را میدانند و از آخرت بیخبرند».
فارس و روم در آن زمان قدرتمندترین دولتهای روی زمین بودند و چون رقیب یکدیگر بودند و جنگهایی میان آنها در میگرفت. فارسها مشرک و آتش پرست و رومیها اهل کتاب بودند و به تورات و انجیل نسبت داده میشدند، و آنها از فارسها به مسلمانان نزدیکتر بودند. بنابراین، مسلمنان دوست داشتند که آنها بر فارسها پیروز شوند، و مشرکین از آنجا که در شرک با فارسها اشتراک داشتند دوست داشتند فارسها رومیان را شکست دهند و بر آنها پیروز شوند. پس فارسها بر رومیها پیروز گردیدند اما همهی سلطنت آنان را نتوانستند تصرف کنند، بلکه آن بخشط از سرزمین آنها را تصرف کردند که به سرزمین فارسها نزدیکتر بود. بنابراین، مشرکین مکه خوشحال شدند و مسلمانان اندوهگین گشتند. پس خداوند به آنها خبر داد و آنان را وعده داد که به زودی رومیان فارسها را شکست خواهند داد و بر آنان پیروز خواهند شد.
﴿فِي بِضۡعِ سِنِينَ﴾در مدئت چند سالی. منظور نه، هشت، هفت، و... است. «بضع» عددی است که از ده بیشتر نیست و از سه کمتر نمیباشد. و پیروزی فارس بر روم و سپس پیروزی روم بر فارس به خواست خداوند بود. از این رو فرمود: ﴿لِلَّهِ ٱلۡأَمۡرُ مِن قَبۡلُ وَمِنۢ بَعۡدُ﴾همه چیز در دست خدا و به فرمان اوست چه قبل از این که رومیان شکست خوردند و چه بعداز این که پیروز شدند.
پس پیروزی و چیره شدن فقط به خاطر اسباب نیست، بلکه باید در کنار اسباب قضا و تقدیر الهی نیز بر آن رفته باشد. ﴿وَيَوۡمَئِذٖ يَفۡرَحُ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ٤ بِنَصۡرِ ٱللَّهِۚ يَنصُرُ مَن يَشَآءُ﴾و روزی که رومیان بر فارسها پیروز میشوند و آنها را شکست میدهند مؤمنان به یاری خداوند شادمان میشوند و خداوند هر کس را که بخواهد یاری میدهد. یعنی از اینکه رومیها بر فارسها پیروز میشوند خوشحال میگردند گر چه هر دو گروه کافرند ولی برخی شرها از برخی دیگر سبکتر و خفیفتر است. و در آن روز مشرکین اندوهگین خواهند شد. ﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾و او تواناست و بر همۀ آفریدهها چیره میباشد: ﴿تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُ﴾[آل عمران: ۲۶]. «فرمانروایی را به هرکس که بخواهی میدهی، و فرمانروایی را از هرکس که بخواهی میگیری». و هرکس را که بخواهی عزت میدهی و هرکس را که بخواهی خوار مینمایی. ﴿ٱلرَّحِيمُ﴾و نسبت به بندگان مؤمن خود مهربان است، چون برای آنها اسباب بیشماری فراهم آورده که آنان را سعادتمند و یاری مینماید.
﴿وَعۡدَ ٱللَّهِۖ لَا يُخۡلِفُ ٱللَّهُ وَعۡدَهُ﴾این وعدهای است که خداوند داده است و خدا وعدهاش را خلاف نمیکند. پس یقین کنید و بدانید که باید این وعده تحقیق یابد.
وقتی این آیات نازل شدند کمه در آن این وعده داده شده بود، مسلمانان آنرا تصدیق کردند و مشرکین به آن کفر ورزیدند تا جایی که بعضی مسلمانها با بعضی از کافران در این باره برای مدت چند سالی مشخص شرط گذاشتند. سرانجام زمانی فرا رسید که خداوند مقرر کرده بود و رومیها بر فارسها پیروز شدند و فارسها را از شهرهایی که تصرف کرده بودند بیرون راندند و وعدۀ خدا تحقق یافت. و این از امور غیبی است که خداوند قبل از اتفاق افتادنش از آن خبر داده بود و در زمان مسلمانها و مشرکانی که خداوند آنها را از این ماجرا خبر داده بود اتفاق افتاد. ﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾ولی بیشتر مردم نمیدانند که آنچه خداوند وعده دادهاست حق میباشد. بنابراین، گروهی از آنها یافت میشوند که وعده و آیات او را تکذیب میکنند و اینها کسانی هستند که از اسرار و سرانجام کارها خبر ندارند.
﴿يَعۡلَمُونَ ظَٰهِرٗا مِّنَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾آنها فقط ظاهر زندگی دنیا را میدانند و به اسباب مینگرند و به وقوع کاری که به نظر آنان سبب رخ دادنش فراهم شده است یقین پیدا میکنند و کاری را که اسباب به وجود آورندهاش مشهود نیست باور ندارند. پس آنها اسباب را مینگرند و به آفرینندۀ اسباب که در آن تصرف مینماید نگاه نمیکنند.
﴿وَهُمۡ عَنِ ٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ غَٰفِلُونَ﴾و آنان از آخرت بیخبرند و دلها و خواستهها و ارادههایشان به سوی دنیا و شهوتها و کالاهای آن است، از این رو بر ای آن تلاش مینمایند و به آن روی میآورند و از آخرت بیخبرند و به آن پشت میکنند. پس نه به بهشت علاقهمند هستند و نه از جهنم میترسند و نه از ایستادن و قرار گرفتن در پیشگاه خدا و دیدار با او ترسی دارند. و این نشانۀ شقاوت و علامت غفلت از آخرت است.
عجیب اینجاست که بسیاری از این مردم در امور دنیا چنان هوشیار و زرنگ هستند که عقلها و خردها را به تحیر وا میدارند. پیشرفتهای شگفتی که در زمینۀ مسایل هستهای و الکترونیکی و ساختن کشتیها و انواع ماشینها و هواپیماها حاصل شده بسیار جای تعجب و اندیشه است، چرا که در این میدان پیشرفت چشمگیری داشتهاند و به خرد و عقل خود میبالند و دیگران را از آنچه که خداوند به آنها ارزانی داشته است ناتوان میبینند و با نگاه تحقیرآمیز به آنان مینگرند.
درحالیکه آنها در امر دین از ابلهترین مردمان بوده و بیش از همه از آخرت بیخبر هستند و از سرانجام بد خویش آگاهی ندارند و شناخت آنها نسبت به سرانجام کارشان بسیار کم است.
و صاحبان بینش آنان را میبینند که در جهالت خود سرگشته و در گمراهیشان حیراناند و در باطل خود پیش میروند. خدا را فراموش کردند پس خداوند نیز آنها را از (حال) خودشان فراموش گردانید و ایشان فاسقانند.
سپس اگر به افکار و اندیشههای ظریف و دقیقی که خداوند در امور دنیا و ظاهر آن به آنها بخشیده است نگاه کنند، و محرومیت خود از عقل متعالی را بنگرند خواهند دانست که همهچیز بندگان در دست خداست، و کسی که هدایت شده است به توفیق او بوده و اوست که مردم را خوار مینماید. (و اگر کمی اندیشه میکردند) از پروردگارشان میترسیدند و از او میخواستند تا به آنها نور عقل و ایمان عطا کند تا به او برسند و در راه او گام بردارند و خداوند هم آنان را به خواستههایشان میرساند. و اگر این چیزها با ایمان همراه باشد و این پیشرفتهای ظاهری بر ایمان مبتنی گردد نتیجۀ آن پیشرفت عالی و زندگی پاکیزه خواهد بود. اما از آنجا که بسیاری از مهارتهای فکری بر اساس بیدینی است نتیجهای جز انحطاط اخلاقی و اسباب هلاکت و نابودی دربر ندارد.
آیهی ۱۰-۸:
﴿أَوَ لَمۡ يَتَفَكَّرُواْ فِيٓ أَنفُسِهِمۗ مَّا خَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَأَجَلٖ مُّسَمّٗىۗ وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ بِلِقَآيِٕ رَبِّهِمۡ لَكَٰفِرُونَ٨﴾[الروم: ۸]. «آیا به ضمیر خود نمیاندیشند که خداوند آسمانها و زمین و آنچه را که درمیان آنهاست جز به حق و برای مدت زمان معینی نیافریده است؟! و به راستی بسیاری از مردم به ملاقات پروردگارشان باور ندارند».
﴿أَوَ لَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَانُوٓاْ أَشَدَّ مِنۡهُمۡ قُوَّةٗ وَأَثَارُواْ ٱلۡأَرۡضَ وَعَمَرُوهَآ أَكۡثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِۖ فَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيَظۡلِمَهُمۡ وَلَٰكِن كَانُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ يَظۡلِمُونَ٩﴾[الروم: ۹]. «آیا در زمین به گشت و گذار نپرداختهاند تا بنگرند سرانجام کسانی که پیش از ایشان بودهاند چگونه بوده است؟! آنان از ایشان توانمندتر بودند و زمین را بهتر کاویدند و زیرو رو کردند و آن را بیشتر از آنچه (ایشان) آباد کردهاند آباد نمودند. و پیامبرانشان با معجزهها بهسوی آنان آمدند پس خداوند بر آن نبود که بر آنان ستم کند ولی خودشان به خویشتن ستم میکردند».
﴿ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔواْ ٱلسُّوٓأَىٰٓ أَن كَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَكَانُواْ بِهَا يَسۡتَهۡزِءُونَ١٠﴾[الروم: ۱۰]. «سپس عاقبت کسانی که مرتکب کارهای بسیار زشت میشدند چنان شد که آیات خدا را دروغ انگاشتند و آنرا به باد تمسخر میگرفتند».
آیا کسانی که پیامبران خدا و لقای او را تکذیب میکنند در وجود خود نیندیشیندهاند؟! زیرا در وجود آنها نشانههایی است که به سبب آن میدانند کسی که آنان را از نیستی به وجود آورده است بعداز مردن نیز آنها را دوباره زنده خواهد کرد، و کسی که آفرینش آنها را در مراحل مختلفی قرار داده و از نطفه به خون بسته و از خون بسته به تکه گوشتی، و از تکه گوشتی آنها را به انسانی تبدیل نموده و روح را در آن دمیده و به دوران کودکی رسانده سپس او را به سن جوانی و از جوانی به پیری و از پیری به فرسودگی میرساند، شایسته نیست آنها را بیهدف رها کند و به آنها امر و نهی نکند و پاداش و کیفر ندهد؟!.
﴿مَّا خَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ﴾خداوند آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنهاست جز به حق نیافریده است. یعنی آسمانها و زمین را آفریده تا شما را بیازماید که کدامیک از شما عمل بهتری انجام میدهد.
﴿وَأَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾و بقای آسمانها و زمین تا مدت معینی است که با تمام شدن آن دنیا به پایان میرسد و قیامت برپا میشود، و زمین به زمینی دیگر و آسمانها به آسمانهایی دیگر تبدیل میگردند. ﴿وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ بِلِقَآيِٕ رَبِّهِمۡ لَكَٰفِرُونَ﴾و بسیاری از مردم به لقای پروردگارشان باور ندارند. بنابراین، برای لقا و دیدار او آمادگی ندارند و پیامبرانی را که از آن خبر دادهاند تصدیق نکردهاند، و این کفری است که دلیلی برای آن وجود ندارد. بلکه دلایل قاطعی بر رستاخیز و جزا و سزا دلالت مینمایند.
بنابراین، خداوند به آنها گوشزد کرد که در زمین به گشت و گذار بپردازند و در سرانجام کسانی که پیامبرانشان را تکذیب کردند و با فرمان آنها مخالفت نمودند بنگرند، کسانی که از اینها قدرت بیشتری داشتند و زمین را بیشتر کاویدند و زیر و رو کردند و در آن کاخها و کارخانهها ساختند و درختانی کاشتند و کشتزارهایی ایجاد نمودند و نهرهایی جاری کردند. اما وقتی پیامبرانشان با معجزههای روشنی که بر حق و صحت آنچه که با خود داشتند دلالت میکرد به نزدشان آمدند تکذیبشان کردند، پس توانمندی و قدرتشان بر ایشان کارساز نبود و کاویدنشان به آنها سودی نبخشید.
پس به آثار ایشان مینگرند و جز ملتی نابود شده و مسکنهای وحشتانگیز چیزی نمییابند و مردم همواره آنها را نکوهش و مذمت مینمایند و این سزای زود هنگام آنها در این دنیاست که مقدمهای برای کیفر و سزای آن جهان است. و ملتهایی که هلاک و نابود شدهاند خداوند بر آنها ستم نکرده است بلکه آنها خود بر خویشتن ستم نمودند و سبب هلاکت و نابودی خویش را فراهم کردند.
﴿ثُمَّ كَانَ عَٰقِبَةَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔواْ ٱلسُّوٓأَىٰٓ﴾و سرانجام کار کسانی که مرتکب کارهای بسیار زشت میشدند بدانجا کشید و ارتکاب این کارها آنان را بدانجا رساند که ﴿أَن كَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَكَانُواْ بِهَا يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به باد تمسخر گرفتند. و این کیفر کارهای بد و گناهانشان بود. و این مسخره کردن و تکذیب موجب بزرگترین کیفرها و مشکل ترین عذابها برای آنان است.
آیهی ۱۶-۱۱:
﴿ٱللَّهُ يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ ثُمَّ إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ١١﴾[الروم: ۱۱]. «خداوند آفرینش را آغاز میکند سپس آنرا دوباره برمیگرداند آنگاه به سوی او بازگردانده میشوید».
﴿وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يُبۡلِسُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ١٢﴾[الروم: ۱۲]. «و روزیکه قیامت برپا میشود گناهکاران ناامید و سرگردان میگردند».
﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَآئِهِمۡ شُفَعَٰٓؤُاْ وَكَانُواْ بِشُرَكَآئِهِمۡ كَٰفِرِينَ١٣﴾[الروم: ۱۳]. «وآنان از شریکانشان هیچ شفاعت کنندهای نخواهند داشت و به شریکانشان کافر خواهند بود».
﴿وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يَوۡمَئِذٖ يَتَفَرَّقُونَ١٤﴾[الروم: ۱۴]. «و روزیکه قیامت برپا میشود در آن روز پراکنده میگردند».
﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَهُمۡ فِي رَوۡضَةٖ يُحۡبَرُونَ١٥﴾[الروم: ۱۵]. «اما کسانیکه ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند در باغ(های) بهشت مالامال از شادی و سرور میگردند».
﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِنَا وَلِقَآيِٕ ٱلۡأٓخِرَةِ فَأُوْلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ١٦﴾[الروم: ۱۶]. «و اما آنان که کفر ورزیدند و آیات ما و لقای آخرت را تکذیب کردند آنان در عذاب احضار خواهند شد».
خداوند متعال خبر میدهد که او به تنهایی آفرینش مخلوقات را آغاز میکند سپس آنها را زنده میگرداند سپس به سوی او باز گردانده میشوند تا آنها را به سبب کارهایشان جزا و سزا بدهد. بنابراین، جزای اهل شر را بیان کرد سپس جزای اهل خیر را ذکر نمود و فرمود: ﴿وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾و روزی که قیامت برپا میشود و مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان حاضر میگردند و قیامت را آشکارا مشاهده میکنند، در آن روز، ﴿يُبۡلِسُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾بزهکاران و گناهکاران از هر خیری ناامید میگردند چون آنها برای این روز جز کیفر و شرک و گناه پیش نفرستادهاند و آن را با چیزی از اسباب پاداش نیامیختهاند پس ناامید و درمانده میشوند. و دروغی که میبافتند و میگفتند شریکان و معبودانمان به ما فایده خواهند داد و برایمان شفاعت خواهند کرد از آنها ناپدید میگردد.
بنابراین، فرمود: ﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَآئِهِمۡ شُفَعَٰٓؤُاْ وَكَانُواْ بِشُرَكَآئِهِمۡ كَٰفِرِينَ١٣﴾و از شریکان و انبازهایی که برای خدا قرار میدادند و آنها را همراه خدا پرستش میکردند شفاعت کنندهای نخواهند داشت و از آنها بیزاری میجویند و منکر الوهیت و شراکت آنها خواهند شد. و مشرکان از کسانی که شریک خدا قرار میدادند بیزاری میجویند و عبادت شوندگان نیز بیزاری جسته و میگویند: [القصص: ۶۳]. ﴿تَبَرَّأۡنَآ إِلَيۡكَۖ مَا كَانُوٓاْ إِيَّانَا يَعۡبُدُونَ﴾[القصص: ۶۳]. «از اینها بیزار هستیم! اینان ما را پرستش نمیکردند»، و همدیگر را نفرین میکنند و از یکدیگر دوری میجویند و در این روز نیکوکاران و بدکاران از هم جدا خواهند شد همانگونه که در دنیا کارهایشان از هم جدا بود.
﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، یعنی با دلهای خود ایمان آورده و با انجام کارهای شایسته صداقت ایمان خود را نشان داداند، ﴿فَهُمۡ فِي رَوۡضَةٖ﴾آنان در باغی هستند که در آن انواع گیاهان و اقسام چیزهای شادی آور وجود دارد. ﴿يُحۡبَرُونَ﴾شادمان و خوشحال میشوند و از خوردنیهای لذیذ و نوشیدنیهای گوارا و حورهای زیبا و خدمتگزاران و صداهای دلانگیز و شادی آور و منظرههای زیبا و بوهای خوش مسرورند و شادی و لذت و خوشحالی آنها به اندازهای است که قابل توصیف نیست.
﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِنَا﴾و اما کسانی که کفر ورزیدند و نعمتهای خدا را انکار کرده و در مقابل آن ناسپاسی نمودند و آیات ما را که پیامبرانمان آورده بودند تکذیب کردند، ﴿فَأُوْلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ﴾ایشان به عذاب گرفتار میآیند و جهنم از همه سو آنها را احاطه مینماید و عذاب دردناک بر دلهایشان فرو میرود، و آتش چهرههایشان را کباب میکند و رودههایشان را قطع مینماید. پس این گروه کجا و آن گروه کجا! نعمت دادهشدگان کجا و عذاب شوندگان کجا؟!.
آیهی ۱۹- ۱۷:
﴿فَسُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ حِينَ تُمۡسُونَ وَحِينَ تُصۡبِحُونَ١٧﴾[الروم: ۱۷]. «پس در شامگاهان و صبحگاهان خدا را به پاکی یاد کنید».
﴿وَلَهُ ٱلۡحَمۡدُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَعَشِيّٗا وَحِينَ تُظۡهِرُونَ١٨﴾[الروم: ۱۸]. «و در آسمانها و زمین و به هنگام عصر و زمانی که به دم ظهر رسیدهاید خدای را ستایش نمایید».
﴿يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ وَيُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّ وَيُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَاۚ وَكَذَٰلِكَ تُخۡرَجُونَ١٩﴾[الروم: ۱۹]. «زنده را از مرده و مرده را از زنده برمیآورد و زمین را پس از پژمرده شدنش زنده میسازد، و بدینسان (در روز قیامت از قبرها) بیرون آورده میشوید».
در اینجا خداوند از پاک و منزه بودن خویش از هر نوع نقص و بدی خبر داده و میفرماید او منزه و پاک است از این که یکی از مخلوقات همانند او باشد، و بندگان را فرمان میدهد تا او را به هنگام غروب و صبح و شامگاهان و به هنگام ظهر به پاکی یاد کنند. و این اوقات پنجگانه که اوقات نمازهای پنجگانه است خداوند بندگانش را فرمان داده که در این اوقات پاکی و ستایش او را بگویند. و این فرمان، هم شامل تسبیح و ستایش واجب - از قبیل نمازهای پنجگانه که مشتمل بر این تسبیح و ستایش است - و هم شامل تسبیح و ستایش مستحب است مانند اذکار صبح و شام و ذکرهایی که بعداز نمازهای واجب خوانده میشود، و نمازهاس سنتی که به مناسبت نمازهای واجب خوانده میشوند و مشتمل بر تسبیح و ستایش میباشند. چون این وقتها که خداوند برای انجام نمازهای فرض تعیین نموده بهترین اوقات هستند، پس تسبیح و ستایش خدا و عبادت او در این وقتها از دیگر اوقات بهتر است. و عبادت گرچه شامل گفتن «سبحان الله» در آن هم نشود اما چنانچه با اخلاص انجام گیرد عملاً خداوند از اینکه شریکی در عبادت داشته باشد پاک قرار داده میشود، و منزه میگردد از اینکه کسی درمیان مخلوقاتش شایستگی آنرا داشته باشد که اخلاص و انابتی برای او انجام شود.
﴿يُخۡرِجُ ٱلۡحَيَّ مِنَ ٱلۡمَيِّتِ﴾زنده را از مرده بیرون میآورد، همانطور که گیاهان را از زمین مرده بیرون میآورد و خوشه را از دانه، و درخت را از هسته، و جوجه را از تخم و مؤمن را از کافر بیرون میآورد.
﴿وَيُخۡرِجُ ٱلۡمَيِّتَ مِنَ ٱلۡحَيِّ﴾و برعکس، مرده را از زنده بیرون میآورد. ﴿وَيُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَا﴾و زمین را پس از پژمرده شدنش زنده و خرم میسازد و بر آن باران فرو میفرستد در حالی که مرده و خشک است، پس وقتی که آب بر آن نازل شد تکان میخورد و گیاهان زیبایی میرویاند، ﴿وَكَذَٰلِكَ تُخۡرَجُونَ﴾و اینگونه شما از قبرهایتان بیرون آورده میشوید.
پس این دلیل قاطع و روشنی است بر اینکه خداوندی که زمین را پس از مرده بودنش زنده مینماید، مردگان را نیز این چنین زنده میکند. و از نظر عقلی این دو کار تفاوتی باهم ندارند و با مشاهده نمودن یکی، دیگری هم ممکن به نظر میرسد.
آیهی ۲۱-۲۰:
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ إِذَآ أَنتُم بَشَرٞ تَنتَشِرُونَ٢٠﴾[الروم: ۲۰]. «و از نشانههای خدا این است که شما را از خاک آفرید سپس شما مردمانی هستید که در زمین پراکنده میشوید».
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا لِّتَسۡكُنُوٓاْ إِلَيۡهَا وَجَعَلَ بَيۡنَكُم مَّوَدَّةٗ وَرَحۡمَةًۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ٢١﴾[الروم: ۲۱]. «و از نشانههایش آن است که از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنار آنان بیارامید و درمیانتان دوستی و مهربانی مقرر داشت، بیگمان در این نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند».
در اینجا خداوند به بر شمردن نشانههایش میپردازد که بر یگانگی در عبادت او و کمال عظمت و نفوذ مشیت، و قوت اقتدارش، و آفرینش زیبا و گستردگی رحمت و احسانش دلالت مینمایند. پس فرمود: ﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ﴾یکی از نشانههای خدا این است که شما را از خاک آفرید، چرا که آدم پدر بشر را از خاک آفرید.
﴿ثُمَّ إِذَآ أَنتُم بَشَرٞ تَنتَشِرُونَ﴾سپس شما مردمانی هستید که در زمین پراکنده میشوید. پس کسی که شما را از خاک آفرید و شما را در گوشههای زمین پراکنده ساخت پروردگاری است که باید عبادت شود و فرمانروایی است ستودنی و مهربان که شما را پس از مرگ زنده میگرداند.
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِ﴾و از جمله نشانههای خدا که بر حکمت بزرگ و علم فراگیر و رحمت و عنایت و افرهاش نسبت به بندگانش دلالت مینماید این است که، ﴿أَنۡ خَلَقَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا﴾برای شما از جنس خودتان همسرانی متناسب با شما آفرید که همسان و همگون شما میباشند.
﴿لِّتَسۡكُنُوٓاْ إِلَيۡهَا وَجَعَلَ بَيۡنَكُم مَّوَدَّةٗ وَرَحۡمَةً﴾تا در کنار آنان بیارامید، و درمیان شما محبت و دوستی انداخت و در ازدواج و پیوندتان عواملی را مقرر نمود که محبت و و دوستی شما را فراهم میآورد.
پس زن و مرد در قالب ازدواج از همدیگر لذت میبرند و با برخورداری از فرزندان و تربیت آنها بهرهمند میشوند و شوهر در کنار زن آرام میگیرد. پس دوستی و مودتی که در بین زن و شوهر است در میان هیچ گروه دیگری یافت نمیشود. ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾بدون شک در این برای گروهی که میاندیشند و در آیات خدا تدبر مینمایند و از چیزی به چیزی دیگر راهیاب میشوند نشانه و پندهایی است.
آیهی ۲۲:
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦ خَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفُ أَلۡسِنَتِكُمۡ وَأَلۡوَٰنِكُمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّلۡعَٰلِمِينَ٢٢﴾[الروم: ۲۲]. «و از نشانههای خدا آفرینش آسمانها و زمین و مختلف بودن زبانها و رنگهای شماست، و بیگمان در این برای دانشوران نشانههایی (عبرتانگیز) است».
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦ خَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾و از زمرۀ نشانههای خدا آفرینش آسمانها و زمین و آفریدههایی است که درمیان آسمان و زمین قرار دارند و این بر عظمت فرمانروایی خدا و کمال اقتدار او دلالت مینماید، خداوندی که این مخلوقات بزرگ را به وجود آورده و اتقان صنعت زیبایش بر کمال حکمت او دلالت مینماید. و نشانۀ گستردگی دانش اوست، چون آفریننده باید به آنچه که آفریده است آگاه باشد. ﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ﴾[الملک: ۱۴]. آیا کسی که همه چیز را آفریده است احوالات آنان را نمیداند؟! نیز بر رحمت و فضل فراگیر او دلالت مینماید، چون در اینها منافع بزرگی است. و بر این دلالت میکند که او هرچیزی را اراده کند انجام میدهد و هرچیزی را که بخواهد برمیگزیند، چون این آفریدهها ویژگیها و مزایای فراوانی دارند. و او یکتا و یگانه و سزاوار این است که به تنهایی مورد پرستش قرار گیرد چون او به تنهایی آفرینش را انجام داده است، پس نباید هیچکسی در عبادت شریک او قرار داده شود. خداوند عقلها را به این دلایل رهنمون ساخته و به اندیشیدن در آن و پند گرفتن از آن فرمان دادهاست.
﴿وَٱخۡتِلَٰفُ أَلۡسِنَتِكُمۡ وَأَلۡوَٰنِكُمۡ﴾و نیز مختلف بودن زبانها و رنگهای شما از نشانههایی است که بر قدرت و عظمت او دلالت میکند، زیرا این همه انسان هرکدام رنگی دارد، و با اینکه همه انسان میباشید و مخارج حروف شما یکی است اما زبانهایتان با هم فرق میکند و دو صدا که همانند هم باشند یا دو چهره که از هر جهت شبیه یکدیگر باشند یافت نمیشود. ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّلۡعَٰلِمِينَ﴾و در این نشانههایی است برای دانشوران و اهل علم، آنهایی که پند میپذیرند و در نشانهها تدبر میکنند. و این نشانهها بر کمال قدرت خدا و نفوذ مشیّت او دلالت مینمایند. و از جمله عنات خدا به بندگانش این است که این فرق و تفاوت را درمیان مخلوفات به وجود آورده تا مشابهتی نداشته باشند که باعث اضطراب و آشفتگی گردد و بسیاری از خواستهها و اهداف از دست رود.
آیهی ۲۳:
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦ مَنَامُكُم بِٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَٱبۡتِغَآؤُكُم مِّن فَضۡلِهِۦٓۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَسۡمَعُونَ٢٣﴾[الروم: ۲۳]. «و از نشانههای خدا خواب شما در شب و روز است و تلاش و کوششتان برای بهرهمندی از فضل خدا. بیگمان در این (امر) برای گروهی که گوش شنوا دارند عبرتها و نشانههایی است».
﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَسۡمَعُونَ﴾به درستی در این امر برای کسانی که گوش شنوا دارند و با تدبر و تعقل در آیات خدا میاندیشند عبرتها و نشانههایی است. همچنین دلیلی است بر رحمت خداوند متعال. همانگونه که میفرماید: ﴿وَمِن رَّحۡمَتِهِۦ جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ لِتَسۡكُنُواْ فِيهِ وَلِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٧٣﴾[القصص: ۷۳]. «و از رحمت او این است که شب و روز را برای شما بیافرید تا در آن آرام گیرید و فضل او را بجویید و تا سپاس گزارید». و این بر کمال حکمت خداوند دلالت مینماید چون حکمت او اقتضاء نموده تا آفریدهها در یک وقت آرامگیرند و استراحت کنند. و حکمت او اقتضا کرده است تا در یک وقت برای تحصیل منافع دینی و دنیوی خود پراکنده شوند و این جز با گردش شب و روز تحقق نمییابد. و کسی که به تنهایی چنین نظامی را پدید آورده، شایسته است که به تنهایی پرستش شود.
آیهی ۲۴:
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦ يُرِيكُمُ ٱلۡبَرۡقَ خَوۡفٗا وَطَمَعٗا وَيُنَزِّلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَيُحۡيِۦ بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَآۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ٢٤﴾[الروم: ۲۴]. «و از نشانههای اوست که برق را که هم باعث ترس و مایۀ امید است به شما مینمایاند، و از آسمان آبی نازل میکند آنگاه زمین را پس از پژمرده شدنش زنده میگرداند. بیگمان در این (امر) برای گروهی که خرد میورزند نشانهها (و مایههای عبرت) است».
از جملۀ نشانههای خدا این است که باران را بر شما فرو میفرستد که به وسیلۀ آن سرزمینها آباد میشوند و بندگان حیات مییابند و قبل از نزول باران، مقدماتش را از قبیل رعد و برق که مردم از آن میترسند و نیز مایۀ امید است، به شما نشان میدهد.
﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ﴾بدون شک در این نشانههایی است که بر فراگیر بودن احسان او و گستردگی دانش و کمال اتقان و حمکت بزرگش دلالت مینماید.
نیز دال بر این است که خداوند مردگان را زنده مینماید همانگونه که زمین را پس از مردنش زنده میکند. ﴿لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾برای گروهی که عقل خود را به کار میگیرند و در آنچه که میشنوند و میبینند تدبر کرده و آن را به خاطر میسپارند و از آن بر وجود آفرینندهاش استدلال میکنند.
آیهی ۲۷-۲۵:
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَن تَقُومَ ٱلسَّمَآءُ وَٱلۡأَرۡضُ بِأَمۡرِهِۦۚ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمۡ دَعۡوَةٗ مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ إِذَآ أَنتُمۡ تَخۡرُجُونَ٢٥﴾[الروم: ۲۵]. «و از نشانههای اوست که آسمان و زمین به فرمان او برپاست. سپس وقتی شما را از زمین با ندایی فرا میخواند ناگهان شما برانگیخته میشوید».
﴿وَلَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ كُلّٞ لَّهُۥ قَٰنِتُونَ٢٦﴾[الروم: ۲۶]. «و هرآنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست و جملگی فرمانبردار او هستند».
﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِۚ وَلَهُ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٢٧﴾[الروم: ۲۷]. «و اوست که آفرینش را آغاز میکند سپس آنرا باز میگرداند، و آن برایش آسانتر است، و بالاترین مثل در آسمانها و زمین از آن اوست و او توانای باحکمت است».
از نشانههای بزرگ خدا یکی این است که آسمان و زمین به فرمان او برقرار و پابرجا هستند و تکان نمیخورند و آسمان بر زمین نمیافتد. پس قدرت او آن قدر گسترده است که آسمانها و زمین را نگاه داشته و نمیگذارد که از مدار خود خارج شوند. و با همان قدرت بیکرانش مردم را با صدایی از زمین فرا میخواند که ناگهان بیرون میآیند. ﴿لَخَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ أَكۡبَرُ مِنۡ خَلۡقِ ٱلنَّاسِ﴾[غافر: ۵۷]. «بدون شک آفرینش آسمانها و زمین از آفریدن مردم بزرگتر است».
﴿وَلَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾و همۀ آنچه که در آسمانها و زمین است آفریده و مملوک اویند و در آنها تصرف مینماید بدون اینکه رقیب و مخالفی داشته باشد، و بدون اینکه یاور و مددکاری داشته باشد. و جملگی در برابر شکوه و کمال او فروتن و فرمانبردار هستند.
﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِ﴾و اوست که آفرینش را آغاز میکند و سپس آن را باز میگرداند و باز گرداندن و زنده نمودن مردم پس از مرگشان برای او از آفرینش آغازین آنها آسانتر است. و این صرفاً برای پذیرش و فهم اذهان و عقلهای ما است، (چرا که برای خدا آسان و آسانتری متصور نیست). پس، از آنجا که آفرینش نخستین از آن خدا میباشد و شما به این حقیقت اعتراف میکنید، آفرین دوباره را که آسانتر است به طریق اولی انجام میدهد.
پس از آنکه خداوند متعال نشانههای بزرگی را بیان کرد که مایۀ عبرت پند آموزان است و مؤمنان از آن پند میگیرند و راه یافتگان با آن راهیاب میشوند، یک مطلب مهم را متذکر شد و فرمود: ﴿وَلَهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾بالاترین وصف در آسمانها و زمین از آن خداست و آن برخوردار از تمام صفات کمال و انابت کامل و محبتی است که در دلهای بندگان مخلص است، بندگانی که او را یاد میکنند و به عبادتش میپردازند. و مثل اعلی، وصف والای او و هر آنچه که بر آن مترتب گردد، میباشد. بنابراین اهل علم در مورد خداوند قیاس اولی را به کار میگیرند و میگویند هر صفت کمالی که در میان مخلوقات وجود دارد خالق نیز به اتصاف به آن سزاوارتر است. به گونهای که کسی با او در آن مشارکت ندارد. و هر نقص و کمبودی که مخلوق از آن پاک قرار داده شود آفریننده به طریق اولی از آن منزّهتر است. ﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾و او دارای توانایی کامل و حکمت گسترده است. پس او با تواناییاش آفریدهها را به وجود آورده است و با حکمت خویش آفرینش هر چیزی را نیک و محکم نموده و بهترین نظم را در آن مقرر داشته است.
آیهی ۲۹-۲۸:
﴿ضَرَبَ لَكُم مَّثَلٗا مِّنۡ أَنفُسِكُمۡۖ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُم مِّن شُرَكَآءَ فِي مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ فَأَنتُمۡ فِيهِ سَوَآءٞ تَخَافُونَهُمۡ كَخِيفَتِكُمۡ أَنفُسَكُمۡۚ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ لِقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ٢٨﴾[الروم: ۲۸]. «خداوند برایتان از حال خودتان مثلی میزند، آیا بردگانتان در آنچه روزی شما نمودهایم شریکتان میباشند بدانگونه که شما و ایشان هردو در آن یکسان و برابر باشید و همچنان که شما (آزادگان) از یکدیگر میترسید از بندگان هم بیمناک باشید؟! اینگونه نشانهها را برای گروهی که خرد میورزند به روشنی بیان میکنیم».
﴿بَلِ ٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ أَهۡوَآءَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٖۖ فَمَن يَهۡدِي مَنۡ أَضَلَّ ٱللَّهُۖ وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ٢٩﴾[الروم: ۲۹]. «بلکه ستمکاران بیهیچ دانشی از خواستههای خود پیروی کردند، پس کسی را که خداوند گمراه کرده است چه کسی هدایت میکند؟ و ایشان یاورانی ندارند».
این مثالی است که خداوند برای بیان زشتی شرک زده است، مثالی که از اوضاع و احوال خود شما برگرفته شده است، و نیازی ندارد که به جایی دیگر برویم و از آنجا مثالی نقل کنیم. ﴿هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُم مِّن شُرَكَآءَ فِي مَا رَزَقۡنَٰكُمۡ﴾آیا بردگانتان در آنچه روزی شما نمودهایم شریک شما میباشند؟! یعنی آیا یکی از بردگان و کنیزانتان در روزیتان شریک شماست و با شما در آن برابر است؟! ﴿تَخَافُونَهُمۡ كَخِيفَتِكُمۡ أَنفُسَكُمۡ﴾و آنچنان که از آزادگانی که شریکتان هستند و ترس آن را دارید که سهم شما را مورد دستبرد قرار دهند از بندگان هم بیمناک میباشید و آنان را نیز همانگونه قرار میدهید؟!.
چنین نیست، زیرا هیچیک از بردگان شما در آنچه خداوند به شما روزی داده است شریک شما نمیباشند، این در حالی است که شما آنها را نیافریدهاید و به آنان روزی نمیدهید، و آنها نیز مانند شما تحت تصرف و اختیار خداوند میباشند. پس چگونه شما میپسندید که برای خداوند کسی از آفریدههایش را شریک و آنرا به منزلۀ او قرار دهید و همانند خدا او را پرستش کنید درحالیکه شما نمیپسندید بردگانتان با شما برابر باشند؟ و این از شگفت انگیزترین چیزهاست و بیش از همه چیز بر بیخردی کسی که برای خداوند شریکی قرار دادهاست دلالت مینماید. نیز نشانۀ آن است که آنچه او با خدا شریک قرار داده باطل و نابود شدنی است و با خداوند برابر نمیباشد و سزاوار کوچکترین عبادتی نیست. ﴿كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾اینگونه با توضیح نشانهها و زدن مثالها آن را به روشنی بیان میکنیم، ﴿لِقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ﴾برای گروهی که حقایق را میفهمند و میشناسند. و اما کسی که نمیفهمد هرچند که نشانهها برای او به روشنی بیان شود (متأسفانه) فاقد عقلی است که به وسیلۀ آَن آنچه را که بیان شده است درک نماید، و خردی نخواهد داشت که آنچه توضیح داده شده است بفهمد. پس طرف سخن، خردمندان و ارباب اندیشه هستند و با آنها سخن گفته میشود.
از این مثال دانسته شد که هرکس چیزی را شریک خداوند قرار دهد و آن را عبادت کند و در کارهایش بر او توکل نماید بر حق نیست، پس چه چیزی باعث شده است که اینها به انجام کار باطل اقدام نمایند، کاری که باطل بودنش روشن و دلیل بطلان آن آشکار است؟
بنابراین، آنچه اینها را به این کار واداشته است پیروی از هوی و هوس است. از این رو فرمود: ﴿بَلِ ٱتَّبَعَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓاْ أَهۡوَآءَهُم بِغَيۡرِ عِلۡمٖ﴾بلکه ستمکاران بیهیچ دانشی از خواستههای خود و هواهای ناقص نفسانیشان که دست به دامان شدن معبودهای باطل را بدون هیچ دلیلی برای آنان آراسته بود تبعیت کردند، در حالی که فساد و باطل بودن آن امری یقینی است و عقل و فطرت آن را نمیپذیرد. ﴿فَمَن يَهۡدِي مَنۡ أَضَلَّ ٱللَّهُ﴾بنابراین، از هدایت نشدن آنها تعجب نکنید، زیرا خداوند آنها را به سبب ظلم و ستمشان گمراه کرده است، و کسی را که خداوند گمراه نماید راهی برای هدایت و راهیاب شدنش نیست، چون هیچکس توان مخالفت با خداوند را ندارد و کسی نمیتواند در پادشاهی او با وی به نزاع بپردازد. ﴿وَمَا لَهُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾و آنها هیچ یاورانی ندارند که وقتی عذاب آنها را فراگرفت آنانرا یاری نمایند.
آیهی ۳۲-۳۰:
﴿فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفٗاۚ فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَاۚ لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٣٠﴾[الروم: ۳۰]. «روی خود را با حقگرایی تمام به سوی دین بگردان، با همان سرشتی که خداوند مردمان را بر آن سرشته است. آفرینش خداوند دگرگونی نمیپذیرد. این است دین و آیین محکم و استوار ولی بیشتر مردم نمیدانند».
﴿مُنِيبِينَ إِلَيۡهِ وَٱتَّقُوهُ وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَلَا تَكُونُواْ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ٣١﴾[الروم: ۳۱]. «به سوی خدا برگردید و از او پروا بدارید و نماز را برپا دارید و از زمرۀ مشرکان نباشید».
﴿مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمۡ وَكَانُواْ شِيَعٗاۖ كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ٣٢﴾[الروم: ۳۲]. «از کسانی که دینشان را بخش بخش کرده و به دستهها و گروههای گوناگونی تقسیم شدند. هر گروهی به آنچه که نزد خود دارند خرسندند».
خداوند دستور میدهد که همۀ کارها مخلصانه برای او انجام گیرد و دینش برپا داشته شود. پس میفرماید: ﴿فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ﴾و روی خود را خالصانه متوجه دین حقیقی خدا که همان اسلام و ایمان و احسان است، بکَن، و با قلب و اراده و بدنت برای برپا داشتن آیینهای ظاهری دین مانند نماز و زکات و روزه و حج و امثال آن بپاخیز و به بر پا داشتن آن روی بیاور. همچنین با قلب و اراده و بدن خود آیینهای باطنی دین مانند محبت و بیم و امید و انابت را انجام بده. و احسان در آیینهای ظاهری و باطنی این است که خدا را چنان بپرستی که انگار او را میبینی و اگر تو او را نمیبینی وی تو را میبیند.
و خداوند به صورت ویژه گرداندن روی را بیان نمود چون متوجه شدن روی به دنبال متوجه شدن قلب است و تلاش بدنی نتیجۀ این دو امر است. بنابراین، فرمود: ﴿حَنِيفٗا﴾یعنی درحالیکه به خدای روی آورده و از غیر او روی برتافتهای. و امری که ما تو را به آن فرمان دادهایم، ﴿فِطۡرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيۡهَا﴾سرشت الهی است که مردمان را بر آن سرشته است و خوبی این امر را در عقل آنها نهاده و زشتی غیر آنرا در خرد و سرشت آنها گنجانده است. گرایش و میل داشتن به همۀ آیینهای ظاهری و باطنی خداوند چیزی است که خداوند آنرا در دلهای مردم قرار داده، و این حقیقت فطرت است. و هرکسی که از این اصل بیرون رود به خاطر عارضهای است که بر فطرت او عارض گشته و آنرا فاسد کرده است. همانگونه که پیامبرصفرموده است: «كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ فَأَبَوَاهُ يُهَوِّدَانِهِ وَيُنَصِّرَانِهِ وَيُمَجِّسَانِهِ». «هر فرزندی بر فطرت (دین اسلام) به دنیا میآید، پس پدر و مادرش او را یهودی میکنند یا او را نصرانی میگردانند یا او را مجوسی مینمایند».
﴿لَا تَبۡدِيلَ لِخَلۡقِ ٱللَّهِ﴾هیچکس نمیتواند آفرینش خداوند را تغییر داده و آنرا برخلاف صورتگری خداوند بگرداند. ﴿ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ﴾آنچه تو را به آن فرمان دادیم راه راستی است که انسان را به خدا و به بهشت میرسا ند، پس هرکس با حقگرایی تمام و مخلصانهروی به دین خدا نماید راه راست را به سوی تمام آیینها و احکام دین در پیش گرفته است. ﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾ولی بیشتر مردم دین استوار و محکم را نمیشناسند و اگر هم بشناسند آنرا در پیش نمیگیرند.
﴿مُنِيبِينَ إِلَيۡهِ﴾این است تفسیر «رو نمودنِ خالصانه به آیین خدا»، زیرا انابت حقیقی انابت قلب و فراهم آمدن انگیزههای تحصیل خشنودی خداست. و این مستلزم آن است که بدن به مقتضای آنچه در قلب هست عمل نماید.
و این شامل عبادتهای ظاهری و باطنی است. و این جز با ترک گناهان ظاهری و باطنی به اتمام نمیرسد. بنابراین فرمود: ﴿وَٱتَّقُوهُ﴾و از او پروا بدارید، که شامل انجام دادن چیزی است که بدان امر شده است. همچنانکه شامل ترک کردن چیزی است که از آن نهی به عمل آمده است. و از میان چیزهایی که بدان فرمان داده شده است نماز را به طور ویژه بیان کرد و فرمود: ﴿وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ﴾و نماز را بر پا دارید، چون بر پا داشتن نماز آدمی را به توبه و تقوا فرا میخواند، همانگونه که خداوند متعال در سورۀ عنکبوت میفرماید: ﴿وَأَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَۖ إِنَّ ٱلصَّلَوٰةَ تَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِ﴾[العنکبوت: ۴۵]. «و نماز را برپایدار، بیگمان نماز (آدمی را) از زشتیها و کارهای ناشایست باز میدارد». و اینگونه نماز انسان را در مسیر پرهیزگاری کمک میکند. سپس فرمود: ﴿وَلَذِكۡرُ ٱللَّهِ أَكۡبَرُ﴾«و ذکر خداوند بزرگتر است». در اینجا بر انابت تشویق شده است.
و از میان منهیات مهمترین و اساس آنرا بیان کرد که در صورت ارتکاب آن هیچ عملی پذیرفته نمیشود و آن شرک است. پس فرمود:
﴿وَلَا تَكُونُواْ مِنَ ٱلۡمُشۡرِكِينَ﴾و از زمرۀ مشرکان مباشید، چون شریک قرار دادن برای خدا با انابت و توبه که روح آن اخلاص کامل است متضاد میباشد.
سپس حالت مشرکین را بیان کرد و آن را تقبیح نمود و فرمود: ﴿مِنَ ٱلَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمۡ﴾کسانی که دین خود را پراکنده و بخش بخش کردند با اینکه دین یک مجموعۀ غیر قابل تفکیک است.
و دین یعنی اینکه عبادت خالصانه برای خداوند یگانه انجام شود، اما اینها آن را بخش بخش کردند، برخی خورشید و ماه را پرستش کردند و برخی اولیاء و صالحان را پرستیدند، و برخی یهودی و برخی نصرانی شدند.
بنابراین، فرمود: ﴿وَكَانُواْ شِيَعٗا﴾و هر فرقهای به گروه و حزبی تبدیل شد که برای یاری کردن باطل خود تعصب میورزید و دیگران را طرد مینمود و با آنها مبارزه میکرد. ﴿كُلُّ حِزۡبِۢ بِمَا لَدَيۡهِمۡ فَرِحُونَ﴾هرگروهی به سبب اینکه دانشی مخالف با دانشهای پیامبران دارند شادمان هستند، و پیش خود چنین حکم میکنند که آنها بر حق بوده و دیگران بر باطل میباشند.
ضمناً در اینجا مسلمانها از تفرقه و گروه گروه شدن برحذر داشته شدهاند، زیرا یکی از آثار نامطلوب تفرّق این است که هر گروهی برای باطلی که بر آن قرار دارد متعصّب میشود. که در این صورت آنها در متفرق شدن با مشرکین مشابه خواهند بود، زیرا دین یکی است و پیامبر یکی است و خدا یکی است و در بیشتر امور دینی علما و ائمه با هم اجماع و اتفاق دارند. و خداوند برادری ایمانی را بسیار محکم و کاملاً برقرار داشته است. پس چرا همۀ اینها لغو شود و مسلمانان به خاطر مسایل فرعی که در آن اختلاف دارند دسته دسته شوند و یکدیگر را به خاطر آن گمراه قلمداد کنند و به خاطر این مسائل خود را از یکدیگر جدا و متمایز سازند؟! این بزرگترین دستبرد شیطان و بزرگترین هدف او است که مسلمانها به آن نزدیک شدهاند! و آیا تلاش برای متحد کردن و وحدت کلمۀ مسلمین و دور کردن تفرقهای که بر اساس این اصل باطل پدید آمده برترین جهاد در راه خدا و برترین کاری نیست که انسان را به خدا نزدیک مینماید؟!.
آیهی ۳۵-۳۳:
﴿وَإِذَا مَسَّ ٱلنَّاسَ ضُرّٞ دَعَوۡاْ رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيۡهِ ثُمَّ إِذَآ أَذَاقَهُم مِّنۡهُ رَحۡمَةً إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم بِرَبِّهِمۡ يُشۡرِكُونَ٣٣﴾[الروم: ۳۳]. «و هر زمان به مردم زیان و بلایی برسد پروردگارشان را انابتکنان بخوانند سپس چون از سوی خود رحمتی به آنان بچشاند آنگاه گروهی از آنان به پروردگارشان شرک میآورند».
﴿لِيَكۡفُرُواْ بِمَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡۚ فَتَمَتَّعُواْ فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ٣٤﴾[الروم: ۳۴]. «تا سرانجام دربارۀ آنچه که به آنان بخشیدیم ناسپاسی کنند. پس بهرهمند شوید اما خواهید دانست».
﴿أَمۡ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٗا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُواْ بِهِۦ يُشۡرِكُونَ٣٥﴾[الروم: ۳۵]. «آیا بر آنان دلیلی نازل کردهایم پس آن (دلیل) به (صحت) آنچه به او شرک میآورند سخن میگوید»؟
وقتی خداوند دستور داد تا به سوی او انابت و رجوع شود - انابتی که بدان امر شده انابتی اختیاری است که انسان در حالت سختی و رفاه و فراخی و تنگدستی به خدا روی میآورد - انابت اضطراری را نیز بیان کرد که انسان به هنگام گرفتار شدن به سختیها و مشکلات به ناچار به خداوند روی میآورد، و چون سختی و بلا از او دور شود پناه آوردن به خدا را پشت سر میاندازد، که چنین انابتی فایدهای ندارد. پس فرمود: ﴿وَإِذَا مَسَّ ٱلنَّاسَ ضُرّٞ﴾و هرگاه به مردم بیماری برسد، یا بترسند که هلاک خواهند شد، ﴿دَعَوۡاْ رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيۡهِ﴾پروردگارشان را به فریاد میخوانند و بدو پناهنده میگردند و در آن حالت آنچه را که شریک خدا قرار میدادند فراموش میکنند، چون میدانند کسی جز خداوند زیان و بلا را دور نمیکند. ﴿ثُمَّ إِذَآ أَذَاقَهُم مِّنۡهُ رَحۡمَةً﴾سپس چون خداوند از جانب خود رحمتی به آنان بچشاند و بیماریشان را شفا بخشد و ترس آنها را به امنیت تبدیل نماید، ﴿إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُم﴾آنگاه گروهی از آنان این حریم را میشکنند و چیزهایی را شریک خداوند میسازند که نه آنها را سعادتمند مینمایند و نه آنها را بدبخت میگردانند، و نه فقیرشان میکنند و نه میتوانند آ نها را ثروتمند نمایند. و همۀ اینها کفر ورزیدن به نعمتهایی است که خداوند به آنان بخشیده است که خداوند آنها را نجات داد و از سختی رهانید و مشقت را از آنان دور نمود. پس میبایست در برابر این نعمت بزرگ شکر خدا را به جای آورند و همواره و در همۀ حالات مخلصانه او را پرستش نمایند.
﴿أَمۡ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ سُلۡطَٰنٗا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُواْ بِهِۦ يُشۡرِكُونَ٣٥﴾آیا ما دلیل روشن و آشکاری برای آنان نازل کردهایم که آن دلیل به صحت آنچه به او شرک میآورند سخن میگوید و آنان را توصیه مینماید که بر شرک ورزیدن خود باقی بمانید و به شک و تردید خود ادامه دهید، چون آنچه شما بر آن هستید حق، و آنچه پیامبران آنها را به سوی آن فرا میخوانند باطل میباشد؟!.
پس آیا چنین دلیلی دارند که باعث شود تا آنها به شدت به شرک خویش تمسک بجویند؟ (نه این چنین نیست) بلکه دلایل عقلی و کتابهای آسمانی و پیامبران بزرگوار و سروران انسانیت به شدت از شرک نهی کردهاند و آدمی را از راههایی که او را به شرک میرساند برحذر داشتهاند و به فاسد بودن دین و عقل کسی که مرتکب شرک میشود حکم نمودهاند.
پس شرک ورزیدن اینها بدون حجت و دلیل است، بلکه شرک ورزیشان بر اثر تبعیت هوای نفس و تحریکات شیطانی میباشد.
آیهی ۳۷-۳۶:
﴿وَإِذَآ أَذَقۡنَا ٱلنَّاسَ رَحۡمَةٗ فَرِحُواْ بِهَاۖ وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ إِذَا هُمۡ يَقۡنَطُونَ٣٦﴾[الروم: ۳۶]. «و هرگاه به مردم رحمتی بچشانیم به آن شادمان میشوند و اگر رنج و بلایی به خاطر کارهایی که کردهاند به آنان برسد ناگاه آنان مأیوس و ناامید میگردند».
﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٣٧﴾[الروم: ۳۷]. «آیا ندیدهاند که خداوند روزی را برای هرکس که بخواهد گسترده و فراخ، و برای هرکس که بخواهد تنگ و کم میگرداند؟ بیگمان در این نشانههایی است برای کسانی که باور میدارند».
خداوند متعال خبر میدهد که طبیعت بیشتر مردم در حالت راحتی و سختی اینگونه است که اگر خداوند به آنان مرحمتی عنایت فرماید و به آنها سلامتی و توانگری و پیروزی و امثال آن ببخشد شادمان و سرمست و مغرور میشوند، و شادمانی آنها از روی شکر ورزی و افتخار نمودن به نعمت خدا نیست بلکه از روی غرور و غفلت است. ﴿وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ﴾و اگر به خاطر گناهانی که کردهاند حالتی به آنان دست دهد که آنها را رنجور و ناراحت سازد، ﴿إِذَا هُمۡ يَقۡنَطُونَ﴾فوراً به خاطر گرفتار شدن به فقر و بیماری و امثال آن ناامید میشوند، و این به خاطر نادانی و عدم شناخت آنهاست.
﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُ﴾پس چنانچه انسان بداند که خیر و شر از جانب خداست و اوست که روزی را زیاد و کم میگرداند ناامیدی او بیدلیل و بیهوده است. پس ای فرد عاقل! فقط به اسباب نگاه نکن بلکه نگاهت به سوی کسی باشد که آفریندۀ اسباب است. بنابراین فرمود: ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ﴾بیگمان در این برای اهل ایمان نشانههاست. بنابراین مؤمنان از اینکه خداوند روزی بعضی را گسترده و فراوان، و روزی برخی دیگر را کم و اندک میگرداند عبرت و پند میآموزد، و از این راه به حکمت و رحمت و بخشش خداوند پی میبرند و روزی را از او میخواهند.
آیهی ۳۹- ۳۸:
﴿فََٔاتِ ذَا ٱلۡقُرۡبَىٰ حَقَّهُۥ وَٱلۡمِسۡكِينَ وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِۚ ذَٰلِكَ خَيۡرٞ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجۡهَ ٱللَّهِۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ٣٨﴾[الروم: ۳۸]. «پس حق خویشاوندان و حق مستمندان و در راه ماندگان راه بده، این برای کسانی که خشنودی خدا را میجویند بهتر است، و آنان رستگارند».
﴿وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن رِّبٗا لِّيَرۡبُوَاْ فِيٓ أَمۡوَٰلِ ٱلنَّاسِ فَلَا يَرۡبُواْ عِندَ ٱللَّهِۖ وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن زَكَوٰةٖ تُرِيدُونَ وَجۡهَ ٱللَّهِ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُضۡعِفُونَ٣٩﴾[الروم: ۳۹]. «و آنچه به عنوان ربا میدهید تا (بهرۀ شما) در اموال مردم افزونتر گردد نزد خدا فزونی نخواهد یافت، و زکاتی را که در طلب خشنودی خداوند پرداخت میکنید اینگونه افراد دارای پاداش مضاعف خواهند بود».
پس به خویشاوندان خود بر حسب خویشاوندی و نیازشان، حق آنان را که خداوند بر تو واجب یا (مؤمنان را) بر آن تشویق نموده است بده، که نفقۀ واجب و صدقه و دادن هدیه و نیکویی نمودن و سلام کردن و بخشیدن اشتباه و چشمپوشی از لغزش جزو حقوقی است که خداوند آنها را واجب کرده یا (مؤمنان را) بر آن تشویق نموده است. همچنین به مستمندی که فقر و نیاز او را از حرکت باز داشته است آن قدر بده که نیازهای ضروری او را بر طرف نماید، و آن عبارت است از خوراک و پوشاک. ﴿وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ﴾و کسی را کمک کن که خارج از شهر و دیار خود در راه مانده و به شدت نیازمند است و مالی به همراه ندارد و درآمدی نیز ندارد که خرج سفر خود نماید. به خلاف کسی که در شهر خودش میباشد، زیرا چنین فردی حتی اگر مالی نداشته باشد غالباً شغل و کاری دارد که نیازش را برآورده نماید. بنابراین خداوند سهمیۀ بینوا و در راه مانده را در زکات مقرّر کرده است.
﴿ذَٰلِكَ خَيۡرٞ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجۡهَ ٱللَّهِ﴾کمک کردن به خویشاوند و مستمند و مسافر در راه ماند برای کسانی که منظورشان خشنودی خداوند است بهتر میباشد، و آنان پاداشی بزرگی دارند، چون از بهترین اعمال صالحی است که به موقع و خالصانه انجام میشود و فایدهاش به دیگران میرسد.
اگر فردی که کمک میکند هدفش رضای خدا نباشد این برای او خیر و برکتی دربر ندارد، گر چه برای فردی که کمک میشود مایۀ خیر و فایده است. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿لَّا خَيۡرَ فِي كَثِيرٖ مِّن نَّجۡوَىٰهُمۡ إِلَّا مَنۡ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوۡ مَعۡرُوفٍ أَوۡ إِصۡلَٰحِۢ بَيۡنَ ٱلنَّاسِ﴾[النساء: ۱۱۴]. «در بسیاری از رازگوییهایی آنان خیری نیست مگر کسی که به صدقه یا کار خوب یا اصلاح آوردن میان مردم فرمان دهد».
مفهوم آیه این است که این کارها خیر هستند چون فایدۀ آن به دیگران میرسد، اما هر کس این کارها را برای جلب خشنودی خدا بکند به او پاداش بزرگی خواهیم داد. ﴿وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾و کسانی که این کارها را برای خشنودی خداوند انجام میدهند ایشان رستگارند و به پاداش الهی دست یافته و از کیفر او نجات مییابند.
وقتی عملی را بیان نمود که منظور از آن رضای خداست نیز عملی را بیان کرد که هدف از آن مقصد دنیوی باشد. بنابراین فرمود: ﴿وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن رِّبٗا لِّيَرۡبُوَاْ فِيٓ أَمۡوَٰلِ ٱلنَّاسِ﴾و آنچه از اموال مازاد بر نیازتان که به قصد ربا میدهید تا اموالتان را افزونتر بگرداند به این صورت که آنها را میدهید تا مردم در عوض بیشتر از آن به شما بدهند، پس پاداش چنین کاری نزد خدا افزون و مضاعف نخواهد بود، چون شرط اخلاص در آن وجود ندارد. همچنین کاری که منظور از آن این باشد که مقام و جایگاه شما را در میان مردم بیشتر بالاتر ببرد و هدف از آن ریا باشد، همۀ اینها نزد خداوند افزون نمیگردد. ﴿وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن زَكَوٰةٖ تُرِيدُونَ وَجۡهَ ٱللَّهِ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُضۡعِفُونَ﴾و مالی را که به عنوان زکات میدهید و شما را از اخلاق زشت پاکیزه میگرداند و اموالتان را از بخل ورزی دور میدارد و نیاز فردی که به او داده میشود برطرف مینماید، و منظورتان از آن کسب خشنودی خداست پاداش مضاعف در بر دارد. و آنچه انفاق میکنید نزد خداوند رشد و فزونی مییابد و خداوند آن را برایتان پرورش میدهد تا زیاد شود.
و فرمودهی خداوند: ﴿وَمَآ ءَاتَيۡتُم مِّن زَكَوٰةٖ﴾دلیل است بر اینکه آنچه صدقه دهنده میدهد - چنانچه نیازمندانی موجود بودند که به او تعلق داشتند و نیاز آنان را بر طرف ننماید، یا قرضی بر عهدهی او باشد و آن را نپردازد - به عنوان زکات برای او محسوب نمیشود و خدا پاداش او را نخواهد داد. و از نظر شرع مقدم داشتن صدقه بر این دو کار مردود است. همچنانکه خداوند در رابطه با کسی که مدحش میکند میفرماید: ﴿ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ١٨﴾[اللیل: ۱۸]. «آنکس که مالش را به نیت زکات میبخشد و تا خویشتن را از گناه پاک نماید». پس صرف دادن مال، امری خیر به حساب نمیآید مگر اینکه به قصد پاک شدن از گناهان باشد.
آیهی۴۰:
﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ ثُمَّ رَزَقَكُمۡ ثُمَّ يُمِيتُكُمۡ ثُمَّ يُحۡيِيكُمۡۖ هَلۡ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَفۡعَلُ مِن ذَٰلِكُم مِّن شَيۡءٖۚ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٤٠﴾[الروم: ۴۰]. «خداوند ذاتی است که شمارا آفرید آنگاه به شما روزی داد. سپس شمارا میمیراند سپس دوباره زندهتان میکند. آیا در میان انبازهایتان کسی هست که چیزی از این (کارها) را انجام دهد؟! خدا پاک و منزّه میباشد و از آنچه شریک او میسازید بسی بالاتر است».
خداوند متعال خبر میدهد که تنها اوست شما را میآفریند و به شما روزی میدهد و شما را میمیراند و زندهتان میگرداند و هیچیک از انبازهایی که مشرکان شریک او میسازند در هیچ چیزی از این کارها با خداوند مشارکتی ندارد. پس چگونه آنها کسی را که هیچ دخل و تصرفی در این کارها ندارد شریک خداوند قرار میدهند، خدایی که به تنهایی این امور را انجام میدهد؟! پاک است و بسی والاتر و برتر از آنچه که آنها شریک او میسازند، و شرک ورزیدن آنها زیانی به خداوند نمیرساند بلکه وبال و زیان آن به خودشان برمیگردد.
آیهی ۴۱:
﴿ظَهَرَ ٱلۡفَسَادُ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ بِمَا كَسَبَتۡ أَيۡدِي ٱلنَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعۡضَ ٱلَّذِي عَمِلُواْ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ٤١﴾[الروم: ۴۱]. «فساد و تباهی به خاطر کارهایی که مردم انجام دادهاند پدیدار گشته است تا (خداوند) سزای برخی از آنچه را که کردهاند به آنان بچشاند، شاید آنان باز گردند».
تباهی و فرود آمدن آفتها در زندگی مردم و گرفتار شدنشان به بیماریها و غیره به خاطر کارهای فاسد و گناهانی است که انجام دادهاند، ﴿لِيُذِيقَهُم بَعۡضَ ٱلَّذِي عَمِلُواْ﴾تا بدانند که خداوند به خاطر اعمال و کارهایشان مجازاتشان مینماید، از این رو نمونهای از سزای اعمالشان را در دنیا به آنها نشان میدهد، ﴿لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾تا آنان از کارهایشان برگردند و احوال آنان بهبود یابد و کارشان سامان بگیرد. پس پاک است خداوندی که آزمایش او نعمتی است و کیفر او از روی فضل است و اگر خداوند کیفر همۀ کارهایی را که کردهاند در دنیا میداد هیچ موجودی روی زمین باقی نمیماند.
آیهی ۴۲:
﴿قُلۡ سِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَٱنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلُۚ كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّشۡرِكِينَ٤٢﴾[الروم: ۴۲]. «بگو: در زمین بگردید، آنگاه بنگرید که سرانجام کار پیشینیان به کجا کشیده است، بیشتر آنان مشرک بودهاند».
منظور از سیر و گردش در زمین سیاحت و تأمل و اندیشیدن قلبی در مورد سرانجام گذشتگان است. ﴿كَانَ أَكۡثَرُهُم مُّشۡرِكِينَ﴾بیشتر آنان مشرک بودند، و شما میبینید که سرانجامشان بدترین سرانجام بوده است.
چرا که عذابی سخت آنان را ریشه کن کرد، و سرانجام آنها مذمت و لعنت خلق خدا و رسوایی پی در پی و مداوم است. پس بپرهیزید از این که کارهای آنان را انجام دهید، تا با شما نیز آنگونه رفتار نشود، زیرا عدالت و حکمت الهی در هر زمان و مکانی قابل تحقق است.
آیهی ۴۵-۴۳:
﴿فَأَقِمۡ وَجۡهَكَ لِلدِّينِ ٱلۡقَيِّمِ مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِۖ يَوۡمَئِذٖ يَصَّدَّعُونَ٤٣﴾[الروم: ۴۳]. «پس روی خود را بهسوی دین درست و استوار بگردان پیش از آنکه روزی فرا رسد که برایش بازگشتی از (سوی) خداوند نیست. در آن روز (مردم) تقسیم میگردند».
﴿مَن كَفَرَ فَعَلَيۡهِ كُفۡرُهُۥۖ وَمَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِأَنفُسِهِمۡ يَمۡهَدُونَ٤٤﴾[الروم: ۴۴]. «هرکس کفرورزد کفرش به زیان خودش است و هرکس کارهای نیکو انجام دهد پس (از اکنون زمینۀ عاقبت به خیری را) برای خود مهیا میسازند».
﴿لِيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِن فَضۡلِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡكَٰفِرِينَ٤٥﴾[الروم: ۴۵]. «تا به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند از فضل خود پاداش دهد، بیگمان او کافران را دوست نمیدارد».
یعنی قلباً به برپا داشتن دین درست و راست روی بیاور، و با بدن و جسم خویش برای برپا داشتن آن بکوش. پس اوامر و نواهی آن را با جدیت و کوشش اجرا کن و وظایف ظاهری و باطنی آنرا انجام بده و زمان و زندگی و جوانیات را غنیمت بشمار، ﴿مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ﴾قبل از آن که روزی فرا رسد که برگرداندن آن روز امکان ندارد، و هیچکس امیدی ندارد که گذشتهاش را جبران نماید بلکه وقت عمل کردن تمام شده و چیزی جز سزا و جزای اعمال باقی نمانده است، و آن روز، روز قیامت است. ﴿يَوۡمَئِذٖ يَصَّدَّعُونَ﴾در آن روز مردم پراکنده میشوند تا اعمالشان را ببینند.
﴿مَن كَفَرَ فَعَلَيۡهِ كُفۡرُهُ﴾کسانی که کفرشان به زیان خودشان است و آنها کیفر مییابند و بار گناه هیچکسی بر دوش کسی دیگر گذاشته نمیشود. ﴿وَمَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا﴾و هرکس کار شایستهای انجام دهد و حقوق واجب و مستحب خدا و بندگان خدا را ادا نماید، ﴿فَلِأَنفُسِهِمۡ﴾(زمینۀ خوشبختی را) برای خودشان آماده میسازند، و برای خودشان آخرت خویش را آباد میکنند و خود را برای دست یافتن به منازل و اتاقهای بهشت آماده میکنند. با وجود این، پاداش آنها به اندازۀ کارهایشان نیست بلکه خداوند بیش از آنچه کردهاند از فضل و کرم بینهایت خویش آنان را پاداش میدهد. چون خداوند آنها را دوست دارد و هرگاه خداوند بندهای را دوست بدارد احسان فراوانی در حق او مینماید و به او بخشش زیاد عطا میکند و نعمتهای ظاهری و باطنی بدو مید هد.
و این برخلاف کافران است، و از آنجا که خداوند بر آنان خشم گرفته است و آنها را دوست ندارد آنان را کیفر و عذاب میدهد. بنابراین، فرمود: ﴿إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾همانا خداوند کافران را دوست نمیدارد.
آیهی ۴۶:
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَن يُرۡسِلَ ٱلرِّيَاحَ مُبَشِّرَٰتٖ وَلِيُذِيقَكُم مِّن رَّحۡمَتِهِۦ وَلِتَجۡرِيَ ٱلۡفُلۡكُ بِأَمۡرِهِۦ وَلِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ٤٦﴾[الروم: ۴۶]. «و از نشانههای او آن است که بادها را به عنوان مژدهرسان میفرستد تا از رحمت خود به شما بچشاند و کشتیها هم با اجازه و ارادۀ او به حرکت درآیند و تا از فضل او بجویید و سپاسگزار باشید».
از جمله نشانههایی که بر رحمت او دلالت مینماید و نشانگر آن است که مردگان را زنده میکند و او خداوند معبود و پادشاه ستوده میباشد، این است که ﴿أَن يُرۡسِلَ ٱلرِّيَاحَ مُبَشِّرَٰتٖ﴾بادها را پیش از آمدن باران به عنوان مژدهرسان میفرستد و این بادها با حرکت دادن ابرها و سپس جمع نمودن آن مژدۀ باران را میدهند و مردم قبل از آمدن باران با دیدن این حالت شادمان میشوند. ﴿وَلِيُذِيقَكُم مِّن رَّحۡمَتِهِ﴾تا از رحمت خود به شما بچشاند، پس بر شما بارانی فرو میفرستد که به وسیلۀ آن شهرها و مردم زنده میگردند و با برخوردار شدن از رحمت او میدانید که بندگان را نجات میدهد و روزیهایشان را فراهم میآورد. و آنگاه شما بیشتر به انجام دادن کارهای شایسته علاقهمند میشوید، کارهایی که دروازۀ خزانه و گنجینههای رحمت خدا را به روی شما میگشاید. ﴿وَلِتَجۡرِيَ ٱلۡفُلۡكُ بِأَمۡرِهِۦ وَلِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِ﴾و تا کشتیها به فرمان تقدیری او در دریا روان شوند و شما با پرداختن به امور زندگی و مصالحتان فضل او را بجویید. ﴿وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾و تا برای کسی که اسباب را مسخّر شما نموده و کارها را برایتان میسر کرده است سپاس گزارید. پس منظور از نعمتها همین است که در مقابل آن شکر خداوند بهجا آورده شود تا خداوند نعمت را برایتان بیشتر نماید، و نعمت شما را باقی بگذارد. اما چنانچه در مقابل نعمتها ناسپاسی و گناه انجام شود مانند کسی که در برابر نعمت الهی کفر و ناسپاسی پیشه کند و بخشش الهی را به رنج و محنت تبدیل نماید، نعمت خدا را در معرض زوال و دور شدن قرار دادهاست، و از او دور میشوند و به نزد کسی دیگر میروند.
آیهی ۴۷:
﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ رُسُلًا إِلَىٰ قَوۡمِهِمۡ فَجَآءُوهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَٱنتَقَمۡنَا مِنَ ٱلَّذِينَ أَجۡرَمُواْۖ وَكَانَ حَقًّا عَلَيۡنَا نَصۡرُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٤٧﴾[الروم: ۴۷]. «و بهراستی پیش از تو پیامبرانی را بهسوی اقوامشان فرستادهایم و آنان دلایل واضح و آشکاری برای این اقوام آوردند، پس از کسانی که گناه کردند انتقام گرفتیم، و یاری دادن مؤمنان بر عهدۀ ما بود».
﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ رُسُلًا إِلَىٰ قَوۡمِهِمۡ﴾و پیش از تو پیامبرانی را به سوی اقوامشان فرستادیم و این اقوام وقتی که توحید الهی را انکار کردند و حق را تکذیب نمودند پیامبرانشان آنها را به توحید و اخلاص و تصدیق نمودن حق، و باطل بودن کفر و گمراهی که بر آن بودند دعوت نمودند. و برایشان نشانهها و دلایل آشکار آوردند اما آنها ایمان نیاوردند و از گمراهی خود دست نکشیدند. ﴿فَٱنتَقَمۡنَا مِنَ ٱلَّذِينَ أَجۡرَمُواْ﴾پس ما از گناهکاران انتقام گرفتیم و مؤمنان را که پیروان پیامبران بودند یاری کردیم.
﴿وَكَانَ حَقًّا عَلَيۡنَا نَصۡرُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾و ما یاری کردن مؤمنان را بر خود واجب نمودیم و آن را از جملۀ حقوق معین قرار دادیم و به آن وعده دادیم، پس حتماً (این امر همچون گذشته در آینده هم) اتّفاق میافتد. بنابراین، شما ای کسانیکه محمد صرا تکذیب میکنید! اگر بر تکذیب خود باقی بمانید عذاب ما شما را فرا خواهد گرفت. ما محمد را یاری میکنیم و او را بر شما پیروز میگردانیم».
آیهی ۵۰-۴۸:
﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي يُرۡسِلُ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابٗا فَيَبۡسُطُهُۥ فِي ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ يَشَآءُ وَيَجۡعَلُهُۥ كِسَفٗا فَتَرَى ٱلۡوَدۡقَ يَخۡرُجُ مِنۡ خِلَٰلِهِۦۖ فَإِذَآ أَصَابَ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ٤٨﴾[الروم: ۴۸]. «خداوند ذاتی است که بادها را میفرستد که ابرها را بر میانگیزند سپس خدا آنگونه که بخواهد ابرها را میگستراند و آنها را به صورت تودههایی (که بر) بالای یکدیگر انباشته و متراکماند درمیآورد، و میبینی که از لابلای آنها قطرههای باران بیرون میآیند. و هنگامیکه آنرا به آن دسته از بندگانش که میخواهد، رسانید، آنان شادمان میشوند».
﴿وَإِن كَانُواْ مِن قَبۡلِ أَن يُنَزَّلَ عَلَيۡهِم مِّن قَبۡلِهِۦ لَمُبۡلِسِينَ٤٩﴾[الروم: ۴۹]. «هرچند که پیش از نزول باران ناامید و سرگردان بودند».
﴿فَٱنظُرۡ إِلَىٰٓ ءَاثَٰرِ رَحۡمَتِ ٱللَّهِ كَيۡفَ يُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَآۚ إِنَّ ذَٰلِكَ لَمُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٥٠﴾[الروم: ۵۰]. «پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از پژمرده شدنش زنده میگرداند؟! بیگمان این (خدا) زنده کنندۀ مردگان است و او بر هر کاری تواناست».
خداوند از کمال قدرت و کمال نعمت خویش خبر میدهد که او ﴿يُرۡسِلُ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابٗا فَيَبۡسُطُهُۥ فِي ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ يَشَآءُ وَيَجۡعَلُهُۥ كِسَفٗا﴾بادها را بر زمین میفرستد که ابرها را بر میانگیزند سپس خداوند به هر صورتی که میخواهد ابرها را میگستراند و آنها را تبدیل به تودههایی میکند که بر بالای یکدیگر انباشته و متراکماند. ﴿فَتَرَى ٱلۡوَدۡقَ يَخۡرُجُ مِنۡ خِلَٰلِهِ﴾پس قطرههای باران را میبینی که از لابلای ابرها بیرون میآیند و آب یک دفعه فرو نمیریزد که اگر این طور بود هر جا که میریخت خرابی به بار میآورد. ﴿فَإِذَآ أَصَابَ بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾چون باران را بر آن دسته از بندگانش که میخواهد، برساند آنان شادمان میشوند و یکدیگر را به آمدن باران مژده میدهند چون به شدت به آن نیاز دارند. بنابراین فرمود: ﴿وَإِن كَانُواْ مِن قَبۡلِ أَن يُنَزَّلَ عَلَيۡهِم مِّن قَبۡلِهِۦ لَمُبۡلِسِينَ٤٩﴾آنها از آمدن باران ناامید بودند، چون وقت آمدن باران گذشته بود، سپس نزول باران در آن فصل و زمان که جایگاه و ارزش بزرگی نزد آنها دارد مایۀ شادی آنان میگردد.
﴿فَٱنظُرۡ إِلَىٰٓ ءَاثَٰرِ رَحۡمَتِ ٱللَّهِ كَيۡفَ يُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَآ﴾پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمین را پس از پژمرده شدنش زنده میگرداند؟! بنابراین، زمین سرسبز و خرم میشود و انواع گیاهان را میرویاند. ﴿إِنَّ ذَٰلِكَ﴾بیگمان کسی که زمین را پس از مردنش زنده میگرداند، ﴿لَمُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾زنده کنندۀ مردگان نیز میباشد و او بر هر کاری تواناست. پس هیچچیزی برای قدرت خداوند ناممکن نیست و هیچ چیزی توان سرپیچی از فرمان او را ندارد، گرچه فهم این موضوع در توان مخلوق نباشد و عقلهای آنان را در این راستا حیران بماند.
آیهی ۵۳-۵۱:
﴿وَلَئِنۡ أَرۡسَلۡنَا رِيحٗا فَرَأَوۡهُ مُصۡفَرّٗا لَّظَلُّواْ مِنۢ بَعۡدِهِۦ يَكۡفُرُونَ٥١﴾[الروم: ۵۱]. «و اگر بادی بفرستیم و بر اثر آن (کشتزار) را زرد شده ببینند پس از آن ناسپاسی میشوند».
﴿فَإِنَّكَ لَا تُسۡمِعُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَلَا تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ ٱلدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوۡاْ مُدۡبِرِينَ٥٢﴾[الروم: ۵۲]. «همانا تو نمیتوانی به مردگان بشنوانی، و نمیتوانی کران را بشنوانی هنگامی که روی بر میگردانند و میروند».
﴿وَمَآ أَنتَ بِهَٰدِ ٱلۡعُمۡيِ عَن ضَلَٰلَتِهِمۡۖ إِن تُسۡمِعُ إِلَّا مَن يُؤۡمِنُ بَِٔايَٰتِنَا فَهُم مُّسۡلِمُونَ٥٣﴾[الروم: ۵۳]. «و تو هدایتگر نابینایان از گمراهیشان نیستی، تو تنها میتوانی کسانی را بشنوانی که آیات ما را باور میدارند پس آنان فرمانبردارند».
خداوند متعال از حالت مردم خبر میدهد که آنها علی رغم برخورداری از این نعمت که خداوند زمین را پس از پژمرده شدنش برایشان زنده و آباد میگرداند، چنانچه خدا بر این گیاهان که به سبب باران روییدهاند، و بر کشتزارهایشان بادی مضر بفرستد که کشتزار و گیاهان را تلف یا متضرر گرداند، ﴿فَرَأَوۡهُ مُصۡفَرّٗا﴾و آنرا زرد و پژمرده ببینند، ﴿لَّظَلُّواْ مِنۢ بَعۡدِهِۦ يَكۡفُرُونَ﴾پس از آن ناسپاس میشوند و نعمتهای گذشته را فراموش میکنند و شتابان به ناسپاسی روی میآورند.
پس موعظه و نهی کردن در مورد اینها فایدهای ندارد، ﴿فَإِنَّكَ لَا تُسۡمِعُ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَلَا تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ ٱلدُّعَآءَ﴾و تو نمیتوانی به مردگان سخنی بشنوانی و نیز نمیتوانی به کران آواز بشنوانی، به ویژه وقتی که ﴿إِذَا وَلَّوۡاْ مُدۡبِرِينَ﴾پشتکنان روی بگردانند، چون موانعی که آدمی را از تسلیم شدن و شنیدن مفید باز میدارد به مقدار زیادی نزد آنان فراهم است، و این موانع آنان را از شنیدن باز میدارد.
﴿وَمَآ أَنتَ بِهَٰدِ ٱلۡعُمۡيِ عَن ضَلَٰلَتِهِمۡ﴾و تو نمیتوانی نابینایان را از گمراهیشان نجات دهی و آنان را راهنمایی کنی چون آنها از آنجا که کور هستند راهنمایی را نمیپذیرند و شایستگی و صلاحیت راهیاب شدن را ندارند. ﴿إِن تُسۡمِعُ إِلَّا مَن يُؤۡمِنُ بَِٔايَٰتِنَا فَهُم مُّسۡلِمُونَ﴾تو تنها میتوانی کسانی را بشنوانی که آیات ما را باور میدارند، پس آنان فرمانبردارند. و شنواندن و رساندن هدایت به حال آنها مفید واقع خواهد شد، کسانی که با دلهایشان آیات ما را باور دارند و تسلیم فرمان ما هستند، زیرا در آنها انگیزۀ قوی برای پذیرش اندرز و موعظهها وجود دارد، چرا که آنها برای ایمان آوردن به آیات خدا و اجرای فرامین او آمادگی کامل دارند.
آیهی ۵۴:
﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن ضَعۡفٖ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعۡدِ ضَعۡفٖ قُوَّةٗ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعۡدِ قُوَّةٖ ضَعۡفٗا وَشَيۡبَةٗۚ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ وَهُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡقَدِيرُ٥٤﴾[الروم: ۵۴]. «خداوند ذاتی است که شما را ابتدا ناتوان آفرید، و بعد از این ناتوانی قوت و قدرت بخشید، و پس از توانایی (برای شما) ناتوانی و پیری قرار دارد، هرآنچه بخواهد میآفریند و او دانای تواناست».
خداوند متعال از گستردگی آگاهی و فراوانی توانایی و کمال حکمت خویش خبر میدهد که او انسانها را ابتدا ناتوان آفرید و آفرینش آنها را از ناتوانی آغاز کرد و آن مراحل آفرینش انسان است که ابتدا نطفه و بعد به خونی بسته و پس از آن به تکهای گوشت تبدیل میگردد تا اینکه در رحم زنده میشود و بعداز آن به دنیا میآید و دوران کودکی را پشت سر میگذراند که در این مراحل او بسیار ناتوان و ضعیف است و قدرت و ارادهای ندارد. سپس همچنان خداوند به تواناییاش میافزاید تا اینکه به دوران جوانی میرسد و قدرت میگیرد و تواناییهایی ظاهری و باطنی او تکمیل میشود، سپس از این مرحله به مرحلۀ پیری منتقل میشود و ناتوان و پیر و فرسوده میگردد. ﴿يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُ﴾خداوند برحسب حکمت خویش هر چه بخواهد میآفریند. و از جمله حکمت او این است که بنده بداند قدرت و ناتوانی او در میان دو ناتوانی و ضعف قرار دارد (ضعف کودکی و ضعف پیری)، و سراسر ضعف و کمبود و ناتوانی است. و اگر خداوند او را قوی نمیگرداند به قدرت و توانایی نمیرسید، و اگر قدرت او همچنان بیشتر میشد و فزونی مییافت سرکشی و تجاوز را پیشه میکرد.
و تا بندگان همواره قدرت خدا را نظاره کنند، قدرتی که با آن همه چیز را میآفریند و به تدبیر امور میپردازد، و بدانند که به هیچ وجه ضعف و خستگی و کمبود به او راه ندارد.
آیهی ۵۵-۵۷:
﴿وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يُقۡسِمُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ مَا لَبِثُواْ غَيۡرَ سَاعَةٖۚ كَذَٰلِكَ كَانُواْ يُؤۡفَكُونَ٥٥﴾[الروم: ۵۵]. «و روزی که قیامت برپا میشود گناهکاران سوگند یاد میکنند که جز یک لحظه ماندگار نبودهاند. این چنین برگردانده میشوند».
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ وَٱلۡإِيمَٰنَ لَقَدۡ لَبِثۡتُمۡ فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡبَعۡثِۖ فَهَٰذَا يَوۡمُ ٱلۡبَعۡثِ وَلَٰكِنَّكُمۡ كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ٥٦﴾[الروم: ۵۶]. «و کسانی که بدیشان علم و ایمان عطا شده است، میگویند: «قطعاً به موجب حکم کتاب الهی تا روز رستاخیز ماندهاید، این روز رستاخیز است ولی شما نمیدانستید».
﴿فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مَعۡذِرَتُهُمۡ وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ٥٧﴾[الروم: ۵۷]. «پس در آن روز عذرخواهی ستمکاران سودی به حالشان ندارد و رضایت (خدا) بر ایشان جلب نمیشود».
خداوند متعال از روز قیامت و سرعت آمدن آن خبر داده و میفرماید وقتی که قیامت برپا میشود، ﴿يُقۡسِمُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾گناهکاران به خدا سوگند یاد میکنند که، ﴿مَا لَبِثُواْ غَيۡرَ سَاعَةٖ﴾جز یک لحظه در دنیا ماندگار نبودهاند. و آنها اینگونه عذر آورده و میگویند دوران زندگانی دنیا بسیار کوتاه بوده است. اما عذر آوردنشان برای آنها سودی ندارد.
و از آنجا که گفتۀ آنان دروغ است و حقیقتی ندارد خداوند متعال میفرماید: ﴿كَذَٰلِكَ كَانُواْ يُؤۡفَكُونَ﴾آنان همواره از درک حقیقت و پیمودن راه درست بازداشته میشدند، و دروغ به هم میبافتند. پس آنها حقی را که پیامبران آورده بودند در دنیا تکذیب کردند، و در آخرت نیز امری محسوس را که عبارت از ماندگار بودن مدت زیادی در دنیاست انکار نمودند. پس این است اخلاق زشت آنها، و آدمی بر هر حالتی بمیرد بر همان حالت زنده میگردد.
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ وَٱلۡإِيمَٰنَ﴾و کسانی که خداوند به آنان علم و ایمان عطا نمود و دانستن حق ور برخورداری از ایمان که مستلزم ترجیح دادن حق است تبدیل به صفت آنها شد. پس چون حق را میدانند و آن را برمیگزینند باید سخنشان مطابق با واقعیت و مناسب با حالات آنها باشد. بنابراین، سخن حق را گفته و میگویند:
﴿لَقَدۡ لَبِثۡتُمۡ فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ﴾شما بدان اندازه که خداوند در قضا و تقدیر خویش و در حکم خود برایتان مقدر نموده بود تا روز رستاخیز ماندگار شدید. یعنی خداوند به شما عمری داد که هرکس بخواهد پند پذیرد در آن پند میگیرد، تا اینکه رستاخیز آمد و شما در این وضعیت قرار گرفتید.
﴿فَهَٰذَا يَوۡمُ ٱلۡبَعۡثِ وَلَٰكِنَّكُمۡ كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ﴾و این روز رستاخیز است ولی شما نمیدانستید، بنابراین در این دنیا آخرت را انکار کردید و اکنون منکر این واقعیت هستید که به اندازهای در دنیا ماندهاید که بتوانید در آن مدت توبه کنید و به سوی خدا بر گردید. پس جهالت همواره شعارتان بود و آثار جهالت که عبارت از تکذیب و زیانمندی است پوشش و لباستان میباشد.
﴿فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مَعۡذِرَتُهُمۡ﴾پس اگر دروغ بگویند و اظهار دارند که حجت بر آنها اتمام نشده است یا نتوانستهاند ایمان بیاورند، با گواهی دادن اهل علم و ایمان، و گواهی دادن پوست و دست و پاهایشان دروغ آنها آشکار میگردد. و اگر عذر بخواهند و بگویند ما را به دنیا باز گردانید تا گناهان گذشته را جبران کنیم، درخواستشان اجابت نمیشود، چون وقت عذرخواهی تمام شده است. پس عذر خواهی آنان پذیرفته نمیشود. ﴿وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾و نه برای آنها جلب رضایت میشوتد و آنان همواره مورد سرزنش هستند.
آیهی ۶۰-۵۸:
﴿وَلَقَدۡ ضَرَبۡنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٖۚ وَلَئِن جِئۡتَهُم بَِٔايَةٖ لَّيَقُولَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا مُبۡطِلُونَ٥٨﴾[الروم: ۵۸]. «و بیگمان در این قرآن برای مردم از هر مثلی بیان کردهایم، و اگر برای آنان نشانهای بیاوری کافران میگویند: شما بر باطل هستید».
﴿كَذَٰلِكَ يَطۡبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ٥٩﴾[الروم: ۵۹]. «اینگونه خداوند بر دلهای آنان که نمیدانند مهر مینهد».
﴿فَٱصۡبِرۡ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞۖ وَلَا يَسۡتَخِفَّنَّكَ ٱلَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ٦٠﴾[الروم: ۶۰]. «پس شکیبایی داشته باش، به راستی که وعدۀ خداوند حق است و کسانی که ایمان ندارند تو را به سبکسری واندازند».
﴿وَلَقَدۡ ضَرَبۡنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٖ﴾و از آنجا که به مردم لطف و مرحمت و توجه داشتهایم هرگونه مثالی را در قرآن برای آنها بیان کردهایم، مثالهایی که حقایق را روشن میکنند و به وسیلۀ آن امور شناخته میشود و حجت اتمام میگردد. این حقیقت در مورد همۀ مثالهایی که خداوند برای نزدیک کردن امور معقول با امور محسوس، و خبر دادن از آنچه اتفاق خواهد افتاد، و روشن کردن حقیقت آن، صدق پیدا میکند. از آن جمله اینکه خداوند در اینجا روز قیامت و حالت گناهکاران و شدت حسرت خوردنشان و اینکه عذری از آنها پذیرفته نمیشود به تصویر کشیده است.
اما کافران ستمکار جز مخالفت با حق روشن راهی بر نگزیدند. بنابراین، فرمود: ﴿وَلَئِن جِئۡتَهُم بَِٔايَةٖ﴾و اگر بر ایشان نشانهای بیاوری که بر صحت و درستی آنچه آوردهای دلالت نماید، ﴿لَّيَقُولَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا مُبۡطِلُونَ﴾کافران میگویند شما بر باطل هستید. یعنی آنها حق را باطل به حساب میآورند.
نپذیرفتن حق از کفرورزی و جسارت آنها سرچشمه میگیرد، و چون خداوند بر دلهایشان مهر زده و بیش از حد نادان هستند حق را انکار کرده و میگویند باطل است. از اینرو فرمود: ﴿كَذَٰلِكَ يَطۡبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ٥٩﴾اینگونه خداوند بر دلهای کسانی که نمیدانند مهر مینهد، پس هیچ خیری وارد دلهایشان نمیشود و حقیقت اشیا را درک نمیکند بلکه حق را باطل و باطل را حق میبینند.
﴿فَٱصۡبِرۡ﴾پس بر آنچه که بدان فرمان یافتهای و بر دعوت دادن آنها به سوی خدا شکیبایی داشته باش، و اگر با روی گردانی آنها مواجه شدی نباید روی گردانی آنها تو را از کارت باز بدارد، ﴿إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ﴾همانا وعدۀ خدا حق است و هیچ شکی در آن نیست. یقین داشتن به اینکه وعدۀ خدا حق است انسان را بر صبر کردن و شکیبایی ورزیدن یاری مینماید، زیرا بنده هرگاه بداند که عملش ضایع نخواهد شد بلکه آن را به طور کامل خواهد یافت، تحمل سختیهایی که میبیند برایش آسان خواهد شد و تحمل دشواریها برایش آسان میگردد و هرچقدر تلاش نماید آن را کم میپندارد. ﴿وَلَا يَسۡتَخِفَّنَّكَ ٱلَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ﴾و بپرهیز از اینکه کسانی که یقین ندارند و ایمانشان ضعیف و یقینشان کم است تو را به خشم و ناراحتی و سبکسری وادارند، زیرا اگر از آنها پرهیز نکنی تو را به خشم و ناراحتی وا میدارند و باعث میشوند تا بر اوامر و نواهی پایدار نباشی. و خواستههای نفس آنها را بر این کار کمک میکند و در صدد آن بر خواهند آمد که همانند آنها باشی. این بیانگر آن است هر مؤمنی که یقین و عقل درستی داشته باشد صبر و شکیبایی ورزیدن برایش آسان خواهد بود. و هرکس که یقین او ضعیف باشد خردش اندک خواهد بود. پس اولی مانند مغز، و دوّمی مانند پوست است.
پایان تفسیر سورهی روم
مکی و ۳۴ آیه است
آیهی ۵-۱:
﴿الٓمٓ١﴾[لقمان: ۱]. «الف، لام، میم».
﴿تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡحَكِيمِ٢﴾[لقمان: ۲]. «این آیههای کتاب حکمتآمیز است».
﴿هُدٗى وَرَحۡمَةٗ لِّلۡمُحۡسِنِينَ٣﴾[لقمان: ۳]. «هدایت و رحمتی است برای نیکوکاران».
﴿ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُم بِٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ يُوقِنُونَ٤﴾[لقمان: ۴]. «کسانی که نماز را برپای میدارند و زکات میپردازند و آنان به آخرت یقین دارند».
﴿أُوْلَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدٗى مِّن رَّبِّهِمۡۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ٥﴾[لقمان: ۵]. «اینان از (سوی) پروردگارشان از هدایت برخوردار هستند و ایشان قطعاً رستگارند».
خداوند به اهمیت و عظمت آیات قرآن اشاره نموده و میفرماید آیات آن پرمحتوا و استوار هستند و از سوی خداوند با حکمت و دانا آمدهاند. و از جملۀ استواری و حکمت آمیز بودن آن میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
۱- آیات قرآن با مختصرترین و شیواترین کلمات آمدهاند و بر بزرگترین و بهترین معانی و مفاهیم دلالت مینمایند.
۲- آیات قرآن از تغییر و تحریف و کم شدن و افزون گشت مصون و محفوظ میباشند.
۳- همۀ اخباری که در مورد گذشتگان یا آیندگان در آن آمده و امور غیبی که از آن خبر داده است مطابق با واقعیت است و هیج کتابی از کتابهای الهی با آن مخالفت نکرده و هیچ پیامبری مخالف آن را نیاورده است. و هیچ دانش محسوس یا معقول صحیحی نبوده و نخواهد بود که با آنچه قرآن آورده است تناقض داشته باشد.
۴- هرآنچه که آیات قرآن به آن دستور میدهند مصلحت محض است، یا منفعت و مصلحت آن بیشتر است. و از هیچ چیزی نهی نکردهاند مگر اینکه فساد محض است یا فساد آن بیشتر است. و در بسیاری مواقع آیات قرآنی به چیزی فرمان میدهند و حکمت و فایدۀ آن را نیز بیان میکنند و از چیزی نهی میکنند و زیان آن را هم بیان میدارند.
۵- آیات قرآن هم به ترغیب و تشویق پرداختهاند و هم بیم دادهاند، و موعظهای رسا هستند که افراد فرهیخته به وسیلۀ آن اصلاح میشوند.
۶- آیات تکراری قرآن از قبیل قصهها و احکام و امثال آن با هم موافقاند و تناقض و تضادی در آنها نیست، و هراندازه فرد هوشمند بیشتر در آن تدبر نماید و در آن بیاندیشد از هم آهنگی و همسانی آن حیرت زده میگردد و یقین پیدا خواهد کرد که این قرآن از سوی خداوند حکیم و ستوده نازل شده است.
با اینکه خداوند حکیم است و به هر اخلاق پسندیدهای فرا میخواند و از هر اخلاق زشتی نهی میکند، اما بیشتر مردم از رهنمود شدن با قرآن محروم هستند و از ایمان آوردن به آن و عمل کردن به احکام آن رویگردان میباشند، مگر کسی که خداوند به او توفیق دهد و وی را از شر شیطان مصون بدارد، و آنها کسانی هستند که عبادت پروردگارشان را به خوبی انجام میدهند و با بندگان او نیکی میکنند.
قرآن برای نیکوکاران مایۀ هدایت است و آنها را به راه راست هدایت مینماید و آنان را از راه جهنم دور میگرداند. ﴿وَرَحۡمَةٗ﴾و برایشان رحمتی است که به وسیلۀ آن به سعادت هر دو جهان و خیر فراوان و پاداش زیاد و شادی بیکران دست مییابند، و گمراهی و بدبختی از آنها دور میشود.
سپس نیکوکاران را چنین توصیف کرد که آنها دارای علم و آگاهی کامل هستند، و آن یقینی است که موجب عمل و ترس از عذاب خدا میشود، از این رو آنها از گناهان دوری مینمایند. و آنها را به عمل و انجام کارهای شایسته توصیف کرد و از میان همۀ اعمال دو عمل برتر را به طور ویژه بیان نمود و فرمود: ﴿يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ﴾نماز را برپای میدارند که مشتمل بر اخلاص و مناجات با خدا و پرستش خداوند با قلب و زبان و اعضاء است و آدمی را بر انجام سایر کارها کمک میکند.
﴿وَيُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ﴾و زکات را میپردازند. کسی که زکات را میپردازد از صفتهای زشت پاک میگرد دو به برادر مسلمانش فایده میرساند و نیاز او را بر طرف مینماید و با دادن زکات روشن میشود که محبت خدا را بر محبت مال ترجیح میدهد. پس مالی را که دوست دارد در راستای طلب آنچه که از مال بیشتر دوست دارد و آن طلب خشنودی خداست، بیرون میکند و به نیازمندان میدهد.
﴿أُوْلَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدٗى مِّن رَّبِّهِمۡ﴾نیکوکاران که هم علم دارند و هم عمل میکنند بر هدایت بزرگی قرار دارند و این هدایت از سوی پروردگارشان به آنها رسیده است، پروردگاری که همواره آنها را با نعمتهایش پرورش میدهد و عذاب را از آنها دور مینماید. هدایتی که خداوند آنها را از آن برخوردار نموده از جمله تربیت ویژه خداوند است که دوستانش را بر آن تربیت مینماید و این برترین نوع تربیت است.
﴿وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾و ایشان رستگارند و خشنودی پروردگار و پاداش دنیوی و اخروی خود را دریافتهاند و از خشم و عذاب خدا در امان ماندهاند، چون آنها راه رستگاری را در پیش گرفتهاند، که برای رسیدن به موفقیت جز آن راهی وجود ندارد.
آیهی ۹-۶:
﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشۡتَرِي لَهۡوَ ٱلۡحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ٦﴾[لقمان: ۶]. «و درمیان مردم کسانی هستند که خریدار سخنان بیهودهاند تا بدون هیچ دانشی (مردم را) از راه خداوند گمراه سازند و آنرا به مسخره گیرند. آنان عذاب خوارکنندهای دارند».
﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا وَلَّىٰ مُسۡتَكۡبِرٗا كَأَن لَّمۡ يَسۡمَعۡهَا كَأَنَّ فِيٓ أُذُنَيۡهِ وَقۡرٗاۖ فَبَشِّرۡهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ٧﴾[لقمان: ۷] «و چون آیات ما بر او خوانده شود تکبرکنان روی برمیگرداند، گویی که آنرا نشنیده است، انگار در گوشهایش سنگینی است، پس او را به عذاب دردناکی مژده بده».
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلنَّعِيمِ٨﴾[لقمان: ۸] «بیگمان کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند باغهای پرنعمت بهشت از آن ایشان است».
﴿خَٰلِدِينَ فِيهَاۖ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٗاۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٩﴾[لقمان: ۹]. «جاودانه در آن خواهند ماند، این وعدۀ راستین خداست، و او قدرتمند و باحمکت است».
هنگامی که خداوند از کسانی یاد کرد که به وسیلۀ قرآن هدایت شدهاند و به آن روی آوردهاند، به ذکر کسانی پرداخت که از قرآن روی گردانیده و از آن بهرهای نبردهاند، و بیان فرمود که سزای چنین اشخاصی را اینگونه مقرّر کرده که آنها بهجای پذیرش قرآن هر سخن باطلی را بپذیرند، پس ارزشمندترین سخنان و بهترین گفتار را ترک نموده و بهجای آن به فرومایهترین و قبیحترین گفتار روی بیاورند.
بنابراین، فرمود: ﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشۡتَرِي﴾و از میان مردم کسی هست که خریدار سخنان بیهوده میباشد، و او فردی محروم و خوار و ذلیل است. و خریدار سخنان بیهوده یعنی کسی که آن سخنان را انتخاب میکند و به آن علاقهمند است، مانند خریداری که به کالایی علاقهمند است و در مقابل آن پول میدهد. ﴿لَهۡوَ ٱلۡحَدِيثِ﴾سخنانی که دلها را غافل مینماید و آنها را از رسیدن به بزرگترین خواسته باز میدارد. پس هر سخن حرام و بیهوده و پوچ و گفتههایی که آدمی را به سوی کفر و گناه تشویق میکند و سخنان کسانی که حق را نمیپذیرند و به وسیلۀ باطل به مجادلۀ حق بر میخیزند تا آن را درهم بشکنند. غیبت و سخن چینی و دروغ و ناسزا و موسیقی و چیزهایی که برای دین و دنیا فایدهای ندارد در این داخل است. این نوع از مردم بهجای سخنان مفید و هدایتگر، سخنان یاوه و بیهوده را بر میگزینند. ﴿لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ﴾تا جاهلانه و پس از آن که خودشان گمراه شدن مردم را نیز از راه خدا گمراه کنند، زیرا گمراه کردن ناشی از گمراه شدن است، و آنان با گمراه کردن مردم و آوردن آنها به سوی این سخن، از سخن مفید و کار سودمند و حق روشن و راه راست باز میدارند. و تا وقتی که هدایت و حقیقتی را که آیات خدا دربر گیرندهی آن است، مورد انتقاد قرار ندهند و آن را به باد تمسخر نگیرند و پیام رسان را نیز مورد تمسخر قرار ندهند نمیتوانند این کار را انجام دهند.
پس وقتی که باطل را ستایش میکنند و مردم را به سوی آن تشویق مینمایند و حق را مورد انتقاد قرار میدهند و حق و اهل حق را به باد تمسخر میگیرند جاهلان را گمراه میسازند و با سخنانی که به آنان القات مینمایند آنها را فریب میدهند، چون جاهلان، گمراهی را تشخیص نمیدهند و حقیقت را نمیدانند. ﴿أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾آنان به کیفر گمراهی و مسخره کردن آیات خدا و تکذیب حق عذاب خوار کنندهای دارند.
بنابراین فرمود: ﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا وَلَّىٰ مُسۡتَكۡبِرٗا﴾و هنگامی که آیات ما بر او خوانده شود تا ایمان بیاورد و تسلیم آن گردد مستکبرانه روی برمیگرداند و آن را نمیپذیرد و در دل او هیچ اثری بر جای نمیگذارد بلکه به آن پشت میکند، ﴿كَأَن لَّمۡ يَسۡمَعۡهَا﴾انگار آنها را نشنیده است، ﴿كَأَنَّ فِيٓ أُذُنَيۡهِ﴾گویا در گوشهایش سنگینی است و گوشهایش کر هستند و صدا را نمیشنوند. پس چنین کسی راهی برای هدایتش وجود ندارد. ﴿فَبَشِّرۡهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ﴾و او را به عذاب دردناکی مژده بده، مژدهای که دل او را غمگین و چهرهاش را زشت و سیاه مینماید. او را به عذابی مژده بده که قلب و بدنش را به درد میآورد و کسی اندازۀ آن عذاب را نمیداند. این مژده برای بدکاران است! چه مژدهی نامبارکی میباشد!.
و اما مژدۀ نیکوکاران این است که فرمود: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾کسانی که با ایمان آوردن، عبادت باطنی را انجام میدهند و با اسلام و عمل صالح عبادت ظاهری را ادا میکنند، ﴿لَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلنَّعِيمِ﴾آنها را مژده باد به پاداش کارهایی که کردهاند بهشت پر نعمت از آن ایشان است.
﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾در باغهای پر نعمت بهشت که روح و جسم از نعمتهای آن برخوردار میگردد جاودانه خواهند ماند. ﴿وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٗا﴾این وعدۀ راستین خداست و امکان ندارد که خلاف آن عمل شود و تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد. ﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾و او بسیار توانمند و بسیار با حکمت است. از جمله توانمندی و حکمت او این است که عدهای را موفق گردانده و عدهای را به حال خویش واگذارده است. و این ناشی از علم و حکمتی است که در خصوص آنان دارد، و این علم و حکمت مقتضی آن است که حال آنان اینگونه باشد.
آیهی ۱۱-۱۰:
﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيۡرِ عَمَدٖ تَرَوۡنَهَاۖ وَأَلۡقَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ رَوَٰسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمۡ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٖۚ وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوۡجٖ كَرِيمٍ١٠﴾[لقمان: ۱۰]. «آسمانها را بدون ستونهایی که آنها را ببینید آفریده است و در زمین کوههای استواری را افکنده تا زمین شما را نلرزاند و در آن انواع جنبندگان را پخش و پراکنده کرده است. و از آسمان آبی نازل کردیم آنگاه در زمین هر گونهای ارزشمند را رویاندیم».
﴿هَٰذَا خَلۡقُ ٱللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦۚ بَلِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ١١﴾[لقمان: ۱۱]. «این آفرینش خداوند است، شما به من نشان دهید که غیر او چه چیزی را آفریدهاند؟ بلکه ستمگران در گمراهی آشکاری هستند».
خداوند برخی از آثار و قدرت خویش و شگفتیهایی از حکمت خود و نعمتهایی که از آثار رحمت او هستند برای بندگانش بیان داشته و میفرماید: ﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ بِغَيۡرِ عَمَدٖ تَرَوۡنَهَا﴾آسمانهای هفتگانه را با وجود گستردگی و ضخامت و بزرگی و ارتفاع زیادشان بدون ستونهایی که آنها را ببینید آفریده است، و اگر ستونی داشتند دیده میشدند بلکه بدون ستون و با قدرت خدا محکم و برقرار گشتهاند. ﴿وَأَلۡقَىٰ فِي ٱلۡأَرۡضِ رَوَٰسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمۡ﴾و کوههای بزرگی را در گوشهها و دل زمین قرار داده تا زمین شما را نلرزاند، پس اگر کوههای محکم و قوی نبود زمین به لرزه میافتاد و ساکنان آن تکان میخوردند.
﴿وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٖۚ﴾و در زمین پهناور انواع چهارپایانی را که منافع انسان را تأمین میکنند پخش و پراکنده ساخته است. و خداوند این جانوران را در زمین پخش نموده است و آنها به روزی و خوراک نیاز دارند بنابراین، از آسمان آب با برکتی فرو فرستاد، ﴿فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوۡجٖ كَرِيمٍ﴾پس در زمین به وسیلۀ باران اقسام گوناگونی از گیاهان ارزشمند و زیبا و مفید رویاندهایم که جانوران از آن تغذیه مینمایند.
﴿هَٰذَا خَلۡقُ ٱللَّهِ﴾روزی دادن به جانداران کار خداست و جهان بالا و پایین و حیوانات و جمادات آفریدههای خداوند یگانه هستند و همه این را قبول دارند حتی مشرکین هم میپذیرند. که اینها را خدا آفریده است ﴿فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِ﴾پس به من نشان دهید آنهایی را که شریک خدا قرار داده و به فریاد میخوانید و پرستش میکنید چه چیزی را آفریدهاند؟! چرا که شما آنها را مانند خدا پرستش میکنید پس باید آنها هم مانند خدا آفریدههایی داشته باشند و آنانرا روزی بدهند. پس اگر آنها چنین توانایی را دارند به من نشان دهید تا صحت ادعایتان مبنی بر این که سزاوار پرستش میباشند مشخص گردد. و معلوم است که آنها نمیتوانند چیزی را نشان دهند که آفریدۀ معبودانشان باشد چون آنها اقرار مینمایند که همۀ موجودات آفریدۀ خدا هستند. پس ثابت شد که آنها از ارائهی دلیلی که ثابت کند معبودانشان سزاوار عبادت هستند عاجز و ناتوان میباشند. بلکه آنها از روی نادانی و به علت جهالت و گمراهی به پرستش معبودان باطل خود میپردازند. بنابراین، فرمود:
﴿بَلِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾بلکه ستمگران در گمراهی آشکار و روشنی به سر میبرند، چون چیزهایی را پرستش مینمایند که نمیتوانند به کسی سود و زیانی برسانند و مرگ و زندگی و رستاخیز در دست آنها نیست، و آنان به خاطر بیخردی پرستش خداوند آفریننده و روز دهنده را که مالک همه چیز است ترک کردهاند.
آیهی ۱۹-۱۲:
﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا لُقۡمَٰنَ ٱلۡحِكۡمَةَ أَنِ ٱشۡكُرۡ لِلَّهِۚ وَمَن يَشۡكُرۡ فَإِنَّمَا يَشۡكُرُ لِنَفۡسِهِۦۖ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٞ١٢﴾[لقمان: ۱۲]. «و به راستی که به لقمان فرزانگی بخشیدیم (و به او فرمان دادیم) که خدا را سپاسگزاری کن و هرکس (خدا را) سپاس گزارد به سود خویش سپاسگزاری میکند و هرکس ناسپاسی کند (بداند که) خداوند بینیاز ستوده است».
﴿وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ يَٰبُنَيَّ لَا تُشۡرِكۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ١٣﴾[لقمان: ۱۳]. «و (به یادآور) زمانی را که لقمان درحالیکه پسرش را اندرز میداد به او گفت: پسرجان! به خداوند شرک نورز. به راستی که شرک ستمی بزرگ است».
﴿وَوَصَّيۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ بِوَٰلِدَيۡهِ حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ وَهۡنًا عَلَىٰ وَهۡنٖ وَفِصَٰلُهُۥ فِي عَامَيۡنِ أَنِ ٱشۡكُرۡ لِي وَلِوَٰلِدَيۡكَ إِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ١٤﴾[لقمان: ۱۴]. «و به انسان دربارۀ پدر و مادرش سفارش کردهایم، مادرش با ضعف روز افزون او را آبستن بوده است. و باز گرفتنش از شیر طی دو سال است.(انسان را سفارش نمودایم) که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت (همه) به سوی من است».
﴿وَإِن جَٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَاۖ وَصَاحِبۡهُمَا فِي ٱلدُّنۡيَا مَعۡرُوفٗاۖ وَٱتَّبِعۡ سَبِيلَ مَنۡ أَنَابَ إِلَيَّۚ ثُمَّ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ١٥﴾[لقمان: ۱۵]. «و اگر تو را بر آن داشتند که چیزی را شریک من قرار دهی که کمترین آگاهی از آن نداری، از آنان اطاعت مکن، و در دنیا به خوبی با آنان رفتار کن، و از راه کسی پیروی کن که به سوی من رو کرده است، سپس بازگشتتان به سوی من است آنگاه شما را از آنچه میکردید آگاه خواهم ساخت».
﴿يَٰبُنَيَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٖ فَتَكُن فِي صَخۡرَةٍ أَوۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَوۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَأۡتِ بِهَا ٱللَّهُۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٞ١٦﴾[لقمان: ۱۶]. «پسرجان! اگر آن به اندازۀ سنگینی دانهای از سپندان باشد و در دل سنگی یا در آسمانها و یا در میان زمین باشد خدا آنرا حاضر میآورد، بیگمان خداوند باریکبین و آگاه است».
﴿يَٰبُنَيَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱنۡهَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَۖ إِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ١٧﴾[لقمان: ۱۷]. «ای فرزندم! نماز را برپایدار و به کار نیک دستور بده و از کار بد بازدار و در برابر آنچه به تو میرسد شکیبا باش که این از کارهای سترگ است».
﴿وَلَا تُصَعِّرۡ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًاۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٖ١٨﴾[لقمان: ۱۸]. «و با تکبر از مردم روی مگردان و در زمین خرامان راه مرو، بیگمان خداوند هیچ متکبر فخر فروشی را دوست ندارد».
﴿وَٱقۡصِدۡ فِي مَشۡيِكَ وَٱغۡضُضۡ مِن صَوۡتِكَۚ إِنَّ أَنكَرَ ٱلۡأَصۡوَٰتِ لَصَوۡتُ ٱلۡحَمِيرِ١٩﴾[لقمان: ۱۹]. «و در راه رفتنت میانهروی (را پیشه) کن و از صدایت بکاه، (بدانکه) بدترین صداها، صدای خران است».
خداوند خبر میدهد که او به بندۀ خوب خودش لقمان فرزانگی و حکمت بخشید. حکمت و فرزانگی یعنی دانستن حق به آن صورت که هست و پی بردن به حکمت و اسرار آن. ممکن است انسان عالم و دانشمند باشد اما حکیم نباشد، چرا که حکمت مستلزم علم و عمل است. بنابراین، حکمت را به علم مفید و عمل صالح تفسیر کردهاند. وقتی خداوند این منت و احسان بزرگ را به لقمان عطا نمود به او فرمان داد تا در برابر آنچه خدا به او دادهاست شکرگزار باشد تا آن نعمت را برکت دهد و از فضل خویش بر آن بیافزاید. و خداوند خبر داد که شکر و سپاس سپاسگزاران به سود آدمی است، و هرکس ناسپاسی کند زیان آن به خودش بر میگردد، و خداوند به او نیازی ندارد، و او تعالی در مورد دستوری که در رابطه با مخالفان خودش صادر مینماید ستوده است.
پس بینیازی و غنای او جزو صفات ذاتی ایشان میباشد. نیز ستوده بودن او در صفات کمالش و ستوده بودنش در صنعت زیبایش جزو صفات ذاتی ایشان میباشد. و هرکدام از این دو صفت (بینیازی و ستوده بودن) صفت کمال هستند. و قرار گرفتن این دو صفت در کنار هم بر کمال او میافزاید.
مفسرین در این مورد اختلاف نمودهاند که آیا لقمان پیامبر بوده یا فردی صالح و شایسته؟ و خداوند در مورد او فقط همین را فرموده که به او حکمت دادهاست، و برخی از چیزهایی را که به عنوان پند به فرزندش گفته است بیان نموده که نشانگر فرزانگی و حکمت او میباشد. پس اصول و قواعد بزرگ حکمت را ذکر نموده و میفرماید: ﴿وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ يَعِظُهُۥ﴾و آنگاه که لقمان پسرش را پند داد. پند و موعظه یعنی امر و نهی که با تشویق و بیم همراه باشد.
پس لقمان پسرش را به توحید و یگانهپرستی امر نمود و از شرک نهی کرد و علت آن را برایش چنین بیان نمود: ﴿إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ﴾همانا شرک ستمی بزرگ است. و دلیل اینکه شرک ستمی بزرگ میباشد این است که هیچ چیزی بدتر و زشتتر از کسی نیست که مخلوق آفریده شده از خاک را با خداوند جهانیان برابر قرار دهد. و کسی را که هیچ اختیاری ندارد با کسی برابر سازد که اختیار همه چیز در دست اوست. و موجود ناقص و نیازمندی را که از همه جهت نیازمند است با پروردگار کامل که از هرجهت بینیاز است برابر گرداند. و کسی را که نمیتواند به اندازۀ یک ذره نعمتی به کسی ببخشد با کسی برابر قرار دهد که همۀ نعمتهای دینی و دنیوی و جسمی و روحی را او بخشیده، و اوست که بدی را دور مینماید. پس آیا بزرگتر از این ستمی وجود دارد؟! و آیا ستمی بزرگتر از این هست که آدمی وجود شریف خود را در خوارترین و بدترین مقامها و مراحل قرار دهد، و چیزی را عبادت کند که کوچکترین ارزشی ندارد؟! حال آنکه خداوند انسان را آفریده است تا او را عبادت کند. پس چنین فردی واقعاً بر خود ستم بزرگی روا داشته است.
وقتی خداوند دستور داد که حق او به جای آورده شود، یعنی برای او شریکی قرار داده نشود، امری که از لوازمات توحید است، به ادای حقوق پدر و مادر دستور داد و فرمود: انسان را سفارش نمودهایم و روز قیامت او را در این مورد خواهیم پرسید که آیا به این سفارش عمل نموده است یا نه؟ پس او را سفارش کردهایم تا با پدر و مادرش نیکی کند، و به او گفتهایم که با انجام بندگی و بهجای آوردن حقوق من شکرگزار من باشد، و از نعمتهایم در مسیر ارتکاب گناهان کمک نگیرد. و نیز با پدر و مادرش نیکی کند و با آنان مهربانانه سخن بگوید و در برابر آنها فروتن باشد و به آنان احترام بگذارد و کارهای آنها را انجام بدهد و از هرگونه بدی نسبت به آنها بپرهیزد و با گفتار و کردار خود آنها را ناراحت نکند. انسان را به این سفارش کرده و به او خبر دادهایم که ﴿إِلَيَّ ٱلۡمَصِيرُ﴾بازگشت همه بهسوی من است.
یعنی به زودیای انسان! به نزد کسی خواهی رفت که تو را به این سفارش نموده و به انجام و ادای این حقوق مکلف کرده است. و او از تو خواهد پرسید که آیا این وظایف را انجام دادهای یا نه، که اگر انجام داده باشی به تو کیفر و عذاب هلاک کننده و دردناک خواهد داد.
سپس سببی را ذکر کرد که موجب نیکی کردن با والدین است. و آن سبب در مادر موجود است، ﴿حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ وَهۡنًا عَلَىٰ وَهۡنٖ﴾مادرش به او حامله میگردد و هر دم به ضعف و سستی تازهای دچار میشود و پی در پی با سختیها مواجه میگردد.
از وقتی که فرزند در شکم مادر قرار میگیرد مادر هر دم بیمار و بیحال و ناتوان میگردد، و حالتش دگرگون میشود، سپس بعداز مدتها تحمل دردهای شدید فرزند را به دنیا میآورد.
﴿وَفِصَٰلُهُۥ فِي عَامَيۡنِ﴾و پایان دوران شیر خوارگی فرزند دو سال است، و در طی این مدت همواره در آغوش و تحت سرپرستی مادر قرار دارد و به او شیر میدهد. آیا مادری که این همه سختی را برای فرزندش تحمل نموده و به شدت او را دوست میدارد، نباید به فرزندش تأکید و سفارش شود که کاملاً با او نیکی کند؟!.
﴿وَإِن جَٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾و اگر پدر و مادرت تلاش و کوشش کردند که چیزی را که به حقیقت آن دانشی نداری شریک من قرار دهی از آنان پیروی مکن. و گمان مبر که اطاعت از آنها در این کار از زمره احسان و نیکوکاری با آنهاست، چون حق خدا بر حق هر کسی مقدم است «ونباید از مخلوق در کاری که نافرمانی خالق محسوب میگردد اطاعت شود». و نفرمود: «و چنانچه سعی کردند که چیزی را شریک من گردانی که علم و دانشی به آن نداری آنان را طرد کن». بلکه فرمود: ﴿فَلَا تُطِعۡهُمَا﴾از آنان در امر شریک قرار دادن پیروی مکن، اما نیکی کردن با آنان باید ادامه یابد، به همین جهت فرمود: ﴿وَصَاحِبۡهُمَا فِي ٱلدُّنۡيَا مَعۡرُوفٗا﴾و با آنها در دنیا به خوبی رفتار کن، ولی در کفر و گناه از آنها پیروی مکن. ﴿وَٱتَّبِعۡ سَبِيلَ مَنۡ أَنَابَ إِلَيَّ﴾و از راه کسانی پیروی کن که رو به من نمودهاند، و آنها کسانی هستند که به خدا و ملائکه و کتابها و پیامبران خدا ایمان دارند، و تسلیم پروردگارشان میباشند، و بهسوی او بازگشته و توبه میکنند. و پیروی از راه آنها این است که آدمی به سوی خدا توبه کند همان طور که آنها به سوی خدا بازگشتها ند. و انابت به سوی خدا یعنی همسو کردن انگیزه و اراده قلب با خواست خدا و تلاش در راستای آنچه که خدا را خشنود مینماید و انسان را به او نزدیک میکند.
﴿ثُمَّ إِلَيَّ مَرۡجِعُكُمۡ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾سپس همه شما، چه کسانی که اطاعت خدا کردهاند و چه آنهایی که نافرمانی او را کردهاند و چه آنهایی که به سوی او بازگشته و توبه نمودهاند و چه آنهایی که این کار را نکردهاند به سوی من باز میگردید، آنگاه شما را از آنچه که میکردید خبر میدهم، و تو را ای فرزند! به خاطر ایمانت پاداش میدهم. و پدر ومادرت را اگر کافر باشند به سبب کفرشان کیفر میدهم، و هریک را طبق کار خیر و شری که انجام دادهاند مجازات خواهم کرد، و هیچ چیزی از اعمالشان بر خداوند پوشیده نمیماند.
﴿يَٰبُنَيَّ إِنَّهَآ إِن تَكُ مِثۡقَالَ حَبَّةٖ مِّنۡ خَرۡدَلٖ فَتَكُن فِي صَخۡرَةٍ أَوۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَوۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَأۡتِ بِهَا ٱللَّهُ﴾ای پسر عزیزم! اگر آن به اندازه دانه سپندان که کوچکترین چیز است باشد و در دل سنگی یادر آسمانها یا در زمین یا در هر کجا باشد خداوند آن را میآورد، زیرا علم او واسع و قدرت و تواناییاش بدون عیب و نقص است. به همین جهت فرمود: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٞ﴾زیرا خداوند باریک بین و آگاه است و از درون اشیا و اسرار آن و از پوشیدگیهای صحرا و دریا آگاه است. منطور این است که انسان همواره باید خدا را مدنظر داشته باشد و او را مراقب خویش بداند و تا جاییکه میتواند از او فرمانبرداری نماید. خداوند در اینجا آدمی را از عمل زشت هرچند که کم باشد برحذر میدارد.
از آنجا که نماز بزرگترین عبادت بدنی است به انجام آن تشویق نمود و فرمود: ﴿يَٰبُنَيَّ أَقِمِ ٱلصَّلَوٰةَ﴾ای فرزندم! نماز را برپایدار ﴿وَأۡمُرۡ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَٱنۡهَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ﴾و به کار نیک دستور بده و از کار بد بازدار. و این مستلزم آن است که انسان باید کار خوب را بشناسد تا نهی کند. همچنین این امر مستلزم آن است که انسان باید کار خوب را بشناسد تا به آن دستور دهد و منکر را نیز بشناسد تا از آن نهی کند. همچنین این امر مستلزم امر نمودن به چیزی است که امر به معروف و نهی از منکر بدون آن تکمیل نمیشود، و این همان نرمی و بردباری است. و به درستی که خداوند متعال به این موضوع تصریح نموده و میفرماید: ﴿وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَآ أَصَابَكَ﴾و در برابر مشکلاتی که به تو میرسد شکیبا باش. نیز این امر مستلزم آن است کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند باید خودش کار خوب را انجام دهد و از کار بد باز آید. و این مستلزم آن است که با انجام کار خوب و ترک کار بد خویشتن را به حد کمال برساند ودیگران را نیز با امر و نهی خود به حد کمال برساند. و از آنجا که هرگاه کسی امر به معروف و نهی از منکر کند حتما به مشکلاتی گرفتار خواهد شد، و امر و نهی بر انسانها دشوار میآید، او را فرمان داد تا بر این امر شکیبایی ورزد و فرمود: در برابر مشکلات مصیبتهایی که به تو میرسد شکیبا باش. ﴿إِنَّ ذَٰلِكَ مِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ﴾آنچه لقمان فرزندش را به آن پند داد از کارهای مهم و اساسی است که باید بر آن عزم را جزم کرد و بر آن ثبات ورزید. و کسی میتواند این کارها را بکند که دارای اراده محکم و قوی باشد.
﴿وَلَا تُصَعِّرۡ خَدَّكَ لِلنَّاسِ﴾و با تکبر و خود بزرگبینی از مردم روی مگردان. ﴿وَلَا تَمۡشِ فِي ٱلۡأَرۡضِ مَرَحًا﴾و در روی زمین با خودپسندی و افتخار به نعمتهایی که خدا به تو دادهاست درحالیکه نعمت دهنده را فراموش کردهای راه مرو. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٖ﴾چرا که بیگمان خداوند هیچ متکبر و خودستا و فخرفروشی را دوست ندارد.
﴿وَٱقۡصِدۡ فِي مَشۡيِكَ﴾و با فروتنی و تواضع راه برو، و با تکبر و خودپسندی راه مرو، و نیز خود را به هنگام راه رفتن به مُردگی و بیجانی مزن. ﴿وَٱغۡضُضۡ مِن صَوۡتِكَ﴾و به خاطر رعایت ادب در پیشگاه خدا، نیز به جهت رعایت ادب در پیشگاه مردم صدایت را پایین بیاور. ﴿إِنَّ أَنكَرَ ٱلۡأَصۡوَٰتِ لَصَوۡتُ ٱلۡحَمِيرِ﴾چرا که زشتترین و بدترین صداها، صدای خران است. پس اگر صدای بلند فایده و منفعتی داشت مخصوص خرها نبود، که خود نیز میدانی صدای بلند خر زشت و ناپسند است.
و این وصیتها و سفارشاتی که لقمان به فرزندش کرد اساس هر حکمتی است و منافع و آداب بسیاری را دربر دارد که همگی آن ذکر نشدهاند. و هر وصیت نیکی که به انجام اموری دستور دهد یا از انجام اموری باز دارد میتوان آن را در لابلای نصایح لقمان یافت و این با آنچه که در رابطه با تفسیر حکمت بیان نمودیم کاملا مطابقت دارد، که حکمت یعنی دانستن احکام و حکمت و مناسبتهای آن. لقمان پسرش را به اصل دین یعنی توحید فرمان داد و از شرک نهی کرد و علت ترک کردن شرک را برایش بیان نمود.
فرزندش را به نیکی کردن با پدر و مادر دستور داد و دلایل نیکی با پدر و مادر را نیز برای او بیان نمود. و پسرش را به سپاسگزاری از خدا وتشکر و قدردانی از پدر و مادر فرمان داد، سپس متذکر شد که اگر آنها به گناه و معصیت خدا دستور دادند نباید از آنان اطاعت نمود. با وجود این فرزند باید با آنها به نیکی رفتار کند.
و به فرزند توصیه کرد که همواره خدا را مدنظرداشته باشد و او را از حاضر شدن در بارگاه خدا بیم داد و به او گفت: خداوند تمامی خوبیها و بدیهای کوچک و بزرگ را حاضر میآورد. و فرزند را از تکبر و فخرفروشی نهی نمود و به او فرمان داد تا فروتن و متواضع باشد. و به او دستور داد در هنگام سخن گفتن صدایش را پایین بیاورد.
و او را فرمان داد که امر به معروف و نهی از منکر نماید، و وی را به بردباری و نماز که این دو هرکاری را آسان میکنند توصیه کرد. همان طور که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَٱسۡتَعِينُواْ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِ﴾[البقرة: ۴۵]. «و از صبر و نماز کمک بگیرید». پس کسی که چنین توصیههایی را نموده است حتما دارای حکمت و فرزانگی بسیار میباشد. بنابراین، یکی از منت و نیکیهای خداوند بر لقمان و سایر بندگان این است که چیزهایی از حکمت لقمان را برای آنها حکایت کرده است تا الگوی نیکی برای آنان باشد».
آیهی ۲۱-۲۰:
﴿أَلَمۡ تَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَأَسۡبَغَ عَلَيۡكُمۡ نِعَمَهُۥ ظَٰهِرَةٗ وَبَاطِنَةٗۗ وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُجَٰدِلُ فِي ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ وَلَا هُدٗى وَلَا كِتَٰبٖ مُّنِيرٖ٢٠﴾[لقمان: ۲۰]. «آیا ندیدهاید که خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است برایتان رام گردانیده و نعمتهای (ظاهری و باطنی) خود را بر شما گسترده و افزون ساخته است؟ و برخی از مردم بدون هیچگونه دانش و هدایت و کتاب روشنی دربارۀ خدا مجادله میکند».
﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُواْ بَلۡ نَتَّبِعُ مَا وَجَدۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآۚ أَوَلَوۡ كَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ يَدۡعُوهُمۡ إِلَىٰ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ٢١﴾[لقمان: ۲۱]. «و چون به آنان گفته شود: از چیزی پیروی کنید که خداوند نازل کرده است، میگویند: بلکه از چیزی پیروی میکنیم که پدران خود را بر آن یافتهایم، آیا (از نیاکان خود پیروی میکنند) حتی اگر شیطان آنانرا به عذاب آتش فروزان فرا خواند».
خداوند با بیان نعمتهایش بر بندگان منت میگذارد و آنها را به شکرگذاری و عدم منفعت فرا میخواند. پس میفرماید: ﴿أَلَمۡ تَرَوۡاْ﴾آیا با چشمها و دلهایتان مشاهده نکردهاید، ﴿أَنَّ ٱللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾که خداوند آنچه را در آسمانهاست از قبیل ماه و خورشید و ستارگان همه را در جهت سود و نفع بندگان مسخر کرده است، و حیوانات و درختان و کشتزارها و رودها و معدنها و امثال آن را که در زمین هستند به نفع بندگن و برای آنها رام گردانیده است؟! همانگونه که میفرماید: ﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا﴾[البقرة: ۲۹]. «او خداوند است که همه آنچه را در زمین است برایتان آفریده است». ﴿وَأَسۡبَغَ عَلَيۡكُمۡ نِعَمَهُۥ ظَٰهِرَةٗ وَبَاطِنَةٗ﴾و نعمتهای ظاهری و باطنی که ما انسانها بخشی از آنها را نمیبینیم فراوان به ما داده است، نعمت دنیا و نعمت دین، به دست آوردن منافع و دور شدن زیانها! پس وظیفه شماست که با دوست داشتن نعمت دهنده و کرنش و فروتنی برای او و با کمک گرفتن از نعمتهایش در راستای اطاعت از او، و کمک نگرفتن از آنها در مسیر نافرمانی وی، سپاس او را به جای آورید. ﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن﴾اما با وجود این همه نعمت، برخی از مردم سپاس نعمتهایش را به جای نمیآورند بلکه ناسپاسی میکنند و به کسی که نعمتها را به ما داده است کفر میورزند و حقی را که خداوند کتابهایش را با آن نازل فرموده و پیامبرانش را به همراه آن فرستاده است انکار مینمایند. بنابراین، ﴿يُجَٰدِلُ فِي ٱللَّهِ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ وَلَا هُدٗى وَلَا كِتَٰبٖ مُّنِيرٖ﴾بدون هیچ دانشی و هدایت و کتاب روشنگری درباره خدا به مجادله و ستیز میپردازند. یعنی از باطل دفاع میکنند تا حق را درهم بشکنند، و دستوری را که پیامبر از جانب خدا آورده است مبنی بر این که فقط خدا را پرستش کنید رد نمایند.
مجادله آنان بدون بینش و علم است، و از روی دانش مجادله نمیکنند تا به آنها اجازه سخن داده شود، نیز براساس هدایت مجادله نمیکنند که در این هدایت به هدایت یافتگان اقتدا کرده باشند. پس جدال و ستیز آنان نه پایه عقلی دارد و نه براساس منقولات و آنچه که در کتابها آمده است استوار میباشد، و نه از روی اقتدا به هدایت یافتگان است، بلکه مجادله چنین کسانی درباره خدا براساس تقلید از پدران گمراهشان است.
بنابراین، فرمود: ﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ﴾و هنگامی که به آنان گفته شود از آنچه خداوند بر پیامبرانش نازل فرموده است پیروی کنید، چون آن حق است و با دلایل آشکاری آن را برایتان روشن گردانده است، ﴿قَالُواْ بَلۡ نَتَّبِعُ مَا وَجَدۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآ﴾مخالفت کرده و میگویند: بلکه از چیزی پیروی میکنیم که پدران و نیاکان خود را بر آن یافتهایم، بنابراین آنچه را که پدران و نیاکان خود را بر آن یافتهایم به خاطر گفته هیچکسی رها نمیکنیم.
خداوند در رد استدلال آنها و پدرانشان فرمود ﴿أَوَلَوۡ كَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ يَدۡعُوهُمۡ إِلَىٰ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ﴾مگر چنین نبوده است که شیطان پدران آنها را به سوی آتش دوزخ فرا خواند و آنان دعوت شیطان را پذیرفتند و به دنبال او حرکت کردند، و از زمره شاگردان شیطان شدند و سرگردانی بر آنها چیره شد؟! پس آیا باید از آنها پیروی کرد و راه آنان را در پیش گرفت، یا اینکه گمراهی پدرانشان باید آنها را از در پیش گرفتن راه آنان برحذر دارد؟! و شیطان آنان و پدرانشان را بدین خاطر دعوت نمیکند که آنان را دوست بدارد، بلکه از روی دشمنی و فریبکاری دعوتشان میکند و در حقیقت پیروان شیطان دشمنان او هستند که مغلوب او گشته و شیطان بر آنها مسلط شده است و از اینکه آنها به سبب پذیرفتن دعوت او مستحق عذاب جهنم گردیدهاند شادمان است.
آیهی ۲۴-۲۲:
﴿وَمَن يُسۡلِمۡ وَجۡهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ وَهُوَ مُحۡسِنٞ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰۗ وَإِلَى ٱللَّهِ عَٰقِبَةُ ٱلۡأُمُورِ٢٢﴾[لقمان: ۲۲]. «و هرکس نیکوکارانه روی (دل) خویش را بهسوی خداوند آورد، به دستاویز بسیار محکمی چنگ زده، . و سرانجام کارها بهسوی خداوند است».
﴿وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحۡزُنكَ كُفۡرُهُۥٓۚ إِلَيۡنَا مَرۡجِعُهُمۡ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٢٣﴾[لقمان: ۲۳]. «و هرکس که کافر شود کفر او تو را غمگین نسازد، (چراکه) بازگشت آنان بهسوی ماست، و ایشان را از کارهایی که کردهاند آگاه میسازیم. بیگمان خداوند به راز دلها آگاه است».
﴿نُمَتِّعُهُمۡ قَلِيلٗا ثُمَّ نَضۡطَرُّهُمۡ إِلَىٰ عَذَابٍ غَلِيظٖ٢٤﴾[لقمان: ۲۴]. «ایشان را اندکی بهرهمند میسازیم آنگاه آنانرا به (تحمل) عذابی سخت ناگزیر مینماییم».
﴿وَمَن يُسۡلِمۡ وَجۡهَهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ﴾و هرکس برای خداوند کرنش و فروتنی نماید، و با انجام دستورات الهی مطیع او باشد و دین و عبادت را خالصانه برای او انجام دهد، ﴿وَهُوَ مُحۡسِنٞ﴾در حالی که در آن فروتنی و مطیع بودن، نیکوکار باشد، یعنی عمل او مشروع بوده و در آن از سنت پیامبر پیروی کرده باشد. به عبارتی دیگر هرکس با انجام همه عبادتها منقاد و مطیع خدا گردد، درحالیکه در انجام دادن این عبادتها نیکوکار باشد، یعنی چنان خداوند را پرستش نماید که گویا او را میبیند و اگر او را نمیبیند خداوند وی را میبیند. یا میتوان گفت: هرکس با ادای حقوق خدا منقاد و مطیع او باشد، درحالیکه با بندگان به نیکی رفتار مینماید و حقوق آنها را به جای میآورد. و همه این معانی متلازم یکدیگرند و فرق چندانی با هم ندارند، زیرا خلاصه همه آنها این است که فرد باید تمامی دستورات دین را به صورت کامل و به صورتی که پذیرفته میشود انجام دهد.پس هرکس چنین کرد، مسلمان و مطیع خدا گشته است، و ﴿ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰ﴾به دستاویز محکمی چنگ زده است، دستاویزی که هرکس به آن چنگ زند نجات مییابد، و از نابودی و هلاکت در امان خواهد بود، و به هر خیر و خوبی دست مییازد.
و هرکس روی به خدای نیاورد و یا نیکوکار نباشد، به دستاویر سست و ضعیفی چنگ زده است. از این روی چیزی جز هلاکت و نابودی در پیش نخواهد داشت. ﴿وَإِلَى ٱللَّهِ عَٰقِبَةُ ٱلۡأُمُورِ﴾و سرانجام کارها به سوی خداست، پس خداوند درمیان بندگانش حکم مینماید و آنها را بر حسب اعمالشان مجازات خواهد کرد. بنابراین، بندگان باید برای آن روز آمادگی پیدا کنند.
﴿وَمَن كَفَرَ فَلَا يَحۡزُنكَ كُفۡرُهُ﴾و هرکس که کافر شود کفر او تو را غمگین نسازد، چرا که وظیفه دعوت و رساندن آن به گوش مردم بر عهده تو است، و آن را به نحو احسن انجام داده ای. پس بعد از این اگر کسی هدایت نشود خداوند پاداش تو را میدهد و به خاطر هدایت نیافتن مردم جایی برای غمگین شدن وجود ندارد، چون اگر فردی که کافر میشود خیری در او بود خداوند او را هدایت میکرد. و نیز از این غمگین مباش که آنها بر دشمنی ورزیدن با تو جرات میکنند و به ستیز با تو بر میخیزند و به کفر و گمراهی خود ادامه میدهند. نیز از این ناراحت مباش که عذاب خدا فورا آنها را فرا نمیگیرد، زیرا ﴿إِلَيۡنَا مَرۡجِعُهُمۡ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓاْۚ﴾بازگشت آنان به سوی ما است و ما آنها را از کفر و دشمنیشان و تلاشی که برای خاموش کردن نور خدا انجام دادهاند و اذیت و آزاری که به پیامبران رساندهاند آگاه میسازیم. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾بیگمان خداوند به راز دلها آگاه است، رازهایی که به زبان آورده نشدهاند، پس آنچه که آشکار و پیداست چگونه خواهد بود؟!.
﴿نُمَتِّعُهُمۡ قَلِيلٗا﴾آنان را اندکی در دنیا بهرهمند میسازیم تا گناهشان بیشتر گردد و عذابشان کاملتر شود، ﴿ثُمَّ نَضۡطَرُّهُمۡ إِلَىٰ عَذَابٍ غَلِيظٖ﴾سپس آنها را به تحمل عذابی بزرگ و سخت وادار میکنیم، عذابی که بس بزرگ و شدید و دردناک است.
آیهی ۲۸-۲۵:
﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُۚ قُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٢٥﴾[لقمان: ۲۵]. «و اگر از آنان بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟ حتماً میگویند: خداوند، بگو: ستایش از آن خداست ولی بیشترشان نمیدانند».
﴿لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ٢٦﴾[لقمان: ۲۶]. «از آن خداست آنچه که در آسمانها و زمین است، بیگمان خداوند همو بینیاز و ستوده است».
﴿وَلَوۡ أَنَّمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن شَجَرَةٍ أَقۡلَٰمٞ وَٱلۡبَحۡرُ يَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦ سَبۡعَةُ أَبۡحُرٖ مَّا نَفِدَتۡ كَلِمَٰتُ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ٢٧﴾[لقمان: ۲۷]. «و اگر همۀ درختانی که روی زمین هستند قلم شوند و دریا (جوهر گردد) و هفت دریا کمک این دریا شود سخنان خداوند پایان نپذیرند، بیگمان خداوند عزیز و حکیم است».
﴿مَّا خَلۡقُكُمۡ وَلَا بَعۡثُكُمۡ إِلَّا كَنَفۡسٖ وَٰحِدَةٍۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٌ٢٨﴾[لقمان: ۲۸]. «آفرینش شما و برانگیختنتان جز مانند (آفرینش و برانگیختن) یک تن نیست، بیگمان خداوند شنوای داناست».
﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾و اگر از این مشرکین که حق را تکذیب کردهاند بپرسی آسمانها و زمین را چه کسی آفریده است؟ خواهند دانست که بتهایی آنها چیزی را نیافریدهاند، ﴿لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ﴾و میگویند خداوند به تنهایی آسمان و زمین را آفریده است. ﴿قُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾پس به طریقهی الزام آور، و با استدلال به آنچه که بدان اعتراف و اقرار کردهاند، انکار و عدم پذیرش آنان را محکوم بگردان، و به آنها بگو: ستایش خدایی را که نور را آشکار نمود و خودتان را علیه خویشتن به اعتراف واداشت. پس اگر آنها این حقیقت را میدانستند، یقین میکردند که فقط باید خداوندِ برحق و یگانه را پرستش نمود. ﴿بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾ولی بیشترشان نمیدانند، بنابراین چیزهای دیگری را از سر شک و تردید نه از روی بینش و آگاهی شریک خدا قرار دادهاند.
سپس این دو آیه را به عنوان نمونهای از گستردگی صفتهای خداوند بیان کرد تا بندگانش را به شناخت و محبت خویش و یگانهپرستی و اخلاص فرا بخواند. پس فراگیر بودن فرمانرواییاش را بیان کرد و فرمود همه آنچه که در آسمانها و زمین است و تمامی جهان بالا و پایین قلمرو پادشاهی و فرمانروایی خداست و با دستورات تقدیری و فرمانهای شرعی و جزایی خویش بر آن حکمرانی میکند. و همه بندگان اویند و تحت تدبیر و مسخر او هستند، و کوچکترین چیزی از فرمانروایی در دست آنها نیست، و خداوند توانگر بینیاز است، پس به آنچه که آفریدههایش بدان نیاز دارند نیازی ندارد. ﴿مَآ أُرِيدُ مِنۡهُم مِّن رِّزۡقٖ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطۡعِمُونِ٥٧﴾[الذاریات: ۵۷]. «من از آنها روی نمیطلبم و نمیخواهم مرا خوراک و روزی بدهند». و عمل پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان کوچکترین فایدهای به خدا نمیرساند، بلکه عملشان به خودشان فایده میرساند، و خداوند از آنها و از اعمالشان بینیاز است. و از مصادیق توانگری و بینیازیاش این است که آنان را در دنیا و آخرتشان بینیاز کرده است.
سپس خداوند از گستردگی حمد و ستایش خود خبر داد و فرمود: حمد و ستایش او از لوازم ذاتش است و او از همه جهات ستوده میباشد، پس او در ذات و صفاتش ستوده است و به خاطر هر صفتی از صفاتش سزاوار کاملترین ستایش میباشد، چون صفتهای او سرشار از عظمت و بزرگی هستند. و به خاطر همه آنچه که آفریده و انجام داده و بر همه آنچه بدان دستور داده و یا از آن نهی کرده است ستایش میشود. نیز به خاطر همه آنچه که در رابطه با بندگانش به اجرا درآورده و به خاطر آنچه که در میان بندگانش در دنیا و آخرت حکم وداوری مینماید مورد ستایش است.
سپس خداوند از گستردگی سخن و عظمت گفتههایش خبر داد و این عظمت را چنان شرح داد که کاملا در قلبها اثر میگذارد و به دل مینشیند و عقلها را حیران میگرداند و خردمندان و ارباب بینش را به سیر و سلوک در راه شناخت آن وامی دارد. پس فرمود: ﴿وَلَوۡ أَنَّمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن شَجَرَةٍ أَقۡلَٰمٞ وَٱلۡبَحۡرُ يَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦ سَبۡعَةُ أَبۡحُرٖ﴾و اگر همه درختانی که روی زمین هستند قلم شوند و دریا جوهر گردد و هفت دریا به این دریا اضافه شوند، این قلمها شکسته میشوند و از بین میروند، و دریاهایی شکسته میشوند و از بین میروند، و دریاهایی که مرکب و جوهر گردیده ا ند تمام میشوند، اما سخنان خدا پایان نمیپذیرند. و این مبالغه نیست که حقیقت نداشته باشد بلکه خداوند میداند که عقلها را احاطه و درک کامل صفتهایش قاصرند، و میداند شناخت بندگان نسبت به خدایشان بهترین نعمتی است که پروردگار به آنها داده و بزرگترین فضیلتی است که بندگان به دست آوردهاند، اما بندگان به صورت کامل آن را دریافت همهاش را هم نمیتوان رها کرد، از اینرو خداوند بندگانش را آگاه ساخت تا دلهایشان روشن گردد واز آنچه که بدان رسیدهاند به آنچه که به آن دست نیافتهاند استدلال کنند، و همان چیزی را بگویند که برترین آنها و کسی که آگاهیاش از همه نسبت به پروردگار بیشتر بود گفته است: «نمیتوانیم تو را کاملا ستایش کنیم، تو آنگونه هستی که خودت را ستایش کرده ای». وگرنه مسئله از این نیز فراتر میباشد، و این مثال فقط برای نزدیک کردن مفهومی است که فهم و ذهن آدمی به آن نمیرسد، وگرنه حتی چنانچه درختان چندین برابر شوند و دریاها چندین برابر مخلوق و آفریده هستند، ولی نمیتوان تصور کرد که کلام خدا تمام شود، بلکه دلیل شرعی و عقلی ما را راهنمایی میکند که کلام خدا تمام شدنی نیست و پایانی ندارد. پس همه چیز تمام میشود جز خداوند و صفاتش. ﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ٤٢﴾[النجم: ۴۲]. «و همانا پایان همه چیز بهسوی پروردگارت است». و هرگاه عقل، حقیقت اول و آخر بودن خدا را تصور کند، و هرچه را از زمانهای گذشته درذهن فرض نماید خداوند قبل از آن بوده است، و هرچه را از زمانهای آینده در ذهن فرض کند خداوند بعد از آن نیز وجود دارد و پایانی ندارد، و خداوند در همه اوقات فرمان میدهد و سخن میگوید و هرطور که بخواهد عمل میکند، و هرگاه کاری را بخواهد هیچ چیزی نمیتواند مانع گفتهها و کارهایش شود، هرگاه عقل این را تصور نماید میداند مثالی که خداوند برای سخن خود زده است برای این است تا بندگان چیزی از آنرا دریابند وگرنه مسئله از این هم بالاتر و بزرگتر میباشد.
سپس خداوند بزرگی قدرت و کمال فرزانگی و حکمت خویش را بیان کرد و فرمود: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٞ﴾همانا خداوند توانمند است و همه توانمندی از آن اوست، و هیچ قدرتی در جهان بالا و پایین وجود ندارد مگر اینکه از جانب اوست، و او با قدرت خویش همه آفریدهها را مقهور و مغلوب گردانیده و در آنها تصرف نموده است و به تدبیر امور آنها میپردازد. و با حکمت خویش آفریدهها را آفریده و آنرا با حکمت آغاز نموده است و هدف و مقصود از آن را نیز سراسر حکمت قرار داده است، همچنین امر و نهی او از سر حکمت به وجود آمده است و هدفی که از آن مدنظر بوده است حکمت میباشد. پس او در آفرینش و فرمانش دارای حکمت میباشد.
سپس خداوند عظمت قدرت و کمال آن را بیان نمود، و اینکه عقل نمیتواند آن عظمت و قدرت را تصور نماید، پس فرمود: ﴿مَّا خَلۡقُكُمۡ وَلَا بَعۡثُكُمۡ إِلَّا كَنَفۡسٖ وَٰحِدَةٍ﴾آفرینش شما و برانگیختنتان جز مانند آفرینش و برانگیختن یک تن نیست. آفرینش همه مردم با اینکه زیادند و زنده کردن آنها در یک چشم به هم زدن پس از مردنشان و بعد از این که از هم پاشیده شدند مانند آفرینش یک تن است! بنابراین، بعید دانستن رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ، و سزا و جزا دادن به خاطر اعمال، دلیلی جز جهل و ناآگاهی از عظمت و قدرت خدا ندارد. سپس این را بیان نمود که شنوایی او همه شنیدنیها را احاطه دارد، و بیناییاش همه دیدنیها را میبیند. و فرمود: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٌ﴾همانا خداوند شنوای بیناست.
آیهی ۳۰-۲۹:
﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ يَجۡرِيٓ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى وَأَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ٢٩﴾[لقمان: ۲۹]. «آیا ندیدهای که خداوند شب را در روز و روز را در شب داخل میگرداند، و خورشید و ماه را ارام کرده است، هریک تا مدتی معین در حرکت است، و همانا خداوند به آنچه میکنید آگاه است».
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِ ٱلۡبَٰطِلُ وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡكَبِيرُ٣٠﴾[لقمان: ۳۰]. «این از آن جهت است که خداوند حق است و آنچه را که به جز او به فریاد میخوانند باطل است، و خداوند والا و بزرگ است».
در اینجا نیز بیان شده که او به تنهایی به تصرف و تدبیر امور میپردازد و با گستردگی تصرفش شب را در روز و روز را در شب داخل میگرداند، پس هرگاه یکی وارد شود دیگری بیرون میرود. و او خورشید و ماه را مسخّر گردانیده است و ماه و خورشید با تدبیر و نظام خاصی در حرکتاند و از زمانی که خداوند آنها را آفریده است در نظم آنها خللی به وجود نیامده است، و خداوند اینها را مسخر نموده تا به وسیله آن منافع و مصالح دینی و دنیوی بندگان به دست آید و مایه عبرت و سبب بهرهمندی آنها گردند.
﴿كُلّٞ يَجۡرِيٓ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾هرکدام از آن دو تا مدتی معین در حرکت و جریان است، و هرگاه آن مدت معین فرا رسید، جریان و حرکت آنها قطع میگردد و نیرو و انرژی آنها از کار میافتد، و این در روز قیامت اتفاق میافتد، آنگاه که خورشید درهم پیچیده میشود و ماه گرفته میشود، و دنیا به انتها میرسد، و قیامت آغاز میگردد، ﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾و خداوند از خیر و شری که انجام میدهید با خبر است و هیچ چیزی بر او پوشیده نیست و شما را بر این اعمال سزا و جزا خواهد داد، فرمانبرداران را پاداش و گناهکاران را کیفر میدهد.
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ﴾آنچه از عظمت و صفات خداوند بیان شده بیانگر آن است که خداوند در ذات و صفاتش حق است و دین و پیامبران و وعده و وعید و عبادتش حق است. ﴿وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِ ٱلۡبَٰطِلُ﴾و آنچه که به جای او میپرستند و به فریاد میخوانند در ذات و صفاتشان باطلاند، و اگر خداوند آنها را به وجود نمیآورد به وجود نمیآمدند، و اگر کمک خداوند نبود باقی نمیماندند. پس چون آنها باطلاند پرستش آنها باطلتر و پوچتر میباشد. ﴿وَأَنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡعَلِيُّ﴾و ذات خداوند برتر و بالاتر از همه مخلوقاتش است و صفات او نیز از همه مخلوقات بالاتر است و صفت مخلوقات با صفات خداوند قابل مقایسه نیست و او بر تمام آفریدهها چیره و غالب است. ﴿ٱلۡكَبِيرُ﴾بزرگ است و در ذات و صفاتش دارای کبریا و عظمت است و او در دل اهل آسمان و زمین بزرگ جلوه میکند.
آیهی ۳۲-۳۱:
﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱلۡفُلۡكَ تَجۡرِي فِي ٱلۡبَحۡرِ بِنِعۡمَتِ ٱللَّهِ لِيُرِيَكُم مِّنۡ ءَايَٰتِهِۦٓۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ٣١﴾[لقمان: ۳۱]. «آیا ندیدهای که کشتیها در دریا به فضل خدا حرکت میکنند تا (برخی) از نشانههای خود را به شما بنمایاند؟! بیگمان در این (کار) عبرتهایی برای هر شکیبای سپاسگزاری است».
﴿وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوۡجٞ كَٱلظُّلَلِ دَعَوُاْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ فَلَمَّا نَجَّىٰهُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ فَمِنۡهُم مُّقۡتَصِدٞۚ وَمَا يَجۡحَدُ بَِٔايَٰتِنَآ إِلَّا كُلُّ خَتَّارٖ كَفُورٖ٣٢﴾[لقمان: ۳۲]. «و چون موجی کوه آسا آنان را فرو گیرد خالصانه خدا را به فریاد میخوانند، و عبادت را خاص او میدانند، ولی هنگامیکه آنان را نجات دهد و سالم به خشکی برساند آنگاه برخی از ایشان میانهرو هستند، و هیچکس جز غدّار آیات مارا انکار نمیکند».
آیا آثار قدرت و رحمت و توجه خداوند به بندگانش را ندیدهای که دریا را مسخر نموده است تا کشتیها به فرمان تقدیری خدا و لطف و احسان او در دریا به حرکت درآیند؟! ﴿لِيُرِيَكُم مِّنۡ ءَايَٰتِهِ﴾تا برخی از نشانههای خود را به شما بنمایاند و از آن استفاده کنید و پند بگیرید. ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾بیگمان در این کار عبرتی است برای هر شکیبای سپاسگزاری، کسانی که از نشانهها استفاده میبرند و بر سختیها شکیبا هستند، و به هنگام شادمانی و آسایش سپاسگزارند، و بر طاعت خداوند صابرند و خود را از گناه باز میدارند و به هنگام رنجهایی که خداوند مقدر نموده است و در برابر نعمتهای دینی و دنیوی که خداوند به آنان بخشیده است شکرگزارند.
خداوند حالت مردم را به هنگام سفر در دریا و آن گاه که موجهایی همچون کوه آنان را فرا میگیرد بیان میدارد، که آنها در این هنگام خالصانه خداوند را به فریاد میخوانند. ﴿فَلَمَّا نَجَّىٰهُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ﴾ولی هنگامی که آنان را نجات دهد و سالم به خشکی برساند به دوگروه تقسیم میشوند: ﴿فَمِنۡهُم مُّقۡتَصِدٞ﴾برخی از ایشان میانهرو هستند، یعنی به صورت کامل شکر خدا را به جای نمیآورند بلکه گناهکار نیز هستند و بر خود ستم میکنند. و برخی از ایشان نعمت خدا را شکر نمیگزارند و آنرا انکار میکنند. بنابراین فرمود: ﴿وَمَا يَجۡحَدُ بَِٔايَٰتِنَآ إِلَّا كُلُّ خَتَّارٖ﴾و هیچکس جز خیانتکار ِ ناسپاس آیات ما را انکار نمیکند. و از جمله عهدشکنیاش این است که او با پروردگارش پیمان بست که اگر ما را از دریا و سختی آن نجات دهد از شکرگذاران خواهیم بود. پس این گروه عهدشکنی کردند و به آن وفا ننمودند. با وجود این، آنان ﴿كَفُورٖ﴾پس آیا نباید اینان که خداوند آنها را از این سختیها نجات داده است کاملا شکر نعمتهای خدا را بگزارند؟!.
آیهی ۳۳:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمۡ وَٱخۡشَوۡاْ يَوۡمٗا لَّا يَجۡزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِۦ وَلَا مَوۡلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِۦ شَيًۡٔاۚ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞۖ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ٣٣﴾[لقمان: ۳۳]. «ای مردم! از پروردگارتان پروا بدارید، و بترسید از روزی که هیچ پدری کار فرزندش را کفایت نکند و هیچ فرزندی نیست که بتواند چیزی از پدرش را کفایت کند، بیگمان وعدۀ خداوند راست است. پس زندگانی دنیا شما را فریب ندهد و شیطان فریبکار شمارا نسبت به خداوند فریب ندهد».
خداوند مردم را به پرهیزگاری و ترس از خدا فرمان میدهد. پرهیزگاری یعنی انجام دستورات خدا و ترک آنچه خداوند از آن نهی کرده است. و مردم را متوجه مینماید که از روز سخت و قیامت که هرکس در آن روز فقط به فکر خودش میباشد بترسند: ﴿وَٱخۡشَوۡاْ يَوۡمٗا لَّا يَجۡزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِۦ وَلَا مَوۡلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِۦ شَيًۡٔا﴾و بترسید از روزی که هیچ پدری کار فرزندش را کفایت نکند و هیچ فرزندی نیز یافت نمیشود که بتواند چیزی از کار پدرش را کفایت کند.فرزندش نمیتواند به نیکیهای پدرش بیفزاید و یا از بدیهایش بکاهد، و همچنین پدر نمیتواند چنین کاری بکند، بلکه هربندهای سزای عملش را به طور کامل خواهد دید. پس از اندیشیدن به این روز هولناک بنده را تقویت مینماید و ترس از خدا و پرهیزگاری را برای او آسان میگرداند. و این رحمت و مهربانی خدا نسبت به بندگان است که آنها را به تقوای الهی فرمان میدهد، که تقوا مایه سعادت آنهاست، و خداوند به آنها وعده میدهد که در مقابل تقوا و پرهیزگاری به آنان پاداش خواهد داد. و آنها را از کیفر آخرت میترساند و با ذکر موعظهها از عذاب باز میدارد. پس تو را سپاس ای پروردگار جهانیان! ﴿إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ﴾بیگمان وعده خدا حق است و در آن شک نکنید و جزکار تصدیق کنندگان را در پیش نگیرید. بنابراین فرمود: ﴿فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾زندگی دنیا و زینت و زیباییهایش و فتنهها و رنجهایی که در آن هست شما را نفریبد! ﴿وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ﴾و شیطان فریبکار شما را نسبت به خدا فریب ندهد، شیطانی که همواره انسان را گول میزند و در همه اوقات به فکر فریب او است.
خداوند بر بندگانش حقی دارد و میعادی را برایشان مقرر نموده است که در آن روز آنها را طبق اعمالشان سزا و جزا خواهد داد، و از آنها میپرسد که آیا حق او را ادا کردهاند یا در ادای آن کوتاهی ورزیده اند؟! و این چیزی است که انسان باید به آن توجه داشته باشد و همواره آن را نصب العین خود قرار دهد، و سرمایه خویش بپندارد. و بزرگترین مانعی که انسان را از ادای حقوق الهی باز میدارد وسوسههای دنیای فتنهانگیز و شیطان است که در دل انسان وسوسه میاندازند. پس خداوند بندگانش را بازدشته از این که دنیا آنها را فریب دهد یا شیطان فریبکار آنها را نسبت به خداوند مغرور کند. ﴿يَعِدُهُمۡ وَيُمَنِّيهِمۡۖ وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ إِلَّا غُرُورًا١٢٠﴾[النساء: ۱۲۰]. «به آنان وعده میدهد و آرزومندشان میکند و شیطان جز فریب به آنان وعدهای نمیدهد».
آیهی ۳۴:
﴿إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ ٱلۡغَيۡثَ وَيَعۡلَمُ مَا فِي ٱلۡأَرۡحَامِۖ وَمَا تَدۡرِي نَفۡسٞ مَّاذَا تَكۡسِبُ غَدٗاۖ وَمَا تَدۡرِي نَفۡسُۢ بِأَيِّ أَرۡضٖ تَمُوتُۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرُۢ٣٤﴾[لقمان: ۳۴]. «به راستی فقط خداوند میداند که چه زمانی قیامت فرا میرسد، و اوست که باران میباراند و آنچه را در رحمهاست میداند، و هیچکس نمیداند فردا چه چیزی را فراچنگ میآورد، و هیچکس نمیداند که در کدام سرزمین میمیرد. بیگمان خداوند دانا و آگاه است».
ثابت گردید که علم و آگاهی خداوند پیدا و پنهان را احاطه کرده است و گاهی اوقات خداوند بندگانش را بر بسیاری از امور غیبی آگاه مینماید. و این پنج چیز اموری هستند که هیچ مخلوقی به آنها آگاه نیست. پس هیچ پیامبر و فرشته مقربی این چیزها را نمیداند چه رسد به دیگران. پس فرمود: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِ﴾یعنی فقط خداوند میداند که چه زمانی قیامت فرا میرسد. همانگونه که میفرماید: ﴿يَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّيۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقۡتِهَآ إِلَّا هُوَۚ ثَقُلَتۡ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ لَا تَأۡتِيكُمۡ إِلَّا بَغۡتَةٗ﴾[الأعراف: ۱۸۷]. «از تو درباره قیامت میپرسند که چه زمانی واقع میشود؟ بگو: علم آن فقط نزد پروردگارم است. جز او (کسی) آن را به موقع خود آشکار نمیگرداند. (این رخداد) بر آسمانها و زمینگران تمام میشود. جز ناگهان به نزد شما نمیآید».
﴿وَيُنَزِّلُ ٱلۡغَيۡثَ﴾و تنها اوست که باران را میباراند و فقط او میداند که چه زمانی باران میبارد. ﴿وَيَعۡلَمُ مَا فِي ٱلۡأَرۡحَامِ﴾و میداند آنچه را که در شکم مادران است، چون اوست که آن را در شکم آنها آفریده، و او میداند فرزندی که در شکم است پسر است یا دختر. بنابراین، فرشتهای مسئول رحمهاست و از پروردگارش میپرسد که آیا این پسر است یا دختر؟ پس خداوند آنچه را که میخواهد حکم مینماید و انجام میدهد. ﴿وَمَا تَدۡرِي نَفۡسٞ مَّاذَا تَكۡسِبُ غَدٗا﴾و هیچکس نمیداند فردا چه به دست میآورد و نمیداند که چه چیز دنیوی و دینی فرا چنگ میآورد. ﴿وَمَا تَدۡرِي نَفۡسُۢ بِأَيِّ أَرۡضٖ تَمُوتُ﴾و هیچکس نمیداند که در کدام سرزمین میمیرد، بلکه فقط خداوند است که از همه این چیزها آگاهی دارد. وقتی این چیزها را به طور ویژه بیان کرد که آگاهی از این امور مختص خداوند است، نیز فرمود: آگاهی و علم او همه چیز را احاطه کرده است، پس فرمود: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرُۢ﴾بیگمان خداوند دانای آگاه است، و آگاهی و علم او امور ظاهر و آشکار و پنهان و ناپیدا را احاطه کرده است. و از جمله حکمت کامل او این است که علم و آگاهی از این پنج چیز را از بندگان پنهان داشته است، چون در اینها مصلحتهایی است که هرکس در آن بیاندیشد بر او پوشیده نخواهد بود.
پایان تفسیر سورهی لقمان
مکی و ۳۰ آیه است
آیهی ۳-۱:
﴿الٓمٓ١﴾[السجدة: ۱]. «الف لام میم».
﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ لَا رَيۡبَ فِيهِ مِن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٢﴾[السجدة: ۲]. «(این) کتابی است که از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است (و) هیچ شکی در آن نیست، پروردگار جهانیان است».
﴿أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُۚ بَلۡ هُوَ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوۡمٗا مَّآ أَتَىٰهُم مِّن نَّذِيرٖ مِّن قَبۡلِكَ لَعَلَّهُمۡ يَهۡتَدُونَ٣﴾[السجدة: ۳]. «آیا میگویند: خودش آنار از پیش خود ساخته است؟!. بلکه قرآن حق است و از سوی پروردگارت آمده است تا گروهی را بترسانی که پیش از تو ترسانندهای به نزد آنان نیامده است. باشد که آنان راه یابند».
خداوند متعال خبر میدهد که این کتاب بزرگوار از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است، پروردگاری که با نعمتهای خود انسانها را پرورش کرده است. بزرگترین چیزی که خداوند با آن انسانها را پرورش داده این کتاب است که در آن همه آنچه که اوضاع آنان را بهبود میبخشد و اخلاقشان را کامل میگرداند وجود داشته و هیچ شک و تردیدی در آن نیست. اما با وجود این ستمگرانی که پیامبر را تکذیب کردند در این مورد گفتند: این کتاب را محمد به دروغ از پیش خود ساخته است. و این بزرگترین جرات برای انکار کلام خدا است. آنان محمدصرا به بزرگترین دروغ متهم کردند و گفتند: او میتواند سخنی مانند سخن خداوند بیافریند. این ادعاها بسیار سنگین و بزرگ هستند و خداوند در رد کسانی که گفتند: محمد قرآن را از پیش خود ساخته است، فرمود: ﴿بَلۡ هُوَ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكَ﴾بلکه قرآن حق و از سوی پروردگارت آمده است و باطل از هیچ سویی به آن راه ندارد و از سوی خداوند با حکمت و ستوده نازل شده، وخداوند آن را مایه رحمت بندگان قرار دادهاست.
﴿لِتُنذِرَ قَوۡمٗا مَّآ أَتَىٰهُم مِّن نَّذِيرٖ مِّن قَبۡلِكَ﴾یعنی در حالت و وضعیتی قرآن نازل شده که مردم به شدت نیازمند پیامبر و فرستادن کتاب بودند، چون قبل از تو پیامبری به نزد آنها نیامده بود. بلکه آنان به سبب جهالت و نادانیشان سرگردانند و در تاریکی ِ گمراهی خود سرگشتهاند. پس ما کتاب را بر تو نازل کردیم تا ﴿لَعَلَّهُمۡ يَهۡتَدُونَ﴾آنان از گمراهیشان نجات یابند و هدایت شوند، و آنگاه حق را بشناسند و آنرا برگزینند. و چیزهایی که خداوند ذکر نمود تکذیب آنها را نقض میکند و اقتضا مینماید که آنها ایمان بیاورند و کاملا آن را تصدیق کنند، و اینکه قرآن ﴿مِن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾از سوی پروردگار جهانیان است، و قرآن حق است و حق در هر شرایطی مقبول و پذیرفتنی است. ﴿لَا رَيۡبَ فِيهِ﴾و به هیچ صورت شکی در آن نیست. پس در قرآن چیزی نیست که شکی ایجاد کند و در آن خبری نیست که واقعت نداشته باشد و هیچ پوشیدگی و ابهامی در معانی آن نمیباشد. و آنها به رسالت نیاز دارند، چرا که قرآن انسان را به هر خیر و نیکی هدایت مینماید.
آیهی ۹-۴:
﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِۖ مَا لَكُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَلِيّٖ وَلَا شَفِيعٍۚ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ٤﴾[السجدة: ۴]. «خداوند ذاتی است که آسمانها و زمین و آنچه را که درمیان آن دو است در شش روز آفرید، سپس بر عرش بلبند و مرتفع گردید، جز او هیچ دوست و شفاعت کنندهای ندارید، آیا پند نمیپذیرید»؟
﴿يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ ثُمَّ يَعۡرُجُ إِلَيۡهِ فِي يَوۡمٖ كَانَ مِقۡدَارُهُۥٓ أَلۡفَ سَنَةٖ مِّمَّا تَعُدُّونَ٥﴾[السجدة: ۵]. «او امر را تدبیر مینماید، و این اوامر از آسمان بهسوی زمین فرود میآیند، سپس در روزی که اندازۀ آن هزار سالهایی است که شما میشمارید بهسوی او بالا می روند».
﴿ذَٰلِكَ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ٦﴾[السجدة: ۶]. «او خداوندی است آگاه از پنهان و آشکار (و) چیره و مهربان است».
﴿ٱلَّذِيٓ أَحۡسَنَ كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقَهُۥۖ وَبَدَأَ خَلۡقَ ٱلۡإِنسَٰنِ مِن طِينٖ٧﴾[السجدة: ۷]. «خدایی که هرچیزی را به نیکوترین (وجه) آفریده است و آفرینش انسان را از گل آغازید».
﴿ثُمَّ جَعَلَ نَسۡلَهُۥ مِن سُلَٰلَةٖ مِّن مَّآءٖ مَّهِينٖ٨﴾[السجدة: ۸]. «آنگاه نسل او را از چکیدۀ آب ضعیف و ناچیزی آفرید».
﴿ثُمَّ سَوَّىٰهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِۦۖ وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَٱلۡأَفِۡٔدَةَۚ قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ٩﴾[السجدة: ۹]. «آنگاه به اندام او سامان داد و از روح خود در آن دمید و برای شما گوشها و چشمها و دلها آفرید (ولی شما کمتر شکر میگزارید».
خداوند از کمال قدرت خویش خبر میدهد و اینکه او آسمانها و زمین و آنچه را که درمیان آنهاست در شش روز بیافرید. اولین روزِ آغاز آفرینش یکشنبه و آخرین روز آن جمعه بود. با اینکه خداوند میتوانست آنها را در یک لحظه بیافریند اما خداوند مهربان و با حکمت است. ﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾سپس بر بالای عرش که همان سقف مخلوقات است آنگونه که شایسته شکوه اوست استوا پیدا کرد. ﴿مَا لَكُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَلِيّٖ وَلَا﴾جز او هیچ دوست و سرپرستی ندارید که در کارهایتان شما را سرپرستی نماید و به شما فایده رساند، ﴿وَلَا شَفِيعٍ﴾و جز او هیچ شفاعت کنندهای ندارید که برایتان شفاعت نماید تا عذابی متوجه شما نشود. ﴿أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ﴾آیا پند نمیپذیرید تا بدانید که آفریننده آسمانها و زمین و کسی که بر بالای عرش بزرگ است به تنهایی به تدبیر امورتان میپردازد و شما را سرپرستی مینماید و شفاعت همه در دست اوست و او مستحق همه نوع عبادت است؟!.
﴿يُدَبِّرُ ٱلۡأَمۡرَ﴾امور تقدیری و شرعی را تدبیر مینماید و او به تنهایی به تدبیر امور میپردازد و این اوامر از سوی خداوند پادشاه و توانا، ﴿مِنَ ٱلسَّمَآءِ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ﴾از آسمان به سوی زمین فرود میآیند و خداوند با این تدابیر کسانی را سعادتمند و برخی را بدبخت مینماید، برخی را ثروتمند و برخی را فقیر میکند، عزت میدهد و ذلت میبخشد و بزرگ میدارد و خوار مینماید، و گروههایی را بالا میبرد و اقوامی دیگر را پایین میآورد و روزیها را فرو میفرستد. ﴿ثُمَّ يَعۡرُجُ إِلَيۡهِ فِي يَوۡمٖ كَانَ مِقۡدَارُهُۥٓ أَلۡفَ سَنَةٖ مِّمَّا تَعُدُّونَ﴾اوامر از سوی او نازل میگردد و در روزی که اندازه آن هزار سال از سالهایی است که شما برمی شمارید به سوی او بالا میرود. و در یک لحظه به او میرسد.
﴿ذَٰلِكَ﴾او خداوندی است که این مخلوقات بزرگ را آفریده، کسی که بر عرش بزرگ است و به تنهایی تدابیر مملکت خویش را انجام میدهد.
﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ﴾دانای پنهان و پیدا و چیره و مهربان است. پس او با آگاهی گسترده و کمال قدرت و رحمت فراگیرش جهان را آفریده و منافعی در آن قرار داده است و تدبیر و سامان دهی آن برایش مشکل نیست.
﴿ٱلَّذِيٓ أَحۡسَنَ كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقَهُ﴾خداوند هر مخلوقی را نیکو آفریده و به گونهای متناسب با شرایط زیست محیطیاش آن را آفریده است. و این خلقت هر چیزی را شامل میشود. سپس به طور ویژه انسان را به خاطر شرافت و فضیلت آن ذکر نمود و فرمود: ﴿وَبَدَأَ خَلۡقَ ٱلۡإِنسَٰنِ مِن طِينٖ﴾و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد و آدم را از گل آفرید. ﴿ثُمَّ جَعَلَ نَسۡلَهُۥ مِن سُلَٰلَةٖ مِّن مَّآءٖ مَّهِينٖ٨﴾سپس خداوند ذرّیه آدم را از نطفه ضعیف و ناچیز آفرید.
﴿ثُمَّ سَوَّىٰهُ﴾سپس خلقت انسان و اعضا و رگهایش را تکمیل کرد و آفرینش او را بسیار زیبا و نیکو نمود و هر عضوی را در جای مناسب آن قرار داد. ﴿وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ﴾و از روح خود در آن دمید،به این صورت که فرشته را به سوی او فرستاد. فرشته روح را در انسان میدهد و انسان به فرمان خدا زنده میشود، این در حالی است که قبلا بیجان بود. ﴿وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ﴾نیز به تدریج چیزهای سودبخشی را به شما داد و به شما شنوایی و بینایی عطا کرد. ﴿وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَٱلۡأَفِۡٔدَةَۚ قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ﴾و برایتان دلها آفرید اما کمتر کسی را تشکر میکنید که شما را آفریده و صورتگری کرده است.
آیهی ۱۱-۱۰:
﴿وَقَالُوٓاْ أَءِذَا ضَلَلۡنَا فِي ٱلۡأَرۡضِ أَءِنَّا لَفِي خَلۡقٖ جَدِيدِۢۚ بَلۡ هُم بِلِقَآءِ رَبِّهِمۡ كَٰفِرُونَ١٠﴾[السجدة: ۱۰]. «و (کافران) میگویند: آیا هنگامی که ما مُردیم و در زمین ناپدید گشتیم آفرینش تازهای خواهیم یافت؟ بلکه آنان به لقای پروردگارشان کافرند».
﴿قُلۡ يَتَوَفَّىٰكُم مَّلَكُ ٱلۡمَوۡتِ ٱلَّذِي وُكِّلَ بِكُمۡ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ تُرۡجَعُونَ١١﴾[السجدة: ۱۱]. «بگو: فرشتۀ مرگ که بر شما گماشته شده است جانتان را میستاند، آنگاه به نزد پروردگارتان بازگردانده میشوید».
کسانی که قیامت را تکذیب میکردند و آن را بعید میدانستند، گفتند: ﴿أَءِذَا ضَلَلۡنَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾آیا وقتی که در زمین ناپدید گشتیم و از هم پاشیده شدیم و از بین رفتیم، ﴿أَءِنَّا لَفِي خَلۡقٖ جَدِيدِۢ﴾آفرینش تازهای خواهیم یافت و زنده میشویم؟! آنها گمان میبردند که این امر بسیار بعید است، چون آنها قدرت خداوند را با قدرت خود مقایسه میکردند، و این سخنشان از روی حق طلبی نبود بلکه از روی ستمگری و عناد و کفر ورزیدن به لقای پروردگارشان چنین میگفتند. بنابراین خداوند فرمود: ﴿بَلۡ هُم بِلِقَآءِ رَبِّهِمۡ كَٰفِرُونَ﴾بلکه آنان به لقای پروردگارشان کافرند.پس سخن آنها مبتنی بر انکار لقای خداوند و نپذیرفتن آن بود، و اگر هدفشان روشن شدن حق بود خداوند در این باره دلایل قطعی را برایشان بیان نموده است که آمدن قیامت را چنان ثابت میکند که گویا با چشم دیده میشود، همان طور که خورشید با چشمها مشاهده میگردد.
و همین دلیل برای اثبات آخرت کافی است که آنها میدانند از عدم آفریده شدهاند. پس آفرینش دوباره آنها از آفرینش اولشان آسانتر است. همچنین سرزمین خشک و پژمرده وقتی خداوند بر آن باران میفرستد آن را زنده و خرم میگرداند و دانههایی که در آن پراکنده شدهاند سبز میشوند.
﴿قُلۡ يَتَوَفَّىٰكُم مَّلَكُ ٱلۡمَوۡتِ ٱلَّذِي وُكِّلَ بِكُمۡ﴾بگو: فرشتهای که خداوند آن را مامور قبض ارواح و گرفتن جانها نموده است به کمک همکارانش به سراغ شما میآید و جانتان را میگیرد. ﴿ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ تُرۡجَعُونَ﴾سپس به نزد پروردگارتان بازگردانده میشوید آنگاه شما را طبق اعمالتان سزا و جزا خواهد داد. و شما زنده شدن پس از مرگ را انکار کردهاید پس بنگرید و بیاندیشید که خداوند با شما چه خواهد کرد!.
آیهی ۱۴-۱۲:
﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلۡمُجۡرِمُونَ نَاكِسُواْ رُءُوسِهِمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ رَبَّنَآ أَبۡصَرۡنَا وَسَمِعۡنَا فَٱرۡجِعۡنَا نَعۡمَلۡ صَٰلِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ١٢﴾[السجدة: ۱۲]. «و اگر بنگری هنگامیکه گناهکاران از نزد پروردگارشان سر به زیر افکندهاند و میگویند: پروردگارا! دیدیم و شنیدیم پس مارا بازگردان تا کار شایسته انجام دهیم، بیگمان یقین کردهایم».
﴿وَلَوۡ شِئۡنَا لَأٓتَيۡنَا كُلَّ نَفۡسٍ هُدَىٰهَا وَلَٰكِنۡ حَقَّ ٱلۡقَوۡلُ مِنِّي لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ١٣﴾[السجدة: ۱۳]. «و اگر ما میخواستیم به هرکس هدایتش را میدادیم ولی از سوی من مقرر شده است که جهنم را از جنها و مردمان همگی پر کنم».
﴿فَذُوقُواْ بِمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَآ إِنَّا نَسِينَٰكُمۡۖ وَذُوقُواْ عَذَابَ ٱلۡخُلۡدِ بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ١٤﴾[السجدة: ۱۴]. «پس به سزای آن که دیدار امروزتان را فراموش کردید (عذاب جهنم را) بچشید، و همانا ما نیز شما را به دست فراموشی سپردیم، و بچشید عذاب همیشگی را به سبب کارهایی که میکردید».
وقتی که خداوند بیان نمود که بازگشت آنها در روز قیامت به سوی خداست، حالت آنها را به هنگامی که به پیشگاه پروردگار میایستند و از او میخواهند که آنان را به دنیا بازگرداند، بیان کرد و فرمود: ﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾و اگر ببینی گناهکارانی را که بر انجام گناهان بزرگ اصرار ورزیدهاند، ﴿نَاكِسُواْ رُءُوسِهِمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ﴾نزد پرورگارشان سر به زیر افکنده و فروتن و خوارند و به گناه خود اعتراف میکنند و از او میخواهند تا آنها را به دنیا بازگرداند و میگویند: ﴿رَبَّنَآ أَبۡصَرۡنَا وَسَمِعۡنَا﴾پروردگارا! دیدیم و شنیدیم. یعنی قضیه برای ما روشن شد و آشکارا آن را مشاهده کردیم و به آن یقین نمودیم. ﴿فَٱرۡجِعۡنَا نَعۡمَلۡ صَٰلِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ﴾پس ما را به دنیا بازگردان تا کار شایسته انجام دهیم، و ما یقین کرده ایم. یعنی آنچه را که قبلا تکذیب میکردیم اکنون به آن باور و یقین قطعی داریم. پس اگر در آن روز حالت آنها را ببینی وضعیت سخت و وحشتناکی رامشاهده خواهی کرد، زیرا اقوامی را خواهی دید که زیانمند و بدبخت هستند و از خدا درخواست میکنند اما به آنها پاسخی داده نمیشود چون فرصت و مهلتی که به آنها داده شده بود تمام شده است.
و همه اینها به تقدیر و قضای الهی صورت میگیرد چرا که میان آنها و کفر و گناهانشان مانعی وجود نداد. بنابراین فرمود: ﴿وَلَوۡ شِئۡنَا لَأٓتَيۡنَا كُلَّ نَفۡسٍ هُدَىٰهَا﴾و اگر میخواستیم همه مردم را هدایت مینمودیم اما حکمت این است که همه بر هدایت نباشند، بنابراین فرمود: ﴿وَلَٰكِنۡ حَقَّ ٱلۡقَوۡلُ مِنِّي﴾ولی این وعده از جانب من تحقق یافته است و مقرر نمودهام که ﴿لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ﴾جهنم را از جنها و انسانها پرکنم. پس این وعیدهای است که باید انجام پذیرد، و اسباب و لوازم آن از قبیل کفر و گناهان محقّق شود.
﴿فَذُوقُواْ بِمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَآ﴾به گناهکاران که ذلت و خواری آنها را فرا گرفته و از خداوند میخواهند آنانرا به دنیا بازگرداند تا آنچه را از دست دادهاند جبران نمایند، گفته میشود: وقت بازگشت و فرصت تمام شده و چیزی جز عذاب باقی نمانده است، پس بچشید عذاب دردناک را به خاطر اینکه ملاقات امروز خود را فراموش کرده بودید. و این نسیان عبارت از ترک کردن اقتضائاتِ دیدار با خداوند بود. یعنی به این امر بیتوجه بودید و برای آن کاری نکردید، انگار که در چنین روزی حاضر نمیشوید. ﴿إِنَّا نَسِينَٰكُمۡ﴾همانا ما شما را در عذاب رها میکنیم، سزایی که از جنس عملتان میباشد. پس همانطور که شما روز قیامت را فراموش کردید امروز نیز به دست فراموشی سپرده میشوید. ﴿وَذُوقُواْ عَذَابَ ٱلۡخُلۡدِ بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾و بچشید عذاب همیشگی را، عذابی که هیچگاه قطع نمیشود، زیرا عذاب هرگاه مدت و زمان و نهایتی داشته باشد در آن اندکی تخفیف داده میشود، اما عذاب جهنم خداوند ما را از آن نجات دهد در آن راحتی نیست و عذابشان قطع نمیگردد. پس بچشید این عذاب را به خاطر کفر و گناهی که انجام میدادید.
آیهی ۱۷-۱۵:
﴿إِنَّمَا يُؤۡمِنُ بَِٔايَٰتِنَا ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواْ بِهَا خَرُّواْۤ سُجَّدٗاۤ وَسَبَّحُواْ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ۩١٥﴾[السجدة: ۱۵]. «تنها کسانی به آیات ما ایمان میآورند که هروقت آیات و نشانهها به آنان یادآوری شود به سجده میافتند و پروردگارشان را با ستایش و به پاکی یاد میکنند و تکبر نمی ورزند».
﴿تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمۡ عَنِ ٱلۡمَضَاجِعِ يَدۡعُونَ رَبَّهُمۡ خَوۡفٗا وَطَمَعٗا وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ١٦﴾[السجدة: ۱۶]. «پهلوهایشان از بسترها دور میشود، با بیم و امید پروردگارشان را به فریاد میخوانند و از آنچه به آنان روزی دادهایم انفاق میکنند».
﴿فَلَا تَعۡلَمُ نَفۡسٞ مَّآ أُخۡفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعۡيُنٖ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٧﴾[السجدة: ۱۷]. «هیچکس نمیداند در برابر کارهایی که انجام میدهند چه چیزهای شادی آفرین و مسرّت بخشی برای ایشان پنهان شده است».
وقتی حالت کسانی را بیان نمود که در برابر آیات خدا کفر میورزند و عذابی را ذکر فرمود که برایشان آماده کرده است، به ذکر کسانی پرداخت که به آیات خدا ایمان دارند، و پاداشی را که برایشان آماده نموده است توصیف کرد و فرمود: ﴿إِنَّمَا يُؤۡمِنُ بَِٔايَٰتِنَا﴾تنها کسانی به آیات ما ایمان حقیقی وواقعی دارند که شواهد و نشانههای ایمان در آنها یافت شود و آنها، ﴿ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواْ بِهَا﴾کسانی هستند که هرگاه به نشانههای خدا پند داده شوند و آیات قرآن بر آنها تلاوت گردد و به وسیله پیامبران پندها نزد آنان بیاید و نصیحت شوند آنرا گوش میکنند و میپذیرند و اطاعت مینمایند و ﴿خَرُّواْ سُجَّدٗا﴾سجدهکنان بر زمین میافتند. یعنی فروتنی میکنند و به شناخت خدا شادمان میشوند، ﴿وَسَبَّحُواْ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ﴾و ستایشگرانه به تسبیح پروردگارشان میپردازند و تکبر نمیورزند، نه با دل و نه با جسمشان تکبر نمیورزند تا بر اثر آن از اطاعت خدا سرباز زنند، بلکه آنها در برابر آیات خدا فروتناند و آن را میپذیرند و با شرح صدر و درحالیکه تسلیم آن هستند با آن تعامل میکنند و در پرتو همین آیات به رضایت خداوند مهربان دست مییابند و به وسیله آن به راه راست هدایت میشوند.
﴿تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمۡ عَنِ ٱلۡمَضَاجِعِ﴾پهلوهایشان از بسترها و رختخوابهای لذت بخش دور میشود، و به چیزی روی میآورند که برایشان لذیذتر و دوست داشتنیتر است و آن نماز شب و مناجات با خداست. بنابراین فرمود: ﴿يَدۡعُونَ رَبَّهُمۡ﴾برای به دست آوردن منافع دینی و دنیوی و دفع زیانهای دین و دنیا پروردگارشان را میخوانند، ﴿خَوۡفٗا وَطَمَعٗا﴾با بیم و امید، بیم از این که اعمالشان پذیرفته نشود و امید به اینکه قبول حق واقع گردد، از عذاب خدا بیم دارند و به پاداش او امیدوار هستند. ﴿وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ﴾و از روزی کم یا زیادی که به ایشان دادهایم انفاق میکنند. انفاق را به صورت عام ذکر نمود و قیدی برای آن ذکر نکرد و گفت: بر چه کسانی انفاق میکنند تا بر عموم دلالت نماید. و نفقه واجب مانند زکاتها و کفارهها و نفقه همسران و خویشاوندان در این داخل است.
نیز نفقه مستحب در راههای خیر در آن داخل است، و نفقه و احسان مالی به طور مطلق (و هرچقدر که باشد) خیر است، چه به فقیر برسد چه به ثروتمند، به خویشاوند داده شود یا به فردی که خویشاوند نیست، اما برحسب تفاوت سود و منفعتی که از طریق این نیکیها به انسانها میرسد پاداش و اجر آن نیز فرق میکند.پس این در رابطه با عمل اهل ایمان است.
اما پاداش مومنان این است که ﴿فَلَا تَعۡلَمُ نَفۡسٞ﴾هیچ کس نمیداند، ﴿مَّآ أُخۡفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعۡيُنٖ﴾چه نعمتهایی فراوان و شادی بخش زیادی برایشان پنهان شده است. همانطور که خداوند بر زبان پیامبرش فرموده است: «برای بندگان صالح و نیکوکارم ندیده و هیچ گوشی آن را نشنیده و به قلب هیچ انسانی خطور نکرده است». پس همانطور که آنها در شب نماز خواندند و دعا کردند و عمل خود را از نگاه دیگران پنهان داشتند خداوند نیز پاداش آنها را از نوع عمل آنها گردانید و مزد آنها را پنهان داشت. بنابراین فرمود: ﴿جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ﴾به پاداش کارهایی که میکردند.
آیهی ۲۰-۱۸:
﴿أَفَمَن كَانَ مُؤۡمِنٗا كَمَن كَانَ فَاسِقٗاۚ لَّا يَسۡتَوُۥنَ١٨﴾[السجدة: ۱۸]. «آیا کسی که مؤمن است مانند کسی است که فاسق است؟! (هرگز) برابر نیستند».
﴿أَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلۡمَأۡوَىٰ نُزُلَۢا بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٩﴾[السجدة: ۱۹]. «اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایتسه کردهاند، باغهای بهشت که در آن مسکن میگزینند از آنِ ایشان خواهد بود و در آن از آنان پذیرایی به علم خواهد آمد».
﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فَسَقُواْ فَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُۖ كُلَّمَآ أَرَادُوٓاْ أَن يَخۡرُجُواْ مِنۡهَآ أُعِيدُواْ فِيهَا وَقِيلَ لَهُمۡ ذُوقُواْ عَذَابَ ٱلنَّارِ ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ٢٠﴾[السجدة: ۲۰]. «و اما کسانی که فاسق هستند جایگاهشان آتش دوزخ است، هرزمان که بخواهند از آن خارج شوند ایشان بدانجام بازگردانده میشود و به آنها گفته میشود: بچشید عذاب آتشی را که آن را دروغ میپنداشتید».
خداوند عقلها را به چیزی یادآور میشود که برایشان ثابت و بدیهی است و آن اینکه دو چیز متفاوت و متضاد برابر نیستند و حکمت او تقاضا مینماید که برابر نباشند. پس فرمود: ﴿أَفَمَن كَانَ مُؤۡمِنٗا﴾آیا کسی که مومن میباشد و قلبش را با ایمان آباد کرده است و اعضای او تسلیم دستورات و قوانین خدا بوده و به اقتضای ایمانش آنچه را که باعث خشم خداوند میشود و برای ایمان مضر میباشد ترک کرده است، ﴿كَمَن كَانَ فَاسِقٗا﴾مانند کسی است که فاسق بوده و قلبش را ویران کرده و از ایمان خالی نموده ودر آن هیچ انگیزه دینی وجود نداشته و به سبب جهل و ستمگری اعضا و جوارح خود را به هر گناهی آلوده کرده و با نافرمانی و گناه از دایره اطاعت الهی بیرون رفته است؟! آیا این دو شخص برابرند؟! ﴿لَّا يَسۡتَوُۥنَ﴾از دیدگاه عقل و شرع این دو نفر برابر نیستند، همانطور که شب و روز، و روشنایی و تاریکی یکی نیستند. پس پاداش این دو نفر نیز در قیامت برابر نخواهد بود.
﴿أَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾اما کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته از قبیل فرضها و واجبات و نوافل را انجام دادهاند، ﴿فَلَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلۡمَأۡوَىٰ﴾باغهای بهشت که جای زندگی و محل خوبیها و شادیها و جایی است که دلها و ارواح در آن لذت میبرند و محل همیشگی و جاودانگی است و در کنار معبود برحق هستند و از نزدیکی وی بهرهمند میشوند و با نگاه کردن به چهره او و شنیدن گفتار وی خوشحال میگردند، از آن ایشان خواهد بود. ﴿نُزُلَۢا بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ﴾و این مهمانی و پذیرایی به پاس کارهایی است که میکردهاند. پس اعمالی که خداوند توفیق انجام دادنشان را به آنها داده همین اعمال است که آنها را به این منازل گرانبها و والا رسانده است که با خرج کردن اموال و با استفاده از لشکریان و فرزندان، و به وسیله بذل جان و روح نمیتوان به آن رسید، و هیچ چیزی جز ایمان و عمل صالح انسان را به آن نزدیک نمینماید.
﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فَسَقُواْ فَمَأۡوَىٰهُمُ ٱلنَّارُ﴾و اما کسانی که فاسق شدند جایگاهشان آتش است که هر نوع عذاب و بدبختی در آن وجود دارد و یک لحظه عذاب از آنها دور نمیشود. ﴿كُلَّمَآ أَرَادُوٓاْ أَن يَخۡرُجُواْ مِنۡهَآ أُعِيدُواْ فِيهَا﴾هر زمان که بخواهند از آن بدر آیند بدانجا بازگردانده میشوند و سختی عذاب بر آنها شدت میگیرد ﴿وَقِيلَ لَهُمۡ ذُوقُواْ عَذَابَ ٱلنَّارِ ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾و به آنها گفته میشود بچشید عذاب آتشی که آن را دروغ میپنداشتید. پس جایگاه و محل زندگی آنها در این آتش خواهد بود. اما عذابی که قبل از آن است و مقدمهای برای آن میباشد عذاب برزخ است و آن را در این آیه بیان میدارد:
آیهی ۲۱:
﴿وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنَ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡأَدۡنَىٰ دُونَ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡأَكۡبَرِ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ٢١﴾[السجدة: ۲۱]. «و به یقین عذاب نزدیکتر (دنیا) را پیش از عذاب بزرگتر (آخرت) بدیشان میچشانیم، باشد که بازگردند».
و به یقین نمونهای از عذاب نزدیکتر را به عذاب برزخ است به فاسقان تکذیب کننده میچشانیم، قسمتی از آن عذاب را پیش از آن که بمیرند به آنها میچشانیم، عذابی مانند اذیت و کشته شدن. همان طور که مشرکین در جنگ بدر به چنین عذابی گرفتار شدند. همچنین به هنگام مرگ نیز گوشهای از این عذاب را به آنان میچشانیم، همانگونه که خداوند متعال در این زمینه میفرماید: [الأنعام: ۹۳]. ﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِي غَمَرَٰتِ ٱلۡمَوۡتِ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَاسِطُوٓاْ أَيۡدِيهِمۡ أَخۡرِجُوٓاْ أَنفُسَكُمُۖ ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ﴾[الأنعام: ۹۳]. «اگر ستمکاران را در آن وقت که در گردابهای مرگ فرو رفتهاند میدیدی، امری بس هولناک را مشاهده میکردی، و میدیدی که فرشتگان دستهایشان را به طرف آنان دراز کردهاند و به آنان میگویند: جانهایتان را بیرون کنید، امروز به عذاب خوارکنندهای کیفر مییابید».
سپس عذاب نزدیکتر را پیش از عذاب آخرت و در برزخ برایشان کامل میگرداند. و این آیه از جمله دلایل اثبات عذاب قبر است و دلالت آن آشکار میباشد زیرا خدا میفرماید: ﴿وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنَ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡأَدۡنَىٰ﴾و قطعا پارهای از عذاب نزدیکتر و کمتر را در این جهان به آنها میچشانیم، و این دلالت مینماید که قبل از عذاب بزرگتر که جهنم است عذابی نزدیکتر و کمتر وجود دارد. و از آنجا که عذاب دنیا گاهی با مرگ همراه نیست خداوند خبر داد که این عذاب را به آنها میچشاند شاید به سوی او بازگردند و از گناهانشان توبه نمایند. خداوند متعال میفرماید: ﴿ظَهَرَ ٱلۡفَسَادُ فِي ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِ بِمَا كَسَبَتۡ أَيۡدِي ٱلنَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعۡضَ ٱلَّذِي عَمِلُواْ﴾[الروم: ۴۱]. «فساد در خشکی و دریا به سبب آنچه مردم کردهاند آشکار گردیده است تا سزای برخی از آنچه را که کردهاند به آنها بچشاند، شاید بازگردند».
آیهی ۲۲:
﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِۦ ثُمَّ أَعۡرَضَ عَنۡهَآۚ إِنَّا مِنَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ مُنتَقِمُونَ٢٢﴾[السجدة: ۲۲]. «و کیست ستمکارتر از کسیکه به آیات پروردگارش پند داده شود آنگاه از آن روی بگردانند؟! بیگمان ما از گناهکاران انتقام خواهیم گرفت».
هیچکس ستمکارتر و متجاوزتر از آن کس نیست که به آیات پروردگارش پند داده شود، آیاتی که از جانب پروردگارش به نزد او آمده است، خداوندی که میخواهد او را تربیت نماید و نعمت خویش را به وسیله پیامبرانش بر او کامل گرداند، آیاتی که او را به منافع دینی و دنیوی فرمان میدهد و از زیانهای دینی و دنیوی نهی میکند که باید در مقابل آن تسلیم شود و به آن ایمان بیاورد و از آنها اطاعت کند و شکر آنها را بگذارد. اما این ستمگر به آنها ایمان نمیآورد و از آنها پیروی نمیکند بلکه روی میگرداند و آنها را پشت سر میاندازد. پس چنین فردی از بزرگترین مجرمان است، آنهایی که سزاوار سختترین عذاب میباشند. بنابراین فرمود: ﴿إِنَّا مِنَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ مُنتَقِمُونَ﴾بدون شک ما از گناهکاران انتقام میگیریم.
آیهی ۲۵-۲۳:
﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ فَلَا تَكُن فِي مِرۡيَةٖ مِّن لِّقَآئِهِۦۖ وَجَعَلۡنَٰهُ هُدٗى لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ٢٣﴾[السجدة: ۲۳]. «و کتاب را به موسی دادیم، بنابراین، از اینکه موسی (کتاب تورات) را (با نهایت رضایت و خشنودی) دریافت کرده است در شک مباش، و آنرا برای بنیاسرائیل (مایۀ) هدایت گرداندیم».
﴿وَجَعَلۡنَا مِنۡهُمۡ أَئِمَّةٗ يَهۡدُونَ بِأَمۡرِنَا لَمَّا صَبَرُواْۖ وَكَانُواْ بَِٔايَٰتِنَا يُوقِنُونَ٢٤﴾[السجدة: ۲۴]. «و از آنان چون شکیبایی ورزیدند و به آیات ما یقین یافتند پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما راهنمایی مینمودند».
﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفۡصِلُ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ٢٥﴾[السجدة: ۲۵]. «بیگمان پروردگارت در روز قیامت میان آنان در آنچه در آن اختلاف میورزیدند داوری میکند».
وقتی خداوند آیاتش را بیان کرد که بندگانش را با آن پند داده است و آن قرآن است که خداوند آن را بر محمدصنازل فرموده است، بیان نمود و تذکر داد که قرآن کتاب تازهای نیست که پیش از آن چنین کتابی نیامده باشد و کسی که قرآن را آورده است اولین پیامبر نیست، بلکه ﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ﴾به موسی کتاب تورات را دادیم که قرآن را تصدیق میکند و قرآن نیز آن را تصدیق و تایید مینماید، و حقی که هردو بیان میدارند مطابق با یکدیگر است و دلیل و حجت هردو ثابت و استوار است. ﴿فَلَا تَكُن فِي مِرۡيَةٖ مِّن لِّقَآئِهِ﴾پس در این که موسی تورات را با نهایت رضایت و خشنودی دریافت کرده است شک نداشته باش چون دلایل حق به روشنی و پی در پی آمدهاند و جایی برای شک باقی نمانده است. ﴿وَجَعَلۡنَٰهُ هُدٗى لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾و کتابی را که به موسی دادیم مایه هدایت دینی اسراییل گردانیدیم که در اصول و فروع دین خود به وسیله آن راهیاب میگردند و قوانین آن برای زمانی که بنی اسراییل در آن بودند مناسب بود، اما خداوند این قرآن را مایه هدایت همه مردم قرار داده است چون قرآن تا روز قیامت مردم را در امور دینی و دنیویشان هدایت میکند، زیرا قرآن کامل و بلند مرتبه است: [الزخرف: ۴]. ﴿وَإِنَّهُۥ فِيٓ أُمِّ ٱلۡكِتَٰبِ لَدَيۡنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ٤﴾[الزخرف: ۴]. «و همانا که آن (=قرآن) در کتاب اصلی (لوح المحفوظ) پیش ما بسیار رفیع و با حکمت است».
﴿وَجَعَلۡنَا مِنۡهُمۡ أَئِمَّةٗ يَهۡدُونَ بِأَمۡرِنَا﴾و از میان بنی اسراییل پیشوایانی پدیدار کردیم که به شریعت و راههای هدایت آگاه و عالم بودند، خودشان هدایت یافته بودند و بدین وسیله دیگران را نیز هدایت میکردند. پس کتابی که به سوی آنها فرستاده شد مایه هدایت است. و کسانی که به آن ایمان آوردند دو گروه هستند: یک گروه پیشوایانی هستند که به فرمان ما هدایت و راهنمایی میکنند، و گروه دیگر پیروان و راه یافتگانی هستند که به وسیله پیشوایان هدایت شدهاند. گروه اول مقامشان بعد از مقام نبوت و پیامبران بالاترین مقام است. و این مقام صدیقان است، و آنها ﴿لَمَّا صَبَرُواْ﴾آنگاه که بر یاد گرفتن و یاد دادن، و دعوت کردن به سوی خدا و تحمل اذیت و آزار در راه او شکیبایی ورزیدند و خود را از آلوده شدن به گناهان دور کردند به چنین مقامی دست یافتند. ﴿وَكَانُواْ بَِٔايَٰتِنَا يُوقِنُونَ﴾و در باب ایمان داشتن به آیات خدا به مقام یقین رسیدند. و یقین یعنی علم و آگاهی کامل که آدمی را به عمل وامی دارد. آنها به مقام یقین رسیدند چون فراگیری و آموختن آنها درست بود و مسایل را از دلایل یقینی فرا گرفتند. و آنان همواره مسائل را فرا میگرفتند و دلایل زیادی را بر صحت آن ارائه میدادند. پس با صبر و یقین میتوان به مقام پیشوایی و امامت در دین رسید.
بنی اسراییل در مسائلی اختلاف ورزیدند، پس برخی به حق رسیدند و برخی به اشتباه رفتند، و برخی قصدا از حق روی برتافتند و خداوند متعال در روز قیامت درباره آنچه که در آن اختلاف داشتند میان آنان داوری میکند. و قرآن به برخی از مسائل اختلافی بنی اسراییل اشاره میکند، و هرجا اختلافی میان آنها وجود داشته باشد و قرآن یکی از دو گفته را تصدیق نماید حق همان است که قرآن آن را تایید کرده است، و هر آنچه که خلاف قرآن است باطل میباشد.
آیهی ۲۷-۲۶:
﴿أَوَ لَمۡ يَهۡدِ لَهُمۡ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡقُرُونِ يَمۡشُونَ فِي مَسَٰكِنِهِمۡۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٍۚ أَفَلَا يَسۡمَعُونَ٢٦﴾[السجدة: ۲۶]. «آیا برایشان روشن نشده است که پیش از آنان چه اندازه از نسلها را نابود کردهایم و (ایشان هم اینک) در مسکن و مکان آنان راه میروند؟! بیگمان در این نشانههایی است. آیا نمیشنوند»؟
﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّا نَسُوقُ ٱلۡمَآءَ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ ٱلۡجُرُزِ فَنُخۡرِجُ بِهِۦ زَرۡعٗا تَأۡكُلُ مِنۡهُ أَنۡعَٰمُهُمۡ وَأَنفُسُهُمۡۚ أَفَلَا يُبۡصِرُونَ٢٧﴾[السجدة: ۲۷]. «آیا ندیدهاند که ما آب را بهسوی زمین خشک و بیگیاه گسیل میداریم و به وسیلۀ آن کشتزارها را میرویانیم که هم چهارپایانشان و هم خودشان از آن میخورند؟! آیا نمیبینند»؟!
آیا برای کسانی که پیامبر را تکذیب میکنند روشن نشده است که، ﴿كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡقُرُونِ﴾پیش از آنان نسلهای فراوانی را که راه ایشان را در پیش گرفتهاند هلاک و نابود کردهایم؟! ﴿يَمۡشُونَ فِي مَسَٰكِنِهِمۡ﴾و ایشان هم اینک در مسکن و مکان آنها راه میروند و آشکارا آن را مشاهده مینمایند، مانند قوم هود و صالح و قوم لوط که نابودشان کردیم! إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٍ﴾بیگمان در این نشانههایی است که از آن بر راستگویی پیامبرانی که به نزد آنها آمدهاند و باطل بودن شرک و شری که خود بر آن هستند، و نیز اینکه هرکس کاری مانند کارهای آنان بکند با او همان کاری خواهد شد که با همکاران پیشین او شده است، استدلال میشود.
نیز بر این استدلال میشود که خداوند بندگان را مجازات خواهد کرد و آنها را برای روز حشر و رستاخیز برخواهد انگیخت. ﴿أَفَلَا يَسۡمَعُونَ﴾آیا آیات خدا را نمیشنوند تا آن را درک نمایند و از آن بهره ببرند؟! پس اگر آنها شنوایی درست و عقل صحیحی داشتند بر حالتی باقی نمیماندند که هلاک شدنشان در آن حالت یقینی است.
﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ﴾آیا با چشمهای خود نعمتهای ما و کمال حکمت ما را نمیبینند که ﴿أَنَّا نَسُوقُ ٱلۡمَآءَ إِلَى ٱلۡأَرۡضِ ٱلۡجُرُزِ﴾آب را بهسوی زمین خشک و بیگیاه میرانیم پس خداوند از ابرها بر آن باران میبارد یا رودها را به سوی آن گسیل میدارد، ﴿فَنُخۡرِجُ بِهِۦ زَرۡعٗا﴾و به وسیله آن گیاهان گوناگون میرویانیم، ﴿تَأۡكُلُ مِنۡهُ أَنۡعَٰمُهُمۡ وَأَنفُسُهُمۡ﴾که چهارپایانشان از آن گیاهان میخورند و آن گیاهانی است که خوراک حیوانات است. و خودشان نیز از آنچه خوراک حیوانات است. و خودشان نیز از آنچه خوراک انسانهاست تغذیه میکنند. ﴿أَفَلَا يُبۡصِرُونَ﴾آیا این همه نعمت را نمیبینند، نعمتی که خوراک به وسیله آن شهرها و بندگان را زنده مینماید، تا در سایه آن بینا شوند و با این بینش و بینایی به راه راست هدایت یابند؟! اما کوری بر آنها غالب آمده و غفلت بر آنها چیره شده است، به همین سبب نمیبینند. و آنها از روی غفلت به این نعمت نگاه کردند بنابراین به خیر و نیکی دست نیافتند.
آیهی ۳۰-۲۸:
﴿وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡفَتۡحُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٢٨﴾[السجدة: ۲۸]. «و میگویند: اگر راستگوئید این فیصله و قضاوت کی خواهد بود»؟!
﴿قُلۡ يَوۡمَ ٱلۡفَتۡحِ لَا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِيمَٰنُهُمۡ وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ٢٩﴾[السجدة: ۲۹]. «بگو: در روز فیصله و قضاوت ایمان کافران به آنان سودی نمیبخشد و نه به آنان مهلت داده میشود».
﴿فَأَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ وَٱنتَظِرۡ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ٣٠﴾[السجدة: ۳۰]. «پس، از آنان روی برگردان و منتظر باش چراکه ایشان هم منتظر هستند».
مجرمان و گناهکاران برای آمدن عذابی که به آنها وعده داده شده است مبنی بر این که به سزای تکذیبشان بدان گرفتار خواهند شد شتاب میورزند، و این شتاب ورزیدن آنها به سبب جهالت و عنادشان است. ﴿وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡفَتۡحُ﴾و میگویند فیصله و قضاوتی که میان ما و شما روی خواهد داد، و آنگونه که میگویید ما عذاب داده میشویم کی خواهد بود؟ ﴿إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾اگر در دعوایتان راستگویید؟!.
﴿قُلۡ يَوۡمَ ٱلۡفَتۡحِ﴾بگو: روز فیصله و قضاوت روزی است که در آن کیفر داده میشوید و از آن استفادهای نخواهند برد. بدین معنی که در آنروز فرصت داده شوند تا گذشته را جبران کنند. پس هرگاه روز فیصله و قضاوت بیاید کار از کار گذشته است و آزمایش و ابتلا دیگر اثری ندارد، زیرا ﴿لَا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِيمَٰنُهُمۡ﴾ایمان کافران برای آنها سودی نخواهد داشت چون ایمان آنها از روی ناچاری است. ﴿وَلَا هُمۡ يُنظَرُونَ﴾و به آنها مهلت داده نمیشود به این شیوه که عذاب از آنها دور گردد و آنان گذشته خود را جبران کنند.
﴿فَأَعۡرِضۡ عَنۡهُمۡ﴾پس چون سخن و ستمگری آنها به جهالت جهل و نادانی رسیده است و عذاب را شتابان میطلبند از آنها روی بگردان، ﴿وَٱنتَظِرۡ﴾و منتظر عذابی باش که آنانرا فراخواهد گرفت، زیرا چنین عذابی حتما خواهد آمد، اما مدت و زمانی مقرر دارد، و هرگاه بیاید پس و پیش نخواهد داشت. ﴿إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ﴾بدون شک آنان منتظر و چشم به راه هستند تا تو به گرفتاری و رنجی مبتلا شوی، اما عاقبت و سرانجام از آن پرهیزگاران است.
پایان تفسیر سورهی سجده
مدنی و ۷۳ آیه است.
آیهی ۳-۱:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ ٱتَّقِ ٱللَّهَ وَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمٗا١﴾[الأحزاب: ۱]. «ای پیامبر! از خدا پروا بدار، و از کافران و منافقان اطاعت مکن، بیگمان خداوند آگاه (و) دارای حکمت است».
﴿وَٱتَّبِعۡ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٗا٢﴾[الأحزاب: ۲]. «و از آنچه که از سوی پروردگارت به تو وحی میشود پیروی کن، بیگمان خداوند از کارهایی که انجام میدهید آگاه است».
﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلٗا٣﴾[الأحزاب: ۳]. «و بر خدا توکل کن و خداوند به عنوان کارساز کافی است».
ای کسی که خداوند با دادن نعمت پیامبری بر تو منّت نهاده و تو را به وحی خویش اختصاص داده و بر همه مردم برتری داده است! تقوا و پرهیزگاری را پیشه کن که تو از دیگران بیشتر باید پرهیزگار باشی، و وظیفه تو در این باره از دیگران بیشتر و بزرگتر است، پس شکر نعمتهای خداوند را بگزار و از اوامر او اطاعت کن و از آنچه نهی کرده است بپرهیز، و پیامهای خدا را برسان و وحی خدا را به بندگان ابلاغ کن و خیرخواه مردم باش، و آنها را پند ده، و هیچ چیزی تو را از این هدف باز ندارد. پس، از هیچ کافری که با خدا و پیامبرش اظهار دشمنی میکند و از هیچ منافقی که کفر و تکذیب را در درون خود پنهان مینماید و به ظاهر چیزی دیگر میگوید اطاعت مکن، اینها در حقیقت دشمن تو هستند پس در هیچ کاری از آنها پیروی مکن که پیروی از آنها آفت تقواست و با تقوا متضاد است. و از خواستها و امیال آنان اطاعت مکن که تو را از راه درست منحرف و گمراه میسازند.
﴿وَٱتَّبِعۡ مَا يُوحَىٰٓ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ﴾بلکه از چیزی پیروی کن که از سوی پروردگارت به تو وحی میشود، زیرا آنچه از جانب خدا به تو و حی میگردد هدایت و رحمت است، و با اینکار به پاداش پروردگارت امیدوار باش. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٗا﴾بیگمان خداوند از کارهایتان آگاه است و شما را طبق اعمال خوب و بدتان سزا و جزا خواهد داد.
چنانچه به دلت خطور کرد که اگر از خواستهای گمراه کننده آنها پیروی نکنی از جانب آنان زیانی به تو میرسد، و یا کمبودی در هدایت مردم به وجود خواهد آمد این را از خود دور کن و از توکل مدد بگیر که با چنین افکاری مقاومت خواهد کرد، و بر خداوند توکل نما، و بدان که سود و زیان و مرگ و زندگی را در اختیار نداری و همه به دست خداست، تا بدینگونه از شر آنها در امان بمانی و دینی که بدان دستور داده شدهای برپا گردد. و برای نیل به این هدف به خدا اعتماد کن. ﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلٗا﴾و کافی است که خداوند کارساز باشد. پس کارها به او سپرده میشود و او آنها را سامان میدهد، آنگونه که به مصلحت بنده است، چون خداوند مصالح بندهاش را بهتر میداند و خداوند میتواند این منافع را به بنده برساند طوری که بنده نمیتواند آن را برای خود فراهم نماید. و او برای بنده از خود او و از پدر و مادرش و از هرکسی دیگر مهربانتر است.
به ویژه خداوند با بندگان خاص خودش بسیار مهربان است، بندگانی که خداوند همواره آنها را با احسان خویش پرورش میدهد و برکات ظاهری و باطنی را به سوی آنها گسیل میدارد. به خصوص اینکه دستور دادهاست تا بنده کارهایش را به خدا بسپارد و وعده دادهاست که آن را دوست خواهد کرد. و اینجاست که هرکاری آسان و هر دشواری سهل میگردد و مشکلات از بین میروند و نیازها برطرف میشوند و برکتها فرود میآیند و عذابها دور و شرها دفع میشوند. و بنده ضعیفی را بنگر که کارش را به پروردگارش و مولایش میسپارد! کارهایی انجام میدهد که گروه بزرگی از مردم نمیتوانند آن را انجام دهند، و خداوند این کار را برای او آسان میکند که انجام آن بر مردان قوی هم دشوار میآید.
آیهی ۵-۴:
﴿مَّا جَعَلَ ٱللَّهُ لِرَجُلٖ مِّن قَلۡبَيۡنِ فِي جَوۡفِهِۦۚ وَمَا جَعَلَ أَزۡوَٰجَكُمُ ٱلَّٰٓـِٔي تُظَٰهِرُونَ مِنۡهُنَّ أُمَّهَٰتِكُمۡۚ وَمَا جَعَلَ أَدۡعِيَآءَكُمۡ أَبۡنَآءَكُمۡۚ ذَٰلِكُمۡ قَوۡلُكُم بِأَفۡوَٰهِكُمۡۖ وَٱللَّهُ يَقُولُ ٱلۡحَقَّ وَهُوَ يَهۡدِي ٱلسَّبِيلَ٤﴾[الأحزاب: ۴]. «خداوند برای هیچکس دو دل درونش قرار نداده است، و زنانتان را که مورد ظهار قرار میدهید مادرانتان قرار نداده، و پسر خواندگانتان را پسران شما نگردانده است. این سخنی است که شما به زبان میگویید و خداوند حق میگوید و او به راه راست راهنمایی میکند».
﴿ٱدۡعُوهُمۡ لِأٓبَآئِهِمۡ هُوَ أَقۡسَطُ عِندَ ٱللَّهِۚ فَإِن لَّمۡ تَعۡلَمُوٓاْ ءَابَآءَهُمۡ فَإِخۡوَٰنُكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَمَوَٰلِيكُمۡۚ وَلَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٞ فِيمَآ أَخۡطَأۡتُم بِهِۦ وَلَٰكِن مَّا تَعَمَّدَتۡ قُلُوبُكُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمًا٥﴾[الأحزاب: ۵]. «آنان (پسرخواندگان) را به پدرشان نسبت دهید، اینکار پیش خدا دادگرانهتر است، اگر هم پدران ایشان را نشناختید آنان برادران دینی و دوستان شما هستند، و درآنچه که اشتباه کرده باشید گناهی بر شما نیست بلکه در آنچه دلهای شما قصد (گناه) کند (مسئولند) و خداوند آمرزنده مهربان است».
خداوند بندگانش را به خاطر گفتن سخنانی سرزنش میکند که حقیقت ندارد، و خداوند آنگونه که آنها میگویند آن را قرار نداده است. و سخن آنها دروغ است و منکراتی شرعی بر آن مترتب میشود. و این قاعدهای کلی است در مورد سخن گفتن دربارهی هر چیزی، و خبر دادن از چیزی که خداوند آن را مقرر نکرده است.
پس این گفتارها را به طور ویژه بیان کرد، چون این گفتارها در محاورات مردم به کار رفته و به شدت به بیان و توضیح آن نیاز است. پس فرمود: ﴿مَّا جَعَلَ ٱللَّهُ لِرَجُلٖ مِّن قَلۡبَيۡنِ فِي جَوۡفِهِ﴾خداوند در درون هیچکس دو دل ننهاده است، و چنین چیزی وجود ندارد. پس بپرهیزید از این که در مورد کسی بگویید که در وجودش دو دل دارد، چون اگر چنین سخنی بگویید دروغی به آفرینش الهی نسبت دادهاید. ﴿وَمَا جَعَلَ أَزۡوَٰجَكُمُ ٱلَّٰٓـِٔي تُظَٰهِرُونَ مِنۡهُنَّ أُمَّهَٰتِكُمۡ﴾و این که به همسرانتان بگویید پشت شما همچون پشت مادرم است. یا بگویید: شما برای من همچون مادرم هستی. با چنین سخنانی زنانتان به منزله مادرانتان قرار نمیگیرند، چرا که مادر انسان کسی است که او را به دنیا آورده، و حرمت او از همه زنان بیشتر است، و حسرت از همه زنان دنیا برایت حلالتر میباشد. پس چگونه دو چیز متضاد را با همدیگر تشبیه میکنید؟!.
این جایز نیست، همانگونه که خداوند متعال میفرماید: ﴿ٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡۖ إِنۡ أُمَّهَٰتُهُمۡ إِلَّا ٱلَّٰٓـِٔي وَلَدۡنَهُمۡۚ وَإِنَّهُمۡ لَيَقُولُونَ مُنكَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗا﴾[المجادلة: ۲]. «کسانی از شما که «ظهار» میکنند و به زنان خود میگویند: پشت شما همچون پشت مادرانمان است بدانید که زنانشان مادرانشان نیستند، مادران آنها فقط زنانی هستند که آنها را به دنیا آوردهاند، و آنان سخنی زشت و دروغ بر زبان میآورند». ﴿وَمَا جَعَلَ أَدۡعِيَآءَكُمۡ أَبۡنَآءَكُمۡ﴾و پسر خواندگانتان را پسران شما نگردانده است. پسر خوانده کسی است که فرد ادعا میکند فرزند اوست یا به او نسبت داده میشود، چرا که آن را به فرزندی گرفته است. در دوران جاهلیت و صدر اسلام چنین بود. خداوند خواست این باور را باطل نماید، بنابراین پیش از اینکه این امر را باطل کند زشتی آن را بیان کرد و فرمود: این چیزی باطل و دروغ است و چیزی که در شریعت و آیین الهی وجودی نداشته باشد بندگان خدا نباید بدان متصف گردند. بنابر فرموده الهی، پسر خواندگانتان که آنها را فرزند خود میخوانید، و یا به شما نسبت داده میشوند فرزندان حقیقی شما نیستند، فرزندان شما در حقیقت کسانی هستند که از شما به دنیا آمدهاند، اما این پسرخواندگان از آن ِ دیگران هستند و خداوند پسرخوانده را مانند پسر حقیقی قرار نداده است.
﴿ذَٰلِكُمۡ قَوۡلُكُم بِأَفۡوَٰهِكُمۡ﴾آنچه میگویید که این فرزند فلانی است یا پدرش فلانی است، سخنی است که با زبانتان میگویید و حقیقت ندارد. ﴿وَٱللَّهُ يَقُولُ ٱلۡحَقَّ﴾و خداوند سخن حق و راست میگوید، بنابراین شما را فرمان داده است تا از گفته و آیین او پیروی کنید. و سخن خدا حق و شریعت و آیین الهی راست است، و گفتهها و کارهای باطل به هیچ صورت به خداوند نسبت داده نمیشود و از رهنمودهای الهی نیست، چون خداوند جز به راه راست هدایت نمیکند، گرچه این کارها طبق مشیت و خواست او انجام میشود زیرا همه کارهای خوب وبد مشیت و خواست او انجام میگیرد.
سپس تصریح نمود که بهتر آن است گفته باطل را ترک کنید. بنابراین فرمود: ﴿ٱدۡعُوهُمۡ لِأٓبَآئِهِمۡ هُوَ أَقۡسَطُ عِندَ ٱللَّهِ﴾پسرخواندگان را به پدران حقیقیشان نسبت دهید، این دادگرانهتر و بهتر است. ﴿فَإِن لَّمۡ تَعۡلَمُوٓاْ ءَابَآءَهُمۡ﴾پس اگر پدران حقیقی آنها را نشناختید، ﴿فَإِخۡوَٰنُكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَمَوَٰلِيكُمۡ﴾برادرا دینی شما هستند، و دوستان شما میباشند، پس آنان را به برادری ایمانی و محبت راستین بخوانید. و نباید آنها را به کسانی نسبت دهید که آنان را فرزند خوانده خود قرار دادهاند. پس اگر پدرانشان را بشناسند، آنان را به آنها نسبت میدهند، و اگر آنها را نشناسند به چیزی که دربارهی آنان میدانند اکتفا میکنند، و آن عبارت است از برادری دینی و دوستی با آنان. پس گمان مبرید که اگر پدران آنها را نشناسید این برایتان عذری شمرده میشود و میتوانید آنها را به کسانی نسبت دهید که آنها را پسرخوانده خود قرار دادهاند. ﴿وَلَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٞ فِيمَآ أَخۡطَأۡتُم بِهِ﴾و اگر اشتباه کردید و بر اثر لغزش ِ زبان آنها را به کسانی نسبت دادید که پدرخواندهشان میباشند گناهی بر شما نیست، و نیز اگر آنها را به کسانی نسبت دادید که ظاهرا پدرشان میباشند اما در حقیقت پدرشان نیستند گناهی بر شما نیست. ﴿وَلَٰكِن مَّا تَعَمَّدَتۡ قُلُوبُكُمۡ﴾و لیکن خداوند شما را بر چیزی مواخذه میکند که دلهای شما قصد آنرا میکند و از روی عمد سخنی بر زبان آورید که جایز نیست. ﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمًا﴾و خداوند آمرزنده مهربان است و شما را میبخشید و بر شما رحم مینمود، زیرا براساس گذشته، شما را مورد عقاب قرار نداد، و از خطایی که مرتکب آن شدید چشمپوشی نمود، و به شما رحم نمود، زیرا احکام و دستورات خود راکه سبب بهبودی دین و دنیای شما میباشد برایتان بیان نمود، پس سپاس برای خداوند متعال.
آیهی ۶:
﴿ٱلنَّبِيُّ أَوۡلَىٰ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ مِنۡ أَنفُسِهِمۡۖ وَأَزۡوَٰجُهُۥٓ أُمَّهَٰتُهُمۡۗ وَأُوْلُواْ ٱلۡأَرۡحَامِ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلَىٰ بِبَعۡضٖ فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ إِلَّآ أَن تَفۡعَلُوٓاْ إِلَىٰٓ أَوۡلِيَآئِكُم مَّعۡرُوفٗاۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي ٱلۡكِتَٰبِ مَسۡطُورٗا٦﴾[الأحزاب: ۶]. «پیامبر به (تصرف در کارهای) مؤمنان از خودشان سزاوارتر است، و همسران پیامبر مادران مؤمنان هستند، و خویشاوندان نسبت به همدیگر در کتاب خدا زا مؤمنان و مهاجران اولویت بیشتری دارند مگر اینکه در حق دوستانتان نیکی بکنید. این در کتاب نوشته شده است».
خداوند متعال مومنان را از مقام و جایگاه پیامبر آگاه میسازد تا رفتارشان با پیامبر متناسب با جایگاه او باشد. پس فرمود: ﴿ٱلنَّبِيُّ أَوۡلَىٰ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ مِنۡ أَنفُسِهِمۡ﴾پیامبر از خود مومنان نسبت به آنها اولویت بیشتری دارد. نزدیکترین چیز به انسان خودش میباشد که از همه کس نسبت به خودش سزاوارتر است. اما پیامبر از خود مومن نسبت به او سزاوارتر میباشد، چون ایشان صچنان خیرخواه و دلسوز مومنان و با آنها مهربان بود که از همه مردم نسبت به آنها مهربانتر بود. پس پیامبر از همه مردم بر آنها منت بیشتر و بزرگتری دارد، و کوچکترین خیری به مومنان نرسیده و کوچک ترین شری از آنها دور نشده مگر به سبب وجود مبارک پیامبرصبنابراین، بر مومنان واجب است هرگاه خواسته خودشان یا خواسته یکی از مردم با خواسته پیامبر تقابل پیدا کرد که خواسته پیامبر را مقدم بدارند و نباید به خاطر سخن کسی، با سخن و گفته پیامبر مخالفت شود، آن کس هرکس که باشد! و مومنان باید جان و مال و فرزندانشان را فدای پیامبرصکنند و محبت او را بر محبت تمام خلق مقدم بدارند و تا او سخن نگفته است سخنی نگویند و از او جلو نیفتند. او صپدر مؤمنان است همان طور که در گفتار بعضی از اصحاب آمده است که پیامبر آنها را تربیت مینمایند آنچنانکه پدر فرزندانش را تربیت میکند. پس وقتی او پدر مومنان است همسرانش نیز مادران آنها هستند. یعنی ازدواج با زنان پیامبر حرام است، و همانند مادر مورد احترام و بزرگداشت قرار میگیرند.
اما مانند محرم نیستند که کسی بتواند به تنهایی با آنها بنشیند. و این مقدمهای بود برای مطلبی که در داستان زید بن حارثه بیان خواهد شد. زید قبلا به پیامبر نسبت داده شده و گفته میشود: «زید بن محمد» (زید پسر محمد)، تا اینکه خداوند آیه نازل کرد و فرمود: ﴿مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٖ مِّن رِّجَالِكُمۡ﴾[الأحزاب: ۴۰]. «محمد پدر هیچ یک از مردانتان نیست». پس خداوند نسبت و انتساب زید را به پیامبر مردود اعلام کرد. خداوند در این آیه خبر دادهاست که مومنان همه فرزندان پیامبر هستند و هیچ کدام از آنان مزیتی بر دیگری ندارد، گرچه انتساب دعوت و فراخوانی پیامبر از یکی از آنان قطع شده باشد، چرا که نسبت ایمانی او قطع نشده است. بنابراین نباید غمگین و اندوهگین شود. و براساس اینکه همسران پیامبر مادران مومنان هستند، بعد از وفات پیامبرصبرای هیچ احدی حلال نیست که با آنان ازدواج کند. همان طور که در این آیه تصریح نموده است: [الأحزاب: ۵۳]. ﴿وَلَآ أَن تَنكِحُوٓاْ أَزۡوَٰجَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦٓ أَبَدًا﴾[الأحزاب: ۵۳]. «و نباید بعد از رحلت پیامبر هرگز با همسران او ازدواج کنید». ﴿وَأُوْلُواْ ٱلۡأَرۡحَامِ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلَىٰ بِبَعۡضٖ فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ﴾و در حکم خداوند خویشاوندان نسبت به همدیگر از اولویت بیشتری برخوردارند، و از همدیگر ارث میبرند و با یکدیگر باید نیکویی بکنند، زیرا آنها به کمک و نیکی کردن با یکدیگر سزاوارترند.
قبل از این دستور پسرخواندگان ارث میبردند و خویشاوندان سهمی از ارث نداشتند، پس خداوند ارث بردن به خاطر پسرخواندگی را منحل کرد و ارث را حق خویشاوندان قرار داد. و این ناشی از مهربانی و حکمت خداوند بود، زیرا اگر کار به همان صورت ادامه مییافت فساد و شر پدید میآمد و مردم برای محروم کردن خویشاوندان ار ارث حیلهها میکردند. ﴿مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ﴾خواه خویشاوندان، مومنان مهاجر باشند یا مهاجر نباشند، چرا که خویشاوندان مقدم هستند. و این آیه دلیلی است بر ثبوت ولایت خویشاوندان در همه کارها مانند نکاح و مال و غیره. ﴿إِلَّآ أَن تَفۡعَلُوٓاْ إِلَىٰٓ أَوۡلِيَآئِكُم مَّعۡرُوفٗا﴾مگر اینکه در حق دوستانتان نیکی کنید. یعنی نیکی کردن با دوستان حقی نیست که بر شما فرض شده باشد بلکه چیزی است که بستگی به اراده و خواست خود شما دارد، اگر خواستید با آنها تبرع و احسان کنید و با آنها خوبی و نیکی نمایید ﴿كَانَ ذَٰلِكَ فِي ٱلۡكِتَٰبِ مَسۡطُورٗا﴾این حکم در کتاب نوشته شده است و خداوند آن را مقرر نموده و باید اجرا شود.
آیهی ۸-۷:
﴿وَإِذۡ أَخَذۡنَا مِنَ ٱلنَّبِيِّۧنَ مِيثَٰقَهُمۡ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٖ وَإِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَۖ وَأَخَذۡنَا مِنۡهُم مِّيثَٰقًا غَلِيظٗا٧﴾[الأحزاب: ۷]. «و (به یادآور) هنگامی را که از پیامبران پیمان گرفتیم و (نیز) از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم، و از آنان پیمانی محکم و استوار گرفتیم».
﴿لِّيَسَۡٔلَ ٱلصَّٰدِقِينَ عَن صِدۡقِهِمۡۚ وَأَعَدَّ لِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابًا أَلِيمٗا٨﴾[الأحزاب: ۸].. «تا از راستگویان از راستیشان پرسش کند و خداوند عذاب دردناکی برای کافران آماده ساخته است».
خداوند متعال خبر میدهد که از همه پیامبران به طور عموم و از پیامبران اولوالعزم که این پنج پیامبر هستند به طور ویژه پیمان محکم گرفت تا دین خدا را برپای دارند و در راه او جهاد نمایند، و این راهی است که پیامبران گذشته بر آن رفتهاند تا اینکه با بعثت سرور و بهترینشان محمدصسلسله آنها پایان یافت و مردم فرمان یافتند تا به آنها اقتدا نمایند. و خداوند پیامبران و پیروانشان را از این پیمان محکم خواهد پرسید که آیا به این عهد و پیمان وفا کرده و راست گفتهاند؟ تا در صورت وفاداری بهشت را به عنوان پاداش به آنها بدهد، و یا کفر ورزیدهاند که آنگاه به آنان عذاب دردناک خواهد داد. خداوند متعال میفرماید: [الأحزاب: ۲۳]. ﴿مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ رِجَالٞ صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَيۡهِ﴾[الأحزاب: ۲۳]. «از مومنان مردانی هستند که بر پیمانی که با خدا بستهاند راست گفتهاند».
آیهی ۱۱-۹:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ إِذۡ جَآءَتۡكُمۡ جُنُودٞ فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا وَجُنُودٗا لَّمۡ تَرَوۡهَاۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرًا٩﴾[الأحزاب: ۹]. «ای مؤمنان! نعمت خدا را بر خود یاد کنید، بدانگاه که لشکرها به سراغ شما آمدند ولی ما توفانی را بر آنان فرستادیم و لشکرهایی را بهسویشان روانه کردیم که شما آنانرا نمیدیدید، و خداوند به آنچه میکنید بیناست».
﴿إِذۡ جَآءُوكُم مِّن فَوۡقِكُمۡ وَمِنۡ أَسۡفَلَ مِنكُمۡ وَإِذۡ زَاغَتِ ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَبَلَغَتِ ٱلۡقُلُوبُ ٱلۡحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِٱللَّهِ ٱلظُّنُونَا۠١٠﴾[الأحزاب: ۱۰]. «آنگاه که از طرف بالا و پایین شما بهسویتان آمدند و آنگاه که چشمها خیره شدند و دلها به حنجرهها رسیدند و گمانهای گوناگونی نسبت به خداوند میبردید».
﴿هُنَالِكَ ٱبۡتُلِيَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَزُلۡزِلُواْ زِلۡزَالٗا شَدِيدٗا١١﴾[الأحزاب: ۱۱]. «آنجا (بود که) مؤمنان مورد آزمایش قرار گرفتند و سخت متزلزل شدند».
خداوند نعمت خود را بر بندگان مؤمنش یادآوری مینماید و آنها را به شکرگذاری آن تشویق میکند آن گاه که لشکریان اهل مکه و حجاز از طرف بالای آنها و لشکر اهل نجد از طرف پایین به سوی آنها تافتند و با خود عهد بستند که پیامبرصو اصحاب را نابود و ریشهکن نمایند. و این در جنگ خندق بود و طوایف بود که در اطراف مدینه بودند با دشمنان هماهنگ شده بودند، بنابراین، با لشکریان بزرگ و گروههای زیادی آمدند. و پیامبرصچاله و خندقی در کنار مدینه زد و راه را بر آنها بست. آنها مدینه را محاصره کردند و کار سخت شد و دلها به حنجرهها رسید تا اینکه بسیاری از مردم گمانها بردند آن گاه که لشکریان قوی و سختیهای طاقت فرسا و شدید را مشاهده کردند. مدینه تا مدتی طولانی همچنان در محاصره بود و در همان حالت قرار داشت که خداوند توصیف کرده است: ﴿وَإِذۡ زَاغَتِ ٱلۡأَبۡصَٰرُ وَبَلَغَتِ ٱلۡقُلُوبُ ٱلۡحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِٱللَّهِ ٱلظُّنُونَا۠﴾آنگاه که چشمها خیره شدند و دلها به حنجرهها رسیدند درباره خدا گمانهای گوناگونی بردید. یعنی گمانهای بدی بردید مبنی بر این که خداوند دینش را یاری نمیکند و کلمه و سخنش را به اتمام نمیرساند.
﴿هُنَالِكَ ٱبۡتُلِيَ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَزُلۡزِلُواْ زِلۡزَالٗا شَدِيدٗا١١﴾در اینوقت مومنان با این آزمایش بزرگ آزموده شدند و با ترس و اضطراب و گرسنگی به سختی تکان خوردند تا ایمانشان روشن گردد، و یقینشان بیشتر شود. پس به حمد خدا آن چنان ایمان و یقین استوارشان آشکار گردید که از گذشتگان و آیندگان فراتر رفتند. و هنگامی که مشکل و اندوه شدت گرفت و سختیها رویهم انباشته شد ایمان آنها و باورشان به یقین قطعی رسید: ﴿وَلَمَّا رَءَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلۡأَحۡزَابَ قَالُواْ هَٰذَا مَا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَصَدَقَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥۚ وَمَا زَادَهُمۡ إِلَّآ إِيمَٰنٗا وَتَسۡلِيمٗا٢٢﴾[الأحزاب: ۲۲]. «و هنگامیکه مومنان گروه را دیدند گفتند: این چیزی است که خداو پیامبرش به ما وعده دادند و خدا و پیامبرش راست گفتهاند، و هجوم لشکریان چیزی جز ایمان و تسلیم در برابر خدا به آنها نیافزود».
آیهی ۱۲:
﴿وَإِذۡ يَقُولُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ مَّا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ إِلَّا غُرُورٗا١٢﴾[الأحزاب: ۱۲]. «(به یاد آورید) زمانی را که منافقان و بیماردلان میگفتند: خدا و پیامبرش جز وعدههای دروغین به ما ندادهاند».
در اینجا نفاق منافقان روشن گردید و آنچه را که پنهان میکردند آشکار شد. و این عادت منافق است که به هنگام سختی و بلا ایمانش استوار و پابرجا نمیماند و با عقل کوتاه بین خود فقط زمانی را مینگرند که در آن بسر میبرد، و گمان خود را راست میپندارد.
آیهی ۱۳:
﴿وَإِذۡ قَالَت طَّآئِفَةٞ مِّنۡهُمۡ يَٰٓأَهۡلَ يَثۡرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمۡ فَٱرۡجِعُواْۚ وَيَسۡتَٔۡذِنُ فَرِيقٞ مِّنۡهُمُ ٱلنَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوۡرَةٞ وَمَا هِيَ بِعَوۡرَةٍۖ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارٗا١٣﴾[الأحزاب: ۱۳]. «و چون گروهی از آنان گفتند: ای اهل یثرب! جای ماندگاری شما در اینجا نیست، پس بازگردید. و گروهی از آنان از پیامبر اجازه میطلبند و میگونید: خانههای ما بدون حفاظ و نااستوار است، حال آنکه آنها بیحفاظ نیستند و مرادشان جز فرار نبود».
﴿وَإِذۡ قَالَت طَّآئِفَةٞ مِّنۡهُمۡ﴾و گروهی از منافقان بعد از آن که داد و بیداد کردند و صبرشان بسر آمد سبب شدند که مردم دلسرد شوند و دست از حمایت پیامبر و مومنان بردارند، یعنی نه خودشان شکیبایی ورزیدند و نه مردم را از شر خود ایمن داشتند، گفتند: ﴿يَٰٓأَهۡلَ يَثۡرِبَ﴾ای اهل مدینه! آنان را به اسم وطنشان صدا زدند و این بیانگر آن است که دین و برادری ایمانی در دلهای آنها جایگاه و ارزشی نداشت، و آنچه آنها را به این صدازدن واداشت یک احساس طبیعی بود و بس. بنابراین گفتند: ﴿لَا مُقَامَ لَكُمۡ﴾ای اهل مدینه! اینجا که از مدینه بیرون آمدهاید جای ماندن شما نیست. مسلمانها در کنار خندق و بیرون از شهر مدینه اردو زده بودند، ﴿فَٱرۡجِعُواْۚ﴾پس به مدینه باز گردید. این گروه مسلمانان را از جهاد باز میداشتند و میگفتند: شما توانایی جنگیدن با دشمن را ندارید و مسلمانهای مدینه را دستور میدادند که جنگ را رها کنند. این گروه بدترین و مضرترین گروه بودند.
و گروهی دیگر بود که ترس و هراس آنها را فراگرفته بود و دوست داشتند از صفهای جنگ فاصله بگیرند، بنابراین، عذرهای بیهوده و پوچ میآوردند. آنها کسانی بودند که خداوند در موردشان فرموده است: ﴿وَيَسۡتَٔۡذِنُ فَرِيقٞ مِّنۡهُمُ ٱلنَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوۡرَةٞ﴾و گروهی از پیامبر اجازه بازگشت به خانههای خود میخواستند و میگفتند خانههای ما بیحفاظ است. یعنی در معرض خطر قرار دارد و میترسیم که دشمنان بر آنها حمله کنند و ما آنجا حضور نداریم، پس به ما اجازه بده تا به خانههای خود برگردیم و از آنها پاسداری کنیم، حال آن که آنان دروغ میگفتند. ﴿وَمَا هِيَ بِعَوۡرَةٍۖ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارٗا﴾و خانههایشان بدون حفاظ نبود و آنها قصدی جز گریختن و فرار از جنگ نداشتند، اما این سخن را عذر و بهانهای برای خود کردند. اینها ایمانشان اندک است و به هنگام شدت گرفتن سختیها و ثبات و پایداری ندارند.
آیهی ۱۴:
﴿وَلَوۡ دُخِلَتۡ عَلَيۡهِم مِّنۡ أَقۡطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُواْ ٱلۡفِتۡنَةَ لَأٓتَوۡهَا وَمَا تَلَبَّثُواْ بِهَآ إِلَّا يَسِيرٗا١٤﴾[الأحزاب: ۱۴]. «و اگر (لشکریان دشمن) از اطراف مدینه وارد آن میشدند سپس از انان میخواستند از دین برگردند به یقین این کار را انجام میدادند و مگر اندکی در آن درنگ نمیکردند».
اگر کافران از اطراف مدینه وارد آن میشدند و بر آن چیره و مسلط میگشتند، ﴿ثُمَّ سُئِلُواْ ٱلۡفِتۡنَةَ﴾سپس از اینها خواسته میشد که از دین خود برگردند و به دین کسانی که بر شهر مسلط شدهاند درآیند، ﴿لَأٓتَوۡهَا﴾شتابان به آن دین در میآمدند، ﴿وَمَا تَلَبَّثُواْ بِهَآ إِلَّا يَسِيرٗا﴾و آنها پایداری و استقامتی بر دین نداشتند بلکه به محض اینکه قدرت و حکمت به دست دشمنان میافتاد آنچه را که میخواستند انجام میدادند و کفرشان را تایید مینمودند و با آنها هم آهنگ میشدند.
آیهی ۱۵:
﴿وَلَقَدۡ كَانُواْ عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ مِن قَبۡلُ لَا يُوَلُّونَ ٱلۡأَدۡبَٰرَۚ وَكَانَ عَهۡدُ ٱللَّهِ مَسُۡٔولٗا١٥﴾[الأحزاب: ۱۵]. «و آنان پیش از این با خداوند پیمان بسته بودند که پشت به دشمن نکنند، و عهد و پیمان خدا بازخواست دارد».
درحالیکه آنها قبلاً با خدا عهد و پیمان بسته بودند که به دشمن پشت نکنند و نگریزند. و همانا عهد و پیمان خدا همواره بازخواستدارد. و خداوند آنانرا از این عهد و پیمان خواهد پرسید حال آن که آنها پیمان را شکستهاند پس به گمان آنها پروردگارشان با آنان چه خواهد کرد؟!.
آیهی ۱۶:
﴿قُل لَّن يَنفَعَكُمُ ٱلۡفِرَارُ إِن فَرَرۡتُم مِّنَ ٱلۡمَوۡتِ أَوِ ٱلۡقَتۡلِ وَإِذٗا لَّا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلٗا١٦﴾[الأحزاب: ۱۶]. «بگو: اگر از مرگ یا کشته شدن فرار کنید این فرار سودی به حال شما نخواهد داشت، و آنگاه جز اندکی بهرهمند نمیشوید».
﴿قُل﴾با سرزنش کردن آنها به خاطر فرارشان و یا بیان اینکه فرار برایشان سودی ندارد به آنها بگو: ﴿لَّن يَنفَعَكُمُ ٱلۡفِرَارُ إِن فَرَرۡتُم مِّنَ ٱلۡمَوۡتِ أَوِ ٱلۡقَتۡلِ﴾فرار از مرگ یا کشته شدن سودی به حال شما نخواهد داشت و اگر در خانههایتان باشید کسانی که کشته شدن آنان مقرّر گشته است به محل کشته شدن خویش خواهند رفت. اسباب فایده میبخشد اما به شرطی که در خلاف جهت قضا و تقدیر الهی نباشد، و هرگاه تقدیر و قضای الهی بیاید هر سببی از بین میرود و هر وسیلهای که انسان گمان برد او را نجات میدهد باطل میشود. ﴿وَإِذٗا لَّا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾و آنگاه که فرار کردید تا از مرگ و کشته شدن در امان بمانید و در دنیا بهرهمند شوید و لذت ببرید، بدانید که شما جز از کالایی اندک بهرهمند نخواهید شد، و چنان اندک و ناچیز است که به فرار و ترک نمودن دستور خدا و از دست دادن لذت و بهرهمندی همیشگی در بهشت نمیارزد و با آن برابری نمیکند.
آیهی ۱۷:
﴿قُلۡ مَن ذَا ٱلَّذِي يَعۡصِمُكُم مِّنَ ٱللَّهِ إِنۡ أَرَادَ بِكُمۡ سُوٓءًا أَوۡ أَرَادَ بِكُمۡ رَحۡمَةٗۚ وَلَا يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا١٧﴾[الأحزاب: ۱۷]. «بگو: چه کسی میتواند شما را در برابر ارادۀ خدا حفظ کند اگر او مصیب یا رحمتی را برای شما بخواهد؟! آنان غیر از خدا هیچ سرپرست و یاوری برای خود نخواهند یافت».
سپس بیان کرد که هرگاه خداوند بخواهد مصیبتی به بنده برساند اسباب و وسایل، هیچ چیزی را از بنده دور نمیکنند. پس فرمود: ﴿قُلۡ مَن ذَا ٱلَّذِي يَعۡصِمُكُم مِّنَ ٱللَّهِ إِنۡ أَرَادَ بِكُمۡ سُوٓءًا أَوۡ أَرَادَ بِكُمۡ رَحۡمَةٗ﴾بگو: چه کسی میتواند شما را در برابر اراده خدا حفظ کند اگر او مصیبت یا رحمتی را برای شما بخواهد؟ زیرا اوست که میدهد وباز میدارد. سود دهنده و زیان رساننده اوست، خیر را جز او کسی نمیآورد و بدی را جز او کسی دور نمیکند. ﴿وَلَا يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا﴾و آنها جز او سرپرست و یاوری نخواهند داشت که آنان را سرپرستی نماید و منافعشان را فراهم آورد. و یاوری ندارند که آنها را یاری کند و زیانها را از آنان دور بدارد. پس باید از کسی اطاعت کنند که او به تنهایی همه کارها را انجام میدهد، کسی که خواست او نافذ است و هرچه تقدیر نماید اجرا میشود. و اگر او کسی را سرپرستی و کمک نکند یاری و حمایت هیچ سرپرست و یاوری برایش سودبخش نیست.
آیهی ۱۸:
﴿قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلۡمُعَوِّقِينَ مِنكُمۡ وَٱلۡقَآئِلِينَ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ هَلُمَّ إِلَيۡنَاۖ وَلَا يَأۡتُونَ ٱلۡبَأۡسَ إِلَّا قَلِيلًا١٨﴾[الأحزاب: ۱۸]. «به راستی خداوند کسانی از شما را که مردم را از جنگ باز میداشتند میشناسد و (نیز) آنانرا که به برادرانشان گفتند: بهسوی ما بیایید و جز اندکی به جنگ نمیآیند».
سپس خداوند به کسانی که مردم را از جنگ بازمی داشتند وعید داد و آنها را تهدید نمود و فرمود: ﴿قَدۡ يَعۡلَمُ ٱللَّهُ ٱلۡمُعَوِّقِينَ مِنكُمۡ﴾خداوند کسانی را که مردم را از بیرون رفتن برای جنگ باز میداشتند، ﴿وَٱلۡقَآئِلِينَ لِإِخۡوَٰنِهِمۡ هَلُمَّ إِلَيۡنَا﴾و به برادرانشان که برای جنگ بیرون رفته بودند، میگفتند: به سوی ما بیایید یعنی برگردید. همانطور که گفتند: ﴿يَٰٓأَهۡلَ يَثۡرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمۡ فَٱرۡجِعُواْۚ﴾«ای اهل مدینه! اینجا جای ماندن شما نیست، پس برگردید». خداوند اینگونه افراد را به خوبی میشناسد.
و آنها با اینکه دیگران را از شرکت در جنگ باز میداشتند خودشان ﴿وَلَا يَأۡتُونَ ٱلۡبَأۡسَ إِلَّا قَلِيلًا﴾بسیار کم در جهاد و کارزار شرکت میکردند و بیشتر از همه مردم دوست داشتند از جنگ باز بمانند چون در وجود آنها انگیزهای برای جهاد وجود نداشت و انگیزه جهاد، ایمان و صبر است که آنها فاقد آن بودند. و وجود آنها سرشار از نفاق و بیایمانی بود که این مقتضی بزدلی و ترس میباشد.
آیهی ۱۹:
﴿أَشِحَّةً عَلَيۡكُمۡۖ فَإِذَا جَآءَ ٱلۡخَوۡفُ رَأَيۡتَهُمۡ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ تَدُورُ أَعۡيُنُهُمۡ كَٱلَّذِي يُغۡشَىٰ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡمَوۡتِۖ فَإِذَا ذَهَبَ ٱلۡخَوۡفُ سَلَقُوكُم بِأَلۡسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى ٱلۡخَيۡرِۚ أُوْلَٰٓئِكَ لَمۡ يُؤۡمِنُواْ فَأَحۡبَطَ ٱللَّهُ أَعۡمَٰلَهُمۡۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٗا١٩﴾[الأحزاب: ۱۹]. «حال آنکه بر شما بخل میورزند، پس چون ترس درمیان آید آنان را میبینی که مانند کسیکه از (سختی) مرگ بیهوش شده باشد چشمانش در حدقه می گردد (و) به سوی تو مینگرند، و هنگامیکه ترس از میان برود زبانهای تند و تیز خود را به برش میگذارند و بر خیر و نعمت بخل ورزانند. اینان هرگز ایمان نیاوردهاند، و خدا اعمال ایشان را تباه میگرداند و این کار برای خدا آسان است».
﴿أَشِحَّةً عَلَيۡكُمۡ﴾حاضر نیستند جن و مال خود را فدا کنند و در راه کارزار از آن استفاده شود. آنها با مال و جان خود جهاد نمیکنند، ﴿فَإِذَا جَآءَ ٱلۡخَوۡفُ رَأَيۡتَهُمۡ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ تَدُورُ أَعۡيُنُهُمۡ كَٱلَّذِي يُغۡشَىٰ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡمَوۡتِ﴾و هنگامیکه لحظات بیم و هراس فرا میرسد به خاطر بزدلی و ترسی که دلهایشان را لرزان نموده و اضطرابی که خاطرشان را پریشان کرده است و از ترس اینکه مبادا به جنگیدن مجبور شوند، میبینی به تو نگاه میکنند درحالیکه چشمانشان بیاختیار در حدقه به گردش در میآید مانند کسی که دچار سکرات موت شده و میخواهد بمیرد.
﴿فَإِذَا ذَهَبَ ٱلۡخَوۡفُ﴾اما وقتی خوف و هراس از میان برود و در امنیت و آرامش قرار گیرند، ﴿سَلَقُوكُم بِأَلۡسِنَةٍ حِدَادٍ﴾با سخنانی درشت و زبانی تیز و ادعاهای نادرست با شما سخن میگویند و شما را میآزاراند، و وقتی سخنان آنها را بشنوی گمان میبری که اهل شجاعت و اقدام هستند. ﴿أَشِحَّةً عَلَى ٱلۡخَيۡرِ﴾بر آنچه از کمک مالی که از آنها خواسته میشود بخیلاند و بدترین چیز آن است که انسان در انجام آنچه که بدان امر شده است بخیل باشد، و در خرج کردن مال خود بخل ورزد و حاضر نباشد با جسم وجان خود در راه خدا جهاد نماید، و از دعوت دادن به راه خدا بخل بورزد و به مقام و جایگاه و علم و خیرخواهی و نظر درستش بخل ورزد.
﴿أُوْلَٰٓئِكَ لَمۡ يُؤۡمِنُواْ فَأَحۡبَطَ ٱللَّهُ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾اینان که چنین وضعیتی دارند هرگز ایمان نیاوردهاند و خداوند به خاطر ایمان نیاوردنشان اعمال آنها را باطل و بیپاداش کرده است. ﴿وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٗا﴾و اینکار برای خدا آسان است. اما خداوند مومنان را از بخیل بودن بر جان و مالشان نجات داده و به آنها توفیق ارزانی نموده تا جان و مال خود را در راه خدا و در راهی که بدان امر شدهاند عطا کنند، و آنها اموال خود را در راههای خیر خرج مینمایند و از مقام و دانش خود برای جلب رضای خدا هزینه میکنند.
آیهی ۲۰:
﴿يَحۡسَبُونَ ٱلۡأَحۡزَابَ لَمۡ يَذۡهَبُواْۖ وَإِن يَأۡتِ ٱلۡأَحۡزَابُ يَوَدُّواْ لَوۡ أَنَّهُم بَادُونَ فِي ٱلۡأَعۡرَابِ يَسَۡٔلُونَ عَنۡ أَنۢبَآئِكُمۡۖ وَلَوۡ كَانُواْ فِيكُم مَّا قَٰتَلُوٓاْ إِلَّا قَلِيلٗا٢٠﴾[الأحزاب: ۲۰]. «گمان میبرند لشکرها(ی کافران) نرفتهاند و اگر لشکرهای کافران بار دیگر برگردند ایشان دوست دارند درمیان اعراب بادیهنشین باشند، و از اخبار شما پرسش میکنند، و اگر درمیان شما بودند جز مقدار کم و ناچیزی پیکار نمیکردند».
﴿يَحۡسَبُونَ ٱلۡأَحۡزَابَ لَمۡ يَذۡهَبُواْ﴾گمان میبرند لشکرهایی که برای جنگ با پیامبر و یارانش به هم پیوسته بودند نرفتهاند، و هنوز در جایشان هستند تا مسلمانان را ریشهکن نمایند اما گمان و پندار آنها باطل و پوچ است. ﴿وَإِن يَأۡتِ ٱلۡأَحۡزَابُ يَوَدُّواْ لَوۡ أَنَّهُم بَادُونَ فِي ٱلۡأَعۡرَابِ يَسَۡٔلُونَ عَنۡ أَنۢبَآئِكُمۡۖ﴾و اگر بار دیگر لشکرهای کافران برگردند این منافقان دوست دارند که آنها در مدینه و نزدیک مدینه نباشند و با اعراب بادیه نشین باشند و از آنجا اخبار شما را جویا شوند که چه بر سرتان آمده است؟ هلاک شوند و نفرینشان باد! اینها کسانی نیستند که حضورشان موثر و ارزشمند باشد، بلکه ﴿وَلَوۡ كَانُواْ فِيكُم مَّا قَٰتَلُوٓاْ إِلَّا قَلِيلٗا﴾اگر درمیان شما میماندند جز مقدار اندکی نمیجنگیدند. پس به آنها توجه نکنید و بر آنان تاسف نخورید.
آیهی ۲۱:
﴿لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ وَذَكَرَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا٢١﴾[الأحزاب: ۲۱]. «به راستی برای کسی از شما که به (پاداش) خداوند و روز قیامت امید میدارد و خداوند را بسیار یاد میکند، در (سیرۀ) پیامبر خدا سرمشقی نیکو است».
﴿لَّقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِي رَسُولِ ٱللَّهِ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ﴾سرمشق زیبایی در زندگی پیامبر خدا برای شماست که خودش در جنگ حضور یافت و او شرافتمند و بزرگوار و قهرمان و شجاع است. پس وقتی او جان بزرگوارش را از جنگ پنهان نمیدارد چگونه شما بر جان خود بخل میورزید؟! پس در این کار او را سرمشق و الگوی خود قرار دهید. اهل اصول از این آیه چنین برداشت کردهاند که کارهای پیامبر حجت است، و اصل بر این است که او در احکام الگو و سرمشق امت خویش میباشد، مگر احکامی که دلیل شرعی بر این دلالت نماید که آن احکام مختص و ویژه پیامبر میباشند.
و الگو بر دو نوع است: یکی الگوی نیک و دیگری الگوی بد. پس سرمشق و الگوی نیک در پیامبر است، کسی که او را الگوی خویش قرار دهد راهی را در پیش گرفته است که او را به کرامت الهی میرساند، و راه راست همان است. و اما اگر کسی غیر از او را به الگو بگیرد و با پیامبر مخالف باشد چنین الگویی، الگوی بد است. همانند گفته مشرکین که هنگامی که پیامبران آنها را دعوت دادند تا از پیامبران الگوبرداری نمایند، گفتند: ﴿إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّهۡتَدُونَ﴾[الزخرف: ۲۲]. «بدون شک ما پدران خود را بر آیینی یافتهایم و با حرکت در مسیر آنها راه یافته خواهیم بود».
و کسی میتواند از این الگوی نیکو الگو برداری نماید و به آن تاسی جوید که به خدا و پاداش روز قیامت امید داشته باشد. پس ایمان و ترسی که از خداوند دارد، و امیدواریاش به پاداش خدا و ترسش از عذاب الهی او را وادار مینماید تا به پیامبر تاسی بجوید و از او الگو برداری کند.
آیهی ۲۲:
﴿وَلَمَّا رَءَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلۡأَحۡزَابَ قَالُواْ هَٰذَا مَا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَصَدَقَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥۚ وَمَا زَادَهُمۡ إِلَّآ إِيمَٰنٗا وَتَسۡلِيمٗا٢٢﴾[الأحزاب: ۲۲]. «و هنگامیکه مؤمنان لشکرهای (کافران) را دیدند، گفتند: این همان چیزی است که خدا و پیامبرش به ما وعده داده بودند، و خدا و پیغمبرش راست فرمودهاند، و این به آنان جز ایمان و تسلیم نیافزود».
وقتی حالت منافقان را به هنگام ترس و خطر بیان نمود، حالت مومنان را نیز بیان کرد و فرمود: ﴿وَلَمَّا رَءَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلۡأَحۡزَابَ﴾و هنگامیکه مومنان لشکرها را دیدند، و هرکدام در جایگاه خود قرار گرفت و ترس و هراس به پایان رسید، گفتند: ﴿هَٰذَا مَا وَعَدَنَا ٱللَّهُ وَرَسُولُهُ﴾این چیزی است که خدا و پیامبرش به ما وعده دادهاند، آنجا که خدا میفرماید: [البقرة: ۲۱۴]. ﴿أَمۡ حَسِبۡتُمۡ أَن تَدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ وَلَمَّا يَأۡتِكُم مَّثَلُ ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلِكُمۖ مَّسَّتۡهُمُ ٱلۡبَأۡسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ وَزُلۡزِلُواْ حَتَّىٰ يَقُولَ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ مَتَىٰ نَصۡرُ ٱللَّهِۗ أَلَآ إِنَّ نَصۡرَ ٱللَّهِ قَرِيبٞ٢١٤﴾[البقرة: ۲۱۴]. «آیا پنداشتهاید که وارد بهشت شوید و هنوز مانند آنچه که بر کسانی که پیش از شما بودهاند آمد بر شما نیامده است؟! و سختیها آنها را فرا گرفت و متزلزل شدند تا اینکه پیامبر و کسانی که همراه او بودند، گفتند: یاری خدا کی میآید؟! هان آگاه باشید! بیگمان یاری و مدد خدا نزدیک است». ﴿وَصَدَقَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُ﴾و خدا و پیامبرش راست گفتهاند، ما آنچه را که به آن خبر داده شده بودیم مشاهده کردیم، ﴿وَمَا زَادَهُمۡ إِلَّآ إِيمَٰنٗا وَتَسۡلِيمٗا﴾و این سختیها جز ایمان در قلبهایشان و تسلیم شدن با اعضا و جوارح و فرمانبرداری از دستور خدا به آنها نیافزود.
آیهی ۲۳:
﴿مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ رِجَالٞ صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَيۡهِۖ فَمِنۡهُم مَّن قَضَىٰ نَحۡبَهُۥ وَمِنۡهُم مَّن يَنتَظِرُۖ وَمَا بَدَّلُواْ تَبۡدِيلٗا٢٣﴾[الأحزاب: ۲۳]. «از مؤمنان کسانی هستند که آنچه را با خداوند بر آن پیمان بسته بودند تحقّق بخشیدند، پس برخی از آنان قرارشان را به انجام رساندند و برخی نیز در انتظارند و آنان هیچگونه تغییر و تبدیلی (در عهد و پیمان خود) ندادهاند».
وقتی بیان نمود که منافقان با خدا عهد بستند که در جنگ پشت نخواهند کرد سپس این عهد را شکستند وفاداری مومنان را بیان کرد و فرمود: ﴿مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ رِجَالٞ صَدَقُواْ مَا عَٰهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَيۡهِ﴾از مومنان کسانی هستند که به پیمانی که با خدا بستهاند وفا مینمایند و آن را به طور کامل انجام میدهند پس آنها جان خویش را در راه جلب خشنودی خدا فدا میکنند و آن را در راه فرمانبرداری او سپر مینمایند. ﴿فَمِنۡهُم مَّن قَضَىٰ نَحۡبَهُۥ﴾برخی از ایشان به خواسته خود رسیدهاند و حقی را که بر آنان بوده ادا کردهاند و در راه خدا شهید شدهاند، یا درحالی با مرگ طبیعی مردهاند که حق خدا را کاملا ادا نمودهاند. ﴿وَمِنۡهُم مَّن يَنتَظِرُ﴾و برخی منتظرند تا پیمان و حقی را که بر آنهاست کامل گردانند، و چنین کسانی برای انجام دادن وظیفه وحقی که بر آنهاست و برای وفا کردن به پیمانی که بستهاند در حرکت و تکاپو و تلاشند و به امید وفا کردن به پیمان خویش تلاش مینمایند. ﴿وَمَا بَدَّلُواْ تَبۡدِيلٗا﴾و پیمان و عهدی را که با خدا بستهاند تغییر ندادهاند، بلکه آنها همواره و همیشه برعهد و پیمان خدا پایبند هستند و از آن منحرف نمیشوند و تغییرش نمیدهند. پس اینها مردان حقیقی هستند و دیگران فقط ظاهر و سیمایشان مردانه است ولی صفات و ویژگیهایشان ناقص میباشد.
آیهی ۲۴:
﴿لِّيَجۡزِيَ ٱللَّهُ ٱلصَّٰدِقِينَ بِصِدۡقِهِمۡ وَيُعَذِّبَ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ إِن شَآءَ أَوۡ يَتُوبَ عَلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ غَفُورٗا رَّحِيمٗا٢٤﴾[الأحزاب: ۲۴]. «تا خداوند راستگویان را بهخاطر راستیشان پاداش بدهد و منافقان را هرگاه که بخواهد عذاب کند و یا ببخشد. بیگمان خداوند آمرزندۀ مهربان است».
﴿لِّيَجۡزِيَ ٱللَّهُ ٱلصَّٰدِقِينَ بِصِدۡقِهِمۡ﴾تا خداوند کسانی را که در گفتار و حالات و رفتارشان با خدا راستگو هستند و ظاهرشان با باطن و درونشان یکسان است به خاطر راستیشان پاداش بدهد. خداوند متعال میفرماید: ﴿هَٰذَا يَوۡمُ يَنفَعُ ٱلصَّٰدِقِينَ صِدۡقُهُمۡۚ لَهُمۡ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗا﴾[المائدة: ۱۱۹]. «این روزی است که به راستگویان راستیشان فایده میدهد، برای آنان باغهایی است که از زیر درختان آن رودها روان است و آنان در آن جاویدانهاند».
آزمایشات و سختیهایی که ما مقدر کرده و پیش آورده ایم برای آن است تا راستگو از دروغگو مشخص گردد، و خداوند راستگویان را به خاطر راستیشان پاداش دهد ﴿وَيُعَذِّبَ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ إِن شَآءَ﴾و تا منافقان را که دلها و اعمالشان به هنگام پیش آمدن سختیها تغییر کرد و به پیمانی که با خدا بسته بودند وفا نکردند اگر بخواهد عذاب بدهد. به این صورت که هدایت و رهیابی آنها را نمیخواهد، زیرا میداند در اینها خیری وجود ندارد، بنابراین، به آنها توفیق هدایت نمیدهد.
﴿أَوۡ يَتُوبَ عَلَيۡهِمۡ﴾یا آنها را توفیق دهد تا توبه نمایند و بازگردند. و صیغهی غالب بر بخشندگی خدای بخشنده همین است. بنابراین، آیه را با دو نام از نامهایش که بر آمرزش و فضل و نیکوکاری دلالت مینمایند به پایان رساند. پس فرمود: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ غَفُورٗا﴾بیگمان خداوند گناهان کسانی را که بر خود زیاده روی کردهاند اگر توبه نمایند میآمرزد، گرچه گناهان زیادی انجام داده باشند. ﴿رَّحِيمٗا﴾و خداوند نسبت به آنان مهربان است و آنها را توفیق توبه عطا میکند. سپس توبهشان را میپذیرد و گناهانی را که کردهاند میپوشاند.
آیهی ۲۵:
﴿وَرَدَّ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِغَيۡظِهِمۡ لَمۡ يَنَالُواْ خَيۡرٗاۚ وَكَفَى ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلۡقِتَالَۚ وَكَانَ ٱللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزٗا٢٥﴾[الأحزاب: ۲۵]. «و خداوند کافران را در اوج خشم و غضبشان بازگرداند درحالیکه به هیچیک از آنچه میخواستند نرسیدند، و خداوند مؤمنان را از جنگ بینیاز ساخت و خداوند توانا و چیره است».
خداوند کافران را ناکام بازگرداند و نتوانستند به چیزی دست یابند که بر آن آزمند بودند، و خشمگین بودند و باور قطعی داشتند که پیروز خواهند شد. لشکریان زیاد و تجزبشان آنان را مغرور کرده بود و آنها به لشکر و ساز و برگ جنگی خود شادمان بودند، اما خداوند باد تندی را بر آنها فرستاد که خیمههایشان را از جا برکند و در مراکز آنها اضطراب و تزلزل پدید آورد و دیگهایشان را واژگون کرد و خداوند ترس را در دلهایشان انداخت و آنها با دلی لبریز از خشم بازگشتند. و این از یاری و مدد خداوند است که بندگانش را بدان یاری مینماید. ﴿وَكَفَى ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱلۡقِتَالَ﴾و خداوند با فراهم کردن اسباب عادی و قَدَری مومنان را در کار جنگ کفایت کرد، و آنها را از جنگ بینیاز ساخت، ﴿وَكَانَ ٱللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزٗا﴾و خداوند توانا و چیره است و هیچکس با او در نمیافتد مگر اینکه مغلوب میگردد و شکست میخورد، و هیچکس از او یاری نمیخواهد مگر اینکه پیروز میشود. و هرکاری را که بخواهد انجام میدهد. و توانایی اهل قدرت سودی به آنان نمیبخشد مادامی که خداوند آنها را با قدرت خویش یاری نکند.
آیهی ۲۶:
﴿وَأَنزَلَ ٱلَّذِينَ ظَٰهَرُوهُم مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ مِن صَيَاصِيهِمۡ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلرُّعۡبَ فَرِيقٗا تَقۡتُلُونَ وَتَأۡسِرُونَ فَرِيقٗا٢٦﴾[الأحزاب: ۲۶]. «و خداوند کسانی از اهل کتاب را که از آنان پشتیبانی کرده بودند از قلعههایشان فرود آورد و به دلهایشان ترس و هراس انداخت! گروهی را میکشتید و گروهی را به اسارت میگرفتید».
﴿وَأَنزَلَ ٱلَّذِينَ ظَٰهَرُوهُم مِّنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ مِن صَيَاصِيهِمۡ﴾و خداوند کسانی از اهل کتاب یعنی یهودیان را که لشکرهای کافران را یاری کردند از قلعههایشان پایین آورد در حالی که شما بر آنها غالب شدید، و تحت فرمان و قدرت اسلام درآورده شدند. ﴿وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلرُّعۡبَ﴾و در دلهایشان ترس و هراس انداخت پس نتوانستند با مسلمانها بجنگند بلکه تسلیم شدند و فروتنی و کرنش کردند. ﴿فَرِيقٗا تَقۡتُلُونَ وَتَأۡسِرُونَ فَرِيقٗا﴾پس مردان جنگی آنها را کشتید و زنان و کودکانشان را به اسارت گرفتید.
آیهی ۲۷:
﴿وَأَوۡرَثَكُمۡ أَرۡضَهُمۡ وَدِيَٰرَهُمۡ وَأَمۡوَٰلَهُمۡ وَأَرۡضٗا لَّمۡ تَطَُٔوهَاۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٗا٢٧﴾[الأحزاب: ۲۷]. «و زمین و خانه و داراییشان، و همچنین زمینی را که هرگز بدان گام ننهاده بودید به شما داد، بیگمان خداوند بر هرچیزی تواناست».
﴿وَأَوۡرَثَكُمۡ أَرۡضَهُمۡ وَدِيَٰرَهُمۡ وَأَمۡوَٰلَهُمۡ وَأَرۡضٗا لَّمۡ تَطَُٔوهَا﴾و سرزمین و خانهها و اموال آنان و زمینی را که بدان گام ننهاده بودیدی به عنوان غنیمت به شما داد. و سرزمینی را به شما داد که قبلا به خاطر شرافت و جایگاهش، و چون به نزد اهالی آن عزیز بود قدرت گام نهادن در آن را نداشتید و خداوند شما را بر آن مسلط کرد واهالی آن را خوار گردانید و مالهایشان را به غنیمت گرفتید و آنان را کشتید و به اسارت درآوردید. ﴿وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٗا﴾و خداوند بر هر چیزی تواناست، هیچ چیزی او را درمانده نمیکند و از قدرت و توانایی خویش آنچه را خواست به شما داد. این گروه از اهل کتاب یهودیان بنی قریظه بودند که در روستایی خارج از مدینه که زیاد از مدینه دور نبود زندگی میکردند و پیامبرصوقتی به مدینه آمد با آنها پیمان بست و با آنها صلح کرد پس پیامبرصبا آنها نجنگید و آنان نیز با او نجنگیدند و آنها بر دین خود باقی ماندند و هیچ چیزی از امور آنها تغییر نکرد. پس در جنگ خندق لشکریان زیادی را که برای جنگ با پیامبر به هم پیوسته بودند دیدند و تعداد اندک مسلمانها را مشاهده نمودند و گمان بردند که به زودی این لشکریان زیاد پیامبر و مومنان را نابود و ریشه کن خواهند کرد، نیز سخنان فریبنده برخی از سرانشان آنها را بر آن داشت تا پیمانی را که با پیامبر بسته بودند بشکنند پس آنها عهد خود را شکستند و مشرکان را در جنگ با پیامبر یاری دادند.
وقتی خداوند مشرکین را خوار گرداند پیامبرصبه پیکار با آنها پرداخت پس آنان را در قلعههایشان محاصره کرد. و آنها به داوری سعد بن معاذسراضی شدند و سعد در مورد آنها چنین حکم کرد که مردان جنگجویشان کشته شوند و فرزندانشان به اسارت در آیند و مالهایشان به غنیمت گرفته شود. پس خداوند نعمت خویش را بر پیامبر و مومنان تکمیل و فراوان گردانید و با خوار نمودن دشمنانشان و کشتن برخی و به اسارت گرفتن عدهای دیگر آنها را شاد گرداند و خداوند همیشه در حق بندگان مؤمن خویش لطف دارد.
آیهی ۲۹-۲۸:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيۡنَ أُمَتِّعۡكُنَّ وَأُسَرِّحۡكُنَّ سَرَاحٗا جَمِيلٗا٢٨﴾[الأحزاب: ۲۸]. «ای پیغمبر! به همسران خود بگو: اگر زندگانی دنیا و تجمل آنرا میخواهید بیایید تا به شما هدیهای مناسب بدهم و شما را به طرز نیکویی رها سازم».
﴿وَإِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ فَإِنَّ ٱللَّهَ أَعَدَّ لِلۡمُحۡسِنَٰتِ مِنكُنَّ أَجۡرًا عَظِيمٗا٢٩﴾[الأحزاب: ۲۹]. «و اگر خدا و پیامبرش و سرای آخرت را میخواهید خداوند برای نیکوکارانتان پاداش بزرگی آماده ساخته است».
هنگامیکه زنان پیامبر به او رشک بردند، و همگی با هم متحد شدند و از ایشان نفقه و لباس درخواست کردند، درخواستِ آنان طوری بود که برای پیامبرصممکن نبود که در هر وقت و شرایطی بتواند خواستهی آنان را برآورده سازد، و آنان نیز یکپارچه و به صورت دسته جمعی بر خواسته خود مصرّ بودند. این بر پیامبر دشوار آمد تا جاییکه سوگند خورد یک ماه نزد آنها نرود. پس خداوند خواست تا کار را بر پیامبرش آسان بگرداند و مقام همسرانش را بالا ببرد و هرچیزی را که پاداش آنها را کم نماید از آنها دور سازد. پس به پیامبرش فرمان داد تا به زنان خود اختیار دهد، بنابراین فرمود: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا﴾اگر شما فقط دنیا و زرق و برق آن را میخواهید و به آن خوشنود میشوید و به خاطر فقدانش خشمگین میگردید پس اگر شما چنین حالتی دارید من به شما نیازی ندارم. ﴿فَتَعَالَيۡنَ أُمَتِّعۡكُنَّ﴾و بیایید شما را از آنچه نزد خود دارم از متاع دنیا بهرهمند سازم، ﴿وَأُسَرِّحۡكُنَّ سَرَاحٗا جَمِيلٗا﴾و بدون ناراحتی و خشم بر یکدیگر و ناسزاگویی بلکه با سعه صدر قبل از آن که وضعیت به جای نامناسبی برسد از شما جدا شوم.
﴿وَإِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾و اگر خدا و پیامبر و سرای آخرت را میخواهید، اگر این چیزها مراد و مقصود شماست، و هرگاه خدا و پیامبر و بهشت را به دست آورید به راحتی و سختی زندگانی دنیا توجه نخواهید کرد و به آنچه پیامبر دارد قانع میشوید، و آنچه را که تهیهاش دشوار است از او طلب نمیکنید. ﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ أَعَدَّ لِلۡمُحۡسِنَٰتِ مِنكُنَّ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾بیگمان خداوند برای نیکوکارانتان پاداش بزرگی آماده ساخته است.
و پاداش و مزد در صورتی است که نیکوکار باشید، چون نیکوکاری پاداش آخرت را به دنبال دارد. و آنها فقط به خاطر اینکه همسران پیامبر هستند مستحق پاداش نخواهند بود، زیرا این بدون نیکوکاری کافی نیست. پس پیامبر به آنها اختیار داد و همه آنان خدا و پیامبر و سرای آخرت را انتخاب کردند و هیچ یک از آنها گزینهای دیگر را انتخاب نکرد. خداوند از همه آنها خشنود و راضی باد.
و این مخیر کردن چند فایده دارد:
۱- عنایت و توجه خداوند به پیامبرش، و اینکه راضی نبود در وضعیتی قرار بگیرد که مطالبات و خواستههای همسرانش موجبات فشار بر وی و اذیت و آزار او را فراهم کند.
۲- پیامبرصوقتی به آنها حق انتخاب داد از تبعات حقوق همسران معاف شد، به گونهای که اختیار داشت و هرگاه میخواست به آنها میداد و اگر میخواست نمیداد. [الأحزاب: ۳۸]. ﴿مَّا كَانَ عَلَى ٱلنَّبِيِّ مِنۡ حَرَجٖ فِيمَا فَرَضَ ٱللَّهُ لَهُ﴾[الأحزاب: ۳۸]. «بر پیامبر هیچ گناهی نیست در آنچه خداوند برای او مقّرر داشته است».
۳- منزّه داشتن پیامبر از زنانی که دنیا را بر خدا و پیامبر و جهان آخرت ترجیح میدهند.
۴- سالم ماندن همسرانش از گناه و از دست زدن به آنچه خدا و پیامبرش را خشنود مینماید.
زیرا با دادن اختیار به آنان، خداوند متعال عدم رضایت آنان را از پیامبر منتفی ساخت، عدم رضایتی که موجب عدم رضایت پیامبر از آنان میشد، و خشم و عدم رضایت پیامبر موجب میشد خداوند پروردگار ناراضی گردد، و عدم رضایت پروردگار - از کسی یا کسانی - موجب سزای آنان میشود.
۵- تصریح به والا بودن مقامشان و بیان همت بلند آنها که خدا و پیامبر و جهان آخرت را مراد و مقصود دانسته و آن را بر دنیا و کالای آن برگزیدند.
۶- این انتخاب موجب شد تا آنان به بهترین مقامهای بهشت برسند و در دنیا و آخرت همسران پیامبر باشند.
۷- زنان او متناسب با شان اوصهستند، زیرا او کاملترین انسان است و خداوند خواست که زنانش نیز کامل و پاکیزه باشند: [النور: ۲۶]. ﴿وَٱلطَّيِّبَٰتُ لِلطَّيِّبِينَ وَٱلطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَٰتِ﴾[النور: ۲۶]. «زنان پاکیزه برای مردان پاکیزه هستند، و مردان پاکیزه برای زنان پاکیزه».
۸- این انتخاب نشانه قناعت میباشد و قناعت موجب آرامش خاطر. و آزمندی از زنان پیامبر دور شد و ناخشنودی را که باعث پریشانی و ناراحتی میشود از آنها دور ساخت.
۹- همسری پیامبر سبب چندین برابر شدن پاداش آنها گشت و آنان در مقامی قرار گرفتند که هیچ زنی به آن مقام نمیرسد. بنابراین فرمود:﴿يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ﴾.
آیهی ۳۱-۳۰:
﴿يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ مَن يَأۡتِ مِنكُنَّ بِفَٰحِشَةٖ مُّبَيِّنَةٖ يُضَٰعَفۡ لَهَا ٱلۡعَذَابُ ضِعۡفَيۡنِۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٗا٣٠﴾[الأحزاب: ۳۰]. «ای همسران پیامبر! هرکدام از شما مرتکب کار ناشایست آشکاری شود کیفر او دو برابر خواهد بود و این برای خدا آسان است».
﴿وَمَن يَقۡنُتۡ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا نُّؤۡتِهَآ أَجۡرَهَا مَرَّتَيۡنِ وَأَعۡتَدۡنَا لَهَا رِزۡقٗا كَرِيمٗا٣١﴾[الأحزاب: ۳۱]. «و هرکس از شما که در برابر خدا و پیامبرش گردن نهد و کار شایسته انجام دهد پاداش او را دو بار به او میدهیم و برای او روزی و نعمت ارزشمندی فراهم ساختهایم».
وقتی زنان پیامبر، خدا و پیامبرش و سرای آخرت را انتخاب کردند بیان فرمود که پاداش آنها دو برابر خوا هد بود. نیز فرمود: اگر مرتکب گناهی شوند کیفر و گناه آنها دو برابر است تا بیشتتر از گناه بپرهیزند و بیشتر سپاس خدا را به جای آورند، بنابراین، کیفر هرکس از آنها را اگر مرتکب گناهی شود دو برابر قرار داد.
﴿وَمَن يَقۡنُتۡ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا﴾و هرکس از شما که از خدا و پیامبرش اطاعت کند و کار شایسته انجام دهد، چه کم باشد چه زیاد، ﴿نُّؤۡتِهَآ أَجۡرَهَا مَرَّتَيۡنِ﴾پاداش او را دو برابر پاداش دیگران میدهیم، ﴿وَأَعۡتَدۡنَا لَهَا رِزۡقٗا كَرِيمٗا﴾و برای او روزی و نعمت ارزشمندی که همانا بهشت است فراهم میسازیم. و زنان پیامبر از خدا و پیامبرش اطاعت کردند و کار شایسته انجام دادند از این رو معلوم است که مستحق پاداش بیکران خدا میباشند.
آیهی ۳۴-۳۲:
﴿يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ لَسۡتُنَّ كَأَحَدٖ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيۡتُنَّۚ فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ وَقُلۡنَ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا٣٢﴾[الأحزاب: ۳۲]. «ای زنان پیامبر! شما مانند هیچ یک از (سایر) زنان نیستید اگر پرهیزگار باشید، پس در سخن گفتن نرمی نکنید تا کسی در دل خویش بیماری دارد به طمع نیافتد، و سخنی شایسته بگویید».
﴿وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا٣٣﴾[الأحزاب: ۳۳]. «و در خانههای خود بمانید و همچون جاهلیت پیشین درمیان مردم ظاهر نشوید و خودنمایی نکنید و نماز را برپای دارید و زکات را بپردازید و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید. جز این نیست که خداوند میخواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند و شما را کاملاً پاکیزه گرداند».
﴿وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا٣٤﴾[الأحزاب: ۳۴]. «و هرآنچه را که از آیههای خداوند و حکمت در خانههایتان خوانده میشود یاد کنید، بیگمان خداوند باریک بینِ آگاه است».
﴿يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ لَسۡتُنَّ كَأَحَدٖ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيۡتُنَّ﴾ای زنان پیامبر! شما مثل هیچ یک از زنان عادی نیستید اگر از خدا بترسید، زیرا با تقوای الهی مقامتان از زنا دیگر بالاتر میرود و هیچ زنی به مقام شما نمیرسد. پس تقوا را با رعایت ارکان آن کامل گردانید.
بنابراین، آنها را راهنمایی کرد تا وسیلههایی را که سبب کار حرام میشوند از میان بردارند و فرمود: ﴿فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ﴾و به هنگام سخن گفتن با مردان صدای خود را نرم و نازک نکنید، ﴿فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ﴾که آنگاه کسی که در دل او بیماری شهوت زنا است به طمع میافتد، چون او آماده و منتظر کوچکترین چیزی است که وی را تحریک کند، چرا که دل او سالم نیست، زیرا دلی که سالم باشد به آنچه خدا حرام نموده است علاقمند نیست و کمتر اسباب و وسایلی او را تحریک میکند، چرا که دل او پاک و سالم است. به خلاف کسی که دلش بیمار است، چنین کسی مانند فردی که دلش سالم است تحمل ندارد و کوچک ترین سببی او را به کار حرام وامی دارد و دعوتش را اجابت میکند و از خواستهاش سرپیچی نمینماید.
این دلیلیاست بر اینکه وسیلهها حکم اهداف و مقاصد را دارند. نرمی گفتار و صدا در اصل کار جایزی است اما وقتی که وسیلهای برای کار حرام باشد ازآن منع شده است، بنابراین برای زن شایسته است به هنگام سخن گفتن با مردان صدایش را نرم و نازک نکند.
وقتی آنها را از نرمی گفتار نهی کرد شاید کسی گمان بَرَد که باید به درشتی و تندی سخن بگویند، پس این توّهم را دفع نمود و فرمود: ﴿وَقُلۡنَ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا﴾و سخنی شایسته بگویند. یعنی سخنی که درشت و تند نباشد و فرمود: ﴿فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ﴾و نگفت: «فَلَا تَلِنَّ بِالقَول» چون آنچه از آن نهی شده سخنی نرمی است که همراه با فروتنی و انقیاد زن برای مرد باشد، و چنین حالت و سخنی مرد را وادار میکند تا به او چشم طمع بدوزد.
به خلاف کسی که سخنی نرم بگوید که در آن فروتنی نباشد بلکه این سخن با اینکه نرم است نشانگر عزت گوینده است و طرف را مغلوب مینماید و در او طمع نمیورزد. بنابراین خداوند پیامبرش را به خاطر مهربانی و ملایمتی که داشت ستوده است، پس فرمود: ﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡ﴾[آل عمران: ۱۵۹]. «به سبب رحمتی از جانب خدا برای آنها نرم و مهربان شدی». و به موسی و هارون فرمود: ﴿ٱذۡهَبَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ٤٣ فَقُولَا لَهُۥ قَوۡلٗا لَّيِّنٗا لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ٤٤﴾[طه: ۴۳-۴۴]. «بروید نزد فرعون چرا که او سرکشی کرده است. پس با او به نرمی سخن بگویید شاید پند پذیرد یا بترسد». (و این بخش از آیه): ﴿فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ﴾ضمن اینکه دستوری است مبنی بر اینکه انسا باید پاکدامن باشد، و زنان و مردان پاکدامن مورد ستایش قرار گرفته و از نزدیک شدن به زنا نهی شدهاند، نیز بر این دلالت مینماید که برای بنده شایسته است هرگاه این حالت را در خودش یافت که با دیدن یا شنیدن سخن کسی که مورد پسندش میباشد بر انجام کار حرام تحریک میشود و احساس کرد که انگیزههای طمع ورزی او را به سوی حرام سوق میدهد باید بداند که این احساس یک بیماری است، از این رو باید برای تضعیف و از بین بردن و قطع کردن خاطرههای زشت بکوشد و با نفس خود مبارزه نماید تا آن را از این بیماری خطرناک نجات بخشد و از خداوند بخواهد که او را محافظت نماید و به او توفیق دهد. و این از زمره پاکدامنی است که به آن امر شده است.
﴿وَقُلۡنَ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا٣٢ وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰ﴾و در خانههایتان بمانید، این برایتان بهتر است و مانند اهل جاهلیت پیشین که دانش و دینی نداشتند آرایش نکنید و زیاد از خانه بیرون نروید و همه اینها برای دور کردن شر و اسباب آن است.
وقتی آنها را بهطور کلی به پرهیزگاری فرمان داد به جزئیاتی از آن نیز پرداخت، چون زنان به آن نیاز دارند و نیز آنها را به فرمانبرداری دستور داد به ویژه به برپای داشتن نماز و پرداختن زکات، دو عبادتی که هرکس به ناچار به آنها نیاز دارد و بزرگترین عادت محسوب میشوند، که در نماز اخلاص برای خداوند انجام میگیرد و با پرداختن زکات به بندگان نیکی میشود. سپس آنها را به طور کلی به اطاعت فرمان داد و فرمود: ﴿وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُ﴾و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید. هر امر و فرمانی که خدا و پیامبر دادهاند خواه فرمان واجب باشد یا فرمان مستحب در اطاعت از خدا و پیامبرش داخل است. ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا﴾جز این نیست که خداوند وقتی شما را به این چیزها فرمان میدهد و از چیزهایی نهی میکند برای آن است تا پلیدی و بدی را از شما اهل بیت دور کند و شما را کاملا پاک گرداند. یعنی حمد و سپاس خداوند را به خاطر این اوامر و نواهی به جای آورید که شما را از مصلحت و فایده آنآگاه کرده است. و این اوامر و نواهی برای شما فایده و مصلحت محض هستند و خداوند با این دستورات نخواسته است بر شما تنگی و مشقّتی بیاورد، بلکه برای آن است تا پاکیزه گردید و اخلاق و رفتارتان پاک شود، و اعمالتان درست و خوب گردد و به سبب آن پاداشتان بیشتر و بزرگ شود.
و هنگامیکه آنان را به انجام کارها و ترک کارهایی امر نمود، به آنان دستور داد که به علم اندوزی بپردازند، و راه آن را برایشان بیان نمود، پس فرمود: ﴿وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِ﴾منظور از آیات خدا قرآن است، و حکمت، اسرار قرآن و یا سنّت پیامبر میباشد. و زنان را فرمان داد تا آنرا یاد کنند و این شامل ذکر و یاد کردن کلمات قرآن میشود که با تلاوت آن انجام میگیرد نیز معانی آنرا شامل میشود که با تدبر و تفکر در آن و استنباط احکام و حکمتهای آن انجام میگردد. نیز شامل ذکر ِ عمل کردن به آن هم میگردد.
﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا﴾همانا خداوند باریک بین آگاه است و سرایر و پنهانیهای امور را میبیند و آنچه را در آسمانها و زمین پنهان است و کارهایی را که آشکار یا پنهان هستند میداند. باریک بین و مطلع بودند خداوند این را میطلبد که آنها کارها را خالصانه برای خدا به انجام رسانند و اعمال را به صورت پنهانی انجام دهند. نیز از آنجا که خداوند باریک بین آگاه است جزا و سزای اعمال را میدهد. و یکی از معانی« لطیف» این است که خداوند بندهاش را به طرق مخفی و غیرمحسوس به سوی خیر و خوبی پیش میبرد و از شر و بدی محافظت مینماید، و رزق و روزی را از جایی به او میرساند که خودش نمیداند، و اسبابی را به او نشان میدهد که نفس آدمی از آنها نفرت دارد، اما راه رسیدن به بالاترین مقامها را برای او هموار میسازد.
آیهی ۳۵:
﴿إِنَّ ٱلۡمُسۡلِمِينَ وَٱلۡمُسۡلِمَٰتِ وَٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ وَٱلۡقَٰنِتِينَ وَٱلۡقَٰنِتَٰتِ وَٱلصَّٰدِقِينَ وَٱلصَّٰدِقَٰتِ وَٱلصَّٰبِرِينَ وَٱلصَّٰبِرَٰتِ وَٱلۡخَٰشِعِينَ وَٱلۡخَٰشِعَٰتِ وَٱلۡمُتَصَدِّقِينَ وَٱلۡمُتَصَدِّقَٰتِ وَٱلصَّٰٓئِمِينَ وَٱلصَّٰٓئِمَٰتِ وَٱلۡحَٰفِظِينَ فُرُوجَهُمۡ وَٱلۡحَٰفِظَٰتِ وَٱلذَّٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا وَٱلذَّٰكِرَٰتِ أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم مَّغۡفِرَةٗ وَأَجۡرًا عَظِيمٗا٣٥﴾[الأحزاب: ۳۵]. «بدون شک مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان فرمانبردار فرمان خدا و زنان فرمانبردار فرمان خدا، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان بردبار، و مردان فروتن و زنان فروتن و مردان صدقه دهنده، و زنان صدقه دهنده و مردان روزهدار و زنان روزهدار، و مردان پاکدامن و زنان پاکدامن، و مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد میکنند خداوند برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم دیده است».
وقتی خداوند پاداش زنان پیامبرصرا بیان کرد و کیفر آنها را چنانچه از فرمان خدا سرپیچی کنند نیز ذکر نمود و فرمود آنها مانند هیچ یک از زنان دیگر نیستند، از دیگر زنان نیز سخن به میان آورد. و از آنجا که حکم آنها و حکم مردان یکی است، فرمود: ﴿إِنَّ ٱلۡمُسۡلِمِينَ وَٱلۡمُسۡلِمَٰتِ﴾زنان و مردان مسلمان که شرایع ظاهری را به جای آورند، ﴿وَٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ﴾و زنان با ایمان و مردان با ایمان. در اینجا منظور امور باطنی از قبیل عقاید قلبی و اعمال آن است. ﴿وَٱلۡقَٰنِتِينَ وَٱلۡقَٰنِتَٰتِ﴾و زنان و مردان فرمانبرداری که فرمان خدا و پیامبرش را اطاعت میکنند. ﴿وَٱلصَّٰدِقِينَ وَٱلصَّٰدِقَٰتِ﴾و مردان و زنانی که در گفتار و کردارشان راستگو هستند. ﴿وَٱلصَّٰبِرِينَ وَٱلصَّٰبِرَٰتِ﴾و مردان و زنانی که در برابر سختیها و مصیبتها بردباری میورزند، ﴿وَٱلۡخَٰشِعِينَ وَٱلۡخَٰشِعَٰتِ﴾و مردان و زنانی که در همه حالات فروتن هستند به ویژه در عبادتهایشان و به خصوص در نمازهایشان، ﴿وَٱلۡمُتَصَدِّقِينَ وَٱلۡمُتَصَدِّقَٰتِ﴾و مردان و زنانی که صدقههای فرض و نفل را میدهند، ﴿وَٱلصَّٰٓئِمِينَ وَٱلصَّٰٓئِمَٰتِ﴾و مردان و زنانی که روزههای فرض و نفل را میگیرند، ﴿وَٱلۡحَٰفِظِينَ فُرُوجَهُمۡ وَٱلۡحَٰفِظَٰتِ﴾و مردان و زنانی که شرمگاههای خود را از زنا و مقدّمات آن حفظ میکنند، ﴿وَٱلذَّٰكِرِينَ ٱللَّهَ كَثِيرٗا وَٱلذَّٰكِرَٰتِ﴾و مردان و زنانی که خدا را زیاد یاد مینمایند و در بیشتر اوقات خدا را یاد میکنند به خصوص اوقات اذکار مانند اذکار صبح و شام و اذکارِ پس از نمازهای فرض. ﴿أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُم﴾خداوند برای کسانی که دارای چنین صفات زیبایی هستند، صفاتی که برخی اعتقادات و اعمال قلب هستند و برخی اعمال اعضا و جوارح، و گفتههایی هستند که از زبان بیرون آمده و فایدهشان به خود و دیگران میرسد، کسانی که این اعمال را انجام میدهند و به انجام کارهای خیر میپردازند و از کارهای بد دوری میکنند، تمام دین را انجام دادهاند، چرا که داشتن این صفات چکیده اسلام و ایمان و احسان است. ﴿مَّغۡفِرَةٗ وَأَجۡرًا عَظِيمٗا﴾خداوند به پاداش کارشان گناهانشان را میآمرزد، چون نیکیها، بدیها را از بین میبرند و به آنها پاداش بزرگی میدهد که اندازه آن را هیچ کس جز ذات خدا نمیداند، پاداشی که هیچ چشمی مانند آن را ندیده و هیچ گوشی اخبار حقیقی آن را نشنیده و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. از خداوند میخواهیم که ما را از چنین کسانی بگرداند.
آیهی ۳۶:
﴿وَمَا كَانَ لِمُؤۡمِنٖ وَلَا مُؤۡمِنَةٍ إِذَا قَضَى ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَمۡرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ ٱلۡخِيَرَةُ مِنۡ أَمۡرِهِمۡۗ وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدۡ ضَلَّ ضَلَٰلٗا مُّبِينٗا٣٦﴾[الأحزاب: ۳۶]. «و هیچ مرد و زن مؤمنی در کاری که خدا و پیغمبرش (در آن) داوری کرده باشند اختیاری از خود ندارند و کسی که از خدا و پیامبرش نافرمانی کند در گمراهی آشکاری گرفتار آمده است».
﴿وَمَا كَانَ لِمُؤۡمِنٖ وَلَا مُؤۡمِنَةٍ﴾شایسته و سزاوار فرد مومن نیست جز اینکه به سوی خشنودی خدا و پیامبرش بشتابد و از ناخشنودی خدا و پیامبرش بپرهیزد و باید دستورات خدا و رسول را اطاعت نماید و از آنچه خدا و پیامبرش نهی کردهاند بپرهیزد. بنابراین، شایسته و سزاوار هیچ مرد و زن مومنی نیست، ﴿إِذَا قَضَى ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَمۡرًا﴾که هرگاه خدا و پیامبرش در کاری حکم نمودند و دستور صادر کردند، ﴿أَن يَكُونَ لَهُمُ ٱلۡخِيَرَةُ مِنۡ أَمۡرِهِمۡ﴾برای خودشان در آن کار اختیاری قایل شوند که آن را انجام دهند یا نه؟ بلکه مردان و زنان مومن میدانند که پیامبر برای آنان از خودشان مهر و عطوفت بیشتری دارد، پس مومن امیال خود را مانعی بین خود و دستور خدا و پیامبرش قرار نمیدهد.
﴿وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدۡ ضَلَّ ضَلَٰلٗا مُّبِينٗا﴾و کسی که از دستورات خدا و پیامبرش سرپیچی کند به گمراهی کاملا آشکاری گرفتار میگردد چون او راه راست را که انسان را به سرای بهشت میرساند رها کرده و به راهی روی آورده است که انسان را به عذاب دردناک میرساند. پس نخست این را بیان نمود که آنچه باعث میشود تا انسا با فرمان خدا و پیامبرش مخالفت نورزد ایمان است. سپس به بیان چیزی پرداخت که انسان را از نافرمانی باز میدارد و آن برحذر بودن از گرفتار شدن به گمراهی است که گمراه شدن نشانه گرفتار آمدن به عذاب و کیفر است.
آیهی ۳۷:
﴿وَإِذۡ تَقُولُ لِلَّذِيٓ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ وَأَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِ أَمۡسِكۡ عَلَيۡكَ زَوۡجَكَ وَٱتَّقِ ٱللَّهَ وَتُخۡفِي فِي نَفۡسِكَ مَا ٱللَّهُ مُبۡدِيهِ وَتَخۡشَى ٱلنَّاسَ وَٱللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخۡشَىٰهُۖ فَلَمَّا قَضَىٰ زَيۡدٞ مِّنۡهَا وَطَرٗا زَوَّجۡنَٰكَهَا لِكَيۡ لَا يَكُونَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ حَرَجٞ فِيٓ أَزۡوَٰجِ أَدۡعِيَآئِهِمۡ إِذَا قَضَوۡاْ مِنۡهُنَّ وَطَرٗاۚ وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ مَفۡعُولٗا٣٧﴾[الأحزاب: ۳۷]. «و به یادآور زمانی را که به کسی که خداوند بدو نعمت داده بود و تو (نیز) بدو لطف کرده بودی، میگفتی: همسرت را برای خود نگاهدار و از خداوند بترس و در دل خود آنچه را که خداوند پدیدار کنندهاش است پنهان میساختی، و از مردم میترسیدی و خداوند به آنکه از او بترسی سزاوارتر است. هنگامیکه زید نیاز خود را از او به پایان برد او را به نکاح تو درآوردیم تا مشکلی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسرخواندگانشان نباشد، بدانگاه که نیاز خود را بدانان پایان ببرند، و فرمان خدا انجام یافتنی است».
سبب نزول این آیه آن بود که خداوند خواست یک قانون کلی را برای مومنان تشریع نماید و آن اینکه پسر خواندگان در حکم فرزندان حقیقی نیستند و هرکس فردی را پسر خوانده خود قرار دهد اگر پسر خوانده همسرش را طلاق داد پدر خواندهاش میتواند با همسرش ازدواج کند.
ازدواج نکردن با همسران پسر خواندهها از اموری بود که مردم بدان عادت کرده بودند و این سنت جز با یک رخداد بزرگ از میان نمیرفت، بنابراین خداوند خواست تا پیامبر این دستور را با زبان تبلیغ کند و عملا نیز چنین کاری را انجام دهد. و هرگاه خداوند بخواهد کاری را انجام دهد برای آن سببی قرار میدهد. «زید بن حارثه» زید بن محمّد خوانده میشد، و پیامبرصاو را پسرخواندهاش قرار داده بود، بنابراین، او را به پیامبر نسبت میدادند تا اینکه این آیه نازل شد: ﴿ٱدۡعُوهُمۡ لِأٓبَآئِهِمۡ﴾[الأحزاب: ۵]. «آنها را به پدرانشان نسبت دهید». از آن وقت به او گفته میشد «زید بن حارثه».
زید با زینب بنت جحش دختر عمّه پیامبرصازدواج کرد و پیامبرصدلش میخواست اگر زید زینب را طلاق بدهد با او ازدواج نماید و خداوند چنین مقدر نمود که زید و زینب از همدیگر جدا شوند، پس زید به نزد پیامبرصآمد و از او اجازه خواست که از زینب جدا شود. خداوند میفرماید ﴿وَإِذۡ تَقُولُ لِلَّذِيٓ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ وَأَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِ﴾و آنگاه کسی که خدا با دادن نعمت اسلام به او انعام کرده بود و تو نیز با آزاد کردن و تعلیم دادنش به او لطف کرده بودی به نزد تو آمد و با تودرباره جدا شدن از همسرش مشورت کرد، پس تو با خیرخواهی به او گفتی چنین کاری نکند و فرمودی که صلاح تو در این نیست و مصلحت او را بر علاقه و میل خود ترجیح دادی با اینکه دلت میخواست با زینب ازدواج نمایی. پس به او گفتی: ﴿أَمۡسِكۡ عَلَيۡكَ زَوۡجَكَ﴾همسرت را برای خود نگاه دار. یعنی از او جدا نشود و در برابر رفتارش شکیبا باش، ﴿وَٱتَّقِ ٱللَّهَ﴾و در همه کارهایت و به خصوص در قضیه همسرت از خدا بترس چون تقوای الهی انسان را به صبر و بردباری وا میدارد، و بدان فرمان میدهد. ﴿وَتُخۡفِي فِي نَفۡسِكَ مَا ٱللَّهُ مُبۡدِيهِ﴾و در دل خود چیزی را پنهان میداشتی که خداوند آن را آشکار میسازد. و آنچه که پیامبرصدر دل خود پنهان کرده بود این بود که اگر زید او را طلاق دهد با وی ازدواج خواهد کرد.
﴿وَتَخۡشَى ٱلنَّاسَ وَٱللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخۡشَىٰهُ﴾و به خاطر ترس از زبان مردم آنچه را که در دل داشتی آشکار نمیکردی در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی، زیرا ترس از خداوند هر خیری را فراهم میآورد و آدمی را از هر شری باز میدارد. ﴿فَلَمَّا قَضَىٰ زَيۡدٞ مِّنۡهَا وَطَرٗا﴾پس وقتی زید به او بیعلاقه شد و از وی جدا گردید و طلاقش داد، ﴿زَوَّجۡنَٰكَهَا﴾زینب را به ازدواج تو در آوریم و این کار را برای امر مهمّی انجام ﴿لِكَيۡ لَا يَكُونَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ حَرَجٞ فِيٓ أَزۡوَٰجِ أَدۡعِيَآئِهِمۡ﴾تا مشکلی برای مومنان در ازدواج با همسران پسرخواندگانش نباشد. چون آنها تو را میبینند که با همسر زید بن حارثه که قبلا به تو نسبت داده میشد ازدواج نمودی.
از آنجا که این فرموده: ﴿لِكَيۡ لَا يَكُونَ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ حَرَجٞ فِيٓ أَزۡوَٰجِ أَدۡعِيَآئِهِمۡ﴾شامل همه حالات میگردد و بعضی از حالتها وجود دارد که ازدواج کردن با همسر پسرخوانده جایز نیست و آن عبارت است از قبل از طلاق دادن و انقضای زمان عدهی زن لذا آن را مقید به این کرد که ﴿إِذَا قَضَوۡاْ مِنۡهُنَّ وَطَرٗا﴾زمانی مومنان میتوانند با همسران پسرخواندگان خود ازدواج نمایند که پسرخواندگان همسران خود را طلاق دهند و عدهی آنان تمام گردد، و قبل از طلاق و انقضای عدّه چنین کاری جایز نیست. ﴿وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ مَفۡعُولٗا﴾و فرمان خدا باید انجام گیرد و هیچ مانعی نمیتواند مانع انجام آن شود.
در این داستان فواید و آموختنیهایی است که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
۱- ستایش زید بن حارثه از دو جهت، یکی اینکه خداوند در قرآن نام او را ذکر کرده است و جز او اسم هیچ صحابهای در قرآن نیامده است. و اینکه خداوند خبر داده که به او نعمت دادهاست یعنی با بخشیدن نعمت اسلام و ایمان بر او انعام نموده است. و این شهادتی از جانب خداست مبنی بر این که زید در ظاهر و باطن مسلمان و مومن است، به این دلیل که خداوند این نعمت را به طور خاص برای وی ذکر میگرداند، و منظور از آن نعمت ویژه، نعمت اسلام و ایمان است، وگرنه ذکر این نعمت به طور خاص، هیچ لزومی نداشت.
۲- بردهی آزاد شده که از نعمت آزادی برخوردار است، این نعمت از سوی کسی به او داده شده است که وی را آزاد نموده است.
۳- جایز بودن ازدواج با همسر پسرخوانده همانطور که در این آیه به صراحت بیان گردید.
۴- تعلیم و یاد دادن عملی از تعلیم قولی موثرتر است، به خصوص اگر تعلیم عملی همراه با تعلیم زبانی باشد که در این صورت «نورعلی نور» است.
۵- اگر آدمی زنی دیگر غیر از همسر و کنیز و محارمش را در دل خود دوست بدارد چنانچه مرتکب کار نامشروعی نشود گناهی در آن نیست، حتی اگر این آرزو را داشته باشید که اگر همسرش او را طلاق بدهد با وی ازدواج میکند، به شرط اینکه برای جدایی آنها تلاش نکند چون خداوند خبر داده که پیامبر این را در دل خود پنهان داشت.
۶- پیامبرصبه صورت آشکار و روشن پیام خدا را به مردم رسانده و همه آنچه را که به او وحی شده به مردم ابلاغ کرده است حتی این قضیه که در آن سرزنش شده است، و این دلالت مینماید که او پیامبر خداست و جز آنچه به سوی او وحی شده است نمیگوید و نمیخواهد خودش را بزرگ نماید.
۷- فردی که با او مشورت میشود امین به حساب آمده و بر او لازم است که هرگاه در کاری با وی مشورت کردند باید آنگونه که برای طرف بهتر و مفیدتر است نظر بدهد. و چنانچه خود نیز در دلش خواستهای داشته باشد باید مصلحت کسی را که از او مشورت خواست است مقدم بدارد.
۸- هرگاه کسی از دیگری در مورد جدایی از همسرش مشورت خواست بهتر آن است که بگوید: «تا جاییکه امکان بدارد همسرت را نگاه دار، چون ادامه زندگی از جدایی بهتر است».
۹- باید ترس از خدا را بر ترس از مردم مقدّم داشت و ترس از خداوند اولی و سزاوارتر است.
۱۰- فضیلت ام المومنین زینبل که خداوند او را به نکاح پیامبرصدر آورد بدون اینکه خطبهای خوانده شود و شاهدی در کار باشد. بنابراین زینب بر دیگر همسران پیامبرصافتخار میکرد و میگفت: «شما را خانوادههایتان به ازدواج پیامبر در آوردند و مرا خداوند از بالای هفت آسمان به ازدواج پیامبر در آورد».
۱۱- زنی که شوهر دارد ازدواج با او جایز نیست و نباید برای ازدواج با وی تلاش کرد مگر اینکه شوهرش او را طلاق بدهد و عدّهاش تمام شود، چون قبل از تمام شدن عدّه، زن وابسته به شوهر است.
آیهی ۳۹-۳۸:
﴿مَّا كَانَ عَلَى ٱلنَّبِيِّ مِنۡ حَرَجٖ فِيمَا فَرَضَ ٱللَّهُ لَهُۥۖ سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۚ وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ قَدَرٗا مَّقۡدُورًا٣٨﴾[الأحزاب: ۳۸]. «بر پیامبر در آنچه خداوند برای او مقدر نموده هیچ گناه و تقصیری نیست، این سنت الهی در مورد پیغمبران پیشین نیز جاری بوده و کار خداوند به اندازه و مقرر است».
﴿ٱلَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَٰلَٰتِ ٱللَّهِ وَيَخۡشَوۡنَهُۥ وَلَا يَخۡشَوۡنَ أَحَدًا إِلَّا ٱللَّهَۗ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ حَسِيبٗا٣٩﴾[الأحزاب: ۳۹]. «کسانیکه پیامهای خداوند را میرسانند و از او میترسند و جز خدا از کسی نمیترسند و خداوند (به عنوان) حسابرس بس است».
این پاسخ طعنه کسانی است که به پیامبرصطعنه میزنند و میگویند زنان زیادی گرفته است. و این طعنهای است بیجا. پس خداوند فرمود: ﴿مَّا كَانَ عَلَى ٱلنَّبِيِّ مِنۡ حَرَجٖ فِيمَا فَرَضَ ٱللَّهُ لَهُ﴾بر پیامبر در انجام آنچه خداوند برای او مقدر نموده است هیچ گناه و تقصیری نیست. یعنی ازدواج با این زنان را خداوند برای او جایز نموده است، همانگونه که برای پیامبران گذشته این کار را مباح کرده بود. بنابراین فرمود: ﴿سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۚ وَكَانَ أَمۡرُ ٱللَّهِ قَدَرٗا مَّقۡدُورًا﴾این سنت الهی در مورد پیامبران گذشته نیز جاری بوده است، و فرمان خداوند همواره روی حساب و برنامه دقیقی است و باید انجام شود.
﴿ٱلَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَٰلَٰتِ ٱللَّهِ﴾کسانیکه پیامهای خداوند را میرسانند، پس آنان آیات خدا و حجتها و دلایل او را بر بندگان میخوانند و آنان را به سوی خدا دعوت میکنند، ﴿وَيَخۡشَوۡنَهُ﴾و فقط از او که شرکی ندارد میترسند، ﴿وَلَا يَخۡشَوۡنَ أَحَدًا إِلَّا ٱللَّهَ﴾و از هیچکس جز خداوند نمیترسند.
پس، از آنجا که ازدواج در میان پیامبران معصوم یک سنت بوده است پیامبرانی که وظیفه خود را به بهترین و کاملترین صورت انجام دادهاند و آن عبارت از دعوت دادن مردم به سوی خدا و ترس از اوست، و این مقتضِ این است که انسان هرآنچه را که بدان دستور داده شده است انجام دهد و از هر امر ناجایزی پرهیز و دوری نماید پس چنین امری بیانگر آن است که به هیچ وجه در این قضیه نقص و اشکالی وجود ندارد. ﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ حَسِيبٗا﴾و خداوند به عنوان حسابرس بندگانش و مراقب اعمالشان کافی است. و از این دانسته شد که نکاح و ازدواج از سنتهای پیامبران است.
آیهی ۴۰:
﴿مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٖ مِّن رِّجَالِكُمۡ وَلَٰكِن رَّسُولَ ٱللَّهِ وَخَاتَمَ ٱلنَّبِيِّۧنَۗ وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا٤٠﴾[الأحزاب: ۴۰]. «محمّد پدر هیچکس از مردان شما نیست بلکه فرستادۀ خدا و خاتم پیامبران است و خداوند به هرچیزی آگاه است».
﴿مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَدٖ مِّن رِّجَالِكُمۡ﴾ای امّت پیامبر! محمّدصپدر هیچکس از مردان شما نیست. پس قطع ارتباط نسبی زید بن حارثه از این باب است. از آنجا که این - به شرطی که معنی بر ظاهر لفظ حمل گردد - نفی شامل همه حالات بر میگردد، یعنی نه پدر حقیقی است و نه پدرخوانده کسی است و در گذشته بیان گردید که پیامبر پدر همه مومنان است و همسرانش مادران مومناناند، پس برای اینکه این مطلب در عموم این نهی داخل نشود و فرمود: ﴿وَلَٰكِن رَّسُولَ ٱللَّهِ وَخَاتَمَ ٱلنَّبِيِّۧنَ﴾بلکه او فرستاده خدا و خاتم پیامبران است. یعنی مقام او مقامی است که باید از او اطاعت و پیروی شود و هدایت از طریق او حاصل گردد و بدان باور شود. و محبّت و دوستی او باید بر محبت و دوستی هرکسی مقدم باشد، زیرا پیامبر خیرخواه مومنان میباشد و چنان نسبت به آنان خیرخواه است که گویا پدرشان میباشد. ﴿وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا﴾و خداوند بر هرچیزی آگاه است. یعنی علم و آگاهی او هرچیزی را احاطه کره است و او میداند که رسالت خود را در کجا قرار دهد، و چه کسانی را فرستاده خویش بگرداند، و میداند که چه کسانی صلاحیت برخورداری از فضل و لطف او را دارند.
آیهی ۴۴-۴۱:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ ذِكۡرٗا كَثِيرٗا٤١﴾[الأحزاب: ۴۱]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! بسیار خدای را یاد کنید».
﴿وَسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا٤٢﴾[الأحزاب: ۴۲]. «و او را صبح و شام تسبیح گویید».
﴿هُوَ ٱلَّذِي يُصَلِّي عَلَيۡكُمۡ وَمَلَٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَكَانَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَحِيمٗا٤٣﴾[الأحزاب: ۴۳]. «او ذاتی است که برشما رحمت میفرستد و فرشتگانش برای شما طلب آمرزش مینمایند تا شما را از تاریکیها بیرون آورد و به نور برساند و او نسبت به مؤمنان مهربان است».
﴿تَحِيَّتُهُمۡ يَوۡمَ يَلۡقَوۡنَهُۥ سَلَٰمٞۚ وَأَعَدَّ لَهُمۡ أَجۡرٗا كَرِيمٗا٤٤﴾[الأحزاب: ۴۴]. «درودشان در روزی که او را ملاقات میکنند سلام است و برای آنان پاداشی ارزشمند فراهم دیده است».
خداوند والامقام مومنان را فرمان میدهد تا بسیار او را ذکر نمایند، از قبیل گفتند: «لا إله إلا الله، الحمدلله، سبحان الله، الله اکبر»، و هرگفتاری که سبب نزدیک شدن ِ به خداوند متعال گردد. و حداقل ایناست که انسان به اذکار صبح و شام و اذکاری که بعد از نمازهای پنجگانه و اذکاری که به هنگام رخدادها و در مناسبتهای مختلف گفته میشوند پایبند باشد.
و آدمی باید همیشه و در همه اوقات و در همه حالات به ذکر خدا پایبند باشد چون این عبادتی است که انجام دهندهاش را پیش میبرد، و روح و روان او را آرام میکند و سبب محبت و معرفت خدا میگردد، و انسان را بر انجام کار خیر و یاری میکند تا زیانش را از گفتن سخن زشت باز دارد.
﴿وَسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا﴾یعنی در اول روز و در آخر روز به تقدیس او بپردازید و پاکی او را بیان دارید چون این دو وقت دارای فضیلت و شرافت میباشند و در این دو وقت انجام دادن کار راحت است.
﴿هُوَ ٱلَّذِي يُصَلِّي عَلَيۡكُمۡ وَمَلَٰٓئِكَتُهُۥ لِيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَكَانَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ رَحِيمٗا٤٣﴾یکی از مصادیق لطف و رحمت خدا نسبت به مؤمنان این است که آنها را میستاید و بر آنان رحمت میفرستد. و نیز فرشتگان برای مومنان دعا میکنند که به سبب آن خداوند آنها را از تاریکیهای گناهان و جهالت بیرون میآورد و به نور ایمان و به مرحله علم و عمل میرساند. پس این بزرگ ترین نعمتی است که خداوند به بندگان فرمان بردار بخشیده است، امری که مستدعی آن است که شکر این نعمت را به جای آورند و ذکر خداوند را به کثرت انجام دهند، خداوندای که به آنها لطف نموده و فرشتگانی را که عرش او را حمل میکنند، و بهترین فرشتگانی هستند، نیز فرشتگانی که پیرامون عرش را فرا گرفتهاند مسخر کرده است تا پروردگارشان را به پاکی یاد کنند و برای مومنان طلب آمرزش نمایند. پس میگویند: ﴿... رَبَّنَا وَسِعۡتَ كُلَّ شَيۡءٖ رَّحۡمَةٗ وَعِلۡمٗا فَٱغۡفِرۡ لِلَّذِينَ تَابُواْ وَٱتَّبَعُواْ سَبِيلَكَ وَقِهِمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ٧ رَبَّنَا وَأَدۡخِلۡهُمۡ جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدتَّهُمۡ وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٨ وَقِهِمُ ٱلسَّئَِّاتِۚ وَمَن تَقِ ٱلسَّئَِّاتِ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمۡتَهُۥۚ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٩﴾[غافر: ۷-۹]. «پروردگارا! رحمت و علم و آگاهی تو هرچیزی را به صورت گسترده فرا گرفته است، پس کسانی را که توبه کرده و از راه تو پیروی نمودهاند بیامرز، و آنان را از عذاب جهنّم نجات بده. پروردگارا! آنها و کسانی از پدران و همسران و فرزندانشان که صالح بودهاند به باغهای بهشتی وارد کن که به آنان وعده دادهای. بیگمان تو توانا و با حکمت هستی. و آنانرا از بدیها دور بدار و هرکس را در این روز از بدیها و شرها دور بداری به راستی که بر او رحم نمودهای، و این رستگاری بزرگ است».
پس این رحمت و نعمتی است که خداوند در دنیا به آنها دادهاست. و امّا رحمت خداوند بر آنها در آخرت بزرگ ترین رحمت و برترین پاداش است و آن این است که به خشنودی پروردگار و سلام گفتنش بر آنان و شنیدن سخن بزرگ او و دیدن چهره زیبایش و به دست آوردن پاداش بزرگش دست مییازند، پاداشی که ماهیت و مقدار آن را جز خداوندی که آن را به آنها بخشیده است کسی نمیداند. بنابراین فرمود ﴿تَحِيَّتُهُمۡ يَوۡمَ يَلۡقَوۡنَهُۥ سَلَٰمٞۚ وَأَعَدَّ لَهُمۡ أَجۡرٗا كَرِيمٗا٤٤﴾درودشان در روزی که او را ملاقات میکنند سلام است. و برای آنان پاداشی ارزشمند فراهم دیده است.
آیهی ۴۸-۴۵:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ شَٰهِدٗا وَمُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا٤٥﴾[الأحزاب: ۴۵]. «ای پیامبر! ما تو را گواه و مژدهرسان و بیم دهنده فرستادیم».
﴿وَدَاعِيًا إِلَى ٱللَّهِ بِإِذۡنِهِۦ وَسِرَاجٗا مُّنِيرٗا٤٦﴾[الأحزاب: ۴۶]. «و فراخوانندۀ بهسوی خدا به فرمان او و چراغی روشن».
﴿وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَضۡلٗا كَبِيرٗا٤٧﴾[الأحزاب: ۴۷]. «و (ای پیغمبر!) به مؤمنان مژده بده که از (سوی) خداوند فضلی بزرگ دارند».
﴿وَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَدَعۡ أَذَىٰهُمۡ وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلٗا٤٨﴾[الأحزاب: ۴۸]. «و از کافران و منافقان اطاعت مکن و از اذیت و آزارشان درگذر و بر خداوند توکل کن و همین بس که خداوند کارساز و حامی باشد».
چیزهایی که خداوند پیامبرش را به آن توصیف کرده است مقصود و چکیده و اصول رسالت او میباشند که به ایشان اختصاص داده شدهاند و آن پنچ چیز میباشند:
یکی اینکه ﴿شَٰهِدٗا﴾پیامبر بر کارهای خیر و شری که امّت انجام میدهد گواه است، همانگونه که خداوند متعال فرموده است: ﴿لِّتَكُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ وَيَكُونَ ٱلرَّسُولُ عَلَيۡكُمۡ شَهِيدٗا﴾[البقرة: ۱۴۳]. «تا شما بر مردم گواه باشید و پیامبر (نیز) بر شما گواه باشد». ﴿فَكَيۡفَ إِذَا جِئۡنَا مِن كُلِّ أُمَّةِۢ بِشَهِيدٖ وَجِئۡنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ شَهِيدٗا٤١﴾[النساء: ۴۱]. «پس چگونه خواهد بود آنگاه که از هر امّتی گواهی بیاوریم و تو را بر اینها به عنوان گواه بیاوریم». پس ایشان صگواهی مقبول و عادل میباشند.
دوّم و سوّم: ﴿مُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا﴾پیامبر مژده دهنده و بیم دهنده میباشد، این مستلزم آن است که پیامبر آنچه مردم را به آن مژده میدهد و یا مردم را از آن میترساند، و اعمالی که سبب مژده یا ترس میشوند بیان کند. پس کسانی که مژده داده شدهاند مومنان پرهیزگاری هستند که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده و گناهان را ترک نمودهاند. پس ایشان را مژده باد که هر نوع پاداش دنیوی و دینی که نتیجه ایمان و تقواست در زندگی دنیا به آنها میرسد. و نیز ایشان را مژده باد که در آخرت از نعمت جاویدان و پایدار بهشت برخوردار خواهند شد. و همه اینها مستلزم آن است که اعمال، ویژگیهای تقوا و انواع پاداش به صورت مشروح و مفصل ذکر شوند.
و بیم دادهشدگان همان گناه پیشگان و مجرمان ستمگرند، کسانی که اهل ستمگری و جاهلیتاند و آنها باید در دنیا از کیفرهای دنیوی و دینی که نتیجه جهل و ستمگری است بترسند و از گرفتار شدن به کیفر هلاک کننده و عذاب طولانی آخرت در هراس باشند که به طور مشروح - این تهدید و بشارت - در قرآن و سنّت بیان شده است.
چهارم: ﴿وَدَاعِيًا إِلَى ٱللَّهِ﴾پیامبر به سوی خدا دعوت میکند. یعنی خداوند او را فرستاده است تا مردم را به سوی پروردگارشان فراخواند و آنها را به نعمتهای او که برای نیکان فراهم نموده است تشویق نماید و مردم را به عبادت و پرستش خدا که هدف از آفرینش انسانها است دستور دهد. و این مستلزم آن است که ایشان صبر آنچه مردم را به آن فرا میخواند استقامت داشته باشد و آنچه را که به سوی آن دعوت میکند به صورت مفصّل و مشروح بیان دارد و خداوند را با صفات پاکش به مردم بشناساند و او را از آنچه که سزاوار شکوهش نیست منزّه و پاک بدارد. و انواع عبودیت و بندگیها را برای مردم بیان کند و از نزدیک ترین راهی که انسان را به خدا میرساند دعوت کند، و به هر صاحب حقی حقش را بدهد و خالصانه برای خدا دعوت نماید، نه برای اینکه برای خودش جایگاهی بزرگ فراهم سازد. آنگونه که بسیاری از مردم دچار این مشکل میشوند و در راه دعوت به سوی خود و تعظیم خویش دعوت میدهند. و همه اینها ﴿بِإِذۡنِهِ﴾به فرمان خدای تعالی و امر و خواست و اراده او انجام میگیرد.
پنجم ﴿وَسِرَاجٗا مُّنِيرٗا﴾و اینکه او صچراغی تابان و روشن است. و این بیانگر آن است که مردم در ظلمت و تاریکی بزرگی قرار داشتند و هیچ نور و روشنایی وجود نداشت که به وسیله آن در تاریکیها راهیاب شوند و هیچ دانشی نبود که با آن تاریکیها زدوده شود. تا اینکه خداوند پیامبر بزرگ را فرستاد، پس به وسیله او این تاریکیها را روشن ساخت و جاهلیت را از بین برد و علم و دانش جایگزین آن شد. و خداوند به وسیله این پیامبر بسیاری از گمراهان را به راه راست هدایت کرد. پس راه برای اهل استقامت روشن گردید و آنها به دنبال این پیشوا حرکت کردند و به وسیله او خیر و شر را شناختند و اهل سعادت را از اهل شقاوت تشخیص دادند و در پرتو نور نبوت او معبود حقیقی خود را با اوصاف پسندیده و کارهای درست و فرمانهای به جایش شناختند.
﴿وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَضۡلٗا كَبِيرٗا٤٧﴾در اینجا بشارت داده شدگان را ذکر نمود و آنها مومنان هستند. و هرگاه ایمان به تنهایی ذکر شود اعمال صالح را نیز در بردارد. و آنچه را که به آن مژده داده شدهاند نیز بیان کرد و آن فضل بزرگ است از قبیل یاری شدن در دنیا و هدایت دادن قلبها و آمرزش گناهان و دور کردن مشکلات و فراوانی روزیهایی که به سوی آنان سرازیر شده است، و به دست آمدن نعمتهایی که شادی آور میباشند، و به دست آوردن رضایت پروردگارشان و پاداش او و نجات از خشم و عذابش. و این چیزی است که موجب نشاطِ تلاش کنندگان میشود، زیرا وقتی پاداشی که خداوند برای کارهایشان قرار داده است بیان شود با نشاطی بیشتر کار شایسته انجام میدهند و از این برای درپیش گرفتن راه راست کمک میجویند. و این از جمله حکمتهای خداوند قانون گذار است. همان طور که در جایی که مردم را برحذر میدارد کیفرهایی را که در نتیجهی انجام کارهای ممنوع گریبانگیر آدمی میشود بیان مینماید تا اینگونه مردم را بر پرهیز از آنچه خدا حرام کرده است یاری کند.
و از آنجا که گروهی از مردم مانع دعوتگران راه خدا از قبیل پیامبران و پیروانشان میباشند و آنان عبارتند از منافقانی که به ظاهر ایمان آوردهاند اما در باطن کافرند، به همین جهت خداوند پیامبرش را از اطاعت و فرمان برداری از این دو گروه، نهی و برحذر داشت و فرمود: ﴿وَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ﴾هر زمانی که تو را از راه خدا باز میدارد از کافران و منافقان اطاعت مکن. اما این اقتضا نمیکند که مورد اذیت و آزار قرار بگیرند، بلکه فقط از آنها پیروی مکن، ﴿وَدَعۡ أَذَىٰهُمۡ﴾و از اذیت و آزارشان درگذر، چون وقتی آنها را آزار ندهی این عمل آنان را جذب مینماید و سبب میشود تا اسلام را بپذیرند و از بسیاری از آزارهایی که به پیامبر و خانوادهاش میرسانند دست بکشند. ﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ﴾و در راستای کامل نمودن کار خودت و خوار نمودن دشمنانت بر خداوند توکل کن، ﴿وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ وَكِيلٗا﴾و خداوند به عنوان کارساز بس است، و کارهای مهم را به او بسپار که آنها را انجام میدهد و برای بندهاش آسان میگرداند.
آیهی ۴۹:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا نَكَحۡتُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ طَلَّقۡتُمُوهُنَّ مِن قَبۡلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمۡ عَلَيۡهِنَّ مِنۡ عِدَّةٖ تَعۡتَدُّونَهَاۖ فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحٗا جَمِيلٗا٤٩﴾[الأحزاب: ۴۹]. «ای مؤمنان! هنگامیکه با زنان مؤمن ازدواج کردید سپس پیش از آنکه با آنان آمیزش کنید طلاقشان دادید برای شما عدّهای بر آنان نیست که آن را بشمارید، ایشان را از هدیهای مناسب بهرهمند سازید و به رها کردنی نیک رهایشان کنید».
خداوند متعال مومنان را خبر میدهد که هرگاه با زنان مومن ازدواج کردند سپس پیش از آن که با آنها همبستر شوند طلاقشان دادند عدّهای ندارند که شوهرانشان بر آنها بشمارند. و دستور داد که در این صورت به آنها کالایی بدهند تا موجب تسکین خاطرشان شود و از آنان به گونهای محترمانه و زیبا جدا شوند، بدون اینکه با همدیگر جدال نمایند و یکدیگر را ناسزا بگویند.
و از این آیه برمیاید که طلاق بعد از ازدواج است، پس اگر کسی زنی را قبل از ازدواج طلاق داد یا طلاقش را معلق به ازدواجش کرد چنین طلاقی واقع نمیشود چون خداوند متعال فرموده است: ﴿إِذَا نَكَحۡتُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ طَلَّقۡتُمُوهُنَّ﴾هنگامیکه با زنان مومن ازدواج کردید سپس ایشان را طلاق دادید. پس خداوند طلاق را بعد از ازدواج قرار داده است، بنابراین، قبل از ازدواج محلّی برای طلاق وجود ندارد. و چون طلاق که جدایی و تحریم کامل است قبل از ازدواج واقع نمیگردد تحریم ناقص که به سبب ظهار یا ایلاء و امثال آن پیش میآید به طریق اولی قبل از ازدواج اعتبار ندارد و واقع نمیشود. و صحیح ترین قول علما نیز همین است.
و این نیز به جایز بودن طلاق اشاره میکند چون خداوند از آن به عنوان کاری که مومنان انجام میدهند یاد کرده و آنها را به خاطر این کارشان ملامت و نکوهش نکرده است. و نیز آیه آنها را به نام مومنان خطاب نموده است. همچنین این آیه بر جایز بودن طلاق قبل از آمیزش دلالت مینماید. همانطور که در آیهای دیگر میفرماید: ﴿لَّا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِن طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ مَا لَمۡ تَمَسُّوهُنَّ﴾[البقرة: ۲۳۶]. «گناهی بر شما نیست اگر زنان را قبل از آن که با آنها همبستر شوید طلاق دهید».
نیز آیه بر این دلالت میکند اگر زنی قبل از این که شوهرش با او همبستر گردد طلاق داده شود عدهای ندارد، بلکه به محض این که طلاق داده شود میتواند ازدواج نماید، چون مانعی وجود ندارد. نیز آیه بر این دلالت میکند زنی که شوهرش با او همبستر شده است اگر او را طلاق دهد باید عدهاش سپری شود.
و آیا منظور از «دخول» و «مس» آمیزش است آن طور که همه علما بر این اجماع دارند؟ یا خلوت را نیز در بر میگیرد، گرچه شوهر با زنش همبستر نشود، آنگونه که خلفای راشدین به این فتوا دادهاند؟ البته نظر درست همین است. و هرگاه زن و شوهر به خلوت نشستند چه شوهر همسبتر شود یا نه، در صورت طلاق، گذراندن عده بر زن واجب است.
و آیه بر این دلالت مینماید زنی که قبل از آنکه شوهرش با او آمیزش کند اگر طلاق داده شود باید چیزی به عنوان متعه به او داده شود و این بستگی به توان شوهر دارد، که فرد ثروتمند به اندازه تواناییاش و فرد فقیر به اندازه استطاعتش باید هدیه مناسبی به زن بدهد. اما این وقتی است که برای زن مهریه مقرر نشده باشد، و اگر مهریه مقرری داشته باشد و قبل از همبستر شدن او را طلاق دهد، باید نصف مهریه را بدهد و همین به جای متعه کفایت میکند.
و آیه این مطلب را نیز بیان میدارد که هرکس قبل از آمیزش یا بعد از آن همسرش را طلاق دهد باید این جدایی به صورت زیبا و نیکو باشد، و هریک دیگری را بستاید و نباید این جدایی به صورت زشت صورت بگیرد، چون اگر جدایی به صورت زشت انجام شود هریک دیگری را به شدّت مورد انتقاد و توهین قرار میدهد.
همچنین آیه بر این مطلب دلالت مینماید که عدّه حق شوهر است، چون میفرماید: ﴿فَمَا لَكُمۡ عَلَيۡهِنَّ مِنۡ عِدَّةٖ﴾شما بر آنها عدهای ندارید. مفهوم این دلالت مینماید که اگر بعد از همبستر شدن زنش را طلاق داد شوهر بر زن عدهای دارد. و نیز آیه بر این نکته دلالت میکند که غیر زنانی که شوهرانشان با آنها همبستر نشدهاند از قبیل زنانی که به علّت مرگ شوهرانشان از آنان جدا شدهاند، و یا زنانی که در قید حیات شوهرانشان در قالب شرع محکوم به جدایی از هم شدهاند باید عدّه را سپری کنند.
آیهی ۵۰:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِنَّآ أَحۡلَلۡنَا لَكَ أَزۡوَٰجَكَ ٱلَّٰتِيٓ ءَاتَيۡتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتۡ يَمِينُكَ مِمَّآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَيۡكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّٰتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَٰلَٰتِكَ ٱلَّٰتِي هَاجَرۡنَ مَعَكَ وَٱمۡرَأَةٗ مُّؤۡمِنَةً إِن وَهَبَتۡ نَفۡسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنۡ أَرَادَ ٱلنَّبِيُّ أَن يَسۡتَنكِحَهَا خَالِصَةٗ لَّكَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۗ قَدۡ عَلِمۡنَا مَا فَرَضۡنَا عَلَيۡهِمۡ فِيٓ أَزۡوَٰجِهِمۡ وَمَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ لِكَيۡلَا يَكُونَ عَلَيۡكَ حَرَجٞۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا٥٠﴾[الأحزاب: ۵۰]. «ای پیامبر! برای تو حلال کردهایم (آن) همسرانت را که مهرشان را دادهای، و همچنین کنیزانی را که خدا در جنگ بهرۀ تو ساخته است، و دختران عمویت و دختران عمههایت و دختران داییات و دختران خالههایت که با تو هجرت کردهاند، و زن مؤمنی که خویشتن را به پیغمبر ببخشد (و) اگر پیامبر بخواهد که او را به زنی گیرد که خاص تواست، و برای مؤمنان جایز نیست، به راستی دانستهایم آنچه را که بر آنان دربارۀ زنانشان و کنیزانشان مقرر کردهایم تا بر تو هیچ حرجی نباشد و خداوند آمرزندۀ مهربان است».
خداوند بر پیامبر منّت مینهد که آنچه را برای دیگران حلال نموده برای او هم حلال کرده است، پس مومنان در چیزهایی با او مشترکاند، و برخی ویژه او هستند. پس فرمود: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِنَّآ أَحۡلَلۡنَا لَكَ أَزۡوَٰجَكَ ٱلَّٰتِيٓ ءَاتَيۡتَ أُجُورَهُنَّ﴾ای پیامبر! ما برای تو همسرانت را حلال کردهایم، آنان که مهریهشان را پرداختهای. و این چیزی است که بین او و مومنان مشترک است، و مومنان نیز زنانی که مهریهشان را دادهاند برایشان حلالاند. ﴿وَمَا مَلَكَتۡ يَمِينُكَ مِمَّآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَيۡكَ﴾همچنین برایت حلال گردانیدهایم کنیزانی را که خدا در جنگ بهره تو ساخته و در ملک یمین تو قرار دارند، و بردگان و افراد آزادی که از کافران به غنیمت گرفتهای، پس آنهایی که شوهر دارند و آنهایی نیز که شوهر ندارند برایت حلالاند. این حکم نیز بین پیامبر و مومنان مشترک است.
و از جمله احکام مشترک این است که ﴿وَبَنَاتِ عَمَّٰتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَٰلَٰتِكَ﴾ازدواج با دختر عمو و دختر عمّه و دختر دایی و دختر خاله برای شما جایز است که شامل دختران عمو و دایی و خاله و عمّهی دور و نزدیک میشود. و زنان حلال فقط اینها هستند. و از مفهوم آن چنین استنباط میشود که علاوه بر اینها دیگر زنان خویشاوند حلال نیستند آن طور که در سوره «نساء» گذشت، و از میان زنانی که با انسان نسبت نزدیک دارند ازدواج فقط با همین چهار مورد و فرزندانشان جایز و حلال است، و به غیر از زنان خویشاوندی که از آنها نام برده شد، هر زن خویشاوند دیگری (که با آدمی ارتباط نَسَبی داشته باشد) حرام است، و آن عبارت است از زنان فروع به طور مطلق، یعنی دختر و دختر فرزندان هر اندازه که دور شود، نیز زنان اصول به طور مطلق، یعنی مادر و مادر بزرگ پدری و مادری هر اندازه که بالا روند.
نیز زنان فروع پدر و مادر، یعنی خواهر و دخترِ برادر و خواهر هرچند که دور شوند. نیز فروع کسانی که از حیث نَسَبی بالتر از کسانی است که از آنها نام بردیم، از قبیل پدربزرگها و مادربزرگها، و فروع آنها از قبیل خالهها و عمّهها. بنابراین خالهها و عمّهها نیز به طور مطلق حرام میباشند. ﴿ٱلَّٰتِي هَاجَرۡنَ مَعَكَ﴾آنهایی که با تو هجرت کردهاند. این آیه به دو صورت تفسیر شده است، تفسیر صحیح از آن دو این است که میگوید: هجرت کردن این زنان قیدی بوده است که ازدواج پیامبرصبا آنان را صحیح گردانده است، اما معلوم است که برای غیر پیامبر، هجرت، قید صحت ازدواج نمیباشد. ﴿وَٱمۡرَأَةٗ مُّؤۡمِنَةً إِن وَهَبَتۡ نَفۡسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنۡ أَرَادَ ٱلنَّبِيُّ أَن يَسۡتَنكِحَهَا﴾و برای تو حلال نموده ایم زن مومنی را که خود را به پیامبر ببخشد، پس به محض اینکه خود را به پیامبر بپذیرد. یعنی به خواست و علاقه پیامبر بستگی دارد. ﴿خَالِصَةٗ لَّكَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾جایز بودن ازدواج با زنی که خودش را به پیامبر میبخشد ویژه پیامبر است، و برای مومنان چنین چیزی جایز نیست. و اگر زنی خود را به مومنی بخشید، برایش حلال نمیشود. ﴿قَدۡ عَلِمۡنَا مَا فَرَضۡنَا عَلَيۡهِمۡ فِيٓ أَزۡوَٰجِهِمۡ وَمَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ﴾به درستی که دانسته ایم چه زنان و کنیزانی در قالب زناشویی برای اهل ایمان حلال هستند، و چه زنان و کنیزانی برای آنان حلال نمیباشند، نیز میدانیم در این باره چه چیزی بر اهل ایمان واجب است، و آنان را بر این موضوع آگاه ساختهایم، و آنچه را که پایبندی به آن واجب است بیان نمودهایم. پس ای محمد! چیزی که در این آیه مخالف دستوراتی است که برای اهل ایمان مقرر داشتهایم، ویژهی شماست، چون خداوند در این آیه فقط پیامبر را مورد خطاب قرار دادهاست. چرا که میفرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِنَّآ أَحۡلَلۡنَا لَكَ﴾و فرموده است: ﴿خَالِصَةٗ لَّكَ مِن دُونِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾ای پیامبر! چیزهایی را برای تو حلال و جایز نمودهایم که برای مومنان حلال و جایز نیست. و به آن اندازه که قضیه را برای تو راحت و آسان قرار دادهایم دست دیگران را تا آن اندازه باز نگذاشتهایم، ﴿لِكَيۡلَا يَكُونَ عَلَيۡكَ حَرَجٞ﴾تا حرجی بر تو نباشد، و این توجه بیشتر خداوند به پیامبرشصاست. ﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾و خداوند آمرزندهی مهربان است. یعنی همواره آمرزنده و مهربان است. و به اقتضای حکمت خویش و به اندازهای که بندگان اسباب آمرزش و رحمت او را فراهم آورند خداوند از مغفرت و احسان خوی بر آنان فرو میفرستد.
آیهی ۵۱:
﴿تُرۡجِي مَن تَشَآءُ مِنۡهُنَّ وَتُٔۡوِيٓ إِلَيۡكَ مَن تَشَآءُۖ وَمَنِ ٱبۡتَغَيۡتَ مِمَّنۡ عَزَلۡتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكَۚ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن تَقَرَّ أَعۡيُنُهُنَّ وَلَا يَحۡزَنَّ وَيَرۡضَيۡنَ بِمَآ ءَاتَيۡتَهُنَّ كُلُّهُنَّۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمٗا٥١﴾[الأحزاب: ۵۱]. «میتوانی موعد همخوابگی هریک از زنان را به تاخیر اندازی و هرکدام را بخواهی میتوانی نزد خود جای دهی، و اگر زنی از آنان که (از او) کناره گرفتهای باز بجویی بر تو گناهی نیست این نزدیکتر است به آن که دیدگانشان روشن گردد و اندوه نخورند و جملگی آنان بدانچه بدیشان میدهی خشنود گردند و خداوند میداند آنچه را که در دلهای شماست و خداوند دانای بردبار است».
این نیز از جملهی رحمت خداوند بر پیامبرش میباشد که تقسیم اوقات بین زنانش را بر او واجب نگردانده، بلکه اگر این کار را بکند احسانی است از جانب او، و با وجود اینکه خداوند این کار را بر او واجب نکرده بود اما او تلاش میکرد که در همه موارد رفتاری برابر با زنانش داشته باشد، و میگفت: بار خدایا! این تقسیم در رابطه با چیزهایی است که در توان و اختیارم میباشد، پس در مورد آنچه که در اختیار من نیست مرا ملامت مکن.
پس خداوند در اینجا فرمود: ﴿تُرۡجِي مَن تَشَآءُ مِنۡهُنَّ﴾هریک از زنانت را که بخواهی میتوانی موعد همخوابگیاش را به تاخیر بیاندازی و شب را نزد او نباشی. ﴿وَتُٔۡوِيٓ إِلَيۡكَ مَن تَشَآءُ﴾و میتوانی هرکدام را که بخواهی نزد خود جای بدهی و شب را پیش او بگذرانی. ﴿وَمَنِ ٱبۡتَغَيۡتَ مِمَّنۡ عَزَلۡتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكَ﴾و اختیار در دست تو میباشد، و اگر زنی را که از وی کناره گرفتهای باز نزد خود آوری گناهی بر تو نیست. بسیاری از مفسرّین گفتهاند: این حکم ویژه زنانی است که خود را به پیامبر بخشیدهاند که پیامبر اختیار دارد از آنها کسی را نزد خود جای بدهد و بپذیرد و هرکس را که بخواهد نپذیرد.
سپس حکمت این امر را بیان نمود و فرمود: ﴿ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن تَقَرَّ أَعۡيُنُهُنَّ وَلَا يَحۡزَنَّ وَيَرۡضَيۡنَ بِمَآ ءَاتَيۡتَهُنَّ كُلُّهُنَّ﴾لحاظ نمودن اختیار برای تو، و تبرع و احسانی که از جانب تو به آنان میرسد موجب میشود دیدگانشان روشن گردد و اندوه نخورند و همهی آنان به قسمتی که برای آنها قرار دادهای راضی و خشنود باشند، چون آنها میدانند که تو امر واجبی را ترک نکرده و در ادا کردن حقی که بر تو لازم باشد کوتاهی نورزیدهای. ﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمۡ﴾و خداوند میداند آنچه را که در دلهای شماست. یعنی آنچه را که به هنگام ادای حقوق واجب و مستحب به دلهای شما وارد میشود و آنچه به هنگام ادای حقوق به دلهایتان خطور میکند، میداند. بنابراین خداوند حکم را برای تو آسان نمود تا دلهای همسرانت آرام گیرد. ﴿وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمٗا﴾و خداوند دانای بردبار است. یعنی دانایی و آگاهی او گسترده میباشد و بردباریاش فراوان است. و از جمله دانایی و آگاهیاش این است که چیزهایی را برایتان مشروع نموده است که به صلاح امورتان میباشد و پاداش شما را بیشتر میگرداند. و از جمله بردباریاش این است که شما را به سبب آنچه که از شما سرزده است مواخذه نمیکند، و شما را به خاطر شری که دلهایتان بر آن اصرار میورزد مواخذه نمینماید.
آیهی ۵۲:
﴿لَّا يَحِلُّ لَكَ ٱلنِّسَآءُ مِنۢ بَعۡدُ وَلَآ أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنۡ أَزۡوَٰجٖ وَلَوۡ أَعۡجَبَكَ حُسۡنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتۡ يَمِينُكَۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ رَّقِيبٗا٥٢﴾[الأحزاب: ۵۲]. «بعد از این زنانی که تحت نکاح شما هستند زنی دیگر برای تو حلال نیست و جایز نیست یکی یا چند تا از این زنان را طلاق دهی و زنانی دیگر را جایگزین آنها نمایی هرچند زیبایی آنان تو را به شگفت آورد، اما هر اندازه که بخواهی میتوانی کنیز را به نکاح خود درآوری، و خداوند بر همه چیز نگهبان است».
وقتی همسران پیامبر، خدا و پیامبر و سرای آخرت را انتخاب کردند به پاس این کارشان خداوند پیامبرش را حکم نمود تا زنی دیگر غیر از آنها را به همسری برنگزیند. پس فرمود: ﴿لَّا يَحِلُّ لَكَ ٱلنِّسَآءُ مِنۢ بَعۡدُ﴾بعد از زنانی که تحت نکاح تو هستند، زنان دیگری برایت حلال نیستند. ﴿وَلَآ أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنۡ أَزۡوَٰجٖ﴾و نمیتوانی یکی از آنها را طلاق دهی و بهجای وی با زنی دیگر ازدواج کنی، پس با رسیدن این حکم از اینکه هووهای تازهای داشته باشند و اینکه طلاق داده شوند ایمن شدند چون خداوند حکم نمود که آنها همسرانش در دنیا و آخرت هستند و میان او و آنها جدایی نیست. ﴿وَلَوۡ أَعۡجَبَكَ حُسۡنُهُنَّ﴾گرچه زیبایی زنانی دیگر تو را به شگفت آورد، پس ازدواج با آنها برای تو جایز نیست. ﴿إِلَّا مَا مَلَكَتۡ يَمِينُكَ﴾جز کنیزانی که در جنگ به غنیمت میگیری که اینها برایت جایز هستند، چون آنطور که زنان از هووهای خود نفرت دارند به آن اندازه از کنیزان نفرت ندارند. ﴿وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ رَّقِيبٗا﴾و خداوند ناظر و مراقب کارها است و هرکاری را انجام دهی خداوند آنرا میداند و آن را به بهترین صورت و کاملترین نظام انجام میدهد.
آیهی ۵۴-۵۳:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدۡخُلُواْ بُيُوتَ ٱلنَّبِيِّ إِلَّآ أَن يُؤۡذَنَ لَكُمۡ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيۡرَ نَٰظِرِينَ إِنَىٰهُ وَلَٰكِنۡ إِذَا دُعِيتُمۡ فَٱدۡخُلُواْ فَإِذَا طَعِمۡتُمۡ فَٱنتَشِرُواْ وَلَا مُسۡتَٔۡنِسِينَ لِحَدِيثٍۚ إِنَّ ذَٰلِكُمۡ كَانَ يُؤۡذِي ٱلنَّبِيَّ فَيَسۡتَحۡيِۦ مِنكُمۡۖ وَٱللَّهُ لَا يَسۡتَحۡيِۦ مِنَ ٱلۡحَقِّۚ وَإِذَا سَأَلۡتُمُوهُنَّ مَتَٰعٗا فَسَۡٔلُوهُنَّ مِن وَرَآءِ حِجَابٖۚ ذَٰلِكُمۡ أَطۡهَرُ لِقُلُوبِكُمۡ وَقُلُوبِهِنَّۚ وَمَا كَانَ لَكُمۡ أَن تُؤۡذُواْ رَسُولَ ٱللَّهِ وَلَآ أَن تَنكِحُوٓاْ أَزۡوَٰجَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦٓ أَبَدًاۚ إِنَّ ذَٰلِكُمۡ كَانَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيمًا٥٣﴾[الأحزاب: ۵۳]. «ای مؤمنان! وارد خانههای پیامبر نشوید مگر آنکه برای (صرف) غذا به شما اجازه داده شود، بیآنکه منتظر آماده شدنش باشید، ولی هنگامیکه دعوت شدید وارد شوید و زمانی که غذا را خوردید پراکنده گردید و به گفتگو نشینید، این کار پیامبر را آزار میدهد اما او شرم میکند ولی خدا از بیان حق شرم نمیکند. و چون از زنان پیامبر چیزی خواستید از پس پرده از ایشان بخواهید این برای دلهایتان و دلهای آنان پاکیزهتر است، و شما را نسزد که پیامبر خدا را آزار دهید و حق ندارید که پس از مرگ او همسرانش را به همسری خویش درآورید اینکار نزد خداوند گناهی بزرگ است».
﴿إِن تُبۡدُواْ شَيًۡٔا أَوۡ تُخۡفُوهُ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا٥٤﴾[الأحزاب: ۵۴]. «اگر چیزی را آشکار کنید، و یا آن را پنهان دارید خداوند از همه چیز آگاه است».
خداوند متعال بندگان مومن خویش را فرمان میدهد تا به هنگام وارد شدن به خانه پیامبرصادب را رعایت کنند، پس فرمود: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدۡخُلُواْ بُيُوتَ ٱلنَّبِيِّ إِلَّآ أَن يُؤۡذَنَ لَكُمۡ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيۡرَ نَٰظِرِينَ﴾برای خوردن غذا بدون اجازه وارد خانه پیامبر نشوید، و نیز نبای منتظر پخته شدن و آماده شدن غذا بمانید. یعنی وارد خانههای پیامبر نشوید مگر به دو شرط: یکی اینکه به شما اجازه ورود داده شود، دوم اینکه به اندازه نیاز بنشینید. بنابراین فرمود ﴿وَلَٰكِنۡ إِذَا دُعِيتُمۡ فَٱدۡخُلُواْ فَإِذَا طَعِمۡتُمۡ فَٱنتَشِرُواْ وَلَا مُسۡتَٔۡنِسِينَ لِحَدِيثٍ﴾ولی هرگاه دعوت شدید وارد شوید اما وقتی غذا خوردید پراکنده شوید و قبل از خوردن غذا و بعد از خوردن غذا به گفتگو ننشینید. سپس خداوند حکمت نهی از این کار و فایده آن را بیان نمود و فرمود: ﴿إِنَّ ذَٰلِكُمۡ كَانَ يُؤۡذِي ٱلنَّبِيَّ﴾منتظر شدن شما بیش از اندازه نیاز، پیامبر را آزار میدهد. یعنی اگر مجالی را برای وی باقی نگذارید که به امور خانهاش بپردازد و به آن مشغول شود این امر او را میرنجاند، و بر او دشوار میآید، ﴿فَيَسۡتَحۡيِۦ مِنكُمۡ﴾اما او شرم میکند که به شما بگوید بیرون شوید، همانطور که معمولا اینگونه است که مردم و به خصوص اهل سخاوت و بزرگواری شرم میکنند که مردم را از خانههایشان بیرون نمایند. ﴿وَٱللَّهُ لَا يَسۡتَحۡيِۦ مِنَ ٱلۡحَقِّ﴾ولی خداوند از گفتن حق شرم نمیکند. پس دستور شرعی گرچه گمان برده شود ترک آن نوعی ادب و حیا مسحوب میشود امّا قطعا باید از آن پیروی کرد و به یقین دانست که آنچه با دستور شرعی مخالف باشد ادب محسوب نمیشود. و خداوند شرم نمیکند که شما را به چیزی فرمان دهد که خیر شما در آن است و نیز آن چیز سبب مهربانی و نرمی با پیامبر میشود. و این بود ادب و آداب آنها برای وارد شدن به خانههای پیامبر.
امّا ادب آنها در سخن گفتن با همسران پیامبر این است که اگر نیازی برای سخن گفتن با آنها نباشد ادب این است که با آنها سخن گفته نشود، و اگر نیاز باشد که با آنان سخن گفته شود مانند اینکه از آنها چیزی از وسایل منزل و غیره خواسته شود باید از پسِ پرده از آنها خواسته شود. ﴿مِن وَرَآءِ حِجَابٖ﴾باید میان شما و آنها وعدهای باشد، پس نگاه کردن به آنها در هر حال ممنوع است و سخن گفتن با آنها باید به شیوهای باشد که خداوند بیان نموده است. سپس حکمت این دستور را ذکر نمود و فرمود: ﴿ذَٰلِكُمۡ أَطۡهَرُ لِقُلُوبِكُمۡ وَقُلُوبِهِنَّ﴾این برای دلهای شما و دلهای آنان پاکیزهتر است، و از شک و شبهه بعیدتر میباشد، و هرچند انسان از اسباب و انگیزههای شر دورتر باشد سالمتر میماند و دلش پاکیزهتر خواهد بود. بنابراین یکی از امور شرعی که خداوند بسیاری از تفاصیل و جزئیات آن را بیان داشته این است که همه وسیلههای شر و اسباب مقدمات آن ممنوع هستند و باید به هر راهی از آن دوری جست.
سپس خداوند جامع و قاعدهای کلّی را بیان نمود و فرمود: ﴿وَمَا كَانَ لَكُمۡ أَن تُؤۡذُواْ رَسُولَ ٱللَّهِ﴾و شایسته شما مومنان نیست که پیامبر خدا را آزار دهید. یعنی هیچ نوع آزار زبانی و یا رفتاری را که موجب آزرده شدن خاطر او گردد نباید به او برسانید، و آزار رساندن به او زشت ترین گناه است. ﴿وَلَآ أَن تَنكِحُوٓاْ أَزۡوَٰجَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦٓ أَبَدًا﴾و هرگز برای شما حلال نیست که پس از وفات او و همسرانش را به همسری بگیرید، و این از جمله چیزهایی است که پیامبر را آزار میدهد چون او دارای مقامی بزرگ است که باید مورد تکریم و بزرگداشت قرار بگیرد، و اینکار در تحریم و بزرگداشت او خلل ایجاد مینماید. و نیز همسران پیامبر در دنیا و آخرت همسران او هستند و رابطه همسری بین آنها و پیامبر پس از وفات پیامبر نیز برقرار میباشد. بنابراین، برای هیچکسی از امّت او جایز نیست که پس از وفات او با همسرانش ازدواج نماید، ﴿إِنَّ ذَٰلِكُمۡ كَانَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيمًا﴾بیگمان این نزد خداوند گناهی بزرگ است. و امّت این دستور خدا را اطاعت کردند و از آنچه خدا نهی کرده بود پرهیز نمودند. خدا را شکر و سپاس.
سپس خداوند متعال فرمود: اگر چیزی را آشکار سازید یا آن را پنهان دارید خداوند از همه چیز آگاه است و آنچه را که در دلهایتان است و آنچه را آشکار نمودهاید میداند، و شما را بر آن سزا و جزا خواهد داد.
آیهی ۵۵:
﴿لَّا جُنَاحَ عَلَيۡهِنَّ فِيٓ ءَابَآئِهِنَّ وَلَآ أَبۡنَآئِهِنَّ وَلَآ إِخۡوَٰنِهِنَّ وَلَآ أَبۡنَآءِ إِخۡوَٰنِهِنَّ وَلَآ أَبۡنَآءِ أَخَوَٰتِهِنَّ وَلَا نِسَآئِهِنَّ وَلَا مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُنَّۗ وَٱتَّقِينَ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدًا٥٥﴾[الأحزاب: ۵۵]. «بر آنان گناهی نیست که با پدران، فرزندان، برادران، فرزندان برادران، فرزندان خواهران خود و زنان (همکیش) خودشان و بردگان خود (بدون حجاب تماس بگیرند)، از خدا بترسید قطعاً خدا بر همه چیز حاضر و ناظر است».
وقتی خداوند بیان داشت که اگر چیزی از وسایل منزل و غیره از زنان پیامبر خواسته شود باید از پس پرده خواسته شود - و این کلمه عام بود و همه را دربر میگرفت - از این رو نیاز بود افراد محرومی را که ذکر شدند استثنا کند. بنابراین فرمود: ﴿لَّا جُنَاحَ عَلَيۡهِنَّ﴾و بر آنان در ترک حجاب در مقابل این محارم گناهی نیست. عموها و داییها را ذکر نکرد چون وقتی آنها از برادرزادهها و خواهرزادهها حجاب نمیکنند به طریق اولی حجاب برگرفتن از عموها و داییها بر آنان لازم نیست. و چون در آیهای دیگر به صراحت عمو و دایی را نام برده است مقدّمهایست بر آنچه که از این آیه فهمیده میشود. ﴿وَلَا نِسَآئِهِنَّ﴾و نیز بر آنان گناهی نیست که با زنان هم دین و مسلمان بدون حجاب تماس بگیرند. بنابراین، زنان کافر از اینجا خارج میشوند. و احتمال دارد که منظور جنس زنان باشد، یعنی بر زن لازم نیست که از زن حجاب نماید. ﴿وَلَا مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُنَّ﴾و نیز بر آنها گناهی نیست که با بردگان خود بدون حجاب روبرو شوند به شرطی که برده کاملا در ملکیت زن باشد. وقتی بیان داشت که ترک حجاب در مقابل این افراد گناه نیست دراین زمینه و در دیگر موارد تقوای الهی را به عنوان پیش شرط قرار داد و گفت: نباید در این عدم حجاب امر ناجایزی که از دیدگاه شریعت ممنوع است اتّفاق بیافتد. پس فرمود: ﴿وَٱتَّقِينَ ٱللَّهَ﴾و از خدا بترسید. یعنی در همه احوال تقوای الهی را رعایت کنید، ﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدًا﴾بیگمان خداوند بر همه چیز حاضر و ناظر است و شاهده اعمال ظاهری و باطنی بندگان میباشد، و گفتههایشان را میشنود و حرکتهایشان را میبیند، سپس آنها را بر این گفتهها و حرکات کاملترین جزا و سزا میدهد.
آیهی ۵۶:
﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِيِّۚ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَيۡهِ وَسَلِّمُواْ تَسۡلِيمًا٥٦﴾[الأحزاب: ۵۶]. «همانا خدا و فرشتگانش بر پیغمبر درود میفرستند، (پس) ای مؤمنان! شما هم بر او درود بفرستید و چنانکه باید بگویید».
در اینجا جایگاه رفیع پیامبر خداصو بلندی مقامش نزد خدا و نزد سایر آفریدهها را متذّکر شده و میفرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ وَمَلَٰٓئِكَتَهُۥ يُصَلُّونَ عَلَى ٱلنَّبِيِّ﴾همانا خداوند پیامبرش را در میان فرشتگان و در ملاء اعلی میستاید، چون او را دوست میدارد، و فرشتگان مقرّب نیز پیامبر را میستایند وبرایش دعا و تضرع و زاری مینمایند. ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَيۡهِ وَسَلِّمُواْ تَسۡلِيمًا﴾ای مومنان! به خدا و پیامبرش اقتدا کنید و به منظور ادای برخی از حقوقی که او بر شما دارد نیز برای اینکه ایمانتان کامل گردد، و برای بزرگداشت اوصو از روی محبت و بزرگداشت و برای اینکه نیکیهایتان افزوده گردد و گناهانتان زدوده شود بر او درود بفرستید. بهترین درود همان است که پیامبرصبه اصحاب خود آموخته است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ، وَبَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ، وَآلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ» «و در همه اوقات میتوان درود فرستاد و بسیاری از علما خواندن این درود را در نماز واجب دانستهاند».
آیهی ۵۸-۵۷:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ لَعَنَهُمُ ٱللَّهُ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمۡ عَذَابٗا مُّهِينٗا٥٧﴾[الأحزاب: ۵۷]. «همانا کسانی که خدا و پیغمبرش را آزار میرسانند خداوند آنها را در دنیا و آخرت از رحمت خود به دور داشته و برایشان عذاب خوارکنندهای فراهم دیده است».
﴿وَٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ بِغَيۡرِ مَا ٱكۡتَسَبُواْ فَقَدِ ٱحۡتَمَلُواْ بُهۡتَٰنٗا وَإِثۡمٗا مُّبِينٗا٥٨﴾[الأحزاب: ۵۸]. «و کسانیکه مردان و زنان مؤمن را بدون اینکه گناهی مرتکب شده باشند می آزارند به راستی که (بار) بهتان و گناهی آشکار بر دوش کشیدهاند».
وقتی خداوند متعال به تعظیم و بزرگداشت پیامبرصو فرستادنِ درود بر وی فرمان داد از رنجاندن و آزار رساندن به او نهی کرد و عاملان این کار را مورد تهدید قرار داد، پس فرمود: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُ﴾بدون شک کسانی که خدا و پیغمبرش را آزار میرسانند. و این شامل هرنوع آزار با زبان و کردار میباشد، از قبیل ناسزا گفتن به او و دینش، و یا انجام دادن کاری که وی را آزرده خاطر میکند. ﴿لَعَنَهُمُ ٱللَّهُ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمۡ عَذَابٗا مُّهِينٗا﴾چنین کسانی را خداوند در دنیا و آخرت از رحمت خود دور کرده است. و دور شدن آنها از رحمت الهی در دنیا این است که هرکس پیامبر را ناسزا بگوید و برنجاند قطعا باید کشته شود و در آخرت خداوند به سزای این که پیامبر را آزار رسانده است عذاب خوارکنندهای به او میدهد. پس اذیت کردن پیامبرصمانند آزار رساندن دیگر مردم نیست، چون آدمی به خدای ایمان ندارد و مومن محسوب نمیشود تا وقتی که به پیامبر خدا ایمان داشته باشد. و تعظیم و بزرگداشت او که یکی از لوازم ایمان است مقتضی آن است که تعظیم نمودن و یا آزار رساندن به او به مانند تعظیم کردن و یا اذیت رساندن به سایر مومنان نباشد، گرچه آزار رساندن به سایر مسلمانان هم گناهی بزرگ است. به همین جهت فرمود: ﴿وَٱلَّذِينَ يُؤۡذُونَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ بِغَيۡرِ مَا ٱكۡتَسَبُواْ﴾و کسانی که مردان و زنان مومن را آزار میدهند بدون اینکه آنها مرتکب گناه و جنایتی شده باشند که باعث گردد آزار داده شوند، ﴿فَقَدِ ٱحۡتَمَلُواْ بُهۡتَٰنٗا وَإِثۡمٗا مُّبِينٗا﴾آنها بار بهتان و گناه آشکاری را بر دوش خود میکشند چون به ناحق و بدون سبب مومنان را آزار رسانده و بر آنها تعدی نموده و دستور خدا را شکستهاند.
بنابراین، دشنام دادن و ناسزا گفتن به هر فرد مومنی موجب تعزیر است که برحسب مقام و جایگاه آن مومن فردی که او را دشنام داده تعزیر و تنبیه میشود. و تنبیه و تعزیر کسی که اصحاب پیامبر را دشنام دهد و ناسزا بگوید بیشتر است و ناسزا گفتن به علما و اهل دین از ناسزا گفتن به افراد عادی سنگینتر است.
آیهی ۶۲-۵۹:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَآءِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ يُدۡنِينَ عَلَيۡهِنَّ مِن جَلَٰبِيبِهِنَّۚ ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن يُعۡرَفۡنَ فَلَا يُؤۡذَيۡنَۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا٥٩﴾[الأحزاب: ۵۹]. «ای پیامبر! به زنانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسریهایشان را بر خود فرو پوشند، این نزدیکتر است به آنکه (به پاکدامنی) شناخته شوند و آزار نبینند و خداوند آمرزندۀ مهربان است».
﴿لَّئِن لَّمۡ يَنتَهِ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلٗا٦٠﴾[الأحزاب: ۶۰]. «اگر منافقان و بیمار دلان و کسانیکه در مدینه باعث اضطراب میگردند از کار خود دست نکشند به یقیت تو را برایشان میشورانیم آنگاه جز زمانی اندک در آن شهر با تو مجاور نخواهند بود».
﴿مَّلۡعُونِينَۖ أَيۡنَمَا ثُقِفُوٓاْ أُخِذُواْ وَقُتِّلُواْ تَقۡتِيلٗا٦١﴾[الأحزاب: ۶۱]. «درحالیکه ملعوناند هرجا که یافت شوند، به اسارت گرفته شده و به سختی کشته میشوند».
﴿سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا٦٢﴾[الأحزاب: ۶۲]. «این است سنت الهی در مورد پیشینیان جاری بوده است و هرگز برای سنت خداوند تغییری نیابی».
این آیه، آیه حجاب نامیده میشود. پس خداوند پیامبر را فرمان داد تا به همه زنان فرمان دهد و از همسران و دختران خویش شروع کند، چون کسی که فرمان انجام کاری را به دیگران میدهد شایسته است قبل از دیگران از خانواده خودش شروع کند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا﴾[التحریم: ۶]. «ای مومنان! خود و خانوادههایتان را از آتش نجات دهید».
بنابراین، به پیامبر دستور داد که به همه زنان بگوید: ﴿يُدۡنِينَ عَلَيۡهِنَّ مِن جَلَٰبِيبِهِنَّ﴾با روسریها و چادرهایشان چهرهها و سینههای خود را بپوشانند. سپس حکمت این را بیان کرد و فرمود: ﴿ذَٰلِكَ أَدۡنَىٰٓ أَن يُعۡرَفۡنَ فَلَا يُؤۡذَيۡنَ﴾این برای آن که به پاکدامنی شناخته شوند و آزار نبینند به احتیاط نزدیکتر است. این دلالت مینماید که اگر آنها حجاب برنگیزند مورد اذیت و آزار قرار خواهند گرفت، چون وقتی آنها حجاب نداشته باشند ممکن است گمان برده شود که زنان بیبند و بار هستند. بنابراین، کسانی که در دلهایشان بیماری است آنها را مورد اذیت و آزار قرار میدهند و شاید مورد اهانت واقع شوند و گمان برده شود که آنها کنیز هستند، بنابراین، فراد شرور به آنها توهین روا میدارند. پس رعایت حجاب طمع طمع کنندگان را در آنها قطع مینماید. ﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾و خداوند آمرزنده و مهربان است و گناهان گذشته شما را بخشیده و بر شما رحم کرده و احکام را برایتان بیان نموده و حلال و حرام را روشن ساخته است. پس با اینکار از دو جهت منفذ شر را میبندد.
و در رابطه با اهل شر آنها را تهدید کرد و فرمود: ﴿لَّئِن لَّمۡ يَنتَهِ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡمُرۡجِفُونَ فِي ٱلۡمَدِينَةِ﴾اگر منافقان و کسانی که در دلشان بیماری شک یا شهوت است، و کسانی که مردم را میترسانند و از تعداد زیاد دشمنان و قدرت آنها و از ضعف مسلمین سخن میگویند از کار خود دست نکشند. و نام نبرد که از چه چیزی باز بیایند و دست بکشند تا همه آنچه را که در دلشان هست از قبیل ناسزا گویی به اسلام و مسلمانها و ترساندن آنان و سست قرار دادن قدرتشان و برخورد زشت با مومنان و دیگر گناهانی که از همچون افرادی صادر میشود شامل گردد. ﴿لَنُغۡرِيَنَّكَ بِهِمۡ﴾قطعا به تو فرمان میدهیم که آنها را کیفر دهی و با آنان بجنگی، و تو را بر آنها مسلط میکنیم، و هرگاه چنین کنیم آنها توانی در مقابل تو نخواهند داشت و نمیتوانند از این اقدام شما جلوگیری کنند. بنابراین فرمود: ﴿ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَآ إِلَّا قَلِيلٗا﴾سپس جز اندکی از آنها در مدینه مجاورتو نخواهند بود که آنها را میکشی و یا آواره مینمایی.
و این دلیلی است بر اینکه باید اهل شر که اقامت آنها میان مسلمین مضر است از آنجا رانده شوند چون بیرون کردن آنها بهترین راه برای قطع نمودن شر است، و آنها ﴿مَّلۡعُونِينَۖ أَيۡنَمَا ثُقِفُوٓاْ أُخِذُواْ وَقُتِّلُواْ تَقۡتِيلٗا٦١﴾هرجا که یافت شوند از رحمت خدا بدور شوند و آنها امنیت نخواهند داشت، چرا که میترسند کشته شوند یا زندانی گردند یا کیفر و سزا داده شوند. ﴿سُنَّةَ ٱللَّهِ فِي ٱلَّذِينَ خَلَوۡاْ مِن قَبۡلُ﴾این سنت خداوند در مورد کسانی است که پیش از این بودهاند، که هرکس به گناه ادامه دهد و به خود جرات دهد که مومنان را آزار رساند و از آن دست نکشد کیفر سختی به او داده خواهد شد. ﴿وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا﴾و هرگز در سنت خدا دگرگونی نخواهی دید بلکه سنت خدا هرجا که سبب آن فراهم شد ساری و جاری است.
آیهی ۶۸-۶۳:
﴿يَسَۡٔلُكَ ٱلنَّاسُ عَنِ ٱلسَّاعَةِۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ ٱللَّهِۚ وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا٦٣﴾[الأحزاب: ۶۳]. «مردم دربارۀ زمان فرا رسیدن قیامت از تو میپرسند، بگو: علم آن تنها نزد خداوند است و تو چه میدانی شاید که قیامت نزدیک باشد».
﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَعَنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمۡ سَعِيرًا٦٤﴾[الأحزاب: ۶۴]. «بیگمان خداوند کافران را لعنت کرده و برایشان آتش فروزان آماده کرده است».
﴿خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ لَّا يَجِدُونَ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا٦٥﴾[الأحزاب: ۶۵]. «آنان جاودانه در آن خواهند ماند، (و) هیچ دوست و یاوری نمییابند».
﴿يَوۡمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمۡ فِي ٱلنَّارِ يَقُولُونَ يَٰلَيۡتَنَآ أَطَعۡنَا ٱللَّهَ وَأَطَعۡنَا ٱلرَّسُولَا۠٦٦﴾[الأحزاب: ۶۶]. «روزی که چهرههایشان در آتش گردانیده میشود، میگویند: ای کاش ما از خداوند و پیامبر فرمان میبردیم».
﴿وَقَالُواْ رَبَّنَآ إِنَّآ أَطَعۡنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَآءَنَا فَأَضَلُّونَا ٱلسَّبِيلَا۠٦٧﴾[الأحزاب: ۶۷]. «و میگویند: پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود پیروی کردیم ما را از راه بهدر بردند».
﴿رَبَّنَآ ءَاتِهِمۡ ضِعۡفَيۡنِ مِنَ ٱلۡعَذَابِ وَٱلۡعَنۡهُمۡ لَعۡنٗا كَبِيرٗا٦٨﴾[الأحزاب: ۶۸]. «پروردگارا! آنانرا دوچندان عذاب ده و آنانرا بسیار از رحمت خود دور بدار».
مردم از تو درباره زمان فرا رسیدن قیامت میپرسند، برخی برای آمدن آن عجله و شتاب دارند، و برخی چون آمدن قیامت را تکذیب مینمایند و میخواهند به ظاهر ثابت کنند کسی که از آمدن قیامت خبر میدهد از نشان دادن آن ناتوان است. پس چنین چیزی را میپرسند، ﴿قُلۡ﴾به آنها بگو: ﴿إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ ٱللَّهِ﴾همانا زمان فرا رسیدن قیامت را کسی جز خدا نمیداند. من و کسی دیگر نمیدانیم. و شما آمدن قیامت را دیر مپندارید. ﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا﴾و تو چه دانی شاید که قیامت نزدیک باشد. و دانستن اینکه آمدن قیامت نزدیک است یا دور، نتیجه و فایدهای ندارد، بلکه نتیجه و سود و زیان و شقاوت و خوشبختی در این است که آیا بنده در روز قیامت سزاوار عذاب میگردد یا مستحق پاداش؟ و شما را از این با خبر خواهم کرد و مستحق عذاب و پاداش را برایتان بیان مینمایم.
سپس مستحق عذاب را بیان نمود و عذاب وی را نیز توصیف کرد چون این صفت بر کسانی که قیامت را دروغ میانگارند منطبق است. پس فرمود: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَعَنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾همانا کسانی که کفر تبدیل به عادت و راه و شیوه آنها گردیده و کفر ورزیدن به خدا و به پیامبرانش و کفر ورزیدن به آنچه پیامبران از سوی خدا آوردهاند تبدیل به خلق و خوی آنان گشته است خداوند آنها را در دنیا و آخرت از رحمت خود دور کرده، و همین چیز به عنوان کیفر و عذاب برایشان کافی است. ﴿وَأَعَدَّ لَهُمۡ سَعِيرًا﴾و برای آنها آتشی برافروخته آماده کرده است که بدنهایشان با آن افروخته میگردد و عذاب به دلهایشان میرسد و برای همیشه در این عذاب سخت میمانند، از آن بیرون نمیشوند و یک لحظه از عذاب آنها کاسته نمیگردد.
﴿لَّا يَجِدُونَ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا﴾و دوست و کارسازی نمییابند که آنچه را میخواهند به آنها بدهد، و یاوری نمییابند که عذاب را از آنها دور نماید.
و عذاب فروزان آنها را احاطه کرده است. بنابراین فرمود: ﴿يَوۡمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمۡ فِي ٱلنَّارِ﴾روزی که چهرههایشان در آتش زیرو رو میشود و آنها گرما و سوزش آتش را میچشند و بر آنها سخت میگذرد و به خاطر کارهایی که در گذشته انجام دادهاند تاسف و حسرت میخورند. ﴿يَقُولُونَ يَٰلَيۡتَنَآ أَطَعۡنَا ٱللَّهَ وَأَطَعۡنَا ٱلرَّسُولَا۠﴾میگویند: ای کاش ما از خدا و پیامبر اطاعت میکردیم! و اگر چنین مینمودیم از این عذاب در امان میماندیم، و مانند فرمان برداران سزاوار پاداش فراوان میشدیم. اما این آرزویی است که وقت آن گذشته است و این جز حسرت و پشیمانی و غم و اندوه و درد فایدهای به آنها نمیرساند.
﴿وَقَالُواْ رَبَّنَآ إِنَّآ أَطَعۡنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَآءَنَا﴾و گفتند: پروردگارا ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و از گمراهیشان تقلید نمودیم، ﴿فَأَضَلُّونَا ٱلسَّبِيلَا۠﴾پس ما را از راه بدر کردند. همچنانکه در جایی دیگر میفرماید: ﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا٢٧ يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا٢٨ لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ﴾[الفرقان: ۲۷-۲۹]. «و روزی که ستمگر دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: ای کاش به همراه پیامبر راهی بر میگرفتم! ای وای بر من! کاش که فلانی را به دوستی نمیگرفتم به راستی که مرا از راه قرآن گمراه کرد».
وقتی دانستند که آنها و بزرگانشان مستحق عذاب هستند عقده دل خود را بر سر کسانی که آنها را گمراه ساختهاند خالی میکنند، پس میگویند: ﴿رَبَّنَآ ءَاتِهِمۡ ضِعۡفَيۡنِ مِنَ ٱلۡعَذَابِ وَٱلۡعَنۡهُمۡ لَعۡنٗا كَبِيرٗا٦٨﴾پروردگارا! عذاب آنها را دو چندان کن و ایشان را کاملا از رحمت خود دور بدار. خداوند در جواب میگوید به هریک از شما عذاب دوچندان میرسد زیرا همهتان در کفر ورزیدن و ارتکاب گناهان مشترک بودهاید پس در عذاب برخی از شما با عذاب برخی دیگر برحسب جرم و گناهی که مرتکب شده است فرق میکند.
آیهی ۶۹:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ ءَاذَوۡاْ مُوسَىٰ فَبَرَّأَهُ ٱللَّهُ مِمَّا قَالُواْۚ وَكَانَ عِندَ ٱللَّهِ وَجِيهٗا٦٩﴾[الأحزاب: ۶۹]. «ای مؤمنان! مانند کسانی نباشید که موسی را آزار دادند آنگاه خدا او را از آنچه میگفتند تبرئه کرد، و نزد خداوند آبرومند بود».
خداوند بندگان مومن خویش را از آزار رساندن به پیامبرشان محمدصبرحذر میدارد تا مبادار به شان و منزلت او بیحرمتی کنند، و همانند کسانی نباشند که موسی بن عمران را اذیت کردند، و خداوند موسی را از سخنی که آنها میگفتند تبرئه کرد. یعنی خداوند پاک بودن او را برای آنها آشکار ساخت. در حالی که او ÷شایسته تهمت و آزار نبود چون او نزد خداوند آبرومند، و مقرب درگاه خدا، و از پیامبران خاص و برگزیده و از بندگان مخلص بود.
پس برتری و فضیلتهایی که موسی داشت آنها را از آزار رساندن به او باز نداشت، بنابراین، ای مومنان! بپرهیزید از این که با آنها در این باره مشابهت داشته باشید. و آزاری که به آن اشاره شد این است که بنی اسراییل وقتی دیدند موسی خیلی با حیا و با شرم است و بدن خود را از دید آنها پنهان میدارد گفتند: موسی بدان خاطر این چنین میکند که بیضههایش بزرگ است، و این نزد آنها مشهور شد. پس خداوند خواست او را از آنچه که آنها میگفتند تبرئه نماید. روزی موسی غسل کرد و لباسهایش را بر روی سنگی گذاشت، پس سنگ به همران لباس موسی فرار کرد، موسی به دنبال آن راه افتاد و همچنان به دنبال آن بود که از کنار مجلس بنیاسراییل گذشت و آنها دیدند که او بهترین آفریده خداست. پس تهمتی که به او زده بودند از وی دور شد.
آیهی ۷۱-۷۰:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَقُولُواْ قَوۡلٗا سَدِيدٗا٧٠﴾[الأحزاب: ۷۰]. «ای مؤمنان! از خدا بترسید و سخن حق و درست بگویید».
﴿يُصۡلِحۡ لَكُمۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡۗ وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدۡ فَازَ فَوۡزًا عَظِيمًا٧١﴾[الأحزاب: ۷۱]. «در نتیجه خدا اعمالتان را بایسته میکند و گناهانتان را میآمرزد و هرکس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند به راستی که به پیروزی و کامیابی بزرگی دست یافته است».
خداوند مؤمنان را فرمان میدهد که در همه حالات خود و در پنهان و آشکار از خدا بترسند، و آن سخنی است که موافق حق باشد، یا زمانی که دسترسی به حق ممکن نباشد به آن نزدیک باشد، و از جمله مصادیق تقوی، سخن درست است که به صورت ویژه به آن اشاره میکند و بندگان را تشویق میکند که گفتار راست و نیک بگویند، سخن درست از قبیل خواندن قرآن و ذکر و امر به معروف و نهی از منکر و یادگیری علم و یاد دادن آن و تلاش برای دسترسی به مسائل علمی درست، و در پیش گرفتن هر راهی که انسان را به این هدف میرساند و اتخاذ هر وسیلهای که انسان را بر این امر یاری مینماید.
و از جمله سخن درست این است که با مهربانی و لطف با مردم سخن گفته شود، سخنی خیرخواهانه و شایسته.
سپس نتیجه تقوای الهی و سخن درست را بیان کرد و فرمود: ﴿يُصۡلِحۡ لَكُمۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ﴾تقوا و سخن درست سبب میشود تا اعمالتان شایسته گردد، و راهی است برای قبول شدن اعمال، چون به وسیله پرهیزگاری است که اعمال پذیرفته میشود: ﴿إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾[المائدة: ۲۸]. «بیگمان خداوند فقط از پرهیزگاران میپذیرد». و با پرهیزگاری انسان توفیق مییابد تا کار شایسته انجام دهد و خداوند نیز اعمال آدمی را شایسته میگرداند و آن را از آفتهای تباه کننده حفظ میکند و پاداش آن را چند برابر مینماید. همانطور که اگر در پرهیزگاری و سخن درست و حق خللی باشد سبب فاسد شدن اعمال و پذیرفته نشدن و بینتیجه بودن آن میگردد. ﴿وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡ﴾و نیز گناهانتان را که سبب هلاکت شما میگردند سامان مییابد و هرچیزی که از آن باید پرهیز کرد از آدمی دور میشود. بنابراین فرمود: ﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدۡ فَازَ فَوۡزًا عَظِيمًا﴾و هرکس از خدا و پیامبرش فرمانبرداری کند به رستگاری و کامیابی بزرگی دست یافته است.
آیهی ۷۳-۷۲:
﴿إِنَّا عَرَضۡنَا ٱلۡأَمَانَةَ عَلَى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱلۡجِبَالِ فَأَبَيۡنَ أَن يَحۡمِلۡنَهَا وَأَشۡفَقۡنَ مِنۡهَا وَحَمَلَهَا ٱلۡإِنسَٰنُۖ إِنَّهُۥ كَانَ ظَلُومٗا جَهُولٗا٧٢﴾[الأحزاب: ۷۲]. «به درستی که ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم که از پذیرفتن آن خودداری کردند و از آن ترسیدند و انسان آنرا برداشت، بیگمان او ستمگر نادان است».
﴿لِّيُعَذِّبَ ٱللَّهُ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ وَٱلۡمُشۡرِكَٰتِ وَيَتُوبَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِۗ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمَۢا٧٣﴾[الأحزاب: ۷۳]. «تا (سرانجام) خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب دهد و مردان و زنان مؤمن را ببخشاید و خاوند آمرزندۀ مهربان است».
خداوند جایگاه امانتی را که به مکلفین سپرده است بزرگ میدارد و اهمیت آنرا بیان مینماید، و آن امانت اطاعت از اوامر و پرهیز از محرمات و منهیات در همهی حالتها، هم در حالت پنهان و هم در حالت آشکار. و خداوند متعال این امانت را بر آفریدههای بزرگ و آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشت و مختار بودند که این امانت را قبول نمایند یا نه. و این عرضه داشتن به صورت وجوبی نبود به این صورت که خداوند به آنها بگوید حتما باید این امانت را بپذیرد. خداوند امانت را به هریک از مخلوقات عرضه داشت و گفت: اگر آن را به جای آوری و حقوق آنرا به گونه شایسته ادا نمایی پاداش خواهی یافت، و اگر آنرا به جای نیاوری به عذاب گرفتار خواهی شد. ﴿فَأَبَيۡنَ أَن يَحۡمِلۡنَهَا وَأَشۡفَقۡنَ مِنۡهَا﴾و آنها از ترس این که مبادا نتوانند حق مطلب را ادا کنند از پذیرفتن بارامانت خودداری کردند و از آن میترسیدند. و این اباورزیدن از روی ترس بود نه این که از فرمان پروردگارشان سرپیچی کنند یا به پاداش و ثواب او بیعلاقه باشند.
و خداوند با همین شرط مذکور آن را بر انسان عرضه داشت و انسان علی رغم ستمگری و نادانیاش آن را پذیرفت و این بار سنگین را به دوش گرفت. پس انسانها برحسب به جای آوردن یا به جای نیاوردن آن به سه دسته تقسیم میشوند: منافقان، آنهایی که به ظاهر ایمان آورده و حق امانت را به جای میآورند اما در باطن و درون چنین نیستند. مشرکان، آنهایی که در ظاهر و باطن آنچه را خداوند بر دوش آنها گذاشته است ترک کرده و به آن کفر میورزند. مومنان، که در ظاهر و باطن ایمان آورده و به مسئولیت خود عمل میکنند.
خداوند اعمال این گروههای سهگانه را بیان کرد و پاداش و عذاب آنها را نیز بیان داشت و فرمود: تا سرانجام خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب دهد و توبه مردان و زنان مومن را بپذیرد و آنها را بیامرزد و خداوند آمرزنده مهربان است. پس خداوند متعال را سپاسگزاریم که این آیه را با این دو اسم بزرگوار خود که بر کمال آمرزش و گستردگی رحمت و فراگیری لطف و کرمش دلالت مینمایند به پایان رساند. با اینکه افراد زیادی به خاطر نفاق و شرک خود سزاوار آمرزش و رحمت او نیستند.
مکی و ۵۴ آیه است.
آیهی ۲-۱:
﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَهُ ٱلۡحَمۡدُ فِي ٱلۡأٓخِرَةِۚ وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡخَبِيرُ١﴾[سبأ: ۱]. «ستایش خداوندی راست که تمام آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ اوست و ستایش در آخرت نیز او را سزاست و او فرزانۀ آگاه است».
﴿يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَاۚ وَهُوَ ٱلرَّحِيمُ ٱلۡغَفُورُ٢﴾[سبأ: ۲]. «میداند آنچه را که به زمین وارد میگردد و آنچه را که از آن برمیآید و آنچه را که از آسمان فرود میآید و آنچه را که در آن بالا میرود و او مهربان آمرزنده است».
حمد به معنی ستایش است که به خاطر داشتن صفات پسندیده و کارهای نیکو صورت میپذیرد. پس ستایش برای خداست چون همه صفتهای او صفاتی هستند که بر آن ستایش میشود، زیرا صفات او صفات کمال است، و بر همه کارهایش ستایش میگردد، چرا که کارهایش یا از روی فضل او میباشند که به خاطر آن ستایش میشود و یا از روی عدل او میباشند که بر آن ستوده میشود، و اعتراف و اذعان میشود که واقعا این عدالت سرشار از حکمت است.
خداوند در اینجا خویشتن را ستوده است: ﴿لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾زیرا آنچه که در آسمانها و زمین است همه از آن اوست و همه در ملکیت او میباشند و طبق حمد خویش در آنها تصرف مینماید. ﴿وَلَهُ ٱلۡحَمۡدُ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾و ستایش آخرت نیز او را سزاست چون در آخرت از حمد و ثنای خدا چیزهایی ظاهر میشود که در دنیا پدیدار نمیآید.
پس وقتی خداوند بین همه خلائق قضاوت نماید و مردم و همه خلائق آنچه را که خدا بدان حکم نموده است مشاهده کنند و کمال دادگری و عدالت و حکمت او را ببینند همگی او را بر این قضاوت و داوریاش ستایش مینمایند. حتی کسانی که سزاوار کیفر هستند وارد جهنّم نخواهند شد مگر این که دلهایشان از ستایش خدا مالامال میگردد و میدانند که عذابشان، جزای اعمالشان میباشد و خداوند در این که به عذاب دادن آنها حکم نموده از روی عدالت و دادگری است. و اما آشکار شدن حمد خداوند در سرای نعمت و پاداش چیزی است که اخبار متواتر و فراوانی در مورد آن آمده و دلیل شنیدنی و عقلی نیز بر صحت آن موجود است. اهل بهشت نعمتهای فراوان خدا و کثرت برکات او و گستردگی بخششهایش را در بهشت مشاهده میکنند که در دلهای اهل بهشت هیچ آرزو و خیالی باقی نمیماند مگر اینکه به هریک از آنها بالاتر و بیشتر از آنچه که میخواهد و آرزو مینماید داده میشود. بلکه نعمتها و برکاتی به آنها داده میشود که آرزوی آن را در سر خود نمیپروراندند و به دلهایشان خطور نمیکرد.
پس در این حالت در مورد ستایش پروردگارشان از سوی آنها چه فکر میکنی! با اینکه در بهشت چیزهایی که انسان را از شناخت خدا و محبت و ستایش او باز میدارد از بین میروند، و ستایش خداوند چیزی است که اهل بهشت از همه نعمتها بیشتر آن را دوست دارند و برایشان از هر لذتی لذیذتر است. بنابراین، وقتی خداوند را ببینند و سخن او را بشنوند آنگاه که آنها را مورد خطاب قرار میدهد همه نعمتها را فراموش میکنند. و ذکر خداوند در بهشت برای آنها مانند نَفَس است که در همه اوقات به آن نیاز دارند.
اضافه بر این که برای اهل بهشت در هر وقت چیزهایی از عظمت و شکوه و زیبایی پروردگارشان و گستردگی کمالش ظاهر میگردد که ایجاب میکند ستایش او را به طور کامل بگویند. ﴿وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ﴾و او در ملک و تدبیرش و در امر و نهی خود با حکمت و فرزانه است. ﴿ٱلۡخَبِيرُ﴾آگاه است و بر رازها و پوشیدگیها آگاه میباشد. بنابراین آگاهی و دانایی خود را توضیح داد و فرمود: ﴿يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا﴾باران و بذر و موجودات زندهای را که وارد زمین میشود میداند، و انواع گیاهان و موجودات زندهای را که از آن بیرون میآید میداند، ﴿وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَا﴾و روزیها و تقدیرهایی را که از آسمان فرود میآید و فرشتگان و ارواحی را که در آن بالا میروند میداند. وقتی که مخلوقات خود و حکمت خویش را در آفرینش آنها و آگاهی خویش به احوال آنان را بیان کرد متذکر شد که او نسبت به این مخلوقات آمرزنده و مهربان است، پس فرمود: ﴿وَهُوَ ٱلرَّحِيمُ ٱلۡغَفُورُ﴾یعنی او خداوندی است که آمرزش و مهربانی صفت اوست و همواره آثار مهربانی و آمرزش در هر وقت و به هر میزان که بندگان اسباب رحمت و آمرزش را فراهم نمایند بر آنها فرود میآید.
آیهی ۵-۳:
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَا تَأۡتِينَا ٱلسَّاعَةُۖ قُلۡ بَلَىٰ وَرَبِّي لَتَأۡتِيَنَّكُمۡ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِۖ لَا يَعۡزُبُ عَنۡهُ مِثۡقَالُ ذَرَّةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَآ أَصۡغَرُ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡبَرُ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ٣﴾[سبأ: ۳]. «و کافران گفتند: قیامت به سراغ ما نخواهد آمد، بگو: آری! سوگند به پروردگارم، به یقین به سراغتان خواهد آمد، (پروردگار که) دانای غیب است. به اندازهی ذرهای در آسمانها و نه در زمین از او نهان نمیماند، و نه کمتر از آن و نه بزرگتر از آن چیزی نیست مگر آنکه در کتابی روشن (ثبت) است».
﴿لِّيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِۚ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ٤﴾[سبأ: ۴]. «تا خداوند پاداش کسانی را بدهد که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، آنان آمرزش و روزی ارزشمندی دارند».
﴿وَٱلَّذِينَ سَعَوۡ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٞ٥﴾[سبأ: ۵]. «و کسانی که تلاش کردند آیات ما را تکذیب و انکار کنند و تصور میکردند که (پیامبر را شکست میدهند و او را) درمانده میسازند آنان عذابی از بدترین و دردناکترین عذابها را خواهند داشت».
وقتی خداوند عظمت خویش و آنچه که خودش را با آن توصیف نمود بیان کرد - و این موجب تعظیم و تقدیس او و ایمان آوردن به وی میباشد - بیان نمود که گروهی از مردم آنگونه که شایسته خداوند است قدر او را نشناخته و آنگونه که حق عظمت اوست او را تعظیم نکردهاند، بلکه به خداوند کیفر ورزیده و قدرت او را بر زنده کردن مردهها و برپا شدن قیامت انکار نموده و با پیامبران او مخالف ورزیدهاند.
پس فرمود: ﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ﴾و کسانی که به خدا و پیامبرانش و به آنچه پیامبران آوردهاند به خدا و پیامبرانش و به آنچه پیامبران آوردهاند کفر ورزیدهاند، به علّت کفر ورزیدنشان گفتند: ﴿لَا تَأۡتِينَا ٱلسَّاعَةُ﴾قیامت به سراغ ما نخواهد آمد. یعنی زندگی فقط زندگی این جهان است و ما وقتی بمیریم دوباره زنده نخواهیم شد. پس خداوند پیامبرش را فرمان داد تا گفتهی آنها را رد نماید و سوگند بخورد که قیامت خواهد آمد. پس فرمود: ﴿قُلۡ بَلَىٰ وَرَبِّي لَتَأۡتِيَنَّكُمۡ﴾بگو: آری! سوگند به پروردگارم که قیامت به سراغ شما میآید، و برای اثبات قیامت به دلیلی استناد نمود که هرکس بدان اقرار نماید به ناچار بر او لازم است که آمدن قیامت را باور نماید، و آن دلیل عبارت است از علم واسع و گستردهی خداوند. پس فرمود: ﴿عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ﴾خداوندی که دانای چیزهایی است که از نگاه و آگاهی ما پنهان است و چیزهای آشکار را به طریق اولی میداند. سپس بر آگاهی و علم خداوند تاکید کرد و فرمود: ﴿لَا يَعۡزُبُ عَنۡهُ مِثۡقَالُ ذَرَّةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾هیچچیزی از علم و آگاهی او پنهان نمیماند و همهی چیزها با تمام اجزایشان، حتی کوچک ترین جزء را به ذره میباشد، میداند و به آن آگاه است. ﴿وَلَآ أَصۡغَرُ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡبَرُ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ﴾و نه کوچکتر از اندازهی ذره و نه بزرگتر از آن چیزی نیست مگر این که در کتابی روشن ثبت و ضبط است. پس دانش و آگاهی او به آن احاطه دارد و قلم او بر آن رفته است و کتاب روشنش آن را دربردارد که آن کتاب لوح محفوظ است. پس خدایی که از علم و آگاهی او به اندازهی ذره یا کمتر از آن پوشیده و پنهان نیست، و او میداند که زمین چه اندازه از اجساد مردهها را خورده و کم کرده و چه اندازه از اجساد آن را باقی گذاشته است چنین کسی بر زنده کردن دوباره مردهها به طریق اولی توانایی دارد و زنده کردن آنها از داشتن این علم فراگیر عجیبتر نیست.
سپس منظور از رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ را بیان نمود و فرمود: ﴿لِّيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾تا به کسانی که با دلهایشان ایمان آورده و خدا و پیامبرش را به طور قطعی و یقینی تصدیق کرده و در راستای تصدیق ایمانشان کارهای شایسته انجام دادهاند پاداش بدهد. ﴿أُوْلَٰٓئِكَ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَرِزۡقٞ كَرِيمٞ﴾اینها به خاطر ایمان و عملشان گناهانشان بخشوده میشود و به سبب این آمرزش هر نوع شر و کیفری از آنها دور میگردد، و به خاطر نیکوکاریشان روزی ارزشمندی به آنها داده میشود که به وسیلهی آن به هر امری نیک و به هر آرزویی دست مییابند.
﴿وَٱلَّذِينَ سَعَوۡ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ﴾و کسانی که تلاش کردند به آیات ما کفر ورزند و آن را تکذیب کنند و تصور کردند که میتوانند پیامبر و کسی که آیات را نازل کرده است درمانده سازند، همانطور که خداوند را از زنده کردن مردگان ناتوان شمردند، ﴿أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٞ﴾اینان عذابی دردناک دارند که جسم و دلهایشان را به درد میآورد.
آیهی ۶:
﴿وَيَرَى ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ ٱلَّذِيٓ أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ ٱلۡحَقَّ وَيَهۡدِيٓ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ٦﴾[سبأ: ۶]. «و دانش یافتگان آنچه را که از سوی پروردگارت به سوی تو فرستاده شده است حق میبینند و اینکه به سوی راه خدای چیره و ستوده راهنمایی میکند».
وقتی خداوند متعال گفتۀ کسانی را بیان کرد که زنده شدن پس از مرگ را انکار میکنند و گمان میبرند آنچه خداوند بر پیامبرش نازل فرموده حق نیست، حالت بندگان موفق را بیان کرد و آنها اهل علم و دانش هستند، و کتابی را که خداوند بر پیامبرش نازل نموده و مطالبی را که در این کتاب آمده است حق میدانند، یعنی حق را در آن منحر میبینند، و هرآنچه را که مخالف با این کتاب باشد باطل میشمارند، چون آنها از مرحلهی علم و آگاهی به مرحلهی یقین رسیدهاند، و نیز میبینند که این کتاب با اوامر و نواهی خود ﴿وَيَهۡدِيٓ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ﴾به راه خدای چیره و ستوده هدایت میکند چون آنها از جهات زیادی به راست بودن آنچه این کتاب از آن خبر داده است یقین قطعی دارند که به چند مورد از آن اشاره میکنیم:
۱- آنها میدانند که آنچه این کتاب از آن خبر داده است راست و درست میباشد.
۲- نیز میدانند که آنچه این کتاب از آن سخن میگوید با واقعیت مطابقت دارد و با کتابهای گذشته موافق است.
۳- آنها میبینند که آنچه این کتاب بیان میدارد آشکارا اتفاق میافتد.
۴- همچنین در آفاق و در وجود خود نشانههای بزرگی میبینند که بر حقانیت مطالب این کتاب دلالت مینماید.
۵- و با آنچه که اسماء و صفات خداوند بر آن دلالت دارد موافق است.
۶- و آنها اعتقاد دارند که اوامر و نواهی (این کتاب آدمی را) به راه راست هدایت مینماید، راه راستی که متضمن امر نمودن به هر صفت و خصلتی است که نفس را تزکیه میکند و اجر و پاداش را افزایش میدهد، و به انجام دهندهی آن و دیگران فایده میرساند، از قبیل صدق، اخلاص و نیکی کردن با پدر و مادر، و برقرار داشتن صله رحم و نیکی کردن با همه مردم و امثال آن. و از هر صفت زشتی که نفس و وجود انسان را آلوده مینماید و پاداش را از بین میبرد و باعث گناه میشود از قبیل شرک ورزیدند و زنا و رباخواری و ستمگری و ریختن خون دیگران و خوردن اموال و هتک حرمت و ریختن آبرو، نهی مینماید. و این فضیلتی برای اهل علم میباشد و نشانه آنهاست، و هر اندازه انسان به آنچه پیامبر گفته است آگاهی بیشتری داشته باشد و بیشتر آن را تصدیق نماید و بیشتر اوامر و نواهی او را بشناسد از اهل علم خواهد بود، و از کسانی خواهد بود که خداوند آنها را دلیلی بر آنچه پیامبر آورده قرار دادهاست و تصدیق آنها را دلیلی علیه تکذیب کنندگان قرار دادهاست. همانطور که در این آیه و در جاهایی دیگر بیان داشته است.
آیهی ۹-۷:
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ هَلۡ نَدُلُّكُمۡ عَلَىٰ رَجُلٖ يُنَبِّئُكُمۡ إِذَا مُزِّقۡتُمۡ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمۡ لَفِي خَلۡقٖ جَدِيدٍ٧﴾[سبأ: ۷]. «و کافران گفتند: آیا مردی را به شما بنمائیم که به شما خبر میدهد: چون کاملاً پخش و پراکنده شدید (پس از آن) آفرینش تازهای پیدا میکنید»؟.
﴿أَفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِۦ جِنَّةُۢۗ بَلِ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ فِي ٱلۡعَذَابِ وَٱلضَّلَٰلِ ٱلۡبَعِيدِ٨﴾[سبأ: ۸]. «آیا بر خداوند دروغ میبندد؟ یا نوعی دیوانگی دارد؟ (چنین نیست) بلکه کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند در عذاب و گمراهی دور و درازی هستند».
﴿أَفَلَمۡ يَرَوۡاْ إِلَىٰ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِۚ إِن نَّشَأۡ نَخۡسِفۡ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضَ أَوۡ نُسۡقِطۡ عَلَيۡهِمۡ كِسَفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ٩﴾[سبأ: ۹]. «آیا به چیزهایی که پیش رو و پشت سر آنان از آسمان و زمین قرار دارد نگاه نمیکنند؟ اگر بخواهیم آنانرا در زمین فرو میبریم یا پارههایی از آسمان را بر آنان میافکنیم. بیگمان در این نشانهای است برای هر بندهای که بخواهد خالصانه بهسوی خدا برگردد».
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ﴾و کافران در قالب تکذیب و تمسخر و بعید دانستن به یکدیگر گفتند: ﴿هَلۡ نَدُلُّكُمۡ عَلَىٰ رَجُلٖ يُنَبِّئُكُمۡ إِذَا مُزِّقۡتُمۡ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمۡ لَفِي خَلۡقٖ جَدِيدٍ﴾آیا مردی را به شما نشان دهیم که به شما خبر میدهد هنگامی پیکرهایتان کاملا متلاشی شد آفرینش تازهای پیدا میکنید؟ منظورشان از آن مرد پیامبر خداصبود. و مرادشان این بود که او خبری را آورده که تحقق آن بعید است، تا جایی که سخن او را خنده آور میدانستند و او را مورد تمسخر قرار داده و میگفتند: او چگونه میتواند شما پس از مرده شدن زنده میشوید، پس از آن که بدنتان خشک و متلاشی شد و اعضایتان از بین رفت؟!.
آیا مردی که این خبر را آورده ﴿أَفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا﴾بر خداوند دروغی بسته و نسبت به ایشان جسارت نموده و اینگونه گفته است؟ ﴿أَم بِهِۦ جِنَّةُۢ﴾یا نوعی دیوانگی دارد؟ و اگر دیوانه است پس بعید نیست چنین سخنی بگوید، زیرا دیوانگی فنون و ترفندهای خاص خود را دارد. آنها از روی ستمگری و عناد چنین میگفتند و میدانستند که پیامبر از همهی مردم راستگوتر و عاقلتر است. از این رو با اودشمنی ورزیده و جان و مال خود را در راه جلوگیری و بازداشتن مردم از او به کار بردند. پس اگر او دروغگو و دیوانه بود ای بیخردان سزاوار نبود که به آنچه میگوید گوش دهید و دعوت او را لبیک گویید. زیرا فرد عاقل و فر زانه نباید به دیوانه توجه نماید و یا تحت تاثیر سخنانش قرار گیرد. و چنانچه سرکشی و ستم شما در میان نبود، به اجابت و پاسخگویی ایشان مبادرت میروزیدید، ولی ﴿وَمَا تُغۡنِي ٱلۡأٓيَٰتُ وَٱلنُّذُرُ عَن قَوۡمٖ لَّا يُؤۡمِنُونَ﴾[یونس: ۱۰۱]. «آیات و بیمها قومی را که ایمان نمیآورند فایدهای نمیدهد». بنابراین، خداوند متعال فرمود: ﴿بَلِ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ﴾بلک کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند و کسانی که این گفتار کفرآمیز را گفتهاند جزو این دسته از کافرانند. ﴿فِي ٱلۡعَذَابِ وَٱلضَّلَٰلِ ٱلۡبَعِيدِ﴾در بدبختی بزرگ و گمراهی دور و درازی هستند، گمراهیای که به راه راست و درست نزدیک نیست و با آن فاصله زیادی دارد. و چه بدبختی و گمراهیای بزرگتر از آن است که آنها قدرت خداوند را بر زنده کردن مردگان انکار کردند و پیامبرش را که این خبر را آورده بود تکذیب نمودند و او را مورد تمسخر قرار دادند و یقین حاصل کردند که آنچه خودشان میگویند حق است؟ پس آنها حق را باطل انگاشتند و باطل و گمراهی را حق و هدایت دیدند.
سپس دلیل عقلی را به آنها گوشزد نمود که بر بعید نبودن رستاخیز - آنچنان که آنها آن را بعید میدانستند - دلالت مینماید و فرمود: اگر آنها به آنچه پیش رو و پشت سرشان است بنگرند از قبیل آسمان و زمین آن چنان قدرت الهی را در این چیزها میبینند که عقلها را به حیرت میاندازد، و چنان چیزهایی از عظمت خداوند را مشاهده نخواهد کرد که علمای برجسته را حیرت زده مینماید. و آفرینش آسمان و زمین و عظمت آنها و مخلوقاتی که در آنها وجود دارند از دوباره زنده کردن مردم به مراتب بزرگتر و مهمتر است.
پس چه چیزی آنها را به تکذیب وا میدارد در صورتی که بزرگتر از آن را تصدیق مینمایند؟ آری! زنده شدن مردهها پس از مرگ یک خبر غیبی است که تاکنون پنهانی است و آن را مشاهده نکردهاند، از این رو آن را تکذیب میکنند. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَٱلۡأَرۡضِۚ إِن نَّشَأۡ نَخۡسِفۡ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضَ أَوۡ نُسۡقِطۡ عَلَيۡهِمۡ كِسَفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ﴾اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو میبریم یا پارههایی از آسمان را بر آنان میافکنیم. یعنی پارههایی از عذاب بر آنها فرود میآوریم. چون آسمان و زمین تحت تدبیر و تصرف ما هستند و اگر ما به آسمان و زمین فرمان دهیم سرپیچی نمیکنند. پس، از اصرار بر تکذیب بپرهیزید که در آن صورت سختترین کیفر را به شما خواهیم داد. ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ﴾بیگمان در آفرینش آسمانها و زمین و مخلوقاتی که در آنها هست نشانه ایست برای هر بندهای که به سوی پروردگارش بازگردد و از او اطاعت نماید. پس چنین کسی یقین میکند که خداوند بر زنده کردن مردم پس از مرگ تواناست. بنابراین، هرچند بنده بیشتر به سوی خدا انابت و رجوع داشته باشد از آیات و نشانههای بیشتری بهرهمند میشود، چون او به سوی خدا روی آورده و اراده و خواست او متوجه خدایش بوده و در همهی کارهایش به سوی خدا بازگشته است. از این رو به پروردگارش نزدیک شده و هدفی جز کسب خشنودی او را ندارد. بنابراین، او از روی فکر و عبرت به مخلوقات مینگرد و نگاه او به مخلوقات نگاهی عاقلانه و غیرمفید نمیباشد.
آیهی ۱۱-۱۰:
﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا دَاوُۥدَ مِنَّا فَضۡلٗاۖ يَٰجِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُۥ وَٱلطَّيۡرَۖ وَأَلَنَّا لَهُ ٱلۡحَدِيدَ١٠﴾[سبأ: ۱۰]. «و از سوی خود به داود فضلی دادیم (و گفتیم) ای کوهها و ای پرندگان! با او در تسبیح گفتن همآواز شوید. همچنین آهن را برای او نرم کردیم».
﴿أَنِ ٱعۡمَلۡ سَٰبِغَٰتٖ وَقَدِّرۡ فِي ٱلسَّرۡدِۖ وَٱعۡمَلُواْ صَٰلِحًاۖ إِنِّي بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ١١﴾[سبأ: ۱۱]. «(ما به داود دستور دادیم) که زرههای کامل و پهن بساز و بافته(ی حلقههای آنها) را به اندازه و متناسب درست کن و کار شایسته کنید که من به آنچه میکنید بینا هستم».
ما بر بنده و پیامبرمان داود÷منت گذاردیم و به او فضلی از علم مفید و عمل صالح و نعمتهای دینی و دنیوی بخشیدیم. و از جمله نعمتهای خدا بر داود این بود که خداوند به جمادات یعنی کوهها و پرندگان فرمان داده بود که هرگاه داود تسبیح بکند و خداوند را ستایش گوید، آنها هم همراه با وی خدا را تسبیح کنند و ستایش او را بهجای آورند، و این نعمتی از جانب خدا بود که به داود داده بود، و یکی از ویژگیهای وی بود که خداوند قبل و بعد از داود به هیچ احدی نداده است. و این امر داود و دیگران را بر آن داشت تا بیشتر خدا را به پاکی بستایند، چرا که میدیدند آن جمادات و حیوانات به همراه وی تسبیح و تمجید و تکبیر خدا را تکرار مینمایند، و این چیز آنها را به ذکر خداوند تشویق مینمود.
و یکی از علل اینکه هرگاه داود خدا را تسبیح مینمود جمادات و حیوانات نیز همراه با او خدا را تسبیح مینمودند این بود که همانگونه که بسیاری از علما نیز گفتهاند با شنیدن صدای داود دچار وجد و طرب میشدند، زیرا خداوند آنچنان صدای دلنشینی به او داده بود که نظیر نداشت، و هرگاه او با آن صدای دلانگیز تسبیح و تهلیل و تسبیح مینمود انسانها و جنها و حتی کوهها و پرندگان که آنرا میشنیدند به وجد آمده و پروردگارشان را به پاکی یاد میکردند و او را میستودند.
و شاید یکی از این علل این باشد که اجر و ثواب تسبیح این جمادات و حیوانات هم به داود برسد، زیرا علت و سبب تسبیح آنها داود بود و به تبعیت از او خدا را تسبیح میکردند. و از جمله فضل خداوند بر داود این بود که آهن را برای او نرم کرد تا از آن زرههای پهن و فراخ بسازد و خداوند به او یاد داد که چگونه زره بسازد و بافتههای حلقههای آنها را به اندازه و متناسب کند، و سپس هر حلقه را در دیگری فرو ببرد. خداوند متعال میفرماید: [الأنبیاء: ۸۰]. ﴿وَعَلَّمۡنَٰهُ صَنۡعَةَ لَبُوسٖ لَّكُمۡ لِتُحۡصِنَكُم مِّنۢ بَأۡسِكُمۡۖ فَهَلۡ أَنتُمۡ شَٰكِرُونَ٨٠﴾[الأنبیاء: ۸۰]. «و به او ساختن لباسهایی برای شما آموختیم تا شما را در جنگ محافظت نماید، پس آیا شکر میگذارید».
وقتیکه نعمتهای خود را که به او و خانوادهاش داده بود، متذکر شد، او را به سپاسگزاری فرمان داد و اینکه کار شایسته کنند و در کارهایشان همواره خدا را مدنظر داشته باشند، و کارها را از مفسدات و مبطلات در امان دارند. چون خداوند به اعمالشان بیناست و از آن آگاه است و هیچ چیزی بر او پوشیده نمیماند.
آیهی ۱۴-۱۲:
﴿وَلِسُلَيۡمَٰنَ ٱلرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهۡرٞ وَرَوَاحُهَا شَهۡرٞۖ وَأَسَلۡنَا لَهُۥ عَيۡنَ ٱلۡقِطۡرِۖ وَمِنَ ٱلۡجِنِّ مَن يَعۡمَلُ بَيۡنَ يَدَيۡهِ بِإِذۡنِ رَبِّهِۦۖ وَمَن يَزِغۡ مِنۡهُمۡ عَنۡ أَمۡرِنَا نُذِقۡهُ مِنۡ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ١٢﴾[سبأ: ۱۲]. «و باد را برای سلیمان مسخر کردیم که صبحگاهان مسیر یک ماه را میپیمود و شامگاهان (نیز) مسیر یک ماه را. و چشمهی مس را برای او روان ساختیم، و گروهی از جنیان را رام او کردیم که به فرمان پروردگارش در نزد او کار میکردند، و اگر یکی از آنها از فرمان ما سرپیچی کند از آتشسوزان به او خواهیم چشاند».
﴿يَعۡمَلُونَ لَهُۥ مَا يَشَآءُ مِن مَّحَٰرِيبَ وَتَمَٰثِيلَ وَجِفَانٖ كَٱلۡجَوَابِ وَقُدُورٖ رَّاسِيَٰتٍۚ ٱعۡمَلُوٓاْ ءَالَ دَاوُۥدَ شُكۡرٗاۚ وَقَلِيلٞ مِّنۡ عِبَادِيَ ٱلشَّكُورُ١٣﴾[سبأ: ۱۳]. «آنان هرچه سلیمان میخواست برایش درست می کردند از قبیل قلعهها و مجسمهها و کاسههای بزرگی چون حوضها و دیگهای ثابت. ای آل داود! سپاسگزاری کنید که اندکی از بندگانم سپاسگزارند».
﴿فَلَمَّا قَضَيۡنَا عَلَيۡهِ ٱلۡمَوۡتَ مَا دَلَّهُمۡ عَلَىٰ مَوۡتِهِۦٓ إِلَّا دَآبَّةُ ٱلۡأَرۡضِ تَأۡكُلُ مِنسَأَتَهُۥۖ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ ٱلۡجِنُّ أَن لَّوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ ٱلۡغَيۡبَ مَا لَبِثُواْ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلۡمُهِينِ١٤﴾[سبأ: ۱۴]. «پس چون مرگ را بر او مقرر داشتیم جز موریانه که عصایش را میخورد آنانرا از مرگ او مطلع ننمود، پس هنگامیکه سلیمان فرو افتاد فهمیدند که اگر آنان غیب میدانستند در عذاب خوارکنندهای باقی نمیماندند».
وقتی خداوند فضل خویش را بر داود÷یادآور شد فضل خود را بر فرزندش سلیمان÷را نیز بیان نمود و فرمود: خداوند باد را مسخر سلیمان کرد که به فرمان او به حرکت درمی آمد و سلیمان و همهی آنچه را که همراه او بود با خود میبرد و مسافتهای بسیار دور و دراز را در مدت کوتاهی میپیمود، پس در یک روز، مسافت دو ماه را طی میکرد. ﴿غُدُوُّهَا شَهۡرٞ﴾یعنی از صبح تا ظهر مسافت یک ماه را میپیمود، ﴿وَرَوَاحُهَا شَهۡرٞ﴾و از ظهر تا غروب مسافت یک ماه دیگر، ﴿وَأَسَلۡنَا لَهُۥ عَيۡنَ ٱلۡقِطۡرِ﴾و چشمهی مس را برای او مسخر کردیم، و اسباب و وسایلی را - از قبیل ظروف و دیگر چیزها که برای درست کردن فرآوردههای مسی از آن استفاده میشود - برایش فراهم و آسان گردانیدیم.
و خداوند شیاطین و جنها را نیز مسخر سلیمان کرده بود که نمیتوانستند از فرمان او سرپیچی کنند. ﴿وَمَن يَزِغۡ مِنۡهُمۡ عَنۡ أَمۡرِنَا نُذِقۡهُ مِنۡ عَذَابِ ٱلسَّعِيرِ﴾و اگر یکی از آنها از فرما ما سرپیچی میکرد از آتش سوزان بدو میچشاندیم. و آنان هرچه سلیمان میخواست برایش درست میکردند، ﴿مِن مَّحَٰرِيبَ﴾از قبیل بناها و قلعههای بزرگ، ﴿وَتَمَٰثِيلَ﴾و مجسمهی حیوانات و جمادات، چون این فنون را خوب بلد بودند و توانایی آن را داشتند. ﴿وَجِفَانٖ كَٱلۡجَوَابِ﴾و کاسههای بزرگی همچون حوضهای بزرگ. این کاسهها را برای سلیمان درست میکردند که او در این کاسهها غذا میداد، و به چنین کاسههایی نیاز داشت. ﴿وَقُدُورٖ رَّاسِيَٰتٍ﴾و برای او دیگهایی درست میکردند که از بس بزرگ بودند قابل جا به جایی نبوده و در جای خود ثابت بودند. وقتی خداوند منّت و احسان خویش را بر آنها بیان کرد به آنان فرمان داد تا شکر خدا را به جای آورند. پس فرمود: ﴿ٱعۡمَلُوٓاْ ءَالَ دَاوُۥدَ﴾ای خاندان داود! چون منت خدا شامل حال همهی شما شده و منافع بسیاری به شما رسیده است، ﴿شُكۡرٗا﴾شکر نعمتها را که خداوند به شما داده به جای آورید. ﴿وَقَلِيلٞ مِّنۡ عِبَادِيَ ٱلشَّكُورُ﴾و بندگان سپاسگزار من اندک هستند، بلکه بیشتر بندگان، شکر خدا را به خاطر نعمتهایی که به آنها بخشیده و بلاهایی که از آنها دور نموده است به جای نمیآورند. و شکر یعنی اعتراف قلب به منت و احسان خداوند و احسان نیازمندی به آن و به کار بردن نعمت خداوند در راه اطاعت او و عدم به کارگیری آن در راه گناه و معصیت.
جنها همواره برای سلیمان کار میکردند، آنها انسانها را گولزده و به آنها گفته بودند که ما غیب میدانیم و از چیزهای پنهان آگاهی داریم. پس خداوند خواست که به بندگان نشان دهد که ادّعای جنها دروغ است، پس آنها برای سلیمان کار میکردند و خداوند مرگ را بر سلیمان مقرر داشت و او بر عصایش تکیه زده بود و در همین حالت از جهان چشم فروبست. جنها هر وقت از کنار او میگذشتند، میدیدند که او بر عصایش تکیه زده و گمان میبردند که او زنده است و از او میترسیدند. گفته شده که جنها یک سال به کار خود ادامه دادند تا اینکه موریانه بر عصای سلیمان مسلّط گردید و هم چنان آنرا میخورد تا اینکه عصا از بین رفت و شکست، آن گاه سلیمان به زمین افتاد و جنها متفرق شدند و انسانها فهمیدند که آنان، ﴿أَن لَّوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ ٱلۡغَيۡبَ مَا لَبِثُواْ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلۡمُهِينِ﴾اگر غیب میدانستند در این عذاب خوارکننده که کار سخت و دشوار بود باقی نمیماندند. پس اگر آنها غیب میدانستند مردن سلیمان را متوجه میشدند. مردن سلیمان چیزی بود که آنها بیش از همه به آن علاقه داشتند تا از وضعیتی که در آن بودند رهایی یابند.
آیهی ۲۱-۱۵:
﴿لَقَدۡ كَانَ لِسَبَإٖ فِي مَسۡكَنِهِمۡ ءَايَةٞۖ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٖ وَشِمَالٖۖ كُلُواْ مِن رِّزۡقِ رَبِّكُمۡ وَٱشۡكُرُواْ لَهُۥۚ بَلۡدَةٞ طَيِّبَةٞ وَرَبٌّ غَفُورٞ١٥﴾[سبأ: ۱۵]. «بیگمان برای (اهالی) سبا در محل سکونتشان نشانهای بود: دو باغ راست و چپ، (گفتیم) از روزی پروردگارتان بخورید و شکر او را بهجای آورید، شهری پاکیزه و پروردگاری آمرزنده (دارید)».
﴿فَأَعۡرَضُواْ فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ سَيۡلَ ٱلۡعَرِمِ وَبَدَّلۡنَٰهُم بِجَنَّتَيۡهِمۡ جَنَّتَيۡنِ ذَوَاتَيۡ أُكُلٍ خَمۡطٖ وَأَثۡلٖ وَشَيۡءٖ مِّن سِدۡرٖ قَلِيلٖ١٦﴾[سبأ: ۱۶]. «اما آنان روی گرداندند، پس سیلی ویرانگررا بر آنان فرستادیم و باغهای ایشان را به باغهای تلخ و درختهای شورهگز و اندکی درخت کنار مبدّل ساختیم».
﴿ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِمَا كَفَرُواْۖ وَهَلۡ نُجَٰزِيٓ إِلَّا ٱلۡكَفُورَ١٧﴾[سبأ: ۱۷]. «این سزا را به کیفر که ناسپاسی کردند به آنان دادیم، مگر ما جز ناسپاس را مجازات میکنیم»؟.
﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَۖ سِيرُواْ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ١٨﴾[سبأ: ۱۸]. «و میان آنان و آبادیهایی که پر برکت و نعمت کرده بودیم آبادیهایی پیوسته بههم قرار دادیم و در آنجا آمد و شد مقرّر داشتیم، (گفتیم) شبها و روزها را امن و امان در آنجا سیر و سفر کنید».
﴿فَقَالُواْ رَبَّنَا بَٰعِدۡ بَيۡنَ أَسۡفَارِنَا وَظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ فَجَعَلۡنَٰهُمۡ أَحَادِيثَ وَمَزَّقۡنَٰهُمۡ كُلَّ مُمَزَّقٍۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ١٩﴾[سبأ: ۱۹]. «اما ایشان گفتند: پروردگارا! فاصلهای سفرهای ما را زیاد بفرما، و بر خود ستم کردند. پس آنانرا سخنانی (بر سر زبانها) نمودیم و آنانرا سخت متلاشی ساختیم، بیگمان در این برای هر شکیبای سپاسگزاری (درس) عبرتی است».
﴿وَلَقَدۡ صَدَّقَ عَلَيۡهِمۡ إِبۡلِيسُ ظَنَّهُۥ فَٱتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقٗا مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٢٠﴾[سبأ: ۲۰]. «و همانا شیطان گمانش را دربارۀ آنان راست یافت، پس از او پیروی کردند مگر گروه اندکی از مؤمنان».
﴿وَمَا كَانَ لَهُۥ عَلَيۡهِم مِّن سُلۡطَٰنٍ إِلَّا لِنَعۡلَمَ مَن يُؤۡمِنُ بِٱلۡأٓخِرَةِ مِمَّنۡ هُوَ مِنۡهَا فِي شَكّٖۗ وَرَبُّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَفِيظٞ٢١﴾[سبأ: ۲۱]. «و او را بر آنان هیچ سلطهای نبود تا کسی را که به آخرت ایمان میآورد از کسی که او از آن در شک است باز شناسانیم، و پروردگار تو بر همه چیز مراقب و نگهبان است».
سبا قبیلهی معروفی در منطقهی جنوب یمن بود و محل سکونت آنها شهری بود که به آن «مارب» گفته میشد. یکی از نعمتهای خدا و الطاف او به همهی مردم و به ویژه به عربها این است که خداوند اخبار هلاک شدگان و کیفر داده شدگانی را که در کنار عربها بودند و آثار آنها مشاهده میشود و مردم اخبار و حکایت آنها را برای یکدیگر نقل میکردند بیان کرده است، تا بهتر حقیقت را تصدیق نمایند، و این امر کمک میکند که موعظه و پند بیشتر پذیرفته شود. پس فرمود ﴿لَقَدۡ كَانَ لِسَبَإٖ فِي مَسۡكَنِهِمۡ ءَايَةٞ﴾به درستی که برای قوم سبأ در محل سکونتشان نشانهایست، و آن نعمتهایی بود که خداوند به آنها بخشیده و رنجهایی را نیز از آنان دور کرده بود. و این اقتضا میکرد که آنها خدا را بپرستند و شکر او را به جای آورند. سپس این نشانه را توضیح داد که ﴿جَنَّتَانِ عَن يَمِينٖ وَشِمَالٖ﴾دو باغ از راست و چپ و رودخانهی بزرگی داشتند که سیلهای زیادی در آن جریان مییافت. آنان در دهانهی این رودخانه سد بزرگ و محکمی بسته بودند که آب در آنجا ذخیره میشد. سیلها جاری میگردید و آب زیادی در آن جا جمع میشد، سپس با این آب باغهای خود را که در چپ و راست رودخانه قرار داشتند آبیاری میکردند و آن دو باغ بزرگ میوههای زیادی به اندازهی نیاز آنها به بار میآورد و موجب شادی و سرورشان میگردید. پس خداوند آنها را دستور داد تا شکر نعمتهای فراوان او را به جای آورند.
یکی دیگر از نعمتها این بود که خداوند شهر آنها را شهری پاکیزه قرار داده بود، چون هوای آن خوب بود و از آلودگی خبری نبود که روزی فراوان در آن وجود داشت. و یکی این که خداوند به آنها وعده داد که اگر شکر او را به جای آورند آنها را میآمرزد و مورد رحمت خویش قرار میدهد. بنابراین فرمود: ﴿بَلۡدَةٞ طَيِّبَةٞ وَرَبٌّ غَفُورٞ﴾شهری پاک و پرودگاری آمرزنده دارید.
و دیگر اینکه وقتی خداوند دانست آنها در تجارت و کسب خود به سرزمین پربرکت و نعمت که ظاهرا همچنانکه عدهای از علمای سلف میگویند این سرزمین پربرکت عبارت از آبادیهای «صنعاء» بوده است. نیز گفته شده است که مراد سرزمین شام بوده است نیاز دارند اسبابی را برایشان فراهم کرد که در نهایت راحتی و آسانی و در امنیت کامل میتوانستند به آن سرزمین بروند. و آبادیهای بین محل سکونت آنان و آن سرزمین پیوسته بود، طوری که آنها از مشقت حمل کردن توشه و خوراک راه در امان بودند.
بنابراین فرمود: ﴿وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ ٱلۡقُرَى ٱلَّتِي بَٰرَكۡنَا فِيهَا قُرٗى ظَٰهِرَةٗ وَقَدَّرۡنَا فِيهَا ٱلسَّيۡرَ﴾و میان آنان و آبادیهایی که پربرکت و نعمت گردانده بودیم آبادیهای پیوسته قرار دادیم و در آنجا آمد و رفت مقرر داشتیم. یعنی مسافتی که آن را میشناختند و سرگردان نمیشدند. ﴿سِيرُواْ فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا ءَامِنِينَ﴾شبها و روزها بدون ترس و با اطمینان خاطر در آن سفر کنید. و این نعمت کامل خداوند بر آنها بود که آنان را از ترس و هراس ایمان کرد.
پس آنها یادِ خداوند نعمت دهنده و از عبادت او روی گرداندند و مست و مغرور و غرق در نعمتها گشتند و از راحتی و آسایش به ستوه آمدند، تا اینکه خواستند و آرزو کردند که فاصلهی سفرهایشان بین این آبادیها زیاد باشد. ﴿وَظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ﴾و با کفر ورزیدن به خدا و نعمتهایش بر خود ستم کردند، آنگاه خداوند به وسیله همین نعمتی که آنان را سرکش و مغرور کرده بود کیفر داد، و بر آنها سیل مخرّب و ویرانگری فرستاد که سد آنها را خراب کرد و باغهایشان را از بین برد.
پس آن باغهای زیبا و درختان پرمیوه از بین رفتند و درختانی بیفایده جایگزین آن شدند. بنابراین فرمود: ﴿وَبَدَّلۡنَٰهُم بِجَنَّتَيۡهِمۡ جَنَّتَيۡنِ ذَوَاتَيۡ أُكُلٍ خَمۡطٖ وَأَثۡلٖ وَشَيۡءٖ مِّن سِدۡرٖ قَلِيلٖ﴾به جای دو باغشان دو باغ دیگر با میوههای تلخ و دارای درخت گز و چیزی اندک از درخت کُنار جایگزین کردیم. پس همانطور که آنها به جای شکرگذاری ناشکری کردند نعمتهای زیبای آنها نیز به چیزهای زشت و بیفایده تبدیل گشت. بنابراین فرمود: ﴿ذَٰلِكَ جَزَيۡنَٰهُم بِمَا كَفَرُواْۖ وَهَلۡ نُجَٰزِيٓ إِلَّا ٱلۡكَفُورَ١٧﴾این کیفر را به سزای آن که ناسپاسی کردند به آنها دادیم. و آیا ما جز کسی را که به خدا کیفر ورزیده و ناسپاسی کرده است مجازات میکنیم؟
وقتی خداوند این عذاب را به آنها چشاند، متلاشی و پراکنده شدند، این در حالی بود که قبلا در کنار هم بودند. و خداوند آنها را افسانه و سخنهایی بر سر زبانها قرار داد که مردم حکایت آنها را بیان میکردند و طوری شدند که مردم در رابطه با تفرقه و دسته دسته شدن از آنان به عنوان ضرب المثل استفاده میکردند، و میگفتند: همچون فرزندان سبا دچار تفرقه و چند دستگی شدند. و همه کس حوادثی را که برایشان اتفاق افتاده بود بیان میکردند. اما از واقعهی آنها درس عبرت نمیآموزد مگر کسی که خداوند دربارهی او فرموده است: ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾بیگمان در این واقعه برای هر شکیبایی سپاسگزاری نشانههای عبرتی است، کسی که در بر ابر سختیها صبور و شکیباست و آن را به خاطر خدا تحمل میکند و در برابر آن اظهار خشم و ناخشنودی نمینماید، بلکه صبر میورزد و شکر نعمتهای خداوند را میگذارد و به آن اعتراف و اقرار مینماید، و خداوندی را که این نعمتها را به او ارزانی کرده است میستاید، و نعمتها را در راه اطاعت از خدا به کار میبرد. پس چنین فردی هرگاه داستان سبا و آنچه که برایشان رخ داده است بشنود، میداند که این کیفر و عذاب سزای ناشکری نعمت خدا بوده است، و هرکس مانند آنها ناسپاسی کند به سزای آنها گرفتار خواهد شد.
و شکر نعمت، نعمت را افزون کند و عذاب را دور مینماید. و پیامبران خدا در گفتههایشان صادقاند، و روز جزا حق است همانطور که نمونههای آن در دنیا مشاهده میشود. سپس بیان نمود که قوم سبا کسانی بودند که شیطان پندار خود را درباره آنها راست گرداند، آن جا که شیطان به پروردگارش گفت: [ص: ۸۲-۸۳]. ﴿قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ٨٢ إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ٨٣﴾[ص: ۸۲-۸۳]. «سوگند به عزت و قدرت تو همهی آنها را گمراه خواهم ساخت جز بندگان مخلص تو». و این پندار و گمان شیطان بود و به این یقین نداشت چون غیب نمیدانست و خبری از سوی خداوند برای او نیامده بود که او همهی بندگان را گمراه خواهد کرد به جز بندگان مخلص خدا. پس قوم سبا و امثال آنها از کسانی هستند که شیطان پندار خود را درباره آنها راست یافت، و آنها را دعوت داد و گمراهشان کرد، ﴿فَٱتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقٗا مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾پس، از او پیروی کردند جز گرو اندکی از مومنان که به نعمت خدا کفر نورزیده بودند. چنین کسانی تحت گمان و پندار شیطان قرار نگرفتند. و احتمال دارد که داستان سبا در آنجا که فرمود: ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٖ﴾به پایان رسیده است. سپس این مطلب را آغاز نمود و فرمود: ﴿وَلَقَدۡ صَدَّقَ عَلَيۡهِمۡ﴾و به درستی که شیطان پندارش را درباره مردم راست گرداند. پس آیه عام است و هرکس را که از شیطان پیروی نماید شامل میشود.
سپس خداوند متعال فرمود: ﴿وَمَا كَانَ لَهُۥ عَلَيۡهِم مِّن سُلۡطَٰنٍ﴾و شیطان هیچ تسلّط و قدرتی بر آنها ندارد و نمیتواند آنها را به آنچه میخواهد وادار کند، اما حکمت الهی اقتضا نمود که شیطان را بر انسانها مسلّط گرداند و آنها را بفریبد، ﴿لِنَعۡلَمَ مَن يُؤۡمِنُ بِٱلۡأٓخِرَةِ مِمَّنۡ هُوَ مِنۡهَا فِي شَكّٖ﴾تا بازار امتحان برپا شود و راستگو از دروغگو مشخص گردد، و کسی که ایمانش درست است و به هنگام امتحان و آزمایش و القای شبههی شیطانی ثابت قدم میماند مشخص گردد، و کسی که ایمانش استوار نیست و با کمترین شبههای متزلزل میشود و با کوچکترین انگیزهای میلغزد مشخص گردد. پس خداوند این را یک امتحان قرار دادهاست و با آن بندگانش را میآزماید و پاک را از ناپاک مشخص میگرداند. ﴿وَرَبُّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٍ حَفِيظٞ﴾و پروردگارت بر هر چیزی نگهبان است، بندگان را حفاظت میکند و اعمالشان را ثبت و ضبط مینماید و پاداش کارهایشان را به طور کامل به آنها میدهد.
آیهی ۲۳-۲۲:
﴿قُلِ ٱدۡعُواْ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ لَا يَمۡلِكُونَ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا لَهُمۡ فِيهِمَا مِن شِرۡكٖ وَمَا لَهُۥ مِنۡهُم مِّن ظَهِيرٖ٢٢﴾[سبأ: ۲۲]. «بگو آنانرا که بهجای خداوند میپندارید به فریاد بخوانید، آنها در آسمانها و زمین به اندازۀ ذرهّای اختیار ندارند، و در (تدبیر) آنها هیچ مشارکتی ندارند و خداوند درمیانشان هیچ یاور و پشتیبانی ندارد».
﴿وَلَا تَنفَعُ ٱلشَّفَٰعَةُ عِندَهُۥٓ إِلَّا لِمَنۡ أَذِنَ لَهُۥۚ حَتَّىٰٓ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمۡ قَالُواْ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمۡۖ قَالُواْ ٱلۡحَقَّۖ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡكَبِيرُ٢٣﴾[سبأ: ۲۳]. «و شفاعت به نزد او سود نبخشد مگر شفاعت کسیکه خدا بدو اجازه دهد، تا زمانیکه نگرانی از دلهایشان دور گردد میگویند: پروردگارتان چه گفت؟ میگویند: حق، و او والا و بزرگوار است».
﴿قُلِ﴾ای پیامبر! به کسانی که چیزهایی از مخلوقات را شریک خداوند قرار میدهند که فایده و ضرری نمیتواند برسانند، و بطلان عبادت و عجز و ناتوانی آن چیزها را برایشان بیان نما و بگو: ﴿ٱدۡعُواْ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ﴾آنانرا که بهجای خداوند میپندارید، به فریاد بخوانید. یعنی چیزهایی را که گمان میبرید شریک خداوند هستند بخوانید، اما خواندن شما فایدهای ندارد، زیرا آنها کاملا ناتوانند و به هیچ صورت قادر به اجابت دعا و فریاد شما نیستند. آنها کوچکترین اختیاری ندارند، ﴿لَا يَمۡلِكُونَ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾و نه بطور مستقل و نه بصورت مشترک مالک ذرّهای در آسمانها و زمین نیستند، و به همین جهت فرمود: ﴿وَمَا لَهُمۡ﴾و این معبودان خیالی ﴿فِيهِمَا﴾در آسمانها و زمین، ﴿مِن شِرۡكٖ﴾هیچ مشارکت زیاد و کمی ندارند. پس آنها نه مُلک و سلطنتی دارند و نه در آن شراکت دارند. شاید گفته شود با این که آنها مالک ذرّهای در آسمانها و زمین نیستند و هیچ مشارکتی در آفرینش و تدبیر آسمانها و زمین ندارند اما آنها یاوران مالک و وزیران او هستند، از این رو صدا زدن و به فریاد خواندن آنها مفید خواهد بود، چون - از آنجا که مالک به آنها نیاز دارد - نیازهای کسانی را که دست به دامان آنها میشوند برآورده میسازند. پس خداوند این را هم نفی کرد و فرمود: ﴿وَمَا لَهُۥ مِنۡهُم مِّن ظَهِيرٖ﴾و خداوند یگانه قهار از میان آنها هیچ معاون و یاور و وزیر و پشتیبانی ندارد که در فرمانروایی و تدبیر جهان او را یاری دهد.
پس چیزی جز شفاعت باقی نماند و آنرا هم خداوند نفی کرد و فرمود: ﴿وَلَا تَنفَعُ ٱلشَّفَٰعَةُ عِندَهُۥٓ إِلَّا لِمَنۡ أَذِنَ لَهُ﴾این انواع تخلفاتی است که به وسیله آن مشرکین به بتها و انبازهای خود از قبیل انسانها و درختان و غیره متوسّل میشوند، و خداوند همهی این تعلقات را قطع نمود و باطل بودن آن را بیان داشت، بیانی که تمامی اصول و مواد شرک را قطع مینماید. چون مشرک که غیر از خداوند را پرستش میکند بدان جهت است که از او امید نفع و فایده دارد، و همین امیدواری است که او را دچار شرک گردانده است. پس اگر کسی را که به فریاد میخواند غیر از خدا باشد و هیچ نفع و ضرری را نداشته باشد، و با مالک «خدا» شریک نباشد و به وی هیچ کمک و مساعدتی نرساند، و نتواند بدون اذن و اجازهی او شفاعت نماید، این فراخوانی و عبادت از نظر عقل گمراهی محسوب شده و شرع نیز آن را باطل به حساب میآورد.
بلکه آنچه شرک میخواهد عکس آن واقع میشود! او میخواهد از معبود باطلش فایدهای بدست آورد اما خداوند باطل و بیفایده بودن آن را بیان نمود. و در آیات دیگر زیان آن را برای کسانی که به عبادت آن مشغول شدند بیان کرده و میفرماید در روز قیامت آنها به همدیگر کفر میورزند و یکدیگر را نفرین میکنند و جایگاه همه آتش جهنّم است: ﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواْ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواْ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ٦﴾[الأحقاف: ۶]. «و هنگامیکه مردم در قیامت گرد آورده میشوند آنان دشمن ایشان میگردند و پرستش آنان را انکار مینمایند».
عجیب است فرد مشرک که متکبرانه از اطاعت پیامبران روی بر میتابد با این استدلال که اینها انسان هستند، اما راضی است که درخت و سنگ را بپرستند و به فریاد بخواند و از عبادت خالصانهی خداوند مهربان متکبرانه روی برتابد، و به پرستش چیزی راضی است که زیانش بیشتر از فایدهاش میباشد. و اینگونه از سرسختترین دشمن خود که شیطان است اطاعت میکند. ﴿حَتَّىٰٓ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمۡ قَالُواْ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمۡۖ قَالُواْ ٱلۡحَقَّ﴾احتمال دارد که ضمیر در اینجا به مشرکین برگردد چون آنها در عبارت ذکر شدهاند و قاعده در مورد ضمیرها این است که به نزدیک ترین کلمه مذکور برگردند. در این حالت معنی اینطور میشود: در روز قیامت وقتی که ترس و اضطراب از دلهای مشرکین دور شد و عقلشان سرجایش آمد از حالتشان در دنیا و تکذیب حقی که پیامبران آورده بودند مورد سوال واقع خواهند شد، و آنها اقرار و اعتراف میکنند کفر و شرکی که آنها بر آن بودند باطل بود و به آنچه که خدا فرموده بود و پیامبرانش از آن خبر دادند حق است. ﴿بَلۡ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخۡفُونَ﴾[الأنعام: ۲۸]. «پس آنچه را که قبلا پنهان میکردند برایشان آشکار میگردد». و خواهند دانست که حق از آن خداست و به گناهان خود اعتراف میکنند. ﴿وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ﴾و ذات خداوند برتر و بالاتر است و او فراتر از همهی مخلوقات است و برآنها چیره میباشد و مقامش والا و دارای صفاتی بزرزگ است. ﴿ٱلۡكَبِيرُ﴾و در ذات و صفات خود بزرگ است. و از مصادیق والا بودن او این است که فرمان خدا رفیع است و مردم در برابر آن سر تسلیم فرود میآورند، حتی متکبران و مشرکان را میپذیرند. و این معنی آشکارتر است و سیاق بر همین دلالت مینماید. و احتمال دارد که ضمیر به فرشتگان برگردد، چون خداوند وقتی سخن بگوید فرشتگان آن را میشنوند و سجدهکنان فرو میافتند. و اولین فرشتهای که سربلند میکند جبرئیل است و خداوند از وحی خویش آنچه میخواهد به او میگوید، و چون بیهوشی و اضطراب از دلهای فرشتگان به در رود از یکدیگر در مورد این سخن الهی که از آن بیهوش گشتند میپرسند و میگویند پروردگارتان چه گفت؟ پس آنان به یکدیگر میگویند: خداوند حق فرمود: بنابراین، آنها یا بهطور اجمالی میگویند: «خداوند حق میگوید»، چرا که میدانند خداوند جز حق نمیگوید، و یا اینکه وارد جزئیات شده و مصادیق صداقت و راستگویی و حق گویی خدا را بیان میکنند. پس معنی اینطور میشود: مشرکانی که معبودان باطل را پرستش کردهاند که ناتوانی و نقص آنها و بیفایده بودنشان را برای شما بیان داشتیم، چگونه از عبادت پروردگار بزرگ و والا مقام روی برتافتهاند درحالیکه فرشتگان و آنهایی که مقرب خداوند هستند چنان در برابر او فروتن میباشند که به هنگام شنیدن سخن او بیهوش میافتند و همه اقرار میکنند که خداوند جز حق چیزی نمیگوید؟! این مشرکان را چه شده که از عبادت کسی روی گرداندهاند که چنین عظمت و شکوهی دارد! بسی والا و برتر است خداوند والا مقام از شرک مشرکین و از تهمت و دروغشان.
آیهی ۲۷-۲۴:
﴿قُلۡ مَن يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ قُلِ ٱللَّهُۖ وَإِنَّآ أَوۡ إِيَّاكُمۡ لَعَلَىٰ هُدًى أَوۡ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٢٤﴾[سبأ: ۲۴]. «بگو: چه کسی از آسمانها و زمین به شما روزی میدهد؟ بگو: خدا، قطعاً ما و یا شما بر هدایت یا ضلالت آشکاری هستیم».
﴿قُل لَّا تُسَۡٔلُونَ عَمَّآ أَجۡرَمۡنَا وَلَا نُسَۡٔلُ عَمَّا تَعۡمَلُونَ٢٥﴾[سبأ: ۲۵]. «بگو: شما از گناهی که ما کردهایم بازخواست نمیشوید و ما نیز از آنچه شما میکنید پرسیده نمیشویم».
﴿قُلۡ يَجۡمَعُ بَيۡنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفۡتَحُ بَيۡنَنَا بِٱلۡحَقِّ وَهُوَ ٱلۡفَتَّاحُ ٱلۡعَلِيمُ٢٦﴾[سبأ: ۲۶]. «بگو: پروردگارمان ما را گرد میآورد سپس میان ما به حق داوری میکند و او گشایندهای داناست».
﴿قُلۡ أَرُونِيَ ٱلَّذِينَ أَلۡحَقۡتُم بِهِۦ شُرَكَآءَۖ كَلَّاۚ بَلۡ هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٢٧﴾[سبأ: ۲۷]. «بگو: آنانرا که به عنوان شریک به او ملحق ساختهاید به من نشان دهید، چنین نیست، بلکه خداوند است که پیروزمند فرزانه است».
خداوند أپیامبرش محمدصرا فرمان میدهد تا از کسانی که به خدا شرک ورزیدهاند در رابطه با صحت و درستی شرکشان سوال کند: ﴿قُلۡ مَن يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾بگو: چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی میدهد؟ آنها باید اقرار کنند که خداوند به آنها روزی میدهد، و اگر اقرار نکردند، ﴿قُلِ ٱللَّهُ﴾بگو: خداوند به شما روزی میدهد، و کسی نیست که این سخن را رد کند. پس وقتی روشن شد که تنها خداوند است که از آسمانها و زمین روزی میرساند و باران را برایتان میفرستد و گیاهان را برای شما میرویاند و چشمهها را میجوشاند واز درختان میوه میآفریند، و حیوانات را برای روزی و سود شما آفریده است، چرا شما کسانی را پرستش میکنید که هیچ رزقی به شما نمیدهند و هیچ فایدهای به شما نمیرسانند؟ ﴿وَإِنَّآ أَوۡ إِيَّاكُمۡ لَعَلَىٰ هُدًى أَوۡ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾و از ما و شما یک گروه بر هدایت یا بر گمراهی میباشد. و این سخن را کسی میگوید که حق برایش روشن گردیده و راه درست برایش واضح گشته و به حقّی که او برآن است و به باطل بودن آنچه که طرفش بر آن قرار دارد یقین کرده است. یعنی دلایل آشکار را -در نظر ما و شما - برایتان توضیح داده ایم که در نظر ما و شما برایتان توضیح داده ایم که در پرتو آن به یقین دانسته میشود چه کسی برحق است و چه کسی بر باطل میشود، و چه کسی هدایت یافته و چه کسی گمراه شده است؟ و بعد از این تبیین و توضیح هیچ فایدهای در تعیین اهل حق و باطل وجود ندارد.
پس کسی که مردم را به عبادت خداوند آفریننده دعوت میکند، خداوندی که همه مخلوقات را آفریده و به شیوههای گوناگون در آنها تصرف مینماید، خدایی که همهی نعمتها را به آنها ارزانی داشته و به آنها روزی داده و رنجها را از آنان دور کرده است، خداوندی که ستایش همه او را سزاست و فرمانروایی همه از آن اوست، و تمامی فرشتگان و همه مخلوقات در برابر شکوه و هیبت او فروتناند و در برابر عظمت او کرنش میکنند، و همه شفاعت کنندگان بیم او را دارند، و هیچکسی از آنان جز با اجازهی او که بزرگوار و بلند مرتبه است شفاعت نمیکند، خداوندِ والا و بزرگ که در ذات و صفات و کارهایش والا و بزرگوار است و دارای هرکمال و شکوه و جمالی است، و هر نوع و حمد و ستایش و مجد و عظمتی سزاوار اوست. پس هرگاه کسی را که دعوت میکند به چنین خدایی نزدیک شوید و عبادت را فقط برای او انجام دهید و عبادت غیر خدا نهی میکند با کسی مقایسه کنید که به بتها و قبرها تقرب میجوید، بتها و قبرهایی که توان آفریدن و روزی دادن را ندارند، و نمیتوانند هیچ سود و زیانی را برای خودشان و کسانی که آنها را پرستش مینمایند برسانند، و مرگ و زندگی و رستاخیز در دست آنها نیست، بلکه جماداتی هستند که نمیفهمند، و دعا و فریاد کسانی را که آنها را پرستش میکنند نمیشنوند، و اگر نیز بشنوند جواب نخواهند داد، و در روز قیامت به شرک آنها کفر میورزند، و از آنها بیزاری میجویند، و یکدیگر را نفرین میکنند، و آنها هیچ بهره و مشارکتی در فرمانروایی جهان هستی ندارند و در آفرینش آن نیز (به خداوند) کمک نکردهاند، و به طور مستقل و بدون اجازهی خدا حق شفاعت ندارند، پس کسی که چنین معبودی را به فریاد میخواند و با انواع عبادتها و به هر طریق ممکنی به او تقرب میجوید و با کسی دشمنی میورزد که عبادت را خالصانه برای خدا انجام میدهد، و پیامبران خدا را تکذیب مینماید، پیامبرانی که پیامشان این بوده است که فقط خدای یگانه را پرستش کنید، (اگر این دو نفر و این دو گروه را با هم مقایسه کنی) روشن است که گروه هدایت یافته کدام است و گمراه کدام میباشد و بدبخت و شقی کدام است و خوشبخت و سعادتمند کدام است؟ و احتیاجی نیست که مشخص گردد کدام گروه هدایت یافته یا گمراه است، چون توصیف حالت، بهتر از تصریح و گفتن، قضیه را روشن میکند.
﴿قُل لَّا تُسَۡٔلُونَ عَمَّآ أَجۡرَمۡنَا وَلَا نُسَۡٔلُ عَمَّا تَعۡمَلُونَ٢٥﴾بگو: هرکدام از ما و شما دربارهی عمل خود مورد سوال واقع میشود، از شما دربارهی گناهان ما - اگر گناه کرده باشیم - سوال نمیشود، و ما نیز از کارهایی که شما میکنید مورد سوال واقع نخواهیم شد. پس هدف ما و شما باید طلب حق و در پیش گرفتن راه عدالت و انصاف باشد.
و آنچه ما میکردیم نباید شما را از تبعیت از حق باز دارد، زیرا احکام دنیا مبتنی بر ظواهر امر است و در آن از حق تبعیت میگردد و از باطل اجتناب ورزیده میشود. اما اعمال در سرای آخرت مورد بررسی قرار میگیرند و داورترینِ داوران و عادلترین عادلان درباره آن قضاوت مینماید.
بنابراین فرمود: ﴿قُلۡ يَجۡمَعُ بَيۡنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفۡتَحُ بَيۡنَنَا﴾بگو: پروردگارمان ما را گرد میآورد، سپس درمیان ما حکم مینماید و به تبع آن راستگو از دروغگو مشخص میگردد، و کسی که سزاوار پاداش است از کسی که سزاوار عذاب است مشخص میشود ﴿وَهُوَ ٱلۡفَتَّاحُ﴾و او داور قضایای پیچیده است، ﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾و به آنچه که باید حکم شود داناست.
﴿قُلۡ﴾ای پیامبر وای کسی که در جای او قرار گرفتهای! به مشرکان بگو: ﴿أَرُونِيَ ٱلَّذِينَ أَلۡحَقۡتُم بِهِۦ شُرَكَآءَ﴾کسانی را که به عنوان شریک خدا به او ملحق ساختهاید به من نشان دهید. یعنی آنها کجا هستند؟ و راه شناخت آنها چیست؟ و آیا آنها در زمین هستند یا درآسمان؟ و خداوند که دانای پنهان و پیداست به ما خبر داده که او در جهان هستی شریکی ندارد. ﴿وَيَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمۡ وَلَا يَنفَعُهُمۡ وَيَقُولُونَ هَٰٓؤُلَآءِ شُفَعَٰٓؤُنَا عِندَ ٱللَّهِۚ قُلۡ أَتُنَبُِّٔونَ ٱللَّهَ بِمَا لَا يَعۡلَمُ﴾[یونس: ۱۸]. « «و به جای خداوند چیزهایی را میپرستند که به آنها هیچ سود و زیانی نمیرسانند، و میگویند: اینها برای ما نزد خدا شفاعت میکنند بگو: آیا خدا را به چیزی آگاه میکنید که نمیداند»؟!. ﴿وَمَا يَتَّبِعُ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُرَكَآءَۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ﴾[یونس: ۶۶]. «و کسانی که به جز خداوند انبازانی را به فریاد میخوانند جز از گمان پیروی نمیکنند و آنها فقط تخمین میزنند».
همچنین بندگان خاص خدا از قبیل پیامبران شریکی برای خدا نمیشناسند، پس ای مشرکان! کسانی را که با گمان باطل خود شریک خدا قرار دادهاید به من نشان بدهید. آنها نمیتوانند به این سوال پاسخ بدهند، بنابراین فرمود: ﴿كَلَّا﴾هرگز! یعنی خداوند شریک و همتایی ندارد، ﴿بَلۡ هُوَ ٱللَّهُ﴾بلکه او خداوندی است که جز او کسی شایستهی پرستش نمیباشد. ﴿ٱلۡعَزِيزُ﴾و بر همه چیز چیره و غالب است و همه مسخّر و تحت تدبیر او میباشند. ﴿ٱلۡحَكِيمُ﴾و فرزانه و با حکمت است، و هرآنچه را که آفریده خوب آفریده و بهترین قانون را مشروع نموده است. و اگر خداوند در شریعت و قانون خویش حکمتی جز امر به توحید و یگانه پرستی و اینکه توحید راه نجات است، و همچنین جز نهی از شرک و اینکه شرک راه شقاوت و هلاکت است، را بیان نمیکرد همین به عنوان دلیل بر کمال حکمت او کافی بود، و هرآنچه را خداوند بدان امر نموده و یا از آن نهی کرده مشتمل بر حکمت است.
آیهی ۳۰-۲۸:
﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا كَآفَّةٗ لِّلنَّاسِ بَشِيرٗا وَنَذِيرٗا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٢٨﴾[سبأ: ۲۸]. «و ما تو را برای جملگی مردمان فرستادهایم تا مژدهرسان و بیمدهنده باشی ولی بیشتر مردم نمیدانند».
﴿وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٢٩﴾[سبأ: ۲۹]. «و میگویند: اگر راستگوئید این وعده کی خواهد بود»؟
﴿قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوۡمٖ لَّا تَسۡتَٔۡخِرُونَ عَنۡهُ سَاعَةٗ وَلَا تَسۡتَقۡدِمُونَ٣٠﴾[سبأ: ۳۰]. «بگو: وعدۀ شما روز مشخّصی است که از آن لحظهای باز پس نمیمانید و نه لحظهای از آن پیشی میگیرید».
خداوند متعال خبر میدهد که او پیامبرشصرا نفرستاده است مگر برای اینکه همهی مردم را به پاداش خداوند مژده دهد، و آنها را از اعمال و کارهایی که باعث پاداش خداوندی میشود آگاه نماید. نیز آنها را از عذاب خداوند بترساند و آنان را از کارهایی که باعث گرفتار شدن به عذاب او میگردد با خبر کند. پس چیزی در اختیار تو نیست و انجام دادن آنچه که تکذیب کنندگان به تو پیشنهاد میکنند وظیفهی تو نمیباشد، بلکه آنها در دست خدا هستند. ﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾ولی بیشتر مردم نمیدانند. یعنی آگاهی و دانش درستی ندارند، یا نادان و جاهل هستند و یا اینکه میدانند اما از روی عناد و کینهتوزی مخالفت میورزند و به علم خود عمل نمیکنند، انگار که آنها علم و آگاهی ندارند. و از آنجا که علم و آگاهی ندارند زمانی که پیامبر پیشنهاد آنان را عملی نکرد، این را سببی برای نپذیرفتن دعوت او قرار دادند.
یکی از پیشنهادهای آنان این بود که پیامبر عذابی را که آنها را از آن ترسانده بود به شتاب و فوری بر آنان نازل کند: ﴿وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٢٩﴾و میگویند: اگر راستگویید این وعده کی خواهد بود؟ این ستمی بود از جانب آنها. چه ملازمتی هست میان راستگو بودن پیامبر و این که آمدن زمان عذاب را بگوید؟ و آیا این جز نپذیرفتن حق و بیخردی چیزی دیگر است؟ چنانچه در امور دنیا کسی به نزد قومی بیاید که به صداقت و خیرخواهی او واقف باشند، و دشمنی نیز داشته باشند که در پی ضربه زدن به آنان باشد و برای آنها خود را آماده نماید، اگر چنین فرد خیرخواهی بگوید: دشمن شما را دیدهام که به سویتان حرکت کرده و میخواهد با شما حمله ور شود و شما را ریشه کن کند، اگر برخی از مردم به این فرد بگویند: اگر راستگو هستی به ما بگو که دشمن چه لحظهای نزد ما میرسد و هم اکنون کجاست؟ آیا کسی که چنین بگوید عاقل به حساب میآید یا اینکه به بیخردی و جنون او حکم میشود؟ البته چنین فردی احتمال راستگو و دروغگو بودن را دارد، چرا که ممکن است دشمن به سوی گروهی دیگر برود، یا منصرف شود، و یا آنها توان دفاع از خودشان را داشته باشند.
اما چه حالی خواهد داشت کسی که راستگوترین انسان را تکذیب کند که در خبر دادنش در مورد عذاب روز قیامت معصوم است و از سر هوی و هوس سخن نمیگوید، عذابی که در آن هیچ شکی نیست، و هرگز نمیتوان آن را دفع نمود و در برابر آن یاوری به دست آورد؟! آیا رد کردن خبر او به دلیل اینکه زمان اتفاق افتاده عذاب را بیان نکرده است نهایتِ بیخردی نیست؟! ﴿قُل﴾به آنها بگو و آنانرا از وقت وقوع عذاب که هیچ شکی در آن نیست خبر ده، ﴿لَّكُم مِّيعَادُ يَوۡمٖ لَّا تَسۡتَٔۡخِرُونَ عَنۡهُ سَاعَةٗ وَلَا تَسۡتَقۡدِمُونَ﴾وعدهی شما روز مشخّصی است که لحظهای از آن پیش و پس نخواهید شد. پس بترسید از آن روز و برای آن آمادگی پیدا کنید.
آیهی ۳۳-۳۱:
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَن نُّؤۡمِنَ بِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَلَا بِٱلَّذِي بَيۡنَ يَدَيۡهِۗ وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلظَّٰلِمُونَ مَوۡقُوفُونَ عِندَ رَبِّهِمۡ يَرۡجِعُ بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٍ ٱلۡقَوۡلَ يَقُولُ ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواْ لَوۡلَآ أَنتُمۡ لَكُنَّا مُؤۡمِنِينَ٣١﴾[سبأ: ۳۱]. «و کافران گفتند: هرگز به این قرآن و دیگر کتابهای پیش از آن ایمان نخواهیم آورد، و اگر ببینی آنگاه که ستمگران نزد پروردگارشان نگاه داشته شدهاند برخی از آنان سخن برخی دیگر را پاسخ میدهند، مستضعفان به مستکبران میگویند: اگر شما نبودید ما ایمان میآوردیم».
﴿قَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواْ لِلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُوٓاْ أَنَحۡنُ صَدَدۡنَٰكُمۡ عَنِ ٱلۡهُدَىٰ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَكُمۖ بَلۡ كُنتُم مُّجۡرِمِينَ٣٢﴾[سبأ: ۳۲]. «مستکبران به مستضعفان میگویند: آیا پس از آنکه هدایت برایتان آمد ما شما را از آن بازداشتیم؟ بلکه خود شما گناهکار بودید».
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواْ بَلۡ مَكۡرُ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ إِذۡ تَأۡمُرُونَنَآ أَن نَّكۡفُرَ بِٱللَّهِ وَنَجۡعَلَ لَهُۥٓ أَندَادٗاۚ وَأَسَرُّواْ ٱلنَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاْ ٱلۡعَذَابَۚ وَجَعَلۡنَا ٱلۡأَغۡلَٰلَ فِيٓ أَعۡنَاقِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۖ هَلۡ يُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٣٣﴾[سبأ: ۳۳]. «و (بار دیگر) مستضعفان به مستکبران میگویند: بلکه توطئه و مکر شب و روزتان (سبب شد که ما از هدایت باز مانیم) در آنهنگام که شما به ما دستور میدادید که به خداوند کفر ورزیم و برای او همتایانی قرار دهیم، و پشیمانی خود را پنهان میدارند آنگاه که عذاب را میبینند و ما زنجیرها را بهگردن کافران میاندازیم. آیا به آنان جزایی جز (جزای) کارهایی که میکردهاند داده میشود»؟
خداوند خبر میدهد میعاد کسانی که بر آمدن عذاب عجله و شتاب دارند حتما به هنگام فرا رسیدن زمانش خواهد آمد. سپس حالت آنها را در آن روز بیان کرد و فرمود: اگر حالت آنها را ببینی آن گاه که نزد پروردگارشان نگاه داشته میشوند و سران کفر و گمراهی و کسانی که از آنها پیروی میکردند جمع میشوند، حالتی وحشتناک را مشاهده خواهی کرد، و میبینی که چگونه با یکدیگر گفتگو میکنند، ﴿يَقُولُ ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ﴾مستضعفان و زیردستان که پیروان هستند، ﴿لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواْ﴾به مستکبران و رهبران میگویند: ﴿لَوۡلَآ أَنتُمۡ لَكُنَّا مُؤۡمِنِينَ﴾اگر شما نبودید ما ایمان میآوردیم، اما شما بین ما و بین ایمان آوردنمان حایل گشتید و ناسپاسی را برایمان آراستید. پس ما از شما پیروی کردیم. منظورشان این است که سران عذاب داده شوند، اما آنها مورد عذاب قرار نمیگیرند.
﴿قَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواْ لِلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُوٓاْ أَنَحۡنُ صَدَدۡنَٰكُمۡ عَنِ ٱلۡهُدَىٰ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَكُمۖ بَلۡ كُنتُم مُّجۡرِمِينَ٣٢﴾مستکبران به صورت پرسش و در حالی که میگویند همهی ما در جرم و گناه شریک هستیم، به مستضعفان میگویند:آیا ما با زور و قدرت شما را از هدایتی که برایتان آمده بود بازداشتیم؟ خیر، بلکه شما خود مجرم بودید. یعنی با اختیار خود به جرم و گناه دست یازیدید، و شما را بر آن مجبور نکردیم، اگرچه ما گناه و جنایت را برایتان زیبا و آراسته جلوه دادیم و ما بر شما هیچ سلطه و قدرتی نداشتیم.
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُواْ بَلۡ مَكۡرُ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ إِذۡ تَأۡمُرُونَنَآ أَن نَّكۡفُرَ بِٱللَّهِ وَنَجۡعَلَ لَهُۥٓ أَندَادٗا﴾و مستضعفان میگویند: بلکه توطئهی شب و روز شما سبب شد که ما از هدایت بازمانیم، چرا که شما کفر را برای ما زیبا جلوه دادید و ما را به سوی آن دعوت میکردید و میگفتید: آن حق است، و حق را مورد عیبجویی قرار میدادید و ادعا نمودید که باطل است. و همواره به توطئه ومکر میپرداختید تا اینکه ما را فریب دادید و دچار فتنه امان کردید. پس این گفتگو به آنها فایدهای نمیدهد جز اینکه از یکدیگر بیزاری میجویند و پشیمانی بزرگ عایدشان میشود. بنابراین فرمود: ﴿وَأَسَرُّواْ ٱلنَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاْ ٱلۡعَذَابَ﴾و دلایلی که هریک برای نجات خود از عذاب میآورد کارساز نیست و هریک میداند که او ستمگر و سزاوار عذاب میباشد. پس هریک از آنها به شدّت پشیمان میشود و آرزو میکند که ای کاش برحق بود و باطلی که او را به این عذاب گرفتار کرده است رها میکرد! و آنها این را در دل خود میگویند چون از اقرار علیه خود میترسند. و در بعضی جایگاههای قیامت و وقتی که وارد آتش میشوند این پشیمانی را آشکارا اعلام میدارند: [الفرقان: ۲۷-۲۸]. ﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا٢٧ يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا٢٨﴾[الفرقان: ۲۷-۲۸]. «و روزی که ستمگر دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: ای کاش همراه با پیامبر راهی بر میگرفتم! ای وای بر من ! کاش فلانی را به دوستی بر نمیگرفتم»! ﴿وَقَالُواْ لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ١٠ فَٱعۡتَرَفُواْ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ١١﴾[الملک: ۱۰-۱۱]. «و میگویند: اگر میشنیدیم یا خرد میورزیدیم در زمرهی دوزخیان قرار نمیگرفتیم. پس به گناهانشان اعتراف میکنند. نفرین بر دوزخیان باد».
﴿وَجَعَلۡنَا ٱلۡأَغۡلَٰلَ فِيٓ أَعۡنَاقِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ﴾و ما بر گردن کافران زنجیرها میاندازیم و به زنجیر کشیده میشوند، همانطور که زندانی با زنجیر بسته میشود. خداوند متعال فرموده است: ﴿إِذِ ٱلۡأَغۡلَٰلُ فِيٓ أَعۡنَٰقِهِمۡ وَٱلسَّلَٰسِلُ يُسۡحَبُونَ٧١ فِي ٱلۡحَمِيمِ ثُمَّ فِي ٱلنَّارِ يُسۡجَرُونَ٧٢﴾[غافر: ۷۱-۷۲]. آنگاه که طوقها و زنجیرها بر گردنشان است و در آتش داغ کشیده شده، و انگهی در آتش سوخته میشوند. ﴿هَلۡ يُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ﴾این عذاب و شکنجه و زنجیرها و طوقهای سنگین جزای کفر و گناهانی است که میکردند.
آیهی ۳۹-۳۴:
﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ٣٤﴾[سبأ: ۳۴]. «و در هیچ شهری هشدار دهندهای نفرستادیم مگر آنکه سران و متنعّان آنجا گفتند: ما بدانچه آوردهاید باور نداریم».
﴿وَقَالُواْ نَحۡنُ أَكۡثَرُ أَمۡوَٰلٗا وَأَوۡلَٰدٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ٣٥﴾[سبأ: ۳۵]. «و گفتند: ما اموال و فرزندان بیشتری داریم و هرگز عذاب داده نخواهیم شد».
﴿قُلۡ إِنَّ رَبِّي يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٣٦﴾[سبأ: ۳۶]. «بگو: بیگمان پروردگارم روزی را برای هرکس که خود بخواهد فراخ یا تنگ میگرداند، ولی بیشتر مردم نمیدانند».
﴿وَمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُم بِٱلَّتِي تُقَرِّبُكُمۡ عِندَنَا زُلۡفَىٰٓ إِلَّا مَنۡ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَأُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ جَزَآءُ ٱلضِّعۡفِ بِمَا عَمِلُواْ وَهُمۡ فِي ٱلۡغُرُفَٰتِ ءَامِنُونَ٣٧﴾[سبأ: ۳۷]. «و اموال و فرزندانتان چیزی نیستند که شما را به ما نزدیک و مقرب سازند بلکه (مقرب) کسی است که ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد. آنان در برابر اعمالی که انجام دادهاند پاداش دوچندان دارند و در غرفههای (بلند) ایمناند».
﴿وَٱلَّذِينَ يَسۡعَوۡنَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ أُوْلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ٣٨﴾[سبأ: ۳۸]. «و کسانیکه تلاش میکنند آیات ما را تکذیب و انکار نمایند و تصور میکنند که (پیامبر) را شکست میدهند ایشان در عذاب احضار خواهند شد».
﴿قُلۡ إِنَّ رَبِّي يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُ لَهُۥۚ وَمَآ أَنفَقۡتُم مِّن شَيۡءٖ فَهُوَ يُخۡلِفُهُۥۖ وَهُوَ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ٣٩﴾[سبأ: ۳۹]. «بگو: بیگمان پروردگارم روزی را برای هرکس از بندگانش که بخواهد فراخ میگرداند، و برای هرکس که بخواهد تنگ میدارد. و هرچه را انفاق کنید خدا جای آنرا پر میکند و او بهترین روزیدهندگان است».
خداوند متعال از حالت امّتهای گذشته خبر میدهد، امّتهایی که پیامبران را تکذیب کردند، و میفرماید: حالت آنها همان حالت و وضعیت کسانی است که پیامبرشان محمّدصرا تکذیب کردند. و هر زمان خداوند پیامبری به آبادی و شهری فرستاده است صاحبان قدرت و نعمت، رسالت پیامبر را انکار کردهاند و نعمتهایی که از آن برخوردار بودهاند آنان را مغرور ساخته و بدان افتخار ورزیدهاند.
﴿وَقَالُواْ نَحۡنُ أَكۡثَرُ أَمۡوَٰلٗا وَأَوۡلَٰدٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ٣٥﴾و گفتند: ما از کسانی که از حق پیروی کردهاند اموال و اولاد بیشتری داریم، و عذاب داده نخواهیم شد. یعنی پس از مرگ زنده نخواهیم شد، و اگر هم زنده گردانده شویم کسی که در دنیا به ما این همه اموال و اولاد بخشیده است در آخرت نیز مال و فرزند بیشتری به ما خواهد داد و ما را عذاب نمیدهد.
خداوند به آنها پاسخ داد که فراوان بودن روزی وکم بودن آن دلیلی بر آنچه گمان میبرید نیست، چرا که روزی تحت خواست خداوند است، اگر بخواهد آنرا برای بندهاش زیاد و فراوان مینماید و اگر بخواهد آن را اندک و کم میدارد.
﴿وَمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُم بِٱلَّتِي تُقَرِّبُكُمۡ عِندَنَا زُلۡفَىٰٓ﴾و اموال و فرزندانتان چیزی نیستند که شما را به خدا نزدیک سازند، بلکه تنها چیزی که انسان را به خدا نزدیک و مقرب میسازد ایمان آوردن به آنچه پیامبران آوردهاند میباشد، و عمل صالح نیز که از لوازم ایمان است انسان را مقرب درگاه خدا میسازد. و کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند پاداش آنها چند برابر است و به هر نیکی آنها ده برابر تا هفتصد برابر و بیشتر پاداش داده میشود که اندازهی پاداش آنها را کسی جز خدا نمیداند. ﴿وَهُمۡ فِي ٱلۡغُرُفَٰتِ ءَامِنُونَ﴾و آنها در منازل بلند و بسیار مرتفع سکونت دارند و در آنجا در امن و امان و با آرامش خاطر به سر میبرند، چون در آن انواع لذتها وجود دارد و خطر بیرون رفتن از آنجا و یا ناراحت شدن آنان را تهدید نمیکند.
﴿وَٱلَّذِينَ يَسۡعَوۡنَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مُعَٰجِزِينَ﴾و کسانی که برای ابطال آیات ما میکوشند، و آن را تکذیب مینمایند، و در تلاشاند که ما و پیامبران ما را درمانده سازند، و تصور میکنند که خواهند توانست، ﴿أُوْلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡعَذَابِ مُحۡضَرُونَ﴾ایشان در عذاب آتشسوزان احضار خواهند شد، و معبودانشان به ایشان هیچ سودی نمیبخشد. سپس خداوند دوباره تکرار کرد که ﴿يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ وَيَقۡدِرُ لَهُ﴾تا فرمودهاش بر آن مترتب گردد که میفرماید: ﴿وَمَآ أَنفَقۡتُم مِّن شَيۡءٖ فَهُوَ يُخۡلِفُهُ﴾و هرآنچه از نفقههای واجب و مستحب که به خویشاوند یا همسایه یا یتیم یا به فرد بینوایی و یا به غیر آنان بدهید خداوند جای آن را پر میکند. پس گمان نبرید که بخشیدن و انفاق کردن روزی را کم میکند، بلکه خداوند وعده داده که جای آن را پر نماید، ﴿وَهُوَ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ﴾و خداوند بهترین روزی دهندگان است، پس، از او طلب روزی کنید و با استفاده از اسبابی که شما را بدان امر نموده در پی روزی تلاش نمایید.
آیهی ۴۲-۴۰:
﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا ثُمَّ يَقُولُ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ أَهَٰٓؤُلَآءِ إِيَّاكُمۡ كَانُواْ يَعۡبُدُونَ٤٠﴾[سبأ: ۴۰]. «و روزی که آنانرا جملگی گرد میآورد سپس به فرشتگان میگوید: آیا اینان شما را پرستش میکردهاند»؟
﴿قَالُواْ سُبۡحَٰنَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِمۖ بَلۡ كَانُواْ يَعۡبُدُونَ ٱلۡجِنَّۖ أَكۡثَرُهُم بِهِم مُّؤۡمِنُونَ٤١﴾[سبأ: ۴۱]. «میگویند: تو پاک و منزهی! و تنها تو یاور و کارساز مایی! نه، بلکه ایشان جنّیان را پرستش کردهاند! و بیشترشان به آنان ایمان داشتهاند».
﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يَمۡلِكُ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٖ نَّفۡعٗا وَلَا ضَرّٗا وَنَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ ذُوقُواْ عَذَابَ ٱلنَّارِ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ٤٢﴾[سبأ: ۴۲]. «پس امروز هیچیک از شما نمیتواند برای دیگری سود و زیانی داشته باشد، و به ستمگران میگوییم: عذاب آتشی را بچشید که آنرا دروغ میانگاشتید».
﴿وَيَوۡمَ يَحۡشُرُهُمۡ جَمِيعٗا﴾و روزی که خداوند کسانی را که غیر از او را پرستش میکردهاند و آنچه را که میپرستیدهاند از قبیل ملائکه و غیره جملگی را گرد میآورد، ﴿ثُمَّ يَقُولُ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ﴾سپس در قالب سرزنش کسانی که فرشتگان را پرستش کردهاند به فرشتگان میگوید: ﴿أَهَٰٓؤُلَآءِ إِيَّاكُمۡ كَانُواْ يَعۡبُدُونَ﴾آیا اینان شما را پرستش میکردهاند؟
پس، از عبادت و پرستش آنان تبرّی میجویند و ﴿قَالُواْ سُبۡحَٰنَكَ﴾میگویند: تو پاک و منزهی از اینکه شریک یا همتایی داشته باشی. ﴿أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم﴾تو یار و یاور مایی، و میان ما و آنها هیچ دوستی و مودّتی وجود ندارد، ما به سرپرستی ِ تو نیازمندیم و چارهای نداریم جز اینکه یاور ما باشی. پس چگونه کسی دیگر را دعوت مینماییم تا ما را پرستش کند؟ و یا چگونه صلاحیت داریم که شریک و انباز تو باشیم؟!.
﴿بَلۡ كَانُواْ يَعۡبُدُونَ ٱلۡجِنَّ﴾بلکه این مشرکان، شیطانها را پرستش میکردند و شیاطین آنها را به پرستش ما یا پرستش دیگر چیزها دستور میدادند و ایشان از آنها پیروی میکردند. و اطاعت از شیطانها به مثابهی پرستش آنهاست، چون عبادت همان طاعت است. همانطور که خداوند خطاب به همهی کسانی که چیزهایی را شریک او میسازند گفته است: ﴿أَلَمۡ أَعۡهَدۡ إِلَيۡكُمۡ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعۡبُدُواْ ٱلشَّيۡطَٰنَۖ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ٦٠ وَأَنِ ٱعۡبُدُونِيۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ٦١﴾[یس: ۶۰-۶۱]. «ای فرزندان آدم! آیا از شما عهد نگرفتم که شیطان را پرستش نکنید، چرا که او دشمن آشکار شما میباشد؟ و مرا بپرستید، این است راه راست». ﴿أَكۡثَرُهُم بِهِم مُّؤۡمِنُونَ﴾و بیشترشان به آنها ایمان داشتهاند. یعنی جنها را تصدیق کرده و فرمانبردارشان بودهاند، چون ایمان یعنی تصدیقی که موجب فرمانبرداری و اطاعت میشود.
وقتیکه از آنها اظهار بیزاری میکنند خداوند متعال خطاب به آنان میفرماید: ﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يَمۡلِكُ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٖ نَّفۡعٗا وَلَا ضَرّٗا﴾امروز هیچ یک از شما نمیتواند برای دیگری سود و زیانی داشته باشد چرا که روابط شما قطع گردیده است. ﴿وَنَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ﴾و به کسانی که با کفر ورزیدن وانجام گناهان بر خویشتن ستم کردهاند بعد از آن که آنها را وارد جهنم میکنیم میگوییم: ﴿ذُوقُواْ عَذَابَ ٱلنَّارِ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ﴾طعم عذابی را بچشید که آن را دروغ میانگاشتید. پس امروز شما آن عذاب را با چشمهای خود مشاهده میکنید و به سزای تکذیب و دروغ انگاشتن و فرار نکردن از اسباب آن وارد آن میشوید.
آیهی ۴۵-۴۳:
﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ قَالُواْ مَا هَٰذَآ إِلَّا رَجُلٞ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكُمۡ عَمَّا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُكُمۡ وَقَالُواْ مَا هَٰذَآ إِلَّآ إِفۡكٞ مُّفۡتَرٗىۚ وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ٤٣﴾[سبأ: ۴۳]. «و هنگامیکه آیههای روشن ما بر آنان خوانده شود، میگویند: این (شخص) جز مردی نیست که میخواهد شما را از آنچه پدرانتان میپرستیدهاند بازدارد و میگویند: این جز دروغ بزرگی نیست که به خدا نسبت داده شده است. و کافران (درباره) حق چون به آنان برسد، میگویند: این جادویی آشکار بیش نیست».
﴿وَمَآ ءَاتَيۡنَٰهُم مِّن كُتُبٖ يَدۡرُسُونَهَاۖ وَمَآ أَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهِمۡ قَبۡلَكَ مِن نَّذِيرٖ٤٤﴾[سبأ: ۴۴]. «و ما هیچ کتابی برای ایشان نفرستادهایم که آنرا بخوانند، و پیش از تو بهسوی آنان هیچ هشدار دهندهای نفرستادیم».
﴿وَكَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ وَمَا بَلَغُواْ مِعۡشَارَ مَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ فَكَذَّبُواْ رُسُلِيۖ فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ٤٥﴾[سبأ: ۴۵]. «و کسانیکه پیش از اینان بودهاند (وحی ما را) دروغ انگاشتند، حال اینکه آنان به یک دهم آنچه به آنان داده بودیم نرسیدهاند، آنگاه پیامبران ما را تکذیب کردند، پس (بنگر) کیفر من چگونه بود؟!».
خداوند از مشرکان خبر میدهد بدانگاه که آیات روشنگر خداوند و دلایل آشکار حجتهای قاطع او به نزد آنها میآید، آیاتی که بر هر خیر و خوبی راهنمایی مینماید و از هر شری باز میدارد، و بزرگترین نعمتی بود که به نزدشان آمد و میبایست به آن ایمان آورند و آن را تصدیق نمایند و فرمان برند، اما آنها عکس آنچه که میبایست انجام دهند انجام دادند، و کسی که آیات خدا را آورد تکذیب کردند و گفتند: ﴿مَا هَٰذَآ إِلَّا رَجُلٞ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكُمۡ عَمَّا كَانَ يَعۡبُدُ ءَابَآؤُكُمۡ﴾او مردی است که میخواهد شما را از آنچه پدرانتان پرستش میکردهاند باز دارد. یعنی این پیامبر که شما را به یگانهپرستی فرا میخواند هدفش این است که سنّتها و عادات پدرانتان را رها کنید، پدرانی که آنها را بزرگ میدارید و دنباله رو آنان میباشید. پس آنها حق را به خاطر تبعید از روش گمراهان رد کردند و نپذیرفتند، و دلیل و شبههای برای این عمل خود ارائه ندادند. این چه دلیل و شبههای است که هنگامیکه پیامبران برخی از گمراهان را به پیروی از حق دعوت نمودند ادعا کردند که این، راه برادران و نیاکانشان است؟!.
البته اگر دقت شود (به این نتیجه میرسیم) هرگاه حقی رد شده باشد، یگانه دلیلی که رد کنندگان به آن استناد کردهاند اقوال و گفتههای گمراهان از قبیل مشرکان، دهریها، فلاسفه و صائبان و ملحدین بوده است. و اینها الگوی هرکسی هستند که حق را نمیپذیرد و تا قیامت اینگونه است. مشرکین که کارپدرانشان را الگوی خود گرداندند و آن را وسیلهای برای دفع آنچه پیامبران آوردند قرار دادند، از حق انتقاد به عمل آوردند و به آن طعنه زدند، ﴿وَقَالُواْ مَا هَٰذَآ إِلَّآ إِفۡكٞ مُّفۡتَرٗى﴾و گفتند: این قرآن دروغی است که این مرد خودش آن را برساخته است.
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٞ﴾و کافران دربارهی حق چون به آنان برسد میگویند: این جادویی است آشکار. و آنها اینگونه حق را تکذیب میکردند و بیخردان را گول میزدند. وقتی خداوند متعال دلایلی را بیان کرد که آنها برای رد کردن و نپذیرفتن حق ارائه دادند، فرمود: اینها حتی به عنوان شبهه نیز پذیرفته نمیشوند، گذشته از اینکه حجت و دلیل باشند، و فرمود: اگر آنها بخواهند حجت و دلیلی بیاورند هیچ مستندی ندارند: ﴿وَمَآ ءَاتَيۡنَٰهُم مِّن كُتُبٖ يَدۡرُسُونَهَا﴾و به آنان کتابهایی ندادهایم تا آن را بخوانند و منبع استناد آنها باشند. ﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهِمۡ قَبۡلَكَ مِن نَّذِيرٖ﴾و پیش از تو بهسوی آنان هیچ هشدار دهندهای نفرستادیم تا گفتهها و حالات او را برای خود دلیل قرار دهند، و آنچه را که تو آوردهای رد کنند. پس آنها دانشی ندارند.
سپس خداوند آنها را از سرنوشت امّتهای تکذیب کنندهی قبل از اینها برحذر داشت و فرمود: ﴿وَكَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ وَمَا بَلَغُواْ مِعۡشَارَ مَآ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ﴾و کسانی که پیش از آنان بودند آیات و کتابهای آسمانی را تکذیب کردند، و اینها که هم اکنون مورد خطاب هستند به یک دهم قوت و قدرتی که به آنها داده بودیم نرسیدهاند، ﴿فَكَذَّبُواْ رُسُلِيۖ فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ﴾و آنها پیامبران مرا تکذیب کردند، پس بنگر که چگونه کیفرشان دادم. خداوند از کیفرهایی که به آنها داده ما را آگاه کرده است، برخی را غرق نمود و برخی را با زمین لرزه هلاک کرد، و برخی از آنانرا به وسیلهی باد عقیم نابود کرد، و بعضی به وسیلهی صدای تند و وحشتناک نابود گشتند، و برخی در دل زمین فرو رفتند و برخی را نیز از آسمان سنگباران کرد. پس بپرهیزید ای تکذیب کنندگان از اینکه به تکذیب خود ادامه دهید که آن گاه خداوند شما را همانگونه کیفر میدهد و گرفتار عذاب میسازد که ملتهای گذشته را کیفر داد.
آیهی ۵۰-۴۶:
﴿۞قُلۡ إِنَّمَآ أَعِظُكُم بِوَٰحِدَةٍۖ أَن تَقُومُواْ لِلَّهِ مَثۡنَىٰ وَفُرَٰدَىٰ ثُمَّ تَتَفَكَّرُواْۚ مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍۚ إِنۡ هُوَ إِلَّا نَذِيرٞ لَّكُم بَيۡنَ يَدَيۡ عَذَابٖ شَدِيدٖ٤٦﴾[سبأ: ۴۶]. «بگو تنها شما را به یک (سخن) نصیحت میکنم و آن این است که خالصانه برای خدا دونفر دونفر، و یا یکنفر یکنفر، برخیزید، سپس بیندیشید که هیچ دیوانگیای در همنشین شما نیست، او برای شما جز هشدار دهندهای پیش از فرارسیدن عذابی سخت نیست».
﴿قُلۡ مَا سَأَلۡتُكُم مِّنۡ أَجۡرٖ فَهُوَ لَكُمۡۖ إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٞ٤٧﴾[سبأ: ۴۷]. «بگو: هر پاداشی را از شما خواستهام از آن شما باد. پاداش من جز بر (عهدۀ) خداوند نیست و او بر همه چیز گواه است».
﴿قُلۡ إِنَّ رَبِّي يَقۡذِفُ بِٱلۡحَقِّ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ٤٨﴾[سبأ: ۴۸]. «بگو: پروردگار من حقرا (به جان باطل) میاندازد (او) دانای نهانیهاست».
﴿قُلۡ جَآءَ ٱلۡحَقُّ وَمَا يُبۡدِئُ ٱلۡبَٰطِلُ وَمَا يُعِيدُ٤٩﴾[سبأ: ۴۹]. «بگو: حق آمد و باطل (کار تازهای را) از سر نمیگیرد و دوباره باز نمیگردد».
﴿قُلۡ إِن ضَلَلۡتُ فَإِنَّمَآ أَضِلُّ عَلَىٰ نَفۡسِيۖ وَإِنِ ٱهۡتَدَيۡتُ فَبِمَا يُوحِيٓ إِلَيَّ رَبِّيٓۚ إِنَّهُۥ سَمِيعٞ قَرِيبٞ٥٠﴾[سبأ: ۵۰]. «بگو: اگر گمراه شده باشم تنها به زیان خود گمراه میشوم و اگر راهیاب شده باشم از آن است که پروردگارم به من وحی میکند، بیگمان او شنوای نزدیک است».
﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَعِظُكُم بِوَٰحِدَةٍ﴾ای پیامبر! به این تکذیبکنندگان که حق را تکذیب و آنرا مورد عیبجویی قرار میدهند و حامل آنرا نیز طعنه میزنند. بگو: من شما را فقط به یک خصلت نصیحت میکنم، و شما را به آن راهنمایی مینمایم که آنرا در پیش بگیرید، و آنچه شما را بدان میخوانم راهی میانه و دادگرانه است، و شما را به این فرا نمیخوانم که از سخن من پیروی کنید. من نمیگویم گفتهی خودتان را بدون سبب رها کنید (بلکه از روی فکر و اندیشه از آن دست بردارید). و آنچه شما را به آن فرا میخوانم این است: ﴿أَن تَقُومُواْ لِلَّهِ مَثۡنَىٰ وَفُرَٰدَىٰ﴾که با همّت و نشاط و اراده برای پیروی از حقیقت دوست و یگانهپرستی به پاخیزید و با همدیگر بنشینید و در اینباره به گفتگو بپردازید، و به تنهایی در این مورد فکر کنید و هریک خویشتن را مورد خطاب قرار دهد. و به تنهایی یا دو نفر دو نفر برای خدا برخیزید و اندیشهی خود را به کار بندید و در احوال پیامبرتان فکر کنید که آیا این پیامبر دیوانه است و در سخن و هیئت و صفت او دیوانگی وجود دارد؟ یا اینکه او پیامبری راستگوست که شما را از آنچه به زبانتان است برحذر میدارد و شما را از عذاب سختی که پیش رو دارید میترساند؟
پس اگر کا فران این موعظه و اندرز را پذیرفتند و آن را به کار گرفتند برای آنها بیش از دیگران مشخص و روشن خواهد شد که پیامبر دیوانه نیست، چون هیئت او مانند هیئت دیوانگان نمیباشد، و مانند دیوانهها حالتهایی چون خفگی و نگاه حیرت زده به او دست نمیدهد، بلکه او دارای بهترین حالتهاست و حرکاتش بسیار بزرگوارانه میباشد، و او از همهی مخلوقات از نظر ادب و وقار و فروتنی بالاتر و کاملتر است و چنین ادب و وقاری جز شایستهی مردان خردمند نمیباشد، و هرگاه آنها در سخن شیوا و فصیح او بنگرند کلماتش را زیبا مییابند که دلها را سرشار از آرامش و ایمان مینماید و نفسها را تزکیه و دلها را پاک میگرداند، سخنانی که آدمی را به اخلاق نیک وا میدارد و از زشتیها دور میگرداند. و متوجه خواهد شد که سخنش آن چنان متین و شیرین است که از هیبت و بزرگداشت آن چشمها به وی خیره میشوند. پس آیا اینچنین سخنانی با یاوهگویی و هذیان دیوانگان و عربده کشیدن آنها مشابهتی دارد؟!.
پس هرکس در حالات پیامبر تفکّر کند و هدفش این باشد که بداند آیا او پیامبر خداست یا نه؟ خواه این فرد به تنهایی یا به همراه کسی دیگر در این مورد بیاندیشد، به یقین باور خواهد کرد که او پیامبر بر حق و راستگوست، به خصوص افرادی که مخاطب قرآن و همنشین پیامبر هستند و از همه چیز او آگاه میباشند.
مانعی دیگر که سبب میشود مردم از دعوتگر حق پیروی نکنند آن است که دعوتگر اموال کسانی را بگیرد که دعوتش را میپذیرند، و پاداش و مزد دعوت خویش را از آنها طلب کند. پس خداوند پاک بودن پیامبرش را از چنین چیزی بیان نمود و فرمود: ﴿قُلۡ مَا سَأَلۡتُكُم مِّنۡ أَجۡرٖ﴾بگو: در برابر پیروی نمودنتان از حق پاداشی از شما نمیخواهم، ﴿فَهُوَ لَكُمۡ﴾و اگر به فرض، از شما درخواست پاداش نیز کرده باشم، شما را شاهد میگیرم که آن را نمیخواهم و آن برای خودتان چرا که ﴿إِنۡ أَجۡرِيَ إِلَّا عَلَى ٱللَّهِۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٞ﴾پاداش و مزد من بر عهده خداوند است و او به آنچه که به سوی آن فرا میخوانم کاملا آگاه است. پس اگر من دروغ گفته باشم او مرا کیفر خواهد داد. و نیز خداوند بر عمل شما گواه است و آنرا برایتان ثبت و ضبط مینماید سپس شما را بر آن مجازات خواهد کرد.
وقتی دلایلی را که بر صحت حق و پوچ بودن باطل دلالت میکنند بیان نمود خبر داد که سنت و عادت الهی بر آن است ﴿يَقۡذِفُ بِٱلۡحَقِّ﴾حق را به جان باطل اندازد و به وسیلهی حق، باطل را درهم شکند. حقی که در اینجا خداوند بیان نموده و به وسیلهی آن گفتهای تکذیب کنندگان را رد کرده است مایه عبرتی است برای عبرت آموزان و نشانهایست برای آنهایی که میاندیشند. و همانطور که میبینی گفتههای تکذیب کنندگان مضمحل گردید و دروغ و عنادشان روش شد و حق آشکار گردید و باطل از بین رفت، و این به خاطر بیان و روشنگر ﴿عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ﴾خداوندی است که دانای پنهانیهاست و وسوسهها و شبهاتی را که در دلهاست میداند و حجتهایی را که به وسیله آن با وسوسهها و شبهات مقابله میشود میداند.
پس بندگانش را به آن آگاه مینماید و برایشان بیان میدارد. ﴿قُلۡ جَآءَ ٱلۡحَقُّ﴾بگو: حق آشکار و روشن گردیده و چون خورشید تابان و روشن شده و قدرت آن آشکار شده است ﴿وَمَا يُبۡدِئُ ٱلۡبَٰطِلُ وَمَا يُعِيدُ﴾و باطل نابود گشته و از بین رفته و قدرتش از هم پاشیده است، پس نمیتواند چیز جدیدی را آغاز نماید و گذشته را برگرداند.
از آنجا که حق به سبب دعوت پیامبر روشن گردید و کسانی که آن را تکذب میکردند حق را به گمراهی متهم نمودند، خداوند آنها را از حق خبر داد و برایشان روشن گرداند و ناتوانی آنها را از رویارویی با حق بیان داشت و به آنها خبر داد که متهم کردن حق به گمراهی، زیانی به آن نمیرساند، و نمیتواند جلوی آنچه را که پیامبر آورده است بگیرد. و اگر پیامبر گمراه باشد که ایشان بسی از این مسئله پاک و مبرّا هستند اما بر سبیل تنزل در مجادله و مدارا با خصم به زیان خودش گمراه میشود و زیان آن فقط به خودش برمیگردد و به دیگران نمیرسد.
﴿وَإِنِ ٱهۡتَدَيۡتُ﴾و اگر من راهیاب باشم به قدرت و توان خودم نیست بلکه هدایت من بدان سبب است که ﴿يُوحِيٓ إِلَيَّ رَبِّيٓ﴾چیزهایی از پروردگارم به من وحی میگردد. پس جوهرهی هدایت من وحی الهی است، همان طور که محور هدایت دیگران نیز میباشد. بیگمان پروردگارم، ﴿سَمِيعٞ قَرِيبٞ﴾همهی گفتهها و صداها را میشنود، و هرکس او را بخواند و از او بخواهد و وی را بندگی کند او به وی نزدیک است.
آیهی ۵۴-۵۱:
﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ فَزِعُواْ فَلَا فَوۡتَ وَأُخِذُواْ مِن مَّكَانٖ قَرِيبٖ٥١﴾[سبأ: ۵۱]. «و اگر میبینی آنگاه که به وحست میافتند و راهگریزی ندارند و از جانبی نزدیک گرفتار میشوند».
﴿وَقَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِهِۦ وَأَنَّىٰ لَهُمُ ٱلتَّنَاوُشُ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ٥٢﴾[سبأ: ۵۲]. «و میگویند: به حق ایمان آوردهایم، حال آنکه دسترسی به ایمان از راهی دور چگونه ممکن است».
﴿وَقَدۡ كَفَرُواْ بِهِۦ مِن قَبۡلُۖ وَيَقۡذِفُونَ بِٱلۡغَيۡبِ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ٥٣﴾[سبأ: ۵۳]. «و به راستی که پیش از این به آن کفر ورزیدند و بلکه از مکان دور به جهان غیب نسبهای ناروایی زدهاند».
﴿وَحِيلَ بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ مَا يَشۡتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشۡيَاعِهِم مِّن قَبۡلُۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ فِي شَكّٖ مُّرِيبِۢ٥٤﴾[سبأ: ۵۴]. «و میان آنان و آنچه میخواستند جدایی افکند میشود چنانکه پیش از این با گروههای همسان و همکیش آنان انجام شده است، آنان در شکی بزرگ بودند».
خداوند متعال میفرماید: ﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ﴾ای پیامبر! و ای کسیکه در جای ایشان قرار گرفتهای! اگر حالت این تکذیب کنندگان را ببینی - ﴿إِذۡ فَزِعُواْ﴾آنگاه که عذاب را و آنچه را که پیامبران از آن خبر داده و آنچه را که تکذیب کردهاند ببینند به وحشت میافتند - حالتی وحشتناک و منظرهای هولناک را خواهی دید. و این زمانی است که به عذاب گرفتار میشوند.
﴿فَلَا فَوۡتَ﴾پس آنها راه گریزی ندارند، ﴿وَأُخِذُواْ مِن مَّكَانٖ قَرِيبٖ﴾و از مکانی نزدیک گرفتار میشوند. یعنی گرفتار شدنشان از محل عذاب دور نیست بلکه آنها گرفته شده سپس در آتش انداخته میشوند. ﴿وَقَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِهِ﴾و در این حالت خواهند گفت: به خداوند ایمان آورده و آنچه را که تکذیب کردهایم تصدیق میکنیم. ولی ﴿وَأَنَّىٰ لَهُمُ ٱلتَّنَاوُشُ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾چگونه دسترسی به ایمان از راهی دور ممکن است؟! فاصلهی زیادی میان آنها و ایمان حایل گشته، و رسیدن به ایمان در آن حالت غیرممکن است و اگر آنها به موقع ایمان میآوردند ایمانشان پذیرفته میشد.
﴿وَقَدۡ كَفَرُواْ بِهِۦ مِن قَبۡلُۖ وَيَقۡذِفُونَ بِٱلۡغَيۡبِ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ٥٣﴾ولی آنها پیش از این به آن کفر ورزیدند و از مکانی دور، غیب را با باطل خود هدف قرار میدهند تا حق را نابود کنند، اما راهی برای رسیدن به این هدف نیست، همانطور که فردی که از دور تیراندازی میکند به هدف نمیزند. پس امکان ندارد که باطل بر حق چیره شود یا آن را دور نماید. بلکه باطل زمانی قدرت خواهد داشت که حق درمیان نباشد اما هرگاه حق آشکار گردد و به مقابلهی با باطل بپردازد آن را نابود و ریشهکن خواهد کرد.
﴿وَحِيلَ بَيۡنَهُمۡ وَبَيۡنَ مَا يَشۡتَهُونَ﴾و میان آنها و لذتهایی که میخواستند و فرزندان و اموال و لشکریانشان جدایی افکنده شد، و آنها با اعمال خود تنها میمانند، همانطور که تنهایی به دنیا آمدند، و نعمتهایی را که به آنان داده شده بود پشت سر میگذارند. ﴿كَمَا فُعِلَ بِأَشۡيَاعِهِم مِّن قَبۡلُ﴾همانطور که با امّتهای گذشته بدانگاه که هلاک شدند چنین عمل گردید، و میان آنها وآنچه دوست داشتند جدایی افکنده شد. ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواْ فِي شَكّٖ مُّرِيبِۢ﴾بدون شک آنها در شکی بزرگ بودند که همواره در دلهایشان اضطراب و تردید را به وجود میآورد، پس ایمان نیاوردند و برنگشتند آنگاه که از آنها خواسته شد از بدیها برگردند و توبه نمایند.
پایان تفسیر سورهی سبأ
مکی و ۴۵ آیه میباشد.
آیهی ۲-۱:
﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ جَاعِلِ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ رُسُلًا أُوْلِيٓ أَجۡنِحَةٖ مَّثۡنَىٰ وَثُلَٰثَ وَرُبَٰعَۚ يَزِيدُ فِي ٱلۡخَلۡقِ مَا يَشَآءُۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ١﴾[فاطر: ۱]. «ستایش خداوندی را سزاست که آفرینندۀ آسمانها و زمین است (خدایی که) فرشتگان را پیام آوران (و) دارای بالهای دوگانه و سهگانه و چهارگانه گرداند. هرچه بخواهد در آفرینش میافزاید، بیگمان خداوند بر هر چیزی تواناست».
﴿مَّا يَفۡتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحۡمَةٖ فَلَا مُمۡسِكَ لَهَاۖ وَمَا يُمۡسِكۡ فَلَا مُرۡسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٢﴾[فاطر: ۲]. «(درِ) رحمتی را که خداوند برای مردم بگشاید برای آن (رحمت) هیچ بازدارندهای نیست، و خداوند هرچیزی را که باز دارد جز او گشاینده و رهاکنندهای ندارد و او توانا و باحکمت است».
خداوند وجود مقدس و بزرگوارش را به خاطر آفریدن آسمانها و زمین و مخلوقاتی که در آنها هستند میستاید، چرا که اینکار دلیلی است بر کمال قدرت خداوند و گستردگی فرمانروایی و فراگیر بودن رحمت و حکمت شگفتانگیز و علم و آگاهی محیط او.
پس از آنکه خداوند از آفرینش سخن به میان آورد چیزی را بیان نمود که امر و فرمان او را در بردارد و آن این که خداوند، ﴿جَاعِلِ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةِ رُسُلًا﴾فرشتگان را مامور نموده است تا فرمانهای تقدیری او را به اجرا درآورند، و آنها را برای رساندن فرمانهای دینی خویش واسطههایی میان خود و بندگانش قرار دادهاست. خداوند همهی فرشتگان را پیام آور قرار داده و هیچیک از آنها را استثنا نکرده دلیلی است بر این که فرشتگان کاملا از پروردگارشان اطاعت مینمایند و تسلیم فرمان او هستند. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ﴾[التحریم: ۶]. «از فرمان خدا سرپیچی نمیکنند و هرآنچه را که به انجام دادن آن امر شوند انجام میدهند». و از آن جا که فرشتگان به فرمان الهی به تدبیر اموری میپردازند که خداوند به آنها محوّل نموده است بیان کرد و فرمود: ﴿أُوْلِيٓ أَجۡنِحَةٖ﴾دارای بالهایی هستند که با آن پرواز میکنند و در انجام آن چه بدان دستور داده شدهاند شتاب میورزند و با سرعت آن را انجام میدهند ﴿مَّثۡنَىٰ وَثُلَٰثَ وَرُبَٰعَ﴾برخی از فرشتگان دو بال دارند و بعضی سه بال و بعضی چهاربال، برحسب آنچه حکمت الهی اقتضا نماید. ﴿يَزِيدُ فِي ٱلۡخَلۡقِ مَا يَشَآءُ﴾خداوند بر آفرینش و قدرت و زیبایی و بخشش بیشتر به آفریدههایش تواناست و بر زیبایی صدا و تعداد اعضای برخی از مخلوقات خود آنگونه که بخواهد میافزاید. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾بیگمان خداوند بر هر چیزی تواناست و هرچه را بخواهد با قدرت خود انجام میدهد، و هیچ چیزی نمیتواند از او سرپیچی کند. و از جمله قدرت خداوند این است که به برخی از مخلوقات خود توانایی بیشتری دادهاست. سپس این را بیان کرد که تنها خداوند به تدبیر امور میپردازد، میدهد و محروم میکند. پس فرمود: ﴿مَّا يَفۡتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحۡمَةٖ فَلَا مُمۡسِكَ لَهَاۖ وَمَا يُمۡسِكۡ فَلَا مُرۡسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِ﴾چنانچه خداوند رحمتی را برای مردم بگشاید کسی نمیتواند از آن جلوگیری کند، و اگر خداوند چیزی از رحمت خود را باز دارد کسی جز او نمیتواند آنرا رها و روان سازد. پس این ایجاب میکند که انسان به خداوند وابسته شود، زیرا انسان از همه جهت نیازمند اوست و نباید جز او کسی را بخواند و از هیچ کسی جز او ترس و امیدی داشته باشد. ﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾و او تواناست و بر همه چیز غالب و چیره میباشد، و با حکمت است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد.
آیهی ۴-۳:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱذۡكُرُواْ نِعۡمَتَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡۚ هَلۡ مِنۡ خَٰلِقٍ غَيۡرُ ٱللَّهِ يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِۚ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ٣﴾[فاطر: ۳]. «ای مردم! نعمت خداوند را بر خود یاد کنید، آیا آفریدگاری جز خداوند وجود دارد که به شما از آسمان و زمین روزی بدهد؟ جز او معبود بر حقی وجود ندارد، پس با این حال چگونه منحرف میشوید»!.
﴿وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدۡ كُذِّبَتۡ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِكَۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ٤﴾[فاطر: ۴]. «و اگر تو را تکذیب کنند (بدانکه) پیغمبران پیش از تو نیز تکذیب شدهاند و کارها بهسوی خدا بازگردانده میشوند».
خداوند همهی امور را امر میکند که نعمتهای او را یاد کنند. و این یاد کردن شامل یاد کردن با قلب میشود که با قلب به نعمتهای خدا اعتراف کند و با زبان او را ستایش نماید و با اعضا و جوارح از او اطاعت کند. یاد کردن نعمتهای خداوند سبب میگردد تا سپاس او به جای آورده شود. سپس خداوند آنها را به اصل و اساس نعمتها که آفرینش و روزی رساندن است گوشزد نمود و فرمود: ﴿هَلۡ مِنۡ خَٰلِقٍ غَيۡرُ ٱللَّهِ يَرۡزُقُكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾آیا جز الله آفرینندهای وجود دار که شما را از آسمان و زمین روزی برساند؟! و از آنجا که هیچکسی جز خداوند نمیآفریند و روزی نمیدهد نتیجه میگیریم که تنها او معبود است و فقط او را باید بندگی کرد. بنابراین فرمود: ﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ﴾هیچ معبود به حقی جز او نیست، پس چگونه از پرستش خداوند آفریننده و روزیدهنده روی میگردانید و به عبادت کسی روی میآورید که آفریده شده است و روزی داده میشود؟!.
﴿وَإِن يُكَذِّبُوكَ﴾ای پیامبر ! اگر تو را تکذیب کنند پیامبران پیش از تو در این مورد الگوی شما هستند. ﴿فَقَدۡ كُذِّبَتۡ رُسُلٞ مِّن قَبۡلِكَ﴾زیرا آنان هم پیش از تو تکذیب شدهاند. پس خداوند تکذیب کنندگان را هلاک کرد و پیامبران و پیروانشان را نجات داد. ﴿وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ﴾و در آخرت هرکاری بهسوی خدا بازگردانده میشود، و او تکذیب کنندگان را مجازات خواهد کرد، و پیامبران و پیروانشان را یاری مینماید.
آیهی ۷-۵:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞۖ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ٥﴾[فاطر: ۵]. «ای مردم! بهراستی وعدهی الهی حق است، پس زندگی دنیا شما را گول نزند و شیطان شما را نفریبد».
﴿إِنَّ ٱلشَّيۡطَٰنَ لَكُمۡ عَدُوّٞ فَٱتَّخِذُوهُ عَدُوًّاۚ إِنَّمَا يَدۡعُواْ حِزۡبَهُۥ لِيَكُونُواْ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ٦﴾[فاطر: ۶]. «بیگمان شیطان دشمن شماست پس او را دشمن بگیرید. جز این نیست که او پیروان خود را فرا میخواند تا از دوزخیان باشند».
﴿ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٞۖ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٞ كَبِيرٌ٧﴾[فاطر: ۷]. «کسانیکه کفر ورزیدهاند عذاب سختی دارند و کسانیکه ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند آنان آمرزش و پاداشی بزرگ دارند».
خداوند متعال میفرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ﴾ای مردم! وعده الهی در خصوص زنده شدن پس از مرگ و سزا و جزا دادن به خاطر اعمالتان حق است. یعنی در آن شک و تردیدی نیست، و دلایل نقلی و عقلی بر این امر دلالت مینماید.پس وقتی که وعده او حق است خود را برای آن آماده کنید، و اوقات گرانبهایتان را هدر ندهید، و بیدرنگ اعمال شایسته انجام دهید و هیچ چیزی شما را از انجام کارهای شایسته باز ندارد. ﴿فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾و زندگی دنیا و لذتها و شهوتهایش شما را گول نزند و فریب آن را نخورید و شما را از آنچه که برای آن آفریده شدهاید غافل ننماید. ﴿وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ﴾و شیطانِ فریبکار شما را گول نزند، شیطانی که در حقیقت دشمن شماست.
﴿فَٱتَّخِذُوهُ عَدُوًّا﴾پس او را دشمن خودتان بدانید و همیشه با او مبارزه نمایید و رویارویی با او را فراموش نکنید زیرا او شما را میبیند ولی شما او را نمیبینید، و او همواره در کمین شماست. ﴿إِنَّمَا يَدۡعُواْ حِزۡبَهُۥ لِيَكُونُواْ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾شیطان پیروانش را فرا میخواند تا از ساکنان آتش سوزان باشند. این هدف و مقصود او در مورد کسانی است که از وی پیروی میکنند. او میخواهد آنها با گرفتار شدن به عذاب سخت در نهایتِ خواری و اهانت قرار بگیرند.
سپس بیان کرد که مردم برحسب پیروی کردن از شیطان و پیروی نکردن از او به دو گروه تقسیم میشوند و پاداش هریک را بیان نمود و فرمود: ﴿ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ﴾کسانی که آنچه را پیامبران آوردهاند و کتابها بر آن دلالت مینمایند تکذیب میکنند، ﴿لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٞ﴾در آتش جهنّم عذاب سختی دارند و آنان همیشه در آن خواهند ماند. ﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٞ كَبِيرٌ﴾و کسانی که با دلهای خود به آنچه خداوند گفته است ایمان آوردهاند و به مقتضای این ایمان با اعضا و جوارح خود کارهای شایسته کردهاند، گناهانشان آمرزیده خواهد شد، و به سبب این آمرزش هر نوع شر و بدی از آنها دور میگردد و پاداشی بزرگ دارند.
آیهی ۸:
﴿أَفَمَن زُيِّنَ لَهُۥ سُوٓءُ عَمَلِهِۦ فَرَءَاهُ حَسَنٗاۖ فَإِنَّ ٱللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُۖ فَلَا تَذۡهَبۡ نَفۡسُكَ عَلَيۡهِمۡ حَسَرَٰتٍۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِمَا يَصۡنَعُونَ٨﴾[فاطر: ۸]. «آیا کسیکه کردار زشتش برای او آراسته شده است لذا آنرا نیک میبیند (مانند کسی است که چنین نمیباشد؟) بیشک خداوند هرکس را که بخواهد گمراه میکند و هرکس را که بخواهد رهنمون میسازد پس نباید وجود خود را به سبب حسرت خودرن بر آنان از بین ببری، بیگمان خداوند به آنچه میکنند داناست».
خداوند متعال میفرماید: ﴿أَفَمَن زُيِّنَ لَهُۥ سُوٓءُ عَمَلِهِ﴾آیا کسی که کردار زشتش در نظر او آراسته شده، و شیطان اعمال بدش را برای او زینت داده و در نگاهش آنرا زیبا و نیک کرده است، ﴿فَرَءَاهُ حَسَنٗا﴾پس او آن را نیک میبیند، همانند کسی است که خداوند او را به راه راست و دین استوار هدایت نموده است؟ پس آیا این دو برابر هستند؟ اوّلی کار بد کرده و حق را باطل پنداشته و باطل را حق دانسته است، ولی دوّمی کار نیک کرده و حق را حق دیده و باطل را باطل دانسته است.
اما هدایت و گمراه ساختن به دست خداوند است، ﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُۖ فَلَا تَذۡهَبۡ نَفۡسُكَ عَلَيۡهِمۡ حَسَرَٰتٍ﴾پس خداوند هرکس را بخواهد گمراه میسازد، و هرکس را بخواهد رهنمون میگرداند. پس نباید با حسرت خوردن بر گمراهانی که کردار زشتشان برایشان آراسته شده و شیطان آنها را از حق بازداشته است خودت را از بین ببری. یعنی خود را با غم و غصهی گمراهان و حسرت خوردن بر آنها هلاک مکن، چون تو وظیفهای جز تبلیغ نداری، و هدایت آنها بر تو نیست، و خداوند آنها را طبق اعمالشان مجازات خواهد کرد. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمُۢ بِمَا يَصۡنَعُونَ﴾بیگمان خداوند به آنچه میکنند داناست و آنها را طبق کارهایشان مجازات خواهد کرد.
آیهی ۹:
﴿وَٱللَّهُ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابٗا فَسُقۡنَٰهُ إِلَىٰ بَلَدٖ مَّيِّتٖ فَأَحۡيَيۡنَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَاۚ كَذَٰلِكَ ٱلنُّشُورُ٩﴾[فاطر: ۹]. «و خدا ذاتی است که بادها را روان میدارد و (بادها) ابرها را برمیانگیزند و ما آنها را بهسوی سرزمینی پژمرده روان میسازیم و با آن زمین را پس از پژمرده شدنش زنده میکنیم، رستاخیز نیز چنین است».
خداوند متعال از کمال اقتدار و توانایی و از گستردگی بخشش و سخاوت خویش خبر میدهد و اینکه او خدایی است که ﴿أَرۡسَلَ ٱلرِّيَٰحَ فَتُثِيرُ سَحَابٗا فَسُقۡنَٰهُ إِلَىٰ بَلَدٖ مَّيِّتٖ﴾بادها را روان میدارد و بادها ابرها را بر میانگیزانند و ما ابرها را بهسوی سرزمینی پژمرده روان میسازیم پس خداوند ابرها را بر آن سرزمین پژمرده میباراند و به وسیله آن زمین را زنده میگرداند، و در نتیجه شهرها و بندگان زنده و خرم میگردند، و حیوانات روزی میخورند و در این خوبیها و نعمتها میچرند. ﴿كَذَٰلِكَ﴾همچنین کسی که زمین را پس از پژمرده شدنش زنده و خرم مینماید، مردگان را نیز بعد از آن که خشکیده و متلاشی شدند از قبرهایشان بر میانگیزد و زنده مینماید، و خداوند بارانی را به سوی آنها میفرستد همانطور که باران را بهسوی سرزمین خشک و پژمرده میفرستد. پس به دنبال آن، اجساد زنده میشوند و از قبرها برمی خیزند و رستاخیز پدید میآید و مردم در پیشگاه خداوند حضور مییابند تا میان آنها داوری نماید و با فرمان عادلانهی خود وضعیت آنان را فیصله دهد.
آیهی ۱۰:
﴿مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعِزَّةَ فَلِلَّهِ ٱلۡعِزَّةُ جَمِيعًاۚ إِلَيۡهِ يَصۡعَدُ ٱلۡكَلِمُ ٱلطَّيِّبُ وَٱلۡعَمَلُ ٱلصَّٰلِحُ يَرۡفَعُهُۥۚ وَٱلَّذِينَ يَمۡكُرُونَ ٱلسَّئَِّاتِ لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٞۖ وَمَكۡرُ أُوْلَٰٓئِكَ هُوَ يَبُورُ١٠﴾[فاطر: ۱۰]. «هرکس عزت میخواهد (بداند) که عزّت همگی از آن خداوند است، گفتار پاکیزه بهسوی او بالا میرود و کار پسندیده را بالا میبرد و کسانیکه بداندیشی میکنند عذاب سختی دارند و بداندیشی برباد و تباه است».
ای کسی که در پی عزت و قدرت هستی! آن را از کسی بخواه که عزّت در دست اوست، زیرا عزّت همگی در دست خداست و جز با اطاعت و پیروی از او به دست نمیآید. و خداوند آن را بیان نموده و میفرماید: ﴿إِلَيۡهِ يَصۡعَدُ ٱلۡكَلِمُ ٱلطَّيِّبُ﴾سخن پاک از قبیل تلاوت و خواندن قرآن و تسبیح و تهلیل و هر سخن پاک و خوبی به سوی خدا بالا میرود و بر او عرضه میشود، و خداوند صاحب آن سخن را در ملأ اعلی میستاید، ﴿وَٱلۡعَمَلُ ٱلصَّٰلِحُ يَرۡفَعُهُ﴾و خداوند کار شایسته را از قبیل اعمال قلبی و اعمالی که با عضا و جوارح انجام میشوند همانن سخن پاک بهسوی خود بالا میبرد. و گفته شده است که عمل صالح سخن پاک را بالا میبرد. پس بالا رفتن سخن پاک برحسب اعمال صالح بنده خواهد بود، و این عمل صالح است که سخن او را بالا میبرد. پس اگر بنده کار شایستهای نداشته باشد هیچ گفته و سخنی از او به سوی خدا بالا نمیرود و اعمالی که بهسوی خدا بالا برده میشوند سبب میگردند که صاحب این اعمال هم بالا رود و خداوند به او عزت دهد. اما کارهای بد برعکس این هستند، و کسیکه آنها را انجام میدهد میخواهد به وسیلهی آن عزت و سربلندی به دست آورد، او دست به مکر و توطئه میزند اما این مکر و توطئه علیه خود او برمیگردد و جز خواری و سقوط چیزی به او نمیافزاید. بنابراین فرمود: ﴿وَٱلَّذِينَ يَمۡكُرُونَ ٱلسَّئَِّاتِ لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٞ﴾و کسانیکه نقشههای بد میکشند عذاب سختی دارند که در آن تا آخرین حد مورد اهانت قرار میگیرند. ﴿وَمَكۡرُ أُوْلَٰٓئِكَ هُوَ يَبُورُ﴾و توطئه و مکر اینها نابود و تباه میشود و فایدهای به آنها نمیرساند، چون این مکر و توطئه باطل است و برای رسیدن به باطل انجام میگیرد.
آیهی ۱۱:
﴿وَٱللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ جَعَلَكُمۡ أَزۡوَٰجٗاۚ وَمَا تَحۡمِلُ مِنۡ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلۡمِهِۦۚ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٖ وَلَا يُنقَصُ مِنۡ عُمُرِهِۦٓ إِلَّا فِي كِتَٰبٍۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ١١﴾[فاطر: ۱۱]. «و خداوند شما را از خاک سپس از نطفه آفرید و آنگاه شما را به صورت زوجهایی (نر و ماده) درآورد، و هیچ زنی باردار نمیشود و وضع حمل نمیکند مگر اینکه خدا میداند، و هیچ عمر یا بندهای عمر نمییابد و از عمرش کاسته نمیشود مگر اینکه در کتاب (لوح محفوظ) ثبت و ضبط شده است. بیگمان این (کار) برای خداوند آسات است».
خداوند از آفرینش انسان سخن میگوید و مراحل خلقت او را بیان میدارد که از خاک و سپس نطفه و.... خلق شده است. ﴿وَٱللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ جَعَلَكُمۡ أَزۡوَٰجٗا﴾همچنین شما را از حالتی به حالتی دیگر و به صورت زوجهای نر و ماده درآورد که با هم ازدواج میکنید. یکی از فلسفههای ازدواج به دنیا آوردن فرزند است. ازدواج یکی از اسباب آن است وگرنه این پرسه با تقدیر و علم الهی انجام میشود. ﴿وَمَا تَحۡمِلُ مِنۡ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلۡمِهِ﴾و هیچ زنی باردار نمیشود و وضع حمل نمیکند مگر اینکه خدا میداند. نیز تمام مراحلی که انسان طلی میکند، برحسب علم و تقدیر خداوند متعال است. ﴿وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٖ وَلَا يُنقَصُ مِنۡ عُمُرِهِ﴾و هیچ شخصی عمری دراز بدو داده نمیشود و به سبب طی شدن روزگارش از عمرش کاسته نمیشود ﴿إِلَّا﴾مگر اینکه خداوند میداند. یا معنی آنچنین است: و هیچ انسانی عمری دراز بدو داده نمیشود، و نیز به سبب ارتکاب گناهانی - همچون زنا، بدرفتاری با والدین، قطع صلهی رحم و دیگر چیزهایی که در نصوص شرعی به عنوان عوامل کوتاهی عمر ذکر شدهاند - از عمر هیچ انسانی کاسته نمیشود که درصدد رسیدن به عمر طولانی است. یعنی طولانی شدن و کوتاه شدن عمر به خاطر علت و سببی یا بدون آن، همه در دایرهی علم و آگاهی خداوند است. و تمام این را ﴿فِي كِتَٰبٍ﴾در کتابی - که لوح محفوظ - است ثبت و ضبط نموده است، کتابی که همه آنچه را که بر بنده در اوقات و روزهای زندگیاش میگذرد دربر دارد. ﴿إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ﴾بیگمان دانایی و آگاهی خداوند بسی فراوان است و همهای معلومات و دانستنیها را در بر میگیرد و کتابش به آسانی این معلومات را در برگرفته است. پس اینها سه دلیل بودند از ادلهی زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز که همهی آنها عقلی هستند و خداوند در این آیات آنها را گوشزد کرده است. این دلایل عبارتند از زنده کردن و خرّم گرداندن زمین پس از پژمرده شدنش زنده و خرم بگرداند مردگان را نیز زنده خواهد کرد.
و مراحل آفرینش انسان نیز یکی دیگر از دلایل عقلی اثبات زنده شدن پس از مرگ است. پس خدایی که او را آفریده و از این مرحله به آن مرحله درآورده و از این حالت به آن حالت برده است تا اینکه به مرحلهای میرسد که برایش مقدر شده است، باری دیگر بر زنده کردن و پدید آوردن او داناتر است و اینکار برایش آسانتر میباشد.
و احاطهی علم و آگاهی خداوند به همه اجزای جهان بالا و پایین و موجودات کوچک و بزرگ، و آنچه در دلهاست، و آگاه بودن به جنینهایی که در شکمهاست و زیاد و کوتاه شدن عمرها و ثبت و ضبط نمودن آن در یک کتاب نیز یکی دیگر از دلایل عقلی اثبات معاد است. پس خدایی که به آسانی همهای این کارها را انجام میدهد زنده گرداندن مردگان نیز برای او آسانتر است. پس با برکت است خدایی که خیر او زیاد است و بندگانش را به آنچه که اصلاح زندگی دنیا و آخرتشان در آن میباشد راهنمایی کرده است.
آیهی ۱۴-۱۲:
﴿وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡبَحۡرَانِ هَٰذَا عَذۡبٞ فُرَاتٞ سَآئِغٞ شَرَابُهُۥ وَهَٰذَا مِلۡحٌ أُجَاجٞۖ وَمِن كُلّٖ تَأۡكُلُونَ لَحۡمٗا طَرِيّٗا وَتَسۡتَخۡرِجُونَ حِلۡيَةٗ تَلۡبَسُونَهَاۖ وَتَرَى ٱلۡفُلۡكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ١٢﴾[فاطر: ۱۲]. «و دو دریا یکسان نیستند، این شیرین تشنگی زدا است که نوشیدنش گوارا میباشد و آن یک شور (و) تلخ. و از هریک گوشتی تازه میخورید و از هردوی آنها وسائل زینت برمیآورید که آنرا میپوشید. و کشتیها را در آن (دریا) شکافنده(ی امواج) میبینی تا از فضل خدا بهره گیرید و شکرگزار باشید».
﴿يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ يَجۡرِي لِأَجَلٖ مُّسَمّٗىۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ لَهُ ٱلۡمُلۡكُۚ وَٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ مَا يَمۡلِكُونَ مِن قِطۡمِيرٍ١٣﴾[فاطر: ۱۳]. «(خدا) شب را در روز و روز را در شب داخل میکند، و خورشید و ماه را رام ساخته، هریک (از آنها) تا سر آمدی معیّن روان است. این است خداوند پروردگار شما، فرمانروایی اوراست، و کسانی را که بهجای او به فریاد میخوانید حتی مالکیت پوست هستۀ خرمایی را ندراند».
﴿إِن تَدۡعُوهُمۡ لَا يَسۡمَعُواْ دُعَآءَكُمۡ وَلَوۡ سَمِعُواْ مَا ٱسۡتَجَابُواْ لَكُمۡۖ وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَكۡفُرُونَ بِشِرۡكِكُمۡۚ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثۡلُ خَبِيرٖ١٤﴾[فاطر: ۱۴]. «اگر آنها را به فریاد بخوانید صدای شما را نمیشنوند و اگر (به فرض محال) بشنوند توانایی پاسخگویی شما را ندارند، و روز قیامت شریک شما را انکار میکنند، و هیچکس همچون (خداوند) آگاه تو را با خبر نمیسازد».
در اینجا خداوند از قدرت و حکمت و رحمت مستمرّ خود خبر میدهد که او در نوع دریا را برای مصالح و منافع همهی اهل زمین قرار نداده، چون مصلحت اقتضا مینماید که نهرها شیرین و گوارا باشند تا نوشندگان و کشاورزان و درختکاران از آن بهرهمند شوند. نیز مصلحت ایجاب میکند که دریا تلخ و شور باشد تا هوایی که زمین را احاطه کرده است به سبب بوی حیواناتی که در دریا میمیرند، فاسد و آلوده نشود،و چون دریا ساکن است و روان نیست و از آن رو که شور است، آب آن تغییر نمیکند. و نیز شوریاش برای آن است تا حیوانات آن بهتر و لذیذتر باشند. بنابراین فرمود: ﴿وَمِن كُلّٖ تَأۡكُلُونَ لَحۡمٗا طَرِيّٗا﴾و از هردو دریای شور و شیرین گوشت تازهای میخورید، و آن ماهی است که شکار آن در دریا آسان است. ﴿وَتَسۡتَخۡرِجُونَ حِلۡيَةٗ تَلۡبَسُونَهَا﴾و لولو و مرجان و دیگر چیزهایی را که در دریا یافت میشود از آن بیرون میآورید. پس اینها مصالح بزرگی برای بندگان هستند. و از جمله منافعی که در دریا برای بندگان نهفته این است که خداوند دریا را برای حمل کشتیها مسخر کرده، پس کشتیها را میبینی که آب دریا را میشکافند و از منطقهای به منطقهای دیگر و از جایی به جایی دیگر میروند، و مسافران و بارهای سنگین و اموال تجارتی ایشان را حمل میکنند، و مردم با این کار از لطف و فضل خداوند در حد زیادی بهرهمند میشوند. بنابراین فرمود: ﴿لِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾تا از فضل خداوند بهرهمند شوید و شکر خدا را به خاطر نعمتهایی که پیشتر بیان شد به جای آورید.
و از جمله نعمتهایش نیز یکی این است که شب را در روز و روز را در شب داخل میکند، و هرگاه یکی بیاید دیگری میرود، و یکی بیشتر و یکی کمتر میشود، و گاهی شب و روز برابر میگردند. و در آمدن شب و روز منافع بندگان و حیوانات و درختان و کشتزارهایشان تامین میگردد. و همچنین خداوند برکات و نعمات دیگری را نیز در مسخّر کردن خورشید و ماه قرار داده است از قبیل روشنایی و نور و حرکت و سکون و پخش و پراکنده شدن مردم در روز برای جستن فضل خدا، و رسیدن میوهها در روز، و خشک شدن آنچه که باید خشک شود، و دیگر نیازهایی که اگر برآوره نشوند مردم متضرّر خواهند شد. اینها همه نعمتهای خداوند میباشند.
﴿كُلّٞ يَجۡرِي لِأَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾هریک از ماه و خورشید تا مدت معینی در دایرهی خود در حرکتاند و هرگاه زمان معین فرا رسد و دنیا به پایان برسد ماه و خورشید از حرکت بازخواهند ایستاد و تاریک خواهند شد و ستارگان از بین میروند. وقتی خداوند از این مخلوقات و از عبرت و نشانههایشان که بر کمال و احسان خدا دلالت مینمایند سخن گفت، فرمود: ﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ لَهُ ٱلۡمُلۡكُ﴾این است خدا پروردگار شما، خدایی که همهی این پدیدهها را خود به تنهایی آفریده ومسخر کرده است. این خداوند پروردگار و معبود شما است که فرمانروایی همه از آن اوست.
﴿وَٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ مَا يَمۡلِكُونَ مِن قِطۡمِيرٍ﴾و بتهایی را که بهجای خداوند به فریاد میخوانید مالک کوچک ترین چیزی نیستند، و حتی مالکیت پوست هسته خرما را که حقیرترین چیز است ندارند. پس چگونه آنها به فریاد و کمک خوانده میشوند در حالیکه مالک هیچ چیزی از آسمانها و زمین نیستند. ﴿إِن تَدۡعُوهُمۡ لَا يَسۡمَعُواْ دُعَآءَكُمۡ﴾با وجود این اگر آنها را به فریاد بخوانید، صدا و خواندن شما را نمیشنوند، چون معبودان باطلی را که به فریاد میخوانید موجودات جامد و یا مردگان، و یا فرشتگانی هستند که مشغول اطاعت و پرستش پروردگارشان میباشند. ﴿وَلَوۡ سَمِعُواْ﴾و اگر به فرض محال بشنوند، ﴿مَا ٱسۡتَجَابُواْ لَكُمۡ﴾توانایی پاسخگویی به شما را ندارند، چون آنها مالک هیچ چیزی نیستند، و بیشترشان به عبادت و پرستش کسانی که آنها را میپرستند راضی و خشنود نمیباشند. بنابراین، فرمود: ﴿وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَكۡفُرُونَ بِشِرۡكِكُمۡ﴾و روز قیامت از شما بیزاری میجویند و میگویند: ﴿سُبۡحَٰنَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم﴾[سبأ: ۴۱]. «پاک و منزهی! تو یاور و کارساز ما هستی نه آنها».
﴿وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثۡلُ خَبِيرٖ﴾و هیچ کسی راستگوتر از خداوند دانای آگاه تو را با خبر نمیسازد. پس به طور قطع باور داشته باش چیزی که خداوند از آن خبر داده است حتما تحقّق خواهد یافت. پس هیچ شک و تردیدی در آن نداشته باش. و این آیات دلایل و حجّتهای روشنی را در بر دارند مبنی بر این که خداوند متعال معبود به حق است و هیچ کس جز او شایستهی کوچک ترین چیزی از عبادت نمیباشد، و پرستش غیرخداوند باطل است و متعلق به باطل میباشد و هیچ فایدهای به انجام دهندهاش نمیرساند.
آیهی ۱۸-۱۵:
﴿۞يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ أَنتُمُ ٱلۡفُقَرَآءُ إِلَى ٱللَّهِۖ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ١٥﴾[فاطر: ۱۵]. «ای مردم! نیازمند خدائید و خدا همو بینیاز و ستوده است».
﴿إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ وَيَأۡتِ بِخَلۡقٖ جَدِيدٖ١٦﴾[فاطر: ۱۶]. «اگر بخواهید شما را از میان برمیدارد و آفرینش نوین (درمیان) میآورد».
﴿وَمَا ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ بِعَزِيزٖ١٧﴾[فاطر: ۱۷]. «و این کار بر خداوند دشوار نیست».
﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰۚ وَإِن تَدۡعُ مُثۡقَلَةٌ إِلَىٰ حِمۡلِهَا لَا يُحۡمَلۡ مِنۡهُ شَيۡءٞ وَلَوۡ كَانَ ذَا قُرۡبَىٰٓۗ إِنَّمَا تُنذِرُ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُم بِٱلۡغَيۡبِ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَۚ وَمَن تَزَكَّىٰ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّىٰ لِنَفۡسِهِۦۚ وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ١٨﴾[فاطر: ۱۸]. «و هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را به دوش نمیکشد، و اگر گرانباری (کسی را) برای برداشتن بار (گناه) خود بخواند چیزی از بار گناهانش برداشته نمیشود، اگرچه (آنکس) خویشاوند باشد. تنها میتوانی به کسانی هشدار دهی که از پروردگارشان در نهان میترسند، و نماز را برپای میدارند. و هرکس پاک گردد تنها به سود خویش پاک میگردد و بازگشت بهسوی خداست».
خداوند همهی مردم را مورد خطاب قرار دادهاست و حالت و وضعیت آنها را برایشان بیان میدارد و میفرماید: همهی شما از هرجهت به خدا نیازمند هستید. انسانها در به وجود آمدنشان به خدا نیاز دارند که اگر خداوند آنها را به وجود نمیآورد به وجود نمیآمدند. و در مسلح شدن به قدرت و اعضا و جوارح به او نیاز دارند و اگر خداوند آنها را آماده نمیساخت آمادگی انجام هیچ کاری را نداشتند.
و در به دست آوردن روزیها و نعمتهای ظاهری و باطنی به او نیازمندند، پس اگر فضل و احسان خدا نبود و کارها را آسان نمیآوردند. و در دور شدن مصیبتها و بدیها از خویشتن و دور شدن سختیها و رنجها به خداوند نیاز دارند، پس اگر خداوند سختیها را از آنها دور نمیکرد و مشکلاتشان را حل نمینمود همواره به ناگواریها و سختیها گرفتار میآمدند.
و در پرورش یافتن و تدبیر امورشان به او نیاز دارند. در عبادت کردن خدا و دوست داشتن او و تعبّد و اخلاص بندگی برای خدا نیز به او نیاز دارند، چرا که اگر خداوند این توفیق را به آنها نمیداد هلاک میگشتند، و ارواح و دلها و احوالشان فاسد میگشت. و در آموختن آنچه نمیدانند و عمل کردن به آنچه که به صلاح و نفع آنهاست به خدا نیازمندند، که اگر خداوند به آنها یاد نمیداد، نمیآموختند. و اگر توفیق او نبود کار و اموراتشان سامان نمییافت. پس آنها از هرجهت به او نیاز دارند، خواه گوشهای از انواع این نیازمندیها را درک کنند یا درک نکنند.
ولی کسی موفق است که همواره و در همهی حالات دینی و دنیوی خویش نیازمندیاش را ابراز نماید و در برابر خداوند فروتنی و زاری کند، و از او بخواهد که وی را به اندازهی یک چشم بههم زدن نیز به خودش نسپارد، و او را در همهی کارهایش یاری کند. پس چنین کسی سزاوار است که از جانب پروردگار و معبودش که از مادر مهربانتر است یاری شود. ﴿وَٱللَّهُ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾و خداوند بینیاز و ستوده است و از هرجهت دارای غنا و بینیازی کامل است. پس او به آنچه بندگانش محتاج و نیازمندند نیازی ندارد، چون صفات او کاملاند و همهی صفات او و صفات کمال هستند. و از جمله توانگری و بینیازی خداوند این است که مردم را در دنیا و آخرت بینیاز میگرداند، و در ذات و نامهایش ستوده است، چون نامهای او «حسنی» در اوج زیبایی و جمال میباشد، و در صفاتش نیز ستوده است، چون صفاتش او «علیا» در اوج بالایی میباشد، و در کارهایش نیز ستوده است، زیرا کارهای او سرشار از فضل و نیکی و عدالت و حکمت و رحمت است، همچنین در اوامر و نواهیاش ستوده است، پس او به خاطر صفات پسندیدهاش که دارد، و به خاطر افعال و اوامر و نواهیاش که از ایشان صادر میشود، ستوده است، و در توانگری و بینیازیاش و در ستایش و حمد خویش نیز ستوده میباشد.
﴿إِن يَشَأۡ يُذۡهِبۡكُمۡ وَيَأۡتِ بِخَلۡقٖ جَدِيدٖ﴾احتمال دارد منظور این باشد که ای مردم! اگر خداوند بخواهد شما را از میان برمیدارد و مردمانی دیگر را جایگزین شما میسازد که از شما بیشتر از خداوند اطاعت و فرمانبرداری میکنند. در اینجا خداوند انسانها را به هلاک ساختن و نابود کردن تهدید کرده است و اینکه مشیت و خواست خداوند بر این امر تواناست. و احتمال دارد که منظور از این اثبات رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ باشد و اینکه مشیت الهی در هر چیزی نافذ است و شما را پس از مردنتان دوباره زنده میگرداند و آفرینش تازه به شما میدهد، اما برای آن وقت زمانی است که خداوند مقدّر کرده است و آن مدّت مقرر پس و پیش نخواهد شد.
﴿وَمَا ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ بِعَزِيزٖ١٧﴾و این کار بر خداوند دشوار نیست. یعنی ناممکن نیست و این کار فراتر از توان او نمیباشد. و آنچه را که بعد از آن بیان نمود بر معنی اخیر دلالت مینماید: ﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ﴾و در روز قیامت هرکس طبق عمل خودش مورد سزا و جزا قرار میگیرد، و هیچکس بار گناه کسی دیگر را به دوش نمیکشد.
﴿وَإِن تَدۡعُ مُثۡقَلَةٌ إِلَىٰ حِمۡلِهَا﴾و اگر انسانی که بار گناهانش سنگین است از کسی دیگر کمک بخواهد تا برخی از گناهانش را بردارد، ﴿لَا يُحۡمَلۡ مِنۡهُ شَيۡءٞ وَلَوۡ كَانَ ذَا قُرۡبَىٰٓ﴾چیزی از بار گناهانش برداشته نمیشود، اگرچه خویشاوند باشد. پس هیچ خویشاوندی بار خویشاوندی دیگر را بر نمیدارد. بنابراین، آخرت همانند دنیا نیست که دوست، دوست خود را یاری کند، بلکه در روز قیامت انسان آرزو میکند که ای کاش بر کسی حقی داشت گرچه این حق بر پدر و مادر و خویشاوندانش باشد. ﴿إِنَّمَا تُنذِرُ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُم بِٱلۡغَيۡبِ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ﴾تو تنها کسانی را میترسانی که از پروردگارشان در نهان میترسند و نماز را برپای میدارند. یعنی اینها هستند که بیم دادن را میپذیرند و از آن بهرهمند میشوند.
اینها کسانی هستند که در نها و آشکار از خداوند میترسند. اینها کسانی هستند که نماز را با حدود و شرایط و ارکان و واجباتش و با خشوع میخوانند. چون ترس از خدا مقتضی آن است که بنده آنچه را که در صورت صایع کردنش ترس آن میرود دچار عقاب گردد، ضایع نکند، نیز مقتضی آن است تا از کاری دوری ورزد که با مرتکب شدن آن ترس آن میرود دچار عذاب گردد. ونماز آدمی را به خیر و خوبی فرا میخواند و از زشتی و منکر باز میدارد. ﴿وَمَن تَزَكَّىٰ فَإِنَّمَا يَتَزَكَّىٰ لِنَفۡسِهِ﴾و هرکس با پاک داشتن خود از عیبها از قبیل ریا و تکبر و دروغ و فریبکاری و مکر و نفاق و امثال آن خود را از کارهای زشت پاک بگرداند و خود را با اخلاق زیبا از قبیل راستگویی و اخلاص و تواضع و نرمی و خیرخواهی برای مردم و سالم بودن دل از کینه و حسد و دیگر زشتیهای اخلاقی آراسته بگرداند سود این تزکیه و پاک داشتن به خود او برمی گردد، و از عمل او هیچ چیزی ضایع نخواهد شد. ﴿وَإِلَى ٱللَّهِ ٱلۡمَصِيرُ﴾و بازگشت (همه مخلوقات) بهسوی خداست، و او مردم را به خاطر کارهای گذشتهاشان سزا و جزا خواهد داد، و آنها را به خاطر کارهایی که کردهاند محاسبه مینماید، و هیچکار کوچک و بزرگی را نگذاشته مگر که آن را برشمرده است.
آیهی ۲۴-۱۹:
﴿وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡأَعۡمَىٰ وَٱلۡبَصِيرُ١٩﴾[فاطر: ۱۹]. «و نابینا و بینا یکسان نیستند».
﴿وَلَا ٱلظُّلُمَٰتُ وَلَا ٱلنُّورُ٢٠﴾[فاطر: ۲۰]. «و تاریکیها و نور همسان نمیباشند».
﴿وَلَا ٱلظِّلُّ وَلَا ٱلۡحَرُورُ٢١﴾[فاطر: ۲۱]. «و سایه و گرمای سوزان هم یکی نیست».
﴿وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡأَحۡيَآءُ وَلَا ٱلۡأَمۡوَٰتُۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُسۡمِعُ مَن يَشَآءُۖ وَمَآ أَنتَ بِمُسۡمِعٖ مَّن فِي ٱلۡقُبُورِ٢٢﴾[فاطر: ۲۲]. «و مردگان و زندگان برابر نمیباشند، بیگمان خداوند به هرکس بخواهد میشنواند و تو نمیتوانی به گور خفتگان را بشنوانی».
﴿إِنۡ أَنتَ إِلَّا نَذِيرٌ٢٣﴾[فاطر: ۲۳]. «تو جز هشدار دهنده نیستی».
﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ بَشِيرٗا وَنَذِيرٗاۚ وَإِن مِّنۡ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٞ٢٤﴾[فاطر: ۲۴]. «بدون شک ما تو را همراه (دین) حق به عنوان مژدهرسان و بیمدهنده فرستادهایم، و هیچ امّتی نیست مگر آنکه در آن بیم دهندهای بوده است».
خداوند متعال خبر میدهد که اضداد و چیزهای مخالف در حکمت الهی یکی نیستند، و نیز سرشت و فطرت بندگان نیز آنها را یکی نمیدانند، ﴿وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡأَعۡمَىٰ وَٱلۡبَصِيرُ١٩ وَلَا ٱلظُّلُمَٰتُ وَلَا ٱلنُّورُ٢٠ وَلَا ٱلظِّلُّ وَلَا ٱلۡحَرُورُ٢١وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡأَحۡيَآءُ وَلَا ٱلۡأَمۡوَٰتُ﴾«پس همانطور که برای شما ثابت و روشن است و هیچ تردیدی ندارید که این امور مذکور برابر نیستند، باید بدانید امور معنوی نیز که با همدیگر مخالفاند به طریق اولی یکی نیستند. پس مومن و کافر و هدایت یافته و گمراه و عالم و جاهل و اهل بهشت و اهل جهنّم و آنهایی که دلهایشان زنده است و آنهایی که دلهایشان مرده است یکی نمیباشند».
و این امور چنان تفاوت و فرقی دارند که جز خدا کسی تفاوت و فرق آنها را نمیدانند. پس هرگاه این مراتب شناخته شد و میان آنها تمییز و جدایی حاصل گشت،و بیان شد آنچه که باید در آن به رقابت پرداخت، فرد عاقل باید چیزی را انتخاب کند که اولیتر و به ترجیح دادن سزاوارتر است. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُسۡمِعُ مَن يَشَآءُ﴾بیگمان خداوند هرکس را که بخواهد میشنواند. یعنی چنین کسی میفهمد و میپذیرد چون خداوند متعال هدایت کننده و توفیق دهنده است. ﴿وَمَآ أَنتَ بِمُسۡمِعٖ مَّن فِي ٱلۡقُبُورِ﴾و تو نمیتوانی کسانی را که در قبرها هستند بشنوانی. یعنی کسانی را که دلهایشان مرده است نمیتوانی بشنوانی. یا همانگونه که اگر مردگان را صدا بزنی نمیشنوند همچنین دعوت فرد مخالف نیز فایدهای ندارد، ولی وظیفهی تو این است که بیم بدهی و آنچه را که با آن فرستاده شدهای به مردم برسانی، چه قبول کنند و چه قبول نکنند.
بنابراین، فرمود: ﴿إِنۡ أَنتَ إِلَّا نَذِيرٌ٢٣ إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ بِٱلۡحَقِّ﴾یعنی ما تو را به حق فرستادهایم، چون خداوند تو را زمانی فرستاد که مدّتی بود پیامبری را نفرستاده بود و راههای هدایت کور شده و علم و دانش از بین رفته بود و ضرورت و نیاز بزرگی به بعثت تو وجود داشت، پس خداوند تو را به عنوان رحمتی برای جهانیان مبعوث کرد. و همچنین دین استوار و راه راستی که تو را همراه آن فرستادهایم حق است و باطل نیست. و همچنین قرآنی که همراه تو فرستاده ایم و پند و اندرزهای ارزندهای را که دربردارد حق و راست است. ﴿بَشِيرٗا وَنَذِيرٗا﴾تو را برای کسانی که از دین فرمان میبرند به عنوان مژده دهنده فرستادهایم تا آنها را به پاداش خداوند در دنیا و آخرت مژده دهی، و کسانی را که از تو سرپیچی میکنند از عذاب دنیوی و اخروی خداوند بترسانی. و تو اوّلین پیامبر نیستی. ﴿وَإِن مِّنۡ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٞ﴾چون هیچ امّتی از امّتهای گذشته نبوده مگر آن که در آن بیم دهندهای مبعوث شده است تا حجت خداوند را بر آنها اقامه نماید. [الأنفال: ۴۲]. ﴿لِّيَهۡلِكَ مَنۡ هَلَكَ عَنۢ بَيِّنَةٖ وَيَحۡيَىٰ مَنۡ حَيَّ عَنۢ بَيِّنَةٖ﴾[الأنفال: ۴۲]. «تا هرکس که هلاک میشود از روی دلیل هلاک شود وهرکس که زنده میماند از روی دلیل زنده بماند».
آیهی ۲۶-۲۵:
﴿وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدۡ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَبِٱلزُّبُرِ وَبِٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُنِيرِ٢٥﴾[فاطر: ۲۵]. «و اگر تو را تکذیب کنند بیگمان کسانی که پیش از آنان بودهاند نیز (پیامبران را) تکذیب کردند. پیامبرانشان نشانههای آشکار و نامهها(ی الهی) و کتاب روشن برایشان آوردند».
﴿ثُمَّ أَخَذۡتُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۖ فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ٢٦﴾[فاطر: ۲۶]. «سپس کافران را گرفتم، پس (بنگر) کیفر من چگونه است»!.
ای پیامبر! اگر این مشرکین تو را تکذیب میکنند بدان که اولین پیامبری نیستی که تکذیب شده است، ﴿وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدۡ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾زیرا کسانیکه پیش از اینها بودهاند نیز پیامبرانشان را تکذیب کردهاند، پیامبرانشان با نشانههای روشنی که برحق و راستگویی آنان دلالت میکردند به نزدشان آمدند، ﴿وَبِٱلزُّبُرِ﴾و با نامههای نوشته شده که در آن بسیاری از احکام و دستورات نگاشته شده بود نزد آنها آمدند، ﴿وَبِٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُنِيرِ﴾و با کتاب روشن نزد آنها آمدند که اخبار راست و دستورات عادلانهی آن روشن بود. پس تکذیب کردن آنها ناشی از عدم تشخیص و اشتباه خطای آنان، یا تقصیر و کوتاهی پیامبران در آنچه برایشان آورده بودند، نبود، بلکه به علت ستمگری و عناد تکذیب کنندگان بود.
﴿ثُمَّ أَخَذۡتُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ﴾سپس کافران را با انواع کیفرها گرفتم، ﴿فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ﴾پس بنگر که کیفر من چگونه بود؟ کیفر و عذابی بسیار سخت بود. بنابراین، از تکذیب کردن این پیامبر بزرگوار بپرهیزید زیرا به همان عذاب دردناکی گرفتار میشوید که آنها بدان گرفتار شدند.
آیهی ۲۸-۲۷:
﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَخۡرَجۡنَا بِهِۦ ثَمَرَٰتٖ مُّخۡتَلِفًا أَلۡوَٰنُهَاۚ وَمِنَ ٱلۡجِبَالِ جُدَدُۢ بِيضٞ وَحُمۡرٞ مُّخۡتَلِفٌ أَلۡوَٰنُهَا وَغَرَابِيبُ سُودٞ٢٧﴾[فاطر: ۲۷]. «آیا نمیبنی که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد آنگاه از آن (آب) میوههایی به رنگهای گوناگون برآوردیم، و از کوهها راههایی است با رنگهای گوناگون که برخی از آنها سفید و برخی سرخ و بعضی سیاهِ سیاهند».
﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ وَٱلدَّوَآبِّ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ مُخۡتَلِفٌ أَلۡوَٰنُهُۥ كَذَٰلِكَۗ إِنَّمَا يَخۡشَى ٱللَّهَ مِنۡ عِبَادِهِ ٱلۡعُلَمَٰٓؤُاْۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ٢٨﴾[فاطر: ۲۸]. «و نیز از انسانها و جنبندگان و چهارپایان که رنگشان گوناگون است (پدید آوردهایم) جز این نیست که تنها بندگان دانا از خداوند بیم دارند. بیگمان خداوند توانا و چیره و بس آمرزگار است».
خداوند متعال بیان میدارد که او چیزهایی را آفریده است که با وجود اینکه اصلشان نیکی است اما چنان با هم فرق میکنند که همه این تفاوت را مشاهده مینمایند، تا خداوند با این امر بندگان را بر کمال قدرت خویش و حکمت شگفتانگیزش راهنمایی کند. از آن جمله یکی این است که خداوند از آسمان آبی میفرستد و به وسیلهی آن میوههای مختلف و گیاهان گوناگونی را میرویاند که ناظران آن را مشاهده میکنند، حال آن که آب یکی است و زمین یکی. نیز خداوند کوههایی را که آفریده است و همچون میخ بر زمین زده است. در میان کوهها، رشته کوههایی درآمیخته را بلکه یک کوه را میبینی که رنگهای مختلف و گوناگونی دارد و راههای سفید و زرد و قرمز و راههایی که به شدّت سیاه هستند در آن دیده میشود. و همچنین مردم و جنبدگان و چهارپایان را میبینی که رنگها و صفتها و صداها و شکلهای گوناگونی دارند، و مردم تفاوت آنها را با چشم مشاهده میکنند، حال آنکه همه از یک اصل و ماده هستند. پس تفاوت این چیزها دلیل عقلی بر مشیت و خواست الهی است که به هریک رنگ و صفت ویژهای دادهاست. و دلیلی است بر قدرت خداوند که این موجودات را اینگونه پدید آورده است، و این تفاوت نشانگر حکمت و رحمت الهی است. و در این تفاوت منافعی است، و از این طریق راهها شناخته میشوند و مردم یکدیگر را میشناسند. و نیز دلیلی است بر گستردگی آگاهی و علم خداوند متعال و این که او کسانی راکه در قبرها هستند زنده مینماید. اما فرد غافل به این چیزها و دیگر مسایل از روی غفلت نگاه میکند، و دیدن این چیزها حس پند پذیری را در او بر میانگیزد. و فقط کسی از اینها بهرهمند میشود که از خداوند میترسد و با فکر و اندیشهی درست خود حکمت این تفاوت را در مییابد. بنابراین فرمود: ﴿إِنَّمَا يَخۡشَى ٱللَّهَ مِنۡ عِبَادِهِ ٱلۡعُلَمَٰٓؤُاْ﴾تنها دانشمندان از خداوند میترسند. پس هرکس که بیشتر خدا را بشناسد بیشتر از او میترسد. و ترس الهی باعث میشود تا از گناهان دوری کند و برای ملاقات با خدا خویشتن را آماده نماید. و این دلیلی است بر فضیلت علم، چون علم و دانش سبب ترس از خداوند میشود. و کسانی که از خداوند میترسند مورد بزرگداشت او قرار میگیرند. همانطور که فرموده است: [الینة: ۸]. ﴿رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُۚ ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَشِيَ رَبَّهُ﴾[البینة: ۸]. «خداوند از آنها خشنود است و آنان از خدا راضیاند. این برای کسی است که از پروردگارش بهراسد». ﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ﴾بیگمان خداوند کاملا تواناست و از توانایی او آفرینش این مخلوقات مختلف و گوناگون میباشد، و آمرزگار است و گناهان توبه کنندگان را میآمرزد.
آیهی ۳۰-۲۹:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَتۡلُونَ كِتَٰبَ ٱللَّهِ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ يَرۡجُونَ تِجَٰرَةٗ لَّن تَبُورَ٢٩﴾[فاطر: ۲۹]. «بیگمان کسانیکه کتاب خداوند را میخوانند و نماز را برپای میدارند و از چیزهایی که بدیشان دادهایم در پنهان و آشکار میبخشند، امید به تجارتی دارند که هرگز کاستی نمیپذیرد».
﴿لِيُوَفِّيَهُمۡ أُجُورَهُمۡ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضۡلِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ غَفُورٞ شَكُورٞ٣٠﴾[فاطر: ۳۰]. «تا خداوند پاداشهای آنانرا به تمام و کمال بدهد، و از فضل خود (پاداشی) افزون (به آنان) دهد، بیگمان او آمرزنده و سپاسگزار است».
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَتۡلُونَ كِتَٰبَ ٱللَّهِ﴾بیگمان کسانی که از دستورات کتاب خدا پیروی میکنند و از آنچه که خدا از آن نهی کرده دوری میورزند، و اخبار آن را تصدیق مینمایند و گفتههای مخالف با کتاب خدا را بر آن مقدم نمیدارند و نیز کلمات آن را تلاوت میکنند و معانی و مفاهیم آن را مورد بررسی و مطالعه قرار میدهند.
سپس بعد از تلاوت قرآن، نماز را ذکر کرد که ستون دین و نور مسلمانها و میزان ایمان و علامت اسلام راستین است. و دادن زکات و کفّارهها و نذرها و صدقات را به خویشاوندان و بینوایان و یتیمان بیان کرد، ﴿سِرّٗا وَعَلَانِيَةٗ﴾یعنی در همهی اوقات انفاق میکنند، ﴿يَرۡجُونَ تِجَٰرَةٗ لَّن تَبُورَ﴾آنها با این کار به تجارتی چشم دوختهاند که هرگز کساد نمیشود و از میان نمیرود، بلکه تجارتی است که بزرگ ترین و بالاترین و برترین تجارت است و آن خشنود شدن پروردگارشان از آنها و رسیدن به پادش فراوان الهی و نجات یافتن از عذاب و کیفر اوست. یعنی آنها اعمال خود را خالصانه برای خدا انجام میدهند و از انجام دادن آن، اهداف بد و نیت فاسدی ندارند.
و بیان کرد آنچه را به آن امید دارند به دست میآورند. پس فرمود: ﴿لِيُوَفِّيَهُمۡ أُجُورَهُمۡ﴾تا پاداش کارهایشان را برحسب کمی و زیادی آن و خوب و بد بودنش به آنها بدهد، ﴿وَيَزِيدَهُم مِّن فَضۡلِهِ﴾و از فضل خود افزون بر پاداششان به آنها بدهد، ﴿إِنَّهُۥ غَفُورٞ شَكُورٞ﴾بیگمان خداوند آمرزنده و سپاسگزار است، گناهانشان را میآمرزد و نیکی اندک را از آنها میپذیرد.
آیهی ۳۵-۳۱:
﴿وَٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ مِنَ ٱلۡكِتَٰبِ هُوَ ٱلۡحَقُّ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِۗ إِنَّ ٱللَّهَ بِعِبَادِهِۦ لَخَبِيرُۢ بَصِيرٞ٣١﴾[فاطر: ۳۱]. «و آنچه از کتاب که به تو وحی کردهایم حق است و تصدیق کنندهی کتابهای آسمانی پیش از خود است، به راستتی خداوند از (اوضاع) بندگان خود باخبر و بیناست».
﴿ثُمَّ أَوۡرَثۡنَا ٱلۡكِتَٰبَ ٱلَّذِينَ ٱصۡطَفَيۡنَا مِنۡ عِبَادِنَاۖ فَمِنۡهُمۡ ظَالِمٞ لِّنَفۡسِهِۦ وَمِنۡهُم مُّقۡتَصِدٞ وَمِنۡهُمۡ سَابِقُۢ بِٱلۡخَيۡرَٰتِ بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَضۡلُ ٱلۡكَبِيرُ٣٢﴾[فاطر: ۳۲]. «سپس کتاب (آسمانی) را به آن بندگانم که آنانرا برگزیدیم به ارث دادیم، پس برخی از آنان به خویشتن ستم میکنند و گروهی از ایشان میانهروند و بعضی از آنان به حکم خداوند در راه نیکیها پیشتازند. این است همان فضل بزرگ».
﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ يَدۡخُلُونَهَا يُحَلَّوۡنَ فِيهَا مِنۡ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٖ وَلُؤۡلُؤٗاۖ وَلِبَاسُهُمۡ فِيهَا حَرِيرٞ٣٣﴾[فاطر: ۳۳]. «باغهای جاودانهای است که بدانها داخل میشوند در آنجا با دستبندهای طلا و مروارید آراسته میگردند و لباسشان در آنجا ابریشم است».
﴿وَقَالُواْ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَذۡهَبَ عَنَّا ٱلۡحَزَنَۖ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٞ شَكُورٌ٣٤﴾[فاطر: ۳۴]. «و گفتند: ستایش خداوندی راست که اندوه را از ما زدود، بیگمان پروردگار ما آمرزنده و سپاسگذار است».
﴿ٱلَّذِيٓ أَحَلَّنَا دَارَ ٱلۡمُقَامَةِ مِن فَضۡلِهِۦ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٞ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٞ٣٥﴾[فاطر: ۳۵]. «خداییکه از (روی) فضل خویش ما را در سرای اقامت و ماندگاری جای داد، در آنجا به ما رنجی نمیرسد و در آنجا ما هیچ خستگی نبینیم».
خداوند متعال بیان میدارد کتابی که به پیامبرش وحی نموده ﴿هُوَ ٱلۡحَقُّ﴾حق است، و از آن جا که بسیار مطالب حق را در بردارد و اصول آن را احاطه کرده است انگار حق فقط در آن یافت میشود. پس نباید در دلهایتان شک و تردیدی نسبت به آن باشد، و آن را کم ندانید. پس وقتی که این کتاب حق است لزوما همهی مسائل الهی و غیبی و دیگری که در آن یافت میشود مطابق با واقعیت است. بنابراین جایز نیست چیزی از آن استنباط گردد که با ظاهرش و با مدلول واقعیاش مخالف باشد ﴿مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ﴾تصدیق کنندهی کتابها و پیامبرانی است که پیش از آن بودهاند، چون کتابها و پیامبرانِ گذشته به آمدن این کتاب خبر دادهاند.
پس وقتی این کتاب پدید آمد و آشکار گشت راست بودن کتابهای گذشته روشن گردید. بنابراین، کتابهای گذشته این مژده را دادهاند، و این قرآن تصدیق کنندهی کتابهای آسمانی پیشین است. بنابراین هیچ کس نمیتواند به کتابهای گذشته ایمان داشته باشد درحالیکه به قرآن کفر ورزد، چون اگر قرآن را قبول نکند ایمان او به کتابهای گذشته که از آمدن قرآن خبر دادهاند ملغی و باطل محسوب میشود، زیرا همهی کتابهای پیشین از قرآن از آمدن آن خبر دادهاند و اخبار کتابهای گذشته مطابق با اخبار قرآن است. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ بِعِبَادِهِۦ لَخَبِيرُۢ بَصِيرٞ﴾بیگمان خداوند از حال بندگانش آگاه و به سرانجام آنان بیناست. پس به هر امت و هر فردی چیزی میدهد که شایستهی حال اوست. از این رو شریعتهای گذشته فقط شایسته و مناسب آن زمان بودهاند. بنابراین، خداوند این چنین پیامبران را یکی پس از دیگری فرستاد تا این که با فرستادن محمدصنبوت را به پایان رساند، و محمدصشریعتی را آورد که تا روز قیامت مصالح و منافع و سعادت آنانرا تامین مینماید.
بنابراین، از آن جا که این امّت از همهی امّتهای گذشته عقلی کاملتر و اندیشهای بهتر داشتند و دلهایشان نرمتر و پاکیزهتر بود خداوند آنها را برگزید ودین اسلام را برای آنان برگزید و کتابی را که از همهی کتابهای برتر بود به آن داد. از اینرو میفرماید: ﴿ثُمَّ أَوۡرَثۡنَا ٱلۡكِتَٰبَ ٱلَّذِينَ ٱصۡطَفَيۡنَا مِنۡ عِبَادِنَا﴾سپس کتاب را به بندگان برگزیده خود عطا کردیم، ﴿فَمِنۡهُمۡ ظَالِمٞ لِّنَفۡسِهِ﴾اما برخی با انجام گناهانی پایینتر از کفر بر خود ستم میکنند، ﴿وَمِنۡهُم مُّقۡتَصِدٞ﴾و برخی میانهرو هستند و فقط به انجام آنچه بر آنها واجب است اکتفا مینمایند و از حرام دوری میجویند. ﴿وَمِنۡهُمۡ سَابِقُۢ بِٱلۡخَيۡرَٰتِ﴾و برخی در راه انجام نیکیها پیشتازند. یعنی در انجام آن میشتابند و از دیگران پیشی میگیرند.
و چنین کسانی فرائض را ادا میکنند و نوافل زیادی را انجام میدهند و حرام و مکروه را ترک مینمایند. خداوند اینها را برای به ارث بردن این کتاب برگزیده است، گرچه مراتب آنها فرق میکند و حالاتشان متفاوت است. پس هریک از اینها سهمی از کتاب را به ارث میبرند. حتی کسی که بر خود ستم میکند آنچه از اصل ایمان و علوم ایمان و اعمال ایمان که با خود دارد از وراثت کتاب است، چون منظور از وراثت و به ارث بردن کتاب به ارث بردن دانش و عمل کتاب و خواندن کتاب آن و بیرون آوردن معانی و مفاهیم آن است. ﴿بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾به «سابق بالخیرات» برمی گردد. یعنی پیشتازی او به سوی نیکیها به حکم خداست، تا او به عمل خودش مغرور نشود بلک بداند که به سوی نیکیها نشتافته است مگر به سبب توفیق و یاری خداوند. پس شایسته است که خداوند را به خاطر نعمتهایی که به او دادهاست شکرگذار باشد. ﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَضۡلُ ٱلۡكَبِيرُ﴾این است فضل بزرگ. یعنی به ارث بردن کتاب بزرگوار از سوی بندگان برگزیده خدا فضل بزرگی است که همهی نعمتها در مقایسه با آن از ارزش چندانی برخوردار نیستند. پس بهطور مطلق بزرگترین نعمت و بزرگترین فضل به ارث بردن این کتاب است.
سپس پاداش کسانی را بیان کرد که آنها را وارث کتاب گردانده است و فرمود: ﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ يَدۡخُلُونَهَا﴾باغهایی که مشتمل بر درختان سایه و باغ چههای زیبا و نهرهای جوشان وکاخهای بلند و منزلهای آراسته و جاودانگی و زندگی آنچنان است که پایان نمییابد. و «العدن» یعنی اقامت، پس ﴿جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾یعنی باغهای اقامتی، و «جنات» را به « اقامه» اضافه نمود، چون آن باغها مخصوص اقامت، و همیشگی هستند، و کسانی که وارد آن میشوند برای همیشه در آن میمانند. ﴿يُحَلَّوۡنَ فِيهَا مِنۡ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٖ﴾در آنجا با دستبندهای طلا آراسته میگردند، دستبندهایی که آن را دوست میدارند و بر هرچیز دیگری ترجیح میدهند. و مردان و زنان در زیورات بهشت برابرند. ﴿وَلُؤۡلُؤٗا﴾و با مرواریدهایی که در لباسها و یدنشان رشته میگردد آراسته میشوند. ﴿وَلِبَاسُهُمۡ فِيهَا حَرِيرٞ﴾و لباسشان در آنجا ابریشم نازک و ضخیم سبز رنگ است.
﴿وَقَالُواْ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَذۡهَبَ عَنَّا ٱلۡحَزَنَ﴾وقتی نعمت و لذّتشان تکمیل گردید میگویند: ستایش خداوندی راست که اندوه را از ما زدود. و این شامل هر غم و اندوهی میشود. پس به خاطر پدید آمدن نقص و کمبود در زیبایی و غذاب و نوشیدنیشان غمی به آنها دست نمیدهد، و نه در بدنها و لذّتهایشان کمبودی پدید میآید تا به سبب آن غمگین شوند، و نه به خاطر این اندوهگین میشوند که آیا همیشه در این جا میمانند یا نه. پس آنها برای همیشه در ناز و نعمت به سر میبرند، و همواره بر نعمتهایشان افزوده میشود. ﴿إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٞ شَكُورٌ﴾بیگمان پروردگار ما آمرزنده سپاسگزار است، لغزشها و اشتباهات ما را بخشید و قدرشناس است که نیکیهای ما را پذیرفت و آن را چند برابر نمود و از فضل خویش به ما بخشید که اعمال و آرزوهای ما به این درجه از فضل نمیرسید. پس به سبب آمرزش خداوند آنها از هر ناگواری نجات یافتند و در سایه قدرشناسی و فضل خداوند هرچیز مرغوب و دوست داشتنی را به دست آوردند.
﴿ٱلَّذِيٓ أَحَلَّنَا دَارَ ٱلۡمُقَامَةِ﴾خداوندی که ما را در جایگاهی جای داد که اقامت در آن همیشگی است و سرایی است که ماندن در آن به خاطر خوبیهای فراوانش و شادیهای پی در پیاش و از بین رفتن رنجها هرکسی به آن گرایش دارد. و استقرار در این سرای همیشگی ﴿مِن فَضۡلِهِ﴾از فضل و لطف خداوند است نه از اعمال ما. پس اگر فضل او نبود ما به آنچه که رسیدهایم نمیرسیدیم. ﴿لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٞ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٞ﴾و در آنجا هیچگونه رنج و مشقت جسمانی و هیچگونه ناتوانی و رنج قلبی به ما دست نمیدهد و از کثرت لذت بردن رنجیده نمیشویم. و این دلالت مینماید که خداوند بدیهای آنها را رشد و پرورش میدهد و اسباب دایمی راحت و آسایش را برای آنها فراهم مینماید به گونهای که هیچ مشقت جسمی و روحی به آنها دست نمیدهد. و هیچ غم و اندوهی آنان را فرا نمیگیرد. و این بیانگر آن است که آنها در بهشت نمیخوابند، چون فایده خواب رفع خستگی، و راحت شدن است. اما اهل جنت خسته نمیشوند. نیز بدان سبب که خواب، مرگ کوچک است و اهل بهشت نمیمیرند. خداوند ما را به لطف و کرم خویش از بهشتیان بگرداند.
آیهی ۳۷-۳۶:
﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمۡ نَارُ جَهَنَّمَ لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواْ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَاۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي كُلَّ كَفُورٖ٣٦﴾[فاطر: ۳۶]. «و کسانیکه کفر ورزیدهاند آتش دوزخ برای آنان است، نه بر آنان (به مرگی دیگر) حکم میشود تا بمیرند، و نه (چیزی) از عذابش در حق آنان کاسته میشود. و بدینسان هر کافری را جزا میدهیم».
﴿وَهُمۡ يَصۡطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا نَعۡمَلۡ صَٰلِحًا غَيۡرَ ٱلَّذِي كُنَّا نَعۡمَلُۚ أَوَ لَمۡ نُعَمِّرۡكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَآءَكُمُ ٱلنَّذِيرُۖ فَذُوقُواْ فَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِن نَّصِيرٍ٣٧﴾[فاطر: ۳۷]. «و آنان در دوزخ فریاد برمیآورند: پروردگارا! ما را بیرون آور تا کارهای شایستهای انجام دهیم، غیر از کارهایی که قبلاً میکردیم، (میگوییم:) آیا آنقدر به شما عمر ندادیم که پند پذیر در آن پند پذیرد، و بیمدهنده (هم) نزد شما آمد پس عذاب را بچشید که ستمکاران یاوری ندارند».
وقتی خداوند حالت اهل بهشت و نعمتهای آنانرا بیان کرد، حالت اهل جهنّم و عذابشان را نیز بیان فرمود: ﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمۡ نَارُ جَهَنَّمَ﴾و کسانی که نشانههایی را که پیامبرانشان برایشان آوردند انکار نمودند و ملاقات پروردگارشان را انکار کردند آتش دوزخ سرای آنان است که در آن به شدّت عذاب داده میشوند و سختترین کیفرها به آنها میرسد. ﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواْ﴾بر آنان نه به مرگ حکم میشود تا بمیرند و راحت شوند، ﴿وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾و نه چیزی از عذابش در حق آنان کاسته میشود. پس شدّت عذاب و بزرگی آن همواره و همیشه بر آنها ادامه دارد. ﴿كَذَٰلِكَ نَجۡزِي كُلَّ كَفُورٖ﴾بدینگونه با عذاب جهنّم هرکسی را که به کفر ورزی ادامه دهد و بر آن پافشاری کند سزا میدهیم.
﴿وَهُمۡ يَصۡطَرِخُونَ فِيهَا﴾و آنها در دوزخ فریاد بر میآورند و کمک میطلبند و میگویند: ﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا نَعۡمَلۡ صَٰلِحًا غَيۡرَ ٱلَّذِي كُنَّا نَعۡمَلُ﴾پروردگارا! ما را از جهنّم بیرون بیاور تا کارهای شایسته انجام دهیم، غیر از کارهایی که قبلا میکردیم. پس آنها به گناهشان اعتراف کرده و میدانند خداوند دربارهی آنها به عدل و داد حکم نموده است. اما بازگشت به دنیا را زمانی از خدا میخواهند که دیگر وقت آن نیست، پس خداوند به آنها میفرماید: ﴿أَوَ لَمۡ نُعَمِّرۡكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ﴾آیا بدان اندازه به شما عمر ندادیم که در آن هرکس میخواست پند پذیرد برایش کافی بود؟ یعنی به اندازهای به شما فرصت دادیم که هرکس درصدد پندپذیری و انجام عمل صالح بود میتوانست توشهی لازم را بردارد. و در دنیا بهرهمندتان ساختیم و روزیهای فراوان به شما دادیم واسباب راحتی و آسایش را برایتان فراهم نمودیم و عمرتان را طولانی کردیم و نشانهها را برایتان پی در پی فرستادیم.
﴿وَجَآءَكُمُ ٱلنَّذِيرُ﴾و بیم دهندگان را پشت سرهم بهسوی شما روانه ساختیم و شما را به خوشیها و ناخوشیها آزمودیم تا بهسوی ما بازگردید و توبه کنید. اما بیم دادن در مورد شما ثمربخش نگردید و هیچ موعظهای دربارهی شما مثمر ثمر واقع نشد. و کیفر را از شما دور داشتیم تا این که اجلهایتان به پایان رسید و عمرهایتان تمام شد و با بدترین حالات از دنیا رخت بربستید و به این جهان رسیدید، جهانی که در آن طبق اعمالتان کیفر داده میشوید. و اکنون که از خدا میخواهید شما را به دنیا بازگرداند دیگر وقت آن تمام شده و خداوند مهربان و بخشنده بر شما خشم گرفته است و عذاب آتش جهنّم بر شما شدّت یافته و اهل بهشت شما را فراموش کردهاند. پس برای همیشه در جهّنم بمانید و همیشه خوار و ذلیل در عذاب به سر برید. بنابراین فرمود: ﴿فَذُوقُواْ فَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِن نَّصِيرٍ﴾پس بچشید طعم عذاب را که ستمکاران یاوری ندارند تا آنها را یاری کند و از جهنّم بیرون آورد یا از عذابشان بکاهد.
آیهی ۳۸:
﴿إِنَّ ٱللَّهَ عَٰلِمُ غَيۡبِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٣٨﴾[فاطر: ۳۸]. «بیگمان خداوند دانای (امور) پنهان آسمانها و زمین است و مسلّماً از چیزهایی که در درون دلهاست کاملاً آگاه است».
وقتی خداوند جزای اهل هر دو سرا را بیان نمود و اعمال و کارهای هردو گروه را ذکر کرد از گستردگی آگاهی و علم خداوند و مطلع بودن او از امور پنهان آسمانها و زمین خبر داد، امور پنهانی که از دید و نگاه مردم پنهان ا ست و از آن آگاهی ندارند. بیان کرد که خداوند رازهای درون سینهها را میداند و آنچه را از خیر و شر پاکی و ناپاکی در دلها پنهان است میداند پس به هرکس آنچه را که مستحق آن است میدهد و هریک را در جای مناسبش قرار میدهد.
آیهی ۳۹:
﴿هُوَ ٱلَّذِي جَعَلَكُمۡ خَلَٰٓئِفَ فِي ٱلۡأَرۡضِۚ فَمَن كَفَرَ فَعَلَيۡهِ كُفۡرُهُۥۖ وَلَا يَزِيدُ ٱلۡكَٰفِرِينَ كُفۡرُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ إِلَّا مَقۡتٗاۖ وَلَا يَزِيدُ ٱلۡكَٰفِرِينَ كُفۡرُهُمۡ إِلَّا خَسَارٗا٣٩﴾[فاطر: ۳۹]. «او خدایی است که شما را در زمین جانشین گرداند پس هرکس که کفر ورزد کفرش به زیان اوست و کفر کافران در پیشگاه خدا جز بر خشم (پروردگار) نمیافزاید و جز زیان چیزی نصیب کافران نمیگرداند».
خداوند از کمال حکمت و رحمت بود نسبت به بندگانش خبر میدهد که او از قبل چنین مقدر نموده است برخی از بندگان جانشین برخی دیگر در روی زمین شوند. و چنین مقدر نموده است که برای هر امّتی از امّتها بیم دهندگان و پیامبرانی را بفرستد تا بنگرد که چگونه عمل میکنند؟ پس هرکس به خداوند و به آنچه پیامبرانش آوردهاند کفر بورزد بداند که کفر او به زیان خود اوست و گناه و کیفر کفرش به خودش میرسد. و هیچ کس بار گناه او را به دوش نخواهد کشید. و کفرورزی کافر چیزی جز این که پروردگارش بر او خشمگین شود نمیافزاید. و چه کیفری بالاتر از خشم و ناخشنودی خداوند وجود دارد؟! ﴿وَلَا يَزِيدُ ٱلۡكَٰفِرِينَ كُفۡرُهُمۡ إِلَّا خَسَارٗا﴾و کفر کافران چیزی جز زیان به آنان نمیافزاید. یعنی آنها خود و خانواده و اعمال و منازلشان را در بهشت از دست خواهند داد، پس همواره بدبختی و زیانمندی کافر فزونی میگیرد و نزد خدا و خلق خدا خوار میگردد و محروم میشود.
آیهی ۴۰:
﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ شُرَكَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُواْ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ لَهُمۡ شِرۡكٞ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ أَمۡ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ كِتَٰبٗا فَهُمۡ عَلَىٰ بَيِّنَتٖ مِّنۡهُۚ بَلۡ إِن يَعِدُ ٱلظَّٰلِمُونَ بَعۡضُهُم بَعۡضًا إِلَّا غُرُورًا٤٠﴾[فاطر: ۴۰]. «بگو: آیا به شریکان خوش که بهجای خداوند به فریاد میخوانید نگریستهاید؟ نشان دهید آنان چه چیزی را در زمین آفریدهاند؟ و یا در آفرینش آسمانها مشارکت داشتهاند! آیا به آنها کتابی دادهایم که از آن حجّتی در دست داشته باشند؟ حق این است که ستمگران به همدیگر جز از روی فریب وعده نمیدهند».
خداوند متعال با بیان ناتوانی و نقص معبودان باطل مشرکین و بیان بطلان شرک ورزی آنها از همه جهات میفرماید: ﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ شُرَكَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾ای پیامبر! به آنها بگو: به من دربارهی معبودان خود که به جز خداوند به فریاد میخوانید خبر دهید، آیا آنها سزاوار به فریاد خواندن و پرستش هستید؟ ﴿أَرُونِي مَاذَا خَلَقُواْ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ﴾به من نشان دهید که آنان چه چیزی را در زمین آفریدهاند؟ آیا دریایی آفریدهاند یا کوههایی را آفریدهاند یا حیوانی یا جمادی را آفریدهاند؟ آنان اقرار خواهند کرد که آفرینندهی همهی این چیزها نعمت الله است. ﴿أَمۡ لَهُمۡ شِرۡكٞ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ﴾آیا شریکانی که آنها مقرّر داشتهاند در آفرینش و تدبیر آسمانها مشارکتی دارند؟ خواهند گفت: آنها مشارکتی در این زمینه ندارند. پس وقتی آنها چیزی را نیافریدهاند و در آفرینش جهان هستی با آفریننده مشارکتی ندارد چرا آنها را عبادت میکنید و به فریاد میخوانید با اینکه به ناتوانی آنها اقرار میکنید؟! پس، از نظر عقلی دلیلی برای صحّت پرستش آنها وجود ندارد، بلکه دلایل عقلی بر باطل بودن عبادت آنها دلالت مینماید. سپس دلیلی نقلی را بیان کرد که آن نیز پرستش شرکا را منتفی میداند. بنابراین فرمود: ﴿أَمۡ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ كِتَٰبٗا فَهُمۡ عَلَىٰ بَيِّنَتٖ مِّنۡهُ﴾آیا به آنها کتابی دادهایم که آنها را به شرک ورزیدن و پرستش بتها دستور دهد و از آن کتاب حجّتی در دست داشته باشند بر صحیح بودن شرکشان؟! چنین نیست، زیرا قبل از قرآن کتابی بر آنها نازل نشده، و قبل از پیامبر خدا محمّدصبیمدهنده و پیامبری نزد آنها نیامده است. اگر فرض شود که کتابی بر آنها نازل شده و پیامبری به سوی آنها فرستاده شده است و ادعا کنند که او آنها را به شرکشان فرمان دادهاست، در این حالت نیز در دروغگویی آنها شکی نداریم، چون خداوند فرموده است: ﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِيٓ إِلَيۡهِ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱعۡبُدُونِ٢٥﴾[الأنبیاء: ۲۵]. «و پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادهایم مگر اینکه به سوی او وحی کردهایم که هیچ معبود به حقّی جز من الله نیست، پس مرا پرستش کنید». پس همهی پیامبران و کلیهی کتابهای آسمانی بر این مطلب اتفاق دارند که دین و عبادت را خالصانه برای خدا قرار داد. ﴿وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ﴾[البینة: ۵]. «و فرمان داده شدند مگر اینکه خداوند را مخلصانه و حقگرایانه بپرستند». اگر گفته شود مادامی که دلایل عقلی و نقلی بر باطل بودن شرک دلالت میکنند چه چیزی مشرکان را وادار به شرک ورزی کرده است با اینکه در میان آنها افراد هوشیار و خردمندی وجود داشت؟ در این زمینه خداوند متعال میفرماید: ﴿بَلۡ إِن يَعِدُ ٱلظَّٰلِمُونَ بَعۡضُهُم بَعۡضًا إِلَّا غُرُورًا﴾بلکه ستمکاران جز وعدههای دروغ به یکدیگر نمیدهند. یعنی برای راهی که در پیش گرفتهاند دلیلی ندارند، بلکه این براساس سفارش است که به همدیگر میکنند، و به خاطر این است که برای یکدیگر این راه را زیبا و آراسته جلوه میدهند و متاخّرین از پیشینیان گمراه تقلید مینمایند و به آنها اقتدا میکنند، و به خاطر آرزوهایی است که شیطان در ذهن و دل آنها جای داده و زشتی اعمالشان را برای آنها زیبا جلوه داده است. در نتیجه این عمل زشت در دلهایشان رشد کرده و صفتی از صفات آنها شده است. بنابراین، دور کردن آن از دلهایشان سخت و دشوار است. از این رو آنان بر کفر و شرک باطل و از میان رفتنی پافشاری میکنند.
آیهی ۴۱:
﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُمۡسِكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ أَن تَزُولَاۚ وَلَئِن زَالَتَآ إِنۡ أَمۡسَكَهُمَا مِنۡ أَحَدٖ مِّنۢ بَعۡدِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ كَانَ حَلِيمًا غَفُورٗا٤١﴾[فاطر: ۴۱]. «بیگمان خداوند آسمانها و زمین را نگاه میدارد از اینکه از جای بلغزند و اگر بلغزند جز خدا هیچکس نمیتواند آنها را نگاه بدارد. بیگمان او بردبار آمرزگار است».
خداوند متعال از کمال قدرت خویش و از رحمت فراوان خود و از گستردگی بردباری و آمرزگاری خویش خبر داده و میفرماید او آسمانها و زمین را نگاه میدارد و نمیگذارد از مسیر خود خارج شوند و اگر آسمان و زمین از جای خود بیرون روند هیچ کس غیر از خدا آنها را نگاه نمیدارد و مردم توانایی نگاه داشتن آنها را ندارند و قدرت و توانایی آنان از انجام چنین کاری عاجز است. امّا خداوند متعال چنین حکم نموده که آسمان و زمین همانگونه که آفریده شدهاند بمانند تا برای مردم و آفریدهها امنیت و آرامش حاصل شود واز آنها بهرهمند شوند و عبرت بیاموزند و به قدرت بزرگ خداوند پی ببرند و بر اثر آن دلهایشان از بزرگداشت و تعظیم و محبت خداوند لبریز گردد. همچنین تا اوج کمال و صبر و مغفرت خداوند برای آنان آشکار گردد، که به جنایتکاران مهلت داده و در سزا دادنشان عجله نکرده است. با اینکه اگر خداوند به آسمان دستور دهد، گناهکاران را سنگباران خواهد کرد. و اگر به زمین حکم نماید آنها را فرو خواهد بلعید. امّا آمرزگاری و بردباری و لطف الهی آنها را در برگرفته است. ﴿إِنَّهُۥ كَانَ حَلِيمًا﴾بیگمان خداوند در به تاخیر انداختن عذاب از کافران بردبار است. ﴿غَفُورٗا﴾و آمرزندهی گناهان کسی است که توبه نماید.
آیهی ۴۳-۴۲:
﴿وَأَقۡسَمُواْ بِٱللَّهِ جَهۡدَ أَيۡمَٰنِهِمۡ لَئِن جَآءَهُمۡ نَذِيرٞ لَّيَكُونُنَّ أَهۡدَىٰ مِنۡ إِحۡدَى ٱلۡأُمَمِۖ فَلَمَّا جَآءَهُمۡ نَذِيرٞ مَّا زَادَهُمۡ إِلَّا نُفُورًا٤٢﴾[فاطر: ۴۲]. «و آنان مؤکّدانه به خدا قسم خوردند که اگر بیمدهندهای به نزد آنان بیاید از هر امّتی راه یافتهتر خواهند بود. امّا هنگامیکه بیمدهندهای به میانشان آمد در حق آنان جز گریز نیافزود».
﴿ٱسۡتِكۡبَارٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَكۡرَ ٱلسَّيِّيِٕۚ وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِۦۚ فَهَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ ٱلۡأَوَّلِينَۚ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗاۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ ٱللَّهِ تَحۡوِيلًا٤٣﴾[فاطر: ۴۳]. «(گریزشان از حق) به خاطر استکبار در زمین و نیرنگ زشتی بود که ورزیدند و نیرنگهای زشت جز دامنگیر اهلش نمیگردد. آیا جز چشم به راه شیوۀ پیشینیان هستند؟ هرگز دگوگونی و تبدیلی در شیوۀ رفتار خدا نخواهی یافت. و هرگز نخواهی دید که روش خدا تغییر یابد».
کسانی که تو را ای پیامبر خدا! تکذیب کردند موکدانه قسم خوردند که ﴿لَئِن جَآءَهُمۡ نَذِيرٞ لَّيَكُونُنَّ أَهۡدَىٰ مِنۡ إِحۡدَى ٱلۡأُمَمِ﴾اگر بیم دهندهای به نزد آنان بیاید از یهودیان و نصاری که اهل کتاب هستند راهیاتتر خواهند بود، امّا به این قسمها و عهدها وفا نکردند. ﴿فَلَمَّا جَآءَهُمۡ نَذِيرٞ﴾پس وقتی که پیامبر به میانشان آمد هدایت شدند و از هر ملّتی راهیابتر نگشتند و بر گمراهی قبلی خود باقی ماندند، ﴿مَّا زَادَهُمۡ إِلَّا نُفُورًا﴾و جز گریز از حق و فزونی یافتن گمراهی و سرکشیشان چیزی به آنها افزوده نشد. و سوگند خوردن آنها به خاطر این نبود که قصدی نیکو داشته باشند، نیز برای طلب حق نبود، و اگر چنین بود آنها موفق میشدند، بلکه قسم خوردن آنان ناشی از استکبارشان در برابر مردم و حق بود و یک نوع سخن آرایی آنان بود به قصد اینکه مردم را فریب دهند و چنان بنمایانند که آنها اهل حقند و در طلب حق میکوشند، آنگاه فریب خوردگان، فریبشان را بخوردند و دنباله رو آنها شوند. ﴿وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِ﴾و مکر زشت که سرانجام آن بد و باطل است جز دامنگیر حیلهگران و مکرورزان نمیگردد. و مکر ورزی آنان علیه آنها برمیگردد. و خداوند برای بندگانش روشن نموده که آنها در این گفتارها و سوگندها دروغ میگویند و دیگران را فریب میدهند.
پس خواری و رسواییشان آشکار گردید و قصد و هدف زشت آنها روشن شد. و حیلهگریشان به ضرر خود آنها تمام شد، و خداوند مکرشان را به خود آنها بازگرداند.پس برای آنها چیزی جز این باقی نمانده است که منتظر عذاب باشند، عذابی که سنّت و روش خداوند دربارهی گذشتگان بوده است، و روش و سنّت الهی تغییر نمییابد و روش و آیین الهی چنین است که هرکس راه ستمگری و عناد و استکبار را در پیش گیرد عذاب الهی بر او فرود خواهد آمد و نعمت خدا از دست او گرفته خواهد شد. پس اینها چشم به راه کاری باشند که با گذشتگان انجام شده است.
آیهی ۴۵-۴۴:
﴿أَوَ لَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ وَكَانُوٓاْ أَشَدَّ مِنۡهُمۡ قُوَّةٗۚ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُعۡجِزَهُۥ مِن شَيۡءٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَلِيمٗا قَدِيرٗا٤٤﴾[فاطر: ۴۴]. «آیا در زمین نگشتهاند تا بنگرند که سر انجام پیشینیانشان چگونه شد؟ حال آنکه آنان از اینان قوّت و قدرت بیشتری داشتند، و هیچ چیزی در آسمانها و در زمین خدا را درمانده و ناتوان نخواهد کرد، بیگمان او دانای تواناست».
﴿وَلَوۡ يُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِمَا كَسَبُواْ مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهۡرِهَا مِن دَآبَّةٖ وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗىۖ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِۦ بَصِيرَۢا٤٥﴾[فاطر: ۴۵]. «و اگر خداوند مردم را به (سزای) آنچه میکردند گرفتار میساخت بر روی آن (زمین) هیچ جنبدهای را نمیگذاشت. بلکه آنانرا تا سر رسید زمان معیّنی به تاخیر میاندازد، پس وقتیکه مدّت مشخّص ایشان فرا رسید بیگمان خداوند به بندگانش بیناست».
خداوند مردم را تشویق میکند تا با دلها و جسمهایشان برای پند پذیرفتن نه برای تماشا و غفلت در زمین به گشت و گذار بپردازند و بنگرند سرانجام کار کسانی که پیش از ایشان بوده و پیامبران را تکذیب کردهاند چگونه بوده است؟
درحالیکه آنها از اینها اموال و فرزندان و قدرت و توانایی بیشتری داشته و زمین را بیشتر از اینها آباد کرده بودند، امّا وقتی که عذاب به سراغشان آمد قدرت و توانشان هیچ فایده و سودی به آنها نبخشید و فرزندان و اموالشان نتوانست در برابر خدا برای آنها کاری کند، و قدرت و خواست الهی درباره آنها نافذ گردید. ﴿وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُعۡجِزَهُۥ مِن شَيۡءٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾و خداوند چنین نیست که چیزی در آسمانها و زمین او را ناتوان سازد، و هیچ چیزی او را درمانده نخواهد کرد، چون علم و قدرتش کامل است. ﴿إِنَّهُۥ كَانَ عَلِيمٗا قَدِيرٗا﴾بیگمان خدا به همه چیز آگاه است و بر همه چیز توانایی دارد.
سپس خداوند متعال کمال بردباری و مهلت دادن خود را به مجرمان وگناهکاران بیان نمود و فرمود: ﴿وَلَوۡ يُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِمَا كَسَبُواْ مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهۡرِهَا مِن دَآبَّةٖ﴾و اگر خداوند مردم را به سزای گناهانی که میکردند کیفر میداد و گرفتار میساخت، کیفر و عذاب هیچ جنبندهای را نمیگذاشت، حتی حیوانات غیر مکلف را نیز فرا میگرفت، ﴿وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗىۖ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِۦ بَصِيرَۢا﴾ولی آنان را تا سر رسید زمان معینی به تاخیر میاندازد، پس وقتی که مدّتشان فرا رسد بیگمان خداوند به بندگانش بیناست و آنها را طبق آنچه از خیر و شر انجام دادهاند جزا و سزا میدهد.
پایان تفسیر سوره فاطر
مکی و ۸۳ آیه است.
آیهی ۱۲-۱:
﴿يسٓ١﴾[یس: ۱]. «یاسین».
﴿وَٱلۡقُرۡءَانِ ٱلۡحَكِيمِ٢﴾[یس: ۲]. «سوگند به قرآن حکیم».
﴿إِنَّكَ لَمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٣﴾[یس: ۳]. «بیگمان تو از زمرهی فرستادگان (خدا) هستی».
﴿عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٤﴾[یس: ۴]. «و بر راه راست قرار داری».
﴿تَنزِيلَ ٱلۡعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ٥﴾[یس: ۵]. «(این قرآن) فرو فرستادهی خداوند چیره و مهربان است».
﴿لِتُنذِرَ قَوۡمٗا مَّآ أُنذِرَ ءَابَآؤُهُمۡ فَهُمۡ غَٰفِلُونَ٦﴾[یس: ۶]. «تا قومی را بیم دهی که پدرانشان بیم داده نشدهاند و خود غافل و بیخبرند».
﴿لَقَدۡ حَقَّ ٱلۡقَوۡلُ عَلَىٰٓ أَكۡثَرِهِمۡ فَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ٧﴾[یس: ۷]. «بیگمان وعدۀ (کیفر) بر بیشتر آنان تحقّق یافته است پس آنان ایمان نمیآورند».
﴿إِنَّا جَعَلۡنَا فِيٓ أَعۡنَٰقِهِمۡ أَغۡلَٰلٗا فَهِيَ إِلَى ٱلۡأَذۡقَانِ فَهُم مُّقۡمَحُونَ٨﴾[یس: ۸]. «بدون شک ما به گردنهایشان طوقهایی تا (زیر) چانهها افکندهایم در نتیجه سرهایشان رو به بالا است».
﴿وَجَعَلۡنَا مِنۢ بَيۡنِ أَيۡدِيهِمۡ سَدّٗا وَمِنۡ خَلۡفِهِمۡ سَدّٗا فَأَغۡشَيۡنَٰهُمۡ فَهُمۡ لَا يُبۡصِرُونَ٩﴾[یس: ۹]. «و در پیشروی ایشان و در پشت سر ایشان سدّی قرار دادهایم آنگاه چشمان آنانرا فرو پوشاندهایم پس آنان نمیبینند».
﴿وَسَوَآءٌ عَلَيۡهِمۡ ءَأَنذَرۡتَهُمۡ أَمۡ لَمۡ تُنذِرۡهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ١٠﴾[یس: ۱۰]. «و چه آنان را بترسانی و چه ایشان را نترسانی برایشان یکسان است، ایمان نمیآورند».
﴿إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ ٱتَّبَعَ ٱلذِّكۡرَ وَخَشِيَ ٱلرَّحۡمَٰنَ بِٱلۡغَيۡبِۖ فَبَشِّرۡهُ بِمَغۡفِرَةٖ وَأَجۡرٖ كَرِيمٍ١١﴾[یس: ۱۱]. «تو تنها کسی را میترسانی که از پند پیروی کند و از خدای رحمان در نهان بترسد پس او را به آمرزش و پاداشی ارزشمند مژده بده».
﴿إِنَّا نَحۡنُ نُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَنَكۡتُبُ مَا قَدَّمُواْ وَءَاثَٰرَهُمۡۚ وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ فِيٓ إِمَامٖ مُّبِينٖ١٢﴾[یس: ۱۲]. «بدون شک ما خودمان مردگان را زنده میگردانیم و آنچه (از کارهای نیک و بد) که از پیش فرستادهاند و چیزهایی که برجای نهادهاند را مینویسیم و همه چیز را در کتابی روشنگر برشمردهایم».
در اینجا خداوند به قرآن حکیم سوگند میخورد، قرآنی که صفت آن حکیم بودن است. و حکمت یعنی گذاشتن هرچیزی در جای مناسبش، و قرار دادن امر ونهی در جای مناسب آن. پس احکام شرعی و جزائی قرآن همه دارای حکمت میباشند. و از حکمت قرآن این است که هم حکم مساله را بیان میکند و هم حکمت آن را بیان میدارد. پس عقلها را از مناسبتها و اوصافی که مقتضی ترتّب حکم برآن میباشند آگاه میسازد.
﴿إِنَّكَ لَمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٣﴾چیزی که به آن سوگند خورده شده است رسالت محمّدصاست. یعنی تو ای محمّد! از زمرهی پیامبران هستی، و تو اوّلین و تازهترین پیامبر نمیباشی. و نیز اصول دینی که پیامبران آوردهاند تو هم آوردهای. و هرکس در حالات و اوصاف پیامبران تامّل کند و فرق پیامبران را با دیگران بداند خواهد دانست که تو از پیامبران برگزیده هستی، چون دارای صفاتی کامل و اخلاقی نیکو میباشی. و پوشیده نیست که آنچه به آن سوگند یاد شده حکیم بودن قرآن است و آنچه برای آن سوگند یاد شده رسالت محمّدصاست و این دو با یکدیگر مرتبط میباشند. و اگر برای اثبات رسالت پیامبر دلیل و گواهی جز این قرآن نبود که سرشار از حکمت است، همین به عنوان دلیل و شاهد بر صدق رسالت او کافی بود، بلکه قرآن قوی ترین دلیل بر رسالت پیامبر است. پس همهی دلایل قرآن دلیلهایی برای اثبت رسالت محمّدصهستند.
سپس از بزرگ ترین صفتهای پیامبرصکه بر رسالت او دلالت مینماید خبر داد و آن این است که او ﴿عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٤﴾بر راه راست قرار دارد، راهی که میانه است و انسان را به خدا و به سرای بهشت میرساند. و این راه راست مشتمل بر کارهای شایسته میباشد که قلب و بدن و دنیا و آخرت را اصلاح میکند. و مشتمل بر اخلاق فاضلهای است که نفس را تزکیه مینماید و دل را پاک میگرداند و پاداش را میافزاید. پس قرار داشتن بر این راه راست صفت پیامبرصاست و صفت دینی است که آن را آورده است.
پس در شکوه و بزرگی این قرآن کریم بیاندیش که چگونه با شریفترین سوگند بر بزرگترین چیزی که برای اثبات آن قسم یاد میشود سوگند یاد کرده است. و فقط خبر دادن خداوند از مرسَل بودن پیامبر کافی بود، اما خداوند دلایل واضح و حجّتهای روشنی در اینجا برای اثبات صحت آنچه بر آن قسم خورده که رسالت پیامبرش میباشد بیان کرده و ما را بدان گوشزد نموده و برای درپیش گرفتن آن راه، ما را راهنمایی کرده است.
و این راه راست را، ﴿تَنزِيلَ ٱلۡعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ٥﴾خداوند چیره و مهربان فرو فرستاده است. پس اوست که کتابش را فرو فرستاده تا آنها را به او برساند. او این راه و کتاب را با قدرت خویش از هر نوع تغییر و تحریف حفاظت کرده، و با این کار بر بندگانش رحم نموده، رحمتی که همواره شامل حال آنهاست تا اینکه آنان را به سرای رحمت خدا میرساند. بنابراین آیه را با این دو اسم بزرگوار ﴿ٱلۡعَزِيزِ ٱلرَّحِيمِ﴾به پایان رساند. وقتی خداوند بر رسالت پیامبر سوگند یاد کرد و برای اثبات آن دلایلی را ارائه داد، نیاز به رسالت و ضرورت آن را بیان نمود و فرمود: ﴿لِتُنذِرَ قَوۡمٗا مَّآ أُنذِرَ ءَابَآؤُهُمۡ فَهُمۡ غَٰفِلُونَ٦﴾تا قومی را بیم دهی که پدرانشان بیم داده نشدهاند. و آنها عربهای بیسواد هستند که کتاب و پیامبری نداشتهاند و جهالت آنها را فرا گرفته و گمراهی آنان را در خود فرو برده است. پس خداوند پیامبری از خودشان را به سوی آنها فرستاد تا آنان را تزکیه نماید و کتاب و حکمت را به آنها بیاموزد، گرچه قبل از آن در گمراهی آشکاری بودند. پس عربهای بیسواد و هر بیسواد دیگری را بیم میدهد و اهل کتاب را یادآور میشود تا آنچه را که در کتابهایشان آمده به یادآورند. پس پیامبر برای عربها نعمتی ویژه و برای دیگران نیز به طور عام رحمت و برکت است.
کسانی که برای بیم دادنشان مبعوث گشتهای بعد از آن که آنها را هشدار دادی به دو گروه تقسیم میشوند، گروهی آنچه را که تو آورده بودی رد کردند و بیم دادن را نپذیرفتند. و آنها کسانی هستند که خداوند در موردشان فرموده است: ﴿لَقَدۡ حَقَّ ٱلۡقَوۡلُ عَلَىٰٓ أَكۡثَرِهِمۡ فَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ٧﴾تقدیر و مشیت خدا در مورد آنها تحقق یافته است و آنها همواره در کفر و شرک خود باقی میمانند و وعدهی کیفر بر آنها تحقق یافته است، زیرا بعد از آن که حق بر آنها عرضه شد آن را نپذیرفتند، پس در این وقت، به کیفر نپذیرفتن حق بر دلهایشان مهر زده شد.
سپس موانعی را که مانع رسیدن ایمان به دلهایشان میشود بیان کرد و فرمود ﴿إِنَّا جَعَلۡنَا فِيٓ أَعۡنَٰقِهِمۡ أَغۡلَٰلٗا﴾ما به گردنهایشان طوقهایی افکندهایم و این طوقها بزرگ هستند، ﴿إِلَى ٱلۡأَذۡقَانِ﴾که تا چانههایشان میرسد و سرهایشان رو به بالا نگاه میدارند. ﴿فَهُم مُّقۡمَحُونَ﴾پس آنها از شدّت و سختی زنجیرهایی که بر گردنهایشان است سرهایشان را رو به بالا نگاه داشتهاند و نمیتوانند آن را پایین آورند.
﴿وَجَعَلۡنَا مِنۢ بَيۡنِ أَيۡدِيهِمۡ سَدّٗا﴾و در پیش روی ایشان و در پشت سرشان مانعی قرار داده ایم که آنها را از ایمان باز میدارد. ﴿فَأَغۡشَيۡنَٰهُمۡ فَهُمۡ لَا يُبۡصِرُونَ﴾و بدینوسیله جلو چشمانشان را گرفتهایم پس آنها نمیبینند و جهالت و بدبختی، آنان را از هر جهت فرا گرفته است پس بیم دادن در مورد آنها مفید واقع نمیگردد.
﴿وَسَوَآءٌ عَلَيۡهِمۡ ءَأَنذَرۡتَهُمۡ أَمۡ لَمۡ تُنذِرۡهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾و چه آنانی را بترسانی و چه ایشان را نترسانی برایشان یکسان است و ایمان نمیآورند. و چگونه کسی ایمان میآورد که بر قلبش مهر زده شده و حق را باطل دیده و باطل را حق میبیند؟! و قسم دوّم کسانی هستند که بیم دادن در آنها تاثیر نموده است و خداوند در مورد آنان چنین میفرماید: ﴿إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ ٱتَّبَعَ ٱلذِّكۡرَ﴾بیم دادن تو فقط به کسانی فایده میدهد. و کسانی از نصیحت تو پند میپذیرند که هدفشان این است از حق و از آنچه بدان تذکر داده شدهاند پیروی کنند. ﴿وَخَشِيَ ٱلرَّحۡمَٰنَ بِٱلۡغَيۡبِ﴾و از خداوند رحمان در نهان میترسند. یعنی هرکس به این دو صفت متصف باشد، با نیتی نیکو در طالب حق باشد و از خداوند بترسد از رسالت تو بهرهمند میشود و با تعلیم تو تزکیه مییابد. و هرکس به این دو امر توفیق یافت، ﴿فَبَشِّرۡهُ بِمَغۡفِرَةٖ وَأَجۡرٖ كَرِيمٍ﴾به او مژده بده که آمرزیده میشوند و پاداشی ارزشمند میگیرد و کارهای شایسته و نیت نیکش دریافت میشود.
﴿إِنَّا نَحۡنُ نُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ﴾بدون شک ما مردگان را پس از مرگشان زنده میگردانیم تا به خاطر کارهایی که کردهاند به آنان سزا وجزا بدهیم. ﴿وَنَكۡتُبُ مَا قَدَّمُواْ﴾و کارهای نیک و بدی را که پیشاپیش فرستادهاند مینویسیم، و آن اعمالی است که در حال حیات و زندگیشان انجام دادهاند. ﴿وَءَاثَٰرَهُمۡ﴾و آنچه برجای نهادهاند، و آن آثار خیر و شری که آنها در دوران حیات خویش و بعد از مرگشان سبب به وجود آمدن آن بودهاند، و کارهایی که به سبب گفتهها و کردارها و حالات آنان پدید آمده است، و هرکار خیری که مردم به سبب تعلیم و آموزش آنان یا نصیحت و یا به سبب امر به معروف و نهی از منکرشان انجام دادهاند، و یا علمی که آن را به دانش آموزان آموخته و یا در کتابهایی آن را برجای گذاشتهاند که در دوران حیات آنان یا بعد از مردنشان از آن استفاده میشود، و یا کار خیری که انجام دادهاند از قبیل نماز یا زکات یا صدقه و احسان، و یا کسی دیگر آنان را سرمشق خویش قرار داده و به انجام این اعمال مبادرت میورزد، یا مسجدی ساختهاند و یا جایی درست کردهاند که مردم از آن استفاده میبرند، و امثال این، همه از آثار آنان هستند و پاداش آن برایشان نوشته میشود. و همچنین عمل شرّ اینگونه است. بنابراین، «هرکس در اسلام شیوه و روشی نیکو بنیاد نهد پاداش آن و پاداش کسی که تا قیامت به آن عمل نماید به او میرسد. و هرکس در اسلام سنّت و روشی بد پایهگذاری کند گناهش بر اوست و گناه کسانی که تا قیامت به آن عمل نمایند نیز بر اوست». و این بیانگر بلندی مقام دعوت نمودن مردم به راه خدا و هدایت کردن آنان با هر وسیله و طریق ممکن میباشد. نیز بیانگر پایین بودن مقام کسی است که به سوی شر دعوت میکند و در راه آن گام برمی دارد. چنین فردی فرومایهترینِ مردم میباشد و گناه و جرم او از همه بیشتر است. ﴿وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ فِيٓ إِمَامٖ مُّبِينٖ﴾و همه چیز و همهی اعمال و نیتها را در کتابی که اساس و مرجع همهی کتابهایی است که در دست فرشتگانند برشمردهایم، و آن کتاب لوح محفوظ است.
آیهی ۳۰-۱۳:
﴿وَٱضۡرِبۡ لَهُم مَّثَلًا أَصۡحَٰبَ ٱلۡقَرۡيَةِ إِذۡ جَآءَهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ١٣﴾[یس: ۱۳]. «و آن شهروندان را برای آنان مثل بزن آنگاه که فرستادگان (خدا) بهسوی آنان آمدند».
﴿إِذۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهِمُ ٱثۡنَيۡنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزۡنَا بِثَالِثٖ فَقَالُوٓاْ إِنَّآ إِلَيۡكُم مُّرۡسَلُونَ١٤﴾[یس: ۱۴]. «آنگاه که دو نفر (از فرستادگان خود) را بهسوی ایشان روانه کردیم، پس آنان را دروغگو انگاشتند، سپس (آن دو را با شخص) سومی تقویت نمودیم، پس گفتند: قطعاً و بدون گمان ما بهسوی ایشان فرستاده شدهایم».
﴿قَالُواْ مَآ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا وَمَآ أَنزَلَ ٱلرَّحۡمَٰنُ مِن شَيۡءٍ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا تَكۡذِبُونَ١٥﴾[یس: ۱۵]. «گفتند: شما جز انسانهایی همچون ما نیستید و خداوند رحمان چیزی فرو نفرستاده است و شما جز دروغ نمیگوئید».
﴿قَالُواْ رَبُّنَا يَعۡلَمُ إِنَّآ إِلَيۡكُمۡ لَمُرۡسَلُونَ١٦﴾[یس: ۱۶]. «گفتند: پروردگارمان میداند که همانا ما بهسوی شما فرستاده شدهایم».
﴿وَمَا عَلَيۡنَآ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ١٧﴾[یس: ۱۷]. «و بر ما جز رساندن اشکار نیست».
﴿قَالُوٓاْ إِنَّا تَطَيَّرۡنَا بِكُمۡۖ لَئِن لَّمۡ تَنتَهُواْ لَنَرۡجُمَنَّكُمۡ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٞ١٨﴾[یس: ۱۸]. «گفتند: همانا ما شما را به فال بد گرفتهایم، اگر دست برندارید قطعاً سنگسارتان میکنیم، و بدون شک از سوی ما عذابی دردناک به شما خواهد رسید».
﴿قَالُواْ طَٰٓئِرُكُم مَّعَكُمۡ أَئِن ذُكِّرۡتُمۚ بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٞ مُّسۡرِفُونَ١٩﴾[یس: ۱۹]. «(پیامبران) گفتند: شومی خودتان با خودتان همراه است. آیا اگر به شما پنده داده شود (آنرا حمل بر شگونی میکنید) بلکه شما گروهی اسرافکار هستید».
﴿وَجَآءَ مِنۡ أَقۡصَا ٱلۡمَدِينَةِ رَجُلٞ يَسۡعَىٰ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱتَّبِعُواْ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٢٠﴾[یس: ۲۰]. «و از دورترین نقطۀ آن شهر مردی شتابان آمد، گفت: ای قوم من! از فرستادگان (خدا) پیروی کنید».
﴿ٱتَّبِعُواْ مَن لَّا يَسَۡٔلُكُمۡ أَجۡرٗا وَهُم مُّهۡتَدُونَ٢١﴾[یس: ۲۱]. «از کسانی پیروی کنید که پاداشی از شما نمیخواهند و آنان راه یافتهاند».
﴿وَمَا لِيَ لَآ أَعۡبُدُ ٱلَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٢٢﴾[یس: ۲۲]. «و چرا کسی را پرستش نکنم که مرا آفریده است و بهسوی او بازگردانده میشوید».
﴿ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةً إِن يُرِدۡنِ ٱلرَّحۡمَٰنُ بِضُرّٖ لَّا تُغۡنِ عَنِّي شَفَٰعَتُهُمۡ شَيۡٔٗا وَلَا يُنقِذُونِ٢٣﴾[یس: ۲۳]. «آیا غیر از او معبودهایی را برگزینم که اگر خداوند مهربان بخواهد زیانی به من برساند شفاعت آنان چیزی را از من دفع نمیکند و مرا نجات نمیدهند»؟!
﴿إِنِّيٓ إِذٗا لَّفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ٢٤﴾[یس: ۲۴]. «بدون شک من آنگاه در گمراهی آشکاری خواهم بود».
﴿إِنِّيٓ ءَامَنتُ بِرَبِّكُمۡ فَٱسۡمَعُونِ٢٥﴾[یس: ۲۵]. «همانا من به پروردگار شما ایمان آوردهام پس بشنوید».
﴿قِيلَ ٱدۡخُلِ ٱلۡجَنَّةَۖ قَالَ يَٰلَيۡتَ قَوۡمِي يَعۡلَمُونَ٢٦﴾[یس: ۲۶]. «بدو گفته شد: وارد بهشت شو گفت: ای کاش قوم من میدانستند».
﴿بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ ٱلۡمُكۡرَمِينَ٢٧﴾[یس: ۲۷]. «که پروردگارم چگونه مرا آمرزید و مرا از زمرهی گرامیان قرار داد».
﴿وَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ مِنۢ بَعۡدِهِۦ مِن جُندٖ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ٢٨﴾[یس: ۲۸]. «و پس از (شهادت) او هیچ لشکری را از آسمان بر قوم وی فرو نفرستادیم (و پیش از این نیز) فرو فرستنده نبودیم».
﴿إِن كَانَتۡ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ فَإِذَا هُمۡ خَٰمِدُونَ٢٩﴾[یس: ۲۹]. «(کیفر آنان) جز صدایی مرگبار نبود، پس به ناگاه خاموش شدند».
﴿يَٰحَسۡرَةً عَلَى ٱلۡعِبَادِۚ مَا يَأۡتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٣٠﴾[یس: ۳۰] «ای دریغ بر بندگان! هیچ پیغمبری بهسوی ایشان نیامد مگر اینکه او را به مسخره میگرفتند».
برای کسانیکه رسالت تو را تکذیب میکنند و دعوتت را نمیپذیرند مثالی بزن که از آن عبرت بگیرند و برایشان اگر موفق به کسب خیر شوند موعظه و پندی باشد. و این مثال: ساکنان قریه میباشد و آنچه برای آنها به سبب تکذیب پیامبران خدا پیش آمد و به کیفر و عذاب خدا گرفتار شدند. و اگر ذکر نام این آبادی مهم بود و فایدهای در برداشت خداوند آنرا مشخص میکرد، پس چنانچه درصدد مشخص نمودن این آبادی باشیم خود را به تکلّف انداخته و بدون آگاهی سخن گفته ایم. بنابراین، هرگاه کسی در این زمینه سخن بگوید حرف بیهوده زده است. و طریق دست آن است که به حقایق بپردازیم و از آنچه فایدهای ندارد پرهیز کنیم. و به این صورت انسان تزکیه میشود و عملش افزون میگردد. و فرد جاهل گمان میبرد که علم و دانش او با ذکر اقوالی که دلیلی بر صحّت آن نیست اضافه میگردد. اما اینها علم را اضافه نمیکند و فایدهای جز تشویق ذهن و عادت کردن به امور مشکوک در برندارد. و شاهد و منظور در این مطلب آن است که خداوند این آبادی را مثالی برای مخاطبان بیان نموده است: ﴿إِذۡ جَآءَهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ﴾آنگاه که فرستادگان خدا به سوی آنان آمدند و آنها را به عبادت خدای یکتا و یگانهپرستی فرمان دادند و از شرک و گناهان نهی کردند.
﴿إِذۡ أَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡهِمُ ٱثۡنَيۡنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزۡنَا بِثَالِثٖ﴾آنگاه که دونفر از فرستادگان خود را بهسوی آنها فرستادیم پس آن دو را تکذیب کردند، سپس ما آنها را با فرد سومی تقویت نمودیم، و آنها سه پیامبر شدند و این به خاطر آن بود که خداوند به اهالی آن شهر توجّه خاصّی داشت و میخواست با پی در پی فرستادن پیامبرانش به سوی آنها بر آنان اقامهی حجت نماید. ﴿فَقَالُوٓاْ﴾پس فرستادگان به آنها گفتند ﴿إِنَّآ إِلَيۡكُم مُّرۡسَلُونَ﴾ما به سوی شما فرستاده شدهایم. آنها جوابی به آنان دادند که این پاسخ همواره میان کسانی که دعوت پیامبران را نپذیرفتهاند مشهور بوده است:
﴿قَالُواْ مَآ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا﴾در پاسخ به پیامبران گفتند: شما جز انسانهایی همچون ما نیستید، پس چه چیزی شما را بر ما برتری داده و شما را ویژه گردانیده و چنین منزلتی را به ما نداده است؟ پیامبران به امّتهایشان گفتند: [ابراهیم: ۱۱]. ﴿إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِ﴾[إبراهیم: ۱۱]. «ما جز انسانهایی همانند شما نیستیم ولی خداوند برهرکس از بندگانش که بخواهد منّت میگذارد». ﴿وَمَآ أَنزَلَ ٱلرَّحۡمَٰنُ مِن شَيۡءٍ﴾و خداوند مهربان چیزی فرو نفرستاده است. یعنی رسالت را بهطور کلّی انکار کردند، سپس رسالت کسانی را نیز که آنها را مورد خطاب قرار میدادند تکذیب کردند و گفتند: ﴿إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا تَكۡذِبُونَ﴾شما جز دروغ نمیگوئید.
پس این سه پیامبر گفتند: ﴿قَالُواْ رَبُّنَا يَعۡلَمُ إِنَّآ إِلَيۡكُمۡ لَمُرۡسَلُونَ١٦﴾پروردگارمان میداند که ما بهسوی شما فرستاده شدهایم، و اگر ما دروغگو باشیم خداوند ما را رسوا میسازد و فورا ما را به عذاب گرفتار خواهد کرد.
﴿وَمَا عَلَيۡنَآ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ١٧﴾آنچه وظیفهی ماست فقط رساندن آشکار است، که با آن امور مطلوب کاملا واضح میگردد. و غیر از این معجزاتی که پیشنهاد میشود یا اینکه عذاب زودتر آورده شده در اختیار ما نیست. تنها وظیفهی ما رساندن است و ما آن را انجام دادهایم و برایتان بیان کردهایم. پس اگر شما هدایت شوید این سعادت و توفیق شماست و اگر گمراه گردید ما اختیاری نداریم.
اهالی آن شهر به پیامبرانشان گفتند: ﴿قَالُوٓاْ إِنَّا تَطَيَّرۡنَا بِكُمۡ﴾از آمدن شما و ارتباط برقرار کردنتان با ما چیزی جز شرّ و بدی ندیدیم. و این شگفتترین چیز است که کسی بزرگترین نعمتی را - که خداوند بر بندگان انعام میکند و نیاز بندگان به این نعمت از هر نیاز دیگری مقدمتر است - برای آنان بیاورد، به او بگویند: بدترین شرّ را آوردهای و جز شرّ بر ما نیافزودهای، و او را به شگون و فال بد بگیرند. ولی توفیق نیافتن انسان کاری میکند که دشمنش با او آن کار را نمیکند. سپس آن سه پیامبر را تهدید کردند و گفتند: ﴿لَئِن لَّمۡ تَنتَهُواْ لَنَرۡجُمَنَّكُمۡ﴾اگر دست برندارید شما را به بدترین صورت خواهیم کشت. یعنی سنگسارتان خواهیم کرد. ﴿وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾و از سوی ما به شما عذابی دردناک خواهید رسید.
پیامبرانشان به آنها گفتند: ﴿طَٰٓئِرُكُم مَّعَكُمۡ﴾شومی خودتان با خودتان همراه است، و آن شرک و شرّی بود که بر آن بودند. و این سبب پیش آمدن عذاب و ناخوشی و از بین رفتن نعمات و برکات است. ﴿أَئِن ذُكِّرۡتُم﴾آیا به سبب اینکه ما شما را به چیزی پند میدهیم که صلاح شما در آن میباشد و موجب سعادتمندی شماست به ما چنین میگوئید؟ ﴿بَلۡ أَنتُمۡ قَوۡمٞ مُّسۡرِفُونَ﴾بلکه حقیقت آن است که شما گروهی متجاوزید و سخن گزاف میگویید. پس دعوت دادن پیامبران چیزی جز گریز و استکبار بر آنها نیافزود.
﴿وَجَآءَ مِنۡ أَقۡصَا ٱلۡمَدِينَةِ رَجُلٞ يَسۡعَىٰ﴾و از دورترین نقطه آن شهر مردی شتابان آمد، چون به نصیحت کردن قومش علاقمند بود. او وقتی آنچه را که پیامبران بدان دعوت میدادند شنید و به آن ایمان آورد و از پاسخی که قومش در جواب پیامبران گفته بودند آگاهی یافت به سوی قوم خود آمد و گفت: ﴿يَٰقَوۡمِ ٱتَّبِعُواْ ٱلۡمُرۡسَلِينَ﴾ای قوم من! از پیامبران پیروی کنید. پس آنها را به پیروی کردن از فرستادگان خدا فرمان داد و در اینباره آنها را نصیحت کرد و بر صحّت و رسالت پیامبران گواهی داد.
سپس در تایید آنچه به آن شهادت داده و به آن فرا خوانده بود، گفت: ﴿ٱتَّبِعُواْ مَن لَّا يَسَۡٔلُكُمۡ أَجۡرٗا﴾از کسانی پیروی کنید که شما را نصیحت میکنند و فایدهی آن به شما بر میگردد، و هدف آنها از نصیحت کردنتان به چنگ آوردن اموالتان نیست و مزد دعوت و نصیحت خود را از شما نمیخواهند.
پس کسیکه چنین است باید از او پیروی کرد، ولی احتمالا کسی بگوید: او دعوت میکند و مزدی هم نمیگیرد اما برحق نیست، پس این توهم را دفع کرد و گفت: ﴿وَهُم مُّهۡتَدُونَ﴾و آنها راه یافتهاند، چون آنان تنها به چیزی فرا میخوانند که عقل به خوب بودن آن گواهی میدهد، و تنها از چیزی نهی میکنند که عقل به زشت و قبیح بودن آن گواهی میدهد.
قومش نصیحت او را نپذیرفتند و او را به خاطر پیروی از پیامبران و یگانهپرستی سرزنش کردند پس او گفت: ﴿وَمَا لِيَ لَآ أَعۡبُدُ ٱلَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٢٢﴾چه چیزی مرا از پرستش خدایی که سزاوار بندگی است باز میدارد، و چرا خدا را پرستش نکنم درحالیکه او مرا آفریده و روزی دادهاست و همهی خلق به سوی او باز میگردند و آنها را طبق کارهایشان سزا و جزا خواهد داد؟ پس کسی که آفرینش و روزی دادن و حکم نمودن در میان بندگان در دنیا و آخرت به دست او میباشد، سزاوار است تا پرستش شود و تمجید و تعریف گردد، نه کسی که هیچ سود و زیانی در اختیار او نیست و بخشیدن و محروم کردن و مرگ و زندگی در دست او نیست. بنابراین فرمود: ﴿ءَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِۦٓ ءَالِهَةً إِن يُرِدۡنِ ٱلرَّحۡمَٰنُ بِضُرّٖ لَّا تُغۡنِ عَنِّي شَفَٰعَتُهُمۡ شَيۡٔٗا﴾آیا غیر از الله معبودهایی را پرستش کنم که اگر خداوند مهربان بخواهد به من زیانی برساند شفاعت و میانجیگری ایشان هیچ چیزی را از من دور نخواهد کرد، چون هیچ کس پیش خداوند جز با اجازهی او نمیتواند شفاعت کند. پس شفاعت آنان هیچ چیزی را از من دور نخواهد کرد. ﴿وَلَا يُنقِذُونِ﴾و مرا از زیانی که خداوند بخواهد به من برساند نجات نخواهد داد.
﴿إِنِّيٓ إِذٗا﴾اگر چنین معبودانی را پرستش کنم آنگاه من، ﴿إِنِّيٓ إِذٗا لَّفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ٢٤ إِنِّيٓ ءَامَنتُ بِرَبِّكُمۡ فَٱسۡمَعُونِ٢٥﴾در گمراهی آشکاری خواهم بود. همانا من به پروردگار شما ایمان آوردهام، پس بشنوید. در این سخن، هم آنها را نصیحت کرده و هم به رسالت پیامبران و راه یافتن آنها گواهی داده و خبر دادهاست که فقط باید خداوند به تنهایی بندگی و پرستش شود. و دلایل این امر را بیان نموده و این را ذکر کرده که عبادتِ غیرخداوند باطل است، و دلایل آن را نیز ذکر نموده و خبر داده که هرکس غیر از خداوند را پرستش کند گمراه است. سپس ایمان خود را آشکارا بیان کرد، هرچند که به شدّت از آنها میترسید که او را بکشند.
وقتیکه این مطلب را بیان نمود و گفت من به پروردگارتان ایمان آوردهام و قومش این سخن را شنیدند، او را کشتند. ﴿قِيلَ ٱدۡخُلِ ٱلۡجَنَّةَۖ قَالَ يَٰلَيۡتَ قَوۡمِي يَعۡلَمُونَ٢٦﴾فورا به او گفته شد: وارد بهشت شو، او با خبر دادن از رسیدن به آنچه که در برابر توحید و یگانه پرستی به آن رسیده بود، و با لحنی خیرخواهانه برای قومش بعد از مرگش - آنچنانکه در دوران زندگی نیز خیرخواه آنها بود - گفت: ای کاش قوم من میدانستند، ﴿بِمَا غَفَرَ لِي﴾که چگونه پروردگارم مرا بخشید و انواع کیفرها را از من دور کرد!. ﴿وَجَعَلَنِي مِنَ ٱلۡمُكۡرَمِينَ﴾و مرا با بهرهمند نمودن از انواع پاداشها و شادیها از زمرهی گرامیان قرار داد، یعنی اگر آنها میدانستند بر شرک خودشان باقی نمیماندند.
خداوند در مورد سزا و کیفر قوم او فرمود: ﴿وَمَآ أَنزَلۡنَا عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ مِنۢ بَعۡدِهِۦ مِن جُندٖ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ﴾ما نیازی نداشتیم که در کیفر دادن آنها تکلّف کنیم و از آسمان برای نابودی آنان لشکری را بفرستیم. ﴿وَمَا كُنَّا مُنزِلِينَ﴾و ما فرو نفرستادیم، چون به اینکار نیازی نبود و توانایی خداوند بسیار گسترده میباشد و انسان بسیار ضعیف و ناتوان است، و اگر کمترین چیزی از عذاب خدا به انسانها برسد برای نابودی آنان کفایت میکند.
﴿إِن كَانَتۡ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾کیفر و عذاب آنها جز یک صدا نبود که یکی از فرشتگان خدا سر داد، ﴿فَإِذَا هُمۡ خَٰمِدُونَ﴾و ناگهان آنها در اثر این صدا همه خاموش شدند و دلهایشان در درونشان پاره پاره گشت و این صدا آنان را مضطرب ساخت و خاموش نمود، به گونهای که نه صدایی داشتند و نه حرکتی. درحالیکه پیشتر سرکشی و استکباری شدید از خود نشان میدادند و با شریفترین انسانها روبرو شدند و بر آنها طغیان کردند و با آنان مبارزه نمودند. خداوند با ترحّم بر حال بندگان میفرماید: ﴿يَٰحَسۡرَةً عَلَى ٱلۡعِبَادِۚ مَا يَأۡتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٣٠﴾انسانها چقدر بدبخت هستند و چقدر کینهتوز و چقدر جاهلاند که چنین حالتی دارند و اینگونه با پیامبران برخورد میکنند که سبب هرنوع بدبختی و هر عذاب و شکنجهای است!.
آیهی ۳۲-۳۱:
﴿أَلَمۡ يَرَوۡاْ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّنَ ٱلۡقُرُونِ أَنَّهُمۡ إِلَيۡهِمۡ لَا يَرۡجِعُونَ٣١﴾[یس: ۳۱]. «آیا نیندیشدهاند که پیش از آنان چه بسیار نسلها نابود کردهایم که آنان بهسویشان باز نمیگردند»؟!
﴿وَإِن كُلّٞ لَّمَّا جَمِيعٞ لَّدَيۡنَا مُحۡضَرُونَ٣٢﴾[یس: ۳۲]. «و جز این نیست که جملگی آنان در نزد ما احضار خواهند شد».
خداوند متعال میفرماید آیا اینها نیندیشیدهاند و از کسانی که پیش از اینها بوده و پیامبران را تکذیب کردهاند عبرت نگرفتهاند که خداوند آنها را هلاک کرد و کیفر خویش را بر آنها فرو آورد و همهی آنها نابود شدند و به دنیا بازنگشتند و هرگز به دنیا باز نخواهند گشت؟ و خداوند به همه آفرینشی تازه خواهد داد و آنها را پس از مرگشان زنده خواهد کرد و پیش خداوند حاضر خواهند شد تا با حکم دادگرانهی خویش میان آنها قضاوت و داوری نماید، خداوند که به اندازهی ذرّهای ستم نمیکند، [النساء: ۴۰]. ﴿وَإِن تَكُ حَسَنَةٗ يُضَٰعِفۡهَا وَيُؤۡتِ مِن لَّدُنۡهُ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾[النساء: ۴۰]. «و اگر نیکی باشد خداوند آنرا چند برابر مینماید و از جانب خویش پاداشی بزرگ میدهد».
آیهی ۳۶-۳۳:
﴿وَءَايَةٞ لَّهُمُ ٱلۡأَرۡضُ ٱلۡمَيۡتَةُ أَحۡيَيۡنَٰهَا وَأَخۡرَجۡنَا مِنۡهَا حَبّٗا فَمِنۡهُ يَأۡكُلُونَ٣٣﴾[یس: ۳۳]. «و نشانهای (از قدرت خدا بر تحقق رستاخیز) برای آنان زمین مرده است، که آنرا زنده گردانیدیم و از آن دانهای برآوردیم که از آن میخورند».
﴿وَجَعَلۡنَا فِيهَا جَنَّٰتٖ مِّن نَّخِيلٖ وَأَعۡنَٰبٖ وَفَجَّرۡنَا فِيهَا مِنَ ٱلۡعُيُونِ٣٤﴾[یس: ۳۴]. «و در آن باغهایی از درختان خرما و انگور قرار دادیم و چشمه سارانی را در آن روان ساختیم».
﴿لِيَأۡكُلُواْ مِن ثَمَرِهِۦ وَمَا عَمِلَتۡهُ أَيۡدِيهِمۡۚ أَفَلَا يَشۡكُرُونَ٣٥﴾[یس: ۳۵]. «تا از میوههای آن درختان که دست انسانها در ساختن آنها کمترین دخالتی نداشته است بخورند. آیا سپاس نمیگزارند»؟!.
﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَزۡوَٰجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنۢبِتُ ٱلۡأَرۡضُ وَمِنۡ أَنفُسِهِمۡ وَمِمَّا لَا يَعۡلَمُونَ٣٦﴾[یس: ۳۶]. «پاک است خداوندی که همه نر و مادهها را آفریده است از (قبیل) آنچه زمین میرویاند و از خود آنان و از چیزهایی که ایشان نمیدانند».
﴿وَءَايَةٞ لَّهُمُ ٱلۡأَرۡضُ ٱلۡمَيۡتَةُ أَحۡيَيۡنَٰهَا﴾و نشانهای برای آنان از قدرت خدا برای اثبات رستاخیز و حضور در نزد خداوند تا بر کارهایی که کردهاند جزا و سزا ببینند، زمین مرده است که خداوند بر آن باران فرو میفرستد، وپس از پژمرده شدنش آن را زنده و خرّم میگرداند. ﴿وَأَخۡرَجۡنَا مِنۡهَا حَبّٗا فَمِنۡهُ يَأۡكُلُونَ﴾و از آن دانههایی بیرون آوردیم، از همهی انواع کشتزارها و از همه انواع گیاهان که چهارپایانشان از آن میخورند، ﴿وَجَعَلۡنَا فِيهَا﴾و در این مرده، ﴿جَنَّٰتٖ مِّن نَّخِيلٖ وَأَعۡنَٰبٖ﴾باغهایی قرار دادیم که در آن درختان زیادی است، به خصوص درختان خرما و انگور که بهترین درختها هستند. ﴿وَفَجَّرۡنَا فِيهَا مِنَ ٱلۡعُيُونِ﴾و در زمین چشمه سارانی روان ساختیم. در زمین درختان خرما و انگور را قرار دادهایم، ﴿لِيَأۡكُلُواْ مِن ثَمَرِهِ﴾تا از میوه آن بخورند و از آن لذّت ببرند و از آن برای درست کردن خورش استفاده نمایند، ﴿وَمَا عَمِلَتۡهُ أَيۡدِيهِمۡ﴾حال آن که این میوهها را دستهای آنان درست نکرده است و آنها برای پدید آمدن آن کاری نکردهاند بلکه خداوند آن را ساخته است، خداوندی که دادگرترین داوران است و بهترین روزیدهنده میباشد. و نیز این میوهها را خداوند طوری درست کرده که نیازی به پختن و غیره ندارند، بلکه از درختان چیده شده و خورده میشوند. ﴿أَفَلَا يَشۡكُرُونَ﴾آیا سپاس خدایی را نمیگزارند که این نعمتها را به سوی آنان روانه کرده است و از جود و احسان خویش چیزهای فراوانی به آنها دادهاست که امور دین و دنیای آنها را بهبود میبخشد؟! آیا خدایی که زمین را پس از مردنش زنده گردانیده و در آن کشتزارها ودرختان رویانیده و از زمین خشک چشمه سارانی روان ساخته است، توانایی ندارد که مردگان را زنده نماید؟ آری! او بر هر چیزی تواناست.
﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَزۡوَٰجَ كُلَّهَا﴾پاک است خداوندی که همهی گونهها را آفریده است، ﴿مِمَّا تُنۢبِتُ ٱلۡأَرۡضُ﴾انواع گونهها که بر شمردن آن دشوار است، از قبیل آنچه از زمین میروید، ﴿وَمِنۡ أَنفُسِهِمۡ﴾و از جنس خود انسانها که آنها را به دو صورت نر و ماده آفریده و میان آفرینش و اخلاق هریک و اوصاف ظاهری و باطنی آنها تفاوتها قرار داده است. ﴿وَمِمَّا لَا يَعۡلَمُونَ﴾و از مخلوقاتی که خداوند آفریده و علم و آگاهی ما به آنها احاطه ندارد، و مخلوقاتی که هنوز آفریده نشدهاند. پس پاک و منزه است خداوند از اینکه شریکی داشته باشد یا پشتیبان و یاور و وزیر یا همسر و فرزند و همتایی داشته باشد، یا چیزی او را درمانده و ناتوان سازد.
آیهی ۴۰-۳۷:
﴿وَءَايَةٞ لَّهُمُ ٱلَّيۡلُ نَسۡلَخُ مِنۡهُ ٱلنَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظۡلِمُونَ٣٧﴾[یس: ۳۷]. «و شب (نیز) برایشان نشانهای است، ما روز را از آن برمیگیریم ناگهان تاریکی آنانرا فرا میگیرد».
﴿وَٱلشَّمۡسُ تَجۡرِي لِمُسۡتَقَرّٖ لَّهَاۚ ذَٰلِكَ تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ٣٨﴾[یس: ۳۸]. «و خورشید بسوی (مسیر) قرارگاهاش حرکت میکند، این، اندازهگیری و تعیین خداوند توانای آگاه است».
﴿وَٱلۡقَمَرَ قَدَّرۡنَٰهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَٱلۡعُرۡجُونِ ٱلۡقَدِيمِ٣٩﴾[یس: ۳۹]. «و برای ماه منزلهایی تعیین کردهایم که (پس از طی کردن آنها) چون شاخهی خشکیدۀ دیرین (خرما) بازگردد».
﴿لَا ٱلشَّمۡسُ يَنۢبَغِي لَهَآ أَن تُدۡرِكَ ٱلۡقَمَرَ وَلَا ٱلَّيۡلُ سَابِقُ ٱلنَّهَارِۚ وَكُلّٞ فِي فَلَكٖ يَسۡبَحُونَ٤٠﴾[یس: ۴۰]. «نه خورشید را سِزَد که ماه را دریابد و نه شب پیشیگیرندهی از روز است، و هریک در سپهری شناورند».
﴿وَءَايَةٞ لَّهُمُ﴾و نشانهای بر نفوذ و مشیت خدا و کمال قدرت او و نشانهای بر این که خداوند مردگان را پس از مرگشان زنده مینماید، ﴿ٱلَّيۡلُ نَسۡلَخُ مِنۡهُ ٱلنَّهَارَ﴾شب است که این روشنایی بزرگ را که تمام زمین فرا گرفته است از آن دور میکنیم و آنرا به تاریکی تبدیل مینماییم، و شب را در جای روز قرار میدهیم، ﴿فَإِذَا هُم مُّظۡلِمُونَ﴾پس ناگهان تاریکی آنها را فرا میگیرد.
و همچنین ظلمتی را که آنها را فرا گرفته است دور میکنیم و خورشید را بر میآوریم که همه جا را روشن میکند و مردم به دنبال زندگی و منافع خویش به هرسو پراکنده میشوند. بنابراین فرمود: ﴿وَٱلشَّمۡسُ تَجۡرِي لِمُسۡتَقَرّٖ لَّهَا﴾و خورشید همواره در مسیری که قرارگاهش است و خداوند برایش مقدّر و معین نموده است حرکت میکند و از آن فراتر نمیرود و کمتر از آن نیز نمیرود و خودش اختیاری ندارد و نمیتواند از قدرت خداوند سرپیچی کند.
﴿ذَٰلِكَ تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ﴾این تقدیر خداوند تواناست که این مخلوقات را با بهترین نظام و کاملترین تدبیر راه اندازی کرده است. ﴿ٱلۡعَلِيمِ﴾خدایی دانا است و خورشید را از روی آگاهی و علم خویش در راستای تامین منافع دینی و دنیوی بندگانش قرار دادهاست.
﴿وَٱلۡقَمَرَ قَدَّرۡنَٰهُ مَنَازِلَ﴾و برای ماه منزلگاههایی تعیین کردهایم که هرشب در یکی از آنها قرار میگیرد، ﴿حَتَّىٰ عَادَ كَٱلۡعُرۡجُونِ ٱلۡقَدِيمِ﴾تا اینکه بسیار کوچک میشود و مانند خوشهی خشکیده خرما، کوچک و قوسی شکل میگردد سپس بر نور آن اضافه میشود تا اینکه نورش کامل میگردد و روشنایی، آن را فرا میگیرد.
﴿وَكُلّٞ﴾و هریک از ماه و خورشید و شب و روز را خداوند با تقدیر و اندازهگیری خود اندازهگیری کرده است که از آن فراتر نمیروند، و هریک از جدول زمانی خاصی برخوردار است، به گونهای که هرگاه یکی آمد دیگری میرود. بنابراین فرمود: ﴿لَا ٱلشَّمۡسُ يَنۢبَغِي لَهَآ أَن تُدۡرِكَ ٱلۡقَمَرَ﴾نه خورشید را سزد که ماه را دریابد و در جدول زمانی آنکه شب است با آن جمع گردد، پس امکان ندارد که خورشید در شب وجود داشته باشد، ﴿وَلَا ٱلَّيۡلُ سَابِقُ ٱلنَّهَارِ﴾و نه شب میتواند از روز جلو بیافتند و قبل از تمام شدن جدول زمانی آن وارد قلمرو آن گردد، ﴿وَكُلّٞ فِي فَلَكٖ يَسۡبَحُونَ﴾و هریک از خورشید و ماه و ستارگان در مداری شناورند. یعنی همواره در حرکتاند. پس همهی اینها دلیلی آشکار و حجّتی درخشان بر عظمت آفریننده و عظمت اوصاف اوست، به خصوص صفت قدرت و حکمت و علم وی که در اینجا به آنها اشاره شده است و امور مذکور بیشتر از این سه صفت سرچشمه گرفتهاند.
آیهی ۵۰-۴۱:
﴿وَءَايَةٞ لَّهُمۡ أَنَّا حَمَلۡنَا ذُرِّيَّتَهُمۡ فِي ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ٤١﴾[یس: ۴۱]. «و نشانهای (دیگر) است برای آنانکه ما ذریّۀ آنها را در کشتی مملو (از ایشان و کالاهایشان) حمل کردیم».
﴿وَخَلَقۡنَا لَهُم مِّن مِّثۡلِهِۦ مَا يَرۡكَبُونَ٤٢﴾[یس: ۴۲]. «و برای ایشان همسان کشتی چیزهایی را آفریدهایم که سوار(ش) میشوند».
﴿وَإِن نَّشَأۡ نُغۡرِقۡهُمۡ فَلَا صَرِيخَ لَهُمۡ وَلَا هُمۡ يُنقَذُونَ٤٣﴾[یس: ۴۳]. «و اگر بخواهیم آنانرا غرق کنیم آنان فریادرسی ندارند و نجات داده نمیشوند».
﴿إِلَّا رَحۡمَةٗ مِّنَّا وَمَتَٰعًا إِلَىٰ حِينٖ٤٤﴾[یس: ۴۴]. «مگر اینکه رحمت ما باشد و تا زمانی بهرهمند شوند».
﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّقُواْ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيكُمۡ وَمَا خَلۡفَكُمۡ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ٤٥﴾[یس: ۴۵]. «و هنگامیکه به آنان گفته شود از آنچه پیش روی شماست و از آنچه که پشت سرتان است پروا کنید تا به شما رحم شود».
﴿وَمَا تَأۡتِيهِم مِّنۡ ءَايَةٖ مِّنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِمۡ إِلَّا كَانُواْ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ٤٦﴾[یس: ۴۶]. «و هیچ نشانهای از نشانههای پروردگارشان به(سوی) آنان نمیآید مگر اینکه از آن رویگردان میشوند».
﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَنُطۡعِمُ مَن لَّوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ أَطۡعَمَهُۥٓ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٤٧﴾[یس: ۴۷]. «و هنگامیکه به آنان گفته شود: از چیزهائی که خدا روزیتان کرده است ببخشید، کافران به مؤمنان میگویند: آیا به کسی خوراک بدهیم که اگر خدا میخواست به او خوارک میداد، شما جز در گمراهی آشکار نیستید».
﴿وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٤٨﴾[یس: ۴۸]. «و میگویند: اگر راست میگویید این وعده کی خواهد بود»؟
﴿مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ تَأۡخُذُهُمۡ وَهُمۡ يَخِصِّمُونَ٤٩﴾[یس: ۴۹]. «انتظار نمیکشند مگر صدایی را که ایشان را دربر میگیرد درحالیکه با یکدیگر درگیرند».
﴿فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ تَوۡصِيَةٗ وَلَآ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمۡ يَرۡجِعُونَ٥٠﴾[یس: ۵۰]. «پس نمیتوانند وصیتی کنند و نه بهوسوی خانوادۀ خویش بازگردند».
دلیل و نشانهای دیگر بر این که خداوند به تنهایی معبود به حق میباشد، این است که نعمتها را بخشیده و بلاها را دور گردانده است. از جمله نعمتهای او این است که: ﴿أَنَّا حَمَلۡنَا ذُرِّيَّتَهُمۡ﴾بسیای از مفسران میگویند: منظور از ﴿ذُرِّيَّتَهُمۡ﴾پدران آنان است. پس - بنابراین قول- معنای آیه چنین خواهد بود: .... ما پدرانشان را در کشتی مملو از ایشان و کالاهایشان حمل کردیم. ﴿وَخَلَقۡنَا لَهُم مِّن مِّثۡلِهِۦ مَا يَرۡكَبُونَ٤٢﴾و برای کسانی که بعد از پدرانشان آمدهاند همسان این کشتی، یعنی همسان جنس این کشتی چیزهایی را آفریدهایم، که بر آنها سوار میشوند. پس خداوند نعمت خویش را بر پدران بیان داشت که آنها را بر کشتیها حمل نمود، چرا که اعطای نعمت به آنها به مثابهی نعمت دادن به فرزندانشان است. این از مشکلترین موارد تفسیر برای من است. زیرا بسیاری از مفسران - همانطور که ذکر شد - بیان کردهاند که منظور از ذریه در اینجا پدران هستند، در صورتی که در قرآن جایی وجود ندارد که ذریه به معنی پدران آمده باشد. بلکه این نوعی ایهام است که سخن را از موضوع خارج میکند و خارج کردن سخن از موضوع چیزی است که کلام پروردگار جهانیان آن را نمیپذیرد، چرا که خداوند میخواهد مطالب را برای بندگانش روشن نماید.
احتمالی دیگر بهتر از این وجود دارد و آن اینکه منظور از ذریه جنس است. یعنی منظور از ذریه خود آنان میباشد، چرا که آنها خود از ذریه آدم میباشند. اما این معنی را آیه بعدی: ﴿وَخَلَقۡنَا لَهُم مِّن مِّثۡلِهِۦ مَا يَرۡكَبُونَ٤٢﴾نقض میکند درحالیکه اگر گفته شود معنی آیه این است که برای این مخاطبان همانند این کشتی انواع کشتیها را آفریدهایم که بر آنها سوار میشوند، چون از حیث معنی تکراری روی میدهد که فصاحت و شیواگویی قرآن آن را نمیپذیرد.
و اگر منظور از ﴿وَخَلَقۡنَا لَهُم مِّن مِّثۡلِهِۦ مَا يَرۡكَبُونَ٤٢﴾شتر باشد، که شترها کشتی خشکی هستند معنی درست و واضح میگردد. اما اگر این معنی مراد باشد مشکل به نوعی باقی میماند که در سخن نوعی تشویش وجود دارد. و اگر چنین معنایی را مدّنظر داشت میفرمود: و آیۀ: ﴿لَّهُمۡ أَنَّا حَمَلۡنَا ذُرِّيَّتَهُمۡ فِي ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ٤١ وَخَلَقۡنَا لَهُم مِّن مِّثۡلِهِۦ مَا يَرۡكَبُونَ٤٢﴾پس اگر در آیهی اول بفرماید: ﴿حَمَلۡنَا ذُرِّيَّتَهُمۡ﴾(و منظور از ذریه خود آنان باشد، یعنی خود آنان را حمل نمودیم) و در آیهی دوم (که آن هم بر حمل دلالت میکند) بفرماید: «حملناهم» (یعنی آنان را بر شتر حمل نمودیم) در این حالت معنی روشن و واضح نخواهد بود، تا گفته نشود که ضمیر «هُم» در آیهی دوم به « ذریه» برمیگردد. (آنگاه معنی دو آیه چنین خواهد بود: و نشانهای دیگر برای آنان این است که ما آنان را بر کشتی مملو از سرنشین و کالا حمل نمودیم. نیز برای آنان همانند کشتی چیزی - یا چیزهایی - را درست کردهایم که بر آن سوار میشوند. منظور از این چیز شتر است). خداوند حقیقت امر را بهتر میداند.
وقتی که به اینجا رسیدم معنی دیگری به نظرم رسید که از مراد الهی دور نیست، و آن این که هرکس عظمت کتاب خداوند و بیانات کامل و شامل آن را در رابطه با امور حاضر و گذشته و آینده درک کند در مییابد که قرآن بالاترین و کاملترین حالات معنی و مفهوم را بیان مینماید و معلوم است که کشتیها از نشانههای خدا و نعمتهایش بر بندگان میباشند و از زمانی که خداوند صنعت کشتیسازی را به بندگان آموخته تا روز قیامت مردم از این نعمت بهرهمند میشوند. و این هنر قبلا وجود داشت و تا زمانی کسانی که مخاطب قرآن قرار گرفتند ادامه یافت. پس زمانی که خداوند آنها را با قرآن مورد خطاب قرار داد و حالت کشتی را بیان نمود و خداوند میدانست که بزرگترین نشانههای کشتی در زمانهای بعدی - نه زمانی که آنان در آن بسر میبرند - خواهد بود، آنگاه که خداوند ساختن کشتیهای بادبانی و بخاری، و هواپیماها به انسان میآموزد که مانند پرندگان در فضا شناورند، و سواریهایی که در خشکی از آنها استفاده میشود که این نشانههای بزرگ جز در زمان ذرّیه مخاطبان قرآن پدید نمیآیند بالاترین انواع نشانههایش را در این کتاب گوشزد نمود و فرمود: ﴿وَءَايَةٞ لَّهُمۡ أَنَّا حَمَلۡنَا ذُرِّيَّتَهُمۡ فِي ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ٤١﴾و نشانهای است برای آنان که ما ذریهی آنان را در کشتی مملو از ایشان و کالاهایشان حمل میکنیم.
پس خداوند آنها را بر کشتیها سوار نمود و با دانشی که به آنان آموخت آنها را از غرق شدن نجات داد. بنابراین، نعمت خود را بر آنا یادآور شد، و این که آنها را از غرق شدن نجات داد، با این که میتوانست آنان را غرق نماید. پس فرمود: ﴿وَإِن نَّشَأۡ نُغۡرِقۡهُمۡ فَلَا صَرِيخَ لَهُمۡ﴾و اگر بخواهیم آنانرا غرق کنیم هیچکسی نیست که به فریادشان برسد و آنها را بر سختی و مصایبی که دچارش شدهاند یاری نماید و مشقت را از آنان دور کند. ﴿وَلَا هُمۡ يُنقَذُونَ﴾و نه از آنچه که در آن هستند نجات داده میشوند.
﴿إِلَّا رَحۡمَةٗ مِّنَّا وَمَتَٰعًا إِلَىٰ حِينٖ٤٤﴾مگر این که رحمت ما به دادشان برسد و آنها را غرق نکنیم و مورد لطف قرار دهیم و تا مدتی بهرهمندشان سازیم، تا شاید برگردند و یا کوتاهیهایی را که از آنها صادر شده است جبران سازند. ﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّقُواْ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيكُمۡ وَمَا خَلۡفَكُمۡ﴾و هنگامیکه به آنان گفته شود از احوال برزخ و قیامت و از عقوبتهای دنیوی بترسید، ﴿لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾تا به شما رحم شود. از آن روی میگردانند و به آن توجّهی نمیکنند، گرچه نشانههای فراوانی به نزد آنها بیایید. بنابراین فرمود: ﴿وَمَا تَأۡتِيهِم مِّنۡ ءَايَةٖ مِّنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِمۡ إِلَّا كَانُواْ عَنۡهَا مُعۡرِضِينَ٤٦﴾در نسبت دادن نشانهها به پروردگارشان دلیلی بر کامل بودن و واضح بودن نشانههاست، چون هیچ چیزی از نشانههای خدا بزرگتر و روشنتر نیست. و از جمله تربیت الهی برای بندگانش این است که نشانههایی به آنها داده که آنها را در دین و دنیایشان سودمند خواهد کرد.
﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ﴾و هنگامی که به آنان گفته شود از رزقی که خداوند به شما ارزانی نموده است - و اگر بخواهد آن را از شما میستاند - انفاق کنید، ﴿قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ﴾کافران در حالی که با حق مخالفت میورزند، با استناد به تقدیر و خواست الهی به مومنان میگویند: ﴿أَنُطۡعِمُ مَن لَّوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ أَطۡعَمَهُۥٓ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ﴾آیا به کسی خوراک بدهیم که اگر خدا میخواست به او خوراک میداد؟! شما مومنان جز در گمراهی آشکاری نیستید، چرا که ما را به چنین کاری فرمان میدهید. و این از جمله چیزهایی است که نشانهی جهالت بزرگ آنهاست، یا این که آنها خود را به نادانی میزدند، زیرا هیچ زمان فرد گناهکار نباید مشیت و خواست خداوند را برای گناهکاری خویش بهانه کند، گرچه هرچه خدا بخواهد همان میشود، و هرچه خدا نخواهد نمیشود. اما خداوند متعال به بندگان قدرت داده و به آنها چنان توانایی بخشیده است که فرمان الهی را انجام دهند و از آنچه نهی ک رده است بپرهیزند. پس هرگاه بندگان آنچه را که خداوند به انجام آن دستور دادهاست ترک کنند این کارشان از روی اختیار بوده و اجبار و اکرهی در کار نیست.
﴿وَيَقُولُونَ﴾و در حالت تکذیب و شتاب ورزیدن میگویند: ﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾وعده آمدن قیامت کی خواهد بود اگر راست میگویید؟!.
خداوند متعال فرمود: این را دور ندانید، چون نزدیک است، ﴿مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾انتظار نمیکشند مگر صدایی را و آن صدای دمیدن صور است. ﴿تَأۡخُذُهُمۡ﴾که آنها را فرا میگیرد، ﴿وَهُمۡ يَخِصِّمُونَ﴾درحالیکه آنها از آن غافلاند و درحالیکه مشغول گفتگو و جر و بحث با یکدیگرند آمدن چنین چیزی به ذهن آنها خطور نمیکند، چرا که جرو بحث معمولا در زمان غفلت و بیخبری صورت میگیرد.
وقتی این صدای مرگبار آنها را فرا بگیرد به هیچ ملّتی مهلت داده نمیشود، ﴿فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ تَوۡصِيَةٗ﴾پس نمیتوانند کوچکترین وصیتی بکنند، ﴿وَلَآ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمۡ يَرۡجِعُونَ﴾و نه به سوی خانوادهشان باز میگردند.
آیهی ۵۴-۵۱:
﴿وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ يَنسِلُونَ٥١﴾[یس: ۵۱]. «و در صور دمیده میشود و بناگاه همهی آنان از گورها بهسوی پروردگارشان خواهند شتافت».
﴿قَالُواْ يَٰوَيۡلَنَا مَنۢ بَعَثَنَا مِن مَّرۡقَدِنَاۜۗ هَٰذَا مَا وَعَدَ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَصَدَقَ ٱلۡمُرۡسَلُونَ٥٢﴾[یس: ۵۲]. «میگویند: وای بر ما! چه کسی ما را از خوابمان برانگیخته، این همان چیزی است که خداوند مهربان و عده داده بود، و پیامبران راست گفتند».
﴿إِن كَانَتۡ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ فَإِذَا هُمۡ جَمِيعٞ لَّدَيۡنَا مُحۡضَرُونَ٥٣﴾[یس: ۵۳]. «(آن) جز بانگی مرگبار نباشد، پس آنگاه همگی آنان در پیشگاهمان گردآورده میشوند».
﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا تُظۡلَمُ نَفۡسٞ شَيۡٔٗا وَلَا تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٥٤﴾[یس: ۵۴]. «پس امروز به هیچکس کمترین ستمی نمیگردد و جز به سزای آنچه میکردید جزا نمییابید».
در اوّلین مرحلهی دمیدن در صور، مردم آشفته میشوند و میمیرند. و این دمیده شدن که در این آیهها بدان اشاره شده است همان است که برای زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز انجام میگیرد، پس وقتی که در صور دمیده میشود آنها از گورها و قبرها بیرون میآیند و شتابان به سوی پروردگارشان برای حضور در پیشگاه او میروند و نمیتوانند درنگ کنند.
و در این حالت تکذیب کنندگان ناراحت میشوند و اظهار ندامت و تاسف نموده و میگویند: ﴿يَٰوَيۡلَنَا مَنۢ بَعَثَنَا مِن مَّرۡقَدِنَاۜ﴾چه کسی ما را از خوابمان در قبرها برانگیخته است؟ چون در بعضی از احادیث آمده است که اهل قبرها اندکی پیش از دمیده شدن در صور، به خواب میروند. وقتی آنها چنین میگویند، به آنان پاسخ داده شده و گفته میشود: ﴿هَٰذَا مَا وَعَدَ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَصَدَقَ ٱلۡمُرۡسَلُونَ﴾این همان چیزی است که خداوند و پیامبران شما را به آن وعده داده بودند، پس راستگویی پیامبران آشکار گردیده و با چشم خود آنرا مشاهده میکنید.
چنین گمان مبر که ذکر «رحمان» در اینجا فقط برای این است که از وعدهاش خبر میدهد، بلکه برای این است که خداوند در این روز بزرگ، مهربان است، و مردمان چیزهایی از رحمت و مهربانیاش مشاهده خواهند کرد که کسی گمان آنرا نمیبرد. هم چنانکه در جاهای دیگری نیز میفرماید: ﴿ٱلۡمُلۡكُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّ لِلرَّحۡمَٰنِ﴾[الفرقان: ۲۶]. «فرمانروایی حقیقی در این روز از آن خداوند مهربان است»، [طه: ۱۰۸]. ﴿وَخَشَعَتِ ٱلۡأَصۡوَاتُ لِلرَّحۡمَٰنِ﴾[طه: ۱۰۸]. «و صداها در برابر خداوند مهربان آرامند».
﴿إِن كَانَتۡ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾رستاخیز و برانگیختن از قبرها جز صدایی نمیباشد که اسرافیل در صور میدمد و آنگاه جسدهای مرده زنده میشوند. ﴿فَإِذَا هُمۡ جَمِيعٞ لَّدَيۡنَا مُحۡضَرُونَ﴾آن گاه همهی پیشینیان و پسینیان و انسانها و جنها همه در نزد ما گرد آورده میشوند تا بر کارهایشان محاسبه گردند.
﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا تُظۡلَمُ نَفۡسٞ شَيۡٔٗا﴾پس امروز به هیچ کس کمترین ستمی نمیگردد و از نیکیهایش کاسته نمیشود و به بدیهایش افزوده نمیگردد. ﴿وَلَا تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾و جز خدای کارهای خوب وبدی که میکردهاید به شما داده نمیشود. پس هرکس در کارنامهی خویش خیری یافت باید خدا را ستایش کند، و هرکس غیر از خوبی چیزی دیگر یافت جز خودش کسی را ملامت نکند.
آیهی ۵۸-۵۵:
﴿إِنَّ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ ٱلۡيَوۡمَ فِي شُغُلٖ فَٰكِهُونَ٥٥﴾[یس: ۵۵]. «بهشتیان امروز سخت سرگرم خوشی و شادمانی هستند».
﴿هُمۡ وَأَزۡوَٰجُهُمۡ فِي ظِلَٰلٍ عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ مُتَّكُِٔونَ٥٦﴾[یس: ۵۶]. «آنان و همسرانشان در سایههایی بر تختها تکیه زدهاند».
﴿لَهُمۡ فِيهَا فَٰكِهَةٞ وَلَهُم مَّا يَدَّعُونَ٥٧﴾[یس: ۵۷]. «آنان در آنجا میوه دارند و هرچه بخواهند در اختیارشان خواهد بود».
﴿سَلَٰمٞ قَوۡلٗا مِّن رَّبّٖ رَّحِيمٖ٥٨﴾[یس: ۵۸]. «از سوی پروردگار مهربان بدیشان درود گفته میشود».
وقتی خداوند بیان کرد که به هیچکس جزایی جز آنچه کرده است داده نمیشود، جزای هر دو گروه را بیان کرد و ابتدا پاداش و جزای اهل بهشت را بیان نمود و خبر داد که آنها در آنروز ﴿فِي شُغُلٖ فَٰكِهُونَ﴾سرگرم شادمانی هستند و لذّت میبرند و همهی آنچه که انسان دوست دارد و چشمها از دیدن آن لذّت میبرند و آرزوکنندگان آرزویش مینمایند به آنها خواهد رسید.
و از جمله چیزهایی که به آنها میرسد دیدار با دوشیزگان زیباست. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿هُمۡ وَأَزۡوَٰجُهُمۡ﴾آنان و همسرانشان از حورهای بهشتی که چهره و بدنی زیبا و اخلاقی خوب دارند، ﴿فِي ظِلَٰلٍ عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ مُتَّكُِٔونَ﴾در سایههایی بر تختها تکیه زدهاند. یعنی بر تختهایی که با پردهها و پارچههای آراسته شدهاند تکیه میزنند، تکیهای که نشانگر کمال راحتی و آرامش و لذّت است.
﴿لَهُمۡ فِيهَا فَٰكِهَةٞ﴾برای آنان در بهشت میوههای لذّت بخش و فراوانی است از قبیل انگور و انجیر و انار و غیره. ﴿وَلَهُم مَّا يَدَّعُونَ﴾و آنچه که بخواهند و آرزو کنند به آنها خواهد رسید.
﴿سَلَٰمٞ قَوۡلٗا مِّن رَّبّٖ رَّحِيمٖ٥٨﴾و بر آنان نیز از جانب پروردگار مهربان اسلام گفته میشود. در اینجا این مطلب ثابت میشود که خداوند متعال با اهل بهشت سخن میگوید و بر آنها سلام میکند، و آن را با ﴿قَوۡلٗا﴾تاکید کرده است. پس وقتی خداوند مهربان به آنها سلام میکند سلامتی کامل از هر جهت به آنها میرسد و تهنیت و درودی به آنها میرسد که بالاتر از آن نیست و هیچ نعمتی همانند آن وجود ندارد. چه فکر میکنید در مورد سلام و درود پادشاه پادشاهان، پروردگار بزرگ مهربان و بخشنده که اهل بهشت را سلام میکند، کسانی که خشنودی خود را از آنها اعلام داشته و هرگز از آنها ناخشنود نمیگردد. اگر خداوند چنین مقدر و مقرر نمینمود که آنها نمیرند و دلهایشان از شادی از جای برکنده نشود، قطعا به هنگامی که خداوند بر آنها سلامی میگفت، از فرط شادی میمردند، یا دلهایشان از جای کنده میشد. امیدوارم که پروردگارمان ما را از این نعمت محروم نکند و از نگاه کردن به چهره بزرگوارش بهرهمندتان سازد.
آیهی ۶۷-۵۹:
﴿وَٱمۡتَٰزُواْ ٱلۡيَوۡمَ أَيُّهَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ٥٩﴾[یس: ۵۹]. «و (فرمان میدهیم) ای گناهکاران! امروز (از مؤمنان) جدا شوید».
﴿أَلَمۡ أَعۡهَدۡ إِلَيۡكُمۡ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعۡبُدُواْ ٱلشَّيۡطَٰنَۖ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ٦٠﴾[یس: ۶۰]. «ای فرزندان آدم! مگر به شما فرمان ندادم که شیطان را پرستش نکنید چراکه او دشمنی آشکار برای شما است»؟!.
﴿وَأَنِ ٱعۡبُدُونِيۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ٦١﴾[یس: ۶۱]. «و اینکه مرا پرستش کنید، این راه راست است».
﴿وَلَقَدۡ أَضَلَّ مِنكُمۡ جِبِلّٗا كَثِيرًاۖ أَفَلَمۡ تَكُونُواْ تَعۡقِلُونَ٦٢﴾[یس: ۶۲]. «و همانا شیطان گروههای زیادی از شما را گمراه کرده است، پس آیا خرد نمیورزید».
﴿هَٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ٦٣﴾[یس: ۶۳]. «این جهنّمی است که به شما وعده داده میشد».
﴿ٱصۡلَوۡهَا ٱلۡيَوۡمَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ٦٤﴾[یس: ۶۴]. «امروز به (سزای) کفری که میورزیدید وارد آن شوید».
﴿ٱلۡيَوۡمَ نَخۡتِمُ عَلَىٰٓ أَفۡوَٰهِهِمۡ وَتُكَلِّمُنَآ أَيۡدِيهِمۡ وَتَشۡهَدُ أَرۡجُلُهُم بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ٦٥﴾[یس: ۶۵]. «امروز بر دهانهایشان مهر مینهیم و دربارۀ آنچه میکردند دستانشان با ما سخن میگویند و پاهایشان (بر آن) گواهی میدهند».
﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَطَمَسۡنَا عَلَىٰٓ أَعۡيُنِهِمۡ فَٱسۡتَبَقُواْ ٱلصِّرَٰطَ فَأَنَّىٰ يُبۡصِرُونَ٦٦﴾[یس: ۶۶]. «و اگر بخواهیم کورشان مینمائیم، آنگاه شتابان بهسوی راه میروند اما چگونه میتوانند ببینند»؟!
﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَمَسَخۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ مَكَانَتِهِمۡ فَمَا ٱسۡتَطَٰعُواْ مُضِيّٗا وَلَا يَرۡجِعُونَ٦٧﴾[یس: ۶۷]. «و اگر بخواهیم آنانرا بر جایگاهشان مسخ میکنیم پس نمیتوانند به جلو بروند و نیز برنمیگردند».
وقتی خداوند پاداش پرهیزگاران را بیان کرد سزای گناهکاران را نیز ذکر کرد و فرمود: ﴿وَٱمۡتَٰزُواْ ٱلۡيَوۡمَ أَيُّهَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ٥٩﴾در روز قیامت به گناهکاران گفته میشود: از مؤمنان جدا شوید، تا آنها را سرزنش کند و در حضور همهی خلائق و قبل از آنکه آنها را وارد جهنّم سازد توبیخشان نماید، ﴿أَلَمۡ أَعۡهَدۡ إِلَيۡكُمۡ يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعۡبُدُواْ ٱلشَّيۡطَٰنَ﴾مگر به شما فرمان ندادم و بر زبان پیامبران شما را توصیه نکردم که ای فرزندان آدم! از شیطان اطاعت مکنید؟ و در این توبیخ، توبیخ به خاطر انواع کفر و گناهان نهفته است، چون همهی انواع کفر و گناهان اطاعت از شیطان و عبادت او محسوب میشود. ﴿إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ﴾چرا که او دشمن آشکار شماست. پس شما را از پرستش شیطان به شدّت برحذر داشتم و شما را از اطاعت او ترساندم، و خبر دادم که او شما را به چه چیزی فرا میخواند. ﴿وَأَنِ ٱعۡبُدُونِي﴾و شما را فرمان دادم که با اطاعت از دستورات من و ترک آنچه از آن نهی کردهام مرا بپرستید. ﴿هَٰذَا﴾عبادت و پرستش و اطاعت از من و سرپیچی از شیطان ﴿صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ﴾همان صراط مستقیم است پس دانشهای مربوط به راه راست و اعمال آن در این دو چیز - یعنی اطاعت از خدا و پیروی نکردن از شیطان - خلاصه میگردد.
ولی شما به عهد من پایبند نماندید و به سفارش و توصیهی من عمل نکردید بلکه دشمن را که شیطان است به دوستی گرفتید، شیطانی که ﴿أَضَلَّ مِنكُمۡ جِبِلّٗا كَثِيرًا﴾گروههای زیادی را از شما گمراه ساخت، ﴿أَفَلَمۡ تَكُونُواْ تَعۡقِلُونَ﴾آیا عقل نداشتید که شما را فرمان دهد تا پروردگارتان و کارساز حقیقیتان را به دوستی بگیرید و شما را از دوستی کردن با سرسخت ترین دشمنانتان باز دارد؟ اگر عقل و خرد درستی داشتید چنین نمیکردید.
پس هرگاه از شیطان پیروی کردید و با خداوند مهربان دشمنی ورزیدید و دیدار الهی را تکذیب کردید و آمدن قیامت که سرای سزا و جزاست را رد نمودید و نپذیرفتید، و سخن عذاب بر شما محقق گشت، ﴿هَٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ٦٣﴾این همان جهنّمی است که به شما وعده داده میشد و آن را تکذیب میکردید. پس اینکه آن را با چشم خود آشکارا مشاهده کنید، جهنّمی که دلها از دیدن آن مضطرب گشته و چشمها از هول و وحشت، از حدقه بیرون میآیند.
سپس جریان آنان را اینگونه به پایان میرساند که دستور میدهد تا وارد جهنّم شوند و به آنها گفته میشود: ﴿ٱصۡلَوۡهَا ٱلۡيَوۡمَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ٦٤﴾وارد جهنّم شوید و در آن بسوزید، به صورتی که گرما و سوزش آن از هر سو شما را احاطه نموده و به همه جانتان سرایت میکند. و این بدان سبب است که شما به آیات خدا کفر میورزیدید و پیامبران خدا را تکذیب میکردید.
خداوند در بیان حالت زشت و اسفبار آنها در سرای بدبختی و شقاوت میگوید: ﴿ٱلۡيَوۡمَ نَخۡتِمُ عَلَىٰٓ أَفۡوَٰهِهِمۡ﴾امروز بر دهانهایشان مهر مینهیم. یعنی آنها را گنگ و لال میکنیم، پس آنان سخن نمیگویند و نمیتوانند کارهایی را که کردهاند از قبیل کفر و تکذیب انکار کنند. ﴿وَتُكَلِّمُنَآ أَيۡدِيهِمۡ وَتَشۡهَدُ أَرۡجُلُهُم بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ﴾و دستانشان با ما سخن میگویند و پاهایشان گواهی میدهند. یعنی اعضای بدنشان در رابطه با کارهایی که انجام دادهاند علیه آنها گواهی میدهند. و اعضای آنها را خداوند به سخن میآورد، خداوندی که هر چیزی را به سخن میآورد.
﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَطَمَسۡنَا عَلَىٰٓ أَعۡيُنِهِمۡ﴾و اگر بخواهیم کورشان مینمائیم. یعنی همانطور که قدرت سخن گفتن را از آنها سلب میکنیم بیناییاشان را هم از آنها میگیریم. ﴿فَٱسۡتَبَقُواْ ٱلصِّرَٰطَ﴾پس شتابان بهسوی راه میروند، «صراط» راه رسیدن به بهشت است. ﴿فَأَنَّىٰ يُبۡصِرُونَ﴾اما چگونه میتوانند ببینند در حالی که چشمهایشان کور گشته است؟!.
﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَمَسَخۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ مَكَانَتِهِمۡ﴾و اگر بخواهیم آنان را بر جایگاهشان مسخ میکنیم. یعنی حرکتشان را از آنها میگیریم. ﴿فَمَا ٱسۡتَطَٰعُواْ مُضِيّٗا وَلَا يَرۡجِعُونَ﴾پس نمیتوانند به جلو بروند و نمیتوانند به عقب برگردند تا از عذاب جهنّم دور شوند. یعنی عذاب بر کافران قطعی شده و راه گریزی از آن ندارند. و در اینجا آتش جهنّم آشکار گردیده و هیچ کس راه نجاتی ندارد مگر این که از روی صراط عبور کند، و عبور کردن از روی پل صراط فقط برای مومنان ممکن است و فقط آنها میتوانند از آن بگذرند، که آنها به وسیله نورشان میروند. اما خداوند هیچ تعهدی ندارد که اینها را از جهنّم نجات بدهد. پس اگر بخواهد چشمهایشان را کور میگرداند و توان حرکت را از آنها سلب میکند، پس آنها اگر بهسوی صراط بشتابند آن را نمییابند و اگر خداوند بخواهد حرکت را از آنها میگیرد پس نمیتوانند به عقب و جلو بروند. منظور این است که آنها از پل صراط عبور نمیکنند و در نتیجه نجات نمییابند.
آیهی ۶۸:
﴿وَمَن نُّعَمِّرۡهُ نُنَكِّسۡهُ فِي ٱلۡخَلۡقِۚ أَفَلَا يَعۡقِلُونَ٦٨﴾[یس: ۶۸]. «و هرکس را که عمر طولانی دهیم آفرینش و خلقت او را دگرگون میسازیم، ایا خرد نمیورزند».
خداوند متعال میفرماید: ﴿وَمَن نُّعَمِّرۡهُ نُنَكِّسۡهُ فِي ٱلۡخَلۡقِ﴾و هرکس از انسانها را که عمر طولانی بدهیم خلقت او را دگرگون میسازیم، یعنی او را به حالت آغاز آفرینش که دارای توانایی جسمی و ضعف عقلی بود بر میگردانیم. ﴿ٱلۡخَلۡقِۚ أَفَلَا يَعۡقِلُونَ﴾آیا خرد نمیورزند و نمیفهمند که انسان از هر جهت ناقص است، تا به عقل بیایند و عقلشان را در راه اطاعت از پروردگارشان به کار بگیرند؟!.
آیهی ۷۰-۶۹:
﴿وَمَا عَلَّمۡنَٰهُ ٱلشِّعۡرَ وَمَا يَنۢبَغِي لَهُۥٓۚ إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ وَقُرۡءَانٞ مُّبِينٞ٦٩﴾[یس: ۶۹]. «و به او شعر نیاموختیم و (آموختن شعر) سزاوار او نیست، آن جز پندی و قرآنی آشکار نمیباشد».
﴿لِّيُنذِرَ مَن كَانَ حَيّٗا وَيَحِقَّ ٱلۡقَوۡلُ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ٧٠﴾[یس: ۷۰]. «تا هرکس را که زنده باشد هشدار دهد و فرمان عذاب بر کافران مسلّم گردد».
خداوند متعال پیامبرش محمدصرا از تهمتی که مشرکان او را بدان متهم میکردند مبنی بر این که او شاعر است و آنچه آورده است شعر میباشد، منزّه و پاک داشته و میفرماید: ﴿وَمَا عَلَّمۡنَٰهُ ٱلشِّعۡرَ وَمَا يَنۢبَغِي لَهُ﴾ما به او شعر نیاموختهایم و سزاوار این نیست که شاعر باشد. یعنی این محال و غیرممکن است که او یک شاعر باشد، چون وی هدایت یافته و راهیاب است، و شاعران گمراهند و گمراهان و سرگشتگان از آنها پیروی میکنند.
و خداوند همهی شبهاتی را که گمراهان دستاویز خود قرار داده بودند از پیامبرش دور نمود. بنابراین خداوند او را بیسواد گذاشت طوری که خواندن و نوشتن بلد نبود، و خبر داد که به او شعر نیاموخته و شعر و شاعری سزاوار او نیست. ﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ﴾آنچه که او آورده پندی است که خردمندان از آن پند میپذیرند، و همهی مطالب دینی را از آن فرا میگیرند. و این قرآن همه را به کاملترین صورت دربردارد و آنچه را که خداوند در سرشتشان به ودیعه نهاده در خصوص امر به نیکی و نهی از زشتی به عقلها یادآوری میکند ﴿وَقُرۡءَانٞ مُّبِينٞ﴾و قرآنی است روشنگر، یعنی بیان کنندهی چیزهایی است که نیاز به تبیین دارند. و بدان خاطر معمول را حذف کرد تا بر این دلالت نماید که قرآن همهی حق و حقایق را با تمام دلایل تفصیلی و اجمالی آن بیان میدارد و باطل و دلایل بطلان آنرا روشن میکند. و خداوند قرآن را اینگونه بر پیامبرش نازل کرده است.
﴿لِّيُنذِرَ مَن كَانَ حَيّٗا﴾تا هرکس را که زنده دل و آگاه باشد بیم دهد، زیرا کسی که زنده دل و بیدار است به قرآن توجّه مینماید، و دانشهای فراوانی از قرآن میآموزد و به آن عمل میکند. و قرآن برای دل همانند باران برای زمینی خوب و حاصلخیز است. ﴿وَيَحِقَّ ٱلۡقَوۡلُ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾و تا وعدهی عذاب بر کافران مسلّم گردد، چون به وسیله قرآن حجّت خدا بر آنها اقامه گردیده و کوچکترین دلیل و عذر و شبههای برایشان باقی نمانده است.
آیهی ۷۳-۷۱:
﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّا خَلَقۡنَا لَهُم مِّمَّا عَمِلَتۡ أَيۡدِينَآ أَنۡعَٰمٗا فَهُمۡ لَهَا مَٰلِكُونَ٧١﴾[یس: ۷۱]. «آیا نیندیشیدهاند که ما برای آنان از ساختۀ دست خویش چهارپایان را آفریدهایم و اینان مالک آنها هستند».
﴿وَذَلَّلۡنَٰهَا لَهُمۡ فَمِنۡهَا رَكُوبُهُمۡ وَمِنۡهَا يَأۡكُلُونَ٧٢﴾[یس: ۷۲]. «و آنها را برایشان رام ساختهایم، از برخی از آنها سواری میگیرند، و برخی (دیگر) از آنها را میخورند».
﴿وَلَهُمۡ فِيهَا مَنَٰفِعُ وَمَشَارِبُۚ أَفَلَا يَشۡكُرُونَ٧٣﴾[یس: ۷۳]. «و آنان در آنها ساتفادهها و نوشیدنیها دارند، پس آیا سپاس نمیگزارند»؟!
خداوند متعال به بندگان فرمان میدهد تا به چیزهایی از قبیل چهارپایان نظر کنند که برایشان رام و ذلیل ساخته و آنها را مالکشان گردانده است، به گونهای که هرطور بخواهند کاملا تحت امر آنان هستند و منافع بسیار فراوانی را در آنان برایشان قرار داده است به گونهای که بارها و کالاهایشان را حمل میکنند و از جایی به جای دیگر میبرند. و از گوشت چهارپایان میخورند و لباسهای گرمی از آنها تهیه نموده و از پشم و موی آنها کالاهایی درست میکنند و تا مدّتی معین از آن استفاده مینمایند، و مایهی زینت و زیبایی آنها هستند، و دیگر منافعی که دارند و دیده میشوند. ﴿أَفَلَا يَشۡكُرُونَ﴾پس آیا خداوند را سپاس نمیگزارند؟ خداوندی که این نعمتها را به آنان داده است، و آیا او را مخلصانه نمیپرستند البتّه که آنها باید از این نعمتها غافلانه و بدون عبرت گرفتن و اندیشیدن استفاده نکنند.
آیهی ۷۵-۷۴:
﴿وَٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ ءَالِهَةٗ لَّعَلَّهُمۡ يُنصَرُونَ٧٤﴾[یس: ۷۴]. «و بهجای خداوند معبودانی برگرفتند بدان امید که یاری شوند».
﴿لَا يَسۡتَطِيعُونَ نَصۡرَهُمۡ وَهُمۡ لَهُمۡ جُندٞ مُّحۡضَرُونَ٧٥﴾[یس: ۷۵]. «نمیتواند آنانرا یاری کنند و آنها برایشان لشکری احضار شده هستند».
این بیانگر پوچ و باطل بودن معبودان مشرکین است، معبودانی که به جای خدا آنها را به خدایی گرفتهاند و امید دارند که این معبودان باطل آنها را یاری نمایند و برایشان در نزد خداوند شفاعت و میانجیگری کنند. زیرا این معبودان در نهایت ناتوانی هستند، ﴿لَا يَسۡتَطِيعُونَ نَصۡرَهُمۡ﴾به گونهای که نمیتوانند آنها را یاری کنند و نمیتوانند خودشان را نیز یاری نمایند، پس وقتی نمیتوانند خودشان را یاری نمایند چگونه آنها را یاری خواهند کرد؟ حال آنکه یاری کردن دو شرط دارد، یکی توانستن و قدرت داشتن و دوم - بعد از وجود قدرت - اراده کردن است، به این معنی که آیا ارادهی کمک کردن به چنین کسانی را دارند که آنان را پرستش کردهاند یا نه؟ پس توانایی نداشتن برای یاری کردن، هر دو مورد را نفی میکند ﴿وَهُمۡ لَهُمۡ جُندٞ مُّحۡضَرُونَ﴾و همه در عذاب گرد آورده میشوند و از یکدیگر اظهار تنفّر و بیزاری میکنند. پس چرا در دنیا از عبادت معبودان باطل بیزای نجستند و عبادت را خالصانه برای خدایی انجام ندادند که فرمانروایی و سود و زیان و دادن و ندادن در دست اوست و او کارساز یاریگر است؟.
آیهی ۷۶:
﴿فَلَا يَحۡزُنكَ قَوۡلُهُمۡۘ إِنَّا نَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَ٧٦﴾[یس: ۷۶]. «پس سخن آنان تو را غمگین نکند، بیگمان ما میدانیم آنچه را که نهان میدارند و آنچه را که آشکار میسازند».
ای پیامبر! سخن تکذیب کنندگان تو را غمگین نکند. منظور از سخن، گفتهایست که سیاق بر آن دلالت مینماید و آن هر قولی است که با آن به عیبجویی از پیامبر و یا چیزی که آورده است میپرداختند. یعنی قلب خود را به غم خوردن برای آنها مشغول نکن، ﴿إِنَّا نَعۡلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعۡلِنُونَ﴾چرا که ما میدانیم آنچه را نهان میدارند و آنچه را آشکار میسازند. پس طبق آگاهی و خبری که از آنها داریم آنانرا مجازات خواهیم کرد و گفتهی آنها هیچ زیانی به تو نمیرساند.
آیهی ۸۳-۷۷:
﴿أَوَ لَمۡ يَرَ ٱلۡإِنسَٰنُ أَنَّا خَلَقۡنَٰهُ مِن نُّطۡفَةٖ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٞ مُّبِينٞ٧٧﴾[یس: ۷۷]. «آیا انسان نیندیشیده است که ما او را از نطفهای آفریدهایم آنگاه او ستیزهجویی آشکار است».
﴿وَضَرَبَ لَنَا مَثَلٗا وَنَسِيَ خَلۡقَهُۥۖ قَالَ مَن يُحۡيِ ٱلۡعِظَٰمَ وَهِيَ رَمِيمٞ٧٨﴾[یس: ۷۸]. «و برای ما مثالی زد و آفرینش خود را فراموش کرد. گفت: چه کسی این استخوانهای پوسیده و فرسوده را زنده میگرداند».
﴿قُلۡ يُحۡيِيهَا ٱلَّذِيٓ أَنشَأَهَآ أَوَّلَ مَرَّةٖۖ وَهُوَ بِكُلِّ خَلۡقٍ عَلِيمٌ٧٩﴾[یس: ۷۹]. «بگو: خدایی آنها را زنده میگرداند که آنها را نخستین بار آفریده است و او به هر آفرینشی داناست».
﴿ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلشَّجَرِ ٱلۡأَخۡضَرِ نَارٗا فَإِذَآ أَنتُم مِّنۡهُ تُوقِدُونَ٨٠﴾[یس: ۸۰]. «همان خدایی که از درخت سبز برایتان آتشی قرار داد و شما با آن آتش روشن میکنید».
﴿أَوَ لَيۡسَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يَخۡلُقَ مِثۡلَهُمۚ بَلَىٰ وَهُوَ ٱلۡخَلَّٰقُ ٱلۡعَلِيمُ٨١﴾[یس: ۸۱]. «آیا کسی که آسمانها و زمین را آفریده است توانا نیست بر آن که مانند آنها را بیافریند؟ آری! (تواناست) و اوست آفرینندهی دانا».
﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيًۡٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ٨٢﴾[یس: ۸۲]. «هرگاه خدا چیزی را بخواهد کار او تنها این است که خطاب بدان بگوید: موجود شو، پس بیدرنک موجود میشود».
﴿فَسُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٖ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٨٣﴾[یس: ۸۳]. «پس پاک است خداییکه مالکیت و حاکمیت همه چیز در دست اوست و بهسوی او بازگردانده میشوید».
در این آیات کریمه شبههای که از سوی منکران زنده شدن پس از مرگ مطرح شده، به کاملترین و بهترین وجه پاسخ داده شده است. پس خداوند متعال فرمود: ﴿لَمۡ يَرَ ٱلۡإِنسَٰنُ﴾آیا انسانی که منکر رستاخیز است یا در آن شک دارد به چیزی نیندیشیده که او را به یقین میرساند که زنده شدن پس از مرگ حتما انفاق خواهد افتاد؟ و آن این است که ﴿أَنَّا خَلَقۡنَٰهُ مِن نُّطۡفَةٖ﴾ما ابتدا او را از نطقهای آفریدهایم سپس و به تدریج مراحل مختلفی را پشت سر نهاده و تغییر شکل میدهد تا اینکه بزرگ و جوان شده و عقل او کامل میگردد. ﴿فَإِذَا هُوَ خَصِيمٞ مُّبِينٞ﴾و بعد از آنکه او ابتدا از نطفهای آفریده شده بناگه ستیزهجویی آشکار میشود. پس او باید به تفاوت این دو حالت بنگرد و بداند کسی که او را از نیستی به هستی آورده به طریق اولی تواناست که او را پس از آن که متلاشی و از هم پاشیده شد دوباره بیافریند.
﴿وَضَرَبَ لَنَا مَثَلٗا﴾و برای ما مثلی زد که برای هیچ کس شایسته نیست این مثل را بیاورد. و این مثال عبارت است از مقایسهی قدرت و توانایی آفریننده با قدرت مخلوق، و اینکه چنانکه چیزی از قدرت و توانِ مخلوق خارج باشد از قدرت و توان خالق نیز خارج است. پس این مثال را توضیح داد و فرمود: ﴿قَالَ مَن يُحۡيِ ٱلۡعِظَٰمَ وَهِيَ رَمِيمٞ﴾این انسان گفت: آیا کسی هست که این استخوانهای پوسیده و فرسوده را زنده کند؟ استفهام انکاری است. یعنی هیچ کس این استخوانها را پس از آن که خشکیده و فرسوده شدند و از هم پاشیده گشته زنده نمیکند. منظور این انسان ملحد از طرح کردن این شبهه و مَثَل این بود که زنده کردن استخوانهای پوسیده، بینهایت بعید است و از قدرت بشر خارج میباشد، و این سخن که از این انسان صادر شد ناشی از غفلت او و فراموش نمودن آفرینش نخستین وی بود. و اگر به آفرینش خود بنگرد و این که پس از نیستی به سرای هستی پا نهاده است، چنین مثالی را نمیزند.
چیزی را که این انسان ملحد بعید میدانست خداوند پاسخی شفابخش به آن داد و فرمود: ﴿قُلۡ يُحۡيِيهَا ٱلَّذِيٓ أَنشَأَهَآ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾بگو: خدایی آنها را زنده میگرداند که نخستین بار آنها را آفریده است. و هرکس به محض اینکه این را تصوّر نماید به یقین میداند کسی که اوّلین بار اینها را آفریده است میتواند بار دوم نیز آنها را بیافریند، و این برایش آسانتر است. ﴿وَهُوَ بِكُلِّ خَلۡقٍ عَلِيمٌ﴾و او به هر آفرینشی داناست. این دومین دلیل - که جزوِ صفات بزرگ خداوند متعال است - بر زنده نمودن مردگان پس از مرگ میباشد. و آن این که علم خداوند همهی مخلوقات را در همهی حالات و اوقات احاطه کرده و میداند زمین چه قدر از اجساد مردگان را کم میکند، و چقدر را باقی میگذارد. و او دانای پیدا و پنهان است. پس هرگاه بنده به این علم و دانایی بزرگ یقین حاصل کند خواهد دانست که علم و آگاهی خداوند بسیار بزرگتر از زنده کردن مردگان از قبرهایشان میباشد.
سپس بیان فرمود: ﴿ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلشَّجَرِ ٱلۡأَخۡضَرِ نَارٗا فَإِذَآ أَنتُم مِّنۡهُ تُوقِدُونَ٨٠﴾پس وقتی آتش خشک از درخت سبز که در نهایت تری است بیرون میآی با اینکه آتش و تری و رطوبت با هم در تضادند و به شدّت مخالف یکدیگرند، بیرون کردم مردگان از قبرهایشان نیز اینگونه است.
سپس دلیل چهارم را بیان کرد و فرمود: ﴿أَوَ لَيۡسَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يَخۡلُقَ مِثۡلَهُم﴾آیا خدایی که آسمانها و زمین را با آن گستردگی و بزرگی آفریده است قدرت آن را ندارد که آنها را به گونه خودشان دوباره بیافریند؟ ﴿بَلَىٰ﴾آری! و بر این کار تواناست، چون آفرینش آسمانها و زمین از آفرینش مردم بسیار بزرگتر است. ﴿وَهُوَ ٱلۡخَلَّٰقُ ٱلۡعَلِيمُ﴾و او آفرینش گری است دانشمند. این پنجمین دلیل است بر زنده کردن مردگان پس از مرگ، زیرا خداوند متعال آفرینندهای است که همهی مخلوقات گذشته و آینده و کوچک و بزرگ اثری از آثار خلقت و قدرت او میباشند، و هر مخلوقی را بخواهد بیافریند نمیتواند سرپیچی کند.
پس دوباره زنده کردند مردگان یکی از آثار خلقت اوست. بنابراین فرمود: ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيًۡٔا﴾نکرده در سیاق شرط است پس هر چیزی را دربر میگیرد. یعنی خداوند هر چیزی را که بخواهد بشود کار او تنها این است که ﴿أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾خطاب بدان بگوید بشو، پس فورا آن چیز بدون هیچ سرپیچی موجود میشود.
﴿فَسُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٖ﴾و این دلیل ششم است، پس خداوند متعال پادشاه و مالک هرچیزی است و همهی آنچه در جهان بالا و در جهان پایین وجود دارد در ملکیت اوست، و همه بنده و مسخّر و تحت تدبیر او هستند، و اودر میانشان با تقدیرهای حکیمانه و احکام شرعی و جزایی خویش تصرّف مینماید. بنابراین، زنده کردن اینها پس از مردنشان برای این که فرمان جزا را در میان آنها نافذ گردند، از کمال فرمانروایی اوست. بنابراین فرمود: ﴿وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾و بدون هیچ شک و تردیدی به سوی او بازگردانده میشوید و هیچ تردیدی در این نیست چون دلایل قاطع و حجّتهای روشن در این باره به تواتر آمدهاند. پس با برکت است خداوندی که در سخن خود هدایت و شفا و نور نهاده است.
پایان تفسیر سورهی یس
مکی است و ۱۸۲ آیه میباشد.
آیهی ۱۱-۱:
﴿وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفّٗا١﴾[الصافات: ۱]. «قسم به (فرشتگان) صف بسته».
﴿فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجۡرٗا٢﴾[الصافات: ۲]. «و قسم به آنان که سخت (ابرها را) میرانند».
﴿فَٱلتَّٰلِيَٰتِ ذِكۡرًا٣﴾[الصافات: ۳]. «و قسم به آنانکه کتاب خدا را میخوانند».
﴿إِنَّ إِلَٰهَكُمۡ لَوَٰحِدٞ٤﴾[الصافات: ۴]. «همانا معبود شما یکی است».
﴿رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا وَرَبُّ ٱلۡمَشَٰرِقِ٥﴾[الصافات: ۵]. «پروردگار آسمانها و زمین و همهی چیزهایی است که درمیان آن دو قرار دارد، و پروردگار مشرقهاست».
﴿إِنَّا زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا بِزِينَةٍ ٱلۡكَوَاكِبِ٦﴾[الصافات: ۶]. «بیگمان ما نزدیکترین آسمان (به شما) را با زینت ستارگان آراستهایم».
﴿وَحِفۡظٗا مِّن كُلِّ شَيۡطَٰنٖ مَّارِدٖ٧﴾[الصافات: ۷]. «و آنرا از هر شیطان سرکشی به خوبی حفظ کردهایم».
﴿لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى ٱلۡمَلَإِ ٱلۡأَعۡلَىٰ وَيُقۡذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٖ٨﴾[الصافات: ۸]. «آنان نمیتوانند به (خبرهای) ملاء اعلی گوش دهند و از هرسو سنگباران میشوند».
﴿دُحُورٗاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ وَاصِبٌ٩﴾[الصافات: ۹]. «برای آنانکه رانده شوند و عذابی همیشگی دارند».
﴿إِلَّا مَنۡ خَطِفَ ٱلۡخَطۡفَةَ فَأَتۡبَعَهُۥ شِهَابٞ ثَاقِبٞ١٠﴾[الصافات: ۱۰]. «مگر کسیکه یکباره (خبری) را برباید آنگاه شعلهای سوزاننده بهدنبالش افتد».
﴿فَٱسۡتَفۡتِهِمۡ أَهُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا أَم مَّنۡ خَلَقۡنَآۚ إِنَّا خَلَقۡنَٰهُم مِّن طِينٖ لَّازِبِۢ١١﴾[الصافات: ۱۱]. «پس، از ایشان بپرس که آیا آفرینش آنان دشوارتر است یا آفرینش چیزهایی که آفریدهایم؟ بدون شک ما آنانرا از گل چسپنده آفریدهایم».
در اینجا خداوند متعال برای اثبات وحدانیت خویش در صفات الوهیت و ربوبیت به فرشتگان بزرگواری قسم یاد میکند که در حالت عبادت هستند و کارهایی را به فرمان خدا انجام میدهند که به آنان محول شده است. پس فرمود: ﴿وَٱلصَّٰٓفَّٰتِ صَفّٗا١﴾قسم به فرشتگانی که در خدمت پروردگارشان صف بستهاند.
﴿فَٱلزَّٰجِرَٰتِ زَجۡرٗا٢﴾و قسم به آن دسته از فرشتگان که ابرها و غیره را به فرمان خدا میرانند. ﴿فَٱلتَّٰلِيَٰتِ ذِكۡرًا٣﴾و قسم به فرشتگانی که کتاب خدا را تلاوت میکنند.
پس، از آنجا که فرشتگان دارای چنین حالتی هستند که خداوند آن را بیان نمود، یعنی پروردگارشان را عبادت میکنند و در خدمت او هستند به اندازهی یک چشم بههم زدن از فرمان وی سرپیچی نمیکنند، خداوند به آنها قسم خورد، که او به تنهایی معبود به حق است: ﴿إِنَّ إِلَٰهَكُمۡ لَوَٰحِدٞ٤﴾بیگمان معبودتان یکی است که در الوهیت شرکی ندارد. پس تنها و مخلصانه او را دوست بدارید و فقط از او بترسید و فقط به او امیدوار باشید وعبادت را تنها برای او انجام دهید.
﴿رَّبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا وَرَبُّ ٱلۡمَشَٰرِقِ٥﴾او این مخلوقات را آفریده و به آنها روزی میدهد و آنها را رام ساخته است، پس همانطور که در آفرینش اینها شریکی ندارد، در الوهیت نیز شریکی ندارد. در بسیاری مواقع خداوند توحید الوهیت را در کنار توحید ربوبیت ذکر مینماید، چون توحید ربوبیت بر توحید الوهیت دلالت میکند. و حتی مشرکانی نیز که در عبادت برای خدا شریک قرار داده بودند، به توحید ربوبیت اقرار کرده بودند، به همین جهت خداوند متعال با همان چیزی که بدان اقرار کرده بودند آنان را به چیزی ملزم نمود که انکارش میکردند.
خداوند مشرقها را به طور ویژه بیان کرد، چون بر مغربها دلالت میکند، و یا این که محل برآمدن و مشرقِ ستارگانی هستند که به بیان آنها خواهد پرداخت. بنابراین فرمود: ﴿إِنَّا زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا بِزِينَةٍ ٱلۡكَوَاكِبِ٦ وَحِفۡظٗا مِّن كُلِّ شَيۡطَٰنٖ مَّارِدٖ٧ لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى ٱلۡمَلَإِ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾خداوند در مورد ستارگان دو فایده بیان کرده است، یکی این که ستارگان زینت بخش آسمان هستند، چون اگر ستارگان نبودند آسمان تاریک و بینور میشد. امّا خداوند آسمان را به وسیلهی ستارگان زینت دادهاست تا گوشههای آسمان روشن گردد و سیمای آن زیبا شود و در تاریکیهای دریا و خشکی مردم به وسیلهی ستارهها راهیاب شوند که منافعی دیگر از این رو برای مردم به دست میآید. دوم پاسداری آسمان و حفاظت آن از هر شیطان سرکشی است که به سبب سرکشیاش به ملاء اعلی میرود تا به خبرهای آنان گوش دهد. ملاء اعلی فرشتگان هستند. پس وقتی شیطانها به سخنان آنها گوش بدهند، ﴿وَيُقۡذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٖ﴾از هر سو به وسیله شهابها سنگباران میشوند. و اینکار برای آن است تا آنها طرد گردند و از گوش دادن به سخنان فرشتگان رانده شوند. ﴿دُحُورٗاۖ وَلَهُمۡ عَذَابٞ وَاصِبٌ٩﴾برای آنان عذاب همیشگی است که برایشان آماده شده است، چون از فرمان پروردگارشان سرپیچی کردهاند. اگر خداوند استثنایی قایل نمیشد، این بیانگر آن بود که آنها به هیچ چیزی گوش نمیکنند، امّا فرمود: ﴿إِلَّا مَنۡ خَطِفَ ٱلۡخَطۡفَةَ﴾مگر آن دسته از شیاطین سرکش که سخنی را مخفیانه و دزدکی گوش کنند و بربایند، ﴿فَأَتۡبَعَهُۥ شِهَابٞ ثَاقِبٞ﴾پس آن گاه شعلهای سوزاننده به دنبالش میافتد. گاهی قبل از آن که شیطان سخن را به نزد دوستانش برساند، شعلهی آتشین او را فرا میگیرد و خبر آسمانی به کسی نمیرسد. او گاهی موفق میشود قبل از آن که شعلهی آتشی به او برسد خبر را برساند. پس در چنین حالتی صد دروغ را با آن خبر راست در میآمیزند.
وقتی این مخلوقات بزرگ را بیان کرد فرمود: ﴿فَٱسۡتَفۡتِهِمۡ﴾از کسانی که منکر زنده شدن پس از مرگ هستند بپرس، ﴿أَهُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا﴾آیا به وجود آوردن اینها پس ازمرگشان سختتر و دشوارتر است؟ ﴿أَم مَّنۡ خَلَقۡنَآ﴾یا چیزهایی از این مخلوقات که آفریدهایم؟ پس باید آنها اقرار کنند که آفرینش آسمانها و زمین از آفریدن مردم بزرگتر است. پس در این وقت بر آنها لازم است که به زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز اقرار کنند، بلکه اگر به خودشان بازگردند و در وجود خود فکر کنند خواهند دانست که آفرینش اولیه آنها از گلی چسبنده، بسی سختتر و دشوارتر است از پدید آوردن آنها پس از مرگشان. بنابراین فرمود ﴿إِنَّا خَلَقۡنَٰهُم مِّن طِينٖ لَّازِبِۢ﴾ما آنها را از گل چسبندهای آفریده ایم. یعنی گل قوی و سخت. همچنانکه میفرماید: ﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن صَلۡصَٰلٖ مِّنۡ حَمَإٖ مَّسۡنُونٖ٢٦﴾[الحجر: ۲۶]. «و انسان را از گلی خشک مانند گل سفال آفریدهایم».
آیهی ۲۱-۱۲:
﴿بَلۡ عَجِبۡتَ وَيَسۡخَرُونَ١٢﴾[الصافات: ۱۲]. «بلکه تو تعجب میکنی و ایشان مسخره مینمایند».
﴿وَإِذَا ذُكِّرُواْ لَا يَذۡكُرُونَ١٣﴾[الصافات: ۱۳]. «و چون پنده داده شوند نمیپذیرند».
﴿وَإِذَا رَأَوۡاْ ءَايَةٗ يَسۡتَسۡخِرُونَ١٤﴾[الصافات: ۱۴]. «و هرگاه نشانهای ببینند آنرا به مسخره میگیرند».
﴿وَقَالُوٓاْ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٌ١٥﴾[الصافات: ۱۵]. «و گفتنند: این جز جادویی آشکار نیست».
﴿أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ١٦﴾[الصافات: ۱۶]. «آیا وقتی بمیرم و (تبدیل به) خاک و استخوانهایی شویم برانگیخته خواهیم شد»؟.
﴿أَوَ ءَابَآؤُنَا ٱلۡأَوَّلُونَ١٧﴾[الصافات: ۱۷]. «آیا پدران گذشتۀ ما (نیز برانگیخته خواهند شد)»؟.
﴿قُلۡ نَعَمۡ وَأَنتُمۡ دَٰخِرُونَ١٨﴾[الصافات: ۱۸]. «بگو: آری (همۀ شما زنده میشوید) درحالیکه شما زبون خواهید بود».
﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ فَإِذَا هُمۡ يَنظُرُونَ١٩﴾[الصافات: ۱۹]. «آنها یک صدای مرگبار است، پس ناگهان آنان مینگرند».
﴿وَقَالُواْ يَٰوَيۡلَنَا هَٰذَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ٢٠﴾[الصافات: ۲۰]. «و میگویند: وای بر ما این روز جزاست».
﴿هَٰذَا يَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِ ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ٢١﴾[الصافات: ۲۱]. «این روزِ داوری است که آنرا دروغ میانگاشتید».
﴿بَلۡ عَجِبۡتَ﴾امّا توای پیامبر! یا ای انسان! از تکذیب کسی که زنده شدن پس از مرگ را انکار میکند - بعد از آن که نشانههای بزرگ و دلایل درست را به آنها نشان دادم - تعجب میکنی، و این یک حقیقتا جای تعجب میباشد. چون زنده شدن پس از مرگ چیزی نیست که بتوان انکارش کرد. ﴿وَيَسۡخَرُونَ﴾و عجیبتر از انکارشان این است که آنها کسی را که خبر زنده شدن پس از مرگ را میدهد مسخره میکنند. آنها فقط به انکار بسنده نکردند، بلکه اضافه بر انکار سخن حق را به مسخره گرفتند.
﴿وَإِذَا ذُكِّرُواْ﴾و از جمله کارهای عجیب آنان یکی این است که آنها هرگاه پند داده شوند و به چیزی یادآور گرداند که آن را در فطرت و عقلهایشان میشناسند، ﴿لَا يَذۡكُرُونَ﴾آن را به یاد نمیآورند. اگر از روی جهالت و نادانی چنین میکنند این از روشنترین دلیل بر شدّت کودنی و حماقت آنها است، زیرا آنها چیزی را به یاد نمیآورند که در سرشت آنها قرار دارد و از نظر عقل مشخص و روشن است و اشکالی در آن نیست. و اگر از روی تجاهل چنین میکنند پس این عجیبتر است. و نیز این هم عجیب است که هرگاه دلایل بر آنها اقامه شود و به نشانههایی تذکر داده شوند که مردان بزرگ و خردمند آن را میپذیرند اینها آن چیزها را مورد تمسخر قرار داده و از آن تعجب میکنند.
واین هم عجیب است که وقتی سخن حق نزد آنها آمد به آن گفتند: ﴿إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ مُّبِينٌ﴾این جز جادویی آشکار نیست. پس آنها برترین و بزرگترین چیز را که حق است در مقام و جایگاه حقیرترین و بیارزشترین چیز قرار دارند. و از جمله چیزهای عجیب یکی این است که آنها قدرت پروردگار آسمانها و زمین را با قدرت انسانی که از همه جهات ناقص است قیاس میکنند. آنها از روی انکار و بعید دانستن گفتند: ﴿أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ١٦﴾آیا هنگامی که مُردیم و تبدیل به استخوان گشتیم، زنده گردانده میشویم؟ و آیا پدران و نیاکان گذشتهی ما هم زنده میگردند؟ از آنجا که این تمام دلیل و فکری بود که آنها داشتند خداوند به پیامبرش دستور داد تا به آنها پاسخی بدهد که بطور ضمنی مشتمل بر هشدار آنان نیز باشد. پس فرمود: ﴿قُلۡ نَعَمۡ وَأَنتُمۡ﴾بگو: بلی! نه تنها شما پس از مرده شدن زنده خواهید شد، بلکه پدران گذشتهتان هم زنده خواهند شد. ﴿وَأَنتُمۡ دَٰخِرُونَ﴾و شما خوار و زبون خواهید بود و نمیتوانید امتناع ورزید و از قدرت الهی سرپیچی کنید.
﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ﴾زنده شدن پس از مرگ تنها یک صدا است که اسرافیل در صور میدمد، ﴿فَإِذَا هُمۡ يَنظُرُونَ﴾که ناگهان آنان از قبرهایشان بر میخیزند و نگاه میکنند و همانند آفرینش آغازین با همهی اعضای خود بلند میشوند درحالیکه لخت هستند و ختنه نشدهاند. و در این حالت اظهار ندامت و پشیمانی میکنند و احساس خواری و زیانمندی مینمایند و فریاد و واویلا سر میدهند و آرزوی مرگ و نابود شدن را میکنند.
﴿وَقَالُواْ يَٰوَيۡلَنَا هَٰذَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ٢٠﴾و میگویند: این روز حساب است، روزی که آدمی بر اعمالشان جزا داده میشود. پس آنها به آنچه که در دنیا مسخرهاش میکردند اعتراف و اقرار مینمایند.
و به آنها میشود: ﴿هَٰذَا يَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِ﴾این روز داوری است نسبت به حقوقی که میان بندگان و پروردگارشان وجود دارد، و حقوقی که میان خود بندگان و سایر مخلوقات وجود دارد.
آیهی ۲۶-۲۲:
﴿ٱحۡشُرُواْ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ وَمَا كَانُواْ يَعۡبُدُونَ٢٢﴾[الصافات: ۲۲]. «(ندا میآید) ستمکاران را همراه با همکیشانشان (و) به همراه آنچه میپرستیدهاند برانگیزید».
﴿مِن دُونِ ٱللَّهِ فَٱهۡدُوهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡجَحِيمِ٢٣﴾[الصافات: ۲۳]. «غیر از خدا (هرچه را پرستش میکرده اند) آنگاه آنانرا به راه دوزخ رهنمون شوید».
﴿وَقِفُوهُمۡۖ إِنَّهُم مَّسُۡٔولُونَ٢٤﴾[الصافات: ۲۴]. «و آنانرا نگاه دارید که باید پرس وجو شوند».
﴿مَا لَكُمۡ لَا تَنَاصَرُونَ٢٥﴾[الصافات: ۲۵]. «شما را چه شده که به همدیگر یاری نمیرسانید».
﴿بَلۡ هُمُ ٱلۡيَوۡمَ مُسۡتَسۡلِمُونَ٢٦﴾[الصافات: ۲۶]. «بلکه آنان امروز تسلیماند».
وقتی که در روز قیامت حاضر شوند و آنچه را تکذیب میکنند مشاهده نمایند و آنچه را که مسخره میکنند ببینند، آن گاه دستور داده میشود تا اینها را به جهنّم ببرند، جهنّمی که آن را دروغ میانگاشتند. پس گفته میشود: ﴿ٱحۡشُرُواْ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ﴾کسانی را که با کفر ورزیدن و ارتکاب شرک و گناهان بر خود ستم کردهاند، ﴿وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾و همکیشانشان را که اعمالشان از نوع اعمال آنهاست اهل هر نوع معصیتی با هم جمع میشوند، ﴿وَمَا كَانُواْ يَعۡبُدُونَ٢٢ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾و بتها و همتایانی را که ستمکاران ادعا میکردند که گویا آنها شریک خدا هستند بهجای خدا پرستش میکردند، همه را جمع آوری کنید، ﴿فَٱهۡدُوهُمۡ إِلَىٰ صِرَٰطِ ٱلۡجَحِيمِ﴾آنگاه آنان را به راه جهنّم رهنمون شوید. یعنی با درشتی و سختی آنها را بهسوی جهنّم حرکت دهید.
و بعد از آن که مقرّر گردید که به جهّنم بروند، و میدانند که آنها اهل سرای هلاکت هستند، گفته میشود: ﴿وَقِفُوهُمۡ﴾قبل از این که آنان را به جهنّم برسانید آنها را نگاه دارید، ﴿إِنَّهُم مَّسُۡٔولُونَ﴾زیرا بیگمان آنها از چیزی که در دنیا دروغش میپنداشتند باید مورد پرسش قرار گیرند تا دروغگویی و رسوایی آنها برای همهی مردم آشکار گردد.
پس به آنها گفته میشود: ﴿مَا لَكُمۡ لَا تَنَاصَرُونَ﴾امروز چه بر سر شما آمده است که یکدیگر را یاری نمیکنید، بعد از آن که در دنیا ادعا نمودید معبودهایتان عذاب را از شما دفع خواهند کرد و به فریادتان میرسند و برای شما در نزد خدا شفاعت خواهند کرد؟ آنها به این سوال پاسخ نمیدهند، چون ذلّت و خواری آنها را فرا گرفته است و در برابر عذاب جهنّم تسلیم شدهاند، و دچارترس و سرافکندگی و ناامیدی گشتهاند، پس سخن نمیگویند. بنابراین فرمود ﴿بَلۡ هُمُ ٱلۡيَوۡمَ مُسۡتَسۡلِمُونَ٢٦﴾بلکه آنها در این روز کاملا مطیع و خوارند و هریک تسلیم است و یاوری ندارد.
آیهی ۳۹-۲۷:
﴿وَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَسَآءَلُونَ٢٧﴾[الصافات: ۲۷]. «و بعضی رو به بعضی مینمایند و همدیگر را بازخواست میکنند».
﴿قَالُوٓاْ إِنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَأۡتُونَنَا عَنِ ٱلۡيَمِينِ٢٨﴾[الصافات: ۲۸]. «میگویند: شما از سرِ خیرخواهی بهسوی ما آمدید».
﴿قَالُواْ بَل لَّمۡ تَكُونُواْ مُؤۡمِنِينَ٢٩﴾[الصافات: ۲۹]. «گویند: بلکه (کوتاهی از خودتان بود و) مؤمن نبودید».
﴿وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَٰنِۢۖ بَلۡ كُنتُمۡ قَوۡمٗا طَٰغِينَ٣٠﴾[الصافات: ۳۰]. «و ما هیچگونه سلطه و قدرتی بر شما نداشتیم بلکه شما گروهی سرکش بودید».
﴿فَحَقَّ عَلَيۡنَا قَوۡلُ رَبِّنَآۖ إِنَّا لَذَآئِقُونَ٣١﴾[الصافات: ۳۱]. «و وعدهی پروردگارمان بر ما لازم آمد، بیگمان ما چشندۀ (طعم عذاب) خواهیم بود».
﴿فَأَغۡوَيۡنَٰكُمۡ إِنَّا كُنَّا غَٰوِينَ٣٢﴾[الصافات: ۳۲]. «ما خودمان گمراه بودیم و شما را هم گمراه کردیم».
﴿فَإِنَّهُمۡ يَوۡمَئِذٖ فِي ٱلۡعَذَابِ مُشۡتَرِكُونَ٣٣﴾[الصافات: ۳۳]. «پس به راستی آنروز (همۀ) آنان در عذاب شریک خواهد بود».
﴿إِنَّا كَذَٰلِكَ نَفۡعَلُ بِٱلۡمُجۡرِمِينَ٣٤﴾[الصافات: ۳۴]. «بیگمان ما با گناهکاران چنین میکنیم».
﴿إِنَّهُمۡ كَانُوٓاْ إِذَا قِيلَ لَهُمۡ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ يَسۡتَكۡبِرُونَ٣٥﴾[الصافات: ۳۵]. «آنان چنان بودند که چون به آنان گفته میشد: معبود راستینی جز خداوند (یگانه) نیست، استکبار میورزیدند».
﴿وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوٓاْ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٖ مَّجۡنُونِۢ٣٦﴾[الصافات: ۳۶]. «و میگفتند: آیا معبودهای خویش را بهخاطر (سخن) شاعری دیوانه ترک گوییم»؟
﴿بَلۡ جَآءَ بِٱلۡحَقِّ وَصَدَّقَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ٣٧﴾[الصافات: ۳۷]. «بلکه حق را آورده و پیامبران را تصدیق کرده است».
﴿إِنَّكُمۡ لَذَآئِقُواْ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡأَلِيمِ٣٨﴾[الصافات: ۳۸]. «شما قطعاً عذاب دردناک را خواهید چشید».
﴿وَمَا تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٣٩﴾[الصافات: ۳۹]. «و جز در برابر کارهایی که میکردید سزا داده نمیشوید».
وقتی آنها و همراهان و معبودهایشان جمع شده و به سوی جهنّم پیش برده شدند، نگاه داشته میشوند و مورد سوال واقع میگردند و پاسخ نمیدهند، بلکه رو به همدیگر مینمایند و یکدیگر را مقصر میدانند.پس پیروان به سران میگویند: ﴿إِنَّكُمۡ كُنتُمۡ تَأۡتُونَنَا عَنِ ٱلۡيَمِينِ﴾شما با قدرت و زور نزد ما آمدید و ما را گمراه کردید، اگر شما نبودید ما ایمان میآوردیم.
﴿قَالُواْ﴾آنها میگویند: ﴿بَل لَّمۡ تَكُونُواْ مُؤۡمِنِينَ﴾بلکه شما همواره مشرک بودید، و ایمان نیاوردید همان طور که ما مشرک بودیم. پس چه چیزی شما را بر ما برتری داد؟ و چه چیزی ایجاب میکند که شما ما را سرزنش کنید؟ ﴿وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيۡكُم مِّن سُلۡطَٰنِۢ﴾و ما هیچ قدرت و سلطهای بر شما نداشتیم تا شما را مجبور به کفر ورزیدن کنیم، ﴿بَلۡ كُنتُمۡ قَوۡمٗا طَٰغِينَ﴾بلکه خودتان گروهی بودید که از حق تجاوز کردید.
﴿فَحَقَّ عَلَيۡنَا قَوۡلُ رَبِّنَآۖ إِنَّا لَذَآئِقُونَ٣١﴾پس بر ما و بر شما و بر همه گفتهی پروردگارمان لازم آمد مبنی بر اینکه باید عذاب را بچشیم. یعنی تقدیر الهی بر ما و شما محقّق گشت و ما و شما عذاب را خواهیم چشید و در کیفر مشترک خواهیم بود. ﴿فَأَغۡوَيۡنَٰكُمۡ إِنَّا كُنَّا غَٰوِينَ٣٢﴾بنابراین، شما را به راهی که خود بر آن بودیم فرا خواندیم، و راه ما گمراهی بود، و شما هم پذیرفتید. پس ما را سرزنش نکنید بلکه خودتان را ملامت نمایید.
خداوند متعال میفرماید: ﴿فَإِنَّهُمۡ يَوۡمَئِذٖ فِي ٱلۡعَذَابِ مُشۡتَرِكُونَ٣٣﴾به راستی آنها در روز قیامت در عذاب شریک خواهند بود گرچه عذاب آنها برحسب جرمشان متفاوت است. همان طور که در دنیا در کفر ورزیدن اشتراک داشتند. در آخرت و در سزای آن نیز مشترک خواهند بود. بنابراین فرمود: ﴿إِنَّا كَذَٰلِكَ نَفۡعَلُ بِٱلۡمُجۡرِمِينَ٣٤﴾ما با گناهکاران چنین میکنیم.
سپس بیان کرد که گناه ورزی آنان به اوج رسیده و از حد گذشته است. پس فرمود: ﴿إِنَّهُمۡ كَانُوٓاْ إِذَا قِيلَ لَهُمۡ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ﴾آنانچنان بودند که وقتی به آنها گفته میشد جز خدا معبود به حقّی نیست، و به یگانهپرستی جز خدا معبود به حقّی نیست، و به یگانه پرستی و معبود قرار ندادن غیرخداوند فرمان داده شدند، ﴿يَسۡتَكۡبِرُونَ﴾از روی خود بزرگ بینی از آن سرباز زدند و از کسانی که پیام توحید را آورده بودند، از روی تکبّر روی برتافتند.
و در مخالف با آن میگفتند: ﴿أَئِنَّا لَتَارِكُوٓاْ ءَالِهَتِنَا لِشَاعِرٖ مَّجۡنُونِۢ﴾آیا معبودهای خویش را که همواره ما و پدرانمان آنها را پرستش میکردیم به خاطر گفتهی شاعری دیوانه ترک گوییم؟ منظورشان از شاعری دیوانه محمّدصبود. پس آنها به روی گردانی از او و تکذیب کردنش بسنده نکردند، بلکه ظالمانهترین حکم را در حق او نمودند، و او را شاعری دیوانه قرار دادند، درحالیکه میدانستند او شعر را نمیداند و حالت شعر و شعر را نمیشناسد، و او از همهی خلق خدا غافلتر است و رای و فکر بزرگتری دارد.
بنابراین، خداوند متعال با رد گفتهی آنها فرمود: ﴿بَلۡ جَآءَ بِٱلۡحَقِّ﴾بلکه محمّدصبه حق آمده، و شریعت و کتابی را که آورده است حق میباشد، ﴿وَصَدَّقَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ﴾و آمدن وی پیامبران را تصدیق نمود. پس اگر او نمیآمد پیامبران راستگو نبودند. بنابراین او نشانه و معجزهای است برای هر پیامبری که قبل از او بوده است، چون پیامبران آمدن او را خبر و مژده دادهاند، و خداوند از آنها عهد و پیمان گرفت که اگر محمّد به میانشان آمد، به او ایمان بیاورند و وی را یاری کنند. و پیامبران این وعده را از امّتهای خود گرفته بودند. پس وقتیکه محمّدصآمد پیامبران ِ پیش ز خود را تصدیق نمود، و دروغگویی مخالفان پیامبران روشن گردید. بنابراین، اگر پیامبر نمیآمد و راستگویی سایر پیامبران زیر سوال میرفت. و نیز او پیامبران گذشته را تصدیق نمود زیرا چیزهایی را آورد که پیامبران آورده بودند، و به چیزهایی دعوت داد که آنها به آن دعوت کرده بودند، و به آنها ایمان آورد و صحّت رسالت و پیامبری و شریعت آنها را تایید نمود.
از آنجا که حرف قبلی آنان که گفتند: «بدون شک ما عذاب را خواهیم چشید» از سوی آنان صادر شده بود احتمال صدق و خطا را داشت. خداوند متعال از جانب خود سختی را مطرح کرد که جز صدق و یقین هیچ احتمال دیگری از آن نمیرود، به همین جهت فرمود: ﴿إِنَّكُمۡ لَذَآئِقُواْ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡأَلِيمِ٣٨﴾شما قطعا عذاب دردناک را خواهید چشید. ﴿وَمَا تُجۡزَوۡنَ إِلَّا مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٣٩﴾و چشاندن عذاب دردناک به شما جز در بر ابر کارهایی که میکردید نیست. پس ما بر شما ستم نکردهایم، بلکه در مورد شما به عدالت رفتار نمودهایم. و از آنجا که این خطاب عام است و منظور از آن مشرکین است، خداوند مومنان را استثنا کرد:
آیهی ۴۹-۴۰:
﴿إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ٤٠﴾[الصافات: ۴۰]. «بهجز بندگان مخلص خدا».
﴿أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ رِزۡقٞ مَّعۡلُومٞ٤١﴾[الصافات: ۴۱]. «اینان روزیِ معیّن دارند».
﴿فَوَٰكِهُ وَهُم مُّكۡرَمُونَ٤٢﴾[الصافات: ۴۲]. «(انواع) میوهها و اینان گرامیاند».
﴿فِي جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ٤٣﴾[الصافات: ۴۳]. «در باغهای پرناز و نعمت بهشت بهسر میبرند».
﴿عَلَىٰ سُرُرٖ مُّتَقَٰبِلِينَ٤٤﴾[الصافات: ۴۴]. «بر تختهایی روبروی یکدیگر (نشستهاند)».
﴿يُطَافُ عَلَيۡهِم بِكَأۡسٖ مِّن مَّعِينِۢ٤٥﴾[الصافات: ۴۵]. «بر آنان جامی از شراب ناب گردانده شود».
﴿بَيۡضَآءَ لَذَّةٖ لِّلشَّٰرِبِينَ٤٦﴾[الصافات: ۴۶]. «سفید رنگ و لذّت بخش است برای نوشندگان».
﴿لَا فِيهَا غَوۡلٞ وَلَا هُمۡ عَنۡهَا يُنزَفُونَ٤٧﴾[الصافات: ۴۷]. «نه سر درد و نه مستی و زوال عقل در آن نیست».
﴿وَعِندَهُمۡ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ عِينٞ٤٨﴾[الصافات: ۴۸]. «و در نزدشان زنان دیده فروهشتۀ فراخ چشم خواهند بود».
﴿كَأَنَّهُنَّ بَيۡضٞ مَّكۡنُونٞ٤٩﴾[الصافات: ۴۹]. «(از شدّت سفیدی) گویا آنان تخمهای (شتر مرغ) هستند که (در زیر پروبال آن) پنهان شدهاند».
خداوند متعال میفرماید: ﴿إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ٤٠﴾مگر بندگان مخلص خدا که آنها عذاب دردناک را نمیچشند، چون آنها اعمال را خالصانه برای خدا انجام دادهاند، در نتیجه خداوند هم آنچه را به رحمت خویش اختصاص داده و لطف خود را بر آنها ارزانی داشته است. ﴿أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ رِزۡقٞ مَّعۡلُومٞ٤١﴾اینان روزی معین دارند. یعنی روزیشان نامعلوم نیست بلکه روزی بزرگی است که مقدار آنرا کسی نمیداند. روزی آنان را با این جمله تفسیر کرد و فرمود: ﴿فَوَٰكِهُ﴾از انواع میوهها که مردم از خوردن آن لذّت میبرند و رنگ و طعم آن لذّت بخش است برخوردارند. ﴿وَهُم مُّكۡرَمُونَ﴾و ایشان گرامیاند و حقیر و خوار نیستند، بلکه گرامی داشته میشوند و اکرام میگرداند. آنها یکدیگر را گرامی میدارند و فرشتگان آنها را گرامی داشته و از هر دری بر آنها وار میشوند و آنها را به رسیدن بهترین پاداش تبریک میگویند. و خداوند بزرگوار آنها را گرامی داشته و انواع خوبیها و نعمتهای معنوی و مادّی را به آنها دادهاست.
﴿فِي جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ٤٣﴾یعنی باغهایی که پرناز و نعمتاند و مایه شادمانیاند، چون در این باغها چیزهایی هست که هیچ چشمی (تاکنون آنها را) ندیده و هیچ گوشی (اخبار آنرا) نشنیده و به قلب هیچ انسانی خطور نکرده است. و این باغها از همه آنچه که در نعمتهای آن خلل ایجاد کند و از همه ناگواریها سالم میباشند.
و از جمله نشانههای بزرگداشت آنها نزد پروردگارشان و این که آنها یکدیگر را گرامی میدارند این است که آنها ﴿عَلَىٰ سُرُرٖ﴾بر تختهایی نشستهاند. و آن محلهایی مرتفع و بلند برای نشستن است که با انواع پردهها و پوششهای فاخر و زیبا آراسته شده است و اهل بهشت با راحتی و آرامش و شادی بر آنها تکیه میزنند و روبه روی هم مینشینند و از این که گردهم جمع شدهاند لذّت میبرند. و روبه رو قرار گرفتن آنها بر این دلالت دارد که دلهایشان نیز ﴿مُّتَقَٰبِلِينَ﴾روبه رویهم است و نسبت به یکدیگر ادب را رعایت میکنند. بنابراین به یکدیگر پشت نمیکنند و از همدیگر روی برنمی تابند. بلکه این روبه رویهم قرار گرفتن بر کمال شادی و ادب دلالت دارد.
﴿يُطَافُ عَلَيۡهِم بِكَأۡسٖ مِّن مَّعِينِۢ٤٥﴾و نوجوانانی که برای خدمت آنها آمادهاند و با نوشیدنیهای لذیذ در جامهای زیبا که برگرفته شده از شراب نابِ مُهر شده است، در میان آنها به گردش در میآیند.
و این شراب با شرابهای دنیا از هر جهت فرق میکند، رنگ آن ﴿بَيۡضَآءَ﴾سفید است که از بهترین رنگهاست، و طعم آن ﴿لَذَّةٖ لِّلشَّٰرِبِينَ﴾لذیذ است که نوشنده، وقتی آنرا مینوشد و بعد از آن نیز از آن لذّت میبرد.
و این شراب از بیهوشی و زوال عقل و تلف شدن اموال صاحبش و سردرد و هرنوع ناگواری دور است. بعد از آنکه خداوند متعال طعام و شراب و مجالس آنها را بیان کرد - هرچند که تمام نعمتها و تفاصیل آنها در ﴿جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ﴾داخلاند، باغهایی که پر از ناز و نعمت و شادمانیاند، اما به تفصیل آنها را ذکر نمود تا نفسها بدان مشتاق گردند - همسرانشان را ذکر نمود و فرمود: ﴿وَعِندَهُمۡ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ عِينٞ٤٨﴾و اهل بهشت در کنار خود حورهای زیبایی دارند که بیعیب و نقص هستند و چشمانی درشت و خمارآلود دارند، ﴿قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ﴾یعنی اینکه آنها فقط به شوهرانشان نگاه میکنند و به دیگران نگاه نمیکنند، چون پاکدامن هستند و به دیگران چشم نمیدوزند، و بدان جهت که همسرانشان زیبا و کامل میباشند، به گونهای که آنان در بهشت هیچکسی را جز همسرانشان نمیخواهند و فقط به آنان علاقه دارند. و یا این که منظور این است که شوهرش به او چشم دوخته، و این بیانگر آن است که زن بهشتی زیبا و کامل است و زیباییاش باعث شده تا شوهرش نگاهش فقط به او باشد. و منحصر بودن نگاه نیز بر این دلالت دارد که محبّت آنها منحصر به یکدیگر است. و هر دو معنی محتمل درست میباشند.
و همهی اینها بر زیبایی مردان و زنان بهشت دلالت میکند، و بیانگر آن است که آنها یکدیگر را دوست دارند و هیچ کس آرزو نمیکند که به جای همسرش کسی دیگر را داشته باشد. و نیز به شدّت پاکدامنی همهی آنها دلالت مینماید. و نیز نشانگر آن است که آنها در آنجا به همدیگر حسد و کینه نمیورزند، چون سببی برای حسد و کینه وجود ندارد. ﴿عِينٞ﴾به معنی زیبا چشم و سیاه چشم است.
﴿كَأَنَّهُنَّ﴾حوریان بهشتی انگار، ﴿بَيۡضٞ مَّكۡنُونٞ﴾تخمهای پوشیده شدهای هستند، و این به خاطر زیبایی و صفای آنهاست. و به خاطر آن است که رنگهایشان زیباترین و درخشنده ترین رنگهاست و هیچ تیرگی و بدی در آن نیست.
آیهی ۶۱-۵۰:
﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَسَآءَلُونَ٥٠﴾[الصافات: ۵۰]. «پس بعضی رو به بعضی دیگر میکنند و از یکدیگر میپرسند».
﴿قَالَ قَآئِلٞ مِّنۡهُمۡ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٞ٥١﴾[الصافات: ۵۱]. «یکی از آنان میگوید: همانا من همنشینی داشتم».
﴿يَقُولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ ٱلۡمُصَدِّقِينَ٥٢﴾[الصافات: ۵۲]. «که میگفت: آیا تو از باورکنندگان هستی»؟
﴿أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَدِينُونَ٥٣﴾[الصافات: ۵۳]. «آبا چون بمیریم و به خاک و استخوانهایی تبدیل شویم آیا سزا و جزا میبینیم»؟
﴿قَالَ هَلۡ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ٥٤﴾[الصافات: ۵۴]. «گفت: آیا شما میتوانید نگاهی به (دوزخ) بیاندازید».
﴿فَٱطَّلَعَ فَرَءَاهُ فِي سَوَآءِ ٱلۡجَحِيمِ٥٥﴾[الصافات: ۵۵]. «پس خودش درنگریست و او را در وسط دوزخ دید».
﴿قَالَ تَٱللَّهِ إِن كِدتَّ لَتُرۡدِينِ٥٦﴾[الصافات: ۵۶]. «گفت: سوگند به خدا نزدیک بود که مرا هلاک کنی».
﴿وَلَوۡلَا نِعۡمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ ٱلۡمُحۡضَرِينَ٥٧﴾[الصافات: ۵۷]. «و اگر نعمت پروردگارم نبود من هم از احضارشدگان (در دوزخ) بودم».
﴿أَفَمَا نَحۡنُ بِمَيِّتِينَ٥٨﴾[الصافات: ۵۸]. «آیا ما دیگر نمیمیریم»؟!
﴿إِلَّا مَوۡتَتَنَا ٱلۡأُولَىٰ وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ٥٩﴾[الصافات: ۵۹]. «مگر مرگ نخستینی که داشتیم و ما عذاب نخواهیم دید».
﴿إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٦٠﴾[الصافات: ۶۰]. «بیگمان این است همان کامیابی بزرگ»؟!.
﴿لِمِثۡلِ هَٰذَا فَلۡيَعۡمَلِ ٱلۡعَٰمِلُونَ٦١﴾[الصافات: ۶۱]. «برای چنین (نعمتی) کارکنان باید کار کند».
وقتی خداوند متعال بهرهمند شدن آنها را از نعمتها و شادمانی کامل و خوردنیها و نوشیدنیها و همسران زیبا و مجالس نیکو بیان کرد، نیز گفتگوی آنان را به همدیگر در رابطه با چیزهای گذشته توصیف نمود و فرمود: آنان همچنان مشغول گفتگو و پرسیدن از یکدیگر هستند تا این که گفتگویشان به اینجا میکشد که یکی از آنها میگوید: ﴿إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٞ﴾من یک همنشین داشتم که در دنیا همنشین من بود و او زنده شدن پس از مرگ را انکار میکرد و مرا به خاطر این که به زنده شدن پس از مرگ باور داشتم سرزنش مینمود: ﴿يَقُولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ ٱلۡمُصَدِّقِينَ٥٢ أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَدِينُونَ٥٣﴾و میگفت: آیا تو از زمره کسانی هستی که قیامت را باور میکنند؟ آیا زمانی که مُردیم و تبدیل به خاک و استخوان شدیم به خاطر اعمالتان به ما سزا و جزا داده میشود؟ یعنی چگونه وقتی از هم پاشیده شویم و به خاک و استخوان تبدیل گردیم دوباره زنده خواهیم شد و محاسبه میشویم و به خاطر اعمالتان سزا و جزا میبینیم؟! و آیا این امر غریب و بعید را تصدیق میکنی؟! یعنی آن فرد بهشتی به برادرانش میگوید: این داستان من است و این حکایت من و همنشینم بود. و من همچنان مومن باقی ماندم و تصدیق کردم و او هم چنان تکذیب میکرد و زنده شدن پس از مرگ را انکار مینمود تا اینکه مُردیم و باز دوباره زنده شدیم. و من به این ناز و نعمت رسیدم که میبینید، نعمتهایی که پیامبران، ما را از آن خبر داده بودند، و او بدون شک به عذاب گرفتار شده است.
﴿قَالَ هَلۡ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ٥٤﴾آن بهشتی به دوستانش میگوید: آیا به دوزخ نگاه نمیکنید تا به آن همنشین من که در دنیا در کنار هم بودیم نگاه کنیم، تا شادی ما بیشتر گردد و این را با چشم خود مشاهده نماییم؟ و از ظاهر احوال بهشتیان و شاد شدن آنها به دیدار یک دیگر و موافقت آنها با همدیگر چنین برمیآید که آنها خواستهی او را اجابت کرده و به دنبال او راه افتاده تا از همنشین اواطلاع یابند. ﴿فَٱطَّلَعَ فَرَءَاهُ﴾و او نگاه میکند و همنشین خود را ﴿فِي سَوَآءِ ٱلۡجَحِيمِ﴾در وسط عذاب میبیند، در حالی که عذاب او را از هر طرف احاطه کرده است.
پس به خاطر حالتی که دارد خدا را سپاس میگوید، زیرا او را از مکر آن فرد نجات داده است. پس آن فرد را سرزنش کرده و میگوید: ﴿تَٱللَّهِ إِن كِدتَّ لَتُرۡدِينِ﴾سوگند به خدا نزدیک بود که مرا با شبهاتی که به من القاء میکردی هلاک گردانی.
﴿وَلَوۡلَا نِعۡمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ ٱلۡمُحۡضَرِينَ٥٧﴾و اگر نعمت پروردگارم نبودکه مرا بر اسلام ثابت قدم و استوار گردانید من هم به همراه تو از احضارشدگان در عذاب بودم. ﴿أَفَمَا نَحۡنُ بِمَيِّتِينَ٥٨ إِلَّا مَوۡتَتَنَا ٱلۡأُولَىٰ وَمَا نَحۡنُ بِمُعَذَّبِينَ٥٩﴾و مومن با ابراز شادی از نعمتهای خداوند که به اهل بهشت داده، و این که در بهشت جاودانه میمانند و از عذاب در امان هستند، میگوید: آیا ما نمیمیریم؟! مگر مرگ نخستین که داشتیم و ما عذاب نخواهیم دید؟! استفهام برای اثبات و تاکید است. یعنی پس آیا ادعا میکنی که ما نمیمیریم به جز مرگ نخستین، و پس از آن هیچ زنده شدن و عذابی در کار نیست.
﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَسَآءَلُونَ٥٠﴾[الصافات: ۵۰]. «و بعضی رو به بعضی دیگر میکنند و از یکدیگر میپرسند. در اینجا معمول حذف شده است». و مقام، مقام لذّت و شادمانی است و بر این دلالت مینماید که آنها در مورد همه آن چیزهایی از هم دیگر سوال میکنند که از گفتگو کردن درباره آن لذّت میبرند. و یکدیگر را در مورد مسائلی جویا میشوند که در آن اختلاف داشتند. و مشخّص است که لذّت بردن اهل علم از پرس و جو درباره مسایلی علمی بالاتر از لذّتی است که به سبب یادآوری مسایل دنیا به آنان دست میدهد. پس آنها از این نوع لذّت، بهره کاملی دارند، وحقایقی از علم در بهشت برایشان روشن میگردد که نمیتوان آنرا بیان کرد.
وقتی نعمتهای بهشت را بیان کرد و با این اوصاف زیبا آنها را توصف نمود، بهشت را ستود و عاملان را تشویق کرد که برای رسیدن به آن کار و تلاش نمایند و فرمود: ﴿إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٦٠﴾این واقعا پیروزی بزرگی است، زیرا آنها به هر خوبی دست یافتهاند و هر آنچه که دلشان میخواهد به دست آوردهاند، و هر امر مکروه و نامطلوبی از آنها دور گشته است. پس چرا که این آخرین مقاصد است که خشنودی پروردگار آسمانها و زمین آنان را فرا گرفته است. و از نزدیکی پروردگار شاد گشته و با شناخت او بهرهمند شده و از دیدن او خوشحال گردیده و از سخن گفتن با او شادمان شدهاند!.
﴿لِمِثۡلِ هَٰذَا فَلۡيَعۡمَلِ ٱلۡعَٰمِلُونَ٦١﴾برای رسیدن به چنین چیزی کارکنان باید کار کنند، پس بهشت شایستهترین و سزاوارترین چیزی است که ارزشمندترین لحظهها در آن تصرف شده است، و بهترین چیزی است که عارفان هوشیار برای بدست آوردن آن آستین بالا زدهاند. و حسرت و افسوس فراوان برای انسان محتاط و عاقبت اندیشی است که وقتی بر او سپری شود که در آن وقت به کاری نپردازد که وی را به این سرا نزدیک گرداند، پس چگونه خواهد بود اگر با پای خود به سوی هلاکت گام بردارد؟!.
آیهی ۷۴-۶۲:
﴿أَذَٰلِكَ خَيۡرٞ نُّزُلًا أَمۡ شَجَرَةُ ٱلزَّقُّومِ٦٢﴾[الصافات: ۶۲]. «آیا برای پذیرایی این بهتر است یا درخت زقّوم»؟!.
﴿إِنَّا جَعَلۡنَٰهَا فِتۡنَةٗ لِّلظَّٰلِمِينَ٦٣﴾[الصافات: ۶۳]. «بدون شمک ما آنرا مایۀ رنج و زحمت ستمکاران قرار دادهایم».
﴿إِنَّهَا شَجَرَةٞ تَخۡرُجُ فِيٓ أَصۡلِ ٱلۡجَحِيمِ٦٤﴾[الصافات: ۶۴]. «آن درختی است که از ته دوزخ برمیآید».
﴿طَلۡعُهَا كَأَنَّهُۥ رُءُوسُ ٱلشَّيَٰطِينِ٦٥﴾[الصافات: ۶۵]. «شکوفه و میوۀ آن انگار سرهای شیاطین است».
﴿فَإِنَّهُمۡ لَأٓكِلُونَ مِنۡهَا فَمَالُِٔونَ مِنۡهَا ٱلۡبُطُونَ٦٦﴾[الصافات: ۶۶]. «آنان از آن میخورند و شکمهایشان را از آن پر میکنند».
﴿ثُمَّ إِنَّ لَهُمۡ عَلَيۡهَا لَشَوۡبٗا مِّنۡ حَمِيمٖ٦٧﴾[الصافات: ۶۷]. «سپس بر آن داغ و آلودهای را مینوشند».
﴿ثُمَّ إِنَّ مَرۡجِعَهُمۡ لَإِلَى ٱلۡجَحِيمِ٦٨﴾[الصافات: ۶۸]. «آنگاه بازگشتشان بهسوی دوزخ است».
﴿إِنَّهُمۡ أَلۡفَوۡاْ ءَابَآءَهُمۡ ضَآلِّينَ٦٩﴾[الصافات: ۶۹]. «بیگمان آنان پدرانشان را در گمراهی یافتهاند».
﴿فَهُمۡ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمۡ يُهۡرَعُونَ٧٠﴾[الصافات: ۷۰]. «پس آنان به دنبال پدرانشان شتابان رانده میشوند».
﴿وَلَقَدۡ ضَلَّ قَبۡلَهُمۡ أَكۡثَرُ ٱلۡأَوَّلِينَ٧١﴾[الصافات: ۷۱]. «و به راستی پیش از آنان بیشتر پیشینیان گمراه بودهاند».
﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ٧٢﴾[الصافات: ۷۲]. «و همانا ما درمیانشان بیمدهندگانی روانه کردیم».
﴿فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُنذَرِينَ٧٣﴾[الصافات: ۷۳]. «پس بنگر که سرانجام بیم دادهشدگان چه شده است».
﴿إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ٧٤﴾[الصافات: ۷۴]. «مگر بندگان پاکیزه و پاکدلِ خدا».
﴿أَذَٰلِكَ خَيۡرٞ نُّزُلًا﴾آیا نعمتهایی که بیان نمودیم برای بهشتیان بهتر است یا انواع عذابی که در جهنّم میباشد؟ پس، از این دو غذا کدامیک بهتر است، خوراکی که در بهشت است؟ یا خوراک اهل جهنم؟ و خوراک اهل جهنّم ﴿نُّزُلًا أَمۡ شَجَرَةُ ٱلزَّقُّومِ٦٢ إِنَّا جَعَلۡنَٰهَا فِتۡنَةٗ لِّلظَّٰلِمِينَ٦٣﴾درخت زقّوم است که آن را مایه عذاب و شکنجه کسانی قرار دادهایم که با کفر ورزیدن و ارتکاب گناهان بر خود ستم کردهاند.
﴿إِنَّهَا شَجَرَةٞ تَخۡرُجُ فِيٓ أَصۡلِ ٱلۡجَحِيمِ٦٤﴾زقّوم درختی است که در وسط جهنّم میروید. پس محل برآمدن و محل روئیدن را دارد. و بد بودن محل کاشته شدن آن مبین بد و زشت بودن نهالی است که در آنجا کاشته شده است. بنابراین، خداوند ما را با بیان جایی که در آن میروید از بد بودن آن آگاه نموده است. نیز با بیان حالت میوه آن زشتی آن را به ما گوشزد مینماید.
﴿طَلۡعُهَا كَأَنَّهُۥ رُءُوسُ ٱلشَّيَٰطِينِ٦٥﴾شکوفه و میوه آن انگار کلّههای شیطان است، و بینهایت بد مزه است و شکمهای مجرمین را قطعه قطعه میکند، چارهای از آن ندارند و نمیتوانند به جای آن چیزی دیگر را انتخاب کنند. بنابراین فرمود: ﴿فَإِنَّهُمۡ لَأٓكِلُونَ مِنۡهَا فَمَالُِٔونَ مِنۡهَا ٱلۡبُطُونَ٦٦﴾آنان از آن میخورند و شکمهایشان را پُر میکنند. پس این خوراک اهل دوزخ است و چه بد خوراکی است خوراک آنها!.
سپس نوشیدنی دوزخیان را بیان میکند و میفرماید: ﴿ثُمَّ إِنَّ لَهُمۡ عَلَيۡهَا﴾سپس آنان بعد از خوردن این خوراک، ﴿لَشَوۡبٗا مِّنۡ حَمِيمٖ﴾آب بسیار داغی را مینوشند. همانگونه که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواْ يُغَاثُواْ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَۚ بِئۡسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتۡ مُرۡتَفَقًا﴾[الکهف: ۲۹]. «واگر طلب کمک کنند با آب داغی که چهرهها را کباب میکند به فریادشان رسیده میشود. بدنوشیدنی و بد جایگاهی است». و همانطور که فرموده است: ﴿وَسُقُواْ مَآءً حَمِيمٗا فَقَطَّعَ أَمۡعَآءَهُمۡ﴾[محمد: ۱۵]. «و آب داغی نوشانیده میشوند، پس رودههایشان را تکه تکه میکند».
﴿ثُمَّ إِنَّ مَرۡجِعَهُمۡ لَإِلَى ٱلۡجَحِيمِ٦٨﴾سپس سرانجام و جایگاهشان به سوی دوزخ است و به سوی آن بر میگردند تا عذاب سخت آن و گرمای بزرگش را بچشند که هیچ بدبختی بالاتر از این برایشان نیست. انگار گفته میشود: چه چیزی آنها را به دوزخ و این جایگاه رسانده است؟ پس میفرماید: ﴿إِنَّهُمۡ أَلۡفَوۡاْ ءَابَآءَهُمۡ ضَآلِّينَ٦٩ فَهُمۡ عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِمۡ يُهۡرَعُونَ٧٠﴾آنان پدرانشان را گمراه یافتند و به دنبال پدرانشان شتابان رانده میشوند. یعنی شتابان به سوی گمراهی میروند. پس آنها به دعوت پیامبران توجّه ننموده و به آنچه کتابها آنان را از آن برحذر داشته بودند مبالات نکردند و نیز به گفتههای نصیحت کنندگان التفات نکردند، بلکه با آنها مخالفت کرده و گفتند: ﴿إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ﴾[الزخرف: ۲۳]. «ما پدران خود را بر ملت و آیینی یافتهایم و ما به آثار آنان اقتدا میکنیم».
﴿وَلَقَدۡ ضَلَّ قَبۡلَهُمۡ أَكۡثَرُ ٱلۡأَوَّلِينَ٧١﴾و به راستی پیش از این مخاطبان بیشتر گذشتگان گمراه بودند و تعداد اندکی از آنها ایمان آورده و هدایت یافته بودند. ﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ٧٢﴾و ما درمیانشان بیم دهندگانی فرستادیم که آنها را از گمراهی و سرکشیشان بیم داده و برحذر میداشتند. ﴿فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُنذَرِينَ٧٣﴾پس بنگر که سرانجام بیم داده شدگان چه شده است؟ سرانجام آنها هلاکت و خواری و رسوایی بوده است. پس اینا باید بپرهیزند از اینکه گمراهیشان را ادامه دهند و گرفتار عذابی شوند که آنها بدان گرفتار آمدند.
و از آنجا که بیم داده شدگان همه گمراه نبودند، بلکه افرادی از آنها ایمان آورده و دین و عبادت را خالصانه برای خدا انجام دادند، خداوند آنها را از هلاک شدن استثنا کرد و فرمود: ﴿إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ٧٤﴾به جز بندگانی که خداوند آنها را پاکیزه و خالصه گرداند و به خاطر اخلاصشان آنها را مشمول رحمت خویش قرار داد، پس سرانجام چنین کسانی نیکو گردیده است.
آیهی ۸۲-۷۵:
﴿وَلَقَدۡ نَادَىٰنَا نُوحٞ فَلَنِعۡمَ ٱلۡمُجِيبُونَ٧٥﴾[الصافات: ۷۵]. «و به راستی نوح ما را به فریاد خواند و ما بهترین پاسخ دهندگان بودیم».
﴿وَنَجَّيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥ مِنَ ٱلۡكَرۡبِ ٱلۡعَظِيمِ٧٦﴾[الصافات: ۷۶]. «و ما او و خانواده و پیروانش را از اندوه بزرگ نجات دادیم».
﴿وَجَعَلۡنَا ذُرِّيَّتَهُۥ هُمُ ٱلۡبَاقِينَ٧٧﴾[الصافات: ۷۷]. «و تنها ذریّۀ او را باقی گذاشتیم».
﴿وَتَرَكۡنَا عَلَيۡهِ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ٧٨﴾[الصافات: ۷۸]. «و برای او درمیان ملتهای بعد نام نیک برجای نهادیم».
﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰ نُوحٖ فِي ٱلۡعَٰلَمِينَ٧٩﴾[الصافات: ۷۹]. «(و آن) درود بر نوح، درمیان جهانیان (است)».
﴿إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ٨٠﴾[الصافات: ۸۰]. «ما اینگونه به نیکوکاران پاداش میدهیم».
﴿إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٨١﴾[الصافات: ۸۱]. «به یقین او از بندگان با ایمان ما بود».
﴿ثُمَّ أَغۡرَقۡنَا ٱلۡأٓخَرِينَ٨٢﴾[الصافات: ۸۲]. «سپس دیگران را غرق کردیم».
سپس نمونهای از عواقب ملّتهای تکذیب کننده را بیان میکند و میفرماید: ﴿وَلَقَدۡ نَادَىٰنَا نُوحٞ﴾تا ﴿ثُمَّ أَغۡرَقۡنَا ٱلۡأٓخَرِينَ٨٢﴾خداوند متعال از بنده و پیامبرش نوح که اوّلین پیامبر است خبر میدهد. او مدّت طولانی قومش را به سوی خدا دعوت داد اما دعوت کردنش چیزی جز گریز به آنها نیافزود. پس در این هنگام نوح پروردگارش را به فریاد خواند و گفت: ﴿رَّبِّ لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا﴾[نوح: ۲۶]. «پروردگارا! هیچکس از کافران را روی زمین زنده باقی مگذار». و گفت: ﴿رَبِّ ٱنصُرۡنِي عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡمُفۡسِدِينَ﴾[العنکبوت: ۳۰]. «پروردگارا! مرا بر قوم تبهکار یاری کن». خداوند دعای او را پذیرفت. و خداوند خویشتن را ستایش نمود و فرمود: ﴿فَلَنِعۡمَ ٱلۡمُجِيبُونَ﴾و ما بهترین پاسخ دهندگان بودیم. و بهترین اجابت کننده برای دعای دعا کنندگان و شنیدن آه و زاری آنها هستیم. خداوند دعای نوح را پذیرفت و مطابق آنچه که او خواسته بود پدید آمد. پس خداوند او و خانواده و پیروانش را از اندوه بزرگ نجات داد و همه کافران را غرق کرد و ذرّیه و نسل نوح را باقی گذاشت. پس همه مردم از ذرّیه نوح÷هستند، و خداوند نام نیکی از او در میان ملتهای بعد بر جای گذاشت، چون او عبادت خداوند را به نیکویی انجام داد و با بندگان خدا به نیکی رفتار کرد. و این سنّت الهی در مورد نیکوکاران است که برحسب نیکوکاریشان نام نیک از آنها برجا میگذارد. و این گفته الهی که میفرماید: ﴿إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٨١﴾او از بندگان با ایمان ما بود، بر این دلالت مینماید که ایمان بالاترین مقام بندگان است، و ایمان شامل همه شرایع و اصول و فروع دین میشود، چون خداوند بندگان برگزیدهاش را به همین صفّت ستوده است.
آیهی ۱۱۱-۸۳:
﴿وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِۦ لَإِبۡرَٰهِيمَ٨٣﴾[الصافات: ۸۳]. «و همانا ابراهیم از پیروان او بود».
﴿إِذۡ جَآءَ رَبَّهُۥ بِقَلۡبٖ سَلِيمٍ٨٤﴾[الصافات: ۸۴]. «آنگاه که با دلی سالم رو به پروردگارش آورد».
﴿إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦ مَاذَا تَعۡبُدُونَ٨٥﴾[الصافات: ۸۵]. «زمانیکه به پدر و قوم خود گفت: چه چیزی را میپرستید»؟!
﴿أَئِفۡكًا ءَالِهَةٗ دُونَ ٱللَّهِ تُرِيدُونَ٨٦﴾[الصافات: ۸۶]. «آیا غیر از خدا خواستار معبودهای سراپا دروغ هستید»؟.
﴿فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٨٧﴾[الصافات: ۸۷]. «پس گمانتان (نسبت) به پروردگار جهانیان چیست».
﴿فَنَظَرَ نَظۡرَةٗ فِي ٱلنُّجُومِ٨٨﴾[الصافات: ۸۸]. «سپس نگاهی به ستارگان انداخت».
﴿فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٞ٨٩﴾[الصافات: ۸۹]. «پس گفت: همانا من بیمارم».
﴿فَتَوَلَّوۡاْ عَنۡهُ مُدۡبِرِينَ٩٠﴾[الصافات: ۹۰]. «پس آنان بدو پشت کردند (و) رفتند».
﴿فَرَاغَ إِلَىٰٓ ءَالِهَتِهِمۡ فَقَالَ أَلَا تَأۡكُلُونَ٩١﴾[الصافات: ۹۱]. «آنگاه شتابان و نهان بهسوی معبودهایشان رفت و گفت: آیا نمیخورید».
﴿مَا لَكُمۡ لَا تَنطِقُونَ٩٢﴾[الصافات: ۹۲]. «شما را چه شده است که حرف نمیزنید».
﴿فَرَاغَ عَلَيۡهِمۡ ضَرۡبَۢا بِٱلۡيَمِينِ٩٣﴾[الصافات: ۹۳]. «پس با دست راست بر سر اینها زد».
﴿فَأَقۡبَلُوٓاْ إِلَيۡهِ يَزِفُّونَ٩٤﴾[الصافات: ۹۴]. «پس مردم شتابان بهسوی او آمدند».
﴿قَالَ أَتَعۡبُدُونَ مَا تَنۡحِتُونَ٩٥﴾[الصافات: ۹۵]. «(ابراهیم) گفت: آیا چیزهایی را میپرستید که خودتان میتراشید؟».
﴿وَٱللَّهُ خَلَقَكُمۡ وَمَا تَعۡمَلُونَ٩٦﴾[الصافات: ۹۶]. «حال آنکه خداوند شما و آنچه را که انجام میدهید آفریده است».
﴿قَالُواْ ٱبۡنُواْ لَهُۥ بُنۡيَٰنٗا فَأَلۡقُوهُ فِي ٱلۡجَحِيمِ٩٧﴾[الصافات: ۹۷]. «گفتند: برای او چهار دیوار بزرگی بسازید و او را در آتش بیاندازید».
﴿فَأَرَادُواْ بِهِۦ كَيۡدٗا فَجَعَلۡنَٰهُمُ ٱلۡأَسۡفَلِينَ٩٨﴾[الصافات: ۹۸]. «آنگاه در حق او نیرنگ وورزیدند ولی ما آنانرا پست و فروتر قرار دادیم».
﴿وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَىٰ رَبِّي سَيَهۡدِينِ٩٩﴾[الصافات: ۹۹]. «و ابراهیم گفت: همانا من بهسوی پروردگارم میروم، او مرا رهنمود میکند».
﴿رَبِّ هَبۡ لِي مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ١٠٠﴾[الصافات: ۱۰۰]. «پروردگارا! به من (فرزندی) از درستکاران عطا کن».
﴿فَبَشَّرۡنَٰهُ بِغُلَٰمٍ حَلِيمٖ١٠١﴾[الصافات: ۱۰۱]. «پس او را به پسری بردبار مژده دادیم».
﴿فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعۡيَ قَالَ يَٰبُنَيَّ إِنِّيٓ أَرَىٰ فِي ٱلۡمَنَامِ أَنِّيٓ أَذۡبَحُكَ فَٱنظُرۡ مَاذَا تَرَىٰۚ قَالَ يَٰٓأَبَتِ ٱفۡعَلۡ مَا تُؤۡمَرُۖ سَتَجِدُنِيٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّٰبِرِينَ١٠٢﴾[الصافات: ۱۰۲]. «وقتیکه (فرزندش) به سنّی رسید که (میتوانست با او به تلاش ایستد، گفت: فرزندم! من در خواب دیدهام که من (دارم) سر تو را میبرم، پس بنگر که نظرت چیست؟ گفت: ای پدر! آنچه را فرمان مییابی انجام بده ـ اگر خدا بخواهد مرا ـ از شکیبایان خواهی یافت».
﴿فَلَمَّآ أَسۡلَمَا وَتَلَّهُۥ لِلۡجَبِينِ١٠٣﴾[الصافات: ۱۰۳]. «هنگامیکه (پدر و پسر) هردو گردن نهادند و (ابراهیم) فرزندش را به طرف روی، بر زمین خواباند».
﴿وَنَٰدَيۡنَٰهُ أَن يَٰٓإِبۡرَٰهِيمُ١٠٤﴾[الصافات: ۱۰۴]. «و او را نداد دادیم که ای ابراهیم».
﴿قَدۡ صَدَّقۡتَ ٱلرُّءۡيَآۚ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٠٥﴾[الصافات: ۱۰۵]. «به درستیکه خواب (خود) را راست گرداندی بیگمان ما اینگونه به نیکوکاران جزا میدهیم».
﴿إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلۡبَلَٰٓؤُاْ ٱلۡمُبِينُ١٠٦﴾[الصافات: ۱۰۶]. «بیگمان این آزمونی آشکار است».
﴿وَفَدَيۡنَٰهُ بِذِبۡحٍ عَظِيمٖ١٠٧﴾[الصافات: ۱۰۷]. «و ما قربانی بزرگ و ارزشمندی را بلاگردان او گرداندیم».
﴿وَتَرَكۡنَا عَلَيۡهِ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ١٠٨﴾[الصافات: ۱۰۸]. «و برای او درمیان ملّتهای بعد (از وی) نام نیک برجای نهادیم».
﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ١٠٩﴾[الصافات: ۱۰۹]. «سلام بر ابراهیم».
﴿كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ١١٠﴾[الصافات: ۱۱۰]. «ما نیکوکاران را اینگونه جزا میدهیم».
﴿إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١١١﴾[الصافات: ۱۱۱]. «بیگمان او از بندگان با ایمان ما بود».
از زمره پیروان نوح÷وکسی که در نبوّت و رسالت و دعوت کردن مردم بهسوی خدا و پذیرفته شدن دعا بر شیوه و راه او بود ابراهیم خلیل÷است. ﴿إِذۡ جَآءَ رَبَّهُۥ بِقَلۡبٖ سَلِيمٍ٨٤﴾وقتی که با دلی سالم و خالی از شرک و شبهه و شهواتی که مانع از شناخت حق و عمل کردن به آن میشوند به پروردگارش رویآورد. و هرگاه دل بنده سالم باشد، از هر بدی و شرّی سالم میماند و هر خیر و خوبی را به دست میآورد.
و از جمله سالم بودن دلش این بود که از فریب دادن مردم و کینه ورزیدن نسبت به آنها و دیگر زشتیها سالم و پاک بود. بنابراین مردم را در مورد خدا نصیحت کرد و از پدر و قومش آغاز نمود: ﴿إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦ مَاذَا تَعۡبُدُونَ٨٥﴾آنگاه که به پدرش و قومش گفت: چه چیزی را میپرستید؟ این استفهامِ انکار است و حجّت را بر آنها اقامه میکند.
﴿أَئِفۡكًا ءَالِهَةٗ دُونَ ٱللَّهِ تُرِيدُونَ٨٦﴾آیا به جای خدا معبودهای دروغینی را میپرستید که در حقیقت معبود نیستند و شایسته پرستش نمیباشند؟ پس گمان میبرید پروردگارتان با شما چه کار کند حال آن که غیر از او را پرستش کردهاید؟ در اینجا آنها را تهدید میکند که اگر بر شرک ورزی خود باقی بمانند دچار کیفر خواهند شد.
﴿فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٨٧﴾درباره پروردگارتان چه گمان میبرید و چه نقص و کمبودی را در او سراغ دارید که برای او همتایان و شریکانی قرار دادهاید؟!.
او÷خواست بتهایشان را بشکند و به آنان ضربهای بزند. پس زمان که آنها غافل و بیخبر بودند فرصت را غنیمت شمرد، آنگاه که آنها برای یکی از جشنهایشان بیرون رفتند، پس ابراهیم÷همراه آنها بیرون رفت. ﴿فَنَظَرَ نَظۡرَةٗ فِي ٱلنُّجُومِ٨٨ فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٞ٨٩﴾سپس نگاهی به ستارگان انداخت و گفت: من بیمارم. در حدیث صحیح آمده است که: «ابراهیم÷جز سه دروغ، دروغی بر زبان نیاورده است: یکی اینکه گفت: همانا من بیمار هستم. و دیگر اینکه گفت: ﴿بَلۡ فَعَلَهُۥ كَبِيرُهُمۡ هَٰذَا﴾[الأنبیاء: ۶۳]. «بلکه بزرگشان این کار را کرده است». و اینکه در مورد همسرش گفت: این خواهرم است».
منظور این است که او از آنها بازماند تا بتواند معبودهایشان را بشکند. بنابراین، ﴿فَتَوَلَّوۡاْ عَنۡهُ مُدۡبِرِينَ٩٠﴾آنها رفتند و ابراهیم فرصت اینکار را یافت. ﴿فَرَاغَ إِلَىٰٓ ءَالِهَتِهِمۡ﴾پس به صورت پنهانی و شتابان بهسوی معبودهایشان رفت، ﴿فَقَالَ﴾و با تمسخر گفت: ﴿أَلَا تَأۡكُلُونَ٩١ مَا لَكُمۡ لَا تَنطِقُونَ٩٢﴾آیا نمیخورید؟ شما را چه شده که سخن نمیگویید؟! یعنی چگونه این بتها شایستگی آن را دارند که پرستش شوند در حالی که ناقصتر از حیواناتی هستند که غذا میخورند و حرف میزنند؟ اینها جمادات وچیزهای بیجانی هستند که غذا نمیخورند و حرف نمیزنند.
﴿فَرَاغَ عَلَيۡهِمۡ ضَرۡبَۢا بِٱلۡيَمِينِ٩٣﴾پس با تمام قدرت خود بر آنها ضربههای سخت و پیاپی فرود آورد تا این که آنها را تکّه تکّه کرد. به چز بت بزرگشان تا شاید بهسوی آن برگردند. ﴿فَأَقۡبَلُوٓاْ إِلَيۡهِ يَزِفُّونَ٩٤﴾و با شتاب آمدند و دویدند و خواستند او را کیفر دهند. بعد از آن که جستجو کردند، گفتند: ﴿مَن فَعَلَ هَٰذَا بَِٔالِهَتِنَآ إِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾[الأنبیاء: ۵۹]. «چه کسی با خدایان ما چنین کرده است؟ هرکس این کار را کرده بیگمان از ستمکاران است». و به آنها گفته شد: ﴿سَمِعۡنَا فَتٗى يَذۡكُرُهُمۡ يُقَالُ لَهُۥٓ إِبۡرَٰهِيمُ٦٠﴾[الأنبیاء: ۶۰]. «جوانی را شنیدیم که معبودها را به زشتی یاد میکرد و به او ابراهیم گفته میشود». او میگفت: ﴿وَتَٱللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصۡنَٰمَكُم بَعۡدَ أَن تُوَلُّواْ مُدۡبِرِينَ٥٧﴾[الأنبیاء: ۵۷]. «سوگند به خدا که بتهایتان را مورد حمله قرار خواهم داد، بعد از آن که پشت کرده و رفتید». پس آنها ابراهیم را سرزنش و ملامت کردند. و ابراهیم گفت: ﴿قَالَ بَلۡ فَعَلَهُۥ كَبِيرُهُمۡ هَٰذَا فَسَۡٔلُوهُمۡ إِن كَانُواْ يَنطِقُونَ٦٣ فَرَجَعُوٓاْ إِلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ فَقَالُوٓاْ إِنَّكُمۡ أَنتُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ٦٤ ثُمَّ نُكِسُواْ عَلَىٰ رُءُوسِهِمۡ لَقَدۡ عَلِمۡتَ مَا هَٰٓؤُلَآءِ يَنطِقُونَ٦٥ قَالَ أَفَتَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُكُمۡ شَيۡٔٗا وَلَا يَضُرُّكُمۡ٦٦﴾[الأنبیاء: ۶۳-۶۶]. «بلکه این بزرگشان، این کار را با آنها کرده است. پس آنها را بپرسید اگر سخن میگویند. آنها به خودشان بازگشته و گفتند: همانا شما ستمگریدسپس سرافکنده شدند و گفتند: بیشک تو میدانی که اینها سخن نمیگویند. ابراهیم گفت: آیا به جای خدا چیزهایی را میپرستید که به شما سود و زیانی نمیبخشد»؟!
﴿قَالَ أَتَعۡبُدُونَ مَا تَنۡحِتُونَ٩٥﴾دراینجا ابراهیم گفت: آیا چیزهایی را میپرستید که با دستهای خودتان میتراشید و آن را درست میکنید؟ پس چگونه آنها را پرستش میکنید حال آنکه شما خودتان آنها را درست کردهاید؟! و چگونه یگانهپرستی و اخلاص برای خدا را رها میکنید؟!.
﴿وَٱللَّهُ خَلَقَكُمۡ وَمَا تَعۡمَلُونَ٩٦ قَالُواْ ٱبۡنُواْ لَهُۥ بُنۡيَٰنٗا﴾حال آنکه خداوند شما و آنچه را انجام میدهید آفریده است. گفتند: برای او ساختمانی بلند بسازید و در آن آتش بیافروزید. ﴿فَأَلۡقُوهُ فِي ٱلۡجَحِيمِ﴾سپس به کیفر این کارش که بتها را شکسته او را در آتش بیاندازید.
﴿فَأَرَادُواْ بِهِۦ كَيۡدٗا﴾آنها نقشه کشیدند تا ابراهیم را به بدترین وضعیت بکشند و نابود کنند. ﴿فَجَعَلۡنَٰهُمُ ٱلۡأَسۡفَلِينَ﴾ولی ما آنانرا مغلوب و ذلیل نمودیم، و خداوند نقشه و نیرنگ آنها را به خودشان بازگرداند وآتش را برای ابراهیم سرد و سالم نمود.
وقتی با ابراهیم چنین کردند و او بر آنها حجت اقامه نمود، و معذور قرار گرفت، ﴿وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَىٰ رَبِّي﴾گفت: من بهسوی پروردگارت هجرت میکنم و قصدِ سرزمین مبارک شام را دارم و بهسوی آن رهسپار میشوم، ﴿سَيَهۡدِينِ﴾و خداوند مرا به آنچه خیر دین و دنیای من در آن است راهنمایی خواهد کرد. و در آیه دیگر آمده که گفت: ﴿وَأَعۡتَزِلُكُمۡ وَمَا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَأَدۡعُواْ رَبِّي عَسَىٰٓ أَلَّآ أَكُونَ بِدُعَآءِ رَبِّي شَقِيّٗا٤٨﴾[مریم: ۴۸]. «و از شما و از آنچه که بهجای خدا میپرستید کنارهگیری میکنم، و پروردگارم را به فریاد میخوانم، امید است که در قرآن پروردگارم شقی و بدبخت نباشم».
﴿رَبِّ هَبۡ لِي مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ١٠٠﴾پروردگارا! به من فرزندی عطا کن که از صالحان و درستکاران باشد. این زمانی بود که ابراهیم از قومش ناامید گشت و در آنها هیچ خبری ندید، در این هنگام از پروردگارش خواست که به او فرزند صالحی بدهد که خداوند به وسیله آن فرزند هم در زندگی و هم پس از مرگش به او فایده بدهد.
پس خداوند دعای او را پذیرفت و فرمود: ﴿فَبَشَّرۡنَٰهُ بِغُلَٰمٍ حَلِيمٖ١٠١﴾او را به پسری بردبار مژده دادیم. و این پسر بدون شک اسماعیل است چون بعد از او مژده تولّد اسحاق به او داده شده است. و خداوند در مورد مژده دادن به توّلد اسحاق میفرماید: ﴿فَبَشَّرۡنَٰهَا بِإِسۡحَٰقَ وَمِن وَرَآءِ إِسۡحَٰقَ يَعۡقُوبَ﴾[هود: ۷۱]. «سپس او همسر ابراهیم را به اسحاق و پس از اسحاق به یعقوب مژده دادیم». پس دلالت مینماید که اسحاق غیر از اسماعیل ذبیح است و خداوند اسماعیل÷را به بردباری توصیف کرده، و بردباری متضمن صبر و شکیبایی و خوش اخلاقی و داشتن سعه صدر و گذشت از کسی است که در حق وی مرتکب بدی شده است.
﴿فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعۡيَ﴾وقتی فرزندش به سنی رسید که میتوانست همپای او راه برود، و به سنی رسید که در این سن، اغلب پدر و مادر بیش از هر زمانی فرزندشان را دوست دارند، چون سختی پرورش آن به اتمام رسیده و زمان بهره برداری و فایده بردن از فرزند فرا رسیده است، ابراهیم÷به فرزندش گفت: ﴿إِنِّيٓ أَرَىٰ فِي ٱلۡمَنَامِ أَنِّيٓ أَذۡبَحُكَ﴾همانا من در خواب دیدهام که خداوند مرا به ذبح کردن تو دستور میدهد، و خواب پیامبران وحی است. ﴿فَٱنظُرۡ مَاذَا تَرَىٰ﴾پس بنگر نظرت چیست، و دستور خداوند باید اجرا شود. ﴿قَالَ يَٰٓأَبَتِ ٱفۡعَلۡ مَا تُؤۡمَرُۖ سَتَجِدُنِيٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلصَّٰبِرِينَ﴾اسماعیل با صبر و شکیبایی و با چشمداشت ثواب و درحالیکه خشنودی پروردگارش را میجست، و نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود، گفت: کاری که به تو دستور داده میشود انجام بده، به خواست خدا مرا از شکیبایان خواهی یافت. او به پدرش خبر داد که خود را مقرون به خواست خدا گرداند، چون هیچ چیزی بدون خواست خدا انجام نمیشود.
﴿فَلَمَّآ أَسۡلَمَا﴾وقتیکه ابراهیم و اسماعیل هر دو تسلیم شدند و ابراهیم قاطعانه تصمیم گرفت که فرزندش و جگرگوشهاش را به خاطر اطاعت از فرمان خدا و به خاطر ترس از کیفر او ذبح کند و فرزند خود را وادار به شکیبایی کرد، طوری که فدا کردن جانش در مسیر اطاعت از فرمان پروردگارش و خشنودی پدرش برایش آسان شده بود، ﴿وَتَلَّهُۥ لِلۡجَبِينِ﴾و ابراهیم، اسماعیل را به طرف روی به زمین انداخت تا او را به پهلو بخواباند و ذبحش کند و او بر چهره افتاد تا به هنگام سر بریدن، ابراهیم به چهرهاش نگاه نکند.
﴿وَنَٰدَيۡنَٰهُ أَن يَٰٓإِبۡرَٰهِيمُ١٠٤ قَدۡ صَدَّقۡتَ ٱلرُّءۡيَآ﴾و در این حالت پریشانی و وضعیت هولناک، او را ندا دادیم که ای ابراهیم! کاری را که به انجام آن دستور داده شده بودی انجام دادی، و خود را برای آن آماده ساختی، و همه کارها را کردی و فقط باقی مانده بود که با کارد حلقش را پاره کنی. ﴿إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾ما کسانی را که عبادتمان را به نیکویی انجام میدهند و خشنودی ما را بر شهوات و امیال خودشان مقدم میدارند اینگونه جزا میدهیم.
﴿إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلۡبَلَٰٓؤُاْ ٱلۡمُبِينُ١٠٦﴾بیگمان چیزی که ابراهیم÷را بدان آزمودیم آزمونی آشکار بود که به وسیله آن صفای ابراهیم و کمال محبت او نسبت به پروردگارش و محبت پروردگارش نسبت به او آشکار گردید. خداوند وقتی اسماعیل÷را به ابراهیم÷عطا کرد ابراهیم به شدّت او را دوست داشت. ابراهیم، خلیل خدا بود و خلیل بودن بالاترین انواع محبت است و مقامی است که مشارکت را نمیپذیرد، و اقتضا مینماید که همهی اجزای قلب متعلق و وابسته به محبوب باشند. پس وقتی بخشی از بخشهای قلبش وابسته به فرزندش گردید خداوند خواست که محبّت او را خالص گرداند. و خلیل بودن او را آزمایش کند. بنابراین به او فرمان داد که کسی را ذبح کند که محبّت او با محبّت پروردگارش رقابت میکرد و مزاحمت ایجاد مینمود. وقتی ابراهیم محبّت خدا را مقدّم داشت و آن را برخواسته و میل خود ترجیح داد و تصمیم قطعی بر ذبح فرزندش گرفت و مزاحمت و رقابتی که در رابطه با محبت خداوند در قلبش پدید آمده بود از بین رفت، دراین وقت ذبح کردن اسماعیل فایدهای نداشت، بنابراین فرمود: ﴿إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ ٱلۡبَلَٰٓؤُاْ ٱلۡمُبِينُ١٠٦ وَفَدَيۡنَٰهُ بِذِبۡحٍ عَظِيمٖ١٠٧﴾این آزمایشی است که مبین صداقت ابراهیم است.
و به جای اسماعیل گوسفند بزرگی آورده شد، و ابراهیم آنرا ذبح کرد. پس آن گوسفند از این جهت بزرگ و ارزشمند بود که بلاگردان و فدیه اسماعیل بود. و از این جهت نیز مهم و بزرگ بود که قربانی تا روز قیامت سنت گردید.
﴿وَتَرَكۡنَا عَلَيۡهِ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ١٠٨﴾و برای او درمیان پسینیان نام نیکی باقی گذاردیم، همانطور که در میان پسینیان نیز نام نیکی داشت. پس در آینده نیز ابراهیم÷محبوب خواهد بود و مورد بزرگداشت و ستایش قرار میگیرد. ﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِبۡرَٰهِيمَ١٠٩﴾درود بر ابراهیم. همچنان که خداوند متعال میفرماید: [النمل: ۵۹]. ﴿قُلِ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ وَسَلَٰمٌ عَلَىٰ عِبَادِهِ ٱلَّذِينَ ٱصۡطَفَىٰٓ﴾[النمل: ۵۹]. «بگو: ستایش خدای را سزاست و درود بر بندگان برگزیدهاش باد».
﴿كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ١١٠﴾ما کسان را که عبادت خداوند را به نیکویی انجام میدهند و با خلق خدا به نیکویی رفتار مینمایند اینگونه جزا میدهیم، سختیها را از آنان دور میکنیم و سرانجام نیک را از آن آنها میگردانیم و نام نیکشان را باقی میگذاریم.
﴿إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١١١﴾بیگمان او از بندگان با ایمان ما بود و به آنچه که خداوند دستور داده بود که به آن ایمان بیاورد، ایمان داشت. او از بندگانی بود که ایمان، آنان را به مقام یقین رسانده بود. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَكَذَٰلِكَ نُرِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلۡمُوقِنِينَ٧٥﴾[الأنعام: ۷۵]. «و اینگونه به ابراهیم ملکوت آسمانها و زمین را نشان میدهیم تا از یقین کنندگان باشد».
آیهی ۱۱۳-۱۱۲:
﴿وَبَشَّرۡنَٰهُ بِإِسۡحَٰقَ نَبِيّٗا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ١١٢﴾[الصافات: ۱۱۲]. «و او را به (تولّد) اسحاق که پیامبر و از زمرۀ شایستگان بود مژده دادیم».
﴿وَبَٰرَكۡنَا عَلَيۡهِ وَعَلَىٰٓ إِسۡحَٰقَۚ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحۡسِنٞ وَظَالِمٞ لِّنَفۡسِهِۦ مُبِينٞ١١٣﴾[الصافات: ۱۱۳]. «و بر او و اسحاق برکت نازل نمودیم، و از دودمان این دو افرادی نیکوکار به وجود آمدند و برخی اشکارا بر خود ستم کردند».
﴿وَبَشَّرۡنَٰهُ بِإِسۡحَٰقَ نَبِيّٗا مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ١١٢﴾این مژده دوّم، مژده به تولّد اسحاق است که بعد از او یعقوب است. پس ابراهیم را به تداوم یافتن ذریه اسحاق مژده داد. نیز او را به این مژده داد که اسحاق پیامبر و از زمره صالحان است. پس این مژدههای متعددی است.
﴿وَبَٰرَكۡنَا عَلَيۡهِ وَعَلَىٰٓ إِسۡحَٰقَ﴾و برکت را بر آنها نازل نمودیم. برکت به معنی رشد و فزونی یافتن دانش و عمل، و زیاد شدن نسل و فرزندانشان است. و خداوند از دودمان آنها سه ملّت بزرگ پخش و منتشر کرد. ملّت عرب از دودمان و نسل اسماعیل، و ملّت بنی اسرائیل و ملّت روم از فرزندان و نسل اسحاق هستند. ﴿وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحۡسِنٞ وَظَالِمٞ لِّنَفۡسِهِۦ مُبِينٞ﴾و برخی از ذریه آنها نیکوکاراند، و افرادی نیز ناصالح هستند. و برخی عادل و برخی ستمکارند که ستمگریشان به سبب کفر و شرک ورزیدنِ آشکار است. و احتمالا این فرموده برای دفع ایهام باشد، زیرا هنگامیکه خداوند متعال فرمود: ﴿وَبَٰرَكۡنَا عَلَيۡهِ وَعَلَىٰٓ إِسۡحَٰقَ﴾این فرموده مقتضی آن است که برکت شامل ذرّیه و نسل ابراهیم و اسحاق نیز باشد، و یکی از مظاهر کمال برکت این است که نسل و فرزندان، همگی نیکوکار باشند، بنابراین، خداوند متعال خبر داد که برخی از آنان نیکوکار و برخی دیگر ستمکار بودند. « واللّه اعلم».
آیهی ۱۲۲-۱۱۴:
﴿وَلَقَدۡ مَنَنَّا عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ١١٤﴾[الصافات: ۱۱۴]. «و بهراستی بر موسی و هارون منّت نهادیم».
﴿وَنَجَّيۡنَٰهُمَا وَقَوۡمَهُمَا مِنَ ٱلۡكَرۡبِ ٱلۡعَظِيمِ١١٥﴾[الصافات: ۱۱۵]. «و هردوی آنان و قومشان را از اندوه بزرگ نجات دادیم».
﴿وَنَصَرۡنَٰهُمۡ فَكَانُواْ هُمُ ٱلۡغَٰلِبِينَ١١٦﴾[الصافات: ۱۱۶]. «و آنانرا یاری کردیم پس آنان بودند که پیروز شدند».
﴿وَءَاتَيۡنَٰهُمَا ٱلۡكِتَٰبَ ٱلۡمُسۡتَبِينَ١١٧﴾[الصافات: ۱۱۷]. «و آن دو کتاب روشنگر دادیم».
﴿وَهَدَيۡنَٰهُمَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِيمَ١١٨﴾[الصافات: ۱۱۸]. «و آن دو را به راه راست رهنمود کردیم».
﴿وَتَرَكۡنَا عَلَيۡهِمَا فِي ٱلۡأٓخِرِينَ١١٩﴾[الصافات: ۱۱۹]. «و نام نیک آن دو را در(میان) اقوام بعدی باقی گذاردیم».
﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ١٢٠﴾[الصافات: ۱۲۰]. «سلام بر موسی و هارون».
﴿إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٢١﴾[الصافات: ۱۲۱]. «بیگمان ما نیکوکاران را اینگونه جزا میدهیم».
﴿إِنَّهُمَا مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٢٢﴾[الصافات: ۱۲۲]. «بیگمان آن دو از بندگان مؤمن ما بودند».
خداوند متعال منّت و احسان خویش بر دو بنده و پیامبرش موسی و هارون که فرزندان عمران بودند بیان میدارد. بر آنها منّت نهاد و به آنها پیامبری و نبوّت داد و آنان را امر نمود تا به سوی خداوند متعال دعوت کنند. و آنها قومشان را از دشمنشان فرعون نجات داد و آنها را بر فرعون پیروز گردانید تا این که خدا فرعون را غرق کرد در حالی که آنها نگاه میکردند. و کتاب روشنگر را بر آنها نازل فرمود و آن تورات بود که احکام و مواعظ و توضیح هرچیزی در آن است. و خداوند آنها را به راه راست رهنمون کرد و برایشان دینی تشریع نمود که دارای احکام و آیینهای درستی بود و انسان را به خدا میرسانید. و خداوند بر آنها منّت نهاد و به آنها توفیق داد تا راه آن را در پیش گیرند. ﴿وَتَرَكۡنَا عَلَيۡهِمَا فِي ٱلۡأٓخِرِينَ١١٩ سَلَٰمٌ عَلَىٰ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ١٢٠﴾و برای آن دو در میان ملّتهای بعدی نام نیک و درود فرستادن را برجای نهادیم، و در میان ملّتهای گذشته به طریق اولی این کار را کردهایم. ﴿إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٢١ إِنَّهُمَا مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٢٢﴾ما نیکوکاران را اینگونه جزا میدهیم، بیگمان آن دو از بندگان مومن ما بودند.
آیهی ۱۳۲-۱۲۳:
﴿وَإِنَّ إِلۡيَاسَ لَمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٢٣﴾[الصافات: ۱۲۳]. «و همانا الیاس از پیامبران بود».
﴿إِذۡ قَالَ لِقَوۡمِهِۦٓ أَلَا تَتَّقُونَ١٢٤﴾[الصافات: ۱۲۴]. «هنگامیکه به قومش گفت: آیا پرهیزگاری پیشه نمیکنید»؟.
﴿أَتَدۡعُونَ بَعۡلٗا وَتَذَرُونَ أَحۡسَنَ ٱلۡخَٰلِقِينَ١٢٥﴾[الصافات: ۱۲۵]. «آیا بت بعل را به فریاد میخوانید و بهترینِ آفرینندگان را رها میکنید»؟.
﴿ٱللَّهَ رَبَّكُمۡ وَرَبَّ ءَابَآئِكُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ١٢٦﴾[الصافات: ۱۲۶]. «خدا را، که پروردگار شما و پروردگار نیاکان پیشین شماست».
﴿فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمۡ لَمُحۡضَرُونَ١٢٧﴾[الصافات: ۱۲۷]. «پس او را تکذیب کردند و بیشک آنان احضار خواهند شد».
﴿إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ١٢٨﴾[الصافات: ۱۲۸]. «مگر بندگان مخلص خدا».
﴿وَتَرَكۡنَا عَلَيۡهِ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ١٢٩﴾[الصافات: ۱۲۹]. «و برای او درمیان ملّتهای بعدی نام نیکی برجای نهادیم».
﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِلۡ يَاسِينَ١٣٠﴾[الصافات: ۱۳۰]. «سلام بر الیاس».
﴿إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٣١﴾[الصافات: ۱۳۱]. «ما نیکوکاران را اینگونه جزا میدهیم».
﴿إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٣٢﴾[الصافات: ۱۳۲]. «بیگمان او از بندگان مؤمن ما بود».
خداوند بنده و پیامبرش الیاس÷را به خاطر نبوّت و رسالت و دعوت کردن بهسوی خدا ستایش میکند. و او قومش را به پرهیزگاری و عبادت خدای یگانه فرمان داد و آنها را از پرستش بتی که داشتند و نامش بعل بود، نهی کرد و از اینکه آنها عبادت خداوند را ترک کرده بودند، خداوندی که مردم را آفریده و به بهترین شیوه آنها را صورتگری کرده است و خوب آنها را پرورش داده و تربیت نموده و نعمتهای ظاهری و باطنی را به آنان ارزانی داشته است، آنان را سرزنش کرده و گفت: چگونه عبادت کسی را ترک کردهاید که اینگونه است و به پرستش بتی روی آوردهاید که فایده و ضرری نمیدهد و چیزی نمیآفریند و روزی نمیرساند و نمیخورد و سخن نمیگوید؟ و آیا عبادت چنین چیزی جز بزرگترین گمراهی و بیخردی چیزی دیگر میتواند باشد؟!.
﴿فَكَذَّبُوهُ﴾آنان الیاس را در چیزهایی که به سوی آن دعوت میکرد تکذیب کردند، و از او اطاعت ننمودند. خداوند آنها را تهدید کرد و فرمود: ﴿فَإِنَّهُمۡ لَمُحۡضَرُونَ﴾قطعا آنان روز قیامت در عذاب گردآورده خواهند شد. و برایشان کیفری دنیوی که بدان گرفتار شده باشند ذکر نکرده است.
﴿إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ١٢٨﴾مگر کسانی که خداوند آنها را برگزیده و نعمت پیروی کردن از پیامبرشان را به آنها بخشیده است، پس این افراد در عذاب گردآورده نمیشوند، بلکه خداوند به اینها پاداش فراوانی خواهد داد.
﴿وَتَرَكۡنَا عَلَيۡهِ فِي ٱلۡأٓخِرِينَ١٢٩﴾و برای الیاس در میان ملّتهای بعدی نام نیکی باقی گذاردیم. ﴿سَلَٰمٌ عَلَىٰٓ إِلۡ يَاسِينَ١٣٠﴾از جانب خدا و بندگانش بر او درود باد.
﴿إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٣١ إِنَّهُۥ مِنۡ عِبَادِنَا ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٣٢﴾خداوند الیاس را مورد ستایش قرار داده، همانطور که دیگر برادران پیامبرش را ستوده است. صلوات الله وسلامه علیهم اجمعین.
آیهی ۱۳۸-۱۳۳:
﴿وَإِنَّ لُوطٗا لَّمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٣٣﴾[الصافات: ۱۳۳]. «و بیگمان لوط از پیامبران بود».
﴿إِذۡ نَجَّيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ أَجۡمَعِينَ١٣٤﴾[الصافات: ۱۳۴]. «زمانیکه او و خانوادهاش، همگی را نجات دادیم».
﴿إِلَّا عَجُوزٗا فِي ٱلۡغَٰبِرِينَ١٣٥﴾[الصافات: ۱۳۵]. «مگر پیرزنی که از باقی ماندگان بود».
﴿ثُمَّ دَمَّرۡنَا ٱلۡأٓخَرِينَ١٣٦﴾[الصافات: ۱۳۶]. «سپس دیگران را نابود کردیم».
﴿وَإِنَّكُمۡ لَتَمُرُّونَ عَلَيۡهِم مُّصۡبِحِينَ١٣٧﴾[الصافات: ۱۳۷]. «و شما بامدادن از سرزمین ایشان عبور میکنید».
﴿وَبِٱلَّيۡلِۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ١٣٨﴾[الصافات: ۱۳۸]. «و به هنگام شب (نیز) پس آیا خرد نمیورزید»؟!.
در اینجا خداوند بنده و پیامبرش لوط را به خاطر نبوّت و رسالت و دعوت کردن قومش به سوی خدا ونهی کردن آنها از شرک و از کار زشت، میستاید. پس وقتی قوم لوط از شرک و کار زشت باز نیامدند خداوند لوط و خانوادهاش، همگی را نجات داد و آنها شب هنگام از آنجا حرکت کردند و از عذاب نجات یافتند. ﴿إِلَّا عَجُوزٗا فِي ٱلۡغَٰبِرِينَ١٣٥﴾مگر پیرزنی که درمیان عذاب داده شدگان باقی ماند و آن پیرزن همسر لوط بود که به دین لوط نگرویده بود. ﴿ثُمَّ دَمَّرۡنَا ٱلۡأٓخَرِينَ١٣٦﴾سپس دیگران را با زیرو رو کردن شهرشان نابود کردیم. ﴿فَلَمَّا جَآءَ أَمۡرُنَا جَعَلۡنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمۡطَرۡنَا عَلَيۡهَا حِجَارَةٗ مِّن سِجِّيلٖ مَّنضُودٖ٨٢﴾[هود: ۸۲]. «و آن شهر را زیر و رو کردیم و بر آنها سنگهایی از گل پخته باراندیم تا اینکه از بین رفتند و نابود گشتند».
﴿وَإِنَّكُمۡ لَتَمُرُّونَ عَلَيۡهِم مُّصۡبِحِينَ١٣٧ وَبِٱلَّيۡلِ﴾و شما به هنگام صبح از سرزمین قوم لوط عبور میکنید و به هنگام شب نیز از آنجا میگذرید. یعنی در این وقتها زیاد از آنجا عبور میکنید، پس در هلاک شدن آنها شک و تردیدی نیست. ﴿أَفَلَا تَعۡقِلُونَ﴾آیا در نشانهها وعبرتها نمیانشید و از آنچه که باعث هلاکت و نابودی میشود باز نمیآیید؟!.
آیهی ۱۴۸-۱۳۹:
﴿وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٣٩﴾[الصافات: ۱۳۹]. «و بیگمان یونس از پیامبران بود».
﴿إِذۡ أَبَقَ إِلَى ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ١٤٠﴾[الصافات: ۱۴۰]. «آنگاه که بهسوی کشتی گرانبار گریخت».
﴿فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ ٱلۡمُدۡحَضِينَ١٤١﴾[الصافات: ۱۴۱]. «آنگاه در قرعهکشی شرکت کرد و از بازندگان شد».
﴿فَٱلۡتَقَمَهُ ٱلۡحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٞ١٤٢﴾[الصافات: ۱۴۲]. «آنگاه ماهی او را فرو بلعید، درحالیکه او سزاوار نکوهش بود».
﴿فَلَوۡلَآ أَنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلۡمُسَبِّحِينَ١٤٣﴾[الصافات: ۱۴۳]. «پس اگر او قبلاً از نیایشگران نبود».
﴿لَلَبِثَ فِي بَطۡنِهِۦٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ١٤٤﴾[الصافات: ۱۴۴]. «به یقین در شکمش تا روزی که (مردم) برانگیخته میشوند باقی میماند».
﴿۞فَنَبَذۡنَٰهُ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ سَقِيمٞ١٤٥﴾[الصافات: ۱۴۵]. «سپس درحالیکه بیمار بود او را به سرزمین خشک (و خالی از گیاه) انداختیم».
﴿وَأَنۢبَتۡنَا عَلَيۡهِ شَجَرَةٗ مِّن يَقۡطِينٖ١٤٦﴾[الصافات: ۱۴۶]. «و در کنارش درختی از (نوع) کدو رویاندیم».
﴿وَأَرۡسَلۡنَٰهُ إِلَىٰ مِاْئَةِ أَلۡفٍ أَوۡ يَزِيدُونَ١٤٧﴾[الصافات: ۱۴۷]. «و او را بهسوی جمعیت یکصد هزار نفری یا بیشتر فرستادیم».
﴿فََٔامَنُواْ فَمَتَّعۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ حِينٖ١٤٨﴾[الصافات: ۱۴۸]. «پس ایمان آوردند آنگاه تا مدتی معین آنانرا بهرهمند ساختیم».
خداوند بنده و پیامبرش یونس بن متی را ستایش میکند همانطور که دیگر پیامبران را به خاطر نبوّت و رسالت و دعوت دادن بهسوی خدا ستایش کرد.
خداوند متعال بیان میدارد که یونس را در دنیا کیفر داد و او را به خاطر ایمان و کارهای شایستهاش از کیفر نجات داد. پس فرمود: ﴿إِذۡ أَبَقَ﴾آنگاه که از نزد پروردگارش در حالی که خشمگین بود گریخت، به گمان اینکه خداوند او را نمیگیرد و او را در شکم ماهی زندانی نمیکند. خداوند بیان نکرده است که یونس چرا خشمگین شد، و گناهی را که یونس مرتکب شده چه بود، چون دانستن آن برای ما فایدهای ندارد. آنچه برای ما فایده دارد این است که برای ما گفته شده او مرتکب گناه گردید و خداوند او را با وجود این که از پیامبران بزرگوار بود کیفر نمود، سپس او را نجات داد و سرزنش را از او دور کرد چیزی را برای او فراهم آورد که سبب صلاح و رستگاریاش بود. ﴿إِلَى ٱلۡفُلۡكِ ٱلۡمَشۡحُونِ﴾وقتی یونس به کشتی پر از مسافر و کالا پناه برد، سوار کشتی شد درحالیکه کشتی پر بود، کشتی سنگین گردید و نیاز شد تا بعضی از مسافران را به دریا بیاندازند و آنها در این کار برای هیچکس برتری قایل نبودند.
بنابراین، قرعهکشی کردند و قرعه به نام هرکس میافتاد به دریا انداخته میشد. و این عدالتِ اهل کشتی بود، و خداوند هرگاه کاری را بخواهد بکند اسبابش را فراهم مینماید. وقتی اهل کشتی قرعه کشی کردند، قرعه به نام یونس درآمد، ﴿فَكَانَ مِنَ ٱلۡمُدۡحَضِينَ﴾پس او از بازندگان گردید، و در دریا انداخته شد. ﴿فَٱلۡتَقَمَهُ ٱلۡحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٞ١٤٢﴾پس ماهی او را فرو بلعید درحالیکه او سزاوار ملامت بود. کاری کرده بود که مستحق نکوهش گردیده بود و آن اینکه پروردگارش را به خشم آورده بود. ﴿فَلَوۡلَآ أَنَّهُۥ كَانَ مِنَ ٱلۡمُسَبِّحِينَ١٤٣﴾و اگر در گذشته با کثرت عبادت پروردگارش و بیان تسبیح و ستایش او از نیایشگران نبود و در شکم ماهی نیایش نمیکرد، و نمیگفت: «لا إلَهَ إلَّا أنتَ سُبحَانَکَ إنَّي کُنتُ مِنَ الظاَّلِمين» «هیچ معبود به حقی جز تو نیست، پاک و منزّهی، بیگمان من از ستمگران بودهام».
﴿لَلَبِثَ فِي بَطۡنِهِۦٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ١٤٤﴾تا روز قیامت در شکم ماهی باقی میماند. یعنی شکم ماهی قبرش میشد، اما به سبب این که پروردگارش را ستایش میگفت و پاکیاش را بیان میکرد و به سبب این که خدا را عبادت و پرستش مینمود، خداوند متعال او را نجات داد. و اینگونه خداوند، مومنان را به هنگامیکه گرفتار سختیها میشوند نجات میدهد.
﴿فَنَبَذۡنَٰهُ بِٱلۡعَرَآءِ﴾پس او را در سرزمینی خشک و خالی از درخت و گیاه انداختیم. یعنی ماهی او را از شکم خود در سرزمینی خشک و خالی که هیچکس در آن نبود انداخت، و شاید در آن سرزمین هیچ درخت و سایهای وجود نداشته است، ﴿وَهُوَ سَقِيمٞ﴾و او به سبب زندانی شدن در شکم ماهی مریض شده بود، و همچون جوجهای شده بود که از تخم مرغ بیرون آورده میشود.
﴿وَأَنۢبَتۡنَا عَلَيۡهِ شَجَرَةٗ مِّن يَقۡطِينٖ١٤٦﴾و بر بالای او درختی از کدو رویاندیم که با سایهی خود بر او سایه میانداخت، چون سایه درخت کدو سرد است و مگس بر آن نمینشیند و این از لطف و مهربانی خداوند نسبت به او بود.
سپس خداوند در حق او لطفی دیگر نمود و منّتی بزرگتر بر او نهاد و آن این که او را به سوی ﴿مِاْئَةِ أَلۡفٍ أَوۡ يَزِيدُونَ﴾صد هزار نفر از مردم یا بیشتر فرستاد. یعنی اگر از صد هزار بیشتر نبودند کمتر هم نبودند. پس یونس آنها را به سوی خداوند دعوت کرد.
﴿فََٔامَنُواْ﴾آنان همه ایمان آوردند و ایمان آوردنشان در ترازوی اعمال یونس ثبت گردید، زیرا او آنها را دعوت داده بود. ﴿فَمَتَّعۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ حِينٖ﴾پس آنها را تا مدّت زمان معینی بهرهمند ساختیم و خداوند عذاب را از آنها دور کرد، این در حالی بود که اسباب آن فراهم شده بود. خداوند متعال میفرماید: [یونس: ۹۸]. ﴿فَلَوۡلَا كَانَتۡ قَرۡيَةٌ ءَامَنَتۡ فَنَفَعَهَآ إِيمَٰنُهَآ إِلَّا قَوۡمَ يُونُسَ لَمَّآ ءَامَنُواْ كَشَفۡنَا عَنۡهُمۡ عَذَابَ ٱلۡخِزۡيِ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَمَتَّعۡنَٰهُمۡ إِلَىٰ حِينٖ٩٨﴾[یونس: ۹۸]. «ایمان آوردن هیچ گروهی به هنگام فراهم شدن اسباب عذاب به آنها فایده نبخشید جز قوم یونس که وقتی ایمان آوردند عذاب خوارکننده را در زندگانی دنیا از آنها دور کردیم و تا مدت زمان معینی آنان را بهرهمند ساختیم».
آیهی ۱۵۷-۱۴۹:
﴿فَٱسۡتَفۡتِهِمۡ أَلِرَبِّكَ ٱلۡبَنَاتُ وَلَهُمُ ٱلۡبَنُونَ١٤٩﴾[الصافات: ۱۴۹]. «پس، از آنان بپرس که آیا دختران از آن پروردگار تو باشند و پسران از آن خودشان»؟.
﴿أَمۡ خَلَقۡنَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ إِنَٰثٗا وَهُمۡ شَٰهِدُونَ١٥٠﴾[الصافات: ۱۵۰]. «یا فرشتگان را ماده آفریدیم و آنان حاضر بودند».
﴿أَلَآ إِنَّهُم مِّنۡ إِفۡكِهِمۡ لَيَقُولُونَ١٥١﴾[الصافات: ۱۵۱]. «هان! آنان از روی دروغها و تهمتهای بههم بافتۀ خود میگویند».
﴿وَلَدَ ٱللَّهُ وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ١٥٢﴾[الصافات: ۱۵۲]. «خداوند فرزند زاده است! و قطعاً ایشان دروغگویند».
﴿أَصۡطَفَى ٱلۡبَنَاتِ عَلَى ٱلۡبَنِينَ١٥٣﴾[الصافات: ۱۵۳]. «(آیا خدا) دختران را بر پسران ترجیح دادهاست».
﴿مَا لَكُمۡ كَيۡفَ تَحۡكُمُونَ١٥٤﴾[الصافات: ۱۵۴]. «شما را چه شده، چگونه حکم میکنید».
﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ١٥٥﴾[الصافات: ۱۵۵]. «آیا یادآور نمیگردید».
﴿أَمۡ لَكُمۡ سُلۡطَٰنٞ مُّبِينٞ١٥٦﴾[الصافات: ۱۵۶]. «آیا دلیلی آشکار دارید».
﴿فَأۡتُواْ بِكِتَٰبِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١٥٧﴾[الصافات: ۱۵۷]. «اگر راست میگویید کتاب خود را بیاورید».
خداوند متعال به پیامبرش محمّدصمیفرماید: ﴿فَٱسۡتَفۡتِهِمۡ﴾از کسانیکه چیزهایی دیگر را شریک خداوند قرار میدهند بپرس، کسانی که از فرشتگان را عبادت کرده و گمان بردهاند که آنها دختران خدا هستند، پس آنها هم شرک ورزیده و هم خداوند را به چیزی توصیف کردهاند که شایسته و سزاوار شکوه و بزرگی او نیست. از این مشرکان بپرس: ﴿أَلِرَبِّكَ ٱلۡبَنَاتُ وَلَهُمُ ٱلۡبَنُونَ﴾آیا دختران از آن پروردگار تو باشند و پسران از آن خودشان؟ یعنی این از چندین جهت تقسیمی نادرست و ستمگرانه است. اول: از آن جهت که آنها برای خدا فرزند قایل شدهاند. دوم: از آن جهت که از میان فرزندان همان گروه را که ضعیفتر و حقیرتر است به خدا نسبت دادهاند و آن دختران هستند، دخترانی که مشرکان آنان را برای خود نمیپسندند. همانطور که خداوند متعال در آیهای دیگر فرموده است: ﴿وَيَجۡعَلُونَ لِلَّهِ ٱلۡبَنَٰتِ سُبۡحَٰنَهُۥ وَلَهُم مَّا يَشۡتَهُونَ٥٧﴾[النحل: ۵۷]. «و آنها برای خداوند دختران مقرّر میدارند، - پاک است خداوند - و برای خود آنچه را که دوست دارند قرار میدهند». سوم: نیز از آن جهت که فرشتگان را دختران خدا قرار دادهاند.
خداوند متعال در بیان دروغ گفتن آنها میفرماید: ﴿أَمۡ خَلَقۡنَا ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ إِنَٰثٗا وَهُمۡ شَٰهِدُونَ١٥٠﴾آیا ما فرشتگان را ماده آفریدیم و بر آفرینش آنها حاضر بودند؟ یعنی چنین نیست، آنها در هنگام آفرینش فرشتگان حضوری نداشتهاند. بنابراین، آنها این سخن را بدون علم و آگاهی میگویند، بلکه این تهمتی است که به خدا میزنند. پس خداوند متعال فرمود: ﴿أَلَآ إِنَّهُم مِّنۡ إِفۡكِهِمۡ لَيَقُولُونَ١٥١ وَلَدَ ٱللَّهُ وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ١٥٢﴾بدانکه آنها از روی دروغ آشکار خود میگویند خداوند فرزند زاده است، و قطعاً ایشان در این سخن خود دروغ آشکار میگویند و هیچ شکی در آن نیست.
﴿أَصۡطَفَى ٱلۡبَنَاتِ عَلَى ٱلۡبَنِينَ١٥٣ مَا لَكُمۡ كَيۡفَ تَحۡكُمُونَ١٥٤ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ١٥٥﴾آیا (خدا) دختران را بر پسران ترجیح دادهاست؟ شما را چه شده که اینگونه داوری کرده و به این صورت ستمگرانه حکم میکنید؟ آیا اندیشه نمیکنید و این گفته ستمگرانه را تشخیص نمیدهید؟ زیرا شما اگر بیاندیشید این سخن را نمیگفتید.
﴿أَمۡ لَكُمۡ سُلۡطَٰنٞ مُّبِينٞ١٥٦﴾آیا دلیلی آشکار از کتاب یا از پیامبر بر صحّت سخن خود دارید. هیچ یک از اینها وجود ندارد. بنابراین فرمود: ﴿فَأۡتُواْ بِكِتَٰبِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١٥٧﴾اگر راست میگویید کتاب خود را بیاورید، چون هرکس سخنی بگوید و دلیلی شرعی بر آن اقامه نکند قطعا دروغگو است، یا قصد دروغ میگوید، یا بدون علم و آگاهی درباره خداوند سخن میگوید.
آیهی ۱۶۰-۱۵۸:
﴿وَجَعَلُواْ بَيۡنَهُۥ وَبَيۡنَ ٱلۡجِنَّةِ نَسَبٗاۚ وَلَقَدۡ عَلِمَتِ ٱلۡجِنَّةُ إِنَّهُمۡ لَمُحۡضَرُونَ١٥٨﴾[الصافات: ۱۵۸]. «و آن (کافران) بین او و جنیان (رابطۀ) خویشاوندی مقرّر کردهاند حال آنکه جنّیان میدانند که احضار خواهند شد».
﴿سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ١٥٩﴾[الصافات: ۱۵۹]. «خدا از آنچه (او را بدان) وصف میکنند پاک است».
﴿إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ١٦٠﴾[الصافات: ۱۶۰]. «مگر بندگان مخلص خدا».
مشرکان که برای خدا شریک مقرّر میکنند بین خدا و جنّیها نسبت خویشاوندی مقرّر کردند و ادعا نمودند که فرشتگان دختران خدا هستند و مادرانشان سران جنها هستند. در حالی که جنها میدانند آنها به پیشگاه خداوند احضار خواهند شد تا آنها را مجازات کند، پس جنها بندگانی خوار هستند و اگر با خداوند نسبت خویشاوندی داشتند چنین نبودند.
﴿سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ١٥٩﴾خداوند، فرمانروایی بزرگ و کامل و بردبار، پاک است از هر صفتی که کفر و شرک ورزیدن آنان موجب نسبت دادن آن به ذات او میشود.
﴿إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ١٦٠﴾خداوند خودش را از آنچه که بندگان مخلص او را بدان توصیف میکنند منزه ندانسته است، چون بندگان مخلص، خداوند را جز به چیزهایی که شایسته شکوه اوست توصیف نکرده و با این کار مخلص گردیدهاند.
آیهی ۱۶۳-۱۶۱:
﴿فَإِنَّكُمۡ وَمَا تَعۡبُدُونَ١٦١﴾[الصافات: ۱۶۱]. «پس شما و آنچه میپرستید».
﴿مَآ أَنتُمۡ عَلَيۡهِ بِفَٰتِنِينَ١٦٢﴾[الصافات: ۱۶۲]. «هرگز نمیتوانید کسی را با فتنه و فساد از خداپرستی منحرف سازید».
﴿إِلَّا مَنۡ هُوَ صَالِ ٱلۡجَحِيمِ١٦٣﴾[الصافات: ۱۶۳]. «مگر کسی که مایل باشد به آتش جهنّم بسوزد».
شما ای مشرکان! و چیزهایی که شریک خدا کردهاید و به همراه خدا پرستش میکنید! نمیتوانید کسی را دچار فتنه سازید و گمراه کنید، مگر کسی را که خداوند مقرّر نموده که او از اهل جهنّم باشد، و تقدیر و قضای الهی در مورد او نافذ گشته است. منظور از این بیان ناتوانی آنها و معبودانشان است، و این که آنها نمیتوانند کسی را گمراه سازند. نیز منظور بیان قدرت و توانایی خداوند متعال است. یعنی به گمراه کردن بندگان مخلص خدا و گروه و رستگار الهی چشم طعم ندوزید و امیدوار نباشید (چرا که این کار از شما بر نمیآید).
آیهی ۱۶۶- ۱۶۴:
﴿وَمَا مِنَّآ إِلَّا لَهُۥ مَقَامٞ مَّعۡلُومٞ١٦٤﴾[الصافات: ۱۶۴]. «و کسی از ما نیست مگر آنکه جایگاه مشخصی دارد».
﴿وَإِنَّا لَنَحۡنُ ٱلصَّآفُّونَ١٦٥﴾[الصافات: ۱۶۵]. «و همانا ما به صف ایستادگانیم».
﴿وَإِنَّا لَنَحۡنُ ٱلۡمُسَبِّحُونَ١٦٦﴾[الصافات: ۱۶۶]. «و بیگمان ما نیایش کنندگانیم».
در اینجا برائت و پاکی فرشتگان از آنچه مشرکان درباره آنها گفته بودند بیان شده است. و این که آنها بندگان خدا هستند و به اندازه یک چشم به هم زدن نافرمانی خدا را نمیکنند، و هریک از آنها مقام و کار مشخّصی دارد که خداوند او را به آن فرمان دادهاست، و او از آن فراتر نمیرود، و آنها هیچ اختیاری از خود ندارند.
﴿وَإِنَّا لَنَحۡنُ ٱلصَّآفُّونَ١٦٥﴾و ما در اطاعت خدا و خدمت به او به صف ایستادهایم، ﴿وَإِنَّا لَنَحۡنُ ٱلۡمُسَبِّحُونَ١٦٦﴾و ما جملگی به تسبیح و منزّه دانستن خداوند از همه آنچه که شایسته کبریای او نیست، مشغولیم. پس با این اوصافی که دارند، چگونه شایستهاند که شریکان خدا باشند؟! پاک است خداوند و بسی برتر و منزّه است از آنچه مشرکان میگویند.
آیهی ۱۸۲-۱۶۷:
﴿وَإِن كَانُواْ لَيَقُولُونَ١٦٧﴾[الصافات: ۱۶۷]. «و هرچند مشرکان میگفتند».
﴿لَوۡ أَنَّ عِندَنَا ذِكۡرٗا مِّنَ ٱلۡأَوَّلِينَ١٦٨﴾[الصافات: ۱۶۸]. «اگر پندی از پیشینیان در نزد ما بود».
﴿لَكُنَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصِينَ١٦٩﴾[الصافات: ۱۶۹]. «به یقین از بندگان مخلص خدا میشدیم».
﴿فَكَفَرُواْ بِهِۦۖ فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ١٧٠﴾[الصافات: ۱۷۰]. «پس بداون کفر ورزیدند و فرجام کار خود را خواهند دانست».
﴿وَلَقَدۡ سَبَقَتۡ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٧١﴾[الصافات: ۱۷۱]. «و بهراستی وعدۀ ما دربارۀ بندگان فرستادۀ ما از پیش ثبت و ضبظ گشته است».
﴿إِنَّهُمۡ لَهُمُ ٱلۡمَنصُورُونَ١٧٢﴾[الصافات: ۱۷۲]. «و آن این که ایشان قطعاً یاری میگردند».
﴿وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ ٱلۡغَٰلِبُونَ١٧٣﴾[الصافات: ۱۷۳]. «و بیگمان سپاهیان ما همان پیروزمندانند».
﴿فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ حَتَّىٰ حِينٖ١٧٤﴾[الصافات: ۱۷۴]. «پس، از آنان تا مدّتی روی بگردان».
﴿وَأَبۡصِرۡهُمۡ فَسَوۡفَ يُبۡصِرُونَ١٧٥﴾[الصافات: ۱۷۵]. «و بنگر، و آنان خودشان هم خواهند دید».
﴿أَفَبِعَذَابِنَا يَسۡتَعۡجِلُونَ١٧٦﴾[الصافات: ۱۷۶] «آیا عذاب ما را به شتاب میخواهند».
﴿فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمۡ فَسَآءَ صَبَاحُ ٱلۡمُنذَرِينَ١٧٧﴾[الصافات: ۱۷۷]. «پس چون به ساختِ آنان فرود آید، بیم داده شدگان چه بامداد بدی خواهند داشت»!.
﴿وَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ حَتَّىٰ حِينٖ١٧٨﴾[الصافات: ۱۷۸]. «و تا مدّتی از آنان روی بگردان».
﴿وَأَبۡصِرۡ فَسَوۡفَ يُبۡصِرُونَ١٧٩﴾[الصافات: ۱۷۹]. «و بنگر و آنان خودشان هم خواهند دید».
﴿سُبۡحَٰنَ رَبِّكَ رَبِّ ٱلۡعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ١٨٠﴾[الصافات: ۱۸۰]. «پاک و منزّه است پروردگارت، پروردگار شکوهمند، از توصیفهایی که کافران میکنند».
﴿وَسَلَٰمٌ عَلَى ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٨١﴾[الصافات: ۱۸۱]. «و درود بر پیامبران».
﴿وَٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٨٢﴾[الصافات: ۱۸۲]. «و ستایش خدای را سزات که پروردگار جهانیان است».
خداوند متعال خبر میدهد که مشرکان آرزو میکنند و میگویند: اگر پند و کتابی همانند آنچه برای گذشتگان آمده برای ما نیز میآمد، عبادت را خالصانه برای خدا انجام میدادیم، بلکه مخلصان حقیقی میشدیم. امّا آنها در این سخن دروغ میگویند، چراکه بهترین کتاب به نزد آنها آمد و آنها بدان کفر ورزیدند. پس معلوم است که آنها در برابر حق تمرّد و سرکشی را پیشه میکنند. ﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾پس وقتیکه عذاب بر آنها فرود آمد خواهند دانست که به چه عذابی گرفتار شدهاند. و گمان نبرند که در دنیا پیروزند، بلکه سخن و فرمان ما که برگشت ناپذیر است و هیچ کس نمیتواند با آن مخالفت ورزد قبلا بر این رفته است که پیامبران و لشکر رستگار خدا بر دیگران پیروز شوند و از جانب خدا یاری گردند.
و در پرتو این نصرت و پیروی میتوانند دین خود را برپا دارند. و این مژده برای کسی است که از لشکریان خدا باشد. به این صورت که حالات او درست باشد و با کسانی بجنگد که به جنگیدن با آنها دستور داده شده است، و مژده بزرگی به آنان داده شده است که قطعا پیروز خواهند شد.
سپس خداوند پیامبرش را فرمان داد تا از کسانی روی بگرداند که مخالفت ورزیدند و حق را نپذیرفتند، و بیان نمودکه چیزی جز انتظار کشیدن برای عذابی که بر آنها فرو خواهد آمد باقی نمانده است. بنابراین فرمود: ﴿وَأَبۡصِرۡهُمۡ فَسَوۡفَ يُبۡصِرُونَ١٧٥﴾نگاهشان کن و آنان بالاخره خواهند دانست که چه کسی را عذاب فرو خواهد گرفت. و شکی نیست که به زودی عذاب آنانرا فرا خواهند گرفت. ﴿فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمۡ﴾پس وقتی عذاب بر آنها و از نزدیک آنها فرود بیاید، ﴿فَسَآءَ صَبَاحُ ٱلۡمُنذَرِينَ﴾بیم داده شدگان چه بامداد بدی خواهند داشت! چون بامداد شر و کیفر و نابود شدن است. سپس خداوند مجددا تکرار نمود که از آنها روی بگرداند، و آنان را به آمدن عذاب تهدید کرد.
وقتی در این سوره بسیاری از گفتههای زشت کافران که خداوند را بدانها توصیف میکردند بیان نمود، خود را از آن چیزها منزه قرار داد و فرمود: ﴿سُبۡحَٰنَ رَبِّكَ﴾پاک و منزّه، و بسی برتر و بالاتر است پروردگارت، ﴿رَبِّ ٱلۡعِزَّةِ﴾خداوندگار عزّت و قدرت. یعنی خداوندی با قدرت است، پس بر هر چیزی غالب است و از هر زشتی که آنها او را بدان توصیف میکنند پاک و برتر میباشد.
﴿وَسَلَٰمٌ عَلَى ٱلۡمُرۡسَلِينَ١٨١﴾و سلام بر پیامبران، چون آنها از گناهان و آفتها سالم بودهاند و توصیفهایشان درباره آفریننده آسمانها و زمین از گناه و شرک سالم بوده است. ﴿وَٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٨٢﴾الف و لام برای استغراق است. پس همه انواع حمد و ستایش بر صفتهای کامل و بزرگ و کارهایی که خداوند به وسیله آن جهانیان را پرورش داده و نعمتها را بر آنان سرازیر کرده و رنجها و سختیها را از آنان دور نموده است و جهانیان را در حرکت و سکونشان تدبیر نموده است برای خداست. پس خداوند متعال از نقص و عیب پاک است و به خاطر اینکه دارای هر کمالی میباشد مورد ستایش قرار میگیرد و محبوب جهانیان است. و پیامبرانش سالم هستند بر آنها درود باد و هرکس از آنها در این مورد پیروی نماید در دنیا و آخرت به سلامت خواهد بود و هلاکت و نابودی در دنیا و آخرت بهره دشمنان خدا است.
پایان تفسیر سورهی صافات
مکی و ۸۸ آیه است.
آیهی ۱۱-۱:
﴿صٓۚ وَٱلۡقُرۡءَانِ ذِي ٱلذِّكۡرِ١﴾[ص: ۱]. «صاد. سوگند به قرآن والا و پند آموز».
﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي عِزَّةٖ وَشِقَاقٖ٢﴾[ص: ۲]. «بلکه کافران در سرکشی و ستیزند».
﴿كَمۡ أَهۡلَكۡنَا مِن قَبۡلِهِم مِّن قَرۡنٖ فَنَادَواْ وَّلَاتَ حِينَ مَنَاصٖ٣﴾[ص: ۳]. «چه بسیار نسلها را پیش از آنان نابود کردیم که فریاد برآوردند ولی زمان (زمان) رهایی و نجات نبود».
﴿وَعَجِبُوٓاْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٞ مِّنۡهُمۡۖ وَقَالَ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا سَٰحِرٞ كَذَّابٌ٤﴾[ص: ۴]. «و در شگفتند از این که بیم دهندهای از خودشان بهسویشان آمده است. و کافران گفتند: این جادوگری دروغگوست».
﴿أَجَعَلَ ٱلۡأٓلِهَةَ إِلَٰهٗا وَٰحِدًاۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيۡءٌ عُجَابٞ٥﴾[ص: ۵]. «آیا معبودان (متعدد) را معبود واحدی قرار داده؟ این واقعاً چیز عجیبی است».
﴿وَٱنطَلَقَ ٱلۡمَلَأُ مِنۡهُمۡ أَنِ ٱمۡشُواْ وَٱصۡبِرُواْ عَلَىٰٓ ءَالِهَتِكُمۡۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيۡءٞ يُرَادُ٦﴾[ص: ۶]. «و سران ایشان (با این دعوت) به راه افتادند که بروید و بر (پرستش) خدایان خود شکیبا باشید، بیگمان این همان چیزی است که خواسته میشود».
﴿مَا سَمِعۡنَا بِهَٰذَا فِي ٱلۡمِلَّةِ ٱلۡأٓخِرَةِ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا ٱخۡتِلَٰقٌ٧﴾[ص: ۷]. «و ما در این آیین اخیر (دین قریش و دین نصرانیت) این را نشنیدهایم، این جز دروغی ساختگی نیست».
﴿أَءُنزِلَ عَلَيۡهِ ٱلذِّكۡرُ مِنۢ بَيۡنِنَاۚ بَلۡ هُمۡ فِي شَكّٖ مِّن ذِكۡرِيۚ بَل لَّمَّا يَذُوقُواْ عَذَابِ٨﴾[ص: ۸]. «آیا از میان همۀ ما این قرآن بر او نازل شده است؟ آنان از قرآن من در شکاند بلکه هنوز عذاب مرا نچشیدهاند».
﴿أَمۡ عِندَهُمۡ خَزَآئِنُ رَحۡمَةِ رَبِّكَ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡوَهَّابِ٩﴾[ص: ۹]. «آیا در نزد آنان گنجینههای رحمت پروردگار پیروزمند بخشایندهات هست».
﴿أَمۡ لَهُم مُّلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَاۖ فَلۡيَرۡتَقُواْ فِي ٱلۡأَسۡبَٰبِ١٠﴾[ص: ۱۰]. «آیا فرمانروایی آسمانها و زمین و چیزهایی که درمیان آن دو است از آن ایشان است؟ پس اگر چنین است با وسایل و اسباب بالا روند».
﴿جُندٞ مَّا هُنَالِكَ مَهۡزُومٞ مِّنَ ٱلۡأَحۡزَابِ١١﴾[ص: ۱۱]. «اینانکه اینجا هستند سپاه ناچیزِ شکست خوردهای از دستهها و گروههایند».
در اینجا خداوند حالت قرآن و وضعیت تکذیب کنندگان در برابر قرآن و در برابر کسی که قرآن را آورده است بیان میدارد. پس فرمود: ﴿صٓۚ وَٱلۡقُرۡءَانِ ذِي ٱلذِّكۡرِ١﴾صاد. سوگند به قرآن که دارای منزلت و شرافت بزرگ است و همه آنچه را که بندگان به آن نیاز دارند از قبیل دانستن اسماء و صفات وافعال خداوند و دانستن احکام شرعی و احکام معاد و جزا، به آنان تذکر میدهد و میآموزد پس قرآن اصول و فروع دین را به بندگان میآموزد. و در اینجا و فروع دین را به بندگام میآموزد. و در اینجا نیازی به ذکر آنچه برای آن سوگند یاد شده است نمیباشد، زیرا آنچه برای آن سوگند یاد شده وآنچه که بدان سوگند یاد شده است یک چیز هستند، و آن قرآنی میباشد که دارای چنین صفت بزرگی است. پس وقتی قرآن دارای چنین صفتی میباشد معلوم است که نیاز بندگان به آن بالاتر از هر نیازی است. و بر بندگان لازم است که به آن ایمان بیاورند و آنرا تصدیق نمایند و به استنباط آموزههای جدید از قرآن روی آورند. خداوند متعال کسانی را به سوی این قرآن هدایت نمود، و کافران از تصدیق آن و تصدیق کسی که قرآن بر او نازل شده ابا ورزیدند و همواره در برابر قرآن و پیغمبر در ﴿عِزَّةٖ وَشِقَاقٖ﴾به سر میبرند، یعنی متکبر بودند و از ایمان آوردن به آن دو امتناع میورزیدند و با آن به دشمنی و ستیز میپرداختند تا قرآن را رد نمایند و آن را باطل قلمداد نمایند و به آن و کسی که آنرا آورده است طعنه بزنند.
خداوند با بیان این که اقوام گذشته را که پیامبران را تکذیب کردند هلاک کرده است آنها را تهدید نمود، و فرمود: وقتی که هلاکت به سراغشان آمد، فریاد برآوردند و کمک خواستند تا عذاب از آنها دور شود، ﴿وَّلَاتَ حِينَ مَنَاصٖ﴾امّا زمان، دیگر زمان رهایی از آنچه بدان گرفتار شده بودند، نبود. پس اینها بپرهیزند از این که به تکبر و ستیزهجویی و مخالفت خود ادامه دهند که آنگاه به آنچه گذشتگان گرفتار شدند گرفتار خواهند شد.
﴿وَعَجِبُوٓاْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٞ مِّنۡهُمۡ﴾تکذیب کنندگان از چیزی تعجب کردند که جای تعجب ندارد، و آنها از این تعجب کردند که بیم دهندهای از خودشان به نزد آنها آمد تا آنها بتوانند از او یاد بگیرند و او را به گونه شایسته بشناسند. و چون او از قوم آنهاست با ید غرور و تکبر ناسیونالیستی آنها را فرا بگیرد و از تبعیت او سر باز زنند. پس این چیزی است که باعث میشود تا آنان سپاسگزاری نمایند و کاملا از پیامبر پیروی کنند. اما آنها قضیه را برعکس کردند و به تعجب انکاری روی آوردند. ﴿وَقَالَ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾و کافران از روی ستمگری و کیفر ورزی خود گفتند: ﴿هَٰذَا سَٰحِرٞ كَذَّابٌ﴾این جادوگری دروغگوست.
و گناه پیامبر نزد آنها این بود که ﴿أَجَعَلَ ٱلۡأٓلِهَةَ إِلَٰهٗا وَٰحِدًا﴾چگونه او از گرفتن شریکان و همتایان نهی میکند و دستور میدهد عبادت تنها برای الله انجام گیرد؟ ﴿إِنَّ هَٰذَا لَشَيۡءٌ عُجَابٞ﴾بیگمان چیزی که او آورده است به دلیل باطل و فاسد بودنش بسیار عجیب میباشد.
﴿وَٱنطَلَقَ ٱلۡمَلَأُ مِنۡهُمۡ﴾آن دسته از سران که گفتهشان پذیرفته میشد، به راه افتادند و قوم خود را به تمسّک به شرکی که برآن اقرار داشتند تشویق کردند و گفتند: ﴿أَنِ ٱمۡشُواْ وَٱصۡبِرُواْ عَلَىٰٓ ءَالِهَتِكُمۡ﴾بروید و بر پرستش خدایان خود شکیبا باشید. یعنی به عبادت آنها ادامه و بر پرستش آنها پایداری کنید و هیچ چیزی نباید شما را از پرستش آنها باز دارد. ﴿إِنَّ هَٰذَا لَشَيۡءٞ يُرَادُ﴾بیگمان چیزی که محمّد آورده است مبنی بر نهی از عبادت آنها، ساخته و پرداخته خود او است و از آن هدف و قصدی سوء دارد.
این شبههایست که فقط انسانهای بیخرد گول آنرا میخورند. چون هرکس سخن حق با ناحقی را بر زبان آورد، به خاطر قصد و نیت بدش سخنش رد نمیشود، چرا که نیت و عمل او مال خود اوست، بلکه با آنچه از دلایل و حجّتهایی که آن را باطل و فاسد مینماید گفتهاش رد کرده میشود. و منظور آنها این بود که محمّد برای این شما را دعوت میکند تا بر شما ریاست کند و نزد شما بزرگ باشد و از او پیروی کنید.
﴿مَا سَمِعۡنَا بِهَٰذَا فِي ٱلۡمِلَّةِ ٱلۡأٓخِرَةِ﴾ما سخنی را که او میگوید و دینی که بهسوی آن دعوت میکند در آیین قریش و آیین نصرانیت نشنیدهایم. پس نه پدران ما چنین دینی داشتهاند و نه پدران ما پدران خود را بر چنین چیزی یافتهاند. پس بمانید بر آنچه پدرانتان بر آن بودهاند، این حق است و آنچه محمّد شما را به سوی آن میخواند جز دروغی که خود آن را ساخته است نیست. و این نیز یک شبهه از نوع شبهات اول آنهاست. آنان حق را با استناد به چیزی که حتّی برای رد کردن کوچکترین و بیارزشترین گفتهای کافی نیست، رد کردند و آن اینکه این دعوت با آنچه که پدران گمراهشان بر آن بودهاند مخالف است. پس این چه دلیلی است که بر بطلان آن دلالت نماید؟
﴿أَءُنزِلَ عَلَيۡهِ ٱلذِّكۡرُ مِنۢ بَيۡنِنَا﴾چه چیزی او را بر ما برتری دادهاست تا از میان ما قرآن بر او نازل شود و خداوند قرآن را به او اختصاص دهد؟ این نیز یک شبهه است، و چگونه این شبهه میتواند دلیلی باشد که بتوان با آن، آنچه را که پیامبر گفته است رد کرد؟ زیرا خداوند همه پیامبران را با رسالت خویش مورد تکریم قرار داده و آنان را به دعوت کردن خلق به سوی خدا امر نموده است. و از آنجا که گفتههای صادر شده از سوی مشرکان صلاحیت آن را ندارد که با آن رسالت پیامبر رد شود خداوند خبر داد که این گفتههایشان از کجا سرچشمه میگیرد. پس فرمود: ﴿بَلۡ هُمۡ فِي شَكّٖ مِّن ذِكۡرِي﴾آنها از قرآن من در شک و تردید هستند، و علم و شناختی از آن ندارند. پس وقتی که در شک و تردید افتادند و به آن راضی شدند، و حق واضح و آشکار به نزد آنها آمد و از آنجا که آنان به طور قطعی تصمیم گرفته بودند که بر شک خود باقی بمانند چنین سخنهایی را برای دفع حق بر زبان آوردند. و آنها این سخنان را از روی دلیل و حجت نگفتند، بلکه از روی دروغ چنین گفتند، و معلوم است که هرکس چنین باشد از روی شک و عناد سخن میگوید و سخن او پذیرفته نیست و کوچک ترین نقص و عیب به حق وارد نمیکند و به محض حرفزدنش مورد مذمت و نکوهش قرار میگیرد. بنابراین، خداوند آنها را به عذاب تهدید کرد و فرمود: ﴿بَل لَّمَّا يَذُوقُواْ عَذَابِ﴾آنها از آنجا که در دنیا از نعمتها بهرهمند هستند و چیزی از عذاب خدا هنوز به آنها نرسیده این سخنها را میگویند، و بر گفتن این سخنها جرات کردهاند، و اگر عذاب را بچشند به گفتن چنین حرفهایی جرأت نخواهند کرد.
﴿أَمۡ عِندَهُمۡ خَزَآئِنُ رَحۡمَةِ رَبِّكَ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡوَهَّابِ٩﴾آیا گنجهای رحمت پروردگار بسیار توانمند و بخشایندهی تو در دست ایشان است؟ تا هرکس را که بخواهند از آن بدهند و هرکس را که بخواهند از آن محروم کنند و بگویند: ﴿أَءُنزِلَ عَلَيۡهِ ٱلذِّكۡرُ مِنۢ بَيۡنِنَا﴾آیا از میان همه ما قرآن بر او نازل شده است؟ یعنی این از فضل و نعمت خداست و در دست آنها نیست تا به خود جرأت دهند و درباره خدا سخن بگویند.
﴿أَمۡ لَهُم مُّلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا﴾آیا فرمانروایی آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است از آن ایشان است طوری که آنها بر آنچه میخواهند توانایی داشته باشند؟ ﴿فَلۡيَرۡتَقُواْ فِي ٱلۡأَسۡبَٰبِ﴾پس اگر چنین است با وسایل و اسبابی که آنها را به آسمانها بالا میبرد، بالا روند، و مانع رسیدن رحمت خدا به پیامبر شوند. پس چگونه سخن میگویند در حالی که آنان ناتوان ترین و ضعیفترین خلق خدا نسبت به چیزی هستند که درباره آن سخن گفتهاند؟! یا اینکه هدفشان تحزّب و جمع کردن لشکر و همکاری کردن برای کمک نمودن به باطل و خوار کردن حق است؟ و واقعیت همین است.
آنان به این هدف نمیرسند، بلکه تلاش و سعی آنها بینتیجه خواهد ماند و لشکرشان شکست میخورد. بنابراین فرمود: ﴿جُندٞ مَّا هُنَالِكَ مَهۡزُومٞ مِّنَ ٱلۡأَحۡزَابِ١١﴾همانند لشکریانی هستند که پیش از تو علیه انبیا بسیج شده بودند و آنها مغلوب و هلاک گشتند. پس ما نیز اینها را نابود میکنیم.
آیهی ۱۵-۱۲:
﴿كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَعَادٞ وَفِرۡعَوۡنُ ذُو ٱلۡأَوۡتَادِ١٢﴾[ص: ۱۲]. «پیش از آنان قوم نوح و عاد و فرعون که دارای لشکر و قدرت بودند (پیامبران ما را) تکذیب کردند».
﴿وَثَمُودُ وَقَوۡمُ لُوطٖ وَأَصۡحَٰبُ لَۡٔيۡكَةِۚ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلۡأَحۡزَابُ١٣﴾[ص: ۱۳]. «و قوم ثمود و قوم لوط و اصحاب ایکه، این گروهها (پیامبران را تکذیب کردند)».
﴿إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ١٤﴾[ص: ۱۴]. «هریک از این گروهها پیامبران را تکذیب کردند پس کیفر من (بر آنان) محقق شد».
﴿وَمَا يَنظُرُ هَٰٓؤُلَآءِ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ مَّا لَهَا مِن فَوَاقٖ١٥﴾[ص: ۱۵]. «اینان انتظاری جز این نمیکشند که صدای مرگباری فرا رسد که هیچ بازگشتی ندارد».
خداوند آنها را برحذر میدارد از این که با آنها کاری شود که با امتهای پیش از آنان شده است، کسانی که قدرتشان از قدرت اینها بیشتر بود و سپاه و لشکر بزرگتری داشتند و بر باطل گرد هم آمده بودند، ﴿قَوۡمُ نُوحٖ وَعَادٞ وَفِرۡعَوۡنُ ذُو ٱلۡأَوۡتَادِ﴾قوم نوح و عاد (که قوم هود بودند) و قوم فرعون که دارای لشکریان زیاد و قدرت سهمگینی بودند.
﴿وَثَمُودُ وَقَوۡمُ لُوطٖ وَأَصۡحَٰبُ لَۡٔيۡكَةِ﴾و ثمود (که قوم صالح بودند) و قوم لوط و اصحاب ایکه یعنی صاحبان درختان بوستانها و درختان فراوان در پیرامون خود بودند، و آنها قوم شعیب بودند. ﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلۡأَحۡزَابُ﴾اینها گروهها و دستههایی بودند که با قدرت و سپاهیان و ساز و برگ خود برای مقابله با حق گرد هم آمدند اما قدرتشان هیچ چیزی را از آنان دفع نکرد.
﴿إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ١٤﴾هریک از این گروهها پیامبران را تکذیب کردند، پس کیفر خدا گریبانگیرشان شد. و به جز عذابی که به این دستهها رسید چه چیزی قوم قریش را که به تکذیب پیامبران پرداخته است به راه «تزکیه» و «تطهیر» میآورد و مانع میشود تا عذابی که به آنها رسیده از آنان دور شود؟!.
پس باید منتظر باشند ﴿وَمَا يَنظُرُ هَٰٓؤُلَآءِ إِلَّا صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ مَّا لَهَا مِن فَوَاقٖ١٥﴾و اینان انتظاری جز این نمیکشند که صدایی مرگبار فرا رسد که هیچ بازگشتی ندارد، و این صدا آنها را نابود و ریشه کن مینماید، اگر بر آنچه هستند باقی بمانند.
آیهی ۲۰-۱۶:
﴿وَقَالُواْ رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبۡلَ يَوۡمِ ٱلۡحِسَابِ١٦﴾[ص: ۱۶]. «و گفتند: پروردگارا! سهم (عذاب) ما را پیش از روز حساب به ما برسان».
﴿ٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَا دَاوُۥدَ ذَا ٱلۡأَيۡدِۖ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ١٧﴾[ص: ۱۷]. «در برابر چیزهایی که میگویند شکیبا باش و بندۀ ما داودِ توانمند را یاد کن، واقعاً او بسی توبهکار بود».
﴿إِنَّا سَخَّرۡنَا ٱلۡجِبَالَ مَعَهُۥ يُسَبِّحۡنَ بِٱلۡعَشِيِّ وَٱلۡإِشۡرَاقِ١٨﴾[ص: ۱۸]. «ما کوهها را با او رام کردیم شامگاهان و بامدادن به تسبیح و تقدیس (خدا) میپرداختند».
﴿وَٱلطَّيۡرَ مَحۡشُورَةٗۖ كُلّٞ لَّهُۥٓ أَوَّابٞ١٩﴾[ص: ۱۹]. «و پرندگان را نیز مسخرّ نمودییم درحالیکه با او جمع شده بودند، همگی فرمانبردار او (=خدا) بودند».
﴿وَشَدَدۡنَا مُلۡكَهُۥ وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡحِكۡمَةَ وَفَصۡلَ ٱلۡخِطَابِ٢٠﴾[ص: ۲۰]. «و فرمانرواییاش را استوار ساختیم و به او حکمت و قدرتِ داوری دادیم».
تکذیب کنندگان به علّت نادانی و مخالفت با حق در حالی که برای آمدن عذاب شتاب داشتند، گفتند: ﴿وَقَالُواْ رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا﴾پروردگارا! سهمیه عذاب ما را هم اکنون، ﴿قَبۡلَ يَوۡمِ ٱلۡحِسَابِ﴾و قبل از رسیدن قیامت بده. ای محمد! آنها در این گفته لجاجت ورزیدند و ادعا نمودند که نشانه راستگوییات این است که عذاب را بر آنها بیاوری.
پس خداوند به پیامبر فرمود: ﴿ٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ﴾در برابر چیزهایی که میگویند شکیبا باش، همانطور که پیامبرانی که پیش از تو بودند شکیبایی ورزیدند، و بدان که سخن مشرکین زیانی به حق نمیرساند و هیچ گاه نمیتوانند زیانی به تو برسانند، بلکه آنها به خودشان زیان وارد میکنند. وقتی خداوند پیامبرش را دستور داد که در برابر سخن و آزارهای قومش شکیبایی ورزد پیامبر را فرمان داد که با انجام عبادت خالص برای خدا، صبر پیشه کند و حالت عبادتگزاران را به خاطر بیاورد. همان طور که در آیهای دیگر فرموده است: ﴿فَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ قَبۡلَ طُلُوعِ ٱلشَّمۡسِ وَقَبۡلَ غُرُوبِهَا﴾[طه: ۱۳۰]. «پس در برابر آنچه میگویند شکیبا باش و قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب آن پروردگارت را تسبیح بگوی». و یکی از بزرگترین عبادتگزاران پیامبر خدا داود ÷است. ﴿ذَا ٱلۡأَيۡدِ﴾که دارای قدرت فراوان بدنی و قلبی برای عبادت خدا بود. ﴿إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ﴾بیگمان او در همه کارها به سوی خدا باز میگشت و با محبت و بندگی و ترس و امید و کثرت تضرع و زاری و دعا همواره رو به سوی خدا داشت، و وقتی که کاستیهایی از او سر میزد، با دست برداشتن از گناه و توبه نصوح، بهسوی خدا باز میگشت.
و یکی از مصادیق انابت او بهسوی پروردگار و عبادتش این بود که خداوند کوهها را با او هم آوار و رام کرده بود، به گونهای که هم صدا با او پاکی پروردگارشان را ﴿بِٱلۡعَشِيِّ وَٱلۡإِشۡرَاقِ﴾صبحگاهان و شامگاهان در اوّل و آخر روز بیان میکردند.
﴿وَٱلطَّيۡرَ مَحۡشُورَةٗ﴾و پرندگان را رام او کرد در حالی که با او جمع شده بودند، و مجموعه کوهها و پرندگان فرمانبردار و تسبیح کننده خدا بودند، و این اطاعت و تسبیح پرندگان از سرِ استجابت این فرمودهی خداوند بود که فرمود: [سبأ: ۱۰]. ﴿يَٰجِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُۥ وَٱلطَّيۡرَ﴾[سبأ: ۱۰]. «ای کوهها و پرندگان! همراه با داود خدا را تسبیج گویید». پس این منّت خداست که به او توفیق عبادت داده بود.
سپس خداوند این را بیان کرد که با دادن پادشاهی بزرگ به او بر وی منّت نهاد، پس فرمود: ﴿وَشَدَدۡنَا مُلۡكَهُ﴾و با اسبابی که به او دادیم و با لشکریان و ساز و برگ فراوان، فرمانروایی او را قدرت بخشیدیم. سپس خداوند بیان نمود که با دادن علم و دانش به او بر وی منّت نهاد، پس فرمود: ﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡحِكۡمَةَ﴾و به او پیامبری و دانش فراوان دادیم، ﴿وَفَصۡلَ ٱلۡخِطَابِ﴾و به وی قدرت داوری عطا کردیم که میان مردم در اختلافهایشان داوری میکرد.
آیهی ۲۶-۲۱:
﴿وَهَلۡ أَتَىٰكَ نَبَؤُاْ ٱلۡخَصۡمِ إِذۡ تَسَوَّرُواْ ٱلۡمِحۡرَابَ٢١﴾[ص: ۲۱]. «و آیا خبر شاکیان به تو رسیده است بدانگاه که از دیوار عبادتگاه بالا رفتند».
﴿إِذۡ دَخَلُواْ عَلَىٰ دَاوُۥدَ فَفَزِعَ مِنۡهُمۡۖ قَالُواْ لَا تَخَفۡۖ خَصۡمَانِ بَغَىٰ بَعۡضُنَا عَلَىٰ بَعۡضٖ فَٱحۡكُم بَيۡنَنَا بِٱلۡحَقِّ وَلَا تُشۡطِطۡ وَٱهۡدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ٢٢﴾[ص: ۲۲]. «هنگامیکه بر داود وارد شدند و او از آنان ترسید، گفتند: مترس! ما دو مدّعی هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده است، پس درمیان ما به حق و عدل داوری کن، و ستم روا مدار و ما را به راه راست رهنمون شو».
﴿إِنَّ هَٰذَآ أَخِي لَهُۥ تِسۡعٞ وَتِسۡعُونَ نَعۡجَةٗ وَلِيَ نَعۡجَةٞ وَٰحِدَةٞ فَقَالَ أَكۡفِلۡنِيهَا وَعَزَّنِي فِي ٱلۡخِطَابِ٢٣﴾[ص: ۲۳]. «بهدرستی که این برادر من است و او نود و نه میش دارد و من تنها یک میش دارم و (وی به من) میگوید: آنرا به من واگذار، و او بر من در سخن چیره شده است».
﴿قَالَ لَقَدۡ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعۡجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦۖ وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡخُلَطَآءِ لَيَبۡغِي بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَقَلِيلٞ مَّا هُمۡۗ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّٰهُ فَٱسۡتَغۡفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّۤ رَاكِعٗاۤ وَأَنَابَ۩٢٤﴾[ص: ۲۴]. «(داود) گفت: بیگمان او با درخواست (اینکه) گوسفندت (را به او بدهی) تا (آنرا به) گوسفندانش (اضافه کند) بهتو ستم کرده است. و حقاً که بسیاری از شریکان به همدیگر ستم میکنند، مگر آنانکه ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند ولی چنین کسانی بسیار اندک و کم هستند. پس داود دانست که ما او را آزمودهایم، بنابراین، از پروردگار خویش آمرزش خواست و به سجده افتاد و توبه کرد».
﴿فَغَفَرۡنَا لَهُۥ ذَٰلِكَۖ وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلۡفَىٰ وَحُسۡنَ مََٔابٖ٢٥﴾[ص: ۲۵]. «و ما این را بر او بخشیدیم و به یقین او در نزد ما قربت و بازگشت نیک دارد».
﴿يَٰدَاوُۥدُ إِنَّا جَعَلۡنَٰكَ خَلِيفَةٗ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَٱحۡكُم بَيۡنَ ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ ٱلۡهَوَىٰ فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدُۢ بِمَا نَسُواْ يَوۡمَ ٱلۡحِسَابِ٢٦﴾[ص: ۲۶]. «ای داود! ما تو را در زمین جانشین ساختهایم، پس به حق درمیان مردم حکم کن، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد، بیگمان آنانکه از راه خدا منحرف میشوند به (سزای) آنکه روز حساب را فراموش کردند کیفری سخت دارند».
وقتی خداوند خبر داد که قدرت داوری میان مردم را به پیامبرش داود عطا کرد، و معروف بود که مردم برای داوری به داود مراجعه میکردند، خداوند داستان دو متخاصم را که برای داوری نزد او رفته بودند بیان کرد. آنها دربارهی قضیهای رفتند که خداوند آن را آزمایشی برای داود و موعظهای برای جبران تقصیری که او مرتکب شده بود قرار داد. پس خداوند توبهاش را پذیرفت و او را آمرزید و این قضیه را برایش فراهم آورد. و به پیامبرش محمّدصفرمود: ﴿وَهَلۡ أَتَىٰكَ نَبَؤُاْ ٱلۡخَصۡمِ إِذۡ تَسَوَّرُواْ ٱلۡمِحۡرَابَ٢١﴾و آیا داستان شاکیانی که از دیوار عبادتگاه بالا رفته و نزد داود آمدند به تو رسیده است؟ به راستی که داستانی عجیب است. یعنی آنها بدون اجازه و بدون این که از در وارد شوند از بالای دیوار به نزد او آمدند.
وقتی با این صورت بر او وارد شدند، داور از آنها ترسید. پس آنان به داود گفتند: ﴿خَصۡمَانِ﴾ما دو مدّعی هستیم. پس مترس، ﴿بَغَىٰ بَعۡضُنَا عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾یکی از ما بر دیگری ستم کرده است، ﴿فَٱحۡكُم بَيۡنَنَا بِٱلۡحَقِّ﴾به حق و عدل میان ما داوری کن، و به یکی از ما گرایش پیدا مکن، ﴿وَلَا تُشۡطِطۡ وَٱهۡدِنَآ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلصِّرَٰطِ﴾و ستم روا مدار، و ما را به راه راست راهنمایی کن. منظور این است که هردو طرف به او گفتند منظورشان دستیابی به حق روشن و محص است. پس آن دو داستان خود را به حق تعریف کردند. و پیامبر خدا داود از موعظه آنها ناراحت نشد و آنها را سرزنش نکرد.
یکی از آن دو شاکی گفت: ﴿إِنَّ هَٰذَآ أَخِي﴾این برادر من است. به صراحت گفت این برادرم میباشد، و فرق نمیکند که برادر نسبی یا برادر دینی یا از روی دوستی و رفاقت برادرش بوده باشد، چون برادری اقتضا مینماید که تجاوز نکند، زیرا تجاوز و ستم برادر از ستم دیگران بزرگتر است. ﴿لَهُۥ تِسۡعٞ وَتِسۡعُونَ نَعۡجَةٗ وَلِيَ نَعۡجَةٞ﴾او نود و نه میش دارد. یعنی نود و نه همسر دارد، و این خیر فراوانی است که بر او ایجاب میکند تا به انچه خداوند به او بخشیده است قناعت ورزد.
﴿وَلِيَ نَعۡجَةٞ وَٰحِدَةٞ﴾و من یک میش (=همسر) دارم و او به همین یک میش من چشم دوخته است. ﴿فَقَالَ أَكۡفِلۡنِيهَا﴾و میگوید: آنرا به من واگذار، ﴿وَعَزَّنِي فِي ٱلۡخِطَابِ﴾و در سخن و گفتار بر من چیره شده است و همواره این را از من طلب میکرد تا اینکه آن را حاصل نمود یا نزدیک بود آنرا حاصل نماید. وقتی داود سخن او را شنید، گفت: او بر تو ستم کرده است. از نحوهی صحبت کردن قبلی طرفین چنین بر میآید که این ستم از ناحیهی طرف دوم صورت گرفته باشد، به همین جهت لزومی نیافت که طرف دوم صحبت کند، بنابراین، جای اعتراضی نیست اگر کسی بگوید: «چرا داود قبل از این که سخن طرف دوم را بشنود داوری کرد»؟ پس داود گفت: ﴿لَقَدۡ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعۡجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِ﴾بیگمان او با درخواست یگانه میش تو برای افزودن آن به میشهای خود به تو ستم روا میدارد، و عادت بسیاری از شریکان چنین است پس فرمود: ﴿وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡخُلَطَآءِ لَيَبۡغِي بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٍ﴾و بسیاری از شریکان به یکدیگر ستم میکنند، چون ظلم و ستم یکی از ویژگیهای انسانهاست. ﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾مگر کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند و ایمان و عمل صالحی که دارند آنها را از ستم کردن باز میدارد. ﴿وَقَلِيلٞ مَّا هُمۡ﴾و چنی کسانی اندک و کم هستند. ﴿وَقَلِيلٞ مِّنۡ عِبَادِيَ ٱلشَّكُورُ﴾[سبأ: ۱۳]. «و بندگان شکرگزار من بسیار اندک و کم میباشند».
﴿وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّٰهُ﴾و داود دانست وقتی که میان آنها حکم کرد، ما او را آزمودهایم و این قضیه را برای او فراهم آورده ایم تا همواره آگاه باشد. ﴿فَٱسۡتَغۡفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّۤ رَاكِعٗاۤ﴾پس، از پروردگارش به خاطر آنچه از وی سر زده بود آمرزش خواست و به سجده افتاد. ﴿وَأَنَابَ﴾و با توبه واقعی و عبادت، به سوی خدا روی آورد.
﴿فَغَفَرۡنَا لَهُۥ ذَٰلِكَ﴾پس آنچه را که از او سرزده بود آمرزدیم و خداوند او را با انواع کرامات گرامی داشت. پس فرمود: ﴿وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلۡفَىٰ﴾و او نزد ما دارای مقامی والا و مقرّب است. ﴿وَحُسۡنَ مََٔابٖ﴾و بازگشتی نیک دارد. و خداوند گناهی را که از داود÷سر زد بیان نکرد، چون به ذکر آن نیازی نیست.
پس پرداختن به آن تکلف است، و صلاح همان است که خداوند برای ما تعریف کرده است مبنی بر این که بر او لطف نمود و توبهاش را پذیرفت، و جایگاه او را بالا برد و داود بعد از توبه بهتر و نیکوتر شد. ﴿يَٰدَاوُۥدُ إِنَّا جَعَلۡنَٰكَ خَلِيفَةٗ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾ای داود! ما تو را در زمین فرمانروا قرار دادیم تا به حل و فصل قضایای دینی و دنیوی بپردازی، ﴿فَٱحۡكُم بَيۡنَ ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَقِّ﴾پس میان مردم به دادگری حکم کن، و او این کار را نمیتواند بکند مگر با شناخت ِ بایدها و شناخت وضعیت حاکم و توانایی داشتن بر اجرای حق. ﴿وَلَا تَتَّبِعِ ٱلۡهَوَىٰ﴾و از هوای نفس پیروی مکن به گونهای که به خاطر خویشاوندی، دوستی و رفاقت یا از روی محبت به یکی روی آوری، یا به خاطر نفرت داشتن از طرف دیگر از وی روی برتابی. ﴿فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾پس پیروی کردن از هوای نفس تو را از راه خدا منحرف میسازد و تو را از راه راست خارج میکند. ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدُۢ بِمَا نَسُواْ يَوۡمَ ٱلۡحِسَابِ﴾بیگمان کسانی که از راه خدا گمراه میشوند به سزای این که از روز قیامت غافل هستند و آن را فراموش میکنند سزای سختی در پیش دارند. پس اگر آنان روز قیامت را به یاد میآوردند و ترس آن در دلهایشان جای میگرفت به هوای فتنهگری روی نمیآوردند.
آیهی ۲۹-۲۷:
﴿وَمَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَآءَ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا بَٰطِلٗاۚ ذَٰلِكَ ظَنُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنَ ٱلنَّارِ٢٧﴾[ص: ۲۷]. «و ما آسمانها و زمین و چیزهایی را که بین آن دو است بیهوده نیافریدهایم. این پندار کافران است، پس وای به حال کافران از آتش (دوزخ)».
﴿أَمۡ نَجۡعَلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ كَٱلۡمُفۡسِدِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ نَجۡعَلُ ٱلۡمُتَّقِينَ كَٱلۡفُجَّارِ٢٨﴾[ص: ۲۸]. «آیا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند مانند تباهی کنندگان در زمین میگردانیم؟ آیا پرهیزگاران را مانند بدکاران قرار میدهیم»؟.
﴿كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ إِلَيۡكَ مُبَٰرَكٞ لِّيَدَّبَّرُوٓاْ ءَايَٰتِهِۦ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ٢٩﴾[ص: ۲۹]. «(این) کتابی است که پر خیر و برکت که آنرا بر تو فرو فرستادهایم تا دربارۀ آیههایش بیاندیشند و خردمندان پند گیرند».
خداوند متعال از کمال حکمت خود در آفرینش آسمانها و زمین خبر داده و میفرماید او آسمانها و زمین را بیهوده و بیفایده نیافریده است. ﴿ذَٰلِكَ ظَنُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ﴾این گمان کسانی است که به پروردگارشان کفر ورزیدهاند، و آنها در مورد پروردگارشان گمانهایی بردهاند که شایست شکوه او نیست. ﴿فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنَ ٱلنَّارِ﴾پس وای به حال کافران از آتش دوزخ، و آتش دوزخ کیفر کارهایشان را به آنها خواهد داد و سراپای وجودشان را فرا میگیرد. خداوند آسمانها و زمین را به حق آفریده است، آنها را آفریده تا بندگان به کمال علم و قدرت او و گستردگی فرمانرواییاش ایمان بیاورند و بدانند که او تنها معبود یگانه است، و کسانیکه به اندازه ذرّهای چیزی را در آسمانها و زمین نیافریدهاند معبود حقیقی نیستند. و بدانند که رستاخیز حق است و خداوند میان اهل خیر و اهل شر داوری خواهد کرد.
کسیکه نسبت به حکمت خداوند جاهل و ناآگاه است، گمان نبرد که خداوند اهل خیر و اهل شر را در حکم و داوری خود برابر قرار میدهد. بنابراین فرمود: ﴿أَمۡ نَجۡعَلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ كَٱلۡمُفۡسِدِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ نَجۡعَلُ ٱلۡمُتَّقِينَ كَٱلۡفُجَّارِ٢٨﴾آیا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند مانند تباهیکنندگان در زمین میگردانیم؟ آیا پرهیزگاران را مانند بدکاران قرار میدهیم؟ چنین چیزی شایسته و مناسب حکمت و حکم داوری ما نیست.
﴿كِتَٰبٌ أَنزَلۡنَٰهُ إِلَيۡكَ مُبَٰرَكٞ﴾این کتابی است پر خیر و برکت که در آن خیر فراوان و دانش زیادی هست، آن را بر تو فرو فرستادهایم و در آن، راهِ هدایت از گمراهی و شفا از بیماری مشخص شده است. این کتاب نوری است که در تاریکیها به وسیله آن راه روشن میشود، و در آن هر حکمی که مکلفان بدان نیاز دارند موجود میباشد و برای هر امر مطلوبی دلایل قطعی ارائه شده است، و این امر سبب گردیده تا بزرگترین کتابی باشد که از ابتدای آفرینش هستی به سوی جامعه بشری فرستاده شده است.
﴿لِّيَدَّبَّرُوٓاْ ءَايَٰتِهِ﴾تا در آیههای آن بیاندیشند. یعنی حکمت از فرو فرستادن آن این است که مردم در آیههای آن بیاندیشند و علم و دانش آنرا بیرون آورند و در اسرار و حکمتهای آن تدبر نمایند. زیرا با تدبر در آن و تامّل و اندیشیدن در مفاهیم آن میتوان به برکت و خیر قرآن دست یافت. دراینجا بر تدبر در قرآن تشویق شده، و این که تامل در قرآن از بهترین اعمال است، و خواندنِ با تدبر بهتر از تلاوت سریع و تند است، چرا که هدف تدبر از آن حاصل نمیشود. ﴿وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾و تا صاحبان خرد و عقلهای درست با تدبّر در آن هر علم و خواستهای را به یاد آورند. و این دلالت مینماید که آدمی برحسب عقل و خرد خویش از این کتاب پند میگیرد و بهرهمند میشود.
آیهی ۴۰-۳۰:
﴿وَوَهَبۡنَا لِدَاوُۥدَ سُلَيۡمَٰنَۚ نِعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ٣٠﴾[ص: ۳۰]. «و به داود سلیمان را عطا کردیم، او بسیار بندۀ خوبی بود چراکه او توبهکار بود».
﴿إِذۡ عُرِضَ عَلَيۡهِ بِٱلۡعَشِيِّ ٱلصَّٰفِنَٰتُ ٱلۡجِيَادُ٣١﴾[ص: ۳۱]. «آنگاه شامگاهان اسبهای اصیل (و تندبا) به او عرضه شد».
﴿فَقَالَ إِنِّيٓ أَحۡبَبۡتُ حُبَّ ٱلۡخَيۡرِ عَن ذِكۡرِ رَبِّي حَتَّىٰ تَوَارَتۡ بِٱلۡحِجَابِ٣٢﴾[ص: ۳۲]. «گفت: واقعاً من دوستی اسبها را بر یاد پروردگارم ترجیح دادم تا (هنگام نماز گذشت و خورشید) در ورای حجاب ظلمت قرار گرفت».
﴿رُدُّوهَا عَلَيَّۖ فَطَفِقَ مَسۡحَۢا بِٱلسُّوقِ وَٱلۡأَعۡنَاقِ٣٣﴾[ص: ۳۳]. «(گفت:) آن (اسبها) را به نزد من بازآورید، پس شروع به دست کشیدن بر ساقها و گردنهای آنان کرد».
﴿وَلَقَدۡ فَتَنَّا سُلَيۡمَٰنَ وَأَلۡقَيۡنَا عَلَىٰ كُرۡسِيِّهِۦ جَسَدٗا ثُمَّ أَنَابَ٣٤﴾[ص: ۳۴]. «و بهراستی سلیمان را آزمودیم و بر تخت او کالبدی افکندیم، آنگاه رو بهسوی (خدا) آورد».
﴿قَالَ رَبِّ ٱغۡفِرۡ لِي وَهَبۡ لِي مُلۡكٗا لَّا يَنۢبَغِي لِأَحَدٖ مِّنۢ بَعۡدِيٓۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ٣٥﴾[ص: ۳۵]. «گفت: پروردگارا! مرا بیامرز، و به من حکومتی عطا کن که بعد از من کسی را نسزد، بیگمان تو بخشندهای».
﴿فَسَخَّرۡنَا لَهُ ٱلرِّيحَ تَجۡرِي بِأَمۡرِهِۦ رُخَآءً حَيۡثُ أَصَابَ٣٦﴾[ص: ۳۶]. «پس باد را برایش مسخّر کردیم که به آسانی به فرمان او هرجا که میخواست سیر میکرد».
﴿وَٱلشَّيَٰطِينَ كُلَّ بَنَّآءٖ وَغَوَّاصٖ٣٧﴾[ص: ۳۷]. «و از دیوها هر بنّا و غوّاصی (را به فرمانش درآوردیم)».
﴿وَءَاخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ٣٨﴾[ص: ۳۸]. «و گروه دیگری از دیوها (را هم با دست و پاهای) بههم بسته در بندها (مسخّر او کردیم)».
﴿هَٰذَا عَطَآؤُنَا فَٱمۡنُنۡ أَوۡ أَمۡسِكۡ بِغَيۡرِ حِسَابٖ٣٩﴾[ص: ۳۹]. «این بخشش ماست پس بیهیچ حسابی ببخش یا نگاهدار».
﴿وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلۡفَىٰ وَحُسۡنَ مََٔابٖ٤٠﴾[ص: ۴۰]. «و بیگمان او در نزد ما مقامی ارجمند و سرانجامی نیک دارد».
وقتی خداوند داود را ستود و آنچه را که برایش اتفاق افتاد تعریف کرد، فرزندش سلیمان را نیز ستایش کرد و فرمود: ﴿وَوَهَبۡنَا لِدَاوُۥدَ سُلَيۡمَٰنَ﴾و سلیمان را به داود عطا کردیم و او را مایه شادمانیاش گرداندیم. ﴿نِعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ﴾سلیمان بسیار بنده خوبی بود، چون دارای صفتی بود که ایجاب میکرد مورد ستایش قرار گیرد، و آن این بود که ﴿إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ﴾او در همه کارها و احوال و اوضاع با انجام دادن عبادت و توبه، و محبت و ذکر و دعا و زاری، و تلاش برای به دست آوردن خشنودی خداوند بر همه چیز رو به خدا داشت. بنابراین، وقتی اسبهایی به او نشان داده شد که بر روی دو پا و یک دست ایستاده و یک دست را کمی بلند کرده و منظرهای زیبا داشتند، به خصوص برای کسانی همچون پادشاهان که به صحنهها بیشتر نیاز دارند، و این صحنهها برای آنان زیباتر جلوه میکند، و همچنان اسبها بر او عرضه میشد تا این که خورشید غروب کرد و تماشای این اسبها او را از نماز شامگاه و به یادآوردن آن غافل گرداند.
سلیمان با ندامت از آنچه که از او سر زده و او را از ذکر خدا غال گردانده بود و با نزدیکی جستن به خدا و مقدّم داشتن محبت خدا بر محبت غیر او، گفت: ﴿فَقَالَ إِنِّيٓ أَحۡبَبۡتُ حُبَّ ٱلۡخَيۡرِ عَن ذِكۡرِ رَبِّي﴾بیگمان من محبت «خیر» که همان مال دنیاست و در اینجا منظور اسب میباشد را بر یاد پروردگارم ترجیح دادم، ﴿حَتَّىٰ تَوَارَتۡ بِٱلۡحِجَابِ﴾و این صحنهها (صحنۀ رژه اسبان) مرا همچنان غافل نگهداشت تا اینکه خورشید پنهان شد.
﴿رُدُّوهَا عَلَيَّ﴾اسبها را به سوی من بازگردانید، ﴿فَطَفِقَ مَسۡحَۢا بِٱلسُّوقِ وَٱلۡأَعۡنَاقِ﴾پس شروع به دست کشیدن بر ساقهها و گردنهای اسبها کرد. یعنی با شمشیر خود بر گردنها و ساقهایشان میزد و گردن و ساقهایشان را قطع میکرد. ﴿وَلَقَدۡ فَتَنَّا سُلَيۡمَٰنَ﴾و به درستی که سلیمان را با از بین رفتن پادشاهی و جدایی از فرمانرواییاش - به خاطر خللی که اقتضای طبیعت بشری است - آزمودیم. ﴿وَأَلۡقَيۡنَا عَلَىٰ كُرۡسِيِّهِۦ جَسَدٗا﴾و بر تخت او کالبدی افکندهایم. یعنی شیطانی که خداوند مقرر نموده بود بر تخت او بنشیند و در زمان آزمایش سلیمان، در پادشاهی او تصرف کند، ﴿ثُمَّ أَنَابَ﴾سپس سلیمان بهسوی خدا بازگشت و توبه کرد.
﴿قَالَ رَبِّ ٱغۡفِرۡ لِي وَهَبۡ لِي مُلۡكٗا لَّا يَنۢبَغِي لِأَحَدٖ مِّنۢ بَعۡدِيٓۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ٣٥﴾[ص: ۳۵]. سلیمان گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و به من حکومتی عطا کن که بعد از من کسی را نسزد، بیگمان تو بخشندهای. پس خداوند دعای او را پذیرفت و او را بخشید و فرمانرواییاش را به او باز گرداند، و فرمانرواییاش را افزود، به گونهای که برای هیچکسی بعد از او به دست نیامده است، و آن این بود که خداوند شیطانها و جنها را به فرمانش درآورد که هرچه خواست برای او میساختند و در دریاها برایش غواّصی میکردند، و دُرها و زیورآلات را بیرون میآوردند، و هرکدام از دیوها که از فرمان او سرپیچی میکرد آن را به زنجیر میبست.
و به او گفتیم: ﴿هَٰذَا عَطَآؤُنَا﴾این بخشش ماست، پس بدان شادمان باش، ﴿فَٱمۡنُنۡ﴾و به هرکس که میخواهی بده و ببخش، ﴿أَوۡ أَمۡسِكۡ﴾و هرکس را که نمیخواهی ببخش، ﴿بِغَيۡرِ حِسَابٖ﴾یعنی در این مورد حرج و گناهی بر تو نیست، و حسابی بر تو نیست چون خداوند از کمال عدالت و احکام و دستورات نیکِ سلیمان آگاه بود. و بیان فرمودکه این مقام نیک فقط در دنیا برای سلیمان نیست بلکه در آخرت نیز از خیر بزرگی بهرهمند است. بنابراین فرمود: ﴿وَإِنَّ لَهُۥ عِندَنَا لَزُلۡفَىٰ وَحُسۡنَ مََٔابٖ٤٠﴾و بیگمان او از مقرّبان درگاه خداوند است، از کسانی است که با انواع تکریمها و تنعّمها نزد خداوند گرامی داشته میشود.
فواید و حکمتهایی که در داستان داود و سلیمانإبرای ما روشن نشده است:
۱- خداوند برای پیامبرش محمّدصداستان کسانی را که پیش از او بودهاند بیان کرده است تا دلش آرام گیرد و اطمینان یابد، و خداوند نحوه عبادت و شدّت بردباری و بازگشت آنها را به سوی خویش بیان میدارد و این چیزها پیامبر را تشویق میکند تا با آنها به رقابت بپردازد و به خدا نزدکی جوید، و در برابر اذیت و آزار قومش شکیبایی ورزد. بنابراین، - در اینجا - وقتی خداوند اذیت و آزار قومش و سخن آنها را در مورد او و در مورد آنچه که او آورده است بیان کرد، او را به شکیبایی فرمان داد و این که بندهاش داود را یاد کن و از وی الگو برداری نماید.
۲- خداوند توانمندی در اطاعت، و برخورداری از قوت قلب و جسم را ستایش میکند و آن را دوست میدارد. چون به وسیله قدرت و توانایی جسمی آثاری از اطاعت و ادای نیکو و کثرت آن به دست میآید که با ناتوانی و سستی به دست نمیآید. و مناسب است که بنده اسباب آن را فراهم نماید و به تنبلی روی نیاورد که در توانایی خلل ایجاد میکند و نفس را ضعیف میگرداند.
۳- بازگشت به خدا در همه کارها از اوصاف پیامبران و از صفتهای بندگان برگزیدهی خداست. همانطور که خداوند داود و سلیمان را به خاطر این کارها ستوده است. پس اقتدا کنندگان باید به آن دو اقتدا کنند، و سالکان به رهنمود آن رهنمون گردند، [الأنعام: ۹۰]. ﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُۖ فَبِهُدَىٰهُمُ ٱقۡتَدِهۡ﴾[الأنعام: ۹۰]. «ایشان کسانیاند که خداوند آنها را هدایت نموده است، پس به هدایت آنها اقتدا کن».
۴- صدای خوب و دلنشینی که خداوند به پیامبرش داود، عطا کرده بود سبب میشد که کوههای جامد و پرندگان بیزبان با او هم آوا شوند. وقتی او آوای تسبیح سر میداد کوهها و پرندگان شامگاهان و صبحگاهان به همراه او تسبیح میگفتند.
۵- از بزرگترین نعمتهای خداوند بر بنده این است که به او علم مفید ارزانی دارد و شیوه داوری میان مردم را بداند، همانطور که خداوند این نعمت را به بندهاش داود÷ارزانی کرده بود.
۶- خداوند به پیامبران و برگزیدگانش عنایت ویژه دارد و آنها را میآزماید تا کاستیهایی را که از آنان سر میزند، بزداید. پس آنان به کاملترین حالت خود برگردند، آن چنان که برای داود و سلیمان اتفاق افتاد.
۷- پیامبرانصدر آنچه از جانب خدا میرسانند از اشتباه معصوم میباشند، چون اگر آنها در رساندن رسالت الهی معصوم نباشند، مقصودِ رسالت حاصل نمیشود. اما برخی از گناهان به اقتضای داشتن طبیعت بشری از آنها سر میزند ولی خداوند آنها را در مییابد و لطف خویش را فورا شامل حال آنان میگرداند.
۸- داود÷اغلب اوقات در عبادتگاه خود بود، تا خدمت پروردگارش را انجام دهد، بنابراین، آن دو شاکی از دیوار عبادتگاه بالا رفتند و نزد او آمدند، چون وقتی که در عبادتگاه بود و به خلوت مینشت، هیچ کس نزد او نمیآمد. بلکه برای خود وقتی مقرّر کرده بود که در آن با پروردگار خود به خلوت مینشست و با عبادت پروردگارش شاد میشد، و عبادت، او را کمک میکرد تا همه کارهایش را مخلصانه انجام دهد.
۹- باید به هنگام وارد شدن بر حکام و دیگران، ادب را رعایت کرد. زیرا آن دو شاکی وقتی بر داود داود شدند در حالتی غیر عادی و از راه غیر معمولی بر او وارد شدند، و داود از آنها ترسید، و این بر او دشوار آمد و آن را مناسب ندید.
۱۰- بیادبی شاکی و انجام دادن کاری از سوی او که شایسته وی نمیباشد نباید حکم را از حکم کردن به حق باز دارد.
۱۱- از این جریان کمال بردباری داود÷استنباط میشود، چون وقتی که آنها بدون اجازه وارد شدند داود بر آنها خشم نگرفت درحالیکه او پادشاه بود. و نیز داود بر آنها پرخاش نکرد و آنها را سرزنش ننمود.
۱۲- جایز است مظلوم به کسی که بر او ستم کرده است بگوید: «فلانی بر من ستم کرده است:. یا بگویید: ای ظالم یا بر من تعدّی کرده است». و امثال اینها. چون آن دو شاکی گفتند: ﴿خَصۡمَانِ بَغَىٰ بَعۡضُنَا عَلَىٰ بَعۡضٖ﴾«ما دو شاکی هستیم که بر یکدیگر ستم کردهایم».
۱۳- فردی که موعظه و نصحیت میشود اگر گرانقدر و دارای علم و دانش باشد، خشمگین و ناراحت نمیشود، بلکه شتابان پند را میپذیرد و تشکر میکند. چون آن دو شاکی داود را نصیحت کردند و داود ناراحت و خشمگین نشد، و این کارِ آنها او را از حق باز نداشت، بلکه او به حق محض حکم نمود.
۱۴- مخالطت میان خویشاوندان و یاران و کثرت تعلّقات و روابط دنیوی و مالی باعث میشود تا میان آنها دشمنی ایجاد گردد، و بر یکدیگر تجاوز کنند، و هیچ چیزی این دشمنی را باز نمیدارد جز پیشه کردن تقوای الهی و صبر کردن بر کارها با ایمان و عمل صالح، و این در میان مردم اندک یافت میشود.
۱۵- استغفار و عبادت به ویژه نماز، گناهان را میزدایند، چون خداوند آمرزیده شدن گناه داود را نتیجه استغفار و سجده او میداند.
۱۶- خداوند بندهاش داود و سلیمان را با نزدیک قرار دادن به خود و اعطای پاداش نیک به آنان مورد بزرگداشت قرار داد. و نباید چنین پنداشته شود که آنچه از آنها سرزد، از مقامشان نزد خداوند میکاهد. و این از کمال لطف خدا نسبت به بندگان مخلصش میباشد که هرگاه آنها را بخشید و اثر گناهانشان را دور کرد، همه آثاری را نیز که به دنبال گناه میآیند از آنها دور میکند، حتی چیزی را که در دل بندگان میافتد نیز دور مینماید، چون بندگان وقتی از برخی از گناهانشان آگاه شوند به دلشان چنین میآید که آنها از مقام اوّل خود سقوط کردهاند. پس خداوند متعال این آثار را دور نمود و این برای خداوند بزرگوار و بخشنده مشکل نیست.
۱۷- داوری کردن میان مردم مقامی دینی است و پیامبران خدا و بندگان برگزیدهاش این کار را به عهده داشتهاند، و کسی که این کار را میکند وظیفه دارد به حق داوری نماید، و از هواپرستی بپرهیزد. پس حکم کردن به حق اقتضا مینماید فردی که میخواهد حکم نماید، باید به امور شرعی آگاه باشد و از صورت قضیهای که در آن حکم میکند مطلّع باشد و کیفیت وارد کردن آن در حکم شرعی را بداند. پس کسی که یکی از این دو چیز را نداند، صلاحیت داوری کردن را ندارد و جایز نیست به داوری اقدام نماید.
۱۸- برای حاکم شایسته است که از هوی پرستی بپرهیزد و همواره مواظب خود باشد، چون نفسها از هوی و امیال خالی نیستند. بنابراین، باید با نفس خود مبارزه کند و همیشه حق را نصب العین خود قرار داده، و به هنگام داوری کردن هرگونه محبت و نفرتی را نسبت به یکی از طرفین از خود دور کند.
۱۹- سلیمان÷از فضیلتهای داود و از منّتهای خدا بر اوست که خداوند او را به داود بخشید. و یکی از بزرگترین نعمتهای خداوند بر بندهاش این است که به او فرزندی صالح عطا کند و اگر این فرزند عالم باشد نور علی نور خواهد بود.
۲۰- خداوند سلیمان را ستود و فرمود: ﴿نِعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٌ﴾«بسیار بنده خوبی بود سلیمان، او بسی توبهکار بود».
۲۱- یکی از مصادیق کثرت خیرخواهی خداوند نسبت به بندگانش این است که اعمال صالح و اخلاق نیکو را به آنها عطا میکند سپس آنها را به خاطر این چیزها که خودش به آنان بخشیده است ستایش میکند.
۲۲- سلیمان محبّت خداوند متعال را بر محبّت هر چیزی مقدّم میداشت.
۲۳- هرآنچه که بنده را از خداوند غافل و به خود مشغول نماید آن چیز مذموم و بد است، پس باید از آن جدا شود و به چیزی روی آورد که برایش مفیدتر است.
۲۴- قاعده مشهوری است که هرکس چیزی را برای خداوند ترک نماید خداوند در عوض به او چیزی میدهد که برایش بهتر است. سلیمان÷اسبهایی را که بر روی سه دست و پا ایستاده بودند و تیز رو و بسیار دوست داشتنی بودند، پاها و گردنهایشان را قطع کرد و او با این محبت خدا را بر محبت آنها مقدم داشت. پس خداوند در عورض آن چیزهای بهتری به او داد و باد را در اختیار او قرار داد که به فرمان او به هرجا که میخواست حرکت میکرد، و راه یک ماه را در یک صبحگاه و راه یک ماه دیگر را در یک شامگاه میپیمود. و دیوها را برای سلیمان مسخر کرد که توانایی کارهایی را دارند که انسانها توان انجام آن را ندارند.
۲۵- بعد از سلیمان÷، اجنّه و شیاطین رام کس دیگری نمیشوند.
۲۶- سلیمان÷پادشاه و پیامبر بود و هرچ میخواست انجام میداد، اما جز عدالت و دادگری چیزی دیگر نمیخواست. به خلاف پیامبری که بنده است، چنین پیامبری ارادهاش تابع امر خداست، و او هیچ کاری را نمیکند مگر به فرمان خدا همانند پیامبر ما محمّدصو این حالت کاملتر است.
آیهی ۴۴-۴۱:
﴿وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَآ أَيُّوبَ إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُۥٓ أَنِّي مَسَّنِيَ ٱلشَّيۡطَٰنُ بِنُصۡبٖ وَعَذَابٍ٤١﴾[ص: ۴۱]. «و بندۀ ما ایّوب را یاد کن آنگاه که پروردگارش را ندا داد که همانا شیطان به من رنج و دردی رسانده است».
﴿ٱرۡكُضۡ بِرِجۡلِكَۖ هَٰذَا مُغۡتَسَلُۢ بَارِدٞ وَشَرَابٞ٤٢﴾[ص: ۴۲]. «پای خود را به زمین بکوب، این آبی است که هم برای شستشو و هم برای نوشیدن است».
﴿وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ أَهۡلَهُۥ وَمِثۡلَهُم مَّعَهُمۡ رَحۡمَةٗ مِّنَّا وَذِكۡرَىٰ لِأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ٤٣﴾[ص: ۴۳]. «و به عنوان بخشایشی از سوی خود و پندی برای خردمندان، خانوادهاش و همسان آنانرا به او عطا کردیم».
﴿وَخُذۡ بِيَدِكَ ضِغۡثٗا فَٱضۡرِب بِّهِۦ وَلَا تَحۡنَثۡۗ إِنَّا وَجَدۡنَٰهُ صَابِرٗاۚ نِّعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ إِنَّهُۥٓ أَوَّابٞ٤٤﴾[ص: ۴۴]. «و (فرمان دادیم) که دستهای از شاخههای باریک را بگیر و (او را) با آن بزن و سوگند خود را مشکن، ما ایّوب را شکیبا یافتیم، چه بندۀ خوبی بود بیگمان او بسیار توبهکار بود».
﴿وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَآ أَيُّوبَ﴾و در این کتاب بنده ما ایوب را به بهترین وجه به یادآور، و او را به بهترین شیوه ستایش کن. آنگاه که رنج و زیان به او رسید پس او بر رنج و مشقت شکیبایی کرد و به سوی هیچکسی غیر از پروردگارش شکایت نبرد و به هیچکسی جز او پناه نیاورد. ﴿إِذۡ نَادَىٰ رَبَّهُ﴾هنگامی که پروردگارش را به فریاد خواند و با شکایت به درگاهش نه درگاه کسی دیگر او را صدا زد و گفت: پروردگارا! ﴿أَنِّي مَسَّنِيَ ٱلشَّيۡطَٰنُ بِنُصۡبٖ وَعَذَابٍ﴾همانا شیطان به من امری مشقّتآور و طاقتفرسا و عذابدهنده رسانده است. شیطان بر جسد او مسلط شد و در آن دمید تا اینکه غدههایی در بدنش پدید آمد، سپس از آن غدهها چرک و خونابه بیرون جهید و بسیار حالت سختی به او دست داد، و همچنین خانواده و اموالش نابود شد و از بین رفتند.
پس به او گفته شد: ﴿ٱرۡكُضۡ بِرِجۡلِكَ﴾پای خود را به زمین بکوب تا از آن چشمهای برایت بجوشد که از آن برای شستشوی بدنت استفاده کنی و از آن بنوشی، و آنگاه بیماری و ناراحتی از تو دور شود، پس اینکار را کرد و خداوند او را شفا داد.
﴿وَوَهَبۡنَا لَهُۥٓ أَهۡلَهُ﴾و خانوادهاش را به او بخشیدیم. گفته شده که خداوند خانواده و فرزندانش را دوباره زنده کرد. ﴿وَمِثۡلَهُم مَّعَهُمۡ﴾و همسان آنها را همراهِ آنان در دنیا به او دادیم و خداوند او را بینیاز کرد و به او مالی بزرگ بخشید. ﴿رَحۡمَةٗ مِّنَّا﴾رحمتی از جانب ما برای بنده ما ایوب بود که صبر کرد پس به پاداش آن از رحمت خویش در دنیا و آخرت به او پاداش دادیم. ﴿وَذِكۡرَىٰ لِأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾و تا خردمندان از حالت ایوب پند بیاموزند و عبرت بگیرند و بدانند که هرکس بر سختی شکیبایی بورزد، خداوند پاداشی زودرس در دنیا و آخرت به او میدهد و هرگاه او را به فریاد بخواند دعایش را میپذیرد.
﴿وَخُذۡ بِيَدِكَ ضِغۡثٗا﴾و دستهای از شاخههای باریک خرما یا انگور را بگیر، ﴿فَٱضۡرِب بِّهِۦ وَلَا تَحۡنَثۡ﴾و با آن او را بزن و سوگند خود را مشکن. مفسران گفتهاند که ایوب در بیماری و رنج خود به خاطر برخی کارها بر همسرش خشمگین شد، آنگاه سوگند خورد که اگر خداوند او را شفا بدهد، صد ضربه شلاّق به او خواهد زد. وقتی خداوند او را شفا داد، از آنجا که همسرش صالح بود و با ایوب رفتار خوبی داشت، خدا بر هر دو رحم نمود و به ایوب دستور داد که او را با دستهای از شاخههای نازک که صد شاخه باشند، یک ضربه بزند و سوگندش را اینگونه عملی کند. ﴿إِنَّا وَجَدۡنَٰهُ صَابِرٗا﴾همانا ما ایوب را شکیبا یافتیم.
یعنی او را به بیماری و سختی بزرگی گرفتار کردیم و او به خاطر خدا شکیبایی ورزید. ﴿نِّعۡمَ ٱلۡعَبۡدُ﴾ایوب چه بنده خوبی بود که مقام عبودیت را در حالت خوشی و ناخوشی و سختی و راحتی به طور کامل پاسداری میکرد. ﴿إِنَّهُۥٓ أَوَّابٞ﴾بیگمان او بسیار به سوی خدا باز میگشت، و در همه کارهای دینی و دنیویاش رو به سوی خدا داشت، پروردگارش را بسیار یاد میکرد و دعا مینمود و نسبت به او محبت میورزید و او را عبادت میکرد.
آیهی ۴۷-۴۵:
﴿وَٱذۡكُرۡ عِبَٰدَنَآ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ أُوْلِي ٱلۡأَيۡدِي وَٱلۡأَبۡصَٰرِ٤٥﴾[ص: ۴۵]. «و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را یاد کن که توانمند و دارای بینش بودند».
﴿إِنَّآ أَخۡلَصۡنَٰهُم بِخَالِصَةٖ ذِكۡرَى ٱلدَّارِ٤٦﴾[ص: ۴۶]. «ما آنانرا با صفت خاصّی ویژگی بخشیدیم که یاد سرای آخرت بود».
﴿وَإِنَّهُمۡ عِندَنَا لَمِنَ ٱلۡمُصۡطَفَيۡنَ ٱلۡأَخۡيَارِ٤٧﴾[ص: ۴۷]. «و بیگمان آنان نزد ما از برگزیدگان نیک بودند».
خداوند متعال میفرماید: ﴿وَٱذۡكُرۡ عِبَٰدَنَآ﴾بندگان ما را به نیکویی یاد کن، آنهایی که عبادت را خالصانه برای ما انجام دادند، ابراهیم خلیل و پسرش اسحاق و پسرش یعقوب که اینها دارای قدرت بودند و بر عبادت خداوند توانایی داشتند، ﴿وَٱلۡأَبۡصَٰرِ﴾و در دین خدا دارای بینش بودند، پس آنها را به برخورداری از علم مفید و عمل صالح توصیف کرد.
﴿إِنَّآ أَخۡلَصۡنَٰهُم بِخَالِصَةٖ﴾ما به آنها ویژگی بزرگ و مهمّی داده بودیم، و آن ﴿ذِكۡرَى ٱلدَّارِ﴾یاد کردن سرای آخرت بود. ما یاد کردن آخرت را در دلهایشان قرار داده بودیم، و عمل کردن برای آخرت را نصب العین آنها قرار داده و اخلاص و مراقبت خدا را صفت همیشگی آنها گردانده بودیم، و آنها را چنان نموده بودیم که هرکس آنها را میدید، به یاد قیامت میافتاد، و پندگیرنده با دیدن حالت آنها پند میگرفت و با بهترین یاد از آنها یاد میکرد.
﴿وَإِنَّهُمۡ عِندَنَا لَمِنَ ٱلۡمُصۡطَفَيۡنَ﴾و ایشان نزد ما از کسانی بودند که خداوند آنها را از میان بندگانش برگزیده است. ﴿ٱلۡأَخۡيَارِ﴾و از نیکان است، کسانی که رفتار و اخلاق خوب و عملی درست دارند.
آیهی ۴۹-۴۸:
﴿وَٱذۡكُرۡ إِسۡمَٰعِيلَ وَٱلۡيَسَعَ وَذَا ٱلۡكِفۡلِۖ وَكُلّٞ مِّنَ ٱلۡأَخۡيَارِ٤٨﴾[ص: ۴۸]. «و اسماعیل ویسع و ذالکفل را یاد کن و همگی آنانرا از نیکان بودند».
﴿هَٰذَا ذِكۡرٞۚ وَإِنَّ لِلۡمُتَّقِينَ لَحُسۡنَ مََٔابٖ٤٩﴾[ص: ۴۹]. «این یادی (از ایشان) است و مسلّماً پرهیزگاران سرانجام نیک دارند».
این پیامبران را به بهترین وجه یاد کن و آنها را با بهترین شیوه ستایش کن، زیرا هریک از آنها از نیکانی بودند که خداوند آنها را برگزیده است، و کاملترین اعمال و اخلاق و صفات پسندیده و خصال درست را به ایشان دادهاست. ﴿هَٰذَا ذِكۡرٞ﴾یاد این پیامبران برگزیده و بیان اوصافشان در این قرآن والا مقام و یادآور، ذکر شده است که پندگیرندگان از احوال آنها پند میگیرند، و اقتدا کنندگان به تبعیت از صفتهای پسندیده آنها علاقمند میشوند، و صفتهای پسندیدهای را که خداوند به آنها بخشیده است میشناسند و به نام نیک آنها که درمیان مردم ماندگار است پی میبرند. این یکی از انواع ذکر است که مختص اهل خیر است. و یکی دیگر از انواع ذکرها بیان پاداش اهل خیر و اهل شر است. بنابراین فرمود: ﴿وَإِنَّ لِلۡمُتَّقِينَ﴾و بیگمان برای کسانی که با اطاعت از اوامر و پرهیز از نواهی خدا تقواپیشه میکنند، ﴿لَحُسۡنَ مََٔابٖ﴾سرانجامی نیک وجود دارد.
آیهی ۵۴-۵۰:
﴿جَنَّٰتِ عَدۡنٖ مُّفَتَّحَةٗ لَّهُمُ ٱلۡأَبۡوَٰبُ٥٠﴾[ص: ۵۰]. «باغهای جاودان (بهشتی) درحالیکه دروازههای (آنها) برای آنان گشوده است».
﴿مُتَّكِِٔينَ فِيهَا يَدۡعُونَ فِيهَا بِفَٰكِهَةٖ كَثِيرَةٖ وَشَرَابٖ٥١﴾[ص: ۵۱]. «در آنجا تکیه میزنند و میوههای فراوان و نوشیدنیهای زیادی را میطلبند».
﴿وَعِندَهُمۡ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ أَتۡرَابٌ٥٢﴾[ص: ۵۲]. «و در نزد آنان زنانی هستند که تنها به شوهرانشان چشم میدوزند و همگی همسن و سال میباشند».
﴿هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوۡمِ ٱلۡحِسَابِ٥٣﴾[ص: ۵۳]. «این چیزهایی است که برای روز حساب و کتاب به شما وعده داده میشد».
﴿إِنَّ هَٰذَا لَرِزۡقُنَا مَا لَهُۥ مِن نَّفَادٍ٥٤﴾[ص: ۵۴]. «بیگمان این عطا و روزی ماست و هرگز پایان ندارد».
سپس پاداش و سرانجام آنها را چنین تفسیر کرد و فرمود: ﴿جَنَّٰتِ عَدۡنٖ﴾باغهای جاودان که ساکنان آن از بس که این باغها کامل و نعمتهایی بیکم و کاست میباشد هیچ جایگزینی را برای آن نمیجویند و از آن بیرون نمیآیند، و بیرون کرده نمیشوند. ﴿مُّفَتَّحَةٗ لَّهُمُ ٱلۡأَبۡوَٰبُ﴾درحالیکه درهای منازل و مسکنهای بهشت برایشان گشوده است، و نیازی ندارند که خود درهای آن را باز کنند، بلکه به آنها نعمت میشود. و این نیز دلیلی بر امنیت کامل و دلیلی است برای این که در باغهای بهشت چیزی نیست که ایجاب کند درهای آن بسته شوند.
﴿مُتَّكِِٔينَ فِيهَا يَدۡعُونَ فِيهَا بِفَٰكِهَةٖ كَثِيرَةٖ وَشَرَابٖ﴾بر تختهای آراسته شده تکیه زده و خدمتگزاران خود را دستور میدهد تا میوههای فراوان و از همه نوشیدنیهایی که دلشان میخواهد و چشمهایشان از دیدن آن لذّت میبرد برایشان بیاورند. و این بر کمال برخورداری از نعمت و آسایش و راحتی و کمال لذّت دلالت مینماید. ﴿وَعِندَهُمۡ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ﴾و در کنار آنها از حوریان چشم زیبا همسرانی هستند که تنها به شوهرانشان چشم میدوزند و شوهرانشان نیز تنها به آنها چشم میدوزند و این به خاطر آن است که هر دو بسیار زیبا هستند و همدیگر را دوست میدارند و چشم به کسی دیگر ندارند و هیچ گاه نمیخواهند که به جای همدیگر کسی برگزینند، ﴿أَتۡرَابٌ﴾هم سن و سال هستند، سنی که بهترین و زیباترین دوران و زمان جوانی است.
﴿هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوۡمِ ٱلۡحِسَابِ٥٣﴾این، چیزهایی است که در روز حساب و کتاب به پاداش اعمال و کارهای شایستهتان به شما پرهیزگاران وعده داده میشود.
﴿إِنَّ هَٰذَا لَرِزۡقُنَا مَا لَهُۥ مِن نَّفَادٍ٥٤﴾چیزهایی را که به اهل بهشت دادهایم عطا و روزی ماست که پایانی ندارد، بلکه همیشگی است و در همه اوقات ماندگار است و در همه لحظات فزونی مییابد. و این بر پروردگار بزرگوار و مهربان و نیکوی بخشنده و گشایشگر و توانا و ستوده گران نمیآید، خداوندی که دارای فضل آشکار و سخاوت مستمر است، و نعمتهایش قابل شمارش نیست، و نمیتوان اندکی از نیکویی و نیکیهای او را احاطه کرد.
آیهی ۶۴-۵۵:
﴿هَٰذَاۚ وَإِنَّ لِلطَّٰغِينَ لَشَرَّ مََٔابٖ٥٥﴾[ص: ۵۵]. «این (پاداش پرهیزگاران است) و امّا سرکشان بد سرانجامی دارند».
﴿جَهَنَّمَ يَصۡلَوۡنَهَا فَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ٥٦﴾[ص: ۵۶]. «و آن دوزخ است که بدانجا درمیآیند و بدان میسوزند و چه بد جایگاهی است»!.
﴿هَٰذَا فَلۡيَذُوقُوهُ حَمِيمٞ وَغَسَّاقٞ٥٧﴾[ص: ۵۷]. «این آب داغ و خونابه است که آنرا باید بچشند و بخورند».
﴿وَءَاخَرُ مِن شَكۡلِهِۦٓ أَزۡوَٰجٌ٥٨﴾[ص: ۵۸]. «و از اینگونه انواع عذابهای دیگری دارند».
﴿هَٰذَا فَوۡجٞ مُّقۡتَحِمٞ مَّعَكُمۡ لَا مَرۡحَبَۢا بِهِمۡۚ إِنَّهُمۡ صَالُواْ ٱلنَّارِ٥٩﴾[ص: ۵۹]. «(به آنان گویند:) این گروهی است که همراه شما به دوزخ درآیند ـ خوش نیامدند و خوش نبینند ـ آنان با آتش دوزخ سوخته میشوند».
﴿قَالُواْ بَلۡ أَنتُمۡ لَا مَرۡحَبَۢا بِكُمۡۖ أَنتُمۡ قَدَّمۡتُمُوهُ لَنَاۖ فَبِئۡسَ ٱلۡقَرَارُ٦٠﴾[ص: ۶۰]. «میگویند: بلکه شما خوش نیامدید، شما بودید که ما را دعوت نمودید بهسوی راهی که ما را دچار این سرنوشت نمود، پس بدجایگاهی است».
﴿قَالُواْ رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَٰذَا فَزِدۡهُ عَذَابٗا ضِعۡفٗا فِي ٱلنَّارِ٦١﴾[ص: ۶۱]. «و میگونید: پروردگارا! هرکس سبب شد که دچار این سرنوشت شویم عذاب او را در آتش دوزخ چندین برابر گردان».
﴿وَقَالُواْ مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالٗا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ ٱلۡأَشۡرَارِ٦٢﴾[ص: ۶۲]. «و گفتند: ما را چه شده است کسانی را نمیبینیم که آنانرا از بدان میدانستیم»؟.
﴿أَتَّخَذۡنَٰهُمۡ سِخۡرِيًّا أَمۡ زَاغَتۡ عَنۡهُمُ ٱلۡأَبۡصَٰرُ٦٣﴾[ص: ۶۳]. «آیا آنانرا به ریشخند میگرفتیم؟ و یا اینکه چشمان ما ایشان را نمیتوانند ببینند».
﴿إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقّٞ تَخَاصُمُ أَهۡلِ ٱلنَّارِ٦٤﴾[ص: ۶۴]. «بیگمان این مخاصمۀ دوزخیان حق است».
﴿هَٰذَا﴾پاداشی که آن را توصیف نمودیم برای پرهیزگاران است، ﴿وَإِنَّ لِلطَّٰغِينَ﴾و همانا کسانی که در ارتکاب کفر و گناهان از حد میگذرند، ﴿لَشَرَّ مََٔابٖ﴾سرانجام بدی دارند. سپس آن را توضیح داد و فرمود: ﴿جَهَنَّمَ﴾سزای آنها جهنّمی است که در آن هرنوع عذابی وجود دارد، گرمای آن بسیار سخت است و سرمای آن نیز بیاندازه شدید. ﴿يَصۡلَوۡنَهَا﴾به آن عذاب در میآیند و آنها را از هرطرف احاطه مینماید، آنها از بالای سرشان سایه بانهایی از آتش دارند و از زیرشان نیز چنیناند. ﴿فَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ﴾بدجایگاهی است که برای آنها به عنوان مسکن و پناه گاه آماده شده است.
﴿هَٰذَا﴾این جایگاه و این عذاب سخت و خواری و رسوایی و شکنجه، «حمیم» و «غسّاقی» است که باید از آن بچشند و بخورند. ﴿حَمِيمٞ﴾آب بسیار داغی است که آنرا مینوشند و به سبب آن تمام رودههایشان تکّه و پاره میشود.
﴿وَغَسَّاقٞ﴾بدترین نوع نوشیدنی است، و آن عبارت از چرک و خونابه است که تلخ و بدبو است. ﴿وَءَاخَرُ مِن شَكۡلِهِۦٓ أَزۡوَٰجٌ٥٨﴾و برایشان عذابی دیگر همسان آن در انواع گوناگون خواهد بود. یعنی با انواع گوناگون از عذاب شکنجه داده میشوند و با آن خوار میگردند. هنگامیکه وارد جهّنم میشوند یک دیگر را ناسزا گفته و به یکدیگر میگویند: ﴿هَٰذَا فَوۡجٞ مُّقۡتَحِمٞ مَّعَكُمۡ﴾این گروهی است که همراه شما به دوزخ وارد شدهاند، ﴿لَا مَرۡحَبَۢا بِهِمۡۚ إِنَّهُمۡ صَالُواْ ٱلنَّارِ﴾خوش نیامدند، آنان در آیندگانِ به آتش دوزخاند، و با آن میسوزند.
﴿قَالُواْ﴾گروهی که وارد میشود میگوید: ﴿قَالُواْ بَلۡ أَنتُمۡ لَا مَرۡحَبَۢا بِكُمۡۖ أَنتُمۡ قَدَّمۡتُمُوهُ لَنَا﴾شما خوش نیامدید، چرا که این شما بودید که با دعوت کردنتان و مبتلا نمودنمان به فتنه، و با گمراهساختن ما عذاب را بهره ما کردید و ما را به چنین جایی کشاندید. ﴿فَبِئۡسَ ٱلۡقَرَارُ﴾پس چه بد جایگاهی است جایگاه همه آنها! جایگاه بدی و شر.
سپس کسانی را مورد نفرین قرار میدهند که آنها را گمراه کرده بودند و ﴿قَالُواْ رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَٰذَا فَزِدۡهُ عَذَابٗا ضِعۡفٗا فِي ٱلنَّارِ٦١﴾میگویند: پروردگارا! هرکس سبب شد که به این سرنوشت دچار شویم، عذاب او را در آتش دوزخ چندین برابر گردان. و در آیهای دیگر فرموده است: ﴿قَالَ لِكُلّٖ ضِعۡفٞ وَلَٰكِن لَّا تَعۡلَمُونَ﴾[الأعراف: ۳۸]. «گفت: هریک عذاب دو چندان دارد ولی شما نمیدانید».
﴿وَقَالُواْ مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالٗا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ ٱلۡأَشۡرَارِ٦٢﴾و آنان درحالیکه در آتش هستند، میگویند: چرا کسانی را نمیبینیم که گمان میبردیم آنها از بدکاران هستند، و سزاوار عذاب آتش جهّنم میباشند؟ اینها مومنان هستند که اهل جهّنم به جستجوی آنها میپردازند و تا بدانند که آیا آنان را در جهنّم میبینند یا نه؟
﴿أَتَّخَذۡنَٰهُمۡ سِخۡرِيًّا أَمۡ زَاغَتۡ عَنۡهُمُ ٱلۡأَبۡصَٰرُ٦٣﴾یعنی ندیدن ما آنها را در میان اهل جهنّم دو حالت دارد: یا ما در اینکه آنها را از بدکاران به حساب میآوردیم اشتباه کردهایم، زیرا آنها از برگزیدگان هستند، و سخن ما درباره آنها از روی تمسخر بوده است. و واقعیت همین است، همانطور که خداوند متعال به اهل جهنم فرموده است: ﴿إِنَّهُۥ كَانَ فَرِيقٞ مِّنۡ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱغۡفِرۡ لَنَا وَٱرۡحَمۡنَا وَأَنتَ خَيۡرُ ٱلرَّٰحِمِينَ١٠٩ فَٱتَّخَذۡتُمُوهُمۡ سِخۡرِيًّا حَتَّىٰٓ أَنسَوۡكُمۡ ذِكۡرِي وَكُنتُم مِّنۡهُمۡ تَضۡحَكُونَ١١٠﴾[المؤمنون: ۱۰۹-۱۱۰]. «بیگمان گروهی از بندگان من میگفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردهایم، پس ما بیامرز و بر ما رحم بفرما، و تو بهترین رحم کنندگان هستی. پس شما آنها را به مسخره گرفتید تا اینکه شما را از یاد من فراموش گرداندند و شما به آنها میخندیدید».
و حالت دوم این است که ما نمیتوانیم آنها را در عذاب و در کنار خود ببینیم، چرا که آنها با ما هستند وعذاب داده میشوند ولی چشمان ما از آنها برگشته و آنها را نمیبینیم. احتمالا این همان عقایدی است که در دنیا به آن باور داشتند، زیرا همواره برای مومنان حکم به جهنّمی بودن میکردند تا جایی که این باور در دلهایشان جای گرفت و در بافت دلهایشان نفوذ کرد. پس آنها با این حالت و وضعّیت وارد جهنّم میشوند، و از این رو چنین سخنانی میگویند. و احتمال دارد که از سخنشان از روی فریبکاری باشد، آنها همانطور که در دنیا مردمان را فریب دادند، حتّی در جهنّم هم دیگران را گول میزنند. بنابراین، اهل اعراف به اهل جهنم میگویند: [الأعراف: ۴۹]. ﴿أَهَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَقۡسَمۡتُمۡ لَا يَنَالُهُمُ ٱللَّهُ بِرَحۡمَةٍۚ ٱدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡكُمۡ وَلَآ أَنتُمۡ تَحۡزَنُونَ٤٩﴾[الأعراف: ۴۹]. «آیا اینان کسانی هستند که شما سوگند خوردید خداوند رحمتی نصیب آنها نمیگرداند؟! اما اینک به آنها گفت شد: که وارد بهشت شوید، هیچ ترسی بر شما نیست، و اندوهگین نمیشوید».
خداوند با تاکید بر آنچه که از آن خبر دادهاست میفرماید: ﴿إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقّٞ﴾چیزی را که برایتان بیان کردم یک واقعّیت است، و شک و تردیدی در آن نیست، ﴿تَخَاصُمُ أَهۡلِ ٱلنَّارِ﴾نزاع و مخاصمه دوزخیان با یکدیگر یک حقیقت است.
آیهی ۸۸-۶۵:
﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ مُنذِرٞۖ وَمَا مِنۡ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّارُ٦٥﴾[ص: ۶۵]. «بگو: من تنها بیمدهنده هستم و بس، و هیچ معبود به حقّی جز خداوند یگانه و چیره وجود ندارد».
﴿رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡغَفَّٰرُ٦٦﴾[ص: ۶۶]. «پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است. (خداوند) توانمند آمرزگار».
﴿قُلۡ هُوَ نَبَؤٌاْ عَظِيمٌ٦٧﴾[ص: ۶۷]. «بگو: آن خبر بزرگی است».
﴿أَنتُمۡ عَنۡهُ مُعۡرِضُونَ٦٨﴾[ص: ۶۸]. «شما از آن روی میگردانید».
﴿مَا كَانَ لِيَ مِنۡ عِلۡمِۢ بِٱلۡمَلَإِ ٱلۡأَعۡلَىٰٓ إِذۡ يَخۡتَصِمُونَ٦٩﴾[ص: ۶۹]. «من از ملأ اعلی (و فرشتگان عالم بالا) وقتیکه با همدیگر گفتگو میکنند خبری ندارم».
﴿إِن يُوحَىٰٓ إِلَيَّ إِلَّآ أَنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٞ مُّبِينٌ٧٠﴾[ص: ۷۰]. «به من وحی نمیشود مگر بدان خاطر که بیمدهندهای آشکار هستم».
﴿إِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي خَٰلِقُۢ بَشَرٗا مِّن طِينٖ٧١﴾[ص: ۷۱]. «وقتیکه پروردگارت به فرشتگان گفت: همانا من انسانی از گل خواهم آفرید».
﴿فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ٧٢﴾[ص: ۷۲]. «پس هنگامیکه آنرا سر و سامان دادم و از روح خود در او دمیدم در برابرش سجده ببرید».
﴿فَسَجَدَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمۡ أَجۡمَعُونَ٧٣﴾[ص: ۷۳]. «پس همۀ فرشتگان جملگی سجده بردند».
﴿إِلَّآ إِبۡلِيسَ ٱسۡتَكۡبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٧٤﴾[ص: ۷۴]. «جز ابلیس که تکبّر ورزید و از کافران شد».
﴿قَالَ يَٰٓإِبۡلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسۡجُدَ لِمَا خَلَقۡتُ بِيَدَيَّۖ أَسۡتَكۡبَرۡتَ أَمۡ كُنتَ مِنَ ٱلۡعَالِينَ٧٥﴾[ص: ۷۵]. «(خداوند) فرمود: ای ابلیس! چه چیزی تو را بازداشت از اینکه برای آنچه با دو دست خود آفریدهام سجده کنی؟ تکبّر ورزیدی یا از بلندپایگان هستی»؟!.
﴿قَالَ أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡهُ خَلَقۡتَنِي مِن نَّارٖ وَخَلَقۡتَهُۥ مِن طِينٖ٧٦﴾[ص: ۷۶]. «گفت: من از او بهتر هستم، مرا از آتش آفریدهای و او را از گل آفریدهای».
﴿قَالَ فَٱخۡرُجۡ مِنۡهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٞ٧٧﴾[ص: ۷۷]. «(خداوند) فرمود: از آن بیرون شو که بهراستی تو رانده شدهای».
﴿وَإِنَّ عَلَيۡكَ لَعۡنَتِيٓ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلدِّينِ٧٨﴾[ص: ۷۸]. «و بیگمان تا روز جزا نفرین من بر تو خواهد بود».
﴿قَالَ رَبِّ فَأَنظِرۡنِيٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ٧٩﴾[ص: ۷۹]. «گفت: پروردگارا! تا روزی که بندگان برانگیخته میشوند مرا مهلت بده».
﴿قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلۡمُنظَرِينَ٨٠﴾[ص: ۸۰]. «گفت: همانا تو از مهلت یافتگانی».
﴿إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡوَقۡتِ ٱلۡمَعۡلُومِ٨١﴾[ص: ۸۱]. «تا روز زمان معیّن».
﴿قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ٨٢﴾[ص: ۸۲]. «گفت: پس سوگند به عزّت و عظمت تو که همگی آنانرا گمراه میکنم».
﴿إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ٨٣﴾[ص: ۸۳] «مگر آن بندگان مخلص تو را».
﴿قَالَ فَٱلۡحَقُّ وَٱلۡحَقَّ أَقُولُ٨٤﴾[ص: ۸۴]. «گفت: پس (این) حقّ است و حق را میگویم».
﴿لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ أَجۡمَعِينَ٨٥﴾[ص: ۸۵]. «به یقین دوزخ را هم از تو و هم از کسانیکه از تو پیروی کنند پر خواهم کرد».
﴿قُلۡ مَآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٖ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُتَكَلِّفِينَ٨٦﴾[ص: ۸۶]. «بگو: من در مقابل (رساندن) قرآن هیچ پاداشی از شما نمیطلبم، و از مدّعیان (دروغین نبوّت هم) نیستم».
﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ٨٧﴾[ص: ۸۷]. «این (قرآن) جز پندی برای جهانیان نیست».
﴿وَلَتَعۡلَمُنَّ نَبَأَهُۥ بَعۡدَ حِينِۢ٨٨﴾[ص: ۸۸]. «و حتماً خبر آنرا بعد از مدّت زمانی خواهید دانست».
﴿قُلۡ﴾ای پیامبر! اگر این تکذیب کنندگان از تو چیزی خواستند که در اختیار تو نیست به آنها بگو: ﴿إِنَّمَآ أَنَا۠ مُنذِرٞ﴾تنها چیزی که من در اختیار دارم این است که من یک بیمدهنده هستم و بس، و اختیار کار در دست خداوند است، و من شما را امر و نهی میکنم، و شما را به انجام خیر تشویق مینمایم و از بدی و شر باز میدارم. پس هرکس راهیاب شد به سود خودش میباشد، و هرکس گمراه گردید به زیان خودش گمراه شده است. ﴿وَمَا مِنۡ إِلَٰهٍ إِلَّا ٱللَّهُ﴾و هیچ معبود به حقّی نیست جز الله، ﴿ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّارُ﴾خداوندِ یگانه غالب این تاکید بر الوّهیت خداوند با استناد به دلایل قاطع است. و آن دلیل یگانه بودن خداوند و غالب و چیره بودن او بر هرچیزی است. زیرا چیرگی ملازم یگانگی است. و هرگز چنین نمیشود که دو چیره و غالب برابر باشند، پس کسی که بر همه چیز غالب و چیره میباشد خداوند یگانه است و نظیر و همانندی ندارد.
و او خدایی است که سزاوار است تنها وی پرستش شود، همان طور که تنها او غالب و چیره میباشد. و این را با تاکید بر توحید ربوبّیت بیان نمود و فرمود: ﴿رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا﴾آفریننده آسمانها و زمین و آنچه میان آنها میباشد، و پرورگار آنهاست. اوست که در آنها هر نوع تدبیر و تصرّفی را انجام میدهد. ﴿ٱلۡعَزِيزُ﴾دارای قدرت و توانایی است و با قدرت و توانایی خویش همه مخلوقات را آفریده است. ﴿ٱلۡغَفَّٰرُ﴾و همه گناهان کوچک و بزرگ را برای کسی که بهسوی او باز گردد و توبه نماید و از گناهان دست بکشد میآمرزد. پس او خدایی است که باید پرستش شود و روزی نمیدهد و زیان و سودی نمیرساند و هیچ چیزی در اختیار او نیست و فاقد توانایی است و آمرزش گناهان و بدیها در دست او نیست سزاوار پرستش نمیباشد.
﴿قُلۡ﴾پس آنان را برحذردار، و هشدارشان ده و به آنها بگو: ﴿هُوَ نَبَؤٌاْ عَظِيمٌ﴾آنچه در رابطه با رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ و مجازات از آن خبر دادهام، خبر بزرگی است و باید به شدّت به آن اهتمام دهید و از آن غافل نشوید. ﴿أَنتُمۡ عَنۡهُ مُعۡرِضُونَ٦٨﴾ولی شما از آن روی گردانید، انگار که حساب و کتاب و عذاب و پاداشی در پیش روی ندارید.
پس اگر در گفته و خبر من تردید دارید، بدانید که من به شما خبرهایی میدهم که خود از آن آگاهی ندارم و آنها را در کتابی نخواندهام. پس این خبرها را که مطابق حقیقت هستند و بدون کم و کاست به شما میرسانم بزرگترین شاهد و گواه بر راستگویی من است، و بزرگترین دلیل بر حقانیت چیزی است که برایتان آوردهام. بنابراین فرمود: ﴿مَا كَانَ لِيَ مِنۡ عِلۡمِۢ بِٱلۡمَلَإِ ٱلۡأَعۡلَىٰٓ﴾من هیچ خبری از فرشتگان ندارم، ﴿إِذۡ يَخۡتَصِمُونَ﴾آن زمان که گفتگو میکنند. پس اگر خداوند به من نمیآموخت و به من وحی نمیکرد من از آنها آگاهی نداشتم. بنابراین فرمود: ﴿إِن يُوحَىٰٓ إِلَيَّ إِلَّآ أَنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٞ مُّبِينٌ٧٠﴾به من وحی نمیشود مگر بدان خاطر که بیم دهندهای آشکار هستم. پس بیم رسانی من آشکارترین بیم رسانی است. سپس گفتگوی فرشتگان عالم بالا را بیان کرد و فرمود: ﴿إِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي خَٰلِقُۢ بَشَرٗا مِّن طِينٖ٧١﴾آنگاه که پروردگارت به فرشتگان خبر داد و فرمود: من انسانی که مادّهاش از گل است خواهم آفرید، ﴿فَإِذَا سَوَّيۡتُهُۥ وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ٧٢﴾پس هرگاه جسم او را سروسامان دادم و ساخته و پرداختهاش کردم و در آن از روح متعلقّ به خود، دمیدم، همه برای او سجدهکنان به خاک افتید. فرشتگان خود را برای اینکار آماده کردند و مترصد ماندند که هرگاه آفرینش آدم تمام شود و روح در او دمیده شود آنها به اطاعت از پروردگار خود و به احترام آدم÷سجده کنند. وقتی که آفرینش جسم و روح آدم تمام شد و خداوند آدم و فرشتگان را در علم و دانش امتحان کرد و فضیلت برتری آدم بر فرشتگان ظاهر شد، خداوند فرشتگان را دستور داد تا برای وی سجده ببرند.
﴿فَسَجَدَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمۡ أَجۡمَعُونَ٧٣ إِلَّآ إِبۡلِيسَ ٱسۡتَكۡبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٧٤﴾پس همه فرشتگان جملگی سجده بردند، جز ابلیس که سجده نبرد و از دستور پروردگار سرباز زد و خود را از آدم بزرگتر و برتر دانست و او در علم الهی از کافران بود.
﴿قَالَ يَٰٓإِبۡلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسۡجُدَ لِمَا خَلَقۡتُ بِيَدَيَّ﴾خداوند با سرزنش ابلیس به وی گفت: ای ابلیس! چه چیزی تو را بازداشت از آن که برای آنچه با دو دست خود آفریدهام سجده کنی؟! یعنی من او را با این چیز شرافت و کرامت دادهام و این ویژگی را مختص او گرداندهام و این اقتضا مینماید که نباید بر او تکبر کرد و خود را از او بالاتر دانست. ﴿أَسۡتَكۡبَرۡتَ﴾آیا در امتناع ورزیدنت تکبر ورزیدی. ﴿أَمۡ كُنتَ مِنَ ٱلۡعَالِينَ﴾یا از کسانی هستی که بر جهانیان برتری دارند.
﴿قَالَ أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡهُ خَلَقۡتَنِي مِن نَّارٖ وَخَلَقۡتَهُۥ مِن طِينٖ٧٦﴾ابلیس با مخالفت با پروردگارش گفت: من از او بهتر هستم، مرا از آتش آفریدهای و او را از گل. ابلیس گمان میبرد که عنصر و مادّه آتش از عنصر خاک بهتر است. و این قیاس فاسدی بود، چون عنصر آتش شر و فساد و برتریجویی و خشونت و سبکسری است، و عنصر خاک خردورزی و تواضع و رویاندن انواع گیاهان و درختان است، و خاک بر آتش غالب میشود و آن را خاموش میکند.و آتش نیاز به مادّهای دارد که از آن پدید آید امّا خاک به خودی خود وجود دارد. پس قیاس ابلیس که با دستور شفاهی خداوند مخالفت کرد باطل شد و فسادش آشکار گردید. و این قیاس سرکرده شر و فساد است، پس در مورد قیاس شاگردان او که با قیاس خود با حق مخالف میورزند چه فکر میکنی؟ پس قیاس آنها از این قیاس پوچتر و باطلتر است.
﴿قَالَ فَٱخۡرُجۡ مِنۡهَا﴾خداوند به ابلیس گفت: از آسما و جایگاه ارزشمند بیرون برو، ﴿فَإِنَّكَ رَجِيمٞ﴾چرا که تو مطرود و رانده شده از رحمت الهی هستی. ﴿وَإِنَّ عَلَيۡكَ لَعۡنَتِيٓ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلدِّينِ٧٨﴾و بیگمان تا روز قیامت تو را لعنت و مطرود خواهم ساخت. ﴿قَالَ رَبِّ فَأَنظِرۡنِيٓ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ٧٩﴾ابلیس از شدّت دشمنی که با آدم و فرزندانش داشت، گفت: پروردگارا! تا روز رستاخیز به من مهلت بده. این دعا را کرد تا بتواند کسانی را گمراه سازد که خداوند گمراهی را برای آنها مقدّر ساخته است.
﴿قَالَ﴾خداوند دعای او را پذیرفت، چون حکمت خداوند چنین اقتضا میکرد، پس فرمود: ﴿فَإِنَّكَ مِنَ ٱلۡمُنظَرِينَ٨٠ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡوَقۡتِ ٱلۡمَعۡلُومِ٨١﴾تا روز زمان معین به تو مهلت داده میشود و وقتی که نسل آدم تمام شد امتحان نیز تمام میشود.
وقتی شیطان دانست که به او مهلت داده شده است ـزیرا آنقدر کثیف و پلید بودـ برای خداوند آشکار ساخت که چه دشمنی و عداوت شدیدی با خدا و آدم و ذریهی آدم دارد، بنابراین گفت: ﴿فَبِعِزَّتِكَ لَأُغۡوِيَنَّهُمۡ أَجۡمَعِينَ﴾احتمال دارد «باء» در ﴿فَبِعِزَّتِكَ﴾برای قسم باشد، آنگاه معنی چنین خواهد بود: سوگند به عظمت و شکوهت که همه آنها را گمراه میکنم.
﴿إِلَّا عِبَادَكَ مِنۡهُمُ ٱلۡمُخۡلَصِينَ٨٣﴾مگر بندگان مخلصت. بندگان مخلص کسانی هستند که خداوند آنان را برای اطاعت خود برگزیده و آنها را به خاطر کمال ایمانشان و به خاطر این که همه آنچه را که در توان دارند در راه اطاعت از پروردگارشان مبذول میدارند، از گمراهی مصون داشته است. پس ابلیس دانست که خداوند آنها را از توطئه و مکرش محافظت خواهد کرد. و احتمال دارد که « باء» در ﴿فَبِعِزَّتِكَ﴾برای استعانت باشد، زیرا شیطان وقتی دانست که از هر جهت ناتوان است و هیچکس را جز با خواست خدا گمراه نخواهد کرد، از عظمت خود برای گمراه کردن فرزندان آدم کمک گرفت، درحالیکه او دشمن حقیقی خدا بود. پس پروردگارا! ما ناتوان و مقصّر هستیم و به همه نعمتهایت اعتراف میکنیم و ذرّیه و نسل کسی هستیم که او را شرافت و کرامت دادهای.
پس، از عزّت و عظمت و قدرتت کمک میطلبیم و از رحمت فراگیرت که همه مخلوقات را در برگرفته است و از آن به ما نیز رساندهای و به وسیله آن رنجها را از ما دور ساختهای کمک میطلبیم که ما را برای مبارزه و دشمنی با شیطان و سالم ماندن از شر و دام او یاری نمایی. و به تو گمان نیک داریم که دعای ما را اجابت میکنی و به وعدهات که به ما دادهای، ایمان داریم که فرمودهای: ﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡ﴾[غافر: ۶۰] «و پروردگارت گفت: مرا بخوانید تا دعایتان را اجابت کنم». پس ما تو را به فریاد خواندهایم همانطور که به ما فرمان دادهای، پس دعای ما را بپذیر همانگونه که به ما وعده دادهای. ﴿إِنَّكَ لَا تُخۡلِفُ ٱلۡمِيعَادَ﴾[آل عمران: ۱۹۴]. «بیگمان تو خلاف وعده نمیکنی».
﴿قَالَ فَٱلۡحَقُّ وَٱلۡحَقَّ أَقُولُ٨٤﴾خداوند متعال فرمود: حق صفت من است و گفت من حق است. و آن اینکه ﴿لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنۡهُمۡ أَجۡمَعِينَ٨٥﴾جهنّم را از تو و از آن دسته از فرزندان آدم که از تو پیروی کنند پرخواهم کرد.
﴿قُلۡ مَآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ أَجۡرٖ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلۡمُتَكَلِّفِينَ٨٦﴾بگو: در مقابل دعوت کردنتان از شما مزدی نمیخواهم، و من از کسانی نیستم که چیزی را به دروغ ادعا کنم و به چیزی بپردازم که از آن آگاهی ندارم. من فقط از آنچه به من وحی میشود پیروی میکنم. ﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ٨٧﴾این وحی، و قرآن فقط پندی است برای جهانیان و همه منافع دینی و دنیوی جهانیان را به آنها یادآوری مینماید، و مایه سربلندی جهانیان است و نیز حجّت را بر مخالفان اقامه میکند. پس این سوره بزرگ مشتمل بر پند و حکمت و خبربزرگ و اقامه حجت بر کسانی است که قرآن را تکذیب کردند و با آن مخالفت ورزیدند، نیز کسی که قرآن را آورده تکذیب کردند. و در این سوره از بندگان مخلص خدا خبر داده شده و پاداش پرهیزگاران و سزای سرکشان بیان شده است، بنابراین در ابتدای آن سوگند خورد که قرآن دارای مقامی والا و مایه تذکار و یادآوری است.
و در آخر هم بیان کرد که پند و یادآوری است برای جهانیان. و یادآوردن در این سوره فراوان ذکر شده است. مانند ﴿وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَا﴾«و به یادآور بنده ما را». ﴿وَٱذۡكُرۡ عَبۡدَنَا﴾«و بندگان ما را به یادآور».
﴿رَحۡمَةٗ مِّنۡ عِندِنَا وَذِكۡرَىٰ لِلۡعَٰبِدِينَ﴾[الأنبیاء: ۸۴]. «رحمتی از جانب ما و یادآوری است». ﴿هَٰذَا ذِكۡرٞ﴾«این یادآوری است». بار خدایا! آنچه از قرآن را که نمیدانیم به ما بیاموز، و آنچه را که از روی غفلت فراموش کرده یا ترک نمودهایم به یاد ما بیاور. ﴿وَلَتَعۡلَمُنَّ نَبَأَهُۥ بَعۡدَ حِينِۢ٨٨﴾و حتما خبر آنرا بعد از مدّت زمانی خواهید دانست، و آن وقتی است که عذاب بر آنها فرود میآید و اسباب را نخواهند یافت که به آن متوسل شوند، و بیجاره میگردند.
پایان تفسیر سورهی صاد
مکی است و ۷۵ آیه دارد.
آیهی ۳-۱:
﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ١﴾[الزمر: ۱]. «فرو فرستادن (این) کتاب از سوی خداوند توانمند باحکمت است».
﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ فَٱعۡبُدِ ٱللَّهَ مُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ٢﴾[الزمر: ۲]. «بیگمان ما کتاب را به حقّ بر تو نازل کردهایم، پس خدا را پرستش کن و دین خود را برای او خالص گردان».
﴿أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُۚ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ مَا نَعۡبُدُهُمۡ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ فِي مَا هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ٣﴾[الزمر: ۳]. «بدانکه پرستش ناب از آن خداست و کسانی که بهجای او دوستانی گرفتهاند (میگویند): ما آنانرا پرستش نمیکنیم مگر برای آنکه ما را به خداوند نزدیک گردانند. خداوند میان ایشان دربارۀ چیزی که در آن اختلاف میورزند داوری خواهد کرد، بیگمان خداوند دروغگوی ناسپاس را هدایت نمیکند».
خداوند متعال از عظمت قرآن و از شکوه کسی که از آن سخن گفته از سوی او نازل شده خبر داده و میفرماید: قرآن از جانب خداوند توانمند و با حکمت نازل شده است، کسی که الوهیت و عبادت برای او، جزو صفات ایشان میباشد. و این به خاطر عظمت و کمال و توانایی اوست که بر همه مخلوقات چیره است و هر چیزی در برابر او حقیر و ضعیف است. و در آفرینش و فرمانش دارای حکمت و فرزانگی است. پس قرآن از جانب خدایی نازل شده که صفتش چنین است و سخن گفتن صفت او است، و صفت تابع موصوف است. پس همانطور که خداوند از هر جهت کامل است و همتایی ندارد، قرآنش نیز چنین است، و برای وصف قرآن همین کافی است، و بر مقام والای آن دلالت مینماید، امّا با این وجود بیشتر کمال آنرا روشن کرد آن هم به سبب دو چیز: اول: به سبب کسی که قرآن را بر او نازل کرده است، و او محمّدصاست، شریفترین مخلوقات. پس قرآن نیز شریفترین کتاب است.
دوم: به سبب چیزی که سبب نزول قرآن است، و آن حق میباشد. پس نازل شدن قرآن هم به سبب حقی است که هیچ شکی در آن نیست تا مردم را از تاریکیها بیرون آورد و به سوی نور رهنمون شود و هم دراخبار راستینی که داده و در احکام عادلانهای که با خود دارد دربر گیرندهی حق است. بنابراین تمام مطالب علمی که قرآن بر آن دلالت مینماید بالاترین انواع حق است، و بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست.
و از آنجا که قرآن از سوی حق نازل شده و مشتمل بر حق است و برای هدایت خلق بر شریفترین مردم نازل شده است نعمت بسیار بزرگی است و باید شکر آن را به جای آورد و شکر آن همان خالص گرداندن عبادت و بندگی برای خداست. بنابراین فرمود: ﴿فَٱعۡبُدِ ٱللَّهَ مُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ﴾پس همه دین و عبادت خود را از قبیل شرائع ظاهری و باطنی، اسلام، ایمان و احسان را برای خدا خالص بگردان. یعنی اینها را فقط برای خدا انجام ده و هدف تو از آن فقط جلب رضایت خدا باشد.
﴿أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُ﴾این فراز از آیه تاکیدی بر موضوع اخلاص برای خدا است که پیشتر بدان امر نمود. و بیانگر آن است که همانگونه که هر کمالی متعلق به خدا است، نیز دین خالصِ پاک از تمامی آلودگیها از آن اوست، زیرا دین خالص آن دینی است که او به عنوان دین خویش برگزیده است. و آنانرا بدان امر نموده است، چرا که متضمن عبادت کردن بندگان برای خداست از حیث محبت وی و ترس از او و امید به او. نیز متضمن آن است که بهسوی او برگردند و او را پرستش نمایند و برای بدست آوردن نیازهایشان به او پناه ببرند.
و این چنین عبادتی است که دلها را پاکیزه میگرداند. امّا شرک ورزیدن در هر عبادتی قلب را آلوده میگرداند و خداوند از داشتن هر شریک و هر نوع شراکتی پاک است. شرک ورزیدن دل و روح آدمی را در دنیا و آخرت به تباهی میکشاند و مایه نهایت شقاوت و بدبختی است، بنابراین وقتی به توحید و اخلاص فرمان داد از شرک ورزیدن به خدا نهی کرد و کسی را که به او شرک میورزد مذمّت نمود. پس فرمود: ﴿وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ﴾و کسانی که بهجای خدا دوستان و یاورانی برگرفتهاند که با پرستش آنها و به فریاد خواندنشان با آنها دوستی مینمایند و عذر خود را چنین بیان میکنند و میگویند: ﴿مَا نَعۡبُدُهُمۡ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ﴾ما آنان را پرستش نمیکنیم مگر برای آن که نیازهای ما را به خدا برسانند و پیش خدا برای ما شفاعت کنند، وگرنه ما میدانیم که اینها نمیآفرینند و روزی نمیدهند، و هیچ چیزی در اختیارشان نیست. پس اینها یگانهپرستی و اخلاصی را که خداوند به آن دستور دادهاست ترک نموده و بر انجام بزرگترین کار حرام که شرک است جرأت کردهاند و کسی را که همتا و همانندی ندارد و پادشاه بزرگ است با پادشاهان دنیا مقایسه کرده و با عقلهای فاسد خود چنین گمان بردهاند که ـ همانگونه که نمیتوان به پادشاهان رسید بدون واسطه گری و سفارش و خواهش افراد والا مقام و وزرایی که نیاز و خواستههای ملّت را به پادشاهان میرسانند و نسبت به ایشان ترحمشان برانگیخته و زمینهی برآورده شدن آن نیاز و خواستهها را فراهم میکنند ـ خداوند متعال نیز چنین است و این قیاس از فاسدترین قیاسهاست، چرا که متضمن مساوات میان خالق و مخلوق است، با اینکه از دیدگاه عقل و نقل و فطرت فرق بزرگی بین خالق و مخلوق وجود دارد. پادشاهان بدان جهت نیاز دارند تا افرادی میان آنها و رعیتشان واسطه قرار گیرند چون آنها احوال رعیت را نمیدانند. بنابراین به کسی نیاز دارند که آنان را از احوالشان باخبر نماید.
و شاید رحمت و مهربانی در دلشان نسبت به کسی که نیازمند است نباشد، بنابراین به کسی احتیاج دارند که آنان را وادار نماید تا بر آنها رحم کنند. و به سفارش کنندگان و وزیران نیاز دارند و از آنها میترسند، بنابراین، نیاز کسانی را که وزیران برایشان وساطت میکنند برآورده میسازند تا اینگونه رعایت وزیران را کرده باشند. و نیز پادشاهان، فقیر و مستمند هستند و گاهی به خاطر فقر از برآورده کردن نیاز سرباز میزنند. اما پروردگار متعال خدایی است که علم و آگاهی او ظاهر و باطنِ امور را در برگرفته است و به کسی نیاز ندارد که او را از احوال رعیتها و بندگانش باخبر کند. و او تعالی مهربانترین مهربانان است و بخشندهترین بخشایندگان است و به هیچ کسی از بندگانش نیاز ندارد تا نسبت به بندگانش مهربانی کنند، بلکه خداوند از خود بندگان و از پدران و مادرانشان برایشان مهربانتر است و اوست که آنها را تشویق مینماید و آنها را به سوی اسبابی فرا میخواند که به وسیله آن رحمت الهی را به دست آورند. او چیزهایی از منافع و مصالح آنها را میخواهد که خودشان هم برای خود نمیخواهند.
و خداوند دارای توانگری مطلق و کامل است و اگر همه مخلوقات از اول تا آخر در یک میدان جمع شوند و از او بخواهند و او به هرکس هر آنچه که خواسته و آرزو نموده است بدهد، هیچ چیزی از توانگریاش کم نخواهد شد، و هیچ چیزی را از آنچه او دارد کم نمیکنند، مگر به اندازهای که سوزنی در دریا فرو برده شود و اندازهای از آب دریا را با خود بالا آوَرَد. و همه شفاعت کنندگان از او میترسند و هیچ کسی از آنها جز با اجازه او شفاعت نخواهد کرد. و تمام شفاعتها در دست اوست. پس با این تفاوتها جهالت مشرکین نسبت به خدا و بیخردی بزرگشان و شدّت جرأت آنها بر وی معلوم میشود. و نیز حکمت اینکه خداوند شرک را نمیبخشد معلوم میگردد، چون شرک عیبجویی خداوند را در بردارد. بنابراین، میان دو گروه یگانهپرست و مشرک داوری کرده و در ضمن مشرکان را تهدید نموده و میفرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ فِي مَا هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾بیگمان خداوند میان ایشان درباره آنچه که در آن اختلاف میورزند داوری خواهد کرد. و دانسته شد که حکم و داوری خداوند این است که مومنان مخلص را در باغهای بهشت جای دهد، و هرکس که برای خدا شریک قائل شود بهشت را بر او حرام گرداند و جایگاهش را آتش دوزخ قرار دهد. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ﴾بیگمان خداوند توفیق هدایت شدن به راه راست را به کسی نمیدهد که دروغگو و کفر پیشه و ناسپاس است و مواعظ و آیات نزد او میآیند امّا دروغگویی و ناسپاسی از او دور نمیشود.
و خداوند نشانهها را به او نشان میدهد امّا آنها را انکار میکند و به آنها کفر میورزد و دروغ میگوید. پس چنین کسی چگونه هدایت میشود درحالیکه دروازه هدایت را به روی خود بسته است؟! و به سزای کارهایی که میکند خداوند بر دلش مهر مینهد پس او ایمان نخواهد آورد.
آیهی ۴:
﴿لَّوۡ أَرَادَ ٱللَّهُ أَن يَتَّخِذَ وَلَدٗا لَّٱصۡطَفَىٰ مِمَّا يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ سُبۡحَٰنَهُۥۖ هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّارُ٤﴾[الزمر: ۴]. «اگر خداوند میخواست فرزندی بگیرد از میان چیزهایی که خود میآفریند کسی یا چیزی را برمیگزید. او پاک و منزّه و خداوند یگانه و پیروزمند است».
﴿لَّوۡ أَرَادَ ٱللَّهُ أَن يَتَّخِذَ وَلَدٗا﴾اگر خداوند آنگونه که بیخردان گمان میبرند میخواست فرزندی داشته باشد، ﴿لَّٱصۡطَفَىٰ مِمَّا يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُ﴾از میان مخلوقات کسی را که میخواست برمی گزید، و آن را به منزله فرزند خویش قرار میداد، و نیازی به گرفتن همسر نداشت. ﴿سُبۡحَٰنَهُ﴾پاک و منّزه است خداوند از آنچه کافران درباره او گمان میبرند، و پاک است از آنچه که ملحدان به او نسبت میدهند. ﴿هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡوَٰحِدُ﴾و او در ذات و اسما و صفات و در کارهایش یگانه است، پس او در این چیزها شبیه و همانندی ندارد، و اگر فرزندی داشت این اقتضا میکرد تا در یگانیاش شبیه او باشد، چون فرزند جزئی از او میشد.
﴿ٱلۡقَهَّارُ﴾و بر همه جهان بالا و پایین چیره است، پس اگر فرزندی داشت فرزندش تحت چیرگی او قرار نمیگرفت، و بر پدرش از روی ناز و کرشمه گستاخی میکرد. و یگانگی و چیرگی خداوند متلازم هستند. پس یگانه حتما چیره است، و کسی نمیتواند بر همه چیز چیره باشد مگر اینکه یگانه و یکتا باشد، و این امر مشارکتِ با او را از هر جهت نفی میکند.
آیهی ۷-۵:
﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّۖ يُكَوِّرُ ٱلَّيۡلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَيُكَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّيۡلِۖ وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ يَجۡرِي لِأَجَلٖ مُّسَمًّىۗ أَلَا هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡغَفَّٰرُ٥﴾[الزمر: ۵]. «خداوند آسمانها و زمین را به حق آفریده است، شب را بر روز و روز را بر شب میگستراند و خورشید و ماه را فرمانبردار کرده است و هریک تا زمان معیّنی در حرکت خواهد بود. بدانکه اوست پیروزمند آمرزگار».
﴿خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ ثُمَّ جَعَلَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖۚ يَخۡلُقُكُمۡ فِي بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡ خَلۡقٗا مِّنۢ بَعۡدِ خَلۡقٖ فِي ظُلُمَٰتٖ ثَلَٰثٖۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ لَهُ ٱلۡمُلۡكُۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ فَأَنَّىٰ تُصۡرَفُونَ٦﴾[الزمر: ۶]. «شما را از یک تن آفرید سپس همسرش را از آن پدید آورد و از چهارپایان هشت نوع برای شما آفرید. او شما را در شکمهای مادرانتان درمیان تاریکهای سهگانه آفرینشهای پیاپی میبخشد. کسیکه چنین میکند الله است و پروردگار شما است و فرمانروایی از آن اوست، معبود به حقی جز او نیست. پس چگونه برگردانده میشوید»؟!.
﴿إِن تَكۡفُرُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمۡۖ وَلَا يَرۡضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلۡكُفۡرَۖ وَإِن تَشۡكُرُواْ يَرۡضَهُ لَكُمۡۗ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰۚ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرۡجِعُكُمۡ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٧﴾[الزمر: ۷]. «اگر کافر گردید (بدانید که) بیگمان خداوند از شما بینیاز است ولی کفر را برای بندگان خود نمیپسندد. و اگر سپاس بگزارید آنرا برایتان میپسندد. و هیچکس بار گناهان دیگری را بر دوش نمیکشد، آنگاه بازگشت همۀ شما بهسوی پروردگارتان خواهد بود، سپس شما را به آنچه میکردید خبر میدهد. بیگمان او به راز دلها دانا است».
خداوند متعال خبر میدهد که او ﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ﴾آسمانها و زمین را از روی حکمت و مصلحت آفریده است، و تا بندگان را امر ونهی کند، و به آنها پاداش و کیفر بدهد. ﴿يُكَوِّرُ ٱلَّيۡلَ عَلَى ٱلنَّهَارِ وَيُكَوِّرُ ٱلنَّهَارَ عَلَى ٱلَّيۡلِ﴾هریک از شب و روز را بر دیگری داخل میکند، و هریک را به جای دیگری قرار میدهد. و شب و روز جمع نمیشوند، بلکه هرگاه یکی بیاید دیگری میرود. ﴿وَسَخَّرَ ٱلشَّمۡسَ وَٱلۡقَمَرَۖ كُلّٞ يَجۡرِي لِأَجَلٖ مُّسَمًّى﴾و خورشید و ماه را به صورت منظّم مسخّر کرده و آنها حرکتی قانونمند دارند و هریک تا مدت زمان معینی حرکت خواهد کرد و آن زمانی است که این دنیا به پایان میرسد و نابود میشود. پس آن گاه خداوند همه مخلوقات و خورشید و ماه را از بین میبرد و آفرینش را از نو آغاز میکند تا در سرای جاودانگی بهشت یا جهّنم ماندگار شوند. ﴿أَلَا هُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾بدانکه او غالب است و بر هرچیزی چیره میباشد و هیچ چیزی در برابر او توان سرپیچی ندارد و او با توانمندی خویش این مخلوقات بزرگ را پدید آورده و آنها را فرمانبردار نموده است که به فرمان او حرکت میکنند. ﴿ٱلۡغَفَّٰرُ﴾آمرزنده گناهان بندگانِ توبهکار و با ایمان میباشد. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَإِنِّي لَغَفَّارٞ لِّمَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا ثُمَّ ٱهۡتَدَىٰ٨٢﴾[طه: ۸۲]. «و بیگمان من آمرزنده هستم برای کسی که توبه کرده و ایمان آوَرَد و کار شایسته انجام دهد و سپس راهیاب شود». و خداوند کسی را که شرک بورزد بعد از آن که آیات بزرگ او را دیده است سپس توبه کند و برگردد میآمرزد.
از قدرت و توانمندیاش این است که ﴿خَلَقَكُم مِّن نَّفۡسٖ وَٰحِدَةٖ﴾شما را با اینکه زیاد هستید و در گوشههای زمین پراکنده میباشید از یک تن آفرید. ﴿ثُمَّ جَعَلَ مِنۡهَا زَوۡجَهَا﴾سپس همسرش را از آن پدید آورد تا در آغوش همدیگر آرام بگیرند و نعمتش را بر آنان کامل بگرداند. ﴿وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖ﴾و از چهارپایان هشت نوع را با تقدیر و اندازهگیری معینی از سوی خود، برای شما آفرید. و این بیانگر رحمت و مهربانی او نسبت به شما است. و آن هشت نوع همانها هستند که در سوره انعام بیان شدهاند: ﴿ثَمَٰنِيَةَ أَزۡوَٰجٖۖ مِّنَ ٱلضَّأۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَمِنَ ٱلۡمَعۡزِ ٱثۡنَيۡنِۗ قُلۡ ءَآلذَّكَرَيۡنِ حَرَّمَ أَمِ ٱلۡأُنثَيَيۡنِ﴾[الأنعام: ۱۴۳]. «هشت جفت، از میش دو تا و از بز دوتا»، ﴿وَمِنَ ٱلۡإِبِلِ ٱثۡنَيۡنِ وَمِنَ ٱلۡبَقَرِ ٱثۡنَيۡنِ﴾[الأنعام: ۱۴۴]. «و از شتر دوتا و از گاو دوتا». و اینها را بهطور ویژه بیان کرد با این که او برای مصالح بندگانش حیوانات دیگری را هم آفریده است، چون اینها فایدهشان بیشتر است و منافعشان فراگیر میباشد، و همچنین دارای ویژگیهایی هستند که دیگر حیوانات ندارند، مانند قربانی و هدی و عقیقه و واجب بودن زکات و دیه در آنها. به همین خاطر اینها را بهطور ویژه بیان کرد.
وقتی آفرینش پدر و مادرمان «آدم و حوا» را بیان کرد، ابتدای آفرینش ما را نیز ذکر نمود و فرمود: ﴿يَخۡلُقُكُمۡ فِي بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡ خَلۡقٗا مِّنۢ بَعۡدِ خَلۡقٖ﴾شما را در شکمهای مادرانتان از مرحلهای به مرحلهای دیگر در میآورد، درحالیکه دست هیچ مخلوقی به شما نمیرسید، و هیچ چشمی نیست که شما را زیرنظر داشته باشد. و اوست که شما را در ای مکان تنگ پرورش میدهد، ﴿فِي ظُلُمَٰتٖ ثَلَٰثٖ﴾درمیان سه تاریکی، تاریکی شکم سپس تاریکی رحم و سپس تاریکی مشیمه و بچهدان. ﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ﴾خدایی که آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را مسخر نموده و شما را خلق کرده و چهارپایان را برایتان آفریده الله است، که پروردگار و معبود حقیقی شماست و شما را پرورش داده و به تدبر امورتان پرداخته است.
پس همانگونه که او در آفرینش و پرورش شما تنها و یگانه است و شریکی ندارد، در الوهیتش نیز یگانه است و شریکی برای وی نیست. بنابراین فرمود: ﴿لَهُ ٱلۡمُلۡكُۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ فَأَنَّىٰ تُصۡرَفُونَ﴾فرمانروایی از آن اوست، هیچ معبود به حقّی جز او نیست، پس چگونه برگردانده میشوید؟
سپس بیان کرد که تنها خداوند سزاوار پرستش است نه بتهایی که هیچ کاری را تدبیر نمیکنند و هیچ اختیاری ندارند. پس فرمود: ﴿إِن تَكۡفُرُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمۡۖ﴾اگر کفر بورزید بدانید که مسلّما خداوند از شما بینیاز است، و کفر ورزیدن شما به او زیانی نمیرساند، همان طور که از اطاعت و عبادت شما فایدهای به او نمیرسد. ولی امر ونهی او به شما فقط ناشی از فضل و لطف او بر شماست. ﴿وَلَا يَرۡضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلۡكُفۡرَ﴾و خداوند به خاطر کمال و احسانش، و از آن جا که میداند کفر، بندگانش را بدبخت مینماید چنان بدختی که بعد از آن هرگز سعادت را نخواهند دید، چرا که آنها را برای عبادت خود آفریده است، و هدف نهایی از آفرینش مردم عبادت خداست از این رو خداوند کفر را از بندگانش نمیپسندد و راضی نیست آنها چیزی را ترک کنند که برای آن آفریده شدهاند. و اگر با یگانهپرستی و اخلاص دین و عبادت برای او، سپاس او را بگزارید آن را برایتان میپسندد، چون نسبت به شما مهربان است و دوست دارد بر شما احسان کند، و چون کاری را که کردهاید که برای آن آفریده شدهاید. و همانطور که از شرک ورزیدن شما به او زیانی نمیرسد، و عمل (خوب و بد) شما و توحید و یکتاپرستیتان به او نفعی نمیرساند، به همان شیوه هریک از شما کار خیر و شرش به خود او بر میگردد. ﴿وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ﴾و هیچکس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد، ﴿ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرۡجِعُكُمۡ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾سپس بازگشت شما در روز قیامت بهسوی پروردگارتان است و آنگاه شما را به آنچه میکردید خبر میدهد، خبر دادنی که علم او آن را احاطه کرده و قلمش بر آن رفته است و فرشتگان آن را برایتان ثبت و ضبط کردهاند و اعضایتان بر آن گواهی دادهاست. پس هریک را به آنچه که سزاوارش است سزا و جزا میدهد. ﴿إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾بیگمان او به سینهها و حالات نیک و بدی که در آن است آگاه میباشد. منظور این است که خداوند با دادگری کامل سزا و جزا میدهد.
آیهی ۸:
﴿وَإِذَا مَسَّ ٱلۡإِنسَٰنَ ضُرّٞ دَعَا رَبَّهُۥ مُنِيبًا إِلَيۡهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُۥ نِعۡمَةٗ مِّنۡهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدۡعُوٓاْ إِلَيۡهِ مِن قَبۡلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادٗا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِۦۚ قُلۡ تَمَتَّعۡ بِكُفۡرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلنَّارِ٨﴾[الزمر: ۸]. «و هرگاه به انسان گزندی برسد پروردگارش را به فریاد میخواند و زاریکنان رو به درگاه او میآورد، سپس هنگامیکه از سوی خود نعمتی به او ببخشد آن (مصیبتی) را که در دفع آن بیشتر به درگاه او دعا میکرد، فراموش میکند و برای خداوند همتایانی قرار میدهد تا از اره او گمراه سازد. بگو: اندک زمانی از کفر خود بهرهمند شو، بیگمان تو از دوزخیانی».
خداوند متعال از احسان خویش نسبت به بندهاش و از نیکوکاری خود و از کم سپاسی او خبر میدهد که هرگاه زیان و گزندی از قبیل بیماری یا فقر و یا افتادن در مشقّت دریا و یا غیر آن به او برسد، میداند که در این حالت کسی جز خدا او را نجات نمیدهد، بنابراین، با تضّرع و زاری رو به خدا میآورد و او را به فریاد میخواند و از او کمک میخواهد تا آنچه را که بدان گرفتار شده دور نماید، و در این مورد اصرار میورزد. ﴿ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُۥ نِعۡمَةٗ مِّنۡهُ﴾سپس هنگامی که خداوند از سوی خود نعمتی به او ببخشد و زیان و رنج و اندوهش را دور سازد، ﴿مِّنۡهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدۡعُوٓاْ إِلَيۡهِ مِن قَبۡلُ﴾رنج و اندوهی راکه قبلا خدا را به خاطر آن به فریاد میخواند، فراموش میکند و چنان میشود که گویا به او زیانی نرسیده است، و به شرک ورزیدن خود ادامه میدهد. ﴿وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادٗا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِ﴾و برای خداوند همتایانی قرار میدهد تا خود و دیگران را از راه او گمراه سازد، چون گمراه ساختن، بخشی از گمراه شدن است. پس ملزوم را بیان کرد تا بر لازم دلالت نماید. ﴿قُلۡ﴾به کسی که در مقابل نعمت خدا ناسپاسی را پیشه کرده است بگو: ﴿تَمَتَّعۡ بِكُفۡرِكَ قَلِيلًا إِنَّكَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلنَّارِ﴾اندک زمانی از کفر خود بهرهمند شو، بیگمان تو از دوزخیانی، پس آنچه از آن بهرهمند میشوی چیزی را از تو دور نمیکند، چرا که سرانجامِ تو جهنّم است. ﴿أَفَرَءَيۡتَ إِن مَّتَّعۡنَٰهُمۡ سِنِينَ٢٠٥ ثُمَّ جَآءَهُم مَّا كَانُواْ يُوعَدُونَ٢٠٦ مَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يُمَتَّعُونَ٢٠٧﴾[الشعراء: ۲۰۵-۲۰۷]. «آیا اندیشیدهای اگر آنها را چند سال بهرهمند کنیم سپس آنچه به آنها وعده داده شده به سراغشان بیاید آنچه از آن بهرهمند میشوند چیزی را از آنها دور نخواهد کرد»؟!
آیهی ۹:
﴿أَمَّنۡ هُوَ قَٰنِتٌ ءَانَآءَ ٱلَّيۡلِ سَاجِدٗا وَقَآئِمٗا يَحۡذَرُ ٱلۡأٓخِرَةَ وَيَرۡجُواْ رَحۡمَةَ رَبِّهِۦۗ قُلۡ هَلۡ يَسۡتَوِي ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُونَ وَٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَۗ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ٩﴾[الزمر: ۹]. «(آیا چنین شخص مشرکی که اوصافش را بیان کردیم بهتر است) یا کسیکه در اوقات شب سجدهکنان و ایستاده به عبادت میپردازد درحالیکه از آخرت میترسد و به بخشایش پروردگارش امید دارد؟ بگو: آیا آنان که میدانند و آنان که نمیدانند برابرند؟. تنها خردمندان پند میپذیرند».
این مقایسهای است بین کسی که اطاعت و عبادت خدا را انجام میدهد و کسیکه چنین نیست، مقایسه عالم و جاهل و این که اینها از اموری هستند که از نظر عقل واضحاند و به طور یقین تفاوت آنها مشخص است. پس کسی که از طاعت و عبادت پروردگارش روی میگرداند و از هوای نفس خود پیروی میکند، مانند کسی نیست که با انجام بهترین عبادتها که نماز است، در بهترین اوقات که اوقات شب است از پروردگارش اطاعت میکند. پس او را به کثرت عمل و برترین آن توصیف کرد سپس او را به ترسیدن از خدا و امیدوار بودن به وی توصیف نمود و بیان کرد که آنچه او از آن بیم دارد عذاب آخرت است، و به خاطر گناهان گذشته از عذاب آخرت میترسد.
و به رحمت خداوند امیدوار است پس او را به انجام عمل ظاهری و باطنی توصیف نمود. ﴿قُلۡ هَلۡ يَسۡتَوِي ٱلَّذِينَ يَعۡلَمُونَ وَٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾بگو: آیا کسانیکه پروردگارشان را میشناسند و دین شرعی و آیین جزایی و اسرار و حکمتهای آن را میدانند، و کسانی که به چیزی از این امور آگاهی ندارند برابرند؟ این دو گروه برابر نیستند، همانطور که شب و روز، و روشنایی و تاریکی و آب و آتش یکی نیستند. ﴿إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾تنها خردمندان وقتی پند داده شوند پند میپذیرند، آنها که دارای خردهای پاک و درست هستند و برتر را بر آنچه پست و بیارزش است ترجیح میدهند. پس ایشان علم را بر جهل، و اطاعت خدا را بر مخالفت با وی ترجیح میدهند، چون آنها عقلهایی دارند که عواقب و سرانجام کارها را به آنان مینمایاند. به خلاف کسی که عقل و خرد ندارد، و از آنجا که عقل و خرد ندارند هوای نفس خود را معبود خویش قرار میدهد.
آیهی ۱۰:
﴿قُلۡ يَٰعِبَادِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ رَبَّكُمۡۚ لِلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٞۗ وَأَرۡضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٌۗ إِنَّمَا يُوَفَّى ٱلصَّٰبِرُونَ أَجۡرَهُم بِغَيۡرِ حِسَابٖ١٠﴾[الزمر: ۱۰]. «(ای پیامبر!) بگو: ای بندگان مؤمن من! از پروردگارتان پروا بدارید، کسانیکه نیکی کنند در همین جهان به ایشان نیکی میشود، و زمین خدا فراخ است، قطعاً به شکیبایان پاداششان به تمام و کمال و بدون حساب داده میشود».
﴿قُلۡ يَٰعِبَادِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾ای پیامبر! با شرافت ترین مردمان را که مومنان هستند فرا بخوان و آنان را به برترین کار که پرهیزگاری است دستور ده، و چیزهایی را برایشان بیان کن که باعث تقوا میشود ـ و آن عبارت است از اینکه خداوند متعال آنها را با نعمتهایی که به آنها داده پرورش داده و به آنان عطا کرده است ـ و به آنان بگو: ﴿ٱتَّقُواْ رَبَّكُمۡ﴾از پروردگارتان پروا بدارید. این نوعی از تشویق است چنان که میگویند: ای سخاوتمند ببخش، و ای شجاع بجنگ.
و پاداشی را که در دنیا آنان را به وجد و نشاط میآورد برایشان ذکر کرد و فرمود: ﴿لِلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٞۗ﴾کسانیکه با انجام دادن عبادت پروردگارشان در این دنیا نیکی کردهاند پاداش نیک و روزی فراخ دارند، و خداند آرامش قلب و شرح صدر را به آنان ارزانی میدارد. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَلَنُحۡيِيَنَّهُۥ حَيَوٰةٗ طَيِّبَةٗ﴾[النحل: ۹۷]. «مرد یا زنی که کار شایسته انجام دهد درحالیکه او مومن است، به وی زندگی پاکیزهای خواهیم داد». ﴿وَأَرۡضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٌ﴾و سرزمین خدا فراخ و وسیع است، پس هرگاه از عبادت خدا در سرزمینی بازداشته شدید، به جایی دیگر هجرت کنید تا در آن پروردگارتان را عبادت کنید و بتوانید دین خود را برپا دارید. وقتی فرمود: ﴿لِلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ فِي هَٰذِهِ ٱلدُّنۡيَا حَسَنَةٞ﴾برای کسانیکه نیکی کنند در همین جهان به ایشان نیکی میشود، شاید برای برخی این پرسش پیش آید که نصّ، عامّ و کلّی است و هرکس در اینجا نیکوکاری کند در همین دنیا به او نیکی میشود، پس چرا فردی که ایمان آورده و در سرزمینی مورد ستم و توهین قرار میگیرد و با او نیکی نمیشود؟ به همین خاطر این گمان را دفع کرد و فرمود: ﴿وَأَرۡضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٌ﴾و سرزمنی خدا فراخ و پهناور است. و اینجا مژدهای هست که پیامبرصفرموده است: «همواره گروهی از امّت من بر حق خواهند بود، هرکس آنان را یاری نماید و یا با آنان مخالفت ورزد به آنان زیانی نمیرساند. و تا زمانی که فرمان خدا میآید آنها بر این هستند». این آیه به این مطلب اشاره میکند. خداوند متعال خبر دادهاست که سرزمین او فراخ و وسیع است پس هرگاه در جایی از عبادت کردن خدا منع شدید، به جایی دیگر هجرت کنید، و این شامل هر زمان و مکانی میشود. پس هر مهاجری باید پناهگاهی در میان مسلمانها داشته باشد که به آن پناه ببرد تا بتواند دین خود را برپا دارد. ﴿إِنَّمَا يُوَفَّى ٱلصَّٰبِرُونَ أَجۡرَهُم بِغَيۡرِ حِسَابٖ﴾قطعا به شکیبایان پاداششان به تمام و کمال و بدون حساب داده میشود. و این شامل همه انواع صبر و شکیبایی میشود، از جمله صبر و شکیبایی بر تقدیرهای دردآور الهی. پس فرد شکیبا زبان به ناخشنودی نمیگشاید، همچنان که خویشتن داری در برابر گناهان را نیز دارد، پس فرد شکیبا بصورت عمدی مرتکب گناهان نمیشود. و صبر نمودن بر طاعت خدا و به جای آوردن آن را نیز شامل میشود. و خداوند به شکیبایان وعده دادهاست که پاداش آنها را بدون هیچ حساب و کتابی خواهد داد. و اینها همه به خاطر فضیلت صبر و شکیبایی و جایگاه آن نزد خداست. و صبر انسان را بر انجام کارها کمک مینماید.
آیهی ۱۶-۱۱:
﴿قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱللَّهَ مُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ١١﴾[الزمر: ۱۱]. «بگو: من فرمان یافتهام که خدا را بپرستم و پرستش را خاص او گردانم».
﴿وَأُمِرۡتُ لِأَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ١٢﴾[الزمر: ۱۲]. «و فرمان یافتهام به آنکه نخستین (کس از) مسلمانان باشم».
﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ١٣﴾[الزمر: ۱۳]. «بگو: من اگر از پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی بزرگ میترسم».
﴿قُلِ ٱللَّهَ أَعۡبُدُ مُخۡلِصٗا لَّهُۥ دِينِي١٤﴾[الزمر: ۱۴]. «بگو: خدا را بندگی میکنم درحالیکه پرستش را برای او خالص میگردانم».
﴿فَٱعۡبُدُواْ مَا شِئۡتُم مِّن دُونِهِۦۗ قُلۡ إِنَّ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ وَأَهۡلِيهِمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۗ أَلَا ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡخُسۡرَانُ ٱلۡمُبِينُ١٥﴾[الزمر: ۱۵]. «پس هرچه را که میخواهید بهجای او پرستش کنید. بگو: زیانکاران واقعی کسانی هستند که خود و خاندانشان را در روز قیامت زیانبار کنند. بدانکه این است زیان آشکار».
﴿لَهُم مِّن فَوۡقِهِمۡ ظُلَلٞ مِّنَ ٱلنَّارِ وَمِن تَحۡتِهِمۡ ظُلَلٞۚ ذَٰلِكَ يُخَوِّفُ ٱللَّهُ بِهِۦ عِبَادَهُۥۚ يَٰعِبَادِ فَٱتَّقُونِ١٦﴾[الزمر: ۱۶]. «بالای سرشان سایبانهایی از آتش و در زیر پاهایشان سایبانهایی از آتش دارند، این چیزی است که خداوند با آن بندگانش را میترساند. ای بندگانم! از من پروا بدارید».
﴿قُلۡ إِنِّيٓ أُمِرۡتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱللَّهَ مُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ١١﴾ای پیامبر! به مردم بگو: من فرمان یافتهام که خدا را بپرستم و پرستش را خاص او گردانم. این دستور در اوّل سوره داده شده است: ﴿أَعۡبُدَ ٱللَّهَ مُخۡلِصٗا لَّهُ ٱلدِّينَ﴾خدا را عبادت کن درحالیکه عبادت تو خالص برای او باشد. ﴿وَأُمِرۡتُ لِأَنۡ أَكُونَ أَوَّلَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ١٢﴾و به من دستور داده شده که نخستین فرد از افراد منقاد اوامر خدا باشم، چون من دعوت کننده و راهنمای مردم به سوی پروردگارشان هستم، و این اقتضا مینماید که من اوّلین کسی باشم که از آنچه مردم بدان دستور داده شدهاند اطاعت کنم. و اوّلین کسی باشم که تسلیم خدا شده است. و محّمدصبه این فرمان عمل کرد، و باید چنین میشد. و هرکس که از پیروان اوست باید چنین باشد. و تسلیم فرمان خدا باشد و اعمال ظاهری و باطنی را خالصانه برای او انجام دهد.
﴿قُلۡ إِنِّيٓ أَخَافُ إِنۡ عَصَيۡتُ رَبِّي عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ١٣﴾بگو: اگر در این که خداوند مرا به اخلاص و اسلام دستور داده از دستورش سرپیچی کنم از عذاب روزی بزرگ میترسم. و هرکس شرک ورزد برای همیشه در عذاب میماند، و هرکس نافرمانی کند در آن روز سزا داده میشود. ﴿قُلِ ٱللَّهَ أَعۡبُدُ مُخۡلِصٗا لَّهُۥ دِينِي١٤ فَٱعۡبُدُواْ مَا شِئۡتُم مِّن دُونِهِ﴾بگو: تنها خدا را میپرستم و بس، و عبادت و طاعتم را برای او خالص میگردانم. اما شما هرچه را که میخواهید به جای او پرستش کنید. همانطور که فرموده است: ﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ١ لَآ أَعۡبُدُ مَا تَعۡبُدُونَ٢ وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ٣ وَلَآ أَنَا۠ عَابِدٞ مَّا عَبَدتُّمۡ٤ وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ٥﴾[الکافرون: ۱-۵]. «بگو: ای کافران! آنچه را که شما میپرستید من نمیپرستم. و شما نیز نمیپرستید آنچه را که من میپرستم. و نه من آنچه را شما میپرستید، میپرستم. و نه شما آنچه را من میپرستم، میپرستید. دین خودتان برای خودتان. و دین خودم برای خودم». ﴿قُلۡ إِنَّ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ وَأَهۡلِيهِمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾بگو: زیانکاران واقعی کسانی هستند که خود و خاندانشان را در روز قیامت زیانبار کردهاند، خود را از پاداش محروم کردهاند و سبب شدهاند تا گرفتار عذاب سخت شوند و میان خود و خانوادههایشان جدایی افکنده و به شدّت غمگین گشتهاند، و زیانشان بزرگ است. ﴿أَلَا ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡخُسۡرَانُ ٱلۡمُبِينُ﴾بدانکه این است زیان آشکار و هیچ زیانی مانند آن نیست. زیانی است پیوسته که بعد از آن فایدهای عایدشان نخواهد شد، بلکه پس از آن هیچ آرامشی نخواهند دید. سپس شدّت بدبختی ِ آنان را بیان کرد و فرمود: ﴿لَهُم مِّن فَوۡقِهِمۡ ظُلَلٞ مِّنَ ٱلنَّارِ﴾از بالای سرشان قطعههایی از عذاب به مانند ابرهای بزرگ قرار دارد، و در زیر پاهایشان نیز چنین است. ﴿ذَٰلِكَ﴾حالتی که از عذاب اهل جهّنم بیان کردیم چیزی است که خداوند به وسیله آن بندگانش را بهسوی رحمت خویش سوق میدهد. ﴿يُخَوِّفُ ٱللَّهُ بِهِۦ عِبَادَهُۥۚ يَٰعِبَادِ فَٱتَّقُونِ﴾یعنی عذابی که خداوند برای شقا وتمندان آماده کرده است را انگیزهای قرار داده که بندگانش را به تقوا و پرهیزگاری فرا خواند و آنها را از آنچه که سبب گرفتار شدن به عذاب میشود باز دارد. پس پاک است خداوندی که بر بندگانش در هر چیزی رحم کرده و راههایی را که انسان را به خدا تشویق نموده است تا این راهها را در پیش بگیرند و آنها را به هر آنچه که مردم به آن علاقه دارند و دلها با آن آرامش مییابند تشویق نموده است. و آنها را از انجام کارهای ناشایست به شدّت نهی کرده و اسبابی که آنها را از این کارها باز میدارد برایشان بیان نموده است.
آیهی ۱۸-۱۷:
﴿وَٱلَّذِينَ ٱجۡتَنَبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ أَن يَعۡبُدُوهَا وَأَنَابُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰۚ فَبَشِّرۡ عِبَادِ١٧﴾[الزمر: ۱۷]. «و کسانیکه از عبادت طاغوت دوری گزیده و رو بهسوی خدا آوردهاند ایشان را بشارت باد. پس آن بندگانم را مژده باد».
﴿ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَّهُۖ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ١٨﴾[الزمر: ۱۸]. «کسانیکه سخنها را میشنوند آنگاه از بهترینش پیروی میکنند، اینانند کسانیکه خداوند هدایتشان کرده و ایشانند خردمندان».
بعد از آنکه خداوند متعال احوال مجرمان را بیان کرد حالت و ثواب کسانی را که به سوی او روی آوردهاند، بیان نمود و فرمود: ﴿وَٱلَّذِينَ ٱجۡتَنَبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ أَن يَعۡبُدُوهَا﴾و کسانی که از عبادت طاغوت دوری گزیدهاند. منظور از طاغوت در اینجا پرستش غیر الله است، پس آنها از پرستش آن پرهیز میکنند. و این یکی از بهترین و زیباترین شیوههای برحذر داشتن از سوی خداوند حکیم و علیم است، زیرا مدحی که در اینجا وارد شده است شامل هرکسی است که از عبادت طاغوت پرهیز کرده باشد. ﴿وَأَنَابُوٓاْ إِلَى﴾و با عبادت خدا و خالص گرداندن عبادت و طاعت برای خدا رو به سوی او آوردهاند. پس انگیزههای آنان از پرستش بتها برگشته است و بهسوی پرستش خداوند روی آوردهاند. و از شرک و گناهان روی برتافتهاند و بر یگانهپرستی و طاعت خدا ماندگار شدهاند. ﴿لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ﴾اینان را مژده است، مژدهای که اندازه و حالت آن را جز کسی که آن را به ایشان ارزانی نموده است نمیداند. و این شامل مژده در زندگی دنیاست، که نام نیک از آن برجای میماند، و صاحب رویای صادقانه خواهند بود و از توجّه و عنایات خدا برخوردار خواهند شد. به گونهای که از این رهگذر احساس خواهند کرد که خداوند میخواهد آنها را در دنیا و آخرت مورد تکریم قرار دهد. و آنان در آخرت به هنگام مردن و در قبر و در روز قیامت هم مژده دارند و آخرین مژده آن است که خداوند اعلام میدارد برای همیشه از آنان راضی است و در بهشت با امن و امان به سر میبرند و از لطف پروردگار بهرهمند میشوند.
وقتی خبر داد که اینها مژده دارند، خداوند به پیامبر فرمان داد تا به آنها مژده بدهد، و صفتی را که به خاطر آن سزاوار بشارت میگردند بیان کند. پس فرمود: ﴿فَبَشِّرۡ عِبَادِ١٧ ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓۚ﴾به آن بندگانم مژده بده که سخنها را میشنوند و از بهترینش پیروی میکنند. و این شامل هر سخنی میشود. پس آنها هر سخنی را میشنوند تا آنچه را که باید برگزید و آنچه را که باید از آن پرهیز کرد تشخیص دهند. بنابراین از روی خرد و درایت خویش بهترین سخن را پیروی میکنند. و بهترین سخنها بهطور مطلق کلام خدا و کلام پیامبرش میباشد. همانطور که در این سوره فرموده است: ﴿ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحۡسَنَ ٱلۡحَدِيثِ كِتَٰبٗا مُّتَشَٰبِهٗا﴾«خداوند بهترین سخن را فرو فرستاده است، کتابی همگون». در این آیه نکتهای هست و آن این که وقتی خداوند از کسانی خبر داد که مورد ستایش قرار گرفتهاند و فرمود که آنها سخنها را میشنوند آن گاه از بهترین آن پیروی میکنند. انگار گفته میشود که راه شناخت بهترین سخن چیست تا متصف به صفت خردمندان باشیم و آن پیروی کرد از خردمندان است؟ گفته میشود: آری! بهترین سخن چیزی است که خداوند بدان تصریح کرده است: ﴿ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحۡسَنَ ٱلۡحَدِيثِ كِتَٰبٗا مُّتَشَٰبِهٗا﴾خداوند بهترین سخن را فرو فرستاده است، کتابی همگون. ﴿ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ﴾کسانیکه سخنها را میشنوند آنگاه از بهترینش پیروی میکنند، ایشان کسانی هستند که خداوند آنها را به سوی بهترین اخلاق و اعمال هدایت کرده است. ﴿وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾و ایشان خردمندانند. یعنی دارای عقلهای درست میباشند. و نشان خردورزی آنها این است که خوب و بد را تشخیص داده، و آنچه را که باید برگزینند، برگزیدهاند.
و این علامت برخورداری از عقل است، بلکه خردمندی نشانهای جز این ندارد. پس کسی که میان گفتهها تشخیص نمیدهد و خوب و بد آن را نمیداند از زمره کسانی نیست که دارای عقلهای درست هستند. و کسی که تشخیص میدهد امّا شهوت بر عقلش غالب میآید و عقلش تابع شهوت و میلش میگردد و در نتیجه بهترین را ترجیح نمیدهد، چنین فردی ناقص العقل است.
آیهی ۲۰-۱۹:
﴿أَفَمَنۡ حَقَّ عَلَيۡهِ كَلِمَةُ ٱلۡعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي ٱلنَّارِ١٩﴾[الزمر: ۱۹]. «آیا کسیکه فرمان عذاب دربارۀ او قطعی و محقّق گشته است (امید رهایی دارد؟) پس آیا تو میتوانی کسی را که در آتش است نجات دهی»؟.
﴿لَٰكِنِ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ رَبَّهُمۡ لَهُمۡ غُرَفٞ مِّن فَوۡقِهَا غُرَفٞ مَّبۡنِيَّةٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ وَعۡدَ ٱللَّهِ لَا يُخۡلِفُ ٱللَّهُ ٱلۡمِيعَادَ٢٠﴾[الزمر: ۲۰]. «امّا کسانی که تقوای پروردگارشان را پیشه کردهاند دارای قصرها و کاخهای هستند که بالای یکدیگر ساخته شدهاند و در زیر آن رودبارها جاری است. این وعده را خدا میدهد و خدا وعده را خلاف نمیکند».
کسیکه به سبب ادامه دادن راه گمراهی و عناد و کفر، فرمان عذاب درباره او قطعی و محقق گشته است، نمیتوانی او را هدایت نمایی. و نمیتوانی کسی را که به طور قطع در جهنّم است نجات بدهی. امّا توانگری و رستگاری واقعی از آنِ پرهیزگاران است، همان کسانی که خداوند انواع نعمتها را برایشان آماده کرده است، و به نیکی آنان را مورد تکریم قرار میدهد.
﴿لَهُمۡ غُرَفٞ مِّن فَوۡقِهَا غُرَفٞ مَّبۡنِيَّةٞ﴾آنان منازلی عالی و بلند و آراسته دارند. و از جمله زیبایی آن، این است که بیرونِ آنها از داخلشان دیده میشود و داخلشان از بیرون دیده میشود. و چنان بلند هستند که چون ستارهای که بعد از افول ستارگان دیگر در افق شرقی یا غربی دیده میشود دیده میشوند. بنابراین فرمود: ﴿مِّن فَوۡقِهَا غُرَفٞ مَّبۡنِيَّةٞ﴾این قصرها روی هم ساخته شدهاند، و از طلا و نقره ساخته شدهاند و ملاط آن مشک است. ﴿تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾از زیر آن جویباران روانند، رودهایی که خروشانند و باغهای سرسبز و شکوفا و درختان زیبا را آبیاری میکنند، و این درختان میوههای خوشمزه و رسیدهای را به بار میآورند. ﴿وَعۡدَ ٱللَّهِ لَا يُخۡلِفُ ٱللَّهُ ٱلۡمِيعَادَ﴾این وعده خداست و خداوند به پرهیزگاران این وعده را داده است و حتما به آن وفا خواهد کرد. پس آنان باید از خصلتهای ناشی از پرهیزگاری کاملا برخوردار باشند تا پاداششان را به طور کامل به آنها بدهد.
آیهی ۲۱:
﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ فَسَلَكَهُۥ يَنَٰبِيعَ فِي ٱلۡأَرۡضِ ثُمَّ يُخۡرِجُ بِهِۦ زَرۡعٗا مُّخۡتَلِفًا أَلۡوَٰنُهُۥ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَىٰهُ مُصۡفَرّٗا ثُمَّ يَجۡعَلُهُۥ حُطَٰمًاۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكۡرَىٰ لِأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ٢١﴾[الزمر: ۲۱]. «آیا نیندیشدهای که خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد، آنگاه آنرا به صورت چشمههایی در زمین راه داد، سپس به وسیلۀ آن انواع سبزه زارها و کشتزارها را با رنگهای گوناگون میرویاند، سپس خشک میگردد، و آنرا زرد رنگ میبینی آنگاه آنها را خشک و پر پر میسازد. بیگمان در این برای خردمندان پندی است».
درزمین روان گردانید، آنگاه به آن کشتههای رنگارنگ برویانید، سپس همه خشک میشوند و میبینی که زرد شدهاند، آنگاه خردشان میسازد؟ هرآینه خردمندان را در آن اندرزی است.
خداوند خردمندان را یادآور میشود که از آسمان آبی فرو میفرستد، سپس این آب را به صورت چشمه در دل زمین قرار میدهد که به آسانی میجوشد و بیرون آورده میشود. ﴿ثُمَّ يُخۡرِجُ بِهِۦ زَرۡعٗا مُّخۡتَلِفًا أَلۡوَٰنُهُ﴾سپس به وسیله آن کشتزارهای گوناگونی میرویاند از قبیل گندم و ذرّت و جو و برنج و غیره. ﴿ثُمَّ يَهِيجُ﴾سپس به هنگامی که این کشتزارها میرسند و کامل میگردند، نیز آنگاه که آفتی آنها را فرا میگیرد پژمرده میشوند، ﴿فَتَرَىٰهُ مُصۡفَرّٗا ثُمَّ يَجۡعَلُهُۥ حُطَٰمًا﴾پس آنها را زرد میبینی، آنگاه آنها را خشک و پرپر میسازد. ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكۡرَىٰ لِأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾بیگمان در این امر برای خردمندان پندی است و با آن عنایت و لطف پروردگارشان را نسبت به بندگانش به یاد میآورند که او این آب را در دسترس آنها قرار داده و درانبارهای زمین آن را برحسب مصلحت بندگان انبار کرده است.
و با این کمال قدرت الهی را به یاد میآورند و میدانند که او مردگان را زنده مینماید همانگونه که زمین را پس از پژمرده شدنش زنده میکند. نیز در مییابند کسی که چنین کاری را کرده است سزاوار عبادت و پرستش میباشد. بار خدایا! ما را از خردمندانی بگردان که از آنها به خوبی یاد کردهای و با عقلهایی که به آنها بخشیدهای آنان را هدایت نموده و از اسرار کتاب خود و نشانههای شگفت خویش، چیزهایی به آنان نشان دادهای که دیگران به آن دست نیافتهاند. بیگمان تو بسیار بخشایندهای.
آیهی ۲۲:
﴿أَفَمَن شَرَحَ ٱللَّهُ صَدۡرَهُۥ لِلۡإِسۡلَٰمِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٖ مِّن رَّبِّهِۦۚ فَوَيۡلٞ لِّلۡقَٰسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكۡرِ ٱللَّهِۚ أُوْلَٰٓئِكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ٢٢﴾[الزمر: ۲۲]. «آیا کسیکه خداوند دلش را برای (پذیرش) اسلام گشوده است و او از سوی پروردگارش از نوری برخوردار است (چون سنگدلان است؟) وای بر کسانی که دلهای سنگینی دارند و یاد خدا بدانها راه نمییابد! اینان در گمارهی آشکارند».
آیا کسی که خداوند دلش را برای پذیرش اسلام گشاد و فراخ کرده است، و برای فرا گرفتن احکام خدا و عمل کردن به آن مهّیا است و شادمان و دارای بینش است، و خدا او را چنین توصیف مینماید: ﴿فَهُوَ عَلَىٰ نُورٖ مِّن رَّبِّهِ﴾او از جانب پروردگارش بر نوری قرار دارد، آیا چنین فردی مانند کسی است که اینگونه نیست؟ ﴿فَوَيۡلٞ لِّلۡقَٰسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكۡرِ ٱللَّهِ﴾پس وای بر کسانی که دلهایشان با کتاب خدا نرم نمیگردد و از آیات قرآن پند نمیپذیرد، و با ذکر خدا دلهایشان آرام نمیگیرد، بلکه دلهایشان از پروردگارشان روی گردان بوده و به دیگران روی آورده است. پس اینها هلاکت و شر بزرگی در انتظارشان است. ﴿أُوْلَٰٓئِكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ﴾اینان در گمراهی آشکاری به سر میبرند، و چه گمراهی بزرگتر از گمراهی کسی است که از سرور خود روی برتافته است؟ و از سعادت کامل که روی آوردن به مولاست روی گردان شده و به خاطر ترک ذکر الهی سنگدل شده و به چیزی روی آورده که به او زیان میرساند؟!.
آیهی ۲۳:
﴿ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحۡسَنَ ٱلۡحَدِيثِ كِتَٰبٗا مُّتَشَٰبِهٗا مَّثَانِيَ تَقۡشَعِرُّ مِنۡهُ جُلُودُ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُمۡ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمۡ وَقُلُوبُهُمۡ إِلَىٰ ذِكۡرِ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُۚ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٍ٢٣﴾[الزمر: ۲۳]. «خداوند بهترین سخن را نازل کرده است، کتابی که همگون و مکرّر است. پوستهای آنانکه از پروردگارشان میترسند از (شنیدن) آن به لرزه میافتد، آنگاه پوستها و دلهایشان با یاد خدا نرم میشود. این هدایت الهی است و خداوند هرکه را بخواهد در پرتو آن راهیاب میسازد و هرکس را که خدا گمراه سازد راهنما و هدایتگری نخواهد داشت».
خداوند از کتابی که نازل فرموده خبر داده و میفرماید: ﴿أَحۡسَنَ ٱلۡحَدِيثِ﴾بهطور مطلق بهترین سخن است، پس بهترین سخن کلام خداست و بهترین کتابی که نازل شده است قرآن است. و چون بهترین میباشد معلوم است که کلمات آن فصیحترین و روشن ترین کلمات هستند، و مفاهیم آن بزرگترین مفاهیم میباشد، چون قرآن در لفظ و معنی بهترین سخن است و در زیبایی و هماهنگی و متضاد نبودن همگون و همانند است. و هرچند در آن تدبر و تفکر شود حتی اگر در معانی ریز و مبهم نیز تامّل شود هماهنگی آن بیشتر دیده میشود که ناظران را به شگفتی میاندازد و بهطور قطع یقین حاصل میکنند که چنی کلامی فقط از سوی خداوند حکیم و علیم است. منظور از تشابه در اینجا همین است. اما اینکه فرموده است: ﴿هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ مِنۡهُ ءَايَٰتٞ مُّحۡكَمَٰتٌ هُنَّ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَٰبِهَٰتٞ﴾[آل عمران: ۷]. «او خدایی است که کتاب را بر تو نازل کرده است، بخشی از آن آیات محکمات (روشن و واضح) هستند، که اینها اساس کتاب میباشند، و بخشی دیگر متشابهات هستند». منظور از متشابهات در اینجا آیاتی است که بسیاری از مردم آنها را اشتباه میفهمند، و تنها زمانی معنی این آیات فهمیده میشود که به محکمات برگردانده شوند، آن وقت است که اشتباه رفع میگردد. بنابراین فرمود: ﴿مِنۡهُ ءَايَٰتٞ مُّحۡكَمَٰتٌ هُنَّ أُمُّ ٱلۡكِتَٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَٰبِهَٰتٞ﴾[آل عمران: ۷]. فقط برخی از آیات قرآنی متشابه هستند. ولی در این آیه همه قرآن را متشابه قرار داده یعنی همه آن در زیبایی همگون است، چون فرموده است: ﴿أَحۡسَنَ ٱلۡحَدِيثِ﴾بهترین سخن است. قرآن مرکّب از سورهها و آیات است که همه با یکدیگر همگوناند. ﴿مَّثَانِيَ﴾که داستانها و احکام و وعده و وعید، و صفات نیکوکاران و صفات بدکاران و نامها و صفات خدا در آن تکرار شده است. و این از زیبایی و شکوه قرآن است. خداوند متعال از آنجا که میدانست بندگان به مفاهیم قرآنی نیازمندند، مفاهیمی که دلها را تزکیه مینماید و اخلاق را به کمال میرساند، و میدانست که این مفاهیم برای دلها بسان آب برای آبیاری درختان است، پس همانطور که اگر زمان آبیاری آنها به تاخیر بیفتد در آنها کمبودی پدید میآید بلکه چه بسا تلف شوند و از بین بروند، نیز هرگاه بیشتر آبیاری گردند زیباتر میشوند و انواع میوههای سودمند را به بار میآورند.
دلها نیز همیشه نیازمندند که مفاهیم کلام خدا بر آنها عرضه شود، و اگر یک مفهوم در تمام قرآن یک بار تکرار گردد و بهطور شایسته به دل راه پیدا نمیکند و نتیجه نمیدهد. از این رو من در این تفسیر این شیوه زیبا را در پیش گرفتهام و در هیچجا نمیبینی که در تفسیرِ یک مطلب موضوع را به جایی دیگر حواله داده باشیم، بلکه در هرجا آیه مورد نظر را بهطور کامل تفسیر کردهام بدون اینکه مشابه آنرا که قبلا از آن بحث شده است مورد توّجه قرار دهم. گرچه در بعضی جاها تفسیر آیهای را به صورت مشروحتر آوردهایم، چرا که فایده بیشتری میرساند. و اینگونه برای کسیکه قرآن را میخواند و در آیات آن تدبر مینماید، شایسته است که در همه جا تدبر نماید و هیچ جایی را بدون تدبر رها نکند. زیرا با این کار خیر فراوان و فایده زیادی به دست میآورد. و از آن جا که قرآن با این عظمت و شکوه در دلهای خردمندان ِ راهیافته اثر میگذار خداوند متعال فرمود: ﴿تَقۡشَعِرُّ مِنۡهُ جُلُودُ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُمۡ﴾کسانی که از پروردگارشان میترسند از شنیدن آن لرزه بر اندام میشوند، چون در آن انسانها بهصورت هراسناکی از عذابهای الهی برحذر داشته شدهاند. ﴿ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمۡ وَقُلُوبُهُمۡ إِلَىٰ ذِكۡرِ ٱللَّهِ﴾سپس به هنگام بحث از امید و تشویق، دلها و پوستهایشان آرام میگیرد. پس قرآن گاهی انسانها را بر انجام عمل خیر تشویق مینماید، و گاهی آنها را از عمل بد باز میدارد. ﴿ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ﴾تاثیر قرآن در آنها که خداوند آن را ذکر کرد هدایتی است از جانب خدا که به بندگانش میرسد، و از جمله فضل و احسان خدا بر آنهاست. ﴿يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُ﴾خداوند به سبب آن هرکس را از بندگانش که بخواهد هدایت مینماید. و احتمال دارد که منظور از ﴿ذَٰلِكَ﴾این باشد: قرآنی که برایتان توصیف کردیم، ﴿هُدَى ٱللَّهِ﴾هدایت و رهنمون الهی است که جز این راهی برای رسیدن به خدا نیست ﴿يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُ﴾به وسیلهی آن هرکس از بندگانش که نیتش صحیح و سالم باشد، هدایت مینماید. ﴿يَهۡدِي بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضۡوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَٰمِ﴾[المائدة: ۱۶]. «خداوند به وسیله آن هرکس را که از خشنودی او پیروی نماید به راههای سلامتی هدایت میکند»، ﴿وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٍ﴾و هرکس را که خدا گمراه سازد هیچ هدایتگر و راهنمایی نخواهد داشت. چون راهی نیست که انسان را به خدا برساند جز توفیق الهی، و توفیق، زمانی به دست میآید که انسان به کتاب خدا روی بیاورد. پس وقتی این کار انجام نشد راهی برای هدایت نیست، و جز گمراهی آشکار و شقاوت خوار کننده چیزی نخواهد بود.
آیهی ۲۶- ۲۴:
﴿أَفَمَن يَتَّقِي بِوَجۡهِهِۦ سُوٓءَ ٱلۡعَذَابِ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ وَقِيلَ لِلظَّٰلِمِينَ ذُوقُواْ مَا كُنتُمۡ تَكۡسِبُونَ٢٤﴾[الزمر: ۲۴]. «پس آیا کسیکه در روز قیامت با چهرهاش سختی عذاب را از خود دور مینماید (همچون کسی است که خویشتن را از آن ایمن میدارد؟!)، و به ستمکاران گفته میشود: بچشید (کیفر) کارهایی را که کردهاید».
﴿كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ فَأَتَىٰهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَشۡعُرُونَ٢٥﴾[الزمر: ۲۵]. «آنان (هم) که پیش از ایشان بودند (پیامبران را) تکذیب کردند در نتیجه عذاب از جاییکه نمیدانستند گریبانگیرشان شد».
﴿فَأَذَاقَهُمُ ٱللَّهُ ٱلۡخِزۡيَ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ٢٦﴾[الزمر: ۲۶]. «آنگاه خداوند خواری و رسوایی را در زندگانی دنیا به آنان چشاند و قطعاً عذاب آخرت بزرگتر است اگر میدانستند».
آیا کسیکه خداوند او را هدایت کرده و به وی توفیق داده است تا راهی را در پیش بگیرد که او را به سرای بهشت میرساند و کسی که در گمراهی است و بر عناد خود ادامه میدهد تا این که به قیامت آمده و عذاب بزرگ او را فرا گرفته و آنرا با چهره و صورت که شریف ترین عضو است و کوچکترین عذاب در آن اثر میکند از خود دور مینماید چرا که دست و پای او با زنجیر بسته شدهاند؟ برابر هستند؟ ﴿وَقِيلَ لِلظَّٰلِمِينَ﴾و کسانی که با کفر ورزیدن و انجام گناهان بر خود ستم کردهاند مورد سرکوفت و سرزنش قرار گرفته و به آنان گفته میشود: ﴿ذُوقُواْ مَا كُنتُمۡ تَكۡسِبُونَ﴾بچشید کیفر کارهایی را که کردهاید.
﴿كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾امّتهایی که پیش از ایشان بودند همانند آنها پیامبران را تکذیب کردند، ﴿فَأَتَىٰهُمُ ٱلۡعَذَابُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَشۡعُرُونَ﴾در نتیج عذاب خدا از جاییکه نمیدانستند گریبانگیرشان شد. به هنگامی که در ابتدای روز بودند، یا به هنگام خواب نیمروز عذاب به سراغشان آمد.
﴿فَأَذَاقَهُمُ ٱللَّهُ ٱلۡخِزۡيَ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾خداوند به سبب این عذاب خواری و رسوایی را در زندگی دنیا به آنان چشاند پس آنها نزد خدا و نزد خلق خدا رسوا شدند. ﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ﴾و قطعا عذاب آخرت بزرگتر است اگر بدانند. پس اینها باید از تکذیب بپرهیزند، چون اگر ادامه دهند به عذابی گرفتار خواهند شد که تکذیب کنندگان پیشین به آن گرفتار آمدند.
آیهی ۳۱-۲۷:
﴿وَلَقَدۡ ضَرَبۡنَا لِلنَّاسِ فِي هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ مِن كُلِّ مَثَلٖ لَّعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ٢٧﴾[الزمر: ۲۷]. «و به درستیکه در این قرآن برای مردم هر مثلی را زدهایم، باشد که آنان پند پذیرند».
﴿قُرۡءَانًا عَرَبِيًّا غَيۡرَ ذِي عِوَجٖ لَّعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ٢٨﴾[الزمر: ۲۸]. «قرآن عربی، بیهیچ کژی، باشد که آنان تقوی خدا را پیشه کنند».
﴿ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا رَّجُلٗا فِيهِ شُرَكَآءُ مُتَشَٰكِسُونَ وَرَجُلٗا سَلَمٗا لِّرَجُلٍ هَلۡ يَسۡتَوِيَانِ مَثَلًاۚ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِۚ بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٢٩﴾[الزمر: ۲۹]. «خداوند مثالی زده است: مردی را که بردۀ شریکانی است که پیوسته دربارۀ او به مشاجره و منازعه مشغولند و مردی را که تنها برای یک شخص است، آیا این دو برابر و یکسانند؟ ستایش تنها خدا را سزات بلکه بیشتر آنان نمیدانند».
﴿إِنَّكَ مَيِّتٞ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ٣٠﴾[الزمر: ۳۰]. «(ای پیامبر) تو میمیری و به یقین آنان نیز خواهند مرد».
﴿ثُمَّ إِنَّكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ عِندَ رَبِّكُمۡ تَخۡتَصِمُونَ٣١﴾[الزمر: ۳۱]. «سپس شما روز قیامت نزد پروردگارتان به نزاع و کشمکش میپردازید».
خداوند متعال خبر میدهد که در این قرآن هر مَثَلی را آورده است، مَثل اهل خیر و اهل شر، مثَل توحید و شرک، و مَثَلهایی که حقایق اشیا را به ذهن آدمی نزدیک میسازند، و حکمت این امر آن است که ﴿لَّعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ﴾باشد مخاطبان قرآن پند پذیرند، و به هنگامیکه حق را برایشان توضیح میدهیم آن را بشناسند و به آن عمل کنند. ﴿قُرۡءَانًا عَرَبِيًّا غَيۡرَ ذِي عِوَجٖ﴾این قرآن را به زبان عربی نازل کردهایم که دارای الفاظ و واژههایی واضح و روشن و معانیی سهل و میسور است، به ویژه برای عربها. ﴿غَيۡرَ ذِي عِوَجٖ﴾به هیچ وجهی، خلل و کاستی بدون راه ندارد، نه در الفاظش و نه در معانیاش. و این مبین آن است که قرآن در اوج اعتدال و توازن قرار دارد. همچنانکه خداوند متعال میفرماید: ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ عَلَىٰ عَبۡدِهِ ٱلۡكِتَٰبَ وَلَمۡ يَجۡعَل لَّهُۥ عِوَجَاۜ١ قَيِّمٗا...﴾[الکهف: ۱-۲]. «ستایش خدایی را سزاست که این کتاب را بر بنده خویش نازل کرد و هیچ کژی در آن ننهاد، کتابی راست و درست». ﴿لَّعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ﴾باشد که تقوای خدا را پیشه کنند. چرا که راه تقوای علمی و عملی را به واسطه این قرآن که دارای الفاظ و معانی واضح و آشکاری است و در اوج اعتدال و توازن قرار دارد، برای آنان هموار کردهایم، قرآنی که در آن هر نوع مَثَلی آورده شده است.
سپس مثالی را برای شرک و توحید بیان داشت و فرمود: ﴿ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا رَّجُلٗا فِيهِ شُرَكَآءُ مُتَشَٰكِسُونَ﴾خداوند مثالی زده است: مردی را که برده شریکانی است. افراد زیادی با هم شریک هستند و با هم در یک امر و در یک حالت اتفاق ندارند تا آن برده راحت باشد، بلکه اربابان او به مشاجره و منازعه درباره او مشغولند، هریک خواستهای دارد که میخواهد آن را اجرا کند، و دیگران هم خواستههای دیگری دارند. پس در مورد حالت این مرد با این شریکان که با هم اختلاف دارند چه گمان میبری؟ ﴿وَرَجُلٗا سَلَمٗا لِّرَجُلٍ﴾و مردی که فقط برده یک نفر است و منظور و مراد آقای خود را میداند، و در راحتی کامل به سر میبرد. ﴿هَلۡ يَسۡتَوِيَانِ مَثَلًا﴾آیا این دو مرد برابر و یکسانند؟ نه، برابر نیستند. همچنین شرک، شریکان زیادی دارد که با هم اتفاق ندارند، گاهی این را به فریاد میخواند، گاهی آنرا. پس او آرامش ندارد و قلبش در هیچجایی اطمینان پیدا نمیکند. اما موحّد و یکتاپرست که طاعت و عبادت خویش را برای پروردگارش خالص نموده است خداوند او را از تشویق خاطر رهایی بخشیده است، و در راحتی و آرامش کامل به سر میبرد. ﴿هَلۡ يَسۡتَوِيَانِ مَثَلًاۚ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾آیا این دو برابر و یکسانند؟ نه، پس ستایش خدا را سزاست که حق را از باطل جدا نموده و جاهلان را راهنمایی کرده است. ﴿بَلۡ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾بلکه بیشتر آنها نمیدانند به سبب شرک ورزی خود به چه عذابی گرفتار میشوند. ﴿إِنَّكَ مَيِّتٞ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ٣٠﴾همه شما حتما میمیرید، ﴿وَمَا جَعَلۡنَا لِبَشَرٖ مِّن قَبۡلِكَ ٱلۡخُلۡدَۖ أَفَإِيْن مِّتَّ فَهُمُ ٱلۡخَٰلِدُونَ٣٤﴾[الأنبیاء: ۳۴]. «و پیش از تو برای هیچ انسانی زندگی جاودانگی را مقرّر نکردهایم، آیا اگر تو بمیری آنها برای همیشه خواهند ماند».
﴿ثُمَّ إِنَّكُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ عِندَ رَبِّكُمۡ تَخۡتَصِمُونَ٣١﴾سپس شما روز قیامت در آنچه با هم اختلاف داشتید نزد پروردگارتان به نزاع و کشمکش خواهید پرداخت، و خداوند با حکم دادگرانه خویش میان شما داوری میکند، و به هریک طبق عملش سزا و جزا میدهد. ﴿يَوۡمَ يَبۡعَثُهُمُ ٱللَّهُ جَمِيعٗا فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓاْۚ أَحۡصَىٰهُ ٱللَّهُ وَنَسُوهُۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ٦﴾[المجادلة: ۶]. «خداوند کارهایی را که کردهاند برشمرده است و آنها آن را فراموش کردهاند».
آیهی ۳۵-۳۲:
﴿فَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّن كَذَبَ عَلَى ٱللَّهِ وَكَذَّبَ بِٱلصِّدۡقِ إِذۡ جَآءَهُۥٓۚ أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡكَٰفِرِينَ٣٢﴾[الزمر: ۳۲]. «پس کیست ستمکارتر از کسیکه بر خدا دروغ بندد و حقیقت را چون به او رسد دروغ انگارد؟ آیا کافران در جهنّم جایگاهی ندارند».
﴿وَٱلَّذِي جَآءَ بِٱلصِّدۡقِ وَصَدَّقَ بِهِۦٓ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُتَّقُونَ٣٣﴾[الزمر: ۳۳]. «و کسیکه حقیقت و راستی را با خود آورد و آنرا تصدیق کرد، اینانند که پرهیزگارند».
﴿لَهُم مَّا يَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمۡۚ ذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٣٤﴾[الزمر: ۳۴]. «آنان هرآنچه را بخواهند نزد پروردگارشان دارند، این پاداش نیکوکاران است».
﴿لِيُكَفِّرَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِي عَمِلُواْ وَيَجۡزِيَهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ ٱلَّذِي كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٣٥﴾[الزمر: ۳۵]. «تا خداوند بدترین آنچه را که کردهاند از (کارنامۀ) آنان بزداید و پاداششان را به (پاس) نیکوترین آنچه میکردهاند به آنها بدهد».
خداوند متعال درحالیکه (تکذیب کنندگان را) برحذر میدارد، خبر میدهد و میفرماید: هیچ کس ستمکارتر از کسی نیست که ﴿كَذَبَ عَلَى ٱللَّهِ﴾بر خداوند دروغ ببندد و چیزهایی را به او نسبت دهد که شایسته شکوه او نیست. یا به دروغ ادّعای پیامبری کند، یا به دروغ خبر دهد که خداوند متعال چنین گفته، یا چنان خبر داده یا به فلان چیز حکم کرده است. پس این در این فرموده الهی داخل است که میفرماید: ﴿وَأَن تَقُولُواْ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾[البقرة: ۱۶۹]. «و این که از روی نادانی چیزهایی را به خداوند نسبت دهید که نمیدانید». و اگر از روی نادانی نباشد پس آن بسیار زشتتر و قبیحتر است. ﴿وَكَذَّبَ بِٱلصِّدۡقِ إِذۡ جَآءَهُ﴾و هیچکس ستمکارتر از کسی نیست که حقی را دروغ انگارد که با نشانههای فراوان نزد آمده است.پس تکذیب او ستم بزرگی است. چون او با تکذیب خویش حق را پس از آن که برای او روشن شده رد کرده است. پس اگر بر خدا دروغ بندد و حقیقت را هم تکذیب کند این خود، ظلم مضاعف است.
﴿أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡكَٰفِرِينَ﴾آیا در جهنمّ جایگاهی برای کافران وجود ندارد که از آنها انتقام گرفته شود، و حق خدا از هر ستمگر و کافری گرفته شوند؟! ﴿إِنَّ ٱلشِّرۡكَ لَظُلۡمٌ عَظِيمٞ﴾[لقمان: ۱۳]. «بیگمان شرک ستم بزرگی است». وقتیکه به دروغگوی تکذیب کننده، و جنایت و کیفرش پرداخت، از راستگوی تصدیق کننده و پاداشش ذکر به میان آورد و فرمود: ﴿وَٱلَّذِي جَآءَ بِٱلصِّدۡقِ﴾و کسی که حقیقت و راستی را در سخن و کردارش با خود آورد. پیامبران و جانشینانشان در این داخل هستند، کسانی که در سخنشان در رابطه با اخبار و احکام خدا راست گفتهاند، و نیز در خصلتهای صدقی که داشتند راست گفتهاند. ﴿وَصَدَّقَ بِهِ﴾و حقیقت و راستی را باور داشته و تصدیق کرده است. چون گاهی انسان راستی و حقیقت را میگوید و آن را آورده است، آن را تصدیق نمیکند، بنابراین، کسی مورد ستایش قرار میگیرد که حتما دارای صفت «صدق» و «تصدیق» باشد. پس راستگویی آن فرد نشانگر دانش و عدالت اوست و تصدیقش نشانه فروتنی میباشد. ﴿أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُتَّقُونَ﴾کسانی که توفیق یافتهاند تا هر دو چیز را داشته باشند اینان پرهیزگاران واقعیاند، چون همه خصلتهای پرهیزگاری به صداقت و راستی و تصدیق آن بر میگردد.
﴿لَهُم مَّا يَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمۡ﴾آنان هر آنچه را بخواهند نزد پروردگارشان دارند، پاداشی که هیچ چشمی آن را ندیده و هیچ گوشی آن را نشنیده و به قلب هیچ انسانی خطور نکرده است. پس همه آنچه که اراده و خواست آنها باشد از انواع لذّتها برایشان فراهم و آماده خواهد بود. ﴿ذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلۡمُحۡسِنِينَ﴾این است پاداش نیکوکاران، کسانی که خدا را چنان عبادت میکنند که انگار او را میبینند، و اگر او را نمیبینند او آنها را میبیند، و کسانی که با بندگان خدا به نیکویی رفتار مینمایند.
﴿لِيُكَفِّرَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِي عَمِلُواْ وَيَجۡزِيَهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ ٱلَّذِي كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٣٥﴾عمل انسان سه حالت دارد، یا بدتر است یا بهتر است و یا نه بدتر و نه بهتر. نوع سوّم نوع مباح است که پاداش و کیفری به آن تعلّق نمیگیرد. و بدتر همه گناهان هستند، و بهتر همه طاعت و عبادتها میباشند. پس با این توضیح معنی آیه روشن میشود. و این که خداوند میفرماید: ﴿لِيُكَفِّرَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِي عَمِلُواْ﴾تا خداوند بدترینِ آنچه را که کردهاند یعنی گناهان صغیره آنها را به سبب نیکوکاری و پرهیزگاریشان ببخشاید. ﴿وَيَجۡزِيَهُمۡ أَجۡرَهُم بِأَحۡسَنِ ٱلَّذِي كَانُواْ يَعۡمَلُونَ﴾و پاداششان را به پای نیکوترین ِ آنچه که میکردهاند یعنی به پاس همه نیکیهایشان به آنها بدهد، ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَظۡلِمُ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖۖ وَإِن تَكُ حَسَنَةٗ يُضَٰعِفۡهَا وَيُؤۡتِ مِن لَّدُنۡهُ أَجۡرًا عَظِيمٗا٤٠﴾[النساء: ۴۰]. «بیگمان خداوند به اندازه ذرّهای ستم نمیکند، و اگر نیکی باشد آن را چند برابر مینماید، و از جانب خویش پاداش بزرگی میدهد».
آیهی ۳۷-۳۶:
﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبۡدَهُۥۖ وَيُخَوِّفُونَكَ بِٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦۚ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٖ٣٦﴾[الزمر: ۳۶]. «آیا خداوند برای بندهاش کافی نیست؟ آنان تو را از کسانی جز خدا میترساند، و هرکس را که خدا گمراه سازد او هدایتگری ندارد».
﴿وَمَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن مُّضِلٍّۗ أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِعَزِيزٖ ذِي ٱنتِقَامٖ٣٧﴾[الزمر: ۳۷]. «و هرکس را خدا رهنمود کند او گمراه کنندهای ندارد، آیا خداوند چیرۀ انتقام گیرنده نیست».
﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبۡدَهُ﴾آیا یکی از مصادیق کرم و لطف و عنایت خداوند به بنده اش، بندهای که او را بندگی نموده و از دستورش اطاعت نموده و از نواهیاش پرهیز کرده است، این نیست که خداوند او را کافی باشد؟! به ویژه کاملترین بنده خدا محمّدصکه خداوند او را در امر دین و دنیا کفایت خواهد کرد، و هرکس را که به او سوء قصد نماید از او دور میسازد. ﴿وَيُخَوِّفُونَكَ بِٱلَّذِينَ مِن دُونِهِ﴾آنان تو را از کسانی جز خدا میترسانند. تو را از بتها و انبازان میترسانند که اینها به تو زیانی خواهند رساند، این طرز فکر از گمراهی و سرکشی آنها سرچشمه میگیرد. ﴿وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٖ٣٦ وَمَن يَهۡدِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن مُّضِلٍّ﴾و هرکس را که خدا گمراه سازد هیچ هدایتگری ندارد، و هرکس را که خدا هدایت کند هیچ گمراه کنندهای ندارد. چون هدایت و گمراه ساختن به دست خداوند متعال است. و او خدایی است که هرچه بخواهد میشود و هر آنچه نخواهد نمیشود. ﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِعَزِيزٖ﴾آیا خدا چیره نیست؟! آری! او دارای عزّت و چیرگی کامل است و بر هر چیزی غالب است و با قدرت و توانمندیاش بندهاش را کفایت میکند و مکر و توطئه آنها را از او دور مینماید. ﴿ذِي ٱنتِقَامٖ﴾و از کسی که از فرمان او سرپیچی کند، انتقام میگیرد. پس، از آنچه که باعث کیفر و عذاب خدا میشود بپرهیزید.
آیهی ۳۸:
﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُۚ قُلۡ أَفَرَءَيۡتُم مَّا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ إِنۡ أَرَادَنِيَ ٱللَّهُ بِضُرٍّ هَلۡ هُنَّ كَٰشِفَٰتُ ضُرِّهِۦٓ أَوۡ أَرَادَنِي بِرَحۡمَةٍ هَلۡ هُنَّ مُمۡسِكَٰتُ رَحۡمَتِهِۦۚ قُلۡ حَسۡبِيَ ٱللَّهُۖ عَلَيۡهِ يَتَوَكَّلُ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ٣٨﴾[الزمر: ۳۸]. «و اگر از آنان بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟ خواهند گفت: خدا. بگو: آیا معتقدید چیزهایی که به جز خدا به فریاد میخوانید اگر خدا بخواهد زیان و گزندی به من برساند آنها میتوانند آن زیان وگزند خداوندی را برطرف سازند؟ و یا اگر خدا بخواهد لطف و مرحمتی در حق من روا دارد آنها میتوانند لطف و مرحمتش را مانع شوند؟! بگو: خدا مرا بس است، توکّل کنندگان تنها بر او توکّل مینمایند».
اگر از این گمراهانی که تو را از چیزهای به جز خداوند میترسانند، بپرسی و دلیل علیه آنان اقامه نمایی و بگویی: ﴿مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟ به هیچ شیوهای آفرینش آسمانها و زمین را به معبودهای خود نسبت ندادند. ﴿لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ﴾خواهند گفت: خداوند به تنهایی آنها را آفریده است. ﴿قُلۡ أَفَرَءَيۡتُم مَّا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ إِنۡ أَرَادَنِيَ ٱللَّهُ بِضُرٍّ هَلۡ هُنَّ كَٰشِفَٰتُ ضُرِّهِ﴾پس، بعد از آنکه قدرت خداوند روشن شد با تاکید بر ناتوانی معبودهایشان به آنها بگو: مرا خبر دهید که اگر خدا بخواهد زیان و گزندی به من برساند هر زیانی که باشد آیا مبعودهای شما میتوانند، آن زیان را کاملا از من دور سازند و یا آن را تقلیل دهند؟ ﴿أَوۡ أَرَادَنِي بِرَحۡمَةٍ هَلۡ هُنَّ مُمۡسِكَٰتُ رَحۡمَتِهِ﴾و اگر خدا بخواهد در حق من لطف و مرحمتی را روا بدارد و سودی در دین یا دنیا عاید من شود آیا آنها میتوانند مانع رحمت خدا شوند و از رسیدن آن به من جلوگیری نمایند؟! خواهند گفت: نه، آنها زیان را دور نخواهند کرد و نمیتوانند رحمت را باز دارند. و بعد از آن که دلیل قاطع روشن شد که تنها خداوند معبود است و او مخلوقات را آفریده و تنها او سود و زیان میدهد و غیر او از هر جهت، از آفریدن و زیان رساندن و نفع رساندن عاجز هستند، با طلب نمودن یاری و کفایت خدا و طلبِ دفع مکر و توطئههای آنان بگو: ﴿حَسۡبِيَ ٱللَّهُۖ عَلَيۡهِ يَتَوَكَّلُ ٱلۡمُتَوَكِّلُونَ﴾خدا مرا کافی است، و توکّل کنندگان فقط بر او توکّل مینمایند. یعنی تکیه کنندگان در به دست آوردن منافع خود و دور شدن زیانها از خود بر او تکیه مینمایند پس کسی که «کافی بودن» برای اوست، او مرا کافی است، مرا در برابر همه آنچه که برایم مهّم است، و یا برایم مهم نمیباشد، کافی است.
آیهی ۴۰-۳۹:
﴿قُلۡ يَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواْ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ إِنِّي عَٰمِلٞۖ فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ٣٩﴾[الزمر: ۳۹]. «بگو: ای قوم من! به شیوۀ خود عمل کنید من (نیز به شیوۀ خود) عمل خواهم کرد، پس خواهید دانست».
﴿مَن يَأۡتِيهِ عَذَابٞ يُخۡزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيۡهِ عَذَابٞ مُّقِيمٌ٤٠﴾[الزمر: ۴۰]. «(خواهید دانست که) چه کسی عذاب خوارکننده به سراغش خواهد آمد و خوار و رسوایش خواهد کرد و عذابی پاینده بر او فرود میآید».
﴿قُلۡ يَٰقَوۡمِ ٱعۡمَلُواْ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمۡ﴾ای پیامبر! به آنها بگو: ای قوم من! به همان شیوه و حالتی که برای خود پسندیدهاید و آن عبارت از پرستش کسی است که سزاوار پرستش نیست و اختیاری ندارد، عمل کنید. ﴿إِنِّي عَٰمِلٞ﴾من هم به چیزی عمل میکنم که شما را به سوی آن دعوت کردهام، و آن عبارت است از اخلاص واطاعت و عبادت فقط برای خدا. ﴿فَسَوۡفَ تَعۡلَمُونَ٣٩ مَن يَأۡتِيهِ عَذَابٞ يُخۡزِيهِ﴾پس خواهید دانست که سرانجام و عاقبت به سود چه کسی خواهد بود،و چه کسی عذاب خوارکننده در دنیا به سراغش خواهد آمد. ﴿وَيَحِلُّ عَلَيۡهِ عَذَابٞ مُّقِيمٌ﴾و در آخرت عذاب جاویدان و همیشگی که از او برطرف نمیشود گریبانگیرش میگردد. این تهدید بزرگی است برای آنها و خود میمانند که مستحق عذاب جاویدان هستند، امّا ظلم و عناد مانع از ایمان آوردنشان شده بود.
آیهی ۴۱:
﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ لِلنَّاسِ بِٱلۡحَقِّۖ فَمَنِ ٱهۡتَدَىٰ فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيۡهَاۖ وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِوَكِيلٍ٤١﴾[الزمر: ۴۱]. «بیگمان ما این کتاب را برای (هدایت) مردم به حق بر تو فرو فرستادیم. پس هرکس که هدایت یابد به نفع خود اوست و هرکس که گمراه گردد تنها به زیان خود گمراه میشود. و تو بر آنان نگهبان نیستی».
خداوند متعال خبر میدهد که او قرآن را که در اخبار و اوامر و نواهیاش مشتمل بر حق و حقیقت است و برای کسی که بخواهد (به خدا) و سرای کرامت برسد اساس هدایت و وسیلهی رسیدن به خدا میباشد، بر پیامبرش نازل کرده است. نیز خداوند متعال خبر میدهد که به وسیله نزول قرآن حجّت بر همهی جهانیان اقامه شده است. ﴿فَمَنِ ٱهۡتَدَىٰ فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيۡهَا﴾و هرکس در پرتو نور قرآن راهیاب شود و از اوامر آن پیروی نماید، فایده هدایت شدن و پیروی نمودن به خود او بر میگردد، و هرکس بعد از آن که راه راست برای او روشن گردید گمراه گردد زیان گمراهیاش به خودش بر میگردد، و به خدا زیانی نمیرساند. ﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِوَكِيلٍ﴾و تو بر آنان نگهبان نیستی که اعمالشان را ثبت و ضبط نمایی، و آنها را بر آن محاسبه کنی، و بر آنچه میخواهی مجبورشان سازی. بلکه تو فقط رسانندهای. هستی که آنچه را به آن فرمان یافتهای به آنا میرسانی، و وظیفه ات را انجام میدهی.
آیهی ۴۲:
﴿ٱللَّهُ يَتَوَفَّى ٱلۡأَنفُسَ حِينَ مَوۡتِهَا وَٱلَّتِي لَمۡ تَمُتۡ فِي مَنَامِهَاۖ فَيُمۡسِكُ ٱلَّتِي قَضَىٰ عَلَيۡهَا ٱلۡمَوۡتَ وَيُرۡسِلُ ٱلۡأُخۡرَىٰٓ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمًّىۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ٤٢﴾[الزمر: ۴۲]. «خداوند جانها را به هنگام مرگشان برمیگیرد، و نیز آن (جانی) که نمرده است (آنرا) هنگام خوابش (میگیرد)، و (جانی را) که به مرگ آن حکم کرده است نگاه میدارد، و آن دیگر را تا زمان معیّنی باقی میگذارد، بیگمان در این امر نشانههای روشنی برای اندیشمندان است».
خداوند متعال خبر میدهد که او به تنهایی در حالت بیداری و خواب بندگانش و در حالت مرگ و زنده بودنشان تصّرف مینماید: ﴿ٱللَّهُ يَتَوَفَّى ٱلۡأَنفُسَ﴾خداوند روحها را قبض مینماید. قبض روح دو نوع است: قبض بزرگ و قبض کوچک. در اینجا منظور قبض بزرگ است، و آن مرگ میباشد. این که خداوند خبر دادهاست که او خودش ارواح را قبض میکند با این منافاتی ندارد که او فرشته مرگ و همکارانش را گماشته تا ارواح را قبض نمایند، همانطور که فرموده است: ﴿قُلۡ يَتَوَفَّىٰكُم مَّلَكُ ٱلۡمَوۡتِ ٱلَّذِي وُكِّلَ بِكُمۡ﴾[السجدة: ۱۱]. «بگو: آن فرشته مرگ که بر شما گماشته شده جانهایتان را میستاند». ﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ تَوَفَّتۡهُ رُسُلُنَا وَهُمۡ لَا يُفَرِّطُونَ﴾[الأنعام: ۶۱]. «تا اینکه مرگ به سراغ یکی از شما بیاید، فرستادگان ما روح او را قبض میکنند و آنها کاستی نمیورزند». چون خداوند متعال از این نظر کارها را به خود نسبت میدهد که او آفریننده مدبر است. و از این نظر امور را به اسباب آن نسبت میدهد که از سنتّهای الهی و حکمت او این است برای هر امری سببی را قرار دادهاست. و این که میفرماید: ﴿وَٱلَّتِي لَمۡ تَمُتۡ فِي مَنَامِهَاۖ﴾نیز ـ به هنگام خواب ـ آن دسته از ارواح را که نمودهاند،قبض مینماید. این قبض، قبض کوچک است، به عبارتی دیگر مرگ کوچک است. ﴿فَيُمۡسِكُ ٱلَّتِي قَضَىٰ عَلَيۡهَا ٱلۡمَوۡتَ﴾و آنگاه از میان آن دو دسته از ارواح، دستهی اول را که فرمان مرگشان را صادر کرده است نگاه میدارد، و این ارواح کسانی است که مردهاند یا خداوند فرمان مرگشان را درحالیکه خواب هستند صادر کرده است. ﴿ٱلۡمَوۡتَ وَيُرۡسِلُ ٱلۡأُخۡرَىٰٓ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمًّى﴾و گروه دوم ارواح که هنوز فرمان مرگشان صادر نشده است به تن باز میگرداند تا زمانی که روزی خود را کامل گردانند و اجلشان فرا برسد. ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾بیگمان در این امر برای اندیشمندان نشانههای روشنی است که بر کمال توانمندی خداوند و این که مردگان را پس از مرگشان زنده خواهد کرد دلالت میکند. این آیه دلیلی است بر این که روح و نفس جسمی است که قائم به ذات خود میباشد و جوهر آن با جوهر بدن فرق میکند و دلیلی است بر این که روح، آفریده شده و تحت تدبیر پروردگار است و خداوند آن را میستاند و نگاه میدارد، و باز به تن بر میگرداند. و ارواح زندگان در برزخ همدیگر را ملاقات میکنند و گردهم آمده و با یکدیگر گفتگو مینمایند. پس آنگاه که خداوند ارواح زندگان را بر میگرداند و ارواح مردگان را نگاه میدارد.
آیهی ۴۴-۴۳:
﴿أَمِ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُفَعَآءَۚ قُلۡ أَوَلَوۡ كَانُواْ لَا يَمۡلِكُونَ شَيۡٔٗا وَلَا يَعۡقِلُونَ٤٣﴾[الزمر: ۴۳]. «آیا بهجای خداوند شفیعانی گرفتهاند؟ بگو: گرچه هیچ کاری نتوانند انجام دهند و خرد نورزند (باز آنانرا شفیعان خود میگیرید)»؟!
﴿قُل لِّلَّهِ ٱلشَّفَٰعَةُ جَمِيعٗاۖ لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ ثُمَّ إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٤٤﴾[الزمر: ۴۴]. «بگو: شفاعت، سراسر از آن خداست، فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، سپس بهسوی خدا برگردانده میشوید».
خداوند متعال کار کسانی را که بهجای او میانجیهایی را برگزیدهاند و دست به دامان آنها میشوند و از آنها میخواهند و آنها را پرستش میکنند تقبیح نموده و میفرماید: ﴿قُلۡ﴾(ای پیامبر!) با بیان جهالت آنها و این که شفیعانی را برگزیدهاند که سزاوار هیچ عبادتی نیستند به آنان بگو: ﴿أَوَلَوۡ كَانُواْ لَا يَمۡلِكُونَ شَيۡٔٗا وَلَا يَعۡقِلُونَ﴾آیا اگر چیزهایی را که میانجی و متصرف در امور میدانید به اندازه ذرّهای و نه کمتر از آن نه در آسمانها و نه در زمین ندارند، بلکه فهم و شعوری ندارند که به سبب آن سزاوار ستایش شوند، چون آنها جماداتی از سنگ و درخت و تمثالها بوده، و مردگانی بیش نیستند. پس آیا کسی که چنین چیزهایی را پرستش کند عقل دارد؟! یا از گمراهترین و نادان ترین مردم میباشد و ستم او از ستم همه بزرگتر است؟
﴿قُل لِّلَّهِ ٱلشَّفَٰعَةُ جَمِيعٗا﴾به آنان بگو: شفاعت، سراسر از آن خداست، چون اختیار همه در دست اوست. و هر شفاعت کنندهای که باشد از خدا میترسد، و هیچکس جز با اجازه او نمیتواند سفارش و میانجیگری کند. پس هرگاه بخواهد بر بندهاش رحم نماید به شفاعت کننده بزرگوار اجازه میدهد تا نزد او شفاعت کند، و این رحمتی است که خداوند در حق شفاعت کننده و کسی که برای او شفاعت میشود روا میدارد. پس تاکید کرد که شفاعت، همگی برای خداست، ﴿لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾همه آنچه از ذات و کار و صفت که در آسمانها و زمین است، از آن او میباشد. پس باید شفاعت را از کسی خواست که اختیار آن را دارد. و عبادت فقط برای او انجام میشود. ﴿ثُمَّ إِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾سپس به سوی او برگردانده میشوید، پس آن کس را که عبادت و طاعت او را خالص کرده باشد پاداش فراوان میدهد، و هرکس را که برای او شریک قرار داده باشد عذاب هولناک میدهد.
آیهی ۴۶-۴۵:
﴿وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُ ٱشۡمَأَزَّتۡ قُلُوبُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِۖ وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ٤٥﴾[الزمر: ۴۵]. «و هرگاه خداوند به تنهایی یاد شود کسانیکه به آخرت نمیآورند متنفرّ میشوند، و چون کسانی جز او یاد شوند بناگاه شاد و خوشحال میگردند».
﴿قُلِ ٱللَّهُمَّ فَاطِرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ عَٰلِمَ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ أَنتَ تَحۡكُمُ بَيۡنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ٤٦﴾[الزمر: ۴۶]. «بگو: خداوندا! ای پدید آورندۀ آسمانها و زمین! ای آگاه از نهان و آشکار! تو میان بندگانت در آنچه در آن اختلاف میکردند داوری میکنی».
خداوند حالت مشرکین و آنچه را که شرکشان اقتضاء مینماید چنین میدارد و میفرماید: ﴿وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُ﴾هرگاه خداوند به تنهایی یاد شود و یگانگی او بیان گردد و اینکه باید عبادت و طاعت فقط برای او انجام پذیرد و معبودهایی که بجز خدا پرستش میگردند، رها شوند، مشرکین دلگیر و متنفّر گشته و این را به شدّت ناپسند میدانند. ﴿وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِ﴾و هرگاه بتها و انبازها یاد شوند و مردمان به پرستش و ستایش آنها فرا خوانده شوند، ﴿إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ﴾بناگاه مشرکان از این که معبودهایشان یاد شدهاند و به دلیل این که شرک با امیال و خواستههایشان موافق است شاد و خوشحال میگردند، و این بدترین و زشتترین حالت است، اما وعده آنها روز قیامت است. در آنروز، حساب پس خواهند داد و مشاهده خواهند کرد که آیا معبودهایشان که آنانرا به جای خدا، به فریاد میخواندند، به آنها سودی میرسانند یا نه؟
بنابراین فرمود: ﴿قُلِ ٱللَّهُمَّ فَاطِرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾بگو: خداوندا! ای پدید آورنده و مدّبر آسمانها و زمین! ﴿عَٰلِمَ ٱلۡغَيۡبِ﴾ای آن که از عالم غیب و آنچه که از چشم و دانش ما پنهان است آگاهی! ﴿وَٱلشَّهَٰدَةِ﴾و ای کسی که به آنچه آشکار است و ما مشاهدهاش میکنیم، به آن نیز آگاهی! ﴿أَنتَ تَحۡكُمُ بَيۡنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾تو میان بندگانت در آنچه در آن اختلاف میکردند، داوری میکنی. و یکی از بزرگترین اختلافها اختلاف موحّدان مخلص است، کسانیکه میگویند:آنچه بر آن هستند حق است و در آخرت پاداش نیک دارند و برای دیگران چنین پاداشی وجود ندارد. مشرکین به شدّت اختلاف دارند که بهجای تو همتایانی و بتهایی را به خدایی گرفتهاند، و چیزهایی را با تو برابر قرار دادهاند که هیچ ارزشی ندارند، و بینهایت از تو عیبجویی میکنند و به هنگام ذکر معبودهایشان شاد شده و به هنگام یاد و ذکر تو متنفّر و دلگیر میگردند با وجود این ادعا میکنند که آنها برحق هستند و دیگران بر باطل، و اینها پاداش نیک دارند. خداوند متعال فرموده است: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِينَ هَادُواْ وَٱلصَّٰبِِٔينَ وَٱلنَّصَٰرَىٰ وَٱلۡمَجُوسَ وَٱلَّذِينَ أَشۡرَكُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ يَفۡصِلُ بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ١٧﴾[الحج: ۱۷]. «بیگمان خداوند میان مومنان و یهودیان و صائبان و نصاری و مجوس و مشرکان در روز قیامت داوری میکند، بیگمان خداوند بر هرچیزی حاضر و گواه است». سپس از داوری میان آنها نیز خبر داده و فرموده است: ﴿هَٰذَانِ خَصۡمَانِ ٱخۡتَصَمُواْ فِي رَبِّهِمۡۖ فَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ قُطِّعَتۡ لَهُمۡ ثِيَابٞ مِّن نَّارٖ يُصَبُّ مِن فَوۡقِ رُءُوسِهِمُ ٱلۡحَمِيمُ١٩ يُصۡهَرُ بِهِۦ مَا فِي بُطُونِهِمۡ وَٱلۡجُلُودُ٢٠ وَلَهُم مَّقَٰمِعُ مِنۡ حَدِيدٖ٢١﴾[الحج: ۱۹-۲۱]. «این دو طرف درباره پروردگارشان به منازعه پرداختهاند، پس کسانی که کفر ورزیدهاند لباسهایی از آتش دارند و آب داغ از بالای سرهایشان بر آنان ریخته میشود که رودهها و آنچه در شکمشان است و پوستهایشان را ذوب میکند، و آنان گرزهایی آهنین دارند». تا اینکه میفرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُدۡخِلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ يُحَلَّوۡنَ فِيهَا مِنۡ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٖ وَلُؤۡلُؤٗاۖ وَلِبَاسُهُمۡ فِيهَا حَرِيرٞ٢٣﴾[الحج: ۲۳]. «بیگمان خداوند کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند وارد باغهایی از بهشت مینماید که از زیر کاخهای آن رودها روان است. و آنها در آنجا با دستبندهایی از طلا و آراسته میشوند و لباسهایشان در آنجا ابریشم است». و میفرماید: ﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاْ إِيمَٰنَهُم بِظُلۡمٍ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ وَهُم مُّهۡتَدُونَ٨٢﴾[الأنعام: ۸۲].«کسانیکه ایمان آورده وایمانشان را با هیچ ستمی (شرکی) نیالودهاند ایشان در امنیت و آسایش خواهند بود و اینانند راهیافتگان». ﴿إِنَّهُۥ مَن يُشۡرِكۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ ٱلۡجَنَّةَ وَمَأۡوَىٰهُ ٱلنَّارُ﴾[المائدة: ۷۲]. «بیگمان هرکس برای خدا شریک قایل شود خداوند بهشت را بر او حرام نموده و جایگاهش آتش جهّنم است».
پس در این آیه عموم آفرینش خدا ودانش و حکم و داوری کلّی و فراگیرش درمیان بندگانش بیان شده است. پس قدرت او که همه مخلوقات از آن پدید آمده است و علم فراگیرش که همه چیز را در احاطه دارد بر این دلالت مینماید که او میان بندگانش داوری خواهد کرد و آنان را پس از مرگشان زنده میکند و از اعمال نیک و بد و مقدار کیفر و پاداش آن آگاهی دارد. وآفرینش او نشانگر علم و آگاهیاش میباشد. ﴿﴾﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ﴾[الملک: ۱۴]. «آیا خدای آفریننده اوضاع و احوال بندگانش را نمیداند».
آیهی ۴۸-۴۷:
﴿وَلَوۡ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا وَمِثۡلَهُۥ مَعَهُۥ لَٱفۡتَدَوۡاْ بِهِۦ مِن سُوٓءِ ٱلۡعَذَابِ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ وَبَدَا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مَا لَمۡ يَكُونُواْ يَحۡتَسِبُونَ٤٧﴾[الزمر: ۴۷]. «و اگر هر آنچه در زمین است از آنِ ستمکاران باشد و مانند آن (نیز) همراهش باشد به یقین به خاطر سختی عذاب روز قیامت آنرا بلا گردان خود سازند. و از جانب خدا چیزی برایشان آشکار شود که گمانش را نمیبردند».
﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا كَسَبُواْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٤٨﴾[الزمر: ۴۸]. «و (کیفر) بدآنچه کرده بودند برایشان آشکار میشود و آنچه را که به یاد تمسخر میگرفتند آنانرا دربر میگیرد».
وقتی خداوند بیان کرد که او میان بندگانش داوری میکند و نیز سخن مشرکین و زشتی آن را بیان داشت انگار مردم علاقمند شدند که بدانند خداوند در روز قیامت با مشرکان چه کار خواهد کرد؟ پس خبر داد که آنان ﴿سُوٓءِ ٱلۡعَذَابِ﴾سختترین و فجیع ترین عذاب را خواهند داشت، همان طور که در دنیا سختترین و زشتترین سخنان کفر آمیز را بر زبان آوردند. و اگر همه آنچه از طلا و نقره و مروارید و حیوانات و درختان و کشتزارهایی که در زمین است و همه ظروف آن و مانند آن را در اختیار داشته باشند، سپس در روز قیامت آنرا بدهند تا از عذاب خدا رهایی یابند از آنها پذیرفته نمیشود، و هیچ چیزی عذاب خدا را از آنها دور نمیسازد. ﴿يَوۡمَ لَا يَنفَعُ مَالٞ وَلَا بَنُونَ٨٨ إِلَّا مَنۡ أَتَى ٱللَّهَ بِقَلۡبٖ سَلِيمٖ٨٩﴾[الشعراء: ۸۸-۸۹]. «روزیکه هیچ مال و فرزندی فایده نمیدهد، مگر کسی که با دلی سالم به نزد خدا بیاید». ﴿وَبَدَا لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مَا لَمۡ يَكُونُواْ يَحۡتَسِبُونَ﴾و از جانب خدا پنهان و خشم و عذاب بزرگی برای آنها آشکار میشود که گمانش را نمیبردند، زیرا آنها در مورد خود قضاوت دیگری میکردند.
﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا كَسَبُواْ﴾و چیزهایی برایشان آشکار میشود که آنها را ناراحت میکند، و این بهخاطر کارهای بدشان است که انجام دادهاند. ﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾و وعید و عذابی که آنرا به مسخره میگرفتند آنها را فرا میگیرد.
آیهی ۵۲-۴۹:
﴿فَإِذَا مَسَّ ٱلۡإِنسَٰنَ ضُرّٞ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلۡنَٰهُ نِعۡمَةٗ مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمِۢۚ بَلۡ هِيَ فِتۡنَةٞ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٤٩﴾[الزمر: ۴۹]. «هنگامیکه به انسان گزندی برسد ما را به فریاد میخواند و هنگامیکه از سوی خود به او نعمتی عطا کنیم خواهد گفت: جز این نیست که آنرا بنابر دانشی که دارم به من دادهاند، چنین نیست بلکه این نعمت وسیلۀ آزمایش است ولی بیشتر مردم نمیدانند».
﴿قَدۡ قَالَهَا ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ٥٠﴾[الزمر: ۵۰]. «همانا این سخن را کسانی هم گفتهاند که پیش از ایشان بودند امّا آنچه به دست آوردند بدیشان سودی نبخشید».
﴿فَأَصَابَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا كَسَبُواْۚ وَٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡ هَٰٓؤُلَآءِ سَيُصِيبُهُمۡ سَئَِّاتُ مَا كَسَبُواْ وَمَا هُم بِمُعۡجِزِينَ٥١﴾[الزمر: ۵۱]. «پس (کیفر) بدیهایی که کرده بودند به آنان رسید، و کسانی از اینان هم که ستم کردهاند (کیفر) بدیهایی که میکردند به آنان خواهد رسید، و هرگز نمیتوانند (از عذاب الهی بگریزند و خدای را) ناتوان کنند».
﴿أَوَ لَمۡ يَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ٥٢﴾[الزمر: ۵۲]. «آیا ندانستهاند که خداوند رزق و روزی را برای هرکس که بخواهد گسترده و فراخ یا تنگ و کم میگرداند؟ بیگمان در این نشانههایی است برای کسانیکه ایمان میآورند».
خداوند متعال از حالت انسان و طبیعت او خبر میدهد که هرگاه گزندی از قبیل بیماری یا سختی و یا اندوه به وی برسد، ﴿دَعَانَا﴾با اصرار ما را به فریاد میخواند تا آنچه را که به او رسیده است دور سازیم، ﴿ثُمَّ إِذَا خَوَّلۡنَٰهُ نِعۡمَةٗ مِّنَّا﴾سپس وقتی که از سوی خود نعمتی به او عطا کنیم و زیان را از وی دور سازیم و سختیاش را برطرف نماییم آن گاه به پروردگارش کفر میورزد و ناسپاسی میکند. ﴿قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمِۢ﴾میگوید: خداوند این نعمت را بر این اساس که شایسته و سزاوار آن هستم به من دادهاست، چون من پیش خدا ارزشمندم. یا اینکه میگوید: این نعمت را بنابر دانشی که خودم داشتهام و راههای به دست آوردن آن را میدانستهام به دست آوردهام. خداوند متعال میفرماید: ﴿بَلۡ هِيَ فِتۡنَةٞ﴾بلکه این نعمت، آزمایشی است که خداوند به وسیله آن بندگانش را میآزماید تا بنگرد که چه کسی سپاس او را میگذارد و چه کسی ناسپاسیاش میکند؟! ﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾ولی بیشتر مردم نمیدانند، بنابراین، آزمایش را هدیه و بخششی میشمارند، و خیر محض را با آنچه که ممکن است سبب خیر یا شر شود اشتباه میگیرند.
خداوند متعال میفرماید: ﴿قَدۡ قَالَهَا ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ فَمَآ﴾قطعا کسانیکه پیش از ایشان بودند سخن ایشان را بر زبان آوردهاند، ﴿إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمِۢ﴾و گفتهاند که این نعمت از روی دانشی که داشتهایم به ما عطا شده است. پس همواره تکذیب کنندگان اعتراف نکردن به نعمت پروردگارشان را از یکدیگر به ارث میبرند و گمان میبرند که خداوند حقّی بر آنها ندارد. و این کار همواره شیوه آنها بوده تا این که هلاک میشوند. ﴿فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ﴾امّا وقتی عذاب به سراغ آنها آمد آنچه به دست آورده بودند عذاب را از آنها دفع نکرد و به آنها سودی نبخشید.
﴿فَأَصَابَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا كَسَبُواْ﴾پس آنان کیفر کارهایی را که کرده بودند، دیدند. ﴿وَٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡ هَٰٓؤُلَآءِ سَيُصِيبُهُمۡ سَئَِّاتُ مَا كَسَبُواْ﴾و کسانی از اینان هم که ستم کردهاند کیفر کردار ناپاکشان گریبانگیرشان خواهد گردید. پس آنها از اینان بهتر نیستند و برائت آنان در هیچ کتابی آسمانی ثبت و ضبط نشده است.
وقتی بیان داشت که آنها فریب مال و دارایی را خوردهاند و به سبب جهالت خود گمان بردهاند که داشتن مال نشانه خوب بودن حالت صاحب دارایی ومال است، به آنها خبر داد که برخورداری از رزق و روزی خداوند بر این چیز دلالت نمیکند و ﴿أَنَّ ٱللَّهَ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُ﴾خداوند روزی را برای هرکس از بندگانش چه صالح باشد چه ناصالح گسترده و فراوان مینماید، و برای هرکس از بندگانش خواه صالح باشد خواه ناصالح روزی را کم میگرداند. پس روزی خداوند میان همه مخلوقات مشترک است. ولی ایما و عمل صالح فقط مخصوص بهترین مردمان میباشد. ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ﴾بیگمان در فراوان نمودن روزی و کم کردن آن برای گروهی که ایما میآورند نشانهای مهّمی است، چون آنها میدانند که این امر به حکمت و رحمت خدا بر میگردد و او حالت بندگانش را بهتر میداند، پس گاهی روزی آنان را کم مینماید و اینکار را از روی لطف و رحمتی که نسبت به آنها دارد انجام میدهد، چون اگر روزی آنان را گسترده و فراوان کند در زمین فساد و تباهی میورزند پس خداوند در این امر صلاح دینی بندگان را که اساس سعادت ورستگاریشان است رعایت میکند.
آیهی ۵۹-۵۳:
﴿قُلۡ يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ أَسۡرَفُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ٥٣﴾[الزمر: ۵۳]. «بگو: ای بندگانم که بر خود اسراف کردهاید! از رحمت خدا ناامید نشوید، به راستی که خداوند همۀ گناهان را میآمرزد، چرا که او بسیار آمرزگار و بس مهربان است».
﴿وَأَنِيبُوٓاْ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَأَسۡلِمُواْ لَهُۥ مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلۡعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ٥٤﴾[الزمر: ۵۴]. «و بهسوی پروردگار خود برگردید و تسلیم او شوید پیش از آنکه عذاب به شما برسد آنگاه یاری نمیشوید».
﴿وَٱتَّبِعُوٓاْ أَحۡسَنَ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلۡعَذَابُ بَغۡتَةٗ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ٥٥﴾[الزمر: ۵۵]. «و پیش از آنکه ناگهان و درحالیکه حدس نمیزنید عذاب به شما برسد از بهترین چیزی که از سوی پروردگارتان برای شما فرو فرستاده شده است پیروی کنید».
﴿أَن تَقُولَ نَفۡسٞ يَٰحَسۡرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنۢبِ ٱللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ ٱلسَّٰخِرِينَ٥٦﴾[الزمر: ۵۶]. «که (مبادا) کسی بگوید: وای بر من به خاطر کوتاهیای که در حق خدا کردیم و بیگمان از مسخرهکنندگان بودم».
﴿أَوۡ تَقُولَ لَوۡ أَنَّ ٱللَّهَ هَدَىٰنِي لَكُنتُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ٥٧﴾[الزمر: ۵۷]. «یا اینکه بگوید: ای کاش خداوندراهنماییام میکرد و از پرهیزگاران میبودم».
﴿أَوۡ تَقُولَ حِينَ تَرَى ٱلۡعَذَابَ لَوۡ أَنَّ لِي كَرَّةٗ فَأَكُونَ مِنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٥٨﴾[الزمر: ۵۸]. «یا چون عذاب را ببیند بگوید: کاش بازگشتی داشتم تا از نیکوکاران شوم».
﴿بَلَىٰ قَدۡ جَآءَتۡكَ ءَايَٰتِي فَكَذَّبۡتَ بِهَا وَٱسۡتَكۡبَرۡتَ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٥٩﴾[الزمر: ۵۹]. «آری! بیگمان آیات من به تو رسید ولی آنها را تکذیب کردی و تکبّر ورزیدی و از زمرۀ کافران گشتی».
خداوند به آن دسته از بندگانش که گناهان زیادی را مرتکب شدهاند خبر میدهد که فضل و بخشش او گسترده است، و آنها را تشویق میکند تا به سوی او بازگردند قبل از آن که این کار را نتوانند انجام بدهند. پس فرمود: ﴿قُلۡ﴾ای پیامبر! و ای کسی که به جای پیامبر به دین خدا دعوت میکنی! از جانب پروردگار به بندگان خبر بده و بگو: ﴿يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ أَسۡرَفُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ﴾ای بندگان من که با ارتکاب گناهان و تلاش و حرکت در مسیر ناخشنودی خداوند بر خود اسراف کردهاید! ﴿لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِ﴾از رحمت خداوند ناامید نشوید و با ناامیدی، خود را به هلاکت اندازید و نگویید که گناهان ما زیاد گشته و عیبهای ما روی هم انباشته شده است و راهی برای نجات ما وجود ندارد، و گناهان ما زدوده نخواهند شد، و به سبب این فکر همچنان بر گناهان اصرار ورزید، و توشهای از آنچه پروردگار مهربان را خشمگین مینماید جمع آوری نکنید. بلکه پروردگار خود را با نامهایی که با کرم و لطف و بخشش او دلالت مینماید بشناسید. و بدانید که ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًا﴾خداوند همه گناهان از قبیل شرک و قتل و زناو ربا و ظلم و دیگر گناهان کبیره و صغیره را میآمرزد. ﴿إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴾بیگمان او بسیار آمرزگار و بس مهربان است. یعنی آمرزش و رحمت صفت او است، دو صفتی که لازم او هستند و از ذات او جدا نمیشوند و همواره آثار این دو صفت در فرایند هستی جریان دارد و هر موجودی را فرا میگیرد.
در همه اوقات خیرات را سرازیر مینماید و نعمتها و بخششها را پی در در پی در پنهان و آشکار بر بندگان سرازیر میدارد، و بخشیدن را از ندادن بیشتر دوست دارد و رحمت او بر خشم وی پیشی گرفته است. اما رحمت و مغفرت او اسبابی دارند که با آنها به دست میآیند، و اگر بنده این اسباب را فراهم نکند دروازه رحمت و آمرزش را به روی خود بسته است. و بزرگترین سبب به دست آوردن رحمت و آمرزش بلکه تنها سببی که موجب این دو چیز است بازگشت بهسوی خدا به وسیله توبه واقعی و با دعا و زاری و عبادت و بندگی میباشد. پس بشتابید به سوی این سبب بزرگ و راه نجات! بنابراین، خداوند متعال به بازگشت و شتافتن به سوی خود دستور داد و فرمود: ﴿وَأَنِيبُوٓاْ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَأَسۡلِمُواْ لَهُ﴾و با دلهایتان به سوی پروردگار خود باز گردید، و با اعضا و جوارح خود تسلیم او شوید. هرگاه انابت به تنهایی ذکر شود اعمال جوارح هم در آن داخل است و هرگاه انابت و تسلیم با هم بیان شوند معنی همین گونه است که بیان کردیم. ﴿إِلَىٰ رَبِّكُمۡ وَأَسۡلِمُواْ لَهُ﴾این بیانگر اهمیت اخلاص است و این که اعمال ظاهری و باطنی بدون اخلاص سودمند نیستند. ﴿مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلۡعَذَابُ﴾پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید و نتوان آن را دفع کرد. ﴿ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ﴾و دیگر کمک و یاری نشوید. انگار در اینجا این سوال مطرح میشود که انابت و تسلیم شدن چیست؟ و جزئیات و کارهای آنان چه میباشد؟
پس خداوند متعال پاسخ داد و فرمود: ﴿وَٱتَّبِعُوٓاْ أَحۡسَنَ مَآ أُنزِلَ إِلَيۡكُم مِّن رَّبِّكُم﴾از بهترین چیزی که از سوی پروردگارتان برای شما فرو فرستاده شده است پیروی کنید از قبیل اعمال باطنی که شما را به آن امر نموده است مانند محبّت خدا وترس از خدا وامیدوار بودن به او و خیرخواهی برای بندگان و ترک نمودن آنچه با این موارد مخالف است. و اعمال ظاهری مانند نماز و زکات و حج و صدقه وانواع نیکوکاریها وامثال آن چیزی است که خداوند به آن فرمان داده، و آن بهترین چیزی است که از سوی کسیکه در این کارها از دستورات پروردگارش اطاعت میکند بهسوی او بازگشته و تسلیم شده است. ﴿مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَكُمُ ٱلۡعَذَابُ بَغۡتَةٗ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ﴾پیش از آن که ناگهان عذاب به سراغ شما بیاید و شما ناآگاه باشید. و همه اینها تشویق به شتاب ورزیدن در انجام امور خیر و غنیمت شمردم فرصت است.
سپس خداوند بندگان را برحذر داشت و آنها را اندرز گفت و فرمود: ﴿أَن تَقُولَ نَفۡسٞ يَٰحَسۡرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنۢبِ ٱللَّهِ﴾به غفلت خود ادامه ندهند مبادا روزی برسد که در آن روز پشیمان شوند و پشیمانی دیگر سودی ندارد. و تا این که کسی نگوید وای بر من به خاطر کوتاهیای که در حق خدا کردم، ﴿وَإِن كُنتُ لَمِنَ ٱلسَّٰخِرِينَ﴾و افسوس که در دنیا قیامت را به مسخره میگرفتم تا اینکه آن را به صورت آشکار مشاهده کردم.
﴿أَوۡ تَقُولَ لَوۡ أَنَّ ٱللَّهَ هَدَىٰنِي لَكُنتُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِينَ٥٧﴾«لو» در اینجا به معنی آرزو کردن است یعنی کاش خداوند مرا هدایت میکرد و از پرهیزگاران میشدم، و از عقاب در امان میماندم و سزاوار پاداش میگشتم. و به معنی شرط نیست چون اگر شرطیه باشد به معنی این است آنها با قضا و قدر بر گمراهی خود احتجاج میکردند. و این دلیل باطلی است و در روز قیامت هر دلیل باطلی پوچ و نابود میگردد.
﴿أَوۡ تَقُولَ حِينَ تَرَى ٱلۡعَذَابَ لَوۡ أَنَّ لِي كَرَّةٗ فَأَكُونَ مِنَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ٥٨﴾یا وقتی عذاب را ببیند و به وارد شدن آن یقین نماید، بگوید: «ای کاش بازگشتی به دنیا برایم میسر بود تا از نیکوکاران باشم».
خداوند متعال میفرماید این چیز ممکن و سودمند نیست، بلکه اینها آرزوهای باطلی است که حقیقت ندارد. چون اگر بنده به دنیا بازگردانده شود برای او روشنگری فراتر از روشنگر اول وجود نخواهد داشت.
﴿بَلَىٰ قَدۡ جَآءَتۡكَ ءَايَٰتِي فَكَذَّبۡتَ بِهَا وَٱسۡتَكۡبَرۡتَ وَكُنتَ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ٥٩﴾آری! نشانهها و آیات من که بر حق دلالت میکنند و در آن تردیدی نیست نزد تو آمدند، ولی آنها را دروغ انگاشتی و از پیروی کردن از آن متکّبرانه سرباز زدی و از کافران گشتی، پس طلب بازگشت به دنیا بیهوده است ﴿وَلَوۡ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنۡهُ وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾[الأنعام: ۲۸]. «و چنانچه آنها به دنیا بازگردانده شوند باز به چیزهایی میروند که از آن نهی شدهاند،و ایشان دروغگویانند».
آیهی ۶۱-۶۰:
﴿وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ تَرَى ٱلَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى ٱللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسۡوَدَّةٌۚ أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡمُتَكَبِّرِينَ٦٠﴾[الزمر: ۶۰]. «و ورز قیامت آنانرا که بر خداوند دروغ بستهاند خواهی دید که چهرههایشان سیاه شده است. آیا برای متکبران جایگاهی در دوزخ نیست».
﴿وَيُنَجِّي ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ بِمَفَازَتِهِمۡ لَا يَمَسُّهُمُ ٱلسُّوٓءُ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ٦١﴾[الزمر: ۶۱]. «و خداوند پرهیزگاران را به (پاس) رستگاریشان نجات میدهد و عذاب به ایشان نمیرسد و اندوهگین نمیگردند».
خداوند از رسوایی و خواری کسانی خبر میدهد که بر او دروغ بستهاند و میفرماید: چهرههایشان در روز قیامت سیاه میشود، انگار شبهای تاریکاند، و حاضرین در محشر آنها را از روی چهرهاش سیاهشان میشناسند. پس حق روشن و درخشان میباشد، انگار صبح است. و همانطور که آنها چهره حق را با دروغ سیاه کردند، خداوند نیز چهرههایشان را سیاه مینماید و کیفر از نوع عملشان میباشد. پس آنان چهرههایشان سیاه است و در جهنّم عذاب سختی دارند. بنابراین، فرمود: ﴿أَلَيۡسَ فِي جَهَنَّمَ مَثۡوٗى لِّلۡمُتَكَبِّرِينَ﴾آیا برای آنان که از پذیرفتن حق متکبرانه سرباز زده و از روی خود بزرگ بینی از عبادت پروردگار روی برتافته و بر خدا دروغ بستهاند در جهنّم جایگاهی نیست؟ آری ! هست، سوگند به خدا در جهّنم کیفر و رسوایی و عذابی هست که سراپای متکبّران را فرا میگیرد و حق از آنها ستانده میشود. دروغ گفتن بر خداوند شامل دروغ بستن بر او در شریک قرار دادن برای اوست، و فرزند و همسر قایل شدن برای او، و خبر دادن از او به آنچه که شایستهاش نیست، میشود. و نیز ادّعای دروغین نبوت و گفتن سخنی دروغین در شریعت خدا و ادّعا کردن که، این سخن را پیامبر خدا گفته است، را شامل میگردد.
وقتی حالت متکبّران را بیان کرد حالت پرهیزگاران را نیز ذکر نمود و فرمود: ﴿وَيُنَجِّي ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ بِمَفَازَتِهِمۡ﴾و خداوند پرهیزگاران را به سبب نجاتشان رهایی میبخشد، چون آنها وسیله نجات را که تقوای الهی است به همراه دارند. تقوا وسیله رهایی از سختیها و مشکلات است. ﴿لَا يَمَسُّهُمُ ٱلسُّوٓءُ﴾عذابی به آنها نمیرسد که رنجورشان سازد، ﴿وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾و غمگین و اندوهگین نمیگردند. پس دچار شدن به عذاب و ترس و هراس آن را از آنها نفی کرد و این بیانگر آن است که آنها در امنیت کامل به سر میبرند. و این امنیت ادامه خواهد یافت تا این که آنانرا به سرای ایمن بهشت میرساند و در آن جا از هر رنج و امر ناپسندی ایمن خواهند بود و از نعمتهای تر و تازه برخوردار خواهند شد و میگویند: ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَذۡهَبَ عَنَّا ٱلۡحَزَنَۖ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٞ شَكُورٌ﴾[فاطر: ۳۴]. «ستایش خداوندی را سزاست که اندوه را از ما دور کرد، بیگمان پروردگار ما آمرزنده و سپاسگزاراست».
آیهی ۶۳-۶۲:
﴿ٱللَّهُ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ وَكِيلٞ٦٢﴾[الزمر: ۶۲]. «خداوند آفرینندۀ همه چیز است و او بر همه چیز نگهبان است».
﴿لَّهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۗ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ٦٣﴾[الزمر: ۶۳]. «کلیدهای آسمان و زمین از آن اوست و کسانیکه به آیات خدا کفر ورزیدهاند ایشان زیانکارند».
خداوند از عظمت و کمال خود خبر میدهد که موجب ضرر و خسارت کسی میشود که به او کفر ورزیده است. پس میفرماید: ﴿ٱللَّهُ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ﴾خداوند آفریننده همه چیز است. این عبارت و امثال آن که در قرآن بسیار آمده است بر این دلالت مینماید که هرچیزی ـ به جز ذات خداوند و نامها و صفاتش ـ مخلوق هستند. پس در این آیه سخن کسانی که میگویند: «بعضی از مخلوقات قدیم هیستند» رد شده است. فلاسفه میگویند: زمین و آسمانها قدیماند. کسان دیگری هم یافت میشوند که میگویند: «ارواح قدیم هستند». و امثال این گفتههای باطل که متضمن بیاثر نمودن صفتِ آفرینندگی خداوند در آفریدههایش است. و کلام خدا مخلوق نیست، چون کلام صفت متکلم است و خداوند با نامها و صفاتش اول و ازلی است و قبل از او چیزی نبوده است. استدلال معتزله به این آیه و امثال آن مبنی بر این که کلام خدا مخلوق است از بزرگترین جهالتهاست. چون خداوند همیشه و همواره با نامها و صفاتش بوده است و هیچ صفتی از صفاتش حادث نیست که بعدا پدید آمده باشد و هیچ گاه صفت او تعطیل نمیشود.
به دلیل این که خداوند از ذات بزرگوارش خبر داده که او همه جهان بالا و پایین را آفریده و بر هر چیزی نگهبان است و این مستلزم آن است که خداوند باید کاملا مراقب و آگاه باشد و بر آنچه که مراقب آن است قدرت کامل داشته باشد تا بتواند در آن تصرّف نماید و آن را حفظ کند. نیز باید حکمت و شناخت داشته باشد و انواع تصرّفات را بداند تا در آن تصرّف و تدبیر نماید و همان کاری را در آن انجام دهد که شایستهتر است. پس نگهبان بودن و مراقبت جز با داشتن این اوصاف کامل نمیگردد و اگر در یکی از این موارد نقصی مشاهده شود نقص در نگهبانی به حساب میآید. و معلوم است که خداوند بر همه چیز نگهبان است و این بیانگر آن است که علم و آگاهی او همه چیز را احاطه نموده است و از قدرت و تدبیر و فرزانگی کامل و غیر قابل تصورّی برخوردار است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد.
﴿لَّهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾کلیدهای علم و آگاهی و تدبیر آسمانها و زمین از آن اوست. پس ﴿مَّا يَفۡتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحۡمَةٖ فَلَا مُمۡسِكَ لَهَاۖ وَمَا يُمۡسِكۡ فَلَا مُرۡسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٢﴾[فاطر: ۲]. «هر رحمتی که خداوند برای مردم بگشاید هیچ بازدارندهای ندارد و هر آنچه که نگاه دارد هیچ فرستندهای برای آن نیست و او توانای با حکمت است». وقتی عظمت خود را بیان کرد که اقتضا مینماید دلها از توقیر او لبریز گردند، نیز حالت کسی را بیان کرد که قضیه را برعکس نموده و قدر خداوند را نمیشناسد، پس فرمود : ﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾و کسانیکه آیات و نشانههای خدا را که بر حق و یقین و صراط مستقیم دلالت مینمایند، باور نداشته و به آن کفر ورزیدهاند، ﴿أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾ایشان زیانکارانند، زیرا بندگی و عبودیت و اخلاص و ذکر و طاعت خدا را که موجب اصلاح دل و زبان و سایر اعضای آدمی است، از دست دادهاند و در عوض اینها هر آن چیزی را که دلها و جسمها را فاسد میکند بهمیان آورده و باغهای بهشت را از دست داده و در عوض آن عذاب دردناک را به دست آوردهاند.
آیهی ۶۶- ۶۴:
﴿قُلۡ أَفَغَيۡرَ ٱللَّهِ تَأۡمُرُوٓنِّيٓ أَعۡبُدُ أَيُّهَا ٱلۡجَٰهِلُونَ٦٤﴾[الزمر: ۶۴]. «بگو: ای نادانان! آیا به من دستور میدهید که غیر از خدا را بندگی کنم».
﴿وَلَقَدۡ أُوحِيَ إِلَيۡكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكَ لَئِنۡ أَشۡرَكۡتَ لَيَحۡبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٦٥﴾[الزمر: ۶۵]. «و بهراستی که به تو و به کسانیکه پیش از تو بودند وحی شد که اگر شرکورزی کردارت نابود میشود و از زیانکاران خواهی بود».
﴿بَلِ ٱللَّهَ فَٱعۡبُدۡ وَكُن مِّنَ ٱلشَّٰكِرِينَ٦٦﴾[الزمر: ۶۶]. «بلکه تنها خدا را بپرست و از سپاسگزاران باش».
﴿قُلۡ أَفَغَيۡرَ ٱللَّهِ تَأۡمُرُوٓنِّيٓ أَعۡبُدُ أَيُّهَا ٱلۡجَٰهِلُونَ٦٤﴾ای پیامبر! به این جاهلانی که تو را بهسوی عبادت غیر خداوند فرا میخوانند بگو: ای نادانان! آیا به من دستور میدهید که غیر از خدا را بندگی کنم؟! یعنی این فرمان از جهالت و نادانیتان سرچشمه گرفته است و اگر شما علم و دانش داشتید و میدانستید که خداوند از همه جهات کامل است و همه نعمتها را به شما بخشیده و او سزاوار عبادت است نه کسی که از هر جهت ناقص میباشد و سود و زیانی نمیرساند، مرا به این فرمان نمیدادید. چون شرک ورزیدن به خدا همه اعمال را نابود وحالات را فاسد میکند. از این رو فرمود: ﴿وَلَقَدۡ أُوحِيَ إِلَيۡكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكَ﴾و همانا به تو و به همه پیامبران پیش از تو وحی شده است. ﴿لَئِنۡ أَشۡرَكۡتَ لَيَحۡبَطَنَّ عَمَلُكَ﴾که اگر شرکورزی کردارت نابود میشود. ﴿عَمَلُكَ﴾مفرد و مضاف است و هر عملی را شامل میشود، پس در رسالت همه پیامبران آمده است که شرک ورزیدن همه اعمال را نابود میکند. همانطور که در سوره انعام وقتی که بسیاری از پیامبران را برشمرده در مورد آنها فرموده است: ﴿ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهۡدِي بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦۚ وَلَوۡ أَشۡرَكُواْ لَحَبِطَ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٨٨﴾[الأنعام: ۸۸]. «این رهنمود خداست، خداوند هرکس را از بندگانش که بخواهد به وسیله آن هدایت میکند واگر شرک ورزند آنچه کردهاند نابود میشود».
﴿وَلَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ﴾و دین و آخرت خود را از دست خواهی داد و در هردو سرا زیانمند خواهی شد. پس با شرک ورزیدن اعمال نابود میشوند و آدمی سزاوار کیفر و عذاب میگردد. وقتی خبر داد که جاهلان او را فرمان میدهند تا شرک ورزد و از زشتِی سخن آنها خبر داد، پیامبر را به اخلاص امر نمود و فرمود: ﴿بَلِ ٱللَّهَ فَٱعۡبُدۡ وَكُن مِّنَ ٱلشَّٰكِرِينَ﴾بلکه فقط خدا را بپرست و از سپاسگزاران باش، همانها که خدا را به خاطر توفیقی که به آنها عطا کرده است سپاس میگزارند. پس همان طور که به خاطر نعمتهای دنیوی از قبیل تندرستی و سلامتی جسم و فراهم شدن روزی و غیر از آن، شکر خداوند به جای آورده میشود، نیز به خاطر نعمتهای دینی مانند توفیق یافتن و اخلاص و پرهیزگاری باید شکر و ثنای خداوند را به جای آورد، بلکه نعمتهای خداوند را به جای آورد، بلکه نعمتهای حقیقی همان نعمتهای دینی هستند. و اگر انسان بیندیشد که این نعمتها از جانب خدا داده شدهاند و شکر آن را بهجای آورد، از آفت خودپسندی سالم خواهد ماند، آفتی که بسیاری از عاملان و عبادت گزاران، به علّت جهالت خود به آن گرفتار میشوند. و اگر بنده حقیقت حال را بداند، از این که خداوند نعمتی را روزی وی کرده است نه تنها دچار غرور و خودپسندی نمیشود بلکه بیشتر سپاس خدا را به جای میآورد.
آیهی ۶۷:
﴿وَمَا قَدَرُواْ ٱللَّهَ حَقَّ قَدۡرِهِۦ وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِۦۚ سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٦٧﴾[الزمر: ۶۷]. «و خداوند را چنانکه سزاوار بزرگی اوست ارج ننهادند و ورز قیامت، سراسر زمین یکباره در مشت او قرار دارد و آسمانها با دست راست او درهم پیچیده میشود. او پاک و منزّه است و از آنچه شریک (وی) میگردانند برتر است».
خداوند متعال میفرماید: مشرکان، خداوند را به گونه شایسته ارج ننهادند و او را آنگونه که باید تعظیم کنند، تعظیم ننمودند. بلکه چیزهایی را که در صفات و کارهایش ناقص هستند شریک او قرار دادند. پس صفات و کارشان از هر جهت ناقص است و هیچ سود و زیان و دادن و ندادنی در دست آنها نیست و هیچ اختیاری ندارند. و مشرکان این مخلوقات ناقص را با آفریننده و پروردگار بزرگ برابر قرار دادند، خداوندی که از عظمت آشکار و قدرت چیره او این است که همه زمین در روز قیامت در مشت او است و آسمانها با وجود گستردگی و بزرگیشان با دست راست او در هم پیچیده میشوند. پس هرکس چیزی را با خداوند برابر قرار داده باشد خداوند را آنگونه که شایسته است تعظیم نکرده است و مسلّما کسیکه چنین کند از همه ستمکارتر است. ﴿سُبۡحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾خداوند پاک و منزّه است از آنچه که برای او شریک قرار میدهند و بسی برتر است.
آیهی ۷۰-۶۸:
﴿وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُۖ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخۡرَىٰ فَإِذَا هُمۡ قِيَامٞ يَنظُرُونَ٦٨﴾[الزمر: ۶۸]. «و در صور دمیده خواهد شد پس کسانیکه در آسمانها و زمین هستند میمیرند مگر کسیکه خدا بخواهد. سپس دوباره در آن دمیده میشود پس بناگاه همگی بهپا میخیزند و مینگرند».
﴿وَأَشۡرَقَتِ ٱلۡأَرۡضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ ٱلۡكِتَٰبُ وَجِاْيٓءَ بِٱلنَّبِيِّۧنَ وَٱلشُّهَدَآءِ وَقُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡحَقِّ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ٦٩﴾[الزمر: ۶۹]. «و زمین به نور پروردگارش روشن میگردد و کتاب گذاشته میشود و پیامبران و گواهان آودره میشوند و به حق بین آنان داوری میشود و به ایشان ستم نمیشو».
﴿وَوُفِّيَتۡ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِمَا يَفۡعَلُونَ٧٠﴾[الزمر: ۷۰]. «و به هرکسی سزا و جزای آنچه کرده است به تمام و کمال داده میشود و او (خدا) به آنچه میکنند داناتر است».
وقتی خداوند آنها را از عظمت خویش ترساند آنان را هم از حالات روز قیامت برحذر داشت و تشویق نمود. و فرمود: ﴿وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ﴾و در صور دمیده میشود، و آن شاخ بزرگی است که جز خدا کسی اندازه بزرگی آن را نمیداند، امّا کسی که خداوند او را آگاه نموده است کم و کیف آن را میداند. پس اسرافیل÷که از فرشتگان مقرّب الهی و یکی از حاملان عرش است در آن میدهد. ﴿فَصَعِقَ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾و همه کسانی که در آسمانها و زمین هستند بیهوش میشوند یا میمیرند. یعنی همه وقتی دمیدن صور را میشنوند از شدّت و عظمت آن، نیز از آنجا که میدانند اینکار مقدمه قیامت است پریشان میگردند. ﴿إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُ﴾مگر کسیکه خدا بخواهد، از آنان که خداوند آنها را به هنگام دمیدن صور ثابت قدم میگرداند، پس آنها بیهوش نمیشوند مانند شهیدان یا برخی از آنها و دیگر کسانی که خدا بخواهد. و این نفخهی اول، نفخهی «صَعق» یا نفخهی « فَزَع» نامیده میشود. ﴿ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخۡرَىٰ﴾سپس بار دیگر در آن دمیده میشود و این دمیدن برای رستاخیز است. ﴿فَإِذَا هُمۡ قِيَامٞ﴾پس بناگاه همگی از قبرهایشان به پا میخیزند تا زنده شوند و مورد محاسبه قرار گیرند، آفرینش جسم و ارواح آنها کامل میگردد و چشمهایشان خیره میشود، ﴿يَنظُرُونَ﴾نگاه میکنند که خداوند با آنان چه میکند؟
﴿وَأَشۡرَقَتِ ٱلۡأَرۡضُ بِنُورِ رَبِّهَا﴾و زمین به نور پروردگارش روشن میشود. از این معلوم میگردد که انوار و روشنایی دنیا در روز قیامت همه از بین میروند و نابود میشوند، چون خداوند خبر داده که خورشید بینور میگردد و ماه از بین میرود وستارگان پراکنده میشوند و مردم در تاریکی قرار میگیرند، پس در این هنگام زمین به نور پروردگارش روشن میشود، هنگامی که خداوند تجلی میکند و برای داوری کردن میان انسانها پایین میآید.
در این روز خداوند به خلق نیرو میدهد و آنها را چنان پدید میآورد که قوی میشوند و نور الهی آنها را نمیسوزاند و میتوانند او را ببینند، وگرنه، نور خداوند بزرگ است و اگر آنرا آشکار کند عظمت او و نور چهرهاش همه مخلوقات را میسوزاند. ﴿وَوُضِعَ ٱلۡكِتَٰبُ﴾و کتاب اعمال و دیوان آن نهاده میشود تا نیکیها و بدیهایی که در آن است بازبینی شود. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَوُضِعَ ٱلۡكِتَٰبُ فَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ مُشۡفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَٰوَيۡلَتَنَا مَالِ هَٰذَا ٱلۡكِتَٰبِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةً إِلَّآ أَحۡصَىٰهَاۚ وَوَجَدُواْ مَا عَمِلُواْ حَاضِرٗاۗ وَلَا يَظۡلِمُ رَبُّكَ أَحَدٗا٤٩﴾[الکهف: ۴۹]. «و کتاب اعمال نهاده میشود پس گناهکاران را میبینی که از آنچه در آن است ناراحتاند و میگویند:ای وای بر ما! چه شده این کتاب را که هیچ گناه کوچک و بزرگی را نگذاشته مگر این که آن را برشمرده است؟.، و آنچه را که کردهاند حاضر میبینند و پروردگارت برهیچ کس ستم روا نمیدارد». و از روی کمال عدالت و دادگری به عملکننده گفته میشود: ﴿ٱقۡرَأۡ كِتَٰبَكَ كَفَىٰ بِنَفۡسِكَ ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكَ حَسِيبٗا١٤﴾[الإسراء: ۱۴]. «کتاب اعمال خودت را بخوان، امروزه خودت برای اینکه حسابرس خود باشی کافی است». ﴿وَجِاْيٓءَ بِٱلنَّبِيِّۧنَ﴾و پیامبران آورده میشوند تا در خصوص رساندن پیام الهی به امّتهایشان پرسیده شوند، و علیه آنها گواهی بدهند. ﴿وَٱلشُّهَدَآءِ﴾و گواهان اعم از فرشتگان و اعضای انسان و زمین آورده میشوند. ﴿وَقُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡحَقِّ﴾و به عدالت کامل و انصاف بزرگ میان آنها داوری میشود، چون این حسابی است که از جانب خدا صادر شده و او همه چیز را احاطه کرده است. و کتاب او که لوح محفوظ است همه کارهایی را که انسانها کردهاند دربردارد. و فرشتگان، کسانی که از فرمان پروردگارشان سرپیچی نمیکنند کارهایی را که انسانها کردهاند ثبت نمودهاند. و عادل ترین گواهان براین حکم شهادت دادهاند. پس کسی حکم و داوری مینماید که اندازه اعمال و اندازه پاداش و کیفر آنها را میداند. آن گاه حکمی صادر میکند که خلق به آن گردن مینهند و به ستایش و دادگری خداوند اعتراف میکنند و به عظمت و علم و حکمت و رحمت او پی میبرند و به چیزهایی از آن آگاه میشوند که به دلهایشان خطور نکرده است و زبانهایشان توان بیان آن را ندارد. بنابراین فرمود: ﴿وَوُفِّيَتۡ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِمَا يَفۡعَلُونَ٧٠﴾و به هرکسی جزای آنچه کرده است به تمام و کمال داده میشود، و خدا به آنچه میکنند داناتر است.
آیهی ۷۵-۷۱:
﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًاۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا فُتِحَتۡ أَبۡوَٰبُهَا وَقَالَ لَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ رُسُلٞ مِّنكُمۡ يَتۡلُونَ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِ رَبِّكُمۡ وَيُنذِرُونَكُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَاۚ قَالُواْ بَلَىٰ وَلَٰكِنۡ حَقَّتۡ كَلِمَةُ ٱلۡعَذَابِ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ٧١﴾[الزمر: ۷۱]. «و کافران بهسوی دوزخ گروه گروه رانده میشوند و هنگامیکه به آنجا رسند درهایش گشوده میشود و نگهبانانش به آنان میگویند: آیا پیامبرانی از خودتان به نزدتان نیامدند تا آیههای پروردگارتان را برای شما بخوانند و شما را از رویاروئی چنین روزی بترسانند؟ میگویند: آری! ولی فرمان عذاب بر کافران ثابت و قطعی گردید».
﴿قِيلَ ٱدۡخُلُوٓاْ أَبۡوَٰبَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَاۖ فَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ٧٢﴾[الزمر: ۷۲]. «به ایشان گفته میشود: از درهای دوزخ داخل شوید درحالیکه که در آن جاودانه خواهید بود. پس چه بد است جایگاه متکبران»!.
﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ زُمَرًاۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا وَفُتِحَتۡ أَبۡوَٰبُهَا وَقَالَ لَهُمۡ خَزَنَتُهَا سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡ طِبۡتُمۡ فَٱدۡخُلُوهَا خَٰلِدِينَ٧٣﴾[الزمر: ۷۳]. «و کسانیکه از پروردگارشان پروا داشتند گروه گروه بهسوی بهشت سوق داده میشوند و هنگامیکه به آنجا رسند (مسرور میشوند) و درهایش گشوده میشود و نگهبانانش به آنان میگویند: درودتان باد! خوب بودهاید و به نیکی زیستهاید. پس خوش باشید و جاودانه به آن درآیید».
﴿وَقَالُواْ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي صَدَقَنَا وَعۡدَهُۥ وَأَوۡرَثَنَا ٱلۡأَرۡضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ ٱلۡجَنَّةِ حَيۡثُ نَشَآءُۖ فَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ٧٤﴾[الزمر: ۷۴]. «و (اهل بهشت) میگویند: سپاس خداوندی راست که وعدهاش را در حق ما محقّق ساخت و سرزمین (بهشت) را به ما داد، از بهشت هرجا که بخواهیم مأوی میگیریم، پس چه نیک است پاداش نیکوکاران»!.
﴿وَتَرَى ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ حَآفِّينَ مِنۡ حَوۡلِ ٱلۡعَرۡشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡۚ وَقُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡحَقِّۚ وَقِيلَ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٧٥﴾[الزمر: ۷۵]. «و فرشتگان را میبینی که پیرامون عرش حلقه زدهاند و به سپاس و ستایش پروردگار خود مشغولند و درمیان آنان به حق داوری شده و گفته میشود: ستایش خداوند جهانیان را سزاست».
بعد از آنکه خداوند متعال بیان نمود که میان بندگانش حکم و داوری مینماید ـ بندگانی که آنها را آفریده و به همه روزی داده و به تدبیرشان پرداخته و آنها را در دنیا و قیامت گرد هم آورده ـ (و تصریح نموده که) آنانرا به هنگام پاداش و جزا دادن از یکدیگر جدا مینماید، همانطور که در دنیا در ایمان و کفر و در تقوا و معصیت با همدیگر فرق داشتند. پس فرمود: ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِلَىٰ جَهَنَّمَ﴾و کافران با خشونت به سوی جهنم برده میشوند. با شلاّقهای دردآور زده میشوند و نگهبانان تندخو و سرسخت جهنم آنها را میزنند و به سوی بدترین زندان و بدترین جایگاه میبرند و آن جهنّمی است که همه انواع عذاب را در خود دارد و تمام انواع بدبختیها در آن وجود دارد و هیچ نوع شادی در آن نیست. همانطور که میفرماید: ﴿يَوۡمَ يُدَعُّونَ إِلَىٰ نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا١٣﴾[الطور: ۱۳]. «روزیکه بهسوی آتش جهنم رانده میشوند چون از وارد شدن به آن امتناع میورزند». ﴿زُمَرًا﴾یعنی به صورت گروههای متفرّق، هرگروه که کارهایشان همگون است به سوی جهنّم رانده میشوند و یک دیگر را نفرین میکنند و از یک دیگر بیزاری میجویند.
﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا فُتِحَتۡ أَبۡوَٰبُهَا﴾تا اینکه به نزدیک جهنّم و کنار آن میرسند، آنگاه درهای جهنّم و کنار آن میرسند، آنگاه درهای جهنّم بهروی آنان گشوده میشود تا در آنجا از آنان پذیرایی شود. ﴿وَقَالَ لَهُمۡ خَزَنَتُهَآ﴾و نگهبانان جنهنّم درحالیکه آنها را به شقاوت، جاودانی و عذاب همیشگی مژده میدهند، و به خاطر اعمالشان آنها را سرزنش میکنند، اعمالی که آنها را به این جایگاه زشت و هولناک رسانده است، میگویند: ﴿أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ رُسُلٞ مِّنكُمۡ﴾آیا پیامبرانی از نوع خودتان که شما آنها را میشناختید و راستگویی آنان را میدانستید و میتوانستید از آنها فرا بگیرید و بیاموزید به نزد شما نیامدند؟ ﴿يَتۡلُونَ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِ رَبِّكُمۡ﴾آیههای پروردگارتان را که پیامبران را با آن فرستاده با روشنترین دلیلها بر حق و یقین دلالت میکردند بر شما بخوانند؟! ﴿وَيُنذِرُونَكُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾و شما را از رویاروئی چنین روزی بترسانند؟ یعنی این ایجاب میکرد که شما از آنها پیروی کنید و با پیشه کردن پرهیزگاری، خود را از عذاب این روز برحذر دارید، اما حالت شما به خلاق این بود.
﴿قَالُواْ بَلَىٰ﴾آنها با اعتراف به گناهانشان و این که حجّت خدا بر آنها اقامه شده است میگویند: آری! پیامبران پروردگار ما با آیات و حجتهای الهی نزد ما آمدند و نهایت روشنگری را برای ما کردند و ما را از این برحذر داشتند، ﴿وَلَٰكِنۡ حَقَّتۡ كَلِمَةُ ٱلۡعَذَابِ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾ولی فرمان عذاب بر کافران قطعی و ثابت است. یعنی به سبب کفر ورزیدنشان به آیات خدا فرمان عذاب بر آنها قطعی است، و این عذاب قطعی برای هرکسی است که به آیات خدا کفر ورزد و آنچه را که پیامبران آوردهاند انکار نماید. پس آنها به گناهان خود و به این که حجت بر آنها اقامه شده اعتراف کردند.
به حالت توهین به آنها گفته میشود: ﴿ٱدۡخُلُوٓاْ أَبۡوَٰبَ جَهَنَّمَ﴾به درهای دوزخ وارد شوید، پس هر گروه از دری که مناسب آنان است و مطابق با عملشان میباشد وارد میگردند. ﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾برای همیشه در آن هستند و از آن بیرون نمیگردد. و به آنان مهلت داده نمیشود. ﴿فَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ﴾پس چه بد است جایگاه متکبران، آتش جایگاه آنهاست، چون آنها با خود بزرگ بینی حق را نپذیرفتند پس خداوند به آنها سزایی از نوع عملشان داد و آنها را خوار و ذلیل و رسوا گرداند.
سپس از اهل بهشت سخن به میان آورد و فرمود: ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ رَبَّهُمۡ﴾و کسانیکه به یگانهپرستی و عمل به طاعت خدا پرهیزگاری را پیشه کردهاند با اکرام و بزرگداشت، ﴿إِلَى ٱلۡجَنَّةِ زُمَرًا﴾گروه گروه و درحالیکه شاد هستند و هر گروهی با دستههای دیگری است که عملش با آن مناسب میباشد به سوی بهشت بر مرکبهای برگزیده سوق داده میشوند.
﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوهَا﴾تا این که به آستانه بهشت و منازل زیبا میرسند و نسیم آن بر آنها میوزد و زمانِ همیشه ماندن و بهرهمند شدن از نعمتهای آن فرا میرسد، ﴿وَفُتِحَتۡ أَبۡوَٰبُهَا﴾و درهای بهشت برای بزرگداشت آنان به رویشان گشوده میشود، ﴿وَقَالَ لَهُمۡ خَزَنَتُهَا سَلَٰمٌ عَلَيۡكُمۡ طِبۡتُمۡ﴾و نگهبانانش با تبریک و خوش آمد گفتن به آنها میگویند: «سلام بر شما». یعنی از هر آفت و بدی سالم و به دور هستید و دلهایتان با شناخت و محبّت خدا و ترس از او پاک گردیده و زبانهایتان با ذکر او و اعضا و جوارحتان با اطاعت او پاک شده است. ﴿فَٱدۡخُلُوهَا خَٰلِدِينَ﴾پس به سبب پاکیتان وارد آن شوید در حالی که در آنجا جاودانه خواهید بود، چون بهشت سرای پاکیزگی و پاکی است و جز پاکان کسی وارد آن نمیشود. در مورد جهّنم فرمود: ﴿وَفُتِحَتۡ أَبۡوَٰبُهَا﴾و در مورد بهشت فرمود: ﴿وَفُتِحَتۡ أَبۡوَٰبُهَا﴾و «واو» را اضافه کرد که اشاره به این مطلب است که اهل جهنّم به محض این که به جهنّم میرسند بدون این که مهلتی داده شوند درهای آن به رویشان گشوده میگردد، و باید به روی آنها گشوده شود و به محض رسیدن آنها باز گردد، تا گرما و شدّت عذاب آن را بیشتر احساس کنند. اما بهشت سرای گرانقدری است که جز کسی که مقدمات آنرا فراهم آورده است به آن وارد نمیشود با وجود این آنها برای وارد شدن به آن به شفاعت بزرگواترین شفاعت کنندگان نیاز دارند. و به محض رسیدنشان درهای آن گشوده نمیشود. بلکه از خداوند میخواهند تا محمدصبرای آنها نزد او شفاعت کند، و پیامبرصشفاعت میکند. و این آیات دلیلی بر این است که بهشت و جهنّم درهایی دارند که گشوده و بسته میشوند و هریک نگهبانانی دارند. و آن دو سرایی هستند که فقط کسی وارد آن میشود که سزاوار آن باشد، به خلاف سایر سراها.
﴿وَقَالُواْ﴾آنها به هنگام وارد شدن به بهشت و قرار گرفتن در آن، ستایش پروردگارشان را به سبب آنچه به آنها بخشیده و آنها را هدایت نموده است بهجای میآورند و میگویند: ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي صَدَقَنَا وَعۡدَهُۥ﴾ستایش خداوندی راست که وعدهاش را در حق ما محقّق ساخت. یعنی بر زبان پیامبرانش به ما وعده داد که اگر ایمان آوریم و صالح شویم ما را وارد بهشت خواهد کرد. پس وعدهای که به ما داده بود به طور کامل به آن وفا کرد، ﴿وَأَوۡرَثَنَا ٱلۡأَرۡضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ ٱلۡجَنَّةِ حَيۡثُ نَشَآءُ﴾و سرزمین بهشت را به ما داد به گونهای که هرجا بخواهیم در آن جای میگیریم و هر نعمتی از آن بخواهیم بر میداریم و هیچ چیزی برای ما ممنوع نیست. ﴿فَنِعۡمَ أَجۡرُ ٱلۡعَٰمِلِينَ﴾پس چه نیک است پاداش نیکوکاران، کسانی که با طاعت از پروردگارشان در زمان کوتاه و از میان رفتنی دنیا تلاش کردند و در مقابل آن به چنین خیر بزرگ و پایداری دست یازیدند.
و این سرای بهشت است که در حقیقت سزاوار ستایش است که خداوند در آن بندگان برگزیدهاش را مورد اکرام قرار میدهد و خداوند بخشنده و بزرگوار آنرا به عنوان جایگاه مهمانی آنها پسندیده است و به بالاترین و بهترین صورت آنرا ساخته و با دست خود نهال آن را کاشته و از رحمت و کرامت خویش آن را سرشار نموده است که با بهرهمندی از آن، هر اندوهگینی شاد میگردد، و ناراحتیاش از میان میرود و صفا و سرورش کامل میگردد.
﴿وَتَرَى ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ﴾و در آن روز بزرگ فرشتگان را خواهی دید، ﴿حَآفِّينَ مِنۡ حَوۡلِ ٱلۡعَرۡشِ﴾که گرداگرد عرش حلقه زدهاند. یعنی در خدمت پروردگارشان ایستادهاند و گرد عرش او جمع شدهاند و در برابر شکوه او فروتن و به کمال او اعتراف دارند و در جمال و زیبایی او غرق گشتهاند. ﴿يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ﴾خداوند را از هر آنچه که شایسته شکوه او نیست و از آنچه که مشرکان به او نسبت دادهاند و آنچه که مشرکان نسبت ندادهاند منّزه و پاک میدانند. ﴿وَقُضِيَ بَيۡنَهُم بِٱلۡحَقِّ﴾و میان پیشینیان و پسینیان به حق و حقیقت که هیچ اشتباهی در آن نیست و کسیکه علیه او حکم میشود آن را انکار نمیکند، داوری میشود. ﴿وَقِيلَ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾و گفته میشود: ستایش خداوند جهانیان را سزاست. بیان نکرد که گوینده چه کسی است، تا بر ایندلالت نماید که همه خلایق ستایش پروردگارشان را به زبان میآورند و او را به خاطر آنچه که برای اهل بهشت و اهل جهنّم قضاوت نموده است، نیز به خاطر فضل و احسان و عدل و حکمتش ستایش میکنند.
پایان تفسیر سورهی زمر
مکی و ۸۵ آیه است.
آیهی ۳-۱:
﴿حمٓ١﴾[غافر: ۱]. «حا میم».
﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ٢﴾[غافر: ۲]. «فرو فرستادن این کتاب از سوی خداوند چیرۀ آگاه است».
﴿غَافِرِ ٱلذَّنۢبِ وَقَابِلِ ٱلتَّوۡبِ شَدِيدِ ٱلۡعِقَابِ ذِي ٱلطَّوۡلِۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ إِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ٣﴾[غافر: ۳]. «(خدایی که) آمرزگار گناه (و) پذیرندۀ توبه (است). سختکیفر و صاحب نعمت (می باشد). هیچ معبود به حقّی جز او نیست، بازگشت (همه) بهسوی اوست».
خداوند متعال از کتاب بزرگش خبر میدهد و میفرماید: این کتاب از سوی او نازل شده است، خداوندی که معبود راستین است، چون دارای کمال میباشد و در کارهایش تنهاست. ﴿ٱلۡعَزِيزِ﴾توانمند است و با تواناییاش بر هر مخلوقی چیره و غالب است. ﴿ٱلۡعَلِيمِ﴾و به همه چیز آگاه و داناست.
﴿غَافِرِ ٱلذَّنۢبِ﴾آمرزنده گناه گناهکاران است. ﴿وَقَابِلِ ٱلتَّوۡبِ﴾و توبه توبه کنندگان را میپذیرد. ﴿شَدِيدِ ٱلۡعِقَابِ﴾هرکس که جرأت به انجام گناه نماید و از آن توبه نکند و او را سختکیفر میدهد. ﴿ذِي ٱلطَّوۡلِ﴾صاحب فضل و احسانِ فراگیر است. خداوند از کمال خود چیزهایی را بیان کرد و این ایجاب میکند تا تنها او معبود باشد، معبودی که اعمال و طاعتها فقط برای او انجام میشود. پس فرمود: ﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ إِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ﴾هیچ معبود به حقّی جز او نیست، بازگشت بهسوی اوست. وجه مناسب ذکر نزول قرآن از جانب خداوندی که به این صفتها متصف میباشد این است که این اوصاف مستلزم همه معانیی است که قرآن در بر دارد. پس به درستی که قرآن یا از اسماء و صفات و افعال خدا خبر میدهد که این همان اسماء و افعال و صفات خداست، و یا از مسایل پوشیده و مخفی گذشته و آینده خبر میدهد، که این جزو یاد دادنِ خداوندِ دانا برای بندگانش است، و یا از نعمتهای بزرگ و برکات چشمگیر و فرمانهایی خبر میدهد که انسان را به آن نعمتها میرساند، که ﴿ذِي ٱلطَّوۡلِ﴾بر این مفهوم دلالت میکند. و یا از عذابهای سخت خدا و گناهانی که باعث کیفرهای سخت الهی میشوند سخن میگوید، و ﴿شَدِيدِ ٱلۡعِقَابِ﴾بر این مطلب دلالت مینماید. و یا گناهکاران را به توبه و بازگشت و طلب آمرزش فرا میخواند که ﴿غَافِرِ ٱلذَّنۢبِ وَقَابِلِ ٱلتَّوۡبِ شَدِيدِ ٱلۡعِقَابِ﴾بر آن دلالت مینماید. و یا از این خبر میدهد که خداوند تنها معبود به حق است، و بر این مطلب دلایل عقلی و نقلی اقامه میکند، و مردم را بر آن تشویق مینماید و از عبادت غیر خداوند نهی مینماید و دلایل عقلی و نقلی بر فساد آن اقامه میکند و مردمان را از آن برحذر میدارد، که ﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ﴾بر آن دلالت دارد. و یا از فرمان عادلانهی جزایی خدا و پاداش نیکوکاران و کیفر گناهکاران را خبر میدهد.
آیهی ۶-۴:
﴿مَا يُجَٰدِلُ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَا يَغۡرُرۡكَ تَقَلُّبُهُمۡ فِي ٱلۡبِلَٰدِ٤﴾[غافر: ۴]. «جز کافران در آیات خداوند مجادله نمیکنند، پس آمد و رفت آنها در شهرها نباید تو را فریفته سازد».
﴿كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَٱلۡأَحۡزَابُ مِنۢ بَعۡدِهِمۡۖ وَهَمَّتۡ كُلُّ أُمَّةِۢ بِرَسُولِهِمۡ لِيَأۡخُذُوهُۖ وَجَٰدَلُواْ بِٱلۡبَٰطِلِ لِيُدۡحِضُواْ بِهِ ٱلۡحَقَّ فَأَخَذۡتُهُمۡۖ فَكَيۡفَ كَانَ عِقَابِ٥﴾[غافر: ۵]. «پیش از اینان قوم نوح و دستهها و گروههایی که بعد از ایشان بودهاند تکذیب کردهاند و هر امّتی آهنگ پیامبر خود کرد تا او را بگیرد، و به ناحق حدال و نزاع ورزید تا به وسیلۀ باطل، حق را نابود کنند ولی من ایشان را گرفتار ساختم ،پس بنگر که کیفر من چگونه بود»؟!.
﴿وَكَذَٰلِكَ حَقَّتۡ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَنَّهُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ٦﴾[غافر: ۶]. «و اینچنین فرمان پروردگارت بر کافران تحقّق یافت و آن اینکه ایشان دوزخیانند».
خداوند تبارک و تعالی خبر میدهد که: ﴿مَا يُجَٰدِلُ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ﴾هیچکس جز کافران در مقابل آیات خدا به ستیز نمیایستند. منظور از مجادله در اینجا رد نمودن آیات خدا و مقابله کردن با آن به وسیله باطل است. پس این، کار کافران میباشد. اما مومنان در مقابل حق تسلیم میشوند تا به وسیله آن باطل را در هم بشکنند. ونباید انسان به حالت دنیوی کسی فریب بخورد که خداوند به او در دنیا نعمت بخشیده است، و گمان برد که این دلیلی است بر این که خدا او را دوست دارد و او بر حق است. بنابراین فرمود: ﴿فَلَا يَغۡرُرۡكَ تَقَلُّبُهُمۡ فِي ٱلۡبِلَٰدِ﴾آمد و رفت آنها در شهرها برای انجام دادن انواع تجارتها تو را گول نزند، بلکه بر بنده لازم است که مردم را با معیار حق بسنجد، و به حقایق شرعی بنگرد و به وسیله آن مردم را بسنجد. و مردم را معیار حق نداند همچنان که کسی که علم و عقل ندارد چنین میکند.
سپس کسی راکه با آیات خدا به مجادله میپردازد تا آن را باطل کند، تهدید کرد. همانطور که امتّهای پیشین از قبیل قوم نوح و عاد و گروههایی که پس از آنان آمدند نیز چنین کردند، آنهایی که علیه حق بسیج شدند تا آنرا باطل کنند، و بر باطل گرد آمدند تا آن را یاری نمایند. ﴿وَهَمَّتۡ كُلُّ أُمَّةِۢ بِرَسُولِهِمۡ لِيَأۡخُذُوهُ﴾و تحزّب، آنها را به جایی کشاند که هر امّتی آهنگ پیامبر خود را کرد تا او را به قتل برساند، پیامبرانی که رهبران اهل خیر بودند و حق با آنها بود، حقّی که هیچ شکّی در آن نبود، آنها خواستند پیامبران را به قتل برسانند و این سختترین چیزی بود که در حق پیامبران روا میداشتند. پس آیا بعد از این تجاوز و گمراهی و بدبختی جز عذاب بزرگ چیزی دیگر را انتظار میکشند! عذابی که از آن هرگز خارج نمیشوند؟! بنابراین، در مورد کیفر دنیوی و اخروی آنها فرمود: ﴿فَأَخَذۡتُهُمۡ﴾به سبب تکذیب و تجزّبشان آنها را گرفتار ساختیم. ﴿فَكَيۡفَ كَانَ عِقَابِ﴾پس کیفر و عذاب من چگونه بود؟! آری! سختترین و بدترین کیفر بود، و آن فقط یک صدای مرگبار یا سنگهایی بود که از آسمان بر آنها میبارید، و یا خداوند زمین را دستور داد که آنها را فرو ببرد وبگیرد، و یا به دریا فرمان داد که غرقشان کند و ناگهان از پای درآمدند.
﴿وَكَذَٰلِكَ حَقَّتۡ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ﴾و همانگونه که فرمان و حکم پروردگارت بر کافرانِ امتهای پیشین مبنی بر دوزخی بودن آنان تحقق یافت، به همان شیوه فرمان و حکم الهی مبنی بر گمراه شدن کسانی از قومت که کفر ورزیدند، تحقق یافت، فرمان و حکمی که دوزخی بودند آنان از آن نشأت گرفته است، بنابراین فرمود: ﴿أَنَّهُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ﴾یعنی زیرا ایشان دوزخیانند.
آیهی ۹-۷:
﴿ٱلَّذِينَ يَحۡمِلُونَ ٱلۡعَرۡشَ وَمَنۡ حَوۡلَهُۥ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَيُؤۡمِنُونَ بِهِۦ وَيَسۡتَغۡفِرُونَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْۖ رَبَّنَا وَسِعۡتَ كُلَّ شَيۡءٖ رَّحۡمَةٗ وَعِلۡمٗا فَٱغۡفِرۡ لِلَّذِينَ تَابُواْ وَٱتَّبَعُواْ سَبِيلَكَ وَقِهِمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ٧﴾[غافر: ۷]. «کسانیکه عرش را حمل میکنند و آنان که پیرامون (عرش) هستند به ستایش پروردگارشان تسبیح میگویند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان طلب آمرزش میکنند (و میگویند:) پروردگارا! مهربانی و دانش تو همه چیز ار فرا گرفته است، پس آنانرا که توبه کردهاند و از راه تو پیروی نمودهاند بیامرز و آنانرا از عذاب دوزخ حفظ کن».
﴿رَبَّنَا وَأَدۡخِلۡهُمۡ جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدتَّهُمۡ وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٨﴾[غافر: ۸]. «پروردگارا! و آنانرا به باغهای همیشه ماندگار بهشتی داخل گردان که به ایشان وعده دادهای (نیز) هرکس از پدران و همسران و فرزندانشان را که درستکارند (به همان بهشت داخل گردان) بیگمان شما چیره و باحکمت هستی».
﴿وَقِهِمُ ٱلسَّئَِّاتِۚ وَمَن تَقِ ٱلسَّئَِّاتِ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمۡتَهُۥۚ وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٩﴾[غافر: ۹]. «و آنها را از بدیها نگهدار، و هرکه را در آنروز از کیفر بدیها نگهداری واقعاً به او رحم کردهای و این است کامیابی بزرگ».
خداوند متعال از کمال لطف خویش نسبت به بندگان مومنش و از اسبابی که برای سعادت آنها فراهم آورده و از توان آنها خارج است خبر میدهد، مانند طلب آمرزش کردن فرشتگان مقرب برای آنها و این که آنان آنچه را که صلاح دین و آخرتشان در آن است برایشان از خدا میخواهند. در ضمن از شرافت حاملان عرش و آنهایی که پیرامون آن هستند و از نزدیک بودنشان به پروردگارشان و از کثرت عبادت آنها و خیرخواهیشان برای بندگان خدا چون که میدانند که خداوند این امور را دوست دارد خبر میدهد. پس فرمود: ﴿ٱلَّذِينَ يَحۡمِلُونَ ٱلۡعَرۡشَ﴾آنانکه عرش خداوند را حمل میکنند. عرش سقف همه آفریدهها و بزرگترین و گستردهترین و زیباترین مخلوقات است و از همه به خداوند نزدیکتر است و آسمانها و زمین و کرسی را فرا گرفته است.
و خداوند این فرشتگان را به حمل عرش برگماشته است و شکّی نیست که آنها از بزرگترین و قوی ترین فرشتگان میباشند. و انتخاب آنها از سوی خدا برای حمل عرش و مقدّم نمودن آنها در ذکر، و نزدیک بودنشان از خدا بر این دلالت مینماید که آنها برترین فرشتگان ‡هستند. خداوند متعال فرمود: ﴿وَيَحۡمِلُ عَرۡشَ رَبِّكَ فَوۡقَهُمۡ يَوۡمَئِذٖ ثَمَٰنِيَةٞ﴾[الحاقة: ۱۷]. «و در آنروز هشت فرشته عرش پروردگارت را بالای خود حمل میکنند». ﴿وَمَنۡ حَوۡلَهُۥ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ﴾و فرشتگان مقربی که پیرامون عرش هستند به ستایش پروردگارشان مشغولند.
در اینجا آنها به علّت کثرت بندگی کردن خدا به ویژه محمد و تسبیحشان مورد ستایش قرار گرفتهاند. و سایر عبادتها در تسبیح و ستایش خداوند داخل هستند، چون تسبیح یعنی منزّه دانستن خدا و این که بنده این عبادت را برای کسی دیگر انجام نمیدهد. ذکر «سُبحَان َ اللهِ وَبِحَمدِهِ» در این داخل است و از جمله آن عبادتهاست. ﴿وَيُؤۡمِنُونَ بِهِۦ وَيَسۡتَغۡفِرُونَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾و به او ایمان دارند و برای مومنان آمرزش میخواهند. و این از جمله فواید ایمان و فضیلتهای زیاد آن است که فرشتگان که به خداوند ایمان دارند و گناهی مرتکب نمیشوند برای مومنان طلب آمرزش مینمایند. پس مومن به سبب ایمانش از چنین فضیلت بزرگی برخوردار میگردد. واز آن جا که آمرزش لوازمی دارد که جز با آن کامل نمیگردد غیر از آن چه که به بسیاری از اذهان خطور میکند مبنی بر این که طلب آمرزش نتیجهاش فقط بخشوده شدن گناهان است خداوند نحوهی آمرزش خواستن را بیان کرد که جز با آن کامل نمیگردد. پس فرمود: ﴿رَبَّنَا وَسِعۡتَ كُلَّ شَيۡءٖ رَّحۡمَةٗ وَعِلۡمٗا﴾پروردگارا! دانش و مهربانی تو همه چیز را فرا گرفته و هیچ چیزی بر تو پوشیده نمیماند و به اندازه ذرّهای، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر از آن در آسمانها و زمین از نگاه تو پنهان نمیماند، و رحمت تو همه چیز را فرا گرفته است. پس جهان بالا و پایین از رحمت الهی لبریز گشته و رحمت الهی آنها را فرا گرفته است و به سبب رحمت او بندگان به اینجا رسیدهاند. ﴿فَٱغۡفِرۡ لِلَّذِينَ تَابُواْ وَٱتَّبَعُواْ سَبِيلَكَ﴾پس کسانی را که از شرک و گناهان توبه کردهاند و با پیروی از پیامبران و در پیش گرفتن راه توحید و اطاعت، از تو تبّعیت کردهاند. بیامرز. ﴿وَقِهِمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ﴾و آنان را از عذاب و از اسباب عذاب مصون بدار.
﴿رَبَّنَا وَأَدۡخِلۡهُمۡ جَنَّٰتِ عَدۡنٍ ٱلَّتِي وَعَدتَّهُمۡ وَمَن صَلَحَ مِنۡ ءَابَآئِهِمۡ وَأَزۡوَٰجِهِمۡ وَذُرِّيَّٰتِهِمۡ﴾پروردگارا! و آنان را به باغهای همیشه ماندگار بهشتی داخل گردان که بر زبان پیامبرانت به آنها وعده داده ای، نیز پدران و همسران و فرزندان و دوستانشان را که با ایمان و انجام د ادن کارهای شایسته سامان یافتهاند، به این بهشت داخل گردان. ﴿إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾بیگمان تو بر همه چیز چیره و غالب هستی، پس با عزّت و قدرت خویش گناهانشان را میآمرزی و ناگواریها را از آنان دور مینمایی و آنها را به هر خیر و خوبی میرسانی. و دارای حکمت هستی و هر چیزی را در جایش قرار میدهی. پس پروردگارا! ما از تو چیزی نمیخواهیم که حکمت تو خلاف آن را اقتضا مینماید، بلکه از جمله حکمت تو که بر زبان پیامبرانت از آن خبر دادهای و فضل تو آن را اقتضا نموده آمرزش مومنان است.
﴿وَقِهِمُ ٱلسَّئَِّاتِ﴾و آنها را از اعمال بد و سزای آن محافظت فرما. زیرا کارهای زشت صاحبش را زشت میگرداند. ﴿وَمَن تَقِ ٱلسَّئَِّاتِ يَوۡمَئِذٖ فَقَدۡ رَحِمۡتَهُ﴾و هرکس را در روز قیامت از بدیها نگه داری همانا بر او رحم نموده ای، چون رحمت تو همواره شامل حال بندگان است و گناهان و بدیهای بندگان مانع از رحمت تو نمیشود، پس هرکس را از بدیها حفظ کنی در حقیقت او را بر انجام نیکی و پاداش آن توفیق دادهای. ﴿وَذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيم﴾و این است کامیابی بزرگ.
یعنی برطرف شدن ناگواری به وسیلهی مصون ماندن از بدیها، و به دست آوردن امور دوست داشتنی به وسیلهی به دست آوردن رحمت خدا کامیابی بزرگ است که هیچ کامیابی همانند آن نیست، و رقابت کنندگان در چیزی بهتر از آن نمیتوانند به رقابت بپردازند. این دعای فرشتگان متضمن کمال شناخت آنها نسبت به پروردگارشان است و آنها یا اسماء حسنی به خدا متوسّل میشوند، اسمایی که خداوند دوست دارد بندگان با توسّل به آن دعا کنند و نیز دوست دارد در تمامی دعاهایشان اسمی از اسماء الله به کار ببرند که با درخواستی که آنها از خداوند خواستند تا رحمت را بر آنها نازل گرداند و آنچه را که نفس انسانی اقتضا نماید از آنان دور کند، انسانی که خداوند نقص آن را میداند وهمواره مایل به ارتکاب گناهان است.
و امثال این مبادی و اسبابی که علم الهی بر آن محیط است. از این رو آنها به نام « الرحیم» و «العلیم» متوسّل میشوند. و دعای فرشتگان کمال ادب آنان نسبت به خداوند متعال است، زیرا به ربوبیت عام و خاص الهی نسبت به خودشان اعتراف میکنند، و این که آنها هیچ اختیاری ندارند و این که دعای آنان و درخواستشان از پروردگار درخواست فردی است که از هر جهت نیازمند و محتاج است، و چیزی را بر پروردگارش تحمیل نمینماید، بلکه فقط از سر فضل و کرم و احسان او چیزی را از وی میطلبند. همچنین دعای فرشتگان متضمن آن است که آنان کاملا با پروردگارشان موافق هستند، اعمالی را دوست دارند که مورد پسند پروردگارشان است و آن عبادتهایی است که انجام دادهاند، و همانند کسانی تلاش کردهاند که خدا را دوست دارند و آنها مومنانی هستند که خداوند آنانرا از میان بندگانش دوست دارد پس خداوند از دیگر انسانهای مکلّف به جز مومنانشان نفرت دارد، و فرشتگان چون مومنان را دوست دارند برای آنها نزد خدا دعا کرده و برای بهبود یافتن احوالشان میکوشند، چرا که دعا برای شخص روشنترین دلیل بر محبت آن فرد از سوی دعاگو است، چون او جز برای کسی که دوستش دارد دعا نمیکند.
توضیح و شرح دعای فرشتگان که خداوند بعد از ﴿وَيَسۡتَغۡفِرُونَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾بیان کرده است کیفیت تدبّر در کتاب خدا را در بر دارد که تدبّر فقط به معنی مشغول شدن به واژهها نیست بلکه باید به معنی آنها فکر کرد، و وقتی آدمی آن را بهطور درست فهمید با عقل خویش به آن مسئله بنگرد و به راههایی که انسان را به آن میرساند و آنچه که جز با آن مطلوب کامل نمیگردد، فکر کند، و یقین داشته باشد که این مفهوم منظور الهی است، همانطور که در معنی کلمه یقین دارد که همین مراد خداست.
و آنچه باعث میشود تا او یقین پیدا کند که این مفهوم مورد نظر خدا است دو چیز است: یکی این که او بداند و یقین داشته باشد که این مفهوم از توابع معنی است و معنی کلمه بر آن متوقّف میباشد. دوم بداند که خداوند بر همه چیز آگاه است و بندهاش را فرمان داده تا در کتابش تدبّر نماید و بیندیشد. و یقین داشته باشد که خداوند آنچه را از این معانی برمیآید میداند و خداوند خیر داده که کتابش هدایت و نور و بیانگر هر چیزی است، و شیواترین کلام و روشنترین آن است. پس از این طریق بنده به دانش بزرگ و خیر فراوانی به همان اندازه که خداوند به او توفیق میدهد دست مییابد. و در این تفسیر مسایل زیادی از این نوع وجود دارد که خداوند به ما ارزانی نموده است. و در برخی از آیات مأخذ تفسیر برای کسی که درست نمیاندیشد نامعلوم و پنهان به نظر میآید که از خداوند میخواهیم از خزانههای رحمت خویش درهایی به روی ما بگشاید تا سبب اصلاح احوال ما و مسلمانها شود. پس ما راهی جز این نداریم که دست به دامان کرم و فضل او شویم و به احسان او توسل جوییم، احسانی که ما همواره و در همه لحظات در آن غ وطه ور هستیم. و از او میخواهیم که به لطف خویش ما را از شرّ نفسهایمان نجات بدهد، شرّی که مانعی است بر سر راه رسیدن به رحمت الهی. بیگمان او بزرگوار و بخشنده است و اسباب و مسبّبات را ارزانی مینماید. و آیه این مطلب را نیز دربردارد که همنشین از قبیل همسر و فرزند و دوست به سبب همنشینیاش با سعادتمندان خوشبخت میگردد و صرفِ ارتباط او سبب بهرهمند شدن از خیری میگردد که خارج از عمل و سبب عمل اوست. همانطور که فرشتگان برای مومنان دعا میکنند و برای پدران و همسران و فرزندان درستکارشان دعا مینمایند. و گفته میشود که همنشینی ِ صرف با اهل سعادت برای برخورداری از خیر کافی نیست، بلکه فرد باید خود دارای صلاح و خیر باشد، به دلیل اینکه میفرماید: ﴿وَمَن صَلَحَ﴾(پدران و همسران و فرزندان که صالح بودند). بنابراین، بهرهمند شدن این همنشینان از خیر، نتیجه عملِ خودشان است. والله اعلم.
آیهی ۱۲-۱۰:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُنَادَوۡنَ لَمَقۡتُ ٱللَّهِ أَكۡبَرُ مِن مَّقۡتِكُمۡ أَنفُسَكُمۡ إِذۡ تُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلۡإِيمَٰنِ فَتَكۡفُرُونَ١٠﴾[غافر: ۱۰]. «بیگمان کافران صدازده میشوند (:که) قطعاً خدا بیش از اینکه خودتان بر خویشتن خشمگین هستید بر شما خشمگین است چراکه به ایمان فراخوانده میشدید آنگاه کفر میورزیدید».
﴿قَالُواْ رَبَّنَآ أَمَتَّنَا ٱثۡنَتَيۡنِ وَأَحۡيَيۡتَنَا ٱثۡنَتَيۡنِ فَٱعۡتَرَفۡنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلۡ إِلَىٰ خُرُوجٖ مِّن سَبِيلٖ١١﴾[غافر: ۱۱]. «میگویند: پروردگارا! ما را دوبار میراندی و ما را دوبار زنده گرداندی، پس به گناهان خود اعتراف کردهایم آیا راهی برای خارج شدن وجود دارد»؟.
﴿ذَٰلِكُم بِأَنَّهُۥٓ إِذَا دُعِيَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُۥ كَفَرۡتُمۡ وَإِن يُشۡرَكۡ بِهِۦ تُؤۡمِنُواْۚ فَٱلۡحُكۡمُ لِلَّهِ ٱلۡعَلِيِّ ٱلۡكَبِيرِ١٢﴾[غافر: ۱۲]. «این (کیفر) به آن خاطر است که چون وقتی خداوند به تنهایی یاد میشد انکار میکردید و اگر برای خدا انبازی قرار داده میشد باور میداشتید، پس (اینک) داوری با خداوند والا و بزرگ است».
خداوند متعال از خواری و رسواییای که به کافران میرسد و از این که بازگشت به دنیا و بیرون رفتن از جهنم را میطلبند و این غیر ممکن است و از سرزنش کردن آنها خبر میدهد و میفرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ﴾بیگمان کسانی که کفر ورزیدهاند. کفر را بهطور مطلق بیان نمود تا همه انواع کفر را شامل شود از قبیل کفر ورزیدن به خدا یا به کتابها و یا به پیامبرانش یا به روز قیامت. کافران وقتی وارد جهنّم میشوند و اقرار میکنند که آنها به خاطر گناهانی که مرتکب شدهاند سزاوار عذاب جهنّم هستند، در این وقت به شدت از خود نفرت دارند و بر خویشتن خشمگین هستند، پس در این هنگام صدا زده میشوند و به آنها گفته میشود: ﴿لَمَقۡتُ ٱللَّهِ﴾خدا بیش از اینکه خودتان بر خویشتن خشمگین هستید بر شما خشمگین است.
﴿إِذۡ تُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلۡإِيمَٰنِ فَتَكۡفُرُونَ﴾چرا که پیامبران و پیروانشان شما را به ایمان فرا خواندند ودلایل را برایشان اقامه نمودند و در پرتو آن حق روشن گردید، اما شما کفر ورزیدید و علاقهای به ایمان نشان ندادید، ایمانی که خداوند شما را برای آن آفریده است. و از رحمت گسترده الهی بیرون رفتید، و خداوند بر شما خشم گرفت. ﴿أَكۡبَرُ مِن مَّقۡتِكُمۡ أَنفُسَكُمۡ﴾پس خشم خداوند از خشم و دشمنی خودتان با خویشتن بزرگتر و بیشتر است. یعنی همواره بر شما خشمگین است و خداوند بزرگوار از شما خشنود است. پس امروز غضب و عذاب خدا شما را فرا گرفته است، حال آنکه مومنان به خشنودی خداوند و پاداش الهی دست یافتهاند.
آنان آرزوی بازگشت به دنیا را میکنند، ﴿قَالُواْ رَبَّنَآ أَمَتَّنَا ٱثۡنَتَيۡنِ﴾و میگویند: پروردگارا! دو بار ما را میراندی. یا منظورشان مرگ اول و بین دو دمیدن صور است. یا منظورشان از مردن اول عدم و نیستی است که قبل از به دنیا آمدن در آن قرار داشتند، سپس خداوند آنها را پدید آورد و باز آنها را میمیراند. ﴿وَأَحۡيَيۡتَنَا ٱثۡنَتَيۡنِ﴾و دو بار ما را زنده گرداندی، یکی زندگی دنیا و دیگری زندگی آخرت. ﴿فَٱعۡتَرَفۡنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلۡ إِلَىٰ خُرُوجٖ مِّن سَبِيلٖ﴾به گناهان خود اعتراف کردهایم، پس آیا راهی برای خارج شدن وجود دارد؟ یعنی حسرت میخورند و این را میگویند اما فایدهای ندارد و آنها به خاطر فراهم نکردن اسباب نجات سرزنش میشوند و به آنها گفته میشود: ﴿ذَٰلِكُم بِأَنَّهُۥٓ إِذَا دُعِيَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُ﴾این کیفر به آن خاطر است که چون وقتی به توحید خدا و اخلاص عمل برای او دعوت میشدید و از شرک ورزیدن به او نهی میشوید، ﴿كَفَرۡتُمۡ﴾کفر میورزیدید و متنفر میماندید، ﴿وَإِن يُشۡرَكۡ بِهِۦ تُؤۡمِنُواْ﴾و آنچه شما را در این جایگاه قرار داده آن است که ایمان را نمیپذیرفتید و کفر را راضی و خشنود میشدید، و آنچه را که مایه خیر و صلاح دنیا و آخرت است ناپسند میدانستید، و آنچه راکه سبب شقاوت و ذلت و خشم بود ترجیح میدادی و به آنچه که سبب رستگاری و کامیابی و موفقّیت بود تمایلی نشان نمیدادید. ﴿وَإِن يَرَوۡاْ سَبِيلَ ٱلۡغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلٗاۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِنَا وَكَانُواْ عَنۡهَا غَٰفِلِينَ﴾[الأعراف: ۱۴۶]. «و اگر راه هدایت را ببینند آن را به عنوان راه انتخاب نمیکنند، و اگر راه گمراهی را ببینند آن را به عنوان راه بر میگیرند». ﴿فَٱلۡحُكۡمُ لِلَّهِ ٱلۡعَلِيِّ﴾پس اینک داوری از آن خداوند والا و بزرگ است، خداوندی که از همه جهت دارای علوّ و بلندی مطلق است، ذات او بلند و جایگه او بلند است، و قدرتش نیز بسیار میباشد. و از علّو قدر و جایگاه او کمال عدالت اوست و او هر چیزی را در جایگاه خودش قرار میدهد و پرهیزگاران و فاسدان را برابر قرار نمیدهد. ﴿ٱلۡكَبِيرِ﴾بزرگ است، خدایی که در نامها و صفات و افعالش دارای کبریا و عظمت میباشد و از هر آفت و عیب و نقصی پاک و مبّرا است. پس وقتیکه حکم از آن خداست، و حکم به همیشه ماندنِ شما کرده است، حکم او تغییر و تبدیل نمییابد.
آیهی ۱۷-۱۳:
﴿هُوَ ٱلَّذِي يُرِيكُمۡ ءَايَٰتِهِۦ وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ رِزۡقٗاۚ وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ١٣﴾[غافر: ۱۳]. «او خدایی است که نشانههای خود را به شما مینمایاند و از آسمان برای شما روزی میفرستد و جز کسیکه رو (بهسوی خدا) میآورد پند نمیپذیرد».
﴿فَٱدۡعُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡكَٰفِرُونَ١٤﴾[غافر: ۱۴]. «پس خدا را به فریاد بخوانید و عبادت و طاعت را خاص او بدانید هرچند که کافران دوست نداشته باشند».
﴿رَفِيعُ ٱلدَّرَجَٰتِ ذُو ٱلۡعَرۡشِ يُلۡقِي ٱلرُّوحَ مِنۡ أَمۡرِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦ لِيُنذِرَ يَوۡمَ ٱلتَّلَاقِ١٥﴾[غافر: ۱۵]. «خدا دارای مقامات بالا و صاحب عرش است، او وحی را به فرمان خود بر هرکس از بندگانش که بخواهد نازل میکند تا (شما را) از روز رویارویی بترساند».
﴿يَوۡمَ هُم بَٰرِزُونَۖ لَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِنۡهُمۡ شَيۡءٞۚ لِّمَنِ ٱلۡمُلۡكُ ٱلۡيَوۡمَۖ لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ ٱلۡقَهَّارِ١٦﴾[غافر: ۱۶]. «روزیکه آنان آشکار شوند چیزی از آنان بر خدا پنهان نمیماند (خداوند میفرماید:) امروز فرمانروایی از آن چه کسی است؟ (در پاسخ میفرماید:) از آن خداوند یکتای چیره و تواناست».
﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَىٰ كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡۚ لَا ظُلۡمَ ٱلۡيَوۡمَۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ١٧﴾[غافر: ۱۷]. «امروز هرکس در برابر کاری که کرده است جزا و سزا داده میشود، امروز هیچگونه ستمی وجود ندراد بیگمان خداوند سریع الحساب است».
خداوند متعال با تبیین حق از باطل از طریق نشان دادن نشانههای انفس و آفاق و نشانههای قرآنی به بندگانش که بر هر مطلوبی دلالت مینمایند و هدایت را از گمراهی مشخّص میکنند، طوری که برای کسی که در آن میاندیشد کوچکترین شکی در شناخت حقایق باقی نمیماند نعمتهای عظیمش را بر بندگانش یادآور میشود، و این از بزرگترین نعمتهای خدا بر بندگانش میباشد که او حق را شفاف و روشن کرده و راه درست را مشخص نموده است. بلکه نشانههای گوناگونی را ارائه داده است، ﴿لِّيَهۡلِكَ مَنۡ هَلَكَ عَنۢ بَيِّنَةٖ وَيَحۡيَىٰ مَنۡ حَيَّ عَنۢ بَيِّنَةٖ﴾[الأنفال: ۴۲]. «تا هرکس هلاک میشود از روی دلیل هلاک گردد، و هرکس زنده میماند از روی دلیل زنده بماند». و هر اندازه مسائل بزرگتر و مهمتر باشند دلایلی که بر آن دلالت مینمایند بیشتر و آسانتر هستند. به موضوع توحید نگاه کنید، از آنجا که مسئلهی توحید بزرگ ترین مسئله است دلایل عقلی و نقلی زیادی برای اثبات آن ارائه کرده و مثالها زده است. بنابراین، آنرا در اینجا بیان کرد و جملهای از دلایل آن را گوشزد نمود. پس فرمود: ﴿فَٱدۡعُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾بنابراین، خداوند را بخوانید درحالیکه دین و طاعت را خاص او کردهاید. وقتی بیان کرد که او نشانههایش را به بندگانش نشان میدهد، نشانه بزرگی را گوشزد نمود. پس فرمود: ﴿وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ رِزۡقٗا﴾و از آسمان بارانی برای شما میباراند که با آن روزی داده میشوید و شما و چهارپایانتان زندگی میکنید. این دلالت مینماید که نعمتها همه از جانب اوست. پس نعمتهای دینی از جانب اوست و آن عبارت از تبیین مسایل دینی و ارائه دلایل آن و عمل به آن میباشد، و نعمتهای دنیوی همان نعمتهایی هستند که از باران پدید میآیند و شهرها و بندگان با آن زنده میگردند، و این به صورت قاطعانه دلالت مینماید، که خداوند یکتا و معبود حقیقی است که طاعت و عبادت باید فقط برای او انجام شود، همانطور که تنها او نعمت دهنده است. ﴿وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ﴾و از آیات پند نمیپذیرید مگر کسی که با روی آوردن به محبت خدا و ترس از او و انجام دادن طاعت و زاری نمودن بهسوی او، به طرف خدا برگردد. پس این فرد از نشانهها بهرهمند میشود و نشانهها در حق او رحمت میگردند و بینش او با آن افزوده میشود.
و از آنجا که آدمی از نشانهها پند میپذیرد و پند پذیرفتن باعث خالص نمودن عبادت و طاعت برای خدا میگردد موضوعی را که میخواهد به آن بپردازد و برآن مطلب، مترتّب شود با حرف «فا» که بر سببّیت دلالت مینماید، آغاز میکنند و میفرماید: ﴿فَٱدۡعُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾پس خدا را به ف ریاد بخوانید و عبادت و طاعت را خاص او کنید، و این هم شامل دعیا عبادت و هم شامل دعای خواست میشود. اخلاص یعنی اینکه در همه عبادتهای واجب و مستحب فقط خدا مدنظر باشد. و در ادای حقوق خدا وحقوق بندگان خدا، هدف فقط خدا باشد. (خلاصه، آیه).
یعنی هدفتان از تمام چیزهایی که به عنوان دین انجام میدهید و با آن به خدا نزدیکی میجویید هدفتان فقط خدا باشد. ﴿وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾هرچند که کافران دوست نداشته باشند. بنابراین، به آنها توجه نکنید و شما را از دینتان باز ندارند و سرزنش هیچ سرزنش کنندهای شما را از خدا دور نکند. کافران یگانهپرستی و انجام خالصانه عبادت و طاعت برای خدا را نمیپسندند و به شدّت از آن نفرت دارند، همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُ ٱشۡمَأَزَّتۡ قُلُوبُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِۖ وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ٤٥﴾[الزمر: ۴۵]. «و هرگاه خداوند به تنهایی یاد شود کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند خشمگین و ناراحت میشوند و هرگاه کسانی غیر از خدا یاد شوند به ناگاه آنان شاد و خوشحال میگردند».
سپس از جلال و کمال خودش سخن به میان آورد که این اقتضا مینماید عبادت خالصانه برای او انجام شود، پس فرمود: ﴿رَفِيعُ ٱلدَّرَجَٰتِ ذُو ٱلۡعَرۡشِ﴾خدایی که بلند و بلندتر است، و بر بالای عرش است و عرش از آن اوست و دارای مراتب و مقامات بالاست، و به سبب این بلند بودن از مخلوقاتش تمایز پیدا کرده است و جایگاهش والا گشته است و صفاتش از عظمت و بزرگی برخوردار گشته است و ذاتش برتر و بالاتر است از این که بندگان جز با عمل پاک و مخلصانه به او نزدیکی جویند، و مقامات مخلصین به وسیله آن بالا میرود و اخلاص آنها را به خدا نزدیک مینماید و آنان را از خلق خدا برتر قرار میدهد. سپس نعمت رسالت و وحی را بر بندگانش ذکر نمود و فرمود: ﴿يُلۡقِي ٱلرُّوحَ﴾وحی را میفرستد که برای دلها به منزله روح برای اجساد است. پس همانگونه که جسم بدون روح زنده نمیماند و زندگی نمیکند، و روان و قلب نیز بدون روح وحی بهبود نمییابد و کامیاب نمیگردد. پس خداوند متعال ﴿يُلۡقِي ٱلرُّوحَ مِنۡ أَمۡرِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِ﴾وحی را که سود و مصلحت بندگان در آن نهفته است به فرمان خود برای هرکس از بندگانش که بخواهد نازل میکند و آنها پیامبران هستند که خداوند آنان را فضیلت داده و وحی خویش و دعوت کردن بندگانش را به آنان اختصاص دادهاست.
فایده ارسال پیامبران این است که بندگان سعادت دین و دنیا و آخرتشان را به دست آورند و از بدبختی و شقاوت در دین و دنیا و آخرت مصون بمانند. بنابراین فرمود: ﴿لِيُنذِرَ يَوۡمَ ٱلتَّلَاقِ﴾تا کسی که وحی بر او القا میشود مردم را از روز رویارویی (قیامت) با آن وحی بترسانی و آنها را تشویق نمایند تا به وسیله اسبابی که باعث نجات میگردند خود را برای آن روز آماده نمایند، و آنروز را روز «رویا رویی» نامید، چون در آن روز خالق و مخلوق با همدیگر روبرو میشوند و مخلوقها با همدیگر، و عمل کنندگان با اعمال و سزا و جزایشان رو به رو میشوند.
﴿يَوۡمَ هُم بَٰرِزُونَ﴾روزی که در یک میدان جمع میشوند و هیچ کجی و پستی در آن نیست و آنها روی زمین آشکار هستند و صدای فرا خواننده به همه آنان میرسد و همه در معرض دید قرار دارند. ﴿لَا يَخۡفَىٰ عَلَى ٱللَّهِ مِنۡهُمۡ شَيۡءٞ﴾نه آنها و نه چیزی از اعمالشان و نه سزا و جزا آن بر خداوند پنهان نمیماند. ﴿لِّمَنِ ٱلۡمُلۡكُ ٱلۡيَوۡمَ﴾صاحب و فرمانروای این روز بزرگ کیست که پیشینیان و پسینیان و اهل آسمانها و زمین را گرد آورده و شریکی در فرمانروایی ندارد؟ و هیچ سبب و وسیلهای در میان نمانده و جز اعمال نیک و بد چیزی باقی نمیماند. ﴿لِلَّهِ ٱلۡوَٰحِدِ﴾فرمانروایی از آنِ خداوند است که در ذات و اسما و صفات و کارهایش، یگانه است و او در هیچ چیزی از اینها به هیچ صورت شریکی ندارد. ﴿ٱلۡقَهَّارِ﴾خداوندی که بر همه مخلوقات چیره و غالب است و مخلوقات در برابر او فروتن هستند خصوصا در آن روز که مردم در برابر پروردگار زنده همیشه پایدار سر تسلیم فرود آوردهاند، در آن روز هیچکس سخن نمیگوید مگر با اجازه خدا.
﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَىٰ كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ﴾امروز هرکسی در برابر کار نیک وبدی که در دنیا کرده است کم باشد یا زیاد سزا و جزا داده میشود، ﴿لَا ظُلۡمَ ٱلۡيَوۡمَ﴾امروز بر هیچکسی ستمی نمیشود تا بدیهایش بیشتر شود، و یا از نیکیهایش کاسته شود، ﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلۡحِسَابِ﴾آن روز را دیر نپندارید، چون آن روز خواهد آمد و هرآنچه که میآید نزدیک است. نیز خداوند در روز قیامت بهخاطر آنکه علم او فراگیر است و قدرتش کامل میباشد زود از بندگانش حساب میگیرد.
آیهی ۲۰-۱۸:
﴿وَأَنذِرۡهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡأٓزِفَةِ إِذِ ٱلۡقُلُوبُ لَدَى ٱلۡحَنَاجِرِ كَٰظِمِينَۚ مَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ حَمِيمٖ وَلَا شَفِيعٖ يُطَاعُ١٨﴾[غافر: ۱۸]. «و آنانرا از روز نزدیک (قیامت) بترسان، آنگاه که دلها به حلقومها میرسند درحالیکه ساکت هستند و سخن نمیگویند. ستمگران نه دارای دوستی دلسوزند و نه دارای میانجیگری که میانجی او پذیرفته گردد».
﴿يَعۡلَمُ خَآئِنَةَ ٱلۡأَعۡيُنِ وَمَا تُخۡفِي ٱلصُّدُورُ١٩﴾[غافر: ۱۹]. «(خداوند) خیانت چشمان و آنچه را که دلها نهفته میدارند میداند».
﴿وَٱللَّهُ يَقۡضِي بِٱلۡحَقِّۖ وَٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ لَا يَقۡضُونَ بِشَيۡءٍۗ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ٢٠﴾[غافر: ۲۰]. «و خداونند به حق حکم میکند و کسانی را که بهجای او به فریاد میخوانند بهچیزی حکم نمیکنند بیگمان خداوند شنوای بیناست».
خداوند متعال به پیامبرش محمدصمیفرماید: ﴿وَأَنذِرۡهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡأٓزِفَةِ﴾و آنانرا از روز قیامت که نزدیک شده و زمان فرا رسیدن وحشتها و زلزلهها و آشفتگیهای آن نزدیک شده است، بترسان، ﴿إِذِ ٱلۡقُلُوبُ لَدَى ٱلۡحَنَاجِرِ كَٰظِمِينَ﴾یعنی دلهایشان از جا کنده شده و جای آن خالی مانده است و ـ دلهایشان ـ از ترس و اندوه به حنجرهها میرسد و چشمهایشان خیره شده است. ﴿لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنۡ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَقَالَ صَوَابٗا﴾[النبأ: ۳۸]. «سخن نمیگویند، مگر کسیکه خداوند به او اجازه بدهد و او نیز سخن راست و درست بگوید». در برابر آن ترس شدید و اضطرابهای هولناکی که در دلهایشان است خاموش و ساکت هستند. ﴿مَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ حَمِيمٖ﴾ستمگران در آن روز هیچ دوست و یاری ندارند، ﴿وَلَا شَفِيعٖ يُطَاعُ﴾و نه شفاعت کنندهای دارند که سخنش را بپذیرند. چون شفاعت کنندگان در مورد کسی که با شرک ورزیدن بر خود ستم کرده باشد شفاعت نمیکنند، و به فرض اگر شفاعت نمایند خداوند از این شفاعت راضی نمیشود، پس آنرا قبول نمیکنند.
﴿يَعۡلَمُ خَآئِنَةَ ٱلۡأَعۡيُنِ﴾خداوند خیانت چشمها را میداند. منظور از خیانت چشمها آن نگاه دزدانهای است که آدمی آن را از رفیق و همنشین پنهان میدارد. ﴿وَمَا تُخۡفِي ٱلصُّدُورُ﴾و آنچه را که بنده برای کسی بیان نکرده است خداوند آن امر پنهان را نیز میداند. پس چیزهای آشکار را به طریق اولی میداند. ﴿وَٱللَّهُ يَقۡضِي بِٱلۡحَقِّ﴾و خداوند به حق داوری مینماید، چون گفته او حق است و حکم شرعی و جزایی او حق است. و دانش او همه چیز را احاطه نموده و ثبت کرده است و او از ستمگری و نقص و سایر عیبها پاک و منزّه است. و اوست که قضاوت تقدیری خود را مینماید که هرگاه چیزی را بخواهد پدید آید آن چیز به وجود میآید، و هرچه را که نخواهد، به وجود نمیآید. و اوست که میان بندگان مومن و کافر خود در دنیا قضاوت مینماید و دوستانش را یاری میکند. ﴿وَٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ لَا يَقۡضُونَ بِشَيۡءٍ﴾و هرآنچه ر ا که به جای خدا میپرستند به علت ناتوانیشان و اینکه خبر را نمیخواهند و توانایی انجام دادن آن را ندارند به چیزی حکم نمیکنند، ﴿إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ﴾بیگمان خداوند همه صداها و همه زبانها و همه نیازها را میشنود، و به آنچه که شده و به آنچه که میشود و به آنچه که دیده میشود و به آنچه که دیده نمیشود و به آنچه که بندگان میدانند و به آنچه که نمیدانند بیناست. قبل از این آیه فرمود: ﴿وَأَنذِرۡهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡأٓزِفَةِ﴾و آنانرا از روز نزدیک قیامت بترسان، سپس آن را با این اوصاف توصیف نمود که اقتضا مینماید برای آن روز بزرگ خود را آماده کرد. چون آیات هم مشتمل بر ترساندن و هم مشتمل بر تشویق کردن هستند.
آیهی ۲۲-۲۱:
﴿أَوَلَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ كَانُواْ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَانُواْ هُمۡ أَشَدَّ مِنۡهُمۡ قُوَّةٗ وَءَاثَارٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمۡ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ ٱللَّهِ مِن وَاقٖ٢١﴾[غافر: ۲۱]. «آیا در زمین به سیر و سیاحت نپرداختهاند تا بنگرند که سرانجام کسانیکه پیش از ایشان بودهاند به کجا کشیده است؟ آنان از اینان توانمندتر و آثارشان در زمین بیشتر بوده است و خداوند ایشان را به سبب گناهانشان گرفتار ساخت و آنان در برابر خداوند پناه دهندهای نداشتند».
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَانَت تَّأۡتِيهِمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَكَفَرُواْ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُۚ إِنَّهُۥ قَوِيّٞ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ٢٢﴾[غافر: ۲۲]. «این (کیفر) بدان خاطر بوده است که پیامبران با نشانهها به نزد آنان میآمدند و آنان کفر میورزیدند در نتیجه خداوند آنان را گرفتار ساخت. بیگمان او توانمند و سخت کیفر است».
خداوند متعال میفرماید: ﴿أَوَلَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾آیا با دلها و جسمهایشان به قصد عبرت گرفتن و اندیشیدن در آثار در زمین به سیر و سیاحت نپرداختهاند، ﴿فَيَنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ كَانُواْ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾تا بنگرند که سرانجام کسانی که پیش از اینان بودهاند به کجا کشیده است؟ آنهایی که تکذیب میکردند، پس خواهند دید که سرانجام آنها بدترین سرانجام و هلاکت و نابودی و رسوایی بوده است. ﴿كَانُواْ هُمۡ أَشَدَّ مِنۡهُمۡ قُوَّةٗ وَءَاثَارٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾آنان از آنها توانمندتر بودند و لشکریان بیشتر و ساز و برگ اسلحه بیشتر و جسمهای بزرگتری داشتند، و در زمین نشانهها و آثار بیشتری داشتند. یعنی ساخت وساز بیشتری کرده و درختانِ بیشتری کاشته بودند. و قوت آثار بر قوت موثّر دلالت مینماید و این که آنها به وسیله آنچه درست کرده بودند میخواستند خود را حفاظت کنند. ﴿فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمۡ﴾امّا وقتی آنها بر گناهانشان اصرار ورزیدند و به آن ادامه دادند، خداوند آنها را به کیفر و عذاب خود گرفتار ساخت. ﴿إِنَّهُۥ قَوِيّٞ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ﴾بیگمان خداوند توانمند و سخت کیفر است. پس قدرت و توانمندی کافران نتوانست آنها را در برابر قدرت خدا حفاظت نماید بلکه قدرتمندترین همه امتّها قوم عاد بودند که گفتند: ﴿مَنۡ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً﴾[فصلت: ۱۵] «چه کسی قوّتش از ما بیشتر است». امّا خداوند بهسوی آنها بادی فرستاد که نیروهایش را ضعیف کرد و آنان را کاملا نابود گرداند.
آیهی ۴۶-۲۳:
﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مُوسَىٰ بَِٔايَٰتِنَا وَسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٍ٢٣﴾[غافر: ۲۳]. «و همانا ما موسی را با نشانههای خویش و دلیلی روشن فرستادیم».
﴿إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَهَٰمَٰنَ وَقَٰرُونَ فَقَالُواْ سَٰحِرٞ كَذَّابٞ٢٤﴾[غافر: ۲۴]. «بهسوی فرعون و هامان و قارون، پس گفتند: او جادوگر دروغگوئی است».
﴿فَلَمَّا جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ مِنۡ عِندِنَا قَالُواْ ٱقۡتُلُوٓاْ أَبۡنَآءَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ وَٱسۡتَحۡيُواْ نِسَآءَهُمۡۚ وَمَا كَيۡدُ ٱلۡكَٰفِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ٢٥﴾[غافر: ۲۵]. «پس وقتی با (پیام) حق از سوی ما به نزد آنان آمد، گفتند: پسران آنانرا که همراه با او ایمان آوردهاند بکشید و زنانشان را زنده بگذارید، و نیرنگ کافران جز در تباهی نیست».
﴿وَقَالَ فِرۡعَوۡنُ ذَرُونِيٓ أَقۡتُلۡ مُوسَىٰ وَلۡيَدۡعُ رَبَّهُۥٓۖ إِنِّيٓ أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمۡ أَوۡ أَن يُظۡهِرَ فِي ٱلۡأَرۡضِ ٱلۡفَسَادَ٢٦﴾[غافر: ۲۶]. «و فرعون گفت: بگذارید موسی را بکشم و او پروردگارش را به فریاد بخواند، همانا من میترسم که دینتان را تغییر دهد یا اینکه در این سرزمین فساد را گسترش دهد».
﴿وَقَالَ مُوسَىٰٓ إِنِّي عُذۡتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٖ لَّا يُؤۡمِنُ بِيَوۡمِ ٱلۡحِسَابِ٢٧﴾[غافر: ۲۷]. «موسی گفت: همانا من به پروردگار خود و پروردگار شما از هر متکبّری که به روز حساب ایمان نداشته باشد پناه میبرم».
﴿وَقَالَ رَجُلٞ مُّؤۡمِنٞ مِّنۡ ءَالِ فِرۡعَوۡنَ يَكۡتُمُ إِيمَٰنَهُۥٓ أَتَقۡتُلُونَ رَجُلًا أَن يَقُولَ رَبِّيَ ٱللَّهُ وَقَدۡ جَآءَكُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ مِن رَّبِّكُمۡۖ وَإِن يَكُ كَٰذِبٗا فَعَلَيۡهِ كَذِبُهُۥۖ وَإِن يَكُ صَادِقٗا يُصِبۡكُم بَعۡضُ ٱلَّذِي يَعِدُكُمۡۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ مُسۡرِفٞ كَذَّابٞ٢٨﴾[غافر: ۲۸]. «و مرد مؤمنی از خاندان فرعون که ایمانش را پنهان میکرد گفت: آیا مردی را میکشید که میگوید: پروردگار من الله است. درحالیکه دلایل روشن و معجزات آشکاری از جانب پروردگارتان برایتان آورده است؟ اگر او دروغگو باشد (گناه) دروغش بر (عهدۀ) اوست و اگر راستگو باشد و یقین برخی از آنچه به شما وعده میدهد به شما میرسد، بیگمان خداوند کسی را که تجاوزکار و دروغپرداز باشد هدایت نمیکند».
﴿يَٰقَوۡمِ لَكُمُ ٱلۡمُلۡكُ ٱلۡيَوۡمَ ظَٰهِرِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَمَن يَنصُرُنَا مِنۢ بَأۡسِ ٱللَّهِ إِن جَآءَنَاۚ قَالَ فِرۡعَوۡنُ مَآ أُرِيكُمۡ إِلَّا مَآ أَرَىٰ وَمَآ أَهۡدِيكُمۡ إِلَّا سَبِيلَ ٱلرَّشَادِ٢٩﴾[غافر: ۲۹]. «ای قوم من! امروز فرمانروایی در دست شماست و در این سرزمین پیروز و چیرهاید اما اگر عذاب سخت خدا دامنگیرمان شود چه کسی ما را یاری خواهد کرد؟ فرعوت گفت: جز آنچه درمییابم به شما نمینمایانم و شما را جز به راه راست رهنمون نمیشوم».
﴿وَقَالَ ٱلَّذِيٓ ءَامَنَ يَٰقَوۡمِ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُم مِّثۡلَ يَوۡمِ ٱلۡأَحۡزَابِ٣٠﴾[غافر: ۳۰]. «و کسیکه ایمان آورده بود، گفت: ای قوم من! میترسم همان بلایی به شما برسد که در گذشته به گروهها و دستهها رسیده است».
﴿مِثۡلَ دَأۡبِ قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ وَٱلَّذِينَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡۚ وَمَا ٱللَّهُ يُرِيدُ ظُلۡمٗا لِّلۡعِبَادِ٣١﴾[غافر: ۳۱]. «همچون سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانیکه بعد از آنان آمدند، و خداوند نمیخواهد بر بندگان ستمی کند».
﴿وَيَٰقَوۡمِ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ يَوۡمَ ٱلتَّنَادِ٣٢﴾[غافر: ۳۲]. «ای قوم من! همانا بر شما از روزی بیمناکم که (مردم) همدیگر را به فریاد میخوانند».
﴿يَوۡمَ تُوَلُّونَ مُدۡبِرِينَ مَا لَكُم مِّنَ ٱللَّهِ مِنۡ عَاصِمٖۗ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٖ٣٣﴾[غافر: ۳۳]. «آن روز پشت میکنید و میگریزید شما در برابر خداوند هیچ نگهدارندهای ندارید، و هرکس را که خداوند گمراه سازد دیگر او هیچ هدایتگری ندارد».
﴿وَلَقَدۡ جَآءَكُمۡ يُوسُفُ مِن قَبۡلُ بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَمَا زِلۡتُمۡ فِي شَكّٖ مِّمَّا جَآءَكُم بِهِۦۖ حَتَّىٰٓ إِذَا هَلَكَ قُلۡتُمۡ لَن يَبۡعَثَ ٱللَّهُ مِنۢ بَعۡدِهِۦ رَسُولٗاۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَنۡ هُوَ مُسۡرِفٞ مُّرۡتَابٌ٣٤﴾[غافر: ۳۴]. «و به راستی یوسف پیش از این با نشانهها(ی فراوان) به نزد شما آمد، و همواره از آنچه برایتان آودره بود در شک بودید تا اینکه درگذشت (و) گفتنید: خداوند بعد از او هرگز پیغمبری را مبعوث نخواهد کرد. اینچنین خداوند اشخاص متجاوز و متردد را گمراه و سرگشته میسازد».
﴿ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ سُلۡطَٰنٍ أَتَىٰهُمۡۖ كَبُرَ مَقۡتًا عِندَ ٱللَّهِ وَعِندَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْۚ كَذَٰلِكَ يَطۡبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلۡبِ مُتَكَبِّرٖ جَبَّارٖ٣٥﴾[غافر: ۳۵]. «کسانیکه بدون هیچ دلیلی که داشته باشند در مورد آیات الهی بهستیز و کشمکش میپردازند (این مجادلۀ آنان) در نزد خداوند و نزد مؤمنان بس ناپسند است. اینگونه خداوند بر هر دلی که خود بزرگبین و سرکش باشد مهر میزند».
﴿وَقَالَ فِرۡعَوۡنُ يَٰهَٰمَٰنُ ٱبۡنِ لِي صَرۡحٗا لَّعَلِّيٓ أَبۡلُغُ ٱلۡأَسۡبَٰبَ٣٦﴾[غافر: ۳۶]. «فرعون گفت: ای هامان! کاخی برای من بساز شاید به راهها دستیابم».
﴿أَسۡبَٰبَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ فَأَطَّلِعَ إِلَىٰٓ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُۥ كَٰذِبٗاۚ وَكَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِفِرۡعَوۡنَ سُوٓءُ عَمَلِهِۦ وَصُدَّ عَنِ ٱلسَّبِيلِۚ وَمَا كَيۡدُ فِرۡعَوۡنَ إِلَّا فِي تَبَابٖ٣٧﴾[غافر: ۳۷]. «راههای آسمانها، تا به خدای موسی بنگرم، و همانا گمان من بر این است که موسی دروغگوست. اینچنین برای فرعون بدیِ کردارش آراسته شد و از راه (حق) بازداشته شد و نیرنگ فرعون جز در تباهی نبود».
﴿وَقَالَ ٱلَّذِيٓ ءَامَنَ يَٰقَوۡمِ ٱتَّبِعُونِ أَهۡدِكُمۡ سَبِيلَ ٱلرَّشَادِ٣٨﴾[غافر: ۳۸]. «و کسیکه ایمان آورده بود گفت: ای قوم من! از من پیروی کنید تا شما را به راه درست هدایت کنم».
﴿يَٰقَوۡمِ إِنَّمَا هَٰذِهِ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا مَتَٰعٞ وَإِنَّ ٱلۡأٓخِرَةَ هِيَ دَارُ ٱلۡقَرَارِ٣٩﴾[غافر: ۳۹]. «ای قوم من! جز این نیست که زندگانی دنیا کالای ناچیزی است و بیگمان آخرت سرای پایدار (و جاودانه) است».
﴿مَنۡ عَمِلَ سَيِّئَةٗ فَلَا يُجۡزَىٰٓ إِلَّا مِثۡلَهَاۖ وَمَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَأُوْلَٰٓئِكَ يَدۡخُلُونَ ٱلۡجَنَّةَ يُرۡزَقُونَ فِيهَا بِغَيۡرِ حِسَابٖ٤٠﴾[غافر: ۴۰]. «هرکس کار بدی انجام دهد جز به مانند آن کیفر داده نمیشود، ولی هرکس کار خوبی انجام دهد، مرد باشد یا زن به شرط اینکه مؤمن باشد چنین کسانی به بهشت میروند و در آنجا روزیِ بیشما مییابند».
﴿۞وَيَٰقَوۡمِ مَا لِيٓ أَدۡعُوكُمۡ إِلَى ٱلنَّجَوٰةِ وَتَدۡعُونَنِيٓ إِلَى ٱلنَّارِ٤١﴾[غافر: ۴۱]. «و ای قوم من! مرا چه شده است که شما را بهسوی نجات میخوانم و شما مرا بهسوی آتش میخوانید»؟.
﴿تَدۡعُونَنِي لِأَكۡفُرَ بِٱللَّهِ وَأُشۡرِكَ بِهِۦ مَا لَيۡسَ لِي بِهِۦ عِلۡمٞ وَأَنَا۠ أَدۡعُوكُمۡ إِلَى ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡغَفَّٰرِ٤٢﴾[غافر: ۴۲]. «مرا فرا میخوانید تا به خداوند کافر شوم و چیزی را که من به (حقیقت) آن علم ندارم شریکش سازم درحالیکه من شما را بهسوی (خداوند) پیروزمندِ آمرزگار فرا میخوانم».
﴿لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدۡعُونَنِيٓ إِلَيۡهِ لَيۡسَ لَهُۥ دَعۡوَةٞ فِي ٱلدُّنۡيَا وَلَا فِي ٱلۡأٓخِرَةِ وَأَنَّ مَرَدَّنَآ إِلَى ٱللَّهِ وَأَنَّ ٱلۡمُسۡرِفِينَ هُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ٤٣﴾[غافر: ۴۳]. «قطعاً آنچه مرا بهسوی آن فرا میخوانید نه در دنیا و نه در آخرت دعا را استجابت نمیکند، و به یقین بازگشت ما بهسوی خداست و اسرافکاران، دوزخی و همدم آتشند».
﴿فَسَتَذۡكُرُونَ مَآ أَقُولُ لَكُمۡۚ وَأُفَوِّضُ أَمۡرِيٓ إِلَى ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ بَصِيرُۢ بِٱلۡعِبَادِ٤٤﴾[غافر: ۴۴]. «بهزودی آنچه را من به شما میگویم یاد خواهید کرد و من کار خود را به خدا میسپارم، بیگمان خداوند به (حال) بندگان بیناست».
﴿فَوَقَىٰهُ ٱللَّهُ سَئَِّاتِ مَا مَكَرُواْۖ وَحَاقَ بَِٔالِ فِرۡعَوۡنَ سُوٓءُ ٱلۡعَذَابِ٤٥﴾[غافر: ۴۵]. «پس خداوند او را از سوء توطئهها و نیرنگهای ایشان مصون و محفوظ داشت و عذاب سخت، فرعونیان را فرو گرفت».
﴿ٱلنَّارُ يُعۡرَضُونَ عَلَيۡهَا غُدُوّٗا وَعَشِيّٗاۚ وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ أَدۡخِلُوٓاْ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ أَشَدَّ ٱلۡعَذَابِ٤٦﴾[غافر: ۴۶]. «و آن آتش دوزخ است که به هنگام صبح و شام بر آن عرضه میشوند و روزی که قیامت برپا شود (خداوند دستور میدهد:) خاندان فرعون را به شدیدترین عذاب درآورید».
سپس نمونهای از حالات آنهایی که پیامبران را تکذیب کردهاند که فرعون و لشکریانش باشند بیان نمود و فرمود: ﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مُوسَىٰ﴾تا ﴿أَشَدَّ ٱلۡعَذَابِ﴾یعنی موسی بن عمران را با نشانههای بزرگ خود که به طور قطع بر حقیقت آنچه پیامبران با آنها فرستاده شدند و بر باطل بودن شرکی که آنها بر آن قرار داشتند دلالت میکرد به سوی همکیشان این تکذیب کنندگان فرستادیم. ﴿وَسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٍ﴾و با حجتی روشن که بر دلها چیره میگردد و دلها به آن یقین میکنند میفرستادیم، همانند تبدیل شدن عصای موسی به اژدها و دیگر معجزات آشکاری که خداوند موسی را به وسیله آنها تائید نمود.
﴿إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَهَٰمَٰنَ وَقَٰرُونَ﴾او به سوی فرعون و وزیرش هامان و قارون که از قوم موسی بود و به علّت ثروت خود علیه آنها دست به طغیان زده بود فرستاده شد. اینها به شدّت دعوت موسی را رد کردند و گفتند: ﴿سَٰحِرٞ كَذَّابٞ﴾او جادوگر دروغگویی است. ﴿فَلَمَّا جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ مِنۡ عِندِنَا﴾و هنگامیکه موسی از جانب ما حق را برایشان رساند و خداوند او را با معجزات آشکار که سبب یقین کامل میگردند تایید نمود آنها یقین کامل نکردند و به ترک گفتن و روی گردانی اکتفا ننمودند و نیز به انکار آن و مخالفت با آن به وسیله باطل خود بسنده نکردند بلکه حالت زشت آنان به جایی رسید که ﴿قَالُواْ ٱقۡتُلُوٓاْ أَبۡنَآءَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥ وَٱسۡتَحۡيُواْ نِسَآءَهُمۡ﴾گفتند: پسران آنانرا که همراه با او ایمان آوردهاند بکشید، و زنانشان را زنده بگذارید، ﴿وَمَا كَيۡدُ ٱلۡكَٰفِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ﴾و کافرانی که این توطئه را کردند و گمان بردند هرگاه پسران آنان را به قتل برسانند آنها قوی نخواهند بود و ایستادگی نخواهند کرد بلکه تحت بندگی و فرمانشان باقی خواهند ماند، کید و نیرنگشان تباه و بینتیجه بوده و جز گمراهی نخواهد بود، چون آنچه اراده کرده بودند برایشان تحقق نیافت بلکه موضوع برعکس شد. و خداوند آنها را هلاک کرد و همه آنان را نابود و از میان برد.
در این نکته تدّبر کن ـ که زیاد در قرآن تکرار شده است ـ و آن اینکه هرگاه داستان یا امر مشخّصی بیان شود و خداوند بخواهد در مورد آن قضیه معین حکم نماید، حکم را منحصر به آن قضیه نمیکند بلکه آنرا به صورت کلی بیان میکند تا فراگیرتر باشد و قضیهای نیز که سیاق کلام در مورد آن آورده شده در آن داخل گردد، و این توهم پیدا نشود که این حکم ویژه همین ماجرا است. بنابراین نفرمود: «وَمَا کَیدُهُم إِلَّا فِی ضَلَالِ» نیرنگ آنها بینتیجه بوده و جز گمراهی نخواهد بود، بلکه فرمود: ﴿وَمَا كَيۡدُ ٱلۡكَٰفِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ﴾و نیرنگ کافران بینتیجه بوده و جز گمراهی نخواهد بود. فرعون با تکبّر و غرور و سرکشی به قوم بیخردش گفت: ﴿ذَرُونِيٓ أَقۡتُلۡ مُوسَىٰ وَلۡيَدۡعُ رَبَّهُ﴾بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را به فریاد بخواند تا او را از دست من نجات دهد. یعنی او ادّعا میکرد که اگر رعایت خاطر قومش نبود موسی را میکشت، و نیز از این که موسی پروردگارش را به کمک بطلبد جلوگیری نمیکند. سپس انگیزهای که او را وادار مینماید تا موسی را بکشد بیان کرد و گفت: این کار را به خاطر خیرخواهی قوم خود و از بین بردن فساد و شر از روی زمین انجام میدهد. پس گفت: ﴿إِنِّيٓ أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمۡ﴾من میترسم که دین شما را تغییر دهد، ﴿أَن يُظۡهِرَ فِي ٱلۡأَرۡضِ ٱلۡفَسَادَ﴾یا اینکه در این سرزمین فساد به پا کند. و این خود عجیب ترین چیز است که بدترین انسان مردم را نصیحت کند تا از بهترین انسان دوری کنند. این در حقیقت گول زدن و فریب دادن است که فقط در عقل کسانی جای میگیرد که خداوند در مورد آنها فرموده است: ﴿فَٱسۡتَخَفَّ قَوۡمَهُۥ فَأَطَاعُوهُۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمٗا فَٰسِقِينَ٥٤﴾[الزخرف: ۵۴]. «پس قومش را سبکسر انگاشت و آنها از او اطاعت کردند، بیگمان آنها قومی فاسق و مجرم بودند».
﴿وَقَالَ مُوسَىٰٓ إِنِّي عُذۡتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُم﴾وقتی فرعون آن سخن زشت را بر زبان آورد که سرکشیاش سبب شده بود تا چنان بگوید و از قدرت و توان خود کمک گرفت، موسی از پروردگارش کمک خواست و فرمود: من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه میبرم، ﴿مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٖ لَّا يُؤۡمِنُ بِيَوۡمِ ٱلۡحِسَابِ﴾از هر متکّبری که به روز قیامت ایمان نمیآورد. یعنی تکبّرش و ایمان نداشتن او به روز قیامت، او را به هر شر و فسادی وادار میکند. در این مطلب فرعون و دیگران داخل هستند، همانطور که قبلا بیان شد.
خداوند موسی را از هر متکبری که به روز قیامت ایمان نداشت حفاظت کرد و اسبابی برای او فراهم نمود که به وسیله آن شر فرعون و اشراف دربار او از موسی دفع گردید. و از جمله اسباب، مرد مومن بود که از خاندان فرعون بود و سخن او پذیرفته میشد، به خصوص این که به ظاهر میگفت با آنها موافق است، و ایمانش را پنهان میکرد. پس غالبا چنین است که آنها مراعات حال او میکردند. و اگر در ظاهر با آنها مخالفت ورزیدید چندان رعایتش نمیکردند. همانطور که خداوند پیامبرش محمدصرا به وسیله عمویش ابوطالب نزد قریش بزرگ و با آنها در دینشان موافق بود، و اگر او مسلمان بود اینطور نمیتوانست پیامبر را حفاظت کند.
آن مردِ مومن رستگار و عاقل با تقبیح کار قومش و زشت خواندن تصمیمی که گرفته بودند گفت: ﴿أَتَقۡتُلُونَ رَجُلًا أَن يَقُولَ رَبِّيَ ٱللَّهُ﴾آیا مردی را میکشید که میگوید: پروردگار من الله است؟ یعنی چگونه ریختن خون او را حلال میدانید به جرم این که میگوید پروردگار من الله است؟ حال آنکه سخن او بیدلیل هم نیست. بنابراین فرمود: ﴿وَقَدۡ جَآءَكُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ مِن رَّبِّكُمۡ﴾در حالی دلائل روشن و معجزات آشکاری را از جانب پروردگارتان برایتان آورده است. چون معجزه موسی نزد آنها چنان معروف بود که کوچک و بزرگ آن را میدانستند. پس چنین کسی را نباید کشت. پس چرا شما قبل از اقدام به این کار حقّی را که آورده است باطل نکردید، و برای رد نمودن برهان او برهان اقامه نکردید؟ سپس به اندیشه فرو میرفتید که آیا اگر با حجّت و برهان بر وی غلبه یافتید کشتن او جایز است یا نه؟ اینک که حجت او غالب آمده است تا کشتن وی فاصلهی زیادی دارید. سپس دلیلی عقلی برای آنها ارائه داد که هر عاقلی به آن قانع میگردد. پس گفت: ﴿وَإِن يَكُ كَٰذِبٗا فَعَلَيۡهِ كَذِبُهُۥۖ وَإِن يَكُ صَادِقٗا يُصِبۡكُم بَعۡضُ ٱلَّذِي يَعِدُكُمۡ﴾یعنی موسی در دو حالت قرار دارد، یا در ادعّایش دروغ میگوید و یا راست میگوید. پس اگر دروغ گفته باشد زیان دروغش به خودش بر میگردد و به شما زیانی نمیرسد، چون شما از پذیرفتن سخن او امتناع ورزیدهاید. و اگر راستگو باشد، در حالی که با معجزات آشکار نزدتان آمده و به شما خبر داده که اگر سخن او را قبول نکنید خداوند در دنیا و آخرت شما را عذاب میدهد پس حتما برخی از آنچه به شما وعده میدهد که عذاب دنیا است گریبانگیرتان خواهد شد.
این از خردمندی او و دفاع زیبای او از موسی بود که پاسخی ارائه داد که هیچ تشویشی در آن نبود و مسئله را میان این دو حالت قرار داد و به هر تقدیر کشتن او را بیخردی و جهالت از جانب آنان تلقی کرد. سپس آن مرد س به بالاتر از این پرداخت و این که موسی به حق نزدیک است، و گفت: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ مُسۡرِفٞ كَذَّابٞ﴾همانا خداوند کسی را که با ترک حق و روی آوردن به باطل از حد تجاوز کرده است و با نسبت دادن تجاوزهایش به خدا راه تعّدی را پیش گرفته است به راه راست هدایت نمیکند، و همانا دلیل او و آنچه بر صحت آن دلیل میآورد نادرست میباشد و خداوند به او توفیق هدایت به راه راست را نمیدهد. یعنی شما حقّی را که موسی بهسوی آن دعوت میکند دیدید، و معجزات آسمانی و دلایل عقلی که موسی به رهنمود خداوندی آن را ارائه داد مشاهده کردید، پس هرکس این راه را در پیش گیرد ممکن نیست که تجاوزکار و دروغگو باشد. و این دلیلی است بر کمال دانش و خرد و شناخت کامل وی نسبت به پروردگارش.
سپس قومش را برحذر دشت و آنها را نصیحت کرد و از عذاب آخرت ترساند و آنان را از فریب خوردن به فرمانروایی و حکومت ظاهری نهی کرد و گفت: ﴿يَٰقَوۡمِ لَكُمُ ٱلۡمُلۡكُ ٱلۡيَوۡمَ ظَٰهِرِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾ای قوم من! امروز در دنیا فرمانروایی در دست شماست، و بر رعیت و ملت خود پیروز و چیرهاید، هرآنچه بخواهید بر آنها اجرا میکنید، فرض کنید آنچه که خواستید به دست آوردید و به اتمام رسید، که هرگز به اتمام نخواهد رسید، ﴿فَمَن يَنصُرُنَا مِنۢ بَأۡسِ ٱللَّهِ إِن جَآءَنَا﴾پس اگر عذاب الهی دامنگیرمان شود چه کسی ما را یاری میدهد؟ این نشانه حسن دعوت کردن اوست که مسئله را میان خود و آنها مشترک قرار داد و گفت: ﴿فَمَن يَنصُرُنَا﴾چه کسی ما را یاری میدهد، و گفت: ﴿إِن جَآءَنَا﴾اگر به سراغ ما بیاید. تا آنها را متوّجه سازد که خیرخواهشان است، و همانطور که خیرخواه خودش نیز میباشد و آنچه برای خود دوست دارد و میپسندد برای آنها هم میپسندد. ﴿قَالَ فِرۡعَوۡنُ مَآ أُرِيكُمۡ إِلَّا مَآ أَرَىٰ وَمَآ أَهۡدِيكُمۡ إِلَّا سَبِيلَ ٱلرَّشَادِ﴾فرعون با مخالفت با او در این باره و با فریب دادن قوم خود از اینکه از موسی پیروی کنند، گفت: جز آنچه را که خود بدان معتقدم به شما پیشنهاد نمیکنم، و شما را جز به راه راست رهنمون نمیشوم. و در این سخن که گفت: «جز آنچه را که خود بدان معتقدم به شما پیشنهاد نمیکنم» راست گفت. اما فرعون به چه چیزی معتقد بود؟ او بر این باور بود که قومش را سبکسر و نادان قرار دهد تا از وی پیروی نمایند و ریاست خودش را برپا دارد. او معتقد بود که حق با او نیست، بلکه حق با موسی است، و در حالی که در آن یقین داشت آن را انکار کرد. و دروغ گفت در این سخنش که گفت: ﴿وَمَآ أَهۡدِيكُمۡ إِلَّا سَبِيلَ ٱلرَّشَادِ﴾و شما را جز به راه رشد و راست رهنمون نمیشوم.
این وارونه کردن حق و حقیقت است. اگر او قومش را به پیروی کردن از خود دستور میداد و میگفت: از کفر و گمراهی من پیروی کنید شرّش سبکتر بود، ولی آنها را دستور داد تا از ا و پیروی کنند و به دروغ میگفت که پیروی کردن از او پیروی کردن از حق است، و پیروی نمودن از حق را پیروی کردن از باطل میدانست.
﴿وَقَالَ ٱلَّذِيٓ ءَامَنَ﴾و کسی که ایمان آورده بود در فواصل زمانی مختلفی قومش را دعوت میکرد و از هدایت شدن آنها ناامید نمیشد، آن طور که روش دعوتگران راه خداست و همواره و همیشه بهسوی پروردگارشان دعوت میکنند و هیچ چیزی آنها را از این کار باز نمیدارد و سرکشی کسی که دعوتش میکنند آنها را از تکرار دعوت باز نمیدارد. پس به آنها گفت: ﴿يَٰقَوۡمِ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُم مِّثۡلَ يَوۡمِ ٱلۡأَحۡزَابِ﴾ای قوم من! میترسم به عذابی گرفتار شوید که امتّهای تکذیب کننده بدان گرفتار شدند، همانهایی که به صورت حزب و گروههایی بر مخالفت با پیامبران همدست شده بودند.
سپس آن دستهها و گروهها را بیان کرد و گفت: ﴿مِثۡلَ دَأۡبِ قَوۡمِ نُوحٖ وَعَادٖ وَثَمُودَ وَٱلَّذِينَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ﴾همانند قومِ نوح و عاد و ثمود و کسانی که بعد از آنها آمدند و به کفر ورزیدن و تکذیب پیامبران عادت کرده بودند، و خداوند هم با شیوه خود به کیفر زودرس آنها در دنیا عذاب داد. ﴿وَمَا ٱللَّهُ يُرِيدُ ظُلۡمٗا لِّلۡعِبَادِ﴾و خداوند نمیخواهد بر بندگان ستمی کند و آنها را بدون این که گناهی کرده و جرمی مرتکب شده باشند عذاب بدهد.
وقتی آنها را از کیفرهای دنیوی ترساند آنان را از عذاب اخروی نیز برحذر داشت و فرمود: ﴿وَيَٰقَوۡمِ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ يَوۡمَ ٱلتَّنَادِ٣٢﴾ای قوم من! همانا من بر شما از روز قیامت و روزی که اهل بهشت، اهل جهنّم را صدا میزنند میترسم، آنها صدا میزنند و میگویند: ﴿أَن قَدۡ وَجَدۡنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقّٗا﴾[الأعراف: ۴۴]. «آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده حق یافتیم»، ﴿وَنَادَىٰٓ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ أَنۡ أَفِيضُواْ عَلَيۡنَا مِنَ ٱلۡمَآءِ أَوۡ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُۚ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ٥٠﴾[الأعراف: ۵۰]. «و اهل جهّنم بهشتیان را صدا میزنند که از آب یا از آنچه خداوند به شما روزی داده بر ما چیزی بریزید. میگویند: خداوند آن را بر کافران حرام کرده است. و هنگامی که دوزخیان مالک را صدا میزنند»، ﴿لِيَقۡضِ عَلَيۡنَا رَبُّكَ﴾[الزخرف: ۷۷]. «که پروردگارت را بگو در مورد ما فیصله کند». او میگوید: ﴿إِنَّكُم مَّٰكِثُونَ﴾«شما ماندگارید». و آن گاه که دوزخیان پروردگارشان را صدا میزنند و میگویند: ﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ١٠٧﴾[المؤمنون: ۱۰۷]. «پروردگارا! ما را از جهنّم بیرون کن و اگر ما دوباره کارهای گذشته را انجام دهیم پس ما ستمکاریم». خداوند در پاسخ به آنها میفرماید: ﴿ٱخۡسَُٔواْ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾[المؤمنون: ۱۰۸]. «بتمرکید در جهنّم، و سخن مگوئید». و هنگامیکه به مشرکان گفته میشود: ﴿ٱدۡعُواْ شُرَكَآءَكُمۡ فَدَعَوۡهُمۡ فَلَمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَهُمۡ﴾[القصص: ۶۴]. «شریکانتان را به فریاد بخوانید پس آنها را میخوانند. امّا پاداششان نمیدهند». آن مرد مومن سآنانرا از این روز ترسناک برحذر داشت و برایشان دلسوزی کرد که: اگر بر شرک خود باقی بمانند به این روز گرفتار میشوند، بنابراین گفت: ﴿يَوۡمَ تُوَلُّونَ مُدۡبِرِينَ﴾روزی که پشتکنان روی میگردانید و به سوی جهنّم برده میشوید، ﴿مَا لَكُم مِّنَ ٱللَّهِ مِنۡ عَاصِمٖ﴾شما در برابر خداوند هیچ نگهدارندهای ندارید، نه خودتان قدرتی دارید که عذاب خدا را دفع کنید و نه کسی به جای خدا شما را یاری میکند. ﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ٩ فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ١٠﴾[الطارق: ۹-۱۰]. «روزی که رازها آشکار میگردد، پس اینان هیچ قدرت و یاریگری ندارند». ﴿وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِنۡ هَادٖ﴾و هرکس را که خدا گمراه سازد هیچ هدایتگری ندارد. چون هدایت به دست خداوند متعال است و هرگاه بندهاش را از هدایت محروم کند قطعا او میداند که این بنده به خاطر پلیدیاش شایسته هدایت نیست. و راهی برای هدایت او وجود ندارد.
﴿وَلَقَدۡ جَآءَكُمۡ يُوسُفُ مِن قَبۡلُ بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾و همانا قبل از آمدن موسی، یوسف بن یعقوب با معجزات و نشانههایی که بر راستگویی او دلالت میکرد به نزد شما آمد، و شما را به پرستش خدای یگانه که شریکی ندارد فرمان داد، ﴿فَمَا زِلۡتُمۡ فِي شَكّٖ مِّمَّا جَآءَكُم بِهِ﴾امّا شما در دوران حیات او درباره آنچه آورده بود پیوسته در شک و تردید بودید، ﴿حَتَّىٰٓ إِذَا هَلَكَ﴾تا این که وفات کرد، آنگاه شک و تردید و شرک ورزیتان بیشتر شد و ﴿قُلۡتُمۡ لَن يَبۡعَثَ ٱللَّهُ مِنۢ بَعۡدِهِۦ رَسُولٗا﴾گفتید: خداوند بعد از او پیغمبری را مبعوث نخواهد کرد. یعنی گمان باطلتان این بود که خداوند دیگر خداوند نیست، چون خداوند مخلوقات خود را بیهوده و بدون این که آنها را امر و نهی کند، رها نمیکند، بلکه پیامبرانشان را بهسوی آنها میفرستد. و این گمان درباره خدا که پیامبری نخواهد فرستاد، گمانی است که از گمرای سرچشمه میگیرد. بنابراین فرمود: ﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَنۡ هُوَ مُسۡرِفٞ مُّرۡتَابٌ﴾اینچنین خداوند اشخاص متجاوز و متردّد را گمراه و سرگشته میسازد. و این صفت حقیقی آنها بود که موسی را از روی ستمگری و برتریجویی به آن متصف کرده بودند. پس آنها خودشان تجاوزکارانند که از حق تجاوز کرده و به گمراهی روی آوردهاند.
و آنها دروغگویانند چون این را به خدا نسبت داده و پیامبرش را تکذیب کردند. پس کسی که متجاوز و دروغگوست خداوند او را هدایت نمیکند و او را برای انجام خیر توفیق نمیدهد چون او حق را پس از آنکه به وی رسید و آن را شناخت رد کرد. بنابراین، سزایش این است که خداوند او را کیفر دهد به این صورت که او را از هدایت منع کند. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿فَلَمَّا زَاغُوٓاْ أَزَاغَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمۡ﴾[الصف: ۵]. «وقتی منحرف شدند خداوند دلهایشان را کج و منحرف ساخت». ﴿وَنُقَلِّبُ أَفِۡٔدَتَهُمۡ وَأَبۡصَٰرَهُمۡ كَمَا لَمۡ يُؤۡمِنُواْ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَنَذَرُهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ١١٠﴾[الأنعام: ۱۱۰]. «و دلها و چشمهایشان را دگرگون میکنیم همانطور که اولین بار به آن ایمان نیاوردند، و آنها را در گمراهیشان سرگشته رها میکنیم». ﴿وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾[البقرة: ۲۵۸]. «و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمیکند».
سپس صفت متجاوزِ شک کننده را بیان کرد و فرمود: ﴿ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ﴾کسانی که درباره آیات خدا که حق را از باطل جدا میکنند و همانند خورشید آشکارند و مجادله بر میخیزند و با وجود روشنی آن آیات تلاش میکنند تا آنها را دفع و باطل کنند، ﴿بِغَيۡرِ سُلۡطَٰنٍ أَتَىٰهُمۡ﴾بدون این که دلیل و حجّتی داشته باشند. و این صفتِ همه کسانی است که در برابر آیات خدا به مجادله برمی خیزند، و محال است که دلیلی داشته باشند، چون هیچ چیزی در برابر حق نمیتواند قرار بگیرد.
پس ممکن نیست که حق به وسیله دلیلی شرعی یا عقلی مخالفت شود. ﴿كَبُرَ مَقۡتًا عِندَ ٱللَّهِ وَعِندَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾یعنی قولی که متضمن رد کردن حق با باطل است، نزد خداوند بر مومنان بسیار منفور و ناپسند است، و پر واضح است که صاحب این گفته منفورتر و ناپسندتر است، چون این گفته تکذیب حق و تصدیق باطل و نسبت دادن آن به خدا را دارد و خداوند به شدّت از این سخنان و از کسی که چنین حالتی دارد خشمگین میشود. نیز بندگان مومن خدا به تبعیت از پروردگارشان از این چیزها به شدّت ناراحت میشوند، و اینها بندگان برگزیده خدا هستند و ناخشنودی و نفرت آنها دلیل زشت بودن کسی است که آنها از او متنفرند: ﴿كَذَٰلِكَ يَطۡبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلۡبِ مُتَكَبِّرٖ جَبَّارٖ﴾همانطور که خداوند بر دلهای خاندان فرعون مُهر نهاد، بر دل هر متکّبر سرکشی مهر مینهد، کسی که با نپذیرفتن حق و با تحقیر مردم بر آنها تکبر میورزد و با کثرت ستمگری و تجاوزکاریاش سرکش و زورگویی روا میدارد.
﴿وَقَالَ فِرۡعَوۡنُ﴾و فرعون با مخالفت با موسی و تکذیب او در فراخوانیاش به اعتراف و اقرار به پروردگار جهانیان که بر بالای عرش است و بر همهی مخلوقات بلند و مرتفع گردید، گفت: ﴿يَٰهَٰمَٰنُ ٱبۡنِ لِي صَرۡحٗا﴾ای هامان! ساختمانی عظیم و مرتفع برایم ساز. و منظورم از اینکار این است که شاید بنگرم ﴿إِلَىٰٓ إِلَٰهِ مُوسَىٰ وَإِنِّي لَأَظُنُّهُۥ كَٰذِبٗا﴾به خدای موسی، هرچند که من او را در این ادّعایش مبنی بر این که ما پروردگاری داریم و این پروردگار بالای آسمانهاست و دروغگو میپندارم. امّا در واقع فرعون میخواست احتیاط نماید و مسئله را شخصا آزمایش کند و راست و غلط بودن سخن موسی را امتحان نماید.
و خداوند در بیان انگیزه او برای این سخن میفرماید: ﴿وَكَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِفِرۡعَوۡنَ سُوٓءُ عَمَلِهِ﴾و اینگونه برای فرعون بدی کارش آراسته شده بود، پس کار بد برای او آراسته و زیبا جلوه داده شده بود و شیطان همچنان آن را زیبا جلوه میداد و او را به آن فرا میخواند تا این که فرعون آن را خوب پنداشت و همانند کسانی که بر حق هستند درباره آن مناظره کرد درحالیکه فرعون از بزرگترین فسادکاران بود. ﴿وَصُدَّ عَنِ ٱلسَّبِيلِ﴾و به سبب باطلی که برای او زینت داده شده بود از راه حق بازداشته شد. ﴿وَمَا كَيۡدُ فِرۡعَوۡنَ إِلَّا فِي تَبَابٖ﴾و نیرنگ فرعون که با آن میخواست «علیه حق توطئه نماید و این توّهم را برای مردم ایجاد کند که او بر حق است و موسی بر باطل» جز زیان و تباهی نتیجهای نداشت و فایدهای جز بدبختی برای او در دنیا و آخرت به بار نیاورد.
﴿وَقَالَ ٱلَّذِيٓ ءَامَنَ يَٰقَوۡمِ ٱتَّبِعُونِ أَهۡدِكُمۡ سَبِيلَ ٱلرَّشَادِ٣٨﴾و کسیکه ایمان آورده بود با تکرار نصیحت گوییاش گفت: ای قوم من ! از من پیروی کنید تا شما را به راه راست هدایت کنم، نه آنگونه که فرعون به شما میگوید، چرا که او شما را جز به گمراهی و فساد هدایت نمیکند.
﴿يَٰقَوۡمِ إِنَّمَا هَٰذِهِ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا مَتَٰعٞ﴾ای قوم من! زندگانی این دنیا کالای اندک است و تا مدّت اندکی از آن استفاده میشود. سپس از بین میرود و تمام میگردد. پس زندگانی دنیا شما را از هدفی که برای آن آفریده شدهاید، نفریبد، ﴿وَإِنَّ ٱلۡأٓخِرَةَ هِيَ دَارُ ٱلۡقَرَارِ﴾و آخرت برای پایدار و جاودانه است و محل اقامت و جایگاه استقرار میباشد. پس شما باید آن را ترجیح دهید و عملی را انجام دهید که شما را در آن سرا سعادتمند نماید.
﴿مَنۡ عَمِلَ سَيِّئَةٗ فَلَا يُجۡزَىٰٓ إِلَّا مِثۡلَهَا﴾هرکس کار بدی از قبیل شرک، فسق یا هر گناه دیگری انجام دهد جز به مانند آن سزا داده نمیشود. یعنی جز با آنچه که او را ناراحت و غمگین میکند به اندازهای که سزاوارش میباشد سزا داده نمیشود، چون جزای بدی بدی است.
﴿وَمَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ﴾و هرکس کار شایستهای انجا دهد اعم از اعمال قلبی و جوارح وگفتهها، خواه مرد باشد یا زن، ﴿وَمَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰ وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَأُوْلَٰٓئِكَ يَدۡخُلُونَ ٱلۡجَنَّةَ يُرۡزَقُونَ فِيهَا بِغَيۡرِ حِسَابٖ﴾درحالیکه او مومن است، پس ایشان وارد بهشت میشوند، و بیشمار روزی مییابند. یعنی بدون حساب و بیشمار پاداششان به آنها داده میشود بلکه خداوند به آنها به اندازهای میدهد که اعمالشان به آن اندازه نمیرسد.
﴿وَيَٰقَوۡمِ مَا لِيٓ أَدۡعُوكُمۡ إِلَى ٱلنَّجَوٰةِ وَتَدۡعُونَنِيٓ إِلَى ٱلنَّارِ﴾و ای قوم من! چه خبر است؟! من با گفتههایم شما را بهسوی نجات فرا میخوانم ولی شما با پیروی نکردن از پیامبر خدا موسی÷مرا به آتش دوزخ فرا میخوانید. سپس آن را تفسیر کرد و گفت: ﴿تَدۡعُونَنِي لِأَكۡفُرَ بِٱللَّهِ وَأُشۡرِكَ بِهِۦ مَا لَيۡسَ لِي بِهِۦ عِلۡمٞ﴾مرا فرا میخوانید تا به خداوند کافر شوم و چیزی را شریک او قرار دهم که نمیدانم آیا شایستگی آن را دارد که به جای خداوند کافر شوم و چیزی را شریک او قرار دهم که نمیدانم آیا شایستگی آن را دارد که بهجای خداوند مورد پرستش قرار گیرد یا نه؟! و سخن گفتن ِ بدون علم دربارهی خدا جزو بزرگ ترین و زشتترین گناهان است. ﴿وَأَنَا۠ أَدۡعُوكُمۡ إِلَى ٱلۡعَزِيزِ﴾درحالیکه من شما را به سوی خداوند توانمند فرا میخوانم که همه قدرت در دست اوست و دیگران چیزی در اختیار ندارند. ﴿ٱلۡغَفَّٰرِ﴾خداوند آمرزگاری که هرگاه بندگان بر خود اسراف ورزند و به خود جرأت دهند تا او را خشنود نمایند، سپس توبه کنند و بهسوی او باز گردند گناهان و بدیهایشان را میزداید و کیفرهای دنیوی و اخروی را که به سبب ارتکاب گناهان دامنگیر انسان میگردد از آنها دور مینماید.
﴿لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدۡعُونَنِيٓ إِلَيۡهِ لَيۡسَ لَهُۥ دَعۡوَةٞ فِي ٱلدُّنۡيَا وَلَا فِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾یقیناً چیزهایی که شما مرا به آن فرا میخوانید سزاوار نیستند که بهسوی آنها دعوت نمود و مردم را تشویق نمود که به آن پناه ببرند، نه در دنیا و نه در آخرت، چون عاجز و ناقص هستند وهیچ سود و زیان و مرگ و زندگی و رستاخیزی را در اختیار ندارند. ﴿وَأَنَّ مَرَدَّنَآ إِلَى ٱللَّهِ وَأَنَّ ٱلۡمُسۡرِفِينَ هُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ﴾و بازگشت ما بهسوی خداست و او هرکس را طبق عملش مجازات خواهد کرد و اسرافکاران که با جسارت در برابر پروردگارشان، با نافرمانی و کفر ورزیدن به او بر خود اسراف کردهاند دوزخی، و همدم آتشند.
وقتی آنها را نصیحت کرد و برحذر داشت و آنها از او اطاعت نکردند و با وی موافقت ننمودند، به آنان گفت: ﴿فَسَتَذۡكُرُونَ مَآ أَقُولُ لَكُمۡ﴾نصیحت مرا به زودی یاد خواهید کرد و به زودی زیان نپذیرفتن آن را خواهید دید، وقتی که عذاب شما را فرو میگیرد و از پاداش فراوان محروم میشوید. ﴿وَأُفَوِّضُ أَمۡرِيٓ إِلَى ٱللَّهِ﴾و کارم را به خدا میسپارم، یعنی به او پناه میبرم و همه کارهایم را به او میسپارم و سود و منفعت خود را از او میطلبم و در دفع زیانی که از جانب شما یا از سوی دیگران به من میرسد به او روی میآورم. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ بَصِيرُۢ بِٱلۡعِبَادِ﴾بیگمان خداوند به حال بندگان بیناست، حالاتشان و آنچه را که سزاوار آن هستند میداند. و حالت من و ناتوانی ام را میداند پس مرا از شما حفاظت خواهد کرد و در برابر شر شما مرا کفایت مینماید. و حالا شما را میداند پس شما جز با اراده و خواست او تصرف نمیکنید.
و اگر شما را بر من مسلط کند حکمت اوست واین امر از اراده و خواست او سرچشمه گرفته است. ﴿فَوَقَىٰهُ ٱللَّهُ سَئَِّاتِ مَا مَكَرُواْ﴾یعنی خداوند نیرومند و قوی، آن مرد مومن و موفّق را از توطئهی خطرناک و نیرنگی که فرعون و خاندانش برای او چیده بودند و میخواستند او را بکشند، در امان داشت چون او سخنی به میان آورده که آنها را درمانده کرد. نیز آن مرد اظهار کرد که کاملا با موسی÷موافق است و فرعونیان را به چیزی دعوت کرد که موسی آنها را به آن دعوت کرده بود. و این چیزی بود که آنها تحمل آن را نداشتند، زیرا آنها قدرتمند بودند و این مرد آنها را خشمگین کرده بود. بنابراین، خواستند علیه او توطئه کنند اما خداوند او را از توطئه و نیرنگ بد آنها، مصون داشت و مکر و حیله اشان به خودشان بازگرداند. ﴿وَحَاقَ بَِٔالِ فِرۡعَوۡنَ سُوٓءُ ٱلۡعَذَابِ﴾و خاندان فرعون را عذاب سختی فرو گرفت و خداوند در یک صبحگاه همه آنان را از اول تا آخر غرق کرد.
﴿ٱلنَّارُ يُعۡرَضُونَ عَلَيۡهَا غُدُوّٗا وَعَشِيّٗاۚ وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ أَدۡخِلُوٓاْ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ أَشَدَّ ٱلۡعَذَابِ٤٦﴾در برزخ، آنان صبح و شام بر عذاب آتش دوزخ عرضه میشوند، و روزی که قیامت برپا میشود خداوند به فرشتگان دستور میدهد خاندان فرعون را به شدیدترین عذاب داخل گردانید و گرفتار سازید. این است عقوبات وحشتناک و هراسانگیز که دامنگیر تکذیب کنندگانِ پیامبر خدا و کسانی میشود که با دستور و فرمان او مبارزه میکنند.
آیهی ۵۰-۴۷:
﴿وَإِذۡ يَتَحَآجُّونَ فِي ٱلنَّارِ فَيَقُولُ ٱلضُّعَفَٰٓؤُاْ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُوٓاْ إِنَّا كُنَّا لَكُمۡ تَبَعٗا فَهَلۡ أَنتُم مُّغۡنُونَ عَنَّا نَصِيبٗا مِّنَ ٱلنَّارِ٤٧﴾[غافر: ۴۷]. «و آنگاه که در اتش دوزخ با همدیگر به کشمکش و پرخاشگری میپردازند، و ناتوانان به سرکشان میگویند: بیگمان ما پیرو شما بودیم آیا میتوانید بخشی از (عذاب) آتش (دوزخ) را از ما دفع کنید».
﴿قَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُوٓاْ إِنَّا كُلّٞ فِيهَآ إِنَّ ٱللَّهَ قَدۡ حَكَمَ بَيۡنَ ٱلۡعِبَادِ٤٨﴾[غافر: ۴۸]. «مستکبران میگویند: ما و شما همگی در آن (آتش) هستیم، بهراستی که خداوند میان بندگان داوری کرده است».
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ فِي ٱلنَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ٱدۡعُواْ رَبَّكُمۡ يُخَفِّفۡ عَنَّا يَوۡمٗا مِّنَ ٱلۡعَذَابِ٤٩﴾[غافر: ۴۹]. «دوزخیان به نگهبانان دوزخ میگویند: از پروردگارتان بخواهید که یک روز (فقط یک روز) عذاب را از ما بردارد».
﴿قَالُوٓاْ أَوَ لَمۡ تَكُ تَأۡتِيكُمۡ رُسُلُكُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِۖ قَالُواْ بَلَىٰۚ قَالُواْ فَٱدۡعُواْۗ وَمَا دُعَٰٓؤُاْ ٱلۡكَٰفِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَٰلٍ٥٠﴾[غافر: ۵۰]. «(نگهبانان دوزخ) میگویند: آیا پیغمبران شما با معجزههای روشن به نزدتان نمیآمدند؟ میگویند: آری. میگویند: پس خودتان دعا کنید، ولی دعای کافران جز سردرگمی نتیجهای ندارد».
خداوند از مجادله دوزخیان و سرزنش همدیگر و کمک خواستن آنها از نگهبانان، و این که این کار فایدهای برای آنان ندارد، خبر میدهد. پس میفرماید: ﴿وَإِذۡ يَتَحَآجُّونَ فِي ٱلنَّارِ﴾و آن گاه که در دوزخ پیروان، گمراه سازی سرانِ گمراه کننده را دلیل گمراهی خود بیان میکنند، و سران از پیرون خود بیزاری میجویند، ﴿فَيَقُولُ ٱلضُّعَفَٰٓؤُاْ لِلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُوٓاْ﴾پیروان و مقلّدان به سرانی که در برابر حق استکبار ورزیدند و آنها را به سوی چیزی دعوت کردند که به خاطر آن تکبّر ورزیدند، میگویند: ﴿إِنَّا كُنَّا لَكُمۡ تَبَعٗا﴾ما پیرو شما بودیم، شما ما را گمراه کردید و شرک ورزیدن و شر را برای ما آراستید و زیبا جلوه دادید. ﴿فَهَلۡ أَنتُم مُّغۡنُونَ عَنَّا نَصِيبٗا مِّنَ ٱلنَّارِ﴾پس آیا میتوانید بخشی اندک از عذاب آتش را از ما دور کنید و یا به جای ما پذیرای آن باشید؟!.
﴿قَالَ ٱلَّذِينَ ٱسۡتَكۡبَرُوٓاْ﴾مستکبران درحالیکه ناتوانی خود را بیان میکنند و نفوذ حکم الهی را در مورد همه اعلام میدارند، میگویند: ﴿إِنَّا كُلّٞ فِيهَآ إِنَّ ٱللَّهَ قَدۡ حَكَمَ بَيۡنَ ٱلۡعِبَادِ﴾ما همگی در آتش دوزخ هستیم و خداوند میان بندگان داوری کرده است و برای هریک بهرهای از عذاب مقرّر نموده است، پس به آن نمیافزاید و از آن نمیکاهد، و آنچه که خداوند با حکمت خود حکم نموده است تغییر نمییابد.
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ فِي ٱلنَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ﴾و مستکبران و ناتوانان که در آتش هستند به ماموران جهنّم میگویند: ﴿ٱدۡعُواْ رَبَّكُمۡ يُخَفِّفۡ عَنَّا يَوۡمٗا مِّنَ ٱلۡعَذَابِ﴾از پروردگارتان بخواهید که یک روز عذاب را از ما بردارد تا شاید کمی راحت شویم. ﴿قَالُوٓاْ أَوَ لَمۡ تَكُ تَأۡتِيكُمۡ رُسُلُكُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾نگهبانان دوزخ با سرزنش و با بیان اینکه میانجی گری آنها فایدهای برایشان ندارد و درخواستشان سودی به آنها نمیرساند به آنان میگویند: آیا پیغمبران شما آیههای روشن و دلایل آشکاری را برای شما نیاوردند تا با آن حق و صراط مستقیم و آنچه که آنان را به خدا نزدیک مینماید و آنچه که او را از خدا دور مینماید تشخیص دهید؟! ﴿قَالُواْ بَلَىٰ﴾میگویند: آری ! آنها با دلایل و نشانههای روشن به نزد ما آمدند و حجت رسای الهی بر ما اقامه شد ولی ما ستم کردیم و بعد از روشن شدن حق با آن مخالفت ورزیدیم. ﴿قَالُواْ فَٱدۡعُواْ﴾نگهبانان دوزخ با تبّری جستن از دعا کردن و شفاعت نمودن برای آنها به دوزخیان میگویند: شما خودتان درخواست کنید، ولی آیا دعای آنان کاری از پیش میبرد؟ خداوند متعال میفرماید: ﴿وَمَا دُعَٰٓؤُاْ ٱلۡكَٰفِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَٰلٍ﴾و دعای کافران جز تباهی نیست. یعنی پوچ و بیهوده است، چون کفر همه اعمال را نابود مینماید و مانع اجابت و پذیرفته شدن دعا میگردد.
آیهی ۵۲-۵۱:
﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَيَوۡمَ يَقُومُ ٱلۡأَشۡهَٰدُ٥١﴾[غافر: ۵۱]. «ما قطعاً پیغمبران خود و کسانی را که ایمان آوردهاند در زندگی دنیا و در آن روزی که گواهان بپا میخیزند یاری میدهیم».
﴿يَوۡمَ لَا يَنفَعُ ٱلظَّٰلِمِينَ مَعۡذِرَتُهُمۡۖ وَلَهُمُ ٱللَّعۡنَةُ وَلَهُمۡ سُوٓءُ ٱلدَّارِ٥٢﴾[غافر: ۵۲]. «روزیکه عذرخواهی ستمگران به ایشان سودی نمیرساند و نفرین بهرۀ آنان خواهد بود و سرای بد از آن ایشان خواهد شد».
وقتی کیفر خاندان فرعون را در دنیا و برزخ و روز قیامت بیان کرد و حالت زشت و هولناک دوزخیان را که از پیامبران خدا روی برتافته و با آنها مبارزه کردهاند ذکر نمود و فرمود: ﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾ما پیغمبران خود و کسانی را که ایمان آوردهاند، در زندگی دنیا با دلایل و برهان و کمک نمودن یاری میدهیم، ﴿وَيَوۡمَ يَقُومُ ٱلۡأَشۡهَٰدُ﴾و در آخرت آنان و پیروانشان را با دادن پاداش یاری میکنیم. و هرکس را که با آنها سرستیز داشته است، به شدّت عذاب میدهیم. ﴿يَوۡمَ لَا يَنفَعُ ٱلظَّٰلِمِينَ مَعۡذِرَتُهُمۡۖ وَلَهُمُ ٱللَّعۡنَةُ وَلَهُمۡ سُوٓءُ ٱلدَّارِ٥٢﴾روزی که عذرخواهی ِ ستمگران به آنان سودی نمیبخشد و نفرین و سرای بد بهره آنان خواهد بود که اقامت کنندگان در آن، حال و روزی بد دارند.
آیهی ۵۵-۵۳:
﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡهُدَىٰ وَأَوۡرَثۡنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱلۡكِتَٰبَ٥٣﴾[غافر: ۵۳]. «و همانا ما به موسی هدیا عطا کردیم و بنیاسرائیل را وارثان کتاب نمودیم».
﴿هُدٗى وَذِكۡرَىٰ لِأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ٥٤﴾[غافر: ۵۴]. «(کتابیکه) راهنما و اندرزگوی خردمندان است».
﴿فَٱصۡبِرۡ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لِذَنۢبِكَ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ بِٱلۡعَشِيِّ وَٱلۡإِبۡكَٰرِ٥٥﴾[غافر: ۵۵]. «پس شکیبایی پیشهکن، بیگمان وعدۀ خداوند حق است. و برای گناهت آمرزش بخواه و بامدادن و شامگاهان به سپاس و ستایش پروردگارت بپرداز».
وقتی آنچه را که برای موسی و فرعون اتفّاق افتاد و سرانجام فرعون و لشکریانش را بیان کرد و حکم کلّی که فرعون و دوزخیان را شامل میشود ذکر نمود، بیان داشت که او به موسی هدایت را عطا کرد. یعنی آیات و دانشی راکه هدایت یافتگان به وسیله آن راهیاب میشوند به او بخشید. ﴿وَأَوۡرَثۡنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱلۡكِتَٰبَ﴾و بنی اسرائیل را وارثان کتاب نمودیم. یعنی هر نسل کتاب تورات را از نسلی دیگر به ارث میبرد. ﴿هُدٗى﴾و این کتاب مشتمل بر هدایت و رهنمود است که آن دانش احکام شرعی و غیره میباشد، ﴿وَذِكۡرَىٰ لِأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾و اندرزگوی خردمندان است، به خیر تذکر میدهد و به آن تشویق مینماید و با ترساندن آدمی از شر و بدی، وی را از آن باز میدارد. اما اینها برای هرکس مفید نیست، بلکه فقط خردمندان از آن پند میپذیرند.
﴿فَٱصۡبِرۡ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ﴾ای پیامبر! شکیبا باش همانطور که پیامبران اولوالعزم پیش از تو شکیبایی ورزیدهاند. بیگمان وعده خدا حق است. یعنی شک یا دروغی در وعده خدا نیست، پس نباید شکیبایی ورزیدن برای تو سخت باشد، بلکه وعده الهی حق و هدایتِ خالص است، و شکیبایان باید بر آن صبر نمایند و صاحبان بینش در تمسک جستن به آن تلاش کنند. پس گفته خداوند: ﴿إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ﴾از اسبابی است که انسان را بر شکیبائی ورزیدن بر طاعت خداوند و دوری کردن از آنچه خدا دوست ندارد بر میانگیزد. ﴿وَٱسۡتَغۡفِرۡ لِذَنۢبِكَ﴾و آمرزش گناهانت را بخواه زیرا گناه تو را، از به دست آوردن سعادت و توفیق باز میدارد. پس خداوند او را به صبر فرمان داد که به وسیله آن هر امر محبوبی به دست میآید. و به طلب آمرزش فرمان داد زیرا در راستای دفع چیزی که از آن باید پرهیز شود کارساز است. ﴿وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ بِٱلۡعَشِيِّ وَٱلۡإِبۡكَٰرِ﴾و بامدادان و شامگاهان به سپاس و ستایش پروردگارت بپرداز. این دو وقت از بهترین اوقات هستند و او را در ذکرهای واجب و مستحبّی وجود دارند که در این دو وقت باید گفته شوند چون ذکر خدا موجب جلب یاری و مدد او بر هر کاری میشود.
آیهی ۵۶:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ بِغَيۡرِ سُلۡطَٰنٍ أَتَىٰهُمۡ إِن فِي صُدُورِهِمۡ إِلَّا كِبۡرٞ مَّا هُم بِبَٰلِغِيهِۚ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ٥٦﴾[غافر: ۵۶]. «بیگمان کسانیکه بدون دلیلی که (از سوی خدا) در دست داشته باشند در آیات خدا به ستیزهگری و کشمکش میپردازند. در سینههایشان جز برتریجویی نیست و هرگز هم به برتری نمیرسند، پس به خداوند پناه ببر، (و بدانکه) بیگمان هموست که شنوای بیناست».
خداوند متعال خبر میدهد که هرکس در آیات او به مجادله بپردازد تا به وسیله باطل آن را ابطال گرداند بدون این که از سوی او دلیل و حجتی داشته باشد اینکار از برتریجویی در حق و برکسانی که حق را آوردهاند و در سینههایشان است، سرچشمه میگیرد. آنها میخواهند با باطلی که با خود دارند برحق برتری جویند. پس قصد و مرادشان این است. اما آنها به این هدف نمیرسند. این نص صریح و مژده ایست مبنی بر این که هرکس با حق به ستیز و مجادله برخیزد مغلوب خواهد شد، و هرکس در مقابل حق به برتریجویی بپردازد در نهایت خوار و ذلیل میشود. ﴿فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِ﴾پس به خدا پناه ببر. چنان نکرد که از چه چیزی به خدا پناه ببرد، چون منظور کلی است. یعنی از کبری که باعث برتریجویی بر حق میشود به خدا پناه ببر. و از شیطانهای انسی و جنّی به خدا پناه ببر، و از همه شرها به خدا پناه ببر. ﴿إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ﴾همانا که خداوند شنوای بیناست و همه صداها را با وجود تنّوع و اختلاف آن میشنود، و همه دیدنیها را در هر محل و جا و زمانی که باشند، میبیند.
آیهی ۵۹-۵۷:
﴿لَخَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ أَكۡبَرُ مِنۡ خَلۡقِ ٱلنَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٥٧﴾[غافر: ۵۷]. «بیگمان آفرینش آسمانها و زمین بزرگتر از آفرینش مردم است ولی بیشتر مردم نمیدانند».
﴿وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡأَعۡمَىٰ وَٱلۡبَصِيرُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَلَا ٱلۡمُسِيٓءُۚ قَلِيلٗا مَّا تَتَذَكَّرُونَ٥٨﴾[غافر: ۵۸]. «و نابینا و بینا یکسان نیستند و کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند با کسانیکه بدکار و بزکهارند برابر نیستند اما شما کمتر پند میگیرید».
﴿إِنَّ ٱلسَّاعَةَ لَأٓتِيَةٞ لَّا رَيۡبَ فِيهَا وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يُؤۡمِنُونَ٥٩﴾[غافر: ۵۹]. «بیگمان قیامت آمدنی است و شکّی در آن نیست ولی بیشتر مردم ایمان نمیآورند».
خداوند متعال به آنچه که در عقلها جای گرفته است خبر میدهد، و آن این که آفرینش آسمانها و زمین با وجود بزرگی و گستردگیشان بزرگتر و مهمتر است از آفریدن مردم، چرا که آفرینش آسمانها نسبت به آفرینش آسمانها و زمین بسیار کوچک است. پس کسی که اجرام بزرگ را آفرید و محکم نموده، بر زنده کردن مردگان پس از مردنشان به طریق اولی تواناست. و این یکی از دلایل عقلی زنده شدن پس از مرگ است که قاطعانه بر معاد دلالت مینماید و فرد عاقل به محض اینکه به این دلیل بنگرد، در مییابد که زنده شدن پس از مرگ که پیامبران از آن خبر دادهاند، اتفاق خواهد افتاد، و این استدلال شک و شبهه را نمیپذیرد. اما هرکسی در این حقیقت نمیاندیشد، بنابراین فرمود: ﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ﴾ولی بیشتر مردمان نمیدانند، از این رو از آفرینش آسمانها عبرت نمیگیرند و به آن توجّهی نمیکنند.
سپس خداوند متعال فرمود: ﴿وَمَا يَسۡتَوِي ٱلۡأَعۡمَىٰ وَٱلۡبَصِيرُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَلَا ٱلۡمُسِيٓءُ﴾یعنی همانطور که بینا و نابینا برابر نیستند همچنین کسیکه به خدا ایمان آورده و کارهای شایسته کرده است با کسیکه از عبادت پروردگارش متکبّرانه سرباز زده و اقدام به ارتکاب گناه نموده و در راه ناخشنودی خدا تلاش کرده است برابر و یکسان نیست . ﴿قَلِيلٗا مَّا تَتَذَكَّرُونَ﴾یعنی پنذ پذیری شما اندک است و کمتر پند میگیرید، پس اگر شما مراتب و جایگاههای امورو منازل خیر و شر و تفاوت میان نیکوکاران و بدکاران را به یاد میآوردید و به آن توجّه داشتید مفید را بر مضر و هدایت را بر گمراهی و سعادت جاودانی را بر دنیا فانی ترجیح میدادید.
﴿إِنَّ ٱلسَّاعَةَ لَأٓتِيَةٞ لَّا رَيۡبَ فِيهَا﴾بیگمان قیامت خواهد آمد و شکّی در آن نیست و پیامبران که راستگوترین مخلوقات هستند به آمدن آن خبر دادهاند و کتابهای آسمانی که همۀ اختبار آن در بالاترین مقام راستگویی قرار دارد از آمدن آن سخن گفتهاند، و شواهدیکه با چشم دیده میشوند و نشانههای آفاقی بر آمدن آن دلالت دارند، ﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يُؤۡمِنُونَ﴾امّا با وجود این امور که باعث کمال تصدیق و یقنی میگردند بیشتر مردم تصدیق نمیکنند و ایمان نمیآورند.
آیهی ۶۰:
﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ٦٠﴾[غافر: ۶۰]. «و پروردگارتان میگوید: مرا به فریاد بخوانید تا شما را اجابت کنم، بیگمان آنانکه از عبادت من تکبّر میورزند با خواری به جهنّم درمیآیند».
این از لطف خداوند نسبت به بندگان و از نعمتهای بزرگ الهی بر آنان است و آنها را به چیزی فرا میخواند که صلاح دین و دنیایشان در آن است. و به آنان دستور داده تا به بارگاهش دعا کنند، دعای عبادت و دعای خواستن و طلب کردن، و به آنان وعده داده که دعاهایشان را میپذیرد و هرکس که از روی تکّبر از دعا و فراخواندن او سر باز زند وی را تهدید کرده و فرموده است: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَسۡتَكۡبِرُونَ عَنۡ عِبَادَتِي سَيَدۡخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ﴾همانا کسانیکه خود را بزرگتر از آن میدانند که مرا به فریاد بخوانند، در حالی که خوار و پست هستند وارد دوزخ میگردند و به سزای استکبارشان عذاب و اهانت آنها را فرا میگیرد.
آیهی ۶۵-۶۱:
﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ لِتَسۡكُنُواْ فِيهِ وَٱلنَّهَارَ مُبۡصِرًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلنَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَشۡكُرُونَ٦١﴾[غافر: ۶۱]. «همانا خداوند ذاتی است که شب را برایتان آفرید تا در آن بیارامید و روز را روشنی بخش گرداند، بیگمان خداوند نسبت به مردم فضل و کرم دارد ولی بیشتر مردم سپاس نمیگزارند».
﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ٦٢﴾[غافر: ۶۲]. «این است خداوند پروردگارتان آفرینندۀ هر چیزی، معبود به حقی جز او نیست، پس (از حق) به کجا برگردانده میشوید»؟!.
﴿كَذَٰلِكَ يُؤۡفَكُ ٱلَّذِينَ كَانُواْ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ٦٣﴾[غافر: ۶۳]. «کسانیکه آیات خداوند را انکار میکردند اینگونه از حق منحرف و رویگردان میشوند».
﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ قَرَارٗا وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءٗ وَصَوَّرَكُمۡ فَأَحۡسَنَ صُوَرَكُمۡ وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡۖ فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٦٤﴾[غافر: ۶۴]. «خدا (ذاتی) است که زمین را جایگاه و قرارگاه شما کرد و آسمان را سقفی ساخت و شما را شکلی بخشید و شکلهایتان را زیبا بیافرید و از پاکیزهها به شما روزی داد. این است خداوند پروردگارتان، پس بس خجسته است پروردگار جهانیان».
﴿هُوَ ٱلۡحَيُّ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱدۡعُوهُ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَۗ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٦٥﴾[غافر: ۶۵]. «اوست زنده، هیچ معبود به حقّی جز او نست، پس او را به فریاد بخوانید و عبادت را خاص او بدانید، سپاس و ستایش الله را سزاست که پروردگار جهانیان است».
در این آیات کریمه بیاندیش که بر گستردگی رحمت خدا و فضل و لطف فراوان او و وجوب شکرگزاری برای او دلالت دارند. نیز بر کمال قدرت و فرمانروایی بزرگ او دلالت میکنند، و این که او چیزی را آفریده و دارای حیات مطلق است و متصف بودن او به حمد، به خاطر هر صفت کاملی است که بدان متصف است، و همه کارهایش نیک میباشد. نیز بر این دلالت مینماید که او پروردگار همه هستی است و همه تدابیری که در جهان بالا و پایین و در گذشته و حال و آینده انجام میشود به دست خداست و هیچ کسی اختیاری نداشته و هیچ چیزی از قدرت را در دست ندارد. پس او خداوند معبودِ یگانه است و هیچکسی غیر از او سزاوار چیزی از عبادت نیست، همان طور که هیچ کسی مستحق ربوبیت نمیباشد. در نتیجه با انشیدن در این آیات دلها از معرفت خدا و محبت او و توسل به او و امید داشتن به وی سرشار میگردد. و خداوند خلق را به خاطر این دو امر معرفت و عبادت خدا آفریده و این همان هدفی است که خداوند تحقق آن را از بندگانش خواسته است.
این دو چیز انسان را به خوبی و موفقیت و صلاح و سعادت دنیوی و اخروی میرساند. و اینها بهترین بخششهای خداوند بزرگوار به بندگانش میباشد. و هرکس این دو چیز را از دست بدهد هر خیری را از دست داده و هر شری او را فرا گرفته است. پس، از خداوند متعال میخواهیم که دلهای ما را سرشار از محبت و معرفت خویش نماید و حرکتهای باطنی و ظاهری ما را خالص برای خود و تابع فرمان خویش بگرداند که هیچ خواستهای بر او بزرگ جلوه نمیکند و دادن هیچ چیزی برایش ناممکن نیست. پس فرموده خداوند که میفرماید: ﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلَّيۡلَ لِتَسۡكُنُواْ فِيهِ﴾یعنی خداوند به خاطر شما شب را تاریک قرار داده تا در آن بیارامید و از حرکت باز ایستید، حرکاتی که اگر ادامه داشته باشد به شما زیان میرساند، بنابراین، با آمدن شب به رختخوابهایشان میروید و خداوند خواب را بر شما میافکند که به وسیله آن قلب و بدن استراحت میکنند. خواب از نیازهای ضروری انسان است و بدون آن نمیتوان به زندگی ادامه داد. نیز در شب هر دوستی در کنار دوستش آرام میگیرد و فکر و حواس جمع میشود و مشغولیتها فروکش میکند. ﴿وَٱلنَّهَارَ مُبۡصِرًا﴾و خداوند روز را به وسیله خورشید که همواره در آسمان نورافشانی میکند روشن گردانده است.
پس در روز از رختخوابهایتان بلند میشوید و به کارهای دینی و دنیوی خود مشغول میشوید. یکی به ذکر و تلاوت و دیگری به نماز میپردازد و آن یکی به دنبال دانش و درس میرود و یکی به خرید و فروش میپردازد. یکی به بنّایی و یکی به آهنگری و دیگر صنعتها مشغول میگردد. یکی به سفر در دریا و یا خشکی میپردازد و دیگری به کشاورزی میپردازد و یا به حیواناتش رسیدگی مینماید. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَذُو فَضۡلٍ عَلَى ٱلنَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَشۡكُرُونَ﴾بیگمان خداوند نسبت به مردم فضل و لطف دارد ولی بیشتر مردمان نمیدانند. یعنی خداوند دارای فضل و لطف بزرگی بر مردم است که این نعمتها را به آنان بخشیده و رنجها را از آنان دور نموده است و این ایجاب مینماید تا شکر او را کاملا به جای آورند و ذکر او را انجام دهند.
﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَشۡكُرُونَ﴾ولی بیشتر مردم به علّت ظلم و جهالت و نادانیشان سپاس نمیگزارند. ﴿وَقَلِيلٞ مِّنۡ عِبَادِيَ ٱلشَّكُورُ﴾[سبأ: ۱۳]. «و بندگان شگرگزارم اندک هستند»، آنهایی که به نعمتهای پروردگارشان اقرار میکنند و در برابر نعمتهای پروردگارشان اقرار میکنند و در برابر خداوند فروتنی مینمایند و او را دوست میدارند و از نعمتهای خداوند در راستای اطاعت و خشنودی پروردگارشان استفاده مینمایند. ﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡ﴾خدایی که آن کارها را کرده پروردگار شما و آفریدگار همه هستی است. یعنی در الوّهیت و ربوبّیت یگانه است، زیرا این نعمتها را او به تنهایی بخشیده و این ناشی از ربوبیت اوست. و الوهیت او ایجاب میکند تا شکرش گزارده شود. ﴿خَٰلِقُ كُلِّ شَيۡءٖ﴾آفریننده همه چیز است. این تاکید ربوبّیت اوست. ﴿لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ﴾و این که هیچ معبود به حقی جز او نیست، تاکید بر این است که تنها خداوند سزاوار عبادت است، و شریکی ندارد. سپس با صراحت به عبادت خود فرمان داد و فرمود: ﴿فَأَنَّىٰ تُؤۡفَكُونَ﴾چگونه از عبادت او که شریکی ندارد برگردانده میشوید بعد از آن که دلیل و راه را برایتان روشن کرده است؟! ﴿كَذَٰلِكَ يُؤۡفَكُ ٱلَّذِينَ كَانُواْ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجۡحَدُونَ٦٣﴾همانگونه که شما ای مشرکان از توحید و یکتاپرستی باز داشته شدید، به همان انکار نمودند، از آن بازداشته شدند. یعنی به سزای این که آیات خدا را انکار میکردند و بر پیامبرانشان تجاوز مینمودند از توحید و اخلاص و یگانهپرستی برگردانده شدند. همانگونه که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ نَّظَرَ بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٍ هَلۡ يَرَىٰكُم مِّنۡ أَحَدٖ ثُمَّ ٱنصَرَفُواْۚ صَرَفَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُم بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَفۡقَهُونَ١٢٧﴾[التوبة: ۱۲۷]. «و هرگاه سورهای نازل شود به همدیگر نگاه میکنند و میگویند:آیا کسی شما را میبیند؟. آن گاه بر میگردند، خداوند دلهایشان را از حق برگردانده است چون آنها قومی هستند که نمیفهمند».
﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ قَرَارٗا﴾خداوند آن ذاتی است که زمین را جایگاه شما قرار داد و آن را ساکن و مهّیا گرداند به گونهای که همه مصالح و منافعتان را تامین میکند. میتوانید آن را بکاوید و شخم بزنید و در آن نهال ودرخت بکارید و بر روی آن خانه بسازید و در آن سفر کنید و اقامت ورزید. ﴿وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءٗ﴾و آسمان را سقفی برای زمین که شما در آن هستید قرار داد. و خداوند در آسمان روشناییها و علامتهایی ستارگان را قرار داده که در تاریکیهای خشکی و دریا به وسیله آن راهیاب میشود. ﴿وَصَوَّرَكُمۡ فَأَحۡسَنَ صُوَرَكُمۡ﴾و شما را شکل بخشید، و شکلهایتان را زیبا بیافرید در میان حیوانات هیچ موجود زندهای شکل و صورت بهتری از انسان ندارد. همانطورکه خداوند متعال فرموده است: ﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ٤﴾[التین: ۴]. «همانا ما انسان را در بهترین شکل آفریدیم». اگر میخواهی زیبایی انسان و کمال حکمت خداوند را در آن ببینی به هر عضوی از اعضای آن بنگر. آیا به نظر میآید که اگر این عضو در جای عضو دیگر بود بهتر میشد؟ و به گرایشهای قلبی انسانها به یکدیگر بنگر آیا این امر را در غیر انسانها مشاهده میکنی؟ و به عقل و ایمان و محبت و معرفت آدمی بنگر که خداوند به او اختصاص داده و از بهتری اخلاقها هستند و با زیباترین صورتها مناسب و سازگاری دارند. ﴿وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ﴾و از پاکیزهها به شما روزی داد. این شامل هرچیز پاکیزهای میباشد از قبیل خوردنی و نوشیدنی و همسر و لباس، و دیدنیها و شنیدنیها و دیگر چیزهای پاکیزهای که خداوند برای بندگانش میسر و فراهم نموده و اسباب آن را در دسترس آنها قرار داده است. و آنها را از پلیدیهایی که به بدن و دل و دینشان زیان میرساند منع کرده است. ﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمۡۖ فَتَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾آن خدایی که به تدبیر امورتان پرداخته و این نعمتها را به شما بخشیده الله پروردگار شما است. پس بالا و والا است و خیر و احسان او فراوان است. و بس خجسته است خداوند متعال که همه جهانیان را با نعمتهایش پرورش داده است.
﴿هُوَ ٱلۡحَيُّ﴾اوست زنده که دارای حیات کامل میباشد و حیات او مستلزم صفاتی ذاتی است که حیات او جز با آن کامل نمیگردد مانند شنیدن و دیدن و توانایی و علم و کلام و دیگر صفتهای کمالش که مستلزم حیات اویند. ﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ﴾هیچ معبود به حقی جز او نیست. ﴿فَٱدۡعُوهُ﴾او را بخوانید، و این شامل دعای خواستن و دعای عبادت میباشد. ﴿مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾در عبادت و دعایتان قصد و هدفتان فقط خداوند متعال باشد. و اخلاص چیز است که بدان فرمان داده شده است همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ﴾[البینة: ۵]. «و به ایشان دستور داده نشده است جز این که مخلصانه و حقگرایانه خدای را بپرستند». ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾همه ستایشها و تعریفهایی که با زبان انجام میشوند مانند ذکر و آنچه به صورت عملی انجام میگیرد از قبیل عبادت و پرستش مردم برای خدایشان، همه اینها سزاوار خداوند یگانه است که شریکی ندارد. چون او در صفتها یگانه است که شریکی ندارد. چون او در صفتها و افعال و همه نعمتهایش کامل است.
آیهی ۶۸-۶۶:
﴿قُلۡ إِنِّي نُهِيتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ لَمَّا جَآءَنِيَ ٱلۡبَيِّنَٰتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرۡتُ أَنۡ أُسۡلِمَ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٦٦﴾[غافر: ۶۶]. «بگو: من منع شدهام از اینکه کسانی را بپرستم که شما آنها را به فریاد میخوانید، از زمانیکه آیات روشن و دلایل اشکاری از جانب پروردگار برایم آمده است، و به من فرمان داده شده است که تسلیم پروردگار جهانیان گردم».
﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ ثُمَّ مِنۡ عَلَقَةٖ ثُمَّ يُخۡرِجُكُمۡ طِفۡلٗا ثُمَّ لِتَبۡلُغُوٓاْ أَشُدَّكُمۡ ثُمَّ لِتَكُونُواْ شُيُوخٗاۚ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ مِن قَبۡلُۖ وَلِتَبۡلُغُوٓاْ أَجَلٗا مُّسَمّٗى وَلَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ٦٧﴾[غافر: ۶۷]. «خدا ذاتی است که شما را از خاک سپس از نطفه آنگاه از خون بسته آفرید و آنگاه شما را به شکل نوزادی (از شکم مادرانتان) بیرون آورد. باز (به شما زندگی میبخشد) تا به کمال قوت خود پرسید آنگاه پیر میشوید و برخی از شما پیش از آن مرحله میمیرند و (مهلت میدهد) تا به مدتی معین برسید و باشد که خرد ورزید».
﴿هُوَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُۖ فَإِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ٦٨﴾[غافر: ۶۸]. «او خدایی است که زندگی میبخشد و میمیراندو هنگامیکه خواست کاری انجام پذیرد تنها به او میگوید: باش، پس میشود».
وقتی که فرمان داد عبادت خالصانه برای خدای یگانه انجام شود، و ادلّه آن را بیان کرد، به صورت صریح از پرستش غیر خداوند نهی نمود. پس فرمود: ﴿قُلۡ إِنِّي نُهِيتُ أَنۡ أَعۡبُدَ ٱلَّذِينَ تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾ای پیامبر! بگو: من از این که معبودهایی را به جز خدا بپرستم که شما آنها را به فریاد میخوانید از قبیل بتها و هر آنچه که به جای خداوند مورد پرستش قرار میگیرد نهی شدهام. و من در کار خودم شک ندارم بلکه بر یقین و بصیرت هستم. بنابراین فرمود: ﴿لَمَّا جَآءَنِيَ ٱلۡبَيِّنَٰتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرۡتُ أَنۡ أُسۡلِمَ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾زیرا دلایل آشکاری از جانب پروردگارم بهسوی من آمده و فرمان یافتهام که با قلب و زبان و اعضای بدنم فرمانبردار و تسلیم پروردگار باشم، به صورتی که قلب و زبان و اعضا و جوارح من مطیع و فرمانبردار او باشد. و این بهطور مطلق بزرگترین چیزی است که به آن دستور داده شده است، همانطور که نهی از عبادت غیر خدا بزرگ ترین چیزی است که از آن نهی شده است. سپس با بیان اینکه خداوند خود خالق و تکاملگر آفرینش شماست، بر توحید و یکتاپرستی تاکید نمود. پس همانطور که او به تنهایی شما را آفریده است شما هم باید فقط او را بپرستید. بنابراین فرمود: ﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٖ ثُمَّ مِن نُّطۡفَةٖ﴾او خدایی است که شما را از خاک آفرید که پدرتان آدم÷را از خاک آفریده است سپس شما را از نطفه آفرید و این ابتدای آفرینش سایر انسانها است که از شکم مادرشان شروع میشود و سپس با بیان ابتدای آفرینش به بقیه مراحل آفرینش از قبیل خون بسته، تکّه گوشت، پدید آمدن استخوانها و دمیده شدن روح اشاره کرد. ﴿ثُمَّ يُخۡرِجُكُمۡ طِفۡلٗا﴾اینگونه مراحل آفرینش الهی را میگذرانید تا این که شما را به صورت نوزادی از شکم مادرانتان بیرون میآورد. ﴿ثُمَّ لِتَبۡلُغُوٓاْ أَشُدَّكُمۡ﴾سپس شما را زنده نگه میدارد تا به کمال قوّت خود میرسید. یعنی به قوّت عقل و توانایی جسم و همه نیروهای ظاهری و باطنی میرسید. ﴿ثُمَّ لِتَكُونُواْ شُيُوخٗاۚ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّىٰ مِن قَبۡلُ﴾سپس شما را زنده نگه میدارد تا بپر و فرتوت شوید، و برخی از شما قبل از اینکه به مرحله فرتوتی برسند میمیرند. ﴿وَلِتَبۡلُغُوٓاْ أَجَلٗا مُّسَمّٗى﴾و تا با این مراحل مقدر شده به مدّت معینی برسید که در آن عمرهایتان به پایان میرسد، ﴿وَلَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ﴾و امید است شما حالات خود را بفهمید و در آن بیاندیشید، آنگاه خواهید دانست خدایی که شما را به این مراحل در میآورد دارای قدرت کامل است و او خدایی است که عبادت فقط برای او شایسته است و شما از هر جهت ناقص میباشید.
﴿هُوَ ٱلَّذِي يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾فقط او به تنهایی زنده میکند و میمیراند، پس هیچ کس با سبب یا بدون سبب جز با اجازهی او نمیمیرد. [فاطر: ۱۱]. ﴿وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٖ وَلَا يُنقَصُ مِنۡ عُمُرِهِۦٓ إِلَّا فِي كِتَٰبٍۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ﴾[فاطر: ۱۱]. «و هیچ عمر داده شوندهای عمر داده نمیشود و از عمرش کاسته نمیگردد مگر اینکه اینها در کتابی ثبت و ضبط است، بیگمان این برای خداوند آسان است». ﴿فَإِذَا قَضَىٰٓ أَمۡرٗا﴾هرگاه بخواهد کار بزرگ یا کوچکی انجام پذیرد، ﴿فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾تنها به آن میگوید: باش، پس میشود. سخن او رد نمیگردد و کسی نمیتواند از آن جلوگیری کند، و نیازی به تکرار فرمان ندارد.
آیهی ۷۶-۶۹:
﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ أَنَّىٰ يُصۡرَفُونَ٦٩﴾[غافر: ۶۹]. «مگر نمیبینی کسانیکه دربارۀ آیات خدا به کشمکش و ستیز میپردازند چگونه بازگردانده میشوند»؟!.
﴿ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بِٱلۡكِتَٰبِ وَبِمَآ أَرۡسَلۡنَا بِهِۦ رُسُلَنَاۖ فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ٧٠﴾[غافر: ۷۰]. «آنانکه کتاب (آسمانی) و چیزهایی که به همراه پیغمبران فرو فرستادهایم را دروغ انگاشتند، پس (حقیقت را) خواهد دانست».
﴿إِذِ ٱلۡأَغۡلَٰلُ فِيٓ أَعۡنَٰقِهِمۡ وَٱلسَّلَٰسِلُ يُسۡحَبُونَ٧١﴾[غافر: ۷۱]. «آنگاه که طوقها و زنجیرهها در گردنشان خواهد بود (و در آتش) کشیده میشوند».
﴿فِي ٱلۡحَمِيمِ ثُمَّ فِي ٱلنَّارِ يُسۡجَرُونَ٧٢﴾[غافر: ۷۲]. «در آب بسیار داغ برافروخته و سپس در آتش تافته میشوند».
﴿ثُمَّ قِيلَ لَهُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ تُشۡرِكُونَ٧٣﴾[غافر: ۷۳]. «آنگاه به ایشان گفته میشود: آن چیزهایی را که انباز خدا میکردید کجایند»؟.
﴿مِن دُونِ ٱللَّهِۖ قَالُواْ ضَلُّواْ عَنَّا بَل لَّمۡ نَكُن نَّدۡعُواْ مِن قَبۡلُ شَيۡٔٗاۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ ٱلۡكَٰفِرِينَ٧٤﴾[غافر: ۷۴]. «(همان انبازهایی که) غیر از خدا میپرستید؟ میگویند: از ما ناپدید شدهاند، بلکه هرگز پیش از این چیزی (را به نیایش) نمیخواندیم، خداوند اینگونه کافران را سرگشته میسازد».
﴿ذَٰلِكُم بِمَا كُنتُمۡ تَفۡرَحُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَبِمَا كُنتُمۡ تَمۡرَحُونَ٧٥﴾[غافر: ۷۵]. «این به سبب آن است که بناحق در زمین شادی میکردید و به سبب آن است که به خود مینازیدید».
﴿ٱدۡخُلُوٓاْ أَبۡوَٰبَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَاۖ فَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ٧٦﴾[غافر: ۷۶]. «از درهای دوزخ درحالیکه در آنجا جاویدان خواهید بود داخل شوید جایگاه متکبّران چه بد جایگاهی است»..
﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِيٓ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ أَنَّىٰ يُصۡرَفُونَ٦٩﴾آیا ننگریستهای به کسانی که در آیات روشن الهی مجادله میکنند؟ یعنی از حالت زشت آنها باید تعّجب کرد که آنها چگونه از آیات روشن الهی رویگردان میشوند؟ و بعد از این بیان کامل چه چیزی روی میآورند؟ آیا دیگر آیات روشنی مییابند که مخالف با آیات خدا باشد؟ نه سوگند به خدا چنین نیست! یا شبهاتی مییابند که با هوی و امیال آنها مطابقت دارد و به وسیله آن بر باطل خود ماندگار میشوند؟ پس بد چیزی است آنچه که آنها به جای آیات الهی گرفتهاند و بد عملی است کردار آنان، که کتابهای خدا را تکذیب کردند و از پیامبران که بهترین و راستگوترین و عاقلترین مردم هستند رویگردان شدند. اینها سزایی جز آتش داغ جهنّم ندارند بنابراین، خداوند آنها را تهدید نمود که به این عذاب گرفتار خواهند شد. پس فرمود: ﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ٧٠ إِذِ ٱلۡأَغۡلَٰلُ فِيٓ أَعۡنَٰقِهِمۡ وَٱلسَّلَٰسِلُ يُسۡحَبُونَ٧١ فِي ٱلۡحَمِيمِ ثُمَّ فِي ٱلنَّارِ يُسۡجَرُونَ٧٢﴾«پس حقیقت را خواهند دانست وقتی که طوقها و زنجیرها در گردنشان خواهد بود و نمیتوانند هیچ حرکتی بکنند و آنها و شیاطینشان بدان بسته میشوند و در آب بسیار داغ کشیده میشوند سپس بر آتش تافته میگردند و شعلههای سوزان آتش بر آنها افروخته میشود»، سپس به خاطر ترک و دروغشان توبیخ میشوند.
﴿ثُمَّ قِيلَ لَهُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ تُشۡرِكُونَ٧٣ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾سپس به آنان گفته میشود انبازهایی که به جای خدا پرستش مینمودید کجا هستند؟ آیا به شما فایدهای رساندند یا پارهای از عذاب را از شما دور ساختند؟ ﴿قَالُواْ ضَلُّواْ عَنَّا﴾میگویند: آنها از دید ما ناپدید و پنهان شدند و حاضر نشدند و اگر حاضر میشدند فایدهای نمیبخشیدند. پس آنها انکار میکنند و میگویند: ﴿بَل لَّمۡ نَكُن نَّدۡعُواْ مِن قَبۡلُ شَيۡٔٗا﴾بلکه هرگز پیش از این ما چیزی را به نیاش نمیخواندیم. احتمال دارد که منظورشان انکار باشد، و گمان میبرند که این کار به آنها فایده میرساند. و احتمال دارد که منظورشان اعتراف به باطل بودن الوهیت چیزهایی باشد که عبادت میکردهاند، و اقرار میکنند که خداوند در حقیقت شریکی ندارد، بلکه اینها با پرستش چیزهایی که خدا نبودهاند گمراه و خطاکار گشتهاند. و این احتمال صحیحتر به نظر میآید.
﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ ٱلۡكَٰفِرِينَ﴾نیز بر همین دلالت مینماید. یعنی ضلالتی که آنها در دنیا بر آن بودند ضلالتی است که برای هرکس آشکار میباشد. حتی آنها خودشان در روز قیامت به باطل بودن آن اقرار و اعتراف مینمایند. و معنی گفته خداوند که فرموده است: ﴿وَمَا يَتَّبِعُ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ شُرَكَآءَۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ﴾[یونس: ۶۶]. «و کسانیکه به جز خدا شریکانی میخوانند جز از گمان پیروی نمیکنند». برایشان روشن میگردد. و فرموده الهی نیز بر همین مفهوم دلالت مینماید که فرموده است: ﴿وَيَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَكۡفُرُونَ بِشِرۡكِكُمۡ﴾[فاطر: ۱۴]. «و در روز قیامت به شرکتان کفر میورزند و آن را انکار میکنند». ﴿وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّن يَدۡعُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَن لَّا يَسۡتَجِيبُ لَهُۥٓ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾[الأحقاف: ۵]. «و چه کسی گمراهتر از کسی است که به جای خدا کسانی را به فریاد میخواند که در روز قیامت او را اجابت نمیکنند»؟!
و به دوزخیان گفته میشود: ﴿ذَٰلِكُم بِمَا كُنتُمۡ تَفۡرَحُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَبِمَا كُنتُمۡ تَمۡرَحُونَ٧٥﴾عذاب گوناگونی که بدان گرفتار شدهاید بدان جهت است که در زمین به سبب باطلی که بر آن بودید و با دانشی که به وسیله آن با دانش پیامبران مخالفت ورزیدید شادی میکردید، و از روی تجاوز و دشمنی و ستم و گناه بر بندگان خدا تکبر نموده و به خود مینازیدید.
همان طور که خداوند در آخر این سوره میفرماید: [غافر: ۸۳]. ﴿فَلَمَّا جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَرِحُواْ بِمَا عِندَهُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ﴾[غافر: ۸۳]. «وقتیکه پیامبرانشان با دلایل آشکار نزد آنها آمدند با دانشی که داشتند شادمانی کردند». و همانطور که قوم قارون به او گفتند: ﴿لَا تَفۡرَحۡۖ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡفَرِحِينَ﴾[القصص: ۷۶]. «شادمان مباش که خداوند شادی کنندگان را دوست ندارد». این شادمانی مذموم است چرا که موجب عذاب و کیفر میشود. به خلاف شادی نیکو که خداوند در مورد آن فرموده است: ﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ وَبِرَحۡمَتِهِۦ فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواْ﴾[یونس: ۵۸]. «بگو: به فضل و لطف خدا باید خوشحال شوند. و آن شاد شدن به خاطر داشتن علم مفید و عمل صالح است».
﴿ٱدۡخُلُوٓاْ أَبۡوَٰبَ جَهَنَّمَ﴾هریک از شما به طبقهای از طبقات جهنّم که مناس با عملتان میباشد وارد شوید، ﴿خَٰلِدِينَ فِيهَا﴾و جاودانه در آن بمانید. هرگز آنها از آن بیرون نمیشوند، ﴿فَبِئۡسَ مَثۡوَى ٱلۡمُتَكَبِّرِينَ﴾جایگاه متکّبران چه بد جایگاهی است! جایگاهی که در آن خوار و ذلیل میشوند و زندانی میگردند و عذاب داده میشوند و در میان گرما و سوزش آن به سر میبرند.
آیهی ۷۷:
﴿فَٱصۡبِرۡ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞۚ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعۡضَ ٱلَّذِي نَعِدُهُمۡ أَوۡ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيۡنَا يُرۡجَعُونَ٧٧﴾[غافر: ۷۷]. «پس باش. بیگمان وعدۀ خداوند حق است، پس اگر پارهای از عذابی که به آنها وعده میدهیم که گرفتار آن شوند، به تو نشان دهیم، (اینگونه خواهد بود)، یا اگر قبل از اینکه آنرا مشاهد کنید تو را بمیرانیم، آنان بهسوی ما بازگردانده میشوند».
﴿فَٱصۡبِرۡ﴾ای پیامبر! بر دعوت کردن قوم خود و آزاری که از جانب آنها به تو میرسد شکیبا باش. و از ایمان خود بر شکیبایی ات کمک بخواه. ﴿إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ﴾بیگمان وعده خداوند حق است و به زودی دینش را یاری خواهد کرد و آن را بالا میبرد و پیامبرانش را در دنیا و آخرت یاری میدهد. نیز از این که عذاب بر دشمنان تو در دنیا و آخرت واقع خواهد شد کمک بگیر، بنابراین فرمود: ﴿فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعۡضَ ٱلَّذِي نَعِدُهُمۡ﴾پس اگر پارهای از آنچه به آنها وعده میدهیم به تو نشان دهیم، اینگونه خواهد بود، ﴿أَوۡ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيۡنَا يُرۡجَعُونَ﴾یا اگر قبل از اینکه آن را مشاهده کنید تو را بمیرانیم. آنان به سوی ما بازگردانده میشوند و آنها را طبق اعمالشان مجازات خواهیم کرد. ﴿وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱللَّهَ غَٰفِلًا عَمَّا يَعۡمَلُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾[إبراهیم: ۴۲]. «پس گمان مبر که خداوند از آنچه ستمگران میکنند غافل است».
آیهی ۷۸:
﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلٗا مِّن قَبۡلِكَ مِنۡهُم مَّن قَصَصۡنَا عَلَيۡكَ وَمِنۡهُم مَّن لَّمۡ نَقۡصُصۡ عَلَيۡكَۗ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأۡتِيَ بَِٔايَةٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ فَإِذَا جَآءَ أَمۡرُ ٱللَّهِ قُضِيَ بِٱلۡحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ ٱلۡمُبۡطِلُونَ٧٨﴾[غافر: ۷۸]. «و بیگمان پیش از تو پیغمبرانی را فرستادهایم. سرگذشت بعضی را برای تو بازگو کرده و سرگذشت برخی را بازگو نکردهایم. و هیچ پیامبری را نسزد که معجزهای درمیان آورد مگر به فرمان خدا، پس چون فرمان خدا آید به حق حکم میشود و باطلگرایان آنجا زیان ببینند».
سپس پیامبر را دلجویی داد و او را به وسیله سرگذشت برادران پیامبرش وادار به شکیبایی نمود و فرمود: ﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلٗا﴾تا ﴿ٱلۡمُبۡطِلُونَ﴾یعنی پیامبران زیادی را پیش از تو به سوی اقوامشان فرستادهایم که آنها را دعوت کردند و در مقابل اذّیت و آزارشان صبر کردند. ﴿مِنۡهُم مَّن قَصَصۡنَا عَلَيۡكَ وَمِنۡهُم مَّن لَّمۡ نَقۡصُصۡ عَلَيۡكَ﴾داستان بعضیها را برایت بازگو نمودهایم و داستان برخیها را برای تو بیان نکردهایم. و همه پیامبران تحت تدبیر الهی بوده و از خود اختیاری نداشتهاند، ﴿وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأۡتِيَ بَِٔايَةٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾و هیچ پیامبری از آن پیامبران حق نداشته است که معجزه و نشانه شنیدنی یا عقلی ارائه دهد مگر به فرمان و خواست خداوند پس این پیشنهادِ پیشنهاد کنندگان به پیامبران مبنی بر اینکه فلان نشانه و معجزه را ارائه دهند این ناشی از تکذیب و ستم و عناد پیشنهاد کنندگان است، بعد از اینکه خداوند پیامبران را به وسیله نشانههایی دالّ بر راستگوییشان و صحت آنچه که آوردهاند تاکید نمود. ﴿فَإِذَا جَآءَ أَمۡرُ ٱللَّهِ﴾پس هرگاه فرمان خدا برای قضاوت و فیصله دادن میان پیامبران و دشمنانشان سر رسد، ﴿قُضِيَ بِٱلۡحَقِّ﴾میان آنها به حق داوری میشود و به نجات پیامبران و پیروانشان و هلاک شدن تکذیب کنندگان حکم میگردد، حکمی که به جا و درست است. ﴿وَخَسِرَ هُنَالِكَ ٱلۡمُبۡطِلُونَ﴾و به هنگام قضاوت مذکور باطلگرایان زیان میبینند، کسانی که باطلگرایی تبدیل به صفت آنها شده و علم و عمل و هدفی که دارند باطل گشته است. پس این مخاطبان بپرهیزند از این که باطل خود را ادامه دهند که آنگاه همانند ایشان زیانمند میگردند. هیچ خیری در اینها نیست و نه در کتابهای آسمانی نجات ایشان ثبت گردیده است.
آیهی ۸۱-۷۹:
﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَنۡعَٰمَ لِتَرۡكَبُواْ مِنۡهَا وَمِنۡهَا تَأۡكُلُونَ٧٩﴾[غافر: ۷۹]. «خداوند ذاتی است که چهارپایان را برای شما آفریده است تا بر (برخی) از آنها سوار شوید و (برخی) از آنها را میخورید».
﴿وَلَكُمۡ فِيهَا مَنَٰفِعُ وَلِتَبۡلُغُواْ عَلَيۡهَا حَاجَةٗ فِي صُدُورِكُمۡ وَعَلَيۡهَا وَعَلَى ٱلۡفُلۡكِ تُحۡمَلُونَ٨٠﴾[غافر: ۸۰]. «و شما در آنها منافعی دارید و تا با سوار شدن) بر آنها به هدفی که در دل دارید برسید، و بر چهارپایان و وری کشتیها حمل میشوید».
﴿وَيُرِيكُمۡ ءَايَٰتِهِۦ فَأَيَّ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ تُنكِرُونَ٨١﴾[غافر: ۸۱]. «و (خداوند) نشانههای خود را به شما نشان میدهد، پس کدام یک از نشانههای خدا را انکار میکنید»؟!
خداوند بر بندگانش منّت مینهد که برای آنها چهارپایانی سودمند و مفید آفریده است. از جمله فواید آنها یکی سوار شدن و حمل بار با آنهاست، و این که از گوشت آنها استفاده شده و شیرشان نوشیده میشود. و از فوایدشان گرمازایی و تهیه وسایلی از مواد پشمهایشان میباشد، و فواید دیگری هم دارند. ﴿وَلَكُمۡ فِيهَا مَنَٰفِعُ وَلِتَبۡلُغُواْ عَلَيۡهَا حَاجَةٗ فِي صُدُورِكُمۡ﴾و تا با سوار شدن بر آنها به مقاصدی که در دل دارید برسید. از قبیل رسیدن به مناطق دور دست و به دست آورن سرور و شادی با رسیدن به آنجا. ﴿وَعَلَيۡهَا وَعَلَى ٱلۡفُلۡكِ تُحۡمَلُونَ﴾و شما بر مرکبهای خشکی و دریایی حمل میشوید. خداوندی که این چهارپایان و کشتیها را برایتان مسخّر نمود، شما را بر آن حمل مینماید و اسبابی را فراهم آورده است که متمّم کار این مرکبها است و آنها بدون این اسباب نمیتوانند کارشان را به انجام برسانند.
﴿وَيُرِيكُمۡ﴾و خداوند آیات و نشانههایش را که بر یگانگی و اسما و صفاتش دلالت میکنند به شما نشان میدهد. و این از بزرگ ترین نعمتهای خداست که آیات آفاقی و انفسی و نعمتهای آشکارش را به آنها نشان داده و برایشان برشمرده است تا آن را بشناسند و شکر آن را به جای آورند و خداوند را یاد نمایند. ﴿فَأَيَّ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ تُنكِرُونَ﴾پس کدام یک از آیات خدا را انکار میکنید و به آن اقرار نمینمائید؟! چرا که برایتان ثابت شده که همه نشانهها و نعمتها از جانب خداوند متعال هستند. پس نه تنها جایی برای انکار و روی گرداندن از آن باقی نمانده است، بلکه خردمندان باید تلاش خود را در راستای اطاعت از او، و بریدن از همه چیز و خدمت کردن به او مبذول دارند.
آیهی ۸۵-۸۲:
﴿أَفَلَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ كَانُوٓاْ أَكۡثَرَ مِنۡهُمۡ وَأَشَدَّ قُوَّةٗ وَءَاثَارٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ٨٢﴾[غافر: ۸۲]. «آیا در زمین به سیر و سیاحت نپرداختهاند تا بنگرند سرانجام پیشینیان چگونه بوده است؟ آنانکه از اینان نیرومندتر و دارای آثار بیشتری در زمین بودهاند پس آنچه میکردند (عذاب خدا) را از (سر) آنان دفع نکرد».
﴿فَلَمَّا جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَرِحُواْ بِمَا عِندَهُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٨٣﴾[غافر: ۸۳]. «پس چون پیامبرانشان با معجزهها بهسوی آنان آمدند به دانش و معلوماتی که خودشان داشتند خوشحال و شادمان شدند و آنچه که آنرا به ریشخند میگرفتند آنانرا فرو گرفت».
﴿فَلَمَّا رَأَوۡاْ بَأۡسَنَا قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَحۡدَهُۥ وَكَفَرۡنَا بِمَا كُنَّا بِهِۦ مُشۡرِكِينَ٨٤﴾[غافر: ۸۴]. «هنگامیکه کیفر ما را دیدند گفتند: تنها به خدا ایمان آوردهایم و آنچه را که شرک میآوردهایم منکر شدیم».
﴿فَلَمۡ يَكُ يَنفَعُهُمۡ إِيمَٰنُهُمۡ لَمَّا رَأَوۡاْ بَأۡسَنَاۖ سُنَّتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ فِي عِبَادِهِۦۖ وَخَسِرَ هُنَالِكَ ٱلۡكَٰفِرُونَ٨٥﴾[غافر: ۸۵]. «امّا ایمانشان هنگامیکه کیفر ما را دیدند به حالشان سودی نبخشید. این سنّت و شویهی همیشگی خدا در مورد بندگانش بوده است و کافران آنجا زیان میبینند».
خداوند متعال کسانی را که پیامبران را تکذیب میکنند تشویق مینماید تا با دل و جان در زمین به سیر و سیاحت بپردازند و از دانشمندان سوال کنند. ﴿فَيَنظُرُواْ﴾و با فکر اندیشه و استدلال بنگرند، نه این که از روی غفلت و بیتوجّهی از کنار حقایق رد شوند. ﴿كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾پس بنگرند که سرانجام امتّهای گذشته همچون عاد و ثمود و غیره که قبل از ایشان بودهاند چگونه بوده است، کسانی که ﴿كَانُوٓاْ أَكۡثَرَ مِنۡهُمۡ وَأَشَدَّ قُوَّةٗ وَءَاثَارٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾از اینها نیرومندتر و دارای اموال و آثار بیشتری از قبیل ساختمانها و دژهای محکم و در شکوفا و کشتزارهای فراوان در زمین بودند. ﴿فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ﴾ولی چیزهایی که به دست آورده بودند ایشان را از عذاب خدا وقتی که فرمان الهی آنها را فرا گرفت نجات نداد. پس تواناییشان چیزی از عذاب را از آنها دور نکرد و نتوانستند مالهایشان را به عنوان بلاگردان خود بدهند و از عذاب نجات یابند، و نتوانستند در قلعههای خود پناه بگیرند.
سپس جنایت و جرم بزرگ آنها را بیان کرد و فرمود: ﴿فَلَمَّا جَآءَتۡهُمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾وقتی پیامبرانشان با دلایل آشکار از قبیل کتابهای الهی و معجزات خارق العاده و علم مفید و روشنگر و هدایت دهنده از گمراهی و رهنمود کننده به سوی حق به نزد آنها آمدند، ﴿فَرِحُواْ بِمَا عِندَهُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ﴾با دانشی که داشتند و مخالف دین پیامبران بود خوشحال شدند. و معلوم است که شاد شدن آنها بر شدت خشنودی از آن و تمسّک آنها به آن دانش، و دشمنی ورزیدنشان با حقّی که پیامبران آورده بودند دلالت مینماید. نیز نشانگر آن است که آنها باطل خود را حق قرار داده بودند. و این عام است و شامل همه علومی میباشد که به وسیله آن با آنچه پیامبران آوردهاند مخالفت ورزیده شود. و آنچه که سزاوار است بیش از دیگر علوم جزو این دانشها شمرده شود فلسفه و منطق یونانی است که به وسیله آن به مقابله با بسیاری از آیات قرآنی پرداخته شده و از جایگاه آن در دلها کاشته شده است. و دلایل یقینی و قاطع قرآن به صورت دلایلی لفظی که مفید یقین نیست و عقل بیخردان و اهل باطل بر آن مقدّم داشته شده نشان داده شده است. این بزرگترین الحاد در آیات خدا و مخالفت با آن است. ﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾و عذابی که آنها آن را به باد تمسخر میگرفتند آنان را فرو گرفت.
﴿فَلَمَّا رَأَوۡاْ بَأۡسَنَا قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَحۡدَهُۥ وَكَفَرۡنَا بِمَا كُنَّا بِهِۦ مُشۡرِكِينَ٨٤﴾پس وقتیکه عذاب ما را دیدند (اعتراف کردند، اما اقرارشان به آنها سودی نرساند و) گفتند: به خدای یگانه ایمان آوردهایم و به بتها و انبازهایی که به سبب آن مشرک به شمار میآمده ایم کفر ورزیدهایم (و از هر علم و عملی که با پیامبران مخالف است بیزاری میجوییم).
﴿فَلَمۡ يَكُ يَنفَعُهُمۡ إِيمَٰنُهُمۡ لَمَّا رَأَوۡاْ بَأۡسَنَا﴾اما ایمانشان به هنگام مشاهده عذاب سخت ما بدیشان سودی نرساند. ﴿سُنَّتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ فِي عِبَادِهِ﴾این شیوه الهی است که درباره بندگانش جاری است مبنی بر این که وقتی عذاب و کیفر خدا بر تکذیب کنندگان فرود آید و آنان در این هنگام ایما بیاورند ایمانشان اعتباری ندارد و آنها را از عذاب نجات نمیدهد. چون ایمانشان ایمان اضطراری است و مجبور شدهاند، و ایمانی است که بر اثر مشاهده انجام گرفته است، و تنها ایمانی صاحب خود را نجات میدهد که ایمان اختیاری به غیب و قبل از مشاهده قرائت عذاب باشد. ﴿وَخَسِرَ هُنَالِكَ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾و به هنگام نابود شدن و چشاندن عذاب، کافران هنگام نابود شدن و چشاندن عذاب، کافران در دنیا و آخرتشان زیانبار میگردند، و زیانمند شدن تنها در این دنیا کافی نیست بلکه باید به عذاب سخت و ابدی گرفتار آیند.
پایان تفسیر سورهی غافر
مکی و ۵۴ آیه است.
آیهی ۸-۱:
﴿حمٓ١﴾[فصلت: ۱]. «حا. میم».
﴿تَنزِيلٞ مِّنَ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ٢﴾[فصلت: ۲]. «(این کتابی است که) از طرف خداوند بخشایندۀ مهربان نازل شده است».
﴿كِتَٰبٞ فُصِّلَتۡ ءَايَٰتُهُۥ قُرۡءَانًا عَرَبِيّٗا لِّقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ٣﴾[فصلت: ۳]. «(این) کتاب در قالب قرآن عربی، برای گروهی که میدانند آیاتش روشن و تبیین شده است».
﴿بَشِيرٗا وَنَذِيرٗا فَأَعۡرَضَ أَكۡثَرُهُمۡ فَهُمۡ لَا يَسۡمَعُونَ٤﴾[فصلت: ۴]. «درحالیکه مژدهآور و بیمدهنده است، ولی بیشترشان رویگردانند و آنان نمیشنوند».
﴿وَقَالُواْ قُلُوبُنَا فِيٓ أَكِنَّةٖ مِّمَّا تَدۡعُونَآ إِلَيۡهِ وَفِيٓ ءَاذَانِنَا وَقۡرٞ وَمِنۢ بَيۡنِنَا وَبَيۡنِكَ حِجَابٞ فَٱعۡمَلۡ إِنَّنَا عَٰمِلُونَ٥﴾[فصلت: ۵]. «و گفتند: دلهایمان از آنچه ما را بهسوی آن فرا میخوانی در پردههایی استت، و در گوشهایمان سنگینی است، و میان ما و تو حجابی است پس تو عمل کن (و) بیگمان ما هم عمل میکنیم».
﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يُوحَىٰٓ إِلَيَّ أَنَّمَآ إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ فَٱسۡتَقِيمُوٓاْ إِلَيۡهِ وَٱسۡتَغۡفِرُوهُۗ وَوَيۡلٞ لِّلۡمُشۡرِكِينَ٦﴾[فصلت: ۶]. «بگو: جز این نیست که من انسانی همانند شما هستم، به من وحی میشود که خدایتان معبود یگانه است، پس راست بهسوی او رو کنید، و از او آمرزش بخواهید، و وای به حال مشرکان».
﴿ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُم بِٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ كَٰفِرُونَ٧﴾[فصلت: ۷]. «کسانیکه زکات نمیدهند، و آنان به آخرت باورد ندارند».
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ٨﴾[فصلت: ۸]. «بیگمان کسانیکه ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند اجر و پاداش ناگستنی دارند».
خداوند متعال به بندگانش خبر میدهد که این کتاب در بزرگ و قرآن زیبا ﴿تَنزِيلٞ مِّنَ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ٢﴾از سوی خداوند بخشاینده مهربان نازل شده، خداوندی که رحمت او همه چیز را در بر گرفته است که یکی از بزرگترین رحمتهای او فرو فرستادن این کتاب میباشد که به وسیله آنچنان علم و هدایت و نور و شفا و رحمت و خیر فراوانی حاصل شده است که بزرگترین نعمتهای او بر بندگان است، یگانه راه خوشبختی در هر دو جهان میباشد. سپس کتاب را ستود و بیان کرد که کاملا روشنگر است. پس فرمود: ﴿فُصِّلَتۡ ءَايَٰتُهُ﴾هر چیز را جداگانه تفصیل داده و تبیین نموده است و این مستلزم بیان و روشنگری کامل و جدا کردن هر چیز از دیگری و مشخّص کردن حقایق است. ﴿قُرۡءَانًا عَرَبِيّٗا﴾به زبان شیوای عربی که کامل ترینِ زبانها است آیات آن تفصیل و تبیین شده است. ﴿لِّقَوۡمٖ يَعۡلَمُونَ﴾برای قومی که میدانند. یعنی تا معنیاش برایشان روشن گردد و همانطور که کلمات و الفاظ آن روشن است، هدایت را نیز برایشان از گمراهی مشخص گرداند. امّا جاهلانی که هدایت و رهنمود، چیزی جز گمراهی به آنها نمیافزاید و روشنگری جز کوری و نابینایی به آنان اضافه نمیکند، این قرآن برای آنها بیان نگردیده است. ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَآءٌ عَلَيۡهِمۡ ءَأَنذَرۡتَهُمۡ أَمۡ لَمۡ تُنذِرۡهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ٦﴾[البقرة: ۶]. «برایشان یکسان است چه آنها را هشدار دهی و چه آنان را هشدار ندهی ایمان نمیآورند».
﴿بَشِيرٗا وَنَذِيرٗا﴾قرآن انسان را به پاداش دنیا و آخرت مژده میدهد و او را از عذاب دنیا و آخرت میترساند و تفصیل هریک را بیان کرده است و اسباب و اوصافی را که موجب برخورداری انسان از مژده خدا و یا گرفتار شدن وی به عذاب او میشوند ذکر کرده است. بنابراین، کتابی را که دارای چنین صفاتی است باید پذیرفت و به آن یقین نمود و به آن ایمان آورد و بدان عمل کرد. ولی بیشتر مردم همانند مستکبران روی گردانند. ﴿فَهُمۡ لَا يَسۡمَعُونَ﴾پس آنها به قرآن گوش فرا نمیدهند، گوش فرا دادنِ قبول و استجابت، گرچه آن را با گوشها میشنوند، شنیدنی که به وسیلهی آن حجّت شرعی بر آنها اقامه میگردد. ﴿وَقَالُواْ قُلُوبُنَا فِيٓ أَكِنَّةٖ مِّمَّا تَدۡعُونَآ إِلَيۡهِ وَفِيٓ ءَاذَانِنَا وَقۡرٞ وَمِنۢ بَيۡنِنَا وَبَيۡنِكَ حِجَابٞ﴾و کسانیکه از قرآن روی گردانند و اظهار میدارند که از آن بهرهمند نمیشوند چرا که راههای رسیدن به آن را بستهاند، گفتند: در برابر چیزی که ما را به سوی آن فرا میخوانی دلهای ما در پوششهایی قرار گرفته و در گوشهایمان سنگینی است. یعنی در گوشهایمان کری هست، بنابراین، ما نمیشنویم و میان ما و تو حجابی است که تو را نمیبینیم.
یعنی اظهار کردند که از قرآن روی گردان میباشند و نفرت خود را از آن، و خرسندی خویش ر ا از آنچه که بر آن هستند اظهار داشتند. بنابراین گفتند: ﴿فَٱعۡمَلۡ إِنَّنَا عَٰمِلُونَ﴾همچنان که تو عمل کردنِ به دینت را دوست داری و آن را میپسندی ما هم کاملا عمل نمودن به دین خود را میپسندیم. این از بزرگترین رسواییهاست، چرا که آنها راضی شدند که به جای هدایت، در گمراهی مانند و به جای ایمان، کفر را برگزینند و آخرت را به دنیا فروختند.
﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يُوحَىٰٓ إِلَيَّ﴾ای پیامبر! به آنها بگو: من فقط انسانی مثل شما هستم. یعنی من همانند شما انسانی هستم و اختیاری ندارم و آنچه را که شما به شتاب میطلبید، نزد من نیست. و آنچه که خداوند به وسیله آن مرا بر شما فضیلت و برتری داده این است که به من وحی میشود و مرا فرمان داده تا از آن پیروی کنم و شما را به آن دعوت نمایم. ﴿فَٱسۡتَقِيمُوٓاْ إِلَيۡهِ﴾پس، با تصدیق نمودن خبری که خداوند داده است از راهی پیروی کنید که انسان را به خدا میرساند و از این حقیقت استقامت است، و همواره و همیشه چنین باشید. و فرمود: ﴿إِلَيۡهِ﴾بهسوی او رو کنید. در اینجا اخلاص را یادآوری نموده است، که عملکننده باید هدف و منظورش از انجام دادن هر عملی رسیدن به خدا و بهشت باشد پس با این چیز، عمل او خالص و صالح و مفید میشود. و اگر در عمل او این هدف وجود داشته باشد عملش باطل میگردد. و از آن جا که بندگان ِ حریص بر استقامت هم به علّت تقصیر در انجام آن چه بدان امر شده و یا مرتکب شدن آنچه از آن نهی شدهاند از آنان کوتاهی سر میزند، بنابراین، آنها را دستور داد تا آمرزشی همراه با توبه از خدا بخواهند. پس فرمود: ﴿وَٱسۡتَغۡفِرُوهُ﴾و از او آمرزش بخواهید. سپس کسانی را مورد تهدید قرار داد که استقامت نمیورزند و فرمود: ﴿وَوَيۡلٞ لِّلۡمُشۡرِكِينَ٦ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ﴾و وای به حال مشرکان، آن کسانی که زکات نمیدهند. یعنی کسانیکه جز او چیزهای دیگری را عبادت میکنند که مالک هیچ سود و زیان و مرگ و زندگی و رستاخیزی نیستند، و آنها خودشان را آلوده کردهاند، و با توحید و یگانهپرستی و اخلاص خویشتن را پاکیزه نکرده، و نماز نخوانده و زکات نپرداختهاند. پس آنها نه حق خداوند را با یکتاپرستی و توحید و خواندن نماز انجام دادهاند و نه زکات پرداختهاند تا از سوی آنها فایدهای به مردم برسد. ﴿وَهُم بِٱلۡأٓخِرَةِ هُمۡ كَٰفِرُونَ﴾و ایشان به آخرت باور ندارند. یعنی به زنده شدن و بهشت و جهنم ایمان نمیآورند. بنابراین وقتی ترس از دلهای ایشان دور گردید اقدام به انجام کارهایی کردند که در آخرت به آنها زیان میرساند.
وقتی از کافران سخن به میان آورد، مومنان و حالت آنان و اجرشان را بیان نمود و فرمود: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾بیگمان کسانی که به این کتاب و آنچه که این کتاب در بردارد و به باور داشتن ِ به آن فرا خوانده است ایمان آوردهاند، و ایمان خود را با انجام دادن کارهای شایسته تصدیق کردهاند که آن اعمال هم مخلصانه انجام شده و هم در انجام آن از قرآن و سنّت پیروی شده است. ﴿لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ﴾آنان پاداشی بزرگ و تمام نشدنی دارند. بلکه پاداش آنها همواره ادامه خواهد داشت و هر لحظه افزونتر میشود و همه لّذتها و دوست داشتنیها را در بردارد.
آیهی ۱۲-۹:
﴿قُلۡ أَئِنَّكُمۡ لَتَكۡفُرُونَ بِٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَرۡضَ فِي يَوۡمَيۡنِ وَتَجۡعَلُونَ لَهُۥٓ أَندَادٗاۚ ذَٰلِكَ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٩﴾[فصلت: ۹]. «بگو: آیا شما به خدایی کفر میورزید که زمین را در دو روز آفریده است و برای او همتایانی قرار میدهید؟ او آفریدگار جهانیان است».
﴿وَجَعَلَ فِيهَا رَوَٰسِيَ مِن فَوۡقِهَا وَبَٰرَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَآ أَقۡوَٰتَهَا فِيٓ أَرۡبَعَةِ أَيَّامٖ سَوَآءٗ لِّلسَّآئِلِينَ١٠﴾[فصلت: ۱۰]. «و او بر روی زمین کوههای استواری قرار داد و در آن برکت نهاد و خوراک (اهل) آنرا به اندازه در آن مقرّر کرد تمام این کارها همراه با آفرینش زمین در چهار روز کامل به پایان آمد، ذکر تعداد این روزها برای کسانی است که دربارهی آن میپرسند».
﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ وَهِيَ دُخَانٞ فَقَالَ لَهَا وَلِلۡأَرۡضِ ٱئۡتِيَا طَوۡعًا أَوۡ كَرۡهٗا قَالَتَآ أَتَيۡنَا طَآئِعِينَ١١﴾[فصلت: ۱۱]. «سپس قصد آفرینش آسمان را کرد درحالیکه دود بود و به آسمان و زمین فرمود: خواسته یا ناخواسته (پیش) آیید. گفتند: به دلخواه آمدهایم».
﴿فَقَضَىٰهُنَّ سَبۡعَ سَمَٰوَاتٖ فِي يَوۡمَيۡنِ وَأَوۡحَىٰ فِي كُلِّ سَمَآءٍ أَمۡرَهَاۚ وَزَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا بِمَصَٰبِيحَ وَحِفۡظٗاۚ ذَٰلِكَ تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ١٢﴾[فصلت: ۱۲]. «سپس در دو روز آنها را هفت آسمان ساخت، و در هر آسمانی تدبیرش را وحی کرد، و آسمان دنیا را با چراغهایی بیاراستیم، و (آنرا) محفوظ داشتیم، این برنامهریزی خداوند پیروزمند داناست».
خداوند کیفر کافران را انکار کرده و میفرماید باید از کفر آنها تعجب کرد، کسانی که همتایانی برای او قرار داده و آنها را شریک او ساخته و عبادتهایشان را برای آنها انجام میدهند و آنان را با پروردگار بزرگ مساوی قرار میدهند، فرمانروای بخشنده و بزرگواری که زمین بزرگ و پهناور را در دو روز آفرید سپس آنرا در دو روز گستراند و کوهها را از بالا به صورت میخ بر آن کوبید که آن را محکم نماید و از تکان خوردن و از جا در رفتن آن را نگه میدارد.
پس آفرینش زمین را کامل گرداند و آن را گستراند و روزیهای آن را بیرون آورد. ﴿فِيٓ أَرۡبَعَةِ أَيَّامٖ سَوَآءٗ لِّلسَّآئِلِينَ﴾در مدّت چهار روز کامل اینها انجام گرفت، ذکر تعداد این روزها برای کسانی است که دربارهی آن میپرسند، و تو را همانند خداوند آگاه کسی خبر نمیدهد. پس این خبر راستین است که در آن هیچ کم و کاستی نیست. ﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ وَهِيَ دُخَانٞ﴾سپس بعد از آفریدن زمین قصد آفرینش آسمان را کرد درحالیکه آسمان دودی بود برآمده بر روی آب. ﴿فَقَالَ لَهَا وَلِلۡأَرۡضِ ٱئۡتِيَا طَوۡعًا أَوۡ كَرۡهٗا﴾پس خداوند به آسمان و زمین فرمود: خواسته یا ناخواسته به فرمان من گردن نهید چون فرمان من قطعا اجرا شدنی است. ﴿قَالَتَآ أَتَيۡنَا طَآئِعِينَ﴾گفتند: به دلخواه آمدیم. یعنی ما ارادهایی نداریم که مخالف اراده تو باشد.
﴿فَقَضَىٰهُنَّ سَبۡعَ سَمَٰوَاتٖ فِي يَوۡمَيۡنِ﴾پس آفرینش آسمانها و زمین در شش روز انجام یافت، از روز یکشنبه شروع شد و جمعه پایان پذیرفت با این که قدرت الهی و خواست او میتواند همه آفریدهها را در یک لحظه بیافریند. ولی اگر او تواناست، با حکمت و مهربان نیز هست. پس، از حکمت و مهربانی او این بود که آفرینش آسمانها و زمین را در این مدت تعیین شده قرار داد.
ظاهر این آیه با آیهای ـ که در سوره نازعات بعد از موضوع آفرینش آسمانها ذکر شده ـ تعارض دارد که میفرماید: ﴿وَٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ٣٠﴾[النازعات: ۳۰]. «پس از آن، زمین را گستراند». با این که در کتاب خدا تعارض و اختلافی نیست، آنگونه که آفرینش زمین بر آفرینش آسمانها مقدّم بوده همانطور که در اینجا بیان شده است، و گستراندن زمین به صورتی که ﴿أَخۡرَجَ مِنۡهَا مَآءَهَا وَمَرۡعَىٰهَا٣١ وَٱلۡجِبَالَ أَرۡسَىٰهَا٣٢﴾[النازعات: ۳۱-۳۲]. «آب و چراگاهش را از آن بیرون آورده و کوهها را بر آن میخ کرد». بعد از آفرینش آسمانها صورت گرفته است همانطور که در سوره نازعات بیان شده است. بنابراین فرمود: ﴿وَٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ٣٠ أَخۡرَجَ مِنۡهَا﴾[النازعات: ۳۰-۳۱]. «و زمین را بعد از آفرینش آسمانها گستراند بهصورتی که از آن آب بیرون آورد». و نفرمود: زمین را بعد از آن آفرید.
﴿وَأَوۡحَىٰ فِي كُلِّ سَمَآءٍ أَمۡرَهَا﴾و به هر آسمانی امر و تدبیر مناسب آن را که حکمت احکم الحاکمین اقتضا نموده بود وحی کرد. ﴿وَزَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا بِمَصَٰبِيحَ﴾و آسمان دنیا را با چراغهایی آراستیم و این چراغها ستارگان هستند که روشنایی میدهند و به وسیله آنها مردم راهیاب میشوند و باعث زینت و زیبایی هستند. ﴿وَحِفۡظٗا﴾و با آن آسمان محافظت میشود و شیاطین وقتیکه برای استراق سمع به آسمان میروند با این ستارهها رانده میشوند. ﴿ذَٰلِكَ تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ﴾آنچه در زمین و آسمان و آنچه در میان آنهاست برنامه ریزی خداوند تواناست که با تواناییاش بر همه چیز چیره است و به تدبیر آن پرداخته و با قدرت خویش مخلوقات را آفریده است. داناست و با دانایی و علم خود همه مخلوقات را احاطه نموده است،مخلوقاتی که حاضر و مخلوقاتی که حاضر نیستند.
آیهی ۱۴-۱۳:
﴿فَإِنۡ أَعۡرَضُواْ فَقُلۡ أَنذَرۡتُكُمۡ صَٰعِقَةٗ مِّثۡلَ صَٰعِقَةِ عَادٖ وَثَمُودَ١٣﴾[فصلت: ۱۳]. «پس اگر رویگردان شدند، بگو: همانا شما را از صاعقهای مانند صاعقۀ عاد و ثمود میترسانم».
﴿إِذۡ جَآءَتۡهُمُ ٱلرُّسُلُ مِنۢ بَيۡنِ أَيۡدِيهِمۡ وَمِنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَۖ قَالُواْ لَوۡ شَآءَ رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلَٰٓئِكَةٗ فَإِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ١٤﴾[فصلت: ۱۴]. «هنگامیکه پیغمبران از پیش رو و پشت سر به نزدشان آمدند (و گفتند:) جز خدا را بندگی نکنید، گفتند: اگر پروردگارمان میخواست فرشتگان میفرستاد بیگمان ما به آن چیزهایی که با خود آوردهاید باور نداریم».
خالص ننمودن طاعت و عبادت از سوی مشرکان برای این پروردگار بزرگ و یگانه و قهّار که مخلوقات تسلیم فرمان او هستند و تقدیر او در آنها نافذ است امری عجیب میباشد و عجیبتر این که آنها برای خداوند همتایانی قرار دادهاند که آنها را با خداوند برابر قرار میدهند در حالی که آن همتایان و معبودهای باطل در اوصاف و کارهایشان ناقصاند. و اگر روی گردانی اینها ادامه یابد مسلّما به عذابهای دنیوی و اخروی گرفتار میشوند. بنابراین آنها را ترساند و فرمود: ﴿فَإِنۡ أَعۡرَضُواْ﴾پس اگر این تکذیب کنندگان بعد از آن که اوصاف قرآن و صفات خداوند بزرگ برای آنها بیان شد روی گردان شدند، ﴿فَقُلۡ أَنذَرۡتُكُمۡ صَٰعِقَةٗ﴾بگو: شما را از عذابی میترسانم که شما را ریشهکن و نابود میکند. ﴿مِّثۡلَ صَٰعِقَةِ عَادٖ وَثَمُودَ﴾همان عذابی که دو قبیله معروف عاد و ثمود را نابود کرد. و عذاب آنها را فرو گرفت و این به خاطر ستمگری و کفرورزیشان بود.
﴿إِذۡ جَآءَتۡهُمُ ٱلرُّسُلُ مِنۢ بَيۡنِ أَيۡدِيهِمۡ وَمِنۡ خَلۡفِهِمۡ﴾هنگامیکه پیغمبران یکی پس از دیگری به نزد ایشان آمدند. و دعوت همه پیامبران یکی بود و آن این که: ﴿أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَ﴾جز خدا را پرستش نکنید. یعنی آنها را به خالص گرداندن عبادت و طاعت برای خدا فرمان میدادند و آنها را از شرک ورزیدن نهی مینمودند. امّا آنان رسالت پیامبران را نپذیرفته و آنان را تکذیب کردند ﴿قَالُواْ لَوۡ شَآءَ رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلَٰٓئِكَةٗ﴾گفتند: اگر پروردگارمان میخواست که پیغمبری بفرستد فرشتگانی فرو میفرستاد. شما همانند ما انسان هستید. ﴿فَإِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ﴾پس به چیزهایی که با خود آوردهاید باور نداریم. این شبهه همواره بین امّتهای تکذیب کننده وجود داشته و این از واهیترین و پوچترین شبهات است. زیرا شرط نیست که فرستاده شده حتما فرشته باشد. بلکه شرط رسالت این است پیامبر چیزی را بیاوردکه بر راستگویی او دلالت کند. پس اگر آنها راست میگویند راستگویی آنانرا از نظر عقلی و شرعی زیر سوال ببرند، اما هرگز نمیتوانند این کار را بکنند.
آیهی ۱۶-۱۵:
﴿فَأَمَّا عَادٞ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَقَالُواْ مَنۡ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةًۖ أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِي خَلَقَهُمۡ هُوَ أَشَدُّ مِنۡهُمۡ قُوَّةٗۖ وَكَانُواْ بَِٔايَٰتِنَا يَجۡحَدُونَ١٥﴾[فصلت: ۱۵]. «و امّا عاد در زمین به ناحق کبر ورزیدند و گفتند: چه کسی از ما قدرت بیشتری دارد؟ آیا نیندیشدهاند خداییکه آنان را آفریده است از آنان توانمندتر است؟ آنان پیوسته آیههای ما را انکار میکردند».
﴿فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا صَرۡصَرٗا فِيٓ أَيَّامٖ نَّحِسَاتٖ لِّنُذِيقَهُمۡ عَذَابَ ٱلۡخِزۡيِ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَخۡزَىٰۖ وَهُمۡ لَا يُنصَرُونَ١٦﴾[فصلت: ۱۶]. «پس در روزهای شوم باد سرد و سختی را بر آنان فرو فرستادیم تا عذاب خوار و پستکنندهای در زندگی این دنیا به ایشان بچشانیم، و بیگمان عذاب آخرت رسواکنندهتر است و آنان یاری نمیشوند».
این بیان مشروح و مفصّل داستان دو امّتِ عاد و ثمود است. ﴿فَأَمَّا عَادٞ﴾قوم عاد علاوه بر اینکه به خدا کفر ورزیدند و آیات خدا را انکار کردند و به رسالت پیامبرانش باور نداشتند در زمین تکبر میورزیدند و بر بندگانی که در اطراف آنها بودند چیره شدند و به آنها ستم کردند و قدرتشان آنها را به شگفت واداشت. ﴿وَقَالُواْ مَنۡ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً﴾و گفتند: چه کسی از ما قدرت بیشتری دارد؟خداوند متعال در رد گفته آنها پاسخی داد که همه آن را میدانند و برای هرکس مسلّم است. پس فرمود: ﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِي خَلَقَهُمۡ هُوَ أَشَدُّ مِنۡهُمۡ قُوَّةٗ﴾آیا نیندیشیدهاید خدایی که آنان را آفریده از آنان توانمندتر است! پس اگر خداوند آنها را نمیآفرید، به وجود نمیآمدند. و اگر آنها به درستی به این حالت نگاه میکردند مغرور نمیشدند و فریب قدرتشان را نمیخوردند. پس خداوند به آنها کیفری داد که مناسب با قدرت و تواناییشان بود. ﴿فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا صَرۡصَرٗا﴾یعنی باد بزرگی را بهسوی آنها روانه کردیم، و از بس که قوی و سخت و تند بود دارای صدایی وحشتناک همانند رعد بود. خداوند این باد را ﴿أَيَّامٖ نَّحِسَاتٖ﴾در روزهای شومی بر آنها فرستاد. ﴿سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗاۖ فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ﴾[الحاقة: ۷]. «هفت شب و هشت روز پیاپی، پس قوم را بیهوش و به زمین افتاده میدیدی، گویا تنههای درخت خرمای افتاده هستند». این باد آنها را هلاک و نابود ساخت و از آنها چیزی جز مسکنهایشان دیده نمیشد. در اینجا فرمود: ﴿لِّنُذِيقَهُمۡ عَذَابَ ٱلۡخِزۡيِ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾تا عذاب رسوایی را در زندگانی دنیا به آنها بچشانیم. یعنی عذابی که به وسیله آن خوار گردیدند و میان مردم رسوا شدند. ﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَخۡزَىٰۖ وَهُمۡ لَا يُنصَرُونَ﴾و همانا عذاب آخرت رسوا کنندهتر است و آنها اصلا یاری نمیشوند. یعنی نمیتوانند از عذاب خدا جلوگیری کنند و نمیتوانند به خودشان فایده و سودی برسانند.
آیهی ۱۸-۱۷:
﴿وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيۡنَٰهُمۡ فَٱسۡتَحَبُّواْ ٱلۡعَمَىٰ عَلَى ٱلۡهُدَىٰ فَأَخَذَتۡهُمۡ صَٰعِقَةُ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡهُونِ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ١٧﴾[فصلت: ۱۷]. «و اما قوم ثمود ما ایشان را رهنمود کردیم آنگاه نابینایی را بر راهیایی ترجیح دادند. بنابراین، به سبب کارهایی که میکردند آذرخش عذاب خواری آنان را فرو گرفت».
﴿وَنَجَّيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ١٨﴾[فصلت: ۱۸]. «و مؤمنان را که پیرهیزگاری میکردند نجات دادیم».
﴿وَأَمَّا ثَمُودُ﴾ثمود قبیله معروفی بود که در حجر و حوالی آن سکونت داشتند. خداوند صالح÷را بهسوی ایشان فرستاد که آنها را به یگانهپرستی و توحید دعوت نمود، و از شرک ورزی نهی کرد. و خداوند شتر ماده را به عنوان معجزه و نشانه بزرگی به آنها ارائه داد که یک روز آب سهمیه آنها بود و یک روز سهمیه شتر.
آنها یک روز شیر شتر را مینوشیدند و یک روز آب را. آنها چیزی خرج شتر نمیکردند بلکه شتر از زمین خدا میخورد. بنابراین در اینجا فرمود: ﴿وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيۡنَٰهُمۡ﴾و ثمود را راهنمایی کردیم. یعنی با روشنگری راه را به آنها نشان دادیم. در مورد ثمور تصریح کرد که برایشان اتمام حجّت شده و راهنمایی شدهاند با این که همه امتّهایی که هلاک شدهاند حجّت بر آنها اقامه گردیده و برایشان روشنگری شده است، امّا ثمود را به صورت خاص بیان کرد چون معجزه و نشانهای که برای آنها آمده بود آشکار و ظاهر بود و بزرگ و کوچک و زن و مردشان آن را دیدند، بنابراین آنها را به طور اختصاصی بیان کرد که برایشان روشنگری شده و راهنمایی گردیدهاند و امّا آنها به سبب ستمگری و بدکاریشان نابینایی را که کفر و گمراهی است بر هدایت که علم و بیان است ترجیح دادند. ﴿فَأَخَذَتۡهُمۡ صَٰعِقَةُ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡهُونِ بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ﴾پس آذرخش عذاب خواری آنان را به سبب کارهایی که میکردند فرا گرفت. این عذاب به خاطر اعمالشان بود نه این که خداوند بر آنها ستم کرده باشد. ﴿وَنَجَّيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُونَ١٨﴾خداوند، صالح÷و مؤمنانی را که از او پیروی کرده و از شرک و گناهان پرهیز نموده بودند نجات داد.
آیهی ۲۴-۱۹:
﴿وَيَوۡمَ يُحۡشَرُ أَعۡدَآءُ ٱللَّهِ إِلَى ٱلنَّارِ فَهُمۡ يُوزَعُونَ١٩﴾[فصلت: ۱۹]. «و روزیکه دشمنان خدا بهسوی آتش رانده و بر لبۀ آن گرد آورده میشوند».
﴿حَتَّىٰٓ إِذَا مَا جَآءُوهَا شَهِدَ عَلَيۡهِمۡ سَمۡعُهُمۡ وَأَبۡصَٰرُهُمۡ وَجُلُودُهُم بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٢٠﴾[فصلت: ۲۰]. «تا چون به آن (دوزخ) آیند گوش و چشمان و پوستهایشان به آنچه میکردند، به زیان آنان گواهی دهند».
﴿وَقَالُواْ لِجُلُودِهِمۡ لِمَ شَهِدتُّمۡ عَلَيۡنَاۖ قَالُوٓاْ أَنطَقَنَا ٱللَّهُ ٱلَّذِيٓ أَنطَقَ كُلَّ شَيۡءٖۚ وَهُوَ خَلَقَكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٢١﴾[فصلت: ۲۱]. «و آنان به پوستهای خود میگویند: چرا به زیان ما گواهی دادید؟ میگویند: خداوندی که همه چیز را به سخن آورده است ما را گویا نموده است و همود در آغاز شما را آفریده است و بهسوی او برگردانده میشوید».
﴿وَمَا كُنتُمۡ تَسۡتَتِرُونَ أَن يَشۡهَدَ عَلَيۡكُمۡ سَمۡعُكُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُكُمۡ وَلَا جُلُودُكُمۡ وَلَٰكِن ظَنَنتُمۡ أَنَّ ٱللَّهَ لَا يَعۡلَمُ كَثِيرٗا مِّمَّا تَعۡمَلُونَ٢٢﴾[فصلت: ۲۲]. «و پنهان نمیشدید که (مبادا) گوش و چشم و پوستهایتان بر ضد شما گواهی دهند بلکه گمان بردید که خداوند بسیاری از آنچه را که میکنید نمیداند».
﴿وَذَٰلِكُمۡ ظَنُّكُمُ ٱلَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمۡ أَرۡدَىٰكُمۡ فَأَصۡبَحۡتُم مِّنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ٢٣﴾[فصلت: ۲۳]. «این گمان بدی که دربارۀ پروردگارتان داشتید شما را هلاک کرد و در نتیجه از زیانکاران شدید».
﴿فَإِن يَصۡبِرُواْ فَٱلنَّارُ مَثۡوٗى لَّهُمۡۖ وَإِن يَسۡتَعۡتِبُواْ فَمَا هُم مِّنَ ٱلۡمُعۡتَبِينَ٢٤﴾[فصلت: ۲۴]. «پس اگر آنان شکیبایی کنند آتش دوزخ جایگاهشان است و اگر بخواهند به دنیا بازگردانده شوند ـ تا از تو عمل کنند ـ درخواستشان پذیرفته نمیشود».
خداوند از دشمانش خبر میدهد، آنهایی که به او و به آیات او کفر ورزیدند، و پیامبران او را تکذیب نمودند و با آنان دشمنی ورزیدند، و حالت زشت آنها را به هنگامیکه بهسوی جهنم حشر میشوند یعنی گرد آورده میشوند بیان میکند، ﴿فَهُمۡ يُوزَعُونَ﴾و همه به یکدیگر ملحق میگردند و با شدّت و خشونت بهسوی جهنّم رانده میشوند و نمیتوانند امتناع ورزند و نمیتوانند خودشان را یاری نمایند و نه از سوی کسی دیگر یاری میشوند.
﴿حَتَّىٰٓ إِذَا مَا جَآءُوهَا شَهِدَ عَلَيۡهِمۡ سَمۡعُهُمۡ وَأَبۡصَٰرُهُمۡ وَجُلُودُهُم بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٢٠﴾تا اینکه بر جهنّم وارد میشوند و به آن میرسند و میخواهند گناهانی که کردهاند انکار نمایند پس گوشها و چشمان و پوستهایشان به آنچه میکردند علیه آنان گواهی میدهند. لفظ ﴿لِجُلُودِهِمۡ﴾ذکر عام بعد از خاص است، زیرا منظور از آن اتمام اعضای بدن است. یعنی هر عضوی از اعضایشان گواهی میدهد و هر عضوی میگوید من در فلان روز چنین و چنان کردم. و این سه عضو را بهطور ویژه بیان کرد چون بیشتر گناهان به وسیله این سه عضو یا به سبب اینها انجام میگیرد.
وقتی که تمامی اعضای بدنشان علیه آنها گواهی میدهند آنان اعضایشان را سرزنش میکنند: ﴿وَقَالُواْ لِجُلُودِهِمۡ لِمَ شَهِدتُّمۡ عَلَيۡنَا﴾و به پوستهای خود میگویند چرا علیه ما و به زیان ما گواهی دادید درحالیکه ما از شما دفاع میکنیم؟ ای دلیلی است بر این که هر عضوی همان طور که گفتیم گواهی میدهد. ﴿قَالُوٓاْ أَنطَقَنَا ٱللَّهُ ٱلَّذِيٓ أَنطَقَ كُلَّ شَيۡءٖ﴾در پاسخ میگویند: خداوندی که همه چیز را به سخن آورده است ما را گویا نموده است پس ما نمیتوانیم از شهادت و گواهی دادن امتناع ورزیم زیرا ما را کسی گویا کرده است که هیچ چیزی نمیتواند از خواست او سرپیچی نماید. ﴿وَهُوَ خَلَقَكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ﴾و او شما را نخستین بار آفرید. پس همانطور که جسمهایتان را آفریده است همچنین صفتهایتان را نیز آفریده است و از آن جمله دادن گویایی به شماست. ﴿وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾و در آخرت بهسوی او بازگردانده میشوید و شما را از آنچه کردهاید جزا میدهد. و احتمال دارد که منظور از آن ﴿وَهُوَ خَلَقَكُمۡ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾استدلال با آفرینش نخستین بر زنده شدن پس از مرگ باشد، همانگونه که قرآن برای اثبات زنده شدنِ پس از مرگ اینگونه استدلال مینماید.
﴿وَمَا كُنتُمۡ تَسۡتَتِرُونَ أَن يَشۡهَدَ عَلَيۡكُمۡ سَمۡعُكُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُكُمۡ وَلَا جُلُودُكُمۡ﴾یعنی شما از شهادت دادن اعضایتان بر ضدّ خود پنهان نمیشدید و از این هراس نداشتید و پرهیز نمیکردید. ﴿وَلَٰكِن ظَنَنتُمۡ أَنَّ ٱللَّهَ لَا يَعۡلَمُ كَثِيرٗا مِّمَّا تَعۡمَلُونَ﴾بلکه شما با اقدام به انجام گناهان گمان بردید که خداوند بسیاری از آنچه را که میکنید نمیداند، بنابراین همه آنچه که خواستید از شما سر زد.
و این گمان سبب هلاکت و بدبختی شما گردید. به همین خاطر فرمود: ﴿وَذَٰلِكُمۡ ظَنُّكُمُ ٱلَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمۡ﴾گمان بدی که درباره پروردگارتان داشتهاید، گمانی که شایسته شکوه او نیست، ﴿أَرۡدَىٰكُمۡ﴾شما را هلاک کرد. ﴿فَأَصۡبَحۡتُم مِّنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ﴾در نتیجه از زمره کسانی شدید که خود و خانواده و دینشان را به سبب اعمالی از دست دادند که گمان بد شما نسبت به پروردگارتان موجب پیدایش آنها شد. پس فرمان عذاب و شقاوت بر شما محقّق گشت و همیشه در عذاب میمانید و یک لحظه از آن کاسته نمیشود.
﴿فَإِن يَصۡبِرُواْ فَٱلنَّارُ مَثۡوٗى لَّهُمۡ﴾پس اگر شکیبایی کنند آتش دوزخ جایگاهشان است که توان تحمّل آن را ندارند. و میتوان فرض کرد که آدمی بر هر حالتی بردبار و صبور باشد امّا بر آتش نمیتوان شکیبا بود. چگونه میتوان بر آتشی صبر کرد که به شدّت سوزان است و هفتاد برابر آتش دنیا داغتر میباشد و آب آن به شدت جوش میآی و بوی متعفن چرکهای برآمده از جسم دوزخیان چند برابر و سرمای زمهریر آن چندین برابر میباشد و زنجیرها و طوقهای آن بزرگ است و گرزهایش نیز بزرگ است و نگهبانان آن درشت خو و خشناند و هیچ رحمی در دل ندارند، و پایان بخش همه اینها ناخشنودی و خشم پروردگار است که وقتی او را صدا میزنند میفرماید: ﴿ٱخۡسَُٔواْ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ﴾[المؤمنون: ۱۰۸]. «بتمرکید در آن و حرف نزنید». ﴿وَإِن يَسۡتَعۡتِبُواْ﴾و اگر بخواهند سرزنش از آنها دور شود و سپس به دنیا باز گردانده شوند تا از نو عمل کنند، ﴿فَمَا هُم مِّنَ ٱلۡمُعۡتَبِينَ﴾درخواست آنها پذیرفته نمیشود و به دنیا بازگردانده نمیشوند، چون وقت آن گذشته است و عمری را به سر کردهاند که در چنان عمری هرکس بخواهد پند میگیرد. ضمنا هشداری دهندهای به سراغ آنها آمده بود. و دلیل و حجّتی ندارند، با این که درخواست آنها برای این که به دنیا بازگردانده شوند تا از نو عمل نیک انجام دهند دروغ است. زیرا: ﴿وَلَوۡ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنۡهُ وَإِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾[الأنعام: ۲۸]. «اگر به دنیا بازگردانده شوند دوباره بهسوی چیزهایی میروند که از آن نهی شدهاند، و اینان دروغگویانند».
آیهی ۲۵:
﴿۞وَقَيَّضۡنَا لَهُمۡ قُرَنَآءَ فَزَيَّنُواْ لَهُم مَّا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡ وَحَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِۖ إِنَّهُمۡ كَانُواْ خَٰسِرِينَ٢٥﴾[فصلت: ۲۵]. «و برای آنان همنشینانی گماردیم که عملکرد دنیا و آخرت را در نظرشان آراسته جلوه دادند، و فرمان عذاب الهی دربارۀ آنان ثابت و صادر میشود و به سرنوشت اقوام گمراهی از جنها و انسانهایی که پیش از ایشان بودهاند گرفتار میگردند. بیگمان آنان زیانکار بودند».
﴿وَقَيَّضۡنَا لَهُمۡ قُرَنَآءَ﴾و برای این ستمگران که منکر حق هستند همنشینانی از شیطانها گماردیم. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّآ أَرۡسَلۡنَا ٱلشَّيَٰطِينَ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ تَؤُزُّهُمۡ أَزّٗا٨٣﴾[مریم: ۸۳]. «آیا ندیدهای که شیاطین را بر کافران گماردیم که آنها را به سوی گناهان میکشانند و آنها را بر ارتکاب گناه تحریک میکنند»؟. ﴿فَزَيَّنُواْ لَهُم مَّا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡ﴾پس دنیا و آخرت را در نظر آنها زیبا جلوه دادند. دنیا را در مقابل چشمان ِ آنها آراسته کردند و آنانرا به استفاده از لذّتها و شهوتهای حرام دنیا فرا خواندند تا این که گول خورده و به فتنهها مبتلا گشتند. بنابراین، اقدام به ارتکاب گناه کردند و راه مبارزه با خدا و پیامبر را در پیش گرفتند. امّا در مورد آخرت، شیطانها برای آنان چنان وانمود میکردند که آخرت بسیار بعید است، و آنها را از آخرت غافل گرداندند و شبهات زیادی در دل آنها افکندند که آخرتی نخواهد آمد. پس ترس از آخرت از دلهای آنان رخت بربست و شیاطین آنان را به سوی کفر و بدعت و گناهان پیش بردند.
تکذیب کنندگان، از ذکر خدا و آیات الهی روی گرداندند و حق را انکار کردند در نتیجه خداوند شیاطین را بر آنها مسلّط نمود. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَمَن يَعۡشُ عَن ذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ نُقَيِّضۡ لَهُۥ شَيۡطَٰنٗا فَهُوَ لَهُۥ قَرِينٞ٣٦ وَإِنَّهُمۡ لَيَصُدُّونَهُمۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ وَيَحۡسَبُونَ أَنَّهُم مُّهۡتَدُونَ٣٧﴾[الزخرف: ۳۶-۳۷]. «و هرکس از ذکر و یاد خداوند مهربان روی بگرداند شیطانی را بر او میگماریم که همنشین او میشود، و آنانرا از راه راست باز میدارند، حال آنکه گمان میبرند که راه یافته هستند». ﴿وَحَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِۖ إِنَّهُمۡ كَانُواْ خَٰسِرِينَ﴾و فرمان الهی و تقدیر او بر این رفته است که آنها در زمره امّتهای گمرای از جن و انس هستند که پیش از ایشان بودهاند و عذاب خود را از دست داده و در دین و آخرت دچار زیان شدهاند، و هرکس زیانمند شود حتما باید خوار و بدبخت شود و عذاب ببیند.
آیه ی۲۹-۲۶:
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَا تَسۡمَعُواْ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ وَٱلۡغَوۡاْ فِيهِ لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ٢٦﴾[فصلت: ۲۶]. «و کافران گفتند: به این قرآن گوش ندهید و در (هنگام تلاوت آن) بیهودهگویی و جار و جنجال کنید تا شما پیروز شوید».
﴿فَلَنُذِيقَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ عَذَابٗا شَدِيدٗا وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِي كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٢٧﴾[فصلت: ۲۷]. «پس ما قطعاً به کافران عذاب سختی میچشانیم و آنانرا بر اساس بدترین کاری که کردهاند جزا و سزا خواهیم داد».
﴿ذَٰلِكَ جَزَآءُ أَعۡدَآءِ ٱللَّهِ ٱلنَّارُۖ لَهُمۡ فِيهَا دَارُ ٱلۡخُلۡدِ جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ بَِٔايَٰتِنَا يَجۡحَدُونَ٢٨﴾[فصلت: ۲۸]. «این است جزای دشمنان خدا که آتش است، سرای همیشگیشان درمیان آن میباشد. این هم بدان خاطر است که پیوسته آیات ما را انکار میکردند».
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ رَبَّنَآ أَرِنَا ٱلَّذَيۡنِ أَضَلَّانَا مِنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ نَجۡعَلۡهُمَا تَحۡتَ أَقۡدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ ٱلۡأَسۡفَلِينَ٢٩﴾[فصلت: ۲۹]. «و کافران میگویند: پروردگارا! آن دو تن از جن و انس را به ما نشان بده که ما را گمراه ساختند تا ایشان را زیر پاهای خود بگذاریم و لگدمالشان گردانیم تا پست و پایمال شوند».
خداوند متعال از روی گردانی کافران از قرآن و توصیه یکدیگر به روی برتافتن از آن خبر میدهد و میفرماید: ﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَا تَسۡمَعُواْ لِهَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ﴾و کافران گفتند: با گوش ندادن به قرآن از آن روی بگردانید و از توجّه به آن و گوش دادن به آن و به کسی که آن را آورده به شدّت پرهیز کنید. و اگر بهطور اتفاقی آن را شنیدید با آن مخالفت کنید، ﴿وَٱلۡغَوۡاْ فِيهِ﴾و سخنی بیفایده در اثنای شنیدن آن بگویید، بلکه سخن مضر و زیان آور بگویید و به هیچکس اجازه ندهید که برای شما قرآن بخواند یا مفاهیم آن را بیان نماید. و این زبان حالشان بود و نیز با زبان قال در مورد روی گرداندن از قرآن چنین میگفتند. ﴿لَعَلَّكُمۡ تَغۡلِبُونَ﴾شاید اگر چنین کنید پیروز شوید. و این گمراهی و شهادتی است از جانب دشمنان، و واضحترین حق و حقیقت همان است که دشمنان به آن گواهی دهند، پس دشمنان گواهی دادند که تنها راه پیروزی شما برکسی که حق را آورده این است که از او روی برتابید و یک دیگر را به این سفارش کنید. مفهوم سخنشان این است که اگر آنها در هنگام تلاوت قرآن یاوه سرایی نکنند و جاروجنجال به راه نیاندازند بلکه به آن گوش فرا دهند، پیروز نخواهند شد، چون حق همواره چیره و پیروز است، و مغلوب واقع نمیگردد. این چیزی است که اهل حق و دشمنان حق آن را میدانند.
چون این را از روی ستمگری و عناد انجام دادند امیدی به هدایت آنها نمانده است و تنها راه حل، عذاب دادن و شکنجه کردنشان است. بنابراین فرمود: ﴿فَلَنُذِيقَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ عَذَابٗا شَدِيدٗا وَلَنَجۡزِيَنَّهُمۡ أَسۡوَأَ ٱلَّذِي كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٢٧﴾ما قطعا به کافران عذاب سختی میچشانیم و آنان را در برابر بدترین کاری که کردهاند جزا و سزا خواهیم داد. و بدترین کاری که کردهاند کفر و گناهان میباشند، چون آنها گناه و غیره انجام میدادند، و کیفری که میبینند به سزای شرکی است که انجام میدادند. ﴿وَلَا يَظۡلِمُ رَبُّكَ أَحَدٗا﴾[الکهف: ۴۹]. «و پروردگارت بر هیچکسی ستم نمیکند».
﴿ذَٰلِكَ جَزَآءُ أَعۡدَآءِ ٱللَّهِ ٱلنَّارُ﴾این سزای دشمنان خداست، کسانیکه با خدا و دوستانش به مبارزه برخاستند. سزایشان آتش است به کیفر تکذیب و مجادله و اصرار بر کفر. ﴿لَهُمۡ فِيهَا دَارُ ٱلۡخُلۡدِ﴾و آنها همیشه در آن باقی میمانند، و یک لحظه عذاب از آنها دفع نمیشود، و آنها یاری کرده نمیشوند. ﴿جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ بَِٔايَٰتِنَا يَجۡحَدُونَ﴾این به سزای آن است که آیات ما را انکار میکردند.
و آیات ما آیاتی روشن و دلایلی قاطع هستند که باعث یقین میگردند. پس بزرگ ترین ستم و بزرگترین عناد انکار آیات و کفر ورزیدن به آن است. ﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ﴾و آن دسته از کافران که پیروز سران بودند از بس که بر کسانی که آنها را گمراه کردهاند خشمگین هستند میگویند: ﴿رَبَّنَآ أَرِنَا ٱلَّذَيۡنِ أَضَلَّانَا مِنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ﴾پروردگارا! دو گروهی که از شیاطین انس و جن و دعوتگران به جهّنم بودند و ما را بهسوی گمراهی و عذاب راهنمایی کردند به ما نشان بده. ﴿نَجۡعَلۡهُمَا تَحۡتَ أَقۡدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ ٱلۡأَسۡفَلِينَ﴾تا آنان را زیر پاهای خود بگذاریم و لگدمالشان کنیم تا پست و پایمال شوند. همانطور که ما را گمراه ساختند و به فتنه مبتلایمان کردند و سبب پستی و خواری ما گشتند. در اینجا بیان شده که آنها بر یکدیگر خشمگین هستند و از یک دیگر بیزاری میجویند.
آیهی ۳۲-۳۰:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَبۡشِرُواْ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ٣٠﴾[فصلت: ۳۰]. «بیگمان کسانیکه گفتند: پروردگار ما الله است. سپس پا برجا و استوار ماندند فرشتگان به نزد ایشان میایند (و به آنان مژده میدهند) که نترسید و اندوهگین نباشید و به بهشتی که وعده داده میشدید خوش باشید».
﴿نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَشۡتَهِيٓ أَنفُسُكُمۡ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ٣١﴾[فصلت: ۳۱]. «ما در زندگانی دنیا و آخرت دوستان و یاوران شما هستیم و در آخرت برای شما هرچه آرزو کنید هست و هرچه بخواهید برایتان فراهم است».
﴿نُزُلٗا مِّنۡ غَفُورٖ رَّحِيمٖ٣٢﴾[فصلت: ۳۲]. «(اینها) به عنوان پذیرایی از سوی خداوند آمرزگار مهربان است».
خداوند متعال از بندگانش خبر میدهد و در ضمن دیگران را تشویق مینماید که به آنها اقتدا کنند. پس فرمود: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ﴾بیگمان کسانی که گفتند: پروردگار ما الله است سپس پابرجا و استوار ماندند. یعنی به ربوبّیت خداوند متعال اعتراف نمود و بدان خشنود بودند و تسلیم فرمان او شدند سپس بر صراط مستقیم استقامت کردند، هم آن را فرا گرفته و هم بدان عمل کردند، پس اینان را در دنیا و آخرت مژده باد. ﴿تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ﴾که فرشتگان بزرگوار همواره بر آنها فرود میآیند و هنگامی که در حالت جان دادن و مرگ هستند آنان را مژده میدهند که از آیندهتان نترسید و برگذشته نیز اندوهگین مباشید. پس ناگواری و ناراحتی گذشته و آینده را از آنها نفی کرد. ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَبۡشِرُواْ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ٣٠﴾و به بهشتی که وعده داده میشدید شادمان باشید. آن بهشت برای شما واجب شده و وعده الهی انجام شدنی است.
نیز درحالیکه به آنها مژده میدهند و آنان را استوار میدارند و میگویند: ﴿نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾ما در زندگی دنیا و آخرت دوستان و یاوران شما هستیم. در دنیا آنها را به انجام دادن کارهای خیر تشویق مینمایند، و خیر را برایشان میآرایند و آنان را از شر برحذر میدارند و آنرا در دلهایشان زشت جلوه میدهند و برایشان پیش خدا دعا میکنند و به هنگام مصیبتها و اضطرابها آنان را پایدار میگردانند به خصوص به هنگام سختی مرگ و در قبر و تاریکی آن و در قیامت و وحشتهای آن بر پل صراط. و در بهشت، بزرگداشت الهی را به آنان تبریک میگویند و از هر دری بر آنان وارد میشوند و میگویند: ﴿سَلَٰمٌ عَلَيۡكُم بِمَا صَبَرۡتُمۡۚ فَنِعۡمَ عُقۡبَى ٱلدَّارِ٢٤﴾[الرعد: ۲۴]. «سلام بر شما به سبب آنچه بردباری کردید». پس چه خوب است سرانجام سرای بهشت. و نیز به آنها میگویند: ﴿وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَشۡتَهِيٓ أَنفُسُكُمۡ﴾و در بهشت هرچه دلتان بخواهد برایتان آماده و مهیا شده است. ﴿وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ﴾و هرچه بخواهید از انواع لذتهایی که هیچ چشمی آنها را ندیده و هیچگوشی اخبار آن را نشنیده و به دل هیچ انسانی خطور نکرده برایتان فراهم است.
﴿نُزُلٗا مِّنۡ غَفُورٖ رَّحِيمٖ﴾این پاداش فراوان و نعمت پایدار، مهمانی و پذیرایی است از جانب خداوند آمرزگار مهربان، چرا که گناهانتان را بخشید و نسبت به شما مهربان است، چون به شما توفیق داد تا کارهای نیک انجام دهید سپس آنرا از شما پذیرفت. پس با آمرزیدتان هر امر نامطلوب و ناگواری را از شما دور کرد و از مهربانیاش شما را به آنچه مطلوب است رساند.
آیهی ۳۳:
﴿وَمَنۡ أَحۡسَنُ قَوۡلٗا مِّمَّن دَعَآ إِلَى ٱللَّهِ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ٣٣﴾[فصلت: ۳۳]. «و گفتار چه کسی بهتر از گفتار کسی است که بهسوی خدا فرا میخواند و کارهای شایسته میکند و میگوید: من از زمرهی مسلمانان هستم»؟.
این استفهام به معنی نفی ثابت است. یعنی سخن هیچ کسی بهتر از سخن و راه و حالت کسی نیست ﴿مِّمَّن دَعَآ إِلَى ٱللَّهِ﴾که با تعلیم جاهلان و موعظه گفتن برای غافلان و اعراض کنندگان و با مجادله با باطل گران با امر کردن به همه انواع عبادت خدا و نیکو نشان دادن آن به هر طریقِ ممکن، و بازداشتن از آنچه خدا از آن نهی کرده است و تقبیح نمودن آن به هر طریقی که باعث ترک آن شود، به سوی خدا دعوت میدهد. به خصوص دعوت کردن به اصل دین اسلام و زیبا نشان دادن آن و مجادله با دشمنان دین با شیوهای نیکو. و نهی کردن از آنچه که مخالفت دین اسلام است ـ از قبیل کفر و شرک ـ و امر به معروف و نهی از منکر، و محبوب جلوه دادن خدا در دل مردم به وسیلهی ذکر نعمتهایش به صورتی مفصل، و ذکر جود و بخششهای فراوان و رحمت بیکرانش و ذکر صفات کمال و با عظمتش از مصادیق دعوت به سوی خداست. همچنین تشویق به برگرفتن علم وهدایت از کتاب خدا و سنت پیامبر با هر راهی که انسان را به این هدف میرساند از مصادیق دعوت به سوی خداست.و تشویق مردم به انجام نیکیها، و داشتن اخلاق نیکو با عموم مردم، و با نیکی کردن در مقابل کسی که بدی میکند، و امر به صلهی ارحام و نیکوکاری با پدر و مادر از مصادیق دعوت بهسوی خداست. نیز موعظه کردن برای عموم مردم در موسمها و به هنگام پیش آمدها و مصیبتها به شیوهای که مناسب آن وضعّیت است از جمله دعوت کردن به سوی خدا میباشد. و غیر از این موارد ـ که همه را نمیتوان برشمرد ـ و دعوت کردن به هر نوع خیر و خوبی و برحذر داشتن از هر شر و بدی در این امر داخل است. سپس خداوند متعال فرمود: ﴿وَعَمِلَ صَٰلِحٗا﴾و همزمان با این که مردم را به سوی خدا دعوت میکند خود نیز به فرمان برداری از دستورات خدا شتافته و به انجام کارهای شایسته میپردازد که پروردگارش را راضی کند. ﴿وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾و میگوید: من از زمرهی مسلمانان هستم، کسانی که تسلیم فرمان او هستند و راه او را در پیش گرفتهاند. و این مقام و مرتبه مخصوص صدیقان است، آنهایی که برای به کمال رساندن خود و دیگران کوشیدهاند و در نتیجه تبدیل به وارث کامل پیامبران شدهاند. بد گفتارترین مردم نیز کسی است که از زمره دعوت دهندگن به گمراهی باشد و راههای گمراهی را در پیش بگیرد. و درمیان این دو مقام که یکی تا حد اعلی علیین بال رفته و دیگری تا اسفل سافلین پایین آمده است مقامها و مراتبی است که جز خدا کسی آن را نمیداند و در این میان مردمان فراوانی قرار دارند: ﴿وَلِكُلّٖ دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواْۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعۡمَلُونَ١٣٢﴾[الأنعام: ۱۳۲]. «و برای هریک از اینها مقامهایی است از آنچه کردهاند و پروردگارت از آنچه میکنند غافل نیست».
آیهی ۳۴-۳۵:
﴿وَلَا تَسۡتَوِي ٱلۡحَسَنَةُ وَلَا ٱلسَّيِّئَةُۚ ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ٣٤﴾[فصلت: ۳۴]. «و نیکی و بدی یکسان نیست، به شیوهای که آن بهتر است پاسخ بده، پس آنگاه کسیکه میان تو و او دشمنی است، چون دوستی صمیمی گردد».
﴿وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ٣٥﴾[فصلت: ۳۵]. «و جز بردباران آنرا نمیپریرند و بدان نمیرسند مگر کسانیکه بهرۀ بزرگی (از اخلاق و ایمان) داشته باشند».
خداوند متعال میفرماید: ﴿وَلَا تَسۡتَوِي ٱلۡحَسَنَةُ وَلَا ٱلسَّيِّئَةُۚ﴾وانجام کارهای نیک و طاعتها برای جلب رضایت خداوند و انجام کارهای بد و گناه که خد را ناخشنود میکند برابر و یکسان نیست. و نیکی کردن با مردم و بدی کردن با آنها یکی نیستند، نه این کارها و نه صفت آنها و نه جزای آنها یکی نمیباشد. ﴿هَلۡ جَزَآءُ ٱلۡإِحۡسَٰنِ إِلَّا ٱلۡإِحۡسَٰنُ٦٠﴾[الرحمن: ۶۰]. «آیا پاداش نیکوکاری جز نیکوکاری است»؟!. سپس به احسان و نیکوکاری مخصوصی که جایگاه بزرگی دارد فرمان داد و آن نیکی کردن با کسی است که با تو بدی کرده است. پس فرمود: ﴿ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ﴾هرگاه کسی از مردم با تو بدی کرد به خصوص کسی که حق بزرگی بر تو دارد همانند خویشاوندان و یاران و امثال آنان، پس اگر با زبان با تو بدی کردند یا کار بدی نسبت به تو روا داشتند، در مقابل با آنها نیکی کن و اگر رابطه خویشاوندی را با تو قطع کردند پیوند خویشاوندی را با تو قطع کردند پیوند خویشاوندی را برقرار بدار. و اگر بر تو ستم کردند آنان را عفو کن. و اگر در حضور تو یا پشت سر تو درباره تو سخنی گفتند، در مقابل چنین مکن، بلکه از آنان درگذر و سخنی نرم با آنان بگوی. و اگر تو را ترک کردند و حرف زدن با تو را ترک گفتند با آنان به زبان خوش سخن بگوی و به آنها سلام کن. پس هرگاه در مقابل بدی آنان نیکی کردی فایده بزرگی عایدت میگردد و آن این است: ﴿فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ﴾کسیکه میان تو و او دشمنی بوده است به ناگاه چنان میشود که گویا او خویشاوندی مهربان است.
﴿وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ﴾و به این مقام پسندیده نمیرسد مگر کسانی که خود را بر ناگواریها عادت دادهاند و خویشتن را به انجام آنچه خداوند دوست میدارد پایبند نمودهاند. طبیعت انسان اینگونه است که میخواهد در مقابل کسی که بدی میکند بدی کند، و از ا و چشم پوشی ننماید، چه رسد به این که با او نیکی نماید! پس انسان باید صبر ورزد و از دستور پروردگارش اطاعت نماید و از پاداش بزرگ او آگاه شود و باید بداند که بدی کردن در مقابل کسی که بدی کرده است نتیجه و فایدهای ندارد و دشمنی را شدّت میبخشد، و نیکی کردنش با فرد بدکار جایگاه و ارزش او را پایین نمیآورد بلکه هرکس به خاطر خداوند فروتنی و تواضع کند کار او آسان میشود و لذّت این کار را میچشد. ﴿وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ﴾و این خوی و عادت پسندیده را نمیپذیرد و بدان نمیرسد مگر کسی که دارای بهرهای بزرگ باشد چون از عادت انسانهای برگزیده است و آدمی به وسیله آن در دنیا و آخرت مقام بلند را به دست میآورد، چرا که یکی از بزرگترین فضایل اخلاقی است.
آیهی ۳۹-۳۶:
﴿وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ نَزۡغٞ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٣٦﴾[فصلت: ۳۶]. «و هرگاه وسوسهای از شیطان متوجّه تو گردید به خداوند پناه ببر، بیگمان او شنوای داناست».
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِ ٱلَّيۡلُ وَٱلنَّهَارُ وَٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُۚ لَا تَسۡجُدُواْ لِلشَّمۡسِ وَلَا لِلۡقَمَرِ وَٱسۡجُدُواْۤ لِلَّهِۤ ٱلَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ٣٧﴾[فصلت: ۳۷]. «و شب و روز و خورشید و ماه از نشانههای او هستند، برای خورشید و ماه سجده نکنید، بلکه برای خدایی که آنها را افریده است سجده کنید اگر واقعاً او را پرستش میکنید».
﴿فَإِنِ ٱسۡتَكۡبَرُواْ فَٱلَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُۥ بِٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَهُمۡ لَا يَسَۡٔمُونَ۩٣٨﴾[فصلت: ۳۸]. «پس اگر (کافران) کفر ورزیدند (چه باک) آنانکه نزد پروردگارت هستند شب و روز او را به پاکی یاد میکنند و آنان خسته نمیشوند».
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنَّكَ تَرَى ٱلۡأَرۡضَ خَٰشِعَةٗ فَإِذَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهَا ٱلۡمَآءَ ٱهۡتَزَّتۡ وَرَبَتۡۚ إِنَّ ٱلَّذِيٓ أَحۡيَاهَا لَمُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰٓۚ إِنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ٣٩﴾[فصلت: ۳۹]. «و از نشانههای (قدرت) خدا این استکه بیگمان تو زمین را خشکیده میبینی، اما هنگامیکه آب را بر آن فرو فرستیم به جنبش درمیآید و آماسیده میگردد. بیگمان خدایی که این زمین را زنده میگرداند هم او مردگان را زنده میگرداند بیگمان او بر هر چیزی تواناست».
وقتی خداوند بیان کرد که با دشمنان انسی چگونه باید مقابله نمود و اینکه در مقابل بدی آنان باید نیکی کرد، نیز آنچه را به وسیله آن دشمن جنّی دور کرده میشود، بیان کرد. و آن پناه بردن به خدا از شر شیطان است. پس فرمود: ﴿وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ نَزۡغٞ﴾و هرگاه وسوسههای شیطان را در خود احساس نمودی و دریافتی که او دارد شرّ را برایت میآراید و تو را وسوسه میکند تا خیر را انجام ندهی و تو را بر ارتکاب برخی از گناهان تشویق میکند و از تو میخواهد تا از برخی از دستوراتش اطاعت کنی، ﴿فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِ﴾پس با نیازمندی از خدا بخواه تا تو را پناه دهد و از شرّ شیطان مصونت دارد. ﴿إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ﴾بیگمان او شنوای داناست. پس او سخن و تضرّع تو را میشنود و نیازمند بودن تو را میداند.
سپس خداوند متعال بیان کرد که ﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِ﴾از نشانههای او که بر کمال قدرت و نفوذ مشیت و گستردگی فرمانروایی و مهرورزیاش نسبت به بندگان دلالت میکند، و نشانگر این است که او یگانه است وشریکی ندارد، ﴿ٱلَّيۡلُ وَٱلنَّهَارُ﴾شب و روز است که در روز مردم از روشنایی بهرهمند میشوند و کار میکنند و در شب از تاریکی استفاده برده و استراحت میکنند. ﴿وَٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُ﴾و خورشید و ماه که زندگی بندگان و منافع جسمی آنان و حیواناتشان جز با این دو تامین نمیشود و منافع بیشمار دیگری را هم دارند. ﴿لَا تَسۡجُدُواْ لِلشَّمۡسِ وَلَا لِلۡقَمَرِ﴾برای خورشید و ماه سجده نکنید چون این دو آفریده شدهاند و مسخّر هستند و تحت تدبیر قرار دارند. ﴿وَٱسۡجُدُواْۤ لِلَّهِۤ ٱلَّذِي خَلَقَهُنَّ﴾و برای خدایی سجده کنید که اینها را آفریده است. یعنی تنها او را پرستش کنید چون او آفریننده بزرگ است، و عبادت دیگر مخلوقات را رها کنید هرچند که این مخلوقات جرم و حجم بزرگی داشته باشند و مصالح و منافع آنها زیاد باشد، چرا که این بزرگی و این منافع را از خود ندارند، بلکه آفرینندهشان اینها را عطا کرده است. ﴿إِن كُنتُمۡ إِيَّاهُ تَعۡبُدُونَ﴾اگر واقعا خدا را میپرستید، پس عبادت و طاعت را خاط او کنید و فقط او را عبادت نمایید.
﴿فَإِنِ ٱسۡتَكۡبَرُواْ﴾پس اگر خود را بزرگتر از آن دیدند که به عبادت پروردگار و پرستش او بپردازند، و تسلیم فرمان او نشدند، (بدانکه) آنان کوچکترین زیانی به خداوند نمیرسانند و خداوند از آنها بینیاز است و او بندگانی گرامی دارد که از فرمان او هرگز سرپیچی نمیکنند و هر آنچه فرمان یابند انجام میدهند. بنابراین فرمود: ﴿فَٱلَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ﴾آنان که نزد پروردگارت هستند که فرشتگان مقربند، ﴿يُسَبِّحُونَ لَهُۥ بِٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَهُمۡ لَا يَسَۡٔمُونَ﴾شب و روز او را تسبیح میگویند و از آنجا که قوی و نیرومند هستند و انگیزه شدیدی برای عبادت دارند، از پرستش پروردگارشان خسته نمیشوند.
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنَّكَ تَرَى ٱلۡأَرۡضَ خَٰشِعَةٗ﴾و از نشانههای قدرت خداوند که دالّ بر کمال قدرت اوست و نشانگر آن است که او به تنهایی فرمانروایی میکند این است که زمین را خشکیده و بیگیاه میبینی، ﴿فَإِذَآ أَنزَلۡنَا عَلَيۡهَا ٱلۡمَآءَ ٱهۡتَزَّتۡ﴾امّا هنگامیکه باران بر آن فرو فرستیم با روییدن گیاهان به جنبش در میآید و گیاهان زیبایی در آن میروید و بندگان و آبادیها به وسیله آن نجات مییابند. ﴿إِنَّ ٱلَّذِيٓ أَحۡيَاهَا لَمُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰٓ﴾بیگمان خداوند که زمین را پس از خشک شدنش زنده و خرم میگرداند همو مردگان را در روز رستاخیز از قبرهایشان بیرون میآورد و زنده میکند. ﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾و او بر هر چیزی تواناست. پس همانطور که او زنده کردن زمین پس از پژمرده شدنش ناتوان نیست، همچنین برای زنده کردن مردگان ناتوان نمیباشد.
آیهی ۴۲-۴۰:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُلۡحِدُونَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا لَا يَخۡفَوۡنَ عَلَيۡنَآۗ أَفَمَن يُلۡقَىٰ فِي ٱلنَّارِ خَيۡرٌ أَم مَّن يَأۡتِيٓ ءَامِنٗا يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ ٱعۡمَلُواْ مَا شِئۡتُمۡ إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ٤٠﴾[فصلت: ۴۰]. «بیگمان کسانیکه در آیات ما به کژی و باطل میگرایند بر ما پوشیده نخواهند بود. آیا کسیکه در آتش انداخته میشود بهتر است یا کسیکه در نهایت امنیّت و آسایش در روز قیامت (بهسوی حشر و حساب) میآید؟ هرچه میخواهید بکنید و او به آنچه میکنید بیناست».
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِٱلذِّكۡرِ لَمَّا جَآءَهُمۡۖ وَإِنَّهُۥ لَكِتَٰبٌ عَزِيزٞ٤١﴾[فصلت: ۴۱]. «بیگمان کسانیکه قرآن را ـ چون به آنان رسید ـ انکار کردند (به سبب کفرشان مجازات میگردند) و به راستی آن کتابی ارزشمند است».
﴿لَّا يَأۡتِيهِ ٱلۡبَٰطِلُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِۦۖ تَنزِيلٞ مِّنۡ حَكِيمٍ حَمِيدٖ٤٢﴾[فصلت: ۴۲]. «باطل از هیچ سمت وسو در آن راه نمییابد از (سوی) خداوند فرزانۀ ستوده فرو فرستاده شده است».
الحاد در آیات خدا یعنی تحریف کردن آن به هر صورتی که باشد، چه با انکار آیات و تکذیب پیامبر این تحریف صورت بگیرد، و چه معانی حقیقی و درست آن تحریف گردد، و معانی و مفاهیمی برای آن آورده شود که خداوند آنرا نخواسته است. خداوند کسی را که در آیات او الحاد میورزد تهدید کرده است که او بر خداوند پوشیده نخواهد بود، بلکه خداوند از ظاهر و باطن او آگاه است و او را به سبب الحادش و طبق عملی که کرده است مجازات خواهد کرد. بنابراین فرمود: ﴿أَفَمَن يُلۡقَىٰ فِي ٱلنَّارِ خَيۡرٌ أَم مَّن يَأۡتِيٓ ءَامِنٗا يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾آیا کسی که همانند ملحِدان آیات خدا در آتش انداخته میشود بهتر است یا کسی که در روز قیامت از عذاب الهی ایمن است سزاوار پاداش اوست؟ معلوم است که این یکی بهتر است. وقتی حق از باطل روشن شد و راهی که از عذاب خدا نجات میدهد از راهی که هلاک کننده است مشخص گردید. خداوند فرمود: ﴿ٱعۡمَلُواْ مَا شِئۡتُمۡ﴾هرچه میخواهید بکنید، اگر میخواهید راه هدایت را که به رضایت پروردگارتان و بهشت او منتهی میشود در پیش بگیرید، و اگر میخواهید راه گمراهی را در پیش بگیرید که پروردگارتان را ناخشنود میکند و انسان را به سرای بدبختی میرساند. ﴿إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ﴾بیگمان او به آنچه میکنید بیناست، و شما را برحسب اموال و اعمالتان سزا و جزا خواهد داد. همچنان که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾[الکهف: ۲۹]. «و بگو: حق از جانب پروردگارتان است، هرکس میخواهد ایمان بیاورد و هرکس میخواهد کفر بورزد». سپس خداوند متعال فرمود ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِٱلذِّكۡرِ﴾بیگمان کسانی که قرآن کریم را انکار میکنند که همه منافع دینی و دنیوی و اخروی بندگان در آن بیان شده است، و هرکس از آن پیروی نماید ارزش و جایگاهش را بالا میبرد، ﴿لَمَّا جَآءَهُمۡ﴾به هنگامیکه به ایشان میرسد. یعنی هنگامیکه این نعمت بزرگ از سوی پروردگارشان و توسط بهترین و کاملترین انسان بدیشان میرسد، ﴿وَإِنَّهُۥ لَكِتَٰبٌ عَزِيزٞ﴾درحالیکه این قرآن کتابی گرانقدر است و همه صفتهای کمال را در بردارد، اگر کسی بخواهد آن را تحریف کند یا به آن قصد سوء نماید هرگز نخواهد توانست چنین کند، بنابراین فرمود: ﴿لَّا يَأۡتِيهِ ٱلۡبَٰطِلُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَلَا مِنۡ خَلۡفِهِ﴾باطل از هیچ سمت و سویی به آن راه نمییابد. یعنی هیچ شیطانی از شیطانهای انسی و جنّی نمیتواند به آن نزدیک گردد، و نمیتواند از آن چیزی بدزدد یا چیزی به آن اضافه کند که از آن نیست. قرآن محفوظ است، کلمات و معانی آن محفوظ هستند و کسیکه آن را نازل کرده حفاظت آن را به عهده گرفته است. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّكۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ٩﴾[الحجر: ۹]. «همانا ما قرآن را فرو فرستاده ایم و بیگمان ما حافظ آن میباشیم». ﴿تَنزِيلٞ مِّنۡ حَكِيمٍ حَمِيدٖ﴾از جانب خداوندی نازل شده است که در آفرینش و اوامرش حکیم است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد و ستوده است، چون دارای صفا ت و کمال میباشد و دارای عدل و فضل است. پس این قرآن از جانب او فرو فرستاده شده است، بنابراین، مشتمل بر کمال حکمت اوست، و آدمی با چنگ زدن به آن هر منافعی را به دست آورده و هر مفاسدی را از خود دور میکند و او بر این امر ستایش میگردد.
آیهی ۴۳:
﴿مَّا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدۡ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبۡلِكَۚ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغۡفِرَةٖ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٖ٤٣﴾[فصلت: ۴۳]. «به تو چیزی گفته نمیشود جز آنچه به پیامبران پیش از تو گفته شده است، بیگمات پروردگارت همآمرزش و همکیفری دردناک دارد».
﴿مَّا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدۡ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبۡلِكَ﴾ای پیامبر! سخنانی که تکذیب کنندگان و محالفانت به تو میگویند از نوع همان سخنانی است که به پیامبران پیش از تو گفته شده است. بلکه گاهی مخالفان همه یک سخن را میگویند. برای نمونه همهی امّتهای تکذیب کننده، از این که پیامبران به یگانه پرستی فرا میخواندند تعجّب میکردند و این را با هر راهی که میتوانستند رد میکردند. و اینکه میگفتند: ﴿مَآ أَنتُمۡ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُنَا﴾[یس: ۱۵]. «شما جز انسانهایی همانند ما نیستند». و اینکه به پیامبران معجزاتی را پیشنهاد میکردند که آوردن و ارائه نمودن آن معجزات بر پیامبران لازم نیست، و امثال این. پس، از آنجا که دلهایشان در کفر ورزیدن تشابه پیدا کرد، گفتههایشان نیز همگون شد. پیامبران در برابر اذیت و آزار و تکذیبشان صبر کردند، پس تو هم به شکیبایی کن همانطور که پیامبرانی که پیش از تو بودند شکیبایی ورزیدند.
سپس آنها را به توبه کردن و فراهم آوردن اسباب آمرزش فراخواند و آنانرا از ادامه دادن گمراهی برحذر داشت و فرمود: ﴿إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغۡفِرَةٖ﴾بیگمان پروردگارت دارای آمرزش بزرگی است و همه گناهان کسی را که دست کشیده و بازگشته است، میآمرزد. ﴿وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٖ﴾و دارای عذابی دردناک است برای کسی که بر گناه اصرار ورزد و در برابر برگشتن به سوی خدا استکبار ورزد.
آیه ۴۴:
﴿وَلَوۡ جَعَلۡنَٰهُ قُرۡءَانًا أَعۡجَمِيّٗا لَّقَالُواْ لَوۡلَا فُصِّلَتۡ ءَايَٰتُهُۥٓۖ ءَا۬عۡجَمِيّٞ وَعَرَبِيّٞۗ قُلۡ هُوَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ هُدٗى وَشِفَآءٞۚ وَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ فِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٞ وَهُوَ عَلَيۡهِمۡ عَمًىۚ أُوْلَٰٓئِكَ يُنَادَوۡنَ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ٤٤﴾[فصلت: ۴۴]. «و اگر آنرا قرآنی به غیر زبان عربی قرار میدادیم حتماً میگفتند: چرا آیههایش تفصیل (و روشن) نشدهاند؟ آیا (قرآن) به زبان غیر عربی (نازل میشود) و (پیامبر یک مرد) عربی (میباشد)؟ بگو: قرآن برای مؤمنان مایۀ راهنمایی و بهبودی است و کسانیکه ایمان نمیآورند در گوشهایشان سنگینی است و آن (قرآن) بر آنان مایۀ بیبصیرتی است. اینان از دور ندا داده میشوند».
خداوند متعال از فضل و کرم خویش خبر میدهد که کتابی به زبان عربی بر پیامبر عربی و به زبان قومش نازل کرده است تا پیامبر برایشان بیان کند. و این باعث میشود تا آنها بیشتر به آن تّوجه نمایند و آن را فراگیرند وتسلیم آن شوند. و اگر قرآن به زبان غیرعربی نازل میشد تکذیب کنندگان اعتراض میکردند و میگفتند: ﴿لَوۡلَا فُصِّلَتۡ ءَايَٰتُهُ﴾چرا آیات آن تبیین نشده و توضیح داده نشده است؟ ﴿ءَا۬عۡجَمِيّٞ وَعَرَبِيّٞ﴾چگونه محمّد عرب است (و) کتاب او به زبان غیرعربی است؟ این (با عقل) جور در نمیآید. پس خداوند هر چیزی را که در آن کوچکترین شبههای برای اهل باطل درباره کتابش ایجاد کند دور نموده و نفی کرده و قرآن را به همه آن صفاتی متصف نموده است که ایجاب میکند آنها تسلیم فرمان آن شوند. ولی مومنان توفیق یافتند و از قرآن بهرهمند شدند و مقامشان بالا رفت. اما دیگران وضعیتی متفاوت دارند. بنابراین فرمود: ﴿قُلۡ هُوَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ هُدٗى وَشِفَآءٞ﴾بگو: قرآن برای مومنان مایه هدایت و بهبودی است و آنها را به راه درست و صراط مستقیم راهنمایی میکند. به آنها دانشهای مفیدی میآموزد که به وسیله آن هدایت کامل به دست میآید. نیز بیماریهای جسمی و قلبی را شفا میدهد، چون قرآن از کردارها و رفتارهای زشت نهی میکند و آدمی را به توبه واقعی که گناهان را میزداید و دلها را شفا میدهد تشویق مینماید. ﴿وَٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ فِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَقۡرٞ﴾و کسانیکه به قرآن ایمان نمیآورند در گوشهایشان سنگینی و کری است، به گونهای که آنرا نمیشنوند و از آن روی میگردانند. ﴿وَهُوَ عَلَيۡهِمۡ عَمًى﴾و مایۀ کوری چشمان آنان است. یعنی به وسیلۀ آن راه هدایت را نمیبینند و با آن راهیاب نمیگردند و چیزی جز گمراهی به آنها نمیافزاید، چون آنها حق را نپذیرفتند، پس کوری بر کوریشان و گمراهی بر گمراهیشان افزوده گردید. ﴿أُوْلَٰٓئِكَ يُنَادَوۡنَ مِن مَّكَانِۢ بَعِيدٖ﴾اینان بهسوی ایما فرا خوانده میشوند امّا اجابت نمیکنند، همانند کسی که از دور صدا زده میشود ولی صدای ندا دهنده را نمیشنود و پاسخ صدا زننده را نمیدهد. منظور این است کسانی که به قرآن ایمان نمیآورند از هدایت و رهنمود آن بهرهمند نمیشوند و به وسیله نور آن چیزی را نمیبینند و هیچ خیری را از آن به دست نمیآورند، چون آنان درهای هدایت را به سبب رویگردانی و کفرورزیشان به روی خود بستهاند.
آیهی ۴۶-۴۵:
﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ فَٱخۡتُلِفَ فِيهِۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡۚ وَإِنَّهُمۡ لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُ مُرِيبٖ٤٥﴾[فصلت: ۴۵]. «و بهراستی به موسی کتاب (آسمانی) دادیم آنگاه در آن اختلاف شد، و اگر سخن پروردگارت از پیش بر این نرفته بود همانا درمیان ایشان داوری میگردید و آنان از آن (قرآن) در شکی قوی هستند».
﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَاۗ وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ٤٦﴾[فصلت: ۴۶]. «هرکس کار نیکی انجام دهد به سود خود اوست و هرکس کار بدی بکند به زیان خود میکند و پروردگارت در حق بندگان ستمکار نیست».
خداوند متعال میفرماید: ﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا مُوسَى ٱلۡكِتَٰبَ﴾و به راستی به موسی کتاب آسمانی دادیم همانطور که به تو کتاب آسمانی دادهایم، و مردم آنچه را با تو کردند با او نیز کردند، در کتاب اختلاف کردند، و برخی به آن ایمان آورده و هدایت یافتند و از آن بهرهمند شدند و برخی نیز آنرا تکذیب کردند و از آن استفاده نبردند. و اگر بردباری خدا نبود و حکم او از پیش بر این نرفته بود که عذاب را تا مدتّی معین به تاخیر اندازد و از آن مّدت پس و پیش نشود، ﴿لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡ﴾به محض اینکه میان مومنان و کافران جدایی انداخته شود، میان آنان داوری میکرد مبنی بر هلاک شدن فوری کافران، چون سبب هلاکت بر آنها واجب است و قطعی گردیده بود. ﴿وَإِنَّهُمۡ لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُ مُرِيبٖ﴾و شک و تردید، آنها را به شدت پریشان و مضطرب کرده بود بنابراین آن را تکذیب کرده و انکار نمودند.
﴿مَّنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِ﴾هرکس کار شایستهای بکند به سود خود اوست و پاداش و فایده کار نیک در دنیا و آخرت به خود او میرسد. کار شایسته هر آن کاری است که خدا و پیامبرش به انجام آن فرمان دادهاند. ﴿وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾و هرکس کار بدی بکند به زیان خود اوست و زیان و کیفر آن کار در دنیا و آخرت به او میرسد. در اینجا آدمی به انجام کار خیر و ترک نمودن کار بد تشویق شده است، و بیان شده که عاملان و انجام دهندگان از کارهای نیک خود بهره میبرند و هرکس که کار بد انجام دهد زیانمند میشود و هیچکس بار گناه دیگری را به دوش نمیگیرد. ﴿وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾و پروردگارت هیچ ستمی به بندگان نمیکند به گونهای که گناهان بیشتری را بر دوش آنان بگذارد.
آیهی ۴۸-۴۷:
﴿إِلَيۡهِ يُرَدُّ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِۚ وَمَا تَخۡرُجُ مِن ثَمَرَٰتٖ مِّنۡ أَكۡمَامِهَا وَمَا تَحۡمِلُ مِنۡ أُنثَىٰ وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلۡمِهِۦۚ وَيَوۡمَ يُنَادِيهِمۡ أَيۡنَ شُرَكَآءِي قَالُوٓاْ ءَاذَنَّٰكَ مَامِنَّا مِن شَهِيدٖ٤٧﴾[فصلت: ۴۷]. «آگاهی از وقوع (زمان) قیامت به خدا باز میگردد، و هیچ میوهای از غلاف خود بیرون نمیآید و هیچ مادّهای باردار نمیگردد و وضع حمل نمیکند مگر با علم و اطلاع او، و روزیکه آنانرا ندا میدهد: شرکا(ییکه برای) من (میپنداشتید) کجایند؟ میگویند: به تو خبر دادیم که از ما کسی گواهی نمیدهد».
﴿وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَدۡعُونَ مِن قَبۡلُۖ وَظَنُّواْ مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٖ٤٨﴾[فصلت: ۴۸]. «و آنچه را که از پیش به نیایش میخواندند از دیدشان ناپدید میشود و یقین پیدا میکنند که هیچ راه رهایی ندارند».
در اینجا از گستردگی علم و آگاهی خداوند و مختص بودن علم قیامت به او خبر داده شده است و اینکه کسی از آن آگاه نیست. پس فرمود: ﴿إِلَيۡهِ يُرَدُّ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِ﴾تمامی مخلوقات آگاهی از وقوع زمان قیامت را به خدا باز میگردانند و همه به ناتوانی و عدم آگاهی خویش از آن اعتراف مینمایند، پیامبران و فرشتگان و دیگران. ﴿وَمَا تَخۡرُجُ مِن ثَمَرَٰتٖ مِّنۡ أَكۡمَامِهَا﴾و هیچ میوهای از غلاف خود بیرون نمیآید و این میوه همه درختانی را که در شهرها و بیابانیها هستند شامل میشود. پس میوه هیچ درختی از غلافش بیرون نمیآید مگر اینکه خداوند آنرا کاملا و به طور مشروح میداند. ﴿وَمَا تَحۡمِلُ مِنۡ أُنثَىٰ﴾و هیچ مادّهای از انسان و دیگر حیوانات بازدار نمیگردد، ﴿وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلۡمِهِ﴾و وضع حمل نمیکند مگر با علم و اطلاع او. پس چگونه مشرکان چیزهایی را با خداوند برابر نمودهاند که هیچ علم و آگاهی و شنوایی و بینایی ندارند؟! ﴿وَيَوۡمَ يُنَادِيهِمۡ أَيۡنَ شُرَكَآءِي﴾و در روز قیامت خداوند کسانی را که انبازهایی شریک او ساختهاند سرزنش و توبیخ نموده و برای اینکه دروغشان آشکار گردد آنانرا صدا میزند (و میفرماید:) کجایند شریکانی که شما گمان بردید شریکان من هستند و آنها را پرستش نمودید و بر این امر مجادله ورزیدید و به خاطر آنها با پیامبران دشمنی نمودید؟! ﴿قَالُوٓاْ ءَاذَنَّٰكَ مَامِنَّا مِن شَهِيدٖ﴾و درحالیکه به باطل بودن آنها و مشارکتشان با خدا اقرار مینمایند، میگویند: پروردگارا! ما تو را خبر دادیم، و گواه باش که هیچکس از ما به صحت و درستی معبود بودن و شریک بودن آنها گواهی نمیدهد. پس همه ما اکنون به باطل بودن عبادت آنها اذعان کرده و از آنها بیزاری جستهایم. بنابراین فرمود: ﴿وَضَلَّ عَنۡهُم مَّا كَانُواْ يَدۡعُونَ مِن قَبۡلُ﴾و آنچه را که به جای خداوند به فریاد میخواندند و میپرستیدند از دیدشان ناپدید میشود. یعنی عقاید و اعمالشان که عمری را در پرستش غیرخداوند گذرانده و گمان بردند به آنها فایده میرساند و عذاب را از آنها دور مینماید و برایشان نزد خدا شفاعت میکند، از دست میدهند و اثری از آن میبینند. پس تلاش آنها ناکام گردد و گمانشان پوچ شود و شریکانی که برای خدا مقّرر میکردند برایشان کاری نمیکنند. ﴿وَظَنُّواْ مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٖ﴾و در این حالت یقین پیدا میکنند که آنها هیچ راه نجات و هیچ فریادرس و پناهگاهی ندارند. پس این عاقبت و سرانجام کسی است که غیر خدا را شریک خداوند نموده است، و خداوند سرانجام آنها را برای بندگانش بیان نموده تا از شرک بپرهیزند.
آیهی ۵۱-۴۹:
﴿لَّا يَسَۡٔمُ ٱلۡإِنسَٰنُ مِن دُعَآءِ ٱلۡخَيۡرِ وَإِن مَّسَّهُ ٱلشَّرُّ فَئَُوسٞ قَنُوطٞ٤٩﴾[فصلت: ۴۹]. «انسان از طلب خیر خسته نمیشودد، و اگر گزندی به او برسد مأیوس و ناامید است».
﴿وَلَئِنۡ أَذَقۡنَٰهُ رَحۡمَةٗ مِّنَّا مِنۢ بَعۡدِ ضَرَّآءَ مَسَّتۡهُ لَيَقُولَنَّ هَٰذَا لِي وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةٗ وَلَئِن رُّجِعۡتُ إِلَىٰ رَبِّيٓ إِنَّ لِي عِندَهُۥ لَلۡحُسۡنَىٰۚ فَلَنُنَبِّئَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِمَا عَمِلُواْ وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنۡ عَذَابٍ غَلِيظٖ٥٠﴾[فصلت: ۵۰]. «و اگر پس از رنجی که به او رسیده است از سوی خود رحمتی به او بچشانیم قطعاً خواهد گفت: این حق من است و گمان نمیبرم قیامت برپا شود و اگر (به فرض اینکه) بهسوی پروردگارم بازگردانده شوم، حتماً در پیشگاه او دارای مقام و منزلت خوبی هستم. پس بیگمان کافران را به آنچه کردهاند خبر خواهیم داد و حتماً عذاب سخت و زیادی را به ایشان میچشانیم».
﴿وَإِذَآ أَنۡعَمۡنَا عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ أَعۡرَضَ وَنََٔابِجَانِبِهِۦ وَإِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ فَذُو دُعَآءٍ عَرِيضٖ٥١﴾[فصلت: ۵۱]. «هنگامیکه ما به انسان نعمت دهیم رویگردان میشود و تکبّر میورزد و هرگاه رنج و بلایی به او برسد بسیار دعا میکند».
در اینجا از طبیعت انسان خبر میدهد که نه بر خیر صبر دارد و نه بر شر، مگر کسی که خداوند او را از این حالت بیرون برده و به حالت کمال رسانده باشد. پس فرمود: ﴿لَّا يَسَۡٔمُ ٱلۡإِنسَٰنُ مِن دُعَآءِ ٱلۡخَيۡرِ وَإِن﴾انسان از دعا کردن به درگاه خداوند و خواستن موفقّیت و دارایی و فرزند و دیگر خواستههای دنیا خسته نمیشود و همواره از خدا میطلبد، به گونهای که نه به کم قانع میشود و نه به زیاد، و اگر دنیا را نیز به دست آوَرَد همواره بیشتر میطلبد. ﴿وَإِن مَّسَّهُ ٱلشَّرُّ فَئَُوسٞ قَنُوطٞ﴾و اگر امر ناخوشایندی چون بیماری و فقر و انواع مصیبتها به او برسد از رحمت خداوند نا امید میگردد و گمان میبرد که این بلا او را هلاک و نابود خواهد کرد. و به خاطر اینکه کارها برخلا آنچه که دوست دارد پیش میروند، مضطرب و نگران میشود. مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند، که اینان هرگاه به ایشان خیر و نعمت و امر دوست داشتنی برسد شکر خداوند را به جای میآورند، و میترسند که مبادا نعمتهایی که خداوند به آنها داده، استدراج و مهلت دادن باشد. و اگر مصیبت و گزندی به جان و مال و فرزندانشان برسد صبر میکنند و از فضل پروردگارشان مایوس نمیشوند.
سپس خداوند متعال فرمود: ﴿وَلَئِنۡ أَذَقۡنَٰهُ رَحۡمَةٗ مِّنَّا﴾و انسانی که از طلب خیر خسته نمیشود، اگر گزند و بلایی به او برسد نا امی میگردد، و اگر بعد از آن گزند و بلا رحمتی به او بچشانیم و اگر بعد از آن گزند و بلا رحمتی به او بچشانیم به این صورت که خداوند بیماریاش را شفا بدهد یا فقر او را برطرف کند و توانگرش نماید شکر خدا را به جای نمیآورد، بلکه تعّدی و سرکشی میکند و میگوید: ﴿هَٰذَا لِي﴾این نعمت که به من رسیده بدان خاطر است که من سزاوار آن هستم. ﴿وَمَآ أَظُنُّ ٱلسَّاعَةَ قَآئِمَةٗ﴾و گمان نمیبرم قیامت برپا شود. و او با این سخنان، رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ را انکار میکند و نعمت و رحمت خدا را که خداوند به او داده است سپاس نمیگزارد. ﴿وَلَئِن رُّجِعۡتُ إِلَىٰ رَبِّيٓ إِنَّ لِي عِندَهُۥ لَلۡحُسۡنَىٰ﴾و به فرض این که قیامت بیاید و من به نزد پروردگارم بازگردم همانا نزد او جایگاه خوبی خواهم داشت. پس همانطور که در دنیا از نعمت بهرهمند بودهام، در آخرت نیز از نعمت بهرهمند خواهم بود. و این از بزرگترین جسارت در حق خدا، و نسبت دادن چیزهایی به اوست که هیچ آگاهی نسبت به آن ندارد. بنابراین خداوند و او را تهدید کرد و فرمود: ﴿فَلَنُنَبِّئَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِمَا عَمِلُواْ وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنۡ عَذَابٍ غَلِيظٖ﴾بیگمان کافران را به آنچه کردهاند خبر خواهیم داد و حتما عذاب سخت و زیادی را به ایشان میچشانیم. ﴿وَإِذَآ أَنۡعَمۡنَا عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ أَعۡرَضَ وَنََٔابِجَانِبِهِ﴾و هنگامیکه ما به انسان نعمت دهیم از قبیل سلامتی یا روزی و غیره از پروردگارش و شکرگزاری برای او روی گردان میشود و با خودپسندی و تکبّر شانهها را بالا میزند. ﴿وَإِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ فَذُو دُعَآءٍ عَرِيضٖ﴾و هرگاه رنج و بلایی به او برسد و بیماری یا فقر یا بلایی به او دست دهد به خاطر بیصبریاش بسیار دعا میکند.پس نه در سختیها صبر و شکیبایی دارد و نه در راحتی و آسایش شکر میگزارد. به جز کسی که خداوند او را هدایت کرده و بر او منّت نهاده است.
آیهی ۵۴-۵۲:
﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كَانَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ ثُمَّ كَفَرۡتُم بِهِۦ مَنۡ أَضَلُّ مِمَّنۡ هُوَ فِي شِقَاقِۢ بَعِيدٖ٥٢﴾[فصلت: ۵۲]. «(ای پیامبران) بگو: به من خبر دهید اگر این (قرآن) از سوی خداوند آمده باشد و آنگاه شما به آن ایمان نداشته باشید چه کسی گمراهتر خواهد بود از آن کسیکه سخت (با حق) در مبارزه و مقابله باشد».
﴿سَنُرِيهِمۡ ءَايَٰتِنَا فِي ٱلۡأٓفَاقِ وَفِيٓ أَنفُسِهِمۡ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّۗ أَوَ لَمۡ يَكۡفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ٥٣﴾[فصلت: ۵۳]. «به زودی نشانههای خود را در کرانههای عالم و (هم) در نفس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای ایشان روشن شود که آن حق است. آیا کافی نیست اینکه پروردگارت بر هر چیزی حاضر و گواه است»؟.
﴿أَلَآ إِنَّهُمۡ فِي مِرۡيَةٖ مِّن لِّقَآءِ رَبِّهِمۡۗ أَلَآ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءٖ مُّحِيطُۢ٥٤﴾[فصلت: ۵۴]. «آگاه باشید که آنان دربارۀ ملاقات پروردگارشان در شک و تردیدند! هان بدانید که او (خدا) به همه چیز احاطه دارد».
﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كَانَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ﴾ای پیامبر! به کسانی که قرآن را تکذیب میکنند و به سوی ناسپاسی و کفر میشتابند بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از سوی خداوند آمده باشد و در آن هیچ شک و تردیدی وجود نداشته باشد، ﴿ثُمَّ كَفَرۡتُم بِهِۦ مَنۡ أَضَلُّ مِمَّنۡ هُوَ فِي شِقَاقِۢ بَعِيدٖ﴾آنگاه شما به آن کفر ورزید چه کسی گمراهتر خواهد بود از کسی که همواره با آن در ستیز و مبارزه است؟ یعنی به خاطر مخالفت با خدا و پیامبرش همواره در ستیز قرار دارد. چون حق و راه درست برایتان روشن گردیده است، امّا از آن منحرف میشوید و بهسوی حق نمیروید، بلکه راه باطل و جهالت را در پیش میگیرید. پس شما گمراهترین و ستمکارترین مردم هستید.
اگر در درستی و حقیقت آن شک دارید خداوند دلایل و نشانههایش را به شما ارائه میدهد. خداوند متعال فرمود: ﴿سَنُرِيهِمۡ ءَايَٰتِنَا فِي ٱلۡأٓفَاقِ﴾ما نشانههای خود را در کرانههای عالم به آنها نشان خواهیم داد مانند نشانههایی که در آسمان و زمین است و حوادث بزرگی که خداوند پدید میآورد و برای صاحب بصیرت نشانه حق است و بر حق دلالت مینماید. ﴿وَفِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾و آیات خود را در خودشان به آنان مینمایانیم که جسمهایشان مشتمل بر نشانهها و صنعت شگفتانگیز خداست و قدرت آشکار او در آن مشاهده میگردد. نیز آیات خود را مبنی بر نازل شدن عقوبات و بلاهای سنگینی بر تکذیب کنندگان و آیات دالّ بر یاری مومنان نشان میدهیم. ﴿حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمۡ أَنَّهُ ٱلۡحَقُّ﴾تا از روی این آیات برای ایشان روشن و آشکار گردد که آن حق است و آنچه در بردارد حق میباشد و هیچ شک و تردیدی را نمیپذیرد.
خداوند نشانههایی را به بندگانش نشان داده که به وسیله آن حق روشن شده است و خداوند هرکس را که بخواهد توفیق میدهد تا ایمان بیاورد و هرکس را که بخواهد خوار میگرداند. ﴿أَوَ لَمۡ يَكۡفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾و آیا برای حقّانیت قرآن و راستگو بودن کسیکه آنرا آورده این کافی نیست که خداوند بر این امر گواهی دهد؟! خداوند که راستگوترین شاهد است به صورت قولی بر راستگو بودن و این کمک نمودن متضمن آن شهادت قولی است و صحت آنرا برای کسانیکه در آن شک و تردید دارند اثبات مینماید.
﴿أَلَآ إِنَّهُمۡ فِي مِرۡيَةٖ مِّن لِّقَآءِ رَبِّهِمۡ﴾هان بدانید که آنان در مورد رستاخیز و قیامت شک دارند و آنها فکر میکنند جهان فقط همین دنیاست و دنیایی دیگر وجود ندارد، بنابراین، برای آخرت نکوشیده و به آن توجه ننمودهاند. ﴿أَلَآ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءٖ مُّحِيطُۢ﴾هان بدانید که علم و قدرت و توانایی او همه چیز را در بر گرفته است!.
پایان تفسیر سورهی فصلت
مکی و ۵۳ آیه است.
آیهی ۹-۱:
﴿حمٓ١﴾[الشورى: ۱]. «حا، میم».
﴿عٓسٓقٓ٢﴾[الشورى: ۲]. «عین. سین. قاف».
﴿كَذَٰلِكَ يُوحِيٓ إِلَيۡكَ وَإِلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِكَ ٱللَّهُ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٣﴾[الشورى: ۳]. «اینگونه (خداوند) به تو و به کسانیکه پیش از تو بودهاند وحی میکند. خداوند پیروزمند فرزانه است».
﴿لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡعَظِيمُ٤﴾[الشورى: ۴]. «آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است زا آن اوست و او والا و بزرگ است».
﴿تَكَادُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ يَتَفَطَّرۡنَ مِن فَوۡقِهِنَّۚ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ رَبِّهِمۡ وَيَسۡتَغۡفِرُونَ لِمَن فِي ٱلۡأَرۡضِۗ أَلَآ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ٥﴾[الشورى: ۵]. «نزدیک است که آسمانها از بالایشان در هم بشکافند، و فرشتگان با ستایش پروردگارشان تسبیح میگویند و برای کسانیکه در زمین هستند درخواست آمرزش میکنند. بدانکه خداوند آمرزگار مهربان است».
﴿وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ ٱللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيۡهِمۡ وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِوَكِيلٖ٦﴾[الشورى: ۶]. «و کسانیکه جز خدا برای خود دوستان و یاورانی برگرفتهاند خداوند مراقب ایشان است و تو مسئول آنان نیستی».
﴿وَكَذَٰلِكَ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ قُرۡءَانًا عَرَبِيّٗا لِّتُنذِرَ أُمَّ ٱلۡقُرَىٰ وَمَنۡ حَوۡلَهَا وَتُنذِرَ يَوۡمَ ٱلۡجَمۡعِ لَا رَيۡبَ فِيهِۚ فَرِيقٞ فِي ٱلۡجَنَّةِ وَفَرِيقٞ فِي ٱلسَّعِيرِ٧﴾[الشورى: ۷]. «و اینچنین قرآنی عربی به تو وحی کردیم تا مردم أم القری ( مکّۀ مکرّمه) و کسانی را که دوروبر آن هستند بترسانی و (آنانرا) از روز گردهم آیی (روز قیامت) که شکّی در آن نیست برحذر داری. گروهی در بهشت و گروهی در دوزخ خواهند بود».
﴿وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَهُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ وَلَٰكِن يُدۡخِلُ مَن يَشَآءُ فِي رَحۡمَتِهِۦۚ وَٱلظَّٰلِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٍ٨﴾[الشورى: ۸]. «و اگر خدا میخواست آنانرا یک امّت میساخت امّا خدا هرکه را بخواهد به رحمت خویش درخوهد آورد و ستمکاران هیچ دوست و یاوری ندارند».
﴿أَمِ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَۖ فَٱللَّهُ هُوَ ٱلۡوَلِيُّ وَهُوَ يُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٩﴾[الشورى: ۹]. «آیا جز او را به سرپرستی گرفتهاند حال آنکه فقط خداوند کارساز است و او مردگان را زنده میگرداند و او بر همه چیز تواناست»؟.
خداوند متعال خبر میدهد که این قرآن بزرگ را به پیامبر بزرگوار وحی کرده، همانطور که به پیامبران پیش از او نیز وحی نموده است. در اینجا خداوند فضل و لطف خویش را بیان نموده که او کتابها را نازل کرده و پیامبران را فرستاده است و محمّدصپیامبر جدیدی نیست که قبل از او هیچ پیامبری نیامده باشد. و باید دانست که راه او همان راه پیامبران پیش از اوست و حالت او با حالات آنها مشابهت و تناسب دارد. و آنچه آورده است با آنچه آنها آوردهاند مشابه میباشد، چون همه حق و راست هستند. و این قرآن را ذاتی نازل کرده که خداوند و معبود است و دارای قدرت بزرگ و حکمت فراوان میباشد. و همه جهان بالا و پایین تحت فرمانروایی و تدبیرِ تقدیری و تشریعی او میباشند.
﴿وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡعَظِيمُ﴾ذات و قدر و جایگاه و چیرگی خداوند والا است و او بزرگوار میباشد. از عظمت او این است که ﴿تَكَادُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ يَتَفَطَّرۡنَ مِن فَوۡقِهِنَّ﴾نزدیک است آسمانها با وجود بزرگیشان و این که جماد هستند از بالا درهم بشکنند، ﴿وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمۡدِ﴾و فرشتگان بزرگوار و مقّرب در برابر عظمت او فروتن هستند و به ربوبّیت او اذعان دارند و در برابر قدرت او خاضعاند. و پروردگارشان را ستایش و تسبیح میگویند و او را تعظیم مینمایند و به هر صفت کمال توصیف میکنند. ﴿وَيَسۡتَغۡفِرُونَ لِمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾و به خاطر آنچه که از ساکنان زمین سر میزند و شایسته عظمت و بزرگی پروردگارشان نیست برای آنان آمرزش میطلبند. با این که خداوند متعال ﴿هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴾آمرزنده و مهربان است و اگر آمرزش و رحمت او نبود، فورا خلق را با کیفر خود ریشهکن و نابود میکرد.
توصیف خداوند به این صفات ـ بعد از آنکه بیان کرد به همه پیامبران و به محّمد صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین به طور ویژه وحی کرده است ـ اشاره به این است که در این قرآن دلایل و آیات و حجّتهایی وجود دارد که بر کمال خداوند آفریننده دلالت مینماید، و بر این مطلب دلالت دارد که خداوند به این نامهای بزرگ متصف است، نامهایی که باعث میشوند دلها از معرفت و محّبت و تعظیم و بزرگداشت خداوند لبریز و سرشار گردند و تمام عبودیت و بندگی ظاهری و باطنی برای او صورت گیرد. نیز این براهین و آیات دلالت میکنند بر اینکه یکی از بزرگ ترین ستمها و زشتترین گفتهها، برگرفتن معبودها و انبازهایی جز خداست، معبودهایی که هیچ سود و زیانی در دست آنها نیست، بلکه آنها خودشان مخلوق هستند و در همه حالات خود به خدا نیازمندند. بنابراین به دنبال آیه گذشته فرمود: ﴿وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ﴾و کسانی که جز خدا برای خود دوستان و یاورانی برگرفتهاند و با پرستش و طاعت، به آنها دوستی و ابراز محبّت مینمایند، آنگونه که خدا را عبادت میکنند، اینها باطل را برگرفتهاند و در حقیقت آنان یاوران و دوستان ایشان نیستند. ﴿ٱللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيۡهِمۡ﴾بلکه خداوند مراقب ایشان است و اعمالشان را ثبت و ضبط مینماید و در برابر کارهای خوب و بدشان آنان را مجازات خواهد کرد.
﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِوَكِيلٖ﴾و تو مسئول آنها نیستی و از تو درباره اعمال آنها پرسیده نمیشود، بلکه تو فقط رساننده هستی و وظیفهات را انجام دادهای.
سپس خداوند متعال منّت خویش را بر پیامبر و بر مردم بیان کرد که ﴿قُرۡءَانًا عَرَبِيّٗا﴾قرآنی عربی را که الفاظ و معانی آن روشن هستند نازل فرموده، ﴿لِّتُنذِرَ أُمَّ ٱلۡقُرَىٰ وَمَنۡ حَوۡلَهَا﴾تا مردم مکه و کسانی از ساکنان آبادیهای بیرون مکه را بترسانی. سپس این بیم دادن را به سایر مردم جهان برساند. ﴿وَتُنذِرَ يَوۡمَ ٱلۡجَمۡعِ﴾و مردم را از روز گردهم آیی یعنی قیامت، که خداوند همه مردمان را از اوّل تا آخر در آن جمع میکند، بترسانی. و به آنها خبر میدهی که ﴿لَا رَيۡبَ فِيهِ﴾شکی در آمدن قیامت نیست. و مردم در آن روز به دو گروه تقسیم میشوند: ﴿فَرِيقٞ فِي ٱلۡجَنَّةِ﴾گروهی در بهشت خواهند بود و آنها کسانی هستند که به خدا ایمان آورده و پیامبران را تصدیق کردهاند. ﴿وَفَرِيقٞ فِي ٱلسَّعِيرِ﴾و گروهی در دوزخ خواهند بود و آنان انواع کافران تکذیب کنند میباشند.
﴿وَلَوۡ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَهُمۡ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ﴾با وجود این اگر خداوند میخواست همه مردم را یک امّتِ بر هدایت قرار میداد، چون او تواناست و هیچ چیزی از اراده وی سرپیچی نمیکند. ولی خداوند خواست هرکس را از بندگان برگزیدهاش که بخواهد به رحمت خویش داخل گرداند. امّا ستمگران صلّاحیت برخورداری از خیر و خوبی را ندارند و آنها از رحمت خدا محروم هستند. ﴿مَا لَهُم مِّن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٍ﴾پس غیر از خداوند دیگر دوست و یاوری ندارند که آنها را سرپرستی نماید تا به آنچه که خوب و دوست داشتنی است دست یابند و از آنچه که خوشایند است در امان بمانند.
کسانی که ﴿أَمِ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ﴾جز خدا چیزهایی را به دوستی گرفته و با پرستش آنها، آنان را یاور و سرپرست خود قرار دادهاند مرتکب زشت ترین اشتباه شدهاند. زیرا تنها خداوند کارساز است و بندگانش باید با پرستش و طاعتش و نزدیکی جستن به او با انواع تقرّبات ممکن او را به یاوری و دوستی بگیرند، چرا که فقط او به تدبیر بندگانش میپردازد، و به طور ویژه بندگان مومن خود را از تاریکیها به سوی نور هدایت میکند و به لطف خود آنان را کمک نموده و در همه کارهایشان آنان را سرپرستی مینماید. ﴿وَهُوَ يُحۡيِ ٱلۡمَوۡتَىٰ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾و او مردگان را زنده میگرداند و او بر همه چیز تواناست. یعنی زنده کردن و میراندن در دست اوست و مشیت و قدرت او نافذ میباشد پس او سزاوار آن است که به تنهایی پرستش شود، چرا که شریکی ندارد.
آیهی ۱۲-۱۰:
﴿وَمَا ٱخۡتَلَفۡتُمۡ فِيهِ مِن شَيۡءٖ فَحُكۡمُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبِّي عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُ وَإِلَيۡهِ أُنِيبُ١٠﴾[الشورى: ۱۰]. «و در هرچیزی که اختلاف کنید داوری آن به خدا واگذار میگردد. این است خداوند، پروردگار من، که بر او توکّل نموده و بهسوی او باز میگردم».
﴿فَاطِرُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ جَعَلَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا وَمِنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ أَزۡوَٰجٗا يَذۡرَؤُكُمۡ فِيهِۚ لَيۡسَ كَمِثۡلِهِۦ شَيۡءٞۖ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ١١﴾[الشورى: ۱۱]. «آفرینندۀ آسمانها و زمین است، از خودتان برای شما همسرانی قرار داده و چهارپایان را به شکل نر و مادّه درآورده است و بدین وسیله شما را زیاد میگرداند. هیچ چیزی همانند او نیست و او شنوای بیناست».
﴿لَهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ وَيَقۡدِرُۚ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ١٢﴾[الشورى: ۱۲]. «کلیدهای آسمان و زمین از آن اوست، رزق و روزی را برای هرکس که بخواهد فراخ میگرداند و (برای هرکس که بخواهد) تنگ میدارد، و او به همه چیز داناست».
خداوند متعال میفرماید: ﴿وَمَا ٱخۡتَلَفۡتُمۡ فِيهِ مِن شَيۡءٖ فَحُكۡمُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ﴾و در هر چیزی از اصول و فروع دینتان که اختلاف کنید داوری آن به کتاب خدا و سنّت پیامبرش واگذار میگردد. پس هرچه کتاب و سنّت حکم کردند یعنی همان است، و هرچه با کتاب و سنت مخالف باشد باطل است. ﴿ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبِّي﴾این است خداوند پروردگار من. و روزی دهنده و مدّبر است، او تعالی نیز به وسیله شریعت خود در همه امور بندگانش میان آنان داوری مینماید. مفهوم آیه کریمه این است که اتّفاق امّت حجّتی قاطع است، چون خداوند متعال به ما دستور داده که فقط چیزهایی را به او بازگردانیم که در آن اختلاف کردهایم، پس آنچه که ما بر آن اتّفاق نمودهایم کافی است که امّت بر آن اتفاق کرده باشد، زیرا امّت از خطا مصون میباشد. و حتمّا اتّفاق امّت با آنچه که در کتاب خدا و سنّت پیامبرش آمده است موافق است.
﴿عَلَيۡهِ تَوَكَّلۡتُ﴾بر او توکل نمودهام و در به دست آوردن منافع و دور کردن زیانها دل به او سپردهام، و به خداوند اعتماد دارم که مرا بر این امر کمک مینماید. ﴿وَإِلَيۡهِ أُنِيبُ﴾و با قلب و جسم به سوی او روی میآورم و به طاعت و عبادت او میپردازم. و این دو اصل را خداوند در بسیاری از آیات کتابش بیان میدارد چون با مجموع این دو چیز، بنده کمال را به دست میآورد و اگر این دو چیز نباشند یا یکی نباشد کمال مطلوب را از دست میدهد. همانطور که فرموده است: ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ٥﴾[الفاتحة: ۵]. «فقط تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوئیم». و فرموده است: ﴿فَٱعۡبُدۡهُ وَتَوَكَّلۡ عَلَيۡهِ﴾[هود: ۱۲۳]. «او را بپرست و بر او توکّل کن».
﴿فَاطِرُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾با قدرت و مشیت و حکمت خود آسمانها و زمین را آفریده است، ﴿جَعَلَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا﴾و از جنس خودتان برای شما همسرانی آفرید. تا در کنار آنها آرام بگیرید و نسل و فرزندانتان گسترش یابند و منافع و عوایدی عایدتان گردد. ﴿وَمِنَ ٱلۡأَنۡعَٰمِ أَزۡوَٰجٗا﴾و از همه اقسام حیوانات نر و مادّه آفریده است تا باقی بمانند و افزایش پیدا کنند تا منافع زیادی به شما برسد. به همین جهت آن را به وسیلهی حرف «لام» متعدی کرد و فرمود: ﴿لَكُم﴾که بر تعلیل دلالت میکند. یعنی آن را به خاطر شما، و به خاط نازل کردن نعمت بر شما خلق نمود. بنابراین فرمود: ﴿يَذۡرَؤُكُمۡ فِيهِۚ﴾یعنی در زمین بدان سبب که از خودتان به خاطر منافع شما همسرانی قرار داد و به خاطر منافع شما در میان چهارپایان نر و ماده را قرار داده است شما را منتشر میکند و هم شما را و هم چهارپایانتان را تکثیر مینماید. ﴿لَيۡسَ كَمِثۡلِهِۦ شَيۡءٞ﴾هیچ چیزی همانند خدا نیست و هیچ چیزی از مخلوقات با او مشابهتی ندارد، نه در ذات او و نه در اسما و صفات، و نه در کارهایش چیزی شبیه او نیست، چون نامهای او همه نیکو هستند و صفات او صفتهای کمال و عظمت میباشند، و خداوند مخلوقات بزرگی را بدون این که شریک و همراهی داشته باشد پدید آورده است. پس هر چیزی همانند او نیست زیرا فقط او از هر جهت یگانه و یکتاست و کامل است. ﴿وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ﴾و او همه صداها را علی رغم اختلاف زبانها و گوناگون بودن نیازها میشنود. ﴿ٱلۡبَصِيرُ﴾بیناست، و حتی خزیدن مورچه سیاه را در شب تاریک بر روی صخره صاف میبیند. و او فرایند جذب و تبدیل غذا را در اعضای حیوانات بسیار کوچک مشاهده میکند، و حرکت و جریان آب را در شاخههای باریک (درختان و گیاه) میبیند. این آیه و امثال آن دلیلی است بر صحّت مذهب اهل سنّت و جماعت که صفات را برای خدا اثبات نموده و همگونی و مشابهت را از او نفی میکنند. فرمودهی خدا ﴿لَيۡسَ كَمِثۡلِهِۦ شَيۡءٞۖ﴾ردّی است بر اعتقاد گروه «مُشَبَّهَه» آنهایی که صفات خدا را به صفات مخلوف تشبیه میکنند و فرمودهی: ﴿وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡبَصِيرُ﴾ردّی است برای «معطله» آنهاییکه صفات را تعطیل نموده و آنها را انکار میکنند.
﴿لَهُۥ مَقَالِيدُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست و کلیدهای رحمت و روزی و نعمتهای ظاهری و باطنی در دست اوست. پس همه خلق در به دست آوردن منافعشان و دور کردن زیانهایشان، و در همه حالتها به خدا نیازمندند، و هیچ کس از آنها اختیاری ندارد. و خداوند بخشنده و منع کننده است و زیان دهنده و نفع دهنده میباشد، هر نعمتی که بندگان دارند از جانب اوست، و شرّ و بدی را جز او کسی دفع نمیکند. ﴿مَّا يَفۡتَحِ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحۡمَةٖ فَلَا مُمۡسِكَ لَهَاۖ وَمَا يُمۡسِكۡ فَلَا مُرۡسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِ﴾[فاطر: ۲]. «هر درِ رحمتی را که خداوند برای مردم بگشاید هیچ باز دارندهای برای آن نیست، و آنچه راکه نگاه دارد هیچ رها کنندهای برای آن وجود ندارد». بنابراین، در اینجا فرمود: ﴿يَبۡسُطُ ٱلرِّزۡقَ لِمَن يَشَآءُ﴾اوست که روزی را برای هرکس بخواهد فراخ میدارد و فراوان مینماید و از انواع روزیها به او هر آنچه بخواهد میدهد. ﴿وَيَقۡدِرُ﴾و برای هرکس که بخواهد آن را تنگ میدارد. تا به اندازه نیازش باشد و از نیازش بیشتر نباشد. و همه اینها تابع علم و حکمت اوست. بنابراین فرمود: ﴿إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ﴾بیگمان او به هرچیزی داناست. پس اواحوال بندگانش را میداند و به هریک حسب حکمت او و مشیت خود میبخشد.
آیهی ۱۳:
﴿شَرَعَ لَكُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِۦ نُوحٗا وَٱلَّذِيٓ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ وَمَا وَصَّيۡنَا بِهِۦٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰٓۖ أَنۡ أَقِيمُواْ ٱلدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُواْ فِيهِۚ كَبُرَ عَلَى ٱلۡمُشۡرِكِينَ مَا تَدۡعُوهُمۡ إِلَيۡهِۚ ٱللَّهُ يَجۡتَبِيٓ إِلَيۡهِ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِيٓ إِلَيۡهِ مَن يُنِيبُ١٣﴾[الشورى: ۱۳]. «آنچه از دین که نوح را به آن فرمان داده بود، و آنچه را که به تو وحی کردهایم و آنچه که ابراهیم و موسی و عیسی را به آن فرمان داده بودیم برایتان مقرّر داشت که دین را برپای دارید و در آن اختلاف نورزید چیزی را که مشرکان را بهسوی آن فرا میخوانید بر آنان سختگران میآید. خداوند هرکس را بخواهد برای این دین برمیگزیند و هرکس را که رو بهسوی او نهد بهسوی خویش هدایت میکند».
این بزرگترین نعمت خدا بر بندگانش میباشد که بهترین و برترین و پاکیزهترین دین را که دین اسلام است برایشان مقّرر داشته است، دینی که خداوند برای بندگان برگزیدهاش منتخبان و برگزیدگان که پیامبران اولوالعزم هستند و در این آیه ذکر شدهاند و از هر جهت والا مقامترین و کاملترین انسانها هستند مقرّر داشته است. پس دینی که خداوند برای آنها مقّرر داشته است مناسب حال آنان میباشد و موافق با کمال آنهاست، بلکه خداوند آنها را کامل گردانده و برگزیده است چون به این دین بپا خاستهاند. و اگر دین اسلام نبود هیچ احدی مقامش بالا نمیرفت. پس این دین روح سعادت و قطع و محور کمال است و آن چیزی است که این کتاب ارزشمند در برگیرنده آن میباشد و بهسوی آن فرا میخواند از قبیل توحید و اعمال شایسته و اخلاق و آداب. ﴿أَنۡ أَقِيمُواْ ٱلدِّينَ﴾شما را فرمان داده که همه شرایع و قوانین دین و اصول و فروعش را برپای دارید، خودتان آنرا برپای دارید و بکوشید تا آن را در زندگی دیگران نیز پیاده کنید و همدیگر را بر نیکویی و پرهیزگاری یاری نمایید و از گناه و دشمنی کردن باز دارید. ﴿وَلَا تَتَفَرَّقُواْ فِيهِ﴾و در آن اختلاف نورزید، بلکه بر اصول و فروع دین متفّق بمانیدو بکوشید که اختلاف در مسائل، شما را متفّرق ننماید و به گروهها و احزابی تبدیل نشوید که با همدیگر دشمنی میورزید در حالی که در اصل دین متفق هستید. و از مصادیق اجتماع و اتفاق بر دین میتوان به اجتماعات عمومی اشاره کرد که شریعت به آن فرمان دادهاست مانند حج و اعید و جمعهها و نمازهای پنج گانه و جهاد و دیگر عبادتهایی که جز با گردهم آمدن کامل نمیگردند. ﴿كَبُرَ عَلَى ٱلۡمُشۡرِكِينَ مَا تَدۡعُوهُمۡ إِلَيۡهِ﴾وقتی آنها را به یگانهپرستی و اخلاص در طاعت و عبادت برای خدا امر نمودی این امر به شدّت بر آنها دشوار آمد همانطور که خداوند در مورد آنها فرموده است: ﴿وَإِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَحۡدَهُ ٱشۡمَأَزَّتۡ قُلُوبُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِۖ وَإِذَا ذُكِرَ ٱلَّذِينَ مِن دُونِهِۦٓ إِذَا هُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ٤٥﴾[الزمر: ۴۵]. «و هرگاه خدا به تنهایی یاد شود دلهای کسانی که به آخرت ایمان نمیآورند متنفّر میگردد، و هرگاه کسانی غیر از او یاد شوند بناگاه شادمان میگردند. و قول آنان را نقل میکند». و میفرماید: ﴿أَجَعَلَ ٱلۡأٓلِهَةَ إِلَٰهٗا وَٰحِدًاۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيۡءٌ عُجَابٞ٥﴾[ص: ۵]. «چگونه معبودان (متعدد) را به معبود واحد تبدیل میگرداند»؟!. به درستی که چیزی که او آورده و به سویش دعوت میکند بسیار عجیب است. ﴿ٱللَّهُ يَجۡتَبِيٓ إِلَيۡهِ مَن يَشَآءُ﴾خداوند از میان بندگانش هرکس را که شایسته برگزیده شدن برای رسالت و ولایت باش بر میگزیند. بر این اساس او این امّت را برگزیده و بر سایر امّتها فضیلت داده و بهترین ادیان را برای آن انتخاب کرده است. ﴿وَيَهۡدِيٓ إِلَيۡهِ مَن يُنِيبُ﴾و هرکس را که رو به سوی او نهد به سوی خویش هدایت میکند. فراهم شدن این سبب از جانب بنده، او را به هدایت الهی میرساند، و این سبب، روی آوردن بنده به پروردگارش میباشد و متّوجه شدن انگیزههای قلبیاش به خدا و این که هدفش جلب رضایت خدا باشد. پس خوب و نیک بودن اراده بنده به همراه تلاش او در طلب هدایت از اسبابی است که هدایت را برای او آسان میگرداند. همان طور که خداوند متعال میفرماید: ﴿يَهۡدِي بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضۡوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَٰمِ﴾[المائدة: ۱۶]. «خداوند به وسیله آن هرکس را از خشنودی پروردگارش پیروی نماید به راههای سلامتی هدایت میکند».
و آیهی: ﴿وَيَهۡدِيٓ إِلَيۡهِ مَن يُنِيبُ﴾و آیهی: ﴿وَٱتَّبِعۡ سَبِيلَ مَنۡ أَنَابَ إِلَيَّ﴾[لقمان: ۱۵]. و حقایقی در مورد اصحاب شکه مبین بازگشت واقعی آنها بهسوی خداست، دلیلاند بر اینکه قول اصحاب حجت است، به ویژه قول و گفتهی خلفای راشدین ش.
آیهی ۱۵-۱۴:
﴿وَمَا تَفَرَّقُوٓاْ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡيَۢا بَيۡنَهُمۡۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى لَّقُضِيَ بَيۡنَهُمۡۚ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ أُورِثُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُ مُرِيبٖ١٤﴾[الشورى: ۱۴]. «و گروه گروه و دسته دسته نشدند مگر بعد از علم و آگاهی. و این تفرقهجویی فقط به خاطر ستمگری و کجروی درمیان خودشان بود، و اگر فرمانی از سوی پروردگارت صادر نشده بود که تا زمانی معیّن (مهلت) یابند، به یقین درمیان آنان داوری میشد و کسانیکه پس از آنان کتاب به آنها میراث داده شد در حقّانیت آن در شکّی قوی هستند».
﴿فَلِذَٰلِكَ فَٱدۡعُۖ وَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَۖ وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَهُمۡۖ وَقُلۡ ءَامَنتُ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِن كِتَٰبٖۖ وَأُمِرۡتُ لِأَعۡدِلَ بَيۡنَكُمُۖ ٱللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمۡۖ لَنَآ أَعۡمَٰلُنَا وَلَكُمۡ أَعۡمَٰلُكُمۡۖ لَا حُجَّةَ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمُۖ ٱللَّهُ يَجۡمَعُ بَيۡنَنَاۖ وَإِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ١٥﴾[الشورى: ۱۵]. «پس بر این (دین) فراخوان و چنانکه فرمان یافتهای ایستادگی کن، و از خواستههای آنان پیروی مکن. بگو: من به هر کتابیکه از سوی خدا نازل شده است ایمان آوردهام و به من دستور داده شده که درمیان شما دادگری کنم، خداوند پروردگار ما و پروردگار شماست. اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن شماست، میان ما و شما گفتگو و مجادلهای نیست، خداوند ما و شما را گرد میآورد و بازگشت بهسوی اوست».
وقتی خداوند به اتّفاق مسلمین و اجتماع آنان بر دینشان فرمان داد و آنها را از تفرقه نهی کرد به آنان خبر داد که شایسته نیست به آنچه از کتاب که برآنها نازل کرده است مغرور شوند، چون اهل کتاب متفرّق و پراکنده نشدند مگر بعد از آن که خداوند کتاب را بر آنها نازل کرد، کتابی که موجب اجتماع و وحدت است. پس آنها کاری برخلاف آنچه کتابشان به آنها دستور داده بود انجام دادند، و این به خاطر دشمنی و تجاوزشن بود. آنها نسبت به یکدیگر بغض وحسد ورزیدند و میان آنها اختلاف و دشمنی ایجاد شد. پس ای مسلمانها! بپرهیزید از این که مانند آنها باشید. ﴿وَلَوۡلَا كَلِمَةٞ سَبَقَتۡ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾و اگر سخن پروردگارت بر این نرفته بود که تا مدّت معینی عذاب داده نشوند و در کیفر دادن آنها تاخیر شود، ﴿لَّقُضِيَ بَيۡنَهُمۡ﴾در میان آنان داوری میشد، ولی حکمت و بردباری او اقتضا میکرد که عذاب، فورا آنها را فرا نگیرد، ﴿وَإِنَّ ٱلَّذِينَ أُورِثُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِنۢ بَعۡدِهِمۡ﴾و بیگمان کسانی که کتاب را از گذشتگان به ما دادهاند و به آنان عالم گفته میشود، ﴿لَفِي شَكّٖ مِّنۡهُ مُرِيبٖ﴾در اشتباه فاحشی هستند و همین امر میان آنان اختلاف ایجاد میکند. گذشتگانِ آنها از روی حسد و تجاوز اختلاف ورزیدند و جانشینانشان از روی شک و تردید اختلاف نمودند و همه در اختلافِ مذموم مشترک هستند.
﴿فَلِذَٰلِكَ فَٱدۡعُ﴾پس به سوی دین استوار و راه راستی که خداوند کتابهایش را بر آن نازل فرموده و پیامبرانش را بر آن فرستاده است فرا بخوان و امّت خویش را به سوی آن دعوت بده و آنها را به آن ت شویق کن و با هرکس که آن را نمیپذیرد جهاد کن. ﴿وَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ﴾و همانگونه که فرمان یافتهای ایستادگی کن. یعنی استقامتی کن که موافق با دستور خدا باشد، نه افراطی در آن باشد و نه تفریط، بلکه در آن از دستورات الهی فرمان برداری کن و از آنچه نهی کرده پرهیز نما، به صورتی که همواره در این کار ادامه داشته باشد.پس پیامبر را دستور داد که با در پیش گرفتن استقامت، خود را تکمیل گرداند و دیگران را نیز با دعوت کردن به استقامت، به سوی کمال هدایت کند. و معلوم است که هرآنچه به پیامبر دستور داده شود به امّت او نیز دستور داده میشود، البته به شرطی که دستور مخصوص پیامبر نباشد.
﴿وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾و از خواستهها و امیال کافران یا منافقانی که از دین منحرف هستند پیروی مکن، زیرا پیروی از آنها به معنی پیروی کردنِ بخشی از دینشان، یا ترک کردن دعوتِ به سوی خدا یا ترک استقامت است. پس از آن که علم و دانش به نزد تو آمده است آن گاه از ستمکاران خواهی بود. نفرمود از دینشان پیروی مکن چون حقیقت دین آنها که خداوند برایشان مقّرر کرده است دین همه پیامبران است، امّا آنها مقّرر کرده است دین همه پیامبران است، امّا آنها از حقیقت دین خود پیروی نکردهاند بلکه از خواستها و امیالشان پیروی نموده و دینشان را به بازیچه گرفتهاند. ﴿وَقُلۡ ءَامَنتُ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِن كِتَٰبٖ﴾و به هنگام مجادله و مناظره با آنها بگو: من به هر کتابی که از سوی خدا نازل شده است ایمان آورده ام. یعنی مناظره و مجادله تو با آنها باید بر این اصل بزرگ استوار باشد، اصلی که بر شرافت و شکوه اسلام و چیره بودن آن بر همه ادیان دلالت مینماید، و دینی که اهل کتاب گمان میبرند بر آن هستند بخشی از اسلام است. در اینجا بیان شده که اگر اهل کتاب بر این محور مناظره کنند که به بعضی از کتابها یا پیامبران، ایمان دارند و به بعضی ایمان ندارند از آنها پذیرفته نمیشود، چون کتابی که به سوی آن دعوت میکنند و پیامبری که خود را به او نسبت میدهند باید این قرآن و کسی که آن را آورده است را تصدیق کنند.
پس کتاب ما و پیامبرمان ما را فرمان دادهاند که به موسی و عیسی و تورات و انجیل ایمان داشته باشیم، و آن را تصدیق کنیم و خبر دادهاند که این کتابها صحّت قرآن را تصدیق و به آن اقرار کردهاند. امّا کتاب و پیامبرمان ما را به ایمان آوردن به تورات و انجیل و موسی وعیسایی که برای ما توصیف نشدهاند و مطابق با کتاب ما نیستند فرمان نداده است. ﴿وَأُمِرۡتُ لِأَعۡدِلَ بَيۡنَكُمُ﴾و فرمان یافتهام که در داوری میان شما و آنچه در آن اختلاف کردهاید، دادگری کنم. پس ای اهل کتاب دشمنی شما و کینه ورزیتان با من، مراد از دادگری میان شما باز نمیدارد و مرا از این که از میان گفتههای مختلف اهل کتاب و دیگران سخن حق را بپذیرم و باطل را رد کنم و به عدالت حکم کنم منع نمیکند. ﴿ٱللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمۡ﴾الله پروردگار ما و پروردگار شماست. یعنی او پروردگار همه است و شما به این که پروردگارتان باشد از ما سزاوارتر نیستید. ﴿لَنَآ أَعۡمَٰلُنَا وَلَكُمۡ أَعۡمَٰلُكُمۡ﴾اعمال خوب و بد ما از آن ماست و اعمال شما از آن شماست، ﴿لَا حُجَّةَ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمُ﴾یعنی بعد از آن که حقایق روشن گشت و حق از باطل و هدایت از گمراهی روشن گشت و حق از باطل و هدایت از گمراهی مشخص گردید جایی برای جدال و ستیز و کشمکش باقی نمانده است. چون منظور از مجادله و گفتگو این است که حق از باطل روشن گردد تا فردی که راهیافته است هدایت شود و حجّت بر فرد گمراه اقامه گردد. منظور این است که با اهل کتاب مجادله نشود، چرا که خداوند میفرماید: و با اهل کتاب مجادله نکنید مگر به شیوهای که بهتر است. منظور همان چیزی است که ما بیان کردیم. ﴿ٱللَّهُ يَجۡمَعُ بَيۡنَنَاۖ وَإِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ﴾خداوند در روز قیامت همه ما را گرد میآورد و هریک را طبق عملش مجازات میکند و در این وقت دروغگو و راستگو مشخّص میشوند.
آیهی ۱۶:
﴿وَٱلَّذِينَ يُحَآجُّونَ فِي ٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ مَا ٱسۡتُجِيبَ لَهُۥ حُجَّتُهُمۡ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمۡ وَعَلَيۡهِمۡ غَضَبٞ وَلَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٌ١٦﴾[الشورى: ۱۶]. «و کسانیکه دربارۀ خدا به مجادله و مخاصمه میپردازند آن هم پس از آنکه پذیرفته شده است، مجادلۀ آنان در نزد پروردگارشان باطل است و خشم (خدا) بر آنان است و آنان عذابی سخت دارند».
این آیه ﴿وَٱلَّذِينَ يُحَآجُّونَ فِي ٱللَّهِ﴾تاکید ﴿لَا حُجَّةَ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمُ﴾(میان ما و شما هیچ مجادلهای نیست) میباشد. ﴿وَٱلَّذِينَ يُحَآجُّونَ فِي ٱللَّهِ﴾و کسانیکه درباره خدا به وسیله حجّتهای باطل و شبهات متناقض مجادله و مخاصمه میورزند، ﴿مِنۢ بَعۡدِ مَا ٱسۡتُجِيبَ لَهُ﴾بعد از آنکه خردمندان و عاقلان به سبب آیات و نشانههای قاطع و دلایل روشن فرمان او را پذیرفتهاند، پس اینان که با حق به مجادله میپردازند، پس از آن که حق برایشان روشن شده است، ﴿حُجَّتُهُمۡ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمۡ﴾مجادله آنها نزد پروردگارشان باطل است و پذیرفتنی نیست. چون مجادله آنها مشتمل بر ردّ حق است و هر آنچه که با حق مخالف باشد باطل است. ﴿وَعَلَيۡهِمۡ غَضَبٞ﴾و به خاطر نافرمانی و روی گردانیاشان از حجّتهای خدا و دروغ انگاشتن آن خشم خدا بر آنهاست. ﴿وَلَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٌ﴾و عذابی دردناک دارند که آن عذاب نتیجه خشم خداوند بر آنهاست. پس این کیفر ِ هرکسی است که به وسیله باطل با حق به مجادله میپردازد.
آیهی ۱۸-۱۷:
﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ وَٱلۡمِيزَانَۗ وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ قَرِيبٞ١٧﴾[الشورى: ۱۷]. «خداوند ذاتی است که کتاب و ابزار سنجش را به حق نازل کرده است، و تو چه میدانی شاید قیامت نزدیک باشد».
﴿يَسۡتَعۡجِلُ بِهَا ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِهَاۖ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مُشۡفِقُونَ مِنۡهَا وَيَعۡلَمُونَ أَنَّهَا ٱلۡحَقُّۗ أَلَآ إِنَّ ٱلَّذِينَ يُمَارُونَ فِي ٱلسَّاعَةِ لَفِي ضَلَٰلِۢ بَعِيدٍ١٨﴾[الشورى: ۱۸]. «کسانیکه به قیامت ایمان ندارند در فرا رسیدن آن شتاب میورزند، امّا مؤمنان به سبب آن در خوف و هراسند و میدانند که قیامت حق است بدانکه کسانیکه دربارۀ قیامت شک و تردید دارند و دربارۀ ان مجادله میکنند در گمراهی دور و دراز به سر میبرند».
وقتی خداوند متعال بیان کرد که حجتّها و دلایل او واضح و روشن هستند، طوری که هرکس در وی امید خیری باشد آن را میپذیرد، اصل و اساس حجّتها را نیز بیان کرد، اساسی که همه دلایل و حجتّهایی که به بندگان رسیدهاند به این دلیل بر میگردند. پس فرمود: ﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ ٱلۡكِتَٰبَ بِٱلۡحَقِّ وَٱلۡمِيزَانَ﴾خداوند ذاتی است که کتاب و ابزار سنجش را به حق نازل کرده است. کتاب، این قرآن بزرگ است که به حق نازل شده و مشتمل بر حق و راستی و یقین است و در سراسر آن نشانههای روشن و دلایل واضح است که بر همه مطالب الهی و عقاید دینی دلالت میکند. پس قرآن بهترین مسائل و روشن ترین دلایل را ارائه داده است. امّا معیار و میزان عدالت و سنجش و مقایسه درست وعقل صحیح میباشد. بنابراین، همه دلایل عقلی از قبیل نشانههای الهی در کرانههای جهان و نشانههایی که در وجود انسان است و اعتبارات و معیارهای شرعی و مناسبتها و علّتها و احکام و حکمتها همه در میزان و معیاری داخل هستند که خداوند آن را در میان بندگانش گذاشته است تا اموری را که اثبات نموده و اموری را که نفی کرده است بسنجید و به وسیله آن به راست بودن پیام خداوند و پیامبرانش یقین حاصل کنید. و آنچه از دایره کتاب و میزان بیرون است و آنچه گفته میشود حجّت و دلیل است باطل و متناقض میباشد، اصل آن فاسد است و مبانی و فروع آن نیز فاسد میباشد. و هرکس که قدرت تشخیص را داشته باشد و ادله راجح و مرجوح را از یکدیگر تشخیص دهد و حجّتها و شبهات را از هم بازشناسد، به این موضوع واقف است. ولی هرکس فریب عبارتهای آراسته و کلمات فریبنده را بخورد و بصیرت او معنی مورد نظر را در نیابد، او اهل این کار نیست و از سوارکاران این میدان نمیباشد. پس موافقت و مخالفت او برابر است.
سپس خداوند متعال با ترساندن کسانیکه درآمدن قیامت شتاب دارند و منکر آن هستند فرمود: ﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّ ٱلسَّاعَةَ قَرِيبٞ﴾و تو چه میدانی شاید قیامت نزدیک باشد، پس زمان و فاصله آن معلوم نیست، و مشخص نیست که چه زمانی برپا میشود، بنابراین در هر وقتی اتفاق افتادن آن انتظار میرود.
﴿يَسۡتَعۡجِلُ بِهَا ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِهَا﴾کسانیکه از روی عناد و تکذیب و ناتوان قرار دادن پروردگارشان به آن ایمان ندارند در فرا رسیدن آن شتاب میورزند، ﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مُشۡفِقُونَ مِنۡهَا﴾امّا کسانیکه ایمان آوردهاند از قیامت در هراساند. یعنی از آن میترسند چون به آن ایمان دارند و میدانند که در قیامت جزای اعمال داده میشود، و از آنجا که پروردگارشان را میشناسند و میترسند که مبادا اعمالشان نجات دهنده نباشد و آنان را به سعادت نرساند. بنابراین فرمود: ﴿وَيَعۡلَمُونَ أَنَّهَا ٱلۡحَقُّ﴾و میدانند که آن حق است و هیچ شک و تردیدی در وقوع آن ندارند. ﴿أَلَآ إِنَّ ٱلَّذِينَ يُمَارُونَ فِي ٱلسَّاعَةِ﴾بدانید کسانیکه در وقوع قیامت شک دارند و درباره آن به ستیز و مجادله میپردازند، یعنی بعد از آنکه دچار شک و تردید شدند با پیامبران و پیروان آنان دربارهی وقوع قیامت به مجادله پرداختند، ﴿لَفِي ضَلَٰلِۢ بَعِيدٍ﴾در گمراهی بینهایت دوری قرار دارند. و چه گمراهی و ضلالتی بدتر است از دوری و ضلالت کسی که سرای آخرت را تکذیب کرده است، سرایی که سرای آخرت را تکذیب کرده است، سرایی که سرای حقیقی است و برای جاودانگی آفریده شده است؟! سرای سزا و جزایی که خداوند در آن عدالت و فضل خویش را اظهار میکند، و این جهان نسبت به آن مانند سفر مسافری است که در زیر سایه درختی میخوابد سپس آن را ترک میکند و از آنجا کوچ مینماید. این دنیا سرای عبور و گذر است نه محل استقرار و ماندن. پس کافران، فنا شدن و از بین رفتن دنیا را تصدیق میکنند چون آن را مشاهده کردهاند امّا سرای آخرت را تکذیب مینمایند، سرایی که کتابهای الهی و پیامبران بزرگوار و پیروانشان که از همه مردم، عقلی کاملتر و دانشی بیشتر دارند و فهمیدهتر و هوشیارترند از آن خبر دادهاند.
آیهی ۲۰-۱۹:
﴿ٱللَّهُ لَطِيفُۢ بِعِبَادِهِۦ يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُۖ وَهُوَ ٱلۡقَوِيُّ ٱلۡعَزِيزُ١٩﴾[الشورى: ۱۹]. «خداوند نسبت به بندگانش مهربان است، به هرکس که بخواهد روزی میدهد و او توانا و چیره است».
﴿مَن كَانَ يُرِيدُ حَرۡثَ ٱلۡأٓخِرَةِ نَزِدۡ لَهُۥ فِي حَرۡثِهِۦۖ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرۡثَ ٱلدُّنۡيَا نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَا وَمَا لَهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ٢٠﴾[الشورى: ۲۰]. «هرکس که کشت آخرت را بخواهد به کشت او فرونی و برکت میدهیم، هرکس که کشت دنیا را بخواهد از آن به او میدهیم و او در آخرت هیچ بهرهای ندارد».
خداوند متعال خبر میدهد که او ﴿لَطِيفُۢ بِعِبَادِهِ﴾نسبت به بندگانش لطیف و مهربان است تا بندگان او را بشناسند و او را دوست بدارند و خود را در معرض لطف و کرم او قرار دهند. لطف از صفتهای خداوند متعال است که به این معنی است او رازها و پنهانیها را میداند و بندگانش به خصوص مومنان را به آنچه که مایه خیر و صلاح آنهاست، هدایت میکند، و خیر و برکت را از راهی به آنها میرساند که خودشان نمیدانند و گمانش را نمیبرند. از جمله لطف خداوند نسبت به بنده مومنش این است که او را با فراهم کردن اسباب هدایت بهسوی خیر هدایت میکند، هدایتی که به فکر انسان نمیآید. اسبابی که خداوند برای هدایت بندهی مومنش فراهم میکند عبارت است از اینکه محبّت حق و تسلیم شدن در برابر آن را در وجودش به ودیعه مینهد، و خداوند به فرشتگان گرامیاش الهام میکند تا او را استوار گردانند و او را بر انجام خیر و نیکی تشویق، و حق را در دلش آراسته نمایند که سبب پیروی از حق میشود. و از مظاهر لطف خداوند این است که مومنان را به عبادتهای دسته جمعی فرمان داده که این عبادتها ارادههایشان را قوی میگرداند و همّتهایشان را بر میانگیزد، به گونهای که آنها در راه خیر با یکدیگر رقابت میورزند و به آن علاقمند میوشند و به یکدیگر اقتدا میکنند. و از مظاهر لطف خداوند نسبت به بندگانش این است که اسبابی را برای بنده ایجاد میکند که میان او و گناهان مانع میگردند. مثلا چنانچه دنیا و ثروت و ریاست و امثال آنکه اهل دنیا در آن با همدیگر به رقابت میپردازند بنده را از اطاعت و عبادت خدا دور کند یا سبب شود تا از خدا غافل گردد یا به گناهی روی آورد، خداوند ثروت و دارایی و ریاست را از او دور میدارد و رزقش را به اندازهاش میدهد. بنابراین، دراینجا فرمود: ﴿يَرۡزُقُ مَن يَشَآءُ﴾هرکس را که بخواهد به اقتضای حکمت و لطفش روزی میدهد. ﴿وَهُوَ ٱلۡقَوِيُّ ٱلۡعَزِيزُ﴾و او نیرومند و چیره است، و قدرت و توان همه از آن اوست. پس هیچ یک از مخلوقات توان کاری را ندارد مگر به کمک او که همه چیز در برابر او سرتسلیم فرود آورده است. سپس خداوند متعال فرمود: ﴿مَن كَانَ يُرِيدُ حَرۡثَ ٱلۡأٓخِرَةِ﴾هرکس اجر و پاداش آخرت را بخواهد یعنی به قیامت باور داشته باشد و آن را تصدیق نماید و برایش تلاش کند، ﴿نَزِدۡ لَهُۥ فِي حَرۡثِهِ﴾در کشت او میافزاییم. یعنی عمل او را چند برابر مینماییم و پاداش آن را چند برابر میگردانیم. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَمَنۡ أَرَادَ ٱلۡأٓخِرَةَ وَسَعَىٰ لَهَا سَعۡيَهَا وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَأُوْلَٰٓئِكَ كَانَ سَعۡيُهُم مَّشۡكُورٗا١٩﴾[الإسراء: ۱۹]. «و هرکس آخرت را بخواهد و برای آن تلاش کند درحالیکه مومن است تلاش ایشان قابل تقدیر و تشکر است، با وجود این بهرهاش در دنیا حتما به او میرسد». ﴿وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرۡثَ ٱلدُّنۡيَا﴾و هرکس کشت دنیا را بخواهد به این صورت که دنیا آخرین هدف او باشد و برای آخرت خود چیزی پیش نفرستد و به پاداش آن امید نداشته باشد و از عذاب آن نترسد، ﴿نُؤۡتِهِۦ مِنۡهَا﴾بهرهاش را که برایش مقّرر گشته است به او میدهیم. ﴿وَمَا لَهُۥ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ﴾امّا در آخرت هیچ بهرهای ندارد و از بهشت و نعمتهای آن محروم میگردد و سزاوار آتش دوزخ میشود. ﴿مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيۡهِمۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ فِيهَا وَهُمۡ فِيهَا لَا يُبۡخَسُونَ١٥﴾[هود: ۱۵]. «هرکس زندگانی دنیا و زینت آن را بخواهد و اعمالشان را در آنجا کاملا به ایشان میدهیم و آنها در آنجا کم داده نمیشوند».
آیهی ۲۳-۲۱:
﴿أَمۡ لَهُمۡ شُرَكَٰٓؤُاْ شَرَعُواْ لَهُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا لَمۡ يَأۡذَنۢ بِهِ ٱللَّهُۚ وَلَوۡلَا كَلِمَةُ ٱلۡفَصۡلِ لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡۗ وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٢١﴾[الشورى: ۲۱]. «آیا (کافران) شریکانی دارند که برای ایشان دینی پدید آوردهاند که خدا بدان اجازه نداده است؟ و اگر فرمان قاطع (دربارۀ تاخیر عذاب درکار) نبود (مسلّماً بین آنان داوری میشد، و بیگمان ستمکاران عذاب دردناکی دارند».
﴿تَرَى ٱلظَّٰلِمِينَ مُشۡفِقِينَ مِمَّا كَسَبُواْ وَهُوَ وَاقِعُۢ بِهِمۡۗ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فِي رَوۡضَاتِ ٱلۡجَنَّاتِۖ لَهُم مَّا يَشَآءُونَ عِندَ رَبِّهِمۡۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَضۡلُ ٱلۡكَبِيرُ٢٢﴾[الشورى: ۲۲]. «ستمکاران را (در قیامت) خواهی دید که از کارهایی که کردهاند سخت بیمناکند، و آن حتماً ایشان را فرو میگیرد، و آنانکه ایمان آودره و کارهای شایسته کردهاند در باغهای بهشت به سر میبرند آنان هر آنچه بخواهند نزد پروردگارشان دارند، این است فضل بزرگ».
﴿ذَٰلِكَ ٱلَّذِي يُبَشِّرُ ٱللَّهُ عِبَادَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِۗ قُل لَّآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًا إِلَّا ٱلۡمَوَدَّةَ فِي ٱلۡقُرۡبَىٰۗ وَمَن يَقۡتَرِفۡ حَسَنَةٗ نَّزِدۡ لَهُۥ فِيهَا حُسۡنًاۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ شَكُورٌ٢٣﴾[الشورى: ۲۳]. «این همان چیزی است که خداوند به آن بندگانش که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند نوید میدهد. بگو: در برابر آن از شما پاداش و مزدی نمیخواهم مگر دوستی به خاطر خویشاوندی و هرکس که نیکی کند بر نیکیِ عمل او میافزاییم. بیگمان خداوند آمرزنده و شکرگزار است».
خداوند متعال خبر میدهد که مشرکین انبازهایی را به یاوری و سرپرستی برگرفتهاند و هر دو گروه در اعمال کفرآمیز مشترک هستند و اینها از شیطانهای انسی میباشند که به کفر دعوت میکنند. ﴿شَرَعُواْ لَهُم مِّنَ ٱلدِّينِ مَا لَمۡ يَأۡذَنۢ بِهِ ٱللَّهُ﴾و شرک و بدعتها را برای ایشان به عنوان دین پدید آوردهاند و حلال خدا را حرام کرده و حرام او را حلا نموده و آنچه را که دلشان بخواهد برای آنان دین قرار دادهاند. با این که دین همان چیزی است که خداوند متعال آن را مشروع نموده تا بندگان بر آن اساس وی را عبادت کنند و به وسیله آن خود را به خدا نزدیک نمایند. بنابراین، هیچ کس حق ندارد چیزی را که از طرف خدا و پیامبرش نیامده باشد به عنوان دین مقّرر بدارد، پس چگونه این فاسقان (این کار را میکنند) که هم آنان و هم پدرانشان در کفر مشترک هستند؟! ﴿وَلَوۡلَا كَلِمَةُ ٱلۡفَصۡلِ لَقُضِيَ بَيۡنَهُمۡۗ﴾واگر خداوند مدّت معینی را مقّرر کرده بود که در آن به گروههای مختلف مهلت دهد، فورا به خوشبختی اهل حق و نابود شدن اهل باطل حکم و داوری میکرد، چون آنچه نابودی آنها را اقتضاء مینماید موجود است. امّا اینها بدانند که در آخرت عذاب دردناکی در پیش دارند که اینها و هر ستمگری بدان گرفتار میشوند.
﴿تَرَى ٱلظَّٰلِمِينَ﴾در این روز کسانی را که با کفر ورزیدن و ارتکاب گناهان بر خود ستم کردهاند خواهی دید که، ﴿مُشۡفِقِينَ مِمَّا كَسَبُواْ﴾از کارهایی که کردهاند سخت بیمناکند، زیرا بر آن کیفر داده میشوند و از آنجه که بیمناک، چیزی که از آن میترسد احتمال دارد به آن دچار شود و (نیز) احتمال دارد بدان دچار نشود، خبر داد عذابی که این ستمکاران از آن میترسند، ﴿وَاقِعُۢ بِهِمۡ﴾به آنان خواهد رسید، چون آنها اسباب کیفر را فراهم آوردهاند بدون اینکه معارضی از قبیل توبه و غیره را داشته باشند، اکنون فرصت را از دست دادهاند. ﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾و کسانیکه با دلهایشان به خدا و کتابها و پیامبرانش ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند. هر نوع عمل صالحی از اعمال قلوب و اعمال جوارح از قبیل واجبات و مستحبات در کارهای شایسته داخل هستند پس چنین کسانی ﴿فِي رَوۡضَاتِ ٱلۡجَنَّاتِ﴾در باغهای بهشت هستند. یعنی در باغهایی هستند که به بهشت اضافه شدهاند، و معلوم است که حالت مضاف الیه است که «بهشت» میباشد. پس این باغها بسیار زیبا و شکوفا بوده و در آن نهرها و چشمههای پُر آب و منظرههای زیبا و صداهای دلانگیز است و درختان پرمیوه و پرندگان آواز خوان به وفور یافت میشوند، و اهل ایمان در کنار هم به سر میبرند. و در آن جا کاملترین بهره از همزیستی و همدم شدن با دوستان عاید آدمی میشود. باغهایی که با گذشت زمان زیبایی اشان افزوده میگردد و روز به روز اهالی آنها به لذّتهایشان اشتیاق بیشتری پیدا میکنند. ﴿لَهُم مَّا يَشَآءُونَ﴾آنها هرچه در آن باغها بخواهند دارند. ﴿عِندَ رَبِّهِمۡ﴾نزد پروردگارشان،، پس هرچه بخواهند برایشان فراهم است، چیزهایی که هیچ چشمی آن را ندیده و هیچ گوشی آن را نشنیده و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. ﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَضۡلُ ٱلۡكَبِيرُ﴾این است فضل بزرگ. و آیا فضلی بزرگتر از دستیابی به رضایت خداوند متعال و بهرهمند شدن از لقای او در سرای بهشت وجود دارد؟
﴿ذَٰلِكَ ٱلَّذِي يُبَشِّرُ ٱللَّهُ عِبَادَهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾خداوند بخشنده و مهربان این مژده بزرگ را که به طور مطلق بزرگترین نوید است به وسیله برترین انسان به کسانی نوید میدهد که ایمان آوردهاند و کار شایسته کردهاند. پس برخورداری از این نوید بزرگترین هدف است ووسیلهای که انسان را به آن میرساند بهترین وسیله است. ﴿قُل لَّآ أَسَۡٔلُكُمۡ عَلَيۡهِ أَجۡرًا﴾بگو: در برابر رساندن این قرآن به شما و فراخواندتان بهسوی احکام آن از شما مزدی نمیخواهم. پس منظور من این نیست که اموالتان را از دستتان بگیرم و نمیخواهم که بر شما ریاست و حکومت کنم و هدفی مادّی ندارم. ﴿إِلَّا ٱلۡمَوَدَّةَ فِي ٱلۡقُرۡبَىٰ﴾احتمال دارد که معنی آیه این باشد که فقط یک چیز از شما میخواهم که فایده آن به خود شما بر میگردد و آن این که به خاطر خویشاوندی مرا دوست بدارید. و این دوست داشتن اضافه بر دوست داشتنِ براساس ایمان است، زیرا دوست داشتن پیامبرصاز روی ایمان و مقدم داشتن محبت ایشان بر همه محبّتها بعد از محبّت خدا، بر هر مسلمانی فرض است. و از کسانی که در این آیه به آنان اشاره شده است، درخواست شده است اضافه بر این محبت ایمانی، محبتی دیگر را نیز نسبت به پیامبر داشته باشند، و آن عبارت است از محبت خویشاوندی، چون پیامبرصنزدیکترین مردم و خویشاوندان خود را دعوت میکرد تا جایی که میگویند هیچکس در تیرههای قریش نبود مگر اینکه پیامبر با او نسبتی داشت و به نوعی خویشاوند او بود. و احتمال دارد که منظور این باشد که از شما هیچ مزدی نمیخواهم مگر این که صادقانه خدا را دوست بدارید و این با نزدیکی جستن به خدا و متوّسل شدن به او به وسیله طاعت و عبادتش که بر محبّت صادقانه و درستِ خدا دلالت مینماید همراه است. بنابراین فرمود: ﴿إِلَّا ٱلۡمَوَدَّةَ فِي ٱلۡقُرۡبَىٰۗ﴾مگر محبت به خاطر نزدیکی جستن به تقّرب به خدا. طبق هر دو گفته این استثنا دلیلی است بر این که پیامبرصدر برابر دعوت از آنان هیچ پاداشی نمیطلبد مگر چیزی که فایدهاش به خودشان بر میگردد، و این مزد نیست، بلکه مزد و پاداش همان است که پیامبرصبه آنها داد. همانند این که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَمَا نَقَمُواْ مِنۡهُمۡ إِلَّآ أَن يُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ﴾[البروج: ۸]. «و از آنان عیب و ایرادی جز این نگرفتند که به خداوند پیروزمند و ستوده ایمان آوردهاند». و مانند این که میگویند: «فلانی گناهی نکرده جز این که با تو نیکی میکند».
﴿وَمَن يَقۡتَرِفۡ حَسَنَةٗ نَّزِدۡ لَهُۥ فِيهَا حُسۡنًا﴾و هرکس کار نیکی انجام دهد از قبیل نماز، روزه، حج یا نیکی کردن با مردم، بر نیکی عمل او میافزائیم، به این صورت که خداوند به او توفیق میدهد تا کارهای دیگری انجام دهد و با آن اجر و پاداش مومن اضافه میوشد و نزد خدا و خلق جایگاهش بالا میرود و پاداش دنیا و آخرت را به دست میآورد. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ شَكُورٌ﴾بیگمان خداوند آمرزنده و شکرگزاراست، گناهان بزرگ را هرچند که بزرگ باشند به هنگام توبه کردن و دست کشیدن از آن میآمرزد. و در مقابل عمل اندک پاداش فراوان میدهد، پس او با مغفرت خویش گناهان را میآمرزد و عیبها را میپوشاند و یا پذیرفتن نیکیها آن را شکر میگزارد و نیکیها را چندین برابر مینماید.
آیهی ۲۴:
﴿أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗاۖ فَإِن يَشَإِ ٱللَّهُ يَخۡتِمۡ عَلَىٰ قَلۡبِكَۗ وَيَمۡحُ ٱللَّهُ ٱلۡبَٰطِلَ وَيُحِقُّ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦٓۚ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٢٤﴾[الشورى: ۲۴]. «آیا میگویند: (پیامبر) بر خدا دروغ بسته است؟، اگر خدا بخواهد بر دل تو مهره مینهد، و خداوند باطل را از میان میبرد و با سخنانس حق را پابرجا میدارد. بیگمان او به همۀ چیزهایی که درون سینههاست آگاه میباشد».
آیا کسانیکه پیامبر را تکذیب میکنند، با جسارت و دروغ میگویند: ﴿ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا﴾پیامبر بر خدا دروغ بسته است؟ آنها تو را به زشتترین چیز متّهم میکنند و میگویند به خدا دروغ میبندی و ادّعای نبّوت میکنی، و چیزی را به خداوند نسبت میدهی که خداوند از آن پاک است، درحالیکه راستگویی و امانتداری تو را میدانند. پس چگونه به خود جرأت میدهند که چنین دروغ صریحی را بگویند؟ بلکه با این کار بر خدا جرات کردهاند چون این عیب گرفتن از خداست که به تو قدرت داده تا چنین دعوت بزرگی را که به گمان آنها بزرگترین فساد در زمین است به راه بیاندازی، زیرا خداوند به پیامبر توانایی داده بود تا دعوت را بیپرده اعلام دارد و آن را به خداوند نسبت دهد و برای تایید آن معجزات آشکار و دلایل روشنی ارائه دهد و پیروی آشکار پیامبر و چیره شدن او بر مخالفان نیز از این جمله بود. درحالیکه خداوند متعال میتوانست این دعوت را در نطفه خفه کند و بر دل پیامبرصمهر زند و خیری به دلش وارد نشود. و وقتی بر دل او مهز میزد همه چیز تمام میشد. پس این دلیل قاطعی است بر صحّت و درستی آنچه پیامبرصآورده است و قویترین شهادت از جانب خدا برای تایید گفتههای اوست و هیچ شهادتی بالاتر از این یافت نمیشود.
بنابراین، از حکمت و رحمت الهی و از سنتّهای جاری اوست که باطل را نابود میکندف گرچه گاهی اوقات باطل دارای قدرت میگردد اما سرانجام آن نابودی است. ﴿وَيُحِقُّ ٱلۡحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِ﴾و با سخنان تکوینیاش ـ که تغییر نمییابد ـ و با وعده راستینش حق را پابرجا میدارد که خود آن را تشریع نموده است و آن را در دلها ثابت میگرداند و خردمندان را بینش میدهد. آری! خداوند بزرگ به روشهای گوناگون حق را پابرجا میدارد، یکی از این روشها این است که باطل را بر میانگیزد تا با حق مقابله کند، پس وقتی که باطل به مقابله با حق پرداخت حق با دلایل و حجّتهایش بر آن حمله ور میشود. آنجاست که نور و هدایت حق آشکار میگردد و به وسیله آن باطل نابود و ریشه کن میشود و بطلان آن برای هرکس روشن میگردد و حق برای هرکسی کاملا آشکار میشود بیگمان خداوند به آنچه در سینههاست و به نیک و بدی که در دلهاست و آنچه پنهان داشته و آنچه آشکار نکردهاند آگاه است.
آیهی ۲۸-۲۵:
﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَقۡبَلُ ٱلتَّوۡبَةَ عَنۡ عِبَادِهِۦ وَيَعۡفُواْ عَنِ ٱلسَّئَِّاتِ وَيَعۡلَمُ مَا تَفۡعَلُونَ٢٥﴾[الشورى: ۲۵]. «و اوست خدایی که توبه را از بندگانش میپذیرد و از گناهان درمیگذرد و آنچه را انجام میدهید، میداند».
﴿وَيَسۡتَجِيبُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضۡلِهِۦۚ وَٱلۡكَٰفِرُونَ لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٞ٢٦﴾[الشورى: ۲۶]. «و کسانیکه ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند پروردگارشان را اجابت میکنند، و به آنان از فضل خود افزون میدهد و کافران عذاب سخت و شدیدی دارند».
﴿وَلَوۡ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزۡقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَٰكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٖ مَّا يَشَآءُۚ إِنَّهُۥ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرُۢ بَصِيرٞ٢٧﴾[الشورى: ۲۷]. «و اگر خداوند روزی را برای همۀ بندگانش فراخ و فراوان کند قطعاً در زمین سرکشی و تباهی میکنند ولی به اندازۀ آنچه بخواهد فرو میفرستد چرا که او به (احوال) بندگانش دانای بیناست».
﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يُنَزِّلُ ٱلۡغَيۡثَ مِنۢ بَعۡدِ مَا قَنَطُواْ وَيَنشُرُ رَحۡمَتَهُۥۚ وَهُوَ ٱلۡوَلِيُّ ٱلۡحَمِيدُ٢٨﴾[الشورى: ۲۸]. «و اوست که باران را نازل میکند پس از آنکه (مردم) نا امید شدند و رحمت خود را میگستراند و اوست کارسازِ ستوده».
این بیان کرم و لطف خداوند و گستردگی بخشایندگی و کمال لطف اوست که ﴿يَقۡبَلُ ٱلتَّوۡبَةَ عَنۡ عِبَادِهِ﴾توبه بندگانش را میپذیرد وقتی که از گناهانشان دست میکشند و بر آن پیمان میبندند و تصمیم میگیرند که دوباره آن گناهان را انجام ندهند. پس اگر هدفشان پروردگار باشد خداوند توبهشان را میپذیرد، این در حالی است که قبلا سبب نابودی و گرفتار شدن به کیفرهای دنیوی و اخرویشان فراهم شده بود. ﴿وَيَعۡفُواْ عَنِ ٱلسَّئَِّاتِ﴾و گناهان و بدیها را محو میکند، و عیبهایی که در اثر آن گناهان به وجود میآیند و کیفرهایی که نتیجه ارتکاب گناهان است از آنها دور میکند. و توبه کننده نزد او ارزشمند میگردد به گونهای که انگار کار بدی نکرده است.
و خداوند او را دوست میدارد و به او توفیق انجام کارهایی میدهد که او را به خدا نزدیک مینمایند. و از آنجا که توبه از کارهای بزرگی است که گاهی به سبب کمال اخلاص و صداقت کامل میشود و گاهی به علّت ناقص بودن اخلاص و صداقت ناقص خواهد شد و چه بسا فاسد و خراب شود، اگر هدف از آن اهدافی دنیوی باشد ـ و این چیزها جایگاهشان دل است و فقط خدا آن را میداند ـ آیه را با این جمله به پایان برد: ﴿وَيَعۡلَمُ مَا تَفۡعَلُونَ﴾و میداند آنچه را که انجام میدهید.
خداوند همه بندگان را به بازگشت و روی آوردن به سوی او و توبه کردن از کوتاهیها فرا خوانده است. پس بندگان برحسب اجابت و پذیرش به دو گروه تقسیم شده اند: آنهایی که اجابت کردهاند و خداوند آنها را چنین توصیف نموده است: ﴿وَيَسۡتَجِيبُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾و کسانیکه ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند پروردگارشان را اجابت میکنند و از او اطاعت مینمایند و به دعوت او لبّیک میگویند، چون ایمان و عمل صالحی که دارند آنها را به این امر وادار مینماید. پس وقتی او را اجابت کردند خداوند کارشان را سپاس میگزارد و او آمرزنده و شکرگزار است، ﴿وَيَزِيدُهُم مِّن فَضۡلِهِ﴾و به آنان از فضل خود بیشتر میدهد یعنی از فضل خویش به آنان توفیق عمل میدهد و پاداش آنها را چند برابر بیش از آنچه که اعمال آنها مستحق آن است، میدهد. امّا کسانی که دعوت خداوند را اجابت نمینمایند و آنها کسانی هستند که عناد میورزند، ﴿وَٱلۡكَٰفِرُونَ﴾و به خدا و پیامبرش کفر میورزند، ﴿لَهُمۡ عَذَابٞ شَدِيدٞ﴾اینان عذاب سخت و شدیدی در دنیا و آخرت دارند.
سپس بیان کرد که از لطف خداوند نسبت به بندگانش این است که او دنیا و روزی را برایشان چنان فراوان نمیکند که به دین آنها زیان برساند. پس فرمود: ﴿وَلَوۡ بَسَطَ ٱللَّهُ ٱلرِّزۡقَ لِعِبَادِهِۦ لَبَغَوۡاْ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾و اگر خداوند روزی را برای بندگانش فراوان نماید و گسترش دهد، در زمین سرکشی میکنند. یعنی از اطاعت خدا غافل شده و به شهوات و لذّتهای دنیا روی میآورند، و به آنچه که هوی و هوس آنها میخواهد مشغول میشوند گرچه آن چیز گناه و ستم باشد. ﴿وَلَٰكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٖ مَّا يَشَآءُ﴾ولی به اندازهای که لطف و حکمت او اقتضا مینماید فرو میفرستد. ﴿إِنَّهُۥ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرُۢ بَصِيرٞ﴾چرا که او بندگانش را میبیند و از اوضاع و احوال آنها کاملا آگاه است. همچنان که در بعضی روایتها آمده است که خداوند متعال میفرماید: «برخی از بندگانم هستند که جز ثروت و ایمانشان را سامان نمیبخشد، و اگر او را فقیر گردانم فقیری او را به فساد میکشاند. و برخی از بندگانم هستند که جز فقر و تنگدستی ایمانشان را سامان نمیبخشد، و اگر او را ثروتمند گردانم، ثروتمندی ایمانش را فاسد میگرداند. و برخی از بندگانم هستند که ایمانشان جز با تندرستی سامان نمییابد، و اگر او را بیمار گردانم بیماری، ایمان او را فاسد مینماید.
و برخی از بندگانم هستند که ایمانشان فقط با مریضی سامان مییابد و اگر او را تندرست کنم این امر ایمان او را فاسد میگرداند. همانا من کار بندگانم را طبق آگاهی خویش از آنچه که در دلهایشان است تدبیر مینمایم و من آگاه و بینا هستم.
﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يُنَزِّلُ ٱلۡغَيۡثَ﴾و اوست که باران را نازل میکند و با آن به داد آبادیها و مردم میرسد. ﴿مِنۢ بَعۡدِ مَا قَنَطُواْ﴾بعد از آنکه نا امید شدند و مدت زمانی باران نیامده و گمان بردند که باران نمیآید و ناامید گشتند و برای قحط سالی کارهایی کردند. امّا در این هنگام خداوند باران میفرستد. ﴿وَيَنشُرُ رَحۡمَتَهُ﴾و با آن رحمت خویش را میگستراند و روزیهایی برای انسانها و چهارپایانشان میرویاند و این برایشان بسیار دارای اهمّیت است و از این شادمان میگردند.
﴿وَهُوَ ٱلۡوَلِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾و اوست کارساز ستوده، که بندگانش را با انواع تدبیر سرپرستی مینماید و منافع دینی و دنیویشان را تامین میکند و او در کارسازی و تدبیرش ستوده است و به خاطر نعمتها و انواع لطفهایی که بندگان را از آن بهرهمند میسازد قابل ستایش است.
آیهی ۲۹:
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦ خَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَآبَّةٖۚ وَهُوَ عَلَىٰ جَمۡعِهِمۡ إِذَا يَشَآءُ قَدِيرٞ٢٩﴾[الشورى: ۲۹]. «و از نشانههایش آفرینش آسمانها و زمین، و (نیز) همۀ جنبدگانی است که در آن دئو پدیدار و پراکنده کرده است واو بر گردآوری آنها هنگامیکه بخواهد تواناست».
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦ خَلۡقُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾و از نشانههای قدرت بزرگ او و از دلایل زنده گرداندن مردگان از سوی او آفرینش آسمانها و زمین با این بزرگی و عظمتشان است، که بر قدرت و گستردگی فرمانروایی او دلالت مینماید، و استواری و آفرینش زیبا و محکم آسمانها و زمین بر حکمت و فرزانگی خداوند دلالت میکند و منافع و مصالحی که در آسمانها و زمین نهاده شده است بر رحمت خدا دلالت میکند، و این که تنها او سزاوار انواع عبادت میباشد و الوّهیتِ غیر او باطل است. ﴿وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَآبَّةٖ﴾و جانوران و جنبدگانی که خداوند در آسمانها و زمین برای منفعت بندگانش پدید آورده و پراکنده کرده است از نشانههای قدرت اوست. ﴿وَهُوَ عَلَىٰ جَمۡعِهِمۡ إِذَا يَشَآءُ قَدِيرٞ﴾و او بر گردآوردن مردم بعد از مرگشان در میدان قیامت هر زمان که بخواهد، تواناست. پس خداوند قدرت و توانایی این کار را دارد. و تحقق قیامت باید مبتنی بر خیری راستین باشد، و معلوم است که اخبار پیامبران و کتابهایشان به صورت متواتر تحقق قیامت را بیان کردهاند.
آیهی ۳۱-۳۰:
﴿وَمَآ أَصَٰبَكُم مِّن مُّصِيبَةٖ فَبِمَا كَسَبَتۡ أَيۡدِيكُمۡ وَيَعۡفُواْ عَن كَثِيرٖ٣٠﴾[الشورى: ۳۰]. «و هر مصیبتی که گریبانگیرتان شود، به خاطر کارهایی است که خود کردهاید، و خداوند از بسیاری (از کارهای شما) گذشت میکند».
﴿وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٖ٣١﴾[الشورى: ۳۱]. «و شما هرگز نمیتوانید (از چنگال قدرت خداوند) در زمین (فرار کنید و خدا را از دستیابی به خود) ناتوان سازید، و برایتان جز خداوند هیچ کارساز و یاوری نیست».
خداوند متعال خبر میدهد که هر مصیبتی به جسم یا اموال یا فرزندان بندگان میرسد یا آنچه را که دوست دارند و برایشان عزیز است، از دست میدهند، به خاطر کارهای بدی است که انجام میدهند و خداوند از بسیاری از کارهای بندگان گذشت میکند. پس خداوند بر بندگان ستم نمیکند ولی آنها خودشان بر خویشتن ستم میکنند. ﴿وَلَوۡ يُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِمَا كَسَبُواْ مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهۡرِهَا مِن دَآبَّةٖ﴾[فاطر: ۴۵]. «و اگر خداوند مردم را به خاطر کارهایی که کردهاند، مواخذه میکرد، هیچ جنبندهای را روی زمین باقی نمیگذاشت». خداوند که کیفرها و عذابها را به تاخیر میاندازد بدان خاطر نیست که آن را فراموش کرده یا توانایی ندارد، بلکه در میگذرد.
﴿وَمَآ أَنتُم بِمُعۡجِزِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾و شما نمیتوانید از چنگال قدرت الهی فرار کنید و او را از دستیابی به خود ناتوان سازید، بلکه شما در زمین ناتوان هستید و هرچه خداوند درباره شما اراده کند نمیتوانید امتناع ورزید. ﴿وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِيّٖ وَلَا نَصِيرٖ﴾و جز خداوند هیچگونه کارساز و یاوری ندارید که شما را سرپرستی نماید و منافعتان را فراهم آورد، و هیچ یاوری ندارید که زیانها را از شما دور کند.
آیهی ۳۵-۳۲:
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِ ٱلۡجَوَارِ فِي ٱلۡبَحۡرِ كَٱلۡأَعۡلَٰمِ٣٢﴾[الشورى: ۳۲]. «و از جمله نشانههای او کشتیهایی است که همچون کوهها بر صفحه دریاها به حرکت درمیآیند».
﴿إِن يَشَأۡ يُسۡكِنِ ٱلرِّيحَ فَيَظۡلَلۡنَ رَوَاكِدَ عَلَىٰ ظَهۡرِهِۦٓۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٍ٣٣﴾[الشورى: ۳۳]. «اگر بخواهید باد را آرام میسازد و کشتیها بر روی دریا متوقف میگردند، بیگمان در این برای هر بردبار سپاسگزاری نشانههاست».
﴿أَوۡ يُوبِقۡهُنَّ بِمَا كَسَبُواْ وَيَعۡفُ عَن كَثِيرٖ٣٤﴾[الشورى: ۳۴]. «یا اگر بخواند کشتیها را بهخاظز کارهایی که سرنشینان آنها مرتکب شدهاند هلاک میکند و از بسیاری (گناهان) درمیگذرد».
﴿وَيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٖ٣٥﴾[الشورى: ۳۵]. «و تا کسانیکه در آیات ما مجادله میکنند بدانند که هیچ گریزگاهی ندارند».
از نشانههای رحمت و توجه او به بندگانش ﴿ٱلۡجَوَارِ فِي ٱلۡبَحۡرِ﴾کشتیهای بخاری و بادبانی است که در دریا روانند و از بس که بزرگاند ﴿كَٱلۡأَعۡلَٰمِ﴾همانند کوههای بزرگی هستند که دریای خروشان برایشان رام شده، و آنها را از تلاطم و خروش امواج حفظ کرده است، و این کشتیها شما و کالاهای فراوانتان را به شهرهای دوردست حمل میکنند و اسبابی را برای این امر مسخّر نموده که شما را بر این کار کمک مینماید.
سپس این اسباب را گوشزد نمود و فرمود: ﴿إِن يَشَأۡ يُسۡكِنِ ٱلرِّيحَ﴾اگر خداوند بخواهد باد را که سببی برای حرکت کشتی است از وزیدن میاندازد، ﴿فَيَظۡلَلۡنَ رَوَاكِدَ عَلَىٰ ظَهۡرِهِ﴾آنگاه که کشتیهای در حال حرکت بر روی دریا میایستند، نه جلو میروند و نه عقب بر میگردند. نمیتوان گفت که این حکم شامل کشتیهای بخاری نمیشود، چون کشتیهایی که به وسیله بخار حرکت میکنند یکی از شرایط آنها وجود حرکت باد است. و اگر خداوند بخواهد، کشتیهای در حال حرکت را به سبب کارهایی که سرنشینان آن کردهاند در دریا غرق و نابودشان میگرداند، امّا خداوند بردبار است و از بسیاری از گناهان در میگذرد. ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّكُلِّ صَبَّارٖ شَكُورٍ﴾بیگمان در این امر برای هر بردبار سپاسگزاری نشانههاست، یعنی کسی که در برابر آنچه دوست ندارد و بر او دشوار میآید بردباری میورزد خود را وادار به تحمّل دشواری طاعت یا به عقب راندن انگیزه گناه مینماید و به هنگام مصیبت از ابراز ناخشنودی از تقدیر الهی خودداری میکند. و به هنگام آسایش و نعمت سپاسگزار است و به نعمت پروردگارش اعتراف مینماید و برای او فروتنی میکند و نعمت خدا را در راه خشنودی او صرف مینماید. چنین کسی از نشانههای خدا بهرهمند میشود. امّا کسی که صبر و بردباری ندارد و به هنگام نعمتهای خداوند شکرگزاری نمیکند او روی گردان یا معاند است و از نشانههای خدا بهرهمند نمیشود.
سپس خداوند متعال فرمود: ﴿وَيَعۡلَمَ ٱلَّذِينَ يُجَٰدِلُونَ فِيٓ ءَايَٰتِنَا﴾و تا کسانی که در آیات ما مجادله میکنند و آن را به وسیله باطل خود باطل جلوه میدهند، بدانند که ﴿مَا لَهُم مِّن مَّحِيصٖ﴾هیچ گریزگاهی ندارند. یعنی هیچ چیزی آنها را از عذابیکه به آن گرفتار شدهاند نجات نمیدهد.
آیهی ۳۹-۳۶:
﴿فَمَآ أُوتِيتُم مِّن شَيۡءٖ فَمَتَٰعُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ٣٦﴾[الشورى: ۳۶]. «هر آنچه که به شما داده شده است بهرۀ زندگانی دنیاست و آنچه که نزد خداست بهتر و پایدارتر است برای کسانیکه ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل میکنند».
﴿وَٱلَّذِينَ يَجۡتَنِبُونَ كَبَٰٓئِرَ ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡفَوَٰحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُواْ هُمۡ يَغۡفِرُونَ٣٧﴾[الشورى: ۳۷]. «و کسانیکه از گناهان بزرگ و اعمال زشت و ناپسند میپرهیزند و هنگامیکه خشمگین میشود گذشت میکنند».
﴿وَٱلَّذِينَ ٱسۡتَجَابُواْ لِرَبِّهِمۡ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَمۡرُهُمۡ شُورَىٰ بَيۡنَهُمۡ وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ٣٨﴾[الشورى: ۳۸]. «و آنانکه (دعوت) پروردگارشان را پذیرفتند و نماز را برپا داشتند و کارشان به شیوۀ رایزنی و بر پایۀ مشورت با یکدیگر است. و از آنچه به ایشان دادهایم، انفاق میکنند».
﴿وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَابَهُمُ ٱلۡبَغۡيُ هُمۡ يَنتَصِرُونَ٣٩﴾[الشورى: ۳۹]. «و کسانیکه هرگاه تجاوزی به آنان برسد انتقام میگیرند».
در اینجا خداوند مردم را تشویق مینماید که شیفته دنیا نشوند و به آخرت علاقمند گردند. و اعمالی که انسان را به بهشت میرساند بیان کرد و فرمود: ﴿فَمَآ أُوتِيتُم مِّن شَيۡءٖ﴾فرمانروایی و ریاست و اموال و فرزندان و سلامتی و صحّتی که به شما داده شده است، ﴿فَمَتَٰعُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾بهرهمندی زندگانی دنیاست. یعنی لّذت زودگذر و فانی است. ﴿وَمَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰ﴾و پاداش فراوان و نعمتهای پایداری که نزد خداوند است از لذتّهای دنیا بسیار بهتر است و قابل مقایسه نیستند. و نعمتهای آخرت ماندگارترند چون هیچ ناگواری در آن نیست و پس گرفته نمیشوند. سپس بیان کرد که چه کسانی مستحق این پاداش هستند، و فرمود: ﴿لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَلَىٰ رَبِّهِمۡ يَتَوَكَّلُونَ﴾برای کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکّل میکنند. یعنی ایمان راستین را که مستلزم اعمال ظاهری و باطنی است با توکّل جمع نمودهاند که توکل وسیله موافقت در هر کاری است. پس هر عملی که توکّل با آن همراه نباشد کامل نیست. توکل یعنی این که آدمی در به دست آوردن آنچه خداوند دوست دارد و دور کردن آنچه که خداوند نمیپسندد قلبا به خدا تکیه نماید و به او اعتماد و اطمینان داشته باشد.
﴿وَٱلَّذِينَ يَجۡتَنِبُونَ كَبَٰٓئِرَ ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡفَوَٰحِشَ﴾و کسانیکه از گناهان کبیره و از اعمال زشت و ناپسند میپرهیزند. فرق «کبائر الاثم» گناهان کبیره با «فواحش» کارهای زشت با این که هر دوی اینها گناهان بزرگ هستند این است که «فواحش» به آن دسته از گناهان بزرگ گفته میشود که در نفس انگیزه برای ارتکاب گناهانی هستند که چنین نیستند. امّا این زمانی است که کبائر و فواحش در کنار هم ذکر شوند. ولی اگر به تنهایی ذکر شوند مفهوم هریک در دیگری داخل است. ﴿وَإِذَا مَا غَضِبُواْ هُمۡ يَغۡفِرُونَ﴾و هرگاه خشمگین شوند میبخشند. یعنی به اخلاق خوب و عادات نیک خوی گرفتهاند، پس بردباری خوی آنهاست و اخلاق خوب طبیعت و سرشت آنها میباشد، حتی اگر کسی آنها را با گفتار یا کردار خود خشمگین کند آنها خشم خود را فرو میخورند و آن را اجرا نمیکنند بلکه آن فرد را میبخشند و در مقابلِ فردی که بدی کرده است جز نیکویی و گذشت و بخشیدن گذشت، منافع زیادی به بار میآورد و مفاسد زیادی را از آنها دور میکند. همان طور که خداوند متعال فرموده است: ﴿...ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ٣٤ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ٣٥﴾[فصلت: ۳۴-۳۵]. «با شیوهای که بهتر است پاسخ بده، پس آن کسی که میان تو و او دشمنی بوده است چنان میشود که گویا دوستی صمیمی است. و این را فرا نمیگیرد مگر کسانی که بردباری کردهاند و آن را فرا نمیگیرد و نمیپذیرد مگر کسی که دارای بهرهای بزرگ است».
﴿وَٱلَّذِينَ ٱسۡتَجَابُواْ لِرَبِّهِمۡ﴾و کسانیکه از خدایشان فرمانبرداری کرده و دعوت او را لبیک گفتهاند و هدفشان خشنودی وی بوده است و مقصد نهاییشان این بوده که به او تقّرب جویند. و از جمله پذیرفتن دعوت الهی برپا داشتن نماز و پرداختن زکات است. پس این امور را بر استجابت عطف کرد و این که از باب عطف خاص بر عام است که بر شرافت و فضیلت معطوف دلالت مینماید. پس فرمود: ﴿وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ﴾و نماز را به گونهای شایسته و به صورت ظاهری و باطنی و فرش و نفل برپا داشتهاند. ﴿وَمِمَّا رَزَقۡنَٰهُمۡ يُنفِقُونَ﴾و از آنچه روزیشان کردهایم میبخشند. این بخش هم شامل بخشش واجب است از قبیل زکات و انفاق بر خویشاوندان و امثال آن. و هم شامل بخششهای مستحب مانند صدقههایی که به عموم مردم داده میشود. ﴿وَأَمۡرُهُمۡ شُورَىٰ بَيۡنَهُمۡ﴾و کار دینی و دنیوی آنها بر پایه مشورت با یکدیگر است. یعنی در کارهایی که میانشان مشترک است هیچکس طبق نظر خود عمل نمیکند، بلکه با یکدیگر مشورت مینمایند، و این بخشی از همدلی و محبّت آنها با یکدیگر است. و از کمال خردمندیشان این است که هرگاه بخواهند کاری را انجام دهند که نیاز به فکر و نظر داشته باشد جمع میشوند و با یکدیگر مشورت مینمایند و در آن کار به بررسی و کاوش میپردازند تا مصلحت برایشان مشخص گردد آن گاه آن را غنیمت دانسته و بلافاصله به آن عمل میکنند. کارهایی که میان مسلمانان مشترک است و در آن مشورت صورت میگیرد مانند رایزنی در مورد جنگ و جهاد، تعیین مسئولین و فرماندهان، قضات، و غیره، و بررسی در مسایل دین به صورت عام. مشورت و تحقیق در این کارها به منظور آن که صحیح از غلط تشخیص داده شود چیزی است که خداوند آن را دوست میدارد و در این آیه داخل است.
﴿وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَابَهُمُ ٱلۡبَغۡيُ﴾و هرگاه از سوی دشمنان به آنها تجاوزی شود، ﴿هُمۡ يَنتَصِرُونَ﴾از آنجا که عزت و توانایی دارند انتقام میگیرند، و خوار نخواهند بود، بلکه میتوانند انتقام بگیرند. پس آنها را به ایمان آوردن و توکّل کردن بر خدا و پرهیز از گناهان کبیره و کارهای زشت ـ که این سه ویژگی سبب میشوند خداوند گناهان کوچک را بیامرزد ـ و اطاعت کامل و استجابت پروردگارشان و برپای داشتن نماز و انفاق در راههای نیکوکاری و مشورت در کارها و پیروی بر دشمنان که خصلتها و عادات کمالاند توصیف نمود. بنابراین، آنان کارهای کوچکتر را به طریق اولی انجام میدهند و کارهایی که برعکس اینهاست انجام نمیدهند.
آیهی ۴۳-۴۰:
﴿وَجَزَٰٓؤُاْ سَيِّئَةٖ سَيِّئَةٞ مِّثۡلُهَاۖ فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ٤٠﴾[الشورى: ۴۰]. «و کیفر بدی، بدی مانند آن است، پس هرکس گذشت کند و (راه) صلح و صفا پیش گیرد پاداشش بر خداوند است. بیگمان خداوند ستمکاران را دوست نمیدارد».
﴿وَلَمَنِ ٱنتَصَرَ بَعۡدَ ظُلۡمِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ مَا عَلَيۡهِم مِّن سَبِيلٍ٤١﴾[الشورى: ۴۱]. «و کسیکه که پس از ستم دیدن خویش انتقام بگیرد، بر آنان عتاب و عقابی نیست».
﴿إِنَّمَا ٱلسَّبِيلُ عَلَى ٱلَّذِينَ يَظۡلِمُونَ ٱلنَّاسَ وَيَبۡغُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّۚ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٤٢﴾[الشورى: ۴۲]. «بلکه عتاب و عقاب متوجّه کسانی است که به مردم ستم میکنند و در زمین به ناحق (تباهی) میجویند. اینانند که عذاب دردناک (درپیش) دارند».
﴿وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَٰلِكَ لَمِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ٤٣﴾[الشورى: ۴۳]. «و کسیکه بردباری کند و ببخشد (بداند که) این (اوصاف) از کارهای سترگ است».
خداوند در این آیه مراتب کیفرها را بیان کرده است: عدل، فضل، ظلم.
عدل یعنی در مقابل بدی، همسان آن، بدی کردن نه بیشتر و نه کمتر. پس فرمود: در مقابل کشته شدن فرد، فرد کشته میشود، و هر عضوی در مقابل همان عضو بریده میشود، و مال به اندازه و همسان آن گرفته میشود. فضل یعنی گذشت از کسی که بدی کرده است، بنابراین فرمود: ﴿فَمَنۡ عَفَا وَأَصۡلَحَ فَأَجۡرُهُۥ عَلَى ٱللَّهِ﴾هرکس ببخشد و صلح و صفا ایجاد کند، پاداش او بر خداوند است و به او پاداش بزرگی میدهد. و خداوند برای عفو و گذشت، اصلاح را شرط نموده است تا بر این دلالت نماید که اگر گناهکار شایسته آن نباشد که از وی گذشت شود و عفو گردد، و مصلحت شرعی نیز مقتضی آن بود که کیفر داده شود، در این صورت گذشت و بخشش چیزی نیست که شرع به انجام دادن آن امر کرده باشد.
وقتی خداوند بیان نمود که پاداش عفو کننده بر خداست این امر مردم را به عفو و گذشت تشویق مینماید و اینکه بنده با مردم همان رفتاری را بکند که دوست دارد خداوند با او این رفتار را انجام دهد. پس همانطور که دوست دارد خداوند او را عفو کند او نیز مردم را عفو کند و ببخشد. و همانطور که دوست دارد خداوند از او درگذرد و چشمپوشی کند او نیز از مردم چشمپوشی کند، چرا که پاداش و کیفر از نوع عملی است که انسان انجام میدهد.
و امّا مرتبه ظلم را خداوند اینگونه بیان نموده است: ﴿إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾بیگمان او کسانی را که بر دیگران ستم میکنند و یا در مقابل کسی که در حق آنها جنایت کرده است جنایتی بیشتر از جنایت او مرتکب میشوند ـ که این اضافه ظلم است ـ دوست ندارد.
﴿وَلَمَنِ ٱنتَصَرَ بَعۡدَ ظُلۡمِهِ﴾و اگر کسی که بر او ستم رفته است انتقام بگیرد، ﴿فَأُوْلَٰٓئِكَ مَا عَلَيۡهِم مِّن سَبِيلٍ﴾بر آنان گناه و اشکالی نیست. و این که فرمود: ﴿وَٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَابَهُمُ ٱلۡبَغۡيُ﴾و کسانی که بر آنها تجاوز شده و نیز فرمود: ﴿وَلَمَنِ ٱنتَصَرَ بَعۡدَ ظُلۡمِهِ﴾و کسیکه پس از ستم دیدن خویش انتقام بگیرد، بر این دلالت مینماید که ستم و تجاوز حتما واقع میشود. و امّا اگر کسی اراده کند به حقوق دیگران تجاوز نماید و به آنان ستم کند، بدون آن که ارادهاش را عملی نماید، در این صورت به مانند آنچه که اراده کرده است مجازات نمیشود، بلکه طوری توبیخ و تادیب میگردد که او را از آن قول یا فعلی که از وی صادر شده است منحرف گرداند.
﴿إِنَّمَا ٱلسَّبِيلُ عَلَى ٱلَّذِينَ يَظۡلِمُونَ ٱلنَّاسَ وَيَبۡغُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ﴾عقاب و کیفر شرعی بر کسانی است که به مردم ستم میکنند و به ناحق در زمین تباهی میجویند. و این شامل ستم و تجاوز بر خون و اموال و آبروی مردم میشود. ﴿أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾ایشان عذاب دردناکی در پیش دارند، عذابی که دلها و جسمها را طبق ستم و تجاوزشان به درد میآورد.
﴿وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ﴾و هرکس در مقابل اذّیت و آزاری که از سوی مردم به او میرسد صبر و بردباری ورزد و آنها را ببخشد و از آنچه از آنها سر زده است، گذشت کند، ﴿إِنَّ ذَٰلِكَ لَمِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ﴾این از کارهایی است که خداوند آدمی را بر انجام آن تشویق نموده و بر آن تاکید کرده و خبر دادهاست که این را جز بردباران و آنهایی که بهرهای بزرگ دارند، نمیپذیرند، و فقط کسانی به آن توفیق مییابند که دارای همّت والا و دارای خرد و بینش باشند، زیرا انتقام نگرفتن دشوارترین امر بر نفس آدمی است، و بردباری در برابر اذّیت و آزار، و گذشت در مقابل تعامل نابهنجار دیگران و نیکی کردن در برابر آنان بسی دشوارتر و دشوارتر است. ولی این کار برای کسی آسان است که خداوند آن را بر وی آسان گردانده و در مسیر انصاف نفس خویش به این صفت با نفس خود مبارزه کرده و در این مسیر از خداوند استعانت طلبیده باشد.
آیهی ۴۶-۴۴:
﴿وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن وَلِيّٖ مِّنۢ بَعۡدِهِۦۗ وَتَرَى ٱلظَّٰلِمِينَ لَمَّا رَأَوُاْ ٱلۡعَذَابَ يَقُولُونَ هَلۡ إِلَىٰ مَرَدّٖ مِّن سَبِيلٖ٤٤﴾[الشورى: ۴۴]. «و کسی را که خدا گمراه سازد به غیر از او هیچ کارسازی برای او نیست، و ستمگران را خواهی دید که وقتی عذاب را میبینند میگویند: آیا راهی بهسوی بازگشت هست»؟.
﴿وَتَرَىٰهُمۡ يُعۡرَضُونَ عَلَيۡهَا خَٰشِعِينَ مِنَ ٱلذُّلِّ يَنظُرُونَ مِن طَرۡفٍ خَفِيّٖۗ وَقَالَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ وَأَهۡلِيهِمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۗ أَلَآ إِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ فِي عَذَابٖ مُّقِيمٖ٤٥﴾[الشورى: ۴۵]. «و آنانرا خواهی دید که بر آن (عذاب) عرضه میشوند که از خواری زبونند، و زیر چشمی و مخفیانه (به آتش) مینگرند و مؤمنان میگویند: زیانکاران کسانیاند که در روز قیامت خود وخاندان خود را به زیان افکندند. هان! ستمگران در عذاب دائم خواهند بود».
﴿وَمَا كَانَ لَهُم مِّنۡ أَوۡلِيَآءَ يَنصُرُونَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِۗ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن سَبِيلٍ٤٦﴾[الشورى: ۴۶]. «و آنان یاوران و دوستانی ندارند که در برابر خداوند آنانرا یاری دهند، و هرکس را که خدا گمراه سازد او راهی (برای نجات) ندارد».
خداوند متعال خبر میدهد که تنها او هدایت میکند و گمرا میسازد، ﴿وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن وَلِيّٖ مِّنۢ بَعۡدِهِ﴾و هرکس را که خداوند به سبب ستمگریاش گمراه سازد بعد از خدا هیچ کارسازی ندارد که او را سرپرستی نماید و هدایت کند. ﴿وَتَرَى ٱلظَّٰلِمِينَ لَمَّا رَأَوُاْ ٱلۡعَذَابَ﴾و ستمگران را خواهی دید که وقتی عذاب و آن منظرهی وحشتناک را مشاهده کنند اظهار ندامت و پشیمانی بزرگ مینمایند و برگذشته تاسف میخورند. ﴿يَقُولُونَ هَلۡ إِلَىٰ مَرَدّٖ مِّن سَبِيلٖ﴾و میگویند: آیا راه چارهای برای ما هست که به دنیا بازگردیم تا عملی غیر از آنچه میکردیم انجام دهیم؟ و این خواستن چیزی است که محال است و امکان ندارد.
﴿وَتَرَىٰهُمۡ يُعۡرَضُونَ عَلَيۡهَا خَٰشِعِينَ مِنَ ٱلذُّلِّ﴾و آنانرا خواهی دید که بر آتش عرضه میشوند درحالیکه بر اثر مذلّت و خواری که در دلهایشان است کز کردهاند و به هم آمدهاند. ﴿يَنظُرُونَ مِن طَرۡفٍ خَفِيّٖ﴾و از ترس و وحشت آتش جهنّم مستقیم به آن نگاه نمیکنند، بلکه با گوشه چشم و مخفیانه به آن نگاه میکنند. ﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ﴾وقتی سرنوشت مردم آشکار میگردد و صادقان از دیگران مشخص میشوند، مومنان میگویند: ﴿إِنَّ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ وَأَهۡلِيهِمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾بیگمان زیان کاران حقیقی کسانی هستند که در روز قیامت خود و خاندان خود را بر زبان میافکنند و پاداش فراوان را از دست میدهند، و به عذاب دردناک گرفتار میشوند و میان آنها و خانوادههایشان جدایی افکنده میشود. پس در کنار هم دیگر گرد نمیآیند. ﴿أَلَآ إِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ فِي عَذَابٖ مُّقِيمٖ﴾آگاه باش! بیگمان کسانی که با کفر ورزیدن و ارتکاب گناهان بر خود ستم کردهاند در عذابی پایدار هستند. یعنی در وسط عذاب هستند و در آن فرو رفته و هرگز از آن بیرون نمیآیند و یک لحظه عذاب از آنها کاسته نمیشود و آنان در آن ناامید هستند.
﴿وَمَا كَانَ لَهُم مِّنۡ أَوۡلِيَآءَ يَنصُرُونَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ﴾و آنان یاوران و دوستانی ندارند که در برابر خداوند آنان را یاری دهند آنگونه که در دنیا این خیال را در سر خود میپرورانند که در قیامت یاورانی دارند. پس در قیامت برای آنان و برای دیگران روشن خواهد شد و اسبابی که آنان بدان امید بسته بودند از دست میدهند و عذاب خدا که به سویشان میآید از آنها دور گردانده نمیشود. ﴿وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُۥ مِن سَبِيلٍ﴾وهرکس را که خداوند گمراه سازد هیچ راهی ندارد که هدایت را به دست آورد. پس اینها که گمان بردند انبازهایی که شریک خدا ساختند به آنها فایده میرساند و زیان را از آنها فایده میرساند و زیان را از آنها دور میکند گمراه کشته و در این روز گمراهیشان مشخّص میگردد.
آیهی ۴۸-۴۷:
﴿ٱسۡتَجِيبُواْ لِرَبِّكُم مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ لَّا مَرَدَّ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِۚ مَا لَكُم مِّن مَّلۡجَإٖ يَوۡمَئِذٖ وَمَا لَكُم مِّن نَّكِيرٖ٤٧﴾[الشورى: ۴۷]. «پیش از آنکه روزی فرا رسد که از (سوی) خدا بازگشتی ندارد (دعوت) پروردگار خود را بپذیرید، در آن روز نه پناهگاهی دارید و نه میتوانید انکار کنید».
﴿فَإِنۡ أَعۡرَضُواْ فَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ عَلَيۡهِمۡ حَفِيظًاۖ إِنۡ عَلَيۡكَ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُۗ وَإِنَّآ إِذَآ أَذَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِنَّا رَحۡمَةٗ فَرِحَ بِهَاۖ وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةُۢ بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ فَإِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ كَفُورٞ٤٨﴾[الشورى: ۴۸]. «پس اگر روی بگردانند تو را بر آنان نگهبان نفرستادهایم، بر تو ابلاغ پیام باشد و بس. هنگامیکه ما از جانب خویش لطف و مرحمتی به انسان برسانیم به آن شاد میشود. و اگر بلا و مصیبتی به خاطر کارهایی که کرده است به او برسد، آنگاه انسان ناسپاس است».
خداوند بندگانش را فرمان میدهد تا با اطاعت از آنچه او بدان فرمان داده و پرهیز از تاخیر در آن، دعوت پروردگارشان را بپذیرند. ﴿مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ يَوۡمٞ﴾پیش از آنکه روز قیامت فرا رسد، که برگشتی ندارد، و دیگر گذشته جبران نمیشود. در آن روز بنده پناهگاهی ندارد که به آن پناه ببرد و از دست پروردگارش فرار کند. بلکه فرشتگان مردم را از هر سو محاصره و احاطه کردهاند و خلق صدا زده میشوند، [الرحمن: ۳۳]. ﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُواْ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُواْۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَٰنٖ٣٣﴾[الرحمن: ۳۳]. «ای گروه انس و جن! اگر میتوانید از کنارههای آسمانها و زمین بگذرید، بگذرید. امّا جز با توانی شگرف نمیتوانید بگذرید. در این روز بنده گناهانی را که مرتکب شده است نمیتواند انکار کند، بلکه اگر انکار نماید اعضا و جوارح او علیه وی شهادت میدهند». در این آیه و امثال آن آرزوهای دورو دراز مذّمت شده و به غنیمت شمردن فرصت در هر کاری که برای بنده پیش میآید دستور داده است چون تاخیر در انجام مسئولیت آفاتی به همراه دارد.
﴿فَإِنۡ أَعۡرَضُواْ﴾پس اگر از آنچه تو آوردهای بعد از آن که کاملا بیان و روشن گردیده است روی گرداندند، ﴿فَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ عَلَيۡهِمۡ حَفِيظًا﴾تو را بر آنان نگهبان و مسئول قرار ندادهایم، که از اعمال آنها پرسیده شوی، ﴿إِنۡ عَلَيۡكَ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ﴾بلکه وظیفه تو فقط رساندن است. پس وظیفهات را انجام دادهای و پاداش تو بر خداوند است، خواه آنها بپذیرند و خواه روی بگردانند، و حساب آنها با خداست، خداوندی که اعمال کوچک و بزرگ و اعمال ظاهری و باطنی آنها را ثبت وضبط مینماید. سپس خداوند متعال حالت انسان را بیان کرد که هرگاه به او لطف و مرحمتی از جانب خدا برسد از قبیل تندرستی، روزی راحت و فراوان، مقام و مرتبه و امثال آن، ﴿فَرِحَ بِهَا﴾بینهایت بدان شادمان میگردد و تنها در فکر آن میباشد، و لازمهی این کار آن است که به این نعمتها آرامش پیدا میکند و از کسیکه نعمت را به او بخشیده است روی گردان میشود. ﴿وَإِن تُصِبۡهُمۡ سَيِّئَةُۢ﴾و اگر بیماری یا فقر یا امثال آن به او برسد، ﴿بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ﴾به سبب کارهایی که خودشان کردهاند، ﴿فَإِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ كَفُورٞ﴾آن گاه انسان ناسپاس میگردد. یعنی طبیعت او چنان است که در برابر امتهای گذشته ناسپاسی میکند و از رنج و بدبختی که به او رسیده است ابراز ناخشنودی مینماید.
آیهی ۵۰-۴۹:
﴿لِّلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ يَخۡلُقُ مَا يَشَآءُۚ يَهَبُ لِمَن يَشَآءُ إِنَٰثٗا وَيَهَبُ لِمَن يَشَآءُ ٱلذُّكُورَ٤٩﴾[الشورى: ۴۹]. «فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداست، هرچه بخواهد میآفریند، به هرکس که بخواهد دختر میبخشد و به هرکس که بخواهد پسر میبخشد».
﴿أَوۡ يُزَوِّجُهُمۡ ذُكۡرَانٗا وَإِنَٰثٗاۖ وَيَجۡعَلُ مَن يَشَآءُ عَقِيمًاۚ إِنَّهُۥ عَلِيمٞ قَدِيرٞ٥٠﴾[الشورى: ۵۰]. «و یا اینکه هم پسر و هم دختر به آنان میدهد، و (خدا) هرکه را بخواهد نازا میکند بیگمان او بس آگاه و تواناست».
در این آیه از گستردگی فرمانروایی خدا و نفوذ تصرّف او در میان خلق آنگونه که بخواهد و این که او همه کارها را تدبیر مینماید خبر دادهاست. به گونهای که تدبیر الهی چنان فراگیر است که حتی شامل چیزهایی میشود که ارتباط مستقیمی با بندگان دارند، از قبیل نکاح که یکی از اسباب زاد و ولد است، اما در حقیقت این خداست که براساس مشیت خود فرزندان را به آنان میبخشد. پس خداوند متعال به آنها فرزندانی پسر یا دختر میدهد، به بعضی دختر میدهد و به برخی پسر میبخشد. و به بعضی نیز هم پسر و هم دختر میدهد و بر خی را نازا میگرداند. ﴿إِنَّهُۥ عَلِيمٞ قَدِيرٞ﴾بیگمان او به هر چیزی داناست و بر هر چیزی تواناست. پس او با علم خود تصّرف مینماید و با قدرت خویش آفریدههایش را زیبا و محکم میآفریند.
آیهی ۵۱:
﴿وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ ٱللَّهُ إِلَّا وَحۡيًا أَوۡ مِن وَرَآيِٕ حِجَابٍ أَوۡ يُرۡسِلَ رَسُولٗا فَيُوحِيَ بِإِذۡنِهِۦ مَا يَشَآءُۚ إِنَّهُۥ عَلِيٌّ حَكِيمٞ٥١﴾[الشورى: ۵۱]. «و هیچ انسانی را نسزد که خدا با او سخن بگوید مگر از طریق وحی یا از پس پرده یا اینکه خداوند قاصدی بفرستد و آن (قاصد) به حکم او (=خدا) هرچه را بخواهد نازل میکند، بیگمان او والای فرزانه است».
وقتی که تکذیب کنندگانِ پیامبران، آنهایی که به خدا کفر ورزیده بودند، از روی تکّبر و سرکشی گفتند: ﴿لَوۡلَا يُكَلِّمُنَا ٱللَّهُ أَوۡ تَأۡتِينَآ ءَايَةٞ﴾[البقرة: ۱۱۸]. «چرا خدا با ما سخن نمیگوید یا نشانهای برای ما نمیآورد». خداوند با این آیه کریمه به آنها پاسخ داد و بیان کرد که او فقط با بندگان برگزیدهاش یعنی با پیامبران سخن میگوید، و سخن گفتن وی به صورتهای ذیل است: یا اینکه خداوند ﴿يُكَلِّمَهُ ٱللَّهُ﴾از طریق وحی با پیامبر سخن میگوید که وحی را بر قلب او القا میکند بدون اینکه فرشتهای بفرستد، و بدون این که به صورت شفاهی با پیامبر سخن بگوید. ﴿أَوۡ يُرۡسِلَ رَسُولٗا فَيُوحِيَ بِإِذۡنِهِۦ مَا يَشَآءُ﴾یا اینکه خداوند به وسیله قاصدی که فرشته است مانند جبرئیل یا کسی دیگر از فرشتگان با پیامبر سخن میگوید که آن فرشته به فرمان خدا نه به دلخواه خود هرآنچه را که خداوند بخواهد به پیامبر وحی میکند. ﴿إِنَّهُۥ عَلِيٌّ حَكِيمٞ﴾بدون شک ذات خداوند متعال و والاست و صفات او بلند مرتبه و کارهایش بزرگ است، و او بر همه چیر چیره میباشد و همه مخلوقات در برابر او سر تسلیم فرود آوردهاند. با حکمت است و هریک از مخلوقات و از آیینها را در جای مناسب قرار میدهد.
آیهی ۵۲:
﴿وَكَذَٰلِكَ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ رُوحٗا مِّنۡ أَمۡرِنَاۚ مَا كُنتَ تَدۡرِي مَا ٱلۡكِتَٰبُ وَلَا ٱلۡإِيمَٰنُ وَلَٰكِن جَعَلۡنَٰهُ نُورٗا نَّهۡدِي بِهِۦ مَن نَّشَآءُ مِنۡ عِبَادِنَاۚ وَإِنَّكَ لَتَهۡدِيٓ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٥٢﴾[الشورى: ۵۲]. «و اینچنین روحی از کلام خود به تو وحی کردیم، (تو) نمیدانستی که کتاب و ایمان چیست، ولی آن (قرآن) را نوری گردانیدیم که با آن هرکس از بندگانمان را که بخواهیم هدایت میکنیم و بیگمان تو به راه راست رهنمون میسازی».
﴿وَكَذَٰلِكَ أَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡكَ رُوحٗا مِّنۡ أَمۡرِنَا﴾همانگونه که به پیامبران پیش از تو وحی کردهایم به تو نیز فرمان خود روحی را وحی نمودهایم. و روح، همین قرآن کریم است. آنرا روح نامید چون به وسیله روح تنها حیات و زندگی مییابند، همچنین به وسیله قرآن دلها و ارواح جان و زندگی مییابند و منافع دنیا و دین را به دست میآورند. چون در قرآن خیر و دانش فراوانی وجود دارد. و این یک منّت و احسان محض از جانب خدا بر پیامبر و بندگان مومنش میباشد، بدون این که از سوی آنها وسیله و سببی باشد. بنابراین فرمود: ﴿مَا كُنتَ تَدۡرِي مَا ٱلۡكِتَٰبُ وَلَا ٱلۡإِيمَٰنُ﴾«یعنی قبل از این که قرآن بر تو نازل شود کتاب و ایمان را نمیدانستی». یعنی از اخبار کتابهای گذشته آگاهی نداشتی و ایمان و عمل به قوانین و آیینهای الهی را نمیدانستی، بلکه بیسواد بودن و خواندن و نوشتن را بلد نبودی. پس این کتاب به نزد تو آمد که ﴿جَعَلۡنَٰهُ نُورٗا نَّهۡدِي بِهِۦ مَن نَّشَآءُ مِنۡ عِبَادِنَا﴾آن را نوری گردانیدهایم که به وسیله آن هرکس از بندگانمان را که بخواهیم هدایت میکنیم و بندگان در تاریکیهای کفر و بدعت و هواپرستی به وسیله آن راه را روشن مییابند و با آن حقایق را میدانند و به وسیله آن به راه راست راهیاب میگردند. ﴿وَإِنَّكَ لَتَهۡدِيٓ إِلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾و بیگمان تو به راه راست هدایت میکنی. یعنی راه راست را برای آنها بیان مینمایی و توضیح میدهی و آنانرا به (درپیش گرفتن) آن تشویق میکنی و آنها را از ضد آن باز میداری و میترسانی. سپس صراط مستقیم را تفسیر کرد و فرمود:
آیهی ۵۳:
﴿صِرَٰطِ ٱللَّهِ ٱلَّذِي لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۗ أَلَآ إِلَى ٱللَّهِ تَصِيرُ ٱلۡأُمُورُ٥٣﴾[الشورى: ۵۳]. «راه خدایی که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست. هان! همۀ کارها بهسوی خدا بازمیگردد»
﴿صِرَٰطِ ٱللَّهِ ٱلَّذِي لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾راهی که خداوند برای بندگانش قرار داده و به آنه خبر داده است که این راه، انسان را به خدا و به سرای بهشت میرساند. ﴿أَلَآ إِلَى ٱللَّهِ تَصِيرُ ٱلۡأُمُورُ﴾بدان که همه کارهای خیر و شر به خداوند باز میگردد، پس هرکس را طبق عملش مجازات میکند، اگر عملش خوب باشد به او پاداش خوب میدهد و هرکس عملش بد باشد سزای بد به او میدهد.
پایان تفسیر سورهی شوری
مکی و ۸۹ آیه است.
آیهی ۵-۱:
﴿حمٓ١﴾[الزخرف: ۱]. «حا، میم».
﴿وَٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُبِينِ٢﴾[الزخرف: ۲]. «سوگند به قرآن (روشن و) روشنگر».
﴿إِنَّا جَعَلۡنَٰهُ قُرۡءَٰنًا عَرَبِيّٗا لَّعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ٣﴾[الزخرف: ۳]. «به یقین ما این (کتاب) را قرآنی عربی گرداندهایم تا شما خرد ورزید».
﴿وَإِنَّهُۥ فِيٓ أُمِّ ٱلۡكِتَٰبِ لَدَيۡنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ٤﴾[الزخرف: ۴]. «و بیگمان آن در لوح محفوظ به پیش ماست و همانا (آن) والا و حکمتآمیز است».
﴿أَفَنَضۡرِبُ عَنكُمُ ٱلذِّكۡرَ صَفۡحًا أَن كُنتُمۡ قَوۡمٗا مُّسۡرِفِينَ٥﴾[الزخرف: ۵]. «آیا ما این قرآن را از شما باز گیریم بدان خاطر که شما گروهی اسرافگر هستید».
در اینجا خداوند به قرآن سوگند خورده است، پس به کتاب روشنگر و روشن، سوگند یاد کرده و به طور مطلق بیان نموده و متعلق را بیان نکرده است که چه چیزی را روشن مینماید، تا بر این دلالت نماید که قرآن تمامی امور دنیوی و دینی و اخروی که بندگان به آن نیاز دارند روشن مینماید.
﴿إِنَّا جَعَلۡنَٰهُ قُرۡءَٰنًا عَرَبِيّٗا﴾این چیزی است که بر آن سوگند یاد شده و آن این است که قرآن با شیواترین و روشن ترین زبانها آمده است و این از روشنی و وضوح آن است. و حکت آن را بیان کرد و فرمود: ﴿لَّعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ﴾تا شما کلمات و معانی آن را درک کنید و بفهمید، چون کلمات و مفاهیم آن آسان و نزدیک به ذهن است. ﴿وَإِنَّهُۥ فِيٓ أُمِّ ٱلۡكِتَٰبِ لَدَيۡنَا﴾و همانا این کتاب در ملأ اعلی در بالاترین جایگاه، و نزد ما دارای برترین مقام است. ﴿لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ﴾مقام و شرافت و جایگا آن والاست و مشتمل بر اوامر و نواهی و اخبارِ حکمت آمیز است. پس هیچ حکم و فرمانی در آن وجود ندارد که مخالف با حکمت و عدالت و میزان باشد.
سپس خداوند متعال خبر داد که حکمت و فضل او اقتضاء مینماید بندگانش را بیهوده رها نکند، به گونهای که پیامبری برای آنها نفرستد و کتابی بر آنان نازل نکند گرچه متجاوز و ستمگر باشند، پس فرمود: ﴿أَفَنَضۡرِبُ عَنكُمُ ٱلذِّكۡرَ صَفۡحًا﴾آیا از شما روی گردان شویم و نازل کردن پند قرآن را بر شما ترک کنیم به خاطر آن که شما روی گردان هستید و فرمان نمیبرید؟ بلکه ما کتاب را برای شما نازل میکنیم و در آن همه چیز را برایتان روشن میگردانیم. پس اگر به آن ایمان آوردید و هدایت شدید این از توفیق یافتن شماست، و اگر ایمان نیاوردید و هدایت نشدید حجّت بر شما اقامه شده و تکلیفتان روشن گردیده است.
آیهی ۸-۶:
﴿وَكَمۡ أَرۡسَلۡنَا مِن نَّبِيّٖ فِي ٱلۡأَوَّلِينَ٦﴾[الزخرف: ۶]. «و چه بسیار پیامبران را درمیان پیشینیان فرستادهایم».
﴿وَمَا يَأۡتِيهِم مِّن نَّبِيٍّ إِلَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٧﴾[الزخرف: ۷]. «و هیچ پیامبری به نزد آنان نمیآمد مگر آنکه او را به ریشخند میگرفتند».
﴿فَأَهۡلَكۡنَآ أَشَدَّ مِنۡهُم بَطۡشٗا وَمَضَىٰ مَثَلُ ٱلۡأَوَّلِينَ٨﴾[الزخرف: ۸]. «پس ما کسانی را هلاک کردیم که نیرومندتر از اینها هم بودند و قدرت بیشتری هم داشتند. و نمونههایی از داستان پیشینیان گذشته است».
خداوند متعال میفرماید که این سنّت و شیوه ما در میان مردم است که آنها را بدون پیامبر و کتاب، بیهوده رها نمیکنیم. ﴿وَكَمۡ أَرۡسَلۡنَا مِن نَّبِيّٖ فِي ٱلۡأَوَّلِينَ٦﴾و چه بسیار پیامبران را در میان پیشنیان فرستادهایم که آنها را به پرستش خدای یگانه که شریکی ندارد فرمان میدادند، اما امّتها همواره آنان را تکذیب میکردند. ﴿وَمَا يَأۡتِيهِم مِّن نَّبِيٍّ إِلَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٧﴾و هیچ پیامبری به نزد آنان نمیآمد مگر آنکه او را به ریشخند و مسخره میگرفتند و آنچه را که آورده بود انکار میکردند و با خود بزرگ بینی حق را نمیپذیرفتند.
﴿فَأَهۡلَكۡنَآ أَشَدَّ مِنۡهُم بَطۡشٗا﴾و ما کسانی را هلاک کردیم که از اینها قدرت بیشتری داشتند و کارهای مهم تری میکردند و نشانهها و آثار بیشتری در زمین داشتند. ﴿وَمَضَىٰ مَثَلُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾و حکایات و نمونههای زندگیشان گذشته است، و برخی از آنها را برایتان بیان کردهایم که مایهی عبرت هستند و (شما را) از تکذیب برحذر میدارند.
آیهی ۱۴-۹:
﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡعَلِيمُ٩﴾[الزخرف: ۹]. «و اگر از آنان بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است به یقین خواهند گفت: خداوند با عزّت و آگاه آنها را آفریده است».
﴿ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ مَهۡدٗا وَجَعَلَ لَكُمۡ فِيهَا سُبُلٗا لَّعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ١٠﴾[الزخرف: ۱۰]. «کسیکه زمین را برایتان بستری ساخت و برایتان در آن راهها قرار داد تا این که رهنمون شوید».
﴿وَٱلَّذِي نَزَّلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءَۢ بِقَدَرٖ فَأَنشَرۡنَا بِهِۦ بَلۡدَةٗ مَّيۡتٗاۚ كَذَٰلِكَ تُخۡرَجُونَ١١﴾[الزخرف: ۱۱]. «و خدایی که از آسمان آبی به اندازه فرو فرستاد و آنگاه با آن زمین مرده را زندگی بخشیدیم. همینگونه (از قبرها) بیرون آورده میشوید».
﴿وَٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَزۡوَٰجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡفُلۡكِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ مَا تَرۡكَبُونَ١٢﴾[الزخرف: ۱۲]. «و همان خدایی که همۀ جفتها را آفریده است و برایتان از کشتیها و چهارپایان چیزی پدید آورده که (بر آنها) سوار میشوید».
﴿لِتَسۡتَوُۥاْ عَلَىٰ ظُهُورِهِۦ ثُمَّ تَذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ رَبِّكُمۡ إِذَا ٱسۡتَوَيۡتُمۡ عَلَيۡهِ وَتَقُولُواْ سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُۥ مُقۡرِنِينَ١٣﴾[الزخرف: ۱۳]. «تا بر پشت آنها قرار گیرید، و چون بر آن جای گرفتید نعمت پروردگارتان را یاد کنید، و بگویید: پاک و منزّه است خدایی که این را به زیر فرمان ما درآورد بر آن توانا نبودیم».
﴿وَإِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ١٤﴾[الزخرف: ۱۴]. «و بیگمان ما بهسوی پروردگارمان باز میگردیم».
خداوند متعال از مشرکان خبر میدهد که ﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡعَلِيمُ٩﴾اگر از آنها بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است، میگویند: خداوندِ یگانه که شریکی ندارد آنها را آفریده است، توانمند است و همه مخلوقات تسلیم قدرت او هستند، خداوندی که به آشکار و پنهان کارها و ابتدا و انتهای آنها داناست. پس وقتی آنها به این اقرار میکنند چگونه برای خداوند فرزند و همسر و شریک قایل میشوند؟! و چگونه کسی را شریک او قرار میدهند که نمیآفریند و روزی نمیدهد و نمیمیراند و زنده نمیگرداند؟!.
سپس دلایلی را بیان کرد که بر کمال نعمت و توانمندیاش دلالت میکند و آن اینکه برای بندگانش زمین را آفرید و آن را محل آرامش و استقرار آنان قرار داد به گونهای که هرچه بخواهند در آن مییابند. ﴿وَجَعَلَ لَكُمۡ فِيهَا سُبُلٗا﴾و در آن راههایی به وجود آورد. یعنی بین کوههای متصل به هم منافذی قرار داد که از آن راهها و منافذ به آبادیهای آن سوی راه مییابید. ﴿لَّعَلَّكُمۡ تَهۡتَدُونَ﴾تا در طی مسیرها راهیاب گردید و گم نشوید، و تا شاید شما با عبرت گرفتن از این، هدایت شوید.
﴿وَٱلَّذِي نَزَّلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءَۢ بِقَدَرٖ﴾و خدایی که از آسمان آبی به اندازه لازم فرو فرستاد، نه زیاد و نه کم. و نیز این آب به اندازه نیاز میباشد و چنان کم نیست که فایدهای نداشته باشد و چنان زیاد نیست که به بندگان و شهرها آسیب و زیان برساند. بلکه به وسیله آن به کمک بندگان شتافت و آبادیها را از سختیها نجات بخشید. بنابراین فرمود: ﴿فَأَنشَرۡنَا بِهِۦ بَلۡدَةٗ مَّيۡتٗا﴾پس به وسیله آن آب زمین مرده را زنده میگردانیم. ﴿كَذَٰلِكَ تُخۡرَجُونَ﴾و همانگونه که زمین پژمرده و خشک را به وسیله آب زنده میگردانیم شما را پس از آن که دوران برزختان کامل گردد زنده مینماید تا سرای اعمالتان را بدهد.
﴿وَٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَزۡوَٰجَ كُلَّهَا﴾و خدایی که همه گونهها را آفرید، از آنچه زمین میرویاند و از خوشحال، و از آنچه که نمیدانند از قبیل شب و روز و سرما و گرما و نر و ماده و غیره. ﴿وَٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَزۡوَٰجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ ٱلۡفُلۡكِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ مَا تَرۡكَبُونَ١٢ لِتَسۡتَوُۥاْ عَلَىٰ ظُهُورِهِ﴾و برایتان از کشتیهای بادبانی و بخاری، و از چهارپایان مرکبهایی پدید آورد تا بر پشت آنها قرار بگیرید، ﴿ثُمَّ تَذۡكُرُواْ نِعۡمَةَ رَبِّكُمۡ إِذَا ٱسۡتَوَيۡتُمۡ عَلَيۡهِ﴾و چون بر آن جای گرفتید نعمت پروردگارتان را یاد کنید، به نحوی که اعتراف نمایید که این نعمت متعلق به خداست که آن را برایتان فراهم و مسخّر نموده است، و او را بر آن ستایش کنید. بنابراین فرمود: ﴿وَتَقُولُواْ سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَٰذَا وَمَا كُنَّا لَهُۥ مُقۡرِنِينَ﴾و بگویید پاک و منزه است خدایی که این را به زیر فرمان درآورده و بر آن توانا نبودیم. یعنی اگر خداوند این کشتیها و چهارپایان را تحت فرمان ما قرار نمیداد ما نمیتوانستیم آنها را مسخّر کنیم. امّا خداوند از روی لطف و کرم خویش اینها را برای ما مسخّر کرد و اسباب آن را فراهم نمود. منظور این است که پروردگاری که چنین است و این نعمتها را به بندگان بخشیده است همو سزاوار پرستش و بندگی میباشد و سزاوار است که برای او نماز بخوانید و سجده ببرید.
﴿وَإِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنقَلِبُونَ١٤﴾یعنی بعد از این زندگی بهسوی پروردگارمان باز میگردیم تا هریک را طبق انچه انجام داده است محاسبه و محاکمه کند. و در اینجا اعلام میشود که فرد سوار و مسافر، باید مسافرت بزرگ را به خاطر بیاورد، مسافرتی که در آن بهسوی خداوند باز میگردد. پس کارهایش را در طی سفر با این ملاحظه انجام دهد، و کاری نکند که با این ملاحظه متضاد باشد، و باید سفر او برای امری جایز انجام شود.
آیهی ۲۵-۱۵:
﴿وَجَعَلُواْ لَهُۥ مِنۡ عِبَادِهِۦ جُزۡءًاۚ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَكَفُورٞ مُّبِينٌ١٥﴾[الزخرف: ۱۵]. «و از میان بندگان او (خدا) برخی از بندگانش را پارهای (چون فرزند و شریک) برای او قرار دادند بیگمان انسان ناسپاسِ آشکار است».
﴿أَمِ ٱتَّخَذَ مِمَّا يَخۡلُقُ بَنَاتٖ وَأَصۡفَىٰكُم بِٱلۡبَنِينَ١٦﴾[الزخرف: ۱۶]. «آیا از آنچه میآفریند (برای خود) دختران را برگرفت و شما را با پسران برگزیده است».
﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحۡمَٰنِ مَثَلٗا ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدّٗا وَهُوَ كَظِيمٌ١٧﴾[الزخرف: ۱۷]. «و هرگاه یکی از آنانرا به همان چیزی مژده دهند که برای (خداوند) رحمان مثل زده است چهرهاش سیاه میشود و سرشار از غم میگردد».
﴿أَوَ مَن يُنَشَّؤُاْ فِي ٱلۡحِلۡيَةِ وَهُوَ فِي ٱلۡخِصَامِ غَيۡرُ مُبِينٖ١٨﴾[الزخرف: ۱۸]. «آیا کسی را که در لابلای زینت و زیور پرورش مییابد و به هنگام کشمکش و مجادله نمیتواند مقصود خود را خوب و آشکار بیان و اثبات کند (به خدا نسبت میدهند)».
﴿وَجَعَلُواْ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ ٱلَّذِينَ هُمۡ عِبَٰدُ ٱلرَّحۡمَٰنِ إِنَٰثًاۚ أَشَهِدُواْ خَلۡقَهُمۡۚ سَتُكۡتَبُ شَهَٰدَتُهُمۡ وَيُسَۡٔلُونَ١٩﴾[الزخرف: ۱۹]. «و فرشتگان را که بندگان خدای مهربانند دختر انگاشتند. آیا به هنگام آفریدن آنان حاضر بودند؟ گواهی آنان نوشته میشود و بازخواست میگردند».
﴿وَقَالُواْ لَوۡ شَآءَ ٱلرَّحۡمَٰنُ مَا عَبَدۡنَٰهُمۗ مَّا لَهُم بِذَٰلِكَ مِنۡ عِلۡمٍۖ إِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ٢٠﴾[الزخرف: ۲۰]. «و میگویند: اگر خداوند مهربان میخواست ما فرشتگان را پرستش نمیکردیم، آنان کمترین اطلاع و کوچکترین خبری از این ندارند، آنان (چیزی) جز دروغ نمیگویند».
﴿أَمۡ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ كِتَٰبٗا مِّن قَبۡلِهِۦ فَهُم بِهِۦ مُسۡتَمۡسِكُونَ٢١﴾[الزخرف: ۲۱]. «آیا پیش از آن (قرآن) کتابی به آنان دادهایم و آنان بدان چنگ زدهاند»؟!.
﴿بَلۡ قَالُوٓاْ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّهۡتَدُونَ٢٢﴾[الزخرف: ۲۲]. «بلکه گفتند: بیگمان ما پدران خود را بر آیینی یافتهایم و ما بر رد و نشان آنها راه یافتهایم».
﴿وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ٢٣﴾[الزخرف: ۲۳]. «همینگونه در هیچ شهر و دیاری پیش از تو بیمدهندهای نفرستادهایم مگر آنکه متنعّمان آنجا گفتند: بیگمان ما پدرانمان را بر آیینی یافتهایم، و بیگمان به دنبال آنان میرویم».
﴿قَٰلَ أَوَلَوۡ جِئۡتُكُم بِأَهۡدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمۡ عَلَيۡهِ ءَابَآءَكُمۡۖ قَالُوٓاْ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ٢٤﴾[الزخرف: ۲۴]. «(پیامبرشان به آنها) گفت: آیا اگر من آیینی را هم برای شما آورده باشم که هدایت بخشتر از آیینی باشد که پدرانتان را بر آن یافتهاید (باز از آن آیین موروثی پیروی میکنید؟!) گفتند: ما به آنچه که بدان رسالت یافتهاید باور نداریم».
﴿فَٱنتَقَمۡنَا مِنۡهُمۡۖ فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُكَذِّبِينَ٢٥﴾[الزخرف: ۲۵]. «و ما از ایشان انتقام گرفتیم، پس بنگر سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بود»؟.
خداوند از زشتی سخن مشرکان خبر میدهد که برای خداوند فرزندی مقّرر داشتند درحالیکه او یکتای یگانه و بینیاز است و او خدایی است که همسر و فرزند و همتایی ندارد. و ادّعای فرزند برای خداوند از چند جهت باطل و پوچ است:
۱- مردم همه بندگان خدایند و عبودیت با متولّد شدن و داشتن فرزند منافات دارد.
۲- فرزند بخشی از پدر میباشد درحالیکه خداوند از خلق و بندگانش جداست و در صفاتش با آنها متفاوت است، حال آنکه فرزند بخشی از پدر است. پس محال است که خداوند فرزندی داشته باشد.
۳- آنها گمان میبرند که فرشتگان دختران خدا هستند، و مشخص است که دختران از پسران مقام کمتری دارند، پس چگونه فرزندان خداوند دختر هستند، و آنانرا با فرزندان پسر برگزیده و برتری داده است؟! چون در این صورت آنان از خداوند بهتر و برتر خواهند بود. خداوند پاک و بسی برتر است از آنچه میگویند.
۴- آنچه آنها به خدا نسبت دادهاند پایینترین نوع فرزند است و خود آن را دوست ندارند: ﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحۡمَٰنِ مَثَلٗا ظَلَّ وَجۡهُهُۥ مُسۡوَدّٗا وَهُوَ كَظِيمٌ١٧﴾و هرگاه یکی از آنان را به همان چیزی مژده دهند که برای خداوند مهربان مقّرر میدارند از بسی که از آن نفرت دارد، چهرهاش سیاه میشود و مملو از خشم و اندوه میگردد. پس چگونه چیزی را به خداوند نسبت میدهند که خودشان آن را نمیپسندند؟
۵- زنان ناقص هستند و در گفتار و منطق توانایی ندارند، بنابراین، خداوند متعال فرمود: ﴿أَوَ مَن يُنَشَّؤُاْ فِي ٱلۡحِلۡيَةِ﴾آیا کسی که در میان زیور و زینت پرورش مییابد، و چون زیباییاش ناقص است با یک چیز خارجی خود را میآراید؟ ﴿وَهُوَ فِي ٱلۡخِصَامِ غَيۡرُ مُبِينٖ﴾و به هنگام مجادله و گفتگو که فرد باید سخنش را آشکار نماید، او نمیتواند حجّت و دلیل خود را بیان کند و آنچه را در دل دارد به شیوایی بیان نماید. پس چگونه آنها را به خداوند نسبت میدهند؟
۶- آنها ﴿وَجَعَلُواْ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ ٱلَّذِينَ هُمۡ عِبَٰدُ ٱلرَّحۡمَٰنِ إِنَٰثًا﴾فرشتگان را که بندگان خدای مهربانند، دختر به شمار آوردند پس در حق فرشتگان که بندگان مقّرب خدا هستند جسارت کرده و آنها را از مقام بندگی فراتر بوده و در پارهای از خصوصیتهای خداوند شریک خدا قرار دادهاند. سپس آنها را از مقام مرد بودن به مقام زن بودن پایین کشیدند! پس پاک است خداوندی که تناقض گفتار کسی را که بر او دروغ بسته و با پیامبرانش مخالفت ورزیده آشکار نموده است.
۷- خداوند سخن آنها را رد نمود و فرمود آنان به هنگام آفرینش فرشتگان حضور نداشتند، پس چگونه در مورد چیزی سخن میگویند که برای هرکسی مشخصّ است که آنها از آن آگاهی ندارند؟! ولی حتما در رابطه با این گواهی که میدهند مورد سوال قرار خواهند گرفت و آنچه که میگویند نوشته میشود و به خاطر آن مورد مجازات قرار میگیرند.
فرموده خداوند متعال را که میفرماید: ﴿وَقَالُواْ لَوۡ شَآءَ ٱلرَّحۡمَٰنُ مَا عَبَدۡنَٰهُم﴾ـ اگر خداوند مهربان میخواست ما فرشتگان را پرستش نمیکردیم ـ آنها دلیل پرستش فرشتگان را خواستهی خداوند قرار دارند، و این دلیلی است که همواره مشرکین ارائه میدادند، در حالی که از نظر عقل و شرع دلیلی باطل و پوچ است، امّا از نظر عقل، انسان عاقل قضا و قدر را بهانه نمیکند، و اگر در برخی از حالات خویش این راه را در پیش بگیرد برای همیشه بر آن پافشاری نمیکند. وامّا از نظر شرع، خداوند متعال بهانه کردن تقدیر را باطل قرار دادهاست، و این موضوع را فقط از زبان مشرکین بیان کرده و اینکه آنها تقدیر را بهانهی کارهایشان کردهاند، همان مشرکانی که پیامبران خدا را تکذیب کردهاند. به درستی که خداوند حجّت را بر بندگانش اقامه کرده است، بنابراین، در اینجا فرمود: ﴿مَّا لَهُم بِذَٰلِكَ مِنۡ عِلۡمٍۖ إِنۡ هُمۡ إِلَّا يَخۡرُصُونَ﴾آنان کمترین اطلاع و کوچکترین خبری از این ندارند و سخنانشان بر پایهی حدس و گمان است. یعنی حدسی میزنند که بر آن دلیلی ندارند.
سپس فرمود: ﴿أَمۡ ءَاتَيۡنَٰهُمۡ كِتَٰبٗا مِّن قَبۡلِهِۦ فَهُم بِهِۦ مُسۡتَمۡسِكُونَ٢١﴾آیا پیش از قرآن به آنان کتابی دادهایم که به آن جنگ زده باشند و این کتاب آنها را به درستی کارهایشان و راستی گفتههایشان خبر دهد؟ چنین نیست، خداوند محمّدصرا به عنوان بیم دهنده و هشداردهنده بهسوی آنها فرستاده است و بیمدهندهای غیر از محمّد برای آنها نیامده است. پس نه دلیل عقلی دارند و نه دلیل نقلی، و هرگاه هیچ یک از این دو نباشد گفتههایشان چیزی جز یاوه و باطل نیست.
بلکه آنان یک شبهه دارند که از واهی ترین شبهات است و آن این آنها از پدران و نیاکان گمراهشان تقلید میکنند. کافران همواره پیام پیامبران را به دلیل تقلید از پدران و نیاکان خود رد کرده و نمیپذیرند. بنابراین، در اینجا فرمود: ﴿بَلۡ قَالُوٓاْ إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ﴾بلکه گفتند: ما پدران خود را بر دین و آیینی یافتهایم، ﴿وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّهۡتَدُونَ﴾و قطعا ما در پی آنان میرویم. یعنی از آنچه که محمدصآورده است پیروی نمیکنیم.
﴿وَكَذَٰلِكَ مَآ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ فِي قَرۡيَةٖ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتۡرَفُوهَآ﴾و همچنین در هیچ شهر و دیاری پیش از تو بیم دهندهای نفرستادهایم مگر اینکه ثروتمندان و سران آنجا که نعمتهای دنیا آنها را مغرور و سرکش کرده بود و با خود بزرگ بینی حق را نپذیرفتند، گفتند: ﴿إِنَّا وَجَدۡنَآ ءَابَآءَنَا عَلَىٰٓ أُمَّةٖ وَإِنَّا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم مُّقۡتَدُونَ﴾ما پدران و نیاکان خود را بر دینی یافتهایم و ما به دنبال آن میرویم. یعنی اینها نخستین افراد نیستند که چنین میگویند، بلکه پیش از اینها نیز کسانی چنین میگفتهاند. و منظور مشرکان گمراه از اینکه از پدرانشان تقلید میکنند پیروی از حق و هدایت نیست، بلکه تعصّب محض است و میخواهند بدین وسیله باطلی را که دارند یاری دهند.
بنابراین، هر پیامبری که با این شبهه باطل با او مخالف میکردند، در جواب میگفت: ﴿أَوَلَوۡ جِئۡتُكُم بِأَهۡدَىٰ مِمَّا وَجَدتُّمۡ عَلَيۡهِ ءَابَآءَكُمۡ﴾آیا اگر من آیینی را هم برای شما آورده باشم که هدایت بخشتر از آیینی باشد که پدرانتان را بر آن یافتهاید به خاطر هدایت از من پیروی میکنید؟ ﴿قَالُوٓاْ إِنَّا بِمَآ أُرۡسِلۡتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ﴾گفتند: ما به آنچه شما به آن رسالت یافتهاید باور نداریم. پس مشخّص است که منظورشان پیروی از حق و هدایت نبود، بلکه هدفشان پیروی از باطل و هوای نفس بود.
و به سبب آن که حق را تکذیب کردند و با این شبهه باطل آن را نپذیرفتند. ﴿فَٱنتَقَمۡنَا مِنۡهُمۡ﴾از آنان انتقام گرفتیم، ﴿فَٱنظُرۡ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلۡمُكَذِّبِينَ﴾پس بنگر سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بود؟ پس باید اینها از این که تکذیب خود ادامه دهند بپرهیزند، چون گرفتار عذابی خواهند شد که آنها بدان گرفتار شدند.
آیهی ۳۲-۲۶:
﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِۦٓ إِنَّنِي بَرَآءٞ مِّمَّا تَعۡبُدُونَ٢٦﴾[الزخرف: ۲۶]. «و به یادآر آنگاه که ابراهیم به پدر و قومش گفت: من از آنچه میپرستید بیزارم».
﴿إِلَّا ٱلَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُۥ سَيَهۡدِينِ٢٧﴾[الزخرف: ۲۷]. «بهجز آن معبودی که مرا آفریده است و او مرا رهنمود خواهد کرد».
﴿وَجَعَلَهَا كَلِمَةَۢ بَاقِيَةٗ فِي عَقِبِهِۦ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ٢٨﴾[الزخرف: ۲۸]. «و (خداوند) آنرا سخنی ماندگار درمیان فرزندانش قرار داد تا آنان بازگردند».
﴿بَلۡ مَتَّعۡتُ هَٰٓؤُلَآءِ وَءَابَآءَهُمۡ حَتَّىٰ جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ وَرَسُولٞ مُّبِينٞ٢٩﴾[الزخرف: ۲۹]. «بلکه من اینان و پدرانشان را بهرهمند ساختم تا حق و پیغمبر روشنگری به نزدشان آمد».
﴿وَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ قَالُواْ هَٰذَا سِحۡرٞ وَإِنَّا بِهِۦ كَٰفِرُونَ٣٠﴾[الزخرف: ۳۰]. «و هنگامیکه حق به نزد آنان آمد، گفتند: این جادو است و قطعاً ما بدان باور نداریم».
﴿وَقَالُواْ لَوۡلَا نُزِّلَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنَ ٱلۡقَرۡيَتَيۡنِ عَظِيمٍ٣١﴾[الزخرف: ۳۱]. «و گفتند: چرا این قرآن بر مردی بزرگ از (مردم) دو شهر فرو فرستاده نشد»؟.
﴿أَهُمۡ يَقۡسِمُونَ رَحۡمَتَ رَبِّكَۚ نَحۡنُ قَسَمۡنَا بَيۡنَهُم مَّعِيشَتَهُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَرَفَعۡنَا بَعۡضَهُمۡ فَوۡقَ بَعۡضٖ دَرَجَٰتٖ لِّيَتَّخِذَ بَعۡضُهُم بَعۡضٗا سُخۡرِيّٗاۗ وَرَحۡمَتُ رَبِّكَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ٣٢﴾[الزخرف: ۳۲]. «آیا آنان رحمت پروردگار تو را تقسیم میکنند؟ ما معیشت آنانرا در زندگی دنیا بین آنان تقسیم کردهایم و برخی را بر برخی دیگر برتریهایی دادهایم تا بعضی از آنان بعضی دیگر را به خدمت گیرند و رحمت پروردگارت از آنچه جمعآوری میکنند بهتر است».
خداوند متعال از آئین ابراهیم÷که اهل کتاب و مشرکان، خود را به آن نسبت میدهند و هریک ادعا میکند که بر راه و شیوه اوست، خبر میدهد، پس خداوند از دین ابراهیم که آن را برای فرزندانش باقی گذاشته خبر داده و میفرماید: ﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوۡمِهِ﴾و هنگامیکه ابراهیم به پدر خود و قومش که بهجای خدا معبودهایی را برگرفته بودند و آنها را پرستش میکردند، گفت: ﴿إِنَّنِي بَرَآءٞ مِّمَّا تَعۡبُدُونَ﴾بیگمان من از آنچه شما عبادت میکنید متنفرّم و با کسانیکه آنها را عبادت میکنند، دشمن میباشم. ﴿إِلَّا ٱلَّذِي فَطَرَنِي﴾به جز خدایی که مرا آفریده است، که او را دوست میدارم و امیدوارم مرا راهنمایی کند تا حق را بشناسم و بدان عمل کنم. پس همان طور که مرا آفریده، و آنگونه که شایسته جسم و دنیای من است سامانم دادهاست، ﴿فَإِنَّهُۥ سَيَهۡدِينِ﴾(نیز) مرا به آنچه که شایسته دین و آخرت میباشد راهنمایی خواهد کرد.
﴿وَجَعَلَهَا﴾و این خصلت پسندیده را که اساس خصلتهاست و آن یکتاپرستی و بیزاری جستن از پرستش غیر خدا میباشد، ﴿كَلِمَةَۢ بَاقِيَةٗ فِي عَقِبِهِ﴾درمیان فرزندانش سخنی ماندگار قرار داد، ﴿لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾تا شاید بهسوی آن بازگردند. چون این سخن از گفتههای معروف و مشهور او ست و او فرزندش را به این توصیه کرده است و برخی از فرزندانش همانند اسحاق و یعقوب همین توصیه را به یکدیگر کردهاند، همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَمَن يَرۡغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبۡرَٰهِۧمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفۡسَهُ﴾[البقرة: ۱۳۰]. «و چه کسی از آئین ابراهیم روی گردانی میکند مگر آن کس که بیخرد باشد»؟!. پس همواره این سخن در میان فرزندان ابراهیم÷موجود بوده است تا این که خوشگذرانی و سرکشی درمیان آنها پدید آمد.
خداوند متعال فرمود: ﴿بَلۡ مَتَّعۡتُ هَٰٓؤُلَآءِ وَءَابَآءَهُمۡ﴾بلکه من اینان و پدرانشان را از انواع شهوات و لذّتها بهرهمند ساختم تا جایی که این شهوتها هدف نهایی آنها گردید و همواره محبّت آن در دلهایشان پرورش یافت تا اینکه این شهوتها در وجود آنان تبدیل به صفتها و حالاتی همیشگی و عمیق و باورهای ریشهدار گردید. ﴿حَتَّىٰ جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ وَرَسُولٞ مُّبِينٞ﴾تا اینکه حق که هیچشک و تردیدی در آن نیست و پیامبری نزدشان آمد که رسالت آن واضح و دلایل نبوّتش به سبب اخلاق و معجزاتش، و به سبب آنچه که آورده بود و پیامبران گذشته را تصدیق میکرد بسیار روشن بود.
﴿وَلَمَّا جَآءَهُمُ ٱلۡحَقُّ﴾و هنگامیکه حق به نزد آنان آمد، حقّی که هرکس کمترین عقل و دینی داشته باشد، باید آن را بپذیرد و از آن پیروی نماید، ﴿قَالُواْ هَٰذَا سِحۡرٞ وَإِنَّا بِهِۦ كَٰفِرُونَ﴾گفتند: این جادو است و ما بدان باور نداریم. و این بزرگترین مخالفت است. و آنها فقط به رویگردانی از حق و انکار آن بسنده نکردند بلکه طعنه بسیار زشتی به آن زدند و آنرا جادو برشمردند، جادویی که جز پلیدترین انسان و دروغگوترین فرد آن را انجام نمیدهد.
چیزی که آنها را بر این امر واداشت سرکشی آنها بود، زیرا به سبب نعمتهایی که خداوند آنان و پدرانشان را از آن بهرهمند ساخته بود سرکش و مغرور شده بودند.
﴿وَقَالُواْ لَوۡلَا نُزِّلَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنَ ٱلۡقَرۡيَتَيۡنِ عَظِيمٍ٣١﴾و آنها با عقلهای فاسد خود به خداوند پیشنهاد کردند که چرا این قرآن بر مردی بزرگ از مردم دو شهر فرو فرستاده نشده است؟ یعنی چرا بر مردی از مردان مکه یا طایف که نزد آنها بزرگوار بودند، همانند ولید بن مغیره و امثال او نازل نشد؟
خداوند با رد پیشنهاد آنان فرمود: ﴿أَهُمۡ يَقۡسِمُونَ رَحۡمَتَ رَبِّكَ﴾آیا آنها رحمت پروردگارت را تقسیم میکنند؟ یعنی آیا آنها کلیددار و خزانه دار رحمت پروردگارت هستند و تدبیر رحمت الهی به دست آنهاست؟ پس آن گاه نبّوت و رسالت را به هرکس که بخواهند میدهند، و هرکس را که بخواهند از آن محروم میکنند؟ ﴿نَحۡنُ قَسَمۡنَا بَيۡنَهُم مَّعِيشَتَهُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَرَفَعۡنَا بَعۡضَهُمۡ فَوۡقَ بَعۡضٖ دَرَجَٰتٖ لِّيَتَّخِذَ بَعۡضُهُم بَعۡضٗا سُخۡرِيّٗاۗ وَرَحۡمَتُ رَبِّكَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ﴾ما معیشت آنانرا در زندگی دنیا بین آنان تقسیم کردهایم و برخی را بر برخی دیگر در زندگی دنیا برتری دادهایم درحالیکه رحمت پروردگارت از ثروت و دنیایی که آنان جمعآوری میکنند بهتر است. پس وقتی معیشت بندگان و روزی دنیوی در دست خداوند است و اوست که آن را میان بندگانش تقسیم میکند سپس رزق و روزی را برای هرکس که بخواهد فراوان مینماید و برای هرکس که بخواهد کم و تنگ میدارد و طبق حکمت خویش چنین مینماید. پس رحمت دینی خداوند که بالاترین آن نبّوت و رسالت است به طریق اولی باید در دست خداوند باشد و او بهتر میداند که رسالت خود را کجا قرار دهد. پس معلوم شد که پیشنهاد آنها بیارزش و پوچ است و تدبیر همه کارهای دینی و دنیوی فقط در دست خداست. با این استدلال خداوند آنها را قانع مینماید که پیشنهاد نامعقولی ارائه میدهند و چیزی در دست آنها نیست و این سخن نشانهی ستمگری و نپذیرفتن حق است که آنها میگویند: ﴿لَوۡلَا نُزِّلَ هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانُ عَلَىٰ رَجُلٖ مِّنَ ٱلۡقَرۡيَتَيۡنِ عَظِيمٍ﴾چرا این قرآن بر یکی از مردان بزرگ دو شهر نازل نشد؟ اگر آنها حقیقت مردان را شناختند و صفاتی را که موجب ارتقای مقام آدمی میشود و مقام او را نزد خدا و بندگانش بزرگ مینماید، میدانستند، یقین حاصل میکردند که محمّد بن عبدالله بن عبدالمطلب صبرترین و بزرگترین مردان است و عقل و دانش و رای و همّت و قاطعّیت او و اخلاق و مهربانی و دلسوزیاش از همه بهتر و بیشتر است، و او از همه هدایت یافتهتر و پرهیزگارتر میباشد و محور و مرکز دایره کمالات است و او دارای بالاترین صفات مردانگی است و بهطور مطلق او بالاترین مرد جهان است. این را دشمنان و دوستان محمّدصهمه میدانند مگر کسی که گمراه گشته و با خود بزرگ بینی روی برتافته است. پس چگونه مشرکان کسی را بر او برتر قرار میدهند که به اندازه ذرّهای از کمال محمّد به مشام او نرسیده است؟! اوج حماثت و جنایت مشرکان آن است که معبودی را پرستش میکنند و آن را به فریاد میخوانند و به آن نزدیکی میجویند که بتی از سنگ یا چوب است و سود و زیانی نمیرساند، و نمیبخشد و محروم نمیکند و این خود باری است بر دوش صاحبش و نیازمند آن است کسی کارهایش را انجام دهد. آیا این کار جز کار دیوانگان و بیخردان چیزی دیگر است؟! پس چگونه چنین کسی بزرگ شمرده میشود؟ و چگونه بر خاتم پیامبران و سید و سرور فرزندان آدم محمّدصبرتری داده میشود؟! ولی کافران عقل ندارند و نمیفهمند.
در این آیه خداوند به حکمت خویش در برتری دادن برخی از بندگان بر برخی دیگر در زندگی دنیا اشاره نموده و میفرماید: ﴿لِّيَتَّخِذَ بَعۡضُهُم بَعۡضٗا سُخۡرِيّٗا﴾تا اینکه برخی، برخی دیگر را به خدمت گیرند و در کارها و حرفهها و صنعتها از آنها استفاده کنند. پس اگر همهی مردم در توانگری و ثروت برابر بودند و نیازی به یکدیگر نداشتند بسیاری از منافع و مصالح آنها از دست میرفت و این دلیلی است بر این که نعمت دینی خداوند از نعمت دنیوی او بهتر است. همان طور که خداوند در آیهای دیگر فرموده است: ﴿قُلۡ بِفَضۡلِ ٱللَّهِ وَبِرَحۡمَتِهِۦ فَبِذَٰلِكَ فَلۡيَفۡرَحُواْ هُوَ خَيۡرٞ مِّمَّا يَجۡمَعُونَ٥٨﴾[یونس: ۵۸]. «بگو: به فضل و رحمت خدا باید شادمان باشند، آن از آنچه جمعآوری میکنند بهتر است».
آیهی ۳۵-۳۳:
﴿وَلَوۡلَآ أَن يَكُونَ ٱلنَّاسُ أُمَّةٗ وَٰحِدَةٗ لَّجَعَلۡنَا لِمَن يَكۡفُرُ بِٱلرَّحۡمَٰنِ لِبُيُوتِهِمۡ سُقُفٗا مِّن فِضَّةٖ وَمَعَارِجَ عَلَيۡهَا يَظۡهَرُونَ٣٣﴾[الزخرف: ۳۳]. «اگر (این احتمال) نبود که مردم (در گمراهی) همه یک امّت شوند ما برای کسانیکه به خداوند مهربان کفر میورزند خانههایی با سقفهایی از نقره فراهم میآوردیم و برای آنان نردبانهایی از نقره قرار میدادیم که از آنها بالا روند».
﴿وَلِبُيُوتِهِمۡ أَبۡوَٰبٗا وَسُرُرًا عَلَيۡهَا يَتَّكُِٔونَ٣٤﴾[الزخرف: ۳۴]. «و برای خانههایشان درهایی (از نقره قرار میدادیم) و تختهایی نقرهای که بر آنها تکیه زنند (ترتیب میدادیم)».
﴿وَزُخۡرُفٗاۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَٰعُ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَاۚ وَٱلۡأٓخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلۡمُتَّقِينَ٣٥﴾[الزخرف: ۳۵]. «و تجمّل فروان (برایشان قرار میدادیم)، امّا همهی اینها بهرهمندی زندگانی دنیاست و آخرت نزد پروردگارت از آن پیرهیزگاران است».
خداوند متعال خبر میدهد که دنیا نزد او ارزشی ندارد و اگر لطف و رحمت او ـ که چیزی را بر آن مقدم نمیدارد ـ نسبت به بندگانش نبود دنیا و نعمتهای فراوانی برای کافران فراهم میآورد. ﴿لِبُيُوتِهِمۡ سُقُفٗا مِّن فِضَّةٖ وَمَعَارِجَ عَلَيۡهَا يَظۡهَرُونَ﴾«تا جاییکه برایشان خانههایی با سقفهایی از نقره فراهم میآورد و برایشان نردبانهایی سیمین قرار میداد که از آنها به پشت بامهایشان بالا بروند». ﴿وَلِبُيُوتِهِمۡ أَبۡوَٰبٗا وَسُرُرًا عَلَيۡهَا يَتَّكُِٔونَ٣٤﴾«و برای خانههایشان درهایی از نقره، و تختهایی نقرهای قرار میدادیم که بر آنها تکیه زنند». ﴿وَزُخۡرُفٗا﴾و تجمّل و زینت فراوان برایشان قرار میدادیم. یعنی دنیا را با انواع لذتها و زیباییها برایشان میآراست و آنچه میخواستند به آنها عطا میکرد. امّا آنچه او را از این کار بازداشته است رحمت و لطف او نسبت به بندگانش است که مبادا شتابان به علّت محبّت دنیا بهسوی کفر و کثرت گناهان بروند. پس دلیلی است بر آن که خداوند بندگان را بهطور کلّی یا به طور ویژه از برخی چیزها محروم میکند و این به خاطر منافع و مصالحِ خودشان است. و دنیا نزد خداوند به اندازه بال پشهای ارزش ندارد و همهی آنچه بیان شد کالای زندگی دنیاست که ناگوار و فانی است و آخرت نزد خداوند متعال برای کسانی بهتر است که با اطاعت از دستوراتش و پرهیز از آنچه او نهی کرده است پروا میدارند. چون نعمت آخرت از هر جهت کامل است و در بهشت همهی آنچه که دلها میخواهند و چشمها از دیدن آن لذّت میبرند فراهم است و آنها در آن جاودانه خواهند بود.پس چقدر این دو جهان با هم فرق میکنند.
آیهی ۳۹-۳۶:
﴿وَمَن يَعۡشُ عَن ذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ نُقَيِّضۡ لَهُۥ شَيۡطَٰنٗا فَهُوَ لَهُۥ قَرِينٞ٣٦﴾[الزخرف: ۳۶]. «و هرکس که از یاد خداوند مهربان غافل و رویگردان شود برایش شیطانی برمیگماریم و آن (شیطان) همنشین او میگردد».
﴿وَإِنَّهُمۡ لَيَصُدُّونَهُمۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ وَيَحۡسَبُونَ أَنَّهُم مُّهۡتَدُونَ٣٧﴾[الزخرف: ۳۷]. «و همانا آنان (شیاطین) اینان (انسانها) را از راه باز میدارند و گمان میبرند که ایشان هدایت یافتگانند».
﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَنَا قَالَ يَٰلَيۡتَ بَيۡنِي وَبَيۡنَكَ بُعۡدَ ٱلۡمَشۡرِقَيۡنِ فَبِئۡسَ ٱلۡقَرِينُ٣٨﴾[الزخرف: ۳۸]. «تا آنگاه که (چنین کسی) به پیش ما میآید، میگوید: ای کاش بین من و تو به اندازۀ شرق و غرب فاصله بود! چه همنشین بدی است»!.
﴿وَلَن يَنفَعَكُمُ ٱلۡيَوۡمَ إِذ ظَّلَمۡتُمۡ أَنَّكُمۡ فِي ٱلۡعَذَابِ مُشۡتَرِكُونَ٣٩﴾[الزخرف: ۳۹]. «و در این روز شریک بودن شما و همنشینانتان در عذاب به حال شما سودی نمیبخشد چرا که شما ستم کردهاید».
خداوند متعال از کیفر سخت خود به کسی که از یاد او روی گردانی کرده است خبر داده و میفرماید: ﴿وَمَن يَعۡشُ عَن ذِكۡرِ ٱلرَّحۡمَٰنِ﴾و هرکس از یاد خداوند که قرآن عظیم است رویگردان شود و مردم را از آن باز دارد، ـ درحالیکه قرآن بزرگترین رحمتی است که خداوند با آن بر بندگانش رحم نموده است. پس هرکس آن را بپذیرد بهترین بخشش را دریافته و به بالاترین خواسته دست یازیده است. و هرکس از آن روی بگرداند و آنرا رد کند ـ ناکام گردیده و چنان زیانبار شده که بعد از آن هرگز روی سعادت و خوشبختی را نخواهد دید، و خداوند برای او شیطانی سرکش برمی گمارد که همواره همنشین او میشود و او را همراهی میکند و به او وعده میدهد و او را به سوی گناهان میکشاند.
﴿وَإِنَّهُمۡ لَيَصُدُّونَهُمۡ عَنِ ٱلسَّبِيلِ﴾و شیاطین آنها را از راه راست و دین درست باز میدارند، ﴿وَيَحۡسَبُونَ أَنَّهُم مُّهۡتَدُونَ﴾و آنان به سبب این که شیطان، باطل را برایشان آراسته و زیبا جلوه داده است و به خاطر اینکه از حق رویگرداندهاند گمان میبرند که راه یافتهاند. اگر گفته شود: آیا چنین کسی که گمان برده او هدایت یافته است حال آنکه در حقیقت هدایت یافته نمیباشد معذور نیست؟ گفته میشود: چنین افرادی و امثال او که منع جهالت آنان رویگردانی از قرآن خداوند است از آنجا که میتوانستهاند در پرتو آن راهیاب گردند معذور نیستند. آنها به هدایت تمایلی نشان ندادند با این که توانایی رسیدن به آنرا داشتند و به باطل علاقمند شدند پس گناه، گناهِ خودشان است. و این است حالت کسی که از ذکر خدا در دنیا اعراض کرده و همنشین و همراهش او را گمراه نموده و حقایق را در نظر وی وارونه کرده است.
و امّا وضعیت او به هنگامیکه در روز قیامت نزد پروردگارش میآید بسیار وضعّیت بدی است، چرا که پشیمانی و اندوه و حسرت از سیمایش هویدا است و او از همنشین خود بیزاری میجوید. بنابراین، خداوند متعال فرمود: ﴿حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَنَا قَالَ يَٰلَيۡتَ بَيۡنِي وَبَيۡنَكَ بُعۡدَ ٱلۡمَشۡرِقَيۡنِ فَبِئۡسَ ٱلۡقَرِينُ٣٨﴾تا آنگاه که چنین کسی به پیش ما میآید، میگوید: ای کاش بین من و تو به اندازه شرق و غرب فاصله بود، چه همنشین بدی بودی! همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا٢٧ يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا٢٨ لَّقَدۡ أَضَلَّنِي عَنِ ٱلذِّكۡرِ بَعۡدَ إِذۡ جَآءَنِيۗ وَكَانَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لِلۡإِنسَٰنِ خَذُولٗا٢٩﴾[الفرقان: ۲۷-۲۹]. «و روزیکه ستمگر دستهایش را گاز میگیرد و میگوید: ای کاش با پیامبر راهی بر میگرفتم! ای وای بر من کاش فلانی را به دوستی بر نمیگرفتم! همانا مرا از پند گمراه ساخت بعد از آن که پند به نزد من آمد و شیطان انسان را بیار خوار میگرداند».
﴿وَلَن يَنفَعَكُمُ ٱلۡيَوۡمَ إِذ ظَّلَمۡتُمۡ أَنَّكُمۡ فِي ٱلۡعَذَابِ مُشۡتَرِكُونَ٣٩﴾و شریک بودن شما و همنشینها و دوستانتان در عذاب به شما سودی نمیبخشد و شما به این خاطر در عذاب شریک هستید چون در ستمگری شریک بودهاید. و همچنین روحیه دلجویی دادن به یکدیگر به هنگام معصیت به شما سودی نمیرساند. چون هنگامیکه در دنیا مصیبت و بلایی بیاید و مجازات شدگان در آن مشترک باشند برایشان کمی آسان میگردد و برخی با دیدن برخی دیگر تسلّی مییابند. امّا مصیبت آخرت همه کیفرها و عذابها را در بر دارد و کوچکترین آسایش و تسلّی در آن نیست. بار خدایا! از تو سلامتی را میخواهیم و از تو میطلبیم که ما را در پناه رحمت خویش قرار دهی.
آیهی ۴۵-۴۰:
﴿أَفَأَنتَ تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ أَوۡ تَهۡدِي ٱلۡعُمۡيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٤٠﴾[الزخرف: ۴۰]. «آیا تو میتوانی به کران بشنوانی؟ و یا اینکه کوران و کسانی را که در گمراهی آشکاری هستند رهنمود گردانی»؟.
﴿فَإِمَّا نَذۡهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنۡهُم مُّنتَقِمُونَ٤١﴾[الزخرف: ۴۱]. «پس هرگاه تو را (از این دنیا) ببریم از آنان انتقام خواهیم گرفت».
﴿أَوۡ نُرِيَنَّكَ ٱلَّذِي وَعَدۡنَٰهُمۡ فَإِنَّا عَلَيۡهِم مُّقۡتَدِرُونَ٤٢﴾[الزخرف: ۴۲]. «یا آنچه را که به آنان وعده دادهایم به تو نشان خواهیم داد، زیرا ما بر آنان مسلّط و تواناییم».
﴿فَٱسۡتَمۡسِكۡ بِٱلَّذِيٓ أُوحِيَ إِلَيۡكَۖ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٤٣﴾[الزخرف: ۴۳]. «پس به آنچه به تو وحی شده است محکم چنگ بزن چرا که قطعاً تو بر راه راست قرار داری».
﴿وَإِنَّهُۥ لَذِكۡرٞ لَّكَ وَلِقَوۡمِكَۖ وَسَوۡفَ تُسَۡٔلُونَ٤٤﴾[الزخرف: ۴۴]. «و همانا قرآن برای تو و قومت پندی است و از شما پرسیده خواهد شد».
﴿وَسَۡٔلۡ مَنۡ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رُّسُلِنَآ أَجَعَلۡنَا مِن دُونِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ءَالِهَةٗ يُعۡبَدُونَ٤٥﴾[الزخرف: ۴۵]. «و از پیامبران پیشین ما بپرس آیا به جز خداوند مهربان معبودهایی قرار دادهایم که پرستش شوند».
خداوند متعال، پیامبرش را دلجویی میدهد که از عدم اجابت تکذیب کنندگان ناراحت نشود و بداند که خیری در اینها نیست، و از آنچنان شایستگی و لیاقتی برخوردار نیستند که سبب هدایتشان شود، و میفرماید: ﴿أَفَأَنتَ تُسۡمِعُ ٱلصُّمَّ أَوۡ تَهۡدِي ٱلۡعُمۡيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٤٠﴾آیا میتوانی کسانی را که نمیشنوند بشنوانی؟ و یا این که کسانی را که نمیبینند راهنمایی کنی؟ و یا این که کسانی را که در گمراهی آشکاری هستند و خود به گمراهی خویش واقف و به آن راضی هستند رهنمود گردانی؟! پس همانطور که ناشنوا صداها را نمیشنود و کور نمیبیند و کسی که در گمراهی آشکاری است هدایت نمیشود اینها نیز سرشت و عقلهایشان به سبب رویگردانی از قرآن فاسد گشته است و باورهای فاسد و صفتهای پلیدی در خودشان به وجود آوردهاند که آنها را از هدایت باز میدارد و باعث میشود تا هلاکتشان بیشتر گردد.
اینان جز عذاب و کیفر چیزی برایشان باقی نمانده است، پس یا در دنیا عذاب میشوند یا در آخرت. بنابراین، خداوند متعال فرمود: ﴿فَإِمَّا نَذۡهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنۡهُم مُّنتَقِمُونَ٤١﴾و پس هرگاه تو را از این دنیا ببریم قبل از اینکه عذابِ آنها را به تو نشان دهیم بدان که از آنان انتقام خواهیم گرفت. ﴿أَوۡ نُرِيَنَّكَ ٱلَّذِي وَعَدۡنَٰهُمۡ﴾یا عذابی را که به آنان وعده دادهایم به تو نشان خواهیم داد. ﴿فَإِنَّا عَلَيۡهِم مُّقۡتَدِرُونَ﴾زیرا ما بر آنان مسلّط و تواناییم. امّا زود یا دیر فرا رسیدن عذاب به حکمت خدا بستگی دارد. پس این است حالت تو و حالت تکذیب کنندگان.
﴿فَٱسۡتَمۡسِكۡ بِٱلَّذِيٓ أُوحِيَ إِلَيۡكَ﴾پس با انجام آنچه که به تو وحی شده است و با متصّف کردن خود به آنچه وحی به اتّصافِ آن وتلاش برای عملی کردن آن در خود و دیگران به وی چنگ بزن، ﴿إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾بیگمان تو بر راه راست قرار داری، راهی که انسان را به خدا و بهشت میرساند و این چیزی است که بر تو لازم میگرداند بیشتر به وحی چنگ بزنی و در پرتو آن راهیاب گردی. زیرا میدانی که آن حق و عدل و راستی است و کارهایت را بر پایه محکمی بنا نهادهاند درحالیکه دیگران امورشان را براساس شک و اوهام و ستم و ظلم بنا کردهاند.
﴿وَإِنَّهُۥ لَذِكۡرٞ لَّكَ وَلِقَوۡمِكَ﴾و این قرآن افتخار و فضیلت بزرگی است برای شما و نعمت بسیار گرانقدری میباشد و شما را به آنچه که خیر دنیا و آخرت در آن نهفته است پند میدهد و شما را بر آن تشویق میکند و بدی و شر را برایتان یادآوری میکند و شما را از آن برحذر میدارد. ﴿وَسَوۡفَ تُسَۡٔلُونَ﴾و از آن پرسیده خواهید شد که آیا آن را برپا داشته و دستورات آن را انجام دادهاید که آن گاه مقامتان بالا میرود و بهرهمند میشوید؟ یا اینکه به آن عمل نکردهاید؟ پس حجّتی علیه شما خواهد بود و نشان ناسپاسیتان در برابر این نعمت خواهد بود.
﴿وَسَۡٔلۡ مَنۡ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رُّسُلِنَآ أَجَعَلۡنَا مِن دُونِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ءَالِهَةٗ يُعۡبَدُونَ٤٥﴾[الزخرف: ۴۵]. «از پیامبرانی که پیش از تو فر ستادهایم بپرس که آیا به جز خداوند مهربان معبودهایی قرار دادهایم که پرستش شوند»؟. تا برای شمرکان دلیلی باشد که با این کارشان گویا از یکی از پیامبارن پیروی میکنند. تو اگر از آنها بپرسی و از اوضاع و احوال آنها خبر بگیری، هیچکس از آنها را نخواهی یافت که به برگرفتن معبودی دیگر با خدا دعوت داده باشد، و خواهی دید که همهی پیامبران از اوّل تا آخر به پرستش خداوند یکتا و بیشریک دعوت کردهاند. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِي كُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ﴾[النحل: ۳۶]. «و درمیان هر امّتی پیامبری فرستادیم با این پیام که خدا را پرستش کند و از طاغوت بپرهیزید». و هر پیامبری را که خداوند مبعوث کرده به قوم خود گفته است: خدا را پرستش کنید، شما معبود به حقّی جز او ندارید. پس این بیانگر آن است که مشرکان در شرک خود هیچ دلیلی و مدرگی ندارند، نه دلیلی که از عقل درست سرچشمه گرفته باشد و نه دلیلی که از پیامبران نقل شده باشد.
وقتی خداوند متعال فرمود: ﴿وَسَۡٔلۡ مَنۡ أَرۡسَلۡنَا مِن قَبۡلِكَ مِن رُّسُلِنَآ أَجَعَلۡنَا مِن دُونِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ءَالِهَةٗ يُعۡبَدُونَ٤٥﴾[الزخرف: ۴۵]. «از پیامبرانی که پیش از تو فر ستادهایم بپرس که آیا به جز خداوند مهربان معبودهایی قرار دادهایم که عبادت شوند». حالت موسی و دعوت او را بیان کرد که یکی از مشهورترین دعوتهای پیامبران میباشد و خداوند در کتاب خود بسیار از آن سخن گفته و حالت او را با فرعون بیان نموده است:
آیهی ۵۶-۴۶:
﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مُوسَىٰ بَِٔايَٰتِنَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦ فَقَالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٤٦﴾[الزخرف: ۴۶]. «و همانا ما موسی را همراه با نشانههای خود بهسوی فرعون و اشراف (قوم) او فرستاد (و موسی) گفت: به درستی که من فرستادۀ پروردگار جهانیانم».
﴿فَلَمَّا جَآءَهُم بَِٔايَٰتِنَآ إِذَا هُم مِّنۡهَا يَضۡحَكُونَ٤٧﴾[الزخرف: ۴۷]. «وقتیکه با نشانههای ما (بهسوی) آنان آمد آنگاه آنان به آنها میخندیدند».
﴿وَمَا نُرِيهِم مِّنۡ ءَايَةٍ إِلَّا هِيَ أَكۡبَرُ مِنۡ أُخۡتِهَاۖ وَأَخَذۡنَٰهُم بِٱلۡعَذَابِ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ٤٨﴾[الزخرف: ۴۸]. «و هیچ معجزهای به ایشان نمینمودیم مگر اینکه یکی از دیگری برتر و مهمتر بود و آنانرا به عذاب فرو گرفتیم تا شاید برگردند».
﴿وَقَالُواْ يَٰٓأَيُّهَ ٱلسَّاحِرُ ٱدۡعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنَا لَمُهۡتَدُونَ٤٩﴾[الزخرف: ۴۹]. «و گفتند: ای جادوگر! پروردگارت را با آنچه که به تو اختصاص داده و تو را با آن برتری دادهاست به فریاد بخوان، بیگمان ما راهیافتهایم».
﴿فَلَمَّا كَشَفۡنَا عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابَ إِذَا هُمۡ يَنكُثُونَ٥٠﴾[الزخرف: ۵۰]. «پس وقتی عذاب را از ایشان دور ساختیم آنگاه آنان عهدشکنی کردند».
﴿وَنَادَىٰ فِرۡعَوۡنُ فِي قَوۡمِهِۦ قَالَ يَٰقَوۡمِ أَلَيۡسَ لِي مُلۡكُ مِصۡرَ وَهَٰذِهِ ٱلۡأَنۡهَٰرُ تَجۡرِي مِن تَحۡتِيٓۚ أَفَلَا تُبۡصِرُونَ٥١﴾[الزخرف: ۵۱]. «و فرعون درمیان قوم خود ندا در داد و گفت: ای قوم من! آیا فرمانروایی مصر و این جویباران که از زیر (کاخهای) من روان است از آن من نیست؟ آیا نمیبینید».
﴿أَمۡ أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِي هُوَ مَهِينٞ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ٥٢﴾[الزخرف: ۵۲]. «نه، بلکه من بهترم از این شخص که خوار است و نمیتواند به روشنی سخن بگوید».
﴿فَلَوۡلَآ أُلۡقِيَ عَلَيۡهِ أَسۡوِرَةٞ مِّن ذَهَبٍ أَوۡ جَآءَ مَعَهُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ مُقۡتَرِنِينَ٥٣﴾[الزخرف: ۵۳]. «(اگر راست میگوید که پیغمبر خداست) پس چرا دستبندهای زرّین به او داده نشده است یا چرا فرشتگان (برای یاری او) همراهش نیامدهاند».
﴿فَٱسۡتَخَفَّ قَوۡمَهُۥ فَأَطَاعُوهُۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمٗا فَٰسِقِينَ٥٤﴾[الزخرف: ۵۴]. «پس (فرعون) قومش را سبکسر و بیخرد کرد آنگاه از او اطاعت کردند. بیگمان آنان قومی فاسق بودند».
﴿فَلَمَّآ ءَاسَفُونَا ٱنتَقَمۡنَا مِنۡهُمۡ فَأَغۡرَقۡنَٰهُمۡ أَجۡمَعِينَ٥٥﴾[الزخرف: ۵۵]. «پس هنگامیکه ما را بر سر خشم آوردند از آنان انتقام گرفتیم و آنانرا همگی غرق کردیم».
﴿فَجَعَلۡنَٰهُمۡ سَلَفٗا وَمَثَلٗا لِّلۡأٓخِرِينَ٥٦﴾[الزخرف: ۵۶]. «سپس آنانرا برای آیندگان پیشینه و مایۀ عبرتی قرار دادیم».
﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا مُوسَىٰ بَِٔايَٰتِنَآ﴾و بهراستی که ما موسی را همراه با نشانهها و معجزات خود که قاطعانه بر صحت آنچه وی آورده بود، دلالت میکرد فرستادیم، معجزاتی همانند عصا، مار، فرستادن ملخها، و شپشها و بقیه نشانهها. ﴿إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ وَمَلَإِيْهِۦ فَقَالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾بهسوی فرعون و اشراف دربار او. موسی گفت: من فرستاده پروردگار جهانیانم پس آنها را به اعتراف و اقرار به پروردگارشان فرا خواند و از پرستش غیر خدا نهی کرد.
﴿فَلَمَّا جَآءَهُم بَِٔايَٰتِنَآ إِذَا هُم مِّنۡهَا يَضۡحَكُونَ٤٧﴾وقتی که با نشانههای ما به نزد آنان آمد ناگهان همگی بدانها خندیدند. یعنی نشانهها را رد کردند و نپذیرفتند و از روی ستمگری و برتریجویی آنها را به یاد تمسخر و استهزا گرفتند. عدم پذیرش آنها به خاطر کوتاهی در معجزات و نشانهها و واضح نبودن آنها نبود. بنابراین فرمود: ﴿وَمَا نُرِيهِم مِّنۡ ءَايَةٍ إِلَّا هِيَ أَكۡبَرُ مِنۡ أُخۡتِهَا﴾و هیچ معجزه و نشانهای به آنها نشان نمیدادیم مگر این که یکی از دیگری بزرگتر بود. ﴿وَأَخَذۡنَٰهُم بِٱلۡعَذَابِ﴾و آنانرا گرفتار عذابهایی چون ملخ، شپش، قورباغه و خون که نشانههایی روشن بودند، کردیم. ﴿لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾تا شاید به اسلام برگردند و تسلیم آن شوند و شرک و شّر آنها از بین برود.
﴿وَقَالُواْ يَٰٓأَيُّهَ ٱلسَّاحِرُ﴾وقتی عذاب برآنها نازل شد، گفتند: ای جادوگر! منظورشان موسی÷بود و این یا از روی تمسخر بود و یا این که این نوع خطاب نزد آنها مدح و ستایش شمرده میشد.پس پیش او زاری و فروتنی کردند و او را به صورتی مورد خطاب قرار دادند که به کسانی را که گمان میبردند علما و دانشمندان هستند و جادوگرند مورد خطاب قرار میدادند. پس گفتند: ﴿ٱدۡعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ﴾پروردگارت را با آن چه به تو اختصاص داده و تو را با آن برتری داده بخوان تا عذاب را از ما دور نماید. ﴿إِنَّنَا لَمُهۡتَدُونَ﴾اگر خداوند عذاب را از ما دور کند بدون شک هدایت خواهیم شد.
﴿فَلَمَّا كَشَفۡنَا عَنۡهُمُ ٱلۡعَذَابَ إِذَا هُمۡ يَنكُثُونَ٥٠﴾پس وقتی عذاب را از ایشان دور ساختیم آنگاه آنان عهدشکنی کردند. یعنی به آنچه گفتند وفا ننمودند، بلکه عهدشکنی کرده و به کفر ورزی ادامه دادند.همانگونه که خداوند متعال فرموده است: ﴿فَأَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمُ ٱلطُّوفَانَ وَٱلۡجَرَادَ وَٱلۡقُمَّلَ وَٱلضَّفَادِعَ وَٱلدَّمَ ءَايَٰتٖ مُّفَصَّلَٰتٖ فَٱسۡتَكۡبَرُواْ وَكَانُواْ قَوۡمٗا مُّجۡرِمِينَ١٣٣ وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيۡهِمُ ٱلرِّجۡزُ قَالُواْ يَٰمُوسَى ٱدۡعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَۖ لَئِن كَشَفۡتَ عَنَّا ٱلرِّجۡزَ لَنُؤۡمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرۡسِلَنَّ مَعَكَ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ١٣٤ فَلَمَّا كَشَفۡنَا عَنۡهُمُ ٱلرِّجۡزَ إِلَىٰٓ أَجَلٍ هُم بَٰلِغُوهُ إِذَا هُمۡ يَنكُثُونَ١٣٥﴾[الأعراف: ۱۳۳-۱۳۵]. «پس طوفان و ملخ و شپش و قورباغه و خون را بر آنها فرستادیم که نشانههای روشنی بودند امّا آنان استکبار ورزیدند و قومی جنایت پیشه بودند. و وقتی عذاب بر آنان فرود آمد، گفتند: ای موسی! پروردگارت را با آنچه که به تو اختصاص داده و تو را با آن برتری دادهاست بخوان که اگر عذاب را از ما دور نمودی به تو ایمان میآوریم و بنی اسراییل را با تو میفرستیم. وقتی عذاب را تا مدّتی که به آن میرسیدند از آنها دور نمودیم آنان هرچه زودتر عهدشکنی کردند».
﴿وَنَادَىٰ فِرۡعَوۡنُ فِي قَوۡمِهِۦ قَالَ يَٰقَوۡمِ أَلَيۡسَ لِي مُلۡكُ مِصۡرَ﴾و فرعون درحالیکه پادشاهیاش او را فریب داده بود و مال و لشکریانش او را سرکش کرده بودند، در میان قومش ندا در داد و گفت: ای قوم من! آیا فرمانروایی مصر از آن من نیست؟ آیا من مالک آن نیستم که در آن تصّرف میکنم؟ ﴿وَهَٰذِهِ ٱلۡأَنۡهَٰرُ تَجۡرِي مِن تَحۡتِيٓ﴾و این رودها که از رود نیل جدا شدهاند از میان کاخها و باغهای من میگذرند، ﴿أَفَلَا تُبۡصِرُونَ﴾آیا شما این فرمانروایی گسترده و پهناور را نمیبینید؟ و این از جهالت عمیق او بود که به چیزی افتخار میکرد که خارج از ذات او بود و به صفتهای پسندیده و کارهای درست افتخار نمیکرد.
﴿أَمۡ أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِي هُوَ مَهِينٞ﴾خداوند فرعون را خوار بگرداند! منظور او از خوار، موسی بن عمران کلیم خدا بود، کسی که نزد خداوند با ارزش و محترم بود. پس فرعون گفت: من محترم و با عزت هستم و او خوار و ذلیل است. پس کدام یک از ما بهتر میباشد؟ ﴿وَلَا يَكَادُ يُبِينُ﴾و گفت: با وجود این او نمیتواند مراد خویش را روشن بیان کند چون او زبان گویایی ندارد. امّا موسی آنچه در دل داشت بیان کرد گرچه سخن گفتن برای او سنگین بود. و صد البته که این عیبی به حساب نمیآید. سپس فرعون گفت: ﴿فَلَوۡلَآ أُلۡقِيَ عَلَيۡهِ أَسۡوِرَةٞ مِّن ذَهَبٍ﴾چرا موسی با زیورآلات و دستبندهایی از طلا آراسته نشده است؟ ﴿أَوۡ جَآءَ مَعَهُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ مُقۡتَرِنِينَ﴾و چرا فرشتگان برای یاری او نیامدهاند تا او را در امر دعوتش کمک کنند و گفتهی او را تایید نمایند؟
﴿فَٱسۡتَخَفَّ قَوۡمَهُۥ فَأَطَاعُوهُ﴾فرعون با ایجاد شبهات بیمعنی و پوچ که هیچ حقیقتی نداشت و فقط انسانهای کم عقل گول آنرا میخوردند و دلیلی بر حق یا باطل نبود قوم خویش را سبک سر و بیخرد انگاشت، آنگاه از او اطاعت کردند. پس اینکه فرعون دارای فرمانروایی مصر است و جویبارها از زیر کاخهایش روان است، چگونه میتواند دلیلی بر حقانیت او باشد؟! و بر چه اساسی موسی به دلیل این که پیروانش کم هستند و زبانش لکنت دارد و دستبندهای طلایی ندارد بر باطل است؟ اما فرعون با درباریان و اطرافیانی سروکار داشت که عقل نداشتند پس فرعون هرچه میگفت آنها از آن پیروی میکردند، خواه حق بود یا باطل. ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمٗا فَٰسِقِينَ﴾بیگمان آنان قومی فاسق بودند، پس به سبب فسقشان فرعون بر آنها گماشته شد و شرک و شر را برایشان زیبا جلوه داد. ﴿فَلَمَّآ ءَاسَفُونَا﴾پس وقتی با کارهایشان ما را خشمگین کردند، ﴿ٱنتَقَمۡنَا مِنۡهُمۡ فَأَغۡرَقۡنَٰهُمۡ أَجۡمَعِينَ٥٥ فَجَعَلۡنَٰهُمۡ سَلَفٗا وَمَثَلٗا لِّلۡأٓخِرِينَ٥٦﴾از آنان انتقام گرفتیم و همگی آنانرا غرق نمودیم سپس آنانرا برای آیندگان پیشینه و مایه عبرتی قرار دادیم تا عبرتگیرندگان از آنها عبرت بگیرند و پند پذیران از حالات آنها پند بگیرند.
آیهی ۶۵-۵۷:
﴿وَلَمَّا ضُرِبَ ٱبۡنُ مَرۡيَمَ مَثَلًا إِذَا قَوۡمُكَ مِنۡهُ يَصِدُّونَ٥٧﴾[الزخرف: ۵۷]. «و هنگامیکه فرزند مریم به عنوان مثال ذکر شد آنگاه قوم تو از آن بانگ (به ریشخند) برداشتند».
﴿وَقَالُوٓاْ ءَأَٰلِهَتُنَا خَيۡرٌ أَمۡ هُوَۚ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلَۢاۚ بَلۡ هُمۡ قَوۡمٌ خَصِمُونَ٥٨﴾[الزخرف: ۵۸]. «و گفتند: آیا معبودهای ما بهترند یا او؟ (آن مثال را) برای تو جز از روی جدال نزدند، بلکه آنان گروهی ستیزهجویند».
﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا عَبۡدٌ أَنۡعَمۡنَا عَلَيۡهِ وَجَعَلۡنَٰهُ مَثَلٗا لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ٥٩﴾[الزخرف: ۵۹]. «عیسی جز بندهای نیست که بر او انعام کردهایم و او را نمونه و الگویی برای بنیاسرائیل گردانیدهایم».
﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَجَعَلۡنَا مِنكُم مَّلَٰٓئِكَةٗ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَخۡلُفُونَ٦٠﴾[الزخرف: ۶۰]. «و اگر میخواستیم بهجای شما فرشتگان قرار میدادیم که در زمین جانشین شوند».
﴿وَإِنَّهُۥ لَعِلۡمٞ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمۡتَرُنَّ بِهَا وَٱتَّبِعُونِۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ٦١﴾[الزخرف: ۶۱]. «و به یقین (عیسی) نشانهای برای قیامت است پس هرگز دربارۀ آن (قیامت) شک مکنید و از من پیروی نمایید که راه راست این است».
﴿وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُۖ إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ٦٢﴾[الزخرف: ۶۲]. «و شیطان هرگز شما را باز ندارد، بیگمان او برای شما دشمنی آشکار است».
﴿وَلَمَّا جَآءَ عِيسَىٰ بِٱلۡبَيِّنَٰتِ قَالَ قَدۡ جِئۡتُكُم بِٱلۡحِكۡمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعۡضَ ٱلَّذِي تَخۡتَلِفُونَ فِيهِۖ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ٦٣﴾[الزخرف: ۶۳]. «و هنگامیکه عیسی با معجزات آشکار آمد، گفت: بدون شک برایتان حکمت آورده و آمدهام تا برخی از امور را برایتان روشن گردانم که در آنها اختلاف میورزید، پس، از خدا بترسید و از من پیروی کنید».
﴿إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ٦٤﴾[الزخرف: ۶۴]. «بیگمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بندگی کنید، این است راه راست».
﴿فَٱخۡتَلَفَ ٱلۡأَحۡزَابُ مِنۢ بَيۡنِهِمۡۖ فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡ عَذَابِ يَوۡمٍ أَلِيمٍ٦٥﴾[الزخرف: ۶۵]. «آنگاه گروها بین خود اختلاف ورزیدند، پس وای به حال ستمکاران از عذاب روز دردناک»!.
خداوند متعال میفرماید: ﴿وَلَمَّا ضُرِبَ ٱبۡنُ مَرۡيَمَ مَثَلًا﴾وقتیکه از پرستش پسر مریم نهی شد و عبادت او به منزلهی عبادت بتها و انبازها قرار داده شد، ﴿إِذَا قَوۡمُكَ مِنۡهُ يَصِدُّونَ﴾آنگاه قومت که تو را تکذیب میکردند به خاطر این مثل فریاد برآوردند و سرو صدا راه انداختند و در مجادله و دشمنی با تو لجاجت ورزیدند و گمان بردند که آنها در دلیل و حجّت خود موفّق و کامیاب شدهاند.
﴿وَقَالُوٓاْ ءَأَٰلِهَتُنَا خَيۡرٌ أَمۡ هُوَ﴾و گفتند: معبودهای ما بهترند یا عیسی؟ چرا که از پرستش همه نهی شده بود، و تمامی کسانی که آنها را میپرستیدند مورد تهدید واقع شدند. و این آیه نیز نازل شده است: ﴿إِنَّكُمۡ وَمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمۡ لَهَا وَٰرِدُونَ٩٨﴾[الأنبیاء: ۹۸]. «بدون شک شما و آنچه پرستش میکنید هیزم جهّنم هستید و وارد آن میشوید». شبههی باطل آنها این بود که میگفتند: تو ای محمّد! و ما هم همه قبول داریم که عیسی از بندگان مقّرب خدا میباشد، بندگانی که سرانجامی نیکو دارند، پس چرا تو، هم از عبادت معبودهای ما نهی میکنی و هم از پرستش عیسی باز میداری؟ پس اگر حجّت تو باطل نبود تناقضی در آن وجود نداشت. تو میگویی: : ﴿إِنَّكُمۡ وَمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمۡ لَهَا وَٰرِدُونَ٩٨﴾[الأنبیاء: ۹۸]. «شما و آنچه بهجای خدا پرستش میکنید هیزم جهنّم هستید و وارد آن خواهید شد». آنها گمان میبردند که این جمله هم عیسی را شامل میشود و هم بتها را. پس این تناقض میشمردند، و تناقض نشانه بطلان است.
این شبههای بود که بدان دل خوش کرده بودند و مردم را باز میداشتند و به خاطر آن سروصدا راه انداختند. اما این شبهه به حمدالله از ضعیفترین و باطلترین شبهات است. خداوند هم از پرستش بتها نهی کرده و هم از پرستش عیسی، زیرا عبادت حق خداوند تعالی است و هیچ احدی از مخلوقات سزاوار آن نیست، نه فرشتگان مقرّب و نه پیامبران و نه افراد دیگری. پس این که خداوند این مطلب را بیان نموده چه شبههای میتواند در آن وجود نداشته باشد؟
و اینکه به عیسی÷برتری داده شده است و او نزد پروردگارش مقرب میباشد نشانگر این نیست که سزاوار پرستش میباشد، بلکه عیسی همانگونه است که خداوند فرموده است: ﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا عَبۡدٌ أَنۡعَمۡنَا عَلَيۡهِ﴾عیسی بندهای بیش نیست که ما نعمت نبّوت و حکمت و دانش و عمل را به او ارزانی داشتیم. ﴿وَجَعَلۡنَٰهُ مَثَلٗا لِّبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾و او را برای بنی اسرائیل مایه عبرتی قرار دادیم که با نگاه کردن به او به قدرت خداوند پسی میبردند، زیرا خداوند او را بدون پدر آفریده بود. و اما اینکه خداوند متعال فرموده است: ﴿إِنَّكُمۡ وَمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمۡ لَهَا وَٰرِدُونَ٩٨﴾[الأنبیاء: ۹۸]. «شما و آنچه بهجای خدا پرستش میکنید هیزم جهّنم هستید و شما به آن وارد خواهید شد». پاسخ آن به سه صورت است:
۱- در فرمودهی الهی که میفرماید: ﴿إِنَّكُمۡ وَمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾[الأنبیاء: ۹۸]. کلمهی «ما» اسم غیر ذوی العقول است و عیسی در این داخل نمیگردد.
۲- در اینجا مشرکین که در مکّه و اطراف آن بودند مورد خطاب قرار گرفتهاند و آنها بتها را پرستش میکردند ولی مسیح را پرستش نمیکردند.
۳- خداوند بعد از این آیه فرموده است: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ سَبَقَتۡ لَهُم مِّنَّا ٱلۡحُسۡنَىٰٓ أُوْلَٰٓئِكَ عَنۡهَا مُبۡعَدُونَ١٠١﴾[الأنبیاء: ۱۰۱]. «بیگمان کسانی که از پیش از جانب ما نیکویی برایشان مقرّر گشته است از جهنّم دور کرده میشوند». پس تردیدی نیست که عیسی و دیگر پیامبران و اولیاء در این آیه داخل هستند. سپس خداوند متعال فرمود: ﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَجَعَلۡنَا مِنكُم مَّلَٰٓئِكَةٗ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَخۡلُفُونَ٦٠﴾و اگر ما میخواستیم، بهجای شما فرشتگانی قرار میدادیم که در زمین جانشین شما شوند تا برایشان پیامبرانی از جنس خودشان بفرستیم.
امّا شما ای انسانها! توانایی آن را ندارید که پیامبرانی از جنس فرشتگان برایتان فرستاده شود. پس، از رحمت و لطف خداوند نسبت به شما این است که پیامبرانی از جنس خودتان برایتان فرستاده شده است که میتوانید از آنها فرا بگیرید.
﴿وَإِنَّهُۥ لَعِلۡمٞ لِّلسَّاعَةِ﴾و همانا عیسی÷دلیل و نشانهای بر قیامت است و نشانگر آن میباشد کسی که توانایی داشته است عیسی را بدون پدر به دنیا بیاورد همو میتواند مردگان را از قبرهایشان برانگیزد. و یا معنی آیه این است که عیسی÷در آخرالزمان از آسمان به دنیا خواهد آمد و نزول او یکی از علامتهای قیامت است. ﴿فَلَا تَمۡتَرُنَّ﴾پس، از آمدن قیامت هرگز شک نکنید که شک کردن درباره قیامت کفر است. ﴿وَٱتَّبِعُونِۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ﴾و با امتثال آنچه که به شما دستور داده ام و دوری کردن از آنچه شما را از آن نهی کردهام از من پیروی کنید. این است راه راست که انسان را به خداوندﻷمیرساند.
﴿وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ﴾و شیطان شما را از آنچه خداوند شما را به آن فرمان داده است باز ندارد، ﴿إِنَّهُۥ لَكُمۡ عَدُوّٞ مُّبِينٞ﴾همانا شیطان دشمن آشکار شماست و برای گمراه کردنتان حریص و آزمند است و در این راستا نهایت کوشش خود را مبذول میدارد.
﴿وَلَمَّا جَآءَ عِيسَىٰ بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾و هنگامی که عیسی با معجزات آشکاری آمد که بر راست بودن نبّوت او و صحّت آنچه برایشان کرده بود دلالت میکرد، از قبیل زنده کردن مردگان و بینا کردن کورهای مادرزاد و شفا بخشیدن به کسانی که مبتلا به بیماری پوستی بودند، و دیگر نشانهها، ﴿قَالَ قَدۡ جِئۡتُكُم بِٱلۡحِكۡمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعۡضَ ٱلَّذِي تَخۡتَلِفُونَ فِيهِ﴾عیسی به بنی اسرائیل گفت: من برایتان حکمت و نبّوت و علم را آورده ام تا برخی از امور را برایتان روشن گردانم که در آنها اختلاف میورزید. یعنی تا پاسخ آن و صورت درست مسئله را برایتان بیان کنم و به وسیله آن اختلاف و اشتباه از شما دور شود. پس او÷برای تکمیل نمودن شریعت موسی و استوار ساختن تورات آمده بود. و برخی تسهیلات ارائه داد که باعث میشد تا آنها از او اطاعت کنند و چیزهایی را که برایشان آورده است بپذیرند. ﴿فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُونِ﴾پس، خدای یگانه را پرستش نموده و از فرمان او اطاعت کنید و از آنچه نهی کرده است پرهیز نمایید و به من ایمان آورید و مرا تصدیق نمایید و از من اطاعت کنید.
﴿إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمۡ فَٱعۡبُدُوهُۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِيمٞ٦٤﴾بیگمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بندگی کنید، این است راه راست. پس در این آیه به توحید ربوّبیت اقرار شده و اینکه خداوند همهی آفریدههایش را با انواع نعمتهای ظاهری و باطنی خود پرورش دادهاست. نیز به توحید عبودیت و عبادت برای خداوند یگانه که شریکی ندارد فرمان داده شده است. وعیسی÷خبر دادهاست که او بندهای از بندگان خداست و آنطور نیست که نصاری در مورد او میگویند مبنی بر اینکه او فرزند خداست یا سومین سه تاست. و در اینجا خبر داده شده آنچه ذکر شده است راه راست میباشد و انسان را به خدا و به بهشت میرساند.
وقتی عیسی÷این مطلب را گفت، ﴿فَٱخۡتَلَفَ ٱلۡأَحۡزَابُ مِنۢ بَيۡنِهِمۡ﴾گروههایی که براساس تکذیب، تحزّب کرده بودند با همدیگر اختلاف ورزیدند و هریک درباره عیسی همدیگر اختلاف ورزیدند و هریک درباره عیسی÷گفتار باطلی بر زبان آوردند و آنچه را که آورده بود ردّ کردند، مگر کسانی از مومنان که خداوند آنها را هدایت کرده بود، کسانی که به رسالت او شهادت دادند و همهی آنچه را که او آورده بود تصدیق نمودند و گفتند: او بنده خدا و پیامبر میباشد. ﴿فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنۡ عَذَابِ يَوۡمٍ أَلِيمٍ﴾پس وای به حال کسانیکه ستم کردهاند از عذاب روز دردناک. یعنی چه قدر اندوهشان زیاد خواهد بود! و در آن روز گرفتار چه زیان بزرگی خواهند شد!.
آیهی ۷۳-۶۶:
﴿هَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّا ٱلسَّاعَةَ أَن تَأۡتِيَهُم بَغۡتَةٗ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ٦٦﴾[الزخرف: ۶۶]. «آیا منتظر این هستند که قیامت ناگهانی و درحالیکه از آن بیخبرند به سر وقتشان باید».
﴿ٱلۡأَخِلَّآءُ يَوۡمَئِذِۢ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوٌّ إِلَّا ٱلۡمُتَّقِينَ٦٧﴾[الزخرف: ۶۷]. «دوستان در آن روز دشمنان یکدیگر خواهند بود مگر پرهیزگاران».
﴿يَٰعِبَادِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡكُمُ ٱلۡيَوۡمَ وَلَآ أَنتُمۡ تَحۡزَنُونَ٦٨﴾[الزخرف: ۶۸]. «ای بندگان من! امروز بر شما هیچ بیمی نیست و نه شما اندوهگین میشوید».
﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بَِٔايَٰتِنَا وَكَانُواْ مُسۡلِمِينَ٦٩﴾[الزخرف: ۶۹]. «همان کسانیکه به آیات ما ایمان آوردند و مسلمان بودند».
﴿ٱدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ أَنتُمۡ وَأَزۡوَٰجُكُمۡ تُحۡبَرُونَ٧٠﴾[الزخرف: ۷۰]. «شما و همنشینانتان به بهشت درآئید و در آنجا شادمان و محترم خواهید بود».
﴿يُطَافُ عَلَيۡهِم بِصِحَافٖ مِّن ذَهَبٖ وَأَكۡوَابٖۖ وَفِيهَا مَا تَشۡتَهِيهِ ٱلۡأَنفُسُ وَتَلَذُّ ٱلۡأَعۡيُنُۖ وَأَنتُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ٧١﴾[الزخرف: ۷۱]. «برایشان کاسهها و جامهای زرّین به گردش انداخته میشود و هرچه دل بخواهد و هرچه چشم از آن لذّت ببرد در بهشت وجود دارد و شما در آن جاودانه خواهید بود».
﴿وَتِلۡكَ ٱلۡجَنَّةُ ٱلَّتِيٓ أُورِثۡتُمُوهَا بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٧٢﴾[الزخرف: ۷۲]. «و آن بهشتی است که به سبب کارهایی که میکردید به شما به ارث داده شده است».
﴿لَكُمۡ فِيهَا فَٰكِهَةٞ كَثِيرَةٞ مِّنۡهَا تَأۡكُلُونَ٧٣﴾[الزخرف: ۷۳]. «در آن میوهی بسیار دارید که از آن میخورید».
خداوند متعال میفرماید: ﴿هَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّا ٱلسَّاعَةَ أَن تَأۡتِيَهُم بَغۡتَةٗ وَهُمۡ لَا يَشۡعُرُونَ٦٦﴾آیا جز این است که تکذیب کنندگان منتظر هستند که ناگهان قیامت در حالی که از آن بیخبرند به سراغشان بیاید؟ پس هرگاه قیامت بیاید از حالات کسیکه آنرا تکذیب کرده و کسی که خبر قیامت را داده و مورد استهزا قرار گرفته است مپرس!.
﴿ٱلۡأَخِلَّآءُ يَوۡمَئِذِۢ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوٌّ﴾در روز قیامت کسانی که براساس کفر و تکذیب معصیت در دنیا با همدیگر دوست بودهاند دشمن یکدیگر خواهند شد. و چون محبّت و دوستی آنها در دنیا برای غیرالله بوده است. پس در روز قیامت به دشمنی تبدیل میگردد. ﴿إِلَّا ٱلۡمُتَّقِينَ﴾مگر کسانی که از شرک و گناهان پرهیز میکنند که محبّت چنین کسانی ادامه مییابد زیرا کسی که بهخاطر او همدیگر محبّت میورزیدند محبّتش جاودانه و همیشگی است.
سپس پاداش پرهیزگاران را بیان کرد و ذکر نمود که خداوند متعال در روز قیامت به آنها ندایی میدهد که دلهایشان از آن شاد میگردد و هر آفت و بدی از آنها دور میشود. پس خداوند میگوید: ﴿يَٰعِبَادِ لَا خَوۡفٌ عَلَيۡكُمُ ٱلۡيَوۡمَ وَلَآ أَنتُمۡ تَحۡزَنُونَ٦٨﴾ای بندگانم! از آنچه در آینده به سراغ شما میآید ترسی نداشته باشید و درباره گذشته خود نیز اندوه مدارید. و چون امر ناخوشایند از هر جهت متنفی است آنچه که دوست داشتنی و مطلوب است (برایشان) ثابت و مقّرر میباشد.
﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بَِٔايَٰتِنَا﴾همان کسانیکه به آیات خدا ایمان دارند، و این شامل تصدیق آیات و آنچه که تصدیق جز با آن کامل نمیگردد از قبیل دانستن مفهوم آیات و عمل نمودن به مقتضای آن میشود. ﴿وَكَانُواْ مُسۡلِمِينَ﴾و آنها در همهی احوال خود مطیع و فرمانبردار خداوند بودند پس آنها هم در ظاهر عمل میکردند و هم در باطن.
﴿ٱدۡخُلُواْ ٱلۡجَنَّةَ أَنتُمۡ وَأَزۡوَٰجُكُمۡ﴾شما و همه همنشینانتان از قبیل همسر و فرزند و دوست و غیره که عملشان همانند عمل شما نیکو بوده است، وارد بهشت شوید، بهشتی که سرای ماندگاری و پایداری است، ﴿تُحۡبَرُونَ﴾در آنجا شادمان و مکرّم خواهید بود و خوبیها و شادیها و لذّتهای به لطف پروردگار به شما میرسد که زبانها نمیتوانند حالت آنرا توصیف نمایند.
﴿يُطَافُ عَلَيۡهِم بِصِحَافٖ مِّن ذَهَبٖ وَأَكۡوَابٖۖ﴾پسران جاویدانی که خدمت گزاران آنها هستند غذای آنها را در بهترین ظرفها که کاسههای طلایی هستند و نوشیدنیهایشان را در بهترین لیوانهای نقرهای بدون دسته که شفافتر از شیشه است پیش آنها میبرند. ﴿وَفِيهَا مَا تَشۡتَهِيهِ ٱلۡأَنفُسُ وَتَلَذُّ ٱلۡأَعۡيُنُ﴾و در بهشت هرچه دل بخواهد و هرچه چشم از آن لذّت ببرد وجود دارد. این کلمه جامع است و شامل هر نعمت و شادی و سرور قلبی میشود. پس هر نوشیدنی و خوردنی و پوشیدنی و همسران زیبایی که دل بخواهد، نیز منظرههای زیبا که چشمها از دیدن آن لّذت میبرند، و درختان پرشکوفه و نعمتهای فراوان و ساختمانهای آراسته شده در بهشت فراهم است و برای اهل بهشت در کاملترین صورتها و برترینِ آن آماده است. همانطور که خداوند متعال فرموده است: [یس: ۵۷]. ﴿لَهُمۡ فِيهَا فَٰكِهَةٞ وَلَهُم مَّا يَدَّعُونَ٥٧﴾[یس: ۵۷]. «آنان در آنجا میوه دارند و هرچه بخواهند برایشان فراهم است». ﴿وَأَنتُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴾و شما در بهشت جاودانه خواهید بود. و این کمال نعمت اهل بهشت است و آن جاودانگی همیشگی است که دوام نعمتهای بهشت و افزون شدن آن و پایان نیافتن آنرا در بردارد.
﴿وَتِلۡكَ ٱلۡجَنَّةُ﴾و آن بهشتی که با کاملترین صفتها توصیف شد، ﴿ٱلَّتِيٓ أُورِثۡتُمُوهَا بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾بهشتی است که خداوند شما را به سبب کارهایتان وارث آن گردانده و به فضل خویش آن را پاداش اعمالتان قرار داده و آنچه از رحمت خویش که خواسته در آن قرار دادهاست.
﴿لَكُمۡ فِيهَا فَٰكِهَةٞ كَثِيرَةٞ﴾در آن جا میوههای فراوانی برایتان است. همانطور که در آیهای دیگر آمده است: ﴿فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٖ زَوۡجَانِ٥٢﴾[الرحمن: ۵۲]. «در آن از هر میوهای دوگونه است». ﴿مِّنۡهَا تَأۡكُلُونَ﴾آنچه از این میوههای لذیذ که دلتان میخواهد انتخاب میکنید و میخورید.
آیهی ۷۸-۷۴:
﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَٰلِدُونَ٧٤﴾[الزخرف: ۷۴]. «بیگمان کناهکاران جاودانه در عذاب دوزخ میمانند».
﴿لَا يُفَتَّرُ عَنۡهُمۡ وَهُمۡ فِيهِ مُبۡلِسُونَ٧٥﴾[الزخرف: ۷۵]. «عذابشان از آنان کاسته نمیگردد و آنان در آن ناامید هستند».
﴿وَمَا ظَلَمۡنَٰهُمۡ وَلَٰكِن كَانُواْ هُمُ ٱلظَّٰلِمِينَ٧٦﴾[الزخرف: ۷۶]. «و ما به آنان ستم نکردیم بلکه آنان خود ستمکار بودند».
﴿وَنَادَوۡاْ يَٰمَٰلِكُ لِيَقۡضِ عَلَيۡنَا رَبُّكَۖ قَالَ إِنَّكُم مَّٰكِثُونَ٧٧﴾[الزخرف: ۷۷]. «و فریاد میزنند: ای مالک! پروردگارت ما را بمیراند. میگوید: شما (در آن) ماندگارید».
﴿لَقَدۡ جِئۡنَٰكُم بِٱلۡحَقِّ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَكُمۡ لِلۡحَقِّ كَٰرِهُونَ٧٨﴾[الزخرف: ۷۸]. «بدون شک ما حق را برای شما آوردیم ولی بیشترشان حق را نمیپسندید».
وقتی نعمتهای بهشت را بیان کرد به دنبال آن عذاب جهّنم را ذکر نمود و فرمود: ﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ﴾بیگمان کسانی که با کفر ورزیدن و تکذیب کردن مرتکب جرم و گناه شدهاند در عذاب جهنّم فرو میروند و عذاب از هرسو آنها را احاطه میکند. ﴿خَٰلِدُونَ﴾و در آن عذاب جاودانه خواهند بود و هرگز از آن بیرون نمیشوند.
﴿لَا يُفَتَّرُ عَنۡهُمۡ﴾یک لحظه از عذاب آنان کاسته نمیشود، نه از آنها دور میشود و نه سبک میگردد. ﴿وَهُمۡ فِيهِ مُبۡلِسُونَ﴾و آنها در آن از هرخیر و برکتی ناامیدند و امیدی به رهایی ندارند. آنها پروردگارشان را صدا میزنند و میگویند: ﴿رَبَّنَآ أَخۡرِجۡنَا مِنۡهَا فَإِنۡ عُدۡنَا فَإِنَّا ظَٰلِمُونَ١٠٧ قَالَ ٱخۡسَُٔواْ فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ١٠٨﴾[المؤمنون: ۱۰۷-۱۰۸]. «پروردگارا! ما را از جهنم بیرون بیاور، اگر ما باز بهسوی کارهای بد بازگردیم بیگمان ستمکار هستیم». میفرماید: بتمرکید در آن و سخن نگویید. و این عذاب بزرگ به سبب کارهایی است که کرده و به علّت ستمی است که بر خود روا داشتهاند.
﴿وَمَا ظَلَمۡنَٰهُمۡ وَلَٰكِن كَانُواْ هُمُ ٱلظَّٰلِمِينَ٧٦﴾و ما بر آنان ستم نکردیم بلکه آنان خود ستمکار بودند. پس خداوند بر آنها ستم نکرد و بدون گناه و جرم آنانرا مجازات نکرده است.
﴿وَنَادَوۡاْ يَٰمَٰلِكُ لِيَقۡضِ عَلَيۡنَا رَبُّكَ﴾و درحالیکه در جهنم هستند برای اینکه احتمالا به استراحتی دست یابند فریاد میزنند:ای مالک! پروردگارت ما را بمیرند تا راحت شویم، چرا که ما در اندوهی سخت و عذابی شدید قرار داریم و توانایی تحمّل آن را نداریم. ﴿قَالَ إِنَّكُم مَّٰكِثُونَ﴾مالک که نگهبان جهنم است، زمانی که از او میخواهند تا برایشان پیش خدا دعا کند تا آنها را بمیراند، میگوید: شما در جهّنم ماندگارید و هرگز از آن بیرون آورده نمیشوید. پس آنچه که میخواستند به آن دست نمییابند و مالک به ضد آنچه میخواهند آنان را پاسخ میدهد و غمی بر غمشان میافزاید. سپس آنها را به خاطر کارهایی که کردهاند نکوهش میکند و میگوید: ﴿لَقَدۡ جِئۡنَٰكُم بِٱلۡحَقِّ﴾ما حق را برای شما آوردیم که میبایست از آن پیروی میکردید، و اگر شما از آن پیروی مینمودید موفّق و خوشبخت میشدید، ﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَكُمۡ لِلۡحَقِّ كَٰرِهُونَ﴾ولی بیشترشان حق را نپسندیدند، بنابراین، گرفتار شقاوت و بدبختی شدید که شقاوتی فراتر از آن نیست.
آیهی ۸۰-۷۹:
﴿أَمۡ أَبۡرَمُوٓاْ أَمۡرٗا فَإِنَّا مُبۡرِمُونَ٧٩﴾[الزخرف: ۷۹]. «بلکه آنان تصمیم محکمی گرفتند و ما نیز ارادۀ محکم و تغییر ناپذیری گرفتیم».
﴿أَمۡ يَحۡسَبُونَ أَنَّا لَا نَسۡمَعُ سِرَّهُمۡ وَنَجۡوَىٰهُمۚ بَلَىٰ وَرُسُلُنَا لَدَيۡهِمۡ يَكۡتُبُونَ٨٠﴾[الزخرف: ۸۰]. «آیا گمان میبرند که ما اسرار پنهانی و سخنان در گوششیِ آنانرا نمیشنویم؟! آری! (میشنویم) و فرشتگان ما در نزد آنان مینویسند».
خداوند متعال میفرماید: ﴿أَمۡ أَبۡرَمُوٓاْ أَمۡرٗا﴾کسانی که حق را دروغ میانگاشتند و با آن مخالف بودند حیله و مکری ورزیدند و برای نابودی حق و کسیکه آنرا آورده به وسیلهی باطلی که آن را آراسته بودند تا مردم را گول زنند، توطئه کردند. ﴿فَإِنَّا مُبۡرِمُونَ﴾ما نیز تصمیم گرفتیم و تدبیری نمودیم که برتر از تدبیر آنهاست و تدبیر آنانرا در هم میشکند و آن را ابطال مینماید و آن اسباب و دلایلی است که خداوند برای اثبات حق و ابطال باطل فراهم نمود. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿بَلۡ نَقۡذِفُ بِٱلۡحَقِّ عَلَى ٱلۡبَٰطِلِ فَيَدۡمَغُهُ﴾[الأنبیاء: ۱۸]. «بلکه حق را بر باطل میزنیم پس آن را نابود میکند».
﴿أَمۡ يَحۡسَبُونَ أَنَّا لَا نَسۡمَعُ سِرَّهُمۡ وَنَجۡوَىٰهُم﴾آیا به سبب جهالت و ستمگریشان گمان میبرند که ما اسرار پنهانی آنانرا که در دلشان نهفته است و بر زبان نیاوردهاند و سخنان آهستهی آنها را که در گوش میگویند، نمیشنویم؟! یعنی به این خاطر اقدام به ارتکاب گناهان مینمایند که گمان میبرند پیگرد و مجازاتی بر گناهان پنهانیشان نخواهد بود. سپس خداوند این گمان را رد نمود و فرمود: ﴿بَلَىٰ﴾آری! ما میشنویم و رازهای دلهایشان و سخنان در گوشیشان را میدانیم. ﴿وَرُسُلُنَا لَدَيۡهِمۡ يَكۡتُبُونَ﴾و فرستادگان ما که فرشتگان گرامی هستند نزد آنان میباشند و هر آنچه میکنند مینویسند و ثبت و ضبط مینمایند تا این که آنها وارد قیامت میشوند آنگاه همهی آنچه را که کردهاند حاضر مییابند و پروردگارت بر هیچکس ستمی روا نمیدارد.
آیهی ۸۳-۸۱:
﴿قُلۡ إِن كَانَ لِلرَّحۡمَٰنِ وَلَدٞ فَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلۡعَٰبِدِينَ٨١﴾[الزخرف: ۸۱]. «بلکه اگر خداوند مهربان فرزندی داشته باشد پس من نخستین عبادت کنندگانم».
﴿سُبۡحَٰنَ رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَرۡشِ عَمَّا يَصِفُونَ٨٢﴾[الزخرف: ۸۲]. «پروردگار آسمانها و زمین و عرش، از آنچه او را بدان وصف میکنند پاک و منزّه است».
﴿فَذَرۡهُمۡ يَخُوضُواْ وَيَلۡعَبُواْ حَتَّىٰ يُلَٰقُواْ يَوۡمَهُمُ ٱلَّذِي يُوعَدُونَ٨٣﴾[الزخرف: ۸۳]. «پس آنانرا به حال خود واگذار تا در باطل خویش غوطهور گردند و سرگرم بازی شوند تا روزی را که وعده داده میشوند ملاقات کنند».
ای پیامبر بزرگوار ! به کسانی که برای خداوند فرزندی قرار دادهاند درحالیکه او یکتای یگانه و بینیاز است و او خدایی است که همسر و فرزندی بر نگرفته است و همتایی ندارد بگو: ﴿إِن كَانَ لِلرَّحۡمَٰنِ وَلَدٞ فَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلۡعَٰبِدِينَ﴾اگر خداوند مهربان فرزندی داشت من نخستین کسی بودم که آن را پرستش مینمودم چون در آن صورت او بخشی از پدرش بود و من اولین کسی هستم که از دستورات خدا پیروی میکنم، ولی من اولین منکر این قضیه هستم و بیش از همه و با شدّت این را که خداوند فرزندی داشته باشد انکار و نفی میکنم. پس باطل بودن این امر مشخّص گردید. این دلیل بزرگی است و کسی آنرا ارائه میدهد که حالات پیامبران را دانسته است. وقتی که معلوم است که پیامبران کاملترین مخلوق میباشند و از همهی مردم بیشتر به خیر دست مییازند و اعمال خیر را بیش از دیگران به تمام و کمال انجام میدهند، و هر شرّی را قبل از همهی مردم ترک نموده و از آن دوری میجویند و منکرش میشوند پس اگر خداوند مهربان فرزندی داشت و این سخن راست بود محمّد بن عبدالله که برترین پیامبران است اولّین کسی میبود که آن فرزند را پرستش میکرد و مشرکان در این کار از او گوی سبقت را نمیربودند.
و احتمال دارد که معنی آیه این باشد که اگر خداوند فرزندی داشته باشد پس من نخستین کسی هستم که خداوند را پرستش میکنم، و از جمله عبادت و پرستش میکنم، و از جمله عبادت و پرستش من این است که آنچه را خداوند ثابت قرار داده اثبات میکنم و آنچه را که نفی کرده است نفی میکنم. پس این عبادت قولی و اعتقادی است و مستلزم آن است که اگر این حق باشد من اولین کسی خواهم بود که آن را باور میکردم. پس به این طریق باطل بودن ادعای مشرکین و فاسد بودن آن از نظر عقلی و نقلی معلوم و مشخص گردید.
﴿سُبۡحَٰنَ رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَرۡشِ عَمَّا يَصِفُونَ٨٢﴾خداوندگار آسمانها و زمین و عرش از داشتن شریک و همتا و مددکار و فرزند و دیگر چیزهایی که شریک ان به او نسبت میدهند پاک و منزّه است.
﴿فَذَرۡهُمۡ يَخُوضُواْ وَيَلۡعَبُواْ حَتَّىٰ يُلَٰقُواْ﴾پس آنانرا به حال خود واگذار تا در باطل خویش فرو روند و با آنچه که محال است خود را سرگرم کنند. پس دانشهای آنان زیان آور است و آن فرو رفتن و پرداختن به دانشهایی است که به وسیلهی آن با حق و با آنچه پیامبران آوردهاند مخالفت میورزند. و کارهایشان بازی و بیخردی است که آنان را تزکیه نمیکند و معارف و شناخت به بار نمیآورد. بنابراین، آنها را به روز قیامت که در پیش دارند تهدید کرد و فرمود: ﴿فَذَرۡهُمۡ يَخُوضُواْ وَيَلۡعَبُواْ حَتَّىٰ يُلَٰقُواْ يَوۡمَهُمُ ٱلَّذِي يُوعَدُونَ٨٣﴾تا آن روزی را که بدیشان وعده داده میشود ملاقات کنند. پس در آن وقت خواهند دانست که چه به دست آوردهاند و به بدبختی همیشگی و عذاب پایداری که گرفتارش شدهاند پی خواهند برد.
آیهی ۸۹-۸۴:
﴿وَهُوَ ٱلَّذِي فِي ٱلسَّمَآءِ إِلَٰهٞ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَٰهٞۚ وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡعَلِيمُ٨٤﴾[الزخرف: ۸۴]. «و او خدایی است که در آسمان معبود است و در زمین (نیز) معبود میباشد و اوست فرزانۀ دانا».
﴿وَتَبَارَكَ ٱلَّذِي لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا وَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ٨٥﴾[الزخرف: ۸۵]. «و خجسته است خدایی که فرمانروایی آسمانها و زمین و هر آنچه میان آن دو است از آن اوست و علم و آگاهی از قیامت با اوست و بهسوی او بازگردانده میشوید»
﴿وَلَا يَمۡلِكُ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِهِ ٱلشَّفَٰعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِٱلۡحَقِّ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ٨٦﴾[الزخرف: ۸۶]. «و کسانی را که به جای او پرستش میکنند اختیار شفاعت ندارند مگر کسانیکه آگاهانه بر حق شهادت و گواهی داده باشند».
﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَهُمۡ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُۖ فَأَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ٨٧﴾[الزخرف: ۸۷]. «واگر از آنان بپرسی چه کسی آنانرا آفریده است؟ به یقین میگویند: خدا! پس چگونه منحرف میشوند»؟!.
﴿وَقِيلِهِۦ يَٰرَبِّ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ قَوۡمٞ لَّا يُؤۡمِنُونَ٨٨﴾[الزخرف: ۸۸]. «و (خدا آگاه است) از گفتار محمدص که گفت: پروردگارا! اینها قومی هستند که ایمان نمیآورند».
﴿فَٱصۡفَحۡ عَنۡهُمۡ وَقُلۡ سَلَٰمٞۚ فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ٨٩﴾[الزخرف: ۸۹]. «پس از آنان رویبگردان و بگو: سلام، بعدها خواهند دانست (که چه سرنوشتی دارند)» !.
﴿وَهُوَ ٱلَّذِي فِي ٱلسَّمَآءِ إِلَٰهٞ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَٰهٞ﴾خداوند متعال خبر میدهد که معبود به حق در آسمانها و زمین تنها اوست پس همهی اهالی آسمانها و مومنان اهل زمین او را پرستش میکنند و وی را تعظیم مینمایند و در برابر شکوه و بزرگی او کرنش مینمایند و در برابر کمال او اظهار نیازمندی میکنند. ﴿تُسَبِّحُ لَهُ ٱلسَّمَٰوَٰتُ ٱلسَّبۡعُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَن فِيهِنَّۚ وَإِن مِّن شَيۡءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمۡدِه﴾[الإسراء: ۴۴]. «آسمانهای هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند او را به پاکی میستایند و هیچ چیزی نیست مگر این که او را به پاکی تسبیح میگویند». ﴿وَلِلَّهِۤ يَسۡجُدُۤ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ طَوۡعٗا وَكَرۡهٗا﴾[الرعد: ۱۵]. «و آنچه در آسمانها و زمین است به دلخواه یا به اجبار برای خداوند سجده میکنند». پس او تعالی معبود به حق است و همهی خلائق با اختیار یا با اکره او را خدای خود قرار میدهند. مانند این که میفرماید: ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي فِي ٱلسَّمَآءِ إِلَٰهٞ وَفِي ٱلۡأَرۡضِ﴾الوّهیت و محبّت او آسمانها و زمین را در برگرفته است، اما خودش بر بالای عرش میباشد و از آفریدههایش جداست و یگانه و بزرگوار میباشد. ﴿وَهُوَ ٱلۡحَكِيمُ﴾و او با حکمت است و هرچه را که آفریده محکم نموده و آنچه را به عنوان آئین و برنامه مشروع نموده استوار گردانده است. پس او هیچ چیزی را نیافریده مگر به خاطر حکمتی، و فرمان تقدیری و تشریعی و جزایی او سراسر رحمت و حکمت است. ﴿ٱلۡعَلِيمُ﴾و به همه چیز داناست. پنهان و پوشیدهتر از آنرا میداند و به اندازه ذرهای در آسمانها و زمین و نه کوچکتر و نه بزرگتر از آن، از او پنهان نمیماند.
﴿وَتَبَارَكَ ٱلَّذِي لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا﴾و بالا و بزرگوار است، و خیرش فراوان است و صفاتش گسترده و فرمانرواییاش بزرگ است خدایی که فرمانروایی آسمانها و زمین و هر آنچه میان آندو است از آن اوست.
بنابراین، گستردگی فرمانرواییاش را بر آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، و گستردگی علم خود را بیان کرد، و این که تنها او تعالی از غیبهای که هیچ یک از بندگانش و هیچ پیامبر و فرشته مقربی را از آن آگاه نکرده است آگاه میباشد. بنابراین فرمود: ﴿وَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِ﴾و آگاهی از زمان فرا رسیدن قیامت با اوست. ظرف را مقدم کرد تا مفید حصر باشد. یعنی هیچکس جز او نمیداند که قیامت چه زمانی فرا میرسد.
و از کمال فرمانروایی او و گستردگی سلطهاش این است که او صاحب دنیا و آخرت است. بنابراین فرمود: ﴿وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ﴾و در آخرت بهسوی او بازگردانده میشوید، آنگاه با حکم دادگرانهاش میان شما داوری مینماید. و از کمال فرمانرواییاش این است که هیچ یک از آفریدههایش اختیاری ندارد و نمیتواند نزد او سفارش و شفاعت کند مگر با اجازه او.
﴿وَلَا يَمۡلِكُ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ مِن دُونِهِ ٱلشَّفَٰعَةَ﴾و هیچ کدام از پیامبران و فرشتگان دیگران که به جای خدا به نیایش خوانده میشوند اختیار شفاعت ندارند و شفاعت نمیکنند مگر با اجازهی خدا، و شفاعت نمیکنند مگر برای کسی که خدا بپسندد. بنابراین فرمود: ﴿إِلَّا مَن شَهِدَ بِٱلۡحَقِّ﴾مگر کسیکه با زبانش حق را بگوید و با قلب به آن اقرار نماید و به آنچه گواهی میدهد آگاه باشد. و باید شهادت او به حق باشد و آن گواهی دادن به یگانگی خداوند است و گواهی دادن از قبیل اصول و فروع دین و حقائق و دستورات آن میباشد. پس شفاعتِ شفاعت کنندگان درباره اینها مفید خواهد بود و اینها نجات یافتگانِ از عذاب خدا هستند و اینها به پاداش الهی دست مییابند. سپس خداوند متعال فرمود: ﴿وَلَئِن سَأَلۡتَهُم مَّنۡ خَلَقَهُمۡ لَيَقُولُنَّ ٱللَّهُ﴾و اگر از مشرکان در مورد توحید و ربوبیت و دربارهی این که چه کسی آفریننده است بپرسی، خواهند گفت و اقرار خواهند کرد که آفریننده خداوند یگانه است و شریکی ندارد. ﴿فَأَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ﴾پس چگونه از یکتاپرستی و خالص گرداندن طاعت و عبادت برای خدا منحرف میشوند؟ پس اعتراف آنها به توحید ربوبّیت آنان را ملزم مینماید تا به توحید الوّهیت (نیز) اقرار کنند و این بزرگترین دلیل بر بطلان شرک است.
﴿وَقِيلِهِۦ يَٰرَبِّ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ قَوۡمٞ لَّا يُؤۡمِنُونَ٨٨﴾این عطف است بر ﴿وَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِ﴾و آگاهی از قیامت با اوست و نیز از گفتار پیامبرصآگاه است که تکذیب قومش را به نزد پروردگارش شکایت میکند و غمگین میشود و به خاطر ایمان نیاوردن آنها حسرت میخورد. پس خدا از این حالت آگاه است و بر کیفر دادن آنها تواناست. امّا خداوند متعال بردبار است و به بندگان مهلت و فرصت میدهد تا شاید برگردند و توبه نمایند، بنابراین فرمود: ﴿فَٱصۡفَحۡ عَنۡهُمۡ وَقُلۡ سَلَٰمٞ﴾پس، از آنان روی بگردان و در برابر آزارهایی که با زبان و با کارهایشان به تو میرسانند از آنان درگذر و آنچه از تو به آنها میرسد باید تنها سلام باشد که خردمندان و صاحبان بینش به وسیلهی آن با جاهلان روبرو میشوند، و پاسخ میدهند، زیرا خداوند در مورد بندگان صالحش فرموده است: ﴿وَإِذَا خَاطَبَهُمُ ٱلۡجَٰهِلُونَ قَالُواْ سَلَٰمٗا﴾[الفرقان: ۶۳]. «و هرگاه جاهلان به اقتضای جهالت خود آنانرا مورد خطاب قرار دهند، میگویند: سلام بر شما باد». پیامبرصاز فرمان پروردگارش اطاعت کرد و در مقابل اذیت و آزاری که قومش به او میرساندند راه گذشت و بخشش را درپیش گرفت و در مقابل آنها جز نیکویی و سخن زیبا چیزی دیگر انجام نداد. پس درود و سلام خدا بر کسی باد که خداوند او را با اخلاق بزرگ آراست، اخلاقی که او به سبب آن بر اهل آسمانها و زمین برتری یافت و به وسیله آن از ستارگان مقامش فراتر رفت. ﴿فَسَوۡفَ يَعۡلَمُونَ﴾پس آنها زشتی گناهان و سرانجام جرمشان را بعدها خواهند دانست.
پایان تفسیر سورهی زخرف
مکی و ۵۹ آیه است.
آیهی ۱۶-۱:
﴿حمٓ١﴾[الدخان: ۱]. «حا، میم».
﴿وَٱلۡكِتَٰبِ ٱلۡمُبِينِ٢﴾[الدخان: ۲]. «سوگند به کتاب روشن و روشنگر».
﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةٖ مُّبَٰرَكَةٍۚ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ٣﴾[الدخان: ۳]. «بدون شک ما آنرا در شبی خجسته نازل کردهایم و ما همواره بیمدهنده بودهایم».
﴿فِيهَا يُفۡرَقُ كُلُّ أَمۡرٍ حَكِيمٍ٤﴾[الدخان: ۴]. «هرکار استواری در آن (شب) بیان و مقرّر میگردد».
﴿أَمۡرٗا مِّنۡ عِندِنَآۚ إِنَّا كُنَّا مُرۡسِلِينَ٥﴾[الدخان: ۵]. «کاری که از سوی ما صادر و بدان دستور داده شده است. بیگمان ما فرستنده بودهایم».
﴿رَحۡمَةٗ مِّن رَّبِّكَۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ٦﴾[الدخان: ۶]. «(این کار) به خاطر رحمتی از سوی پروردگارت است، بیگمان او شنوای داناست».
﴿رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَآۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ٧﴾[الدخان: ۷]. «پروردگار آسمانها و زمین و آنچه بین آن دو است اگر اهل یقین هستید».
﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُۖ رَبُّكُمۡ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ٨﴾[الدخان: ۸]. «معبود به حقّی جز او نیست و اوست که زنده میگرداند و میمیراند و پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست».
﴿بَلۡ هُمۡ فِي شَكّٖ يَلۡعَبُونَ٩﴾[الدخان: ۹]. «بلکه آنان در شکاند و سرگرمند».
﴿فَٱرۡتَقِبۡ يَوۡمَ تَأۡتِي ٱلسَّمَآءُ بِدُخَانٖ مُّبِينٖ١٠﴾[الدخان: ۱۰]. «پس چشم به راه روزی باش که آسمان دور آشکاری را پدیدار میکند».
﴿يَغۡشَى ٱلنَّاسَۖ هَٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٞ١١﴾[الدخان: ۱۱]. «مردم را فرو میپوشاند، این عذابی دردناک است».
﴿رَّبَّنَا ٱكۡشِفۡ عَنَّا ٱلۡعَذَابَ إِنَّا مُؤۡمِنُونَ١٢﴾[الدخان: ۱۲]. «پروردگارا! عذاب را از ما دور دار، همانا ما ایمان آورندگانیم».
﴿أَنَّىٰ لَهُمُ ٱلذِّكۡرَىٰ وَقَدۡ جَآءَهُمۡ رَسُولٞ مُّبِينٞ١٣﴾[الدخان: ۱۳]. «چگونه آنان را پند باشد درحالیکه پیامبری بیانکننده به نزد آنان آمده بود».
﴿ثُمَّ تَوَلَّوۡاْ عَنۡهُ وَقَالُواْ مُعَلَّمٞ مَّجۡنُونٌ١٤﴾[الدخان: ۱۴]. «آنگاه از او رویگرداندند و گفتند: او دیوانهای آموخته شده است».
﴿إِنَّا كَاشِفُواْ ٱلۡعَذَابِ قَلِيلًاۚ إِنَّكُمۡ عَآئِدُونَ١٥﴾[الدخان: ۱۵]. «بهراستی ما اندکی عذاب را دور میسازیم ولی شما به (کفر) باز خواهید گشت».
﴿يَوۡمَ نَبۡطِشُ ٱلۡبَطۡشَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰٓ إِنَّا مُنتَقِمُونَ١٦﴾[الدخان: ۱۶]. «روزی که به گرفتنی بزرگ فرو گیریم، بیگمان ما انتقام خواهیم گرفت».
در اینجا به وسیله قرآن بر قرآن سوگند یاد شده است، پس (خداوند) به کتابی که بیانگر و روشنگر هر آن چیزی است که به بیان آن نیاز است، سوگند خورده که آنرا ﴿فِي لَيۡلَةٖ مُّبَٰرَكَةٍ﴾در شبی دارای خیر و برکت فراوان نازل کرده است، و آن شب قدر است که از هزار ماه بهتر است. پس بهترین کلام در بهترین و برترین شبها و روزها بر برترین انسانها با زبان شیوهای عربی نازل شده است تا با آن قومی بیم داده شوند که جاهلیت از هر جهت آنها را فرا گرفته و شقاوت بر آنها غلبه یافته است تا در پرتو روشنایی آن حرکت کنند و از هدایت آن بهرهمند شوند و به دنبال آن حرکت نمایند. آنگاه خبر دنیا و آخرت را به دست آورند. بنابراین فرمود: ﴿إِنَّا كُنَّا مُنذِرِينَ﴾ما همواره بیمدهنده بودهایم.
﴿فِيهَا يُفۡرَقُ كُلُّ أَمۡرٍ حَكِيمٍ٤﴾در آن شب که قرآن نازل شده است هر فرمان تقدیری و تشریعی خداوند پایان مییابد و مشخّص میگردد. و این فیصله یافتن و نوشتن که در شب قدر انجام میگیرد یکی از فیصله یافتنها و نوشتههایی است که نوشته میشود و مشخّص میگردد و با کتاب اوّل که خداوند در آن تقدیرهای خلایق و اجلها و روزیهایشان و اعمال و احوالشان را نوشته است مطابق است. سپس خداوند متعال فرشتگان خود را مأمور نموده که آنچه را بر بنده میآید بنویسند در حالی که بنده در شکم مادرش میباشد. سپس بعد از آمدن او به دنیا «کراما کاتبین» را بر آنها گماشته است تا اعمال آنان را ثبت و ضبط نمایند سپس خداوند متعال در شب قدر هر آنچه را که در طول سال انجام میپذیرد مقدّر و اندازهگیری مینماید.
و همهی اینها از کمال دانش و حکمت و توجه او به آفریدههایش میباشد. ﴿أَمۡرٗا مِّنۡ عِندِنَآ﴾این امر و فرمان استوار، فرمانی است که از سوی ما صادر شده است ﴿إِنَّا كُنَّا مُرۡسِلِينَ﴾بدون شک ما پیامبران را فرستادیم و کتابها را نازل کردیم، وپیامبران دستورات خداوند را میرسانند و به آنچه مقدر نموده خبر میدهند. ﴿رَحۡمَةٗ مِّن رَّبِّكَ﴾فرستادن پیامبران و نازل کردن کتابها که برترین آنها قرآن میباشد رحمتی است از سوی پروردگار بندگان برای بندگان. پس خداوند هیچ رحمتی بزرگتر از این به بندگان نداده که آنها را توسط کتابها و پیامبران هدایت نموده است. و هر خیری که در دنیا و آخرت به دست میآورند به خاطر این است.
﴿إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلۡعَلِيمُ﴾همانا او صداها را میشنود و همهی امور ظاهر و باطن را میداند. و خداوند نیاز مبرم بندگان را به کتابها و پیامبرانش میدانسته است، از این رو با دادن این چیزها به آنان، آنها را مورد رحمت خویش قرار داد و بر آنها منّت گذارد. پس ستایش و منّت و احسان از آن اوست.
﴿رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَآۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ٧﴾پروردگار آسمانها و زمین و آن چه بین آن دو است میباشد. یعنی آفرینندهی آنها و تدبیر کنندهی امورشان است اگر شما باور دارید. پس بدانید که پروردگار مخلوقات، معبود به حق آنهاست. بنابراین فرمود: ﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ﴾هیچ معبود حقی جز او نیست، ﴿يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾تنها اوست که میمیراند و زنده میگرداند و شما را پس از مرگتان گرد خواهد آورد و آن گاه طبق عملتان شما را سزا و جزا میدهد، پس اگر عملتان خوب باشد به شما پاداش نیک میدهد و گر بد باشد به شما سزای بد میدهد ﴿رَبُّكُمۡ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست. یعنی پروردگار اولین و آخرین است، آنها را با نعمتهای خویش پرورش داده و رنجها را از آنان دور کرده است.
خداوند طوری بر ربوّبیت و الوّهیت خود تاکید کرد که باعث علم کامل آدمی میشود و هیچ شک و تردیدی برای او باقی نمیماند. با این حال خبر داد که کافران با وجود چنین وضوحی ﴿فِي شَكّٖ يَلۡعَبُونَ﴾در شک و شبهات فرو رفته و از آنچه که برای آن آفریده شدهاند غافل مانده و به کارهای بیهودهای که از آن چیزی جز زیان عادیشان نمیگردد مشغول شدهاند.
﴿فَٱرۡتَقِبۡ يَوۡمَ تَأۡتِي ٱلسَّمَآءُ بِدُخَانٖ مُّبِينٖ١٠ يَغۡشَى ٱلنَّاسَۖ هَٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٞ١١﴾پس منتظر عذاب آنها باش، چون وقت آن نزدیک شده و فرا رسیده است، روزی که آسمان دود آشکاری را پدیدار میکند و این دود همهی مردم را فرا میگیرد و به آنها گفته میشود: این عذابی دردناک است.
مفسّران دربارهی مراد از این دود اختلاف کردهاند، گفته شده است که این همان دودی است که مجرمان را به هنگامیکه در روز قیامت به نزدیک آتش برده میشوند فرا میگیرد. و خداوند به پیامبرش دستور داده تا برای آنها منتظر همان روز باشد. و این معنی را این امر تاکید مینماید که طریقه و روش قرآن در تهدید کردنِ کافران و مهلت دادن به آنها اینگونه است و آنها را از آن روز و عذابش میترساند و مومنان و پیامبران را دلجویی میدهد که کسانی که آنها را اذیت و آزار میرساند، باید منتظر آن روز باشند.
و نیز موید آن است که خداوند در این آیه فرموده است: ﴿أَنَّىٰ لَهُمُ ٱلذِّكۡرَىٰ وَقَدۡ جَآءَهُمۡ رَسُولٞ مُّبِينٞ١٣﴾چگونه یادآوری برای آنان فایدهای دارد؟ درحالیکه پیامبری بیانگر نزد آنان آمده است. و این در روز قیامت به کافران گفته میشود، آنگاه که آنها درخواست میکنند که به دنیا باز گردند: زمان بازگشت تمام شده است.
و گفته شده: منظور چیزی است که کافران قریش بدان گرفتار شدند، وقتی که از ایمان آوردن سرباز زدند و با خود بزرگ بینی حق را نپذیرفتند، پس پیامبرصعلیه آنها ادعا کرد و فرمود: «بار خدایا! آنان را به قحطیای همانند قحط سالیهای دوران یوسف گرفتار کن».
آنها حیوانات مرده و استخوانها را از شدّت گرسنگی میخوردند و از (شدّت) گرسنگی فضای میان آسمان و زمین را همانند دود میدیدند، در صورتی که دودی آنرا نپوشانده بود. پس در این صورت ﴿يَوۡمَ تَأۡتِي ٱلسَّمَآءُ بِدُخَانٖ مُّبِينٖ﴾روزی که آسمان دودی آشکار پدیدار میسازد. یعنی دودی که آنان آن را دود به حساب میآورند، نه اینکه دودی حقیقی باشد. و آنها همچنان در این حالت به سر میبرند تا این که از پیامبر خواستند آنها را مورد مِهر قرار دهد و از او خواستند تا نزد خداوند برایشان دعا نماید که خداوند این حالت را از آنان دور کند. پس خداوند به دعای پیامبر آنرا دور نمود. بنابراین در فرموده الهی: ﴿إِنَّا كَاشِفُواْ ٱلۡعَذَابِ قَلِيلًاۚ إِنَّكُمۡ عَآئِدُونَ١٥﴾«ما اندکی عذاب را دور میسازیم ولی شما به کفر باز خواهید گشت». خداوند خبر دادهاست که قحطی و گرسنگی را از آنها دور خواهد کرد، و آنها را تهدید نمود که به خود بزرگ بینی و تکذیب باز گردند، و خبرداد که آنها به کفر و تکذیب باز خواهند گشت، و همانطور که خداوند خبر داده بود اتفاق افتاد، و خبر داد که خداوند آنها را به زودی و سخت و مجازات خواهد کرد. و گفتهاند: منظور از عذاب سخت واقعهی بدر است. و این گفته جای بحث است.
و گفته شده: دودی که در آسمان پدیدار میآید یکی از علامتهای قیامت است و در آخر زمان دودی پدید میآید که در واقع عذاب خداست و نفسهای مردم را میگیرد، ولی برای مومنان همانند دودی است. اما آنچه اول گفته شد صحّت بیشتری دارد.
و احتمال دارد که منظور از: ﴿فَٱرۡتَقِبۡ يَوۡمَ... مُعَلَّمٞ مَّجۡنُونٌ﴾این است که همهی اینها مربوط به روز قیامت میباشند. و این که خداوند فرموده است: ﴿إِنَّا كَاشِفُواْ ٱلۡعَذَابِ قَلِيلًاۚ إِنَّكُمۡ عَآئِدُونَ١٥ يَوۡمَ نَبۡطِشُ ٱلۡبَطۡشَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰٓ إِنَّا مُنتَقِمُونَ١٦﴾منظور چیزی است که برای قریش اتفاق افتاد، همان طور که پیشتر بیان شد. و از آنجا که این آیات بر این دو مفهوم و معنی نازل شدهاند، چیزی را نمییابی که مدّنظر قرار دادنِ هر دو معنی را منع کند. بلکه کلمات برای لحاظ کردن هریک از این معانی کاملا آمادگی دارند و این چیزی است که نزد من راجح میباشد. والله اعلم.
آیهی ۳۳-۱۷:
﴿وَلَقَدۡ فَتَنَّا قَبۡلَهُمۡ قَوۡمَ فِرۡعَوۡنَ وَجَآءَهُمۡ رَسُولٞ كَرِيمٌ١٧﴾[الدخان: ۱۷]. «و بدون شک ما پیش از اینان قوم فرعون را آزمودیم و پیامبری بزرگوار به نزدشان آمد».
﴿أَنۡ أَدُّوٓاْ إِلَيَّ عِبَادَ ٱللَّهِۖ إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٞ١٨﴾[الدخان: ۱۸]. «(با این پیام) که بندگان خدا را به من بسپارید همانا من برایتان پیامبر امینی هستم».
﴿وَأَن لَّا تَعۡلُواْ عَلَى ٱللَّهِۖ إِنِّيٓ ءَاتِيكُم بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ١٩﴾[الدخان: ۱۹]. «و (اینکه) بر خدا بزرگی نکنید (همانا) من برایتان حجّتی آشکار میآورم».
﴿وَإِنِّي عُذۡتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمۡ أَن تَرۡجُمُونِ٢٠﴾[الدخان: ۲۰]. «و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه میبرم از آنکه مرا سنگسار کنید».
﴿وَإِن لَّمۡ تُؤۡمِنُواْ لِي فَٱعۡتَزِلُونِ٢١﴾[الدخان: ۲۱]. «و اگر به من ایمان نمیآورید پس از من کنارهگیری کنید».
﴿فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنَّ هَٰٓؤُلَآءِ قَوۡمٞ مُّجۡرِمُونَ٢٢﴾[الدخان: ۲۲]. «پس او پروردگار خود را به فریاد خواند که بدون شک اینان گروهی گناهکارند».
﴿فَأَسۡرِ بِعِبَادِي لَيۡلًا إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ٢٣﴾[الدخان: ۲۳]. «(به او گفتیم) پس بندگانم را شبانه کوچ بده (و بدانید که) به درستی شما تعقیب میشوید».
﴿وَٱتۡرُكِ ٱلۡبَحۡرَ رَهۡوًاۖ إِنَّهُمۡ جُندٞ مُّغۡرَقُونَ٢٤﴾[الدخان: ۲۴]. «و دریا را آرمیده رها کن، ایشان گروهی هستند که قطعاً غرق میگردند».
﴿كَمۡ تَرَكُواْ مِن جَنَّٰتٖ وَعُيُونٖ٢٥﴾[الدخان: ۲۵]. «چه باغها و چشمه سارهای زیادی از خود بهجای گذاشتند».
﴿وَزُرُوعٖ وَمَقَامٖ كَرِيمٖ٢٦﴾[الدخان: ۲۶]. «و کشتزارها و جایگاهی ارزشمندرا».
﴿وَنَعۡمَةٖ كَانُواْ فِيهَا فَٰكِهِينَ٢٧﴾[الدخان: ۲۷]. «و نعمتی که در آن بهرهمند بودند».
﴿كَذَٰلِكَۖ وَأَوۡرَثۡنَٰهَا قَوۡمًا ءَاخَرِينَ٢٨﴾[الدخان: ۲۸]. «بدینسان (شد) و ما همهی این نعمتها را به قوم دیگری دادیم».
﴿فَمَا بَكَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلسَّمَآءُ وَٱلۡأَرۡضُ وَمَا كَانُواْ مُنظَرِينَ٢٩﴾[الدخان: ۲۹]. «نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین و نه به ایشان مهلتی داده شد».
﴿وَلَقَدۡ نَجَّيۡنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ مِنَ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡمُهِينِ٣٠﴾[الدخان: ۳۰]. «و بهدرستی که ما بنیاسراییل را از عذاب خوارکننده رهایی بخشیدیم».
﴿مِن فِرۡعَوۡنَۚ إِنَّهُۥ كَانَ عَالِيٗا مِّنَ ٱلۡمُسۡرِفِينَ٣١﴾[الدخان: ۳۱]. «از فرعون که او سرکشی از اسرافکاران بود».
﴿وَلَقَدِ ٱخۡتَرۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ عِلۡمٍ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ٣٢﴾[الدخان: ۳۲]. «و ما بنیاسرائیل را آگاهانه برگزیدیم و بر جهانیان برتری دادیم».
﴿وَءَاتَيۡنَٰهُم مِّنَ ٱلۡأٓيَٰتِ مَا فِيهِ بَلَٰٓؤٞاْ مُّبِينٌ٣٣﴾[الدخان: ۳۳]. «و از نشانههایی به آنان دادیم که در آن آزمونی آشکار بود».
پس از آنکه خداوند از تکذیب کسانی سخن گفت که محمّدصرا تکذیب کردند، یادآور شد که اینها سلف و پیشینیانی از تکذیب کنندگان داشتهاند. پس داستان آنها را با موسی شروع ک رد و عذابهایی را که بر تکذیب کنندگان فرود آورد، یاد آور شد تا تکذیب کنندگان قریش از آنچه که بر آن بودند بازآیند. پس فرمود: ﴿وَلَقَدۡ فَتَنَّا قَبۡلَهُمۡ قَوۡمَ فِرۡعَوۡنَ﴾و پیش از اینان قوم فرعون را با فرستادن پیامبر خود موسی بن عمران به سوی آنها که پیامبری بزرگوار بود و دارای چنان بزرگواری و اخلاقی بود که دیگران نداشته، آزمودیم.
﴿أَنۡ أَدُّوٓاْ إِلَيَّ عِبَادَ ٱللَّهِ﴾موسی به فرعون و درباریانش گفت: بندگان خدا (=بنیاسراییل) را با من بفرستید و از عذاب و شکنجههایتان آنها را در امان دارید، چرا که آنان عشیره و قوم من هستند و (در زمان خودشان) برترین مردم جهانند. شما بر آنها ستم کرده و بناحق آنان را به بردگی گرفتهاید، پس آنها را بفرستید و رها کنید تا پروردگارشان را پرستش نمایند. ﴿إِنِّي لَكُمۡ رَسُولٌ أَمِينٞ﴾من برایتان پیامبری امین هستم و در آنچه مرا با آن به سوی شما فرستاده است درست کار وامانت دارم و هیچ چیزی از آن چه مرا با آن فرستاده است از شما پنهان نمیکنم و چیزی بر آنها اضافه نمینمایم و از آن چیزی نمیکاهم. و این امر ایجاب میکرد تا آنها از او اطاعت نمایند.
﴿وَأَن لَّا تَعۡلُواْ عَلَى ٱللَّهِ﴾و این که خود را برتر ندانید از این که خدا را پرستش کنید و با تکّبر بر بندگان خدا خود را برتر از آنها بدانید. ﴿إِنِّيٓ ءَاتِيكُم بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ﴾بدون شک من برای شما حجّت و دلیلی آشکار میآورم و آن معجزات آشکار و دلایل قاطعی بود که او ارائه داد. اما آنها او را تکذیب کردند و آهنگ کشتن او را نمودند. پس او از شرّ آنها به خدا پناه برد و گفت: ﴿وَإِنِّي عُذۡتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمۡ أَن تَرۡجُمُونِ٢٠﴾به درستی که من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه میبرم از این که مرا به بدترین صورت که سنگسار کردن است بکشید.
﴿وَإِن لَّمۡ تُؤۡمِنُواْ لِي فَٱعۡتَزِلُونِ٢١﴾پس سه حالت است: یا به من ایمان بیاورید که آنچه از شما میخواهم همین است، و اگر ایمان نمیآورید از من کنارهگیری کنید، نه از من حمایت کنید و نه علیه من باشید، بلکه شر و آزارتان را از من دور نگاه دارید. پس مرحله اول و دوم را آنها انجام ندادند بلکه همواره در برابر خداوند تمّرد و سرکشی کردند و با پیامبرش موسی÷به مبارزه پرداختند و نگذاشتند قومش بنیاسرائیل را با خود ببرد. ﴿فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنَّ هَٰٓؤُلَآءِ قَوۡمٞ مُّجۡرِمُونَ٢٢﴾پس موسی پروردگار خود را به فریاد خواند که: بدون شک اینان گروهی گناهکارند. یعنی اینها مرتکب جرم و گناهی شدهاند که اقتضا میکند تا هرچه زودتر به عذاب گرفتار شوند. موسی از حالت آنان خبر داد، و این خبر دادن دعائی با زبان حال علیه آنان است که رساتر از تصریح است. همانطور که دربارهی خودش گفت: ﴿رَبِّ إِنِّي لِمَآ أَنزَلۡتَ إِلَيَّ مِنۡ خَيۡرٖ فَقِيرٞ﴾[القصص: ۲۴]. «پروردگارا! من به خیری که بهسوی من نازل کردهای نیازمندم». خداوند موسی را فرمان داد تا بندگان او را در شب با خود ببرد و به وی خبر داد که فرعون و قومش آنها را تعقیب خواهند کرد.
﴿وَٱتۡرُكِ ٱلۡبَحۡرَ رَهۡوًا﴾وقتی که موسی آنگونه که خدا به او فرمان داده بود به هنگام شب بنیاسراییل را با خود برد و سپس فرعون آنها را تعقیب کرد و خداوند به موسی فرمان داد تا با عصایش دریا را بزند او عصا را به دریا زد و آن گاه دوازده راه باز شد و آب در میان و کناره این راهها حرکت کرده و عبور کردند. وقتی از دریا بیرون آمدند خداوند به موسی فرمان داد تا دریا را همچنان گشاده و به همان حالتش رها کند تا فرعون و لشکریانش وارد آن شوند. ﴿إِنَّهُمۡ جُندٞ مُّغۡرَقُونَ﴾ایشان گروی هستند که قطعا غرق میگردند.
وقتی قوم موسی بهطور کامل از دریا بیرون آمدند و قوم فرعون وارد آن شدند، خداوند به دریا دستور داد تا بر آنها جاری شود و آن گاه همهی آنان غرق شدند و همه نعمتها و زندگی دنیا را که از آن بهرهمند بودند از خود بر جای گذاشتند و خداوند آن را به بنی اسراییل داد، همان بنی اسرائیلی که فرعونیان بندگان خود قرار داده بودند. بنابراین فرمود: ﴿كَمۡ تَرَكُواْ مِن جَنَّٰتٖ وَعُيُونٖ٢٥ وَزُرُوعٖ وَمَقَامٖ كَرِيمٖ٢٦ وَنَعۡمَةٖ كَانُواْ فِيهَا فَٰكِهِينَ٢٧﴾چه باغها و چشمه سارهای زیادی از خود بجای گذاشتتند و کشتزارها و اقامت گاههای گرانقدر و نعمتهایی که از آن بهرهمند بودند! ماجرای آنان اینگونه شد و ما همهی این نعمتها را به قوم دیگری دادیم. ودر آیهای دیگر آمده است: [الشعراء: ۵۹]. ﴿كَذَٰلِكَۖ وَأَوۡرَثۡنَٰهَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ٥٩﴾[الشعراء: ۵۹]. «و اینگونه شد ماجرای آنها و ما آن نعمتها را به بنیاسراییل دادیم».
﴿فَمَا بَكَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلسَّمَآءُ وَٱلۡأَرۡضُ﴾وقتی خداوند آنها را هلاک و نابود ساخت آسمان و زمین بر آنها گریه نکردند. یعنی اهالی آسمان و زمین برای نابودیشان اندوهگین نشدند و از فراق آنها متاسّف نگشتند، بلکه همه از نابودی آنان شادمان شدند، حتی آسمان و زمین از هلاکت آنها خوشحال شدند، چون آنها هیچکاری از خود به جای نگذاشته بودند جز آنچه که مایه روسیاهیشان بود و سبب میشد تا جهانیان آنها را نفرین کنند و از آنها متنّفر باشند. ﴿وَمَا كَانُواْ مُنظَرِينَ﴾و به آنها مهلتی داده نشد که کیفر بر آنها نیاید بلکه فورا عذاب، آنانرا فرا گرفت. سپس خداوند منّت خویش را بر بنیاسراییل بیان کرد و فرمود: ﴿وَلَقَدۡ نَجَّيۡنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ مِنَ ٱلۡعَذَابِ ٱلۡمُهِينِ٣٠﴾و ما بنیاسراییل را از عذاب خوار کنندهای که در آن قرار داشتند نجات داده و رهایی بخشیدیم ﴿مِن فِرۡعَوۡنَ﴾از فرعون که پسران آنها را سر میبرید و زنانشان را برای خدمت زنده نگاه میداشت. ﴿إِنَّهُۥ كَانَ عَالِيٗا مِّنَ ٱلۡمُسۡرِفِينَ﴾او بناحق در زمین بر دیگران بزرگی میفروخت و استکبار میورزید و از کسانی بود که از حدود الهی تجاوز کرده بود و بر ارتکاب آنچه خدا حرام نموده بود گستاخ شده بودند.
﴿وَلَقَدِ ٱخۡتَرۡنَٰهُمۡ عَلَىٰ عِلۡمٍ﴾و ما بنیاسراییل را از آنجا که از آنها آگاهی داشتیم و میدانستیم که شایسته هستند، برگزیدیم و بر جهانیان و مردم زمان خودشان برتری دادیم. ﴿عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾بر کسانی که در زمان خودشان و پیش از آنها و بعد از آنها بودند، برتری دادیم، تا این که خداوند امّت محمّدصرا آورد، پس آنها بر همهی جهانیان برتری داده شدند و خداوند آنها را بهترین امّتی گرداند که برای سود رساندن به مردم بیرون آورده شدهاند، و منّتها و احسانهایی به آنها نمود که دیگران را از آن بهرهمند نساخته بود.
﴿وَءَاتَيۡنَٰهُم مِّنَ ٱلۡأٓيَٰتِ﴾و به بنی اسراییل نشانهها و معجزات آشکاری دادیم، ﴿مَا فِيهِ بَلَٰٓؤٞاْ مُّبِينٌ﴾که در آن آزمو نی آشکار بود. یعنی احسان فراوانی در آن از جانب ما بر آنها بود و حجّتی بود بر صحّت آنچه پیامبرشان موسی÷برایشان آورده بود.
آیهی ۳۷-۳۴:
﴿إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَيَقُولُونَ٣٤﴾[الدخان: ۳۴]. «بیگمان اینان میگویند».
﴿إِنۡ هِيَ إِلَّا مَوۡتَتُنَا ٱلۡأُولَىٰ وَمَا نَحۡنُ بِمُنشَرِينَ٣٥﴾[الدخان: ۳۵]. «مرگ ما جز مرگ اوّل نیست و ما برانگیخته نخواهیم شد».
﴿فَأۡتُواْ بَِٔابَآئِنَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٣٦﴾[الدخان: ۳۶]. «پس اگر راستگوئید پدرانمان را بیاورید».
﴿أَهُمۡ خَيۡرٌ أَمۡ قَوۡمُ تُبَّعٖ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ أَهۡلَكۡنَٰهُمۡۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ مُجۡرِمِينَ٣٧﴾[الدخان: ۳۷]. «آیا آنان بهترند یا قوم «تبّع»؟ و کسانی را که پیش از آنان بودند نابود کردیم چرا که آنان گناهکار بودند».
﴿إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَيَقُولُونَ٣٤ إِنۡ هِيَ إِلَّا مَوۡتَتُنَا ٱلۡأُولَىٰ وَمَا نَحۡنُ بِمُنشَرِينَ٣٥﴾خداوند متعال خبر میدهد که این تکذیب کنندگان درحالیکه رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ را بعید میدانند، میگویند: زندگی فقط زندگی همین دنیاست و رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ وجود ندارد و بهشت و جهنّمی در کار نیست. سپس با جسارت نسبت به پروردگارشان و ناتوان قرار دادن او گفتند: ﴿فَأۡتُواْ بَِٔابَآئِنَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٣٦﴾پدران ما را بیاورید اگر راستگوئید. و این از پیشنهاد جاهلان معاند است. پس میان راستگویی پیامبرصو این که راستگویی او متوّقف و مشروط به آوردن پدرانشان باشد چه ملازمتی هست؟حال آنکه نشانهها بر راستی آنچه او آورده است اقامه شده و از هر جهت به صورت متواتر در آمدهاند.
خداوند متعال میفرماید: ﴿أَهُمۡ خَيۡرٌ﴾آیا این مخاطبان بهترند، ﴿أَمۡ قَوۡمُ تُبَّعٖ وَٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ أَهۡلَكۡنَٰهُمۡۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ مُجۡرِمِينَ﴾یا قوم «تبعّ» و کسانی که پیش از آنان بودند؟ ما آنان را نابود کردیم چرا که گناهکار بودند. پس ایشان از آنها بهتر نیستند و در ارتکاب جرم و گناه مشترکاند. پس آنان هم منتظر نابودی و هلاکتی باشند که برادران جنایت پیشه و گناهکارشان بدان گرفتار آمدند.
آیهی ۴۲-۳۸:
﴿وَمَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا لَٰعِبِينَ٣٨﴾[الدخان: ۳۸]. «ما آسمانها و زمین و آنچه را که درمیان آن دو است بیهوده و بیهدف نیافریدهایم».
﴿مَا خَلَقۡنَٰهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٣٩﴾[الدخان: ۳۹]. «ما آن دو را جز به حق نیافریدهایم ولی بیشترشان نمیدانند».
﴿إِنَّ يَوۡمَ ٱلۡفَصۡلِ مِيقَٰتُهُمۡ أَجۡمَعِينَ٤٠﴾[الدخان: ۴۰]. «به درستی که روز داوری وعدهگاه همۀ آنان است».
﴿يَوۡمَ لَا يُغۡنِي مَوۡلًى عَن مَّوۡلٗى شَيۡٔٗا وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ٤١﴾[الدخان: ۴۱]. «روزی که هیچ دوستی از دوستی (دیگر) چیزی را دفع نکند و آنان یاری نمیگردند».
﴿إِلَّا مَن رَّحِمَ ٱللَّهُۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ٤٢﴾[الدخان: ۴۲]. «مگر کسیکه خدا به وی رحم کند که بیگمان او (=خدا) تواناو مهربان است».
خداوند متعال از کمال قدرت و حکمت خود خبر داده ومی فرماید که آسمانها و زمین را برای بازی و سرگرمی نیافریده و آنها را بیهوده و بیفایده خلق نکرده است. و خداوند آسمانها و زمین را جز به حق نیافریده است. یعنی آفریدنشان برای حق بوده و خلقت آن دو مشتمل بر حق است. خداوند آسمانها و زمین را پدید آورد تا بندگان، خداوند یگانه را که شریکی ندارد پرستش کنند و تا خداوند بندگان را امر و نهی نماید و به آنها پاداش و کیفر دهد. ﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾ولی بیشترشان نمیدانند. بنابراین، در آفرینش آسمانها و زمین نیاندیشیدهاند.
﴿إِنَّ يَوۡمَ ٱلۡفَصۡلِ مِيقَٰتُهُمۡ أَجۡمَعِينَ٤٠﴾به راستی روز داوری که روز قیامت است و در آن روز خداوند میان پیشینیان و آیندگان و بین همهی کسانی که با هم اختلاف کردهاند داوری مینماید، میعادگاه همهی خلایق است و خداوند همه را در آنروز گرد میآورد و آنها و آنچه را که انجام دادهاند حاضر و آماده میگرداند و طبق اعمالشان به آنان سزا و جزا میدهد.
﴿يَوۡمَ لَا يُغۡنِي مَوۡلًى عَن مَّوۡلٗى شَيۡٔٗا﴾روزی که هیچ خوشی و دوستی کمترین کمکی به خویش و دوست خود نمیکند، ﴿وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ﴾و نه آنان یاری میشوند، یعنی نمیتوانند عذاب خدا را از یکدیگر دور کنند، چون هیچکس از میان مخلوقات اختیاری ندارد. ﴿إِلَّا مَن رَّحِمَ ٱللَّهُۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلرَّحِيمُ٤٢﴾مگر کسیکه خدا بدو رحمت کند، چرا که او توانای مهربان است و چنین کسی که مورد مرحمت خدا قرار گرفته است از رحمت خداوند متعال بهرهمند میگردد، زیرا برای به دست آوردن آن در دنیا تلاش کرده است.
آیهی ۵۰-۴۳:
﴿إِنَّ شَجَرَتَ ٱلزَّقُّومِ٤٣﴾[الدخان: ۴۳]. «بیگمان درخت زقوم».
﴿طَعَامُ ٱلۡأَثِيمِ٤٤﴾[الدخان: ۴۴]. «خوراک (افراد) گناهکار است».
﴿كَٱلۡمُهۡلِ يَغۡلِي فِي ٱلۡبُطُونِ٤٥﴾[الدخان: ۴۵]. «همچون فلز گداخته شده در شکمها میجوشد».
﴿كَغَلۡيِ ٱلۡحَمِيمِ٤٦﴾[الدخان: ۴۶]. «چون جوشیدن آب گرم».
﴿خُذُوهُ فَٱعۡتِلُوهُ إِلَىٰ سَوَآءِ ٱلۡجَحِيمِ٤٧﴾[الدخان: ۴۷]. «او را بگیرید آنگاه وی را به سختی به میانۀ دوزخ بکشانید».
﴿ثُمَّ صُبُّواْ فَوۡقَ رَأۡسِهِۦ مِنۡ عَذَابِ ٱلۡحَمِيمِ٤٨﴾[الدخان: ۴۸]. «آنگاه بر فراز سرش از عذاب آب جوشیده بریزید».
﴿ذُقۡ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡكَرِيمُ٤٩﴾[الدخان: ۴۹]. «(میگوییم:) بچش که تو (به خیال خود) گرامی و بزرگواری».
﴿إِنَّ هَٰذَا مَا كُنتُم بِهِۦ تَمۡتَرُونَ٥٠﴾[الدخان: ۵۰]. «بدون شک این همان چیزی است که دربارۀ آن شک میکردید».
وقتی خداوند متعال از روز قیامت سخن گفت و فرمود در آن روز میان بندگانش داوری خواهد کرد بیان داشت که بندگانش در آن روز به دو گروه تقسیم خواهند شد، گروهی در بهشت خواهند بود و گروهی در جهّنم خواهند ماند و آنها کسانی هستند که با انجام کفر و گناهان، مرتکب جرم و گناه شدهاند و خوراک آنها: ﴿شَجَرَتَ ٱلزَّقُّومِ﴾درخت زقّوم است که بدترین و زشتترین درختان است و طعم و مزه آن ﴿كَٱلۡمُهۡلِ﴾همانند ریم و چرک بدبو و بسیار داغ است. ﴿يَغۡلِي فِي ٱلۡبُطُونِ٤٥ كَغَلۡيِ ٱلۡحَمِيمِ٤٦﴾و در شکمها مانند آب جوشان میجوشد. و به فردی که عذاب داده میشود گفته میشود: ﴿ذُقۡ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡكَرِيمُ٤٩﴾بچش مزّهی این عذاب دردناک و کیفر وخیم را، زیرا تو به گمان خود قدرتمند بودی و از عذاب خدا جلوگیری میکردی، و تو به گمان خود پیش خود پیش خداوند ارزشمند بودی و (ادّعا کردی که) عذابی به تو نمیرسد. پس امروز برایت روشن شد که ذلیل و خوار هستی. ﴿إِنَّ هَٰذَا مَا كُنتُم بِهِۦ تَمۡتَرُونَ٥٠﴾این عذاب بزرگ همان چیزی است که درباره آن شک میکردید، امّا اکنون برایتان حق و یقین گشته است.
آیهی ۵۹-۵۱:
﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٖ٥١﴾[الدخان: ۵۱]. «بهراستی که پرهیزگاران در جایگاه امن و امانی هستند».
﴿فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٖ٥٢﴾[الدخان: ۵۲]. «در باغها و چشمهساران».
﴿يَلۡبَسُونَ مِن سُندُسٖ وَإِسۡتَبۡرَقٖ مُّتَقَٰبِلِينَ٥٣﴾[الدخان: ۵۳]. «آنان لباسهایی از حریر نازک و ضخیم میپوشند و در مقابل یکدیگر مینشینند».
﴿كَذَٰلِكَ وَزَوَّجۡنَٰهُم بِحُورٍ عِينٖ٥٤﴾[الدخان: ۵۴]. «بدینگونه (است) و حورهای درشت چشم را به همسری آنان درمیآوریم».
﴿يَدۡعُونَ فِيهَا بِكُلِّ فَٰكِهَةٍ ءَامِنِينَ٥٥﴾[الدخان: ۵۵]. «آنان در آنجا با امن و امان هر میوهای را میطلبند».
﴿لَا يَذُوقُونَ فِيهَا ٱلۡمَوۡتَ إِلَّا ٱلۡمَوۡتَةَ ٱلۡأُولَىٰۖ وَوَقَىٰهُمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ٥٦﴾[الدخان: ۵۶]. «در آنجا (طعم) مرگ را نچشند (طعم) مرگ نخستین را که (از پیش) چشیده بودند و خداوند آنانرا از عذاب دوزخ بدور و محفوظ داشته است».
﴿فَضۡلٗا مِّن رَّبِّكَۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٥٧﴾[الدخان: ۵۷]. «فضل و بخششی است از سوی پروردگار تو، این است کامیابی بزرگ».
﴿فَإِنَّمَا يَسَّرۡنَٰهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ٥٨﴾[الدخان: ۵۸]. «ما قرآن را با زبان تو آسان کردهایم تا پند گیرند».
﴿فَٱرۡتَقِبۡ إِنَّهُم مُّرۡتَقِبُونَ٥٩﴾[الدخان: ۵۹]. «پس چشم به راه باش که آنان (نیز) چشم به راهند».
این پاداش کسانی است که با ترک گناهان و انجام طاعت از ناخشنودی و عذاب خدا پرهیز کردهاند، پس وقتی ناخشنودی و عذاب از آنها دور گشته است خشنودی خداوند و پاداش زیاد و میوهها و چشمه سارها برای آنها محقق گشته است که از زیر کاخهای آنان جویبارها روان است و در باغهای بهشت آن را میجوشانند. باغها را به نعمتها نسبت داد چون هر آنچه که این باغها در بردارند همه نعمت و شادمانی است و از هر جهت کامل میباشد و هیچ چیز ناخوشایند و ناگواری در آن وجود ندارد. و لباس آنها از ابریشم سبز کلفت و نازک است، ﴿مُّتَقَٰبِلِينَ﴾آنها رو به رو و در کمال راحتی و آرامش و محّت و زندگی خوب و آداب نیکو نشستهاند.
﴿كَذَٰلِكَ﴾نعمت و شادمانی کامل اینگونه است. ﴿وَزَوَّجۡنَٰهُم بِحُورٍ عِينٖ﴾و زنهای زیبایی را که از زیباییشان چشمها و عقلها حیران است و دارای چشمهای درشت و زیبا هستند به همسری آنان در میآوریم.
﴿يَدۡعُونَ فِيهَا بِكُلِّ فَٰكِهَةٍ﴾آنان در بهشت هر میوهای را که بخواهند از آنچه که در دنیا اسمش هست و از آنچه که در دنیا اسمی از آن نیست و شبیهی ندارد میطلبند، پس هر میوه ای، از هر نوع را که بخواهند بدون زحمت و مشقّت فورا برایشان حاضر میگردد. ﴿ءَامِنِينَ﴾و از تمام شدن آن و از زیان آن ایمن هستند و نیز از هر امر ناگوار و از بیرون آمدنِ از بهشت و از مرگ در امان میباشند. بنابراین فرمود: ﴿لَا يَذُوقُونَ فِيهَا ٱلۡمَوۡتَ إِلَّا ٱلۡمَوۡتَةَ ٱلۡأُولَىٰ﴾اصلا و به طور کلّی در بهشت مرگی وجود ندارد و آنها هرگز نمیمیرند و اگر در آن مرگی بود مرگ نخستین که مرگ دنیاست را استثنا نمیکرد. پس آنها هر آنچه دوست دارند و میخواهند به طور کامل برایشان فراهم است. ﴿وَوَقَىٰهُمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ٥٦ فَضۡلٗا مِّن رَّبِّكَ﴾و خداوند آنان را از عذاب جهنّم محفوظ داشته است و به دست آمدن نعمتها و دور شدن عذاب از آنها از لطف و فضل خداوند بر آنهاست. و خداوند متعال است که به آنها توفیق داده تا کارهای شایسته انجام دهند، کارهایی که با آن خیر آخرت را به دست آوردهاند، و نیز خداوند به آنها نعمتهایی عطا کرده است که اعمالشان به آن نمیرسد. ﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾این است کامیابی بزرگ. و چه کامیابی و رستگاری میتواند از به دست آوردن خشنودی خدا و در امان ماندن از عذاب و خشم او بزرگتر باشد؟
﴿فَإِنَّمَا يَسَّرۡنَٰهُ بِلِسَانِكَ﴾ما قرآن را با زبان تو که به طور مطلق شیواترین و بزرگ ترین زبانهاست آسان کردهایم پس با زبان تو کلمات قرآن و معانی آن آسان گشته است. ﴿لَعَلَّهُمۡ يَتَذَكَّرُونَ﴾تا آنچه را که به سودشان است فرا بگیرند و آن را انجام دهند و آنچه را که به زیانشان است ترک کنند.
﴿فَٱرۡتَقِبۡ﴾پس منتظر آن خیر و پیروزی باش که خداوند به تو وعده دادهاست: ﴿إِنَّهُم مُّرۡتَقِبُونَ﴾و مسلّما آنان هم منتظر عذابی خواهند بود که آنها را فرا خواهد گرفت. این دو انتظار کشیدن با هم تفاوت دارند. پیامبر و پیروانش منتظر خیر و خوبی در دنیا و آخرت هستند و دیگران در دنیا و آخرت منتظر شر میباشند.
پایان تفسیر سورهی دخان
مکی و ۳۷ آیه است.
آیهی ۱۱-۱:
﴿حمٓ١﴾[الجاثیة: ۱]. «حا، میم».
﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ٢﴾[الجاثیة: ۲]. «این کتاب از سوی خداوند با عزّت و با حکمت نازل گشته است».
﴿إِنَّ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ لَأٓيَٰتٖ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ٣﴾[الجاثیة: ۳]. «بدون شک در آسمانها و زمین برای مؤمنان نشانههایی است».
﴿وَفِي خَلۡقِكُمۡ وَمَا يَبُثُّ مِن دَآبَّةٍ ءَايَٰتٞ لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ٤﴾[الجاثیة: ۴]. «و (نیز) در آفرینش شما و (در آفرینش) جنبندگانی که (خداوند در روی زمین) پراکنده میسازد برای گروهی که یقین میکنند نشانههایی است».
﴿وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن رِّزۡقٖ فَأَحۡيَا بِهِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَا وَتَصۡرِيفِ ٱلرِّيَٰحِ ءَايَٰتٞ لِّقَوۡمٖ يَعۡقِلُونَ٥﴾[الجاثیة: ۵]. «و (در) شب و روز و در رزقی که خداوند از آسمان نازل کرده، آنگاه زمین را پس از (پژ) مرده شدنش با آن زنده گردانده، و (نیز) در گرداندن بادها، برای گروهی که خرد میورزند نشانههایی است».
﴿تِلۡكَ ءَايَٰتُ ٱللَّهِ نَتۡلُوهَا عَلَيۡكَ بِٱلۡحَقِّۖ فَبِأَيِّ حَدِيثِۢ بَعۡدَ ٱللَّهِ وَءَايَٰتِهِۦ يُؤۡمِنُونَ٦﴾[الجاثیة: ۶]. «اینها آیات خداست که به حق بر تو میخوانیم، پس بعد از (پند) خداوند و آیات او به چه سخنی ایمان میآورند».
﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ٧﴾[الجاثیة: ۷]. «وای به حال هر دروغگوی گناهکار»!.
﴿يَسۡمَعُ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسۡتَكۡبِرٗا كَأَن لَّمۡ يَسۡمَعۡهَاۖ فَبَشِّرۡهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٖ٨﴾[الجاثیة: ۸]. «آیات خدا بر او خوانده میشود سپس از روی تکبّر (بر کفر) اصرار میورزد گویی که آنرا نشنیده است. پس او را به عذاب بس دردناکی مژده بده».
﴿وَإِذَا عَلِمَ مِنۡ ءَايَٰتِنَا شَيًۡٔا ٱتَّخَذَهَا هُزُوًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ لَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ٩﴾[الجاثیة: ۹]. «و هنگامیکه چیزی از آیا ما را فرا میگیرد آنرا به ریشخند میگیرد، ایشان عذاب خوار کنندهای دارند».
﴿مِّن وَرَآئِهِمۡ جَهَنَّمُۖ وَلَا يُغۡنِي عَنۡهُم مَّا كَسَبُواْ شَيۡٔٗا وَلَا مَا ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَۖ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٌ١٠﴾[الجاثیة: ۱۰]. «فراروی آن دوزخ است و آنچه (از مال و جاه دنیا) به دست آوردهاند و کسانی که جز خدا را به عنوان دوستان برگزیدهاند چیزی (از عذاب را) از آنان دفع نمیکند و عذاب بس بزرگی دارند».
﴿هَٰذَا هُدٗىۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ١١﴾[الجاثیة: ۱۱]. «این (قرآن) راهنماست، و کسانیکه به آیات پروردگارشان کفر ورزیدهاند عذابی دردناک از کیفری سخت (درپیش) دارند».
خداوند متعال خبر میدهد و خبر او متضمّن فرمان دادن به بزرگداشت قرآن و توّجه به آن است و میفرماید: ﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ﴾این قرآن از سوی خداوند نازل گشته است، خداوندی که متصّف به صفات کمال است و به تنهایی نعمتها را بخشیده است، پس همو معبود به حق است و دارای قدرت و حکمت کامل میباشد.
سپس آن را با آیات و نشانههای آفاقی و نشانههایی که در خود انسان وجود دارد تایید کرد، آیاتی از قبیل آفرینش آسمانها و زمین و جانورانی که خداوند در این میان پراکنده ساخته و منافعی که در آن دو به ودیعه نهاده و آبی که خداوند نازل کرده است که با آن به آبادیها و بندگان حیات و زندگانی میبخشد. پس اینها همه نشانههای روشن و دلایل واضحی هستند که بر صداقت و راستی این قرآن بزرگ و بر صحّت حکم و احکامی که در قرآن است دلالت دارند. نیز بر کمال خداوند و بر زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز دلالت میکنند. سپس خداوند مردم را با توجه به پذیرش نشانههای الهی و عدم پذیرش آن به دو گروه تقسیم کرد:
گروهی که به آیات و نشانههای خدا (بر عظمت و شکوه او) استدلال میکنند، و در آنها میاندیشند و از آنها بهرهمند میگردند، در نتیجه موجبات رفعت و و الایی مرتبت خویش را فراهم میسازند. و آنان همان کسانی هستند که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز آخرت ایمان دارند، ایمانی کامل و بدون کم و کاست که به درجه یقین رسیده است و در سایه چنین ایمانی عقلهایشان تزکیه یافته و دانش و معرفت و خِرَدشان افزایش یافته است.
و گروهی دیگر کسانی هستند که آیات خدا را میشنوند، به گونهای که حجت بر آنان اقامه میشود. سپس از آنها روی گردان میشوند و تکبّر میورزند، انگار که آنها را نشنیدهاند، چرا که قلبشان را تزکیه و تطهیر ننموده است، بلکه به سبب استکبار و خود بزرگ بینیشان بر طغیان آنان افزوده است. آنان کسانی هستند که هرگاه آیات خدا را بشنوند و بشناسند آن را به باد تمسخر و استهزا میگیرند. خداوند این گروه را مورد تهدید قرار داده و میفرماید: ﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٖ٧﴾یعنی وای به حال آنانکه در گفتارشان بسیار دروغگو هستند و در کارهایشان بسیار گناهکارند! و خداوند خبر دادهاست که چنین کسانی دارای عذابی دردناک هستند، و اینکه ﴿مِّن وَرَآئِهِمۡ جَهَنَّمُ﴾جهنم در پشت سر آنان قرار دارد (و در انتظارشان میباشد)، جهنّمی که برای عقوبت و عذاب شدید آنان بس است، نیز خداوند متعال خبر دادهاست که ﴿وَلَا يُغۡنِي عَنۡهُم مَّا كَسَبُواْ﴾آنچه از مال و دارایی به دست آوردهاند آنان را از (عذاب خدا) بینیاز نخواهد کرد. ﴿وَلَا مَا ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَوۡلِيَآءَ﴾(و نیز اولیاء و دوستانی را که به جز خدا برگرفته بودند، آنانرا از عذاب قیامت بینیاز نخواهد کرد)، و آنان نمیتوانند از این یاوران (ناتوان) یاری بخواهند و آنانرا به کمک بطلبند. بنابراین، (این یاوران ناتوان) آنها را شرمنده و خوار میگردانند (و نمیتوانند کاری را که برایشان انجام دهند) چرا که خود بیش از هرکسی به یاری نیازمندند.
وقتی خداوند آیات قرآنی و نشانههای مشهود خویش را بیان کرد و یادآور شد که مردم دو گروه هستند خبر داد که قرآن این مطالب والا و بلند را در بردارد و مایه هدایت است و راهنما میباشد. پس فرمود: ﴿هَٰذَا هُدٗى﴾یعنی همهی قرآن هدایت است و آدمی را بر شناخت خداوند متعال و صفتهای مقدّس و کارهای پسندیدهاش راهنمایی میکند و انسان را به شناخت پیامبران خدا و دوستان و دشمنانش و صفتهایشان آشنا میسازد و انسان را به کارهای شایسته رهنمود میشود و به آن فرا میخواند، و کارهای بد را بیان میکند و از آن باز میدارد، و سزا و جزای دنیوی و اخروی را بیان مینماید. پس هدایت یافتگان با آن راهیاب میگردند، در نتیجه موفق و خوشبخت میشوند. ﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بَِٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾و کسانی که به آیات روشن و قاطع خداوند کفر ورزیدهاند ـ حال آنکه جز کسیکه ستمگریاش شدّت یافته و سرکشی او دو چندان گردیده است بدان کفر نمیورزد ـ ﴿لَهُمۡ عَذَابٞ مِّن رِّجۡزٍ أَلِيمٌ﴾عذابی دردناک از کیفری سخت درپیش دارند.
آیهی ۱۳-۱۲:
﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ ٱلۡبَحۡرَ لِتَجۡرِيَ ٱلۡفُلۡكُ فِيهِ بِأَمۡرِهِۦ وَلِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِۦ وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ١٢﴾[الجاثیة: ۱۲]. «خداوند ذاتی است که دریا را برایتان مسخر ساخت تا کشتیها به فرمان او در آن روان شوند و (نیز) تا شما از فضل او بجویید و باشد که سپاس گزارید».
﴿وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا مِّنۡهُۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ١٣﴾[الجاثیة: ۱۳]. «و آنچه را که در آسمانها و زمین است همگی را برایتان از (سرِ لطف و آفرینش خود) مسخّر گرداند، بیگمان در این نشانههایی است برای کسانیکه میاندیشند».
خداوند از فضل و احسان خویش بر بندگانش خبر میدهد که دریا را برایشان رام کرد تا کشتیها به فرمان او در آن حرکت کنند، ﴿وَلِتَبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِهِ﴾و تا با انواع تجارتهایی که از طریق دریا انجام میشود از فضل او بهرهمند گردند. ﴿وَلَعَلَّكُمۡ تَشۡكُرُونَ﴾و تا سپاس خداوند را بهجای آورید، چون اگر شکر او را به جای آورید نعمتهای بیشتری به شما میدهد و در برابر سپاسگزاریتان پاداش فراوانی به شما خواهد رسید.
﴿وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا مِّنۡهُ﴾و همهی آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است از سرِ فضل و احسان خویش برایتان مسخر گرداند، و این شامل اجرام آسمانها و زمین میشود. و نیز خورشید و ماه و ستارهها و سیاّرهها و انواع حیوانات و درختان و میوهها و معادن را که در آسمانها و زمین وجود دارد، برای شما مسخّر گردانده است. و دیگر چیزهایی که برای منافع بندگان و منافع چیزهایی که از نیازهای ضروری بندگان میباشد آفریده و فراهم هستند. پس بندگان باید نهایت تلاش خود را برای به جا آوردن شکر و سپاس نعمت خداوند مبذول دارند و در آیات خدا تدبر کنند. بنابراین فرمود: ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾بیگمان در این امر برای گروهی که میاندیشند نشانههایی است. خلاصهی مطلب این که آفرینش آسمانها و زمین و دیگر مخلوقات و تدبیر امور و مسخر گرداندن آن، بر نافذ بودن مشیت و خواست خداوند و کمال قدرتش دلالت مینماید. و استواری و آفرینش زیبای آن بر کمال حکمت و آگاهی خداوند دلالت میکند.
و پهناوری و گستردگی و فراوانی مخلوقاتش بر گستردگی فرمانروایی خداوند دلالت میکند. و ویژگیهای آن و چیزهای متضادی که در آن هست دلیلی بر این است که خداوند هرچه بخواهد انجام میدهد. و منافع دینی و دنیوی آن دلیل گستردگی رحمت او و فراگیر بودن فضل و احسان اوست. و همهی اینها بر آن دلالت میکند که او خداوند معبود است عبادت و کرنش و محبّت تنها شایسته او است و پیامبرانش در آنچه آوردهاند راست گفتهاند. پس اینها دلایل عقلی است که هیچ شک و تردیدی را بر جای نمیگذارد.
آیهی ۱۵-۱۴:
﴿قُل لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ يَغۡفِرُواْ لِلَّذِينَ لَا يَرۡجُونَ أَيَّامَ ٱللَّهِ لِيَجۡزِيَ قَوۡمَۢا بِمَا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ١٤﴾[الجاثیة: ۱۴]. «به مؤمنان بگو: از کسانیکه به روزهای الهی امید ندارند درگذرند تا (خدا) گروهی را به آنچه میکردند سزا دهد».
﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَاۖ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ تُرۡجَعُونَ١٥﴾[الجاثیة: ۱۵]. «هرکس که کار شایستهای انجام دهد به سود اوست و هرکس که کار بد کند به زیان اوست، آنگاه بهسوی پروردگارتان بازگردانده میشوید».
خداوند متعال بندگان مؤمن خویش را به اخلاق نیک و بردباری در برابر اذّیت و آزار مشرکان که به پاداش الهی امیدی ندارند و از کیفر و بلایی که خداوند بر گناهکاران میآورد نمیترسند، فرمان میدهد، چرا که خداوند هر گروهی را آنچه که کردهاند سزا یا پاداش خواهد داد. پس شما ای گروه مومنان! خدا شما را بر ایمانتان و گذشت و صبرتان پاداش فراوان میدهد، و آنان اگر بر تکذیبشان پایداری کنند، آنچه که از عذاب و رسوایی شدید بر آنان وارد میشود، بر شما وارد نخواهد شد، بنابراین فرمود: ﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَاۖ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمۡ تُرۡجَعُونَ١٥﴾هرکس کار شایستهای بکند به سود خود اوست و هرکس بد کند به زیان اوست، سپس به سوی پروردگارتان بازگردانده میشوید.
آیهی ۱۷-۱۶:
﴿وَلَقَدۡ ءَاتَيۡنَا بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحُكۡمَ وَٱلنُّبُوَّةَ وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَفَضَّلۡنَٰهُمۡ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ١٦﴾[الجاثیة: ۱۶]. «و بهراستی به بنیاسراییل کتاب و حکمت و پیامبری دادیم و به آنان از پاکیزهها روزی عطا کردیم و آنانرا بر جهانیان برتری دادیم».
﴿وَءَاتَيۡنَٰهُم بَيِّنَٰتٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡرِۖ فَمَا ٱخۡتَلَفُوٓاْ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡيَۢا بَيۡنَهُمۡۚ إِنَّ رَبَّكَ يَقۡضِي بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ١٧﴾[الجاثیة: ۱۷]. «و در امر (قَدَری) به آنان نشانههایی روشن دادیم. پس جز بعد از آنکه دانش یافتند (آن هم) از روی عداوت و حسادت با یکدیگر اختلاف نورزیدند قطعاً پروردگار تو روز قیامت درمیان ایشان دربارهی چیزی که در آن اختلاف میکردند داوری میکند».
یعنی به بنیاسراییل نعمتهایی دادیم که به دیگر مردمان نرسیده است، و به آنها ﴿ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحُكۡمَ وَٱلنُّبُوَّةَ﴾کتاب تورات و انجیل و داوری میان مردم و پیامبری دادیم، که مقام و منزلت نبّوت، آنها را ممتاز کرده بود و نبوّت از نسل ابراهیم بیشترتر درمیان بنیاسراییل بود. ﴿وَرَزَقۡنَٰهُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ﴾و خوردنیها و نوشیدنیها و پوشاکهای پاکیزهای به آنان دادیم و «مَنّ» و «سَلوی» را بر آنها فرود آوردیم. ﴿وَفَضَّلۡنَٰهُمۡ عَلَى ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾و با این نعمتها آنان را به جز امّت اسلام بهترین امّتی است که به سود مردم آفریده شدهاند. و سیاق آیات دلالت میکند که منظور از این که آنها را بر جهانیان برتری دادیم این است که آنانرا بر دیگران برتری دادیم نه بر این امّت.
زیرا خداوند نعمتهایی را که به بنیاسراییل داده برای ما بیان مینماید، امّا فضیلتهایی از قبیل کتاب و فرمانروایی و نبّوت و غیره که باعث برتری بنیاسراییل گشته بود این امّت از همهی آن فضیلتها برخوردار است، و اضافه بر اینها فضیلتهای زیادی برای امّت و شریعت اسلام قرار داده شده، و شریعت بنیاسراییل بخشی از شریعت اسلام است. و این کتاب بر همهی کتابهای گذشته برتر و چیره است و محمّدصهمه پیامبران را تصدیق مینماید.
﴿وَءَاتَيۡنَٰهُم بَيِّنَٰتٖ﴾و به بنی اسراییل نشانههای روشنی دادیم که حق را از باطل مشخّص میکرد ﴿مِّنَ ٱلۡأَمۡرِ﴾از آن امر تقدیری که خداوند به آنان داد، و این نشانهها معجزاتی بود که آنها بر دست موسی مشاهده کردند. پس نعمتهایی که خداوند به بنی اسراییل بخشیده است اقتضا مینماید تا دین را به کاملترین صورت انجام دهند، و همه آنان بر حقّی که خداوند برایشان بیان کرده است گرد آمده و متفق شوند. ولی قضیه برعکس شد و آنها در برابر این نعمتها به عکس آنچه که لازم بود رفتار کردند، و به جای این که متحّد و یکپارچه شوند دچار تفرقه شدند، بنابراین فرمود: ﴿فَمَا ٱخۡتَلَفُوٓاْ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَهُمُ ٱلۡعِلۡمُ بَغۡيَۢا﴾پس جز بعد از آنکه دانش یافتند ـ که سبب میشود تا اختلاف نکنند ـ اختلاف نورزیدند، و آنچه آنها را به اختلاف واداشت تجاوز و ستم آنها بر یکدیگر بود. ﴿إِنَّ رَبَّكَ يَقۡضِي بَيۡنَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَ﴾و بیگمان پروردگارت و در روز قیامت درمیان ایشان در رابطه با آنچه که اختلاف میکردند داوری میکند. پس در آن روز خداوند حق گرا را از باطل گرا مشخص مینماید و کسی را که هواپرستی و غیره او را به اختلاف واداشته است از کسی که چنین نیست مشخص میگرداند.
آیهی ۱۹-۱۸:
﴿ثُمَّ جَعَلۡنَٰكَ عَلَىٰ شَرِيعَةٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡرِ فَٱتَّبِعۡهَا وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ١٨﴾[الجاثیة: ۱۸]. «آنگاه تو را بر آئین و راه روشنی از دین قرار دادم، پس، از آن پیروی کن و از خواستههای آنانکه نمیدانند پیروی مکن».
﴿إِنَّهُمۡ لَن يُغۡنُواْ عَنكَ مِنَ ٱللَّهِ شَيۡٔٗاۚ وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖۖ وَٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلۡمُتَّقِينَ١٩﴾[الجاثیة: ۱۹]. «آنان هرگز از (عذاب) خداوند چیزی را از تو دفع نتوانند کرد و ستمگران دوستان یکدیگرند و خدا هم یار و یاور پرهیزگاران است».
سپس برای تو در امر شرع شریعت و آیین کاملی مقّرر داشتیم که به هر خیر و خوبی فرا میخواند و از هر شرّ و بدی باز میدارد، ﴿فَٱتَّبِعۡهَا﴾پس، از آن پیروی کن، چون پیروی از آن سبب سعادت همیشگی و صلاح و رستگاری است. ﴿وَلَا تَتَّبِعۡ أَهۡوَآءَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾و از خواستههای کسانی پیروی مکن که نمیدانند. یعنی خواستههایشان از دانش و آگاهی سرچشمه نمیگیرد و از علم و دانش تبعّیت نمیکند بلکه اینها کسانی هستند که براساس هوای نفس و خواستههایشان با شریعت پیامبرصمخالفت ورزیدهاند. اینها همه از زمرهی هواپرستان نادان به شمار میآیند.
﴿إِنَّهُمۡ لَن يُغۡنُواْ عَنكَ مِنَ ٱللَّهِ شَيۡٔٗا﴾آنها پیش خداوند هیچ سودی به تو نمیرسانند و اینگونه نیست که اگر از خواست آنها پیروی کنی بتوانند خیر و خوبی برایت فراهم آورند و شرّ و بدی را از تو دور بدارند. و درست نیست که با آنها موافقت نمایی و با آنها دوستی کنی، زیرا تو و آنها دارای راهی متفاوت هستید. ﴿وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضُهُمۡ أَوۡلِيَآءُ بَعۡضٖۖ وَٱللَّهُ وَلِيُّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾و ستمگران دوستان یکدیگرند و خداوند یار و یاور پرهیزگاران است و به سبب پرهیزگاری و فرمانبرداریشان آنها را از تاریکیها بهسوی نور بیرون میآورد.
آیهی ۲۰:
﴿هَٰذَا بَصَٰٓئِرُ لِلنَّاسِ وَهُدٗى وَرَحۡمَةٞ لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ٢٠﴾[الجاثیة: ۲۰]. «این (قرآن) وسیلۀ بینش مردمان و مایۀ هدایت و رحمت کسانی است که اهل یقین هستند».
﴿هَٰذَا بَصَٰٓئِرُ لِلنَّاسِ﴾این قرآن کریم پند حکیم و وسیله بینش مردمان است. یعنی به وسیلهی آن مردم در همهی امور دارای بینش میگردند و مومنان از آن بهرهمند میشوند. ﴿وَهُدٗى وَرَحۡمَةٞ لِّقَوۡمٖ يُوقِنُونَ﴾و مایه هدایت و رحمت برای کسانی است که اهل یقین هستند، پس با آن در اصول دین و فروع آن به راه راست راهیاب میشوند و به وسیله آن خیر و شادمانی و سعادت دنیا و آخرت را به دست میآورند. و رحمت است و جوهرهی نفسشان با آن پاکیزه میگردد و خردشان افزایش مییابد و ایمان و یقینشان بیشتر میشود. به وسیله حجّت بر کسی که بر کفر پای میفشارد و مخالفت میورزد اقامه میگردد.
آیهی ۲۱:
﴿أَمۡ حَسِبَ ٱلَّذِينَ ٱجۡتَرَحُواْ ٱلسَّئَِّاتِ أَن نَّجۡعَلَهُمۡ كَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ سَوَآءٗ مَّحۡيَاهُمۡ وَمَمَاتُهُمۡۚ سَآءَ مَا يَحۡكُمُونَ٢١﴾[الجاثیة: ۲۱]. «آیا کسانیکه مرتکب بدیها شدند پنداشتند که آنانرا مانند کسانی قرار میدهیم که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند؟ که زندگانی و مردنشان یکسان باشد؟ چه بد حکم میکنند»!.
آیا بدکاران و کسانی که زیاد مرتکب گناه میشوند و در انجام حقوق پروردگارشان کوتاهی میورزند گمان میبرند که ﴿أَن نَّجۡعَلَهُمۡ كَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾آنان را همانند کسانی قرار میدهیم که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند؟ به این صورت که حقوق پروردگارشان را ادا نموده و از ناخشنودیهای او پرهیز کرده و همواره رضایت خدا را بر هوای نفس خود ترجیح دادهاند. ﴿سَوَآءٗ﴾آیا گمان بردهاند که در دنیا و آخرت با آنها برابرند؟ چه بد گمانی کردهاند و چه بد حکمی نمودهاند! و این حکمی است که با حکمت داورترین داوران و بهترین دادگران مخالف است و با عقلهای سالم و سرشتهای درست و با آنچه کتابها با آن نازل شدهاند و پیامبران به آن خبر دادهاند متضاد است. بلکه حکم نهایی آن است که مومانی که کارهای شایسته کردهاند پیروی و رستگاری و سعادت و پاداش دنیا و آخرت از آن ایشان خواهد بود و هریک به اندازهای نیکوکاریاش از آن بهرهمند خواهد شد. و خشم و اهانت و عذاب و بدبختی دنیا و آخرت از آن بدکاران است.
آیهی ۲۲:
﴿وَخَلَقَ ٱللَّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ وَلِتُجۡزَىٰ كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ٢٢﴾[الجاثیة: ۲۲]. «و خداوند آسمانها و زمین را به حق آفریده است تا هرکس در برابر کارهایی که انجام میدهد سزا و جزا داده شود و آنان مورد هیچگونه ستمی واقع نمیشوند».
خداوند آسمانها و زمین را به حکمت آفریده است، و علّت این آفرینش آن است که تنها او که شریکی ندارد پرستش شود. سپس کسانی را که به عبادت دستور داده و نعمتهای ظاهری و باطنی را به تمام و کمال به آنها عطا کرده است مورد بازخواست قرار خواهد داد که آیا شکر خداوند را به جای آورده و به دستورات او عمل کردهاند یا نه؟ و اگر شکر او را بهجای نیاورده باشند مستحق سزای ناسپاسان خواهند بود.
آیهی ۲۶-۲۳:
﴿أَفَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ وَأَضَلَّهُ ٱللَّهُ عَلَىٰ عِلۡمٖ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمۡعِهِۦ وَقَلۡبِهِۦ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِۦ غِشَٰوَةٗ فَمَن يَهۡدِيهِ مِنۢ بَعۡدِ ٱللَّهِۚ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ٢٣﴾[الجاثیة: ۲۳]. «آیا دیدهای کسی را که هوی و هوس خود را خدای خویش گرفته، و از روی آگاهی خدا او را گمراه ساخته، و بر گوش و دل او مهر نهاده، و بر دیدهاش پرده قرار دادهاست؟ پس چه کسی جز خدا میتواند او را راهنمایی کند؟ آیا پند نمیگیرید»؟!.
﴿وَقَالُواْ مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا نَمُوتُ وَنَحۡيَا وَمَا يُهۡلِكُنَآ إِلَّا ٱلدَّهۡرُۚ وَمَا لَهُم بِذَٰلِكَ مِنۡ عِلۡمٍۖ إِنۡ هُمۡ إِلَّا يَظُنُّونَ٢٤﴾[الجاثیة: ۲۴]. «و گفتند: آن (زندگی) جز زندگانی این جهان ما نیست، میمیرم و زنده میشویم و جز زمانه ما را هلاک نمیسازد. و آنان به این (امر) علمی ندارند بلکه تنها گمان میبرند و تخمین میزنند».
﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواْ ٱئۡتُواْ بَِٔابَآئِنَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٢٥﴾[الجاثیة: ۲۵]. «و هنگامیکه آیات روشن ما بر آنان خوانده شود در برابر آن دلیلی جز این ندارند که میگویند: اگر راست میگوئید پدران ما را (زنده کنید و) بیاورید».
﴿قُلِ ٱللَّهُ يُحۡيِيكُمۡ ثُمَّ يُمِيتُكُمۡ ثُمَّ يَجۡمَعُكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٢٦﴾[الجاثیة: ۲۶]. «بگو: خداوند شما را زنده میکند سپس شما را میمیراند سپس در روز قیامت که شکّی در آن نیست شما را گرد میآورد ولی بیشتر مردم نمیدانند».
خداوند متعال میفرماید: ﴿أَفَرَءَيۡتَ مَنِ ٱتَّخَذَ إِلَٰهَهُۥ هَوَىٰهُ﴾آیا مرد گواهی را دیدهای که هوی و هوسش را معبود خویش قرار دادهاست؟ پس هر آنچه دلش میخواهد انجام میدهد خواه خداوند از آن کار راضی باشد یا ناراضی، ﴿وَأَضَلَّهُ ٱللَّهُ عَلَىٰ عِلۡمٖ﴾و خداوند از روی دانش او را گمراه ساخته است، چون میدانسته که او شایستهی هدایت نیست. ﴿وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمۡعِهِۦ وَقَلۡبِهِ﴾و خداوند بر گوش و دل او مهر نهاده است پس آنچه را که به او سود میرساند نمیشنود و دل او آنچه را که خیر است فرا نمیگیرد. ﴿وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِۦ غِشَٰوَةٗ﴾و بر چشمانش پردهای قرار دادهاست که او را از نگاه کردن به حق باز میدارد. ﴿فَمَن يَهۡدِيهِ مِنۢ بَعۡدِ ٱللَّهِ﴾پس چه کسی جز خدا میتواند او را راهنمایی کند؟ یعنی هیچکس نیست که او را هدایت کند، چون خداوند درهای هدایت را به روی وی بسته و درهای گمراهی را برایش گشوده است. و خداوند بر او ستم نکرده است بلکه خودش بر خویشتن ستم نموده و سبب شده تا از رحمت خدا محروم گردد.
﴿أَفَلَا تَذَكَّرُونَ﴾آیا پندی را که به شما سود میدهد نمیپذیرید و آنرا در پیش نمیگیرید و آنچه را که سبب زیانتان است نمیفهمید که از آن دوری کنید! ﴿وَقَالُواْ مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنۡيَا نَمُوتُ وَنَحۡيَا وَمَا يُهۡلِكُنَآ إِلَّا ٱلدَّهۡرُ﴾و منکرانِ زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز گفتند: زندگی جز یک عادت، و تبّعیت از آداب و رسوم و مقرّرا شب و روز چیز دیگری نمیباشد، بعضی میمیرند و بعضی زنده خواهند ماند و هرکس بمیرد به سوی خدا باز نمیگردد و به سبب عملش مورد مجازات قرار نخواهد گرفت. و این گفتهشان از علم و آگاهی سرچشمه نگرفته است، ﴿إِنۡ هُمۡ إِلَّا يَظُنُّونَ﴾بلکه آنها فقط از روی گمان و تخمین چنین میگویند، پس معاد را انکار کردند و پیامبران راستگو را بدون دلیل و برهان تکذیب نمودند.
اینا گمانهایی بیش نیست و تعجّبهایی عاری از حقیقت است. بنابراین فرمود:
﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمۡ إِلَّآ أَن قَالُواْ ٱئۡتُواْ بَِٔابَآئِنَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٢٥﴾و هنگامیکه آیات روشن ما بر آنان خوانده شود در برابر آن دلیلی جز این ندارند که میگویند: اگر راست میگوئید پدران ما را زنده کنید و بیاورید. و این جسارت آنها نسبت به خداوند است که چنین پیشنهادی را مطرح کرده و گمان بردهاند که راستگویی پیامبران متوقّف بر این است که پدرانشان را زنده کنند، و اگر پیامبرانشان هر نشانهای برایشان بیاورند ایمان نمیآورند مگر این که پیامبران در آنچه آنها میگویند از آنان پیروی نمایند.
آنها در آنچه میگویند دروغگو هستند و بلکه هدفشان فقط این است که دعوت پیامبران را رد کنند و هدفشان روشن شدن حق نیست. خداوند متعال فرمود: ﴿قُلِ ٱللَّهُ يُحۡيِيكُمۡ ثُمَّ يُمِيتُكُمۡ ثُمَّ يَجۡمَعُكُمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ لَا رَيۡبَ فِيهِ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعۡلَمُونَ٢٦﴾بگو: خداوند شما را زنده میکند سپس شکی در آن نیست گرد میآورد ولی بیشتر مردم نمیدانند. و اگر چنانچه آنها قلبا باور داشتند که قیامت خواهد آمد برای حضور در روز قیامت خود را آماده میکردهاند و کارهایی انجام میدادند که در آن روز به آنها سود برساند.
آیهی ۳۷-۲۷:
﴿وَلِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ يَوۡمَئِذٖ يَخۡسَرُ ٱلۡمُبۡطِلُونَ٢٧﴾[الجاثیة: ۲۷] «و فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداوند است و روزی که قیامت برپا میشود در آن روز باطلگرایان زیان میبینند».
﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗۚ كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٢٨﴾[الجاثیة: ۲۸]. «هر ملّتی را میبینی که بر سر زانوها نشسته است، هر ملّتی بهسوی نامۀ اعمال خود فرا خوانده میشود، امروز جزا و سزای کارهایی که میکردهاید به شما داده میشود».
﴿هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّۚ إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٢٩﴾[الجاثیة: ۲۹]. «این کتاب ماست که به حق بر شما گواهی میدهد بیگمان ما آنچه را که شما میکردید مینوشتیم».
﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِۦۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ٣٠﴾[الجاثیة: ۳۰]. «امّا آنانکه ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند پروردگارشان آنانرا به جوار رحمت خود درمیآورد، این است کامیابی بزرگ».
﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ وَكُنتُمۡ قَوۡمٗا مُّجۡرِمِينَ٣١﴾[الجاثیة: ۳۱]. «و امّا آنانکه کفر ورزیدهاند (به آنان گفته میشود:) مگر آیههای من بر شما خوانده نمیشد که تکبّر ورزیدید و قومی گناهکار بودید»؟.
﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ٣٢﴾[الجاثیة: ۳۲]. «و هنگامیکه گفته میشد: وعدۀ خداوند حق است و شکی در رخ دادن قیامت نیست، میگفتید: ما نمیدانیم قیامت چیست، ما تنها گمانی (دربارۀ آن) داریم و به هیچ وجه یقین و باور نداریم».
﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٣٣﴾[الجاثیة: ۳۳]. «و بدیهایی که کرده بودند برایشان آشکار شد و آنچه را به ریشخند میگرفتند آنانرا فرو گرفت».
﴿وَقِيلَ ٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰكُمۡ كَمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ٣٤﴾[الجاثیة: ۳۴]. «و گفته میشود: امروز شما را از یاد میبریم چنانکه شما دیدار این روزتان را فراموش کردید و جایگاهتان آتش دوزخ است و شما هیچ یاوری ندارید».
﴿ذَٰلِكُم بِأَنَّكُمُ ٱتَّخَذۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَاۚ فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُخۡرَجُونَ مِنۡهَا وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ٣٥﴾[الجاثیة: ۳۵]. «این بدان جهت است که شما آیات خدا را به تمسخر گرفتید و زندگانی دنیا شما را گول زد، پس امروز از آن (دوزخ) بیرون آورده نمیشوند و به دنیا باز نمیگردند».
﴿فَلِلَّهِ ٱلۡحَمۡدُ رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٣٦﴾[الجاثیة: ۳۶]. «پس ستایش تنها خداوندی را سزاست که پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است».
﴿وَلَهُ ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٣٧﴾[الجاثیة: ۳۷]. «و بزرگی در آسمانها و زمین او راست و او توانمند و باحکمت است».
خداوند متعال از گستردگی فرمانروایی و یگانیاش در تصرفّ و تدبیر ـ در همهی اوقات ـ خبر میدهد و اینکه ﴿وَيَوۡمَ تَقُومُ ٱلسَّاعَةُ﴾روزی که قیامت برپا میشود و مردم در ایستگاه (=موقف) قیامت گرد میآیند باطل گرایانی که باطل را آوردند تا با آن حق را درهم بشکنند زیان میبینند و در روز قیامت اعمالشان باطل خواهد شد، روزی که در آن حقیقت روشن میگردد و پاداش را از دست خواهند داد و به عذاب دردناک گرفتار میآیند.
سپس خداوند شدّت و هولناک بودن روز قیامت را بیان میکند تا مردم از آن بهراسند و بندگان برای آن آمادگی پیدا کنند، پس فرمود: ﴿وَتَرَىٰ كُلَّ أُمَّةٖ جَاثِيَةٗ﴾و در آن روز هر ملّتی را میبینی که از ترس و هراس بر زانوها افتاده و بر زانو نشسته و منتظر حکم پادشاه مهربان هستند. ﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾هر امّتی به شریعت پیامبرانشان که از سوی خدا برایشان آمده است فرا خوانده میشوند که آیا بدان عمل کردهاند که در آن صورت از پاداش و ثواب خدا بهرهمند خواهند شد؟ یا آن را تباه نمودهاند که در این صورت زیانمند خواهند گردید؟ ﴿ٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾امروز سزا و جزای کارهایی را که میکردهاید به شما داده میشود. پس امّت موسی بهسوی شریعت موسی÷و همچنین امّت عیسی÷بهسوی شریعت عیسی، و امّت محمد بهسوی شریعت محمّدصفرا خوانده میشوند. و همچنین امّتهای دیگر بهسوی شریعتی که بدان مکلّف شده بودند فرا خوانده میشوند. این یکی از احتمالات دربارهی این آیه است، و این معنی درست است و شکی در آن نیست. و احتمال دارد منظور از ﴿كُلُّ أُمَّةٖ تُدۡعَىٰٓ إِلَىٰ كِتَٰبِهَا﴾این باشد که هر ملتی به نامه اعمالش و خیر و شرّی که در آن نوشته شده است فرا خوانده میشود، و هرکس به سبب آنچه خودش کرده است سزا و جزا داده میشود. همانند این که خداوند متعال فرموده است: ﴿مَنۡ عَمِلَ صَٰلِحٗا فَلِنَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَسَآءَ فَعَلَيۡهَا﴾«هرکس کار شایستهای کند به سود خودش میکند و هرکس بد کند به زیان خود میکند».
و احتمال دارد که هر دو معنی از آیه مراد باشند. و ﴿هَٰذَا كِتَٰبُنَا يَنطِقُ عَلَيۡكُم بِٱلۡحَقِّ﴾بر همین دلالت مینماید. یعنی این کتاب ماست که بر شما نازل کردهایم و به حق و عدالت داوری میکند. ﴿إِنَّا كُنَّا نَسۡتَنسِخُ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾مسلّما ما آنچه شما میکردید و مینوشتیم و این نامهی اعمال است.
بنابراین، آنچه را که خداوند با هریک از دو گروه میکند به طور مفصل بیان کرد و فرمود ﴿فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾کسانی که ایمان درست آورده و ایمانشان را با انجام کارهای شایسته از قبیل واجبات و مستحبات تصدیق کردهاند، ﴿فَيُدۡخِلُهُمۡ رَبُّهُمۡ فِي رَحۡمَتِهِ﴾پروردگارشان آنان را در رحمت خویش که بهشت است داخل میگرداند و در میان نعمتهای پایدار و زندگی سالم جای میدهد. ﴿ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡمُبِينُ﴾این است رستگاری آشکار. یعنی این است سود و رستگاری و نجات، و هرگاه بنده به رستگاری واضح و روشن دست یازد هر خیر و برکتی برای او فراهم خواهد شد و هر بدی از او دور میشود.
﴿وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ﴾و کسانیکه به خدا کفر ورزیدهاند در قالب سرزنش و سرکوب به آنها گفته میشود: ﴿أَفَلَمۡ تَكُنۡ ءَايَٰتِي تُتۡلَىٰ عَلَيۡكُمۡ﴾مگر آیههای من بر شما خوانده نمیشد که شما را به آنچه صلاحتان در آن بود راهنمایی میکرد و از آنچه باعث زیانتان میشد نهی میکرد؟ و ای بزرگ ترین نعمتی بود که به شما رسیده بود، اگر توفیق استفاده از آن را مییافتید. ﴿فَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾امّا شما تکبّر ورزیدید و از آن رویگرداندید و به آن کفر ورزیدید و بیشترین جنایت و سختترین جرم را مرتکب شدید. پس امروز سزای کارهایی را میبینید که میکردهاید.
و نیز بدان سبب مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند که ﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ وَٱلسَّاعَةُ لَا رَيۡبَ فِيهَا قُلۡتُم مَّا نَدۡرِي مَا ٱلسَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلَّا ظَنّٗا وَمَا نَحۡنُ بِمُسۡتَيۡقِنِينَ٣٢﴾هنگامیکه گفته میشد به درستی وعده خداوند حق است و شکّی در رخ دادن قیامت نیست شما آن را انکار میکردید و میگفتید: نمیدانیم قیامت چیست، ما آنرا جز گمانی ضعیف نمیپنداریم و به آن یقین و باور نداریم.
پس این حالتشان در دنیاست، قیامت را انکار کردند و سخن کسی را که خبر آن را آورده بود نپذیرفتند. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَبَدَا لَهُمۡ سَئَِّاتُ مَا عَمِلُواْ﴾و در روز قیامت کیفرهای اعمالشان برایشان آشکار میگردد، ﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾و عذابی که در دنیا آمدن آن را به مسخره میگرفتند و نیز کسیکه خبر آنرا میداد مورد استهزا قرار میدادند آنها را فرو میگیرد.
﴿وَقِيلَ ٱلۡيَوۡمَ نَنسَىٰكُمۡ﴾و گفته میشود: امروز شما را از یاد خواهیم برد. یعنی شما را در عذاب رها میکنیم. ﴿كَمَا نَسِيتُمۡ لِقَآءَ يَوۡمِكُمۡ هَٰذَا﴾همانگونه که شما دیدار امروز را به فراموشی سپردید، چرا که سزا از نوع عمل است. ﴿وَمَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾و آتش دوزخ جایگاه و سرنوشت شماست. ﴿وَمَا لَكُم مِّن نَّٰصِرِينَ﴾و هیچ یاورانی ندارید که شما را در برابر عذاب خدا یاری کند و کیفر او را از شما دور نمایند. ﴿ذَٰلِكُم﴾عذابی که شما بدان گرفتار شدهاید ﴿بِأَنَّكُمُ ٱتَّخَذۡتُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا﴾به سبب آن است که آیات خدا را به تمسخر گرفتید حال آن که آیات الهی را باید با جدیت و کوشش و شادمانی فرا گرفت. ﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا﴾و زندگانی دنیا با فریبندگیها و لذّتها و شهوتهایش شما را فریفت، پس به آن مطمئن شدید و برای آن عمل کردید و سرای پایدار آخرت را به فراموشی سپردید. ﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُخۡرَجُونَ مِنۡهَا وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ﴾پس امروز مهلت داده نمیشوند و به دنیا باز نمیگردند تا از نو کار شایسته انجام دهند.
﴿فَلِلَّهِ ٱلۡحَمۡدُ﴾پس ستایش ـ آنگونه که شایستهی شکوه و بزرگی فرمانروایی پروردگار است ـ تنها خداوندی را سزاست که ﴿رَبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَرَبِّ ٱلۡأَرۡضِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾پروردگار آسمانها و پروردگار زمین و پروردگار جهانیان است. یعنی ستایش سزاوار اوست، به خاطر اینکه او پروردگار همهی مخلوقات است و آنها را آفریده و پرورش داده و نعمتهای ظاهری و باطنی به آنها بخشیده است.
﴿ٱلۡكِبۡرِيَآءُ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾و او دارای شکوه و حشمت بزرگی است. حمد متضمن تعریف و تمجید خداست به وسیلهی صفات کمال، نیز متضمن دوست داشتن خدا و شکر نمودن وی میباشد و کبریا متضمن عظمت و شکوه اوست. و عبادت بر پایه و اساس دو چیز استوار است، یکی محبّت خداوند و دوم کرنش برای او، و این دو از آگاهی از محامد خداوند و شوه و بزرگیاش نشأت میگیرند. ﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾و او بر هر چیزی و غالب است، و با حکمت است و هر چیزی را در جای مناسب آن قرار میدهد. پس هر آنچه را که مقرّر و مشروع میدارد بنا بر حکمت و مصلحتی مقرّر میدارد و هر آنچه را که میآفریند به خاطر فایده و منفعتی پدید میآورد.
پایان تفسیر سورهی جاثیه
مکی و ۳۵ آیه میباشد
آیهی ۳-۱:
﴿حمٓ١﴾[الأحقاف: ۱]. «حا، میم».
﴿تَنزِيلُ ٱلۡكِتَٰبِ مِنَ ٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ٢﴾[الأحقاف: ۲]. «این کتاب از سوی خداوند توانمند باحکمت نازل میگردد».
﴿مَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ وَأَجَلٖ مُّسَمّٗىۚ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ عَمَّآ أُنذِرُواْ مُعۡرِضُونَ٣﴾[الأحقاف: ۳]. «آسمانها و زمین و آنچه را که درمیان این دو است جز به حق و برای سر آمد معیّنی نایفریدهایم و کافران از آنچه از آن بیم داده شدهاند رویگردانند».
در اینجا خداوند کتاب خود را مورد تمجید و ستایش قرار میدهد و آن را به بزرگی یاد میکند. و در ضمن بندگانی را راهنمایی مینماید تا در پرتو نور آن راهیاب گردند و به اندیشیدن در آیات آن روی آورند و گنجینههای آن را استخراج نمایند. وقتی بیان کرد که کتابی نازل کرده است که متضمّن امر ونهی است، یادآور شد که او آسمانها و زمین را آفریده است. پس هم آفریده است و هم فرمان دادهاست. ﴿أَلَا لَهُ ٱلۡخَلۡقُ وَٱلۡأَمۡرُ﴾[الأعراف: ۵۴]. «آگاه باشید که آفرینش و فرمان از اوست». همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ وَمِنَ ٱلۡأَرۡضِ مِثۡلَهُنَّۖ يَتَنَزَّلُ ٱلۡأَمۡرُ بَيۡنَهُنَّ﴾[الطلاق: ۱۲]. «خداوند ذاتی است که هفت آسمان را آفریده است و همانند آنها را از زمین آفریده است و فرمان خود را در میانشان نازل میگرداند». و همانطور که فرموده است: ﴿يُنَزِّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ بِٱلرُّوحِ مِنۡ أَمۡرِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِۦٓ أَنۡ أَنذِرُوٓاْ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنَا۠ فَٱتَّقُونِ٢﴾[النحل: ۲]. «فرشتگان را همراه با روح به فرمان خود بر هرکس از بندگانش که بخواهد فرو میفرستد تا مردم را بترسانید که هچ معبود به حقی جز من نیست. پس، از من بهراسید». آسمانها و زمین را به حق آفریده است. سپس خداوند متعال ذاتی است که مکلّفها و مسکنهایشان را آفریده است و آنچه را در آسمانها و زمین است برایشان مسّخر کرده است. سپس پیامبرانش را بهسوی آنها فرستاده و کتابهایش را بر آنان نازل فرموده و آنها را امر و نهی کرده و به آنها خبر داده که این سرا، سرای کار است، و گذرگاهی است برای عمل کنندگان نه سرای پایداری و اقامت همیشگی که اهالی آن از آنجا نروند. و به زودی آنها از دنیا به سرای اقامت و جای جاودانگی و همیشگی منتقل خواهند شد و کارهایی که در این دنیا انجام دادهاند در آن جهان پاداش و جزای آن را بهطور کامل خواهند یافت.
و خداوند دلایل را بر وجود آن جهان اقامه نمود و نمونههایی از پاداش و عذاب بندگان را در همین دنیا به آنان چشاند تا بیشتر به طلب محبوب وادار شوند و به دوری از امر ناگوار وادار گردند. بنابراین، در اینجا فرمود: ﴿مَا خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَآ إِلَّا بِٱلۡحَقِّ﴾آسمانها و زمین را بیهوده و بیهدف نیافریدهایم بلکه بدان جهت آنها را آفریدهایم تا بندگان عظمت آفرینندهی آنها را دریابند و بر کمال خداوند استدلال نمایند و بدانند کسیکه آسمانها و زمین را آفریده است میتواند بندگان را پس از مرگشان برای سزا و جزا دوباره زنده نماید. امّا آفرینش و باقی ماندنشان تا زمانی معین مقّرر شده است. وقتی از این خبر داد و او راستگوترین گویندگان است و دلیل اقامه کرد و راه را روشن ساخت، نیز خبر داد که گروهی از مردم همواره از حق روی گردانند و با دعوت پیامبران مخالفت میکنند. پس فرمود: ﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ عَمَّآ أُنذِرُواْ مُعۡرِضُونَ﴾و کافران از آنچه از آن بیم داده شدهاند روی گردانند. امّا مومنان وقتی حقیقت حال را دانستند، سفارشها و تصیههای پروردگارشان را پذیرفتند و در برابر آن تسلیم شدند و در مقابل آن از خود اطاعت و تعظیم نشان دادند، در نتیجه به هر خیر و برکتی دست یافتند و هر شرّی از آنها دور گشت.
آیهی ۶-۴:
﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُم مَّا تَدۡعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُواْ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ لَهُمۡ شِرۡكٞ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِۖ ٱئۡتُونِي بِكِتَٰبٖ مِّن قَبۡلِ هَٰذَآ أَوۡ أَثَٰرَةٖ مِّنۡ عِلۡمٍ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٤﴾[الأحقاف: ۴]. «بگو: آیا نگریستهاید به آنچه که بهجای خداوند (به نیایش) میخوانید؟ به من نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریدهاند؟ یا اینکه در آفرینش آسمانها مشارکتی داشتهاند؟ اگر راستگویید کتابی پیش از این یا بازمندهای از دانش (گذشتگان) را برای من بیاورید».
﴿وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّن يَدۡعُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَن لَّا يَسۡتَجِيبُ لَهُۥٓ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَهُمۡ عَن دُعَآئِهِمۡ غَٰفِلُونَ٥﴾[الأحقاف: ۵]. «و کیست گمراهتر از کسیکه بهجای خاوند کسی را (به دعا) بخواند که تا روز قیامت (دعای) او را اجابت نکند و آنان از دعاهایشان بیخبرند»؟!.
﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواْ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواْ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ٦﴾[الأحقاف: ۶]. «و هنگامیکه مردم گرد آورده شوند (آن معبودها) دشمن آنان خواهند بود و عبادتشان را منکر میشوند و نمیپذیرند».
﴿قُلۡ﴾به کسانی که بتهایی را شریک خداوند قرار دادهاند که مالک هیچ سود و زیان و مرگ و زندگی نیستند، و با بیان اینکه این بتها ناتوان هستند و سزاوار هیچ چیزی از عبادت نیستند، بگو: ﴿أَرُونِي مَاذَا خَلَقُواْ مِنَ ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ لَهُمۡ شِرۡكٞ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ﴾به من نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریدهاند؟ آیا چیزی از اجرام آسمانها را آفریدهاند؟ آیا کوههایی آفریدهاند؟ آیا رودهایی روان کردهاند؟ آیا حیوان و موجود زندهای را پراکنده نمودهاند؟ یا درختانی رویاندهاند؟ آیا در آفرینش چیزی از اینها مشارکتی داشته اند؟ خیر، طبق اعترافات خود و بدون این که کسی دیگر این را بگوید: هیچ چیزی از اینها را نیافریدهاند. پس این دلیل عقلی قاطعی است بر اینکه عبادت غیر خدا باطل است. سپس منتفی بودن وجود دلیل نقلی را بیان کرد و فرمود: ﴿ٱئۡتُونِي بِكِتَٰبٖ مِّن قَبۡلِ هَٰذَآ﴾کتابی پیش از این قرآن که به شرک فرا بخواند برای من بیاورید، ﴿أَوۡ أَثَٰرَةٖ مِّنۡ عِلۡمٍ﴾یا اثر علمی که از پیامبران گذشته به ارث مانده باشد و به شرک و بت پرستی دستور دهد برای من بیاورید. مشخصّ است که آنها نمیتوانند از یکی از پیامبران نقل کنند که بر این دلالت نماید، بلکه یقین داریم که همهی پیامبران به یگانگی پروردگارشان دعوت کرده و از شرک ورزیدن نهی کردهاند. و این بزرگترین دانشی است که از آنها بهجای مانده است. خداوند متعال فرموده است: ﴿وَلَقَدۡ بَعَثۡنَا فِي كُلِّ أُمَّةٖ رَّسُولًا أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱجۡتَنِبُواْ ٱلطَّٰغُوتَ﴾[النحل: ۳۶]. «و درمیان هر ملتی پیامبری فرستادیم با این پیام که خدا را بپرستید و از طاغوت بپرهیزید». و هر پیامبری به قومش گفته است: ﴿ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنۡ إِلَٰهٍ غَيۡرُهُ﴾[الأعراف: ۵۹]. «خدا را عبادت کنید که شما معبود به حقّی جز او ندارید». پس معلوم شد که مجادله مشرکین درباره شرکشان هستند به برهان و دلیلی نیست، بلکه آنها بر پندارهای دروغین و نظرات فاسد و خردهای پوچ خود تکیه و اعتماد کردهاند. و اگر به بررسی و جستجوی حالات مشرکین بپردازی و دانشها و کارهایشان را پیگیری نمایی و به حالت کسانی بنگری که عمر خود را در پرستش آنها ضایع گرداند، و این که آیا این معبودها در دنیا یا آخرت به آنها فایدهای دادهاند یا نه؟ به فاسد بودن فکر و کارشان پی خواهی برد.
بنابراین، خداوند متعال فرمود: ﴿وَمَنۡ أَضَلُّ مِمَّن يَدۡعُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَن لَّا يَسۡتَجِيبُ لَهُۥٓ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ﴾و کیست گمراهتر از کسی که افرادی را به فریاد بخواند و پرستش کند که تا روز قیامت دعایشان را اجابت نمیکنند. یعنی تمام مدّتی که او در دنیاست به اندازه ذرهّای از سوی معبودهایش به وی فایده نمیرسد. ﴿وَهُمۡ عَن دُعَآئِهِمۡ غَٰفِلُونَ﴾و معبودهای دروغین از دعا و پرستش اینها بیخبرند و دعایشان را نمیشنوند و فریادشان را اجابت نمیکنند. این حالتشان در دنیاست و روز قیامت معبودهایشان به شرکشان کفر میورزند و آن را انکار میکنند.
﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواْ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ﴾و زمانی که مردم در قیامت گردآورده میشوند پرستش شوندگان و پرستش کنندگان یک دیگر را نفرین میکنند و از یکدیگر بیزاری میجویند، ﴿وَكَانُواْ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾و معبودها عبادت آنها را نمیپذیرند و انکارش میکنند.
آیهی ۱۰-۷:
﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ قَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ هَٰذَا سِحۡرٞ مُّبِينٌ٧﴾[الأحقاف: ۷]. «و هنگامیکه آیههای روشن ما بر آنان خوانده میشود کافران دربارهی حقّ چون به آنان رسد میگویند: این جادویی آشکار است».
﴿أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُۖ قُلۡ إِنِ ٱفۡتَرَيۡتُهُۥ فَلَا تَمۡلِكُونَ لِي مِنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔاۖ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِۚ كَفَىٰ بِهِۦ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡۖ وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ٨﴾[الأحقاف: ۸]. «یا میگویند: (پیامبر) آنرا از پیش خود ساخته است؟ بگو: اگر آنرا از پیش خود ساخته باشم شما نمیتوانید در برابر خدا کمترین کاری برایم بکنید او به گفتگوی شما دربارۀ آن (قرآن) داناتر است، کافی استکه او درمیان من و شما گواه باشد و اوست آمرزگار مهربان».
﴿قُلۡ مَا كُنتُ بِدۡعٗا مِّنَ ٱلرُّسُلِ وَمَآ أَدۡرِي مَا يُفۡعَلُ بِي وَلَا بِكُمۡۖ إِنۡ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ وَمَآ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٞ مُّبِينٞ٩﴾[الأحقاف: ۹]. «بگو: من نوبر و نخستین فرد از پیامبران نیستم و نمیدانم که با من و شما چگونه رفتار خواهد شد؟ جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم، و من جز بیمدهندهای آشکار نیستم».
﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كَانَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ وَكَفَرۡتُم بِهِۦ وَشَهِدَ شَاهِدٞ مِّنۢ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ عَلَىٰ مِثۡلِهِۦ فََٔامَنَ وَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ١٠﴾[الأحقاف: ۱۰]. «بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از سوی خدا باشد و آنرا انکار کنید و گواهی از بنیاسراییل بر همچون کتاب گواهی دهد و ایمان بیاورید و شما تکبّر بورزید (آیا ستمکار نیستید؟) حقّاً که خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند».
﴿وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ﴾و هنگامیکه آیههای روشن ما، آیاتی که چنان روشن و واضح هستند که هیچ تردیدی در حقّ بودن آن وجود ندارد، بر تکذیب کنندگان خوانده شود به آنها فایده نمیرساند بلکه فقط حجّت بر آنها اقامه میگردد. و از روی دروغ پردازی و تهمت در مورد حقّ ـ چون به آنان رسد ـ میگویند: ﴿هَٰذَا سِحۡرٞ مُّبِينٌ﴾این جادویی ظاهر و آشکار است که در آن شکّی نیست. و این وارونه کردن حقایق است، و فقط کسانی فریب آنرا میخورند که عقلهایشان ضعیف است، وگرنه میان حقّی که پیامبرصآورده و میان جادو، چنان تضاد و تفاوتی است که از تفاوت آسمان و زمین بیشتر و بزرگتر است و از آسمانها برتر و بالاتر است و روشنایی آن از روشنایی خورشید بیشتر است و دلایل آفاقی و انفسی بر آن دلالت مینماید و خردمندان به آن اقرار و باور میدارند. پس چگونه حقی با باطل که جادو است مقایسه میشود، جادویی که فقط از انسانی ستمگر و گمراه و زشت و بدکار سر میزند؟! پس جادو مناسب چنین فرد ناشایستهای میباشد و آیا چنین اتهامی که به حقّ میزنند چیزی جز فریبکاری و گول زدن میباشد؟
﴿أَمۡ يَقُولُونَ ٱفۡتَرَىٰهُ﴾آیا آنان میگویند: محمّد این قرآن را از پیش خود ساخته و از سوی خدا نیست؟ ﴿قُلۡ إِنِ ٱفۡتَرَيۡتُهُ﴾به آنان بگو: اگر من قرآن را از پیش خود ساخته باشم خداوند بر مجازات من تواناست و به گفتگوی شما درباره آن آگاه است. پس چگونه خداوند مرا به سزای دروغی که بر او بستهام آنگونه که شما ادعا میکنید مجازات نکرده است؟ ﴿فَلَا تَمۡلِكُونَ لِي مِنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔا﴾اگر خداوند بخواهد زیانی به من برساند یا مرحمتی به من بکند شما نمیتوانید در برابر او برای من کمترین کاری بکنید. ﴿هُوَ أَعۡلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِۚ كَفَىٰ بِهِۦ شَهِيدَۢا بَيۡنِي وَبَيۡنَكُمۡ﴾[الأحقاف: ۸]. «او به گفتگوی شما دربارهی قرآن آگاهتر است و همین بس که خداوند میان من و شما گواه باشد». پس اگر من به دروغ چیزی را به او نسبت میدادم قطعا مرا مورد مجازات قرار میداد و کیفری به من میرساند که همه آن را نظاره میکردند. چون اگر دروغ میگفتم این بزرگترین افترا بود. سپس آنها را با وجود مخالفت و ستیزی که با حقّ داشتند به توبه فرا خواند و فرمود: ﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ﴾بهسوی خدا باز گردید و از آن چه در آن هستید دست بکشید، آنگاه او همهی گناهانتان را میآمرزد و شما را مورد مرحمت قرار میدهد و توفیق انجام خیر را به شما عنایت میکند و پاداش فراوانتان میدهد.
﴿قُلۡ مَا كُنتُ بِدۡعٗا مِّنَ ٱلرُّسُلِ﴾بگو من نخستین فرد از پیامبران نیستم که به نزد شما آمده ام تا از رسالت من شگفت زده باشید و دعوت مرا انکار کنید، بلکه پیش از من نیز پیامبرانی گذشتهاند که دعوت من با دعوت آنها مطابقت دارد. پس برای چه رسالت مرا انکار میکنید؟ ﴿وَمَآ أَدۡرِي مَا يُفۡعَلُ بِي وَلَا بِكُمۡ﴾و نمیدانم که با من و شما چگونه رفتار خواهد شد؟ یعنی من انسانی بیش نیستم و هیچ اختیاری ندارم و این خداوند متعال است که در من و شما تصّرف مینماید و بر من و شما حاکم است. ﴿إِنۡ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ﴾و جز از آن چه به من وحی میشود پیروی نمیکنم. و اینگونه نیست که از پیش خودم چیزی آورده باشم. ﴿وَمَآ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٞ مُّبِينٞ﴾و من جز بیم دهندهای آشکار نیستم. پس اگر رسالت و پیامبری مرا قبول کنید در دنیا و آخرت سعادتمند خواهید بود، و اگر دعوت مرا نپذیرید حساب شما با خداست و من شما را بیم دادهام و هرکس که بیم داده شده باشد عذری ندارد.
﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِن كَانَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِ وَكَفَرۡتُم بِهِۦ وَشَهِدَ شَاهِدٞ مِّنۢ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ عَلَىٰ مِثۡلِهِۦ فََٔامَنَ وَٱسۡتَكۡبَرۡتُمۡ﴾بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از سوی خدا باشد و توفیق یافتگانِ اهل کتاب- آنهایی که از حقّ برخوردارند و به وسیله آن میدانند که این حق است- بر صحّت و درستی آن گواهی دهند و ایمان بیاورند و هدایت شوند، سپس اخبار پیامبران و پیروان با شرافت آنان مطابق یکدیگر باشد. و شما ای جاهلان احمق! خویشتن را بزرگتر از این بدانید که از قرآن پیروی کنید، و تکبّر بورزید، آیا این بزرگترین ستمگری و کفری آشکار نیست؟ ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾بیگمان خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند. و از جملهی ستمگری این است که کسی از روی خود بزرگ بینی از پذیرفتن حقّ سرباز زند، آن هم بعد از آن که دستیابی به حقّ برایش ممکن باشد.
آیهی ۱۲-۱۱:
﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَوۡ كَانَ خَيۡرٗا مَّا سَبَقُونَآ إِلَيۡهِۚ وَإِذۡ لَمۡ يَهۡتَدُواْ بِهِۦ فَسَيَقُولُونَ هَٰذَآ إِفۡكٞ قَدِيمٞ١١﴾[الأحقاف: ۱۱]. «و کافران دربارۀ مؤمنان گفتند: اگر چیز خوبی بود (در گرویدن) به آن از ما پیشی نمیگرفتید و چون به وسیلهی آن راهیاب نشدهاند میگویند این دروغی دیرین است».
﴿وَمِن قَبۡلِهِۦ كِتَٰبُ مُوسَىٰٓ إِمَامٗا وَرَحۡمَةٗۚ وَهَٰذَا كِتَٰبٞ مُّصَدِّقٞ لِّسَانًا عَرَبِيّٗا لِّيُنذِرَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُحۡسِنِينَ١٢﴾[الأحقاف: ۱۲]. «و پیش از آن (قرآن) کتاب موسی پیشوا و رحمت بود، و این کتابی است تصیده کننده (آن) که به زبان عربی (نازل شده) است تا ستمگران را بیم دهد، و برای نوید دادن به نیکوکاران است».
کسانیکه از حقّ دوری گرداندند و با آن مخالف بودند و دعوت پیامبر را نپذیرفتند، گفتند: ﴿لَوۡ كَانَ خَيۡرٗا مَّا سَبَقُونَآ إِلَيۡهِ﴾اگر قرآن و دینِ اسلام چیز خوبی بود مومنان در رسیدن و گرویدن به آن از ما پیشی نمیگرفتند و ما از اولین کسانی بودیم که به پذیرفتن آن مبادرت میورزیدیم و در رسیدن به آن از دیگران پیشی میگرفتیم. و این فریب و آراستن دروغ است. چه دلیلی هست که بیانگر آن باشد تکذیب کنندگان در پذیرفتن حقّ از مومنان پیشی گیرند؟ آیا تکذیب کنندگان پاکیزهترند؟ یا عقلهایشان از عقلهای مومنان کاملتر است؟ یا هدایت به دست آنهاست؟ در حقیقت سخنی که میگویند برای آن است تا خود را دلجویی دهند. مانند کسی که توانایی دست یافتن به چیزی را نداشته باشد سپس به مذمت آن بپردازد. بنابراین فرمود: ﴿وَإِذۡ لَمۡ يَهۡتَدُواْ بِهِۦ فَسَيَقُولُونَ هَٰذَآ إِفۡكٞ قَدِيمٞ﴾و چون خودشان به وسیلهی قرآن راهیاب نشدهاند میگویند: این دروغی دیرین است. یعنی انگیزه و سببی که آنها را وادار کرد تا چنان سخنانی بگویند این است که آنها وقتی به وسیلهی قرآن هدایت نشدند و بزرگترین بخشش و عطا را از دست دادند آن را مورد عیبجویی قرار داده و دست دادند آنرا مورد عیبجویی قرار داده و به آن طعنه زدند که این دروغ است، درحالیکه قرآن حقّ است و شکی در آن نیست و تردیدی در حقّانیت آن وجود ندارد.
﴿وَمِن قَبۡلِهِ﴾و این قرآن با کتابهای آسمانی پیش از خود به خصوص با کامل ترین و برترینشان بعد از قرآن که تورات است مطابق و موافق میباشد، ﴿كِتَٰبُ مُوسَىٰٓ إِمَامٗا وَرَحۡمَةٗ﴾که کتاب موسی است و بنیاسرائیل به آن اقتدا میکردند و به وسیله آن راهیاب میشدند و خیر دنیا وآخرت را بدست میآوردند. ﴿وَهَٰذَا كِتَٰبٞ مُّصَدِّقٞ﴾و این قرآن کتابی است که کتابهای گذشته را تصدیق مینماید و به راست بودن آنها گواهی میدهد و از آن جا که با آنها مطابق و موافق است آنها را تصدیق مینماید. ﴿لِّسَانًا عَرَبِيّٗا﴾و خداوند این قرآن را به زبان عربی نازل نموده است تا استفاده از آن و یادآوری آن آسان باشد. ﴿لِّيُنذِرَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ وَبُشۡرَىٰ لِلۡمُحۡسِنِينَ﴾تا کسانی را که با کفر و فسق و گناه بر خودشان ستم کردهاند بترساند از این که اگر به ستمگری ِ خود ادامه دهند، عذاب ویرانگر به سراغشان خواهد آمد. و این کتاب برای نوید دادن به کسانی است که عبادت خداوند را به نیکویی انجام میدهند و با مردم به نیکویی رفتار میکنند و آنها را به پاداش فراوان دردنیا و آخرت مژده میدهد. و این کتاب اعمالی را که از آن برحذر میدارد بیان میکند و نیز آنچه را که به آن مژده میدهد ذکر مینماید.
آیهی ۱۴-۱۳:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ فَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ١٣﴾[الأحقاف: ۱۳]. «بیگمان آنان که گفتند: خداوند پروردگار ماست، آنگاه پایداری ورزیدند، نه ترسی بر آنان است و نه غمگین میگردند».
﴿أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ خَٰلِدِينَ فِيهَا جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٤﴾[الأحقاف: ۱۴]. «اینان یاران بهشتند که در آن جاودانهاند، به (پاداش) آنچه میکردند».
کسانیکه به ربوّبیت پروردگارشان اقرار کردند و به یگانگی او گواهی دادند و به طاعت و فرمانبرداری از او پایبند شدند و بر آن مواظبت کردند، و در تمام دوران زندگیشان ﴿ٱسۡتَقَٰمُواْ﴾پایداری ورزیدند، ﴿فَلَا خَوۡفٌ عَلَيۡهِمۡ﴾آنان از هر شرّی که پیش روی دارند ترسی ندارند، ﴿وَلَا هُمۡ يَحۡزَنُونَ﴾و بر آنچه پشت سر گذاشتهاند غمگین نمیشوند.
﴿أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ خَٰلِدِينَ فِيهَا جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٤﴾اینها به پاداش کارهایی که میکردند از قبیل ایمان آوردن به خدا که مقتضی انجام کارهای شایستهای است که ایشان بر انجام آن پایدار بودهاند در بهشت میمانند و بهجای آن چیزی دیگر را نمیطلبند.
آیهی ۱۶-۱۵:
﴿وَوَصَّيۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ بِوَٰلِدَيۡهِ إِحۡسَٰنًاۖ حَمَلَتۡهُ أُمُّهُۥ كُرۡهٗا وَوَضَعَتۡهُ كُرۡهٗاۖ وَحَمۡلُهُۥ وَفِصَٰلُهُۥ ثَلَٰثُونَ شَهۡرًاۚ حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُۥ وَبَلَغَ أَرۡبَعِينَ سَنَةٗ قَالَ رَبِّ أَوۡزِعۡنِيٓ أَنۡ أَشۡكُرَ نِعۡمَتَكَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَٰلِدَيَّ وَأَنۡ أَعۡمَلَ صَٰلِحٗا تَرۡضَىٰهُ وَأَصۡلِحۡ لِي فِي ذُرِّيَّتِيٓۖ إِنِّي تُبۡتُ إِلَيۡكَ وَإِنِّي مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ١٥﴾[الأحقاف: ۱۵]. «و به انسان دربارۀ پدر و مادرش به نیکوکاری سفارش کردهایم، مادرش با دشواری به او آبستن شده و به دشواری او را زادهاست، و دوران بارداری و از شیر باز گرفتن او سی ماه طول میکشد تا هنگامیکه به کمال توانمندیاش رسیده و به چهل سالگی میرسد، میگوید: پروردگارا! به من توفیق ده تا نعمت را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشتهای سپاس گزارم و کار شایستهای کنم که از آن خشنودی شوی و فرزندانم را نیز برای من شایسته بدار. من به تو روی آوردهام و از زمرۀ مسلمانانم».
﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنۡهُمۡ أَحۡسَنَ مَا عَمِلُواْ وَنَتَجَاوَزُ عَن سَئَِّاتِهِمۡ فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلۡجَنَّةِۖ وَعۡدَ ٱلصِّدۡقِ ٱلَّذِي كَانُواْ يُوعَدُونَ١٦﴾[الأحقاف: ۱۶]. «آنان کسانیاند که نیکوترین کار و کردارشان را از آنان میپذیریم و از بدیهایشان درمیگذریم، و در(میان) بهشتیان خواهند بود، این وعدهای راستینی است که به آنان داده میشود».
این ابراز لطف خداوند نسبت به بندگان و سپاس گزاری از پدران و مادران است که خداوند فرزندان را سفارش نموده تا به وسیله سخنان نرم و مهربانانه و با بذل مال و دیگر صورتهای احسان، با پدر و مادرشان نیکوکاری کنند. سپس به بیان دلایلی پرداخته که موجب آن است که با آنها نیکویی شود. پس سختیهایی را که مادر در دوران بارداری تحمّل مینماید و مشقّت شیردهی و پرورش دادن فرزند را بیان کرده است. و این چیزها که ذکر شد در مدّت یکی دو ساعت انجام نمیشوند، بلکه این کارها ﴿وَحَمۡلُهُۥ وَفِصَٰلُهُۥ ثَلَٰثُونَ شَهۡرًا﴾یعنی مدّت حمل و از شیر گرفتن فرزند مدّتی طولانی است و غالبا سی ماه طول میکشد، نُه ماه دوران حاملگی است و بقیه دوران شیردهی است. و از این آیه و نیز از گفته الهی که در جایی دیگر فرموده است: ﴿وَٱلۡوَٰلِدَٰتُ يُرۡضِعۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ حَوۡلَيۡنِ كَامِلَيۡنِ﴾[البقرة: ۲۳۳]. «مادران فرزندانشان را دو سال کامل شیر میدهند». چنین استنباط میشود که کمترین مدّت حمل شش ماه است، چون اگر مدّت شیرخوارگی که ـ دو سال است ـ از سی ماه کم شود شش ماه برای دوران بارداری میماند. که این حدّاقل آن است. ﴿حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُۥ وَبَلَغَ أَرۡبَعِينَ سَنَةٗ قَالَ رَبِّ أَوۡزِعۡنِيٓ أَنۡ أَشۡكُرَ نِعۡمَتَكَ ٱلَّتِيٓ أَنۡعَمۡتَ عَلَيَّ وَعَلَىٰ وَٰلِدَيَّ﴾تا اینکه به نهایت توانمندی و کمال جوانی و رشد عقلانی میرسد و به چهل سالگی پا میگذارند آنگاه میگوید: پروردگارا! به من توفیق بده تا نعمتهای دینی و دنیوی را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشتهای سپاسگزارم. و شکر نعمت اینگونه است که نعمت در راه اطاعت و فرمانبرداری از ارزانی کننده آن صرف شود، و آدمی به ناتوانی خویش در بهجای آوردن شکر نعمت اعتراف نماید و بکوشد که خداوند را به خاطر نعمتهایش بستاید. و نعمت بر پدران و مادران در حقیقت نعمت بر فرزندانشان است، چون حتما آنها از آن نعمت و از اسباب و آثار آن بهرهمند میشوند، به ویژه نعم دین که اگر پدر و مادر دارای علم و عمل صالح باشند این امر یکی از بزرگترین اسباب اصلاح فرزندانشان میباشد. ﴿وَأَنۡ أَعۡمَلَ صَٰلِحٗا تَرۡضَىٰهُ﴾و به من توفیق بده تا کار شایستهای انجام دهم که از آن خشنود شوی، به این صورت که آن کار همهی آنچه را که او را صالح گرداند در برداشته باشد، و از آن چه او را فاسد میگرداند سالم و در امان باشد. پس این عملی است که خداوند آن را میپسندد و میپذیرد و در برابر آن پاداش میدهد. ﴿وَأَصۡلِحۡ لِي فِي ذُرِّيَّتِيٓ﴾و فرزندانم را برای من شایسته بگردان. وقتی برای صالح شدن خودش دعا کرد، نیز برای فرزندانش دعا نمود تا خداوند حالات آنها را خوب و شایسته بگرداند و بیان کرد که سودِ صلاح و شایستگی ِ فرزندان به پدر و مادرانشان بر میگردد. چون فرمود: ﴿وَأَصۡلِحۡ لِي﴾و فرزندانم را برای من و به سود من صالح بگردان ﴿إِنِّي تُبۡتُ إِلَيۡكَ﴾بدون شک من از گناهان و معصیتها توبه کرده و به طاعت و فرمانبرداری از تو بازگشتهام. ﴿وَإِنِّي مِنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ﴾و همانا من از زمره مسلمانانم.
﴿أُوْلَٰٓئِكَ﴾کسانیکه صفتهایشان بیان گردید، ﴿ٱلَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنۡهُمۡ أَحۡسَنَ مَا عَمِلُواْ﴾نیکوترین کارهایشان را که عبادات و طاعات هستند از آنان میپذیریم چون غیر از طاعات و عبادات کارهای دیگری هم انجام میدهند. ﴿وَنَتَجَاوَزُ عَن سَئَِّاتِهِمۡ فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلۡجَنَّةِ﴾و همچون سایر بهشتیها از بدیها و گناهانشان در میگذریم. پس آنها به آنچه خوب و دوست داشتنی است دست مییازند، و آنچه بد و ناپسند است از آنها دور میگردد. ﴿وَعۡدَ ٱلصِّدۡقِ ٱلَّذِي كَانُواْ يُوعَدُونَ﴾وعدهای که ما به آنها دادهایم وعده راستگوترین گویندگان است و وعده خدایی است که خلاف وعده نمیکند.
آیهی ۱۹-۱۷:
﴿وَٱلَّذِي قَالَ لِوَٰلِدَيۡهِ أُفّٖ لَّكُمَآ أَتَعِدَانِنِيٓ أَنۡ أُخۡرَجَ وَقَدۡ خَلَتِ ٱلۡقُرُونُ مِن قَبۡلِي وَهُمَا يَسۡتَغِيثَانِ ٱللَّهَ وَيۡلَكَ ءَامِنۡ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ فَيَقُولُ مَا هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ١٧﴾[الأحقاف: ۱۷]. «و کسیکه به پدر و مادرش گفت: وای بر شما! آیا به من وعده میدهید که من (از گور) بیرون آورده خواهم شد، حال آنکه پیش از من اقوام و ملّتهایی از جهان رفتهاند (و زنده نشدهاند) و آندو (=پدر و مادر) خدا را به فریاد میخوانند (و میگویند:) وای بر تو! ایمان بیاور، بیگمان وعدۀ خداوند حقّ است. او میگوید: این جز افسانههای پیشینیان نیست».
﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِۖ إِنَّهُمۡ كَانُواْ خَٰسِرِينَ١٨﴾[الأحقاف: ۱۸]. «اینانند که وعدۀ عذاب علیه آنان همراه با امّتهایی از جن و انس که پیش از آنان گذشتهاند محقّق شده است. بیگمان آنان زیانکار بودند».
﴿وَلِكُلّٖ دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواْۖ وَلِيُوَفِّيَهُمۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ وَهُمۡ لَا يُظۡلَمُونَ١٩﴾[الأحقاف: ۱۹]. «و برای همه طبق اعمالی که انجام دادهاند درجاتی وجود دارد تا بدینوسیله خداوند جزا و سزای اعمالشان را به تمام و کمال به آنان بدهد و آنان ستمی نبینند».
وقتی خداوند حالت فرزند صالح و نیکوکاری را بیان کرد که با پدر و مادرش نیکی میکند، نیز حالت فرزند نافرمان را که بدترین حالت است بازگو نمود و فرمود: ﴿وَٱلَّذِي قَالَ لِوَٰلِدَيۡهِ﴾و کسی که پدر و مادرش او را به ایمان آوردن به خدا و روز قیامت فرا خواندند و او را از روز جزا ترساندند امّا او به پدر و مادرش گفت: ﴿أُفّٖ لَّكُمَآ﴾وای بر شما و برآن چه با خود آوردهاید! این بزرگترین احسان و نیکی است که پدر و مادر برای فرزندانشان انجام میدهند و او را بهسوی آنچه مایهی سعادت همیشگی و رستگاری جاودانگیاش میباشد فرا میخوانند، امّا این فرزند در مقابل زشتترین پاسخ را به آنها داد و گفت: وای بر شما و بر آنچه که شما آوردهاید. سپس خداوند بیان نمود که او قیامت را بعید دانست و آن را انکار کرد و گفت: ﴿أَتَعِدَانِنِيٓ أَنۡ أُخۡرَجَ وَقَدۡ خَلَتِ ٱلۡقُرُونُ مِن قَبۡلِي﴾آیا شما به من وعده میدهید که در روز قیامت از گور و قبر بیرون آورده میشوم درحالیکه پیش از من ملّتها و اقوامی گذاشتهاند که زنده شدن پس از مرگ را دروغ انگاشتهاند؟ و آنها امام و پیشوایانی هستند که هر کافر و نادان و مخالفی از آنها پیروی مینماید. ﴿وَهُمَا يَسۡتَغِيثَانِ ٱللَّهَ﴾درحالیکه پدر و مادرش خدا را به فریاد خوانده و به او میگفتند: ﴿وَيۡلَكَ ءَامِنۡ﴾وای بر تو! ایمان بیاور. یعنی تمام کوشش خود را مبذول میداشتند و برای هدایت او به شدت تلاش میکردند و از بس که به هدایت شدن او علاقمند بودند از خداوند برای وی کمک میخواستند.
همانطور که برای فردی که در دریا غرق شده کمک خواسته میشود که خدایا او را نجات بده. و درحالیکه بغض گلویشان را گرفته بود، از خداوند هدایت او را میخواستند و فرزندشان را نکوهش میکردند و به خاطر گمراهی ِ او دردمند و ناراحت شده و حق را برای او بیان داشتند و گفتند: ﴿إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞ﴾بیگمان وعده خداوند حق است. سپس دلایلی بر این امر ارائه دادند، امّا به فرزندشان چیزی جز سرکشی و نفرت و سرباز ردن از حق از روی تکبّر، وعیبجویی از آن نیفزود ﴿فَيَقُولُ مَا هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ﴾پس فرزند میگوید: اینها چیزی جز افسانههای پیشینیان نیست. یعنی از کتابهای گذشتگان نقل شده است و از جانب خدا نیست و خداوند آنرا به پیامبرش وحی نکرده است. و هرکس میداند که محمّدصخواندن و نوشتن بلد نبوده و از هیچکسی یاد نگرفته است. پس، از کجا آن را یاد گرفت؟ و کجا مردم میتوانند همانند چنین قرآنی را بیاورند گرچه پیشنیان و یاور یکدیگر باشند؟
﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ حَقَّ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقَوۡلُ فِيٓ أُمَمٖ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِم مِّنَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ﴾اینان کسانیند که دارای چنان حالتی زشت هستند که همسو با امتّهایی از جن و انس که پیش از آنان کفر ورزیدهاند و تکذیب کردهاند، فرمان عذاب بر آنان محقّق شده است. پس اینها در زمره آنان خواهند بود و در عذاب آنها غرق خواهند شد. ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواْ خَٰسِرِينَ﴾بیگمان آنان زیان کار بودند. و «خسران» یعنی این که انسان سرمایهاش را از دست بدهد، پس هرگاه آدمی سرمایهی خود را از دست بدهد سود و نفع را به طریق اولی از دست دادهاست. و اینها ایمان را از دست دادهاند و به هیچ چیزی از نعمتها دست نیافتهاند و از عذاب آتش دوزخ در امان نمیمانند.
﴿وَلِكُلّٖ﴾و برای هریک از اهل خیر و اهل شر، ﴿دَرَجَٰتٞ مِّمَّا عَمِلُواْ﴾طبق جایگاهی که در خیر و شر دارند درجاتی است، و جایگاهشان در قیامت به اندازهی اعمالشان است. بنابراین فرمود: ﴿وَلِيُوَفِّيَهُمۡ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾و تا بدین وسیله خداوند سزا و جزای اعمالشان را به تمام و کمال به آنان بدهد و آنان ستمی نمیبینند، به این صورت که به بدیهایشان نمیافزاید و از نیکیهایشان کم نمیکند.
آیهی ۲۰:
﴿وَيَوۡمَ يُعۡرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ عَلَى ٱلنَّارِ أَذۡهَبۡتُمۡ طَيِّبَٰتِكُمۡ فِي حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنۡيَا وَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهَا فَٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ بِمَا كُنتُمۡ تَسۡتَكۡبِرُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَبِمَا كُنتُمۡ تَفۡسُقُونَ٢٠﴾[الأحقاف: ۲۰]. «و روزیکه کافران بر آتش عرضه میشوند (در این وقت به آنان گفته میشود:) شما لذّتها و خوشیهای خود را در زندگانی دنیای خویش از بین بردید و از آن بهرهمند شدید، امروز شما به سبب تکبّری که به ناحق در زمین میکردید و به (سزای) آنکه نافرمانی مینمودید به عذاب خوارکننده و ذلّتباری کیفر مییابید».
خداوند حالت کافران را به هنگامی که به آتش دوزخ نزدیک میگردند و بر آن عرضه میشوند و مورد سرزنش و سرکوب قرار میگیرند، بیان میدارد. پس به آنها گفته میشود: ﴿أَذۡهَبۡتُمۡ طَيِّبَٰتِكُمۡ فِي حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنۡيَا﴾شما لذّتها و خوشیهای خود را در زندگانی دنیای خویش از بین بردید و بهرهمند شدید و به دنیا دل بستید و فریب لذتهای آنرا خوردید و خوشیهایتان شما را از تلاش کردن برای آخرت غافل گردانید.
﴿وَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهَا﴾و از خوشیها ونعمتها بهرهمند شدید و از آن استفاده کردید، همانگونه که حیوانات و چهارپایان از آن بهره میبرند. پس نصیب و بهرهی شما به جای آخرت همان بود. ﴿فَٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ بِمَا كُنتُمۡ تَسۡتَكۡبِرُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ بِغَيۡرِ ٱلۡحَقِّ وَبِمَا كُنتُمۡ تَفۡسُقُونَ﴾بنابراین، امروز به سزای آن که در زمین به ناحق تکبّر ورزیدید، و راه ضلالی که بر آن بودید به خدا و فرمان او نسبت میدادید ـ درحالیکه دروغ میگفتید ـ نیز به سزای آن که نافرمانی میکردید به عذاب سختی که شما را خوار و رسوا میگرداند جزا داده میشوید. پس آنها هم سخن باطل گفتند و هم کار باطل را انجام دادند، و هم بر خدا دروغ بستند و حق را مورد عیبجویی قرار دادند، و با خود بزرگبینی آن را نپذیرفتند. بنابراین، به سختترین عذاب کیفر داده میشوند.
آیهی ۲۶-۲۱:
﴿وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦٓ أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ٢١﴾[الأحقاف: ۲۱]. «و (هود) برادر (قوم) عاد را یاد کن آنگاه که در سرزمین ریگستان احقاف قوم خود را (از عذاب خدا) بیم داد، و بهراستی پیش از او و بعد از او نیز بیمدهندگانی گذشته بودند (با این پیام) که خدا را نپرستید. بیگمان من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناکم».
﴿قَالُوٓاْ أَجِئۡتَنَا لِتَأۡفِكَنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ٢٢﴾[الأحقاف: ۲۲]. «گفتند: آیا آمدهای تا ما را با دروغهایت از معبودهایمان برگردانی؟ اگر از راستگویانی آنچه را که به ما وعده میدهی برایمان بیاور».
﴿قَالَ إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّآ أُرۡسِلۡتُ بِهِۦ وَلَٰكِنِّيٓ أَرَىٰكُمۡ قَوۡمٗا تَجۡهَلُونَ٢٣﴾[الأحقاف: ۲۳]. «گفت: علم (زمان تحقّق عذاب) تنها در نزد خداوند است، من چیزی را به شما ابلاغ میکنم که با آن فرستاده شدهام ولی شما را قومی میبینم که نادانی میکنید».
﴿فَلَمَّا رَأَوۡهُ عَارِضٗا مُّسۡتَقۡبِلَ أَوۡدِيَتِهِمۡ قَالُواْ هَٰذَا عَارِضٞ مُّمۡطِرُنَاۚ بَلۡ هُوَ مَا ٱسۡتَعۡجَلۡتُم بِهِۦۖ رِيحٞ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٞ٢٤﴾[الأحقاف: ۲۴]. «پس چون آن (عذاب) را مانند ابری دیدند که رو بهسوی (سزمین) و درّهشان داشت، گفتند: این ابری است که برای ما خواهد بارید، (نه)، بلکه آن چیزی است که آنرا به شتاب میخواستید، بادی است که عذابی دردناک درخود دارد».
﴿تُدَمِّرُ كُلَّ شَيۡءِۢ بِأَمۡرِ رَبِّهَا فَأَصۡبَحُواْ لَا يُرَىٰٓ إِلَّا مَسَٰكِنُهُمۡۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ٢٥﴾[الأحقاف: ۲۵]. «همه چیز را به فرمان پروردگارش نابود میکند. پس چنان شدند که جز خانههایشان چیزی دیده نمیشد، بدینسان گناهکاران را سزا میدهیم».
﴿وَلَقَدۡ مَكَّنَّٰهُمۡ فِيمَآ إِن مَّكَّنَّٰكُمۡ فِيهِ وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ سَمۡعٗا وَأَبۡصَٰرٗا وَأَفِۡٔدَةٗ فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُمۡ سَمۡعُهُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُهُمۡ وَلَآ أَفِۡٔدَتُهُم مِّن شَيۡءٍ إِذۡ كَانُواْ يَجۡحَدُونَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ٢٦﴾[الأحقاف: ۲۶].«و بهراستی آنانرا در چیزهایی تمکّن داده بودیم همانطور که شما را در آن تمکّن دادهایم و برای آن گوش و چشمان و دلها قرار داده بودیم امّا گوشها و چشمها و دلهایشان سودی بدانان نبخشید، چراکه آیات خدا را تکذیب میکردند و آنچه که آنرا به ریشخند میگرفتند آنانرا فرو گرفت».
﴿وَٱذۡكُرۡ أَخَا عَادٍ﴾و به نیکویی بستای برادر قوم عاد را که هود÷بود. او از پیامبران بزرگواری بود که خداوند آنها را به سبب دعوت کردن به دین خدا و راهنمایی کردن مردم برتری و فضیلت دادهاست. ﴿إِذۡ أَنذَرَ قَوۡمَهُۥ بِٱلۡأَحۡقَافِ﴾بدانگاه که قومش عاد را در سرزمین احقاف بیم داد. و آن ریگستانهایی بود در سرزمین یمن. ﴿وَقَدۡ خَلَتِ ٱلنُّذُرُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِ﴾و همانا پیش از او و بعد از او هم بیم دهندگانی آمده بودند. پس او نوبر و نخستینِ پیامبران نبود. و نیز با پیامبران گذشته مخالف نبود. او به آنها گفت: ﴿أَلَّا تَعۡبُدُوٓاْ إِلَّا ٱللَّهَ إِنِّيٓ أَخَافُ عَلَيۡكُمۡ عَذَابَ يَوۡمٍ عَظِيمٖ﴾جز خدا را نپرستید، بیگمان من بر شما از عذاب روزی بزرگ هراسناکم. پس هود آنها را به عبادت و پرستش خداوند فرمان داد، که هر گفتار درست و کردار پسندیدهای را شامل میشود. و آنها را از شرک ورزیدن و قرار دادن همتایانی برای خدا نهی کرد، و آنها را ترساند که اگر از او اطاعت نکنند به عذاب سختی گرفتار خواهند شد. امّا این دعوت دربارهی آنها کارساز و مفید واقع نشد.
﴿قَالُوٓاْ أَجِئۡتَنَا لِتَأۡفِكَنَا عَنۡ ءَالِهَتِنَا﴾آنها گفتند: تو هدفی نداری و حقی را با خود نیاوردهای جز این که بر خدایانمان بر ما حسادت ورزیده ای، پس میخواهی ما را از آنها برگردانی. ﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾پس اگر از راستگویانی عذابی را که به ما وعده میدهی بر سر ما بیاور. و این نهایت جهالت و کینهتوزی و عناد است.
﴿قَالَ إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾هود گفت: علم و آگاهی از زمان فرا رسیدن عذاب با خداست که زمام و کلید تمام کارها در دست اوست و او عذاب را هر وقت که بخواهد بر سر شما میآورد. ﴿وَأُبَلِّغُكُم مَّآ أُرۡسِلۡتُ بِهِ﴾و من آنچه را که با آن فرستاده شدهام به شما ابلاغ میکنم. یعنی وظیفهای جز رساندن آشکار ندارم ﴿وَلَٰكِنِّيٓ أَرَىٰكُمۡ قَوۡمٗا تَجۡهَلُونَ﴾ولی شما را قومی میبینم که نادانی میکنید، بنابراین، چنین جسارت و جرأتی نمودهاید. پس آنگاه خداوند عذاب بزرگ را بر آنها فرستاد و آن بادی بود که آنها را هلاک و نابود ساخت.
بنابراین فرمود: ﴿فَلَمَّا رَأَوۡهُ عَارِضٗا مُّسۡتَقۡبِلَ أَوۡدِيَتِهِمۡ﴾وقتی عذاب را دیدند که همانند ابری بود که در آسمان گسترده میشد و رو به درّههایشان را با آن آبیاری میکردند و از چاهها و حوضهایی که آب در آن جمع میشد مینوشیدند، ﴿قَالُواْ﴾با شادمانی گفتند: ﴿هَٰذَا عَارِضٞ مُّمۡطِرُنَا﴾این ابری است که بر ما خواهد بارید. خداوند متعال فرمود: ﴿بَلۡ هُوَ مَا ٱسۡتَعۡجَلۡتُم بِهِ﴾نه، بلکه آن چیزی است که آن را به شتاب میخواستید. یعنی این همان چیزی است که بر خود جنایت کردید و گفتید: ﴿فَأۡتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ﴾اگر از راستگویانی، عذابی را که به ما وعده میدهی بر سر ما بیاور ﴿رِيحٞ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيمٞ٢٤ تُدَمِّرُ كُلَّ شَيۡءِۢ﴾تند بادی است که عذابی دردناک در خود دارد و بر هر آن چه که عبور نماید از شدت و نحوست خود به فرمان پروردگارش آن را نابود میکند و در هم میشکند. ﴿سَخَّرَهَا عَلَيۡهِمۡ سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗاۖ فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ٧﴾[الحاقة: ۷]. «خداوند این باد را هفت شب و هفت روز بر آنها مسلّط کرد آنگاه قوم عاد را میدیدی که بیهوش و بیجان بر زمین افتاده بودند انگار تنههای افتاده و واژگون شده درخت خرما هستند». ﴿فَأَصۡبَحُواْ لَا يُرَىٰٓ إِلَّا مَسَٰكِنُهُمۡ﴾و به گونهای درآمدند که چیزی جز خانههایشان دیده نمیشد، و چهارپایان و اموال و خودشان نابود شده بودند. ﴿كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡمُجۡرِمِينَ﴾بدینسان گناهکاران را به سبب گناه و ستمکاریشان سزا و کیفر میدهیم.
این در حالی بود که خداوند نعمتهای بزرگی به آنها ارزانی کرده بود، امّا شکر آن را به جای نیاوردند و خداوند را یاد ننمودند. بنابراین فرمود: ﴿وَلَقَدۡ مَكَّنَّٰهُمۡ فِيمَآ إِن مَّكَّنَّٰكُمۡ فِيهِ﴾و همانا در زمین به آنان تمکّن و قدرت داده بودیم به گونهای که از پاکیها و خوشیهای زمین استفاده میبرند و از شهوتها و دلخوشیهای آن بهرهمند میشدند، و به آنان عمری داده بودیم که هرکس بخواهد در آن مدّت یادآور شود، یادآور میشود و پند میپذیرد. یعنی ما به قوم عاد امکاناتی دادیم همانطور که به شما ای مخاطبان امکانات و ثروت و قدرتی دادهایم. پس چنین گمان مبرید، بلکه دیگران از شما ثروت و قدرت بیشتری داشته امّا اموال و فرزندان و لشکریانشان در برابر عذاب خدا برایشان کاری نکرد وچیزی از عذاب را از آنان دور ساخت. ﴿وَجَعَلۡنَا لَهُمۡ سَمۡعٗا وَأَبۡصَٰرٗا وَأَفِۡٔدَةٗ﴾«و برای آنان گوش و چشمان و دلهایی قرار دادیم». یعنی کوتاهی و نقصی در شنوایی و بینایی و اذهانشان نبود که گفته شود: آنها چون نمیدانستند و نمیتوانستند به حق آگاهی یابند حق را ترک کردند، و نیز خللی در عقلهایشان نبود، ولی باید دانست که توفیق به دست خداوند است. ﴿فَمَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُمۡ سَمۡعُهُمۡ وَلَآ أَبۡصَٰرُهُمۡ وَلَآ أَفِۡٔدَتُهُم مِّن شَيۡءٍ﴾پس گوش و چشمان و دلهایشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نساخت. ﴿إِذۡ كَانُواْ يَجۡحَدُونَ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾زیرا آیات خدا را که بر یگانگی او، و اینکه باید به تنهایی عبادت شود دلالت مینمایند انکار کردند. ﴿وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسۡتَهۡزِءُونَ﴾و آنان پیامبرانی را که آنها را از آن عذاب میترساندند مورد تمسخر و استهزا قرار دادند. پس همان عذاب که وقوع آن را تکذیب میکردند آنها را فرا گرفت.
آیهی ۲۸-۲۷:
﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَا مَا حَوۡلَكُم مِّنَ ٱلۡقُرَىٰ وَصَرَّفۡنَا ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ٢٧﴾[الأحقاف: ۲۷]. «و به راستی آبادیهایی که در پیرامونتان قرار دارند نابود کردیم و ما آیات خود را به صورتهای گوناگون بیان داشتیم، باشد که برگردند».
﴿فَلَوۡلَا نَصَرَهُمُ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ قُرۡبَانًا ءَالِهَةَۢۖ بَلۡ ضَلُّواْ عَنۡهُمۡۚ وَذَٰلِكَ إِفۡكُهُمۡ وَمَا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ٢٨﴾[الأحقاف: ۲۸]. «پس چرا کسانیکه (ایشان را) برای تقرّبِ به خدا معبود (خود) گرفتند یاریشان نکردند؟ بلکه از (دیدۀ) آنان ناپدید شدند و این دروغ و افترای ایشان بود».
خداوند مشرکین عرب و غیره را هشدار میدهد و بیان مینماید ملتهای تکذیب کنندهای که در اطراف دیارشان میزیستهاند و بلکه بیشتر آنها در «جزیرة العرب» بودهاند مانند عاد و ثمود و غیره نابود کرده است و بیان میدارد که خداوند آیات را به صورتهای گوناگون برای آنان بیان داشته است، ﴿لَعَلَّهُمۡ يَرۡجِعُونَ﴾تا آنها از کفر و تکذیب خود برگردند.
وقتی ایمان نیاوردند خداوند آنها را مورد مواخذهی شدید قرار داد و خدایانی که به جای الله به فریاد میخواندند هیچ چیزی از عذاب را از آنها دور نکرد، بنابراین فرمود: ﴿فَلَوۡلَا نَصَرَهُمُ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِ ٱللَّهِ قُرۡبَانًا ءَالِهَةَ﴾پس چرا کسانی که ایشان را برای تقرب به خدا معبود خود گرفتند یاریشان نکردند؟ یعنی معبودهایی که اینها با انواع عبادتها به آنان نزدیکی میجستند و آنها را پرستش میکردند به این امید که به آنها فایده برسانند. ﴿بَلۡ ضَلُّواْ عَنۡهُمۡ﴾پس نه آنان را اجابت ک ردند و نه چیزی را از آنان دور نمودند. ﴿وَذَٰلِكَ إِفۡكُهُمۡ وَمَا كَانُواْ يَفۡتَرُونَ﴾و این دروغ و افترای ایشان بودکه خود را به آن امیدوار میکردند و گمان میبردند که حق است و کارهایشان به آنان فایده خواهد داد، امّا آنچه گمان میبردند ناپدید و باطل گشت.
آیهی ۳۲-۲۹:
﴿وَإِذۡ صَرَفۡنَآ إِلَيۡكَ نَفَرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوٓاْ أَنصِتُواْۖ فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوۡاْ إِلَىٰ قَوۡمِهِم مُّنذِرِينَ٢٩﴾[الأحقاف: ۲۹]. «و هنگامیکه گروهی از جنّیان را بهسوی تو روانه کردیم تا قرآن را بشنوند پس وقتی که حاضر آمدند گفتند: خاموش باشید پس چون (تلاوت قرآن) به پایان آمد بیمکنان بهسوی قومشان بازگشتند».
﴿قَالُواْ يَٰقَوۡمَنَآ إِنَّا سَمِعۡنَا كِتَٰبًا أُنزِلَ مِنۢ بَعۡدِ مُوسَىٰ مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّ وَإِلَىٰ طَرِيقٖ مُّسۡتَقِيمٖ٣٠﴾[الأحقاف: ۳۰]. «گفتند: ای قوم ما! ما (تلاوت) کتابی را شنیدیم که پس از موسی فرو فرستاده شده است و کتابهای پیش از خود را تصدیق میکند، (و) به حق و به راه راست رهنمون میکند».
﴿يَٰقَوۡمَنَآ أَجِيبُواْ دَاعِيَ ٱللَّهِ وَءَامِنُواْ بِهِۦ يَغۡفِرۡ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُجِرۡكُم مِّنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ٣١﴾[الأحقاف: ۳۱]. «ای قوم ما! سخنان دعوتگر الهی را بپذیرید و به او ایمان بیاورید تا گناهانتان را بیامرزد و شما را از عذاب دردناک در امان دارد».
﴿وَمَن لَّا يُجِبۡ دَاعِيَ ٱللَّهِ فَلَيۡسَ بِمُعۡجِزٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَيۡسَ لَهُۥ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءُۚ أُوْلَٰٓئِكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ٣٢﴾[الأحقاف: ۳۲]. «و کسیکه (دعوت) دعوتگر خدا را نپذیرد نمیتواند خدای را از دستیابی به خود در زمین ناتوان کند و برای او جز هیچ ولیّ و یاوری نیست، اینان در گمراهی آشکارند».
خداوند پیامبرش محمّدصرا بهسوی همهی انسانها و جنها فرستاد و میبایست دعوت و نبّوت و رسالت به همهی آنها رسانده شود. دعوت کردن و بیم دادن انسانها برای پیامبرصممکن بود امّا جنها را خداوند با قدرت خویش بهسوی او فرستاد: ﴿نَفَرٗا مِّنَ ٱلۡجِنِّ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوٓاْ أَنصِتُواْ﴾گروهی از جنها را فرستاد تا قرآن را بشنوند. وقتی جنها نزد پیامبر حضور یافتند به یکدیگر توصیه کردند و گفتند: خاموش باشید. ﴿فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوۡاْ إِلَىٰ قَوۡمِهِم مُّنذِرِينَ﴾وقتیکه تلاوت قرآن به پایان آمد و آن را فرا گرفتند و قرآن در آنها اثر گذاشت به سوی قومشان بازگشتند تا آنها را دعوت کنند. چون نسبت به قومشان مهربان و دلسوز بودند و برای آن که حجّت بر آنها اقامه گردد، خداوند آنها را برگماشت تا در گسترش دعوت پیامبر میان جنها او را یاری دهند.
﴿قَالُواْ يَٰقَوۡمَنَآ إِنَّا سَمِعۡنَا كِتَٰبًا أُنزِلَ مِنۢ بَعۡدِ مُوسَىٰ﴾گفتند: ای قوم ما! ما تلاوت کتابی را شنیدهایم که بعد از موسی نازل شده است. چون کتاب موسی اصل و اساس انجیل و مرجع بنیاسراییل در احکام شرع بود. و انجیل تکمیل کننده تورات بود و برخی از احکام آن را تغییر داد. ﴿مُصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيۡهِ يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلۡحَقِّ﴾کتابی که ما شنیدیم به سوی حق راهنمایی میکند. و «حق» عبارت است از هر امر و هر خبری درست. ﴿وَإِلَىٰ طَرِيقٖ مُّسۡتَقِيمٖ﴾و به راه راست رهنمون میشود، راهی که انسان را به خدا و بهشت میرساند. و راه آن شناخت خدا و احکام دینی و احکام جزایی او میباشد.
وقتی آنها را ستودند و جایگاه و منزلت آنرا بیان داشتند قومشان را به ایمان آوردند به پیامبر فرا خواندند و گفتند: ﴿يَٰقَوۡمَنَآ أَجِيبُواْ دَاعِيَ ٱللَّهِ﴾ای قوم ما! سخنان دعوتگر الهی را بپذیرید. یعن کسی را اجابت کنید که جز بهسوی پروردگارش دعوت نمیکند و او شما را به هدفی از اهداف شخصیاش دعوت نمیکند و شما را به هواپرستی فرا نمیخواند، بلکه فقط شما را بهسوی پروردگارتان دعوت میکند تا پروردگارتان به شما پاداش دهد و هر شر و امر ناخوشایندی را از شما دور نماید. بنابراین گفتند: ﴿وَءَامِنُواْ بِهِۦ يَغۡفِرۡ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُجِرۡكُم مِّنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ﴾و به او ایمان بیاورید تا داوند گناهانتان را بیامرزد و شما را از عذاب دردناک در امان دارد.
و وقتی آنها را از عذاب دردناک در پناه خویش محفوظ بدارد پس آنجا جز نعمت چیز دیگری وجود ندارد. این پاداش کسی است که دعوت دعوتگر الهی را بپذیرد.
﴿وَمَن لَّا يُجِبۡ دَاعِيَ ٱللَّهِ فَلَيۡسَ بِمُعۡجِزٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾و هرکس دعوت دعوتگر الهی را نپذیرد در زمین راه گریزی ندارد، چرا که خداوند بر هر چیزی تواناست و هیچ گزیزندهای از دست او در نمیرود و هیچ کسی بر او چیره نمیشود. ﴿وَلَيۡسَ لَهُۥ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءُۚ أُوْلَٰٓئِكَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٍ﴾و کسی که دعوتگر الهی را اجابت نکند در برابر خداوند دوستان و یاورانی ندارد، و اینان در گمراهی آشکارند، و چه گمراهی بالاتر از گمراهی کسی است که پیامبران او را فرا خواندهاند و هشدارها به وسیله آیات و نشانههای روشنگر و حجّتهای متواتر به او رسیده باشد امّا همچنان روی بگرداند و استکبار ورزد؟!.
آیهی ۳۳:
﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ أَنَّ ٱللَّهَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَلَمۡ يَعۡيَ بِخَلۡقِهِنَّ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يُحۡـِۧيَ ٱلۡمَوۡتَىٰۚ بَلَىٰٓۚ إِنَّهُۥ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٣٣﴾[الأحقاف: ۳۳]. «آیا نیندیشیدهاند خدایی که آسمانها و زمین را آفریده و در آفرینش آنها خسته و درمانده نشده است تواناست بر آنکه مردگان را زنده کند؟! آری او بر هر کاری تواناست».
در اینجا خداوند بر زنده گرداندن مردم پس از مرگ به چیزی استدلال کرده است که از زنده کردن مردگان مهمتر است و آن این که خداوندی که آسمانها و زمین را با وجود بزرگی و گستردگی و استواریشان آفریده است بدون این که کم دقتی کرده ودر آفرینش آنها خسته و درمانده شده باشد، پس چگونه او از دوباره زنده کردنتان پس از مردنتان خسته و درمانده میشود درحالیکه او بر هر کاری تواناست؟!.
آیهی ۳۵-۳۴:
﴿وَيَوۡمَ يُعۡرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ عَلَى ٱلنَّارِ أَلَيۡسَ هَٰذَا بِٱلۡحَقِّۖ قَالُواْ بَلَىٰ وَرَبِّنَاۚ قَالَ فَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ٣٤﴾[الأحقاف: ۳۴]. «و روزی که کافران بر دوزخ عرضه میشوند (و به آنان گفته میشود:) آیا این حق نیست؟ میگویند: بلی، سوگند به پروردگارمان. خداوند میفرماید: پس به سبب آنکه کفر میورزیدید عذاب را بچشید».
﴿فَٱصۡبِرۡ كَمَا صَبَرَ أُوْلُواْ ٱلۡعَزۡمِ مِنَ ٱلرُّسُلِ وَلَا تَسۡتَعۡجِل لَّهُمۡۚ كَأَنَّهُمۡ يَوۡمَ يَرَوۡنَ مَا يُوعَدُونَ لَمۡ يَلۡبَثُوٓاْ إِلَّا سَاعَةٗ مِّن نَّهَارِۢۚ بَلَٰغٞۚ فَهَلۡ يُهۡلَكُ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ٣٥﴾[الأحقاف: ۳۵]. «پس شکیبایی کن چنانکه پیامبران اولوالعزم شکیبایی ورزیدند، و برای (عذاب) آنان شتاب مکن. روزی که ببینند آنچه را که وعده مییابند، گویی در دنیا جز مدّتی از یک روز نماندهاند، این (قرآن) ابلاغی است پس آیا (قومی) جز گروه فاسقان نابود میشوند»؟.
خداوند از حالت هولناک و زشت کافران بدانگاه که در کنار دوزخی گرد آورده میشوند که آن را دروغ میانگاشتند خبر میدهد و آنها در آن جا مورد نکوهش قرار میگیرند و به آنان گفته میشود: ﴿أَلَيۡسَ هَٰذَا بِٱلۡحَقِّ﴾آیا این حقیقت ندارد؟ شما در آن حاضر شدهاید و آشکارا آنرا مشاهده میکنید. ﴿قَالُواْ بَلَىٰ وَرَبِّنَا﴾میگویند: بلی، سوگند به پروردگارمان، پس آنها به گناهشان اعتراف میکنند و دروغشان آشکار میگردد. ﴿قَالَ فَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَ بِمَا كُنتُمۡ تَكۡفُرُونَ﴾خداوند به آنان میفرماید: به سزای آن که کفر میورزیدید عذاب را بچشید. یعنی عذابی که همیشگی و همراهتان است، همانطور که کفر ورزیدن صفت همیشگی ِ شما بود.
سپس خداوند به پیامبرش فرمان داد تا در برابر اذیت و آزار کسانی که او را دروغگو میانگارند و با او دشمنی میورزند شکیبایی کند و همواره آنها را به سوی خداوند دعوت نماید و به صبر و شکیبایی پیامبران اولوالعزم که سرداران انسانها هستند و دارای همّتهای بلند و عزم راسخ و شکیبایی بزرگ و یقین کامل بودهاند اقتدا نماید و از آنها الگوبرداری کند، چون آنها شایستهترین الگو برای او هستند و باید راه آنها را در پیش گیرد و در پرتو نشانههای روشنِ آنان راهیاب گردد. پیامبرصدستور پروردگارش را اطاعت کرد و چنان صبر و شکیبایی از خود نشان داد که هیچ پیامبری پیش از او آن بردباری را نداشته است و دشمنا همه یک پارچه در برابر او قرار گرفتند و با یک کمان او را نشانه گرفتند، و همه برای بازداشتن او از دعوت کردن به سوی خدا بپا خاستند و آن چه از مخالفت و دشمنی که توانستند با او انجام دادند. و ایشان صهمواره فرمان و دستور الهی را آشکارا بیان میکرد و بر جهاد با دشمنان خدا پایبند بود و در برابر اذیت و آزاری که به او میرسید شکیبا بود تا اینکه خداوند به او را بر سایر ادیان، و امّتش را بر دیگر امّتها چیره گرداند. پس درود و سلام خدا بر او باد.
﴿وَلَا تَسۡتَعۡجِل لَّهُمۡ﴾و عذابی را که تکذیب کنندگان به شتاب آن را میخواهند به شتاب مخواه، چون آنها از روی جهالت و حماقت در آمدن عذاب الهی عجله دارند. پس نباید جهالت آنها تو را وادار نماید تا پیش خداوند برای نابودی فوری آنها دعا کنی، زیرا عذابی که در پیش دارند خواهد آمد و هرآنچه که میآید نزدیک است. ﴿كَأَنَّهُمۡ يَوۡمَ يَرَوۡنَ مَا يُوعَدُونَ لَمۡ يَلۡبَثُوٓاْ إِلَّا سَاعَةٗ مِّن نَّهَارِ﴾وقتی آنها عذابی را که به آنها وعده داده میشوند دریابند، انگار در دنیا جز لحظهای از روز نماندهاند. پس بهرهمند شدنِ اندک آنها از دنیا درحالیکه بهسوی عذاب هلاک کننده بر میگردند تو را غمگین نکند. ﴿بَلَٰغٞ﴾یعنی کالا و دلخوشی، و لّذت این دنیا بهرهای ناگوار و سرگرمی اندک است. و یا اینکه قرآن بزرگ که در آن برایتان روشنگری کامل ارائه دادهایم وسیله و توشهای است که شما را به سرای آخرت میرساند و بهترین توشه و وسیله توشه ایست که انسان را به سرای بهشت و نعمتهای پایدار برساند و او را از عذاب دردناک مصون و محفوظ دارد. پس این بهترین توشهایست که مردم میاندوزند و بزرگترین نعمتی است که خداوند به آنها ارزانی داشته است. ﴿فَهَلۡ يُهۡلَكُ إِلَّا ٱلۡقَوۡمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ﴾پس آیا به وسیلهی کیفرهای خدا جز گروه فاسقان نابود میشوند؟ یعنی کسانی که خیری در آنها نیست و از طاعت پروردگارشان خارج شده و حقی را که پیامبران برایشان آوردهاند نپذیرفتهاند. و خداوند آنها را هشدار و بیم داد امّا آنان بر کفر و تکذیب خود ادامه دادند. پس عذری نخواهند داشت. از خداوند میخواهیم که ما را از عذاب خود در امان دارد.
پایان تفسیر سورهی احقاف
مدنی و ۳۸ آیه است.
آیهی ۳-۱:
﴿ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ أَضَلَّ أَعۡمَٰلَهُمۡ١﴾[محمد: ۱]. «کسانیکه کفر ورزیدند و از راه خدا باز داشتند خدا همهی کارهایشان را باطل مینماید».
﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَءَامَنُواْ بِمَا نُزِّلَ عَلَىٰ مُحَمَّدٖ وَهُوَ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّهِمۡ كَفَّرَ عَنۡهُمۡ سَئَِّاتِهِمۡ وَأَصۡلَحَ بَالَهُمۡ٢﴾[محمد: ۲]. «و کسانیکه ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و به آنچه که بر محمّد نازل شده است ایمان آوردند و آن هم حق است و از سوی پروردگارشان آمده است، (خداوند) گناهانشان را از آنان میزداید و حال و ووضعشان را سامان میدهد».
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱتَّبَعُواْ ٱلۡبَٰطِلَ وَأَنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّبَعُواْ ٱلۡحَقَّ مِن رَّبِّهِمۡۚ كَذَٰلِكَ يَضۡرِبُ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ أَمۡثَٰلَهُمۡ٣﴾[محمد: ۳]. «این بدان خاطر است که کافران از باطل پیروی کردند و مؤمنان از حقّی پیروی نمودند که از سوی پروردگارشان آمده است. اینگونه خدا برای مردم مثالهای ایشان را بیان میدارد».
این آیات در برگیرندهی پاداش مومنان و کیفر گناهکاران و اسباب برخورداری از این ثواب و عقاب است. همچنانکه در این آیات مردم فرا خوانده شدهاند تا از این موضوع عبرت بگیرند. پس فرمود: ﴿ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾کسانیکه کفر ورزیدند و از راه خدا باز داشتند، ایشان سران کفر و پیشوایان گمراهی هستند که هم به خدا و آیات او کفر ورزیدهاند و هم خود و دیگران را از راه خدا باز داشتهاند. راه خدا آن چیزی است که پیامبران و پیروانشان به آن دعوت کردهاند. ﴿أَضَلَّ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾خداوند اعمال ایشان را باطل نموده و آنها را به سبب اعمالشان به خاک مذلّت مینشاند و این شامل کارهایی است که علیه حق و دوستان خدا انجام میدادند. خداوند توطئه و مکر آنها را به خودشان باز گرداند و به اهداف خود نرسیدند.
و خداوند کارهایی را که به امید کسب پاداش انجام میدادند نابود مینماید، چون ایشان از باطل پیروی کردهاند، و باطل هر آن چیزی است که منظور از آن خدا نباشد از قبیل پرستش بتها و غیره. و اعمال و کارهایی که در راه یاری دادن باطل انجام میدادند باطل و پوچ خواهند شد.
﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾و کسانیکه به آنچه خداوند بر همهی پیامبرانش نازل فرموده، به خصوص به آنچه بر محمّدصنازل کرده است ایمان آوردند. ﴿وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾و کارهای شایسته کردهاند، اینگونه افراد که آنچه از حقوق الهی بر آنهاست انجام داده و حقوق واجب و مستحب بندگان را ادا کردهاند، ﴿كَفَّرَ عَنۡهُمۡ سَئَِّاتِهِمۡ﴾خداوند گناهان کوچک و بزرگ ایشان را میبخشاید، و وقتی بدیها و گناهانشان بخشوده شوند از عذاب دنیا و آخرت نجات خواهند یافت. ﴿وَأَصۡلَحَ بَالَهُمۡ﴾و خداوند دین و دنیا و دلها و اعمالشان را به صلاح میآورد و خوب میگرداند و پاداش آنها را با رشد دادن آن نیک میگرداند و همه حالات و وضعشان را سامان میدهد، چون آنها: ﴿ٱتَّبَعُواْ ٱلۡحَقَّ﴾از حق که عبارت از راستی و یقین و تمام چیزهایی که قرآن آنها را در بر گرفته است. پیروی کردند، حقی که: ﴿مِن رَّبِّهِمۡ﴾از سوی پروردگارشان آمده است، پروردگاری که آنها را با نعمت خویش پرورش داده و با لطف خود آنها را مورد سرپرستی قرار دادهاست. پس خداوند آنها را با حق پیروی کردند، در نتیجه کارهایشان سامان یافت.
و از آنجا که هدف اینها متعلق به حق است، حقّی که منسوب به خداوند باقی و پایدار میباشد وسیلهای که آنها برای رسیدن به این هدف برگزیدند پایدار میماند و پاداش آن نیز ماندگار خواهد بود. ﴿كَذَٰلِكَ يَضۡرِبُ ٱللَّهُ لِلنَّاسِ أَمۡثَٰلَهُمۡ﴾خداوند اینگونه مثالهایشان را برای مردم بیان میدارد و اهل خیر و اهل شرّ را به آنها معرفی میکند و برای هریک صفت و حالتی بیان مینماید که با آن شناخته میشوند، [الأنفال: ۴۲]. ﴿لِّيَهۡلِكَ مَنۡ هَلَكَ عَنۢ بَيِّنَةٖ وَيَحۡيَىٰ مَنۡ حَيَّ عَنۢ بَيِّنَةٖ﴾[الأنفال: ۴۲]. «تا هرکس که هلاک میشود از روی دلیل هلاک گردد، و هرکس که زنده میماند از روی دلیل زنده بماند».
آیهی ۶-۴:
﴿فَإِذَا لَقِيتُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَضَرۡبَ ٱلرِّقَابِ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَثۡخَنتُمُوهُمۡ فَشُدُّواْ ٱلۡوَثَاقَ فَإِمَّا مَنَّۢا بَعۡدُ وَإِمَّا فِدَآءً حَتَّىٰ تَضَعَ ٱلۡحَرۡبُ أَوۡزَارَهَاۚ ذَٰلِكَۖ وَلَوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ لَٱنتَصَرَ مِنۡهُمۡ وَلَٰكِن لِّيَبۡلُوَاْ بَعۡضَكُم بِبَعۡضٖۗ وَٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعۡمَٰلَهُمۡ٤﴾[محمد: ۴]. «پس هنگامیکه با کافران روبرو شدید گردنهایشان را بزنید و همچنان ادامه دهید تا به اندازهی کافی دشمن را (با کشتن و زخمی کردن) ضعیف نمایید و درهم بکوبید. در این هنگام اسیران را محکم ببندید سپس آنانرا به احسان یا به فدیهای رها کنید تا جنگ، بارهای سنگین خود را بر زمین نهد و نبرد پایان گیرد، (حکم) این است، و اگر خداوند میخواست از آنان انتقام میگرفت ولی (میخواهد) برخی از شما را با برخی دیگر بیازماید. و کسانیکه در راه خدا کشته شدند اعمال آنانرا نابود نمیکند».
﴿سَيَهۡدِيهِمۡ وَيُصۡلِحُ بَالَهُمۡ٥﴾[محمد: ۵]. «به زودی خداوند آنانرا هدایت خواهد کرد و حال و وضعشان را سامان میدهد».
﴿وَيُدۡخِلُهُمُ ٱلۡجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمۡ٦﴾[محمد: ۶]. «و آنانرا به بهشتی داخل خواهد کرد که به آنان شناسانده است».
خداوند متعال با راهنمایی بندگانش به آن چه صلاح و بهبودی اوضاعشان در آن است و مایهی پیروزیشان بر دشمنانشان میباشد، میفرماید: ﴿فَإِذَا لَقِيتُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ﴾هنگامیکه در جنگ و میدان کارزار با کافران روبرو شدید قاطعانه و صادقانه با آنها بجنگید و گردنهایشان را بزنید، ﴿حَتَّىٰٓ إِذَآ أَثۡخَنتُمُوهُمۡ﴾و همچنان به جنگ ادامه دهید تا این قدرت آنها را ضعیف کنید و آنها را در هم کوبید و به این نتیجه برسید که اسیر گرفتن آنها بهتر و سزاوارتر است. ﴿فَشُدُّواْ ٱلۡوَثَاقَ﴾پس اسیرانتان را محکم ببندید و این برای احتیاط است تا فرار نکنند، و هرگاه محکم بسته شوند مسلمانها خاطر جمع میگردند که فرار نخواهند کرد و شرّی به پا نمیکنند. ﴿فَإِمَّا مَنَّۢا بَعۡدُ﴾پس وقتی آنها در اسارت شما قرار گرفتند مختارید که بر آنها منّت نهید و آنانرا بدون دادن مال آزاد کنید. ﴿وَإِمَّا فِدَآءً﴾یا اینکه آنها را آزاد نکنید تا اینکه قیمت خود را بپردازند و یا دوستان و یاورانشان با پرداخت مال، آنها را از شما بخرند، و یا با اسیر مسلمانی مبادله شوند. و این کار همچنان ادامه دارد، ﴿حَتَّىٰ تَضَعَ ٱلۡحَرۡبُ أَوۡزَارَهَا﴾تا اینکه جنگ بارهای سنگین خود را به زمین بگذارد، و نبرد پایان یابد و شما در حالت امّنیت و صلح قرار گیرید. پس بدانید که هر سخن و دستوری را جایی است و هر حالتی حکمی دارد. پس کشتن و اسیر کردن برای زمانی است که جنگ و نبرد در کار باشد. ولی اگر در بعضی اوقات جنگی درمیان نباشد نباید به کشتن یا اسیر کردن کسی اقدام کرد. ﴿ذَٰلِكَ﴾این حکم، در رابطه با ابتلا و آزمایش مومنان به سبب کافران، و دست به دست شدن قدرت در میان آنان، و انتقام گرفتن برخی از آنان از برخی دیگر است.
﴿وَلَوۡ يَشَآءُ ٱللَّهُ لَٱنتَصَرَ مِنۡهُمۡ﴾و اگر خداوند میخواست از آنها انتقام میگرفت و بر این تواناست که کافران را در هیچ جایی و برای یک بار هم پیروز نگرداند تا اینکه مسلمانها به کلّی آنها را نابود کنند. ﴿وَلَٰكِن لِّيَبۡلُوَاْ بَعۡضَكُم بِبَعۡضٖ﴾ولی خداوند میخواهد تا برخی از شما را با برخی دیگر بیازماید و بازار جهاد گرم و دایر باشد و بدین وسیله حالات بندگان مشخص گردد که راستگو کیست، و دروغگو کیست. و تا هرکس که ایمان آورده ایمانش از روی بینش باشد نه ایمانی که تابع قدرتمندان و پیروزمندان است، زیرا چنین ایمانی و آزمایشات به صاحب خود سودی نمیرساند. ﴿وَٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾و کسانیکه در راه خدا کشته میشوند پاداش فراوان و زیبایی دارند و آنها با کسانی میجنگند که به جنگیدن با آنها فرمان داده شده است و میجنگند تا کلمه خدا برتری یابد.
﴿فَلَن يُضِلَّ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾و خداوند اعمالشان را پوچ و بیمزد نمیگذارد، بلکه اعمالشان را میپذیرد و آن را برایشان پرورش میدهد و نتیجهی اعمالشان در دنیا و آخرت برای آنها آشکار میگردد.
﴿سَيَهۡدِيهِمۡ﴾خداوند آنها را به در پیش گرفتن راهی که به بهشت منتهی میشود هدایت خواهد کرد، ﴿وَيُصۡلِحُ بَالَهُمۡ﴾و حال و امورشان را به صلاح میآورد و پاداش آنها درست و کامل خواهد بود و به هیچ وجه نقص و عیبی در آن وجود نخواهد داشت.
﴿وَيُدۡخِلُهُمُ ٱلۡجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُمۡ﴾و آنانرا وارد بهشتی میکند که برایشان شناسانده است. یعنی بهشتی که نخست آنرا به آنها معرّفی نمود، و آنها را به آن علاقمند کرد و آن را برایشان توصیف نمود و اعمالی که انسان را به بهشت میرساند برای آنها بیان کرد از جمله آن اعمال شهید شدن در راه خداست، و خداوند به آنها توفیق میدهد تا آن چه را بدان فرمان داده است انجام دهند، و ایشان را به انجام آن کارها مشتاق میگرداند، سپس وقتی وارد بهشت شوند جایگاهشان را و نعمتهای پایداری که در آن منازل وجود دارد و زندگی سالمی که در آنجاست به ایشان نشان میدهد.
آیهی ۹-۷:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن تَنصُرُواْ ٱللَّهَ يَنصُرۡكُمۡ وَيُثَبِّتۡ أَقۡدَامَكُمۡ٧﴾[محمد: ۷]. «ای مؤمنان! اگر خدا را یاری کنید خدا (هم) شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میدارد».
﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فَتَعۡسٗا لَّهُمۡ وَأَضَلَّ أَعۡمَٰلَهُمۡ٨﴾[محمد: ۸]. «و آنانکه که کفر ورزیدند مرگ بر آنان باد و خداوند اعمالشان را از بین برده است».
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ كَرِهُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فَأَحۡبَطَ أَعۡمَٰلَهُمۡ٩﴾[محمد: ۹]. «این بدان خاطر است که آنان آنچه را که خدا نازل کرده است ناخوش داشتند در نتیجه خداوند اعمالشان را تباه کرد».
در اینجا خداوند مومنان را فرمان میدهد تا با تبّعیت از دین خدا و دعوت کردن مردم به سوی آن و جهاد کردن با دشمنانش او را یاری کنند، و اینکه هدفشان از این کار جلب رضایت خدا باشد زیرا آنان هرگاه چنین کنند خداوند آنها را یاری میکند و گامهایشان را استوار میدارد. یعنی دلهایشان را با صبر و شکیبایی و آرامش محکم میدارد و جسمهایشان را مقاوم میگرداند و توان و تحمّل به آنها میدهد و آنان را در مقابل دشمنانشان یاری میکند. پس این وعدهایست از سوی خداوند بزرگوار که وعدهاش راست است. پس او وعده دادهاست هرکس او را با گفته ا و کارهایش یاری کند پروردگارش او را یاری خواهد کرد و اسباب پیروزی از قبیل استقامت و پایداری را برای او فراهم خواهد نمود.
کسانیکه به پروردگارشان کفر ورزیده و باطل را یاری کردند، ﴿فَتَعۡسٗا لَّهُمۡ﴾آنان در نابودی و انحطاط قرار دارند و کارهایشان رو به نابودی است و خوار خواهند شد. ﴿وَأَضَلَّ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾و خداوند کارهایشان را که به وسیلهی آن علیه حق توطئه میکردند باطل مینماید و مکر آنها را به خودشان برمیگرداند، و اعمالی که گمان میبردند برای خداست باطل میشود.
گمراهی و هلاکت کافران بدان سبب است که آنها، ﴿كَرِهُواْ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ﴾قرآنی راکه خداوند برای صلاح بندگان خود و رستگاریشان نازل کرده است دوست نداشتند و آنرا نپذیرفتند، بلکه آن را ناخوش داشته و با آن دشمنی ورزیدند. ﴿فَأَحۡبَطَ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾در نتیجه خداوند اعمالشان را تباه و نابود گرداند.
آیهی ۱۱-۱۰:
﴿أَفَلَمۡ يَسِيرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَيَنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۖ دَمَّرَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡۖ وَلِلۡكَٰفِرِينَ أَمۡثَٰلُهَا١٠﴾[محمد: ۱۰]. «آیا در زمین به گشت و گذار نپرداختهاند تا بنگرند سرانجام کسانیکه پیش از ایشان بودهاند به کجا کشیده و چه شده است؟ خداوند ( همه چیز) آنانرا نابود کرد و کافران (کیفری) مانند آنرا دارند».
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ مَوۡلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَأَنَّ ٱلۡكَٰفِرِينَ لَا مَوۡلَىٰ لَهُمۡ١١﴾[محمد: ۱۱]. «این بدان خاطر است که بیگمان خداوند کارساز مؤمنان است و همانا کافران هیچ کارسازی ندارند».
چرا کسانیکه پیامبرصرا تکذیب میکنند در زمین به گشت و گذار نمیپردازند؟ ﴿فَيَنظُرُواْ كَيۡفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾تا بنگرند سرانجام کسانی که پیش از ایشان بودهاند به کجا کشیده و چه شده است؟ آنها اگر بروند و بنگرند خواهند دید که سرانجام پیشینیان کافر بدترین سرانجام بوده است. آنها اگر به چپ و راست بنگرند میبینند کسانی که پیش از اینها بودهاند هلاک و نابود گشتهاند و به سبب تکذیب و کفر ورزیدنشان ریشهکن شدهاند و خداوند اموال و آبادیهایشان را تلف کرده است، بلکه اعمال و مکراشن را نابود گردانده است. و کافران در هر زمان و مکانی چنین سرانجام وخیم و کیفر زشتی خواهند داشت. ولی مومنان را از خداوند از عذاب نجات میدهد و به آنان پاداش فراوان عطا میکند.
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ مَوۡلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾این بدان خاطر است که خداوند کارساز و یاور و سرپرست مومنان است و آنها را با رحمت خویش مورد سرپرستی قرار میدهد، پس آنها را از تاریکیها به سوی نور بیرون آورده و پاداش آنها و یاری کردنشان را به عهده گرفته است. ﴿وَأَنَّ ٱلۡكَٰفِرِينَ لَا مَوۡلَىٰ لَهُمۡ﴾و کسانیکه به خدا کفر ورزیده و ولایت الهی را از خود دور نموده و درهای رحمت را بهسوی خود بستهاند کارساز و یاوری ندارند که آنها را به سوی راههای سلامت و آسایش هدایت کند و آنها را از عذاب و کیفر خداوند نجات بدهد. بلکه: ﴿أَوۡلِيَآؤُهُمُ ٱلطَّٰغُوتُ يُخۡرِجُونَهُم مِّنَ ٱلنُّورِ إِلَى ٱلظُّلُمَٰتِ﴾[البقرة: ۲۵۷]. «کارساز و یاور ایشان طاغوت است که آنها را از نور بهسوی تاریکیها بیرون میآورد. ایشان اهل دوزخند و در آن جاودانه میمانند».
آیهی ۱۲:
﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُدۡخِلُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يَتَمَتَّعُونَ وَيَأۡكُلُونَ كَمَا تَأۡكُلُ ٱلۡأَنۡعَٰمُ وَٱلنَّارُ مَثۡوٗى لَّهُمۡ١٢﴾[محمد: ۱۲]. «بیگمان خداوند کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند به باغهایی از بهشت داخل میگرداند که رودبارها از زیر (کاخها و درختان) آن روان است. و کافران (در دنیا) بهرهمند میشوند و میخورند چنانکه چهارپایان میخورند و آتش دوزخ جایگاه آنان است».
وقتی خداوند بیان نمود که یاور و کارساز مومنان است به بیان نعمتهایی پرداخت که در آخرت برای مؤمنان انجام میشود از قبیل وارد شدن به باغهایی که چشمه سارها و رودبارها در زیر آن روان است که باغهای شکوفا و درختان زیبای پرمیوه را آبیاری میکنند. و وقتی که بیان داشت که کافران کارساز و یاوری ندارند، یادآور شد که آنها را به خودشان واگذار شدهاند، بنابراین، به صفات مرّوت و انسانّیت متصف نیستند بلکه از مقام مرّوت و انسانّیت بسیار پایین آمده و مانند چهارپایان شدهاند، چهارپایانی که عقل و فضیلتی ندارند زیرا کافران تمام هدف و مقصدشان بهرهمند شدن از لذّتها و دلخوشیهای دنیاست. پس حرکتهای ظاهری و باطنیشان حول همین محور دور میزند و آنها را به خیر و سعادت نمیرساند.
بنابراین، آتش دوزخ جایگاهشان است که برایشان آمده شده است و از آن بیرون آورده نمیشوند و از عذابش بر آنها کاسته نمیشود.
آیهی ۱۳:
﴿وَكَأَيِّن مِّن قَرۡيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةٗ مِّن قَرۡيَتِكَ ٱلَّتِيٓ أَخۡرَجَتۡكَ أَهۡلَكۡنَٰهُمۡ فَلَا نَاصِرَ لَهُمۡ١٣﴾[محمد: ۱۳]. «و چه شهرهای زیادی که (اهالی) آنها از (اهالی) شهری که تو را از آن بیرون کردند توانمندتر بودهاند و ما آنانرا نابوده کردهایم و هیچیار و یاوری نداشتهاند».
و چه شهرهای زیادی از شهرهای تکذیب کنندگان را از اهالی آن از نظر ثروت و فرزندان و یاوران و ساختمانها و وسایل (زندگی) از اهالی شهری که تو را از آن بیرون کردند توانمندتر بودهاند، ﴿أَهۡلَكۡنَٰهُمۡ﴾و وقتیکه پیامبران را تکذیب کردند و موعظهها در مورد آنان سودمند واقع نگردید ما آنان را هلاک و نابود کردیم و هیچ یاوری نداشتند و قدرتشان در برابر عذاب خدا برایشان کاری نکرد. پس چگونه است حالت اهالی ناتوان شهر تو که تو را از وطنت بیرون کردند و دروغگویت انگاشتند و با تو که برترینِ پیامبران هستی و بهترین پیشینیان و پسینیان هستی دشمنی ورزیدند؟! آنها به نابود شدن و کیفر سزاوارترند، امّا خداوند پیامبرش را به عنوان سَفیر رحمت و مهربانی و شکیبایی حتی بهسوی کافران منکر فرستاده است.
آیهی ۱۴:
﴿أَفَمَن كَانَ عَلَىٰ بَيِّنَةٖ مِّن رَّبِّهِۦ كَمَن زُيِّنَ لَهُۥ سُوٓءُ عَمَلِهِۦ وَٱتَّبَعُوٓاْ أَهۡوَآءَهُم١٤﴾[محمد: ۱۴]. «آیا کسیکه از سوی پروردگارش از دلایل روشن برخوردار است همانند کسی است که کردار بدش برای او آراسته شده و (آنان) از هوی و هوس خود پیروی کردهاند»؟.
کسیکه در امر دین خود از نظر دانش و عمل دارای بینش و بصیرت است و حق را شناخته و از آن پیروی نموده و به آن چه خداوند به اهل حق وعده داده امید دارد، با کسی برابر نیست که دلش کور گشته و حق را ترک گفته و آنرا از دست داده است و بدون رهنمودی از سوی خداوند از هوی و هوس خود پیروی کرده است و با این وجود فکر میکند آنچه او بر آن میباشد حق است. پس چقدر این دو گروه از هم دیگر فاصله دارند،و اهل هدایت و اهل گمراهی چه تفاوت بزرگی با یکدیگر دارند!.
آیهی ۱۵:
﴿مَّثَلُ ٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي وُعِدَ ٱلۡمُتَّقُونَۖ فِيهَآ أَنۡهَٰرٞ مِّن مَّآءٍ غَيۡرِ ءَاسِنٖ وَأَنۡهَٰرٞ مِّن لَّبَنٖ لَّمۡ يَتَغَيَّرۡ طَعۡمُهُۥ وَأَنۡهَٰرٞ مِّنۡ خَمۡرٖ لَّذَّةٖ لِّلشَّٰرِبِينَ وَأَنۡهَٰرٞ مِّنۡ عَسَلٖ مُّصَفّٗىۖ وَلَهُمۡ فِيهَا مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ وَمَغۡفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِمۡۖ كَمَنۡ هُوَ خَٰلِدٞ فِي ٱلنَّارِ وَسُقُواْ مَآءً حَمِيمٗا فَقَطَّعَ أَمۡعَآءَهُمۡ١٥﴾[محمد: ۱۵]. «ویژگی بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده (چنین است که) در آن جویبارانی از آبی (زلال و خاص) است که گندیده و بدبو نگشته، و جویبارهایی از شیری است که مزّهاش تغییر نکرده و جیوبارهایی از شرابی است که سراپا برای نوشندگان لذّت است و جویبارهایی از عسلی است که ناب و خالص است و در آنجا آنان هرگونه میوهای دارند و از آمرزش پروردگارشان برخوردارند. (آیا اینان) مانند کسانی هستند که در آتش دوزخ جاودانهاند؟ و از آب داغ و جوشان نوشانده می شوند که رودههایشان را پاره پاره میکند».
﴿مَّثَلُ ٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي وُعِدَ ٱلۡمُتَّقُونَ﴾ویژگی بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده است، بهشتی که خداوند برای آن دسته از بندگانش مهیا کرده که از ناخشنودی او پرهیز ورزیده و از رضایت او پیروی نمودهاند چنین است که ﴿فِيهَآ أَنۡهَٰرٞ مِّن مَّآءٍ غَيۡرِ ءَاسِنٖ﴾در آن رودبارهایی است که آبش نگندیده و بدبو نگشته است. یعنی آب آن تغییر نمیکند، بدین صورت که بدبو یا تیره شود، بلکه صافترین و زلالترین و خوشبوترین و گوارارترین آب است. ﴿وَأَنۡهَٰرٞ مِّن لَّبَنٖ لَّمۡ يَتَغَيَّرۡ طَعۡمُهُ﴾و رودبارهایی از شیری است که مزّه آن با ترش شدن و غیره تغییر نکرده است. ﴿وَأَنۡهَٰرٞ مِّنۡ خَمۡرٖ لَّذَّةٖ لِّلشَّٰرِبِينَ﴾و رودبارهایی از شرابی است که نوشندگان از نوشیدن آن لذّت فراوانی میبرند و مانند شراب دنیا نیست که طعم آن خوب نیست و انسان را دچار سردرد میکند و عقل را مختل مینماید. ﴿وَأَنۡهَٰرٞ مِّنۡ عَسَلٖ مُّصَفّٗى﴾و رودبارهایی از عسل ناب است که از موم و دیگر آلودگیهای آن پاک است. ﴿وَلَهُمۡ فِيهَا مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ﴾و در آنجا آنان هرگونه میوهای دارند از قبیل خرما و انگور و سیب و انار و انجیر و لیمو و دیگر چیزهایی که در دنیا نظیر و همانندی ندارند. پس این امور دوست داشتنی و مطلوب برایشان حاصل است. سپس فرمود: ﴿وَمَغۡفِرَةٞ مِّن رَّبِّهِمۡ﴾و آمرزشی از سوی پروردگارشان که به وسیلهی آن، آن چه مایهی هراس است از آنها دور میگردد. پس آیا اینها بهترند یا کسانیکه ﴿خَٰلِدٞ فِي ٱلنَّارِ﴾در آتش گرم و سوزان که عذاب آن چند برابر (عذاب دنیاست) است جاودانه هستند؟ ﴿وَسُقُواْ مَآءً حَمِيمٗا﴾و در دوزخ آب بسیار داغ به آنها نوشانده میشود. ﴿فَقَطَّعَ أَمۡعَآءَهُمۡ﴾در نتیجه رودههایشان را پاره پاره مینماید.
آیهی ۱۷-۱۶:
﴿وَمِنۡهُم مَّن يَسۡتَمِعُ إِلَيۡكَ حَتَّىٰٓ إِذَا خَرَجُواْ مِنۡ عِندِكَ قَالُواْ لِلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ مَاذَا قَالَ ءَانِفًاۚ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ طَبَعَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَٱتَّبَعُوٓاْ أَهۡوَآءَهُمۡ١٦﴾[محمد: ۱۶]. «و از آنان کسانی هستند که به تو گوش فرا میدهند امّا هنگامیکه از نزد تو بیرون میروند به کسانی که بدیشان علم و دانش بخشیده شده است میگویند: کمی پیش چه گفت؟ اینان کسانیاند که خداوند بر دلهایشان مهر نهاده و از هوی و هوسهایشان پیروی کردهاند».
﴿وَٱلَّذِينَ ٱهۡتَدَوۡاْ زَادَهُمۡ هُدٗى وَءَاتَىٰهُمۡ تَقۡوَىٰهُمۡ١٧﴾[محمد: ۱۷]. «و کسانیکه راهیاب شدهاند خداوند بر راهیابی ایشان میافزاید و تقوای لازم را بدیشان عطا میکند».
﴿وَمِنۡهُم مَّن يَسۡتَمِعُ إِلَيۡكَ﴾خداوند متعال میفرماید: در میان منافقان کسانی هستند که به آنچه میگویی گوش فرا میدهند امّا نه به این قصد که آنرا بپذیرند و اطاعت کنند، بلکه دلهایشان از آن روی گردان است. بنابراین فرمود: ﴿خَرَجُواْ مِنۡ عِندِكَ قَالُواْ لِلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ مَاذَا قَالَ ءَانِفًا﴾تا وقتیکه از نزد تو بیرون میروند به کسانی که بدیشان علم و دانش داده شده میگویند: کمی پیش چه گفت؟ یعنی درباره آنچه گفتهای و آنها شنیدهاند و علاقهای به آن نداشتهاند میپرسند، گویا آنرا نفهمیدهاند. و این نهایت مذّمت آنهاست، چون اگر آنان به خیر علاقمند بودند به آن گوش فرا میدادند و در دلهایشان جای میگرفت و اعضایشان از آن اطاعت میکرد، امّا آنها برعکس این هستند. بنابراین فرمود: ﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ طَبَعَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ﴾اینان کسانیاند که خداوند بر دلهایشان مهر زده است و به سبب پیروی کردنشان از خواستههای باطل نفسانیشان تمامی راههای خیر را به رویشان بسته است.
سپس حالت راه یافتگان را بیان کرد و فرمود: ﴿وَٱلَّذِينَ ٱهۡتَدَوۡاْ﴾و کسانیکه با ایمان آوردن و فرمانبرداری و اطاعت از آنها چه خدا را خشنود میکند راهیاب و هدایت شدهاند، ﴿زَادَهُمۡ هُدٗى﴾خداوند به پاس این کارشان بر هدایتشان میافزاید، ﴿وَءَاتَىٰهُمۡ تَقۡوَىٰهُمۡ﴾و به آنان تقوایشان را میدهد. یعنی به آنها توفیق خیر را میدهد و از شر و بدی آنها را حفاظت مینماید. پس برای هدایت یافتگان دو پاداش را بیان کرد: یکی علم مفید و دیگری عمل صالح.
آیهی ۱۸:
﴿فَهَلۡ يَنظُرُونَ إِلَّا ٱلسَّاعَةَ أَن تَأۡتِيَهُم بَغۡتَةٗۖ فَقَدۡ جَآءَ أَشۡرَاطُهَاۚ فَأَنَّىٰ لَهُمۡ إِذَا جَآءَتۡهُمۡ ذِكۡرَىٰهُمۡ١٨﴾[محمد: ۱۸]. «پس آیا جز چشم به راه قیامت هستند که ناگهان به سراغشان بیاید؟ هماکنون علایم و نشانههای آن ظاهر شده است پس چون به سراغشان بیاید پند گرفتنشان چه سودی برای آنان دارد».
آیا این تکذیب کنندگان فقط منتظر قیامت هستند، ﴿أَن تَأۡتِيَهُم بَغۡتَةٗ﴾که ناگهان و درحالیکه نمیدانند به سراغشان بیاید؟ ﴿فَقَدۡ جَآءَ أَشۡرَاطُهَا﴾به راستی نشانههایی که بر نزدیک بودن قیامت دلالت دارند، آمدهاند، ﴿فَأَنَّىٰ لَهُمۡ إِذَا جَآءَتۡهُمۡ ذِكۡرَىٰهُمۡ﴾پس هنگامیکه قیامت بیاید و اجلهای آنان تمام شود چگونه فرصت خواهند داشت که پند پذیرند و پوزش بطلبند؟ دیگر زمان آن کار از دست رفته و وقت پند پذیرفتن تمام شده است، و به آنها عمری داده شده که هرکس بخواهد پند پذیرد در آن پند میگیرد، و هشدار دهنده هم به نزد آنها آمده است.پس در اینجا انسان تشویق شده که قبل از آمدن ناگهانی مرگ آمادگی کسب کند، چرا که مرگ انسان به معنی برپا شدن قیامت اوست.
آیهی ۱۹:
﴿فَٱعۡلَمۡ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَّهُ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لِذَنۢبِكَ وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِۗ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مُتَقَلَّبَكُمۡ وَمَثۡوَىٰكُمۡ١٩﴾[محمد: ۱۹]. «پس بدان که معبود به حقّی جز الله نیست و برای گناهانت و برای مردان و زنان مؤمن آمرزش بخواه و خداوند گردشگاه و قرارگاهتان را میداند».
دانستن باید همواره با اقرار و شناخت قلبی باشد. یعنی آنچه که از آدمی خواسته شده آن را بداند و کمالِ آن این است که به مقتضای دانش خود عمل کند. و این دانشی که خداوند به آن فرمان دادهاست. که شناخت یگانگی خداست بر هر انسانی فرض عین است و از هیچکس هرکسی باشد ساقط نمیشود، بلک هرکس باید این را بداند، و امّا راه دانستن این که هیچ معبود به حقّی جز الله نیست چند چیز است که عبارتند از:
۱- تدبّر و اندیشیدن در نامها و صفات خدا و کارهایش که بر کمال و عظمت و شکوه او دلالت میکنند. این ایجاب میکند تا بنده تمام تلاش خود را برای پرستش و بندگی پروردگارش که شایستهی هرگونه ستایش و بزرگی و زیبایی و شکوه است مبذول دارد. و این بزرگترین وسیلهای است برای کسب آگاهی از اینکه « الله» یگانه معبود بر حق است.
۲- شناخت این که خداوند در آفرینش و تدبیر امور یکتا و یگانه است، و چنانچه این شناخت و معرفت تحقق پیدا کند، آنگاه دانسته میشود که خداوند در الوهیت نیز یگانه است.
۳- شناخت این که او در بخشیدن و عطا کردن نعمتهای ظاهری و باطنی و دینی و دنیوی یکتاست و هرگاه انسان این را بداند به خدا دل میبندد و محبّت او در وجودش جای میگیرد و تنها او را که شریکی ندارد بندگی مینماید.
۴- آن چه ما مشاهده میکنیم میشنویم مبنی بر اینکه خداوند به دوستان موحدّش پاداشهایی از قبیل پیروزی و نعمتهای دنیوی میدهد، و دشمنان مشرکش را عقوبت میدهد، این امر بیانگر آن است که تنها خداوند سزاوار بندگی و عبادت است.
۵- شناخت صفتهای بتها و همتایانی که به همراه خداوند مورد پرستش قرار گرفتهاند و به خدایی گرفته شدهاند، و این که آنها از همهی جهات ناقصاند و محتاج میباشند و مالک سود و زیان خویشتن و عبادت کنندگان خود نیستند و چیزی از مرگ و زندگی و رستاخیز در دست آنها نیست، و نمیتوانند پرستش کنندگان خود را یاری کنند و به اندازه ذرّهای به آنها سود بخشند و خیری را برایشان فراهم آورند و شرّی را از آنها دور نمایند، شناخت این امور باعث میشود که انسان بداند هیچ معبود به حقّی جز خداوند وجود ندارد و الوّهیت غیر خدا باطل میباشد.
۶- همهی کتابها بر یگانگی خدا متفق هستند.
۷- برگزیدگان خلق که از نظر اخلاق و خرد و فکر و درست اندیشی و دانش از همه مردم کاملتر هستند و آنان پیامبران خدا و علمای ربّانی میباشند به یگانگی خداوند گواهی دادهاند.
۸- دلایل آفاقی و أنفُسی که خداوند آنها را پدید آورده است بر توحید دلالت میکنند و آفرینش دنیا و حکمت بدیع او با زبان حال ندای توحید را سر میدهند.
اینها راههایی هستند برای دانستن این که هیچ معبود به حقّی جز الله وجود ندارد، مطلبی که خداوند در جاهای زیادی بندگان را به آن دعوت کرده و در کتابش آن را بارها تکرار نموده است.
هرگاه بنده در یکی از این راهها بیاندیشد به یگانگی خداوند یقین میکند، پس چگونه است اگر در همهی اینها بیندیشد؟ و استفاده از همه این راهها برایش ممکن باشد؟ پس در آن وقت ایمان به الوّهیت خدا و شناخت آن در قلب بنده ریشه میدواند، طوری که همانند کوههای محکم هیچ شبهات و خیالاتی آنرا متزلزل نمیکنند و باطل و شبهه چیزی جز رشد و کمال به نمیافزاید.
علاوه بر اینها اگر به دلیل بزرگ توحید که اندیشیدن در قرآن و تامّل در آیات آن است بنگری خواهی دید که قران بزرگترین راهِ رسیدن به توحید است و از مفاهیم آن چیزهایی را به دست میآوری که از دیگر راهها به دست نمیآید.
﴿وَٱسۡتَغۡفِرۡ لِذَنۢبِكَ﴾و از خداوند برای گناهانت آمرزش بخواه، به این صورت که اسباب آمرزش را فراهم کنی از قبیل توبه و استغفار و انجام نیکیها که بدیها را از بین میبرند و ترک کردن گناهان و گذشت از جرائم. ﴿وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ﴾و همچنین برای مردان و زنان مومن آمرزش بخواه چرا که آنها به خاطر ایمانشان بر هر مرد و زن مسلمانی حق دارند. و از جمله حقوقشان این است که برایشان دعا کنی و برای گناهانشان از خداوند طلب آمرزش نماید.
وهرگاه فرمان یافت که برای آنها استغفار نماید، استغفاری که متضّمن زدوده شدن گناهان و کیفرها از آنان است، این استغفار مستلزم خیر خواهی و دلسوزی برای آنان است و باید هر چیز نیز بپسندد و دوست بدارد، و آن چه برای خود نمیپسندد برای مومنان نیز نپسندد و آنها را به آن چه که خیرشان در آن است امر کند و از آنچه که باعث زیانشان میشود باز دارد و از بدیها و عیبهایشان درگذرد و به وحدت و یکپارچگی آنها علاقمند باشد و بکوشد اتّحادی را درمیان آنان به وجود آورد که به وسیلهی آن دلهایشان انس و الفت یابد، و کینههایی را که در میانشان است از بین ببرد، کینههایی که به دشمنی و چند دستگی میانجامد و به وسیلهی آن گناهان و معصیتهایشان افزایش مییابد.
﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مُتَقَلَّبَكُمۡ﴾و خداوند تصّرفات و حرکتهایتان و آمد و رفت شما را میداند، ﴿وَمَثۡوَىٰكُمۡ﴾و محلّی را که در آن مستقّر میشوید میداند. پس او حرکات و سکنات شما را میداند. و طبق آن کاملترین سزا و جزا را به شما میدهد.
آیهی ۲۳-۲۰:
﴿وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَوۡلَا نُزِّلَتۡ سُورَةٞۖ فَإِذَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ مُّحۡكَمَةٞ وَذُكِرَ فِيهَا ٱلۡقِتَالُ رَأَيۡتَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ نَظَرَ ٱلۡمَغۡشِيِّ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡمَوۡتِۖ فَأَوۡلَىٰ لَهُمۡ٢٠﴾[محمد: ۲۰]. «و مؤمنان میگویند: چرا سورهای فرو فرستاده نشد؟ زمانیکه سورهای با معنایی روشن نازل شود و در آن کارزار ذکر گردد بیمار دلان را میبینی همچون کسی به تو نگاه میکنند که به سبب مرگ بیهوش شده باشد پس برایشان بهتر است».
﴿طَاعَةٞ وَقَوۡلٞ مَّعۡرُوفٞۚ فَإِذَا عَزَمَ ٱلۡأَمۡرُ فَلَوۡ صَدَقُواْ ٱللَّهَ لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡ٢١﴾[محمد: ۲۱]. «اطاعت و سخن نیک (برایشان سودمندتر است) هنگامیکه کار حتمی شود اگر با خدا بهراستی رفتار کنند برایشان بهتر است».
﴿فَهَلۡ عَسَيۡتُمۡ إِن تَوَلَّيۡتُمۡ أَن تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَتُقَطِّعُوٓاْ أَرۡحَامَكُمۡ٢٢﴾[محمد: ۲۲]. «پس آیا اگر رویگردان شوید جز این انتظار میرود که در زمین فساد کنید و صلهی ارحامتان را قطع نمایید».
﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَعَنَهُمُ ٱللَّهُ فَأَصَمَّهُمۡ وَأَعۡمَىٰٓ أَبۡصَٰرَهُمۡ٢٣﴾[محمد: ۲۳]. «اینانند که خداوند آنانرا لعنت کرده است بنابراین گوشهایشان را کر و چشمهایشان را کور کرده است».
خداوند متعال میفرماید: ﴿وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾مومنان برای اینکه به انجام کارهای دشوار مبادرت ورزند و درحالیکه شتاب دارند میگویند: ﴿لَوۡلَا نُزِّلَتۡ سُورَةٞ﴾کاش سورهای نازل میشد که در آن به جنگیدن امر میشد. ﴿فَإِذَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ مُّحۡكَمَةٞ﴾و زمانی که سورهای با معنایی روشن نازل شود، سورهای که عمل کردن به آن لازم و ضروری باشد، ﴿وَذُكِرَ فِيهَا ٱلۡقِتَالُ﴾و کارزار و جنگیدن که سختترین چیز برای انسان است در آن ذکر گردد، آنهایی که ایمانشان ضعیف است بر اطاعت از این فرمانها استوار نمیمانند. بنابراین فرمود: ﴿رَأَيۡتَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ نَظَرَ ٱلۡمَغۡشِيِّ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡمَوۡتِ﴾بیمار دلان را میبینی همچون کسی به تو نگاه میکنند که به سبب مرگ بیهوش افتاده است. از بس که جنگیدن را دوست ندارند و بر آنها دشوار و سخت است. و این همانند فرموده الهی است که میفرماید: ﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ قِيلَ لَهُمۡ كُفُّوٓاْ أَيۡدِيَكُمۡ وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقِتَالُ إِذَا فَرِيقٞ مِّنۡهُمۡ يَخۡشَوۡنَ ٱلنَّاسَ كَخَشۡيَةِ ٱللَّهِ﴾[النساء: ۷۷]. «آیا کسانی را نمیبینی که به آنها گفته شد: دست نگاه دارید و نماز را برپای دارید و زکات را بپردازید. پس وقتی کارزار بر آنها مقّرر گردید ناگهان گروهی از آنان آن چنان از مردم میترسیدند که از خدا ترسیده میشود».
سپس خداوند متعال آنانرا به چیزی فرا خواند که برایشان سزاوارتر و شایستهتر است. پس فرمود: ﴿فَأَوۡلَىٰ لَهُمۡ٢٠ طَاعَةٞ وَقَوۡلٞ مَّعۡرُوفٞ﴾برایشان بهتر است که از فرمان کنونی که بر آنان قطعی است اطاعت کنند و بر انجام آن عزم را جزم کنند و به دنبال آن نباشند که چیزی برایشان مقّرر گردد که بر آنها دشوار است، و باید به عافیت و عفو الهی خوشحال باشند. ﴿فَإِذَا عَزَمَ ٱلۡأَمۡرُ﴾و هرگاه کار و فرمانی جدّی و قطعی برایشان آمد، ﴿فَلَوۡ صَدَقُواْ ٱللَّهَ﴾پس در این حالت اگر با کمک خواستن از خدا و مبذول داشتن تلاش در راه اطاعت از او با خدا به راستی رفتار کنند، ﴿لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡ﴾برایشان از حالت اوّلی از چند جهت بهتر است:
۱- بنده از هر جهت ناقص است و قدرتی ندارد مگر اینکه خداوند او را یاری نماید پس اضافه بر آن چه در صدد انجام دادن آن است طلب نکند.
۲- هرگاه آدمی به آینده مشغول و دلبسته شود در انجام وظیفه فعلی و وظیفهی آیندهاش ناتوان خواهد بود. و از آنجا که ارادهاش به کار آینده معطوف است نمیتواند کار فعلی را انجام دهد، و کار آینده را بدان خاطر نمیتواند انجام دهد، و کار آینده را بدان خاطر نمیتواند انجام دهد که نشاط و فعالیت را از دست دادهاست.
۳- انسانی که آرزوهای آینده را در سر میپروراند در صورتی که در کار کنونی و فعلیاش تنبلی ورزد همانند کسی است که ادعا میکند حتما دارای توانایی و قدرت است و در توانایی خویش یقین دارد و بر اموراتی غیبی قسم میخورد که در آینده برایش پیش خواهد آمد، حال آنکه تنها خدا بر این امور علم و آگاهی دارد، نیز بر خدا حکم میکند که در آینده خدا چنین و چنان خواهد کرد. پس چنین شخصی سزاوار آن است که خدا کمکش نکند و نتواند کاری را انجام دهد که قصد و ارادهی آن را کرده بود. پس آنچه که باید بنده فکر و اراده و فعاّلیت خود را بر آن متمرکز کند زمان حال است و باید به اندازهی توانش وظیفهی خود را ادا کند، سس با نشاط و همّتی عالی و ارادهای مستحکم به استقبال لحظهها و اوقات برود و در این راستا از پروردگارش کمک جوید. و مسلّما چنین شخصی در همهی کارهایش بیشتر موفّق میگردد و آنرا درست انجام میدهد.
سپس خداوند متعال از حالت کسی خبر میدهد که از اطاعت پروردگارش رویگردان شده است. پس فرمود: چنین شخصی بهسوی خیر و خوبی روی نیاورده بلکه به سوی شر و بدی روی آورده است: ﴿فَهَلۡ عَسَيۡتُمۡ إِن تَوَلَّيۡتُمۡ أَن تُفۡسِدُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَتُقَطِّعُوٓاْ أَرۡحَامَكُمۡ٢٢﴾آیا اگر رویگردان شوید جز این انتظار میرود که در زمین فساد کنید و پیوند خویشاوندیتان را بگسلید؟ یعنی دوامر در پیش رو دارید: یکی پایبندی به این خبر و رشد و رستگاری است. و دیگر اینکه رویگردانی از اطاعت خدا که تباهی در زمین است با انجام دادن گناهان و از هم گسستن پیوند خویشاوندی.
﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَعَنَهُمُ ٱللَّهُ﴾کسانیکه در زمین فساد و تباهی کرده و پیوند خویشاوندی خود را گسستهاند خداوند ایشان را لعنت نموده و از رحمت خویش بدور کرده است، و به ناخشنودی و خشم خداوند نزدیک شدهاند.
﴿فَأَصَمَّهُمۡ وَأَعۡمَىٰٓ أَبۡصَٰرَهُمۡ﴾و آنانرا چنان نموده که آن چه را به آنها فایده میدهد نمیشنوند و آنرا نمیبینند. آنها گوشهایی دارند ولی چنان نمیشنوند که پند پذیرند و یقین کنند، بلکه شنیدن آنها فقط این فایده را بر آنها اتمام حجّت میشود. و آنها چشمهایی دارند امّا با آن نشانهها را نمیبینند و با چشمهای خود به حجّتها و دلایل نمینگرند.
آیهی ۲۴:
﴿أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ ٱلۡقُرۡءَانَ أَمۡ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقۡفَالُهَآ٢٤﴾[محمد: ۲۴]. «آیا در قرآن نمیاندیشند یا بر دلها(یشان) قفلهایی نهاده شده است».
آیا این اعراض کنندگان در کتاب خدا نمیاندیشند و به گونه شایسته در آن تامّل نمیورزند؟ چون اگر در آن تدبّر کنند قرآن آنها را به همهی خوبیها راهنمایی میکند و از هر شرّ و بدی برحذر میدارد و دلهایشان را از ایمان و یقین سرشار خواهد کرد. و آنها را به مطالب عالی و عطایایگران بها خواهد رساند و راهی را که انسان را به خدا و به بهشت او میرساند و مکّملات این راه و مفسدات آنرا برایشان بیان میدارد. و نیز راهی را که انسان را به عذاب میرساند و نیز چگونگی پرهیز از آن راه را بیان مینماید. و پرورگارشان را به آنها خواهد شناساند و اسما و صفاتش و احسان او را به آنها معرفّی خواهد کرد، و آنانرا به پاداش فراوان راغب میگرداند و از دچار شدن به کیفر و عذاب خدا برحذر میدارد. ﴿أَمۡ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقۡفَالُهَآ﴾آیا دلهایشان بر حالت رویگردانی و غفلت و اعتراض قف گردیده است، پس خیر و خوبی هرگز در آن داخل نخواهد شد؟
آیهی ۲۸-۲۵:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱرۡتَدُّواْ عَلَىٰٓ أَدۡبَٰرِهِم مِّنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلۡهُدَى ٱلشَّيۡطَٰنُ سَوَّلَ لَهُمۡ وَأَمۡلَىٰ لَهُمۡ٢٥﴾[محمد: ۲۵]. «کسانیکه ـ پس از آنکه هدایت برایشان روشن شده است ـ به ( کفر) گذشتۀ خویش برگشتند، شیطان (کارهایشان را) برای آنها آراسته جلوه داد و آنانرا با آرزوهای طولانی فریفت».
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَالُواْ لِلَّذِينَ كَرِهُواْ مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ سَنُطِيعُكُمۡ فِي بَعۡضِ ٱلۡأَمۡرِۖ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ إِسۡرَارَهُمۡ٢٦﴾[محمد: ۲۶]. «این بدان خاطر است که آنان به کسیکه (وحی) فرو فرستاده شدهی خدا را ناخوش داشتند، گفتند: در برخی از امور از شما فرمان خواهیم برد و خداوند نهانکاری آنانرا میداند».
﴿فَكَيۡفَ إِذَا تَوَفَّتۡهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ يَضۡرِبُونَ وُجُوهَهُمۡ وَأَدۡبَٰرَهُمۡ٢٧﴾[محمد: ۲۷]. «پس چگونه است (حالشان) آنگاه که فرشتگان جانهایشان را میستانند و چهرهها و پشتهای ایشان را میزنند»؟!.
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ ٱتَّبَعُواْ مَآ أَسۡخَطَ ٱللَّهَ وَكَرِهُواْ رِضۡوَٰنَهُۥ فَأَحۡبَطَ أَعۡمَٰلَهُمۡ٢٨﴾[محمد: ۲۸]. «این بدان جهت است که آنان از آنچه که خداوند را به خشم آورد پیروی کردند و (کسب) خشنودیاش را ناخوش داشتند پس (خداوند) اعمالشان را تباه ساخت».
خداوند از حالت کسانی خبر میدهد که از هدایت و ایمان به کفر و گمراهی پیشین خود برگشتند. اینها از روی دلیل و حجّت برنگشتهاند، بلکه شیطان آنها را فریب داده و کفر و گمراهی را برایشان آراسته و با آرزوهای طولانی فریفته است. ﴿يَعِدُهُمۡ وَيُمَنِّيهِمۡۖ وَمَا يَعِدُهُمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ إِلَّا غُرُورًا١٢٠﴾[النساء: ۱۲۰]. «شیطان به آنها وعده میدهد و جز فریب و دروغ چیزی به آنها وعده نمیدهد».
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ﴾این بدان خاطر است که هدایت برای آنها روشن گردید امّا علاقهای به آن نشان ندادهاند و آنرا ترک گفتند. ﴿قَالُواْ لِلَّذِينَ كَرِهُواْ مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ﴾و به کسانی که دشمن چیزی هستند که خدا فرو فرستاده و با خدا و پیامبرش ابراز دشمنی میکنند، گفتند: ﴿سَنُطِيعُكُمۡ فِي بَعۡضِ ٱلۡأَمۡرِ﴾در برخی از امور از شما فرمان خواهیم برد. یعنی در چیزی که موافق و مطابق با خواستها و امیالشان میباشد. بنابراین خداوند آنها را به وسیلهی گمراه ساختن و ماندگار ساختن بر آنچه که آنها را به شقاوت ابدی و عذاب همیشگی میرساند عقوبت کرد. ﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ إِسۡرَارَهُمۡ﴾و خداوند نهانکاری آنانرا میداند، از اینرو رسوایشان کرد و اسرار آنها را برای بندگان مومن خود بیان نمود تا فریب آنرا نخورند.
﴿فَكَيۡفَ﴾پس حال آنان چگونه خواهد بود، و چه حالت زشت و بدی خواهند داشت، ﴿إِذَا تَوَفَّتۡهُمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ﴾بدان هنگام که فرشتگانِ مامور قبض ارواح به سراغشان آیند و ارواحشان را قبض کنند، ﴿يَضۡرِبُونَ وُجُوهَهُمۡ وَأَدۡبَٰرَهُمۡ﴾و چهرهها و پشتهای ایشان را با گرزهای آهنین بزنند؟!.
﴿ذَٰلِكَ﴾عذابی که سزاوار آن گشتند و بدان گرفتار شدند، ﴿بِأَنَّهُمُ ٱتَّبَعُواْ مَآ أَسۡخَطَ ٱللَّهَ﴾به سبب آن است که آنان کفر و گناهانی را که باعث به خشم آمدن خداوند میشود مرتکب شدند. ﴿وَكَرِهُواْ رِضۡوَٰنَهُ﴾و به دست آوردن خشنودیاش را ناخوش داشتند. پس آنها به چیزی که آنان را به خدا نزدیک مینماید علاقهای نداشتند. ﴿فَأَحۡبَطَ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾و خداوند (نیز) اعمالشان را نابود کرد. به خلاف کسیکه از رضایتِ خدا پیروی نموده و ناخشنودی او را ناخوش داشته است، پس خداوند بدیها و گناهان او را میزداید و پاداش او را دو چندان مینماید.
آیهی ۳۱-۲۹:
﴿أَمۡ حَسِبَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن يُخۡرِجَ ٱللَّهُ أَضۡغَٰنَهُمۡ٢٩﴾[محمد: ۲۹]. «آیا کسانیکه در دلهایشان بیماری است گمان بردهاند که خداوند کینههایشان را آشکار نخواهد ساخت».
﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَأَرَيۡنَٰكَهُمۡ فَلَعَرَفۡتَهُم بِسِيمَٰهُمۡۚ وَلَتَعۡرِفَنَّهُمۡ فِي لَحۡنِ ٱلۡقَوۡلِۚ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ أَعۡمَٰلَكُمۡ٣٠﴾[محمد: ۳۰]. «و اگر میخواستیم، آنانرا به تو نشان میدادیم آنگاه آنانرا به سیمایشان میشناختی، و مسلّماً آنانرا در اسلوب سخن گفتن میشناسی و خداوند اعمالتان را میداند».
﴿وَلَنَبۡلُوَنَّكُمۡ حَتَّىٰ نَعۡلَمَ ٱلۡمُجَٰهِدِينَ مِنكُمۡ وَٱلصَّٰبِرِينَ وَنَبۡلُوَاْ أَخۡبَارَكُمۡ٣١﴾[محمد: ۳۱]. «و بهراستی شما را میآزماییم تا مجاهدان و شکیبایان شما را معلوم بداریم و اخبار شما را بیازماییم».
﴿أَمۡ حَسِبَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ﴾خداوند متعال میفرماید: آیا کسانی که در دلهایشان بیماری شبهات و شهوات است و دلهایشان دچار نابسامانی گشته است پنداشتاند که ﴿أَن لَّن يُخۡرِجَ ٱللَّهُ أَضۡغَٰنَهُمۡ﴾خداوند عداوتی را که در دل نسبت به اسلام و مسلمین دارند بیرون نمیآورد؟ این گمانی است که سزاوار حکمت خداوندی نیست، چون باید راستگو را از دروغگو مشخّص نماید. و این امر با آزمودن با مشکلات محّقق میشود، و هرکس بر این آزمایشات ثابت قدم بماند و ایمانش همچنان پایدار باشد او مومن حقیقی است. و هرکس این آزمایشات موجبات آن را فراهم کندکه به عقبت برگردد یعنی به هنگام ابتلا و آزمایش داد و فریاد سر دهد و ایمانش ضعیف گردد و کینهای را که در دل دارد اظهار نماید و نفاق او ظاهر گردد، این مقتضای حکمت الهی است. با اینکه خداوند متعال فرموده است: ﴿وَلَوۡ نَشَآءُ لَأَرَيۡنَٰكَهُمۡ فَلَعَرَفۡتَهُم بِسِيمَٰهُمۡ﴾و اگر ما میخواستیم قطعا آنانرا به تو نشان میدادیم، آنگاه آنانرا از روی قیافه و سیمای ظاهریشان میشناختی، ﴿وَلَتَعۡرِفَنَّهُمۡ فِي لَحۡنِ ٱلۡقَوۡلِ﴾و اگر ما میخواستیم قطعا آنانرا به تو نشان میدادیم، آنگاه آنانرا از روی قیافه و سیمای ظاهرشان میشناختی، ﴿وَلَتَعۡرِفَنَّهُمۡ فِي لَحۡنِ ٱلۡقَوۡلِ﴾و مسلما از روی طرز سخن گفتن ونحوه گفتار، آنان را میشناسی. یعنی حتما آن چه در دلهایشان است از طریق لغزشهای گفتاری ظاهر میگردد، چون زبان، خوبیها و بدیهایی را که در دلهاست، آشکار مینماید، ﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ أَعۡمَٰلَكُمۡ﴾پس شما را بر آن مجازات میکند.
سپس بزرگترین امتحانی را که با آن، بندگان آزموده میشوند بیان کرد و آن جهاد کردن در راه خداست. پس فرمود: ﴿وَلَنَبۡلُوَنَّكُمۡ﴾و بیگمان ایمان و شکیباییتان را میآزماییم، ﴿حَتَّىٰ نَعۡلَمَ ٱلۡمُجَٰهِدِينَ مِنكُمۡ وَٱلصَّٰبِرِينَ وَنَبۡلُوَاْ أَخۡبَارَكُمۡ﴾تا مجاهدان و شکیبایان شما را معلوم بداریم، و اخبار شما را بیازماییم. پس هرکس از فرمان خدا اطاعت کند و با یاری کردن دین خدا و برای اعلای کلمهی او در راه خدا جهاد نماید او مومن حقیقی است، و هرکس در اینکار تنبلی ورزد این نقصی درایمانش خواهد بود.
آیهی ۳۲:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَشَآقُّواْ ٱلرَّسُولَ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلۡهُدَىٰ لَن يَضُرُّواْ ٱللَّهَ شَيۡٔٗا وَسَيُحۡبِطُ أَعۡمَٰلَهُمۡ٣٢﴾[محمد: ۳۲]. «بیگمان کسانیکه پس از این که هدایت برایشان روشن شد، کفر ورزیدند و (مردم را) از راه خدا باز داشتند و با پیامبر به مخالفت برخاستند هرگز کمترین زیانی به خدا نمیرسانند و خداوند اعمالشان را تباه خواهد کرد».
این وعید سختی است برای کسی که انواع شر و بدی را در خود جمع نموده است از قبیل کفر ورزیدن به خدا و بازداشتن مردم از راه او، راهی که آن را برای بندگانش قرار دادهاست.
﴿وَشَآقُّواْ ٱلرَّسُولَ مِنۢ بَعۡدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلۡهُدَىٰ﴾و قصدا و از روی کینه با پیامبر مخالفت ورزیدهاند، بعد از آن که هدایت برایشان روشن شده است، و مخالفت و دشمنی آنان از روی جهالت نیست. اینچنین کسانی ﴿لَن يَضُرُّواْ ٱللَّهَ شَيۡٔٗا﴾هرگز کمترین زیانی به خدا نمیرسانند و از فرمانروایی او چیزی را نمیکاهند. ﴿وَسَيُحۡبِطُ أَعۡمَٰلَهُمۡ﴾و کارها و تلاشهایی را که در راه یاری کردن باطل انجام میدهند تباه میگرداند، به این صورت که نتیجهای جز ناکامی و زیان برای آنان ندارد. و نیز کارهایی که از انجام آن امید پاداش دارند از آنان پذیرفته نمیشود، چون شرطِ پذیرفتن درآن وجود ندارد.
آیهی ۳۳:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَلَا تُبۡطِلُوٓاْ أَعۡمَٰلَكُمۡ٣٣﴾[محمد: ۳۳]. «ای مؤمنان! از خدا و پیامبر اطاعت کنید و کارهای خود را باطل مگردانید».
خداوند متعال مؤمنان را به چیزی دستور میدهد که سعادت دنیوی و اخروی آنان را تامین میگرداند و آن اطاعت از خدا و اطاعت از پیامبرش در اصول و فروع دین میباشد. و اطاعت یعنی فرمان بردن از دستورات و پرهیز کردن از آن چه از آن نهی شده است، به صورتی که کاملا مخلصانه انجام شود و درانجام آن از پیامبر اطاعت گردد. ﴿وَلَا تُبۡطِلُوٓاْ أَعۡمَٰلَكُمۡ﴾و اعمالتان را باطل مگردانید. کار خیری که انجام میشود، با چیزی از قبیل منت گذاردن و خود پسندی و شهرت طلبی باطل میگردد. نیز با انجام گناهانی، آن اعمال نابود میگردند و پاداش آن از بین میرود. نیز عمل خیری که انجام میشود با ادامه ندادن آن یا آوردن چیزی که آنرا فاسد میکند تباه میگردد.
پس مبطلات نماز و روزه و حج و امثال آن همه در این داخل هستند، و از آن نهی شده است. و فقها از این آیه بر حرمت قطع کردن فرض، و کراهت ناتمام گذاشتن نفل ـ بدون اینکه سببی برای آن باشد ـ استدلال کردهاند. وقتی خداوند از باطل کردن اعمال نهی کرد، به اصلاح و کامل گرداندن آن، و انجام دادن آن به صورتی که از نظر علمی و عملی درست باشد فرمان داد.
آیهی ۳۵-۳۴:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ ثُمَّ مَاتُواْ وَهُمۡ كُفَّارٞ فَلَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَهُمۡ٣٤﴾[محمد: ۳۴]. «بیگمان آنانکه کفر ورزیدند و (مردم را) از راه خدا باز داشتند سپس مُردند درحالیکه کافر بودند هرگز خداوند ایشان را نخواهد بخشید».
﴿فَلَا تَهِنُواْ وَتَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱلسَّلۡمِ وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ وَٱللَّهُ مَعَكُمۡ وَلَن يَتِرَكُمۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ٣٥﴾[محمد: ۳۵]. «پس سست مشوید و به صلح فرا نخوانید چرا که شما برترید و خداوند با شماست و هرگز (اجر و پاداش) اعمالتان را نمیکاهد».
این آیه و آیهای که در سوره بقره است: [۱]﴿وَمَن يَرۡتَدِدۡ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَيَمُتۡ وَهُوَ كَافِرٞ فَأُوْلَٰٓئِكَ حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةِ﴾[البقرة: ۲۱۷]. هر نصی را که به صورت مطلق ذکر شده و مبّین آن باشد که کفر، اعمال را تباه میسازد، مقّید میگردانند، و آن این که زمانی اعمال حبط و نابود میشوند. که فرد در حالت کفر بمیرد. پس در اینجا فرمود: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾بیگمان کسانی که به خدا و فرشتگان و کتابها و پیامبرانش و روز قیامت کفر ورزیدند و با بیعلاقه کردن آنها به حق و دعوت کردنشان به باطل و زیبا جلوه دادن آن، مردم را از راه خدا بازداشتهاند، ﴿ثُمَّ مَاتُواْ وَهُمۡ كُفَّارٞ﴾سپس در حال کفر بودند و از کفر توبه نکردند، ﴿فَلَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَهُمۡ﴾خداوند هرگز آنانرا نمیبخشد، نه به سبب شفاعت کسی آنها را میبخشد و نه با چیز دیگری آنها را میآمرزد، چون کیفر و عذاب بر آنها قطعی گردیده است و پاداش را از دست دادهاند و بر آنها واجب گردیده که همیشه در آتش جهنم بمانند و هیچگاه دروازهی رحمت خداوند مهربان و آمرزنده به روی آنها باز نمیشود.
و مفهوم آیه کریمه این است که اگر آنها پیش از مرگشان از این کار خود توبه نمایند خداوند آنها را میبخشد و مورد مرحمت قرار میدهد و آنانرا به بهشت داخل میگرداند گرچه آنها عمر خود را بر کفر و بازداشتن از راه خدا و انجام گناهان سپری کرده باشند. پس پاک و منّزه است خداوندیکه درهای رحمت را به روی بندگانش گشوده و به آنان فرصت داده تا در طول دوران حیاتشان بتوانند توبه نمایند. و پاک است خداوند بردبار که گناهکاران را فورا کیفر نمیدهد، بلکه از آنها در میگذرد و به آنان روزی میدهد، انگار اصلا نافرمانیاش را نکردهاند. با این که خداوند بر مجازات کردن آنها تواناست.
سپس خداوند متعال فرمود: ﴿فَلَا تَهِنُواْ﴾یعنی از جنگیدن با دشمنانتان سست نشوید و ترس بر شما مستولی نگردد بلکه شکیبایی ورزید و پایداری کنید و خود را به جنگیدن و دلیری وادار نمایید و این کار را برای طلب خشنودی پروردگارتان و برای خیرخواهی اسلام و به خشم آوردن شیطان انجام دهید. ﴿وَتَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱلسَّلۡمِ﴾و به منظور راحت طلبی به صلح فرا نخوانید، ﴿وَأَنتُمُ ٱلۡأَعۡلَوۡنَ وَٱللَّهُ مَعَكُمۡ وَلَن يَتِرَكُمۡ أَعۡمَٰلَكُمۡ﴾درحالیکه شما برترید و خداوند با شماست و اجر اعمالتان را کم نمیگرداند. پس این سه چیز باعث صبر و شکیبایی میشوند، و این که خود را پیروز و برتر بدانند، زیرا: اسباب پیروزی برایشان فراهم گشته و از جانب خداوند وعده راستین به آنها داده شده است. و انسان سست نمیشود مگر این که از دیگران خوارتر باشد و از نظر نیرو و سلاح و قدرت داخلی و خارجی از دشمن ضعیفتر باشد.
چون آنها مومن هستند کمک و یاری خداوند با آنان است و این باعث میگردد تا دلهایشان قوّت بگیرد و علیه دشمن خود بپاخیزند. و خداوند از اجر و پاداش اعمالتان نمیکاهد بلکه آنرا به تمام و کمال خواهد داد و از فضل خویش به آن میافزاید، به خصوص عبادت جهاد، پس هزینهای که در راه جهاد صرف شود تا هفتصد برابر و بیشتر از آن پاداشش فزونی مییابد. ﴿... ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ لَا يُصِيبُهُمۡ ظَمَأٞ وَلَا نَصَبٞ وَلَا مَخۡمَصَةٞ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا يَطَُٔونَ مَوۡطِئٗا يَغِيظُ ٱلۡكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنۡ عَدُوّٖ نَّيۡلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِۦ عَمَلٞ صَٰلِحٌۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجۡرَ ٱلۡمُحۡسِنِينَ١٢٠ وَلَا يُنفِقُونَ نَفَقَةٗ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةٗ وَلَا يَقۡطَعُونَ وَادِيًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمۡ لِيَجۡزِيَهُمُ ٱللَّهُ أَحۡسَنَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٢١﴾[التوبة: ۱۲۰-۱۲۱]. «این بدان سبب است که هیچ تشنگی و رنج و گرسنگی در راه خدا به آنان دست نمیدهد، و به هیچجاییکه کافران را به خشم آورد پا نمیگزارند،و به دشمن ضربهای نمیزنند مگر اینکه در مقابل هریک از این کارهایشان برای آنان عملی صالح نوشته میشود. بیگمان خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند. و آنان هیچ نفقهی کوچک و بزرگی را انفاق نمیکنند و از هیچ وادی و درّهای نمیگذرند مگر این که برایشان ثبت و ضبط میشود، تا خداوند پاداش بهترین کارهایی را که میکردهاند به آنان بدهد». پس هرگاه انسان دانست که خداوند عمل و جهاد او را ضایع نمیگرداند این باعث نشاط و تلاش او برای انجام آن چه، اجر و پاداش به دنبال دارد میگردد. پس چگونه است اگر هر سه مورد ذکر شده در میان باشند؟ بهراستی این امور سهگانه باعث نشاط کامل آدمی میگردند. و خداوند اینگونه بندگانش را تشویق نموده و آنها را به انجام کارهایی که سبب صلاح و رستگاریشان میگردد واداشته است.
آیهی ۳۸-۳۶:
﴿إِنَّمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا لَعِبٞ وَلَهۡوٞۚ وَإِن تُؤۡمِنُواْ وَتَتَّقُواْ يُؤۡتِكُمۡ أُجُورَكُمۡ وَلَا يَسَۡٔلۡكُمۡ أَمۡوَٰلَكُمۡ٣٦﴾[محمد: ۳۶]. «بیگمان زندگی دنیا بازی و سرگرمی بیش نیست، و اگر ایمان بیاورید و پرهیزگاری کنید پاداشهایتان را به شما میدهد و دارایی شما را هم نمینخواهد».
﴿إِن يَسَۡٔلۡكُمُوهَا فَيُحۡفِكُمۡ تَبۡخَلُواْ وَيُخۡرِجۡ أَضۡغَٰنَكُمۡ٣٧﴾[محمد: ۳۷]. «اگر خدا اموالتان را از شما بخواهد و (بر این امر) اصرار بورزد بخل خواهید ورزید و (این درخواست) کینههای شمارا آشکار میکند».
﴿هَٰٓأَنتُمۡ هَٰٓؤُلَآءِ تُدۡعَوۡنَ لِتُنفِقُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ فَمِنكُم مَّن يَبۡخَلُۖ وَمَن يَبۡخَلۡ فَإِنَّمَا يَبۡخَلُ عَن نَّفۡسِهِۦۚ وَٱللَّهُ ٱلۡغَنِيُّ وَأَنتُمُ ٱلۡفُقَرَآءُۚ وَإِن تَتَوَلَّوۡاْ يَسۡتَبۡدِلۡ قَوۡمًا غَيۡرَكُمۡ ثُمَّ لَا يَكُونُوٓاْ أَمۡثَٰلَكُم٣٨﴾[محمد: ۳۸]. «هان شما ای گروهی که فراخوانده میشوید تا در راه خدا انفاق کنید! بعضی از شما بخل میورزند و هرکس که بخل ورزد در حق خود بخل میروزد. و خداوند بینیاز و شما نیامندید، و اگر روی بگردانید گروهی دیگر ار جایگزین شما میسازد آنگاه آنان همانند شما نخواهند بود».
در اینجا خداوند با بیان حقیقت زندگی و اینکه زندگانی چیزی جز بازیچه و سرگرمی نیست بندگان را نسبت به آن بیعلاقه میکند. پس بنده همواره به مال و فرزندان و زیبایی و لذّت بردناز زنان و خوردنیها و نوشیدنیها و مجالست و منظرهها و ریاستها سرگرم است و همواره به کاری مشغول است که به او فایدهای نمیرساند، بلکه انسان در میان بیکاری و غفلت گناهان دور میزند تا اینکه زندگانی او در دنیا کامل میگردد و به پایان میرسد و اجل و زمان مرگش فرا میرسد. در این هنگام چیزهایی که او بدان مشغول بوده است گذاشتهاند و از او جدا شدهاند و فایدهای از آن عاید او نگردیده است بلکه زیانمندی و محرومّیت برایش آشکار شده و عذاب او حاضر گردیده است. پس این ایجاب میکند تا فرد عاقل به دنیا علاقمند نباشد و به آن اهتمام نورزد، بلکه چیزی که باید بدان توجه و اهتمام بورزد همان است که خداوند بیان نموده و فرموده است: ﴿وَإِن تُؤۡمِنُواْ وَتَتَّقُواْ﴾و اگر به خدا و فرشتگان و کتابها و پیامبرانش و روز قیامت ایمان بیاورید و تقوای الهی را رعایت کنید که از لوازم و مقتضیات ایمان است سودمند میگردید.
و تقوا یعنی عمل کردن همیشگی به آن چه سبب رضایت خدا میشود، و اینکه گناهان ترک شوند. پس این چیزی است که به بنده فایده میرساند و به جاست اگر در آن رقابت صورت گیرد و همّتها و تلاشها در طلب آن مبذول داشته شوند. و این چیزی است که خداوند از بندگانش خواسته است. و از آنجا که به آنها لطف داشته و نسبت به آنان مهربان است این چیز را از آنها خواسته تا پاداش فراوان به آنها بدهد، بنابراین فرمود: ﴿وَإِن تُؤۡمِنُواْ وَتَتَّقُواْ يُؤۡتِكُمۡ أُجُورَكُمۡ وَلَا يَسَۡٔلۡكُمۡ أَمۡوَٰلَكُمۡ﴾و اگر ایمان بیاوید و پرهیزگاری کنید. پاداشهایتان را به شما میدهد و اموالتان را درخواست نمیکند. یعنی خداوند نمیخواهد به شما تکلیف بکند که اموالتان را از شما بگیرد و شما را بدون مال و دارایی بگذارد که این امر بر شما دشوار و سخت است. و یا چنان نقصانی از شما نمیخواهد که به زیانتان باشد. بنابراین فرمود: ﴿إِن يَسَۡٔلۡكُمُوهَا فَيُحۡفِكُمۡ تَبۡخَلُواْ وَيُخۡرِجۡ أَضۡغَٰنَكُمۡ٣٧﴾اگر خداوند اموالتان را از شما بخواهد و بر آن اصرار ورزد و بر شما سخت بگیرد، تنگ چشمی خواهید کرد و این سبب میشود تا کینههایی که در دلهایتان است آشکار گردد، آنگاه که از شما چیزی خواسته شود که بذل و خرج کردن آن را دوست ندارید.
دلیل اینکه اگر خداوند مال و دارایی شما را درخواست کند و با خواستن آن بر شما سخت بگیرد شما از دادن آن ابا خواهید ورزید این است که: ﴿تُدۡعَوۡنَ لِتُنفِقُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾شما فرا خوانده میشوید تا در راستای مصلحت دینی و دنیویتان در راه خدا انفاق کنید، ﴿فَمِنكُم مَّن يَبۡخَلُ﴾پس هستند از شما کسانی که بخل میورزند. بنابراین چگونه خواهد بود اگر از شما بخواهد اموالتان را در مسیری خرج کنید که در آن مصلحتی زودرس نبینید؟ آیا به طریق اولی از دادن اموالتان سرباز نخواهید زد؟! سپس فرمود: ﴿وَمَن يَبۡخَلۡ فَإِنَّمَا يَبۡخَلُ عَن نَّفۡسِهِ﴾و هرکس بخل بورزد، در حق خود بخل میورزد، چون او خودش را از پاداش خداوند متعال محروم کرده و خیر فراوانی را از دست دادهاست، و با انفاق نکردن، کوچکترین زیانی به خداوند نخواهد رسید، ﴿وَٱللَّهُ ٱلۡغَنِيُّ وَأَنتُمُ ٱلۡفُقَرَآءُ﴾و خداوند توانگر و بینیاز است و شما نیازمندید، و در همهی اوقات خود و در همه کارهایتان به او محتاج هستید. ﴿وَإِن تَتَوَلَّوۡاْ﴾و اگر از ایمان آوردن ِ به خدا و اطاعت از فرمانهایش روی برتابید، ﴿يَسۡتَبۡدِلۡ قَوۡمًا غَيۡرَكُمۡ ثُمَّ لَا يَكُونُوٓاْ أَمۡثَٰلَكُم﴾گروهی دیگر را جایگزین شما میسازد و آنان هرگز همانند شما از دستور او سرپیچی نخواهند کرد و روی بر نمیتابند، بلکه از خدا و پیامبرش اطاعت میکنند و خدا و رسولش را دوست دارند. همانطورکه خداوند متعال فرموده است: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَن يَرۡتَدَّ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَسَوۡفَ يَأۡتِي ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُ﴾[المائدة: ۵۴]. «ای مومنان! هرکس از شما از دینش برگردد و مرتد شود خداوند گروهی را خواهد آورد که آنها را دوست میدارد و آنها (نیز) او را دوست میدارند».
پایان تفسیر سورهی محمّد
[۱] و هرکس از شما از دین خودش بازگردد و بمیرد درحالیکه کافر است ایشان اعمالشان در دنیا و آخرت نابود و بیسود میگردد.
مدنی و ۲۹ آیه است.
آیهی ۳-۱:
﴿إِنَّا فَتَحۡنَا لَكَ فَتۡحٗا مُّبِينٗا١﴾[الفتح: ۱]. «بدون شک ما برای تو فتح آشکاری فراهم ساختهایم».
﴿لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكَ وَيَهۡدِيَكَ صِرَٰطٗا مُّسۡتَقِيمٗا٢﴾[الفتح: ۲]. «تا سرانجام خداوند همهی گناهان گذشته و آیندهی تو را ببخشاید و نعمتش را بر تو تمام نماید و تو را به راه راست هدایت کند».
﴿وَيَنصُرَكَ ٱللَّهُ نَصۡرًا عَزِيزًا٣﴾[الفتح: ۳]. «و خداوند به نصرتی پیروزمندانه تو را یاری دهد».
این فتح مذکور همان صلح حدیبیه است. آنگاه که مشرکین، پیامبرصرا که به قصد انجام عمره آمده بود از ورود به مّکه بازداشتند. داستانی طولانی است که سرانجام پیامبر با آنها بر این امر صلح نمود که تا ده سال میان او و آنها جنگی نباشد و پیامبر در سال آینده برای ادای عمره بیاید. نیز یکی از بندهای صلح نامه این بود که هرکس بخواهد به پیمان قریش داخل شود اجازه دارد و هرکس بخواهد به پیمان پیامبرصداخل شود اجازه دارد.
و به سبب این صلح که در میان مردم امنیت و آسایش ایجاد کرد، دایره و شعاع فراخوانی بهسوی دین خدای ﻷگسترش پیدا کرد، و هر مومنی که در هر مکانی از آن منطقه قرار داشت میتوانست بهسوی خدا دعوت کند. نیز این صلح زمینه را فراهم کرد تا هرکس که میخواهد دربارهی حقیقت اسلام تحقیق کند، پس مردم در این دوره، گروه گروه وارد دین خدا شدند. از این رو خداوند این صلح را فتح و پیروی نامید و آن را به پیروزی و فتح آشکار توصیف کرد، چون هدف از گشودن و فتح شرهای مشرکین قوّت گرفتن دین خدا و پیروز شدن مسلمانهاست، که این هدف با آن فتح و ظفر تحقق پیدا کرد. و به دنبال این فتح خداوند چند چیز را پیش آورد، و فرمود: ﴿لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ﴾تا سرانجام خداوند همهی گناهان گذشته و آیندهی تو را ببخشاید و ـ الله اعلم ـ این بدان جهت است که به سبب فتح و گرویدن زیاد مردم به دین، عبادات، و طاعات زیادی انجام گرفته است.
و پیامبر شرایطی را در این صلح تحمّل کرد که جز پیامبران اولوالعزم کسی نمیتواند برآن شکیبایی ورزد، و این از بزرگترین فضیلتها و کرامتهای اوست که خداوند گناهان گذشته و آیندهی او را بخشید. ﴿وَيُتِمَّ نِعۡمَتَهُۥ عَلَيۡكَ﴾و تا با قوّت دادن به دین تو و یاری کردنت در مقابل دشمنانت و وسیعتر شدن دایرهی پیام و سخن تو نعمت خود را بر تو تمام نماید، ﴿وَيَهۡدِيَكَ صِرَٰطٗا مُّسۡتَقِيمٗا﴾و تا تو را به راه راست رهنمون شود که به وسیلهی آن به سعادت همیشگی و رستگاری جاودانی دست یابی.
﴿وَيَنصُرَكَ ٱللَّهُ نَصۡرًا عَزِيزًا﴾و خداوند به پیروزی و نصرتی قوی تو را یاری دهد که اسلام در آن سست و ضعیف نمیگردد بلکه پیروزی کامل را به دست میآورد و کافران ریشه کن و خوار میگردند و کم میشوند و مومنان بیشتر میگردند و خودشان و مالهایشان رشد مینمایند.
سپس آثار و پیامدهای این فتح را برای مومنان بیان کرد و فرمود:
آیهی ۶-۴:
﴿هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ لِيَزۡدَادُوٓاْ إِيمَٰنٗا مَّعَ إِيمَٰنِهِمۡۗ وَلِلَّهِ جُنُودُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمٗا٤﴾[الفتح: ۴]. «اوست خدایی که در دل مؤمنان آرامش نازل کرد تا ایمانی بر ایمان خود بیفزایند. و لشکرهای آسمان و زمین از آن خداست و خداوند دانای فرزانه است».
﴿لِّيُدۡخِلَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا وَيُكَفِّرَ عَنۡهُمۡ سَئَِّاتِهِمۡۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عِندَ ٱللَّهِ فَوۡزًا عَظِيمٗا٥﴾[الفتح: ۵]. «تا مردان و زنان مؤمن را به باغهای بهشتی درآورد که در زیر (درختان و کاخهای) آن رودبارها روان است و جاودانه در آن خواهند بود، و اینکه گناهان و بدیهایشان را بزداید و این در نزد خدا پیروزی بزرگی است».
﴿وَيُعَذِّبَ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ وَٱلۡمُشۡرِكَٰتِ ٱلظَّآنِّينَ بِٱللَّهِ ظَنَّ ٱلسَّوۡءِۚ عَلَيۡهِمۡ دَآئِرَةُ ٱلسَّوۡءِۖ وَغَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ وَلَعَنَهُمۡ وَأَعَدَّ لَهُمۡ جَهَنَّمَۖ وَسَآءَتۡ مَصِيرٗا٦﴾[الفتح: ۶]. «و تا اینکه مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرکی را عذاب کند که به خدا گمان بد میبردند، بدیها و بلاها تنها ایشان را دربر میگیرد و خداوند بر آنان خشمگین است و آنانرا لعنت میکند و دوزخ را برایشان آماده ساخته است که بد جایگاهی است».
خداوند متعال از منّت خویش بر مومنان خبر میدهد که با ایجاد آرامش برای مومنان بر آنها منّت گذارد، و آن اعتماد به نفس و پایداری است به هنگام آزمایشهای پریشان کننده و به هنگام حدوث امور مشکلی که قلب را مشوش و مضطرب مینماید و خردها را پریشان میکند و آنان را ضعیف میگرداند. پس، از جمله نعمتهای خداوند بر بنده در این حالت این است که او را پایدار و استوار گرداند و به قلبش اطمینان و آرامش بدهد تا با دلی استوار و وجودی آرام با این سختیها روبرو شود و برای انجام دستور خداوند در این حالت آماده باشد. پس با این ایمانش افزوده میشود. اصحاب شوقتی دیدند شرایطی که میان پیامبرصو مشرکان مقرّر گردیده به ظاهر چنان به نظر میآمد که از جایگاه مسلمین کاسته شده و مورد اهانت قرار گرفتهاند و این امری است که هرکس نمیتواند بر آن صبر کند، ولی اصحاب بر آن صبر نمودند.
پس وقتی که خود را وادار به تحمّل آن نمودند، با این کار ایمانی بر ایمانشان افزوده شد، ﴿وَلِلَّهِ جُنُودُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾و لشکرهای آسمان و زمین از آن خداست. یعنی همه تحت فرمانروایی خدا و تحت تدبیر او هستند و او بر آنها چیره است. پس مشرکان گمان نبرند که خداوند دین و پیامبرش را یاری نمیکند. بلکه خداوند متعال دانا و با حکمت است و حکمت او اقتضا میکند که روزها را میان مردم دست به دست بگرداند و پیروزی مسلمین را برای وقتی دیگر به تاخیر بیاندازد.
﴿لِّيُدۡخِلَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا وَيُكَفِّرَ عَنۡهُمۡ سَئَِّاتِهِمۡ﴾تا مردان و زنان مومن را به باغهای بهشتی درآورد که در زیر درختان و کاخهای آن رودبارها روان است و جاودانه در آن خواهندبود. و تا این که گناهان و بدیهایشان را بزداید. پس این بزرگ ترین چیزی است که برای مومنان حاصل میشود. یعنی با وارد شدن به باغهای بهشت هر امر مرغوب و مطلوبی برایشان به دست میآید و با زدودن بدیهایشان هر آن چه ناگوار است از آنان دور میگردد. ﴿وَكَانَ ذَٰلِكَ عِندَ ٱللَّهِ فَوۡزًا عَظِيمٗا﴾واین پاداش رستگاری و بزرگی است که در این فتح برای مومنان به دست آمد.
و خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب میدهد و چیزهایی به آنها نشان میدهد که آنها را ناراحت خواهد کرد، زیرا میخواستند مومنان خوار شوند و دربارهی خداوند گمان بد میبردند که او دینش را یاری نمیکند و کلمهی خود را برتر نمیگرداند، و اهل باطل بر اهل حق چیره خواهند شد، امّا خداوند گمانشان را باطل گرداند و بلا و مصیبت را بر آنها وارد ساخت. ﴿وَغَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ﴾به خاطر دشمنی آنها با خدا و پیامبرش خداوند بر آنها خشمگین شده، ﴿وَلَعَنَهُمۡ﴾و آنان را از رحمت خویش دور نموده، ﴿وَأَعَدَّ لَهُمۡ جَهَنَّمَۖ وَسَآءَتۡ مَصِيرٗا﴾و دوزخ را برایشان آماده کرده که بد جایگاهی است.
آیهی ۷:
﴿وَلِلَّهِ جُنُودُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا٧﴾[الفتح: ۷]. «و لشکرهای آسمان و زمین از آن خداوند میباشد و خداوند پیروزمند فرزانه است».
مجدّداً تکرار نمود که فرمانروایی آسمانها و زمین و لشکرهایی که در آسمانها و زمین میباشند از آن خداوند هستند تا بندگان بدانند عزّت دهنده و خوار کننده تنها خداوند است و او لشکریانش را که به او منسوباند یاری خواهد کرد. همانگونه که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ ٱلۡغَٰلِبُونَ١٧٣﴾[الصافات: ۱۷۳]. «و به راستی که لشکریان ما پیروز هستند». ﴿وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا﴾و خداوند نیرومند و بر هر چیزی چیره است. و همگام با عزت و قدرتی که دارد، در آفرینش و تدبیرش حکیم است و آفرینش و تدبیرش بر اساس چیزی است که حکمت و کاردانیاش آن را اقتضا میکند.
آیهی ۹-۸:
﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ شَٰهِدٗا وَمُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا٨﴾[الفتح: ۸]. «بدون شک ما تو را به عنوان گواه و مژدهرسان و بیمدهنده فرستادیم».
﴿لِّتُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُۚ وَتُسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا٩﴾[الفتح: ۹]. «تا به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید و او را یاری دهید و او را بزرگ دارید و بامدادن و شامگاهان خداوند را تسبیح گویید».
﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰكَ شَٰهِدٗا﴾ای پیامبر بزرگوار! ما تو را به عنوان گواه بر کارهای خوب و بدی که امّت تو انجام میدهند فرستادهایم و تو را بر گفتها و مسائل حق و باطل گواه قرار داده ایم و تو را فرستادهایم تا به یگانگی و کمال خداوند از هر جهت گواهی بدهی. ﴿وَمُبَشِّرٗا وَنَذِيرٗا﴾و تو را فرستادهایم تا به کسی که از تو و از خدا پیروی میکند به پاداش دینی و دنیوی و اخروی مژده بدهی. و کسی را که از فرمان خدا سرپیچی مینماید به عذاب دنیا و آخرت هشدار دهی.
و کمال و مژده بیم داده میشود بیان شوند، پس پیامبر، خیر و شر و سعادت و شقاوت و حق و باطل را روشن کرد.
بنابراین، به دنبال این فرمود: ﴿لِّتُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِ﴾تا به سبب دعوت شدنِ شما از سوی پیامبر و تعلیم دادن چیزی که به سودتان است، ایمان بیاورید. او را فرستاده ایم تا به خدا و پیامبرش ایمان آورید که ایمان آوردن مستلزم این است از خدا و پیامبر در همه کارها اطاعت کنید. ﴿وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ﴾و پیامبر را یاری نمایید و او را بزرگ بدارید و حقوق او را به جای آورید همانطور که او منّت بزرگی بر گردن شما دارد. ﴿وَتُسَبِّحُوهُ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلًا﴾و خداوند را در صبح و شام به پاکی یاد کنید.
پس خداوند در این آیه آن چه را که حق مشترک خدا و پیامبرش میباشد که ایمان آوردن به خدا و رسول است بیان کرد، سپس حق ویژهی پیامبر را که یاری کردن وی و بزرگداشت اوست بیان نمود، و نیز حق ویژهی خداوند را که تسبیح گفتتن او با نماز و دیگر کارهاست ذکر کرد.
آیهی ۱۰:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ ٱللَّهَ يَدُ ٱللَّهِ فَوۡقَ أَيۡدِيهِمۡۚ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦۖ وَمَنۡ أَوۡفَىٰ بِمَا عَٰهَدَ عَلَيۡهُ ٱللَّهَ فَسَيُؤۡتِيهِ أَجۡرًا عَظِيمٗا١٠﴾[الفتح: ۱۰]. «بیگمان کسانیکه با تو بیعت میبندند جز این نیست که با خدا بیعت میبندند. دست خدا بالای دست آنان است، پس هرکس پیمانشکنی کند به زیان خود پیمانشکنی میکند و هرکس به آنچه که بر آن با خدا عهد بسته است وفا کند (خداوند) پاداش بسیار بزرگی به او میدهد».
یعنی که خداوند به آن اشاره کرده «بیعۀ الرضوان» است که در آن اصحاب شبا پیامبرصبیعت کردند و با او پیمان بستند که از جنگ فرار نکنند گرچه از آنها جز تعداد اندکی باقی نماند، و گرچه در حالتی باشند که فرار نمودن در آن جایز باشد. پس خداوند متعال خبر داد: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ ٱللَّهَ﴾بیگمان کسانیکه با تو بیعت میکنند در حقیقت با خدا بیعت میکنند. و خداوند بر این مطلب بیشتر تاکید کرد و فرمود: ﴿يَدُ ٱللَّهِ فَوۡقَ أَيۡدِيهِمۡ﴾دست خدا بالای دست آنان است. یعنی گویا آنان با خداون بیعت کردند و با این بیعت دست در دست او گذاشتند و اینها همه برای تاکید بیشتر است و این که آنها را به وفا نمودن وادار کند. بنابراین فرمود: ﴿فَمَن نَّكَثَ﴾پس هرکس پیمان شکنی کند و به عهدی که با خدا بسته است وفا ننماید، ﴿فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَىٰ نَفۡسِهِ﴾پیمان شکنی او به زبان خودش است، چون سرانجام بدِ آن به خودش بر میگردد و کیفر آن به او خواهد رسید. ﴿وَمَنۡ أَوۡفَىٰ بِمَا عَٰهَدَ عَلَيۡهُ﴾و هرکس به عهدی که با خداوند بسته است وفا نماید و آنرا به طور کامل انجام دهد، ﴿فَسَيُؤۡتِيهِ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾خداوند به او پاداش بزرگی میدهد و اندازه آنرا جز خدایی که آنرا بخشیده و دادهاست کسی نمیداند.
آیهی ۱۳-۱۱:
﴿سَيَقُولُ لَكَ ٱلۡمُخَلَّفُونَ مِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ شَغَلَتۡنَآ أَمۡوَٰلُنَا وَأَهۡلُونَا فَٱسۡتَغۡفِرۡ لَنَاۚ يَقُولُونَ بِأَلۡسِنَتِهِم مَّا لَيۡسَ فِي قُلُوبِهِمۡۚ قُلۡ فَمَن يَمۡلِكُ لَكُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔا إِنۡ أَرَادَ بِكُمۡ ضَرًّا أَوۡ أَرَادَ بِكُمۡ نَفۡعَۢاۚ بَلۡ كَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرَۢا١١﴾[الفتح: ۱۱]. «باز پس ماندگان عربها بادیهنشین به تو خواهند گفت: اموالمان و فرزندانمان ما را مشغول داشت، پس برای ما آمرزش بخواه، با زبانهایشان چیزی را میگویند که در دلهایشان نیست، بگو: چه کسی میتواند برایتان در برابر خدا ـ اگر در حق شما زیانی بخواهد و یا در حق شما نفعی را اراده کند ـ اختیاری دارد، بلکه خداوند به آنچه میکنید آگاه است».
﴿بَلۡ ظَنَنتُمۡ أَن لَّن يَنقَلِبَ ٱلرَّسُولُ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِلَىٰٓ أَهۡلِيهِمۡ أَبَدٗا وَزُيِّنَ ذَٰلِكَ فِي قُلُوبِكُمۡ وَظَنَنتُمۡ ظَنَّ ٱلسَّوۡءِ وَكُنتُمۡ قَوۡمَۢا بُورٗا١٢﴾[الفتح: ۱۲]. ا «بلکه شما گمان بردید که پیامبر و مؤمنان هرگز بهسوی خانوادۀ خویش باز نخواهند گشت و این در دلهایتان آراسته شد و گمان بد بردید و مردمان تباه و بیفایدهای بودید».
﴿وَمَن لَّمۡ يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ فَإِنَّآ أَعۡتَدۡنَا لِلۡكَٰفِرِينَ سَعِيرٗا١٣﴾[الفتح: ۱۳]. «و هرکس به خدا و پیامبرش ایمان نیاورد بداند که ما برای کافران آتش سوزانی آماده ساختهایم».
خداوند اعراب بادیهنشینی را که در جهاد با پیامبرصهمراه نشدند و از او بازماندند مذّمت و نکوهش میکند، آنهایی که ایمانشان ضعیف بود و در دلهایشان بیماری وجود داشت و نسبت به خداوند گمان بد بردند. و بیان میکند که آنها عذر خواهند آورد که اموال و خانوادههایشان آنان را از بیرون رفتن ِ در راه خدا باز داشت و به خود مشغول کرد. و آنها از پیامبر خواستند که برایشان از خداوند آمرزش بخواهد، خداوند متعال میفرماید: ﴿يَقُولُونَ بِأَلۡسِنَتِهِم مَّا لَيۡسَ فِي قُلُوبِهِمۡ﴾آنان با زبانهایشان چیزی را میگویند که در دلهایشان نیست. چرا که درخواست آنها از پیامبر برای این که از خداوند برایشان طلب آمرزش نماید بر پشیمان بودن آنها و اقرارشان به گناه دلالت مینماید و مبین آن است که شرکت نکردن در جهاد موجب توبه و طلب آمرزش است. پس اگر آن چیزی که در دلهایشان است، نبود طلب آمرزش پیامبر برایشان مفید واقع میشد چون آنها توبه کرده و بازگشته بودند ولی واقعیت امر و آنچه در دلهای آنان است چیز دیگری بود، آنها بدان خاطر در جهاد شرکت نکردند که درباره خداوند گمان بد میبردند.
آنها گمان بردند که ﴿أَن لَّن يَنقَلِبَ ٱلرَّسُولُ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِلَىٰٓ أَهۡلِيهِمۡ أَبَدٗا﴾پیامبر و مومنان هرگز بهسوی خانوادههایشان بر نخواهند گشت و کشته خواهند شد. و این گمان همچنان در دلهایشان قوّت گرفت و به آن مطمئن شدند تا اینکه در دلهایشان این پندار استوار گردید. و سبب آن دو چیز بود: یکی این که ﴿قَوۡمَۢا بُورٗا﴾مردمان نابود شده و تباهی بودند و خیری در آنها وجود نداشت. پس اگر در آن خیری بود این گمان در دلهایشان به سبب دوم این بود که آنان ایمانشان به وعدهی خداوند و این که دینش را یاری خواهد کرد و کلمهاش را برتر قرار میدهد ضعیف بود، بنابراین فرمود: ﴿وَمَن لَّمۡ يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِ﴾و هرکس که به خدا و پیامبرش ایمان نیاورد، کافر و سزاوار عذاب است: ﴿فَإِنَّآ أَعۡتَدۡنَا لِلۡكَٰفِرِينَ سَعِيرٗا﴾پس بداند که ما برای کافران آتش سوزانی را آماده ساختهایم.
آیهی ۱۴:
﴿وَلِلَّهِ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ يَغۡفِرُ لِمَن يَشَآءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَآءُۚ وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا١٤﴾[الفتح: ۱۴]. «و فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداست هرکه را بخواهد میآمرزد و هرکه را بخواهد عذاب میدهد و خداوند آمرزنده مهربان است».
فرمانروایی آسمانها و زمین تنها و فقط از آن اوست و هر آن چه از فرمانهای تقدیری و تشریعی و جزایی که بخواهد در آنها اجرا مینماید، بنابراین احکام جزایی را که به دنبال احکام تشریعی میآیند، بیان کرده و میفرماید: ﴿يَغۡفِرُ لِمَن يَشَآءُ﴾هرکس را که بخواهد میآمرزد، و کسی مورد آمرزش او قرار میگیرد که دستوراتش را انجام دهد. ﴿وَيُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ﴾و هرکس را که بخواهد عذاب میدهد، و کسی مورد عذاب او قرار میگیرد که در انجام دادن فرمان الهی سستی ورزد. ﴿وَكَانَ ٱللَّهُ غَفُورٗا رَّحِيمٗا﴾و خداوند آمرزنده و مهربان است. یعنی صفت همیشگی خدا که هرگز از او جدا نمیشود آمرزیدن و مهربانی است، پس او در همهی اوقات گناهکاران را میآمرزد و از خطاکاران در میگذرد و توبهی توبه کنندگان را میپذیرد و خیر فراوانش را شب و روز بر آفریدگانش سرازیر میکند.
آیهی ۱۵:
﴿سَيَقُولُ ٱلۡمُخَلَّفُونَ إِذَا ٱنطَلَقۡتُمۡ إِلَىٰ مَغَانِمَ لِتَأۡخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعۡكُمۡۖ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُواْ كَلَٰمَ ٱللَّهِۚ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَٰلِكُمۡ قَالَ ٱللَّهُ مِن قَبۡلُۖ فَسَيَقُولُونَ بَلۡ تَحۡسُدُونَنَاۚ بَلۡ كَانُواْ لَا يَفۡقَهُونَ إِلَّا قَلِيلٗا١٥﴾[الفتح: ۱۵]. «هنگامیکه برای بهدست آوردن غنیمتها بیرون رفتید باز پس ماندگان خواهند گفت: ما را بگذارید که همراه شما شویم. میخواهند وعدهی خدا را دگرگون سازند. بگو: هرگز از پی ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است. پس خواهند گفت: بلکه شما نسبت به ما حسد میورزید، حق این استکه جز اندکی درنمییافتند».
وقتی باز پس ماندگان و کسانی را که در جنگ شرکت نکردهاند یادآور شد و آنها را مذّمت کرد، بیان داشت که یکی از کیفرهای دنیوی آنان این است که پیامبرصو یارانش هرگاه برای به دست آوردن غنیمتهایی بروند که جنگی در آن نیست از آنها میخواهند که همراهشان بیرون روند تا آنان را از غنیمت شریک سازند، و میگویند: ﴿ذَرُونَا نَتَّبِعۡكُمۡۖ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُواْ كَلَٰمَ ٱللَّهِ﴾بگذارید ما هم همراه شما شویم. با این کار میخ واهند وعده و سخن خداوند را دگرگون سازند که خداوند به کیفر و عذابشان حکم کرده و بهطور تشریعی و تقدیری این غنیمتها را به اصحاب مختص گردانده است. ﴿قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَٰلِكُمۡ قَالَ ٱللَّهُ مِن قَبۡلُ﴾به آنان بگو: هرگز همراه ما نخواهید شد، پروردگارتان پیش از این چنین گفته است که شما به سبب جنایتهایی که بر خود کرده اید و این که جنگیدن در راه خدا را در مرحلهی اوّل ترک کرده اید از غنیمتها محروم هستید. ﴿فَسَيَقُولُونَ﴾آنها که از همراه شدن و بیرون رفتن با مومنان منع شدهاند در پاسخ این سخن خواهند گفت: ﴿بَلۡ تَحۡسُدُونَنَا﴾نه چنین نیست، بلکه شما نسبت به ما حسد میورزید و نمیخواهید از غنیمتها بهرهمند شویم. و اگر میفهمیدند، میدانستند که محرومیتشان به سبب عصیانشان است، و گناهان هم کیفرهایی دنیوی و هم کیفرهایی دینی دارند. بنابراین فرمود: ﴿بَلۡ كَانُواْ لَا يَفۡقَهُونَ إِلَّا قَلِيلٗا﴾بلکه آنان جز اندکی در نمییافتند.
آیهی ۱۷-۱۶:
﴿قُل لِّلۡمُخَلَّفِينَ مِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ سَتُدۡعَوۡنَ إِلَىٰ قَوۡمٍ أُوْلِي بَأۡسٖ شَدِيدٖ تُقَٰتِلُونَهُمۡ أَوۡ يُسۡلِمُونَۖ فَإِن تُطِيعُواْ يُؤۡتِكُمُ ٱللَّهُ أَجۡرًا حَسَنٗاۖ وَإِن تَتَوَلَّوۡاْ كَمَا تَوَلَّيۡتُم مِّن قَبۡلُ يُعَذِّبۡكُمۡ عَذَابًا أَلِيمٗا١٦﴾[الفتح: ۱۶]. «به باز پس ماندگان بادیهنشین بگو: از شما دعوت خواهد شد که بهسوی قومی جنگجو و پر قدرت بروید که با آنان میجنگید، یا اسلام میآورند. پس اگر فرمانبرداری کنید خداوند پاداشی نیکو به شما خواهد داد و اگر روی بگردانید چنانکه پیش از این روی گرداندید شما را به عذابی دردناک عذاب خواهد کرد».
﴿لَّيۡسَ عَلَى ٱلۡأَعۡمَىٰ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡأَعۡرَجِ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرِيضِ حَرَجٞۗ وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ يُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۖ وَمَن يَتَوَلَّ يُعَذِّبۡهُ عَذَابًا أَلِيمٗا١٧﴾[الفتح: ۱۷]. «نابینا و لنگ و بیمار گناهی نیست و هرکس که از خدا و پیامبرش فرمان برد خداوند او را به باغهایی وارد میسازد که از زیر (درختنان و کاخهای) آن رودبارها روان است و هرکس که روی بگرداند او را به عذاب دردناکی عذاب میدهد».
پس از آنکه خداوند متعال بیان کرد واپسماندگان بادیه نشین در جهاد شرکت نمیکنند، و عذرهایی میآورند، بدون آن که عذری داشته باشند، و از مسلمانان میخواهند که هرگاه جنگ و کارزاری نباشد آنانرا همراه با خود ببرند، و فقط برای به دست آوردن غنیمت همراه آنان باشند، برای آنکه آنان را آزمایش نماید فرمود: ﴿قُل لِّلۡمُخَلَّفِينَ مِنَ ٱلۡأَعۡرَابِ سَتُدۡعَوۡنَ إِلَىٰ قَوۡمٍ أُوْلِي بَأۡسٖ شَدِيدٖ﴾به باز پس ماندگان بادیه نشین بگو از شما دعوت خواهد شد که به سوی قومی جنگجو و پرقدرت بروید. یعنی ائمه شما را به جنگیدن با قومی جنگجو دعوت میکنند. و این قوم فارس و روم و امثالشان بود. ﴿تُقَٰتِلُونَهُمۡ أَوۡ يُسۡلِمُونَ﴾با آنها پیکار میکنید یا این که مسلمان میشوند. یعنی نتیجه یکی از این دو چیز خواهد بود، و این است حقیقت جنگ و قتال علیه اقوامی که جنگجو و قدرتمند هستند، زیرا آنان در این حالت دادن جزیه را به مسلمین نخواهند پذیرفت بلکه یا مسلمان میشوند یا بر آیین خود باقی مانده وبر آن خواهند جنگید. و پس از آن که مسلمانها با آنان بجنگند و آنان را ضعیف کنند و خوار گردند و قدرتشان از دست برود آن گاه یا مسلمان میشوند و یا جزیه خواهند پرداخت.
﴿فَإِن تُطِيعُواْ﴾پس اگر از کسیکه شما را به جنگیدن با این اقوام پر قدرت و جنگجو فرا میخواند اطاعت کنید، ﴿يُؤۡتِكُمُ ٱللَّهُ أَجۡرًا حَسَنٗا﴾خداوند به شما پاداشی نیکو خواهد داد، و آن مزدی است که خداوند به دنبال جهاد در راه خدا عطا میکند. ﴿وَإِن تَتَوَلَّوۡاْ كَمَا تَوَلَّيۡتُم مِّن قَبۡلُ﴾و اگر روی بگردانید همچنان که پیشتر از جنگیدن با کسانی که پیامبر شما را به پیکار با آنها فرا خواند روی گردانید، ﴿يُعَذِّبۡكُمۡ عَذَابًا أَلِيمٗا﴾به شما عذابی دردناک خواهد داد. این آیه بر فضیلت خلفای راشدین که مسلمانان را به جهاد با اقوام جنگجو دعوت میکردند دلالت مینماید. و نیز دال بر آن است که اطاعت از آنها در این باره واجب است.
سپس عذرهایی را بیان کرد که در صورت تحقّق آن آدمی از رفتن به جهاد معذور است. پس فرمود: ﴿لَّيۡسَ عَلَى ٱلۡأَعۡمَىٰ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡأَعۡرَجِ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرِيضِ حَرَجٞ﴾بر نابینا و لنگ و بیمار گناهی نیست. یعنی اینها اگر در جهاد شرکت نکنند بر آنان گناهی نیست. چون عذرهایی دارند که مانع از شرکت آنها میشود. ﴿وَمَن يُطِعِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُ﴾و هرکس با اطاعت از دستورات خدا و پیامبرش از آنها فرمانبرداری نماید و از نهی آنان اجتناب کند، ﴿يُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾خداوند او را وارد باغهایی میکند که رودبارها از زیر آن روان است و در این باغها همهی آن چه که دل بخواهد و چشمها از دیدن آن لذّت میبرند وجود دارد. ﴿وَمَن يَتَوَلَّ يُعَذِّبۡهُ عَذَابًا أَلِيمٗا﴾و هرکس از طاعت و فرمانبرداری خدا و پیامبرش روی بگرداند خداوند او را به عذاب دردناکی گرفتار میسازد. پس تمام سعادت در اطاعت خداست و بدبختی واقعی و کامل در نافرمانی و مخالفت با خداست.
آیهی ۲۱-۱۸:
﴿لَّقَدۡ رَضِيَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ يُبَايِعُونَكَ تَحۡتَ ٱلشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمۡ فَأَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ عَلَيۡهِمۡ وَأَثَٰبَهُمۡ فَتۡحٗا قَرِيبٗا١٨﴾[الفتح: ۱۸]. «به درستی که خداوند از مؤمنان راضی گردید هنگامیکه زیر آن درخت با تو بیعت میکردند، پس آنچه را که در دلهایشان بود دانست، در نتیجه بر آنان آرامش فرود آورد و وفتح نزدیکی را پاداششان کرد».
﴿وَمَغَانِمَ كَثِيرَةٗ يَأۡخُذُونَهَاۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمٗا١٩﴾[الفتح: ۱۹]. «و غنیمتهای فراوانی که آنرا به دست خواهند آورد، و خداوند پیروزمند فرزانه است».
﴿وَعَدَكُمُ ٱللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةٗ تَأۡخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمۡ هَٰذِهِۦ وَكَفَّ أَيۡدِيَ ٱلنَّاسِ عَنكُمۡ وَلِتَكُونَ ءَايَةٗ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ وَيَهۡدِيَكُمۡ صِرَٰطٗا مُّسۡتَقِيمٗا٢٠﴾[الفتح: ۲۰]. «خداوند غنیمتهای فراوانی را به شما وعده دادهاست که آنها را به چنگ میآورید و یان (غنیمت) را هرچه زودتر به شما داد و دست تعدّی مردم را از شما باز داشت. تا نشانهای برای مؤمنان باشد و شما را به راه راست رهنمود کند».
﴿وَأُخۡرَىٰ لَمۡ تَقۡدِرُواْ عَلَيۡهَا قَدۡ أَحَاطَ ٱللَّهُ بِهَاۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٗا٢١﴾[الفتح: ۲۱]. «و غنیمتهای دیگری (را نیز نصیب شما خواهد کرد) که هنوز بر آن دست نیافتهاید، به راستی که خداوند بر آن احاطه دارد و خداوند بر هر چیزی تواناست».
خداوند متعال از فضل و رحمت خویش خبر میدهد و این که از مومنان بدان گاه که زیر آن درخت با پیامبر بیعت میکردند خشنود گردید، بیعتی که آنانرا رو سفید نمود و با آن سعادت هر دو جهان را به دست آورند. این بیعت که به آن «بیعۀ الرضوان» [۲]و «بیعۀ اهل الشجره» نیز گفته میشود بدان خاطر صورت گرفت که وقتی پیامبرصدر روز حدیبیه با مشرکین سخن گفت که او برای جنگیدن با کسی نیامده، بلکه برای زیارت این خانه کعبه آمده است، عثمان بن عفانبرا برای این امر به مکّه فرستاد.پس از آن خبری غیر واقعی آمد که مشرکان عثمان را به قتل رساندهاند، در این هنگام پیامبرصمومنان را که همراه و تعدادشان به هزار و پانصد نفر میرسید جمع کرد و زیر درختی با او بیعت کردند که با مشرکان بجنگند و هرگز فرار نکنند. پس خداوند متعال خبر داد که او از مومنان در این حالت خشنود گردیده که یکی از بزرگترین عبادتها و از بزرگ ترین چیزهایی بود که بوسیلهی آن انسان به خدا نزدیک میشود. ﴿فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمۡ﴾پس خداوند ایمانی را که در دلهایشان بود دانست، ﴿فَأَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ عَلَيۡهِمۡ﴾در نتیجه به سپاس ایمانی که در دلهایشان بود آرامش را بر آنان فرو فرستاد و بر هدایت آنها افزود.
و خداوند از اضطراب و پریشانیای که به خاطر شرایط تحمیل شده به پیامبر از سوی مشرکان در دلهای خود داشتند آگاه بود، پس آرامشی بر دلهایشان فرود آورد که آنها را پایدار و خاطرشان را جمع کرد. ﴿وَأَثَٰبَهُمۡ فَتۡحٗا قَرِيبٗا﴾و فتح نزدیکی را پاداششان کرد که فتح خیبر بود و در آن به جز اهل حدیبیه مشارکت نداشتند. پس خیبر و غنیمتهایش به عنوان به آنها داده شده و به پاس فرمانبرداریشان از خدا و گام برداشتن در راه خشنودیاش به آنان عطا گردید.
﴿وَمَغَانِمَ كَثِيرَةٗ يَأۡخُذُونَهَاۗ وَكَانَ ٱللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمٗا١٩﴾و غنیمتهای فراوانی که آن را به دست خواهند آورد. و خداوند عزیز و حکیم است یعنی دارای قوّت و عزّت کامل است و بر همه چیز چیره است.
پس اگر بخواهد، از کافران در هر جنگی که میان آنها و مومنان اتفاق میافتد انتقام خواهند گرفت، امّا ا و با حکمت است و مومنان و کافران را به وسیلهی یکدیگر میآزماید و مومن را به وسیلهی کافران مورد آزمایش قرار میدهد.
﴿وَعَدَكُمُ ٱللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةٗ تَأۡخُذُونَهَا﴾خداوند غنیمتهای فراوانی را به شما وعده دادهاست که آنها را به چنگ میآورید. این شامل همهی غنیمتهایی میشود که تا روز قیامت مسلمانها به دست خواهند آورد. ﴿فَعَجَّلَ لَكُمۡ هَٰذِهِ﴾و این غنیمت خیبر را زودتر برایتان فراهم ساخت. یعنی گمان نبرید که فقط همین یک غنیمت بهرهی شماست، بلکه غنیمتهای زیادی است که پس از این به شما خواهد رسید. ﴿وَكَفَّ أَيۡدِيَ ٱلنَّاسِ عَنكُمۡ﴾و خداوند را ستایش کنید که دست تعّدی مردمانی را از شما بازداشت که توانایی جنگیدن با شما را داشتند که به آن علاقمند بودند. پس این نعمتی است که خداوند به شما بخشیده و تخفیفی است از جانب او که کارتان را سبکتر کرده است. ﴿وَلِتَكُونَ ءَايَةٗ لِّلۡمُؤۡمِنِينَ﴾وتا این غنیمت نشانهای برای مومنان باشد که از آن بر خبر راستین و وعده حق خداوند، و این که پاداشی است برای مومنان، استدلال کنند، و به یقین دریابند کسیکه این غنیمت را مقدّر نموده و فراهم آورده غنیمتهای دیگری را هم فراهم خواهد آورد.
﴿وَيَهۡدِيَكُمۡ صِرَٰطٗا مُّسۡتَقِيمٗا﴾و با اسبابی که برایتان فراهم مینماید شما را به راه راست از قبیل کسب علم و ایمان و عمل صالح هدایت مینماید.
﴿وَأُخۡرَىٰ﴾هم چنین غنیمتهایی دیگری را به شما وعده دادهاست، ﴿لَمۡ تَقۡدِرُواْ عَلَيۡهَا﴾که به هنگام این خطاب توان دست یافتن به آنرا ندارید. ﴿قَدۡ أَحَاطَ ٱللَّهُ﴾خداوند با قدرتش بر آن احاطه دارد و بر آن تواناست و تحت تدبیر و فرمانروایی اوست. و آن غنیمت را به شما وعده دادهاست. پس قطعا آنچه او بدان وعده داده پیش خواهد آمد، زیرا خداوند کاملا تواناست. بنابراین فرمود: ﴿وَكَانَ ٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٗا﴾و خداوند بر هر چیزی تواناست.
آیهی ۲۳-۲۲:
﴿وَلَوۡ قَٰتَلَكُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَوَلَّوُاْ ٱلۡأَدۡبَٰرَ ثُمَّ لَا يَجِدُونَ وَلِيّٗا وَلَا نَصِيرٗا٢٢﴾[الفتح: ۲۲].
«و اگر کافران با شما میجنگیدند به یقین پشت میکردند آنگاه کارساز و یاوری نمییافتند».
﴿سُنَّةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِي قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلُۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا٢٣﴾[الفتح: ۲۳]. «این سنّت الهی است که پیش از این گذشته است و هرگز برای سنّت الهی تغییر و تبدیلی نخواهی یافت».
در اینجا خداوند به بندگان مومن خود مژده میدهد که آنها بر کافران پیروز خواهد کرد واگر کافران با آنها روبرو میشدند و با آنان میجنگیدند، ﴿لَوَلَّوُاْ ٱلۡأَدۡبَٰرَ ثُمَّ لَا يَجِدُونَ وَلِيّٗا﴾به یقین پشت میکردند، آنگاه کارسازی نمییافتند که کارشان را درست کند. ﴿وَلَا نَصِيرٗا﴾و یاوری نمییافتند که آنها را در جنگیدن با شما یاری نماید، بلکه کافران خوار و مغلوب میگشتند. و این سنّت الهی درمیان امّتهای گذشته است که لشکریان خدا پیروزند ﴿وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبۡدِيلٗا﴾و برای سنّت خدا تبدیلی نخواهی یافت.
آیهی ۲۵-۲۴:
﴿وَهُوَ ٱلَّذِي كَفَّ أَيۡدِيَهُمۡ عَنكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ عَنۡهُم بِبَطۡنِ مَكَّةَ مِنۢ بَعۡدِ أَنۡ أَظۡفَرَكُمۡ عَلَيۡهِمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرًا٢٤﴾[الفتح: ۲۴]. «او همان خدایی است که در درون مکّه دست کافران را از شما و دست شما را از ایشان کوتاه کرد، بعد از آنکه شما را بر آنان پیروز گردانید و خداوند به آنچه میکنید بیناست».
﴿هُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّوكُمۡ عَنِ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ وَٱلۡهَدۡيَ مَعۡكُوفًا أَن يَبۡلُغَ مَحِلَّهُۥۚ وَلَوۡلَا رِجَالٞ مُّؤۡمِنُونَ وَنِسَآءٞ مُّؤۡمِنَٰتٞ لَّمۡ تَعۡلَمُوهُمۡ أَن تَطَُٔوهُمۡ فَتُصِيبَكُم مِّنۡهُم مَّعَرَّةُۢ بِغَيۡرِ عِلۡمٖۖ لِّيُدۡخِلَ ٱللَّهُ فِي رَحۡمَتِهِۦ مَن يَشَآءُۚ لَوۡ تَزَيَّلُواْ لَعَذَّبۡنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ عَذَابًا أَلِيمًا٢٥﴾[الفتح: ۲۵].«اینان همانهایی هستند که کفر ورزیدند و شما را از مسجد الحرام بازداشتند و نگذاشتند قربانیهایی که با خود داشتند به جایگاهش برسد، و اگر مردان و زنانی مؤمن (و مستضعف مکه) نبودند که آنانرا نمیشناسید (و ممکن بود) پایمالشان کنید آنگاه نادانسته دربارۀ آنان رنجی به شما میرسید (خداوند هرگز مانع این جنگ نمیشد) تا خداوند هرکه را بخواهد غرق رحمت خویش سازد. اگر (کافر و مؤمن) از هم جدا بودند قطعاً کافران را به عذاب دردناکی گرفتار میکردیم».
خداوند با بیان منّت خویش بر بندگانش و اینکه آنها را از شر کافران و جنگیدن با آنها در امان قرار داد، میفرماید: ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي كَفَّ أَيۡدِيَهُمۡ عَنكُمۡ وَأَيۡدِيَكُمۡ عَنۡهُم بِبَطۡنِ مَكَّةَ مِنۢ بَعۡدِ أَنۡ أَظۡفَرَكُمۡ عَلَيۡهِمۡ﴾او همان خدایی است که در درون مکّه دست اهل مکّه را از شما و دست شما را از آنان کوتاه کرد، بعد از آن که شما را بر آنان پیروز گردانید. یعنی بعد از آن که شما بر آنها بدون پیمان و قراردادی در اختیار شما قرار گرفتند و حدود هشتاد نفر بودند که بهسوی مسلین آمده بودند تا به صورت ناگهانی بر آنان حمله ور شوند. پس دیدند که مسلمانها هوشیار و بیدارند و آنها را دستگیر کردند امّا آنها را نکشتند، بلکه رهایشان نمودند و خدا به مومنان رحم نمود که آن مشرکان را نکشتند.
﴿وَكَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرًا﴾و خداوند به آنچه میکنید بیناست، پس هر عمل کنندهای را طبق عملش سزا و جزا میدهد و شما مومنان را با تدبیر نیکویش تحت تدبیر خود قرار میدهد.
سپس خداوند متعال اموری را بیان کرد که مومنان را بر جنگیدن با مشرکان تشویق مینماید و آن امور عبارتند از: کفر ورزیدن آنها به خدا و پیامبرش و جلوگیری کردن آنها از ورود پیامبر و همراهانش به مسجدالحرام، درحالیکه پیامبر و مومنان برای ادای عمره و بزرگداشت کعبه آمده بودند. و نیز آنها کسانی هستند که ﴿وَٱلۡهَدۡيَ مَعۡكُوفًا أَن يَبۡلُغَ مَحِلَّهُ﴾نگذاشتند قربانیهایی که با خود نگاه داشته بودید به قربانگاه و محل قربانی اشان در مکه برسند، جایی که قربانیهای عمره ذبح میشوند. پس قربانیها به محل قربانی جلوگیری کردند، و همهی این امور سبب میشود تا با آنها پیکار کنید. امّا مانعی هست که از جنگیدن با آنها منع میکند و آن وجود مردان و زنان مومنی است در میان مشرکین و آنها در یک محله مشخص زندگی نمیکنند که به آنها آزاری نرسد. پس اگر این زنان و مردان نبودند که مسلمانها آنها را نمیشناختند، و از بیم اینکه مبادا آنها پایمال شوند، ﴿فَتُصِيبَكُم مِّنۡهُم مَّعَرَّةُۢ بِغَيۡرِ عِلۡمٖ﴾و آنگاه نادانسته رنج و زیانی به شما میرسید. یعنی در صورت جنگیدن آنها مورد اذّیت و آزار قرار میگرفتید و این امر ناپسندی بود که شما بر آن متاسف و دچار اذیت میشدید. و فایدهی اخروی هم داشت و آن اینکه ﴿لِّيُدۡخِلَ ٱللَّهُ فِي رَحۡمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ﴾تا هرکه را بخواهد غرق رحمت خویش سازد. پس با د ادن ایمان به آنان بعد از کفر، و هدایت کردنشان پس از گمراهی، بر آنها منّت میگذارد. پس بدین خاطر شما را از جنگیدن با آنها بازداشت. ﴿لَوۡ تَزَيَّلُواْ لَعَذَّبۡنَا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡهُمۡ عَذَابًا أَلِيمًا﴾و اگر مومنان از آنها دور گشته و از آنان جدا میشدند به کافران عذاب دردناک میدادیم به این صورت که جنگیدن با آنها را برایتان روا میداشتیم و به شما اجازهی پیکار با آنان را میدادیم و شما را بر آنان پیروز میگرداندیم.
آیهی ۲۶:
﴿إِذۡ جَعَلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلۡحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَعَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَأَلۡزَمَهُمۡ كَلِمَةَ ٱلتَّقۡوَىٰ وَكَانُوٓاْ أَحَقَّ بِهَا وَأَهۡلَهَاۚ وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا٢٦﴾[الفتح: ۲۶]. «آنگاه که کافران تعصّب و نخوّت جاهلیّت را در دلهایشان جای دادند آنگاه خداوند آرامش خود را بر پیامبرش و (نیز) بر مؤمنان نازل کرد و آنانرا به کلمۀ تقوا ملزم ساخت و آنان به آن سزاوارتر و اهل آن بودند و خداوند به همه چیز داناست».
خداوند متعال میفرماید: ﴿إِذۡ جَعَلَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلۡحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ﴾آنگاه که کافران تعصّب و نخوّت جاهلیت را در دلهایشان جای دادند و از نوشتن «بسم الله الرحمن الرحیم» در ابتدای عهدنامه ممانعت به عمل آوردند و از ورود پیامبر خداصو مومنان در آن سال به مکّه جلوگیری کردند و به آنها اجازهی ورود ندادند تا مردم نگویند: «پیامبر و مومنان بر قریش چیره شدند و به زور وارد مکّه گردیدند». و این نزعههای جاهلیت همواره در دلهایشان بود و باعث شد تا آنها مرتکب بسیاری از گناهان شوند. ﴿فَأَنزَلَ ٱللَّهُ سَكِينَتَهُۥ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ وَعَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾و آنگاه خدا آرامش خود را بر پیامبرش و نیز بر مومنان نازل کرد، و خشم آنها را وادار نکرد تا با مشرکان همان برخوردی را بکنند که با مسلمانان کردند، بلکه آنها به خاطر حکم خدا شکیبایی ورزیدند و به شرایطی پایبند ماندند که در آن حرمات الهی مورد تعظیم قرار میگرفت، و به آنچه مردم میگفتند و به سرزنش سرزنش کنندگان اعتنایی نکردند.
﴿وَأَلۡزَمَهُمۡ كَلِمَةَ ٱلتَّقۡوَىٰ﴾و آنها را به اجرای کلمهی تقوی که «لا اله الا الله» و لوازمات آن است ملزم نمود و آنان هم بدان ملتزم شدند، ﴿وَكَانُوٓاْ أَحَقَّ بِهَا وَأَهۡلَهَا﴾و آنان از دیگران به آن سزاوارتر و اهل آن بودند و خداوند از آن جا که از خیری که در دلهایشان وجود داشت آگاه بود آنها را سزاوار آن قرار داد. بنابراین فرمود: ﴿وَكَانَ ٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٗا﴾و خداوند بر هر چیزی داناست.
آیهی ۲۸-۲۷:
﴿لَّقَدۡ صَدَقَ ٱللَّهُ رَسُولَهُ ٱلرُّءۡيَا بِٱلۡحَقِّۖ لَتَدۡخُلُنَّ ٱلۡمَسۡجِدَ ٱلۡحَرَامَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمۡ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَۖ فَعَلِمَ مَا لَمۡ تَعۡلَمُواْ فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَٰلِكَ فَتۡحٗا قَرِيبًا٢٧﴾[الفتح: ۲۷]. «بیگمان خداوند خواب پیغمبر خود را راست و درست (به او) نشان داد که اگر خدا بخواهد ایمن و درحالیکه موی سرتان را تراشیده و کوتاه کردهاید بدون ترس وارد مسجد الحرام خواهید شد. ولی خداوند چیزهایی را میدانست که شما نمیدانستید. پس، پیش از این فتحی نزدیک را مقرّر داشت».
﴿هُوَ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ رَسُولَهُۥ بِٱلۡهُدَىٰ وَدِينِ ٱلۡحَقِّ لِيُظۡهِرَهُۥ عَلَى ٱلدِّينِ كُلِّهِۦۚ وَكَفَىٰ بِٱللَّهِ شَهِيدٗا٢٨﴾[الفتح: ۲۸]. «اوست خدایی که پیامبرش را همراه با هدایت و دین حق فرستاد تا آنرا بر همهی ادیان چیره گرداند و کافی است که خداوند گواه باشد».
خداوند متعال میفرماید: ﴿لَّقَدۡ صَدَقَ ٱللَّهُ رَسُولَهُ ٱلرُّءۡيَا بِٱلۡحَقِّ﴾خداوند خواب را راست و درست به پیغمبر خود نشان داد. پیامبر در مدینه خوابی دیده بود که آنرا به اطلاع یارانش رساند. او چنین خواب دیده بود که آنها وارد مکّه خواهند شد و کعبه را طواف میکنند. پس وقتی آنچه در حدیبیه پیش آمد و آنها بدون اینکه وارد مکّه شوند برگشتند در این مورد زیاد حرف زدند، حتّی به پیامبرصگفتند: مگر تو به ما خبر ندادی که وارد کعبه خواهیم شد و آن را طواف خواهیم کرد؟ فرمود: «آیا به شما خبر دادم که در همین سال وارد خواهید شد؟ گفتند: «نه» فرمود: «پس شما وارد آن خواهید شد و آن را طواف خواهید کرد». خداوند متعال در اینجا فرمود: ﴿لَّقَدۡ صَدَقَ ٱللَّهُ رَسُولَهُ ٱلرُّءۡيَا بِٱلۡحَقِّۖ﴾به درستی که خدا خواب پیامبر را محقّق خواهد گرداند، یعنی حتما باید واقع شود و صداقت و راستی آن محقق گردد و اینکه وقوع آن به تاخیر بیافتد تضادی با اصل مساله ندارد. ﴿لَتَدۡخُلُنَّ ٱلۡمَسۡجِدَ ٱلۡحَرَامَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمۡ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ﴾و به خواست خدا همهی شما در امن و امان و در حالی که موی سرتان را تراشیده و کوتاه کرده اید وارد مسجدالحرام خواهید شد. یعنی در این حالت که مقتضی تعظیم بیت الحرام است و در حالی که مناسک را ادا کردهاید و با تراشیدن موی سر یا کوتاه کردنش آن را تکمیل نموده اید، و در حالت امن و امان وارد مسجد الحرام خواهید شد. ﴿فَعَلِمَ مَا لَمۡ تَعۡلَمُواْ فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَٰلِكَ فَتۡحٗا قَرِيبًا﴾پس خداوند از منافع و مصلحتهایی آگاه است که شما آن را نمیدانید. بنابراین، پیش از وارد شدن به مکّه فتح نزدیکی را مقّرر داشت. و از آنجا که این واقعه باعث تشویق دلهای برخی از مومنان گشته بود و حکمت آن را از آنها پوشیده داشته بود خداوند حکمت و منفعت آن را بیان کرد. و اینگونه همه احکام شرعی خدا سراسر هدایت و رحمت هستند.
سپس از یک حکم کلّی و عام خبر داد و فرمود: ﴿هُوَ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ رَسُولَهُۥ بِٱلۡهُدَىٰ﴾خداوند ذاتی است که پیغمبر خود را با هدایت و دانش مفید که انسان را از گمراهی دور میدارد و راههای خیر و شر را بیان مینماید، فرستاد، ﴿وَدِينِ ٱلۡحَقِّ﴾همچنین او را با دینی فرستاد که ویژگی آن حق است، و حق عبارت است از عدل و احسان و رحمت، و دین حق عبارت است از هر عمل شایستهای که دلها را تزکیه نماید و نَفسها را پاک گرداند و اخلاق را پرورش دهد و قدر و منزلت را رفعت بخشد. ﴿لِيُظۡهِرَهُۥ عَلَى ٱلدِّينِ كُلِّهِ﴾تا او را به وسیلهی دین و رسالتش و به وسیلهی حجّت و برهان قاطع، بر همه ادیان پیروز بگرداند و آنها را با متوّسل شدن به زور و شمشیر به تسلیم شدن و اطاعت کردن وادار کند.
آیهی ۲۹:
﴿مُّحَمَّدٞ رَّسُولُ ٱللَّهِۚ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ أَشِدَّآءُ عَلَى ٱلۡكُفَّارِ رُحَمَآءُ بَيۡنَهُمۡۖ تَرَىٰهُمۡ رُكَّعٗا سُجَّدٗا يَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٗاۖ سِيمَاهُمۡ فِي وُجُوهِهِم مِّنۡ أَثَرِ ٱلسُّجُودِۚ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمۡ فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِۚ وَمَثَلُهُمۡ فِي ٱلۡإِنجِيلِ كَزَرۡعٍ أَخۡرَجَ شَطَۡٔهُۥ فََٔازَرَهُۥ فَٱسۡتَغۡلَظَ فَٱسۡتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِۦ يُعۡجِبُ ٱلزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ ٱلۡكُفَّارَۗ وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِنۡهُم مَّغۡفِرَةٗ وَأَجۡرًا عَظِيمَۢا٢٩﴾[الفتح: ۲۹]. «محمّد فرستادهی خداست، و کسانیکه با او هستند بر کافران سختگیر و درمیان خود مهربانند. آنانرا در حال رکوع و سجده میبینی که همواره فضل و خشنودی خدای را میجویند. نشانهی ایشان بر اثر سجده در چهرههایشان نمایان است. این وصف آنان در تورات است، و امّا توصیفشان در انجیل چنین است که همانند کشتزاری هستند که جوانههایش را بیرون زده و آنها را نیرو داده و سخت نموده، پس بر ساقههای خویش راست ایستاده باشد، به گونهای که کشاورزان را شگفتزده میسازد تا کافران را به سبب آنان خشمگین کند. خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند آمرزش و پاداششی بزرگ وعده دادهاست».
﴿مُّحَمَّدٞ رَّسُولُ ٱللَّهِۚ وَٱلَّذِينَ مَعَهُ﴾خداوند متعال از پیامبرش محمّدصو کسانی که با او بودند از مهاجران و انصار خبر میدهد که آنها دارای کاملترین صفتها و بزرگترین حالات میباشند. و خبر میدهد که ﴿أَشِدَّآءُ عَلَى ٱلۡكُفَّارِ﴾آنان بر کافران سختگیر هستند. یعنی در پیروز شدن بر آنها نهایت کوشش خود را مبذول میدارند و کافران از آنها چیزی جز تندی و سختی نمیبینند. بنابراین دشمنانشان در برابر آنان خوار گردیدند و شکست خوردند و مسلمین بر آنها چیره شدند.
﴿رُحَمَآءُ بَيۡنَهُمۡ﴾با همدیگر مهربانند و همدیگر را دوست میدارند، همانند یک جسم و تن، و هر آنچه را برای خود میپسندید و دوست میداشتند برای برادرشان هم دوست میداشتند. این رفتار آنها با مردم بود. و امّا رفتارشان با خالق و خداوند چنین بود: ﴿تَرَىٰهُمۡ رُكَّعٗا سُجَّدٗا﴾آنها را در حال رکوع و سجده میبینی. یعنی زیاد نماز میخوانند که بزرگترین ارکان نماز رکوع و سجده است. ﴿يَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٗا﴾و آنچه که در ورای این عبادت میجویند فضل و خشنودی خداست. یعنی مقصودشان رسیدن به رضایت پروردگار ودست یافتن به پاداش اوست. ﴿سِيمَاهُمۡ فِي وُجُوهِهِم مِّنۡ أَثَرِ ٱلسُّجُودِ﴾از بس که عبادت انجام میدهند و به خوبی عبادت میکنند، در چهرههایشان اثر گذاشته و چهرههایشان نورانی گشته است. چون با نماز درونشان روشن گشته و برونشان نیز شکوه و زیبایی یافته است. ﴿ذَٰلِكَ مَثَلُهُمۡ فِي ٱلتَّوۡرَىٰةِ﴾این وصف که خداوند آنها را بدان توصیف نموده در تورات ذکر شده است. ﴿وَمَثَلُهُمۡ فِي ٱلۡإِنجِيلِ﴾و توصیفشان در انجیل چیزی دیگر است و آن این است که آنها در تکامل و تعاونشان، ﴿كَزَرۡعٍ أَخۡرَجَ شَطَۡٔهُۥ فََٔازَرَهُ﴾همانند کشتزاری هستند که جوانهاش را برآورده آنگاه آن را تنومند ساخته است. یعنی جوانههایش را برآورده و آن گاه جوانهها در پابرجا ماندن با او همکاری میکنند.
﴿فَٱسۡتَغۡلَظَ﴾پس این کشتزار قوی و نیرومند میشود ﴿فَٱسۡتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ﴾و بر ساقههایشان راست ایستد، ﴿يُعۡجِبُ ٱلزُّرَّاعَ﴾و به سبب تکامل و زیبایی و باروری فراوانش کشاورزان را شگفت زده میسازد. همچنین اصحاب شهمانند کشتزار هستند و همانگونه به مردم سود میرسانند و مردم همانطور که به کشتزار نیاز دارند به آنها نیز نیازمندند.
پس قوّت و ساقههایشان میباشد. و چون فرد کوچکتر و کسیکه بعدا مسلمان میشود به بزرگتر و کسیکه پیشتر اسلام آورده در میآمیزد و یک دیگر را در برپاداشتن دین خدا و دعوت کردن به سوی آن یاری مینمایند، همچون کشتزاری هستند که جوانهاش را بر میآورد و آن گاه جوانهها بارور میشود و آن کشتزار قوی میگردد. بنابراین فرمود: ﴿لِيَغِيظَ بِهِمُ ٱلۡكُفَّارَ﴾تا به وسیلهی آنان کافران را خشمگین کند. زیرا کافران وقتی اجتماع آنها را میبینند و سرسختیشان را بر دشمنان دینشان مشاهده میکنند، و وقتی با آنها در میدانهای نبرد و کارزار روبرو میشوند به خشم میآیند. ﴿وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند آمرزش و پاداشی بزرگ وعده دادهاست. پس اصحاب شکسانی بودند که هم ایمان آورده و هم عمل صالح انجام داده بودند. از این رو خداوند آنها را مورد آمرزش، قرار داد که از لوازم آمرزش مصون ماندن از بدیهای دنیا و آخرت است، و به آنان پاداش بزرگی در دنیا و آخرت عطا کرد.
داستان حدیبیه
این داستان حدیبیه را به طور مفّصل و آنگونه که امام ابن قیم /در کتاب «الهدی النبوی» بیان نموده بازگو میکنیم، زیرا پرداختن به این داستان به صورت مشروح بر فهم این سوره کمک مینماید، ابن قیم از مفاهیم و اسرار این داستان سخن به میان میآورد. او میگوید: «نافع گفت: ذی القعدهی سال ششم هجری پیامبر حرکت کرد. این صحیح است و این گفته زهری و قتاده و موسی بن عقبه و محمّد بن اسحاق و دیگران (نیز) است.
و هشام بن عروه به روایت از پدرش میگوید: پیامبرصدر ماه رمضان حرکت کرد و در ماه شوال صلح حدیبیه تحقّق پذیرفت. امّا این درست نیست بلک غزوهی فتح در رمضان انجام شده است.
در صحیحین به روایت از انس آمده است که: پیامبر چهار عمره به جای آورده است که همه در ماه ذی القعهده بودهاند. و او عمرهی حدیبیه را از زمرهی این چهار عمره بر شمرده و میگوید: در حدیبیه هزار و پانصد نفر همراه پیامبر بودند. و در صحیحین به روایت جابر نیز چنین آمده است. و نیز از او در صحیحین روایت است که هزار و چهارصد نفر بودند و همچنین در صحیحین در روایت عبدالله بن أبی أوفی آمده که میگوید: ما هزار و سیصد نفر بودیم.
قتاده میگوید: به سعید بن مسبّب گفتم: گروهی که در بیعت رضوان حضور داشتند چند نفر بودند؟ گفت: هزار و پانصد نفر بودند. من گفتم: جابر بن عبدالله میگوید که آنها هزار و چهارصد نفر بودند، سعید بن مسّبب گفت: خداوند بر او رحم نماید او دچار توّهم و اشتباه شده است، او خودش به من گفت که هزار و پانصد نفر بودند. از جابر دو روایتِ صحیح نقل شده است و نیز در روایتی صحیح از او نقل شده است که آنه در سال حدیبیه هفتصد شتر قربانی کردند که هر شتر برای هفت نفر قربانی میشد. پس به او گفته شد: شما چند نفر بودید؟ گفت: سوار و پیاده هزار و چهارصد نفر بودیم. این بیشتتر به دل مینشیند. و این گفته براء بن عازب و معقل بن یسار و سلمه بن أکوع صحیح ترین روایتی است که از آنها نقل شده است. و همچنین نظر و گفتهی مسیت بن حزن همین است.
شعبه به روایت از قتاده و او به نقل از سعید بن مسیب و او از پدرش روایت میکند که ما در زیردرخت هزار و چهارصد نفر همراه پیامبر بودیم.
و کسیکه بگوید: آنها هفتصد نفر بودند دچار اشتباه آشکاری شده است. و از این جا استنباط کرده است که آنها هفتصد شتر قربانی کردهاند، و هر شتر برای هفت یا ده نفر قربانی میشد. امّا این بر آنچه او میگوید دلالت نمیکند چون تصریح شده که در این غزوه یک شتر برای هفت نفر قربانی شده است، پس اگر برای همه هفتاد شتر قربانی شده آنها چهارصد و نو نفر بودهاند.
و در همین حدیث و در آخر آن میگوید هزار وچهارصد نفر بودند. بالاخره داستان از این قرار است که آنها وقتی به دزدی الحلیفه رسیدند پیامبرصقلاده را در گردن قربانی انداخت و آن را علامت گذاری نمود، و برای عمره احرام بست، و پیشاپیش یکی از افراد قبیهی خزاعه را به عنوان جاسوس فرستاد تا اطلاعاتی از قریش بیاورد و ا و را از احوال آنان آگاه کند. آنها به راه خود ادامه دادند تا این که به نزدیکی عُسفان رسیدند، در این جا جاسوس پیامبرصبه نزد ایشان آمد و گفت: طائفه کعبه بن لوی را در حالی پشت سرگذاشتهام که احابیش [۳]را برای مقابلهی با تو جمع کرده و گروههایی را برای رویارویی با تو گرد آوردهاند، و آنان با تو خواهند جنگید و تو را از ورود به کعبه بازخواهند داشت».
پیامبرصبا اصحابش مشورت کرد و فرمود: «آیا موافق هستید که به زنان و کودکان این جماعت که به یاری آنان رفتهاند حمله ور شویم و آنان را به اسارت خود درآوردیم تا اگر بر سر جای خود نشستند شکست خورده و اندوهگین باشند و اگر فرار کردند خدا گردن آنان را قطع کند؟! یا آن که میخواهید آهنگ خانه خدا کنیم و هرکس از ورود ما به آن جلوگیری کرد با او کارزا کنیم؟ ابوبکر گفت: خدا و پیامبرش بهتر میدانند، امّا ما به قصد انجام عمره آمدهایم و برای جنگ با کسی نیامده ایم ولی هرکس میان ما و خانه خدا حائل گردد با او کارزار خواهیم کرد، آن گاه پیامبرصفرمود: پس راه بیفتید. همه به راه افتادند. تا اینکه به یکی از راهها رسیدند و پیامبرصفرمود: خالد بن ولید به همراه لشکری از قریش در غمیم است پس به سمت راست حرکت کنید». پس خالد متّوجه آنها نشد تا این ناگهان گرد و غبار لشکر را مشاهده کرد و او در این هنگام شتابان بهسوی قریش شتافت تا به آنان هشدار دهد. پیامبرصهم چنان به مسیر خود ادامه دهد. پیامبرصهمچنان به مسیر خود ادامه داد تا اینکه به ثنیه و گردنهای رسید که از آنجا بر آنها فرود میآد. در این جا شترش به زمین خوابید و مردم گفتند: «حلّ حلّ» امّا شتر از جای برنخاست. مردم گفتند: «قصواء» بدون هیچ علتی به زمین افتاده است. پیامبر فرمود: «قصواء بدون علت بر زمین نیفتاده است. و چنین عادتی هم ندارد بلکه همان چیزی که فیل ابرهه را از رفتن بازداشت این شتر را نیز بازداشته است». سپس فرمود: «سوگند به آن که جانم در دست اوست هر شیوهای را که به من پیشنهاد کنند و در آن حرکت حریم الهی را رعایت کرده باشند از آنان خواهم پذیرفت». آنگاه شترش را از جای حرکت داد و شتر از جای بلند شد و پیامبر راه را تغییر داد تا این که به انتهای حدیبیه رسیدند و در کنار چشمه کم آبی فرود آمدند که مردم به زحمت از آن آب بر میداشتند. دیری نپائید که مردم همهی آب آن را کشیدند و خشک شد و از تشنگی به پیامبر خداصشکایت بردند. پیامبر تیری از ترکش خود بیرون آورد و به آنان دستور داد که آن تیر را در چشمه قرار دهند، قسم به خدا پیوسته از آن چشمه آب میجوشید تا این همه سیراب شدند و از آب بینیاز گردیدند. قریش از این که پیامبرصبر آنها وارد شده بود پریشان شدند، و پیامبرصبر آن شد تا مردی را به نزد آنها بفرستد. سپس عمر بن خطابسرا فرا خواند تا او را بهسوی آنان بفرستد. عمر گفت: «ای پیامبر خدا؟ من در مکّه از طایفهی بنیکعبه کسی را ندارم که اگر مورد اذّیت و آزار قرار گرفتم به خاطر من ناراحت شود و خشمگین شود».
پس عثمان بن عفان را بفرست که قبیلهاش از او حمایت میکنند و خواستهی شما را ابلاغ میکند. پیامبرصعثمان بن عفّان را فرا خواند و او را بهسوی قریش فرستاد و به او فرمود: «به قریش خبر بده که ما برای جنگ نیامدهایم، بلکه ما برای ادای عمره آمدهایم و آنها را به اسلام دعوت کن». و همچنان به عثمان دستور داد که به نزد مردان و زنان مومنی برود که در مکبه هستند و آنها را به پیروزی و فتح مژده دهد، و به آنها خبر دهد که خداوند دین خود را در مکه چیره خواهد کرد و دیگر در آنجا ایمان مخفیانه نگاه داشته نمیشود.
عثمان به راه افتاد تا این که در «بلدح» گذرش بر قریش افتاد، آنها گفتند: «کجا میروی»؟ گفت: «پیامبر خداصمرا فرستاده است تا شما را به خدا و به اسلام دعوت کنم و شما را خبر دهم که ما برای جنگیدن نیامدهایم، بلکه ما برای ادای عمره آمدهایم». گفتند: «آنچه گفتی شنیدیم حال به دنبال کارت برو»! ابان بن سعید بهسوی او آمد و به او خوش آمد گفت و اسبش را زین کرد و عثمان را سوار بر اسبش نمود و او را پناه داد و پشت سر خود سوار کرد تا به مکّه رسید. مسلمانها پیش از آنکه عثمان از مکه بازگردد، گفتند: «عثمان قبل از ما به کعبه راه یافت و آنرا طواف کرد». پیامبرصفرمود:
«گمان نمیبرم او کعبه را طواف کند درحالیکه ما از رسیدن به آنجا باز داشته شدهایم». گفتند: «چه چزی او را از طواف کعبه باز میدارد درحالیکه او به آن راه یافت است»؟ پیامبر فرمود: «گمان من دربارهی او این است که کعبه را طواف نکند مگر این که همراه او باشیم و با هم طواف کنیم». مسلمانها با مشرکان دربارهی قضیه صلح در آمیختند، پس مردی دربارهی قضیه صلح در آمیختند، پس مردی بهسوی مردی دیگر از آن گروه تیر انداخت و جنگی در گرفت و آنها بهسوی یکدیگر تیر و سنگ پرتاب کردند و هردو گروه فریاد برآوردند و تعدادی از یکدیگر را به گروگان گرفتند. به پیامبرصخبر رسید که عثمان کشته شده است، آنگاه پیامبر اصحاب را به بیعت فرا خواند.مسلمانها بهسوی پیامبرصدرحالیکه او زیر درخت بود شوریدند و با او بیعت کردند که فرار نکنند. پیامبرصدست خودش را بلند کرد و فرمود: این دست عثمان است». وقتی بیعت تمام شد عثمان برگشت. مسلمانها گفتند: «به طواف کردن گرد کعبه راضی شدی ای ابا عبدالله»؟ عثمان گفت: «بدگمانی دربارهی من پنداشتهاید، سوگند به آنکه جانم در دست اوست اگر یک سال در مکه میماندم و پیامبر خدا در حدیبیه مقیم بود کعبه را طواف نمیکردم تا اینکه پیامبر آنرا طواف نماید.
قریش از من خواستند تا کعبه را طواف کنم امّا من نپذیرفتم. آنگاه مسلمانها گفتند: «پیامبر را برای بیعت مردم گرفت و همهی مسلمانها با او بیعت کردند. مسلمانها همه با پیامبر بیعت کردند جز «جد بن قیس». معقل بن یسار شاخههای درخت را نگاه داشته بود و آنها را بلند میکرد تا به پیامبر نخورند، و اولّین کسیکه با او بیعت کرد ابوسنان اسدی بود، و سلمه بن اکوع سه بار با او بیعت کرد، به همراه اوّلین گروه از مردم، و با وسطیها، و با آخرین افراد نیز همراه شد و بیعت کرد.
در این هنگام که مسلمانان مشغول بیعت با پیامبر بودند بدیل بن ورقاء خزاعی به همراه گروهی از افراد قبیله خزاعه آمد. درمیان اهل تهامه مردمان خزاعه همراه محرم اسرار پیامبر بودند. بدیل گفت: «من از نزد طایفهی کعب بن لوی و عامر بن لوی میآیم، آنها در نزدیکی آبهای حدیبیه فرود آمدهاند و حتی زنان و کودکان خود را به همراه آوردهاند و آنان با تو خواهند جنگید و تو را از ورود به مکبه باز خواهند داشت».
پیامبرصفرمود: «ما برای جنگیدن با کسی نیامدهایم، بلکه ما برای ادای عمره آمدهایم، و قریش نیز از جنگ به ستوه آمده و زیانهای بسیاری از آن دیدهاند و اگر بخواهند، من با آنان سازش خواهم کرد در قبال اینکه آنان نیز مرا با مردم واگذارند. و اگر بخواهند به راهی که مردم رفتهاند بروند، چنین کنند، وگرنه معلوم میشود که استراحت و تجدید قوا کردهاند، و اگر اصرار به جنگ دارند سوگند به آنکه جانم در دست اوست در راه این دعوت با آنان خواهم جنگید تا جان از تنم درآید یا اینکه خداوند کار خودش را پیش ببرد. بدیل گفت: «آنچه را میگویی برای آنان باز خواهم گفت».
بدیل به راه افتاد تا این که پیش قریش آمد. گفت: «من از جانب این مرد به نزد شما آمدهام و چیزهایی میگفت اگر بخواهید سخنانش را برای شما باز میگویم». نابخردانشان گفتند: «ما نیازی نداریم که از سخنان او چیزی برای ما بگویی»، امّا خردمندانشان گفتند: «آنچه راکه شنیدهای بازگوی». گفت: «چنین و چنان گفت» عروهی بن مسعود ثقفی گفت: «برنامهی خوبی به شما پیشنهاد کرده است، پس آن را بپذیرید و بگذارید من نزد او بروم». گفتند: «پیش او برو» عروه نزد بدیل گفته بود به او گفت. در این هنگام عروه به پیامبر گفت:« ای محمّد! فرض کن اگر قومت را ریشهکن ساختی، پس آیا شنیدهای که پیش از تو احدی از عرب خویشاوندانش را ریشهکن کرده باشد؟ و اگر چیز دیگری میخواهی قسم به خدا من مشتی از اراذل و اوباش را میبینم که اطرافت را گرفتهاند و شایسته است که فرار کنند و تو را تنها بگذارند».
ابوبکر گفت: «أُمصُص بَظَرَ اللَّاتِ» زبان...«لات» را بمک»، آیا ما از کنار او میگریزیم، او را رها میکنیم؟ عروه گفت: «این کیست»؟ گفتند: «ابوبکر» گفت: «سوگند به آن که جانم در دست اوست اگر احسانی نبود که پیش از این بر من روا داشتهای و من هنوز از جبران آن برنیامدهام، پاسخ تو را میدادم»!! و همچنان با پیامبر سخن میگفت و هرگاه با او سخن میگفت با دستش ریش پیامبر را میگرفت. مغیره بن شعبه درحالیکه کلاه آهنین بر سر داشت و شمشیر به دست داشت بر بالای سر پیامبر ایستاده بود.
پس هر وقت که عروه میخواست ریش پیامبر را بگیرد با دستهی شمشیر روی دستش را میزد و میگفت: «دست خود را از ریش پیامبر دور بدار»، عروه سرش را بلند کرد و گفت: «این کیست»؟ گفت: «مغیره بن شعبه هستم». عروه گفت: «ای بیوفا! مگر من نبودم برای رفع آن نرنگ بازی تو آن همه کوشش کردم»؟! مغیره در دوران جاهلیت با گروهی همراه شده بود و تعدادی را کشته و اموالشان را ربوده بود، سپس آمد و مسلمان شد. پیامبر فرمود: «اسلام تو را میپذیرم امّا با آن اموال کاری ندارم».
سپس عروه مدّتی اصحاب پیامبر خداصرا زیر نظر گرفت، پیامبر هرگاه آب دهن میانداخت اصحاب آنرا نمیگذاشتند که به زمین بیافتد بلکه با دستهایشان آنرا میگرفتند و چهره و بدن خود میمالیدند. و هرگاه دستوری به آنها میداد شتابان آنرا انجام میدادند، و هرگاه وضو میگرفت برای برگرفتن قطرات آب وضوی او نزدیک بود سر و دست خود را بشکنند، و هرگاه پیامبر حرف میزد صداهایشان را پایین میآوردند و به خاطر بزرگداشت او تیز به وی نگاه نمیکردند و به او خیره نمیشدند.
پس عروه به نزد همراهانش بازگشت و گفت: ای قوم من! به خدا من نزد پادشاهان رفتهام، نزد کسری و قیصر و نجاشی. سوگند به خدا! پادشاهی را ندیدهام که یارانش او را چنان تعظیم کنند که اصحاب محمّد، او را بزرگ و گرامی میدارند! سوگند به خدا! اگر آب دهان میانداخت در کف دست یکی از آنها قرار میگرفت و آن را بر چهره و بدنش میمالید، و هرگاه فرمانی به آنها میداد بیدرنگ و شتابان دستور او را اجرا میکردند، و هرگاه وضو میگرفت برای برگرفتن قطرات آب وضوی او سر و دست میشکستند، و هرگاه حرف میزد صداهایشان را پایین میآوردند، و به خاطر بزرگداشت او به وی خیره نمیشدند. او به شما شیوه و راه درستی را پیشنهاد کرده است پس آنرا بپذیرید.
آنگاه مردی از بنیکنانه گفت: «بگذاری من پیش او بروم» گفتد: برو وقتی به پیامبرصنزدیک شد پیامبر فرمود: «این فلانی است و او از قومی است که شتران قربانی را گرامی میدارند! پس حیوانات قربانی را بهسوی او گسیل دارید»!.
اصحاب چنین کردند و لبیک گویان به استقبال او رفتند، گفت: «سبحان الله سزاوار نیست اینها از آمدن به کعبه بازداشته شوند». پس آن مرد به نزد یارانش برگشت و گفت: «شتران را دیدم که قلاده در گردنشان بود و برای قربانی شدن نشانه گذاری شده بودند و من معتقدم که نباید اینها از آمدن به کعبه بازداشته شوند».
مکرز بن حفص بلند شد و گفت: «بگذارید من پیش او بروم». گفتند: برو وقتی به آنها نزدیک شد پیامبر فرمود: «این مکرز بن حفص است او مردی فاسق میباشد». پس با پیامبر مشغول گفتگو شد. در همین هنگام که او حرف میزد ناگهان سهیل بن عمرو آمد، سپس پیامبرصفرمود: کارتان آسان شد». سهیل گفت: «بیا عهدنامهای بنویسیم»، پیامبر نویسنده را فراخواند و فرمود: بنویس: «بسم الله الرحمن الرحيم» سهیل گفت: «سوگند به خدا! رحمان را نمیدانیم که چیست، بلکه بنویس: «باسمك اللهم» همانطور که قبلا مینوشتی. مسلمانها گفتند: «سوگند به خدا جز بسم الله الرحمن الرحیم چیزی دیگر نمینویسیم».
آنگاه پیامبرصفرمود: «بنویس: باسمک اللهم» سپس فرمود: «بنویس این چیزی است که محمّد رسول الله بر آن حکم کرده است». سهیل گفت: سوگند به خدا اگر میدانستیم که تو پیامبر خدا هستی تو را از آمدن به خانه خدا باز نمیداشتیم و با تو نمیجنگیدیم، بلکه بنویس: محمد بن عبدالله. پیامبرصفرمود: «من فرستاده و پیامبر خدا هستم، گرچه شما مرا تکذیب کنید، پس بنویس: محمد بن عبدالله، در قبال این که بگذارید خانه خدا را طواف کنیم». سهیل گفت: «نه، چون نمیخواهیم عرب بگویند که ما تحت فشار و زور به شما اجازه ورود دادیم. بلک بنویس: در سال آینده میتوانید به عمره بیایید». و چنین نوشته شد.
سهیل گفت: «اگر افرادی از ما به نزد تو آمدند، گرچه به دین هم گرویده باشند باید آنها را به ما بازگردانی». مسلمانها گفتند: «سبحان الله! چگونه فردی که مسلمان شد و به نزد ما آمده است دوباره به مشرکان پس داده میشود»؟.
در این حال ابوجندل بن سهیل کشان کشان با زنجیرهایی که بر پاهایش قرار داشت آمد. او به همین صورت از پایین مکه آمده بود تا این که خودش را به میان مسلمانها انداخت. سهیل گفت: «این نخستین فردی است که طبق آنچه عهد نمودیم او را از تو میخواهم». پیامبر فرمود: «ما هنوز صلح نامه را ننوشتهایم و تمام نکردهایم».
سهیل گفت: «پس اگر چنین است سوگند به خدا که هرگز بر چیزی با تو صلح نخواهم کرد». پیامبر فرمود: «او را به شخص من ببخش». گفت: «او را به شما میبخشم». پیامبرصفرمود: «چرا، چنین کن»؟! گفت: «نه چنین نمیکنم» مکرز گفت: «او را به تو بخشیدم».
ابوجندل گفت: «ای گروه مسلمانان! آیا به نزد مشرکان برگردانده میشوم درحالیکه مسلمان شده و نزد شما آمدهام، آیا نمیبینید چه رنجی کشیدهام»؟ و او در راه خدا به شدّت عذاب داده شده بود. عمربن خطابسمیگوید: سوگند به خدا از روزی که اسلام آوردهام جز همین روز شک و تردیدی به دلم راه نیافته بود. پس پیش پیامبر آمدم و گفتم: «ای پیامبر خدا! مگر تو پیامبر خدا نیستی؟ فرمود:« بله» گفتم:آیا ما بر حق نیستیم و دشمن ما بر باطل نیست؟ فرمود: «بله» گفتم: پس چرا باید در کار دینمان به خواری تن در دهیم و به عقب بازگردیم درحالیکه هنوز خداوند میان ما و دشمنانشان حکم نکرده است؟ فرمود: «من پیامبر خدا هستم و او مرا یاری میکند، و من از فرمان او سرپیچی نمیکنم».
گفتم: مگر نگفتی که به کعبه خواهیم آمد و آنرا طواف خواهیم کرد؟ فرمود: «بله، ولی آیا به شما گفتم که در همین سال آنرا طواف خواهید کرد»؟ گفتم: نه، فرمود: «پس تو وارد آن خواهی شد و آنرا طواف خواهی کرد».
عمر میگوید: سپس نزد ابوبکر آمدم و آنچه را به پیامبر گفتم برای او باز گفتم. و ابوبکر همان پاسخی را به من داد که پیامبر به من داده بود واضافه بر آن گفت: «به دامان پیامبر چنگ بزن تا وقتی که مرگ به سراغت میآید، سوگند به خدا! که او برحق است». عمر گفت: «برای جبران این کارم کارهایی زیادی انجام دادم».
وقتی نوشتن صلح نامه تمام شد پیامبرصفرمود: «بلند شوید و شتران را سر ببرید، سپس موهای سرتان را بتراشید». سوگند به خدا هیچکسی از مسلمانها بلند نشد تا این که پیامبر سه بار چنین گفت: وقتی هیچ یک از آنها بلند نشد پیامبر برخاست و نزد ام سلمه رفت و آنچه از مردم دیده بود برای او بیان کرد. ام سلمه گفت: «ای پیامبر خدا! آیا تو این کار را دوست داری»؟ فرمود، آری گفت: «پس بیرون برو و با هیچکس یک کلمه حرف نزن تا اینکه شترت را سر میبری و موی سرت را میتراشی». پیامبر بلند شد و با هیچکس سخنی نگفت. تا اینکه شترش را ذبح کرد و کسی را صدا زد که موی سر او را بتراشد، و موی سر خود را تراشید.
مردم وقتی این را مشاهده کردند بلند شدند و قربانیها را سربریدن و شروع کردند به تراشیدن موهای سر یکدیگر تا اینکه نزدیک بود از شدّت ناراحتی، یک دیگر را بکشند. سپس زنان مومنی آمدند و خداوند این آیه را نازل کرد: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا جَآءَكُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ مُهَٰجِرَٰتٖ ...بِعِصَمِ ٱلۡكَوَافِرِ﴾[الممتحنة: ۱۰]. پس در این روز عمر دو تا زن که در دوران شرک همسر او بودند طلاق داد، پس یکی با معاویه ازدواج کرد و دیگری با صفوان بن امیه. آنگاه پیامبر به مدینه بازگشت و به هنگام بازگشت، خداوند این آیه را نازل فرمود ﴿إِنَّا فَتَحۡنَا لَكَ فَتۡحٗا مُّبِينٗا١﴾[الفتح: ۱]. تا آخر. عمر گفت: «آیا این فتح و پیروزی است ای پیامبر خدا» فرمود: « بله» اصحاب گفتند: «تو را مبارک باد ای پیامبر خدا! بهرهی ما چیست» سپس خداوند نازل فرمود: ﴿هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنزَلَ ٱلسَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾[الفتح: ۴].
پایان تفسیر سورهی فتح
[۲] به آن «بیعت رضوان» گفته میشود، زیرا خداوند در این پیمان از مؤمنان راضی و خشنود گردید. [۳] احابیش قومی عرب نژاد بودند از تیرههای بنیکنانه و دیگر طوایف، و آنچنانکه از لفظ احابیش متبادر است، اهل حبشه نبودند. « م».
مدنی و ۱۸ آیه میباشد.
آیه ۳-۱:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُقَدِّمُواْ بَيۡنَ يَدَيِ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٞ١﴾[الحجرات: ۱]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! در برابر خدا و رسولش پیش دستی مکنید، و از خدا پروا بدارید، بیگمان خداوند شنوای داناست».
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَرۡفَعُوٓاْ أَصۡوَٰتَكُمۡ فَوۡقَ صَوۡتِ ٱلنَّبِيِّ وَلَا تَجۡهَرُواْ لَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ كَجَهۡرِ بَعۡضِكُمۡ لِبَعۡضٍ أَن تَحۡبَطَ أَعۡمَٰلُكُمۡ وَأَنتُمۡ لَا تَشۡعُرُونَ٢﴾[الحجرات: ۲]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! صدای خود را از صدای پیامبر بلند مکنید و همچنان که با یکدیگر سخن میگویید با او به آواز بلند سخن نگویید تا دانسته اعمالتان بیاجر و ضایع نشود».
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصۡوَٰتَهُمۡ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱمۡتَحَنَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمۡ لِلتَّقۡوَىٰۚ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٌ عَظِيمٌ٣﴾[الحجرات: ۳]. «بیگمان کسانیکه صدای خود را نزد پیغمبر خدا پایین میآورند، آنان کسانیند که خداوند دلهایشان را برای پرهیزگاری پاکیزه و ناب داشته است، آنان آمرزش و پاداشی بزرگ دارند».
این آیه بیانگر آن است که در پیشگاه خداوند و پیامبرش باید مودّب بود و پیامبر را گرامی داشت. خداوند بندگان مومن خویش را فرمان میدهد که به مقتضای ایمانِ به خدا و پیامبرش عمل نمایند، از دستورات خدا پیروی کنند و از منهیات او پرهیز نمایند. و آنها را امر مینماید تا به دنبال اوامر خدا حرکت کنند و در همه کارهایشان از سنت پیامبر خداصپیروی نمایند وبر خدا و پیامبرش پیشی نگیرند. پس سخن نگویند تا او سخن بگوید و دستور ندهند تا او دستور بدهد. این است ادب حقیقی در برابر خدا و پیامبرش، و نشان سعادت بنده و رستگاریاش همین است و با نبود آن انسان سعادت همیشگی و نعمت جاودانی را از دست میدهد.
در اینجا به شدّت از این نهی شده که گفته کسی دیگر بر گرفته پیامبر مقّدم داشته شود، پس هرگاه سنّت و حدیث پیامبر مشخّص و واضح گردید پیروی از آن واجب است و باید بر گفته دیگران ـ هرکس که باشد ـ مقدّم داشته شود. سپس خداوند بهطور عام به تقوی فرمان داد و تقوی آنگونه که «طلق بن حبیب» گفته است یعنی اطاعت از خداوند در پرتو نور الهی به امید کسب پاداش او، و دوری از نافرمانی خداوند در پرتو نور الهی و ترس از کیفر او. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ﴾بیگمان خداوند همه صداها را در همه اوقات و در جاها و جهتهای پوشیده و پنهان میشنود. ﴿عَلِيمٞ﴾و خداوند به ظواهر و درونها و گذشته و آینده و امور واجب و محال و جایز آگاه است.
بعد از نهی کردن از پیشی گرفتن از خدا و پیامبر و فرمان دادن به تقوای الهی، دو اسم ارجمند خدا ذکر شدهاند و این در واقع تشویقی است در راستای عمل به این آداب مستحسن و برحذر بودن از ضد آن.
سپس خداوند متعال فرمود: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَرۡفَعُوٓاْ أَصۡوَٰتَكُمۡ فَوۡقَ صَوۡتِ ٱلنَّبِيِّ وَلَا تَجۡهَرُواْ لَهُۥ بِٱلۡقَوۡلِ﴾این ادبِ سخن گفتن با پیامبر است. یعنی فردی که با او سخن میگوید نباید صدایش را از صدای او بلندتر بکند و با آواز بلند با او سخن بگوید، بلکه باید صدایش را پایین بیاورد و با ادب و نزاکت و بزرگداشت و احترام او را مورد خطاب قرار دهد. و نباید پیامبر را مانند یکی از خودشان قرار دهند و همانگونه که با هم دیگر سخن میگویند با او سخن بگویند، بلک به هنگام سخن گفتن باید بین او و دیگران فرق بگذارند، همانطور که او در واجب بودن حقّش بر امّت و واجب بودن ایمان آوردنِ به او و داشتن محبّت نسبت به او محبّتی که ایمان جز با آن کامل نمیگردد با دیگران فرق میکند. زیرا اگر این ادب رعای نشود بیم آن میرود که عمل بنده ضایع گردد درحالیکه خودش نمیداند. همانطور که رعایت ادب در پیشگاه او یکی از اسباب پاداش و پذیرفته شدن اعمال است.
سپس خداوند کسانی را که صدای خود را نزد پیامبر پایین میآورند ستود و فرمود: «خداوند دلهایشان را برای پرهیزگاری امتحان کرده است، درنتیجه دلهایشان جایگاه پرهیزگاری گشته است. سپس آنها را به آمرزش گناهانشان و پاداشی بزرگ مژده داد که آمرزش گناهان متضمن دور شدن شر و ناگواری است، همانگونه که میفرماید: ﴿لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٌ عَظِيمٌ﴾آنان آمرزش و پاداشی بزرگ دارند، پاداش بزرگی که جز خداوند متعال وصف و ویژگی آن را نمیداند. و در «پاداش بزرگ» هر آنچه که دل بطلبد و از آن راضی و خشنود باشد، وجود دارد. و این دلیلی است بر این که خداوند دلها را با امر و نهی و با مشکلات میآزماید، پس هرکس به امر و فرمان خدا پایبند باشد و از رضامندی او پیروی کند و بهسوی رضامندیاش بشتابد و خشنودی او را بر خواسته خود مقدّم بدارد از صفت پرهیزگاری برخوردار میگردد و دلش اصلاح میشود. و هرکس چنین نباشد معلوم است که شایستگی برخورداری از تقوی و پرهیزگاری را ندارد.
آیهی ۵-۴:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَآءِ ٱلۡحُجُرَٰتِ أَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ٤﴾[الحجرات: ۴]. «بیگمان کسانیکه تو را از بیرون حجرهها فرا میخوانند بیشترشان نمیفهمند».
﴿وَلَوۡ أَنَّهُمۡ صَبَرُواْ حَتَّىٰ تَخۡرُجَ إِلَيۡهِمۡ لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٥﴾[الحجرات: ۵]. «و اگر آنان صبر میکردند تا هنگامیکه بهسوی آنان بیرون آیی برایشان بهتر بود و خداوند آمرزنده مهربان است».
این آیات درباره مردمانی از عربهای بادیه نشین نازل شده که خداوند آنها را به سنگ دلی توصیف نموده و میفرماید: آنها سزاوارترند که حدود آنچه را خداوند بر پیامبرش نازل کرده است ندانند. این بادیهنشینان نزد پیامبرصآمدند و وقتی رسیدند، دیدند که او در خانه و اتاقهای همسرانش میباشد. پس صبر نکردند و ادب را رعایت ننمودند تا او بیرون بیاید، بلکه او را صدا زدند. ای محمّد! ای محمّد! یعنی بیا بیرون. خداوند آنها را به سبب نداشتن خرد و عقل مذّمت نمود چون آنها ادب را نسبت به پیامبر مراعات نکردند، که از نشانههای خردورزی و عقل رعایت ادب است.
پس ادب بنده نشانه عقل و خردمندی اوست، و اینکه خداوند نسبت به او اراده خیر دارد. بنابراین فرمود: ﴿وَلَوۡ أَنَّهُمۡ صَبَرُواْ حَتَّىٰ تَخۡرُجَ إِلَيۡهِمۡ لَكَانَ خَيۡرٗا لَّهُمۡۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٥﴾و اگر آنان صبر میکردند تا تو بیرون بیایی و پیش ایشان بروی، برایشان بهتر بود و خداوند گناهان بندگان و بیادبی آنانرا میآمرزد و نسبت به آنها مهربان است و بلافاصله آنها را به سبب گناهانشان کیفر و عذاب مبتلا نمیکند.
آیهی ۶:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ أَن تُصِيبُواْ قَوۡمَۢا بِجَهَٰلَةٖ فَتُصۡبِحُواْ عَلَىٰ مَا فَعَلۡتُمۡ نَٰدِمِينَ٦﴾[الحجرات: ۶]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! اگر فاسقی برایتان آورد دربارۀ آن تحقیق کنید که (مبادا) از روی نادانی به گروهی زیان رسانید و آنگاه بر آنچه مرتکب شدهاید پشیمان شوید».
این نیز از آدابی است که خردمندان باید آنرا رعایت کنند. و آن این است که هرگاه فاسقی خبری به آنها رساند باید درباره آن خبر تحقیق کنند و به محض شنیدن آن باورش ندارند و اقدام نکنند، چون تحقیق نکردن و بسنده نمودن به شنیدنِ خبر خطر بزرگی دارد و سبب میشود تا انسان مرتکب گناه گردد، چون هرگاه خبر او همانند خبر فرد عادل و راستگو پذیرفته شود به موجب ومقتضای آن حکم میشود آنگاه جان و مالهایی به ناحق تلف و ضایع میگردد که باعث پشیمانی و ندامت میشود، بلکه باید به هنگام شنیدن خبر فرد فاسق، تحقیق و بررسی کرد، پس اگر دلایل و قرینهها بر صداقت او دلالت داشت به آن عمل شود و مورد تصدیق قرار گیرد، و اگر قرینهها و دلایل بر دروغگو بودن او دلالت میکرد باید تکذیب شود و به خبر او عمل نشود. پس این دلیلی است بر این که خبر فرد راستگو مقبول است و خبر دروغگو مردود میباشد و درباره خبر فاسق باید توقف کرد. بنابراین گذشتگان روایتهای بسیاری از خوارج را که به راستگویی معروف بودند پذیرفتند هرچند آنها گناهکار و مجرم بودند.
آیهی ۸-۷:
﴿وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ فِيكُمۡ رَسُولَ ٱللَّهِۚ لَوۡ يُطِيعُكُمۡ فِي كَثِيرٖ مِّنَ ٱلۡأَمۡرِ لَعَنِتُّمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ حَبَّبَ إِلَيۡكُمُ ٱلۡإِيمَٰنَ وَزَيَّنَهُۥ فِي قُلُوبِكُمۡ وَكَرَّهَ إِلَيۡكُمُ ٱلۡكُفۡرَ وَٱلۡفُسُوقَ وَٱلۡعِصۡيَانَۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلرَّٰشِدُونَ٧﴾[الحجرات: ۷]. «و بدانید که پیغمبر خدا درمیانتان است، اگر در بسیاری از کارها از شما اطاعت کند به مشقّت خواهید افتاد، ولی خداوند ایمان را در نظرتان محبوب گرداند. و آنرا در دلهایتان آراست و کفر و فسق و نافرمانی را در نظرتان زشت و ناپسند جلوه داد. ایناند که راه یافتهاند».
﴿فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَنِعۡمَةٗۚ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ٨﴾[الحجرات: ۸]. «(این) به فضل و نعمتی از سوی خدا (میباشد) و خداوند دانای فرزانه است».
بدانید که پیامبر خداصدر میان شماست و او پیامبر بزرگوار و راهیافته است و خیر شما را میخواهد و دلسوز شماست، و شما برای خود زیان و شر را میخواهید که پیامبر در آن با شما موافقت نمیکند و اگر او در بسیاری کارها از شما اطاعت میکرد به مشّقت میافتادید ولی او شما را راهنمایی میکند. و خداوند با قرار دادن محبت حق و برگزیدن و ترجیح دادن آن در دلهایتان، نیز به وسیلهی آنکه دلایل و شواهدی دالّ بر صحت حق و پذیرش آن از سوی دلها و فطرتها قرار دادهاست و نیز به این طریق که شما را توفیق میدهد که به سوی او برگردید، ایمان را در دلهایتان میآراید. و کفر و فسوق (=گناهان بزرگ) و عصیان (گناهان کوچک) را در نظر شما ناپسند داشته است، آن هم به وسیلهی اینکه کراهت و تنفر از شرّ و عدم ارادهی آن را در دل شما به ودیعه نهاده است، نیز به وسیلهی اینکه دلایل و شواهدی که بر فاسد بودن شر دلالت مینمایند، و سبب میشوند که سرشت آنرا نپذیرد، و نیز به سبب کراهت و نفرتی که خداوند نسبت به شر و اصول و علل آن در دلها قرار دادهاست.
﴿أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلرَّٰشِدُونَ﴾کسانیکه خداوند ایمان را در دلهایشان آراسته و آنرا محبوب ایشان قرار داده و کفر و نافرمانی و گناه را در نظرشان ناپسند داشت است راه یافتگانند. پس دانش و اعمالشان سامان یافته و بر دینِ استوار و راهِ راست استقامت ورزیدهاند. و غیر آنان گمراهانند که گناهان بزرگ و کوچک را برایشان محبوب و دوست داشتنی میگرداند به گونهای که ایمان را ناپسند میدارند. امّا گناه و تقصیر خودشان است، چون آنها وقتی گناه کردند خداوند بر دلهایشان مهر نهاد: ﴿فَلَمَّا زَاغُوٓاْ أَزَاغَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمۡ﴾[الصف: ۵]. «پس وقتی که منحرف شدند خداوند دلهایشان را منحرف گرداند». و وقتی به حق ایمان نیاوردند آن گاه که نخستین بار به نزدشان آمد خداوند دلهایشان را دگرگون ساخت.
﴿فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَنِعۡمَةٗ﴾خیری که آنها به دست آوردهاند ناشی از فضل و احسان خدا بر آنهاست، نه این که با قدرت و نیروی خویش به چنین چیزی دست یافته باشند. ﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ﴾و خداوند میداند چه کسی شکر نعمت را بهجای میآورد، پس به او توفیق شکر میدهد، نیز میداند چه کسی شکر نعمت را بهجای نمیآورد، پس او فضل و لطف خود را در جایی قرار میدهد که حکمت او اقتضا میکند.
آیهی ۱۰-۹:
﴿وَإِن طَآئِفَتَانِ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ ٱقۡتَتَلُواْ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَهُمَاۖ فَإِنۢ بَغَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا عَلَى ٱلۡأُخۡرَىٰ فَقَٰتِلُواْ ٱلَّتِي تَبۡغِي حَتَّىٰ تَفِيٓءَ إِلَىٰٓ أَمۡرِ ٱللَّهِۚ فَإِن فَآءَتۡ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَهُمَا بِٱلۡعَدۡلِ وَأَقۡسِطُوٓاْۖ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ٩﴾[الحجرات: ۹]. «و هرگاه دو گروه از مؤمنان به جنگ با یکیگر پرداختند بین آن دو گروه آشتی برقرار کنید، پس اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تجاوز کرد با آن گروهی که تجاوز میکند بجنگید تا هنگامیکه به حکم خدا برگردد، پس هرگاه بازگشت درمیان ایشان دادگرانه صلح برقرار سازید وعدالت کنید، بیگمان خداوند عادلان را دوست دارد».
﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةٞ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَ أَخَوَيۡكُمۡۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ١٠﴾[الحجرات: ۱۰]. «هر آینه مؤمنان برادرانند میان برادرانتان آشتی بیفکنید و از خدا بترسید، باشد که بر شما رحمت آرد».
در اینجا مؤمنان از تجاوز و تعدّی بر هم دیگر و از اینکه یکدیگر را بکشند نهی شدهاند، و دستور داده شدهاند که هرگاه دو گروه از مومنان با یکدیگر به جنگ پرداختند دیگر مومنان باید جلوی این شرّ بزرگ را بگیرند و صلح و آشتی میان آنها برقرار کنند، و میان آنها میانجیگری نمایند تا صلح برقرار شود. و باید همه راههایی که به صلح میانجامد را در پیش بگیرند، پس اگر هر دو گروه صلح کردند چه بهتر، ﴿فَإِنۢ بَغَتۡ إِحۡدَىٰهُمَا عَلَى ٱلۡأُخۡرَىٰ فَقَٰتِلُواْ ٱلَّتِي تَبۡغِي حَتَّىٰ تَفِيٓءَ إِلَىٰٓ أَمۡرِ ٱللَّهِ﴾و اگر یکی از دو گروه بر دیگری ستم و تعدّی کرد با گروه متجاوز بجنگید تا اینکه بهسوی اطاعت از فرمان خدا باز گردد.
یعنی تا به سوی احکامی برگردند که خدا و رسولش آنرا تشریع نمودهاند، و آن عبارت است از انجام دادن کار خوب و ترک کار شر، که از بزرگترین آن جنگیدن با یکدیگر است. ﴿فَإِن فَآءَتۡ فَأَصۡلِحُواْ بَيۡنَهُمَا بِٱلۡعَدۡلِ﴾و هرگاه بازگشتند و فرمان خدا را پذیرا شدند در میان ایشان دادگرانه صلح و رعایت عدالت در آن امر شده است، چون گاهی اوقات ممکن است صلح برقرار شود اما نه به طریق عدالت، بلکه به طریق ستم و تجاوز بر یکی از دو طرف پس این صلح نیست که بدان امر شده است. پس نباید به خاطر خویشاوندی یا هم وطنی یا به خاطر چیزهای دیگری که سبب میشود آدمی از دایره عدالت بیرون رود یکی از دو طرف مورد توجّه قرار گیرد.
﴿وَأَقۡسِطُوٓاْۖ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ﴾و عدالت را بکار برید، بیگمان خداوند عادلان را دوست میدارد. یعنی خداوند کسانی را که در داوریشان میان مردم و در همه مسئولیتهایی که به عهده دارند به عدالت رفتار میکنند دوست میدارد. یعنی خداوند کسانی را که در داوریشان میان مردم و در همه مسئولیتهایی که به عهده دارند به عدالت رفتار میکنند دوست میدارد. و رفتار عادلانه مرد درمیان خانوادهاش و عدالت او در ادای حقوقشان در این داخل است.
و در حدیث صحیح آمده است: «دادگران نزد خداوند بر منبرهایی از نور هستند، کسانی که در داوریشان و در میان خانوادههایشان و در آنچه در اختیار دارند به عدالت و دادگری رفتار مینمایند». ﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةٞ﴾مؤمنان برادران یکدیگرند. این پیمانی است که خداوند میان مومنان بسته است و هر فردی که در مشرق یا مغرب باشد و به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبرانش و روز قیامت ایمان داشته باشد او برادر یا خواهر مؤمنان است. مؤمنان باید آن چه را برای خود میپسندند برای دیگران هم بپسندند و آن چه را که برای خود نمیپسندند برای دیگران نیز نپسندند. بنابراین، پیامبرصبا فرمان دادن به رعایت اخّوت ایمانی فرمود: «با یکدیگر حسد مورزید. و وقتی کسی میخواهد چیزی را بخرد به منظور بالا بردن قیمت آن، از آن تعریف نکنید و در حالی که قصد خرید آنرا ندارید بر بهای آن میافزایید. و با یکدیگر دشمنی نکنید درحالیکه او میخواهد کالای شخص دیگری بخرد تا مبادا این کار او را از خریدن آن کالا منصرف نمایید. و بندگان خدا و برادر باشید. مسلمان برادر مسلمان است، بر او ستم نمیکند و او را تنها نمیگذارد و او را کوچک نمیگرداند».
همچنین در صحیحن از پیامبرصروایت است که فرمود: «مثال مومن نسبت به مومن همانند ساختمانی است که اجزای آن یکدیگر را تقویت میکند. و پیامبر انگشتانش را در هم دیگر فرو برد». خدا و پیامبر فرمان دادهاند تا مومنان حقوق یکدیگر را ادا کنند و به آنچه که سبب همبستگی و محبّت و نزدیک شدن آنها به یکدیگر میشود پایبند باشند. این بیانگر آن است که مومنان بر یکدیگر حق دارند. از جمله این حقوق یکی این است که هرگاه جنگی میان مؤمنان درگرفت که سبب دور شدن دلها از هم دیگر و متنفر شدن آن از همدیگر میشود، مؤمنان باید میان برادرانشان صلح و صفا برقرار کنند و دشمنی آنها را از بین ببرند.
سپس بهطور عام به تقوی و پرهیزگاری امر نمود و برخورداری از رحمت خدا ونتیجه تقوی وادای حقوق مومنان قرار داد و فرمود: ﴿لَعَلَّكُمۡ تُرۡحَمُونَ﴾باشد که به شما رحم شود. و هرگاه آدمی رحمت خدا را به دست آورد خیر دنیا و آخرت را به دست میآورد و این دلالت مینماید که به جا نیاوردن حقوق مومنان از بزرگترین موانع رحمت است. غیر از آنچه گذشت در این دو آیه فواید دیگری وجود دارد که عبارتند از:
۱- جنگیدن مومنان با یکدیگر با اخّوت ایمانی منافات دارد بنابراین، یکی از بزرگترین گناهان کبیره است.
۲- ایمان و برادری ایمانی با جنگ و دعوا از بین نمیرود. همانطور که ایمان با گناهان کبیره غیر از شرک از میان نمیرود، و مذهب اهل سنّت و جماعت همین است.
۳- ایجاد صلح و سازش دادگرانه واجب است و باید با تجاوزگران جنگید تا اینکه به خدا برگردند، و اگر آنها به حکم غیر خدا برگشتند یعنی برگشتن آنها به نحوی بود که شرعاً جایز نباشد به آن اعتراف شود و بدان عمل گردد (اینکارِ) آنان جایز نیست.
۴- اموال متجاوزان مصون است، چون خداوند فقط خونهایشان را به هنگام ادامه دادن به تجاوزگری مباح قرار داده نه اموال و داراییهاشان را.
آیهی ۱۱:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا يَسۡخَرۡ قَوۡمٞ مِّن قَوۡمٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُونُواْ خَيۡرٗا مِّنۡهُمۡ وَلَا نِسَآءٞ مِّن نِّسَآءٍ عَسَىٰٓ أَن يَكُنَّ خَيۡرٗا مِّنۡهُنَّۖ وَلَا تَلۡمِزُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَلَا تَنَابَزُواْ بِٱلۡأَلۡقَٰبِۖ بِئۡسَ ٱلِٱسۡمُ ٱلۡفُسُوقُ بَعۡدَ ٱلۡإِيمَٰنِۚ وَمَن لَّمۡ يَتُبۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ١١﴾[الحجرات: ۱۱]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! گروهی از شما گروهی دیگری را مسخره نکنند چه بسا که آنان از اینان بهتر باشند و نباید زنانی زنانی دیگر را مسخره کنند چه بسا که آنان از اینان بهتر باشند و همدیگر را مورد عیبجویی قرار ندهید. و یکدیگر را با لقبهای زشت مخوانید. چه بد است فسق بعد از ایمان! و کسانیکه توبه نکنند ایشان ستمگرند».
این نیز یکی از حقوق مومنان بر یکدیگر است و آن اینکه ﴿لَا يَسۡخَرۡ قَوۡمٞ مِّن قَوۡمٍ﴾هیچ گروهی، گروهی دیگر را با سخن و یا کرداری که بر تحقیر مسلمان دلالت میکند مورد استهزار و تمسخر قرار ندهد، چرا که این کار حرام و ناجایز است و نشانگر خودپسندی مسخرهگر میباشد. زیرا چه بسا فردی که مورد مسخره قرار گرفته میشود از مسخره کردن بهتر باشد، و اغلب چنین است، چون مسخره فقط از کسی سر میزند که قلبش سرشار از زشتیهای اخلاقی است. بنابراین پیامبرصفرمود: «برای بدی شخص همین کافی است که برادر مسلمانش را تحقیر کند». سپس فرمود: ﴿وَلَا تَلۡمِزُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ﴾و از یکدیگر عیبجویی نکنید. «لمز» یعنی عیبجویی با زبان، و «همز» عیبجویی با عمل و کردار، و از هر دو نهی شده و هر دو حرام هستند و کسی که چنین میکند وارد جهنّم خواهد شد. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ١﴾[الهمزة: ۱]. وای به حال هرکس که عیبجو و طعنه زن باشد! و اینکه در فرمودهی خود ﴿أَنفُسَكُمۡ﴾از مومن به عنوان نفس برادر ایمانی نام برده است بدان جهت ا ست که مومنان باید همانند یک تن باشند، و هرگاه مومن، مومن دیگری را مورد عیبجویی قرار دهد این باعث میشود تا دیگری نیز او را مسخر کند. پس او سبب شده تا مورد عیبجویی و تمسخر قرار بگیرد. ﴿وَلَا تَنَابَزُواْ بِٱلۡأَلۡقَٰبِ﴾و هم دیگر را با القاب زشت مخوانید. یعنی هرکس برادرش را با لقبی که دوست ندارد طعنه نزند. امّا القابی که مذموم و زشت نیستند در این داخل نمیباشند.
﴿بِئۡسَ ٱلِٱسۡمُ ٱلۡفُسُوقُ بَعۡدَ ٱلۡإِيمَٰنِ﴾چه بد است که بهجای ایمان و عمل به شرائع آن به روی گردانی از اوامر و نواهی خدا و متّهم کردن یکدیگر به گناه و فسق و القاب زشت روی آورید ﴿وَمَن لَّمۡ يَتُبۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾و هرکس که توبه نکند ایشان ستمگرند. و بر بنده واجب است که به سوی خدا برگردد و توبه نماید و با حلّالیت خواستن از برادر مسلمانش و ستایش نمودن او در برابر مذمّت وی حق برادری را ادا کند.
﴿وَمَن لَّمۡ يَتُبۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾پس مردم دو دستهاند، دستهای که به خود ستم میکنند و توبه نمینمایند، دستهای که توبه میکنند و رستگار میشوند، و به غیر از اینها گروهی دیگر وجود ندارد.
آیهی ۱۲:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱجۡتَنِبُواْ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلظَّنِّ إِنَّ بَعۡضَ ٱلظَّنِّ إِثۡمٞۖ وَ لَا تَجَسَّسُواْ وَلَا يَغۡتَب بَّعۡضُكُم بَعۡضًاۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمۡ أَن يَأۡكُلَ لَحۡمَ أَخِيهِ مَيۡتٗا فَكَرِهۡتُمُوهُۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٞ رَّحِيمٞ١٢﴾[الحجرات: ۱۲]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، بیشک برخی از گمانها گناه میباشند. و جاسوسی مکنید و برخی از شما برخی دیگر را غیبت نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مردهاش را بخورد؟ به یقین که آنرا ناپسند میدارید، و از خداوند پروا دارید، بیگمان خداوند توبهپذیر و مهربان است».
خداوند از بسیاری از گمانهای بد نسبت به مومنان نهی کرده و میفرماید: ﴿إِنَّ بَعۡضَ ٱلظَّنِّ إِثۡمٞ﴾بیشک برخی از گمانها گناه هستند. مانند گمانی که عاری از حقیقت است و قرینهای هم بر صحّت آن وجود ندارد. و مانند گمان بد که با بسیاری از گفتهها و کارهای حرام و ناجایز همراه است، چرا که اگر گمان بد در دل بماند فقط به این بسنده نمیکند، بلکه همواره آن را میپرواند و سرانجام به گفتهها و کارهای ناروا روی میآورد، و در دل او نسبت به برادر مسلمانش بدگمانی و نفرت ودشمنی پدید میآید که همواره به خلاف آن امر شده است. ﴿وَ لَا تَجَسَّسُواْ﴾و جاسوسی نکنید و دنبال عیبهای مسلمانان نباشید و آنانرا به حال خود واگذارید و از لغزشهای آنان چشمپوشی کنید، لغزشهایی که اگر آشکار شوند چیزهایی ناشایست برملا میگردد. ﴿وَلَا يَغۡتَب بَّعۡضُكُم بَعۡضًا﴾و برخی از شما برخی دیگر را غیبت نکند. غیبت همانطور که پیامبرصمیفرماید یعنی «پشت سر برادرت چیزی بگویی که او را ناراحت میکند گرچه آن عیب در او باشد». سپس مثالی را بیان کرد که آدمی را از غیبت کردن متنّفر میکند. پس فرمود: ﴿أَيُحِبُّ أَحَدُكُمۡ أَن يَأۡكُلَ لَحۡمَ أَخِيهِ مَيۡتٗا فَكَرِهۡتُمُوهُ﴾آیا هیچیک از شما دوست دارد که گوشت برادر مردهاش را بخورد؟ به یقین همه شما از مرده خواری بدتان میآید. غیبت کردن را به خوردن گوشت برادری که مرده است تشبیه کرده است، کاری که مردم به شدت از آن نفرت دارند. پس همانطور که شما خوردن گوشت برادر مردهتان را ناپسند میدارید، باید غیبت کردنِ برادر و خوردنِ گوشت او را درحالیکه زنده است ناپسند بدارید. ﴿وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ تَوَّابٞ رَّحِيمٞ﴾و از خدا پروا بدارید، بیگمان خداوند توبهپذیر مهربان است، «توّاب» یعنی خدایی که به بنده اجازه میدهد توبه کند و به ا و توفیق میدهد تا توبه نماید. و آنگاه با پذیرفتن توبهاش به سوی او باز میگردد. خداوند نسبت به بندگانش مهربان است و آنها را به چیزی فرا خوانده که به آنها فایده میدهد و توبه را از آنها میپذیرد. و این آیه دلیلی است بر پرهیز از غیبت و این که غیبت یکی از گناهان کبیره است چون خداوند آنرا با خوردن گوشت مرده تشبیه کرده و این کار از گناهان کبیره است.
آیهی ۱۳:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَٰكُم مِّن ذَكَرٖ وَأُنثَىٰ وَجَعَلۡنَٰكُمۡ شُعُوبٗا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓاْۚ إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٞ١٣﴾[الحجرات: ۱۳]. «ای مردم! ما شما را از مرد و زنی آفریدهایم و شما را گروهها و قبیلههایی گرداندهایم تا همدیگر را بشناسید. بیگمان گرامیترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بیگمان خداوند آگاه و باخبر است».
خداوند خبر میدهد که او بنیآدم را از یک اصل و از یک جنس آفریده است، و همه از یک مرد و زن آفریده شدهاند و همه به آدم و حوا بر میگردند. ولی خداوند از آن دو، مردان و زنان بسیاری را پراکنده کرده و آنها را قبیلهها و گروههای گردانیده است. پس آنها را به طوایف کوچک و بزرگ تقسیم کرده تا هم دیگر را بشناسند. زیرا اگر هریک مستقل باشد و به قبیله و گروهی منسوب نباشد هم دیگر را نمیشناسند و با یکدیگر همکاری نمیکنند و حقوق خویشاوندی را به جای نمیآورند، چرا که این کارها در سایه شناخت انجام میشود، ولی خداوند آنها را قبیلهها و گروههای گردانیده تا این منافع و دیگر اموری که بستگی به شناخت دارند تحقق پذیرند و نسبها مشخص شوند امّا باید دانست که برتری به تقواست. پس گرامی ترین آنها نزد خداوند پرهیزگارترین آنان است، و آن کسی است که بیشتر از دیگران خداوند را اطاعت نماید و بیشتر از گناه دوری کند. نه کسی که قوم و خویش او بیشتر باشد یا نسبش بالاتر و شریفتر باشد. امّا خداوند دانا و با خبر است و کسی را که ظاهرا و باطنا پرهیزگاری مینماید میشناسد و هریک را به آن چه که سزاوارش است جزا میدهد. این آیه دلیلی است بر این که علم انساب از نظر شرعی مطلوب است، و خداوند به همین منظور آنها را قبیله قبیله و گروه گروه گردانیده است.
آیهی ۱۸-۱۴:
﴿قَالَتِ ٱلۡأَعۡرَابُ ءَامَنَّاۖ قُل لَّمۡ تُؤۡمِنُواْ وَلَٰكِن قُولُوٓاْ أَسۡلَمۡنَا وَلَمَّا يَدۡخُلِ ٱلۡإِيمَٰنُ فِي قُلُوبِكُمۡۖ وَإِن تُطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ لَا يَلِتۡكُم مِّنۡ أَعۡمَٰلِكُمۡ شَيًۡٔاۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ١٤﴾[الحجرات: ۱۴]. «بادیهنشینان گفتند: ایمان آوردهایم، بگو: شما ایمان نیاوردهاید بلکه بگوئید: تسلیم شدهایم و ایمان هنوز به دلهایتان وارد نشده است، واگر از خدا و پیغمبرش فرمانبرداری کنید خدا از (پاداش) کارهایتان چیزی نمیکاهد، بیگمان خداوند آمرزنده مهربان است».
﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ لَمۡ يَرۡتَابُواْ وَجَٰهَدُواْ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّٰدِقُونَ١٥﴾[الحجرات: ۱۵]. «مؤمنان (واقعی) تنها کسانی هستند که به خدا و پیغمبرش ایمان آورده، سپس هرگز شک به دل راه نداده، و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کردهاند. اینان همان راستگویانند».
﴿قُلۡ أَتُعَلِّمُونَ ٱللَّهَ بِدِينِكُمۡ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ١٦﴾[الحجرات: ۱۶]. «بگو: آیا خداوند را از دینتان باخبر میکنید حال آنکه خداوند آنچه را که در آسمانها و آنچه که در زمین است میداند و او به هر چیزی داناست».
﴿يَمُنُّونَ عَلَيۡكَ أَنۡ أَسۡلَمُواْۖ قُل لَّا تَمُنُّواْ عَلَيَّ إِسۡلَٰمَكُمۖ بَلِ ٱللَّهُ يَمُنُّ عَلَيۡكُمۡ أَنۡ هَدَىٰكُمۡ لِلۡإِيمَٰنِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١٧﴾[الحجرات: ۱۷]. «بر تو منت میگذرند که اسلام آوردهاند. بگو: با اسلام خود بر من منّت مگذارید بلکه خدا بر شما منّت میگذراد که شما ره بهسوی ایمان رهنمود کرده است اگر راستگوئید».
﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ غَيۡبَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَٱللَّهُ بَصِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ١٨﴾[الحجرات: ۱۸]. «بیگمان خداوند غیب آسمانها و زمین را میداند و خداوند به آنچه میکند بیناست».
خداوند متعال از گفته برخی از بادیهنشینان خبر میدهد که در زمان پیامبر بدون بینش و بدون آنکه آنچه را ایما اقتضا مینماید انجام دهند، وارد اسلام شدند. آنها با این وجود ادّعا کردند و گفتند: «ایمان آوردهایم» یعنی انگار ایمان کامل آوردهاند که همهی امور ایمان را شامل میشود، زیرا این سخن مقتضی آن است که ایمان باید به این صورت باشد. خداوند به پیامبرش فرمان داد تا در پاسخ آنها بگوید: ﴿قُل لَّمۡ تُؤۡمِنُواْ﴾بگو: ادّعای ایمانِ کامل ظاهری و باطنی برای خود نکنید، ﴿وَلَٰكِن قُولُوٓاْ أَسۡلَمۡنَا﴾بلکه بگوئید: وارد اسلام شدهایم. و به این بسنده کنید، چون ﴿وَلَمَّا يَدۡخُلِ ٱلۡإِيمَٰنُ فِي قُلُوبِكُمۡ﴾هنوز ایمان به دلهای شما راه نیافت است، بلکه از ترس و یا از روی طمع و امثال آن مسلمان شدهاید، بنابراین، صفا و نور ایمان به دلهایتان وارد نشده است. ﴿وَلَمَّا يَدۡخُلِ ٱلۡإِيمَٰنُ فِي قُلُوبِكُمۡ﴾یعنی هنگامیکه این سخن را میگویید هنوز ایمان به دلهایتان راه نیافته است. در این بخش از آیه اشاره به حالات بعدی آنان است، چرا که خداوند با دادن ایمان حقیقی و توفیق جهاد و راه خدا بر بسیاری از آنها منّت گذارد. ﴿وَإِن تُطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُ﴾و اگر با انجام کارهای خیر و ترک امور شر از خدا و پیغمبرش اطاعت کنید، ﴿لَا يَلِتۡكُم مِّنۡ أَعۡمَٰلِكُمۡ شَيًۡٔا﴾به اندازه ذرّهای از پاداش اعمالتان نمیکاهد، بلکه پاداشتان را به تمام و کمال میدهد و کوچکترین چیزی را از دست نمیدهید. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ﴾بیگمان خداوند آمرزنده و مهربان است. یعنی هرکس را که بهسوی او برگردد و توبه نماید میآمرزد و نسبت به او مهربان است و توبهاش را میپذیرد. ﴿إِنَّمَا ٱلۡمُؤۡمِنُونَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ثُمَّ لَمۡ يَرۡتَابُواْ وَجَٰهَدُواْ بِأَمۡوَٰلِهِمۡ وَأَنفُسِهِمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾مومنان حقیقی تنها کسانی هستند که هم به خدا و پیغمبرش ایمان آورده و هم در راه خدا جهاد کردهاند، زیرا هرکس با کافران جهاد کند ایمان کامل در قلبش وجود دارد، چون کسی که با دیگران به خاطر اسلام و ایمان و انجام دادن دستورات خدا جهاد میکند به طریق اولی با خودش در این باره جهاد میکند، و هرکس جهاد نکند این دلیل ضعیف بودن ایمانش میباشد.
و خداوند صحت ایمان را مشروط به آن کرد که شک و گمانی در آن نباشد، زیرا ایمان سودمند عبارت است از یقین قطعی به تمامی اموری که خداوند به ایمان داشتن به آن دستور داده است، یقینی که هیچ شکّی به آن راه نمییابد.
﴿أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّٰدِقُونَ﴾اینان کسانی هستند که با کارهای زیبایشان ایمانشان را تصدیق کردند زیرا راست بودن ادّعای بزرگ، نیاز به دلیل و برهان دارد و بزرگ ترین مساله ادّعای ایمان میباشد که معیار خوشبختی و رستگاری همیشگی. پس هرکس ادّعای ایمان کند و واجبات و لوازم آن را انجام دهد، او راستگو و مومن حقیقی است. و هرکس چنین نباشد در ادعای خود صادق نیست و ادّعای او فایدهای ندارد. چون ایمان در قلب قرار دارد و فقط خداوند از آن آگاهی دارد.
پس اثبات ایمان یا نفی آن به معنی آگاه کردن خداوند از چیزی است که در دل میباشد و این بیادبی و بیگمانی در رابطه با خداوند است. بنابراین فرمود: ﴿قُلۡ أَتُعَلِّمُونَ ٱللَّهَ بِدِينِكُمۡ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۚ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ١٦﴾بگو: آیا خداوند را از دین و ایمانتان با خبر میسازید درحالیکه خداوند همه آن چه را که در آسمانها میباشد و همه آن چه را که در زمین است میداند و او به هر چیزی داناست؟!.
این شامل همه چیز میشود که از جمله آن ایمان و کفر و نیکی و بدکاری است که در دل پنهان است. خداوند همه اینها را میداند و طبق آن سزا و جزا میدهد، اگر خوب باشد پاداش نیک و اگر بد باشد سزای بد میدهد. این حالتی است از حالات کسی که ادّعای ایمان میکند امّا در حقیقت ایمان ندارد. چنین کسی با این ادّعا یا میخواهد خداوند را آگاه سازد در صورتی که خداوند به هر چیزی داناست، و یا هدفش از این سخن و ادّعا منت گذاشتن بر پیغمبر خداست و این که آنها چیزی اتفاق نمودهاند که به سودشان نیست، بلکه از بهرههای دنیوی آنهاست، و این خود آرایی با چیزی است که زیبایی نمیآفریند، و افتخار کردن به چیزی است که شایسته نیست با آن بر پیامبر افتخار ورزند. پس در حقیقت خداوند بر آنها منّت میگذارد.
و همانطور که خداوند با آفریدن و روزی دادن و نعمتهای ظاهری و باطنی بر آنها منّت نهاده، با دادن ایمان و هدایت نمودن آنها به سوی اسلام بر آنها منّت بزرگتری گذارده که از همه چیز برتر است. بنابراین فرمود: ﴿يَمُنُّونَ عَلَيۡكَ أَنۡ أَسۡلَمُواْۖ قُل لَّا تَمُنُّواْ عَلَيَّ إِسۡلَٰمَكُمۖ بَلِ ٱللَّهُ يَمُنُّ عَلَيۡكُمۡ أَنۡ هَدَىٰكُمۡ لِلۡإِيمَٰنِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ١٧﴾بر تو منّت میگذارند که اسلام آوردهاند. بگو: با اسلام آوردن خود بر من منّت مگذارید بلکه خدا بر شما منّت میگذارد که شما را به سوی ایمان رهنمود کرده است اگر راستگوئید.
﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ غَيۡبَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾همانا خداوند پنهانیهای آسمانها و زمین را که بر مردم پوشیده هستند میداند مانند آن چه در ژرفای دریاهاست و در دل صحراهاست و آن چه که شب آن را پنهان نموده یا روز آن را پوشانده است، همه اینها را میداند و قطرههای باران و ذرّههای ریگ و آنچه در دلها پنهان است و امور پوشیده و پنهان را میداند: ﴿وَمَا تَسۡقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعۡلَمُهَا وَلَا حَبَّةٖ فِي ظُلُمَٰتِ ٱلۡأَرۡضِ وَلَا رَطۡبٖ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مُّبِينٖ﴾[الأنعام: ۵۹]. «و هیچ برگی از درختی نمیافتد مگر این که خداوند آن را میداند، و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین نیست و هیچتر و خشکی نیست مگر این که در کتاب روشنگری ثبت و ضبط شده است». ﴿وَٱللَّهُ بَصِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ﴾و خداوند به آنچه میکنید بیناست، اعمالتان را بر میشمارد ثبت و ضبط مینماید و آنرا به تمام و کمال به شما میدهد و شما را طبق آن به اقتضای رحمت و حکمت رسایش سزا و جزا میدهد.
پایان تفسیر سورهی حجرات
مکی و ۴۵ آیه دارد.
آیهی ۴-۱:
﴿قٓۚ وَٱلۡقُرۡءَانِ ٱلۡمَجِيدِ١﴾[ق: ۱]. «قاف، سوگند به قرآن مجید».
﴿بَلۡ عَجِبُوٓاْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٞ مِّنۡهُمۡ فَقَالَ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا شَيۡءٌ عَجِيبٌ٢﴾[ق: ۲]. «بلکه به شگفت آمدند از اینکه بیم دهندهای از خودشان بهسوی آنان آمد. پس کافران گفتند: این چیز شگفتی است».
﴿أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗاۖ ذَٰلِكَ رَجۡعُۢ بَعِيدٞ٣﴾[ق: ۳]. «آیا هنگامیکه مردیم و خاک شدیم (برانگیخته خواهیم شد؟) چنین بازگشتی بعید است»!.
﴿قَدۡ عَلِمۡنَا مَا تَنقُصُ ٱلۡأَرۡضُ مِنۡهُمۡۖ وَعِندَنَا كِتَٰبٌ حَفِيظُۢ٤﴾[ق: ۴]. «بهراستی آنچه را که زمین از آنان میکاهد میدانیم و نزد ما کتابی نگهدارنده است».
خداوند متعال به قرآن مجید سوگند میخورد، قرآن مجید معنی قرآنی که معانی آن گسترده و والا است و ابعاد زیاد و برکتهای فراوانی دارد و نیکوییها و افتخاران آن فراوان است، «مجد» یعنی بزرگی و گستردگی اوصاف. و سزاوارترین سخنی که به این صفتها متّصف است قرآن است که مشتمل بر دانشهای گذشتگان و آیندگان است، و دارای کامل ترین فصاحت و بزرگترین کلمات است و دارای فراگیرترین و بهترین معانی است. و این باعث میشود تا کاملا از آن پیروی شود و فورا تسلیم آن شد و شکر خداوند را به خاطر اینکه آنرا ارزانی داشته بهجا آورد.
ولی بیشتر مردم قدر نعمتهای خداوند را نمیدانند، بنابراین، خداوند متعال فرمود: ﴿بَلۡ عَجِبُوٓاْ أَن جَآءَهُم مُّنذِرٞ مِّنۡهُمۡ﴾تکذیب کنندگان پیامبرصاز این که بیمدهندهای از خودشان بهسویشان آمد به شگفت آمدند، بیمدهندهای که آنها را از آنچه به آنان زیان میرساند بیم میداد و آنها را به چیزی فرمان میداد که به سودشان بود. این پیامبر از جنس خودشان بود و آنها میتوانستند از او یاد بگیرند و حالات و صداقت او را بشناسند. پس آنها از چیزی تعجّ کردند که نباید از آن تعجب کرد بلکه آن چه مایه شگفتی است عقل کسی است که از چنین چیزی تعجب میکند. ﴿فَقَالَ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا شَيۡءٌ عَجِيبٌ﴾پس آنچه کافران را وادار به این کرد، کفر و تکذیبشان بود نه این که نقصی در هوشیاری خردهایشان داشته باشند. آنها گفتند: این چیزی شگفت آور است. آنها در این شگفت زدگی یکی از دو حالت را داشتند: یا در تعجّب خود راستگو بودند و این بر نهایت جهالت و نادانی و ضعف عقلهایشان دلالت میکند. مانند دیوانهای که از سخن عاقل تعّجب میکند. و همانند این است که بخیل و تنگ چشم از سخاوتمندی سخاوتمندان تعجّب کند. و یا اینکه شخص ترسو از رویارویی سوارکاران جنگجو به تعّجب و شگفت بیفتد. پس چنین کسی اگر تعجّب کند تعجب کردن او چه زیانی دارد؟! و آیا تعجب او جز این که دلیلی بر جهالت و ستمگری زیاد او باشد چیزی دیگر است؟ و یا آنها تعجب میکردند، و در همان حال اشتباه خود را میدانستند. پس این بزرگترین و زشت ترین ستمگری است.
﴿أَءِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗاۖ ذَٰلِكَ رَجۡعُۢ بَعِيدٞ٣﴾آیا هنگامیکه مردیم و خاک شدیم باز زنده میشویم؟ چنین بازگشتی بعید و دور از عقل است. آنها توانایی و قدرت کسی را که بر همه چیز تواناست و از هر جهت کامل است با توانایی بنده نیازمند و ناتوان مقایسه کردند، و جاهل و نادانی را که هیچ نمیداند، با کسی مقایسه کردند که همه چیز را میداند.
﴿قَدۡ عَلِمۡنَا مَا تَنقُصُ ٱلۡأَرۡضُ مِنۡهُمۡ﴾بهدرستی که ما آن چه را زمین در دوران زندگی شان در برزخ از جسدهایشان میخورد و میکاهد میدانیم و در کتاب خدا ثبت و ضبط گردیده است. ﴿وَعِندَنَا كِتَٰبٌ حَفِيظُۢ﴾و نزد ما کتابی وجود دارد که از تغییر و تبدیل محفوظ میباشد و همه آنچه را که در زندگی و مرگشان بر سر آنان میآید ثبت و ضبط کرده است. این استدلال حاکی از گستردگی دانش و آگاهی خداوند که جز او کسی بر آن احاطه ندارد میباشد، و این که او بر زنده کردن مردگان تواناست.
آیهی ۵:
﴿بَلۡ كَذَّبُواْ بِٱلۡحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمۡ فَهُمۡ فِيٓ أَمۡرٖ مَّرِيجٍ٥﴾[ق: ۵]. «بلکه آنان حق را چون برایشان آمد دروغ انگاشتند و آنان در کاری پریشان هستند».
﴿بَلۡ كَذَّبُواْ بِٱلۡحَقِّ﴾بلکه سخنی که از آنها سر زده عناد و تکذیب است و آنها حق را که بالاترین انواع صدق است تکذیب کردند ﴿لَمَّا جَآءَهُمۡ فَهُمۡ فِيٓ أَمۡرٖ مَّرِيجٍ﴾هنگامیکه برایشان آمد پس آنان دارای حالی پریشان و کار نابسامانی هستند و بر یک چیز استوار نمیمانند. گاهی میگویند تو جادوگری، و گاهی میگویند دیوانهای، و گاهی میگویند شاعر هستی. و همچنین هریک درباره قرآن طبق نظر فاسد خود اظهار نظر میکنند. و اینگونه است کسی که حق را تکذیب کند. پس او در امر و حالتی به هم ریخته و نابسامان است، جهت و ثبات او مشخص نیست و کارهایشان را میبینی که متناقض و به هم بافته ایست. امّا کسی که از حق پیروی کند و آنرا تصدیق نماید کار و راه و سخن و کردارش راست و درست میشود.
آیهی ۱۱-۶:
﴿أَفَلَمۡ يَنظُرُوٓاْ إِلَى ٱلسَّمَآءِ فَوۡقَهُمۡ كَيۡفَ بَنَيۡنَٰهَا وَزَيَّنَّٰهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٖ٦﴾[ق: ۶]. «آیا بر فرازشان به آسمان ننگریستهاند که ما چگونه آنرا ساخته و آراستهایم و در آن هیچ شکافی نیست»؟!.
﴿وَٱلۡأَرۡضَ مَدَدۡنَٰهَا وَأَلۡقَيۡنَا فِيهَا رَوَٰسِيَ وَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوۡجِۢ بَهِيجٖ٧﴾[ق: ۷]. «و زمین را گسترده و کوههای محکم و پابرجایی را در آن فرو افکندهایم و در آن از هر نوع (گیاه) پسندیده رویاندهایم».
﴿تَبۡصِرَةٗ وَذِكۡرَىٰ لِكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ٨﴾[ق: ۸]. «(اینها را) برای راهنمایی و پند دادن هر بندۀ توبهکنندهای مقرّر داشتهایم».
﴿وَنَزَّلۡنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءٗ مُّبَٰرَكٗا فَأَنۢبَتۡنَا بِهِۦ جَنَّٰتٖ وَحَبَّ ٱلۡحَصِيدِ٩﴾[ق: ۹]. «و از آسمان آب پر برکتی را بارانده و بدان باغها رویاندهایم، و دانههای کشتزارهایی را برآوردهایم که درو میگردد».
﴿وَٱلنَّخۡلَ بَاسِقَٰتٖ لَّهَا طَلۡعٞ نَّضِيدٞ١٠﴾[ق: ۱۰]. «و درختان بلند خرما که آن میوهای انباشته برهم دارد».
﴿رِّزۡقٗا لِّلۡعِبَادِۖ وَأَحۡيَيۡنَا بِهِۦ بَلۡدَةٗ مَّيۡتٗاۚ كَذَٰلِكَ ٱلۡخُرُوجُ١١﴾[ق: ۱۱]. «(آنرا) برای روزی بندگان (آفریدهایم) و با آن سرزمین پژمرده را زنده کردهایم. رستاخیز (نیز) بدینسان است».
وقتی خداوند حالت تکذیب کنندگان و مذّمت آنها را بیان کرد آنانرا فرا خواند تا به آیات و نشانههای آفاقی بنگرند و عبرت بگیرند و از آن بر چیزهایی استدلال نمایند که نشانههایی بر آن امر قرار داده شدهاند. پس فرمود: ﴿أَفَلَمۡ يَنظُرُوٓاْ إِلَى ٱلسَّمَآءِ فَوۡقَهُمۡ﴾آیا به آسمان که بر بالای سرشان است ننگریستهاند؟ یعنی این نگاه کردن نیازی به تحمّل سختی، و سفر ندارد، بلکه در نهایت آسانی است. پس آنها بنگرند که ﴿كَيۡفَ بَنَيۡنَٰهَا﴾چگونه آسمان را به صورت گنبدی که همه زوایای آن برابر است ساختهایم و با ستارهها و سیارههایی که حرکت میکنند و از نگاه پنهان میشوند آراستهایم. آسمانی که از این کرانه تا آن کرانهاش در نهایت زیبایی قرار دارد و هیچ عیب و شکاف و خللی در آن مشاهده نمیشود. خداوند این آسمان را سقفی برای اهل زمین قرار داده و بسیاری از منافع ضروری انسانها را در آن به ودیعه نهاده است.
﴿وَٱلۡأَرۡضَ مَدَدۡنَٰهَا﴾و آیا به زمین ننگریستهاند که چگونه آن را گستردهایم، به گونهای که هر حیوانی میتواند در آن مستقر شود، و زمین برای استحصال هر نوع منافعی آماده است. و این زمین را به وسیله کوهها محکم و پابرجا نمودهایم تا تکان نخورد و پابرجا باشد. ﴿وَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوۡجِۢ بَهِيجٖ﴾و در آن از هر نوع گیاه مسّرت بخشی که بینندگان را شگفت زده مینماید و موجب شادیشان میشود رویاندهایم، تا انسانها و چهارپایانشان از آن بخورند، و این گیاهان را برای منافعشان آفریدهایم. و از میان این منافع، باغهایی را که مشتمل بر میوههای خوشمزه و لذیذ است از قبیل انگور و انار و لیمو و سیب و دیگر انواع میوهها بهطور ویژه بیان کرد. همچنین درختان بلند خرما که فایده آن تا مدّت طولانی ادامه دارد و تنه آن بهسوی آسمان بالا میرود که بسیاری از درختها نمیتوانند به اندازه آن قامت بکشند. پس خرمای روی هم انباشته از خوشههای آن بیرون میآید و روزی بندگان میگردد و از آن میخورند و ذخیرهاش میکنند و چهارپایانشان نیز از آن استفاده میکنند.
همچنین خداوند به وسیله باران و به وسیله جویبارهایی که در اثر نزول باران در روی زمین روانند دانههای کشتزارهایی را میرویاند که درو میگردد، از قبیل گندم و جو و ذرّت و برنج و ارزن و غیره.
پس نگاه کردن به این چیزها (آسمان و زمین و آنچه که در آنهاست) ﴿تَبۡصِرَةٗ﴾راهنمایی و بینشی است که آدمی را از نابینایی جهالت بیرون میآورد. ﴿وَذِكۡرَىٰ﴾و پندی است که به سبب آن آدمی متذکر میشود و چیزهایی را به یاد میآورد که در دین و دنیا به وی سود میرساند و نیز به ـ سبب آن ـ آنچه را که خداوند و پیامبرانش از آن خبر دادهاند به یاد میآورد، و این برای هرکسی نیست، بلکه ﴿لِكُلِّ عَبۡدٖ مُّنِيبٖ﴾برای آن بندهایست که با ترس و امید و پذیرفتن حق، و اجابت دعوتگر الهی بهسوی خدا روی آورده است.
امّا نشانهها و هشدارها برای شخص روی گردان و یا تکذیب کننده سودی ندارند، چون این چیزها برای قومی که ایمان نمیآورند سودبخش نیستند. حاصل امر این که آفرینش مبهوت کننده و شدّت و قوّتی که در آسمان و زمین وجود دارد، دلیلی بر قدرت و کمال خداوند متعال است.
و صنعت شگفتانگیز و آفرینش زیبا و استواری که در آنها وجود دارد دلیلی است بر اینکه خداوند عادلترین داوران است و او به هر چیزی داناست. و منافع و مصلحتهایی که در آن برای بندگان قرار دارد دلیلی است بر این که رحمت خداوند همه چیز را فرا گرفته است و عظمت آفرینش و نظام زیبای آن دلیلی است بر این که خداوند متعال یکتای یگانه و والا مقام است و همه برای رفع نیازهایشان به او روی میآورند. و خدایی است که همسر و فرزند و همتایی ندارد و عبادت و کرنش و محبّت جز او سزاوار کسی نیست.
و زنده گرداندن زمین پس از پژمردنش دلیلی است براین که خداوند متعال مردگان را زنده مینماید تا آنها را طبق اعمالشان مجازات کند. بنابراین فرمود: ﴿وَأَحۡيَيۡنَا بِهِۦ بَلۡدَةٗ مَّيۡتٗاۚ كَذَٰلِكَ ٱلۡخُرُوجُ﴾و با آن سرزمین پژمرده را زنده کردهایم، رستاخیز نیز بدینسان است. وقتی آنها را با این نشانههای آسمانی و زمینی تذکّر داد و هشدار داد که به تکذیب خود ادامه ندهند زیرا به آن چه تکذیب کنندگان بدان گرفتار شدند، گرفتار خواهند شد، فرمود:
آیهی ۱۵-۱۲:
﴿كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ وَأَصۡحَٰبُ ٱلرَّسِّ وَثَمُودُ١٢﴾[ق: ۱۲]. «پیش از اینان قوم نوح و یاران «رس» و قوم ثمود (پیامبرانشان را) تکذیب کردند».
﴿وَعَادٞ وَفِرۡعَوۡنُ وَإِخۡوَٰنُ لُوطٖ١٣﴾[ق: ۱۳]. «و (همچنین) قوم عاد و فرعون و قوم لوط».
﴿وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡأَيۡكَةِ وَقَوۡمُ تُبَّعٖۚ كُلّٞ كَذَّبَ ٱلرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ١٤﴾[ق: ۱۴]. «و اصحاب ایکه و قوم تبّع هریک پیامبران را تکذیب کردند و وعدۀ عذاب من دربارۀ ایشان تحقّق یافت».
﴿أَفَعَيِينَا بِٱلۡخَلۡقِ ٱلۡأَوَّلِۚ بَلۡ هُمۡ فِي لَبۡسٖ مِّنۡ خَلۡقٖ جَدِيدٖ١٥﴾[ق: ۱۵]. «آیا ما از آفرینش نخستین درمانده و ناتوان بودهایم؟ (خیر) بلکه آنان دربارۀ آفرینش مجدّد تردید دارند».
پیش از ایشان، امّتها پیامبران بزرگوارشان را تکذیب کردند مانند نوح که قومش او را تکذیب کردند، و قوم ثمود صالح را، و قوم عاد هود را، و قوم لوط، لوط را تکذیب کردند. و اصحاب ایکه شعیب را و قوم تبّع تبّع به هر پادشاهی گفته میشود که قبل از اسلام بر یمن حکم کرده است پیامبران را که خداوند بهسوی آنها فرستاده بود تکذیب کردند.
خداوند به ما خبر نداده که آن پیامبر چه کسی بوده است و قوم کدام تبع از تبعها پیامبرشان را تکذیب کردهاند، چون ـ والله اعلم ـ این ماجرا در آن زمان نزد عرب معروف بود، زیرا این قوم جزو آن دسته از عربهای اصیل بودند که داستان و سرگذشت آنان به ویژه این واقعه مهم و بزرگ بر سایر عربها پوشیده نیست.
پس اینها همه پیامبرانشان را که خداوند به سوی آنها فرستاده بود تکذیب کردند، ان گاه وعده عذاب الهی بر آنان تحّقق یافت. و شما ای کسانی که محمّدصرا تکذیب میکنید! از آنها بهتر نیستند، و پیامبران آنها نیز نزد خداوند از پیامبر شما گرامیتر نبودند! پس، از جنایتی که آنان مرتکب شدند بپرهیزند تا به عذابی گرفتار نشوید که آنها بدان گرفتار شدند.
سپس خداوند متعال از آفرینش نخستین بر آفرینش مجّدد و زنده شدن در آخرت استدلال کرد و فرمود: همان طور که آنها را از نیستی پدید آورده است نیز بعد از مرگشان آنان را دوباره زنده مینماید، بعد از آن که مردند و به استخوانهایی پوسیده تبدیل شدند. ﴿أَفَعَيِينَا بِٱلۡخَلۡقِ ٱلۡأَوَّلِ﴾آیا ما در آفرینش نخستین درمانده و ناتوان بودهایم؟ نه چنین نیست، ما ناتوان و درمانده نبودهایم و در این شکّی نیست، ﴿بَلۡ هُمۡ فِي لَبۡسٖ مِّنۡ خَلۡقٖ جَدِيدٖ﴾بلکه آنان درباره آفرینش مجّدد تردید دارند. این چیزی است که آنها در آن تردید دارند با این که تردیدی در آن نیست چون بازگرداندن از آغاز کردن آسانتر است، همانطور که خداوند متعال فرموده است: [الروم: ۲۷]. ﴿وَهُوَ ٱلَّذِي يَبۡدَؤُاْ ٱلۡخَلۡقَ ثُمَّ يُعِيدُهُۥ وَهُوَ أَهۡوَنُ عَلَيۡهِ﴾[الروم: ۲۷]. «و اوست خدایی که آفرینش را میآغازد سپس آن را باز میگرداند و آن برایش آسانتر است».
آیهی ۱۸-۱۶:
﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ وَنَعۡلَمُ مَا تُوَسۡوِسُ بِهِۦ نَفۡسُهُۥۖ وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ١٦﴾[ق: ۱۶].
«همانا ما انسان را آفریدهایم و میدانیم آنچه را که نفسش به او وسوسه میکند و ما از شاهرگ گردن بدون نزدیکتریم».
﴿إِذۡ يَتَلَقَّى ٱلۡمُتَلَقِّيَانِ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيدٞ١٧﴾[ق: ۱۷]. «آنگاه که دو (فرشتهی) دریافت کننده در (سمت) راست و چپ مراقب و ملازم هستند».
﴿مَّا يَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ إِلَّا لَدَيۡهِ رَقِيبٌ عَتِيدٞ١٨﴾[ق: ۱۸]. «هیچ سخنی را بر زبان نمیآورد مگر آنکه نزدش نگهبانی آماده (حضور) دارد».
خداوند متعال خبر میدهد که او جنس انسان اعم از زنان و مردان را به تنهایی آفریده است، و او حالات انسان و آن چه او را شاد میکند و به خاطرش میگذرد میداند، و میفرماید: ﴿وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنۡ حَبۡلِ ٱلۡوَرِيدِ﴾ما به او از شاهرگ گردنش ـ که از هر چیزی به انسان نزدیکتر است نزدیکتریم ـ و این چیزی است که انسان را متذکر میشود که همواره خداوند را در نظر داشته باشد، خداوندی که بر قلب او آگاه است و به او نزدیک میباشد.
پس باید شرم کند از این که خداوند او را در جایی ببیند که او را نهی کرده است، و یا او را در جایی نیابد که به او دستور دادهاست.
همچنین انسان باید فرشتگان گرامی را که اعمال او را مینویسند در نظر داشته باشد، و آنها را گرامی بدارد و بپرهیزد از اینکه سخن یا کاری از وی صادر شود و آنان آن را بنویسند که پرودگار جهانیان از آن خشنود نباشد. بنابراین فرمود: ﴿إِذۡ يَتَلَقَّى ٱلۡمُتَلَقِّيَانِ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ قَعِيدٞ١٧﴾یعنی همۀ اعمال انسان را دریافت میدارند، یکی در سمت راست نشسته و نیکیها را مینویسد و دیگری در سمت چپ بدیها را مینویسد، و هریک از این دو برای انجام دادن کارش آماده است و پیوسته آن را انجام میدهد.
﴿مَّا يَلۡفِظُ مِن قَوۡلٍ﴾انسان هیچ سخن خوب و بدی را به زبان نمیآورد، ﴿إِلَّا لَدَيۡهِ رَقِيبٌ عَتِيدٞ﴾مگر ان که نزدش نگهبانی آماده حضور دارد. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَإِنَّ عَلَيۡكُمۡ لَحَٰفِظِينَ١٠ كِرَامٗا كَٰتِبِينَ١١ يَعۡلَمُونَ مَا تَفۡعَلُونَ١٢﴾[الانفطار: ۱۰-۱۲]. «و بیگمان بر شما نگهبانانی مقّرر است، و فرشتگان بزرگواری که مینویسند و آنچه را میکنید میدانند».
آیهی ۲۲-۱۹:
﴿وَجَآءَتۡ سَكۡرَةُ ٱلۡمَوۡتِ بِٱلۡحَقِّۖ ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنۡهُ تَحِيدُ١٩﴾[ق: ۱۹]. «و سخنی مرگ، حقیقت را به همراه میآورد، این همان چیزی است که از آن میگریختی».
﴿وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِۚ ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلۡوَعِيدِ٢٠﴾[ق: ۲۰]. «و در صور دمیده میشود، این روز (تحقّق) وعدۀ کیفر است».
﴿وَجَآءَتۡ كُلُّ نَفۡسٖ مَّعَهَا سَآئِقٞ وَشَهِيدٞ٢١﴾[ق: ۲۱]. «و هرکسی در حالی میآید که سوقدهنده و گواهی، با خود دارد».
﴿لَّقَدۡ كُنتَ فِي غَفۡلَةٖ مِّنۡ هَٰذَا فَكَشَفۡنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلۡيَوۡمَ حَدِيدٞ٢٢﴾[ق: ۲۲]. «بهراستی از این (امر) در غفلت بودی، پس پردهات را زا (دیدهات) برداشتیم و امروز چشمانت تیزیین است».
﴿وَجَآءَتۡ سَكۡرَةُ ٱلۡمَوۡتِ بِٱلۡحَقِّ﴾و سکرات مرگ بطور حقیقی به نزد این غافل و تکذیب کننده آیات خدا آمد که بازگشتی ندارد و گریزی از آن نیست. ﴿ذَٰلِكَ مَا كُنتَ مِنۡهُ تَحِيدُ﴾این همان چیزی است که از آن میگریختی.
﴿وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِۚ ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلۡوَعِيدِ٢٠﴾و در صور دمیده میشود، و آن روزی است که خداوند عقابی را که به ستمکاران وعده داده بود، به آنان میرساند، و ثوابی را که به مومنان وعده داده بود، به آنان میدهد. ﴿وَجَآءَتۡ كُلُّ نَفۡسٖ مَّعَهَا سَآئِقٞ وَشَهِيدٞ٢١﴾و هرکسی در حالی میآید که سوق دهندهای او را به سوی جایگاه قیامت پیش میبرد، نیز گواهی که بر اعمال خیر و شر او گواهی میدهد با خود دارد. و این دالّ بر این است که خداوند متعال بندگان را مورد توّجه قرار میدهد و اعمالشان را ثبت و ضبط مینماید و عادلانه آنها را جزا و سزا میدهد. پس این چیزی است که بنده باید همواره آن را مدّ نظر قرار دهد.
ولی بیشتر مردم از این غافل هستند، بنابراین فرمود: ﴿لَّقَدۡ كُنتَ فِي غَفۡلَةٖ مِّنۡ هَٰذَا﴾در روز قیامت به اعراض کننده و تکذیب کننده به صورت سرزنش گفته میشود که تو این روز را تکذیب کردی و برای آن عمل انجام ندادی، ﴿فَكَشَفۡنَا عَنكَ غِطَآءَكَ﴾پس اکنون پردهای را که قلبت را پوشانده بود و خوابت را فزون کرده بود و به سبب آن روی گردانی ات ادامه یافته بود کنار زدهایم. ﴿فَبَصَرُكَ ٱلۡيَوۡمَ حَدِيدٞ﴾پس امروز چشمانت کاملا تیزبین هستند، و انواع شکنجه و عذابهای وحشتناک را به خوبی میبینند.
یا اینکه خداوند با این کلام بنده را مورد خطاب قرار میدهد، زیرا بنده در دنیا از هدفی که برای آن آفریده شده غافل مانده بود امّا در روز قیامت بیدار میشود و خواب غفلت از او دور میگردد، زمانی که جبران آن چه که از دست رفته برایش ممکن نیست. و اینگونه خداوند بندگان را میترساند، و با بیان آن چه که در آن روز بزرگ بر سر تکذیب کنندگان میآید بندگان را هشدار میدهد.
آیهی ۲۹-۲۳:
﴿وَقَالَ قَرِينُهُۥ هَٰذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ٢٣﴾[ق: ۲۳]. «و همراهش میگوید: این است آنچه در نزد من آماده است».
﴿أَلۡقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٖ٢٤﴾[ق: ۲۴]. «هر کافر سرکشی را به دوزخ بیندازید».
﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ مُعۡتَدٖ مُّرِيبٍ٢٥﴾[ق: ۲۵]. «هر بازدارندۀ تجاوزگر شک آورندهای را».
﴿ٱلَّذِي جَعَلَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَأَلۡقِيَاهُ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلشَّدِيدِ٢٦﴾[ق: ۲۶]. «آن کسی که معبود دیگری را با خدا برگزیده است پس او را در عذاب سخت (دوزخ) بیندازید».
﴿قَالَ قَرِينُهُۥ رَبَّنَا مَآ أَطۡغَيۡتُهُۥ وَلَٰكِن كَانَ فِي ضَلَٰلِۢ بَعِيدٖ٢٧﴾[ق: ۲۷]. «همنشین او میگوید: پروردگارا! من او را گمراه نساختم بلکه (خود) در گمراهی دور و درازی بود».
﴿قَالَ لَا تَخۡتَصِمُواْ لَدَيَّ وَقَدۡ قَدَّمۡتُ إِلَيۡكُم بِٱلۡوَعِيدِ٢٨﴾[ق: ۲۸]. «(خداوند) میفرماید: در پیشگاه من ستیزه مکنید و بیگمان (پیش از این) برایتان هشدار فرستاده بودم».
﴿مَا يُبَدَّلُ ٱلۡقَوۡلُ لَدَيَّ وَمَآ أَنَا۠ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ٢٩﴾[ق: ۲۹]. «سخن در نزد من تغییر داده نمیشود و من نسبت به بندگان ستمگر نیستم».
خداوند متعال میفرماید: ﴿وَقَالَ قَرِينُهُ﴾فرشتهای که خداوند همدم و همراه این تکذیب کننده رویگردان قرار دادهاست که یکی از فرشتگانی است که خداوند آنها را مامور نموده تا آن انسان را حفظ نمایند و اعمالش را بنویسند آن تکذیب کننده و اعمالش را در روز قیامت حاضر میگرداند و میگوید: ﴿هَٰذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ﴾آنچه را که مقّرر شده بود و بر او و اعمالش نگهبانی دهم و آن ر ثبت و ضبط نمایم آماده کردهام. پس آن گاه انسان طبق عملش مجازات میگردد.
و به کسانی که سزاوار جهنّم هستند گفته میشود: ﴿أَلۡقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٖ٢٤﴾هر کافر سرکشی که مخالف آیات خداست و گناهان زیادی را انجام دادهاست در دوزخ بیندازید.
﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ﴾یعنی خیری را که پیش روی اوست که بزرگترین آن ایمان آورد به خدا و پیامبر و فرشتگان و کتابهایش میباشد از خود و دیگران منع میکند. و از منافع مالی و جانیاش جلوگیری مینماید. ﴿مُعۡتَدٖ﴾و از حدود الهی تجاوز میکند و بر بندگان الهی تعدی مینماید. ﴿مُّرِيبٍ﴾و در وعده وعید الهی شک دارد، پس نه ایمان دارد و نه نیکی میکند، بلکه کفر و تجاوزگری و شک و بخل تبدیل به صفات او گشتهاند نیز به جای خدا معبودان دیگری را برگزیده است، بنابراین فرمود: ﴿ٱلَّذِي جَعَلَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾کسیکه به همراه خدا معبود دیگری را به پرستش گرفته است، معبودی که برای خویش اختیار هیچ سود و زیان و مرگ و زندگی را ندارد.
﴿فَأَلۡقِيَاهُ فِي ٱلۡعَذَابِ ٱلشَّدِيدِ﴾پس ای دو فرشتهای که همراه او هستید! او را در عذابی بیندازید که سخت تری و بزرگترین عذاب است.
﴿قَالَ قَرِينُهُ﴾شیطانی که همدم و همنشین اوست با اظهار بیزاری از او و در حالی که گناهش را به گردن وی میاندازد، میگوید: ﴿رَبَّنَا مَآ أَطۡغَيۡتُهُ﴾پروردگارا! من او را گمراه نساختم، چون من بر او تسلّی و حجّت و دلیلی نداشتم، ﴿وَلَٰكِن كَانَ فِي ضَلَٰلِۢ بَعِيدٖ﴾بلک او خود در گمراهی دور و درازی بود. پس او خودش گمراه و از حق دور گشت، همان طور که در آیه دیگری میفرماید: ﴿وَقَالَ ٱلشَّيۡطَٰنُ لَمَّا قُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ إِنَّ ٱللَّهَ وَعَدَكُمۡ وَعۡدَ ٱلۡحَقِّ وَوَعَدتُّكُمۡ فَأَخۡلَفۡتُكُمۡ﴾[إبراهیم: ۲۲]. «وقتی کار پایان مییابد شیطان میگوید: خداوند به شما وعده راستین و حقیقت دارد و من بر شما وعده دادم و خلاف آنرا کردم».
خداوند در پاسخ به ستیز و مجادله شان میفرماید: ﴿لَا تَخۡتَصِمُواْ لَدَيَّ﴾در پیشگاه من ستیزه مکنید، یعنی مجادله و ستیر شما نزد من فایدهای ندارد، ﴿وَقَدۡ قَدَّمۡتُ إِلَيۡكُم بِٱلۡوَعِيدِ﴾حال آنکه من پیش از این برایتان هشدار فرستاده بودم. یعنی پیامبرانم با نشانههای روشن و حجّتهای واضح و دلایل روشن نزد شما آمدند، پس حجّت من بر شما اقامه گردید و شما با کارهایی که درگذشت کردهاید و جزای آن قطعی گردیده، نزد من آمدهاید.
﴿مَا يُبَدَّلُ ٱلۡقَوۡلُ لَدَيَّ﴾امکان ندارد که آنچه خدا گفته و بدان خبر داده خلافی در آن واقع شود، چون هیچ گفته و سخنی از گفته خداوند راستتر نیست. ﴿وَمَآ أَنَا۠ بِظَلَّٰمٖ لِّلۡعَبِيدِ﴾و من نسبت به بندگان ستمگر نیستم بلکه آنها را بر اساس خیر و شّری که انجام دادهاند جزا و سزا خواهم داد، پس به بدیهایشان افزوده نمیشود و از نیکیهایشان کاسته نمیگردد.
آیهی ۳۵-۳۰:
﴿يَوۡمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ ٱمۡتَلَأۡتِ وَتَقُولُ هَلۡ مِن مَّزِيدٖ٣٠﴾[ق: ۳۰]. «روزی که به دوزخ میگوییم: آیا پر شدهای؟ و (دوزخ) میگوید: آیا افزون بر این هم هست»؟!
﴿وَأُزۡلِفَتِ ٱلۡجَنَّةُ لِلۡمُتَّقِينَ غَيۡرَ بَعِيدٍ٣١﴾[ق: ۳۱]. «و بهشت برای پرهیزگاران نزدیک داشته میشود و از آنان دور نخواهد بود».
﴿هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٖ٣٢﴾[ق: ۳۲]. «این است آنچه وعده داده میشدید که خاصِ هر توبهکار (حد) نگاهدار است».
﴿مَّنۡ خَشِيَ ٱلرَّحۡمَٰنَ بِٱلۡغَيۡبِ وَجَآءَ بِقَلۡبٖ مُّنِيبٍ٣٣﴾[ق: ۳۳]. «همان کسیکه در نهان از خداوند مهربان بترسد و با دلی توبهکار پیش آید».
﴿ٱدۡخُلُوهَا بِسَلَٰمٖۖ ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلۡخُلُودِ٣٤﴾[ق: ۳۴]. «به سلامت وارد بهشت شوید. این است روز جاودانگی».
﴿لَهُم مَّا يَشَآءُونَ فِيهَا وَلَدَيۡنَا مَزِيدٞ٣٥﴾[ق: ۳۵]. «آنان در آنجا هرچه بخواهند دارند، و نزد ما افزون (بر این) است».
خداوند درحالیکه بندگانش را میترساند، میفرماید: ﴿يَوۡمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ ٱمۡتَلَأۡتِ﴾آن روز که به جهنّم میگوییم: آیا پر شدهای؟ و این برای آن است که افراد زیادی در آن انداخته میشوند. ﴿وَتَقُولُ هَلۡ مِن مَّزِيدٖ﴾و جهنّم میگوید آیا بیشتر هم هست؟ یعنی همواره مجرمین و گناهکاران بیشتری را میطلبید و به خاطر پروردگارش خشمگین است و بر کافران خشم میگیرد. و خداوند وعده داد که آن را پر خواهد کرد. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿لَأَمۡلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ أَجۡمَعِينَ﴾[السجدة: ۱۳]. «بدون شک دوزخ را از جن و انس پر خواهم کرد». تا آنگاه که پروردگار شکوهمند پای مبارک و شریف خود را که از هر تشبیهی پاک و منزه است بر روی جهنم میگذارد. آنگاه جهنم فشرده میگردد و میگوید: بس است، بس است، پرشدم.
﴿وَأُزۡلِفَتِ ٱلۡجَنَّةُ لِلۡمُتَّقِينَ غَيۡرَ بَعِيدٍ٣١﴾و بهشت برای پرهیزگاران نزدیک گردانده میشود، طوری که نعمتهای پایدار و شادی و سروری که در آن هست مشاهده میگردد. این بهشت فقط برای کسانی نزدیک گردانده میشود که از پروردگارشان پروا داشته و شرک کوچک و بزرگ را ترک کرده و از دستورات پروردگارشان اطاعت نمودهاند.
و به صورت خوش آمد به آنها گفته میشود: ﴿هَٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ﴾خداوند این بهشت و آنچه را که دلها میخواهند و چشمها از دیدن آن لذّت میبرند به توبه کنندگان میدهد که همواره با ذکر و محبّت و کمک جستن از خداوند و خواندن او و ترس از او و امید داشتن به او بهسوی خدا بر میگردد. ﴿حَفِيظٖ﴾و بر آن چه خداوند به آن فرمان داده بود محافظت کند و آن را مخلصانه اطاعت نماید و به بهترین صورت آنرا انجام داده و حدود الهی را مراعات کند.
﴿مَّنۡ خَشِيَ ٱلرَّحۡمَٰنَ بِٱلۡغَيۡبِ﴾و از روی شناخت از پروردگارش در نهان بترسد و به رحمت او امید داشته باشد و در نهان و در جایی که مردم او را نمیبینند از خدا بترسد. این است که مردم حضور دارند و نگاه میکنند گاهی ممکن است از روی ریاکاری و شهرت طلبی باشد. پس این بر خشیت و ترس الهی دلالت نمیکند، بلکه خشیت و ترسی مفید است که در نهان و آشکار انسان از خدا بترسد. ﴿وَجَآءَ بِقَلۡبٖ مُّنِيبٍ﴾و با دلی توبه کننده پیش آید. یعنی این دل دارای صفتِ بازگشتِ بهسوی پروردگار، و روی آوردن بهسوی چیزهایی است که رضایت و خشنودی خدا در آن است.
و به پرهیزگاران نیکوکار گفته میشد: ﴿ٱدۡخُلُوهَا بِسَلَٰمٖ﴾به سلامت وارد بهشت شوید. یعنی ورودتان همراه با سلامت بودن از همه آفات و بدیهاست و از همه امور ناگوار و ناخوشایند در امان خواهید بود. پس نعمهایشان تمام نمیشود و هیچ ناراحتی و ناگواری در بهشت نیست. ﴿ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلۡخُلُودِ﴾این روز جاودانگی است که تمام نمیشود و مرگی در آن نیست و هیچ چیز ناراحت کنندهای در آن نمیباشد.
﴿لَهُم مَّا يَشَآءُونَ فِيهَا﴾آنان در بهشت هر آنچه بخواهند برایشان فراهم است، ﴿وَلَدَيۡنَا مَزِيدٞ﴾و افزون بر آن نزد ما هست. یعنی پاداش افزونی هست که خداوند به آنها ارزانی میدارد، چیزی که هیچ چشمی همانند آن را و به هیچگوشی نشنیده و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. و بالاترین و بزرگترین و برترین پاداشی که میدهد نگاه کردن به چهره بزرگوار خودش است و لّذت بردن و بهرهمند شدن از سخن او و لذّت بردن از قرب اوست. پس، از او میخواهیم که به لطف خویش این را به ما عنایت کند.
آیهی ۳۷-۳۶:
﴿وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّن قَرۡنٍ هُمۡ أَشَدُّ مِنۡهُم بَطۡشٗا فَنَقَّبُواْ فِي ٱلۡبِلَٰدِ هَلۡ مِن مَّحِيصٍ٣٦﴾[ق: ۳۶]. «ما پیش از آنان اقوام زیادی را هلاک ساختیم که از ایشان بسی نیرومندتر بودند و در شهرها سیر کردند، امّا آیا گریزگاهی داشتند».
﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكۡرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُۥ قَلۡبٌ أَوۡ أَلۡقَى ٱلسَّمۡعَ وَهُوَ شَهِيدٞ٣٧﴾[ق: ۳۷]. «و بهراستی در این اندرزی است برای کسیکه دلی (آگاه) داشته باشد و با حضور قلب و گوش فرا دارد».
خداوند متعال، مشرکانی که پیامبر را تکذیب میکنند، میترسانی و میفرماید: ﴿وَكَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّن قَرۡنٍ﴾و چه بسیار امّتهایی را پیش از آنان نابود کردیم که، ﴿هُمۡ أَشَدُّ مِنۡهُم بَطۡشٗا﴾آنان از ایشان بسی نیرومندتر بودند، و آثار و نشانههای بیشتر و قوی ترین در زمین داشتند.
بنابراین فرمود: ﴿فَنَقَّبُواْ فِي ٱلۡبِلَٰدِ﴾پس دژهای محکم و منازل مرتفعی ساختند و درختان زیادی کاشتند و جویبارها را روان ساختند، و آباد کردند و ویران نمودند. پس وقتی پیامبران خدا را تکذیب کردند و آیات الهی را انکار نمودند نابود کرد. ﴿هَلۡ مِن مَّحِيصٍ﴾آنها گریز گاهی از عذاب خدا ندارند وقتی که بر آنها فرود آید.
پس قدرت و اموال و فرزندانشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نساخت. ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَذِكۡرَىٰ لِمَن كَانَ لَهُۥ قَلۡبٌ﴾به راستی در این برای کسی که دلی زنده و هوشیار داشته باشد اندرز بزرگی است. پس چنین کسی هرگاه چیزی از آیات خدا بر او وارد شود از آن پند میپذیرد و در نتیجه مقامش بالا میرود. همچنین کسی که ﴿أَوۡ أَلۡقَى ٱلسَّمۡعَ وَهُوَ شَهِيدٞ﴾به قصد رهنمود شدن به آیات خدا و با حضور قلب گوش دهد، برای چنین کسی نیز موعظه و شفا و هدایت است. امّا کسیکه رویگردان است و به آیات گوش نمیدهد فایدهای نمیبرد، چون آیات را نمیپذیرد، و حکمت الهی راهیاب شدن چنین کسی را اقتضا نمیکند.
آیهی ۴۰-۳۸:
﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوبٖ٣٨﴾[ق: ۳۸]. «و بهراستی آسمانها و زمین و آنچه را که در بین آن دو است در شش روز آفریدیم و هیچ خستگی به ما نرسید».
﴿فَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ قَبۡلَ طُلُوعِ ٱلشَّمۡسِ وَقَبۡلَ ٱلۡغُرُوبِ٣٩﴾[ق: ۳۹]. «پس بر آنچه میگویند شکیبا باش و پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب آن به ستایش پروردگارت تسبیحگوی».
﴿وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَسَبِّحۡهُ وَأَدۡبَٰرَ ٱلسُّجُودِ٤٠﴾[ق: ۴۰]. «و نیز در پارهای از شب و به دنبال نمازها او را به پاکی یاد کن».
در اینجا خداوند از قدرت بزرگ و مشیت نافذ خود خبر میدهد که با آن بزرگترین مخلوقات را که آسمانها هستند آفرید، ﴿ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ﴾آسمانها و زمین و آن چه را که در بین آن دو است در شش روز آفریدیم. آفرینش آسمانها و زمین و آن چه بین آن دو است از روز یکشنبه آغاز شد و در روز جمعه پایان یافت بدون این که کوچکترین خستگی و رنجی به خداوند برسد. پس کسی که آنرا علی رغم بزرگی و عظمتش به وجود آورده است، به طور بهتر و شایستهتر بر زنده گرداندن مردگان توانا است.
﴿فَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ﴾و در مقابل مذمّتی که نسبت به تو انجام میدهند و تکذیب آن چه که آوردهای شکیبا باش و آنها را به حال خود بگذار و در آغاز روز و در آخر آن و در اوقات شب و بعد از نمازها به عبادت و ستایش پروردگارت مشغول باش. چون ذکر خداوند مایه تسّلی خاطر میگردد و شکیبایی ورزیدن را آسان میکند و انسان به آن انس میگیرد.
آیهی ۴۵-۴۱:
﴿وَٱسۡتَمِعۡ يَوۡمَ يُنَادِ ٱلۡمُنَادِ مِن مَّكَانٖ قَرِيبٖ٤١﴾[ق: ۴۱]. «و (داستان) روزی را بشنو که ندادهنده از مکان نزدیکی ندا در میدهد».
﴿يَوۡمَ يَسۡمَعُونَ ٱلصَّيۡحَةَ بِٱلۡحَقِّۚ ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلۡخُرُوجِ٤٢﴾[ق: ۴۲]. «روزی که بهراستی بانگ مرگبار را میشنوند، آن روز، بیرون آمدن است».
﴿إِنَّا نَحۡنُ نُحۡيِۦ وَنُمِيتُ وَإِلَيۡنَا ٱلۡمَصِيرُ٤٣﴾[ق: ۴۳]. «بیگمان ماییم که زنده میکنیم و میمیرانیم و بازگشت بهسوی ماست».
﴿يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلۡأَرۡضُ عَنۡهُمۡ سِرَاعٗاۚ ذَٰلِكَ حَشۡرٌ عَلَيۡنَا يَسِيرٞ٤٤﴾[ق: ۴۴]. «روزیکه زمین از (فراز) آنان میشکافد (و) شتابان (بیرون میآیند). این برانگیختن بر ما آسان است».
﴿نَّحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا يَقُولُونَۖ وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِجَبَّارٖۖ فَذَكِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ٤٥﴾[ق: ۴۵].«ما به آنچه میگویند داناتریم و تو بر آنان چیره و مسلّط نیستی. پس کسی را که از هشدار من میترسد با قرآن پند ده».
﴿وَٱسۡتَمِعۡ يَوۡمَ يُنَادِ ٱلۡمُنَادِ مِن مَّكَانٖ قَرِيبٖ٤١﴾و با گوش دلت بشنو (ندای) روزی را که منادی اسرافی÷از جای نزدیکی از زمین ندا در میدهد یعنی در صور میدهد. ﴿يَوۡمَ يَسۡمَعُونَ ٱلصَّيۡحَةَ بِٱلۡحَقِّ﴾روزی که آن صدای هولناک و وحشتناک را که شکّی در آن نیست میشنوند، ﴿ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلۡخُرُوجِ﴾در آن روز از قبرها بیرون میآیند و خداوند تواناست که به تنهایی آنها را بیرون آورد. بنابراین فرمود: ﴿إِنَّا نَحۡنُ نُحۡيِۦ وَنُمِيتُ وَإِلَيۡنَا ٱلۡمَصِيرُ٤٣يَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلۡأَرۡضُ عَنۡهُمۡ﴾بیگمان ماییم که مردگان را زنده میکنیم و میمیرانیم و بازگشت بهسوی ماست. روزی که زمین از فراز مردمان میشکافد و کنار میرود، ﴿سِرَاعٗا﴾و شتابان فریاد ندا دهنده را که آنها را به جایگاه قیامت فرا میخواند اجابت میکنند. ﴿ذَٰلِكَ حَشۡرٌ عَلَيۡنَا يَسِيرٞ﴾آن روز، روز گردهم آیی و برای ما آسان است. یعنی حشر کردن آنها برای خداوند آسان است و هیچ خستگی و مشقّتی در آن نیست.
﴿نَّحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَا يَقُولُونَ﴾ما به آنچه آنان به تو میگویند و تو را اندوهگین میسازد از تو آگاهتریم. پس وقتی ما آن را بهتر میدانیم تو میدانی که چگونه مورد توجّه ما هستی و چگونه کارهایت را آسان میگردانیم و تو را در برابر دشمنانت یاری میدهیم. پس بایددلت شاد و خاطرت جمع باشد، و بدان که ما از خودت نسبت به تو مهربانتر هستیم. پس چیزی برایت باقی نمیماند جز این که منتظر وعده خداوند باشی و از پیامبران اولوالعزم الگوبرداری، کنی. ﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِجَبَّارٖ﴾و تو بر آنان مسلطّ نیستی. ﴿إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرٞۖ وَلِكُلِّ قَوۡمٍ هَادٍ﴾[الرعد: ۷]. «بلکه تو فقط بیمدهنده هستی و برای هر قومی هدایتگری هست». بنابراین فرمود: ﴿فَذَكِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ﴾پس کسی را که از هشدار خدا میترسد با قرآن پند بده. و پند دادن یعنی دوست داشتن خیر و ترجیح دادن و انجام دادن آن، و نفرت داشتن از بدی و پرهیز کردن از آن، که اینها اموری فطری هستند و عقل اینها را قبول دارد. و کسی پند میپذیرد که از هشدارالهی میترسد. و امّا آن کس که از وعید و هشدار الهی نمیترسد و به آن ایمان نمیآورد آن را نمیپذیرد. و حجّت بر او اقامه میگردد تا نگوید: ﴿مَا جَآءَنَا مِنۢ بَشِيرٖ وَلَا نَذِيرٖ﴾[المائدة: ۱۹]. «هیچ بیمدهنده و مژده دهندهای نزد ما نیامده است».
پایان تفسیر سورهی قاف
مکی و ۶۰ آیه است.
آیهی ۶-۱:
﴿وَٱلذَّٰرِيَٰتِ ذَرۡوٗا١﴾[الذاریات: ۱]. «سوگند به بادهایی که به سختی پراکنده میدارند».
﴿فَٱلۡحَٰمِلَٰتِ وِقۡرٗا٢﴾[الذاریات: ۲]. «و سوگند به ابرهای آبستن به باران».
﴿فَٱلۡجَٰرِيَٰتِ يُسۡرٗا٣﴾[الذاریات: ۳]. «و سوگند به ستارگانی که آسان در حرکتند».
﴿فَٱلۡمُقَسِّمَٰتِ أَمۡرًا٤﴾[الذاریات: ۴]. «و سوگند به فرشتگانی که کارها را تقسیم کردهاند».
﴿إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِقٞ٥﴾[الذاریات: ۵]. «بیگمان آنچه که وعده داده میشوید راست است».
﴿وَإِنَّ ٱلدِّينَ لَوَٰقِعٞ٦﴾[الذاریات: ۶]. «و همانا روز جزا حتماً به وقوع میپیوندد».
در اینجا خداوندِ راستگو به این آفریدههای بزرگ که منافع و مصالح زیادی در آنها قرار داده شده است سوگند میخورد که وعدهاش راست است و روز جزا و محاسبه قطعا خواهد آمد و هیچ چیزی نمیتواند آن را دفع کند.
خداوند صادق عظیم از آمدن روز جزا و محاسبه خبر داد، روزی که بسیار عظیم است، و بر حتمّیت آن قسم یاد کرد، و برای اثبات آن برهانها و دلایل زیادی را اقامه نمود، پس چرا تکذیب کنندگان آن را تکذیب میکنند و عمل کنندگان از عمل برای آن روی میگردانند؟! ﴿وَٱلذَّٰرِيَٰتِ ذَرۡوٗا١﴾سوگند به بادهایی که به سختی و نرمی پراکنده میدارند. ﴿فَٱلۡحَٰمِلَٰتِ وِقۡرٗا٢﴾و سوگند به ابرهایی که آب فراوان را با خود بر میدارند که خداوند با آن به بندگان و شهرها فایده میرساند.
﴿فَٱلۡجَٰرِيَٰتِ يُسۡرٗا٣﴾و سوگند به ستارگانی که به آسانی در حرکت هستند. و آسمان با آنها آراسته میشود و در تاریکیهای دریا و خشکی مردم با آن راه خود را مییابند و با عبرت گرفتن از آن فایده میبرند. ﴿فَٱلۡمُقَسِّمَٰتِ أَمۡرًا٤﴾و سوگند به فرشتگانی که به اذن خدا کارها را تقسیم و تدبیر میکنند. پس هریک از آنها را خداوند به تدبیر کاری از کارهای دنیا و آخرت بر گماشته و از آنچه برای او مقّدر شده تجاوز نمیکند و نیز در آن کوتاهی نمیورزد.
آیهی ۹-۷:
﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡحُبُكِ٧﴾[الذاریات: ۷]. «و سوگند به آسمان که دارای راههاست».
﴿إِنَّكُمۡ لَفِي قَوۡلٖ مُّخۡتَلِفٖ٨﴾[الذاریات: ۸]. «بیگمان شما (دربارۀ پیامبر) سخنی گوناگون دارید».
﴿يُؤۡفَكُ عَنۡهُ مَنۡ أُفِكَ٩﴾[الذاریات: ۹]. «کسی از (راه) او منحرف میشود که منحرف شده باشد».
﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡحُبُكِ٧﴾و سوگند به آسمان که دارای راههای نیکو است که به چین و بافت ریگها و آبهای حوضها میمانند آن گاه که باد آن را به حرکت در میآورد. ﴿إِنَّكُمۡ﴾شما ای کسانی که محمّدصرا تکذیب میکنید! درباره او ﴿لَفِي قَوۡلٖ مُّخۡتَلِفٖ﴾سخن گوناگونی دارید، برخی میگویید: جادوگر است و برخی میگویید کاهن است، و بعضی میگویید دیوانه است، و دیگر سخنها که نشانگر حیرت و تردید آنهاست. و دال بر این است که آنچه آنها بر آن هستند باطل و پوچ است.
﴿يُؤۡفَكُ عَنۡهُ مَنۡ أُفِكَ٩﴾از آن بازگردانده میشود هرکس که از ایمان بازگردانده شده باشد، و از دلایل یقینی خداوند منصرف و روی گردان شده باشد. اختلاف گفتههایشان دلیلی است بر باطل بودن سخنانشان، امّا سخن راستی که محمّدصآورده است هماهنگ و همگون است و برخی از آن برخی دیگر را تصدیق میکند و تناقض و تضادّی در آن وجود ندارد و اختلافی در آن نیست، و این دلیلی است بر صحّت و درستی آن و دلیلی است بر این که از سوی خداوند است. ﴿وَلَوۡ كَانَ مِنۡ عِندِ غَيۡرِ ٱللَّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ ٱخۡتِلَٰفٗا كَثِيرٗا﴾[النساء: ۸۲]. «و اگر از جانب غیر خداوند بود در آن اختلاف زیادی مییافتند».
آیهی ۱۴-۱۰:
﴿قُتِلَ ٱلۡخَرَّٰصُونَ١٠﴾[الذاریات: ۱۰]. «مرگ بر دروغگویان».
﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ فِي غَمۡرَةٖ سَاهُونَ١١﴾[الذاریات: ۱۱]. «کسانیکه آنان در ورطۀ نادانی بیخبرند».
﴿يَسَۡٔلُونَ أَيَّانَ يَوۡمُ ٱلدِّينِ١٢﴾[الذاریات: ۱۲]. «میپرسند روز جزا کی خواهد بود»؟.
﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ١٣﴾[الذاریات: ۱۳]. «روزی که آنان بر آتش عذاب شوند».
﴿ذُوقُواْ فِتۡنَتَكُمۡ هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تَسۡتَعۡجِلُونَ١٤﴾[الذاریات: ۱۴]. «بچشید عذاب خود را، این همان چیزی است که آنرا به شتاب میطلبیدید».
﴿قُتِلَ ٱلۡخَرَّٰصُونَ١٠﴾خداوند کسانی را نابود کند که بر وی دروغ بستند و آیات او را انکار کردند و در صدد آن برآمدند تا به وسیله باطل، حق را از بین ببرند، همان کسانی که چیزهایی به خداوند نسبت میدهند که نمیدانند. ﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ فِي غَمۡرَةٖ سَاهُونَ١١﴾کسانی که در ورطه کفر و جهالت و گمراهی سرگشتهاند.
﴿يَسَۡٔلُونَ أَيَّانَ يَوۡمُ ٱلدِّينِ١٢﴾از روی شک و تکذیبِ روز قیامت میپرسند چه وقت مبعوث خواهند شد؟ یعنی آن را بعید میپندارند. بنابراین، از حالت و سرانجامشان مپرس. ﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ١٣﴾روزی که به سبب پلیدی ظاهری و باطنی که با خود دارند در آتش، عذاب میبینند.
به آنها گفته میشود: ﴿ذُوقُواْ فِتۡنَتَكُمۡ﴾عذاب آتش را بچشید زیرا اثر و پیامد چیزی است که به سبب آن دچار فتنه شده بودید، از قبیل آزمایشی که آنها را به کفر و گمراهی برگرداند. ﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تَسۡتَعۡجِلُونَ﴾عذابی که شما به آن گرفتار شده اید چیزی است که در فرا رسیدن آن شتاب میورزیدید. پس اکنون از انواع کیفرها و شکنجهها و زنجیرها و خشم و عذاب بهره ببرید.
آیهی ۱۹-۱۵:
﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٍ١٥﴾[الذاریات: ۱۵]. «بیگمان پرهیزگاران در باغها و چشمهساران هستند».
﴿ءَاخِذِينَ مَآ ءَاتَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡۚ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَبۡلَ ذَٰلِكَ مُحۡسِنِينَ١٦﴾[الذاریات: ۱۶]. «چیزهایی را که پروردگارشان به آنان میدهد دریافت میدارند. بیگمان آنان پیش از این نیکوکار بودند».
﴿كَانُواْ قَلِيلٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِ مَا يَهۡجَعُونَ١٧﴾[الذاریات: ۱۷]. «آنان اندکی از شب میخوابیدند».
﴿وَبِٱلۡأَسۡحَارِ هُمۡ يَسۡتَغۡفِرُونَ١٨﴾[الذاریات: ۱۸]. «و در سحرگاهان درخواست آمرزش میکردند».
﴿وَفِيٓ أَمۡوَٰلِهِمۡ حَقّٞ لِّلسَّآئِلِ وَٱلۡمَحۡرُومِ١٩﴾[الذاریات: ۱۹]. «و در اموالشان برای سائل و بینوا حقّی بود».
خداوند در بیان پاداش پرهیزگاران و اعمالشان که به سبب آن به این پاداش رسیدهاند میفرماید: ﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾بیگمان پرهیزگاران که تقوا و اطاعت از خدا را شعار خود ساخته بودند، ﴿فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٍ﴾در میان باغهای بهشت خواهند بود، باغهایی که انواع درختان و میوهها را در بردارند که برخی از آنها همانندی در دنیا دارند و برخی در دنیا نظیری ندارند. میوهها و درختانی که چشمها مانند آنرا ندیدهاند و گوشها (اخبار) آنرا نشنیدهاند و تصّور آن به دل هیچکسی خطور نکرده است. ﴿وَعُيُونٍ﴾و در میان چشمههای روان هستند، و این باغها با این چشمههای آبیاری میشوند و بندگان از آن مینوشند و آن را میجوشانند.
﴿ءَاخِذِينَ مَآ ءَاتَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ﴾احتمال دارد که معنی آیه این باشد که خداوند همه آرزوهای اهل بهشت را برآورده میسازد و همه انواع نعمتها را به آنان میدهد و آنان این نعمتها را دریافت میدارند در حالی که خشنود و شادمان هستند و جایگزینی برای آن را نمیجویند و نمیخواهند از آن بیرون آورده شوند و به هریک اندازهای از نعمت داده میشود که بیشتر از آن نمیخواهند.
و احتمال دارد که این، صفت و حالت پرهیزگاران در دنیا باشد و آنها اوامر و نواهی خداوند را فرا میگیرند. یعنی با شرح صدر و دلی شاد آنرا فرا گرفته و از آن چه نهی شدهاند به کاملترین صورت دوری میگزینند.
پس کسانیکه خداوند به آنها اوامر و نواهی داده اینها از بهترین بخششهای الهی هستند که باید آن را فرا بگیرند و شکر آن را به جای آورند و منقاد شوند. امّا معنی اوّل به سیاق عبارت نزدیکتر است چون خداوند وصف آنها و اعمالشان را در دنیا بیان داشته است که ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَبۡلَ ذَٰلِكَ مُحۡسِنِينَ﴾اینان پیش از اینکه به این نعمت دست یابند نیکوکار بودهاند. و نیکوکاری آنها عبادت پروردگارشان را شامل میشود که او را چنان بپرستند که انگار او را میبینند و اگر او را نمیبینند او آنها را میبیند. هم چنین نیکی کردن با بندگان خدا با رساندن فایده به آنها و احسان با آنها با دادن مال یا علم، یا خیرخواهی برایشان و استفاده از مقام و موقعیت خود در راه رساندنِ خیر به آنان و امر به معروف و نهی از منکر و دیگر راههای نیک را شامل میشود.
حتّی نیکی کردن با سخن نرم و نیکویی کردن با زیردستان و حیواناتی که در ملکّیت آدمی هستند و یا مربوط به دیگران میباشند در این داخل است.
و از بهترین انواع احسان و نیکی کردن در عبادت خالق، نماز شب است که دالّ بر اخلاص و هماهنگ بودن زبان و قلب است. بنابراین فرمود: ﴿كَانُواْ قَلِيلٗا مِّنَ ٱلَّيۡلِ مَا يَهۡجَعُونَ١٧﴾نیکوکاران خوابشان در شب اندک است. امّا بیشتر شب را با عبادت پروردگارشان سپری مینمایند، نماز میخوانند و تلاوت میکنند و خدا را یاد میکنند و دعا و زاری میکنند.
﴿وَبِٱلۡأَسۡحَارِ﴾و به هنگام سحر یعنی اندکی پیش از بامداد، ﴿هُمۡ يَسۡتَغۡفِرُونَ﴾آنان از خداوند طلب آمرزش میکنند پس نمازشان تا سحر ادامه دارد، سپس در پایان نماز شب مینشینند و از خداوند متعال طلب آمرزش میکنند، همانند آمرزش خواستن گناه کاری که برای بخشوده شدن گناهش آمرزش میطلبد.
و آمرزش خواستن به هنگام سحر فضیلت و ویژگی خاص خود را دارد که در دیگر اوقات این برتری و ویژگی را ندارد. همانطور که خداوند در توصیف اهل ایمان و طاعت فرموده است: ﴿وَٱلۡمُسۡتَغۡفِرِينَ بِٱلۡأَسۡحَارِ﴾[آل عمران: ۱۷]. «و آنان که سحرگاهان طلب آمرزش مینمایند».
﴿وَفِيٓ أَمۡوَٰلِهِمۡ حَقّٞ لِّلسَّآئِلِ وَٱلۡمَحۡرُومِ١٩﴾و در مالهایشان حق واجب و مستحّی برای نیازمندان است، برای آنهایی که از مردم طلب و سوال میکنند، و برای آن بینوایانی که از مردم چیزی نمیخواهند.
آیهی ۲۳-۲۰:
﴿وَفِي ٱلۡأَرۡضِ ءَايَٰتٞ لِّلۡمُوقِنِينَ٢٠﴾[الذاریات: ۲۰]. «و در زمین برای اهل یقین نشانههایی است».
﴿وَفِيٓ أَنفُسِكُمۡۚ أَفَلَا تُبۡصِرُونَ٢١﴾[الذاریات: ۲۱]. «و نیز در وجودتان (نشانههایی است) آیا نمیبینید»؟.
﴿وَفِي ٱلسَّمَآءِ رِزۡقُكُمۡ وَمَا تُوعَدُونَ٢٢﴾[الذاریات: ۲۲]. «و ورزیتان و آنچه وعده مییابید در آسمان (مقرّر) است».
﴿فَوَرَبِّ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ إِنَّهُۥ لَحَقّٞ مِّثۡلَ مَآ أَنَّكُمۡ تَنطِقُونَ٢٣﴾[الذاریات: ۲۳]. «به پروردگار آسمان و زمین سوگند که بیگمان او حق است همانند آنکه شما سخن میگویید».
خداوند درحالیکه بندگانش را به تفکّر و عبرت گرفتن فرا میخواند میفرماید: ﴿وَفِي ٱلۡأَرۡضِ ءَايَٰتٞ لِّلۡمُوقِنِينَ٢٠﴾و در زمین برای یقین کنندگان نشانههایی است و این شامل خود زمین و کوهها و دریاها و نهرها و درختان و گیاهانی است که در زمین قرار دارند که هرکس در این چیزها بیاندیشد و به فلسفه آن فکر کند او را به عظمت آفریننده این مخلوقات و گستردگی فرمانرواییاش و فراگیر بودن احسانش و به این که دانش او امور پیدا و پنهان را در بر گرفته است راهنمایی میکند. و همچنین در وجود آدمی عبرتها و حکمتها و رحمتهایی است که نشانگر آن است خداوند یکتاست و او والامقام است و همه برای رفع نیازهایشان به او روی میآورند، و بر این دلالت مینماید که خلق را بیهوده نیافریده است.
﴿وَفِي ٱلسَّمَآءِ رِزۡقُكُمۡ وَمَا تُوعَدُونَ٢٢﴾و مادهی روزی شما که عبارت است از باران و انواع روزی دینی و دنیوی که خداوند برایتان مقّرر نموده، و نیز جزایی که در دنیا و آخرت از جانب خدا به شما وعده داده میشود، همه همانند سایر چیزهایی که مقدر شده است از سوی خدا نازل میشوند.
وقتی نشانهها را بیان کرد و آنها را یادآوری نمود طوری که هر فردی هوشیار آگاه میشود، خداوند متعال سوگند یاد کرد که وعده و جزای او حق و درست است. و آن را به بدیهی ترین و آشکارترین چیز که سخن گفتن است تشبیه نمود. پس فرمود: ﴿فَوَرَبِّ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ إِنَّهُۥ لَحَقّٞ مِّثۡلَ مَآ أَنَّكُمۡ تَنطِقُونَ٢٣﴾سوگند به پروردگار آسمانها و زمین که وعده خدا و جزای او حق است، همانگونه که شما سخن میگویید. پس همانطور که در سخن گفتن خود شک و تردیدی ندارید همچنین نباید درباره رستاخیز و جزا شک و تردیدی داشته باشید.
آیهی ۳۷-۲۴:
﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ضَيۡفِ إِبۡرَٰهِيمَ ٱلۡمُكۡرَمِينَ٢٤﴾[الذاریات: ۲۴]. «آیا خبر مهمانان گرامی ابراهیم به تو رسیده است».
﴿إِذۡ دَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَقَالُواْ سَلَٰمٗاۖ قَالَ سَلَٰمٞ قَوۡمٞ مُّنكَرُونَ٢٥﴾[الذاریات: ۲۵]. «آن زمان که بر او وارد شدند و گفتند: سلام (بر تو، ابراهیم نیز) گفت: سلام بر شما، مردمان ناشناسی هستید».
﴿فَرَاغَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ فَجَآءَ بِعِجۡلٖ سَمِينٖ٢٦﴾[الذاریات: ۲۶]. «پس آهسته بهسوی خانوادهاش رفت و گوسالۀ فربهای آورد».
﴿فَقَرَّبَهُۥٓ إِلَيۡهِمۡ قَالَ أَلَا تَأۡكُلُونَ٢٧﴾[الذاریات: ۲۷]. «سپس آنرا به آنان نزدیک کرد (و) گفت: ایا نمیخورید»؟!.
﴿فَأَوۡجَسَ مِنۡهُمۡ خِيفَةٗۖ قَالُواْ لَا تَخَفۡۖ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖ٢٨﴾[الذاریات: ۲۸]. «و (در دل) از ایشان احساس ترس و وحشت کرد. گفتند: مترس، و او را به فرزندی دانا مژده دادند».
﴿فَأَقۡبَلَتِ ٱمۡرَأَتُهُۥ فِي صَرَّةٖ فَصَكَّتۡ وَجۡهَهَا وَقَالَتۡ عَجُوزٌ عَقِيمٞ٢٩﴾[الذاریات: ۲۹]. «همسرش درحالیکه (از تعجّب) فریاد میکشید، سیلیای بر چهرۀ خود زد (و) جلو آمد و گفت: پیرزنی نازا هستم».
﴿قَالُواْ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡعَلِيمُ٣٠﴾[الذاریات: ۳۰]. «گفتند: پروردگارت چنین فرموده است، بیگمان او فرزانۀ داناست».
﴿قَالَ فَمَا خَطۡبُكُمۡ أَيُّهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ٣١﴾[الذاریات: ۳۱]. «(ابراهیم) گفت: ای فرستادگان کار شما چیست».
﴿قَالُوٓاْ إِنَّآ أُرۡسِلۡنَآ إِلَىٰ قَوۡمٖ مُّجۡرِمِينَ٣٢﴾[الذاریات: ۳۲]. «گفتند: بیگمان ما بهسوی قومی گناهکار فرستاده شدهایم».
﴿لِنُرۡسِلَ عَلَيۡهِمۡ حِجَارَةٗ مِّن طِينٖ٣٣﴾[الذاریات: ۳۳]. «تا بر آنان سنگهایی از گل فرو ریزیم».
﴿مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلۡمُسۡرِفِينَ٣٤﴾[الذاریات: ۳۴]. «نزد پروردگارت برای اسرافکاران نشانمند شده است».
﴿فَأَخۡرَجۡنَا مَن كَانَ فِيهَا مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٣٥﴾[الذاریات: ۳۵]. «آنگاه کسانی از مؤمنان را که در آنجا بودند بیرون آوردیم».
﴿فَمَا وَجَدۡنَا فِيهَا غَيۡرَ بَيۡتٖ مِّنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ٣٦﴾[الذاریات: ۳۶]. «پس آنجا جز یک خانه از مسلمانان نیافتیم».
﴿وَتَرَكۡنَا فِيهَآ ءَايَةٗ لِّلَّذِينَ يَخَافُونَ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ٣٧﴾[الذاریات: ۳۷]. «و در آن برای کسانی که از عذاب دردناک میترسند نشانهای برجای گذشتیم».
خداوند متعال میفرماید: ﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ضَيۡفِ إِبۡرَٰهِيمَ ٱلۡمُكۡرَمِينَ٢٤﴾آیا خبر شگفتانگیز مهمانان گرامی ابراهیم به تو رسیده است؟ آن مهمانان فرشتگانی بودند که خداوند آنها را برای هلاک کردن قوم لوط فرستاده بود، و به آنها فرمان داد تا بر ابراهیم نیز گذر کنند. پس آنها به صورت مهمان نزد ابراهیم آمدند.
﴿إِذۡ دَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَقَالُواْ سَلَٰمٗاۖ قَالَ سَلَٰمٞ قَوۡمٞ مُّنكَرُونَ٢٥﴾آنگاه که بر ابراهیم وارد شدند و گفتند: سلام بر تو، ابراهیم درپاسخ گفت: سلام بر شما. شما گروهی ناشناس هستید، پس دوست دارم که خودتان را معرفی کنید. و تا آنها خود را معرفی نکردند آنان را نشناخت.
﴿فَرَاغَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِ﴾پس آهسته به سوی خانوادهاش رفت تا از مهمانان پذیرانی کند. ﴿فَجَآءَ بِعِجۡلٖ سَمِينٖ٢٦ فَقَرَّبَهُۥٓ إِلَيۡهِمۡ﴾سپس گوساله فربهای را آورد و نزد آنان گذاشت تا از آن بخورند. گفت: ﴿أَلَا تَأۡكُلُونَ﴾آیا نمیخورید؟! ﴿فَأَوۡجَسَ مِنۡهُمۡ خِيفَةٗ﴾پس وقتی دید که به سوی آن دست دراز نمیکنند در دل خود از آنها احساس ترس و وحشت نمود. ﴿قَالُواْ لَا تَخَفۡ﴾آنها گفتند: مترس، و او را به آن چه که برای انجام دادنش آمده بودند خبر دادند. ﴿وَبَشَّرُوهُ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖ﴾او را به فرزندی دانا که اسحاق÷بود مژده دادند.
﴿فَأَقۡبَلَتِ ٱمۡرَأَتُهُۥ فِي صَرَّةٖ فَصَكَّتۡ وَجۡهَهَا﴾وقتی زن ابراهیم مژده را شنید با خوشحالی و فریاد جلو آمد و سیلیای بر چهره خود زد. این از جنس آن حالتی است که در حالت شنیدن سخن شادی آور و دیدن حالتی که معمول و متداول نباشد به زنان دست میدهد. ﴿وَقَالَتۡ عَجُوزٌ عَقِيمٞ﴾و گفت: از کجا من فرزندی به دنیا میآورم درحالیکه پیر شده و به سنّی رسیدهام که زنان در این سن دیگر فرزند به دنیا نمیآورند؟! در ضمن من نازا و عقیم هستم و اصلا صلاحّیت باردار شدن را ندارم. پس دو مانع وجود دارد که هریک از آنها مانع به دنیا آمدن فرزند میشوند. و مانع سوّم را در سوره هود بیان کرده است: ﴿وَهَٰذَا بَعۡلِي شَيۡخًاۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيۡءٌ عَجِيبٞ﴾[هود: ۷۲]. «و این شوهرم پیرمردی است. بیگمان این چیز عجیبی است».
﴿قَالُواْ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ﴾گفتند: خداوند این امر را مقّدر و واجب نموده است پس نباید در قدرت الهی تعّجب کرد. ﴿إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡحَكِيمُ ٱلۡعَلِيمُ﴾بیگمان خداوند فرزانه داناست. یعنی او خدایی است که هر چیزی را در جای مناسبش قرار میدهد و دانایی و آگاهیاش هر چیزی را فرا گرفته است. پس تسلیم فرمان او باشید و سپاس او را در برابر نعمتهایش به جای آورید.
﴿قَالَ فَمَا خَطۡبُكُمۡ أَيُّهَا ٱلۡمُرۡسَلُونَ٣١﴾ابراهیم÷به فرشتگان گفت: کارتان چیست و چه میخواهید؟ چون ابراهیم فهمید که خداوند آنها را برای کار مهّمی فرستاده است. ﴿قَالُوٓاْ إِنَّآ أُرۡسِلۡنَآ إِلَىٰ قَوۡمٖ مُّجۡرِمِينَ٣٢﴾گفتند: همانا ما بهسوی قومی گناهکار فرستاده شدهایم. و آنها قوم لوط بودند که با شرک ورزیدن به خدا و تکذیب پیغمبرشان و انجام دادن کار زشتِ هم جنس بازی که پیش از آنها هیچ یک از جهانیان مرتکب این جنایت نشده بود، جرم و گناه کرده بودند.
﴿لِنُرۡسِلَ عَلَيۡهِمۡ حِجَارَةٗ مِّن طِينٖ٣٣ مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلۡمُسۡرِفِينَ٣٤﴾تا بر آنان سنگهایی از گل فرو ریزیم و این سنگها نزد پروردگارت نشاندار شده و بر هر سنگی اسم صاحب آن نوشته شده است چون آنها اسراف کرده و از حد تجاوز کردهاند. ابراهیم با آنها درباره قوم لوط مجادله کرد تا شاید خداوند عذاب را از آنها دور نماید. پس به ابراهیم گفته شد: ﴿يَٰٓإِبۡرَٰهِيمُ أَعۡرِضۡ عَنۡ هَٰذَآۖ إِنَّهُۥ قَدۡ جَآءَ أَمۡرُ رَبِّكَۖ وَإِنَّهُمۡ ءَاتِيهِمۡ عَذَابٌ غَيۡرُ مَرۡدُودٖ٧٦﴾[هود: ۷۶]. «ای ابراهیم! از این روی بگردان، بیگمان فرمان پروردگارت آمده است و بر آنها عذابی خواهد آمد که بر نخواهد گشت».
﴿فَأَخۡرَجۡنَا مَن كَانَ فِيهَا مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٣٥ فَمَا وَجَدۡنَا فِيهَا غَيۡرَ بَيۡتٖ مِّنَ ٱلۡمُسۡلِمِينَ٣٦﴾آنگاه کسانی از مومنان را که در آنجا بودند بیرون آوردیم. آنجا جز یک خانه از مسلمانان نیافتیم. و آن خانه لوط÷بود، به جز همسرش که او از هلاک شدگان بود. ﴿وَتَرَكۡنَا فِيهَآ ءَايَةٗ لِّلَّذِينَ يَخَافُونَ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ٣٧﴾و در آن برای کسانیکه از عذاب دردناک میترسند نشانهای بر جای گذاشتیم که از آن عبرت میگیرند و میدانند که خداوند سخت کیفر است و پیامبرانش راستگویند.
حکمتها و احکامی که در این داستان وجود دارد:
۱- خداوند متعال براساس حکمت خود داستان خوبان و بدان را برای بندگانش نقل کرده تا از آنها عبرت بگیرند و بدانند که سرانجام آنها چه بوده است.
۲- خداوند در آغاز داستان، فضیلت ابراهیم خلیل÷را بازگو کرده است که بر مهم بودن ماجرای او دلالت مینمایند.
۳- مهمان داری و مهماننوازی از سنّتهای ابراهیم خلیل÷است که خداوند به محّمدصو امّتش دستور داده از آئین او پیروی کنند. و خداوند در اینجا ابراهیم را به خاطر مهماننوازی ستوده است.
۴- مهمان باید با عمل و سخن گرامی داشته شود چون خداوند بیان کرد که مهمانان ابراهیم÷گرامی بودند یعنی ابراهیم آنها را گرامی داشت، و خداوند بیان کرد که ابراهیم با عمل و سخن از آنها پذیرایی به عمل آورد همچنین بیان کرد که آنها نزد ما هم گرامی هستند.
۵- خانه ابراهیم÷پناهگاهی برای مهمانان و مسافران بود چون آنها بدون اجازه وارد خانه او شدند امّا ادب را رعایت کرده و ابتدا سلام کردند. ابراهیم نیز سلام آنها را کاملتر از سلامشان جواب داد، چون او جمله اسمیهای را ذکر کرد که دالّ بر ثبوت و استمرار است.
۶- کسیکه نزد انسان میآید یا نوعی ارتباط با او دارد باید خود را معرفی کند چون این کار فواید زیادی دارد.
۷- ادب ابراهیم و نرمیاش در حرف زدن که فرمود: ﴿قَوۡمٞ مُّنكَرُونَ﴾[الحجر: ۶۲]. قومی ناآشنا هستید و نگفت: «أَنکَرتُکُم»شما را نشناختم. و این دو کلمه با هم فرق دارند که تفاوت آن مشخّص است.
۸- شتاب در پذیرایی از مهمان. چون بهترین نیکویی، همان است که هر چه زودتر انجام شود. بنابراین، ابراهیم خیلی زود و شتابان رفت و خوراک مهمانهایش را آورد.
۹- حیوانی که قبل از آمدن مهمان ذبح شده و برای کس دیگری آماده شده است اگر به مهمان داده شود توهینی به او نیست، بلکه این بزرگداشت مهمان است. همانطور که ابراهیم÷چنین کرد و خداوند خبر داد که مهمانانش گرامی بودند.
۱۰- خداوند کرم و سخاوتمندی فراوانی را به ابراهیم ارزانی داشته بود، زیرا همواره خوراک در خانهاش آماده و حاضر بود و نیازی نبود که از بازاز یا از پیش همسایهها بیاورد.
۱۱- ابراهیم خودش از مهمانانش پذیرایی کرد در حالیکه او خلیل خداوند و سردار مهمان نوازی بود.
۱۲- ابراهیم خوراکشان را به آنها نزدیک کرد و پیش آنها گذاشت و خوراک را در جایی دیگر نگذاشت که به آنها بگوید: بفرمائید، یا بروید غذا بخورید. چون این کار آسانتر و راحتتر بود.
۱۳- ابراهیم با مهربانی با آنها سخن گفت به خصوص وقتی که عذا را به آنها داد. ابراهیم با مهربانی به آنها گفت: ﴿أَلَا تَأۡكُلُونَ﴾آیا نمیخورید. ونگفت: بخوید، و یا کلمهای دیگر نگفت. پس کسیکه از او پیروی مینماید باید چنین کلمات خوب و شایستهای را بگوید. مثلا بگوید: به ما افتخار بدهید. و امثال آن.
۱۴- اگر کسی از کسی ترسید باید ترس را از او دور کند و هراس او را به آرامش تبدیل کند. همانطور که زمانی ابراهیم از فرشتگان ترسید به وی گفتند: ﴿لَا تَخَفۡ﴾مترس. و او را به آن مژده شادی آفرین خبر دادند بعد از آنکه از آنها احساس ترس نموده بود.
۱۵- شدّت شادی همسر ابراهیم «ساره» به جایی رسید که سیلی بر چهرهاش زد و فریاد برآورد، کاری که قبلا از وی مشاهده نشده بود.
۱۶- خداوند ابراهیم و همسرش ساره را با مژده دادنشان به فرزندی دانا گرامی داشت.
آیهی ۴۰-۳۸:
﴿وَفِي مُوسَىٰٓ إِذۡ أَرۡسَلۡنَٰهُ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٖ٣٨﴾[الذاریات: ۳۸]. «و (نیز) در (حکایت) موسی (نشانهای هست) آنگاه که او را با دلیلی آشکار بهسوی فرعون فرستادیم».
﴿فَتَوَلَّىٰ بِرُكۡنِهِۦ وَقَالَ سَٰحِرٌ أَوۡ مَجۡنُونٞ٣٩﴾[الذاریات: ۳۹]. «آنگاه همراه لشکر خویش رویگردان شد و گفت: او جادوگر یا دیوانه است».
﴿فَأَخَذۡنَٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٞ٤٠﴾[الذاریات: ۴۰]. «ما او و لشکریانش را گرفتار کردیم و به دریایشان انداختیم و او سزاوار نکوهش بود».
﴿وَفِي مُوسَىٰٓ﴾و در داستان موسی و این که خداوند او را با نشانهها و معجزات روشن به سوی فرعون و اشراف قومش فرستاد نشانهای است برای کسانی که از عذاب دردناک میترسند. پس وقتی که موسی با این دلیل آشکار آمد، ﴿فَتَوَلَّىٰ بِرُكۡنِهِ﴾فرعون از حقّ روی برتافت و به آن توّجه نکرد و بزرگترین عیب و طعنه را به او زد و گفت: ﴿سَٰحِرٌ أَوۡ مَجۡنُونٞ﴾موسی از دو حال خالی نیست، یا آنچه آورده جادو و شعبده بازی است و حقّ نیست، و یا این که دیوانه است و عقل ندارد و هرکاری که از او سر میزند نباید مواخذه شود. این در صورتی بود که آنها به خصوص فرعون میدانست که موسی راستگوست. همان طور که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَجَحَدُواْ بِهَا وَٱسۡتَيۡقَنَتۡهَآ أَنفُسُهُمۡ ظُلۡمٗا وَعُلُوّٗا﴾[النمل: ۱۴]. «و آنان از روی ستمگری و برتریجویی آنرا انکار کردند و در دل به حقّانیت آن یقین داشتند». و موسی به فرعون گفت: ﴿لَقَدۡ عَلِمۡتَ مَآ أَنزَلَ هَٰٓؤُلَآءِ إِلَّا رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ بَصَآئِرَ﴾[الإسراء: ۱۰۲]. «تو میدانی که خداوند آسمانها و زمین اینها را جز به عنوان رهنمودهایی نازل نکرده است». ﴿فَأَخَذۡنَٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذۡنَٰهُمۡ فِي ٱلۡيَمِّ وَهُوَ مُلِيمٞ٤٠﴾پس او و لشکریانش را گرفتار کردیم و آنها را در دریا انداختیم و او سرکش و گناهکار بود. پس خداوند او را با تمام قدرت به عذاب گرفتار کرد.
آیهی ۴۲-۴۱:
﴿وَفِي عَادٍ إِذۡ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمُ ٱلرِّيحَ ٱلۡعَقِيمَ٤١﴾[الذاریات: ۴۱]. «و (نیز) در (ماجرای) عاد بدانگاه که تند باد بیخیر و برکتی بر آنان فرستادیم».
﴿مَا تَذَرُ مِن شَيۡءٍ أَتَتۡ عَلَيۡهِ إِلَّا جَعَلَتۡهُ كَٱلرَّمِيمِ٤٢﴾[الذاریات: ۴۲]. «بر هر چیزی که میوزید آنرا باقی نمیگذشت مگر اینکه آنرا چون استخوان پوسیده میگرداند».
و برای آنها نشانه و مایه عبرتی است، ﴿فِي عَادٍ﴾در قبیله معروف عاد. ﴿إِذۡ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمُ ٱلرِّيحَ ٱلۡعَقِيمَ﴾آنگاه که تندباد بیخبر و برکتی بر آنان فرستادیم که هیچخیری در آن نبود. و این عذاب وقتی آمد که آنها پیامبرشان هود÷را تکذیب کردند. ﴿مَا تَذَرُ مِن شَيۡءٍ أَتَتۡ عَلَيۡهِ إِلَّا جَعَلَتۡهُ كَٱلرَّمِيمِ٤٢﴾بر هر چیزی که میوزید آنرا مانند استخوانهای خشک و پودر شده میگرداند. خداوند آنها را با وجود قدرت و توانمندیشان هلاک کرد. این دلیلی است بر کمال قدرت و قدرتمندی خداوند که هیچ چیزی او را درمانده نمیکند، و او از کسانیکه از فرمانش سرپیچی کنند، انتقام خواهد گرفت.
آیهی ۴۵-۴۳:
﴿وَفِي ثَمُودَ إِذۡ قِيلَ لَهُمۡ تَمَتَّعُواْ حَتَّىٰ حِينٖ٤٣﴾[الذاریات: ۴۳]. «و در سرگذشت قوم ثمود نیز پند و عبرت است، آنگاه که بدانان گفته شد: تا مدّتی بهرهمند شوید».
﴿فَعَتَوۡاْ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِمۡ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ وَهُمۡ يَنظُرُونَ٤٤﴾[الذاریات: ۴۴]. «آنگاه از فرمان پروردگارشان سرپیچی کردند در نتیجه صاعقه ایشان را فرا گرفت درحالیکه نگاه میکردند».
﴿فَمَا ٱسۡتَطَٰعُواْ مِن قِيَامٖ وَمَا كَانُواْ مُنتَصِرِينَ٤٥﴾[الذاریات: ۴۵]. «پس نتوانستند برخیزند و نتوانستند خویشتن را کمک کنند».
﴿وَفِي ثَمُودَ﴾و در قوم ثمود نشانه بزرگی است، آنگاه که خداوند صالح÷را بهسوی آنان فرستاد و او را تکذیب کردند و با او مخالفت ورزیدند، و خداوند شتر را به عنوان نشانهای راهنما و روشنگر برایش پدید آورد، امّا این نشانه جز سرکشی و گریز چیزی به آنان نیفزود. ﴿إِذۡ قِيلَ لَهُمۡ تَمَتَّعُواْ حَتَّىٰ حِينٖ٤٣ فَعَتَوۡاْ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهِمۡ فَأَخَذَتۡهُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ وَهُمۡ يَنظُرُونَ٤٤﴾آنگاه که به آنان گفته شد: تا مدّتی بهرهمند شوید. پس آنان از فرمان پروردگارشان سرپیچی کردند آن گاه صدای بزرگ و مرگبار صاعقه آنها را فرا گرفت و با چشمان خود به عذابشان نگاه میکردند.
﴿فَمَا ٱسۡتَطَٰعُواْ مِن قِيَامٖ﴾آنها نتوانستند برخیزند و خود را از عذاب نجات بدهند. ﴿وَمَا كَانُواْ مُنتَصِرِينَ﴾و نتوانستند خود را یاری نمایند.
آیهی ۴۶:
﴿وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَوۡمٗا فَٰسِقِينَ٤٦﴾[الذاریات: ۴۶]. «و پیش از این قوم نوح را (نیز نابود کردیم) آنان گروهی بدکار بودند».
همچنین وقتی که قوم نوح، نوح÷را تکذیب کردند و از فرمان خدا سرپیچی نمودند خداوند آنان را هلاک کرد و از آسمان آب فراوانی بر آنها فرو فرستاد و همه آنان را هلاک ساخت و از کافران کسی را بر جای نگذاشت. و این عادت و سنّت خدا درباره کسانی است که از فرمان او سرپیچی میکنند.
آیهی ۵۱-۴۷:
﴿وَٱلسَّمَآءَ بَنَيۡنَٰهَا بِأَيۡيْدٖ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ٤٧﴾[الذاریات: ۴۷]. «و آسمان را با توانمندی بنا نهادیم و بیگمان ما وسعت دهندهایم».
﴿وَٱلۡأَرۡضَ فَرَشۡنَٰهَا فَنِعۡمَ ٱلۡمَٰهِدُونَ٤٨﴾[الذاریات: ۴۸]. «و زمین را گستراندیم پس چه نیک کسترانندهایم».
﴿وَمِن كُلِّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَا زَوۡجَيۡنِ لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ٤٩﴾[الذاریات: ۴۹]. «و از هر چیزی دو نوع آفریدیم تا شما پند گیرید».
﴿فَفِرُّوٓاْ إِلَى ٱللَّهِۖ إِنِّي لَكُم مِّنۡهُ نَذِيرٞ مُّبِينٞ٥٠﴾[الذاریات: ۵۰]. «پس بهسوی خدا بشتابید، بهراستی من از سوی او برایتان بیمدهندهای آشکار هستم».
﴿وَلَا تَجۡعَلُواْ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَۖ إِنِّي لَكُم مِّنۡهُ نَذِيرٞ مُّبِينٞ٥١﴾[الذاریات: ۵۱]. «و با خداوند معبودی دیگر قرار ندهید، همانا من از سوی او برایتان بیمدهندۀ آشکاری هستم».
خداوند با بیان قدرت بزرگش میفرماید: ﴿وَٱلسَّمَآءَ بَنَيۡنَٰهَا بِأَيۡيْدٖ﴾و آسمان را با توانمندی بنا نموده و آن را محکم کرده و آن را سقفی برای زمین و آن چه روی زمین است قرار دادهایم. ﴿وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ﴾و ما همواره گوشه و کرانههای آنرا وسعت میبخشیم. و روزی را برای بندگان خود گشاده و فراوان میداریم، که هیچ جنبندهای در دل صحراها و قعر دریاها و گوشههای جهان نیست مگر اینکه به اندازه کافی به آن روزی میرسد. و خداوند از احسان خویش آن قدر به او میدهد که او را بینیاز سازد. پس پاک است خداوندی که بخشش او همه مخلوقات را فرا گرفته است. و خجسته است خداوندی که رحمت او همه آفریدهها را فرا گرفته است.
﴿وَٱلۡأَرۡضَ فَرَشۡنَٰهَا﴾و زمین را بستری برای خلق قرار دادهایم که میتوانند در آن خانه بسازند و درخت بکارند و کشاورزی کنند و بنشینند. و راههایی در آن قرار دادهایم که میتوانند به وسیله آن به مقاصد خود برسند و منافعشان را در زمین تامین نمایند. و از آن جا که بستر و فرش ممکن است از جهتی قابل استفاده و مناسب باشد. و از جهتی نامناسب، خداوند خبر داد که آنرا به بهترین صورت گسترده است، و خود را بر این چیز ستوده و فرمود: ﴿فَنِعۡمَ ٱلۡمَٰهِدُونَ﴾و چه نیک گسترانیدهایم، خدایی که آنچه رحمت و رحمتش اقتضا نموده برای بندگانش گسترانده است!.
﴿وَمِن كُلِّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَا زَوۡجَيۡنِ﴾و از هر حیوانی دو نوع نر و ماده آفریدیم، ﴿لَعَلَّكُمۡ تَذَكَّرُونَ﴾تا نعمتهای خداوند را که به شما ارزانی داشته یاد آورید. و چنین مقّدر نموده هر حیوانی دارای نر و ماده باشد. و حکمت الهی را به یاد آورید که نر و ماده بودن را سبب بقای همه حیوانات گردانده است تا به پرورش دادن و تربیت آن بپردازید و در نتیجه منافع فراوانی برایتان به دست آید.
وقتی بندگان را به اندیشیدن در نشانههایش فراخواند که موجب ترس از خدا و روی آوردن به او میشوند به چیزی فرمان داد که از تامل و اندیشه کردن در آیات خدا همان چیز حاصل میشود، و آن فرار به سوی خداست. یعنی فرار از آن چه خدا در ظاهر و باطن دوست ندارد و روی آوردن به آن چه در ظاهر و باطن دوست دارد، گریز از جهالت بهسوی علم و از کفر بهسوی ایمان و از معصیت بهسوی طاعت و از غفلت بهسوی یادآوری. پس هرکس این چیزها را کامل نماید به راستی که تمام دین را کامل نموده و هر امر نامطلوبی از او دور شده و به مقصود و مراد خود رسیده است. و خداوند بازگشت به سوی خویش را فرار نامیده است، چون بازگشت بهسوی غیر او دارای انواع هراسها و ناگواریهاست و در بازگشتن به سوی او انواع امور دوست داشتنی و امنّیت و شادی و سعادت و رستگاری است. پس بنده از قضا و تقدیر الهی بهسوی قضا و تقدیر او میگریزد و از هر آن چه که بترسد از آن به سوی خدا میگریزد. پس به هر اندازه که انسان از چیزی بترسد به همان اندازه از آن بهسوی خدا فرار میکند.
﴿إِنِّي لَكُم مِّنۡهُ نَذِيرٞ مُّبِينٞ﴾همانا من برای شما از جانب او بیمدهنده آشکاری هستم. یعنی شما را از عذاب خدا میترسانم و بیمدهنده و ترساننده آشکاری هستم. ﴿وَلَا تَجۡعَلُواْ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ﴾و با خداوند معبود دیگری را انباز مسازید. این از جمله فرار کردن به سوی خداست، بلکه این اصل فرار و گریز به سوی خداست و انسان باید از برگرفتن معبودی دیگر به غیر از خدا از قبیل بتها و همتایان و قبرها و دیگر چیزهایی که به جای خدا پرستش میشوند فرار کند و ترس و عبادت را خاص خداوند نماید و تنها به او امید داشته باشد و او را بخواند و فقط بهسوی او روی آورد.
آیهی ۵۳-۵۲:
﴿كَذَٰلِكَ مَآ أَتَى ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُواْ سَاحِرٌ أَوۡ مَجۡنُونٌ٥٢﴾[الذاریات: ۵۲]. «همچنین هیچ پیغمبری بهسوی مردمان پیش از ایشان نیامده است مگر اینکه گفت: جادوگر یا دیوانه است».
﴿أَتَوَاصَوۡاْ بِهِۦۚ بَلۡ هُمۡ قَوۡمٞ طَاغُونَ٥٣﴾[الذاریات: ۵۳]. «آیا همدیگر را (به گفتن چنین سخنی) سفارش کردهاند؟! (خیر) بکله آنان قومی سرکشند».
خداوند پیامبرش را دلجویی میدهد که اگر این مشرکان کسانی را برای خدا شریک قرار میدهند و پیامبر را تکذیب میکنند و درباره او سخنان زشتی میگویند ـ که او از این سخنان پاک و بدور است ـ این گفتهها همواره شیوه مجرمان و تکذیب کنندگان پیامبران بوده است. پس خداوند هیچ پیامبری را نفرستاده مگر اینکه قومش او را به جادوگری و یا دیوانگی متهّم کردهاند.
خداوند متعال میفرماید: آیا گفتههایی که از اینها و از پیشینیانشان سر زده است یکدیگر را به آن توصیه نموده و آن را به یکدیگر تلقین کردهاند؟ پس اگر چنین است اتّفاقشان بر این سخنان عجیب نیست، ﴿بَلۡ هُمۡ قَوۡمٞ طَاغُونَ﴾اینچنین نیست، بلکه اینها قومی سرکشند که دلها و اعمالشان در کفر ورزیدن و طغیان همانند یکدیگر است، در نتیجه گفتههایشان که از طغیان و سرکشی آنها برآمده همگون و شبیه هم است. و حقیقت همین است. همانطورکه خداوند متعال فرموده است: ﴿وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَعۡلَمُونَ لَوۡلَا يُكَلِّمُنَا ٱللَّهُ أَوۡ تَأۡتِينَآ ءَايَةٞۗ كَذَٰلِكَ قَالَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِم مِّثۡلَ قَوۡلِهِمۡۘ تَشَٰبَهَتۡ قُلُوبُهُمۡ﴾[البقرة: ۱۱۸]. «و کافران گفتند: چرا خداوند با ما سخن نمیگوید، یا معجزهای برای ما نمیآید؟ کسانی که پیش از ایشان بودهاند سخنی همانند سخن اینها گفتند: دلهایشان همگون است». همچنین مؤمنان که دلهایشان در یقین داشتن به حقّ و طلب نمودن آن و تلاش در راه آن شبیه یکدیگر است شتابان به پیامبرانشان ایمان آوردند و آنها را تعظیم نموده و گرامی داشتند و با سخنانی آنها را خطاب نمودند که شایسته آنهاست.
آیهی ۵۵-۵۴:
﴿فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٖ٥٤﴾[الذاریات: ۵۴]. «پس از آنان روی بگردان که تو سزاوار نکوهش نیستی».
﴿وَذَكِّرۡ فَإِنَّ ٱلذِّكۡرَىٰ تَنفَعُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ٥٥﴾[الذاریات: ۵۵]. «و پند ده بهراستی که پند دادن به مؤمنان سود میبخشد».
خداوند متعال به پیامبرش فرمان میدهد تا از کسانی که از حقّ روی گردانده وپیامبررا تکذیب کردهاند روی بگرداند: ﴿فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ﴾به آنها توجّه نکن و آنها را مواخذه ننما و به کار خودت مشغول باش. ﴿فَمَآ أَنتَ بِمَلُومٖ﴾تو به خاطر گناه آنها مورد سرزنش قرا نمیگیری بلکه وظیفه تو فقط رساندن است و تو وظیفهات را انجام دادهای و پیام خدا را که به همراه آن فرستاده شدهای رساندهای.
﴿وَذَكِّرۡ فَإِنَّ ٱلذِّكۡرَىٰ تَنفَعُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾و یادآوری کن که به راستی یادآوری مومنان را سودمند خواهند کرد.
یادآوری دو نوع است:
۱- یادآوری آنچه که به طور مشروح و مفصّل تعریف نشده و مردم آنرا نمیدانند و عقل و سرشت فقط به صورت خلاصه و مجمل آنرا میشناسند، خداوند عقلها را بر این سرشته است که خیر را دوست دارند و آنرا ترجیح میدهند واز شّر و بدی متنفر هستند، و شریعت خداوند با این امور فطری و عقلی مطابق است. و هر امر و نهی شریعت از مصادیق پند دادن و یادآوری میباشد. و کمال پند دادن و یادآوری آن است که خیر و خوبی و منافعی که در چیزی نهفته و بدان امر شده است، تذکر داده شود و زیانهایی که از آن نهی شده یادآوری گردد.
۲- آنچه برای مؤمنان مشخّص و معلوم است امّا غفلت و فراموشی بر آن سایه افکنده است به آنان یادآوری گردد و برایشان تکرار شود تا در اذهانشان ریشه بدواند، و بیدار شوند و به آن عمل کنند و برایشان نشاط و همّت پدید آمد، همّتی که سبب میشود تا آنها استفاده ببرند و مقامشان بالا رود. و خداوند متعال خبر دادهاست که یادآوری و پند دادن به مؤمنان فایده میدهد چون ایمان و ترس از خدا و روی آوردن به او و پیروی کردن از خشنودی وی باعث میشود تا یادآوری و پند دادن به آنها سودمند باشد و موعظه در وجودشان اثر بگذارد. خداوند متعال میفرماید: ﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ٩ سَيَذَّكَّرُ مَن يَخۡشَىٰ١٠ وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى١١﴾[الأعلى: ۹-۱۱]. «هرگاه پند و اندرز سودمند واقع شود پند و اندرز بده، زیرا کسی که از خدا میترسد پند و اندرز خواهد گرفت. و بدبختترین فرد از آن روی میگرداند».
امّا کسیکه فاقد ایمان باشد و برای پذیرش پند و اندرز آمادگی داشته باشد پند دادن و یادآوری برای چنین کسی سودمند نخواهد بود. همانند زمین شوره زاری که باران هیچ فایدهای برای آن ندارد. این گروه اگر نشانه و معجزهای برایشان بیاید به آن ایمان نمیآورند مگر آن که عذاب دردناک را ببینند.
آیهی ۵۸-۵۶:
﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِيَعۡبُدُونِ٥٦﴾[الذاریات: ۵۶]. «و من جن و انس را جز برای آنکه مرا بندگی کنند نیافریدهام».
﴿مَآ أُرِيدُ مِنۡهُم مِّن رِّزۡقٖ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطۡعِمُونِ٥٧﴾[الذاریات: ۵۷]. «هیچ ورق و روزی از آنان نمیخواهم، و نمیخواهم که مرا خوراک بدهند».
﴿إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلرَّزَّاقُ ذُو ٱلۡقُوَّةِ ٱلۡمَتِينُ٥٨﴾[الذاریات: ۵۸]. «بیگمان تنها خداوند روزیرسان و صاحب قدرت و نیرومند است».
این هدفی است که خداوند جنها و انسانها را برای آن آفریده و همه پیامبران را مبعوث کرده است تا بهسوی آن دعوت کنند. و این هدف پرستش و بندگی خداوند است که باید همراه با شناخت و محبّت او و روی آوردن به وی و روی برگرداند از غیر او باشد. واین متوقّف بر معرفت خداوند متعال باشد. و کمال عبادت بستگی به شناخت خداوند دارد بلکه هر اندازه بنده شناخت خداوند دارد بلکه هر اندازه بنده شناخت بیشتری نسبت به پروردگارش داشته باشد عبادت او کاملتر خواهد بود. و عبادت چیزی است که خداوند بندگان را به خاطر آن آفریده است. پس آنها را برای این نیافریده که به آنان نیازی داشته باشد.
﴿مَآ أُرِيدُ مِنۡهُم مِّن رِّزۡقٖ وَمَآ أُرِيدُ أَن يُطۡعِمُونِ٥٧﴾از آنان هیچ روزیای نمیخواهم، و نمیخواهم که مرا خوراک بدهند! پاک و بسی برتر است خداوندِ توانگر بینیاز از اینکه نیازمند کسی باشد، بلکه همه در همه نیازها و خواستههای ضروری وغیر ضروری خویش نیازمند او هستند.
﴿إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلرَّزَّاقُ﴾بیگمان خداوند روزی فراوان دارد و هیچ جنبندهای در آسمانها و زمین نیست مگر این که روزیاش بر خداوند است و قرارگاه و آرامگاه آن را میداند. ﴿ذُو ٱلۡقُوَّةِ ٱلۡمَتِينُ﴾و خداوند دارای قدرت و توانمندی کامل است و اجرام بزرگ بالا و پایین را آفریده است و با قدرت کامل خویش در ظاهر و باطن تصرف مینماید و مشّیت و خواست او در همه آفریدهها نافذ است. پس هر آنچه خدا بخواهد میشود، و هرچه نخواهد نمیشود و هیچ فرار کنندهای از دست او درنمی رود و در برابر فرمانروایی او هیچکس نمیتواند سرِ نافرمانی بلند کند. و ازقدرت و توانایی او این است که رزق خود را به تمام جهان رسنده است، و از قدرت و توانمندی اوست که مردگان را پس از آن که استخوانهایشان از هم پاشیده شد و هم بادهای تند آنها را با خود به جاهای دور برد یا پرندگان و درندگان آنها را فرو بلعید و در بیابانهای خشک و صحراها پراکنده گشتند و یا دراعماق امواج دریا ناپدید شدند، زنده میگرداند و هیچیک از اینها از او گم نمیشوند و میداند که زمین چه اندازه از اجسادشان را میکاهد. پس پاک است خداوند قوی و نیرومند.
آیهی ۶۰-۵۹:
﴿فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ ذَنُوبٗا مِّثۡلَ ذَنُوبِ أَصۡحَٰبِهِمۡ فَلَا يَسۡتَعۡجِلُونِ٥٩﴾[الذاریات: ۵۹]. «همانا کسانیکه ستم کردهاند بهرهای (از عذاب) همچون سهم یارانشان دارند پس نباید (کیفر را) به شتاب (از من) بطلبند».
﴿فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن يَوۡمِهِمُ ٱلَّذِي يُوعَدُونَ٦٠﴾[الذاریات: ۶۰]. «پس وای بر کافران از آن روزشان که وعده داده میشوند».
﴿فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ﴾همانا کسانی که با تکذیب محمّدصستم کردهاند ﴿ذَنُوبٗا﴾بهره و سهمی از عذاب و شکنجه دارند همچنانکه یاران ستمگر و تکذیب کنندشان چنین بهرهای داشتهاند. ﴿فَلَا يَسۡتَعۡجِلُونِ﴾پس نباید به شتاب وقوع عذاب را از من بخواهند. چون سنّت خداوند درباره امّتها یکی است. پس هر تکذیب کنندهای که به تکذیب خود ادامه دهد بدون آنکه توبه نماید و بهسوی خدا برگردد قطعا عذاب بر او واقع خواهد شد گرچه مدّتی دیر شود. بنابراین، خداوند آنها را از روی قیامت برحذر داشت و فرمود: ﴿فَوَيۡلٞ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن يَوۡمِهِمُ ٱلَّذِي يُوعَدُونَ٦٠﴾پس وای به حال آنانکه کفر ورزیدهاند از روزی که به آن وعده داده شدهاند! و آن روز قیامت است که در آن روز به انواع عذاب و شکنجهها گرفتار میشوند و به زنجیرها بسته خواهند شد. پس هیچ فریادرسی ندارند و هیچکسی نیست که آنها را از عذاب خدا نجات دهد از این عذاب به خداوند پناه میجوئیم.
پایان تفسیر سورهی ذاریات
مکی و ۴۹ آیه است.
آیهی ۱۶-۱:
﴿وَٱلطُّورِ١﴾[الطور: ۱]. «سوگند به طور».
﴿وَكِتَٰبٖ مَّسۡطُورٖ٢﴾[الطور: ۲]. «و به کتاب نوشته شده».
﴿فِي رَقّٖ مَّنشُورٖ٣﴾[الطور: ۳]. «در ورقی گشوده».
﴿وَٱلۡبَيۡتِ ٱلۡمَعۡمُورِ٤﴾[الطور: ۴]. «و قسم به خانۀ آبادان».
﴿وَٱلسَّقۡفِ ٱلۡمَرۡفُوعِ٥﴾[الطور: ۵]. «و سوگند به سقف برافراشته».
﴿وَٱلۡبَحۡرِ ٱلۡمَسۡجُورِ٦﴾[الطور: ۶]. «و سوگندبه دریای برافروخته».
﴿إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَٰقِعٞ٧﴾[الطور: ۷]. «قطعاً عذاب پروردگارت واقع میشود».
﴿مَّا لَهُۥ مِن دَافِعٖ٨﴾[الطور: ۸]. «آن، باز دارندهای ندارد».
﴿يَوۡمَ تَمُورُ ٱلسَّمَآءُ مَوۡرٗا٩﴾[الطور: ۹]. «ورزیکه اسمان سخت بلرزد».
﴿وَتَسِيرُ ٱلۡجِبَالُ سَيۡرٗا١٠﴾[الطور: ۱۰]. «و کوهها به تندی روان شوند».
﴿فَوَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ١١﴾[الطور: ۱۱]. «پس آن روز وای به حال کسانیکه (حق را) تکذیب کردهاند».
﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ فِي خَوۡضٖ يَلۡعَبُونَ١٢﴾[الطور: ۱۲]. «کسانیکه در بیهودهگویی سرگرمند».
﴿يَوۡمَ يُدَعُّونَ إِلَىٰ نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا١٣﴾[الطور: ۱۳]. «روزیکه بهسوی آتش جهنّم به سختی گسیل داشته میشوند».
﴿هَٰذِهِ ٱلنَّارُ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ١٤﴾[الطور: ۱۴]. «این همان آتشی است که آنرا دروغ میانگاشتید».
﴿أَفَسِحۡرٌ هَٰذَآ أَمۡ أَنتُمۡ لَا تُبۡصِرُونَ١٥﴾[الطور: ۱۵]. «آیا این جادو است یا این که شما نمیبینید».
﴿ٱصۡلَوۡهَا فَٱصۡبِرُوٓاْ أَوۡ لَا تَصۡبِرُواْ سَوَآءٌ عَلَيۡكُمۡۖ إِنَّمَا تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ١٦﴾[الطور: ۱۶]. «به آن وارد شوید، چه شکیبایی ورزید یا شکیبایی نورزید بر شما یکسان است، تنها برابر کارهایی که خودتان کردهاید کیفر داده میشوید».
خداوند بزرگ به این امور بزرگ که دربرگیرندهی حکمتهای گران قدر است برای اثبات حقّانیت رستاخیز و پاداش پرهیزگاران و سزای تکذیب کنندگان سوگند میخورد. پس به «طور» سوگند خورد و آن کوهی است که خداوند بر بالای آن با موسی بن عمران ÷سخن گفت و به او احکامی را وحی کرد. و این احکام منّتی بر او وامّتش بود و از آیات بزرگ خدا و از نعمتهایش بودند که بندگان نمیتوانند ارزش آن را برشمارند.
﴿وَكِتَٰبٖ مَّسۡطُورٖ٢﴾و سوگند به کتاب نوشته شده. احتمال دارد که منظور از آن لوح محفوظ باشدکه خداوند در آن همه چیز را نوشته است. و احتمال دارد که منظور از کتاب نوشته شده قرآن کریم باشد که برترین کتابهاست و خداوند آنرا نازل فرموده درحالیکه خبر و حکایت پیشنیان و پسینیان را در بردارد و مشتمل بر دانشهای گذشتگان و آیندگان است.
﴿فِي رَقّٖ مَّنشُورٖ٣﴾در ورقی نوشته شده که آشکار است و بر هیچ عاقل و بینندهای پوشیده نیست.
﴿وَٱلۡبَيۡتِ ٱلۡمَعۡمُورِ٤﴾و قسم به خانه آباد و آن خانهایست که بر بالای آسمان هفتم است و همواره به وسیله فرشتگان بزرگوار آباد میباشد و هر روز هفتاد هزار فرشته وارد آن میشوند و در آن پروردگارشان را بندگی میکنند، هرگاه از آن خارج شود تا روز قیامت نوبت بازگشت به آنها نمیرسد. و گفته شده که «بیت المعمور» بیت الحرام (کعبه) است که با طواف کنندگان و نمازگزاران و با زایرانی که به قصد انجام حج و عمره میایند در هر وقت آباد است. همانطور که خداوند در آیهای دیگر به بیت الحرام قسم خورده و میفرماید: ﴿وَهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِينِ٣﴾[التین: ۳]. «و سوگند به این شهر امین».
و خانهای که برترین خانههای زمین است و مردم به قصد انجام حج و عمره که یکی از ارکان اسلام و ارزشهای بزرگ آن میباشد به سوی آن میآیند، خانهای که ابراهیم و اسماعیل آن را ساختهاند و خداوند آنرا مایه پاداش و ثواب مردم و محلّی امن قرار دادهاست. چنین خانهای سزاوار است که خداوند به آن سوگند بخورد و عظمت شایسته آنرا بیان نماید و به حرمت آن سوگند بخورد.
﴿وَٱلسَّقۡفِ ٱلۡمَرۡفُوعِ٥﴾و سوگند به سقف برافراشته، یعنی آسمان که خداوند آن را سقفی برای مخلوقات و زمین قرار داده که زمین روشناییاش را از آن میگیرد، و مردم با استفاده از علامتها و نشانههای آن راهیاب میشوند و خداوند باران رحمت و انواع روزی را از آن نازل میکند.
﴿وَٱلۡبَحۡرِ ٱلۡمَسۡجُورِ٦﴾و سوگند به دریای سرشار از آب که خداوند آن را پر کرده و از طغیان و جاری شدن بر روی زمین منع کرده است با این که به اقتضای طبیعت میبایست روی زمین را بپوشاند، ولی حکمت خداوند اقتضا نموده است که دریا را از جاری شدن باز دارد تا انواع حیوانات بتوانند روی زمین زندگی نمایند. و گفته شده که «مسجور» به معنی بر افروخته شده میباشد که روز قیامت آب آن به آتش تبدیل میگردد و دریا سراپا آتش میشود و سرشار از انواع عذاب میگردد.
چیزهایی که خداوند به آن سوگند خورده است بر این دلالت مینمایند که اینها از نشانههای خدا هستند و دلایل یگانگی و توانمندی او میباشند.
و دلایلی بر این هستند که او میتواند مردگان را زنده نماید. پس فرمود: ﴿إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَٰقِعٞ٧﴾قطعا عذاب پروردگارت واقع میشود و خداوند خلاف وعده نمیکند. ﴿مَّا لَهُۥ مِن دَافِعٖ٨﴾باز دارندهای برای عذاب خدا و جود ندارد که از آن جلوگیری کند چون هیچ چیزی بر قدرت خداوند چیره نمیگردد و هیچ فرار کنندهای از دست او در نمیرود. سپس وصف و حالت آن روز را بیان کرد که عذاب در آن واقع میشود، پس فرمود: ﴿يَوۡمَ تَمُورُ ٱلسَّمَآءُ مَوۡرٗا٩﴾روزی که آسمان به چرخش و تکان و جنبش در میآید و آشفتگی و لرزش آن ادامه مییابد.
﴿وَتَسِيرُ ٱلۡجِبَالُ سَيۡرٗا١٠﴾و کوهها از جاهایشان برکنده میشوند و همانند ابرها به حرکت در آمده و مانند پنبه حلّاجی شده به رنگهای مختلف درمی آیند، سپس پراکنده میگردند و همه اینها به خاطر وحشت روز قیامت است. سپ انسان ضعیف در آن روز چگونه خواهد بود؟!.
﴿فَوَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ١١﴾ویل کلمهایست که هر نوع عذاب و غم و اندوه و ترسی را شامل میشود. در آن روز تکذیب کنندگان به همه اینها گرفتار میشوند. سپس حالت تکذیب کنندگان را بیان کرد، کسانی که به سبب تکذیب حق سزاوار ویل گشتهاند، پس فرمود: ﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ فِي خَوۡضٖ يَلۡعَبُونَ١٢﴾کسانی که سرگرم کارهای باطل خود هستند و دانش و پژوهش آنها علوم زیانباری است که تکذیب حق و تصدیق باطل را در بردارد. و اعمال و کارهایشان کارهای جاهلان و بیخردان است. به خلاف آن چه اهل تصدیق و ایمان بر آنها هستند که علومشان مفید و کارهایشان شایسته است.
﴿يَوۡمَ يُدَعُّونَ إِلَىٰ نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا١٣﴾روزی که با قهر و خشونت بهسوی آتش جهنّم برده شده و بر چهرههایشان کشانده میشوند و با لومه و سرزنش به آنها گفته میشود:
﴿هَٰذِهِ ٱلنَّارُ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ١٤﴾این همان آتشی است که آنرا دروغ میپنداشتید پس امروز بچشید عذاب همیشگی را، عذابی که مقدار و حالت آنرا کسی (جز خدا) نمیداند.
﴿أَفَسِحۡرٌ هَٰذَآ أَمۡ أَنتُمۡ لَا تُبۡصِرُونَ١٥﴾آیا این جادو است یا این که شما نمیبینید؟ احتمال دارد که اشاره به آتش و عذاب باشد. همانطور که سیاق آیات بر همین دلالت میکند. یعنی وقتی آنها آتش و عذاب را ببینند به صورت توبیخ به آنها گفته میشود: «آیا این جادویی است که حقیقت ندارد حال آنکه آن را دیدهاید، یا اینکه در دنیا نمیتوانستید ببینید؟» یعنی بینش و دانش نداشتید بلکه به این چیز جاهل و ناآگاه بودید و حجّت بر شما اقامه نشده است؟ و پاسخ منتفی بودن هر دو چیز است. امّا سحر و جادو آشکار است که قرآن راستترین کلام سات و از همه جهات با جادو متضاد است. و امّا این که آنها بینش و دانش نداشتند مسئله برخلاف این است بلکه خداوند حجّت را بر آنها اقامه نمود و پیامبران آنها را فرا خواندند تا به این روز ایمان بیاورند. و دلایل و حجّتهایی بر آن اقامه شد که آن را از بزرگترین امور مدّلل و واضح قرار میدهد.
و احتمال دارد که ﴿أَفَسِحۡرٌ هَٰذَآ أَمۡ أَنتُمۡ لَا تُبۡصِرُونَ١٥﴾اشارهبه حق آشکار و راه راستی است که محمدصآورده است. یعنی آیا آنچه که محمدصآورده است، سحر است یا اینکه شما بینش و دانش ندارید و حقیقت امر بر مشا مشتبه شده است؟! البته که اینگونه نیست، بلکه آنچه محمدصآورده است از هر چیزی واضح و آشکارتر است و از هر حقی حقتر است و بر آنان حجّت اقامه شده است.
﴿ٱصۡلَوۡهَا﴾وارد آن شوید به صورتی که شما را از هر سو در بر میگیرد و بدنهایتان را میپوشاند و آتش به دلهایتان میرسد. ﴿فَٱصۡبِرُوٓاْ أَوۡ لَا تَصۡبِرُواْ سَوَآءٌ عَلَيۡكُمۡ﴾چه شکیبایی کنید چه بیتابی نمایید برایتان یکسان است. یعنی شکیبایی ورزیدنتان در برابر آتش فایدهای ندارد و برخی از شما در کنار برخی دیگر احساس آرامش نخواهد کرد، و عذاب از شما کاسته نخواهد شد و این عذاب از چیزهایی نیست که هرگاه بنده بر آن شکیبایی بورزد سختی و مشقّت آن آسان شود. و آنها به سبب اعمال ناپاکشان به چنین عذابی گرفتار شدهاند، بنابراین فرمود: ﴿إِنَّمَا تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾تنها برابر کارهایی که خودتان کردهاید کیفر داده میشوید.
آیهی ۲۰-۱۷:
﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ فِي جَنَّٰتٖ وَنَعِيمٖ١٧﴾[الطور: ۱۷]. «بیگمان پرهیزگاران در باغها و ناز و نعمت خواهند بود».
﴿فَٰكِهِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ وَوَقَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ١٨﴾[الطور: ۱۸]. «درحالیکه از آنچه پروردگارشان به آنان دادهاست شاد و خوشحالند، و پروردگارشان آنانرا از عذاب دوزخ محفوظ و مصون داشته است».
﴿كُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ هَنِيَٓٔۢا بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ١٩﴾[الطور: ۱۹]. «به پاداش آنچه کردهاید گوارا بخورید و بیاشامید».
﴿مُتَّكِِٔينَ عَلَىٰ سُرُرٖ مَّصۡفُوفَةٖۖ وَزَوَّجۡنَٰهُم بِحُورٍ عِينٖ٢٠﴾[الطور: ۲۰]. «بر تختهای ردیف شده تکیه زدهاند و حوران درشت چشم را به همسری آنان درمیآوریم».
وقتی کیفر تکذیب کنندگان را بیان کرد، نعمت پرهیزگاران را نیزذکر نمود تا هم تشویق کرده باشد و هم بیم داده باشد و دلها در میان ترس و امید به سر ببرند. پس فرمود: ﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾بیگمان کسانی که با انجام دادن دستورات و پرهیز از منهّیات از خشم وناخشنودی و عذاب خداوند پروا داشته و پرهیز نمودهاند، ﴿فِي جَنَّٰتٖ﴾در باغهایی هستند که درختان پرشکوفه و نهرهای خروشان و منظرههای شگفتانگیز و منزلهای آراسته آن باغها را فرا گرفتهاند. ﴿وَنَعِيمٖ﴾و در ناز و نعمت هستند. و این شامل نعمتهای قلبی و روحی و بدنی میباشد.
﴿فَٰكِهِينَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ﴾از آن چه پروردگارشان به آنان داده شاد و خوشحالند و با شادی و لذّت از آن بهره میبرند و از نعمتهای وصف ناپذیری که خداوند به آنها داده خوشحالند و هیچکس نمیداندکه چه نعمتهای لذّت بخشی برای وی پنهان شده است. ﴿وَوَقَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ عَذَابَ ٱلۡجَحِيمِ﴾و خداوند آنانرا از عذاب دوزخ محفوظ داشته است. پس هر آنچه را که دوست داشتنی است به آنها دادهاست و از آنچه مایه ترس و وحشت است آنانرا نجات دادهاست، چون کارهایی کردهاند که خداوند دوست داشته است، و از آن چه خدا را ناخشنود میکند پرهیز کردهاند.
﴿كُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ﴾و از انواع خوردنیها و نوشیدنیها که دوست دارید بخورید و بیاشامید، ﴿هَنِيَٓٔۢا﴾و نوش و گواریتان باد. ﴿بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾آنچه بدان دست یافته اید به سبب کارهای نیک و گفتههای خوبتان است که انجام دادهاید.
﴿مُتَّكِِٔينَ عَلَىٰ سُرُرٖ مَّصۡفُوفَةٖ﴾آنان با راحتی و آرامش بر تختهایی که با انواع پردهها آراسته شدهاند و در کنار هم قرار گرفتهاند تکیه میزنند. و خداوند تختها را اینگونه توصیف نمود که در کنار هم و ردیف هستند. تا بر کثرت آن و ترتیب زیبایشان دلالت نماید و نشانگر آن باشد که آنها گردهم میآیند و با مهربانی و شادی زندگی میکنند. پس وقتی از نعمتهای قلبی و روحی و جسمی برخودار شدند، آنگونه که در تصوّر هیچ انسانی نمیگنجد، خوردنیهای لذیذ و نوشیدنیهای گوارا و مجالس زیبا که به دل هیچ انسانی خطور نمیکند، بهرهمند شدن از زنانی باقی میماند که شادی جز با آنها کامل نمیشود. پس خداوند متعال بیان کرد آنها همسرانی دارند که از نظر هیئت و آفرینش و اخلاق از همه زنها کاملتر میباشند. بنابراین فرمود: ﴿وَزَوَّجۡنَٰهُم بِحُورٍ عِينٖ﴾و حورهای درشت چشم را به همسری آنان در میآوریم و آنها زنانی هستند که از زیبایی ظاهری برخوردار هستند و هم دارای اخلاق خوب میباشند که این باعث میشود بینندگان از زیبایی آنها به حیرت بیافتند و عقلهای جهانیان را بربایند و نزدیک است که دلها از اشتیاق و علاقه به سوی آنها پر بگشایند. «عِین» یعنی درشت چشم، حورهایی که چشمهایی دلکش دارند که سیاهی و سفیدی آن بسیار زیباست.
آیهی ۲۸-۲۱:
﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَٱتَّبَعَتۡهُمۡ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَٰنٍ أَلۡحَقۡنَا بِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَمَآ أَلَتۡنَٰهُم مِّنۡ عَمَلِهِم مِّن شَيۡءٖۚ كُلُّ ٱمۡرِيِٕۢ بِمَا كَسَبَ رَهِينٞ٢١﴾[الطور: ۲۱]. «و کسانیکه خودشان ایمان آورده و فرزندانشان نیز در ایمان آوردن از آنان پیروی کردهاند فرزندانشان را به آنان ملحقّ میکنیم و از عملشان چیزی نمیکاهیم. هر شخص در گرو کارهایی است که کرده است».
﴿وَأَمۡدَدۡنَٰهُم بِفَٰكِهَةٖ وَلَحۡمٖ مِّمَّا يَشۡتَهُونَ٢٢﴾[الطور: ۲۲]. «و با میوه و گوشتی که اشتها میکنند آنانرا مدد میرسانیم».
﴿يَتَنَٰزَعُونَ فِيهَا كَأۡسٗا لَّا لَغۡوٞ فِيهَا وَلَا تَأۡثِيمٞ٢٣﴾[الطور: ۲۳]. «در آنجا جامی را از دست همدیگر میگیرند که در آن هیچ بیهودگی و گناهی نیست».
﴿وَيَطُوفُ عَلَيۡهِمۡ غِلۡمَانٞ لَّهُمۡ كَأَنَّهُمۡ لُؤۡلُؤٞ مَّكۡنُونٞ٢٤﴾[الطور: ۲۴]. «و نوجوانانی برای (خدمت) آنان است که بر گرد آنان آمد و رفت میکنند، گویی آنان مروارید نهفتهاند».
﴿وَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَسَآءَلُونَ٢٥﴾[الطور: ۲۵]. «و پرسشکنان روی به همدیگر میکنند».
﴿قَالُوٓاْ إِنَّا كُنَّا قَبۡلُ فِيٓ أَهۡلِنَا مُشۡفِقِينَ٢٦﴾[الطور: ۲۶]. «میگویند: ما پیش از این درمیان خانواده و فرزندانمان بیمناک بودیم».
﴿فَمَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡنَا وَوَقَىٰنَا عَذَابَ ٱلسَّمُومِ٢٧﴾[الطور: ۲۷]. «پس خداوند بر ما منّت نهاد و ما را از عذاب آتش حفظ کرد».
﴿إِنَّا كُنَّا مِن قَبۡلُ نَدۡعُوهُۖ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡبَرُّ ٱلرَّحِيمُ٢٨﴾[الطور: ۲۸]. «همانا ما از پیش او را به فریاد میخواندیم بیگمان او نیکوکار مهربان است».
این از کمال نعمت بهشت است که خداوند فرزندان اهل بهشت را به خودشان ملحق میگرداند، فرزندانی که در ایمان آوردن از پدران خود پیروی کردهاند، یعنی به واسطهی ایمانی که از پدرانشان صادر شده به آنان ملحق شدهاند، پس اگر پیروی نمودنشان به سبب ایمانی باشد که از خودشان صادر شده باشد به طریق اولی آنان به پدرانشان ملحق میشوند.
پس خداوند آنها را در بهشت به پدرانشان ملحق میگرداند و به مقام و منزلت آنان میرساند، گرچه آنها به وسیله عمل و کردار خود به آن مقامات نرسند، و این کار را به پاداش پدرانشان انجام میدهند تا ثوابشان بیشتر گردد. با وجود این خداوند چیزی از اعمالشان را نمیکاهد.
ممکن است کسی گمان ببرد که اهل دوزخ نیز چنین هستند و خداوند فرزندانشان را به آنها ملحق مینماید. بنابراین، خداوند خبر داد که حکم هر دو سرا (بهشت و جهّنم) یکی نیست چرا که دوزخ سرای عدالت است. و از جمله عدالت الهی این است که هیچ کس را بدون گناه عذاب نمیدهد، بنابراین فرمود: ﴿كُلُّ ٱمۡرِيِٕۢ بِمَا كَسَبَ رَهِينٞ﴾هرکس در گروه عمل خود است.
پس هیچکس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد و بار گناه هیچ کسی بر دوش کسی دیگر گذاشته نمیشود. و این جملهای معترضه است و یکی از فواید آن، این است که توّهم مذکور را رفع مینماید.
﴿وَأَمۡدَدۡنَٰهُم﴾و همواره از فضل گسترده و روزی فراگیر خودمان به اهل بهشت میرسانیم. ﴿بِفَٰكِهَةٖ﴾هر میوهای از انگور، انار، سیب و انواع میوههای لذیذی که بخواهند به آنان میدهیم، و میوههایی دیگر اضافه بر آنچه میخورند. ﴿وَلَحۡمٖ مِّمَّا يَشۡتَهُونَ﴾و هرگوشتی که بخواهند از گوشتهای پرندگان و غیره به آنها میدهیم.
﴿يَتَنَٰزَعُونَ فِيهَا كَأۡسٗا﴾و در بهشت جامی را از دست یکدیگر میگیرند یعنی جامهای شراب را از دست یکدیگر میگیرند و به هم دیگر میدهند و نوجوانان، شراب را با لیوانها و پارچها بر آنها میگردانند. ﴿لَّا لَغۡوٞ فِيهَا وَلَا تَأۡثِيمٞ﴾در بهشت سخنی بیهوده و گفتاری که فایدهای ندارد و آنچه که در آن گناه است وجود ندارد، و هرگاه این دو چیز وجود نداشته باشند چیزسومی محقّق میشود و آن این که سخن آنها در بهشت سلام و پاکیزگی است که جانها را شاد مینماید و دلها را خوشحال میگرداند. آنان به بهترین صورت با هم دیگر همنشینی مینمایند و از پروردگارشان فقط چیزهایی میشنوند که آنها را مسرور میگرداند. و این بیانگر آن است که خداونداز آنها راضی است و آنها را دوست دارد.
﴿وَيَطُوفُ عَلَيۡهِمۡ غِلۡمَانٞ لَّهُمۡ كَأَنَّهُمۡ لُؤۡلُؤٞ مَّكۡنُونٞ٢٤﴾و نوجوانانی که خدمتگزار ایشان هستند پیوسته گرداگرد آنان در چرخش و گردشند و از بس که زیبا هستند گویا مرواریدهای پنهانِ در صدف هستند و برای خدمتگزاری آنان و انجام دادن کارهایشان پیرامون آنها رفت و آمد میکنند. و این نشانگر آن است که آنان از نعمتهای فراوانی برخوردارند، و دالّ بر کمال آسایش آنان میباشد.
﴿وَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَسَآءَلُونَ٢٥﴾و روی به هم دیگر میکنند و در مورد امور دنیا و احوال آن از یکدیگر پرسش میکنند. ﴿قَالُوٓاْ﴾در رابطه با آن چه که آنها را به این شادی و سرور رسانده است میگویند: ﴿إِنَّا كُنَّا قَبۡلُ فِيٓ أَهۡلِنَا مُشۡفِقِينَ﴾ما پیش از این در دنیا در میان خانوادههایمان بیمناک بودیم، پس از ترس و بیم خداوند گناهان را ترک نمودیم و به سبب آن به اصلاح عیبهایمان پرداختیم.
﴿فَمَنَّ ٱللَّهُ عَلَيۡنَا﴾خداوند با هدایت و توفیق دادن به ما بر ما منّت گذارد. ﴿وَوَقَىٰنَا عَذَابَ ٱلسَّمُومِ﴾و ما را از عذاب سوزان و بسیار داغ حفظ کرد.
﴿إِنَّا كُنَّا مِن قَبۡلُ نَدۡعُوهُ﴾همانا ما پیش از این او را به فریاد میخواندیم که ما را از عذاب شعلهور دوزخ دور بدارد و به سرای نعمت برساند. این به فریاد خواندن شامل دعای عبادت و خواستن است. یعنی همواره با انجام انواع عبادتها به او تقّرب میجستیم و در همه اوقات او را به فریاد میخواندیم.
﴿إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡبَرُّ ٱلرَّحِيمُ﴾بیگمان او نیکوکار مهربان است. از جمله نیکی و مهربانیاش به ما این است که از ما خشنود گردید و ما را وارد بهشت گرداند و از ناخشنودی خویش و عذاب جهنّم نجات داد.
آیهی ۴۳-۲۹:
﴿فَذَكِّرۡ فَمَآ أَنتَ بِنِعۡمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٖ وَلَا مَجۡنُونٍ٢٩﴾[الطور: ۲۹]. «پس پند و اندرز بده که تو به فضل پروردگارت کاهن و دیوانه نیستی».
﴿أَمۡ يَقُولُونَ شَاعِرٞ نَّتَرَبَّصُ بِهِۦ رَيۡبَ ٱلۡمَنُونِ٣٠﴾[الطور: ۳۰]. «آیا میگویند: شاعری است که دربارهاش چشم به راه رویداد روزگار هستیم».
﴿قُلۡ تَرَبَّصُواْ فَإِنِّي مَعَكُم مِّنَ ٱلۡمُتَرَبِّصِينَ٣١﴾[الطور: ۳۱]. «بگو: چشم به راه باشید که من نیز با شما چشم به راهم».
﴿أَمۡ تَأۡمُرُهُمۡ أَحۡلَٰمُهُم بِهَٰذَآۚ أَمۡ هُمۡ قَوۡمٞ طَاغُونَ٣٢﴾[الطور: ۳۲]. «آیا خردهایشان آنانرا به این (سخنان) فرمان میدهد یا آنان گروهی سرکشند»؟!.
﴿أَمۡ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُۥۚ بَل لَّا يُؤۡمِنُونَ٣٣﴾[الطور: ۳۳]. «آیا میگویند: آنرا بربافته است؟ (چنین نیست)، بلکه ایمان نمیآورند».
﴿فَلۡيَأۡتُواْ بِحَدِيثٖ مِّثۡلِهِۦٓ إِن كَانُواْ صَٰدِقِينَ٣٤﴾[الطور: ۳۴]. «پس اگر راستگویند سخنی همچون آنرا بیاورند».
﴿أَمۡ خُلِقُواْ مِنۡ غَيۡرِ شَيۡءٍ أَمۡ هُمُ ٱلۡخَٰلِقُونَ٣٥﴾[الطور: ۳۵]. «آیا ایشان بیآفریدگار آفریده شدهاند، یا این که خودشان آفریدگارند»؟!.
﴿أَمۡ خَلَقُواْ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَۚ بَل لَّا يُوقِنُونَ٣٦﴾[الطور: ۳۶]. «آیا آسمانها و زمین را آفریدهاند؟ (نه) بلکه آنان یقین نمیکنند».
﴿أَمۡ عِندَهُمۡ خَزَآئِنُ رَبِّكَ أَمۡ هُمُ ٱلۡمُصَۜيۡطِرُونَ٣٧﴾[الطور: ۳۷]. «آیا خزانههای پروردگارت نزد آنان است یا آنان چیره هستند».
﴿أَمۡ لَهُمۡ سُلَّمٞ يَسۡتَمِعُونَ فِيهِۖ فَلۡيَأۡتِ مُسۡتَمِعُهُم بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٍ٣٨﴾[الطور: ۳۸]. «آیا نردبانی دارند که بر (بالای) آن (اسراررا) میشنوند؟ پس باید که شنوندۀ آنان دلیلی آشکار بیاورد».
﴿أَمۡ لَهُ ٱلۡبَنَٰتُ وَلَكُمُ ٱلۡبَنُونَ٣٩﴾[الطور: ۳۹]. «آیا دختران سهم خدایند و پسران سهم شما»؟.
﴿أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ٤٠﴾[الطور: ۴۰]. «یا اینکه تو از آنان مزدی میخواهی که آنان از تاوان آن گرانبارند».
﴿أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ٤١﴾[الطور: ۴۱]. «آیا در نزد خود (علم) غیب دارند که آنان (هرچه بخواهند) مینویسند».
﴿أَمۡ يُرِيدُونَ كَيۡدٗاۖ فَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ هُمُ ٱلۡمَكِيدُونَ٤٢﴾[الطور: ۴۲]. «آیا میخواهند نیرنگ بزنند؟ پس کافران به حیلت خود گرفتار میآیند».
﴿أَمۡ لَهُمۡ إِلَٰهٌ غَيۡرُ ٱللَّهِۚ سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٤٣﴾[الطور: ۴۳]. «آیا آنان جز خدا معبودی دارند؟ خداوند پاک و منزّه است از آنچه شرک میآورند».
خداوند متعال به پیامبرشصفرمان میدهد به همه مردم اعم از مسلمان و کافر پند و اندرز بدهد تا حجّت خدا بر ستمگران اقامه شود، و توفیق یافتگان به سبب اندرز او هدایت شوند. و به پیامبر فرمان میدهد که به گفتههای تکذیب کنندگان و اذیت و آزار و سخنانی که به وسیله آن مردم را از اطاعت پیامبر باز میدارند توّجه نکند. آنها سخنانی درباره پیامبر میگویند که خودشان میدانند او دورترین مردم از این چیزهاست. بنابراین، هر نقصی را که مشرکین پیامبر را بدان متّهم مینمایند از او نفی نمود و فرمود: ﴿فَمَآ أَنتَ بِنِعۡمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٖ﴾تو به فضل و لطف پروردگارت کاهن نیستی. کاهن کسی است که جنّی نزد او میآید و از خبرهای غیبی به او میرساند و یک سخن راست را با صد دروغ در میآمیزد.
﴿وَلَا مَجۡنُونٍ﴾ودیوانه نیستی، و فاقد عقل نمیباشی، بلکه از همه مردم عقلت کاملتر است و از همه، از شیاطین دورتر هستی و از همه مردم راستگوتر و کاملتر و بزرگوارتر میباشی.
﴿أَمۡ يَقُولُونَ شَاعِرٞ﴾و گاهی درباره او میگویند:شاعری است که شعر میسرای در حالیکه خداوند میفرماید: ﴿وَمَا عَلَّمۡنَٰهُ ٱلشِّعۡرَ وَمَا يَنۢبَغِي لَهُ﴾[یس: ۶۹]. «و شعر را به او نیاموختهایم و نه شعر سرایی سزاوار اوست». ﴿نَّتَرَبَّصُ بِهِۦ رَيۡبَ ٱلۡمَنُونِ﴾منتظر مرگ او هستیم، پس وقتی بمیرد کارش تمام میشود و از دست او راحت میشویم.
﴿قُلۡ﴾در پاسخ یاوه سرایی شان بگو: ﴿تَرَبَّصُواْ﴾منتظر مرگ باشید، ﴿فَإِنِّي مَعَكُم مِّنَ ٱلۡمُتَرَبِّصِينَ﴾بیگمان من منتظرم تا خداوند شما را به عذابی از سوی خود یا به عذابی به وسیله ما گرفتار نماید.
﴿أَمۡ تَأۡمُرُهُمۡ أَحۡلَٰمُهُم بِهَٰذَآ﴾آیا این تکذیب و سخنانی که درباره تو گفتهاند از خرد و عقلهایشان برآمده است؟ اگر چنین است چه بدعقل و خردی دارند، زیرا عاقل ترین انسان را دیوان قرار داده و راستترین سخن و حق ترین سخن را دروغ و باطل انگاشتهاند. قطعا دیوانگان نیز از داشتن چنین خردی دور هستند. ﴿أَمۡ هُمۡ قَوۡمٞ طَاغُونَ﴾یا ستمگری و سرکشیشان، آنها را به گفتن چنین سخنانی واداشته است؟! و واقعیت همین است و سرکشی حدّی ندارد که بر آن توقّف نمایند پس، از فرد سرکش و کسی که از حدّ تجاوز کرده است هر سخن و کاری برمیآید.
﴿أَمۡ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ﴾آیا میگویند: محمّد قرآن را از پیش خود ساخته است؟! ﴿بَل لَّا يُؤۡمِنُونَ﴾بلکه ایمان نمیآورند، و اگر ایمان میآوردند چنین سخنانی نمیگفتند. ﴿فَلۡيَأۡتُواْ بِحَدِيثٖ مِّثۡلِهِۦٓ إِن كَانُواْ صَٰدِقِينَ٣٤﴾یعنی اگر راست میگویید که او قرآن را از پیش خود ساخته است، شما هم عرب شیوا زبان و فصیح و بلیغ هستیدو قرآن شما را به مبارزه طلبیده که همچون آنرا بیاورید.
پس همانند آنرا بیاورید، آنگاه مخالفت شما درست خواهد بود، وگرنه به صداقت و راست بودن آن اقرار کنید، پس اگر شما وهمه انسانها و جنها جمع شوند نخواهند توانست همانند قرآن را بیاورید. بنابراین، درمیان دو چیز قرار دارید یا به آن ایمان میآورید و به رهنمود آن اقتدا میکنید و یا دشمنی میورزید و از باطلی که از بطلان آن آگاه هستید پیروی مینمایید.
﴿أَمۡ خُلِقُواْ مِنۡ غَيۡرِ شَيۡءٍ أَمۡ هُمُ ٱلۡخَٰلِقُونَ٣٥﴾این استدلال علیه آنهاست با امری که آنان را ناچار میسازد که یا در برابر حق تسلیم شوند و یا از مقتضای عقل و دین بیرون روند. و بیان آن (=امر) این است که آنها یگانگی خداوند را انکار میکنند و پیامبرش را تکذیب مینمایند و این مستلزم آن است که آنها منکر آنند که خداوند آنها را آفریده است، و عقلا و شرعا ثابت است که حقیقت این قضیه از یکی از این سه حالت خالی نیست:
یا اینکه آنها بدون هیچ آفریدگاری آفریده شدهاند و این محال و غیرممکن است. و یا این که خودشان خویشتن را آفریدهاند که این هم محال و غیرممکن است، چون تصوّر نمیشود که کسی خودش را پدید بیاورد. وقتی این دو امر باطل باشند و ناممکن بودنشان روشن گردد حالت سوم ثابت و مقرّر میگردد و آن اینکه خداوند آنها را آفریده است. بنابراین، معبود به حق تنها خداوند است که عبادت سزاوار هیچکسی جز او نیست.
﴿أَمۡ خَلَقُواْ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾آیا آسمانها و زمین را آفریدهاند؟ این استفهامی است که بر تاکید نفی دلالت میکند. یعنی آنها آسمانها و زمین را نیافریدهاند تا شریکان خدا باشند و این چیزی بسیار واضح است. ﴿بَل لَّا يُوقِنُونَ﴾بلکه تکذیب کنندگان دارای آنچنان علم کافی و یقینی نیستند که به سبب آن از دلایل شرعی و عقلی استفاده ببرند.
﴿أَمۡ عِندَهُمۡ خَزَآئِنُ رَبِّكَ﴾آیا خزانهها و گنجینههای رحمت پروردگارت در اختیار این تکذیب کنندگان است که هرکس را بخواهند بدهند و هرکس را بخواهند محروم نمایند؟ یعنی به این خاطر اجازه نمیدهند که خداوند نّبوت را به بنده و پیامبرش محمّدصبدهد که گویا آنها سرپرستان گنجینههای رحمت خداوند هستند، در حالی که آنها بسیار حقیرتر و خوارتر از این میباشند که چنین چیزی در اختیارشان باشد. پس آنها سود و زیان و مرگ و زندگی خودشان را نیز در اختیار ندارند ﴿أَهُمۡ يَقۡسِمُونَ رَحۡمَتَ رَبِّكَۚ نَحۡنُ قَسَمۡنَا بَيۡنَهُم مَّعِيشَتَهُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾[الزخرف: ۳۲]. «آیا آنها رحمت پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ما زندگیشان را در دنیا میان آنها تقسیم کردهایم». ﴿أَمۡ هُمُ ٱلۡمُصَۜيۡطِرُونَ﴾یا اینکه آنها بر خلق خدا و ملک الهی چیره و مسلّط هستند؟ چنین نیست، بلکه آنان عاجز و نیازمندند.
﴿أَمۡ لَهُمۡ سُلَّمٞ يَسۡتَمِعُونَ فِيهِ﴾آیا آنها از غیب اطلاعی دارند و یا به ملکوت اعلی بالا میروند و گوش فرا میدهند آنگاه از چیزهایی خبر میدهند که غیر از ایشان کسی دیگر آن را نمیداند؟ ﴿فَلۡيَأۡتِ مُسۡتَمِعُهُم بِسُلۡطَٰنٖ مُّبِينٍ﴾پس گوش فرا دهنده ایشان که مدّعی چنین چیزی است باید دلیلی آشکار بیاورد، و از کجا میتواند دلیلی ارائه بدهد؟
زیرا خداوند دانای پنهان و پیداست و او هیچ کسی را از غیب آگاه نمیکند مگر پیامبری را، که به آن چه بخواهد او را آگاه مینماید. پس اگر محمّدصکه برترین پیامبران و داناترین و پیشوای آنان است و به توحید خداوند و وعید الهی و دیگر اخبار راستین خبر داده، با این حال چیزی جز آنچه خداوند به او آموخته است نمیداند، و تکذیب کنندگان اهل ضلالت و سرکشی و جهالت باشند، کدام یک از این دو مُخبر سزاوار آن است که خبرش قبول گردد؟!.
به ویژه اینکه پیامبر برای اثبات آن چه از آن خبر داده دلایل و حجّتهایی اقامه نموده است که باعث یقین قطعی میگردند، و آنها بر آن چه ادّعا کردهاند شبههای مطرح نکردهاند، گذشته از این که دلیلی ارائه داده باشند.
﴿أَمۡ لَهُ ٱلۡبَنَٰتُ وَلَكُمُ ٱلۡبَنُونَ٣٩﴾آیا آنگونه که ادعا نمودهاید پسران سهم او هستند و دختران سهم شما؟! پس شما دو امر ممنوع را اعلام میدارید: یکی اینکه برای خداوند فرزند مقّرر میدارید و ناقصترین نوع آنرا برای خدا مقرّر میدارید! پس آیا طعنهای بزرگتر از این به خدا وجود دارد؟
﴿أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا﴾یا اینکهای پیامبر! در مقابل تبلیغ رسالت از آنها مزد و پاداشی میطلبی؟! ﴿فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ﴾که همچون بار گرانی بر دوش آنان سنگینی میکند و آنان از تاوان آن گرانبارند؟ چنین نیست، بلکه تو علاقمند هستی که بدون هیچ مزد و پاداشی آنها را تعلیم دهی، و حاضر هستی که اموال هنگفتی خرج کنی تا آنها رسالت تو را بپذیرند و دعوت تو را لبیک گویند.
و به «مولفۀ القلوب» اموالی میدهی تا دلهایشان را به دست آوری و علم و ایمان در دلهایشان جای بگیرد.
﴿أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ٤١﴾آیا نزد خود علم غیب دارند، پس آنها امور غیبی را مینویسند، در نتیجه به اموری از غیب اطلاع یافتهاند که پیامبر خدا از آن اطلاع نیافته است؟! آن گاه با علمی از غیب که دارند با او به مخالفت برخاستهاند؟ معلوم است که آنها ملّتی بیسواد و جاهل و گمراه هستند، و علم و دانش پیامبر از دیگران بیشتر است، و خداوند از غیب او را به چیزهای آگاه کرده است که هیچیک از خلق خدا از آن اطلاع نیافتهاند.
و اینها همه راههای نقلی و عقلی هستند که بر فساد گفتههایشان دلالت مینماید و این راهها بطلان سخن آنها را به بهترین و واضحترین شیوه ترسیم مینماید. ﴿أَمۡ يُرِيدُونَ﴾آیا آنها میخواهند با عیبجویی از تو و از آنچه آوردهای، ﴿كَيۡدٗا﴾نیرنگی بزنند تا به وسیله آن دین تو را باطل کرده و کارت را نابود نمایند؟ ﴿فَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ هُمُ ٱلۡمَكِيدُونَ﴾پس مکر و نیرنگ کافران به خودشان بر میگردد و زیان آن به سوی خودشان باز خواهند گشت. و خداوند چنین نمود و کافران هر چقدر توانستند حیله ومکر ورزیدند امّا خداوند پیامبرش را بر آنها پیروز گرداند و دینش را چیره نمود و آنها را خوار و ذلیل گرداند.
﴿أَمۡ لَهُمۡ إِلَٰهٌ غَيۡرُ ٱللَّهِ﴾آیا آنان معبودی جز خداوند دارند؟! آیا غیر از الله معبود دیگری دارند که به سود و نفع او امیدوار باشند و از زیان او بیم داشته باشند؟! ﴿سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾پاک و منّزه است خداوند از آنچه شرک میورزند. پس او هیچ شریکی در فرمانروایی ندارد، و هیچ شریکی در یگانگی و عبادت ندارد. ومقصود از کلامی که آورده شده همین است. یعنی باطل بودن پرستش معبودهای غیر از الله و بیان فساد آن با این دلایل قطعی گردید. و آن چه مشرکان بر آن هستند باطل میباشد و کسی که سزاوار است که پرستش گردد و برایش نماز گزارده شود و سجده برده شود و دعای عبادت و دعای خواستن خاص او باشد خداوند است که معبود به حق است واسماء و صفات او کامل هستند، و صفتهای نیکوی زیادی دارد و کارهای زیبای زیادی انجام دادهاست.
پس دارای شکوه و بزرگی و قدرتی است که شکست نمیخورد، یگانه و یکتاست و آن قدر والا است که برای رفع نیازها به او روی آورده میشود. پس بزرگ و ستوده و بزرگوار است خداوند قادر و دانا.
آیهی ۴۶-۴۴:
﴿وَإِن يَرَوۡاْ كِسۡفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ سَاقِطٗا يَقُولُواْ سَحَابٞ مَّرۡكُومٞ٤٤﴾[الطور: ۴۴]. «و اگر پارهای از آسمان افتاده ببینند میگویند: ابرای انباشته است».
﴿فَذَرۡهُمۡ حَتَّىٰ يُلَٰقُواْ يَوۡمَهُمُ ٱلَّذِي فِيهِ يُصۡعَقُونَ٤٥﴾[الطور: ۴۵]. «پس ایشان را به حال خود واگذار، تا به آن روزی برسند که در آن بیهوش میشوند».
﴿يَوۡمَ لَا يُغۡنِي عَنۡهُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيۡٔٗا وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ٤٦﴾[الطور: ۴۶]. «روزیکه نیرنگشان چیزی (از عذاب خدا) را از آنان دفع نمیکند و مدد و یاری نمیشوند».
خداوند در بیان این که مشرکان تکذیب کننده حق از حقیقت روی برتافتهاند وبه باطل روی آوردهاند میفرماید: اگر هر دلیلی برای اثبات حق آورده شود آنها از حق پیروی نخواهند کرد و با آنها به مخالفت برخواهند خواست. ﴿وَإِن يَرَوۡاْ كِسۡفٗا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ سَاقِطٗا﴾و اگر از آسمان از ن شانههای روشن پاره و تکّه بزرگی از عذاب بر آنان بیافتد. ﴿يَقُولُواْ سَحَابٞ مَّرۡكُومٞ﴾میگویند: این ابری است که به طور طبیعی روی هم انباشته شده است. یعنی به نشانههایی که میبینند توجّه نمیکنند و از آن درس عبرت نمیآموزند.
و اینها جز عذاب و شکنجه علاجی ندارند بنابراین فرمود: ﴿فَذَرۡهُمۡ حَتَّىٰ يُلَٰقُواْ يَوۡمَهُمُ ٱلَّذِي فِيهِ يُصۡعَقُونَ٤٥﴾آنان را به حال خود واگذار تا به آن روزی برسند که در آن بیهوش میشوند و آن، روز قیامت است که در آن به عذابی گرفتار میشوند که اندازه و مقدار آن قابل توصیف نیست.
﴿يَوۡمَ لَا يُغۡنِي عَنۡهُمۡ كَيۡدُهُمۡ شَيۡٔٗا﴾روزی که نیرنگشان کمترین سودی به حالشان نخواهد داشت و کمترین چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نمیکند. گرچه در دنیا نیرنگی میورزند که به وسیله آن اندک زمانی زندگی میکنند. پس در روز قیامت نیرنگ و توطئه آنها نابود میگردد و تلاشهایشان باطل خواهد شد و از عذاب خدا رهایی نمییابند. ﴿وَلَا هُمۡ يُنصَرُونَ﴾و آنان یاری نمیشوند.
آیهی ۴۹-۴۷:
﴿وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ عَذَابٗا دُونَ ذَٰلِكَ وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ٤٧﴾[الطور: ۴۷]. «و ستمکاران عذابی جز این (نیز) دارند ولی بیشترشان نمیدانند».
﴿وَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعۡيُنِنَاۖ وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ٤٨﴾[الطور: ۴۸]. «و برابر فرمان پروردگارت صبر و شکیبایی پیشهکن که تو زیر نظر مایی. و هنگامیکه (از خواب) برمیخیزی با ستایش پروردگارت تسبیح گوی».
﴿وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَسَبِّحۡهُ وَإِدۡبَٰرَ ٱلنُّجُومِ٤٩﴾[الطور: ۴۹]. «و در پارهای از شب او را به پاکی یاد کن و (نیز) در پی نهان شدن ستگارگان».
وقتی خداوند عذاب ستمگران را در روز قیامت ذکر کرد خبر داد که آنها قبل از روز قیامت هم عذابی دارند و این شامل عذاب دنیا میشود که آنها با کشته شدن و اسیر گشتن و اخراج شدن از شهرها به آنها گرفتار میآیند. همچنین به عذاب قبر و برزخ گرفتار میشوند. ﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾ولی بیشترشان نمیدانند، زیرا بر آنچه که باعث عذاب و شدت کیفر میشود باقی ماندهاند.
وقتی خداوند حجّت و دلایلی را بر باطل بودن گفتههای تکذیب کنندگان ارائه داد، به پیامبر دستور داد تا به آنها توّجه نکند و با التزام به فرمان تقدیری و تشریعی پروردگار و با استقامت نمودن بر آن شکیبایی ورزد. و به او وعده داد که وی را حفاظت خواهد کرد. ﴿فَإِنَّكَ بِأَعۡيُنِنَا﴾بیگمان تو تحت نظر و حفاظت ما هستی. و به او فرمان داد که ذکر و عبادت را وسیله و کمکی برای شکیبایی قرار دهد. پس فرمود: ﴿وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ﴾و هنگامیکه در شب از خواب بر میخیزی با ستایش پروردگار تسبیح گوی.
در اینجا به قیام شب امر شده است. یا معنی آیه این است که وقتی برای انجام نمازهای پنج گانه بر میخیزی پروردگارت را به پاکی یاد نما، به دلیل اینکه میفرماید: ﴿وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَسَبِّحۡهُ وَإِدۡبَٰرَ ٱلنُّجُومِ٤٩﴾و در پارهای از شب او را به پاکی یاد کن و نیز در پی نهان شدن ستارگان، یعنی در آخر شب تسبیح او را بگوی. و نماز صبح در این داخل است. والله اعلم.
پایان تفسیر سورهی طور
مکی و ۶۲ آیه دارد.
آیهی ۱۸-۱:
﴿وَٱلنَّجۡمِ إِذَا هَوَىٰ١﴾[النجم: ۱]. «سوگند به ستاره در آن زمان که دارد غروب میکند».
﴿مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمۡ وَمَا غَوَىٰ٢﴾[النجم: ۲]. «(که) رفیق شما نه گمراه گشته و نه به بیراه رفته است».
﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ٣﴾[النجم: ۳]. «و از روی هوی و هوس سخن نمیگوید».
﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا وَحۡيٞ يُوحَىٰ٤﴾[النجم: ۴]. «آن (چیزی که با خود آورده و با شما درمیان نهاده است) جز وحیی نیست که (بر او) فرستاده میشود».
﴿عَلَّمَهُۥ شَدِيدُ ٱلۡقُوَىٰ٥﴾[النجم: ۵]. «(فرشتۀ) بس نیرومند آنرا بدو آموخته است».
﴿ذُو مِرَّةٖ فَٱسۡتَوَىٰ٦﴾[النجم: ۶]. «(فرشتهای) نیرومند، آنگاه راست و درست ایستاد».
﴿وَهُوَ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡأَعۡلَىٰ٧﴾[النجم: ۷]. «و او در کنارۀ بلند آسمان بود».
﴿ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ٨﴾[النجم: ۸]. «آنگاه نزدیک شد، سپس فرود آمد».
﴿فَكَانَ قَابَ قَوۡسَيۡنِ أَوۡ أَدۡنَىٰ٩﴾[النجم: ۹]. «تا آنکه فاصلۀ او به اندازۀ دو کمان یا کمتر گردید».
﴿فَأَوۡحَىٰٓ إِلَىٰ عَبۡدِهِۦ مَآ أَوۡحَىٰ١٠﴾[النجم: ۱۰]. «سپس (خدا) به بندۀ خود آنچه را که باید میرساند، وحی کرد».
﴿مَا كَذَبَ ٱلۡفُؤَادُ مَا رَأَىٰٓ١١﴾[النجم: ۱۱]. «دل (پیامبر) آنچه را دید انکار نکرد».
﴿أَفَتُمَٰرُونَهُۥ عَلَىٰ مَا يَرَىٰ١٢﴾[النجم: ۱۲]. «آیا با او دربارۀ چیزی که دیده است ستیزه میکنید»؟.
﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ نَزۡلَةً أُخۡرَىٰ١٣﴾[النجم: ۱۳]. «و بهراستی او را باری دیگر دیده بود».
﴿عِندَ سِدۡرَةِ ٱلۡمُنتَهَىٰ١٤﴾[النجم: ۱۴]. «نزد سدرة المنتهی».
﴿عِندَهَا جَنَّةُ ٱلۡمَأۡوَىٰٓ١٥﴾[النجم: ۱۵]. «جنة المأوی نزد آن است».
﴿إِذۡ يَغۡشَى ٱلسِّدۡرَةَ مَا يَغۡشَىٰ١٦﴾[النجم: ۱۶]. «هنگامیکه (درخت)) سدره را آنچه پوشانده بود فرو پوشاند».
﴿مَا زَاغَ ٱلۡبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ١٧﴾[النجم: ۱۷]. «دیده(ی پیامبر) منحرف نشد و سرکشی نکرد».
﴿لَقَدۡ رَأَىٰ مِنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِ ٱلۡكُبۡرَىٰٓ١٨﴾[النجم: ۱۸]. «همانا او بخشی از نشانههای بزرگ پروردگارش را مشاهده کرد».
خداوند متعال به ستاره سوگند خورده است بدانگاه که در آخر شب در افق پنهان میشود و غروب میکند و شب پایان مییابد و روز میآید. چون در این نشانههای بزرگی است که ایجاب میکند خداوند به آن قسم بخورد. و صحیح آن است که «نجم» اسم جنس است و شامل همه ستارگان میباشد. خداوند به ستارگان قسم میخورد که شک و تردیدی در صحت وحی الهی نیست، چون در این مناسبت عجیبی است و آن این که خداوند ستارگان را زینت بخش آسمان قرار دادهاست، همچنان که وحی و پیامدهای آن زینت بخش زمین هستند و اگر نبود دانشی که از پیامبران برجای مانده است، مردم به چنان تاریکی در میافتادند که بسی شدیدتر از تاریکی شب ظلمانی است.
و سوگند یاد نمود که پیامبر از اینکه در دانش و هدف خود گمراه باشد منزّه است. و این مستلزم آن است که پیامبر در علم خود راهیافته و هادی و دارای هدفی نیکو خیرخواه خلق باشد. برعکس آنچه اهل گمراهی بر آن هستند که دانش آنها فاسد و قصد و هدفشان باطل است.
و فرمود: ﴿صَاحِبُكُمۡ﴾یار شما. تا آنها را یادآور شود که آنها راستگویی و راهیابی پیامبر را میدانند و کار و بارش بر آنها پوشیده نیست.
﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ٣﴾و سخنان او از روی هوی و هوس و امیال نفسانیاش نمیباشد. ﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا وَحۡيٞ يُوحَىٰ٤﴾پیامبر جز آنچه از هدایت و پرهیزگاری که بر او وحی میشود پیروی نمیکنند، و این دلالت مینماید که سنّت و حدیث از جانب خدا بر پیامبرش وحی میشود. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَأَنزَلَ ٱللَّهُ عَلَيۡكَ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ﴾[النساء: ۱۱۳]. «و خداوند کتاب و حکمت (سنت) را بر تو نازل فرموده است». و بر این دلالت مینماید که پیامبر در آنچه از خداوند خبر میدهد و در تبیین شریعت الهی معصوم است چون کلام او از روی هوی و هوس صادر نمیگردد، بلکه از وحی برمیآید که بر او وحی میشود.
سپس از معلّم پیامبر سخن به میان آورد، معلّمش جبرئیل÷نیرومندترین و کاملترین و فاضلترین فرشتگان است. پس فرمود: ﴿عَلَّمَهُۥ شَدِيدُ ٱلۡقُوَىٰ٥﴾جبرئیل÷که در ظاهر و باطن بسیار نیرومند است وحی را بر پیامبر فرود آورده است. او بر اجرای آنچه خداوند دستور داده است قوی میباشد. و بر رساندن وحی به پیامبر و جلوگیری شیاطین از ربودن آن تواناست. نیز بر این تواناست که نگذارد شیطان چیزی را به وحی داخل کند که از آن نیست. و این شیوهای است برای حفظ و حراست وحی از جانب خداوند بزرگ، و آن اینکه وحی را توسط این فرستادهی قوی و امین فرستاده است.
﴿ذُو مِرَّةٖ﴾دارای توانمندی و اخلاق نیکو، و زیبایی ظاهری و باطنی است. ﴿فَٱسۡتَوَىٰ﴾پس جبرئیل÷راست و درست ایستاد. ﴿وَهُوَ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡأَعۡلَىٰ٧﴾درحالیکه او در جهت بلند و افق آسمان که از زمین بلندتر و برتر است، قرار داشت. پس روحی از ارواح علوی است که شیاطین نمیتوانند به آن برسند.
﴿ثُمَّ دَنَا﴾سپس جبرئیل برای رساندن وحی به پیامبرشصنزدیک شد. ﴿فَتَدَلَّىٰ﴾و از افق اعلی و آسمان بلند بر او فرود آمد. ﴿فَكَانَ قَابَ قَوۡسَيۡنِ أَوۡ أَدۡنَىٰ٩﴾و به اندازه دو کمان یا کمتر از آن به او نزدیک شد. و این بر کمال نزدیک شدن او به پیامبر دلالت مینماید، و نشانگر آن است که میان او و جبرئیل واسطهای نبوده است.
﴿فَأَوۡحَىٰٓ إِلَىٰ عَبۡدِهِۦ مَآ أَوۡحَىٰ١٠﴾پس خداوند به وسیله جبرئیل÷آنچه را از شریعت بزرگ و خبر درست و راست را که باید به بنده خدا میرساند، وحی نمود. ﴿مَا كَذَبَ ٱلۡفُؤَادُ مَا رَأَىٰٓ١١﴾دل پیامبر و دیدهاش وحیی را که خداوند به او وحی نمود انکار نکرد و چشم و گوش و قلبش با آن متفق بود.
و این دلیلی است بر کمال وحیی که خداوند بر او وحی نموده است. و پیامبر آنرا طوری از جبرئیل فرا گرفته که هیچ شک و تردیدی درآن نیست. دلش آنچه را که چشمانش دیده بود تکذیب نکرد و در آن شکّی نکرد. و احتمال دارد منظور نشانههای بزرگی است که پیامبرصدر شب معراج دید و او با قلب و چشم به آن یقین نمود و همین در تاویل آیه کریمه مذکور درست است.
و گفته شده که منظور از آن دیدن پروردگار از سوی پیامبر در شب معراج و سخن گفتن با اوست. و این را بسیاری از علما برگزیدهاند و ثابت کردهاند که پیامبر پروردگارش را در دنیا دیده است. امّا قول اوّل درست است و منظور جبرئیل÷است. همان طور که سیاق آیه بر آن دلالت مینماید. یعنی محّمد جبرئیل را به صورت اصلی دوبار دیده است، یک بار در افق اعلی زیر آسمان دنیا، همانطور که گذشت. و بار دوّم بالای آسمان هفتم در شب معراج، شبی که پیامبرصبه آسمانهای بالا برده شد. بنابراین فرمود:
﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ نَزۡلَةً أُخۡرَىٰ١٣﴾و همانا محمّد جبرئیل را باری دیگر در حالی که بهسوی او فرود میآمد دید. ﴿عِندَ سِدۡرَةِ ٱلۡمُنتَهَىٰ١٤﴾نزد «سدرة المنتهی»، و آن درخت بسیار بزرگی است بر بالای آسمان هفتم و این درخت «سدرة المنتهی» نامیده میشود، چون هرچه از زمین بهسوی بالا میرود به آن منتهی میگردد و آنچه از وحی و غیره که از سوی خداوند نازل میگردد از آن فرود میآید. و یا به خاطر این «سدرة المنتهی» نامیده میشود که علم مخلوقات بدان منتهی میشود. یعنی چون آن بالای آسمانها و زمین قرار دارد پس آن در اوج بلندی است. و یا به خاطر مسایلی دیگر. و الله اعلم. پس محمّدصجبرئیل را در آن جا دید، جاییکه محل ارواح علوی و پاک شده زیباست که هیچ شیطانی و هیچ روح پلیدی نمیتواند به آن نزدیک شود.
﴿عِندَهَا جَنَّةُ ٱلۡمَأۡوَىٰٓ١٥﴾جنّت نزد آن درخت است که همه انواع نعمتها در آن فراهم است، طوری که همه آرزوها در آن تحقّق مییابد و دلها به آن علاقمند میشوند، و این دلیلی است بر آن که بهشت در بالاترین جا و بالای آسمان هفتم است.
﴿إِذۡ يَغۡشَى ٱلسِّدۡرَةَ مَا يَغۡشَىٰ١٦﴾آنگاه که امری بزرگ از سوی خدا آن را میپوشاند که وصف و حالت آن را جز خداوندﻷنمیداند. ﴿مَا زَاغَ ٱلۡبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ١٧﴾چشم پیامبر به راست و چپ از مقصود و هدف منحرف نشد و به خطا نرفت. و این کمال ادب پیامبرصاست که در جایی قرار گرفت که خداوند وی را در آنجا قرار داد و در انجام آن کوتاهی نورزید و از آن تجاوز نکرد. و این کاملترین نوع ادب است که در آن از گذشتگان و آیندگان پیشی گرفته است و کوتاهی ورزیدن به روشهای زیر صورت میگیرد: این که بنده به آنچه خداوند او را بدان دستور داده به آن عمل نکند و آن را انجام ندهد یا آن را به صورتی انجام دهد که در آن کوتاهی بورزد، یا در انجام دهد که در آن کوتاهی بورزد، یا در انجام آن افراط نماید، و یا به صورتی انجام دهد که به چپ و راست منحرف شود. و همه این چیزها از منتفی و دور است.
﴿لَقَدۡ رَأَىٰ مِنۡ ءَايَٰتِ رَبِّهِ ٱلۡكُبۡرَىٰٓ١٨﴾او در شب إسرا بخشی از نشانههای بزرگ پروردگارش از قبیل بهشت وجهنّم و دیگر نشانهها را مشاهده کرد.
آیهی ۲۵-۱۹:
﴿أَفَرَءَيۡتُمُ ٱللَّٰتَ وَٱلۡعُزَّىٰ١٩﴾[النجم: ۱۹]. «آیا چنین میبینید (و معتقدید) که لات و عزّی».
﴿وَمَنَوٰةَ ٱلثَّالِثَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰٓ٢٠﴾[النجم: ۲۰]. «و منات آن سومین بت دیگر (معبود شمایند)».
﴿أَلَكُمُ ٱلذَّكَرُ وَلَهُ ٱلۡأُنثَىٰ٢١﴾[النجم: ۲۱]. «آیا (به گمان شما) برای شما پسر است و برای او دختر».
﴿تِلۡكَ إِذٗا قِسۡمَةٞ ضِيزَىٰٓ٢٢﴾[النجم: ۲۲]. «در این صورت این تقسیمی ظالمانه و ستمگرانهای است».
﴿إِنۡ هِيَ إِلَّآ أَسۡمَآءٞ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَمَا تَهۡوَى ٱلۡأَنفُسُۖ وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلۡهُدَىٰٓ٢٣﴾[النجم: ۲۳]. «این جز نامهایی نیست که شما و پدرانتان آنها را نامگذاری کردهاید که خداوند دربارۀ (صحّت) آن دلیلی نازل نکرده است؟! جز از گمان و خواستۀ دلها پیروی نمیکنند و بهراستی از (سوی) پروردگارشان برای آنان هدایت آمده است».
﴿أَمۡ لِلۡإِنسَٰنِ مَا تَمَنَّىٰ٢٤﴾[النجم: ۲۴]. «آیا انسان هر آنچه را که آرزو کند دارد».
﴿فَلِلَّهِ ٱلۡأٓخِرَةُ وَٱلۡأُولَىٰ٢٥﴾[النجم: ۲۵]. «آری! آخرت و دنیا از آن خداست».
وقتی خداوند آنچه را از هدایت و دین راستین و فرمان دادن به پرستش پروردگار و یگانه دانستن او، که محمّدصآورده است بیان کرد، بطلان آنچه را که مشرکان بر آن هستند نیز بیان نمود.
از جمله پرستش چیزهایی که هیچ چیزی از صفات کمال را دارا نیستند و سود و زیانی نمیرسانند، بلکه نامهای بیمعنی هستند که مشرکان و پدران گمراه و نادانشان نامگذاری نموده و نامهای باطلی برای آنها ایجاد کردهاند که سزاوار آن نیستند.
پس آنها خود و دیگر گمراهان را با آن فریفتند. پس معبودهایی که چنین هستند به اندازه ذرّهای سزاوار پرستش نمیباشند و انبازهایی که آنان نام گذاری کردهاند به ناحق چنین پنداشتهاند از اوصافی که معبودها بدان متصف میباشند مشتقاند. آنها «اللات» را از «اله» که به معنی سزاوار پرستش است گرفته و بر بت خود نهادهاند. و «العزی» را از عزیز و «مناة» را از منّان گرفتهاند. اینگونه نامهای الهی را منحرف کرده و راه الحاد را در پیش گرفته و به خود جرأت دادهاند که با او شرک بورزند. و این نامها معنی ندارند. پس هرکس که کمترین بهره از عقل و خرد داشته باشد باطل بودن این اوصاف را میداند.
﴿أَلَكُمُ ٱلذَّكَرُ وَلَهُ ٱلۡأُنثَىٰ٢١﴾آیا به گمان و پندار باطل خویش دختران را به خدا نسبت میدهید و پسران از آن شما هستند؟ ﴿تِلۡكَ إِذٗا قِسۡمَةٞ ضِيزَىٰٓ٢٢﴾این تقسیم ستمگرانهای است، و چه ستمی بالاتر از تقسیمی است که بنده مخلوق بر خداوند خالق برتری داده شود؟! بسی والا و پاک و منّزه است خداوند از آنچه میگویید.
﴿إِنۡ هِيَ إِلَّآ أَسۡمَآءٞ سَمَّيۡتُمُوهَآ أَنتُمۡ وَءَابَآؤُكُم مَّآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلۡطَٰنٍ﴾اینها فقط نامهایی است که شما و پدرانتان آنها را نام گذاری کردهاید و خداوند هیچ حجّت و دلیلی بر صحّت باور و مذهبتان نازل نکرده است و هر آنچه که خداوند درباره صحّت آن دلیلی نازل نکرده باشد باطل و فاسد است و به عنوان دین و آیین برگرفته نمیشود.
همچنین آنها پیش خودشان از دلیلی پیروی نمیکنند تا به راهی که در پیش گرفتهاند یقین داشته باشند، بلکه آنچه که آنها را بر این سخنشان یاری کرده است گمان فاسد و پوچ، و جهالت بیارزش و شرک و بدعتهایی است که امیال نفسانیشان آنها را بهسوی آن میکشاند. آنان چز پیروی از گمان، انگیزهای برای کارشان ندارند چرا که فاقد دانش و هدایتاند. بنابراین فرمود: ﴿وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ ٱلۡهُدَىٰٓ﴾حال آنکه از سوی پروردگارشان برای آنان هدایت آمده است. یعنی چیزی آمده که آنها را بهسوی توحید و نبّوت و همه مطالبی که بندگان بدان نیاز دارند راهنمایی مینماید.
و همه این موارد را خداوند به کاملترین و روشنترین صورت بیان کرده و چنان بیان نموده است که بیش از هر چیزی انسان را بهسوی هدف راهنمایی میکند. و دلایل و حجّتهایی بر آن اقامه نموده که باعث میشود تا آنها و دیگران از آن پیروی نمایند. پس بعد از بیان روشنگر و ارائه دلیل، برای هیچ کسی حجّت و عذری باقی نمانده است.
و از آنجا که آنچه آنها بر آن هستند پیروی از گمان است و سرانجام آن شقاوت و عذاب همیشگی است، باقی ماندن بر این حالت کمال بیخردی و نهایت ستمگری است، با وجود این آنها خیالات و آرزوهایی در سر میپرورانند و فریب میخورند.
بنابراین، خداوند بر کسیکه ادعا میکند هر آنچه آرزو کند بدان میرسد اعتراض نمود و بیان داشت که چنین فردی دروغ میگوید: پس فرمود: ﴿أَمۡ لِلۡإِنسَٰنِ مَا تَمَنَّىٰ٢٤﴾آیا انسان هر آنچه را که آرزو کند بدان میرسد؟ آری! آخرت و دنیا از آن خداست پس به هرکس بخواهد میدهد و به هرکس که بخواهد نمیدهد، و این امر پیرو آرزوهای آنان نیست و طبق میل آنها انجام نمیشود.
آیهی ۲۶:
﴿وَكَم مِّن مَّلَكٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ لَا تُغۡنِي شَفَٰعَتُهُمۡ شَيًۡٔا إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ أَن يَأۡذَنَ ٱللَّهُ لِمَن يَشَآءُ وَيَرۡضَىٰٓ٢٦﴾[النجم: ۲۶]. «و چه بسیار فرشتگانی در آسمانها هستند که شفاعتشان سودی نمیبخشد مگر بعد از آنکه خداوند برای هرکس که بخواهد و بپسندد اجازه دهد».
خداوند با اعتراض بر کسیکه فرشتگان و غیر از الله را پرستش میکند و گمان میبرد که به او سود میبخشد و روز قیامت نزد خداوند برایش شفاعت میکند، میفرماید ﴿وَكَم مِّن مَّلَكٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ﴾چه بسیار فرشتگان مقرّب و بزرگواری در آسمانها هستند که ﴿لَا تُغۡنِي شَفَٰعَتُهُمۡ شَيًۡٔا﴾که برای کسیکه آنها را به فریاد خوانده و دست به دامانشان شده و به آنها امید بسته سودی نمیبخشند و فایدهای نمیرسانند.
﴿إِلَّا ﴾﴿إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ أَن يَأۡذَنَ ٱللَّهُ لِمَن يَشَآءُ وَيَرۡضَىٰٓ﴾بعد از آنکه خداوند برای هرکسی که بخواهد و بپسندد اجازه دهد. یعنی حتما باید دو شرط وجود داشته باشد: یکی اینکه خداوند متعال اجازه شفاعت بدهد، و از کسیکه برای او شفاعت میشود راضی و خشنود باشد. و معلوم است که فقط عملی پذیرفته میشود که خالصانه برای خدا انجام بگیرد و کسی که آن را انجام میدهد آن را مطابق شریعت انجام دهد. پس مشرکان هیچ بهرهای از شفاعتِ شفاعت کنندگان ندارند چرا که آنها درِ رحمت مهربانترین مهربانان را به روی خود بستهاند.
آیهی ۳۰-۲۷:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ لَا يُؤۡمِنُونَ بِٱلۡأٓخِرَةِ لَيُسَمُّونَ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةَ تَسۡمِيَةَ ٱلۡأُنثَىٰ٢٧﴾[النجم: ۲۷]. «بیگمان آنانکه به آخرت ایمان نمیآورند فرشتگان را با نامهای زنان نامگذاری میکنند».
﴿وَمَا لَهُم بِهِۦ مِنۡ عِلۡمٍۖ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّۖ وَإِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغۡنِي مِنَ ٱلۡحَقِّ شَيۡٔٗا٢٨﴾[النجم: ۲۸]. «و آنان به آن هیچ علمی ندارند. جز از گمان پیروی نمیکنند و به یقین گمان، آدمی را از (شناخت) حق بینیاز نمیکند».
﴿فَأَعۡرِضۡ عَن مَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِكۡرِنَا وَلَمۡ يُرِدۡ إِلَّا ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا٢٩﴾[النجم: ۲۹]. «بنابراین، از کسی روی بگردان که از یاد ما روی گردان شده و جز زندگی دنیوی نمیخواهد».
﴿ذَٰلِكَ مَبۡلَغُهُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِمَنِ ٱهۡتَدَىٰ٣٠﴾[النجم: ۳۰]. «این مُنتهای دانش آنان است، بیگمان پروردگارت به کسیکه از راه او گمراه شده داناتر است و او به کسیکه راهیاب شده داناتر میباشند».
کسانیکه برای خدا شریک قرار میدهند و پیامبرانش را تکذیب مینمایند و به آخرت ایمان نمیآورند به سبب آنکه به خدا ایمان نیاوردهاند گفتهها و کارهایی از آنها سر میزند که مخالف با شریعت خدا و پیامبرش میباشد. از جمله میگویند: «فرشتگان دختران خدایند». پس آنها پروردگارشان را از داشتن فرزند منزّه ندانسته و فرشتگان را گرامی داشته و آنها را زن نامیدهاند.
حال آنکه آنها بدان علم و آگاهی ندارند، نه از سوی خدا در این باره به آنها دانشی رسیده و نه از سوی پیامبرش، و نه سرشتها و خِرَدها بر این دلالت میکنند. و خداوند از داشتن فرزند و همسر منّزه و پاک است چرا که او یگانه یکتاست و تنهای بینیاز میباشد. خدایی است که نه از کسی زاده شده و نه کسی از او زاده میشود و هیچ همتایی ندارد. و فرشتگان بزرگوار، مقّرب بارگاه خداوند هستند و کمر به خدمت او بستهاند. ﴿لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ﴾[التحریم: ۶]. «از آنچه خداوند به آنها فرمان دهد سرپیچی نمیکنند و هرآنچه را فرما یابند انجام دهند».
و مشرکان در این باره از سخن زشتی پیروی میکنند و آن گمان است که انسان را از حق و حقیقت بینیاز نمیکند، و به جای یقین نمینشیند چون حق باید در آن یقین باشد، یقینی که برآمده از دلایل و حجّتهای روشن است.
و از آنجا که شیوه کسانی که ذکر شدند چنین است و هدف آنها پیروی کردن از حق نیست و هدفشان پیروی از خواستهها و امیال و هوی و هوس میباشد، خداوند به پیامبرش فرمان داد تا از کسانی که از ذکر و پند الهی که قرآن بزرگ است روی گرداندهاند روی بگرداند. زیرا کسی که به قرآن پشت کرده از علوم مفید و سودمند روی گردانده و جز زندگی دنیوی چیزی نخواسته است و نهایت هدف او همین است. و معلوم است که آن را میخواهد، پس تلاش اینها منحصر به دنیا و لذّتهایش میباشد، و از هر راه و به هر صورتی که به دست بیاید آنرا به دست میآورند.
﴿ذَٰلِكَ مَبۡلَغُهُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ﴾این مُنتهای دانش آنان است. امّا کسانیکه به آخرت ایمان دارند و آن را تصدیق میکنند دارای عقل و خرد هستند. پس هدف آنها سرای آخرت است و علوم آنها برترین و بزرگترین دانشهاست و علوم آنها از کتاب خدا و سنّت پیامبرشصبرگرفته شده است. و خداوند کسی را که سزاوار هدایت است بهتر میشناسد و او را هدایت مینماید و هم چنین کسی را که شایسته هدایت نیست بهتر میشناسد و به احوال او آگاهتر است و او رابه حال خودش واگذار میکند و خوارش میگرداند، در نتیجه آن فرد از راه خدا گمراه میشود. بنابراین، خداوند متعال فرمود: ﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِمَنِ ٱهۡتَدَىٰ﴾بیگمان پروردگارت به کسیکه از راه او گمراه شده داناتر است و به کسیکه هدایت یافته داناتر است. پس خداوند فضل و لطف خویش را در جای مناسب و شایسته قرار میدهد.
آیهی ۳۲-۳۱:
﴿وَلِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ لِيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔواْ بِمَا عَمِلُواْ وَيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ بِٱلۡحُسۡنَى٣١﴾[النجم: ۳۱]. «و آنچه در آسمانها و زمین است از آن خدست تا سرانجام کسانی را که بد کردهاند به (کیفر) آنچه کردهاند جزا دهد و تا نیکوکاران را به نکی جزا دهد».
﴿ٱلَّذِينَ يَجۡتَنِبُونَ كَبَٰٓئِرَ ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡفَوَٰحِشَ إِلَّا ٱللَّمَمَۚ إِنَّ رَبَّكَ وَٰسِعُ ٱلۡمَغۡفِرَةِۚ هُوَ أَعۡلَمُ بِكُمۡ إِذۡ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ وَإِذۡ أَنتُمۡ أَجِنَّةٞ فِي بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡۖ فَلَا تُزَكُّوٓاْ أَنفُسَكُمۡۖ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَنِ ٱتَّقَىٰٓ٣٢﴾[النجم: ۳۲]. «کسانیکه از گناهان کبیره و زشتیها ـ جز گناهان صغیره ـ دوری میگزینند (بدانند که) بیگمان پروردگارت دارای آمرزش گسرتده است. او به (حال) شما وقتیکه شما را از زمین پدید آورد و هنگامیکه شما در شکم مادرانتان جنینهایی بودید داناتر است. پس، از پاک بودن خود سخن مگویید. او به پرهیزگاران داناتر است».
خداوند متعال خبر میدهد که او فرمانروای هستی است و در فرمانروایی و پادشاهی دنیا و آخرت تنها و یگانه است و همه آنچه که در آسمانها و زمین است ملک خدا و از آن او است. و او چون پادشاهی بزرگ در بندگانش تصّرف میکند و تقدیر او در آنها نافذ است و شریعت او بر آنها جاری میشود و آنها را امر مینماید و یا نهی میکند آنانرا جزا میدهد، به فرمانبردار پاداش میدهد و گناهکار را کیفر میدهد. ﴿لِيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ أَسَٰٓـُٔواْ بِمَا عَمِلُواْ﴾تا کسانی را که بد کردهاند به کیفر کارهای بدی از قبیل کفر و دیگر گناهانی که انجام دادهاند کیفر سخت بدهد. ﴿وَيَجۡزِيَ ٱلَّذِينَ أَحۡسَنُواْ بِٱلۡحُسۡنَى﴾و به کسانی که عبادت خداوند را به نیکویی انجام داده و با خلق خدا به نیکی رفتار کردهاند پاداش نیک بدهد. یعنی حالت آنها را در دنیا و آخرت نیک گرداند و بالاتر و بزرگتر از این خشنودی پرورگارشان، و دست یابی به بهشت و نعمتهای آن میباشد.
سپس حالتشان را بیان کرد و فرمود: ﴿ٱلَّذِينَ يَجۡتَنِبُونَ كَبَٰٓئِرَ ٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡفَوَٰحِشَ﴾کسانیکه از گناهان کبیره و زشتیها جز گناهان صغیره دوری میگزینند. یعنی واجباتی را انجام میدهند که خداوند به انجام آن فرمان داده و ترک کردن آن از گناهان کبیره است.
و گناهان کبیره از قبیل زنا، نوشیدن شراب، رباخواری، قتل و امثال آن از گناهان بزرگ را ترک مینمایند و از آن دوری میگزینند. ﴿إِلَّا ٱللَّمَمَ﴾به جز گناهان کوچک که انجام دهنده آن بر آن اصرار نمیورزد، و یا گناهانی که هر از چند گاهی بنده آن را انجام میدهد و بسیار کم و به ندرت مرتکب آنها میشود. این گناه طوری نیست که به محض این که بنده آنرا انجام داد از زمره نیکوکاران خارج شود، چنین گناهانی اگر انجام داده شود و در ضمن آن واجبات به جای آورده شود و در ضمن آن واجبات به جای آورده شود و محرّمات ترک شوند تحت آمرزش خداوند قرار میگیرند، آمرزشی که هر چیزی را فرا گرفته است. بنابراین فرمود: ﴿إِنَّ رَبَّكَ وَٰسِعُ ٱلۡمَغۡفِرَةِ﴾بیگمان پروردگارت دارای آمرزش گسترده است و اگر آمرزش او نبود آبادیها و مردم هلاک میشدند.
و اگر گذشت و بردباریاش نبود آسمان روی زمین فرو میافتاد و خداوند هیچ جانوری را روی زمین باقی نمیگذاشت.
بنابراین پیامبرصفرمود: «نمازهای پنجگانه و هر جمعه و تا جمعه دیگر و هر رمضان تا رمضان دیگر، کفّاره گناهانی هستند که میان آن دو اتّفاق میافتند به شرطی که از گناهان کبیره پرهیز شود». ﴿هُوَ أَعۡلَمُ بِكُمۡ إِذۡ أَنشَأَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ وَإِذۡ أَنتُمۡ أَجِنَّةٞ فِي بُطُونِ أُمَّهَٰتِكُمۡ﴾خداوند متعال به حالات شما و به ضعفی که شما را بر آن سرشته است و این که در انجام بسیاری از فرمانهای او سستی میورزید و انگیزههای فراوانی که برای انجام کارهای حرام در وجود شما است.
و گناهان و جاذبههای زیادی که دارند و موانع قوی در برابر آن ندارید آگاهتر است. و ضعف در شما مشاهده میشود، از زمانی که خداوند شما را از زمین پدید آورد و آنگاه که در شکم مادرانتان بودید همواره ضعیف و ناتوان هستید، گرچه خداوند نیرویی در شما به وجود آورده که شما را بر انجام آنچه بدان دستور داده است کمک مینماید، ولی همواره ضعیف و ناتوان هستید.
پس، از آنجا که خداوند به این حالات شما آگاه است حکمت الهی و کَرَم ربّانی اقتضا نموده تا شما را غرق رحمت و آمرزش و عفو خویش گرداند و با احسان خود شما را بپوشاند و گناهان را از شما دور کند. به خصوص اگر بنده در همه اوقات به دنبال خشنودی پروردگارش باشد و در اکثر اوقات بکوشد تا کارهایی انجام دهد که او را به پروردگارش نزدیک نماید و از گناهان بگریزد، گناهانی که پروردگارش را از او ناخشنود میگرداند.
امّا گاهی گناهانی از آدمی سر میزنند پس خداوندت بخشندهترین بخشندگان است و نسبت به بندگانش از مادر به فرزندش مهربانتر است. پس قطعا چنین فردی همواره به آمرزش پروردگارش نزدیک است و خداوند همواره او را اجابت میکند. بنابراین فرمود: ﴿فَلَا تُزَكُّوٓاْ أَنفُسَكُمۡ﴾پس، از پاک بودن خود سخن مگویید.
یعنی با ستودن خویش نزد مردم از پاکیزگی خود سخن مگویید. ﴿هُوَ أَعۡلَمُ بِمَنِ ٱتَّقَىٰٓ﴾خداوند به پرهیزگاران داناتر است، چون تقوی و پرهیزگاری در قلب جای دارد و خداوند از قلب آگاه است و مطلع است و انسان را طبق نیکی و پرهیزگاری که در دل دارد جزا میدهد. و مردم هیچ چیزی از عذاب خدا را از شما دور نمیکنند.
آیهی ۳۳-۶۲:
﴿أَفَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي تَوَلَّىٰ٣٣﴾[النجم: ۳۳]. «آیا آن کسی را دیدهای که روی گردانده است».
﴿وَأَعۡطَىٰ قَلِيلٗا وَأَكۡدَىٰٓ٣٤﴾[النجم: ۳۴]. «و اندکی داد و سنگدل شد».
﴿أَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡغَيۡبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ٣٥﴾[النجم: ۳۵]. «آیا او علم غیب دارد پس او (همه چیز را) میبیند».
﴿أَمۡ لَمۡ يُنَبَّأۡ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ٣٦﴾[النجم: ۳۶]. «یا به آنچه که در صحیفههای موسی بوده خبر داده نشده است».
﴿وَإِبۡرَٰهِيمَ ٱلَّذِي وَفَّىٰٓ٣٧﴾[النجم: ۳۷]. «(نیز در صحیفۀ) ابراهیمی که وفا نمود»؟.
﴿أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ٣٨﴾[النجم: ۳۸]. «(در صحف ایشان آمده است): که هیچکس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد».
﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ٣٩﴾[النجم: ۳۹]. «و انسان جز آنچه کرده است ندارد».
﴿وَأَنَّ سَعۡيَهُۥ سَوۡفَ يُرَىٰ٤٠﴾[النجم: ۴۰]. «و اینکه حاصل تالشش در آخرت دیده میشود (و نیک و بد آن مشخّص میگردد)».
﴿ثُمَّ يُجۡزَىٰهُ ٱلۡجَزَآءَ ٱلۡأَوۡفَىٰ٤١﴾[النجم: ۴۱]. «آنگاه جزای کافی به او داده خواهد شد».
﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ٤٢﴾[النجم: ۴۲]. «و اینکه بازگشت بهسوی پروردگار تواست».
﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَكَ وَأَبۡكَىٰ٤٣﴾[النجم: ۴۳]. «و اینکه او میخنداند و میگریاند».
﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡيَا٤٤﴾[النجم: ۴۴]. «و اینکه اوست که میمیراند و زنده میگرداند».
﴿وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ٤٥﴾[النجم: ۴۵]. «و اینکه اوست دو نوع نر و ماده را آفرید».
﴿مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ٤٦﴾[النجم: ۴۶]. «از نطفهای بدانگاه که (در رحم) ریخته میشوند».
﴿وَأَنَّ عَلَيۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ٤٧﴾[النجم: ۴۷].«و اینکه بر (عهدۀ) اوست پدید آوردن دوباره».
﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ وَأَقۡنَىٰ٤٨﴾[النجم: ۴۸]. «و اینکه اوست که بینیاز میکند و سرمایه میدهد».
﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ٤٩﴾[النجم: ۴۹]. «و اینکه اوست پروردگار ستارۀ شعری».
﴿وَأَنَّهُۥٓ أَهۡلَكَ عَادًا ٱلۡأُولَىٰ٥٠﴾[النجم: ۵۰]. «و اینکه او عاد نخستین را نابود کرد».
﴿وَثَمُودَاْ فَمَآ أَبۡقَىٰ٥١﴾[النجم: ۵۱]. «و قوم ثمود را هلاک کرد و از ایشان هیچ باقی نگذاشت».
﴿وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواْ هُمۡ أَظۡلَمَ وَأَطۡغَىٰ٥٢﴾[النجم: ۵۲]. «و (نیز) پیش از این قوم نوح را (نابود کرد) بیگمان آنان ستمکرتر و سرکشتر بودند».
﴿وَٱلۡمُؤۡتَفِكَةَ أَهۡوَىٰ٥٣﴾[النجم: ۵۳]. «و (دیار) مؤتفکه را نگونسار کرد».
﴿فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ٥٤﴾[النجم: ۵۴]. «و آنرا فرو پوشاند آنچه میبایست آنرا فرو پوشاند».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ٥٥﴾[النجم: ۵۵]. «پس به کدام یک از نعمتهای پروردگارت شک و تردید میورزی».
﴿هَٰذَا نَذِيرٞ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلۡأُولَىٰٓ٥٦﴾[النجم: ۵۶]. «این بیم دهندهای از بیمدهندگان پیشین است».
﴿أَزِفَتِ ٱلۡأٓزِفَةُ٥٧﴾[النجم: ۵۷]. «قیامت نزدیک گردیده است».
﴿لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ٥٨﴾[النجم: ۵۸]. «آن جز خداوند، آشکار کنندهای ندارد».
﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ٥٩﴾[النجم: ۵۹]. «آیا از این سخن تعجّب میکنید»؟.
﴿وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ٦٠﴾[النجم: ۶۰]. «و میخندید و گریه نمیکنید».
﴿وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ٦١﴾[النجم: ۶۱]. «و شما غفلت زدهاید».
﴿فَٱسۡجُدُواْۤ لِلَّهِۤ وَٱعۡبُدُواْ۩٦٢﴾[النجم: ۶۲]. «پس برای خداوند سجده کنید و (او را) بندگی نمایید».
خداوند متعال میفرماید: ﴿أَفَرَءَيۡتَ﴾آیا زشتی حالت کسی را دیدهای که به عبادت پروردگار و یگانه دانستن او مامور شد سپس از آن روی گرداند؟ اگر اندکی بذل و بخشش نماید آنرا ادامه نخواهد داد بلکه بخل میورزد و نمیدهد. چون احسان و نیکوکاری خوی و عادت طبیعی اونیست بلکه طبیعت او چنان است که از عبادت روی میگرداند و بر انجام دادن کار خوب استوار نمیماند و با وجود این خودش را میستاید و ادّعای پاک بودن میکند و خودش را در جایی قرار میدهد که خداوند او را در آن مقام قرار نداده است.
﴿أَعِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلۡغَيۡبِ فَهُوَ يَرَىٰٓ٣٥﴾آیا او علم غیب دارد پس او دنیای پنهان و غیب را میبیند و از آن خبر میدهد؟ یا اینکه بر خدا دروغ میبندد و به خود جرأت داده تا مرتکب زشتی (=روی گرداندن از عبادت)، و تعریف و تمجید از خویشتن شده است، همانگونه که این، حقیقت حالِ چنان کسانی است. چون میداند که علم غیب ندارد و به فرض اینکه اگر ادّعای علم غیب کند، اخبار قاطعی از علم غیب که پیامبر معصومصآنرا آورده است برخلاف سخن او دلالت مینماید. و این نشانگر باطل بودن سخن اوست.
﴿أَمۡ لَمۡ يُنَبَّأۡ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَىٰ٣٦ وَإِبۡرَٰهِيمَ ٱلَّذِي وَفَّىٰٓ٣٧﴾آیا این مدّعی ِ غیب، به آنچه در صحیفههای موسی و ابراهیم بوده است با خبر نشده است، ابراهیمی که همه فرامین و دستورات خدا و اصول و فروع دین را انجام داد و از تمامی آزمایشهای خداوند سربلند بیرون آمد. و در این صحیفهها احکام زیادی بوده است که یکی از مهمترین آنها عبارت است از آنچه خداوند بیان داشته است که ﴿أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٞ وِزۡرَ أُخۡرَىٰ٣٨ وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ٣٩﴾هیچکس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد و انسان جز بهره کارهایی که کرده است بهره و پاداشی ندارد. یعنی هرکس پاداش عمل نیک و بدی که انجام داده است به دست میآورد و عمل و تلاش دیگران به او نمیرسد. و هیچکس گناه کسی دیگر را بر دوش نمیکشد.
﴿وَأَنَّ سَعۡيَهُۥ سَوۡفَ يُرَىٰ٤٠﴾و این که حاصل تلاش او در آخرت دیده میشود، پس عمل نیکش از عمل بدش جدا ساخته میشود. ﴿ثُمَّ يُجۡزَىٰهُ ٱلۡجَزَآءَ ٱلۡأَوۡفَىٰ٤١﴾سپس جزای کامل عمل به او داده میشود. یعنی پاداش کامل در برابر آن دسته از اعمال نیک که کاملا نیک میباشند. و سزای کامل در برابر آن دسته از اعمال زشت که کاملا زشت هستند. و آن دسته از اعمال نیک و زشتی که بهطور کامل نیک و زشت نیستند، پاداشی برحسب نیک و زشت بودنشان دارند، پاداش و سزایی که همه مردم به عدالت خداوندی اقرار مینمایند و خداوند را در بر ابر این دادگری میستایند.
حتّی اهل دوزخ وارد جهنّم میشوند و دلهایشان سرشار از ستایش پروردگار میباشد و به کمال حکمت او و بدی خودشان اقرار مینمایند و اعتراف میکنند که آنها خودشان خویشتن را به چنین جایی رسانده و خود را به بدترین جا وارد کردهاند.
کسانیکه معتقدند اهدای ثواب عبادات ـ به دیگران خواه مرده باشند یا زنده ـ سودی به آنها نمیرساند، به این آیه استدلال کرده اند: ﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ٣٩﴾آنان میگویند: چون خداوند متعال فرموده است: ﴿وَأَن لَّيۡسَ لِلۡإِنسَٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ٣٩﴾و برای انسان نیست جز آنچه که برایش تلاش کرده است، پس رسیدن محصول تلاش کسی به دیگری منافی این آیه است. امّا این استدلال جای تامّل دارد چون آیه بر این دلالت مینماید که انسان بهره و پاداشی ندارد جز آنچه که خود کرده و برای آن تلاش نموده است، این درست است و اختلاف در آن نیست.
امّا بر این دلالت نمیکند که انسان از تلاش و عملکرد کسی دیگر چنانچه کار خودش را به او ببخشد بهرهمند نمیشود. همانگونه که انسان چیزی جز دارایی و مالی که تحت تصرف خودش میباشد، ندارد، ولی از این لازم نمیآید که اگر کسی از مال خودش چیزی را به او بخشید مال او قرار نگیرد.
﴿وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلۡمُنتَهَىٰ٤٢﴾و همانا کاری بهسوی او باز میگردند و مردم با زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز بهسوی پروردگارت بر میگردند و در همه حالات بازگشت بهسوی اوست. علم و دانش و حکمت و رحمت و سایر کمالات در نهایت به او منتهی میگردند.
﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَضۡحَكَ وَأَبۡكَىٰ٤٣﴾یعنی و اوست که اسباب خنده و گریه را فراهم آورده است، و آن عبارت از خیر و شرّ و شادی و اندوه است.و او تعالی در این باره حکمت فراوان دارد. ﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَمَاتَ وَأَحۡيَا٤٤﴾و تنها اوست که به وجود میآورد و از میان میبرد. و کسی که خلق را به وجود میآورد و آنها را امر و نهی میکند آنان را پس از مرگشان دوباره زنده خواهد کرد و در برابر کارهایی که در دنیا کردهاند آنان را سزا و جزا خواهد داد: ﴿وَأَنَّهُۥ خَلَقَ ٱلزَّوۡجَيۡنِ﴾و اینکه اوست که جفتها را آفریده است. سپس آنرا توضیح داد و فرمود: ﴿ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰ﴾نر و ماده را آفریده است. و این اسم جنس است و شامل همه حیوانات و انسانها میشود. پس خداوند به تنهایی همه آنها را آفریده است.
﴿مِن نُّطۡفَةٍ إِذَا تُمۡنَىٰ٤٦﴾از نطفهای بدانگاه که در رحم ریخته میشود. و این از بزرگترین دلایل کمال قدرت خداوند و یگانه بودن وی در توانمندی است، و این که همه حیوانات کوچک و بزرگ را از آب ناچیزی به وجود آورده، آنگاه آنها را رشد داده و کامل میگرداند تا سرانجام به رشد مطلوب میرسند سپس ایشان یا به بالاترین مقام ارتقا مییابد و یا به نازلترین و پستترین جایگاه فرو میافتد.
بنابراین، با بیان آفرینش نخستین، بر اعاده آن استدلال نمود و فرمود: ﴿وَأَنَّ عَلَيۡهِ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُخۡرَىٰ٤٧﴾و این که پدید آوردن دوباره بر عهده خداست. پس خداوند مردگان را دوباره از گورها زنده بیرون میآورد و آنها را برای روز میعاد گردهم میآورد و در برابر نیکیها و بدیهایی که کردهاند سزا و جزاشان میدهد.
﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ أَغۡنَىٰ﴾و با فراهم آوردن امور زندگی از قبیل تجارت و انواع کسبها و حرفهها وغیره بندگان را بینیاز گردانده است. ﴿وَأَقۡنَىٰ﴾و بندگانش را از انواع اموال و دارایی بهرهمند کرده است به گونهای که آن را دارا میباشند و مالک بسیاری چیزها هستند. و این از نعمت الهی است که به آنها خبر داده که همه نعمتها از آن اوست و او باعث میشود تا بندگان او را سپاس گزارند و وی را به یگانگی بپرستند.
﴿وَأَنَّهُۥ هُوَ رَبُّ ٱلشِّعۡرَىٰ٤٩﴾و اوست پروردگار شعری. شعری ستارهایست که به «الشعری العبور» معروف بود و آنرا مرزم نامیدهاند. خداوند با آن که پروردگار همه چیز است بهطور ویژه بیان کرد که او پروردگار ستاره شعری میباشد. چون این ستاره در ایاّم جاهلّیت پرستش میشد. پس خداوند متعال خبر داد که آنچه آنها میپرستند خود آفریده شدهاند و تحت تدبیر خداوند قرار دارند پس چنین چیزی چگونه میتواند در کنار خداوند معبود قرار داده شود.
﴿وَأَنَّهُۥٓ أَهۡلَكَ عَادًا ٱلۡأُولَىٰ٥٠﴾و این که او عاد نخستین را هلاک کرد. و آنها قوم عاد÷بودند، وقتی که هود را تکذیب کردند خداوند آنها را با تند بادی ویرانگر نابود و هلاک ساخت.
﴿وَثَمُودَاْ﴾و ثمود را هلاک کرد. ثمود قوم صالح÷بودند. خداوند صالح را بهسوی ثمود فرستاد پس آنها او را تکذیب کردند آنگاه خداوند شتر ماده را به عنوان نشانه و معجزه بهسوی آنها فرستاد امّا آنها شتر را پی زدند و صالح را تکذیب کردند. در نتیجه خداوند آنها را هلاک و نابود کرد. ﴿فَمَآ أَبۡقَىٰ﴾و از آنها هیچ کسی را باقی نگذاشت بلکه همه آنان را نابود ساخت.
﴿وَقَوۡمَ نُوحٖ مِّن قَبۡلُۖ إِنَّهُمۡ كَانُواْ هُمۡ أَظۡلَمَ وَأَطۡغَىٰ٥٢﴾و نیز قوم نوح را قبل از آنان هلاک کرد و آنان از همه این امّتها ستمگرتر و سرکشتر بودند. پس خداوند آنانرا هلاک کرد و غرق نمود.
﴿وَٱلۡمُؤۡتَفِكَةَ﴾آنها قوم لوط÷هستند ﴿أَهۡوَىٰ﴾یعنی خداوند به آنها عذابی داد که هیچ یک از جهانیان را چنان عذابی نداده است. خداوند شهرهای آنان را زیرو رو کرد و بر آنها سنگهایی از گلِ باراند. بنابراین فرمود: ﴿فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ٥٤﴾مقدار بزرگی از عذاب دردناک که نمیتوان آن را توصیف کرد آن شهر و دیار را فرا گرفت و فرو پوشاند.
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكَ تَتَمَارَىٰ٥٥﴾پسای انسان! به کدام یک از نعمتهای خداوند و فضل او شک و تردیدی میورزی؟ چون نعمتهای خداوند آشکار هستند و به هیچ صورت تردید و شکّی در آن وجود ندارد. و هر نعمتی که بندگان دارند از جانب خداست و جز خدا هیچ احدی رنجها را دور نمیکند.
﴿هَٰذَا نَذِيرٞ مِّنَ ٱلنُّذُرِ ٱلۡأُولَىٰٓ٥٦﴾این پیامبر قریشی هاشمی، محمّد بن عبدالله ص نخستین پیامبر نیست، بلکه پیش از او نیز پیامبرانی آمدهاند و به آنچه او به آن دعوت میکند دعوت کردهاند.
پس چرا رسالت او مورد انکار قرار میگیرد؟ و با چه دلیلی دعوت او باطل قرار داده میشود؟ آیا اخلاق او همانند اخلاق و رفتار پیامبران بزرگوار نیست؟ مگر او به هر خوبی و خیر دعوت نمیکند و از هر شرّ و بدی نهی نمیکند؟!.
آیا او قرآن کریمی را که باطل از هیچ سویی به آن راه ندارد نیاورده است؟ قرآنی که از سوی خداوند فرزانه ستوده نازل گردیده است؟! آیا خداوند کسانی را که پیامبران پیش از او تکذیب کردهاند هلاک نکرده است؟ پس چه چیزی عذاب را از کسانی دور مینماید که محمّد سرور پیامبران و پیشوای پرهیزگاران را تکذیب میکنند؟!.
﴿أَزِفَتِ ٱلۡأٓزِفَةُ٥٧﴾یعنی قیامت نزدیک شده و وقت آن نزدیک گردیده و علامتهای آن آشکار شده است. ﴿لَيۡسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ كَاشِفَةٌ٥٨﴾هرگاه قیامت بیاید و عذابی که به آنها وعده داده شده است فرا رسد هیچکس نمیتواند آن را دور کند. سپس کسانی را که منکر رسالت محمّدصهستند و آنچه را که قرآن آورده است تکذیب میکنند تهدید نمود و فرمود: ﴿أَفَمِنۡ هَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ تَعۡجَبُونَ٥٩﴾آیا از این سخن تعجب میکنید؟! یعنی آیا از این سخن که بهترین و برترین و شریفترین سخن است تعّجب میکنید و آن را امری غیر عادی و غیر طبیعی میدانید که با امور و حقائق معروف و طبیعی مخالف است؟
این از جهالت و گمراهی و عناد آنهاست وگرنه قرآن سخنی است که هرگا بیان شود تصدیق میگردد و هرگاه چیزی بگوید گفته آن قطعی است و شوخی بردار نیست. این قرآن بزرگ اگر بر کوهی نازل شود کوه را از خشیت الهی تکه و پاره خواهد دید. این قرآن افرادی را که دارای شایستگی و صلاح هستند خرد و اندیشه میافزاید و به آنها ایمان و درستکاری میبخشد.
بلکه آنچه که باید از آن تعجّب کرد بیخردی و گمراهی کسی است که از قرآن تعجّب میکند. ﴿وَتَضۡحَكُونَ وَلَا تَبۡكُونَ٦٠﴾و به آن میخندید و آنرا به مسخره میگیرید، با این که انسانها باید با شنیدن امر و نهی قرآن و گوش فرا دادن به آن به وعده و وعید آن و شنیدن اخبار راست و نیکوی آن متاّثر شوند ودلها نرم گردند و چشمها گریان شوند.
﴿وَأَنتُمۡ سَٰمِدُونَ٦١﴾و شما از آن غافل و بیخبر هستید و از تدّبر و اندیشیدن در آن غافل میباشید و این نشانگر کم خردی و گمرای شماست. پس اگر شما خدا را عبادت میکردید و خشنودی او را در همه حالات طلب مینمودید در این حالت که خردمندان آن را ننگ میدانند قرار نمیگرفتید. بنابراین، خداوند متعال فرمود: ﴿فَٱسۡجُدُواْۤ لِلَّهِۤ وَٱعۡبُدُواْ۩٦٢﴾پس برای خدا سجده کنید و او را بندگی نمایید.
اینکه به سجده کردن برای خدا به طور ویژه امر شده دلیلی است بر فضیلت سجده و نشانگر آن است که سجده راز عبادت ومغز آن است، زیرا روح عبادت خشوع و فروتنی برای خداست و سجده بزرگترین و بالاترین حالتی است که بنده با آن کرنش و فروتنی مینماید چون دل و جسمش فروتنی میکند و شریفترین عضو خود را بر زمین و جایی که پا گذاشته میشود میگذارد.سپس به عبادت و بندگی کردن به طور عام فرمان داد که شامل تمام آن کارها و گفتههای ظاهری و باطنی میشود که خداوند آنها را دوست دارد و میپسندد.
پایان تفسیر سورهی نجم
مکی و ۵۵ آیه است.
آیهی ۵-۱:
﴿ٱقۡتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلۡقَمَرُ١﴾[القمر: ۱]. «قیامت نزدیک شد و ماه شکافت».
﴿وَإِن يَرَوۡاْ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواْ وَيَقُولُواْ سِحۡرٞ مُّسۡتَمِرّٞ٢﴾[القمر: ۲]. «و اگر نشانهای را ببیند روی میگردانند و میگویند: جادویی مؤثر است».
﴿وَكَذَّبُواْ وَٱتَّبَعُوٓاْ أَهۡوَآءَهُمۡۚ وَكُلُّ أَمۡرٖ مُّسۡتَقِرّٞ٣﴾[القمر: ۳]. «و تکذیب کردند و از خواستههای (نفسانی) خود پیروی نمودند و هرکاری هم ثابت و ماندگار میماند».
﴿وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّنَ ٱلۡأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزۡدَجَرٌ٤﴾[القمر: ۴]. «اخباری که بتواند موجب بیزاری (از گناهان) شود به اندازۀ کافی برای آنان آمده است».
﴿حِكۡمَةُۢ بَٰلِغَةٞۖ فَمَا تُغۡنِ ٱلنُّذُرُ٥﴾[القمر: ۵]. «حکمتی رسا و بسنده است، پس هشدارها سودی نمیبخشد».
خداوند متعال خبر میدهد که قیامت نزدیک شده و زمان آن فرا رسیده است امّا با وجود این تکذیب کنندگان همواره قیامت را دروغ میانگارند و برای فرا رسیدن آن خود را آماده نمیکنند. و خداوند به آنها نشانههای بزرگی نشان میدهد که بر آمدن قیامت دلالت میکنند و انسان با دیدن چنین نشانههای ایمان میآورد. پس، یکی از بزرگترین نشانههایی که بر صحّت پیامبر محمّد بن عبدالله صدلالت مینماید این است که وقتی تکذیب کنندگان از او خواستند به آنها چیزهایی از امور خارق العاده نشان دهد که بر صحّت و درستی پیام و راستگویی او دلالت کنند، ایشانصبا انگشت بهسوی ماه اشاره کرد و آنگاه ماه به فرمان خداوند شکاف برداشت و به دو نیمه تقسیم شد. تکّهای از آن بر کوه ابی قبیس و تکهای از آن بر کوه قعیقعان قرار گرفت.
و مشرکان و دیگران از این معجزه و نشانه بزرگ را مشاهده کردند. معجزه و نشانهای که انسان (معمولی) نمیتواند چنین کاری را بکند و مردم را فریب دهد و با چشم بندی چنین کاری را انجام دهد. آنان چیزی را مشاهده کردند که همانند آنرا ندیده بودند، بلکه نشنیده بودند که برای یکی از پیامبران پیش از محمّدصمعجزهای همانند این معجزه رخ داده باشد. پس، از این معجزه حیران و شگفتزده شدند و ایمان به دلهایشان راه نیافت و خداوند نخواست که خیری بهره آنان شود.
بنابراین، حیرتزده شدند و گفتند: محمّد ما را جادو کرده است. ولی شما از کسانی بپرسید که از سفر برگشته و نزد شما آمدهاند، چرا که اگر محمّد بتواند شما را جادو کند نمیتواند کسانی را که حضور نداشتهاند جادو نماید. بنابراین، از کسانی که از سفر برگشته بودند سوال کردند و آنها به آنان خبر دادند که چنین چیزی را مشاهده کردهاند، آنگاه گفتند: ﴿سِحۡرٞ مُّسۡتَمِرّٞ﴾محمّد، هم ما را جادو کرده و هم دیگران را.
شگفتی و حیرتی که آنها اظهار میداشتند جز نادانترین و گمراهترین مردم از راه هدایت و عقل فریب آنرا نمیخورد، و آنها فقط این نشانه و معجزه را انکار نکردند، بلکه هر نشانهای که نزدشان بیاید آمادگی آنرا دارند که آنرا درو انگاشته و به طریقهای باطل با آن مقابله کنند و آنرا رد نمایند. بنابراین فرمود: ﴿وَإِن يَرَوۡاْ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواْ﴾و ضمیر را به «موضوع انشقاق ماه» برنگردانده و نفرموده است: «وإن یروها»، بلکه فرمود: ﴿وَإِن يَرَوۡاْ ءَايَةٗ يُعۡرِضُواْ﴾و تکذیب کردند و از هوای نفس خود یپروی نمودند. همانا این که میفرماید: ﴿فَإِن لَّمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَكَ فَٱعۡلَمۡ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهۡوَآءَهُمۡ﴾[القصص: ۵۰]. «پس اگر سخن تو را نپذیرفتند بدانکه آنها فقط از خواستههای نفسانی خود پیروی میکنند». و چون اگر هدفشان پیروی از حق بود قطعاً ایمان میآوردند و از محمّد اطاعت میکردند، چرا که خداوند توسّط محمّدصنشانهها و معجزاتی به آنها نمایانده است که بر همۀ مطالب الهی و مقاصد شرعی دلالت میکنند. ﴿وَكُلُّ أَمۡرٖ مُّسۡتَقِرّٞ﴾و هر کاری هم ثابت و ماندگار میماند. یعنی تاکنون کار به نهایت و آخرت نرسیده است، بلکه از این به بعد کار به سرانجام خواهد رسید، آنگاه کسیکه تصدیق کرده است در باغهای بهشت قرار میگیرد و از آمرزش و خشنودی خداوند بهرهمند میشود. و کسی که تکذیب کرده است در ناخشنودی و عذاب خدا برای همیشه میماند.
خداوند متعال ـ با بیان این که آنها هدف درستی ندارند و نمیخواهند از هدایت پیروی کنند ـ میفرماید: ﴿وَلَقَدۡ جَآءَهُم مِّنَ ٱلۡأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزۡدَجَرٌ٤﴾از اخبار بازدارنده آنچه که آنها را از سرکشی در گمراهیشان باز میدارد نزد آنان آمده است، و آن ﴿حِكۡمَةُۢ بَٰلِغَةٞ﴾حکمتی رسا از جانب خداوند است. یعنی تا حجّت بر جهانیان اقامه شود و بعد از آمدن پیامبران هیچکسی بر خداوند دلیلی نداشته باشد. ﴿فَمَا تُغۡنِ ٱلنُّذُرُ﴾پس هشدار سودی نمیبخشد. چون خداوند متعال میفرماید: ﴿وَلَوۡ جَآءَتۡهُمۡ كُلُّ ءَايَةٍ حَتَّىٰ يَرَوُاْ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَلِيمَ٩٧﴾[یونس: ۹۷]. «و اگر هر نشانهای نزدشان بیاد ایمان نمیآورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند».
آیهی ۸-۶:
﴿فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡۘ يَوۡمَ يَدۡعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَيۡءٖ نُّكُرٍ٦﴾[القمر: ۶]. «بنابراین، از ایشان روی بگردان آن روزی که فرا خواننده به چیزی ناخوشایند فرا میخواند».
﴿خُشَّعًا أَبۡصَٰرُهُمۡ يَخۡرُجُونَ مِنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ كَأَنَّهُمۡ جَرَادٞ مُّنتَشِرٞ٧﴾[القمر: ۷]. «درحالیکه دیدگانشان فروهشته است. از گورها چنان بیرون میآیند که گویی آنها ملخهایی پراکندهاند».
﴿مُّهۡطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِۖ يَقُولُ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَسِرٞ٨﴾[القمر: ۸]. «حال آنکه شتابان بهسوی فرا خواننده میروند. کافران میگویند: این روزی دشوار است».
خداوند متعال به پیامبرشصمیفرماید: معلوم است که چارهای برای هدایت تکذیب کنندگان نیست و چیزی جز روی گرداندن از آنها باقی نمیماند. پس فرمود: ﴿فَتَوَلَّ عَنۡهُمۡ﴾از آنان روی بگردان و منتظر باش تا روزی بزرگ و وحشتناک آنها را فرا گیرد، و آن ﴿يَوۡمَ يَدۡعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَيۡءٖ نُّكُرٍ﴾روزی است که فرا خواننده که اسرافیل÷است مردمرا به چیز ناخوشایندی فرا میخواند و انسانها هرگز منظرهای ناخوشایندتر و دردناکتر از آن را ندیدهاند. پس اسرافیل در صور میدمد و با صدای آن مردگان از گورهایشان بر میخیزند و در محل قیامت گرد میآیند.
﴿خُشَّعًا أَبۡصَٰرُهُمۡ﴾از ترس و وحشتی که دلهایشان را فرا گرفته است چشمانشان فروهشته است. ﴿يَخۡرُجُونَ مِنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ﴾از گورها بیرون میآیند، ﴿كَأَنَّهُمۡ جَرَادٞ مُّنتَشِرٞ﴾و از بس که زیادند و به یکدیگر برخورد میکنند گویی آنها ملخهایی هستند که در زمین پراکنده شدهاند و بسیار زیادند.
﴿مُّهۡطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِ﴾شتابان ندای فرا خواننده را اجابت میکنند. و این دلالت مینماید که فرا خواننده آنها را دعوت میکند و به آنها فرمان میدهد تا در محل قیامت حاضر شوند. پس آنها دعوتش را لبیک میگویند و شتابان آنرا پاسخ میدهند. ﴿يَقُولُ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَسِرٞ﴾کافرانی که عذابشان آماده است میگویند: این روز سختی است. همانطرو که خداوند متعال میفرماید: ﴿عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ غَيۡرُ يَسِيرٖ١٠﴾[المدثر: ۱۰]. «بر کافران آسان نیست». یعنی برای مؤمنان سهل و آسان است.
آیهی ۱۷-۹:
﴿۞كَذَّبَتۡ قَبۡلَهُمۡ قَوۡمُ نُوحٖ فَكَذَّبُواْ عَبۡدَنَا وَقَالُواْ مَجۡنُونٞ وَٱزۡدُجِرَ٩﴾[القمر: ۹]. «پیش از آنان قوم نوح تکذیب کردند و بندۀ ما را دروغگو انگاشتند و گفتند: دیوانه است. و (با او) به درشتی رفتار شد».
﴿فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنِّي مَغۡلُوبٞ فَٱنتَصِرۡ١٠﴾[القمر: ۱۰]. «آنگاه پروردگارش را به فریاد خواند: بهدرستی که من مغلوب شدهام پس (از آنان) انتقام بگیر».
﴿فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ١١﴾[القمر: ۱۱]. «سپس درهای آسمان را با آبی فروریزنده گشودیم».
﴿وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ١٢﴾[القمر: ۱۲]. «و از زمین چشمهها جوشاندیم سپس آب برای کاری که مقدّر شده بود فراهم آمد».
﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ١٣﴾[القمر: ۱۳]. «و نوح را بر کشتی ساخته شده از تختهها و میخها سوار کردیم».
﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ١٤﴾[القمر: ۱۴]. «(کشتی) زیر نظر ما روان بود. (این) پاداش کسی بود که انکارش کرده بودند».
﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ١٥﴾[القمر: ۱۵]. «و آنرا نشانهای برجای گذاشتیم، پس آیا پند پذیری هست»؟!.
﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ١٦﴾[القمر: ۱۶]. «پس عذاب و هشدارهای من چگونه بود».
﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ١٧﴾[القمر: ۱۷]. «و بهراستی که قرآن را برای پند پذیری آسان گرداندهایم، پس آیا پند پذیری هست»؟.
وقتی خداوند تبارک و تعالی حالات کسانی را بیان کرد که پیامبرش را تکذیب میکنند، و این که آیات هیچ نفع و سودی به حال آنان ندارد، آنان را برحذر داشت که چگونه خداوند تکذیب کنندگان پیش از آنها را هلاک نمود و عذابش را بر آنان فرود آورد. پس قوم نوح را بیان کرد. نوح اوّلین پیامبری است که خداوند او را بهسوی قومی بت پرستان فرستاد.
پس نوح آنها را به شناخت خدای یگانه و یگانهپرستی فرا خواند امّا آنها از ترک گفتن شرک امتناع ورزیدند و گفتند: ﴿لَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا﴾[نوح: ۲۳]. «معبودهای خود را رها نکنید و «ودّ» و «سواع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را ترک ننمایید». و نوح شب و روز و در پنهانی و آشکار آنها را دعوت میکرد امّا دعوت آنها چیزی جز عناد و سرکشی و عیبجویی پیامبرشان به آنان نیفزود. بنابراین در اینجا فرمود: ﴿فَكَذَّبُواْ عَبۡدَنَا وَقَالُواْ مَجۡنُونٞ﴾آنان بنده ما را تکذیب کردند وگفتند : دیوانه است. چون ادعا میکردند که شرک و گمراهی که آنها و پدرانشان بر آن هستند چیزی است که عقل به آن فرا میخواند و آنچه نوح÷آورده است جهالت و گمراهی است و فقط دیوانگان آن را ابراز میدارند! و نوح را دروغگو انگاشتند و حقایقی که از دیدگاه عقل و شریعت ثابت است را وارونه جلوه دادند، چرا که آنچه نوح آورده بود حق بود و عقلهای روشن و سالم را بهسوی هدایت و نور و رشد راهنمایی میکرد، و آنچه آنها بر آن بودند جهالت و گمراهی بود. ﴿وَٱزۡدُجِرَ﴾و قوم نوح، او را از خود راندند، و وقتی نوح آنها را بهسوی خدا دعوت کرد با خشونت با او رفتار کردند. آنها فقط به ایمان نیاوردن و تکذیب او بسنده نکردند، بلکه تا آنجا که میتوانستند او را اذیت و آزار کردند و اینگونه که همه پیامبران دچار اذیت و آزار شدهاند.
پس در این هنگام نوح پروردگارش را به فریاد خواند و گفت: ﴿أَنِّي مَغۡلُوبٞ﴾من مغلوب شدهام و توانایی چیره شدن بر آنها را ندارم. چون تعداد بسیار اندکی از قومش ایمان آورده بودند و آنها توان مقابله با قومشان را نداشتند. پس نوح دعا کرد که من شکست خوردهام. ﴿فَٱنتَصِرۡ﴾بار خدایا! از آنان انتقام بگیر. و در آیهای دیگر فرموده است: ﴿رَّبِّ لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا﴾[نوح: ۲۶]. «بار خدایا! هیچ کسی از کافران را روی زمین باقی و زنده مگذار».
پس خداوند خواسته نوح را پذیرفت و از قومش انتقام گرفت. خداوند متعال میفرماید: ﴿فَفَتَحۡنَآ أَبۡوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٖ مُّنۡهَمِرٖ١١﴾پس درهای آسمان را با آبی تند و فراوان گشودیم. ﴿وَفَجَّرۡنَا ٱلۡأَرۡضَ عُيُونٗا﴾و از زمین چشمهها جوشاندیم. پس آب به صورت غیر طبیعی و خارق العاده از آسمان فرو میریخت و از تمام زمین چشمهها میجوشید، حتی از تنور که معمولا آب در آن معنایی ندارد گذشته از اینکه چشمه آب باشد، چون تنور محل آتشی است آب برآمد. ﴿فَٱلۡتَقَى ٱلۡمَآءُ﴾پس آب آسمان و زمین، ﴿عَلَىٰٓ أَمۡرٖ قَدۡ قُدِرَ﴾برای اجرای کاری که مقّدر شده بود و خداوند در ازل آنرا به عنوان کیفر برای ستمگران سرکش ثبت کرده بود به هم آمیختند.
﴿وَحَمَلۡنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلۡوَٰحٖ وَدُسُرٖ١٣﴾بندهمان نوح را بر کشتی که از تختهها و میخها ساخته شده بود سوار کردیم و نجاتش دادیم. ﴿تَجۡرِي بِأَعۡيُنِنَا﴾و کشتی درحالیکه نوح و کسانی که به او ایمان آورده بودند و با انواع مخلوقاتی که نوح بر آن سوار کرده بود تحت نظر ما در حرکت بود. و خداوند کشتی را حفاظت میکرد تا غرق نشود و او بهترین نگهبان و کارساز است. ﴿جَزَآءٗ لِّمَن كَانَ كُفِرَ﴾آنچه با نوح کردیم و او را از غرق نجات دادیم پاداش این بودکه قومش او را تکذیب کردند و کفر ورزیدند و او با بردباری آنها را دعوت کرد و دستور الهی را ادامه داد و هیچ چیزی او را از انجام فرمان خدا بازنداشت. همانطور که خداوند متعال در آیهای دیگر فرموده است: ﴿قِيلَ يَٰنُوحُ ٱهۡبِطۡ بِسَلَٰمٖ مِّنَّا وَبَرَكَٰتٍ عَلَيۡكَ وَعَلَىٰٓ أُمَمٖ مِّمَّن مَّعَكَ﴾[هود: ۴۸]. «گفته شد: ای نوح! با سلامتی از جانب ما و برکتهایی که بر تو و ملتهایی است که همراه تو هستند فرو بیا».
و احتمال دارد که معنی این باشد ما قوم نوح را هلاک کردیم و آنها را عذاب داده و خوار نمودیم و این به سزای کفر و عنادشان بود. و این معنی طبق قرائتی است که ﴿كُفِرَ﴾را با فتح «کاف» یعنی (کَفَرَ) خوانده است.
﴿وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةٗ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ١٥﴾و همانا داستان نوح و قومش را به عنوان نشانهای برجای گذاشتهایم تا پند پذیران از آن پند بگیرند، و هرکس از پیامبران سرپیچی کند و با آنها مخالفت نماید خدا او را با عذابی سخت و فراگیر هلاک خواهد کرد. ویا این که ضمیر به کشتی جنس آن برمیگردد و اینکه خداوند به پیامبرش نوح÷آموخت سپس خداوند صنعت کشتیسازی را میان مردم باقی گذاشت، تا وجود کشتی آدمی را به این راهنمایی کند که خداوند نسبت به خلق خویش مهربان است و به آنها توّجه دارد. و تا دالّ بر کمال قدرت و آفرینش و صنعت شگفتانگیز خداوند باشد.
﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾پس آیا پندپذیری هست که از نشانهها پند بگیرد و ذهن و فکرش را به آنچه از آیات برمیآید مشغول نماید؟ زیرا آیات در نهایت روشنی وضوح و آسانی قرار دارند. ﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ١٦﴾ای مخاطب! عذاب دردناک خداوند و بیم دادن او را که برای هیچکس حجّتی باقی نمیگذارد چگونه دیدی؟
﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ١٧﴾و بدون شک ما این قرآن کریم را ساده و آسان گرداندهایم و کلماتش را برای حفظ کردن و تلّفظ آسان نمودهایم به گونهای که مفاهیم آن به آسانی فهمیده و فرا گرفته میشود. چون قرآن بهترین سخن و راستترین معنی را در بردارد و تفسیر و توضیح آن بسیار روشن و واضح است و هرکس به آن روی بیاورد خداوند مقصود او را در نهایت آسانی به او میدهد و برایش سهل میگرداند. و «ذکر» شامل همه حلال و حرام و احکام و امر و نهی و احکام جزا و موعظهها و عبرتها، و عقاید مفید و اخبار راستین میشود که عاملان از آن پند میپذیرند. بنابراین، دانش قرآن از لحاظ حفظ تفسیر آن از همه علوم آسانتر است و به طور مطلق از همه دانشها مهمتر و بزرگتر میباشد. علم مفیدی است که هرگاه بنده آن را بجوید در آن یاری میشود. برخی از سلف در رابطه با این آیه گفتهاند: اگر طالب علمی وجود داشته باشد بر آموختن علم قرآن یاری میشود. بنابراین، خداوند از بندگانش میخواهد تا به قرآن روی آورند و از آن پند بگیرند چنانکه فرموده است: ﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾آیا یاد گیرنده و پند پذیری وجود دارد؟!.
آیهی ۲۲-۱۸:
﴿كَذَّبَتۡ عَادٞ فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ١٨﴾[القمر: ۱۸]. «(قوم) عاد تکذیب کردند (پس بنگر) عذاب من و هشدارهایم چگونه بود»؟.
﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ رِيحٗا صَرۡصَرٗا فِي يَوۡمِ نَحۡسٖ مُّسۡتَمِرّٖ١٩﴾[القمر: ۱۹]. «بهدرستی که ما در روزی شوم (و) به طور مداوم تند باد سختی را بر آنان فرستادیم».
﴿تَنزِعُ ٱلنَّاسَ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٖ مُّنقَعِرٖ٢٠﴾[القمر: ۲۰]. «بادی که مردمان را از زمین برمیداشت گویی که آنان تنههای درختان خرمایی هستند که از جا برکنده شدهاند».
﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ٢١﴾[القمر: ۲۱]. «پس عذاب من و هشدارهایم چگونه بود».
﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ٢٢﴾[القمر: ۲۲]. «و بهراستی قرآن را برای پند پذیری آسان گرداندهایم، پس آیا پند پذیری هست».
عاد قبیله معروفی بود که در یمن اقامت داشتند. خداوند هود÷را به عنوان پیامبر بهسوی آنها فرستاد و آنانرا به توحید و پرستش خداوند دعوت نمود امّا او را تکذیب کردند، آنگاه خداوند ﴿رِيحٗا صَرۡصَرٗا﴾باد بسیار تند و شدیدی را ﴿فِي يَوۡمِ نَحۡسٖ مُّسۡتَمِرّٖ﴾در یک روز شوم، روزی که بدبختی و عذاب دردناکی داشتند بر آنان فرستاد و هفت شب و هشت روز ادامه یافت.
﴿تَنزِعُ ٱلنَّاسَ﴾از بس که شدید و تند بود مردم را از زمین بر میکند و به هوا میبرد سپس آنها را به زمین میزد و نابود میشود و آنها طوری میشدند که ﴿كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٖ مُّنقَعِرٖ﴾اجسادشان بعد از مرگشان گویی تنههای درختان خرمایی هستند که باد آنها را از یخ کنده و به زمین انداخته است. به راستی که مردم وقتی خدا را نافرمانی بکنند بسیار برای او بیارزش میشوند! ﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ٢١﴾پس عذاب من و هشدارهایم چگونه بود؟
باید گفت که سوگند به خدا عذبی بس دردناک است و هشداری است که برای هیچکس عذر و دلیلی باقی نمیگذارد. ﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ٢٢﴾و به راستی قرآن را به منظور پندپذیری آسان گرداندهایم، پس آیا پندپذیری هست؟ خداوند متعال از آن جا که نسبت به بندگانش مهربان است و به آنها توّجه دارد و آنها را به آنچه دین و دنیایشان را بهبودی میبخشد فرا میخواند، این مطلب را تکرار مینماید که قرآن را برای پند پذیری آسان گردانده است.
آیهی ۳۲-۲۳:
﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ بِٱلنُّذُرِ٢٣﴾[القمر: ۲۳]. «ثمود هشدارهای (پیامبرشان) را تکذیب کردند».
﴿فَقَالُوٓاْ أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُۥٓ إِنَّآ إِذٗا لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ٢٤﴾[القمر: ۲۴]. «آنگاه گفتند: آیا زا انسانی از خودمان پیروی کنیم؟ همانا ما آنگاه در گمراهی و دیوانگی خواهیم بود».
﴿أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ٢٥﴾[القمر: ۲۵]. «آیا از میان همۀ ما وحی بر او فرو فرستاده شده است؟ (خیر) بلکه او دروغگویی خود پسند است».
﴿سَيَعۡلَمُونَ غَدٗا مَّنِ ٱلۡكَذَّابُ ٱلۡأَشِرُ٢٦﴾[القمر: ۲۶]. «فردا خواهند دانست که بسیار دروغگوی خودپسند کیست».
﴿إِنَّا مُرۡسِلُواْ ٱلنَّاقَةِ فِتۡنَةٗ لَّهُمۡ فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ٢٧﴾[القمر: ۲۷]. «بیگمان ما ماده شتر را برای امتحان آنان خواهیم فرستاد، پس (ای صالح) چشم به راهشان باش و شکیبایی ورز».
﴿وَنَبِّئۡهُمۡ أَنَّ ٱلۡمَآءَ قِسۡمَةُۢ بَيۡنَهُمۡۖ كُلُّ شِرۡبٖ مُّحۡتَضَرٞ٢٨﴾[القمر: ۲۸]. «و به آنان خبر ده که آب درمیان آنان تقسیم شده است. نوبت هرکدام که باشد بر سر آب میورد».
﴿فَنَادَوۡاْ صَاحِبَهُمۡ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ٢٩﴾[القمر: ۲۹]. «پس یارشان را ندا دادند و او دست درازی کرد آنگاه شتر را پی نمود».
﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ٣٠﴾[القمر: ۳۰]. «پس عذاب من و هشدارهایم چگونه بود».
﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ فَكَانُواْ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ٣١﴾[القمر: ۳۱]. «همانا بر آنان بانگ مرگباری را فرستادیم و ایشان همگی به صورت گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمعآوری میکند».
﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ٣٢﴾[القمر: ۳۲]. «و بهراستی قرآن را برای پند پذیری آسان گرداندیم پس آیا پند پذیری هست».
﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ﴾ثمود قبیلۀ معروف و مشهوری در سرزمین حجر بودند، و پیامبرشان صالح÷وقتی آنها را به عبادت خداوند یگانه و بیشریک دعوت نمود و آنها را از عذاب بیم داد، با او مخالفت کردند.
پس آنها صالح را تکذیب کردند و خود را از او برتر داشتند و از روزی تکبّر و سرکشی گفتند: ﴿أَبَشَرٗا مِّنَّا وَٰحِدٗا نَّتَّبِعُهُ﴾چگونه از یک انسان که فرشته نیست پیروی کنیم. همچنین او از خود ماست و از دیگران که نزد مردمان از ما بزرگتر هستند والا و مهمتر نمیباشد، با وجود این او یک نفر است. ﴿إِنَّآ إِذٗا﴾اگر در این صورت ما از او پیروی کنیم، همانا ﴿لَّفِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٍ﴾دیوانه و بدبخت خواهیم بود. آنها این سخن را به سبب گمراهی و شقاوتشان میگفتند آنها نپذیرفتند که پیامبر انسان باشد و این امر را عیب میپنداشتند. امّا این را عیب و ننگ نمیدانستند که درخت و سنگ و مجسمههایی را پرستش میکنند.
﴿أَءُلۡقِيَ ٱلذِّكۡرُ عَلَيۡهِ مِنۢ بَيۡنِنَا﴾چگونه از میان همه ما خداوند اورا میگزیند و وحی را بر او نازل میکند؟ کدام ویژگی او سبب شده که وی از میان ما برگزیده شود؟ این اعتراضی بود که تکذیب کنندگان میکردند و همواره با این اعتراض دعوت پیامبران را رد میکردند و خداوند با این گفته که پیامبران به امّتهایشان گفتهاند پاسخ آنها را دادهاست: ﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِ﴾[إبراهیم: ۱۱]. «پیامبرانشان گفتند: ما جز انسانهایی همچون شما نیستیم، ولی خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت میگذارد». خداوند صفات و اخلاق و کمالاتی به پیامبران ارزانی داشته است که با آن برای حمل رسالت پروردگارشان شایسته میگردند و وحی الهی را به خود اختصاص دادهاند. و این از رحمت و حکمت الهی است که پیامبران انسان بودهاند، و اگر فرشته بودند انسانها نمیتوانستند از آنها فرا بگیرند. و اگر پیامبران را از فرشتگان مقّرر میکرد تکذیب کنندگان را هرچه زودتر عذاب فرا میگرفت.
منظور قوم ثمود از سخنی که به پیامبرشان صالح میگفتند تکذیب کردن او بود، بنابراین حکم ستمگرانهای در حق او نمودند و گفتند: ﴿بَلۡ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٞ﴾بلکه او زیاد دروغ میگوید و بدی او زیاد است. خداوند رویشان را زشت بگرداند! چقدر نادان و ستمگر بودند و چقدر با سخنان زشت و سخت با راستگویان خیرخواه برخورد میکردند. پس وقتی که طغیان و سرکشیشان شدّت گرفت خداوند آنها را گرفتار کیفر و عذاب کرد.
پس خداوند ماده شتر را فرستاد که از بزرگترین نعمتهایش بر آنها بود و آنها شیر آن را میدوشیدند و همه را کفایت میکرد. ﴿فِتۡنَةٗ لَّهُمۡ﴾و برای امتحان و آزمون آنها بود. ﴿فَٱرۡتَقِبۡهُمۡ وَٱصۡطَبِرۡ﴾پس بر دعوت کردن خود شکیبا باش و منتظر عذابی باش که بر آنها فرود خواهد آمد. یا منتظر باش و ببین آیا ایمان میآورند یا کفر میورزند؟
﴿وَنَبِّئۡهُمۡ أَنَّ ٱلۡمَآءَ قِسۡمَةُۢ بَيۡنَهُمۡ﴾و به آنان خبر ده آیی که استفاده میکنند میان آنها و ماده شتر تقسیم شده است، یک روز نوبت ماده شتر است و یک روز دیگر نوبت آب آنهاست. ﴿كُلُّ شِرۡبٖ مُّحۡتَضَرٞ﴾و هرکس که نوبتش باشد بر سر آب میآید و هرکس که نوبتش نباشد بر سر آب نمیآید.
﴿فَنَادَوۡاْ صَاحِبَهُمۡ﴾پس همان یارشان را که شتر را پی زد کسی که بدبختترین فرد قبیله بود صدا زدند، ﴿فَتَعَاطَىٰ﴾و دستوری را که به او دادند اطاعت کرد. ﴿فَعَقَرَ﴾و شتر را پی زد.
﴿فَكَيۡفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ٣٠﴾پس عذاب خدا سختترین عذاب بود و خداوند بانگی مرگبار و زلزلهای را برای نابودیشان فرستاد که همه را نابود کرد و صالح و کسانی را که همراه او ایمان آورده بودند نجات داد.
﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ صَيۡحَةٗ وَٰحِدَةٗ﴾پس از چهار روز، بعد از این که شتر را پی زدند بر آنان بانگ مرگباری فرستادیم که جبرئیل÷آنرا سر داد. ﴿فَكَانُواْ كَهَشِيمِ ٱلۡمُحۡتَظِرِ﴾پس آنان همگی به صورت گیاه خشکیده و خُرد شدهای درآمدند. یا مانند گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان در آغل جمعآوری میکند. خلاصه معنی این است که بر آنها بانگ مرگباری مسلط کردیم و به سبب آن مانند گیاهان خشکی شدند که هرکس بخواهد آن را جمع آوری میکند تا به چهارپایانش بدهد. ﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ٣٢﴾و به درستی که قرآن را برای پندپذری آسان گرداندهایم، پس آیا پند پذیری هست؟
آیهی ۴۰-۳۳:
﴿كَذَّبَتۡ قَوۡمُ لُوطِۢ بِٱلنُّذُرِ٣٣﴾[القمر: ۳۳]. «قوم لوط هشدارهای پیامبران را تکذیب کردند».
﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا عَلَيۡهِمۡ حَاصِبًا إِلَّآ ءَالَ لُوطٖۖ نَّجَّيۡنَٰهُم بِسَحَرٖ٣٤﴾[القمر: ۳۴]. «بیگمان ما بر آنان سنگبادی فرستادیم، جز خانوادۀ لوط که آنانرا به هنگام سحر نجات دادیم. (همه نابود شدند)».
﴿نِّعۡمَةٗ مِّنۡ عِندِنَاۚ كَذَٰلِكَ نَجۡزِي مَن شَكَرَ٣٥﴾[القمر: ۳۵]. «این نعمتی بود از جانب ما، بدینسان کسی را که سپاس گزارد جزا میدهیم».
﴿وَلَقَدۡ أَنذَرَهُم بَطۡشَتَنَا فَتَمَارَوۡاْ بِٱلنُّذُرِ٣٦﴾[القمر: ۳۶]. «و بهراستی (لوط) آنانرا از کیفر ما بیم داد امّا آنان دربارۀ هشدارها شک کردند».
﴿وَلَقَدۡ رَٰوَدُوهُ عَن ضَيۡفِهِۦ فَطَمَسۡنَآ أَعۡيُنَهُمۡ فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ٣٧﴾[القمر: ۳۷]. «و همانا با (لوط) دربارۀ مهمانانش سخن گفتند، پس ما چشمهایشان را کور کردیم (و گفتیم: طعم) عذاب من و هشدارهایم را بچشید».
﴿وَلَقَدۡ صَبَّحَهُم بُكۡرَةً عَذَابٞ مُّسۡتَقِرّٞ٣٨﴾[القمر: ۳۸]. «و بامدادن عذابِ پیاپی و پایداری به سراغ ایشان آمد».
﴿فَذُوقُواْ عَذَابِي وَنُذُرِ٣٩﴾[القمر: ۳۹]. «پس (طعم) عذاب من و هشدارهایم را بچشید».
﴿وَلَقَدۡ يَسَّرۡنَا ٱلۡقُرۡءَانَ لِلذِّكۡرِ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ٤٠﴾[القمر: ۴۰]. «و بهراستی قرآن را برای پند پذیری آسان گرداندهایم، پس آیا پند پذیری هست».
﴿كَذَّبَتۡ قَوۡمُ لُوطِۢ﴾لوط÷وقتی قومش را به پرستش خداوند یگانه که شریکی ندارد فرا خواند و آنان را از شرک و کار زشتی که پیش از آنان هیچیک از جهانیان مرتکب آن نشده بود نهی کرد، او را تکذیب کردند و دروغگوش انگاشتند و به شرک ورزیدن و زشتیهای خود ادامه دادند، حتی فرشتگانی که به صورت مهمان پیش لوط آمدند وقتی قومش خبر شدند شتابان آمدند تا با آنها کار زشت انجام دهند.
خداوند آنها را لعنت کند! و از لوط خواستند تا به آنها اجازه دهد تا با مهمانانش عمل زشت را انجام دهند. آنگاه خداوند به جبرئیل÷دستور داد که چشمانشان را کور گرداند و پیامبرشان آنها را از گرفتار شدن به عذاب خدا و کیفر الهی ترسانده بود. ﴿فَتَمَارَوۡاْ بِٱلنُّذُرِ﴾امّا آنها درباره هشدارها شک کردند.
﴿وَلَقَدۡ صَبَّحَهُم بُكۡرَةً عَذَابٞ مُّسۡتَقِرّٞ٣٨﴾و بامدادان عذابی کوبنده و پایدار آنها را فرا گرفت، و خداوند دیارشان را زیرو رو کرد و با سنگهای نشان دار آنها را سنگباران نمود. و خداوند لوط و خانوادهاش را به پاداش آنکه شکر پروردگارشان را بهجای آورده بودند و تنها او را پرستش کرده بودند از اندوه بزرگ نجات داد.
آیهی ۵۵-۴۱:
﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ٤١﴾[القمر: ۴۱]. «و بهراستی هشدارها به نزد فرعونیان آمد».
﴿كَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذۡنَٰهُمۡ أَخۡذَ عَزِيزٖ مُّقۡتَدِرٍ٤٢﴾[القمر: ۴۲]. «آنان (همۀ) آیات ما را تکذیب کردند آنگاه آنانرا چون فرو گرفتن پیروزمندی توانا فرو گرفتیم».
﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوْلَٰٓئِكُمۡ أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ٤٣﴾[القمر: ۴۳]. «(ای قریش!) آیا کافرانتان از اینان (که ذکر شد) بهترند یا اینکه در کتابهای (پیشین) برائتی دارید».
﴿أَمۡ يَقُولُونَ نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ٤٤﴾[القمر: ۴۴]. «یا اینکه میگویند: ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری میدهیم»؟!.
﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ٤٥﴾[القمر: ۴۵]. «این گروه شکست خواهند خورد و پشت میکنند».
﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ٤٦﴾[القمر: ۴۶]. «بلکه موعدشان قیامت است و قیامت سختتر و تلختر است».
﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ٤٧﴾[القمر: ۴۷]. «بیگمان گناهکاران در نادانی و گمراهیاند».
﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ ذُوقُواْ مَسَّ سَقَرَ٤٨﴾[القمر: ۴۸]. «روزیکه بر چهرههایشان در دوزخ کشیده میشوند (و میگوییم:) طعم و در آتش دوزخ را بچشید».
﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ٤٩﴾[القمر: ۴۹]. «بیگمان ما هرچیزی را به اندازۀ مقرّر آفریدهایم».
﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ٥٠﴾[القمر: ۵۰]. «و حکم ما جز مانند چشم بههم زدنی نیست».
﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ٥١﴾[القمر: ۵۱]. «و بهراستی امثال شما را نابود کردیم. پس آیا پنذ پذیری هست».
﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ٥٢﴾[القمر: ۵۲]. «و هرچیزی را که انجام دادهاند در کار نامهها هست».
﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ٥٣﴾[القمر: ۵۳]. «و هر کوچک و بزرگی نوشته شده است».
﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ فِي جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ٥٤﴾[القمر: ۵۴]. «بیگمان پرهیزگاران در باغها و (در جوار) جویباران خواهند بود».
﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ٥٥﴾[القمر: ۵۵]. «در مقام و منزلتی راستین در نزد فرمانروایی توانا».
﴿وَلَقَدۡ جَآءَ ءَالَ فِرۡعَوۡنَ ٱلنُّذُرُ٤١﴾و به درستی که هشدارها به سراغ فرعون و قومش آمد. خداوند موسی را بهسوی آنها فرستاد و او را با نشانهها و معجزات روشن تایید کرد و عبرتها و آموختنیهایی را به آنها نشان داد که به دیگران نشان نداده بود. امّا آنها همه آیات و نشانههای الهی را تکذیب کردند آنگاه خداوند آنها را کیفر دادن پیروزمندی توانا، پس او و لشکریانش را در دریا غرق نمود.
منظور از بیان این داستانها برحذر داشتن مردم و تکذیب کنندگان محّمدصاست. بنابراین فرمود: ﴿أَكُفَّارُكُمۡ خَيۡرٞ مِّنۡ أُوْلَٰٓئِكُمۡ﴾آیا این بتهایی که برترین پیامبر را تکذیب کردهاند از آن تکذیب کنندگان بهتر هستند، آنهایی که خداوند هلاک شدنشان را بیان کرد؟! پس اگر اینان از آنها بهترند ممکن است از عذاب نجات یابند و به عذابی گرفتار نشوند که آن انسانهای شرور بدان گرفتار شدند. ولی در حقیقت چنین نیست و اینها اگر از آنها بدتر نباشند بهتر نیستند. ﴿أَمۡ لَكُم بَرَآءَةٞ فِي ٱلزُّبُرِ﴾با اینکه خداوند در کتابهایی که بر پیامبران نازل کرده است به شما عهد و پیمانی دادهاست و آنگاه شما بر این باورید که طبق آنچه خداوند خبر داده و وعده داده است نجات یافتگان هستید؟
چنین نیست، بلکه عقلا و شرعاً امکان ندارد که در کتابهای الهی که متضمّن حکمت و عدالت هستند برای آنها برائت و نجاتی ثبت شده باشد، چون نجات یافتن چنین معاندان تکذیب کنندهای که برترین و محترمترین پیامبر خدا را دروغگو انگاشتهاند مطابق حکمت نیست.
پس تنها این احتمال باقی میماند که آنها قدرتی داشته باشند و به وسیله آن چیره و پیروز گردند. بنابراین، خداوند خبر داد که آنها میگویند: ﴿نَحۡنُ جَمِيعٞ مُّنتَصِرٞ﴾ما گروهی شکست ناپذیر هستیم و یکدیگر را یاری میدهیم.
خداوند متعال با بیان ناتوانی آنها و این که شکست خواهند خورد فرمود: ﴿سَيُهۡزَمُ ٱلۡجَمۡعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ٤٥﴾این گروه شکست خواهند خورد و پشت میکنند. و همانگونه که خداوند خیر داده بود اتفّاق افتاد و خداوند گروه بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد و سران و بزرگشان را در روز «بدر» شکست داد و سران و بزرگشان کشته شدند و خوار گردیدند و خداوند دین و پیامبرش و گروه مؤمنان را یاری نمود و پیروز گرداند.
با وجود این، همهی آنها موعدی دارند که در آن گردآورده میشوند، آنهایی که در دنیا گرفتار عذاب شدند، و آنهایی که از لذّتهای دنیا بهرهمند شدند. بنابراین فرمود: ﴿بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوۡعِدُهُمۡ﴾بلکه قیامت وعده گاه آنان است و در آن جزا داده میشوند و دادگرانه حق از آنها گرفته میشود. ﴿وَٱلسَّاعَةُ أَدۡهَىٰ وَأَمَرُّ﴾قیامت بزرگتر و دشوارتر از همه آن چیزی است که تصوّر میشود.
﴿إِنَّ ٱلۡمُجۡرِمِينَ فِي ضَلَٰلٖ وَسُعُرٖ٤٧﴾کسانیکه مرتکب جنایتهای زیاد و گناهان بزرگ از قبیل شرک و غیره شدهاند، چنین کسانی در دنیا گمراه هستند و از علم و عملی که آنها را از عذاب نجات میدهد دور میباشند و روز قیامت در عذاب دردناک و در آتشی که در اجسامشان شعله ور میگردد و به دلهایشان میرسد خواهند بود.
﴿يَوۡمَ يُسۡحَبُونَ فِي ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمۡ﴾روزی که بر چهرههایشان که شریفترین عضو آنهاست و بیشتر از دیگر اعضا درد میگیرد در دوزخ کشیده میشوند، و اینگونه خوار میگردند. و به آنها گفته میشود: ﴿ذُوقُواْ مَسَّ سَقَرَ﴾درد و رنج و خشم و شعلههای آتش دوزخ را بچشید.
﴿إِنَّا كُلَّ شَيۡءٍ خَلَقۡنَٰهُ بِقَدَرٖ٤٩﴾ما هر چیزی را به اندازه مقّرر آفریدهایم. و این شامل همه مخلوقات و دنیای بالا و پایین میشود. همه اینها را خداوند به تنهایی آفریده است و آفرینندهای دیگر ندارند و هیچکس در آفرینش آن مشارکتی نداشته است.
خداوند آفریدهها را طبق نقشهای که از پیش علم و قلمش بر آن رفته است در وقت و زمان مشخّص و به اندازه و مقدار معلوم و همراه با همه صفتهایی که دارند آفریده است. و اینکار برای خداوند آسان است. بنابراین فرمود: ﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ كَلَمۡحِۢ بِٱلۡبَصَرِ٥٠﴾فرمان ما جز یک کلمه نیست، مانند چشم به همزدنی پس هرگاه خداوند چیزی به آن میگوید: باش! پس میشود، همانند بههم زدن چشم که بیهیچ ممانعت و بدون هیچ سختی انجام میگیرد.
﴿وَلَقَدۡ أَهۡلَكۡنَآ أَشۡيَاعَكُمۡ﴾و همانا کسانی را که پیش از شما بوده و کارهای شما را کرده و همانند شما پیامبران را تکذیب کردهاند هلاک و نابود کردهایم. ﴿فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٖ﴾پس آیا پند پذیری هست تا بداند که سنت و شیوه الهی در مورد گذشتگان و آیندگان یکی است؟! و همان طور که حکمت او اقتضا نموده تا آن بدکاران را هلاک کند اینها هم مثل آنها هستند و بین دو گروه هیچ فرقی نیست.
﴿وَكُلُّ شَيۡءٖ فَعَلُوهُ فِي ٱلزُّبُرِ٥٢﴾و هر کار نیک و بدی که انجام دادهاند در کتابهای تقدیری نوشته شده است. ﴿وَكُلُّ صَغِيرٖ وَكَبِيرٖ مُّسۡتَطَرٌ٥٣﴾و هر کوچک و بزرگی مکتوب میباشد. و این حقیقت تقدیر و قضا است، خداوند هر چیزی را دانسته و نزد خودش در لوح محفوظ نگاشته و ثبت کرده است. پس هرآنچه خدا بخواهد میشود و هر آنچه نخواهد نمیشود و هر آنچه که به انسان میرسد امکان نداشته که به او نرسد و هر آنچه که به انسان رسیده امکان نداشته که به او اصابت نکند.
﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾کسانیکه با انجام اوامر الهی و ترک نواهی او از خدا پروا داشتهاند و از شرک و گناهان کبیره و صغیره پرهیز کردهاند ﴿جَنَّٰتٖ وَنَهَرٖ﴾در باغهای پر ناز و نعمت بهشت و در کنار جویبارها هستند، بهشتی که در آن نعمتهایی است که هیچ چشمی همانند آن را ندیده و هیچگوشی آن را نشنیده و به دل و تصور هیچ انسانی خطور نکرده است، نعمتهایی از قبیل درختان شکوفا با میوههای رسیده و نهرهای روان و قصرها و کاخهای بلند و منازل زیبا و خوردنیها و نوشیدنیهای لذیذ و گوارا و حورهای بهشتی و باغچههای زیبا و رضامندی خداوند و دستیابی به قرب و نزدیکی او. بنابراین فرمود: ﴿فِي مَقۡعَدِ صِدۡقٍ عِندَ مَلِيكٖ مُّقۡتَدِرِۢ٥٥﴾آنان در مقام و منزلتی راستین نزد فرمانروایی توانا قرار میگیرند. و دیگر از آنچه پروردگارشان از جود خودش به آنها عطا میکند مپرس. خداوند ما را از زمره آنان بگرداند و از خیری که نزد اوست به سبب شّر و بدیهایمان محروم نسازد.
پایان تفسیر سورهی قمر
مکی و ۷۸ آیه است.
آیهی ۱۳-۱:
﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ١﴾[الرحمن: ۱]. «(خداوند) رحمان».
﴿عَلَّمَ ٱلۡقُرۡءَانَ٢﴾[الرحمن: ۲]. «قرآن را آموزش دادهاست».
﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ٣﴾[الرحمن: ۳]. «انسان را آفریده است».
﴿عَلَّمَهُ ٱلۡبَيَانَ٤﴾[الرحمن: ۴]. «به او سخن گفتن یاد دادهاست».
﴿ٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُ بِحُسۡبَانٖ٥﴾[الرحمن: ۵]. «خورشید و ماه طبق حسابِ مقرّر روانند».
﴿وَٱلنَّجۡمُ وَٱلشَّجَرُ يَسۡجُدَانِ٦﴾[الرحمن: ۶]. «و ستاره و درخت سجده میبرند».
﴿وَٱلسَّمَآءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ ٱلۡمِيزَانَ٧﴾[الرحمن: ۷]. «و آسمان را برافراشت و ترازو را مقرّر کرد».
﴿أَلَّا تَطۡغَوۡاْ فِي ٱلۡمِيزَانِ٨﴾[الرحمن: ۸]. «(با این هدف) که در سنجش از حد مگذرید».
﴿وَأَقِيمُواْ ٱلۡوَزۡنَ بِٱلۡقِسۡطِ وَلَا تُخۡسِرُواْ ٱلۡمِيزَانَ٩﴾[الرحمن: ۹]. «و سنجش را به داد استوار دارید و در ترازو کاستی درمیان نیاورید».
﴿وَٱلۡأَرۡضَ وَضَعَهَا لِلۡأَنَامِ١٠﴾[الرحمن: ۱۰]. «و زمین را برای خلق گستراند».
﴿فِيهَا فَٰكِهَةٞ وَٱلنَّخۡلُ ذَاتُ ٱلۡأَكۡمَامِ١١﴾[الرحمن: ۱۱]. «در آن میوه(های فراوانی) هست و درختهای خرمای پوششدار».
﴿وَٱلۡحَبُّ ذُو ٱلۡعَصۡفِ وَٱلرَّيۡحَانُ١٢﴾[الرحمن: ۱۲]. «(و در آن) دانۀ برگدار و ریحان است».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ١٣﴾[الرحمن: ۱۳]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید».
این سوره بزرگ و گران قدر را خداوند با نام خویش ﴿ٱلرَّحۡمَٰنُ١﴾آغاز کرده است. همان اسمی که نشانگر گستردگی رحمت و فراگیر بودن احسان و فراوانی لطف و فضل اوست.
سپس آنچه را که بر رحمت او و آثار آن دلالت مینماید بیان کرد، نعمتهای دینی و دنیوی و اخروی که خداوند به لطف و مرحمت خویش بندگان را از آنها برخوردار کرده است. و بعد از بیان هر نوع از نعمتهایش انسانها و جنها را گوشزد میکند تا شکر او را به جای آورند، و میفرماید: ﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ١٣﴾پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب و انکار میکنید؟!.
﴿عَلَّمَ ٱلۡقُرۡءَانَ٢﴾پس بیان نمود که او کلمات و معانی قرآن را به بندگانش آموخته و آن را برایشان آسان گردانده است. و این بزرگترین منّت و مرحمتی است که با آن بر بندگان رحم نموده و قرآنی را به زبان عربی و با بهترین کلمات و واضحترین مفاهیم که هر نوع خیر و خوبی را در بردارد و از همه انواع شرّ و بدی برحذر میدارد برای آنها نازل کرده است.
﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ٣﴾انسان را در بهترین شکل و با اعضایی کامل و اسکلتی محکم آفریده و به سبب گویای ویژهاش بر همه حیوانات برتری دادهاست.
﴿عَلَّمَهُ ٱلۡبَيَانَ٤﴾به او آموخته است تا آنچه را که در دل دارید بیان کند. و این شامل تعلیم بیانی و تعلیم نوشتاری است. پس گویایی که خداوند با آن انسان را بر دیگر حیوانات برتری دادهاست از بزرگترین نعمتهای الهی است که به انسان ارزانی داشته است.
﴿ٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُ بِحُسۡبَانٖ٥﴾خداوند از آنجا که نسبت به بندگان مهربان است و به آنها عنایت دارد ماه و خورشید را آفریده و آنها را چنان مسخر نموده است که طبق حسابی دقیق و مقّرر شده آفریده و آن دو را به حرکت درآورده تا با گردش آنها منافع بندگان تامین شود و شمارگان سالها و حساب را بدانند.
﴿وَٱلنَّجۡمُ وَٱلشَّجَرُ يَسۡجُدَانِ٦﴾و ستارگان آسمان و درختان زمین پروردگارشان را میشناسند و برای او سجده میبرند و کرنش و فروتنی میکنند و برای تامین منافع بندگان که خداوند آنها را برای آن مسّخر کرده است عمل میکنند.
﴿وَٱلسَّمَآءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ ٱلۡمِيزَانَ٧﴾و آسمان را برافراشته و سقفی برای آفریدههای زمین قرار دادهاست و عدالت و دادگری در گفتارها و کردارها را در میان بندگانش مقّرر کرده است. و منظور از میزان تنها ترازوی معروف نیست، بلکه همانگونه که ذکر کردیم منظور عدالت است، و ترازوی معروف نیز در آن داخل میباشد، ترازویی که با آن اشیا وزن کرده میشود و مساحتهایی که به وسیله آن امور ناشناخته ثبت و کنترل میگردند، و حقایقی که به وسیله آن امور ناشناخته ثبت و کنترل میشوند و حقایقی که به وسیله آن میان مخلوقات داوری میشود و با آن میان آنها عدالت برقرار میگردد. همه در «میزان» داخل است. بنابراین فرمود: ﴿أَلَّا تَطۡغَوۡاْ فِي ٱلۡمِيزَانِ٨﴾یعنی: خداوند ترازو را مقّرر کرده تا شما در حقوق و کارها از حدّ تجاوز نکنید. و اگر خداوند داد و سنجش را مقرّر نمیکرد و کارها به عقل شما واگذار میگردید فساد و تباهی، آسمانها و زمین و آنچه را که در این میان است فرا میگرفت.
﴿وَأَقِيمُواْ ٱلۡوَزۡنَ بِٱلۡقِسۡطِ﴾و تا آنجا که میتوانید در ترازو و سنجش به عدالت رفتار کنید. ﴿وَلَا تُخۡسِرُواْ ٱلۡمِيزَانَ﴾و در ترازو کاستی در میان نیاورید. یعنی آنرا ناقص نکنید، و به خلاف و ضد آن عمل نکنید، که آن جور و ستم و طغیان است.
﴿وَٱلۡأَرۡضَ وَضَعَهَا لِلۡأَنَامِ١٠﴾و زمین را با ضخامت و حالات مختلف آن برای خلق گستراند تا بر آن قرار بگیرند و برایشان بستری باشد، و روی آن خانه بسازند. و آنها را شخم بزنند و در آن نهال بکارند و چاره حفر کنند در راههای آن حرکت نمایند و از معادن آن و از همه آنچه که در آن هست و به آن نیاز دارند استفاده ببرند.
سپس خوراکیهای ضروری را که در آن وجود دارد نام برد و فرمود: ﴿فِيهَا فَٰكِهَةٞ﴾در زمین میوه(هایی) هست و آن همه درختانی هستند که میوه میدهند از قبیل انگور انجیر و انار و سیب و غیره. ﴿وَٱلنَّخۡلُ ذَاتُ ٱلۡأَكۡمَامِ﴾و درختهای خرمای پوشش دار. پوششی که خوشه خرما آهسته و کم کم از آن بیرون میآید و تبدیل به میوه میشود و از آن میخورند و ذخیره میکنند و مقیم و مسافر آنرا به عنوان توشه خود نگهداری مینمایند. خرما میوه لذیذی است و از بهترین میوهها محسوب میشود.
﴿وَٱلۡحَبُّ ذُو ٱلۡعَصۡفِ﴾و دانه که ساقه و خوشه دارد و از آن قسمت دور میشود و از کاه آن چهارپایان و غیره استفاده میکنند. و این شامل دانه گندم و جو و ذرّت و برنج و ارزن میشود.
﴿وَٱلرَّيۡحَانُ﴾و ریحان. احتمال دارد که منظور همه خوراکیهایی باشد که انسانها میخورند، و آنگاه در اینجا عام بر خاص عطف شده است. و خداوند به طرز عام و خاص روزی را به بندگانش ارزانی میدارد. و احتمال دارد که منظور همین ریحان معروف است و خداوند با فراهم آوردن انواع بوهای خوشی که به مشام میرسد و باعث شادی میگردند بر بندگانش منّت گذارده است.
وقتیکه بسیاری از نعمتهایش را که با چشم و بصیرت مشاهده میشوند بیان کرد و انسان و جن را مخاطب قرار داد، مجدّدا خداوند نعمتهایش را به آنها گوشزد نمود و فرمود: ﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ١٣﴾کدام یک از نعمتهای دینی و دنیوی خداوند را تکذیب میکنید؟ به راستی که جنها پاسخ خوبی دادند آنگاه که پیامبرصاین سوره را برای آنها خواند. ایشان هر وقت این گفته الهی را تکرار میکرد ﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ١٣﴾جنها میگفتند: «پروردگار! هیچ چیزی از نعمتهایت را تکذیب نمیکنیم، پس ستایش تو را سزاست». بنابراین، شایسته است که بنده هرگاه نعمتهای خداوند برای او ذکر شوند به آن اعتراف نماید و سپاس گزارد و خداوند را به خاطر این نعمتها ستایش کند.
آیهی ۱۶-۱۴:
﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِن صَلۡصَٰلٖ كَٱلۡفَخَّارِ١٤﴾[الرحمن: ۱۴]. «انسان را از گلِ خشکِ سفال مانند آفرید».
﴿وَخَلَقَ ٱلۡجَآنَّ مِن مَّارِجٖ مِّن نَّارٖ١٥﴾[الرحمن: ۱۵]. «و جن را از زبانهای از آتش آفرید».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ١٦﴾[الرحمن: ۱۶]. «پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید»؟.
سپس خداوند متعال فرمود: ﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ﴾تا ﴿تُكَذِّبَانِ﴾این از نعمتهای خداوند بر بندگانش است و آثار قدرت و آفرینش شگفتانگیز خود را به آنها نشان میدهد. ﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ﴾پدر انسانها آدم÷را ﴿مِن صَلۡصَٰلٖ كَٱلۡفَخَّارِ﴾از گل خمیر شدهای که خشک شده بود آفرید، و آنگاه صدایی میداد که مانند صدای سفال بود.
﴿وَخَلَقَ ٱلۡجَآنَّ﴾و پدر جنها ابلیس لعنت خدا بر او باد را ﴿مِن مَّارِجٖ مِّن نَّارٖ﴾از زبانه صاف و خالص آتش یا زبانهای که آغشته به دود بود آفرید. و این بر شرافت ماده انسان دلالت مینماید که از خاک آفریده شده است، خاکی که ماده محکم و متین و دارای منافع فراوان است، برخلاف ماده جنها که آتش است و محل سبک سری و تجاوز و شرارت و فساد است.
وقتی ماده آفرینش انسان و جن را بیان کرد و این منّتی بود از جانب خدا بر آنها، فرمود: ﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ١٦﴾پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید؟
آیهی ۱۸-۱۷:
﴿رَبُّ ٱلۡمَشۡرِقَيۡنِ وَرَبُّ ٱلۡمَغۡرِبَيۡنِ١٧﴾[الرحمن: ۱۷]. «پروردگار دو مشرق و دو مغرب».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ١٨﴾[الرحمن: ۱۸]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید».
خداوند متعال، پروردگار همۀ آن چیزهایی است که خورشید و ماه و ستارگان درخشان بر آنها طلوع میکنند، و پروردگار همه آنهایی است که خورشید و ماه و ستارگان برای مدتّی از دید آنها غروب میکنند. و هر آنچه در جهان هستی است همه تحت تدبیر و ربّوبیت او میباشند. و خداوند اینجا فرمود که دو مشرق و دو مغرب. چون خورشید در تابستان از جایی طلوع میکند و در زمستان از جایی دیگر. نیز در تابستان در جایی غروب میکند و در زمستان از جایی دیگر.
آیهی ۲۳-۱۹:
﴿مَرَجَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ يَلۡتَقِيَانِ١٩﴾[الرحمن: ۱۹]. «دو دریار را (در کنار هم) روان کرد تا (به هم) بپیوندند».
﴿بَيۡنَهُمَا بَرۡزَخٞ لَّا يَبۡغِيَانِ٢٠﴾[الرحمن: ۲۰]. «بین آن دو حجابی است که (به محدودۀ همدیگر) تجاوز نمیکنند».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٢١﴾[الرحمن: ۲۱]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید».
﴿يَخۡرُجُ مِنۡهُمَا ٱللُّؤۡلُؤُ وَٱلۡمَرۡجَانُ٢٢﴾[الرحمن: ۲۲]. «از آن دو مروارید و مرجان بیرون میآید».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٢٣﴾[الرحمن: ۲۳]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید».
منظور از دو دریا دریای شیرین و دریای شور است. آنها بههم میپیوندند و دریای شیرین در دریای شور میریزد و در نتیجه آمیخته میشوند امّا خداوند میانشان مانعی از زمین قرار دادهاست تا یکی به محدوده دیگری تجاوز نکند و استفاده از هریک ممکن باشد.
از دریای شیرین مردم مینوشند و با آن درختان و کشتزارهایشان را آبیاری میکنند. و با دریای شور هوا پاکیزه میشود و ماهی تولید میگردد و مروارید و مرجان از آن به دست میآید. و قرارگاه کشتی و لنجها میشود. بنابراین فرمود:
آیهی ۲۵-۲۴:
﴿وَلَهُ ٱلۡجَوَارِ ٱلۡمُنشََٔاتُ فِي ٱلۡبَحۡرِ كَٱلۡأَعۡلَٰمِ٢٤﴾[الرحمن: ۲۴]. «و او (خداوند) در دریا کشتیهای (بادبان) برافراشتۀ کوهوار دراد».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٢٥﴾[الرحمن: ۲۵]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید».
و خداوند کشتیها را که دریا را میشکافند و به حکم خداوند در آن حرکت میکنند برای بندگانش مسخّر گردانده است. این کشتیها را انسانها میسازند و از بس که بزرگ هستند چون کوههای بزرگ میمانند و مردم بر آن سوار میشوند و کالاهایشان و انواع اموال تجاری خویش را بر آنها حمل مینمایند، و آنچه نیاز دارند بر کشتیها بار میزنند.
خداوندی که نگهبان آسمانها و زمین است این کشتیها را محافظت مینماید و این از نعمتهای بزرگ پروردگار است. بنابراین فرمود: ﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٢٥﴾پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید؟
آیهی ۲۸-۲۶:
﴿كُلُّ مَنۡ عَلَيۡهَا فَانٖ٢٦﴾[الرحمن: ۲۶]. «هرکس بر آن (زمین) است، فناپذیر است».
﴿وَيَبۡقَىٰ وَجۡهُ رَبِّكَ ذُو ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِكۡرَامِ٢٧﴾[الرحمن: ۲۷]. «و (تنها) ذات پروردگار شکوهمندِ گرامی باقی میماند».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٢٨﴾[الرحمن: ۲۸]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید»؟.
همه انسانها و جنها و جانورانی که روی زمین هستند، و همه مخلوقات فنا میشوند و از بین میروند و تنها خداوندِ زنده که هرگز نمیمیرد باقی میماند. ﴿ذُو ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِكۡرَامِ﴾یعنی خداوندی که دارای عظمت و بزرگی و شکوه است و از این رو تعظیم و بزرگداشت میشود و دارای اکرام است. اکرام یعنی گستردگی فضل و بخششی که خداوند با آن دوستان و بندگان برگزیدهاش را گرامی میدارد، و دوستانش او را دوست میدارند و رو بهسوی او میآورند و او را بندگی و تعظیم میکنند. ﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٢٨﴾پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید؟
آیهی ۳۰-۲۹:
﴿يَسَۡٔلُهُۥ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ٢٩﴾[الرحمن: ۲۹]. «هرکس که در آسمانها و زمیناست از او (کمک) میخواهد و هر روزی او در کاری است».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٣٠﴾[الرحمن: ۳۰]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید»؟.
او از همۀ مخلوقاتش بینیاز است و او دارای جود و لطف فراوان و گسترده میباشد. پس همه آفریدهها بدو نیازمندند و همه نیازهایشان را با زبان حال و زبان گفتار از او میخواهند، و به اندازه یک چشم به هم زدن و کمتر از آن نمیتوانند از خدا بینیاز باشند.
و او تعالی ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾هر روزی در کاری است، فقیری را غنی میگرداند و شکستِ شکست خوردهای را جبران مینماید،و به قومی میبخشد، و گروهی را محروم مینماید. زنده مینماید و میمیراند و کسی را پائین میآورد و کسی را بالا میبرد، هیچ کاری او را از پرداختن به کاری دیگر باز نمیدارد. اشتباه نمیکند و اصرارِ اصرارکنندگان و خواسته طولانی جویندگان او را از پای در نمیآورد. پس پاک و منزّه است خداوند بخشنده بزرگوار که بخششهایش ما و اهل زمین و آسمانها را پوشانده و لطف او همه خلق را در همه لحظات فراگرفته است. پاک و برتر و والاست کسیکه گناه گناهکاران او را از اینکه به آنها نعمت بدهد باز نمیدارد.
و اظهار بینیازی فقیرانی که نسبت به او و لطفش آگاهی ندارند او را از جود و بخشش منع نمیکند. و این که خداوند خبر دادهاست هر روز در کاری است بیان تقدیر و تدبیرهای است که ازل مقّدر نموده است و همواره آنها را در اوقاتی که حکمت او اقتضا نماید اجرا میکند. و این همان احکام دینی و امر و نهی و فرمانهای تقدیری او هستند که در این دنیا بر بندگانش اجرا میشوند.
امّا زمانیکه جهان آفرینش پایان یابد و خداوند آن را نابود کند که آنچنان عدالت و فضل و احسان فراوان خویش را به آنها میدهد که بندگان به سبب آن او را میشناسند و میدانند که او یگانه و یکتاست. و آنجاست که مکلّفین را از سرای آزمایش به سرای زندگانی همیشگی منتقل مینماید.
آیهی ۳۲-۳۱:
﴿سَنَفۡرُغُ لَكُمۡ أَيُّهَ ٱلثَّقَلَانِ٣١﴾[الرحمن: ۳۱]. «ای انس و جن به زودی به حساب شما میپردازیم».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٣٢﴾[الرحمن: ۳۲]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید»؟.
اینک برای اجرای احکامی که زمان آن فرا رسیده فارغ میشویم. منظور از ﴿سَنَفۡرُغُ﴾این است که به زودی طبق اعمالی که در دنیا انجام دادهاید به حساب و مجازات شما خواهیم پرداخت.
آیهی ۳۴-۳۳:
﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُواْ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُواْۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَٰنٖ٣٣﴾[الرحمن: ۳۳]. «ای گروه جن و انس! اگر میتوانید از کنارههای آسمان و زمین بگذرید، پس بگذرید، جز به توانی (شگرف از آنها) نمیتوانید بگذرید».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٣٤﴾[الرحمن: ۳۴]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید».
خداوند آنها را در جایگاه قیامت جمع میکند و آنانرا به ناتوانی و ضعفشان و به کمال فرمانروایی و نفوذ مشّیت و قدرت خویش خبر میدهد. پس به آنها میفرماید: ﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُواْ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُواْۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَٰنٖ٣٣﴾ای گروه جن و انس! اگر میتوانید راه و روزنهای پیدا کنید که از حیطه فرمانروایی خداوند بیرون روید، اینکار را بکنید! امّا نمیتوانید از فرمانروایی خداوند بیرون روید مگر اینکه قدرت کاملی داشته باشید. و آنها از کجا چنین قدرتی خواهند داشت درحالیکه مالک کوچکترین سود و زیان و مرگ و زندگی برای خود نیستند؟!.
پس در اینجا هیچکس جز با اجازه خداوند سخن نمیگوید و جز صدای آهسته نمیشنوی. و در روز قیامت پادشاهان و بردگان و سران و زیردستان و ثروتمندان و فقیران همه برابر و یکسان هستند.
آیهی ۳۶-۳۵:
﴿يُرۡسَلُ عَلَيۡكُمَا شُوَاظٞ مِّن نَّارٖ وَنُحَاسٞ فَلَا تَنتَصِرَانِ٣٥﴾[الرحمن: ۳۵]. «شعلهای از آتش بر شما فرستاده میشود و (نیز) دودی. آنگاه نمیتوانید انتقام بگیرید».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٣٦﴾[الرحمن: ۳۶]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید».
سپس آنچه را که در آن روز برایشان آماده کرده است بیان کرد و فرمود: ﴿يُرۡسَلُ عَلَيۡكُمَا شُوَاظٞ مِّن نَّارٖ﴾شعله خاصی از آتش بر شما فرستاده میشود. و ﴿وَنُحَاسٞ﴾به شعلهای از آتش گفت میشود که آمیخته با دود باشد. یعنی این دو چیز ناخوشایند بر شما فرستاده میشوند و همه شما را از هرطرف احاطه میکنند و آنگاه نه خودتان میتوانید خود را یاری کنید و نه کسی غیر از خدا وجود دارد که شما را یاری نماید.
و از آنجا که بیم دادن بندگان از سوی خداوند نعمتی است از جانب او و آنها را به بالاترین مراتب میرساند و بهترین بخششها را نصیب آنها میگرداند، منّت خویش را در این باره بیان کرد و فرمود: ﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٣٦﴾پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید؟
آیهی ۴۰-۳۷:
﴿فَإِذَا ٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَكَانَتۡ وَرۡدَةٗ كَٱلدِّهَانِ٣٧﴾[الرحمن: ۳۷]. «پس چون آسمان بشکافد آنگاه (مانند) گل سرخی همچون روغن گداخته شود».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٣٨﴾[الرحمن: ۳۸]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید»؟.
﴿فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يُسَۡٔلُ عَن ذَنۢبِهِۦٓ إِنسٞ وَلَا جَآنّٞ٣٩﴾[الرحمن: ۳۹]. «پس آنروز هیچ انس و جنّی از گناهش پرسیده نمیشود».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٤٠﴾[الرحمن: ۴۰]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید».
﴿فَإِذَا ٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ﴾یعنی به سبب سختیها و وحشتهای روز قیامت آسمان میشکافد و خورشید و ماه تاریک میگردند و ستارگان آسمان پراکنده میشوند.
﴿فَكَانَتۡ وَرۡدَةٗ كَٱلدِّهَانِ﴾و آسمان از شدّت ترس و اضطراب مانند مِس گداخته شده میشود. ﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٣٨ فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يُسَۡٔلُ عَن ذَنۢبِهِۦٓ إِنسٞ وَلَا جَآنّٞ٣٩﴾پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید؟ و هیچ انس و جنّی از گناهش پرسیده نمیشود یعنی از آنچه که اتّفاق افتاده است مورد سوال استعلامی واقع نمیشود.
چون خداوند متعال دانای پیدا و پنهان و گذشته و آینده است و میخواهد بندگان را طبق آگاهیای که از حالات آنها دارد جزا و سزا دهد. و برای نیکوکاران و بدکاران در روز قیامت نشانههایی قرار دادهاست که با آن شناخته میشوند. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾[آل عمران: ۱۰۶]. «روزیکه چهرههایی سفید میشوند و چهرههایی سیاه میگردند».
آیهی ۴۲-۴۱:
﴿يُعۡرَفُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ بِسِيمَٰهُمۡ فَيُؤۡخَذُ بِٱلنَّوَٰصِي وَٱلۡأَقۡدَامِ٤١﴾[الرحمن: ۴۱]. «گناهکاران از قیافههایشان شناخته میشوند آنگاه از ناحیۀ پیشانی و پاها گرفته میشوند».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٤٢﴾[الرحمن: ۴۲]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید»؟.
در اینجا فرمود: ﴿يُعۡرَفُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ﴾یعنی پیشانیها و پاهای گناهکاران گرفته میشود و آنگاه در دوزخ انداخته میشوند و بهسوی جهنّم کشانده میشوند و خداوند با سرزنش و توبیخ از آها میپرسد.درحالیکه اوضاع و احوال آنها را بهتر میداند امّا خداوند متعال میخواهد حجّت رسا و حکمت شکوهمند خویش را برای خلق اظهار دارد.
آیهی ۴۵-۴۳:
﴿هَٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ٤٣﴾[الرحمن: ۴۳]. «این است دوزخی که آنرا گناهکاران دروغ میانگشاتند».
﴿يَطُوفُونَ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَ حَمِيمٍ ءَانٖ٤٤﴾[الرحمن: ۴۴]. «بین آن و آب گرمی جوشان میگردند».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٤٥﴾[الرحمن: ۴۵]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید»؟.
یعنی هنگامیکه جهنّم برافروخته میگردد به کسانی که وعده و وعید خداوندی را تکذیب میکردند، گفته میشود: ﴿هَٰذِهِۦ جَهَنَّمُ ٱلَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ٤٣﴾این است دوزخی که گناهکاران آن را دروغ میانگاشتند پس تکذیب کردنشان آنها را مبارک باد و باید که عذاب دوزخ و شکنجه و آتشسوزان و زنجیرهای آنرا که سزای تکذیبشان است بچشند.
﴿يَطُوفُونَ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَ حَمِيمٍ﴾و در میان طبقههای جهنّم و آتش و شعلههای آن و بین آبی که بسیار داغ و سوزان است قرار میگیرند و در قسمت بسیار سرد جهّنم که در نهایت و شدّت سردی ست گرفتار میشوند. ﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٤٥﴾پس کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید؟
آیهی ۶۵-۴۶:
﴿وَلِمَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ جَنَّتَانِ٤٦﴾[الرحمن: ۴۶]. «و کسیکه از ایستادن (در حضور) پروردگارش ترسیده باشد دو باغ دارد».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٤٧﴾[الرحمن: ۴۷]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید».
﴿ذَوَاتَآ أَفۡنَانٖ٤٨﴾[الرحمن: ۴۸]. «(دو باغ که درختانش) شاخههای بسیار دارند».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٤٩﴾[الرحمن: ۴۹]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید»؟.
﴿فِيهِمَا عَيۡنَانِ تَجۡرِيَانِ٥٠﴾[الرحمن: ۵۰]. «در آن دو (باغ) دو چشمه روانند».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٥١﴾[الرحمن: ۵۱]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید».
﴿فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٖ زَوۡجَانِ٥٢﴾[الرحمن: ۵۲]. «در آن دو (باغ) از هر میوهای از دو نوع است».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٥٣﴾[الرحمن: ۵۳]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید».
﴿مُتَّكِِٔينَ عَلَىٰ فُرُشِۢ بَطَآئِنُهَا مِنۡ إِسۡتَبۡرَقٖۚ وَجَنَى ٱلۡجَنَّتَيۡنِ دَانٖ٥٤﴾[الرحمن: ۵۴]. «بر فرشهایی تکیه زدهاند که آسترهایش از ابریشم ستبر است، و میوۀ آن دو باغ در دسترس است».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٥٥﴾[الرحمن: ۵۵]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید».
﴿فِيهِنَّ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ لَمۡ يَطۡمِثۡهُنَّ إِنسٞ قَبۡلَهُمۡ وَلَا جَآنّٞ٥٦﴾[الرحمن: ۵۶]. «در آن (کاخها حوریانی) دیده فروهشته هستند که پیش از آنان دست هیچ انس و جنی به آنها نرسدیه است».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٥٧﴾[الرحمن: ۵۷]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید».
﴿كَأَنَّهُنَّ ٱلۡيَاقُوتُ وَٱلۡمَرۡجَانُ٥٨﴾[الرحمن: ۵۸]. «گویی آنها یاقوت و مرجانند».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٥٩﴾[الرحمن: ۵۹]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را دروغ میانگارید».
﴿هَلۡ جَزَآءُ ٱلۡإِحۡسَٰنِ إِلَّا ٱلۡإِحۡسَٰنُ٦٠﴾[الرحمن: ۶۰]. «آیا پاداش نیکوکاری جز نیکوکاری است».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٦١﴾[الرحمن: ۶۱]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید»؟.
﴿وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ٦٢﴾[الرحمن: ۶۲]. «و جز (این) دو (باغ) دو باغ دیگر است».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٦٣﴾[الرحمن: ۶۳]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید».
﴿مُدۡهَآمَّتَانِ٦٤﴾[الرحمن: ۶۴]. «هردو کاملاً سبز و خرم هستند».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٦٥﴾[الرحمن: ۶۵]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید».
وقتی آنچه را که بر سر گناهکاران میآید، بیان کرد، پاداش پرهیزگاران را نیز که از خداوند ترسیدهاند بیان کرد و فرمود: ﴿وَلِمَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ جَنَّتَانِ٤٦﴾و کسیکه از پروردگارش و از ایستادن در حضور او ترسیده باشد در نتیجه آنچه را که خداوند نهی کرده ترک گفته و آنچه را که خداوند فرمان داده است، انجام داده، پاداش چنین کسی این است که دو باغ خواهد داشت که ظروف آن و ساختمانهایشان و آنچه در آنهاست طلاست. یکی از دو باغ پاداشی است که در مقابل ترک منّهیات به او داده میشود، و دیگری به پاداش انجام طاعتها به او عطا میگردد.
و از اوصاف این دو باغ آن است که ﴿ذَوَاتَآ أَفۡنَانٖ٤٨﴾در آنها نعمتهای متنّوع و گوناگونی هست، نعمتهای ظاهری و باطنی که هیچ چشمی آنها را ندیده و هیچ گوشی نشنیده و تصور آن به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. و در این باغها درختان زیاد و شکوفهایی هست که شاخههای نرمی دارند و در این شاخهها میوههای رسیده لذیذ فراوانی هست.
و در این دو باغ ﴿عَيۡنَانِ تَجۡرِيَانِ﴾دو چشمه روانند که آنها به دلخواه خویش آن چشمهها را میجوشانند. ﴿فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٖ زَوۡجَانِ٥٢﴾یعنی از همه انواع میوهها از هریک دو نوع است و هر نوعی لذّت و رنگ دیگری دارد.
﴿مُتَّكِِٔينَ عَلَىٰ فُرُشِۢ بَطَآئِنُهَا مِنۡ إِسۡتَبۡرَقٖ﴾این صفت فرشهای اهل بهشت و وصف نشستن آنها بر آن است که با راحتی و آرامش همچون پادشاهان بر آن تکیه میزنند. و حالت و وصف این فرشها و زیباییشان را کسی جز خداوند متعال نمیداند و قسمت زیرین این فرشها که روی زمین قرار میگیرند از بهترین ابریشم است پس قسمت بالاییشان که بر آن مینشینند چگونه خواهد بود؟! ﴿وَجَنَى ٱلۡجَنَّتَيۡنِ دَانٖ﴾یعنی میوههای این دو باغ نزدیک و در دسترس است که فرد نشسته و ایستاده و کسیکه خوابیده به آن دسترسی دارد.
﴿فِيهِنَّ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ﴾یعنی در آن کاخها حوریانی هست که چشم فرو هشتهاند. یعنی چشمانشان فقط به شوهرانشان معطوف، از آن جا که شوهرانشان بسیار زیبا و خوب هستند و کاملا آنها را دوست دارند، شوهرانشان نیز فقط به آنها چشم دوختهاند چون آنها بسیار زیبا میباشند و آنها را به شدّت دوست دارند و وصالشان لذّت بخش است.
﴿لَمۡ يَطۡمِثۡهُنَّ إِنسٞ قَبۡلَهُمۡ وَلَا جَآنّٞ﴾یعنی هیچ احدی از جن و انس قبل از آنان به آنها دسترسی پیدا نکرده است و به سبب اینکه به طریقهی نیکو شوهرداری میکنند و دارای ناز و دلبری و ملاحت هستند به نزد شوهرانشان محبوب هستند، به همین جهت فرمود: ﴿كَأَنَّهُنَّ ٱلۡيَاقُوتُ وَٱلۡمَرۡجَانُ٥٨﴾انگار آنان یاقوت و مرجان هستند، و این به خاطر صفای آنان و زیبایی منظر و رخسارهی آنان است.
﴿هَلۡ جَزَآءُ ٱلۡإِحۡسَٰنِ إِلَّا ٱلۡإِحۡسَٰنُ٦٠﴾آیا کسیکه پرستش خداوند را به نیکویی انجام داده و به بندگان سود رسانده است جز این پاداشی دارد که با دادن پاداش فراوان و رستگاری بزرگ و نعمت و زندگی سالم با او نیکی شود. این دو باغ عالی برای مقّربان میباشند.
﴿وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ٦٢﴾و جز این دو باغ، دو باغ دیگر است که ساختارشان و آراستنیهایشان از نقره است. و این دو باغ ﴿مُدۡهَآمَّتَانِ٦٤﴾از شدّت سرسبزی و خرّمی سیاه رنگ میباشند.
آیهی ۷۸-۶۶:
﴿فِيهِمَا عَيۡنَانِ نَضَّاخَتَانِ٦٦﴾[الرحمن: ۶۶]. «در آن دو (باغ) دو چشمۀ جوشان است».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٦٧﴾[الرحمن: ۶۷]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید».
﴿فِيهِمَا فَٰكِهَةٞ وَنَخۡلٞ وَرُمَّانٞ٦٨﴾[الرحمن: ۶۸]. «در آن دو (باغ) میوه و درختان خرما و انار هست».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٦٩﴾[الرحمن: ۶۹]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید».
﴿فِيهِنَّ خَيۡرَٰتٌ حِسَانٞ٧٠﴾[الرحمن: ۷۰]. «در آن باغها زنان برگزیدۀ زیبا هستند».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٧١﴾[الرحمن: ۷۱]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید»؟.
﴿حُورٞ مَّقۡصُورَٰتٞ فِي ٱلۡخِيَامِ٧٢﴾[الرحمن: ۷۲]. «حوریانِ نگه داشته شده در خیمهها».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٧٣﴾[الرحمن: ۷۳]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید».
﴿لَمۡ يَطۡمِثۡهُنَّ إِنسٞ قَبۡلَهُمۡ وَلَا جَآنّٞ٧٤﴾[الرحمن: ۷۴]. «دست هیچ انس و جنّی پیش از آنان (=مؤمنان) به آنان نرسیده است».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٧٥﴾[الرحمن: ۷۵]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید».
﴿مُتَّكِِٔينَ عَلَىٰ رَفۡرَفٍ خُضۡرٖ وَعَبۡقَرِيٍّ حِسَانٖ٧٦﴾[الرحمن: ۷۶]. «درحالیکه بر بالشهای سبز و بسترهای نیک تکیه زدهاند».
﴿فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٧٧﴾[الرحمن: ۷۷]. «پس کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را تکذیب میکنید».
﴿تَبَٰرَكَ ٱسۡمُ رَبِّكَ ذِي ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِكۡرَامِ٧٨﴾[الرحمن: ۷۸]. «خجسته است نام پروردگار شکوهمند و گرامی دارنده».
﴿فِيهِمَا عَيۡنَانِ نَضَّاخَتَانِ٦٦﴾در آن دو باغ دو چشمۀ جوشان است. ﴿فِيهِمَا فَٰكِهَةٞ﴾و در آن باغها انواع میوهها موجود است و مهمترین آن میوهها خرما و انار هستند که منافع فراوانی دارند.
﴿فِيهِنَّ﴾در همه باغهای بهشت ﴿خَيۡرَٰتٌ حِسَانٞ﴾زنان نیک سیرت و زیبا وجود دارند و آنها هم دارای زیبایی و حسن ظاهری هستند. همچنین از حسن و زیبایی باطنی نیز برخوردارند. خلاصه این که خوش اندام و خوش اخلاقند.
﴿حُورٞ مَّقۡصُورَٰتٞ فِي ٱلۡخِيَامِ٧٢﴾حوریان نگه داشته شده در خیمهها، یعنی در خیمههایی که از لولو هستند نگه داشته شدهاند و خود را برای همسرانشان آماده کردهاند. و محبوس بودن آنها در خیمهها این را نفی نمیکند که آنها را از ورود به باغها منع کنند و در باغهای بهشت به گشت و گذار نپردازند. همانطور که دختران پادشاهان که محجبّه و دارای پوشش هستند به باغها میروند و تفریح میکنند.
﴿لَمۡ يَطۡمِثۡهُنَّ إِنسٞ قَبۡلَهُمۡ وَلَا جَآنّٞ٧٤ فَبِأَيِّ ءَالَآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ٧٥ مُتَّكِِٔينَ عَلَىٰ رَفۡرَفٍ خُضۡرٖ﴾اهل این دو باغ متکّاهایشان بالشهای سبز رنگ است که بر آن تکیه میزنند، و آن بسترهایی است که در بالای نشیمن گاههای آنان قرار دارند و از درخشندگی و منظره بسیار زیبایی برخوردارند. ﴿وَعَبۡقَرِيٍّ حِسَانٖ﴾و فرشهای منقّش زیبا. «عبقری» به منسوجات زیبا گفته میشود. بنابراین، آنرا به نوعی از زیبایی وصف نمود که شامل زیبایی جنس و منظره و نرم بودن آن میشود.
و این دو باغ غیر از آن دو باغ اوّلی هستند، همانطور که خداوند متعال تصریح نموده است: ﴿وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ٦٢﴾و جز آن دو باغ دو باغ دیگر است.
و دو باغ اوّلی را با اوصافی توصیف نموده که دو باغ دیگر را با آن اوصاف توصیف نکرده است. پس درباره باغ اوّل فرمود: ﴿فِيهِمَا عَيۡنَانِ تَجۡرِيَانِ٥٠﴾در آن دو باغ دو چشمه روان است. و در توصیف دو باغ دیگر فرمود: ﴿فِيهِمَا عَيۡنَانِ نَضَّاخَتَانِ٦٦﴾در آن دو باغ دو چشمه جوشان است.
و فرق چشمه روان با چشمهای که فواره میزند و جوشان است معلوم میباشد. و درباره دو باغ اوّلی فرمود: ﴿﴿ذَوَاتَآ أَفۡنَانٖ٤٨﴾درختانشان شاخههای بسیار دارند. و در مورد دو باغ دیگر این را نگفت. هم چنین درباره دو تای اوّلی فرمود: ﴿فِيهِمَا مِن كُلِّ فَٰكِهَةٖ زَوۡجَانِ٥٢﴾در آن دو باغ از هر میوهای دو نوع است.
و درباره دو نوع دیگر فرمود: ﴿فِيهِمَا فَٰكِهَةٞ وَنَخۡلٞ وَرُمَّانٞ٦٨﴾در آن دو، میوه و درخت خرما و انار است.
و تفاوت هر دو توصیف معلوم و مشخّص است. و در بارهی دو تای اوّلی فرمود: ﴿مُتَّكِِٔينَ عَلَىٰ فُرُشِۢ بَطَآئِنُهَا مِنۡ إِسۡتَبۡرَقٖۚ وَجَنَى ٱلۡجَنَّتَيۡنِ دَانٖ٥٤﴾بر فرشهایی که آسترشان از ابرایشم ضخیم است تکیه زدهاند و میوههای این باغها در دسترس است. ولی این مطالب را در مورد دو باغ دیگر نگفت. بلکه فرمود: ﴿مُتَّكِِٔينَ عَلَىٰ رَفۡرَفٍ خُضۡرٖ وَعَبۡقَرِيٍّ حِسَانٖ٧٦﴾بر بالشهای سبز و بسترهای زیبا و منقّش تکیه زدهاند.
و در رابطه با توصیف زنان و همسران مومنی که در دو باغ اوّل قرار دارند گفت: ﴿فِيهِنَّ قَٰصِرَٰتُ ٱلطَّرۡفِ﴾در آن باغها حوریانی دیده فروهشته هستند. و درباره دو باغ دیگر فرمود: ﴿حُورٞ مَّقۡصُورَٰتٞ فِي ٱلۡخِيَامِ٧٢﴾زنانی زیبا که در خیمهها نگاه داشته شدهاند.
و در مورد دو تای اوّلی گفت: ﴿هَلۡ جَزَآءُ ٱلۡإِحۡسَٰنِ إِلَّا ٱلۡإِحۡسَٰنُ٦٠﴾آیا پاداش نیکوکاری جز نیکی است؟ پس این دلالت مینماید که آنها به عنوان پاداش به نیکوکاران داده میشوند. امّا درباره دو باغ اخیر چنین گفت. و این که دو تا باغ اوّلی را بر دو تای اخری مقدّم کرده است نشانگر برتری دو باغ اوّلی است.
پس با این چیزها فضیلت دو باغ اولی بر دو تای دیگر معلوم میشود، و فهمیده میشود که آن باغها برای بندگان مقرّب از قبیل پیامبران و صدّیقان و بندگان برگزیده خداوند آماده گشتهاند. و دو تا باغ اخیر برای عموم مومنان آماده شدهاند.
و در هریک از باغها چیزهایی است که هیچ چشمی آن را ندیده و هیچ گوشی (اخبارش را) نشنیده و به تصوّر هیچ دلی نیامده است. و هرآنچه که انسان دلش بخواهد و چشمها از دیدن آن لذّت ببرند در آن باغها فراهم است.
و کسانیکه در این باغها قرار میگیرند در نهایت آسایش و خشنودی و آرامش به سر میبرند تا جایی که هیچ یک از آنها دیگری را بهتر از خودش نمیبیند. و فکر نمیکند هیچکس بهتر از او در ناز و نعمت قرار داشته باشد. وقتی گستردگی فضل و احسان خویش را بیان کرد، فرمود: ﴿تَبَٰرَكَ ٱسۡمُ رَبِّكَ ذِي ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِكۡرَامِ٧٨﴾پروردگار تو بزرگ است و خیر او فراوان است و دارای شکوهمندی آشکار و مجد و بزرگی کامل است و دوستانش را گرامی میدارد.
پایان تفسیر سورهی رحمن
مکی و ۹۶ آیه است.
آیهی ۱۲-۱:
﴿إِذَا وَقَعَتِ ٱلۡوَاقِعَةُ١﴾[الواقعة: ۱]. «هنگامیکه واقعه برپا شود».
﴿لَيۡسَ لِوَقۡعَتِهَا كَاذِبَةٌ٢﴾[الواقعة: ۲]. «رخ دادن آن قطعی و جای تکذیب نیست».
﴿خَافِضَةٞ رَّافِعَةٌ٣﴾[الواقعة: ۳]. «(گروهی را) پایین میآورد (و گروهی را) بالا میبرد».
﴿إِذَا رُجَّتِ ٱلۡأَرۡضُ رَجّٗا٤﴾[الواقعة: ۴]. «آنگاه که زمین به شدّت تکان داده میشود».
﴿وَبُسَّتِ ٱلۡجِبَالُ بَسّٗا٥﴾[الواقعة: ۵]. «و کوهها در هم کوبیده شوند و ریزه ریزه گردند».
﴿فَكَانَتۡ هَبَآءٗ مُّنۢبَثّٗا٦﴾[الواقعة: ۶]. «و چون غبار پراکنده گردند».
﴿وَكُنتُمۡ أَزۡوَٰجٗا ثَلَٰثَةٗ٧﴾[الواقعة: ۷]. «و شما سه گروه خواهید شد».
﴿فَأَصۡحَٰبُ ٱلۡمَيۡمَنَةِ مَآ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَيۡمَنَةِ٨﴾[الواقعة: ۸]. «سمت راستیها! امّا چه سمت راستیهایی»؟.
﴿وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشَۡٔمَةِ مَآ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشَۡٔمَةِ٩﴾[الواقعة: ۹]. «و سمت چپیها! امّا چه سمت چپیهایی».
﴿وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلسَّٰبِقُونَ١٠﴾[الواقعة: ۱۰]. «و پیشیگیرندگانی که پیشتازند».
﴿أُوْلَٰٓئِكَ ٱلۡمُقَرَّبُونَ١١﴾[الواقعة: ۱۱]. «اینان مقرّبان (درگاه خداوند) هستند».
﴿فِي جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ١٢﴾[الواقعة: ۱۲]. «در باغهای پر ناز و نعمت (خواهند بود)».
خداوند متعال از حالت قیامت که واقع میگردد و رخ دادن آن قطعی است خبر میدهد که: ﴿لَيۡسَ لِوَقۡعَتِهَا كَاذِبَةٌ٢﴾هیچ شکّی در وقوع قیامت نیست، چون دلایل عقلی و نقلی آشکار، بر آن دلالت مینمایند و حکمت خداوند متعال دالّ بر آن است.
﴿خَافِضَةٞ رَّافِعَةٌ٣﴾گروهی از مردمان را پایین میبرد و به اسفل سافلین میرساند، و گروهی را بالا میبرد و به اعلی علّیین میرساند. یا این که صدایش را پایین میآورد به گونهای که (فقط) آن کس که نزدیک است میشنود. و آنرا بالا میبرد به گونهای که آن کس که دور است میشنود. و آنرا بالا میبرد به گونهای که آن کس که دور است میشنود. ﴿إِذَا رُجَّتِ ٱلۡأَرۡضُ رَجّٗا٤﴾آنگاه که زمین به حرکت و اضطراب درآید.
﴿وَبُسَّتِ ٱلۡجِبَالُ بَسّٗا٥ فَكَانَتۡ هَبَآءٗ مُّنۢبَثّٗا٦﴾و آنگاه که کوهها ریزه ریزه و متلاشی گردند و به صورت گرد و غبار پراکنده شوند، به گونهای که زمین طوری میشود که نه در آن کوهی است و نه نشانهای، و به صورت میدانی صاف و مسطح که هیچ فراز و نشیبی در آن نیست در میآید.
﴿وَكُنتُمۡ أَزۡوَٰجٗا ثَلَٰثَةٗ٧﴾و شما ای مخلوقات! طبق اعمال نیک و بدتان به سه گروه تقسیم خواهید شد. سپس حالات گروههای سه گانه را توضیح داد و فرمود: ﴿فَأَصۡحَٰبُ ٱلۡمَيۡمَنَةِ مَآ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَيۡمَنَةِ٨﴾سمت راستیها، چه سمت راستیهایی؟ یعنی چقدر سعادتمند هستند و چه وضع و حال خوبی دارند!.
﴿وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشَۡٔمَةِ مَآ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشَۡٔمَةِ٩﴾و سمت چپیها چه وضع و حال بدی دارند! ﴿وَٱلسَّٰبِقُونَ ٱلسَّٰبِقُونَ١٠ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلۡمُقَرَّبُونَ١١﴾و کسانیکه در دنیا در انجام کارهای خوب از دیگران پیشی گرفتهاند در آخرت پیشاپیش دیگران وارد بهشت میشوند.
﴿فِي جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ١٢﴾کسانیکه چنیناند مقرّب درگاه خداوند هستند و در اعلی علّیین و در منازل بلندی که هیچ منزلی بالاتر از آن نیست در باغهای بهشت خواهند بود.
آیهی ۱۶-۱۳:
﴿ثُلَّةٞ مِّنَ ٱلۡأَوَّلِينَ١٣﴾[الواقعة: ۱۳]. «گروهی از پیشینیان».
﴿وَقَلِيلٞ مِّنَ ٱلۡأٓخِرِينَ١٤﴾[الواقعة: ۱۴]. «و گروه اندکی از پسینیان هستند».
﴿عَلَىٰ سُرُرٖ مَّوۡضُونَةٖ١٥﴾[الواقعة: ۱۵]. «بر تختهای گوهرنشان (خواهند نشست)».
﴿مُّتَّكِِٔينَ عَلَيۡهَا مُتَقَٰبِلِينَ١٦﴾[الواقعة: ۱۶]. «روبروی هم بر این تختها تکیه میزنند».
و اینهایی که ذکر شدند ﴿ثُلَّةٞ مِّنَ ٱلۡأَوَّلِينَ١٣﴾گروه زیادی از پیشنیان این امّت و غیره هستند. ﴿وَقَلِيلٞ مِّنَ ٱلۡأٓخِرِينَ١٤﴾و گروه اندکی از پسینیان هستند. این بیانگر آن است که نخستین افراد این امّت از کسانی که بعد از آنان آمدهاند فاضلتر هستند چون مقّربان پیشترشان از پیشینیان امّت میباشند. و مقّربان که خواصّ خلق میباشند ﴿عَلَىٰ سُرُرٖ مَّوۡضُونَةٖ١٥﴾بر تخت خایی خواهند نشست که با طلا و نقره و گوهر و دیگر آراستنیهایی که فقط خدا میداند آراسته شدهاند.
﴿مُّتَّكِِٔينَ عَلَيۡهَا﴾بر این تختها با کمال آرامش و راحتی روبروی همدیگر تکیه زدهاند. ﴿مُتَقَٰبِلِينَ﴾و آنها با محبّت و همدلی مودبانه روبروی هم مینشینند.
آیهی ۲۶-۱۷:
﴿يَطُوفُ عَلَيۡهِمۡ وِلۡدَٰنٞ مُّخَلَّدُونَ١٧﴾[الواقعة: ۱۷]. «نوجوانانی که همیشه نوجوان باقی میمانند بر (گرِد) آنان میگردند».
﴿بِأَكۡوَابٖ وَأَبَارِيقَ وَكَأۡسٖ مِّن مَّعِينٖ١٨﴾[الواقعة: ۱۸]. «با جامهای شراب گوارا که هیچ بیماری و آفتی ندارد بر آنان میگردانند».
﴿لَّا يُصَدَّعُونَ عَنۡهَا وَلَا يُنزِفُونَ١٩﴾[الواقعة: ۱۹]. «نه از آن (شراب) سردرد میگیرند و نه عقل و شعور خود را از دست میدهند».
﴿وَفَٰكِهَةٖ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ٢٠﴾[الواقعة: ۲۰]. «(و به گرد آنان میگردند) با میوههایی که برمیگزیند».
﴿وَلَحۡمِ طَيۡرٖ مِّمَّا يَشۡتَهُونَ٢١﴾[الواقعة: ۲۱]. «و گوشت پرندهای که بخواهند و آرزو کنند».
﴿وَحُورٌ عِينٞ٢٢﴾[الواقعة: ۲۲]. «و حوران چشم درشت (دارند)».
﴿كَأَمۡثَٰلِ ٱللُّؤۡلُوِٕ ٱلۡمَكۡنُونِ٢٣﴾[الواقعة: ۲۳]. «همچون مروارید نهفتهاند».
﴿جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٢٤﴾[الواقعة: ۲۴]. «(نعمتهایی که بدیشان داده میشود) به پاداش کارهایی است که می کردهاند».
﴿لَا يَسۡمَعُونَ فِيهَا لَغۡوٗا وَلَا تَأۡثِيمًا٢٥﴾[الواقعة: ۲۵]. «در آنجا نه سخن بیهوده میشنوند و نه سخن گناهآلود».
﴿إِلَّا قِيلٗا سَلَٰمٗا سَلَٰمٗا٢٦﴾[الواقعة: ۲۶]. «مگر این سخن را که (همگی) سلام و درود باد».
﴿يَطُوفُ عَلَيۡهِمۡ وِلۡدَٰنٞ مُّخَلَّدُونَ١٧ بِأَكۡوَابٖ وَأَبَارِيقَ وَكَأۡسٖ مِّن مَّعِينٖ١٨﴾برای خدمت بهشتیها و انجام دادن کارهایشان نوجوانانی بسیار زیبا که: ﴿كَأَنَّهُمۡ لُؤۡلُؤٞ مَّكۡنُونٞ﴾[الطور: ۲۴]. «انگار دُرهای پوشیده هستند». و جاودان و همیشگی بوده و پیر نمیشوند و تغییر نمیکنند و سنِ آنها بالا نمیرود، با کوزهها و آب ریزها و جامهای شراب گوارا که هیچ بیماری و آفتی ندارد بر گرد آنان میگردند. «اکواب» پارچهایی بدون دسته، و «اباریق» پارچهای دسته دار میباشند. جوانان اهل بهشت، شراب ناب را با این ظروف، برای آنان به گردش در میآورند.
﴿لَّا يُصَدَّعُونَ عَنۡهَا﴾از نوشیدن آن شراب سردرد نمیگیرند آنگونه که مردم از نوشیدن شراب دنیا سردرد میگیرند. ﴿وَلَا يُنزِفُونَ﴾و نه عقل و شعور خود را از دست میدهند آن طور که نوشندگان شراب دنیا عقل خود را از دست میدهند.
خلاصه اینکه همه نعمتهایی که در بهشت هستند و نمونه برخی از آنها در دنیا نیز وجود دارد هیچ آفت و عوارضی ندارند. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿فِيهَآ أَنۡهَٰرٞ مِّن مَّآءٍ غَيۡرِ ءَاسِنٖ وَأَنۡهَٰرٞ مِّن لَّبَنٖ لَّمۡ يَتَغَيَّرۡ طَعۡمُهُۥ وَأَنۡهَٰرٞ مِّنۡ خَمۡرٖ لَّذَّةٖ لِّلشَّٰرِبِينَ وَأَنۡهَٰرٞ مِّنۡ عَسَلٖ مُّصَفّٗى﴾[محمد: ۱۵]. «رود بارهایی از آبی که بدبو نیست و رودبارهایی از شیر که طعم آن تغییر نکرده است و جویبارهایی از شراب که برای نوشندگان گوارا و لذّت بخش است و جویبارهایی از عسل خالص و پالوده در بهشت وجود دارد».
در اینجا شراب بهشت را ذکر نمود و هر نوع آفتی را که در دنیا یافت میشود از آن نفی کرد. ﴿وَفَٰكِهَةٖ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ٢٠﴾و هر نوع میوه را که برگزینند و بخواهند، به کاملترین و زیباترین صورت برایشان فراهم خواهد بود. ﴿وَلَحۡمِ طَيۡرٖ مِّمَّا يَشۡتَهُونَ٢١﴾و از گوشت انواع پرندگانی که بخواهند به هر صورتی که بخواهند کباب شده یا پخته شده و یا به صورتی دیگر که بخواهند برایشان فراهم خواهد شد.
﴿وَحُورٌ عِينٞ٢٢﴾و حورانی زیبا چشم خواهند داشت که چشمانی سیاه و درشت و زیبا دارند. زیبایی چشم زن از بزرگترین نشانههای زیبایی او به شمار میرود. ﴿كَأَمۡثَٰلِ ٱللُّؤۡلُوِٕ ٱلۡمَكۡنُونِ٢٣﴾انگار آن ه ا مرواریدهای تازه و زیبا و درخشانی هستند که از دایره دید و باد و خورشید پنهان بودهاند، چنین مرواریدی بهترین رنگ را دارد و به هیچ صورت عیبی در آن موجود نیست. پس به همین صورت حورهای بهشتی هیچ عیبی ندارند بلکه آنان اوصافشان کامل و زیبا است.
و هرچه در آنها فکر کنی جز آنچه دل را شاد مینماید و بیننده را خوشحال میکند نخواهی یافت. این نعمت که برای آنها فراهم شده است. ﴿جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٢٤﴾به پاداش کارهایی است که میکردهاند.
پس همانطور که آنها کارهای نیک کردهاند خداوند نیز به آنان پاداش نیک داده و رستگاری و ناز و نعمت را به تمام و کمال به آنها میبخشد. ﴿لَا يَسۡمَعُونَ فِيهَا لَغۡوٗا وَلَا تَأۡثِيمًا٢٥﴾در باغهای بهشت سخنی بیهوده و یاوه و بیفایده نمیشنوند، نیز سخنی که گویندهاش را گناهکار کند نمیشنوند.
﴿إِلَّا قِيلٗا سَلَٰمٗا سَلَٰمٗا٢٦﴾مگر سخن خوب و پاکیزه، چون بهشت سرای پاکیزگان است و در آن جز پاکی نخواهد بود. و این دلیلی است بر حسن ادب اهل بهشت در مخاطب قرار دادن هم دیگر، دلیلی است بر این که سخن آنها بهترین سخن و بیشترین مایه شادی دلهاست و سخنی است که از هر لغو و گناهی به دور است. از خداوند میخواهیم که ما را به لطف خویش از اهل بهشت بگرداند.
آیه ی۴۰-۲۷:
﴿وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡيَمِينِ مَآ أَصۡحَٰبُ ٱلۡيَمِينِ٢٧﴾[الواقعة: ۲۷]. «و سمت راستیها چه (وضع و) حالی دارند سمت راستیها».
﴿فِي سِدۡرٖ مَّخۡضُودٖ٢٨﴾[الواقعة: ۲۸]. «در(میان) درختان سدر بیخار»
﴿وَطَلۡحٖ مَّنضُودٖ٢٩﴾[الواقعة: ۲۹]. «و درختان موز که میوههایش رویهم چیده شده است».
﴿وَظِلّٖ مَّمۡدُودٖ٣٠﴾[الواقعة: ۳۰]. «و سایهای گسترده».
﴿وَمَآءٖ مَّسۡكُوبٖ٣١﴾[الواقعة: ۳۱]. «و آبیریزان».
﴿وَفَٰكِهَةٖ كَثِيرَةٖ٣٢﴾[الواقعة: ۳۲]. «و درمیان میوههای فراوان هستند».
﴿لَّا مَقۡطُوعَةٖ وَلَا مَمۡنُوعَةٖ٣٣﴾[الواقعة: ۳۳]. «که نه تمام میشود و نه منع میگردد».
﴿وَفُرُشٖ مَّرۡفُوعَةٍ٣٤﴾[الواقعة: ۳۴]. «و بسترهای بلند».
﴿إِنَّآ أَنشَأۡنَٰهُنَّ إِنشَآءٗ٣٥﴾[الواقعة: ۳۵]. «بیگمان ما آنانرا چنانکه سزد آفریدهایم».
﴿فَجَعَلۡنَٰهُنَّ أَبۡكَارًا٣٦﴾[الواقعة: ۳۶]. «و آنانرا دوشیزه گردانیدهایم».
﴿عُرُبًا أَتۡرَابٗا٣٧﴾[الواقعة: ۳۷]. «شوی دوست و هم سن و سال».
﴿لِّأَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ٣٨﴾[الواقعة: ۳۸]. «(همۀ اینها متعلق) به سمت راستیهاست».
﴿ثُلَّةٞ مِّنَ ٱلۡأَوَّلِينَ٣٩﴾[الواقعة: ۳۹]. «گروه بسیاری از پیشینیان».
﴿وَثُلَّةٞ مِّنَ ٱلۡأٓخِرِينَ٤٠﴾[الواقعة: ۴۰]. «و گروه بسیاری از پسینیانند».
سپس آنچه را که خداوند برای یاران راست و سعادتمندان تهیه کرده است بیان کرد و فرمود: ﴿وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡيَمِينِ مَآ أَصۡحَٰبُ ٱلۡيَمِينِ٢٧﴾یعنی حالت بسیار خوبی دارند. ﴿فِي سِدۡرٖ مَّخۡضُودٖ٢٨﴾درمیان درختان سدری هستند که خارهایشان گرفته شده و بریده شده است و شاخههای خراب آن قطع گردیده و به جای خار و شاخههای مضر میوه قرار داده شده است، و درخت سدر ویژگیهایی چون سایه گسترده و آرامش یافتن انسان در سایه آن را دارا میباشد.
﴿وَطَلۡحٖ مَّنضُودٖ٢٩﴾«طلح» درخت بزرگی است که در صحرا میروید و میوهای لذیذ و خوشمزه دارد و خوشمزه است. ﴿وَمَآءٖ مَّسۡكُوبٖ٣١﴾درمیان بسیاری از آبها و نهرهای روان و چشمههای جوشان هستند. ﴿وَفَٰكِهَةٖ كَثِيرَةٖ٣٢ لَّا مَقۡطُوعَةٖ وَلَا مَمۡنُوعَةٖ٣٣﴾یعنی همانند میوههای دنیا نیستند که در بعضی وقتها یافت نمیشوند و فقط در برخی فصلها در دسترس هستند و به دست آوردنشان مشکل است، بلکه میوههای بهشت همواره و همیشه وجود دارند و چیدن و استفاده از آن راحت است و انسان در هر حالتی که باشد به آن دسترسی دارد.
﴿وَفُرُشٖ مَّرۡفُوعَةٍ٣٤﴾و بسترهایی که بر بالای تختها هستند و این فرشها و بسترها از ابریشم و طلا و مروارید هستند و جز خدا کسی ماهیت آنها را نمیداند. ﴿إِنَّآ أَنشَأۡنَٰهُنَّ إِنشَآءٗ٣٥﴾ما زنان اهل بهشت را آفریده و پدید آوردهایم امّا آفریدنی که با آفرینش دنیا فرق میکند، آفریدن کاملی که فناپذیر نیست. ﴿فَجَعَلۡنَٰهُنَّ أَبۡكَارًا٣٦﴾یعنی کوچک و بزرگ آنها را دوشیزه گردانیدهایم.
﴿عُرُبًا أَتۡرَابٗا٣٧﴾همسر پسند و هم سن و سال. و این شامل حورهای بهشتی و زنان اهل دنیا میگردد. و آنها در همه حالات و همواره دوشیزه هستند و همواره شیفته همسران خود میباشند. «عروب» به زنی گفته میشود که شیفته همسرش و دلداده او باشد و هیئتی زیبا و دلکش داشته باشد، زنی که هرگاه حرف بزند دلها را میرباید و انسان را مدهوش میکند. و شنونده دوست دارد که حرفش تمام نشود به خصوص وقتی که با آن صدای زیبا و نغمههای شادی آور ترانه میخواند.
زنی است که اگر شوهر به ادب و زیبایی او نگاه کند دلش سرشار از شادی و سرور میگردد. و اگر از جایی به جایی دیگر برود آنجا را پر از عطر و نور مینماید. و عشوه و ناز به هنگام آمیزش را نیز شامل میشود. «اتراب» نیز زنان هم سن و سال هستند، سی و سه سال که کاملترین سن جوانی است. پس زنان اهل بهشت همسرپسند و هم سن و سال هستند و هماهنگ و راضی میباشند، نه خود ناراحت میشوند و نه دیگران را ناراحت میکنند بلکه مایه شادی و سرور میباشند.
﴿لِّأَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ٣٨﴾یعنی برای بهشتیها فراهم شدهاند. ﴿ثُلَّةٞ مِّنَ ٱلۡأَوَّلِينَ٣٩ وَثُلَّةٞ مِّنَ ٱلۡأٓخِرِينَ٤٠﴾این گروه که یاران دست راست و سعادتمندان هستند شمار زیادی از پیشنیان و شمار زیادی از پسینیانند.
آیهی ۵۷-۴۱:
﴿وَأَصۡحَٰبُ ٱلشِّمَالِ مَآ أَصۡحَٰبُ ٱلشِّمَالِ٤١﴾[الواقعة: ۴۱]. «و نگونبختان، چه (وضع و) حالی دارند نگونبختان»!.
﴿فِي سَمُومٖ وَحَمِيمٖ٤٢﴾[الواقعة: ۴۲]. «در آتش باد و آب جوش خواهند بود».
﴿وَظِلّٖ مِّن يَحۡمُومٖ٤٣﴾[الواقعة: ۴۳]. «و در سایهای از دود سیاه».
﴿لَّا بَارِدٖ وَلَا كَرِيمٍ٤٤﴾[الواقعة: ۴۴]. «نه خنک است و نه ارزشمند».
﴿إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَبۡلَ ذَٰلِكَ مُتۡرَفِينَ٤٥﴾[الواقعة: ۴۵]. «آنان پیش از این خوشگذران بودهاند».
﴿وَكَانُواْ يُصِرُّونَ عَلَى ٱلۡحِنثِ ٱلۡعَظِيمِ٤٦﴾[الواقعة: ۴۶]. «و بر گناه بزرگ پای میفشردند».
﴿وَكَانُواْ يَقُولُونَ أَئِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ٤٧﴾[الواقعة: ۴۷]. «و میگفتند: آیا چون مردیم و خاک و استخوان گشتیم برانگیخته خواهیم شد»؟.
﴿أَوَ ءَابَآؤُنَا ٱلۡأَوَّلُونَ٤٨﴾[الواقعة: ۴۸]. «آیا پدران نخستین ما (نیز برانگیخته میشوند)»؟.
﴿قُلۡ إِنَّ ٱلۡأَوَّلِينَ وَٱلۡأٓخِرِينَ٤٩﴾[الواقعة: ۴۹]. «بگو: بدون شک پیشینیان و پسینیان».
﴿لَمَجۡمُوعُونَ إِلَىٰ مِيقَٰتِ يَوۡمٖ مَّعۡلُومٖ٥٠﴾[الواقعة: ۵۰]. «همانا در موعد روزی معیّن گردآورده میشوند».
﴿ثُمَّ إِنَّكُمۡ أَيُّهَا ٱلضَّآلُّونَ ٱلۡمُكَذِّبُونَ٥١﴾[الواقعة: ۵۱]. «سپس شما ای گمراهان تکذیب کننده»!.
﴿لَأٓكِلُونَ مِن شَجَرٖ مِّن زَقُّومٖ٥٢﴾[الواقعة: ۵۲]. «قطعاً از درخت زقّوم خواهید خورد».
﴿فَمَالُِٔونَ مِنۡهَا ٱلۡبُطُونَ٥٣﴾[الواقعة: ۵۳]. «و شکمها را از آن پرُ میکنید».
﴿فَشَٰرِبُونَ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡحَمِيمِ٥٤﴾[الواقعة: ۵۴]. «آنگاه بر آن از آب جوش میآشامید».
﴿فَشَٰرِبُونَ شُرۡبَ ٱلۡهِيمِ٥٥﴾[الواقعة: ۵۵].«و مانند شتران عطشزده میآشامید».
﴿هَٰذَا نُزُلُهُمۡ يَوۡمَ ٱلدِّينِ٥٦﴾[الواقعة: ۵۶]. «این پذیرایی آنان در روز جزاست».
﴿نَحۡنُ خَلَقۡنَٰكُمۡ فَلَوۡلَا تُصَدِّقُونَ٥٧﴾[الواقعة: ۵۷]. «ما شما را آفریدهایم پس چرا باور نمیکنید»؟.
﴿وَأَصۡحَٰبُ ٱلشِّمَالِ﴾منظور جهنّمیها و کسانی است که اعمال بد انجام دادهاند. خداوند کیفرهایی را بیان کرد که جهنّمیها سزاوار آن هستند پس خبر داد که آنها ﴿فِي سَمُومٖ وَحَمِيمٖ٤٢﴾در آتش باد جهّنم خواهد بود و این باد سوزان آنها را به شدّت آشفته و ناراحت میکند و آب بسیار داغی را خواهند نوشید که رودههایشان را قطع میگرداند.
﴿وَظِلّٖ مِّن يَحۡمُومٖ٤٣﴾در سایۀ آتش جهنّم که آمیخته با دود است قرار خواهند داشت. ﴿لَّا بَارِدٖ وَلَا كَرِيمٍ٤٤﴾خنک و خوب نمیباشد. یعنی غم و اندوه، آنها را میان این دود فراگرفته و هیچ خیر و خوبی برایشان ندارد، زیرا نفی ضد، به مثابهی اثبات ضد آن میباشد. سپس کارهایی را بیان کرد که آنان را به این کیفرگرفتار کرده است و فرمود: ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواْ قَبۡلَ ذَٰلِكَ مُتۡرَفِينَ٤٥﴾یعنی دنیایشان آنها را مغرور کرده بود و برای آن کار کرده و از آن لذّت میبردند، و خوشگذران بودند. پس آرزو و خیالاتشان آنها را از انجام عمل نیک غافل گردانده بود، پس خوشگذرانی و رفاهی که خداوند آنان را به خاطر آن مذمّت کرده است عبارت از این نوع خوشگذرانی است.
﴿وَكَانُواْ يُصِرُّونَ عَلَى ٱلۡحِنثِ ٱلۡعَظِيمِ٤٦﴾و آنها گناهان بزرگ را انجام میدادند و از آن توبه نمیکردند و از انجام گناهان پشیمان نمیشدند بلکه بر آنچه پروردگارشان را ناخشنود میکرد اصرار میورزیدند پس با گناهان زیادی که بخشودنی نیستند به نزد پروردگارشان آمدهاند.
و آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار میکردند و با بعید دانستن آن میگفتند: ﴾﴿أَئِذَا مِتۡنَا وَكُنَّا تُرَابٗا وَعِظَٰمًا أَءِنَّا لَمَبۡعُوثُونَ٤٧ أَوَ ءَابَآؤُنَا ٱلۡأَوَّلُونَ٤٨﴾چگونه پس از آن که مُردیم و خشک شدیم و به خاک و استخوان تبدیل گشتیم زنده میشویم؟! آیا پدران نخستین ما نیز برانگیخته میشوند! این محال است، خداوند در پاسخ آنها فرمود: ﴿قُلۡ إِنَّ ٱلۡأَوَّلِينَ وَٱلۡأٓخِرِينَ٤٩ لَمَجۡمُوعُونَ إِلَىٰ مِيقَٰتِ يَوۡمٖ مَّعۡلُومٖ٥٠﴾بگو: همانا مردمان پیشین و پسین همه را خداوند زنده خواهم کرد و در روزی معینّ که خداوند برای بندگانش مقّدر نموده همه آنان را گرد میآورد، و سزا و جزاهای کارهایی را که کردهاند به آنها میدهد.
﴿ثُمَّ إِنَّكُمۡ أَيُّهَا ٱلضَّآلُّونَ﴾سپس شما ای کسانی که از راه هدایت گمراه شدهاید و راه گناه و زشتی را در پیش گرفتهاید! ﴿ٱلۡمُكَذِّبُونَ﴾و پیامبرصو آنچه را از حق و وعده و عید که با خود آورده است تکذیب کردهاید، ﴿لَأٓكِلُونَ مِن شَجَرٖ مِّن زَقُّومٖ٥٢﴾از درخت زقوم که بدترین و بدبوترین و زشتترین درخت است خواهید خورد. ﴿فَمَالُِٔونَ مِنۡهَا ٱلۡبُطُونَ٥٣﴾و شکمهایتان را از آن پرخواهید کرد. آنچه باعث میشود تا آنها با وجود زشتی زقوم از آن بخورند گرسنگی بیش از حد است که جگرشان را به جوش آورده و نزدیک است از گرسنگی دلهایشان از جا کنده شود. و خوراکی که با آن رفع گرسنگی مینمایند نه انسان را نیرو میدهد و چاق میکند و نه گرسنگی را برطرف مینماید.
و امّا نوشیدنی آنها بدترین نوشیدنی است و روی این خوراک آب داغ و جوشیده مینوشند، آبی که در شکمها میجوشد. و این آب را همانند شترانی که به شدّت تشنه هستند مینوشند، و یا این که « هیم» نوعی بیماری است که شتران بدان مبتلا میشوند و سیرآب نمیگردند.
﴿هَٰذَا نُزُلُهُمۡ يَوۡمَ ٱلدِّينِ٥٦﴾این خوراک و این آشامیدنی، مهمانی و ضیافت آنها در روز جزاست و این ضیافت را خودشان برای خود از پیش فرستاده و آنرا بر ضیافت و مهمانی خدا ترجیح دادهاند. خداوند متعال میفرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ كَانَتۡ لَهُمۡ جَنَّٰتُ ٱلۡفِرۡدَوۡسِ نُزُلًا١٠٧ خَٰلِدِينَ فِيهَا لَا يَبۡغُونَ عَنۡهَا حِوَلٗا١٠٨﴾[الکهف: ۱۰۷-۱۰۸]. «بیگمان کسانیکه ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند باغهای بهشت ضیافت آنها میباشد و آنان در آن جاودانه میمانند و به جای آن چیزی دیگر را نمیطلبند».
سپس دلیل عقلی را بر زنده شدن پس از مرگ بیان کرد و فرمود: ﴿نَحۡنُ خَلَقۡنَٰكُمۡ فَلَوۡلَا تُصَدِّقُونَ٥٧﴾ما شما را پدید آوردهایم پس از آن که هیچ چیزی نبودید و شما را بدون خستگی و ناتوانی آفریدهایم. آیا کسی که بر این کار تواناست نمیتواند مردگان را زنده کند؟ آری! او بر هر چیزی تواناست. بنابراین، آنها را به خاطر اینکه به زنده شدن پس از مرگ باور ندارند سرزنش کرد. چون آنها آنچه را که بزرگتر و مهمتر از زنده شدن پس از مرگ است مشاهده میکنند و آن اینکه خداوند آنان را از عدم پدید آورده است.
آیهی ۶۲-۵۸:
﴿أَفَرَءَيۡتُم مَّا تُمۡنُونَ٥٨﴾[الواقعة: ۵۸]. «آیا دربارۀ نطفهای که به (رحم زنان) میجهانید اندیشدهاند و دقت کردهاید»؟.
﴿ءَأَنتُمۡ تَخۡلُقُونَهُۥٓ أَمۡ نَحۡنُ ٱلۡخَٰلِقُونَ٥٩﴾[الواقعة: ۵۹]. «آیا شما آنرا میآفرینید یا ما آفریدگاریم»؟.
﴿نَحۡنُ قَدَّرۡنَا بَيۡنَكُمُ ٱلۡمَوۡتَ وَمَا نَحۡنُ بِمَسۡبُوقِينَ٦٠﴾[الواقعة: ۶۰]. «ما درمیان شما مرگ را مقدّر کردهایم و هرگز عاجز و ناتوان نیستیم».
﴿عَلَىٰٓ أَن نُّبَدِّلَ أَمۡثَٰلَكُمۡ وَنُنشِئَكُمۡ فِي مَا لَا تَعۡلَمُونَ٦١﴾[الواقعة: ۶۱]. «در اینکه همانند شما را جایگزین کنیم و شما را در جهانی که نمیدایند آفرینش تازهای ببخشیم».
﴿وَلَقَدۡ عَلِمۡتُمُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُولَىٰ فَلَوۡلَا تَذَكَّرُونَ٦٢﴾[الواقعة: ۶۲]. «و بهراستی شما آفرینش شما آفرینش نخستین را دانستهاید، پس چرا پند نمیپذیرید»؟.
آیا دربارۀ آفرینش خود از نطفهای که در رحم همسران میریزید فکر کردهاید؟ آیا شما این نطفه و آنچه از آن پدید میآید را آفریدهاید؟ یا خداوندی آفریدگار است که شهوت را در وجود زن و مرد قرار داده و میان زن و شوهر دوستی و محبّت برقرار کرده که سبب تولید مثل میگردد؟!.
بنابراین، خداوند آنها را فراخواند تا از آفرینش نخستین بر آفرینش دوباره استدلال کنند و فرمود: ﴿وَلَقَدۡ عَلِمۡتُمُ ٱلنَّشۡأَةَ ٱلۡأُولَىٰ فَلَوۡلَا تَذَكَّرُونَ٦٢﴾و بهراستی شما آفرینش نخستین را دانستهاید، پس چرا پند نمیپذیرید؟ چرا ایمان نمیآورید به اینکه کسیکه بر آغاز آفرینش شما توانا بوده است بر آفرینش دوبارهتان نیز تواناست؟
آیهی ۶۷-۶۳:
﴿أَفَرَءَيۡتُم مَّا تَحۡرُثُونَ٦٣﴾[الواقعة: ۶۳]. «آیا در آنچه کشت میکنید اندیشیدهاید».
﴿ءَأَنتُمۡ تَزۡرَعُونَهُۥٓ أَمۡ نَحۡنُ ٱلزَّٰرِعُونَ٦٤﴾[الواقعة: ۶۴]. «آیا شما آنرا می رویانید یا ما میرویانیم».
﴿لَوۡ نَشَآءُ لَجَعَلۡنَٰهُ حُطَٰمٗا فَظَلۡتُمۡ تَفَكَّهُونَ٦٥﴾[الواقعة: ۶۵]. «اگر بخواهیم آنرا گیاهی خشک و پرپر شده میگردانیم و شگفتزده میشوید».
﴿إِنَّا لَمُغۡرَمُونَ٦٦﴾[الواقعة: ۶۶]. «بیگمان ما غرامت دیدهایم».
﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ٦٧﴾[الواقعة: ۶۷]. «بلکه ما بیبهره هستیم».
این منّت الهی بر بندگانش است و آنها را به وسیله این نعمت به توحید و عبادت خویش و بازگشت بهسوی خود فرا میخواند که با فراهم کردن درختان و کشتزارها به آنها نعمت داده است، چرا که از این کاشتن رزق و روزی فراهم میشود و نیازهای انسان برآورده میشود. انسانها نمیتوانند منافع و نیازهای برآورده شده خود را بشمارند چه رسد به این که بتوانند شکر آن را ادا نمایند و حق آن را به جای آورند. پس منّت خویش را به آنها گوشزد نمود و فرمود:
﴿ءَأَنتُمۡ تَزۡرَعُونَهُۥٓ أَمۡ نَحۡنُ ٱلزَّٰرِعُونَ٦٤﴾آیا شما آنرا از زمین بیرون میآورید؟ یا آیا شما آن را رشد میدهید؟ و آیا شما خوشه و میوه آنرا بیرون میآورید تا دانه و میوهای رسیده گردد؟
یا اینکه خداوند به تنهایی این کار را انجام داده و این نعمت را به شما بخشیده است؟ تنها کاری که شما انجام میدهید این است که زمین را شخم میزنید و در آن تخم میکارید سپس نمیدانید که بعد از این چه کارهایی صورت میگیرد و بیش از این نیز توانایی کار دیگری ندارید. با وجود این به آنها گوشزد نمود که این کشتزارها در معرض بسیاری از خطرها قرار دارد امّا خداوند آنرا حفاظت مینماید و برایتان باقی میگذارد تا مدّت زمانی از آن استفاده نمایید. بنابراین فرمود: ﴾﴿لَوۡ نَشَآءُ لَجَعَلۡنَٰهُ حُطَٰمٗا﴾اگر بخواهیم کشتزار و میوههای آن را به گیاهی خشک و پرپر شده که سود و فایدهای ندارد تبدیل میکنیم. ﴿فَظَلۡتُمۡ تَفَكَّهُونَ﴾آنگاه به سبب خشکیده شدن آن ـ بعد از آن که برایش رنج بردهاید و مخارج زیادی را خرج کردهاید ـ حسرت میخورید و پشیمان میشوید و شادیتان از میان میرود و میگویید:
﴿إِنَّا لَمُغۡرَمُونَ٦٦﴾همانا ما دچار نقصان و زیان شدیم. و بلایی به ما رسید که ما را از پای درآورد. آنگاه میدانید که از کجا آمدهاید و دچار زیان شدهاید، و میگویید: ﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ٦٧﴾بلکه ما بیبهره هستیم. پس خداوند را با ستایش بگویید که آنها را برایتان رویانده و باقی گذارده و آن را کامل مینماید و کشتزارتان را به آفتی مبتلا نمیکند که از خیر و سود آن بیبهره باشید.
آیهی ۷۰-۶۸:
﴿أَفَرَءَيۡتُمُ ٱلۡمَآءَ ٱلَّذِي تَشۡرَبُونَ٦٨﴾[الواقعة: ۶۸]. «آیا در آبی که میآشامید اندیشدهاید».
﴿ءَأَنتُمۡ أَنزَلۡتُمُوهُ مِنَ ٱلۡمُزۡنِ أَمۡ نَحۡنُ ٱلۡمُنزِلُونَ٦٩﴾[الواقعة: ۶۹]. «آیا شما آنرا از ابر پایین آوردهاید یا ما آنرا فرود میآوریم».
﴿لَوۡ نَشَآءُ جَعَلۡنَٰهُ أُجَاجٗا فَلَوۡلَا تَشۡكُرُونَ٧٠﴾[الواقعة: ۷۰]. «اگر بخواهیم آنرا شور میگرداندیم پس چرا سپاس نمیگذارید».
وقتی خداوند متعال نعمت خویش را مبنی بر خوراک دادن به بندگانش بیان کرد، نعمت آب شیرینی که مینوشند را نیز یادآور شد. فرمود: اگر خداوند این آب را در دسترس قرار نمیداد و برایتان فراهم نمیکرد شما انسانها نمیتوانستید آن را به دست آورید. این خداوند است که آب را از ابر پایین میآورد و آنگاه به سبب باران، رودبارهایی در روی زمین پدید میآیند و در داخل زمین آب ذخیره میشود و چاهها و چشمههای جوشان روان میشوند. و از نعمتهای الهی این است که آب را شیرین و گوارا کرده است و اگر آن را شور و تلخ میگرداند استفادهای از آن برده نمیشد. ﴿فَلَوۡلَا تَشۡكُرُونَ﴾پس چرا خداوند متعال را به خاطر نعماتی که به شما داده است شکر نمیگزارید؟
آیهی ۷۴-۷۱:
﴿أَفَرَءَيۡتُمُ ٱلنَّارَ ٱلَّتِي تُورُونَ٧١﴾[الواقعة: ۷۱]. «آیا در آتشی که از (میان شاخۀ درخت) برمیآورید اندیشدهاید».
﴿ءَأَنتُمۡ أَنشَأۡتُمۡ شَجَرَتَهَآ أَمۡ نَحۡنُ ٱلۡمُنشُِٔونَ٧٢﴾[الواقعة: ۷۲]. «آیا شما درختش را آفریدهاید یا ما آفرینندهایم».
﴿نَحۡنُ جَعَلۡنَٰهَا تَذۡكِرَةٗ وَمَتَٰعٗا لِّلۡمُقۡوِينَ٧٣﴾[الواقعة: ۷۳]. «ما آنرا (مایۀ) پند و منفعتی برای رهگذران قرار دادهایم».
﴿فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ٧٤﴾[الواقعة: ۷۴]. «پس نام پروردگار بزرگت را به پاکی یاد کن».
و این یکی از نعمتهای ضروری است که مردم نمیتوانند از آن بینیاز باشند. مردم در بسیاری از کارها و برای رفع بسیاری از نیازهایشان به آتش احتیاج دارند، پس خداوند آنها را به آتشی که از درختان پدید آورده گوشزد مینماید و میفرماید: مردم نمیتوانند درخت آتش را پدید آورند و خداوند آتش را از درخت سبز آفریده است. مردم چوبهای درختان را بر میافروزند و به آتش تبدیل میشود و چون نیاز خود را برآورده سازند آن را خاموش میکنند.
﴿نَحۡنُ جَعَلۡنَٰهَا تَذۡكِرَةٗ﴾ما آنرا تذکری برای بندگان قرار دادهایم تا نعمت پروردگارشان و آتش جهّنم را که خداوند برای گناهکاران آماده کرده است به یاد آوردند. و این را هشداری قرار داده تا بندگانش را بهسوی سرای ناز و نعمت بهشت سوق دهد.
﴿وَمَتَٰعٗا لِّلۡمُقۡوِينَ﴾و آتش را وسیله و منفعتی برای رهگذران قرار دادهایم. خداوند به طور ویژه بیان کرد که آن را برای استفاده مسافران قرار داده، چون مسافر بیشتر از دیگران از آن استفاده مینماید. شاید به خاطر این است که دنیا همه سرای سفر و گذر است و بنده از زمانی که متوّلد میشود بهسوی پروردگارش مسافر است.
پس خداوند این آتش را کالا و وسیلهای برای مسافران در این دنیا قرار داده و آنرا پند و یادآوری گردانده که آنها را به یاد سرای جاویدان آخرت میاندازد.
وقتی شماری از نعمتهایش را بیان کرد که بر بندگان ایجاب مینمایند. سپاس و عبادت او را به جای آورند، فرمان داد تا او را به پاکی و بزرگی یاد کنند و فرمود: ﴿فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ٧٤﴾پاکی و ستایش پروردگار بزرگت را بیان کن که اسماء و صفاتش کامل و خیر و احسانات او فراوان است. او را با قلب و زبان و اعضای بدنت ستایش بگو، چون او سزاوار ستایش است وسزاوار است که شکر او به جای آورده شود و ناسپاسی او نشود، به یادآورده شود و فراموش نگردد و اطاعت شود و نافرمانیاش انجام نگیرد.
آیهی ۸۷-۷۵:
﴿فَلَآ أُقۡسِمُ بِمَوَٰقِعِ ٱلنُّجُومِ٧٥﴾[الواقعة: ۷۵]. «پس به جایگاه فرو گرائیدن ستارگان سوگند یاد میکنیم».
﴿وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٞ لَّوۡ تَعۡلَمُونَ عَظِيمٌ٧٦﴾[الواقعة: ۷۶]. «و اگر بدانید آن سوگندی بزرگ است».
﴿إِنَّهُۥ لَقُرۡءَانٞ كَرِيمٞ٧٧﴾[الواقعة: ۷۷]. «که این (کتاب) قرآنی گران قدر است».
﴿فِي كِتَٰبٖ مَّكۡنُونٖ٧٨﴾[الواقعة: ۷۸]. «در کتابی پنهان قرار دارد».
﴿لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلۡمُطَهَّرُونَ٧٩﴾[الواقعة: ۷۹]. «جز پاکان به آن دست نمیرساند».
﴿تَنزِيلٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٨٠﴾[الواقعة: ۸۰]. «از (سوی) پروردگار جهانیان نازل شده است».
﴿أَفَبِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ أَنتُم مُّدۡهِنُونَ٨١﴾[الواقعة: ۸۱]. «آیا نسبت به این کلام سستی و سهلانگاری میکنید»؟!.
﴿وَتَجۡعَلُونَ رِزۡقَكُمۡ أَنَّكُمۡ تُكَذِّبُونَ٨٢﴾[الواقعة: ۸۲]. «و (سپاس) روزی خود را دروغ انگاشتن (روزیدهنده) قرار میدهید»؟.
﴿فَلَوۡلَآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلۡحُلۡقُومَ٨٣﴾[الواقعة: ۸۳]. «پس چرا هنگامیکه جان به حلقوم میرسد (توانایی بازگرداندن آنرا ندارید)»؟.
﴿وَأَنتُمۡ حِينَئِذٖ تَنظُرُونَ٨٤﴾[الواقعة: ۸۴]. «و شما آنگاه مینگرید».
﴿وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنكُمۡ وَلَٰكِن لَّا تُبۡصِرُونَ٨٥﴾[الواقعة: ۸۵]. «ما به او نزدیکتریم از شما، ولی نمیبینید».
﴿فَلَوۡلَآ إِن كُنتُمۡ غَيۡرَ مَدِينِينَ٨٦﴾[الواقعة: ۸۶]. «پس اگر برای شما جزا (و حساب و کتابی) در کار نیست».
﴿تَرۡجِعُونَهَآ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٨٧﴾[الواقعة: ۸۷]. «اگر راست میگویید چرا روح را باز نمیگردانید».
خداوند به ستارگان و محل غروبشان و آنچه خداوند در این اوقات به وجود میآورد و بر عظمت و بزرگی او و یگانیاش دلالت میکند سوگند یاد مینماید. پس چیزی را که به آن سوگند یاد شده است بزرگ جلوه داد و فرمود: ﴿وَإِنَّهُۥ لَقَسَمٞ لَّوۡ تَعۡلَمُونَ عَظِيمٌ٧٦﴾واگر بدانید آن سوگندی بزرگ است و این سوگند بدان جهت بزرگ است که در ستارگان و حرکتشان و فروگراییدن و غروبشان نشانهها و عبرتهای بیشماری هست.
آنچه که برای اثبات آن سوگند خورده شده قرآن است و سوگند یاد شده که حق است و شکّی در آن نیست و خیر و خوبی فراوان دارد و دانش بسیاری در آن نهفته است و هر خیر و دانشی از کتاب خدا استنباط میشود و به دست میآید.
﴿فِي كِتَٰبٖ مَّكۡنُونٖ٧٨﴾در کتابی نگاشته شده است که از چشم و دید خلق پنهان و پوشیده است و این کتاب پنهان لوح محفوظ میباشد. یعنی این قرآن در لوح محفوظ نوشته شده است و نزد خداوند و فرشتگانش در ملاء اعلی مورد بزرگداشت است.
و احتمال دارد منظور از کتاب پنهان کتابی باشد که در دست فرشتگانی است که خداوند آنها را با وحی و رسالت خویش پایین میفرستد. منظور این است که این کتاب از نگاه و دسترس شیطانها پنهان است و آنها قدرتی برای تغییر دادن و افزودن به آن یا کاستن از آن را ندارند.
﴿لَّا يَمَسُّهُۥٓ إِلَّا ٱلۡمُطَهَّرُونَ٧٩﴾جز فرشتگان بزرگواری که خداوند آنها را از آفتها و گناهان و عیبها پاک گردانده قرآن را لمس نمیکنند. جز پاکان به قرآن دست نمیزنند. پس اهل پلیدی و شیطان به آن دسترسی ندارند. آیه به این مطلب اشاره مینماید که جایز نیست کسی که پاک نمیباشد به قرآن دست بزند.
﴿تَنزِيلٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٨٠﴾این قرآن با صفتهای بزرگی که برایش ذکر شد از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است، خداوندی که بندگانش را با نعمتهای دینی و دنیوی پرورش میدهد. و بزرگترین پرورش و تربیتی که با آن بندگانش را پرورش داده است، نازل کردن این قرآن است که منافع و مصالح هردو جهان را در بردارد. خداوند با نازل کردن این قرآن رحمت و لطفی در حق بندگانش نموده که سپاس آن را نمیتوانند به جای آورند.
از جمله آنچه که بر آنها واجب است آنرا انجام دهند و آشکارش کنند و بهسوی آن فرا خوانند این کلام است. بنابراین فرمود: ﴿أَفَبِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ أَنتُم مُّدۡهِنُونَ٨١﴾آیا این کتاب بزرگ و پند استوار را از ترس مردم و عیبجویی و زخم زبانشان پوشیده میدارید؟ این کار شایسته نیست، بلکه سخنی سزاوار پنهان شدن است که صاحبش به آن اعتماد نداشته باشد. امّا قرآن کریم حق است و هرکس با آن به مبارزه و کشمکش بپردازد مغلوب میشود. کلامی است که پنهان داشته نمیشود بلکه آشکار میگردد.
﴿وَتَجۡعَلُونَ رِزۡقَكُمۡ أَنَّكُمۡ تُكَذِّبُونَ٨٢﴾و در مقابل منّت و احسان الهی که به آنان روزی دادهاست تکذیبش میکنند و نعمت خداوند را سپاس نمیگزارند و میگویند ما به سبب فلان چیز و به سبب باران از این نعمتها برخوردار شدهایم و نعمت را به کسی دیگر که آن را نداده است، نسبت میدهند. آیا نباید شکر خداوند را به خاطر احسانش به جای بیاورید که احسان و نعمت را بر شما فرو فرستاد تا از فضل و لطف خویش بیشتر به شما بدهد؟هان بدانید که تکذیب و کفر سبب و انگیزه رفع نعمت و آمدن عذاب میشود.
﴿فَلَوۡلَآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلۡحُلۡقُومَ٨٣ وَأَنتُمۡ حِينَئِذٖ تَنظُرُونَ٨٤ وَنَحۡنُ أَقۡرَبُ إِلَيۡهِ مِنكُمۡ وَلَٰكِن لَّا تُبۡصِرُونَ٨٥﴾چرا هنگامیکه روح به حلقوم میرسد و شما در این حال نگاه میکنید؟! در صورتی که علم و آگاهی ما و فرشتگان از شما به او نزدیکتر هستند، ولی شما نمیبینید.
﴿فَلَوۡلَآ إِن كُنتُمۡ غَيۡرَ مَدِينِينَ٨٦﴾اگر گمان میبرید که شما پس از مرگ زنده گردانیده نمیشوید و حسابی پس نمیدهید و جزا نمیبینید، ﴿تَرۡجِعُونَهَآ﴾چرا روح را به بدن باز نمیگردانید؟ ﴿إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾اگر شما راست میگویید؟! حال آنکه شما اقرار میکنید که از بازگرداندن روح ناتوان هستید. پس یا باید به حقّی که محمّدصآورده است اقرار کنید، یا اینکه راه عناد و مخالفت را در پیش بگیرید، و اگر چنین کنید سرانجام بد شما مشخّص خواهد شد.
آیهی ۹۶-۸۸:
﴿فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ٨٨﴾[الواقعة: ۸۸]. «پس امّا اگر از مقرّبان باشد».
﴿فَرَوۡحٞ وَرَيۡحَانٞ وَجَنَّتُ نَعِيمٖ٨٩﴾[الواقعة: ۸۹]. «آسایش و ریحان و باغ پرناز و نعمت دارد».
﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ٩٠﴾[الواقعة: ۹۰]. «و اگر از یاران راست باشد».
﴿فَسَلَٰمٞ لَّكَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ٩١﴾[الواقعة: ۹۱]. «از سوی یاران راست درودت باد»!.
﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُكَذِّبِينَ ٱلضَّآلِّينَ٩٢﴾[الواقعة: ۹۲]. «و امّا اگر از جملۀ تکذیبکنندگان گمراه باشد».
﴿فَنُزُلٞ مِّنۡ حَمِيمٖ٩٣﴾[الواقعة: ۹۳]. «با آب جوشان از او پذیرایی میگردد».
﴿وَتَصۡلِيَةُ جَحِيمٍ٩٤﴾[الواقعة: ۹۴]. «و (سرانجامش) در افتادن به دوزخ است».
﴿إِنَّ هَٰذَا لَهُوَ حَقُّ ٱلۡيَقِينِ٩٥﴾[الواقعة: ۹۵]. «بیگمان این خبر راست یقین است».
﴿فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ٩٦﴾[الواقعة: ۹۶]. «پس نام پروردگار بزرگت را به پاکی یاد کن».
خداوند حالات گروههای سهگانه مقرّبان، و یاران راست، و تکذیب کنندگان گمراه را در قیامت، در آغاز سوره بیان کرد. سپس حالات آنها را به هنگام مرگ در آخر سوره بیان نمود و فرمود: ﴿فَأَمَّآ إِن كَانَ مِنَ ٱلۡمُقَرَّبِينَ٨٨﴾پس اگر مُرده از مقّربان درگاه خداوند باشد، کسانی که با انجام واجبات و مستحبات و ترک حرام و مکروه و مباحات، خود را به خداوند نزدیک میگردانند، ﴿فَرَوۡحٞ﴾آنان آسایش و شادی دارند و از نعمتهای قلبی و روحی برخوردار خواهند بود. ﴿وَرَيۡحَانٞ﴾ریحان کلمه جامعی است که همه انواع لذتّهای جسمی از قبیل خوردنیها و آشامیدنیها را شامل میشود.
و گفته شده که ریحان به معنی گیاه خوشبو که معروف میباشد. و این از باب تعبیر به نوع چیزی از جنس عام آن میباشد ﴿وَجَنَّتُ نَعِيمٖ﴾و باغهای پرناز و نعمت. در این باغها چیزهایی هست که هیچ چشمی (تاکنون آنرا) ندیده و هیچ گوشی (اخبار آنرا) نشنیده و (تصوّر آن) به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. پس کسانی که مقّرب بارگاه خداوند باشند به هنگام احتضار و در حالت نزع روح به این چیزها مژده داده میشوند، مژدهای که ارواح از شادی آن نزدیک است به پرواز در آیند. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَبۡشِرُواْ بِٱلۡجَنَّةِ ٱلَّتِي كُنتُمۡ تُوعَدُونَ٣٠ نَحۡنُ أَوۡلِيَآؤُكُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِۖ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَشۡتَهِيٓ أَنفُسُكُمۡ وَلَكُمۡ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ٣١ نُزُلٗا مِّنۡ غَفُورٖ رَّحِيمٖ٣٢﴾[فصلت: ۳۰-۳۲]. «بیگمان کسانیکه گفتند: پروردگار ما الله است، سپس پایداری ورزیدند، بر آنان فرشتگان فرود میآیند و میگویند: نترسید واندوهگین مباشید و به بهشتی که وعده داده میشوید شاد باشید. ما دوستان شما هستیم هر آنچه که بخواهید و دوست بدارید در بهشت مهیا است. و آن به عنوان مهمانی از جانب پروردگار آمرزنده مهربان است».
و این فرموده الهی که میفرماید: ﴿لَهُمُ ٱلۡبُشۡرَىٰ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾[یونس: ۶۴]. «آنانرا در زندگانی دنیا و آخرت مژده است». چنین تفسیر شده که این بشارت و مژده، بشارت در زندگانی دنیا میباشد.
﴿وَأَمَّآ إِن كَانَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ٩٠﴾و اگر از یاران راست باشد. آنها کسانی هستند که واجبات را انجام داده و محرّمات را ترک گفتهاند، گرچه از آنها در انجام پارهای از وظایف کوتاهی سرزده، کوتاهیای که به ایمان و یگانه پرستی آنان خللی وارد نکرده است. پس به هریک از اینها گفته میشود: ﴿فَسَلَٰمٞ لَّكَ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡيَمِينِ٩١﴾از سوی یاران دست راستت درودت باد. یعنی وقتی به آنها میرسد به او سلامی میکنند. و یا این که به او گفته میشود از همه آفتها و بلاها و عذاب به دور و سلامت هستی چون تو از دست راستیها هستی، کسانی که از عذاب و کیفر در امان میباشند.
﴿فَنُزُلٞ مِّنۡ حَمِيمٖ٩٣ وَتَصۡلِيَةُ جَحِيمٍ٩٤﴾هنگامی که به نزد پروردگارشان میآیند، ضیافت آنان عبارت است از وارد شدن به آتش، آتشی که از همه سو آنها را فرا میگیرد و به دلهایشان میرسد. و هرگاه از شدّت تشنگی کمک بطلبند.
﴿يُغَاثُواْ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَۚ بِئۡسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتۡ مُرۡتَفَقًا﴾[الکهف: ۲۹]. «با آب جوشانی که صورتها را کباب میکند به فریاد آنها پاسخ داده میشود. چه بد نوشیدنی و چه بد جایگاهی است»!.
﴿إِنَّ هَٰذَا﴾آنچه خداوند ذکر نمود که بندگان را در مقابل کارهای نیک و بدشان سزا و جزا خواهد داد، ﴿لَهُوَ حَقُّ ٱلۡيَقِينِ﴾حق و یقینی است که شک و تردیدی در آن نیست، و قطعا تحّقق مییابد. و خداوند در این باره دلایل قطعی به بندگانش نشان داده است تا جایی که خردمندان چنان باوردارند که گویا این جزا را میچشند و حقیقت آن را مشاهده میکنند. پس آنها خداوند را به خاطراین نعمت بزرگ ستایش مینمایند.
بنابراین، خداوند متعال فرمود: ﴿فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ٩٦﴾پس نام پروردگار بزرگت را به پاکی یاد کن. پاک و منزّه است پروردگار بزرگ ما و بسی برتر و والاتر است، و به دور است از آنچه ستمگران و منکران میگویند. و ستایش پروردگار جهانیان را سزاست، ستایشی پاک و خجسته و بس فراوان.
پایان تفسیر سورهی واقعه
مدنی و ۲۹ آیه است.
آیهی ۶-۱:
﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ١﴾[الحدید: ۱]. «آنچه در آسمانها و زمین است خداوند را به پاکی یاد میکنند و اوست پیروزمند فرزانه».
﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ٢﴾[الحدید: ۲]. «فرمانروایی آسمانها و زمنین از آن اوست و او زنده میگرداند و میمیراند و او بر همه چیزی تواناست».
﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ وَٱلظَّٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ٣﴾[الحدید: ۳]. «او «اوّل» و «آخر» و «ظاهر» و «باطن» است و او به همه چیز داناست».
﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِۖ يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَاۖ وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ٤﴾[الحدید: ۴]. «اوست خدایی که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید آنگاه بر عرش بلند و مرتفع گردید، میداند آنچه را که وارد زمین میشود و آنچه را که از آن خارج میگردد هرکجا که باشید با شماست و خداوند به آنچه میکنید بیناست»
﴿لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ٥﴾[الحدید: ۵]. «فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست و کارها بدو برگردانده میشود».
﴿يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِۚ وَهُوَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٦﴾[الحدید: ۶]. «شب را در روز، و روز را در شب داخل میگرداند و او به راز دلها داناست».
خداوند متعال از عظمت و شکوه و گستردگی فرمانرواییاش خبر میدهد که همه آنچه در آسمانها و زمین است از قبیل حیوانات ناطق و غیر ناطق و جمادات، خداوند را به پاکی یاد میکنند و او را از آنچه شایسته شکوهش نیست منزّه میدانند. و همه آنچه در آسمانها و زمین است به عبادت پروردگارشان مشغولند و تسلیم قدرت او هستند و آثار حکمت الهی در آنها نمایان است. بنابراین فرمود: ﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾و او توانای با حکمت است.
در اینجا بیان شده که همه م خلوقات در جهان بالا و پایین بهطور عام نیازمند پروردگارشان میباشند و قدرت او همه را فراگرفته و حکمت او در آفرینش جهان هستی و فرمانش در هر چیز نمایان است. سپس خداوند از فرمانروایی فراگیرش خبر داد و فرمود: ﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ﴾فرمانروایی آسمانها و زمین از آن خداوند است و او میمیراند و زنده میگرداند. یعنی اوست آفریننده مخلوقات و اوست روزی دهنده و کارساز آنها.
﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾و او بر هر کار و هر چیزی تواناست. ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ﴾او پیشین است که قبل از او چیزی نبوده و نیست، ﴿وَٱلظَّٰهِرُ﴾و پیدا است که بالاتر از او چیزی نیست. ﴿وَٱلۡبَاطِنُ﴾و ناپیدا است که نهانتر از او چیزی نیست. ﴿وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾و او به هر چیزی داناست. و علم و آگاهی او امور پیدا و پنهان و رازها و امور پوشیده و امور پیشین و پسین را فراگرفته است.
﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ﴾اوست خدایی که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید. آفرینش از روز یکشنبه شروع شد و آخرین روز آن جمعه بود. ﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ﴾سپس بر عرش خودش آنگونه که شایسته و سزاوار شکوه او است، بلند و مرتفع گردید.
﴿يَعۡلَمُ مَا يَلِجُ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾دانهها و موجودات زنده و باران و غیره که به داخل زمین وارد میشوند را میداند. ﴿وَمَا يَخۡرُجُ مِنۡهَا﴾و گیاهان و درختان و حیوانات و غیره که از زمین بیرون میآیند را میداند. ﴿وَمَا يَنزِلُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ﴾و تقدیرات و فرشتگان و روزیهایی را که از آسمان فرود میآید میداند ﴿وَمَا يَعۡرُجُ فِيهَا﴾و فرشتگان و ارواح و دعاها و اعمال و غیره را که در آسمانها بالا میروند میداند. ﴿وَهُوَ مَعَكُمۡ أَيۡنَ مَا كُنتُمۡ﴾و او با شماست هر کجا که باشید. هم چنان که خداوند متعال فرموده است: ﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُوا﴾[المجادلة: ۷]. «هیچ گفتگوی محرمانهای میان سه تن نیست مگر این که خداوند چهارمین آنهاست. و اگر پنج تا باشند ششمین آنها خداست، و اگر کمتر یا بیشتر از این باشند، هرکجا که باشند خدا با آنهاست».
همراهی خدا با همه مخلوقات از طریق علم و اطلاع است، بنابراین وعده و عید داد که مقابل اعمال جزا خواهد داد و فرمود: ﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ﴾و خداوند به کارهایی که از شما سر میزند بیناست و در برابر کارهای نیک و بدی که انجام میدهید شما را جزا و سزا خواهد داد.
﴿لَّهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، او میآفریند، و همه بنده او هستند و در آنها آنگونه که بخواهد تصرّف مینماید و اوامر تقدیری وشرعی خود را بنابر حکمت الهی خویش در آنها به اجرا میگذارد.
﴿وَإِلَى ٱللَّهِ تُرۡجَعُ ٱلۡأُمُورُ﴾و کارها و انجام دهندگان آن بهسوی خدا برگردانده میشوند. پس بندگان نزد او حاضر میشوند آنگاه او پاک را از ناپاک جدا مینماید و نیکوکار را به پاداش کار نیکش جزا میدهد و بدکار را به سزای کار بدش کیفر میدهد.
﴿يُولِجُ ٱلَّيۡلَ فِي ٱلنَّهَارِ وَيُولِجُ ٱلنَّهَارَ فِي ٱلَّيۡلِ﴾شب را در روز داخل میگرداند آنگاه شب آنها را با تاریکی میپوشاند و آرام میشوند. سپس روز را در شب داخل میگرداند وآنگاه تاریکی از زمین رخت بر میبندد و جهان روشن میگردد و بندگان حرکت میکنند و به دنبال زندگی و منافعشان میروند.
و خداوند همواره شب را در روز و روز را در شب داخل میگرداند و یکی را کوتاه و دیگری را طولانی میکند و همین طور کوتاه و بلند میشوند تا اینکه فصلها به وجود میآیند و منافع زیادی برای مخلوقات به دست میآید. پس با برکت و خجسته است خداوند پروردگار جهانیان و بسی برتر و بالاتر است خداوند بزرگوار بخشنده که نعمتهای ظاهری و باطنی به بندگانش دادهاست. ﴿وَهُوَ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾و او به آنچه در دل و سینه جهانیان است بیناست. پس هرکس را که شایسته باشد موفق میگرداند و هرکس را که سزاوار هدایت او نباشد خوار مینماید.
آیهی ۱۱-۷:
﴿ءَامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَأَنفِقُواْ مِمَّا جَعَلَكُم مُّسۡتَخۡلَفِينَ فِيهِۖ فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَأَنفَقُواْ لَهُمۡ أَجۡرٞ كَبِيرٞ٧﴾[الحدید: ۷]. «به خدا و پیغمبرش ایمان بیاورید و از آنچه شما را در آن جانشین ساخته است ببخشید زیرا کسانی که از شما ایمان بیاورند و بذل و بخشش بکنند پاداش بزرگی دارند».
﴿وَمَا لَكُمۡ لَا تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ لِتُؤۡمِنُواْ بِرَبِّكُمۡ وَقَدۡ أَخَذَ مِيثَٰقَكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٨﴾[الحدید: ۸]. «و شما را چه شده که به خدا ایمان نمیآورید درحالیکه پیغمبر شما را فرا میخواند تا به پروردگارتان ایمان بیاورید. و اگر مؤمن باشید بهراستی خدا از شما پیمان گرفته است».
﴿هُوَ ٱلَّذِي يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبۡدِهِۦٓ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖ لِّيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ بِكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ٩﴾[الحدید: ۹]. «اوست خدایی که بر بندهاش آیههای روشن نازل میکند تا شما را از تاریکیها به نور باز برد و خداوند نسبت به شما بخشندۀ مهربان است».
﴿وَمَا لَكُمۡ أَلَّا تُنفِقُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ لَا يَسۡتَوِي مِنكُم مَّنۡ أَنفَقَ مِن قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ وَقَٰتَلَۚ أُوْلَٰٓئِكَ أَعۡظَمُ دَرَجَةٗ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُواْ مِنۢ بَعۡدُ وَقَٰتَلُواْۚ وَكُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ١٠﴾[الحدید: ۱۰]. «و شما را چه شده است که در راه خدا انفاق نمیکنید، حال آنکه میراث آسمانها و زمین از آن خداست؟! کسانی از شما که پیش از فتح انفاق کردهاند و جنگیدهاند (با انفاق کنندگان و جاهدگرانِ پس از فتح) یکسان نیستند، آنان درجه و مقامشان فراتر و برتر از درجه و مقام کسانی است که بعد از فتح بذل و بخشش نموده و جنگیدهاند امّا به هرحال خداوند به همه وعدۀ پاداش نیکو را دادهاست و خداوند از آنچه میکنید آگاه است».
﴿مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا فَيُضَٰعِفَهُۥ لَهُۥ وَلَهُۥٓ أَجۡرٞ كَرِيمٞ١١﴾[الحدید: ۱۱]. «کیست کسیکه به خدا قرض نیکویی دهد تا آنرا برایش چند برابر گرداند و او پاداشی ارزشمند دارد».
خداوند بندگانش را فرمان میدهد تا به او و پیامبرش و به آنچه پیامبر آورده است ایمان بیاورند. همچنین آنها را فرمان میدهد تا از اموالی که خداوند در دست آنها قرار داده و آنان را در آن جانشین ساخته، اتفاق کنند تا بنگرد با آنچه میکنند. سپس وقتی آنها را به این کار دستور داد پاداش این کار را ذکر کرد و آنها را تشویق نمود و فرمود: ﴿فَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَأَنفَقُواْ لَهُمۡ أَجۡرٞ كَبِيرٞ﴾کسانیکه هم به خدا و پیغمبرش ایمان آورده و هم در راه خدا بذل و بخشش کردهاند پاداش بزرگی دارند و بزرگترین پاداش آنها خشنودی پروردگار و دست یابی به سرای بهشت و نعمتهای پایدار آن است، بهشتی که خداوند آن را برای مومنان و مجاهدان آماده کرده است.
سپس انگیزهای که آنها را به ایمان آوردن فرامی خواند و عدم وجود مانع برای ایمان آوردن را بیان مینماید و میفرماید: ﴿وَمَا لَكُمۡ لَا تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ لِتُؤۡمِنُواْ بِرَبِّكُمۡ وَقَدۡ أَخَذَ مِيثَٰقَكُمۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ٨﴾چه چیزی شما را از ایمان آوردن باز میدارد درحالیکه محمّدصبهترین و بزرگوارترین پیامبران و بهترین دعوتگری است که شما را بهسوی خدا فرا میخواند.
پس این ایجاب مینماید تا شتابان دعوت او را اجابت کنید و به حقّی که با خود آورده است لبیک بگوئید. و از شما عهد و پیمان گرفته که ایمان بیاورید اگر شما مومن هستید.
با جود این از آنجا که به شما لطف دارد فقط به این اکتفا نموده است که بهترین و برترین شخصیت جهان شما را دعوت کند، بلکه پیامبر را با معجزات تأیید نموده و با نشانههای روشن شما را به راست بودن آنچه که آورده راهنمایی کرده است.
بنابراین فرمود: ﴿هُوَ ٱلَّذِي يُنَزِّلُ عَلَىٰ عَبۡدِهِۦٓ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖ﴾خداوند ذاتی است که بر بندهاش آیههای روشن نازل میکند. یعنی آیاتی که روشن هستند و خردمندان را بر صحّت و درستی همه آنچه که پیامبر آورده و بر این که آن حقّ و راست و یقینی است راهنمایی میکنند. ﴿لِّيُخۡرِجَكُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ﴾تا با فرستادن پیامبر بهسوی شما و کتاب و حکمتی که خداوند بر دست او نازل کرده است شما را از تاریکیهای جهالت و کفر بیرون بیاورد و به نور علم و ایمان برساند.
و این برای آن است که خداوند نسبت به شما لطف دارد و در حقّ شما مهربان است، طوری که خداوند از مادر نسبت به فرزندش مهربانتر است. ﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ بِكُمۡ لَرَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾و خداوند نسبت به شما بخشنده مهربان است.
﴿وَمَا لَكُمۡ أَلَّا تُنفِقُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَٰثُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾چه چیز شما را از انفاق کردن در راه خدا باز میدارد، (راه خدا که همه راههای خیر را در بر میگیرد)؟ چه چیز باعث میشود تا تنگ چشمی و بخل بورزید حال آنکه شما چیزی ندارید بلکه همه اموال و داراییتان یا از دست شما بیرون خواهد آمد و یا شما از آنها جدا خواهید شد، آنگاه دارایی به صاحبش که خداوند تبارک و تعالی است بر میگردد. پس مادامی که اموالی را در دست دارید، انفاق را غنیمت بشمارید و فرصت را غنیمت بدانید.
سپس خداوند تفاضل اعمال را برحسب حالات و حکمت الهی بیان کرد و فرمود: ﴿لَا يَسۡتَوِي مِنكُم مَّنۡ أَنفَقَ مِن قَبۡلِ ٱلۡفَتۡحِ وَقَٰتَلَۚ أُوْلَٰٓئِكَ أَعۡظَمُ دَرَجَةٗ مِّنَ ٱلَّذِينَ أَنفَقُواْ مِنۢ بَعۡدُ وَقَٰتَلُواْ﴾کسانی از شما که پیش از فتح انفاق کردهاند و جنگیدهاند با انفاق کنندگان و جهادگران پس از فتح یکسان و برابر نیستند. منظور از فتح در اینجا فتح حدیبیه است، آنگاه که میان پیامبر و قریش پیمان صلح امضاء شد که از بزرگترین فتوحات میباشد و در آن اسلام گسترش یافت و مسلمانها با کافران در آمیختند و بدون مخالفتِ کسی دعوت کردن به دین ممکن شد.
پس در این وقت گروههای زیادی به اسلام گرویدند و اسلام قدرت و عزّت بزرگی به دست آورد. و مسلمانها قبل از این فتح جز در سرزمینی که اهالی آن مسلمان شده بودند مانند مدینه و توابع آن نمیتوانستند به دین دعوت کنند. کسانیکه از سرزمین مکّه یا دیگر شهرهای مشرکین بودند وقتی مسلمان میشدند مورد اذّیت و آزار قرار میگرفتند و هراس داشتند. بنابراین، کسانیکه پیش از فتح هراس داشتند. بنابراین کسانی که پیش از فتح مسلمان شده و انفاق کرده و جنگیدهاند پاداش و مقام بزرگتر و برتری دارند نسبت به کسانیکه بعد از فتح اسلام آورده و انفاق نموده و جهاد کردهاند.
همانطور که حکمت نیز این را اقتضا مینماید. بنابراین، پیشگامان و بزرگان اصحاب اغلب قبل از فتح مسلمان شده بودند. و از آنجا که برتری قایل شدن برای آن دسته از مسلمانان که قبل از فتح اسلام آورده و انفاق کردهاند این توهم را ایجاد میکند که چه بسا کسانیکه دیگران بر آنان برتری داده شدهاند نوعی کاستی و عیب دارند، خداوند این توهم را ردّ کرد و فرمود: ﴿وَكُلّٗا وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾و خداوند به هریک از آنان، یعنی هم به کسانی که قبل از فتح اسلام آورده و انفاق کرده و جهاد نمودهاند و هم به کسانی که بعد از فتح اسلام آورده و انفاق نموده و جهاد کردهاند وعده بهشت داده است. و این بر فضیلت همه اصحاب شدلالت میکند که خداوند به مومن بودنشان گواهی داده و آنها را وعده بهشت دادهاست.
﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾و خداوند به آنچه میکنید، بیناست. پس هرکدام از شما را براساس آنچه که انجام داده است، پاداش میدهد.
سپس آنها را تشویق نمود تا در راه خدا انفاق کنند چون جهاد در راه خدا بدون انفاق و بذل اموال برای سامان دهی جهاد میسر نیست. پس فرمود: ﴿مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾کیست که به خدا قرض نیکویی دهد و آن انفاق و بذل و بخشش پاکیزه است که خالصانه برای خداست و مطابق با رضایت او از مال و دارایی حلال داده میشود. و این از لطف خداوندی است که چنین بذل و بخششی را قرض نامیده است حال آن که مال و دارایی همه از آن او است و همه بنده او هستند. و وعده داده که آن را چندین برابر میگرداند و او بزرگوار و بخشنده است.
و این دو چندان کردن در روز قیامت است، روزی که نیازمندی ِ هر انسانی روشن و آشکار میگردد. و هر انسانی به کوچکترین پاداش نیک نیازمند است. بنابراین فرمود:
آیهی ۱۵-۱۲:
﴿يَوۡمَ تَرَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَسۡعَىٰ نُورُهُم بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَبِأَيۡمَٰنِهِمۖ بُشۡرَىٰكُمُ ٱلۡيَوۡمَ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ١٢﴾[الحدید: ۱۲]. «روزیکه مردان و زنان مؤمن را میبینی که نورشان پیشاپیش آنان و در سمت راستشان شتابان است. امروز شما را مژده باد باغهایی که (در زیر کاخهای آن) رودبارها جاری است و در آنجا جاودانهاید. این است رستگاری بزرگ».
﴿يَوۡمَ يَقُولُ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ وَٱلۡمُنَٰفِقَٰتُ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱنظُرُونَا نَقۡتَبِسۡ مِن نُّورِكُمۡ قِيلَ ٱرۡجِعُواْ وَرَآءَكُمۡ فَٱلۡتَمِسُواْ نُورٗاۖ فَضُرِبَ بَيۡنَهُم بِسُورٖ لَّهُۥ بَابُۢ بَاطِنُهُۥ فِيهِ ٱلرَّحۡمَةُ وَظَٰهِرُهُۥ مِن قِبَلِهِ ٱلۡعَذَابُ١٣﴾[الحدید: ۱۳]. «روزیکه مردان و زنان منافق به مؤمنان میگویند: به ما بنگرید تا از نورتان بهرهای برگیریم گفته میشود: به پشت سرتان برگردید و (در آنجا) نور بجویید. پس میان آنان دیواری زده میشود که دری دارد داخل آن رو به رحمت و خارج آن رو به عذاب است».
﴿يُنَادُونَهُمۡ أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡۖ قَالُواْ بَلَىٰ وَلَٰكِنَّكُمۡ فَتَنتُمۡ أَنفُسَكُمۡ وَتَرَبَّصۡتُمۡ وَٱرۡتَبۡتُمۡ وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡأَمَانِيُّ حَتَّىٰ جَآءَ أَمۡرُ ٱللَّهِ وَغَرَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ١٤﴾[الحدید: ۱۴]. «(منافقان) به آنان ندا میدهند: آیا با شما نبودیم؟ میگویند: بلی، و لیکن خویشتن را گرفتار بلا کردید و چشم به راه ماندید و شک کردید و آرزوها شما را گول زد تا آنکه حکم خداوند دررسید و فریبنده شما را فریفت».
﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُؤۡخَذُ مِنكُمۡ فِدۡيَةٞ وَلَا مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْۚ مَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُۖ هِيَ مَوۡلَىٰكُمۡۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ١٥﴾[الحدید: ۱۵]. «پس امروز هم از شما و هم از کافران بلاگردانی پذیرفته نمیشود جایگاه شما آتش دوزخ است. آتش یاور و سرپرست شماست، و چه بد سرنوشتی است».
خداوند متعال با بیان فضیلت ایمان و لذّت بردن مؤمنان از آن در روز قیامت، میفرماید: ﴿يَوۡمَ تَرَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ يَسۡعَىٰ نُورُهُم بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَبِأَيۡمَٰنِهِم﴾وقتیکه قیامت برپا میشود و خورشید و ماه تاریک و بینور میگردند و مردم در تاریکی قرار میگیرند و پل صراط روی جهنّم نصب میگردد، در آن هنگام زنان و مردان مومن را خواهی دید که نورشان پیش روی آنان و از سمت راستشان با شتاب در حرکت است. پس آنها به وسیله ایمان و نور خود در آن محل دشوار و وحشتناک جلو میروند و هرکس به اندازه ایمان خود نور دارد و در آن وقت بزرگترین مژده به آنها داده شده و گفته میشود: ﴿بُشۡرَىٰكُمُ ٱلۡيَوۡمَ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾امروز شما را مژده باد به باغهایی که رودبارها از زیر کاخهای آن جاری است و در آن جا جاودانهاید. این است رستگاری بزرگ.
سوگند به خدا که این مژده برای آنها بسیار شیرین و لذّت بخش است چون تمامی خواستههای آنها تحّقق یافته و هر امر ناگوار و نامطلوبی از آنها دور شده است.
وقتی منافقان، مؤمنان را میبینند که به وسیله نورشان راه میروند و منافقان نورشان خاموش میگردد و در تاریکیها حیران میمانند به مومنان میگویند: ﴿ٱنظُرُونَا نَقۡتَبِسۡ مِن نُّورِكُمۡ﴾به ما مهلت و فرصت دهید تا از نور شما برگردیم و به وسیله آن حرکت کنیم تا از نور شما برگیریم و به وسیله آن حرکت کنیم تا از عذاب نجات یابیم. ﴿قِيلَ ٱرۡجِعُواْ وَرَآءَكُمۡ فَٱلۡتَمِسُواْ نُورٗا﴾به آنها گفته میشود: به پشت سرتان و به دنیا برگردید و نوری بجویید. یعنی اگر خواسته شما ممکن است پس به عقب برگردید، حال آنکه بازگشت به دنیا محال است و امکان ندارد.
﴿فَضُرِبَ بَيۡنَهُم بِسُورٖ﴾پس میان مومنان و منافقان دیوار و دژ محکمی زده میشود. ﴿لَّهُۥ بَابُۢ بَاطِنُهُۥ فِيهِ ٱلرَّحۡمَةُ وَظَٰهِرُهُۥ مِن قِبَلِهِ ٱلۡعَذَابُ﴾داخل آنکه رو به مؤمنان است رحمت میباشد و خارج آن که رو به منافقان است عذاب است. منافقان مؤمنان را صدا میزنند و با تضّرع و زاری میگویند: ﴿أَلَمۡ نَكُن مَّعَكُمۡ﴾آیا در دنیا ما با شما نبودیم و نمیگفتیم: «لا اله الا الله» و نماز نمیخواندیم و روزه نمیگرفتیم و جهاد نمیکردیم و همان کاری که شما انجام میدادید انجام نمیدادیم؟! ﴿قَالُواْ بَلَىٰ﴾میگویند: بلی! شما در دنیا با ما بودید و در ظاهر همان کاری را که ما انجام میدادیم میکردید، ولی اعمال شما منافقانه بود و بدون ایمان و بدون نیت درست انجام میشد.
﴿وَلَٰكِنَّكُمۡ فَتَنتُمۡ أَنفُسَكُمۡ وَتَرَبَّصۡتُمۡ وَٱرۡتَبۡتُمۡ﴾ولی شما خود را گرفتار فتنه و بلا نمودید و چشم به راه ماندید و در خبر خداوند که جای شک و تردیدی در آن نیست شک کردید. ﴿وَغَرَّتۡكُمُ ٱلۡأَمَانِيُّ﴾و آرزوهای باطل شما را گول زد، یعنی گمان بردید و آرزو کردید که آنچه مومنان به دست میآورند شما هم به دست خواهید آورد، حال آنکه شما یقین و باور ندارید.
﴿حَتَّىٰ جَآءَ أَمۡرُ ٱللَّهِ﴾تا اینکه مرگ به سراغ شما آمد و شما در آن حالت زشت قرار گرفتید. ﴿وَغَرَّكُم بِٱللَّهِ ٱلۡغَرُورُ﴾و فریبنده شما را فریفت. و فریبنده شیطان است که کفر و شک را برای شما آراست و آنگاه شما به آن اطمینان پیدا کردید و به وعده آن اعتماد نمودید و خبرش را تصدیق کردید.
﴿فَٱلۡيَوۡمَ لَا يُؤۡخَذُ مِنكُمۡ فِدۡيَةٞ وَلَا مِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ﴾پس امروز هم از شما و هم از کافرا هیچ بلاگردانی پذیرفته نمیشود. پس اگر به اندازهای دو برابر زمین طلا را به عنوان فدیه بپردازید از شما پذیرفته نمیشود، ﴿مَأۡوَىٰكُمُ ٱلنَّارُ﴾جایگاه شما آتش دوزخ است. ﴿هِيَ مَوۡلَىٰكُمۡ﴾آتش که یاور و سرپرست شماست و شما را به آغوش میگیرد. ﴿وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾و آتشِ دوزخ چه بد سرنوشتی است!.
خداوند متعال میفرماید: ﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ٨ فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ٩ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ١٠ نَارٌ حَامِيَةُۢ١١﴾[القارعة: ۸-۱۱]. «پس امّا هرکس که کفّهی نیکیهای او سبک باشد بداند که بازگشتگاهش دوزخ است. و تو از کجا میدانی که آن چیست! آتشی زبانه زن است».
آیهی ۱۷-۱۶:
﴿أَلَمۡ يَأۡنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَن تَخۡشَعَ قُلُوبُهُمۡ لِذِكۡرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلۡحَقِّ وَلَا يَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلُ فَطَالَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَمَدُ فَقَسَتۡ قُلُوبُهُمۡۖ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ١٦﴾[الحدید: ۱۶]. «آیا برای مؤمنان وقت آن فرا نرسیده است که دلهایشان به (هنگام) یاد خدا و (هنگام) به یاد آوردن آنچه از حقّ نازل شده است خشوع یابد و مانند کسانی نباشند که پیش از این به آنان کتاب داده شد و روزگار بر آنان دراز آمد آنگاه دلهایشان سخت شد و بیشترشان بدکارند»؟!.
﴿ٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَاۚ قَدۡ بَيَّنَّا لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ١٧﴾[الحدید: ۱۷]. «بدانید که خداوند زمین را پس از پژمردگیاش زنده میکند. بهراستی آیات را به روشنی برایتان بیان کردیم تا اینکه شما خِرَد ورزید».
وقتی حالت زنان و مردان مؤمن و زنان و مردان منافق را در جهان آخرت بیان کرد امری که دلها را به کرنش و خشوع برای پروردگار فرا میخواند، مؤمنان را سرزنش کرد که چرا دلهایشان فروتن نمیشود و فرمود: ﴿أَلَمۡ يَأۡنِ لِلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَن تَخۡشَعَ قُلُوبُهُمۡ لِذِكۡرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلۡحَقِّ﴾آیا وقت آن فرا نرسیده که دلهای مومنان در برابر ذکر خدا که قرآن است بلرزد و کرنش یابد و مطیع فرمانهای الهی شود و از آنچه از حقّ نازل شده و محمّدصآنرا آورده است پیروی نمایند؟
در اینجا آدمی به تلاش برای فروتنی و کرنش قلب برای خداوند و خضوع یافتن آن در برابر کتاب و حکمتی که خداوند نازل کرده است تشویق شده است. و به این ترغیب شده که مؤمنان باید مواعظ الهی و احکام شرعی را در هر وقت به یاد بیاورند و خود را محاسبه کنند.
﴿وَلَا يَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلُ فَطَالَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَمَدُ﴾و مانند کسانی نباشند که خداوند کتاب را برای آنها نازل فرمود تا دلهایشان خشوع یابد و کاملا فرمانبردار باشند امّا آنها پایدار نماندند بلکه روزگار بر آنان به درازا کشیده و غفلت و بیخبریشان ادامه یافت و آنگاه ایما نو باورشان از بین رفت.
﴿فَقَسَتۡ قُلُوبُهُمۡۖ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾سپس سنگدل شدند و بسیاری از آنها بدکارند. دلها در هر وقت به این نیاز دارند که آنچه را خداوند نازل کرده است یادآوری نمایند و حکمت را تکرار کنند و نباید از این غافل شوند چون غفلت از یاد خدا سبب سنگدلی میگردد و باعث میشود تا هرگز از چشمها به سبب خوف الهی اشک سرازیر نشود.
﴿ٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ يُحۡيِ ٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ مَوۡتِهَاۚ قَدۡ بَيَّنَّا لَكُمُ ٱلۡأٓيَٰتِ لَعَلَّكُمۡ تَعۡقِلُونَ١٧﴾بدانید که خداوند زمین مرده را زنده میگرداند و ما آیات را برای شما به روشنی بیان کردهایم تا خرد ورزید. چون آیات و نشانههای خدا عقلها را بر شناخت و معرفت الهی راهنمایی میکنند، و این که خداوندی که زمین را پس از پژمردگی زنده گردانده میتواند مردگان را پس از مرگشان زنده بگرداند و آنگاه آنها را طبق کارهایی که کردهاند جزا و سزا بدهد. خداوندی که زمین را با آب باران زنده و خرّم میگرداند میتواند دلهای مرده را با حقّی که بر پیامبرش نازل فرموده زنده نماید. و این آیه بر این دلالت مینماید که هر کسی به وسیله آیات خداوندی راهیاب نشود و از دستورات و آئینهای الهی فرمانبرداری نکند عقل و خرد ندارد.
آیهی ۱۹-۱۸:
﴿إِنَّ ٱلۡمُصَّدِّقِينَ وَٱلۡمُصَّدِّقَٰتِ وَأَقۡرَضُواْ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا يُضَٰعَفُ لَهُمۡ وَلَهُمۡ أَجۡرٞ كَرِيمٞ١٨﴾[الحدید: ۱۸]. «بیگمان مردان و زنان صدقه دهنده و کسانیکه به خداوند قرض نیکو میدهند (پاداش) آنان چندین برابر داده میشود و آنان پاداشی گرانقدر دارند».
﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَۖ وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمۡ لَهُمۡ أَجۡرُهُمۡ وَنُورُهُمۡۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِنَآ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ١٩﴾[الحدید: ۱۹]. «و کسانیکه به خدا و پیغمبرش ایمان آوردهاند آنان راستانند، و شهیدان نزد پروردگارشان پاداش و نورشان را دارند، و کسانیکه کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند آنان دوزخیاند».
﴿إِنَّ ٱلۡمُصَّدِّقِينَ وَٱلۡمُصَّدِّقَٰتِ﴾همانا کسانیکه بسیار صدقه و انفاق میکنند، ﴿وَأَقۡرَضُواْ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾و کسانیکه به خداوند قرض نیکو میدهند به این صورت که مالهایشان را در راههای خیر صرف مینمایند، چیزهایی که در راه خدا میبخشند برایشان نزد پروردگارشان ذخیره میگردد، ﴿وَلَهُمۡ أَجۡرٞ كَرِيمٞ﴾و نیکی برای آنها ده برابر تا هفتصد برابر و (حتّی) بیشتر میگردد. ﴿وَلَهُمۡ أَجۡرٞ كَرِيمٞ﴾و آنان پاداش ارزشمندی دارند و آن چیزی است که خداوند برایشان در بهشت آماده کرده است، چیزهایی که هیچکس مقدار و میزان آنرا نمیداند.
﴿وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِ﴾و کسانیکه به خدا و پیغمبرش ایمان آوردند. ایمان نزداهل سنّت همان چیزی است که قرآن و سنّت بر آن دلالت مینمایند و آن عبارت است از تصدیق قلب و اقرار با زبان و عمل با قلب و زبان و جوارح.
پس این شامل تمام دستورات و آئینهای ظاهری و باطنی دین میشود. بنابراین، کسانیکه همه این امور را داشته باشند صدّیقان هستند. یعنی کسانی هستند که مقام آنها بالاتر از مقام عموم مومنان و پائینتر از مقام پیامبران است. ﴿وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمۡ لَهُمۡ أَجۡرُهُمۡ وَنُورُهُمۡ﴾و شهیدان نزد پروردگارشان از پاداش و نور خود برخوردارند.
همانطور که در حدیث صحیح آمده است: بهشت صد درجه است و میان هردو مقام و درجه، به اندازه زمین و آسمان فاصله وجود دارد. خداوند این مقامها را برای مجاهدان راه خدا آماده کرده است. و این مقتضی شدت و بلندی و رفعت آنان و نزدیکیشان از خداوند متعال است.
﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِنَآ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَحِيمِ﴾و کسانیکه کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ انگاشتند ایشان دوزخیانند. در این آیات انواع مردم از قبیل صدقه دهندگان و صدّیقان و شهیدان و دوزخیان ذکر شدهاند، صدقه دهندگان کسانی هستند که بزرگترین کارشان نیکی کردن با مردم و بذل و بخشش به آنها در حد توان است، به خصوص آنها با انفاق مال خود در راه خدا مردم را بهرهمند میسازند.
صدّیقان نیز کسانی هستند که مراتب ایمان و عمل صالح و علم مفید و یقین صادق را کامل گرداندهاند. و شهیدان کسانی هستند که در راه خدا برای اعلای حکم او جنگیده و جان و مالشان را فدا کرده و کشته شدهاند. و دوزخیان، کافران هستند، آنهایی که آیات خدا را تکذیب کردهاند.
گروهی دیگر باقی میماند که خداوند در سوره فاطر آنها را ذکر کرده است و آنها میانه روان هستند، کسانی که واجبات را انجام داده و آنچه را که خداوند از آن نهی کرده است ترک گفتهاند.
امّا درادای برخی از حقوق خدا و حقوق بندگانش از آنها کوتاهیهایی سرزده است. چنین کسانی سرانجام به بهشت میروند، گرچه کیفر پارهای از کارهایشان را خواهند دید.
آیهی ۲۱-۲۰:
﴿ٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا لَعِبٞ وَلَهۡوٞ وَزِينَةٞ وَتَفَاخُرُۢ بَيۡنَكُمۡ وَتَكَاثُرٞ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِۖ كَمَثَلِ غَيۡثٍ أَعۡجَبَ ٱلۡكُفَّارَ نَبَاتُهُۥ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَىٰهُ مُصۡفَرّٗا ثُمَّ يَكُونُ حُطَٰمٗاۖ وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٞ شَدِيدٞ وَمَغۡفِرَةٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٞۚ وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلۡغُرُورِ٢٠﴾[الحدید: ۲۰]. «بدانید که زندگانی دنیا تنها بازی، سرگرمی و آرایش و فخرفروشی درمیانتان و افزونخواهی در اموال و اولاد است و بس. مانند بارانی که گیاهان آن کشاورزان را به شگفت میآورد سپس خشک میشود و آنرا زرد میبینی و آنگاه خرد و تکّه تکّه میگردد. و در آخرت عذابی سخت و (هم) آمرزش و خشنودی از سوی خدا خواهد بود. و زندگانی دنیا جز مایۀ فریب نیست».
﴿سَابِقُوٓاْ إِلَىٰ مَغۡفِرَةٖ مِّن رَّبِّكُمۡ وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦۚ ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ٢١﴾[الحدید: ۲۱]. «بهسوی آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که پهنایش مانند پهنای آسمان و زمین است بشتابید که برای کسانیکه به خدا و رسول او ایمان آوردهاند آماده شده است. این فضل خداست، آنرا به هرکس بخواهد میدهد و خداوند دارای فضل بزرگ است».
خداوند متعال از حقیقت دنیا خبر میدهد و هدف نهایی دنیا و اهل دنیا را بیان میدارد که دنیا بازیچه و سرگرمی است، جسمها در آن بازی میکنند و دلها با آن سرگرم میشوند. مصداق این واقعیت در میان دنیا پرستان دیده میشود. آنها را میبینی که عمر خود را با سرگرمی و غفلت از یاد خدا سپری میکنند و از وعده و وعیدهایی که پیش روی دارند غافل هستند.
آنها را میبینی که دین خود را به بازیچه و سرگرمی گرفتهاند. به خلاف کسانی که بیدار هستند و برای آخرت فعالیت مینمایند. دلهای چنین کسانی با ذکر خدا و معرفت و محبّت الهی آباد است و آنها اوقات خود را با کارهایی سپری میکنند که برای آنان و دیگران نفع و سود دارد، کارهایی که آنان را به خدا نزدیک مینماید. ﴿وَزِينَةٞ﴾و آرایش در لباس و خوراک و نوشیدنی و سواریها و خانهها و قصرها و مقام و غیره است. ﴿وَتَفَاخُرُۢ بَيۡنَكُمۡ﴾و هریک میخواهد به خود ببالد و بر دیگران فخرفروشی نماید و تلاش میکند که در امور دنیا از دیگران برتر و بر آنها چیره باشد، و از شهرت بیش تری برخوردار گردد. ﴿وَتَكَاثُرٞ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِ﴾هریک میخواهد دارایی و فرزند بیش تری از دیگری داشته باشد. دوست دارندگان دنیا و کسانیکه به آن دل بستهاند مصداق این آیه هستند. به خلاف کسیکه دنیا و حقیقت آنرا شناخته و و آنرا گذرگاهی قرار داده و آن را محل پایداری و ماندن تصور نمیکند. چنین کسی در کارهایی با دیگران به رقابت میپردازد که او را به خدا نزدیک میکنند، و وسیلههایی را برگرفته که او را به سرای بهشت میرسانند و هرگاه ببیند که کسی میکوشد تا از او اموال و فرزندان بیشتری داشته باشد، تلاش میکند با انجام اعمال صالح با او به رقابت بپردازد.
پس خداوند برای دنیا مثالی زد و آنرا به بارانی تشبیه کرد که بر زمین میبارد و گیاهانی که مردم و حیوانات میخورند به سبب آن میرویند و زمین آراسته میگردد و گیاهانِ آن، کشاورزان را به شگفت میآورد، کسانیکه نظر و همّت آنها بر دنیا متمرکز است. آنگاه خداوند این گیاهان را خشک میکند و از بین میبرد و زمین به حالت اوّل بر میگردد، انگار که اصلا در آن سبزی و گیاهی نروئیده و هیچگاه منظرهای زیبا و دیدنی نداشته است.
نیز دنیا برای آدمی زیبا و شکوفاست و هرگاه او بخواهد از آن استفاده مینماید و هرگاه به امری از امور آن روی بیاورد درهایش را به روی خود گشوده مییابد، امّا همین دنیا هرگاه تقدیر الهی چنین باشد که از بین رود صاحبش آنرا از دست میدهد و تسلّط را از آن برطرف مینماید و یا دست خالی با یک کفن از دنیا و ثروت خویش جدا میشود. پس هلاک باد کسیکه چنین دنیایی را هدف نهایی خود قرار داده و برای آن تلاش و فعالیت میکند. و امّا آنچه که فایده میرساند فعَالیت و تلاش برای جهان آخرت است و چنین عملی برای صاحبش ذخیره میشود و برای همیشه با او همراه خواهد بود. بنابراین خداوند متعال میفرماید: ﴿وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٞ شَدِيدٞ وَمَغۡفِرَةٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٞ﴾و در آخرت هم عذابی سخت و هم آمرزش و خشنودی از سوی خدا خواهد بود. یعنی وضعیت آخرت از این دو حالت خارج نیست، یا عذاب سخت در آتش جهنّم و قرار گرفتن درمیان زنجیرها و طوقها و خطرهای آن میباشد، و این برای کسی است که دنیا هدف نهاییاش بوده و بر ارتکاب گناه جرأت نموده و آیات خدا را تکذیب کرده و نعمتهایی الهی را کفران و ناسپاسی کرده است. و یا اینکه خداوند بدیها را میآمرزد و کیفرها را دور مینماید و خشنود میگردد. و این برای کسی است که در بهشت جای گرفته و حقیقت دنیا را شناخته و تلاش خود را برای جهان آخرت انجام دادهاست.
پس این امور انسان را فرا میخوانند تا برده و بنده دنیا نگردد و به آخرت متمایل شود. بنابراین فرمود: ﴿وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلۡغُرُورِ﴾و زندگانی دنیا جز مایه فریب نیست. یعنی کالایی است که از آن استفاده میشود و به وسیله آن نیازها برطرف میگردد. پس نباید فریب آنرا خورد و به آن دل بست. و فقط کسانیکه عقل و خودشان ضعیف است فریب دنیا را میخورند و از خداوند غافل میگردند.
سپسی به پیشی گرفتن از یکدیگر برای رسیدن به آمرزش خداوند و رضایت او و بهشت فرمان داد، و این با انجام و فراهم آوردن عوامل آمرزش از قبیل توبه نصوح و آمرزش خواستن مفید و دوری جستن از گناهان و از جایی که ظن گناه میرود امکان پذیر است. همچنین باید با عمل صالح وتلاش برای جلب رضایت خداوند و انجام عبادتها به نحو احسن و نیکی کردن با مردم برای رسیدن به خشنودی خداوند از هم دیگر پیشی گرفت. بنابراین، خداوند کارهایی را که منجر به این میشوند بیان کرد و فرمود: ﴿وَجَنَّةٍ عَرۡضُهَا كَعَرۡضِ ٱلسَّمَآءِ وَٱلۡأَرۡضِ أُعِدَّتۡ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِ﴾و بشتابید بهسوی بهشتی که پهنایش مانند پهنای آسمان و زمین است و برای کسانی آماده شده است که به خدا و پیامبرش ایمان آوردند. اصول و فروع دین در ایمان آوردن به خدا و پیامبرانش داخل هستند. ﴿ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُ﴾آنچه که برای شما بیان کردیم و در آن راههایی برایتان بیان کردیم که انسان را به بهشت میرساند، و نیز راههایی که وی را به جهنّم میرساند، نیز برایتان بیان کردیم که فضل خدا عبارت از آن است که پاداش بزرگ الهی به دست آید یکی از بزرگترین منّت و فضل خداوند بر بندگانش میباشد.
﴿وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ﴾و خداوند دارای فضل بزرگ است و هیچکس نمیتواند او را آنگونه که سزاوار است بستاید، بلکه او همانطور است که خود را ستوده، و بالاتر از ستایشی است که بندگانش او را میستایند.
آیهی ۲۴-۲۲:
﴿مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ إِلَّا فِي كِتَٰبٖ مِّن قَبۡلِ أَن نَّبۡرَأَهَآۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ٢٢﴾[الحدید: ۲۲]. «هیچ مصیبتی در زمین و نه در جانهایتان نرسد مگر پیش از آنکه آنرا پدید آوردیم در کتابی نوشته شده است. بیگمان این امر بر خداوند آسان است».
﴿لِّكَيۡلَا تَأۡسَوۡاْ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ وَلَا تَفۡرَحُواْ بِمَآ ءَاتَىٰكُمۡۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٍ٢٣﴾[الحدید: ۲۳]. «این بدان خاطر است تا برای آنچه از دستتان رفته است اندوه نخورید و به آنچه که (خداوند) به شما میدهد شاد نشوید و خداوند هیچ شخص متکبّر فخرفروشی را دوست نمیدارد».
﴿ٱلَّذِينَ يَبۡخَلُونَ وَيَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبُخۡلِۗ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ٢٤﴾[الحدید: ۲۴]. «همان کسانیکه بخل میروزند و مردم را به بخل ورزیدن فرمان میدهند و هرکس که رویگردان شود (بداند که) خداوند بینیاز و ستوده است».
خداوند از فراگیر بودن قضا و تقدیر خویش خبر میدهد و میفرماید: ﴿مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٖ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فِيٓ أَنفُسِكُمۡ﴾هیچ رخداد و بلایی در زمین به وقوع نمیپیوندد و به شما دست نمیدهد مگر پیش از آن که آن را پدید آوریم در کتابی نوشته شده است. و این همه مصیبتهایی را شامل میشود که به انسانها دست میدهد از قبیل خیر و شر. و همه آنها اعم از کوچک و بزرگ در لوح محفوظ ثبت گردیده است. و این امر بزرگی است که در عقلها نمیگنجد بلکه خردمندان را حیران میگرداند امّا این کار برای خداوند آسان است.
خداوند بندگان را از این آگاه کرد تا این قاعده نزد آنها جای بگیرد و خیر و شرّی را که برایشان پیش میآید در چارچوب این قاعده بسنجند و و ارزیابی کنند. پس برای آنچه از دست دادهاند اندوهگین و ناراحت نشوند، چیزی که به آن علاقمند بوده و به آن چشم دوخته بودند، چون میدانند که این در لوح محفوظ نوشته شده است و باید انجام پذیرد. پس راهی برای دور کردن آن نیست. و به آنچه خداوند به آنها داده از روی خودستایی و تکّبر شاد نشوند چون میدانند که آنها با قدرت و فعّالیت خود آنرا به دست نیاوردهاند بلکه در پرتو فضل و منّت خدا آنرا کسب کردهاند. بلکه باید به شکرگزاری کسی مشغول شدند که نعمتها را ارزانی نموده و رنجها را دور کرده است. بنابراین فرمود: ﴿وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخۡتَالٖ فَخُورٍ﴾خدا هیچ خودپسند خودستایی را که به نعمتهای الهی فخر میکند و آن را به خود نسبت میدهد و نعمتها او را سرکش و غافل میگردانند دوست ندارد. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿ثُمَّ إِذَا خَوَّلۡنَٰهُ نِعۡمَةٗ مِّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلۡمِۢۚ بَلۡ هِيَ فِتۡنَةٞ﴾[الزمر: ۴۹]. «و هرگاه طعم رحمتی به او بچشانیم میگوید: این را از روی دانشی که داشتهام به من داده شده است، (خیر چنین نیست) بلکه این آزمایشی است».
﴿ٱلَّذِينَ يَبۡخَلُونَ وَيَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبُخۡلِ﴾کسانیکه دو کار زشت را با هم انجام میدهند که انجام دادن یکی از این دو کار برای بدنامی و بدی انسان کافی است، یکی بخل ورزیدن و ندادن حقوقی است که بر آدمی واجب است. و دیگر اینکه آدمی به بخل ورزیدن خود بسنده نکند بلکه مردم را هم به آن امر نماید و با گفتار و کردار خویش مردم را هم به آن امر نماید و با گفتار و کردار خویش مردم را به این رفتار و خوی زشت تشویق کند و این به خاطر آن است که او از اطاعت پروردگارش روی برتافته است امّا بداند که ﴿وَمَن يَتَوَلَّ﴾هرکس از اطاعت خدا روی بگرداند به کسی جز خودش زیانی نمیرساند و کوچکترین زیانی به خداوند نخواهند رساند.
﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾چرا که خداوند بینیاز و ستوده است و بینیازیاش از لوازم ذات اوست و پادشاهی و فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست. اوست که بندگانش را بینیاز گردانده است. او ستوده است و دارای هر اسمی نیکو و هر صفتی کامل و هر کاری زیبا میباشد و بر این چیزها سزاوار ستایش است و باید مورد ستایش و بزرگداشت و تمجید قرار بگیرد.
آیهی ۲۷-۲۵:
﴿لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمِيزَانَ لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِۖ وَأَنزَلۡنَا ٱلۡحَدِيدَ فِيهِ بَأۡسٞ شَدِيدٞ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلۡغَيۡبِۚ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٞ٢٥﴾[الحدید: ۲۵]. «ما پیامبرانمان را با دلیلهای روشن فرستادیم و با آنها کتاب و ترازو، را نیز نازل کردیم تا مردم به عدالت عمل کنند و آهن را که در آن نیرویی سخت و منافعی برای مردم است فرو فرستادیم ، تا خدا بداند چه کسی به نادیده، او و پیامبرانش را یاری میکند زیرا خدا توانا و پیروزمند است».
﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحٗا وَإِبۡرَٰهِيمَ وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَۖ فَمِنۡهُم مُّهۡتَدٖۖ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ٢٦﴾[الحدید: ۲۶]. «و بهراستی نوح و ابراهیم را فرستادیم و در(میان) فرزندانشان نبوّت و کتاب قرار دادیم که برخی از آنان راه یافته و بسیاری از ایشان بدکارند».
﴿ثُمَّ قَفَّيۡنَا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيۡنَا بِعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَ وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡإِنجِيلَۖ وَجَعَلۡنَا فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ رَأۡفَةٗ وَرَحۡمَةٗۚ وَرَهۡبَانِيَّةً ٱبۡتَدَعُوهَا مَا كَتَبۡنَٰهَا عَلَيۡهِمۡ إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ رِضۡوَٰنِ ٱللَّهِ فَمَا رَعَوۡهَا حَقَّ رِعَايَتِهَاۖ فََٔاتَيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنۡهُمۡ أَجۡرَهُمۡۖ وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ٢٧﴾[الحدید: ۲۷]. «سپس به دنبال آنان پیغمبران خود را فرستادیم و عیسی پسر مریم را در پی آنان آوردیم و به او انجیل دادیم و در دلهای کسانیکه از او پیروی کردند مهربانی و بخشایش قرار دادیم. و رهبانیّتی که خود آنرا پدید آوردند ما آنرا بر آنان واجب نکرده بودیم بلکه آنان برای به دست آوردن خشنودی خداوند (آنرا پدید آورده بودند) آنگاه چنانکه باید (حقّش را) رعایت نکردند. پس به مؤمنان پاداش آنانرا دادیم و بسیاری از آنان بدکار بودند».
خداوند متعال میفرماید: ﴿لَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا رُسُلَنَا بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾به راستی که ما پیغمبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و آن دلایل و نشانههایی است که بر راست و حقّ بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکنند. ﴿وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ﴾و همراه آنان کتاب را فرستادیم. کتاب اسم جنس است و شامل همه کتابهایی میشود که خداوند برای ارشاد و هدایت مردم و کسب منافع دینی و دنیویشان نازل کرده است.
﴿وَٱلۡمِيزَانَ﴾و میزان را فرو فرستادیم. میزان به معنی عدالت در گفتارها و کردارهاست. دینی که پیامبران با خود آوردهاند سراسر عدالت است و اوامر و نواهی آن در معاملات با مردم و در امور جزایی و قصاص و حدود و قانون ارث و غیره دادگرانه است. ﴿لِيَقُومَ ٱلنَّاسُ بِٱلۡقِسۡطِ﴾تا مردم به داد رفتار کنند. یعنی تا مردم به خاطر اجرای آئین الهی و تحصیل منافع بیشمار خود عدالت را اجرا کنند.
این دلیلی است بر این که پیامبران در اصل و اساس شریعت که اجرای عدالت است متّفق هستند گرچه اجرای عدالت با توّجه به زمانها هستند گرچه اجرای عدالت با توّجه به زمانها و احوال گوناگون، صورتهای مختلفی دارد. ﴿وَأَنزَلۡنَا ٱلۡحَدِيدَ فِيهِ بَأۡسٞ شَدِيدٞ﴾و آهن را پدیدار نمودهایم که در آن نیروی فراوانی است و آلات جنگی همانند سلاح و زره و غیره از آن ساخته میشود. ﴿وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ﴾و سودهایی برای مردم دارد. مانند انواع صنعتها و حرفهها و ظروف و آلات کشاورزی که همه از آهن هستند تا جایی که کمترین چیزی وجود دارد، که به آهن نیاز نداشته باشد.
﴿وَلِيَعۡلَمَ ٱللَّهُ مَن يَنصُرُهُۥ وَرُسُلَهُۥ بِٱلۡغَيۡبِ﴾و تا خداوند بازار امتحان و آزمایش را با کتابهایی که نازل فرموده و یا آهن که آنرا آفریده است که نازل فرموده و با آهن که آن را آفریده است برپا دارد و کسی را که او و پیامبرش را در نهان ـ یعنی قبل از مشاهدهی حقایق ـ یاری مینماید مشخّص گرداند. زیرا ایمان در حالت غیب قبل از این که انسان آن را با چشم خود مشاهده کند فایده میدهد. امّا ایمانی که بعد از مشاهده حقایق و دنیای غیب باشد فایدهای نخواهد داشت چون در آن وقت ایمان آوردن یک امر ضروری و اضطراری خواهد بود و به ناچار همه باور خواهند کرد. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٞ﴾بیگمان خداوند تواناست و هیچ چیزی او را ناتوان نمیکند و هیچ فرارکنندهای از دست او در نمیرود. و از جمله توانمندی او این است که آهن را پدید آورده است که ابزارهای قوی از آن ساخته میشوند. و از نشانههای قدرت و توانمندی خداوند این است که بر انتقام گرفتن از دشمنان خود تواناست ولی او و دوستان خود را به وسیله دشمنانش میآزماید تا کسی را که در نهان او را یاری میکند مشّخص گرداند.
خداوند در اینجا کتاب و آهن را در کنار هم ذکر کرده است چون با این دو دین خود را یاری مینماید و کلمه خویش را برتر قرار میدهد، کتاب که به اذن خداوند پیروزی را ببار میآورد و هر دو را خداوند برای اجرای عدالت پدید آورده است که از این امر به حکمت و کمال الهی و کمال شریعت و آئین او که توسّط پیامبرانش آن را بیان داشته است پی برده میشود.
وقتی نبوّت پیامبران را بهطور عموم بیان کرد از پیامبران برگزیده نوح و ابراهیم نام برد که در دودمان آنها نبوت و کتاب را قرار دادهاست. پس فرمود: ﴿وَلَقَدۡ أَرۡسَلۡنَا نُوحٗا وَإِبۡرَٰهِيمَ وَجَعَلۡنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا ٱلنُّبُوَّةَ وَٱلۡكِتَٰبَ﴾و بهراستی نوح و ابراهیم را فرستادیم و درمیان فرزندانشان نبوّت و کتاب قرار دادیم. یعنی پیامبران پیشین و پسین همه از فرزندان به وسیله دعوت پیامبران راهیاب گشته و فرمان بردار آنها شدند و از رهنمودشان اطاعت کردند. ﴿وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾و بسیاری از ایشان با اطاعت خداوند و پیامبرانش منحرف و خارج شدند.
همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿وَمَآ أَكۡثَرُ ٱلنَّاسِ وَلَوۡ حَرَصۡتَ بِمُؤۡمِنِينَ١٠٣﴾[یوسف: ۱۰۳]. «و بیشتر مردم ایمان نخواهند آورد گرچه تو بر ایمان آوردن آنها حریصی باشی». ﴿ثُمَّ قَفَّيۡنَا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيۡنَا بِعِيسَى ٱبۡنِ مَرۡيَمَ﴾و به دنبال آنان پیامبران خود را فرستادیم و عیسی پسر مریم را در پی آنان آوردیم. خداوند عیسی÷را به طور ویژه بیان کرد چون بحث در مورد نصاری است، کسانی که ادّعای پیروی از عیسی را دارند. ﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡإِنجِيلَ﴾و انجیل را که یکی از کتابهای برتر الهی است بدو عطا کردیم. ﴿وَجَعَلۡنَا فِي قُلُوبِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ رَأۡفَةٗ وَرَحۡمَةٗ﴾و در دلهای کسانی که از او پیروی کردند مهربانی و بخشایش قرار دادیم. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ ٱلنَّاسِ عَدَٰوَةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلۡيَهُودَ وَٱلَّذِينَ أَشۡرَكُواْۖ وَلَتَجِدَنَّ أَقۡرَبَهُم مَّوَدَّةٗ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱلَّذِينَ قَالُوٓاْ إِنَّا نَصَٰرَىٰۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنۡهُمۡ قِسِّيسِينَ وَرُهۡبَانٗا وَأَنَّهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ٨٢﴾[المائدة: ۸۲]. «بدون شک خواهی دید که دشمنترین مردم برای مومنان یهودیان و مشرکان هستند. و نزدیکترین مردم به مومنان از نظر مهربانی کسانی هستند که گفتند: ما نصاری هستیم، چون آنها دارای دانشمندان و دیرنشینهایی هستند و تکّبر نمیورزند». بنابراین نصاری دلهای نرمتر و مهربان تری از دیگران داشتند، امّا این زمانی بود که بر شریعت عیسی÷بودند.
﴿وَرَهۡبَانِيَّةً ٱبۡتَدَعُوهَا﴾و رهبانیت و عبادتی که خود آنرا به وجود آوردند و آن را بر خود واجب کردند و خود را بدان ملزم نمودند، خداوند آن را بر آنها فرض نکرده بود. بلکه آنها خودشان خویشتن را به آن ملزم کرده بودند و هدفشان از این کار به دست آوردن رضایت خداوند بود. با وجود این ﴿فَمَا رَعَوۡهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا﴾را انجام ندادند و حقّ آنرا به جای نیاوردند. پس آنها از دو جهت کوتاهی کردند: یکی این که از پیش خود چنین عبادتی را به وجود آوردند و دوم این که آنچه را که بر خود لازم و واجب کرده بودند انجام ندادند. پس غالبا حالت آنها چنین است. و برخی از آنها مطیع فرمان خدا میباشند.
بنابراین فرمود: ﴿فََٔاتَيۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنۡهُمۡ أَجۡرَهُمۡ﴾پس کسانی که محمّدصایمان آوردند و به عیسی هم ایمان داشتند خداوند به هریک برحسب ایمانشان پاداش میدهد. ﴿وَكَثِيرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ﴾و بسیاری از ایشان بدکارند، یعنی محمّدصرا تکذیب میکنند و از اطاعت و صراط مستقیم خارج هستند.
آیهی ۲۹-۲۸:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَءَامِنُواْ بِرَسُولِهِۦ يُؤۡتِكُمۡ﴾[الحدید: ۲۸]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! از خدا بترسید و به پیغمبر او ایمان بیاورید تا خداوند دو پاداش خود را به شما بدهد و برایتان نوری قرار دهد که در پرتو آن حرکت کنید. و تا شما را بیامرزد و خداوند آمرزندهای مهربان است».
﴿لِّئَلَّا يَعۡلَمَ أَهۡلُ ٱلۡكِتَٰبِ أَلَّا يَقۡدِرُونَ عَلَىٰ شَيۡءٖ مِّن فَضۡلِ ٱللَّهِ وَأَنَّ ٱلۡفَضۡلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ٢٩﴾[الحدید: ۲۹]. «تا اهل کتاب بدانند که چیزی از فضل خدا را در اختیار ندارند و اینکه فضل و عطا در دست خدا است و آنرا به هرکس که بخواهد میدهد و خداوند دارای فضل بزرگ است».
احتمال دارد که در اینجا اهل کتاب مورد خطاب باشند، کسانیکه به موسی و عیسی علیهما السلام ایمان آوردهاند. خداوند در اینجا به آنها امر میکند تا به مقتضای ایمانشان عمل نمایند و از خدا بترسند و از گناهان بپرهیزند و به پیامبر خدا محمدصایمان بیاورند. خداوند میفرماید اگر آنها این کار را بکنند به آنها از رحمت خویش ﴿كِفۡلَيۡنِ﴾دو پاداش میدهد، یکی پاداش ایمان به محمّد و یکی پاداش ایمان به پیغمبر خودشان. و احتمال دارد که فرمان عامّی باشد که اهل کتاب و دیگران همه در آن داخل هستند و ظاهرا همینطور است. و خداوند آنانرا دستور میدهد تا ایمان بیاورند و تقوی را رعایت کنند. تقوا چیزی است که همه دین، ظاهرو باطن آن و اصول و فروعش در آن داخل هستند. و اگر آنها از این فرمان بزرگ اطاعت کنند، خداوند ﴿كِفۡلَيۡنِ مِن رَّحۡمَتِهِ﴾دو بهره و دو پاداش از رحمت خویش را به آنها میبخشد که اندازه و حالت این پاداش را کسی جز خداوند نمیداند. یکی پاداش ایمان و دیگری پاداش در برابر تقوا و پرهیزگاری، و یا پاداشی به خاطر پیروی از اوامر، و دیگری به خاطر پرهیز و دوری گزیدن از آنچه خداوند از آن نهی کرده است و یا این که منظور از دو پاداش این است که خداوند پاداش آنها را هر بار میدهد. ﴿وَيَجۡعَل لَّكُمۡ نُورٗا تَمۡشُونَ﴾و برایتان نوری قرار میدهد که در پرتو آن حرکت میکنید. یعنی به شما علم و هدایت میدهد و نوری به شما عطا میکند که در تاریکیهای جهالت به وسیله آن حرکت میکنید و گناهانتان را میآمرزد.
﴿وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ﴾و خداوند دارای فضل و بخشش فراوان است. پس چنین پاداش فراوانی در برابر کسی که فضل فراوان دارد زیاد نیست، خداوندی که فضل و لطف او آسمانها و زمین را فراگرفته است. پس هیچ مخلوقی به اندازه یک چشم به هم زدن و یا کمتر از آن نمیتواند از فضل الهی بیبهره باشد.
﴿لِّئَلَّا يَعۡلَمَ أَهۡلُ ٱلۡكِتَٰبِ أَلَّا يَقۡدِرُونَ عَلَىٰ شَيۡءٖ مِّن فَضۡلِ ٱللَّهِ﴾ما برایتان بیان کردیم که هرکس ایمان بیاورد و از خدا بترسد و به پیامبرش ایمان آورد از فضل و احسان خدا برخوردار خواهد شد تا اهل کتاب بدانند که هیچ چیزی از فضل خدا را در اختیار ندارند. یعنی طبق عقلها و خواستهای فاسد خودشان نمیتوانند جلوی فضل و لطف الهی را بگیرند. آنها میگویند: ﴿لَن يَدۡخُلَ ٱلۡجَنَّةَ إِلَّا مَن كَانَ هُودًا أَوۡ نَصَٰرَىٰ﴾[البقرة: ۱۱۱]. «هرگز وارد بهشت نخواهد شد مگر کسیکه یهودی یا نصرانی باشد». و گمانها و خیالات فاسدی درباره فضل الهی در سر میپرورانند.
پس خداوند متعال خبر داد کسانی که به محمّدصایمان آورده و تقوای الهی را پیشه کردهاند دو پاداش از رحمت الهی دارند و به آنها نوری داده خواهد شد و آمرزش الهی نصیب آنها میگردد. و تا اهل کتاب بدانند که ﴿وَأَنَّ ٱلۡفَضۡلَ بِيَدِ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُ﴾فضل در دست خداوند است و آنرا به هرکس که بخواهد میدهد، هرکس که حکمت الهی اقتضا نماید تا به او از فضل خویش عطا کند. ﴿وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ﴾و خداوند دارای آنچنان فضل بزرگی است که اندازه و مقدار آنرا نمیتوان تعیین کرد.
پایان تفسیر سورهی حدید
مدنی و ۲۲ آیه است.
آیهی ۴-۱:
﴿قَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّتِي تُجَٰدِلُكَ فِي زَوۡجِهَا وَتَشۡتَكِيٓ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ يَسۡمَعُ تَحَاوُرَكُمَآۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ بَصِيرٌ١﴾[المجادلة: ۱]. «بهراستی خداوند سخن زنی را شنید که دربارۀ همسرش با تو گفتگو میکرد و به خداوند شکایت میبرد. و خداوند گفتگوهایتان را میشنود. بیگمان خداوند شنوای بیناست».
﴿ٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡۖ إِنۡ أُمَّهَٰتُهُمۡ إِلَّا ٱلَّٰٓـِٔي وَلَدۡنَهُمۡۚ وَإِنَّهُمۡ لَيَقُولُونَ مُنكَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗاۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٞ٢﴾[المجادلة: ۲]. «کسانی از شما که با زنانشان ظهار میکنند آنان مادرانشان نیستند. بلکه مادرانشان تنها زنانی هستند که ایشان را زدهاند و همانا آنان سخن زشت و دروغ میگویند و بدون شک خداوند بخشندۀ آمرزگار است».
﴿وَٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِن نِّسَآئِهِمۡ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُواْ فَتَحۡرِيرُ رَقَبَةٖ مِّن قَبۡلِ أَن يَتَمَآسَّاۚ ذَٰلِكُمۡ تُوعَظُونَ بِهِۦۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ٣﴾[المجادلة: ۳]. «و کسانیکه با زناشنان ظهار میکنند سپس از آن چه گفتهاند باز میگردند پس از آنکه با یکدیگر نزدیکی و آمیزش انجام دهند باید بندهای را آزاد کنند. این درس و پندی است که به شما داده میشود و خداوند به آنچه میکنید آگاه است».
﴿فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ شَهۡرَيۡنِ مُتَتَابِعَيۡنِ مِن قَبۡلِ أَن يَتَمَآسَّاۖ فَمَن لَّمۡ يَسۡتَطِعۡ فَإِطۡعَامُ سِتِّينَ مِسۡكِينٗاۚ ذَٰلِكَ لِتُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۚ وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِۗ وَلِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ٤﴾[المجادلة: ۴]. «پس اگر کسی (بردهای) نیابد باید دو ماه پیاپی روزه بگیرد پیش از آنکه زن و شوهر با همدیگر نزدیکی و آمیزش کنند. اگر هم نتوانست باید شصت نفر فقیر را خوراک بدهد. این برای آن است که به گونۀ لازم به خداوند و پیغمبرش ایمان بیاورید. و این (احکام) حدود مقرّر شدۀ خداوند هستند و کافران عذابی دردناک دارند».
این آیات کریمه درباره مردی از انصار نازل شدهاند،، مردی که زنش از او به خدا شکایت برد و درباره شوهرش با پیامبر به بحث و مجادله پرداخت، چون شوهرش بعد از زندگانی طولانی و بعد از آن که از آن زن صاحب فرزندانی شده و به پیرمردی سالخورده تبدیل شده بود او را بر خود حرام کرد. پس زن شکایت را به خدا و پیامبرش رساند و در این باره سخن گفت و چندین بار درخواستش را تکرار کرد. پس خداوند متعال فرمود: ﴿قَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّتِي تُجَٰدِلُكَ فِي زَوۡجِهَا وَتَشۡتَكِيٓ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ يَسۡمَعُ تَحَاوُرَكُمَآ﴾به راستی خداوند سخن زنی را شنید که درباره همسرش با تو بحث و مجادله میکرد و به خدا شکایت میبرد، و خداوند گفتگوی شما دو تا را میشنود. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعُۢ﴾بیگمان خداوند شنواست و همهی صداها را در همه اوقات و علی رغم گوناگون بودن نیازها میشنود. ﴿بَصِيرٌ﴾و بیناست و خزیدن مورچه سیاه را بر صخره سنگی در شبی ظلمانی و تاریک میبیند. دراین جا خداوند از کمال شنوا و بینا بودن خود خبر میدهد و میفرماید: شنوایی و بینایی خداوند همه امور کوچک و بزرگ را احاطه کرده است، و در ضمن اشاره به این است که خداوند شکایت و بلایی را که این زن بدان گرفتار شده است دفع میکند. بنابراین، حکم آن زن و حکم زنان دیگر را به طور عام بیان کرد و فرمود: ﴿ٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡۖ إِنۡ أُمَّهَٰتُهُمۡ إِلَّا ٱلَّٰٓـِٔي وَلَدۡنَهُمۡ﴾کسانی از شما که با زنانشان ظهار میکنند. ظهار عبارت از این که شوهر به زنش بگوید: «أنتِ عَلیَّ کَظَهرِ أُمَّی» «تو بر من هم چون پشت مادرم هستی». یا هر زن دیگری از محارمش. یا بگوید: «أنتِ عَلَیَّ حَرَامُ» «تو بر من حرام هستی».
و چون آنها میگفتند تو برای من همانند پشت «ظهر» مادرم هستی خداوند این عمل را ظهار نامید، پس فرمود: ﴿ٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡ﴾کسانی از شما که با زنانشان ظهار میکنند، آنان مادرانشان نیستند. یعنی چگونه این سخن را میگویند! سخنی که آنها میدانند حقیقت ندارد؟! پس آنها چگونه آنرا بر زبان میآورند و همسرانشان را به مادرانشان که آنها را زادهاند تشبیه میکنند؟
بنابراین، خداوند این را کاری بزرگ و زشت قرار داد و فرمود: ﴿وَإِنَّهُمۡ لَيَقُولُونَ مُنكَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗا﴾و بیگمان آنها سخن زشت و دروغ میگویند: ﴿وَإِنَّ ٱللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٞ﴾و خداوند بخشنده آمرزنده است و هرکسی که مخالفتی از او سرزده باشد و آن را با توبه نصوح جبران نماید خداوند او را میآمرزد.
﴿وَٱلَّذِينَ يُظَٰهِرُونَ مِن نِّسَآئِهِمۡ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُواْ﴾علما در مورد معنی ﴿يَعُودُونَ﴾اختلاف کردهاند، بعضی میگویند: یعنی اراده آمیزش جنسی با زنی که شوهر با آن ظهار کرده است، و شوهر به محض اینکه چنین ارادهای کند کفّاره مذکور بر او واجب میشود، و این که خداوند در مورد کفّاره گفته است که باید قبل از آمیزش باشد بر همین مفهوم دلالت مینماید.
و گفته شده که معنی ﴿يَعُودُونَ﴾در حقیقت همان آمیزش جنسی است. و ﴿ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُواْ﴾بر همین معنی دلالت مینماید، چون آنچه آنها گفتهاند که بر آنها حرام است آمیزش میباشد.
و بنا بر هر دو قول «ف» هرگاه برگشتی در کار بود، کفارهی این تحریم عبارت است از ﴿فَتَحۡرِيرُ رَقَبَةٖ﴾آزاد کردن بردهای مومن، همانگونه که در آیهای دیگر چنین قیدی برایش ذکر شده است. این بنده ـ یا کسیکه باید آزاد گردد ـ خواه مرد باشد یا زن به شرطی که از عیوبی در امان باشد که به کار کردنِ او ضرر میرساند. ﴿مِّن قَبۡلِ أَن يَتَمَآسَّا﴾بر شوهر لازم است از آمیزش با زنی که با آن ظهار کرده خودداری نماید تا این که یک برده را به عنوان کفاره سوگند خود آزاد کند.
﴿ذَٰلِكُمۡ تُوعَظُونَ بِهِ﴾حکمی که برایتان بیان کردیم درس و پندی است که به شما داده میشود. یعنی حکم ظهار به همراه هشداری که با آن ذکر شده است برایتان بیان میشود. چون «وعظ» به معنی بیان حکم به همراه ترغیب یا ترهیب و هشدار است.
پس هرکس بخواهد ظهار کند وقتی که به یاد بیاورد که آزاد کردن یک برده بر او لازم است، از ظهار کردن خودداری مینماید. ﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾و خداوند به آنچه میکنید آگاه است و هریک را طبق کاری که کرده است جزا و سزا میدهد.
﴿فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ شَهۡرَيۡنِ مُتَتَابِعَيۡنِ مِن قَبۡلِ أَن يَتَمَآسَّاۖ فَمَن لَّمۡ يَسۡتَطِعۡ فَإِطۡعَامُ سِتِّينَ مِسۡكِينٗا﴾پس اگر کسی بردهای نیابد که آن را آزاد کند به این صورت که بردهای نداشته باشد و یا پول خرید آنرا نداشته باشد که بخرد و آزاد کند بر او واجب است که دو ماه پیاپی بدون فاصله روزه بگیرد و قبل از آن که زن و شوهر با یکدیگر نزدیکی و آمیزش کنند باید این کفّاره را بدهد. و اگر کسی توانایی روزه گرفتن را نداشت باید به شصت نفر فقیر خوراک بدهد.
یا آنها را از خوراکی که در شهر آنان استفاده میشود به اندازهای بدهد که آنان را کفایت کند، آن طور که بسیاری از مفسّرین چنین گفتهاند. یا این که به هر فقیر به اندازه نصف صاع گندم و یا دیگر خوراکیهایی بدهد که در فطریه پرداخت شود، آنگونه که گروهی دیگر از مفّسرین گفتهاند.
حکمی که برای شما بیان کردیم و توضیح دادیم برای آن است که ﴿لِتُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِ﴾تا به خدا و پیغمبرش ایمان بیاورید. یعنی تا با پایبندی به این حکم و دیگر احکام و عمل کردن به آن ایمان بیاورید. زیرا پایبندی به احکام و فرامین خداوند و عمل به ان جزو ایمان است، بلکه مقصود و هدف از ایمان همین است و این از جمله اموری است که ایمان با آن کامل میگردد و رشد میکند.
﴿وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِ﴾و این حدود مقّرر شده الهی است که نباید به آن وارد شد و نباید از آن تجاوز کرد و در انجام آن نیز نباید کوتاهی ورزید. ﴿وَلِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾و کافران عذابی دردناک دارند. در این آیات شماری از احکام وجود دارند که عبارتند از:
۱- لطف خداوند نسبت به بندگانش و توّجه او به آنها که شکایت این زن گرفتار و رنج دیده را بیان نمود و مشکل او را حل کرد، و این گرفتاری را به طور کلّی رفع نمود و با حکم و دستور کلّی خویش آنرا برای هرکس که به این مشکل گرفتار شود حل نمود.
۲- ظهار به همسر اختصاص دارد چون خداوند میفرماید: ﴿مِن نِّسَآئِهِمۡ﴾با زنانشان ظهار میکنند. پس اگر مردی با کنیزش ظهار کرد این ظهار شمرده نمیشود بلکه از نوع حرام کردن حلال است مانند کسی که آب و غذا را بر خود حرام نماید که در این فقط کفّاره قسم لازم میشود.
۳- ظهار کردن با زنی که هنوز با آن ازدواج نکرده است اعتبار ندارد، همانطور که طلاق قبل از عقد چه مشروط و معلق باشد یا نه، اعتبار ندارد.
۴- ظهار حرام است چون خداوند آنرا سخنی زشت و دروغ نامیده است: ﴿مُنكَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗاۚ﴾.
۵- خداوند حکم و حکمت آنرا بیان نموده و میفرماید: ﴿مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡ﴾آنان مادرانشان نیستند.
۶- مکروه است که مرد زنش را به نام محرمهای خود صدا بزند. مثل این که بگوید: «ای مادرم» «ای خواهرم» و غیره، چون این، شبیه حرام است.
۷- کفّاره زمانی واجب میشود که شوهری که ظهار کرده است از گفته خود بازگردد، طبق اختلافی که در دو قول گذشته بیان شد. نه این که به محض این که ظهار کرد بر او کفاره لازم آید.
۸- دو کفّارۀ آزاد کردن برده، کوچک و بزرگ و زن یا مرد جایزه است چون در آیه به طور مطلق گفته شده که باید بردهای آزاد کند.
۹- کفّاره اگر آزاد کردن برده یا روزه باشد باید قبل از آمیزش جنسی انجام بگیرد. همان طور که خداوند با این قید بیان کرده است، به خلاف کفّاره خوراک دادن که در هنگام خوراک دادن آمیزش جایز است.
۱۰- شاید حکمت ادای کفّاره قبل از نزدیکی کردن و آمیزش این باشد که در این صورت شوهر بهتر و زودتر کفاره را میدهد چون وقتی که علاقمند به نزدیکی کردن با همسرش باشد و بداند که بدون دادن کفاره نمیتواند چنین کاری را انجام دهد هرچه زودتر به دادن کفّاره اقدام میکند.
۱۱- باید به شصت نفر مسکین و فقیر خوراک بدهد و اگر خوراک شصت نفر فقیر را به یک نفر یا کمتر از شصت نفر داد جایز نیست، چون خداوند فرموده است: ﴿فَإِطۡعَامُ سِتِّينَ مِسۡكِينٗا﴾اگر توانایی آزاد کردن برده و دو ماه و روزه گرفتن را نداشت باید به شصت نفر فقیر خوراک بدهد.
آیهی ۵:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحَآدُّونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ كُبِتُواْ كَمَا كُبِتَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡۚ وَقَدۡ أَنزَلۡنَآ ءَايَٰتِۢ بَيِّنَٰتٖۚ وَلِلۡكَٰفِرِينَ عَذَابٞ مُّهِينٞ٥﴾[المجادلة: ۵]. «بیگمان کسانیکه با خدا و پیغمبرش مخالفت میورزند خوار و ذلیل میشوند همانگونه که پیشینیانشان خوار شدند و بهراستی نشانههای روشنی نازل کردیم و کافران عذاب خوارکنندهای دارند».
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحَآدُّونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُ﴾بیگمان کسانیکه با خدا و پیامبرش مخالفت میورزند و از آنها نافرمانی میکنند خصوصا با انجام کارهای بسیار زشت مانند کفر ورزیدن و دشمنی کردن با دوستان خدا، ﴿كُبِتُواْ كَمَا كُبِتَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ﴾مخالفان خدا خوار و ذلیل میشوند همانطور که کسانی که پیش از ایشان بودهاند به سزای کارشان خوار گشتهاند.
و اینها حجتّی در برابر خدا نخواهند داشت چون خداوند حجّت را بر مردم اتمام کرده و آیات روشنی را نازل کرده است و دلایلی ارائه داده که به وسیله آن حقایق و مقاصد روشن میگردند.
پس هرکس از این آیات و دلایل پیروی کند و به آن عمل نماید از راه یافتگان و رستگاران است. ﴿وَلِلۡكَٰفِرِينَ﴾و کسانیکه به این آیات کفر میورزند، ﴿عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾عذاب خوارکنندهای دارند. پس همانطور که آنها با برتریجویی و تکبّر در مقابل آیات الهی، اعراض کردهاند خداوند نیز آنها را خوار و ذلیل میگرداند.
آیهی ۷-۶:
﴿يَوۡمَ يَبۡعَثُهُمُ ٱللَّهُ جَمِيعٗا فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓاْۚ أَحۡصَىٰهُ ٱللَّهُ وَنَسُوهُۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ٦﴾[المجادلة: ۶]. «روزیکه خداوند همۀ آنانرا برمیانگیزد سپس به آنچه کردهاند خبرشان میدهد خداوند حساب آنرا نگاه داشته و آنان فراموشش کردهاند و خداوند بر همه چیز گواه است».
﴿أَلَمۡ تَرَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواْۖ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُواْ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ٧﴾[المجادلة: ۷].«مگر ندیدهای که خداوند آنچه را که در آسمانهاست و آنچه را که در زمین است میداند؟ هیچ سه نفری نیست که با همدیگر رازگویی کنند مگر اینکه خدا چهارمین ایشان است و نه پنج نفری مگر اینکه خدا ششمین ایشان است و نه کمتر از این و نه بیشتر از این مگر اینکه خدا با ایشان است در هر کجا که باشند. سپس روز قیامت به آنچه کردهاند خبرشان میدهد چرا که خداوند به همه چیز داناست».
خداوند متعال میفرماید: ﴿يَوۡمَ يَبۡعَثُهُمُ ٱللَّهُ جَمِيعٗا﴾روزی که خداوند مردم را زنده میگرداند و همه شتابان از گورهایشان برمی خیزند، ﴿فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوٓاْ﴾پس آنگاه به نیک و بدی که کردهاند خبرشان میدهد، زیرا خداوند از همه آنچه که کردهاند آگاه است. ﴿أَحۡصَىٰهُ ٱللَّهُ﴾و خداوند کار نیک و بد آنها رادر لوح محفوظ نوشته و به فرشتگان دستور داده است تا آن را ثبت و ضبط نمایند. ﴿وَنَسُوهُ﴾درحالیکه انجام دهندگان، کاری را که کردهاند از یاد بردهاند، امّا خداوند حساب آن را نگاه داشته است.
﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾و خداوند بر همه چیز گواه و حاضر و ناظر است. بر آنچه آشکار است و بر پنهانیها و پوشیدگیها گواه و حاضر و ناظر است. بنابراین، از گستردگی آگاهی خویش خبر داد و این که او به همه چیزهای کوچک و بزرگی که در آسمانها و زمین است آگاه میباشد.
﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواْ﴾هیچ سه نفری نیست که با همدیگر رازگویی کنند مگر اینکه خداوند چهارمین ایشان است، ونه پنج نفر مگر اینکه خداوند ششمین ایشان است و نه کمتر از این و نه بیشتر مگر اینکه او هرجا که باشند با آنان است.
منظور از این همراه بودن این است که علم خدا همراه آنهاست و از رازگوییای که با یکدیگر میکنند آگاه و با خبر است. بنابراین فرمود: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾هان! خداوند به هرچیزی تواناست. سپس خداوند متعال فرمود:
آیهی ۹-۸:
﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ نُهُواْ عَنِ ٱلنَّجۡوَىٰ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُواْ عَنۡهُ وَيَتَنَٰجَوۡنَ بِٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِ وَمَعۡصِيَتِ ٱلرَّسُولِۖ وَإِذَا جَآءُوكَ حَيَّوۡكَ بِمَا لَمۡ يُحَيِّكَ بِهِ ٱللَّهُ وَيَقُولُونَ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ لَوۡلَا يُعَذِّبُنَا ٱللَّهُ بِمَا نَقُولُۚ حَسۡبُهُمۡ جَهَنَّمُ يَصۡلَوۡنَهَاۖ فَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ٨﴾[المجادلة: ۸]. «آیا ننگریستهای به کسانیکه از نجوی بازداشته شدهاند سپس به آنچه از آن بازداشته شدهاند بازمیگردند و برای انجام گناه و دشمنانگی و نافرمانی از پیغمبر با همدگیر به نجوا میپردازند و هنگامیکه نزد تو آیند به گونهای تو را سلام میگویند که خدا تو را بدانگونه سلام نگفته است و در دل خود میگویند: پس چرا خداوند ما را به خاطر آنچه میگوییم عذاب نمیدهد؟ دوزخ آنانرا بس است، به آنجا درمیآیند و (آن) بدجایی است».
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا تَنَٰجَيۡتُمۡ فَلَا تَتَنَٰجَوۡاْ بِٱلۡإِثۡمِ وَٱلۡعُدۡوَٰنِ وَمَعۡصِيَتِ ٱلرَّسُولِ وَتَنَٰجَوۡاْ بِٱلۡبِرِّ وَٱلتَّقۡوَىٰۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِيٓ إِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ٩﴾[المجادلة: ۹]. «ای مؤمنان! هرگاه با همدیگر به رازگویی پرداختید برای انجام گناه و دشمنانگی و نافرمانی از پیغمبر ارز مگویید. و به نیکی و پرهیزگاری راز بگویید و از خداوند پروا بدارید که بهسوی او برانگیخته میشوید».
نجوی یعنی رازگویی بین دو نفر یا بیشتر، و گاهی این رازگویی برای انجام کار خوب انجام میشود و گاهی برای انجام کار بد. پس خداوند مومنان را فرمان داد که درباره نیکی و پرهیزگاری نجوا کنند. کلمه «بر» به هر کار خوب و هر عبادتی گفته میشود. «برّ» یعنی ادای حقّ خدا و حق بندگانش، و تقوا یعنی ترک همه کارهای حرام و گناه.
پس مومن از این فرمان الهی اطاعت میکند و فقط درباره چیرهایی رازگویی و نجوا میکند که آن چیزها او را به خدا نزدیک مینمایند و از نافرمانی خدا دوری میکنند. امّا فرد بدکار به فرمان الهی بیتوجهّی میکند و درباره انجام گناه و دشمنانگی و نافرمانی از پیغمبر به نجوا و رازگویی میپردازد، مانند منافقان که چنین رفتار و شیوهای با پیامبرصداشتند.
خداوند متعال میفرماید: ﴿وَإِذَا جَآءُوكَ حَيَّوۡكَ بِمَا لَمۡ يُحَيِّكَ بِهِ ٱللَّهُ﴾و هنگامیکه نزد تو میآیند به گونهای تو را سلام میگویند که خداوند بدانگونه تو را سلام نگفته است. یعنی با بیادبی به تو سلام میگویند. ﴿وَيَقُولُونَ فِيٓ أَنفُسِهِمۡ﴾و در دل خود میگویند: ﴿لَوۡلَا يُعَذِّبُنَا ٱللَّهُ بِمَا نَقُولُ﴾پس چرا خداوند ما را به خاطر آنچه میگوییم عذاب نمیدهد؟
آنها این را در دلشان میگویند امّا خداوندی که دانای پیدا و پنهان میباشد به آن آگاه است. یعنی در این باره بیاعتنایی میکنند و از این که بلافاصله گرفتار عذاب نمیشوند گمان میبرند که این کارشان ممنوع نیست.
و خداوند متعال میفرماید: او مهلت میدهد امّا فراموش نمیکند. ﴿حَسۡبُهُمۡ جَهَنَّمُ يَصۡلَوۡنَهَاۖ فَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾دوزخ آنانرا بس است و داخل آن خواهند شد و چه بد جایگاهی است! یعنی جهنّم آنها را بسنده است، جهنّمی که هر نوع عذاب و بدبختی در آن فراهم است و از هر سو آنان را احاطه مینماید و به وسیله آن عذاب داده میشوند. ﴿فَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾و بد سرانجام و جایگاهی است جهنّم!.
کسانی که در اینجا ذکر شدهاند یا افرادی از منافقان هستند که به ظاهر ایمان آوردهاند و در دل کافرند و پیامبرصرا اینگونه خطاب میکنند انگار که نسبت به او اراده خیره دارند، در حالی که دروغ میگویند، و یا کسانی از اهل کتاب هستند که به پیامبرصسلام نمودند و گفتند: « السَّامُ عَلَیکَ یا محمّد»یعنی: «مرگ بر تو ای محمد»!.
آیهی ۱۰:
﴿إِنَّمَا ٱلنَّجۡوَىٰ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ لِيَحۡزُنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَيۡسَ بِضَآرِّهِمۡ شَيًۡٔا إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ١٠﴾[المجادلة: ۱۰]. «جز این نیست که رازگویی از (کارهای) شیطان است تا مؤمنان را اندوهگین سازد، و جز به ارادۀ خداوند نمیتواند هیچ زیانی به آنان برساند و مؤمنان باید بر خدا توکّل کنند».
﴿إِنَّمَا ٱلنَّجۡوَىٰ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ﴾رازگویی و نجوای دشمنان مبنی بر توطه علیه مومنان از شیطان است و مکر شیطان ضعیف است. ﴿لِيَحۡزُنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾و هدف از این مکر و توطئه این است تا مومنان را اندوهگین سازد. ﴿وَلَيۡسَ بِضَآرِّهِمۡ شَيًۡٔا إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾و جز به اراده خداوند نمیتواند هیچ زیانی به آنان برساند. چراکه خداوند به مومنان وعده دادهاست که آنها را کفایت خواهد کرد، و آنان را بر دشمنانشان پیروز مینماید. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَلَا يَحِيقُ ٱلۡمَكۡرُ ٱلسَّيِّئُ إِلَّا بِأَهۡلِهِ﴾[فاطر: ۴۳]. «و توطئه و مکر بد فقط به اهل آن برمیگردد».
پس دشمنان خدا و پیغمبر ودشمنان مؤمنان هرچند رازگویی کنند و مکر ورزند زیان این توطئه و رازگویی به خودشان بر میگردد، و هیچ زیانی به مومنان نمیرسد مگر آنچه که خداوند مقرّر نموده است. ﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾و باید مؤمنان بر خداوند توکل نمایند و بر او اعتماد کنند و به وعده خدا اطمینان داشته باشند، چون هرکس بر خداوند توکّل ن ماید خداوند او را از مکر دشمنان محافظت مینماید و در امر دین و دنیایش او را بسنده خواهد بود.
آیهی ۱۱:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا قِيلَ لَكُمۡ تَفَسَّحُواْ فِي ٱلۡمَجَٰلِسِ فَٱفۡسَحُواْ يَفۡسَحِ ٱللَّهُ لَكُمۡۖ وَإِذَا قِيلَ ٱنشُزُواْ فَٱنشُزُواْ يَرۡفَعِ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡعِلۡمَ دَرَجَٰتٖۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ١١﴾[المجادلة: ۱۱]. «ای مؤمنان! هنگامیکه به شما گفته شد: در مجلس جا باز کنید، جا باز کنید، تا خداوند براتیان فراخ گرداند. و چون گفته شد: برخیزید! برخیزید. اگر چننین کنید خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و بهرهای از علم دارند درجات بزرگی میبخشد، و خداوند به آنچه میکنید آگاه است».
خداوند در اینجا به بندگان مومنش ادب میآموزد که هرگاه در مجلسی گرد هم آمدند و یکی از آنان، یا یکی از کسانی که بر آنان وارد میشود نیاز داشت که برایش جا باز کنند، ادب اقتضا میکند که جا برایش باز کنند تا مقصود حاصل شود. و اگر کسی جا باز کند زیانی متوجّه او نمیشود. او به برادرش جای میدهد بدون این که زیانی ببیند و پاداش از نوع عمل است.
پس هرکس برای برادرش جا باز کند خداوند در کارش گشایش میآورد. ﴿وَإِذَا قِيلَ ٱنشُزُواْ﴾و هرگاه به شما گفته شد به خاطر کاری که پیش آمده است برخیزید، ﴿فَٱنشُزُواْ﴾بلافاصله برای انجام آن کار برخیزید. چون انجام دادن چنین کارهایی نشانه علم و ایمان است و خداوند مقام اهل علم و ایمان را برحسب علم و ایمانی که به آنها دادهاست بالا میبرد. ﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾و خداوند به آنچه میکنید آگاه است و هرکس را طبق کارهایش جزا و سزا میدهد، اگر کار خیر کرده باشد به او پاداش نیک میدهد و اگر کار بد کرده باشد به او سزای بد میدهد. در این آیه به فضیلت علم اشاره شده است و بیان شده که زینت و ثمره علم رعایت آداب و عمل به مقتضای آن است.
آیهی ۱۳-۱۲:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا نَٰجَيۡتُمُ ٱلرَّسُولَ فَقَدِّمُواْ بَيۡنَ يَدَيۡ نَجۡوَىٰكُمۡ صَدَقَةٗۚ ذَٰلِكَ خَيۡرٞ لَّكُمۡ وَأَطۡهَرُۚ فَإِن لَّمۡ تَجِدُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ١٢﴾[المجادلة: ۱۲]. «ای مؤمنان! هرگاه خواستید با پیامبر نجوا کنید، پیش از نجوایتان صدقههایی را بدهید، این برایتان بهتر و پاکیزهتر است آنگاه اگر (صدقه) نیابید (بدانید که) خداوند آمرزگار مهربان است».
﴿ءَأَشۡفَقۡتُمۡ أَن تُقَدِّمُواْ بَيۡنَ يَدَيۡ نَجۡوَىٰكُمۡ صَدَقَٰتٖۚ فَإِذۡ لَمۡ تَفۡعَلُواْ وَتَابَ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمۡ فَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥۚ وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ١٣﴾[المجادلة: ۱۳]. «آیا میترسید که پیش از نجوایتان صدقههایی را بدهید؟ پس چون نکردید و خداوند هم شما را بخشید، پس نماز را برپای دارید و زکات را بپردازید و از خداوند و پیغمبرش فرمان برید و خداوند به آنچه میکنید آگاه است».
خداوند به مؤمنان فرمان میدهد که قبل از رازگویی با پیامبرصصدقه بدهند، این برای آن است تا آنها ادب بیاموزند و اینگونه پیامبرصرا تعظیم کنند چون این تعظیم برای مومنان بهتر و پاکیزهتر است. یعنی با این کار خیر و پاداش شما بیشتر میگردد و از آلودگیها پاک میشوید که از جمله ناپاکیها احترام نگذاشتن به پیامبرصو عدم رعایت ادب با کثرت رازگویی بیفایده. پس به مؤمنان امر شد که قبل از نجوا صدقه بدهند و این معیار و میزانی است برای تشخیص کسی که به علم و خیر علاقمند است، چنین کسی از دادن صدقه پروا نمیکند.
و هرکس که علاقهای به خیر نداشته باشد و منظورش فقط پرحرفی باشد از آن جا که باید صدقه بدهد از نجوا با پیامبر دست بر میدارد، نجوایی که بر پیامبر دشوار است. و این برای کسی است که توانایی صدقه دادن را دارد. امّا کسیکه صدقهای نمییابد که بپردازد خداوند کار را برای او دشوار نکرده بلکه از او گذشت نموده و وی را بخشیده است و رازگویی با پیامبرصرا برای او بدون اینکه صدقهای بپردازد جایز قرار دادهاست.
وقتی خداوند متعال دید که مؤمنان میترسند که پیش از هر نجوایی با پیامبر صدقه بدهند، و این کار برایشان دشوار بود، پس کار را برایشان آسان گرداند و آنها را به خاطر این که پیش از نجوا کردن صدقههایی ندادهاند مواخذه نکرد. و فقط احترام گذاشتن به پیامبر و بزرگداشت او باقی ماند که این امر منسوخ نشده است چون منظور از این رعایت ادب در پیشگاه پیامبر و بزرگداشت اوست.
خداوند به مومنان فرمان داد از دستورات بزرگی که باید انجام شوند اطاعت کنند، سپس فرمود: ﴿فَإِذۡ لَمۡ تَفۡعَلُواْ﴾اگر دادن صدقه برایتان آسان نبود، هرچند که محض آسان نبودن این کار برای انجام ندادن آن کافی نیست، چرا که شرط نیست اجرای فرمان برای بنده حتما باید آسان باشد بلکه باید بنده آن را اجرا نماید (هرچند که بر او دشوار آید). از اینرو آن را مقید کرد و فرمود: ﴿وَتَابَ ٱللَّهُ عَلَيۡكُمۡ﴾و خداوند هم شما را بخشید. ﴿فَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ﴾پس نماز را با ارکان و شرایط آن و همه حدود و لوازمش برپای دارید ﴿وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ﴾و زکاتی را که در اموالتان واجب است بپردازید و به مستحقان بدهید.
این دو عبادت مادر عبادتهای بدنی و مالی میباشند. پس هرکس این دو عبادت را به صورت شرعی انجام دهد به راستی که حقوق خداوند و حقوق بندگانش را انجام داده است. بنابراین، بعد از آن فرمود: ﴿وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُ﴾و از خدا و پیغمبرش اطاعت کنید و این فراگیرترین دستور الهی است. پس اطاعت خدا و پیغمبرش با اطاعت از اوامرشان و پرهیز از آنچه از آن نهی کردهاند و تصدیق آنچه از آن خبر دادهاند و تجاوز نکردن از حدود و مرزهای شرعی در این داخل است.
آنچه در انجام این امور اعتبار دارد اخلاص و نیک انجام دادن است. بنابراین، فرمود: ﴿وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ﴾و خداوند به آنچه میکنید آگاه است. پس خداوند اعمالشان را میداند و آگاه است که به چه صورت آنرا انجام دادهاند و خداوند طبق اطلّاعی که از دلهایشان دارد به آنها جزا میدهد.
آیهی ۱۹-۱۴:
﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ تَوَلَّوۡاْ قَوۡمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِم مَّا هُم مِّنكُمۡ وَلَا مِنۡهُمۡ وَيَحۡلِفُونَ عَلَى ٱلۡكَذِبِ وَهُمۡ يَعۡلَمُونَ١٤﴾[المجادلة: ۱۴]. «آیا ننگریستهای به کسانیکه دوستی کردند با قومی که خداوند بر آنان خشمگین است! اینان نه از شمایند و از آنانند و آگاهانه به دروغ سوگند میخورند».
﴿أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُمۡ عَذَابٗا شَدِيدًاۖ إِنَّهُمۡ سَآءَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ١٥﴾[المجادلة: ۱۵]. «خداوند برای آنان عذابی سخت آماده کرده است آنان چه کار بدی میکنند!».
﴿ٱتَّخَذُوٓاْ أَيۡمَٰنَهُمۡ جُنَّةٗ فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ فَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ١٦﴾[المجادلة: ۱۶]. «آنان سوگندهایشان را سپری ساختهاند و مردم را از راه خدا بازداشته اند بنابراین، عذاب خوارکنندهای دارند».
﴿لَّن تُغۡنِيَ عَنۡهُمۡ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔاۚ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ١٧﴾[المجادلة: ۱۷]. «اموالشان و فرزندانشان هرگز چیزی از (عذابِ) خدا را از آنان دفع نخواهد کرد، اینان دوزخیانند و در دوزخ جاودانه میمانند».
﴿يَوۡمَ يَبۡعَثُهُمُ ٱللَّهُ جَمِيعٗا فَيَحۡلِفُونَ لَهُۥ كَمَا يَحۡلِفُونَ لَكُمۡ وَيَحۡسَبُونَ أَنَّهُمۡ عَلَىٰ شَيۡءٍۚ أَلَآ إِنَّهُمۡ هُمُ ٱلۡكَٰذِبُونَ١٨﴾[المجادلة: ۱۸]. «روزیکه خداوند همۀ آنانرا زنده میگرداند آنگاه برایش سوگند یاد میکنند چنانکه برای شما سوگند میخورند و گمان میبرند که ایشان دارای چیزی هستند. هان! ایشان دروغگویانند».
﴿ٱسۡتَحۡوَذَ عَلَيۡهِمُ ٱلشَّيۡطَٰنُ فَأَنسَىٰهُمۡ ذِكۡرَ ٱللَّهِۚ أُوْلَٰٓئِكَ حِزۡبُ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ أَلَآ إِنَّ حِزۡبَ ٱلشَّيۡطَٰنِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ١٩﴾[المجادلة: ۱۹]. «شیطان بر آنان چیره گشته، آنگاه یاد خدا را زا خاطرشان برده است، اینان حزب شیطان هستند. هان! قطعاً حزب شیطان زیانکارند».
خداوند از زشتی حالت منافقان خبر میدهد، آنهایی که یهود و نصاری و دیگر کسانی را به دوستی میگیرند که خداوند بر آنها خشمگین است و بزرگترین بهره از خشم و نفرین الهی را به دست آوردهاند. اینها نه از مؤمنان هستند و نه از کافران. ﴿مُّذَبۡذَبِينَ بَيۡنَ ذَٰلِكَ لَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ وَلَآ إِلَىٰ هَٰٓؤُلَآءِ﴾[النساء: ۱۴۳]. «در این میان سرگردان و دودل هستند، نه با اینها هستند و نه با آنها». پس این منافقان در ظاهر و باطن مومن نیستند، چون باطن آنها با کافران است.
و نه در ظاهر و باطن با کافران هستند چون ظاهر آنها با مومنان است واین حالت آنهاست که خداوند آنان را با این حالت توصیف کرده است، حال آنکه به دروغ سوگند میخورند. پس آنها سوگند میخورند که مومن هستند درحالیکه مومن نیستند. پس سزای این خائنانِ فاسق ودروغگو این است که خداوند عذاب سختی را ـ که اندازه و حالت آن را کسی نمیداند ـ برای آنها آماده کرده است. اینها چه کار بدی میکنند، چون کاری کردهاند که خداوند را ناشخنودمی نماید و لعنت و عذاب را بر آنها واجب میگرداند.
﴿ٱتَّخَذُوٓاْ أَيۡمَٰنَهُمۡ جُنَّةٗ﴾آنان سوگندهایشان را سپری قرار دادهاند که به وسیله آن از سرزنش خدا و پیامبر و مؤمنان خود را محافظت میکنند، پس خود و دیگران را از راه خدا بازداشتهاند. راه خدا همان راهی است که هرکس آن را در پیش بگیرد او را به باغهای پرناز و نعمت بهشت میرساند و هرکس از راه خدا بازداشته شود تنها راهی که پیش روی او میماند راهی است که انسان را به جهنّم میرساند. ﴿فَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِينٞ﴾پس اینان عذاب خوارکنندهای پیش روی دارند، چون وقتی آنها از ایمان آوردن به خدا و فرمان برداری از آیات الهی سرباز زدهاند خداوند آنها را با عذاب همیشگی که یک لحظه از آنها دور نمیشود و نه به آنان فرصت داده میشود خوار میگرداند.
﴿لَّن تُغۡنِيَ عَنۡهُمۡ أَمۡوَٰلُهُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُهُم مِّنَ ٱللَّهِ شَيًۡٔا﴾فرزندان و اموالشان چیزی از عذاب خدا را از آنها دور نخواهند کرد، و نه بهرهای از پاداش به آنها خواهند داد. ﴿أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِۖ هُمۡ فِيهَا خَٰلِدُونَ﴾اینان دوزخیانند و همواره در آن خواهند بود و از آن بیرون نمیشوند و در آن جاودانند. و هرکس بر شیوهای زندگی کند بر همان شیوه میمیرد.
سپس منافقان همانطور که در دنیا مومنان را گول میزنند و برایشان سوگند میخورند که ما مومن هستیم، روز قیامت که خداوند همه آنها را زنده میکند برای خداوند سوگند میخورند همانطور که برای مومنان سوگند میخوردند، و گمان میبرند که در این سوگند خوردنشان بر چیزی هستند، چون کفر و نفاق و عقاید باطلشان به تدریج در اذهانشان ریشه دوانیده است تا اینکه آنها را فریب میدهد و گمان میبرند که بر چیزی هستند و پاداش به آن تعلّق میگیرد. آنها دروغ میگویند و مشّخص است که دروغ گفتن پیش خداوند که دانای پیدا و پنهان است فایدهای ندارد.
و آنچه برایشان اتّفاق افتاده به خاطر آن است که شیطان بر آنها چیره شده و کارهایشان را برای آنها آراسته است و آنانرا از یاد خدا غافل کرده و یاد خدا را از خاطرشان برده است. شیطان دشمن آشکار است و جز شر برای آنها چیزی دیگر نمیخواهد. ﴿إِنَّمَا يَدۡعُواْ حِزۡبَهُۥ لِيَكُونُواْ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾[فاطر: ۶]. «شیطان فقط بدان خاطر گروهش را دعوت میکند تا از اهل دوزخ باشند».
﴿أُوْلَٰٓئِكَ حِزۡبُ ٱلشَّيۡطَٰنِۚ أَلَآ إِنَّ حِزۡبَ ٱلشَّيۡطَٰنِ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾اینان حزب شیطان هستند. هان! بدانید که حزب شیطان زیانکارند، کسانی که دین و دنیا و خانواده خود را از دست دادهاند.
آیهی ۲۱-۲۰:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يُحَآدُّونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ أُوْلَٰٓئِكَ فِي ٱلۡأَذَلِّينَ٢٠﴾[المجادلة: ۲۰]. «بیگمان کسانیکه با خدا و پیغمبرش دشمنی میکنند از زمرۀ پستترین و خوارترین (مردمان) خواهند بود».
﴿كَتَبَ ٱللَّهُ لَأَغۡلِبَنَّ أَنَا۠ وَرُسُلِيٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٞ٢١﴾[المجادلة: ۲۱]. «خداوند مقرّر داشته است که من و پیغمبرانم پیروز میشویم. بیگمان خداوند توانای پیروزمند است».
این نوید و هشدار است. هشدار است برای کسیکه با کفر ورزیدن و ارتکاب گناه به مخالفت با خدا و پیامبرش برخیزد. خداوند به چنین کسی هشدار داده است که خوار و پست خواهد شد و سرانجامی نیکویی نخواهد داشت و هرگز پیروز نخواهد گردید. و نوید است برای کسی که به خدا و پیامبرش ایمان آورد و از آنچه پیامبران آوردهاند پیروی کند.
پس چنین کسی از حزب رستگار خداوند است و نوید داده میشود که فتح و پیروزی در دنیا و آخرت از آن او خواهد بود. و این وعدهایست که خلاف آن صورت نخواهد پذیرفت و تغییر نمییابد چون این وعده را خداوند ِ توانای راستگو داده است که هرچه بخواهد میتواند انجام دهد.
آیهی ۲۲:
﴿لَّا تَجِدُ قَوۡمٗا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ يُوَآدُّونَ مَنۡ حَآدَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَلَوۡ كَانُوٓاْ ءَابَآءَهُمۡ أَوۡ أَبۡنَآءَهُمۡ أَوۡ إِخۡوَٰنَهُمۡ أَوۡ عَشِيرَتَهُمۡۚ أُوْلَٰٓئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلۡإِيمَٰنَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٖ مِّنۡهُۖ وَيُدۡخِلُهُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَاۚ رَضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُۚ أُوْلَٰٓئِكَ حِزۡبُ ٱللَّهِۚ أَلَآ إِنَّ حِزۡبَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ٢٢﴾[المجادلة: ۲۲]. «گروهی را که به خداوند و روز قیامت ایمان میآورند نخواهی یافت با کسیکه با خدا و پیغمبرش مخالفت ورزیده است دوستی کنند هرچند پدرانشان یا فرزندانشان یا برادرانشان یا خویشاوندانشان باشند. اینانند که (خداوند) در دلهایشان ایمان را نگاشته است و آنانرا به فیضی از سوی خود توان دادهاست. و آنانرا به باغهایی درمیآورد که از زیر (کاخها و درختان) آنها رودبارها روان ست و جاودانه در آنجا میمانند. خداوند از آنان خشنود است و آنان (نیز) از او خشنودند. اینان حزب خدا هستند. هان بدانید که حزب خدا رستگار است».
خداوند متعال میفرماید: ﴿لَّا تَجِدُ قَوۡمٗا يُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ يُوَآدُّونَ مَنۡ حَآدَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُ﴾ایمان به خدا و روز قیامت و دوستی کردن با کافران با هم جمع نمیشوند و هر بندهای که واقعا به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد به اقتضای ایمانش با اهل ایمان دوستی نموده و با کسانی که ایمان نیاوردهاند دشمنی میورزد، گرچه اینهایی که ایمان ندارند نزدیکترین مردم به او باشند.
ایمان واقعی همین است، که ثمره و هدف آن تحقّق یافته است. و کسانی که چنین هستند خداوند ایمان را در دلهایشان کاشته است و هرگز متزلزل نمیشود و تردیدها و شبهات در ایمان آنها تاثیری نمیگذارد. و آنها کسانی هستند که خداوند با وحی و معرفت خویش و با مدد و احسان خود آنانرا توانایی دادهاست.
آنها کسانی هستند که در این جهان زندگانی پاکی دارند و در جهان آخرت نیز در باغهای بهشت خواهند بود که در آن باغها هر آنچه دل بخواهد و چشمها از دین آن لذّت ببرند فراهم است. آنها از بهترین و بزرگترین نعمتهای که خشنودی همیشگی خداوند است برخوردار میگردند و به خاطر انواع نعمتهایی که پروردگارشان به آنان عطا نموده است از پروردگارشان خشنود میگردند، اما هرکس که ادعا نماید به خدا و روز قیامت ایمان دارد، با وجود این با دشمنان خدا دوستی کند و کسی را که ایمان را پشت سرانداخته است دوست بدارد، چنین ایمانی فقط خیال است، و حقیقتی ندارد. برای صحّت هر کاری باید دلیلی باشد که آنرا تصدیق و تائید نماید. پس ادّعای صرفِ فایدهای ندارد و ادّعا کننده را تصدیق نمیکند.
پایان تفسیر سورهی مجادله
مدنی و ۲۴ آیه است.
آیهی ۱۰-۱:
﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ١﴾[الحشر: ۱]. «آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است خدا را به پاکی یاد میکند و او پیروزمند فرزانه است».
﴿هُوَ ٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ مِن دِيَٰرِهِمۡ لِأَوَّلِ ٱلۡحَشۡرِۚ مَا ظَنَنتُمۡ أَن يَخۡرُجُواْۖ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمۡ حُصُونُهُم مِّنَ ٱللَّهِ فَأَتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِنۡ حَيۡثُ لَمۡ يَحۡتَسِبُواْۖ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلرُّعۡبَۚ يُخۡرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيۡدِيهِمۡ وَأَيۡدِي ٱلۡمُؤۡمِنِينَ فَٱعۡتَبِرُواْ يَٰٓأُوْلِي ٱلۡأَبۡصَٰرِ٢﴾[الحشر: ۲]. «او خدایی است که کافران اهل کتاب را در نخستین گردهمآیی از سرزمینشان بیرون کرد، شما گمان نمیبردید که آنان بیرون روند و آنان گمان میبردند که دژهایشان آنانرا از (عذاب) خداوند محافظت میکند پس خداوند از آنجا به سراغشان رفت که گمان نمیکردند و رد دلهایشان هراس انداخت به گونهای که با دستهای خود و دستهای مؤمنان خانههای خویش را ویران میکردند. پس ای خردمندان پند گیرید»!.
﴿وَلَوۡلَآ أَن كَتَبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡجَلَآءَ لَعَذَّبَهُمۡ فِي ٱلدُّنۡيَاۖ وَلَهُمۡ فِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابُ ٱلنَّارِ٣﴾[الحشر: ۳]. «اگر خداوند آوارگی را بر آنان مقرّر نمیکرد در دنیا ایشان را به عذاب گرفتار میکرد و آنان در آخرت عذاب آتش دوزخ را دارند».
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ شَآقُّواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥۖ وَمَن يُشَآقِّ ٱللَّهَ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ٤﴾[الحشر: ۴]. «این بدان خاطر است که آنان با خدا و پیغمبرش دشمنی ورزیدهاند و هرکس که با خداوند دشمنی ورزد (بداند که) خداوند سخت کیفر است».
﴿مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِينَ٥﴾[الحشر: ۵]. «هر درخت خرمایی که بریدید یا بر پایهها و ریشههایش برجای گذاشتید به فرمان خداوند بوده است و تا بدکاران را خوار و رسوا گرداند».
﴿وَمَآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ مِنۡهُمۡ فَمَآ أَوۡجَفۡتُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ خَيۡلٖ وَلَا رِكَابٖ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُۥ عَلَىٰ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٦﴾[الحشر: ۶]. «و آنچه خداوند از (اموال) آنان بر پیغمبرش ارزانی داشت شما اسبان و شترانی را برای آن به تاخت درنیاوردهاید بلکه خداوند پیامبرانش را بر هرکس که بخواهد چیره میگرداند وخداوند بر هر چیزی تواناست».
﴿مَّآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡقُرَىٰ فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِ كَيۡ لَا يَكُونَ دُولَةَۢ بَيۡنَ ٱلۡأَغۡنِيَآءِ مِنكُمۡۚ وَمَآ ءَاتَىٰكُمُ ٱلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَىٰكُمۡ عَنۡهُ فَٱنتَهُواْۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ٧﴾[الحشر: ۷]. «آنچه خداوند از (اموال) اهالی این آبادیها به پیغمبرش ارزانی داشت متعلّق به خدا و پیغمبر و خویشاوندان (پیغمبر) و یتمیان و بینوایان و در راه ماندگان است تا تنها درمیان ثروتمندانِ شما دست به دست نگردد. و آنچه که پیغعمبر به شما بدهد آنرا بگیرید و از آنچه که شما را از آن باز میدارد باز آیید. و از خداوند بترسید بیگمان خداوند سخت کیفر است».
﴿لِلۡفُقَرَآءِ ٱلۡمُهَٰجِرِينَ ٱلَّذِينَ أُخۡرِجُواْ مِن دِيَٰرِهِمۡ وَأَمۡوَٰلِهِمۡ يَبۡتَغُونَ فَضۡلٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِضۡوَٰنٗا وَيَنصُرُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلصَّٰدِقُونَ٨﴾[الحشر: ۸]. «(همچنین غنائم) از آن فقرای مهاجرینی است که از خانههایشان و اموالشان رانده شدهاند از خداوند فضل و خشنودی میجویند و خدا و پیغمبرش را یاری میدهند. اینانند که راستگویند».
﴿وَٱلَّذِينَ تَبَوَّءُو ٱلدَّارَ وَٱلۡإِيمَٰنَ مِن قَبۡلِهِمۡ يُحِبُّونَ مَنۡ هَاجَرَ إِلَيۡهِمۡ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمۡ حَاجَةٗ مِّمَّآ أُوتُواْ وَيُؤۡثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ وَلَوۡ كَانَ بِهِمۡ خَصَاصَةٞۚ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفۡسِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ٩﴾[الحشر: ۹]. «و کسانیکه پیش از آنان خانه و کاشنه را آماده کردند و ایمان (نیز) در دلشان جای گرفت، کسانی را که بهسوی آنان هجرت کنند دوست میدارند، و در دلهای خود از آنچه (به مهاجران) دادهاند احساس نیازی نکنند و (دیگران را) بر خودشان ترجیح میدهند هرچند که خود سخت نیازمند باشند. و کسانیکه از آزمندی نفس خویش مصون باشند اینانند که رستگارند».
﴿وَٱلَّذِينَ جَآءُو مِنۢ بَعۡدِهِمۡ يَقُولُونَ رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ وَلَا تَجۡعَلۡ فِي قُلُوبِنَا غِلّٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّكَ رَءُوفٞ رَّحِيمٌ١٠﴾[الحشر: ۱۰]. «و کسانیکه پس از (مهاجرین و انصار) آمدند میگویند: پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان آوردن از ما پیشی گرفتهاند بیامرز و در دلهای ما هیچ کینهای در حقّ کسانیکه ایمان آوردهاند قرار مده، پروردگارا! تویی که بخشندۀ مهربانی».
این سوره، سوره بنی نضیر نامیده میشود. بنی نضیر طایفه بزرگی بودند که در گوشهای از مدینه در زمان پیامبرصساکن بودند. وقتی پیامبرصمبعوث شد و به مدینه هجرت کرد به همراه دیگر یهودیانی که به پیامب کفر ورزیدند آنها نیز بدو کافر شدند.
سپس پیامبر با قبیلههای یهودی که در مدینه همسایه او بودند پیمان صلح امضا کرد. نزدیک شش ماه بعد از رخداد جنگ بدر، پیامبر نزد آنها رفت و با آنها سخن گفت تا در پرداخت دیه کلابّیهایی که عمرو بن امیه ضمری کشته بود او را یاری نمایند. آنها گفتند چنین خواهیم کرد ای ابالقاسم، اینجا بنشین تا نیاز تو را برآورده سازیم.
آنگاه برخی از یهودیان بنی نضیر با هم به نجوا و خلوت پرداختند و شیطان شقاوتی را که برایشان مقرّر شده بود زیبا جلوه داد و نقشه کشتن پیامبر را کشیدند و گفتند کدام یک از شما حاضر است این سنگ را بالای بام ببرد و آن را روی سر پیامبرصبیاندازد تا سنگ به سرش بخورد. شقیترین آنها عمرو بن جحاش گفت: من این کار را میکنم.
سلام بن مشکم به آنها گفت: چنین مکنید، سوگند به خدا که او از آنچه اراده کردهاید با خبر خواهد شد و این کار شما شکستن عهدی است که میان ما و اوست. بلافاصله از سوی خداوند به پیامبر وحی شد و از قصد یهودیان با خبر گردید. پس شتابان از جای خود برخاست و بهسوی مدینه رهسپار شد و یارانش به او پیوستند و گفتند: برخاستی و متوّجه نشدیم! پیامبرصیارانش را از آنچه یهودیان میخواستند انجام دهند با خبر کرد.
پیامبرصکسی را نزد آنها فرستاد و فرمود: «از مدینه بیرون بروید و در کنار من در مدینه ساکن مباشید. من به شما ده روز مهلت میدهم و هرکس را بعد از آن ده روز ببینم گردنش را خواهم زد». بعد از آن چند روزی بود که آنها مشغول آماده کردن خود برای خروج ازمدینه بودند که عبدالله بن ابی بن سلول منافق، فردی را نزد آنها فرستاد و گفت: از سرزمین خود بیرون نروید، من دو هزار نفر دارم که همراه شما وارد قلعه اتان خواهند شد و در دفاع از شما خواهند مُرد، و قبیله بنیقریظه و هم پیمانانتان از غطفان شما را یاری خواهند کرد. رئیس وسردار یهودیان حیی بن اخطب به آنچه عبدالله منافق گفته بود امیدوار شد و قاصدی نزد پیامبرصفرستاد و گفت: ما از سرزمین خود بیرون نمیرویم، هرچه که میخواهی بکن.
آنگاه پیامبرصو یارانش تکبیر گفتند و بلند شدند بهسوی آنها حرکت کردند و پرچم مسلمین را علی بن ابی طالب ÷به دوشت داشت. مسلمانها قلعههای یهودیانرا محاصره کرده و بهسوی آنها تیراندازی گزیدند و عبدالله بن ابی و هم پیمانانشان از قبیله غطفان به آنها خیانت کردند. پیامبرصآنها را محاصره کرد و درختان خرمای آنها را قطع نمود و آتش زد.
آنها کسی را نزد رسول خدا فرستادند و گفتند: از مدینه خارج میشویم. پس رسول خدا اجازه داد که خودشان و زن و بچهّهایشان از مدینه خارج شوند، و از اموال و داراییهاشان بار ِ یک شتر را با خود بردند. اما پیامبر فرمود که حقّ ندارند اسلحههایشان را با خود ببرند. پس رسول خدا همه اموال و دارایی و اسلحههای آنان را به غنیمت برد. و تمام اموال و اسلحههای برجای مانده از طایفه بنی نضیر به طور خالص برای رسول خدا و مصالح مسلمانان بود. و پیامبر آن را به صورت خُمس تقسیم نکرد. چرا که خداوند آن را به رسم «فَیء» عاید پیامبر خود گردانید و مسلمانان برای تصاحب آن اسب یا شتری نتاختند. پس رسول خداصآنانرا بهسوی خیبر بیرون راند. و حیی ابن اخطب بزرگ آنان از جملهی بیرون راندگان بود. پس بر زمین و خانههایشان سیطره یافت و اسلحههایشان را به غنیمت برد که (۵۰) سپر، و (۵۰) کلاه، و (۳۴۰) شمشیر بود. این داستان آنان بود، آن چنان که اهل سیره روایت کردهاند.
خداوند متعال این سوره را طوری آغاز کرد که در آن بیان نمود تمامی آنچه که در آسمانها و زمین به سر میبرند در برابر عظمت او کرنش میکنند. و همه چیز در برابر او فروتن میباشد چون او توانمندی است که بر همه چیز چیره و غالب است، پس هیچ چیزی برای او دشوار نیست و او در آفرینش و فرمان خود با حکمت است و هیچ چیزی را بیهوده نمیآفریند و آنچه را که مصلحتی در آن نیست مشروع نمینماید، و فقط کاری میکند که مقتضای حکمت اوست.
از جمله کارهای حکیمانهی خداوند این است که پیامبرش را بر کافرانِ اهل کتاب (بنینضیر) - وقتی که به پیامبر خیانت کردند - پیروز گردانید، و آنها را از سرزمین و وطنشان که به آن انُس گرفته بودند بیرون راند. و بیرون راندنشان اوّلین خروج و جلای وطنی بود که خداوند به دست پیامبرشصبر آنها مقرّر داشت. آنها از مدینه بهسوی خیبر بیرون رفتند.
این آیه کریمه دلالت میکند که آنها علاوه بر این بار، باری دیگر نیز از وطن خود بیرون رانده خواهند شد. و آن این بود که پیامبرصآنها را از خیبر نیز بیرون راند و بعد از ایشان عمرسبازماندههای یهودیان را هم بیرون راند. ﴿مَا ظَنَنتُمۡ أَن يَخۡرُجُواْ﴾شما مسلمانها گمان نمیکردید که یهودیان از سرزمین و خانههایشان بیرون بروند، چون آنها دژهای محکمی داشتند و قدرتمند بودند. ﴿وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمۡ حُصُونُهُم مِّنَ ٱللَّهِ﴾و گمان بردند که دژهایشان آنان را از عذاب خدا محافظت میکند. بنابراین به دژهای خود بالیدند و دژهای محکم آنها را فریب داد و گمان بردند که در آن جا گزندی به آنها نخواهد رسید و هیچکس توانایی دسترسی به آنها را نخواهد داشت. امّا خداوند چنین مقّرر کرده بود که دژها و قلعهها چیزی از عذاب خداوند را از آنها دور نخواهد کرد و در برابر فرمان الهی، قدرت و دفاع فایدهای نخواهد داشت. بنابراین فرمود: ﴿فَأَتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِنۡ حَيۡثُ لَمۡ يَحۡتَسِبُواْ﴾پس خداوند از جایی که به سراغشان آمد که گمان نبرده بودند از آنجا گرفتار میشوند. و آن این بود که ﴿وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ ٱلرُّعۡبَ﴾خداوند در دلهایشان ترس و هراس انداخت.
رعب یعنی ترس و هراس شدید، که به مثابه بزرگترین لشکر خداوند است و اگر دشمن را فرابگیرد هیچساز و برگ و نیرویی افاقه نخواهد کرد. آنچه آنها گمان میبردند که خطر را از آنان دور میکند قلعه و دژهایی بودکه خود را در آن حفاظت نموده و در آن سنگر گرفته بودند و در پناه آن آسوده به سر میبردند. امّا هرکس که به غیر از خداوند اعتماد کند خوار و ذلیل خواهد گشت، و هرکس به غیر از خداوند تکیه نماید همان چیز بلای جانش خواهد شد.
پس امری آسمانی بر دلهای یهودیان فرود آمد. دلها محل پایداری و شکیبایی و یا ترس و ضعف میباشند. پس این امر آسمانی و هراس، قدرت و توانمندی دلهایشان را از بین برد و به جای آن ضعف و ترس و بزدلی قرار داد و برای دفع آن چارهای نداشتند. و این ترس، دشمنی دیگر برای آنها گردید. بنابراین فرمود: ﴿يُخۡرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيۡدِيهِمۡ وَأَيۡدِي ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾خانههایشان را با دستهای خود و دستهای مومنان ویران میکردند چون آنها با پیامبر بر این چیز صلح کردند که فقط به اندازه بار شترهایشان با خود ببرند. از این رو بسیاری از خانههایشان را منهدم و خراب کردند.
خانههایی که آنرا بسیار خوب ساخته بودند، و مومنان بر آنها چیره شدند. خانههایشان را خراب و دژها و قلعههایشان را منهدم کردند. پس آنها بودند که بر خود جنایت کردند و به خود ضربه زدند.
﴿فَٱعۡتَبِرُواْ يَٰٓأُوْلِي ٱلۡأَبۡصَٰرِ﴾پس ای صاحبان خرد و بصیرت! و ای کسانی که دارای عقلهای کامل هستید! پند و عبرت بگیرید. چون این درست عبرتی است که چگونگی برخورد خداوند با کسانیکه مخالف حقّ هستند و از هوی و هوس خود پیروی میکنند از آن شناخته میشود، آنهایی که قدرتشان به آنان سودی نبخشید و قلعههایشان نتوانست آنها را حفاظت کند، بدانگاه که فرمان الهی به سراغشان آمد. پس آنها به سبب گناهانشان مورد شکنجه و عذاب قرار گرفتند. و این موضوع امری کلّی است، و آنچه اعتبار دارد عموم مفهوم و موضوع است نه سبب و دلیل خاص آن.
این آیه امر مینماید که از سرنوشت بنی نضیر درست عبرت گرفته شود، و این که امور مشابه با یکدیگر مقایسه گردند و در مفاهیم و حکمتهایی که جای خردورزی و اندیشیدن است، و با این کار عقل کامل میگردد و بصیرت نافذ میشود و ایمان فزونی مییابد و انسان را به فهم و درک حقیقی میرساند تامل و اندیشه صورت گیرد.
سپس خداوند متعال خبر داد که یهودیان به همه کیفرهایی که سزاوار آن بودند نرسیدند بلکه خداوند به آنها تخفیف داد. بنابراین فرمود: ﴿وَلَوۡلَآ أَن كَتَبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمُ ٱلۡجَلَآءَ﴾و اگر خداوند ترک دیار و آوارگی را بر آنان مقرّر نمیکرد به عذاب دیگری در دنیا گرفتار میشدند. ولی آنها - گرچه عذاب سخت دنیوی به آنها نرسید - در آخرت عذاب آتش دوزخ را دارند که شدّت و سختی آنرا کسی جز خداوند نمیداند. پس آنها نباید چنین کنندکه عذاب و کیفرشان به آنها رسیده و تمام شده است، زیرا عذابی که خداوند در آخرت برای آنها آماده کرده بزرگتر و کاملتر است.
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ شَآقُّواْ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُ﴾این بدان خاطر است که آنان با خدا و پیغمبرش دشمنی ورزیده و به مبارزه برخاستهاند و برای سرپیچی از خدا و رسولش کوشیدهاند، و هرکس ه با خدا دشمنی روزد سنت الهی درباره او همین است. ﴿وَمَن يُشَآقِّ ٱللَّهَ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ﴾و هرکس با خداوند دشمنی ورزد بداند که خداوند سخت کیفر است.
قبیله بنینضیر، پیامبرصو مسلمانها را سرزنش کردند که چرا درختان خرما و دیگر درختان را قطع کرده است، و ادعا نمودند که این کار فساد و تباهی است، از این رو مسلمین را مورد طعنه و عیبجویی قرار دادند. خداوند متعال خبر داد که بریدن درختان خرما و بر جای گذاشتن آن از سوی مسلمانان ﴿فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾به فرمان و اذن خداوند بوده است. ﴿وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِينَ﴾و برای آن بوده تا خداوند بدکاران را خوار و رسوا بگرداند.
شما را مسلّط کرد تا درختانشان را قطع کنید و بسوزانید تا این کار عذابی باشد برای آنها و مایه خواری و رسواییشان در دنیا گردد. و تا ضعف و ناتوانی کاملشان مشخّص شود. این بود حالت قبیله بنینضیر و این که خداوند چگونه آنها را در دنیا کیفر داد.
سپس بیان کرد که اموال و کالاهایشان به چه کسی میرسد. پس فرمود: ﴿وَمَآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ مِنۡهُمۡ﴾چیزهایی از دارائی اهل این آبادی یعنی بنی نضیر که خداوند به پیامبرش ارزانی داشت، ﴿فَمَآ أَوۡجَفۡتُمۡ عَلَيۡهِ مِنۡ خَيۡلٖ وَلَا رِكَابٖ﴾شما ای گروه مسلمانها! برای من دست آوردن آن اسبان و شترانی را نتاخته بودید.
یعنی برای به دست آوردن آن رنجی نبردهاید، نه خودتان و نه چهارپایانتان بلکه خداوند در دلهای یهودیان ترس و هراس انداخت و این اموال بدون زحمت به دست شما رسید. بنابراین فرمود: ﴿وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُۥ عَلَىٰ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ﴾ولی خداوند پیغمبرانش را بر هرکس که خداوند چیره میگرداند و خداوند بر هر چیزی تواناست. و از کمال قدرت الهی این است که هیچ امر محال و ناممکنی برای او ناممکن نیست، و هیچ قدرتمندی در برابر او نیرویی ندارد.
«فیء» در اصطلاح فقها به اموالی گفته میشود که بدون جنگ و به حق از کافران ستانده میشود. مانند مال و داراییاش که یهودیان فرار کردند و آنرا از ترس مسلمین رها نمودند. چنین مالی «فیء» نامیده میشود، چون از کافرانی که مستحق آن نیستند به مسلمانهایی برگشته است که حقّ کامل در آن دارند.
حکم کلی«فیء» همانطور که خداوند بیان داشته است، ﴿مَّآ أَفَآءَ ٱللَّهُ عَلَىٰ رَسُولِهِۦ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡقُرَىٰ﴾هر آنچه از اموال و داراییهای اهالی آبادیها که خداوند به پیغمبرش ارزانی داشته است، هم چنین به طور کلّی چه در زمان پیامبر و چه بعد از او کسی که حکومت را در دست دارد اگر چنین اموالی را به دست آورد، ﴿فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِ﴾این اموال متعلّق به خدا وپیغمبر و خویشاوندان پیغمبر و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است.
این آیه شبیه آیه ایست که در سوره انفال آمده است: ﴿وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا غَنِمۡتُم مِّن شَيۡءٖ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُۥ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡيَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰكِينِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِيلِ﴾[الأنفال: ۴۱]. «و بدانید هر آنچه که به صورت غنیمت به دست میآورید یک پنجم آن از آن پیغمبر و خویشاوندان او و یتیمان و بینوایان ودر راه ماندگان است». پس این غنیمت به پنج گروه میرسد: سهم خدا و پیغمبرش در مصالح و منافع عمومی و کلّ مسلمین صرف میگردد. و یک پنجم آن به خویشاوندان پیامبر یعنی بنیهاشم و فرزندان مطلب میرسد هرکجا که باشند، و سهمیه زن و مردشان برابر است.
بنی مطلب به خلاف سایرین بنی عبد مناف بدین خاطر با بنیهاشم در یک پنجم شریک هستند چون در ورود به شعب ابی طالب وقتی که قریش پیامبر و بنیهاشم را تحریک اقتصادی کردند و بر دشمنی ورزیدن و قهر کردن از آنها پیمان بستند با بنیهاشم همراه بودند. بنابراین پیامبرصدر مورد بنی عبدالمطلب فرمود: آنها در زمان جاهلیت و در اسلام مرا تنها نگذاشتند و از من جدا نشدند.
و یک پنجم به مستمندان یتیم میرسد. یتیم کسی است که پدرش را از دست داده و هنوز به سن رشد و بلوغ نرسیده است. و یک پنجم به فقرا میرسد. و یک پنجم سهم مسافرانی است که در دیار غربت ماندهاند و مخارج سفر ندارند. خداوند تقسیم «فیء» را در این افراد مشخّص منحصر گرداند.
﴿كَيۡ لَا يَكُونَ دُولَةَۢ بَيۡنَ ٱلۡأَغۡنِيَآءِ مِنكُمۡ﴾تا بین ثروتمندان دست به دست نگردد، به گونهای که به دیگر افراد ناتوان و عاجز نرسد، که قطعا از چنین امری فساد بزرگی روی خواهد داد.
همانطور که در پیروی کردن از فرمان خدا و شریعت و آئین او منافع و مصلحتهای بیشماری وجود دارد. بنابراین، خداوند به رعایت قاعده و اصل کلّی دستور داد و فرمود: ﴿وَمَآ ءَاتَىٰكُمُ ٱلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَىٰكُمۡ عَنۡهُ فَٱنتَهُواْ﴾آنچه پیامبر برای شما از (احکام الهی) آورده است آنرا اجرا کنید و آنچه شما را از آن بازداشته است از آن دست بکشید.
و این شامل اصول و فروع دین و ظاهر و باطن آن میشود. و هر حکمی که پیامبر میدهد بندگان باید به آن چنگ بزنند و آن را اجرا کنند و مخالفت با فرمان پیغمبر جایز نیست. و هرآنچه پیامبر بگوید همانند دستور خداوند لازم الاجرا است و هیچکس اجازه ندارد آنرا ترک نماید و برای ترک کردن آن عذری بیاورد. و مقدم داشتن سخن هیچ کسی بر سخن و حکم پیامبر جایز نیست.
سپس خداوند مردم را فرمان داد تا از او بترسند و پروا کنند زیرا دلها و ارواح و دنیا و آخرت با تقوای الهی آباد میگردند و به وسیله تقوا و پرهیزگاری است که سعادت همیشگی و رستگاری بزرگ به دست میآید. و با ضایع کردن تقوا و بیاعتنایی به آن شقات و همیشگی و عذاب جاودانگی به سراغ انسان میآید. پس فرمود: ﴿وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلۡعِقَابِ﴾و از خداوند بترسید، بیگمان خداوند سخت کیفر است و هرکس تقوا را ترک کند و پیروی کردن از هوی و هوس و خواستههای نفس را ترجیح دهد او را سخت کیفر میدهد.
سپس خداوند متعال حکمت و سبب اختصاص یافتن غنایم به افراد مشخصّی را بیان کرد، و این که آنها سزاوار کمک هستند و سزاوارند که غنایم به آنها تعلّق گیرد. پس بیان کرد که آنها یا مهاجر هستند که چیزهای دوست داشتنی از قبیل سرزمین و اموال خود و دوستان خویش را به خاطر خداوند و به خاطر محبّت پیامبر ترک کرده و هجرت نموده ا ند. اینها راستگویانی هستند که به مقتضایا یمان خ ویش عمل کردهاند و با اعمال صالح خود و عبادتهای دشوار، صداقت ایمان خود را ثابت نمودهاند.
به خلاف کسیکه ادّعای ایمان میکند امّا ادّعای خویش را با جهاد و هجرت ودیگر عبادتها ثابت نکرده است. و این مستحقان یا انصار هستند از قبیله اوس و خزرج که با میل و رغبت خود و بدوناجبار به خدا و پیامبرش ایمان آوردند، و پیامبرصرا جای دادند و او را از هر دشمنی محافظت کردند، و دارالجهره ودارالایمان را آماده نمودند تا اینکه تبدیل به پناهگاهی برای مومنان گردید که به آن مراجعه کردند و به آن پناه بردند. و زمانی که همه شهرها و آبادیها محل مبارزه با دین خدا و لانه شرک و فساد بود مسلمانها فقط در مدینه میتوانستند اقامت نمایند.
پس همواره یاوران دین به انصار پناهنده میشدند تا اینکه اسلام گسترش یافت و قدرت گرفت و روز به روز تعداد مسلمانان و قلمرو اسلام بیشتر شد و دلهای مردم را به وسیله علم و ایمان و قرآن فتح کردند و کشورها و شهرها را با شمشیر و نیزه گشودند.
انصار از جمله صفتهای زیبایشان این بود که ﴿يُحِبُّونَ مَنۡ هَاجَرَ إِلَيۡهِمۡ﴾کسانی را که به نزد ایشان هجرت کردهاند دوست میدارند. و این به خاطر آن است که آنها خدا و پیغمبرش را دوست دارند از این رو دوستان خدا را دوست میدارند و هرکس را که دین خدا را یاری نماید دوست میدارند. ﴿وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمۡ حَاجَةٗ مِّمَّآ أُوتُواْ﴾و در دلهای خود نسبت به مهاجران ـ به خاطر نعمتهایی که خداوند به آنان داده است حسد ـ و کینه نمیورزند و این نشانگر پاکی و سالم بودن دلهای آنهاست ودالّ بر این است که دلهایشان از خیانت و کینه و حسد و پاک و به دور است. و این دلالت مینماید که مهاجران از انصار برتر هستند چون خداوند اول از مهاجران یاد نموده و خبر داده است که انصار به خاطر فضیلتها و برتریهایی که مخاجرین دارند نسبت به آنان حسد نمیورزند. و این دلالت مینماید که خداوند به آنها چیزهایی داده که به انصار و دیگران نداده است، چون مهاجران هم هجرت کرده و هم پیامبر را یاری نمودهاند.
﴿وَيُؤۡثِرُونَ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ وَلَوۡ كَانَ بِهِمۡ خَصَاصَةٞ﴾یکی از صفتهای انصار به سبب ایثار و از خودگذشتگی بر دیگران برتری یافتهاند. ایثار کاملترین نوع بخشندگی است، و این که انسان اموال و چیزهایی را که دوست دارد و به آن نیازمند است برای دیگران خرج کند.
و ضمن آنکه نیاز مبرم داشته باشد آن را به دیگران بدهد. چنین امری جز از اخلاق و خویی وارسته بر نمیآید. نیز سرچشمه آن محبّت خداست که آنرا بر محبّت و خواستهها و امیال نفس و لذّتهای آن مقدم داشتهاند. از همین مورد است داستان مرد انصاری که آیه در رابطه با او نازل شده است. او مهمانش را بر خودش ترجیح داد و غذا را به مهمان داد و خود و خانواده و فرزندانش گرسنه خوابیدند تا مهمانشان سیر بخوابد.
ایثار امری پسندیده است، و بخل ورزیدن ناپسند، و هرکس که دارای ایثار و از خود گذشتگی باشد به راستی که از آفت بخل مصون مانده است: ﴿وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفۡسِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾و هرکس که از بخل نفس خود مصون گردد چنین کسانی قطعا رستگارند. و مصون بودن نفس از بخل شامل مصون بودن از بخل در همه چیزهایی است که انسان بدان امر شده است. پس هرگاه بنده از بخل نفس خود مصون باشد نفس او فرامین خدا و رسولش را اجرا میکند و این فرامین را با علاقه و شرح صدر انجام میدهد.
و از آنچه که خدا نهی کرده است دوری میگزیند گرچه برایش دوست داشتنی باشد، و نفس و شهوت، او را به انجام آن فرا بخواند. نیز اموال خود را در راه خدا و طلب رضایت او خرج میکند و با این کار رستگاری و کامیابی را به دست میآورد. به خلاف کسی که از بخل نفس خود مصون نباشد و به بخل مبتلا گردد و در انجام هر کار خیری بخیل باشد، بخلی که اساس و ماده هر شرّ و بدی است.
پس این دو گروه وارسته اصحاب و یاران بزرگوار پیامبر و پیشوایان هستند، کسانی که به فضیلتها و خوبیهایی دست یافتهاند که آنان که بعد از آنها آمدهاند به چنان خوبیهایی نایل نگردیدهاند. پس اینها برجستگان و سران مسلمانان و رهبران پرهیزگاران گشتهاند.
و برای کسانی که پس از آنها میآیند همین فضیلت کافی است که در مسیر آنها حرکت کنند و به رهنمود آنان اقتدا نمایند. بنابراین خداوند پیشینیانی را که به آنها اقتدا نمودهاند بیان کرد و فرمود: ﴿وَٱلَّذِينَ جَآءُو مِنۢ بَعۡدِهِمۡ﴾و کسانیکه بعد از مهاجرین و انصار به دنیا میآیند، ﴿يَقُولُونَ﴾در قالب خیرخواهی برای خود و همه مومنان میگویند: ﴿رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لَنَا وَلِإِخۡوَٰنِنَا ٱلَّذِينَ سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ﴾پروردگارا! ما و برادران ما را که در ایمان آوردن از ما پیشی گرفتهاند بیامرز.
و این دعایی است که همه مومنان گذشته را از قبیل اصحاب و کسانیکه پیش از آنها و بعد از آنها بودهاند شامل میشود. و این از فضائل ایمان است که مؤمنان از یکدیگر استفاده میبرند و برای یکدیگر دعا میکنند، چون همه در ایمان مشارکت دارند و ایمان است که میان مومنان پیوند برادری ایجاد میکند، و به سبب این پیوند برای یکدیگر دعا میکنند و یکدیگر را دوست میدارند.
بنابراین، خداوند در این دعا بیان کرد که کینهای در دلهایشان نسبت به همدیگر ندارند، و هرگاه در دل کینه نباشد ضد آن که محبّت و دوستی و خیرخواهی برای همدیگر است جای میگیرد. و خداوند کسانی را که پس از اصحاب میآیند مومن قلمداد نمود، چون وقتی میگویند: ﴿سَبَقُونَا بِٱلۡإِيمَٰنِ﴾دلیلی است بر این که در ایمان آوردن با گذشتگان مشارکت دارند و در عقاید و ایمان و اصول آن پیرو اصحاب هستند. و اینها اهل سنت و جماعت میباشند که این وصف کامل فقط بر آنها صدق پیدا میکند.
خداوند صفت آنها را بیان کرد که به گناهان اقرار مینمایند و از خداوند برای یکدیگر طلب آمرزش میکنند و تلاش مینمایند تا در دلهایشان نسبت به برادران مومن خود کینهای نداشته باشند. آنها که این دعا را میکنند مستلزم آن است یکدیگر را دوست داشته باشند و هرکس چیزی را که برای خود میپسندد برای برادرش نیز بپسندد و در بودن و نبودن برادرش و در زمانی که زنده یا مرده است خیرخواهش باشد.
آیه کریمه دلالت مینماید که این از جمله حقوق مومنان است که بر یکدیگر دارند. سپس دعای مؤمنان را با دو اسم بزرگوار خداوند به پایان برد، دو اسمی که بر کمال رحمت خداوند و شدّت مهربانیاش نسبت به بندگان دلالت مینمایند. از جمله رحمت و رأفت او این است که به مومنان توفیق دادهاست تا حقوق خدا و بندگانش را به جا بیاورند. پس این گروههای سهگانه، گروههای این امّت هستند و اینها سزاوار غنیمت میباشند و مسلّم است که غنیمت در جایی مصرف میشود که مصلحت و منفعت مسلمین در آن باشد. و اینها اهل غنیمت هستند، خداوند ما را از زمره آنان بگرداند!.
آیهی ۱۴-۱۱:
﴿أَلَمۡ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ نَافَقُواْ يَقُولُونَ لِإِخۡوَٰنِهِمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ لَئِنۡ أُخۡرِجۡتُمۡ لَنَخۡرُجَنَّ مَعَكُمۡ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمۡ أَحَدًا أَبَدٗا وَإِن قُوتِلۡتُمۡ لَنَنصُرَنَّكُمۡ وَٱللَّهُ يَشۡهَدُ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ١١﴾[الحشر: ۱۱]. «آیا به منافقفان ننگریستهای که به برادران کافر خود از اهل کتاب میگویند: هرگاه شما را بیرون کنند ما هم با شما بیرون خواهیم آمد و در حقّ شما هرگز از کسی فرمان نمیبریم، و اگر با شما جنگ و پیکار شود قطعاً شما را یاری میرسانیم. و خداوند گواهی میدهد که آنان دروغگو هستند».
﴿لَئِنۡ أُخۡرِجُواْ لَا يَخۡرُجُونَ مَعَهُمۡ وَلَئِن قُوتِلُواْ لَا يَنصُرُونَهُمۡ وَلَئِن نَّصَرُوهُمۡ لَيُوَلُّنَّ ٱلۡأَدۡبَٰرَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ١٢﴾[الحشر: ۱۲]. «اگر اخراج شوند با آنان بیرون نمیروند و اگر با آنان کارزار شود به آنان یاری نمیرسانند و اگر همه به کمک و یاریشان بروند پشت میکنند و میگریزند آنگاه یاری نخواهند شد».
﴿لَأَنتُمۡ أَشَدُّ رَهۡبَةٗ فِي صُدُورِهِم مِّنَ ٱللَّهِۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَفۡقَهُونَ١٣﴾[الحشر: ۱۳]. «قطعاً هراس شما در سینههای ایشان بیش از هراس آنان از خداست، این بدان خاطر است که آنان قومی هستند که نمیفهمند».
﴿لَا يُقَٰتِلُونَكُمۡ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرٗى مُّحَصَّنَةٍ أَوۡ مِن وَرَآءِ جُدُرِۢۚ بَأۡسُهُم بَيۡنَهُمۡ شَدِيدٞۚ تَحۡسَبُهُمۡ جَمِيعٗا وَقُلُوبُهُمۡ شَتَّىٰۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَعۡقِلُونَ١٤﴾[الحشر: ۱۴]. «آنان هرگز با شما به صورت دسته جمعی جز در پس دژهای محکم و یا از پشت دیوارها نمیجنگند. عداوت و جنگشان درمیان خودشان سخت است، ایشان را متّحد میبینی حال آنکه دلهایشان پراکنده است. این بدان خاطر است که آنان گروهی هستند که خرد نمیورزند».
سپس خداوند شگفتی حالت منافقان را بیان میکند، آنهایی که به برادران اهل کتاب خود قول میدهند که شما را یاری میکنیم و به اهل کتاب میگویند: ﴿لَئِنۡ أُخۡرِجۡتُمۡ لَنَخۡرُجَنَّ مَعَكُمۡ وَلَا نُطِيعُ فِيكُمۡ أَحَدًا أَبَدٗا﴾هرگاه شما را بیرون کنند ما هم با شما بیرون خواهیم آمد و هرکس ما را سرزنش کند یا بترساند تا شما را یاری نکنیم از او اطاعت نخواهیم کرد.
﴿وَإِن قُوتِلۡتُمۡ لَنَنصُرَنَّكُمۡ وَٱللَّهُ يَشۡهَدُ إِنَّهُمۡ لَكَٰذِبُونَ﴾و اگر با شما جنگ و پیکار شود قطعا شما را یاری خواهیم کرد و خداوند گواهی میدهد که آنان در این وعدهای که با آن برادران اهل کتاب خود را فریب میدهند دروغگو هستند.
و این از آنها بعید نیست چون دروغ، صفت آنهاست و مکر و فریب و نفاق و بزدلی را همواره به همراه دارند. بنابراین خداوند آنها را تکذیب کرد، و همانطور که خداوند خبر داده بود اتفاق افتاد، و فرمود: ﴿لَئِنۡ أُخۡرِجُواْ﴾اگر از خانههایشان بیرون رانده شوند و آواره گردند، ﴿لَا يَخۡرُجُونَ مَعَهُمۡ﴾منافقان به همراه آنها بیرون نخواهند رفت، چون وطن خود را دوست دارند و بر جنگیدن و پیکار کردن شکیبا نیستند، و به عهد خود وفادار نمیباشند.
﴿وَلَئِن قُوتِلُواْ لَا يَنصُرُونَهُمۡ﴾و اگر با آنان کارزار شود به آنان یاری نمیرسانند، بلکه ترس و بزدلی بر آنها مستولی میگردد و سستی آنها را فرا میگیرد و در زمانی که برادرانشان به شدّت به آنها نیاز دارند خوارشان میگردانند. ﴿وَلَئِن نَّصَرُوهُمۡ﴾و به فرضاگر آنها را یاری کنند، ﴿لَيُوَلُّنَّ ٱلۡأَدۡبَٰرَ ثُمَّ لَا يُنصَرُونَ﴾قطعا پشت خواهند کرد و میگریزند. یعنی نمیجنگند و پا به فرار میگذارند و خداوند هم آنها را یاری نمیکند.
و آنچه آنها را بر این امر واداشت این است که ترس از شما مؤمنان، ﴿أَشَدُّ رَهۡبَةٗ فِي صُدُورِهِم مِّنَ ٱللَّهِ﴾در سینههای ایشان بیش از هراس آنان از خداست. پس آنها ترسشان از شما بیشتر از ترسشان از خداست و آنها ترس از مخلوقی که اختیرا کوچکترین سود و زیانی را برای خودش ندارد بر ترس از آفرینندهای که سود و زیان و دادن و ندادن در دست اوست مقّدم داشتهاند.
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَفۡقَهُونَ﴾این بدان خاطر است که آنان قومی هستند که مراتب امور و حقایق آنرا نمیفهمند و عواقب کارها را تصوّر نمیکنند. و فهمیدن کامل و درک واقعی این است که ترس از خداوند و امید و محبّت به او بر محبّت و ترس دیگران مقدم باشد.
﴿لَا يُقَٰتِلُونَكُمۡ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرٗى مُّحَصَّنَةٍ أَوۡ مِن وَرَآءِ جُدُرِۢ﴾آنان به صورت دسته جمعی جز در پس دژهای محکم و یا از پشت دیوارها نمیجنگند. یعنی در پیکار با شما ثابت قدم و مصمّم نخواهند بود مگر این که در آبادی و قلعهها پناه بگیرند و یا این که پشت دیوارها باشند، در چنین مواقعی ممکن است که آنها با تکیه بر قلعهها و دیوارهایشان مقاومت کنند، نه این که بر اثر شجاعت خودشان جنگیده باشند، و این بزرگترین مذمّت است.
﴿بَأۡسُهُم بَيۡنَهُمۡ شَدِيدٞ﴾عداوت و جنگشان در میان خودشان سخت است. آنها در جسم و تواناییشان آفتی ندارند. بلکه آفتشان این است که ایمانشان ضعیف است و متّحد نیستند بنابراین فرمود: ﴿تَحۡسَبُهُمۡ جَمِيعٗا﴾وقتی آنها را گرد هم میبینی گمان میبری که متّحد هستند، ﴿وَقُلُوبُهُمۡ شَتَّىٰ﴾حال آنکه دلهایشان پراکنده است. یعنی نسبت به یکدیگر حسد و نفرت دارند.
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَعۡقِلُونَ﴾آنها چون عقل و خرد ندارند چنین هستند، و اگر عقل داشتند آنچه را که بهتر است برای خود بر میگزیدند و برای خویشتن خوارترین شیوه را نمیپسندیدند و متّحد میشدند و همدل میگشتند و یکدیگر را یاری میکردند. و همدیگر را در راستای منافع دینی و دنیویشان کمک مینمودند.
آیهی ۱۷-۱۵:
﴿كَمَثَلِ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ قَرِيبٗاۖ ذَاقُواْ وَبَالَ أَمۡرِهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ١٥﴾[الحشر: ۱۵]. «(وصف اینان) چون داستان کسانی است که اندکی پیش از آنان بودند، طعم کارشان را چشیدند و آنان عذابی دردناک دارند».
﴿كَمَثَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ إِذۡ قَالَ لِلۡإِنسَٰنِ ٱكۡفُرۡ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّنكَ إِنِّيٓ أَخَافُ ٱللَّهَ رَبَّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٦﴾[الحشر: ۱۶]. «مانند داستان شیطان چون به انسان گفت: کفر ورز، پس چون کفر ورزیدند گفت: من از تو بیزارم، من از خداوند، پروردگار جهانیان میترسم».
﴿فَكَانَ عَٰقِبَتَهُمَآ أَنَّهُمَا فِي ٱلنَّارِ خَٰلِدَيۡنِ فِيهَاۚ وَذَٰلِكَ جَزَٰٓؤُاْ ٱلظَّٰلِمِينَ١٧﴾[الحشر: ۱۷]. «پس سرانجام هردوی آنان این شد که هردوی آنان در آتش (دوزخ) باشند، در آن جاودانه خواهند بود، و جزای ستمکاران این است».
داستان این خوارشدگان اهل کتاب که خداوند انتقام پیامبرش را از آنها گرفت و طعم خواری و ذلت را در دنیا به آنها چشاند و از سوی کسانی که به آنها وعده داده بودند یاریشان کنند، یاری نشدند، همچون داستان کسانی است که اندکی پیش از اینان بودند. آنها کفّار قریش بودند که شیطان کارهایشان را برایشان زیبا جلوه داد و گفت: ﴿لَا غَالِبَ لَكُمُ ٱلۡيَوۡمَ مِنَ ٱلنَّاسِ وَإِنِّي جَارٞ لَّكُمۡۖ فَلَمَّا تَرَآءَتِ ٱلۡفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّنكُمۡ إِنِّيٓ أَرَىٰ مَا لَا تَرَوۡنَ﴾[الأنفال: ۴۸]. «امروز هیچکس از مردم بر شما چیره نخواهد شد و من همراه شما هستم».
وقتی دو گروه رو در روی هم قرار گرفتند شیطان به عقب فرار کرد و گفت: «من از شما بیزارم، من چیزی میبینم که شما نمیبینید». پس آنان فریب خودشان را خوردند، نیز کسانی دیگر آنها را فریب دادند که به آنان سودی نرساندند و عذاب را از آنان دور نکردند تا این که با تکبّر و غرور به محل «بدر» وارد شدند به گمان این که آنها به آرزویی که درباره پیامبر و مومنان داشتند میرسند.
امّا خداوند پیامبرش و مؤمنان را بر آنها پیروز گرداند و بزرگان و سرانشان کشته شدند و تعدادی از آنها به اسارت در آمدند و برخی پا به فرار گذاشتند. از این رو ﴿ذَاقُواْ وَبَالَ أَمۡرِهِمۡ﴾طعم کارشان و سرانجام شرک و تجاوز خویش را چشیدند. این عذابشان در دنیا بود، ﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾و در آخرت عذاب دردناکی دارند.
مثال منافقانی که برادران اهل کتاب خود را فریب دادند، ﴿كَمَثَلِ ٱلشَّيۡطَٰنِ إِذۡ قَالَ لِلۡإِنسَٰنِ ٱكۡفُرۡ فَلَمَّا كَفَرَ﴾مانند مثال شیطان است که به انسان گفت: کافر شو. یعنی کفر را برای او زیبا جلوه داد و او را بر آن فراخواند. وقتی انسان فریب شیطان را خورد و کافر شد و به بدبختی گرفتار آمد، شیطانی که با او دوست بود و او را به این کارها فرا میخواند، به او فایدهای نرساند بلکه از او گریزان شد و بیزاری جست، و ﴿قَالَ إِنِّي بَرِيٓءٞ مِّنكَ إِنِّيٓ أَخَافُ ٱللَّهَ رَبَّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾گفت: من از تو بیزارم، من از خداوند، پروردگار جهانیان میترسم. یعنی من برای دور کردن عذاب از تو قدرتی ندارم و به اندازه یک ذره نمیتوانم به تو سود برسانم.
﴿فَكَانَ عَٰقِبَتَهُمَآ﴾و سرانجام دعوت دهنده که شیطان است و دعوت داده شده که انسان است این شد که ﴿أَنَّهُمَا فِي ٱلنَّارِ خَٰلِدَيۡنِ فِيهَا﴾هر دوی آنان در آتش دوزخ هستند و در آن جاودانه خواهند بود. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿إِنَّمَا يَدۡعُواْ حِزۡبَهُۥ لِيَكُونُواْ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ﴾[فاطر: ۶]. «بیگمان شیطان گروهش را دعوت میدهد تا از دوزخیان باشند».
﴿وَذَٰلِكَ جَزَٰٓؤُاْ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾و این سزای ستمکاران است، کسانیکه در ستمگری و کفر ورزیدن با همدیگر مشارکت دارند، گرچه در شدت عذاب با یکدیگر متفاوت هستند. و این عادت و شیوه شیطان با همه دوستانش میباشد، او آنها را فرا میخواند و با حیله و فریب، آنها را بهسوی آنچه که به زیانشان است میکشاند تا این که در دام میافتند و اسباب هلاکت و نابودی، آنها را فرا میگیرد. در این هنگام از آنها بیزاری میجوید و از آنها دست میکشد.
و کسیکه از شیطان اطاعت کند قابل سرزنش است چون خداوند آدمی را از او برحذر داشته است. پس کسی که اقدام به اطاعت از او نماید از روی بینش مرتکب گناه میشود و چنین کسی عذری ندارد.
آیهی ۲۱-۱۸:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلۡتَنظُرۡ نَفۡسٞ مَّا قَدَّمَتۡ لِغَدٖۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ١٨﴾[الحشر: ۱۸]. «ای مؤمنان! از خدا بترسید و هرکسی باید بنگرد که چه چیزی را برای فردا پیش فرستاده است. و از خداوند بترسید، بیگمان خداوند به آنچه میکنید آگاه است».
﴿وَلَا تَكُونُواْ كَٱلَّذِينَ نَسُواْ ٱللَّهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡفَٰسِقُونَ١٩﴾[الحشر: ۱۹]. «و مانند کسانی نباشید که خدا را از یاد بردند در نتیجه (خداوند نیز) خودشان را از یاد خودشان برد اینان که بدکارند».
﴿لَا يَسۡتَوِيٓ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِۚ أَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ هُمُ ٱلۡفَآئِزُونَ٢٠﴾[الحشر: ۲۰]. «دوزخیان با بهشتیان برابر نیستند، بهشتیانند که رستگارند».
﴿لَوۡ أَنزَلۡنَا هَٰذَا ٱلۡقُرۡءَانَ عَلَىٰ جَبَلٖ لَّرَأَيۡتَهُۥ خَٰشِعٗا مُّتَصَدِّعٗا مِّنۡ خَشۡيَةِ ٱللَّهِۚ وَتِلۡكَ ٱلۡأَمۡثَٰلُ نَضۡرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمۡ يَتَفَكَّرُونَ٢١﴾[الحشر: ۲۱]. «اگر این قرآن را بر کوهی نازل میکردیم همانا آنرا از ترس خدا کرنشکنان و از هم پاشیده میدیدی، و این مثالها را برای مردمان بیان میداریم تا که ایشان بیندیشند».
خداوند متعال بندگان مومن خویش را به آنچه که ایمان اقتضا مینماید، و آن ترس از خدا در همه حالات و در پنهان و پیداست امر مینماید، و به آنها فرمان میدهد تا آنچه را که خداوند به آن امر نموده و یا از آنهی به عمل آورده است رعایت کنند، و به آنچه که سود یا زیانشان در آن است بنگرند و در آن بیاندیشند، چون آنها وقتی آخرت را نصب العین خود قرار دهند و برای جای گرفتن در بهشت اهمّیت بدهند بیشتر در انجام دادن کارهایی که انسان را به بهشت میرسانند کوشش خواهند نمود و از آنچه که مانع رسیدن به بهشت میشود و یا آنها را از حرکت در مسیر آن باز میدارد دوری خواهند کرد.
نیز وقتی که بدانند خداوند به آنچه آنها انجام میدهند، آگاه است و اعمالشان بر خداوند پوشیده نمیماند و نزد او ضایع نمیگردد و خداوند آن را فراموش نمیکند این باعث میشود تا بکوشند و تلاش نمایند. این آیه کریمه اصل و قاعده ایست برای این که انسان خودش را محاسبه کند و به خویشتن بپردازد، پس اگر در خود لغزشی یافت با دست کشیدن از آن، و توبه نصوح و روی گردانی از اسبابی که او را به آن لغزش میرساند آن را جبران نماید. و اگر دید که در انجام امری از اوامر الهی کوتاهی ورزیده است تلاش نماید آن را جبران کند و فضایل را در وجود خویش رشد دهد، و برای انجام دادن اوامر الهی از پروردگارش کمک بخواهد.
و منّتها و نعمتهایی که خداوند به او ارزانی داشته است با تقصیر و کوتاهیهایی که از او سر زده است مقایسه کند، و این کار باعث میشود تا او قطعا شرم کند. محرومّیت حقیقی آن است که بنده را از یاد برده و از ذکر او و ادای حقّ او غافل شده و به امیال و خواستههای نفس خود روی آورده باشند.
قطعا چنین کسانی فایدهای به خود نرساندهاند. بلکه خداوند آنها را از آنچه که به مصلحتشان میباشد غافل گردانده است و در هر دو جهان زیانمند شدهاند. و چنان کلاهی بر سرشان رفته است که امکان جبران آن نیست چون آنان بدکارند و از اطاعت پروردگارشان منحرف شده و به نافرمانیهای خداوند گرفتار آمدهاند.
پس آیا کسی که تقوای الهی را رعایت کرده و از آنچه که برای فردی قیامتش از پیش فرستاده فکر کرده و سزاوار برخورداری از باغهای بهشت و زندگی سالم با کسانیکه خداوند بر آنها انعام نموده از قبیل پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان شده است با کسی یکسان است که از ذکر خدا غافل بوده و حقوق الهی را فراموش کرده و در دنیا بدبخت شده و سزاوار عذاب آخرت گردیده است؟! تردیدی نیست که گروه اوّل رستگارانند و گروه دوّم زیانکاران میباشند.
وقتی خداوند مطالبی را برای بندگانش بیان کرد و آنها را در کتاب بزرگ خویش امر و نهی نمود، این ایجاب میکند تا آنها به آنچه خداوند آنان را بهسوی آن فرا خوانده و بر آن تشویق نموده است بشتابند، هرچند که دلهایشان چون کوه سخت باشد. چون این قرآن اگر بر کوهی نازل شود از ترس خداوند کرنشکنان از هم پاشیده خواهد شد.
یعنی تأثیر قرآن بر دلها چنان زیاد است که حتّی کوهها هم نمیتوانند در برابر آن مقاومت کنند. زیرا مواعظ و اندرزهای قرآن بهطور مطلق بزرگترین مواعظ هستند و اوامر و نواهی قرآن مشتمل بر حکمتها و مصالحی فراوان میباشد و انجام این اوامر و نواهی برای انسان بسیار آسان است و هیچ تکلّف و تناقض و دشواری در آن نیست و برای هر زمان و مکانی و برای هر کسی مناسب میباشند.
سپس خداوند متعال خبر داد که او برای مردمان مثالها میزند و حرام و حلال را برای بندگانش توضیح میدهد تا در آیات او بیندیشند و تدبّر نمایند، چون اندیشیدن در آیات خداوند گنجینههای علم و دانش را برای انسان میگشاید و راههای خیر و شرّ را برای او روشن میگرداند و او را بر انجام فضایل اخلاقی باز میدارد. پس هیچ چیزی برای بنده از اندیشیدن در قرآن و تدبّر در معانی آن سودبخشتر نیست.
آیهی ۲۴-۲۲:
﴿هُوَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِۖ هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ٱلرَّحِيمُ٢٢﴾[الحشر: ۲۲]. «اوست خدایی که هیچ معبود به حقّی جز او نیست، دانندۀ نهان و آشکار. اوست بخشایندۀ مهربان».
﴿هُوَ ٱللَّهُ ٱلَّذِي لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلۡمَلِكُ ٱلۡقُدُّوسُ ٱلسَّلَٰمُ ٱلۡمُؤۡمِنُ ٱلۡمُهَيۡمِنُ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡجَبَّارُ ٱلۡمُتَكَبِّرُۚ سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يُشۡرِكُونَ٢٣﴾[الحشر: ۲۳]. «اوست خدایی که هیچ معبود به حقّی جز او نیست، او فرمانروا، منزّه و بیعیب و نقص، اماندهنده و امنیّت بخشنده، محافظ و مراقب، قدرتمند و چیره، بزرگوار و شکوهمند و والا مقام و فرازمند است. پاک است خداوند از آنچه شرک میآورند».
﴿هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡخَٰلِقُ ٱلۡبَارِئُ ٱلۡمُصَوِّرُۖ لَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰۚ يُسَبِّحُ لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٢٤﴾[الحشر: ۲۴]. «اوست خداوند، آفریدگار نو آفرینِ صورتگر. نامهای نیک از آن اوست، آنچه در آسمانها و زمین است او را به پاکی یاد میکند، و او پیروزمند فرزانه است».
این آیات کریمه مشتمل بر بسیاری از نامهای نیکوی خداوند و صفات والای او هستند. پس خداوند خبرداد که معبود به حقّ و راستین تنها اوست، خدایی که هیچ معبود به حقّی جز او نیست. و این به خاطر کمال و احسان فراگیر و تدبیر فراگیرش میباشدو هر معبودی غیر از او باطل و پوچ است و سزاوار ذرّهای از عبادت و پرستش نمیباشد، چون ناتوان و ناقص است و برای خودش اختیار کوچکترین سود و زیانی را ندارد.
سپس خودش را به علم و آگاهی فراگیر توصیف نمود که به آنچه از نگاه مخلوق پنهان است و آنچه که مخلوق مشاهده میکنند آگاه و داناست. و خویشتن را به رحمت فراگیرش که همه چیز را در بر گرفته است، و اینکه رحمت او به هر موجود زندهای میرسد توصیف نمود.
سپس این را بیان داشت که او معبود همه است، و تنها او معبود به حقّ است و او صاحب و پادشاه همه هستی است. پس جهان بالا و پایین همه مملوک خدا هستند و همه به او نیازمندند و تحت تدبیر او قرار دارند.
﴿ٱلۡقُدُّوسُ ٱلسَّلَٰمُ﴾خداوند منّزه و سالم از هر عیب و نقص میباشد، و خداوند بزرگ و دارای مجد و عظمت است، چون «قدّوس» بر پاک بودن از هر عیب و نقصی و بر عظمت خداوند در صفات و شکوهش دلالت مینماید. ﴿ٱلۡمُؤۡمِنُ﴾خداوندی که پیامبرانش را به وسیله معجزات روشن و دلایل قاطع و حجّتهای واضح تصدیق مینماید. ﴿ٱلۡعَزِيزُ﴾توانمند است و هرگز مغلوب نمیشود و کسی نمیتواند جلوی او را بگیرد، بلکه او بر همه چیز چیره است و همه چیز در برابر او فروتن است.
﴿ٱلۡجَبَّارُ﴾خداوند جبار و چیره که درهمه بندگان چیره است و همه آفریدهها در برابر او مغلوب و فروتناند. خداوندی که شکست خورده را جبران مینماید و فقیر را توانگر میکند. ﴿ٱلۡمُتَكَبِّرُ﴾خداوندی که دارای کبریا و عظمت است و از همه عیبها و ستمها پاک است. ﴿سُبۡحَٰنَ ٱللَّهِ عَمَّا يُشۡرِكُونَ﴾پاک است خداوند از آنچه انباز او میکنند. و این منّزه قرار دادن خداوند از همه چیزهاییاست که مشرکان او را بدان وصف کردهاند.
﴿هُوَ ٱللَّهُ ٱلۡخَٰلِقُ ٱلۡبَارِئُ ٱلۡمُصَوِّرُ﴾اوست خداوند، آفرینندۀ همه مخلوقات وتصویرگر همه تصویرها. و این نامهای نیکو: «خالق» و «باریء» و «مصور» به صفات «خلق» و «تدبیر» و «تقدیر» تعلق دارند که صفاتی مختص به خداوند میباشند و هیچکس در آنها با خدا شریک نیست.
﴿لَهُ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ﴾او نامهای نیک دارد، نامهای زیاد و بیشماری دارد که کسی جز او (تعداد آنها را) نمیداند، با وجود این همه نامهای او نیک هستند، یعنی دارای صفات کمال میباشند، بلکه بر کاملترین بزرگترین صفتها دلالت مینمایند و به هیچ صورت در آن عیب و نقصی نیست.
و از نیک بودنشان این است که خداوند آن نامها را دوست میدارد و هرکس آنها را دوست بدارد او را نیز دوست میدارد و میپسندد، نیز دوست دارد که بندگان، او را با این نامها فرا بخوانند و نیازهایشان را از او بطلبند. و از کمال خداوند و برخورداری او از نامهای نیک و صفات والای او این است که همه آنچه در آسمانها و زمین هستند همواره به او نیازمندند و او را به پاکی میستایند و نیازهایشان را از او میخواهند. پس، هر آنچه را که لطف خویش به آنان میدهد. ﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾و او توانمند ِ با حکمت است، هرچه بخواهد میشود و هیچ چیزی جز بر اساس حکمت و مصلحتی انجام نمییابد.
پایان تفسیر سورهی حشر
مدنی و ۱۳آیه است.
آیهی ۹-۱:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمۡ أَوۡلِيَآءَ تُلۡقُونَ إِلَيۡهِم بِٱلۡمَوَدَّةِ وَقَدۡ كَفَرُواْ بِمَا جَآءَكُم مِّنَ ٱلۡحَقِّ يُخۡرِجُونَ ٱلرَّسُولَ وَإِيَّاكُمۡ أَن تُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ رَبِّكُمۡ إِن كُنتُمۡ خَرَجۡتُمۡ جِهَٰدٗا فِي سَبِيلِي وَٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِيۚ تُسِرُّونَ إِلَيۡهِم بِٱلۡمَوَدَّةِ وَأَنَا۠ أَعۡلَمُ بِمَآ أَخۡفَيۡتُمۡ وَمَآ أَعۡلَنتُمۡۚ وَمَن يَفۡعَلۡهُ مِنكُمۡ فَقَدۡ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ١﴾[الممتحنة: ۱]. «ای مؤمنان! دشمنان من و دشمنان خویش را به دوستی نگیرید. شما نسبت بدیشان محبّت میکنید درحالیکه آنان به حقّ و حقیقی ایمان ندارند که برای شما آمده است. پیغمبر و شما را به خاطر ایمان آوردن به خدا که پروردگارتان است (از شهر و دیارتان) بیرون میرانند. اگر شما برای جهاد در راه من و کسب خوشنودیم بیورن آمدهاید (با آنان دوستی نکنید) در نهان با آنان دوستی میکنید درحالیکه من نسبت به هرچه پنهان میدارید یا آشکار میسازید آگاهتر هستم. هرکس از شما چنین کاری را بکند از راستای راه منحرف گشته است».
﴿إِن يَثۡقَفُوكُمۡ يَكُونُواْ لَكُمۡ أَعۡدَآءٗ وَيَبۡسُطُوٓاْ إِلَيۡكُمۡ أَيۡدِيَهُمۡ وَأَلۡسِنَتَهُم بِٱلسُّوٓءِ وَوَدُّواْ لَوۡ تَكۡفُرُونَ٢﴾[الممتحنة: ۲]. «اگر کافران شما را بیابند دشمنتان میشوند و دستان و زبانهای خود را بهسوی شما به بدی میگشایند و دوست دارند که کفر ورزید».
﴿لَن تَنفَعَكُمۡ أَرۡحَامُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُمۡۚ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَفۡصِلُ بَيۡنَكُمۡۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ٣﴾[الممتحنة: ۳]. «خویشاوندانتان و فرزندانتان روز قیامت سودی به حالتان نخواهند بخشید. روز قیامت خدا درمیانتان قضاوت و داوری خواهد کرد و خداوند به آنچه میکنید بیناست».
﴿قَدۡ كَانَتۡ لَكُمۡ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ فِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ إِذۡ قَالُواْ لِقَوۡمِهِمۡ إِنَّا بُرَءَٰٓؤُاْ مِنكُمۡ وَمِمَّا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ كَفَرۡنَا بِكُمۡ وَبَدَا بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمُ ٱلۡعَدَٰوَةُ وَٱلۡبَغۡضَآءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ وَحۡدَهُۥٓ إِلَّا قَوۡلَ إِبۡرَٰهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسۡتَغۡفِرَنَّ لَكَ وَمَآ أَمۡلِكُ لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖۖ رَّبَّنَا عَلَيۡكَ تَوَكَّلۡنَا وَإِلَيۡكَ أَنَبۡنَا وَإِلَيۡكَ ٱلۡمَصِيرُ٤﴾[الممتحنة: ۴]. «بهراستی که برایتان در ابراهیم و آنانکه با او همراه بودند سرمشقی نیکوست. چون به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه بهجای خدا میپرستید بیزاریم، به شما کفر ورزیدهایم و بین ما و شما برای همیشه دشمنی و کینه پدید آمده است تا اینکه تنها به خداوند ایمان آورید، مگر گفتۀ ابراهیم به پدرش که (گفت:) برایت آمرزش خواهم خواست و در برابر خداوند برایت اختیار چیزی را ندارم. پروردگارا! بر تو توکّل کردهایم و رو بهسوی تو نهادهایم و بازگشت بهسوی توست».
﴿رَبَّنَا لَا تَجۡعَلۡنَا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ وَٱغۡفِرۡ لَنَا رَبَّنَآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٥﴾[الممتحنة: ۵]. «پروردگارا! ما را دستخوش فتنه و ابتلای کافران مگردان، و ما را بیامرز، پروردگارا! تویی که پیروزمند فرزانهای».
﴿لَقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِيهِمۡ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَۚ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ٦﴾[الممتحنة: ۶]. «بهراستی در آنان برایتان سرمشقی نیکوست برای کسی (از شما) که به (لقای) خدا و روز قیامت امیدوار است و هرکس رویگردان شود (بداند که) خداوند همو بینیاز و ستوده است».
﴿عَسَى ٱللَّهُ أَن يَجۡعَلَ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ عَادَيۡتُم مِّنۡهُم مَّوَدَّةٗۚ وَٱللَّهُ قَدِيرٞۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ٧﴾[الممتحنة: ۷]. «نزدیک است که خداوند بین شما و کسانیکه با آنان دشمنی داشتهاید دوستی پدید آورد و خداوند تواناست و خداوند آمرزگار مهربان است».
﴿لَّا يَنۡهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يُقَٰتِلُوكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَلَمۡ يُخۡرِجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمۡ أَن تَبَرُّوهُمۡ وَتُقۡسِطُوٓاْ إِلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ٨﴾[الممتحنة: ۸]. «خداوند شما را از کسانیکه با شما در (کار) دین نجنگیدهاند و شما را از خانههایتان بیرون نکردهاند باز نمیدارد که به آنان نیکی کنید و در حقّ آنان به داد رفتار نمایید، بیگمان خداوند دادگران را دوست میدارد».
﴿إِنَّمَا يَنۡهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ قَٰتَلُوكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَأَخۡرَجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمۡ وَظَٰهَرُواْ عَلَىٰٓ إِخۡرَاجِكُمۡ أَن تَوَلَّوۡهُمۡۚ وَمَن يَتَوَلَّهُمۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ٩﴾[الممتحنة: ۹]. «تنها شما را از کسانی باز میدارد که در (کار) دین با شما جنگیدهاند و شما را از خانههایتان بیرون کردهاند و بر اخراجتان (دیگران را) پشتیبانی کردهاند، از آنکه آنانرا دوست بدارید، و کسانیکه آنان را دوست بدارند آنانند که ستمکارند».
بسیاری از مفسّرین گفتهاند که سبب نزول این آیات کریمه داستان حاطب بن ابی بلتعه است. هنگامی که پیامبر درصدد غزوه فتح بود. حاطب به بعضی از مشرکین مکّه نامهای نوشت و به آنها خبر داد که پیامبرصبهسوی آنها حرکت کرده است. حاطب میخواست با این کار توّجه و حمایت آنها را جلب نماید. و این کارش را از روی نفاق یا تردید داشتندر مبانی اسلام انجام نداد.
او این نامه را به دست زنی داد تا آن را به مکه برساند. پیامبرصاز ماجرای حاطبه با خبر گردید و قبل از آن که آن زن به مکه برسد کسانی را فرستاد و نامه را از آن زن بازگرفتند و حاطب را مورد سرزنش قرار داد امّا او عذری پیش آورد کرد که پیامبرصآنرا پذیرفت.
در این آیات به شدّت از دوستی کردن با کافران و مشرکان نهی شده و بیان شده است که دوستی با آنها با ایمان تضاد دارد و با آئین ابراهیم ÷مخالف است. نیز برخلاف عقل و خرد است، چون عقل ایجاب میکند که به شدت از دشمن پرهیز کرد به خصوص دشمنی که تمام تواناییاش را علیه شما صرف میکند و فرصت را برای ضربه زدن به شما غنیمت میشمارد. پس خداوند متعال فرمود: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمۡ أَوۡلِيَآءَ تُلۡقُونَ إِلَيۡهِم بِٱلۡمَوَدَّةِ﴾ای مؤمنان! به مقتضای ایمان خودتان که دوستی کردن با مؤمنان و دشمنی ورزیدن با دشمنان اسلام است عمل کنید، چرا که دشمن اسلام دشمن خدا و مومنان است.
پس شما با دشمن خدا و دشمن خود دوستی نکنید. شما برای دوستی کردن با آنها شتاب میورزید و سعی میکنید که اسباب محبت را درمیان خودتان و آنان به دست آورید، و معلوم است هرگاه محبت حاصل شود، به دنبال آن کمک کردن و دوستی نمودن میآید، آنگاه آدمی از دایرهی ایمان خارج میشود و از جمله کافران میگردد.
و کسیکه کافر را به دوستی بگیرد فاقد جوان مردی و مرّت است زیرا او با سرسختترین دشمنان خدا که برای اوچیزی جز زیان را نمیخواهند و با پروردگارشان به مخالفت و ستیز بر میخیزند پروردگاری که خیر آنان را میخواهد و آنها را به خیر امر کرده و بر آن تشویق مینماید دوستی میکند؟! و از جمله اموری که مومن را به دشمنی کردن با کافران فرا میخواند این است که کافران به حقّ و حقیقتی که برای مؤمنان آمده است کفر ورزیدهاند و این بزرگترین مخالفت است.
پس کافران اصل دین شما را قبول ندارند و ادعا میکنند که شما گمراه هستید. در حالی که آنها به حقی که هیچ شک و تردیدی در آن نیست کفر ورزیدهاند. و هرکس که حقّ را نپذیرد امکان ندارد دلیلی داشته باشد که بر صحت گفتار او دلالت نماید، بلکه محض نپذیرفتن حق بر باطل بودن سخن کسی دلالت مینماید که آن را نمیپذیرد.
و از دشمنی آنها با شما این است که ﴿يُخۡرِجُونَ ٱلرَّسُولَ وَإِيَّاكُمۡ﴾پیغمبر و شما مومنان را از سرزمین و دیارتان بیرون میکنند و شما را از وطنتان آواره مینمایند. و شما گناهی جز این ندارید که ﴿أَن تُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ رَبِّكُمۡ﴾به خداوند که پروردگارتان است ایمان آوردهاید، پروردگاری که باید همه به او ایمان بیاورند و او را بندگی کنند، چون خداوند آنها را پرورش داده و به آنها نعمتهای ظاهری و باطنی بخشیده است. پس وقتی آنها از این امر که واجبترین واجبات است اعراض کردند، و شما آن را انجام دادید، به دشمنی با شما برخاستند و شما را به خاطر ایمان آوردنتان از سرزمین و دیارتان بیرون راندند.
پس اگر کسی با کافران دوستی نماید هیچ دین و عقل و مروتی برای او باقی نخواهد ماند؟! کافرانی که در هر زمان و مکانی اینگونه هستند و جز ترس یا مانعی قوی آنان را از ضربه زدن به مسلمانان باز نمیدارد.
﴿إِن كُنتُمۡ خَرَجۡتُمۡ جِهَٰدٗا فِي سَبِيلِي وَٱبۡتِغَآءَ مَرۡضَاتِي﴾اگر هدف از بیرون آمدنتان جهاد در راه خدا و اعلای کلمهی او و کسب خشنودی پروردگار است پس به مقتضای این دستور عمل کنید. یعنی با دوستان خدا دوستی کنید و با دشمنان خدا دشمنی ورزید، چون این کار بزرگترین جهاد در راه خداست و از بزرگترین چیزهایی است که انسان را به خدا نزدیک مینماید و با این کار خشنودی او حاصل میشود.
﴿تُسِرُّونَ إِلَيۡهِم بِٱلۡمَوَدَّةِ وَأَنَا۠ أَعۡلَمُ بِمَآ أَخۡفَيۡتُمۡ وَمَآ أَعۡلَنتُمۡ﴾یعنی چگونه دوستی کردن با کافران را پنهان میدارید با این که میدانید خداوند به آنچه شما پنهان میکنید یا آشکار میسازید آگاه است؟! پس اگر دوستی کردن شما با کافران برای مؤمنان پوشیده باشد و از آن خبر نداشته باشند برای خداوند پوشیده نخواهد بود و خداوند بندگان را طبق خیر و شرّی که در مورد آنها میداند جزا و سزا میدهد.
﴿وَمَن يَفۡعَلۡهُ مِنكُمۡ فَقَدۡ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ﴾و هرکس از شما با کافران دوستی کند بعد از این که خداوند او را برحذر داشته است، به راستی که از راه راست منحرف شده و گم گشته است، چون او راهی را در پیش گرفته که با شریعت و عقل و مروّت انسانی مخالف است.
سپس خداوند متعال شدت دشمنی آنان را بیان کرد تا مؤمنان را به دشمنی ورزیدن با آنها تحریک نماید. پس فرمود: ﴿إِن يَثۡقَفُوكُمۡ﴾اگر شما را بیابند و فرصت آزار رساندن به شما را داشته باشند. ﴿يَكُونُواْ لَكُمۡ أَعۡدَآءٗ وَيَبۡسُطُوٓاْ إِلَيۡكُمۡ أَيۡدِيَهُمۡ﴾دشمنان آشکار شما خواهند بود و دستهای خود را به بدی بهسوی شما دراز میکنند. یعنی شما را میکشند و میزنند.
﴿وَأَلۡسِنَتَهُم بِٱلسُّوٓءِ﴾و با سخنان بد و ناراحت کننده از قبیل دشنام و غیره بهسوی شما زبان میگشایند. ﴿وَوَدُّواْ لَوۡ تَكۡفُرُونَ﴾و دوست دارند که کفر ورزید. این نهایت چیزی است که از شما میخواهند. اگر دلیل بیاورید که ما به خاطر خویشاوندی و اموال با کافران دوستی میکنیم، بدانید که ﴿لَن تَنفَعَكُمۡ أَرۡحَامُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُمۡۚ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ يَفۡصِلُ بَيۡنَكُمۡۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٞ٣﴾خویشاوندانتان و فرزندان و اموالتان در برابر عذاب خدا هیچ سودی به حال شما نخواهند بخشید، و روز قیامت خداوند میان شما داوری خواهد کرد و خداوند به آنچه میکنید بیناست. پس به خاطر این شما را از دوستی کردن با کافران ـ که دوستی کردن با آنها به زیانتان میباشد ـ برحذر داشته است.
﴿قَدۡ كَانَتۡ لَكُمۡ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ فِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَٱلَّذِينَ مَعَهُ﴾ای گروه مؤمنان! در (زندگی وسیره) ابراهیم و مؤمنانی که همراه او بودند برایتان سرمشق و الگویی نیکوست. آنها برایتان الگویی شایسته و مفید هستند چون شما فرمان یافتهاید که از آئین ابراهیم یکتاپرست پیروی کنید.
﴿إِذۡ قَالُواْ لِقَوۡمِهِمۡ إِنَّا بُرَءَٰٓؤُاْ مِنكُمۡ وَمِمَّا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ﴾هنگامیکه ابراهیم÷و مومنانی که همراه او بودند از قوم مشرکشان و از آنچه به جای خدا پرستش میکردند بیزاری جستند سپس با صراحت دشمنی خود را نسبت به آنها اعلام داشتند و گفتند: ﴿كَفَرۡنَا بِكُمۡ وَبَدَا بَيۡنَنَا وَبَيۡنَكُمُ ٱلۡعَدَٰوَةُ وَٱلۡبَغۡضَآءُ﴾به شما کفر ورزیدهایم و بین ما و شما برای همیشه دشمنی و کینه پدید آمده و آشکار شده است.
یعنی در دل نسبت به شما کینه و نفرت داریم و با جسم با شما دشمنی میورزیم و این نفرت و دشمنی وقت و زمانی ندارد، بلکه ﴿أَبَدًا﴾همیشگی و تا وقتی است که شما به کفر ورزیدن خود ادامه دهید. ﴿حَتَّىٰ تُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ وَحۡدَهُۥٓ﴾تا این که تنها به خدا ایمان آورید، پس آنگاه دشمنی و کینه از میان میرود و دوستی و محبّت تبدیل خواهد شد.
پس در زندگی ابراهیم و کسانی که همراه او با ایمان و توحید بپاخاستند و در انجام دادن لوازمات ایمان و توحید، و در همه عبادتهایی که فقط برای خدا انجام میدادند برای شما مؤمنان سرمشق و الگویی نیست. ﴿إِلَّا﴾مگر در یک خصلت ابراهیم که شما حقّ ندارید در این خصلت از او الگوبرداری نمائید و آن این است که ﴿قَوۡلَ إِبۡرَٰهِيمَ لِأَبِيهِ﴾پدر ابراهیم که آزر نام داشت کافر و مخالف بود. وقتی ابراهیم او را به ایمان و توحید دعوت کرد و او از پذیرفتن آن امتناع ورزید ابراهیم به وی گفت: ﴿لَأَسۡتَغۡفِرَنَّ لَكَ﴾برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست.
﴿وَمَآ أَمۡلِكُ لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن شَيۡءٖۖ﴾درحالیکه در برابر خداوند برایت اختیار چیزی را ندارم ولی برایت پیش پروردگارم دعا خواهم کرد، امید است که از خواندن پروردگارم ناامید نگردم. پس شما مؤمنان حقّ ندارید در این چیز به ابراهیم اقتدا کنید، و حقّ ندارید که برای مشرکان دعا نمایید و بگویید: ما در این کار از آئین ابراهیم پیروی میکنیم، چون خداوند عذر ابراهیم را در این کار بیان داشته و فرموده است: ﴿وَمَا كَانَ ٱسۡتِغۡفَارُ إِبۡرَٰهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَن مَّوۡعِدَةٖ وَعَدَهَآ إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُۥٓ أَنَّهُۥ عَدُوّٞ لِّلَّهِ تَبَرَّأَ مِنۡهُ﴾[التوبة: ۱۱۴]. «آمرزش خواستن ابراهیم برای پدرش فقط به خاطر وعدهای بود که به او داده بود، و وقتی که روشن شد پدرش دشمن خداست ابراهیم از او بیزاری جست».
و برای شما مؤمنان در ابراهیم و کسانی که همراه او بودند الگوی نیکویی هست وقتی که خدا را به فریاد خواندند و بر او توکل نمودند و رو بهسوی او نهادند و به ناتوانی و کوتاهی خویش اعتراف کردند و گفتند: ﴿رَّبَّنَا عَلَيۡكَ تَوَكَّلۡنَا﴾پروردگارا! در به دست آوردن آنچه به ما فایده میرساند و دور شدن آنچه به ما زیان میرساند بر تو توکل نمودهایم و در این باره به تو اعتماد کردهایم. ﴿وَإِلَيۡكَ أَنَبۡنَا﴾و به طاعت و خشنودی تو و به همه آنچه که ما را به تو نزدیک میکند روی آوردهایم. پس ما در این باره تلاش میکنیم و در انجام کارهای خوب میکوشیم و ما میدانیم که بهسوی تو باز میگردیم. پس برای حاضر شدن در پیشگاه تو خود را آماده میکنیم و کارهایی انجام میدهیم که ما را به تو نزدیک نماید.
﴿رَبَّنَا لَا تَجۡعَلۡنَا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ﴾[الممتحنة: ۵]. «پروردگارا! به سبب گناهانمان کافران را بر ما مسلط مگردان». که اگر آنها بر ما مسلط شوند ما را به فتنه و عذاب گرفتار میکنند و تا جایی که میتوانند ما را از انجام امور دینی باز میدارند. نیز آن خودشان دست خوش فتنه میشوند چون وقتی آنها ببینند که پیروز هستند گمان میبرند که آنها بر حقّ بوده و ما بر باطل میباشیم.
پس آنگاه بر کفر و سرکشی خود میافزایند. ﴿وَٱغۡفِرۡ لَنَا﴾و گناهان و بدیهایی را که مرتکب شدهایم بیامرز و کوتاهیهایی را که در انجام اوامر از ما سر زده است ببخش.
﴿رَبَّنَآۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ﴾پروردگارا! تو بر همه چیز چیرهای و با حکمت هستی و هر چیزی را در جای خودش قرار میدهی. پس به برکت توانمندی و حکمت خویش ما را بر دشمنانمان پیروز بگردان و گناهانمان را بیامرز و عیبهایمان را اصلاح گردان.
سپس تأکید کرد که به آنها اقتدا کنید و فرمود: ﴿لَقَدۡ كَانَ لَكُمۡ فِيهِمۡ أُسۡوَةٌ حَسَنَةٞ﴾در آنان برایتان سرمشقی نیکوست و این الگوبرداری برای هرکسی آسان نیست بلکه برای کسی آسان است که ﴿لِّمَن كَانَ يَرۡجُواْ ٱللَّهَ وَٱلۡيَوۡمَ ٱلۡأٓخِرَ﴾به لقای خدا و روز قیامت امیدوار است، چون ایمان و چشمداشت پاداش برای بنده هر کار سخت و دشواری را آسان میگرداند، و هر فراوانی را برایش اندک مینماید و باعث میشود تا او به بندگان صالح و پیامبران اقتدا نماید و از آنها الگوبرداری کند، زیرا او خودش را نیازمند این کار میداند.
﴿وَمَن يَتَوَلَّ﴾و هرکس از اطاعت خدا و تأسی جستن به پیامبران روی گردان شود فقط به خودش زیان میرساند و به خداوند زیانی نمیرساند. ﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾چرا که خداوند بینیاز است و دارای توانگری مطلق میباشد و به هیچ صورت به کسی از آفریدههایش نیازی ندارد. و در ذات و صفات و کارهایش ستوده است و او بر همهی کارها ستایش میشود. سپس خداوند متعال خبر داد دشمنی مومنان با مشرکان و کافران تا وقتی ادامه دارد که کافران به شرک و کفر خود ادامه دهند و اگر از کفر و شرک دست بردارند و به ایمان روی بیاورند مودّت و دوستی ایمانی برمی گردد و با آنها دوستی خواهد شد. پس ای مؤمنان! از بازگشت و روی آوردن کافران به ایمان ناامید نباشید.
﴿عَسَى ٱللَّهُ أَن يَجۡعَلَ بَيۡنَكُمۡ وَبَيۡنَ ٱلَّذِينَ عَادَيۡتُم مِّنۡهُم مَّوَدَّةٗ﴾چون شاید خداوند بین شما و کسانیکه با آنان دشمنی داشتهاید دوستی پدید آورد که سبب این دوستی بازگشت آنها به ایمان است. ﴿وَٱللَّهُ قَدِيرٞ﴾و خداوند بر هر چیزی تواناست و از آن جمله هدایت دلها و برگرداندن آن از حالتی به حالت دیگر است. ﴿وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾و خداوند آمرزگار و مهربان است و هیچ گناهی برایش بزرگ نیست که آن را نیامرزد و هیچ عیبی نیست که آنرا نپوشاند.
﴿قُلۡ يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ أَسۡرَفُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ يَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِيعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ٥٣﴾[الزمر: ۵۳]. «بگو: ای بندگان من که بر خود تجاوز کردهاند! از رحمت خداوند ناامید نباشید، به راستی که خداوند همه گناهان را میآمرزد. بیگمان او آمرزگار مهربان است».
در این آیه به اسلام آوردن برخی از مشرکان اشاره شده و به آن نوید داده شده است، مشرکانی که دشمنان مؤمنان بودند و این هم اتفاق افتاد. ستایش و احسان از آن خداست. وقتی این آیات کریمه که مسلمانان را بر دشمنی ورزیدن با کافران تحریک مینمایند نازل شدند در وجود مؤمنان تاثیر به سزایی گذاشت و از پیوند کاملا به محتوای آن عمل کردند و از پیوند خویشاوندی با برخی از خویشاوندان مشرک خود پرهیز کردند و گمان بردند که این در آنچه خداوند از آن نهی کرده است داخل است.
بنابراین، خداوند آنها را از موردی خبر داد که در این امر حرام داخل نیست. پس فرمود: ﴿لَّا يَنۡهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ لَمۡ يُقَٰتِلُوكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَلَمۡ يُخۡرِجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمۡ أَن تَبَرُّوهُمۡ وَتُقۡسِطُوٓاْ إِلَيۡهِمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُقۡسِطِينَ٨﴾خداوند شما را از نیکی کردن با مشرک انی که خویشاوندان شما هستند یا خویشاوند شما نیستند ولی در امر دین با شما نجنگیدهاند و شما را از دیارتان بیرون نکردهاند باز نمیدارید، و اگر با آنها رابطهی خویشاوندی برقرار کنید گناهی بر شما نیست چون آنها با شما سر ستیز ندارند و شما را از دیارتان بیرون نمیکنند، به همین جهت برای این امر تحت پیگرد قرار نمیگیرید. همانطور که خداوند در مورد پدر و مادر کافر فرموده است: ﴿وَإِن جَٰهَدَاكَ عَلَىٰٓ أَن تُشۡرِكَ بِي مَا لَيۡسَ لَكَ بِهِۦ عِلۡمٞ فَلَا تُطِعۡهُمَاۖ وَصَاحِبۡهُمَا فِي ٱلدُّنۡيَا مَعۡرُوفٗا﴾[لقمان: ۱۵]. «(خداوند به فرزندی که مسلمان است و پدر و مادرش کافرند میگوید:) اگر پدر و مادرت از تو خواستند تا چیزی را که نمیدانی شریک من قرار دهی از آنها اطاعت مکن و در دنیا به خوبی و نیکی با آنها رفتار کن».
﴿إِنَّمَا يَنۡهَىٰكُمُ ٱللَّهُ عَنِ ٱلَّذِينَ قَٰتَلُوكُمۡ فِي ٱلدِّينِ وَأَخۡرَجُوكُم مِّن دِيَٰرِكُمۡ وَظَٰهَرُواْ عَلَىٰٓ إِخۡرَاجِكُمۡ أَن تَوَلَّوۡهُمۡ﴾خداوند تنها شما را از کسانی باز میدارد که به خاطر دینتان با شما جنگیدهاند و شما را از خانههایتان بیرون کردهاند و بر اخراجتان (دیگران را) پشتیبانی کردهاند از آن که آنان را دوست بدارید. امّا خداوند شما را از نیکی کردن شما با آنها نهی نکرده است، بلکه این موضوع در عموم امرِ به نیکی با خویشاوندان و دیگر انسانها داخل است.
﴿وَمَن يَتَوَلَّهُمۡ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ﴾و کسانیکه آنان را دوست بدارند آنانند که ستمکارند و این ستم برحسب و اندازه دوستی کردن است. پس اگر دوستی کردن کاملی باشد این کفری خواهد بود که انسان را از دایره اسلام بیرون میکند و پائینتر از این مراتبی هست که برخی سختتر و برخی آسانترند.
آیهی ۱۱-۱۰:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا جَآءَكُمُ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ مُهَٰجِرَٰتٖ فَٱمۡتَحِنُوهُنَّۖ ٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِإِيمَٰنِهِنَّۖ فَإِنۡ عَلِمۡتُمُوهُنَّ مُؤۡمِنَٰتٖ فَلَا تَرۡجِعُوهُنَّ إِلَى ٱلۡكُفَّارِۖ لَا هُنَّ حِلّٞ لَّهُمۡ وَلَا هُمۡ يَحِلُّونَ لَهُنَّۖ وَءَاتُوهُم مَّآ أَنفَقُواْۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَآ ءَاتَيۡتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّۚ وَلَا تُمۡسِكُواْ بِعِصَمِ ٱلۡكَوَافِرِ وَسَۡٔلُواْ مَآ أَنفَقۡتُمۡ وَلۡيَسَۡٔلُواْ مَآ أَنفَقُواْۚ ذَٰلِكُمۡ حُكۡمُ ٱللَّهِ يَحۡكُمُ بَيۡنَكُمۡۖ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ١٠﴾[الممتحنة: ۱۰]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! چون زنان مؤمن هجرت کردند و به نزد شما آمدند آنانرا بیازمائید - خداوند به ایمانشان داناتر است - پس اگر آنانرا زنانی مؤمن تشخیص دادید آنانرا به کافران برنگردانید نه اینان (= زنان مؤن) برای آنان (=کافران) حلالند و نه آنان (= کافران) برای اینان (زنان مؤمن) حلالند و آنچه را مردان (کافر) هزینه کردهاند به آنان بدهید، ون گناهی بر شما نیست که چون مهریههایشان را به آنان بدهید آنانرا به زنی بگیرید و به عقد زنان کافر تمسک مجویید و آنچه را هزینه کردهاید بطلبید و (کافران نیز) باید آنچه را هزینه کردهاند بطلبند این حکم خداست، بین شما حکم میکند و خداوند دانای فرزانه است».
﴿وَإِن فَاتَكُمۡ شَيۡءٞ مِّنۡ أَزۡوَٰجِكُمۡ إِلَى ٱلۡكُفَّارِ فَعَاقَبۡتُمۡ فََٔاتُواْ ٱلَّذِينَ ذَهَبَتۡ أَزۡوَٰجُهُم مِّثۡلَ مَآ أَنفَقُواْۚ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِيٓ أَنتُم بِهِۦ مُؤۡمِنُونَ١١﴾[الممتحنة: ۱۱]. «و اگر کسی از همسرانتان (رهسپار) بهسوی کافران از دستتان برفت آنگاه (کافران را) کیفر دادید (و اموالشان را به غنیمت گرفتید) به آنان که همسرانشان (بهسوی کفار) رفتهاند به مقدار آنچه هزینه کردهاند بپردازید و از خدایی بترسید که شما به او ایمان دارید».
وقتی صلح حدیبیه انجام شد پیامبر با مشرکین صلح نمود و بر این پیمان بست که هرکس از مشرکان مسلمان شود و نزد مسلمانها بیاید به مشرکان برگردانده خواهد شد. و این امری کلّی و عام است که زنان و مردان را شامل میشود. امّا خداوند درباره مردان پیامبر را از بازگرداندن آنها به نزد مشرکان نهی نکرده است تا اینگونه به شرطی که بسته شده عمل شود و صلح کامل بگردد، که این صلح از بزرگترین مصالح بود.
امّا از آنجا که بازگرداندن زنان مومن به مشرکان، مفاسد زیادی دربرداشت خداوند به مومنان دستور داد که هرگاه زنان مومن هجرت کردند و به نزد آنها آمدند و مومنان در صداقت ایمانشان شکّ کردند آنها را بیازمایند تا صداقتشان آشکار گردد و از آنها بخواهند تا سوگندهای موکدی بخورند تا اینگونه صداقتشان آشکار شود چون احتمال دارد که ایمان یک زن مهاجر صادقانه نباشد، بلکه به خاطر علاقه به همسر با شهر یا دیگر اهداف دنیوی باشد.
و اگر مومن واقعی نبودند باید به مشرکان برگردانده شوند تا اینگونه به شرط عمل گردد. و اگر مومنان آنها را آزمودند و آنها را صادق یافتند یا بدون آزمودن به صداقت آنها پی بردند آنها را به کافران بازنگردانند.
﴿لَا هُنَّ حِلّٞ لَّهُمۡ وَلَا هُمۡ يَحِلُّونَ لَهُنَّ﴾نه آن زنان مومن برای کافران حلالند و نه مردان کافران برای آنها حلالند. این مفسده بزرگی است که قانون گذار شریعت آن را مدنظر قرار داده است و نیز وفای به شرط را رعایت کرده است، به این صورت که به شوهرانِ کافر زنانِ مومنی که هجرت کردهاند مهریه و آنچه که برایشان خرج کردهاند پرداخت شود. و در این وقت اشکالی ندارد که مسلمانها با آنها ازدواج نمایند گرچه آن زنان در سرزمین شرک شوهرانی داشته باشند ولی به شرط آن که مردان مومن نفقه و مهریه زنان را بدهند، و همانطور که زن مسلمان برای مرد کافر حلال نیست تا وقتی که بر کفر خودش باشد به جز اهل کتاب که ازدواج با آنها جایز است. بنابراین خداوند متعال میفرماید: ﴿وَلَا تُمۡسِكُواْ بِعِصَمِ ٱلۡكَوَافِرِ﴾و به عقد زنان کافر تمسّک مجوئید. وقتی از تمسّک جستن به عقد زنان کافر نهی کرده است نهی از ازدواج با آنها به طریق اولی است.
﴿وَسَۡٔلُواْ مَآ أَنفَقۡتُمۡ﴾ای مؤمنان! هرگاه زنان شما مرتد شدند و بهسوی کافران برگشتند آنچه را خرج کردهاید از آنها بخواهید چون وقتی کافران مخارجی را که برای زنان مسلمان شده صرف کردهاند میطلبند و میگیرند مسلمانان نیز در مقابل این که همسرانشان بهسوی کافران بازگشتهاند باید چیزی بگیرند.
و این دلیلی است بر این که هرگاه عقد زن و شوهر به خاطر مسئلهای از قبیل رضاع یا غیره باطل گردید شوهر باید مهریه را بپردازد. ﴿ذَٰلِكُمۡ حُكۡمُ ٱللَّهِ﴾حکمی که بیان شد حکم و دستور خداست که آن را برای شما بیان کرده و توضیح دادهاست. ﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ﴾و خداوند دانای با حکمت است و احکامی را که برایتان مفید است میداند و طبق حکمت و رحمت خویش آن را برایتان مشروع میدارد.
﴿وَإِن فَاتَكُمۡ شَيۡءٞ مِّنۡ أَزۡوَٰجِكُمۡ إِلَى ٱلۡكُفَّارِ﴾و اگر کسی از همسرانتان مرتد شد و بهسوی کافران رفت ﴿فَعَاقَبۡتُمۡ فََٔاتُواْ ٱلَّذِينَ ذَهَبَتۡ أَزۡوَٰجُهُم مِّثۡلَ مَآ أَنفَقُواْ﴾همانطور که قبلا گذشت کافران در عوض کسانی از همسرانشان که آنها را ترک مینمایند و نزد مسلمانها میآیند چیزی دریافت میکنند، پس مسلمانی که همسرش بهسوی کفار بگریزد و مرتد شود، باید مسلمانها از مال غنیمت آنچه برای همسرش خرج کرده است به او بدهند.
﴿وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ ٱلَّذِيٓ أَنتُم بِهِۦ مُؤۡمِنُونَ﴾و از خداوندی که به او ایمان دارید بترسید. پس ایمان داشتن شما به خدا این را میطلبد که همواره پرهیزگار باشید.
آیهی ۱۲:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِذَا جَآءَكَ ٱلۡمُؤۡمِنَٰتُ يُبَايِعۡنَكَ عَلَىٰٓ أَن لَّا يُشۡرِكۡنَ بِٱللَّهِ شَيۡٔٗا وَلَا يَسۡرِقۡنَ وَلَا يَزۡنِينَ وَلَا يَقۡتُلۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ وَلَا يَأۡتِينَ بِبُهۡتَٰنٖ يَفۡتَرِينَهُۥ بَيۡنَ أَيۡدِيهِنَّ وَأَرۡجُلِهِنَّ وَلَا يَعۡصِينَكَ فِي مَعۡرُوفٖ فَبَايِعۡهُنَّ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُنَّ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ١٢﴾[الممتحنة: ۱۲]. «ای پیغمبر! هنگامیکه زنان مؤمن پیش تو بیایند و بخواهند با تو بیعت کنند بر اینکه چیزی را شریک خدا نسازند و دزدی نکنند و مرتکب زنا نشوند و فرزندانشان را نکشند و بهتانی را که با آن (از روی دروغ) فرزندی را به شوهرانشان نسبت دهند درمیان نیاورند و در کارهای نیک (از فرمان) تو سرپیچی نکنند با آنان بعیت کن، و ازخداوند برای آنان آمرزش بخواه. بیگمان خداوند آمرزگار مهربان است».
شرایطی که در این آیه ذکر شده است، شیوه بیعت کردن با زنانی است که بر انجام دادن واجباتی بیعت کردهاند که بر مردان و زنان در همه اوقات واجب است. امّا در مورد مردان مسئله با توجه به حالات و مراتب آنها فرق میکند و پیامبرصاز آنچه خدا به او فرمان داده بود اطاعت کرد، و هرگاه زنان برای بیعت کردن با او نزدش میآمدند و به این شرایط پای بند میشدند پیامبر با آنها بیعت میکرد و برایشان از خداوند آمرزش میخواست و آنها را در زمره مومنان داخل میگرداند.
﴿عَلَىٰٓ أَن لَّا يُشۡرِكۡنَ بِٱللَّهِ شَيۡٔٗا﴾بر این که با خدا شریکی مقّرر ندارد بلکه خداوند را به تنهایی پرستش نمایند. ﴿وَلَا يَقۡتُلۡنَ أَوۡلَٰدَهُنَّ﴾و آنگونه که زنان دوران جاهلیت فرزندان خود را زنده به گور میکردند فرزندانشان را نکشند. ﴿وَلَا يَزۡنِينَ﴾و زنا نکنند، آن طور که بسیاری از زنان فاحشه چنین میکردند.
﴿وَلَا يَأۡتِينَ بِبُهۡتَٰنٖ يَفۡتَرِينَهُۥ بَيۡنَ أَيۡدِيهِنَّ وَأَرۡجُلِهِنَّ﴾بهتان یعنی تهمت زدن و دروغ بستن بر دیگران. یعنی این زنان به هیچ حالتی نباید تهمت بزنند خواه مسئله به آنها و شوهرانشان مربوط باشد یا به دیگران. ﴿وَلَا يَعۡصِينَكَ فِي مَعۡرُوفٖ﴾و در هر زمانی که به آنها میدهی نباید از تو سرپیچی نمایند چون هر فرمانی که تو صادر میکنی خوب و نیکوست. و از آن جمله باید آنها را به هنگام مصیبت از نوحه سرایی و پاره کردن گریبان و زخمی کردن چهره و دعا کردن و سردادن فریادهای جاهلی بازداری و باید از تو اطاعت کنند. ﴿فَبَايِعۡهُنَّ﴾اگر به همهی اموری که ذکر شد پای بند شدند با آنها بیعت کن. ﴿وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُنَّ ٱللَّهَۚ﴾و برای کوتاهیهایی که از آنها سرزده است از خداوند آمرزش بخواه تا شاد شوند. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾بیگمان آمرزش خداوند برای گناهکاران و نیکوییاش برای توبهکاران فراوان است. و مهربان است و رحمت او هر چیزی را فرا گرفته و احسان او همه خلق را در بر گرفته است.
آیهی ۱۳:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَوَلَّوۡاْ قَوۡمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ قَدۡ يَئِسُواْ مِنَ ٱلۡأٓخِرَةِ كَمَا يَئِسَ ٱلۡكُفَّارُ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡقُبُورِ١٣﴾[الممتحنة: ۱۳]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! گروهی را به دوستی نگیرید که خدا بر آنان خشمگین است، آنان از آخرت - چنانکه کافران از گورخفتگان ناامیدند - ناامید شدهاند».
ای مؤمنان! اگر شما به پروردگارتان ایمان دارید و رضایت او را میجوئید و از ناخشنودی او پرهیز میکنید، ﴿لَا تَتَوَلَّوۡاْ قَوۡمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ﴾با گروهی دوستی نکنید که خدا بر آنان خشمگین است. خداوند به خاطر کفرشان بر آنها خشم گرفته است و این همهی کافران را شامل میشود. ﴿قَدۡ يَئِسُواْ مِنَ ٱلۡأٓخِرَةِ﴾آن کافران از خیر آخرت محروماند و از آن بهرهای ندارند. پس بپرهیزید از این که با آنها دوستی کنید که آنگاه به سبب دوستی با آنان در شرّ و شرک ورزی اشان توافق نمائید، در نتیجه از خیر آخرت محروم شوید، همان طور که آنها محروم شدند.
﴿كَمَا يَئِسَ ٱلۡكُفَّارُ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡقُبُورِ﴾آنان از آخرت ناامید شدهاند همانطور که کافران وقتی به جهان آخرت بروند و حقیقت را مشاهده نمایند به یقین خواهند دانست که بهرهای از آخرت ندارند. و احتمال دارد که معنی این باشد که آنها از آخرت ناامید شدهاند یعنی آن را انکار کرده و به آن کفر ورزیدهاند، پس اقدام آنها به انجام کارهایی که خدا را ناخشنود میگرداند و موجبات عذاب الهی و ناامیدی از آخرت را فراهم مینماید از آنها بعید نیست (آنها از آخرت ناامیدند) همانطور که کافرانی که ـ در دنیا ـ منکر زنده شدن پس از مرگ هستند از بازگشتِ گورخفتگان بهسوی خدا ناامیدند.
پایان تفسیر سورهی ممتحنه
مدنی و ۱۴ آیه است.
آیهی ۳-۱:
﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ١﴾[الصف: ۱]. «آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است خدا را به پاکی یاد میکند و او توانمند فرزانه است».
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفۡعَلُونَ٢﴾[الصف: ۲]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! چرا چیزی را میگوئید که انجام نمیدهید»؟.
﴿كَبُرَ مَقۡتًا عِندَ ٱللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفۡعَلُونَ٣﴾[الصف: ۳]. «پس ناپسند است در نزد خداوند چیزی را بگوئید که انجام نمیدهید».
در اینجا خداوند متعال عظمت و توانمندیاش را و این که همه چیز در برابر او فروتن است بیان میدارد. والا و خجسته است خداوند و همه آنچه در آسمانها و زمین هستند به تسبیح و تقدیس خداوند مشغولند و او را پرستش مینمایند و نیازهایشان را از او میخواهند.
﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ﴾و او توانمند است و با تواناییاش بر همه چیز چیره است. ﴿ٱلۡحَكِيمُ﴾و در کارها و آفرینش فرمان خود فرزانه و با حکمت است.
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفۡعَلُونَ٢﴾ای کسانیکه ایمان آوردهاید! چرا چیزی را میگویید که انجام نمیدهید؟ یعنی چرا سخن خوب و خیر را میگوئید و به آن تشویق میکنید و بسا خود را میستائید و به آن تشویق میکنید و بسا خود را میستائید که آن کار را انجام دادهاید، در حالی که خودتان آن را انجام نمیدهید. و (مردم را) از کار بد باز میدارید و بسا خودتان را از آن منزّه و پاک میدانید درحالیکه خود به آن ملوّث هستید و آن را انجام میدهید.
پس اینچنین حالت زشتی شایستهی مومنان نیست، و از بزرگترین چیزهایی که موجب خشم خداوند میشود این است که بنده چیزی را بگوید که انجام نمیدهد. بنابراین کسی که به کار خوب فرمان میدهد باید قبل از همه خودش آن را انجام دهد و کسی که از کار بد باز میدارد باید بیش از همه از آن کار بد دور باشد. خداوند متعال میفرماید: ﴿أَتَأۡمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلۡبِرِّ وَتَنسَوۡنَ أَنفُسَكُمۡ وَأَنتُمۡ تَتۡلُونَ ٱلۡكِتَٰبَۚ أَفَلَا تَعۡقِلُونَ٤٤﴾[البقرة: ۴۴]. «آیا مردم را به نیکی فرمان مید هید و خود را فراموش میکنید»، حال آنکه کتاب را میخوانید! آیا خرد نمیورزید؟ و شعیب÷گفت: ﴿وَمَآ أُرِيدُ أَنۡ أُخَالِفَكُمۡ إِلَىٰ مَآ أَنۡهَىٰكُمۡ عَنۡهُ﴾[هود: ۸۸]. «نمیخواهم در آنچه شما را از آن باز میدارم با شما مخالفت کنم».
آیهی ۴:
﴿إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلَّذِينَ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِهِۦ صَفّٗا كَأَنَّهُم بُنۡيَٰنٞ مَّرۡصُوصٞ٤﴾[الصف: ۴]. «بهراستی خداوند کسانی را دوست میدارد که در راه او صف بسته پیکار میکنند، گویی بنایی استوارند».
در اینجا خداوند بندگانش را برای جهاد در راه خودش تحریک میکند و به آنها یاد میدهد که در صفهای به هم چسبیده و مرتب در راه خدا جهاد کنند و این نظم و تربیت باعث میشود تا مساوات میان مجاهدان برقرار گردد و آنها به کمک یکدیگر بشتابند و موجب هراس دشمن میشوند. بنابراین، پیامبرصوقتی به جنگ میرفت یارانش را ردیف میکرد و هریک را در جایش قرار میداد تا بر همدیگر تکیه نکنند بلکه هر گروهی به محل خود توجه نماید و وظیفهاش را انجام دهد. بدینگونه کارها انجام میشوند و کمال مطلوب به دست میآید.
آیهی ۵:
﴿وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِۦ يَٰقَوۡمِ لِمَ تُؤۡذُونَنِي وَقَد تَّعۡلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيۡكُمۡۖ فَلَمَّا زَاغُوٓاْ أَزَاغَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمۡۚ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡفَٰسِقِينَ٥﴾[الصف: ۵]. «و آنگاه که موسی به قومش گفت: ای قوم من! چرا مرا آزار میدهید حال آنکه به درستی میدانید من فرستادۀ خدا بهسوی شما هستم؟!. پس هنگامیکه به انحراف گرایش یافتند خداوند دلهایشان را منحرف ساخت و خداوند گروه بدکاران را هدایت نمیکند».
﴿وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِ﴾و هنگامیکه موسی آنها را به خاطر عملکردشان و به خاطر این که او را آزار میدادند درحالیکه میدانستند او پیامبر خداست سرزنش کرد و گفت: ﴿لِمَ تُؤۡذُونَنِي وَقَد تَّعۡلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيۡكُمۡ﴾چرا با گفتهها و کارهایتان مرا آزار میدهید حال آنکه میدانید من فرستاده خدا بهسوی شما هستم؟! و پیامبر باید مورد بزرگداشت و احترام باشد و باید از دستورات او اطاعت شود و هر فرمانی که میدهد بیدرنگ اجرا گردد؟!.
آزار دادن پیامبران ـ که احسان آنان نسبت به مردم بعد از احسان خداوند بالاترین احسان است ـ نهایت جسات و زشتی است و انحراف از صراط مستقیم است. آنها صراط مستقیم را شناختند امّا آن را رها کردند. بنابراین فرمود: ﴿فَلَمَّا زَاغُوٓاْ أَزَاغَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمۡ﴾وقتی عملا از حقّ روی گردان شدند خداوند دلهایشان را به کیفر این روی گردانی که برای خود انتخاب کرده و به آن خشنود بودند منحرف ساخت و به آنها توفیق هدایت و راهیابی نداد چون آنان شایستهی خبر نبودند و فقط سزاوار شرّ بودند.
﴿وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡفَٰسِقِينَ﴾و خداوند گروه بدکاران را هدایت نمیکند. یعنی کسانی را هدایت نمیکند که کار بد تبدیل به صفت همیشگی آنان شده است و قصدی برای هدایت شدن ندارند.
این آیه کریمه این مطلب را میرساند که گمراه شدن بندگان ظلمی از جانب خدا نیست و بندگان نمیتوانند دلیل بیاورند که خدا ما را گمراه ساخته است، بلکه به سبب خودشان خداوند آنها را گمراه میسازد، چون آنها کسانی هستند که دروازه هدایت را پس از آن که آن را شناختهاند به روی خود بستهاند، و به سزای این عمل، خداوند آنها را گمراه و منحرف میسازد و دلهایشان را دگرگون میکند. و این عدالت الهی است همانطور که میفرماید: [الأنعام: ۱۱۰]. ﴿وَنُقَلِّبُ أَفِۡٔدَتَهُمۡ وَأَبۡصَٰرَهُمۡ كَمَا لَمۡ يُؤۡمِنُواْ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَنَذَرُهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ١١٠﴾[الأنعام: ۱۱۰]. «و دلها و چشمهایشان را دگرگون میسازیم همانگونه که نخستین بار به وحی و حق ایمان نیاوردند، و آنانرا در سرکشیاشان درحالیکه سرگردان هستند رها میکنیم».
آیهی ۹-۶:
﴿وَإِذۡ قَالَ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَ يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ إِنِّي رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيۡكُم مُّصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيَّ مِنَ ٱلتَّوۡرَىٰةِ وَمُبَشِّرَۢا بِرَسُولٖ يَأۡتِي مِنۢ بَعۡدِي ٱسۡمُهُۥٓ أَحۡمَدُۖ فَلَمَّا جَآءَهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ قَالُواْ هَٰذَا سِحۡرٞ مُّبِينٞ٦﴾[الصف: ۶]. «و آنگاه که عیسی پسر مریم گفت: ای بنیاسرائیل! من فرستادۀ خدا بهسوی شما هستم و توراتی را که پیش از من آمده تصدیق مکنم و به پیغمبری که بعد از من میآید و نام او حمد است مژده میدهم. پس چون با معجزهها بهسوی آنان آمد گفتند: این جادویی آشکار است».
﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ وَهُوَ يُدۡعَىٰٓ إِلَى ٱلۡإِسۡلَٰمِۚ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ٧﴾[الصف: ۷]. «و کیست ستمگارتر از کسیکه بر خداوند دروغ میبنند درحالیکه به اسلام فراخوانده میشود و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند».
﴿يُرِيدُونَ لِيُطۡفُِٔواْ نُورَ ٱللَّهِ بِأَفۡوَٰهِهِمۡ وَٱللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡكَٰفِرُونَ٨﴾[الصف: ۸]. «میخواهند با سخنان خود نور خدا را فرونشانند و خداوند کاملکنندۀ نور خود است هرچند کافران ناخوش دارند».
﴿هُوَ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ رَسُولَهُۥ بِٱلۡهُدَىٰ وَدِينِ ٱلۡحَقِّ لِيُظۡهِرَهُۥ عَلَى ٱلدِّينِ كُلِّهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡمُشۡرِكُونَ٩﴾[الصف: ۹]. «اوست خدایی که پیغمبرش را با هدایت و دین حقّ فرستاد تا آنرا بر همۀ ادیان چیره گرداند، هرچند مشرکان ناخوش دارند».
خداوند از عناد بیجهت بنیاسرائیل در گذشته خبر میدهد، کسانی که عیسی پسر مریم دعوتشان کرد و به آنان گفت: ﴿يَٰبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ إِنِّي رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيۡكُم﴾ی بنیاسرائیل! من فرستاده خدا بهسوی شما هستم.
یعنی خداوند مرا فرستاده است تا شما را بهسوی خیر فراخوانم و شما را از شرّ و بدی بازدارم. و مرا با معجزات و دلایل آشکار تأیید کرده است، و از جملهی آنچه که بر راستگو بودن من دلالت مینماید این است که: ﴿مُّصَدِّقٗا لِّمَا بَيۡنَ يَدَيَّ مِنَ ٱلتَّوۡرَىٰةِ﴾توراتی را که پیش از من بوده است تصدیق میکنم. یعنی آنچه از آئینهای آسمانی و تورات که موسی با خود آورده است من نیز آوردهام.
و اگر من به دروغ ادّعای پیامبری میکردم چیزی با خود میآوردم که پیامبران با خود نیاوردهاند. و تورات به آمدن من خبر و مژده داده است پس من همراه با تصدیق تورات مبعوث شدهام.
﴿وَمُبَشِّرَۢا بِرَسُولٖ يَأۡتِي مِنۢ بَعۡدِي ٱسۡمُهُۥٓ أَحۡمَدُ﴾و به پیغمبری که بعد از من میآید و نام او احمد است مژده میدهم. او محمّد بن عبدالله بن عبدالمطلب هاشمی است. پس عیسی÷ماند سایر پیامبران، پیامبران گذشته را تصدیق مینماید و به پیامبری که بعد از او میآید مژده میدهد، به خلاف دروغگویان که آنها به شدت با پیامبران مخالف هستند و در اوصاف و اخلاق و امر و نهی با آنها مخالفاند.
﴿فَلَمَّا جَآءَهُم﴾وقتی محّمدصکه عیسی به آمدن او مژده داده بود ﴿بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾با معجزات و دلایل روشن نزد آنها آمد که دلالت مینمود او همان کسی است که عیسی آمدنش را مژده داده و پیامبر بر حقّ خداست، ﴿قَالُواْ هَٰذَا سِحۡرٞ مُّبِينٞ﴾با حقّ مخالفت کردند و آن را تکذیب کردند و گفتند این جادویی آشکار است. و خیلی عجیب است پیامبری که رسالتش واضح است و از خورشید روشنتر است جادوگر قرار داده میشود.
آیا ذلتی بالاتر از این هست؟ و آیا اتهام و دروغی بزرگتر از این وجود دارد؟ رسالت پیامبر را که مشخص و معلوم نبود نفی کردند و چیزی را به او نسبت دادند که از همه مرد از آن چیز دورتر است.
﴿وَمَنۡ أَظۡلَمُ مِمَّنِ ٱفۡتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَ﴾و کیست ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بندد؟ چه این دروغ را بر او ببندد یا دروغی دیگر را، درحالیکه عذری نداشته و حجّتی ندارد، چون او ﴿يُدۡعَىٰٓ إِلَى ٱلۡإِسۡلَٰمِ﴾به اسلام فراخوانده میشود و دلایل حقانیت اسلام برایش روشن گردیده است. ﴿وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند، آنهایی که همواره بر ستمگری خود قرار دارند و هیچ اندرزی آنها را از ستمشان دور نمیکند، و هیچ روشنگری و دلیلی آنها را از ستم کردن باز نمیدارد. به خصوص ستمگرانی که در مقابل حقّ ایستادهاند تا آنرا کنار بزنند و باطل را یاری کنند. بنابراین درباره آنها فرمود: ﴿يُرِيدُونَ لِيُطۡفُِٔواْ نُورَ ٱللَّهِ بِأَفۡوَٰهِهِمۡ﴾اینها با گفتههای پوچشان میخواهند حقّ را رد کنند و نور خدا را خاموش نمایند، حال آن که این سخنان حقیقت ندارد، و کسیکه دارای بینش است به روشنی میداند که آنها بر باطل هستند.
﴿وَٱللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِۦ وَلَوۡ كَرِهَ ٱلۡكَٰفِرُونَ﴾و خداوند یاری کردن دینش را بر عهده گرفته و ضامن آن است، و نیز حقی که پیامبران را به همراه آن فرستاده است کامل خواهد کرد و نور خویش را در همه سرزمینها به اتمام خواهد رساند هرچند کافران دوست داشته باشند، و چون دوست ندارند همهی تواناییهای خود را برای خاموش کردن آن به کار میبرند، امّا باید بدانند که آنها مغلوب و شکست خورده خواهند بود.
مثال آنها مثال کسی است که خورشید را با دهان فوت میکند تا آنرا خاموش نماید. پس کافران به هدفشان رسیدند و نه عقل و خردشان از نقص و ایراد سالم ماند. سپس سبب پیروزی و غلبهی حسّی و معنوی دین اسلام را بیان کرد و فرمود: ﴿هُوَ ٱلَّذِيٓ أَرۡسَلَ رَسُولَهُۥ بِٱلۡهُدَىٰ وَدِينِ ٱلۡحَقِّ﴾او پیغمبرش را با هدایت و دین حقّ فرستاد. یعنی با علم مفید و عمل شایسته فرستاد.
با علم و دانشی که بهسوی خدا و به سرای بهشت هدایت میکند و انسان را به بهترین سخن اعمال و اخلاق و بهسوی منافع دنیا و آخرت رهنمون میسازد. ﴿وَدِينِ ٱلۡحَقِّ﴾و با دین حقّ فرستاد.
یعنی دینی که باید فرامین و نواهی آن را گردن نهاد و براساس آن پروردگار جهانیان پرستش شود. دینی که حقّ و صدق است و عیبی در آن نیست و هیچ خللی بدان وارد نمیشود بلکه فرمانهای آن غذای دلها و ارواح و مایه راحتی جسم و تن است. و ترک کردن آنچه از آن نهی کرده است باعث در امان ماندن از شرّ و فسا د میشود. پس هدایت و دین حقی که پیامبرصبه همراه آن مبعوث شده بزرگترین دلیل و برهان بر راستگوی اوست و این دلیلی است که تا جهان باقی است باقی و پایدار است و هرچند عاقل در آن بیشتر بیندیشد بینش او بیشتر میگردد.
﴿لِيُظۡهِرَهُۥ عَلَى ٱلدِّينِ كُلِّهِ﴾تا آنرا بر همه ادیان چیره بگرداند. یعنی تا این دین را به وسیله حجّت و دلیل بر همه ادیان چیره بگرداند و اهل این دین را به وسیله شمشیر بر دیگران پیروز نماید. پس دین در همه اوقات چیره و برتر است و امکان ندارد چیزی آن را شکست دهد و بر آن چیره شود.
امّا اهل دین اگر آن را انجام دهند و در پرتو نور آن حرکت کنند و برای جلب منافع دینی و دنیوی خود از رهنمودهای آن پیروی نمایند هیچکس در مقابل آنها نمیتواند بایستد و آنها بر اهل همه ادیان چیره خواهند گشت.
اما هرگاه دین را ضایع کنند و فقط به این اکتفا نمایند که منتسب به دین اسلام باشند این برایشان فایدهای نخواهد داشت و بیتوجّهی آنان به دین اسلام سبب خواهد شد تا دشمنان بر آنها مسلط شوند. و هرکس اوضاع و حالات مسلمانان صدر اسلام و مسلمانان بعدی را بررسی کند به این امر پی خواهد برد.
آیهی ۱۴-۱۰:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ هَلۡ أَدُلُّكُمۡ عَلَىٰ تِجَٰرَةٖ تُنجِيكُم مِّنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ١٠﴾[الصف: ۱۰]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! آیا شما را بر تجارتی رهنمون شوم که شما را از عذاب دردناک نجات میدهد»؟.
﴿تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتُجَٰهِدُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ بِأَمۡوَٰلِكُمۡ وَأَنفُسِكُمۡۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ١١﴾[الصف: ۱۱]. «به خداوند و پیغمبرش ایمان آورید و در راه خدا با اموال و جانهایتان جهاد کنید، اگر بدانید این برایتان بهتر است».
﴿يَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡ وَيُدۡخِلۡكُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ وَمَسَٰكِنَ طَيِّبَةٗ فِي جَنَّٰتِ عَدۡنٖۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ١٢﴾[الصف: ۱۲]. «تا گناهانتان را برایتان بیامرزد و شما را به باغهایی درآورد که از زیر (کاخها و درختان آن) رودها روان است. و جایگاههای پاکیزه در بهشتهای جاودان به دست آورید، این است کامیابی بزرگ».
﴿وَأُخۡرَىٰ تُحِبُّونَهَاۖ نَصۡرٞ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَتۡحٞ قَرِيبٞۗ وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ١٣﴾[الصف: ۱۳]. «و (نعمتی) دیگر (به شما میدهد) که آنرا دوست میدارید پیروزی از سوی خداوند و فتحی نزدیک است و به مؤمنان مژده ده».
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُونُوٓاْ أَنصَارَ ٱللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَ لِلۡحَوَارِيِّۧنَ مَنۡ أَنصَارِيٓ إِلَى ٱللَّهِۖ قَالَ ٱلۡحَوَارِيُّونَ نَحۡنُ أَنصَارُ ٱللَّهِۖ فََٔامَنَت طَّآئِفَةٞ مِّنۢ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ وَكَفَرَت طَّآئِفَةٞۖ فَأَيَّدۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ عَلَىٰ عَدُوِّهِمۡ فَأَصۡبَحُواْ ظَٰهِرِينَ١٤﴾[الصف: ۱۴]. «ای مؤمنان! یاوران (دین) خدا باشید چنانکه عیسی پسر مریم به حواریان گفت: یاوران من (در دعوت) بهسوی خدا چه کسانی هستند؟ حواریان گفتند: ما یاوران (دین) خدائیم، آنگاه گروهی از بنیاسرایئل ایمان آوردند و گروهی کفر ورزیدند در نهایت مؤمنان را بر دشمنانشان توان دادیم و پیروز شدند».
این توصیه و راهنمایی است از جانب مهربانترین مهربانان به بندگان مؤمنش و آنها را به بزرگترین تجارت راهنمایی میکند، تجارت و هدفی که به بالاترین هدف است و به وسیله آن میتوان از عذاب دردناک نجات یافت و به نعمتهای پایدار و همیشگی دست پیدا کرد. مطلب را به صورت «پیشنهاد» ﴿هَلۡ﴾بیان داشت که دال بر این است هر عبرت گیرندهای بدان علاقمند میشود و هر عاقلی بهسوی آن میشتابد. پس انگار کسی میگوید: تجارتی که چنان با ارزش است چیست؟ فرمود: ﴿تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِ﴾به خدا و پیغمبرش ایمان آوردید. و مشخص است که ایمان کامل، تصدیق قاطع چیزهایی است که خداوند فرمان داده آنها را تصدیق کنیم و چنین ایمانی مستلزم اعمال جوارح است و بزرگترین آن جهاد در راه خداست. بنابراین فرمود: ﴿وَتُجَٰهِدُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ بِأَمۡوَٰلِكُمۡ وَأَنفُسِكُمۡ﴾برای مقابلهی با دشمنان اسلام جانهایتان را فدا نمایید و مالهایتان را خرج کنید و هدف شما نصرت دین خدا و اعلای کلمه او باشد، و باید تا جایی که میتوانید اعمالتان را در این راه خرج کنید گرچه خرج کردن اموال دشوار است و برایتان ناخوش خواهد بود. امّا بدانید که: ﴿ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾این کار برایتان بهتر است اگر بدانید.
چون خیر دنیوی را که پیروزی بر دشمنان است و عزّت -که با ذلت منافی است- و رزق فراوان و سعه صدر را به دست خواهد آورد. نیز خیر جهان آخرت را با به دست آوردن پاداش خداوندی و نجات از کیفرش حاصل خواهید کرد. بنابراین پاداش آخرت را بیان کرد و فرمود:
﴿يَغۡفِرۡ لَكُمۡ ذُنُوبَكُمۡ﴾گناهان شما را میآمرزد. این شامل گناهان کبیره و صغیره میشود چون ایمان به خداوند و جهاد در راه او گناهان را از بین میبرد، گرچه گناهان کبیره باشند. ﴿وَيُدۡخِلۡكُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾و شما را به باغهایی در میآورد که زیر کاخها و اتاقها ودرختان آن جویبارهایی از آبی صاف و زلال جاری است و رودبارهایی از شیری که طعم آن تغییر نکرده نیز روان است و نیز رودهایی از شراب که برای نوشندگان لذت بخش است جاری میباشد و نیز رودهایی از عسل صاف و ناب روان است و آنها از هر نوع میوهای در باغهای بهشت برخوردارند.
﴿وَمَسَٰكِنَ طَيِّبَةٗ فِي جَنَّٰتِ عَدۡنٖ﴾و منازل پاکیزه و زیبا و بلند که دارای هر نوع زیبایی هستند، تا جایی که دیگر بهشتیان، ساکنان آنرا چنان میبینند که انگار ستارگان درخشان در کرانهی شرقی و غربی هستند.
و منازل بهشت چنان زیبا است که ساختمانهای آن برخی خشتهایشان طلاست و برخی با خشتهای نقره ساخته شدهاند. و خیمههای آن از لولو و مرجان درشت بافته شده است. و بعضی منازل از زمرد و جواهر رنگارنگ که دارای بهترین رنگ هستند ساخته شدهاند و از بس که درخشان و شفاف هستند از بیرون درونشان و ظاهر آن از باطنش دیده میشود. و دارای چنان حسن و زیبایی هستند که وصف ناپذیر است و تصور آن به دل هیچکسی از جهانیان خطور نکرده است و تا وقتی آنرا نبینند و از زیبایی آن استفاده نکنند نمیتوانند آن را درک نمایند.
پس در این حالت اگر خداوند به بهشتیان آفرینشی کامل و فنا ناپذیر نمیداد از شادی میمردند. پس پاک است خداوندی که هیچیک از آفریدههایش نمیتواند ستایش او را کاملا بگوید، بلکه او همانطور است که خودش را ستوده است و بالاتر از ستایشی است که آفریدههایش آن را به جای میآورند و خجسته و با برکت است خداوندی که سرای بهشت را پدید آورده و در آنچنان زیبایی و شکوهی قرار دادهاست که عقلهای خلق را حیران مینماید و دلهایشان را میرباید.
والا و برتر است خداوندی که دارای حکمت کامل است. از جمله حکمت او این است که اگر بندگان بهشت را میدیدند و به نعمتهایی که در آن هست نگاه میکردند هیچکس از رسیدنِ به آنها باز نمیماند، و زندگی دنیا که نعمتهایش با رنجها ناگوار و ناخوش میشود برایشان حلاوتی در برنداشت. و «جنّت»، عدن نامیده شده، چون اهل جنت برای همیشه در آن میمانند و هرگز از آن بیرون نمیشوند و جایگزینی برای آن نمیجویند. این است پاداش بزرگ و زیبا و همین است رستگاری بزرگ که هیچ رستگاری مانند آن نیست. و این پاداش جهان آخرت است.
امّا پاداش این تجارت در دنیا را چنین بیان داشت: ﴿وَأُخۡرَىٰ تُحِبُّونَهَا﴾و چیزی دیگر را که دوست میدارید به دست میآورید که ﴿نَصۡرٞ مِّنَ ٱللَّهِ﴾این است که خداوند شما را بر دشمنانتان پیروز میگرداند و با پیروزی بر دشمنان عزت و شادی به دست میآورید. ﴿وَفَتۡحٞ قَرِيبٞ﴾و فتح نزدیکی که به وسیله آن قلمرو و دایره اسلام گشایش مییابد و به وسیله آن روزی فراوان به دست میآید. پس این پاداش مومنان مجاهد است.
امّا مومنان دیگری که جهاد نکردهاند به شرطی که دیگران به جهاد بپردازند، خداوند آنها را نیز از فضل و احسان خودش ناامید نمیگرداند، و فرموده است: ﴿وَبَشِّرِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾و مؤمنان را به پاداش دنیا و آخرت مژده بده که به هریک طبق ایمانش پاداش داده خواهد شد گرچه آنها به اندازه مجاهدان در راه خدا نمیرسند. همانطور که پیامبرصفرموده است: «هرکس خشنود باشد که خداوند پروردگارش، و اسلام دینش، و محّمد پیامبرش باشد بهشت برای او واجب میگردد».
ابوسعید خدری که راوی این حدیث است از این تعجب کرد و گفت: تکرار کن ای پیامبر خدا! و پیامبر همین جمله را تکرار کرد.
سپس گفت: پاداشی دیگر هست که بنده را صد درجه بالا میبرد و فاصلهی هر دو درجه با یکدیگر به اندازه فاصله آسمان و زمین است. ابوسعید خدری گفت: این پاداش چه چیزی است؟ پیامبر فرمود: جهاد در راه خدا، مسلم.
سپس خداوند متعال فرمود: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُونُوٓاْ أَنصَارَ ٱللَّهِ﴾ای کسانیکه ایمان آوردهاید! با گفتهها و کارهایتان یاوران دین خدا باشید و این با انجام دادن احکام دین خدا و کوشیدن برای اجرای آن بر دیگران، و جهاد با مخالفان دین و حقیقت که مالی و جانی در مقابل آن میایستند تحقق مییابد. هم چنین با جهاد با کسی تحقق مییابد که به وسیلهی شبهات و گمان خود حقّ را رد میکند، پس با شکستن دلیل چنین کسی و اقامه حجّت بر او برحذر داشتن مردم از وی باید دین خدا را یاری کرد.
و از جمله یاری کردن دین خداوند یاد گرفتن کتاب خدا و سنت پیامبر و تشویق دیگران به آن، و امر به معروف و نهی از منکر میباشد. سپس خداوند مومنان را تشویق نمود تا از گذشتگان صالح الگوبرداری نمایند و فرمود: ﴿كَمَا قَالَ عِيسَى ٱبۡنُ مَرۡيَمَ لِلۡحَوَارِيِّۧنَ مَنۡ أَنصَارِيٓ إِلَى ٱللَّهِ﴾عیسی آنها را گوشزد کرد و گفت: چه کسی مرا یاری میکند و در یاری کردن دین خدا همراه من به پا میخیزد.
و هرکاری بکنم همراهم باشد و به هرجا که حرکت کنم همراه من بیاید؟! حواریان شتابان گفتند: ﴿نَحۡنُ أَنصَارُ ٱللَّهِ﴾ما یاوران دین خدا هستیم، پس عیسی و کسانی از حواریان که همراه او بودند دین خدا را یاری کردند. ﴿فََٔامَنَت طَّآئِفَةٞ مِّنۢ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ﴾پس گروهی از بنیاسرائیل به سبب دعوت عیسی و حواریان ایمان آوردند، ﴿وَكَفَرَت طَّآئِفَةٞ﴾و گروهی از بنی اسرائیل کفر ورزیدند و دعوت آنها را نپذیرفتند آنگاه مومنان با کافران جهاد کردند.
﴿فَأَيَّدۡنَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ عَلَىٰ عَدُوِّهِمۡ﴾پس مؤمنان را بر دشمنانشان توان دادیم و آنها را بر دشمنانشان پیروز گرداندیم. ﴿فَأَصۡبَحُواْ ظَٰهِرِينَ﴾و مؤمنان بر دشمنانشان چیره گشتند. پس شما ای امّت محّمد! یاوران خدا باشید و بهسوی دین او دعوت کنید، و خداوند نیز شما را یاری خواهد کرد و شما را بر دشمنانتان چیره خواهد نمود. همانطور که کسانی راکه قبل از شما بودند یاری کرد.
پایان تفسیر سورهی صف
مدنی و ۱۱ آیه است.
آیهی ۱:
﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ ٱلۡمَلِكِ ٱلۡقُدُّوسِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَكِيمِ١﴾[الجمعة: ۱]. «آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، خداوند، فرمانروای پاک و پیروزمند و فرزانه را به پاکی یاد میکنند».
همه آنچه که در آسمانها و زمین است خداوند را به پاکی یاد میکنند و مطیع فرمان او هستند و او را پرستش مینمایند چون کامل و فرمانرواست، و فرمانروایی و پادشاهی جهان بالا و پائین از آن اوست، پس همه تحت تدبیر او هستند.
﴿ٱلۡقُدُّوسِ﴾معظّم و پاک از هر عیب و نقصی است، ﴿ٱلۡعَزِيزِ﴾و بر همه چیزها چیره میباشد. ﴿ٱلۡحَكِيمِ﴾و در آفرینش و فرمان خود حکیم است. پس این صفتهای بزرگ آدمی را به پرستش خداوند یگانه و بیشریک فرا میخوانند.
آیهی ۴-۲:
﴿هُوَ ٱلَّذِي بَعَثَ فِي ٱلۡأُمِّيِّۧنَ رَسُولٗا مِّنۡهُمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمۡ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبۡلُ لَفِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٢﴾[الجمعة: ۲]. «اوست کسیکه درمیان درس ناخواندگان پیغمبری از خود آنان برانگیخت که آیاتش را بر آنان میخوانند و آنانرا پاک میدارد و به آنان کتاب و حکمت میآموزد، هرچند که پیش از این در گمراهی آشکار بودند».
﴿وَءَاخَرِينَ مِنۡهُمۡ لَمَّا يَلۡحَقُواْ بِهِمۡۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ٣﴾[الجمعة: ۳]. «و دیگرانی از آنان که هنوز به ایشان نپیوستهاند و او پیروزمند فرزانه است».
﴿ذَٰلِكَ فَضۡلُ ٱللَّهِ يُؤۡتِيهِ مَن يَشَآءُۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلۡفَضۡلِ ٱلۡعَظِيمِ٤﴾[الجمعة: ۴]. «این فضل خداست، آنرا به هرکس که بخواهد میدهد و خداوند دارای فضل بزرگ است».
﴿هُوَ ٱلَّذِي بَعَثَ فِي ٱلۡأُمِّيِّۧنَ رَسُولٗا مِّنۡهُمۡ﴾اوست کسیکه در میان بیسوادان پیامبری از خودشان مبعوث کرد. منظور از «امیین» کسانی است که کتاب و رسالتی نداشتند. اینها عربها و دیگر کسانی بودند که از اهل کتاب نبودند.
پس خداوند با دادن این نعمت بزرگ بر آنها منّت نهاد چون آنها فاقد دانش و خبر بودند و قبل از این در گمراهی آشکاری به سر میبردند و بتها و درختان و سنگها را پرستش میکردند و خوی و رفتار حیوانات درنده را دارا بودند، نیرومندشان ناتوان را میخورد و آنها نسبت به علوم و دانشهای پیامبران کاملا ناآگاه بودند.
پس خداوند پیغمبری از خودشان را درمیان آنها مبعوث کرد که آنها نسب و اوصاف زیبای او و صداقتش را میدانستند. و خداوند کتابش را بر این پیغمبر نازل فرمود: ﴿يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِهِ﴾و آیات قاطع او را که موجب ایمان و یقین میگردند بر آنها میخواند. ﴿وَيُزَكِّيهِمۡ﴾و آنان را پاک میدارد و اخلاق فاضله را برای آنها به صورتهای گوناگون بیان میکند و آنها را بر آن تشویق مینماید و آنانرا از اخلاق و رفتارهای زشت باز میدارد.
﴿وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ﴾و علم کتاب و سنت را به آنها میآموزد که علوم گذشتگان و آیندگان را در بر دارد. آنها بعد از این تعلیم و تزکیه از دانشمندترین افراد جهان شدند بلکه آنها پیشوایان اهل علم و دین قرار گرفتند و دارای کاملترین اخلاق و بهترین رهنمود و رفتار شدند.
خودشان هدایت شدند و دیگران را هدایت کردند. پیشوایان هدایت یافته و رهبران پرهیزگار گشتند. پس خداوند با فرستادن این پیامبرصبزرگترین هدیه و کاملترین نعمت را به آنها عطا کرد.
﴿وَءَاخَرِينَ مِنۡهُمۡ لَمَّا يَلۡحَقُواْ﴾و بر کسانی دیگر غیر از این امّیها (=بیسوادان) نیز منت نهاد که عبارتند از کسانی که بعد از اینها میآیند، همچنین اهل کتاب ﴿لَمَّا يَلۡحَقُواْ بِهِمۡ﴾احتمال دارد به این معنی باشد که خداوند بزرگ بر کسانی دیگر غیر از این امیها نیز منت نهاد که هنوز نیامدهاند و در عصر کسانی نیستند که دعوت پیامبر را به صورت مستقیم دریافتهاند.
و احتمال دارد معنی آیه این باشد که خداوند بر کسانی دیگر غیر از این امّیها نیز منّت نهاد که در فضل و برتری به ایشان نرسیدهاند. احتمال دارد منظور این باشد که آنها در فضل و برتری به ایشان نرسیدهاند. یا شاید منظور این باشد که در زمان آنها نیستند و بعد از آنها خواهند آمد، و هر دو معنی درست است. چون کسانی که خداوند پیغمبرش را درمیان آنها مبعوث کرد و او را مشاهده کردند و به صورت مستقیم دعوتش را دریافتند، به ویژگیها و برتریهایی دست یافتهاند که هیچکس نمیتواند به آنها برسد، و این از توانمندی و حکمت خداوند است که بندگانش را بیهوده رها نکرده است بلکه در میان آنها پیامبران را مبعوث نموده و آنها را امر و نهی کرده است. و این فضل بزرگ خداوند است که آنرا به هرکس از بندگانش بخواهد میدهد. و این از نعمت تندرستی و فراوانی روزی و دیگر نعمتهای دنیوی که خداوند به بندگانش عطا کرده است بهتر و برتر است. پس هیچ نعمتی از نعمت دین که اساس کامیابی و سعادت همیشگی است بزرگتر نیست.
آیهی ۸-۵:
﴿مَثَلُ ٱلَّذِينَ حُمِّلُواْ ٱلتَّوۡرَىٰةَ ثُمَّ لَمۡ يَحۡمِلُوهَا كَمَثَلِ ٱلۡحِمَارِ يَحۡمِلُ أَسۡفَارَۢاۚ بِئۡسَ مَثَلُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِۚ وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ٥﴾[الجمعة: ۵]. «داستان آنان که (حکم) تورات بر آنان تکلیف شد سپس (چنانکه باید) رعایش نکردند مانند داستان درازگوشی است که کتابهایی بر دوش میکشد. چه بد است داستان گروهی که آیات خدا را دروغ انگاشتند! و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند».
﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ هَادُوٓاْ إِن زَعَمۡتُمۡ أَنَّكُمۡ أَوۡلِيَآءُ لِلَّهِ مِن دُونِ ٱلنَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ ٱلۡمَوۡتَ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٦﴾[الجمعة: ۶]. «بگو: ای یهودیان! اگر میپندارید که شما دوستان خدا هستید نه دیگر مردمان پس اگر راستگوئید آرزوی مرگ کنید».
﴿وَلَا يَتَمَنَّوۡنَهُۥٓ أَبَدَۢا بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡۚ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلظَّٰلِمِينَ٧﴾[الجمعة: ۷]. «و بهخاطر آنچه از پیش فرستادهاند هرگز آنرا آرزو نخواهند کرد و خداوند به (حال) ستمکاران داناست».
﴿قُلۡ إِنَّ ٱلۡمَوۡتَ ٱلَّذِي تَفِرُّونَ مِنۡهُ فَإِنَّهُۥ مُلَٰقِيكُمۡۖ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَٰلِمِ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٨﴾[الجمعة: ۸]. «بگو: آن مرگی که از آن میگریزید (بدانید) که آن به شما خواهد رسید سپس به (نزد) دانای نهان و آشکار بازگردانده میشوید آنگاه شما را به (حقیقت) آنچه میکردهاید آگاه میسازد».
خداوند منّت و احسان خویش را بر این امّت بیان داشت، امّتی که پیامبر درس نخوانده در میان آنها مبعوث شد. و مزایا و مناقب خاص آنان را ذکر نمود که هیچ کسی در این زمینه به آنها نمیرسد. این امّت درس نخوانده از پیشینیان و پسینیان حتی از اهل کتاب که ادعا میکردند علمای ربانی و دانشمندان پیشرفته هستند پیشی گرفتند.
سپس خداوند بیان کرد یهودیان و نصارایی که خداوند تورات را بر دوش آنها گذاشت و به آنان فرمان داد که آنرا بیاموزند و به آن عمل نمایند امّا آنرا چنانکه باید رعایت نکردند و وظیفه خود را انجام ندادند هیچ فضیلت و برتری ندارند و مثال آنها همانند خری است که کتابهایی چند بر آن بار شده باشد. پس آیا خر از کتابهایی که بر پشت دارد استفاده میکند؟!.
و آیا به خاطر این که بارش کتاب است دارای فضیلت است؟ یا این که بهرهاش از این کتابها فقط این است که آنها را حمل میکند؟ پس این مثال علمای یهود است که به آنچه در تورات است عمل نکردند که بزرگترین حکم آن پیروی کردن از محمّدصو قرآنی است که محمّد آورده است. پس آیا کسیکه چنین است بهرهای جز ناکامی و زیان و اقامهی حجّت از توران دارد؟ به همین جهت این مثال با حالات آنها مطابقت دارد.
﴿بِئۡسَ مَثَلُ ٱلۡقَوۡمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِ ٱللَّهِ﴾چه بد است مثال گروهی که آیات خدا را دروغ انگاشتند، آیاتی که بر صداقت پیامبر ما و صحّت آنچه آورده است دلالت میکند.
﴿وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمیکند. یعنی تا وقتیکه ستمگری و عناد صفت آنهاست خداوند آنها را بهسوی منافعشان هدایت نمیکند.
و از جمله ستمگری و عناد یهود این است که آنها میدانند بر باطل هستند و ادعا میکنند که خودشان بر حقّ و دوستان خدا هستند، نه دیگر مردمان. بنابراین، خداوند پیغمبرش را فرمان داد تا به آنها بگوید: اگر راست میگویید که حقیقتا دوستان خدا هستید ﴿فَتَمَنَّوُاْ ٱلۡمَوۡتَ﴾آرزوی مرگ کنید، و این امر ساده است چون آنها اگر میدانستند که بر حق هستند از مبارزه طلبی باز نمیماندند و به مبارزه طلبیای که خداوند آن را دلیل راستگویی اشان قرار داد روی میآوردند. و اگر مرگ را آرزو نکنند پس این نشانه آن است که دروغ میگویند.
وقتی آنها آرزوی مرگ نکردند معلوم شد که به باطل بودن آنچه بر آن هستند آگاه میباشند. بنابراین فرمود: ﴿وَلَا يَتَمَنَّوۡنَهُۥٓ أَبَدَۢا بِمَا قَدَّمَتۡ أَيۡدِيهِمۡ﴾و به خاطر گناهانی که م رتکب شدهاند هرگز مرگ را آرزو نخواهند کرد، گناهانی که به خاطر آن از مرگ وحشت دارند. ﴿وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِٱلظَّٰلِمِينَ﴾و خداوند به ستمکاران آگاه است. پس امکان ندارد چیزی از ستمکاریهایشان بر او پوشیده بماند.
آنها گرچه به خاطر کارهایی که کردهاند آرزوی مرگ نخواهند کرد بلکه به شدت از مرگ میگریزند، امّا این آنها را نجات نمیدهد، بلکه حتما باید مرگ به سراغشان بیاید، مرگی که خداوند آمدن آن را بر بندگان قطعی کرده است. سپس بعد از مردن و کامل شدن اجلها همه خلایق در روز قیامت بهسوی خداوند دانای پیدا و پنهان بازگردانده میشوند آنگاه خداوند آنها را از خیر و شری که کردهاند با خبر میکند.
آیهی ۱۱-۹:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَوٰةِ مِن يَوۡمِ ٱلۡجُمُعَةِ فَٱسۡعَوۡاْ إِلَىٰ ذِكۡرِ ٱللَّهِ وَذَرُواْ ٱلۡبَيۡعَۚ ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٩﴾[الجمعة: ۹]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! چون در روز جمعه برای نماز ندا داده شد به یاد خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید اگر بدانید این برایتان بهتر است».
﴿فَإِذَا قُضِيَتِ ٱلصَّلَوٰةُ فَٱنتَشِرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَٱبۡتَغُواْ مِن فَضۡلِ ٱللَّهِ وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَثِيرٗا لَّعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ١٠﴾[الجمعة: ۱۰]. «آنگاه چون نماز گزارده شد، در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بجوئید و خداوند را بسیار یاد کنید تا شما رستگار شوید».
﴿وَإِذَا رَأَوۡاْ تِجَٰرَةً أَوۡ لَهۡوًا ٱنفَضُّوٓاْ إِلَيۡهَا وَتَرَكُوكَ قَآئِمٗاۚ قُلۡ مَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ مِّنَ ٱللَّهۡوِ وَمِنَ ٱلتِّجَٰرَةِۚ وَٱللَّهُ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ١١﴾[الجمعة: ۱۱]. «و چون تجارت و سرگرمی ببینند بهسوی آن پراکنده شده و تو را ایستاده رها میکنند. بگو: آنچه نزد خداوند است از سرگرمی و تجارت بهتر ست و خداوند بهترین روزیدهندگان است».
خداوند متعال بندگان مؤمن خود را به حضور در نماز جمعه و شتافتن بهسوی آن از هنگامیکه برای نماز جمعه ندا داده میشود فرمان میدهد. منظور از «سعی» در اینجا اقدام فوری و اهمیت دادن به آن است، و این که آن را از مهمترین کارها قرار دارد، نه آن دویدنی که از آن به هنگام رفتن بهسوی نماز نهی شده است ﴿وَذَرُواْ ٱلۡبَيۡعَ﴾و هنگامیکه برای نماز جمعه اذان گفته شد خرید و فروش را ترک کنید و بهسوی نماز بروید.
چون ﴿ذَٰلِكُمۡ خَيۡرٞ لَّكُمۡ﴾این برایتان از مشغول شدن به خرید و فروش و از سپری شدن وقت نماز فرض که موکدترین فریض میباشد بهتر است. ﴿إِن كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾اگر بدانید آنچه نزد خداوند است بهتر و پایدارتر است، و هرکس دنیا را بر دین ترجیح دهد به راستی که دچار زیان حقیقی گشته است، امّا او گمان میبرد که سود میبرد. این امر به رها کردن خرید و فروش است تا وقتی که نماز تمام شود.
﴿فَإِذَا قُضِيَتِ ٱلصَّلَوٰةُ فَٱنتَشِرُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾سپس وقتی نماز گزارده شد در پی کسب و تجارت در زمین پراکنده شوید. و از آن جا که مشغول شدن به تجارت ممکن است انسان را از یاد خدا غافل گرداند خداوند فرمان داد که او را بسیار یاد کنید تا اینگونه جبران شود. پس فرمود: ﴿وَٱذۡكُرُواْ ٱللَّهَ كَثِيرٗا﴾و خداوند را بسیار یاد کنید. یعنی در حالت نشستن و ایستادن و خوابیدن و بر پهلو و درهمه حالات خدا را یاد کنید. ﴿لَّعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ﴾تا رستگار شوید، چون بسیار یاد کردن خدا از بزرگترین اسباب رستگاری و موفقیت است.
﴿وَإِذَا رَأَوۡاْ تِجَٰرَةً أَوۡ لَهۡوًا ٱنفَضُّوٓاْ إِلَيۡهَا﴾و چون تجارت و سرگرمیای ببینند بهسوی آن پراکنده میشوند. یعنی به هوای آن سرگرمی و تجارت از مسجد بیرون شده و خیر را رها میکنند. ﴿وَتَرَكُوكَ قَآئِمٗا﴾و تو را ایستاده رها میکنند درحالیکه برای مردم خطبه ایراد میکنی. این در روز جمعه بود، در حالی که پیامبر خطبه میخواند ناگهان کاروانی وارد مدینه شد.
خبر ورود این کاروان به گوش مردم رسید و آنها در مسجد بودند سپس از مسجد بیرون آمدند و پیامبر را درحالیکه ایستاده بود و خطبه میخواهند رها کردند. آنها برای کاری شتاب ورزیدند که نمیبایست برای آن شتاب میکردند و نیز ادب را رعایت نکردند.
﴿قُلۡ مَا عِندَ ٱللَّهِ خَيۡرٞ مِّنَ ٱللَّهۡوِ وَمِنَ ٱلتِّجَٰرَةِ﴾بگو: پاداشی که نزد خداوند است برای کسی که خود را به انجام امر خیر ملزم میداند و بر عبادت خدا مداومت میکند از سرگرمی و تجارت بهتر است، گرچه به وسیله آن برخی اهداف مادی به دست آیند، امّا این مقاصد اندک و از بین رفتنی هستند و خیر آخرت را از دست انسان میگیرد، امّا صبر کردن بر طاعت خدا روزی را از دست آدمی نخواهد گرفت.
﴿وَٱللَّهُ خَيۡرُ ٱلرَّٰزِقِينَ﴾و خداوند بهترین روزیدهندگان است، پس هرکس از خدا بترسد از جایی به او روزی میرسد که گمانش را نمیبرد. این آیات فوائدی را در بردارند که عبارتند از:
۱- نماز جمعه فریضه ایست بر مؤمنان و بر آنها واجب است بهسوی آن بشتابند.
۲- دو خطبه روز جمعه فریضهای هست که گوش فرا دادن به آن واجب است، چون ذکر در اینجا به دو خطبه تفسیر شده است. پس خداوند دستور داده که باید بهسوی محل ایراد دو خطبه شتافت.
۳- مشروعیت اذان جمعه و امر کردن به آن.
۴- نهی از خرید و فروش بعد از اذان جمعه و حرام بودن آن. و این به خاطر آن است که باعث میشود تا واجب از دست برود، و این دلالت مینماید که هرکاری گرچه در اصل جایز باشد اگر باعث از دست رفتن واجبی شود انجام دادن آن در آن وقت جایز نیست.
۵- به حضور در خطبههای نماز جمعه دستور داده شده است، و کسی که در آن حضور نداشته باشد مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته است. و از لازمه حضور رعایت سکوت است.
۶- برای بندهای که به عبادت خداوند روی آورده شایسته است که به هنگام تمایل نفس بهسوی سرگرمی و تجارت و شهوتها، فضایل و پاداشی را که نزد خداوند است به یاد آورد که این امر باعث میشود تا خشنودی خداوند را بر خواسته و هوای نفس ترجیح دهد.
پایان تفسیر سورهی جمعه
مدنی و ۱۱ آیه است.
آیهی ۶-۱:
﴿إِذَا جَآءَكَ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ قَالُواْ نَشۡهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ ٱللَّهِۗ وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُۥ وَٱللَّهُ يَشۡهَدُ إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ لَكَٰذِبُونَ١﴾[المنافقون: ۱]. «هنگامیکه منافقان نزد تو میآیند میگویند: گواهی میدهیم که تو پیغمبر خدایی. و خداوند میداند که تو فرستادۀ خدا میباشی، و خداوند گواهی میدهد که منافقان دروغگویند».
﴿ٱتَّخَذُوٓاْ أَيۡمَٰنَهُمۡ جُنَّةٗ فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِۚ إِنَّهُمۡ سَآءَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ٢﴾[المنافقون: ۲]. «آن سوگندهای خود را سپر قرار دادند، آنگاه از راه خدا بازداشتند، بهراستی بد است آنچه آنان میکنند».
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ فَهُمۡ لَا يَفۡقَهُونَ٣﴾[المنافقون: ۳]. «این بدان خاطر است که ایمان آوردند سپس کفر ورزیدند پس بر دلهایشان مهر نهاده شد و آنان درنمییابند».
﴿وَإِذَا رَأَيۡتَهُمۡ تُعۡجِبُكَ أَجۡسَامُهُمۡۖ وَإِن يَقُولُواْ تَسۡمَعۡ لِقَوۡلِهِمۡۖ كَأَنَّهُمۡ خُشُبٞ مُّسَنَّدَةٞۖ يَحۡسَبُونَ كُلَّ صَيۡحَةٍ عَلَيۡهِمۡۚ هُمُ ٱلۡعَدُوُّ فَٱحۡذَرۡهُمۡۚ قَٰتَلَهُمُ ٱللَّهُۖ أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ٤﴾[المنافقون: ۴]. «و هنگامیکه آنانرا میبینی بدنهایشان تو را به شگفتی وامیدارد، و اگر بگویند به گفتۀ آنان گوش فرا میدهی، آنان انگار تختههائی هستند که تکیه داده شده باشند. هر فریادی را بر ضد خود میپندارند، آنان دشمناند. پس از آنان برحذر باش! خدایشان بکشد از (حق) به کجا گردانده میشوند»؟.
﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ تَعَالَوۡاْ يَسۡتَغۡفِرۡ لَكُمۡ رَسُولُ ٱللَّهِ لَوَّوۡاْ رُءُوسَهُمۡ وَرَأَيۡتَهُمۡ يَصُدُّونَ وَهُم مُّسۡتَكۡبِرُونَ٥﴾[المنافقون: ۵]. «و چون به آنان گفته شود: بیایید تا پیغمبر خدا برایتان آمرزش بخواهد، سرهایشان را میپیچانند و آنانرا میبینی که مستکبرانه روی میگردانند».
﴿سَوَآءٌ عَلَيۡهِمۡ أَسۡتَغۡفَرۡتَ لَهُمۡ أَمۡ لَمۡ تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ لَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡفَٰسِقِينَ٦﴾[المنافقون: ۶]. «برای آنان یکسان چه برایشان آمرزش بخواهی و چه آمرزش نخواهی، هرگز خدا ایشان را نخواهد بخشید. خداوند قطعاً مردمان فاسق را هدایت نمیدهد».
وقتی پیامبرصبه مدینه آمد و اسلام در آن شهر گسترش یافت و قدرت گرفت افرادی از اهالی مدینه از قبیله اوس و خزرج به ظاهر خود را مومن نشان دادند و در باطن کافر بودند. آنها برای آن که مقام و خون و اموالشان مصون بماند چنین میکردند. پس خداوند صفتهایشان را بیان کرد که با آن صفات شناخته میشوند تا اینگونه بندگان از آنها پرهیز کنند و آنان را بشناسند. پس فرمود: ﴿إِذَا جَآءَكَ ٱلۡمُنَٰفِقُونَ قَالُواْ﴾هنگامیکه منافقان نزد تو آیند به دروغ میگویند: ﴿نَشۡهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ ٱللَّهِ﴾ما گواهی میدهیم که تو فرستاده خدا هستی. و این گواهی دادن منافقان به صورت دروغ و نفاق است با این که برای تأیید پیامبر خدا نیازی به گواهی دادن آنها نیست.
﴿وَٱللَّهُ يَعۡلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُۥ وَٱللَّهُ يَشۡهَدُ إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ لَكَٰذِبُونَ﴾و چون خداوند میداند که تو فرستاده خدا میباشی، و خداوند گواهی میدهد که منافقان در گفته و ادعای خود دروغگویند و آنان حقیقتا چنین باوری ندارند.
﴿ٱتَّخَذُوٓاْ أَيۡمَٰنَهُمۡ جُنَّةٗ﴾آنان سوگندهای خود را سپری قرار دادهاند که در پشت آن خود را از این که به نفاق متهم شوند محافظت میکنند. ﴿فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ﴾پس خودشان را از راه خدا بازداشته و دیگران را نیز که از حالت آنها خبر ندارند از راه خدا باز میدارند. ﴿إِنَّهُمۡ سَآءَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ﴾به راستی چه بد است آنچه آنان میکنند که به ظاهر خود را مومن نشان میدهند و در درون کافر هستند و به دروغ قسم میخورند.
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمۡ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ﴾آنچه نفاق را برای آنها آراسته به این سبب است که آنان بر ایمان پایدار نمیمانند، بلکه ایمان آورده سپس کافر میشوند پس بر دلهایشان مهر نهاده شد بهگونه ای که هرگز خیر وارد دلهایشان نمیگردد. ﴿فَهُمۡ لَا يَفۡقَهُونَ﴾و آنچه را که به آنان سود میرساند درک نمیکنند و آنچه که منافع آنها را تامین میکند نمیشناسند.
﴿وَإِذَا رَأَيۡتَهُمۡ تُعۡجِبُكَ أَجۡسَامُهُمۡ﴾و هنگامی که آنان را میبینی و خوش تیپی پیکر و بدنشان تو را به شگفتی وامی دارد. ﴿وَإِن يَقُولُواْ تَسۡمَعۡ لِقَوۡلِهِمۡ﴾و اگر سخن بگویند به سخنان آنان گوش فرا میدهی، یعنی از بس که خوب حرف میزنند از گوش دادن به سخنانشان لّذت میبری.
پس بدن و گفتههایشان زیباست و انسان را شگفت زده میکند، امّا آن سوی این حرفها را از اخلاق درست و رهنمود شایسته خبری نیست. بنابراین فرمود: ﴿كَأَنَّهُمۡ خُشُبٞ مُّسَنَّدَةٞ﴾گویی آنها تختههایی هستند که به دیوار تکیه داده شدهاند، فایدهای ندارند و جز زیان چیزی از آنان عاید آدمی نمیشود.
﴿يَحۡسَبُونَ كُلَّ صَيۡحَةٍ عَلَيۡهِمۡ﴾از آنجا که خیلی بزدل و ترسو هستند و دلهایشان ضعیف است و تردید در دلهایشان است و میترسند که کسی از تردید آنها آگاه شود، هر فریادی را بر ضد خود میپندارند. پس ایشان ﴿هُمُ ٱلۡعَدُوُّ﴾دشمن حقیقیاند چون دشمن آشکار و مشخّص بهتر و خطرش کمتر از دشمنی است که انسان متوجه آن نمیشود و با مکر و فریب، خود را دوست نشان میدهد درحالیکه دشمن آشکار است.
﴿فَٱحۡذَرۡهُمۡۚ قَٰتَلَهُمُ ٱللَّهُۖ أَنَّىٰ يُؤۡفَكُونَ﴾پس، از اینان برحذر باش، خداوند ایشان را بکشد، چگونه از دین اسلام بعد از آن که دلایل آن روشن گردیده است بهسوی کفری که جز زیان و بدبختی سودی به آنها نمیرساند منحرف میشوند. ﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمۡ﴾و چون به این منافقان گفته شود: ﴿تَعَالَوۡاْ يَسۡتَغۡفِرۡ لَكُمۡ رَسُولُ ٱللَّهِ﴾بیایید تا پیغمبر خدا برای آنچه از شما سر زده است برایتان آمرزش بخواهد و احوال شما سامان یابد و اعمالتان پذیرفته شود آنها به شدت امتناع میورزند، ﴿لَوَّوۡاْ رُءُوسَهُمۡ﴾و به نشانهی امتناع از طلب دعا از پیامبر سرهایشان را پیچ میدهند.
﴿وَرَأَيۡتَهُمۡ يَصُدُّونَ وَهُم مُّسۡتَكۡبِرُونَ﴾و آنها را میبینی به خاطر نفرتی که از حقّ دارند از آن روی میگردانند و آنها با خود بزرگ بینی و با عناد و سرکشی، از پذیرفت حق، امتناع میورزند.
پس حالت آنها به هنگامیکه فراخوانده میشوند تا پیامبر برای آنها دعا کند چنین است و این از لطف خداوند نسبت به پیامبر است که آنها نزد پیامبر نیامدند تا برایشان طلب آمرزش نماید.
﴿سَوَآءٌ عَلَيۡهِمۡ أَسۡتَغۡفَرۡتَ لَهُمۡ أَمۡ لَمۡ تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ لَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ﴾چون در حقّ آنان یکسان است که برایشان آمرزش بخواهی یا نخواهی، زیرا خداوند آنان را نخواهد بخشید چون آنان قومی فاسق و منحرفند و از اطاعت خدا بیرون هستند و کفر را برایمان ترجیح میدهند. بنابراین اگر پیامبر برای آنها طلب امرزش نماید فایدهای نخواهد داشت. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿ٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ أَوۡ لَا تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ إِن تَسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ سَبۡعِينَ مَرَّةٗ فَلَن يَغۡفِرَ ٱللَّهُ لَهُمۡ﴾[التوبة: ۸۰]. «برایشان آمرزش بخواه یا آمرزش مخواه، اگر هفتاد بار برای آنان طلب آمرزش کنی هرگز خداوند آنها را نخواهد بخشید».
﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡفَٰسِقِينَ﴾بیگمان خداوند گروه فاسقان را هدایت نخواهد کرد.
آیهی ۸-۷:
﴿هُمُ ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنفِقُواْ عَلَىٰ مَنۡ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِ حَتَّىٰ يَنفَضُّواْۗ وَلِلَّهِ خَزَآئِنُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَلَٰكِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ لَا يَفۡقَهُونَ٧﴾[المنافقون: ۷]. «آنان کسانیند که میگویند: بر آنان که نزد پیغمبر خدا هستند انفاق مکنید تا پخش و پراکنده شوند. گنجینههای آسمان و زمین از آن خدا است ولی منافقان نمیفهمند».
﴿يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعۡنَآ إِلَى ٱلۡمَدِينَةِ لَيُخۡرِجَنَّ ٱلۡأَعَزُّ مِنۡهَا ٱلۡأَذَلَّۚ وَلِلَّهِ ٱلۡعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِۦ وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ وَلَٰكِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ لَا يَعۡلَمُونَ٨﴾[المنافقون: ۸]. «میگویند: اگر به مدینه بازگردیم به یقین افراد گرامیتر اشخاص خوار و ناتوان را از آنجا بیرون میکنند حال آنکه عزت از آن خدا و رسول و مؤمنان است ولی منافقان نمیدانند».
آنها از شدّت دشمنی که با پیامبرصو مسلمانها داشتند وقتی که اجتماع یاران پیامبر واتحاد آنها را میدیدند و شتاب آنها را در راه رضامندی پیامبر مشاهده میکردند به گمان فاسد خود میگفتند: ﴿ٱلَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنفِقُواْ عَلَىٰ مَنۡ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِ حَتَّىٰ يَنفَضُّواْ﴾به آنانیکه نزد پیغمبر خدا هستند بذل و بخشش نکنید و چیزی ندهید تا پراکنده شوند.
آنها گمان میبردند اگر اموال و بخششهای منافقان نبود مسلمانها برای یاری کردن دین خدا متحد نمیشدند. و این از شگفتترین چیزهاست، زیرا منافقانی که از همه مردم برای خواری نمودن دین و آزار رساندن به مسلمانها میکوشند چنین ادعایی میکنند، و فقط کسانی گول آن را میخورند که حقائق را نمیشناسند. بنابراین خداوند متعال در پاسخ گفتهشان فرمود: ﴿وَلِلَّهِ خَزَآئِنُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾و گنجینههای آسمانها و زمین از آن خداست پس او روزی را به هرکس که بخواهد میدهد و به هرکس که بخواهد نمیدهد، و اسباب روزی را برای هرکس که بخواهد آسان و فراهم مینماید و برای هرکس که بخواهد اسباب آن را دشوار میکند.
﴿وَلَٰكِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ لَا يَفۡقَهُونَ﴾ولی منافقان نمیفهمند و در نمییابند، بنابراین، چنین سخنی را بر زبان میآورند، سخنی که مفهوم آن این است که گنجینههای روزی در دست آنها و زیر نظر و خواست آنها میباشد.
﴿يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعۡنَآ إِلَى ٱلۡمَدِينَةِ لَيُخۡرِجَنَّ ٱلۡأَعَزُّ مِنۡهَا ٱلۡأَذَلَّ﴾منافقان میگویند: اگر به مدینه برگردیم به یقین افراد گرامیتر اشخاص خوار و ناتوان را بیرون خواهند کرد. این در غزوهی مریسیع بود، وقتی که بین مهاجرین و انصار سخنانی در گرفت که باعث کدورت خاطرشان گردید. در این هنگام نفاق منافقان پدیدار شد و آنچه در دلهایشان بود آشکار گردید و بزرگشان عبدالله بن ابّی ابن سلول گفت: مثال ما و اینها یعنی مهاجرین همانند ضرب المثلی است که گفتهاند: سگ خود را فربه کن تا تو را پاره کن. و عبدالله گفت: اگر به مدینه بر میگردیم، ﴿لَيُخۡرِجَنَّ ٱلۡأَعَزُّ مِنۡهَا ٱلۡأَذَلَّ﴾افراد گرامیتر اشخاص خوار و ناتوان را بیرون خواهند کرد.
او خود و برادران منافق خود را افراد با قدرت و گرامی میپنداشت و پیامبر و پیروانش را خوار و ناتوان میشمرد درحالیکه قضیه برعکس بود. بنابراین خداوند متعال فرمود: ﴿وَلِلَّهِ ٱلۡعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِۦ وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ﴾و عزت از آن خدا و رسول او و مومنان است پس اینها گرامی و با عزت هستند و منافقان و برادران کافرشان خوار و ذلیل میباشند. ﴿وَلَٰكِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِينَ لَا يَعۡلَمُونَ﴾ولی منافقان این را نمیدانند، بنابراین ادعا نمودهاند که آنها افراد توانمند و با عزت هستند، آنها فریب عقیده باطلی را خوردهاند که بر آن هستند و از روی سرکشی چنین سخنی میگویند. سپس خداوند متعال میفرماید:
آیهی ۱۱-۹:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُلۡهِكُمۡ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُمۡ عَن ذِكۡرِ ٱللَّهِۚ وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ٩﴾[المنافقون: ۹]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! اموال و اولادتان شما را از یاد خدا غافل نکند و هرکس که چنین کند آنانند که زیانکارند».
﴿وَأَنفِقُواْ مِن مَّا رَزَقۡنَٰكُم مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوۡلَآ أَخَّرۡتَنِيٓ إِلَىٰٓ أَجَلٖ قَرِيبٖ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ١٠﴾[المنافقون: ۱۰]. «و از چیزهایی که به شما دادهایم انفاق کیند پیش از آنکه مرگ یکی از شما دررسد و بگوید: پروردگارا! ای کاش مرا تا مدّتی اندک به تأخیر میاندختی تا صدقه میدادم و از رستگاران میشدم».
﴿وَلَن يُؤَخِّرَ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِذَا جَآءَ أَجَلُهَاۚ وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ١١﴾[المنافقون: ۱۱]. «و خداوند هرگز (مرگ) کسی را چون اجلش فرا رسد به تأخیر نمیاندازد و خداوند به آنچه میکنید آگاه است».
خداوند متعال به بندگان مؤمن خود فرمان میدهد تا او را به کثرت یاد کنند چون کثرت یاد خدا مایه فراهم شدن سود و رستگاری و خوبیهای فراوان است و خداوند آنها را از این که فرزندان و اموالشان آنان را از یاد خدا غافل نماید و به خود مشغول کند باز میدارد، چون بیشتر انسانها به مال و اولاد خو گرفتهاند پس اگر این محبّت بر محبّت خداوند مقدم باشد باعث زیانمندی فراوان میگردد. بنابراین خداوند متعال فرمود: ﴿وَمَن يَفۡعَلۡ ذَٰلِكَ﴾وهرکس که مال و فرزندش او را از ذکر خدا غافل کند، ﴿فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡخَٰسِرُونَ﴾چنین کسانی سعادت همیشگی و نعمت پایدار را از دست داده و زیانمند شدهاند، چون آنچه را که از بین میرود بر آنچه که باقی میماند ترجیح دادهاند. خداوند متعال میفرماید: ﴿إِنَّمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَأَوۡلَٰدُكُمۡ فِتۡنَةٞۚ وَٱللَّهُ عِندَهُۥٓ أَجۡرٌ عَظِيمٞ١٥﴾[التغابن: ۱۵]. «بیگمان اموال و فرزندانتان مایه آزمایش و فتنه هستند، و نزد خداوند پاداشی بزرگ است».
﴿وَأَنفِقُواْ مِن مَّا رَزَقۡنَٰكُم﴾و از آنچه به شما روزی دادهایم بذل و بخشش کنید. نفقات واجب از قبیل زکات و کفّارهها و نفقههای همسران و بردگان و امثال آن در این داخل است. نیز شامل نفقات مستحب مانند خرج کردن مال و دارایی در راه کارهای خوب میباشد.
و فرمود: ﴿مِن مَّا رَزَقۡنَٰكُم﴾از آنچه که به شما روزی دادهایم. تا براین دلالت نماید که خداوند بندگان را به انفاقی امر ننموده است که در توانشان نیست و بر آنها دشوار و گران میآید بلکه به آنها فرمان داده تا بخشی از آنچه خداوند برایشان روزی داده و اسبابش را برایشان فراهم کرده است انفاق کنند.
پس بندگان باید با همکاری و همدردی با نیازمندان شکر خداوندی را به جای بیاورند که این نعمتها را به آنان داده است و این کار را پیش از مرگ خود انجام دهند که هرگاه مرگ به سراغ انسان بیاید دیگر به او اجازه انجام دادن ذرهای کار نیک نمیدهد. بنابراین فرمود: ﴿مِّن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَ أَحَدَكُمُ ٱلۡمَوۡتُ فَيَقُولَ﴾پیش از آنکه مرگ یکی از شما در رسد و با حسرت خوردن به خاطر کوتاهیهایی که در حالت توان از او سر زده است از خداوند بخواهد او را به دنیا برگرداند، حال آن که این محال است، و بگوید: ﴿رَبِّ لَوۡلَآ أَخَّرۡتَنِيٓ إِلَىٰٓ أَجَلٖ قَرِيبٖ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾پروردگارا! کاش مرا تا مدّتی اندک به تأخیر میانداختی تا صدقه دهم و کوتاهیهایی را که کرده ام جبران نمایم و از مال و دارایی ام صدقه دهم تا این کار باعث نجاتم شود و به پاداش فراوان دست یابم و با انجام همه آنچه که بدان امر نمودهای و پرهیز از همه آنچه که نهی کردهای از درستکاران شوم. و حج و غیره در این داخل است.
و این خواسته و آرزو زمانش گذشته است و دریافتن آن ممکن نیست. بنابراین فرمود: ﴿وَلَن يُؤَخِّرَ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِذَا جَآءَ أَجَلُهَا﴾و هرگز خداوند مرگ کسی را که اجل قطعیاش فرا رسیده باشد به تأخیر نمیاندازد. ﴿وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ﴾و خداوند به کار بد و نیکی که انجام میدهید آگاه است و شما را طبق شناختی که از نیت و کارهایتان دارد مجازات خواهد کرد.
پایان تفسیر سورهی منافقون
مدنی و ۱۸ آیه است.
آیهی ۴-۱:
﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ لَهُ ٱلۡمُلۡكُ وَلَهُ ٱلۡحَمۡدُۖ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ١﴾[التغابن: ۱]. «آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است خدا را به پاکی یاد میکنند، فرمانروایی از آن اوست و ستایش (نیز) او راست و او بر هر کاری تواناست».
﴿هُوَ ٱلَّذِي خَلَقَكُمۡ فَمِنكُمۡ كَافِرٞ وَمِنكُم مُّؤۡمِنٞۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ٢﴾[التغابن: ۲]. «او خدایی است که شما را آفریده است آنگاه گروهی از شما کافر و گروهی از شما مؤمناند و خداوند به آنچه میکنید بیناست».
﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ بِٱلۡحَقِّ وَصَوَّرَكُمۡ فَأَحۡسَنَ صُوَرَكُمۡۖ وَإِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ٣﴾[التغابن: ۳]. «آسمانها و زمین را به حقّ آفریده و شما را صورتگری کرده است و شکلهای شما را خوب و زیبا نموده است و بازگشت بهسوی اوست».
﴿يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَيَعۡلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعۡلِنُونَۚ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ٤﴾[التغابن: ۴]. «آنچه را که در آسمانها و زمین است میداند و آنچه را که نهان میسازید و آنچه را که آشکار میسازید میداند و خداوند به راز دلها آگاه است».
در این آیات کریمه شمار زیادی از اوصاف خداوند بزرگ بیان شده است. پس خداوند کمال الوّهیت خویش و گستردگی توانگریاش و نیازمندی همه آفریدهها به او را و این که همه آنچه در آسمانها و زمین است ستایش پروردگارشان را میگویند بیان کرده و فرموده است: فرمانروایی همه از آن خداوند است و هیچ آفریدهای از گستره فرمانروایی او بیرون نمیرود، پس همهی ستایش از آن اوست و به خاطر صفتهای کمالی که دارد و نیز به خاطر چیزهایی که آفریده و احکامی که مقّرر داشته و نعمتهایی که ارزانی کرده است مورد ستایش است. و قدرت و توانمندی او فراگیر است و هیچ موجودی از گستره تواناییاش بیرون نمیرود و او هر کاری را که بخواهد در انجام آن ناتوان نمیماند.
خداوند میفرماید او بندگان را آفریده است و برخی از آنها را مؤمن و برخی را کافر قرار دادهاست، پس ایمان آوردن و کفر ورزیدن آنها طبق تقدیر و قضای الهی است و او این را از آنها خواسته است به این صورت که به آنها قدرت و اراده داده که هر آنچه را از امر و نهی بخواهند انجام دهند. ﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ﴾و خداوند به آنچه میکنید بیناست.
وقتی آفرینش انسان را که مورد امر و نهی قرار گرفته است بیان کرد آفرینش دیگر مخلوقات را نیز بیان کرد و فرمود: ﴿خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ﴾آسمانها و زم ین و همهی آنچه را که در آنهاست آفریده است و آنها را بسیار خوب آفرینش بخشیده است. ﴿بِٱلۡحَقِّ﴾با حکمت و با هدف.
﴿وَصَوَّرَكُمۡ فَأَحۡسَنَ صُوَرَكُمۡ﴾و شما را شکل و صورت بخشیده است و خوب شما را صورتگری کرده است همانطور که خداوند متعال میفرماید: [التین: ۴]. ﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ٤﴾[التین: ۴]. «به راستی که انسان را در بهترین سیما و قوام آفریدیم». پس انسان از همه مخلوقات صورتی بهتر و منظرهای زیباتر دارد.
﴿وَإِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ﴾در روز قیامت بازگشت بهسوی خداست. آنگاه شما که بنابر کفر و ایمانتان سزا و جزا خواهد داد و از نعمتهایی که به شما ارزانی کرده است خواهد پرسید که آیا سپاس آن را به جای آوردهاید یا نه؟ سپس این را بیان کرد که آگاهی او فراگیر است و فرمود: ﴿يَعۡلَمُ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾پنهان و بیدار را در آسمانها و زمین میداند. ﴿وَيَعۡلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعۡلِنُونَۚ وَٱللَّهُ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾و آنچه را که پنهان میدارید و آنچه را که آشکار میسازید میداند و خداوند به راز دلها آگاه است. یعنی به اسرار پاکی که در دلهاست و نیتهای صالح و خوب و اهداف فاسد و بدی که در دلهاست آگاه است.
پس وقتی که خداوند به راز دلها آگاه است فرد عاقل و با بصیرت باید در حفظ درون خود از اخلاق زشت بکوشد و تلاش کند درون خود را با اخلاق زیبا مزِین نماید.
آیهی ۶-۵:
﴿أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَبَؤُاْ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبۡلُ فَذَاقُواْ وَبَالَ أَمۡرِهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ٥﴾[التغابن: ۵]. «آیا خبر آنان که پیش از این کافر بودند به شما نرسیده است؟ آنان و بال کار خود را چشیدند و عذابی دردناک (در پیش) دارند».
﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُۥ كَانَت تَّأۡتِيهِمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ فَقَالُوٓاْ أَبَشَرٞ يَهۡدُونَنَا فَكَفَرُواْ وَتَوَلَّواْۖ وَّٱسۡتَغۡنَى ٱللَّهُۚ وَٱللَّهُ غَنِيٌّ حَمِيدٞ٦﴾[التغابن: ۶]. «این بدان جهت بود که رسولانشان با معجزات نزد آنان آمدند و گفتند: آیا بشری ما را هدایت میکنند؟ آنگاه کفر ورزیدند و روی گرداندند و خداوند اظهار بینیازی نمود و خداوند بینیاوز ستوده است».
وقتی خداوند برخی از اوصاف کامل و بزرگ خود را بیان کرد که با این صفتها شناخته میشود و پرستش میگردد و موجب میشوند آدمی در راه جلب او کوشش نماید و از ناخشنودیهایش پرهیز کند، از آنچه امتهای گذشته کردهاند خبر داد، امتهایی که همواره ملّتهای پس از آنان داستانهایشان را بازگو مینمایند. آنها وقتی پیغمبرانشان به همراه حقّ نزدشان آمدند پیامبران خود را تکذیب کردند و با آنها به مخالفت برخاستند.
﴿فَذَاقُواْ وَبَالَ أَمۡرِهِمۡ﴾پس آنها عقوبت کارشان را در دنیا چشیدند و خداوند آنها را در همین دنیا خوار گرداند. ﴿وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ﴾و آنان در سرای آخرت عذاب دردناکی در پیش دارند. بنابراین، سبب این عقوبت و عذاب را بیان کرد و فرمود: ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّهُۥ كَانَت تَّأۡتِيهِمۡ رُسُلُهُم بِٱلۡبَيِّنَٰتِ﴾این بدان خاطر بود که پیغمبرانشان آیات روشنی را برایشان آوردند که حق را از باطل جدا میساخت، اما آنان مشمئز شدند و بر پیامبرانشان تکبر ورزیدند، پس گفتند: ﴿أَبَشَرٞ يَهۡدُونَنَا﴾آیا بشری ما را هدایت میکند؟ یعنی آنان هیچ فضلی بر ما ندارند، و چرا خداوند آنانرا به این موضوع اختصاص داده است نه ما را؟ همانگونه که در آیهای دیگر میفرماید: ﴿قَالَتۡ لَهُمۡ رُسُلُهُمۡ إِن نَّحۡنُ إِلَّا بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنۡ عِبَادِهِ﴾[إبراهیم: ۱۱]. «پیامبرانشان به آنان گفتند ما جز شری همچون شما نیستیم، ولی خداوند بر هرکس از بندگانش که بخواهد منت مینهد».
پس آنها نپذیرفتند که خداوند بر پیغمبرانش منت گذاشته و به آنها لطف نموده است و آنان را برای هدایت مردم فرستاده است. بنابراین، به پرستش درختان و سنگها و امثال آنها گرفتار آمدند. ﴿فَكَفَرُواْ وَتَوَلَّواْ﴾پس آنها به خدا کفر ورزیدهاند و از اطاعت و فرمانبرداری او روی برگرداندند. ﴿وَّٱسۡتَغۡنَى ٱللَّهُ﴾و خداوند از آنها بینیاز است و به آنها توجه نمیکند و گمراه شدن آنان کوچکترین زیانی به خداوند نمیرساند. ﴿وَٱللَّهُ غَنِيٌّ حَمِيدٞ﴾و خداوند بینیاز ستوده است، بینیازی مطلق که از همهی جهات بینیاز است و در گفتهها و اوصاف خودش ستوده است.
آیهی ۷:
﴿زَعَمَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ أَن لَّن يُبۡعَثُواْۚ قُلۡ بَلَىٰ وَرَبِّي لَتُبۡعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلۡتُمۡۚ وَذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ٧﴾[التغابن: ۷]. «کافران گمان میبرند که برانگیخته نخواهند شد، بگو: آری! سوگند به پروردگارم! به یقین برانگیخته خواهید شد سپس از آنچه میکردید به شما خبر خواهند داد و این کار برای خدا آسان است».
خداوند متعال از عناد کافران و از پندار باطلشان و از اینکه ناآگاهانه رستاخیز را تکذیب میکنند بدون این که دانش و هدایت و کتاب روشنگری داشته باشند خبر میدهد. پس خداوند شریفترین انسان را فرمان داد تا به پروردگارش سوگند بخورد که آنها پس از مرگشان زنده خواهند شد و در مقابل کارهای زشت و پلیدشان و به خاطر تکذیب حقّ مجازات خواهند شد.
﴿وَذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٞ﴾و این کار برای خدا آسان است گرچه این کار برای انسان و مخلوق دشوار و غیر ممکن است و اگر همهی مخلوقات نیرو و قدرتشان را جمع نمایند و بخواهند یک فرد مرده را زنده نمایند نخواهند توانست. امّا خداوند متعال هرگاه بخواهد کاری را بکند به آن میگوید: باش و آن میشود. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ إِلَّا مَن شَآءَ ٱللَّهُۖ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخۡرَىٰ فَإِذَا هُمۡ قِيَامٞ يَنظُرُونَ٦٨﴾[الزمر: ۶۸]. «و در صور دمیده خواهد شد پس هرکس که در آسمانها و زمین است بیهوش خواهد افتاد، به جز کسیکه خدا بخواهد سپس بار دیگر در صور دمیده میشود ناگهان همه زنده میشوند و ایستاده نگاه میکنند».
آیهی ۸:
﴿فََٔامِنُواْ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَٱلنُّورِ ٱلَّذِيٓ أَنزَلۡنَاۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ٨﴾[التغابن: ۸]. «پس به خدا و پیغمبر او و نوری که نازل کردهایم ایمان بیاورید و خداوند به آنچه میکنید آگاه است».
وقتی خداوند انکار زنده شدن پس از مرگِ منکران قیامت را بیان کرد و فرمود که این امر باعث شده تا آنها به خدا و آیات او کافر شوند، به چیزی دستور داد که (آدمی را) از هلاکت و بدبختی مصون میدارد، و آن عبارت است از ایمان به خدا و رسول و کتابش. و کتاب خود را نور نامید چون نور و روشنایی ضد ظلمت و تاریکی است پس احکام و اخبار و مقّرراتی که خداوند در کتاب خود نازل کرده است انواری هستند که به وسیله آن میتوان در ظلمتهای جهالت راه را روشن کرد و در میان شب ظلمانی به وسیله آن نورها پیش رفت.
و کتابهای دیگر به غیر از کتاب خدا که بدانها تمسک جسته میشود علومی هستند که زیانشان بیشتر از سودشان است و شرّ آنها بیشتر از خیرشان است. بلکه خیر و فایدهای در آنها نیست مگر آنچه که با پیام پیامبران موافق و مطابق باشد. و ایمان آوردن به خدا و پیغمبر و کتابش مقتضی تصدیق قطعی و عمل کردن به لوازم آن و اطاعت از اوامر الهی و پرهیز از نواهی است.
﴿وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِيرٞ﴾و خداوند به آنچه میکنید آگاه است، پس شما را طبق اعمال بد و نیکتان مجازات خواهد کرد.
آیهی ۱۰-۹:
﴿يَوۡمَ يَجۡمَعُكُمۡ لِيَوۡمِ ٱلۡجَمۡعِۖ ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلتَّغَابُنِۗ وَمَن يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ وَيَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا يُكَفِّرۡ عَنۡهُ سَئَِّاتِهِۦ وَيُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ٩﴾[التغابن: ۹]. «هنگامیکه (خداوند) شما را در روز گردهمائی جمع آورد، آن روز، روز زیانمندی است و کسیکه به خداوند ایمان بیاورد و کار شایسته کند بدیهایش را از او دور میسازد و به باغهایی داخل میگرداند که از زیر (کاخها و درختان) آن رودبارها جاری است که در آنجا همواره جاودانهاند. این است کامیابی بزرگ».
﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِنَآ أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ خَٰلِدِينَ فِيهَاۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ١٠﴾[التغابن: ۱۰]. «و کسانیکه کفر روزیدند و آیات ما را دروغ انگاشتند ایشان دوزخیاند، در آن جاودانهاند و بد جایگاهی است».
روز گردهمایی را به یاد آورید که خداوند در آن روز گذشتگان و آیندگان را گرد میآورد و در محلی هولناک میایستاند و آنها را از آنچه کردهاند آگاه میسازد. در آن روز تفاوت میان مردم آشکار میشود، گروهی به «اعلی علیین» و اتاقهای بلند و منازل مرتفع که همه شادیها را در بردارند بالا برده میشوند، و گروهی به «اسفل السافلین» و جای غم و اندوه و عذاب سخت سقوط میکنند. و این نتیجهی کارهایی است که برای خود پیش فرستادهاند.
بنابراین فرمود: ﴿ذَٰلِكَ يَوۡمُ ٱلتَّغَابُنِ﴾یعنی در این روز تفاوت میان مردم آشکار میشود و مومنان سودمند و فاسقان زیانمند میشوند و مجرمان میدانند که بر چیز درستی نبودهاند و اینان زیانکارانند. پس انگار این سوال پیش میآید که رستگاری، ناکامی، بدبختی، نعمت و عذاب به سبب چه چیزی فراهم میشود؟
بنابراین، اسباب آن را بیان کرد و فرمود: ﴿وَمَن يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ﴾و هرکس به خداوند ایمان بیاورد، ایمانی کامل که همه آنچه را خداوند بدان فرمان داده است فرا بگیرد. ﴿وَيَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا﴾و کارهای شایسته کند. یعنی واجبات و نوافل را از قبیل به جا آوردن حقوق خدا و حقوق بندگانش را به جای بیاورد. ﴿وَيُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾او را به باغهای بهشتی داخل میگرداند که رودبارها از زیر کاخها و درختان آن روان است.
در این باغهای بهشتی هر آنچه دلها بخواهند و چشمها از دین آن لذّت برند و دلها شیفته آن شوند فراهم است. ﴿خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡعَظِيمُ﴾در آن جاودانهاند. این است رستگاری بزرگ.
﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِنَآ﴾و کسانی که بدون هیچ دلیل شرعی و عقلی کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند. بلکه دلایل و معجزات نزد آنها آمد امّا آنرا تکذیب نمودند و با مدلول آن مخالفت ورزیدند. ﴿أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ خَٰلِدِينَ فِيهَاۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾اینان دوزخیاند و در آن جاودانهاند و جهنّم بد جایگاهی است، چون هر بدبختی و مشقّت و عذابی در آن فراهم است.
آیهی ۱۳-۱۱:
﴿مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۗ وَمَن يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ يَهۡدِ قَلۡبَهُۥۚ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٞ١١﴾[التغابن: ۱۱]. «هیچ مصیبتی جز به حکم خدا نمیرسد و هرکس به خدا ایمان بیاورد خدا دل او را هدیات میکند و خداوند به همه چیز داناست».
﴿وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَۚ فَإِن تَوَلَّيۡتُمۡ فَإِنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ١٢﴾[التغابن: ۱۲]. «از خدا و پیغمبر اطاعت کنید و اگر رویگردان شوید بر فرستادۀ جز رساندن پیام آشکار و روشن نیست».
﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ١٣﴾[التغابن: ۱۳]. «خداوند است که جز او معبود به حقی نیست، پس مؤمنان باید بر خدا توکل کنند و بس».
خداوند متعال میفرماید: ﴿مَآ أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِ﴾هیچ مصیبت و بلایی جز به فرمان خدا نمیرسد. این شامل مصیبتهای وارده به جان و مال و فرزند و دوستان و امثال آن میشود. پس همهی آنچه که به بنده برسد به قضا و تقدیر الهی است و از قبل چنین مقدر شده است و خداوند آن را دانسته و قلمش بر آن رفته و مشیت او نافذ شده است و خداوند آنرا دانسته و قلمش بر آن رفته و مشیت او نافذ شده است و حکمتش چنین چیزی را اقتضا کرده است.
ولی آنچه مهم میباشد این است که آیا بنده وظیفه خود را انجام میدهد یا نه؟ پس اگر وظیفه خود را به هنگام مصیبت انجام داد در دنیا و آخرت مستحق پاداش فراوان است. پس اگر ایمان داشت که این مصیبت و بلا از جانب خداست و بدان راضی شد و تسلیم فرمان الهی گردید خداوند دل او را هدایت مینماید به گونهای که دلش آرام میگیرد و به هنگام مصیبتها پریشان نمیشود.
همانگونه که کسیکه خداوند دلش را هدایت نکرده باشد به هنگام مصیبتها آشفته و پریشان میگردد. خداوند به کسی که دلش را هدایت نموده به هنگام مصیبتها پایداری میدهد به گونهای که به موجبات صبر عمل مینماید و از این طریق در دنیا پاداش مییابد، ضمن اینکه خداوند از این طریق برای او پاداش بزرگی در روز قیامت ذخیره میکند. همان طورکه خداوند متعال فرموده است:﴿إِنَّمَا يُوَفَّى ٱلصَّٰبِرُونَ أَجۡرَهُم بِغَيۡرِ حِسَابٖ﴾[الزمر: ۱۰]. «قطعا خداوند به شکیبایان پاداششان را به تمام و کمال و بدون حساب میدهد». و از این معلوم میشود که هرکس به هنگام پیش آمدن مصیبتها به خداوند باور نداشته باشد به این صورت که تقدیر و قضای الهی را در نظر بیاورد بلکه فقط اسباب را در نظر بگیرد چنین کسی خوار میشود خداوند او را به خودش میسپارد.
و هرگاه بنده به خودش سپرده شود جز داد و فریاد کاری از دست او بر نمیآید، و این سزای بنده در همین دنیا ـ قبل از عذاب آخرت ـ است و این سزا به خاطر کوتاهی او در صبر و شکیبایی ورزیدن است.
﴿وَمَن يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ يَهۡدِ قَلۡبَهُ﴾و هرکس به خدا ایمان بیاورد خداوند دلش را هدایت میکند. این مطالبی بود که پیرامون این آیه به هنگام نزول مصیب بیان شد. امّا آنچه از نظر عموم لفظ به این آیه مربوط میشود این است که خداوند خبر دادهاست هرکس که به خدا و فرشتگان و کتابهای آسمانی و پیامبران و روز قیامت و قضای خیر و شرّ خدا ایمان آوَرَد و صداقت ایمان خود را با انجام مقتضیان و واجبات ایمان ثابت نماید این بزرگترین سبب برای هدایت بنده در گفتار و کردار و همه حالاتش و در علم و عملش میباشد.
و این بهترین پاداشی است که خداوند به مومنان میبخشد همانطور که خداوند متعال میفرماید او مومنان را در زندگانی دنیا و آخرت ثابت قدم میگرداند و اصل ثبات و پایداری ثبات قلب و شکیبایی بر آن و یقین نمودن آن به هنگام دچار شدن به فتنه و آزمایش است. بنابراین, خداوند متعال فرموده است: ﴿يُثَبِّتُ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ بِٱلۡقَوۡلِ ٱلثَّابِتِ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ﴾[إبراهیم: ۲۷]. «خداوند مؤمنان را در زندگانی دنیا و آخرت ثابت قدم میگرداند». پس مؤمنان به خاطر ایمانی که دارند دلهایشان از همه مردم هدایت یافتهتر است و به هنگام سختیها و پریشانیها از همه مردم استوارتر و پایدارتراست.
﴿وَأَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ﴾و با اطاعت از فرامین خدا و پیامبر و پرهیز از آنچه از آن نهی کردهاند از خدا و پیغمبر اطاعت کنید چون اطاعت از خدا و پیامبر مدار سعادت و نشان رستگاری است. ﴿فَإِن تَوَلَّيۡتُمۡ﴾پس اگر از اطاعت خدا و پیامبر روی گردان شدید، ﴿فَإِنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ﴾بدانید که بر عهدهی رسول ما تنها پیام رساندن آشکار است. یعنی پیامی را که با آن بهسوی شما فرستاده شده است به صورت واضح و روشن به شما میرساند و حجّت بر شما اقامه میگردد. هدایت و راهیاب شدن شما وظیفه او نیست و هیچچیزی از حساب شما بر عهده او نمیباشد. بلکه این کار بر عهده خداوندی است که دانای پیدا و پنهان میباشد.
﴿ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ﴾جز خداوند معبود به حقی نیست و تنها او سزاوار پرستش و الوّهیت میباشد و هر معبودی غیر از او باطل است. ﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَلۡيَتَوَكَّلِ ٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾پس مؤمنان باید بر خدا توکل کنند و بس. یعنی در هر چیزی که در آنها میرسد و در هر کاری که میخواهند انجام دهند باید فقط بر خداوند توکل کنند.
چون هیچ کاری جز به توفیق خدا آسان نمیگردد. و این، راهی جز توکل کردن بر خدا ندارد. و توکل نمودن بر خداوند کامل نمیگردد مگر این که بنده گمان خود را نسبت به پروردگارش نیک بگرداند و به یقین بداند خداوندی که بنده بر او توکل مینماید او را کفایت میکند. و قوت و ضعف توکل بنده برحسب ایمانش است. پس هر اندازه ایمان قوی باشد، توکل نیز محکم و قوی خواهد بود.
آیهی ۱۵-۱۴:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ مِنۡ أَزۡوَٰجِكُمۡ وَأَوۡلَٰدِكُمۡ عَدُوّٗا لَّكُمۡ فَٱحۡذَرُوهُمۡۚ وَإِن تَعۡفُواْ وَتَصۡفَحُواْ وَتَغۡفِرُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ١٤﴾[التغابن: ۱۴]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! بهراستی بعضی از همسران و فرزندانتان دشمن شما هستند پس، از آنان برحذر باشید، و اگر عفو کنید و چشمپوشی نمائید و ببخشید (بدانید) که خداوند آمرزگار مهربان است».
﴿إِنَّمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَأَوۡلَٰدُكُمۡ فِتۡنَةٞۚ وَٱللَّهُ عِندَهُۥٓ أَجۡرٌ عَظِيمٞ١٥﴾[التغابن: ۱۵]. «جز این نیست که اموالتان و فرزندانتان مایۀ آزمون هستند و نزد خداوند پاداش بزرگی است».
در اینجا خداوند مؤمنان را برحذر میدارد که مبادا فریب همسران و فرزندان را بخورند چون بعضی از همسران و فرزندان دشمن آدمی هستند. و دشمن کسی است که شرّ و بدی را برای تو میخواهد. بنابراین، کسیکه چنین است از او برحذر باش. سرشت انسان چنین است که همسران و فرزندان را دوست میدارد، پس خداوند بندگانش را نصیحت مینماید که مبادا این مصیبت باعث شود بنده از خواستههای نامشروع زنان و فرزندان پیروی نماید، و خداوند بندگانش را تشویق نموده تا از فرامین او اطاعت کنند و خشنودی وی را (بر هر چیزی) مقدّم بدارند، آنگاه به آنان پاداش بزرگ خواهد داد.
این پاداش بزرگ مشتمل بر مطالب عالی و دوست داشتنیهای گرانبهاست، و آنها را تشویق نموده که آخرت را بر دنیای فانی و پایان یافتنی ترجیح دهند. و از آن جا که احتمالا نهی از اطاعت از همسران و فرزندان در آنچه که به زیان بنده است، باعث شکنجه دادن آنها شود خداوند فرمان داد تا از آنها چشمپوشی شود و مورد عفو و گذشت قرار بگیرند، چون عفو و گذشت فواید و مصلحتهای بیشماری دارد. بنابراین خداوند متعال فرمود: ﴿وَإِن تَعۡفُواْ وَتَصۡفَحُواْ وَتَغۡفِرُواْ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمٌ﴾واگر عفو کنید و ببخشید بدانید که خداوند آمرزگار مهربان است. پس هرکس عفو کند خداوند او را عفو مینماید هرکس درگذرد خداوند از او میگذرد، چون جزا از نوع عمل است، و هرکس با خداوند رفتاری نماید که خداوند آن را دوست میدارد و با بندگان طوری رفتار کند که آن را دوست میدارند و به سود آنهاست، محبّت خداوندی را به دست میآورد و بندگان نیز او را دوست میدارند و کارش درست و استوار میگردد.
آیهی ۱۸-۱۶:
﴿فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ مَا ٱسۡتَطَعۡتُمۡ وَٱسۡمَعُواْ وَأَطِيعُواْ وَأَنفِقُواْ خَيۡرٗا لِّأَنفُسِكُمۡۗ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفۡسِهِۦ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ١٦﴾[التغابن: ۱۶]. «پس تا حدی که میتوایند از خدا بترسید و بشنوید و اطاعت کنید و انفاق نمائید که برای خودتان بهتر است و کسانیکه از بخل نفس خویش مصون باشند اینانند که رستگارند».
﴿إِن تُقۡرِضُواْ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا يُضَٰعِفۡهُ لَكُمۡ وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡۚ وَٱللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ١٧﴾[التغابن: ۱۷]. «اگر به خداوند قرض الحسنه بدهید آنرا برایتان چندین برابر میسازد و شما را میآمرزد و خداوند سپاسگزار بردبار است».
﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡحَكِيمُ١٨﴾[التغابن: ۱۸]. «او آگاه از نهان و آشکار است (و) پیروزمند فرزانه است».
خداوند به تقوی و پرهیزگاری فرمان میدهد. تقوی یعنی اطاعت از اوامر و پرهیز از نواهی. و خداوند پرهیزگاری را مقید به توانایی نموده است. پس این آیه دلالت مینماید هر واجبی که بنده توانایی انجام دادن آنرا نداشته باشد از او ساقط میگردد، و اگر توانایی برخی از کارها را داشت و در انجام برخی دیگر از کارها ناتوان بود به همان اندازهای که میتواند آن را انجام دهد، و هرچیزی را که توانایی انجام دادنش را نداشته باشد از ذمه او ساقط میشود.
همانطور که پیامبرصفرمود: «هرگاه شما را به کاری دستور دادم به هر اندازه که میتوانید آن را انجام دهید». و فروع بیشماری تحت این قاعدهی شرعی داخل میشوند. ﴿وَٱسۡمَعُواْ﴾و اندرزهایی را که خدا به شما میگوید و احکامی را که برایتان مقّرر میدارد بشنوید و آن را یاد بگیرید و از آن اطاعت کنید. ﴿وَأَطِيعُواْ﴾و از خدا و پیغمبرش درهمه کارهایتان اطاعت کنید.
﴿وَأَنفِقُواْ خَيۡرٗا لِّأَنفُسِكُمۡ﴾و نفقات واجب و مستحب را بپردازید. این کار در دنیا و آخرت به نفع شما خواهد بود و هر خیر و خوبی در اطاعت از فرمانهای خداوند و پذیرفتن اندرزهای الهی و تسلیم شدن در برابر شریعت اوست. و شرّ و بدی همه در مخالفت با فرامین و شریعت خداوند است.
امّا آفتی که بسیاری از مردم را از انفاق که بدان امر شدهاند باز میدارد بخل و آزمندی است که بیشتر مردم بدان خو گرفتهاند، چون نفس انسان به مال بخل میورزد و آن را دوست میدارد و از دست رفتن مال را ناپسند میداند.
﴿وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفۡسِهِ﴾و هرکس که از آزمندی و بخل نفس خودش مصون بماند به این صورت که نفس وی انفاق را برای او زیبا جلوه بدهد، ﴿فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ﴾پس اینانند که رستگارند. چون آنها به مطلوب دست یافتهاند و از امر ناگوار نجات پیدا کردهاند. این شامل همه چیزهایی است که بنده بدان امر شده یا از آن نهی گردیده است.
پس اگر نفس او بخیل باشد، از آنچه بدان امر شده پرداخت نخواهد کرد. چنین فردی رستگار نمیشود بلکه دنیا و آخرت را از دست میدهد. و اگر نفس او بخیل نباشد بلکه نفسی آرام و پذیرای شریعت الهی و طالب خشنودیهای او باشد چنین کسی به محض این که پی ببرد و بداند که به این کار موظف شده است بلافاصله آن را انجام میدهد و اینگونه رستگار و موفق میشود.
سپس خداوند متعال به انفاق کردن تشویق نمود و فرمود: ﴿إِن تُقۡرِضُواْ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾اگر به خداوند قرض الحسنه بدهید، و آن هر چیزی است که در راه حلال خرج شود اگر هدف بنده از آن جلب رضایت خدا باشد و آنرا در جای مناسب انفاق کنید، ﴿يُضَٰعِفۡهُ لَكُمۡ﴾خداوند آن نفقه را برای شما ده برابر تا هفتصد برابر و حتی چندین برابر میسازد. ﴿وَيَغۡفِرۡ لَكُمۡ﴾و اضافه بر این که آنرا چندین برابر میسازد گناهانتان را نیز میآمرزد، چون صدقات و کارهای نیک گناهان را میزدایند.
﴿إِنَّ ٱلۡحَسَنَٰتِ يُذۡهِبۡنَ ٱلسَّئَِّاتِ﴾[هود: ۱۱۴]. «بیگمان نیکیها بدیها را از بین میبرند». ﴿وَٱللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ﴾و خداوند سپاسگزار و بردبار است. و هرکس نافرمانی وی را بکند او بلافاصله عذاب نمیدهد بلکه مهلتش میدهد ولی او را فراموش نمیکند.
﴿وَلَوۡ يُؤَاخِذُ ٱللَّهُ ٱلنَّاسَ بِمَا كَسَبُواْ مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهۡرِهَا مِن دَآبَّةٖ وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمّٗى﴾[فاطر: ۴۵]. «و اگر خداوند مردم را به خاطر کارهایی که کردهاند مواخذه مینمودروی زمین هیچ جنبندهای را نمیگذاشت ولی آنها را تا مدّت زمان معینی به تأخیر میاندازد».
﴿وَٱللَّهُ شَكُورٌ ﴾و خداوند سپاسگزار است و عمل ناچیز و اندک را از بندهاش میپذیرد و به پاداش آن به وی مزد فراوانی میدهد. و خداوند از کسی که به خاطر او دشواریها و مشقّتها و انواع تکلیفهای سنگین را تحمل نماید تقدیر و تشکر میکند و هرکس به خاطر خدا چیزی را رها نماید خداوند بهتر از آن را به او میدهد.
﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ﴾او دانای پنهان است.یعنی لشکریانی را که کسی جز او نمیداند و از نگاه بندگان مهربان هستند میداند و مخلوقاتی که بندگان آنها را مشاهده میکنند، میداند. ﴿ٱلۡعَزِيزُ﴾توانمند است و شکست نمیخورد و بازداشته نمیشود. خداوند بر همه چیره است. ﴿ٱلۡحَكِيمُ﴾و در خلق و امر خودش با حکمت است و هرچیزی را در جای خودش قرار میدهد.
پایان تفسیر سوره تغابن
مدنی و ۱۲ آیه دارد.
آیهی ۳-۱:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِذَا طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحۡصُواْ ٱلۡعِدَّةَۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ رَبَّكُمۡۖ لَا تُخۡرِجُوهُنَّ مِنۢ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخۡرُجۡنَ إِلَّآ أَن يَأۡتِينَ بِفَٰحِشَةٖ مُّبَيِّنَةٖۚ وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَقَدۡ ظَلَمَ نَفۡسَهُۥۚ لَا تَدۡرِي لَعَلَّ ٱللَّهَ يُحۡدِثُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ أَمۡرٗا١﴾[الطلاق: ۱]. «ای پیغمبر! وقتی که خواستید زنان را طلاق دهید آنانرا در وقت فرا رسیدن عدّه طلاق دهید و عدّه را بشمارید و از خداوند، پروردگارتان پروا بدارید. آنانرا از خانههایشان بیرون نکنید و آنان هم بیرون نروند مگر آنکه کار زشتِ آشکاری را مرتکب شوند و این حدود خداوند است و هرکس از حدود خداوند تجاوز کند در حقیقت بر خود ستم کرده است. تو نمیدانی، چه بسا خداوند بعد از آن امری (دیگر) درمیان آورد».
﴿فَإِذَا بَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمۡسِكُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٍ أَوۡ فَارِقُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٖ وَأَشۡهِدُواْ ذَوَيۡ عَدۡلٖ مِّنكُمۡ وَأَقِيمُواْ ٱلشَّهَٰدَةَ لِلَّهِۚ ذَٰلِكُمۡ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِۚ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجۡعَل لَّهُۥ مَخۡرَجٗا٢﴾[الطلاق: ۲]. «و هنگامیکه مدّت عدّهای آنان به پایانش نزدیک شد آنانرا به نیکی نگاه دارید یا به نیکی از آنان جدا شوید و دو مرد عادل از میانتان گواه بگیرید و گواهی را برای (رضای) خدا ادا کنید. این چیزی است که کسیکه به خداوند و روز قیامت ایمان دارد بدان پند داده میشود و کسیکه از خداوند پروا بدارد برایش راه رهایی قرار خواهد داد».
﴿وَيَرۡزُقۡهُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَحۡتَسِبُۚ وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُۥٓۚ إِنَّ ٱللَّهَ بَٰلِغُ أَمۡرِهِۦۚ قَدۡ جَعَلَ ٱللَّهُ لِكُلِّ شَيۡءٖ قَدۡرٗا٣﴾[الطلاق: ۳]. «و به او از جایی که فکرش را نمیکند روزی خواهد داد. و کسیکه بر خداوند توکل کند همو او را بس است. بیگمان خداوند حکمش را اجرا میکند. به تحقیق خداوند برای هر چیزی اندازهای مقرّر کرده است».
خداوند متعال خطاب به پیامبرش محمّدصو مومنان میفرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ إِذَا طَلَّقۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَطَلِّقُوهُنَّ﴾ای پیغمبر! هرگاه خواستید زنان را طلاق دهید برای طلاق دادن آنها به دنبال امر جایز و مشروع باشید و بلافاصاصله بدون رعایت دستور خداوند به طلاق دادن مبادرت نورزید، بلکه ﴿فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ﴾آنانرا در وقت فرا رسیدن عده طلاق دهید به این صورت که شوهر، زن را در زمانی که پاک است و در این دوران ِ پاکی با او آمیزش کرده است طلاق دهد. پس این طلاقی است که عده در آن واضح و روشن است به خلاف این که اگر زن را در حالت بعضی که طلاق در آن انجام شده باشد طلاق دهد. چون در این حالت دوران حیض جزو عدّهی زن حساب نمیشود. به همین خاطر این عدهاش طولانی میگردد.
همچنین اگر شوهر او را در حالت پاکی که در آن حالت با او آمیزش کرده است طلاق بدهد بیم آن میرود که زن حامله گردد، و مشخص نمیشود که کدام عدّه را بگذارد. ﴿وَأَحۡصُواْ ٱلۡعِدَّةَ﴾و عده را برشمارید. و بر شمردن عده با بر شمردن ایام حیض حاصل میشود. و اگر زن حیض نشود یا ماه حساب میگردد، و این زمانی است که حامله نباشد، و اگر حامله باشد عدّهی او وضع حمل است. بر شمردن عدّه ادای حقّ خدا و حقّ همسر و حق کسی است که بعد از آن با زن ازدواج میکند. نیز حقّ زن را در مورد نفقه و غیره روشن مینماید. پس وقتی عده زن بر شمرده شود حالت او مشخّص میگردد و حقوقی که به دنبال عدّه میآید مشخص میشود.
امر به برشمردن عده متوّجه شوهر و زن است، و این در صورتی است که زن مکلف باشد، و اگر مکلف نباشد حقّ برشمردن آن بر ولّی زن است. ﴿وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ رَبَّكُمۡ﴾و در همه کارهایتان از خدا بترسید و در مورد حقّ زنان طلاق داده شده از خدا بترسید.
﴿لَا تُخۡرِجُوهُنَّ مِنۢ بُيُوتِهِنَّ﴾در مدّت عدّه زنان را از خانههایشان بیرون نکنید، بلکه زن باید در خانهای بماند که شوهرش او را در آن طلاق دادهاست. ﴿وَلَا يَخۡرُجۡنَ﴾و نباید زنان بیرون بروند. یعنی بیرون رفتن از خانه برایشان جایز نیست. نهی از خارج کردن برای آن است که تهیه مسکن زن بر شهر واجب است تا عده که حقی از حقوق شوهر است در آن خانه تکمیل شود.
و این که زن نباید بیرون برود برای آن است که اگر زن بیرون برود حقّ شوهر ضایع میگردد. نهی از بیرون کردن و بیرون رفتن از خانه تا تمام شدن عده ادامه دارد. ﴿إِلَّآ أَن يَأۡتِينَ بِفَٰحِشَةٖ مُّبَيِّنَةٖ﴾مگر آنکه کار زشتِ آشکاری مرتکب شوند. یعنی زنان کار زشتی بکنند که ایجاب نماید از خانه اخراج گردند. به این صورت که اگر او را بیرون نکنند اهل خانه زیانمند میشوند مانند این که آنها را با سخنان و کارهای زشت اذیت کند پس در این صورت آنها میتوانند او را از خانه بیرون کنند چون او خودش اسباب بیرون رفتن خود را فراهم کرده است، و اسکان دادن وی برای آن بوده که از او دلجویی گردد و اینگونه با او مهربانی شود. و وقتی که خودش باعث شود تا او را بیرون کنند خودش زیان را متوّجه شود تا او را بیرون کنند خودش زیان را متّوجه خود ساخته است.
این دربارهی زنی است که در حال گذراندن عده طلاق رجعی است. امّا زنی که طلاق بائن گرفته تهیهی مسکن برای او واجب نیست چون تهیهی مسکن برای زن تابع نفقه است و نفقه برای زنی که طلاق رجعی داده است واجب است نه برای زنی که طلاق بائن داده شده است. ﴿وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِ﴾و این حدود الهی است که برای بندگانش مقّرر و معین داشته است و به آنها فرمان داده تا این مقرّرات را اجرا کنند و پا را از آن فراتر نگذارند.
﴿وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ﴾و هرکس از حدود الهی تجاوز کند، ﴿فَقَدۡ ظَلَمَ نَفۡسَهُ﴾به خودش ستم کرده است. یعنی حقّ خود را پایمال کرده و بهرهاش را از پیروی کردن از حدود و مقّررات الهی که صلاح دنیا و آخرت است ضایع کرده است.
﴿لَا تَدۡرِي لَعَلَّ ٱللَّهَ يُحۡدِثُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ أَمۡرٗا﴾تو نمیدانی، چه بسا خداوند بعد از آن امری دیگر در میان آورد. یعنی خداوند عدّه را مقّرر داشت و طلاق را به عّده مقرّر کرد به خاطر حکمتهای بزرگی که در این امر نهفته است که برخی عبارتند از این که شاید خداوند در دل فردی که زنش را طلاق داده دوستی و مهربانی بیاورد و به زنش رجوع کند و زندگی را از سر بگیرد.
و شاید به خاطر چیزی وی را اطلاق داده و این علّت در دوران عده از بین برود، آنگاه شوهر رجوع کند، چون سبب طلاق منتفی شده است. و از جمله حکمتهای عده این است که این زمان، زمان انتظار است و مشخص میگردد که آیا زن از شوهر خودش حامله است یا نه.
﴿فَإِذَا بَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ﴾پس وقتی که به پایان عدّه نزدیک شدند. چون اگر زنان از دوران عدّه بیرون روند و عده تمام شود، شوهر، دیگر اختیاری برای نگاه داشتن یا جدا شدن ندارد. ﴿فَأَمۡسِكُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٍ﴾پس به طرز شایسته و نیک آنها را نگاه دارید. یعنی با زندگی خوب و همراهی پسندیده زن را نگاه دارید نه به صورتی که زیانی به او وارد کنید و ارادهی بد نسبت به وی داشته باشید، چون نگاه داشتن زن به این شیوه جایز نیست.
﴿أَوۡ فَارِقُوهُنَّ بِمَعۡرُوفٖ﴾یا به خوبی از آنها جدا شوید، جدایی که در آن محدودیتی نباشد. و باید جدایی بدون ناسزاگویی و مجادله باشد و نباید شوهر، زنرا مجبور کند که از مال خودش چیزی را بدهد.
﴿وَأَشۡهِدُواْ ذَوَيۡ عَدۡلٖ مِّنكُمۡ﴾و دو مرد عادل از خودتان را بر طلاق و رجعت زن گواه بگیرید. یعنی دو مرد مسلمان عادل را گواه بگیرید، چون در این گواه گرفتن باب مجادله بسته میشود و هریک از دو گواه آنچه را که باید بگویند نمیتوانند پنهان نمایند.
﴿وَأَقِيمُواْ ٱلشَّهَٰدَةَ لِلَّهِ﴾ای گواهان! گواهی را برای خدا ادا کنید. یعنی به صورت واقعی و بدون کم و کاست گواهی را ارائه دهید و هدفتان از گواهی دادن رضایت خدا باشد و در امر گواهی دادن هیچ خویشاوندی را به خاطر خویشاوندیاش و دوستی را به خاطر محبّت او رعایت نکنید.
﴿ذَٰلِكُمۡ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ﴾احکام و حدود و مقرّراتی که برایتان بیان کردیم، کسیکه به خدا و روز قیامت ایمان بیاورد بدان پند داده میشود، چون ایمان به خدا و روز قیامت باعث میشود تا فرد مومن از اندرزها و پندهای الهی پند پذیرد و برای آخرت خود کارهای شایستهای ذخیره نماید. به خلاف کسی که ایمان از دل او رخت بربسته است، چنین کسی به کارهای بدش توجّه نمینماید و از مواعظ الهی پند نمیپذیرد، چون در وجودش انگیزهای برای این کار نیست.
و از آنجا که طلاق گاهی در میان ناراحتی و اندوه انجام میشود خداوند به پرهیز و تقوی فرمان داد و به کسی که در امر طلاق و غیره تقوای الهی را رعایت کند وعده دادهاست که راه حلی برای مشکل او پیدا خواهد کرد. پس هرگاه کسی خواست زنش را طلاق دهد و طلاق را به صورت شرعی انجام داد به این صورت که یک طلاق را در حالتی بدهد که زن از عادت ماهانگی پاک شده و بدون این که با او ـ در این حالت ـ آمیزش کرده باشد کار برای چنین کسی دشوار نخواهد بود بلکه خداوند برای او گشایشی قرار داده و میتواند دوباره به نکاح مراجعه کند، اگر از طلاق دادن پشیمان شود. و سیاق این آیه گرچه در مورد طلاق و رجعت است امّا عموم کلمه اعتبار دارد، و هرکس از خداوند بترسد و در همه حالات خود به خشنودی خدا پایبند باشد خداوند در دنیا و آخرت او را پاداش خواهد داد. و از جمله پاداشی که خداوند به فرد متّقی میدهد این است که برای او راهی برای رهایی از هر مشقّت و دشواری قرار میدهد.
همانطور که هرکس از خدا بترسد خداوند برایش راه رهایی قرار میدهد. و هرکس از خدا نترسد در میان زنجیرها و طوقها گرفتار میشود، زنجیرهایی که نمیتوانند از آن رهایی یابند و این را در مورد طلاق در نظر بگیرند. چون هرگاه بنده در طلاق دادن تقوای الهی را رعایت نکند بلکه به صورت حرام و ناجایز آن را انجام دهد مانند این که هر سه طلاق را یک جا بدهد و امثال آن قطعا پشیمان خواهد شد و آنگاه این پشمانی قابل جبران نیست.
﴿وَيَرۡزُقۡهُ مِنۡ حَيۡثُ لَا يَحۡتَسِبُ﴾روزی را خداوند برای فرد پرهیزگار از جایی میآورد که فکرش را نمیکند. ﴿وَمَن يَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ فَهُوَ حَسۡبُهُ﴾و هرکس در امر دین و دنیای خویش بر خداوند توکل نماید به این صورت که در به دست آوردن آنچه به او سود و فایده میرساند و در دفع آنچه به او زیان میرساند بر خدا توکل کند.و در فراهم شدن آن به خدا اعتماد داشته باشد.
﴿فَهُوَ حَسۡبُهُ﴾خداوند او را در کاری که بر او توکل نموده کفایت میکند. و هرگاه کار به عهده خداوندِ توانگر و نیرومند و مهربان باشد باید دانست که از هر چیزی به بنده نزدیکتر است، ولی بسا حکمت الهی اقتضا کند آن را تا وقت مناسب به تاخیر بیندازد. بنابراین فرمود: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ بَٰلِغُ أَمۡرِهِ﴾قطعا تقدیر و قضای الهی نافذ خواهد شد، ولی ﴿قَدۡ جَعَلَ ٱللَّهُ لِكُلِّ شَيۡءٖ قَدۡرٗا﴾خداوند برای هر چیزی وقت و اندازهای معین کرده که از آن فراتر نمیرود و از آن کمتر نخواهد بود.
آیهی ۵-۴:
﴿وَٱلَّٰٓـِٔي يَئِسۡنَ مِنَ ٱلۡمَحِيضِ مِن نِّسَآئِكُمۡ إِنِ ٱرۡتَبۡتُمۡ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَٰثَةُ أَشۡهُرٖ وَٱلَّٰٓـِٔي لَمۡ يَحِضۡنَۚ وَأُوْلَٰتُ ٱلۡأَحۡمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعۡنَ حَمۡلَهُنَّۚ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجۡعَل لَّهُۥ مِنۡ أَمۡرِهِۦ يُسۡرٗا٤﴾[الطلاق: ۴]. «و زنانیکه از عادت ماهیانه ناامیدند اگر شکّ کردید، عدۀ آنان سه ماه است و (نیز) آنانکه به سن حیض نرسیدهاند. و عدۀ زنان باردار وضع حمل است. و هرکس از خدا بترسد و پرهیزگاری کند خدا برایش در کارش آسانی پدید آورد».
﴿ذَٰلِكَ أَمۡرُ ٱللَّهِ أَنزَلَهُۥٓ إِلَيۡكُمۡۚ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يُكَفِّرۡ عَنۡهُ سَئَِّاتِهِۦ وَيُعۡظِمۡ لَهُۥٓ أَجۡرًا٥﴾[الطلاق: ۵]. «این فرمان خدا است که آنرا برای شما فرستاده است و هرکس از خدا بترسد گناهانش را از او میزداید و به او پاداشی بزرگ خواهد داد».
وقتی خداوند بیان داشت طلاقی که بدان امر شده باید در دوران عده داده شود، عده را بیان کرد و فرمود: ﴿وَٱلَّٰٓـِٔي يَئِسۡنَ مِنَ ٱلۡمَحِيضِ مِن نِّسَآئِكُمۡ إِنِ ٱرۡتَبۡتُمۡ﴾و زنانی که از حیض ناامیدند به این صورت که عادت ماهیانه داشتهاند سپس عادت ماهیانه آنها به خاطر پیری و غیره مرتفع شده و امیدی به بازگشت آن نیست. ﴿فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَٰثَةُ أَشۡهُرٖ﴾پس عده آنها سه ماه است.
هر ماه در مقابل یک حیض است. ﴿وَٱلَّٰٓـِٔي لَمۡ يَحِضۡنَ﴾و زنانی که هنوز به عادت ماهیانه نرسیدهاند، یا زنانی که به سن بلوغ رسیدهاند و به کلی عادت ماهیانه ندارند، اینها همانند زنانی که ا زحیض ناامید هستند عدهشان سه ماه است. و امّا زنانی که عادت ماهیانه و حیض آنها میآید عده اشان در این آیه بیان شده است که: ﴿وَٱلۡمُطَلَّقَٰتُ يَتَرَبَّصۡنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَٰثَةَ قُرُوٓءٖ﴾[البقرة: ۲۲۸]. «و زنانی که طلاق داده شدهاند سه قرء (طهر یا حیض) انتظار بکشند».
﴿وَأُوْلَٰتُ ٱلۡأَحۡمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعۡنَ حَمۡلَهُنَّ﴾و عده زنان باردار این است که وضع حمل نمایند. یعنی آنچه را در شکم دارند خواه یک بچه باشد، یا دو وضع نمایند. در این صورت ماه و غیره دیگر اعتباری ندارد و با وضع حمل عده پایان مییابد.
﴿وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجۡعَل لَّهُۥ مِنۡ أَمۡرِهِۦ يُسۡرٗا﴾و هرکس از خدا بترسد و پرهیزگاری نماید خداوند کارهایش را برای او آسان میگرداند و هرکار سختی را برایش آسان میگرداند. ﴿ذَٰلِكَ أَمۡرُ ٱللَّهِ أَنزَلَهُۥٓ إِلَيۡكُمۡ﴾حکمی که خداوند برای شما بیان کرد فرمانی است که برای شما فرستاده است تا در پرتور آن حرکت کنید و از آن پیروی نمائید و آن را بزرگ بدارید. ﴿وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يُكَفِّرۡ عَنۡهُ سَئَِّاتِهِۦ وَيُعۡظِمۡ لَهُۥٓ أَجۡرًا﴾و هرکس از خدا بترسد خداوند گناهانش را از او میزداید و به او پاداشی بزرگ خواهد داد، هر امر ناگواری از او دور میشود و هر امر مطلوب و پسندیدهای را به دست میآورد.
آیهی ۷-۶:
﴿أَسۡكِنُوهُنَّ مِنۡ حَيۡثُ سَكَنتُم مِّن وُجۡدِكُمۡ وَلَا تُضَآرُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُواْ عَلَيۡهِنَّۚ وَإِن كُنَّ أُوْلَٰتِ حَمۡلٖ فَأَنفِقُواْ عَلَيۡهِنَّ حَتَّىٰ يَضَعۡنَ حَمۡلَهُنَّۚ فَإِنۡ أَرۡضَعۡنَ لَكُمۡ فََٔاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأۡتَمِرُواْ بَيۡنَكُم بِمَعۡرُوفٖۖ وَإِن تَعَاسَرۡتُمۡ فَسَتُرۡضِعُ لَهُۥٓ أُخۡرَىٰ٦﴾[الطلاق: ۶]. «آنانرا در جایی سکونت دهید که خود سکنا دارید و به آنان زیان نرسانید تا در تنگنایشان قرار دهید. اگر باردار باشند به آنان نفقه دهید تا آنکه وضع حمل میکنند. پس اگر (فرزندتان) را برای شما شیر دهند مزدشان را بپردازید و همدیگر را به نیکی فرمان دهید. و اگر به دشواری افتادید (باید) زنی دیگر (به درخواست) او (=شوهر) شیر دهد».
﴿لِيُنفِقۡ ذُو سَعَةٖ مِّن سَعَتِهِۦۖ وَمَن قُدِرَ عَلَيۡهِ رِزۡقُهُۥ فَلۡيُنفِقۡ مِمَّآ ءَاتَىٰهُ ٱللَّهُۚ لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَاۚ سَيَجۡعَلُ ٱللَّهُ بَعۡدَ عُسۡرٖ يُسۡرٗا٧﴾[الطلاق: ۷]. «باید دارا از دارایی خود نفقه دهد و کسی (هم) که روزیاش تنگ شده است باید از آنچه خداوند به او دادهاست انفاق کند، خداوند هیچکس را جز بدان اندازه که به او دادهاست مکلف نمیکند. به درستی خداوند پس از سختی و ناخوشی آسایش پدید خواهد آورد».
پیشتر گذشت که خداوند از بیرون کردن زنان مطلقه از خانهها نهی کرده است و در اینجا فرمان داد تا آنها را اسکان دهند و نحوه اسکان آنها را اسکان در مسکن خوب بیان کرد و آن مسکنی است که زوجین برحسب توان و عدم توان شوهر در آن زندگی میکنند.
﴿وَلَا تُضَآرُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُواْ عَلَيۡهِنَّ﴾و به هنگام سکونت دادن، زنان را با سخن و عمل آزار ندهید تا در تنگنا قرار گیرند و خسته شوند و آنگاه از خانهها بیرون روند قبل از آن که عدّهشان تمام شده باشد. پس در این صورت شما آنها را بیرون کردهاید. خلاصه مطلب این است که خداوند از بیرون کردن زنان مطلّقه از خانه نهی کرده و نیز زنان را از بیرون رفتن نهی نموده و فرمان داده است تا آنها طوری سکونت داده شوند که زیانی به آنها نرسد و مشقّتی بر آنها نیاید و این به عرف بر میگردد.
﴿وَإِن كُنَّ أُوْلَٰتِ حَمۡلٖ فَأَنفِقُواْ عَلَيۡهِنَّ حَتَّىٰ يَضَعۡنَ حَمۡلَهُنَّ﴾و اگر زنان مطلّقه باردار بودند نفقه و مخارجشان را بپردازید تا زمانی که وضع حمل میکنند و این به خاطر بچّهای است که در شکم زن است. این در شرایطی است که زن طلاق بائن گرفته باشد. و اگر طلاق رجعی داده شده باشد مخارج به خاطر زن و فرزندی که در شکم دارد هر دو پرداخت میشود، و نفقه تا زمان وضع حمل باید داده شود. و هرگاه وضع حمل کردند آنگاه اختیار دارند که فرزندانشان را شیر بدهند یا شیر ندهند.
﴿فَإِنۡ أَرۡضَعۡنَ لَكُمۡ فََٔاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ﴾پس اگر به فرزندان شما شیر دادند مزدشان را اگر تعین شده باشد به همان مقدار معین بدهید و اگر تعیین نشده باشد مزدِ مثل و همانند آن را بدهید. ﴿وَأۡتَمِرُواْ بَيۡنَكُم بِمَعۡرُوفٖ﴾و هریک از زن و شوهر باید دیگری را به کار خوب امر کند. کار خوب هر آن چیزی است که در دنیا و آخرت دارای سود و منفعت است، چون غفلت از این کار زیان و شری به بار میآورد که جز خدا کسی آنرا نمیداند.
و امر کردنِ یکدیگر به کار خوب در حقیقت همکاری کردن با یکدیگر برای انجام پرهیزگاری و نیکی است. و آنچه که مناسب است در اینجا بیان شود این است که زن و شوهر به هنگام جدایی و در زمانِ عده ـ به خصوص اگر فرزندی برایشان متولّد شود ـ در رابطه با مخارج به کشمکش و ستیزهجویی میپردازند و اغلب همراه با نفرت و کینه است و مخارج تا حد زیادی تحت تاثیر این جو قرار میگیرد.
پس هریک باید به کار خوب و زندگی نیکو و اختلاف نکردن امر شوند و نصیحت گردند. ﴿وَإِن تَعَاسَرۡتُمۡ﴾و اگر به دشواری افتادید به این صورت که زن و شوهر در مورد این که زن به فززند شیر دهد توافق نکردند، ﴿فَسَتُرۡضِعُ لَهُۥٓ أُخۡرَىٰ﴾زنی دیگر شیر دادن کودک را به عهده بگیرد. ﴿فَلَا جُنَاحَ عَلَيۡكُمۡ إِذَا سَلَّمۡتُم مَّآ ءَاتَيۡتُم بِٱلۡمَعۡرُوفِ﴾[البقرة: ۲۳۳]. «گناهی بر شما نیست به شرط این که آنچه را که متعهد شدهاید پرداخت کنید»، به خوبی بپردازید و این در صورتی است که کودک پستان زنی دیگر غیر از مادرش را قبول کند، و اگر جز پستان مادرش را قبول نکرد باید مادر به او شیر دهد.
و اگر امتناع ورزد این کار به او تحمیل میشود و مزدی که به زن دایه داده میشود به او داده میشود. و این زمانی است که زن و شوهر بر یک چیز مشخّص توافق نکنند و این از مفهوم آیه استنباط میگردد چون در دورانی که فرزند در شکم مادر است سرپرست فرزند باید نفقهی مادر را بدهد. و وقتی که به دنیا آمد و توانست از شیر مادرش و از شیر دیگر زنها تغذیه نماید هر دو کار را خداوند جایز قرار دادهاست.
و اگر دارای حالتی بود که غیر از شیر مادرش از شیر زنی دیگر تغذیه نمیکرد این به منزلهی فرزندی است که در شکم مادرش میباشد و فقط از وجود مادر تغذیه مینماید. بنابراین در این حالت باید حتما مادرش به او شیر دهد. سپس خداوند نفقه را برحسب توان شوهر مقّرر کرد و فرمود:
﴿لِيُنفِقۡ ذُو سَعَةٖ مِّن سَعَتِهِ﴾کسیکه دارایی دارد از دارایی خود باید نفقه بدهد و نباید نفقهای همانند نفقهی فقرا بپردازد. ﴿وَمَن قُدِرَ عَلَيۡهِ رِزۡقُهُ﴾و کسیکه تنگدست است، ﴿فَلۡيُنفِقۡ مِمَّآ ءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ﴾باید از آنچه خداوند به او دادهاست خرج کند. ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا﴾خداوند هیچکس را جز به اندازهای که به او دادهاست مکلف نمیکند. و این با حکمت و رحمت الهی مناسب است که هرکس را به انداز توانش مکلف کرده و بار تنگدست را سبک کرده و او را فقط به اندازهای مکلف میسازد که به وی روزی داده است. پس خداوند در مورد نفقه و غیره هیچکس را بیشتر از توانش مکلّف نکرده است.
﴿سَيَجۡعَلُ ٱللَّهُ بَعۡدَ عُسۡرٖ يُسۡرٗا﴾خداوند بعد از تنگدستی آسایش خواهد آورد، و این مژده ایست برای تنگدستان که خداوند شدّت و سختی را از آنها دور خواهد کرد، چون ﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا٥﴾[الشرح: ۵]. «به درستی که با سختی آسانی هست».
آیهی ۱۱-۸:
﴿وَكَأَيِّن مِّن قَرۡيَةٍ عَتَتۡ عَنۡ أَمۡرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِۦ فَحَاسَبۡنَٰهَا حِسَابٗا شَدِيدٗا وَعَذَّبۡنَٰهَا عَذَابٗا نُّكۡرٗا٨﴾[الطلاق: ۸]. «و چه بسیار (اهالی) شهرهایی که از فرمان پروردگارشان و (فرمان) رسول او سرپیچی کردند آنگاه به سختی از آنان حساب کشیدیم و به عذابی سخت عذابشان کردیم».
﴿فَذَاقَتۡ وَبَالَ أَمۡرِهَا وَكَانَ عَٰقِبَةُ أَمۡرِهَا خُسۡرًا٩﴾[الطلاق: ۹]. «پس و بال کار خود را چشیدند و سرانجام کارشان زیان بود».
﴿أَعَدَّ ٱللَّهُ لَهُمۡ عَذَابٗا شَدِيدٗاۖ فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ يَٰٓأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْۚ قَدۡ أَنزَلَ ٱللَّهُ إِلَيۡكُمۡ ذِكۡرٗا١٠﴾[الطلاق: ۱۰]. «خداوند برای آنان عذابی سخت آماده کرده است. پس ای خردمندان مؤمن! از خدا بترسید، بهراستی خداوند به سوی شما کتاب فرستاده است».
﴿رَّسُولٗا يَتۡلُواْ عَلَيۡكُمۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ مُبَيِّنَٰتٖ لِّيُخۡرِجَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ مِنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۚ وَمَن يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ وَيَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا يُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ قَدۡ أَحۡسَنَ ٱللَّهُ لَهُۥ رِزۡقًا١١﴾[الطلاق: ۱۱]. «و پیغمبری (را به میانتان آورده است) که آیات خدا را به روشنی برایتان میخواند تا آنانرا که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند از تاریکیها بهسوی نور بیرون آورد، و کسیکه به خداوند ایمان دارد و کار شایسته انجام دهد (خداوند) او را به باغهایی که از زیر (درختان و کاخهای) آن رودها روان است درخواهد آورد که همیشه در آن جاودانهاند. بهراستی که خداوند روزی او را نیک گردانده است».
خداوند از هلاک کردن امّتهای سرکش و ملّتهایی که پیامبران را تکذیب کردند خبر داده و بیان میدارد که تعداد زیاد آنها و قدرتمند بودنشان وقتی حساب سخت و عذاب دردناک به سراغشان آمد چیزی از آنانرا دور نساخت و خداوند عذابی به آنها چشاند که سبب آن کارهای بدشان بود.
خداوند با وجود عذاب دنیا در آخرت نیز برای آنها عذاب سختی آماده کرده است. ﴿فَٱتَّقُواْ ٱللَّهَ يَٰٓأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾پس ای خردمندانی که آیات و نشانههای الهی را میفهمید! آنچه که امتهای گذشته را هلاک کرد تکذیب پیامبران بود و کسانی که بعد از آنها میآیند و راه آنان را میپیماند مانند آنها هستند و سرنوشت آنانرا دارند.
سپس خداوند بندگان مومن را به آنچه از کتاب خود بر آنها نازل فرمود یادآور شد، کتابی که بر پیامبرش محمّدصنازل فرموده تا مردم را از تاریکیهای جهالت و کفر و گناه بهسوی نور علم و ایمان و اطاعت بیرون آورد، پس برخی به آن ایمان آوردند و برخی ایمان نیاوردند. ﴿وَمَن يُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ وَيَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا﴾و هرکس به خدا ایمان بیاورد و کار شایسته کند، یعنی واجبات و مستحبات را انجام دهد، ﴿يُدۡخِلۡهُ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾او را وارد باغهایی میکند که از زیر آن رودها روان است و در آن باغها نعمتهای پایداری است که هیچ چشمی نمونهی آنرا ندیده و هیچ گوشی نشنیده و تصوّر آن به دل هیچ انسانی خطور نکرده است.
﴿خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ قَدۡ أَحۡسَنَ ٱللَّهُ لَهُۥ رِزۡقًا﴾آنها در باغهای بهشت جاودانهاند و خداوند روزیشان را خوب و نیکو گردانده است. یعنی هرکس به خدا و پیغمبرش ایمان نیاورد پس ایشان دوزخیانند و در دوزخ جاودانه خواهند بود.
آیهی ۱۲:
﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ وَمِنَ ٱلۡأَرۡضِ مِثۡلَهُنَّۖ يَتَنَزَّلُ ٱلۡأَمۡرُ بَيۡنَهُنَّ لِتَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ وَأَنَّ ٱللَّهَ قَدۡ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عِلۡمَۢا١٢﴾[الطلاق: ۱۲]. «خداوند همان است که هفت آسمان را و همانند آنرا در زمین آفریده است، فرمان بین آنها فرود میآید تا بدانید که خداوند بر هر کاری تواناست و آگاهی او همه چیز ار فراگرفته است».
سپس خداوند متعال خبر داد که او آسمانها و زمین و هر آنچه را در آنها هست و زمینهای هفتگانه و هر آنچه را در آنها و در میانشان است آفریده است. و فرمان را نازل کرده است. فرمان، مقرّرات و احکام دینی است که آنرا به پیامبرانش وحی نمود تا آن را به بندگان برسانند و آنها را موعظه نمایند. همچنین فرمانهای تکوینی و تقدیری که با آن به تدبیر آفریدهها میپردازد.
همه اینها برای آن است که بندگان او را بشناسد و بدانند که توانایی او و آگاهیاش هرچیزی را احاطه کرده است. پس هرگاه با نامهای نیک و اوصاف مقدّسش او را بشناسند و وی را پرستش کنند و دوستش بدارند و حقّ او را ادا نماید هدف از آفرینش و فرمان را محققّ ساختهاند و آن عبارت است از شناخت خداوند و پرستش خداوند. و بندگان صالح خدا به این کار خیر توفیق مییابند و ستمگران از آن روی گردان میشوند.
پایان تفسیر سورهی طلاق
مدنی و ۱۲ آیه است.
آیهی ۵-۱:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَۖ تَبۡتَغِي مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِكَۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ١﴾[التحریم: ۱]. «ای پیغمبر! چرا چیزی را که خداوند برایت حلال کرده است به خاطر به دست آوردن خشنودی همسرانت بر خود حرام میکنی؟ و خداوند آمرزگار مهربان است».
﴿قَدۡ فَرَضَ ٱللَّهُ لَكُمۡ تَحِلَّةَ أَيۡمَٰنِكُمۡۚ وَٱللَّهُ مَوۡلَىٰكُمۡۖ وَهُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ٢﴾[التحریم: ۲]. «بهراستی خداوند گشودن سوگندهایتان را برای شما مشروع ساخته و خداوند کارساز شما است و اوست دانای فرزانه».
﴿وَإِذۡ أَسَرَّ ٱلنَّبِيُّ إِلَىٰ بَعۡضِ أَزۡوَٰجِهِۦ حَدِيثٗا فَلَمَّا نَبَّأَتۡ بِهِۦ وَأَظۡهَرَهُ ٱللَّهُ عَلَيۡهِ عَرَّفَ بَعۡضَهُۥ وَأَعۡرَضَ عَنۢ بَعۡضٖۖ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِۦ قَالَتۡ مَنۡ أَنۢبَأَكَ هَٰذَاۖ قَالَ نَبَّأَنِيَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡخَبِيرُ٣﴾[التحریم: ۳]. «و آنگاه که پیامبرصبا یکی از همسرانش سخنی نهانی گفت، و به محض این که وی آن (سخن) را برای (زن دیگر) بازگو کرد و خداوند (پیامبر) را بر آن مطلع گردانید (پیامبر) بخشی آز آنرا اظهار کرد و از بخشی (دیگر) اعراض نمود. و چون (موضوع) را به آن (زن) خبر داد، وی گفت: چه کسی این را به تو خبر دادهاست؟، گفت: (خداوندِ) دانای آگاه مرا خبرم دادهاست».
﴿إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَّهِ فَقَدۡ صَغَتۡ قُلُوبُكُمَاۖ وَإِن تَظَٰهَرَا عَلَيۡهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ مَوۡلَىٰهُ وَجِبۡرِيلُ وَصَٰلِحُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ٤﴾[التحریم: ۴]. «(شما ای دو همسر پیامبر) اگر به درگاه خداوند توبه کنید (برایتان بهتر است)، بیگمان دلهایتان منحرف گشته است و اگر بر ضد او همدست شوید (بدانید) که خداوند کارساز اوست و (نیز) جبرئیل و درستکاران مؤمن و فرشتگان پشتیبان او هستند».
﴿عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبۡدِلَهُۥٓ أَزۡوَٰجًا خَيۡرٗا مِّنكُنَّ مُسۡلِمَٰتٖ مُّؤۡمِنَٰتٖ قَٰنِتَٰتٖ تَٰٓئِبَٰتٍ عَٰبِدَٰتٖ سَٰٓئِحَٰتٖ ثَيِّبَٰتٖ وَأَبۡكَارٗا٥﴾[التحریم: ۵]. «اگر شما را طلاق دهد چه بسا پروردگارش همسرانی بهتر از شما برایش جایگزین کند، (زنانی که) مسلمان، مؤمن، فرمانبردار، توبهکار، پرستشگر (خداوند)، روزهدار، اعم از بیوه و دوشیزه».
در اینجا خداوند پیامبرش محمدصرا مورد سرزنش قرار میدهد که ازدواج با کنیزش «ماریه» و یا خوردن عسل را به خاطر به دست آوردن خشنودی برخی از همسرانش بر خود حرام کرد که داستان معروفی دارد. سپس خداوند این آیات را نازل فرمود: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ﴾ای کسیکه خداوند با دادن نبوت و رسالت و وحی بر تو منت گذارده است! ﴿لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَ﴾چرا چیزهای پاکیزهای را که خداوند به تو و امّت تو ارزانی نموده است بر خود حرام میداری.
﴿تَبۡتَغِي مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِكَۚ وَٱللَّهُ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾تو با این حرام کردن میخواهی خشنودی همسرانت را به دست بیاوری، و خداوند آمرزگار مهربان است. در اینجا به صراحت بیان شده که خداوند پیامبرش را بخشیده و ملامت خود را از او رفع نموده و بر او رحم کرده است و تحریمی که او بر خود واداشت سببی برای مقرّر شدن حکمی کلی برای همه امّت گردید. پس خداوند متعال ـ در راستای اثبات این حکم ـ فرمود: ﴿قَدۡ فَرَضَ ٱللَّهُ لَكُمۡ تَحِلَّةَ أَيۡمَٰنِكُمۡ﴾خداوند راه گشودن سوگندهایتان را برای شما مقّرر میدارد، و این عام است و همه سوگندهای مؤمنان را شامل میشود.
یعنی آنچه را که به وسیله آن سوگندهایتان را باز کنید قبل از آنکه آن را بشکنید، و کفّارهای که بعد از شکستن باید بدهید، برایتان مقرّر کرده است.
همانطور که میفرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تُحَرِّمُواْ طَيِّبَٰتِ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكُمۡ وَلَا تَعۡتَدُوٓاْۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُعۡتَدِينَ٨٧﴾[المائدة: ۸۷]. تا این که میفرماید: ﴿فَكَفَّٰرَتُهُۥٓ إِطۡعَامُ عَشَرَةِ مَسَٰكِينَ مِنۡ أَوۡسَطِ مَا تُطۡعِمُونَ أَهۡلِيكُمۡ أَوۡ كِسۡوَتُهُمۡ أَوۡ تَحۡرِيرُ رَقَبَةٖۖ فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ ثَلَٰثَةِ أَيَّامٖۚ ذَٰلِكَ كَفَّٰرَةُ أَيۡمَٰنِكُمۡ إِذَا حَلَفۡتُمۡ﴾[المائدة: ۸۹]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! پاکیزههایی را که خداوند برایتان حلال کرده است حرام نکنید و تجاوز ننمایید بیگمان خداوند متجاوزان را دوست نمیدارد...». پس کفّاره آن، خوراک دادن به ده مسکین است از غذاهای میانهای که به خانوادههایتان میدهید و یا پوشانیدن آنان و یا آزاد کردن یک برده است. پس هرکس این چیزها را نیافت سه روز روزه بگیرد.این کفّاره سوگندهایتان است وقتی که سوگند خوردید.
پس هرکس چیزی را از قبیل غذا یا نوشیدنی یا کنیزی که برای او حلال است بر خود حرام کرد یا به خدا سوگند خورد که فلان کار را میکنم یا نمیکنم، سپس سوگند خود را شکست یا خواست آن را بشکند کفارهی مذکور بر او لازم است و باید آنرا ادا نماید. ﴿وَٱللَّهُ مَوۡلَىٰكُمۡ﴾و خداوند کارسازتان است و شما را به بهترین صورت در امر دین و دنیایتان و در آنچه که به وسیله آن شرّ از شما دور میگردد رهنمود میسازد.
بنابراین، خداوند گشودن سوگندهایتان را برای شما مقرّر داشته تا ذمه و عهدهی شما تبرئه گردد. ﴿وَهُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ﴾و خداوند دانای فرزانه است. و او کسی است که دانایی و آگاهیاش ظاهر و باطن شما را احاطه نموده و او در همه آنچه که آفریده و به آن حکم نموده با حکمت است. بنابراین برای شما احکامی را مقرّر نموده که میدانسته است به مصلحت شما و مناسب احوال و اوضاع شماست.
﴿وَإِذۡ أَسَرَّ ٱلنَّبِيُّ إِلَىٰ بَعۡضِ أَزۡوَٰجِهِۦ حَدِيثٗا﴾بسیاری از مفسران گفتهاند زنی که پیامبر با او رازی را در میان نهاد ام المومنین حفصهلبود که پیامبر با او رازی را در میان نهاد و به او فرمان داد که کسی را از این راز خبر نکند امّا حفصه آنرا برای عائشهلبازگو نمود، و خداوند پیامبر را از این خبر مطلع گرداند و پیامبر بخشی از آنچه که همسرش گفته بود را برای او بازگو کرد و از روی لطف و مهربانی از برخی اعراض نمود.
﴿قَالَتۡ مَنۡ أَنۢبَأَكَ هَٰذَا﴾همسر پیامبر گفت: چه کسی تو را از خبری که از پیش ما بیرون نرفته آگاه کرده است؟ ﴿قَالَ نَبَّأَنِيَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡخَبِيرُ﴾فرمود: خداوند دانای آگاه که هیچ چیز پنهانی بر او پوشیده نیست و راز و پنهان را میداند مرا آگاه کرد.
﴿إِن تَتُوبَآ إِلَى ٱللَّهِ فَقَدۡ صَغَتۡ قُلُوبُكُمَا﴾این خطاب به دو همسر گرامی پیامبر حفصه و عایشهلمیباشد که سبب شدند تا پیامبر آنچه را که دوست میداشت بر خودش حرام نماید سپس خداوند توبه را به آنها عرضه نمود و آنها را بر کارشان سرزنش کرد و به آنها خبر داد که دلهایتان از پرهیزگاری و ادبی که شایسته است با پیامبر رعایت کنید و او را احترام بدارید منحرف گشته است.
﴿وَإِن تَظَٰهَرَا عَلَيۡهِ﴾و اگر با همدیگر همکاری کنید در امری که بر او دشوار میآید و او را ناراحت میکند، و این کار شما ادامه داشته باشد پس بدانید که ﴿فَإِنَّ ٱللَّهَ هُوَ مَوۡلَىٰهُ وَجِبۡرِيلُ وَصَٰلِحُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَۖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ ظَهِيرٌ﴾خداوند خودش کارساز و یاور پیامبر است و نیز جبرئیل و مومنانِ خوب و همه یاوران و پشتبیان یاور و پشتیبان او هستند. یعنی همه یاوران و پشتیبان پیامبر هستند و هرکس که یاورانش اینها باشند قطعا پیروز خواهد بود. و این بزرگترین برتری و شرافت است برای سرور پیامبران محمّدصکه ذات بزرگوار خداوند و بندگان و آفریدههای برگزیدهاش یاوران این پیامبر بزرگوار میباشند.
و در این آیه نیز دو همسر گرامی پیامبر برحذر داشته شدهاند، نیز آنها را با چیزی ترسانده که بر زنان بسیار دشوار میآید و آن طلاق است که گرانترین چیز برای آنهاست. پس فرمود: ﴿عَسَىٰ رَبُّهُۥٓ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبۡدِلَهُۥٓ أَزۡوَٰجًا خَيۡرٗا مِّنكُنَّ﴾پس خود را برتر ندانید چون اگر او شما را طلاق بدهد کار بر او دشوار نخواهد شد و برای نگاه داشتن شما مجبور نخواهد بود چون خداوند به او همسرانی خواهد داد که از نظر زیبایی و دیانت از شما بهتر خواهند بود، امّا این از باب تعلیق است و هنوز تحقق نیافته و لازم نیست که محقق شده باشد چون همسرانش را طلاق نداد و اگر طلاق میداد چنین زنان فاضلهای که خدا ذکر نموده پدید میآمدند.
﴿مُسۡلِمَٰتٖ مُّؤۡمِنَٰتٖ﴾زنان مسلمانی مومنی که هم مقّررات ظاهری را به جای میآورند و هم ایمان دارند. یعنی شرائع باطنی از قبیل عقاید و اعمال قلب را نیز به جای میآورند. ﴿قَٰنِتَٰتٖ﴾و همواره و همیشه فرمانبردارند. ﴿تَٰٓئِبَٰتٍ﴾و از آنچه که خدا نمیپسندد توبه میکنند و اعراض مینمایند. پس آنچه را که خدا دوست میدارد انجام میدهند و از آنچه که دوست نمیدارد روی گردان میشوند. ﴿ثَيِّبَٰتٖ وَأَبۡكَارٗا﴾برخی بیوه و برخی دوشیزه خواهند بود، تا پیامبرصبه دلخواه خود زنان متنوّعی داشته باشد.
وقتی همسران پیامبرصاین هشدار و تأدیب را شنیدند بلافاصله برای کسب رضایت پیامبرصشتافتند. پس این صفت بر آنها منطبق بود و آنها برترین زنان جهان گشتند.
آیهی ۶:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ عَلَيۡهَا مَلَٰٓئِكَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ٦﴾[التحریم: ۶]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! خودتان و خانوادهتان را از آتشی حفظ کنید که آتش افروزش مردم و سنگها خواهند بود. فرشتگانی بر آن گماره شدهاند که خشن و سختگیر و زورمند و توانا هستند، از خدا در آنچه به آنان فرمان دادهاست نافرمانی نمیکنند و آنچه را که فرمان مییابند انجام میدهند».
ای کسانیکه خداوند نعمت ایمان را به شما ارزانی نموده است! لوازم و شرایط ایمان را انجام دهید، پس ﴿قُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَأَهۡلِيكُمۡ نَارٗا﴾خودتان و خانوادهتان را از آتشی نجات دهید که بسیار خطرناک و ناگوار است. و مصون ماندن از آتش زمانی تحقق مییابد که انسان به آنچه خداوند او را بدان امر نموده است پایبند باشد و از آنچه نهی کرده پرهیز نماید و از آنچه خداوند را ناخشنود و خشمگین مینماید و باعث عذاب میشود توبه کند و برگردد.
و حفظ خانواده و فرزندان از آتش جهّنم به این صورت محقق میشود که انسان زن و فرزندش را ادب نماید و به آنها بیامرزد و آنان را اجبار کند تا فرمان خدا را اجرا نمایند. پس بنده سالم نخواهد ماند مگر آن که دستورات خدا را در مورد خودش و در حقّ کسانیکه تحت سرپرستی او هستند اجرا کند. و خداوند دوزخ را با چنان صفتهایی توصیف نموده تا بندگانش را از بیتوجهی به آن باز دارد. پس فرمود: ﴿وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ﴾افزوزینهی دوزخ سنگها و انسانها هستند. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿إِنَّكُمۡ وَمَا تَعۡبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمۡ لَهَا وَٰرِدُونَ٩٨﴾[الأنبیاء: ۹۸]. «شما و آنچه که به جای خدا پرستش میکنید بهره جهنّم هستید و شما به آن در خواهید آمد».
﴿عَلَيۡهَا مَلَٰٓئِكَةٌ غِلَاظٞ شِدَادٞ﴾بر دوزخ فرشتگانی تندخو و سخت گیر گمارده شدهاند که صدایشان وحشتناک و سیمای آنها هولناک است. آنها دوزخیان را با زور و تواناییشان خوار میگردانند و فرمان خدا را که حکم قطعی به عذابشان داده و سختی عذاب را بر آنها واجب گردانده است در حقّ آنها اجرا مینمایند.
﴿لَّا يَعۡصُونَ ٱللَّهَ مَآ أَمَرَهُمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ﴾از خدا در آنچه به آنان فرمان داده است نافرمانی نمیکنند. در اینجا نیز فرشتگان ستوده شدهاند و فرمانبرداری آنها از خداوند و اطاعتشان در هر دستوری که به آنها میدهد مورد ستایش قرار گرفته است.
آیهی ۷:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَا تَعۡتَذِرُواْ ٱلۡيَوۡمَۖ إِنَّمَا تُجۡزَوۡنَ مَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٧﴾[التحریم: ۷]. «ای آنانکه کفر ورزیدهاید! امروز پوزش مطلبید. تنها در برابر کارهایی که کردهاید جزا داده میشوید».
دوزخیان در روز قیامت با این سخنان سرزنش و توبیخ میشوند و به آنها گفته میشود: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَا تَعۡتَذِرُواْ ٱلۡيَوۡمَ﴾ای کافران! امروز عذرخواهی مکنید یعنی وقت پوزش طلبیدن و عذرخواستن تمام شده و سودی ندارد و اکنون چیزی جز دیدن سزای اعمال نمانده است و شما جز کفر ورزیدن به خدا و تکذیب آیات او و مخالفت با پیامبران و دوستان الهی کاری دیگر نکردهاید و عملی دیگر پیش نفرستادهاید.
آیهی ۸:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ تُوبُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ تَوۡبَةٗ نَّصُوحًا عَسَىٰ رَبُّكُمۡ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمۡ سَئَِّاتِكُمۡ وَيُدۡخِلَكُمۡ جَنَّٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ يَوۡمَ لَا يُخۡزِي ٱللَّهُ ٱلنَّبِيَّ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَهُۥۖ نُورُهُمۡ يَسۡعَىٰ بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَبِأَيۡمَٰنِهِمۡ يَقُولُونَ رَبَّنَآ أَتۡمِمۡ لَنَا نُورَنَا وَٱغۡفِرۡ لَنَآۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ٨﴾[التحریم: ۸]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! به درگاه خدا برگردید و توبۀ خالصانهای بکنید شاید پروردگارتان گناهانتان را از شما بزداید و شما را به باغهایی درآورد که از زیر (درختان و کاخهای آن) رودها روان است. روزی که خدا پیامبرش و آنانرا که با او ایمان آوردهاند خوار و رسوا نمیسازد نورشان پیش روی آنان و به سمت راستشان در حرکت است. میگویند: پروردگارا! نورمان را برای ما کامل گردان و ما را بیامرز بیگمان تو بر هر کاری توانایی».
خداوند در این آیه به توبه خالصانه فرمان داده و وعده دادهاست که در مقابل توبه خالصانه گناهان را توبه کننده بزداید و او را وارد بهشت کند و او رستگار و موفق خواهد شد آنگاه که مؤمنان در روز قیامت در پرتو نور ایمانشان و با روشنایی آن حرکت میکنند و از این راحتی و آسایش بهرهمند میشوند. و زمانی که نورهای منافقان خاموش میشود، مؤمنان از خداوند میخواهند که نورشان را کامل بگرداند و خدا دعایشان را میپذیرد و آنها را به وسیله نور یقینی که با خود دارند به باغهای بهشت میرساند و در جوار پروردگار بزرگوار جای میگیرند و همه اینها نتایج و آثار توبه خالصانه است.
منظور از توبه خالصانه برگشتن و دست کشیدن از همه گناهان است، توبهای که هدف بنده فقط رضای خدا باشد و هدفی جز رضایت او و نزدیک شدن به وی را داشته باشد و همیشه و در هر حالت بر این توبه پایدار بماند.
آیهی ۹:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ جَٰهِدِ ٱلۡكُفَّارَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَ وَٱغۡلُظۡ عَلَيۡهِمۡۚ وَمَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ٩﴾[التحریم: ۹]. «ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سختگیر، و جایگاه آنان دوزخ است و بد جایگاهی است».
خداوند متعال به پیامبر فرمان میدهد تا با کافران و منافقان جهاد کند و بر آنان سخت بگیرد و این شامل جهاد با کافران به وسیلهی اقامه حجّت بر آنها و دعوت دادنشان با موعظه حسنه و باطل کردن گمراهیهایی است که بر آن قرار دارند.
نیز شامل جهاد کردن با آنها به وسیله سلاح و پیکار با کسی است که دعوت خدا را نمیپذیرد و تسلیم حکم او نمیگردد. چنین کسیکه دعوت خدا را نمیپذیرد و تسلیم نمیشود باید با او جهاد کرد و به درشتی با او رفتار نمود.
جهاد نوع اول با همان شیوهای که بهتر است باید انجام شود. و خداوند کافران و منافقان را با مسلط کردن پیامبر و حزب الله بر آنها عذاب میدهد. نیز در آخرت با دوزخ عذابشان میدهد و دوزخ بدجایگاهی است که سرانجام هر بدبخت و زیانمندی خواهد بود.
آیهی ۱۲-۱۰:
﴿ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱمۡرَأَتَ نُوحٖ وَٱمۡرَأَتَ لُوطٖۖ كَانَتَا تَحۡتَ عَبۡدَيۡنِ مِنۡ عِبَادِنَا صَٰلِحَيۡنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمۡ يُغۡنِيَا عَنۡهُمَا مِنَ ٱللَّهِ شَيۡٔٗا وَقِيلَ ٱدۡخُلَا ٱلنَّارَ مَعَ ٱلدَّٰخِلِينَ١٠﴾[التحریم: ۱۰]. «خداوند دربارۀ کافران مثلی میزند، زن نوح لوط را (آن دو) در نکاح دو بنده از بندگان درستکار ما بودند آنگاه به آنان خیانت ورزیدند پس آن (دو بنده) نتوانستند از (عذاب) خدا چیزی را از آن (دو زن) دفع کند و گفته شد: با در آیندگان به آتش (دزوخ) درآئید».
﴿وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱمۡرَأَتَ فِرۡعَوۡنَ إِذۡ قَالَتۡ رَبِّ ٱبۡنِ لِي عِندَكَ بَيۡتٗا فِي ٱلۡجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرۡعَوۡنَ وَعَمَلِهِۦ وَنَجِّنِي مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ١١﴾[التحریم: ۱۱]. «و خداوند دربارۀ مؤمنان (نیز) زن فرعون را مثل زده است، هنگامیکه گفت: پروردگارا! برای من در بهشت نزد خودت خانهای بنا کن و مرا از فرعون و کارهایش رهایی بخش و مرا از (دست) گروه ستمکاران نجات بده».
﴿وَمَرۡيَمَ ٱبۡنَتَ عِمۡرَٰنَ ٱلَّتِيٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا فَنَفَخۡنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتۡ بِكَلِمَٰتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِۦ وَكَانَتۡ مِنَ ٱلۡقَٰنِتِينَ١٢﴾[التحریم: ۱۲]. «و مریم دختر عمران را که پاکدامنی ورزید، پس، از روح خود در آن دمیدیم و او سخنان پروردگارش و کتابهایش را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود».
خداوند این دو مثل را برای مومنان و کافران زده است تا برایشان بیان دارد که ارتباط کفر با مومن و نزدیک بودنش با او، سودی به وی نمیرساند. همچنین ارتباط مؤمن با کافر به او زیانی نمیرساند در صورتی که مؤمن، وظیفۀ خود را انجام دهد. گویا در اینجا همسران پیامبر از گناه برحذر داشته شدهاند و به آنها اشاره شده که ارتباط آنها با پیامبرصبه آنها سودی نمیرساند اگرکار بد انجام دهند. پس فرمود: ﴿ضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ ٱمۡرَأَتَ نُوحٖ وَٱمۡرَأَتَ لُوطٖۖ كَانَتَا تَحۡتَ عَبۡدَيۡنِ مِنۡ عِبَادِنَا صَٰلِحَيۡنِ﴾خداوند درباره کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زده است که آن دو در نکاح دو بنده درستکار ما که نوح و لوط ﻹبودند قرار داشتند.
﴿فَخَانَتَاهُمَا﴾امّا آن دو زن در دین به نوح و لوط خیانت کردند، دو بنده درستکار ما که بر دین همسران خود نبودند. منظور از خیانت در اینجا همین است نه این که در امر زناشویی و عفّت به آنها خیانتی کرده باشند، چون زن هیچ پیامبری مرتکب فاحشه و زنا نشده است، و خداوند هرگز زن هیچ پیامبری را زناکار نگردانده است.
﴿فَلَمۡ يُغۡنِيَا عَنۡهُمَا مِنَ ٱللَّهِ شَيۡٔٗا وَقِيلَ ٱدۡخُلَا ٱلنَّارَ مَعَ ٱلدَّٰخِلِينَ﴾پس نوح و لوط نتوانستند چیزی از عذاب خدا را از آن دو زن دور کنند و به آن دو زن گفته شد که به دوزخ درآئید. پس به همراه همه کسانی که بدان در میآیند وارد آن میشوند. ﴿وَضَرَبَ ٱللَّهُ مَثَلٗا لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱمۡرَأَتَ فِرۡعَوۡنَ﴾و خداوند دربارهی مؤمنان نیز آسیه بنت مزاحملرا مثل زده است. ﴿إِذۡ قَالَتۡ رَبِّ ٱبۡنِ لِي عِندَكَ بَيۡتٗا فِي ٱلۡجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرۡعَوۡنَ وَعَمَلِهِۦ وَنَجِّنِي مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾هنگامیکه گفت: پروردگارا! برای من خانهای نزد خودت بساز و مرا از فرعون و کارهایش رهایی بخش و مرا از دست گروه ستمکاران نجات بده.
خداوند مریم را به داشتن ایمان و تضرع نمودن به پیشگاه خدا و طلب نمودن بالاترین خواسته که ورود به بهشت و قرار گرفتن در مجاورت پروردگار بزرگوار است توصیف نموده است. هم چنین بیان داشته که او از خداوند خواست تا وی را از فتنه فرعون و کارهای زشت او و از فتنه هر ستمگری نجات بدهد. پس خداوند دعای او را پذیرفت و او از ایمانی کامل و ثباتی تام برخوردار شد.
و از فتنهها نجات یافت. بنابراین پیامبرصفرمود: «از میان مردان، افراد بسیاری به کمال رسیدهاند و از میان زنان کسی به کمال نرسید جز مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم و خدیجه بنت خولید، و برتری عایشه بر سایر زنان همچون برتری آبگوشت بر سائر غذاهاست».
﴿وَمَرۡيَمَ ٱبۡنَتَ عِمۡرَٰنَ ٱلَّتِيٓ أَحۡصَنَتۡ فَرۡجَهَا﴾و مریم دختر عمران که به خاطر کمال دینداری و پاکدامنیاش دامن به گناه نیالود و پاکدامنی ورزید. ﴿فَنَفَخۡنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا﴾پس از روح خود در آن دمیدیم که جبرئیل÷در گریبانش دمید، و دمیدنش به وجود مریم منتهی شد و عیسی÷پیامبر بزرگوار از او متوّلد گردید.
﴿وَصَدَّقَتۡ بِكَلِمَٰتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ﴾و مریم سخنان پروردگارش و کتابهای او را تصدیق کرد. در اینجا مریم به دانش و معرفت توصیف شده است چون تصدیق سخنان خداوند، سخنان دینی و تقدیری او را شامل میشود. و تصدیق کتابهایش مقتضی شناخت چیزی است که به وسیله آن تصدیق تحقق مییابد، این کار جز با علم و عمل محقق نمیشود، بنابراین فرمود: ﴿وَكَانَتۡ مِنَ ٱلۡقَٰنِتِينَ﴾و مریم از فرمانبرداران بود. یعنی همواره و همیشه با فروتنی و خضوع به طاعت الهی پایبند بود و این توصیف او به کمال عمل است چون او صدّیقه بود و صدّیقیت یعنی کمال علم و عمل.
پایان تفسیر سورهی تحریم
مکی و ۳۰ آیه است.
آیهی ۴-۱:
﴿تَبَٰرَكَ ٱلَّذِي بِيَدِهِ ٱلۡمُلۡكُ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ١﴾[الملک: ۱]. «خجسته است خدایی که فرمانروایی به دست اوست و او بر هر کاری تواناست».
﴿ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡمَوۡتَ وَٱلۡحَيَوٰةَ لِيَبۡلُوَكُمۡ أَيُّكُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗاۚ وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡغَفُورُ٢﴾[الملک: ۲]. «خدایی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما نیکوکارتر است و او توانمند آمرزگار است».
﴿ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ طِبَاقٗاۖ مَّا تَرَىٰ فِي خَلۡقِ ٱلرَّحۡمَٰنِ مِن تَفَٰوُتٖۖ فَٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ هَلۡ تَرَىٰ مِن فُطُورٖ٣﴾[الملک: ۳]. «آن (خداوندی) که هفت آسمان را بالای یکدیگر و هماهنگ آفریده است در آفرینش خداوند مهربان هیچ نابسامانی نمیبینی باز چشم بگردان آیا هیچ خللی میبینی»؟.
﴿ثُمَّ ٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ كَرَّتَيۡنِ يَنقَلِبۡ إِلَيۡكَ ٱلۡبَصَرُ خَاسِئٗا وَهُوَ حَسِيرٞ٤﴾[الملک: ۴]. «باز هم بارها و بارها بنگر (تا) چشم تو خسته و درمانده بهسویت باز میگردد».
﴿تَبَٰرَكَ ٱلَّذِي بِيَدِهِ ٱلۡمُلۡكُ﴾بزرگوار و والا است و خدا دارای برکات و خیر بسیار و احسان فراگیر است. و از عظمت و شکوهمندیاش این است که فرمانروایی جهان بالا و پائین به دست اوست و آفریننده آسمانها و زمین است و با فرامین تقدیری و دینی که تابع حکمت اوست آنگونه بخواهد در آنها تدبیر و تصرف میکند.
﴿وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾و خداوند دارای کمال قدرت و توانمندی است و بر هر کاری تواناست و مخلوق ات بزرگی چون آسمانها و زمین را با این قدرت خویش ایجاد کرده است. ﴿ٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡمَوۡتَ وَٱلۡحَيَوٰةَ﴾کسیکه برای بندگانش چنان مقدّر نمود که آنها را زنده نماید و بمیراند. ﴿لِيَبۡلُوَكُمۡ أَيُّكُمۡ أَحۡسَنُ عَمَلٗا﴾تا شما را بیازماید که عمل کدام یک از شما خالصتر و درستتر است.
خداوند بندگانش را آفریده و به این جهان آورده و به آنها خبر دادهاست که به زودی از این جهان خواهند رفت و آنها را امر و نهی نموده و با شهوتهایی که با امر الهی متضاد هستند آنها را آزموده است. پس هرکس تسلیم فرمان خدا گردد و کار نیک انجام دهد خداوند در هردو جهان به او پاداش نیک میدهد و هرکس بهسوی شهوتها و امیال نفس گرایش یابد و فرمان لهی را پشت سر اندازد او بدترین سزا را خواهد داشت.
﴿وَهُوَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡغَفُورُ﴾و خداوند توانمند است و بر همه چیز چیره میباشد و آفریدهها منقاد اویند.
و آمرزگار است و بدکارانی که کوتاهی کردهاند و گناهکاران را میآمرزد به خصوص وقتی که توبه کنند و برگردند. او گناهانشان را میآمرزد گرچه پُرِ زمین و آسمان باشد و عیبهایشان را میپوشاند گرچه به اندازهای تمام دنیا باشد.
﴿ٱلَّذِي خَلَقَ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ طِبَاقٗا﴾خداوندی که هفت آسمان را بر بالای یکدیگر و در نهایت زیبایی و استحکام آفریده است. ﴿مَّا تَرَىٰ فِي خَلۡقِ ٱلرَّحۡمَٰنِ مِن تَفَٰوُتٖ﴾در آفرینش خداوند مهربان هیچ خلل و نقصی نمیبینی.
و چنانچه از هر حیثی نقص منتفی میگردد، به طور کامل از حیث رنگ و هیأت و ارتفاعش نیکو و متناسب میگردد. و همچنین خورشید و ماه و ستارگان روشنی که برخی ثابت و برخی سیارند هیچ خلل و نقصی در آنها نیست. و از آنجا که کمال آنها مشخّص است خداوند دستور داد تا چند بار به آن نگاه کرده شود و در کرانههای آن تامل شود. پس فرمود: ﴿فَٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ﴾بار دیگر به آن بنگر و عبرت بگیر، ﴿هَلۡ تَرَىٰ مِن فُطُورٖ﴾آیا در آن عیب و خللی میبینی؟
﴿ثُمَّ ٱرۡجِعِ ٱلۡبَصَرَ كَرَّتَيۡنِ﴾منظور این است که چندین بار بنگر. ﴿يَنقَلِبۡ إِلَيۡكَ ٱلۡبَصَرُ خَاسِئٗا وَهُوَ حَسِيرٞ﴾چرا که چشم تو از این عاجز و ناتوان است که عیب و خللی را در آن مشاهده کند، هرچند که بکوشی و دریغ نورزی.
آیهی ۱۰-۵:
﴿وَلَقَدۡ زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا بِمَصَٰبِيحَ وَجَعَلۡنَٰهَا رُجُومٗا لِّلشَّيَٰطِينِۖ وَأَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابَ ٱلسَّعِيرِ٥﴾[الملک: ۵]. «و بهراستی که آسمان دنیا را با چراغها آراستهایم و آنها را (ابراز) سنگسار کردن شیطانها قرار دادهایم و عذاب دوزخ را برای آنها آماده کردهایم».
﴿وَلِلَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ٦﴾[الملک: ۶]. «و (نیز) برای کسانیکه به پروردگارشان کفر ورزیدند عذاب دوزخ (مهیّا است) و بد جایگاهی است».
﴿إِذَآ أُلۡقُواْ فِيهَا سَمِعُواْ لَهَا شَهِيقٗا وَهِيَ تَفُورُ٧﴾[الملک: ۷]. «چون در آنجا افکنده شوند از آن نعرهای میشنوند درحالیکه میجوشد».
﴿تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ ٱلۡغَيۡظِۖ كُلَّمَآ أُلۡقِيَ فِيهَا فَوۡجٞ سَأَلَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَذِيرٞ٨﴾[الملک: ۸]. «نزدیک است که از خشم پاره پاره شود، هر زمان که گروهی به آن انداخته میشوند نگهبانهایش از آنان میپرسند: آیا هشدار دهندهای بهسوی شما نیامد»؟.
﴿قَالُواْ بَلَىٰ قَدۡ جَآءَنَا نَذِيرٞ فَكَذَّبۡنَا وَقُلۡنَا مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٍ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ كَبِيرٖ٩﴾[الملک: ۹]. «میگویند: آری! هشداردهندهای به نزد ما آمد پس ما دعوت او را دروغ انگاشتیم و گفتیم: خداوند چیزی را نازل نکرده است. جز این نیست که شما در گمراهی بزرگ هستید».
﴿وَقَالُواْ لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ١٠﴾[الملک: ۱۰]. «و میگویند: اگر میشنیدیم و یا خرد میورزیدیم در (زمرۀ) دوزخیان قرار نمیگرفتیم».
﴿وَلَقَدۡ زَيَّنَّا ٱلسَّمَآءَ ٱلدُّنۡيَا﴾و آسمان دنیا را میبینی و مشاهده میکنی که آنرا آراستهایم، ﴿بِمَصَٰبِيحَ﴾با ستارگان که هریک نور متفاوتی دارد. و اگر ستارگان در آسمان نبودند آسمان سقفی تاریک بود و زیبایی نداشت ولی خداوند این ستارگان را زینت بخش آسمان و روشنایی آن قرار داده است. و ابزارهای راهنمایی هستند که در تاریکیهای دریا و خشکی مردم به وسیله آنها راهیاب میشوند. و این که خداوند میفرماید آسمان دنیا را با چراغهایی آراسته منافاتی با این ندارد که بسیاری از ستارگان بالای آسمانهای هفتگانه باشند، چون آسمانها شفاف هستند و اینگونه آسمان دنیا آراسته میگردد، گرچه ستارگان در آن نباشند.
﴿وَجَعَلۡنَٰهَا رُجُومٗا لِّلشَّيَٰطِينِ﴾و این چراغها را ابزار سنگ سار کردن شیطانهایی قرار دادهایم که میخواهند دزدکی به اخبار آسمان گوش دهند و استراق سمع نمایند. پس خداوند این ستارگان را پاسداران آسمان قرار داده است و نمیگذارند شیطانها اخبار آسمانها را به زمین بیاورند، شهابهایی که از ستارگان پرتاب میشوند و خداوند آن را برای راندن شیطانها آماده کرده است.
﴿وَأَعۡتَدۡنَا لَهُمۡ عَذَابَ ٱلسَّعِيرِ﴾و در آخرت برای آنان عذاب سوزان دوزخ آماده کردهایم چون آنها سرکشی کرده و بندگان خدا را گمراه نمودهاند. بنابراین، پیروان کافرشان همانند آنها میباشند و خداوند برای آنان عذاب سوزان دوزخ را آماده کرده است. بنابراین فرمود: ﴿وَلِلَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَۖ وَبِئۡسَ ٱلۡمَصِيرُ﴾و (نیز) برای کسانیکه به پروردگارشان کفر ورزیدند عذاب دوزخ مهیا است و بدجایگاهی است که دوزخیان در نهایت خواری و ذلّت در آن قرار میگیرند.
﴿إِذَآ أُلۡقُواْ فِيهَا﴾وقتی با اهانت و خواری به دوزخ افکنده میشوند، ﴿سَمِعُواْ لَهَا شَهِيقٗا﴾صدای بلند و خشن از آن میشنوند. ﴿وَهِيَ تَفُورُ﴾درحالیکه دوزخ میجوشد.
﴿تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ ٱلۡغَيۡظِ﴾نزدیک است که دوزخ از خشم پاره پاره شود و از بس که بر کافران خشمگین است از هم بپاشد. پس وقتی که وارد آن شوند گمان میبری با آنها چه کار خواهد کرد؟!.
سپس سرزنش نگهبانان دوزخ را که کافران را مورد سرزنش قرار میدهند بیان کرد و فرمود: ﴿كُلَّمَآ أُلۡقِيَ فِيهَا فَوۡجٞ سَأَلَهُمۡ خَزَنَتُهَآ أَلَمۡ يَأۡتِكُمۡ نَذِيرٞ﴾هرگاه گروهی در دوزخ افکنده شوند نگهبانان دوزخ از آنها میپرسند: «آیا هشداردهندهای بهسوی شما نیامد؟» یعنی حالت شما و دوزخی بودنتان چنان است که گویا از این دوزخ خبر داده نشدهاید و بیم دهندگان شما را از آن برحذر داشتهاند.
﴿قَالُواْ بَلَىٰ قَدۡ جَآءَنَا نَذِيرٞ فَكَذَّبۡنَا وَقُلۡنَا مَا نَزَّلَ ٱللَّهُ مِن شَيۡءٍ إِنۡ أَنتُمۡ إِلَّا فِي ضَلَٰلٖ كَبِيرٖ٩﴾میگویند: آری! هشداردهندهای نزد ما آمد امّا او را تکذیب کردیم و گفتیم خداوند هیچ چیزی را نازل نکرده است و شما در گمراهی بزرگ هستید. پس آنها پیامبر خود را تکذیب کردند و به طور کلّی همه آنچه را که خداوند نازل کرده است دروغ انگاشتند.
و به این بسنده نکردند و همه پیامبران هشداردهنده را گمراه خواندند درحالیکه آنها راهیافتگان هدایت کننده بودند. و فقط به گمراه قرار دادن آنها اکتفا نکردند بلکه گمراهی آنها را گمراهی بزرگ قرار دادند. پس کدام عناد و تکبر و ستم شبیه چنین عناد و تکبری است؟
﴿وَقَالُواْ لَوۡ كُنَّا نَسۡمَعُ أَوۡ نَعۡقِلُ مَا كُنَّا فِيٓ أَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ١٠﴾آنها با اعتراف به اینکه شایسته هدایت نبودند میگویند: اگر میشنیدیم یا خرد میورزیدیم در زمره دوزخیان نمیبودیم. پس آنها همه راههای هدایت را از خود نفی میکنند که عبارتند از: شنیدن چیزهایی که خداوند نازل کرده است و یا پیامبران آوردهاند، عقلی که به صاحب خود فایده میرساند و او را به حقایق اشیا آگاه میکند و به ترجیح خیر وامی دارد و از هر آنچه که سرانجام زشتی دارد برحذر میدارد.
پس آنان نه عقل دارند و نه نیروی شنوایی. و این به خلاف عقل و ایمان ارباب صدق و یقین است که آنها ایمان خود را با دلایل سمعی تأیید نمودهاند. پس آنچه را که از سوی خدا و پیامبر آمده است شنیدهاند و به آن عمل کردهاند. نیز با دلایل عقلی ایمان خود را تقویت کردهاند و گمراهی را از هدایت و خیر را از شر تشخیص دادهاند. پس ایمان آنها براساس دلایل عقلی و نقلی استوار است کسی که لطف خویش را به هرکس که بخواهد اختصاص میدهد. و بر هرکس از بندگانش که بخواهد منّت مینهد و او را به درجاتی رفیع میرساند و کسانی را که شایسته خوبی نیستند خوار میگرداند.
خداوند متعال درباره کسانیکه وارد دوزخ میشوند و به ستمگری و عناد خود اعتراف میکنند و میفرماید:
آیهی ۱۱:
﴿فَٱعۡتَرَفُواْ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ١١﴾[الملک: ۱۱]. «پس به گناهان خود اعتراف میکنند. نفرین بر دوزخیان باد»!.
﴿﴿فَٱعۡتَرَفُواْ بِذَنۢبِهِمۡ فَسُحۡقٗا لِّأَصۡحَٰبِ ٱلسَّعِيرِ١١﴾به گناهان خود اعتراف میکنند، پس دوری از رحمت خدا و زیانمندی و شقاوت بهره دوزخیان باد. چقدر بدبخت و خوار هستند وقتی که پاداش الهی را از دست دادهاند و در دوزخ قرار گرفتهاند، دوزخی که آتش سوزان آن جسمها و دلهایشان را میسوزاند.
آیهی ۱۲:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُم بِٱلۡغَيۡبِ لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٞ كَبِيرٞ١٢﴾[الملک: ۱۲]. «بیگمان کسانیکه در نهان از پروردگار خود میترسد آمرزش و پاداش بزرگ و فراوانی دارند».
وقتی حالت بدکافران فاسق را بیان کرد توصیف نیکوکاران خوشبخت را نیز ذکر نمود و فرمود: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّهُم بِٱلۡغَيۡبِ﴾کسانیکه در نهان از پروردگارشان میترسند و در همه حالات خود از خداوند میترسند حتی در حالت و وضعیتی که جز از خدا کسی از آنها اطلاع ندارد پس آنان اقدام به ارتکاب گناه نمیکنند ودر انجام آنچه خداوند آنان را بدان امر نموده است کوتاهی میورزند.
﴿لَهُم مَّغۡفِرَةٞ وَأَجۡرٞ كَبِيرٞ﴾آنان آمرزش و پاداش بزرگ و فراوانی دارند. یعنی گناهانشان بخشیده میشود، و وقتی که خداوند گناهانشان را بیامرزد آنان را از شر گناهان محفوظ میدارد و از عذاب دوزخ نجات میدهد. و پاداش بزرگی دارند و آن نعمتهای پایدار پادشاه بزرگ و لذّتهای پیوسته و منازل عالی و حورهای خوب و خدمت گزارانی است که خداوند در بهشت برای آنان آماده کرده است و بزرگتر از این رضایت خداوند مهربان است که بر ساکنان بهشت فرود میآورد.
آیهی ۱۴-۱۳:
﴿وَأَسِرُّواْ قَوۡلَكُمۡ أَوِ ٱجۡهَرُواْ بِهِۦٓۖ إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ١٣﴾[الملک: ۱۳]. «و سخنان را نهان دارید یا آنرا آشکار سازید. (در هر صورت) او به راز دلها آگاه است»؟!.
﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ١٤﴾[الملک: ۱۴]. «آیا کسیکه (همه چیز را) آفریده است نمیداند؟ درحالیکه او باریکبین آگاه است».
خداوند در اینجا از گستردگی آگاهی و دانش و فراگیر بودن لطف خویش خبر میدهد و میفرماید: ﴿وَأَسِرُّواْ قَوۡلَكُمۡ أَوِ ٱجۡهَرُواْ بِهِ﴾و سخنتان را نهان دارید یا آنرا آشکار سازید در هر دو صورت نزد او برابر است و هیچ چیز پنهان و پوشیدهای بر او پنهان و پوشیده نمیماند.
﴿إِنَّهُۥ عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ﴾بیگمان خداوند به نیتها و ارادههایی که در دلهاست آگاه است، پس گفتهها و کارهایی که شنیده و دیده میشوند چگونه خواهد بود؟
سپس با استناد به یک دلیل عقلی بر آگاهی خداوند استدلال نمود و فرمود: ﴿أَلَا يَعۡلَمُ مَنۡ خَلَقَ﴾آیا کسیکه آفریده است نمیداند؟ پس کسی که خلق را آفریده و خلقت آنرا خوب و محکم کرده است چگونه آنرا نمیداند؟! ﴿وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلۡخَبِيرُ﴾و او باریک بین آگاه است.
دانش و آگاهی او دقیق است تا جایی که رازها و پنهانیها را میداند، و او ﴿يَعۡلَمُ ٱلسِّرَّ وَأَخۡفَى﴾[طه: ۷]. «نهان و نهانتر را میداند».
از جمله معانی لطیف یکی این است که او نسبت به بنده و دوست خود لطف و مهربانی دارد و نیکی و احسان را از جایی به او میرساند که گمانش را نمیبرد و او را از شر و بدی حفاظت میکند و به وسیله اسبابی که بنده فکرش را هم نمیکند او را به بالاترین مراتب و جایگاهها میرساند، حتی گاه ناخوش به بنده میچشاند تا به وسیلهی آن او را به امور دوست داشتنی بزرگ و خواستههای ارزشمند برساند.
آیهی ۱۵:
﴿هُوَ ٱلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ ذَلُولٗا فَٱمۡشُواْ فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُواْ مِن رِّزۡقِهِۦۖ وَإِلَيۡهِ ٱلنُّشُورُ١٥﴾[الملک: ۱۵]. «او خدایی است که زمین را برایتان رام گردانیده است پس در گوشه و کنار آن راه بروید و از روزی خداوند بخورید و زنده شدن دوباره در دست اوست».
خداوند است که زمین را برایتان رام گردانیده است تا بتوانید نیازهای خود را از قبیل کاشتن و ساختن و شخم زدن را از آن برآورده نمائید و در آن راههایی قرار داده که به وسیله آنها به منطاق دوردست و شهرهای دور میرسید. ﴿فَٱمۡشُواْ فِي مَنَاكِبِهَا﴾پس برای طلب روزی و کارهایتان در گوشه و کنار زمین حرکت کنید.
﴿وَكُلُواْ مِن رِّزۡقِهِۦۖ وَإِلَيۡهِ ٱلنُّشُورُ﴾و از روزی خداوند بخورید. و زنده شدن پس از مرگ در دست اوست. یعنی بعد از آن که از این جهان رخت بربندید که خداوند آنرا میدان آزمایش و پلی برای انتقال به آن دنیا قرار دادهاست دوباره زندهتان خواهد کرد و بهسوی خدا حشر میشوید تا شما را طبق کارهای نیک و بدتان جزا و سزا بدهد.
آیهی ۱۸-۱۶:
﴿ءَأَمِنتُم مَّن فِي ٱلسَّمَآءِ أَن يَخۡسِفَ بِكُمُ ٱلۡأَرۡضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ١٦﴾[الملک: ۱۶]. «آیا از خدایی که در آسمان است خود را در امان میدانید که شما را در زمین فرو بَرَد درحالیکه آن میجنبد».
﴿أَمۡ أَمِنتُم مَّن فِي ٱلسَّمَآءِ أَن يُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ حَاصِبٗاۖ فَسَتَعۡلَمُونَ كَيۡفَ نَذِيرِ١٧﴾[الملک: ۱۷]. «آیا از خدایی که در آسمان است ایمن شدهاید که طوفان شن بر شما بفرستد؟! پس خواهید دانست که هشدار من چگونه بوده است»!.
﴿وَلَقَدۡ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبۡلِهِمۡ فَكَيۡفَ كَانَ نَكِيرِ١٨﴾[الملک: ۱۸]. «و بهراستی کسانیکه پیش از اینان بودند تکذیب کردند پس بنگر کیفر من چگونه بوده است»!.
این تهدید و وعیدی است برای کسیکه به سرکشی و تعدی و گناه خود که موجب عذاب است ادامه دهد. پس فرمود: ﴿ءَأَمِنتُم مَّن فِي ٱلسَّمَآءِ﴾آیا از کسیکه در آسمان است ایمن شدهاید که شما را در زمین فرو بَرَد و آن خداوند متعال است که بر بالای آفریدههایش قرار گرفته است؟! ﴿أَن يَخۡسِفَ بِكُمُ ٱلۡأَرۡضَ فَإِذَا هِيَ تَمُورُ﴾که شما را در زمین فرو بَرَد در حالی که ناگهان زمین به حرکت و جنبش در آید تا این که هلاک و تلف شوید.
﴿أَمۡ أَمِنتُم مَّن فِي ٱلسَّمَآءِ أَن يُرۡسِلَ عَلَيۡكُمۡ حَاصِبٗا﴾آیا از کسیکه در آسمان است ایمن شدهاید که طوفانی از شن بر شما بفرستد؟! یعنی عذابی از آسمان بر شما بفرستد که شما را سنگباران نماید و از شما انتقام بگیرد. ﴿فَسَتَعۡلَمُونَ كَيۡفَ نَذِيرِ﴾پس خواهید دانست که چگونه آنچه که کتابها و پیامبران شما را از آن بیم داده بودن به سراغتان میآید! پس گمان مبرید که چون شما از آمدن عذاب از آسمان و زمین ایمن هستید این برای شما فایدهای دارد. بنابراین، شما سرانجام کارتان را خواهید دانست، خواه مدتی طولانی بر شما بگذرد یا مدتی کوتاه بر شما سپری شود.
به راستی کسانی که پیش از شما بودند همانند شما تکذیب کردند آنگاه خداوند آنها را هلاک و نابود ساخت. پس بنگرید که خشم و کیفر خدا نسبت به آنها چگونه بوده است که آنها را قبل از عذاب آخرت در دنیا عذاب داد. پس بترسید از این که گرفتار عذابی شوید که آنها بدان گرفتار شدند.
آیهی ۱۹:
﴿أَوَ لَمۡ يَرَوۡاْ إِلَى ٱلطَّيۡرِ فَوۡقَهُمۡ صَٰٓفَّٰتٖ وَيَقۡبِضۡنَۚ مَا يُمۡسِكُهُنَّ إِلَّا ٱلرَّحۡمَٰنُۚ إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءِۢ بَصِيرٌ١٩﴾[الملک: ۱۹]. «آیا پرندگانی را نگاه نکردهاند که گاهی بالهای خود را گسترده و گاهی جمع میکنند؟! جز خداوند مهربان آنها را نگاه نمیدارد، چرا که او هر چیزی را میبیند».
در اینجا آدمی ملامت و تشویق شده است که به پرندهای بنگرد که خداوند آنرا رام کرده و فضا و هوا را برای او مسّخر گردانیده است، پرندهای که بالهایش را برای پرواز میگشاید و برای پائین آمدن میبندد و در فضا شنا میکند و هرجا که بخواهد و نیاز دارد میرود.
﴿مَا يُمۡسِكُهُنَّ إِلَّا ٱلرَّحۡمَٰنُ﴾جز خدای مهربان کسی آنها را نگاه نمیدارد و اوست که فضا را برای آنها رام گردانیده است و پرندگان را به گونهای خلق کرده که برای پرواز آمادگی دارند. و هرکس به حالت پرنده بنگرد و در آن بیاندیشد، به قدرت و عنایت خداوندراهیاب میشود، و نشانگر این است که او یگانه و یکتاست و عبادت جز برای او شایستهی کسی نیست. ﴿إِنَّهُۥ بِكُلِّ شَيۡءِۢ بَصِيرٌ﴾بیگمان او به هر چیزی بینا است. پس اوست که به گونهای شایسته و طبق حکمت خود به تدبیر امور بندگان میپردازد.
آیهی ۲۱-۲۰:
﴿أَمَّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِي هُوَ جُندٞ لَّكُمۡ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ ٱلرَّحۡمَٰنِۚ إِنِ ٱلۡكَٰفِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ٢٠﴾[الملک: ۲۰]. «و چه کسی است آن که لشکر شماست و به جای خداوند مهربان به شما کمک میکند؟ کافران به جز در فریب و گمراهی به سر نمیبرند».
﴿أَمَّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِي يَرۡزُقُكُمۡ إِنۡ أَمۡسَكَ رِزۡقَهُۥۚ بَل لَّجُّواْ فِي عُتُوّٖ وَنُفُورٍ٢١﴾[الملک: ۲۱]. «یا کیست کسیکه اگر خداوند روزی خود را بازدارد به شما روزی میدهد؟ بلکه در سرکشی و گریز پافشاری میکنند».
خداوند به کافرانی که از فرمان او سرپیچی کرده و از حق روی برگردانیدهاند میگوید: ﴿أَمَّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِي هُوَ جُندٞ لَّكُمۡ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ ٱلرَّحۡمَٰنِ﴾اگر خداوند قصد بدی به شما بک ند چه کسی میتواند عذاب او را از شما دور نماید؟
یعنی چه کسی به غیر از خداوند مهربان شما را بر دشمنان پیروز میکند؟ پس او تعالی تنها یاری کننده و عزت دهنده و خوار کننده است و اگر تمام مردم برای یاری کردن انسان گرد هم بیایند به اندازه ذرهای به او سودی نخواهند رساند. بنابراین ادامه دادن کافران به کفرشان بعد از آن که میدانند جز خداوند کسی آنانرا یاری نمیکند غرور و بیخردی است.
﴿أَمَّنۡ هَٰذَا ٱلَّذِي يَرۡزُقُكُمۡ إِنۡ أَمۡسَكَ رِزۡقَهُ﴾یعنی روزی همه به دست خداوند است. پس اگر روزی را از شما دریغ دارد چه کسی برایتان میفرستد؟ مردم نمیتوانند به خودشان روزی بدهند، پس دیگران را چگونه روزی خواهند داد؟ پس روزی دهنده و نعمت بخشندهی همهی نعمتها خداست و شایسته است که به تنهایی پرستش شود، ولی کافران ﴿بَل لَّجُّواْ فِي عُتُوّٖ وَنُفُورٍ﴾بر سنگدلی و سرکشی و گریز از حق پافشاری میکنند.
آیهی ۲۲:
﴿أَفَمَن يَمۡشِي مُكِبًّا عَلَىٰ وَجۡهِهِۦٓ أَهۡدَىٰٓ أَمَّن يَمۡشِي سَوِيًّا عَلَىٰ صِرَٰطٖ مُّسۡتَقِيمٖ٢٢﴾[الملک: ۲۲]. «آیا کسیکه فرو رفته بر چهرۀ خویش راه میرود راهیابتر است یا کسیکه برپای ایستاده و در راه راست گام برمیدارد»؟!.
از این دو نفر کدام یک راه یابتر است، کسی که در گمراهی و سرگردانی و کفر غرق است و قلبش واژگون گردیده پس حق نزد او باطل قرار گرفته و باطل را حق شمرده است، یا کسی که حق را میشناسد و آن را برگزیده و در کارها و گفتهها و همه حالتهای خود بر راه راست و درست گام برمی دارد؟! پس با تأمّل در حالت این دو نفر فرق آن دو مشخص میشود که به وضوح خواهیم دانست کدام یک هدایت یافته و کدام یک گمراه است. و حالات انسان شاهد بزرگتری از گفتههایش میباشند!.
آیهی ۲۶-۲۳:
﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُمۡ وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَٱلۡأَفِۡٔدَةَۚ قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ٢٣﴾[الملک: ۲۳]. «بگو: او خدایی است که شما را آفریده و برایتان گوش و چشمها و دلها قرار دادهاست. کمتر سپاسگزاری میکنید».
﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِي ذَرَأَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَإِلَيۡهِ تُحۡشَرُونَ٢٤﴾[الملک: ۲۴]. «بگو: اوست که شما را در زمین پراکنده نموده است و بهسوی او برانگیخته میشوید».
﴿وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ٢٥﴾[الملک: ۲۵]. «و میگویند: اگر راست میگویید این وعدهای که میدهید کی خواهید بود»؟.
﴿قُلۡ إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ وَإِنَّمَآ أَنَا۠ نَذِيرٞ مُّبِينٞ٢٦﴾[الملک: ۲۶]. «بگو: علم (آن) تنها نزد خدا است و جز این نیست که من هشدار دهندهای آشکار هستم».
خداوند متعال با بیان این که تنها او معبود به حق است و با فراخواندگان بندگانش به شکرگزاری او و یگانه پرستی میفرماید: ﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِيٓ أَنشَأَكُمۡ﴾بگو: اوست که شما را از عدم پدید آورد بدون این که یاور و پشتیبانی داشته باشد. ﴿وَجَعَلَ لَكُمُ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡأَبۡصَٰرَ وَٱلۡأَفِۡٔدَةَ﴾و بعد از آنکه شما را پدید آورد به وسیلهی گوش و چشم و دل، خلقت شما را کامل نمود.
این اعضای سه گانه بهترین اعضای بدن و کاملترین نیروی بدنی میباشند. ﴿قَلِيلٗا مَّا تَشۡكُرُونَ﴾ولی با وجود این که به شما نعمت داده است کمتر سپاس خداوند را میگزارید، و شکرگزاری شما اندک است.
﴿قُلۡ هُوَ ٱلَّذِي ذَرَأَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾بگو: اوست خدایی که شما را در زمین پش نموده و در گوشه و کنار آن جای داده، و به شما امر و نهی نموده و نعمتها را به سویتان سرازیر کرده است که از آن استفاده میبرید. سپس شما را در روز قیامت حشر میکند.
ولی مخالفان این وعده را تکذیب میکنند و میگویند: ﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾اگر راست میگویید این وعدهای را که میدهید کی خواهد بود؟ آنها نشانهی صداقت پیامبران را این قرار دادند که وقت آمدن قیامت را به آنان خبر دهند و این کار آنها ستمگری و عناد است.
﴿قُلۡ إِنَّمَا ٱلۡعِلۡمُ عِندَ ٱللَّهِ﴾بگو: علم آن تنها نزد خدا است، هیچکس دیگری از فرا رسیدن قیامت آگاهی و علم ندارد و خبر دادن از این که قیامت خواهد آمد مشروط بر این نیست که زمان آن فاش شود، چون سخن راست با دلایل آن شناخته میشود و خداوند دلایل و حجّتهایی بر صحت و درستی آن اقامه کرده است، دلایلی که با وجود آن کوچکترین شکّی در این که قیامت خواهد آمد باقی نمیماند. امّا کسی درک میکند که با گوش و دل، گوش فرا دهد.
آیهی ۳۰-۲۷:
﴿فَلَمَّا رَأَوۡهُ زُلۡفَةٗ سِيَٓٔتۡ وُجُوهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ وَقِيلَ هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تَدَّعُونَ٢٧﴾[الملک: ۲۷]. «پس چون آنرا نزدیک ببینند چهرههای کافران درهم و زشت میگردد و گفته میشود: این است آنچه که میطلبیدید».
﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَهۡلَكَنِيَ ٱللَّهُ وَمَن مَّعِيَ أَوۡ رَحِمَنَا فَمَن يُجِيرُ ٱلۡكَٰفِرِينَ مِنۡ عَذَابٍ أَلِيمٖ٢٨﴾[الملک: ۲۸]. «بگو: به من خبر دهید اگر خدا من و همراهانم را نابود کند و یا به ما رحم نماید آنگاه چه کسی کافران را از عذاب دردناک در پناه خود میدارد»؟.
﴿قُلۡ هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ءَامَنَّا بِهِۦ وَعَلَيۡهِ تَوَكَّلۡنَاۖ فَسَتَعۡلَمُونَ مَنۡ هُوَ فِي ضَلَٰلٖ مُّبِينٖ٢٩﴾[الملک: ۲۹]. «بگو: او (خدای) رحمان است، به او ایمان آورده و بر او توکل کردهایم، پس خواهید دانست که چه کسی در گمراهی و سرگشتگی آشکار است».
﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَصۡبَحَ مَآؤُكُمۡ غَوۡرٗا فَمَن يَأۡتِيكُم بِمَآءٖ مَّعِينِۢ٣٠﴾[الملک: ۳۰]. «بگو: به من خبر دهید اگر آبتان فرو بنشیند، چه کسی برایتان آبی روان میآورد».
کافران در دنیا فرا رسیدن قیامت را تکذیب میکنند اما در روز قیامت که عذاب را از نزدیک مشاهده میکنند، اندوهگین و پریشان خواهند شد. پس چهرههایشان تغییر میکند و به خاطر تکذیب و دروغ انگاشتنشان مورد سرزنش و توبیخ قرار میگیرند و گفته میشود: ﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تَدَّعُونَ﴾این همان چیزی است که خود میخواستید.
پس امروز آن را بهطور آشکار مشاهده میکنید و قضیه برایتان روشن گردیده و بیچاره گشتهاید و چیزی جز گرفتار شدن به آن عذاب برایتان نیست. از آن جا که تکذیب کنندگان پیامبرصکه دعوت او را رد کردند منتظر نابود و هلاک شدن پیامبر بودند، خداوند به پیامبر فرمان داد تا به آنها بگوید اگر شما به آرزوی خودتان برسید و خداوند من و همراهانم را هلاک سازد این به شما فایدهای نخواهد رساند چون شما به آیات خدا کفر ورزیدهاید و سزاوار عذاب گشتهاید.
پس چه کسی شما را از عذاب دردناکی که بر شما قطعی گردیده است نجات خواهد داد؟ بنابراین، آزمند بودن شما برای نابودی من فایدهای برایتان ندارد. و از جمله ادّعاهای کافران این بود که میگفتند آنها بر هدایت هستند و پیامبر بر گمراهی میباشد. آنها این سخن را تکرار میکردند و بر این امر مجادله مینمودند.
پس خداوند پیامبرش را دستور داد تا از حالت خود و حالت پیروانش خبر دهد تا برای هریک هدایت و پرهیزگاریاش روشن گردد و آن این است که بگویند: ﴿هُوَ ٱلرَّحۡمَٰنُ ءَامَنَّا بِهِۦ وَعَلَيۡهِ تَوَكَّلۡنَا﴾او خداوند مهربان است، به او ایمان آوردهایم و بر او توکل کردهایم. و ایمان شامل تصدیق باطن و اعمال باطنی و ظاهری میشود.
و از آن جا که وجود اعمال و کمال آن بستگی به توکل دارد خداوند از میان سایر اعمال توکل را به طور ویژه بیان کرد، وگرنه توکل در ایمان داخل است، و از جملهی لوازم ایمان است. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَتَوَكَّلُوٓاْ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾[المائدة: ۲۳]. «و بر خداوند توکل کنیداگر شما مومن هستید».
پس وقتی حالت پیامبر و پیروانش چنین است و این حالت راه رستگاری است و سعادت اخروی به آن بستگی دارد، حالت دشمنان پیامبر برخلاف این میباشد. آنها ایمان و توکل ندارند و با این مشخص میشود که چه کسی بر هدایت است و چه کسی در گمراهی آشکاری به سر میبرد. سپس خبر داد که نعمتها را او به تنهایی داده است به خصوص آبی که خداوند هرچیز زندهای را از آن آفریده است. پس فرمود:
﴿قُلۡ أَرَءَيۡتُمۡ إِنۡ أَصۡبَحَ مَآؤُكُمۡ غَوۡرٗا﴾بگو: به من خبر دهید اگر آبتان فرو بنشیند، ﴿فَمَن يَأۡتِيكُم بِمَآءٖ مَّعِينِۢ﴾چه کسی برایتان آبی روان میآورد که از آن بنوشید و چهارپایانتان و درختان و کشتزارهایتان را از آن آب بدهید؟ این استفهام به معنی نفی است. یعنی هیچکس جز خداوند توانایی چنین کاری را ندارد.
پایان تفسیر سورهی ملک
مدنی و ۵۲آیه است.
آیهی ۷-۱:
﴿نٓۚ وَٱلۡقَلَمِ وَمَا يَسۡطُرُونَ١﴾[القلم: ۱]. «نون. سوگند به قلم و آنچه مینویسند».
﴿مَآ أَنتَ بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ بِمَجۡنُونٖ٢﴾[القلم: ۲]. «(که) تو به فضل پروردگارت دیوانه نیستی».
﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ٣﴾[القلم: ۳]. «و بیگمان تو پاداشی پاین ناپذیر داری».
﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ٤﴾[القلم: ۴]. «و همانا تو از خوی سترگی برخوردار هستی».
﴿فَسَتُبۡصِرُ وَيُبۡصِرُونَ٥﴾[القلم: ۵]. «پس خواهی دید و (آنان) هم خواهند دید».
﴿بِأَييِّكُمُ ٱلۡمَفۡتُونُ٦﴾[القلم: ۶]. «که کدام یک از شما دیوانه است»؟.
﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ٧﴾[القلم: ۷]. «بیگمان پروردگارت به کسیکه از راهش بیراه شده داناتر است و او به راهیافتگان (هم) داناتر میباشد».
خداوند متعال به قلم سوگند میخورد. قلم اسم جنس است و همه قلمها را شامل میشود، قلمهایی که با آنها انواع علوم و انواع سخنهایی که با آن نوشته میشود از آیات خداوند میباشد و سزاوار است که برای اثبات برائت پیامبر اسلام حضرت محمّدصاز دیوانگی و غیره که دشمنانش به او نسبت میدادند بدان سوگند خورده شود.
پس خداوند بیان نمود که بر پیامبر انعام کرده و به او عقل کامل و رأی پسندیده و سخن قاطع ارزانی نموده است، و این بهترین چیزی است که قلمها نگاشتهاند و این بهترین سعادت دنیا برای آدمی است. به همین خاطر اتّهام دیوانگی را از پیامبر نفی نمود. سپس سعادت و خوشبختی پیامبر را در آخرت بیان کرد و فرمود: ﴿وَإِنَّ لَكَ لَأَجۡرًا غَيۡرَ مَمۡنُونٖ٣﴾و همانا تو پاداشی بزرگ داری. همانطور که نکره بودن «اجر» این مطلب را میرساند. این پاداش تمام شدنی نیست بلکه همیشگی است. و این پاداش بزرگ به خاطر کارهای شایسته و اخلاق و رهنمود شدن به هر خیر و خوبی است که پیامبر برای خود پیش فرستاده است.
بنابراین فرمود: ﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٖ٤﴾و بیگمان تو از اخلاقی بزرگ برخوردار هستی و با این اخلاق که خداوند به تو ارزانی نموده است والا و برتر هستی. اخلاق بزرگ پیامبر آن است که عایشهلآن را تفسیر کرده و میفرماید: «اخلاق پیامبر قرآن بود» و این مانند آن است که خداوند متعال فرموده است:
﴿خُذِ ٱلۡعَفۡوَ وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ وَأَعۡرِضۡ عَنِ ٱلۡجَٰهِلِينَ١٩٩﴾[الأعراف: ۱۹۹]. «گذشت را پیشهکن و به کار خوب امر نما و از جاهلان روی گردان». ﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡ...﴾[آل عمران: ۱۵۹]. «پس به سبب رحمتی از جانب خدا برایشان مهربان ونرم گشتی». ﴿لَقَدۡ جَآءَكُمۡ رَسُولٞ مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ عَزِيزٌ عَلَيۡهِ مَا عَنِتُّمۡ ...﴾[التوبة: ۱۲۸]. «پیامبری از خودتان به نزد شما آمده که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید». و دیگر آیاتی که بر این دلالت مینماید پیامبر به فضایل اخلاقی متصف است، وآیاتی که بر خوی و رفتار زیبا تشویق دلالت میکنند.
پیامبر کاملترین و بزرگترین اخلاق را دارا بوده و او در هر خصلتی در آخرین حد بوده است. پس پیامبرصنرم خو مهربان بود، به مردم نزدیک بود و هرکس او را دعوت میکرد دعوتش را میپذیرفت و نیازهای مردم را برطرف میساخت ودل هرکس را که از او چیزی میخواست شاد میکرد و او را محروم نمینمود و او را ناکام بر نمیگرداند. وهرگاه یارانش از او چیزی میخواستند با آنها بر آن چیز توافق میکرد و اگر در آن کار ممنوعّیتی شرعی وجود نداشت از نظر آنها پیروی میکرد.
و اگر تصمیم کاری را میگرفت به خودکامگی عمل نمیکرد بلکه با آنها مشورت میکرد. او نیکی ِ نیکوکارانشان را میپذیرفت و از بدکارانشان گذشت میکرد و با هرکس که همنشین میشد به بهترین صورت با وی همنشینی میکرد. او چهرهاش را در هم نمیکشید و به همنشین خود سخنان تندی نمیگفت و از لغزش زبان همنشین خود خرده نمیگرفت.
و اگر جفا میکرد او را مواخذه نمینمود بلکه با او به نیکی رفتار میکرد و همنشین خود را تا آخرین حد مورد تکریم قرار میداد. وقتی خداوند پیامبرش محمدصرا در بالاترین جایگاه قرار داد، دشمنانش او را متهم کردند که دیوانه است، به همین خاطر خداوند متعال فرمود: ﴿فَسَتُبۡصِرُ وَيُبۡصِرُونَ٥ بِأَييِّكُمُ ٱلۡمَفۡتُونُ٦﴾پس خواهی دید و آنان هم خواهند دید که کدام یک از شما دیوانه است؟ و روشن گردیده است که پیامبر از همه مردم راهیافتهتر و در راستای رساندن سود و منفعت به خودش و دیگران کاملترین انسان است. و مشّخص است که دشمنان پیامبر گمراهترین مردم و برای دیگران بدترین مردم هستند، زیرا بندگان خدا را به فتنه مبتلا کرده و مردم را از راه خدا گمراه کردهاند و همین کافی است که خداوند به این امور آگاه است و او حسابرس و مجازات کننده است.
﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعۡلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعۡلَمُ بِٱلۡمُهۡتَدِينَ٧﴾در اینجا گمراهان تهدید شدهاند و به هدایت یافتگان نوید داده شده است. نیز بیان حکمت الهی است که کسی را هدایت میکند که شایستهی هدایت است.
آیهی ۱۶-۸:
﴿فَلَا تُطِعِ ٱلۡمُكَذِّبِينَ٨﴾[القلم: ۸]. «پس، از تکذیبکنندگان پیروی مکن».
﴿وَدُّواْ لَوۡ تُدۡهِنُ فَيُدۡهِنُونَ٩﴾[القلم: ۹]. «آنان دوست میدارند که نرمش و سازششان دهی تا آنا هم نرمش و سازش از خود نشان دهند».
﴿وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافٖ مَّهِينٍ١٠﴾[القلم: ۱۰]. «و از هر فرومایهای که بسیار سوگند میخورد پیروی مکن».
﴿هَمَّازٖ مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ١١﴾[القلم: ۱۱]. «بسیار عیبجوئی که دائما سخنچینی میکند».
﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ١٢﴾[القلم: ۱۲]. «بسیار مانع کار خیر (و) تجاوزگر گناهکار است».
﴿عُتُلِّۢ بَعۡدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ١٣﴾[القلم: ۱۳]. «سخت روی، گذشته از این که بیاصل و نسب است».
﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ١٤﴾[القلم: ۱۴]. «از آن روی که دارای مال و فرزند است».
﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ١٥﴾[القلم: ۱۵]. «هنگامیکه آیههای ما بر او خوانده میشود میگوید: افسانههای پیشینیان است».
﴿سَنَسِمُهُۥ عَلَى ٱلۡخُرۡطُومِ١٦﴾[القلم: ۱۶]. «ما بر بینی او داغ خواهیم نهاد».
خداوند متعال به پیامبرشصمیفرماید: ﴿فَلَا تُطِعِ ٱلۡمُكَذِّبِينَ٨﴾از کسانیکه تو را تکذیب کرده و با حق به مخالفت برخاستهاند پیروی مکن چون آنها سزاوار نیستندکه از آنان پیروی شود زیرا جز به آنچه که مطابق خواستههایشان باشد فرمان نمیدهند و جز باطل چیزی را نمیخواهند و کسیکه از آنها اطاعت کند به کاری روی آورده که به زیانش میباشد. و این عام است در مورد هر تکذیب کننده و هر طاعتی که از تکذیب نشأت گرفته باشد گرچه آیه درباره مورد خاصّی بیان گردیده است و آن این که مشرکان از پیامبر خواستند تا از طعنه زدن به معبودان و دینشان دست بردارد تا آنها نیز او را عیبجویی نکنند.
بنابراین فرمود: ﴿وَدُّواْ لَوۡ تُدۡهِنُ فَيُدۡهِنُونَ٩﴾مشرکان دوست دارند که با آنها سازش کنی. یعنی در رابطه با برخی از آنچه که بر آن هستند با آنها در سخن یا در عمل موافقت کنی و یا در جایی که باید سخن بگویی ساکت شوی، و آن هم با تو سازش کنند. اما فرمان خداوند را آشکارا بیان کن و دین اسلام را اظهار بدار و کمال اظهار دین این است که آنچه با دین مخالف و متضاد است نقض شود و مورد عیبجویی قرار گیرد.
﴿وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافٖ مَّهِينٍ١٠﴾کسی که بسیار سوگند میخورد دروغگوست. بنابراین، از او پیروی مکن و هرکس که دروغگو باشد فرومایه و فاقد فرزانگی است و به خیر و خوبی علاقهای ندارد بلکه فقط به دنبال شهوتهای فرومایه خودش میباشد. ﴿هَمَّازٖ﴾زیاد از مردم عیب میگیرد و با غیبت کردن و تمسخر به مردم طعنه میزند. ﴿مَّشَّآءِۢ بِنَمِيمٖ﴾سخن چین است و سخن بعضی از مردم را به بعضی دیگر میرساند تا بین آنها فساد و دشمنی به وجود بیاورد.
﴿مَّنَّاعٖ لِّلۡخَيۡرِ﴾کارهای خیر و آنچه بر او واجب است از قبیل نفقات واجب و کفارهها و زکات و غیره را نمیدهد. ﴿مُعۡتَدٍ﴾به مردم تجاوز میکند. یعنی با ستم کردن و حمله به خون و مال و آبروی مردم بر آنها تجاوز میکند. ﴿أَثِيمٍ﴾گناهان زیادی در حق خدا مرتکب میشود.
﴿عُتُلِّۢ بَعۡدَ ذَٰلِكَ﴾درشت خو و سنگدل و نافرمان است. ﴿زَنِيمٍ﴾یعنی اصل و نسبی ندارد که از آن خیر و خوبی برآید بلکه اخلاق او زشتترین اخلاق است و امید هیچ رستگاری از او نمیرود و دارای نشانهای در شر و بدی است که با آن شناخته میشود. خداوند متعال ما را از پیروی کردن کسیکه بسیار سوگند میخورد و فرومایه و بداخلاق میباشد نهی کرده است خصوصا اخلاق بدی که همراه با خودپسندی و تکبّر در برار حق و مردم باشد، و مردم را با غیبت و سخن چینی و عیبجویی تحقیر نماید و گناهان زیادی مرتکب شود. خداوند ما را از اطاعت از چنین کسی نهی کرده است.
این آیات در مورد بعضی از مشرکین مانند ولید بن مغیره و غیره نازل شده است که خداوند دربارهی او میفرماید: ﴿أَن كَانَ ذَا مَالٖ وَبَنِينَ١٤ إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ١٥﴾به خاطر مال و فرزندانش سرکشی کرد و با خود بزرگبینی از پذیرفتن حق سرباز زد.
و وقتی حق نزد او آمد آنرا نپذیرفت و آن را از افسانههای پیشینیان برشمرد، افسانههایی که صدق و کذب آن محتمل است. گرچه این آیات در مورد ولید است، اما هرکس را که چنین حالتی داشته باشد شامل میگردد، چون قرآن برای هدایت همه مردم نازل شده است. و اول و آخر امت در آن داخل است. و شاید بعضی از آیهها به سبب امری و یا فردی از افراد نازل شده باشند تا به وسیله آن قاعده کلی روشن گردد و به وسیله آن امثال جزئیاتی که در قضایای کلی داخلاند شناخته شوند. سپس خداوند چنین کسی را تهدید کرد که بر بینیاش داغ مینهد و به او عذاب آشکاری خواهد داد و بر صورت او که مهمترین عضو اوست نشانهای خواهد گذاشت.
آیهی ۳۳-۱۷:
﴿إِنَّا بَلَوۡنَٰهُمۡ كَمَا بَلَوۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلۡجَنَّةِ إِذۡ أَقۡسَمُواْ لَيَصۡرِمُنَّهَا مُصۡبِحِينَ١٧﴾[القلم: ۱۷]. «بیگمان ما آنانرا آزمودیم چنانکه صاحبان آن باغ را آزمودیم، هنگامیکه سوگند یاد کردند که میوههای باغ را بامدادن بچینند».
﴿وَلَا يَسۡتَثۡنُونَ١٨﴾[القلم: ۱۸]. «و نگفتند: إن شاء الله».
﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ١٩﴾[القلم: ۱۹]. «پس بر آن باغ بلایی از سوی پروردگارت فرود آمد درحالیکه آنان خفته بودند».
﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ٢٠﴾[القلم: ۲۰]. «آنگاه مانند شب تاریک گردید».
﴿فَتَنَادَوۡاْ مُصۡبِحِينَ٢١﴾[القلم: ۲۱]. «آنگاه صبحگاهان همدیگر را ندا دادند».
﴿أَنِ ٱغۡدُواْ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ٢٢﴾[القلم: ۲۲]. «اگر میخواهید میوههای خود را بچینید صبحِ زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید».
﴿فَٱنطَلَقُواْ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ٢٣﴾[القلم: ۲۳]. «آنگاه پج پچکنان به راه افتادند».
﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ٢٤﴾[القلم: ۲۴]. «که نباید امروز بینوائی در باغ پیش شما بیاید».
﴿وَغَدَوۡاْ عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ٢٥﴾[القلم: ۲۵]. «و بامدادن بدین قصد که میتوانند (از ورود فقرا) جلوگیری کنند و (ایشان را) بازدارند (بهسوی باغ) روان شدند».
﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا قَالُوٓاْ إِنَّا لَضَآلُّونَ٢٦﴾[القلم: ۲۶]. « و هنگامیکه باغ را دیدند، گفتند: ما راه را گم کردهایم».
﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ٢٧﴾[القلم: ۲۷]. «بلکه ما محروم هستیم».
﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ٢٨﴾[القلم: ۲۸]. «بهترین آنان گفت: آیا به شما نگفته بودیم که چرا خداوند را به پاکی یاد نمیکنید».
﴿قَالُواْ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ٢٩﴾[القلم: ۲۹]. «گفتند: پروردگارمان پاک و منزّه است، ما ستمکار بودهایم».
﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ٣٠﴾[القلم: ۳۰]. «پس سرزنشکنان روی به یکدیگر آوردند».
﴿قَالُواْ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ٣١﴾[القلم: ۳۱]. «گفتند: وای بر ما بهراستی که ما طغیانگر بودهایم».
﴿عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبۡدِلَنَا خَيۡرٗا مِّنۡهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ٣٢﴾[القلم: ۳۲]. «امیدواریم پروردگارمان بهتر از آنرا برای ما جایگزین کند، همانا ما رو بهسوی پروردگارمان داریم».
﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُۖ وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ٣٣﴾[القلم: ۳۳]. «عذاب این چنین است و عذاب آخرت بزرگتر میباشد اگر میدانستند».
خداوند متعال میفرماید: ما کسانی را که خیر را تکذیب کردند آزمودیم و مهلتشان دادیم و به آنها مال و فرزند و طول عمر و آنچه خواستند دادیم و این بدان خاطر نیست که آنها نزد ما گرامی و با ارزش هستند بلکه آنها را از آنجا که نمیدانند دچار استدراج میکنیم. پس فریب خوردن آنها به مال و دارایی مانند فریب خوردن صاحبان آن باغ است که در باغ شریک بودند و زمانی که میوههای باغ رسید و زمان چیدن میوهها فرا سید یقین کردند که اینک میوهها در دستشان است و مانعی نیست که آنها را از برداشت میوهها باز دارد.
بنابراین، انشاءالله نگفتند و سوگند خوردند که آنها به هنگام صبح زود میوههای آن را خواهند چید و و ندانستند که خداوند در کمین آنهاست و عذاب به سراغشان خواهد آمد.
﴿فَطَافَ عَلَيۡهَا طَآئِفٞ مِّن رَّبِّكَ وَهُمۡ نَآئِمُونَ١٩﴾شب هنگام که آنها خوابیده بودند عذابی بر باغ فرود آمد و آن را نابود کرد. ﴿فَأَصۡبَحَتۡ كَٱلصَّرِيمِ٢٠﴾و باغ مانند شب تاریک و سیاه گردید و درختان و میوهها از بین رفت. این در حالی بود که آنها این واقعیت دردناک را درک نمیکردند. بنابراین، وقتی از خواب بیدار شدند یکدیگر را صدا زدند و به یکدیگر گفتند: ﴿أَنِ ٱغۡدُواْ عَلَىٰ حَرۡثِكُمۡ إِن كُنتُمۡ صَٰرِمِينَ٢٢﴾اگر میخواهید میوههای باغ خود را بچینید صبح زود حرکت کنید و خویشتن را به کشتزار خود برسانید. ﴿فَٱنطَلَقُواْ وَهُمۡ يَتَخَٰفَتُونَ٢٣﴾سپس آنها بهسوی باغ به راه افتادند درحالیکه با همدیگر آهسته صحبت میکردند که حق خدا را بر این باغ ندهند و میگفتند: ﴿أَن لَّا يَدۡخُلَنَّهَا ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكُم مِّسۡكِينٞ٢٤﴾نباید امروز بینوایی در باغ پیش شما بیاید. یعنی و صبح زود قبل از آن که مردم پخش شوند و حرکت کنند به راه افتادند و یکدیگر را توصیه کردند که بینوایان و مستمندان را به باغ راه ندهند و از بس که آزمند و بخیل بودند این سخن را آهسته با همدیگر میگفتند تا هیچکس آن را نشنود و آن را به فقیران و بینوایان برساند.
﴿وَغَدَوۡاْ﴾و با این حالت زشت و سنگدلی و بیمهری، ﴿عَلَىٰ حَرۡدٖ قَٰدِرِينَ﴾و با این قصد که خواهند توانست حق خداوند را از رسیدن به مستحقان دریغ دارند و به قدرت و توانایی خود یقین داشتند، بهسوی باغ حرکت کردند.
﴿فَلَمَّا رَأَوۡهَا﴾وقتی باغ را نابود و همانند شب سیاه و تاریک دیدند، ﴿قَالُوٓاْ﴾از حیرت و پریشانی گفتند: ﴿إِنَّا لَضَآلُّونَ﴾ما راه را گم کردهایم و شاید این باغ نباشد. وقتی دانستند که این باغ خودشان است و عقلشان سر جایش آمد و گفتند: ﴿بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ٢٧﴾بلکه ما از باغ بیبهره هستیم. پس در این هنگام دانستند که این عقوبت و بلایی است.
﴿قَالَ أَوۡسَطُهُمۡ﴾نیک مردترین و بهترین آنها گفت: ﴿أَلَمۡ أَقُل لَّكُمۡ لَوۡلَا تُسَبِّحُونَ﴾آیا به شما نگفته بودم که چرا خداوند را از آنچه شایسته او نیست منزه نمیدارید؟!.
و از جمله آنچه که شایسته خداوند نیست این است که شما گمان بردید قدرت و توانایی شما مستقل است. پس اگر شما «إن شاء الله» میگفتید و خواست خود را تابع خواست خداوند میدانستید چنین چیزی اتفاق نمیافتاد».
﴿قَالُواْ سُبۡحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ٢٩﴾سپس متوجه شدند، ولی بعد از آن که عذابی به سراغشان آمد که برطرف نمیشد. گفتند: «پاک است پروردگار ما، قطعا ما ستمکار بودهایم» و آنان خدا را به پاکی یاد کردند و اعتراف نمودند که ستم کردهاند، شاید این امر گناه آنها را سبکتر نماید و توبهای باشد، بنابراین، آنها به شدت پشیمان شدند.
﴿فَأَقۡبَلَ بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٖ يَتَلَٰوَمُونَ٣٠﴾پس به خاطر کاری که کرده بودند رو به همدیگر نموده و یکدیگر را سرزنش کردند. ﴿قَالُواْ يَٰوَيۡلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ٣١﴾امیدواریم پروردگارمان بهتر از این باغ را به ما بدهد، همانا ما رو بهسوی پروردگارمان کردهایم. آنها به خدا امیدوار شدند که بهتر از این باغ را به آنان بدهد و وعده کردند که رو بهسوی خدا نهند. پس اگر آنطور باشند که گفتند ظاهر امر چنین است که خداوند در دنیا بهتر از آن باغ را به آنها دادهاست چون هرکس صادقانه خدا را به فریاد بخواند و رو بهسوی او کند و به او امید ببندد خداوند خواستهاش را به او میدهد.
خداوند متعال با بزرگ شمردن آنچه اتفاق افتاد فرمود: ﴿كَذَٰلِكَ ٱلۡعَذَابُ﴾عذاب دنیوی اینگونه است برای کسی که اسباب عذاب را فراهم نماید آنگاه خداوند چیزی را که سبب سرکشی و تجاوز او شده و باعث شده تا زندگانی دنیا را برآخرت ترجیح دهد از دست او میگیرد و آنچه را که بیش از همه بدان نیاز دارد از دست او خارج میسازد.
﴿وَلَعَذَابُ ٱلۡأٓخِرَةِ أَكۡبَرُۚ لَوۡ كَانُواْ يَعۡلَمُونَ﴾و عذاب آخرت از عذاب دنیا بزرگتر است اگر میدانستند. دانستن این حقیقت باعث میشود تا آدمی از هر سببی که باعث نزول عذاب میشود و انسان را از پاداش محروم میکند دوری گزیند.
آیهی ۴۱-۳۴:
﴿إِنَّ لِلۡمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ٣٤﴾[القلم: ۳۴]. «همانا پرهیزگارشان نزد پروردگارشان باغهای پر ناز و نعمت دارند».
﴿أَفَنَجۡعَلُ ٱلۡمُسۡلِمِينَ كَٱلۡمُجۡرِمِينَ٣٥﴾[القلم: ۳۵]. «آیا فرمانبرداران را همچون گناهکاران یکسان قرار میدهیم»؟!.
﴿مَا لَكُمۡ كَيۡفَ تَحۡكُمُونَ٣٦﴾[القلم: ۳۶]. «شما را چه شده است! چگونه حکم میکنید»؟.
﴿أَمۡ لَكُمۡ كِتَٰبٞ فِيهِ تَدۡرُسُونَ٣٧﴾[القلم: ۳۷]. «آیا شما کتابی دارید که در آن میخوانید».
﴿إِنَّ لَكُمۡ فِيهِ لَمَا تَخَيَّرُونَ٣٨﴾[القلم: ۳۸]. «و شما آنچه را که برمیگزینید در آن است»؟.
﴿أَمۡ لَكُمۡ أَيۡمَٰنٌ عَلَيۡنَا بَٰلِغَةٌ إِلَىٰ يَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ إِنَّ لَكُمۡ لَمَا تَحۡكُمُونَ٣٩﴾[القلم: ۳۹]. «آیا شما بر (عهدۀ) ما تا به قیامت عهدهایی استوار دارید؟ که هرچه حکم کنید خواهید داشت»؟.
﴿سَلۡهُمۡ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ٤٠﴾[القلم: ۴۰]. «از آن بپرس کدام یک از ایشان ضامن چنین پیمانهایی است»؟!.
﴿أَمۡ لَهُمۡ شُرَكَآءُ فَلۡيَأۡتُواْ بِشُرَكَآئِهِمۡ إِن كَانُواْ صَٰدِقِينَ٤١﴾[القلم: ۴۱]. «یا اینکه شریکهائی دارند، اگر راست میگویند شریکان خود را بیاورند».
خداوند متعال از آنچه که برای پرهیزگاران و دوری کنندگان از کفر و گناهان آماده کرده است خبر میدهد، و آن انواع نعمتها و زندگی سالم در کنار خداوند بزرگوار میباشد. پرهیزگارانی که فرمانبردار پروردگارشان بوده و از دستورات او اطاعت کرده و به دنبال خشنودی او بودهاند.
پروردگار متعال میفرماید: «حکمت من اقتضا نمیکند که چنین کسانی را مانند مجرمانی قرار دهم که مرتکب گناه و نافرمانی و کفر ورزیدن به آیات خدا و مخالفت با پیامبران و جنگ با دوستانش شدهاند».
و هرکس گمان برد که خداوند در امان پاداش، مجرمان را با پرهیزگاران برابر قرار میدهد به راستی که بد حکم و قضاوتی کرده است و حکم او باطل و نظرش فاسد است. مجرمان که چنین ادعایی میکنند هیچ مستند و دلیلی ندارند، کتابی ندارند که در آن بخوانند که آنها اهل بهشت هستند و هرچه بخواهند و برگزینند به آنان خواهد رسید.
آیا آنها عهد و سوگندی تا روز قیامت بر ما دارند که هرچه حکم کنند مال آنان باشند؟! خیر، آنان شریکان و یاورانی ندارند که آنها را برای دریافت آنچه خواستهاند یاری کنند و اگر شریکان و یاورانی دارند آنها را بیاورند اگر راست میگویند. و مشخص است که همهی اینها منتفی است. پس آنها نیز نه کتابی دارند و نه با خدا پیمانی بستهاند که آنها را نجات دهد، و نه شریکانی دارند که آنها را یاری نمایند. پس معلوم شد که ادعای آنها و باطل و فاسد است. ﴿سَلۡهُمۡ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ٤٠﴾از آنان بپرس که کدام یک از آنها ضامن این ادعا است که باطل بودن آن مشخص گردید؟! هیچکس نمیتواند این کار را بکند و ضامن و کفیل این کار باشد.
آیهی ۴۳-۴۲:
﴿يَوۡمَ يُكۡشَفُ عَن سَاقٖ وَيُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ فَلَا يَسۡتَطِيعُونَ٤٢﴾[القلم: ۴۲]. «روزی که ساق آشکار میشود و به سجده فراخوانده میشوند ولی نمیتوانند».
﴿خَٰشِعَةً أَبۡصَٰرُهُمۡ تَرۡهَقُهُمۡ ذِلَّةٞۖ وَقَدۡ كَانُواْ يُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ وَهُمۡ سَٰلِمُونَ٤٣﴾[القلم: ۴۳]. «این در حالی است که چشمانشان بهزیر افتاده و خواری و پستی وجودشان را فرا گرفته است، این در حالی است هنگامیکه سالم و تندرست بودند به سجده فراخوانده شدند».
وقتی روز قیامت فرا میرسد و زلزلهها و هولها و آشفتگیهای که در تصور نمیگنجد آشکار میگردد و خداوند برای قضاوت میان بندگانش و برای مجازات آنها میآید و سیاق خود را که هیچ چیزی مانند آن نیست آشکار مینماید و مردم چیزهایی از عظمت و شکوه خداوند مشاهده میکنند که نمیتوان آن را بر زبان آورد، در این هنگام مردم به سجده فراخوانده میشوند.
سپس مؤمنانی که با اختیار خود در دنیا برای خدا سجده کردهاند به سجده میروند و فاسقانِ منافق نیز درصدد برخواهند آمد تا سجده نمایند اما نمیتوانند سجده کنند و پشتهایشان چون پشت و کمر گاو میگردد و نمیتوانند خم شوند.
این جزا از نوع عملشان است، آنها در دنیا به سجده کردن برای خدا و به یگانه دانستن خدا و به عبادت او فراخوانده میشدند در حالی که سالم و تندرست بودند و هیچ اشکالی در وجود و سلامتی آنها نبود اما از سجده کردن ابا میورزیدند و خود را برتر میدانستند. پس امروز از حالت و سرانجام بد آنها مپرس چون خداوند بر آنها خشم گرفته و فرمان عذاب بر آنها قطعی شده است و هیچ راه چارهای ندارند و پشیمانی و عذرخواستن در روز قیامت برای آنها سودی ندارد. بیان این مطلب دلها را از این که آدمی بر گناهان باقی بماند برحذر میدارد و باعث میشود تا هرچه زودتر گذشته را جبران نماید. بنابراین فرمود:
آیهی ۵۲-۴۴:
﴿فَذَرۡنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِۖ سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ٤٤﴾[القلم: ۴۴]. «پس مرا با کسیکه این سخن را دروغ میانگارد رها کن، به تدریج آنانرا از جایی که نمیدانند خواهیم گرفت».
﴿وَأُمۡلِي لَهُمۡۚ إِنَّ كَيۡدِي مَتِينٌ٤٥﴾[القلم: ۴۵]. «و به آنان مهلت میدهم بیگمان چارهجوئی من استوار است».
﴿أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ٤٦﴾[القلم: ۴۶]. «آیا از آنان مزدی درخواست میکنی و آنان زیر بار تاوان گرانبارند»؟.
﴿أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ٤٧﴾[القلم: ۴۷]. «یا اینکه نزدشان علم غیب وجود دارد و آنان (از روی آن) مینویسند».
﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلۡحُوتِ إِذۡ نَادَىٰ وَهُوَ مَكۡظُومٞ٤٨﴾[القلم: ۴۸]. «پس در راستای فرا رسیدن حکم پروردگارت شکیبایی ورز و مانند قرین ماهی مباش که با دلی سرشار از غم دعا کرد».
﴿لَّوۡلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعۡمَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ مَذۡمُومٞ٤٩﴾[القلم: ۴۹]. «اگر نعمت و رحمتی از سوی پروردگارش او را درنمییافت به یقین نکوهش شده در زمین بیآب و علف افکنده میشد».
﴿فَٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُۥ فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ٥٠﴾[القلم: ۵۰]. «آنگاه پروردگارش او را برگزید و او را از درستکاران قرار داد».
﴿وَإِن يَكَادُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لَيُزۡلِقُونَكَ بِأَبۡصَٰرِهِمۡ لَمَّا سَمِعُواْ ٱلذِّكۡرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُۥ لَمَجۡنُونٞ٥١﴾[القلم: ۵۱]. «و به یقین نزدیک بود کافران چون قرآن را شنیدند تو را با چشمهای خود بلغزانند و میگویند: او دیوانه است».
﴿وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ٥٢﴾[القلم: ۵۲]. «حال آنکه آن (قرآن) جز پندی برای جهانیان است».
﴿فَذَرۡنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلۡحَدِيثِ﴾مرا با کسانیکه قرآن بزرگ را تکذیب میکنند رها کن، به راستی که سزای آنها بر عهده من است، و برای عذاب دادنِ آنان شتاب مکن.
﴿سَنَسۡتَدۡرِجُهُم مِّنۡ حَيۡثُ لَا يَعۡلَمُونَ﴾ما آنانرا اندک اندک و به گونهای که در نیابند بهسوی عذاب خواهیم کشاند. پس به آنان اموال و فرزندان میدهیم و روزیهای فراوان میبخشیم تا فریب بخورند و مغرور شوند و به آنچه که به زیانشان است ادامه دهند. این است چارهجویی و نقشه کشی خدا برای آنها، و نقشه کشی و تدبیر الهی برای دشمانش قوی و محکم است و به آنان سزا و کیفری کامل خواهد داد.
﴿أَمۡ تَسَۡٔلُهُمۡ أَجۡرٗا فَهُم مِّن مَّغۡرَمٖ مُّثۡقَلُونَ٤٦﴾یعنی سببی برای گریزان بودنشان از تو و تصدیق نکردن آنچه که آوردهای وجود ندارد، چرا که آنها را فقط در راستای منفعت خودشان تعلیم میدهی و بهسوی خدا فرا میخوانی بدون این که از اموالشان چیزی را به عنوان پاداش بخواهی که آنان از تحمل چنین تاوانی گرانبار باشند.
﴿أَمۡ عِندَهُمُ ٱلۡغَيۡبُ فَهُمۡ يَكۡتُبُونَ٤٧﴾یا این که اسرار غیب پیش از ایشان است و آنچه میگویند از روی آن مینویسند؟ و از روی اسرار غیب دریافتهاند که آنها بر حق نیستند و نزد خدا پاداش دارند؟ نه چنین نیست، بلکه آنها ستمگر و لجوج هستند. پس باید در برابر آزار و اذیت آنها شکیبایی بورزی و آنچه را که از آنها سر میزند تحمل نمایی و به دعوتشان ادامه دهی. بنابراین فرمود:
﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ﴾در برابر آنچه که پروردگارت به صورت شعری یا تقدیری بدان حکم مینماید شکیبایی کن، و در برابر فرمانی که مقدر شده و با آن مورد آزار قرار میگیری شکیبا باش و با ناخشنودی و داد و فریاد با آن حکم تقدیری برخورد نکن. نیز باید با پذیرفتن و تسلیم و اطاعت، با حکم شرعی خدا روبرو شوی.
﴿وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلۡحُوتِ﴾و مانند صاحب ماهی مباش. منظور از صاحب ماهی یونس بن متی÷است. یعنی حالتی چون حالت او اختیار نکن که باعث شد تا در شکم ماهی زندانی شود. و آن حالت این بود که در برابر قومش شکیبایی نورزید و و آن شکیبایی را که از او انتظار میرفت به اتمام نرساند و در حالی بیرون رفت که پروردگارش را خشمگین کرده بود، تا اینکه سوار کشتی شد. پس هنگامیکه کشتی به دلیل وجود مسافران زیاد، سنگین شد، اهل کشتی قرعه کشی کردند و قرعه به نام یونس درآمد و او را در دریا انداختند و آنگاه ماهی او را فرو بلعید درحالیکه سزاوار نکوهش بود.
﴿إِذۡ نَادَىٰ وَهُوَ مَكۡظُومٞ﴾یعنی یونس در شکم ماهی با دلی سرشار از غم و اندوه فریاد زد یا به این معنی است در حالی که ماهی او را فرو بلعیده بود فریاد زد. ﴿لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ﴾[الأنبیاء: ۸۷]. «هیچ معبود به حقی جز تو نیست بیگمان تو از ستمگران بودهام». پس خداوند دعای او را پذیرفت و ماهی او را از شکم خود به بیرون از دریا انداخت در حالی که او مریض بود و خداوند درختی از کدو رویاند تا در سایه آن بیارامد. بنابراین فرمود:
﴿لَّوۡلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعۡمَةٞ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلۡعَرَآءِ وَهُوَ مَذۡمُومٞ٤٩﴾اگر نعمت و رحمتی از سوی پروردگارش او را در نمییافت در سرزمینی بیآب و علف، و نکوهش شده بیرون افکنده میشد ولی خداوند او را با رحمت خویش فروپوشاند و او به بیرون افکنده شد در حالی که حالت او بهتر بود و مورد ستایش قرار گرفت.
﴿فَٱجۡتَبَٰهُ رَبُّهُ﴾و پروردگارش او را برگزید و وی را از هر آلودگی پاک کرد. ﴿فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ﴾واو را از کسانی قرار داد که گفته و کارها و نیتها و حالاتشان شایسته و درست است. و پیامبر ما محمدصاز فرمان خداوند اطاعت نمود و در برابر حکم پروردگارش چنان صبر و شکیبایی از خود نشان داد که هیچیک از جهانیان نمیتواند چنان صبر و شکیبایی بورزد. و خداوند سرانجام کار را برای او رقم زد. ﴿وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ﴾[القصص: ۸۳]. و سرانجام نیک از آن پرهیزگاران است و دشمنان پیامبر نتوانستند به او گزندی برسانند و هرچه کردند به زیان خودشان تمام شد.
حتی کافران کوشیدند با چشمهای خود به او بلایی برسانند، زیرا نسبت به او کینه و دشمنی داشتند. این نهایت آزار عملی بود که میتوانستند به او برسانند، حال آنکه خداوند نگهبان و یاور پیامبر بود. و با سخنان و حرفهای خود نیز به او آزار میرساندند و در مورد او سخنانی برحسب آنچه دردلهایشان بود میگفتند. پس گاهی میگفتند: «دیوانه» است و گاهی میگفتند: «شاعر» است و گاهی او را «جادوگر» میگفتند.
خداوند متعال میفرماید: ﴿وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ٥٢﴾این قرآن بزرگ و با حکمت جز اندرز و پندی برای جهانیان نیست که به وسیله آن منافع دنیوی و منافع دینشان را به یاد میآورند. و ستایش از آن خداست.
پایان تفسیر سورهی قلم
مکی و ۵۲ آیه است.
آیهی ۸-۱:
﴿ٱلۡحَآقَّةُ١﴾[الحاقة: ۱]. «رخداد راستین».
﴿مَا ٱلۡحَآقَّةُ٢﴾[الحاقة: ۲]. «رخداد راستین چگونه رخدادی است».
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحَآقَّةُ٣﴾[الحاقة: ۳]. «و تو چه میدانی رخداد راستین چیست»؟.
﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ وَعَادُۢ بِٱلۡقَارِعَةِ٤﴾[الحاقة: ۴]. «ثمود و عاد قیامت را دروغ انگاشتند».
﴿فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهۡلِكُواْ بِٱلطَّاغِيَةِ٥﴾[الحاقة: ۵]. «پس امّا ثمود به (وسیلۀ) فریادی مرگبار نابود شدند».
﴿وَأَمَّا عَادٞ فَأُهۡلِكُواْ بِرِيحٖ صَرۡصَرٍ عَاتِيَةٖ٦﴾[الحاقة: ۶]. «و امّا عاد به (وسیلۀ) تندبادی سرکش نابود شدند».
﴿سَخَّرَهَا عَلَيۡهِمۡ سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗاۖ فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ٧﴾[الحاقة: ۷]. «(خداوند) آنرا هفت شب و هفت روز به غایت نحس بر آنان گماشت آنگاه مردمان را میدیدی که روی زمین افتادهاند و انگار تنههای پوک و توخالی درختان خرمایند».
﴿فَهَلۡ تَرَىٰ لَهُم مِّنۢ بَاقِيَةٖ٨﴾[الحاقة: ۸]. «پس آیا میبینی که اثری از آنها باقی مانده باشد»؟!.
﴿ٱلۡحَآقَّةُ﴾یکی از نامهای قیامت است چون قطعا فرا میرسد و مردم را فرا میگیرد و در آن حقائق امور و رازهای دلها آشکار میگردد. پس خداوند با تکرار کردن آن قیامت را مهم خواند: ﴿ٱلۡحَآقَّةُ١ مَا ٱلۡحَآقَّةُ٢ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحَآقَّةُ٣﴾رخداد راستین. رخداد راستین چگونه رخدادی است. و تو چه میدانی رخداد راستین چیست؟ حاقه و رخداد راستین بسیار مهم و عظیم است. سپس نمونهای از حالات موجود قیامت را که در دنیا مشاهده میشود بیان کرد، و آن عقوبتها و عذابهای خطرناکی است که خداوند امتهای سرکش را بدان گرفتار کرده است. پس فرمود: ﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ﴾ثمود قبیله معروفی بود که در حجر سکونت داشتند و خداوند پیامبرش صالح÷را بهسوی آنها فرستاد. صالح آنان را از شرکی که بر آن بودند نهی کرد و آنان را به یکتاپرستی فرا خواند اما آنان دعوت او را نپذیرفتند و وی را تکذیب کردند، و وقتی که از آمدن قیامت خبر داد او را تکذیب کردند، حال آنکه حوادث و احوال قیامت مردمان را فرا میگیرد و آنان را در هم میکوبد.
همچنین قبیله عاد نخستین که ساکنان حضرموت بودند وقتی که خداوند پیامبرش هود÷را بهسوی آنها فرستاد و آنانرا به عبادت خداوند یگانه فرا خواند، او را تکذیب کردند و رستاخیزی را که او از آن خبر میداد انکار کردند، آنگاه خداوند هر دو گروه عاد و ثمود را دردنیا هلاک کرد.
﴿فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهۡلِكُواْ بِٱلطَّاغِيَةِ٥﴾و اما قبیله ثمود با صدای بزرگ و وحشتناکی که دلهایشان را پاره پاره کرد و روحشان را از تن به درآورد هلاک شدند، و چیزی جز خانهها و اجسادشان از آنان باقی نماند. ﴿وَأَمَّا عَادٞ فَأُهۡلِكُواْ بِرِيحٖ صَرۡصَرٍ عَاتِيَةٖ٦﴾و قبیلهی عاد به وسیلهی تندبادی شدید که صدای تندتری از رعد داشت هلاک شدند. ﴿عَاتِيَةٖ﴾به گفتهی بسیاری از مفسران عبارت از تندبادی است که بر نگهبانانش از حد معمول در گذرد و سرکشی کند. و صحیح آن است که به معنی بادی است که بیش از حد بر عاد تجاوز کرد.
﴿سَخَّرَهَا عَلَيۡهِمۡ سَبۡعَ لَيَالٖ وَثَمَٰنِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومٗا﴾خداوند آن تندباد را هفت شب و روز بر آنها گمارد و این روزهای شوم و بدی برای آنان بود و تندباد آنها را هلاک و نابود کرد. ﴿فَتَرَى ٱلۡقَوۡمَ فِيهَا صَرۡعَىٰ﴾پس مردمان را میدیدی که نابود شده و مرده بودند.
﴿كَأَنَّهُمۡ أَعۡجَازُ نَخۡلٍ خَاوِيَةٖ﴾انگار آنها تنههای درختان خرما هستند که سرهایشان قطع شده و روی هم افتادند. ﴿فَهَلۡ تَرَىٰ لَهُم مِّنۢ بَاقِيَةٖ﴾آیا میبینی که اثری از آنها باقی مانده باشد. این استفهام به معنی نفی موکد است. یعنی چیزی و کسی از آنها باقی نماند.
آیهی ۱۲-۹:
﴿وَجَآءَ فِرۡعَوۡنُ وَمَن قَبۡلَهُۥ وَٱلۡمُؤۡتَفِكَٰتُ بِٱلۡخَاطِئَةِ٩﴾[الحاقة: ۹]. «و فرعون و کسانیکه پیش از او بودند و همچنین اهالی شهرهای زیر و رو شده مرتکب گناه شدند».
﴿فَعَصَوۡاْ رَسُولَ رَبِّهِمۡ فَأَخَذَهُمۡ أَخۡذَةٗ رَّابِيَةً١٠﴾[الحاقة: ۱۰]. «آنان از (فرمان) فرستادۀ پروردگارشان سرپیچی کردند، و خداوند ایشان را به سختی فرو گرفت».
﴿إِنَّا لَمَّا طَغَا ٱلۡمَآءُ حَمَلۡنَٰكُمۡ فِي ٱلۡجَارِيَةِ١١﴾[الحاقة: ۱۱]. «همانا ما هنگامیکه آب طغیان کرد شما را بر کشتی روان سوار کردیم».
﴿لِنَجۡعَلَهَا لَكُمۡ تَذۡكِرَةٗ وَتَعِيَهَآ أُذُنٞ وَٰعِيَةٞ١٢﴾[الحاقة: ۱۲]. «تا آنرا برایتان پندی قرار دهیم و گوشهایی فراگیر آنرا به خاطر بسپارند».
همچنین غیر از این دو گروه سرکش عاد و ثمود سرکشان و متجاوزان دیگری نیز آمدهاند، همانند فرعون مصر که خداوند بنده و پیامبرش موسی بن عمران÷را بهسوی او فرستاد و معجزات روشنی به آنها ارائه داد که به وسیله آن حق را به یقین شناختند اما از روی ستمگری و برتری جوئی آن را انکار کردند و بدان کفر ورزیدند. و دیگر تکذیب کنندگانی که پیش از او بودند.
﴿وَٱلۡمُؤۡتَفِكَٰتُ بِٱلۡخَاطِئَةِ﴾و اهل آبادیهای زیر و رو شده. یعنی همهی آبادیهایی که قوم لوط در آن میزیستند مرتکب کفر و تکذیب و ستمگری و مخالفت و انواع گناهان و فساد گشتند.
﴿فَعَصَوۡاْ رَسُولَ رَبِّهِمۡ فَأَخَذَهُمۡ أَخۡذَةٗ رَّابِيَةً١٠﴾این اسم جنس است. یعنی هرکدام از این قوم و دستهها پیامبری را تکذیب کردند که خداوند بهسوی آنان فرستاده بود، و خداوند همهی آنان را با عذاب فرو گرفت و به شدت آنها را مواخذه کرد و هلاک ساخت.
از جمله کسانیکه خداوند آنها را گرفتار عذاب نمود قوم نوح هستند که خداوند آنها را در طوفان غرق کرد. ﴿لَمَّا طَغَا ٱلۡمَآءُ﴾وقتی که آب روی زمین طغیان کرد و از جاهای بلند زمین فراتر رفت. اما خداوند بر مردمانی که مانده بودند منّت گذارد و آنها را در کشتی روان سوار کرد درحالیکه در کمرهای پدران و مادرانشان بودند و خداوند پدران و مادران آنها را نجات داد. پس خداوند را ستایش کنید و او را سپاس گزارید، خداوندی که شما را نجات داد آنگاه که سرکشان راهلاک و نابود ساخت.
و از آیات الهی که بر یگانگی او دلالت مینمایند درس عبرت بیاموزید. بنابراین فرمود: ﴿لِنَجۡعَلَهَا لَكُمۡ تَذۡكِرَةٗ﴾تا جنس کشتی را برایتان پندی قرار دهیم که شما را یادآوری نماید که اولین کشتی ساخته شده چگونه ساخته شد و حکایت آن چگونه بود و خداوند چگونه کسانی را که به او ایمان آورده و از پیامبرش پیروی کرده بودند به وسیلهی آن کشتی نجات داد و تمام اهل زمین را هلاک کرد! چون نوع هر چیزی انسان را به یاد اصل و اساس آن میاندازد.
﴿وَتَعِيَهَآ أُذُنٞ وَٰعِيَةٞ﴾و این را خردمندان میفهمند و منظور از آن را درک مینمایند. به خلاف کسانی که غافل و روی گردان میباشند و کودن هستند، چنین کسانیکه از آیات الهی سود نمیبرند چون آنها نمیفهمند و در آیات الهی نمیاندیشند.
آیهی ۱۸-۱۳:
﴿فَإِذَا نُفِخَ فِي ٱلصُّورِ نَفۡخَةٞ وَٰحِدَةٞ١٣﴾[الحاقة: ۱۳]. «و هنگامیکه یک بار در صور دمیده شود».
﴿وَحُمِلَتِ ٱلۡأَرۡضُ وَٱلۡجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةٗ وَٰحِدَةٗ١٤﴾[الحاقة: ۱۴]. «و زمین و کوهها برداشته شوند، سپس یکباره درهم کوبیده شوند».
﴿فَيَوۡمَئِذٖ وَقَعَتِ ٱلۡوَاقِعَةُ١٥﴾[الحاقة: ۱۵]. «پس در آن روز واقعه رخ میدهد».
﴿وَٱنشَقَّتِ ٱلسَّمَآءُ فَهِيَ يَوۡمَئِذٖ وَاهِيَةٞ١٦﴾[الحاقة: ۱۶]. «و آسمان از هم میشکافد و در آن روز سست و نااستوار است».
﴿وَٱلۡمَلَكُ عَلَىٰٓ أَرۡجَآئِهَاۚ وَيَحۡمِلُ عَرۡشَ رَبِّكَ فَوۡقَهُمۡ يَوۡمَئِذٖ ثَمَٰنِيَةٞ١٧﴾[الحاقة: ۱۷]. «و فرشتگان بر کنارههای آن خواهند بود و هشت تن (از ملائکه) عرش پروردگارت را در آن روز بر فرازشان برمیدارند».
﴿يَوۡمَئِذٖ تُعۡرَضُونَ لَا تَخۡفَىٰ مِنكُمۡ خَافِيَةٞ١٨﴾[الحاقة: ۱۸]. «در آن روز پیش آورده میشوید، از (کارهای) شما هیچ نهفتهای نهان نمیماند».
وقتی خداوند آنچه را که با تکذیب کنندگان کرده بود بیان کرد و فرمود که «چگونه آنها را مجازت کرده و آنها را در دنیا به سزای اعمالشان رسانده و خداوند پیامبران و پیروان آنها را نجات دادهاست»، این مقدمهای بود برای بیان جزای جهان آخرت که در آن روز پاداش اعمالِ به تمام و کمال داده میشود.
پس خداوند چیزهای خطرناکی را که پیش از وقوع قیامت اتفاق میافتد بیان کرد و فرمود: اولین چیزی که اتفاق میافتد این است که اسرافیل در صور میدمد، آنگاه که اجساد از نو زنده میشوند. ﴿نَفۡخَةٞ وَٰحِدَةٞ﴾یک بار در صور دمیده میشود و ارواح بیرون میآیند و هر روحی در جسد خودش داخل میشود و ناگهان مردم میایستند و نگاه میکنند.
﴿وَحُمِلَتِ ٱلۡأَرۡضُ وَٱلۡجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةٗ وَٰحِدَةٗ١٤﴾و زمین و کوهها برداشته میشوند و کوهها در هم کوبیده و نابود میگردند و با زمین مخلوط میشوند. و زمین از بین رفته و به میدانی صاف و هموار تبدیل میگردد که هیچ فراز و نشینبی در آن دیده نمیشود. این کاری است که با زمین و اهل زمین میشود.
و آنچه با آسمان میشود این است که آسمان به تکان و جنبش در میآید و پاره میگردد و رنگ آن تغییر میکند و بعد از این صلابت و قدرت بزرگ، سست و نااستوار میگردد. به راستی که امر بزرگی آن را آشفته میکند و اندوه خطرناکی آن را سست و ضعیف میگرداند.
﴿وَٱلۡمَلَكُ عَلَىٰٓ أَرۡجَآئِهَا﴾و فرشتگان بزرگوار بر کنارههای آسمان خواهند بود در حالی که در برابر عظمت خداوند فروتناند. ﴿وَيَحۡمِلُ عَرۡشَ رَبِّكَ فَوۡقَهُمۡ يَوۡمَئِذٖ ثَمَٰنِيَةٞ﴾و هشت تن از فرشتگان که بینهایت قوی هستند در آن روز عرش پروردگار را حمل میکنند، آنگاه که خداوند برای قضاوت و داوری با عدالت و فضل خویش میآید.
بنابراین فرمود: ﴿يَوۡمَئِذٖ تُعۡرَضُونَ﴾در آن روز پیش خدا آورده میشوید ﴿لَا تَخۡفَىٰ مِنكُمۡ خَافِيَةٞ﴾و هیچ چیزی از اجساد و کارها و حالات شما نهان نمیماند، چون خداوند دانای پیدا و پنهان است. و بندگان را در آن روز با سر و پای برهنه و به صورت ختنه نشده، در زمینی هموار و صاف حشر میگرداند، که صدای صدا کننده به آنها میرسد و همه با چشم دیده میشوند. در این هنگام که آنها را طبق کارهایی که کردهاند جزا و سزا میدهد. بنابراین، کیفیت جزا را بیان کرد و فرمود:
آیهی ۲۴-۱۹:
﴿فَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ فَيَقُولُ هَآؤُمُ ٱقۡرَءُواْ كِتَٰبِيَهۡ١٩﴾[الحاقة: ۱۹]. «پس امّا کسیکه کارنامهاش به دست راست او داده شود میگوید: بگیرید، کارنامهام را بخوانید».
﴿إِنِّي ظَنَنتُ أَنِّي مُلَٰقٍ حِسَابِيَهۡ٢٠﴾[الحاقة: ۲۰]. «من یقین داشتم که همانا من به حسابم خواهم رسید».
﴿فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ٢١﴾[الحاقة: ۲۱]. «پس او در زندگانی پسندیدهای خواهد بود».
﴿فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٖ٢٢﴾[الحاقة: ۲۲]. «در بهشتی (بسیار) بلند خواهد بود».
﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ٢٣﴾[الحاقة: ۲۳]. «که میوهاش در دسترس است».
﴿كُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ هَنِيَٓٔۢا بِمَآ أَسۡلَفۡتُمۡ فِي ٱلۡأَيَّامِ ٱلۡخَالِيَةِ٢٤﴾[الحاقة: ۲۴]. «گوارا بخورید و بیاشامید به (پاداش) آنچه در روزگاران گذشته انجام میدادید».
اینها اهل سعادت و خوشبختی هستند و نامههای اعمالشان که در آن کارهای درستشان ثبت شده به دست راستشان داده میشود تا از دیگران مشخص گردند و بیانگر این باشد که آنها گرامی و بزرگوار هستند. هرکدام از اینها در این هنگام از سر شادی و از آنجا که دوست دارد مردم از احسانی که خداوند به او نموده آگاه شوند، میگوید: ﴿هَآؤُمُ ٱقۡرَءُواْ كِتَٰبِيَهۡ﴾بگیرید نامهی اعمال مرا بخوانید، نامه اعمال من به باغهای بهشت و انواع خوبیها و بخشوده شدن گناهان و پوشیده شدن عیبها مژده میدهد.
و آنچه مرا به اینجا رساند، ایمان به زنده شدن پس از مرگ و کسب آمادگی برای آن با انجام دادن اعمالی بود که میتوانستم آنها را انجام دهم. ﴿إِنِّي ظَنَنتُ أَنِّي مُلَٰقٍ حِسَابِيَهۡ٢٠﴾من یقین داشتم که با حساب و کتاب خود روبرو میشود.
﴿فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ٢١﴾او در زندگانیای خواهد بود که همه آنچه را دلها دوست دارند و چشمها ازدیدن آن لذّت میبرند دربر دارد، درحالیکه آنرا پسندیده است و حاضر نیست چیزی دیگر را به جای آن انتخاب کند. ﴿فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٖ٢٢﴾در منازل و کاخهای بلند و مرتفع خواهد بود.
﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ٢٣﴾میوههای متنوّع این باغها به راحتی در دسترس است و اهل بهشت آن را در حال نشسته و ایستاده و درحالیکه لمیدهاند میتوانند بچینند و بردارند.
و به صورت گرامیداشت به آنها گفته میشود: ﴿كُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ﴾از هر نوع غذای لذیذ بخورید و از هر نوشیدنی گوارا بنوشید. ﴿هَنِيَٓٔۢا﴾کامل و بدون آن که آلایندهای در این خوردنیها و نوشیدنیها باشد. ﴿بِمَآ أَسۡلَفۡتُمۡ فِي ٱلۡأَيَّامِ ٱلۡخَالِيَةِ﴾این به پاداش کارهای شایسته است است که انجام میدادید.
از قیبل نماز و روزه و صدقه و حج و نیکی کردن با مردم و ذکر خدا و روی آوردن به او و ترک کردن کارهای بد. پس خداوند اعمال را سببی برای ورود به بهشت گردانده و آن را اساس نعمتها و سعادت قرار دادهاست.
آیهی ۳۷-۲۵:
﴿وَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِشِمَالِهِۦ فَيَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي لَمۡ أُوتَ كِتَٰبِيَهۡ٢٥﴾[الحاقة: ۲۵]. «و امّا کسیکه کارنامهاش به دست چپ او داده شود میگوید: ای کاش! کارنامهام به من داده نمیشد».
﴿وَلَمۡ أَدۡرِ مَا حِسَابِيَهۡ٢٦﴾[الحاقة: ۲۶]. «و (ای کاش!) نمیدانستم که حساب من چیست».
﴿يَٰلَيۡتَهَا كَانَتِ ٱلۡقَاضِيَةَ٢٧﴾[الحاقة: ۲۷]. «ای کاش مرگ یکسره کننده(ی کار من) بود».
﴿مَآ أَغۡنَىٰ عَنِّي مَالِيَهۡۜ٢٨﴾[الحاقة: ۲۸]. «دارائی من مرا سودی نبخشید».
﴿هَلَكَ عَنِّي سُلۡطَٰنِيَهۡ٢٩﴾[الحاقة: ۲۹]. «قدرت من از دست من برفت».
﴿خُذُوهُ فَغُلُّوهُ٣٠﴾[الحاقة: ۳۰]. «(خداوند به فرشتگان دستور میدهد که) او را بگیرید و به بند و زنجیرش کشید».
﴿ثُمَّ ٱلۡجَحِيمَ صَلُّوهُ٣١﴾[الحاقة: ۳۱]. «سپس او را به دوزخ افکنید».
﴿ثُمَّ فِي سِلۡسِلَةٖ ذَرۡعُهَا سَبۡعُونَ ذِرَاعٗا فَٱسۡلُكُوهُ٣٢﴾[الحاقة: ۳۲]. «آنگاه او را در زنجیری که طولش هفتاد گز است در بند کشید».
﴿إِنَّهُۥ كَانَ لَا يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ ٱلۡعَظِيمِ٣٣﴾[الحاقة: ۳۳]. «بیگمان او به خداوند بزرگ ایمان نمیآورد».
﴿وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ٣٤﴾[الحاقة: ۳۴]. «و (مردم را) بر خوراک دادن بینوا ترغیب نمیکرد».
﴿فَلَيۡسَ لَهُ ٱلۡيَوۡمَ هَٰهُنَا حَمِيمٞ٣٥﴾[الحاقة: ۳۵]. «پس او امروز در اینجا یار مهربانی ندارد».
﴿وَلَا طَعَامٌ إِلَّا مِنۡ غِسۡلِينٖ٣٦﴾[الحاقة: ۳۶]. «و خوراکی هم جز زردابه ندارند».
﴿لَّا يَأۡكُلُهُۥٓ إِلَّا ٱلۡخَٰطُِٔونَ٣٧﴾[الحاقة: ۳۷]. «جز گناهکاران آنرا نمیخورند».
اینها اهل شقاوت و بدبختی هستند که نامه اعمال آنان که کارهای بدشان در آنها ثبت شده است به دست چپشان داده میشود تا مشخّص گردند و خوار و رسوا شوند. پس هرکدام از آنها به خاطر غم و اندوه و ناراحتی میگوید: ﴿يَٰلَيۡتَنِي لَمۡ أُوتَ كِتَٰبِيَهۡ﴾ای کاش کارنامهام به من داده نمیشد! چون این کارنامه به وارد شدن به دوزخ و زیانمندی همیشگی مژده میدهد.
﴿وَلَمۡ أَدۡرِ مَا حِسَابِيَهۡ٢٦﴾کاش چیزی نمیبودم و برانگیخته نمیشدم و مورد حساب و بازخواست قرار نمیگرفتم. بنابراین میگوید: ﴿يَٰلَيۡتَهَا كَانَتِ ٱلۡقَاضِيَةَ٢٧﴾ای کاش مرگ من پایان بخش عمرم بود و بعد از آن دوباره زنده نمیشدم!.
سپس متوجه دارایی و قدرت خویش میشود و ناگهان میبینید که مال و قدرت او آفت جانش گشته، چون او از این مال و قدرت برای آخرت خود استفاده نکرده است و برای او در روز قیامت سودی ندارد، و اگر بخواهد مال خود را به عنوان بلاگردان خویش بدهد به او فایده نمیرساند. پس میگوید: ﴿مَآ أَغۡنَىٰ عَنِّي مَالِيَهۡۜ٢٨﴾مال و دارائیام در دنیا به من سودی نرساند چون من از آن چیزی برای آخرت خود پیش نفرستادم. همچنین در آخرت به من سودی نبخشید چون زمان فایده رساندن آن گذشته است.
﴿هَلَكَ عَنِّي سُلۡطَٰنِيَهۡ٢٩﴾فرمانروایی و قدرت من از دستم رفت و نابود گشت، پس لشکریان و کثرت ساز و برگ و مقام و جایگاه بزرگ به من سودی نرساند بلکه همه از بین رفتند و به سبب همین مال و مقام سود (واقعی) را از دست دادم و به جای آن غمها و رنجها مرا فرا گرفت. پس در این وقت دستور داده میشود که او را عذاب دهند و به نگهبانان تندخو و سخت گیر جهنّم گفته میشود: ﴿خُذُوهُ فَغُلُّوهُ٣٠﴾او را بگیرید و در گردنش طوقی بیندازید که او را خفه کند.
﴿ثُمَّ ٱلۡجَحِيمَ صَلُّوهُ٣١﴾سپس او را بر اخگرها و شعلههای آتش بغلطانید. ﴿ثُمَّ فِي سِلۡسِلَةٖ ذَرۡعُهَا سَبۡعُونَ ذِرَاعٗا فَٱسۡلُكُوهُ٣٢﴾سپس او را در زنجیری از زنجیرهای بسیار داغ جهنّم که طولش هفتاد گز است به بند کشید. یعنی زنجیر را از مقعد او فروبرید و از دهانش بیرون کنید تا در آن به بند کشیده شود و آویزان گردد.
و او همواره به این عذاب وحشتناک گرفتار میشود. چه بد عذاب و چه بد کیفری است! و چقدر جای حسرت و تأسّف است. چون سببی که او را به اینجا رسانده این است که او:
﴿إِنَّهُۥ كَانَ لَا يُؤۡمِنُ بِٱللَّهِ ٱلۡعَظِيمِ٣٣﴾بیگمان من خداوند بزرگ ایمان نمیآورد و به پروردگارش کفر میورزید و با پیامبران خدا به مخالفت بر میخواست و حقّی را که آنها با خود آورده بودند رد کرد.
﴿وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ٣٤﴾و مردم را بر خوراک دادن به بینوا ترغیب نمیکرد. یعنی در دلش مهربانی و رحم نبود که بر فقرا و بینوایان رحم کند. پس او آنها را از مال خود خوراک نمیداد و دیگران را نیز تشویق نمیکرد که به آنها خوراک دهند چون انگیزهای در دلش برای این کار وجود نداشت.
باید دانست که مدار خوشبختی دو چیز است: یکی اخلاص برای خدا که اصل آن ایمان آوردن به خداست، و دیگری نیکی کردن با مردم است، و بزرگترین نیکی برآورده کردن نیاز مستمندان و دادن غذا به آنهاست. اما اینها نه اخلاص داشتند و نه نیکوکاری کردند، بنابراین، سزاوار چیزی میگردند که مستحق آن هستند.
﴿فَلَيۡسَ لَهُ ٱلۡيَوۡمَ هَٰهُنَا حَمِيمٞ٣٥﴾او در روز قیامت خویشاوند یا دوستی ندارد که برایش سفارش کند تا از عذاب خدا نجات یابد و یا به پاداش الهی دست یازد. ﴿وَلَا تَنفَعُ ٱلشَّفَٰعَةُ عِندَهُۥٓ إِلَّا لِمَنۡ أَذِنَ لَهُ﴾[سبأ: ۲۳]. «و شفاعت نزد او (خدا) برای هیچ کسی فایده نخواهد داشت، مگر شفاعت کسی که خداوند به او اجازه دهد». ﴿مَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنۡ حَمِيمٖ وَلَا شَفِيعٖ يُطَاعُ﴾[غافر: ۱۸]. «ستمگران هیچ یار مهربان و شفاعت کنندهای ندارند که اطاعت شود».
﴿وَلَا طَعَامٌ إِلَّا مِنۡ غِسۡلِينٖ٣٦﴾و خوراکی جز خون و چرکی که از بدن دوزخیان بیرون میآید ندارند. این چرک و خونابه به شدت داغ و تلخ و بدبو و مزه است. این خوراک زشت را ﴿إِلَّا ٱلۡخَٰطُِٔونَ﴾جز کسانی که از راه راست منحرف شده و راههایی را در پیش گرفتهاند که آنها را به جهنم میرساند نمیخورند، بنابراین، مستحق عذاب دردناک شدهاند.
آیهی ۵۲-۳۸:
﴿فَلَآ أُقۡسِمُ بِمَا تُبۡصِرُونَ٣٨﴾[الحاقة: ۳۸]. «پس به آنچه میبینید سوگند میخورم».
﴿وَمَا لَا تُبۡصِرُونَ٣٩﴾[الحاقة: ۳۹]. «و (نیز به) آنچه که نمیبینید».
﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ٤٠﴾[الحاقة: ۴۰]. «این (قرآن) گفتار فرستادهای گرانقدر است».
﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَاعِرٖۚ قَلِيلٗا مَّا تُؤۡمِنُونَ٤١﴾[الحاقة: ۴۱]. «و آن گفتۀ شاعری نیست، اندکی ایمان میآورید».
﴿وَلَا بِقَوۡلِ كَاهِنٖۚ قَلِيلٗا مَّا تَذَكَّرُونَ٤٢﴾[الحاقة: ۴۲]. «و گفتۀ هیچ غیبگو و کاهی نیست، اندکی پند میپذیرید».
﴿تَنزِيلٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٤٣﴾[الحاقة: ۴۳]. «از سوی پروردگار جهانیان فرو فرستاده شده است».
﴿وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ٤٤﴾[الحاقة: ۴۴]. «و اگر پیغمبر پارهای از سخنان را به دروغ بر ما میبست».
﴿لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ٤٥﴾[الحاقة: ۴۵]. «بیگمان از او به سختی انتقام میگرفتیم».
﴿ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ٤٦﴾[الحاقة: ۴۶]. «سپس رگ دلش را پاره میکردیم».
﴿فَمَا مِنكُم مِّنۡ أَحَدٍ عَنۡهُ حَٰجِزِينَ٤٧﴾[الحاقة: ۴۷]. «پس هیچکس از شما بازدارندۀ (کیفر ما) از او نیست».
﴿وَإِنَّهُۥ لَتَذۡكِرَةٞ لِّلۡمُتَّقِينَ٤٨﴾[الحاقة: ۴۸]. «و بیگمان آن پندی برای پرهیزگاران است».
﴿وَإِنَّا لَنَعۡلَمُ أَنَّ مِنكُم مُّكَذِّبِينَ٤٩﴾[الحاقة: ۴۹]. «و ما به یقین میدانیم که برخی از شما تکذیب کنندهاید».
﴿وَإِنَّهُۥ لَحَسۡرَةٌ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ٥٠﴾[الحاقة: ۵۰]. «و آن بر کافران مایۀ حسرتی است».
﴿وَإِنَّهُۥ لَحَقُّ ٱلۡيَقِينِ٥١﴾[الحاقة: ۵۱]. «و این (قرآن) حقیقتی راستین است».
﴿فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ٥٢﴾[الحاقة: ۵۲]. «پس نام پروردگار بزرگت را به پاکی یاد کن».
خداوند متعال به همهی آنچه مردم میبینند و به آنچه که نمیبینند سوگند میخورد.
پس همهی خلق در این داخلاند و ذات مقدّس خدا هم داخل است که مردم آنرا نمیبینند. خداوند بر آنچه مردم میبینند و بر آنچه که نمیبینند بر صداقت پیامبر و در خصوص قرآنی که آورده است سوگند خورده و اینکه پیامبر بزرگوار آن را از جانب خدا به مردم رسانده است. و خداوند پیامبرش را از آنچه دشمنانش او را به شاعر یا جادوگر بودن متهم کردند منزه و پاک قرار داد و بیان داشت که آنچه آنها را به این اتهام واداشت عدم ایمان آوردن و پندپذیرفتن آنهاست. پس اگر ایمان میآوردند و پند میپذیرفتند آنچه را که به سود و زیان آنهاست میدانستند.
آنها باید به حالت محمدصو اوصاف و اخلاق او بنگرند تا چیزی را مثل خورشیدِ آشکار مشاهده کنند که آنها را راهنمایی میکند که محمد پیامبر بر حق خداوند است. و آنچه او با خود آورده است ﴿تَنزِيلٞ مِّن رَّبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٤٣﴾از سوی پروردگار جهانیان فرو فرستاده شده است و شایسته نیست که سخن انسانی باشد، بلکه سخنی است که بر عظمت و بزرگی اوصاف و کمال و رفعت مقام کسی دلالت مینماید که این سخنان را گفته است. نیز این محصول گمان آنهاست و هرگز شایستهی خدا و حکمت او نیست.
﴿وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ٤٤ لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ٤٥ ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ٤٦﴾و اگر پیغمبر پارهای از سخنان را به دروغ بر ما میبست، با دست راست او را میگرفتیم و رگ دلش را پاره میکردیم، «وتین» رگی است که به قلب متصل است و هرگاه قطع شود انسان میمیرد و هلاک میگردد.
پس به فرض این که پیغمبر سخنانی را به دروغ به خداوند نسبت میداد خداوند بلافاصله او را عذاب میداد و به سختی او را مواخذه میکرد چون خداوند با حکمت و بر هر چیزی تواناست.
و حکمت او اقتضا میکند که به کسی مهلت ندهد که بر او دروغ میبندد و ادعا میکند خداوند خون و مالِ مخالفانش را برای او مباح قرار داده و او و پیروانش نجات یافتهاند و مخالفانش هلاک شوندگانند.
خداوند پیغمبرش را به وسیله معجزات تأیید نمود و بر راست بودن آنچه او آورده نشانههای روشنگر را دلیل قرار داد، و او را بر دشمنانش پیروز گرداند، و به او قدرت داد تا آنها را تسلیم کند، و این بزرگترین گواه از جانب خدا بر رسالت اوست.
﴿فَمَا مِنكُم مِّنۡ أَحَدٍ عَنۡهُ حَٰجِزِينَ٤٧﴾و اگر خداوند پیغمبر را هلاک کند او نمیتواند خودش را نجات دهد و نه کسی دیگر میتواند او را از عذب خدا برهاند. ﴿وَإِنَّهُۥ لَتَذۡكِرَةٞ لِّلۡمُتَّقِينَ٤٨﴾و این قرآن کریم پندی است برای پرهیزگاران که به وسیله آن منافع دینی و دنیوی خود را به یاد میآورند و آن را میشناسند و به آن عمل مینمایند. قرآن عقائد و باورهای دینی و اخلاق پسندیده و احکام شرعی را به آنها تذکر میدهد و آنگاه آنان از علمای ربانی و عبادت کنندگان عارف و پیشوایان هدایت یافته خواهند شد.
﴿وَإِنَّا لَنَعۡلَمُ أَنَّ مِنكُم مُّكَذِّبِينَ٤٩﴾و ما به یقین میدانیم که برخی از شما، آنرا تکذیب میکنید در اینجا تکذیب کنندگان تهدید شدهاند و به آنها هشدار داده شده است که خداوند آنان را به علت تکذیبشان کیفری سخت خواهد داد.
﴿وَإِنَّهُۥ لَحَسۡرَةٌ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ٥٠﴾و این قرآن برای کافران، مایه حسرت است. چون آنها وقتی بدان کفر ورزند و آنچه را که خداوند به آنها وعده دادهاست مشاهده کنند حسرت میخورند که چرا به وسیله قرآن راهیاب نشدند و از فرامین آن اطاعت نکردند، در نتیجه به علت اطاعت نکردن، پاداش خدا را از دست داده و به سختترین عذاب گرفتار آمدهاند.
﴿وَإِنَّهُۥ لَحَقُّ ٱلۡيَقِينِ٥١﴾قرآن بالاترین مراتب دانش و آگاهی است، چون بالاترین مراتب علم، یقین است. و یقین علم و دانش ثابت و استواری که متزلزل نمیشود و از بین نمیرود. یقین سه مرحله دارد که هریک از قبلی بالاتر است:
اول: علم الیقین و آن دانشی است که از خبر و آگاهی میآید.
دوم: عین الیقین و آن علم و دانشی است که به وسیله حس بینایی به دست میآید.
سوم: حق الیقین و آن آگاهی و دانشی است که به وسیله حس چشایی و لامسه به دست آید. این قرآن ارجمند که دارای اوصاف بسیار عالی و عظیمی است، به واسطهی علومی که در بر دارد و مستند به براهین و دلایل قطعی است، نیز به واسطهی حقایق و معارف ایمانی ای که دارد، برای هرکسی «حق الیقین» حاصل میگردد، به شرط آن که لذت این علوم و حقایق را چشیده باشد.
﴿فَسَبِّحۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلۡعَظِيمِ٥٢﴾پس پروردگارت را از آنچه شایسته شکوه او نیست پاک و منزه بدان و با ذکر اوصاف شکوه و جمال و کمالش وی را تقدیس کن.
پایان تفسیر سورهی حاقه
مکی و ۴۴ آیه است.
آیهی ۷-۱:
﴿سَأَلَ سَآئِلُۢ بِعَذَابٖ وَاقِعٖ١﴾[المعارج: ۱]. «خواهندهای درخواست عذابی کرد که به وقوع میپیوندند».
﴿لِّلۡكَٰفِرِينَ لَيۡسَ لَهُۥ دَافِعٞ٢﴾[المعارج: ۲]. «و آن برای کافران هیچ بازدارندهای ندارد».
﴿مِّنَ ٱللَّهِ ذِي ٱلۡمَعَارِجِ٣﴾[المعارج: ۳]. «از سوی خداوند صاحب درجات و مقاما (است)».
﴿تَعۡرُجُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ إِلَيۡهِ فِي يَوۡمٖ كَانَ مِقۡدَارُهُۥ خَمۡسِينَ أَلۡفَ سَنَةٖ٤﴾[المعارج: ۴]. «فرشتگان و (نیز) روح در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است بهسوی او فرا میروند».
﴿فَٱصۡبِرۡ صَبۡرٗا جَمِيلًا٥﴾[المعارج: ۵]. «پس به صبر نیکو برداری ورز».
﴿إِنَّهُمۡ يَرَوۡنَهُۥ بَعِيدٗا٦﴾[المعارج: ۶]. «آنان آن (روز) را دور میبینند».
﴿وَنَرَىٰهُ قَرِيبٗا٧﴾[المعارج: ۷]. «و ما آنرا نزدیک میبینیم».
خداوند متعال از جهالت و نادانی مخالفان و این که با تمسخر عذاب الهی را به شتاب میطلبند، سخن به میان آورده و با بیان این که آنان میپنداشتند که خدا از عذاب دادن آنها ناتوان است، میفرماید: ﴿سَأَلَ سَآئِلُۢ بِعَذَابٖ وَاقِعٖ١ لِّلۡكَٰفِرِينَ﴾خواهندهای درخواست عذابی برای کافران کرد که به وقوع میپیوندد چون کافران به سبب کفر و عنادشان مستحق آن هستند.
﴿لَيۡسَ لَهُۥ دَافِعٞ٢ مِّنَ ٱللَّهِ ذِي ٱلۡمَعَارِجِ٣﴾[المعارج: ۲-۳]. عذابی که برخی از سرکشان مشرک آنرا به شتاب میطلبند کسی نیست که قبل از آمدنش آن را دور کند و یا بعد از آمدنش آن را برطرف نماید. نضربن حارث قریشی یا کسی دیگر از تکذیب کنندگان دعا کرد و گفت: ﴿ٱللَّهُمَّ إِن كَانَ هَٰذَا هُوَ ٱلۡحَقَّ مِنۡ عِندِكَ فَأَمۡطِرۡ عَلَيۡنَا حِجَارَةٗ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ أَوِ ٱئۡتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٖ﴾[الأنفال: ۳۲]. «بار خدایا! اگر این قرآن حق و از جانب تو است از آسمان بر ما سنگ ببار و یا عذابی دردناک بر ما بیاورد». (پس بدانند که) عذاب حتما از جانب خدا بر آنها خواهد آمد، خداوند یا در دنیا آنها را عذاب میدهد یا عذابشان را برای آخرت ذخیره مینماید. پس اگر آنها خدا را میشناختند و عظمت و گستردگی فرمانروایی او و کمال اسما و صفاتش را میدانستند عذاب را به شتاب نمیطلبیدند و تسلیم و مودب میشدند. بنابراین، خداوند از عظمت خویش سخن گفت، عظمتی که با گفته هی زشت آنها مخالف است و سخنان آنها را نقض میکند. پس فرمود: ﴿ذِي ٱلۡمَعَارِجِ٣ تَعۡرُجُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ إِلَيۡهِ﴾این عذاب از سوی خداوندِ صاحب درجات و مراتب است، خداوندی که دارای علو و برتری و شکوه و عظمت است و سائر خلق تحت تدبیر او هستند. خداوندی که فرشتگان بهسوی او بالا میروند چون آنها تحت تدبیر او هستند، و روح نیز بهسوی او بالا میرود.
و این شامل همه ارواح میشود. ارواح نیاکان و ارواح انسانهای بد و این به هنگام مردن است که روح نیکان بهسوی خدا بالا میرود و از این آسمان به آسمان دیگر اجازه عروج داده میشود تا به آسمانی میرسد که خداوند ﻷدر آن است. آنجا روح به خدا درود میگوید و از نزدیک شدن به او بهرهمند میگردد و شادمان میشود و مورد گرامیداشت و بزرگداشت قرار میگیرد.
امّا روح انسانهای فاسق بهسوی آسمان بالا میرود. وقتی به آسمان برسد اجازهی ورود میخواهد، ولی به آن اجازه داده نمیشود و به زمین بازگردانده میشود.
سپس خداوند مسافتی را که در آن فرشتگان و روح بهسوی خدا بالا میروند بیان کرد و فرمود: خداوند اسباب این کار را برای ارواح و فرشتگان آماده کرده و به آنها سرعت داده که در یک روز بهسوی خدا بالا میروند، درحالیکه اگر از ابتدای عروج تا مقصد و ملاء اعلی به صورت عادی پیموده شود پنجاه هزار سال طول میکشد.
پس این پادشاهی سترگ و جهان بزرگِ بالا و پائین و آفرینش و تدبیر به دست خداوند بلندمرتبه والات. و خداوند حالات ظاهری و باطنی و قرارگاه آنها را میداند و از رحمت و احسان خویش آن قدر به آنها رسانده که همه جهانیان را در برگرفته است. و خداوند فرمان تقدیری و حکم شرعی و جزائی خود را بر آنها اجرا نموده است. پس چقدر خوشبخت هستند مردمانی که عظمت خداوند را نمیدانند و قدر او را آنگونه که حق اوست نمیشناسند و با عجله و شتاب عذاب را میطلبند و گمان میبرند که خداوند از انجام چنین کاری ناتوان است.
پاک است خداوند بردبار که به آنها مهلت داده و آنانرا فراموش نمیکند. و آنان خدا را به خشم آوردند امّا در مقابل کارهای زشتشان شکیبایی ورزیده و آنانرا از تنگدستی و روزی فراوان برخوردار کرده است.
این یکی از احتمالات در تفسیر این آیهی کریمه است. پس این عروج و بالا رفتن در دنیا خواهد بود، چون سیاق و عبارت اوّل بر همین دلالت مینماید. و احتمال دارد که این عروج در روز قیامت باشد و خداوند در آن روز از عظمت و شکوه خود چیزی را آشکار میکند که بزرگترین دلیل بر شناخت او باشد، و آن این که مردم عروج فرشتگان و ارواح را که با تدابیر الهی بالا میروند و پائین میآیند مشاهده خواهند کرد.
﴿فِي يَوۡمٖ كَانَ مِقۡدَارُهُۥ خَمۡسِينَ أَلۡفَ سَنَةٖ﴾در روزی که از بس طولانی و سخت است به اندازهی پنجاه هزار سال میباشد، ولی خداوند این روز را برای مومن کم و سبک مینماید.
﴿فَٱصۡبِرۡ صَبۡرٗا جَمِيلًا٥﴾پس بر دعوت دادن قومت صبری نیکو داشته باش به گونهای که خشمگین شدن و رنجور گشتن در این صبر و بردباری نباشد بلکه به فرمان الهی ادامه بده و بندگان را به یگانه دانستن خداوند دعوت کن، و فرمان نبردن و بیعلاقه بودن آنها تو را از ادامه دادن دعوت بازندارد چون در شکیبائی ورزیدن بر این کار خیر فراوانی است.
﴿إِنَّهُمۡ يَرَوۡنَهُۥ بَعِيدٗا٦ وَنَرَىٰهُ قَرِيبٗا٧﴾آنان روز زنده شدن پس از مرگ و قیامت را بعید میدانند که در آن کسانی که خواهان عذاب هستند عذاب میبینند. یعنی آنها حالتی همانند حالت منکر قیامت دارند، با حالت کسیکه بدبختی و مستی بر او غلبه یافته است تا جایی که همهی چیزهایی که پیش رو دارد از قبیل زنده شدن پس از مرگ و حشر را دور میداند، اما خداوند آنرا نزدیک میبیند چون او مهربان و بردبار است و عجله نمیکند و میداند که قطعا آن روز خواهد آمد،و هرآن چه میآید نزدیک است. سپس خداوند هراسهای آن روز و حالات آن را بیان کرد و فرمود:
آیهی ۱۸-۸:
﴿يَوۡمَ تَكُونُ ٱلسَّمَآءُ كَٱلۡمُهۡلِ٨﴾[المعارج: ۸]. «روزی که آسمان مانند مس گداخته میشود».
﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ٩﴾[المعارج: ۹]. «و کوهها مانند پشم رنگین میشوند».
﴿وَلَا يَسَۡٔلُ حَمِيمٌ حَمِيمٗا١٠﴾[المعارج: ۱۰]. «و هیچ خویشاوندی از (حال) خویشاوندی دیگر نمیپرسد».
﴿يُبَصَّرُونَهُمۡۚ يَوَدُّ ٱلۡمُجۡرِمُ لَوۡ يَفۡتَدِي مِنۡ عَذَابِ يَوۡمِئِذِۢ بِبَنِيهِ١١﴾[المعارج: ۱۱]. «(دوستان و خویشاوندان) به آنان نشان داده میشوند. گناهکار آرزو میکند که فرزندان خود را بلاگردان عذاب آن روز قرار دهد».
﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَأَخِيهِ١٢﴾[المعارج: ۱۲]. «همچنین همسر و برادرش را».
﴿وَفَصِيلَتِهِ ٱلَّتِي تُٔۡوِيهِ١٣﴾[المعارج: ۱۳]. «و عشیرهاش را که به او پناه میدهد».
﴿وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا ثُمَّ يُنجِيهِ١٤﴾[المعارج: ۱۴]. «و حتی (آماده است) تمام کسانی را که روی زمین هستند (فدا کند) آنگاه (این کار) او را برهاند».
﴿كَلَّآۖ إِنَّهَا لَظَىٰ١٥﴾[المعارج: ۱۵]. «هرگز، آن آتش سوزان و سراپا شعله است».
﴿نَزَّاعَةٗ لِّلشَّوَىٰ١٦﴾[المعارج: ۱۶]. «پوست بدن را میکند و با خود میبرد».
﴿تَدۡعُواْ مَنۡ أَدۡبَرَ وَتَوَلَّىٰ١٧﴾[المعارج: ۱۷]. «کسی را که پشت کرده و روی گردانده است. فرا میخواند».
﴿وَجَمَعَ فَأَوۡعَىٰٓ١٨﴾[المعارج: ۱۸]. «و (نیز کسی را که) گرد آورد و نگاه داشت».
﴿يَوۡمَ تَكُونُ ٱلسَّمَآءُ كَٱلۡمُهۡلِ٨﴾روز قیامت روزی است که در آن این چیزهای بزرگ به وقوع میپیوندد و آسما از بس که تکه و پاره میگردد و هراس آن را فرا میگیرد مانند مس گداخته میشود. ﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ٩﴾و کوهها مانند پشم رنگین و حلّاجی شده خواهند شد و بعد از آن به گرد و غباری پراکنده تبدیل میشوند و از بین میروند. وقتی آشفتگی و اضطراب این جرمها و جمادات بزرگ را فرا میگیرد پس در مورد بنده ضعیفی که بار سنگین گناهان را بر دوش میکشد چه گمان میبری؟ آیا نباید دلش از جای درآید و عقلش را از دست بدهد و همه او را فراموش کنند؟ بنابراین فرمود:
﴿وَلَا يَسَۡٔلُ حَمِيمٌ حَمِيمٗا١٠ يُبَصَّرُونَهُمۡ﴾و هیچ دوست و خویشاوندی از حال خویشاوندی دیگر نمیپرسد. خویشاوند خویشاوندش را میبیند اما هرگز به این فکر نمیکند که از حال او جویا شود و نه درباره زندگی و دوستی خودشان سخنی میگویند، بلکه هرکس فقط به فکر خودش است.
﴿يَوَدُّ ٱلۡمُجۡرِمُ لَوۡ يَفۡتَدِي مِنۡ عَذَابِ يَوۡمِئِذِۢ بِبَنِيهِ١١ وَصَٰحِبَتِهِۦ وَأَخِيهِ١٢ وَفَصِيلَتِهِ ٱلَّتِي تُٔۡوِيهِ١٣﴾فرد گناهکار آرزو میکند که کاش میشد برای رهایی از عذاب آن روز فرزندان و همسر و برادر و فامیل و بقیه را فدا سازد، فامیل و قبیلهای که در دنیا یکدیگر را یاری و کمک مینمودند. پس در قیامت هیچکس به کسی دیگر فایدهای نمیرساند و هیچکس شفاعت نمیکند مگر با اجازه خدا.
بلکه مجرمی که مستحق عذاب است اگر همه کسانی را که میشناسد فدا کند، ﴿وَمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ جَمِيعٗا ثُمَّ يُنجِيهِ١٤﴾و همه کسانی را که روی زمین هستند فدا نماید تا نجات یابد این کار برایش فایدهای نخواهد داشت.
﴿كَلَّآۖ﴾هیچ چاره و یاوری ندارند، فرمان عذاب بر آنها قطعی شده و سود و فایده خویشاوندان و دوستان از بین رفته است. ﴿إِنَّهَا لَظَىٰ١٥ نَزَّاعَةٗ لِّلشَّوَىٰ١٦﴾این آتش سوزان و سراپا شعله است که پوست اعضای ظاهری و باطنی را میکَنَد.
﴿تَدۡعُواْ مَنۡ أَدۡبَرَ وَتَوَلَّىٰ١٧ وَجَمَعَ فَأَوۡعَىٰٓ١٨﴾دوزخ کسی را بهسوی خود فرا میخواند که از پیروی کردنِ از حق روی برگردانده و اعراض کرده و به آن توجّهی ننموده و اموال و دارائی را روی هم انباشته و آن را نگاهداری نموده است و آنچه را که به سود اوست و آتش را از او دور مینماید از آن انفاق نکرده است. پس آتش دوزخ چنین کسانی را بهسوی خودش فرا میخواند و آماده است تا بر آنان شعله بکشد.
آیهی ۳۵-۱۹:
﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ خُلِقَ هَلُوعًا١٩﴾[المعارج: ۱۹]. «بهراستی که انسان کم طاعت و ناشکیبا آفریده شده است».
﴿إِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ جَزُوعٗا٢٠﴾[المعارج: ۲۰]. «هرگاه به او مصیبت رسد بیتاب و بیقرار میگردد».
﴿وَإِذَا مَسَّهُ ٱلۡخَيۡرُ مَنُوعًا٢١﴾[المعارج: ۲۱]. «و چون خوبی بدو رو کند بخیل میگردد».
﴿إِلَّا ٱلۡمُصَلِّينَ٢٢﴾[المعارج: ۲۲]. «مگر نمازگزاران».
﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ عَلَىٰ صَلَاتِهِمۡ دَآئِمُونَ٢٣﴾[المعارج: ۲۳]. «کسانیکه بر نمازشان مداومت و مواظبت دارند».
﴿وَٱلَّذِينَ فِيٓ أَمۡوَٰلِهِمۡ حَقّٞ مَّعۡلُومٞ٢٤﴾[المعارج: ۲۴]. «و کسانیکه در مالهایشان حقّی معیّن است».
﴿لِّلسَّآئِلِ وَٱلۡمَحۡرُومِ٢٥﴾[المعارج: ۲۵]. «برای گدا و محروم».
﴿وَٱلَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ٢٦﴾[المعارج: ۲۶]. «و کسانیکه روز جزا را تصدیق میکنند».
﴿وَٱلَّذِينَ هُم مِّنۡ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشۡفِقُونَ٢٧﴾[المعارج: ۲۷]. «و کسانیکه از عذاب پروردگارشان بیمناک و ترسناکند».
﴿إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمۡ غَيۡرُ مَأۡمُونٖ٢٨﴾[المعارج: ۲۸]. «بیگمان عذاب پروردگارشان ایمنی ناپذیر است».
﴿وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِفُرُوجِهِمۡ حَٰفِظُونَ٢٩﴾[المعارج: ۲۹]. «و کسانیکه شرمگاههایشان را محافظت میکنند».
﴿إِلَّا عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِهِمۡ أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ فَإِنَّهُمۡ غَيۡرُ مَلُومِينَ٣٠﴾[المعارج: ۳۰]. «مگر بر زنان و کنیزان خود که (در این صورت) سرزنشی برایشان نیست».
﴿فَمَنِ ٱبۡتَغَىٰ وَرَآءَ ذَٰلِكَ فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡعَادُونَ٣١﴾[المعارج: ۳۱]. «پس هرکس فراتر از این را بجوید آنانند که تجاوزکارند».
﴿وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِأَمَٰنَٰتِهِمۡ وَعَهۡدِهِمۡ رَٰعُونَ٣٢﴾[المعارج: ۳۲]. «و کسانیکه آنان امانتها و عهدشان را رعایت میکنند».
﴿وَٱلَّذِينَ هُم بِشَهَٰدَٰتِهِمۡ قَآئِمُونَ٣٣﴾[المعارج: ۳۳]. «و کسانیکه برپا دارندۀ گواهیهایشان هستند».
﴿وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَلَىٰ صَلَاتِهِمۡ يُحَافِظُونَ٣٤﴾[المعارج: ۳۴]. «و کسانیکه آنان بر نمازهای خود محافظت میکنند».
﴿أُوْلَٰٓئِكَ فِي جَنَّٰتٖ مُّكۡرَمُونَ٣٥﴾[المعارج: ۳۵]. «اینان در باغهایی گرامی داشته میشوند».
در اینجا طبیعت و صفت آدمی بیان شده که کم طاقت و شکیبا است. ناشکیبایی انسان را اینگونه تفسیر کرد و فرمود: ﴿إِذَا مَسَّهُ ٱلشَّرُّ جَزُوعٗا٢٠﴾اگر به انسان بلایی از قبیل فقر یا بیماری برسد، یا چیزی دوست داشتنی از قبیل مال یا خانواده یا فرزندی را از دست دهد شکیبایی نمیورزد و به تقدیر الهی راضی نمیشود بلکه بیتابی و بیصبری میکند.
﴿وَإِذَا مَسَّهُ ٱلۡخَيۡرُ مَنُوعًا٢١﴾هرگاه نیکی و آسایشی به او برسد بخیل میشود از آنچه که خداوند به او داده است نمیبخشد و شکر خدا را به خاطر نعمتها و احسانش به جای نمیآورد. پس انسان به هنگام زیانمندی و بلا بیتابی و بیقراری میکند و در حالت خوشی و آسایش بخل میورزد.
﴿إِلَّا ٱلۡمُصَلِّينَ٢٢﴾مگر نمازگزارانی که دارای این صفات باشند. آنها هرگاه خیر و خوبی بدیشان برسد خدا را سپاس میگذارند و از نعمتهایی که خداوند به آنها ارزانی کرده است انفاق میکنند.
و هرگاه بدی به آنها برسد صبر میکنند و به پاداش الهی چشم میدوزند. در توصیف نمازگزاران فرمود: ﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ عَلَىٰ صَلَاتِهِمۡ دَآئِمُونَ٢٣﴾کسانی که نیازهایشان را در اول وقت و همراه با شرایط و ارکان آن میخوانند و همیشه به این پایبند هستند. و مانند کسی نیستند که نماز نمیخواند یا زمانی نماز میخواند و زمانی دیگر نماز نمیخواند یا به صورت ناقص نماز را انجام میدهد.
﴿وَٱلَّذِينَ فِيٓ أَمۡوَٰلِهِمۡ حَقّٞ مَّعۡلُومٞ٢٤ لِّلسَّآئِلِ وَٱلۡمَحۡرُومِ٢٥﴾و کسانی که در مالهایشان برای کسی که گذایی میکند و برای کسی که چیزی ندارد ولی از مردم طلب نمیکند و کسی نمیداند که او فقیر است سهم مشخصی از زکات و صدقه قرار دادهاند و به این افراد میدهند.
﴿وَٱلَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ٢٦﴾و کسانی که به جزا و زنده شدن پس از مرگ که خدا و پیامبران به آمدن آن خبر دادهاند ایمان میآورند و به آن یقین دارند و خود را برای قیامت آماده میکنند و برای آن میکوشند. و از تصدیق روز جزا تصدیق پیامبران و کتابهایی را که آوردهاند لازم میآید.
﴿وَٱلَّذِينَ هُم مِّنۡ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشۡفِقُونَ٢٧﴾و کسانیکه از عذاب پروردگارشان بیمناک و ترسناکند، پس بدین خاطر همه چیزهایی را که آنانرا به عذاب خدا نزدیک میکند رها میکنند. ﴿إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمۡ غَيۡرُ مَأۡمُونٖ٢٨﴾همانا عذاب پروردگارشان همان عذابی است که از آن باید ترسید و پرهیز کرد.
﴿وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِفُرُوجِهِمۡ حَٰفِظُونَ٢٩﴾و کسانیکه شرمگاههای خود را پاک نگاه میدارند، و آنرا در جای حرامی چون زنا یا لواط یا آمیزش با زن به هنگام عادت ماهانگی یا آمیزش از راه پشت با همسر به کار نمیبرند. نیز شرمگاههای خود را از این حفاظت میکنند که کسی به آن نگاه کند یا آنرا دست بزند که برایش جایز نیست و نیز وسیلههای حرامی را که انگیزه انجام کار زشت میشود رها میکنند و از آن دوری میگزینند.
﴿إِلَّا عَلَىٰٓ أَزۡوَٰجِهِمۡ أَوۡ مَا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُهُمۡ فَإِنَّهُمۡ غَيۡرُ مَلُومِينَ٣٠﴾مگر بر زنان و کنیزان خود که در این صورت آنها به خاطر آمیزش و همخوابی با آنان از محلی که جایگاه حاصلخیزی و کشت و زرع است مورد سرزنش قرار نمیگیرند.
﴿فَمَنِ ٱبۡتَغَىٰ وَرَآءَ ذَٰلِكَ﴾و هرکس که به غیر از زن و کنیزش دنبال چیزی دیگر برود، ﴿فَأُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡعَادُونَ﴾چنین کسانی از آنچه خداوند حلال نموده تجاوز کرده و به آنچه که حرام کرده است روی آوردهاند. این آیه بر حرام بودن نکاح موقت دلالت مینماید چون زنی که به صورت موقت نکاح میشود نه همسر است و نه کنیز.
﴿وَٱلَّذِينَ هُمۡ لِأَمَٰنَٰتِهِمۡ وَعَهۡدِهِمۡ رَٰعُونَ٣٢﴾و کسانیکه برای وفای به عهدهای خود و ادای امانتهایش میکوشند. و این همه امتهایی را شامل میشود که میان بنده و پروردگارش میباشد مانند تکلیفهای پنهانی که کسی جز خدا نمیداند. نیز اموال و رازهایی را که بندگان به صورت امانت به یکدیگر میسپارند در بر میگیرد. همچنین شامل عهدی است که با خدا یا با خلق بسته میشود. عهد و پیمان چیزی است که بنده از آن پرسیده میشود که آیا به آن وفادار بوده یا عهدشکنی و خیانت کرده است؟
﴿وَٱلَّذِينَ هُم بِشَهَٰدَٰتِهِمۡ قَآئِمُونَ٣٣﴾و کسانیکه امانتها و عهدهایشان را رعایت میکنند. یعنی فقط به چیزی گواهی میدهند که آن را میدانند، بدون این که گواهی را کم و کاست ارائه کنند، یا آن را بپوشانند و در ادای شهادت رعایت هیچ خویشاوند و دوستی را نمیکنند و هدفشان از دادن گواهی جلب رضایت خداست. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَأَقِيمُواْ ٱلشَّهَٰدَةَ لِلَّهِ﴾[الطلاق: ۲]. «و گواهی را برای خدا بدهید».
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ كُونُواْ قَوَّٰمِينَ بِٱلۡقِسۡطِ شُهَدَآءَ لِلَّهِ وَلَوۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِكُمۡ أَوِ ٱلۡوَٰلِدَيۡنِ وَٱلۡأَقۡرَبِينَ﴾[النساء: ۱۳۵]. «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! به داد قیام کنید و برای خداوند شهادت دهید هرچند که به زیان خودتان یا پدر و مادر و یا خویشاوندان باشد». ﴿وَٱلَّذِينَ هُمۡ عَلَىٰ صَلَاتِهِمۡ يُحَافِظُونَ٣٤﴾آنها با مداومت بر نمازهایشان آنها را به بهترین و کاملترین صورت میخوانند، ﴿أُوْلَٰٓئِكَ﴾اینان که دارای چنین صفاتی هستند، ﴿فِي جَنَّٰتٖ مُّكۡرَمُونَ﴾خداوند گرامیشان داشته و از نعمتهای پایدار بهشت آنچه که دلشان میخواهد و چشمها از دیدن آن لذّت میبرند بهرهمندشان کرده است و آنان در بهشت جاودانهاند.
خلاصه مطلب این که خداوند سعادتمندان و اهل خیر را با این صفات کامل و اخلاق و رفتار پسندیده از قبیل انجام عبادتهای بدنی مانند نماز و مواظبت بر آن و اعمال قلبی مانند ترس از خداوند که خواستگاه هر کار خوبی است و عبادات مالی و عقاید مفید و بهترین رفتار با خدا و بندگان توصیف کرده است. آنان با مردم به عدل و انصاف رفتار مینمایند، و حقوق امانتهایشان را ضایع نمیکنند و کاملا پاک دامن هستند.
آیهی ۳۹-۳۶:
﴿فَمَالِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ قِبَلَكَ مُهۡطِعِينَ٣٦﴾[المعارج: ۳۶]. «پس کافران را چه شده که بهسوی تو شتابان میآیند»؟!.
﴿عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ عِزِينَ٣٧﴾[المعارج: ۳۷]. «گروه گروه در سمت راست و چپ تو قرای میگیرند».
﴿أَيَطۡمَعُ كُلُّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ أَن يُدۡخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٖ٣٨﴾[المعارج: ۳۸]. «آیا هریک از آنان امیدوارند که به بهشت پرناز و نعمت درآورده شوند»؟.
﴿كَلَّآۖ إِنَّا خَلَقۡنَٰهُم مِّمَّا يَعۡلَمُونَ٣٩﴾[المعارج: ۳۹]. «هرگز، ما آنان را از آنچه میدانند آفریدهایم».
خداوند متعال با بیان سرکشی و فریب خوردن کافران میگوید: ﴿فَمَالِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ قِبَلَكَ مُهۡطِعِينَ٣٦ عَنِ ٱلۡيَمِينِ وَعَنِ ٱلشِّمَالِ عِزِينَ٣٧﴾کافران را چه شده که شتابان بهسوی تو میآیند و گروهها و دستههای گوناگون هستند و در راست و چپ تو قرار دارند و هریک به آنچه دارند شادمان است؟!.
﴿أَيَطۡمَعُ كُلُّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ أَن يُدۡخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٖ٣٨﴾آیا هریک از ایشان امیدوارند که به بهشت پرناز و نعمت درآورده شوند؟ یعنی چه سبب و دلیلی آنها را به بهشت امیدوار کرده است درحالیکه آنها جز کفر ورزیدن به پروردگار جهانیان عملی برای جهان آخرت پیش نفرستادهاند؟!.
بنابراین فرمود: ﴿كَلَّآۖ﴾قضیه آنگونه و مطابق آرزوهایشان نیست، و نمیتوانند آنچه را که میخواهند با توان و قدرت خویش به دست آورند. ﴿إِنَّا خَلَقۡنَٰهُم مِّمَّا يَعۡلَمُونَ﴾ما آنان را از چیزی آفریدهایم که میدانند. یعنی آنها را از آبی منی آفریدهایم که از میان سینهها و کمر بیرون میآید. پس آنها ناتوان هستند و اختیار هیچ سود و زیانی برای خود ندارند، و اختیار مرگ و زندگی و رستاخیز را ندارند.
آیهی ۴۴-۴۰:
﴿فَلَآ أُقۡسِمُ بِرَبِّ ٱلۡمَشَٰرِقِ وَٱلۡمَغَٰرِبِ إِنَّا لَقَٰدِرُونَ٤٠﴾[المعارج: ۴۰]. «سوگند به پروردگار مغربها و مشرقها که ما توانائیم».
﴿عَلَىٰٓ أَن نُّبَدِّلَ خَيۡرٗا مِّنۡهُمۡ وَمَا نَحۡنُ بِمَسۡبُوقِينَ٤١﴾[المعارج: ۴۱]. «بر آن که بهتر از آنانرا جایگزین کنیم و ما ناتوان نیستیم».
﴿فَذَرۡهُمۡ يَخُوضُواْ وَيَلۡعَبُواْ حَتَّىٰ يُلَٰقُواْ يَوۡمَهُمُ ٱلَّذِي يُوعَدُونَ٤٢﴾[المعارج: ۴۲] «آنانرا به حال خود واگذار تا به باطل خود فرو روند و به بازیچه بنشینند تا آنکه به آن روزشان که وعده داده میشوند برسند».
﴿يَوۡمَ يَخۡرُجُونَ مِنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ سِرَاعٗا كَأَنَّهُمۡ إِلَىٰ نُصُبٖ يُوفِضُونَ٤٣﴾[المعارج: ۴۳]. «آن روزی که از گورها شتابان بیرون میشوند گویی آنان بهسوی نشانهای میدوند».
﴿خَٰشِعَةً أَبۡصَٰرُهُمۡ تَرۡهَقُهُمۡ ذِلَّةٞۚ ذَٰلِكَ ٱلۡيَوۡمُ ٱلَّذِي كَانُواْ يُوعَدُونَ٤٤﴾[المعارج: ۴۴]. «درحالیکه چشمانشان به زیر افتاده و خواری و پستی ایشان را فرو بسته است. این است آن روزی که وعده داده شدهاند».
در اینجا خداوند به مشرقها و مغربها خورشید و ماه و ستارگان سوگند یاد میکند چون در این چیزها نشانهای آشکار بر زنده شدن پس از مرگ است. خداوند سوگند میخورد که میتواند خلقت آنها را تغییر دهد بدون اینکه ذاتشان تغییر یابد. همان طور که میفرماید: ﴿وَنُنشِئَكُمۡ فِي مَا لَا تَعۡلَمُونَ﴾[الواقعة: ۶۱]. «و شما را در آنچه نمیدانید پدید میآوریم».
﴿وَمَا نَحۡنُ بِمَسۡبُوقِينَ﴾و هیچکس از ما سبقت نمیگیرد، و اگر بخواهیم او را باز زنده گردانیم از دست ما در نمیرود و ما را ناتوان نمیکند. پس وقتی که زنده شدن پس از مرگ و سزا و جزا ثابت شد و آنها به تکذیب و فرمان نبردن از آیات خدا ادامه دادند، ﴿فَذَرۡهُمۡ يَخُوضُواْ وَيَلۡعَبُواْ﴾آنان را به حال خود واگذار کن تا در گفتههای باطل و عقاید فاسد خود فرو روند و به خود سرگرم شوند و بخورند، بیاشامند و بهرهمند گردند.
﴿حَتَّىٰ يُلَٰقُواْ يَوۡمَهُمُ ٱلَّذِي يُوعَدُونَ﴾تا آن که به آن روزشان برسند که وعده داده میشوند. در آن روز خداوند برایشان شکنجه و عذابی آماده کرده است که سرانجام سرگرمی و فرو رفتن آنها در باطل است. سپس حالت مردم را در روزی که به آنان وعده داده میشود بیان کرد و فرمود: ﴿يَوۡمَ يَخۡرُجُونَ مِنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ سِرَاعٗا﴾روزی که دعوت کننده را اجابت میکنند و از گورها بیرون میآیند و شتابان بهسوی ندادهنده میروند.
﴿كَأَنَّهُمۡ إِلَىٰ نُصُبٖ يُوفِضُونَ﴾انگار بهسوی نشانهای میدوند، پس نمیتوانند از فرمان دعوت دهنده سرپیچی کنند، بلکه خوار و مغلوب نزد پروردگار جهانیان میآیند. ﴿خَٰشِعَةً أَبۡصَٰرُهُمۡ تَرۡهَقُهُمۡ ذِلَّةٞ﴾خواری و پریشانی دلهایشان را فرا میگیرد، به همین سبب چشمهایشان به زیر میافتد و مردم از حرکت میایستند و صداها قطع میشود. ﴿ذَٰلِكَ ٱلۡيَوۡمُ ٱلَّذِي كَانُواْ يُوعَدُونَ﴾این حالت و سرنوشت، همان روزی است که وعده داده میشدند و وعده خداوند به طور قطع تحقق میپذیرد و باید به آن وفا شود.
پایان تفسیر سورهی معارج
مکی و ۲۸ آیه است.
آیهی ۴-۱:
﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوۡمِهِۦٓ أَنۡ أَنذِرۡ قَوۡمَكَ مِن قَبۡلِ أَن يَأۡتِيَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٞ١﴾[نوح: ۱]. «بهراستی که ما نوح را بهسوی قومش فرستادیم که قوم خود را بترسان پیش از آنکه عذابی دردناک به سراغ ایشان بیاید».
﴿قَالَ يَٰقَوۡمِ إِنِّي لَكُمۡ نَذِيرٞ مُّبِينٌ٢﴾[نوح: ۲]. «(نوح) گفت: ای قوم من! من برای شما بیمدهندهای آشکارم».
﴿أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ٣﴾[نوح: ۳]. «که خدا را بندگی کنید و از او بترسید و از من فرمان ببرید».
﴿يَغۡفِرۡ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمۡ وَيُؤَخِّرۡكُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمًّىۚ إِنَّ أَجَلَ ٱللَّهِ إِذَا جَآءَ لَا يُؤَخَّرُۚ لَوۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ٤﴾[نوح: ۴]. «خداوند گناهان شما را میآمرزد و اجل شما را تا وقتی مقرّر به تأخیر میاندازد. بیگمان اگر میدانستید، بدانگاه که وقت مقرّر الهی فرا رسد باز پس داشته نمیشود».
خداوند در این سوره به جز داستان نوح چیزی را بیان نکرده است چون نوح تا مدتی طولانی در میان قومش ماندگار شد و بارها آنانرا به یکتاپرستی دعوت نمود و از شرک ورزیدن بازداشت. پس خداوند متعال خبر میدهد که او نوح را از روی لطف و رحمت خویش و برای این که آنان را از عذاب دردناک بترساند بهسوی آنها فرستاد تا به کفر خویش ادامه ندهند که آنگاه برای همیشه نابود خواهند شد و به آنان عذابی همیشگی خواهد داد.
نوح÷فرمان الهی را اطاعت کرد و آن را انجام داد و فرمود: ﴿يَٰقَوۡمِ إِنِّي لَكُمۡ نَذِيرٞ مُّبِينٌ﴾ای قوم من! همانا من برای شما بیم دهندهای آشکارم. چون او بهطور واضح بیان میکرد که مردم را از چه چیزی بیم میداد. و بیان میداشت که چگونه میتوان نجات یافت.
پس راه نجات را به آنان نشان داد و فرمود: ﴿أَنِ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَٱتَّقُوهُ﴾خدا را بندگی کنید. یعنی او را به یگانگی پرستش نمایید و از شرک ورزیدن و راهها و وسایل آن دوری جوئید. و اینکه اگر آنان تقوای الهی را رعایت کنند گناهانشان آمرزیده میشود و هرگاه گناهانشان آمرزیده شود از عذاب نجات پیدا میکنند و به پاداش دست مییازند.
﴿وَيُؤَخِّرۡكُمۡ إِلَىٰٓ أَجَلٖ مُّسَمًّى﴾شما را در این جهان بهرهمند میسازد و نابودی و هلاکت را تا مدتی معین از شما دور میکند. یعنی باقی ماندن در دنیا به تقدیر و قضای الهی است و تا مدتی معین انسان در این دنیا باقی میماند و برای همیشه در دنیا بهرهمند نخواهد بود. چون مرگ قطعا روزی فرا میرسد. بنابراین فرمود: ﴿إِنَّ أَجَلَ ٱللَّهِ إِذَا جَآءَ لَا يُؤَخَّرُۚ لَوۡ كُنتُمۡ تَعۡلَمُونَ﴾بیگمان هنگامیکه اجل نهایی الهی فرا رسد تأخیر پیدا نمیکند، اگر شما میدانستید.
به خدا کفر نمیورزیدید و با حق مخالفت نمیکردید. آنها دعوت نوح را نپذیرفتند و از فرمان او اطاعت نکردند. پس نوح به درگاه پروردگارش شکایت کرد و فرمود:
آیهی ۱۴-۵:
﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوۡتُ قَوۡمِي لَيۡلٗا وَنَهَارٗا٥﴾[نوح: ۵]. «(نوح) گفت: پروردگارا! من قوم خود را شب و روز فراخواندم».
﴿فَلَمۡ يَزِدۡهُمۡ دُعَآءِيٓ إِلَّا فِرَارٗا٦﴾[نوح: ۶]. «ولی دعوت من در حق آنان به جز گریز نیافزود».
﴿وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوۡتُهُمۡ لِتَغۡفِرَ لَهُمۡ جَعَلُوٓاْ أَصَٰبِعَهُمۡ فِيٓ ءَاذَانِهِمۡ وَٱسۡتَغۡشَوۡاْ ثِيَابَهُمۡ وَأَصَرُّواْ وَٱسۡتَكۡبَرُواْ ٱسۡتِكۡبَارٗا٧﴾[نوح: ۷]. «و هرگاه من آنانرا فراخواندم تا آنانرا بیامرزی انگشتهایشان را به گوشهای خود فرو کردند و جامههایشان را به خود پیچیدند و پافشاری کردند و سخت کبر ورزیدند».
﴿ثُمَّ إِنِّي دَعَوۡتُهُمۡ جِهَارٗا٨﴾[نوح: ۸]. «سپس من آنانرا با صدای بلند و آشکار دعوت کردم».
﴿ثُمَّ إِنِّيٓ أَعۡلَنتُ لَهُمۡ وَأَسۡرَرۡتُ لَهُمۡ إِسۡرَارٗا٩﴾[نوح: ۹]. «سپس (دعوتم را) برای آنان آشکار ساختم و به صورت نهانی (هم) بدیشان رساندم».
﴿فَقُلۡتُ ٱسۡتَغۡفِرُواْ رَبَّكُمۡ إِنَّهُۥ كَانَ غَفَّارٗا١٠﴾[نوح: ۱۰]. «و گفتم: از پروردرگاتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است».
﴿يُرۡسِلِ ٱلسَّمَآءَ عَلَيۡكُم مِّدۡرَارٗا١١﴾[نوح: ۱۱]. «(اگر چنین کنید) خدا از آسمان بارانهای پرخیر و برکت و یپاپی میبارند».
﴿وَيُمۡدِدۡكُم بِأَمۡوَٰلٖ وَبَنِينَ وَيَجۡعَل لَّكُمۡ جَنَّٰتٖ وَيَجۡعَل لَّكُمۡ أَنۡهَٰرٗا١٢﴾[نوح: ۱۲]. «و شما را با (بخشیدن) اموال و فرزندان مدد میرساند و به شما باغها میدهد و برایتان رودها پدید میآورد».
﴿مَّا لَكُمۡ لَا تَرۡجُونَ لِلَّهِ وَقَارٗا١٣﴾[نوح: ۱۳]. «شما را چه شده است که بزرگی و شکوه برای خداوند قابل نمیشوید»؟.
﴿وَقَدۡ خَلَقَكُمۡ أَطۡوَارًا١٤﴾[نوح: ۱۴]. «شما را چه شده است که بزرگی و شکوه برای خداوند قابل نمیشوید»؟.
﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوۡتُ قَوۡمِي لَيۡلٗا وَنَهَارٗا٥ فَلَمۡ يَزِدۡهُمۡ دُعَآءِيٓ إِلَّا فِرَارٗا٦﴾نوح گفت: پروردگارا! من قوم خویش را شب و روز دعوت دادهام اما دعوت دادن من جز گریز از حق و روی گردانی به آنان نیافزود. بنابراین، دعوت دادن فایدهای نداشت چون فایده دعوت این است که هدف کاملا به دست یابی یا قسمتی از آن حاصل گردد.
﴿وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوۡتُهُمۡ لِتَغۡفِرَ لَهُمۡ﴾و من هر زمان که ایشان را فراخواندم تا آنانرا بیامرزی. یعنی آنان را دعوت کردم تا اجابت کنند چون وقتی اجابت کنند آنها را میآمرزی و این فقط به مصلحت آنان بود، اما آنان به جز ادامه دادن به باطل خود و گریز از حق چیزی نپذیرفتند.
﴿جَعَلُوٓاْ أَصَٰبِعَهُمۡ فِيٓ ءَاذَانِهِمۡ﴾آنان برای این که سخنان پیامبرشان نوح÷را نشنوند انگشتان خود را در گوشهایشان فرو بردند. ﴿وَٱسۡتَغۡشَوۡاْ ثِيَابَهُمۡ﴾و لباسهایشان را بر سر کشیدند و این به خاطر دوری از حق و نفرت از آن بود. ﴿وَأَصَرُّواْ وَٱسۡتَكۡبَرُواْ ٱسۡتِكۡبَارٗا﴾و بر کفر و بدی خود پافشاری کردند و در برابر حق تکبر ورزیدند. پس شر و بدی آنها فزونی گرفت و خیر و خوبی از آنها دور گشت.
﴿ثُمَّ إِنِّي دَعَوۡتُهُمۡ جِهَارٗا٨﴾سپس آنان را با صدای بلند و آشکار که همه میشنیدند دعوت کردم. ﴿ثُمَّ إِنِّيٓ أَعۡلَنتُ لَهُمۡ وَأَسۡرَرۡتُ لَهُمۡ إِسۡرَارٗا٩﴾سپس به صورت علنی و نهانی دعوت را بدیشان رساندم. همه اینها به خاطر خیرخواهی برای آنان بود، و از هر راهی که گمان میرفت هدف به دست میآید نوح وارد شد.
﴿فَقُلۡتُ ٱسۡتَغۡفِرُواْ رَبَّكُمۡ﴾پس به آنان گفتم: گناهانی را که بر آن هستید رها کنید و از خداوند برای گناهانتان طلب آمرزش نمائید. ﴿إِنَّهُۥ كَانَ غَفَّارٗا﴾بیگمان خداوند برای کسی که توبه کند و آمرزش بطلبد بس آمرزنده است پس نوح آنها را به بخشوده شدن گناهان و پاداشی که به دنبال آن میآید و دور شدن عذاب تشویق کرد.
هم چنین نوح آنها را به خیر و نیکی دنیا تشویق کرد و فرمود: ﴿يُرۡسِلِ ٱلسَّمَآءَ عَلَيۡكُم مِّدۡرَارٗا١١﴾خداوند بارانی پیاپی که درهها را پرآب خواهد کرد و شهرها و مردمان را زندگی و آبادانی میبخشد بر شما میفرستد.
﴿وَيُمۡدِدۡكُم بِأَمۡوَٰلٖ وَبَنِينَ﴾و دارائیتان را که به وسیله آن هرچه از دنیا بخواهید به دست میآورید، و نیز فرزندانتان را زیاد میکند. ﴿وَيَجۡعَل لَّكُمۡ جَنَّٰتٖ وَيَجۡعَل لَّكُمۡ أَنۡهَٰرٗا﴾و به شما باغها میدهد و رودبارهای پرآب در اختیارتان میگذارد و این بالاترین لذت دنیا و خواستههای آن است.
﴿مَّا لَكُمۡ لَا تَرۡجُونَ لِلَّهِ وَقَارٗا١٣﴾شما را چه شده که خداوند نزدتان قدر ندارد و برای او شکوه و بزرگی قایل نیستند و از عظمت الهی نمیترسید؟
﴿وَقَدۡ خَلَقَكُمۡ أَطۡوَارًا١٤﴾حال آنکه خداوند آفرینشی پیاپی در شکم مادر به شما داده و در مراحل مختلف و به گونههای متفاوتی شما را آفریده است! در شکم مادر آفرینشی دیگر داشتهاید و به هنگام شیرخواری آفرینشی دیگر دارید و در سن کودکی و سپس سن رشد و آنگاه در دوران جوانی به گونهای دیگر بودهاید. سپس همواره آفرینش تغییر مییابد. پس خداوند که به تنهای میآفریند فقط او باید عبادت و پرستش شود.
بیان آفرینش نخستین آنها اشارهای به معاد و زندگی پس از مرگ است. یعنی بدانید کسی که شما را از عدم و نیستی آفریده است میتواند شما را بعد از مردنتان زنده کند. و نیز برای اثبات معاد به آفرینش آسمانها که از خلقت مردم مهمتر و بزرگتر است استدلال نموده و میفرماید:
آیهی ۲۱-۱۵:
﴿أَلَمۡ تَرَوۡاْ كَيۡفَ خَلَقَ ٱللَّهُ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ طِبَاقٗا١٥﴾[نوح: ۱۵]. «آیا نمیبینید چگونه خداوند هفت آسمان را یکی بر بالای دیگری آفریده است»؟!.
﴿وَجَعَلَ ٱلۡقَمَرَ فِيهِنَّ نُورٗا وَجَعَلَ ٱلشَّمۡسَ سِرَاجٗا١٦﴾[نوح: ۱۶]. «و ماه را درمیان آنها تابان، و خورشید را چراغ (درخشان) کرده است»؟!.
﴿وَٱللَّهُ أَنۢبَتَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ نَبَاتٗا١٧﴾[نوح: ۱۷]. «و خداوند به گونۀ شگفتی شما را از زمین آفریده است».
﴿ثُمَّ يُعِيدُكُمۡ فِيهَا وَيُخۡرِجُكُمۡ إِخۡرَاجٗا١٨﴾[نوح: ۱۸]. «سپس شما را به آن باز میگرداند و بعد شما را به گونۀ شگفت آوری (از زمین) بیرون میآورد».
﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ بِسَاطٗا١٩﴾[نوح: ۱۹]. «و خداوند زمین را برای شما گسترده و فراخ کرده است».
﴿لِّتَسۡلُكُواْ مِنۡهَا سُبُلٗا فِجَاجٗا٢٠﴾[نوح: ۲۰]. «تا در آن راههای فراخ در پیش گیرید».
﴿قَالَ نُوحٞ رَّبِّ إِنَّهُمۡ عَصَوۡنِي وَٱتَّبَعُواْ مَن لَّمۡ يَزِدۡهُ مَالُهُۥ وَوَلَدُهُۥٓ إِلَّا خَسَارٗا٢١﴾[نوح: ۲۱]. «نوح گفت: پروردگارا! بیگمان از من نافرمانی کردند و از کسی پیروی کردند که مال و فرزندانش جز زیان بر او نیفزود».
﴿أَلَمۡ تَرَوۡاْ كَيۡفَ خَلَقَ ٱللَّهُ سَبۡعَ سَمَٰوَٰتٖ طِبَاقٗا١٥﴾آیا نمیبینید که خداوند چگونه هفت آسمان را یکی بر بالای دیگری آفریده است؟!
﴿وَجَعَلَ ٱلۡقَمَرَ فِيهِنَّ نُورٗا﴾و ماه را برای اهل زمین پرتو افشان قرار دادهاست. ﴿وَجَعَلَ ٱلشَّمۡسَ سِرَاجٗا﴾و خورشید را چراغی گردانده است. در اینجا به عظمت و اهمیت آفرینش این چیزها و کثرت منافعی که در خورشید و ماه است اشاره شده است. و این منافع بر رحمت خداوند و گستردگی احسان او دلالت مینماید. پس خداوند بزرگ و مهربان سزاوار است که بزرگ داشته شود و مورد محبت قرا ر گیرد و او را پرستش کنیم و از او بهراسیم و به او امیدوار باشیم.
﴿وَٱللَّهُ أَنۢبَتَكُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ نَبَاتٗا١٧﴾و خداوند شما را از زمین آفریده است، آنگاه که آدم را از زمین آفرید و شما در کمر او بودید.
﴿ثُمَّ يُعِيدُكُمۡ فِيهَا﴾سپس به هنگام مردم شما را به زمین بازمی گرداند. ﴿وَيُخۡرِجُكُمۡ إِخۡرَاجٗا﴾و بعد شما را به گونه عجیبی برای حشر و رستاخیز از زمین بیرون میآورد. پس زندگی و مرگ و رستاخیز به دست اوست.
﴿وَٱللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ ٱلۡأَرۡضَ بِسَاطٗا١٩﴾و خداوند زمین را برای بهروزی شما پهن و آماده قرار دادهاست.
﴿لِّتَسۡلُكُواْ مِنۡهَا سُبُلٗا فِجَاجٗا٢٠﴾تا از راههای فراخ و گسترده آن بگذرید. پس اگر خداوند زمین را گسترده و فراخ نمیکرد راهی در آن نبود و آسمانها نمیتوانستند آنرا شخم بزنند و در آن نهال بکارند و کشاورزی نمایند و بر روی آن خانه بسازید و به آرامی بنشینند.
﴿قَالَ نُوحٞ﴾نوح با شکایت به درگاه پروردگارش گفت: سخن و موعظه و اندرز در مورد آنها سودمند نگردید، ﴿رَّبِّ إِنَّهُمۡ عَصَوۡنِي﴾پروردگارا! آنها از من نافرمانی کردند. ﴿وَٱتَّبَعُواْ مَن لَّمۡ يَزِدۡهُ مَالُهُۥ وَوَلَدُهُۥٓ إِلَّا خَسَارٗا﴾و از کسی پیروی نمودند که مال و فرزندش جز زیان چیزی به او نیافزوده است. یعنی از پیامبر که خیرخواه و راهنمای ِ بهسوی خوبی و خیر بود سرپیچی کردند و از سران و اشرافی که اموال و فرزندانشان جز زیان و هلاکت به آنها چیزی نیافزود اطاعت نمودند. پس چگونه خواهند بود کسانیکه مطیع آنان گشتند و از آنان پیروی نمودند!.
آیهی ۲۵-۲۲:
﴿وَمَكَرُواْ مَكۡرٗا كُبَّارٗا٢٢﴾[نوح: ۲۲]. «و آن (پیشوایان) دست به مکری بس بزرگ زدند».
﴿وَقَالُواْ لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمۡ وَلَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا٢٣﴾[نوح: ۲۳].«و گفتند: معبودانتان را رها مکنید و «ود» و «سواع» و «یغوث» و «یعوق» و «نسر» را وامگذارید».
﴿وَقَدۡ أَضَلُّواْ كَثِيرٗاۖ وَلَا تَزِدِ ٱلظَّٰلِمِينَ إِلَّا ضَلَٰلٗا٢٤﴾[نوح: ۲۴]. «و بهراستی که بسیاری را گمراه کردند و جز گمراهی بر ستمکاران میفزای».
﴿مِّمَّا خَطِيٓـَٰٔتِهِمۡ أُغۡرِقُواْ فَأُدۡخِلُواْ نَارٗا فَلَمۡ يَجِدُواْ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ أَنصَارٗا٢٥﴾[نوح: ۲۵]. «به (سزای) گناهانشان غرق گشتند سپس به آتش درآورده شدند و برای خود در برابر خداوند یاورانی نیافتند».
﴿وَمَكَرُواْ مَكۡرٗا كُبَّارٗا٢٢﴾و آن سران برای مخالفت با حق مکری بزرگ ورزیدند. ﴿وَقَالُواْ لَا تَذَرُنَّ ءَالِهَتَكُمۡ﴾سران کفر با دعوت کردن آنها بهسوی شرک و زیبا جلوه دادن آن گفتند: معبودانتان را رها نکنید، پس آنها را به تعّصب بر شرکی که بودند فراخواندند و از آنها خواستند تا معبودانی را که پدران و نیاکانشان بر آن بودهاند رها نکنند. سپس معبودان آنها را مشخص کردند و گفتند: ﴿وَلَا تَذَرُنَّ وَدّٗا وَلَا سُوَاعٗا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسۡرٗا﴾ودّ و سواع و یغوث و یعوق و نسر را رها نکنید. اینها نامهای مردان صالحی بود که وقتی مردند شیطان برای قومشان این را آراست که تمثالهایشان را درست کنند، تا وقتی که عکسها و تمثالهای آنان را میبینند برای عبادت قوّت بگیرند. سپس روزگاری طولانی گذشت و نسلی دیگر آمد و شیطان به اینها گفت پدرانتان این تمثالها را عبادت میکردند و به آنها توسل میجستند.
و به وسیلهی اینها باران بر آنان میباریده است. پس اینان بتها و مجسمّهها را پرستش کردند. بنابراین، سران و اشرافشان پیروان خود را توصیه کردند که عبادت این بتها را رها نکنند.
﴿وَقَدۡ أَضَلُّواْ كَثِيرٗا﴾سران و بزرگان با دعوت خود بسیاری از مردم را گواه کردهاند. ﴿وَلَا تَزِدِ ٱلظَّٰلِمِينَ إِلَّا ضَلَٰلٗا﴾و جز گمراهی بر کافران میفزای. یعنی اگر انحراف آنها موقعی که ایشان را دعوت میکردم بهسوی حق میبود، چنین انحرافی مصلحت بود، اما آنها با دعوت سران و بزرگانشان جز گمراهی عایدشان نشد. بنابراین، خداوند عذاب و عقوبت دنیوی و اخروی آنها را بیان کرد و فرمود: ﴿مِّمَّا خَطِيٓـَٰٔتِهِمۡ أُغۡرِقُواْ﴾آنها به سزای گناهانشان در دریا که آنها را از هر سو احاطه کرده بود غرق شدند.
﴿فَأُدۡخِلُواْ نَارٗا﴾پس جشمهایشان در آب غرق شد و ارواح آنها وارد آتش گردید. و این همه به خاطر گناهانشان بود، پیامبرشان نزد آنها آمد و آنها را هشدار داد و آنها را از عاقبت بد گناهان خبر داد اما آنها گفتههای پیغمبر خود را نپذیرفتند تا این که عذاب آنها را فرا گرفت.
﴿فَلَمۡ يَجِدُواْ لَهُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ أَنصَارٗا﴾پس در برابر خداوند یاورانی نیافتند که آنها را هنگام فرود آمدن عذاب یاری کند و هیچ کسی نبود که جلوِ قضا و تقدیر الهی را بگیرد.
آیهی ۲۸-۲۶:
﴿وَقَالَ نُوحٞ رَّبِّ لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا٢٦﴾[نوح: ۲۶]. «و نوح گفت: پروردگارا! هیچ کسی از کافران را بر روی زمین باقی مگذار».
﴿إِنَّكَ إِن تَذَرۡهُمۡ يُضِلُّواْ عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوٓاْ إِلَّا فَاجِرٗا كَفَّارٗا٢٧﴾[نوح: ۲۷]. «چرا که اگر تو آنانرا باقی بگذاری بندگانت را گمراه میسازند و جز بدکار ناسپاس به دنیا نمیآورند».
﴿رَّبِّ ٱغۡفِرۡ لِي وَلِوَٰلِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيۡتِيَ مُؤۡمِنٗا وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِۖ وَلَا تَزِدِ ٱلظَّٰلِمِينَ إِلَّا تَبَارَۢا٢٨﴾[نوح: ۲۸]. «پروردگارا! من و پدر و مادرم را و هر آن کس را که مؤمن به خانهام درآید و مردان و زنان مؤمن را بیامرز و ستمکاران را جز نابودی میفزای».
﴿وَقَالَ نُوحٞ رَّبِّ لَا تَذَرۡ عَلَى ٱلۡأَرۡضِ مِنَ ٱلۡكَٰفِرِينَ دَيَّارًا٢٦﴾و نوح گفت: پروردگارا! بر روی زمین هیچ کسی را مگذار که حرکت کند. او علّت درخواست نابودی آنها را ذکر کرد و گفت: ﴿إِنَّكَ إِن تَذَرۡهُمۡ يُضِلُّواْ عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوٓاْ إِلَّا فَاجِرٗا كَفَّارٗا٢٧﴾اگر آنانرا بگذری بندگانت را گمراه میسازند و جز فرزندان بدکار و کافر و سرسخت به دنیا نمیآورند. یعنی باقی ماندن آنها باعث تباهی خودشان و دیگران میشود.
نوح بدان خاطر این سخن را گفت که بسیار با آنها سروکار داشت و آنها را میشناخت و اخلاق آنان را میدانست بنابراین، میدانست که به سبب اعمالشان چنین چیزی به وجود میآید. بنابراین، خداوند دعایش را پذیرفت و همه آنان را غرق کرد و نوح و مومنانی را که همراهش بودند نجات داد.
﴿رَّبِّ ٱغۡفِرۡ لِي وَلِوَٰلِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيۡتِيَ مُؤۡمِنٗا﴾اینها را به طور ویژه بیان کرد چون حقشان بیشتر و مقدّمتر است. سپس به طور عام دعا کرد و گفت: ﴿وَلِلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِۖ وَلَا تَزِدِ ٱلظَّٰلِمِينَ إِلَّا تَبَارَۢا﴾و زنان و مردان مومن را بیامرز و ستمکاران را چیزی جز هلاکت و نابودی و نابودی و زیان میفزای.
پایان تفسیر سورهی نوح
مکی و ۲۸ آیه است.
آیهی ۲-۱:
﴿قُلۡ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ ٱسۡتَمَعَ نَفَرٞ مِّنَ ٱلۡجِنِّ فَقَالُوٓاْ إِنَّا سَمِعۡنَا قُرۡءَانًا عَجَبٗا١﴾[الجن: ۱]. «بگو: به من وحی شده است که گروهی از جنّیان (به تلاوت قرآن) گوش فرا دادند، آنگاه گفتند: بیگمان قرآنی شگفت شنیدیم».
﴿يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلرُّشۡدِ فََٔامَنَّا بِهِۦۖ وَلَن نُّشۡرِكَ بِرَبِّنَآ أَحَدٗا٢﴾[الجن: ۲]. «به راه راست هدایت میکند، پس به آن ایمان آوردیم و هرگز کسی را با پروردگار خود شریک نمیسازیم».
﴿قُلۡ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ ٱسۡتَمَعَ نَفَرٞ مِّنَ ٱلۡجِنِّ﴾ای پیامبر! به مردمان بگو: به من وحی شده است که گروهی از جنها به قرآن گوش فرا دادند. خداوند این جنها را بهسوی پیامبر برد تا آیات او را بشنوند و حجت بر آنها اقامه گردد و نعمت بر آنان کامل شود و قوم خود را بیم دهند.
خداوند به پیامبر فرمان داد تا حکایت آنها را برای مردم تعریف کند. آنها وقتی نزد پیامبر آمدند گفتند: ساکت باشید، وقتی ساکت شدند و گوش فرا دادند معانی و مفاهیم قرآن را فهمیدند و حقایق قرآن به دلهایشان رسید.
﴿فَقَالُوٓاْ إِنَّا سَمِعۡنَا قُرۡءَانًا عَجَبٗا﴾پس گفتند: ما قرآنی شگفت و زیبا که دارای مطالبی عالی است شنیدیم. ﴿يَهۡدِيٓ إِلَى ٱلرُّشۡدِ﴾رشد به همه چیزهایی گفته میشود که مردم را بهسوی منافع دینی و دنیوی هدایت میکند. ﴿فََٔامَنَّا بِهِۦۖ وَلَن نُّشۡرِكَ بِرَبِّنَآ أَحَدٗا﴾پس به آن ایمان آوردیم و هرگز چیزی را شریک پروردگارمان نمیکنیم. پس آنها هم ایمان آوردند که همهی اعمال خیر در آن است و هم پرهیزگاری پیشه کردند که پرهیزگاری متضمّن دوری از بدی است.
و آنها عامل ایمان آوردن و لوازم آن را راهنماییهای قرآن قرار دارند که مصالح و فواید فراوانی دربردارد و آدمی را از مضّرات برحذر میدارد. این چیزها نشانهای بزرگ و دلیلی قاطع هستند برای کسی که در پرتو نور قرآن راهش را پیدا کند و به وسیله آن راهیاب گردد. و این ایمانی است که سودمند میباشد و هر خیر و نیکی را است که سودمند میباشد و هر خیر و نیکی را به بار میآورد.
این ایمان براساس رهنمود قرآن به دست میآید به خلاف ایمانی که بنابر عرف به دست میآید به خلاف ایمانی که بنابر عرف و عادت و محیط زندگی و امثال آن حاصل میشود. چنین ایمانی، تقلیدی و سنتی است و در معرض خطر و عوارض زیادی قرار دارد.
آیهی ۴-۳:
﴿وَأَنَّهُۥ تَعَٰلَىٰ جَدُّ رَبِّنَا مَا ٱتَّخَذَ صَٰحِبَةٗ وَلَا وَلَدٗا٣﴾[الجن: ۳]. «و شأن و شکوه پروردگارمان بس بلند است، او همسر و فرزندی برنگرفته است».
﴿وَأَنَّهُۥ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى ٱللَّهِ شَطَطٗا٤﴾[الجن: ۴]. «و (شگفت) این که نادانِ ما دربارۀ خداوند سخنان نادرستی میگفت».
﴿وَأَنَّهُۥ تَعَٰلَىٰ جَدُّ رَبِّنَا﴾جلال و عظمت خداوند والاست و نامهایش مقدّس میباشد. ﴿مَا ٱتَّخَذَ صَٰحِبَةٗ وَلَا وَلَدٗا﴾او همسر و فرزندی برنگرفته است. پس آنها از والا بودن شأن و شکوه خداوند به این پی بردند که او از داشتن همسر و فرزند پاک است، چون در هر صفت کمالی دارای شأن و عظمت است. و داشتن همسر و فرزند با این چیز منافات دارد، چون برنگرفتن زن و فرزند با کمال بینیازی متضاد است.
﴿وَأَنَّهُۥ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى ٱللَّهِ شَطَطٗا٤﴾کم خردان ما درباره خداوند سخنان نادرستی میگفتند. و آنچه آنها را به گفتن چنین سخنانی وادار کرد کم خردی آنها بود، وگرنه چنانچه هوشیار و فهمیده بودند میدانستند که چه بگویند.
آیهی ۵:
﴿وَأَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن تَقُولَ ٱلۡإِنسُ وَٱلۡجِنُّ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبٗا٥﴾[الجن: ۵]. «و ما گمان میکردیم که آدمیان و جنها هرگز بر خدا دروغ نمیبندند».
قبل از این ما فریب خورده بودیم و سرکردگان جن و انس ما را فریب داده بودند و ما به آنها گمان خوب داشتیم و گمان میبردیم که آنان جرأت دروغ بستن بر خدا را ندارند بنابراین، قبل از این ما بر راه آنها بودیم. و امروز که حق برای ما روشن شده است راه خدا را در پیش گرفتهایم و از حق پیروی میکنیم و به سخن هیچ کسی ـ اگر با هدایت مخالف باشد ـ توجّه نمیکنیم.
آیهی ۷-۶:
﴿وَأَنَّهُۥ كَانَ رِجَالٞ مِّنَ ٱلۡإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٖ مِّنَ ٱلۡجِنِّ فَزَادُوهُمۡ رَهَقٗا٦﴾[الجن: ۶]. «و کسانی از انسانها به کسانی از جنها پناه بردند و بدین وسیله بر سرکشی آنان افزودند».
﴿وَأَنَّهُمۡ ظَنُّواْ كَمَا ظَنَنتُمۡ أَن لَّن يَبۡعَثَ ٱللَّهُ أَحَدٗا٧﴾[الجن: ۷]. «و آنان - چنانکه شما پنداشتید - گمان بردند که هرگز خداوند کسی را برنمیگیزند».
﴿وَأَنَّهُۥ كَانَ رِجَالٞ مِّنَ ٱلۡإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٖ مِّنَ ٱلۡجِنِّ فَزَادُوهُمۡ رَهَقٗا٦﴾انسانها به هنگام هراس و پریشانیها به جنها پناه میبرند و آنها را پرستش میکردند. بنابراین، انسانها بر طغیان و سرکشی و تکبر جنها افزودند، زیرا جنها دیدند که انسانها آنان را عبارت میکنند و به آنها پناه میبرند.
و احتمال دارد که ضمیر «واو» در « زادهم» به جن برگردد. یعنی جنها وقتی دیدند که انسانها به آنها پناه میبرند انسانها را بیشتر پریشان کردند و ترساندند تا اینگونه انسانها را مجبور نمایند به آنها پناه ببرند و به آنچه که جنها بر آن هستند چنگ بزنند. پس هرگاه انسانی به درّهای ترسناک وارد میشد میگفت: به صاحب این دره از بیخردان قومش پناه میبرم.
﴿وَأَنَّهُمۡ ظَنُّواْ كَمَا ظَنَنتُمۡ أَن لَّن يَبۡعَثَ ٱللَّهُ أَحَدٗا٧﴾پس وقتی زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز را انکار کردند به شرک ورزیدن روی آوردند.
آیهی ۹-۸:
﴿وَأَنَّا لَمَسۡنَا ٱلسَّمَآءَ فَوَجَدۡنَٰهَا مُلِئَتۡ حَرَسٗا شَدِيدٗا وَشُهُبٗا٨﴾[الجن: ۸]. «و ما رو به آسمان نهادیم و آنرا چنان یافتیم که از محافظانی نیرومند و شهابهایی پر شده است».
﴿وَأَنَّا كُنَّا نَقۡعُدُ مِنۡهَا مَقَٰعِدَ لِلسَّمۡعِۖ فَمَن يَسۡتَمِعِ ٱلۡأٓنَ يَجِدۡ لَهُۥ شِهَابٗا رَّصَدٗا٩﴾[الجن: ۹]. «(پیش از این) در گوشههای آسمان برای استراق سمع مینشستیم ولی اگر کسی اکنون گوش فرا دهد برای خود شبهای آماده مییابد».
﴿وَأَنَّا لَمَسۡنَا ٱلسَّمَآءَ﴾و ما به آسمان آمدیم و آنرا آزمایش کردیم ﴿فَوَجَدۡنَٰهَا مُلِئَتۡ حَرَسٗا شَدِيدٗا﴾پس آن را چنان یافتیم که از نگهبانانی نیرومند پرشده است و نمیگذارند کسی به طراف آن برسد یا به آن نزدیک شود. ﴿وَشُهُبٗا﴾و از شهابهایی پرشده است که هرکس از آن جا استراق سمع نماید به وسیلهی این شهابها زده میشود. و این برخلاف عادت قبلی ماست که میتوانستیم به اخبار آسمان دست پیدا کنیم.
﴿وَأَنَّا كُنَّا نَقۡعُدُ مِنۡهَا مَقَٰعِدَ لِلسَّمۡعِ﴾و ما برای استراق سمع در گوشههای مینشستیم و از اخبار آسمان آنچه خدا میخواست فرا میگرفتیم. ﴿فَمَن يَسۡتَمِعِ ٱلۡأٓنَ يَجِدۡ لَهُۥ شِهَابٗا رَّصَدٗا﴾امّا اکنون اگر کسی گوش فرا دهد شهاب آمادهای را در کمین خود مییابد که برای از بین بردن او آماده شده است و این چیز مهّمی است. جنها یقین کردند که خداوند میخواهد در زمین حادثهای بزرگ بد یا نیک ایجاد کند، بنابراین گفتند:
آیهی ۱۵-۱۰:
﴿وَأَنَّا لَا نَدۡرِيٓ أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ أَرَادَ بِهِمۡ رَبُّهُمۡ رَشَدٗا١٠﴾[الجن: ۱۰]. «و ما نمیدانیم که آیا برای ساکنان زمین شر اراده شده یا اینکه پروردگارشان برای آنان خیر و هدایت خواسته است».
﴿وَأَنَّا مِنَّا ٱلصَّٰلِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَٰلِكَۖ كُنَّا طَرَآئِقَ قِدَدٗا١١﴾[الجن: ۱۱]. «برخی از ما صالح و برخی جز ایناند. ما گروههای گوناگونی هستیم».
﴿وَأَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن نُّعۡجِزَ ٱللَّهَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَن نُّعۡجِزَهُۥ هَرَبٗا١٢﴾[الجن: ۱۲]. «و ما یقین داریم که هرگز نمیتوانیم بر ارادۀ خداوند در زمین غالب شویم و نمیتوانیم از دست او فرار کنیم».
﴿وَأَنَّا لَمَّا سَمِعۡنَا ٱلۡهُدَىٰٓ ءَامَنَّا بِهِۦۖ فَمَن يُؤۡمِنۢ بِرَبِّهِۦ فَلَا يَخَافُ بَخۡسٗا وَلَا رَهَقٗا١٣﴾[الجن: ۱۳]. «و این که چون (ندای) هدایت را شنیدیم به آن ایمان آوردیم، پس هرکس که به پروردگارش ایمان بیاورد نه از کاستی (پاداش) میترسد و نه از ستم».
﴿وَأَنَّا مِنَّا ٱلۡمُسۡلِمُونَ وَمِنَّا ٱلۡقَٰسِطُونَۖ فَمَنۡ أَسۡلَمَ فَأُوْلَٰٓئِكَ تَحَرَّوۡاْ رَشَدٗا١٤﴾[الجن: ۱۴]. «و گروهی از ما فرمانبردار و جمعی از ما منحرف و بیدادگرند. پس کسانیکه اسلام آوردند اینانند که راه راست را میجویند».
﴿وَأَمَّا ٱلۡقَٰسِطُونَ فَكَانُواْ لِجَهَنَّمَ حَطَبٗا١٥﴾[الجن: ۱۵]. «و اما منحرفان هیزم جهنماند».
﴿وَأَنَّا لَا نَدۡرِيٓ أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِي ٱلۡأَرۡضِ أَمۡ أَرَادَ بِهِمۡ رَبُّهُمۡ رَشَدٗا١٠﴾و ما نمیدانیم که برای اهل زمین شر و بلایی در نظر گرفته شده یا این که پروردگارشان برای آنان خیر و هدایت خواسته است؟ یعنی حتما یکی از این دو حالت به وقوع میپیوندد، چون جنها دیدند که مسئله برای آنها تغییر کرده است، بنابراین، از روی هوش و ذکاوت خود دریافتند که خداوند میخواهد در زمین کاری را انجام دهد. و این بیانگر مودب بودن جنها است که خیر را به خدا نسبت دادند و انجام دهنده شر را ذکر نکردند، تا ادب را رعایت نمایند.
﴿وَأَنَّا مِنَّا ٱلصَّٰلِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَٰلِكَ﴾بعضی از ما صالح و درستکار هستند و بعضی از ما جز ایناند. یعنی فاسق و کافرند. ﴿كُنَّا طَرَآئِقَ قِدَدٗا﴾ما فرقههای گوناگونی هستیم و هر گروهی به آنچه دارد شادمان است.
﴿وَأَنَّا ظَنَنَّآ أَن لَّن نُّعۡجِزَ ٱللَّهَ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَن نُّعۡجِزَهُۥ هَرَبٗا١٢﴾اینک کمال قدرت خداوند و کمال ناتوانی مان و این که اختیار ما در دست خداست برایمان روشن شده است پس ما نمیتوانیم خدا را در زمین درمانده سازیم، نیز نمیتوانیم او را درمانده سازیم اگر فرار کنیم و اسباب خروج از قدرت او را فراهم نماییم، هیچ پناهگاهی نیست که بتوان برای درامان ماندن از عذاب او بدان پناه برد، مگر اینکه به خود او پناهنده شد.
﴿وَأَنَّا لَمَّا سَمِعۡنَا ٱلۡهُدَىٰٓ﴾وقتی ما رهنمود (قرآن کریم) را شنیدیم که به راه راست هدایت میکند، و هدایت و ارشاد آن را شناختیم، در دلهای ما اثر گذاشت و ﴿ءَامَنَّا بِهِ﴾ما به آن ایمان آوردیم. سپس آنچه را که موجب تشویق شدن مؤمن میشود بیان کرد و فرمود: ﴿فَمَن يُؤۡمِنۢ بِرَبِّهِۦ فَلَا يَخَافُ بَخۡسٗا وَلَا رَهَقٗا﴾پس هرکس صادقانه به خدا ایمان بیاورد نقصانی نمیبیند و نه به او آزاری میرسد و هرگاه از شر و بلا در امان قرار گرفت خیر و خوبی برای او به دست میآید پس ایمان سببی است که انس و جن را از هر خیری برخوردار میکند و از هر شرّی مصون میدارد.
﴿وَأَنَّا مِنَّا ٱلۡمُسۡلِمُونَ وَمِنَّا ٱلۡقَٰسِطُونَ﴾برخی از ما فرمانبردارند و برخی ستمگر و منحرف از راه راست هستند. ﴿فَمَنۡ أَسۡلَمَ فَأُوْلَٰٓئِكَ تَحَرَّوۡاْ رَشَدٗا﴾پس کسانیکه فرمانبرداری کنند به راه درست دست یافتهاند که آنها را به بهشت و نعمتهای آن میرساند.
﴿وَأَمَّا ٱلۡقَٰسِطُونَ فَكَانُواْ لِجَهَنَّمَ حَطَبٗا١٥﴾و اما آنهایی که منحرف و ستمگرند آتش افروز دوزخ میباشند و این سزای کارهایشان است نه این که خداوند بر آنها ستم کرده باشد.
آیهی ۱۷-۱۶:
﴿وَأَلَّوِ ٱسۡتَقَٰمُواْ عَلَى ٱلطَّرِيقَةِ لَأَسۡقَيۡنَٰهُم مَّآءً غَدَقٗا١٦﴾[الجن: ۱۶]. «و اگر بر راه راست ماندگار بمانند آب زیاد بهرۀ ایشان میگردانیم».
﴿لِّنَفۡتِنَهُمۡ فِيهِۚ وَمَن يُعۡرِضۡ عَن ذِكۡرِ رَبِّهِۦ يَسۡلُكۡهُ عَذَابٗا صَعَدٗا١٧﴾[الجن: ۱۷]. «تا ایشان را بیازماییم، و هرکس از ذکر و یاد پروردگارش رویگردان گردد او را به عذابی سخت داخل میگرداند».
﴿وَأَلَّوِ ٱسۡتَقَٰمُواْ عَلَى ٱلطَّرِيقَةِ لَأَسۡقَيۡنَٰهُم مَّآءً غَدَقٗا١٦﴾واگر آنان بر راه راست ماندگار بمانند به آنان آب فراوان و گوارایی میدهیم. و آنچه که آنها را از این محروم کرده است ستمگری و تجاوزایشان است.
﴿لِّنَفۡتِنَهُمۡ فِيهِ﴾تا آن را بیازمائیم و راستگو از دروغگو مشخص شود. ﴿وَمَن يُعۡرِضۡ عَن ذِكۡرِ رَبِّهِۦ يَسۡلُكۡهُ عَذَابٗا صَعَدٗا﴾و هرکس از ذکر و یاد خدا که کتاب خداوند است روی بگرداند و از آن پیروی نکند و از آن غافل و بیخبر باشد به او عذابی سخت میدهد
آیهی ۱۹-۱۸:
﴿وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواْ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا١٨﴾[الجن: ۱۸]. «و این که مسجد خاص خداوند است، پس کسی دیگر را با خداوند مخوانید».
﴿وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبۡدُ ٱللَّهِ يَدۡعُوهُ كَادُواْ يَكُونُونَ عَلَيۡهِ لِبَدٗا١٩﴾[الجن: ۱۹]. «و اینکه چون بندۀ خداوند برخاست تا او را به (نیایش) بخواند نزدیک بود که بر او هجوم آورند».
﴿وَأَنَّ ٱلۡمَسَٰجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدۡعُواْ مَعَ ٱللَّهِ أَحَدٗا١٨﴾و مساجد مختص پرستش خداوند هستند، پس کسی دیگر را با خدا مخوانید و کسی دیگر را همراه با او نپرستید، چون مساجد که بزرگترین جای عبادت هستند. براساس اخلاص برای خدا و فروتنی در برابر عظمت و کرنش در برابر قدرت او بنا شدهاند.
﴿وَأَنَّهُۥ لَمَّا قَامَ عَبۡدُ ٱللَّهِ يَدۡعُوهُ﴾و این که چون بنده خداوند به نیایش پروردگارش ایستاد و به عبادت خدا مشغول شد و خواندن قرآن را شروع کرد، ﴿كَادُواْ يَكُونُونَ عَلَيۡهِ لِبَدٗا﴾نزدیک بود جنها با ازدحام بر او هجوم آورند، از بس که به رهنمودهای پیامبر علاقمند بودند.
آیهی ۲۳-۲۰:
﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَدۡعُواْ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِهِۦٓ أَحَدٗا٢٠﴾[الجن: ۲۰]. «بگو: فقط پروردگارم را به (نیایش) میخوانم و کسی را انباز او نمیگردانم».
﴿قُلۡ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا رَشَدٗا٢١﴾[الجن: ۲۱]. «بگو: من نمیتوانم هیچگونه زیانی به شما برسانم و نمیتوانم شما را هدایت کنم».
﴿قُلۡ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٞ وَلَنۡ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدًا٢٢﴾[الجن: ۲۲]. «بگو: بیگمان هیچ کسی مرا در برابر (خشم) خدا پناه نمیدهد وهرگز پشت و پناهی جز او نمییابم».
﴿إِلَّا بَلَٰغٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِۦۚ وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا٢٣﴾[الجن: ۲۳]. «(بگو:) تنها (میتوانم) پیامی از جانب خداوند و رسالتهای او را به انجام میرسانم و هرکس از (فرمان) خداوند و رسول او سرپیچی کند بیگمان آتش جهنم را خواهد داشت که در آن جاودانه خواهد ماند».
﴿قُلۡ﴾ای پیامبر! با بیان حقیقت آنچه که بهسوی آن فرامی خوانی به آنها بگو: ﴿إِنَّمَآ أَدۡعُواْ رَبِّي وَلَآ أُشۡرِكُ بِهِۦٓ أَحَدٗا﴾فقط پروردگارم را میپرستم و او را یگانه میدانم و از بتها و هر آنچه که مشرکان به جای خدا پرستش میکنند دست میکشم.
﴿قُلۡ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ لَكُمۡ ضَرّٗا وَلَا رَشَدٗا٢١﴾بگو: من نمیتوانم هیچ زیانی به شما برسانم و نمیتوانم شما را هدایت کنم، چون من بندهای بیش نیستم و اختیاری ندارم. ﴿قُلۡ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ ٱللَّهِ أَحَدٞ﴾یعنی هیچ کسی نیست که به او پناه ببرم و او بتواند مرا از عذاب خدا نجات دهد. و پیامبر که کاملترین انسان است توانایی رساندن هیچ زیان و هدایتی را ندارد و نمیتواند خودش را از عذاب خدا نجات دهد اگر خداوند بخواهد بلایی به او میرساند.
پس دیگر مردم به طریق اولی توانایی ندارند. ﴿وَلَنۡ أَجِدَ مِن دُونِهِۦ مُلۡتَحَدًا﴾و من جز او پناهی ندارم.
﴿إِلَّا بَلَٰغٗا مِّنَ ٱللَّهِ وَرِسَٰلَٰتِهِ﴾من هیچ برتری بر مردم برتری بر مردم ندارم جز این که خداوند مرا برای رساندن پیامهایش و دعوت دادن مردم بهسوی او برگزیده است و با این کار حجت بر مردم اقامه میگردد.
﴿وَمَن يَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ لَهُۥ نَارَ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًا﴾و هرکس از فرمان خدا و پیغمبرش سرپیچی کند آتش جهنم را خواهد داشت و برای همیشه در آن جاودانه است. منظور از معصیت در اینجا معصیتی کفرآمیز است همانطور که نصهای روشن دیگری معصیت مذکور را به کفر مقّید کردهاند. اما گناه صرف باعث خلود در دوزخ نمیشود. همان طور که آیات قرآن و احادیث پیامبر و اجماع سلف است و امامان امت بر این دلالت مینماید.
آیهی ۲۴:
﴿حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاْ مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعۡلَمُونَ مَنۡ أَضۡعَفُ نَاصِرٗا وَأَقَلُّ عَدَدٗا٢٤﴾[الجن: ۲۴]. «(کافران نمیفهمند مگر) زمانیکه آنچه را به آنان وعده داده میشود ببینند آنگاه خواهند دانست که چه کسی یاورانش ناتوانتر و تعدادش کمتر است».
﴿حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوۡاْ مَا يُوعَدُونَ﴾زمانی که آنچه را به آنها وعده داده میشود آشکار را مشاهده کنند و یقین نمایند که آنها را فراگرفته است ﴿فَسَيَعۡلَمُونَ﴾در این وقت به طور حقیقی خواهند دانست که ﴿مَنۡ أَضۡعَفُ نَاصِرٗا وَأَقَلُّ عَدَدٗا﴾چه کسی ناتوانتر و کم تعدادتر است. وقتی که کسی آنها را یاری نمیکند و خودشان نیز نمیتوانند خود را یاری نمایند و تک و تنها و همانگونه که نخستین بار آفریده شدهاند حشر گردند، آنگاه خواهند دانست که چه کسی ضعیفتر و ناتوان است!.
آیهی ۲۸-۲۵:
﴿قُلۡ إِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٞ مَّا تُوعَدُونَ أَمۡ يَجۡعَلُ لَهُۥ رَبِّيٓ أَمَدًا٢٥﴾[الجن: ۲۵]. «بگو: نمیدانم آیا آنچه به شما وعده داده میشود نزدیک است یا اینکه پروردگارم زمان طولانی و زیادی را برای آن مقرّر میدارد».
﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا٢٦﴾[الجن: ۲۶]. «(پروردگارم) دانای غیب است و هیچ کسی را بر غیب خود آگاه نمیسازد».
﴿إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا٢٧﴾[الجن: ۲۷]. «مگر کسانی از رسولانی که خود بپسندد که او پیشاپیش و پشت سر او نگهبانی رهسپار میکند».
﴿لِّيَعۡلَمَ أَن قَدۡ أَبۡلَغُواْ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمۡ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيۡهِمۡ وَأَحۡصَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ عَدَدَۢا٢٨﴾[الجن: ۲۸]. «تا (پیامبر) بداند که پیغمبران پیامهای پروردگارشان را رساندهاند و (خداوند) به آنچه که در نزد آنان است احاطه دارد و هر چیزی را سر شماری کرده است».
اگر آنها از تو پرسیدند و گفتند: ﴿مَتَىٰ هَٰذَا ٱلۡوَعۡدُ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ﴾[یونس: ۴۸]. «این وعده کی خواهد بود اگر راست میگویید». به آنها بگو: ﴿قُلۡ إِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٞ مَّا تُوعَدُونَ أَمۡ يَجۡعَلُ لَهُۥ رَبِّيٓ أَمَدًا٢٥﴾نمیدانم آیا آنچه وعده داده میشوید نزدیک است یا پروردگارم زمانی طولانی برای آن مّقرر میدارد؟ و آن زمان نزد خداوند مشخص است.
﴿عَٰلِمُ ٱلۡغَيۡبِ فَلَا يُظۡهِرُ عَلَىٰ غَيۡبِهِۦٓ أَحَدًا٢٦﴾[الجن: ۲۶]. خداوند دانای پنهان است و هیچ کسی از مردم را برغیب خود آگاه نمیسازد بلکه فقط خداوند به راز دلها و اسرار پنهانی آگاه است. ﴿إِلَّا مَنِ ٱرۡتَضَىٰ مِن رَّسُولٖ﴾مگر کسانی را از رسولانی که خود بپسندد، پس او را به آنچه که حکمتش اقتضا نماید خبر میدهد. چون پیامبران مانند دیگران نیستند و خداوند آنها را با چیزهایی کمک کرده که هیچکس از مردم را چنان چیزی نداده است و آنچه را که خداوند به آنها وحی نموده حفاظت مینماید تا آن را به صورت واقعی برسانند بدون از آن که شیطانهایی نزدیک او گردند و چیزی را به وحی اضافه کنند یا از آن بکاهند. بنابراین فرمود: ﴿فَإِنَّهُۥ يَسۡلُكُ مِنۢ بَيۡنِ يَدَيۡهِ وَمِنۡ خَلۡفِهِۦ رَصَدٗا﴾و از میان فرشتگان محافظان و نگهبانانی در پیش و پس او روان میدارد.
﴿لِّيَعۡلَمَ أَن قَدۡ أَبۡلَغُواْ رِسَٰلَٰتِ رَبِّهِمۡ﴾تا با این کار پیامبر بداند که پیامبران با اسبابی که خداوند برایشان فراهم کرده است پیامهای او را رساندهاند. ﴿وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيۡهِمۡ﴾و خداوند به آنچه در نزد آنان است و آنچه پنهان یا آشکار داشته احاطه دارد. ﴿وَأَحۡصَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ عَدَدَۢا﴾و هر چیزی را برشمرده است.
در این سوره چند فایده به شرح ذیل وجود دارد:
۱- جن وجود حقیقی دارد و آنها امر و نهی شدهاند و طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند همان طور که به صراحت در این سوره بیان شده است.
۲- پیامبر خداصهمانطور که بهسوی انسان مبعوث شده بهسوی جنها نیز فرستاده شده است، و خداوند گروهی از جنها را بهسوی او فرستاد تا آنچه را که بر او وحی میشود بشنوند و به قوم خود بودند.
۳- هوشمندی جنها و شناخت حق و این که آنچه آنها را بهسوی ایمان پیش برد این بود که آنها به طور قطع دریافتند که قرآن (کتاب) هدایت است. نیز از این آیات برمیآید که جنها در تعامل با خداوند بسیار مودب هستند.
۴- توّجه خداوند به پیامبرش و محافظت از آنچه پیامبر از سوی خدا آورده است. در آغاز مژدههای نبوت پیامبر، آسمان به وسیله ستارگان محافظت میشد و شیاطین از کمینگاههای خود گریختند، امّا خداوند با نبوت پیامبر آنرا اندازه گیری نمود. و خداوند خیر و هدایت را برای اهل زمین اراده کرد و خواست که دین و شریعت و معرفت خویش را در زمین آشکار گرداند که به وسیلهی آن دلهاتر و تازه میشوند و خردمندان شاد میگردند و شعائر اسلام آشکار میشود و بتها ریشه کن و نابود میگردند.
۵- شدت علاقمندی جنها به گوش فرا دادن به پیامبر و ازدحام آنها پیرامون او.
۶- این سوره مشتمل به امر به توحید و نهی از شرک است. و بیان شده که هیچ مخلوقی سزاوار ذرّهای پرستش نیست چون پیامبرصکه وقتی اختیار هیچ سود و زیانی را برای کسی، بلکه برای خودش نیز ندارد معلوم است که مردم همه اینگونه هستند. پس اشتباه و ستم است که چنین کسی معبود قرار داده شود.
۷- علوم غیب و پنهان را فقط خدا میداند، و هیچ کسی از مخلوقات آن را نمیداند مگر کسی که خداوند او را برگزیند و چیزی از علم غیب را به او بدهد.
پایان تفسیر سورهی جن
مکی و ۲۰ آیه است.
آیهی ۱۱-۱:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ١﴾[المزمل: ۱]. «ای جامه به خود پیچیده»!.
﴿قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا٢﴾[المزمل: ۲]. «شب را زنده بدار مگر اندکی (از آنرا)».
﴿نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا٣﴾[المزمل: ۳]. «نیمی از شب یا کمی از نیمه بکاه».
﴿أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا٤﴾[المزمل: ۴]. «یا اندکی بر آن بیفزا و قرآن را چنانکه باید شمرده و شیوا بخوان».
﴿إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا٥﴾[المزمل: ۵]. «همانا ما سخن سنگینی بر تو نازل خواهیم کرد».
﴿إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا٦﴾[المزمل: ۶]. «به یقین شب زندهداری در سازگاریِ زبان و دل مؤثرتر و در سخن استوارتر است».
﴿إِنَّ لَكَ فِي ٱلنَّهَارِ سَبۡحٗا طَوِيلٗا٧﴾[المزمل: ۷]. «همانا تو در روز تلاش فراوان و طولانی داری».
﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلۡ إِلَيۡهِ تَبۡتِيلٗا٨﴾[المزمل: ۸]. «و نام پروردگارت را یاد کن و چنانکه باید رو به سوی او آر، و (از همه چیز) دل بِبُر».
﴿رَّبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا٩﴾[المزمل: ۹]. «پروردگار مشرق و مغرب که هیچ معبود به حقی جز او نیست. پس او را کارساز خود بگیر».
﴿وَٱصۡبِرۡ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَٱهۡجُرۡهُمۡ هَجۡرٗا جَمِيلٗا١٠﴾[المزمل: ۱۰]. «و بر آنچه میگویند شکیبایی کن و به شیوهی پسندیدهای از ایشان دوری نما».
﴿وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوْلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا١١﴾[المزمل: ۱۱]. «و مرا با تکذیبکنندگانِ برخوردار از آسایش تنها بگذار و اندکی به آنان مهلت ده».
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ١﴾ای کسیکه خودت را با لباسهایت پیچیده ای! این حالت پیامبر بود، وقتی که خداوند برای اولین بار جبرئیل را به همراه وحی بهسوی او فرستاد. پیامبر چیزی را دید که قبلا مانند آن را ندیده بود و فقط پیامبران توان تحمل وحی را دارند. در این هنگام که بر پیامبر وحی شد و جبرئیل÷را دید اضطرابی او را فرا گرفت. پس او به نزد خانوادهاش آمد و گفت: (مرا بپوشانید، مرا بپوشانید) و پیامبر به لرزه افتاده بود.
سپس جبرئیل نزد او آمد و گفت: بخوان. پیامبر گفت: من خواننده نیستم. آنگاه جبرئیل او را تا آخرین حد فشار داد و از او خواست که بخواند. آنگاه پیامبرصخواند. سپس خداوند ثبات و پایداری را بر دل او نهاد و پشت سر هم وحی به او نازل شد تا به مقامی رسید که هیچ یک از پیامبران به آن مقام نرسیدهاند.
پس پاک است خداوند! آغاز نبوت پیامبر و آخر آن چقدر متفاوت است! بنابراین، خداوند او را با این وصف «جامه به خود پیچیده» که در آغاز کارش چنین کرده بود، مورد خطاب قرار داد.
در اینجا خداوند او را به عبادتهایی فرمان داد که مخصوص او هستند. سپس او را دستور داد تا در برابر اذیت و آزار قومش شکیبا باشد، و او را دستور داد تا فرمان الهی را آشکارا اعلام نماید و به صورت علنی آنها را بهسوی خداوند دعوت کند. پس پیامبر را به بهترین عبادتها که نماز است و در بهترین وقتها که شب است فرمان داده است و از آن جا که خداوند نسبت به پیامبر لطف و مرحمت داشته است او را به زنده نگاه داشتن تمام شب فرمان نداده است: ﴿﴿قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا٢﴾شب را زنده بدار جز اندکی از آن را.
سپس اندازه آنرا بیان کرد و فرمود: ﴿نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا٣﴾نیمی از شب را زنده بدار یا از نیمهی آن اندکی بکاه. یعنی یک سوم آن را زنده بدار. ﴿أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ﴾یا بر نصف بیفزا. یعنی حدود دو سوم شب را زنده بدار. ﴿وَرَتِّلِ ٱلۡقُرۡءَانَ تَرۡتِيلًا﴾و قرآن را چنانکه باید شمرده و شیوا بخوان، چون اگر قرآن با ترتیل خوانده شود تدبر و اندیشیدن در آن حاصل خواهد شد و دلها را تکان خواهد داد و انسان را بر عبادت خدا با آیات او و آمادگی کامل برای عبادت تحریک خواهد کرد.
﴿إِنَّا سَنُلۡقِي عَلَيۡكَ قَوۡلٗا ثَقِيلًا٥﴾بدون شکّ ما این قرآن سنگین را بر تو وحی میکنیم. یعنی معانی و مفاهیم و اوصاف آن بزرگ است و سزاوار است که برای آن آمادگی پیدا کنی و آن را به ترتیل بخوانی و در مطالبی که در بردارد اندیشه نمایی. سپس حکمت اینکه پیامبر را به شب زنده داری فرمان دادهاست بیان کرد و فرمود:
﴿إِنَّ نَاشِئَةَ ٱلَّيۡلِ هِيَ أَشَدُّ وَطۡٔٗا وَأَقۡوَمُ قِيلًا٦﴾بیدار شدن از خواب در شب برای خواندن نماز و به منظور به دست آوردن مقصود قرآن راهی نزدیکتر است: زبان و قلب هماهنگ میگردند و کارها در شب کم میشوند و هرچه که خواننده بگوید میفهمد و کارش درست انجام میگیرد. به خلاف روز که این مقاصد درآن به دست نمیآیند. بنابراین فرمود:
﴿إِنَّ لَكَ فِي ٱلنَّهَارِ سَبۡحٗا طَوِيلٗا٧﴾در روز به دنبال نیازها و زندگی خود هستی که این باعث میشود تا دل به این چیزها مشغول گردد. ﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ﴾و نام پروردگارت را یاد کن. و این انواع ذکر را شامل میشود. ﴿وَتَبَتَّلۡ إِلَيۡهِ تَبۡتِيلٗا﴾از همه چیز بُبر و بدو بپیوند چون بریدن از خلق و روی آوردن به سوس خدا یعنی جدا شدن قلب از همه آفریدهها و متصف شدن به محبت خدا و به آنچه که انسان را به خدا و خشنودی او نزدیک میگرداند.
﴿رَّبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ﴾این اسم جنس است و شامل همه مشرقها و مغربها میگردد. پس خداوند متعال پروردگار مشرقها و مغربها و همهی انواری است که در آن میباشد و پروردگار جهان بالا و پائین است و او پروردگار و آفریننده و تدبیر کنندهی همه چیز میباشد. ﴿لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَٱتَّخِذۡهُ وَكِيلٗا﴾تنها او را محافظ و کارساز همه امور خویش بدان.
پس از اینکه خداوند پیامبر را به طور ویژه به خواندن نماز، و به طور عام به ذکر فرمان داد، و با این قوت و تحمل فراوانی برای رویارویی با دشواریها و انجام کارهای سخت برای بنده پدید میآید. او را فرمان داد تا در برابر آنچه مخالفان به او میگویند و ناسزاهایی که نثارش میکنند شکیبایی ورزد و امر الهی را ادامه دهد و هیچ چیزی او را از انجام آن بازندارد. نیز به پیامبر دستور داد تا به شیوهای نیکو از آنان دوری کند.
و دوری گزیدن نیکو عبارت است از آن دوری که مصلحت آنرا اقتضا نماید و اذیت و رنجی را در پی نداشته باشد. پس به فرمان الهی که پیامبر را آزار میدهد اعراض نماید. همچنین خداوند به پیامبر فرمان داد تا به بهترین شیوه با آنان مجادله نماید.
﴿وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوْلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا﴾و مرا واگذار با کسانی که تکذیب میکنند، من از آنان انتقام خواهم گرفت و اگر به آنان مهلت دهم بدانند که آنان را فراموش نمیکنم، تکذیب کنندگانی که از نعمت و ثروت برخوردار هستند، آنهایی که وقتی خداوند روزیشان را فراوان کرد و از لطف خویش آنانرا در آسایش قرار داد سرکشی کردند. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَيَطۡغَىٰٓ٦ أَن رَّءَاهُ ٱسۡتَغۡنَىٰٓ٧﴾[العلق: ۶-۷]. «هرگز، بیگمان انسان سرکشی خواهد کرد وقتی که ثروتمند بگردد».
آیهی ۱۴-۱۲:
﴿إِنَّ لَدَيۡنَآ أَنكَالٗا وَجَحِيمٗا١٢﴾[المزمل: ۱۲]. «بیگمان نزد ما عذابهایی سخت و آتش سوزانِ دوزخ است».
﴿وَطَعَامٗا ذَا غُصَّةٖ وَعَذَابًا أَلِيمٗا١٣﴾[المزمل: ۱۳]. «و (همچنین) خوراکی گلوگیر و عذاب دردناک».
﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلۡأَرۡضُ وَٱلۡجِبَالُ وَكَانَتِ ٱلۡجِبَالُ كَثِيبٗا مَّهِيلًا١٤﴾[المزمل: ۱۴]. «روزی که زمین و کوهها بجنبند و کوهها به تودههای پراکنده و تپههای ریگِ روان تبدیل میشوند».
سپس خداوند آنها را به عذابی که نزد اوست تهدید کرد و فرمود: ﴿إِنَّ لَدَيۡنَآ أَنكَالٗا وَجَحِيمٗا١٢﴾نزد ما عذابی سخت است که آن را مایه شکنجه کسی قرار میدهیم که همواره کارهایی انجام میدهد که خداوند را خشمگین میسازد، و آتشی داغ و سوزان نزد ما هست. ﴿وَطَعَامٗا ذَا غُصَّةٖ وَعَذَابًا أَلِيمٗا١٣﴾و عذابی دردناک و خوراکی گلوگیر از بس که تلخ و بدبو و بدمزه است گلوگیر میباشد.
﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلۡأَرۡضُ وَٱلۡجِبَالُ وَكَانَتِ ٱلۡجِبَالُ كَثِيبٗا مَّهِيلًا١٤﴾روزی که به سبب هول و وحشت (قیامت) زمین و کوهها به لرزش و جنبش درآیند و کوههای محکم و سخت چون ریگهای پراکنده شوند و آنگاه چون گرد و غبار به هوا روند.
آیهی ۱۶-۱۵:
﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَآ إِلَيۡكُمۡ رَسُولٗا شَٰهِدًا عَلَيۡكُمۡ كَمَآ أَرۡسَلۡنَآ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ رَسُولٗا١٥﴾[المزمل: ۱۵]. «به یقین ما پیامبری را بهسوی شما فرستادهایم که بر شما گواه است، همچنانکه بهسوی فرعون پیامبری فرستادیم».
﴿فَعَصَىٰ فِرۡعَوۡنُ ٱلرَّسُولَ فَأَخَذۡنَٰهُ أَخۡذٗا وَبِيلٗا١٦﴾[المزمل: ۱۶]. «پس فرعون از فرمان آن پیامبر سرپیجی کرد و او را به سختی فرو گرفتیم».
خداوند متعال میفرماید: پروردگارتان را به خاطر فرستادن این پیامبر درس نخوانده سپاس گزار باشید و او را ستایش کنید، پیامبری که عرب است و مژده دهنده و بیم دهنده و بر اعمال امّت گواه میباشد و باید شکر این نعمت بزرگ را به جای آورید.
از کفر ورزیدن بپرهیزید که آنگاه از فرمان پیامبرتان سرپیچی خواهید کرد، در نتیجه مانند فرعون خواهید بود، فرعونی که خداوند موسی پسر عمران را بهسوی او فرستاد و موسی او را بهسوی خدا فراخواند و به یگانه پرستی فرمان داد اما فرعون او را تصدیق نکرد بلکه از فرمانش سرپیچی نمود. پس خداوند فرعون را به شدت فروگرفت.
آیهی ۱۸-۱۷:
﴿فَكَيۡفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرۡتُمۡ يَوۡمٗا يَجۡعَلُ ٱلۡوِلۡدَٰنَ شِيبًا١٧﴾[المزمل: ۱۷]. «پس اگر کفر ورزید از روزی که کودکان را پیر میگرداند چگونه ایمن خواهید شد»؟!.
﴿ٱلسَّمَآءُ مُنفَطِرُۢ بِهِۦۚ كَانَ وَعۡدُهُۥ مَفۡعُولًا١٨﴾[المزمل: ۱۸]. «آسمان در آن روز شکافته میگردد، وعدۀ او شدنی است».
چگونه در روز قیامت نجات خواهید یافت، روزی خطرناک و هولناک که کودکان را پیر میگرداند و جمادات بزرگ در آن روز از هم میپاشند و آسمان شکافته میگردد و ستارگان پخش و پراکنده میشوند؟! ﴿كَانَ وَعۡدُهُۥ مَفۡعُولًا﴾وعده خداوند به طور قطع واقع خواهد شد و هیچ مانعی برای وقوع آن نخواهد بود.
آیهی ۱۹:
﴿إِنَّ هَٰذِهِۦ تَذۡكِرَةٞۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلًا١٩﴾[المزمل: ۱۹]. «بیگمان این پندی است و هرکس که بخواهد راهی بهسوی پروردگار خود درپیش بگیرد».
موعظه و پندی که خداوند با آن از حالت و اهوال روز قیامت خبر داد اندرزی است که پرهیزگاران از آن پند میگیرند و مومنان باز میآیند. ﴿فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلًا﴾پس هرکس که میخواهد راهی را بهسوی پروردگارش در پیش بگیرد که او را به پروردگارش میرساند و این کار با پیروی از شریعت خدا انجام میشود. و خداوند شریعت را کاملا روشن نموده و آن را توضیح دادهاست. و این دلیلی است بر آن که خداوند متعال به بندگان اختیار و توانایی کارهایشان را دادهاست. و آنگونه نیست که جبریه میگویند: «کارهای بندگان بدون خواست خودشان انجام میشود». و چنین سخنی برخلاف عقل و نقل است.
آیهی ۲۰:
﴿إِنَّ رَبَّكَ يَعۡلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدۡنَىٰ مِن ثُلُثَيِ ٱلَّيۡلِ وَنِصۡفَهُۥ وَثُلُثَهُۥ وَطَآئِفَةٞ مِّنَ ٱلَّذِينَ مَعَكَۚ وَٱللَّهُ يُقَدِّرُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَۚ عَلِمَ أَن لَّن تُحۡصُوهُ فَتَابَ عَلَيۡكُمۡۖ فَٱقۡرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنَ ٱلۡقُرۡءَانِۚ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرۡضَىٰ وَءَاخَرُونَ يَضۡرِبُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَبۡتَغُونَ مِن فَضۡلِ ٱللَّهِ وَءَاخَرُونَ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۖ فَٱقۡرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنۡهُۚ وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَقۡرِضُواْ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗاۚ وَمَا تُقَدِّمُواْ لِأَنفُسِكُم مِّنۡ خَيۡرٖ تَجِدُوهُ عِندَ ٱللَّهِ هُوَ خَيۡرٗا وَأَعۡظَمَ أَجۡرٗاۚ وَٱسۡتَغۡفِرُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمُۢ٢٠﴾[المزمل: ۲۰]. «پس آن مقدار از قرآن را (در نماز) بخوانید که برایتان میسّر است و خداوند دانست که برخی از شما بیمار خواهند بود و دیگرانی هم برای به دست آوردن نعمت خدا در زمین مسافرت میکنند و دستۀ دیگر در راه خدا میجنگند. پس آنچه میسّر باشد از آن بخوانید. و نماز را برپای دارید و زکات را بپردازید و به خداوند قرض الحسنه بدهید. و کارهای نیکی را که برای خودتان پیش میفرستید آنرا نزد خداوند بهتر و با پاداش بیشتری خواهید یافت. و از خداوند آمرزش بخواهید که خداوند آمرزگار مهربان است».
خداوند در این سوره بیان داشت که او پیامبرش را فرمان داده تا نیمی از شب و یا یک سوم آن و یا دو سوم آن را به نماز بایستد. و اصل بر این است که او در احکام الگوی امت میباشد. در اینجا بیان کرد که پیامبر و گروهی از مومنان که همراه او بودند این فرمان را اطاعت کردند.
و از آنجا که تعیین وقتی که به نماز خواندن در آن امر شده برای مردم دشوار بود خداوند خبر داد که در این باره کار را برایشان بسیار ساده و آسان کرده است. پس فرمود: ﴿وَٱللَّهُ يُقَدِّرُ ٱلَّيۡلَ وَٱلنَّهَارَ﴾خداوند اندازه شب و روز و آنچه از آن میرود و آنچه از آن باقی میماند را میداند.
﴿عَلِمَ أَن لَّن تُحۡصُوهُ﴾خداوند میداند که شما هرگز اندازه شب و روز را به طور دقیق و بدون کم و کاست نمیدانید، چون اندازهگیری آن نیاز به بیداری و خستگی زیادی دارد. ﴿فَتَابَ عَلَيۡكُمۡ﴾پس به شما تخفیف داد و شما را به چیزی که برایتان میسر است فرمان داد، خواه از اندازه بیشتر باشد یا کمتر.
﴿فَٱقۡرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنَ ٱلۡقُرۡءَانِ﴾و آنچه از قرآن میدانید همان را بخوانید و خداوند بر شما سخت نمیگیرد. بنابراین، کسیکه در شب به نماز میایستد تا وقتی موظف به خواندن نماز است که سرحال و با نشاط است، و هرگاه خسته شد و سست و تنبل گردید یا خواب بر او مستولی گشت باید استراحت کند تا نماز را با آرامش و راحتی بخواند.
سپس به بیان عوامل و اسبابی پرداخت که در صورت وجود آنها تخفیفی صورت میگیرد و فرمود: ﴿عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرۡضَىٰ﴾خداوند میداند که کسانی از شما بیمار میشوند و دو سوم از شب یا نصف آن یا یک سوم آن به نماز ایستادن برایشان مشکل است. و برایشان آسان نخواهد بود و فرد بیمار نیز موظف نیست که نماز را ایستاده بخواند بلکه اگر خواندن نماز نفل برایش مشکل بود آنرا نخواند و پاداش آنچه در زمان تندرستی انجام میداده است به او میرسد.
﴿وَءَاخَرُونَ يَضۡرِبُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ يَبۡتَغُونَ مِن فَضۡلِ ٱللَّهِ﴾و خداوند میداند که کسانی از شما مسافر هستند و برای تجارت به سفر میپردازند تا از مردم بینیاز باشند و بهسوی آنها دست دراز نکنند. یعنی به مسافر باید تخفیف داده شود بنابراین، خداوند در نماز فرض به او تخفیف داده و خواندن دو نماز را در یک وقت برایش مباح و جایز قرار داده است. نیز نمازهای چهاررکعتی را به صورت قصر و دو رکعتی بخواند. ﴿وَءَاخَرُونَ يُقَٰتِلُونَ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِۖ فَٱقۡرَءُواْ مَا تَيَسَّرَ مِنۡهُ﴾و گروهی دیگر هستند که در راه خدا میجنگند. پس آنچه ذکر نمود: یکی تخفیف برای فرد تندرست و مقیم که اگر سرحال و با نشاط بود نماز شب بخواند و تعیین وقت بر او لازم نیست، بلکه بکوشد در ثلث اخیرش یا بعد از نیمه شب که بهترین وقت است نماز بخواند. و تخفیفی دیگر برای بیمار و مسافر، خواه سفرش برای تجارت باشد یا برای عبادت از قبیل جهاد یا حج و غیره.
خداوند به این دسته نیز تخفیف دادهاست تا گرفتار سختی نشوند. پس ستایش خدا را سزاست که در دین برای ما سختی و مشکلی قرار نداده است بلکه شریعت خود را آسان نموده و حالات بندگان و منافع دین و جسم و دنیای آنها را رعایت کرده است.
سپس بندگان را به ادای دو عبادت که اساس و پایه عبادتها هستند فرمان داد: برپا داشتن نماز که دین جز با نماز استوار نمیگردد، و پرداختن زکات که برهان ایمان است و با ادای زکات، با فقرا و بینوایان همدردی میشود.پس فرمود: ﴿وَأَقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ﴾و نمار را با ارکان و شرایط و همه مکملات آن بخوانید. ﴿وَءَاتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ﴾و زکات مال خود را بپردازید ﴿وَأَقۡرِضُواْ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنٗا﴾و به خداوند قرض الحسنه بدهید. یعنی فقط برای جلب رضایت خدا و با نیتی صادق از مال پاکیزه در راه خدا انفاق کنید. و در این صدقه واجب و مستحب داخل است.
سپس بر عموم کارهای خوب تشویق نمود و فرمود: ﴿وَمَا تُقَدِّمُواْ لِأَنفُسِكُم مِّنۡ خَيۡرٖ تَجِدُوهُ عِندَ ٱللَّهِ هُوَ خَيۡرٗا وَأَعۡظَمَ أَجۡرٗا﴾و کارهای نیکی را که برای خودتان پیش میفرستید نزد خداوند بهتر و با پاداش بیشتری خواهید یافت. یک نیکی ده برابر تا هفتصد برابر و بیشتر از آن تا چندین برابر میگردد. و باید دانست که ذرّهای کار نیک، پاداش آن در بهشت چندین برابر این دنیا و لذایذ آن خواهد شد.
و خوبی و نیکی این دنیا اساس خوبی و نیکی جهان آخرت است. پس بسی جای تأسف است که آدمی اوقاتی را در غفلت به سر ببرد. و باید بر زمانهایی که بدون انجام کارهای شایسته سپری شدهاند حسرت بخورد. و وای بر دلهایی که پند و موعظهی پروردگارشان در آنها اثر نکرده، و تشویق کسی که از خود انسان به او مهربانتر است برای وی مفید واقع نگردیده است.
خداوندا! تو را ستایش میکنیم و به درگاه تو شکایت میبریم. فریادرس ما تویی و جز با یاری تو توان انجام هیچ کاری را نداریم. ﴿وَٱسۡتَغۡفِرُواْ ٱللَّهَۖ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٞ رَّحِيمُۢ﴾و از خداوند آمرزش بخواهید بیگمان خداوند آمرزگار مهربان است.
فرمان دادن به طلب آمرزش بعد از تشویق کردن به کارهای خیر فایدهای بزرگ و مهم دارد و آن این است که بنده حتما در انجام آنچه بدان امر شده کوتاهی میورزد، یا آنرا اصلا انجام نمیدهد یا به صورت ناقص آن را انجام میدهد. پس خداوند دستور داد تا این کوتاهی با طلب آمرزش جبران شود، چرا که بنده در طول شب و روز مرتکب گناهانی میشود. پس هرکس مشمول رحمت خداوند نشود هلاک خواهد شد.
پایان تفسیر سورهی مزمل
مکی و ۵۶ آیه است.
آیهی ۷-۱:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُدَّثِّرُ١﴾[المدثر: ۱]. «ای جامه به خود پیچیده»!.
﴿قُمۡ فَأَنذِرۡ٢﴾[المدثر: ۲]. «برخیز و هشدار ده».
﴿وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ٣﴾[المدثر: ۳]. «و پروردگارت را به بزرگی یاد کن».
﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ٤﴾[المدثر: ۴]. «و لباسهایت را پاکیزه بدار».
﴿وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ٥﴾[المدثر: ۵]. «و پلیدی را دور ساز».
﴿وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَكۡثِرُ٦﴾[المدثر: ۶]. «و بذل و بخشش مکن تا افزون طلبی کنی».
﴿وَلِرَبِّكَ فَٱصۡبِرۡ٧﴾[المدثر: ۷]. «و برای پروردگارت شکیبایی کن».
پیشتر گذشت که مدّثر و مزّمّل یک معنی دارند و خداوند پیامبرش را به تلاش برای انجام عبادتهای الهی فرمان داده است، عبادتهایی که مربوط به خود انسان میشود و عبادتهایی که به دیگران ارتباط پیدا میکند. پس قبلا به عبادتهای با فضیلت و بزرگواری فرمان داد که مربوط به خود انسان میشود، نیز او را به شکیبایی ورزیدن در برابر اذیت و آزار قومش دستور داد. و در اینجا خداوند پیامبر را به آشکار کردن دعوت و بیم دادن به صورت علنی فرمان میدهد و میفرماید:
﴿قُمۡ فَأَنذِرۡ٢﴾با جّدّیت و نشاط برخیز و مردم را با گفتار و کردار، و با بیان حقیقت آنچه که آنان را از آن برحذر میداری، بترسان تا آنچه که بر آن هستند رها کنند و مقصود تحقق یابد.
﴿وَرَبَّكَ فَكَبِّرۡ٣﴾و با یکتاپرستی، خداوند را بزرگ بدار و قصد هدفت از بیم دادن، جلب رضایت خدا باشد و این که مردم او را تعظیم نمایند و وی را پرستش کنند. ﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ٤﴾و لباسهایت را پاکیزه بدار. احتمال دارد که منظور از لباسها همه اعمال پیامبر باشد و پاک کردن آن یعنی خالص گرداندن آن و انجام دادن اعمال به کاملترین صورت و پاک کردن از آنچه اعمال را باطل و فاسد و ناقص میگرداند از قبیل شرک و ریا و نفاق و خودپسندی و تکبر و غفلت و دیگر چیزهایی که باید بنده در عبادتهایش از آن پرهیز نماید.
و پاک کردن لباسها از نجاست در این داخل است چون پاکیزه داشتن لباس خصوصا در نماز، جزو کمالِ پاکیزه داشتن اعمال است. بسیاری از علما گفته اند: دور ساختن نجاست از لباس شرطی از شرایط درست بودن نماز است. و احتمال دارد که منظور از لباسها، لباسهای معروف باشد و او باید لباسهایش را از همه نجاستها و در همه اوقات به خصوص به هنگام ایستادن برای نماز پاک بگرداند. پیامبرصبه پاک کردن ظاهر، امر شده است زیرا پاکی ظاهر جزو کمال پاکی باطن است.
﴿وَٱلرُّجۡزَ فَٱهۡجُرۡ٥﴾احتمال دارد که منظور از «رجز» بتها باشند که به همراه خدا مورد پرستش قرار میگرفتند. پس خداوند پیامبر را به ترک و دوری جستن از بتها و از اقوال و اعمالی که به آنها نسبت داده شده است فرمان داد. و احتمال دارد که منظور از «رجز» همه کارها و گفتههای بد باشد. و خداوند پیامبر را به ترک کردن همه گناهان کوچک و بزرگ و پنهان و آشکار امر نموده است. پس شرک و گناهانِ پائینتر از آن در این داخل هستند.
﴿وَلَا تَمۡنُن تَسۡتَكۡثِرُ٦﴾و به خاطر نعمتهای دینی و دنیوی که به مردم میدهی بر آنها منّت مگذار تا به سبب این منت گذاردن افزون خواهی نمایی و خود را از آنها برتر بدانی. بلکه تا جایی که برایت ممکن است با مردم نیکی کن و نیکی خود را فراموش کن و پاداش خود را از خداوند بخواه و کسی را که با او نیکی و احسان کردهای با کسی که با وی احسان نکردهای برابر بدان.
گفته شده که معنی آیه چنین است: با این هدف چیزی به کسی مده که او بیشتر از آن را به تو بدهد و نیکی تو را جبران نماید. و این ویژهی پیامبرصخواهد بود.
﴿وَلِرَبِّكَ فَٱصۡبِرۡ٧﴾و به امید پاداش الهی شکیبایی کن و هدف تو از بردباری، رضایت خدا باشد. پس پیامبرصاز فرمان پروردگارش اطاعت نمود آنرا بلافاصله اجرا کرد و مردم را بیم داد و همه مطالب الهی را برای مردم با آیات روشنگر توضیح داد. و خداوند را تعظیم نمود و مردم را به تعظیم خدا و پاک کردن اعمال ظاهری و باطنی از هر بدی و ترک کردن همهی آنچه که به جز خدا پرستش میشود و دوری کردن از بتها و شر و اهل آن دعوت داد.
و پیامبر بعد از فضل و منت خدا بر مردم فضل و منت دارد. بدون این که از آنها مزد و تشکری خواسته باشد. و به کاملترین صورت برای پروردگارش شکیبایی ورزید پس بر عبادت خداوند شکیبایی ورزید و خودش را از نافرمانیها و گناهان برحذر داشت و در برابر بلاهای دردناکی که خداوند مقدر نموده بود شکیبایی ورزید تا این که از پیامبران اولوالعزم برتر گردید. درود و سلام خدا بر همه پیامبران باد.
آیهی ۱۰-۸:
﴿فَإِذَا نُقِرَ فِي ٱلنَّاقُورِ٨﴾[المدثر: ۸]. «پس هنگامیکه در صور دمیده شود».
﴿فَذَٰلِكَ يَوۡمَئِذٖ يَوۡمٌ عَسِيرٌ٩﴾[المدثر: ۹]. «آن روز، روز سختی خواهد بود».
﴿عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ غَيۡرُ يَسِيرٖ١٠﴾[المدثر: ۱۰]. «بر کافران آسان نیست».
پس هرگاه برای برخاستن از گورها و گرد آمدن مردم برای رستاخیز و حشر در صور دمیده شود.
﴿فَذَٰلِكَ يَوۡمَئِذٖ يَوۡمٌ عَسِيرٌ٩﴾آن روز به خاطر کثرت وحشتها و سختیهایش روز سختی خواهد بود. ﴿عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ غَيۡرُ يَسِيرٖ١٠﴾بر کافران آسان نیست چون آنها از خیری ناامید گشتهاند و به هلاکت و نابودی خود یقین کردهاند. مفهوم آن این است که آن روز برای مومنان آسان است همان طور که خداوند متعال میفرماید: ﴿يَقُولُ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَسِرٞ﴾[القمر: ۸]. «کافران میگویند: این روزی سخت است».
آیهی ۳۱-۱۱:
﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا١١﴾[المدثر: ۱۱]. «مرا واگذار با آن کسیکه او را تک و تنها آفریدهام».
﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا١٢﴾[المدثر: ۱۲]. «و برایش مالی فراوان قرار دادهام».
﴿وَبَنِينَ شُهُودٗا١٣﴾[المدثر: ۱۳]. «و فرزندانی به او دادهام که همه حاضرند».
﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا١٤﴾[المدثر: ۱۴]. «و (وسائل زندگی را) از هر نظر برای او فراهم ساختهام».
﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ١٥﴾[المدثر: ۱۵]. «باز طمع میورزد که افزون سازم».
﴿كَلَّآۖ إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا١٦﴾[المدثر: ۱۶]. «هرگز (چنین نخواهد بود) چرا که با آیات ما دشمن و ستیزهجو است».
﴿سَأُرۡهِقُهُۥ صَعُودًا١٧﴾[المدثر: ۱۷]. «بهزودی او را به بالا رفتن از گردنۀ (مشکلات) وامیدارم».
﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ وَقَدَّرَ١٨﴾[المدثر: ۱۸]. «او بیندیشید و سنجید».
﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ١٩﴾[المدثر: ۱۹]. «مرگ بر او باد چگونه سنجید»!.
﴿ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ٢٠﴾[المدثر: ۲۰]. «باز مرگ بر او باد چگونه سنجید»!.
﴿ثُمَّ نَظَرَ٢١﴾[المدثر: ۲۱]. «سپس نگریست».
﴿ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ٢٢﴾[المدثر: ۲۲]. «آنگاه رو ترش کرد و پیشانی درهم کشید».
﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ٢٣﴾[المدثر: ۲۳]. «سپس پشت کرد و کبر ورزید».
﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَرُ٢٤﴾[المدثر: ۲۴]. «آنگاه گفت: این چیزی جز جادوی منقول (از پیشینیان) نیست».
﴿إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ٢٥﴾[المدثر: ۲۵]. «این جز سخن انسان نیست».
﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ٢٦﴾[المدثر: ۲۶]. «او را به دوزخ درخواهم آورد».
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ٢٧﴾[المدثر: ۲۷]. «و تو چه میدانی که دوزخ چگونه است»؟!.
﴿لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ٢٨﴾[المدثر: ۲۸]. «نه باقی میگذراد و نه رها میکند».
﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ٢٩﴾[المدثر: ۲۹]. «سوزانندۀ انسانهاست».
﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ٣٠﴾[المدثر: ۳۰]. «بر آن نوزده (کس) گمارده شدهاند».
﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗۖ وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِيمَٰنٗا وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗاۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهۡدِي مَن يَشَآءُۚ وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَۚ وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ٣١﴾[المدثر: ۳۱]. «و مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیدهایم و شمار آنانرا نیز جز مایۀ آزمایش کافران قرار ندادهایم تا اهل کتاب یقین حاصل کنند و تا ایمان مؤمنان بیشتر شود و تا اهل کتاب و مؤمنان شک نکنند و تا بیماردلان و کافران بگویند: خداوند از این مثل چه خواسته است؟ خداوند بدینسان هرکس را که بخواهد گمراه میسازد و هرکس را که بخواهد هدایت میکند و لشکرهای پروردگارت را جز او کسی نمیداند و این جز اندرزی برای بشر نیست».
این آیات دربارۀ ولید بن مغیره که با حق مخالف بود و به مبارزه با خدا و پیامبرش برخاسته بود نازل شدهاند. خداوند او را چنان مذمت کرده که کسی را آنگونه مذمت نکرده است. و این سزای همهی کسانی است که با حق مخالفت میورزند چنین کسانی در دنیا خوار و رسوا میگردند و عذاب آخرت خوارکننده و رسواکنندهتر است.
پس فرمود: ﴿ذَرۡنِي وَمَنۡ خَلَقۡتُ وَحِيدٗا١١﴾مرا واگذار با کسیکه او را تک و تنها بدون آن که مال و خانواده و قبیلهای داشته باشد آفریدم و او را همچنان پرورش داده و از نعمتهایم برخوردار کردم.
﴿وَجَعَلۡتُ لَهُۥ مَالٗا مَّمۡدُودٗا١٢ وَبَنِينَ شُهُودٗا١٣﴾و به او مال فراوانی داده ام و پسرانی به او عطا کرده ام که همیشه پیش او حاضر هستند و از آنها استفاده میکند و نیازهای خود را به وسیله آنان برطرف مینماید و از آنها کمک میگیرد.
﴿وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمۡهِيدٗا١٤﴾و دنیا و اسباب آن را به او دادهام که به راحتی به خواستههایش میرسد و هرچه بخواهد و دوست دارد به دست میآورد. ﴿ثُمَّ يَطۡمَعُ أَنۡ أَزِيدَ١٥﴾باز با این همه نعمتها و امکاناتی که به او دادهام طمع میورزد که به نعمتهای آخرت دست یازد همانطور که نعمتهای دنیا را به دست آورده است.
﴿كَلَّآ﴾هرگز آنگونه که او طمع میورزد نخواهد بود بلکه برخلاف مقصود او اتفاق خواهد افتاد. ﴿إِنَّهُۥ كَانَ لِأٓيَٰتِنَا عَنِيدٗا﴾چون او با آیات ما دشمن است. او آیات ما را شناخت سپس آن را انکار کرد و او را به حق فراخواند اما او اطاعت نکرد. او تنها به این بسنده نکرد که از آیات ما روی گردانی نماید بلکه به ستیز با آیات برخاست و برای ابطال آن کوشید. بنابراین، درباره او فرمود: ﴿إِنَّهُۥ فَكَّرَ﴾او با خودش فکر کرد، ﴿وَقَدَّرَ﴾و آنچه را که در آن فکر کرده بود سنجید تا سخن بگوید که به وسیله آن قرآن را باطل نماید.
﴿فَقُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ١٩ ثُمَّ قُتِلَ كَيۡفَ قَدَّرَ٢٠﴾مرگ بر او باد چگونه سنجید و نقشه کشید! باز مرگ بر او باد چگونه سنجید! چون او پا به جایی گذاشت که او و امثالش به آن نخواهند رسید و این کار در شأن او نیست.
﴿ثُمَّ نَظَرَ٢١ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ٢٢﴾سپس در آنچه میگفت اندیشه کرد و آنگاه روترش نمود و چهره در هم کشید و ظاهر او نفرتش را از حق نشان میداد.
﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ وَٱسۡتَكۡبَرَ٢٣﴾پپس روی گرداند و در نتیجهی تلاش فکری و عملی و قولیاش تکبر ورزید.
﴿فَقَالَ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا سِحۡرٞ يُؤۡثَرُ٢٤ إِنۡ هَٰذَآ إِلَّا قَوۡلُ ٱلۡبَشَرِ٢٥﴾پس گفت: این قرآن کلام خدا نیست بلکه سخن انسان میباشد. نیز کلام انسانهای برگزیده و خوب نیست بلکه کلام انسانهای بد و بزهکار است از قبیل دروغگویان و جادوگران. پس هلاک باد! او چقدر از راه راست دور و چقدر سزاوار هلاکت و شقاوت میباشد.
چگونه در ذهن میآید و چگونه در خاطر انسان میگنجد که بزرگترین و برترین کلام که کلام پروردگار بزرگ است با سخن انسانهای نیازمند و ناقص مشابه باشد؟! و چگونه این دروغگوی حق ستیز به خود جرأت داد که کلام خداوند متعال را چنین توصیف نماید؟!.
پس چنین کسی حقش جز عذاب سخت نیست. بنابراین، خداوند متعال فرمود: ﴿سَأُصۡلِيهِ سَقَرَ٢٦ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سَقَرُ٢٧ لَا تُبۡقِي وَلَا تَذَرُ٢٨﴾او را به دوزخ درخواهم آورد، و تو چه میدانی که آتش دوزخ چگونه است؟! هیچ میزانی از سختی و شدت را باقی نمیگذارد مگر اینکه آن را اعمال میکند. (یعنی در اوج شدت و سختی است) و هیچ جایی از کسی که عذاب داده میشود باقی نمیگذارد مگر اینکه به آن میرسد.
﴿لَوَّاحَةٞ لِّلۡبَشَرِ٢٩﴾انسانها را میسوزاند و از شدت گرما و سرمایش آنها را پریشان و رنجور مینماید. ﴿عَلَيۡهَا تِسۡعَةَ عَشَرَ٣٠﴾نوزده تن از فرشتگان که تندخو و سخت گیرند به عنوان نگهبان دوزخ گماشته شدهاند. این فرشتگان از فرمان خدا سرپیچی نمیکنند و هر آنچه بدان امر شوند انجام میدهند.
﴿وَمَا جَعَلۡنَآ أَصۡحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةٗ﴾و ماموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برنگزیدهایم چون فرشتگان نیرومند و سخت گیر هستند. ﴿وَمَا جَعَلۡنَا عِدَّتَهُمۡ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ﴾احتمال دارد منظور این باشد که شمار و تعداد فرشتگان را جز برای عذاب و کیفر کافران در آخرت و بیشتر شکنجه دادن آنها قرار ندادهایم. و به عذاب فتنه هم گفته میشود همان طور که خداوند متعال میفرماید: ﴿يَوۡمَ هُمۡ عَلَى ٱلنَّارِ يُفۡتَنُونَ١٣﴾[الذاریات: ۱۳]. «روزی که با آتش عذاب داده میشوند».
و احتمال دارد منظور این باشد که ما شما را از تعداد ماموران دوزخ خبر ندادیم مگر برای آن که معلوم داریم که چه کسی تصدیق مینماید و چه کسی تکذیب میکند. و آنچه را که بعد از این ذکر نمود بر همین مفهوم دلالت میکند: ﴿لِيَسۡتَيۡقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ وَيَزۡدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِيمَٰنٗا﴾تا اهل کتاب یقین کنند و به ایمان مؤمنان افزوده شود. چون اهل کتاب وقتی ببینند که آنچه قرآن میگوید با آنچه که در کتابهای آنهاست مطابقت دارد بیشتر به حقانیت قرآن یقین میکنند، و هر وقت خداوند آیهای نازل کند و مومنان به آن ایمان بیاورند و آن را تصدیق نمایند ایمانشان بیشتر میگردد.
﴿وَلَا يَرۡتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمُؤۡمِنُونَ﴾و تا شک و تردید از اهل کتاب و مومنان دور شود و اینها اهدافی بزرگ هستند که خردمندان به آن توجه مینمایند و آن اهداف تلاش برای کسب یقین و اضافه شدن ایمان در هر وقت و درباره هر مسئلهای از مسایل دین و دفع شک و اوهامی است که در مقابل حق پیش میآید، پس خداوند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده است سببی برای به دست آمدن این اهداف بزرگ قرار دادهاست و باعث میشود تا راستگویان از دروغگویان مشخص گردند بنابراین فرمود ﴿وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ وَٱلۡكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلٗا﴾و تا کسانی که در دلهایشان بیماری شک و شبهه و نفاق است و نیز کافران بگویند: خداوند با این مثل چه خواسته است؟ و آنها این را به صورت شک و کفر ورزیدن به آیات خدا میگویند.
و این امر مایه هدایت کسی است که خداوند او را هدایت نماید. همچنانکه باعث گمراه شدن کسی است که خداوند او را گمراه کند. بنابراین فرمود: ﴿كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ﴾بدینسان خداوند هرکس را که بخواهد گمراه مینماید و هرکس را که بخواهد هدایت میکند.
پس خدا هرکس را هدایت نماید آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده در حق او رحمتی قرار میدهد و آن را باعث زیاد شدن دین و ایمانش میگرداند. و هرکس را گمراه کند آنچه را که بر پیامبرش نازل فرموده سببی برای افزون شدن بدبختی و حیرت و ستم کردنش در حق خودش میگرداند. پس لازم است هر آنچه که خداوند پیامبرش را از آن خبر داده است پذیرفته شود.
﴿وَمَا يَعۡلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ﴾و لشکرهای پروردگارت از قبیل فرشتگان و غیره را کسی جز او نمیداند. پس وقتی شما لشکرهای او را نمیدانید و خداوند دانا و آگاه شما را از آن خبر دادهاست باید خبر او را تصدیق نمایید و هیچ شک و تردیدی به خود راه ندهید.
﴿وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكۡرَىٰ لِلۡبَشَرِ﴾و منظور از این موعظه و اندرز، بازی و سرگرمی نیست، بلکه هدف از آن این است که انسانها به وسیلهی این قرآن آنچه را که به سودشان است به خاطر آورند و بپذیرند و انجام دهنده چیزهایی را که به زیانشان است رها کنند.
آیهی ۵۶-۳۲:
﴿كَلَّا وَٱلۡقَمَرِ٣٢﴾[المدثر: ۳۲]. «اینچنین نیست (که ایشان میپندارند) سوگند به ماه».
﴿وَٱلَّيۡلِ إِذۡ أَدۡبَرَ٣٣﴾[المدثر: ۳۳]. «و سوگند به شب بدانگاه که پشت کند».
﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَآ أَسۡفَرَ٣٤﴾[المدثر: ۳۴]. «و به صبح چون روشن شود».
﴿إِنَّهَا لَإِحۡدَى ٱلۡكُبَرِ٣٥﴾[المدثر: ۳۵]. «که آن (دوزخ) یکی از (بلاهای) بزرگت است».
﴿نَذِيرٗا لِّلۡبَشَرِ٣٦﴾[المدثر: ۳۶]. «برای انسانها بیمدهنده است».
﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَتَقَدَّمَ أَوۡ يَتَأَخَّرَ٣٧﴾[المدثر: ۳۷]. «برای کسی از شما که بخواهد گام پیش نهد یا پس ماند».
﴿كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ رَهِينَةٌ٣٨﴾[المدثر: ۳۸]. «هرکس در گرو عملکرد خویش است».
﴿إِلَّآ أَصۡحَٰبَ ٱلۡيَمِينِ٣٩﴾[المدثر: ۳۹]. «مگر سمت راستیها».
﴿فِي جَنَّٰتٖ يَتَسَآءَلُونَ٤٠﴾[المدثر: ۴۰]. «در باغهای (بهشتی) خواهند بود. از همدیگر میپرسند».
﴿عَنِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ٤١﴾[المدثر: ۴۱]. «از بزهکاران».
﴿مَا سَلَكَكُمۡ فِي سَقَرَ٤٢﴾[المدثر: ۴۲]. «چه چیز شما را به دوزخ درآورد»؟.
﴿قَالُواْ لَمۡ نَكُ مِنَ ٱلۡمُصَلِّينَ٤٣﴾[المدثر: ۴۳]. «میگویند: از نمازگزاران نبودیم».
﴿وَلَمۡ نَكُ نُطۡعِمُ ٱلۡمِسۡكِينَ٤٤﴾[المدثر: ۴۴]. «و به بینوا خوراک نمیدادیم».
﴿وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلۡخَآئِضِينَ٤٥﴾[المدثر: ۴۵]. «و ما پیوسته با باطلگرایان فرو میرفتیم».
﴿وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ٤٦﴾[المدثر: ۴۶]. «و روز جزا را دروغ میانگاشتیم».
﴿حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلۡيَقِينُ٤٧﴾[المدثر: ۴۷]. «تا این که مرگ به سراغمان آمد».
﴿فَمَا تَنفَعُهُمۡ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ٤٨﴾[المدثر: ۴۸]. «پس شفاعت شفاعتکنندگان سودی به آنان نمیبخشد».
﴿فَمَا لَهُمۡ عَنِ ٱلتَّذۡكِرَةِ مُعۡرِضِينَ٤٩﴾[المدثر: ۴۹]. «پس آنانرا چه شده است که از پند رویگردانند»؟!.
﴿كَأَنَّهُمۡ حُمُرٞ مُّسۡتَنفِرَةٞ٥٠﴾[المدثر: ۵۰]. «گویی که آنان درازگوشان رمندهای هستند».
﴿فَرَّتۡ مِن قَسۡوَرَةِۢ٥١﴾[المدثر: ۵۱]. «که از شیری گریخته باشند».
﴿بَلۡ يُرِيدُ كُلُّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ أَن يُؤۡتَىٰ صُحُفٗا مُّنَشَّرَةٗ٥٢﴾[المدثر: ۵۲]. «بلکه هرکس از آنها میخواهد که به او صحیفههایی گشوده داده شود».
﴿كَلَّاۖ بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلۡأٓخِرَةَ٥٣﴾[المدثر: ۵۳]. «چنین نیست بلکه از آخرت پروایی ندارند».
﴿كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذۡكِرَةٞ٥٤﴾[المدثر: ۵۴]. «حاشا، حق این است که آن (سوره) پندی است».
﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ٥٥﴾[المدثر: ۵۵]. «پس هرکس بخواهد آنرا یاد کند».
﴿وَمَا يَذۡكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُۚ هُوَ أَهۡلُ ٱلتَّقۡوَىٰ وَأَهۡلُ ٱلۡمَغۡفِرَةِ٥٦﴾[المدثر: ۵۶]. «و یاد نمیکنند مگر این که خدا بخواهد. اوست سزاوار پروا و اوست سزاوار آمرزش».
﴿كَلَّآ﴾واژه «کلا»در اینجا یا به معنی حق و قطعا است و یا به معنی «إلا»استفتاحی میباشد. خداوند به ماه، و به شب بدانگاه که پشت میکند و میرود، و به روز بدانگاه که روشن میشوند سوگند خورده است. چون این چیزها مشتمل بر آیات بزرگ خدا هستند و بر کمال قدرت خداوند و حکمت و گستردگی فرمانرواییاش و فراگیر بودن رحمت و احاطهی علم و آگاهیاش دلالت مینمایند.
و آنچه خداوند برایش سوگند خورده این است که میفرماید: ﴿إِنَّهَا لَإِحۡدَى ٱلۡكُبَرِ٣٥﴾آتش جهنم یکی از چیزهای بزرگ و مهم است. پس شما را به آن خبر دادیم و از آن آگاه شدید، پس هرکسی از شما میخواهد گام به پیش بگذارد و کارهایی انجام دهد که او را به خدا و خشنودی و بهشتش نزدیک میگرداند یا از آنچه که برای آن آفریده شده و خدا آن را دوست میدارد و میپسندد عقب بکشد و مرتکب گناه شود و خودش را به جهنم نزدیک گرداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ...﴾[الکهف: ۲۹]. «و بگو: حق از سوی پروردگارتان است، پس هرکس میخواهد ایمان بیاورد و هرکس میخواهد کفر بورزد».
﴿كُلُّ نَفۡسِۢ بِمَا كَسَبَتۡ رَهِينَةٌ٣٨﴾هرکس در گرو کارهای بدی است که کرده است. پس در مقابل آن گروگان گرفته میشود و آن کارها طوق گردنش خواهند بود و باعث گرفتار شدنش به عذب میگردند. ﴿إِلَّآ أَصۡحَٰبَ ٱلۡيَمِينِ٣٩﴾مگر کسانیکه کارنامه اعمالشان به دست راست داده میشود و از سعادتمندان هستند. اینها گروگان گرفته نمیشوند بلکه آزاد و شاد خواهند بود.
﴿فِي جَنَّٰتٖ يَتَسَآءَلُونَ٤٠ عَنِ ٱلۡمُجۡرِمِينَ٤١﴾در باغهایی بهشتی خواهند بود که همه خواستههایشان در آن فراهم است و در آسایش کامل هستند. آنان رو به همدیگر مینمایند و از یکدیگر درباره گناهکاران میپرسند که حالتشان چگونه شد، آیا آنچه را که خدا به آنها وعده داده بود یافتند؟ و برخی به برخی دیگر میگویند: «آیا از آنها خبر دارید؟». آنگاه آنان را در وسط دوزخ میبینند که عذاب داده میشوند. پس به آنان میگویند: ﴿مَا سَلَكَكُمۡ فِي سَقَرَ٤٢﴾چه چیزی شما را وارد دوزخ گردانیده است؟ و به چه گناهی شما مستحق دوزخ شدهاید؟
﴿قَالُواْ لَمۡ نَكُ مِنَ ٱلۡمُصَلِّينَ٤٣ وَلَمۡ نَكُ نُطۡعِمُ ٱلۡمِسۡكِينَ٤٤﴾میگویند: از نمازگزاران نبودیم و به بینوا خوراک نمیدادیم پس آنها نه عبادت خدا را انجام دادهاند و نه به مردم نیازمند کمک کردهاند.
﴿وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلۡخَآئِضِينَ٤٥﴾و به وسیله باطل به مجادله با حق میپرداختیم. ﴿وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ٤٦﴾و ما روز جزا را دروغ میانگاشتیم.
و این آثار فرو رفتن در باطل است که وقتی کسی در باطل فرو رود که روز قیامت است اعراض مینماید، قیامتی که محل جزای اعمال است و جایی است که پادشاهی خدا و حکم دادگرانهی او برای سایر مردم آشکار میگردد. پس این راه باطل را ادامه دادیم ﴿حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلۡيَقِينُ٤٧﴾تا این که مرگ به سراغمان آمد. و هنگامیکه بر کفر مردند درِ همه آرزوها به رویشان بسته شد، و هیچ راه چارهای برایشان نماند.
﴿فَمَا تَنفَعُهُمۡ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ٤٨﴾پس دیگر شفاعت و میانجیگری شفاعت کنندگان سودی به آنان نمیبخشد، چون شفاعت کنندگان فقط برای کسی شفاعت مینمایند که خداوند بپسندد. اما خداوند اعمال اینها را نمیپسندد. پس از اینکه خداوند سرنوشت مخالفان را بیان کرد، مشرکانی را که در قید حیات هستند مورد سرزنش و ملامت قرار داد و فرمود: ﴿فَمَا لَهُمۡ عَنِ ٱلتَّذۡكِرَةِ مُعۡرِضِينَ٤٩﴾پس آنانرا چه شده است که از پند روی گردان و غافل هستند.
﴿كَأَنَّهُمۡ﴾آنها چنان از اندرز گریزان و متنفر هستند انگار ﴿حُمُرٞ مُّسۡتَنفِرَةٞ﴾خرهای وحشی هستند که رم کردهاند. وقتی رم کنند تندتر میدوند. ﴿فَرَّتۡ مِن قَسۡوَرَةِۢ٥١﴾گورخرانی که از دست شکارچی و یا از پیش شیری و امثال آن گریخته باشند. این بزرگترین گریز از حق است.آنها با وجود چنین گریز و رویگردانی ادعاهای بزرگی میکنند.
﴿بَلۡ يُرِيدُ كُلُّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ أَن يُؤۡتَىٰ صُحُفٗا مُّنَشَّرَةٗ٥٢﴾بلکه هرکس از آنها میخواهد که به او صحیفههایی گشوده داده شود، صحیفههایی که از آسمان بر او نازل شود و ادعا میکند که تا چنین کاری انجام نشود از حق پیروی نخواهد کرد. حال آن که دروغ میگویند و اگر هر نشانهای برای اینها بیاید ایمان نمیآورند تا آنکه عذاب دردناک را ببینند، چون نشانههای روشنگری که حق را روشن و واضح میگرداند نزد آنها آمده است پس اگر خیری در اینها بود ایمان میآوردند.
بنابراین فرمود: ﴿كَلَّا﴾آنچه را که میخواهند به آنها نمیدهیم و آنها هدفشان فقط این است که بگویند خدا نمیتواند.
﴿بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾بلکه اصلا آنان از آخرت نمیترسند و اگر از آن میترسیدند چنین کارهایی از آنان سر نمیزد. ﴿كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذۡكِرَةٞ٥٤﴾آنگونه نیست، به درستی که آن یادآوری است. ضمیر در «إِنَّهُ»پس هرکس میخواهد آن را یاد کند، چون این راه را برای او روشن گردانیده و دلیل را پیش روی او گذارده است.
﴿وَمَا يَذۡكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ﴾و پند نمیپذیرند مگر این که خدا بخواهد چون مشیت و خواست خداوند نافذ و فراگیر است و کوچکترین اتفاقی بیرون از خواست خداوند صورت نمیپذیرد. در اینجا اعتقاد و نظریات قدریه رد شده است، آنهایی که معتقدند کارهای بندگان تحت مشیت و خواست خداوند انجام نمیگیرد.
همچنین ردی است بر جبریه که گمان میبرند بنده هیچ اراده و خواستی ندارد و در حقیقت کاری انجام نمیدهد بلکه او بر انجام دادن کارش مجبور است. پس خداوند ثابت کرد که بنده دارای خواست و ارادهی حقیقی و فعلی است اما خواست او تابع مشیت و خواست خداوند میباشد.
﴿هُوَ أَهۡلُ ٱلتَّقۡوَىٰ وَأَهۡلُ ٱلۡمَغۡفِرَةِ﴾خداوند سزاوار است که از خشم او پرهیز شود و مورد پرستش قرار گیرد چون او معبود به حقّی است که عبادت جز برای او شایستهی کسی نیست، و سزاوار است که کسی را بیامرزد که از او میترسد و دنبال رضایت اوست.
پایان تفسیر سورهی مدثر
مکی و ۴۰ آیه است.
آیهی ۶-۱:
﴿لَآ أُقۡسِمُ بِيَوۡمِ ٱلۡقِيَٰمَةِ١﴾[القیامة: ۱]. «به روز قیامت سوگند یاد میکنم».
﴿وَلَآ أُقۡسِمُ بِٱلنَّفۡسِ ٱللَّوَّامَةِ٢﴾[القیامة: ۲]. «و به نفس سرزنشگر سوگند یاد میکنم».
﴿أَيَحۡسَبُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَلَّن نَّجۡمَعَ عِظَامَهُۥ٣﴾[القیامة: ۳]. «آیا انسان میپندارد که استخوانهایش را گرد نخواهیم آورد».
﴿بَلَىٰ قَٰدِرِينَ عَلَىٰٓ أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُۥ٤﴾[القیامة: ۴]. «آری! (چنین خواهیم کرد) درحالیکه تواناییم بر آن که (حتی) سرانگشتانش را (هم) یکسان سازیم».
﴿بَلۡ يُرِيدُ ٱلۡإِنسَٰنُ لِيَفۡجُرَ أَمَامَهُۥ٥﴾[القیامة: ۵]. «بلکه انسان میخواهد در مدت زمانی که در پیش دارد بدکاری کند».
﴿يَسَۡٔلُ أَيَّانَ يَوۡمُ ٱلۡقِيَٰمَةِ٦﴾[القیامة: ۶]. «میپرسد: روز قیامت چه زمانی است»؟.
«لا»در اینجا به معنی نفی نیست، و همچنین زائد نمیباشد، بلکه برای استفتاح و اهمیت دادن به چیزی است که بعد از آن ذکر میشود. و استعمال «لا»با سوگند بسیار شایع است، لذا استفتاح با آن چیز عجیبی نیست، گرچه «لا»در اصل برای استفتاح وضع نشده است. آنچه به آن قسم یاد شده همان چیزی است که برای اثبات آن قسم خورده شده، یعنی زنده شدن پس از مرگ و برخاستتن مردم از گورهایشان و ایستادن آنها به انتظار این که پروردگار چه حکمی بر آنها مینماید.
﴿وَلَآ أُقۡسِمُ بِٱلنَّفۡسِ ٱللَّوَّامَةِ٢﴾و به نفس سرزنش کننده سوگند یاد میکنم. و این همه نفسهای نیکوکار و بدکار را شامل میشود. و همه «لوامه» یعنی سرزنشگر، نامیده شدهاند چون حالاتشان م تنوع است و بریک حالت ثابت نیستند، نفس انسان کافر، پس از مرگ صاحبش را به خاطر کارهایی که انجام میداد سرزنش میکند، اما نفس مومن، صاحب خود را به خاطر کوتاهیهایی که ورزیده یا غفلتی که کرده است در دنیا سرزنش میکند.
پس هم به جزا و اثبات آن و هم به مستحق جزا سوگند یاد کرده است. سپس خبر دادهاست که برخی از مخالفان روز جزا را تکذیب میکنند. پس فرمود: ﴿أَيَحۡسَبُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَلَّن نَّجۡمَعَ عِظَامَهُۥ٣﴾آیا انسان میپندارد که ما استخوانهایش را پس از مردنش گردِ نخواهیم آورد؟ همانطور که فرموده است: ﴿قَالَ مَن يُحۡيِ ٱلۡعِظَٰمَ وَهِيَ رَمِيمٞ﴾[یس: ۷۸]. «گفت: چه کسی استخوانهای پوسیده را زنده میگرداند»؟!. پس چنین انسانی به خاطر جهالت و عداوتش قدرت خداوند را بر آفرینش مجدد استخوانهایش که ستون بدن او هستند بعید میداند. ولی خدا سخن او را رد کرد و فرمود: ﴿بَلَىٰ قَٰدِرِينَ عَلَىٰٓ أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُۥ٤﴾آری! آنها را گرد میآوریم. ما حتّی میتوانیم سرانگشتان و استخوانهایش را برابر کنیم و این مستلزم آفریدن همه بدن است. چون وقتی انگشتان به وجود بیایند آفرینش جسد تمام شده است. و انکار قدرت خداوند بدان خاطر نیست که دلیل محکمی او را به قدرت خداوند راهنمایی نکرده باشد، بلکه ﴿يُرِيدُ... لِيَفۡجُرَ﴾بدان خاطر است که ـ عمداً ـ میخواهد رستاخیزی را که در پیش دارد انکار کند و مرتکب گناه شود و قصدا دروغ بگوید. سپس حالات قیامت را بیان کرد و فرمود:
آیهی ۱۵-۷:
﴿فَإِذَا بَرِقَ ٱلۡبَصَرُ٧﴾[القیامة: ۷]. «پس آنگاه که چشم خیره شود».
﴿وَخَسَفَ ٱلۡقَمَرُ٨﴾[القیامة: ۸]. «و نور و روشنایی ماه از بین برود».
﴿وَجُمِعَ ٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُ٩﴾[القیامة: ۹]. «و خورشید و ماه به هم آورده میشوند».
﴿يَقُولُ ٱلۡإِنسَٰنُ يَوۡمَئِذٍ أَيۡنَ ٱلۡمَفَرُّ١٠﴾[القیامة: ۱۰]. «انسان در آن روز میگوید: راه گریز کجاست»؟.
﴿كَلَّا لَا وَزَرَ١١﴾[القیامة: ۱۱]. «نه هیچ پناهی نیست».
﴿إِلَىٰ رَبِّكَ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡمُسۡتَقَرُّ١٢﴾[القیامة: ۱۲]. «در آن روز قرارگاه در دست پروردگار تو است».
﴿يُنَبَّؤُاْ ٱلۡإِنسَٰنُ يَوۡمَئِذِۢ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ١٣﴾[القیامة: ۱۳]. «انسان در آن روز به آنچه از پیش فرستاده و به آنچه باز پس گذاشته است خبر داده میشود».
﴿بَلِ ٱلۡإِنسَٰنُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦ بَصِيرَةٞ١٤﴾[القیامة: ۱۴]. «اصلاً انسان خودش از وضع خود آگاه است».
﴿وَلَوۡ أَلۡقَىٰ مَعَاذِيرَهُۥ١٥﴾[القیامة: ۱۵]. «گرچه برای خود عذرهای درمیان آورد».
﴿فَإِذَا بَرِقَ ٱلۡبَصَرُ٧﴾وقتی قیامت برپا شود چشم از هول و هراس بزرگ آن روز، خیره و باز میماند. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿...إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمۡ لِيَوۡمٖ تَشۡخَصُ فِيهِ ٱلۡأَبۡصَٰرُ٤٢ مُهۡطِعِينَ مُقۡنِعِي رُءُوسِهِمۡ لَا يَرۡتَدُّ إِلَيۡهِمۡ طَرۡفُهُمۡۖ وَأَفِۡٔدَتُهُمۡ هَوَآءٞ٤٣﴾[إبراهیم: ۴۲-۴۳]. «آنها را برای روزی به تاخیر میاندازد که چشمها در آن روز خیره میگردند. شتابان سر برداشته و چشم برهم نمیزنند و دلهایشان تهی است». ﴿وَجُمِعَ ٱلشَّمۡسُ وَٱلۡقَمَرُ٩﴾و خورشید و ماه جمع میگردند. از وقتی که خداوند خورشید و ماه را آفریده است یکجا جمع نشدهاند. در روز قیامت خداوند آنها را جمع میکند و ماه بینور میگردد و خورشید تیره و تار میشود، و هر دو در آتش انداخته میشوند تا بندگان ببینند که خورشید و ماه دو بنده و تحت اختیار خدایند. و تا کسانی که خورشید و ماه را پرستش میکردهاند بدانند و ببینند که دروغگو بودهاند.
﴿يَقُولُ ٱلۡإِنسَٰنُ يَوۡمَئِذٍ أَيۡنَ ٱلۡمَفَرُّ١٠﴾وقتی انسان این پریشانیها را میبیند میگوید: راه رهایی از آنچه بر ما آمده و گرفتارش شدهایم کجاست؟ ﴿كَلَّا لَا وَزَرَ١١﴾هیچکس پناهگاهی جز خدا ندارد.
﴿إِلَىٰ رَبِّكَ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡمُسۡتَقَرُّ١٢﴾در آن روز قرارگاه سایر بندگان در دست پروردگار تو است. پس هیچکس نمیتواند خود را پنهان و استتار نماید یا از آنجا بگریزد بلکه به ناچار باید بایستد تا سزای عملش را ببیند. بنابراین فرمود: ﴿يُنَبَّؤُاْ ٱلۡإِنسَٰنُ يَوۡمَئِذِۢ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّرَ١٣﴾انسان به همه کارهای نیک و بدی که در اول دوران زندگی و در آخر آن کرده است خبر داده میشود و نمیتواند آنرا انکار کند.
﴿بَلِ ٱلۡإِنسَٰنُ عَلَىٰ نَفۡسِهِۦ بَصِيرَةٞ١٤﴾انسان بر خودش گواه است و حسابرش خودش میباشد. ﴿وَلَوۡ أَلۡقَىٰ مَعَاذِيرَهُۥ١٥﴾گرچه برای خود عذرهایی بیاورید، اما بداند که عذرهایش پذیرفته نخواهد شد، بلکه مجبور میشود که به عملکرد خود اقرار نماید. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿ٱقۡرَأۡ كِتَٰبَكَ كَفَىٰ بِنَفۡسِكَ ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكَ حَسِيبٗا١٤﴾[الإسراء: ۱۴]. «کارنامه خویش را بخوان، همین کافی است که خودت بر خود گوه باشی».
پس بنده گرچه انکار کند یا برای آنچه که کرده است عذر بیاورد از او پذیرفته نمیشود و به او فایده نخواهد بخشید چون گوش و چشم و همه اعضایش بر آنچه کرده است گواهی میدهد. و اصولا زمانی برای عذرخواستن باقی نمانده است و عذر خواستن فایدهای ندارد. ﴿فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مَعۡذِرَتُهُمۡ وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ٥٧﴾[الروم: ۵۷]. «پس امروز به ستمکاران عذر خواستنشان فایده نخواهد داد و از آنان خواسته نمیشود تا خداوند را خشنود کنند».
آیهی ۱۹-۱۶:
﴿لَا تُحَرِّكۡ بِهِۦ لِسَانَكَ لِتَعۡجَلَ بِهِۦٓ١٦﴾[القیامة: ۱۶].«زبان را به (تکرار) و مجُنبان تا به شتاب آنرا (به خاطر بسپاری)».
﴿إِنَّ عَلَيۡنَا جَمۡعَهُۥ وَقُرۡءَانَهُۥ١٧﴾[القیامة: ۱۷]. «بیگمان گرد آوردن قرآن و خواندنش بر عهدۀ ماست».
﴿فَإِذَا قَرَأۡنَٰهُ فَٱتَّبِعۡ قُرۡءَانَهُۥ١٨﴾[القیامة: ۱۸]. «و چون آنرا بر خواندیم (به همان صورت) خواندن آنرا تبعیت کن».
﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا بَيَانَهُۥ١٩﴾[القیامة: ۱۹]. «سپس بیان و توضیح آن بر ماست».
وقتی جبرئیل همراه با وحی نزد پیامبرصمیآمد و شروع به خواندن آن میکرد پیامبر از بس که حریص و علاقمند بود با شتاب آن را فرا میگرفت قبل از آنکه جبرئیل کارش تمام شود، و به همراه جبرئیل آن را میخواند. پس خداوند او را از این نهی کرد و فرمود: ﴿وَلَا تَعۡجَلۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مِن قَبۡلِ أَن يُقۡضَىٰٓ إِلَيۡكَ وَحۡيُهُ﴾[طه: ۱۱۴]. «و در خواندن قرآن پیش از آن که وحی آن تمام شود شتاب مکن»، و در اینجا فرمود: ﴿لَا تُحَرِّكۡ بِهِۦ لِسَانَكَ لِتَعۡجَلَ﴾هنگام نزول وحی و قرآن، شتابگرانه زبان به خواندن آن مجنبان. سپس خداوند برای او تضمین کرد که حتما او قرآن را حفظ میکند و میخواند و خداوند آن را در سینهاش جمع خواهد کرد و فرمود: ﴿إِنَّ عَلَيۡنَا جَمۡعَهُۥ وَقُرۡءَانَهُۥ١٧﴾گردآوردن قرآن و آسان ساختن خواندنش بر عهده ماست، پس تلاشی که تو مینمایی برای آن است که مبادا چیزی از آنرا از دست بدهی یا فراموش کنی. اما خداوند ضامن است که آن را در سینه ات حفظ کند. بنابراین، نیازی به تلاش مضاعف و آزمند بودن برای حفظ آن نیست.
﴿فَإِذَا قَرَأۡنَٰهُ فَٱتَّبِعۡ قُرۡءَانَهُۥ١٨﴾پس هرگاه جبرئیل آنچه را که بهسوی تو وحی میکند، کامل گرداند، از آنچه که قرائت نمود تبعیت کن و آن را بخوان. ﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا بَيَانَهُۥ١٩﴾و انگهی بیان مفاهیم آن بر عهده ماست. خداوند به پیامبر وعده داد که کلمات و معانی آن را حفظ کند و این بالاترین چیزی است که باید انجام شود.
پس پیامبرصدر برابر پروردگارش ادب را رعایت کرد و بعد از آن هر وقت جبرئیل قرآن را بر او تلاوت میکرد به جبرئیل گوش فرا میداد، و وقتی که جبرئیل تمام میکرد پیامبر آنرا میخواند. این آیه آداب فراگرفتن علم را بیان مینماید که دانش آموز باید بگذارد تا معلم مسئله را بیان کند و وقتی مسئله را بیان کرد دانش آموز اشکالش را بپرسد.
همچنین اگر در ابتدای کلام چیزی بود که ایجاب میکرد تا سخن را رد کند یا آنرا تایید نماید، در حالی که هنوز سخن تمام نشده است نباید آنرا رد کند یا تایید نماید، تا درست و نادرستی سخن روشن گردد و شنونده آنرا خوب بفهمد و بتواند به درستی در مورد آن اظهار نظر نماید. در این همچنین به این مساله اشاره شده است که پیامبرصهمچنانکه کلمات وحی را برای امت بیان کرده، مفاهیم آن را نیز بیان کرده است.
آیهی ۲۵-۲۰:
﴿كَلَّا بَلۡ تُحِبُّونَ ٱلۡعَاجِلَةَ٢٠﴾[القیامة: ۲۰]. «چنین نیست (که شما میگویید) شما دنیا را دوست میدارید».
﴿وَتَذَرُونَ ٱلۡأٓخِرَةَ٢١﴾[القیامة: ۲۱]. «و آخرت را رها میکنید».
﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاضِرَةٌ٢٢﴾[القیامة: ۲۲]. «در آن روز چهرههایی تازه (و خرم) هستند».
﴿إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٞ٢٣﴾[القیامة: ۲۳]. «به پروردگار خود مینگرند».
﴿وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذِۢ بَاسِرَةٞ٢٤﴾[القیامة: ۲۴]. «و در آن روز چهرههایی درهم کشیده هستند».
﴿تَظُنُّ أَن يُفۡعَلَ بِهَا فَاقِرَةٞ٢٥﴾[القیامة: ۲۵]. «یقین دارند که مصیبتی کمرشکن به آنان میرسد».
این که شما غافل هستید و از اندرز الهی روی گردان میباشید برای آن است که ﴿تُحِبُّونَ ٱلۡعَاجِلَةَ﴾دنیا را دوست میدارید و برای به دست آوردن دنیا و لذتهایش تلاش میکنید و آن را بر آخرت ترجیح میدهید و عمل برای آخرت را رها مینمایید چون نعمتها و لذتهای دنیا حاضر و در دسترس میباشند و انسان چیزی را که حاضر و در دسترس باشد دوست میدارد و شیفته آن میگردد.
و نعمتهای آخرت پس از مرگ به دست خواهند آمد، بنابراین، شما از آن غافل گشته و آنرا رها کردهاید، انگار اصلا برای آخرت آفریده نشدهاید و این جهان، جهان همیشگی است که باید عمر گرانبها را صرف آن کرد و شب و روز برای آن تلاش نمود. پس حقیقت برایتان وارونه گردید و زیانمند شدید. بنابراین، اگر آخرت را بر دنیا ترجیح دهید و عاقلانه به عواقب و سرانجام کارها نگاه کنید رستگار میشوید و سودی بیپایان و موفّقیتی کامل به دست خواهید آورد.
سپس چیزهایی را بیان کرد که آدمی را به ترجیح دادن آخرت فرا میخوانند، و برای این منظور به بیان حال اهل آخرت و تفاوت و تمایزی که در آنجا (با دیگران) دارند، پرداخت. پس درباره پاداش کسانی که آخرت را بر دنیا ترجیح میدهند فرمود: ﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاضِرَةٌ٢٢﴾در آن روز چهرههایی زیبا و درخشان هستند و دلهایشان شاد و مسرور است.
﴿إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٞ٢٣﴾برحسب مقامهایشان به پروردگار خود نگاه میکنند. برخی از آنها هر صبح و شام به پروردگارشان مینگرند و برخی هر جمعه یک بار او را میبینند. پس آنها از نگاه کردن به چهره و جمال خداوندی که هیچ چیز مانند آن نیست بهرهمند میشوند. پس وقتی خداوند را میبینند نعمتهایی را که در آن هستند فراموش مینمایند و چنان لذّت و شادمانی به آنها دست میدهد که قابل توصیف و بیان نیست و چهرههایشانتر و تازه میگردد. پس بر زیباییشان افزوده میگردد. از خداوند بزرگوار میخواهیم که ما را از زمره آنها بگرداند.
و در مورد کسانی که دنیا را بر آخرت ترجیح دادهاند، میفرماید: ﴿وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذِۢ بَاسِرَةٞ٢٤﴾و چهرههایی در روز قیامت درهم کشیده و عبوس و خوار و ذلیلاند. ﴿تَظُنُّ أَن يُفۡعَلَ بِهَا فَاقِرَةٞ٢٥﴾یقین دارند که به عقوبتی شدید و عذابی دردناک گرفتار میآیند. بنابراین چهرههایشان تغییر کرده و عبوس شده است.
آیهی ۴۰-۲۶:
﴿كَلَّآ إِذَا بَلَغَتِ ٱلتَّرَاقِيَ٢٦﴾[القیامة: ۲۶]. «چنین نیست (که میگویید) هنگامیکه (روح) به گلوگاهها برسد».
﴿وَقِيلَ مَنۡۜ رَاقٖ٢٧﴾[القیامة: ۲۷]. «و گفته شود: چه کسی افسونگر است».
﴿وَظَنَّ أَنَّهُ ٱلۡفِرَاقُ٢٨﴾[القیامة: ۲۸]. «و یقین پیدا میکند که زمان فراق فرا رسیده است».
﴿وَٱلۡتَفَّتِ ٱلسَّاقُ بِٱلسَّاقِ٢٩﴾[القیامة: ۲۹]. «و پاها جفت میگردند».
﴿إِلَىٰ رَبِّكَ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡمَسَاقُ٣٠﴾[القیامة: ۳۰]. «در آن روز همه را به نزد پروردگارت باز برند».
﴿فَلَا صَدَّقَ وَلَا صَلَّىٰ٣١﴾[القیامة: ۳۱]. «پس (انسان سرکش) نه تصدیق کرد و نه نماز گزارد».
﴿وَلَٰكِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ٣٢﴾[القیامة: ۳۲]. «بلکه دروغ انگاشت و رویگرداند».
﴿ثُمَّ ذَهَبَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ يَتَمَطَّىٰٓ٣٣﴾[القیامة: ۳۳]. «سپس متکبرانه به نزد خانوادهاش رفت».
﴿أَوۡلَىٰ لَكَ فَأَوۡلَىٰ٣٤﴾[القیامة: ۳۴]. «وای بر تو، باز وای بر تو».
﴿ثُمَّ أَوۡلَىٰ لَكَ فَأَوۡلَىٰٓ٣٥﴾[القیامة: ۳۵]. «باز وای بر تو، وای بر تو».
﴿أَيَحۡسَبُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَن يُتۡرَكَ سُدًى٣٦﴾[القیامة: ۳۶]. «آیا انسان میپندارد که بیهدف رها میشود».
﴿أَلَمۡ يَكُ نُطۡفَةٗ مِّن مَّنِيّٖ يُمۡنَىٰ٣٧﴾[القیامة: ۳۷]. «آیا نطفهای از منی نبود که (در رحم) ریخته میشود».
﴿ثُمَّ كَانَ عَلَقَةٗ فَخَلَقَ فَسَوَّىٰ٣٨﴾[القیامة: ۳۸]. «آنگاه خون بستهای بود که (خداوند آنرا) آفرید سپس (آفرینش او را) استوار داشت».
﴿فَجَعَلَ مِنۡهُ ٱلزَّوۡجَيۡنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ٣٩﴾[القیامة: ۳۹]. «آنگاه از آن دو زوج، مرد و زن را پدید آورد».
﴿أَلَيۡسَ ذَٰلِكَ بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يُحۡـِۧيَ ٱلۡمَوۡتَىٰ٤٠﴾[القیامة: ۴۰]. «آیا این (خدا) بر آنکه مردگان را زنده کند توانا نیست»؟.
خداوند متعال با بیان حالت فرد در حال احتضار و جان دادن، و هنگامیکه بهسوی پروردگارش برده میشود، بندگانش را موعظه میکند که هرگاه روح به گلوگاه برسد در این وقت مشکل و اندوه شدّت میگیرد و هر وسیله و سببی که گمان میرود با آن شفا و راحتی حاصل میگردد، طلبیده میشود. بنابراین فرمود: ﴿وَقِيلَ مَنۡۜ رَاقٖ٢٧﴾و گفته میشود: آیا کسی است هست که افسون و تعویذی برایش بخواند؟ چون آنها دیگر از اسباب عادی قطع امید کردهاند و به اسباب الهی دل میبندند. اما قضا و تقدیر هرگاه قطعی باشد بازگشتی ندارد.
﴿وَظَنَّ أَنَّهُ ٱلۡفِرَاقُ٢٨﴾و یقین پیدا میکند که زمان جدا شدن از دنیاست. ﴿وَٱلۡتَفَّتِ ٱلسَّاقُ بِٱلسَّاقِ٢٩﴾و پاها با یکدیگر جفت میگردند، یعنی سختیها جمع میگردد و اندوه شدت میگیرد و روح میخواهد از بدنی که همواره با آن بوده و با آن انس گرفته است خارج شود و بهسوی خدا برده میشود تا آنرا طبق اعمالش جزا و سزا دهد و به کارهایی که انجام داده است اعتراف نماید.
هشداری که خداوند بیان کرد دلها را بهسوی چیزی میبرد که مایهی هلاکتشان باز میدارد. وی ستیزه جو و مخالفی که آیات به او سود نمیرساند همچنان به سرکشی و کفر و عناد خویش ادامه میدهد.
﴿فَلَا صَدَّقَ﴾او به خدا و ملائکه و کتابها و پیامبرانش و روز قیامت و تقدیر خیر و شر او، ایمان نیاورد. ﴿وَلَا صَلَّىٰ٣١ وَلَٰكِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ٣٢﴾و نه نماز گزارد، بلکه حق را به جای تصدیق تکذیب کرد و از امر و نهی روی گرداند. این در حالی است که دلش آرام بود و از پروردگارش هراس و ترسی نداشت.
﴿ثُمَّ ذَهَبَ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ يَتَمَطَّىٰٓ٣٣﴾سپس متکّبرانه و بیتوجه به نزد خانوادهاش رفت.
سپس تهدید کرد وفرمود: ﴿أَوۡلَىٰ لَكَ فَأَوۡلَىٰ٣٤ ثُمَّ أَوۡلَىٰ لَكَ فَأَوۡلَىٰٓ٣٥﴾اینها کلمههای تهدیدی است که آنرا تکرار کرده است.
سپس آفرینش نخستین را به انسان یادآور شد و فرمود: ﴿أَيَحۡسَبُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَن يُتۡرَكَ سُدًى٣٦﴾آیا انسان میپندارد که بیهدف رها میشود؟ و امر و نهی نمیگردد و پاداش و سزا نمیبیند؟ این پنداری باطل درباره خداوند است که شایسته حکمت او نیست.
﴿أَلَمۡ يَكُ نُطۡفَةٗ مِّن مَّنِيّٖ يُمۡنَىٰ٣٧ ثُمَّ كَانَ عَلَقَةٗ فَخَلَقَ فَسَوَّىٰ٣٨﴾آیا نطفهای از منی نبود که در رحم ریخته میشود؟ سپس به خون بستهای درآمد و آنگاه خداوند او را زنده گرداند و آفرینش او را محکم و استوار گرداند؟!.
﴿فَجَعَلَ مِنۡهُ ٱلزَّوۡجَيۡنِ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ٣٩ أَلَيۡسَ ذَٰلِكَ﴾آنگاه از آنها دو زوج، مرد و زن را آفرید. آیا کسیکه انسان را آفریده و آفرینش آنرا به مراحل مختلفی درآورده است. ﴿بِقَٰدِرٍ عَلَىٰٓ أَن يُحۡـِۧيَ ٱلۡمَوۡتَىٰ﴾بر این که مردگان را زنده کند توانا نیست؟ آری! او بر هرچیزی تواناست.
پایان تفسیر سورهی قیامت
مدنی و ۳۱ آیه است.
آیهی ۳-۱:
﴿هَلۡ أَتَىٰ عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ حِينٞ مِّنَ ٱلدَّهۡرِ لَمۡ يَكُن شَيۡٔٗا مَّذۡكُورًا١﴾[الإنسان: ۱]. «بهراستی که بر انسان مدتی گذشته است که چیزی قابل ذکر نبود».
﴿إِنَّا خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٍ أَمۡشَاجٖ نَّبۡتَلِيهِ فَجَعَلۡنَٰهُ سَمِيعَۢا بَصِيرًا٢﴾[الإنسان: ۲]. «بیگمان ما انسان را از نطفهای آمیخته آفریدهایم، او را میآزمائیم و او را شنوای بینا گرداندیم».
﴿إِنَّا هَدَيۡنَٰهُ ٱلسَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرٗا وَإِمَّا كَفُورًا٣﴾[الإنسان: ۳]. «همانا ما بدو راه را نمودیم خواه سپاسگزار باشد، خواه ناسپاس».
خداوند در این سوره ابتدای حالت انسان و میانه و انتهای آنرا بیان کرده است. پس فرمود مدت زمانی طولانی بر انسان گذشت و او چیز قابل ذکری نبود. این همان زمانی است که انسان وجود نداشته است.
وقتی خداوند خواست انسان را بیافریند پدر انسان آدم را از خاک آفرید. سپس نسل او را ﴿مِن نُّطۡفَةٍ أَمۡشَاجٖ﴾به صورت متسلسل از نطفهای آمیخته و بیارزش گسترش داد. ﴿نَّبۡتَلِيهِ﴾با آن انسان را میآزماییم تا بدانیم آیا به حالت نخستین خود فکر میکند یا آن را فراموش میکند و مغرور میشود؟ پس خداوند انسان را آفرید و به او تواناییهای ظاهری و باطنی مانند شنوایی و بینایی و دیگر اعضا عطا کرد و اعضایش را کامل و سالم گرداند به گونهای که میتواند به وسیله آن مقاصد خویش را به دست آورد.
سپس خداوند پیامبران را بهسوی انسانها فرستاد و کتابها را نازل کرد و انسان را به راهی که او را به خدا میرساند رهنمود کرد و راه را برایش روشن نمود و او را به برگرفتن آن تشویق نمود و او را از نعمتهایی که نزد خداوند است آگاه کرد. سپس انسان را از راهی که او را به هلاکت و بدبختی میرساند آگاه نمود و او را از آن برحذر داشت و او را خبر داد که چه عذابی در انتظار اوست چنانچه آن راه را در پیش گیرد، و از این طریق او را آزمود. پس مردم به دو گروه تقسیم شدند، برخی نعمتهای پروردگار را سپاس گزارده و وظایفی را که خداوند آنها را بدان مکلف نموده است انجام دادند. و برخی به خداوند کفر ورزیدند و نعمتهای دینی و دنیوی خداوند را کفران نمودند و راهی را که منجر به هلاکت و نابودی میگردد در پیش گرفتند.
آیهی ۲۲-۴:
﴿إِنَّآ أَعۡتَدۡنَا لِلۡكَٰفِرِينَ سَلَٰسِلَاْ وَأَغۡلَٰلٗا وَسَعِيرًا٤﴾[الإنسان: ۴]. «همانا ما برای کافران زنجیرهها و طوقها و آتشی افروخته آماده کردهایم».
﴿إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ يَشۡرَبُونَ مِن كَأۡسٖ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا٥﴾[الإنسان: ۵]. «به درستی که نیکان جام شرابی را مینوشند که آمیخته به کافور است».
﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا عِبَادُ ٱللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفۡجِيرٗا٦﴾[الإنسان: ۶]. «چشمهای که بندگان خدا از آن مینوشند. و آنرا چنانکه باید روان میکنند».
﴿يُوفُونَ بِٱلنَّذۡرِ وَيَخَافُونَ يَوۡمٗا كَانَ شَرُّهُۥ مُسۡتَطِيرٗا٧﴾[الإنسان: ۷]. «و به نذر خود وفا میکنند و از روزی میترسند که شر و بلای آن گسترده و فراگیر است».
﴿وَيُطۡعِمُونَ ٱلطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ مِسۡكِينٗا وَيَتِيمٗا وَأَسِيرًا٨﴾[الإنسان: ۸]. «و خوراک با این که دوستش دارند به بینوا و یتیم و اسیر میدهند».
﴿إِنَّمَا نُطۡعِمُكُمۡ لِوَجۡهِ ٱللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمۡ جَزَآءٗ وَلَا شُكُورًا٩﴾[الإنسان: ۹]. «ما شما را تنها به خاطر خدا خوراک میدهیم و از شما پاداش و سپاسگزاری نمیخواهیم».
﴿إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوۡمًا عَبُوسٗا قَمۡطَرِيرٗا١٠﴾[الإنسان: ۱۰]. «ما از پروردگارمان میترسیم از (عذاب) روزی بس ترشرو و دشوار».
﴿فَوَقَىٰهُمُ ٱللَّهُ شَرَّ ذَٰلِكَ ٱلۡيَوۡمِ وَلَقَّىٰهُمۡ نَضۡرَةٗ وَسُرُورٗا١١﴾[الإنسان: ۱۱]. «پس خداوند آنانرا از شر آن روز حفظ کرد و به آنان خرّمی و شادمانی رساند».
﴿وَجَزَىٰهُم بِمَا صَبَرُواْ جَنَّةٗ وَحَرِيرٗا١٢﴾[الإنسان: ۱۲]. «و در برابر صبری که نمودهاند باغ و ابریشمی به آنان پاداش داد».
﴿مُّتَّكِِٔينَ فِيهَا عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِۖ لَا يَرَوۡنَ فِيهَا شَمۡسٗا وَلَا زَمۡهَرِيرٗا١٣﴾[الإنسان: ۱۳]. «در بهشت بر تختها تکیه دادهاند و نه (گرمای) آفتابی و نه (سوز) سرمایی در آنجا میبینند».
﴿وَدَانِيَةً عَلَيۡهِمۡ ظِلَٰلُهَا وَذُلِّلَتۡ قُطُوفُهَا تَذۡلِيلٗا١٤﴾[الإنسان: ۱۴]. «و سایههای (درختان بهشت) به آنها نزدیک است و میوههایش بسیار در دسترس قرار داده شود».
﴿وَيُطَافُ عَلَيۡهِم بَِٔانِيَةٖ مِّن فِضَّةٖ وَأَكۡوَابٖ كَانَتۡ قَوَارِيرَا۠١٥﴾[الإنسان: ۱۵]. «و بر آنان آوندهایی نقرهای و جامهایی که آبگینهاند گردانده میشود».
﴿قَوَارِيرَاْ مِن فِضَّةٖ قَدَّرُوهَا تَقۡدِيرٗا١٦﴾[الإنسان: ۱۶]. «آبگینههایی از نقره که آنرا به اندازه اندازهگیری کردهاند».
﴿وَيُسۡقَوۡنَ فِيهَا كَأۡسٗا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلًا١٧﴾[الإنسان: ۱۷]. «و در آنجا جام شرابی نوشانده میشوند که آمیزهی آن زنجبیل است».
﴿عَيۡنٗا فِيهَا تُسَمَّىٰ سَلۡسَبِيلٗا١٨﴾[الإنسان: ۱۸]. «چشمهای در آنجاست که سلسبیل نامیده میشود».
﴿وَيَطُوفُ عَلَيۡهِمۡ وِلۡدَٰنٞ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيۡتَهُمۡ حَسِبۡتَهُمۡ لُؤۡلُؤٗا مَّنثُورٗا١٩﴾[الإنسان: ۱۹]. «همواره نوجوانان جاودانهای میانشان میگردند که هرگاه ایشان را ببینی آنانرا مرواریدی از رشته افشانده میپنداری».
﴿وَإِذَا رَأَيۡتَ ثَمَّ رَأَيۡتَ نَعِيمٗا وَمُلۡكٗا كَبِيرًا٢٠﴾[الإنسان: ۲۰]. «و هنگامیکه بنگری، نعمت بسیار و فرمانروایی بزرگی را در آنجا میبینی».
﴿عَٰلِيَهُمۡ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضۡرٞ وَإِسۡتَبۡرَقٞۖ وَحُلُّوٓاْ أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٖ وَسَقَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ شَرَابٗا طَهُورًا٢١﴾[الإنسان: ۲۱]. «بر تن ایشان لباسهای ابریشم نازک و ابریشم ضخیم است و با بندهایی از نقره آراسته شدهاند، پروردگارشان شرابی پاکیزه بدیشان مینوشاند».
﴿إِنَّ هَٰذَا كَانَ لَكُمۡ جَزَآءٗ وَكَانَ سَعۡيُكُم مَّشۡكُورًا٢٢﴾[الإنسان: ۲۲]. «بدون شک این (نعمتها) پاداش شما است و تلاشتان پذیرفته شده است».
ما برای کسیکه به خداوند کفر ورزد و پیامبرانش را تکذیب کند و بر ارتکاب گناهان جرأت نماید زنجیرهایی در آتش جهنم آماده کردهایم. ﴿ثُمَّ فِي سِلۡسِلَةٖ ذَرۡعُهَا سَبۡعُونَ ذِرَاعٗا فَٱسۡلُكُوهُ٣٢﴾[الحاقة: ۳۲]. «سپس او را در زنجیری که هفتاد گز است به بند کشید». ﴿وَأَغۡلَٰلٗا﴾و طوقهایی که دستهایشان را به گردنهایشان میبندد. ﴿وَسَعِيرًا﴾و آتشی که جسمهای آنان را میسوزاند.
﴿كُلَّمَا نَضِجَتۡ جُلُودُهُم بَدَّلۡنَٰهُمۡ جُلُودًا غَيۡرَهَا لِيَذُوقُواْ ٱلۡعَذَابَ﴾[النساء: ۵۶]. «هرگاه پوست جهنمیان از بین برود و سوخته شود پوستهای تازهای جایگزین آن میکنیم تا عذاب را بچشند». و این عذاب همیشگی است و آنان جاودانه در آن میمانند.
﴿ٱلۡأَبۡرَارَ﴾آنها کسانی هستند که به سبب معرفت خداوند و محبت الهی که در دلهایشان است و اخلاق زیبایی که دارند پاکدل و نیکوکارند. پس خداوند خبر داد که ایشان ﴿يَشۡرَبُونَ مِن كَأۡسٖ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا﴾از شراب لذیذی مینوشند که با کافور آمیخته شده است تا کافور آن را خنک کند و از تندی آن بکاهد. این کافور بسیار لذیذ است و از هر عیب و آلودگی ایی که در کافور دنیا هست سالم و پاک میباشد.
چون آفتهای دنیا در نعمتهای بهشتی وجود ندارد. همان طور که خداوند متعال میفرماید: ﴿فِي سِدۡرٖ مَّخۡضُودٖ٢٨ وَطَلۡحٖ مَّنضُودٖ٢٩﴾[الواقعة: ۲۸-۲۹]. «بهشتیان در میان درختان سدرِ بیخار». و درختان موز که میوههایشان روی هم چیده شده است میباشند. و ﴿أَزۡوَٰجٞ مُّطَهَّرَةٞ﴾[النساء: ۵۷]. «و همسران پاکیزه»، ﴿لَهُمۡ دَارُ ٱلسَّلَٰمِ عِندَ رَبِّهِمۡ﴾[الأنعام: ۱۲۷]. «آنان در سرای امنیت نزد پروردگارشان میباشند».
﴿وَفِيهَا مَا تَشۡتَهِيهِ ٱلۡأَنفُسُ وَتَلَذُّ ٱلۡأَعۡيُنُ﴾[الزخرف: ۷۱]. «و در بهشت چیزهایی است که دلها در پی آنند و چشمها از دیدن آن لذّت میبرند».
﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا عِبَادُ ٱللَّهِ﴾جام لذیذی است که سر میکشند از تمام شدن ان هراسی ندارند، روان است و بندگان خدا هرجا و هرگونه که بخواهند آن را میبرند و روان میکنند. پس میتوانند آن را بهسوی باغهای سرسبز و یا میان کاخها و منازل آراسته شده و یا به هر سمت و سویی جاری نمایند.
سپس جملهای از کارهای آنانرا بیان کرد و فرمود: ﴿يُوفُونَ بِٱلنَّذۡرِ﴾به نذر و پیمانهایی که خود را بدان ملزم نمودهاند وفا میکنند. آنان به نذرهایی وفا میکنند که در اصل بر آنها واجب نبوده است بلکه خودشان آن را بر خود واجب نمودهاند، پس آنان به طریق اولی فرایض را به جای میآورند.
﴿وَيَخَافُونَ يَوۡمٗا كَانَ شَرُّهُۥ مُسۡتَطِيرٗا﴾و از روزی سخت که بلای آن گسترده و فراگیر است میترسند که بلایش به آنها برسد. از این رو هر آنچه که باعث گرفتار شدن به بلای آن روز میگردد را ترک گفته و از آن دوری میجویند. ﴿وَيُطۡعِمُونَ ٱلطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ مِسۡكِينٗا وَيَتِيمٗا وَأَسِيرًا٨﴾آنها درحالیکه مال و غذا را دوست میدارند آنرا به کسانیکه از آنها نیازمندترند مانند بینوایان و یتیمان و اسیران میدهند، زیرا محبت خدا را بر محبت خود مقدم میدارند.
هدفِ آنان از انفاق و خوراک دادن جلب رضایت خداوند است و با زبان حال میگوید: ﴿إِنَّمَا نُطۡعِمُكُمۡ لِوَجۡهِ ٱللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمۡ جَزَآءٗ وَلَا شُكُورًا٩﴾ما شما را فقط برای رضایت خداوند خوراک میدهیم و از شما پاداش مالی نمیخواهیم و همچنین از شما نمیخواهیم که ما را تعریف و تمجید کنید.
﴿إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوۡمًا عَبُوسٗا قَمۡطَرِيرٗا١٠﴾و از روزی سخت و وحشتناک که قیامت است هراس داریم. ﴿فَوَقَىٰهُمُ ٱللَّهُ شَرَّ ذَٰلِكَ ٱلۡيَوۡمِ﴾پس خداوند آنان را از شر آن روز حفظ کرد، و مسلّماً وحشت بزرگ قیامت، آنان را پریشان نخواهد کرد و فرشتگان با آنان روبرو میشوند و میگویند: این همان روزی است که وعده داده میشدید. ﴿وَلَقَّىٰهُمۡ نَضۡرَةٗ وَسُرُورٗا﴾و آنان را مورد عنایت خود قرار میدهد و چهرههایشان راتر و تازه میکند و دلهایشان را شاد میگرداند. پس هم نعمت ظاهری و هم نعمت باطنی به آنان میدهد.
﴿وَجَزَىٰهُم بِمَا صَبَرُواْ جَنَّةٗ وَحَرِيرٗا١٢﴾و به پاداش اینکه آنها بر طاعت خداوند شکیبایی ورزیدهاند و به اندازه توان خود عبادت کردهاند واز گناهان دوری نمودهاند و در برابر بلاهایی که خداوند برایشان مقدر نموده است صبر کردهاند به آنان بهشت و لباس ابریشمی عطا مینماید، بهشتی که هر نوع نعمتی را در بردارد.
و از هر نوع آفت و بدی بدور است. احتمال دارد که خداوند به این خاطر ابریشم را به طور ویژه ذکر کرد چون لباس ظاهری آدمی نشانگر حالت و وضع صاحب لباس است. ﴿وَلِبَاسُهُمۡ فِيهَا حَرِيرٞ﴾[فاطر: ۳۳]. «و لباسشان در بهشت ابریشم است».
﴿مُّتَّكِِٔينَ فِيهَا عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ﴾آنها در بهشت با آرامش خاطر آسوده بر تختهایی که با پردههای آراسته شده پوشیده شدهاند تکیه میزنند. ﴿لَا يَرَوۡنَ فِيهَا شَمۡسٗا وَلَا زَمۡهَرِيرٗا﴾و در بهشت نه گرمای خورشید را میبینند و نه از سوز و سرما به آنها میرسد بلکه در همه اوقات در سایهای گوارا که نه سرد است و نه گرم به سر میبرند طوری که از آن لذت میبرند و با گرما و سرما اذیت نمیشوند.
﴿وَدَانِيَةً عَلَيۡهِمۡ ظِلَٰلُهَا وَذُلِّلَتۡ قُطُوفُهَا تَذۡلِيلٗا١٤﴾و میوههای بهشت چنان به آنان نزدیک میگردد که در حالت نشسه و ایستاده در حالی که خوابیدهاند به آن دسترسی دارند. ﴿وَيُطَافُ عَلَيۡهِم بَِٔانِيَةٖ مِّن فِضَّةٖ وَأَكۡوَابٖ كَانَتۡ قَوَارِيرَا۠١٥﴾و پسران و خدمتگزاران اهل بهشت ظرفهای نقرهای و لیوانهای بلورین شراب را میان آنان میگردانند.
﴿قَوَارِيرَاْ مِن فِضَّةٖ﴾لیوانهای بلورینی که از نقره هستند اما همانند شیشه شفاف و درخشانند. و این بسیار عجیب است که نقره به آن ضخامت همانند بلور و شفاف باشد. ﴿قَدَّرُوهَا تَقۡدِيرٗا﴾خدمتگزاران بهشتی به اندازهی که آنان سیراب شوند در این لیوانها شراب میریزند، نه زیاد و نه کم، چون اگر از اندازه بیشتر باشد از لذت آن کاسته میگردد و اگر به اندازه نباشد آنها سیراب نمیشوند.
و احتمال دارد که منظور این باشد که بهشتیان آنرا طوری اندازه گیری کردهاند که به دلخواه آنان است و هرچقدر دلشان بخواهد فراهم میگردد. ﴿وَيُسۡقَوۡنَ فِيهَا كَأۡسٗا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلًا١٧﴾و در بهشت جامهای شرابی به آنان داده میشود که با زنجبیل آمیخته شده است تا مزّه و بوی آن بهتر شود.
﴿عَيۡنٗا فِيهَا تُسَمَّىٰ سَلۡسَبِيلٗا١٨﴾این چشمه به خاطر آن که شفاف و لذیذ و زیباست سلسبیل نامیده میشود. ﴿وَيَطُوفُ عَلَيۡهِمۡ﴾و برای آوردن خوراک و نوشیدنی اهل بهشت و خدمتشان ﴿وِلۡدَٰنٞ مُّخَلَّدُونَ﴾نوجوانانی بر آنان رفت و آمد میکنند که جاودانهاند. یعنی برای بقا آفریده شدهاند اینها تغییر نمیکنند و پیر نمیشوند و در نهایت زیبایی هستند. ﴿إِذَا رَأَيۡتَهُمۡ حَسِبۡتَهُمۡ لُؤۡلُؤٗا مَّنثُورٗا﴾هرگاه آنان را درحالیکه برای خدمت پیشینیان پراکنده هستند ببینی از بس که زیبا هستند چنان میپنداری که انگار آنها مروارید پراکنده هستند. اهل بهشت از این که خدمت گزاران آنها نوجوانانی جاودان هستند کاملا لذت میبرند، وجوانانی که بهشتیان از دیدن آنها شاد میشوند. آن نوجوانان با آرامش به دنبال بهشتیان وارد خانههایشان میشوند و هر آنچه بخواهند برایشان میآورند.
﴿وَإِذَا رَأَيۡتَ ثَمَّ رَأَيۡتَ نَعِيمٗا وَمُلۡكٗا كَبِيرًا٢٠﴾و هرگاه به اهل بهشت و نعمتهای کاملی که دارند نگاه کنی نعمت بسیار و فرمانروایی بزرگی را میبینی. یک نفر بهشتی را میبینی که منازل و اتاقهای مزین زیادی دارد که قابل وصف نیست و باغهای سرسبز و میوههای در دسترس و لذیذ و رودبارهای روان و باغهای زیبا و پرندگانی دارند که نغمههای دلانگیزسر میدهند و مایه شادی دلها میگردند. او همسرانی بینهایت زیبا دارد و دارای هر نوع زیبایی ظاهری و باطنی میباشند که دلها از آنان سرشار از سرور و شادی میگردند.
در اطراف هر بهشتی نوجوانان و خدمتگزارانی وجود دارد که همیشه نوجوان هستند و جاودانهاند و سبب آرامش و راحتی او میگردند. علاوه بر این و مهمتر از همه این است که ساکنان بهشت رضایت پروردگار را به دست میآورند و سخنان او را میشنوند و از نزدیک بودن وی لذت میبرند و از این که همیشه در بهشت ماندگار هستند و نیز از خشنودی خداوند شادمان و مسرور میگردند، و هر لحظه و هر زمان نعمتهایشان افزوده میگردد.
پس پاک است صاحب فرمان روایی و خداوند حق، خداوندی که گنجینههای او تمام نمیشود و خیر و برکت او کم نمیگردد. پس همانطور که اوصاف او نهایت و پایانی ندارد نیکی و احسانش نیز بیپایان است.
﴿عَٰلِيَهُمۡ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضۡرٞ﴾لباسهای سبز ابریشمی که برخی نازک و برخی ضخیم است آنان را آراسته است. ابریشم نازک و ابریشم ضخیم بالاترین نوع ابریشم میباشد. ﴿وَحُلُّوٓاْ أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٖ﴾و به دست زنان و مردان بهشتی دستبندهایی از نقره زده میشود. این وعدهای است که خداوند داده و وعده خداوند تحقّق یافتنی است چون هیچکس از خداوند راست گوتر نیست.
﴿وَسَقَىٰهُمۡ رَبُّهُمۡ شَرَابٗا طَهُورًا﴾و پروردگارشان به آنان شرابی پاکیزه مینوشاند که هیچ آلودگی در آن نیست و شکمهایشان را از هر بیماری و آلودگی پاک مینماید. ﴿إِنَّ هَٰذَا كَانَ لَكُمۡ جَزَآءٗ﴾این پاداش فراوان جزای کارهاییست که در گذشته انجام دادهاید. ﴿وَكَانَ سَعۡيُكُم مَّشۡكُورًا﴾و تلاش و کوشش شما مورد قدردانی واقع میشود، و در برابر تلاش کم شما خداوند نعمتهای بسیاری به شما میدهد.
آیهی ۲۶-۲۳:
﴿إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡقُرۡءَانَ تَنزِيلٗا٢٣﴾[الإنسان: ۲۳]. «بیگمان ما خودمان قرآن را به تدریج بر تو نازل کردهایم».
﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعۡ مِنۡهُمۡ ءَاثِمًا أَوۡ كَفُورٗا٢٤﴾[الإنسان: ۲۴]. «پس بر حکم پروردگارت شکیبا باش و از گناهکار یا ناسپاس آنان فرمان مبر».
﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلٗا٢٥﴾[الإنسان: ۲۵]. «و نام پروردگارت را صبح و شام یاد کن».
﴿وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَٱسۡجُدۡ لَهُۥ وَسَبِّحۡهُ لَيۡلٗا طَوِيلًا٢٦﴾[الإنسان: ۲۶]. «و (در بخشی) از شب برایش نماز بگذار و در بخش بلندی از شب او را به پاکی یاد کن».
وقتی خداوند نعمتهای بهشت را ذکر کرد، فرمود: ﴿إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا عَلَيۡكَ ٱلۡقُرۡءَانَ تَنزِيلٗا٢٣﴾بدون شک ما قرآن را به تدریج بر تو نازل کردهایم و در قرآن وعده و وعید بیان شده است و همه آنچه که بندگان نیاز دارند در آن بیان شده، و در آن به اطاعت از اوامر الهی و اجرای مقررات کامل خداوندی و شکیبایی بر آن امر شده است.
بنابراین فرمود: ﴿فَٱصۡبِرۡ لِحُكۡمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعۡ مِنۡهُمۡ ءَاثِمًا أَوۡ كَفُورٗا٢٤﴾در برابر حکم تقدیری خداوند صبر داشته باش و بر اجرای فرمان دینی او شکیبایی کن و نباید هیچ مانعی تو را از اجرای دستورات الهی باز دارد. و از مخالفانی که مرتکب گناه میشوند و ناسپاسی میکنند اطاعت مکن چون اطاعت از کافران و بزهکاران و فاسقان نافرمانی از خداست، زیرا آنها جز به آنچه هوای نفس میخواهد فرمان نمیدهند.
و از آن جا که صبر و شکیبایی ناشی از فرمان برداری خدا و کثرت ذکراوست، خداوند به این کار فرمان داد و فرمود: ﴿وَٱذۡكُرِ ٱسۡمَ رَبِّكَ بُكۡرَةٗ وَأَصِيلٗا٢٥﴾و در اول روز و آخر آن پروردگارت را یاد کن. پس نمازهای فرض و نفل و ذکر و تسبیح و تهلیل و تکبیر در این اوقات داخل است.
﴿وَمِنَ ٱلَّيۡلِ فَٱسۡجُدۡ لَهُ﴾و در شب برای خدا بسیار سجده کن. یعنی بسیار نماز بگزار. ﴿وَسَبِّحۡهُ لَيۡلٗا طَوِيلًا﴾و در بخش بزرگی از شب او را به پاکی یاد کن. و این امر مطلق با آنچه قبلا بیان شد مقّید گردیده است: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡمُزَّمِّلُ١ قُمِ ٱلَّيۡلَ إِلَّا قَلِيلٗا٢ نِّصۡفَهُۥٓ أَوِ ٱنقُصۡ مِنۡهُ قَلِيلًا٣ أَوۡ زِدۡ عَلَيۡهِ﴾[المزمل: ۱-۴]. «ای جامه به خود پیچیده! شب را به نماز بایست مگر اندکی، نیمی از شب به نماز ایست یا از نیمه آن بکاه یا به آن بیفزای».
آیهی ۳۱-۲۷:
﴿إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ يُحِبُّونَ ٱلۡعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَآءَهُمۡ يَوۡمٗا ثَقِيلٗا٢٧﴾[الإنسان: ۲۷]. «بیگمان اینان دنیا را دوست میدارند و روز سخت و دشوار آخرت را پشت سر خویش میافکنند».
﴿نَّحۡنُ خَلَقۡنَٰهُمۡ وَشَدَدۡنَآ أَسۡرَهُمۡۖ وَإِذَا شِئۡنَا بَدَّلۡنَآ أَمۡثَٰلَهُمۡ تَبۡدِيلًا٢٨﴾[الإنسان: ۲۸]. «ما آنانرا آفریدهایم و آفرینش انهار استوار و محکم کردهایم و هر وقت بخواهیم مانند آنانرا چنانکه باید جایگزین میکنیم».
﴿إِنَّ هَٰذِهِۦ تَذۡكِرَةٞۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا٢٩﴾[الإنسان: ۲۹]. «بیگمان این پندی است، پس هرکس که بخواهد بهسوی پروردگارش راهی (درپیش) گیرد».
﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمٗا٣٠﴾[الإنسان: ۳۰]. «شما نمیتوانید بخواهید مگر این که خدا بخواهد بیگمان خداوند بس آگاه و کار بجاست».
﴿يُدۡخِلُ مَن يَشَآءُ فِي رَحۡمَتِهِۦۚ وَٱلظَّٰلِمِينَ أَعَدَّ لَهُمۡ عَذَابًا أَلِيمَۢا٣١﴾[الإنسان: ۳۱]. «خداوند هرکس را بخوهد مشمول رحمت خود میگرداند. و برای ستمکاران عذاب دردناکی را فراهم ساخته است».
﴿إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ يُحِبُّونَ ٱلۡعَاجِلَةَ﴾کسانیکه تو را تکذیب میکنند با وجود اینکه آیات برای آنها بیان شده و تشویق شدهاند و بیم داده شدهاند این آیات و تشویقها در حق آنان سودمند واقع نگردیده بلکه همواره زندگی دنیا را دوست میدارند و به آن دل میبندند.
﴿وَيَذَرُونَ وَرَآءَهُمۡ يَوۡمٗا ثَقِيلٗا﴾و برای روز دشوری که در پیش دارند عمل نمیکنند و آن را فراموش مینمایند. و آن روز قیامت است که مقدار آن به اندازهی پنجاه هزار سال است. و خداوند متعال میفرماید: ﴿يَقُولُ ٱلۡكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوۡمٌ عَسِرٞ﴾[القمر: ۸]. «کافران میگویند: این روزِ دشواری است».
پس کافران انگار فقط برای زندگی دنیا و اقامت در آن آفریده شدهاند. سپس بر زنده شدن آنها پس از مرگ از یک دلیل عقلی استدلال کرد و آن آفرینش نخستین است. پس فرمود: ﴿نَّحۡنُ خَلَقۡنَٰهُمۡ﴾ما آنها را از عدم و نیستی آفریدهایم، ﴿وَشَدَدۡنَآ أَسۡرَهُمۡ﴾و آفرینش آنها را با رگ و عصب و تواناییهای ظاهری و باطنی استوار و محکم کردهایم، به گونهای که بدن آنها کامل است و هرچه بخواهند میتوانند انجام دهند. پس کسی که آنها را به این حالت آفریده است میتواند آنان را پس از مردنشان برای سزا و جزا زنده کند. و کسیکه در این جهان آفرینش آنها را به مراحل مختلفی درآورده است شایسته او نیست که آنها را بیهوده و بیهدف رها کند بدون این که امر و نهی شوند و پاداش و سزا ببینند. بنابراین فرمود: ﴿وَإِذَا شِئۡنَا بَدَّلۡنَآ أَمۡثَٰلَهُمۡ تَبۡدِيلًا﴾و اگر بخواهیم ذات آنان را برای رستاخیز، باری دیگر ـ به صورتی متفاوت (ولی) همانند آنها ـ میآفرینیم.
﴿إِنَّ هَٰذِهِۦ تَذۡكِرَةٞ﴾همانا این پندی است که مومن از آن پند میپذیرد و از ترساندن و تشویقی که در آن است بهرهمند میشود. ﴿فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ سَبِيلٗا﴾و هرکس که بخواهد راهی بهسوی پروردگارش در پیش گیرد. یعنی راهی را در پیش بگیرد که او را به پروردگارش میرساند. پس خداوند حق و هدایت را بیان مینماید سپس به انسان اختیار میدهد تا به وسیله آن راه رهنمود گردد یا از آن گریزان شود، و این برای اقامه حجّت است.
﴿لِّيَهۡلِكَ مَنۡ هَلَكَ عَنۢ بَيِّنَةٖ﴾[الأنفال: ۴۲]. «تا هرکس که هلاک میگردد از روی دلیل هلاک شود و هرکس که زنده میگردد از روی دلیل زنده بماند».
﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ﴾و شما نمیتوانید مگر این که خدا بخواهد، چون مشیت و خواست خداوند نافذ است. ﴿إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمٗا﴾و خداوند دانای فرزانه است و در هدایت کردن فرد هدایت یافته و گمراه ساختن فرد گمراه حکمت دارد.
﴿يُدۡخِلُ مَن يَشَآءُ فِي رَحۡمَتِهِ﴾هرکس را که بخواهد مورد لطف و توّجه خویش قرار میدهد و به او توفیق میدهد تا از اسباب سعادت استفاده ببرد و او را به راههای هدایت رهنمود میسازد. ﴿وَٱلظَّٰلِمِينَ أَعَدَّ لَهُمۡ عَذَابًا أَلِيمَۢا﴾و خداوند برای ستمکارانی که شقاوت را بر هدایت ترجیح دادهاند، به جزای ستمگری و تجاوزشان عذاب دردناکی فراهم ساخته است.
پایان تفسیر سورهی إنسان
مکی و ۵۰ آیه است.
آیهی ۱۵-۱:
﴿وَٱلۡمُرۡسَلَٰتِ عُرۡفٗا١﴾[المرسلات: ۱]. «سوگند به فرشتگان پیامآور خوشی».
﴿فَٱلۡعَٰصِفَٰتِ عَصۡفٗا٢﴾[المرسلات: ۲]. «و به فرشتگان چون تندبادهای سخت».
﴿وَٱلنَّٰشِرَٰتِ نَشۡرٗا٣﴾[المرسلات: ۳]. «و به فرشتگانی که آنچه را که باید پراکنده نمایند، میپراکنند».
﴿فَٱلۡفَٰرِقَٰتِ فَرۡقٗا٤﴾[المرسلات: ۴]. «و به فرشتگان جداکننده (حق از باطل)».
﴿فَٱلۡمُلۡقِيَٰتِ ذِكۡرًا٥﴾[المرسلات: ۵]. «و به فرشتگان فرودآورندۀ وحی».
﴿عُذۡرًا أَوۡ نُذۡرًا٦﴾[المرسلات: ۶]. «برای اتمام حجّت یا هشدار».
﴿إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَٰقِعٞ٧﴾[المرسلات: ۷]. «بیگمان آنچه وعده داده میشوید به وقوع میپیوندد».
﴿فَإِذَا ٱلنُّجُومُ طُمِسَتۡ٨﴾[المرسلات: ۸]. «هنگامیکه ستارگان محو و تاریک میگردند».
﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ فُرِجَتۡ٩﴾[المرسلات: ۹]. «و هنگامیکه آسمان شکافته میگردد».
﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ نُسِفَتۡ١٠﴾[المرسلات: ۱۰]. «و هنگامیکه کوهها برکنده و پراکنده میشوند».
﴿وَإِذَا ٱلرُّسُلُ أُقِّتَتۡ١١﴾[المرسلات: ۱۱]. «و هنگامیکه رسولان برای میعاد معیّن گرد آورده میشوند».
﴿لِأَيِّ يَوۡمٍ أُجِّلَتۡ١٢﴾[المرسلات: ۱۲]. «برای چه روزی پس انداخته و در نظر گرفته شدهاند».
﴿لِيَوۡمِ ٱلۡفَصۡلِ١٣﴾[المرسلات: ۱۳]. «برای روز قضاوت و جدائی انداختن».
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِ١٤﴾[المرسلات: ۱۴]. «و تو چه میدانی روز داوری و جدایی چیست»؟.
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ١٥﴾[المرسلات: ۱۵]. «در آن روز وای بر تکذیبکنندگان».
خداوند متعال برای زنده شدن از مرگ، و جزا یافتن در برابر اعمال به فرشتگانی سوگند خورده است که پیام آور خوشی و خوبی هستند، و آنان فرشتگانی میباشند که خداوند آنان را به منظور اجرای امور تقدیری و شرعی و تدبیر جهان و انزال وحی بر پیامبرانش روانه میکند. ﴿وَٱلۡمُرۡسَلَٰتِ عُرۡفٗا١﴾یعنی فرشتگانی که با خوبی و حکمت و مصلحت فرستاده شدهاند نه برای امور بد و بیهوده.
﴿فَٱلۡعَٰصِفَٰتِ عَصۡفٗا٢﴾(خداوند به عاصفات هم سوگند یاد میکند) و آن فرشتگانی هستند که خداوند آنها را میفرستد. آنان را در انجام دادن اوامر خ ودش به سرعتی مانند سرعت تندباد توصیف کرده است. یا منظور از «عاصفات» بادهای شدید است که به سرعت میورزند.
﴿وَٱلنَّٰشِرَٰتِ نَشۡرٗا٣﴾نیز به «ناشرات» قسم میخورد، احتمال دارد که منظور فرشتگانی باشند که آنچه را باید پراکنده نمایند پراکنده میکنند و احتمال دارد که منظور از ابرهایی باشد که خداوند به وسیله آنها زمین را پس از پژمردنش زنده میگرداند.
﴿فَٱلۡمُلۡقِيَٰتِ ذِكۡرًا٥﴾نیز به «ملقیات» قسم یاد میکند و آن فرشتگانی هستند که شریفترین فرمانها را فرود میآورند، پندی که خداوند به وسیله آن بر بندگانش رحم مینماید و به وسیله آن منافع و مصالح بندگان را به آنها تذکر میدهد و این پند را فرشتگان بر پیامبران فرود میآورند.
﴿عُذۡرًا أَوۡ نُذۡرًا٦﴾برای اتمام حجت و رفع عذر و یا برای بیم دادن مردم. مردم را از هراسهایی که در پیش دارند میترسانند و عذری برایشان نخواهند گذاشت، آنگاه مردم حجتی بر خداوند نخواهند داشت.
﴿إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَٰقِعٞ٧﴾زنده شدن پس از مرگ و جزای اعمال که به آن وعده داده میشوید قطعا به وقوع خواهد پیوست و شکی در آمدن آن نیست. و هنگامیکه رخ دهد تغییرات و هولهای سختی جهان را در بر میگیرد که دلها را پریشان مینماید و مردم به شدّت اندوهگین میشوند.
پس ستارگان پراکنده میشوند و از مدار خود خارج میشوند و کوهها نابود میگردند و چون گرد و غبار به هوا پراکنده میشوند و کوهها و زمین به میدانی صاف و هموار که هیج فراز و نشیبی در آن نیست تبدیل میگردند.
این همان روزی است که پیامبران در آن روز گرد آورده شده و پس انداخته میشوند تا میان آنها و امتهایشان حکم و داوری شود. بنابراین فرمود: ﴿لِأَيِّ يَوۡمٍ أُجِّلَتۡ١٢﴾برای چه روزی پس انداخته و در نظر گرفته شدهاند؟ (در اینجا) استفهام برای تعظیم است.
سپس پاسخ داد که ﴿لِيَوۡمِ ٱلۡفَصۡلِ١٣﴾برای روز داوری میان مردم و جدا کردن برخی از برخی دیگر و حسابرسی هرکدام از آنان به صورت انفرادی. سپس کسی را تهدید کرد که این روز را تکذیب میکند و فرمود: ﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ١٥﴾وای برای تکذیب کنندگان و وای بر شدت عذاب و سرانجام بدشان! خداوند به آنها خبر داد و برایشان سوگند خورد اما آن را تصدیق نکردند، بنابراین، سزاوار مجازات تند و سخت گشتند.
آیهی ۱۹-۱۶:
﴿أَلَمۡ نُهۡلِكِ ٱلۡأَوَّلِينَ١٦﴾[المرسلات: ۱۶]. «آیا ما پیشنیان را نابود نساختهایم»؟!.
﴿ثُمَّ نُتۡبِعُهُمُ ٱلۡأٓخِرِينَ١٧﴾[المرسلات: ۱۷]. «آنگاه پسینیان را در پی آنان میآوریم».
﴿كَذَٰلِكَ نَفۡعَلُ بِٱلۡمُجۡرِمِينَ١٨﴾[المرسلات: ۱۸]. «با گناهکاران بدینسان رفتار میکنیم».
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ١٩﴾[المرسلات: ۱۹]. «در آن روز وای بر تکذیبکنندگان».
مگر ما تکذیب کنندگانِ پیشین را هلاک نساختهایم؟! سپس از پسینیان هرکس که تکذیب کند او را هلاک خواهیم کرد. و این سنت گذشته و آینده در مورد هر گناهکاری است که باید سزا داده شود. پس چرا از آنچه میبینید و میشنوید عبرت نمیگیرید؟
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ١٥﴾در آن روز وای به حال کسانی که بعد از آن که آیات روشنگر و بلاها و عذابها را دیدند تکذیب کردند.
آیهی ۲۴-۲۰:
﴿أَلَمۡ نَخۡلُقكُّم مِّن مَّآءٖ مَّهِينٖ٢٠﴾[المرسلات: ۲۰]. «آیا شما را از آبی ناچیز نیافریدهایم»؟!.
﴿فَجَعَلۡنَٰهُ فِي قَرَارٖ مَّكِينٍ٢١﴾[المرسلات: ۲۱]. «و آنرا در جایگاهی استوار قرار دادهایم».
﴿إِلَىٰ قَدَرٖ مَّعۡلُومٖ٢٢﴾[المرسلات: ۲۲]. «تا مدت زمانی معین».
﴿فَقَدَرۡنَا فَنِعۡمَ ٱلۡقَٰدِرُونَ٢٣﴾[المرسلات: ۲۳]. «آنگاه (به آن) سامان دادیم و چه نیک سامان میدهیم».
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٢٤﴾[المرسلات: ۲۴]. «در آن روز وای به حال تکذیبکنندگان»!.
﴿أَلَمۡ نَخۡلُقكُّم مِّن مَّآءٖ مَّهِينٖ٢٠﴾آیا ما شما انسانها را از آبی ناچیز که بسیار بیارزش و ناچیز است و از کمرها و سینهها بیرون میآید نیافریدهایم؟! سپس خداوند آنرا ﴿فَجَعَلۡنَٰهُ فِي قَرَارٖ مَّكِينٍ٢١﴾در جایگاهی استوار که رحم است قرار میدهد و در آن جای میگیرد و رشد میکند.
﴿إِلَىٰ قَدَرٖ مَّعۡلُومٖ٢٢﴾تا مدّت زمانی مشخص و وقتی معین.
﴿فَقَدَرۡنَا﴾این جنین را درمیان آن همه تاریکیها سامان دادیم و آنرا از نطفه به خون بستهای تبدیل نمودیم و خون بسته را به تکه گوشتی درآوردیم تا این که خداوند آن را به جسمی تبدیل کرد و روح را در آن دمید. و کسانی هستند که قبل از (رسیدن به) این (مراحل) میمیرند. ﴿فَنِعۡمَ ٱلۡقَٰدِرُونَ﴾و چه نیک سامان دهیم. پروردگار میگوید که خداوند چقدر تواناست، و چه نیک سامان میدهد! چون سامان دادن او تابع حکمتش میباشد و قابل ستایش است.
آیهی ۲۸-۲۵:
﴿أَلَمۡ نَجۡعَلِ ٱلۡأَرۡضَ كِفَاتًا٢٥﴾[المرسلات: ۲۵]. «آیا زمین را فراگیر نساختهایم»؟.
﴿أَحۡيَآءٗ وَأَمۡوَٰتٗا٢٦﴾[المرسلات: ۲۶]. «که زندگان و مردگان را فرا میگیرد».
﴿وَجَعَلۡنَا فِيهَا رَوَٰسِيَ شَٰمِخَٰتٖ وَأَسۡقَيۡنَٰكُم مَّآءٗ فُرَاتٗا٢٧﴾[المرسلات: ۲۷]. «و در آنجا کوههای بلند قرار دادیم و به شما آبی شیرین نوشاندیم».
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٢٨﴾[المرسلات: ۲۸]. «وای در آن روز برای تکذیبکنندگان».
آیا بر شما منت نگذاردهایم و با مسخر کردن زمین برای دستیابی به منافعتان به شما انعام نکردهایم؟! زمین را چنان ساختهایم که همه شما را فرا میگیرد. ﴿أَحۡيَآءٗ وَأَمۡوَٰتٗا٢٦﴾زندگان بر آن خانه میسازند و در آن زندگی مینمایند و مردگان در آن دفن میشوند و زمین همه را فرا میگیرد.
پس همانطور که خانهها و کاخها از نعمتها و منّتهای خداوند بر بندگانش میباشد همچنین قبرها رحمت و لطفی است در حق آنها و آنانرا از این که جسدهایشان بیرون افتاده شود و درندگان آن را بخورند میپوشاند.
﴿وَجَعَلۡنَا فِيهَا رَوَٰسِيَ﴾و در آن جا کوههای بلند قرار دادیم تا زمین محکم گردد و تکان نخورد. پس خداوند زمین را با کوههای محکم و بلند و طولانی و پایدار ثبات بخشیده است. ﴿وَأَسۡقَيۡنَٰكُم مَّآءٗ فُرَاتٗا﴾و به شما آبی شیرین و گوار نوشاندیم. خداوند متعال میفرماید: ﴿أَفَرَءَيۡتُمُ ٱلۡمَآءَ ٱلَّذِي تَشۡرَبُونَ٦٨ ءَأَنتُمۡ أَنزَلۡتُمُوهُ مِنَ ٱلۡمُزۡنِ أَمۡ نَحۡنُ ٱلۡمُنزِلُونَ٦٩ لَوۡ نَشَآءُ جَعَلۡنَٰهُ أُجَاجٗا فَلَوۡلَا تَشۡكُرُونَ٧٠﴾[الواقعة: ۶۸-۷۰]. «آیا آبی را که مینوشید دیدهاید»؟.
آیا شما آن را از ابرها نازل کردهاید یا ما نازل کننده هستیم؟ اگر آنرا تلخ و ناگوار قرار دهیم چکار میکنید؟ پس چرا سپاس نمیگزارید!.
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٢٨﴾وای در آن روز به حال تکذیب کنندگان، آنهایی که خداوند نعمتهای ویژهی خود را به آنان نمایاند و به آنان اختصاص داد. اما آنان از نعمتها را تکذیب نمودند.
آیهی ۳۴-۲۹:
﴿ٱنطَلِقُوٓاْ إِلَىٰ مَا كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ٢٩﴾[المرسلات: ۲۹]. «بهسوی آنچه که آنرا دروغ میانگاشتید بروید».
﴿ٱنطَلِقُوٓاْ إِلَىٰ ظِلّٖ ذِي ثَلَٰثِ شُعَبٖ٣٠﴾[المرسلات: ۳۰]. «بروید بهسوی سایۀ سه شاخۀ (دودهای آتش)».
﴿لَّا ظَلِيلٖ وَلَا يُغۡنِي مِنَ ٱللَّهَبِ٣١﴾[المرسلات: ۳۱]. «که نه خنک است و نه حرارت آتش را باز میدارد».
﴿إِنَّهَا تَرۡمِي بِشَرَرٖ كَٱلۡقَصۡرِ٣٢﴾[المرسلات: ۳۲]. «آتشپارههایی از خود بیرون میدهد که انگار کاخهایی (برافراشته) هستند».
﴿كَأَنَّهُۥ جِمَٰلَتٞ صُفۡرٞ٣٣﴾[المرسلات: ۳۳]. «آتشپارههایی که انگار شتران زردی هستند».
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٣٤﴾[المرسلات: ۳۴]. «در آن روز وای بر تکذیبکنندگان».
این هلاکت و نابودی برای مجرمان تکذیب کننده آماده شده است و روز قیامت به آنها گفته میشود: ﴿ٱنطَلِقُوٓاْ إِلَىٰ مَا كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ٢٩﴾بروید بهسوی آنچه که آن را دروغ میانگاشتید. سپس این را با آیه بعدی تفسیر کرد و فرمود: بروید بهسوی سایه دوزخ که به سه شاخه و قطعه تقسیم میگردد و هر شاخه، بخشی از آتش را تشکیل میدهد.
این سه شاخه از آتش به نوبت بهسوی بدنش نشانه میروند و آنرا میسوزانند. ﴿لَّا ظَلِيلٖ وَلَا يُغۡنِي مِنَ ٱللَّهَبِ٣١﴾این سایه هیچ آسایش و آرامشی ندارد و حرارت آتش را باز نمیدارد. شعله آتش از چپ و راست و از هرسو آن را احاطه کرده است. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿لَهُم مِّن فَوۡقِهِمۡ ظُلَلٞ مِّنَ ٱلنَّارِ وَمِن تَحۡتِهِمۡ ظُلَلٞ﴾[الزمر: ۱۶]. «آنان از بالا سایههایی از آتش دارند و از زیر هم سایههایی از آتش دارند».
﴿لَهُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٞ وَمِن فَوۡقِهِمۡ غَوَاشٖۚ وَكَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلظَّٰلِمِينَ٤١﴾[الأعراف: ۴۱]. «آنان از جهن بستری دارند و از بالایشان بالاپوشی از دوزخ دارند و اینگونه ستمکاران را سزا میدهیم». سپس بزرگی آتشپاره را بیان کرد که بر بزرگی و شدت و منظره وحشتناک آن دلالت مینماید. پس فرمود: ﴿إِنَّهَا تَرۡمِي بِشَرَرٖ كَٱلۡقَصۡرِ٣٢ كَأَنَّهُۥ جِمَٰلَتٞ صُفۡرٞ٣٣﴾جهنم آتشپارههایی بیرون میاندازد که انگار کاخهایی افراشته هستند، آتشپارههایی که انگار شتران سیاه ِ مایل به زرد هستند. و این دلالت مینماید که دوزخ تاریک است و شعله و آتشپارههایش سیاه است و منظره بد و زشتی دارد، و به شدت داغ و گرم است. از خداوند میخواهیم که ما را از دوزخ و از کارهایی که انسان را به آن نزدیک میکند نجات دهد.
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٣٤﴾وای در آن روز بر تکذیب کنندگان.
آیهی ۴۰-۳۵:
﴿هَٰذَا يَوۡمُ لَا يَنطِقُونَ٣٥﴾[المرسلات: ۳۵]. «این روز روزی است که نمیتوانند سخن بگویند».
﴿وَلَا يُؤۡذَنُ لَهُمۡ فَيَعۡتَذِرُونَ٣٦﴾[المرسلات: ۳۶]. «و به آنان اجازه داده نمیشود تا پوزش بخواهند».
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٣٧﴾[المرسلات: ۳۷]. «وای در آن روز بر تکذیبکنندگان».
﴿هَٰذَا يَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِۖ جَمَعۡنَٰكُمۡ وَٱلۡأَوَّلِينَ٣٨﴾[المرسلات: ۳۸]. «این روزِ داوری است. شما را با پیشینیان گرد آوردهایم».
﴿فَإِن كَانَ لَكُمۡ كَيۡدٞ فَكِيدُونِ٣٩﴾[المرسلات: ۳۹]. «پس اگر نیرنگی دارید نیرنگ ورزید».
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٤٠﴾[المرسلات: ۴۰]. «در آن روز وای بر تکذیبکنندگان».
﴿هَٰذَا يَوۡمُ لَا يَنطِقُونَ٣٥﴾یعنی تکذیب کنندگان در این روز سخت و دشوار از ترس و هراس سخنی نمیگویند. ﴿وَلَا يُؤۡذَنُ لَهُمۡ فَيَعۡتَذِرُونَ٣٦﴾و معذرت خواستن و پوزش طلبیدن آنها پذیرفته نمیگردد. ﴿فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يَنفَعُ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ مَعۡذِرَتُهُمۡ وَلَا هُمۡ يُسۡتَعۡتَبُونَ٥٧﴾[الروم: ۵۷]. «پس امروز پوزش طلبیدن ستمگران به آنان سود نمیبخشد و از آنها خواسته نمیشود تا خداوند را خشنود گردانند».
﴿هَٰذَا يَوۡمُ ٱلۡفَصۡلِۖ جَمَعۡنَٰكُمۡ وَٱلۡأَوَّلِينَ٣٨﴾این روزِ داوری است که شما را به پیشینیان گرد آوردهایم تا میان شما و مردم داوری گردد. ﴿فَإِن كَانَ لَكُمۡ كَيۡدٞ﴾پس اگر نیرنگ و چارهای دارید و میتوانید از گستره فرمانروایی ام بیرون روید و از عذاب من نجات یابید، ﴿فَكِيدُونِ﴾پس چاره بیاندیشید و نیرنگ ورزید. یعنی توان و قدرتی ندارید. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُواْ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُواْۚ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَٰنٖ٣٣﴾[الرحمن: ۳۳]. «ای گروه جن و انس! اگر میتوانید از کنارههای آسمانها و زمین بگذرید، پس بگذرید، جز به توانایی نمیگذرید». پس در این روز حیلهها و چارههای ستمگران باطل و نابود میگردد و تسلیم عذاب خدا میشوند و دروغ و تکذیب آنها برایشان روشن میگردد.
آیهی ۴۵-۴۱:
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٤٠﴾[المرسلات: ۴۰]. «بیگمان پرهیزگاران در سایهها و چشمهساران خواهند بود».
﴿وَفَوَٰكِهَ مِمَّا يَشۡتَهُونَ٤٢﴾[المرسلات: ۴۲]. «و میوههایی که دلخواه آنان است».
﴿كُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ هَنِيَٓٔۢا بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ٤٣﴾[المرسلات: ۴۳]. «به پاداش آنچه میکردید گوارا بخورید و بیاشامید».
﴿إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ٤٤﴾[المرسلات: ۴۴]. «ما اینگونه نیکوکاران را پاداش میدهیم».
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٤٥﴾[المرسلات: ۴۵]. «وای در آن روز به حال تکذیبکنندگان».
وقتی عقوبت و سزای تکذیب کنندگان را بیان کرد پاداش نیکوکاران را نیز بیان نمود و فرمود: ﴿إِنَّ ٱلۡمُتَّقِينَ﴾بیگمان کسانیکه از تکذیب پرهیز کردهاند و گفتهها و کارها و اعمالشان متصف به پرهیزگاران و تصدیق است ـ و آنها جز با ادای واجبات و ترک محرمات متصف به تصدیق نخواهند بود ـ ﴿فِي ظِلَٰلٖ وَعُيُونٖ﴾در میان درختان متنوع و سایه سار و سرسبز و با طراوات و چشمه سارانی دیدنی هستند که از چشمهی سلسبیل و رحیق سرچشمه میگیرند.
﴿وَفَوَٰكِهَ مِمَّا يَشۡتَهُونَ٤٢﴾و بهترین و پاکیزهترین میوههایی که دلخواه آنان است. و به آنان گفته میشود: ﴿كُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ﴾از بهترین و پاکیزهترین خوراکیها و نوشیدنیها گوارا بخورید و بیاشامید. و زمانی خوراک و نوشیدنی گوارا میشود که از هر آفت و نقصی سالم باشد و یقین کنند که این میوهها قطع نمیگردد و تمام نمیشود.
﴿بِمَا كُنتُمۡ تَعۡمَلُونَ﴾به پاداش کارهایی که میکردهاید. پس اعمالتان سبب رسیدن شما به باغهای پرناز و نعمت بهشت است. و اینگونه هرکس که عبادت خداوند را به خوبی انجام دهد و با بندگان خدا نیکی کند (از سوی خدا پاداش مییابد). بنابراین فرمود:
﴿إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجۡزِي ٱلۡمُحۡسِنِينَ٤٤ وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٤٥﴾ما بدینسان نیکوکاران را پاداش میدهیم. ای امروز به حال تکذیب کنندگان. و اگر این هلاکت فقط به معنی از دست دادن نعمتها باشد محرومیت و اندوهی کافی برای آنان به حساب میآید.
آیهی ۵۰-۴۶:
﴿كُلُواْ وَتَمَتَّعُواْ قَلِيلًا إِنَّكُم مُّجۡرِمُونَ٤٦﴾[المرسلات: ۴۶]. «اندکی بخورید و بهرهمند گردید که شما گناهکارید».
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٤٧﴾[المرسلات: ۴۷]. «وای به حال تکذیبکنندگان در آن روز».
﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱرۡكَعُواْ لَا يَرۡكَعُونَ٤٨﴾[المرسلات: ۴۸]. «و چون به آنان گفته شود به رکوع روید نمیتوانند به رکوع بروند».
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٤٩﴾[المرسلات: ۴۹]. «در آن روز وای به حال تکذیبکنندگان».
﴿فَبِأَيِّ حَدِيثِۢ بَعۡدَهُۥ يُؤۡمِنُونَ٥٠﴾[المرسلات: ۵۰]. «پس بعد از آن (قرآن) به کدام سخن ایمان میآورند»؟.
این تهدید و هشداری است برای تکذیب کنندگان. آنها گرچه در دنیا خوردند و نوشیدند، و از لذتها بهرهمند گشتند و از عبادتها غافل شدند اما آنها گناهکارند و مستحق کیفری هستند که مجرمان سزاوار آن میباشند. پس لذتهایشان تمام میشود و آثار کارهایشان باقی میماند.
از جمله بزهکاران آنان این است که هرگاه به نماز که ـ مهمترین و شریفترین عبادت است ـ امر شوند و به آنها گفته شود: ﴿ٱرۡكَعُواْ﴾رکوع کنید، از نماز خواندن امتناع میورزند.
پس چه جرم و گناهی بالاتر از این وجود دارد؟ و چه تکذیبی میتواند از این بیشتر و افزونتر باشد؟! ﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ٤٩﴾از جمله هلاکتی که آنها بدان گرفتار میشوند این است که درهای توفیق به رویشان بسته میگردد و از هر خیر و خوبی محروم میشوند، زیرا آنها در جایی که این قرآن را که به طور مطلق بالاترین مراتب صدق و یقین است تکذیب کنند، ﴿فَبِأَيِّ حَدِيثِۢ بَعۡدَهُۥ يُؤۡمِنُونَ٥٠﴾پس بعد از قرآن به کدام سخن ایمان میآورند؟
آیا به باطل ایمان میآورند که بیپایه است و حتی بر شبههای استوار نمیباشد گذشته از این که بر پایه دلیلی باشد؟ یا به سخن مشرک دروغگویی ایمان میآورند؟! پس بعد از نور آشکار جز تاریکی چیزی نیست و بعد از تصدیقی که دلایل و حجتهای قاطع بر صحت آن وارد شده جز افترای صریح و دروغی روشن وجود ندارد و فقط سزاوار کسی است که هم شأن آن است. پس هلاک شوند آنها چقدر کور و نابینا هستند! و وای بر آنها چقدر بدبخت و زیانکار میباشند! از خداوند عفو و عافیت را میخواهیم بیگمان او بخشنده بزرگوار است.
پایان تفسیر سورهی مرسلات
مکی و ۴۰ آیه است.
آیهی ۵-۱:
﴿عَمَّ يَتَسَآءَلُونَ١﴾[النبأ: ۱]. «(کافران) دربارۀ چه چیز از یکدیگر میپرسند».
﴿عَنِ ٱلنَّبَإِ ٱلۡعَظِيمِ٢﴾[النبأ: ۲].«(آری) از خبری بزرگ (میپرسند)».
﴿ٱلَّذِي هُمۡ فِيهِ مُخۡتَلِفُونَ٣﴾[النبأ: ۳]. «(خبری) که آنان در آن اختلاف دارند».
﴿كَلَّا سَيَعۡلَمُونَ٤﴾[النبأ: ۴]. «نه! خواهند دانست».
﴿ثُمَّ كَلَّا سَيَعۡلَمُونَ٥﴾[النبأ: ۵]. «باز هم (میگویم) نه! خواهند دانست».
﴿عَمَّ يَتَسَآءَلُونَ١﴾کسانیکه آیات خدا را تکذیب میکنند از چه چیزی میترسند؟ سپس آنچه را که از آن میپرسند بیان کرد و فرمود: ﴿عَنِ ٱلنَّبَإِ ٱلۡعَظِيمِ٢ ٱلَّذِي هُمۡ فِيهِ مُخۡتَلِفُونَ٣﴾از خبری بزرگ میپرسند که ستیز و اختلافشان در آن طولانی شده و آن را تکذیب کرده و بعید میدانند.
و آن خبری است که شک و تردید را نمیپذیرد ولی تکذیب کنندگان به لقای پروردگارشان ایمان نمیآورند گرچه هر نشانهای برایشان بیاید تا آن که عذاب دردناک را میبینند.
بنابراین فرمود: ﴿كَلَّا سَيَعۡلَمُونَ٤﴾وقتی عذاب بر آنها نازل شود آنچه را که تکذیب میکنند خواهند دانست، آنگاه که بهسوی آتش دوزخ سوق داده میشوند و به آنها گفته میشود: [الطور: ۱۴]. ﴿هَٰذِهِ ٱلنَّارُ ٱلَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ١٤﴾[الطور: ۱۴]. «این دوزخی است که آنرا تکذیب میکردید». سپس خداوند متعال نعمتها و دلایلی را بر صحت پیام پیامبران بیان کرد و فرمود:
آیهی ۱۶-۶:
﴿أَلَمۡ نَجۡعَلِ ٱلۡأَرۡضَ مِهَٰدٗا٦﴾[النبأ: ۶]. «آیا زمین را بستری نگرداندهایم».
﴿وَٱلۡجِبَالَ أَوۡتَادٗا٧﴾[النبأ: ۷]. «و آیا کوهها را میخهائی ننمودهایم»؟.
﴿وَخَلَقۡنَٰكُمۡ أَزۡوَٰجٗا٨﴾[النبأ: ۸]. «و شما را به صورت جفتهای (نر و ماده) آفریدهایم».
﴿وَجَعَلۡنَا نَوۡمَكُمۡ سُبَاتٗا٩﴾[النبأ: ۹]. «و خوابتان را مایۀ آرامش قرار دادهایم».
﴿وَجَعَلۡنَا ٱلَّيۡلَ لِبَاسٗا١٠﴾[النبأ: ۱۰]. «و شب را پوششی ساختهایم».
﴿وَجَعَلۡنَا ٱلنَّهَارَ مَعَاشٗا١١﴾[النبأ: ۱۱]. «و روز را وقت کسب معاش گرداندهایم».
﴿وَبَنَيۡنَا فَوۡقَكُمۡ سَبۡعٗا شِدَادٗا١٢﴾[النبأ: ۱۲]. «و بالای سر شما هفت آسمانِ استوار بنا نهادهایم».
﴿وَجَعَلۡنَا سِرَاجٗا وَهَّاجٗا١٣﴾[النبأ: ۱۳]. «و (خورشید) را چراغی درخشان ساختهایم».
﴿وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلۡمُعۡصِرَٰتِ مَآءٗ ثَجَّاجٗا١٤﴾[النبأ: ۱۴]. «و از ابرها آبی فروریزان فرستادهایم».
﴿لِّنُخۡرِجَ بِهِۦ حَبّٗا وَنَبَاتٗا١٥﴾[النبأ: ۱۵]. «تا به وسیله آن دانه و گیاه را برآوریم».
﴿وَجَنَّٰتٍ أَلۡفَافًا١٦﴾[النبأ: ۱۶]. «و نیز باغهایی (با درختان) انبوه».
آیا نعمتهای بزرگی به شما ندادهایم و زمین را برایتان بستری نگرداندهایم و آن را برای منافعتان از قبیل شخم زدن و بنای مسکن و راهها آماده ننمودهایم؟!.
﴿وَٱلۡجِبَالَ أَوۡتَادٗا٧﴾و کوه را میخهائی کردهایم که زمین را نگاه میدارند تا زمین تکان نخورد.
﴿وَخَلَقۡنَٰكُمۡ أَزۡوَٰجٗا٨﴾و شما را مرد و زن آفریدهایم تا هریک در آغوش دیگری آرام بگیرد و مودّت و مهربانی پدید آید و از آن دو فرزند به دنیا آید. در اینجا به لذت نکاح و ازدواج اشاره شده است.
﴿وَجَعَلۡنَا نَوۡمَكُمۡ سُبَاتٗا٩﴾و خوابتان را مایه آرامش و راحتی و پایان کارهایتان قرار دادهایم که اگر در شب هم کار میکردید به بدن شما زیان میرسید. پس خداوند شب و خواب را قرار داده است که مردم را فرا میگیرند تا حرکتهای زیان آورشان سکون پیدا کند و به استراحتی که مفید است، برسند.
﴿وَبَنَيۡنَا فَوۡقَكُمۡ سَبۡعٗا شِدَادٗا١٢﴾و بر بالای سرتان هفت آسمان که در نهایت قوّت و صلابت و سختی است آفریدهایم. خداوند با قدرت خویش این آسمانها را نگاه داشته و آنها را سقفی برای زمین کرده است و آسمان برای اهل زمین فواید عدیدهای دارد.
بنابراین، از منافع آسمان یکی خورشید است که آن را بیان کرد و فرمود: ﴿وَجَعَلۡنَا سِرَاجٗا وَهَّاجٗا١٣﴾با استعمال واژه چراغ به نعمت نور و روشنایی خورشید اشاره کرد که برای مردم بسیار ضروری است. و با استعمال واژه « وهّاج» به گرمای خورشید اشاره نمود که به وسیله آن میوهها میرسند و منافعی دیگر دارد.
﴿وَأَنزَلۡنَا مِنَ ٱلۡمُعۡصِرَٰتِ مَآءٗ ثَجَّاجٗا١٤﴾تا به وسیله آن ابر دانه و حبوبات را از قبیل گندم و جو و ذرت و برنج و دیگر دانههای که انسانها میخورند برویانیم. نیز به وسیله آن گیاهان را برآوریم و این همه گیاهان را شامل میشود. گیاهانی که خداوند آنها را روزی چهارپایانشان کرده است.
﴿وَجَنَّٰتٍ أَلۡفَافًا١٦﴾و نیز باغهایی انبوه (رویاندهایم) که در آن انواع میوههای لذیذ است. پس خداوندی که این نعمتهای بزرگ و بیشمار را که اندازه و ارزش آن وصف ناپذیر میباشد عطا کرده است چگونه به او کفر میورزید و آنچه را که به شما خبر داده تکذیب میکنید، و زنده شدن پس از مرگ و رستاخیز را دروغ میانگارید؟! و چگونه از نعمتهای پروردگارتان برای نافرمانی او استفاده میکنید و نعمتهای خدا را انکار مینمایید؟!.
آیهی ۳۰-۱۷:
﴿إِنَّ يَوۡمَ ٱلۡفَصۡلِ كَانَ مِيقَٰتٗا١٧﴾[النبأ: ۱۷]. «بیگمان روز داوری به هنگامی معیّن است».
﴿يَوۡمَ يُنفَخُ فِي ٱلصُّورِ فَتَأۡتُونَ أَفۡوَاجٗا١٨﴾[النبأ: ۱۸]. «روزیکه در صور دمیده میشود و شما آنگاه گروه گروه میآئید».
﴿وَفُتِحَتِ ٱلسَّمَآءُ فَكَانَتۡ أَبۡوَٰبٗا١٩﴾[النبأ: ۱۹]. «و آسمان شکافته میشود و دروازه دروازه میگردد».
﴿وَسُيِّرَتِ ٱلۡجِبَالُ فَكَانَتۡ سَرَابًا٢٠﴾[النبأ: ۲۰]. «و کوهها روان و چون سراب میشوند».
﴿إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتۡ مِرۡصَادٗا٢١﴾[النبأ: ۲۱]. «بیگمان دوزخ چشم به راه است».
﴿لِّلطَّٰغِينَ مََٔابٗا٢٢﴾[النبأ: ۲۲]. «بازگشتگاه سرکشان است».
﴿لَّٰبِثِينَ فِيهَآ أَحۡقَابٗا٢٣﴾[النبأ: ۲۳]. «در آنجا مدّت زمان طولانی ماندگارند».
﴿لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرۡدٗا وَلَا شَرَابًا٢٤﴾[النبأ: ۲۴]. «در آنجا نه (هوای) خنکی میچشند و نه نوشیدنی گوارائی مینوشند».
﴿إِلَّا حَمِيمٗا وَغَسَّاقٗا٢٥﴾[النبأ: ۲۵]. «مگر آب جوش و خوانابهای».
﴿جَزَآءٗ وِفَاقًا٢٦﴾[النبأ: ۲۶]. «این کیفری است مناسب و موافق (حال و وضعیت آنها)».
﴿إِنَّهُمۡ كَانُواْ لَا يَرۡجُونَ حِسَابٗا٢٧﴾[النبأ: ۲۷]. «بیگمان آنان امید حساب را نداشتند».
﴿وَكَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِنَا كِذَّابٗا٢٨﴾[النبأ: ۲۸]. «و آیات ما را به کلّی دروغ انگاشتند».
﴿وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ كِتَٰبٗا٢٩﴾[النبأ: ۲۹]. «و همه چیز را با نوشتن حفظ کردیم».
﴿فَذُوقُواْ فَلَن نَّزِيدَكُمۡ إِلَّا عَذَابًا٣٠﴾[النبأ: ۳۰]. «پس (طعم تلخ عذاب را) بچشید که در حق شما جز عذاب نخواهیم افزود».
خداوند آنچه را که در روز قیامت رخ میدهد بیان کرد، قیامتی که تکذیب کنندگان از آن میپرسند و مخالفان ستیزه جو آنرا انکار میکنند. و فرمود که آن روزی بزرگ است و آنرا خداوند میعادی برای خلق قرار دادهاست: ﴿يُنفَخُ فِي ٱلصُّورِ فَتَأۡتُونَ أَفۡوَاجٗا﴾در صور دمیده میشود و آنگاه شما دسته دسته و گروه گروه میآئید و در آن انواع زلزله و آشفتگیها پیش میآید که کودک را پیر میکند و دلها را به تکان میاندازد، و کوهها به حرکت در میآیند تا به صورت غباری پراکنده در میآیند و آسمان پاره میگردد و چند دروازه در آن پدید میآید و خداوند میان خلائق با حکم عادلانهاش داوری مینماید و آتش جهنم را که برای سرکشان آماده کرده و جایگاه آنان قرار دادهاست افروخته میشود و آنها تا مدّت زمانی طولانی در آن ماندگار خواهند بود.
﴿أَحۡقَابٗا﴾احقاب جمع حقب است و حقب آنگونه که بسیاری از مفسّران گفته اند: هشتاد سال یک حقب است.
وقتی وارد دوزخ میگردند: ﴿لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرۡدٗا وَلَا شَرَابًا٢٤﴾در آن جا نه هوای خنکی میچشند و نه نوشیدنی گوارائی مینوشند. یعنی نه چیزی مییابند که تن و بدنشان را خنک کند و نه نوشیدنی مییابند که تشنگی آنها را رفع نماید.
﴿إِلَّا حَمِيمٗا وَغَسَّاقٗا٢٥﴾آنچه مییابند و مینوشند فقط آب جوش و داغی است که چهرههایشان را بریان و رودههایشان را پاره پاره مینماید. و چیزی دیگر که مینوشند خونابه و زردآبه است که از بدن دوزخیان بیرون میآید و بسیار بدبو و بدمزه است.
آنها سزاوار این عقوبتهای خطرناک و زشت گردیدهاند چون این عقوبتها در برابر کارهایی که میکردهاند سزای مناسب آنهاست و خداوند بر آنها ستم نکرده بلکه خودشان بر خویشتن ستم نمودهاند.
بنابراین، اعمالشان را که به سبب آن سزاوار این سزا گشتهاند، ذکر نمود و فرمود: ﴿إِنَّهُمۡ كَانُواْ لَا يَرۡجُونَ حِسَابٗا٢٧﴾آنان به زنده شدن پس از مرگ و به این که خداوند مردم را بر کارهای نیک و بد جزا و سزا خواهد داد،ایمان نداشتند. بنابراین، برای آخرت خود عمل نکردند.
﴿وَكَذَّبُواْ بَِٔايَٰتِنَا كِذَّابٗا٢٨﴾و آیات ما را به صورت صریح و روشن تکذیب کردند، معجزات نزد آنها آمد اما آنان با آن مخالفت ورزیدند. ﴿وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ كِتَٰبٗا٢٩﴾و هر چیز کم و یا زیاد و نیک و بدی را در لوح محفوظ ثبت و ضبط نمودهایم. پس گناهکاران گمان نبرند که ما آنها را در برابر گناهانی عذاب دادهایم که مرتکب آن نشدهاند، و گمان نبرند که چیزی از اعمالشان ضایع میگردد و یا به اندازه ذرّهای فراموش میشود. همان طور که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَوُضِعَ ٱلۡكِتَٰبُ فَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ مُشۡفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَٰوَيۡلَتَنَا مَالِ هَٰذَا ٱلۡكِتَٰبِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةٗ وَلَا كَبِيرَةً إِلَّآ أَحۡصَىٰهَاۚ وَوَجَدُواْ مَا عَمِلُواْ حَاضِرٗاۗ وَلَا يَظۡلِمُ رَبُّكَ أَحَدٗا٤٩﴾[الکهف: ۴۹]. «و نامه اعمال گذارده میشود آنگاه بزهکاران را میبینی که از آنچه در آن است هراس دارند و میگویند: وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ گناه کوچک و بزرگی را نگذاشته مگر آن را برشمرده است»؟!. و هر آنچه را که کردهاند حاضر مییابند و پروردگارت بر هیچ کسی ستم نمیکند.
﴿فَذُوقُواْ﴾ای تکذیب کنندگان! بچشید این عذاب دردناک و رسوایی همیشگی را ﴿فَلَن نَّزِيدَكُمۡ إِلَّا عَذَابًا﴾که در حق شما جز عذاب نخواهیم افزود. پس هر وقت و هر لحظه عذابشان بیشتر میگردد و این آیه سختترین آیه در بیان شدت عذاب اهل دوزخ است. خداوند ما را از دوزخ در امان دارد.
آیهی ۳۶-۳۱:
﴿إِنَّ لِلۡمُتَّقِينَ مَفَازًا٣١﴾[النبأ: ۳۱]. «بیگمان پرهیزگاران کامیابی (بزرگی) دارند».
﴿حَدَآئِقَ وَأَعۡنَٰبٗا٣٢﴾[النبأ: ۳۲]. «باغها و درختان انگور (بهرۀ ایشان میگردد».
﴿وَكَوَاعِبَ أَتۡرَابٗا٣٣﴾[النبأ: ۳۳]. «و دختران نوجوان نارپستان هم سن و سال».
﴿وَكَأۡسٗا دِهَاقٗا٣٤﴾[النبأ: ۳۴]. «و جام پر از شراب».
﴿لَّا يَسۡمَعُونَ فِيهَا لَغۡوٗا وَلَا كِذَّٰبٗا٣٥﴾[النبأ: ۳۵]. «آنها در آنجا نه سخن بیهودهای میشنوند و نه تکذیبی (میشنوند)».
﴿جَزَآءٗ مِّن رَّبِّكَ عَطَآءً حِسَابٗا٣٦﴾[النبأ: ۳۶]. «این پاداشی از سوی پروردگارت (است) پاداش و بخششی از روی حساب».
وقتی حالت گناهکاران را بیان کرد، سرانجام پرهیزگاران را نیز ذکر نمود و فرمود: ﴿إِنَّ لِلۡمُتَّقِينَ مَفَازًا٣١﴾بیگمان کسانی که با انجام عبادت الهی و دوری از نافرمانیاش از خشم و ناخشنودی خداوند دوری و پرهیز کردهاند، رستگاری و موفقیت و نجات از جهنم بهره ایشان است.
﴿حَدَآئِقَ وَأَعۡنَٰبٗا٣٢﴾باغهایی که انواع درختان و انواع میوهها و انواع انگورها را در بردارند. در میان این باغها رودها روان است. انگور را به طور خاص بیان کرد چون مهم است و در این باغها به کثرت وجود دارد.
آنها در بهشت آنگونه که دل میخواهد همسرانی دارند، ﴿وَكَوَاعِبَ أَتۡرَابٗا٣٣﴾دختران نوجوان نارپستان هم سن و سال. معمولا افراد هم سن و سال یکدیگر را دوست میدارند و از هم لذّت میبرند. و سنّی که آنها در آن هستند سی و سه سالگی است که بهترین سن جوانی است.
﴿وَكَأۡسٗا دِهَاقٗا٣٤﴾و جامی پر از شراب که مایه لّذت نوشندگان است. ﴿لَّا يَسۡمَعُونَ فِيهَا لَغۡوٗا﴾یعنی آنها در بهشت سخن بیهوده و بیفایدهای نمیشنوند. ﴿وَلَا كِذَّٰبٗا﴾و نه گناهی میشنوند. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿لَا يَسۡمَعُونَ فِيهَا لَغۡوٗا وَلَا تَأۡثِيمًا٢٥ إِلَّا قِيلٗا سَلَٰمٗا سَلَٰمٗا٢٦﴾[الواقعة: ۲۵-۲۶]. «آنچه در آن جا سخن بیهوده و گناهی نمیشنوند. آنچه میشنوند (واژه زیبای) سلام است».
و خداوند این پاداش بزرگ را از سر فضل و احسان خودش به آنها عطا کرده است. ﴿جَزَآءٗ مِّن رَّبِّكَ عَطَآءً حِسَابٗا٣٦﴾به سبب اعمالی که خداوند توفیق انجامش را به آنها داده و آن را سببی برای رسیدن به نعمتهای الهی قرار دادهاست این پاداش بزرگ را دریافتهاند.
آیهی ۴۰-۳۷:
﴿رَّبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا ٱلرَّحۡمَٰنِۖ لَا يَمۡلِكُونَ مِنۡهُ خِطَابٗا٣٧﴾[النبأ: ۳۷]. «پروردگار مهربان آسمانها و زمین و همۀ چیزهائی که درمیان آنها قرار دارد. از (عظمت) او نمیتوانند سخنی بگویند».
﴿يَوۡمَ يَقُومُ ٱلرُّوحُ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ صَفّٗاۖ لَّا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنۡ أَذِنَ لَهُ ٱلرَّحۡمَٰنُ وَقَالَ صَوَابٗا٣٨﴾[النبأ: ۳۸]. «روزی که جبرئیل و (دیگر) فرشتگان به صف میایستند، سخن نمیگویند، مگر کسیکه خداوند به او اجازه دهد و او نیز سخن راست و درست بگوید».
﴿ذَٰلِكَ ٱلۡيَوۡمُ ٱلۡحَقُّۖ فَمَن شَآءَ ٱتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِۦ مََٔابًا٣٩﴾[النبأ: ۳۹]. «آن روز واقعیت دارد و حق است، پس هرکس بخواهد میتواند عمل درستی انجام دهد که در روز قیامت بهسوی او بازمیگردد».
﴿إِنَّآ أَنذَرۡنَٰكُمۡ عَذَابٗا قَرِيبٗا يَوۡمَ يَنظُرُ ٱلۡمَرۡءُ مَا قَدَّمَتۡ يَدَاهُ وَيَقُولُ ٱلۡكَافِرُ يَٰلَيۡتَنِي كُنتُ تُرَٰبَۢا٤٠﴾[النبأ: ۴۰]. «بهراستی ما شما را از عذابی نزدیک بیم دادیم روزیکه انسان آنچه را با دستان خویش پیش فرستاده است میبیند و کافر میگوید: کاش من خاک میبودم»!.
کسیکه این نعمتها را به آنان بخشیده پروردگارشان است. ﴿رَّبِّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَا﴾پروردگار آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست. کسیکه آسمانها و زمین را آفریده سامان دادهاست، ﴿ٱلرَّحۡمَٰنِ﴾خداوند مهربانی که رحمت او همه چیز را فرا گرفته و او آنها را پرورش داده و بر آنان رحم نموده ودر حقّشان لطف کرده است تا این نعمتها را به دست آورند.
سپس عظمت و فرمانروایی بزرگ خداوند را در روز قیامت بیان کرد که همه مردم در آن روز ساکت هستند و سخن نمیگویند. ﴿لَا يَمۡلِكُونَ مِنۡهُ خِطَابٗا﴾از عظمت خداوند نمیتواند سخنی بگوید، مگر کسیکه خدا به او اجازه بدهد و سخن درستی بگوید. پس هیچکس نمیتواند سخنی بگوید مگر با این دو شرط: یکی این که خداوند به او اجازه سخن گفتن را بدهد، دوم این که سخن درستی بگوید. چون ﴿ذَٰلِكَ ٱلۡيَوۡمُ ٱلۡحَقُّ﴾آن روز حق است و باطل در آن راه ندارد و دروغ فایدهای نخواهد داشت.
﴿يَوۡمَ يَقُومُ ٱلرُّوحُ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ صَفّٗا﴾آن روزی است که جبرئیل÷که برترین فرشتگان است و دیگر فرشتگان همه به صف میایستند و در برابر خداوند فروتن میباشند. و سخن نمیگویند: مگر کسیکه خداوند مهربان به او اجازه دهد و او نیز سخن راست و درست بگوید.
وقتی ترغیب نمود و بیم داد و مژده و هشدار داد و فرمود: آن روز راستین است، پس هرکس بخواهد بازگشتگاهی نیک بهسوی پروردگارش بجوید.
بهراستی ما شما را از عذابی نزدیک بیم میدهیم. چون آن عذاب نزدیک است و خواهد آمد و هر آنچه که میآید نزدیک است. در آن روز هرکس آنچه را که برای آن روز پیش فرستاده است نظاره میکند. یعنی به چیزی نگاه میکند که برایش اهمیت دارد و بهسویش پناه میبرد. پس در این جهان بنگرید که برای جهان آخرت چه چیزی پیش میفرستید.
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلۡتَنظُرۡ نَفۡسٞ مَّا قَدَّمَتۡ لِغَدٖۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ١٨﴾[الحشر: ۱۸]. «ای مؤمنان! از خدا پروا بدارید، و هرکس بنگرد که برای فردا چه آماده کرده است. و از خدا پروا بدارید، بیگمان خداوند به آنچه میکنید آگاه است». پس اگر در آن روز خیر و خوبی یافت باید خدا را ستایش کند و اگر غیر از آن را یافت جز خودش کسی را ملامت نکند.
بنابراین کافران در روز قیامت از شدّت حسرت و ندامت آرزوی مرگ میکنند. و کافر میگوید: «ای کاش من خاک میبودم!» از خداوند میخواهیم که ما را از کفر و همه بدیها دور بدارد بیگمان او بخشنده بزرگوار است.
پایان تفسیر سورهی نبأ
مکی و ۴۶ آیه است.
آیهی ۱۴-۱:
﴿وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرۡقٗا١﴾[النازعات: ۱]. «سوگند به فرشتگانی که به سختی جان (کافران را) میستانند».
﴿وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشۡطٗا٢﴾[النازعات: ۲]. «و سوگند به فرشتگانی که جان (مؤمنان را) به نرمی میکشند».
﴿وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبۡحٗا٣﴾[النازعات: ۳]. «و سوگند به فرشتگانی که شناورند».
﴿فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبۡقٗا٤﴾[النازعات: ۴]. «و سوگند به فرشتگانی پیشتاز».
﴿فَٱلۡمُدَبِّرَٰتِ أَمۡرٗا٥﴾[النازعات: ۵] «و سوگند به فرشتگانی که همۀ کارها را تدبیر میکنند».
﴿يَوۡمَ تَرۡجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ٦﴾[النازعات: ۶]. «در آن روز زلزلهای درمیگیرد».
﴿تَتۡبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ٧﴾[النازعات: ۷]. «پی آیندهای در پی آن درمیآید».
﴿قُلُوبٞ يَوۡمَئِذٖ وَاجِفَةٌ٨﴾[النازعات: ۸]. «دلهایی در آن روز ترسان باشند».
﴿أَبۡصَٰرُهَا خَٰشِعَةٞ٩﴾[النازعات: ۹]. «چشمان آن (گروه) فرو افتاده است».
﴿يَقُولُونَ أَءِنَّا لَمَرۡدُودُونَ فِي ٱلۡحَافِرَةِ١٠﴾[النازعات: ۱۰]. «میگویند: آیا ما دوباره به زندگی بازگردانده میشویم»؟.
﴿أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمٗا نَّخِرَةٗ١١﴾[النازعات: ۱۱]. «آیا چون استخوانهای پوسیده شویم (بازگردانده میشویم)»؟.
﴿قَالُواْ تِلۡكَ إِذٗا كَرَّةٌ خَاسِرَةٞ١٢﴾[النازعات: ۱۲]. «میگویند: آنگاه آن بازگشتی زیانبار است».
﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجۡرَةٞ وَٰحِدَةٞ١٣﴾[النازعات: ۱۳]. «پس آن تنها یک بانگ بلند است».
﴿فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ١٤﴾[النازعات: ۱۴]. «پس آنگاه آنان بر زمین هموار میآیند».
در اینجا خداوند به فرشتگان و کارهایشان که نشانگر کمال فرمانبرداری آنها از خدا و شتاب آنان در اجرای دستور او میباشد، سوگند خورده است. احتمال دارد که آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده جزا و زنده شدن پس از مرگ باشد. و احتمالا آنچه برای اثبات قیامت بیان شده است. و احتمالا آنچه برای اثبات آن سوگند خورده شده و آنچه به آن سوگند یاد شده است یکی هستند و خداوند به فرشتگان قسم خورده تا وجود آنها ثابت گردد. چون اعتقاد به وجود فرشتگان یکی از ارکان شش گانه ایمان است.
نیز پرداختن به کارهایشان متضّمن جزا و پاداشی است که به هنگام مرگ و قبل و بعد از آن بر عهده فرشتگانی است. فرشتگانی هستند که ارواح را با قدرت و شدت بیرون میکشند و در کشیدن آن غرق میگردند تا این که روح بیرون میآید و طبق عملی که کرده است جزا و سزا میبیند.
فرشتگانی هستند که با قدرت و نشاط جانها را میستانند. و یا «نشط»برای ارواح مومنان و «نزع» برای ارواح کافران است. و سوگند به فرشتگانی که در بالا و پائین سیر میکنند. و سوگند به فرشتگانی که برای انجام امر الهی از دیگر فرشتگانی پیشی میگیرند. نیز از شیطانها پیشی میگیرند تا وحی خداوند را به پیامبرانش برسانند و شیطانها نتوانند آنرا بدزدند.
و سوگند به فرشتگانی که خداوند آنها را برای تدبیر بسیاری از کارها در جهان بالا و پائین از قبیل باران و روئیدن گیاهان و وزیدن بادها و اداره دریاها و حیوانات و بهشت و جهّنم و غیره مقرر داشته است.
در آن روز زلزلهای درمیگیرد و آن روز، روز قیامت است. و زلزلهای دیگر به دنبال آن میآید. دلهایی در آن روز از سختی و وحشت آنچه میبینند و میشنوند ترسان میشوند. چشمان آنها فرو افتاده و ترس دلهایشان را فرا گرفته و وحشت دلهایشان را از بین برده و تأسف و حسرت بر آنها مستولی و چیره گشته است.
کافرانی که در دنیا زنده شدن پس از مرگ را با تمسخر انکار میکردند میگویند: آیا پس از مرگ به آفرینش نخستین باز میگردیم؟! این استفهام، انکاری است که مشتمل بر غایت تعجب است. یعنی آنها زنده شدن پس از مرگ را انکار کردند. سپس آن را بیشتر بعید دانسته و به آن ادامه دادند.
کافران در دنیا به صورت تکذیب میگویند: آیا وقتی که تبدیل به استخوانهای پوسیده و از هم پاشیدهای شدیم باز به زندگی بر میگردیم؟ آنها بعید میدانند که خداوند آنان را پس از مرگ و بعد از آن که به استخوانهای پوسیده تبدیل گشتند دوباره زنده گرداند. چون آنان نسبت به قدرت و توانایی خداوند جاهل بودند و در حق او جسارت میکردند.
خداوند در بیان این که زنده کردن مردگان برایش آسان است میفرماید: آن تنها یک بانگ بلند است که در صور دمیده میشود.
ناگهان همه مردم روی زمین ایستادند و نگاه میکنند. پس خداوند آنها را گرد میآورد و با حکم دادگرانهاش میانشان قضاوت مینماید و آنها را جزا و سزا میدهد.
آیهی ۲۶-۱۵:
﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ١٥﴾[النازعات: ۱۵]. «آیا خبر موسی به تو رسیده است»؟.
﴿إِذۡ نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى١٦﴾[النازعات: ۱۶]. «بدانگاه که پروردگارش او را در سرزمین مقدس طوی صدا زد».
﴿ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ١٧﴾[النازعات: ۱۷]. «بهسوی فرعون برو که سرکشی و طغیان کرده است».
﴿فَقُلۡ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ١٨﴾[النازعات: ۱۸]. «آنگاه بگو: آیا (هیچ) میخواهی که پاکیزه شوی»؟.
﴿وَأَهۡدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَتَخۡشَىٰ١٩﴾[النازعات: ۱۹]. «و تو را بهسوی پروردگارت راه نمایم تا تو بیمناک گردی».
﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ٢٠﴾[النازعات: ۲۰]. «و (موسی) معجزۀ بزرگ را به او نشان داد».
﴿فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ٢١﴾[النازعات: ۲۱]. «آنگاه دروغ انگاشت و سرپیچی کرد».
﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ٢٢﴾[النازعات: ۲۲]. «سپس پشت کرد و رفت و به سعی و تلاش پرداخت».
﴿فَحَشَرَ فَنَادَىٰ٢٣﴾[النازعات: ۲۳]. «و گرد آورد و سپس ندا داد».
﴿فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ٢٤﴾[النازعات: ۲۴]. «آنگاه گفت: من پروردگار برتر شما هستم».
﴿فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ٢٥﴾[النازعات: ۲۵]. «پس خدا او را به عذاب آخرت و دنیا گرفتار کرد».
﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ٢٦﴾[النازعات: ۲۶]. «بیگمان در این (رویداد) برای کسیکه از خدا بترسد پند بزرگی است».
خداوند متعال به پیامبرش محمدصمیفرماید: ﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ١٥﴾آیا خبر موسی به تو رسیده است؟ این سوال از امر بزرگی است که به وقوع پیوسته است. یعنی آیا خبر او به تو رسیده است آنگاه که ﴿نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوًى﴾پروردگارش او را در وادی پاک «طوی» صدا زد؟
طوی جایی است که خداوند در آن جا با موسی سخن گفت و با اعطای رسالت بر او منت گذارد و او را به همراه وحی مبعوث کرد و برگزید. پس به او فرمود:
﴿ٱذۡهَبۡ إِلَىٰ فِرۡعَوۡنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ١٧﴾برو بهسوی فرعون که او سرکشی کرده است. یعنی برو و با سخنانی نرم و مهربانانه او را از سرکشی و طغیان و شرک ورزیدن و نافرمانی بازدار. ﴿لَّعَلَّهُۥ يَتَذَكَّرُ أَوۡ يَخۡشَىٰ﴾[طه: ۴۴]. «شاید او پند پذیرد یا بترسد».
﴿فَقُلۡ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ١٨﴾پس به او بگو: آیا میخواهی به خصلتی پسندیده و زیبا که خردمندان در به دست آوردن آن از یکدیگر پیشی میگیرند روی بیاوری؟ و آن این است که خود را پاکیزه گردانی و خویشتن از از آلودگی کفر و طغیان پاک کنی و بهسوی ایمان و عمل صالح بیرون بیایی؟!.
﴿وَأَهۡدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ﴾و تو را بهسوی خدا راهنمایی کنم و عوامل رضایت و خشم خدا را برایت بیان نمایم؟! ﴿فَتَخۡشَىٰ﴾پس چون راه راست را بشناسی از پروردگارت بیمناک خواهی شد. اما فرعون از پذیرفتن آنچه موسی او را بهسوی آن فرا خواند امتناع ورزید.
﴿فَأَرَىٰهُ ٱلۡأٓيَةَ ٱلۡكُبۡرَىٰ٢٠﴾و نشانهای بزرگ را به او نشان داد. پس این منافاتی با تعدّد معجزات ندارد. ﴿فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٞ مُّبِينٞ٣٢ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ٣٣﴾[الشعراء: ۳۲-۳۳]. «موسی عصایش را انداخت و ناگهان به اژدهایی آشکار تبدیل شد. و دست خودش را از گریبان بیرون کشید و ناگهان برای بینندگان سفید و درخشنده گردید».
﴿فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ٢١﴾فرعون حق را دروغ انگاشت و از فرمان خدا سرپیچی کرد. ﴿ثُمَّ أَدۡبَرَ يَسۡعَىٰ٢٢﴾سپس پشت کرد و رفت و برای مبارزه با حق به کوشش و تلاش پرداخت.
﴿فَحَشَرَ فَنَادَىٰ٢٣ فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ٢٤﴾فرعون لشکریانش را جمع کرد و ندا زد و به آنها گفت: «من پروردگار برتر شما هستم». پس مردم سخن او را باور کردند و به باطل او اقرار نمودند زیرا عقل آنها را به بازیچه گرفته بود.
﴿فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلۡأٓخِرَةِ وَٱلۡأُولَىٰٓ٢٥﴾خداوند عذاب فرعون را نمونهای از عذاب دنیا و آخرت و هشداری برای ستمگران قرار داد. ﴿إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبۡرَةٗ لِّمَن يَخۡشَىٰٓ٢٦﴾بیگمان در گرفتار شدن فرعون به عذاب برای کسی که از خدا بترسد پند و عبرت بزرگی است. چون هرکس که از خدا بترسد از نشانه و عبرتها فایده میبرد. پس وقتی عذاب فرعون را ببیند میداند که هرکس تکبر ورزد و نافرمانی کند و با پادشاه برتر و والا به مبارزه برخیزد خداوند او را در دنیا و آخرت عذاب میدهد. ولی هرکس که ترسی از خدا در دل او نباشد به هیچ نشانهای ایمان نمیآورد.
آیهی ۳۳-۲۷:
﴿ءَأَنتُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا أَمِ ٱلسَّمَآءُۚ بَنَىٰهَا٢٧﴾[النازعات: ۲۷]. «آیا قریش شما سختتر است یا آفرینش آسمان که خداوند آنرا ساخته است».
﴿رَفَعَ سَمۡكَهَا فَسَوَّىٰهَا٢٨﴾[النازعات: ۲۸]. «بلندی آنرا برافراشته و آنرا به سامان ساخت».
﴿وَأَغۡطَشَ لَيۡلَهَا وَأَخۡرَجَ ضُحَىٰهَا٢٩﴾[النازعات: ۲۹]. «و شب آنرا تاریک کرد و روز آنرا روشن نمود».
﴿وَٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ٣٠﴾[النازعات: ۳۰]. «و پس از آن زمین را هموار ساخت».
﴿أَخۡرَجَ مِنۡهَا مَآءَهَا وَمَرۡعَىٰهَا٣١﴾[النازعات: ۳۱]. «از (زمین) آب آن و چراگاهش را بیرون آورد».
﴿وَٱلۡجِبَالَ أَرۡسَىٰهَا٣٢﴾[النازعات: ۳۲]. «و کوهها را استوار ساخت».
﴿مَتَٰعٗا لَّكُمۡ وَ لِأَنۡعَٰمِكُمۡ٣٣﴾[النازعات: ۳۳]. «برای منفعت شما و چهارپایانتان».
خداوند برای کسانی که زنده شدن پس از مرگ را انکار میکنند دلیل روشن و واضحی ارائه میدهد و میفرماید: ﴿ءَأَنتُمۡ أَشَدُّ خَلۡقًا أَمِ ٱلسَّمَآءُۚ بَنَىٰهَا٢٧﴾ای انسانها! آیا آفرینش شما سختتر است یا آفرینش آسمانها با آن حجم بزرگ و خلقت محکم و ارتفاع شگفتانگیز که خداوند آنرا ساخته است؟
﴿رَفَعَ سَمۡكَهَا﴾جرم و سیمای آسمان را برافراشته و ارتفاع آن را بالا برده است. ﴿فَسَوَّىٰهَا﴾و با استحکام و استواری شگفتانگیز، آن را سامان دادهاست.
﴿وَأَغۡطَشَ لَيۡلَهَا﴾شبش را تاریک کرد. وقتی شب میشود تاریکی همه گوشههای آسمان را فرا میگیرد و زمین را تاریک میگرداند. ﴿وَأَخۡرَجَ ضُحَىٰهَا﴾و روز آنرا روشن گرداند. هنگامیکه خورشید طلوع میکند مردم به دنبال منافع دینی و دنیوی خود میروند.
﴿وَٱلۡأَرۡضَ بَعۡدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ٣٠﴾بعد از آفرینش آسمان زمین را هموار و آماده ساخت و منافع آن را در آن به ودیعه نهاد. و این منافع را چنین توضیح نمود: ﴿أَخۡرَجَ مِنۡهَا مَآءَهَا وَمَرۡعَىٰهَا٣١ وَٱلۡجِبَالَ أَرۡسَىٰهَا٣٢﴾آب زمین و چراگاهش را از آن بیرون آورد و کوهها را در زمین استوار و محکم گرداند. پس خداوند براساس این آیات زمین را بعد از آفرینش آسمانها هموار نمود و گستراند.
اما خود آفرینش زمین قبل از آفرینش آسمان بوده است. همانطور که میفرماید: ﴿قُلۡ أَئِنَّكُمۡ لَتَكۡفُرُونَ بِٱلَّذِي خَلَقَ ٱلۡأَرۡضَ فِي يَوۡمَيۡنِ وَتَجۡعَلُونَ لَهُۥٓ أَندَادٗاۚ ذَٰلِكَ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٩﴾[فصلت: ۹]. «بگو: آیا شما به کسی کفر میورزید که زمین را در دور روز آفرید و برای او همتایانی قرار میدهید؟ این است پروردگار جهانیان». سپس میفرماید: ﴿ثُمَّ ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ﴾[فصلت: ۱۱]. «وانگهی بهسوی آفرینش آسمان قصد نمود».
پس خدایی که آسمانهای بزرگ و انوار و اجرامی که در آن هست و زمین ضخیم و آنچه را از ضروریات مردم که در خود دارد آفریده است قطعا انسانها را پس از مرگشان زنده میکند و آنها را طبق اعمالشان مجازات خواهد کرد. پس هرکس کار نیک کند پاداش نیک دارد و هرکس کار بد کند جز خودش کسی را ملامت نکند. بنابراین، به موضوع قیامت و جزا و پاداش آخرت پرداخت و فرمود:
آیهی ۴۱-۳۴:
﴿فَإِذَا جَآءَتِ ٱلطَّآمَّةُ ٱلۡكُبۡرَىٰ٣٤﴾[النازعات: ۳۴]. «هنگامیکه بزرگترین حادثه فرا میرسد».
﴿يَوۡمَ يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا سَعَىٰ٣٥﴾[النازعات: ۳۵]. «روزیکه انسان تلاش خود را به یاد میآورد».
﴿وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ٣٦﴾[النازعات: ۳۶]. «و دوزخ برای هر فرد بینائی آشکار و نمایان میگردد».
﴿فَأَمَّا مَن طَغَىٰ٣٧﴾[النازعات: ۳۷]. «پس اما کسیکه سرکشی کرده است».
﴿وَءَاثَرَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا٣٨﴾[النازعات: ۳۸]. «و زندگی دنیا را ترجیح دادهاست».
﴿فَإِنَّ ٱلۡجَحِيمَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ٣٩﴾[النازعات: ۳۹]. «(بداند که) دوزخ جای (او) است».
﴿وَأَمَّا مَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ وَنَهَى ٱلنَّفۡسَ عَنِ ٱلۡهَوَىٰ٤٠﴾[النازعات: ۴۰]. «و اما کسیکه از ایستادن در حضور پروردگارش بیمناک بوده است. و نفس را از هوی و هوس باز داشته باشد».
﴿فَإِنَّ ٱلۡجَنَّةَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ٤١﴾[النازعات: ۴۱]. «بهشت جایگاه اوست».
وقتی که رستاخیز و شدت و سختی بزرگ آن فرا میرسد در این هنگام پدر، فرزندش را فراموش میکند. و دوست، دوست خود را فراموش میکند.
﴿يَوۡمَ يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا سَعَىٰ٣٥﴾روزی که انسان تلاش دنیا و کار خوب و بدی را که انجام دادهاست به یاد میآورد و آرزو میکند که ای کاش یک ذرّه به نیکیهایش افزوده میشد، و به خاطر یک ذرّه اضافه شدن بدیهایش اندوهگین میشود. و میداند که اساس سود و زیان تلاشی است که در دنیا کرده است و جز اعمالش هر پیوندی را که در دنیا داشته است فراموش میکند.
﴿وَبُرِّزَتِ ٱلۡجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ٣٦﴾و دوزخ آشکار و نمایان میگردد و هرکسی آنرا میبیند و دوزخ برای دوزخیان آماده شده و برای گرفتن آنها آماده گشته است و فقط منتظر فرمان پروردگارش میباشد.
﴿فَأَمَّا مَن طَغَىٰ٣٧﴾و امّا کسی که از حد گذشته و بر ارتکاب گناهان بزرگ به خود جرات کرده است. ﴿وَءَاثَرَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا٣٨﴾و زندگانی دنیا را بر آخرت ترجیح داده و برای زندگی دنیا تلاش کرده و تمام وقت خود را صرف لذّتهای آن نموده و آخرت و عمل کردن برای آن را فراموش کرده است.
﴿فَإِنَّ ٱلۡجَحِيمَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ٣٩﴾کسیکه چنین باشد جایگاه او دوزخ است. ﴿وَأَمَّا مَنۡ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ﴾اما کسیکه از ایستادن در حضور پروردگار و از مجازات دادگرانه او ترسیده و این ترس در دل او اثر گذاشته باشد. ﴿وَنَهَى ٱلنَّفۡسَ عَنِ ٱلۡهَوَىٰ﴾و نفس را از هوی و هوس که آن را از اطاعت خدا باز میدارد بازداشته باشد و از آنچه پیامبر آورده است پیروی نماید و با هوای نفس و شهوت که انسان را از خیر باز میدارند مبارزه کند. ﴿فَإِنَّ ٱلۡجَنَّةَ هِيَ ٱلۡمَأۡوَىٰ٤١﴾کسیکه اینگونه باشد بهشت که هر شادی و نعمت و سروری را در بردارد جایگاه اوست.
آیهی ۴۶-۴۲:
﴿يَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَا٤٢﴾[النازعات: ۴۲]. «دربارۀ قیامت از تو میپرسند که چه زمانی واقع میشود»؟.
﴿فِيمَ أَنتَ مِن ذِكۡرَىٰهَآ٤٣﴾[النازعات: ۴۳]. «تو را چه خبر از آن»؟.
﴿إِلَىٰ رَبِّكَ مُنتَهَىٰهَآ٤٤﴾[النازعات: ۴۴]. «آگاهی از زمان وقوع قیامت با پروردگارت است».
﴿إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخۡشَىٰهَا٤٥﴾[النازعات: ۴۵]. «تو تنها بیمدهندۀ کسی هستی که از آن (قیامت) میترسد».
﴿كَأَنَّهُمۡ يَوۡمَ يَرَوۡنَهَا لَمۡ يَلۡبَثُوٓاْ إِلَّا عَشِيَّةً أَوۡ ضُحَىٰهَا٤٦﴾[النازعات: ۴۶]. «روزیکه آنرا میبینند، انگار که آنان جز شبی یا روزی درنگ نکردهاند».
یعنی تکذیب کنندگان قیامت تو را درباره قیامت میپرسند که چه زمانی واقع میشود؟ پس خداوند آنها را پاسخ داد و فرمود: ﴿فِيمَ أَنتَ مِن ذِكۡرَىٰهَآ٤٣﴾این که بدانید کی واقع میشود برای تو و آنها چه فایدهای دارد؟ پس دانستن این مطلب نتیجهای ندارد. بنابراین، آگاهی مردم از زمان وقوع قیامت برای آنها هیچ مصلحت دینی و دنیوی ندارد بلکه مصلحت در این است که بر آنها پوشیده بماند و دانستن و آگاهی از زمان وقوع قیامت بر همهی خلائق پوشیده میباشد. و کسی در این زمینه چیزی نمیداند، بلکه فقط خداوند زمان وقوع آن را میداند.
﴿إِلَىٰ رَبِّكَ مُنتَهَىٰهَآ٤٤﴾آگاهی از زمان وقوع قیامت به پروردگارت بر میگردد. همان طور که خداوند متعال در آیهای دیگر میفرماید: ﴿يَسَۡٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرۡسَىٰهَاۖ قُلۡ إِنَّمَا عِلۡمُهَا عِندَ رَبِّيۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقۡتِهَآ إِلَّا هُوَ﴾[الأعراف: ۱۸۷]. «از تو دربارۀ زمان وقوع قیامت میپرسند که چه زمانی خواهد بود؟ بگو: آگاهی از زمان وقوع قیامت فقط نزد پروردگارم میباشد، آنرا آشکار نمیکند مگر در وقت آن».
﴿إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخۡشَىٰهَا٤٥﴾بیم دادن تو فقط به کسی سود میبخشد که از آمدن قیامت بترسد و از ایستادن در پیشگاه خداوند بیمناک باشد. چنین کسانی آنچه برایشان مهم است فقط این است که برای قیامت آمادگی حاصل نمایند و برای آن کار کنند. و اما کسی که به قیامت باور ندارد به عناد و لجاجت او نباید توجّه کرد چون لجاجت او مبنی بر تکذیب و عناد است و وقتی او به چنین حالتی رسیده است پاسخ دادن به او کار بیهودهای میباشد و خداوند که داورترین داوران است از انجام دادن کار بیهوده پاک و منزّه است.
پایان تفسیر سورهی نازعات
مکی و ۴۲ آیه است.
آیهی ۱۰-۱:
﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ١﴾[عبس: ۱]. «روی ترش کرد و اعراض نمود».
﴿أَن جَآءَهُ ٱلۡأَعۡمَىٰ٢﴾[عبس: ۲]. «که آن نابینا پیش او آمد».
﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ٣﴾[عبس: ۳]. «و تو چه میدانی، چه بسا او پاک میشد».
﴿أَوۡ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكۡرَىٰٓ٤﴾[عبس: ۴]. «یا اندرز میشنید و آن اندرز به او سود میرساند».
﴿أَمَّا مَنِ ٱسۡتَغۡنَىٰ٥﴾[عبس: ۵]. «اما آن کس که خود را بینیاز میداند».
﴿فَأَنتَ لَهُۥ تَصَدَّىٰ٦﴾[عبس: ۶]. «تو به او روی میآوری».
﴿وَمَا عَلَيۡكَ أَلَّا يَزَّكَّىٰ٧﴾[عبس: ۷]. «و اگر هم او پاک نشود گناهی بر تو نیست».
﴿وَأَمَّا مَن جَآءَكَ يَسۡعَىٰ٨﴾[عبس: ۸]. «و اما کسیکه شتابان به نزد تو آمد».
﴿وَهُوَ يَخۡشَىٰ٩﴾[عبس: ۹]. «و از خدا ترسان است».
﴿فَأَنتَ عَنۡهُ تَلَهَّىٰ١٠﴾[عبس: ۱۰]. «تو از او رویگردان میشوی».
سبب نزول این آیات کریمه این است که مرد نابینایی از مؤمنان آمد تا از پیامبرصبپرسد و از او یاد بگیرد. در همان لحظه مردی از ثروتمندان نیز آمد. پیامبرصبرای هدایت شدن مردم به شدّت علاقمند بود. بنابراین، پیامبرصرو به مرد ثروتمند نمود و به او توجه کرد و از مردِ نابینا روی برتافت تا این ثروتمند را هدایت کند، و به هدایت شدن و پاکیزه شدن او طمع ورزید. پس خداوند او را سرزنشی نرم کرد و فرمود: ﴿عَبَسَ وَتَوَلَّىٰٓ١﴾در برابر فقیر چهره در هم کشید و بدن خود را بهسوی ثروتمند کج کرد. سپس سبب توجه پیامبر را به آن ثروتمند بیان کرد و فرمود:
﴿وَمَا يُدۡرِيكَ لَعَلَّهُۥ يَزَّكَّىٰٓ٣﴾تو چه میدانی شاید نابینا از اخلاق زشت پاک گردد و به اخلاق زیبا آراسته شود. ﴿أَوۡ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ ٱلذِّكۡرَىٰٓ٤﴾یا آنچه را که به او فایده میرساند بپذیرد و از این پند بهرهمند شود و این فایده بزرگی است که هدف از بعثت پیامبران و موعظه واعظان و پنددادن پنددهندگان همین است.
پس توجه کردن تو به کسی که نزدت آمده و خود را نیازمند تو میداند مناسبتر و ضروریتر است.
و اما روی آوردن و پرداختن تو به توانگری که خود را بینیاز میداند و نمیپرسد و علاقهای به خیر ندارد، و رها کردن کسی که از این توانگر بسی سزاوارتر است، شایسته تو نیست، چون اگر آن توانگر تزکیه نشود گناهی بر تو نیست و تو به خاطر کار بد او مورد بازخواست قرار نمیگیری.
این جا قاعده معروفی به دست میآید که «هیچگاه امر مشخصی، به خاطر امر موهومی ترک نمیگردد، و مصلحتی که تحقق یافته است نباید به خاطر مصلحتی که گمان تحقق آن میرود رها شود». و باید به طالب علم و کسی که نیازمند دانش است و به آن علاقمند میباشد از کسی که چنین نیست بیشتر توجه شود.
آیهی ۳۲-۱۱:
﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ١١﴾[عبس: ۱۱]. «نه! بهراستی آن (قرآن) پند است».
﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ١٢﴾[عبس: ۱۲]. «پس هرکه میخواهد آنرا یاد کند».
﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ١٣﴾[عبس: ۱۳]. «(که) در صحیفههای گران قدر است».
﴿مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ١٤﴾[عبس: ۱۴]. «(صحیفههایی که) پاک و دارای منزلت والایند».
﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ١٥﴾[عبس: ۱۵]. «به دست نویسندگانی».
﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ١٦﴾[عبس: ۱۶]. «گرامی نیک کردار».
﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ١٧﴾[عبس: ۱۷]. «کشته باد انسان چه ناسپاس است»!.
﴿مِنۡ أَيِّ شَيۡءٍ خَلَقَهُۥ١٨﴾[عبس: ۱۸]. «(خداوند) او را از چه چیزی آفریده است»؟!.
﴿مِن نُّطۡفَةٍ خَلَقَهُۥ فَقَدَّرَهُۥ١٩﴾[عبس: ۱۹]. «از نطفهای او را آفریده است آنگاه او را به سامان ساخته است».
﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ٢٠﴾[عبس: ۲۰]. «سپس راه را برای او آسان گرداند».
﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ٢١﴾[عبس: ۲۱]. «بعد او را میمیراند و وارد گورش میگرداند».
﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ٢٢﴾[عبس: ۲۲]. «سپس هر وقت بخواهد او را زنده میگرداند».
﴿كَلَّا لَمَّا يَقۡضِ مَآ أَمَرَهُۥ٢٣﴾[عبس: ۲۳]. «نه! آنچه را که به او فرمان داده بود انجام نداد».
﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ٢٤﴾[عبس: ۲۴]. «انسان باید به خوراک خود بنگرد».
﴿أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا٢٥﴾[عبس: ۲۵]. «ما آب را به فراوانی فروریختیم».
﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا٢٦﴾[عبس: ۲۶]. «سپس زمین را به نیکی شکافتیم».
﴿فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا حَبّٗا٢٧﴾[عبس: ۲۷]. «آنگاه در آن دادنه رویاندیم».
﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا٢٨﴾[عبس: ۲۸]. «و انگور و سبزیجات را».
﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا٢٩﴾[عبس: ۲۹]. «و زیتون و درختان خرما را».
﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا٣٠﴾[عبس: ۳۰]. «و باغهای پر درخت و انبوه را».
﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا٣١﴾[عبس: ۳۱]. «و میوه و علف را».
﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ٣٢﴾[عبس: ۳۲]. «برای بهرهمندی شما و چهارپایانتان».
خداوند متعال میفرماید: ﴿كَلَّآ إِنَّهَا تَذۡكِرَةٞ١١﴾به حق این موعظه و پندی از جانب خداوند است که با آن بندگانش را پند میدهد و آنچه را که به آن نیاز دارند در کتابش مشخص مینمید. پس وقتی این روشن شد، ﴿فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ١٢﴾هرکس که میخواهد به آن عمل کند. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡۖ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ﴾[الکهف: ۲۹]. «و بگو: حق از جانب پروردگارتان است پس هرکس میخواهد ایمان بیاورد و هرکس میخواهد کفر ورزد».
سپس محل نگهداری این پند، و بزرگی و بلندی مقام و منزلت آن را بیان کرد و گفت: ﴿فِي صُحُفٖ مُّكَرَّمَةٖ١٣ مَّرۡفُوعَةٖ مُّطَهَّرَةِۢ١٤﴾در صحیفههایی والا و دارای مقام بلند و پاک و به دور از آفتها است و دست شیطانها به آن نمیرسد.
بلکه این صفحهها ﴿بِأَيۡدِي سَفَرَةٖ١٥﴾در دست نویسندگانی است و آنها فرشتگان میباشند که سفیران خدا در میان خدا و بندگانش هستند. ﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ١٦﴾دارای خیر و برکت فراواناند و دلها و اعمالشان نیک و خوب است. و اینها روشهایی است که خداوند کتابش را با آن محافظت مینماید، و سفیران خود را بهسوی پیامبران از فرشتگان بزرگوار و نیرومند قرار داده و شیطانها راهی برای دسترسی به آن ندارند.
و این ایجاب مینماید که به آن ایمان داشت و آن را پذیرفت ولی با وجود این انسان جز ناسپاسی چیزی را اختیار نکرده است. بنابراین، خداوند متعال فرمود: ﴿قُتِلَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَآ أَكۡفَرَهُۥ١٧﴾کشته باد انسان! چقدر نعمت خدا را ناسپاسی میکند و به شدت با حق مخالفت میورزد، آن هم بعد از آن که حق روشن گشته است، و انسان از ناچیز و بیمقدارترین شیی آفریده شده است.
خداوند او را از آب ناچیزی آفریده و او را انسانی قرار داده که دارای ساختاری دقیق و اندامهای متناسب است. و قدرتهای ظاهری و باطنی او را محکم کرده است.
﴿ثُمَّ ٱلسَّبِيلَ يَسَّرَهُۥ٢٠﴾سپس دسترسی به اسباب دینی و دنیوی را برای او آسان گرداند و راه را به او نشان داد و او را با امر و نهی آزمود.
﴿ثُمَّ أَمَاتَهُۥ فَأَقۡبَرَهُۥ٢١﴾بعد او را با دفن کردن گرامی میدارد و انسان را چون دیگر حیوانات نگردانده که وقتی بمیرد لاشهاش روی زمین انداخته شود. ﴿ثُمَّ إِذَا شَآءَ أَنشَرَهُۥ٢٢﴾سپس هر وقت بخواهد او را برای سزا و جزا زنده مینماید. پس خداوند به تنهایی به تدبیر انسان میپردازد و او را به چنین حلتهایی در میآورد و او دراین کارها شریکی ندارد.
اما انسان با وجود این، فرمانی را که خدا به او داده اجرا نمیکند و فرضی که بر اوست ادا نمینماید بلکه همواره کوتاهی میورزد. سپس خداوند او را به نگاه کردن و اندیشیدن در غذایش امر کرد و این که چگونه بعد از طی مراحل مختلف بدو میرسد، و فرمود: ﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ إِلَىٰ طَعَامِهِۦٓ٢٤ أَنَّا صَبَبۡنَا ٱلۡمَآءَ صَبّٗا٢٥﴾انسان باید به خوراک خود بنگرد، ما آب باران را به فراوانی و کثرت نازل کردهایم.
﴿ثُمَّ شَقَقۡنَا ٱلۡأَرۡضَ شَقّٗا٢٦ فَأَنۢبَتۡنَا فِيهَا حَبّٗا٢٧﴾سپس زمین را برای روئیدن گیاهان شکافتیم. و انواع گیاهان و خوراکیهای لذیذ را در آن رویاندیم. «حَبًّا» این شامل همه انواع دانهها میشود.
﴿وَعِنَبٗا وَقَضۡبٗا٢٨﴾و انگور و سبزیجات خوردنی، ﴿وَزَيۡتُونٗا وَنَخۡلٗا٢٩﴾و زیتون و درختان خرما را. این چهارتان را به طور خاص بیان کرد چون فواید و منافع زیادی دارند.
﴿وَحَدَآئِقَ غُلۡبٗا٣٠﴾باغهایی که درختان زیاد و انبوهی دارند. ﴿وَفَٰكِهَةٗ وَأَبّٗا٣١﴾و میوه از قبیل انگور و خرما و انار و غیره. «ابّ» علفهایی است که چهارپایان میخورند. بنابراین فرمود: ﴿مَّتَٰعٗا لَّكُمۡ وَلِأَنۡعَٰمِكُمۡ٣٢﴾برای استفاده شما و چهارپایانتان که خداوند آنها را برای شما آفریده و برایتان رام کرده است. پس هرکس به این نعمتها بنگرد باید شکر پروردگارش را به جای آورد و بهسوی او رو کند و به طاعت الهی روی آورد و اخبار او را تصدیق نماید.
آیهی ۴۲-۳۳:
﴿فَإِذَا جَآءَتِ ٱلصَّآخَّةُ٣٣﴾[عبس: ۳۳]. «پس هنگامیکه آن بانگ گوشفرسا در رسد».
﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ٣٤﴾[عبس: ۳۴]. «روزیکه انسان از برادرش بگریزد».
﴿وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ٣٥﴾[عبس: ۳۵]. «و از مادر و پدرش».
﴿وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ٣٦﴾[عبس: ۳۶]. «و از همسر و فرزندانش (نیز بگریزد)».
﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ٣٧﴾[عبس: ۳۷]. «هرکس از آنان در آن روز کار و باری دارد که برایش کفایت میکند».
﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ مُّسۡفِرَةٞ٣٨﴾[عبس: ۳۸]. «در آن روز چهرههایی شاد و درخشانند».
﴿ضَاحِكَةٞ مُّسۡتَبۡشِرَةٞ٣٩﴾[عبس: ۳۹]. «خندان و شادان».
﴿وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ عَلَيۡهَا غَبَرَةٞ٤٠﴾[عبس: ۴۰]. «و در آن روز چهرههایی بر آنها غبار نشسته است».
﴿تَرۡهَقُهَا قَتَرَةٌ٤١﴾[عبس: ۴۱]. «تیرگی آنها را فرو میپوشاند».
﴿أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَفَرَةُ ٱلۡفَجَرَةُ٤٢﴾[عبس: ۴۲]. «اینان همان کافران بدکارند».
وقتی فریاد و صدای هراسانگیزقیامت که از وحشت گوشها را میخراشد و دلها را پریشان میکند فرا رسد مردم از وحشتی که میبینند و از شدت نیاز به اعمال گذشته، ﴿يَوۡمَ يَفِرُّ ٱلۡمَرۡءُ مِنۡ أَخِيهِ٣٤ وَأُمِّهِۦ وَأَبِيهِ٣٥ وَصَٰحِبَتِهِۦ وَبَنِيهِ٣٦﴾از عزیزترین کس و نزدیکانش که برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانشان هستند میگریزند.
چون در آن روز ﴿لِكُلِّ ٱمۡرِيٕٖ مِّنۡهُمۡ يَوۡمَئِذٖ شَأۡنٞ يُغۡنِيهِ٣٧﴾هرکس به خودش مشغول است و رهایی خودش برایش مهمتر است و به کسی توجه نمیکند. پس در این وقت مردم به دو گروه نیکبختان و بدبختان تقسیم میگردند.
﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ مُّسۡفِرَةٞ٣٨﴾نیکبختان چهرههایشان در آن روز شاد و درخشان است چون میدانند که به نجات و نعمتها دست یافتهاند. ﴿ضَاحِكَةٞ مُّسۡتَبۡشِرَةٞ٣٩ وَوُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ عَلَيۡهَا غَبَرَةٞ٤٠ تَرۡهَقُهَا قَتَرَةٌ٤١﴾چهرههای بدبختان خندان و شادان هستند و بر چهرههایی غبار غم و اندوه نشسته و تیرگی آنها را فرو میپوشاند و از هر خیری ناامید گشته و به شقاوت و هلاکت خود یقین میکنند.
﴿أُوْلَٰٓئِكَ هُمُ ٱلۡكَفَرَةُ ٱلۡفَجَرَةُ٤٢﴾این گروه که چهرههایشان غبارآلود و تیره است به نعمت خدا کفر ورزیده و آیات او را تکذیب کرده و بر ارتکاب آنچه خداوند حرام کرده است جرأت نمودهاند. از خداوند میخواهیم که ما را بیامرزد و در امان دارد. بیگمان او بخشنده بزرگوار است.
پایان تفسیر سورهی عبس
مکی و ۲۹ آیه است.
آیهی ۱۴-۱:
﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ١﴾[التکویر: ۱]. «هنگامیکه خورشید درهم پیچیده شود».
﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ٢﴾[التکویر: ۲]. «و هنگامیکه ستارگان تیره گردند».
﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ٣﴾[التکویر: ۳]. «و هنگامیکه کوهها را روان سازند».
﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ٤﴾[التکویر: ۴]. «و هنگامیکه ماده شترانی را که بچههایشان به دنبالشان هستند وانهند».
﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ٥﴾[التکویر: ۵]. «و هنگامیکه جانوران وحشی گرد آورده شوند».
﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ٦﴾[التکویر: ۶]. «و هنگامیکه دریاها (مانند آتش) افروخته شوند».
﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ٧﴾[التکویر: ۷]. «و هنگامیکه جانها را (با همکیشان) قرین سازند».
﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ٨﴾[التکویر: ۸]. «و هنگامیکه از دختر زنده بهگور شده پرسیده شود».
﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ٩﴾[التکویر: ۹]. «به کدامین گناه کشته شده است»؟.
﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ١٠﴾[التکویر: ۱۰]. «و هنگامیکه نامههای اعمال گشوده شود».
﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ١١﴾[التکویر: ۱۱]. «و هنگامیکه آسمان (مانند پوست حیوان) برکنده شود».
﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ١٢﴾[التکویر: ۱۲]. «و هنگامیکه دوزخ برافروخته و شعلهور شود».
﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ١٣﴾[التکویر: ۱۳]. «و هنگامیکه بهشت نزدیک آورده شود».
﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ١٤﴾[التکویر: ۱۴]. «هرکس آنچه را که آماده ساخته است میداند».
وقتی این امور وحشتناک اتفاق افتاد مردم مشخص میگردند و هرکس میداند که برای آخرت خود چه کاری کرده است، و خوب و بدی را که انجام داده میداند. چون در روز قیامت خورشید در هم پیچیده میشود و ماه بینور میگردد و خورشید و ماه در آتش انداخته میشوند.
﴿وَإِذَا ٱلنُّجُومُ ٱنكَدَرَتۡ٢﴾و آنگاه که ستارگان تغییر کنند و پراکنده شوند. ﴿وَإِذَا ٱلۡجِبَالُ سُيِّرَتۡ٣﴾و آن وقت که کوهها چون ریگ به حرکت درآیند و سپس چون پشم رنگین به هوا روند. آن هنگام تغییر میکنند و به غباری پراکنده تبدیل میشوند از جای خود برکنده میشوند.
﴿وَإِذَا ٱلۡعِشَارُ عُطِّلَتۡ٤﴾در آن روز مردم گرانبهاترین اموال خود را که در همه اوقات مواظب آن بودند رها میکنند چون چیزی آمده که آن اموال گرانبها را از یادشان برده است. به شتران مادهای اشاره کرد که بچههایشان به دنبالشان است. و این گرانبهاترین و ارزشمندترین اموال عرب بود.
﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ٥﴾و هنگامیکه حیوانات وحشی در روز قیامت گردآورده میشوند تا خداوند قصاص برخی را از دیگری بگیرد و بندگان کمال عدالت و دادگری خداوند را میبینند زیرا او انتقام بز بیشاخ را از بز شاخ دار میستاند. سپس به آنها میگوید نابود شوید.
﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ سُجِّرَتۡ٦﴾و هنگامیکه دریاها افروخته میشوند و با آن وسعت و بزرگی که آتش تبدیل میگردند. ﴿وَإِذَا ٱلنُّفُوسُ زُوِّجَتۡ٧﴾یعنی هرکس با همانند خود جفت میگردد، پس نیکوکاران با نیکوکاران جمع میشوند و بزهکاران با بزهکاران جمع میگردند.
مومن با حور بهشتی همسر و جفت میگردد و کافر با شیطان جفت میشود و این همانند آن است که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓاْ إِلَىٰ جَهَنَّمَ زُمَرًا﴾[الزمر: ۷۱]. «و کافران گروه گروه بهسویدوزخ رانده میشوند».
﴿وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ زُمَرًا﴾[الزمر: ۷۳]. «و پرهیزگاران گروه گروه بهسوی بهشت برده میشوند». ﴿ٱحۡشُرُواْ ٱلَّذِينَ ظَلَمُواْ وَأَزۡوَٰجَهُمۡ﴾[الصافات: ۲۲]. «ستمکاران را به همراه همسرانشان گرد آورید».
﴿وَإِذَا ٱلۡمَوۡءُۥدَةُ سُئِلَتۡ٨﴾و هنگامیکه از دختر زنده به گور شده پرسیده میشود. جاهلان دختران را زنده به گور میکردند و آنها گناهی جز این نداشتند که پدرشان از فقر میترسید.
پس پرسیده میشود: ﴿بِأَيِّ ذَنۢبٖ قُتِلَتۡ٩﴾این دختران به چه گناهی کشته شدهاند؟ مشخص است که گناهی مرتکب نشدهاند، اما این سوال برای سرزنش و توبیخ قاتلان آنها است.
﴿وَإِذَا ٱلصُّحُفُ نُشِرَتۡ١٠﴾و هنگامیکه نامههای اعمال که هر بد و نیکی در آن نوشته شده گشوده میشوند و هریک به صاحب آن داده میشود. پس برخی نامهی اعمالشان را به دست راستشان گرفتهاند و برخی نامه اعمال را در دست چپ یا پشت سر گرفتهاند.
﴿وَإِذَا ٱلسَّمَآءُ كُشِطَتۡ١١﴾و هنگامیکه آسمان از بین میرود، همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَيَوۡمَ تَشَقَّقُ ٱلسَّمَآءُ بِٱلۡغَمَٰمِ﴾[الفرقان: ۲۵]. «روزی که آسمان با ابرها پاره میگردد». ﴿يَوۡمَ نَطۡوِي ٱلسَّمَآءَ كَطَيِّ ٱلسِّجِلِّ لِلۡكُتُبِ﴾[الأنبیاء: ۱۰۴]. «روزی که آسمان را درهم میپیچیم، همانطور که سجل، کتابها را درهم میپیچد». ﴿وَٱلۡأَرۡضُ جَمِيعٗا قَبۡضَتُهُۥ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَٱلسَّمَٰوَٰتُ مَطۡوِيَّٰتُۢ بِيَمِينِهِ﴾[الزمر: ۶۷]. «و تمام زمین در روز قیامت در قبضه اوست و آسمانها با دست راست او پیچیده میشوند».
﴿وَإِذَا ٱلۡجَحِيمُ سُعِّرَتۡ١٢﴾و هنگامیکه جهنم برافروخته میشود و چنان شعله ور میگردد که قبلا آنگونه مشتعل نبوده است. ﴿وَإِذَا ٱلۡجَنَّةُ أُزۡلِفَتۡ١٣﴾و هنگامیکه بهشت برای پرهیزگاران نزدیک آورده میشود.
﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّآ أَحۡضَرَتۡ١٤﴾هرکس اعمالی را که نزد او حاضر و نمایان است و پیشتر انجام داده است میداند. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَوَجَدُواْ مَا عَمِلُواْ حَاضِرٗا﴾[الکهف: ۴۹]. «و آنچه را که کردهاند حاضر و آماده مییابند». این صفتهایی که خداوند برای قیامت بیان کرده است که دلها را به تکان و بدنها را به لرزه در میآورد و هراس آن همه را فرا میگیرد و خردمند را تحریک میکند تا برای آن روز آمادگی حاصل نمایند و آنها را از هر آنچه که باعث سرزنش میگردد باز میدارد. بنابراین، برخی از سلف گفته اند: هرکس میخواهد به قیامت بنگرد آنگونه که آن را با چشم خود مشاهده میکند، باید به سوره ﴿إِذَا ٱلشَّمۡسُ كُوِّرَتۡ١﴾بیندیشد.
آیهی ۲۹-۱۵:
﴿فَلَآ أُقۡسِمُ بِٱلۡخُنَّسِ١٥﴾[التکویر: ۱۵]. «سوگند به ستارگانی که واپس میروند».
﴿ٱلۡجَوَارِ ٱلۡكُنَّسِ١٦﴾[التکویر: ۱۶]. «(ستارگان) سیّارِ نهان شونده».
﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ١٧﴾[التکویر: ۱۷]. «و به شب چون بازگردد».
﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ١٨﴾[التکویر: ۱۸]. «و به صبح چون بدمد».
﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ١٩﴾[التکویر: ۱۹]. «بیگمان (آن ( قرآن) برخواندۀ فرستادۀ بزرگواری است».
﴿ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ مَكِينٖ٢٠﴾[التکویر: ۲۰]. «او نیرومند است و نزد خداوندِ صاحب عرش دارای منزلت والائی است».
﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ٢١﴾[التکویر: ۲۱]. «فرمانبرداری شده، در آنجا (او) امین و درستکار است».
﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ٢٢﴾[التکویر: ۲۲]. «و رفیق شما دیوانه نیست».
﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ٢٣﴾[التکویر: ۲۳]. «و بهراستی (او) آن (فرشته) را در کرانۀ آشکار آسمان دید».
﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ٢٤﴾[التکویر: ۲۴]. «و او بر غیب بخیل نیست».
﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ٢٥﴾[التکویر: ۲۵]. «و آن (قرآن) گفتۀ شیطان رانده شده نیست».
﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ٢٦﴾[التکویر: ۲۶]. «پس به کجا میروید».
﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ٢٧﴾[التکویر: ۲۷]. «آن قرآن جز پند و اندرز برای جهانیان نیست».
﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ٢٨﴾[التکویر: ۲۸]. «برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود».
﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٢٩﴾[التکویر: ۲۹]. «درحالیکه نمیتوانید بخواهید مگر آن که خدا، پروردگار جهانیان بخواهد».
خداوند متعال به «الخنّس» سوگند خورده است و آن ستارگانی هستند که از حرکت معمولی ستارگان بهسوی مشرق بازپس میروند و آن ستارگان هفتگانه سیار هستند که عبارتند از «خورشید»، «ماه»، «زهره»، « مشتری»، «مریخ»، «زحل» و «عطارد». پس این هفت ستاره دو حرکت دارند، یکی حرکت بهسوی مغرب به همراه همه ستارگان و افلاک. و دوم حرکت معکوس از جهت مشرق که فقط این هفت ستاره اینگونه هستند.
پس خداوند به اینها در حال بازماندن و حرکت کردنشان و پنهان شدنشان سوگند خورده است، و احتمال دارد که منظور همه ستارگان سیار و غیره باشد.
﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا عَسۡعَسَ١٧﴾و سوگند میخورم به شب چون روی بیاورد. و گفته شده که «عسعس» به معنی «پشتکننده» میباشد.
﴿وَٱلصُّبۡحِ إِذَا تَنَفَّسَ١٨﴾و به صبح وقتی که نشانههای آن آشکار میگردد و روشناییاش به تدریج سیاهی شب را بشکافد تا این که کامل میگردد و خورشید طلوع میکند. اینها نشانههای بزرگی هستند که خداوند برای بزرگی و شکوه و محفوظ بودن قرآن از هر شیطان رانده شدهای به آنها قسم خورده است. پس فرمود: ﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلُ رَسُولٖ كَرِيمٖ١٩﴾بیگمان قرآن برخواندهی فرستاده بزرگواری است و او جبرئیل÷است که قرآن را از سوی خدا نازل کرده است، همانطور که خداوند متعال میفرماید:. ﴿وَإِنَّهُۥ لَتَنزِيلُ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ١٩٢ نَزَلَ بِهِ ٱلرُّوحُ ٱلۡأَمِينُ١٩٣ عَلَىٰ قَلۡبِكَ لِتَكُونَ مِنَ ٱلۡمُنذِرِينَ١٩٤﴾[الشعراء: ۱۹۲-۱۹۴]. «و بیگمان قرآن را پروردگار جهانیان فرستاده و جبرئیل آنرا بر قلب تو نازل کرده است تا از بیم دهندگانی باشی». و خداوند جبرئیل را با بزرگواری توصیف نمود، چون رفتار او پسندیده، و او برترین فرشتگان است و نزد خداوند مقامش از همه بالاتر میباشد.
﴿ذِي قُوَّةٍ﴾او در اجرای فرمان الهی نیرومند است. از جمله نیرومندیاش این است که دیار و سرزمین قوم لوط را زیر و رو کرد و آنان را نابود ساخت. ﴿عِندَ ذِي ٱلۡعَرۡشِ﴾جبرئیل مقرب درگاه خداست و نزد خداوند مقامی والا دارد و خداوند این مقام ویژه را به او اختصاص دادهاست. ﴿مَكِينٖ﴾و دارای مکانت و جایگاهی بالاتر از جایگاه همه فرشتگان میباشد. ﴿مُّطَاعٖ ثَمَّ أَمِينٖ٢١﴾در ملکوت اعلی از جبرئیل اطاعت میشود چون او از فرشتگان مقرّب است و از نظر و فرمانش فرمانبرداری میشود. و امانتدار است و هرچه را به او فرمان دهند بدون کم و کاست و بدون این که از حدودی که برایش مقرر شده است پارا فراتر بگذارد آن را انجام میدهد. اینها همه بر شرافت و عظمت قرآن در پیشگاه خداوند دلالت مینمایند.
خداوند قرآن را با این فرشته بزرگوار که دارای این چنین صفات کاملی میباشد فرستاده است. و عادت بر این است که پادشاهان کسانی را که برایشان گرامی هستند برای رساندن مهمترین و شریفترین پیامها میگمارند. پس وقتی که فضیلت فرشتهی حامل قرآن را بیان کرد فضیلت انسانی را که قرآن بر او نازل شده و بهسوی آن دعوت کرده است نیز بیان کرد و فرمود:
﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجۡنُونٖ٢٢﴾و همدم و معاشر شما محمدصدیوانه نیست آنطور که دشمنانش که رسالت او را تکذیب میکنند، میگویند و تهمتهایی به او بر میبندند و میخواهند با این گفتهها آنچه را با خود آورده است خاموش کنند. بلکه محمدصاز همه مردم عاقلتر و راستگوتر است.
﴿وَلَقَدۡ رَءَاهُ بِٱلۡأُفُقِ ٱلۡمُبِينِ٢٣﴾و محمدصجبرئیل÷را در بالاترین کرانه روشن و آشکار که با چشم دیده میشود دید. ﴿وَمَا هُوَ عَلَى ٱلۡغَيۡبِ بِضَنِينٖ٢٤﴾و او بر آنچه خداوند به وی وحی نموده است بخیل نیست تا برخی از آن را از شما پنهان کند بلکه او صامانتدار اهل آسمان و زمین است و پیامهای پروردگارش را به صورت آشکار میرساند.
پس پیامبرصدر رساندن چیزی از آن به شما بخل نورزیده است و هیچ چیزی از آن را از هیچکس نه از توانگر و نه از فقیر و نه از رئیس و نه از زیردست و نه از مرد و نه از زن و نه از شهرنشین و نه از روستایی پنهان نکرده است. بنابراین، خداوند او را در میان ملتی بیسواد و جاهل به علمایی ربانی و دانشمندانی خبره تبدیل شدند که دانشها و علوم به آنان منتهی میگشت و آنها استاد و دیگران شاگردانشان بودند.
﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ٢٥﴾وقتی بزرگی کتاب و فضیلت آن را همراه با ذکر دو فرستاده بزرگوار که به وسیلهی آنها به مردم رسیده است بیان کرد و این دو فرستاده را ستود، هر نوع کمبود و آفت را از آن منتفی دانست که در صداقت و راستی قرآن عیبی شمرده میشود. و فرمود: ﴿وَمَا هُوَ بِقَوۡلِ شَيۡطَٰنٖ رَّجِيمٖ٢٥﴾و آن قرآن گفته شیطان رانده شده از خداوند نیست.
﴿فَأَيۡنَ تَذۡهَبُونَ٢٦﴾چگونه چنین تصوری به ذهن شما خطور میکند؟ و اذهانتان به کجا رفته است؟ چگونه حقی را که در بالاترین مراتب راستی و صدق است به منزله دروغ که پائینترین باطل است قرار میدهید؟ این چیزی جز وارونه کردن حقایق نیست.
﴿إِنۡ هُوَ إِلَّا ذِكۡرٞ لِّلۡعَٰلَمِينَ٢٧﴾آن قرآن جز پند و اندرز برای جهانیان نیست که با آن به یاد پروردگارشان میافتند و خداوند و صفتهای کمالی را که دارد به یاد میآورند و زشتیها و عیبهایی را که خداوند از آن منزه است میدانند و به وسیلهی قرآن اوامر و نواهی و حکمتهای آنرا به یاد میآورند و احکام تقدیری و شرعی و جزائی را یادآور میشوند.
خلاصهی مطالب اینکه منافع هر دو جهان را به یاد میآورند و به وسیله آن برای سعادت هر دو جهان تلاش میکنند. ﴿لِمَن شَآءَ مِنكُمۡ أَن يَسۡتَقِيمَ٢٨﴾برای کسی از شما که بخواهد راست کردار شود، بعد از آن که هدایت از گمراهی روشن گردیده است.
﴿وَمَا تَشَآءُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٢٩﴾مشیت و خواست او نافذ است و امکان ندارد که چیزی با خواست خداوند مخالفان ورزد. این آیه و امثال آن ردّی است بر دو فرقه قدّریه و جبرّیه که خواست و مشیت خدا را نفی میکنند.
والحمدلله.
پایان تفسیر سورهی تکویر
مکی و ۱۹ آیه است.
آیهی ۵-۱:
﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنفَطَرَتۡ١﴾[الانفطار: ۱]. «هنگامیکه آسمان شکافته میگردد».
﴿وَإِذَا ٱلۡكَوَاكِبُ ٱنتَثَرَتۡ٢﴾[الانفطار: ۲]. «و هنگامیکه ستارگان فرو میریزند».
﴿وَإِذَا ٱلۡبِحَارُ فُجِّرَتۡ٣﴾[الانفطار: ۳]. «و هنگامیکه دریاها روان میشوند».
﴿وَإِذَا ٱلۡقُبُورُ بُعۡثِرَتۡ٤﴾[الانفطار: ۴]. «و هنگامیکه گورها زیر و رو میگردند».
﴿عَلِمَتۡ نَفۡسٞ مَّا قَدَّمَتۡ وَأَخَّرَتۡ٥﴾[الانفطار: ۵]. «هرکس آنچه را که پیش فرستاده و آنچه را که باز پس داشته است خواهد دانست».
هنگامیکه آسمان شکافته میگردد، و ستارگان پخش و پراکنده میشوند و فرو میریزند و زیبائی آنها از بین میرود و دریاها بر جوشانده میشوند و راه آنها به هم باز میگردد و همه به یک دریا تبدیل میشوند، و گورها زیر و رو میشوند و مردگان بیرون میآیند و در محشر و در پیشگاه خداوند برای جزای اعمال گرد میآیند، در این هنگام پرده کنار میرود و آنچه پنهان بوده آشکار میشود و هرکس سود و زیان خود را میداند. در اینجا ستمگر وقتی آنچه از پیش فرستاده را میبیند انگشتانش را گاز میگیرد و به شقاوت همیشگی و عذاب جاودانه یقین حاصل مینماید. و در اینجا پرهیزگاران که کارهای شایسته کردهاند رستگار میشوند و نعمت پایدار و سالم ماندن از عذاب دوزخ را به دست میآورند.
آیهی ۱۲-۶:
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلۡكَرِيمِ٦﴾[الانفطار: ۶]. «ای انسان! چه چیزی تو را (نسبت) به پروردگار بزرگوارت فریفت»؟.
﴿ٱلَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّىٰكَ فَعَدَلَكَ٧﴾[الانفطار: ۷]. «خدایی که تو را آفرید آنگاه استوارت ساخت سپس (آفرینش تو را) معتدل گرداند».
﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ٨﴾[الانفطار: ۸]. «و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد».
﴿كَلَّا بَلۡ تُكَذِّبُونَ بِٱلدِّينِ٩﴾[الانفطار: ۹]. «چنین نیست (که میگویید) بلکه شما سزا و جزا را دروغ میانگارید».
﴿وَإِنَّ عَلَيۡكُمۡ لَحَٰفِظِينَ١٠﴾[الانفطار: ۱۰]. «بیگمان نگهبانانی بر شما گمارده شدهاند».
﴿كِرَامٗا كَٰتِبِينَ١١﴾[الانفطار: ۱۱]. «نگارندگان گرامی».
﴿يَعۡلَمُونَ مَا تَفۡعَلُونَ١٢﴾[الانفطار: ۱۲]. «آنچه را که میکنید میدانند».
خداوند متعال با سرزنش انسانی که در ادای حق خدا کوتاهی ورزیده و بر ارتکاب گناهان جرأت نموده است میفرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ ٱلۡكَرِيمِ٦﴾ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است؟!.
آیا در انجام حقوق خداوند سستی میورزی؟ یا این که عذاب او را ناچیز میدانی؟یا این که سزا و جزای خداوند باور نداری؟
آیا خداوند همان نیست که تو را ﴿خَلَقَكَ﴾آفرید و از بهترین سیما برخوردارت نمود؟ ﴿فَعَدَلَكَ﴾و ترکیب تو را درست و متناسب قرار داد و در بهترین شکلها تو را آفرید؟! آیا شایسته تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسی کنی و احسان او را انکار نمایی؟ این کار جز از جهالت و ستمگری و عناد تو سرچشمه نمیگیرد.
پس خداوند را ستایش کن که سیمای تو را چون سیمای سگ یا الاغ یا دیگر حیوانات قرار نداده است. بنابراین، خداوند متعال فرمود: ﴿فِيٓ أَيِّ صُورَةٖ مَّا شَآءَ رَكَّبَكَ٨﴾و آنگاه به هر شکلی که خواست تو را ترکیب کرد. ﴿كَلَّا بَلۡ تُكَذِّبُونَ بِٱلدِّينِ٩﴾با وجود این موعظه و پند دادن همواره به دروغ انگاشتن روز جزا ادامه میدهید.
شما باید آنچه را که کردهاید محاسبه نمایید و خداوند فرشتگانی گرامی گمارده است که گفتهها و کارهایتان را مینویسند و آنرا میدانند. خطرات دلها و افعال اعضا و جوارح در این داخل است. بنابراین، آنچه شایستهی شماست این است که این فرشتگان را گرامی و بزرگ بدارید.
آیهی ۱۹-۱۳:
﴿إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ لَفِي نَعِيمٖ١٣﴾[الانفطار: ۱۳]. «بیگمان نیکان در نعمت خواهند بود».
﴿وَإِنَّ ٱلۡفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٖ١٤﴾[الانفطار: ۱۴]. «و همانا بدکاران در دوزخند».
﴿يَصۡلَوۡنَهَا يَوۡمَ ٱلدِّينِ١٥﴾[الانفطار: ۱۵]. «در روز جزا به آن درمیآیند».
﴿وَمَا هُمۡ عَنۡهَا بِغَآئِبِينَ١٦﴾[الانفطار: ۱۶]. «و آنان هیچگاه از آن دور نمیشوند».
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ١٧﴾[الانفطار: ۱۷]. «و تو چه میدانی که روز جزا چیست»؟.
﴿ثُمَّ مَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ١٨﴾[الانفطار: ۱۸]. «باز تو چه میدانی که روز جزا چیست»؟.
﴿يَوۡمَ لَا تَمۡلِكُ نَفۡسٞ لِّنَفۡسٖ شَيۡٔٗاۖ وَٱلۡأَمۡرُ يَوۡمَئِذٖ لِّلَّهِ١٩﴾[الانفطار: ۱۹]. «روزی که هیچ کسی برای دیگران نمیتواند کاری بکند و در آن ورز فرمان، فرمان خدا است».
﴿إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ لَفِي نَعِيمٖ١٣﴾منظور از نیکان کسانی هستند که حقوق خدا و حقوق بندگانش را به جای میآورند و در اعمال قلبی و اعمالی که توسط اعضا و جوارح انجام میشود به نیکوکاری پایبند هستند. پس پاداش آنان نعمت قلبی و روحی و جسمی در دنیا و برزخ و آخرت است.
﴿وَإِنَّ ٱلۡفُجَّارَ﴾و بدکاران که در ادای حقوق خدا و حقوق بندگانش کوتاهی ورزیدهاند و دل و اعمالشان به بدی آلوده است. ﴿لَفِي جَحِيمٖ﴾در دوزخند. یعنی در دنیا و برزخ و آخرت در عذابی دردناک قرار دارند.
﴿يَصۡلَوۡنَهَا يَوۡمَ ٱلدِّينِ١٥﴾روزی که جزای اعمال داده میشود آنها به شدت در دوزخ عذاب داده میشوند. ﴿وَمَا هُمۡ عَنۡهَا بِغَآئِبِينَ١٦﴾و هیچ گاه از دوزخ بیرون نمیآیند بلکه همواره در آن هستند.
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ١٧ ثُمَّ مَآ أَدۡرَىٰكَ مَا يَوۡمُ ٱلدِّينِ١٨﴾این بیان هولناک بودن آن روز سخت است، روزی که شدت هول و هراس آن عقلها را حیران مینماید.
﴿يَوۡمَ لَا تَمۡلِكُ نَفۡسٞ لِّنَفۡسٖ شَيۡٔٗا﴾قیامت روزی است که هیچ کسی برای هیچ کسی نمیتواند کاری بکند گرچه خویشاوند و دوست باشد. در آن روز هرکس به خودش مشغول است و دنبال آزادی و رهایی کسی دیگر نیست. ﴿وَٱلۡأَمۡرُ يَوۡمَئِذٖ لِّلَّهِ﴾و در آن روز، فرمان، فرمان خداست. پس اوست که میان بندگان داوری مینماید و حق مظلوم را از ظالم و ستمگر میگیرد. والله اعلم.
پایان تفسیر سورهی انفطار
مکی و ۳۶ آیه است.
آیهی ۶-۱:
﴿وَيۡلٞ لِّلۡمُطَفِّفِينَ١﴾[المطففین: ۱]. «وای به حال کاهندگان (از حقوق مردم)».
﴿ٱلَّذِينَ إِذَا ٱكۡتَالُواْ عَلَى ٱلنَّاسِ يَسۡتَوۡفُونَ٢﴾[المطففین: ۲]. «کسانیکه چون (برای خود) پیمانه زنند از مردم به تمام و کمال دریافت میدارند».
﴿وَإِذَا كَالُوهُمۡ أَو وَّزَنُوهُمۡ يُخۡسِرُونَ٣﴾[المطففین: ۳]. «و هنگامیکه برای دیگران پیمانه میزنند یا وزن میکنند کم میگذارند».
﴿أَلَا يَظُنُّ أُوْلَٰٓئِكَ أَنَّهُم مَّبۡعُوثُونَ٤﴾[المطففین: ۴]. «آیا اینان نمیدانند که دوباره زنده میشوند».
﴿لِيَوۡمٍ عَظِيمٖ٥﴾[المطففین: ۵]. «در روزی (بس) بزرگ».
﴿يَوۡمَ يَقُومُ ٱلنَّاسُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٦﴾[المطففین: ۶]. «روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان میایستند».
﴿وَيۡلٞ لِّلۡمُطَفِّفِينَ١﴾«ویل» کلمه عذاب و عقاب است. و «مطففین» را خداوند اینگونه تفسیر کرده است: ﴿ٱلَّذِينَ إِذَا ٱكۡتَالُواْ عَلَى ٱلنَّاسِ يَسۡتَوۡفُونَ٢﴾کسانیکه وقتی برای خود پیمانه میزنند به تمام و کمال و بدون کم و کاست از مردم دریافت میدارند.
﴿وَإِذَا كَالُوهُمۡ أَو وَّزَنُوهُمۡ يُخۡسِرُونَ٣﴾و هنگامیکه میخواهند حق مردم را که بر آنهاست وزن کنند و بدهند از آن میکاهند و به اندازه لازم نمیدهند. از آن کم میکنند، یا به وسیله پیمانه و ترازویی که کم نشان میدهند حق آنها را پایمال میکنند و یا این که پیمانه و ترازو را پر نمیکنند و یا از راههای دیگری از حق مردم میکاهند.
پس کسی که به زور و یا از راه دزدی اموال مردم را از دستشان میگیرد به طریق اولی سزاوار چنین عذابی است. آیه دلالت میکند که انسان هم چنان که حق خود را از مردم میگیرد باید حق مردم را نیز در معاملات به آنها بدهد. بلکه حجت و سخن هم در این داخل است، پس همانطور که عادت بر این است که دو فردِ مناظرهگر هریک میکوشد تا دلایل خود را ارائه دهد بر او لازم است که دلیل طرف خودش را که خود آن را نمیداند بیان کند. و همان طور که به دلایل خود مینگرد دلایل طرف راهم نگاه کند. و در این جا، انصاف از تعصب و فروتنی از تکبر و خردمندی از بیخردی مشخص میگردد.
از خداوند میخواهیم که ما را بر انجام هر کار خیری توفیق دهد. سپس خداوند کاهندگان را تهدید کرد و از حالتشان و از آنچه که بر آن بودند اظهار شگفتی نمود و فرمود: ﴿أَلَا يَظُنُّ أُوْلَٰٓئِكَ أَنَّهُم مَّبۡعُوثُونَ٤ لِيَوۡمٍ عَظِيمٖ٥ يَوۡمَ يَقُومُ ٱلنَّاسُ لِرَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ٦﴾پس آنچه به آنها جرأت داد که از حقوق مردم بکاهند ایمان نداشتن آنها به روز قیامت است و اگر به قیامت ایمان داشتند و میدانستند روزی در پیشگاه خدا میایستند و آنها را در مورد همه چیز بازخواست میکند از این کارها دست میکشیدند و از آن توبه میکردند.
آیهی ۱۷-۷:
﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ٧﴾[المطففین: ۷]. «حتماً نامۀ کردار بدکاران در سجین قرار دارد».
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سِجِّينٞ٨﴾[المطففین: ۸]. «و تو چه میدانی که سجین چه و چگونه است»؟.
﴿كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ٩﴾[المطففین: ۹]. «کتاب نوشتۀ شدهای است».
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ١٠﴾[المطففین: ۱۰]. «در آن روز وای به حال تکذیبکنندگان».
﴿ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ١١﴾[المطففین: ۱۱]. «آن کسانیکه روز جزا را دروغ میانگارند».
﴿وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ١٢﴾[المطففین: ۱۲]. «و جز تجاوزگر گناهکار کسی آن را دروغ نمیانگارد».
﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ١٣﴾[المطففین: ۱۳]. «چون آیات ما بر او خوانده شود میگوید: افسانههای پیشینیان است».
﴿كَلَّاۖ بَلۡۜ رَانَ عَلَىٰ قُلُوبِهِم مَّا كَانُواْ يَكۡسِبُونَ١٤﴾[المطففین: ۱۴]. «چنین نیست (که میگویند) بلکه کردار و تلاش ایشان دلهایشان را زنگزده کرده است».
﴿كَلَّآ إِنَّهُمۡ عَن رَّبِّهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّمَحۡجُوبُونَ١٥﴾[المطففین: ۱۵]. «چنین نیست (که میگویند) بیگمان آنان آن روز از (لقای) پروردگارشان در حجاباند».
﴿ثُمَّ إِنَّهُمۡ لَصَالُواْ ٱلۡجَحِيمِ١٦﴾[المطففین: ۱۶]. «سپس آنان داخل آتش دوزخ میگردند و در آن میسوزند».
﴿ثُمَّ يُقَالُ هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ١٧﴾[المطففین: ۱۷]. «سپس به آنها گفته میشود: این است آنچه آنرا دروع میانگاشتید».
خداوند متعال میفرماید: ﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٖ٧﴾به درستی که نامه اعمال بدکاران در سجین است. و این همه بدکاران را از نوع کافران و منافقان و فاسقان شامل میشود. و «سجّین» را چنین تفسیر کرد: ﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا سِجِّينٞ٨ كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ٩﴾کتابی است که اعمال پلید و زشت آنها در آنها نوشته شده است.
«سجّین» جای تنگ و دشواری است. « سجّین» ضد «علیین» است. «علیین» محلی است که نامه اعمال نیکوکاران در آن قرار دارد، همچنان که بیان خواهد شد. و گفته شده «سجین» زیرزمین هفتم قرارگاه بدکاران است.
﴿وَيۡلٞ يَوۡمَئِذٖ لِّلۡمُكَذِّبِينَ١٠ ٱلَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوۡمِ ٱلدِّينِ١١﴾وای به حال تکذیب کنندگان، آنهایی که روز جزا را تکذیب میکنند.
﴿وَمَا يُكَذِّبُ بِهِۦٓ إِلَّا كُلُّ مُعۡتَدٍ أَثِيمٍ١٢﴾و جز کسیکه بر محارم الهی تجاوز کرده و پا را از حلال فراتر گذاشته و بسیار گناهکار است آن را تذکیب نمیکند. چنین کسی دشمنیاش او را وادار میکند تا تکذیب نماید و تکبرش برای او ایجاب مینماید تا حق را نپذیرد. بنابراین فرمود: ﴿إِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِ ءَايَٰتُنَا﴾وقتی آیات ما که بر حق و بر راست بودن آنچه پیامبران آوردهاند دلالت میکند بر او خوانده شود آن را تکذیب میکند و به مخالفت با آن برمیخیزد، ﴿قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ﴾و میگوید: این افسانههای پیشینیان و حکایتهای امتهای گذشته است و از جانب خدا نیست.
تکذیب کنندگان این را از روی عناد و تکبر میگویند. امّا کسی که انصاف داشته باشد و هدف و مقصود او تبعیت از حق روشن باشد روز جزا را تکذیب نمیکند چون خداوند چنان دلایل قطعی و روشنی برای اثبات روز قیامت ارائه دادهاست که آنرا تبدیل به حق و یقین کرده است و آنها همان طور که با چشم خود خورشید را میبینند با جشم خود حقانیت آمدن روز جزا را میبینند.
اما کسیکه کردارش بر دلش زنگار بسته است و گناهانش او را پوشاندهاند از حق بازداشته میشود و حق را نمیبیند.
پس همانطور که دلِ چنین کسی از دیدن آیات الهی در حجاب است در روز قیامت نیز از لقای پروردگارشان در حجاب خواهند بود. و این سزای تکذیب است. ﴿ثُمَّ إِنَّهُمۡ﴾سپس آنان همراه با این عقوبت شدید ﴿لَصَالُواْ ٱلۡجَحِيمِ﴾به جهنم در خواهند آمد. سپس با توبیخ و سرزنش به آنها گفته میشود: ﴿هَٰذَا ٱلَّذِي كُنتُم بِهِۦ تُكَذِّبُونَ﴾این همان دوزخی است که آن را تکذیب میکردید.
پس سه نوع عذاب را برای آنها بیان کرد که عبارتند از : عذاب دوزخ، عذاب سرزنش و توبیخ، و عذاب در حجاب ماندن از لقای پروردگار جهانیان. محجوب بودن آنها از دیدار پروردگار به خاطر آن است که خداوند بر آنها خشمگین میباشد و این برایشان از عذاب دوزخ بزرگتر است.
مفهوم آیه دلالت میکند که مومنان پروردگارشان را در روز قیامت و در بهشت میبینند و از نگاه کردن به خدا لذت میبرند و این برایشان از همه شادیها لذت بخشتر است و آنها از سخن گفتن خداوند با آنها شاد میگردند و از نزدیک بودن به او خوشحال و مسرور میشوند. همانطور که خداوند در چندین آیه از قرآن این را بیان کرده و به تواتر نیز از پیامبرصنفل شده است.
در این آیات آدمی از ارتکاب گناهان برحذر داشته شده چون گناهان به تدریج دل را زنگار زده میکنند تا این که نور دل از بین میرود و حقائق را وارونه میبیند آنگاه باطل را حق و حق را باطل میبیند و این از بزرگترین سزاهای گناهان است.
آیهی ۲۸-۱۸:
﴿كَلَّآ إِنَّ كِتَٰبَ ٱلۡأَبۡرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ١٨﴾[المطففین: ۱۸]. «و بهدرستی که نامهی کردار نیکان در (علیّین) قرار دارد».
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا عِلِّيُّونَ١٩﴾[المطففین: ۱۹]. «و تو چه میدانی که (علیّین) چه و چگونه است».
﴿كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ٢٠﴾[المطففین: ۲۰]. «کتابِ نوشته شدهای است».
﴿يَشۡهَدُهُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ٢١﴾[المطففین: ۲۱]. «فرشتگان مقرب در آنجا حضور مییابند».
﴿إِنَّ ٱلۡأَبۡرَارَ لَفِي نَعِيمٍ٢٢﴾[المطففین: ۲۲]. «بیگمان نیکان در نعمتاند».
﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ٢٣﴾[المطففین: ۲۳]. «بر تختها (نشستهاند و) مینگرند».
﴿تَعۡرِفُ فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ٢٤﴾[المطففین: ۲۴]. «خوشی و خرّمیِ نعمت را در چهرههایشان میبینی».
﴿يُسۡقَوۡنَ مِن رَّحِيقٖ مَّخۡتُومٍ٢٥﴾[المطففین: ۲۵]. «و از شراب نابِ مُهر شده به آنان مینوشانند».
﴿خِتَٰمُهُۥ مِسۡكٞۚ وَفِي ذَٰلِكَ فَلۡيَتَنَافَسِ ٱلۡمُتَنَٰفِسُونَ٢٦﴾[المطففین: ۲۶]. «مُهر دربند آن از مشک است و راغبان باید به همین (شراب ناب) رغبت کنند».
﴿وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسۡنِيمٍ٢٧﴾[المطففین: ۲۷]. «و آمیزۀ آن از تسنیم است».
﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا ٱلۡمُقَرَّبُونَ٢٨﴾[المطففین: ۲۸]. «(تسنیم) چشمهای است که مقرّبان از آن مینوشند».
وقتی بیان کرد که نامه اعمال بدکاران در پائینترین و تنگترین جا قرار دارد بیان داشت که نامه اعمال نیکان در بالاترین و گشادهترین جا قرار دارد و کتابشان، ﴿كِتَٰبٞ مَّرۡقُومٞ٢٠ يَشۡهَدُهُ ٱلۡمُقَرَّبُونَ٢١﴾کتاب نوشته شدهای که فرشتگان و ارواح پیامبران و صدیقان و شهیدان در آن حاضر میگردند و خداوند در ملکوت اعلی از آنان نام میبرد. و «علیون» نام بالاترین جای بهشت است.
پس وقتی نامه اعمالشان را بیان کرد و فرمود که آنها در نعمتاند یعنی از همهی نعمتهای قلبی و روحی و جسمی برخوردارند.
﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ٢٣﴾بر تختهای نشستهاند که با فرشها و پردههای زیبا آراسته شدهاند و به نعمتهایی که خداوند برایشان فراهم کرده است نیز به سیمای پروردگار نگاه میکنند. ﴿تَعۡرِفُ﴾شما که به آنان نگاه میکنی، میبینی ﴿فِي وُجُوهِهِمۡ نَضۡرَةَ ٱلنَّعِيمِ﴾شادابی و آثار نعمتها را در رخسارشان. یعنی به خاطر بهرهمندی از نعمتهای خدا چهرههایشانتر و تازه و خرم و خوش است، چون برخورداری مستمر از شادیها چهره را نورانی میکند و آن را زیبا میگرداند.
﴿يُسۡقَوۡنَ مِن رَّحِيقٖ مَّخۡتُومٍ٢٥﴾آنان از شراب ناب ِ مُهر شده نوشانده میشوند. یعنی از بهترین و لذیذترین شراب زلال و خالص به آنان داده میشود. ﴿خِتَٰمُهُۥ مِسۡكٞ﴾احتمال دارد که منظور این باشد که آنچه شراب را فاسد میکند و یا از لذت آن میکاهد راهی به این شراب ندارد، و چیزی که مانع این اتفاق خواهد شد آن مُهر و درپوش مشکباری است که بر روی آن شراب نهاده شده است.
و احتمال دارد که منظور این باشد که مقدار شرابی که در آخر ظرف باقی میماند مشکی و خوش بو است. پس این که در دنیا معمولا ته مانده شراب را میریزند در جنت چنین نخواهد بود. ﴿وَفِي ذَٰلِكَ فَلۡيَتَنَافَسِ ٱلۡمُتَنَٰفِسُونَ﴾و برای به دست آوردن این نعمت پایدار که زیبایی و مقدار آن را کسی جز خدا نمیداند باید با انجام دادن کارهایی که آدمی را به این نعمت میرساند از همدیگر پیشی بگیرند و این بهترین چیز است و باید گرانبهاترین چیزها را برای به دست آوردن آن صرف نمود.
﴿وَمِزَاجُهُۥ مِن تَسۡنِيمٍ٢٧﴾این شراب آمیزهاش از تسنیم است ﴿عَيۡنٗا يَشۡرَبُ بِهَا ٱلۡمُقَرَّبُونَ٢٨﴾تسنیم چشمهای است که تنها مقربان از آن مینوشند و به طور مطلق بالاترین نوشیدنی بهشت است. بنابراین، ویژه مقربان است، آنهایی که مقامشان از همه مردم بالاتر است. و «تسنیم» با شراب ناب و دیگر نوشیدنیهای لذیذ برای «اصحاب الیمین» یعنی یاران راست آمیخته شده است.
آیهی ۳۶-۲۹:
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ أَجۡرَمُواْ كَانُواْ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ يَضۡحَكُونَ٢٩﴾[المطففین: ۲۹]. «بیگمان گناهکاران به مؤمنان میخندیدند».
﴿وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمۡ يَتَغَامَزُونَ٣٠﴾[المطففین: ۳۰]. «و چون بر آنان میگذشتند (بههم دیگر) اشارت میکردند».
﴿وَإِذَا ٱنقَلَبُوٓاْ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمُ ٱنقَلَبُواْ فَكِهِينَ٣١﴾[المطففین: ۳۱]. «و هنگامیکه گناهکاران به نزد خانوادهشان بازمیگشتند شادمان برمیگشتند».
﴿وَإِذَا رَأَوۡهُمۡ قَالُوٓاْ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ لَضَآلُّونَ٣٢﴾[المطففین: ۳۲]. «و هنگامیکه مؤمنان را میدیدند میگفتند: بیگمان اینان گمراهند».
﴿وَمَآ أُرۡسِلُواْ عَلَيۡهِمۡ حَٰفِظِينَ٣٣﴾[المطففین: ۳۳]. «و بر آنان نگهبانانی فرستاده نشدهاند».
﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ٣٤﴾[المطففین: ۳۴]. «پس امروز مؤمنان به کافران میخندند».
﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ٣٥﴾[المطففین: ۳۵]. «بر تختها (تکیه میزنند) و مینگرند».
﴿هَلۡ ثُوِّبَ ٱلۡكُفَّارُ مَا كَانُواْ يَفۡعَلُونَ٣٦﴾[المطففین: ۳۶]. «آیا به کافران پاداش و سزای کارهایی که میکردهاند داده شده است».
وقتی خداوند متعال سزای گناهکاران و پاداش نیکوکاران را بیان کرد و تفاوت بزرگ میان آنها را ذکر نمود خبر داد که گناهکاران در دنیا مومنان را به تمسخر و استهزا میگرفتند و به آنان میخندیدند و هنگامیکه مؤمنان از کنار ایشان میگذشتند با اشارات سر و دست آنان را مورد تمسخر و تحقیر قرار میدادند و با وجود این مطمئن بودند و هیچ احساسی ترسی نمیکردند.
﴿وَإِذَا ٱنقَلَبُوٓاْ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِمُ ٱنقَلَبُواْ فَكِهِينَ٣١﴾و به هنگام صبح و شام وقتی به نزد خانوادهشان برمی گشتند شاد و مسرور باز میگشتند و این نهایت غرور و سرکشی است، زیرا آنها با این که بدترین کار را کرده بودند باز هم احساس آرامش مینمودند، گویا که از جانب خداوند عهد و پیمانی آمده است که آنها اهل سعادت و خوشبختی هستند.
آنها برای خود حکم کردند که اهل هدایت میباشند و مومنان گمراهند و این دروغی بود که بر خداوند میبستند و به خود جرأت دادند و بدون آگاهی بر خداوند دروغ بستند. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَمَآ أُرۡسِلُواْ عَلَيۡهِمۡ حَٰفِظِينَ٣٣﴾بزهکاران و مجرمان ملزم به ثبت اعمال مومنان نیستند تا برای متهم کردن آنها به گمراهی بکوشند و این کارشان از لجاجت و عناد سرچشمه میگیرد و دلیل و حجتی ندارند. بنابراین، سزایشان در آخرت از نوع عملشان است.
﴿فَٱلۡيَوۡمَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنَ ٱلۡكُفَّارِ يَضۡحَكُونَ٣٤﴾در روز قیامت مؤمنان وقتی گناهکاران را میبینند که در میان عذاب میغلتند و به آمال و آرزوهای دروغنیشان نرسیدهاند، به آنها میخندند.
﴿عَلَى ٱلۡأَرَآئِكِ يَنظُرُونَ٣٥﴾مومنان در نهایت آرامش و راحتی بر تختهای مجلّل تکیه میزنند و در میان نعمتهایی به سر میبرند که خداوند برایشان آماده کرده است و به چهره پروردگار مینگرند.
﴿هَلۡ ثُوِّبَ ٱلۡكُفَّارُ مَا كَانُواْ يَفۡعَلُونَ٣٦﴾آیا به کفار سزایی همانند کارهایی که در دنیا میکردهاند به آنان داده شده است؟ پس همانگونه که در دنیا به مومنان میخندیدند و آنها را به گمراه بودن متهم میکردند، مومنان نیز در روز قیامت که به کیفر گمراهی و سرکشی آنها را در عذاب و شکنجه میبینند به آنها میخندند.
آری! پاداش کارهایی که میکردند به آنان داده شده است و این عدالت الهی و حکمت اوست و خداوند دانای حکیم است.
پایان تفسیر سورهی مطففین
مکی و ۲۵ آیه است.
آیهی ۱۵-۱:
﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ١﴾[الانشقاق: ۱]. «هنگامیکه آسمان بشکافد».
﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا وَحُقَّتۡ٢﴾[الانشقاق: ۲]. «و پروردگارش را فرمان میبرد و چنین هم سزد».
﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ٣﴾[الانشقاق: ۳]. «و هنگامیکه زمین کشیده میشود».
﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ٤﴾[الانشقاق: ۴]. «و آنچه را که در آن است برون اندازد و تهی گردد».
﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا وَحُقَّتۡ٥﴾[الانشقاق: ۵]. «و پروردگارش را فرمان برد و چنین هم سزد».
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ٦﴾[الانشقاق: ۶]. «ای انسان! تو پیوسته با تلاش بیامان و رنج فراوان بهسوی پروردگار خود رهسپاری و سرانجام او را ملاقات خواهی کرد».
﴿فَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ بِيَمِينِهِۦ٧﴾[الانشقاق: ۷]. «و اما کسیکه نامۀ اعمالش به دست راستش داده شود».
﴿فَسَوۡفَ يُحَاسَبُ حِسَابٗا يَسِيرٗا٨﴾[الانشقاق: ۸]. «به حسابی آسان محاسبه میشود».
﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا٩﴾[الانشقاق: ۹]. «و شادمان بهسوی خانوادهاش برمیگردد».
﴿وَأَمَّا مَنۡ أُوتِيَ كِتَٰبَهُۥ وَرَآءَ ظَهۡرِهِۦ١٠﴾[الانشقاق: ۱۰]. «و اما کسیکه نامۀ اعمالش از پشت سر او به او داده شود».
﴿فَسَوۡفَ يَدۡعُواْ ثُبُورٗا١١﴾[الانشقاق: ۱۱]. «نابودی را خواهد طلبید».
﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا١٢﴾[الانشقاق: ۱۲]. «و به دوزخ درمیآید».
﴿إِنَّهُۥ كَانَ فِيٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورًا١٣﴾[الانشقاق: ۱۳]. «چراکه او درمیان خانوادۀ خود شادمان بود».
﴿إِنَّهُۥ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ١٤﴾[الانشقاق: ۱۴]. «بیگمان او پنداشته بود که وی هرگز باز نخواهد گشت».
﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا١٥﴾[الانشقاق: ۱۵]. «آری! بیگمان پروردگارش به او بینا بود».
خداوند با بیان آنچه در روز قیامت رخ میدهد و تغییراتی که در اجرام بزرگ روی میدهد میفرماید: ﴿إِذَا ٱلسَّمَآءُ ٱنشَقَّتۡ١﴾آنگاه که آسمانها میشکافد و از همدیگر جدا میشود و ستارگان پخش و پراکنده میگردند و ماه و خورشید بینور و تاریک میشوند.
﴿وَأَذِنَتۡ لِرَبِّهَا﴾و به فرمان پروردگارش گوش فرا میدهد، ﴿وَحُقَّتۡ﴾و سزاوار چنین کاری هم میباشد، چو ن آسمان مسخّر و تحت تدبیر و فرمانروایی خداوند بزرگ است و هرچه به آن دستور دهد سرپیچی نمیکند و با فرمان خدا وند مخالفت نمینماید.
﴿وَإِذَا ٱلۡأَرۡضُ مُدَّتۡ٣﴾و هنگامیکه زمین به لرزه و تکان در میآید و کوههای آن از بین میروند و نشانهها و ساختمانهایی که روی آن هست نابود میگردند و خداوند آن را چون سفره پهن میکند و بسیار گسترده میگردد و همه مردم را با وجود اینکه خیلی زیاد هستند در خود جای میدهد، پس آنگاه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی ندارد تبدیل میشود.
﴿وَأَلۡقَتۡ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتۡ٤﴾و در روز قیامت مردگان و خزانههایی که در زمین است بیرون انداخته میشوند و زمین خالی میگردد. در آن روز در صور دمیده میشود، آنگاه مردگان از گورها بیرون میآیند و گنجهای زمین نیز بیرون میآید و چون تودهای بزرگ روی هم انباشته میشود و مردم آنها را میبینند و حسرت میخورند که چرا برای به دست آوردن چنین چیزهایی از یکدیگر پیشی میگرفتهاند.
﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡإِنسَٰنُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدۡحٗا فَمُلَٰقِيهِ٦﴾ای انسان! تو همواره بهسوی خداوند رهسپاری و به اوامر و نواهی او عمل میکنی و خودت را با انجام خیر یا شر بهسوی او نزدیک میکنی سپس در روز قیامت او را ملاقات خواهی کرد و پاداش همه کارها را خواهی دید. پس اگر خوشبخت باشی با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد و اگر بدبخت باشی دادگرانه به تو سزا خواهد داد.
بنابراین، تفصیل جزا را بیان کرد و فرمود کسی که نامه اعمالش به دست راستش داده شود و آنان اهل سعادت هستند با او حسابی ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان این است که بنده به گناهانش اعتراف میکند و گمان میبرد که دیگر هلاک شده است اما خداوند میگوید گناهانت را در دنیا پوشاندم و امروز نیز میپوشانم.
﴿وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهۡلِهِۦ مَسۡرُورٗا٩﴾و شادمان و مسرور بهسوی خانوادهاش در بهشت برمی گردد و شاد و مسرور است چون از عذاب نجات یافته و به پاداش دست یازیده است. اما کسی که نامهی اعمالش به دست چپ وی از پشت سر داده شود از خواری و رسوایی و از زشتی کارهایی که در نامه اعالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است هلاکت و نابودی خود را میطلبد.
﴿وَيَصۡلَىٰ سَعِيرًا١٢﴾آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه میکند و عذاب داده میشود. این بدان خاطر است که او در میان خ انواده خود شادمان بود و ﴿ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ﴾به ذهنش خطور نمیکرد وکه بعد از مرگ زنده شود، و هرگز نمیپنداشت که بهسوی پروردگارش برگردد و در پیشگاه او بایستد.
﴿بَلَىٰٓۚ إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا١٥﴾آری! بهسوی پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بینا بود. پس هیچ گاه او را بیهوده رها نخواهد کرد بلکه او را امرو نهی میکند. تا پاداش یا عذاب ببیند.
آیهی ۲۵-۱۶:
﴿فَلَآ أُقۡسِمُ بِٱلشَّفَقِ١٦﴾[الانشقاق: ۱۶]. «سوگند به شفق».
﴿وَٱلَّيۡلِ وَمَا وَسَقَ١٧﴾[الانشقاق: ۱۷]. «و سوگند به شب و هر آنچه فرامیگیرد».
﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا ٱتَّسَقَ١٨﴾[الانشقاق: ۱۸]. «و به ماه چون کامل شود».
﴿لَتَرۡكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٖ١٩﴾[الانشقاق: ۱۹]. «قطعاً وضع و حالی دیگر خواهید یافت».
﴿فَمَا لَهُمۡ لَا يُؤۡمِنُونَ٢٠﴾[الانشقاق: ۲۰]. «آنانرا چه شده است که ایمان نمیآورند»؟!
﴿وَإِذَا قُرِئَ عَلَيۡهِمُ ٱلۡقُرۡءَانُ لَا يَسۡجُدُونَۤ۩٢١﴾[الانشقاق: ۲۱]. «و هنگامیکه قرآن بر آنان خوانده شود به سجده نمیروند»؟!.
﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُكَذِّبُونَ٢٢﴾[الانشقاق: ۲۲]. «بلکه کافران تکذیب میکنند».
﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُوعُونَ٢٣﴾[الانشقاق: ۲۳]. «و خداوند به آنچه در دل نهفته دارند داناتر است».
﴿فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ٢٤﴾[الانشقاق: ۲۴]. «پس آنانرا به عذابی دردناک مژده بده».
﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونِۢ٢٥﴾[الانشقاق: ۲۵]. «مگر کسانیکه ایمان آودرهاند و کارهای شایتسه کردهاند، آنان پاداشی پایان ناپذیر دارند».
در اینجا خداوند به نشانههای شب سوگند خورده است، به شفق که باقیمانده نور و روشنایی خورشید و آغازگر شب است. ﴿وَٱلَّيۡلِ وَمَا وَسَقَ١٧﴾سوگند به شب و همه آنچه از حیوانات و غیره که فرا میگیرد. ﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا ٱتَّسَقَ١٨﴾سوگند به ماه چون کامل میشود. خداوند به ماه ـ در حالت کامل بودنش ـ قسم یاد میکند، زیرا در این حالت صورت و ظاهر آن از بقیهی حالتهایش زیباتر است و منافعش نیز بیشتر است. و آنچه که بر آن قسم یاد شده عبارت است از ﴿لَتَرۡكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٖ١٩﴾شما ای انسانها! مراحل و حالات مختلفی را طی میکنید، از نطفه به خونی بسته و از خون بسته به تکهای گوشت تبدیل میشوید تا این که روح در شما دمیده میگردد.
سپس دوران نوزادی و بعد دوران کودکی را پشت سر میگذرانید سپس به سن تکلیف و امر و نهی میرسید. و سپس خواهید مرد و بعد از مرگ زنده میشوید و سزا و جزای اعمال خود را خواهید دید. این مراحل مختلفی است که بر انسان میگذ رد و این مراحل دال بر این است که تنها خداوند معبود و یکتاست و او طبق حکمت و رحمت خویش به تدبیر بندگان میپردازد، و بنده نیازمند و ناتوان است و تحت تدبیر خداوندِ توانای مهربان قرار دارد.
با وجود این بسیاری از مردم ایمان نمیآورند و هنگامیکه قرآن بر آنان خوانده شود کرنش نمیکنند و از اوامر و نواهی قرآن اطاعت نمیکنند. ﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يُكَذِّبُونَ٢٢﴾بلکه کافران تکذیب میکنند. یعنی بعد از آن که حق برایشان روش شده است با آن مخالفت میکنند.
پس ایمان نیاوردن اینها و اطاعت نکردنشان از قرآن چیز عجیبی نیست چون کسی که حق را از روی عناد تکذیب میکند چارهای برای هدایتش نیست.
﴿وَٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا يُوعُونَ٢٣﴾و خداوند رازهایی را که ایشان پنهان میدارند بهتر میداند و به کارهای پنهان و آشکارشان آگاه است و آنان را به سزای اعمالشان میرساند. بنابراین فرمود:
﴿فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ٢٤﴾بشارت بدان جهت بشارت نامیده شده است چون آثار آن در پوست و چهره نمایان میگردد. این است حالت بیشتر مردم، قرآن را تکذیب میکنند و به آن ایمان نمیآورند.
﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونِۢ٢٥﴾اما برخی از مردم هستند که خداوند آنها را هدایت کرده است. پس ایشان به خدا ایمان آورده و آنچه را که پیامبران آوردهاند پذیرفتهاند. پس ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند و ایشان پاداشی پایان ناپذیر دارند بلکه پاداش آنها همیشگی است و آن چیزهایی است که هیچ چشمی تاکنون آنها را ندیده و هیچ گوشی اخبار آنرا نشنیده و تصوّر آن به دل هیچ انسانی خطور نکرده است.
پایان تفسیر سورهی انشقاق
مکی و ۲۲ آیه است.
آیهی ۲۲-۱:
﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ١﴾[البروج: ۱]. «سوگند به آسمان که دارای برجهاست».
﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ٢﴾[البروج: ۲]. «و به روز موعود».
﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ٣﴾[البروج: ۳]. «و به گروه و مورد گواهی».
﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ٤﴾[البروج: ۴]. «اهل خندقها نابود شدند».
﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ٥﴾[البروج: ۵]. «گودالِ پر از آتش و دارای هیزم فراوان».
﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ٦﴾[البروج: ۶]. «هنگامیکه آنان بر آن نشسته بودند».
﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ٧﴾[البروج: ۷]. «و آنان بر آنچه با مؤمنان میکردند حاضر بودند».
﴿وَمَا نَقَمُواْ مِنۡهُمۡ إِلَّآ أَن يُؤۡمِنُواْ بِٱللَّهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ٨﴾[البروج: ۸]. «و از آنان ایرادی جز این نگرفته بودند که به خداوند توانای ستوده ایمان آوردند».
﴿ٱلَّذِي لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ٩﴾[البروج: ۹]. «خدایی که فرمانروایی آسمانها و زمین از آن اوست، و خداوند بر همه چیز گواه است».
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواْ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواْ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ١٠﴾[البروج: ۱۰]. «بیگمان کسانیکه مردان و زنان مؤن را شکنجه دادند آنگاه توبه نکردند دوزخ دامنگیرشان خواهد شد و عذاب سوزان آتش را در پیش دارند».
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَهُمۡ جَنَّٰتٞ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُۚ ذَٰلِكَ ٱلۡفَوۡزُ ٱلۡكَبِيرُ١١﴾[البروج: ۱۱]. «بهراستی آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند باغهایی دارند که از زیر آن رودها روان است. این است کامیابی بزرگ».
﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ١٢﴾[البروج: ۱۲]. «بیگمان فرو گرفتن پروردگارت سخت است».
﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ١٣﴾[البروج: ۱۳]. «بهراستی او (از آغاز) پدید میآورد و باز میآفریند».
﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلۡوَدُودُ١٤﴾[البروج: ۱۴]. «و او آمرزگارِ دوستدار است».
﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ١٥﴾[البروج: ۱۵]. «صاحب ارجمند عرش».
﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ١٦﴾[البروج: ۱۶]. «هر آنچه بخواهد انجام میدهد».
﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ١٧﴾[البروج: ۱۷]. «آیا خبر لشکرها به تو رسیده است»؟!.
﴿فِرۡعَوۡنَ وَثَمُودَ١٨﴾[البروج: ۱۸]. «که (همان) فرعون و ثمود باشند».
﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي تَكۡذِيبٖ١٩﴾[البروج: ۱۹]. «حق این است که کافران همواره تکذیب میکنند».
﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ٢٠﴾[البروج: ۲۰]. «و خداوند از پشت سر ایشان را احاطه کرده است».
﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ٢١﴾[البروج: ۲۱]. «بلکه این قرآن، بزرگوار و عالیقدر است».
﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ٢٢﴾[البروج: ۲۲]. «در لوح محفوظ (حای دارد)».
﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلۡبُرُوجِ١﴾سوگند به آسمان که دارای منازل است و منازل خورشید و ماه و ستارگان را که با نظمی کامل در حرکت هستند دربردارد. سیر خورشید و ماه و ستارگان بر کمال قدرت خداوند و بر کمال رحمت و گستردگی علم و حکمتش دلالت مینماید.
﴿وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡمَوۡعُودِ٢﴾و سوگند به روز موعود که روز قیامت است و خداوند به مردم وعده داده است که آنها را در آن روز گرد آوَرَد و همه را یک جا جمع کند. این وعده الهی امکان ندارد که تغییر کند یا خلاف آن عمل شود.
﴿وَشَاهِدٖ وَمَشۡهُودٖ٣﴾و این شامل هرکس میگردد که به این صفت متصف باشد. یعنی بیننده و آنچه دیده میشود و حاضر و آنچه حاضر شده است. آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده مواردی است که این سوگند در بردارد و آن نشانههای بزرگ الهی و فرمان آشکار و رحمت گستردهاش میباشد.
گفته شده آنچه بر آن قسم خورده شده فرموده الهی است که میفرماید: ﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ٤﴾اهل خندقها نابود گردند. اهل خندقها قومی کافر بودند که گروهی مومن با آنها زندگی میکردند. کافران از مومنان خواستند که به دین آنها بگروند اما مؤمنان از پذیرفتن دین کافران امتناع ورزیدند. آنگاه کافران چالههایی در زمین کندند و در آن آتش برافروختند و اطراف آن نشسته و مومنان را در این چالهها میانداختند. هرکس دین آنها را میپذیرفت او را آزاد میکردند و هرکس بر ایمان خود باقی میماند او را در آتش میانداختند و این نهایت مبارزه با خدا و حزب خداست.
بنابراین، خداوند آنها را لعنت کرد و نابودشان گرداند و آنان را تهدید نمود پس فرمود: ﴿قُتِلَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡأُخۡدُودِ٤﴾اهل خندقها نابود گردند. سپس گودالها (أخدود) را توضیح داد و فرمود: ﴿ٱلنَّارِ ذَاتِ ٱلۡوَقُودِ٥﴾گودالهای پر از آتش و دارای هیزم فراوان، ﴿إِذۡ هُمۡ عَلَيۡهَا قُعُودٞ٦﴾هنگامیکه بر آن نشسته بودند، ﴿وَهُمۡ عَلَىٰ مَا يَفۡعَلُونَ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ شُهُودٞ٧﴾و آنان بر آنچه با مژمنان میکردند حاضر و گواه بودند. این نهایت سنگدلی و ستمگری است چون آنها هم به آیات خدا کفر ورزیدند و با آن عناد ورزیدند و هم مومنان را شکنجه کردند، شکنجهای بسیار فجیع که دلها را به تکان و لرزه میدارد!.
کافران بر کنار گودالهای پر از آتش حاضر میشدند و به تماشای صحنهی انداختن مومنان به داخل آتش میپرداختند، و از مؤمنان ایرادی جز خصلتی نگرفته بودند که مومنان به خداوند ایمان آورده بودند. که در حقیقت به واسطهی آن خصلت مورد مدح و ستایش قرار میگیرند و مایه سعادت آنان است، و آن عبارت است از ایمان به خدای چیره و ستوده، خداوندی که دارای آن چنان عزتی است که بر هر چیزی غالب آمده، و او در گفتهها و اوصاف و اقوالش ستوده است. و خداوندی که ﴾﴿لَهُۥ مُلۡكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾همه آنچه را در آسمانها و زمین است آفریده و همه تحت فرمانروایی او قرار دارند و هرگونه که بخواهد در آنها تصّرف مینماید ﴿وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ شَهِيدٌ﴾و خداوند با علم و شنیدن و دیدن بر همه چیز حاضر و گواه است. (یعنی علم و شنوایی و بینایی خداوند بر همه چیز احاطه دارد). پس آیا این سرکشان نمیترسند از اینکه خداوند توانا آنها را فرو بگیرد و آیا نمیدانند که همه تحت فرمانروایی خدا هستند و هیچ کسی بر دیگری جز به اجازهی خداوند سلطهای ندارد؟!.
و آیا بر آنها پوشیده است که خداوند بر کارهایشان احاطه دارد و آنان را مجازات خواهد کرد؟ هرگز، بدون تردید کافران در فریب به سر میبرند و جاهلان در گمراهی قرار دارند. سپس خداوند آنها را تهدید کرد و توبه را به آنان پیشنهاد نمود و فرمود: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ فَتَنُواْ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ وَٱلۡمُؤۡمِنَٰتِ ثُمَّ لَمۡ يَتُوبُواْ فَلَهُمۡ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمۡ عَذَابُ ٱلۡحَرِيقِ١٠﴾بیگمان کسانیکه مردان و زنان مومن را شکنجه دادند، سپس توبه نکردند، عذاب سوزان دوزخ دامنگیرشان خواهد شد.
حسن /گفته است: به این همه بزرگواری و کرم بنگرید! کافران دوستان خدا و بندگان فرمانبردارش را کشتند اما باز هم آنان را به توبه و برگشتن فرامی خواند!.
وقتی سزای ستمگران را بیان کرد پاداش مومنان را نیز ذکر کرد و فرمود: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾کسانی که با دل ایمان آوردند، ﴿وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾و با اعضا و جوارح کارهای شایسته کردند به باغهایی وارد میشوند که از زیر کاخها و درختان آن رودها روان است. این است کتابی بزرگ، زیرا آنان به رضایت خداوند دست یافته و به بهشت او درآمدهاند.
﴿إِنَّ بَطۡشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ١٢﴾کیفر دادن مجرمان و گناهکاران سخت و شدید است و او در کمین ستمگران است. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَكَذَٰلِكَ أَخۡذُ رَبِّكَ إِذَآ أَخَذَ ٱلۡقُرَىٰ وَهِيَ ظَٰلِمَةٌۚ إِنَّ أَخۡذَهُۥٓ أَلِيمٞ شَدِيدٌ١٠٢﴾[هود: ۱۰۲]. «و اینگونه است فرو گرفتن پروردگارت آنگاه که اهل آبادیهای ستمگر را فروگرفت، بیگمان فرو گرفتن او سخت است».
﴿إِنَّهُۥ هُوَ يُبۡدِئُ وَيُعِيدُ١٣﴾او به تنها آفرینش را آغاز میکند و آن را باز تکرار مینماید و هیچ کسی در این کار با او مشارکتی ندارد. ﴿وَهُوَ ٱلۡغَفُورُ﴾او آمرزگار است و همه گناهان کسی را که توبه نماید و از او آمرزش بخواهد میآمرزد ﴿ٱلۡوَدُودُ﴾و او ودود است. یعنی دوستانش او را چنان دوست میدارند که هیچ چیزی را همانند او دوست نمیدارند. پس همان طور که هیچ چیزی در صفات و شکوه و زیبایی و معانی و افعال با او شبیه نیست همین طور محبت او در دل بندگان برگزیده با هیچ محبتی شباهت ندارد.
بنابراین، دوست داشتن خداوند اساس بندگی است و محبتی است که بر همه محبتها مقدم و چیره است و اگر دیگر محبتها به دنبال محبت خدا نباشند برای محبت کنندگان مایهی عذاب خواهند بود.
خداوند نیز دوستانش را دوست میدارد. همانطور که میفرماید: ﴿يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُ﴾[المائدة: ۵۴]. «خداوند آنها را دوست میدارد و آنها هم خدا را دوست میدارند». مودّت یعنی محبت ناب و خالص.
در اینجا نکتهای باریک است که خداوند واژهی «ودود» را با «غفور» یک جا بیان کرده است تا بر این دلالت نماید که گناهکاران هرگاه بهسوی خدا برگردند و توبه کنند خداوند گناهانشان را میآمرزد و آنان را دوست میدارد. چنین نیست همان طور که برخی به اشتباه میگویند «فقط گناهانشان بخشیده میشود و دیگر آنها را دوست ندارد». بلکه خداوند از توبه بندهاش بیشتر از مردی شاد میشود که شترش را با آب و غذایش در بیابانی گم کرده و ناامید و به انتظار مرگ در زیر سایه درختی دراز کشیده است.
اما ناگهان شتر را بالای سر خود مییابد و مهار آن را میگیرد و از فرط خوشحالی آن چنان کنترل خود را از دست میدهد که میگوید: «پروردگارا! تو بنده منی و من خدای تو»! خداوند از توبه بندهاش بیشتر از این مرد خوشحال میشود. ستایش و تمجید خدا را سزاست که احسان خیر فراوانی دارد!.
﴿ذُو ٱلۡعَرۡشِ ٱلۡمَجِيدُ١٥﴾خدا صاحب عرش بزرگ است که آسمانها و زمین و کرسی را فرا گرفته است. آسمانها و زمین و کرسی نسبت به عرش مانند حلقهای افتاده در بیابان هستند نسبت به سایر زمین.
خداوند به طور ویژه عرش را ذکر کرد چون خیلی بزرگ است و از همه مخلوقات به خداوند نزدیکتر است. این در صورتی است که «المجید» به کسر خوانده شود که در این صورت صفت عرش قرار میگیرد واگر به رفع خوانده شود صفت خداوند است یعنی دارای صفات بزرگ و گسترده است.
﴿فَعَّالٞ لِّمَا يُرِيدُ١٦﴾هرگاه خداوند چیزی بخواهد آن را انجام میدهد و برای هرکاری که بخواهد فقط همین کافی است که به آن بگوید: «باش» پس آن میشود. و هیچ کسی چنین نیست که هرچه بخواهد بتواند انجام دهد.
و مخلوقات اگر بخواهند کاری بکنند باید کسی آنها را کمک کند و نیز کسی از آنها جلوگیری نکند. اما خداوند نیازی به کسی ن دارد که او را یاری کند و هیچکس نمیتواند جلوی اراده او را بگیرد. سپس به بیان بخشی از افعال خود پرداخت که دالّ بر صداقت چیزی است که پیامبرانش آوردهاند، و فرمود: ﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡجُنُودِ١٧﴾آیا خبر لشکرهای فرعون و ثمود به تو رسیده است که چگونه پیامبران را تکذیب کردند و آنگاه خداوند آنان را هلاک ساخت؟!.
﴿بَلِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ فِي تَكۡذِيبٖ١٩﴾حقیقت این است که کافران همواره دروغ انگاشتن حق و مخالفت با آن را ادامه میدهند و آیات و موعظهها در مورد آنان کارساز و سودمند نیست.
﴿وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ٢٠﴾و علم و آگاهی خداوند آنان را از هر سو احاطه کرده و قدرت الهی بر آنان چیره است. همان طور که خداوند متعال میفرماید: ﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ١٤﴾[الفجر: ۱۴]. «بیگمان پروردگارت در کمین است». پس در اینجا به کافران هشدار سختی داده شده مبنی بر اینکه آنان همه تحت تدبیر و در قبضه او هستند و حتما آنها را کیفر خواهد داد.
﴿بَلۡ هُوَ قُرۡءَانٞ مَّجِيدٞ٢١﴾بلکه این قرآنی است که معانی و مفاهیم آن بزرگ و زیاد است و خیر و دانش فراوان دارد، ﴿فِي لَوۡحٖ مَّحۡفُوظِۢ٢٢﴾در لوح محفوظ جای دارد و در آن جا از هرگونه تغییر و کاستی و از شیطانها محفوظ است. و آن لوحی است که خداوند همه چیز را در آن ثبت و ضبط کرده است. و این بر بزرگی و اهمیت مقام والای قرآن دلالت مینماید.
پایان تفسیر سورهی بروج
مکی و ۱۷ آیه است.
آیهی ۱۷-۱:
﴿وَٱلسَّمَآءِ وَٱلطَّارِقِ١﴾[الطارق: ۱]. «سوگند به آسمان و ستارگانی که شبانگاهان پدیدار میآیند».
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلطَّارِقُ٢﴾[الطارق: ۲]. «و تو چه دانی ستارگانی که شبانگاهان پدیدار میآیند چه هستند»؟.
﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ٣﴾[الطارق: ۳]. «ستارگان درخشان هستند که (تاریکی شب را) میشکافند».
﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ٤﴾[الطارق: ۴]. «کسی وجود ندارد مگر آنکه بر او نگهبانی است».
﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ٥﴾[الطارق: ۵]. «پس انسان باید بنگرد که از چه چیزی آفریده شده است»؟.
﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ٦﴾[الطارق: ۶]. «از آب جهندۀ ناچیزی آفریده شده است».
﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ٧﴾[الطارق: ۷]. «(آبی) که از میان استخوان پشت و استخوان سینه برمیآید».
﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ٨﴾[الطارق: ۸]. «بیگمان خداوند بر باز آفریدنش تواناست».
﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ٩﴾[الطارق: ۹]. «روزی که رازهای نهان آشکار میگردد».
﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ١٠﴾[الطارق: ۱۰]. «آنگاه او را توان و یاوری نباشد».
﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ١١﴾[الطارق: ۱۱]. «سوگند به آسمان باراندار».
﴿وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ١٢﴾[الطارق: ۱۲]. «و سوگند به زمین شکاف بردار».
﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ١٣﴾[الطارق: ۱۳]. «به یقین قرآن سخنی روشن است».
﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ١٤﴾[الطارق: ۱۴]. «و آن شوخی نیست».
﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا١٥﴾[الطارق: ۱۵]. «بیگمان آنان سخت نیرنگ میورزند».
﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا١٦﴾[الطارق: ۱۶]. «و من نیز چارهاندیشی میکنم».
﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا١٧﴾[الطارق: ۱۷]. «پس به کافران مهلت بده، اندک زمانی آنانرا رها کن».
خداوند به ستارگانی قسم میخورد که به هنگام شب میآیند و نور و درخشش آنها تاریکی شب و آسمانها را میشکافد و در زمین دیده میشوند. صحیح این است که ﴿ٱلنَّجۡمُ ٱلثَّاقِبُ٣﴾همه ستارگان را شامل میگردد. و گفته شده که منظور «زحل» است که نورش آسمانهای هفت گانه را میشکافد و از آنها میگذرد و دیده میشود.
و خداوند سوگند خورده که: ﴿إِن كُلُّ نَفۡسٖ لَّمَّا عَلَيۡهَا حَافِظٞ٤﴾هرکس نگهبانی دارد که کارهای نیک و بدش را ثبت و ضبط مینماید و در برابر کارهایی که کرده و ثبت شدهاند سزا و جزا خواهید دید.
﴿فَلۡيَنظُرِ ٱلۡإِنسَٰنُ مِمَّ خُلِقَ٥﴾پس باید انسان در آفرینش خود و آغاز پیدایش خود بنگرد، او ﴿خُلِقَ مِن مَّآءٖ دَافِقٖ٦﴾از آبی جهنده و ناچیز که منی است آفریده شده است و این آب ﴿يَخۡرُجُ مِنۢ بَيۡنِ ٱلصُّلۡبِ وَٱلتَّرَآئِبِ٧﴾از کمر مرد و از سینه زن بیرون میآید.
و احتمال دارد که منظور منی مرد باشد که از میان کمر و سینهاش برمیآید. و شاید این معنی بهتر باشد چون آب را به جهنده بودن توصیف کرده است و این منی مرد است که جهنده میباشد. و کلمه «ترائب» برای مرد استعمال میشود، و «ترائب» از مردان به مثابهی دو پستان زنان میباشد. پس اگر منظور زن باشد، میفرمود: «من بین الصلب و الثدیین» یعنی از میان کمر و دو پستان. والله اعلم.
﴿إِنَّهُۥ عَلَىٰ رَجۡعِهِۦ لَقَادِرٞ٨﴾خداوندی که انسان را از آبی جهنده آفریده است، آبی که از این جای سخت و دشوار بیرون میآید، برای بازگرداندن انسان در آخرت و زنده کردن دوباره او برای جزا و سزا توانا است، و گفته شده که معنی آن چنین است: «همانا خداوند بر برگرداندن آن آب که از کمر جهیده شده است، تواناست». البته هرچند که این معنی صحیح میباشد، اما این معنی از آیه مدّنظر نیست، به همین خاطر به دنبال آن فرمود: ﴿يَوۡمَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ٩﴾در روزی که خوبیها و بدیهایی که در دلها پنهان است بر چهرهها آشکار میگردد. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿يَوۡمَ تَبۡيَضُّ وُجُوهٞ وَتَسۡوَدُّ وُجُوهٞ﴾[آل عمران: ۱۰۶]. «روزی که چهرههایی سفید و چهرههایی سیاه میگردند».
در دنیا بسیاری از چیزها پنهان و پوشیده میماند و برای مردم آشکار نمیشود اما در روز قیامت نیکی نیکوکاران و بدی بدکاران آشکار میگردد و همه چیز علنی میشود.
﴿فَمَا لَهُۥ مِن قُوَّةٖ وَلَا نَاصِرٖ١٠﴾او توانی برای دفاع از خودش ندارد و نه کسی دارد که او را کمک نماید. در اینجا به عاملان بدانگاه که عملی را انجام میدهند و به هنگامی که جزای آن را میبینند سوگند خورده است.
سپس بار دوم بر صحت قرآن سوگند یاد کرد و فرمود: ﴿وَٱلسَّمَآءِ ذَاتِ ٱلرَّجۡعِ١١ وَٱلۡأَرۡضِ ذَاتِ ٱلصَّدۡعِ١٢﴾سوگند به آسمان باران دار که هر سال از آن باران میبارد و زمین را میشکافد و گیاهان میرویند و به وسیله آن انسانها و حیوانات زندگی میکنند و همیشه تقدیر و شئونات الهی درآسمان انجام میپذیرد، زمین روز قیامت میشکافد و مردگان از آن بیرون میآیند.
﴿إِنَّهُۥ لَقَوۡلٞ فَصۡلٞ١٣﴾قرآن حق و راست و روشن و واضح است. ﴿وَمَا هُوَ بِٱلۡهَزۡلِ١٤﴾قرآن گزافه و شوخی نیست بلکه جدی است. سخنی است که میان احزاب و اندیشهها داوری مینماید و مجادلات به وسیلهی آن حل وفصل میشود.
﴿إِنَّهُمۡ يَكِيدُونَ كَيۡدٗا١٥﴾کسانیکه قرآن و پیامبر را تکذیب میکنند سخت نیرنگ میورزند تا با نیرنگ خودشان حق را شکست دهند و باطل را یاری کنند. خداوند میفرماید: ﴿وَأَكِيدُ كَيۡدٗا١٦﴾من نیز برای اظهار حق و دور کردن باطلی که آوردهاند تدبیر مینمایم. هرچند کافران این را ناپسند بدانند. و مشخص است که پیروز چه کسی است، چرا که انسان بسی ناتوانتر و حقیرتر است از آن که خداوند توانمند و دانا را شکست دهد.
﴿فَمَهِّلِ ٱلۡكَٰفِرِينَ أَمۡهِلۡهُمۡ رُوَيۡدَۢا١٧﴾مدت کمی به کافران مهلت بده که عذاب آنها را فرا میگیرد. آنان سرانجام کارشان را خواهند دانست.
پایان تفسیر سورهی طارق
مکی و ۱۹ آیه است.
آیهی ۱۹-۱:
﴿سَبِّحِ ٱسۡمَ رَبِّكَ ٱلۡأَعۡلَى١﴾[الأعلى: ۱]. «نام پروردگار برترت را به پاکی یاد کن».
﴿ٱلَّذِي خَلَقَ فَسَوَّىٰ٢﴾[الأعلى: ۲]. «کسیکه آفرید و استوار داشت».
﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ٣﴾[الأعلى: ۳]. «و کسیکه اندازه را مقرر کرد و راه نمود».
﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ٤﴾[الأعلى: ۴]. «و کسیکه چراگاه را بیرون آورد».
﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ٥﴾[الأعلى: ۵]. «آنگاه آنرا سیاهِ خشک گرداند».
﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ٦﴾[الأعلى: ۶]. «ما قرآن را بر تو خواهیم خواند و تو دیگر آنرا فراموش نخواهی کرد».
﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُۚ إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ٧﴾[الأعلى: ۷]. «مگر آنچه را که خدا بخواهد، به یقین او پنهان و پیدار میداند».
﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ٨﴾[الأعلى: ۸]. «و تو را برای شریعت ساده و آسان آماده میسازیم».
﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ٩﴾[الأعلى: ۹]. «پس اگر پند و اندرز سودمند باشد پند و اندرز بده».
﴿سَيَذَّكَّرُ مَن يَخۡشَىٰ١٠﴾[الأعلى: ۱۰]. «هرکس (از خداوند) میترسد پند خواهد پذیرفت».
﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى١١﴾[الأعلى: ۱۱]. «و بدبختترین فرد از آن دوری خواهد گزید».
﴿ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ١٢﴾[الأعلى: ۱۲]. «آن کسیکه داخل بزرگترین آتش خواهد شد».
﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ١٣﴾[الأعلى: ۱۳]. «آنگاه در آنجا نه میمیرد و نه زنده میشود».
﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ١٤﴾[الأعلى: ۱۴]. «بهراستی کسیکه خود را پاکیزه داشت رستگار شد».
﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ١٥﴾[الأعلى: ۱۵]. «و نام پروردگارش را یاد کرد و نمازگزارد».
﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا١٦﴾[الأعلى: ۱۶]. «بلکه زندگی دنیا را ترجیح میدهید».
﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ١٧﴾[الأعلى: ۱۷].«و آخرت بهتر و ماندگارتر است».
﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ١٨﴾[الأعلى: ۱۸]. «بیگمان این در کتابهای پیشین بوده است».
﴿صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ١٩﴾[الأعلى: ۱۹]. «کتابهای ابراهیم و موسی».
خداوند متعال به تسبیح خود فرمان میدهد که متضمن ذکر و عبادت برای او و کرنش در برابر شکوه و بزرگیاش میباشد. این تسبیح، تسبیحی باشد که شایسته عظمت خداوند باشد، به این صورت که نامهای نیکوی او یاد شوند، نامهایی نیکویی که به سبب معانی نیکو و عظیمی که دارند بر هر نامی برتری دارند.
نیز کارهای خداوند باید یاد شوند. از جمله کارهایش این است که او ﴿خَلَقَ فَسَوَّىٰ﴾همه مخلوقات را آفریده و آفرینش آنها را محکم و زیبا نموده است.
﴿وَٱلَّذِي قَدَّرَ فَهَدَىٰ٣﴾خداوند همه چیز را اندازه گیری کرده و همه مخلوقات را به اندازه راه نموده است. این هدایتِ عام است که هر مخلوقی را به آنچه صلاح او در آن است هدایت کرده است. نعمتهای دنیوی از زمره هدایت مذکور میباشند. بنابراین فرمود: ﴿وَٱلَّذِيٓ أَخۡرَجَ ٱلۡمَرۡعَىٰ٤﴾و کسی که از آسمان آبی فرستاد و به وسیله آن انواع گیاهان و علفهای زیادی میروید که مردم و چهارپایان و همه حیوانات از آن میخورند.
سپس بعد از آنکه مدت زمانی را به پایان برد که خداوند مقرر نموده بود در آن مدت زمانتر و تازه باشد، آن را درهم پیچید و ﴿فَجَعَلَهُۥ غُثَآءً أَحۡوَىٰ٥﴾آنگاه آنرا سیاه و خشک گردانید.
و نعمتهای دینی هم از زمرهی هدایت مذکور میباشند. بنابراین، به اساس و اصل همه نعمتهای دینی که قرآن است اشاره کرد و فرمود: ﴿سَنُقۡرِئُكَ فَلَا تَنسَىٰٓ٦﴾کتابی را که بر تو وحی نمودهایم محافظت میکنیم و آن را در دل تو جای میدهیم و تو از آن چیزی را فراموش نخواهی کرد.
این مژده بزرگی از جانب خداوند به بنده و پیامبرشصاست مبنی بر این که خداوند دانشی به او میدهد که آن را فراموش نمیکند.
﴿إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ﴾مگر آنچه که حکمت الهی اقتضا کند که آن را فراموش کنی. ﴿إِنَّهُۥ يَعۡلَمُ ٱلۡجَهۡرَ وَمَا يَخۡفَىٰ﴾و خداوند پیدا و پنهان را میداند و آنچه را که مصلحت بندگانش میباشد میداند. بنابراین، هرآنچه بخواهد به عنوان شریعت مقرر میدارد و به آن فرمان میدهد.
﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلۡيُسۡرَىٰ٨﴾این نیز مژدهای دیگر است که خداوند همه کارهای پیامبرش را آسان میگرداند و آئین و شریعت او را سهل و ساده مینماید.
﴿فَذَكِّرۡ إِن نَّفَعَتِ ٱلذِّكۡرَىٰ٩﴾به شریعت الهی و آیات او پند بده اگر پند مورد قبول واقع گردد، و موعظه و اندرز بگو اگر کسی گوش کند، خواه از پند دادن تمام هدف آن برآورده شود یا برخی از آن برآورده گردد. مفهوم آیه این را میرساند که اگر پند دادن سودمند نباشد به این صورت که پند دادن به شر و بدی بیفزاید یا از خیر و خوبی بکاهد در این صورت نباید پند داد. و پند دادن مردم را به دو گروه تقسیم میکند، کسانی که استفاده میبرند و کسانی که استفاده نمیبرند.
کسانیکه از پند استفاده میبرند آنهایی هستند که از خداوند میترسند و هرگاه انسان بداند که خداوند او را به خاطر کارهایی که کرده است مجازات میکند، و از کیفر او بهراسد، از آنچه خداوند را ناخشنود مینماید دوری میکند و برای انجام دادن کارهای خوب تلاش مینماید.
﴿وَيَتَجَنَّبُهَا ٱلۡأَشۡقَى١١ ٱلَّذِي يَصۡلَى ٱلنَّارَ ٱلۡكُبۡرَىٰ١٢﴾و اما کسانیکه از پند بهره نمیبرند بدبختترین افرادی هستند که وارد بزرگترین آتش میشوند و با آن میسوزند.
﴿ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحۡيَىٰ١٣﴾آنان عذاب دردناکی میبینند که هیچگونه استراحت و آرامشی ندارد. تا جایی که آنها آرزوی مرگ میکنند اما مرگ به سراغشان نمیآید.
همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿لَا يُقۡضَىٰ عَلَيۡهِمۡ فَيَمُوتُواْ وَلَا يُخَفَّفُ عَنۡهُم مِّنۡ عَذَابِهَا﴾[فاطر: ۳۶]. «نه میمیرند و نه از عذابشان کاسته میگردد».
﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ١٤﴾هرکس که خودش را پاکیزه کند و خویشتن را از شرک ورزیدن و ستمگری و رفتارهای زشت پاک دارد قطعا رستگار است. ﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ١٥﴾و به ذکر پروردگارش مشغول شود و قلبش با ذکر او اُنس بگیرد چنین کسی کارهایی میکند که خداوند را خشنود گرداند به خصوص نماز میخواهند که نماز ترازوی ایمان است. کسانی است که «تَزَکى... فَصَلَّى» را اینگونه تفسیر کردهاند: «زکات فطریه بدهد و نماز عید بخواند». گرچه این مفهوم را نیز شامل میشود اما معنی آیه تنها این نیست.
﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا١٦﴾اما شما زندگانی دنیا را بر آخرت مقدم میدارید و نعمت از بین رونده و ناخوشِ آن را بر میگزینند و آخرت را رها میکنید. ﴿وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ١٧﴾در حالی که آخرت از هر نظر از دنیا بهتر و ماندگارتر است. چون آخرت سرای جاودانگی و بقاست و دنیا سرای فنا و نابودی است. پس مومنِ عاقل بهتر را رها نمیکند و زشتتر را بر نمیگزیند و آرامش و راحتی همیشگی را به خاطر لذت و شادمانی آنی از دست نمیدهد.پس محّبت دنیا و ترجیح دادن آن بر آخرت اساس هر اشتباهی است.
﴿إِنَّ هَٰذَا لَفِي ٱلصُّحُفِ ٱلۡأُولَىٰ١٨ صُحُفِ إِبۡرَٰهِيمَ وَمُوسَىٰ١٩﴾امر نیکو و اخبار خوبی که در این سورهی مبارکه برایتان بیان شد منحصر به این کتاب آسمانی نیست بلکه در کتابهای پیشین هم آمده است از جمله کتابهای ابراهیم و موسی که بعد از محمّد بزرگترین و شریفترین پیامبران هستند. پس اینها فرامینی است که در هر شریعتی آمدهاند چون به منافع هر دوجهان بر میگردند و این اوامر در هر زمان و مکانی صلاح و منفعت آدمی را تامین میکنند.
پایان تفسیر سورهی أعلی
مکی و ۲۶ آیه است.
آیهی ۱۶-۱:
﴿هَلۡ أَتَىٰكَ حَدِيثُ ٱلۡغَٰشِيَةِ١﴾[الغاشیة: ۱]. «آیا خبر حادثه فراگیر به تو رسیده است».
﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ٢﴾[الغاشیة: ۲]. «چهرههایی در آن روز خوار خواهند بود».
﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ٣﴾[الغاشیة: ۳]. «تلاشگر (و) در زحمت».
﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ٤﴾[الغاشیة: ۴]. «به آتشی سوزان درمیآیند».
﴿تُسۡقَىٰ مِنۡ عَيۡنٍ ءَانِيَةٖ٥﴾[الغاشیة: ۵]. «از چشمۀ بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند».
﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ٦﴾[الغاشیة: ۶]. «آنان خوراکی جز «ضریع» نخواهند داشت».
﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ٧﴾[الغاشیة: ۷]. «که فربه نمیکند و نه از گرسنگی میهاند».
﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ٨﴾[الغاشیة: ۸]. «چهرههایی در آن روز خرّم و تازه خواهند بود».
﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ٩﴾[الغاشیة: ۹]. «و از کوشش خود راضی خواهند بود».
﴿فِي جَنَّةٍ عَالِيَةٖ١٠﴾[الغاشیة: ۱۰]. «در بهشتی برین».
﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ١١﴾[الغاشیة: ۱۱]. «در آنجا هیچ سخن بیهودهای نشنوی».
﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ١٢﴾[الغاشیة: ۱۲]. «در آنجا چشمهای روان است».
﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ١٣﴾[الغاشیة: ۱۳]. «در آنجا تختهای بلند و عالی است».
﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ١٤﴾[الغاشیة: ۱۴]. «و ساغرهایی که گذارده شدهاند».
﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ١٥﴾[الغاشیة: ۱۵]. «و بالشهایی ردیف شده».
﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ١٦﴾[الغاشیة: ۱۶]. «و زیر اندرازهای نفیس گسترده».
خداوند حالات قیامت و وحشتهای که در آن روز وجود دارد بیان میدارد و این که قیامت با سختیهایش مردم را فرا میگیرد و مردم طبق اعمالشان جزا و سزا میبینند و به دو گروه تقسیم میشوند، گروهی در بهشت و گروهی در دوزخ خواهند بود. پس خداوند حالت هر دو گروه را بیان کرد و در توصیف دوزخیان فرمود:
﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ٢﴾چهرههایی در روز قیامت از خواری و رسوایی خاضع و سرافکنده و شرمنده میباشند. ﴿عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ٣﴾در عذاب خسته و رنجور هستند و بر چهرههایشان کشانده میشوند و آتش چهرههای آنانرا فرو میپوشاند. و احتمال دارد که منظور از ﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٍ خَٰشِعَةٌ٢ عَامِلَةٞ نَّاصِبَةٞ٣﴾چهرههایی باشد که در دنیا تلاش کرده و رنج کشیدهاند.
یعنی عبادات و عمل صالح انجام دادهاند ولی از آن جا که شرط قبول شدن اعمال که ایمان است وجود نداشته است در روز قیامت عملشان پوچ شده است. و این احتمال گرچه از نظر معنی درست است اما سیاق کلام بر آن دلالت نمیکند بلکه آنچه قطعا درست است احتمال اول است چون آن را مقید به ظرف کرده که روز قیامت است و چون هدف در اینجا ذکر دوزخیان بهطور عام است و این معنی بخش اندکی از دوزخیان را شامل میشود، و سخن درباره بیان حالت مردم به هنگامی است که حادثه فروپوشاننده آنها را فرا میگیرد، و در اینجا منظور بیان حالات آنها در دنیا نیست.
﴿تَصۡلَىٰ نَارًا حَامِيَةٗ٤﴾وارد آتشی بسیار داغ میگردند که از هرسو آنها را احاطه کرده است و از چشمه بسیار داغ و گرمی نوشانده میشوند. ﴿وَإِن يَسۡتَغِيثُواْ يُغَاثُواْ بِمَآءٖ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ﴾[الکهف: ۲۹]. «و اگر کمک بخواهند با آبی داغ که چهرهها را بریان میکند به فریاد آنها رسیده میشود». پس این نوشیدنی آنهاست. ﴿لَّيۡسَ لَهُمۡ طَعَامٌ إِلَّا مِن ضَرِيعٖ٦﴾اما غذایشان این است که آنها عذابی جز ضریع ندارند. ضریع گیاه خارداری است که شبرق نامیده میشود.
﴿لَّا يُسۡمِنُ وَلَا يُغۡنِي مِن جُوعٖ٧﴾که فربه نمیکند و از گرسنگی نمیرهاند، چون هدف از خوردن غذا دو چیز است، یکی این که گرسنگی را برطرف نماید، و درد و رنج آدمی را برطرف گرداند و یا اینکه آدمی از لاغری در امان باشد، و بدن چاق گردد. اما این غذا این دو چیز را ندارد، بلکه خوراکی است بینهایت تلخ و بدبو و زشت. از خداوند میخواهیم که ما را از آن در امان دارد.
﴿وُجُوهٞ يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ٨﴾اما نیکوکاران چهرههایشان در روز قیامتتر و تازه است و خرّمی و تازگی نعمت بر چهرهها و بدنهایشان آشکار میباشد و چهرههایشان نورانی و بینهایت شادمان و مسرور است. ﴿لِّسَعۡيِهَا رَاضِيَةٞ٩﴾و از تلاشی که در دنیا کرده و کارهای شایستهای که انجام داده و نیکیای که با بندگان خدا نمودهاند راضی و شاد هستند، زیرا پاداش آنرا چندین برابر مییابند و به هرچه میخواهند دست مییازند.
﴿فِي جَنَّةٍ﴾و آنان در بهشتی که همهی انواع نعمتها را در بردارد به سر خواهند برد، ﴿عَالِيَةٖ﴾این بهشت هم در مکانی مرتفع قرار دارد و هم منازل آن بلند است، مکان آن در «اعلی علیین» قرار دارد و آن بلندترین ِ بلندیها میباشد، و منازلش عبارت از خانههایی است که دارای اتاقهایی است، و بر بالای آنها اتاقهای دیگری ساخته شده است که بهشتیان از آنها به نعمتهایی نگاه میکنند که خداوند به آنان دادهاست.
﴿قُطُوفُهَا دَانِيَةٞ٢٣﴾[الحاقة: ۲۳]. یعنی دارای میوههای لذیذ و فراوان است، و دارای میوههایی نیکو میباشد که به سهولت و آسانی قابل تناول است، به گونهای که در هر حالی که باشند به آن دسترسی پیدا میکنند و نیازی ندارند که از درختی بالا روند، و هیچ میوهای از دسترس آنان خارج نیست.
﴿لَّا تَسۡمَعُ فِيهَا لَٰغِيَةٗ١١﴾در بهشت هیچ سخن بیهودهای نخواهند شنید، گذشته از این که سخن حرام وناجایزی بشنوند، بلکه سخن آنها خوب و مقید است و مشتمل بر ذکر خداوند و ذکر نعمتهای متوالی او است. و مشتمل بر آداب نیکو بین کسانی است که با هم زندگی میکنند. آدابی که دلها را شاد میگرداند.
﴿فِيهَا عَيۡنٞ جَارِيَةٞ١٢﴾«عین» اسم جنس است. یعنی در آن چشمههایی روان است که هرجا بخواهند آنها را میبرند. ﴿فِيهَا سُرُرٞ مَّرۡفُوعَةٞ١٣﴾جایگاههای بلندی که روی آن فرشهای نرم انداخته شده است. ﴿وَأَكۡوَابٞ مَّوۡضُوعَةٞ١٤﴾در بهشت ظرفهایی است که از انواع شراب لذیذ پر شدهاند و جلوی آنها گذاشته میشود و برایشان آماده میگردد. و در اختیار آنها میباشد و نوجوانان خدمتگزاری که همیشه نوجواناند با آن لیوانها میان بهشتیها میگردند.
﴿وَنَمَارِقُ مَصۡفُوفَةٞ١٥﴾بالشهایی از ابریشم کلفت و ابریشم نازک و چیزهای دیگری که فقط خدا میداند چگونه ساخته شدهاند، در بهشت وجود دارد. این بالشها برای نشستن و تکیه زدن ردیف شدهاند و بهشتیها خود زحمت درست کردن و ردیف کردن آنها را نمیکشند. ﴿وَزَرَابِيُّ مَبۡثُوثَةٌ١٦﴾و زیراندازهای فاخر و گرانبهایی که گسترده و پهن شدهاند و این زیراندازها در هر مکانی از مجالس آنان به وفور به چشم میخورد.
آیهی ۲۶-۱۷:
﴿أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى ٱلۡإِبِلِ كَيۡفَ خُلِقَتۡ١٧﴾[الغاشیة: ۱۷]. «آیا به شتران نمینگرند که چگونه آفریده شدهاند»؟.
﴿وَإِلَى ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ رُفِعَتۡ١٨﴾[الغاشیة: ۱۸]. «و به آسمان نگاه نمیکنند که چگونه برافراشته شده است»؟
﴿وَإِلَى ٱلۡجِبَالِ كَيۡفَ نُصِبَتۡ١٩﴾[الغاشیة: ۱۹]. «و به کوهها نمینگرند که چگونه برقرار گردیدهاند».
﴿وَإِلَى ٱلۡأَرۡضِ كَيۡفَ سُطِحَتۡ٢٠﴾[الغاشیة: ۲۰]. «و به زمین که چگونه گسترده شده است».
﴿فَذَكِّرۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٞ٢١﴾[الغاشیة: ۲۱]. «پس پند ده که تو تنها پند دهندهای».
﴿لَّسۡتَ عَلَيۡهِم بِمُصَيۡطِرٍ٢٢﴾[الغاشیة: ۲۲]. «بر آنان چیره و مسلط نیستی».
﴿إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ٢٣﴾[الغاشیة: ۲۳]. «ولی هرکس رویگرداند و کفر ورزد».
﴿فَيُعَذِّبُهُ ٱللَّهُ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَكۡبَرَ٢٤﴾[الغاشیة: ۲۴]. «خداوند بزرگترین عذاب را بدو میرساند».
﴿إِنَّ إِلَيۡنَآ إِيَابَهُمۡ٢٥﴾[الغاشیة: ۲۵]. «به یقین بازگشت آنان بهسوی ماست».
﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا حِسَابَهُم٢٦﴾[الغاشیة: ۲۶]. «آنگاه حساب ایشان با ما خواهد بود».
خداوند متعال کسانی را که پیامبرصرا تصدیق نمیکنند، و نیز دیگر مردمان را تشویق مینماید تا در آفریدههای خداوند که دال بر یگانگی اوست بیندیشند، ﴿أَفَلَا يَنظُرُونَ إِلَى ٱلۡإِبِلِ كَيۡفَ خُلِقَتۡ١٧﴾آیا به آفرینش شگفتانگیز شتر نمینگرند و به این نگاه نمیکنند که چگونه خداوند آن را برای بندگان مسخّر کرده و برای منافع زیادشان رام گردانیده است؟!.
﴿وَإِلَى ٱلسَّمَآءِ كَيۡفَ رُفِعَتۡ١٨﴾آیا به آسمان نمینگرند که چگونه برافراشته شده، ﴿وَإِلَى ٱلۡجِبَالِ كَيۡفَ نُصِبَتۡ١٩﴾و به کوهها نگاه نمیکنند که چگونه به صورتی زیبا و شگفتانگیزنصب شدهاند و به وسیله آن زمین پابرجا شده و از تکان و جنبش مصون مانده و خداوند منافع بزرگ و زیادی در کوهها قرار دادهاست؟!.
﴿وَإِلَى ٱلۡأَرۡضِ كَيۡفَ سُطِحَتۡ٢٠﴾و آیا به زمین نمینگرند که چگونه پهن و گسترده شده و هموار گردیده است تا بندگان برپشت آن قرار بگیرند و بتوانند آنرا شخم بزنند و در آن نهال بکارند و خانه بسازند و در راههای آن حرکت نمایند؟! باید دانست که تسطیح و همواره کردن زمین با این موضوع که زمین کرهای شکل است و فلکهای دیگر آن از هر سو احاطه کردهاند منافاتی ندارد همانطور که عقل و نقل و حس و مشاهده بر این دلالت میکند.
دایرهای بودن زمین در این زمانها بین بیشتر مردم معروف است. چون در این زمان مردم بیشتر گوشههای آن را به وسیله ابزارهایی که راههای دور را در مدتی کوتاه میپیمایند پیمودهاند. و تسطیح و هموار بودن با کرهای بودن جسمی منافات دارد که بسیار کوچک است. اما در مورد زمین که بسیار بزرگ است وجود این دو حالت با همدیگر تضادی ندارند آنگونه که اهل تخصص میگویند.
﴿فَذَكِّرۡ إِنَّمَآ أَنتَ مُذَكِّرٞ٢١ لَّسۡتَ عَلَيۡهِم بِمُصَيۡطِرٍ٢٢﴾مردم را پند بده و آنانرا اندرز بگوی و از عذاب خدا بیم بده و به بهشت و نعمتها نویدشان بده چون تو برای دعوت دادن مردم بهسوی خدا و پند دادن آنها مبعوث شدهای، و تو بر آنها مسلط نیستی و نگهبان کارهایشان نمیباشی.
پس وقتی وظیفه ات را انجام دادی بعد از امروز هیچ سرزنشی بر تو نیست. ﴿وَمَآ أَنتَ عَلَيۡهِم بِجَبَّارٖۖ فَذَكِّرۡ بِٱلۡقُرۡءَانِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ﴾[ق: ۴۵]. «و تو بر آنان چیره نیستی، پس به وسیله قرآن کسی را که از وعید میترسد پند بده».
﴿إِلَّا مَن تَوَلَّىٰ وَكَفَرَ٢٣ فَيُعَذِّبُهُ ٱللَّهُ ٱلۡعَذَابَ ٱلۡأَكۡبَرَ٢٤﴾هرکس از فرمان برداری روی گرداند و به خدا کفر ورزد خداوند به او عذاب سخت و همیشگی خواهد رساند و ﴿إِنَّ إِلَيۡنَآ إِيَابَهُمۡ٢٥﴾همه مردم در روز قیامت بهسوی ما بر میگردند و نزد ما گرد میآیند. ﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيۡنَا حِسَابَهُم٢٦﴾آنگاه از آنان به خاطر کارهای خوب و بدی که کردهاند حساب میگیریم.
پایان تفسیر سورهی غاشیه
مکی و ۳۰ آیه است.
آیهی ۵-۱:
﴿وَٱلۡفَجۡرِ١﴾[الفجر: ۱]. «سوگند به صبح».
﴿وَلَيَالٍ عَشۡرٖ٢﴾[الفجر: ۲]. «و به شبهای دهگانه».
﴿وَٱلشَّفۡعِ وَٱلۡوَتۡرِ٣﴾[الفجر: ۳]. «و به جفت و طاق».
﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَسۡرِ٤﴾[الفجر: ۴]. «و به شب چون بگذرد».
﴿هَلۡ فِي ذَٰلِكَ قَسَمٞ لِّذِي حِجۡرٍ٥﴾[الفجر: ۵]. «آیا در این (امر) سوگندی برای خردمندان وجود دارد»؟.
ظاهراً آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده همان چیزی است که به وسیله آن سوگند یاد کرده است. و این جایز است و اگر امرِ ظاهر و مهمی باشد استعمال میشود و در اینجا چنین است. سپس خداوند متعال به صبح که آخر شب و آغاز روز است سوگند یاد کرد، چون در رفتن شب و آمدن روز نشانههایی است که بر کمال قدرت خداوند متعال دلالت مینماید و دال بر این است که خداوند همه کارها را تدبیر مینماید، خداوندی که عبادت جز برای او شایسته کسی نیست.
و در صبح نمازی بزرگ و نیک انجام میشود که شایسته است خداوند به آن سوگند بخورد. بنابراین، بعد از صبح به شبهای دهگانه سوگند یاد کرد. و این شبها بنا به گفتهی صحیح عبارت از شبهای دهگانه (آخر) رمضان یا شبهای دهگانهی «ذی الحجة» است، چون اینها شبهایی هستند که روزهای با فضیلتی دارند و در آن عبادتهایی انجام میشود که در دیگر روزها انجام نمیگیرد.
و در شبهای دهگانه شب قدر قرار دارد که بهتر از هزار ماه است و ده روز آن روزه آخر ماه رمضان است که یکی از بزرگترین ارکان اسلام میباشد. و در ایام دهه ذی الحجه وقوف در عرفه انجام میشود که در آن روز خداوند چنان بندگانش را میآمرزد که شیطان ناراحت میشود، زیرا شیطان هیچگاه حقیرتر و بدبختتر از روز عرفات دیده نشده است. شیطان وقتی پائین آمدن فرشتگان و رحمت از جانب خدا را مشاهده میکند ناراحت و حقیر میگردد.
و در این روزها بسیاری از اعمال حج و عمره انجام داده میشود و اینها چیزهای بزرگی است که سزاوار است خداوند به آنها سوگند بخورد.
﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَسۡرِ٤﴾سوگند به شب هنگامی که لحظات خود را سپری میکند و تاریکی را بر مردم میگستراند و مردم استراحت میکنند و این رحمت و لطفی است از جانب خداوند. ﴿هَلۡ فِي ذَٰلِكَ قَسَمٞ لِّذِي حِجۡرٍ٥﴾آیا در آنچه ذکر شد برای خردمندان سوگندی وجود دارد؟ آری، بخشی از آنچه ذکر شد برای کسی که با گوش دل بشنود کافی است.
آیهی ۱۴-۶:
﴿أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ٦﴾[الفجر: ۶]. «آیا ندانستهای که پروردگارت چگونه با قوم عاد رفتار کرد»؟.
﴿إِرَمَ ذَاتِ ٱلۡعِمَادِ٧﴾[الفجر: ۷]. «قوم ارم که صاحب قامتهای بلند و ستون مانند بودند».
﴿ٱلَّتِي لَمۡ يُخۡلَقۡ مِثۡلُهَا فِي ٱلۡبِلَٰدِ٨﴾[الفجر: ۸]. «که همانند آن در (هیچیک) از شهرها آفریده نشده است».
﴿وَثَمُودَ ٱلَّذِينَ جَابُواْ ٱلصَّخۡرَ بِٱلۡوَادِ٩﴾[الفجر: ۹]. «و ثمودی که صخرهها را در وادی (قری) تراشیده بودند».
﴿وَفِرۡعَوۡنَ ذِي ٱلۡأَوۡتَادِ١٠﴾[الفجر: ۱۰]. «و فرعون صاحب سپاه».
﴿ٱلَّذِينَ طَغَوۡاْ فِي ٱلۡبِلَٰدِ١١﴾[الفجر: ۱۱]. «همان کسانیکه در شهرها سرکشی کردند».
﴿فَأَكۡثَرُواْ فِيهَا ٱلۡفَسَادَ١٢﴾[الفجر: ۱۲]. «و در آنجا خیلی فساد و تباهی به راه اندختند».
﴿فَصَبَّ عَلَيۡهِمۡ رَبُّكَ سَوۡطَ عَذَابٍ١٣﴾[الفجر: ۱۳]. «سرانجام پروردگارت آنانرا به عذاب گرفتار ساخت».
﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ١٤﴾[الفجر: ۱۴].«بهراستی پروردگارت در کمین است».
﴿أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ٦ إِرَمَ ذَاتِ ٱلۡعِمَادِ٧﴾آیا با دل و چشم نیندیشیدهای که پروردگارت با قبیله سرکش ارم، قبیله معروفی که در یمن میزیستند چه کرد! آنهایی که دارای قدرت و توانمندی و سرکشی بودند؟!.
﴿ٱلَّتِي لَمۡ يُخۡلَقۡ مِثۡلُهَا فِي ٱلۡبِلَٰدِ٨﴾در قدرت و توانمندی در همانند آنها در هیچیک از شهرها آفریده نشده است. همانطور که پیامبرشان هود÷فرمود: ﴿وَٱذۡكُرُوٓاْ إِذۡ جَعَلَكُمۡ خُلَفَآءَ مِنۢ بَعۡدِ قَوۡمِ نُوحٖ وَزَادَكُمۡ فِي ٱلۡخَلۡقِ بَصۜۡطَةٗۖ فَٱذۡكُرُوٓاْ ءَالَآءَ ٱللَّهِ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ٦٩﴾[الأعراف: ۶۹]. «و به یاد آورید هنگامیکه خداوند شما را بعد از قوم نوح جایگزین کرد و به شما در آفرینش قدرت بیشتری داد، پس ن عمتهای خدا را به یاد آورید تا رستگار شوید».
﴿وَثَمُودَ ٱلَّذِينَ جَابُواْ ٱلصَّخۡرَ بِٱلۡوَادِ٩﴾آیا ندانستهای که با قوم ثمود چه کرده است؟ همان قومی که با قدرت خود صخرههای بزرگی را در وادی القری تراشیده و برای خود خانه ساخته بودند.
﴿وَفِرۡعَوۡنَ ذِي ٱلۡأَوۡتَادِ١٠﴾آیا ندانستهای که با فرعون چه کرده است؟ همان فرعونی که دارای لشکریانی بود که پادشاهی او را پابرجا و استوار کرده بودند، همان طور که اشیا با میخها محکم و استوار میشوند.
﴿ٱلَّذِينَ طَغَوۡاْ فِي ٱلۡبِلَٰدِ١١﴾این صفت قوم عاد و ثمود و فرعون و پیروانشان است. آنها در شهرها و آبادیها سرکشی کردند و بندگان خدا را در دین و دنیا اذیت و آزار رساندند. بنابراین فرمود: ﴿فَأَكۡثَرُواْ فِيهَا ٱلۡفَسَادَ١٢﴾و در آنجا خیلی فساد و تباهی به راه انداختند. فساد و تباهی کردن یعنی انجام کفر و شعبههای آن از انواع گناهان، و آنها در مبارزه با پیامبران و بازداشتن مردم از راه خدا کوشیدند.
﴿فَصَبَّ عَلَيۡهِمۡ رَبُّكَ سَوۡطَ عَذَابٍ١٣﴾وقتی آنان در وادی سرکشی که سبب هلاکتشان بود پا نهادند خداوند از عذاب خود بر آنان فرود آورد.
﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ١٤﴾همانا پروردگارت در کمین کسی است که از فرمان او سرپیچی میکند، پس خداوند او را اندک زمانی مهلت میدهد سپس او را به شدت گرفتار میکند.
آیهی ۲۰-۱۵:
﴿فَأَمَّا ٱلۡإِنسَٰنُ إِذَا مَا ٱبۡتَلَىٰهُ رَبُّهُۥ فَأَكۡرَمَهُۥ وَنَعَّمَهُۥ فَيَقُولُ رَبِّيٓ أَكۡرَمَنِ١٥﴾[الفجر: ۱۵]. «پس اما انسان هرگاه پروردگارش او را بیازماید و او را گرامی دارد و به او نعمت دهد، میگوید: پروردگارم مرا گرامی داشته».
﴿وَأَمَّآ إِذَا مَا ٱبۡتَلَىٰهُ فَقَدَرَ عَلَيۡهِ رِزۡقَهُۥ فَيَقُولُ رَبِّيٓ أَهَٰنَنِ١٦﴾[الفجر: ۱۶]. «و اما زمانیکه پروردگارش او را بیازماید و روزیاش را بر او تنگ گیرد، میگوید: پروردگارم مرا خوار داشته است».
﴿كَلَّاۖ بَل لَّا تُكۡرِمُونَ ٱلۡيَتِيمَ١٧﴾[الفجر: ۱۷]. «چنین نیست بلکه یتیم را گرامی نمیدارید».
﴿وَلَا تَحَٰٓضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ١٨﴾[الفجر: ۱۸]. «و همدیگر را به خوراک دادن به مستمند ترغیب نمیکنید».
﴿وَتَأۡكُلُونَ ٱلتُّرَاثَ أَكۡلٗا لَّمّٗا١٩﴾[الفجر: ۱۹]. «و همدیگر را به خوراک دادن به مستمند ترغیب نمیکنید».
﴿وَتُحِبُّونَ ٱلۡمَالَ حُبّٗا جَمّٗا٢٠﴾[الفجر: ۲۰]. «و مال را بسیار دوست میدارید».
خداوند از طبیعت انسان خبر میدهد که نادان و ستمگر است و سرانجام کارها را نمیداند و گمان میبرد حالتی که در آن قرار دارد ادامه مییابد و از بین نمیرود. نیز میپندارد که تکریم او از جانب خداوند در دنیا و نعمت دادن خداوند به او بر این دلالت میکند که او نزد خداوند گرامی است!.
و هرگاه خداوند روزی انسان را تنگ و گم نماید طوری که از خوراک روزانهاش بیشتر نباشد، گمان میبرد که خداوند او را خوار و زبون کرده است. خداوند این پندار انسان را نادرست قرار داد، و فرمود: ﴿كَلَّاۖ بَل لَّا تُكۡرِمُونَ ٱلۡيَتِيمَ١٧﴾چنین نیست که هرکس را در دنیا نعمت دادم نزد من گرامی و با ارزش است و هرکس که روزی او را تنگ و کم نمودم نزد من خوار و بیارزش است، بلکه توانگری و فقر و روزی فراوان و روزی کم آزمایشی است که از جانب خداوند که با آن بندگان خود را میآزماید تا ببیند که چه کسی شکر میگذارد و صبر پیشه میکند تا او را پاداش فراوان میدهد، و هرکس را که چنین نیست به عذاب هلاک کننده گرفتار سازد.
همچنین اگر بنده فقط به فکر خودش باشد این دلیل ضعیف همت اوست. بنابراین، خداوند آنها را به خاطر بیتوجهی به حالات مردم نیازمند سرزنش کرد و فرمود: ﴿كَلَّاۖ بَل لَّا تُكۡرِمُونَ ٱلۡيَتِيمَ١٧﴾چنین نیست، بلکه شما کودکی که پدرش را از دست داده و نیاز به دلداری و نیکی دارد گرامی نمیدارید، بلکه او را مورد اهانت قرار میدهید واین نشانگر عدم وجود رحمت و مهربانی میباشد و دال بر این است که شما به کار خوب علاقه ندارید.
﴿وَلَا تَحَٰٓضُّونَ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ١٨﴾و شما همدیگر را به خوراک دادن به نیازمندان و بینوایان تشویق و ترغیب نمیکنید و این به خاطر آن است که دنیا را به شدت و از ته دل دوست میدارید و بر آن بخل میورزید. بنابراین، فرمود: ﴿وَتَأۡكُلُونَ ٱلتُّرَاثَ أَكۡلٗا لَّمّٗا١٩﴾مال و دارایی بر جای مانده از رفتگان را با آزمندی شدید میخورید و هیچ چیزی را از آن برجای نمیگذارید.
﴿وَتُحِبُّونَ ٱلۡمَالَ حُبّٗا جَمّٗا٢٠﴾و مال و دارایی را به شدت دوست میدارید و این مانند فرمودهی الهی است که میفرماید: ﴿بَلۡ تُؤۡثِرُونَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا١٦ وَٱلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ وَأَبۡقَىٰٓ١٧﴾[الأعلى: ۱۶-۱۷]. «بلکه زندگانی دنیا را ترجیح میدهید. حال آن که آخرت بهتر و ماندگارتر است». ﴿كَلَّا بَلۡ تُحِبُّونَ ٱلۡعَاجِلَةَ٢٠ وَتَذَرُونَ ٱلۡأٓخِرَةَ٢١﴾[القیامة: ۲۰-۲۱]. «چنین نیست. بلکه دنیا را دوست میدارید و آخرت را رها میکنید».
آیهی ۳۰-۲۱:
﴿كَلَّآۖ إِذَا دُكَّتِ ٱلۡأَرۡضُ دَكّٗا دَكّٗا٢١﴾[الفجر: ۲۱]. «چنین نیست (که میگویید)، زمانیکه زمین پی در پی هموار شود».
﴿وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلۡمَلَكُ صَفّٗا صَفّٗا٢٢﴾[الفجر: ۲۲]. «و پروردگارت بیاید و فرشتگان صف صف حاضر شوند».
﴿وَجِاْيٓءَ يَوۡمَئِذِۢ بِجَهَنَّمَۚ يَوۡمَئِذٖ يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ وَأَنَّىٰ لَهُ ٱلذِّكۡرَىٰ٢٣﴾[الفجر: ۲۳]. «و آن روز دوزخ را درمیان میآورند. آن روز انسان پند میگیرد ولی چنین یاد کردنی چه سودی برای او دارد»!.
﴿يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي قَدَّمۡتُ لِحَيَاتِي٢٤﴾[الفجر: ۲۴]. «میگوید: ای کاش! برای این زندگیام (خوبیها و نیکیهایی) پیشاپیش میفرستادم».
﴿فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُۥٓ أَحَدٞ٢٥﴾[الفجر: ۲۵]. «پس آن روز کسی چون عذاب خداوند عذاب نکند».
﴿وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُۥٓ أَحَدٞ٢٦﴾[الفجر: ۲۶]. «و هیچکسی همچون خداوند او را به بند نمیکشد».
﴿يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ٢٧﴾[الفجر: ۲۷]. «ای روح آرامگیرنده»!.
﴿ٱرۡجِعِيٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةٗ مَّرۡضِيَّةٗ٢٨﴾[الفجر: ۲۸]. «خشنود و خداپسند بهسوی پروردگارت بازگرد».
﴿فَٱدۡخُلِي فِي عِبَٰدِي٢٩﴾[الفجر: ۲۹]. «و درمیان بندگانم درآی».
﴿وَٱدۡخُلِي جَنَّتِي٣٠﴾[الفجر: ۳۰]. «و به بهشت من داخل شود».
چنین نیست، اموالی که دوست میدارید و لذتهایی که برای به دست آوردن آن از همدیگر پیشی میگیرید برای همیشه باقی نمیماند بلکه روز بزرگ و وحشتناکی در پیش دارید که در آن، ﴿دُكَّتِ ٱلۡأَرۡضُ دَكّٗا دَكّٗا﴾کوهها و زمین، سخت درهم کوبیده میشوند تا اینکه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی در آن نیست تبدیل میگردد.
﴿وَجَآءَ رَبُّكَ وَٱلۡمَلَكُ صَفّٗا صَفّٗا﴾خداوند برای داوری کردن میان بندگانش در سایههایی از ابر میآید و فرشتگانِ آسمانها صف در صف میآیند. فرشتگان هر آسمانی در یک صف قرار میگیرند و مردم را احاطه مینمایند و اینها صفتهای فروتنی و کرنش در برابر خداوند جبار است.
﴿وَجِاْيٓءَ يَوۡمَئِذِۢ بِجَهَنَّمَ﴾در آن روز فرشتگان، دوزخ را با زنجیر میکشند و میآورند، پس وقتی این امور رخ دهند ﴿يَتَذَكَّرُ ٱلۡإِنسَٰنُ﴾انسان کار خوب و بدی را که کرده است به یاد میآورد. ﴿وَأَنَّىٰ لَهُ ٱلذِّكۡرَىٰ﴾اما چنین یاد کردنی چه سودی برای انسان دارد؟! چون زمان آن گذشته است.
انسان به خاطر کوتاهیهایی که کرده است، حسرت میخورد و میگوید: ﴿يَٰلَيۡتَنِي قَدَّمۡتُ لِحَيَاتِي﴾ای کاش! برای زندگی جاودانی و همیشگیام شایستهای پیشاپیش میفرستادم. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَيَوۡمَ يَعَضُّ ٱلظَّالِمُ عَلَىٰ يَدَيۡهِ يَقُولُ يَٰلَيۡتَنِي ٱتَّخَذۡتُ مَعَ ٱلرَّسُولِ سَبِيلٗا٢٧ يَٰوَيۡلَتَىٰ لَيۡتَنِي لَمۡ أَتَّخِذۡ فُلَانًا خَلِيلٗا٢٨﴾[الفرقان: ۲۷-۲۸]. «میگوید: ای کاش! راهی همراه پیامبر برمی گزیدم. وای برمن! ای کاش فلانی را به عنوان دوست خود بر نمیگزیدم». و این دلیلی است بر این که زندگی حقیقی که آدمی باید برای به دست آوردن آن کوشش کند زندگی جهان اخرت است، چون سرای ماندگاری و جاودانگی میباشد.
﴿فَيَوۡمَئِذٖ لَّا يُعَذِّبُ عَذَابَهُۥٓ أَحَدٞ٢٥﴾در روز قیامت خداوند کافران را چنان عذابی میدهد که هیچکس عذابی همسان عذاب خداوند به آنها نمیرساند. و این به خاطر آن است که قیامت و عمل کردن برای آن را فراموش کردهاند.
﴿وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُۥٓ أَحَدٞ٢٦﴾دوزخیان با زنجیرهایی جهنمی بسته شده و بر چهرههایشان کشانده میشوند و آنگاه در دوزخ میسوزند، این است سزای مجرمان. و اما کسی که به خداوند ایمان آورد و به او دل ببندد و پیامبرانش را تصدیق کند به او گفته میشود:
﴿يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ٢٧﴾ای انسانی روحی با یاد و محبت خدا آرام گرفته و شاد شدهای!.
﴿ٱرۡجِعِيٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةٗ مَّرۡضِيَّةٗ٢٨﴾درحالیکه از پروردگار خشنود هستی و او از تو خشنود است بهسوی او بازگرد.
﴿فَٱدۡخُلِي فِي عِبَٰدِي٢٩﴾و در میان بندگانم درآی. ﴿وَٱدۡخُلِي جَنَّتِي٣٠﴾و به بهشت من داخل شود. اینها کلماتی است که روح در روز قیامت و به هنگام مرگ با آن مورد خطاب قرار میگیرد.
پایان تفسیر سورهی فجر
مکی و ۲۰ آیه است.
آیهی ۲۰-۱:
﴿لَآ أُقۡسِمُ بِهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ١﴾[البلد: ۱]. «سوگند به این شهر».
﴿وَأَنتَ حِلُّۢ بِهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ٢﴾[البلد: ۲]. «و شهری که تو ساکن آن هستی».
﴿وَوَالِدٖ وَمَا وَلَدَ٣﴾[البلد: ۳]. «و سوگند به پدر، و فرزندی که به وجود آورد».
﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِي كَبَدٍ٤﴾[البلد: ۴]. «همانا ما انسان را در رنج و محنت آفریدهایم».
﴿أَيَحۡسَبُ أَن لَّن يَقۡدِرَ عَلَيۡهِ أَحَدٞ٥﴾[البلد: ۵]. «آیا گمان میبرد که هیچکس بر او توانایی ندارد»؟!.
﴿يَقُولُ أَهۡلَكۡتُ مَالٗا لُّبَدًا٦﴾[البلد: ۶]. «میگوید: من مال فراوانی تباه و نابوده کردهام».
﴿أَيَحۡسَبُ أَن لَّمۡ يَرَهُۥٓ أَحَدٌ٧﴾[البلد: ۷]. «آیا میپندارد که کسی او را ندیده است».
﴿أَلَمۡ نَجۡعَل لَّهُۥ عَيۡنَيۡنِ٨﴾[البلد: ۸]. «آیا برایش دو چشم قرار ندادهایم».
﴿وَلِسَانٗا وَشَفَتَيۡنِ٩﴾[البلد: ۹]. «و زبان و دو لب را نیافریدهایم».
﴿وَهَدَيۡنَٰهُ ٱلنَّجۡدَيۡنِ١٠﴾[البلد: ۱۰]. «و راه خیر و شر را بدو نمودهایم».
﴿فَلَا ٱقۡتَحَمَ ٱلۡعَقَبَةَ١١﴾[البلد: ۱۱]. «پس به گردنه درنیامده است».
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡعَقَبَةُ١٢﴾[البلد: ۱۲]. «و تو چه میدانی آن گردنه چیست»؟
﴿فَكُّ رَقَبَةٍ١٣﴾[البلد: ۱۳]. «آزاد کردن بردهای است».
﴿أَوۡ إِطۡعَٰمٞ فِي يَوۡمٖ ذِي مَسۡغَبَةٖ١٤﴾[البلد: ۱۴]. «یا خوراک دادن در روز گرسنگی».
﴿يَتِيمٗا ذَا مَقۡرَبَةٍ١٥﴾[البلد: ۱۵]. «به یتیمی خویشاوند».
﴿أَوۡ مِسۡكِينٗا ذَا مَتۡرَبَةٖ١٦﴾[البلد: ۱۶]. «یا به مستمندی خاکنشین».
﴿ثُمَّ كَانَ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلصَّبۡرِ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلۡمَرۡحَمَةِ١٧﴾[البلد: ۱۷]. «پس از آن از کسانی است که ایمان آورده و همدیگر را به صبر و شکیبایی توصیه کرده و همدیگر را به مهربانی سفارش نمودهاند».
﴿أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَيۡمَنَةِ١٨﴾[البلد: ۱۸]. «ایشان اهل سعادتند».
﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بَِٔايَٰتِنَا هُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشَۡٔمَةِ١٩﴾[البلد: ۱۹]. «و کسانیکه به آیات ما کفر ورزیدهاند نگونبخت هستند».
﴿عَلَيۡهِمۡ نَارٞ مُّؤۡصَدَةُۢ٢٠﴾[البلد: ۲۰]. «بر آنان (از هرسو) آتشی (فراگیر) گمارده شده است».
خداوند متعال قسم میخورد ﴿بِهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ﴾به این شهر امن، و آن مکّهی مکرّمه است، ارجمندترین همهی شهرها به طور مطلق، و به ویژه به هنگام ساکن بودن پیامبرصدر آن. ﴿وَوَالِدٖ وَمَا وَلَدَ٣﴾و قسم میخورد به آدم و ذریه اش. و آنچه که بر آن قسم یاد شده است عبارت است از فرمودهی خداوند: ﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِي كَبَدٍ٤﴾احتمال دارد منظور سختیهایی است که انسان در دنیا و در برزخ و در روز قیامت از آن رنج میبرد و باید کاری کند که از این سختیها راحت شود و برای همیشه شاد و مسرور گردد.
اگر چنین نکند همواره از عذاب سخت رنج خواهد برد. بنابراین، معنی آیه این است: و احتمال دارد که معنی آیه این باشد که خداوند انسان را در بهترین شکل آفریده است که میتواند کارهای سخت را انجام دهد. با وجود این او شکر این نعمت بزرگ را به جای نیاورده و به تندرستی مغرور شده و سرکشی کرده و از روی نادانی و ستمگری گمان برده که این حالت ادامه دارد و همواره قدرت تصرف خواهد داشت. بنابراین فرمود:
﴿أَيَحۡسَبُ أَن لَّن يَقۡدِرَ عَلَيۡهِ أَحَدٞ٥﴾آیا انسان گمان میبرد که کسی بر او توانایی ندارد و از این رو سرکشی میکند؟! او به خاطر اموالی که برای شهوات نفس خود خرج کرده است افتخار میکند و میگوید: ﴿يَقُولُ أَهۡلَكۡتُ مَالٗا لُّبَدًا٦﴾[البلد: ۶]. «من مال فراوانی را تباه و حیف و میل نمودهام». خداوند اتفاق در راه شهوتها و گناهان را هلاک کردن نامید چون خروج کننده از این اتفاق سودی جز پشیمانی و زیان و خستگی و کمبود حاصل نمیکند. اما کسیکه در راه خشنودی خداوند دارایی خود را خرج کرده باشد با خداوند داد و ستد مینماید و چندین برابر آنچه خرج کرده، سود و فایده به دست میآورد.
خداوند کسی را که اموالش را در راه شهوتها خرج کرده، سود و فایده به دست میآرود. خداوند کسی را که اموالش را در راه شهوتها خرج کرده و به این کار خود افتخار میکند، تهدید نموده و میفرماید: ﴿أَيَحۡسَبُ أَن لَّمۡ يَرَهُۥٓ أَحَدٌ٧﴾آیا او با این کارش گمان میبرد که خداوند او را نمیبیند و در برابر هر کار کوچک و بزرگی محاسبهاش نمیکند؟ نه، چنین نیست، بلکه خداوند او را دیده و اعمالش را ثبت و ضبط میکند است و فرشتگان را بر او گماشته است که کار نیک و بد او را مینویسند.
سپس نعمتهای خود را برشمرد و فرمود: ﴿أَلَمۡ نَجۡعَل لَّهُۥ عَيۡنَيۡنِ٨ وَلِسَانٗا وَشَفَتَيۡنِ٩﴾آیا برای او دو چشم قرار ندادهایم؟ و زبان و دو لب نیافریدهایم؟ هدف از خلقت این سه (عضو) زیبایی و دیدن و حرف زدن است و دیگر فوایدی که در آنها نهفته است. پس اینها نعمتهای دنیا هستند.
سپس درباره نعمتهای دین سخن به میان آورد و فرمود: ﴿وَهَدَيۡنَٰهُ ٱلنَّجۡدَيۡنِ١٠﴾و او را به دو راه خیر و شر رهنمودن شدهایم و هدایت را از گمراهی برایش مشخص کردهایم. پس برخورداری از این نعمتهای فراوان اقتضا میکند که بنده حقوق خداوند را ادا نماید و شکر نعمتهایش را به جای آورد و از نعمتها برای انجام گناه کمک نگیرد، ولی این انسان چنین نکرده است.
﴿فَلَا ٱقۡتَحَمَ ٱلۡعَقَبَةَ١١﴾از گردنه عبور نکرده است چون او از هوای نفس خود پیروی میکند و گذشتن از این گردنه برایش بسیار سخت است. سپس گردنه را تفسیر کرد و فرمود: ﴿فَكُّ رَقَبَةٍ١٣﴾آزاد کردن برده و یا کمک کردن او برای این که پول آزادی خود را بپردازد. و آزاد کردن مسلمانی که نزد کافران اسیر است بهتر و مهمتر است.
﴿أَوۡ إِطۡعَٰمٞ فِي يَوۡمٖ ذِي مَسۡغَبَةٖ١٤﴾در زمان گرسنگی به مردمی که به شدت نیازمندند خوراک بدهد. ﴿يَتِيمٗا ذَا مَقۡرَبَةٍ١٥﴾به یتیمی خوراک بدهد که هم یتیم است و هم خویشاوند.
﴿أَوۡ مِسۡكِينٗا ذَا مَتۡرَبَةٖ١٦﴾بینوایی که به خاطر نیازمندی به خاک چسبیده و سخت درمانده است. ﴿ثُمَّ كَانَ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾سپس باید او از زمره کسانی باشد که با دلهایشان به آنچه ایمان آوردن به آن واجب است ایمان آوردهاند و با عضا و جوارح خود کارهای شایسته کردهاند پس هر سخن یا کار واجب و مستحبی در این داخل است.
﴿وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلصَّبۡرِ﴾و باید از کسانی باشد که یکدیگر را بر صبر و شکیبایی بر اطاعت خداوند و دوری از گناهان و شکیبایی در برابر حوادث دردناکی که رخ میدهد توصیه میکنند. و توصیه نمودن همدیگر بر صبر در برابر امور مذکور باید به این صورت باشد که یکدیگر را تشویق و ترغیب نمایند تا در مقابل امر مبنی بر آن صبر فرمانبردار باشند، و هرکاری کنند که این فرمان الهی به طور کامل در آنان تحقق پیدا کند، بدون آنکه هیچ عدم رضایتی در این زمینه در دل آنان وجود داشته باشد.
﴿وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلۡمَرۡحَمَةِ﴾همچنین یکدیگر را به مهربانی و با مردم کمک به مستمندان و برآوردن نیازهای دینی و دنیوی آنان سفارش میکنند. و باید آنچه برای خود میپسندد برای دیگران نیز بپسندد و آنچه برای خود نمیپسندد برای دیگران نیز نپسندد.
﴿أُوْلَٰٓئِكَ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَيۡمَنَةِ١٨﴾کسانیکه دارای چنین صفاتی باشند و خداوند به آنها توفیق داده تا از گردنه عبور کنند اهل سعادتند، چون حقوق خداوند و بندگانش را ادا کرده و آنچه را که خداوند از آن نهی فرموده ترک گفتهاند و این نشان و علامت خوشبختی است.
﴿وَٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بَِٔايَٰتِنَا هُمۡ أَصۡحَٰبُ ٱلۡمَشَۡٔمَةِ١٩ عَلَيۡهِمۡ نَارٞ مُّؤۡصَدَةُۢ٢٠﴾و کسانیکه کفر ورزیده و این امور را پشت سر انداخته و خداوند را تصدیق نکرده و به او ایمان نیاورده و کاری شایسته انجام نداده و بر بندگان خدا رحم نکردهاند اینان اهل شقاوت وبدبختی هستند و آتشی بر آنان گمارده شده است که درهایش به درازی است تا از آن بیرون نیایند و در سختی و اندوه قرار گیرند.
پایان تفسیر سورهی بلد
مکی و ۱۵ آیه است.
آیهی ۱۵-۱:
﴿وَٱلشَّمۡسِ وَضُحَىٰهَا١﴾[الشمس: ۱]. «سوگند به خورشید و پرتو آن».
﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا تَلَىٰهَا٢﴾[الشمس: ۲]. «و سوگند به ماه چون از پی (آن) درآید».
﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا جَلَّىٰهَا٣﴾[الشمس: ۳]. «و سوگند به روز چون آنرا نمایان سازد».
﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰهَا٤﴾[الشمس: ۴]. «و سوگند به شب چون آنرا فرو میپوشاند».
﴿وَٱلسَّمَآءِ وَمَا بَنَىٰهَا٥﴾[الشمس: ۵]. «و سوگند به آسمان و به آن که آنرا بنا کرد».
﴿وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا طَحَىٰهَا٦﴾[الشمس: ۶]. «و سوگند به زمین و به آن که آنرا بگسترد».
﴿وَنَفۡسٖ وَمَا سَوَّىٰهَا٧﴾[الشمس: ۷]. «و سوگند به نفس و آنکه به آن سامان داد».
﴿فَأَلۡهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقۡوَىٰهَا٨﴾[الشمس: ۸]. «سپس بدو گناه و تقوا را الهام کرده».
﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن زَكَّىٰهَا٩﴾[الشمس: ۹]. «همانا کسیکه آنرا پاک داشت رستگار شد».
﴿وَقَدۡ خَابَ مَن دَسَّىٰهَا١٠﴾[الشمس: ۱۰]. «و بهراستی کسیکه نفس خویشتن را پنهان بدارد ناکام میگردد».
﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ بِطَغۡوَىٰهَآ١١﴾[الشمس: ۱۱]. «قوم ثمود از روی سرکشی خود (آنرا) دروغ انگاشتند».
﴿إِذِ ٱنۢبَعَثَ أَشۡقَىٰهَا١٢﴾[الشمس: ۱۲]. «آنگاه که بدبختترین ایشان برخاست و رفت».
﴿فَقَالَ لَهُمۡ رَسُولُ ٱللَّهِ نَاقَةَ ٱللَّهِ وَسُقۡيَٰهَا١٣﴾[الشمس: ۱۳]. «فرستادۀ خدا به آنان گفت: به شتر خدا کاری نداشته باشید و او را از نوبت آبش بازندارید».
﴿فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمۡدَمَ عَلَيۡهِمۡ رَبُّهُم بِذَنۢبِهِمۡ فَسَوَّىٰهَا١٤﴾[الشمس: ۱۴]. «پس او را دروغگو انگاشتند آنگاه آنرا پی کردند سپس به سزای گناهانشان، پروردگارشان بر آنان کیفر نازل کرد و ایشان را هلاک کرد و آن کیفر را بر آنان یکسان اعمال داشت».
﴿وَلَا يَخَافُ عُقۡبَٰهَا١٥﴾[الشمس: ۱۵]. «و خدا از عاقبت کارشان نمیترسد».
خداوند به این نشانههای بزرگ بر نفسهای رستگار و گناهکار سوگند یاد کرده است و میفرماید: سوگند به خورشید و نور آن، و فوایدی که از آن بر میآید. ﴿وَٱلۡقَمَرِ إِذَا تَلَىٰهَا٢﴾و سوگند به ماه وقتی که در منازل (آسمان) و در تابش ن ور به دنبال خورشید میآید.
﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا جَلَّىٰهَا٣﴾و سوگند به روز چون آنچه را که روزی زمین است روشن سازد. ﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰهَا٤﴾و سوگند به شب چون همه آنچه را روی زمین است فرا گیرد. پس پی در پی آمدن منظم تاریکی و روشنایی و خورشید و ماه در این جهان و فراهم شدن منافع بندگان به وسیلهی آنها بزرگترین دلیل است بر این که خداوند به همه چیز تواناست و بر هر کاری تواناست و اینکه خداوند یگانه معبود به حق است و هر معبودی غیر از او باطل میباشد.
﴿وَٱلسَّمَآءِ وَمَا بَنَىٰهَا٥﴾احتمال دارد که «ما» موصوله باشد و این طور معنی شود: سوگند به آسمان و بانی آن که خداوند متعال است. و احتمال دارد که «ما» مصدریه باشد پس اینطور معنی میشود: سوگند به آسمان و بنای آن که در نهایت زیبایی و استواری آفریده شده است.
﴿وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا طَحَىٰهَا٦﴾و سوگند به زمین و به آن که زمین را گسترده و پهن کرده است به نحوی که مردم میتوانند از آن استفاده ببرند. ﴿وَنَفۡسٖ وَمَا سَوَّىٰهَا٧﴾و سوگند به نفس و آن که به آن سامان داد. احتمال دارد که منظور از نفس، نفس سایر مخلوقات و موجودات زنده باشد. و معنای عامّی که واژهی نفس در اینجا بر آن دلالت مینماید موید این احتمال است. و احتمال دارد که به نفس انسان مکلف سوگند خورده باشد، به دلیل آیاتی که به دنبال این میآید. به هر حال نفس نشانه بزرگی است از نشانههای خداوند که شایسته است به آن سوگند یاد شود چون نفس بسیار لطیف و نازک است و حالات آن به سرعت انتقال مییابد و تغییر میکند، و تحت تاثیرات حالات روانی از قبیل اندوه و اراده و محبت و نفرت قرار میگیرد. و اگر نفس نبود بدن فقط یک مجسمهی بیفایده بود و آفرینش نفس نشانهای از نشانههای بزرگ خداست.
﴿قَدۡ أَفۡلَحَ مَن زَكَّىٰهَا٩﴾همانا هرکس نفس خود را از گناهان و عیبها پاکیزه بدارد و آن را با اطاعت خداوند و علم مفید و عمل صالح بیاراید رستگار شده است.
﴿وَقَدۡ خَابَ مَن دَسَّىٰهَا١٠﴾و کسی که نفس ارجمند خود را مستور گرداند که در حقیقت سزاوار آن نیست که آن را مخفی و مستور گرداند و آن را خوار و ذلیل بگرداند و آن را به وسیلهی آلودگی به رذایل و نزدیک شدن به عیبها و ارتکاب گناهان، و ترک کردن صفاتی که نفس را کامل میگرداند و آن را رشد میدهد، و نیز با متصف شدن به صفاتی که نفس را ملّوث میگرداند. (کسیکه چنین کند) زیانکار و ناکام میگردد.
﴿كَذَّبَتۡ ثَمُودُ بِطَغۡوَىٰهَآ١١﴾قوم ثمود به سبب سرکشی و تکبر و سرباز زدن از پذیرفتن حق و سرکشی در برابر پیامبرشان حق را تکذیب کردند. ﴿إِذِ ٱنۢبَعَثَ أَشۡقَىٰهَا١٢﴾بدبختترین قوم که «قدار بن سالف» بود برای پی زدن شتر بلند شد. پس همه بر این کار اتفاق کردند و او را به این کار فرمان دادند و او اطاعت نمود.
﴿فَقَالَ لَهُمۡ رَسُولُ ٱللَّهِ نَاقَةَ ٱللَّهِ وَسُقۡيَٰهَا١٣﴾پیامبر خدا صالح÷درحالیکه آنان را برحذر میداشت به آنها گفت: از کشتن و پی زدن شتر خدا که آن را برایتان نشانه و معجزه بزرگی قرار دادهاست بپرهیزید و این نعمت خدا را که از شیر آن مینوشید با پی زدن شتر پاسخ ندهید.
﴿فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمۡدَمَ عَلَيۡهِمۡ رَبُّهُم بِذَنۢبِهِمۡ فَسَوَّىٰهَا١٤ وَلَا يَخَافُ عُقۡبَٰهَا١٥﴾آنها پیامبرشان صالح÷را تکذیب کردند و شتر را کشتند و خداوند آنان را به سزای گناهانشان هلاک کرد و عذاب او همه را فرا گرفت و بانگ مرگباری از بالای سرشان بر آنان فرستاد و لرزه، آنها را از زیر فرا گرفت پس بیهوش به زمین افتادند.
و عقوبت و هلاکت همه آنها را به طور یکسان فراگرفت و خداوند از عاقبت و سرانجام کیفرش نمیترسد. و چگونه کسی میترسد که او چیره است و هیچ مخلوقی از قهر و تصرف او بیرون نمیرود، کسی که در تمام احکام تشریعی و تقدیریاش فرزانه و با حکمت است؟!.
پایان تفسیر سورهی شمس
مکی و ۲۱ آیه است.
آیهی ۲۱-۱:
﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ١﴾[اللیل: ۱]. «سوگند به شب چون فروپوشاند».
﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ٢﴾[اللیل: ۲]. «سوگند به روز چون پدیدار شود».
﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ٣﴾[اللیل: ۳]. «سوگند به آن که نر و ماده را آفرید».
﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ٤﴾[اللیل: ۴]. «بیگمان تلاش شما گوناگون و متفاوت است».
﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ وَٱتَّقَىٰ٥﴾[اللیل: ۵]. «پس اما کسیکه بخشید و پرهیزگاری کرد».
﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ٦﴾[اللیل: ۶]. «و (آیین) نیک را تصدیق کرد».
﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ٧﴾[اللیل: ۷]. «(راه رسیدن) به آسایش را برایش آسان میگردانیم».
﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ وَٱسۡتَغۡنَىٰ٨﴾[اللیل: ۸]. «و اما هرکس که بخل ورزد و (خود را) بینیاز شمرد».
﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ٩﴾[اللیل: ۹]. «و (آئین) نیک را تکذیب کند».
﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ١٠﴾[اللیل: ۱۰]. «او را میسّر برای سختی و مشقت میسازیم».
﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ١١﴾[اللیل: ۱۱]. «و در آن هنگام که (به گور) پرت میگردد داراییاش سودی به حل او ندارد».
﴿إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ١٢﴾[اللیل: ۱۲]. «بیگمان نشان دادن راه بر عهدهی ماست».
﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ١٣﴾[اللیل: ۱۳]. «و قطعاً آخرت و دنیا همه از آن ماست».
﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ١٤﴾[اللیل: ۱۴]. «پس شما را از آتشی که زبانه زند بیم دادم».
﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى١٥﴾[اللیل: ۱۵]. «بدان داخل نمیشود و نمیسوزد مگر بدبختترین (انسانها)».
﴿ٱلَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰ١٦﴾[اللیل: ۱۶]. «کسیکه دروغ انگاشت و رویگردان شد».
﴿وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى١٧﴾[اللیل: ۱۷]. «و پرهیزگار از آن دور داشته خواهد شد».
﴿ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ١٨﴾[اللیل: ۱۸]. «کسیکه مال خود را میدهد تا خویشتن را پاکیزه بدارد».
﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ١٩﴾[اللیل: ۱۹]. «و کسی نزد او نعمتی ندارد که پاداش (آنرا) ببیند».
﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ٢٠﴾[اللیل: ۲۰]. «بلکه برای کسب رضایت پروردگار والاترش میبخشد».
﴿وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ٢١﴾[اللیل: ۲۱]. «و بهراستی خشنود خواهد شد».
در اینجا خداوند به زمانی سوگند میخورد که در آن کارهای گوناگون بندگان انجام میشود. پس فرمود: ﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا يَغۡشَىٰ١﴾سوگند به شب سوگند به شب هنگامیکه تاریکی آن همه خلق را فرو میپوشاند، و مخلوقات همه در جایگاه و محل خود آرام میگیرند و بندگان از فرط خستگی به استراحت و آسایش روی میآورند.
﴿وَٱلنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّىٰ٢﴾و سوگند به روز وقتیکه برای آفریدهها پدیدار میشود و آنها از روشناییاش استفاده میکنند و به دنبال منافع و کارهایشان میروند. ﴿وَمَا خَلَقَ ٱلذَّكَرَ وَٱلۡأُنثَىٰٓ٣﴾اگر «ما» موصوله باشد خداوند به ذات بزرگوار خودش سوگند خورده است که او آفریننده نر و ماده است. و اگر «ما» مصدریه باشد خداوند به این سوگند خورده که نر و ماده را آفریده است. و کمال حکمت الهی در این است که از هر نوع حیوانی نر و مادهای را آفریده است تا نوع آن باقی بماند و از بین نرود و هریک را به وسیله شهوت بهسوی دیگری میکشاند و هریک را برای دیگری مناسب قرار دادهاست. پس خجسته است خداوندی که بهترین آفریننده است.
﴿إِنَّ سَعۡيَكُمۡ لَشَتَّىٰ٤﴾این چیزی است که خداوند بر آن سوگند خورده است. یعنی سعی و تلاش شما گوناگون و متفاوت است و این گوناگونی برحسب تفاوت کارها و مقدار آن و میزان فعالیتی است که برای آن صورت میگیرد، نیز با توجه به هدف و منظور از این کارها با یکدیگر فرق میکنند. اگر کارها با هدف جلب خشنودی خدا انجام شوند باقی میمانند و انجام دهندگان از آن بهرهمند خواهند شد و اگر هدفی فانی و از بین رفتنی از آن مدنظر باشد باطل شده و نابود میگردند. و هر عملی که برای رضای خدا انجام نشود چنین است.
بنابراین، خداوند عمل کنندگان را فضیلت داده و اعمالشان را توصیف نموده و فرموده است: ﴿فَأَمَّا مَنۡ أَعۡطَىٰ﴾و هرکس که عبادتهای مالی را که بر گردن اوست انجام دهد و زکات و نفقات و کفاره و صدقات را بپردازد و در راههای خیر انفاق بکند و عبادتهای بدنی مانند نماز و روزه و غیره را انجام دهد و نیز عبادتهایی که بدنی و مالی هستند مانند حج و عمره و غیره را انجام دهد، ﴿وَٱتَّقَىٰ﴾و از گناهان و کارهای حرامی که خداوند نهی کرده است پرهیز کند.
﴿وَصَدَّقَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ٦﴾و «لا إله إلا الله» و آنچه را که بر آن دلالت مینماید از قبیل باورهای دینی و پاداش آن را تصدیق کند. ﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡيُسۡرَىٰ٧﴾پس کارش را برایش آسان میکنیم و هرکار خیری را برای او ساده و آسان میگردانیم. همچنین ترک کردن هر شر و بدی را برایش آسان مینماییم چون او اسباب آسانی را فراهم کرده و خداوند کار را برایش آسان گردانده است.
﴿وَأَمَّا مَنۢ بَخِلَ﴾و هرکس در ادای آنچه به آن امر شده بخیل ورزد و انفاق واجب و مستحب را انجام ندهد و نفس او به وی اجازه ندهد تا آنچه را خدا بر او واجب کرده است ادا کند، ﴿وَٱسۡتَغۡنَىٰ﴾و خود را از خداوند بینیاز بداند و عبودیت و بندگی خدا را ترک کند، و خودش را نیازمند خدا نداند، خداوندی که انسان راهی برای نجات و رستگاری ندارد مگر این که خداوند معبود و محبوب و مقصود او باشد، ﴿وَكَذَّبَ بِٱلۡحُسۡنَىٰ٩﴾و عقائد و باورهای نیکی که خداوند تصدیق آن را بر بندگانش واجب گردانده است تکذیب کند، ﴿فَسَنُيَسِّرُهُۥ لِلۡعُسۡرَىٰ١٠﴾پس او را برای سختی و خصلتهای زشت میسر مینماییم به این صورت که او را برای انجام شر و بدی هرجا که باشد آماده میسازیم و انجام دادن گناه برایش آسان میشود. از خداوند عافیت میجوئیم.
﴿وَمَا يُغۡنِي عَنۡهُ مَالُهُۥٓ إِذَا تَرَدَّىٰٓ١١﴾و وقتی که بمیرد مال و داراییاش که او را سرکش کرده و به سبب آن خود را بینیاز دانسته و به آن بخل ورزیده چه سودی برایش خواهد داشت؟ مسلم است که چیزی جز عمل صالح با او همراه نخواهد بود. اما مال و ثروتی که حق واجب را از آن بیرون نکرده و چیزی را برای آخرت از آن پیش نفرستاده است وبال و عذابی برای او خواهد بود.
﴿إِنَّ عَلَيۡنَا لَلۡهُدَىٰ١٢﴾هدایت و راه راست، انسان را به خدا میرساند و به خشنودیاش نزدیک میکند و اما گمراهی راهی بهسوی خدا ندارد و صاحب خود را به عذاب سختی میرساند.
﴿وَإِنَّ لَنَا لَلۡأٓخِرَةَ وَٱلۡأُولَىٰ١٣﴾این جهان و جهان آخرت همه در اختیار و تحت تصرف ما هستند و هیچ کسی در آنها مشارکتی ندارد. پس علاقمندان باید به خدا علاقمند باشند و امیدشان باید از مخلوق قطع گردد.
﴿فَأَنذَرۡتُكُمۡ نَارٗا تَلَظَّىٰ١٤﴾شما را از آتشی که شعله میزند و زبانه میکشد، بیم دادهام. ﴿لَا يَصۡلَىٰهَآ إِلَّا ٱلۡأَشۡقَى١٥ ٱلَّذِي كَذَّبَ﴾بدان داخل نمیشود و نمیسوزد مگر کسیکه خبر آن را دروغ انگاشته باشد ﴿وَتَوَلَّىٰ﴾و از دستور و فرامین الهی رویگردان شده باشد.
﴿وَسَيُجَنَّبُهَا ٱلۡأَتۡقَى١٧ ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ١٨﴾کسی که هدفش از دادن دارائی و مالش تزکیه و پاکیزه داشتن خود از گناهان باشد و به قصد خشنودی خداوند مالش را بدهد (از آتش دوزخ در امان میماند). پس این آیه دلالت مینماید اگر انفاق مستحب سبب ترکِ واجبی مانند قرض دادن یا نفقه و غیره شد، چنین اتفاقی جایز نیست بلکه بسیاری از علما آن را مردود میدانند چون او کار مستحبی را انجام میدهد که سبب از دست رفتن واجب میشود.
﴿وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُۥ مِن نِّعۡمَةٖ تُجۡزَىٰٓ١٩﴾و هیچ کسی از مردم بر ذمّهی این مرد پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایسته و سزاوار آن باشد او را بر آن پاداش دهد مگر اینکه او را بر آن پاداش میدهد، و فضل ومنت او بعد از این پاداش دادن نیز همواره بر مردم باقی بماند. پس او فقط بندهی خداست چون فقط احسان خدا برگردن اوست.
و اما کسیکه مردم برگردن او حق دارند و او پاداش آنان را نداده است، حتما باید به جهت کسب رضایت مردم از کارهایی دست بردارد و کارهایی را انجام دهد، که سبب میشوند اخلاص او کم گردد. این آیه شامل حال ابوبکر صدیقسمیشود، بلکه گفته شده در رابطه با ایشان نازل شده است، زیرا هرکس که بر او منّتی داشت که سزاوار آن بود وی را بر آن پاداش دهد، حتما او را پاداش میداد، حتی در برابر کارهای نیکی که پیامبرصبا او میکرد وی را پاداش میداد و برایش جبران میکرد، به جز یک نیکی که پیامبر با او کرد و نتوانست وی را بر آن پاداش دهد، و آن عبارت بود از دعوت دادن به اسلام و تعلیم هدایت و دین حق. و خدا و پیامبرش بر هرکس منت دارند، منتی که پاداش دادن آن امکان ندارد. همچنین این آیه شامل هرکسی میشود که چنین حالتی را داشته باشد.
پس هیچ کسی از مردم بر این انسان پرهیزگار منت و نعمتی ندارد که شایستهی آن باشد بر آن پاداش داده شود مگر اینکه او را بر آن پاداش میدهد و اعمال او خالص برای خداست. بنابراین فرمود: ﴿إِلَّا ٱبۡتِغَآءَ وَجۡهِ رَبِّهِ ٱلۡأَعۡلَىٰ٢٠ وَلَسَوۡفَ يَرۡضَىٰ٢١﴾بلکه برای رضایت پروردگار والاترش میبخشد و به راستی این فرد پرهیزگار به خاطر نیکی و پاداشهایی که خداوند به او بخشیده است خشنود خواهد شد.
پایان تفسیر سورهی لیل
مکی و ۱۱ آیه است.
آیهی ۱۱-۱:
﴿وَٱلضُّحَىٰ١﴾[الضحى: ۱]. «سوگند به چاشتگاه».
﴿وَٱلَّيۡلِ إِذَا سَجَىٰ٢﴾[الضحى: ۲]. «سوگند به شب چون آرام گیرد».
﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَىٰ٣﴾[الضحى: ۳]. «پروردگارت تو را رها نکرده و دشمن نداشته است».
﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لَّكَ مِنَ ٱلۡأُولَىٰ٤﴾[الضحى: ۴]. «و به یقین آخرت برایت از دنیا بهتر خواهد بود».
﴿وَلَسَوۡفَ يُعۡطِيكَ رَبُّكَ فَتَرۡضَىٰٓ٥﴾[الضحى: ۵]. «و پروردگارت به تو (نعمت) خواهد داد که خشنود میگردی».
﴿أَلَمۡ يَجِدۡكَ يَتِيمٗا فََٔاوَىٰ٦﴾[الضحى: ۶]. «آیا تو را یتیم نیافت و جای داد»؟.
﴿وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ٧﴾[الضحى: ۷] «و تو را راه نایافته یافت و راه نمود».
﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ٨﴾[الضحى: ۸]. «و تو را فقیر و بیچیز یافت و ثروتمند و دارایت ساخت».
﴿فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡ٩﴾[الضحى: ۹]. «پس به یتیم ستم مکن».
﴿وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ١٠﴾[الضحى: ۱۰]. «و اما بر گدا بانگ مزن».
﴿وَأَمَّا بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثۡ١١﴾[الضحى: ۱۱]. «و نعمتهای پروردگارت را بازگو کن».
خداوند به روشنایی روز به هنگام چاشت و به تاریکی شب که همه جا را فرا میگیرد سوگند میخورد که به پیامبرشصتوّجه دارد. پس فرمود: ﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ﴾پروردگارت تو را مورد توجه و عنایت قرار داده و رها و فراموش نکرده است بلکه همواره تو را به بهترین و کاملترین صورت پرورش میدهد و مقام تو را بالا میبرد.
﴿وَمَا قَلَىٰ﴾و خداوند از وقتی که تو را دوست داشته هیچ گاه از تو متنفر نشده است. و نفی این به مثابهی ضد آن است، و نفی محض، مدح به حساب نمیآید مگر اینکه متضمن ثبوت کمال باشد، و حالت و وضعیت گذشته و حال پیامبرصکاملترین حالت میباشد، خداوند او را دوست داشته و به این دوستی و محبت ادامه دادهاست و او را از پلّههای کمال بالا برده و همواره به او توجه داشته است. و اما نسبت به وضعیت آیندهی ایشان فرمود: ﴿وَلَلۡأٓخِرَةُ خَيۡرٞ لَّكَ مِنَ ٱلۡأُولَىٰ٤﴾یعنی تمامی حالتهای آیندهی تو از گذشته بهتر است. و پیامبر همچنان مقامش بالا میرفت و خداوند دین او را قدرت میداد و او را بر دشمنانش پیروز میگرداند و حالات او را سامان میداد تا این که چشم از جهان فرو بست و به مقام و حالتی رسیده بود و به آرامش و سرور فضایل و نعمتهایی دست یافته بود که گذشتگان و آیندگان به آن نرسیدهاند.
و در آخرت نیز خداوند فضایل و نعمتهایی به او خواهد داد که به هیچ احدی نخواهد داد. بنابراین فرمود: ﴿وَلَسَوۡفَ يُعۡطِيكَ رَبُّكَ فَتَرۡضَىٰٓ٥﴾و پروردگارت (آن قدر) به تو نعمت خواهد داد که خشنود میگردی، نعمتی که خداوند به او میدهد فقط با این جمله کامل و فراگیر قابل تغییر است.
سپس خداوند از حالات ویژهی پیامبر و منتی که خداوند بر او نمود خبر داد، و فرمود: ﴿أَلَمۡ يَجِدۡكَ يَتِيمٗا فََٔاوَىٰ٦﴾آیا یتیم نبودی که خداوند تو را جای داد؟! پیامبر پدر و مادرش را از دست داده بود و خداوند او را تحت کفالت پدربزرگش عبدالمطلب قرار داد سپس وقتی عبدالمطلب درگذشت، عمویش ابوطالب سرپرستی او را به عهده گرفت تا این که خداوند با یاری خویش و مومنان او را کمک کرد.
﴿وَوَجَدَكَ ضَآلّٗا فَهَدَىٰ٧﴾و تو در حالی بودی که کتاب و ایمان را نمیدانستی پس خداوند آنچه را نمیدانستی به تو آموخت و تو را بر انجام بهترین کارها و رفتارها توفیق داد. ﴿وَوَجَدَكَ عَآئِلٗا فَأَغۡنَىٰ٨﴾و تو فقیر بودی و خداوند تو را به وسیله فتح شهرها و برخوردار نمودن از خراج آنها ثروتمند کرد. پس کسی که این کمبودها را از تو دور کرده است هر عیب و کمبودی را از تو دور خواهد کرد.
پس در مقابل کسیکه تو را توانگر ساخته و جایت داده و یاری ات کرده و هدایتت نموده است سپاسگزار باش. بنابراین فرمود: ﴿فَأَمَّا ٱلۡيَتِيمَ فَلَا تَقۡهَرۡ٩﴾با یتیم بدرفتاری مکن و او را گرامی بدار و آنچه برایت میسر است به او ببخش و با او چنان رفتار کن که دوست داری بعد از (مرگ) خود با پسرت آنگونه رفتار شود.
﴿وَأَمَّا ٱلسَّآئِلَ فَلَا تَنۡهَرۡ١٠﴾و با سخن و اخلاق تند با گدا برخورد مکن و آنچه در توان داری به او بده، یا به خوبی او را برگردان. وکسیکه گدایی میکند و مال میخواهد و کسی که دانش میجوید در این داخل هستند، بنابراین، معلم باید با دانش آموز رفتار خوبی داشته باشد و او را گرامی بدارد و با مهربانی با او رفتار نماید چون مهربانی با دانش آموز او را یاری میکند تا به هدفش برسد و بزرگداشت کسی است که برای نفع بندگان و آبادی تلاش مینماید.
﴿وَأَمَّا بِنِعۡمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثۡ١١﴾و نعمتهای پروردگارت را ـ که شامل نعمتهای دینی و دنیوی میشود ـ بازگو کن. یعنی خداوند را به خاطر نعمتهای دینی و دنیوی ستایش کن و به صورت ویژه از آنها سخن بگو اگر در سخن گفتن از آنها مصلحتی بود،و اگر مصلحتی در کار نبود به طور عام به آنها اشاره کن، چون بازگو کردن نعمتها، انگیزه شکرگزاری را تقویت کرده و باعث میشود تا دل آدمی کسی را که نعمتها را داده است دوست بدارد. چون دل آدمی بر محبت کسی سرشته است که با او احسان کند.
پایان تفسیر سورهی ضحی
مکی و ۸ آیه است.
آیهی ۸-۱:
﴿أَلَمۡ نَشۡرَحۡ لَكَ صَدۡرَكَ١﴾[الشرح: ۱]. «آیا دلت را برایت نگشادیم».
﴿وَوَضَعۡنَا عَنكَ وِزۡرَكَ٢﴾[الشرح: ۲]. «و بار سنگین تو را از (دوش) تو برنگرفتیم»؟.
﴿ٱلَّذِيٓ أَنقَضَ ظَهۡرَكَ٣﴾[الشرح: ۳]. «همان باری که پشت تو را سنگین کرده است»؟.
﴿وَرَفَعۡنَا لَكَ ذِكۡرَكَ٤﴾[الشرح: ۴]. «و آوازهات را برایت بلند گرداندیم».
﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا٥﴾[الشرح: ۵]. «پس بیگمان در کنار دشواری آسانی است».
﴿إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا٦﴾[الشرح: ۶]. «به یقین در کنار دشواری آسانی است».
﴿فَإِذَا فَرَغۡتَ فَٱنصَبۡ٧﴾[الشرح: ۷]. «پس هنگامیکه (در کار و بارت) فراغت یافتی، بکوش».
﴿وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرۡغَب٨﴾[الشرح: ۸]. «و بهسوی پروردگارت رویآر».
خداوند متعال بر پیامبرش منت میگذارد و میفرماید: ﴿أَلَمۡ نَشۡرَحۡ لَكَ صَدۡرَكَ١﴾آیا دل و سینه تو را برای مقررات دینی و دعوت بهسوی خدا و متصف شدن به فضایل اخلاقی و روی آوردن به آخرت و خوبیها گشودیم؟! پس دل تو تنگ بود، به گونهای که پذیرای هیچ خیر و خوبی نبود اما اکنون آن را گشوده مییابی.
﴿وَوَضَعۡنَا عَنكَ وِزۡرَكَ٢﴾و آیا گناهت را که بر پشت تو سنگینی میکرد از دو تو برنگرفتیم؟ همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿لِّيَغۡفِرَ لَكَ ٱللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنۢبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ﴾[الفتح: ۲]. «تا خداوند گناهان گذشته و آینده ات را بیامرزد». ﴿وَرَفَعۡنَا لَكَ ذِكۡرَكَ٤﴾و مقام و جایگه تو را بلند گرداندیم و نام نیکی از تو برجای گذاردیم که هیچ کسی از جهانیان به آن نرسیده است. پس هرگاه خداوند ذکر شود پیامبرصهم همراه با او یاد میگردد.
همچنانکه در داخل شدن به اسلام و در اذن و اقامه و خطبهها و امور دیگری که خداوند یاد پیامبرش را در آنها بلند گردانده است. و او چنان در دل امتش محبت دارد و مورد تعظیم و بزرگداشت است که هیچ کسی بعد از خداوند چنین نیست. خداوند بهترین پاداش را در برابر امت به او بدهد.
﴿فَإِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرًا٥ إِنَّ مَعَ ٱلۡعُسۡرِ يُسۡرٗا٦﴾این مژده بزرگی است که هرگاه سختی و دشواری در میان آید آسانی همراه آن خواهد بود، حتی اگر سختی و دشواری در سوراخ سوسماری برود آسانی بر آن وارد میشود و آن را بیرون میآورد. همان طور که خداوند متعال میفرماید: ﴿سَيَجۡعَلُ ٱللَّهُ بَعۡدَ عُسۡرٖ يُسۡرٗا﴾[الطلاق: ۷]. «خداوند بعد از سختی، آسانی خواهد آورد». و همانطور که پیامبرصفرمود: «فرج به همراه سختی و اندوه است و آسانی با سختی همراه است».
و معرفه آمدن کلمهی «عسر» در هر دو آیه بر این دلالت میکند که سختی و دشواری یکی است و نکره بودن کلمه «یسر» نشانگر آن است که آسانی تکرار خواهد شد. و معرفه بودن کلمهی «العسر» که الف و لام آن بر استغراق و عموم میباشد دال بر این است که سختی و دشواری هرچند شدت یابد در آخر آسان خواهد شد و آسانی با آن همراه خواهد بود. سپس پیامبرش را به صورت مخاطب اصلی و مومنان را به تبع او دستور داد تا خدا را سپاس گذارند و وظیفه خود را در برابر عظمت او انجام دهند و فرمود: ﴿فَإِذَا فَرَغۡتَ فَٱنصَبۡ٧﴾وقتی از کارهایت فراغت یافتی و در دل تو چیزی که آن را دچار مشکل نماید باقی نماند در دعا و عبادت بکوش.
﴿وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَٱرۡغَب٨﴾و برای اجابت دعای خود فقط به پروردگارت روی بیاور و از کسانی مباش که وقتی کار و بارشان تمام میشود به بازی و سرگرمی مشغول میشوند و از پروردگار خود و از ذکر او اعراض میکنند. و اگر چنین کنی آنگاه از زیان کاران خواهی بود. و گفته شده معنی آیه چنین است: هرگاه از نماز فارغ شدی و آن را کامل نمودی در دعا بکوش و در خواستن نیازهایت به او روی بیاورد. و کسی که چنین گفته بر مشروعیت دعا و ذکر بعد از نمازهای فرض استدلال کرده است. والله اعلم.
پایان تفسیر سورهی شرح
مکی و ۸ آیه است.
آیهی ۸-۱:
﴿وَٱلتِّينِ وَٱلزَّيۡتُونِ١﴾[التین: ۱]. «سوگند به انجیر و زیتون».
﴿وَطُورِ سِينِينَ٢﴾[التین: ۲]. «سوگند به طور سینا».
﴿وَهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِينِ٣﴾[التین: ۳]. «سوگند به این شهر امین (مکّه)».
﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ٤﴾[التین: ۴]. «به یقین اسنان را در نیکوترین قوام آفریدیم».
﴿ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ٥﴾[التین: ۵]. «آنگاه او را فروتر از همهی فروماندگان قرار دادیم».
﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ٦﴾[التین: ۶]. «مگر آنانکه ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند پس ایشان پاداشی پایان ناپذیر دارند».
﴿فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعۡدُ بِٱلدِّينِ٧﴾[التین: ۷]. «پس (ای انسان) چه چیز پس از (این همه پند و اندرز) تو را بر آن میدارد که کیفر (روز قیامت) را دروغ انگاری»؟!.
﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَحۡكَمِ ٱلۡحَٰكِمِينَ٨﴾[التین: ۸]. «مگر خداوند فرمانرواترین فرمانروایان نمیباشد»؟.
﴿وَٱلتِّينِ وَٱلزَّيۡتُونِ١﴾سوگند به انجیر و زیتون، خداوند به این دو درخت سوگند خورده است چون این درختها و میوه آنان منافع زیادی دارند و بیشتر در سرزمین شام هستند، جایی که عیسی بن مریم÷در آن به پیامبری برگزیده شد.
﴿وَطُورِ سِينِينَ٢﴾طور سینا محل نبوت موسی÷است.
﴿وَهَٰذَا ٱلۡبَلَدِ ٱلۡأَمِينِ٣﴾و سوگند به شهر امین که مکّهی مکرّمه محل نبوّت محمّدصاست. پس پروردگار متعال به این اماکن مقدس که آن را برگزیده و برترین پیامبران در آن مبعوث شدهاند سوگند یاد کرده است.
﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ٤﴾آنچه که خداوند برای آن سوگند خورده این است که انسان را در آفرینشی کامل و با اعضای متناسب و قامتی راست آفریده است و انسان هیچ چیزی از نیازهای ظاهری و باطنی را از دست نداده است.
﴿ثُمَّ رَدَدۡنَٰهُ أَسۡفَلَ سَٰفِلِينَ٥﴾با وجود این نعمتهای بزرگ که شکر آن باید گزارده شود بیشتر مردم از شکرگزاری برای خداوند که این همه نعمت را (به آنان) داده است اعراض میکنند و به بازی و سرگرمی مشغولند و فرومایهترین چیزها و رفتارها را برای خود میپسندند. پس در نتیجه خداوند آنها را در پائینترین طبقهی دوزخ که محل گناهکاران است و در برابر پروردگارشان سرکشی کردهاند قرار میدهد.
مگر کسیکه خداوند بر او منت گذارده و به او توفیق ایمان و عمل صالح و اخلاق درست بدهد. ﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ فَلَهُمۡ أَجۡرٌ غَيۡرُ مَمۡنُونٖ٦﴾پس آنان پاداشی پایان ناپذیر دارند، بلکه لذتها و ش ادیهای آنان فراوان و نعمتهای آنها زیاد و همیشگی است و از بین نخواهدرفت.
﴿فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعۡدُ بِٱلدِّينِ٧﴾ای انسان! چه چیزی تو را وادار میکند که روز جزا را تکذیب کنی؟ حال آن که بسیاری از نشانههای خداوند را که مایه یقین تو میباشند مشاهده کردهای و چیزهای زیادی از نعمت خدا را دیدهای که ایجاب میکند تا نعمتهای او را ناسپاسی نکنی.
﴿أَلَيۡسَ ٱللَّهُ بِأَحۡكَمِ ٱلۡحَٰكِمِينَ٨﴾پس آیا حکمت خدا اقتضا مینماید که مردم را بیهوده رها کند و امرونهی نشوند و سزا و پاداش نبینند؟! یا کسی که انسان را در مراحل مختلف آفریده است و به او نعمتها و خیر و نیکی فراوان و بیشمار بخشیده و او را خیر و نیکی فراوان و بیشمار بخشیده و او را به سرای جاودانگی و هدف نهاییاش برخواهد گرداند؟!.
پایان تفسیر سورهی تین
مکی و ۱۹ آیه است.
آیهی ۱۹-۱:
﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ١﴾[العلق: ۱]. «بخوان به نام پروردگارت، آن که (همۀ جهان را) آفریده است».
﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ٢﴾[العلق: ۲]. «انسان را از خون بسته آفریده است».
﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ٣﴾[العلق: ۳]. «بخوان و پروردگارت بس گرامی است».
﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ٤﴾[العلق: ۴]. «خدایی که (نوشتن) با قلم آموخت».
﴿عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ٥﴾[العلق: ۵]. «به انسان آنچه را که نمیدانست آموخت».
﴿كَلَّآ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَيَطۡغَىٰٓ٦﴾[العلق: ۶]. «قطعاً انسان سر به طغیان برمیدارد».
﴿أَن رَّءَاهُ ٱسۡتَغۡنَىٰٓ٧﴾[العلق: ۷]. «هنگامیکه خود را بینیاز میبیند».
﴿إِنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلرُّجۡعَىٰٓ٨﴾[العلق: ۸]. «به یقین بازگشت بهسوی پروردگار توست».
﴿أَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي يَنۡهَىٰ٩﴾[العلق: ۹]. «آیا به کسیکه بازمیدارد نگریستهای»؟.
﴿عَبۡدًا إِذَا صَلَّىٰٓ١٠﴾[العلق: ۱۰]. «بندهای را چون به نماز ایستد».
﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَانَ عَلَى ٱلۡهُدَىٰٓ١١﴾[العلق: ۱۱]. «به من بگو اگر بر راه هدایت میبود»؟.
﴿أَوۡ أَمَرَ بِٱلتَّقۡوَىٰٓ١٢﴾[العلق: ۱۲]. «یا این که به تقوا و پرهیزگاری دستور میداد».
﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ١٣﴾[العلق: ۱۳]. «به من بگو اگر تکذیب کند و رویگردان شود»؟.
﴿أَلَمۡ يَعۡلَم بِأَنَّ ٱللَّهَ يَرَىٰ١٤﴾[العلق: ۱۴]. «مگر ندانسته است که خدا میبیند»؟.
﴿كَلَّا لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ١٥﴾[العلق: ۱۵]. «نه! اگر بازنیاید پیشانیاش را خواهیم کشید».
﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ١٦﴾[العلق: ۱۶]. «پیشانی دروغگوی گناهکار».
﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ١٧﴾[العلق: ۱۷]. «پس باید اهل مجلسش را فرا بخواند».
﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ١٨﴾[العلق: ۱۸]. «ما نیز فرشتگان مأمور دوزخ را صدا میزنیم».
﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب۩١٩﴾[العلق: ۱۹]. «هرگز! از او اطاعت مکن و سجده ببر و (به خداوند) تقرب بجوی».
این اولین سوره قرآن است که بر پیامبر خداصنازل شده است. این سوره در آغاز دوران نبوت وقتی که پیامبر نمیدانست کتاب و ایمان چیست نازل شده است. پس در این وقت جبرئیل÷رسالت را برای او آورد و به او فرمان داد که بخواند، پیامبر عذر خواست و فرمود:من خواننده نیستم. سپس خداند نازل فرمود: ﴿ٱقۡرَأۡ بِٱسۡمِ رَبِّكَ ٱلَّذِي خَلَقَ١﴾بخوان به نام پروردگارت که همه جهانیان را آفریده است.
﴿خَلَقَ ٱلۡإِنسَٰنَ مِنۡ عَلَقٍ٢﴾سپس بهطور ویژه از میان آفریدهها به موضوع آفرینش انسان پرداخت و آغاز آفرینش انسان را که خون بستهای آفریده شده است ذکر نمود. پس کسیکه انسان را آفریده و به تدبیر او پرداخته است باید امرونهی کند و امر ونهی با فرستادن پیامبران و نازل کردن کتابها انجام میشود. بنابراین، بعد از امر به خواندن، آفرینش انسان را بیان کرد.
پس فرمود: ﴿ٱقۡرَأۡ وَرَبُّكَ ٱلۡأَكۡرَمُ٣﴾بخوان و پروردگارت بس گرامی است و دارای صفات بسیار است. جود و احسان او فراوان میباشد، و از بزرگواری و احسان او این است که انواع دانشها را به انسان آموخته است.
﴿ٱلَّذِي عَلَّمَ بِٱلۡقَلَمِ٤ عَلَّمَ ٱلۡإِنسَٰنَ مَا لَمۡ يَعۡلَمۡ٥﴾خداوند انسان را از شکم مادرش بیرون آورد درحالیکه هیچ چیزی نمیدانست و برایش شنوایی و بینایی و دل قرار داد و اسباب دانش را برای او فراهم کرد پس به انسان قرآن و حکمت آموخت و به وسیلهی قلم به او چیزهایی آموخت قلمی که با آن دانشها و حقوق ثبت میگردند و به وسیلهی آن برای مردم نامه نوشته میشود. پس خدا را ستایش میکنیم. خداوندی که نعمتهایی به بندگان داده است که توان شکرگزاری آنرا ندارند. سپس با توانگر کردن آنها و روزی فراوان بر آنها منّت گذارده است.
ولی انسان به سبب نادانی و ستمگریاش وقتی خود را بینیاز ببیند سرکشی مینماید و از پذیرفتن هدایت سرباز میزند و فراموش میکند که بهسوی پروردگارش بازخواهد گشت. بلکه گاهی به جایی میرسد که هدایت را رها میکند و دیگران را به ترک گفتن آن فرا میخواند. بنابراین، از نماز خواند که بهترین اعمال ایمان است جلوگیری میکند. خداوند متعال به این سرکش متجاوز میفرماید:
﴿أَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي يَنۡهَىٰ٩ أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ١٣﴾ای کسیکه بنده من را وقتی که نماز میگزارد باز میداری! به من بگو بنده نمازگزار که بر هدایت و شناخت حق و عمل کردن به آن است و دیگران را به پرهیزگاری امر میکند شایسته است بازداشته شود؟ آیا بازداشتن او بزرگترین مخالف با خدا و مبارزه با حق نیست؟ کسی از این اعمال نیک نهی میکند که خودش بر هدایت نیست و دیگران را به آنچه که خلاف پرهیزگاری است فرمان میدهد.
﴿أَرَءَيۡتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّىٰٓ١٣ أَلَمۡ يَعۡلَم بِأَنَّ ٱللَّهَ يَرَىٰ١٤﴾اگر بازدارنده حق را تکذیب کند و از فرمان الهی روی برتابد آیا از خداوند و کیفر او نمیترسد؟ آیا نمیداند که خداوند آنچه را که او انجام میدهد میبیند؟ سپس خداوند او را تهدید کرد و فرمود: ﴿كَلَّا لَئِن لَّمۡ يَنتَهِ لَنَسۡفَعَۢا بِٱلنَّاصِيَةِ١٥﴾اگر از آنچه میگوید و انجام میدهد بازنیاید به شدّت پیشانی او را خواهیم کشید، و سزاوار چنین چیزی میباشد، چون آن ﴿نَاصِيَةٖ كَٰذِبَةٍ خَاطِئَةٖ١٦﴾پیشانی دروغگوی پرهیزگار است و در گفتههایش دروغ میگوید و کارهایش اشتباه و گناه است.
﴿فَلۡيَدۡعُ نَادِيَهُۥ١٧﴾کسیکه عذاب بر او قطعی گردیده باید اهل مجلس و یاران و اطرافیانش را فرابخواند تا او را در رفع بلایی که بر وی فروده آمده یاری نمایند. ﴿سَنَدۡعُ ٱلزَّبَانِيَةَ١٨﴾و ما هم نگهبانان جهنم را برای فروگرفتن و کیفر دادن او فرا میخوانیم. پس باید دید که از دو گروه کدام یک قویتر و تواناتر است؟ پس این است حالات کسیکه نهی میکند و بازمی دارد و این است کیفر او.
اما کسیکه از عبادت بازداشته میشود خداوند به او فرمان میدهد که به این نهی کننده گوش ندهد و از نهی او اطاعت نکند. پس فرمود: ﴿كَلَّا لَا تُطِعۡهُ وَٱسۡجُدۡۤ وَٱقۡتَرِب۩١٩﴾از او اطاعت مکن چون او جز به آنچه که زیان و ضرر هر دو دنیا است فرمان نمیدهد و برای پروردگارت سجده کن و با سجده و انواع عبادتها خود را به او نزدیک گردان چون همه اینها انسان را به رضایت خدا نزدیک مینماید.
و این هر نهی کنندهای از خیر و هر آن که از آن نهی شده است شامل میگردد. گرچه این در مورد ابوجهل نازل شده است، وقتی که پیامبر خدا را از نماز خواندن نهی کرد و پیامبر را شکنجه و آزار داد.
پایان تفسیر سورهی علق
مکی و ۵ آیه است.
آیهی ۵-۱:
﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ١﴾[القدر: ۱]. «بدون شک ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم».
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ٢﴾[القدر: ۲]. «و تو چه میدانی که شب قدر چیست»؟.
﴿لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ خَيۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ٣﴾[القدر: ۳]. «شب قدر از هزار ماه بهتر است».
﴿تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمۡرٖ٤﴾[القدر: ۴]. «فرشتگان و جبرئیل در آن شب با اجازۀ پروردگارشان برای هرگونه کاری نازل میشوند».
﴿سَلَٰمٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطۡلَعِ ٱلۡفَجۡرِ٥﴾[القدر: ۵]. «آن شب، شب سلامت و رحمت است تا طلوع صبح».
خداوند با بیان فضیلت قرآن و بلندی مقام آن میفرماید: ﴿إِنَّآ أَنزَلۡنَٰهُ فِي لَيۡلَةِ ٱلۡقَدۡرِ١﴾ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم. خداوند قرآن را در ماه رمضان و در شب قدر نازل کرد و به وسیله آن رحمتی عام بر بندگان فرود آورد که بندگان توانایی سپاس گزاری آن را ندارند. و بدان جهت «شب قدر» نامیده شده که قدر و مقام آن بالاست و نزد خداوند فضیلت دارد. و چون در شب قدر اجل و روزهای سال مقدر میگردد.
سپس اهمیت آن را بیان کرد و فرمود: ﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا لَيۡلَةُ ٱلۡقَدۡرِ٢﴾تو چه میدانی که شب قدر چیست؟ یعنی شبی مهم و با ارزش و دارای اهمیت زیادی است و فضیلت آن ﴿خَيۡرٞ مِّنۡ أَلۡفِ شَهۡرٖ﴾با هزار ماه برابر است. پس عملی که در شب قدر انجام شود از عمل هزار ماه که شب قدر در آن نباشد، بهتر است. و این از چیزهایی است که عقل در آن حیران میماند، زیرا خداوند بر این امت ضعیف با شبی منت گزارده که عمل در آن از هزار ماه بیشتر و بهتر است، هزار ماه، هشتاد و اندی سال است که سن یک انسان است، انسانی که عمر درازی کرده باشد.
﴿تَنَزَّلُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَٱلرُّوحُ فِيهَا بِإِذۡنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمۡرٖ٤﴾فرشتگان زیادی و جبرئیل با اجازه پروردگارشان نازل میشوند و آن شب از هر آفت و شری سالم است. چون خیر آن فراوان میباشد. ﴿سَلَٰمٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطۡلَعِ ٱلۡفَجۡرِ٥﴾آن شب از غروب تا صبح از هر شر و آفتی سلامت خواهد بود.
احادیث فراوانی در مورد فضیلت شب قدر و این که شب قدر در رمضان است و در دهه اخیر آن و به خصوص در شبهای طاق آن است، وارد شده است. و این هر سال تا قیام قیامت تکرار میشود. بنابراین، پیامبرصدر دهه اخیر رمضان زیاد عبادت میکرد و به اعتکاف مینشست به امید این که «ليلة القدر» را دریابد. والله اعلم.
پایان تفسیر سورهی قدر
مدنی و ۸ آیه است.
آیهی ۸-۱:
﴿لَمۡ يَكُنِ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّىٰ تَأۡتِيَهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ١﴾[البینة: ۱]. «کافران اهل کتاب و مشرکان تا زمانی که حجّت بدیشان نرسد به حال خود رها نمیشوند».
﴿رَسُولٞ مِّنَ ٱللَّهِ يَتۡلُواْ صُحُفٗا مُّطَهَّرَةٗ٢﴾[البینة: ۲]. «فرستادهای از سوی خداوند است که صحیفههای پاک میخواند».
﴿فِيهَا كُتُبٞ قَيِّمَةٞ٣﴾[البینة: ۳]. «در آن نوشتههایی راست و درست است».
﴿وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ٤﴾[البینة: ۴]. «و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر پس از آن که به آنان حجت آشکار رسید».
﴿وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ حُنَفَآءَ وَيُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواْ ٱلزَّكَوٰةَۚ وَذَٰلِكَ دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ٥﴾[البینة: ۵]. «و فرمان نیافتند جز آن که خدا را مخلصانه و حقگرایانه بپرستند و نماز را برپای دارند و زکات را بپردازند و این است آئین راستین».
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآۚ أُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ شَرُّ ٱلۡبَرِيَّةِ٦﴾[البینة: ۶]. «به یقین کافران از میان اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخند و در آن جاودانه خواهند بود، اینانند که بدترین آفریدگانند».
﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ خَيۡرُ ٱلۡبَرِيَّةِ٧﴾[البینة: ۷]. «آنانکه ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند اینانند که بهترین آفریدگانند».
﴿جَزَآؤُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُۚ ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَشِيَ رَبَّهُۥ٨﴾[البینة: ۸]. «پاداششان نزد پروردگارشان باغهای بهشتی است که از زیر آن رودها روان است، جاودانه و برای همیشه در آن خواهند ماند. خداوند از آنان راضی و ایشان هم از خدا خشنودند این از آن کسی خواهد بود که از پروردگار خویش بهراسد».
خداوند متعال میفرماید کافران اهل کتاب، یهود ونصارا و مشرکان از سایر ملّتها همواره بر کفر و گمراهی خود خواهند بود و گذر زمان چیزی جز کفر بر آنان نمیافزاید تا این که حجت بدیشان برسد. سپس این حجت و دلیل را تفسیر کرد و فرمود:
﴿رَسُولٞ مِّنَ ٱللَّهِ﴾خداوند او را فرستاده است تا مردم را بهسوی حق دعوت دهد و بر او کتابی نازل فرموده تا به مردم حکمت بیاموزد و آنان را تزکیه کند و از تاریکیها بهسوی نور بیرون آورد. بنابراین فرمود: ﴿يَتۡلُواْ صُحُفٗا مُّطَهَّرَةٗ﴾صحیفههایی که از دستبرد و نزدیک شدن شیطان محفوظاند و جز پاکیزگان کسی به آنها دست نمیزند. چون آنها برترین کلام و سخن میباشند.
بنابراین، در مورد این صحیفهها فرمود: ﴿فِيهَا كُتُبٞ قَيِّمَةٞ٣﴾در آن خبرهای راست و اوامر دادگرانه ایست که بهسوی حق و صراط مستقیم هدایت میکنند. پس وقتی این حجّت و دلیل به نزد آنها آمد، جوینده حق از کسی که به دنبال حقیقت نیست مشخص گشت، تا هرکس که هلاک میشود از روی دلیل هلاک گردد و هرکس زنده میماند از روی دلیل زنده بماند.
﴿وَمَا تَفَرَّقَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلۡكِتَٰبَ إِلَّا مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَتۡهُمُ ٱلۡبَيِّنَةُ٤﴾اهل کتاب به این پیامبر ایمان نیاوردند و از او اطاعت نکردند و این نخستین گمراهی و عناد آنها نیست. بلکه آنها هیچ گاه دچار تفرقه و اختلاف نگشتند و به دستهها تبدیل نشدند مگر بعد از آن که حجت آشکار به آنان رسید، حجتی که ایجاب میکرد تا کسانیکه حجت بر آنها رسیده متحد و یکپارچه باشند.
ولی اهل کتاب به خاطر سستی و بدی خودشان هدایت به آنان چیزی جز گمراهی نیفزود و بصیرت چیزی جز کوری به آنها اضافه نکرد با اینکه کتابها در برگیرندهی یک اصل و یک دین میباشند.
﴿وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾و در سایر شریعتها فرمان نیافتند جز آن که خدا را مخلصانه بپرستند. یعنی در همه عبادتهای ظاهری و باطنیشان هدفشان رضایت خدا و تقرب جستن به او باشد. ﴿حُنَفَآءَ﴾و از همه ادیانی که مخالف دین توحید میباشد روی گردان شوند.
﴿وَيُقِيمُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤۡتُواْ ٱلزَّكَوٰةَ﴾و نماز و زکات را به طور خاص بیان کرد با این که زکات و نماز در ﴿لِيَعۡبُدُواْ ٱللَّهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ﴾داخل است، چون نماز و زکات دارای شرافت و فضیلت بیشتری هستند و این دو عبادتی هستند که هرکس آنها را انجام دهد انگار همه مقررات دین را انجام دادهاست.
﴿وَذَٰلِكَ﴾و توحید و اخلاص در دین، ﴿دِينُ ٱلۡقَيِّمَةِ﴾آیین مستقیمی است که انسان را به بهشت میرساند و دیگر راهها انسان را به دوزخ میرسانند. سپس سزای کافران را پس از آن که حجت و دلیل نزد آنها آمد بیان کرد و فرمود: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡكِتَٰبِ وَٱلۡمُشۡرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَٰلِدِينَ فِيهَآ﴾کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ خواهند بود و عذاب آنها را احاطه میکند و کیفر آن بر انها شدت میگیرد و آنان برای همیشه در عذاب خواهند بود و آنان برای همیشه در عذاب خواهند بود و آنان در این ناامید هستند.
﴿أُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ شَرُّ ٱلۡبَرِيَّةِ﴾اینها بدترین انسانها هستند چون حق را شناختهاند اما آن را ترک کردهاند و اینها دنیا و آخرت را از دست دادهاند. ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ خَيۡرُ ٱلۡبَرِيَّةِ٧﴾اینها بهترین انسانها هستند چون خدا را عبادت کرده و او را شناخته و نعمتهای دنیا و آخرت را به دست آوردهاند. ﴿جَزَآؤُهُمۡ عِندَ رَبِّهِمۡ جَنَّٰتُ عَدۡنٖ﴾پاداش آنها باغهای بهشتی است که برای همیشه در آن هستند و نه از آن بیرون میشوند و نه چیزی بالاتر از آن را میطلبند.
﴿تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدٗاۖ رَّضِيَ ٱللَّهُ عَنۡهُمۡ وَرَضُواْ عَنۡهُ﴾از زیر درختان و کاخهای این باغها رودها روان است و خداوند از آنها به خاطر این که کارهای شایسته کردهاند خشنود است. و آنها هم به خاطر نعمتهایی که خداوند به آنان داده از او خشنود میباشند. ﴿ذَٰلِكَ لِمَنۡ خَشِيَ رَبَّهُ﴾این پاداش نیک برای کسی است که از خداوند بترسد و از نافرمانی او دوری نماید و آنچه را که خدا بر او واجب گردانده انجام دهد.
پایان تفسیر سورهی بینه
مدنی و ۸ آیه است.
آیهی ۸-۱:
﴿إِذَا زُلۡزِلَتِ ٱلۡأَرۡضُ زِلۡزَالَهَا١﴾[الزلزلة: ۱]. «هنگامیکه زمین سخت به لرزه انداخته میشود».
﴿وَأَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا٢﴾[الزلزلة: ۲]. «و زمین بارهای سنگین خود را بیرون میافکند».
﴿وَقَالَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا لَهَا٣﴾[الزلزلة: ۳]. «و انسان میگوید: آنرا چه شده است»؟.
﴿يَوۡمَئِذٖ تُحَدِّثُ أَخۡبَارَهَا٤﴾[الزلزلة: ۴]. «آن روز (زمین) از خبرهای خود سخن میگوید».
﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوۡحَىٰ لَهَا٥﴾[الزلزلة: ۵]. «چرا که پروردگارت به آن حکم کرده است».
﴿يَوۡمَئِذٖ يَصۡدُرُ ٱلنَّاسُ أَشۡتَاتٗا لِّيُرَوۡاْ أَعۡمَٰلَهُمۡ٦﴾[الزلزلة: ۶]. «در آن روز مردم به (حال) پراکنده بر آیند تا (کیفر) اعمالشان به آنان نماینده شود».
﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ٧﴾[الزلزلة: ۷]. «پس هرکس به اندازۀ ذرّهای کار نیک کرده باشد (پاداش) آنرا خواهد دید».
﴿وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ٨﴾[الزلزلة: ۸]. «و هرکس به اندازۀ ذرّرهای کار بد کرده باشد (کیفر) آنرا خواهد دید».
خداوند از آنچه در روز قیامت اتفاق میافتد خبر داده و میفرماید: ﴿إِذَا زُلۡزِلَتِ ٱلۡأَرۡضُ زِلۡزَالَهَا١﴾زمین به شدت تکان میخورد و به لرزه انداخته میشود تا نشانههای آن فرو ریزند.
و کوههای آن از هم میپاشد و تپهها برابر میشوند و زمین به میدانی صاف و همواره و بدون فراز و نشیب تبدیل میشود. ﴿وَأَخۡرَجَتِ ٱلۡأَرۡضُ أَثۡقَالَهَا٢﴾و زمین مردهها و خزانهها و گنجهایی را که در درون اوست بیرون میاندازد.
﴿وَقَالَ ٱلۡإِنسَٰنُ مَا لَهَا٣﴾وقتی که انسان حالت بزرگی را که به زمین دست داده است مشاهده میکند میگوید: «آنرا چه شده است»؟. ﴿يَوۡمَئِذٖ تُحَدِّثُ أَخۡبَارَهَا٤﴾در آن روز زمین به خوبیها و بدیهایی که مردم روی زمین کردهاند گواهی میدهد. پس زمین از جمله گواهانی است که بر اعمال بندگان گواهی میدهد.
﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوۡحَىٰ لَهَا٥﴾چون خداوند به زمین دستور داده که به آنچه روی آن انجام شده است گواهی دهد و زمین هم از دستور خدا سرپیچی نمیکند. ﴿يَوۡمَئِذٖ يَصۡدُرُ ٱلنَّاسُ أَشۡتَاتٗا لِّيُرَوۡاْ أَعۡمَٰلَهُمۡ٦﴾در آن روز مردم به صورت دستههای متفاوت پراکنده میشوند تا خداوند کارهای بد و نیکی را که کردهاند به آنها نشان دهد و آنها جزای کارهایشان را بطور کامل ببینند.
﴿فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ٧ وَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ شَرّٗا يَرَهُۥ٨﴾این همهی خیر و شر را فرا میگیرد، چون وقتی انسان پاداش و کیفر هر آنچه را کرده است میبیند گرچه به اندازه ذرهای باشد، بالاتر و بیشتر از آن را به طریق اولی خواهد دید. همان طور که خداوند متعال میفرماید: ﴿يَوۡمَ تَجِدُ كُلُّ نَفۡسٖ مَّا عَمِلَتۡ مِنۡ خَيۡرٖ مُّحۡضَرٗا وَمَا عَمِلَتۡ مِن سُوٓءٖ تَوَدُّ لَوۡ أَنَّ بَيۡنَهَا وَبَيۡنَهُۥٓ أَمَدَۢا بَعِيدٗا﴾«روزی که هرکس کار خوب و بدی را که انجام داده است حاضر مییابد و دوست داردکه میان او و آن فاصله دوری بود». ﴿وَوَجَدُواْ مَا عَمِلُواْ حَاضِرٗا﴾[الکهف: ۴۹]. «و آنچه را که انجام داده بودند حاضر و آماده مییابند».
در اینجا آدمی بر انجام کار خیر هرچند اندک باشد تشویق شده است و از انجام کار بد هرچند ناچیز باش برحذر داشته شده است.
پایان تفسیر سورهی زلزله
مکی و ۱۱آیه است.
آیهی ۱۱-۱:
﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا١﴾[العادیات: ۱]. «سوگند به اسبان تازندهای که نَفَس زنان پیش میروند»!.
﴿فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا٢﴾[العادیات: ۲]. «سوگند به اسبانی که جرقه میافروزند».
﴿فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا٣﴾[العادیات: ۳]. «سوگند به اسبان تاراجگری که به صبح درآیند».
﴿فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا٤﴾[العادیات: ۴]. «آنگاه در آن (هنگام) غبار برانگیزند».
﴿فَوَسَطۡنَ بِهِۦ جَمۡعًا٥﴾[العادیات: ۵]. «آنگاه به میان جمع میتازند».
﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ٦﴾[العادیات: ۶]. «بیگمان انسان نسبت به پروردگار خود ناسپاس است».
﴿وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٞ٧﴾[العادیات: ۷]. «و همانا خود انسان نیز بر این گواه است».
﴿وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَيۡرِ لَشَدِيدٌ٨﴾[العادیات: ۸]. «و او علاقۀ شدیدی به دارائی و اموال دارد».
﴿أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ٩﴾[العادیات: ۹]. «مگر نمیداند هنگامیکه آنچه در گورهاست بیرون آورده شود».
﴿وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ١٠﴾[العادیات: ۱۰]. «و راز دلها آشکار گردانده شود».
﴿إِنَّ رَبَّهُم بِهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّخَبِيرُۢ١١﴾[العادیات: ۱۱]. «در آن روز پروردگارشان از (وضع و حال) آنان آگاه است».
خداوند به اسب سوگند میخورد چون در آن نشانههای آشکار و نعمتهای ظاهری است که برای مردم معلوم و مشخص است. و خداوند به حالتی از اسب سوگند خورده که دیگر حیوانات آن حالت را ندارند. پس فرمود: ﴿وَٱلۡعَٰدِيَٰتِ ضَبۡحٗا١﴾سوگند به اسباب تازندهای که به سرعت و نفس زنان میتازند و پیش میروند.
﴿فَٱلۡمُورِيَٰتِ قَدۡحٗا٢﴾و سوگند به اسبابی که بر اثر برخورد نعل آنها با سنگ جرقه میافروزند. یعنی از صلابت و قدرتشان به هنگام دویدن، و از برخورد نعلشان با سنگ جرقه میافروزند.
﴿فَٱلۡمُغِيرَٰتِ صُبۡحٗا٣﴾سوگند به اسبانی که به هنگام صبح بر دشمنان یورش میبرند. و این براساس اغلبیت میباشد، یعنی غالبا هجوم در صبحگاهان صورت میگیرد.
﴿فَأَثَرۡنَ بِهِۦ نَقۡعٗا٤﴾و به سبب تاختن و یورش بردنشان غباری بر میانگیزند. ﴿فَوَسَطۡنَ بِهِۦ جَمۡعًا٥﴾و همراه با اسب سوار وارد جمع دشمنانی میشوند که بر آنها هجوم بردهاند. و آنچه که بر آن قسم یاد شده است از فرمودهی خداوند: ﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لِرَبِّهِۦ لَكَنُودٞ٦﴾یعنی بیگمان انسان از ادای حقوق الهی به شدت ممانعت میورزد. پس طبیعت انسان و عادتش بر این است که حقوقی را که بر اوست به طور کامل ادا نکند بلکه طبیعت انسان تنبلی و کاهلی میطلبد و حقوق مالی و بدنی را که بر اوست ادا نمیکند.مگر کسی که خداوند او را هدایت کند و او را از این حالت درآوَرَد.
﴿وَإِنَّهُۥ عَلَىٰ ذَٰلِكَ لَشَهِيدٞ٧﴾انسان بخل و ناسپاسی خود را میداند و بر آن گواه است و آن را انکار نمیکند چون این چیز روشن و واضح است.
و احتمال دارد که ضمیر به خدا برگردد. یعنی انسان در حق پروردگارش ناسپاس است و خداوند بر این ناسپاسی او گواه است. پس در اینجا انسان به شدّت مورد تهدید قرار گرفته است و به وی هشدار داده شده که خداوند بر او آگاه است.
﴿وَإِنَّهُۥ لِحُبِّ ٱلۡخَيۡرِ لَشَدِيدٌ٨﴾انسان مال و دارائی را به شدت دوست میدارد و این محبت باعث میشود تا حقوقی را که بر او واجب است ترک ن ماید و شهوت خود را بر رضایت پروردگارش مقدم بدارد. و این به خاطر آن است که او نگاهش را فقط به همین جهان منحصر کرده و از آخرت غافل مانده است. به همین جهت او را برداشتن ِ ترس و پروا از روز ِ هراسِ بزرگ تشویق نمود و فرمود:
﴿أَفَلَا يَعۡلَمُ إِذَا بُعۡثِرَ مَا فِي ٱلۡقُبُورِ٩﴾آیا انسانی که مغرور است نمیداند که خداوند مردگان را از گورهایشان برای حشر و نشر بیرون میآورد.
﴿وَحُصِّلَ مَا فِي ٱلصُّدُورِ١٠﴾و رازهایی که در دلهاست و خیر و شری که در آن پنهان شده در آن روز آشکار میگردد. پس در آن روز نهان آشکار میگردد و نتیجه کارها برای مردم معلوم میشود.
﴿إِنَّ رَبَّهُم بِهِمۡ يَوۡمَئِذٖ لَّخَبِيرُۢ١١﴾همانا خداوند به اعمال ظاهر و باطن و پنهان و آشکار آنها آگاه است و در برابر آن به آنها جزا و سزا میدهد. با این که خداوند در همه اوقات از اعمال بندگان آگاه است اما به طور ویژه فرمود: در آن روز از آنها آگاه است، چون منظور جزا دادن بر اعمال است، اعمالی که از دایره علم و آگاهی خداوند خارج نبوده است.
پایان تفسیر سورهی عادیات
مکی و ۱۱ آیه است.
آیه ۱۱-۱:
﴿ٱلۡقَارِعَةُ١﴾[القارعة: ۱]. «فروکوبنده».
﴿مَا ٱلۡقَارِعَةُ٢﴾[القارعة: ۲]. «(آن) فروکوبنده چیست».
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡقَارِعَةُ٣﴾[القارعة: ۳]. «و تو چه دانی که فروکوبنده چیست»؟.
﴿يَوۡمَ يَكُونُ ٱلنَّاسُ كَٱلۡفَرَاشِ ٱلۡمَبۡثُوثِ٤﴾[القارعة: ۴]. «روزی است که مردمان همچون پروانههای پراکنده خواهند بود».
﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ٥﴾[القارعة: ۵]. «و کوهها مانند پشم رنگینِ حلاجی شده خواهند شد».
﴿فَأَمَّا مَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ٦﴾[القارعة: ۶]. «اما هرکس که کفههای (نیکیهای) او سنگین باشد».
﴿فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ٧﴾[القارعة: ۷]. «او در زندگی رضایتبخشی به سر میبرد».
﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ٨﴾[القارعة: ۸]. «و اما کسیکه ترازوی (نیکیها و حسنات) او سبک باشد».
﴿فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ٩﴾[القارعة: ۹]. «مادر (مهربان) او پرتگاه دوزخ است».
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ١٠﴾[القارعة: ۱۰]. «و تو چه میدانی که آن چیست»؟.
﴿نَارٌ حَامِيَةُۢ١١﴾[القارعة: ۱۱]. «آتش بزرگ و بسیار گرم و سوزانی است».
﴿ٱلۡقَارِعَةُ١﴾از نامهای روز قیامت است، و به «قارعه» نامگذاری شده است، چون مردم را فرو میکوبد و وحشتهایش آنان را پریشان میگرداند. بنابراین، آن را مهم و بزرگ برشمرد و فرمود: ﴿ٱلۡقَارِعَةُ١ مَا ٱلۡقَارِعَةُ٢ وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡقَارِعَةُ٣ يَوۡمَ يَكُونُ ٱلنَّاسُ كَٱلۡفَرَاشِ ٱلۡمَبۡثُوثِ٤﴾در آن روز مردم از شدّت وحشت و هراس چون پروانههای پراکنده شده میگردند، پروانههایی که برخی به میان برخی میروند و موج میزنند و نمیدانند کجا میروند و هرگاه آتشی روشن شود همه بهسوی آن میروند چون درک آنها ضعیف است و مردم که دارای عقل هستند در روز قیامت چنین خواهند بود.
﴿وَتَكُونُ ٱلۡجِبَالُ كَٱلۡعِهۡنِ ٱلۡمَنفُوشِ٥﴾اما کوههای سخت و پرصلابت مانند پشم حلاجی شده خواهند شد، پشمی که بسیار ضعیف است و کوچکترین بادی آنرا به هوا میبرد. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَتَرَى ٱلۡجِبَالَ تَحۡسَبُهَا جَامِدَةٗ وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ ٱلسَّحَابِ﴾[النمل: ۸۸]. «و کوهها را جامد میپنداری اما آنها چون ابرها حرکت میکنند».
سپس کوهها به گرد و غباری پراکنده تبدیل میشوند و از بین میروند و چیزی از آنها باقی نمیماند. پس در این وقت ترازوها نصب میگردند و مردم به دو گروه نیکبخت و بدبخت تقسیم میشوند. ﴿فَأَمَّا مَن ثَقُلَتۡ مَوَٰزِينُهُۥ٦ فَهُوَ فِي عِيشَةٖ رَّاضِيَةٖ٧﴾هرکس نیکیهایش از بدیهایش بیشتر باشد در زندگی رضایت بخشی در بهشت پرناز و نعمت به سر خواهد برد.
﴿وَأَمَّا مَنۡ خَفَّتۡ مَوَٰزِينُهُۥ٨﴾و اما کسی که کفّههای ترازوی اعمالش سبک باشد، به این صورت که نیکیهایی نداشته باشد که در برابر بدیهایش بایستد. ﴿فَأُمُّهُۥ هَاوِيَةٞ٩﴾جایگاه و مسکن او آتش دوزخ است. یکی از نامهای دوزخ «هاویه» میباشد و دوزخ به منزلهی مادرش میباشد و همواره او را در آغوش میگیرد. همان طور که خداوند متعال میفرماید: ﴿إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا﴾[الفرقان: ۶۵]. «بیگمان عذاب آن سخت خواهد بود»، و بعضی گفتهاند که معنی آیه چنین است: او بر سر در دورخ انداخته میشود.
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا هِيَهۡ١٠﴾این تعظیم و مهر جوه دادن جهنم است. سپس آن را تفسیر کرد که ﴿نَارٌ حَامِيَةُۢ١١﴾آتشی بسیار گرم و سوزان است و از آتش دنیا هفتاد برابر گرمتر و سوزندهتر میباشد. از خداوند به آن پناه میبریم.
پایان تفسیر سورهی قارعه
مدنی و ۸ آیه است.
آیهی ۸-۱:
﴿أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ١﴾[التکاثر: ۱]. «افزونطلبی شما را غافل ساخت».
﴿حَتَّىٰ زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ٢﴾[التکاثر: ۲]. «تا وقتی که به گورستانها رسیدید».
﴿كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ٣﴾[التکاثر: ۳]. «نه! خواهید دانست».
﴿ثُمَّ كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ٤﴾[التکاثر: ۴]. «باز هم (میگویم) خواهید دانست».
﴿كَلَّا لَوۡ تَعۡلَمُونَ عِلۡمَ ٱلۡيَقِينِ٥﴾[التکاثر: ۵]. «اگر به علم یقین (حقیقت کار را) بدانید (چنین نمیشد)».
﴿لَتَرَوُنَّ ٱلۡجَحِيمَ٦﴾[التکاثر: ۶]. «شما قطعاً دوزخ را خواهید دید».
﴿ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيۡنَ ٱلۡيَقِينِ٧﴾[التکاثر: ۷]. «سپس آنرا به دیدۀ یقین خواهید دید».
﴿ثُمَّ لَتُسَۡٔلُنَّ يَوۡمَئِذٍ عَنِ ٱلنَّعِيمِ٨﴾[التکاثر: ۸]. «سپس در آن روز از ناز و نعمت(هایی که از آن برخوردار هستید) بازخواست خواهید شد».
خداوند متعال بندگانش را سرزنش میکند، زیرا هدف و کاری را که برای آن آفریده شدهاند رها کردهاند. و آن همان عبادت خداوند یگانه و شناخت او و روی آوردن به او و مقدم داشتن محبت او بر همه چیز است.
﴿أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ١﴾افزون طلبی شما انسانها را از این امور مذکور غافل گردانده است. خداوند ذکر نکرد که مردم در چه چیزی افزون طلبی میکنند، تا همه چیزهایی را که مردم در آن افزون خواهی مینمایند و اموال و فرزندان و یاوران و لشکریان و خدمتگزاران و مقام و غیرهای که به آن افتخار مینمایند شامل شود. و تا چیزهای دیگری را نیز دربر بگیرد که هرکس میخواهد از دیگری بیشتر داشته باشد، و هدف از آن رضایت خدا نیست.
پس غفلت و سرگرمی شما ادامه یافت تا این که ﴿زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ﴾گورها را زیارت میکنید آنگاه پرده از روی شما برداشته میشود ولی اکنون جبران آن مشکل است. ﴿حَتَّىٰ زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ٢﴾این دلالت مینماید که برزخ، جهان و سرایی است که هدف از آن رسیدن به آخرت است. و خداوند انسانها را «زایر» نامید و مقیم نخواند.
این بر رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ و جزا یافتن در برابر اعمال در جهانی فناناپذیر دلالت میکند. بنابراین، خداوند آنها را هشدار داد و فرمود: ﴿كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ٣ ثُمَّ كَلَّا سَوۡفَ تَعۡلَمُونَ٤ كَلَّا لَوۡ تَعۡلَمُونَ عِلۡمَ ٱلۡيَقِينِ٥﴾اگر با افزون طلبی شما را غافل نمیگرداند و به انجام کارهای شایسته مبادرت میورزیدید.
اما عدم برخورداری از علم حقیقی شما را به جایی برساند که مشاهده میکنید، ﴿لَتَرَوُنَّ ٱلۡجَحِيمَ٦﴾یعنی حتما بر قیامت در خواهد آمد، پس حتما جهنمی را که خداوند برای کافران آماده کرده است مشاهده خواهید نمود. ﴿ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيۡنَ ٱلۡيَقِينِ٧﴾سپس دوزخ را با چشم خود آشکارا خواهد دید. همانطور که خداوند متعال میفرماید: ﴿وَرَءَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓاْ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمۡ يَجِدُواْ عَنۡهَا مَصۡرِفٗا٥٣﴾[الکهف: ۵۳]. «و بزهکاران آتش دوزخ را میبینند و میدانند که وارد آن خواهند شد و از آن گریزی نخواهند داشت».
﴿ثُمَّ لَتُسَۡٔلُنَّ يَوۡمَئِذٍ عَنِ ٱلنَّعِيمِ٨﴾سپس در روز قیامت از نعمتهایی که در دنیا از آن لذت میبردید پرسیده میشوید که آیا شکر آن را به جای آوردهاید و حق خدا را از آن ادا نمودهاید و از آنها برای انجام گناهان کمک نگرفتهاید؟ آنگاه به شما نعمتی برتر و بهتر خواهد داد.
یا اینکه فریب نعمتها را خورده و شکر آن را به جای نیاوردهاید؟ بلکه از نعمتهای برای انجام گناهان استفاده کردهاید؟ پس شما را بر آن مجازات خواهد کرد. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَيَوۡمَ يُعۡرَضُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ عَلَى ٱلنَّارِ أَذۡهَبۡتُمۡ طَيِّبَٰتِكُمۡ فِي حَيَاتِكُمُ ٱلدُّنۡيَا وَٱسۡتَمۡتَعۡتُم بِهَا فَٱلۡيَوۡمَ تُجۡزَوۡنَ عَذَابَ ٱلۡهُونِ...﴾[الأحقاف: ۲۰]. «و روزی که کافران بر آتش دوزخ درآورده میشوند و به آنان گفته میشود: شما لذتهای خود را در دنیا بردهاید و از آن بهرهمند شدهاید و امروز عذاب خوار کنندهای به عنوان کیفر به شما داده میشود».
پایان تفسیر سورهی تکاثر
مکی و ۳ آیه است.
آیهی ۳-۱:
﴿وَٱلۡعَصۡرِ١﴾[العصر: ۱]. «سوگند به زمان».
﴿إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَفِي خُسۡرٍ٢﴾[العصر: ۲]. «که انسان در زیانکاری است».
﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلصَّبۡرِ٣﴾[العصر: ۳]. «مگر آنان که ایمان آورده و کارهای شایتسه کرده و همدیگر را به حق سفارش و همدیگر را به شکیبایی توصیه نمودهاند».
خداوند به زمان که شب و روز است و بستری برای کارهای بندگان و اعمالشان است سوگند میخورد که همه انسانها زیانمند میباشند. و زیان کار ضد سودمند است. زیان مراتب متفاوتی دارد.
گاهی زیان مطلق خواهد بود مانند کسی که دنیا و آخرت را از دست داده و نعمتها را از دست او رفته و سزاوار دوزخ گردیده است.
و گاهی انسان از بعضی جهات زیانمند میشود و از بعضی جهات زیانمند نخواهد بود. بنابراین فرمود: هر انسانی زیانکار است مگر کسی که دارای چهار صفت باشد:
اول: ایمان داشتن به انچه خداوند بدان امر نموده است. و ایمان بدون علم و آگاهی حاصل نمیشود. پس علم شاخهای از ایمان داشت و بدون علم، ایمان حاصل نمیگردد.
دوم: کار شایسته است، و این همه کارهای خوب را شامل میشود. کارهای ظاهری و باطنی اعم از واجب و مستحب که متعلق به حقوق خدا و حقوق بندگانش میباشد.
سوم: توصیه به حق که ایمان و عمل صالح است. یعنی یکدیگر را به این توصیه کنند و تشویق نمایند.
چهارم: توصیه و سفارش به صبر و شکیبایی بر عبادت خدا و صبر بر عدم ارتکاب گناهان و صبر نمودن بر بلاهای دردناکی که از سوی خدا میآید.
پس با دو امر اول بنده خودش را کامل میگرداند و با دوامر آخر دیگران را به کمال میرساند. و با کامل شدن این چهار چیز،بنده از متضرّر شدن سالم مانده و فایده بزرگی را به دست میآورد.
پایان تفسیر سورهی عصر
مکی و ۹ آیه است.
آیهی ۹-۱:
﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ١﴾[الهمزة: ۱]. «وای به حال هر عیبجوی طعنهزن».
﴿ٱلَّذِي جَمَعَ مَالٗا وَعَدَّدَهُۥ٢﴾[الهمزة: ۲]. «کسیکه مال گرد آورد و آنرا شمارش کرد».
﴿يَحۡسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخۡلَدَهُۥ٣﴾[الهمزة: ۳]. «میپندارد که مالش او را جاودانه میدارد».
﴿كَلَّاۖ لَيُنۢبَذَنَّ فِي ٱلۡحُطَمَةِ٤﴾[الهمزة: ۴]. «نه! به یقین در «حطمه» انداخته خواهد شد».
﴿وَمَآ أَدۡرَىٰكَ مَا ٱلۡحُطَمَةُ٥﴾[الهمزة: ۵]. «و تو چه میدانی که «حطمه» چیست»؟.
﴿نَارُ ٱللَّهِ ٱلۡمُوقَدَةُ٦﴾[الهمزة: ۶]. «آتش برافروختۀ خداست».
﴿ٱلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى ٱلۡأَفِۡٔدَةِ٧﴾[الهمزة: ۷]. «آتشی که بر دلها مسلط و چیره میگردد».
﴿إِنَّهَا عَلَيۡهِم مُّؤۡصَدَةٞ٨﴾[الهمزة: ۸]. «بیگمان آن (آتش) بر آنان فرو بسته شده است».
﴿فِي عَمَدٖ مُّمَدَّدَةِۢ٩﴾[الهمزة: ۹]. «در ستونهایی دراز».
﴿وَيۡلٞ لِّكُلِّ هُمَزَةٖ لُّمَزَةٍ١﴾کسی که با عمل و سخنش مردم را عیبجویی میکند و به آنها طعنه میزند عذاب سخت و هلاک کنندهای در پیش دارد. «همّاز» کسی است که با اشاره و عمل مردم را مورد عیبجویی قرار میدهد و به آن طعنه میزند. « لمّاز» کسی است که با گفتار خود از مردم عیب میگیرد.
﴿ٱلَّذِي جَمَعَ مَالٗا وَعَدَّدَهُۥ٢﴾چنین طعنه زنی هدف و ارادهای جز جمع آوری مال و شمردن آن و رشک بردن به آن ندارد، و علاقهای به انفاق مال در راههای خیر و برقرار داشتن پیوند خویشاوندی و امثال آن ندارد.
﴿يَحۡسَبُ أَنَّ مَالَهُۥٓ أَخۡلَدَهُۥ٣﴾چنین کسی به سبب نادانیاش گمان میبرد که مالش او را در دنیا برای همیشه ماندگار میکند، بنابراین، تلاش و رنج او در بیشتر کردن و رشد دادن مالش میباشد و گمان میبرد این کار عمرش را بیشتر خواهد کرد.
﴿كَلَّاۖ لَيُنۢبَذَنَّ فِي ٱلۡحُطَمَةِ٤﴾نه! به یقین در دوزخ خردکننده و درهم شکننده انداخته خواهد شد. و تو چه میدانی که خردکننده چیست؟ ﴿نَارُ ٱللَّهِ ٱلۡمُوقَدَةُ٦ ٱلَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى ٱلۡأَفِۡٔدَةِ٧﴾آتشی که افروزه و هیزم آن مردم و سنگها هستند و از بس که شدید است از جسمها میگذرد و به دلها میرسد. و با وجود گرمای شدیدش در آن زندانی و گرفتار هستند و از بیرون آمدن از آن تا امید میباشند. بنابراین فرمود: ﴿إِنَّهَا عَلَيۡهِم مُّؤۡصَدَةٞ٨ فِي عَمَدٖ مُّمَدَّدَةِۢ٩﴾درهای دوزخ به روی آنها بسته شده و آن سوی درها ستونهای درازی است تا از آن بیرون نیایند. ﴿كُلَّمَآ أَرَادُوٓاْ أَن يَخۡرُجُواْ مِنۡهَا مِنۡ غَمٍّ أُعِيدُواْ فِيهَا﴾[الحج: ۲۲]. «هرگاه بخواهند از غم و اندوهش بیرون بیایند به آن برگردانده میشوند. از خداوند میطلبیم که ما را پناه دهد و از او عفو و عافیت را میطلبیم».
پایان تفسیر سورهی همزه
مکی و ۵ آیه است.
آیهی ۵-۱:
﴿أَلَمۡ تَرَ كَيۡفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصۡحَٰبِ ٱلۡفِيلِ١﴾[الفیل: ۱]. «آیا ندانستهای که پروردگارت با یاران فیل چه کرد».؟
﴿أَلَمۡ يَجۡعَلۡ كَيۡدَهُمۡ فِي تَضۡلِيلٖ٢﴾[الفیل: ۲]. «آیا نیرنگ آنانرا در تباهی قرار نداد».
﴿وَأَرۡسَلَ عَلَيۡهِمۡ طَيۡرًا أَبَابِيلَ٣﴾[الفیل: ۳]. «و گروه گروه پرندگان را بر آنان فرستاد».
﴿تَرۡمِيهِم بِحِجَارَةٖ مِّن سِجِّيلٖ٤﴾[الفیل: ۴]. «(که) بهسوی آنان سنگریزههایی از سنگ گل میانداختند».
﴿فَجَعَلَهُمۡ كَعَصۡفٖ مَّأۡكُولِۢ٥﴾[الفیل: ۵]. «سرانجام آنانرا مانند بازماندۀ (کاه) جویده دشه قرار داد».
آیا نشانههای قدرت خداوند و رحمت او نسبت به بندگانش و دلایل توحید و یگانگی او و صداقت پیامبرش را در آنچه با اصحاب فیل کرد مشاهده نکردهای؟ آن فیل سوارانی که میخواستند کعبه را تخریب کنند و نزدیک بود آنرا تخریب نمایند و برای این کار، خود را آماده کرده بودند.
آنان برای منهدم کردن کعبه فیلهایی با خود بردند و با گروه و لشکری از حبشه و یمن آمدند که عربها توان رویارویی با آن را نداشتند.
وقتی به نزدیک مکه رسیدند و عربها توان دفاع را نداشتند و اهل مکه از ترس آنان از شهر بیرون گریختند خداوند بر فیل سواران پرندههایی متفرق فرستاد که هریک سنگی از گل با خود داشت و فیل سواران را سنگباران کردند وهمه آنها را از بین بردند.
پس آنها نابود شدند و از بین رفتن مانند کاهی که خورد شده و جویده شده است و خداوند شر آنها را دور کرد و نیرنگشان را به خودشان برگرداند. داستان اصحاب فیل معروف و مشهور است و این اتفاق در سالی رخ داد که پیامبرصدر آن سال بدنیا آمد.
پس این واقعه یکی از مقدمات دعوت و رسالت او بود. خدا را ستایش میکنیم و او را سپاس میگزاریم.
پایان تفسیر سورهی فیل
مکی و ۴ آیه است.
آیهی ۴-۱:
﴿لِإِيلَٰفِ قُرَيۡشٍ١﴾[قریش: ۱]. «به خاطر انس و الفت قریش».
﴿إِۦلَٰفِهِمۡ رِحۡلَةَ ٱلشِّتَآءِ وَٱلصَّيۡفِ٢﴾[قریش: ۲]. «به خاطر انس و الفت ایشان به کوچ زمستانه و تابسته».
﴿فَلۡيَعۡبُدُواْ رَبَّ هَٰذَا ٱلۡبَيۡتِ٣﴾[قریش: ۳]. «پس باید پروردگار این خانه را پرستش کنند».
﴿ٱلَّذِيٓ أَطۡعَمَهُم مِّن جُوعٖ وَءَامَنَهُم مِّنۡ خَوۡفِۢ٤﴾[قریش: ۴]. «کسیکه آنان را در گرسنگی خوراک داد و در بیمناکی امن و امان بخشید».
بسیاری از مفسرین گفتهاند که جار و مجرور متعلق به سورهایست که قبل از آن میباشد. یعنی آنچه با اصحاب فیل کردیم به خاطر امنیت قریش و پایدار بودن منافعشان بود، تا کوچ آنها در زمستان به یمن و در تابستان به شام برای کسب و تجارت به خوبی انجام بگیرد. پس خداوند کسانی را که به آنها قصد بد کردند هلاک کرد و حرم و اهل آنرا در نزد عربها با اهمیت گرداند تا همه به آنها احترام گذاشتند و هیچ گاه بهسوی آنها در هیچ مسافرتی دست تعرض دراز نکنند.
بنابراین آنها را به شکرگزاری فرمان داد و فرمود: ﴿فَلۡيَعۡبُدُواْ رَبَّ هَٰذَا ٱلۡبَيۡتِ٣﴾باید پروردگار این خانه را پرستش کنند. یعنی او را یگانه بدانند و عبادت را خالصانه برای او انجام دهند
﴿ٱلَّذِيٓ أَطۡعَمَهُم مِّن جُوعٖ وَءَامَنَهُم مِّنۡ خَوۡفِۢ٤﴾پس روزی فراوان و امنیت از بزرگترین نعمتهای دنیوی است که ایجاب میکند آدمی شکر خدا را به خاطر آن به جای آورد. پس ای خدا! تو را بر نعمتهای ظاهری و باطنی ات ستایش میکنیم. و خداوند فرمود: «پروردگار خانهی کعبه» با این که او پروردگار همه چیز است، و این برای بیان فضیلت و شرافت کعبه میباشد.
پایان تفسیر سورهی قریش
مکی و ۷ آیه است.
آیهی ۷-۱:
﴿أَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي يُكَذِّبُ بِٱلدِّينِ١﴾[الماعون: ۱]. «آیا نگریستهای به کسیکه جزای اعمال را دروغ انگاشت»؟.
﴿فَذَٰلِكَ ٱلَّذِي يَدُعُّ ٱلۡيَتِيمَ٢﴾[الماعون: ۲]. «آن شخص همان کسی است که یتیم را (با اهانت) از خود میراند».
﴿وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ٣﴾[الماعون: ۳]. «و بر خوراک دادن بینوا ترغیب نمیکند».
﴿فَوَيۡلٞ لِّلۡمُصَلِّينَ٤﴾[الماعون: ۴]. «پس وای بر آن نمازگزاران».
﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ عَن صَلَاتِهِمۡ سَاهُونَ٥﴾[الماعون: ۵]. «همان کسانیکه از نماز خویش غافلند».
﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ يُرَآءُونَ٦﴾[الماعون: ۶]. «آنانکه خودنمایی میکنند».
﴿وَيَمۡنَعُونَ ٱلۡمَاعُونَ٧﴾[الماعون: ۷]. «و از به امات دادن وسایل خانه خودداری میورزند».
﴿أَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي يُكَذِّبُ بِٱلدِّينِ١﴾آیا ننگریستهای به کسیکه زنده شدن پس از مرگ و جزا را دروغ میانگارد و به آنچه پیامبران آوردهاند ایمان ندارد؟!.
﴿فَذَٰلِكَ ٱلَّذِي يَدُعُّ ٱلۡيَتِيمَ٢﴾چنین کسی، یتیم را با خشونت از خود دور میکند و به خاطر سنگدلیاش بر او رحم نمیکند چون به پاداش و عقابی امید ندارد. ﴿وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ٣﴾و دیگران را بر خوراک دادن یتیم تشویقی و ترغیب نمینماید. و به طریق اولی خودش بینوایان را غذا و خوراک نمیدهد.
﴿فَوَيۡلٞ لِّلۡمُصَلِّينَ٤ ٱلَّذِينَ هُمۡ عَن صَلَاتِهِمۡ سَاهُونَ٥﴾پس وای بر آن نمازگزارانی که به نماز خود پای بند هستند اما آن را ضایع میکنند و سر وقت آنرا نمیخوانند و ارکان آن را به خوبی انجام نمیدهند. و این به خاطر آن است که آنها به فرمان خداوند اهمیت نمیدهند، زیرا نمار را که مهمترین عبادتهاست ضایع مینمایند. و کسیکه از نمازش غافل باشد سزاوار مذمت و سرزنش است. اما دچار فراموشی شدن در نماز چیزی است که پیامبر هم در نماز بدان دچار میشد. بنابراین، خداوند اینها را به ریاکاری و سنگدلی و بیرحمی توصیف نموده و فرمود:
﴿ٱلَّذِينَ هُمۡ يُرَآءُونَ٦﴾کارها را برای این که مردم (آنها را) ببینند انجام میدهند.
﴿وَيَمۡنَعُونَ ٱلۡمَاعُونَ٧﴾و از دادن و بخشیدن چیزی که دادن آن به صورت امانتی با هبه مانند ظرف و دلو و امثال آن که معمولا داده میشود و ضرری متوجه آدمی نمیکند خودداری میکنند. پس اینها به خاطر شدت آزمندی و حرصشان از دادن وسایل خانگی (ناچیز) امتناع میورزند.
پس چگونه بیشتر از آن را خواهند داد. در این سوره به خوراک دادن به یتیمان و بینوایان تشویق شده و نیز به ترغیب نمودن ِ دیگران به این کار و مواظبت بر نماز و انجام دیگر اعمال به صورت مخلصانه تشویق و ترغیب شده است. نیز آدمی بر انجام کار خوب و دادن اموال ناچیز مانند به امانت دادن ظرف و دلو و کتاب و امثال آن تحریک شده است چون خداوند کسی را که چنین نکند مذمت کرده است. والله اعلم.
پایان تفسیر سورهی ماعون
مکی و ۳ آیه است.
آیهی ۳-۱:
﴿إِنَّآ أَعۡطَيۡنَٰكَ ٱلۡكَوۡثَرَ١﴾[الکوثر: ۱]. «بهراستی که ما به تو کوثر دادیم».
﴿فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَٱنۡحَرۡ٢﴾[الکوثر: ۲]. «پس برای پروردگارت نماز بگذار و قربانی کن».
﴿إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ ٱلۡأَبۡتَرُ٣﴾[الکوثر: ۳].
«بیگمان دشمنت هموست بینام و نشان».
خداوند به پیامبرش محمدصمیفرماید: ﴿إِنَّآ أَعۡطَيۡنَٰكَ ٱلۡكَوۡثَرَ١﴾ما به تو خیر فراوان و فضل زیاد دادهایم از جمله آن نهر و حوضی است که خداوند به پیامبرش داده و کوثر نامیده میشود که طول آن به مسافت یک ماه و عرض آن نیز به مسافت یک ماه است و آب آن از شیر سفیدتر و از عسل شیرینتر است و ظرف و لیوانهای آن به اندازه ستارگان آسمان زیاد و همانطور درخشان میباشند. هرکس یک بار از حوض کوثر بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد.
وقتی خداوند منت خویش را بر پیامبر بیان کرد، او را به سپاسگزاری نعمت فرمان داد و فرمود: ﴿فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَٱنۡحَرۡ٢﴾برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن. این دو عبادت را به طور ویژه بیان کرد، چون هر دو از بهترین عبادتها و بزرگترین آنها میباشند.
و چون در نماز قلب و اعضا برای خدا فروتن میباشند و اعضا و جوارح برای انجام انواع بندگی حرکت میکنند. و ذبح کردن قربانی موجب میشود که بنده به وسیلهی بهترین چیزی که در نزد خود دارد، و با دادن مالی که دلها بر محبت آن سرشتهاند و بر آن بخل میورزند، به خداوند تقرب و نزدیکی جوید.
﴿إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ ٱلۡأَبۡتَرُ٣﴾همانا کسیکه با تو دشمنی دارد و تو را مذمت میکند بیخیر و برکت و بینام و نشان خواهد بود. اما محمدصبه حق انسانی کامل است و آوازهای بلند و پیروانی زیاد دارد.
پایان تفسیر سورهی کوثر
مکی و ۶ آیه است.
آیهی ۶-۱:
﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ١﴾[الکافرون: ۱]. «بگو: ای کافران».
﴿لَآ أَعۡبُدُ مَا تَعۡبُدُونَ٢﴾[الکافرون: ۲]. «آنچه را که شما میپرستید نمیپرستم».
﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ٣﴾[الکافرون: ۳]. «و شما نیز نمیپرستید آنچه را که من میپرستم».
﴿وَلَآ أَنَا۠ عَابِدٞ مَّا عَبَدتُّمۡ٤﴾[الکافرون: ۴]. «و نه من آنچه را شما میپرستید میپرستم».
﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ٥﴾[الکافرون: ۵]. «و نه شما آنچه را من میپرستم میپرستید».
﴿لَكُمۡ دِينُكُمۡ وَلِيَ دِينِ٦﴾[الکافرون: ۶]. «دین شما برای خودتان و دین من برای خودم».
﴿قُلۡ يَٰٓأَيُّهَا ٱلۡكَٰفِرُونَ١﴾یعنی آشکارا و به صراحت به کافران بگو: ﴿لَآ أَعۡبُدُ مَا تَعۡبُدُونَ٢﴾آنچه را که شما میپرستید، نمیپرستم. یعنی از هر چیزی که به غیر از خدا میپرستند در ظاهر و باطن دوری کن. ﴿وَلَآ أَنتُمۡ عَٰبِدُونَ مَآ أَعۡبُدُ٣﴾و شما نیز نمیپرستید آنچه را که من میپرستم. چون شما عبادت خود را خالصانه برای خدا انجام نمیدهید و پرستش شما برای خدا همراه با شرک است و عبادت نامیده نمیشود.
﴿وَلَآ أَنَا۠ عَابِدٞ مَّا عَبَدتُّمۡ٤﴾این را تکرار کرد تا بر دو نکته دلالت نماید، اول بر عدم وجود کار، و دوم بر این که این حالت همیشگی است. بنابراین، میان دو گروه فرق گذاشت و هر دو را از هم جدا کرد و فرمود: ﴿لَكُمۡ دِينُكُمۡ وَلِيَ دِينِ٦﴾همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿قُلۡ كُلّٞ يَعۡمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ﴾[الإسراء: ۸۴]. «بگو: هرکس به آئین خودش عمل میکند». [یونس: ۴۱]. ﴿أَنتُم بَرِيُٓٔونَ مِمَّآ أَعۡمَلُ وَأَنَا۠ بَرِيٓءٞ مِّمَّا تَعۡمَلُونَ﴾[یونس: ۴۱]. «شما از آنچه من انجام میدهم بیزار هستید و من از آنچه شما میکنید، بیزارم».
پایان تفسیر سورهی کافرون
مدنی و ۳ آیه است.
بسم الله الرحمن الرحیم
آیهی ۳-۱:
﴿إِذَا جَآءَ نَصۡرُ ٱللَّهِ وَٱلۡفَتۡحُ١﴾[النصر: ۱]. «هنگامیکه یاری خدا و پیروزی فرا رسد».
﴿وَرَأَيۡتَ ٱلنَّاسَ يَدۡخُلُونَ فِي دِينِ ٱللَّهِ أَفۡوَاجٗا٢﴾[النصر: ۲]. «و مردم را ببینی که دسته دسته و گروه گروه داخل دین خدا میشوند».
﴿فَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّكَ وَٱسۡتَغۡفِرۡهُۚ إِنَّهُۥ كَانَ تَوَّابَۢا٣﴾[النصر: ۳]. «پروردگار خود را سپاس و ستایش کن و از او آمرزش بخواه بیگمان او توبهپذیر است».
در این سورهی کریمه خداوند یک مژده داده، و به هنگام حصول آن مژده به پیامبر فرمانی داده،و به آثار و پیامدهای تحقّق این مژده نیز اشاره کرده است. مژده این است که خداوند پیامبرش را یاری میکند و مکه را فتح مینماید و مردم دسته دسته و گروه گروه داخل دین خدا میشوند، طوری که بسیاری از آنان یاوران او خواهند بود بعد از آن که دشمن وی بودند.
چیزی که خداوند پیامبرش را بدان مژده داده تحقق یافت. و اما فرمانی که خدا بعد از به دست آمدن یاری و فتح، پیامبرش را بدان فرمان داد این است که پیامبر باید اورا به خاطر این چیز سپاس بگزارد و خدا را به پاکی یاد کند و از او آمرزش بخواهد.
و اما آنچه به آن اشاره شده دو چیز است: یکی اشاره به این که مادامی که پیامبرصخداوند را ستایش کند و همواره از او طلبِ مغفرت نماید، دین پیروز میگردد و بر پیروزیاش افزوده میشود، زیرا سپاس و ستایش و استغفار از مصادیق به جای آوردن شکر است. خداوند میفرماید: ﴿لَئِن شَكَرۡتُمۡ لَأَزِيدَنَّكُمۡ﴾[إبراهیم: ۷]. «اگرشکرگزار باشید به شما بیشتر خواهم داد». و این در زمان خلفای راشدین و بعد از آنها نیز محقق گردید و خداوند همواره دین خود را یاری میکند تا این که اسلام به جایی رسید که هیچ یک از ادیان به آن جا نرسیده بودند و چنان مردم به آن گرویدند که به دیگر ادیان نگرویده بودند. تا این که امت با امر و فرمان الهی مخالفت ورزیدند و آنگاه خداوند آنان را به سبب آن دچار اختلاف وتفرقه کرد و این اختلاف پیامدهای گوناگون داشت. و با وجود این، خداوند چنان نسبت به این دین و این امت لطف و مهربانی دارد که در ذهن نمیگنجد.
و اما اشارهی دوم این است که زمان مرگ پیامبرصنزدیک شده است، و از آنجا که زندگی او بسیار با ارزش است خداوند به آن سوگند خورده است. و امور با ارزش از قبیل نماز و حج و غیره با آمرزش خواستن پایان مییابد. پس امر نمودن خداوند پیامبرش را به این که خدا را ستایش کند و از خدا آمرزش بخواهد، اشارهای است به این که دوران حیات او به سر رسیده است و باید خودش را برای ملاقات با پروردگارش آماده نماید و عمرش را با بهترین چیزها به پایان ببرد.
پیامبرصهم قرآن را تفسیر میکرد و در نماز و در رکوع و سجدهی خود به کثرت میگفت: «سُبحَانَك اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَبِحَمدِك، اللَّهُمَّ اغفِر لی» «پاک هستی پروردگارا! و تو را ستایش میکنم. بار خدایا مرا بیامرز».
پایان تفسیر سورهی نصر
مکی و ۵ آیه است.
آیهی ۵-۱:
﴿تَبَّتۡ يَدَآ أَبِي لَهَبٖ وَتَبَّ١﴾[المسد: ۱]. «شکسته باد دو دستان ابولهب و (ابولهب) هلاک باد».
﴿مَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُ مَالُهُۥ وَمَا كَسَبَ٢﴾[المسد: ۲]. «دارائی و آنچه را به دست آورده است سودی بدو نمیرساند».
﴿سَيَصۡلَىٰ نَارٗا ذَاتَ لَهَبٖ٣﴾[المسد: ۳]. «به آتش شعلهور درخواهد آمد».
﴿وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ٤﴾[المسد: ۴]. «و زنش (نیز به دوزخ درمیآید. نکوهش میکنم) آن هیزمکش را».
﴿فِي جِيدِهَا حَبۡلٞ مِّن مَّسَدِۢ٥﴾[المسد: ۵]. «در گردن او طنابی از لیف خرماست».
ابولهب عموی پیامبرصبود. او به شدت با پیامبر دشمن بود و او را اذیت و آزار میرساند. او نه دین داشت و نه غیرت خویشاوندی. خداوند او را زشت بگرداند! پس خداوند با این مذمت بزرگ ابولهب را مذمت کرد. مذمّتی که تا روز قیامت مایه خواری و رسواییاش خواهد بود. پس فرمود: ﴿تَبَّتۡ يَدَآ أَبِي لَهَبٖ وَتَبَّ١﴾هلاک و بریده باد دستهای ابولهب و او هلاک باد.
﴿مَآ أَغۡنَىٰ عَنۡهُ مَالُهُۥ وَمَا كَسَبَ٢﴾مال و دارایی که داشت و او را سرکش کرده بود، سودی به او نمیرساند و عذاب خدا را از او دور نمیکند. ﴿سَيَصۡلَىٰ نَارٗا ذَاتَ لَهَبٖ٣ وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ٤﴾آتش دوزخ او را از هر سو احاطه خواهد کرد و زن هیزمکش وی را نیز احاطه مینماید. زنش نیز به شدت پیامبرصرا اذیت میکرد و شوهرش را برای انجام گناه و دشمنانگی کمک میکرد و نهایت تلاش خود را برای جمع آوری معصیت خداوند و آزار دادن پیامبرصمبذول میداشت، همانند کسی که هیزم جمع کرده و با طناب ﴿مِّن مَّسَدِۢ﴾از لیف بر پشت خود حمل مینماید.
با معنی ﴿وَٱمۡرَأَتُهُۥ حَمَّالَةَ ٱلۡحَطَبِ٤ فِي جِيدِهَا حَبۡلٞ مِّن مَّسَدِۢ٥﴾این است که این زن در جهنم برای سوختن شوهرش هیزم جمع میکند و طنابی از لیف خرما بر گردن دارد. به هر حال این سوره یکی از نشانههای آشکار خداوند است، خداوند این سوره را در زمانی نازل کرد که هنوز ابولهب و همسرش هلاک نشده بودند و خبر داد که آنها در آتش دوزخ عذاب داده خواهند شد. و لازمه آن این است که آنها در امان نخواهند بود. و همان طور که خداوندِ دانای پیدا و پنهان خبر داده بود، اتفاق افتاد.
پایان تفسیر سورهی مسد
مکی و ۴ آیه است.
آیهی ۴-۱:
﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ١﴾[الإخلاص: ۱]. «بگو: خدا یگانۀ یکتا است».
﴿ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ٢﴾[الإخلاص: ۲]. «خداوند سرور و والا و برآورنده امیدها و برطرفککنندۀ نیازها است».
﴿لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ٣﴾[الإخلاص: ۳]. «نه (فرزند) زاده و نه زاده شده است».
﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُۢ٤﴾[الإخلاص: ۴]. «و کسی همتا و همگون او نمیباشد».
﴿قُلۡ﴾با یقین قطعی و با باور و شناخت بگو: ﴿هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾خداوند یگانه و یکتا است و یگانگی فقط در او منحصر است. پس او دارای یگانگی کامل است و دارای نامهای نیکو و صفات والا و کارهای مقدس است و همانند و شبیهی ندارد.
﴿ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ٢﴾(و بندگان) برای رفع همه نیازهایشان رو بهسوی او میآورند. پس مردم جهان بالا و پائین به شدت به او نیازمندند و نیازهایشان را از او میخواهند و در کارهای مهم خود رو بهسوی او میکنند. چون او در صفتهایش و در دانایی و علم کامل میباشد. و بردباری است که بردباری او کامل است و مهربانی است که رحمت او همه چیز را فرا گرفته است و سایر صفات او چنین میباشند.
و از کمال خداوندی این است که او ﴿لَمۡ يَلِدۡ وَلَمۡ يُولَدۡ٣﴾فرزندی نزاده و نه زاده شده است چون در کمال بینیازی میباشد. ﴿وَلَمۡ يَكُن لَّهُۥ كُفُوًا أَحَدُۢ٤﴾و در صفات و نامها و کارهایش همگون و همتایی ندارد. خجسته و با برکت است خداوند متعال. این سوره مشتمل بر توحید اسما و صفات میباشد.
پایان تفسیر سورهی إخلاص
مکی و ۵ آیه است.
آیهی ۵-۱:
﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ١﴾[الفلق: ۱]. «بگو: پناه میبرم به پروردگار سپیدهدم».
﴿مِن شَرِّ مَا خَلَقَ٢﴾[الفلق: ۲]. «از شر هر آنچه آفریده است».
﴿وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ٣﴾[الفلق: ۳]. «و از شر شب تاریک چون فروپوشاند».
﴿وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّٰثَٰتِ فِي ٱلۡعُقَدِ٤﴾[الفلق: ۴]. «و از شر زنانی که در گرهها میدمند».
﴿وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ٥﴾[الفلق: ۵]. «و از شر حسود بدانگاه که حسد میورزد».
﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ١﴾بگو: پناه میبرم به پروردگاری که دانه و هسته و سپیدهدم را میشکافد.
﴿مِن شَرِّ مَا خَلَقَ٢﴾این شامل همهی انسانها و جنها و حیواناتی میگردد که خداوند آفریده است. پس باید به آفرینندهی اینها از شری که در اینهاست پناه برد. سپس به صورت ویژه خاص بیان کرد و فرمود: ﴿وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ٣﴾و پناه میبرم به خدا از شری که در شب هست. وقتی که خواب مردم را فرو میپوشاند و بسیاری از ارواح شرور و حیوانات موذی پخش و پراکنده میگردند. ﴿وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّٰثَٰتِ فِي ٱلۡعُقَدِ٤﴾و از شر زنان جادوگری که برای جادوی خود از دمیدن در گرهها کمک میگیرند و بر آن جادو میکنند. ﴿وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ٥﴾حسود کسی است که زوال نعمت دیگران را میخواهد و حسود برای از بین بردن نعمت از دست دیگران میکوشد.
پس برای باطل کردن نیرنگ حسود و مصون ماندن از مکر و کیدش باید به خدا پناه برد. چشم بد نیز نوعی از حسادت است چون فقط کسی چشم میزند که حسود و بدجنس و خبیث النفس باشد. پس به طور خاص و عام به خدا پناه برد. و بر این دلالت مینماید که جادو حقیقت دارد و خطر زیان آور میرود و از آن باید بترسید و از جادو و جادوگران باید به خدا پناه برد.
پایان تفسیر سورهی فلق
مدنی و ۶ آیه است.
آیهی ۶-۱:
﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ١﴾[الناس: ۱]. «بگو: به پروردگار مردم پناه میبرم».
﴿مَلِكِ ٱلنَّاسِ٢﴾[الناس: ۲]. «فرمانروای مردم».
﴿إِلَٰهِ ٱلنَّاسِ٣﴾[الناس: ۳]. «معبود مردم».
﴿مِن شَرِّ ٱلۡوَسۡوَاسِ ٱلۡخَنَّاسِ٤﴾[الناس: ۴]. «از شر وسوسهگری که واپس میرود».
﴿ٱلَّذِي يُوَسۡوِسُ فِي صُدُورِ ٱلنَّاسِ٥﴾[الناس: ۵]. «کسیکه در دلهای مردم وسوسه میکند».
﴿مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ٦﴾[الناس: ۶]. «از جنّیان (باشد) یا از مردمان».
این سوره مشتمل بر آن است که باید از شر شیطانی که مصدر هر شرّی است به پروردگار مردم و مالک آنان و معبودشان پناه برد. از جمله فتنه و شر او این است که در سینههای مردم وسوسه میاندازد، پس بدی را برایشان زیبا جلوهِ میدهد و آنها را بر انجام آن تحریک میکند. و آنان را از انجام کار خوب باز میدارد و خیر را به صورت غیرواقعی به آنها نشان میدهد.
و شیطان با همین صورت همواره وسوسه میکند، سپس واپس میرود. یعنی خود را از وسوسه کردن عقب میکشد، بدانگاه که بنده پروردگارش را یاد کند و از خدا برای دور شدن شیطان کمک بگیرد. پس او باید از خداوند کمک بگیرد و به او پناه ببرد و به ربوبیت او چنگ بزند، ربوبیتی که همهی مردمان را فرا گرفته است. نیز این سوره مشتمل بر آن است که تمامی خلایق در دایره ربوبیت و پادشاهی خدا قرار دارند، پس سرنوشت هر جنبندهای در دست خداست، نیز این سوره مشتمل بر آن است که انسان باید از خدا کمک بگیرد و به او پناه ببرد و به الوهیتی که آنانرا برای آن آفریده است چنگ بزند.
انسانها نمیتوانند بندگی او را بهطور کامل انجام دهند مگر آنکه خداوند شر دشمنشان را از آنها دور بدارد، دشمنی که میخواهد آنها را از بندگی و عبودیت دور نماید و میان آنها و بندگی خدا سائل گردد و میخواهد آنها را از حزب و گروهش بگرداند تا از دوزخیان بگرداند.
و همانطور که جنها در دل وسوسه میاندازند انسانها نیز در دل وسوسه میاندازند. بنابراین فرمود: ﴿مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ٦﴾از جنیان باشند یا از مردمان. ستایش از آن پروردگار جهانیان است.
پایان تفسیر سوره ناس
والحمدلله رب العالمين أولاً وآخراً وظاهراً وباطناً.