2086

مشخصات کتاب

تفسیر مختصر قرآن کریم:
ترجمه فارسی المختصر في التفسير




مؤلف

گروهی از مفسران

مقدمه‌ی چاپ سوم

تمام شکر و سپاس‌ها مخصوص پروردگار است که قرآن را بر بنده‌اش نازل کرد و هیچ نوع کجی و انحرافی در آن ننهاد. و درود و سلام بر پیامبرمان؛ محمّد مصطفی‌ج و بر خاندان و اصحابش و پیروان نیک‎شان تا روز قیامت باد.

با یاری و توفیق الله متعال، تلاش مفسّران برای تفسیر و بیان معانی کلام الهی، در هر دوره‌ای رو به پیشرفت بوده و از همان قرون نخستین اسلامی، یکی از اهداف دانشمندان در نگارش تفاسیر، نزدیک ‌ساختن مفاهیم آیات قرآن به ذهن عموم خوانندگان؛ با دوری از تفصیل و اطاله‌ای که مانع اتمامِ آن شود و نیز پرهیز از آوردن عبارات دشوار که مخاطبان را از رسیدن به معنا باز دارد، بوده است. این نیاز، پیوسته با تجدید زندگی مردم و تنوّع سطوح فرهنگی، دستخوش تغییر و تجدید شده و هر مفسّری در راستای تحقق این هدف، قصد داشته که تفسیرش را متناسب با شرایط مردم زمانۀ خویش بنگارد و نیازهای آنها را پاسخ گوید و نیز با زبان و معارف آنها هماهنگ باشد و تلاش نموده به اندازۀ اجتهاد و علم خویش، اشتباهات و کوتاهی‌های پیشینیان را در بیان یک عبارت یا ترجیح برخی معانی و یا توضیح نوعی ابهام، جبران و اصلاح کند. برخی از مفسّران، چنان در اختصارنویسی مبالغه نموده‌اند، که تفاسیرشان نیاز به شروح و حواشی دارد و در مقابل، گروهی از آنها، در بیان مطالبی که هیچ ارتباطی با تفسیر نداشته، زیاده‌روی نموده و تفاسیری بسیار طولانی نوشته‌اند. هر یک از این تفاسیر، محاسن و رویکردهایی دارد که سبب روی آوردن مردم به آن شده است.

از دیدگاه «مرکزُ تفسیرِ لِلدّراساتِ القرآنیةِ؛ مرکز پژوهش‌های قرآنی تفسیر»، امروزه نیز مردم به تفسیر مختصری با ویژگی‌های زیر نیاز دارند:

وضوح و سادگی عبارت؛

• اکتفا بر تفسیر و بیان معانی آیات بدون ورود در مسائل مربوط به قرائت‎ها، إعراب، فقه و امثال آنها؛

• شرح واژگان کمیاب و ناآشنای قرآنی در لابلای تفسیر و – در حدّ توان- مشخص نمودن این توضیحات با رنگی متمایز تا دسترسی بر آنها برای جویندگان، آسان باشد؛

• پیروی از روش سلف صالح در ارائۀ تفسیر- به‌ویژه در بیان معانی آیات مربوط به صفات الهی- بر اساس قرآن و سنّت و دوری از تأویل و تحریف؛

• در صورت اختلاف، تحقیق و تعیین معنای ارجح با رعایت شروط تفسیر و قوانین ترجیح؛

• بیان برخی از فواید و آموزه‌های آیات با عنوان «برخی فواید آیات» در پایین هر صفحه؛ تا کمکی برای تدبّر بیشتر و استفادۀ کامل از آنها باشد؛

• آوردن مقدّمه‌ای در ابتدای هر سوره برای بیان زمان نزول - مکّی یا مدنی ‌بودن- و نیز بیان مختصر مهم‌ترین اهداف و مقاصد سوره؛

• جمع‌آوری کل مطالب قبلی و نگارش آنها در حاشیۀ مصحف شریف؛ در این چاپ- سوم-، بر آخرین چاپ از مصحف مدینۀ نبوی که «انجمن ملک فهد برای چاپ قرآن کریم در مدینۀ منوّره»، آن را صادر کرده، تکیه داریم؛ تا خوانندۀ قرآن بتواند با آسان‌ترین روش، کلام الهی را بفهمد.

«مرکز پژوهش‌های قرآنی تفسیر»، شیخ سیّد محمّد بن محمّد مختار شنقیطی را مسؤول نگارش متن اولیۀ تفسیر نمود؛ چنان‌که نگارش فواید و راهنمایی‌های آیات نیز به او و استاد دکتر زید بن عمر عیص – استاد سابق پژوهش‌های قرآنی در دانشگاه ملک سعود- سپرده شد و آن دو نفر مشترکاً در این زمینه شرکت داشتند. همچنین نوشتن مقاصد و اهداف سوره‌ها، به شیخ دکتر محمّد بن عبدالله ربیعه – دانشیار گروه علوم قرآنی در دانشگاه قصیم- سپرده شد.

سپس مرکز مذکور، گروهی از مفسّرانِ مورد اعتماد و شایسته در این زمینه را از کشورهای مختلف اسلامی، برای بازبینی، اصلاح تفسیر و تکمیل صحتش، در طول نگارش و مرحله به مرحله، انتخاب نمود و هر یک از آنها، اجزای جداگانۀ این تفسیر را بررسی و تأیید نمودند تا کامل گردید که شامل افراد زیر بودند:

١. استاد دکتر احمد خالد شکری (دانشگاه اردن: اردن)؛

٢. استاد دکتر احمد سعد خطیب (دانشگاه الأزهر: مصر)؛

٣. استاد دکتر احمد بزوی ضاوی (دانشگاه شعیب دکالی: مغرب)؛

٤. دکتر حسین بن علی حربی (دانشگاه جازان: عربستان سعودی)؛

٥. دکتر خالد بن عثمان السّبت (دانشگاه دمّام: عربستان سعودی)؛

٦. استاد دکتر سعید فلّاح (دانشگاه زیتونیّه: تونس)؛

٧. استاد دکتر صالح بن یحیی صواب (دانشگاه صنعاء: یمن)؛

٨. استاد دکتر غانم قدوری حمد (دانشگاه تکریت: عراق)؛

٩. دکتر محمّد بن عبدالله قحطانی (دانشگاه ملک خالد: عربستان سعودی).

وظیفۀ نظارت علمی بر این پروژه و پیگیری آن در تمامی مراحل، بر عهدۀ کمیته‌ای علمی و متشکّل از افراد زیر بود:

١. استاد دکتر مساعد بن سلیمان طیّار؛ استاد دانشگاه ملک سعود؛

٢. استاد دکتر عبدالرّحمان بن مَعاضه شهری؛ استاد دانشگاه ملک سعود؛

٣. دکتر احمد بن محمّد بریدی؛ دانشیار دانشگاه قصیم؛

٤. دکتر ناصر بن محمّد ماجد؛ دانشیار دانشگاه اسلامی امام محمّد بن سعود.

به‌علاوه، «مرکز پژوهش‌های قرآنی تفسیر» سه نفر از استادان متخصّص در حوزۀ عقیده را مسؤول بازبینی این تفسیر از جنبۀ اعتقادی نمود تا اشتباهاتی در این زمینه، روی ندهد. این سه نفر عبارت بودند از: استاد دکتر سهل بن رفاع عتیبی؛ استاد رشتۀ عقیده و فرقه‌های معاصر در دانشگاه ملک سعود، استاد دکتر عبدالعزیز بن محمّد آل عبداللّطیف؛ استاد رشتۀ عقیده و فرقه‌های معاصر در دانشگاه اسلامی امام محمّد بن سعود و دکتر عبدالله بن عبدالعزیز عنقری؛ دانشیار رشتۀ عقیده در دانشگاه ملک سعود. هر یک از این افراد، به صورت جداگانه، تمامی تفسیر حاضر را بررسی و بازبینی نمودند و یادداشت‌ها و اصلاحات ارزشمندی ارائه دادند. الله متعال به تمامی آنها جزای خیر دهد.

مرکز مذکور، بازبینی نهایی و کامل مختصر حاضر را به استاد دکتر مساعد بن سلیمان بن ناصر طیّار سپرد تا نظرها و پیشنهادهای رسیده از طرف خوانندگانِ چاپ اول و دوم تفسیر را بررسی نماید. وی با انتخاب و کمک گروهی از دانشجویان برجسته و ماهر خویش، تک‌تک صفحات را مطالعه نموده و تمامی نظرات را مشاهده و بررسی کردند و درجایی‌که نیاز به اصلاح بود، جملات و اسلوب بیان را اصلاح نمودند و در درجۀ اول، از سبک و روش امام ابن جریر طبری بهره بردند. در صورت نیاز، روش بیان مقاصد سوره‌ها و فواید نیز اصلاح شده و در اغلب موارد، به ذکر سه فایده در هر صفحه اکتفا شده است.

در صورت اختلاف در تفسیر، کمیتۀ مذکور بر تفسیر امامِ مفسّران، ابن جریر طبری تکیه نموده است؛ زیرا روش صحیحی در پیش گرفته و بسیار بر تفسیر منقول از پیامبر ج، صحابه ش و تابعین و پیروان آنها تکیه داشته است.

در نگارش مختصر پیش‎رو، علاوه بر ویژگی‌های مذکور، این نکته رعایت شده که صلاحیت ترجمه به زبان‌های دیگر دنیا را داشته باشد و از اشتباهات و موانعی که در بسیاری از ترجمه‌های منتشرشده دربارۀ معانی واژگان و عبارات قرآن کریم، وجود دارد نیز مصون و محفوظ بماند. تحقیق در مورد این طرح، صورت گرفته و گام‌های اولیه برداشته شده و امید است که إن شاء الله خیلی زود، نتیجه دهد.

افرادی شریف و بزرگوار و خیّر، این پروژه را حمایت کرده و هزینه‌های مادّی آن را پرداخت نمودند که الله متعال مزد و پاداش بخشش و احسان‎شان را به آنها عطا فرماید.

در پایان، لازم به ذکر است که هدف مرکز از چاپ سوم این تفسیر، آسان ‌سازی فهم قرآن کریم و جستجوی حقیقت به اندازۀ توان و تلاش برای رسیدن به کمال بوده است. درجایی‌که به حقیقت رسیده، فضل و توفیق الهی بوده و اگر اشتباهی روی داده، از طرف ما سر زده است و از الله تعالی درخواست داریم لغزش‌هایمان را ببخشاید و این مختصر را مفید و مقبول گرداند؛ زیرا او گرامی‌ترین کسی است که می‌‎توان از وی درخواست کرد و بزرگ‌ترین ذاتی است که می‌توان به او امید بست.

تعدادی از مطالب علمی و فنّی موجود در چاپ اول و دوم را اصلاح نمودیم و بهترین نظرها و پیشنهادهای خوانندگان را اجرا کردیم و عنوانی جدید با عبارت «المختصر فی تفسیر القرآن الکریم» را به جای عنوان «المختصر فی التّفسیر» بنا به پیشنهاد تعدادی از اندیشمندان، انتخاب نمودیم تا برای عموم خوانندگان، روشن و واضح گردد.

از تمامی کسانی‌که در اصلاح و تصحیح این مختصر تلاش نموده‌اند، تشکّر می‌کنیم. امید است که نظرها و پیشنهادهای خود را از طریق پست الکترونیکی [email protected] یا از طریق تلفن مخصوص این پروژه به شمارۀ ٠٥٣٦٣٦٥٥٥٥ در میان بگذارید.

دکتر صالح بن عبدالله بن حمید
سرپرست هیئت مدیرۀ مرکز پژوهش‌های قرآنی تفسیر
امام و خطیب مسجد الحرام و عضو شورای علمای عالی‌رتبه (هیئت کبار العلماء)

سوره الفاتحة

(مکّی)

برخی مقاصد سوره:

بازگشت حقیقی و عملی به‌‌سوی الله، و بندگی خالص برای او تعالی.

تفسیر:

وجه تسمیۀ سورۀ فاتحه آن است که کتاب الله با آن آغاز می‌‌شود و چون تمام موضوعات قرآن مانند توحید، عبادت، اشاره به قصص و سایر موضوعات را دربردارد، أم القرآن نیز نامیده می‌‌شود. این سوره، ارزشمندترین سورۀ قرآن و سَبعِ مَثانی است.

﴿بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيم [الفاتحة: ١]

١ قرائت قرآن با نام الله آغاز می‌‌شود تا از او تعالی یاری و مدد تقاضا گردد و به ذکر نام او تبرک جسته شود. بسمله (گفتن یا نوشتن بسم الله الرحمن الرحیم)، سه مورد از اسماء نیکوی الله را دربردارد: ١ـ «الله»؛ یعنی: معبود برحق. الله، برترین اسم او تعالی است و غیر ذات پاکش، هیچ کس دیگری به این اسم نامیده نمی‌‌شود. ٢ـ «الرّحمن»؛ یعنی: دارای رحمت گسترده؛ زیرا او تعالی، در ذات خویش بخشنده و مهربان است. ٣ـ «الرّحیم»؛ یعنی دارای رحمت پی‌‌درپی و همیشگی؛ زیرا او تعالی، بر اساس رحمت و مهربانی خویش، به هر یک از مخلوقاتش که بخواهد، از جمله بندگان مؤمنش، رحم می‌‌نماید.

﴿الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِين [الفاتحة: ٢]

٢ تمام مدح و ستایش‌‌ها و صفات جلال و کمال، تنها برای او تعالی است؛ زیرا فقط او، پروردگار، آفریدگار و تدبیرکنندۀ همه‌‌چیز است. «العالمین» جمع «العالَم»، تمام آنچه غیر الله تعالی باشد را شامل می‌‌شود.

﴿الرَّحْمـنِ الرَّحِيم [الفاتحة: ٣]

٣ در آیۀ قبلی، الله مورد مدح و ستایش قرار گرفت و در این آیه، ثنای او تعالی گفته می‌‌شود.

﴿مَـالِكِ يَوْمِ الدِّين [الفاتحة: ٤]

٤ الله بلند مرتبه مالک همه‌‌چیز در روز قیامت است، روزی‌‌که هیچ‌‌کس نسبت به دیگری مالک ذره‌‌ای نیست. بنابراین «یوم الدین»: روز جزا و حسابرسی است.

﴿إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِين [الفاتحة: ٥]

٥ تمام عبادت‌‌ها و طاعت‌‌ها را فقط به تو اختصاص می‌‌دهیم؛ یعنی دیگران را با تو شریک نمی‌‌گردانیم و در تمام کارها فقط از تو یاری می‌‌جوییم؛ زیرا تمام خیر و خوبی‌‌ها به دست توست و یاوری جز تو نیست.

﴿اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِيم [الفاتحة: ٦]

٦ ما را به راه راست راهنمایی بفرما، ما را در این راه قرار بده و در آن پایدار بدار و بر هدایت ما بیفزا. «الصراط المستقیم» راه روشنی است که هیچ کژی و انحرافی ندارد، یعنی همان اسلام که الله، محمد‌‌ج‌‌ را با آن فرستاد.

﴿صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّين [الفاتحة: ٧]

٧ راه کسانی از بندگانت که با هدایت‌‌شان به آنها نعمت دادی؛ مانند پیامبران‌‌ﻹ‌‌، و صدیقان و شهدا و صالحان، و اینها چه نیکو رفیقانی هستند؛ نه راه کسانی‌‌که بر آنها خشم گرفته شده است، همان کسانی‌‌که حق را شناختند و هرگز از آن پیروی نکردند، مانند یهود؛ و نه راه گمراهان از حق، کسانی‌‌که به دلیل کوتاهی در جستجوی حق و هدایت‌‌ جستن به آن، به‌‌سوی حق هدایت نشدند، مانند نصاری.

برخی فواید آیات:

الله تعالی، کتابش را با بسمله آغاز کرد؛ تا بندگانش را راهنمایی کند که اعمال و اقوال خویش را برای طلب یاری و توفیق او تعالی، با این کلمه شروع کنند.

بندگان صالح الله، دعای خویش را با ستایش و بزرگ ‌‌شمردن الله سبحانه آغاز می‌‌کنند، سپس خواستۀ خویش را می‌‌طلبند.

هشدار به مسلمانان از اینکه مبادا مانند مسیحیان گمراه، در طلب حقیقت کوتاهی کنند، یا مانند یهودیان و کسانی‌‌که مورد خشم قرار گرفتند، پس از آنکه حق را شناختند بدان عمل نکنند.

این سوره دلالت دارد بر اینکه ایمان کامل، با خالص گردانیدن عبادت برای الله متعال و طلب یاری از او به تنهایی و بدون مددخواهی از دیگران محقق می‌‌شود.|

سوره البقرة

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

تربیت امت برای آبادانی زمین و برپایی دین الله، بیان اقسام مردم، اصول ایمان و کلیات شریعت اسلامی.

تفسیر:

وجه تسمیۀ سورۀ بقره، ورود قصۀ گاو بنی‌‌اسرائیل در این سوره است که در آن به وجوب اجرای هرچه سریعتر و بی‌‌درنگ احکام الله، اشاره شده است؛ چنان‌‌که یهودیان حکم الله را با درنگ و تأخیر اجرا کردند.

﴿الم [البقرة: ١]

١ ﴿الٓمٓ از جمله حروفی است که بعضی سوره‌‌های قرآن با آنها آغاز می‌‌شود. این حروف، از حروف هجائیه (الفبا) است که اگر به صورت دانه دانه (أ، ب، ت، ...) بیاید به خودی خود معنایی ندارد. این حروف، حکمت و مفهومی دارند؛ زیرا چیزی بدون حکمت در قرآن یافت نمی‌‌شود. از جمله مهمترین حکمت‌‌های این حروف، اشاره به تَحَدّی با قرآن است که از همین حروفی تشکیل یافته که مردم آنها را می‌‌شناسند و با آنها سخن می‌‌گویند؛ از این رو اغلب پس از این حروف، مانند همین سوره، از قرآن کریم سخن گفته شده است.

﴿ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِين [البقرة: ٢]

٢ هیچ تردیدی در این قرآن عظیم راه ندارد؛ نه از نظر وحی و نه از نظر لفظ و معنا. این کتاب، کلام الله است که پرهیزگاران را به راه رسیدن به او تعالی راهنمایی می‌‌کند.

﴿الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُون [البقرة: ٣]

٣ آن کسانی‌‌که به غیب ایمان می‌‌آورند. غیب شامل تمام مواردی است که با حواس درک نمی‌‌شود و از نظر ما پنهان است، مانند روز قیامت که الله یا رسولش‌‌ج‌‌ از آنها خبر داده‌‌اند؛ و نماز را همان‌‌گونه که الله تشریع فرموده است با شروط، ارکان، واجبات و سنت‌‌های آن برپا می‌‌دارند و از آنچه الله به آنان روزی داده است، با پرداخت حقوق واجب مانند زکات یا غیر واجب مانند صدقۀ نفلی، به امید کسب ثواب الله، انفاق می‌‌کنند؛

﴿والَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُون [البقرة: ٤]

٤ و آن کسانی‌‌که به وحیی که الله بر تو- ای پیامبر- و وحیی که بر سایر پیامبران‌‌ﻹ‌‌ قبل از تو نازل فرمود بدون تفکیک و استثناء، ایمان می‌‌آورند و به آخرت و ثواب و عقاب آن ایمان قطعی دارند.

﴿أُوْلَـئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون [البقرة: ٥]

٥ کسانی‌‌که صفات مذکور را دارند، در راه هدایت قرار می‌‌گیرند و در دنیا و آخرت، با رسیدن به آنچه امید دارند و نجات از آنچه می‌‌ترسند، رستگار هستند.

برخی فواید آیات:

نفی تردید با اعتماد کامل، دلیلی است بر اینکه قرآن از جانب الله است؛ زیرا هیچ مخلوقی نمی‌‌تواند در مورد کلام خویش چنین ادعایی مطرح کند.

فقط کسانی‌‌که تقوای الهی را پیشه می‌‌کنند و او تعالی را بزرگ می‌‌شمارند، از راهنمایی‌‌های بسیار ارزشمند قرآن کریم بهره می‌‌برند.

از بزرگترین مراتب ایمان، ایمان به غیب است؛ زیرا دربردارندۀ پذیرش تمام امور غیبی است که الله متعال، علم آن را به خودش اختصاص داده است، و نیز پذیرش امور غیبی‌‌ که رسولش‌‌ج‌‌ را از آنها آگاه کرده است.

الله متعال، در موارد زیادی، نماز و زکات را در کنار یکدیگر آورده است؛ زیرا نماز، اخلاص برای معبود و زکات، نیکی به بندگان است و این دو، رمز رستگاری و نجات هستند.

ایمان به الله متعال و اعمال صالح، هدایت و توفیق در دنیا، و پیروزی و کامیابی در آخرت را به ارمغان می‌‌آورند.|

الله متعال پس از بیان صفات مؤمنان پرهیزگار که ظاهر و باطن نیکویی دارند، صفات کافران را بیان می‌‌فرماید که ظاهر و باطن فاسدی دارند:

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُون [البقرة: ٦]

٦ کسانی‌‌که کفر ورزیدند، پیوسته در گمراهی و دشمنی قرار دارند، و چه آنها را بترسانی یا نترسانی، برای‌‌شان یکسان است.

﴿خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيم [البقرة: ٧]

٧ زیرا الله بر دل‌‌های آنها مُهر زده است و دل‌‌های‌‌شان را بر باطل موجود در آن بسته است، و بر گوشهای‌‌شان مُهر زده است ‌‌به‌‌طوری‌‌که حق را آن‌‌گونه که باید بپذیرند و بدان گردن نهند نمی‌‌شنوند، و بر چشمان‌‌شان پوششی قرار داده است؛ چنانکه حق را با وجود وضوحش نمی‌‌بینند و عذاب بزرگی در آخرت برای‌‌شان است.

الله پس از بیان صفات کافران که ظاهر و باطن فاسدی دارند، صفات منافقان را که باطن‌‌شان فاسد و ظاهرشان در نظر مردم نیکو است بیان می‌‌فرماید:

﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِين [البقرة: ٨]

٨ گروهی از مردم ادعا می‌‌کنند که مؤمن هستند، این سخن را از ترس نابودی خون‌‌ها و اموال‌‌شان بر زبان جاری می‌‌کنند، اما در باطن کافر هستند.

﴿يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُون [البقرة: ٩]

٩ منافقان- به گمان خودشان- با اظهار ایمان و پنهان‌‌کردن کفر، الله و مؤمنان را فریب می‌‌دهند. آنها در حقیقت فقط خودشان را می‌‌فریبند اما این را درک نمی‌‌کنند؛ زیرا الله متعال رازها و پنهان‌‌ترین امور را می‌‌داند و مؤمنان را از صفات و احوال منافقان آگاه فرموده است.

﴿فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُون [البقرة: ١٠]

١٠ سبب این امر آن است که در دل‌‌های‌‌شان تردیدی وجود دارد و الله بر این تردیدشان افزوده است؛ زیرا جزا از جنس عمل است. به‌‌سبب دروغگویی بر الله و بر مردم و تکذیب آنچه محمد‌‌ج‌‌ آورد، عذاب دردناکی در طبقۀ زیرین جهنم برای منافقان است.

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ قَالُواْ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُون [البقرة: ١١]

١١ منافقان وقتی از برپایی فساد در زمین با انجام اموری مانند کفر و گناهان و ... نهی می‌‌شوند، انکار می‌‌کنند و مدعی هستند که اصحاب صلاح و اصلاح هستند.

﴿أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـكِن لاَّ يَشْعُرُون [البقرة: ١٢]

١٢ حقیقت این است که آنها اصحاب فساد هستند، اما این را نمی‌‌فهمند و درنمی‌‌یابند که کارشان، عین فساد است.

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُواْ أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاء أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاء وَلَـكِن لاَّ يَعْلَمُون [البقرة: ١٣]

١٣ وقتی به آنها امر می‌‌شود که مانند اصحاب محمد‌‌ج‌‌ ایمان بیاورند، از روی اعتراض و استهزا چنین پاسخ می‌‌دهند: آیا ایمانی مانند سَبُک‌‌سرها بیاوریم؟! در واقع، خودشان نادان هستند اما این را نمی‌‌دانند.

﴿وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُواْ إِنَّا مَعَكْمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُون [البقرة: ١٤]

١٤ هنگام ملاقات با مؤمنان، می‌‌گویند: آنچه را شما به آن ایمان دارید پذیرفتیم، این سخن را از ترس مؤمنان می‌‌گویند، و زمانی که از نزد مؤمنان برمی‌‌گردند و با رؤسای خویش خلوت می‌‌کنند، برای تأکید بر پایداری در پیروی از آنها می‌‌گویند: ما همراه شما و در راه شما قرار داریم، اما برای تمسخر مؤمنان، در ظاهر با آنها موافقت می‌‌کنیم.

﴿اللّهُ يَسْتَهْزِىءُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُون [البقرة: ١٥]

١٥ الله در مقابله با منافقان که مؤمنان را مسخره می‌‌کنند، آنها‌‌ را مسخره می‌‌کند تا جزایی از جنس عمل‌‌شان به آنها داده باشد؛ از این رو احکام مسلمانان در دنیا را بر آنها اجرا می‌‌کند، اما در آخرت آنها را به‌‌سبب کفر و نفاق‌‌شان مورد مجازات قرار می‌‌دهد. این‌‌چنین به آنها مهلت می‌‌دهد به گمراهی و ستم خویش ادامه دهند تا سرگشته و مضطرب بمانند.

﴿أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ اشْتَرُوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَت تِّجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِين [البقرة: ١٦]

١٦ منافقان نابخردانند که کفر را به ایمان تبدیل کردند و تجارت‌‌شان سودی نداشت؛ زیرا ایمان به الله را از دست دادند و به‌‌سوی حق هدایت نشدند.

برخی فواید آیات:

کسانی که الله به‌‌سبب دشمنی و تکذیب آنها، بر دل‌‌های‌‌شان مُهر بزند، آیات با وجود بزرگی‌‌ به آنها سودی نمی‌‌رساند.

مهلت‌‌دادن الله متعال به ستمگران تکذیب‌‌کننده، هرگز به دلیل غفلت یا ناتوانی در برابر آنها نیست، بلکه به این هدف است تا بیشتر گناه کنند و در نتیجه، مجازات‌‌شان بیشتر شود.|

﴿مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لاَّ يُبْصِرُون [البقرة: ١٧]

١٧ الله برای این منافقان، دو مثال آورد: یک مثال آتشی و یک مثال آبی. مثال آتشی آنها به این قرار است: آنها مانند کسی هستند که آتشی برمی‌‌افروزد تا از آن روشنایی برگیرد، اما وقتی نور آتش بالا می‌‌آید و گمان می‌‌کند که از روشنایی آن بهره می‌‌برد، خاموش می‌‌شود؛ به این ترتیب، نورافشانی آتش از بین می‌‌رود و سوزاندنش باقی می‌‌ماند؛ در نتیجه اصحاب آتش در تاریکی‌‌هایی که هیچ چیز نمی‌‌بینند می‌‌مانند و هیچ راهی نمی‌‌یابند.

﴿صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُون [البقرة: ١٨]

١٨ بنابراین، منافقان کرانی هستند که حق را به نیت پذیرش نمی‌‌شنوند، گنگانی هستند که حق را به زبان نمی‌‌آورند، کورانی هستند که آن را نمی‌‌بینند؛ و از گمراهی خویش بازنمی‌‌گردند.

﴿أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاء فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصْابِعَهُمْ فِي آذَانِهِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ واللّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِين [البقرة: ١٩]

١٩ اما مثال آبی منافقان چنین است: مثال‌‌شان مانند باران زیادی از ابری دارای تاریکی‌‌های متراکم و رعد و برق است که بر گروهی فرو می‌‌ریزد و ترس شدیدی بر آنها وارد می‌‌سازد. آنها از ترس مرگ به‌‌سبب شدتِ صدای صاعقه‌‌ها با سر انگشتان خویش گوش‌‌های‌‌شان را می‌‌بندند، درحالی‌‌که الله بر کافران احاطه دارد و نمی‌‌توانند از زیر قدرت او فرار کنند.

﴿يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاء لَهُم مَّشَوْاْ فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُواْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [البقرة: ٢٠]

٢٠ نزدیک است که برق به‌‌خاطر تابش و پرتوافکنی زیاد، چشمان‌‌شان را برباید. هرگاه برق، اندکی برای‌‌شان بدرخشد و روشنایی بدهد پیش می‌‌روند و هرگاه نورافشانی نکند در تاریکی می‌‌مانند و نمی‌‌توانند حرکت کنند. به‌‌خاطر رویگردانی آنها از حق، اگر الله بخواهد با قدرت خویش که همه‌‌چیز را دربردارد، گوش‌‌ها و چشم‌‌های‌‌شان را از بین می‌‌برد و دیگر به آنها بازنمی‌‌گردد. بنابراین، باران، مثالی برای قرآن، صدای صاعقه‌‌ها مثالی برای منع‌‌کننده‌‌های موجود در قرآن و درخشیدن برق، مثالی برای آشکار شدن حق است که گهگاهی بر آنها می‌‌تابد. بستن گوش‌‌ها از شدت صاعقه‌‌ها، مثالی برای رویگردانی آنها از حقیقت و ندادن پاسخ مثبت به آن است. وجه تشابه میان منافقان و اصحاب دو مثال مذکور، بهره‌‌ نبردن است؛ چنان‌‌که در مثال آتشی، روشن ‌‌کنندۀ آتش بهره‌‌ای جز تاریکی و سوختن نمی‌‌برد و در مثال آبی، اصحاب باران جز ترسیدن و بی‌‌قراری از رعد و برق، نصیبی ندارند و به همین ترتیب، منافقان چیزی جز سختگیری و دشواری در اسلام نمی‌‌یابند.

وقتی الله دسته‌‌های مختلف مردم شامل مؤمنان، کافران و منافقان را نام برد، همۀ آنها را به عبادت خالص خویش فرا می‌‌خواند و می‌‌گوید:

﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون [البقرة: ٢١]

٢١ ای مردم، با امتثالِ اوامر و ترکِ نواهی پروردگارتان، تنها او را عبادت کنید؛ زیرا اوست که شما و امت‌‌های قبل از شما را آفرید. امید است که این عبادت، سپری میان شما و عذاب او تعالی باشد.

﴿الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشاً وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَاداً وَأَنتُمْ تَعْلَمُون [البقرة: ٢٢]

٢٢ او ذاتی است که زمین را برای شما فرشی هموار مهیا کرد و بالای آن، آسمان را به‌‌صورت بنیانی محکم قرار داد، او با فروفرستادن باران نعمت می‌‌بخشد، به‌‌گونه‌‌ای که بر اثر باران، میوه‌‌های مختلفی از زمین می‌‌روید تا رزق و روزی باشد، پس شریکان و همانندهایی برای الله قرار ندهید، درحالی‌‌که می‌‌دانید آفریننده‌‌ای جز الله متعال وجود ندارد.

﴿وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِين [البقرة: ٢٣]

٢٣ - ای مردم- اگر نسبت به قرآنِ نازل‌‌شده بر بندۀ ما محمد‌‌ج‌‌ تردید دارید، شما را به مبارزه می‌‌طلبیم که یک سوره همانند آن، حتی همانند کوچکترین سورۀ آن، بیاورید و برای این کار هر تعداد از یاران‌‌تان را که می‌‌توانید فراخوانید، اگر در ادعای خویش راستگو هستید.

﴿فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِين [البقرة: ٢٤]

٢٤ اگر این کار را نکردید- که هرگز قادر بر انجام آن نیستید- از آتشی بترسید که مردمِ سزاوار عذاب و انواع سنگ‌‌هایی که آن را عبادت می‌‌کردند و ... را می‌‌سوزاند. الله این آتش را برای کافران آماده و مهیا ساخته است.

برخی فواید آیات:

الله متعال، منافقان را به جزای نفاق و رویگردانی از هدایت، در دشوارترین شرایط که بیشترین نیاز را به کمک دارند، تنها می‌‌گذارد و آنها را یاری نمی‌‌دهد.

از بزرگترین دلایل بر وجوب یگانگی الله در عبادت، این است که او تعالی، تمام آنچه در جهان هستی وجود دارد را برای انسان‌‌ها آفریده و در تسخیر آنها قرار داده است.

ناتوانی مردم از آوردن مانند یک سوره از قرآن کریم، بر این امر دلالت دارد که قرآن از جانب حکیمی بسیار دانا نازل شده است.|

﴿وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَـذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُون [البقرة: ٢٥]

٢٥ چون تهدید قبلی برای کافران بود؛ پس- ای پیامبر- برای شادمانی مؤمنان به الله که اعمال صالح انجام می‌‌دهند بهشت‌‌هایی را بشارت بده که از زیر کاخ‌‌ها و درخت‌‌های‌‌شان رودها جاری است و هرگاه از میوه‌‌های پاک آنها روزی داده می‌‌شوند، به دلیل شباهت زیاد به میوه‌‌های دنیا می‌‌گویند: این میوه‌‌ها، مانند میوه‌‌هایی است که قبلاً به ما روزی داده شده بود، و میوه‌‌های متشابهی از نظر شکل و نام به آنها تقدیم می‌‌شود که با شناخت قبلی، به آنها روی می‌‌آورند، اما طعم و مزۀ متفاوتی دارند. همچنین در بهشت همسرانی پاک و بری از هر آنچه نفس از آن بیزار است و سرشت آن را ناپسند می‌‌داند، از آنچه که در وجود اهل دنیا متصور است، برای‌‌شان است، و آنها در نعمت‌‌هایی همیشگی و پایان‌‌ناپذیر قرار دارند، برخلاف نعمت‌‌های دنیا که موقتی و گذراست.

﴿* إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَـذَا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَيَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِين [البقرة: ٢٦]

٢٦ الله شرم نمی‌‌کند از اینکه به هر چه بخواهد مثال بزند، چنان‌‌که به پشه، یا بالاتر از آن از نظر بزرگی یا پایین‌‌تر از آن از نظر کوچکی، مثال می‌‌زند. مردم در برابر این امثال، دو نوع هستند: مؤمنان و کافران؛ مؤمنان می‌‌پذیرند و می‌‌دانند که در ورای مثل‌‌زدن به این موارد، حکمتی نهفته است، اما کافران از روی استهزا، در مورد سبب مثال آوردن این مخلوقات کوچک مانند پشه‌‌ها، مگس‌‌ها، عنکبوت و... از جانب الله از یکدیگر می‌‌پرسند. الله این‌‌گونه پاسخ می‌‌دهد: این مثال‌‌ها، مایۀ هدایت و راهنمایی و آزمایش مردم هستند؛ زیرا الله با این مثال‌‌ها، بسیاری از مردم را که از تدبر در آنها خودداری می‌‌کنند، گمراه می‌‌کند، و فقط کسانی را که سزاوار گمراهی هستند گمراه می‌‌سازد. آنها کسانی هستند که از او تعالی فرمان‌‌برداری نمی‌‌کنند، مانند منافقان.

﴿الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُولَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُون [البقرة: ٢٧]

٢٧ کسانی‌‌که پیمان الله را که بر اساس آن، از آنها عهد گرفت که فقط او را عبادت کنند و از رسولش‌‌ج‌‌ که رسولان پیش از او از آن خبر داده بودند، پیروی کنند، شکستند. اینان که پیمان‌‌های الله را انکار می‌‌کنند، این‌‌گونه توصیف می‌‌شوند که آنچه را الله به برقراری آن فرمان داده مانند برقراری رابطۀ خویشاوندی، قطع می‌‌کنند و با انجام گناهان، برای انتشار فساد بر روی زمین می‌‌کوشند، در نتیجه سهم ناقصی در دنیا و آخرت دارند.

﴿كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُون [البقرة: ٢٨]

٢٨ - ای کافران- کارتان بسیار شگفت است! چگونه به الله کفر می‌‌ورزید، درحالی‌‌که دلایل قدرت او را در وجود خودتان مشاهده می‌‌کنید؛ چنان‌‌که شما را از عدم، ایجاد و زنده گردانید، سپس برای بار دوم شما را می‌‌میراند، سپس برای بار دوم زنده می‌‌گرداند، سپس شما را به‌‌سوی خویش بازمی‌‌گرداند تا شما را بر اساس اعمال‌‌تان مورد محاسبه قرار دهد.

﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [البقرة: ٢٩]

٢٩ الله یگانه، همان ذاتی است که تمام آنچه را در زمین است و قابل شمارش نیست مانند نهرها و درخت‌‌ها را به تنهایی آفرید و آنها را در تسخیر شما درآورد که از آن استفاده می‌‌کنید و بهره می‌‌برید، سپس به‌‌سوی آسمان متوجه شد و هفت آسمان بی‌‌عیب و آراسته آفرید، و علم او تعالی بر همه‌‌چیز احاطه دارد.

برخی فواید آیات:

یکی از وجوه کمال نعمت‌‌های بهشتی آن است که هیچ نوع تلخی‌‌ای، لذت‌‌هایش را ناگوار نمی‌‌کند و هیچ رنجش و پریشانی به همراه ندارند.

فقط مؤمنان، از مثال‌‌هایی که الله متعال می‌‌زند بهره می‌‌برند؛ زیرا آنها واقعاً خواهان هدایت هستند و حقیقتاً، آن را جستجو می‌‌کنند.

از بارزترین صفات فاسقان، نقض پیمان در برابر الله و مردم، قطع‌‌کردن آنچه الله به برقراری آن فرمان داده و تلاش برای ایجاد فساد در زمین است.

اصل در اشیاء، مباح بودن و طهارت است؛ زیرا الله متعال، تمام آنچه در زمین است را برای بندگانش آفریده و به آنها بخشیده است.|

﴿وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُون [البقرة: ٣٠]

٣٠ الله متعال خبر می‌‌دهد که خطاب به فرشتگان فرمود: او تعالی در زمین بشری قرار خواهد داد که از پی یکدیگر خواهند آمد، تا با طاعت الله زمین را آباد کنند؛ آن‌‌گاه فرشتگان- برای کسب راهنمایی و آگاهی- در مورد حکمتِ قراردادن فرزندان آدم به عنوان جانشینان در زمین، درحالی‌‌که در آن فساد خواهند کرد و از روی ستم، خون می‌‌ریزند، این‌‌گونه از پروردگارشان پرسیدند: ما که از تو فرمان‌‌برداری می‌‌کنیم، با ستایش تو و بزرگداشت جلال و کمالت، تو را پاک و منزه می‌‌شماریم و هرگز از این کار سست و ناتوان نمی‌‌شویم؟ الله چنین به فرشتگان پاسخ داد: همانا من از حکمت‌‌های شگفت‌‌آور آفرینش انسان‌‌ها و اهداف بزرگ جانشین ‌‌قرار دادن آنها که شما نمی‌‌دانید آگاه هستم.

﴿وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَـؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِين [البقرة: ٣١]

٣١ برای بیان منزلت آدم، الله متعال، الفاظ و معانی نام‌‌های تمام حیوانات و جمادات را به او آموخت؛ سپس آن نامیده‌‌ شده‌‌ها را بر فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر در این گفته که می‌‌گویید شما از این مخلوق، گرامی‌‌تر و بهتر هستید، راستگو هستید، نام‌‌های اینها را به من خبر دهید.

﴿قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيم [البقرة: ٣٢]

٣٢ فرشتگان- با اعتراف به نقص خویش و بازگرداندن فضیلت به الله– گفتند: پروردگارا! تو را از اعتراض بر حُکم و شرعِ تو مُنَزَّه و بزرگ می‌‌شماریم؛ زیرا ما فقط چیزی را می‌‌دانیم که علمش را به ما روزی داده‌‌ای؛ همانا تو دانایی هستی که هیچ‌‌چیز از تو پنهان نمی‌‌ماند، حکیمی هستی که با تقدیر و تشریع خویش، هر امری را در جای خودش قرار می‌‌دهی.

﴿قَالَ يَاآدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُون [البقرة: ٣٣]

٣٣ آن‌‌گاه الله متعال خطاب به آدم فرمود: آنها را از نام‌‌های این نامیده‌‌ شده‌‌ها آگاه کن. وقتی که آدم، همان‌‌گونه که پروردگارش به او آموخته بود، فرشتگان را آگاه کرد، الله خطاب به فرشتگان فرمود: آیا به شما نگفتم که من از آنچه در آسمان‌‌ها و در زمین پنهان است آگاه هستم و آنچه از احوال‌‌تان را که آشکار می‌‌کنید و آنچه را که با خویش نجوا می‌‌کنید می‌‌دانم.

﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِين [البقرة: ٣٤]

٣٤ الله متعال بیان می‌‌فرماید که به فرشتگان دستور داد سجدۀ تقدیر و احترام در برابر آدم بگزارند. آنها نیز برای اجرای فرمان الله، به سرعت به سجده افتادند، جز ابلیس که از جن بود، و برای اعتراض به اینکه الله او را به این سجده فرمان داد و به منظور برتر دانستن خویش بر آدم، از این کار خودداری کرد و با این‌‌کار از کافران به الله متعال گردید.

﴿وَقُلْنَا يَاآدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلاَ مِنْهَا رَغَداً حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الْظَّالِمِين [البقرة: ٣٥]

٣٥ و گفتیم: ای آدم تو و همسرت- حواء- در بهشت سکونت کن، و در همه‌‌جای آن [از نعمت‌‌های] گوارا و فراوان، بدون هیچ ممانعت و سختی‌‌ای بخورید و مبادا به این درخت که شما را از خوردن از آن نهی کردم نزدیک شوید که به‌‌سبب سرپیچی از فرمان من از ستمگران خواهید شد.

﴿فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِين [البقرة: ٣٦]

٣٦ اما شیطان پیوسته آدم و همسرش را وسوسه می‌‌کرد و این کار را برای‌‌شان می‌‌آراست؛ تا اینکه آن دو را در لغزش و گناهِ خوردن از آن درخت که الله آن دو را از خوردن از آن نهی کرده بود قرار داد؛ و جزای‌‌شان این بود که الله آنها را از بهشتی که در آن بودند اخراج کرد و خطاب به آن دو و شیطان فرمود: به زمین فرود آیید درحالی‌‌که دشمن یکدیگر خواهید بود و در زمین برای شما، استقرار و بقا و بهره‌‌ جستن از نعمت‌‌هایش است تا اینکه عمرهای‌‌تان سپری شود و قیامت برپا گردد.

﴿فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيم [البقرة: ٣٧]

٣٧ آن‌‌گاه آدم کلماتی را که الله به او القا کرد فراگرفت و الله بر او الهام کرد که با آنها دعا کند. این کلمات در آیۀ ٢٣ سورۀ اعراف آمده است: ﴿قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ [الأعراف: ٢٣]؛ «(آن دو) گفتند: «پروردگارا! ما به خود ستم کردیم، و اگر ما را نیامرزی و بر ما رحم نکنی، مسلّماً از زیان‌‌کاران خواهیم بود».». الله توبۀ آدم را پذیرفت و او را بخشید؛ زیرا او سبحانه نسبت به بندگانش بسیار توبه‌‌پذیر و مهربان است.

برخی فواید آیات:

بر مؤمن واجب است که اگر حکمت الله در بعضی مخلوقات و فرامینش را نمی‌‌داند، در مقابل آفرینش و امر الله تسلیم باشد.

قرآن کریم، جایگاه والایی برای علم قائل شده و آن را یکی از اسباب برتری میان مردم قرار داده است.

کبر و غرور، در رأس گناهان قرار دارد و اساس تمام بلایایی است که بر مردم نازل می‌‌شود و نخستین معصیتی است که الله با آن نافرمانی شد.|

﴿قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون [البقرة: ٣٨]

٣٨ به آنها گفتیم: همگی از بهشت به‌‌سوی زمین فرود آیید؛ پس اگر هدایتی توسط رسولانم‌‌ﻹ‌‌ به شما رسید، کسانی‌‌که از آن پیروی کنند و به فرستادگانم ایمان بیاورند، هیچ بیمی در آخرت بر آنها نیست و بر هر آنچه که از دنیا از دست بدهند غمگین نخواهند شد.

﴿وَالَّذِينَ كَفَرواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُولَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون [البقرة: ٣٩]

٣٩ اما کسانی‌‌که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند؛ اهل آتش هستند و همواره در آن خواهند بود.

﴿يَابَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُواْ بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُون [البقرة: ٤٠]

٤٠ ای فرزندان پیامبر الله، یعقوب÷، نعمت‌‌های پیاپی الله بر خودتان را به یاد آورید و شکرشان را به جای گزارید، و به پیمان من در قبال شما مبنی بر ایمان به من و رسولانم‌‌ﻹ‌‌ و عمل به احکامم وفادار باشید، که اگر به این پیمان وفا کردید، من به پیمان خویش که زندگی پاک در دنیا و پاداش نیکو در آخرت است به نفع شما وفا می‌‌کنم. فقط از من بترسید و پیمانم را نقض نکنید.

﴿وَآمِنُواْ بِمَا أَنزَلْتُ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَكُمْ وَلاَ تَكُونُواْ أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلاً وَإِيَّايَ فَاتَّقُون [البقرة: ٤١]

٤١ و به قرآن که آن را بر محمد‌‌ج‌‌ نازل کردیم و در مورد توحید الله و نبوت محمد‌‌ج‌‌ با تورات قبل از اینکه تحریف شود سازگار است، ایمان بیاورید و بپرهیزید از اینکه اولین گروهی باشید که به قرآن کفر می‌‌ورزند، و آیاتم را که نازل کردم به بهای ناچیزی از مقام و ریاست مبادله نکنید و از خشم و عذاب من بترسید.

﴿وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُون [البقرة: ٤٢]

٤٢ و حق را- که آن را بر رسولانم‌‌ﻹ‌‌ نازل کردم- با اکاذیبی که می‌‌سازید درنیامیزید، و حقیقتی را که در کتاب‌‌های‌‌تان در توصیف محمد‌‌ج‌‌ آمده است پنهان مکنید، درحالی‌‌که نسبت به آن علم و یقین دارید.

﴿وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِين [البقرة: ٤٣]

٤٣ و نماز را به‌‌صورت کامل با ارکان و واجبات و سنت‌‌هایش ادا کنید، و زکات اموال‌‌تان را که الله آنها را در اختیار شما قرار داد بپردازید، و با امت محمد‌‌ج‌‌ که در برابر الله خضوع می‌‌کنند، در برابر الله خضوع کنید.

﴿* أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُون [البقرة: ٤٤]

٤٤ بسیار ناپسند است که دیگران را به ایمان و کار نیک امر می‌‌کنید اما خودتان را فراموش کرده و از این کار روی می‌‌گردانید، درحالی‌‌که تورات را می‌‌خوانید و از فرمان پیروی از دین الله و تصدیق رسولانش‌‌ﻹ‌‌ آگاه هستید، پس آیا از عقل و خرد خودتان بهره نمی‌‌برید؟!

﴿وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِين [البقرة: ٤٥]

٤٥ و در تمام احوال دینی و دنیوی خویش، از شکیبایی و نماز که شما را به الله نزدیک می‌‌کند و به او می‌‌رساند، یاری بجویید تا شما را یاری و محافظت کند و آسیب‌‌های‌‌تان را برطرف سازد، و به‌‌راستی‌‌که نماز دشوار و سنگین است مگر برای کسانی‌‌که در برابر پروردگارشان خضوع می‌‌کنند.

﴿الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُون [البقرة: ٤٦]

٤٦ زیرا آنها یقین دارند که در روز قیامت نزد پروردگارشان حاضر می‌‌شوند و با او دیدار می‌‌کنند، و به‌‌سوی او بازمی‌‌گردند تا آنها را بر اساس اعمال‌‌شان جزا دهد.

﴿يَابَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِين [البقرة: ٤٧]

٤٧ ای فرزندانِ پیامبرِ الله، یعقوب÷، نعمت‌‌های دینی و دنیوی مرا که بر شما بخشیدم یاد کنید و به یاد آورید که من شما را با پیامبری و پادشاهی، بر مردم زمانه و معاصرتان برتری دادم.

﴿وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُون [البقرة: ٤٨]

٤٨ و با اجرای اوامر و ترک نواهی، سپری میان خود و عذاب روز قیامت قرار دهید، زیرا در آن روز، هیچ‌‌کس ذره‌‌ای دیگری را بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد و در آن روز شفاعت هیچ‌‌کس جهت دفع ضرر یا جلب منفعت پذیرفته نمی‌‌شود مگر به اجازه الله، و هیچ فدیه‌‌ای گرفته نمی‌‌شود حتی اگر زمین از طلا پر شود، و در آن روز هیچ یاوری برای‌‌شان نیست؛ پس آن‌‌گاه که هیچ شفاعتگری نفعی نمی‌‌رساند و هیچ فدیه و یاوری وجود ندارد، گریزگاه کجاست؟!

برخی فواید آیات:

بزرگترین ذلت و خواری، آن است که انسان دیگران را به نیکی فراخواند اما خودش را فراموش کند.

شکیبایی و نماز از بزرگترین مواردی است که در تمام امور به بنده یاری می‌‌رسانند.

در روز قیامت، نه شفیعان و نه فدیه، عذاب را از انسان دفع نمی‌‌کنند و فقط عمل صالح خودش به او نفع می‌‌رساند.|

﴿وَإِذْ نَجَّيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوَءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيم [البقرة: ٤٩]

٤٩ و ای بنی‌‌اسرائیل به یاد آورید آن‌‌گاه که شما را از پیروان فرعون نجات دادیم، کسانی‌‌که برای خوارساختن و تحقیر شما، انواع عذاب‌‌ها را به شما می‌‌چشاندند؛ چنان‌‌که پسران‌‌تان را با سربریدن می‌‌کشتند تا بقایی نداشته باشید، و دختران‌‌تان را زنده نگه می‌‌داشتند تا هنگامی‌‌که زن شدند به آنها خدمت کنند. در رهانیدن شما از زیر شکنجۀ فرعون و پیروانش، آزمایش بزرگی از جانب پروردگارتان است؛ باشد که شکرگزار باشید.

﴿وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنتُمْ تَنظُرُون [البقرة: ٥٠]

٥٠ و از نعمت‌‌های ما بر شما به یاد آورید که با شکافتن دریا برای شما، آن را راه خشکی قرار دادیم که در آن حرکت کنید و به این ترتیب، شما را نجات دادیم و دشمن‌‌تان، فرعون و پیروانش را در برابر دیدگان شما و درحالی‌‌که به آنها نگاه می‌‌کردید غرق ساختیم.

﴿وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُون [البقرة: ٥١]

٥١ و از جمله نعمت‌‌های ما به یاد آورید که چهل شب با موسی÷ قرار گذاشتیم تا نزول تورات به عنوان نور و هدایت در این مدت کامل شود، اما شما در این مدت فقط گوساله را عبادت کردید و با این‌‌کارتان ستمکار بودید.

﴿ثُمَّ عَفَوْنَا عَنكُمِ مِّن بَعْدِ ذَلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون [البقرة: ٥٢]

٥٢ سپس، بعد از توبه‌‌تان از شما درگذشتیم و شما را مؤاخذه نکردیم تا شاید با عبادت و طاعت نیکوی الله، شکر او را به جای آورید.

﴿وَإِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُون [البقرة: ٥٣]

٥٣ و از جملۀ این نعمت‌‌ها به یاد آورید که تورات را به عنوان جداکنندۀ میان حق و باطل و وسیله تشخیص‌‌ بین هدایت و گمراهی به موسی÷ عطا کردیم؛ شاید با آن به‌‌سوی حق رهنمون شوید.

﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَاقَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُواْ إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيم [البقرة: ٥٤]

٥٤ و یکی دیگر از این نعمت‌‌ها را به یاد آورید که الله توفیق توبه از عبادت گوساله را به شما داد، آنجا که موسی÷ به شما گفت: همانا شما با گرفتن گوساله به عنوان معبودی که آن را عبادت می‌‌کنید به خودتان ستم کردید، پس توبه کنید و به‌‌سوی خالق و آفریننده‌‌تان بازگردید، به‌‌گونه‌‌ای که یکدیگر را بکشید؛ و این توبه، از مداومت‌‌ کردن بر کفر که به جاودانگی در آتش منجر می‌‌شود، برای‌‌تان بهتر است؛ آن‌‌گاه به توفیق و یاری الله چنین توبه‌‌ای کردید و او توبۀ شما را پذیرفت؛ زیرا نسبت به بندگان خویش بسیار توبه‌‌پذیر و مهربان است.

﴿وَإِذْ قُلْتُمْ يَامُوسَى لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُون [البقرة: ٥٥]

٥٥ و به یاد آورید هنگامی را که پدران‌‌تان با گستاخی خطاب به موسی÷ گفتند: هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد مگر زمانی‌‌که الله را آشکارا و بدون هیچ حایلی به ما بنمایانی، آن‌‌گاه آتش سوزاننده شما را فراگرفت و شما را کُشت، درحالی‌‌که به یکدیگر نگاه می‌‌کردید.

﴿ثُمَّ بَعَثْنَاكُم مِّن بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون [البقرة: ٥٦]

٥٦ سپس شما را پس از مرگ‌‌تان زنده گردانیدیم؛ شاید از الله به‌‌خاطر این نعمتی که بر شما ارزانی داشت شکرگزاری کنید.

﴿وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُون [البقرة: ٥٧]

٥٧ از دیگر نعمت‌‌های ما بر شما این است آن‌‌گاه که در زمین حیران بودید ابر را بر شما فرستادیم تا در برابر گرمای خورشید بر شما سایه بیفکند، و از نعمت‌‌های خویش، شرابی شیرین مانند عسل و پرنده‌‌ای کوچک با گوشتی گوارا و پاک شبیه سُمانی [مرغ بلدرچین] بر شما نازل کردیم و به شما گفتیم: از غذاهای پاکیزه‌‌ای که به شما روزی داده‌‌ایم بخورید. آنها با انکار و ناسپاسی این نعمت‌‌ها، ذره‌‌ای نقصان بر ما وارد نکردند، بلکه با کاستن از ثواب خود و قراردادن خویش در معرض عذاب، به خودشان ستم روا داشتند.

برخی فواید آیات:

نعمت‌‌های بزرگ و فراوان الله بر بنی‌‌اسرائیل، فقط بر تکبر و دشمنی آنها افزود.

الله بردباری و بخشش و رحمت گسترده‌‌ای نسبت به بندگانش دارد، هر چند گناهان‌‌شان بزرگ باشد.

معیار داوری میان حق و باطل، وحی است.|

﴿وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُواْ هَـذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّداً وَقُولُواْ حِطَّةٌ نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِين [البقرة: ٥٨]

٥٨ و نیز از نعمت‌‌های الله بر خودتان به یاد آورید هنگامی‌‌که به شما گفتیم: به بیت المقدس وارد شوید، و از غذاهای پاکیزۀ آن از هر مکانی که می‌‌خواهید، گوارا و فراوان بخورید و در لحظۀ ورود به شهر، در حال رکوع و فروتن برای الله باشید و این‌‌گونه از الله تقاضا کنید: پرورگارا! گناهانمان را از ما بریز، تا دعایتان را اجابت کنیم، و کسانی‌‌که اعمال نیکو انجام دادند، بر ثواب نیکوکاری‌‌شان خواهیم افزود.

﴿فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجْزاً مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُون [البقرة: ٥٩]

٥٩ اما ستم‌‌کاران‌‌شان، کاری نکردند جز اینکه عمل را تبدیل و سخن را تحریف کردند، پس درحالی‌‌که بر نشیمنگاه‌‌های‌‌شان می‌‌خزیدند وارد شدند و برای تمسخر فرمان الهی گفتند: حَبَّةٌ فی شَعرَةٍ؛ دانه‌‌ای در جویی. بنابراین، جزای‌‌شان این بود که الله بر افراد ستمکارشان، به‌‌سبب خروج‌‌شان از حد شرع و مخالفت با فرمان، عذابی از آسمان فرو فرستاد.

﴿* وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ كُلُواْ وَاشْرَبُواْ مِن رِّزْقِ اللَّهِ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِين [البقرة: ٦٠]

٦٠ و از نعمت‌‌های الله بر خودتان به یاد آورید آن‌‌گاه که سرگشته و حیران بودید و تشنگی شدیدی شما را فراگرفت تا اینکه موسی÷ به درگاه پروردگارش تضرع و زاری کرد و از او تعالی برای شما تقاضای آب کرد؛ آن‌‌گاه به او فرمان دادیم که عصایش را به سنگ بزند؛ و هنگامی‌‌که موسی÷ عصایش را به سنگ زد، به تعداد قبایل‌‌تان، دوازده چشمه از آن جوشید و آب از آنها برآمد، و مکان مخصوص نوشیدن هر قبیله را برایش مشخص کردیم تا نزاعی میان‌‌شان واقع نشود؛ و به شما گفتیم: از روزی الله که بدون هیچ تلاش و عملی از جانب‌‌تان به شما روانه کرد بخورید و بیاشامید و برای ایجاد فساد در زمین مکوشید.

﴿وَإِذْ قُلْتُمْ يَامُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُواْ مِصْراً فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاؤُوْاْ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَواْ وَّكَانُواْ يَعْتَدُون [البقرة: ٦١]

٦١ همچنین به یاد آورید هنگامی‌‌که در برابر نعمت پروردگارتان ناسپاسی کردید و از خوردن منّ و سلوی که الله برای‌‌تان نازل فرمود، احساس دلتنگی و بیزاری کردید و گفتید: هرگز بر غذای واحد و تغییرناپذیری صبر نخواهیم کرد. آن‌‌گاه از موسی÷ خواستید که از الله بخواهد از گیاهان زمین، مانند محصولات کشاورزی و سبزی و قثاء [شبیه خیار اما بزرگتر از آن] و حبوبات و عدس و پیاز به عنوان غذا برای‌‌تان برویاند؛ آن‌‌گاه موسی÷ - برای ناپسند نشان ‌‌دادن درخواست شما که منّ و سلوی را که بهتر و گرامی‌‌تر است و بدون رنج و سختی به شما رسیده بود به آنچه که کمتر و پست‌‌تر است تبدیل کردید- گفت: از این سرزمین به هر آبادی‌‌ای فرود آیید و آنچه درخواست کردید در کشتزارها و بازارهای آن خواهید یافت. و به‌‌سبب پیروی آنها از شهوات و رویگردانی‌‌های مکرر از آنچه الله برای‌‌شان برگزیده بود، خواری و فقر و بدبختی، همنشین‌‌شان شد و به خشمی از جانب الله بازگشتند؛ زیرا از دین الله روی گرداندند، به آیاتش کفر ورزیدند و از روی ستم و دشمنی، پیامبرانش‌‌ﻹ‌‌ را به قتل رساندند؛ تمام این عذاب‌‌ها، به این سبب بود که آنها از الله نافرمانی و از حدودش تجاوز کردند.

برخی فواید آیات:

هرکس در نصوص شرع دستکاری و آن را تحریف کند، همانند یهود است و مورد تهدید عذاب الله متعال قرار دارد.

بزرگی فضل و بخشش الله متعال بر بنی‌‌اسرائیل، و در مقابل آن، انکار و دشمنی شدید و رویگردانی آنها از الله و شریعت او تعالی.

از جمله آثار شوم گناهان و تجاوز از حدود الله، ذلت و خواری انسان و تسلط دشمنان بر اوست.|

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون [البقرة: ٦٢]

٦٢ همانا کسانی از این امت و نیز کسانی از امت‌‌های پیشین، قبل از بعثت محمد‌‌ج‌‌ از یهود و نصاری و صابئان- گروهی از پیروان برخی پیامبران‌‌ﻹ‌‌ که ایمان به الله و روز آخرت در آنها تحقق یافت- که ایمان آوردند، پاداش آنها نزد پروردگارشان است، و نسبت به آنچه در آخرت پیش رو دارند هیچ بیمی بر آنها نیست و بر آنچه از دنیا از دست می‌‌دهند غمگین نمی‌‌شوند.

﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون [البقرة: ٦٣]

٦٣ و به یاد آورید پیمان محکمی را که در مورد ایمان به الله و رسولانش از شما گرفتیم، و برای ترساندن و برحذر داشتن شما از نقض این پیمان، کوه را بر بالای سرتان برافراشتیم، درحالی‌‌که به شما امر کردیم آنچه را در تورات نازل کردیم با جد و تلاش و بدون تنبلی و سستی برگیرید و محتوایش را حفظ کنید و در آن تدبر نمایید؛ شاید با انجام این کار، از عذاب الله متعال پرهیز کنید.

﴿ثُمَّ تَوَلَّيْتُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنتُم مِّنَ الْخَاسِرِين [البقرة: ٦٤]

٦٤ اما پس از اینکه پیمان محکم از شما گرفتیم، رویگردان شدید و نافرمانی کردید و اگر الله به فضل خویش شما را نمی‌‌بخشید و به رحمت خویش توبه‌‌تان را نمی‌‌پذیرفت، به‌‌سبب این رویگردانی و نافرمانی، قطعا از زیانکاران بودید.

﴿وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِين [البقرة: ٦٥]

٦٥ و در مورد پیشینیان‌‌تان از روی علم و بدون هیچ ابهامی باخبر شده‌‌اید؛ آنجا که با شکار در روز شنبه که شکار در این روز بر آنها حرام شده بود تجاوز کردند، چنان‌‌که با نصب تور قبل از روز شنبه و بیرون آوردن آن در روز یکشنبه، در این‌‌کار حیله به کار بردند؛ بنابراین، الله برای مجازات این مکّاران به جرم حیله و مکرشان، آنها را بوزینگانی منفور و طردشده قرار داد.

﴿فَجَعَلْنَاهَا نَكَالاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِين [البقرة: ٦٦]

٦٦ به این ترتیب، ساکنان این شهر متجاوز را عبرتی برای ساکنان آبادی‌‌های مجاور و برای کسانی‌‌که پس از آنها می‌‌آیند قرار دادیم؛ تا مرتکب عملی مانند عمل آنها نشوند که مستحق عذاب آنها خواهند شد؛ و آن را اندرزی برای پرهیزگاران قرار دادیم، کسانی‌‌که از عذاب و انتقام الله در برابر کسانی‌‌که از حدودش تجاوز می‌‌کنند، می‌‌ترسند.

﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَةً قَالُواْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُواً قَالَ أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِين [البقرة: ٦٧]

٦٧ و از اخبار پیشینیان‌‌تان به یاد آورید آنچه را که میان آنها و موسی÷ جاری شد؛ آنجا که آنها را از این فرمان الله آگاه کرد که یک ماده‌‌گاو از میان گاوها قربانی کنند، اما آنها به جای اجرای سریع این امر، جهت رساندن آزار و اذیت گفتند: آیا ما را مسخره و استهزا می‌‌کنی! آن‌‌گاه موسی÷ در پاسخ گفت: به الله پناه می‌‌برم از اینکه از کسانی باشم که بر الله دروغ می‌‌بندند و مردم را مسخره می‌‌کنند.

﴿قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لّنَا مَا هِيَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ فَارِضٌ وَلاَ بِكْرٌ عَوَانٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَافْعَلُواْ مَا تُؤْمَرون [البقرة: ٦٨]

٦٨ به موسی÷ گفتند: از پروردگارت بخواه تا صفت این ماده گاوی را که ما را به ذبحش فرمان داده، روشن سازد، موسی÷ به آنها گفت: الله می‌‌فرماید: این ماده‌‌گاو، نه پیر است و نه خردسال، بلکه بین این دو [میانسالی] است، پس بر اجرای امر پروردگارتان مبادرت ورزید.

﴿قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاء فَاقِـعٌ لَّوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِين [البقرة: ٦٩]

٦٩ آنها با مداومت بر جدال و آزاررسانی، به موسی÷ گفتند: از پروردگارت بخواه برای ما مشخص کند این ماده گاو چه رنگی داشته باشد، موسی÷ در پاسخ به آنها گفت: الله می‌‌فرماید: گاوی بسیار زردرنگ است، که هر بیننده‌‌ای را به وجد می‌‌آورد.

برخی فواید آیات:

حکم مذکور در آیۀ اولی، برای قبل از بعثت پیامبر‌‌ج‌‌ است، اما پس از بعثت پیامبر‌‌ج‌‌، دین موردپسند نزد الله، فقط اسلام است و غیر اسلام را نمی‌‌پذیرد؛ چنان‌‌که می‌‌فرماید: ﴿وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ [آل عمران: ٨٥] «و هرکس، دینی غیر از اسلام برگزیند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد».

الله عذاب برخی گناهان را قبل از آخرت، در دنیا به تعجیل می‌‌اندازد؛ تا به مردم پند دهد تا از مخالفت با فرمان الله متعال بپرهیزند.

هرکس آنچه را که در شریعت گنجایش دارد، بر خود تنگ و سخت بگیرد، احتمال دارد با سخت گرفتن بر آن مجازات شود.|

﴿قَالُواْ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِيَ إِنَّ البَقَرَ تَشَابَهَ عَلَيْنَا وَإِنَّا إِن شَاء اللَّهُ لَمُهْتَدُون [البقرة: ٧٠]

٧٠ سپس با مداومت بر آزاررسانیدن، گفتند: از پروردگارت بخواه تا صفات بیشتری از این گاو برای ما روشن سازد؛ زیرا گاوهای زیادی صفات مذکور را دارند و ما نمی‌‌توانیم از میان آنها یکی را تعیین کنیم. درحالی‌‌که تأکید می‌‌کردند- اگر الله بخواهد- به ماده‌‌گاوی که ذبحش مَدّ نظر است هدایت خواهند شد.

﴿قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لاَّ ذَلُولٌ تُثِيرُ الأَرْضَ وَلاَ تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لاَّ شِيَةَ فِيهَا قَالُواْ الآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُواْ يَفْعَلُون [البقرة: ٧١]

٧١ موسی÷ به آنها گفت: الله می‌‌فرماید: صفت این ماده‌‌گاو، آن است که نه برای کشاورزی و نه برای آبیاری زمین رام است، بی‌‌عیب است و غیر از رنگ زرد هیچ نشانه‌‌ای از رنگی دیگر در آن نیست. آن‌‌گاه گفتند: اکنون توصیف دقیقی را که گاو را به صورت کامل مشخص می‌‌کند آوردی، و آن را ذبح کردند درحالی‌‌که نزدیک بود به‌‌سبب جدال و آزاررسانی، آن را ذبح نکنند.

﴿وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللّهُ مُخْرِجٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُون [البقرة: ٧٢]

٧٢ و به یاد آورید آن‌‌گاه که یکی از خودتان را کشتید و هر یک از شما اتهام قتل را از خود دفع می‌‌کرد و دیگری را به آن متهم می‌‌ساخت تا اینکه با یکدیگر نزاع کردید، حال آن‌‌که الله قتل آن بی‌‌گناه را که پنهان می‌‌کردید آشکار ساخت.

﴿فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون [البقرة: ٧٣]

٧٣ آن‌‌گاه به شما گفتیم: بخشی از آن ماده‌‌گاو را که به ذبحش امر شدید به مقتول بزنید؛ که الله او را زنده خواهد گردانید تا خبر دهد قاتل کیست! آنها نیز چنین کردند و مقتول آنها را از قاتل آگاه کرد. همانند زنده‌‌گردانیدن این میت، الله مردگان را در روز قیامت زنده می‌‌گرداند و دلایل آشکار قدرت خویش را به شما نشان می‌‌دهد تا شاید در آنها بیندیشید و به صورت واقعی به الله متعال ایمان بیاورید.

﴿ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون [البقرة: ٧٤]

٧٤ سپس، دل‌‌های‌‌تان پس از این پندهای رسا و معجزات روشن، سخت گردید تا اینکه مثل سنگ شد، بلکه سخت‌‌تر از سنگ؛ زیرا حال دل‌‌های‌‌تان هرگز تغییر نمی‌‌کند، اما سنگ‌‌ها دچار تغییر و تحول می‌‌شوند؛ چنان‌‌که از برخی سنگ‌‌ها جوی‌‌ها روان می‌‌شود و برخی از سنگ‌‌ها می‌‌شکافد و آب چشمه‌‌های جاری در زمین از آنها می‌‌جوشد، که انسان‌‌ها و حیوانات از آن استفاده می‌‌کنند، و برخی از سنگ‌‌ها از ترس و خشیت الهی از بالای کوه‌‌ها فرو می‌‌ریزد. اما دل‌‌های‌‌تان چنین نیست و الله از آنچه انجام می‌‌دهید غافل نیست، بلکه از اعمال‌‌تان آگاه است و شما را بر اساس اعمال‌‌تان جزا خواهد داد.

﴿* أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُواْ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُون [البقرة: ٧٥]

٧٥ - ای مؤمنان- پس از اینکه از حقیقت حال یهود و دشمنی‌‌شان آگاه شدید، آیا باز هم امید دارید که ایمان بیاورند و به شما پاسخ مثبت دهند؟! درحالی‌‌که گروهی از علمای‌‌شان کلام الله را که در تورات بر آنها نازل شد می‌‌شنیدند، سپس الفاظ و معانی آن را بعد از آن‌‌که آن را می‌‌فهمیدند و می‌‌شناختند، تغییر می‌‌دادند، درحالی‌‌که به بزرگی گناه خویش آگاه بودند.

﴿وَإِذَا لَقُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلاَ بَعْضُهُمْ إِلَىَ بَعْضٍ قَالُواْ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ اللّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُم بِهِ عِندَ رَبِّكُمْ أَفَلاَ تَعْقِلُون [البقرة: ٧٦]

٧٦ یکی از تناقضات و مکرهای یهودیان این است که وقتی برخی از آنها با مؤمنان روبرو می‌‌شوند، به راستی و صحت رسالت پیامبر محمد‌‌ج‌‌ و اینکه تورات به او گواهی می‌‌دهد اعتراف می‌‌کنند، اما وقتی با خودشان خلوت می‌‌کنند یکدیگر را به‌‌سبب این اعترافات سرزنش می‌‌کنند؛ زیرا مسلمانان اعتراف آنها به صدق نبوت را به عنوان دلیل علیه آنها اقامه می‌‌کنند.

برخی فواید آیات:

دل‌‌های برخی بندگان، سخت‌‌تر از سنگ‌‌های سخت است؛ از این‌‌ رو، با پند و اندرز، نرم و مهربان نمی‌‌شوند.

تا زمانی‌‌که دل، در برابر الله تسلیم و فروتن نباشد، دلایل و بینات- هر چند بزرگ باشند- سودی نمی‌‌رسانند.

آیات، حقیقت آنچه را در ذات یهودیان قرار دارد کشف کرده‌‌اند، از این جهت که نادانی و فریب و بازی‌‌ کردن با دین را از یکدیگر به ارث می‌‌برند.|

﴿أَوَلاَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُون [البقرة: ٧٧]

٧٧ یهودیان این رفتار معیوب و رسوا کننده را ادامه می‌‌دهند و گویی غافلند از اینکه الله از اقوال و افعال پنهانی و آشکار آنها آگاه است و آن را بر بندگانش آشکار خواهد کرد و آنها را رسوا می‌‌سازد.

﴿وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لاَ يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلاَّ أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّون [البقرة: ٧٨]

٧٨ گروهی از یهودیان هستند که از تورات چیزی جز تلاوت آن نمی‌‌دانند و مدلول آن را درک نمی‌‌کنند و چیزی جز دروغ‌‌هایی که از بزرگان‌‌شان گرفته‌‌اند ندارند و گمان می‌‌کنند که این دروغ‌‌ها، همان توراتی است که الله آن را نازل فرموده است.

﴿فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَـذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُون [البقرة: ٧٩]

٧٩ پس نابودی و عذاب سختی در انتظار کسانی است که کتاب را با دستان خود می‌‌نویسند، سپس- به دروغ- می‌‌گویند: این از جانب الله است؛ تا حق و پیروی از هدایت را با بهای بی‌‌ارزشی در دنیا مانند مال و ریاست تبدیل کنند، پس نابودی و عذاب شدیدی بر آنها است به‌‌سبب آنچه دست‌‌های‌‌شان نوشته و آنها را به دروغ به الله نسبت می‌‌دهند، و نابودی و عذاب شدیدی بر آنها است به‌‌سبب مال و ریاستی که از این طریق به دست می‌‌آورند.

﴿وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَّعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللّهِ عَهْدًا فَلَن يُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُون [البقرة: ٨٠]

٨٠ - به دروغ و از روی غرور- گفتند: آتش جهنم به ما نخواهد رسید و وارد آن نمی‌‌شویم مگر روزهای اندکی؛ - ای پیامبر- به آنها بگو: آیا بر این امر، وعدۀ محکمی از الله گرفته‌‌اید؟ که اگر چنین پیمانی گرفته باشید، الله پیمانش را نقض نمی‌‌کند، یا اینکه- به دروغ و ناحق- آنچه را که نمی‌‌دانید به الله نسبت می‌‌دهید؟

﴿بَلَى مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيـئَتُهُ فَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون [البقرة: ٨١]

٨١ امر این‌‌گونه که آنها می‌‌پندارند نیست؛ زیرا الله هرکس را که مرتکب گناه کفر شود و گناهانش از هر طرف او را احاطه کنند، عذاب می‌‌دهد و آنها را با دخول در آتش و جاودانه ‌‌بودن در آن، به‌‌گونه‌‌ای که برای همیشه در آن خواهند ماند، مجازات می‌‌کند.

﴿وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُولَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون [البقرة: ٨٢]

٨٢ کسانی‌‌که به الله و رسولش‌‌ج‌‌ ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌‌اند، ثواب شان نزد الله، ورود به بهشت و جاودانگی در آن است، و برای همیشه در آن ماندگار خواهند ماند.

﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنكُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُون [البقرة: ٨٣]

٨٣ - ای بنیاسرائیل- همچنین به یاد آورید پیمان محکمی را که از شما گرفتیم مبنی بر اینکه الله را یگانه بدانید و دیگران را همراه او نپرستید، و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و مساکین نیازمند نیکی کنید، و هنگام امر به معروف و نهی از منکر خشونت و شدت به کار نبرید و به نیکویی با مردم سخن بگویید، و نماز کامل را به نحوی که بدان امر شده‌‌اید ادا کنید، و زکات را با پرداخت آن به مستحقانش که خودتان را با آن پاکیزه می‌‌گردانید بپردازید، اما پس از این پیمان، تنها کاری که کردید این بود که با خودداری از وفا به مفاد پیمانی که از شما گرفته شد، روی گردانیدید.

برخی فواید آیات:

برخی از اهل کتاب مدعی هستند که به آنچه الله نازل فرموده است علم دارند، اما در حقیقت، هیچ علمی به آن ندارند و این ادعا، فقط توَهّم و نادانی است.

بزرگترین گناهکاران، کسانی هستند که بر الله متعال و رسولش‌‌ج‌‌ دروغ می‌‌بندند؛ یعنی آنچه را از جانب الله و رسولش‌‌ج‌‌ نیست به آن دو نسبت می‌‌دهند.

با وجود پیمان‌‌های بزرگی که الله متعال با تأکید زیاد از یهودیان گرفت، جز بر رویگردانی و رهاکردن این پیمان‌‌ها توسط آنها نیفزود.|

﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لاَ تَسْفِكُونَ دِمَاءكُمْ وَلاَ تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُون [البقرة: ٨٤]

٨٤ و به یاد آورید پیمان محکمی را که در تورات از شما گرفتیم مبنی بر تحریم اینکه خون یکدیگر را بریزید و تحریم اینکه یکدیگر را از سرزمین خود بیرون کنید، سپس به این پیمان که از شما گرفتیم اعتراف کردید و خودتان بر صحت این پیمان گواه هستید.

﴿ثُمَّ أَنتُمْ هَـؤُلاء تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقاً مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون [البقرة: ٨٥]

٨٥ اما شما با این پیمان مخالفت می‌‌کنید؛ چنانکه یکدیگر را می‌‌کشید و با همکاری دشمنان، از روی ستم و تجاوز، گروهی از خودتان را از سرزمینشان بیرون می‌‌کنید. و هنگامیکه [بعضی از آنان در جنگ با هم‌‌پیمانانِ عربِ شما اسیر شوند و به صورت] اسیر نزد شما بیایند، [برای این‌‌که آنها از بنی‌‌اسرائیل و هم‌‌دینِ شما هستند، در برابرِ آزادی‌‌شان] تلاش می‌‌کنید تا با پرداخت فدیه آنها را از اسارت درآورید، حال آنکه آواره‌‌کردن شان بر شما حرام است. چگونه به بخشی از تورات در مورد وجوب رهاسازی اسرا ایمان می‌‌آورید و به بخشی از آن در مورد صیانت خون و منع آواره‌‌کردن یکدیگر از سرزمینشان کفر می‌‌ورزید؟! بنابراین، کسی‌‌که چنین عملی مرتکب شود، جزایی ندارد جز خواری و تحقیر در دنیا، و در آخرت نیز به شدیدترین عذاب بازگردانده می‌‌شود و الله از آنچه که انجام می‌‌دهید غافل نیست، بلکه از اعمال‌‌تان آگاه است و شما را در قبال آن مجازات خواهد کرد.

﴿أُولَـئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالآَخِرَةِ فَلاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنصَرُون [البقرة: ٨٦]

٨٦ آنها کسانی هستند که با ترجیح فانی بر باقی، آخرت را با زندگی دنیا عوض کردند، پس عذاب‌‌شان در آخرت تخفیف داده نمی‌‌شود و در آن روز هیچ یاوری ندارند که به آنها یاری برساند.

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِن بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءكُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقاً تَقْتُلُون [البقرة: ٨٧]

٨٧ همانا به موسی تورات را دادیم و در پی او، رسولانی فرستادیم، و به عیسی پسر مریم آیات آشکار و روشنی مانند زنده‌‌گردانیدن مردگان و شفابخشیدن کور مادرزاد و بیمار مبتلا به پیسی، برای [اثباتِ] راستگویی‌‌اش عطا کردیم و او را با فرشته جبرئیل تقویت کردیم، پس- ای بنیاسرائیل- چرا هرگاه رسولی چیزی را آورد که موافق خواهشات شما نبود، بر حق تکبر ورزیدید و بر رسولان الله برتری جستید، چنان‌‌که گروهی از آنها را تکذیب کردید و گروهی دیگر را به قتل رساندید؟!

﴿وَقَالُواْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَل لَّعَنَهُمُ اللَّه بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلاً مَّا يُؤْمِنُون [البقرة: ٨٨]

٨٨ در حقیقت، دلیل یهود بر پیروی‌‌نکردن از محمد‌‌ج‌‌ این بود که می‌‌گفتند: همانا دل‌‌هایمان در غلاف است و چیزی از سخنان تو به دل‌‌هایمان نمی‌‌رسد و آن را نمی‌‌فهمند، اما وضعیت چنین که آنها ادعا کردند نبود، بلکه به‌‌سبب کفرشان، الله آنها را از خود راند و به همین سبب، جز به مقدار اندکی از آنچه الله نازل فرمود، ایمان نمی‌‌آورند.

برخی فواید آیات:

از بزرگترین انواع کفر: ایمان آوردن به بخشی از آنچه الله نازل فرموده است و کفر ورزیدن به بخشی دیگر از آن است؛ زیرا کسی‌‌که مرتکب چنین کاری شود، هوای نفسش را معبود خویش قرار داده است.

دشمنی زیاد و پیروی از هوای نفس و بازی کردن با آنچه الله متعال نازل فرموده است، توسط یهودیان.

بخشش و رحمت الله متعال به مخلوقاتش، آن‌‌گاه که رسولان را پیاپی بر آنها فرستاد و کتاب‌‌ها را برای هدایت‌‌شان به راه راست و رستگاری نازل فرمود.

الله کسانی را که از هدایت روی می‌‌گردانند و با اوامرش به ستیز می‌‌پردازند، با زدن مُهر بر دل‌‌های‌‌شان مجازات می‌‌کند و آنها را از رحمت خویش می‌‌راند؛ در نتیجه، به حق هدایت نمی‌‌شوند و به آن عمل نمی‌‌کنند.|

﴿وَلَمَّا جَاءهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِين [البقرة: ٨٩]

٨٩ قرآن کریم که در اصول عمومی صحیح، با تورات و انجیل موافق است، از جانب الله برای‌‌شان آمد. قبل از نزول آن می‌‌گفتند: هنگامی‌‌که پیامبری مبعوث شود، بر مشرکان پیروز خواهیم شد و برایمان گشایش حاصل خواهد شد، پس به او ایمان می‌‌آوریم و از او پیروی می‌‌کنیم. اما هنگامی‌‌که قرآن و محمد‌‌ج‌‌ طبق صفتی که آن را می‌‌شناختند و حقیقتی که آن را می‌‌دانستند، نزدشان آمد، به آن کفر ورزیدند؛ پس لعنت الله بر کافران به الله و رسولش‌‌ج‌‌ باد.

﴿بِئْسَمَا اشْتَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُواْ بِمَا أنَزَلَ اللّهُ بَغْياً أَن يُنَزِّلُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ فَبَاؤُواْ بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِين [البقرة: ٩٠]

٩٠ سهم خویش از ایمان به الله و رسولش‌‌ج‌‌ را به بهای بدی عوض کردند؛ چون از روی ستم و حسادت به‌‌سبب نزول نبوت و قرآن بر محمد‌‌ج‌‌، به آنچه الله نازل کرده بود کفر ورزیدند و رسولانش را تکذیب کردند، پس به‌‌سبب کفر به محمد‌‌ج‌‌ و تحریف تورات از قبل، به خشمی دوچندان از جانب الله متعال سزاوار شدند. و برای کافران به نبوت محمد‌‌ج‌‌، عذاب خفت‌‌آوری در روز قیامت وجود دارد.

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُواْ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ نُؤْمِنُ بِمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرونَ بِمَا وَرَاءهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنبِيَاء اللّهِ مِن قَبْلُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين [البقرة: ٩١]

٩١ و هنگامی‌‌که به این یهودیان گفته می‌‌شود: به حق و هدایتی که الله بر رسولش‌‌ج‌‌ نازل کرده ایمان بیاورید، می‌‌گویند: به آنچه که بر پیامبران خودمان نازل شده است ایمان می‌‌آوریم، و به غیر آن یعنی آنچه بر محمد‌‌ج‌‌ نازل شده است کفر می‌‌ورزند، درحالی‌‌که این قرآن، همان حقیقتی است که موافق چیزی است که از جانب الله همراه آنها است، و اگر به آنچه بر آنها نازل شده است، ایمان واقعی آورده بودند، قطعا به قرآن نیز ایمان می‌‌آوردند.- ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: اگر واقعاً به حقی که برای‌‌تان آمد ایمان داشتید، پس چرا پیش از این، پیامبران الله را می‌‌کشتید؟!

﴿* وَلَقَدْ جَاءكُم مُّوسَى بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُون [البقرة: ٩٢]

٩٢ و قطعا رسول شما، موسی÷، آیات آشکاری دال بر راستگویی خویش آورد، سپس، بعد از اینکه موسی÷ برای دیدار با پروردگارش رفت، آن گوساله را معبود قرار دادید و عبادت کردید، و با قراردادن شریک برای الله، ستمکار شدید، درحالی‌‌که الله، سزاوار است به یگانگی و بدون شریک عبادت شود.

﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُواْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُواْ فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِن كُنتُمْ مُّؤْمِنِين [البقرة: ٩٣]

٩٣ و به یاد آورید هنگامی‌‌که پیمان محکمی مبنی بر پیروی از موسی÷ و پذیرش آنچه از نزد الله آورده بود از شما گرفتیم و برای ترساندن شما، کوه را بر فرازتان بالا بردیم، و به شما گفتیم: با تلاش و کوشش بسیار، آنچه را از تورات به شما دادیم برگیرید و به نیت پذیرش و فرمانبرداری بشنوید و گرنه کوه را بر سر شما فرو می‌‌ریزیم، آن‌‌گاه گفتید: با گوش‌‌هایمان شنیدیم و با اعمال‌‌مان نافرمانی کردیم، و به‌‌سبب کفرشان، عبادت گوساله در دل‌‌های‌‌شان جای گرفت. – ای پیامبر- بگو: چه بد است کفر به الله که این ایمان، شما را به آن امر می‌‌کند اگر مؤمن هستید؛ زیرا کفر همراه ایمان واقعی وجود ندارد.

برخی فواید آیات:

یهودیان، حسودترین مردمان هستند؛ زیرا به‌‌سبب اینکه رسول‌‌ج‌‌ از آنها نبود، حسادت، آنها را به کفر به الله و نپذیرفتن آنچه نازل کرد، واداشت.

ایمان واقعی به الله متعال، تصدیق تمام کتاب‌‌هایی را که الله نازل فرموده و تمام رسولانی را که فرستاده است می‌‌طلبد.

از بزرگترین ستم‌‌ها، رویگردانی از حقیقت و هدایت، پس از شناخت آن و قیام ادله بر آن است.

یکی از عادت‌‌های یهودیان، شکستن عهد و پیمان‌‌هاست و تا امروز دین‌‌شان این‌‌گونه بوده است.|

﴿قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآَخِرَةُ عِندَ اللّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [البقرة: ٩٤]

٩٤- ای پیامبر- بگو: - ای یهود- اگر بهشت در سرای آخرت فقط برای شماست و مردم دیگر در آن وارد نمی‌‌شوند؛ پس مرگ را آرزو کنید و آن را بطلبید؛ تا به سرعت به این جایگاه دست یابید و از دشواری‌‌ها و غم و اندوه‌‌های زندگی دنیا راحت شوید، اگر در این ادعای خویش راستگو هستید.

﴿وَلَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمين [البقرة: ٩٥]

٩٥ اما به‌‌سبب کفر به الله و تکذیب رسولانش‌‌ﻹ‌‌ و تحریف کتاب‌‌هایش که در زندگی خویش آنها را مرتکب شده‌‌اند، هرگز مرگ را آرزو نخواهند کرد، و الله نسبت به ستمکارانِ یهود و غیر یهود آگاه هست و هرکس را به‌‌سبب عملش جزا خواهد داد.

﴿وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُون [البقرة: ٩٦]

٩٦ - ای پیامبر- به‌‌طور قطع، یهود را حریص‌‌ترین مردم به زندگی خواهی یافت، هر چند این زندگی پست و خوار باشد، بلکه آنها از مشرکان که به روز رستاخیز و حساب ایمان ندارند، حریص‌‌تر هستند، درحالی‌‌که آنها اهل کتاب هستند و به روز رستاخیز و حساب ایمان دارند؛ چنان‌‌که هر یک از آنها دوست دارد هزار سال عمر کند، درحالی‌‌که درازی عمرش به هر اندازه که برسد او را از عذاب الله دور نمی‌‌سازد و الله نسبت به اعمال آنها آگاه و بیناست و ذره‌‌ای از اعمال‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند و آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا خواهد داد.

﴿قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللّهِ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِين [البقرة: ٩٧]

٩٧ - ای پیامبر- به هر یک از یهودیان که می‌‌گوید: «همانا از میان فرشتگان، جبرئیل÷ دشمن ماست» بگو: هرکس دشمن جبرئیل÷ است، (باید بداند که) جبرئیل÷ همان کسی است که به اذن الله قرآن را بر قلبت نازل کرد، درحالی‌‌که قرآن مؤید کتاب‌‌های پیشین الهی مانند تورات و انجیل و راهنما به‌‌سوی خیر و بشارت‌‌دهنده برای مؤمنان است به نعمت‌‌هایی که الله برای‌‌شان مهیا فرموده است، پس هرکس دشمن کسی با این صفت و عمل باشد، از گمراهان است.

﴿مَن كَانَ عَدُوًّا لِّلّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِيلَ وَمِيكَالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِّلْكَافِرِين [البقرة: ٩٨]

٩٨ هرکس‌‌ دشمن الله و فرشتگانش‌‌ﻹ‌‌ و رسولانش‌‌ﻹ‌‌ و دشمن دو فرشتۀ مقرب- جبرئیل÷ و میکائیل÷ - باشد؛ (باید بداند که) الله دشمن کافران شما و غیر شماست و هرکس که الله دشمن او باشد، قطعا به زیانِ آشکاری بازگشته است.

﴿وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُون [البقرة: ٩٩]

٩٩ و- ای پیامبر- نشانه‌‌های روشنی بر راستگویی تو در نبوت و وحیی که آوردی نازل کردیم، و با وجود وضوح و آشکاربودنشان، کسی جز برگشتگان از دین الله آنها را انکار نمی‌‌کند.

﴿أَوَكُلَّمَا عَاهَدُواْ عَهْداً نَّبَذَهُ فَرِيقٌ مِّنْهُم بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يُؤْمِنُون [البقرة: ١٠٠]

١٠٠ یکی از صفات ناپسند یهودیان این است که هرگاه پیمانی از آنها گرفته شد- از جمله ایمان به نبوت محمد‌‌ج‌‌ که تورات بر آن دلالت دارد- گروهی از آنها آن را شکستند، بلکه اکثر این یهودیان به آنچه الله متعال نازل فرموده است ایمان واقعی نمی‌‌آورند؛ زیرا ایمان، بر وفای به عهد حمل می‌‌شود.

﴿وَلَمَّا جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ كِتَابَ اللّهِ وَرَاء ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لاَ يَعْلَمُون [البقرة: ١٠١]

١٠١ و هنگامی‌‌که محمد‌‌ج‌‌ به عنوان رسولی از جانب الله نزدشان آمد درحالی‌‌که موافق صفت او در تورات بود، گروهی از آنها از آنچه که تورات بر آن دلالت می‌‌کرد روی گرداندند و بدون اعتنا به تورات، آن را پشت سر خویش افکندند، همانند حال جاهلی که حق و هدایت موجود در آن سودی به او نمی‌‌رساند، پس بدان اعتنا نمی‌‌کند.

برخی فواید آیات:

مؤمن واقعی به نعمت‌‌های همیشگی الله امید دارد و به همین منظور، به دیدار الله مشتاق است و از مرگ نمی‌‌هراسد.

حرص یهود بر زندگی دنیا، حتی اگر زندگی پست و خفت‌‌آوری باشد.

هرکس با دوستان مقرب الله دشمنی کند، در واقع با الله متعال دشمنی کرده است.

رویگردانی یهودیان از نبوت محمد‌‌ج‌‌، پس از آن‌‌که درستی آن را بر اساس کتاب‌‌های خودشان شناختند.

هرکس از علم خویش بهره نبرد، سزاوار است که به جهل و نادانی توصیف شود؛ زیرا جاهل در جهل خویش با او شبیه است.|

﴿وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَـكِنَّ الشَّيْاطِينَ كَفَرُواْ يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُواْ لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُون [البقرة: ١٠٢]

١٠٢ و چون دین الله را رها کردند، به جای آن، آنچه را که شیاطین به دروغ به سلطنت سلیمان÷ نسبت دادند پیروی کردند، آنجا که ادعا کردند سلیمان÷ پادشاهی خویش را با سحر استوار کرده است، حال آن‌‌که سلیمان با اشتغال به سحر کفر نورزید- آن‌‌گونه که یهودیان ادعا کردند- بلکه شیاطین کفر ورزیدند که سحر را به مردم آموزش می‌‌دادند و سحری را که بر دو فرشته – هاروت و ماروت- در شهر بابل عراق برای امتحان و آزمایش مردم نازل شده بود به مردم می‌‌آموختند، و این دو فرشته، به هیچ‌‌کس سحر نمی‌‌آموختند جز اینکه او را برحذر می‌‌داشتند و با این سخن امر را برایش روشن می‌‌کردند: به‌‌راستی‌‌که ما آزمایش و امتحانی برای مردم هستیم، پس با فراگرفتن سحر کفر نورز؛ هرکس نصیحت این دو فرشته را نمی‌‌پذیرفت، از آن دو سحر می‌‌آموخت. یک نوع از آن سحر، با ایجاد نفرت بین مرد و همسرش، میان آن دو جدایی می‌‌اندازد. هر چند آن ساحران به هیچ‌‌کس آسیبی نمی‌‌رساندند مگر به اذن و ارادۀ الله؛ و چیزی می‌‌آموختند که به آنها زیان می‌‌رساند و نفعی برای‌‌شان نداشت، و آن یهودیان دریافته بودند که هرکس سحر را جایگزین کتاب الله کند، در آخرت هیچ سهم و نصیبی ندارد و چه بد بود آنچه که به جان خریدند، آنجا که سحر را با وحی و شریعت الله جایگزین کردند، و اگر می‌‌دانستند که چه چیزی به آنها نفع می‌‌رساند، هرگز این عمل رسوا کننده و گمراهی آشکار را مرتکب نمی‌‌شدند.

﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُواْ واتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِّنْ عِندِ اللَّه خَيْرٌ لَّوْ كَانُواْ يَعْلَمُون [البقرة: ١٠٣]

١٠٣ و اگر یهودیان ایمان واقعی به الله آورده بودند و با انجام طاعت و ترک معصیت الله، تقوای او را پیشه می‌‌کردند، به‌‌طور قطع، ثواب الله برای‌‌شان بهتر بود از آنچه که بر آن بودند، اگر می‌‌دانستند که چه چیزی به آنها نفع می‌‌رساند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقُولُواْ رَاعِنَا وَقُولُواْ انظُرْنَا وَاسْمَعُواْ وَلِلكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيم [البقرة: ١٠٤]

١٠٤ الله برای متوجه ‌‌ساختن مؤمنان به انتخاب الفاظ نیکو، به آنها چنین می‌‌فرماید: ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید کلمۀ ﴿رَاعِنَا یعنی «رعایت حال ما را بکن» را نگویید؛ زیرا یهود آن را دست‌‌کاری کردند و پیامبر‌‌ج‌‌ را با آن مورد خطاب قرار دادند و معنای فاسدی که رعونة (کودنی و نادانی) است را از آن قصد کردند، پس الله برای بستن این باب، از گفتن این کلمه نهی فرمود و به بندگانش فرمان داد که به جای آن بگویند ﴿انْظُرْنَا؛ یعنی به ما مهلت بده تا بفهمیم چه می‌‌گویی، و این کلمه، معنا را بدون اِشکال می‌‌رساند. و برای کافران به الله، عذاب دردناک و رنج‌‌آوری است.

﴿مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلاَ الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَاللّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيم [البقرة: ١٠٥]

١٠٥ کفار- از هر نوع که باشند: چه اهل کتاب یا مشرکان- دوست ندارند که هیچ خیری- کم یا زیاد- از جانب پروردگارتان بر شما نازل شود، درحالی‌‌که الله نبوت و وحی و ایمان را به هر یک از بندگانش که بخواهد اختصاص می‌‌دهد و الله صاحب فضل و بخشش بزرگی است؛ پس هیچ خیری به هیچ‌‌یک از مردم نمی‌‌رسد مگر اینکه از جانب الله است و فرستادن رسول و نزول کتاب از فضل و بخشش اوست.

برخی فواید آیات:

بی‌‌ادبی یهودیان به پیامبران الله، آنجا که اشتغال به سحر را به سلیمان نسبت دادند، اما الله او را از این کار تبرئه و ادعای یهودیان را تکذیب کرد.

سحر، حقیقت دارد و در عقل و بدن تأثیر می‌‌گذارد، ساحر کافر است و حکمش قتل است.

در پادشاهی الله متعال، هیچ خیر و شری جز به اِذن و علم او تعالی واقع نمی‌‌شود.

سد ذرائع، از مقاصد شریعت است؛ پس باید از هر گفتار یا رفتاری که امور فاسدی از آن متصور است، پرهیز و دوری کرد.

فضیلت به دست الله متعال است و او رحمت و حکمت خویش را به هرکس بخواهد اختصاص می‌‌دهد.|

﴿* مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [البقرة: ١٠٦]

١٠٦ الله متعال بیان می‌‌فرماید که هرگاه حکم یا لفظ آیه‌‌ای از قرآن را برمی‌‌دارد، مردم آن را فراموش می‌‌کنند و او سبحانه زود یا دیر سودمندتر از آن یا همانند آن را می‌‌آورد، و این امر به علم و حکمت الله است و تو- ای پیامبر- می‌‌دانی که الله بر هر چیزی تواناست، پس هرچه بخواهد انجام می‌‌دهد و هر حکمی که بخواهد صادر می‌‌فرماید.

﴿أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِير [البقرة: ١٠٧]

١٠٧ - ای پیامبر- تو دانسته‌‌ای که الله، مالک آسمان‌‌ها و زمین است، به هرچه بخواهد حکم می‌‌دهد، پس بندگانش را به هر‌‌چه بخواهد فرمان می‌‌دهد و آنها را از هرچه بخواهد نهی می‌‌کند، هرچه از احکام شرع بخواهد مقرر می‌‌دارد و هرچه بخواهد نسخ می‌‌کند، و پس از الله، هیچ کارسازی ندارید که امورتان را حمایت و پشتیبانی کند و هیچ یاوری ندارید که آسیب را از شما دفع کند، بلکه فقط الله، کارساز و حامی تمام این امور است و بر این کار تواناست.

﴿أَمْ تُرِيدُونَ أَن تَسْأَلُواْ رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِن قَبْلُ وَمَن يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيل [البقرة: ١٠٨]

١٠٨ - ای مؤمنان- در شأن شما نیست که- از روی اعتراض و آزار رساندن- از رسول‌‌تان سوال کنید، چنان‌‌که قبلاً قوم موسی÷ از پیامبرشان سوال کردند؛ مثل اینکه گفتند: ﴿أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً [النساء: ١٥٣]؛ «الله را آشکارا به ما نشان بده». و هرکس ایمان را با کفر عوض کند، به‌‌طور قطع از راه میانه که همان صراط مستقیم است گمراه شده است.

﴿وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُواْ وَاصْفَحُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [البقرة: ١٠٩]

١٠٩ بسیاری از یهودیان و مسیحیان، پس از آن‌‌که برای‌‌شان مشخص شد که آنچه محمد‌‌ج‌‌ آورده، حقیقتی از جانب الله است، به‌‌سبب حسادتی که در وجودشان است، آرزو می‌‌کنند که شما را پس از ایمان‌‌تان به کفر بازگردانند، چنان‌‌که قبلاً بت‌‌ها را عبادت می‌‌کردید، پس- ای مؤمنان- کارهای آنها را ببخشید و از جهل و بدی‌‌ای که در وجودشان است درگذرید، تا اینکه حکم الله در مورد آنها بیاید- و این امر و حکم الله آمده است، چنان‌‌که کافر میان انتخاب اسلام یا پرداخت جزیه یا قتال مخیر است- همانا الله بر هر چیزی تواناست و نمی‌‌توانند از عذاب او فرار کنند.

الله متعال، پس از اینکه مؤمنان را به شکیبایی در برابر آزار و اذیت‌‌ها امر فرمود، آنها را به ایستادگی در دین‌‌شان و تقویت ایمان‌‌شان فرمان داد و فرمود:

﴿وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِير [البقرة: ١١٠]

١١٠ نماز را با ارکان و واجبات و سنن آن، به شکلی کامل برپا دارید، و زکات اموال‌‌تان را به مستحقانش بپردازید، و هر عمل صالحی را که در زندگی‌‌تان انجام دهید و آن را قبل از مرگ به عنوان ذخیره برای خودتان پیش فرستید، در روز قیامت ثوابش را نزد پروردگارتان می‌‌یابید و جزای آن را به شما می‌‌دهد؛ زیرا الله اعمال شما را می‌‌بیند و هرکس را بر اساس عملش جزا می‌‌دهد.

﴿وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [البقرة: ١١١]

١١١ هم یهود و هم نصارا گفتند: همانا بهشت مخصوص آنها است؛ چنان‌‌که یهودیان گفتند: هرگز به بهشت داخل نمی‌‌شود مگر کسی‌‌که یهودی باشد، و مسیحیان گفتند: هرگز کسی وارد بهشت نمی‌‌شود مگر اینکه نصرانی باشد؛ این سخنان، آرزوهای باطل و توهمات فاسد آنها است، - ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: اگر راست می‌‌گویید و در ادعای خویش صادق هستید، دلیل ادعای‌‌تان را بیاورید.

﴿بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون [البقرة: ١١٢]

١١٢ تنها کسی وارد بهشت می‌‌شود که با روی ‌‌آوردن به‌‌سوی الله، خودش را برای الله خالص گرداند و –در کنار اخلاص- عبادت خویش را با پیروی از آنچه رسول‌‌ج‌‌ آورده است به نیکویی برپا دارد، چنین کسی وارد بهشت می‌‌شود از هر گروهی که باشد و ثواب او نزد پروردگارش است، و در آنچه از آخرت در پیش رو دارند بیمی بر آنها نیست و بر آنچه از دنیا از دست‌‌شان می‌‌رود غمگین نمی‌‌شوند. این اوصاف، پس از آمدن پیامبر محمد‌‌ج‌‌، فقط در وجود مسلمانان محقق می‌‌گردد.

برخی فواید آیات:

تمام امور برای الله است، پس هرچه از احکام و شرایعش را که بخواهد عوض می‌‌کند و هرچه از آن را که بخواهد باقی می‌‌گذارد، و تمام این امور، از روی علم و حکمت او انجام می‌‌شود.

حسادت بسیاری از اهل کتاب با امت اسلام، بدین سبب است که الله، مسلمانان را به ایمان و پیروی رسول‌‌ج‌‌ خاص گردانید، به‌‌گونه‌‌ای که بازگشت مسلمانان به کفر را، چنان‌‌که قبلاً بر آن بودند، آرزو می‌‌کنند.|

﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَىَ شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُون [البقرة: ١١٣]

١١٣ و یهودیان گفتند: مسیحیان بر دین صحیحی نیستند، و مسیحیان گفتند: یهودیان بر دین صحیحی نیستند، درحالی‌‌که همگی‌‌شان کتاب‌‌هایی را که الله بر آنها نازل کرده و امر به ایمان به تمام پیامبران‌‌ﻹ‌‌ بدون گذاشتن تفاوت را که در این کتاب‌‌ها آمده است می‌‌خوانند، این کارشان، شبیه سخن مشرکانی است که نمی‌‌دانند؛ چون تمام رسولان و کتاب‌‌هایی را که بر آنها فرو فرستاده شده بود تکذیب کردند؛ از این رو، الله در روز قیامت میان اختلاف‌‌کنندگان داوری می‌‌کند، با حکم عادلانۀ خویش که بندگانش را از آن آگاه فرموده است: به اینکه هیچ رستگاری‌‌ای جز با ایمان به تمام آنچه الله متعال نازل فرموده است، به دست نمی‌‌آید.

﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُوْلَـئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَائِفِينَ لهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيم [البقرة: ١١٤]

١١٤ هیچ‌‌کس ستمکارتر از کسی نیست که نگذارد نام الله در مساجدش برده شود، یعنی از نماز و ذکر و تلاوت قرآن در آن جلوگیری کند، و با تخریب مساجد یا منع از ادای نماز در آن، در ویرانی و فاسدکردن آن بکوشد و اقدام کند؛ برای آنها که در ویرانی مساجد می‌‌کوشند، سزاوار نیست که در مساجد الله وارد شوند مگر ترسان که دل‌‌های‌‌شان می‌‌لرزد؛ چون کفر ورزیدند و از مساجد الله جلوگیری کردند. برای آنها، در دنیا ذلت و خواری بر دستان مؤمنان و در آخرت، عذاب بزرگی است به این سبب که مردم را از مساجد الله بازداشتند.

﴿وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِيم [البقرة: ١١٥]

١١٥ فرمانروایی مشرق و مغرب و آنچه میان آن دو است مخصوص الله است، بندگانش را به هر چه بخواهد امر می‌‌کند، به هر سو که متوجه شوید، به‌‌سوی الله متعال روی آورده‌‌اید؛ پس اگر شما را به روی آوردن به‌‌سوی بیت‌‌المقدس یا کعبه امر کرد یا در تشخیص قبله اشتباه کردید یا روی ‌‌آوردن به آن بر شما دشوار شد، گناهی بر شما نیست؛ زیرا تمام جهات برای الله متعال است، همانا الله واسع است که رحمت و گشایش خویش را بر تمام مخلوقاتش می‌‌گستراند، و از نیات و افعال‌‌شان آگاه است.

﴿وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُون [البقرة: ١١٦]

١١٦ و یهودیان و مسیحیان و مشرکان گفتند: الله فرزندی برای خودش برگزیده است! او تعالی از این امر پاک و مقدس است؛ زیرا از مخلوقاتش بی‌‌نیاز است و کسی فرزندی برای خود انتخاب می‌‌کند که به او نیاز داشته باشد؛ حال آن‌‌که هرچه در آسمان‌‌ها و زمین وجود دارد از آنِ او تعالی است، تمام مخلوقات، بندگان او سبحانه و در برابر او فروتن هستند و به هر نحو که بخواهد در موردشان عمل می‌‌کند.

﴿بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُون [البقرة: ١١٧]

١١٧ الله سبحانه، آسمان‌‌ها و زمین و هرچه در آن دو وجود دارد را بدون نمونۀ قبلی پدید آورد، و هرگاه چیزی را انتخاب و اراده کند، فقط به آن چیز می‌‌فرماید: ﴿كُنْ؛ باش؛ به‌‌ناگاه همان‌‌گونه که الله اراده کرده بود موجود می‌‌شود و هیچ‌‌چیز نمی‌‌تواند فرمان و حکم او را بازگرداند.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ لَوْلاَ يُكَلِّمُنَا اللّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُون [البقرة: ١١٨]

١١٨ و افراد نادان از اهل کتاب و مشرکان برای ستیز با حق گفتند: چرا الله بدون واسطه با ما سخن نمی‌‌گوید، یا نشانه‌‌ای حسّی و مخصوص برای ما نمی‌‌فرستد؟ و همانند این سخن‌‌شان را قبلاً امت‌‌هایی که رسولان‌‌شان را تکذیب کردند نیز گفتند، هر چند زمان و مکان‌‌شان با یکدیگر متفاوت است. ما نشانه‌‌ها را بر گروهی‌‌ که به حق یقین دارند آشکار کرده‌‌ایم، هنگامی‌‌که برای‌‌شان آشکار شد، هیچ تردیدی آنها را دربرنگرفت و هیچ ستیزی مانع‌‌شان نشد.

﴿إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيم [البقرة: ١١٩]

١١٩ - ای پیامبر- ما تو را با دین بر حقی که هیچ تردیدی در آن نیست فرستادیم؛ تا مؤمنان را به بهشت بشارت و کافران را از آتش انذار دهی، و جز ابلاغ واضح چیزی بر عهدۀ تو نیست، و الله هرگز تو را به خاطر جهنمیان که به تو ایمان نیاورده‌‌اند مورد بازخواست قرار نمی‌‌دهد.

برخی فواید آیات:

تمام اقسام کفر، ملت واحدی است؛ هر چند نوع و اماکن پیروانش متفاوت باشد؛ زیرا آنها در کفر و نسبت‌‌ دادن سخن بدون علم به الله همانند یکدیگر هستند.

جنایتکارترین و گناهکارترین مردم کسانی هستند که از راه الله بازمی‌‌دارند و مانع کسانی می‌‌شوند که می‌‌خواهند کار خیر انجام دهند.

منزه‌‌دانستن الله متعال از همنشین و فرزند؛ زیرا او سبحانه به مخلوقاتش نیازی ندارد.|

﴿وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِير [البقرة: ١٢٠]

١٢٠ الله متعال، برای آگاه‌‌سازی و تهدید پیامبرش این‌‌گونه او را مورد خطاب قرار می‌‌دهد: یهودیان و مسیحیان هرگز از تو راضی نخواهند شد مگر زمانی‌‌که اسلام را رها و از باورهای‌‌شان پیروی کنی، و اگر پس از حقیقت روشنی که نزد تو آمد، چنین عملی از تو یا یکی از پیروانت سرزند، هیچ کمکی از جانب الله نخواهی یافت. این امر، خطر بزرگ ترک حق و همراهی با پیروان باطل را می‌‌رساند.

﴿الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ أُوْلَـئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمن يَكْفُرْ بِهِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُون [البقرة: ١٢١]

١٢١ قرآن کریم در مورد گروهی از اهل کتاب سخن می‌‌گوید که به آنچه از کتاب‌‌های نازل‌‌شده که در دست‌‌شان قرار دارد عمل می‌‌کنند و چنان‌‌که باید از آن پیروی می‌‌کنند؛ این گروه، در این کتاب‌‌ها، نشانه‌‌های دلالت‌‌کننده بر راستگویی پیامبر محمد‌‌ج‌‌ را می‌‌یابند و به همین دلیل، سریع به او ایمان آوردند، و گروهی دیگر، بر کفر خویش اصرار ورزیدند و زیان‌‌کار شدند.

﴿يَابَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِين [البقرة: ١٢٢]

١٢٢ ای بنیاسرائیل، نعمت‌‌های دینی و دنیوی مرا که به شما ارزانی داشتم یاد کنید و نیز به یاد آورید که شما را با نبوت و پادشاهی، بر مردمِ زمان خودتان برتری دادم.

﴿وَاتَّقُواْ يَوْماً لاَّ تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئاً وَلاَ يُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلاَ تَنفَعُهَا شَفَاعَةٌ وَلاَ هُمْ يُنصَرُون [البقرة: ١٢٣]

١٢٣ و با پیروی از اوامر الله و پرهیز از نواهی او تعالی، میان خودتان و میان عذاب روز قیامت سپری قرار دهید؛ زیرا ـ در آن‌‌روز ـ هیچ‌‌کس، شخص دیگری را ذره‌‌ای بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد، و هیچ فدیه‌‌ای هر چند بزرگ باشد از او پذیرفته نمی‌‌شود، و شفاعت هیچ‌‌کس هر چند جایگاه بزرگی داشته باشد، در مورد او پذیرفته نمی‌‌شود و هیچ یاوری ندارد که به جای الله به او یاری رساند.

﴿* وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِين [البقرة: ١٢٤]

١٢٤ و به یادآور هنگامی که الله ابراهیم÷ را با احکام و تکالیفی که به او امر کرد بیازمود، و ابراهیم÷ به کامل‌‌ترین وجه آنها را انجام داد، الله به پیامبرش ابراهیم÷ گفت: من تو را پیشوای مردم قرار دادم تا در افعال و اخلاقت به تو اقتدا شود، ابراهیم÷ گفت: ـ پروردگارا ـ از نسلم نیز پیشوایانی قرار بده تا مردم به آنها اقتدا کنند؛ الله در پاسخ به او فرمود: پیمان من به تو در مورد امامت در دین، به افراد ستمکار از نسل تو نمی‌‌رسد.

﴿وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُود [البقرة: ١٢٥]

١٢٥ و به یادآور هنگامی که الله بیت الحرام را جای بازگشت مردم که دل‌‌های‌‌شان به آن وابسته است قرار داد، هرگاه از آنجا کوچ کنند، دوباره به آن بازمی‌‌گردند، و آن را محل امنی برای‌‌شان قرار داد که در آنجا بر آنها تجاوز نمی‌‌شود. و به مردم فرمود: از حجر ـ که ابراهیم÷ هنگام ساخت کعبه بر روی آن می‌‌ایستاد ـ مکانی برای ادای نماز انتخاب کنید؛ و ابراهیم÷ و پسرش اسماعیل÷ را به پاکیزه ‌‌ساختن بیت‌‌الحرام از پلیدی‌‌ها و بت‌‌ها و آماده ‌‌ساختن آن برای کسانی‌‌که با طواف و اعتکاف و نماز و سایر مناسک قصد دارند در آن عبادت کنند، سفارش کردیم.

﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِير [البقرة: ١٢٦]

١٢٦ ـ ای پیامبر ـ همچنین به یادآور هنگامی که ابراهیم÷ در حال خواندن پروردگارش گفت: پروردگارا مکه را شهری امن قرار بده که در آن آسیبی متوجه هیچ‌‌کس نشود و به مردمانش از انواع میوه‌‌ها روزی بده و آن را رزق و روزی‌‌ای خاص، برای مؤمنان به خودت و روز آخرت قرار ده. الله متعال فرمود: هرکس از آنها که کفر ورزد، با متاع اندکی در دنیا که به او روزی می‌‌رسانم بهره‌‌مندش می‌‌سازم، سپس در آخرت او را به‌‌زور در عذاب آتش می‌‌افکنم و چه بازگشتگاه بدی است که در روز قیامت بدان بازگردانده می‌‌شود.

برخی فواید آیات:

یهودیان و مسیحیان از هر کار خیری که مسلمانان برای‌‌شان انجام دهند، هرگز راضی نخواهند شد مگر زمانی‌‌که مسلمانان را از دین‌‌شان بیرون برانند و پیرو گمراهی خویش کنند.

امامت در دین، جز با یقین صحیح و شکیبایی بر انجام فرمان الله متعال به دست نمی‌‌آید.

برکت دعای ابراهیم÷ بر مکۀ مکرّمه، از این جهت که الله آنجا را مکانی امن برای مردم قرار داد و با انواع روزی‌‌ها، آن را برای ساکنانش برگزید.|

﴿وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيم [البقرة: ١٢٧]

١٢٧ و به یادآور ـ ای پیامبر ـ هنگامی را که ابراهیم÷ و اسماعیل÷ پایه‌‌های کعبه را بالا می‌‌بردند و ـ با خضوع و فروتنی ـ می‌‌گفتند: پروردگارا اعمال‌‌مان- از جمله بنای این خانه- را از ما بپذیر که همانا تو دعای ما را اجابت می‌‌کنی و از نیّات و اعمال ما آگاه هستی.

﴿رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيم [البقرة: ١٢٨]

١٢٨ پروردگارا ما را فرمان‌‌بردار امر خویش، فروتن در برابر خودت قرار بده، که احدی را با تو شریک قرار ندهیم و از نسل ما امتی فرمان‌‌بردار خودت برگزین، چگونگی عبادت خویش را برای ما نشان بده، و از گناهان و کوتاهیِ‌‌مان در طاعتت بگذر؛ که همانا تو نسبت به بندگان توبه‌‌کارَت، بسیار توبه‌‌پذیر و مهربان هستی.

﴿رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِيزُ الحَكِيم [البقرة: ١٢٩]

١٢٩ پروردگارا از میان آنها رسولی از خودشان از نسل اسماعیل برانگیز تا آیات نازل ‌‌شدۀ تو را بر آنها بخواند و قرآن و سنت به آنها بیاموزانَد و آنها را از شرک و فرومایگی‌‌ها پاکیزه گرداند؛ زیرا تو توانا و چیره‌‌ای و در افعال و احکامت بسیار دانا هستی.

﴿وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِين [البقرة: ١٣٠]

١٣٠ هیچ‌‌کس از دین ابراهیم÷ به‌‌سوی ادیان دیگر نمی‌‌گراید مگر کسی‌‌که با سبک‌‌سری و سوء تدبیرش در ترک حق و روی‌‌آوردن به گمراهی، به خودش ستم روا دارد و به ذلت خویش راضی شود. همانا ما او را در دنیا به‌‌عنوان رسول و خلیل برگزیدیم و در آخرت نیز از صالحان خواهد بود، همان کسانی‌‌که آنچه الله بر آنها واجب گردانده بود انجام دادند و بدین ترتیب به بالاترین درجات دست یافتند.

﴿إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِين [البقرة: ١٣١]

١٣١ الله ابراهیم÷ را برگزید، چون به سرعت به اسلام روی آورد، آن‌‌گاه که پروردگارش به او فرمود: عبادت را برای من خالص گردان و با طاعت در برابر من فروتن باش، پس ابراهیم÷ در پاسخ پروردگارش گفت: تسلیمِ الله، آفریدگار، روزی‌‌دهنده و تدبیرکنندۀ امور بندگان شدم.

﴿وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَابَنِيَّ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلاَ تَمُوتُنَّ إَلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُون [البقرة: ١٣٢]

١٣٢ و ابراهیم÷ پسرانش را به این کلمه ﴿أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ سفارش کرد و یعقوب÷ نیز پسرانش را به همین کلمه سفارش کرد؛ آن دو خطاب به پسران‌‌شان گفتند: همانا الله دین اسلام را برای‌‌تان برگزید، پس به آن چنگ بزنید تا زمانی‌‌که مرگ شما را فراگیرد، درحالی‌‌که در ظاهر و باطن تسلیم الله هستید.

﴿أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِن بَعْدِي قَالُواْ نَعْبُدُ إِلَـهَكَ وَإِلَـهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِلَـهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُون [البقرة: ١٣٣]

١٣٣ آیا شاهد خبر یعقوب÷ هنگامی‌‌که مرگ او را فراگرفت بودید، آن‌‌گاه که از پسرانش پرسید: پس از مرگ من چه چیزی را عبادت می‌‌کنید؟ آنها در پاسخ به سوال او گفتند: معبود تو و معبود پدرانت ابراهیم÷ و اسماعیل÷ و اسحاق÷ را عبادت می‌‌کنیم‌‌، معبودی یگانه را که هیچ شریکی ندارد، و ما تنها تسلیم و فرمان‌‌بردار او هستیم.

﴿تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُون [البقرة: ١٣٤]

١٣٤ آن امت در میان امت‌‌هایی که قبل از شما بودند، درگذشتند، و به اعمالی که پیش فرستادند رسیدند، پس هر عمل نیک یا بدی که کردند برای خودشان است و آنچه شما کسب می‌‌کنید نیز برای خودتان است و در مورد اعمال آنها، شما بازخواست نمی‌‌شوید و در مورد اعمال شما از آنها سوال نمی‌‌شود، و هیچ کس به گناه دیگری مؤاخذه نمی‌‌شود؛ بلکه هرکس به خاطر آنچه پیش فرستاده است جزا داده می‌‌شود، پس عمل پیشینیان‌‌تان، شما را از نظر در عمل خودتان باز ندارد؛ زیرا به هیچ‌‌کس پس از رحمت الله، مگر عمل صالح خودش سودی نمی‌‌رساند.

برخی فواید آیات:

مؤمن پرهیزگار، به اعمال صالح خویش فریب نمی‌‌خورد، بلکه از اینکه این اعمال به خودش بازگردد و از او پذیرفته نشود، می‌‌ترسد؛ به همین دلیل، بسیار از الله می‌‌خواهد که اعمالش را بپذیرد.

برکت دعای پدر پیامبران‌‌ﻹ‌‌، ابراهیم÷ ؛ آنجا که الله دعایش را اجابت کرد و خاتم پیامبران و برترین رسولانش را از اهالی مکه برگزید.

دین ابراهیم÷، همان آیین پاک و سازگار با فطرت است؛ کسی آن را رها نمی‌‌کند و از آن کناره نمی‌‌گیرد مگر جاهل که مخالف فطرتش عمل می‌‌کند.

مشروعیت سفارش فرزندان به پیروی از هدایت و گرفتن پیمان از آنها بر تمسک به حق و پایداری در آن.|

﴿وَقَالُواْ كُونُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُواْ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِين [البقرة: ١٣٥]

١٣٥ یهودیان به مسلمانان گفتند: یهودی باشید تا راه هدایت را بپیمایید، و نصاری گفتند: نصرانی باشید تا راه هدایت را بپیمایید. – ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: بلکه از دین ابراهیم÷ پیروی می‌‌کنیم، همان کسی که از ادیان باطل به‌‌سوی دین حق روی آورد و هرگز از کسانی نبود که برای الله شریک قرار دادند.

﴿قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُون [البقرة: ١٣٦]

١٣٦ - ای مؤمنان- به یهودیان و مسیحیانی که پیرو این ادعای باطل هستند بگویید: به الله و به قرآن که بر ما نازل شده ایمان آوردیم و به آنچه بر ابراهیم÷ و پسرانش اسماعیل÷ و اسحاق÷ و یعقوب÷ نازل شده ایمان آوردیم و به آنچه بر پیامبران‌‌ﻹ‌‌ از نسل یعقوب÷ نازل شده ایمان آوردیم و به تورات که الله آن را به موسی÷ و انجیل که الله آن را به عیسی÷ عطا فرمود ایمان آوردیم و به کتاب‌‌هایی که الله به تمام پیامبران‌‌ﻹ‌‌ داد ایمان آوردیم، میان هیچ یک از آنها تفاوت نمی‌‌گذاریم به این نحو که به برخی ایمان بیاوریم و برخی دیگر را انکار کنیم، بلکه به تمام آنها ایمان داریم و فقط تسلیم و فرمان‌‌بردار الله سبحانه هستیم.

﴿فَإِنْ آمَنُواْ بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم [البقرة: ١٣٧]

١٣٧ پس اگر یهود و مسیحیان و سایر کفار، ایمانی مانند ایمان شما بیاورند؛ به تحقیق به راه راستی که الله آن را پسندید ایمان آورده‌‌اند، و اگر از ایمان روی بگردانند به این ترتیب ‌‌که تمام یا برخی از پیامبران‌‌ﻹ‌‌ را تکذیب کنند، همانا در اختلاف و دشمنی هستند، پس- ای پیامبر- اندوه مدار، که الله در برابر آزارهای آنها برای تو کافی است و شرشان را از تو باز می‌‌دارد و در برابر آنان به تو یاری می‌‌رساند؛ زیرا او نسبت به اقوال‌‌شان شنواست و از نیات و افعال‌‌شان آگاه است.

﴿صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدون [البقرة: ١٣٨]

١٣٨ به دین الله که شما را در ظاهر و باطن بر اساس آن آفرید پایبند باشید، که هیچ دینی نیکوتر از دین الله نیست؛ زیرا با فطرت شما سازگار است، مصالح را جلب می‌‌کند و مفاسد را باز می‌‌دارد، و بگویید: ما تنها الله را عبادت می‌‌کنیم و دیگران را با او شریک نمی‌‌گردانیم.

﴿قُلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي اللّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُون [البقرة: ١٣٩]

١٣٩ - ای پیامبر- بگو: - ای اهل کتاب- آیا با ما مجادله می‌‌کنید در اینکه شما نسبت به الله و دین او از ما برتر هستید؛ به این دلیل که دین و کتاب شما قدیمی‌‌تر است؟ این امر به شما سودی نمی‌‌رساند؛ زیرا الله پروردگار همۀ ما است و به شما اختصاص ندارد، و اعمال ما برای خود ماست و از شما در مورد آنها سوال نمی‌‌شود و اعمال شما برای خودتان است و از ما در مورد آنها سوال نمی‌‌شود، و هرکس در برابر عمل خودش مجازات می‌‌شود و ما در عبادت و طاعت به الله اخلاص می‌‌ورزیم و هیچ‌‌چیز را با او شریک نمی‌‌گردانیم.

﴿أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَـقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطَ كَانُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون [البقرة: ١٤٠]

١٤٠ یا - ای اهل کتاب- می‌‌‌‌گویید: ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و پیامبران نسل یعقوب‌‌ﻹ‌‌، بر آیین یهودیت یا نصرانیت بودند؟ - ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: آیا شما بهتر می‌‌دانید یا الله؟! پس اگر ادعا می‌‌کنند که این پیامبران بر آیین آنها بودند، به تحقیق که دروغ می‌‌گویند؛ زیرا مبعث و مرگ پیامبران مذکور، قبل از نزول تورات و انجیل بود! و به این ترتیب دانسته می‌‌شود که سخنان‌‌شان، دروغ بر الله و رسولانش است؛ و حقیقتی را که بر آنها نازل شده است کتمان کردند، و هیچ‌‌کس ستمکارتر از کسی نیست که شهادتی را که از نزد الله آمده است کتمان کند، مانند عمل اهل کتاب؛ و الله از اعمال شما غافل نیست و شما را بر اساس اعمال‌‌تان مجازات خواهد کرد.

﴿تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعْمَلُون [البقرة: ١٤١]

١٤١ آن امت قبل از شما درگذشتند، و به اعمالی که پیش فرستادند رسیدند، پس برای آنها اعمالی است که کسب کردند و برای شماست آنچه که کسب کردید و شما به خاطر اعمال آنها بازخواست نمی‌‌شوید و آنها نیز به خاطر اعمال شما بازخواست نمی‌‌شوند؛ زیرا هیچ‌‌کس به خاطر گناه دیگری مؤاخذه نمی‌‌شود و از عمل دیگری سود نمی‌‌برد، بلکه هرکس بر اساس چیزی‌‌که فرستاده است جزا داده می‌‌شود.

برخی فواید آیات:

ادعای اهل کتاب مبنی بر اینکه آنها بر حق هستند، سودی به آنها نمی‌‌رساند، درحالی‌‌که به آنچه الله بر پیامبرش محمد‌‌ج‌‌ نازل فرمود کفر می‌‌ورزند.

دین، صبغه (رنگ) نامیده شده است زیرا تأثیر و علامت آن بر مسلمان آشکار می‌‌شود؛ چنان‌‌که اثر رنگ در لباس آشکار می‌‌گردد.

الله متعال، اقرار به ربوبیت و الوهیت خویش را در فطرت تمام مخلوقاتش تثبیت کرده است و شیطان و دستیارانش آنها را از این اقرار گمراه می‌‌کنند.|

﴿* سَيَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا قُل لِّلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [البقرة: ١٤٢]

١٤٢ به‌‌زودی یهودیان نادان و کم‌‌خرد و منافقانی که همانند آنها هستند خواهند گفت: چه‌‌چیز مسلمانان را از قبلۀ بیت‌‌المقدس که قبلاً قبله‌‌شان بود بازگرداند؟! – ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: مالکیت مشرق و مغرب و سایر جهات فقط از آنِ الله است، صورت هر یک از بندگانش را به هر جهتی که بخواهد می‌‌گرداند، او سبحانه هر یک از بندگانش را که بخواهد به راه راستی که هیچ کجی و انحرافی در آن نیست هدایت می‌‌کند.

﴿وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيم [البقرة: ١٤٣]

١٤٣ و همچنان‌‌که قبله‌‌ای برای شما قرار دادیم و آن را برای‌‌تان برگزیدیم؛ شما را امتی برگزیده و منصف، میانه در میان تمام امت‌‌ها، از نظر عقاید و عبادات و معاملات قرار دادیم؛ تا در روز قیامت گواهانی برای رسولان الله باشید که آنها آنچه را الله برای‌‌شان امر کرده بود به امت‌‌های‌‌شان تبلیغ کنند ابلاغ کردند، و رسول محمد‌‌ج‌‌ نیز گواه بر شما باشد که آنچه را با آن به‌‌سوی شما فرستاده شد به شما ابلاغ کرد. و تغییر قبله‌‌ای را که به آن روی می‌‌آوردی- یعنی بیت المقدس- را مقرر نکردیم مگر به این هدف که - به علم آشکارکننده‌‌ای که جزا بر آن مترتب می‌‌شود- مشخص کنیم چه کسی به آنچه الله تشریع کرده راضی است و در برابر آن فروتن و فرمان‌‌بردار است، در نتیجه از رسول پیروی می‌‌کند؛ و چه کسی از دینش بازمی‌‌گردد و از هوای نفسش پیروی می‌‌کند، در نتیجه در برابر آنچه الله تشریع کرده است فروتن و فرمان‌‌بردار نیست. فرمان تغییر قبلۀ نخستین سخت و دشوار است مگر بر کسانی‌‌که الله آنها را به ایمان به خودش هدایت کرده است، و به این‌‌ ترتیب که آنچه برای بندگانش تشریع می‌‌کند، در واقع بر اساس حکمت‌‌های فراگیر تشریع می‌‌فرماید. و الله بر آن نبود که ایمان شما به الله، از جمله نمازهایی را که قبل از تغییر قبله ادا کرده‌‌اید تباه کند؛ زیرا الله نسبت به مردم بسیار مهربان است، پس بر آنها سخت نمی‌‌گیرد و ثواب اعمال‌‌شان را تباه نمی‌‌سازد.

﴿قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاء فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوِهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُون [البقرة: ١٤٤]

١٤٤ - ای پیامبر- براستی که ما بازگردانیدن صورت و نگاهت به‌‌سوی آسمان را می‌‌بینیم که در انتظار و جستجوی نزول وحی در مورد قبله و تغییر آن به‌‌سویی که دوست داری هستی، پس چهره‌‌ات را به جای بیت المقدس که اکنون به آن روی می‌‌آوری به‌‌سوی قبله‌‌ای که تو را خشنود می‌‌کند و آن را می‌‌پسندی- یعنی بیت الله الحرام- می‌‌گردانیم، پس رویت را به‌‌سوی بیت الله الحرام در مکۀ مکرمه بگردان، و – ای مؤمنان- هرجا باشید هنگام ادای نماز صورت‌‌های‌‌تان را به‌‌سوی بیت الله بگردانید. و همانا یهودیان و نصاری که به آنها کتاب داده شده است، نیک می‌‌دانند که تغییر قبله، حقیقتی فروفرستاده‌‌شده‌‌ از جانب آفریدگار و تدبیرکنندۀ امرشان است؛ زیرا این امر در کتاب‌‌های‌‌شان با دلیل و برهان ثابت شده است، و الله از اعمال این رویگردانان از حق غافل نیست؛ بلکه اللهِ سبحان، از اعمال‌‌شان آگاه است و آنها را بر اساس آن جزا خواهد داد.

﴿وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَّا تَبِعُواْ قِبْلَتَكَ وَمَا أَنتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُم بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم مِّن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذَاً لَّمِنَ الظَّالِمِين [البقرة: ١٤٥]

١٤٥ سوگند به الله! – ای پیامبر- اگر برای اهل کتاب، چه یهودیان و چه نصاری، معجزه‌‌ای با آیات و براهین کامل بیاوری که تغییر قبله حقیقت است، به‌‌خاطر دشمنی با آنچه آورده‌‌ای و تکبر بر پیروی از حق، به‌‌سوی قبلۀ تو روی نمی‌‌آورند، و تو نیز پس از اینکه الله چهرۀ تو را از قبلۀشان بازگرداند به‌‌سوی آن روی نمی‌‌آوری، و آنها نیز به قبلۀ یکدیگر روی نمی‌‌آورند؛ زیرا هر گروه از آنها، دیگری را انکار می‌‌کند، و اگر پس از اینکه علم صحیح و بدون تردیدی نزد تو آمد، از خواهشات نفسانی آنها در مورد قبله و سایر شرایع و احکام پیروی کنی، در این صورت، با ترک هدایت و پیروی از هوای نفس، از ستمکاران خواهی بود. این خطاب به پیامبر، بر زشتیِ پیروی از اهل کتاب دلالت دارد و گرنه، الله پیامبرش را از این امر پاک داشته است؛ پس این خطاب تحذیری برای امت پیامبر پس از مرگ ایشان است.

برخی فواید آیات:

اعتراض بر احکام و شریعت الله و غفلت‌‌ورزیدن از مقاصد آن، بر نادانی و کم‌‌خردی دلالت دارد.

فضیلت و برتری امت اسلام؛ چون الله این امت را ستوده و به امت میانه در میان سایر امت‌‌ها توصیف فرموده است.

برحذرداشتن از پیروی خواهشات نفسانی اهل کتاب؛ زیرا آنها پس از اینکه حق را شناختند از آن روی گرداندند.

جواز نسخ احکام شرعی در اسلام در زمان نزول وحی؛ زیرا روی‌‌آوردن به‌‌سوی بیت المقدس نسخ شد و روی‌‌آوردن به‌‌سوی مسجد الحرام به جای آن آمد.|

﴿الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُون [البقرة: ١٤٦]

١٤٦ برخی از علمای یهود و نصاری که کتاب به آنها داده شده است، امر تغییر قبله را که یکی از نشانه‌‌های نبوت محمد‌‌ج‌‌ نزدشان است می‌‌شناسند، همان‌‌گونه که فرزندان‌‌شان را می‌‌شناسند و آنها را از دیگران تشخیص می‌‌دهند؛ با این وجود، گروهی از آنها به‌‌خاطر حسادتی که دارند حقیقتی را که نزدشان آمد کتمان می‌‌کنند، درحالی‌‌که می‌‌دانند حقیقت است.

﴿الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِين [البقرة: ١٤٧]

١٤٧ این امر، حقیقتی از جانب پروردگارت است؛ پس- ای رسول- از تردیدکنندگان در صحت آن مباش.

﴿وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [البقرة: ١٤٨]

١٤٨ و هر یک از امت‌‌ها خط مشی حسی یا معنوی خود را دارد که به آن روی می‌‌آورد، از جمله اختلاف امت‌‌ها در قبله‌‌شان و احکامی که الله برای‌‌شان تشریع کرده است؛ پس تنوع روش آنها اگر بر اساس حکم و دستور الله باشد آسیبی نمی‌‌رساند؛ پس شما- ای مؤمنان- بر انجام نیکی‌‌هایی که بر انجام آن فرمان یافته‌‌اید از یکدیگر سبقت بگیرید، و الله از هر مکانی که در آن باشید شما را در روز قیامت یک‌‌جا می‌‌گرداند؛ تا شما را بر اساس اعمال‌‌تان جزا دهد، که الله بر هر چیزی تواناست؛ پس گردآوری و مجازات شما، خارج از توان او نیست.

﴿وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون [البقرة: ١٤٩]

١٤٩ و - ای پیامبر- از هر مکانی که بیرون آمدی و هرجا تو و پیروانت بودید و قصد ادای نماز کردی، به‌‌سوی مسجد‌‌الحرام روی‌‌آور؛ زیرا حقیقتی است که از جانب پروردگارت بر تو وحی شده است، و الله از آنچه انجام می‌‌دهید غافل نیست، بلکه از اعمال شما آگاه است و شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُون [البقرة: ١٥٠]

١٥٠ و از هر مکانی که خارج شدی- ای پیامبر- و قصد نماز کردی، به‌‌سوی مسجدالحرام روی آور، و – ای مؤمنان- در هر مکانی که بودید هنگام ارادۀ نماز صورت‌‌هایتان را به‌‌سوی آن بگردانید؛ تا حجتی بر مردم نباشد که با آن علیه شما استدلال کنند؛ مگر کسانی از آنها که ستم کردند؛ زیرا آنها بر دشمنی‌‌شان خواهند ماند و با واهی‌‌ترین دلایل علیه شما استدلال می‌‌کنند؛ پس از آنها نترسید و فقط از پروردگارتان با اجرای اوامر او و پرهیز از نواهی‌‌اش بترسید؛ زیرا الله، روی ‌‌آوردن به کعبه را به این هدف تشریع فرمود تا با متمایز کردن شما از سایر امت‌‌ها و به هدف هدایت شما به برترین قبلۀ مردم، نعمتش را بر شما کامل گرداند.

﴿كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولاً مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُون [البقرة: ١٥١]

١٥١ همان‌‌گونه که نعمت دیگری برای شما ارزانی داشتیم؛ یعنی رسولی از میان خودتان به‌‌سوی شما فرستادیم که آیات ما را برای‌‌تان می‌‌خواند و شما را با امر به فضیلت‌‌ها و کارهای نیک و نهی از امور پست و ناپسند، پاک می‌‌گرداند و قرآن و سنت به شما می‌‌آموزاند، و آنچه از امور دین و دنیای‌‌تان را که نمی‌‌دانید به شما می‌‌آموزاند.

﴿فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُواْ لِي وَلاَ تَكْفُرُون [البقرة: ١٥٢]

١٥٢ پس با دل‌‌ها و تمام اعضای بدن‌‌تان مرا یاد کنید تا شما را با ستایش و محافظت یاد کنم؛ زیرا جزا از جنس عمل است، و شکر نعمت‌‌هایم را که بر شما ارزانی داشتم به جای آورید و با انکار آنها و به‌‌کار بردن‌‌شان در آنچه بر شما حرام شده است مرا ناسپاسی نکنید.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِين [البقرة: ١٥٣]

١٥٣ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید بر انجام طاعت و تسلیم در برابر فرمان من، از شکیبایی و نماز کمک بگیرید؛ زیرا الله همراه شکیبایان است و آنها را هدایت و یاری می‌‌کند.

برخی فواید آیات:

موضوع تغییر قبله به صورت مفصل بحث شد؛ زیرا بر نبوت محمد‌‌ج‌‌ دلالت دارد.

ترک جدال و پرداختن به طاعات و شتافتن به‌‌سوی الله، برای مؤمن نزد پروردگارش در روز قیامت سودمندتر است.

اعمال صالح و نزدیک کننده به‌‌سوی الله، متعدد و گوناگون است و هیچ ایرادی ندارد که مؤمن هر کدام از این اعمال را که به آن تمایل دارد و مناسب حالش است برگزیند.

مقام والای ذکر الله جَلَّ وَ عَلا، از این نظر که ثوابش، ذکر بنده در ملأ اعلی (گروه فرشتگان در عالم بالا) است.|

﴿وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُون [البقرة: ١٥٤]

١٥٤ - ای مؤمنان- در مورد کسانی‌‌که در جهاد در راه الله کشته می‌‌شوند نگویید: آنها مردگانی هستند همان‌‌گونه که دیگران می‌‌میرند، بلکه آنها نزد پروردگارشان زنده هستند اما شما زندگی آنها را درک نمی‌‌کنید؛ زیرا زندگی ویژه‌‌ای است که برای شناخت آن، راهی جز وحی از جانب الله متعال وجود ندارد.

﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِين [البقرة: ١٥٥]

١٥٥ و شما را با انواع مصیبت‌‌ها مانند ترس از دشمنان‌‌تان و گرسنگی به‌‌سبب کمبود غذا و نقص در اموال از طریق نابودی آن یا دشواری در کسب آن و نقص در جان‌‌های‌‌تان به‌‌سبب آفاتی که مردم را نابود می‌‌سازد یا با شهادت در راه الله و کاستن از میوه‌‌هایی که زمین آنها را می‌‌رویاند می‌‌آزماییم، و- ای پیامبر- شکیبایان در برابر این مصیبت‌‌ها را به نعمت‌‌هایی که در دنیا و آخرت برای‌‌شان فراهم می‌‌آید بشارت ده.

﴿الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعون [البقرة: ١٥٦]

١٥٦ همان کسانی‌‌که وقتی یکی از این مصیبت‌‌ها به آنها می‌‌رسد از روی رضایت و تسلیم می‌‌گویند: همانا ما از آنِ الله هستیم که هرگونه بخواهد در ما تصرف می‌‌کند و در روز قیامت به‌‌سوی او باز می‌‌گردیم؛ زیرا او ما را آفرید و با نعمت‌‌های گوناگون بر ما نیکی کرد و بازگشت و سرانجامِ کار ما به‌‌سوی اوست.

﴿أُولَـئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُون [البقرة: ١٥٧]

١٥٧ اینها، در گروه فرشتگان عالم بالا، ستایش و رحمتی از جانب الله دارند که بر آنها نازل می‌‌شود و آنها همان هدایت‌‌ یافتگان به راه حق هستند.

﴿* إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَائِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلِيم [البقرة: ١٥٨]

١٥٨ همانا دو کوه معروف صفا و مروه در نزدیکی کعبه، از نشانه‌‌های ظاهری شریعت هستند؛ پس هرکس برای ادای مناسک حج یا مناسک عمره قصد این خانه را داشته باشد؛ بر او گناهی نیست که سعی میان این دو را به‌‌جای آورد. نفی گناه در اینجا، آرامشی است برای مسلمانانی که با این باور که سعی بین صفا و مروه از کارهای جاهلیت است، از انجام این کار احساس دلتنگی و مضیقه می‌‌کردند؛ اما الله متعال بیان فرمود که این کار از مناسک حج است. و هرکس طاعات مستحبی را داوطلبانه و مخلصانه انجام دهد، همانا الله سپاسگزار اوست، از او می‌‌پذیرد و جزایش را به او می‌‌دهد، او تعالی می‌‌داند که چه کسانی کار خیر انجام می‌‌دهند و مستحق ثواب هستند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَـئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُون [البقرة: ١٥٩]

١٥٩ همانا یهودیان و مسیحیانی که نشانه‌‌هایی را که برای صدق پیامبر و رسالتش نازل کردیم، پس از آن‌‌که آنها را برای مردم در کتاب‌‌های‌‌شان آشکار کردیم پنهان می‌‌کنند، الله آنها را از رحمت خویش می‌‌راند و فرشتگانﻹ‌‌ و پیامبران‌‌ﻹ‌‌ و تمام مردم دعای دوری از رحمت الله علیه آنها می‌‌کنند.

﴿إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُوْلَـئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيم [البقرة: ١٦٠]

١٦٠ مگر کسانی‌‌که با پشیمانی از کتمان آن آیات روشن، به‌‌سوی الله بازگشتند و اعمال ظاهری و باطنی خویش را اصلاح کردند و حق و هدایت را که کتمان کرده بودند آشکار گردانیدند؛ بازگشت آنها به طاعت خویش را می‌‌پذیرم و نسبت به بندگان توبه‌‌کار، بسیار توبه‌‌پذیر و مهربان هستم.

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِين [البقرة: ١٦١]

١٦١ کسانی‌‌که کفر ورزیدند و در حالت کفر و قبل از اینکه از آن توبه کنند از دنیا رفتند، لعنت الله بر آنها است به این‌‌گونه که آنها را از رحمت خویش دور می‌‌کند و دعای تمام فرشتگان و مردم برای راندن و دوری از رحمت الله بر آنها است.

﴿خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُون [البقرة: ١٦٢]

١٦٢ پیوسته با این لعنت هستند؛ عذاب آنها تخفیف نمی‌‌یابد، حتی یک روز، و در روز قیامت به آنها مهلت داده نمی‌‌شود.

﴿وَإِلَـهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيم [البقرة: ١٦٣]

١٦٣ - ای مردم- معبود حقیقی شما، در ذات و صفات خویش واحد و یگانه است، معبود برحقّی جز او نیست، و او بخشایندۀ دارای رحمت گسترده و نسبت به بندگانش مهربان است؛ چون نعمت‌‌هایی را بر آنها ارزانی داشته است که غیر قابل شمارش است.

برخی فواید آیات:

آزمایش و ابتلا سنت الله متعال در میان بندگانش است؛ و به شکیبایان در برابر این آزمایش، بزرگترین پاداش‌‌ها و گرامی‌‌ترین جایگاه‌‌ها وعده داده شده است.

مشروعیت سعی میان صفا و مروه برای کسانی‌‌که حج یا عمرۀ بیت الله را به جای می‌‌آورند.

از بزرگترین و شدیدترین گناهان از نظر مجازات، پنهان حقیقتی است که الله آن را نازل فرموده است، و تلبیس (بیان یا اظهار خلاف واقع) بر مردم، و گمراه ‌‌ساختن آنها از هدایتی که رسولان آن را آوردند.|

﴿إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّمَاء مِن مَّاء فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخِّرِ بَيْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُون [البقرة: ١٦٤]

١٦٤ همانا در آفرینش آسمان‌‌ها و زمین و شگفتی‌‌های آفرینش آن دو، و در پی ‌‌هم در آمدن شب و روز، و در کشتی‌‌ها که بر روی آب دریاها روانند و طعام و لباس و کالاهای تجارتی را که به مردم نفع می‌‌رسانند و سایر اقلام مورد نیاز آنها را جابه‌‌جا می‌‌کنند، و در آبی که الله از آسمان فرستاده و با آن زمین را با کشتزارها و گیاهان و علف‌‌هایی که در آن می‌‌روید زنده گردانیده، و در موجودات زنده‌‌ای که در زمین پراکنده ساخته است و در گردانیدن بادها از یک سو به‌‌سویی دیگر و در ابرهای مسخّر بین آسمان و زمین، در تمام این موارد، دلایل آشکاری بر یگانگی او سبحانه وجود دارد برای کسانی‌‌که در حجت‌‌ها می‌‌اندیشند و دلایل و برهان‌‌ها را درک می‌‌کنند.

﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَاب [البقرة: ١٦٥]

١٦٥ با وجود این آیات روشن، برخی از مردم به جای الله، معبودانی برمی‌‌گزینند و آنها را همانندهایی برای الله متعال قرار می‌‌دهند و همان‌‌گونه که الله را دوست دارند آنها را نیز دوست دارند، و کسانی‌‌که ایمان آوردند الله را بیشتر دوست دارند از دوستی آنها نسبت به معبودان‌‌شان؛ زیرا مؤمنان هیچ‌‌کس را همراه الله شریک قرار نمی‌‌دهند و در آسایش و سختی او را دوست دارند؛ اما آنها فقط در حالت آسایش و راحتی، معبودان‌‌شان را دوست دارند و در سختی فقط الله را می‌‌خوانند. اگر کسانی‌‌که با شرک و ارتکاب گناهان ستم می‌‌کنند، از حال خویش در آخرت آن‌‌گاه که عذاب را مشاهده می‌‌کنند آگاه می‌‌شدند، می‌‌دانستند که یگانه در تمام قدرت‌‌ها، فقط الله است و هرکس را که از او نافرمانی کند به شدت عذاب می‌‌کند، اگر این امر را می‌‌دانستند، هیچ‌‌کس را همراه الله شریک قرار نمی‌‌دادند.

﴿إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ وَرَأَوُاْ الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبَاب [البقرة: ١٦٦]

١٦٦ و حال آن‌‌که وقتی پیشوایان فرمان‌‌برداری ‌‌شده، مناظر هولناک و سختی‌‌های روز قیامت را مشاهده می‌‌کنند، از ضعیفان که از آنها پیروی کردند بیزاری می‌‌جویند، و تمام اسباب و وسایل نجات در میان‌‌شان بریده می‌‌شود.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّؤُواْ مِنَّا كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنَ النَّار [البقرة: ١٦٧]

١٦٧ و ضعیفان و پیروان می‌‌گویند: کاش برایمان بازگشتی به‌‌سوی دنیا بود تا از رؤسای خویش بیزاری می‌‌جستیم همان‌‌گونه که آنها از ما بیزاری می‌‌جویند، و همان‌‌گونه که الله عذاب سخت در آخرت را به آنها نمایاند، سرانجام پیروی آنها از رئیسان‌‌شان بر باطل را که مایۀ حسرت و اندوهشان است به آنها می‌‌نمایاند، و هرگز از آتش بیرون نمی‌‌آیند.

﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِي الأَرْضِ حَلاَلاً طَيِّباً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِين [البقرة: ١٦٨]

١٦٨ ای مردم، از حیوانات و گیاهان و درختانی که در زمین است، از آنچه که به خودی خود کسبش حلال و پاکیزه است بخورید، و از راه‌‌های شیطان که با آن به تدریج شما را به‌‌سوی عذاب می‌‌کشاند پیروی نکنید؛ زیرا او دشمن آشکار شماست و عاقل نباید از دشمنی پیروی کند که بر آزار و گمراهی‌‌اش مشتاق است!

﴿إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاء وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُون [البقرة: ١٦٩]

١٦٩ شیطان شما را به خطاهای بد و گناهان بزرگ امر می‌‌کند، و به اینکه در عقاید و شرایع، بدون علمی که از جانب الله یا رسولش نزدتان آمده است، چیزی به الله نسبت دهید.

برخی فواید آیات:

مؤمنان واقعی به الله، بیش از دیگران الله را دوست دارند؛ زیرا آنها در هر حالتی، چه گشایش و چه سختی، از او اطاعت می‌‌کنند و هیچ‌‌کس را با او شریک نمی‌‌گردانند.

در روز قیامت، تمام رابطه‌‌ها بریده می‌‌شود، هر دوستی از دوستش اعلام بیزاری می‌‌کند و فقط آن چیزی باقی می‌‌ماند که خالص برای الله متعال باشد.

برحذر داشتن از نیرنگ شیطان به دلیل روش‌‌های متنوع و پنهانی و نزدیکی آن به خواهشات نفسانی.|

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُون [البقرة: ١٧٠]

١٧٠ و هرگاه به این کفار گفته می‌‌شود: هدایت و نوری را که الله نازل فرموده پیروی کنید، از روی دشمنی و ستیز می‌‌گویند: بلکه باورها و اعتقادات موروثی و رایجی را که پدرانمان را بر آنها یافتیم پیروی می‌‌کنیم، آیا از پدران‌‌شان پیروی می‌‌کنند حتی اگر آنها ذره‌‌ای از هدایت و نور نمی‌‌دانسته‌‌اند و به حقیقتی که الله از آن راضی است هدایت نیافته باشند؟!

﴿وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لاَ يَسْمَعُ إِلاَّ دُعَاء وَنِدَاء صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُون [البقرة: ١٧١]

١٧١ مثال کسانی‌‌که در پیروی از پدران‌‌شان کفر ورزیدند، مانند چوپانی است که بر چارپایانش بانگ می‌‌زند، که صدایش را می‌‌شنوند اما سخنش را نمی‌‌فهمند، پس آنها از شنیدن حق آن‌‌گونه که از آن بهره ببرند کرند، گنگانی هستند که زبان‌‌شان از گفتن حق عاجز است، کورانی هستند که حق را نمی‌‌بینند، و از این رو، هدایتی را که به‌‌سوی آن فرا خوانده می‌‌شوند در نمی‌‌یابند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُون [البقرة: ١٧٢]

١٧٢ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، از خوراکی‌‌های پاکیزه‌‌ای که الله برای‌‌تان روزی و مباح قرار داد بخورید و در ظاهر و باطن به‌‌خاطر نعمت‌‌هایی که الله بر شما ارزانی داشت شکر او تعالی را به‌‌جای آورید؛ یکی از موارد شکر الله این است که اوامر او را اجرا کنید و از نافرمانی‌‌اش بپرهیزید، اگر واقعا فقط او را می‌‌پرستید و چیزی را با او شریک قرار نمی‌‌دهید.

﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [البقرة: ١٧٣]

١٧٣ الله از میان خوردنی‌‌ها، فقط آنچه را که بدون ذبح شرعی مرده است، خون ریخته‌‌ شده و جاری، گوشت خوک و آنچه که هنگام ذبحش نام غیر الله بر آن برده شده است حرام گردانیده است، اما اگر انسان به خوردن چیزی مضطر شد ‌‌به این شرطکه با خوردن از آن بدون نیاز، ستم نمی‌‌کند و از حد ضرورت نمی‌‌گذرد، گناه و مجازاتی بر او نیست؛ زیرا الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش، بسیار توبه‌‌پذیر و مهربان است و یکی از مصادیق رحمت او تعالی این است که از خوردن این محرمات هنگام اضطرار درمی‌‌گذرد.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلاً أُولَـئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [البقرة: ١٧٤]

١٧٤ کسانی‌‌که کتاب‌‌هایی را که الله نازل کرده و مطالب دال بر حق بودن و نبوت محمد‌‌ج‌‌ در این کتاب‌‌ها را پنهان می‌‌کنند، چنان‌‌که یهودیان و نصاری این کار را می‌‌کنند، و عوض ناچیزی مانند ریاست یا مقام یا مال در برابر این کتمان می‌‌خرند، در واقع چیزی در شکم‌‌های‌‌شان وارد نمی‌‌کنند مگر اینکه سببی برای عذاب شان با آتش می‌‌شود، و الله در آخرت به آنچه که دوست دارند با آنها سخن نمی‌‌گوید، بلکه سخنی به آنها می‌‌گوید که غمگین‌‌شان می‌‌کند و آنها را پاکیزه نمی‌‌گرداند و ستایش نمی‌‌کند و عذاب درد آوری برای‌‌شان است.

﴿أُولَـئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الضَّلاَلَةَ بِالْهُدَى وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّار [البقرة: ١٧٥]

١٧٥ آنها که علم مورد نیاز مردم را کتمان می‌‌کنند، همان کسانی هستند که هدایت را در برابر گمراهی عوض کردند آن‌‌گاه که علم حقیقی را کتمان کردند و آمرزش الله را با عذاب او عوض کردند، پس بر انجام آنچه که سبب ورودشان به آتش است بسیار شکیبا هستند، گویی به عذابی که در آن هستند هیچ اهمیتی نمی‌‌دهند چون بر آن شکیبایی می‌‌کنند.

﴿ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيد [البقرة: ١٧٦]

١٧٦ این مجازات بر کتمان حق و هدایت، به این سبب است که الله کتاب‌‌های الهی را به حق نازل فرمود و این امر می‌‌طلبد که آشکار گردد و پنهان نشود. همانا کسانی‌‌که در کتاب‌‌های الهی اختلاف ورزیدند بدین نحو که به بخشی از آن ایمان آوردند و بخشی از آن را پنهان کردند، در جانب دوری از حقیقت هستند.

برخی فواید آیات:

بیشتر گمراهی مردم، به‌‌سبب فرو گذاشتن عقل و پیروی از پیشینیان در گمراهی و تقلید از آنها بدون آگاهی است.

بهره ‌‌نبردن انسان از نعمت عقل و شنوایی و بینایی که الله به او بخشیده است، او را مانند کسی قرار می‌‌دهد که از این نعمت‌‌ها محروم است.

سخت‌‌ترین مجازات در روز قیامت برای مردمی است که علمی را که الله نازل فرموده و هدایتی را که رسولان او تعالی آورده‌‌اند پنهان می‌‌کند.

یکی از نعمت‌‌های الله متعال بر بندگان مؤمنش این است که محرمات را اندک و محدود قرار داده است، درحالی‌‌که مباحات، بسیار و نامحدود هستند.|

﴿* لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَـكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَـئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُتَّقُون [البقرة: ١٧٧]

١٧٧ نیکی مورد پسند الله، روی‌‌ آوردن صِرف به‌‌سوی مشرق یا مغرب و اختلاف در این مورد نیست، بلکه نیکی کامل در کسانی است که به الله به عنوان معبودی یگانه، روز قیامت، تمام فرشتگان و تمام کتاب‌‌های نازل ‌‌شده و تمام پیامبران‌‌ﻹ‌‌ بدون گذاشتن تفاوت میان آنها، ایمان آورند و مال را با وجود دوست‌‌داشتنش و علاقۀ زیاد به آن، به خویشاوندان و کسی‌‌که در کمتر از سن بلوغ پدرش را از دست داده است و نیازمندان و غریبی که در سفر از خانواده و وطنش جدا شده است، و کسانی‌‌که به‌‌سبب نیاز مجبور به گدایی از مردم می‌‌شوند انفاق کنند و مال را در راه آزادی بردگان و اسیران هزینه کنند، و نماز را به صورت کامل بر طبق آنچه الله فرمان داده است برپا دارند، و زکات واجب را بپردازند، و کسانی‌‌که چون عهد بندند به عهد خویش وفا کنند، و کسانی‌‌که در برابر فقر و سختی و بیماری شکیبایی کنند و در هنگام سختی کارزار نگریزند؛ اینان همان کسانی هستند که در ایمان و اعمال‌‌شان با الله صادق بودند و همان پرهیزگارانی هستند که آنچه را الله به آن فرمان داده بود اجرا کردند و از آنچه که از آن نهی کرده بود پرهیز کردند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيم [البقرة: ١٧٨]

١٧٨ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، در مورد کسانی‌‌که دیگران را از روی عمد و دشمنی می‌‌کشند، مجازات قاتل مانند جنایتش، بر شما فرض شده است که آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده و زن در برابر زن کشته می‌‌شود؛ اما اگر مقتول قبل از مرگش گذشت کرد یا ولی مقتول در برابر دیه- مقدار مالی که قاتل در برابر عفو خویش می‌‌پردازد- گذشت کرد، کسی‌‌که عفو می‌‌کند باید به نیکی دیه را از قاتل طلب کند نه با منت و آزار؛ قاتل نیز باید به نیکی و بدون سهل‌‌ انگاری و امروز و فردا کردن، دیه را بپردازد؛ این عفو و گرفتن دیه، تخفیفی از جانب پروردگارتان برای شما و رحمتی برای این امت است؛ پس هرکس پس از عفو و قبول دیه، بر قاتل تجاوز بکند، عذاب دردناکی نزد الله متعال دارد.

﴿وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاأُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون [البقرة: ١٧٩]

١٧٩ و در قصاص که الله تشریع فرمود، برای شما زندگانی است؛ زیرا از ریخته ‌‌شدن خون شما جلوگیری می‌‌گردد و تجاوز از میان شما برداشته می‌‌شود؛ این امر را خردمندان که از الله با گردن ‌‌نهادن به شریعتش و عمل به اوامرش می‌‌ترسند، درک می‌‌کنند.

﴿كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِين [البقرة: ١٨٠]

١٨٠ بر شما فرض شده است که هرگاه نشانه‌‌ها و اسباب مرگ یکی از شما مشاهده شد، اگر مال زیادی به جای می‌‌گذارد، برای پدر و مادر و خویشاوندان به آن مقدار که شریعت مشخص کرده، یعنی از یک سوم مال بیشتر نشود، وصیت کند و انجام این کار، حق مؤکّدی بر کسانی است که از الله متعال می‌‌ترسند. این حکم، قبل از آیات میراث جاری بوده و با نزول آیات میراث، وارثان میت و سهم ارث‌‌شان مشخص شد.

﴿فَمَن بَدَّلَهُ بَعْدَ مَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيم [البقرة: ١٨١]

١٨١ پس هرکس که وصیت را با زیاده یا نقصان یا منع تغییر دهد پس از اینکه از وصیت آگاه شد؛ گناه این تغییر و تبدیل، فقط بر عهدۀ تغییر دهندگان است نه وصیت‌‌ کننده؛ زیرا الله سخنان بندگانش را می‌‌شنود، از اعمال آنها آگاه است و ذره‌‌ای از احوال آنها بر او تعالی پنهان نمی‌‌ماند.

برخی فواید آیات:

نیکی مورد پسند و محبت الله، با تحقق ایمان و عمل صالح به دست می‌‌آید، و تمسک به ظواهر به تنهایی، نزد الله متعال کافی نیست.

از بزرگترین مواردی که سبب حفظ افراد و مانع تعدی و ستم می‌‌شود؛ اجرای بنیاد قصاص است که الله آن را در قتل نفس و کمتر از آن تشریع فرموده است.

اهمیت زیاد وصیت، به خصوص کسی‌‌که ثروتی دارد تا بدان وصیت کند؛ و بزرگی گناه کسی‌‌که در وصیت میت تغییر ایجاد کند و مفاد آن را تغییر دهد.|

﴿فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [البقرة: ١٨٢]

١٨٢ اما کسی‌‌که از وقوع انحراف از حق یا ستم در وصیت از سوی وصیت ‌‌کننده آگاه باشد؛ آن‌‌گاه از روی خیرخواهی، فساد وصیت کننده را اصلاح و میان اختلاف‌‌ کنندگان بر وصیت سازش ایجاد کند، گناهی بر او نیست؛ بلکه به‌‌خاطر اصلاحش پاداش داده می‌‌شود؛ زیرا الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش، بسیار بخشنده و مهربان است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون [البقرة: ١٨٣]

١٨٣ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، روزه از جانب پروردگارتان بر شما فرض شده است همان‌‌گونه که بر امت‌‌های قبل از شما فرض شده بود؛ تا با انجام اعمال صالح که روزه از بزرگترین آنهاست، با قرار دادن سپری میان خود و عذاب الله، تقوای الهی را پیشه کنید.

﴿أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُون [البقرة: ١٨٤]

١٨٤ روزۀ فرض‌‌شده بر شما این است که ایام اندکی از سال را روزه بگیرید، پس اگر کسی از شما چنان بیمار بود که روزه بر او دشوار می‌‌شد، یا مسافر بود؛ می‌‌تواند افطار کند، سپس بر اوست که به تعداد روزه‌‌هایی که خورده است روزه بدارد. و بر کسانی‌‌که نمی‌‌توانند روزه بگیرند، فدیه‌‌ای است اگر افطار کردند، و این فدیه، غذا دادن یک مسکین در ازای هر روزی است که افطار می‌‌کند. اگر فضیلت روزه را بدانید، روزۀ شما از افطار و پرداخت فدیه برای‌‌تان بهتر است. این نخستین حکمی است که الله در مورد روزه صادر فرمود، یعنی هرکس دوست دارد روزه بگیرد و هرکس دوست دارد افطار کند و طعام بدهد، پس از آن، الله روزه را بر هر انسان بالغ و توانا واجب و فرض گردانید.

﴿شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون [البقرة: ١٨٥]

١٨٥ ماه رمضان، همان ماهی است که در شب قدر آن، نزول قرآن بر پیامبر‌‌ج‌‌ آغاز شد، الله قرآن را برای هدایت مردم نازل فرمود، و دلایل روشنی از هدایت و جدا کنندۀ میان حق و باطل در آن وجود دارد، پس هرکس درحالی‌‌که مقیم و سالم است ماه رمضان را دریابد بر او واجب است که روزه بگیرد، و هرکس چنان مریض باشد که روزه‌‌ گرفتن بر او دشوار باشد یا مسافر باشد، می‌‌تواند روزه را افطار کند، و اگر افطار کرد، باید به تعداد روزهایی که افطار کرده است روزۀ قضا بگیرد؛ الله با تشریع احکام بر شما می‌‌خواهد که شما را در راهی آسان و نه دشوار قرار دهد، و به این هدف که شما روزۀ تمام ماه را کامل کنید، و پس از پایان ماه رمضان و روز عید، الله را به بزرگی یاد کنید که به شما توفیق داد ماه رمضان را روزه بدارید و به شما یاری رساند که آن را تکمیل کنید؛ باشد که الله را به‌‌خاطر هدایت شما بر این دین که آن را برای‌‌تان برگزید شکرگزاری کنید.

﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُون [البقرة: ١٨٦]

١٨٦- ای پیامبر- هنگامی‌‌که بندگان من در مورد نزدیکی من و اجابت دعای‌‌شان از جانب من، از تو می‌‌پرسند؛ همانا من به آنها نزدیک هستم، به این صورت که از احوال‌‌شان آگاه هستم، دعای‌‌شان را می‌‌شنوم، پس به واسطه‌‌ها و بلند کردن صدای‌‌شان نیازی ندارند؛ دعای دعا کننده را هنگامی‌‌که مرا در دعای خویش خالصانه بخواند اجابت می‌‌کنم، پس باید فرمان‌‌بردار من و اوامرم باشند و بر ایمان‌‌شان پایداری ورزند؛ زیرا این کار، سودمندترین وسیله برای اجابت من است؛ باشد که از این طریق، راه هدایت به امور دینی و دنیوی‌‌شان را بپیمایند.

برخی فواید آیات:

الله قرآن کریم را در ماه مبارک رمضان نازل فرمود، پس رمضان، ماه قرآن است؛ به همین منظور، پیامبر‌‌ج‌‌ در ماه رمضان قرآن را با جبرئیل می‌‌خواند و در این ماه بیش از ماه‌‌های دیگر عبادت می‌‌کرد.

اصول و فروع شریعت اسلام، بر آسانی و رفع سختی استوار است؛ زیرا الله هیچ تنگنا و دشواری‌‌ای در دین برای ما قرار نداده است.

نزدیکی الله متعال به بندگانش و احاطۀ او تعالی بر آنها و علم کامل او به احوال‌‌شان؛ بنابراین، دعای‌‌شان را می‌‌شنود و به درخواست آنها پاسخ می‌‌دهد.|

﴿أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى الَّليْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُون [البقرة: ١٨٧]

١٨٧ در ابتدای امر، بر مرد حرام بود که اگر در شبِ روزه بخوابد و قبل از فجر بیدار شود، چیزی بخورد یا با همسرش نزدیکی کند، سپس الله این حکم را نسخ کرد و – ای مؤمنان- الله به شما اجازه داد که در شب‌‌های رمضان با زنان‌‌تان آمیزش کنید؛ زیرا آنها پوشش و سبب پاکدامنی شما هستند و شما پوشش و سبب پاکدامنی آنها هستید، و از یکدیگر بی‌‌نیاز نیستید، الله می‌‌دانست که شما با انجام کاری که از آن نهی شده بودید بر خودتان خیانت می‌‌کردید، از این رو بر شما رحم کرد و توبۀ شما را پذیرفت و بر شما آسان گرفت. پس اکنون با زنان‌‌تان آمیزش کنید و فرزندانی را که الله برای شما مقدر فرموده است بطلبید و در تمام طول شب بخورید و بیاشامید تا با سپیدی صبح و جدایی آن از تاریکی شب، طلوع فجر صادق بر شما آشکار شود، سپس با خودداری از شکننده‌‌های روزه از طلوع فجر تا غروب خورشید روزه را کامل کنید، و درحالی‌‌که در مساجد به اعتکاف نشسته‌‌اید با زنان آمیزش نکنید؛ زیرا این کار، اعتکاف را باطل می‌‌کند. احکام مذکور، مرزهای الله میان حلال و حرام هستند پس هرگز به آنها نزدیک نشوید؛ زیرا هرکس به حدود الله نزدیک شود، نزدیک است که در حرام بیفتد، و همانند بیان واضح و آشکار این احکام، الله آیاتش را برای مردم بیان می‌‌کند باشد که با انجام اوامر و ترک نواهی، تقوای او تعالی را پیشه کنند.

﴿وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُواْ بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُواْ فَرِيقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُون [البقرة: ١٨٨]

١٨٨ و مال یکدیگر را به روش غیر مشروع مانند دزدی و غصب و فریب نخورید، و در این مورد نزد حاکمان دادخواهی نکنید تا بخشی از اموال مردم را با ارتکاب گناه بگیرید، درحالی‌‌که می‌‌دانید الله این کار را حرام کرده است؛ زیرا انجام گناه با وجود علم به تحریم آن، بیشترین قباحت و بزرگترین مجازات را دارد.

﴿* يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْاْ الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَـكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون [البقرة: ١٨٩]

١٨٩ - ای رسول- در مورد ایجاد هلال‌‌های ماه و تغییر احوالش از تو می‌‌پرسند، در پاسخ به آنها در مورد حکمت این امر بگو: هلال‌‌ها، وعده‌‌گاه‌‌هایی برای مردم هستند که زمان عبادت‌‌های‌‌شان مانند ماه‌‌های حج، ماه رمضان و تکمیل سال برای پرداخت زکات و اوقات معاملات‌‌شان مانند تعیین مدت‌‌های پرداخت دیه‌‌ها و دیون‌‌شان را می‌‌شناسند. و خیر و نیکی این نیست که هنگام احرام به حج یا عمره از پشت خانه‌‌ها وارد شوید- چنان‌‌که در جاهلیت گمان می‌‌کردید- بلکه نیکی واقعی، عمل کسی است که در ظاهر و باطن از الله بترسد، و ورود به خانه‌‌ها از درها، برای شما آسان‌‌تر است و مشقّتی در آن نیست؛ زیرا الله شما را به آنچه که دشوار و مشقت‌‌آور باشد مکلف نکرده است، و میان خود و عذاب الله، سپری از اعمال صالح قرار دهید؛ باشد که با دستیابی به آنچه به آن تمایل دارید و نجات از آنچه می‌‌ترسید، رستگار گردید.

﴿وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِين [البقرة: ١٩٠]

١٩٠ و- برای بالا بردن کلام الله- با کافرانی که با شما می‌‌جنگند تا شما را از دین الله باز دارند پیکار کنید، اما با کشتار کودکان و زنان و پیران یا مثله‌‌کردن کشتگان و مانند آن از حدود الله نگذرید؛ زیرا الله متجاوزان از حدود احکامش را دوست ندارد.

برخی فواید آیات:

مشروعیت اعتکاف، که به معنای ماندن در مسجد برای عبادت است؛ از این‌‌رو، از هرچه که با هدف اعتکاف مخالف باشد مانند نزدیکی با زن نهی می‌‌شود.

نهی از خوردن اموال مردم به باطل و تحریم هر وسیله و روشی مانند رشوه که در این راه به‌‌کار گرفته شود.

تحریم و نهی از تجاوز؛ زیرا دین اسلام بر عدالت و نیکوکاری استوار است.|

﴿وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِين [البقرة: ١٩١]

١٩١ و هرجا با آنها روبرو شدید آنها را بکُشید و از مکانی که شما را بیرون راندند، یعنی مکه، آنها را بیرون برانید، و فتنۀ حاصل از بازداشتن مؤمن از دینش و بازگشت او به کفر، از قتل بدتر است. به‌‌خاطر بزرگداشت مسجدالحرام، در آنجا آغازگر جنگ با کافران مباشید مگر اینکه آنها در آنجا با شما جنگ را آغاز کنند، پس اگر در مسجدالحرام با شما جنگیدند، آنها را بکشید، و مانند این مجازات- یعنی کشتار آنها اگر در مسجدالحرام تجاوز کردند- مجازات کافران است.

﴿فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [البقرة: ١٩٢]

١٩٢ اما اگر از جنگ با شما و کفرشان باز ایستادند، از آنها دست بکشید؛ زیرا الله نسبت به توبه‌‌کاران بخشنده است و آنها را به‌‌خاطر گناهان گذشته‌‌شان مؤاخذه نمی‌‌کند و با آنها مهربان است که در مجازات‌‌شان عجله نمی‌‌کند.

﴿وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِين [البقرة: ١٩٣]

١٩٣ و با کفار بجنگید تا شرک و باز داشتن مردم از راه الله و کفر از جانب آنها انجام نگیرد و دین آشکار، دین الله باشد، پس اگر از کفر و باز داشتن از راه الله باز ایستادند، از جنگ با آنها دست بکشید؛ زیرا تجاوز جز بر ستمکاران کافر و بازدارنده از راه الله نیست.

﴿الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِين [البقرة: ١٩٤]

١٩٤ این ماه حرام در سال هفتم که الله در آن به شما این امکان را داد که به حرم درآیید و عمره بگزارید، در عوض آن ماه حرامی است که مشرکان، شما را در سال ششم از حرم بازداشتند، و در حرمت‌‌ها- مانند حرمت سرزمین حرام و ماه حرام و إحرام- قصاص متجاوزان جاری می‌‌شود؛ پس هرکس در این حرمت‌‌ها بر شما تجاوز کرد با او مقابله به مثل کنید و بیش از مقدار تجاوز، قصاص نکنید؛ زیرا الله متجاوزان از حدودش را دوست ندارد، و در مقابله با تجاوز که به شما اذن داده شده است از الله بترسید و بدانید الله کسانی را که تقوای او تعالی را پیشه می‌‌کنند توفیق داده و تقویت می‌‌کند.

﴿وَأَنفِقُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين [البقرة: ١٩٥]

١٩٥ و در طاعت الله مانند جهاد و سایر طاعت‌‌ها، مال انفاق کنید و خودتان را به دست خویش به نابودی نیندازید، به این نحو که جهاد و بخشش در راه آن را رها کنید، یا خودتان را در حالتی قرار دهید که سبب نابودی شماست، و عبادات و معاملات و اخلاق‌‌تان را نیکو گردانید؛ زیرا الله نیکوکاران در تمام امورشان را دوست دارد؛ چنان‌‌که ثواب زیادی به آنها می‌‌دهد و آنها را در یافتن راه راست موفق می‌‌گرداند.

﴿وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلاَ تَحْلِقُواْ رُؤُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضاً أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِّن صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَن لَّمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَاب [البقرة: ١٩٦]

١٩٦ و حج و عمره را در طلب خشنودی الله متعال به‌‌صورت کامل ادا کنید، پس اگر از اتمام این دو به‌‌سبب بیماری یا دشمن بازداشته شدید، باید هر‌‌چه از هَدی- شتر یا گاو یا گوسفند- که برای‌‌تان میسر شد ذبح کنید تا از احرام درآیید. و موی سرتان را نتراشید یا کوتاه نکنید تا اینکه هَدی به محلی که ذبحش در آنجا حلال می‌‌شود برسد، پس اگر از حرم بازداشته شده بود باید همان‌‌جا که بازداشته شده است ذبح کند، و اگر از حرم بازداشته نشده بود، باید در روز قربانی و بعد از آن در ایام تشریق هَدی را در حرم ذبح کند. هر یک از شما که بیمار بود یا در موی سرش ناراحتی‌‌ای مانند شپش داشت، اگر به‌‌سبب این امر سرش را بتراشد، گناهی بر او نیست و باید به‌‌خاطر این کار فدیه بدهد به این نحو که: یا سه روز روزه بگیرد یا شش تن از مساکین حرم را طعام بدهد یا گوسفندی ذبح و گوشت آن را در میان فقرای حرم توزیع کند؛ اما وقتی ترسی بر شما نبود، هرکس از شما که در ماه‌‌های حج از ادای عمره برخوردار شد و در همان سال از ممنوعات احرام که بر او حرام شده است خودداری کرد تا اینکه به حج مُحرم شد، باید آنچه بر او میسر می‌‌شود از گوسفند یا اینکه هفت نفر در ذبح شتر یا گاوی شریک شوند ذبح کند، اما اگر توان هدی را نیافت باید به جای آن، سه روز از ایام مناسک را روزه بگیرد و هفت روز نیز پس از بازگشت به خانه‌‌اش روزه بگیرد تا ده روز کامل شود؛ این تمتع با وجوب هَدی یا روزه برای آن ناتوان از هَدی است که از ساکنان حرم و مقیم نزدیک حرم نباشد؛ زیرا آنها نیازی به این تمتع ندارند، و به دلیل وجود در حرم، صِرف طواف از میان اعمال تمتّع با عمره تا فرارسیدن حج، برای‌‌شان کفایت می‌‌کند، و با پیروی احکامی که الله تشریع کرده و بزرگداشت حدودش، از او تعالی بترسید و بدانید که الله نسبت به کسانی‌‌که با اوامرش مخالفت می‌‌کنند، سخت‌‌کیفر است.

برخی فواید آیات:

هدف نهایی جهاد عبارت است از: حاکم نمودن قوانین الله متعال و برطرف ‌‌ساختن آنچه که مردم را از شنیدن حق و درآمدن در آن باز می‌‌دارد.

ترک جهاد و باز ماندن از آن، از اسباب نابودی امت است؛ زیرا به ضعف امت و طمع دشمن در آن منجر می‌‌شود.

وجوب کامل‌‌ کردن حج و عمره برای کسی‌‌که این دو را آغاز کرده است، و جواز حلال ‌‌شدن از این دو با ذبح هَدی برای کسی‌‌که از حرم بازداشته شده است.|

﴿الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَاأُوْلِي الأَلْبَاب [البقرة: ١٩٧]

١٩٧ زمان ادای حج، ماه‌‌های مشخصی است که از ماه شوال آغاز می‌‌شود و با دهم ماه ذوالحجه پایان می‌‌یابد، پس هرکس حج در این ماه‌‌ها را بر خود واجب گردانَد و احرام حج ببندد، به‌‌سبب بزرگی زمان و مکان، هم‌‌بستری و مقدمات آن بر او حرام می‌‌شود، و حرمت خروج از طاعت الله با ارتکاب گناهان در حقش تشدید می‌‌گردد، و جدال منجر به خشم و دشمنی بر او حرام می‌‌شود؛ و هر خیری را که انجام می‌‌دهید الله آن را می‌‌داند و پاداش آن را به شما می‌‌دهد. برای ادای حج از اقلام مورد نیاز خوردنی و نوشیدنی کمک بگیرید و بدانید بهترین چیزی‌‌که در تمام امورتان از آن یاری می‌‌گیرید، تقوای الله متعال است؛ پس ای صاحبان عقل سلیم، با اجرای اوامر و ترک نواهی من، از من بترسید.

﴿لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُواْ اللّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِن كُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّين [البقرة: ١٩٨]

١٩٨ بر شما گناهی نیست که در اثنای حج، با تجارت و غیر آن روزی حلال بجویید، پس هنگامی‌‌که در روز نهم، پس از وقوف در عرفات، از آنجا کوچ کردید و در شب دهم ماه ذوالحجه به‌‌سوی مزدلفه روی آوردید؛ با تسبیح و تهلیل و دعا نزد مشعرالحرام در مزدلفه الله را یاد کنید، و الله را یاد کنید که شما را به نشانه‌‌های دینش و مناسک حج خانه‌‌اش هدایت فرمود؛ در حالی که قبل از آن نسبت به شریعت الله از غافلان بوده‌‌اید.

﴿ثُمَّ أَفِيضُواْ مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [البقرة: ١٩٩]

١٩٩ سپس از عرفات کوچ کنید همان‌‌گونه که مردمِ پیرو ابراهیم÷ این کار را می‌‌کنند، نه مانند کسانی از اهل جاهلیت که در آن وقوف نمی‌‌کردند، و برای کوتاهی در انجام آنچه الله تشریع کرده از او تعالی آمرزش بطلبید؛ زیرا الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار بخشنده و مهربان است.

﴿فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَق [البقرة: ٢٠٠]

٢٠٠ پس هنگامی‌‌که اعمال حج را تمام کردید و از آن فارغ شدید، الله را یاد و او را بسیار ستایش کنید، چنان‌‌که به پدران‌‌تان فخر فروشی می‌‌کنید و آنها را می‌‌ستایید، یا الله را بیشتر از یاد پدران‌‌تان یاد کنید؛ زیرا تمام نعمت‌‌هایی که از آنها بهره می‌‌برید از جانب او تعالی است؛ و مردم مختلف هستند، برخی از آنها کافران مشرکی هستند که فقط به زندگی دنیا ایمان دارند؛ از این رو، فقط نعمت و زینت دنیا شامل سلامتی و مال و فرزند را از پروردگارشان می‌‌خواهند و به‌‌سبب تمایل به دنیا و رویگردانی از آخرت، در آنچه که الله برای بندگان مؤمنش در آخرت مهیا کرده است هیچ سهمی ندارند.

﴿وِمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّار [البقرة: ٢٠١]

٢٠١ و گروهی از مردم به الله و آخرت ایمان دارند؛ پس نعمت‌‌های دنیا و عمل صالح در آن را از پروردگارشان می‌‌خواهند، همان‌‌گونه که دستیابی به بهشت و محافظت از عذاب آتش را از او می‌‌طلبند.

﴿أُولَـئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ سَرِيعُ الْحِسَاب [البقرة: ٢٠٢]

٢٠٢ برای کسانی که خیر دنیا و آخرت را می‌‌خواهند، سهمی از ثواب بزرگ به‌‌سبب اعمال صالحی که در دنیا انجام داده‌‌اند وجود دارد و الله اعمال را زود محاسبه می‌‌کند.

برخی فواید آیات:

مؤمن باید برای سفر دنیا و سفر آخرت توشه برگیرد؛ به همین منظور، الله بیان فرمود که بهترین توشه، تقواست.

مشروعیت یاد بسیار الله هنگام اتمام مناسک حج.

اختلاف اهداف مردم؛ زیرا غم و اندوه برخی از مردم، دنیاست و غیر آن را از پروردگارشان نمی‌‌خواهند و برخی دیگر خیر دنیا و آخرت را می‌‌طلبند که همین گروه توفیق ‌‌یافتگانند.|

﴿* وَاذْكُرُواْ اللّهَ فِي أَيَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُون [البقرة: ٢٠٣]

٢٠٣ و الله را با تکبیر و تهلیل در روزهای اندکی که یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ماه ذوالحجه است یاد کنید؛ هرکس عجله کند و پس از رمی در روز دوازدهم از مِنا خارج شود این حق را دارد و گناهی بر او نیست؛ زیرا الله از او درگذشته است، و هرکس تا روز سیزدهم تأخیر کند تا رمی را انجام دهد او نیز می‌‌تواند چنین کند و ایرادی بر او نیست و کار کامل‌‌تر را انجام داده و از کار پیامبر‌‌ج‌‌ پیروی کرده است؛ هر دوی این امر برای کسی است که در حج خویش از الله بترسد و همان‌‌گونه که الله فرمان داده است حج بگزارد، و از الله با انجام اوامرش و ترک نواهی‌‌اش بترسید، و یقین داشته باشید که فقط به‌‌سوی او باز گردانیده و کشانیده می‌‌شوید و شما را در قبال اعمال‌‌تان جزا خواهد داد.

﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَام [البقرة: ٢٠٤]

٢٠٤ - ای پیامبر- از میان مردم، منافقی است که سخنش در این دنیا تو را به شگفت می‌‌آورد، به‌‌گونه‌‌ای که او را تا جایی خوش‌‌ گفتار می‌‌بینی که به راستی و خیرخواهی‌‌اش گمان می‌‌کنی، درحالی‌‌که هدف او، فقط حفظ جان و مالش است و- درحالی‌‌که دروغ می‌‌گوید- الله را بر ایمان و خیر قلبی‌‌اش گواه می‌‌گیرد، حال آن‌‌که دشمنی و عداوت شدیدی نسبت به مسلمانان دارد.

﴿وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَاد [البقرة: ٢٠٥]

٢٠٥ و هنگامی‌‌که به تو پشت کند و از تو جدا شود، در زمین بسیار می‌‌کوشد تا با انجام گناهان فساد برپا کند، و کشت را نابود سازد، و چارپایان را بکشد، و الله فساد در روی زمین و کسانی را که در زمین فساد برپا می‌‌کنند، دوست ندارد.

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَاد [البقرة: ٢٠٦]

٢٠٦ و هنگامی‌‌که به این مفسد- از باب خیرخواهی- گفته می‌‌شود: با بزرگداشت حدود الهی و پرهیز از نواهی‌‌اش، تقوای الهی داشته باش، غرور و تکبر او را از بازگشت به حق باز می‌‌دارد و به گناه ادامه می‌‌دهد، پس مجازات او ورود به جهنم است که برایش کافی است و جهنم مکان و جایگاه بسیار بدی برای ساکنانش است.

﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد [البقرة: ٢٠٧]

٢٠٧ و از میان مردم، مؤمنی است که جان خودش را می‌‌فروشد و آن را در طاعت پروردگارش و جهاد در راه او و طلب خشنودی‌‌اش به کار می‌‌گیرد، و الله نسبت به بندگانش دارای رحمت گسترده و بسیار مهربان است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِين [البقرة: ٢٠٨]

٢٠٨ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، به‌‌طور کامل در اسلام درآیید و ذره‌‌ای از آن را رها نکنید، آن‌‌گونه که اهل کتاب به بخشی از کتاب ایمان آوردند و به بخشی دیگر از آن کفر ورزیدند، و راه‌‌های شیطان را دنبال نکنید؛ زیرا او دشمن واضحی برای شماست که دشمنی‌‌اش را آشکار کرده است.

﴿فَإِن زَلَلْتُمْ مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيم [البقرة: ٢٠٩]

٢٠٩ پس اگر بعد از اینکه دلایل آشکار که هیچ شبهه‌‌ای در آنها نیست نزد شما آمد، لغزش و انحرافی از شما سر بزند، بدانید که الله در قدرت و قهر خویش شکست‌‌ناپذیر است، و در تدبیر و تشریع خویش بسیار داناست؛ پس از او بترسید و او را بزرگ شمارید.

﴿هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن يَأْتِيَهُمُ اللّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلائِكَةُ وَقُضِيَ الأَمْرُ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الامُور [البقرة: ٢١٠]

٢١٠ اینان که راه‌‌های شیطان را دنبال می‌‌کنند و از راه حق منحرف هستند، در انتظار چیزی نیستند جز اینکه الله در روز قیامت چنان‌‌که سزاوار عظمت او سبحانه است در سایه‌‌هایی از ابر نزدشان بیاید تا میان آنها داوری کند و فرشتگان درحالی نزدشان بیایند که آنها را از هر سو احاطه کرده‌‌اند و در این هنگام، فرمان الله در مورد آنها اجرا و تمام می‌‌شود، و امور و احوال مخلوقات، فقط به‌‌سوی الله سبحانه بازگردانیده می‌‌شود.

برخی فواید آیات:

تقوای حقیقی، فقط به اعمال زیاد نیست؛ بلکه به پیروی از هدایت شریعت و پایبندی به آن است.

داوری در مورد مردم، به صِرف ظاهر و سخنان‌‌شان نیست، بلکه به باطن اعمال‌‌شان است که بر امور پنهان دل‌‌های‌‌شان دلالت دارد.

برپا کردن فساد در زمین از هر نوعی که باشد، از صفات متکبران است که از آنها جدا نمی‌‌گردد و الله متعال فساد و فسادکاران را دوست ندارد.

انسان، مسلمان حقیقی به الله متعال نمی‌‌شود مگر زمانی‌‌که به تمام دین اسلام گردن نهد و در ظاهر و باطن، آن را بپذیرد.|

﴿سَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَمْ آتَيْنَاهُم مِّنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ وَمَن يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللّهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَاب [البقرة: ٢١١]

٢١١ - ای پیامبر- برای توبیخ بنی‌‌اسرائیل، از آنها بپرس: الله متعال چه تعداد نشانه‌‌های روشنی دال بر راستگویی رسولان برایتان بیان فرمود! اما شما آنها را تکذیب کردید و از آنها روی گردانیدید، و هرکس نعمت الله را پس از اینکه آن را شناخت و برایش آشکار شد، به کفر و تکذیب تبدیل کند؛ (باید بداند که) الله نسبت به کافران تکذیب‌‌ کننده، سخت‌‌کیفر است.

﴿زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ اتَّقَواْ فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَاللّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَاب [البقرة: ٢١٢]

٢١٢ زندگی دنیا و کالاهای فانی و لذت‌‌های موقتی آن، برای کسانی‌‌‌‌که به الله کفر ورزیدند آراسته شده است، و مؤمنان به الله و روز آخرت را به تسمخر می‌‌گیرند، اما کسانی‌‌که با انجام اوامر الله و ترک نواهی‌‌اش، تقوای او را پیشه کردند، در آخرت بالاتر و برتر از این کافران هستند، چون الله آنها را در بهشت‌‌های جاویدان ساکن می‌‌کند و الله برای هر یک از مخلوقاتش که بخواهد، بدون شمارش و محاسبه روزی می‌‌دهد.

﴿كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [البقرة: ٢١٣]

٢١٣ مردم امتی یگانه و متحد بر هدایت، بر دین پدرشان آدم بودند، تا اینکه شیاطین آنها را گمراه ساختند، و برخی مؤمن و برخی دیگر کافر شدند؛ از این رو، الله رسولان را بشارت ‌‌دهندۀ مؤمنان و فرمان‌‌برداران، به آنچه الله با رحمت خویش برای‌‌شان مهیا کرده است، و انذار دهندۀ کافران به عذاب شدیدی که الله به آنها وعده داده است برانگیخت، و همراه رسولانش، کتاب‌‌هایی نازل فرمود که شامل حقیقتی است که تردیدی در آن راه ندارد؛ تا در اختلافات میان مردم داوری کنند. و کسی در تورات اختلاف نکرد مگر یهودیانی که علم تورات به آنها داده شد پس از آن‌‌که دلایل الله بر اینکه تورات، حقی از جانب او تعالی است نزدشان آمد، پس نباید در آن اختلاف کنند، این اختلاف از جانب آنها ستمکارانه روی داد؛ و الله به اذن و ارادۀ خویش، مؤمنان را به شناخت هدایت از گمراهی توفیق داد، و الله هرکس را که بخواهد به راه راستی که هیچ انحرافی ندارد هدایت می‌‌کند و این راه راست، همان راه ایمان است.

﴿أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيب [البقرة: ٢١٤]

٢١٤ - ای مؤمنان- آیا گمان کردید که وارد بهشت می‌‌شوید درحالی‌‌که هنوز مانند مردمی که قبل از شما بودند آزمایش نشده‌‌اید، آن‌‌گاه که به فقر و بیماری شدید مبتلا شدند و ترس و دلهره‌‌ها آنها را لرزاند، آزمایش آنها به حدی رسید که خواستار تعجیل در یاری الله شدند، آن‌‌گاه که رسول و مؤمنان همراهش گفتند: یاری الله چه زمانی فرا می‌‌رسد؟ بدانید که یاری الله به مؤمنان و توکل‌‌کنندگان به او نزدیک است.

﴿يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلْ مَا أَنفَقْتُم مِّنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيم [البقرة: ٢١٥]

٢١٥- ای پیامبر- یارانت از تو می‌‌پرسند: از اموال گوناگون خویش چه چیزی و در چه موردی انفاق کنند؟ در پاسخ به آنها بگو: آنچه از خیر- یعنی حلال پاکیزه- انفاق کنید باید برای پدر و مادر و خویشاوندان نزدیک شما بر اساس نیاز و یتیمان نیازمند و تنگدستانی که هیچ ثروتی ندارند و مسافری که سفر او را از خانواده و وطنش جدا کرده است هزینه شود، و- ای مؤمنان- الله از هر کار خیر کم یا زیادی که انجام می‌‌دهید آگاه است و ذره‌‌ای بر او تعالی پنهان نمی‌‌ماند و پاداش آن را به شما خواهد داد.

برخی فواید آیات:

عدم شکرگزاری الله متعال به خاطر نعمت‌‌هایش و به کار نبردن این نعمت‌‌ها در طاعت او تعالی، آنها را در معرض زوال و نابودی قرار می‌‌دهد و باعث تبدیل آن به مصیبت بر صاحب نعمت می‌‌شود.

الله بندگانش را بر اساس فطرت توحید و ایمان آفرید، اما ابلیس و دستیارانش آنها را از این فطرت به‌‌سوی شرک به او تعالی برگردانیدند.

بزرگترین خواری و درماندگی که منجر به شکست می‌‌شود این است که امت در کتاب و شریعت خویش اختلاف کنند، به این نحو که به تکفیر و لعنت یکدیگر بپردازند.

هدایت به‌‌سوی حقی که مردم در آن اختلاف دارند و شناخت جانب صحیح، به دست الله است و ایمان و گردن ‌‌نهادن به آن از او تعالی طلبیده می‌‌شود.

ابتلا و آزمایش، سنت الله متعال در مورد دوستانش است؛ یعنی آنها را به اندازۀ ایمان و توکلی که در دل‌‌هایشان به او تعالی دارند مورد آزمایش قرار می‌‌دهد.

از بزرگترین مواردی که بر شکیبایی هنگام نزول مصیبت یاری می‌‌رساند، اقتدا به نیکوکاران و الگوگیری از آنها است.|

﴿كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُون [البقرة: ٢١٦]

٢١٦ - ای مؤمنان- پیکار در راه الله بر شما فرض گردانیده شده است درحالی‌‌که طبیعت نفس آن را نمی‌‌پسندد؛ زیرا مال و جان در آن هزینه می‌‌شود، و شاید شما چیزی را دوست ندارید درحالی‌‌که آن چیز در واقع برای شما خیر و منفعت باشد؛ مانند پیکار در راه الله، که افزون بر ثواب زیادش، سبب پیروزی بر دشمنان و بالا بردن سخن الله است، و شاید شما چیزی را دوست دارید درحالی‌‌که شر و دارای پایان غم‌‌انگیزی برای شماست؛ مانند بازماندن از جهاد که سبب درماندگی و تسلط دشمنان است، و الله به خیر و شر تمام امور داناست و شما آن را نمی‌‌دانید، پس به فرمان او پاسخ مثبت دهید که خیر شما در آن است.

﴿يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون [البقرة: ٢١٧]

٢١٧ - ای پیامبر- مردم در مورد حکم کارزار در ماه‌‌های حرام: ذوالقعده، ذوالحجه، محرم و رجب از تو می‌‌پرسند، در پاسخ به آنها بگو: کارزار در این ماه‌‌ها، گناه بزرگ و ناپسندی نزد الله است، همان‌‌گونه که بازداشتن از راه الله که مشرکان انجام می‌‌دهند زشت است، و نزد الله، بازداشتن مؤمنان از مسجدالحرام و بیرون‌‌راندن اهالی مسجد الحرام از آن، گناهی بزرگتر از پیکار در ماه حرام است، و شرکی که در آن قرار دارند، بزرگتر از قتل است. – ای مؤمنان- مشرکان پیوسته ستم‌‌کارانه با شما می‌‌جنگند که اگر راهی بیابند شما را از دین برحقّ‌‌تان به دین باطل‌‌شان بکشانند، و هر یک از شما که از دینش بازگردد و در حال کفر بر الله بمیرد، به‌‌طور قطع اعمال صالح خویش را باطل کرده است و سرانجامِ او در آخرت، ورود به آتش و جاودانه ‌‌بودن در آن است.

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أُوْلَـئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَةَ اللّهِ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيم [البقرة: ٢١٨]

٢١٨ همانا کسانی‌‌که به الله و رسولش ایمان آوردند و کسانی‌‌که سرزمین‌‌های‌‌شان را برای هجرت به‌‌سوی الله و رسولش رها کردند و جنگیدند تا سخن الله، برتر باشد، آنها به رحمت و آمرزش الله امیدوارند و الله گناهان بندگانش را می‌‌بخشد و نسبت به آنها مهربان است.

﴿* يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُون [البقرة: ٢١٩]

٢١٩- ای پیامبر- اصحابت در مورد خمر (هر‌‌چه که عقل را بپوشاند و از بین ببرد)، از تو می‌‌پرسند که نوشیدن و خرید و فروش آن چه حکمی دارد؟ و در مورد حکم قِمار (شرط‌‌بندی بر سر پول، یا هر چیز دارای ارزش اقتصادی از جانب دو طرف حاضر در مسابقه) از تو می‌‌پرسند؟ در پاسخ به آنها بگو: در این دو، زیان‌‌ها و مفاسد دینی و دنیوی زیادی است، مانند نابودی عقل و مال و افتادن در دشمنی و کینه، و منافع اندکی مانند درآمدهای مالی در آنها وجود دارد، و ضرر و گناه حاصل از این دو، از سودشان بزرگتر است و عاقل باید از هرچه که ضررش بیشتر از سودش باشد بپرهیزد. این فرمودۀ الله متعال، زمینه‌‌سازی برای تحریم شراب است. و – ای پیامبر- اصحابت از تو می‌‌پرسند که چه اندازه از اموال‌‌شان را به‌‌صورت داوطلبانه و به میل خویش انفاق کنند؟ در پاسخ به آنها بگو: از آن اموال‌‌تان که مازاد بر نیاز شماست انفاق کنید (این حکم در ابتدای امر بود، اما پس از آن، الله زکات واجب را در اموالی مخصوص و نصابی معین تشریع فرمود)، و الله مانند همین بیان واضح و بدون ابهام، احکام شرعی را برایتان بیان می‌‌فرماید باشد که بیندیشید.

برخی فواید آیات:

گاهی جهل به سرانجامِ کارها، باعث می‌‌شود که انسان آنچه به نفعش است را نپسندد و آنچه به ضررش است را دوست بدارد، بنابراین انسان باید هدایت به راه راست را از الله تقاضا کند.

اسلام، حرام‌‌ها را بسیار ناپسند شمرد و از تجاوز بر آن نهی فرمود و یکی از بزرگترین حرام‌‌ها، بازداشتن مردم از راه الله متعال است.

کفار برای همیشه در حال جنگ علیه اسلام و پیروانش هستند تا آنها را از دین‌‌شان خارج کنند و الله نیرنگ کافران را باطل می‌‌سازد.

ایمان به الله متعال، هجرت و جهاد در راه او تعالی؛ بزرگترین لوازمی است که شخص به وسیله آن به رحمت و مغفرت الله دست می‌‌یابد.

شریعت برای رعایت مصلحت بندگان، تمام آنچه را که ضررش غالب است حرام قرار داده است هر چند برخی منافع در آن موجود باشد.|

﴿فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلاَحٌ لَّهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَلَوْ شَاء اللّهُ لأعْنَتَكُمْ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيم [البقرة: ٢٢٠]

٢٢٠ این حکم را تشریع فرمود تا به آنچه در دنیا و آخرت به شما سود می‌‌رساند بیندیشید. – ای پیامبر- اصحابت در مورد اجرای سرپرستی‌‌شان بر یتیمان از تو می‌‌پرسند که چگونه با آنها رفتار کنند؟ و آیا اموال‌‌شان را در نفقه و غذاخوردن و سکونت با آنها درآمیزند؟ در پاسخ به آنها بگو: بخشش شما به آنها با اصلاح اموال‌‌شان بدون عوض یا در آمیختن در اموال‌‌شان، نزد الله برای‌‌تان بهتر است و پاداش بیشتری دارد، و این کار برای آنها در اموال‌‌شان بهتر است؛ چون باعث حفظ اموال‌‌شان برای آنها می‌‌شود، و اگر با جمع ‌‌کردن اموال‌‌شان با اموال‌‌تان در معاش و مسکن و مانند آن با آنها مشارکت کردید، ایرادی در این کار نیست؛ زیرا آنها برادران دینی شما هستند و برادران به یکدیگر یاری می‌‌رسانند و کارهای یکدیگر را انجام می‌‌دهند، و الله آن گروه از سرپرستان را که با مشارکت یتیمان در اموال‌‌شان قصد فساد دارند از آن گروه که از این کار قصد اصلاح دارند می‌‌شناسد، و اگر بخواهد در مورد یتیمان بر شما سخت بگیرد این کار را می‌‌کرد، اما او تعالی در روش رفتار با یتیمان بر شما آسان گرفته است؛ زیرا شریعت او بر آسانی استوار است، و الله ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ چیز بر او چیره نمی‌‌شود و در آفرینش و تدبیر و تشریع خویش بسیار داناست.

﴿وَلاَ تَنكِحُواْ الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلاَ تُنكِحُواْ الْمُشِرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُواْ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌ مِّن مُّشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُوْلَـئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللّهُ يَدْعُوَ إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُون [البقرة: ٢٢١]

٢٢١- ای مؤمنان- با زنان مشرک به الله ازدواج نکنید تا اینکه فقط به الله ایمان بیاورند و در دین اسلام درآیند، و همانا کنیز مؤمن به الله و رسولش از زن آزادِ بت‌‌پرست بهتر است هر چند آن زن آزاد با زیبایی و مالش مورد پسند شما واقع شود، و زنان مسلمان را به ازدواج مردان مشرک درنیاورید و بردۀ مملوک مؤمن به الله و رسولش، از مرد آزاد مشرک بهتر است، هر چند آن مرد آزاد مورد پسند شما واقع شود؛ آنها که متصف به شرک هستند- چه مرد و چه زن- با گفتار و رفتارشان به آنچه که سبب ورود به آتش می‌‌گردد فرامی‌‌خوانند، و الله شما را به‌‌سوی اعمال صالح که به اذن و بخشش او، به ورود به بهشت و آمرزش از گناهان می‌‌کشاند فرا می‌‌خواند، و آیاتش را برای مردم بیان می‌‌کند باشد که از راهنمایی‌‌های موجود در آیات پند بگیرند و بر اساس آنها عمل کنند.

﴿وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِي الْمَحِيضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِين [البقرة: ٢٢٢]

٢٢٢ و - ای پیامبر- در مورد حیض (خون طبیعی‌‌ای که از رحم زن در زمان‌‌های مخصوصی خارج می‌‌شود) از تو می‌‌پرسند؟ در پاسخ به آنها بگو: حیض سبب اذیت مرد و زن است، پس در زمان حیض با زنان درنیامیزید و با آنها نزدیکی نکنید تا اینکه خون آنها قطع شود و با انجام غُسل از آن پاک شوند؛ پس هنگامی‌‌که خون قطع شد و خود را از آن پاکیزه کردند، به نحوی که به شما اجازه داده شده است- یعنی درحالی‌‌که قُبُل (اندام پیش) آنها پاک است- با آنها آمیزش کنید، همانا الله کسانی را که از گناهان، بسیار توبه می‌‌کنند و در پاکیزگی از پلیدی‌‌ها بسیار می‌‌کوشند دوست دارد.

﴿نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِين [البقرة: ٢٢٣]

٢٢٣ همسران‌‌تان کشتزار شما هستند که فرزندان را برای شما متولد می‌‌کنند؛ مانند زمین که میوه می‌‌دهد، پس به محل کشت‌‌تان – یعنی قُبُل (اندام پیش زن)- از هر جهتی که دوست دارید و به هر نحوی که می‌‌خواهید به شرط آن‌‌که از اندام پیش باشد درآیید، و با انجام نیکی‌‌ها، چیزی برای خود از پیش بفرستید، از جمله اینکه مرد به قصد تقرب به الله و آرزوی فرزندانی صالح، با همسرش آمیزش کند، و با اجرای اوامر و ترک نواهی الله از جمله مواردی که در مورد زنان بر شما حکم کرد، تقوای او تعالی را پیشه کنید، و بدانید که در روز قیامت با الله دیدار می‌‌کنید، درحالی‌‌که در برابر او ایستاده هستید و جزای اعمال‌‌تان به شما داده می‌‌شود، و – ای پیامبر- مؤمنان را به نعمت‌‌های همیشگی و نظر به چهرۀ گرامی او تعالی که هنگام لقای پروردگارشان برای آنها فراهم آمده است، مژده بده.

﴿وَلاَ تَجْعَلُواْ اللّهَ عُرْضَةً لِّأَيْمَانِكُمْ أَن تَبَرُّواْ وَتَتَّقُواْ وَتُصْلِحُواْ بَيْنَ النَّاسِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيم [البقرة: ٢٢٤]

٢٢٤ و سوگند به الله را حجتی بازدارنده از انجام نیکی و تقوا و اصلاح میان مردم قرار ندهید، بلکه اگر بر ترک نیکی سوگند یاد کردید، نیکی را انجام دهید و کفارۀ سوگندتان را بپردازید، و الله سخنان شما را می‌‌شنود و نسبت به اعمال شما داناست و شما را در قبال آنها جزا می‌‌دهد.

برخی فواید آیات:

تحریم انعقاد عقد نکاح میان مسلمانان و مشرکان، چون فاصلۀ زیادی میان شرک و ایمان وجود دارد.

آیه بر شرط‌‌بودن وجود ولی هنگام عقد نکاح دلالت دارد؛ زیرا الله متعال، اولیا را با نهی از به ازدواج درآوردن زنان به عقد مشرکان نهی کرد.

شریعت بر طهارت حسّی از نجاست‌‌ها و پلیدی‌‌ها و طهارت معنوی از شرک و گناهان تشویق کرده است.

ترغیب مؤمن در اینکه توجه وی در اعمالش – حتی لذت‌‌ها و خوشی‌‌ها- به سرای آخرت باشد، یعنی چیزی برای خودش از پیش بفرستد که در آخرت به او فایده برساند.|

﴿لاَّ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِيَ أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيم [البقرة: ٢٢٥]

٢٢٥ الله شما را به‌‌سبب سوگندهایی که بدون قصد بر زبان‌‌هایتان جاری می‌‌شود مورد محاسبه قرار نمی‌‌دهد؛ مانند اینکه یکی از شما می‌‌گوید: نه والله، بله والله، پس نه کفاره‌‌ای بر این‌‌گونه سوگندها مترتب می‌‌شود و نه مجازاتی، اما شما را به خاطر سوگندهایی که از روی قصد یاد می‌‌کنید مؤاخذه می‌‌کند، و الله نسبت به گناهان بندگانش آمرزنده و بردبار است به‌‌گونه‌‌ای که کیفرشان را به تعجیل نمی‌‌اندازد.

﴿لِّلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِن نِّسَائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَاؤُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [البقرة: ٢٢٦]

٢٢٦ برای کسانی‌‌که بر ترک آمیزش با زنان‌‌شان سوگند می‌‌خورند، از آغاز سوگندشان به مدتی که از چهار ماه تجاوز نمی‌‌کند انتظار است، که به نام ایلاء شناخته می‌‌شود، پس اگر بعد از سوگند بر ترک آمیزش، در مدت چهار ماه یا کمتر، به آمیزش زنان‌‌شان رجوع کردند؛ الله آمرزنده است و آنچه از آنها سرزده است را می‌‌بخشد، و نسبت به آنها مهربان است چون برای خروج از چنین سوگندی، کفاره برای‌‌شان تشریع کرده است.

﴿وَإِنْ عَزَمُواْ الطَّلاَقَ فَإِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيم [البقرة: ٢٢٧]

٢٢٧ و اگر با استمرار بر ترک آمیزش با زنان‌‌شان و عدم رجوع به آمیزش، طلاق را قصد کردند؛ همانا الله سخنان‌‌شان از جمله طلاق را می‌‌شنود و از احوال و اهداف‌‌شان آگاه است و آنها را به‌‌خاطر آن جزا خواهد داد.

﴿وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوَءٍ وَلاَ يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُواْ إِصْلاَحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكُيم [البقرة: ٢٢٨]

٢٢٨ و زنان طلاق‌‌ داده شده باید به مدت سه حیض انتظار بکشند و در این مدت ازدواج نکنند، و بر آنها جایز نیست حملی را که الله در رحم‌‌های‌‌شان آفریده است پنهان کنند، اگر در ایمان به الله و روز آخرت صادق هستند، و شوهران‌‌شان که آنها را طلاق داده‌‌اند به بازگرداندن آنها در مدت عده از دیگران سزاوارترند، اگر قصد بازگشت با الفت و از بین بردن آنچه به‌‌سبب طلاق واقع شده است را دارند، و برای همسران حقوق و وظایفی است همان‌‌گونه که برای شوهران‌‌شان حقوقی بر عهدۀ آنها است، بر اساس آنچه که میان مردم رایج است، و مردان درجۀ برتری از سرپرستی و امر طلاق بر آنها دارند، و الله ذات شکست‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌چیز او را مغلوب نمی‌‌سازد و در شرع و تدبیرش بسیار داناست.

﴿الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئًا إِلاَّ أَن يَخَافَا أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُون [البقرة: ٢٢٩]

٢٢٩ طلاقی که شوهر در آن حق رجوع دارد دو مرتبه است؛ به این نحو که طلاق دهد، سپس رجوع کند، سپس طلاق دهد، سپس رجوع کند، بعد از این دو طلاق یا باید زن را در عهدۀ خود با روش نیکو نگه دارد، یا با نیکی بهزن و پرداخت حقوقش او را برای بار سوم طلاق دهد، و – ای شوهران- برای شما حلال نیست ذره‌‌ای از مهریه‌‌ای که برای همسران‌‌تان پرداخت کرده‌‌اید بگیرید، مگر اینکه زن شوهرش را به‌‌سبب اخلاق یا خلقتش دوست نداشته باشد و زوجین به‌‌سبب این ناخوشایندی، وفا نکردن به حقوقی که بر عهدۀ آنها است را پیش‌‌بینی کنند، که در این صورت باید کار خویش را به کسی‌‌‌‌که با آنها پیوند خویشاوندی یا غیر آن دارد عرضه کنند، پس اگر اولیا، از انجام ‌‌ندادن حقوق زناشویی میان آن دو ترسیدند، گناهی بر آن دو نیست که زن، خودش را در برابر مالی که به شوهر خویش در مقابل طلاقش می‌‌پردازد خُلع کند. این احکام شرعی، فاصلۀ میان حلال و حرام است، پس از آنها تجاوز نکنید و کسانی‌‌که از حدود الله در حلال و حرام تجاوز کنند، بر خودشان ستم کرده‌‌اند چون خود را درمعرض نابودی و خشم و مجازات الله قرار داده‌‌اند.

﴿فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتَّىَ تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ فَإِن طَلَّقَهَا فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَن يَتَرَاجَعَا إِن ظَنَّا أَن يُقِيمَا حُدُودَ اللّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُون [البقرة: ٢٣٠]

٢٣٠ و اگر شوهر زن، او را برای بار سوم طلاق داد، بر شوهر حلال نیست که به نکاح جدید، او را به ازدواج خویش درآورد مگر اینکه مردی غیر از شوهر به صورت ازدواج صحیح و از روی رغبت، نه به قصد تحلیل با او ازدواج و در این نکاح با او آمیزش کند؛ پس اگر شوهر دوم او را طلاق داد یا در عقد او فوت کرد، گناهی بر زن و شوهر اوّلش نیست که به عقد و مهر جدید به یکدیگر بازگردند، اگر ظن غالب دارند بر اینکه احکام شرعی را که به آن ملزم هستند به پا می‌‌دارند، و الله این احکام شرعی را برای مردمی که احکام و حدودش را می‌‌دانند بیان می‌‌کند؛ چون آنها هستند که از آن بهره می‌‌برند.

برخی فواید آیات:

الله متعال، احکام نکاح و طلاق را به‌‌صورت کامل بیان فرمود تا مردم حدود حلال و حرام را بشناسند و از آن تجاوز نکنند.

الله، نکاح را بسیار مهم برشمرد و بازیچه ‌‌قراردادن آن با الفاظ را حرام کرد، چون آن را الزام‌‌آور قرار داد و بازی با طلاق زیاد و رجوع را ملغی کرد به گونه‌‌ای که با دو طلاق رجعی حدی برایش قرار داد سپس آن را حرام گردانید مگر اینکه شوهری غیر از شوهر اول با زن ازدواج کند سپس او را طلاق دهد.

معاشرت زناشویی به نیکویی است، پس اگر این امر ممکن نبود ایرادی در طلاق نیست و هر یک از زوجین می توانند درخواست طلاق دهند.|

﴿وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النَّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلاَ تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لَّتَعْتَدُواْ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلاَ تَتَّخِذُوَاْ آيَاتِ اللّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنزَلَ عَلَيْكُمْ مِّنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [البقرة: ٢٣١]

٢٣١ و چون زنان‌‌تان را طلاق دادید و به پایان عدۀ خویش نزدیک شدند، حق دارید که به آنها رجوع کنید یا به خوبی بدون رجوع، آنها را رها کنید تا عدۀ‌‌شان سپری شود، و به آنها رجوع نکنید به این هدف که بخواهید به آنها تجاوز کنید و آزار برسانید چنان‌‌که این کار در جاهلیت انجام می‌‌شد، و هرکس این کار را به قصد آزار رساندن به آنها انجام دهد، به‌‌طور قطع با قرار دادن خویش در گناه و مجازات، بر خویشتن ستم کرده است، و آیات الله را با بازی و گستاخی بر آن، به سخره نگیرید، و نعمت‌‌های الله بر خویشتن را به یاد آورید که بزرگترین این نعمت‌‌ها، قرآن و سنت است که بر شما نازل فرمود و در آن با تشویق و ترساندن به شما تذکر می‌‌دهد. با فرمان‌‌برداری از اوامر الله و اجتناب از نواهی‌‌اش، خداترس باشید و بدانید که الله به هر چیزی داناست و هیچ‌‌چیز بر او پنهان نمی‌‌ماند و شما را در قبال اعمال‌‌تان جزا خواهد داد.

﴿وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْاْ بَيْنَهُم بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ مِنكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُون [البقرة: ٢٣٢]

٢٣٢ و هنگامی‌‌که زنان‌‌تان را کمتر از سه مرتبه، طلاق دادید و عدۀ آنها سپری شد، - ای اولیا- در این هنگام آنها را از بازگشت به شوهران‌‌شان با عقد و نکاح جدید اگر تمایل داشتند و با شوهران‌‌شان بر این امر سازش کردند، بازندارید، هر یک از شما که به الله و روز آخرت ایمان دارد، به این حکم که دربردارندۀ نهی از بازداشتن زنان است پند داده می‌‌شود. این امر برای شما خیر بیشتری دارد و برای آبرو و اعمال شما بهتر از ناپاکی‌‌هاست، و الله حقایق و سرانجامِ کارها را می‌‌داند اما شما آن را نمی‌‌دانید.

﴿* وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّا آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِير [البقرة: ٢٣٣]

٢٣٣ و مادران دو سال کامل فرزندان‌‌شان را شیر دهند، این تعیین دو سال، برای کسی است که قصد دارد مدت شیرخوارگی را کامل کند، و نفقه و لباس مادران شیردهِ مطلقه بر اساس عرف مردم، به شرط آن‌‌که مخالف شریعت نباشد بر عهدۀ پدر کودک است، الله هیچ‌‌کس را بیشتر از وسع و توانش مکلف نمی‌‌کند، و هیچ‌‌یک از پدر و مادر این حق را ندارد که فرزند را وسیله‌‌ای برای آزار رساندن به دیگری قرار دهد، و اگر کودک پدر نداشت و مالی هم نداشت، مانند همان حقوقی که بر عهدۀ پدر است بر عهدۀ وارث طفل است. پس اگر پدر و مادر خواستند قبل از دو سال کودک را از شیر بگیرند گناهی بر آن دو در این امر نیست، به شرط آن‌‌که پس از مشورت و تراضی دو طرف، مصلحت فرزند هم در آن باشد، و اگر خواستید زنان شیردهی غیر از مادران، برای فرزندان‌‌تان بجویید، گناهی بر شما نیست اگر مزدی را که با دایه بر آن توافق کرده‌‌اید بدون کاستی و امروز و فردا کردن به او بپردازید، و با اجرای اوامر و ترک نواهی الله، تقوای او تعالی را پیشه کنید، و بدانید که الله اعمال شما را می‌‌بیند به گونه‌‌ای که ذره‌‌ای از کارهایتان بر او پنهان نمی‌‌ماند و شما را در قبال اعمالی که انجام داده‌‌اید جزا خواهد داد.

برخی فواید آیات:

نهی مردان از ستم بر زنان، چه این ستم از طریق منع زن از ازدواج باشد یا اجبار او بر آنچه که دوست ندارد.

شریعت، حق شیردادن را برای مادر محفوظ داشته است، هر چند شوهرش او را طلاق داده باشد، و شوهر باید نفقۀ زن را تا زمانی که فرزندش را شیر می‌‌دهد بپردازد.

الله متعال زوجین را از این امر نهی فرمود که هر یک از آنها فرزندان را وسیله‌‌ای برای آزار رساندن به دیگری قرار دهد.

تشویق بر اینکه تمام امور مربوط به زندگی زناشویی بر اساس مشورت و توافق زوجین باشد.|

﴿وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِير [البقرة: ٢٣٤]

٢٣٤ و کسانی‌‌که می‌‌میرند و پس از خویش همسرانی غیر باردار به جای می‌‌گذارند، بر این زنان واجب است که مدت چهار ماه و ده روز به انتظار بنشینند و در این مدت از خروج از خانۀ شوهر و آرایش و ازدواج خودداری کنند، و هرگاه این مدت سپری شد، - ای اولیا- گناهی بر شما نیست که آنچه را در این مدت بر آنها ممنوع بود، به‌‌صورت معروف شرعی و عرفی در مورد خویشتن انجام دهند، و الله نسبت به اعمال شما داناست و ذره‌‌ای از ظاهر و باطن شما بر او پنهان نمی‌‌ماند و شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُم بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاء أَوْ أَكْنَنتُمْ فِي أَنفُسِكُمْ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَـكِن لاَّ تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلاَّ أَن تَقُولُواْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا وَلاَ تَعْزِمُواْ عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّىَ يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ حَلِيم [البقرة: ٢٣٥]

٢٣٥ و گناهی بر شما نیست که به‌‌صورت کنایه و سربسته و بدون تصریح در خواستگاری زنی که در عدۀ وفات یا طلاق بائن قرار دارد ابراز تمایل کنید؛ مثل اینکه گفته شود: هرگاه عدۀ تو به پایان رسید به من خبر بده، و گناهی بر شما نیست که تمایل به نکاح زن معتده پس از سپری‌‌شدن عده‌‌اش را در دل پنهان دارید، الله می‌‌دانست که شما به خاطر تمایل زیاد به آنها، به یادشان خواهید افتاد، پس به شما اجازۀ کنایه و نه تصریح داد، و مبادا درحالی‌‌که آنها در زمان عده هستند، به صورت پنهانی با آنها وعدۀ نکاح ببندید، مگر طبق سخن نیکو که همان کنایه است، و در زمان عده عقد نکاح نبندید، و بدانید که الله از آنچه که برای‌‌تان اجازه داد و بر شما حرام کرد و در دل‌‌های‌‌تان پنهان می‌‌دارید آگاه است، پس بپرهیزید و با اوامر او مخالفت نکنید، و بدانید که الله بندگان توبه‌‌کار خویش را می‌‌بخشد و بردبار است و مجازات را به تعجیل نمی‌‌اندازد.

﴿لاَّ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاء مَا لَمْ تَمَسُّوهُنُّ أَوْ تَفْرِضُواْ لَهُنَّ فَرِيضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدْرُهُ مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِين [البقرة: ٢٣٦]

٢٣٦ و گناهی بر شما نیست اگر زنان‌‌تان را که با آنها عقد نکاح بسته‌‌اید پیش از آن‌‌که با آنها نزدیکی کنید و پیش از آن‌‌که مهر مشخصی برای‌‌شان قرار دهید طلاق دهید، پس اگر آنها را در این حالت طلاق دادید، مهریه‌‌ای برای آنها بر عهدۀ شما نیست و فقط بر شما واجب است که بر اساس توانایی، چه شخص گشاده‌‌دست و دارای ثروت زیاد باشد یا تنگدست و دارای ثروت اندک، با پرداخت چیزی آنها را بهره‌‌مند گردانید و دل‌‌شکستگی آنها را جبران کنید، این پرداخت، حق ثابتی بر نیکوکاران در افعال و رفتارشان است.

﴿وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِير [البقرة: ٢٣٧]

٢٣٧ و اگر زنان‌‌تان را که قبل از نزدیکی با آنها عقد نکاح بسته‌‌اید و مهر مشخصی برای‌‌شان مقرر کرده‌‌اید، طلاق دادید بر شما واجب است که نصف مهرالمسمی را به آنها بپردازید، مگر اینکه بخشی از آن را بر شما ببخشند- اگر رشید بودند- یا شوهران مهریۀ کامل را به آنها ببخشند، و اگر در حقوق میان یکدیگر آسان بگیرید، به خشیت الله و فرمان‌‌برداری از او تعالی نزدیک‌‌تر است، و – ای مردم- برتری برخی از شما بر برخی دیگر، و آسانگیری در حقوق را رها نکنید؛ زیرا الله اعمال شما را می‌‌بیند، پس در انجام کار نیک بکوشید تا به ثواب الله دست یابید.

برخی فواید آیات:

مشروعیت عده برای زنی که شوهرش در عقد او وفات یافته است به این نحو که در مدت چهار ماه و ده روز از آرایش و ازدواج خودداری کند.

وقتی مؤمن بداند الله از احوال او آگاه است، از الله متعال و باقی ماندن در مرزها و حدود الهی می‌‌ترسد.

تشویق بر رفتار نیکو میان زنان و شوهران، و خویشاوندان، و اینکه عفو و آسانگیری، اساس رفتار آنها با یکدیگر باشد.|

﴿حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِين [البقرة: ٢٣٨]

٢٣٨ با ادای نمازها به‌‌صورت کامل آن‌‌گونه که الله فرمان داده است، بر آنها مراقبت کنید و بر نماز میانه بین نمازها که نماز عصر است مراقبت ورزید، و با فروتنی و فرمان‌‌برداری در نماز برای الله به پا خیزید.

﴿فَإنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُكْبَانًا فَإِذَا أَمِنتُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُون [البقرة: ٢٣٩]

٢٣٩ اگر از دشمن و مانند آن ترسیدید و نتوانستید نماز را به‌‌صورت کامل ادا کنید، پیاده یا سواره بر شتر و اسب و یا به هر نحو دیگری که می‌‌توانید نماز بگزارید، و هرگاه ترس از شما برطرف شد، الله را آن‌‌گونه که به شما آموخته است یاد کنید، از جمله یاد او در نماز به‌‌صورت کامل و تمام، و نیز او را یاد کنید که نور و هدایتی را که نمی‌‌دانستید به شما آموخت.

﴿وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِيَّةً لِّأَزْوَاجِهِم مَّتَاعًا إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِي مَا فَعَلْنَ فِيَ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيم [البقرة: ٢٤٠]

٢٤٠ و کسانی از شما که می‌‌میرند و پس از خود همسرانی به جای می‌‌گذارند باید به نفع همسران خود وصیت کنند که یک سال کامل آنها را با سکونت و نفقه بهره‌‌مند سازند و وارثان شما آنها را بیرون نرانند، تا تسکین دلی باشد برای مصیبت آنها و وفاداری به میت، امّا اگر آنها خودشان قبل از پایان سال خارج شدند، گناهی بر شما نیست و گناهی بر آنها نیست که خود را آرایش و خوشبو کنند، و ذات الله قدرتمندی است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود و در تدبیر و شرع و تقدیرش بسیار داناست. جمهور مفسران برآنند که حکم این آیه با آیۀ ٢٣٤ سوره بقره نسخ شده است که می‌‌فرماید: ﴿وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا [البقرة: ٢٣٤]؛ «و کسانی از شما که می‌‌میرند و همسرانی باقی می‌‌گذارند؛ باید چهار ماه و ده روز انتظار بکشند (و عده نگه دارند)».

﴿وَلِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِين [البقرة: ٢٤١]

٢٤١ برای زنان طلاق‌‌داده شده، مقداری از لباس یا مال یا مانند آن است که از آن بهره‌‌مند شوند، تا تسکین و آرامشی باشد بر دل‌‌های‌‌شان که به‌‌سبب طلاق شکسته است، به روش معروف و مراعات حال شوهر از کمی یا زیادی. این حکم، حق ثابتی است بر کسانی‌‌که با اجرای اوامر و ترک نواهی الله، از او تعالی می‌‌ترسند.

﴿كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون [البقرة: ٢٤٢]

٢٤٢- ای مؤمنان- همانند بیان پیشین، الله آیاتش را که مشتمل بر حدود و احکامش است برای‌‌تان بیان می‌‌کند؛ باشد که در آنها بیندیشید و به آنها عمل کنید تا به خیر دنیا و آخرت دست یابید.

﴿* أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُون [البقرة: ٢٤٣]

٢٤٣ - ای پیامبر- آیا خبر گروهی از بنی‌‌اسرائیل که جمعیت زیادی بودند و از ترس مرگ به‌‌سبب بیماری وبا یا غیر آن از خانه‌‌های‌‌شان خارج شدند به تو نرسیده است که الله به آنها فرمود: بمیرید. پس مردند، سپس آنها را زنده گردانید تا برای‌‌شان روشن گرداند که تمام کارها به دست او سبحانه است و آنها مالک هیچ نفع و ضرری برای خویش نیستند؛ همانا الله مردم بخشنده است، اما بیشتر مردم شکر نعمت‌‌های الله را به‌‌جای نمی‌‌آورند.

﴿وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيم [البقرة: ٢٤٤]

٢٤٤- ای مؤمنان- برای یاری دین الله و بالابردن سخن او، با دشمنان الله بجنگید، و بدانید که الله سخنان شما را می‌‌شنود و از نیّات و افعال شما آگاه است و شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُون [البقرة: ٢٤٥]

٢٤٥ کیست که همانند وام‌‌دهنده‌‌ای نیکو عمل کند، یعنی با نیت نیک و دلی خشنود، مالش را در راه الله هزینه کند تا چند برابر به او بازگرداند، و الله براساس حکمت و عدالت خویش، در روزی و سلامتی و غیر آن، محدودیت و گشایش می‌‌آورد، و در آخرت فقط به‌‌سوی او بازگردانده می‌‌شوید تا شما را بر اساس اعمال‌‌تان جزا دهد.

برخی فواید آیات:

تشویق بر مراقبت بر نماز و ادای آن با تمام ارکان و شروط، و اگر این امر بر انسان دشوار بود به هر حالتی که برایش میسر است نماز بگزارد.

رحمت الله متعال نسبت به بندگانش آشکار است، زیرا آیاتش را به کامل‌‌ترین نحو بیان فرموده تا از آن آگاه شوند.

الله متعال برخی از بندگانش را با تنگدستی در روزی و دیگران را با گشایش در روزی می‌‌آزماید، و در این امر، حکمت فراگیری دارد.|

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُواْ لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلاَّ تُقَاتِلُواْ قَالُواْ وَمَا لَنَا أَلاَّ نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْاْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِين [البقرة: ٢٤٦]

٢٤٦- ای پیامبر- آیا از حال اشراف بنی‌‌اسرائیل پس از زمان موسی÷ آگاه نشده‌‌ای آن‌‌گاه که به پیامبری از خودشان گفتند: پادشاهی برای ما قرار بده تا همراه او در راه الله بجنگیم، و پیامبرشان خطاب به آنها گفت: شاید اگر الله پیکار را بر شما فرض کند در راه الله پیکار نکنید! با انکار گمان پیامبر در مورد آنها، گفتند: درحالی‌‌که انگیزه جنگ وجود دارد چه مانعی ما را از پیکار در راه الله بازمی‌‌دارد؟ چون دشمنان‌‌مان ما را از سرزمین‌‌های‌‌مان بیرون رانده‌‌اند و پسران‌‌مان را به اسارت برده‌‌اند، پس برای بازگشت به سرزمین‌‌های خویش و آزادی اسیران‌‌مان باید بجنگیم. اما وقتی که الله پیکار را بر آنها فرض گردانید، روی برگرداندند و جز اندکی از آنها به وعدۀ خویش وفا نکردند، و الله نسبت به ستمکارانی که از امرش روی می‌‌گردانند و پیمانش را نقض می‌‌کنند داناست و آنها را به این خاطر مجازات خواهد کرد.

﴿وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوَاْ أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيم [البقرة: ٢٤٧]

٢٤٧ پیامبرشان به آنها گفت: همانا الله طالوت را به عنوان پادشاه شما گماشته است تا زیر پرچم او پیکار کنید، اشراف آنها با انکار و اعتراض بر این انتخاب گفتند: چگونه او می‌‌تواند پادشاه ما باشد درحالی‌‌که ما برای پادشاهی از او سزاوارتر هستیم؛ زیرا او از فرزندان پادشاهان نبوده است و ثروت زیادی به او داده نشده تا برای پادشاهی از آن استفاده کند؟! پیامبرشان خطاب به آنها گفت: همانا الله او را بر شما برتری داده است و علم زیاد و نیروی بدنی بیشتری نسبت به شما به او بخشیده است، و الله براساس حکمت و رحمت خویش، پادشاهی خودش را به هرکس بخواهد می‌‌دهد و الله دارای فضل و بخشش گسترده است که آن را به هر کس بخواهد می‌‌دهد و می‌‌داند کدام‌‌یک از مخلوقاتش شایستگی آن را دارد.

﴿وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين [البقرة: ٢٤٨]

٢٤٨ پیامبرشان خطاب به آنها گفت: به راستی که نشانۀ راستیِ پادشاهی او بر شما این است که الله تابوت- صندوقی که مورد احترام بنی‌‌اسرائیل بود و از آنها گرفته شده بود- را که در آن آرامش خاطری است در اختیار او می‌‌گذارد، و بقایای آنچه خاندان موسی÷ و هارون÷ به جا گذاشته بودند، مانند عصا و برخی از الواح در آن قرار دارد، به شما بازمی‌‌گرداند، همانا در این رخداد، نشانۀ آشکاری برای شماست اگر مؤمن واقعی هستید.

برخی فواید آیات:

آگاه‌‌ساختن از مهم‌‌ترین صفات کسی است که به رهبری مردم گماشته می‌‌شود؛ یعنی علم و قدرت بر آنچه تحت رهبری اوست.

راهنمایی کسی‌‌که عهده‌‌دار رهبری مردم می‌‌شود به اینکه فریب سخنان‌‌شان را نخورد مگر زمانی‌‌که آنها را بیازماید و پس از اقوال‌‌شان، رفتارشان را مورد بررسی قرار دهد.

معیارهایی که گاهی در مورد ارزش دیگران و قضاوت در مورد آنها میان مردم مشهور می‌‌شود، گاهی معیارهای صحیح نزد الله متعال نیستند، بلکه او سبحانه از روی حکمت و علم خویش هر یک از مخلوقاتش را که بخواهد برمی‌‌گزیند.|

﴿فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِين [البقرة: ٢٤٩]

٢٤٩ وقتی طالوت همراه لشکریان از شهر خارج شد به آنها گفت: همانا الله شما را با رودخانه‌‌ای می‌‌آزماید، پس هرکس از آن بنوشد پیرو من نیست و مرا در پیکار همراهی نخواهد کرد، و هرکس از آن ننوشد پیرو من است و مرا در پیکار همراهی می‌‌کند، مگر کسی‌‌که ناچار شود و به اندازۀ کف دستش از آن بنوشد که ایرادی بر او نیست، اما لشکریان از آن رودخانه نوشیدند جز اندکی از آنها که با وجود عطش شدید شکیبایی کردند و از آن ننوشیدند، هنگامی‌‌که طالوت و مؤمنان همراهش از رودخانه گذشتند، برخی از لشکریانش گفتند: امروزه توان پیکار با جالوت و لشکریانش را نداریم و در این هنگام، کسانی‌‌که به ملاقات پروردگار خویش در روز قیامت یقین داشتند گفتند: چه بسیار گروه‌‌های مؤمن اندکی از نظر تعداد افراد که به اذن و یاری الله که بر گروه‌‌های کافر بسیاری از نظر تعداد پیروز شدند، پس معیار پیروزی، ایمان است نه کثرت افراد، و الله همراه بندگان شکیبای خویش است، آنها را نیرومند می‌‌سازد و پیروز می‌‌گرداند.

﴿وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِين [البقرة: ٢٥٠]

٢٥٠ و هنگامی‌‌که با جالوت و لشکریانش روبرو شدند، روی به‌‌سوی الله آورده و این‌‌گونه دعا کردند: پروردگارا صبر زیادی بر دل‌‌های ما فرو ریز و گام‌‌هایمان را استوار ساز تا فرار نکنیم و در برابر دشمن‌‌مان درهم نشکنیم، و با قدرت و تأیید خویش ما را بر گروه کافران پیروز گردان.

﴿فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ اللّهِ وَقَتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَـكِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِين [البقرة: ٢٥١]

٢٥١ آن‌‌گاه به اذن الله آنها را شکست دادند و داود، رهبرشان جالوت را کشت و الله پادشاهی و نبوت را به او عطا کرد، و علوم گوناگون را که می‌‌خواست به او آموخت، پس اسباب رستگاری دنیا و آخرت را با هم به او داد. و اگر از سنت الله نباشد که به دست برخی از مردم فساد برخی دیگر را برطرف سازد، به‌‌طور قطع زمین با تسلط مفسدان در آن فاسد خواهد شد، اما الله بر تمام مخلوقات برتری دارد.

﴿تِلْكَ آيَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِين [البقرة: ٢٥٢]

٢٥٢- ای پیامبر- این آیات آشکار و روشن را که اخباری راست و احکامی عادلانه دارند را بر تو می‌‌خوانیم و همانا تو از فرستادگان پروردگار جهانیان هستی.

برخی فواید آیات:

رهبر فرزانه و خردمند، سربازانش را با انواع آزمایش‌‌هایی که لشکریانش با آن شناخته می‌‌شوند و ثابت‌‌قدمان از دیگران متمایز می‌‌گردند محک می زند.

معیار پیروزی، فقط افراد و تجهیزات زیاد نیست، بلکه یاری و توفیق الله، سبب اصلی پیروزی و فتح است.

هنگام وقوع فتنه‌‌ها و سختی‌‌ها فقط کسانی استوار می‌‌مانند که دل‌‌های‌‌شان با یقین به الله آباد است، و چنین افرادی در هر مصیبت و بلایی شکیبایی می‌‌کنند و ثابت‌‌قدم می‌‌مانند.

اظهار ناتوانی در برابر الله متعال با دلی صادق و وابسته به او تعالی، به‌‌خصوص در میادین کارزار، از بزرگترین اسباب اجابت دعا است.

یکی از سنت‌‌ها و حکمت‌‌های الله این است که شر و فساد برخی از مردم در روی زمین را به دست برخی دیگر برطرف می‌‌سازد.|

﴿* تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَـكِنِ اخْتَلَفُواْ فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلُواْ وَلَـكِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيد [البقرة: ٢٥٣]

٢٥٣ رسولانی را که برایت نام بردیم، برخی از آنها را بر برخی دیگر از نظر وحی و پیروان و درجات برتری دادیم، از میان آنها کسی بود که الله با او سخن گفت مانند موسی÷ ؛ و از آنها کسی بود که الله او را به درجات والایی رساند مانند محمد‌‌ج‌‌ ؛ که او را برای تمام مردم فرستاد و نبوت را با او به پایان رسانید و امتش را بر سایر امت‌‌ها برتری بخشید، و به عیسی÷ پسر مریم معجزات واضحی دادیم که بر نبوت او دلالت داشتند؛ مانند زنده‌‌کردن مردگان و شفای کورِ مادرزاد و بیمار مبتلا به پیسی، و او را برای انجام امر الله متعال با جبرئیل÷ تقویت کردیم. و اگر الله می‌‌خواست کسانی‌‌که پس از رسولان آمدند پس از اینکه معجزات واضح نزدشان آمد، یکدیگر را نمی‌‌کشتند، اما اختلاف کردند و به گروه‌‌های مختلفی تقسیم شدند؛ برخی از آنها به الله ایمان آوردند و برخی از آنها به الله کفر ورزیدند، و اگر الله می‌‌خواست که یکدیگر را نکشند یکدیگر را نمی‌‌کشتند، اما الله آنچه را بخواهد انجام می‌‌دهد، پس از روی رحمت و فضل خویش هرکس را بخواهد به‌‌سوی ایمان هدایت می‌‌کند و از روی عدالت و حکمت خویش هرکس را که بخواهد گمراه می‌‌سازد.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُون [البقرة: ٢٥٤]

٢٥٤ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، از اموال گوناگون حلالی که به شما روزی داده‌‌ایم انفاق کنید، قبل از اینکه روز آخرت فرا رسد که نه داد و ستدی در آن است تا انسان آنچه را به او سود می‌‌رساند کسب کند و نه دوستی‌‌ای است که در هنگام سختی به او فایده برساند و نه میانجیگری‌‌ای پذیرفته می‌‌شود که آسیبی را برطرف یا سودی را جلب کند مگر بعد از اینکه الله برای هرکس که بخواهد و راضی شود اذن دهد، و کافران به‌‌سبب کفر به الله متعال، ستمکاران واقعی هستند.

﴿اللّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيم [البقرة: ٢٥٥]

٢٥٥ الله همان یگانه معبود برحقی است که شریکی در عبادت ندارد، زنده‌‌ای است که حیاتی کامل و بدون مرگ و نقصی دارد، قائم به ذاتی است که به ذات خویش پابرجاست، پس از تمام مخلوقاتش بی‌‌نیاز است، و قوام تمام مخلوقات به او وابسته است، به‌‌گونه‌‌ای که در هیچ‌‌یک از احوال‌‌شان از او بی‌‌نیاز نیستند، به دلیل کمال حیاتش و قائم به ذات بودنش، هیچ‌‌گونه خواب سبک و سنگینی او را فرا نمی‌‌گیرد، پادشاهی هرچه در آسمان‌‌ها و زمین است برای اوست، هیچ کسی اختیار ندارد نزد او برای کسی شفاعت بکند مگر پس از اذن و رضایت او؛ تمام کارهای مخلوقاتش را که واقع شده است و در آینده واقع خواهد شد می‌‌داند، و به ذره‌‌ای از علم او تعالی احاطه پیدا نمی‌‌کنند مگر به آنچه بخواهد آنها را از آن آگاه کند، کرسی او تمام آسمان‌‌ها و زمین را با وجود گستردگی و بزرگی‌‌اش فرا گرفته است، و حفظ آسمان‌‌ها و زمین بر او سنگین یا دشوار نیست، و در ذات و بزرگی و غلبۀ خویش برتر است و در پادشاهی و قدرت خویش بزرگ است.

﴿لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيم [البقرة: ٢٥٦]

٢٥٦ اجباری برای هیچ‌‌کس برای ورود در دین اسلام نیست؛ زیرا اسلام، دین بر حق و آشکاری است که نیازی ندارد کسی بر آن مجبور گردد، هدایت از گمراهی آشکار شده است، پس هرکس به هر‌‌چه به جای الله عبادت می‌‌شود کفر ورزد و از آن بیزاری جوید، و فقط به الله ایمان آورد، به مستحکم‌‌ترین سبب دینی که برای نجات در روز قیامت هرگز گسسته نمی‌‌شود چنگ زده است، و الله سخنان بندگانش را می‌‌شنود، از اعمال‌‌شان آگاه است و آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

برخی فواید آیات:

الله براساس علم و حکمت خویش میان رسولان و پیامبرانش‌‌‌‌ برتری قرار داده است.

اثبات صفت کلام الله متعال بر اساس آنچه سزاوار شکوه اوست، و اینکه او با برخی از رسولانش مانند موسی‌‌÷‌‌ و محمد‌‌ج‌‌ سخن گفته است.

ایمان و هدایت و کفر و گمراهی، تمام اینها به اراده و تقدیر الله است؛ زیرا حکمت فراگیر از آنِ اوست و اگر بخواهد تمام مخلوقات را هدایت می‌‌کند.

آیة الکرسی، بزرگترین آیه در کتاب الله است، چون شامل ربوبیت و الوهیت و اوصاف الله متعال است.

پیروی از اسلام و ورود به آن، باید با رضایت و پذیرش قلبی باشد، زیرا هیچ اجباری در دین الله متعال نیست.

چنگ‌‌زدن به کتاب الله و سنت رسولش، بزرگترین وسیله برای سعادت در دنیا و رستگاری در آخرت است.|

﴿اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون [البقرة: ٢٥٧]

٢٥٧ الله حامیِ کسانی است که به او ایمان آورده‌‌اند یعنی آنها را موفق و پیروز می‌‌گرداند و از تاریکی‌‌های کفر و نادانی به‌‌سوی نور ایمان و علم بیرون می‌‌آورد، و کسانی‌‌که کفر ورزیدند، حامی‌‌شان همانندها(یی که برای الله قرار دادند) و بت‌‌هاست، همان‌‌ها که کفر را بر آنها آراستند و از نور ایمان و علم، به‌‌سوی تاریکی‌‌های کفر و نادانی بیرون آوردند، آنها ساکنان آتش هستند که برای همیشه در آن می‌‌مانند.

الله هنگام بیان این دو گروه، دو مثال نیز آورد و فرمود:

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِـي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِـي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين [البقرة: ٢٥٨]

٢٥٨- ای پیامبر- آیا از چیزی شگفت‌‌آورتر از گستاخی آن طاغوت که در ربوبیت و توحید الله با ابراهیم÷ مجادله کرد خبر یافته‌‌ای، این امر به این سبب از او سر زد که الله پادشاهی بر او بخشیده بود و سرکشی کرد، پس ابراهیم÷ صفات پروردگارش را این‌‌گونه برای او بیان کرد: پروردگار من ذاتی است که مخلوقات را زنده می‌‌گرداند و می‌‌میراند. آن طاغوت از روی دشمنی گفت: من نیز زنده می‌‌گردانم و می‌‌میرانم چنان‌‌که هرکس را بخواهم می‌‌کشم و هرکس را بخواهم می‌‌بخشم؛ آن‌‌گاه ابراهیم÷ دلیل بزرگتری برایش آورد و به او گفت: همانا پروردگار من که او را می‌‌پرستم خورشید را از سمت مشرق بیرون می‌‌آورد، پس تو آن را از جهت مغرب درآور، آن‌‌گاه از آن طاغوت کاری برنیامد جز اینکه متحیر شد و بُرید، و در برابر دلیل قوی مغلوب شد، و الله ستمکاران را به دلیل ستم و طغیان‌‌شان، بر حرکت در راه خویش موفق نمی‌‌گرداند.

﴿أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِـي هَـَذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [البقرة: ٢٥٩]

٢٥٩ یا آیا خبر نیافتی از آن کسی‌‌که از شهری که سقف‌‌هایش ریخته بود و دیوارهایش ویران شده بود و ساکنانش نابود شده بودند و ترسناک و خرابه باقی مانده بود، گذشت. با تعجب گفت: الله چگونه ساکنان این شهر را پس از مرگشان زنده می‌‌گرداند؟! آن‌‌گاه الله او را به مدت صد سال میراند، سپس او را زنده گردانید و از او پرسید: چند سال به صورت مرده بودی؟ در پاسخ گفت: به مدت یک روز یا بخشی از یک روز. به او فرمود: بلکه به مدت صد سال کامل به صورت مرده بودی، پس به غذا و نوشیدنی‌‌ای که همراه تو بود بنگر، که بر حالت اول خویش و بدون تغییر باقی است، در حالی که غذا و نوشیدنی، سریعتر از هرچیز دیگری تغییر می‌‌کنند، و به درازگوش مرده‌‌ات بنگر، و تو را برای مردم نشانۀ روشنی برای دلالت بر قدرت الله در برانگیختن آنها قرار می‌‌دهیم، پس به استخوان‌‌های درازگوشت که از هم پراکنده و دور شده‌‌اند بنگر که چگونه آنها را بالا می‌‌آوریم و به یکدیگر می‌‌چسبانیم، سپس گوشت بر آن پیوند می‌‌زنیم، و زندگی را به آن بازمی‌‌گردانیم، چون این رخداد را دید، حقیقت امر برایش آشکار شد و به قدرت الله پی برد، آن‌‌گاه برای اعتراف این امر گفت: می‌‌دانم که الله بر انجام هر امری تواناست.

برخی فواید آیات:

از بزرگترین وجوه تمایز مؤمنان این است که بر خلاف کافران، در تمام امور دینی و دنیوی‌‌شان بر هدایت و بصیرتی از جانب الله متعال قرار دارند.

از بزرگترین اسباب ستمکاری، مغرورشدن به زور و قدرت است تا آنجا که انسان از حقیقت حالش غافل می‌‌شود.

مشروعیت مناظره با پیروان باطل برای بیان حقیقت و کشف انحراف آنها از هدایت.

بزرگی قدرت الله متعال، چنان‌‌که هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌گرداند، از جمله زنده‌‌کردن مردگان.|

﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِـي الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَـكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيم [البقرة: ٢٦٠]

٢٦٠ و- ای پیامبر- به یاد آور آن‌‌گاه که ابراهیم÷ گفت: پروردگارا چگونگی زنده‌‌کردن مردگان را به چشم من نشان بده؟! الله خطاب به او فرمود: آیا به این موضوع ایمان نیاورده‌‌ای؟ ابراهیم÷ گفت: چرا ایمان آورده‌‌ام، اما می‌‌خواهم آرامش دلم بیشتر شود، آن‌‌گاه الله به او فرمان داد و فرمود: چهار پرنده بگیر، و آنها را با یکدیگر مخلوط و ریز ریز کن، سپس مقداری از آنها را بر روی هر یک از کوه‌‌های اطرافت قرار بده، و آنها را صدا بزن، آن‌‌گاه درحالی‌‌که زندگی به آنها بازگشته است به سرعت به‌‌سوی تو می‌‌آیند. و ای ابراهیم÷ بدان که الله در فرمانروایی خویش شکست‌‌ناپذیر است و در امر و شرع و آفرینش خویش بسیار داناست.

﴿مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيم [البقرة: ٢٦١]

٢٦١ مثال ثواب مؤمنان که اموال‌‌شان را در راه الله هزینه می‌‌کنند، مانند دانه‌‌ای است که کشاورز آن را در زمین پاکی می‌‌نشاند، سپس هفت خوشه می‌‌رویاند که در هر خوشه صد دانه است، و الله ثواب را برای هرکس از بندگانش که بخواهد چندبرابر می‌‌کند، یعنی بدون محاسبه پاداش آنها را می‌‌دهد، و الله دارای فضل و بخشش گسترده است و می‌‌داند که چه کسی سزاوار است تا ثوابش چندبرابر شود.

﴿الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ يُتْبِعُونَ مَا أَنفَقُواُ مَنًّا وَلاَ أَذًى لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون [البقرة: ٢٦٢]

٢٦٢ کسانی‌‌که اموال‌‌شان را در فرمان‌‌برداری و خشنودی الله می‌‌بخشند سپس بخشش خویش را با منت گفتاری و رفتاری، که پاداش انفاق را باطل می‌‌کند دنبال نمی‌‌کنند، پاداش آنها نزد پروردگارشان است، و به دلیل آسایش و نعمت‌‌های فراوانی که دارند، در هر آنچه که در آینده انجام خواهند داد بیمی بر آنها نیست و بر آنچه که قبلاً انجام داده‌‌اند اندوهگین نیستند.

﴿* قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِّن صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى وَاللّهُ غَنِيٌّ حَلِيم [البقرة: ٢٦٣]

٢٦٣ سخنی پسندیده که شادمانی را بر دل مؤمن می‌‌نشاند و بخشیدن کسی‌‌که به تو بدی کرده است؛ بهتر از صدقه‌‌ای است که با منت‌‌نهادن بر کسی‌‌که به او صدقه داده شده است آزاری به همراه دارد، و الله از بندگانش بی‌‌نیاز است و بسیار بردبار است و در عذاب آنها تعجیل نمی‌‌کند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ وَالأذَى كَالَّذِي يُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لاَّ يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِين [البقرة: ٢٦٤]

٢٦٤ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، پاداش صدقات‌‌تان را با منت بر کسی‌‌که به او صدقه داده شده است و آزار رساندن به او، فاسد نکنید، زیرا مثال کسی‌‌که چنین کاری کند مانند کسی است که مالش را به این هدف که مردم او را ببینند و ستایش کنند می‌‌بخشد، درحالی‌‌که کافر است و به الله و روز آخرت و پاداش و مجازات آن روز ایمان ندارد، پس مثال چنین شخصی، مانند سنگ صافی است که روی آن خاکی نشسته است، آن‌‌گاه باران شدیدی بر روی آن سنگ می‌‌بارد و خاک را از سنگ دور می‌‌سازد و آن را صاف و بدون اینکه چیزی بر رویش باشد می‌‌گذارد، ثواب اعمال و نفقات این ریاکاران نیز از بین می‌‌رود و ذره‌‌ای از آن نزد الله باقی نمی‌‌ماند، و الله کافران را به‌‌سوی آنچه که او تعالی را خشنود می‌‌سازد و در اعمال و نفقات آنها فایده می‌‌رساند هدایت نمی‌‌کند.

برخی فواید آیات:

مراتب ایمان به الله و منازل یقین، متفاوت هستند و مرز مشخصی ندارند. هرچه بنده در آیات شرعیه و کونیه الله متعال بیشتر توجه کند، بر ایمان و یقین او افزوده می‌‌شود.

برانگیختن مخلوقات پس از مرگ‌‌شان توسط الله متعال، دلیل آشکاری بر قدرت و بزرگی کامل او سبحانه است.

فضیلت انفاق در راه الله و بزرگی ثوابش؛ به این شرط که با نیتی خالص انجام گیرد و آزار و منتی که عمل را باطل نکند به آن ملحق نشود.

از بهتریناعمال انسان در برابر دیگران، خوش‌‌اخلاقی و خوش‌‌رفتاری و گذشت از بدکردار است.|

﴿وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِير [البقرة: ٢٦٥]

٢٦٥ و مثال مؤمنان که اموال‌‌شان را برای طلب خشنودی الله و آسوده‌‌خاطر کردن خودشان با وفا به وعدۀ الله و با رضایت، انفاق می‌‌کنند، مانند باغی است بر مکانی مرتفع و پاک قرار دارد، که باران شدیدی به آن برسد، آن‌‌گاه چندبرابر میوه بدهد، و اگر باران شدیدی به آن نرسد، باران سبکی هم به آن برسد به دلیل پاکی زمینش کافی است، و همچنین است نفقات مخلصان که الله آن را می‌‌پذیرد و ثوابش را چند برابر می‌‌گرداند هر چند اندک باشد، و الله نسبت به اعمال شما بیناست، پس ذره‌‌ای از احوال مخلصان و ریاکاران بر او پوشیده نمی‌‌ماند و هر کدام را به آنچه که سزاوار است جزا خواهد داد.

در ادامه الله متعال برای به تصویر کشاندن حال کسی‌‌که مالش را برای ریا انفاق می‌‌کند مثالی آورده و می‌‌فرماید:

﴿أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاء فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُون [البقرة: ٢٦٦]

٢٦٦ آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که آبهای گوارا در میان آن جاری باشد، و در آن باغ از انواع میوه‌‌های پاک برایش باشد، و صاحب باغ چنان پیر و سالخورده شود که توانایی کار و کسب نداشته باشد، و فرزندانی خردسال و ضعیف داشته باشد که نتوانند کار کنند، آن‌‌گاه باد بسیار تندی که آتش شدیدی در آن وجود دارد به آن اصابت کند و تمام باغ را بسوزاند، درحالی‌‌که آن شخص به دلیل سالخوردگی خودش و ضعف فرزندانش، بیشترین نیاز را به آن باغ دارد؟! حال کسی‌‌که مالش را انفاق می‌‌کند تا مردم ببینند مانند این مرد است؛ که در روز قیامت بدون نیکی‌‌ها نزد الله وارد می‌‌شود، در زمانی‌‌که بیشترین نیاز را به نیکی‌‌ها دارد. همانند این موضوع، الله آنچه را که در دنیا و آخرت به شما نفع می‌‌رساند بیان می‌‌کند باشد که در آن بیندیشید.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَلاَ تَيَمَّمُواْ الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلاَّ أَن تُغْمِضُواْ فِيهِ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَنِيٌّ حَمِيد [البقرة: ٢٦٧]

٢٦٧ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، از مال حلال و پاکیزه‌‌ای که به دست آورده‌‌اید، و از گیاهان زمین که برای‌‌تان رویانده‌‌ایم انفاق کنید، و به دنبال مال ناپاک نروید که از آن انفاق کنید، و اگر به دلیل کراهتی که از آن دارید، به خودتان داده می‌‌شد آن را نمی‌‌گرفتید مگر با بی‌‌میلی و چشم‌‌پوشی؛ پس چگونه آنچه برای خود نمی پسندید برای الله می پسندید؟! و بدانید که الله از نفقات شما بی‌‌نیاز است، و در ذات و افعالش ستوده‌‌شده است.

الله پس از اینکه مؤمنان را به انفاق پاکیزه فرمان داد، آنها را از نیرنگ و وسوسه‌‌های شیطان برحذر داشت و فرمود:

﴿الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيم [البقرة: ٢٦٨]

٢٦٨ شیطان شما را از تنگدستی می‌‌ترساند و بر بخل تشویق می‌‌کند، و شما را به ارتکاب گناهان و معاصی فرا می‌‌خواند، ولی الله آمرزش بزرگی برای گناهان‌‌تان و رزقی گسترده وعده می‌‌دهد، و الله دارای فضل گسترده، و از احوال بندگانش آگاه است.

﴿يُؤتِي الْحِكْمَةَ مَن يَشَاء وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَاب [البقرة: ٢٦٩]

٢٦٩ گفتار راست و عمل صحیح را به هر یک از بندگانش که بخواهد ارزانی می‌‌دارد و به هرکس چنین چیزی داده شود به‌‌طور قطع خیر فراوانی به او داده شده است و فقط صاحبان عقل کامل که از نور آن روشنایی می‌‌گیرند و به هدایتش رهنمون می‌‌شوند، از آیات الله پند و اندرز می‌‌گیرند.

برخی فواید آیات:

مؤمنان واقعی به وعده‌‌ها و ثواب الله اطمینان دارند، زیرا اموال‌‌شان را بدون ترس و اندوه و بدون توجه به وسوسه‌‌های شیطان مانند ترساندن از تنگدستی و نیازمندی انفاق و بخشش می‌‌کنند.

اخلاص، از بزرگترین مواردی است که باعث برکت و رشد اعمال می‌‌شود.

زیان‌‌کارترین مردم کسی است که عملش را به مردم نشان می‌‌دهد؛ زیرا جز مدح و ستایش مردم، ثواب دیگری بر عملش مترتب نمی‌‌شود.|

﴿وَمَا أَنفَقْتُم مِّن نَّفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُم مِّن نَّذْرٍ فَإِنَّ اللّهَ يَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَار [البقرة: ٢٧٠]

٢٧٠ هر انفاقی کم یا زیاد که برای طلب خشنودی الله کرده‌‌اید، یا هر طاعتی که بدان مکلف نشده‌‌اید داوطلبانه برای الله انجام داده‌‌اید، الله از تمام آنها آگاه است و ذره‌‌ای از او تعالی از بین نمی‌‌رود و بهترین پاداش را در قبال آن به شما خواهد داد، و ستمکاران که آنچه را بر آنها واجب است را ادا نمی‌‌کنند و از حدود الله می‌‌گذرند، یاورانی ندارند که عذاب روز قیامت را از آنها دفع کنند.

﴿إِن تُبْدُواْ الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاء فَهُوَ خَيْرٌ لُّكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنكُم مِّن سَيِّئَاتِكُمْ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِير [البقرة: ٢٧١]

٢٧١ اگر صدقه‌‌های مالی‌‌تان را که می‌‌بخشید آشکارا انجام دهید، صدقۀ خوبی است، و اگر آن را پنهانی به فقرا بپردازید برای‌‌تان بهتر از این است که آن را آشکارا انجام دهید؛ زیرا به اخلاص نزدیک‌‌تر است. و در صدقات مخلصان، پوشش و مغفرتی برای گناهان‌‌شان است، و الله نسبت به اعمال‌‌تان داناست و ذره‌‌ای از احوال شما بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿* لَّيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ يَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَلأنفُسِكُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ اللّهِ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُون [البقرة: ٢٧٢]

٢٧٢ - ای پیامبر- هدایت آنها برای قبول حق و گردن‌‌نهادن و واداشتن آنها به حق، بر عهدۀ تو نیست، بلکه فقط راهنمایی آنها به‌‌سوی حق و شناساندن حق به آنها وظیفه تو است؛ زیرا توفیق و هدایت به حق، به دست الله است و او هرکس را بخواهد هدایت می‌‌کند. و هر خیری که انفاق کنید، نفع آن به خودتان بازمی‌‌گردد؛ زیرا الله از آن بی‌‌نیاز است و انفاق شما باید خالص برای الله باشد؛ زیرا مؤمنان حقیقی فقط برای طلب خشنودی الله انفاق می‌‌کنند، و هر خیری که انفاق کنید، کم باشد یا زیاد، ثوابش کامل و بدون کاستی به شما داده خواهد شد؛ زیرا الله بر هیچ‌‌کس ستم روا نمی‌‌دارد.

الله هنگامی‌‌که انفاق در راه خویش و فراخواندن مؤمنان به آن را ذکر فرمود، مصارفی را که در آن انفاق می‌‌کنند نیز برای‌‌شان تعیین می‌‌فرماید:

﴿لِلْفُقَرَاء الَّذِينَ أُحصِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لاَ يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيم [البقرة: ٢٧٣]

٢٧٣ صدقات را به فقرایی بپردازید که جهاد در راه الله آنها را از سفر برای طلب روزی بازداشته است، کسی‌‌که به دلیل خویشتنداری‌‌شان از گدایی، از حال آنها آگاه نباشد، آنها را ثروتمند می‌‌پندارد و کسی‌‌که از حال آنها آگاهی دارد، آنها را از نشانه‌‌های‌‌شان می‌‌شناسد، به دلیل نیاز آشکاری که در بدن‌‌ها و لباس‌‌های‌‌شان است. و یکی از صفات این افراد آن است که مانند سایر فقرا با اصرار از مردم گدایی نمی‌‌کنند. و هر مال یا چیز دیگری که انفاق کنید، الله آن را می‌‌داند و بهترین پاداش را به خاطر آن به شما خواهد داد.

﴿الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون [البقرة: ٢٧٤]

٢٧٤ کسانی‌‌که اموال‌‌شان را برای طلب خشنودی الله در شب و روز، پنهانی و آشکارا، بدون ریا و طلب شهرت انفاق می‌‌کنند، ثواب آنها در روز قیامت نزد پروردگارشان است، و به فضل و نعمت الله، در کارهایی که در آینده انجام خواهند داد ترسی بر آنها نیست و بر آنچه که ازسهام دنیا که از دست داده‌‌اند اندوهگین نیستند.

برخی فواید آیات:

اگر مؤمن در نفقات و صدقات خویش خالصانه عمل کند، ایرادی بر او نیست که طبق مصلحت، آنها را آشکار یا پنهان کند؛ هر چند پنهان‌‌کاری از این جهت که به اخلاص نزدیکتر است، مزد و ثواب بیشتری دارد.

دعوت مؤمنان به توجه و التفات به نیازمندانی که خویشتنداری، آنها را از اظهار حال‌‌شان و درخواست از مردم بازمی‌‌دارد.

مشروعیت و ثواب زیاد انفاق در راه الله متعال در هر وقت و زمانی؛ زیرا الله مزد زیاد در دنیا و آخرت را در قبال آن وعده داده است.|

الله متعال پس از تشویق بر انفاق در راه خویش که همکاری و ضمانت متقابل میان مسلمانان را به همراه دارد؛ از ضد آن که ربا است برحذر داشته و می‌‌فرماید:

﴿الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون [البقرة: ٢٧٥]

٢٧٥ کسانی‌‌که به ربا معامله می‌‌کنند و آن را می‌‌گیرند، در روز قیامت از قبرهای‌‌شان برنمی‌‌خیزند مگر مانند کسی‌‌که شیطان او را مَس کرده است؛ آشفته و حیران از قبرش برمی‌‌خیزد مانند کسی که بیماری صرع دارد و در نشست و برخاستش دستپاچه و آشفته است؛ این امر به‌‌سبب آن است که خوردن ربا را حلال دانستند و میان ربا و درآمدهای داد و ستد که الله آنها را حلال گردانیده است تفاوتی قائل نشدند، پس گفتند: همانا بیع در حلال بودن همانند رباست، یعنی هر دو به افزایش و رشد مال منجر می‌‌شود، الله قیاس آنها را مردود و باطل و تکذیب کرد و بیان کرد که او تعالی بیع را به دلیل فایدۀ عام و خاصی که در آن وجود دارد حلال گردانیده است و ربا را به خاطر ستم و خوردن اموال مردم به باطل و بدون عوض حرام قرار داده است، پس هرکس پندی از جانب پروردگارش آمد که در آن نهی و تحذیر از ربا وجود داشت، و از آن بازایستاد و به درگاه الله توبه کرد، ربایی که قبلاً گرفته از آنِ اوست و گناهی در آن بر او نیست، و پس از آن، در آنچه آینده انجام خواهد داد به الله واگذار می‌‌شود، و هرکس پس از آن‌‌که نهی از جانب الله به او رسید و حجت بر او اقامه شد، به گرفتن ربا بازگردد، در حقیقت سزاوار ورود به آتش و جاودانگی در آن است. منظور از این جاودانگی در آتش، ماندن طولانی است؛ زیرا ماندن همیشگی در آتش فقط برای کافران است، اما پیروان توحید برای همیشه در آتش نمی‌‌مانند.

الله پس از بیان انفاق در راه او تعالی و گرفتن ربا، برای بیان تفاوت جزای این دو می‌‌فرماید:

﴿يَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيم [البقرة: ٢٧٦]

٢٧٦ الله، مال ربوی را نابود کرده و از بین می‌‌برد، چه به صورت حسی که آن را تلف می‌‌کند یا به نحو دیگری از بین می‌‌برد، یا به صورت معنوی که برکت را از آن برمی‌‌دارد، و صدقات را با افزودن ثوابش، می‌‌افزاید و رشد می‌‌دهد، چنان‌‌که نیکی را به ده برابر تا هفتصد برابر آن و حتی تا چندین برابر آن می‌‌افزاید، و در اموال صدقه‌‌دهندگان برکات می‌‌اندازد. و الله هیچ کافر ستیزه‌‌جویی را که حرام را حلال می‌‌گرداند و در انجام معاصی و گناهان اصرار می‌‌ورزد دوست ندارد.

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون [البقرة: ٢٧٧]

٢٧٧ همانا کسانی‌‌که ایمان آوردند و از رسولش پیروی کردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را به صورت کامل همان‌‌گونه که الله حکم کرده است انجام دادند و زکات اموال‌‌شان را به مستحق آن پرداختند، ثواب آنها نزد پروردگارشان است، و در کارهایی که در آینده انجام خواهند داد ترسی بر آنها نیست و بر دنیا و نعمت‌‌هایش که از دست داده‌‌اند اندوهگین نیستند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين [البقرة: ٢٧٨]

٢٧٨ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، از الله بترسید به این ترتیب که اوامرش را اجرا و نواهی‌‌اش را ترک کنید، و آنچه از اموال ربوی که نزد مردم برای‌‌تان باقی مانده است را طلب نکنید، اگر واقعاً به الله و به فرمانش که شما را از ربا نهی کرده است، ایمان دارید.

﴿فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُون [البقرة: ٢٧٩]

٢٧٩ پس اگر کاری که به آن فرمان یافته‌‌اید انجام ندادید، به جنگ با الله و رسولش علم و یقین داشته باشید، و اگر به‌‌سوی الله توبه و ربا را رها کردید، به اندازه‌‌ای از سرمایه‌‌تان که وام داده‌‌اید برای‌‌تان است، که در این صورت، با گرفتن زیاده بر سرمایه‌‌تان بر هیچ‌‌کس ستم نمی‌‌کنید و با کاستن از آن بر شما ستم نمی‌‌شود.

﴿وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَن تَصَدَّقُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُون [البقرة: ٢٨٠]

٢٨٠ و اگر کسی‌‌که طلب خود را از او مطالبه می‌‌کنید چنان تنگدست است که قادر بر پرداخت بدهی‌‌اش نیست، مطالبه از او را به تأخیر اندازید تا مالی به دست آوَرَد و بتواند بدهی خویش را بپردازد، و اگر با مطالبه‌‌نکردن وام یا بخشیدن مقداری از آن بر او ببخشید، این کار برای‌‌تان بهتر است اگراز فضیلت آن نزد پروردگارتان آگاه باشید.

﴿وَاتَّقُواْ يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُون [البقرة: ٢٨١]

٢٨١ و از عذاب روزی بترسید که در آن روز همگی به‌‌سوی الله بازگردانده می‌‌شوید و در برابر او تعالی می‌‌ایستید، آن‌‌گاه هرکس جزای خیر یا شری را که کسب کرده است می‌‌گیرد، به گونه‌‌ای که نه با کاستن ثواب نیکی‌‌های‌‌شان و نه با افزوده‌‌شدن مجازات بدی‌‌های‌‌شان بر آنها ستم نمی‌‌شود.

برخی فواید آیات:

یکی از بزرگترین گناهان کبیره، رباخواری است؛ به همین منظور، الله متعال رباخوار را به جنگ و نابودی در دنیا و حیرانی در آخرت تهدید کرده است.

پایبندی به احکام شریعت در معاملات مالی، باعث برکت و رشد در مال می‌‌شود.

فضیلت صبر در برابر تنگدست و تخفیف بر او با بخشیدن تمام یا بخشی از بدهی اش.|

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإن كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لاَ يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِيدَيْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ يَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوْهُ صَغِيرًا أَو كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلاَ يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِيدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [البقرة: ٢٨٢]

٢٨٢ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، هرگاه به وامی معامله کردید، یعنی که یکی از شما تا مدت مشخصی به دیگری وام داد، آن وام را بنویسید، و باید نویسنده‌‌ای به حق و انصاف و موافق با شرع میان شما بنویسد، و کاتب نباید از نوشتن صحیح وام که الله به او آموخته است خودداری کند، یعنی باید آنچه را که بدهکار املا می‌‌کند بنویسد، تا این امر اقراری از جانب او باشد، و باید از الله که پروردگار اوست بترسد و ذره‌‌ای از اندازه یا نوع یا کیفیت وام نکاهد، اگر کسی‌‌که حق بر عهدۀ اوست نتوانست به درستی عمل کند، یا به‌‌سبب خردسالی یا دیوانگی ضعیف بود، یا لال و ... بود، قَیِّم او که از جانب او مسؤول است باید به حق و انصاف املا کند. و گواهی دو مرد عاقل و عادل را بطلبید، اگر دو مرد را نیافتید، یک مرد و دو زن را که دین و امانت‌‌شان مورد پسند شماست به گواهی بگیرید، تا اگر یکی از آن دو زن فراموش کرد، دیگری به یاد او آورد، و گواهان نباید هنگامی‌‌که گواهی بر وام از آنها طلب می‌‌شود خودداری کنند، و باید هنگامی که برای ادای گواهی فراخوانده می‌‌شوند گواهی دهند، و از نوشتن وام، کم باشد یا زیاد تا مدت مشخص آن، تنبلی نکنید، زیرا نوشتن بدهی، در شریعت الله عادلانه‌‌تر و برای اقامه و ادای گواهی مفیدتر است و تردید در نوع و مقدار و مدت وام را بهتر برطرف می‌‌سازد، مگر اینکه تجارتی میان شما منعقد شود که کالا و بهای آن حاضر است؛ که در این حالت به دلیل عدم نیاز به نوشتن، گناهی بر شما نیست که ننویسید، و گواه‌‌گرفتن برای جلوگیری از اسباب نزاع، برای شما تشریع شده است و ضرر‌‌رساندن به نویسندگان و شهود جایز نیست و بر آنها نیز جایز نیست به کسانی‌‌که نوشتن یا شهادت آنها را می‌‌طلبند ضرر برسانند، و اگر ضرر رسانیدید، این کار خروج از طاعت الله به نافرمانی او تعالی است. و- ای مؤمنان- از الله بترسید، یعنی آنچه شما را به آن فرمان داده است اجرا کنید و از آنچه که شما را از آن نهی کرده است دست بکشید. و الله آنچه را که صلاح دنیا و آخرت شما در آن است به شما می‌‌آموزاند و الله به هرچیزی داناست و هیچ‌‌چیز بر او پنهان نمی‌‌ماند.

برخی فواید آیات:

مشروعیت ثبت وام و سایر معاملات مالی برای دفع اختلاف و تنازع.

وجوب بیان مدت در تمام معاملات نسیه و انواع اجاره‌‌ها.

ثبوت ولایت بر کسانی‌‌که به‌‌سبب ناتوانی یا کم‌‌عقلی یا خردسالی، ضعیف هستند.

مشروعیت گواه‌‌گرفتن بر اقرار به دیون و حقوق.

یکی از شروط نوشتن عادلانه این است که نویسنده، موضوع و الفاظ معتبر در هر معامله‌‌ای را طبق همان معامله به درستی بنویسد.

ضرررسانیدن به هیچ‌‌کس به‌‌سبب ثبت و نوشتن حقوق جایز نیست، نه از سوی صاحبان حقوق و نه از سوی نویسنده و گواه.|

﴿* وَإِن كُنتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُواْ كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ تَكْتُمُواْ الشَّهَادَةَ وَمَن يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيم [البقرة: ٢٨٣]

٢٨٣ و اگر در سفر بودید و نویسنده‌‌ای نیافتید که سند وام را برای‌‌تان بنویسد، کافی است کسی‌‌که حق بر عهدۀ اوست رهنی را به صاحب حق تحویل دهد که ضمانتی برای حقش باشد تا زمانی‌‌که بدهکار بدهی‌‌اش را پرداخت کند، اگر یکی از شما به دیگری اعتماد کرد و نه نوشته‌‌ای گرفت و نه گواه گرفت و نه رهن، و در این صورت، بدهی، در عهدۀ بدهکار امانت بود، باید آن را به طلبکارش بپردازد، و در این امانت از الله بترسد یعنی ذره‌‌ای از آن را انکار نکند، پس اگر انکار کرد، کسی‌‌که شاهد معامله بوده است باید شهادت دهد، و جایز نیست آن را کتمان کند، و هرکس آن را کتمان کند، دلی گناهکار دارد و الله اعمال شما را می‌‌بیند، چنان‌‌که ذره‌‌ای بر او پنهان نمی‌‌ماند و شما را در قبال اعمال‌‌تان جزا خواهد داد.

﴿لِّلَّهِ ما فِي السَّمَاواتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَإِن تُبْدُواْ مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللّهُ فَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [البقرة: ٢٨٤]

٢٨٤ آنچه در آسمان‌‌ها و آنچه در زمین وجود دارد، چه مخلوقات و چه پادشاهی و تدبیر، فقط از آنِ الله است، و اگر آنچه را در دل‌‌های‌‌تان است آشکار کنید یا پنهان دارید، الله آن را می‌‌داند و شما را در قبال آن محاسبه خواهد کرد، سپس براساس بخشش و رحمت خویش برای هرکس بخواهد می‌‌بخشد و از عدالت و حکمت خویش، هرکس را بخواهد عذاب می‌‌کند و الله بر هر چیزی تواناست.

﴿آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلاَئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِير [البقرة: ٢٨٥]

٢٨٥ محمد‌‌ج‌‌، رسول الله، به تمام آنچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورد و مؤمنان نیز ایمان آوردند، تمام آنها به الله ایمان آوردند و به تمام فرشتگان ایمان آوردند و به تمام کتاب‌‌های الله که بر پیامبرانﻹ‌‌ نازل کرده و به تمام رسولانی که فرستاده است، ایمان آوردند؛ و با ایمان به آنها، گفتند: میان هیچ‌‌یک از رسولان الله تفاوت نمی‌‌گذاریم، و گفتند: آنچه که ما را به آن امر فرمودی و آنچه که ما را از آن نهی فرمودی شنیدیم، و با انجام آنچه به آن امر فرمودی و ترک آنچه از آن نهی فرمودی از تو فرمان‌‌برداری کردیم، و از تو تقاضا داریم که پروردگارا، ما را بیامرز؛ زیرا بازگشت تمام امور ما، فقط به‌‌سوی توست.

﴿لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِين [البقرة: ٢٨٦]

٢٨٦ الله هیچ‌‌کس را جز به اعمالی که در توانش است مکلف نمی‌‌کند؛ زیرا دین الله بر آسانی استوار است و مشقتی در آن نیست، پس هرکس خیری کسب کرده باشد، ثواب عملش بدون اینکه ذره‌‌ای از آن کاسته شود برای اوست، و هرکس بدی‌‌ای کسب کرده باشد، مجازات گناهی که کسب کرده برایش است و دیگری بار گناه او را به دوش نمی‌‌کشد. و رسولان و مؤمنان گفتند: پروردگارا اگر بدون قصد، در رفتار یا گفتار فراموش یا اشتباه کردیم، ما را مجازات نکن، پروردگارا ما را به آنچه بر ما دشوار است و توانش را نداریم مکلف نفرما، چنان‌‌که کسانی را که پیش از ما بودند مانند یهودیان، برای مجازات ستم‌‌شان، مکلف کردی، و اوامر و نواهی‌‌ای را که بر ما دشوار است و توانش را نداریم بر ما تحمیل نکن، و از گناهان‌‌مان درگذر، و ما را بیامرز، و به فضل خویش بر ما رحم فرما، که تو سرپرست و یاور ما هستی، پس ما را بر گروه کافران پیروز گردان.

برخی فواید آیات:

جواز دریافت رهن برای ضمانت حقوق در صورت عدم توانایی بر ثبت حق، مگر اینکه طرفین معامله به یکدیگر اعتماد کنند.

حرمت کتمان شهادت و گناه کسی‌‌که آن را پنهان کرده و ادا نکند.

علم و آگاهی کامل الله متعال بر مخلوقاتش، و قدرت کامل او برای محاسبۀ آنها در قبال اعمالی که انجام داده‌‌اند.

در آیۀ فوق، ارکان و اصول ایمان بیان شده است.

دین اسلام بر آسانی و رفع حرج و مشقت از بندگان استوار است، یعنی الله بندگان را به آنچه از توان‌‌شان خارج است مکلف نمی‌‌گرداند و در قبال آنچه توانش را ندارند بازخواست نمی‌‌کند.|

سوره آل عمران

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

مراقبت بر اسلام پس از تکمیل و تبیین آن، و پاسخ به شبهات اهل کتاب، به خصوص نصاری.

تفسیر:

این سوره مدنی است و وجه تسمیۀ آن، بیان آل عمران در آیۀ ٣٣ است.

﴿الم [آل عمران: ١]

١ ﴿الٓمٓمانند این حرف مقطعه در ابتدای سورۀ بقره آمد. در حروف مقطعه به ناتوانی عرب از آوردن مانندی برای قرآن اشاره شده است درحالی‌‌که قرآن از مانند همین حروف که این سوره با آن آغاز شده است تشکیل یافته و آنها نیز کلام‌‌شان را از همین حروف می‌‌سازند.

﴿اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّوم [آل عمران: ٢]

٢ الله همان یگانه معبود برحقی است که شریکی در عبادت ندارد، زنده‌‌ای است که حیات کامل و بدون مرگ و نقصی دارد. پابرجایی است که به ذات خویش استوار است و از تمام مخلوقاتش بی‌‌نیاز است، و تمام مخلوقات قائم به او هستند؛ یعنی در تمام احوال‌‌شان به او نیازمند هستند.

﴿نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيل [آل عمران: ٣]

٣ - ای پیامبر- الله قرآن را با اخبار راست و احکام عادلانه بر تو نازل کرد که موافق کتاب‌‌های پیش از خود است و تعارضی میان آنها نیست، و تورات را بر موسی÷ و انجیل را بر عیسی÷ فرو فرستاد،

﴿مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَام [آل عمران: ٤]

٤ پیش از نزول قرآن بر تو، و تمام این کتاب‌‌های الهی، مایۀ هدایت و راهنمایی مردم به آنچه که صلاح دین و دنیای‌‌شان است می‌‌باشند، و فرقان را که با آن حق از باطل و هدایت از گمراهی شناخته می‌‌شود فرو فرستاد. برای کسانی‌‌که به آیات الله که بر تو فرو فرستاد کفر ورزیدند، عذاب سختی است. الله ذات شکست‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌چیز بر او چیره نمی‌‌شود و از کسی‌‌که رسولانش را تکذیب کند و با فرمانش مخالفت ورزد، انتقام می‌‌گیرد.

﴿إِنَّ اللّهَ لاَ يَخْفَىَ عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء [آل عمران: ٥]

٥ همانا هیچ‌‌چیز نه در زمین و نه در آسمان بر الله پوشیده نمی‌‌ماند، و علم او تعالی به ظاهر و باطن تمام اشیا احاطه دارد.

﴿هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاء لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [آل عمران: ٦]

٦ او ذاتی است که شما را به صورت‌‌های گوناگونی در شکم‌‌های مادران‌‌تان به هرگونه که بخواهد، مذکر یا مؤنث، زیبا یا زشت، سفید یا سیاه می‌‌آفریند، معبود بر حقی جز او نیست، شکست‌‌ناپذیری است که مغلوب نمی‌‌شود، و در آفرینش و تدبیر و حکمش بسیار داناست.

﴿هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَاب [آل عمران: ٧]

٧ - ای پیامبر- او ذاتی است که قرآن را بر تو فرو فرستاد، که بخشی از آیاتش دلالت واضحی دارند و هیچ ابهامی در آنها نیست، آنها اصل و بخش بزرگ کتاب و هنگام اختلاف، مرجع هستند، و بخشی از آن، آیات دیگری است که بیش از یک معنا دارند و معنایش بر اکثر مردم پوشیده است، اما کسانی‌‌که دلهایشان از حق منحرف است، آیات محکم را رها می‌‌کنند و آیات متشابه را که بیش از یک معنا دارد می‌‌گیرند؛ آنها با این کار، به دنبال شبهه‌‌افکنی و گمراه‌‌ساختن مردم و آیات متشابه بر اساس خواهشات نفسانی مذاهب فاسدشان هستند، درحالی‌‌که معانی حقیقی و تأویل این آیات را کسی جز الله نمی‌‌داند. و ثابت‌‌قدمان در علم که توانایی علمی کسب کرده‌‌اند می‌‌گویند: به تمام قرآن ایمان آوردیم؛ زیرا تمام آن از جانب پروردگارمان است، و متشابه قرآن را با محکمات آن تفسیر می‌‌کنند. و فقط صاحبان عقلِ سلیم پند می‌‌گیرند و متذکر می‌‌شوند.

﴿رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّاب [آل عمران: ٨]

٨ این ثابت‌‌قدمان می‌‌گویند: پروردگارا پس از اینکه ما را به‌‌سوی حق هدایت فرمودی، دل‌‌های‌‌مان را از حق بازنگردان، و ما را از آنچه که منحرفان از حق به آن گرفتار شدند محافظت فرما، و رحمتی گسترده از جانب خویش که با آن دل‌‌های‌‌مان را هدایت کنی بر ما ببخش، و ما را از گمراهی محافظت بفرما، که – پروردگارا- بسیار بخشنده و عطاکننده هستی.

﴿رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لاَّ رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَاد [آل عمران: ٩]

٩ پروردگارا تو همۀ مردم را در روزی که هیچ تردیدی در آن نیست، برای محاسبۀ آنها به‌‌سوی خویش گرد خواهی آورد، آن روز بدون شک می‌‌آید، - پروردگارا- به درستی که تو خلاف وعده نمی‌‌کنی.

برخی فواید آیات:

الله با فرستادن رسولان‌‌‌‌ و کتاب‌‌هایی که به‌‌سوی حق هدایت می‌‌کنند و از باطل بازمی‌‌دارند، حجت را بر مردم اقامه کرده و عذر را از آنها برطرف ساخته است.

علم و احاطۀ کامل الله متعال به مخلوقاتش؛ چنان‌‌که هیچ‌‌چیز، چه آشکار و چه نهان، نه در زمین و نه در آسمان، بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

یکی از اصول مومنان ثابت‌‌قدم در علم این است که آیات متشابه را با آیات محکم تفسیر می‌‌کنند.

مشروعیت دعا و تقاضای پایداری بر حق و هدایت در کار از الله متعال، بخصوص هنگام بروز فتنه‌‌ها و شهوات.|

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُم مِّنَ اللّهِ شَيْئًا وَأُولَـئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّار [آل عمران: ١٠]

١٠ همانا کسانی‌‌که به الله و رسولش کفر ورزیدند، اموال و فرزندان‌‌شان، عذاب الله را، نه در دنیا و نه در آخرت از آنها بازنمی‌‌دارد، و اینان هیزم جهنمی هستند که در روز قیامت با آن افروخته می‌‌شود.

﴿كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَاب [آل عمران: ١١]

١١ کار این کافران، مانند کار خاندان فرعون ومردمان پیش از آنها است که به الله کفر ورزیدند و آیاتش را تکذیب کردند، آن‌‌گاه الله آنها را به‌‌سبب گناهان‌‌شان عذاب کرد، و نه اموال‌‌شان به آنها نفعی رساند و نه فرزندان‌‌شان؛ و الله برای کسی‌‌که به او کفر ورزد و آیاتش را تکذیب کند، سخت‌‌کیفر است.

﴿قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَاد [آل عمران: ١٢]

١٢- ای رسول- به کسانی‌‌که با وجود اختلاف ادیان‌‌شان، کفر ورزیدند بگو: مؤمنان بر شما چیره خواهند شد و در حال کفر می‌‌میرید، و الله شما را در آتش جهنم جمع می‌‌کند و جهنم بستر بدی برای شماست.

﴿قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُم مِّثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَن يَشَاء إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لَّأُوْلِي الأَبْصَار [آل عمران: ١٣]

١٣ در رویارویی دو گروه که در روز بدر برای پیکار با هم روبرو شدند، راهنمایی و پندی برای شماست، یک گروه مؤمن بود که رسول الله‌‌ج‌‌ و اصحابش بودند و در راه الله می‌‌جنگیدند تا سخن الله برتر باشد و سخن کافران خوار و حقیر شود. و دیگری گروه کافر یعنی کافران مکه بودند که از روی فخرفروشی و ریا و تعصب خارج شدند، که مؤمنان در حقیقت آنها را به چشم دو برابر خود می‌‌دیدند، آن‌‌گاه الله دوستانش را یاری کرد و او تعالی هرکس را بخواهد با یاری خویش تقویت می‌‌کند؛ در این رخداد، پند و اندرزی است برای صاحبان بصیرت، تا بدانند که پیروزی از آنِ پیروان ایمان است هر چند تعدادشان اندک باشد و شکست برای پیروان باطل است هر چند تعدادشان زیاد باشد.

﴿زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآب [آل عمران: ١٤]

١٤ الله متعال خبر می‌‌دهد که- برای آزمایش مردم- دوستی شهوات دنیوی را مانند زنان و فرزندان و اموال زیاد گرد‌‌آوری‌‌شده از طلا و نقره و اسبان تربیت‌‌شدۀ بسیار زیبا و حیوانات، شامل شتر و گاو و گوسفند و محصولات زمین، برای آنها آراسته است، اینها کالای زندگی دنیاست که مدتی از آن بهره‌‌مند می‌‌شوند سپس از بین می‌‌رود، پس شایسته نیست که مؤمن به آنها دل بندد، و بازگشت نیکو فقط نزد الله است، یعنی همان بهشتی که پهنای آن به وسعت آسمان‌‌ها و زمین است.

چون شهوات دنیا، موقتی است، الله متعال اذهان را متوجه نعمتی بهتر می‌‌سازد و می‌‌فرماید:

﴿* قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَاد [آل عمران: ١٥]

١٥ - ای رسول- به آنها بگو: آیا شما را به چیزی بهتر از این شهوات باخبر سازم؟ برای کسانی‌‌که با انجام طاعت و ترک معصیت الله، تقوای او تعالی را پیشه کردند، بهشت‌‌هایی است که از زیر کاخ‌‌ها و درختانش، رودهایی جاری است، بدون اینکه مرگ یا زوالی داشته باشند، برای همیشه در آنها می‌‌مانند، و همسرانی پاکیزه از هر نوع بدی در خلقت و اخلاق در آنها برای‌‌شان است، و افزون بر این موارد، رضایت الله بر آنها است به‌‌گونه‌‌ای که هرگز بر آنها خشم نمی‌‌گیرد، و الله به احوال بندگانش بیناست، ذره‌‌ای از اعمال آنها بر او پوشیده نمی‌‌ماند و جزای اعمال‌‌شان را به آنها خواهد داد.

برخی فواید آیات:

غرور کافران به اموال و فرزندان‌‌شان، آنها را در روز قیامت از عذاب الله متعال نجات نمی دهد.

در حقیقت، پیروزی تنها با تعداد و تجهیزات حاصل نمی‌‌شود، بلکه فقط به تأیید و یاری الله متعال است.

الله متعال، انواع شهوات دنیا را برای مردم آراسته است تا آنها را بیازماید، و کسانی را که در برابر حدودش بازمی‌‌ایستند از کسانی‌‌که از آن تجاوز می‌‌کنند، معلوم کند.

تمام نعمت‌‌ها و لذت‌‌های دنیا، اندک و نابودشدنی هستند، و با نعمت‌‌های بزرگ و جاودان آخرت قابل مقایسه نیستند.|

﴿الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّار [آل عمران: ١٦]

١٦ این بهشتیان، همان کسانی هستند که هنگام دعا به درگاه پروردگارشان می‌‌گویند: پروردگارا، همانا ما به تو و به آنچه که بر رسولانت فرو فرستادی ایمان آوردیم و از شریعت تو پیروی کردیم؛ پس گناهانی را که مرتکب شده‌‌ایم بیامرز و ما را از عذاب آتش دور گردان.

﴿الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَسْحَار [آل عمران: ١٧]

١٧ آنها بر انجام طاعات و ترک بدی‌‌ها و در برابر مصیبت‌‌هایی که به آنها می‌‌رسد شکیبا و در اقوال و اعمال‌‌شان راستگو هستند، و به‌‌صورت کامل از الله اطاعت و اموال‌‌شان را در راه الله انفاق می‌‌کنند، و در پایان شب آمرزش می‌‌طلبند؛ زیرا دعا در این هنگام به اجابت نزدیک‌‌تر است و دل در شب از مشغله‌‌ها خالی است.

﴿شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَالْمَلاَئِكَةُ وَأُوْلُواْ الْعِلْمِ قَائِمَاً بِالْقِسْطِ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [آل عمران: ١٨]

١٨ الله با اقامۀ آیات شرعیه و کونیه که بر الوهیت او دلالت دارند گواهی می‌‌دهد که فقط او معبود بر حق است و فرشتگان بر این امر گواهی می‌‌دهند و علما با بیان توحید و دعوت به آن بر این امر شاهد هستند و بر بزرگترین امرِ گواهی داده شده که همان توحید الله و قیام او تعالی با عدالت در آفرینش و قوانین شریعت است گواهی می‌‌دهند، هیچ معبود برحقی جز او نیست، او ذات شکست‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود و در آفرینش و تدبیر و تشریعش بسیار داناست.

﴿إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَن يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِيعُ الْحِسَاب [آل عمران: ١٩]

١٩ در حقیقت، دین پسندیده نزد الله، اسلام است که عبارت است از: تنها از الله فرمان‌‌برداری کردن با طاعت و تسلیم‌‌شدن در برابر او در عبودیت؛ ایمان به تمام رسولان‌‌ﻹ‌‌ تا خاتم آنها محمد‌‌ج‌‌ ؛ کسی‌‌که الله رسالت‌‌ها را به او پایان داد، پس شریعتی جز شریعت او پذیرفته نمی‌‌شود. و یهودیان و نصاری در دین‌‌شان اختلاف نکردند و در گروه‌‌ها و دسته‌‌ها پراکنده نشدند مگر به‌‌سبب حسادت و طمعی که بر دنیا داشتند پس از اینکه با علمی که نزدشان آمد حجت بر آنها اقامه شد. و هرکس به آیات الله که بر رسولش فرو فرستاده است کفر ورزد؛ همانا الله برای کسی‌‌که به او کفر ورزد و رسولانش را تکذیب کند، حسابرسی، سریع است.

﴿فَإنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُل لِّلَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ وَالأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُواْ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَاد [آل عمران: ٢٠]

٢٠ - ای رسول- اگر در حقیقتی که بر تو نازل شده است با تو جدل کردند، در پاسخ به آنها بگو: من و مؤمنانی که از من پیروی کردند، خود را به الله تسلیم نمودیم، و – ای رسول- به اهل کتاب و مشرکان بگو: آیا مخلصانه و با پیروی از آنچه آورده‌‌ام، به الله متعال اسلام آورده‌‌اید؟ پس اگر به الله اسلام آوردند و از شریعت تو پیروی کردند، به‌‌طور قطع راه هدایت را پیموده‌‌اند، و اگر از اسلام روی برگرداندند، چیزی بر عهدۀ تو نیست جز اینکه آنچه را به آن رسالت یافته‌‌ای به آنها برسانی و سروکارشان با الله است، و او تعالی نسبت به بندگانش بیناست و هرکسی را به‌‌خاطر عملش جزا خواهد داد.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الِّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيم [آل عمران: ٢١]

٢١ همانا کسانی‌‌که به حجت‌‌های الله که بر آنها فرو فرستاده است کفر می‌‌ورزند و پیامبرانش‌‌ﻹ‌‌ را به ناحق و فقط از روی ستم و دشمنی می‌‌کشند، و امرکنندگان به معروف و نهی‌‌کنندگان از منکر را که به عدالت امر می‌‌کنند به قتل می‌‌رسانند، این کافران قاتل را به عذابی دردآور بشارت ده.

﴿أُولَـئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِين [آل عمران: ٢٢]

٢٢ اینان اعمال‌‌شان باطل شده است، چنان‌‌که نه در دنیا از آن بهره‌‌مند می‌‌شوند و نه در آخرت؛ زیرا به الله ایمان نیاوردند و یاورانی ندارند که عذاب را از آنها دور سازد.

برخی فواید آیات:

ایمان به الله متعال و پیروی از رسالت رسول، بزرگترین عامل پوشاندن گناهان و محافظت از عذاب آتش است.

الوهیت الله متعال بزرگترین گواهی و حقیقت است و به همین دلیل است که الله آن را برای خویش گواهی می‌‌دهد و فرشتگان و صاحبان دانش از میان مخلوقات نیز به آن گواهی می‌‌دهند.

ستم و حسادت، از بزرگترین اسباب نزاع و انحراف از حق است.|

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوْتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُون [آل عمران: ٢٣]

٢٣ - ای پیامبر- آیا به حال یهودیان که الله بهره‌‌ای از علم تورات و آنچه که بر نبوت تو دلالت دارد به آنها داد ننگریسته‌‌ای، که به بازگشت به کتاب الله تورات دعوت می‌‌شوند تا میان آنها در آنچه اختلاف دارند داور شود، آن‌‌گاه گروهی از علما و رؤسای‌‌شان با اعراض از حکم تورات که موافق شهوات‌‌شان نیست، روی‌‌برمی‌‌گردانند، درحالی‌‌که آنها -که مدعی پیروی از تورات هستند- سزاوارتر بود که سریعتر از سایر مردم تورات را داور قرار می دادند.

﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ وَغَرَّهُمْ فِي دِينِهِم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُون [آل عمران: ٢٤]

٢٤ این رویگردانی و اعراض از حق بدین سبب است که آنها ادعا می‌‌کردند در قیامت، آتش جز روزهای اندکی به آنها نخواهد رسید، پس این گمان که آن را براساس سخنان دروغ و باطل ساخته بودند آنها را فریفت و بر الله و دینش گستاخی کردند.

﴿فَكَيْفَ إِذَا جَمَعْنَاهُمْ لِيَوْمٍ لاَّ رَيْبَ فِيهِ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُون [آل عمران: ٢٥]

٢٥ پس حال و پشیمانی آنها چگونه است؟! بی نهایتِ بد و ناگوار خواهد بود، آن‌‌گاه که آنها را در روزی‌‌که هیچ تردیدی در آن نیست یعنی روز قیامت، برای حسابرسی گرد آوریم و به هرکس جزای عملش به همان اندازه که سزاوارش است، بدون ستم با کاستن نیکی‌‌ها یا افزودن بدی‌‌ها، داده شود.

﴿قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [آل عمران: ٢٦]

٢٦- ای رسول- برای ستایش و بزرگداشت پروردگارت بگو: بارالها تو مالک تمام فرمانروایی‌‌ها در دنیا و آخرت هستی، فرمانروایی را برای هر یک از مخلوقاتت بخواهی می‌‌دهی، و آن را از هرکس بخواهی بازمی‌‌ستانی، و به هر یک از آنها که بخواهی عزت می‌‌بخشی و هر یک از آنها را که بخواهی خوار می‌‌گردانی، تمام این امور به حکمت و عدالت توست، و تمام خوبی ها فقط به دست توست و تو بر همه چیز توانایی.

﴿تُولِجُ اللَّيْلَ فِي الْنَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الَمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَتَرْزُقُ مَن تَشَاء بِغَيْرِ حِسَاب [آل عمران: ٢٧]

٢٧ از مظاهر قدرت تو این است که شب را در روز درمی‌‌آوری و زمان روز را طولانی می‌‌گردانی و روز را در شب درمی‌‌آوری و شب را طولانی می‌‌کنی، و زنده را از مرده بیرون می‌‌آوری، همانند بازیابی مؤمن از کافر، و کشت از دانه؛ و مرده را از زنده بیرون می‌‌آوری، مانند بازیابی کافر از مؤمن و تخم از مرغ؛ و برای هرکس بخواهی بدون محاسبه و شمارش، روزی فراوان می‌‌دهی.

﴿لاَّ يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُوْنِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّهِ فِي شَيْءٍ إِلاَّ أَن تَتَّقُواْ مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللّهِ الْمَصِير [آل عمران: ٢٨]

٢٨- ای مؤمنان- کافران را به دوستی نگیرید چنان‌‌که به‌‌جای مؤمنان آنها را دوست داشته باشید و یاری رسانید، و هرکس چنین کند، به‌‌طور قطع از الله بیزاری جسته و الله از او بیزاری جسته است، مگر اینکه بر شما قدرت داشته باشند که از آنها بر خودتان بترسید، که در این صورت گناهی بر شما نیست که با اظهار نرمی در گفتار و رفتار، جلوی آزار آنها را بگیرید، به شرط آن‌‌که دشمنی با آنها را در دل داشته باشید، و الله شما را از خویشتن می‌‌ترساند، پس از او بترسید و با انجام گناهان، خودتان را در برابر خشم او قرار ندهید، و بازگشت بندگان در روز قیامت، فقط به‌‌سوی الله است تا آنها را در برابر اعمال‌‌شان جزا دهد.

﴿قُلْ إِن تُخْفُواْ مَا فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَيَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [آل عمران: ٢٩]

٢٩- ای پیامبر- بگو: اگر دوستی کافران را که الله شما را از آن نهی کرده است، پنهان دارید یا آن را آشکار کنید، الله آن را می‌‌داند و ذره‌‌ای بر او پوشیده نیست، و آنچه در آسمان‌‌ها و زمین وجود داردرا می‌‌داند و الله بر هرچیزی تواناست و هیچ‌‌چیز خارج از توان او نیست.

برخی فواید آیات:

توفیق و هدایت از جانب الله متعال است، و علم- هر چند زیاد باشد و شخص به بالاترین مراتب علمی دست یافته باشد- اگر توفیق الله همراه آن نباشد، بهره‌‌ای به انسان نمی‌‌رساند.

فرمانروایی از آنِ الله متعال است، پس او اعطاکننده و بازدارنده، عزت‌‌بخشنده و خوارکننده است و تمام خیر به دست اوست و تمام امور به او بازمی‌‌گردد، از هیچ‌‌کس جز او تقاضا نمی‌‌شود.

خطر زیاد دوستی با کافران؛ زیرا الله متعال فاعل این کار را به بیزاریِ‌‌ الله از او و محاسبه در روز قیامت تهدید کرده است.|

﴿يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَاللّهُ رَؤُوفُ بِالْعِبَاد [آل عمران: ٣٠]

٣٠ در روز قیامت، هرکس با عملش روبرو می‌‌شود، اگر خیری انجام داده باشد که بدون کاستی به او داده می‌‌شود یا عمل بدی انجام داده باشد که آرزو می‌‌کند میان او و عمل بدش زمانی طولانی باشد، اما این آرزو چه سودی برایش دارد! و الله شما را از خود می‌‌ترساند، پس با ارتکاب گناهان، خودتان را در معرض خشم او قرار ندهید و الله نسبت به بندگانش بسیار مهربان است و به همین دلیل، آنها را برحذر می‌‌دارد و می‌‌ترساند.

﴿قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيم [آل عمران: ٣١]

٣١- ای رسول- بگو: اگر واقعاً الله را دوست دارید، آنچه را آورده‌‌ام در ظاهر و باطن پیروی کنید، تا به محبت الله دست یابید و گناهان‌‌تان را بیامرزد، و الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار بخشنده و مهربان است.

﴿قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِين [آل عمران: ٣٢]

٣٢- ای رسول- بگو: با اجرای اوامر و پرهیز از نواهی، از الله و رسولش پیروی کنید؛ پس اگر از این کار روی گرداندند، همانا الله کافران را که با فرمان او و رسولش مخالفت می‌‌کنند دوست ندارد.

﴿* إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِين [آل عمران: ٣٣]

٣٣ همانا الله آدم÷ را برگزید به این ترتیب که فرشتگانش را در برابر او به سجده فرود آورد، و نوح÷ را برگزید این‌‌گونه که او را به عنوان اولین رسول به‌‌سوی اهل زمین قرار داد؛ و خاندان ابراهیم÷ را این‌‌گونه برگزید که نبوت را در میان فرزندانش باقی گذاشت، و آل عمران را برگزید؛ تمام اینان را برگزید و بر مردم زمان‌‌شان برتری داد.

﴿ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيم [آل عمران: ٣٤]

٣٤ این پیامبران مذکور و فرزندان‌‌شان که از راه آنها پیروی کردند، همان نسلی هستند که بعضی از آنها از پی بعضی دیگر در توحید الله و اعمال صالح آمدند و فضایل را از آنها به ارث ‌‌بردند، و الله سخنان بندگانش را می‌‌شنود و از اعمال آنها آگاه است؛ به همین دلیل، هر کدام از آنها را بخواهد برمی‌‌گزیند و هر کدام از آنها را بخواهد برتری می‌‌بخشد.

﴿إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيم [آل عمران: ٣٥]

٣٥- ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که زن عمران، مادر مریم گفت: پروردگارا من بر خود واجب کرده‌‌ام حملی را که در شکم من است خالص برای خشنودی تو قرار دهم، از هر چیزی آزاد باشد تا برای تو و خانه‌‌ات خدمت کند، پس آن را از من بپذیر، که تو نسبت به دعای من بسیار شنوا و نسبت به نیّت من بسیار دانا هستی.

﴿فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنثَى وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنثَى وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وِإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم [آل عمران: ٣٦]

٣٦ آن‌‌گاه که زمان بارداری‌‌اش تمام شد و آنچه را در شکم داشت زایید، و برای عذرخواهی- چون امیدوار بود که حمل پسر باشد- گفت: پروردگارا من دختر زاده‌‌ام، و الله به آنچه زادم داناتر است، و پسر که او به آن امید بسته بود مانند دختر که به او بخشیده شده بود، در توان و خلقت نیست. و من آن را مریم نامیدم، و او و فرزندانش را از شیطان رانده‌‌شده از رحمت تو، به تو پناه دادم.

﴿فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً قَالَ يَامَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَـذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَاب [آل عمران: ٣٧]

٣٧ الله نذرش را به نیکویی پذیرفت، و او را به نیکویی رشد داد، و دل‌‌های بندگان صالح خویش را به‌‌سوی او متمایل کرد، و کفالت آن را برای زکریا÷ قرار داد. هرگاه زکریا÷ وارد مکان عبادت می‌‌شد، رزقی پاک و مهیا نزد مریم می‌‌یافت و خطاب به او می‌‌گفت: ای مریم، این رزق از کجا برای تو آمده است؟ مریم این‌‌گونه پاسخ می‌‌داد: این روزی از جانب الله است، همانا الله برای هرکس بخواهد روزی‌‌ گستردۀ بی‌‌شمار می‌‌دهد.

برخی فواید آیات:

بزرگی مقام الله و سختی عذاب او، عاقل را از مخالفت با امر او تعالی برحذر می‌‌دارد.

اثبات محبت حقیقی به الله و رسولش با پیروی از امر و نهی شریعت محقق می شود، اما ادعای محبت بدون پیروی، هیچ سودی به شخص نمی‌‌رساند.

الله متعال براساس حکمت و رحمت خویش کسانی از بندگانش را که بخواهد برمی‌‌گزیند و آنها را با نبوت و عبادت برتری می‌‌بخشد، و گاهی نشانه‌‌های خارق‌‌العاده‌‌ای به آنها اختصاص می‌‌دهد.|

﴿هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاء [آل عمران: ٣٨]

٣٨ زکریا÷، وقتی رزق الله متعال بر مریم دختر عمران را غیر معمول و بر خلاف سنت‌‌های مرسوم الله متعال در فرستادن رزق و روزی دید، آرزو کرد که الله فرزندی به او روزی دهد، درحالی‌‌که خودش کهنسال و زنش نازا بود، از این رو گفت: پروردگارا، فرزندی پاکیزه برایم ببخش، که تو دعای هرکس که تو را بخواند می‌‌شنوی و اجابت می‌‌کنی.

﴿فَنَادَتْهُ الْمَلائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَـى مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِين [آل عمران: ٣٩]

٣٩ درحالی‌‌که در عبادتگاهش نماز می گزارد، فرشتگان این‌‌گونه بر او ندا زدند: همانا الله تو را به فرزندی که برایت متولد می‌‌شود و نامش یحیی است مژده می‌‌دهد، این فرزند تصدیق‌‌کنندۀ سخن الله، یعنی عیسی÷ پسر مریم- زیرا به صورتی ویژه و با سخنی از جانب الله آفریده شد- است و سرور قومش در علم و عبادت است، به منظور فارغ‌‌شدن برای عبادت پروردگارش، نفس خویش را از شهوات، از جمله نزدیکی با زنان باز می‌‌دارد و – نیز- پیامبری از صالحان است.

﴿قَالَ رَبِّ أَنَّىَ يَكُونُ لِي غُلاَمٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاء [آل عمران: ٤٠]

٤٠ زکریا÷ آنگاه که فرشتگان بشارت یحیی÷ را به او دادند گفت: پروردگارا، پس از اینکه پیر شدم و زنم نازاست و بچه نمی‌‌زاید، چگونه فرزندی برایم خواهد بود! الله در پاسخ به سخن او فرمود: مثال آفرینش یحیی با وجود کهنسالی تو و نازایی همسرت، همانند آن است که الله بخواهد آنچه را که مخالف عادت مرسوم است بیافریند؛ زیرا الله بر هر چیزی تواناست و از روی حکمت و علم خویش هرچه که بخواهد انجام می‌‌دهد.

﴿قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَار [آل عمران: ٤١]

٤١ زکریا÷ گفت: پروردگارا، نشانه‌‌ای برای بارداری همسرم از من، برایم قرار بده، الله فرمود: نشانه‌‌ای که می‌‌خواهی این است که: سه شبانه‌‌روز نمی‌‌توانی با مردم سخن بگویی جز با اشاره و مانند آن، بدون اینکه عیبی بر تو وارد شود، پس ذکر و تسبیح الله را در آغاز و پایان روز بسیار به جای آور.

﴿وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِكَةُ يَامَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِين [آل عمران: ٤٢]

٤٢ و – ای رسول- به یادآور آن‌‌گاه که فرشتگان خطاب به مریم گفتند: الله تو را با صفات پسندیده برگزیده و از کاستی‌‌ها پاک گردانده است و تو را بر زنان جهانیان زمانت برتری بخشیده است.

﴿يَامَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِين [آل عمران: ٤٣]

٤٣ ای مریم، قیام نماز را طولانی گردان، و برای پرورگارت سجده بگذار، و همراه رکوع‌‌کنندگان از بندگان صالح او تعالی، برای او رکوع بگذار.

﴿ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُون أَقْلاَمَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُون [آل عمران: ٤٤]

٤٤- ای رسول- این قصۀ زکریا÷ و مریم، از اخبار غیبی است که آن را به تو وحی می‌‌کنیم و نزد آن علما و صالحان نبودی آن‌‌گاه که با یکدیگر نزاع کردند در اینکه کدام‌‌یک برای تربیت مریم شایسته‌‌تر است، تا اینکه به قرعه روی آوردند و قلم‌‌های‌‌شان را افکندند و قلم زکریا پیروز شد.

﴿إِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَامَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِين [آل عمران: ٤٥]

٤٥- ای رسول- به یادآور هنگامی‌‌که فرشتگان گفتند: ای مریم، همانا الله فرزندی را که بدون پدر آفریده می‌‌شود و با سخنی از جانب الله است، به این ترتیب که به او می‌‌گوید: «باش» آن‌‌گاه به اذن الله فرزندی موجود می‌‌شود، به تو مژده می‌‌دهد، و نام این فرزند، عیسی مسیح÷ پسر مریم است، که مقام بزرگی در دنیا و آخرت دارد و از مقربان به او تعالی است.

برخی فواید آیات:

عنایت الله متعال به دوستانش؛ چنان‌‌که آنها را از بدی دور می‌‌دارد و دعای‌‌شان را اجابت می‌‌کند.

فضیلت مریم که الله او را بر زنان دنیا برتری بخشید و از کاستی‌‌ها پاک کرد و مبارک قرار داد.

هر اندازه که نعمت الله بر بنده بیشتر شود، شکرگزاری از او تعالی با قنوت و رکوع و سجود و سایر عبادات نیز بیشتر واجب می‌‌گردد.

مشروعیت قرعه در آن دسته از دعاوی که هیچ گواه و قرینه ای برای حل اختلاف وجود ندارد.|

﴿وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَمِنَ الصَّالِحِين [آل عمران: ٤٦]

٤٦ و قبل از دوران سخن‌‌گفتن، درحالی‌‌که طفل خردسالی است، با مردم سخن می‌‌گوید، و در کهنسالی که توان و مردانگی‌‌اش از بین رفته است با آنها سخن می‌‌گوید، و آنها را به آنچه که صلاح کار دین و دنیای‌‌شان در آن است مورد خطاب قرار می‌‌دهد، و در گفتار و رفتار از صالحان است.

﴿قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاء إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُون [آل عمران: ٤٧]

٤٧ مریم با تعجب گفت: چگونه فرزندی خواهم داشت درحالی‌‌که هیچ انسانی نه از طریق حلال و نه از طریق حرام تاکنون با من نزدیکی نکرده است؟! فرشته به او گفت: همان‌‌گونه که الله فرزندی بدون پدر برایت می‌‌آفریند، اگر بخواهد، آنچه را که مخالف عادت و معمول است می‌‌آفریند، یعنی وقتی چیزی را اراده کند، به آن می‌‌گوید: «باش»، آن‌‌گاه آن چیز موجود می‌‌شود، پس هیچ‌‌چیز از توان او خارج نیست.

﴿وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيل [آل عمران: ٤٨]

٤٨ و نوشتن و درستی و توفیق در گفتار و رفتار را به او می‌‌آموزاند، و تورات را که بر موسی÷ نازل کرد و انجیل را که بر او نازل خواهد کرد به او می‌‌آموزاند.

﴿وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللّهِ وَأُبْرِىءُ الأكْمَهَ والأَبْرَصَ وَأُحْيِـي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين [آل عمران: ٤٩]

٤٩ و – نیز- او را رسولی به‌‌سوی بنی‌‌اسرائیل قرار می‌‌دهد، که به آنها می‌‌گوید: من فرستادۀ الله به‌‌سوی شما هستم، نشانه‌‌ای دال بر راستی نبوت خویش برای‌‌تان آورده‌‌ام و آن این است که: من از گِل مانند شکل پرنده برای‌‌تان می‌‌سازم، سپس در آن می‌‌دمم آن‌‌گاه به اذن الله پرنده‌‌ای زنده می‌‌شود، و کور مادرزاد را شفا می‌‌دهم و بینا می‌‌گردد، بیمار مبتلا به پیسی را شفا می‌‌دهم و پوست او سالم می‌‌شود، و مرده را زنده می‌‌گردانم، تمام این امور به اذن الله انجام می‌‌گیرد، و از غذایی که به صورت پنهانی در خانه‌‌های‌‌تان می‌‌خورید و ذخیره می‌‌کنید به شما خبر می‌‌دهم، همانا در این امور بزرگی که برای‌‌تان بیان کردم و انسان قادر بر انجامش نیست؛ نشانه‌‌ای آشکار وجود دارد بر اینکه من فرستاده‌‌ای از جانب الله به‌‌سوی شما هستم، اگر خواهان ایمان هستید و دلایل روشن را می‌‌پذیرید.

﴿وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلأُحِلَّ لَكُم بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَجِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَطِيعُون [آل عمران: ٥٠]

٥٠ و – همچنین- نزد شما آمده‌‌ام تا تورات را که قبل از من نازل شده است تصدیق کنم، و برای آسان‌‌گیری و تخفیف بر شما، بعضی از آنچه را که از قبل برای‌‌تان حرام گردانیده شده است، حلال کنم، و دلیلی روشن برای صحت سخن خود شما برای‌‌تان آورده‌‌ام، پس از الله با اجرای اوامرش و ترک نواهی‌‌اش بترسید و در آنچه شما را به آن دعوت می‌‌دهم از من اطاعت کنید.

﴿إِنَّ اللّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَـذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيم [آل عمران: ٥١]

٥١ این امر بدان سبب است که الله پروردگار من و شماست، زیرا تنها او شایسته است که اطاعت گردد و تقوای او پیشه شود، پس فقط او را عبادت کنید، که این عبادت و تقوای الله که شما را به آن فرمان می‌‌دهم، همان راه راستی است که هیچ کجی و انحرافی ندارد.

﴿* فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللّهِ آمَنَّا بِاللّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُون [آل عمران: ٥٢]

٥٢ اما هنگامی‌‌که عیسی÷ از اصرار آنها بر کفر آگاه شد، خطاب به بنی‌‌اسرائیل گفت: چه کسی مرا در دعوت به‌‌سوی الله یاری می‌‌کند؟ پیروان برگزیده و مخلص او گفتند: ما یاران دین الله هستیم، به الله ایمان آوردیم و از تو پیروی کردیم، و – ای عیسی- گواه باش که ما با توحید و طاعت الله، فرمان‌‌بردار او هستیم.

برخی فواید آیات:

عزت و جایگاه والای نوشتن و خط؛ زیرا الله تعالی این دو را قبل از سایر موارد بیان فرمود.

یکی از سنت‌‌های الله متعال این است که رسولانش را با آیاتی که بر راستگویی آنها دلالت دارد و انسان قادر بر انجام آنها نیست تقویت می‌‌کند.

عیسی÷، تخفیف بر بنی‌‌اسرائیل را در آنچه که بر اساس بعضی احکام تورات بر آنها سخت گرفته شده بود آورد، و این امر بر وقوع نسخ میان شرایع دلالت دارد.|

﴿رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلَتْ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِين [آل عمران: ٥٣]

٥٣ حواریون همچنین گفتند: پروردگارا! به انجیل که آن را فرو فرستادی ایمان آوردیم و از عیسی÷ پیروی کردیم، پس ما را در زمرۀ گواهان به حق، همان کسانی‌‌که به تو و رسولانت ایمان آوردند قرار ده.

﴿وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِين [آل عمران: ٥٤]

٥٤ و کافران بنی‌‌اسرائیل مکر ورزیدند آن‌‌گاه که برای کشتن عیسی÷ کوشیدند، اما الله مکرشان را به خودشان بازگرداند و آنها را در گمراهی‌‌شان رها کرد، و و مرد دیگری را شبیه عیسی درآورد و الله بهترین مکرزنندگان است، و او شدیدترین مکر را در قبال دشمنانش به کار می گیرد.

﴿إِذْ قَالَ اللّهُ يَاعِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُون [آل عمران: ٥٥]

٥٥ و – همچنین- الله بر آنها مکر زد آن‌‌گاه که خطاب به عیسی÷ فرمود: ای عیسی، همانا من تو را بدون مرگ برمی‌‌گیرم و بدن و روح تو را به‌‌سوی خودم بالا می‌‌برم، و تو را از پلیدی کسانی‌‌که به تو کفر ورزیدند پاک می‌‌گردانم و تو را از آنها دور می‌‌سازم، و تا روز قیامت، کسانی را که تو را بر دین حق- که از جملۀ آن، ایمان به محمد‌‌ج‌‌ است- پیروی کردند، از نظر دلیل و قدرت، بالاتر از کسانی‌‌که به تو کفر ورزیدند قرار می‌‌دهم، سپس بازگشت شما در روز قیامت، فقط به‌‌سوی من است، آن‌‌گاه میان شما بر اساس حقیقتی که در آن اختلاف می‌‌کردید داوری می‌‌کنم.

﴿فَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِين [آل عمران: ٥٦]

٥٦ اما کسانی را که به تو و به حقیقتی که برای‌‌شان آوردی کفر ورزیدند، به عذاب سختی در دنیا با کشتن و اسارت و خواری و دیگر عذاب‌‌ها، و در آخرت با آتش عذاب می‌‌دهم، و یاورانی ندارند تا عذاب را از آنها دور کنند.

﴿وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِين [آل عمران: ٥٧]

٥٧ اما کسانی‌‌که به تو و به حقیقتی که برای‌‌شان آوردی، ایمان آوردند و اعمال صالح مانند نماز و زکات و روزه و صلۀ رحم و انجام دادند؛ الله ثواب اعمال‌‌شان را بدون ذره‌‌ای کاستی می‌‌دهد. این حکم در مورد پیروی از مسیح قبل از بعثت پیامبر محمد‌‌ج‌‌ است و خود مسیح به محمد بشارت داد. الله ستمکاران را دوست ندارد، و بزرگترین ستم، شرک به الله متعال و تکذیب رسولانش است.

﴿ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيم [آل عمران: ٥٨]

٥٨ این قصۀ عیسی÷ را که برایت حکایت می کنیم، از نشانه‌‌های روشنی است که بر صحت آنچه بر تو نازل شده است دلالت دارد و اندرزی است برای پرهیزگاران، و حکم استواری است که باطل در آن راه ندارد.

﴿إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُون [آل عمران: ٥٩]

٥٩ همانا مثال آفرینش عیسی÷ نزد الله، مانند آفرینش آدم از خاک و بدون پدر و مادر است، و الله فقط به او گفت: بشری باش، بلافاصله همان‌‌گونه که الله اراده کرده بود وجود یافت، پس چگونه ادعا می‌‌کنند که عیسی÷ به این دلیل که بدون پدر آفریده شده است، معبود است، درحالی‌‌که اقرار می‌‌کنند آدم، بشر است، حال آنکه‌‌که بدون پدر و بدون مادر آفریده شده است؟!

﴿الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُن مِّن الْمُمْتَرِين [آل عمران: ٦٠]

٦٠ در مورد عیسی÷، سخن حق و بدون تردید، آن است که پروردگارت بر تو نازل کرد، پس از تردیدکنندگان و دودلان نباش، بلکه باید بر حقی که بر آن هستی پایداری ورزی.

﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِين [آل عمران: ٦١]

٦١ پس – ای رسول- اگر کسانی از نصارای نجران، پس از آن‌‌که علم صحیح در مورد عیسی÷ برایت آمد، در مورد امر عیسی÷ با تو مجادله کردند با این ادعا که او یکی از بندگان الله نیست، خطاب به آنها بگو: بیایید پسران ما و پسران شما و زنان ما و زنان شما و خود ما و خود شما را به حضور فراخوانیم و همگی‌‌مان جمع شویم، سپس با تضرع به درگاه الله دعا کنیم که لعنت خویش را بر دروغگویان از میان ما و شما فرو فرستد.

برخی فواید آیات:

یکی از مظاهر کمال قدرت الله متعال این است که هرکس به دین و دوستانش مکر ورزد، مکرشان را به خودشان بازمی‌‌گرداند.

اعتقاد صحیح و واجب در مورد عیسی÷، و بیان سازگاری آن با عقل، چون امر تازه‌‌ای در آفرینش نیست و آدم که بدون پدر و بدون مادر آفریده شده، شگفت‌‌آورتر است و همگی به انسان‌‌بودن او ایمان دارند.

مشروعیت مباهله میان طرفین منازعه به نحوی که در آیۀ کریمه آمده است.|

﴿إِنَّ هَـذَا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَمَا مِنْ إِلَـهٍ إِلاَّ اللّهُ وَإِنَّ اللّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [آل عمران: ٦٢]

٦٢ قطعا این ماجرای مربوط به عیسی÷ که آن رابرایت بیان کردیم، همان خبر حقی است که هیچ دروغ و تردیدی در آن راه ندارد، و هیچ معبود یگانه و برحقی جز الله نیست، و همانا الله در ملک خویش شکست‌‌ناپذیر و در تدبیر و امر و خلق خویش بسیار داناست.

﴿فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِالْمُفْسِدِين [آل عمران: ٦٣]

٦٣ پس اگر از آنچه که آورده‌‌ای روی گرداندند، و از تو پیروی نکردند، این امر به‌‌سبب فساد آنها است، و الله نسبت به کسانی‌‌که در روی زمین فساد برپا می‌‌کنند داناست و آنها را به‌‌خاطر این کار مجازات خواهد کرد.

﴿قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُون [آل عمران: ٦٤]

٦٤- ای رسول- بگو: ای اهل کتاب، چه یهودیان و چه نصاری، بیایید بر سخن عدلی که همگی ما در آن یکسان هستیم جمع شویم و آن اینکه: فقط الله را عبادت کنیم و هیچ‌‌کس غیر او را هر چند مقام و جایگاه بالایی داشته باشد همراه او عبادت نکنیم، و برخی از ما برخی دیگر را اربابانی نگیرند که آنها را به‌‌جای الله عبادت و طاعت کنند، پس اگر از این حقیقت و سخن عدلی که آنها را به‌‌سوی آن فرامی‌‌خوانی روی برگرداندند، پس – ای مؤمنان- به آنها بگویید: گواه باشید که ما با طاعت، تسلیم و فرمان‌‌بردار الله هستیم.

﴿يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنزِلَتِ التَّورَاةُ وَالإنجِيلُ إِلاَّ مِن بَعْدِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُون [آل عمران: ٦٥]

٦٥ ای اهل کتاب، چرا در مورد آیین ابراهیم÷ مجادله می‌‌کنید؟! چنان‌‌که یهودیان ادعا می‌‌کنند ابراهیم÷ یهودی بود و نصرانی‌‌ها ادعا می‌‌کنند نصرانی بود، درحالی‌‌که شما می‌‌دانید یهودیت و نصرانیت پس از مدتی طولانی از مرگ ابراهیم÷ ظهور یافت، پس آیا با عقل خویش، به بطلان سخن و خطای پندارتان پی‌‌نمی‌‌برید؟!

﴿هَاأَنتُمْ هَؤُلاء حَاجَجْتُمْ فِيمَا لَكُم بِهِ عِلمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيمَا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُون [آل عمران: ٦٦]

٦٦ هان- ای اهل کتاب- شما در موردی از امور دین‌‌تان و آنچه بر شما فرو فرستاده شده است با پیامبر مجادله کردید که نسبت به آن دانشی داشتید، پس چرا در مورد امر و دین ابراهیم÷ که نسبت به آن دانشی ندارید و در کتاب‌‌های‌‌تان نیست و پیامبران‌‌تان آن را نیاورده‌‌اند، مجادله می‌‌کنید؟! درحالی‌‌که الله حقایق و باطن امور را می‌‌داند و شما نمی‌‌دانید.

﴿مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلاَ نَصْرَانِيًّا وَلَكِن كَانَ حَنِيفًا مُّسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِين [آل عمران: ٦٧]

٦٧ ابراهیم÷ نه بر آیین یهودیت بود و نه بر آیین نصرانیت، بلکه از ادیان باطل رویگردان و فقط تسلیم الله متعال بود، و چنان‌‌که مشرکان عرب ادعا می‌‌کنند که بر آیین ابراهیم÷ هستند، از مشرکان نیز نبود.

﴿إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَـذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَاللّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِين [آل عمران: ٦٨]

٦٨ همانا سزاوارترین مردم برای انتساب به ابراهیم÷، همان کسانی هستند که از آنچه در زمانش آورد پیروی کردند، و نیز سزاوارترین مردم به آن، این پیامبر، محمد‌‌ج‌‌ است و کسانی از این امت که ایمان آوردند، و الله یاور و محافظ کسانی است که به او ایمان آوردند.

﴿وَدَّت طَّائِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُون [آل عمران: ٦٩]

٦٩- ای مؤمنان- علمایی از اهل کتاب چه یهودی و چه نصرانی آرزو می‌‌کنند که شما را از حقی که الله شما را به آن هدایت فرمود گمراه می‌‌کردند، اما جز خودشان را گمراه نمی‌‌کنند؛ زیرا کوشش آنها در گمراه‌‌ساختن مؤمنان، بر گمراهی خودشان می‌‌افزاید و سرانجامِ کارهای‌‌شان را نمی‌‌دانند.

﴿يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَأَنتُمْ تَشْهَدُون [آل عمران: ٧٠]

٧٠ ای اهل کتاب، یهود و نصاری، چرا به آیات الله و دلالت آنها بر نبوت محمد‌‌ج‌‌، که بر شما نازل فرمود کفر می‌‌ورزید، درحالی‌‌که گواهی می‌‌دهید حقیقتی است که کتاب‌‌های‌‌تان بر آن دلالت دارند؟!

برخی فواید آیات:

تمام رسالت‌‌های الهی بر این کلمۀ عدل و واحدی اتفاق دارند: یگانگی الله متعال و نهی از شرک.

اهمیت علم به تاریخ؛ زیرا یکی از دلایل قوی برای پاسخ به ادعای پیروان باطل است.

سزاوارترین مردم به ابراهیم÷، کسانی هستند که بر آیین و عقیدۀ او باشند، اما مجرد ادعای انتساب به او، هیچ سودی نمی‌‌رساند.

آیات بر اشتیاق کافران اهل کتاب بر گمراه‌‌ساختن مؤمنان این امت به سبب حسادت، دلالت دارند.|

﴿يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُون [آل عمران: ٧١]

٧١ ای اهل کتاب چرا حقیقتی را که در کتاب‌‌های‌‌تان نازل شده است با باطلی از نزد خودتان درمی‌‌آمیزید، و حق و هدایتی را که در کتاب‌‌های‌‌تان است، از جمله صحت نبوت محمد‌‌ج‌‌، پنهان می‌‌کنید، درحالی‌‌که حق را از باطل و هدایت را از گمراهی بازمی‌‌شناسید؟!

﴿وَقَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُواْ بِالَّذِيَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُواْ آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون [آل عمران: ٧٢]

٧٢ گروهی از علمای یهود گفتند: در ظاهر به قرآنی که بر مؤمنان نازل شده است در اول روز ایمان بیاورید و آخر روز به آن کفر ورزید، شاید آنها به‌‌سبب کفر شما به آن، پس از اینکه ایمان آوردید، در دین‌‌شان تردید کنند، آن‌‌گاه از آن بازگردند و بگویند: آنها که به کتاب‌‌های الله داناتر هستند از آن بازگشته‌‌اند.

﴿وَلاَ تُؤْمِنُواْ إِلاَّ لِمَن تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللّهِ أَن يُؤْتَى أَحَدٌ مِّثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَاجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيم [آل عمران: ٧٣]

٧٣ همچنین گفتند: و ایمان نیاورید و پیروی نکنید مگر از کسانی‌‌که پیرو دین شما باشند، - ای رسول- بگو: به‌‌راستی که هدایت به‌‌سوی حق، فقط هدایت الله متعال است، نه تکذیب و دشمنی‌‌ای که شما بر آن هستید، از ترس اینکه مبادا مثل فضیلتی که به شما داده شده است به کسی داده شود، یا ترس از اینکه مبادا نزد پروردگارتان در برابر شما استدلال کنند که به آنچه بر آنها نازل شده است اقرار کردید، - ای رسول- بگو: همانا فضیلت به دست الله است و آن را به هرکس از بندگانش بخواهد می‌‌دهد، فضل او به یک امت محدود نمی‌‌شود، و الله دارای فضل گسترده است و می‌‌داند که چه کسانی به آن سزاوار هستند.

﴿يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيم [آل عمران: ٧٤]

٧٤ رحمت خویش را به هر یک از مخلوقاتش که بخواهد اختصاص می‌‌دهد، چنان‌‌که با هدایت و نبوت و انواع دهش‌‌ها او را فضیلت می‌‌دهد و الله دارای بخششی بزرگ و بی‌‌اندازه است.

﴿* وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُون [آل عمران: ٧٥]

٧٥ و از اهل کتاب، کسی هست که اگر او را بر مال زیادی امین شماری، آنچه را که به او امانت داده شده است به تو بازمی‌‌گرداند، و از آنها کسی است که اگر او را بر مال اندکی امین شماری، آنچه را به او امانت داده شده است به تو بازنمی‌‌گرداند، مگر اینکه پیوسته بر مطالبه و درخواست از او اصرار کنی. این امر به‌‌سبب سخن و گمان فاسدشان است که: در مورد عرب و خوردن اموال‌‌شان، گناهی بر ما نیست؛ چون الله این کار را به ما اجازه داده است، این دروغ را می‌‌گویند درحالی‌‌که می‌‌دانند بر الله دروغ می‌‌بندند.

﴿بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِين [آل عمران: ٧٦]

٧٦ امر آن‌‌گونه که آنها گمان کردند نیست، بلکه بر آنها گناه است، اما هرکس به پیمان خویش با الله مبنی بر ایمان به او و رسولانش وفا کند و به پیمان خویش با مردم وفا کند و امانت را بازگرداند، و با اجرای اوامر و ترک نواهی الله از او بترسد؛ همانا الله پرهیزگاران را دوست دارد و در قبال این کار، گرامی‌‌ترین پاداش را به آنها خواهد داد.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَـئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [آل عمران: ٧٧]

٧٧ همانا کسانی‌‌که سفارش الله به آنها را مبنی بر پیروی از آنچه که در کتابش نازل فرموده و رسولانش را با آن فرستاده است تبدیل کردند، و سوگندهای‌‌شان مبنی بر وفا به پیمان الله را شکستند، و آن را به بهای ناچیزی از متاع دنیا عوض کردند، سهمی از ثواب آخرت ندارند، و در روز قیامت الله به آنچه که آنها را شاد کند با آنها سخن نمی‌‌گوید، و از روی رحمت به آنها نمی‌‌نگرد، و عذاب دردآوری برای‌‌شان است.

برخی فواید آیات:

برخی علمای اهل کتاب، به پیروان دین‌‌شان نیرنگ می‌‌زنند و حقیقتی را که کتاب‌‌های‌‌شان بر آن دلالت می‌‌کند و رسولان‌‌شان آن را آورده‌‌اند به آنها نمی گویند.

یکی از روش‌‌های کفار، ورود به دین و ایجاد شک در آن از داخل است.

الله تعالی است که بخشنده و احسان‌‌کننده است، براساس فضل خویش به هرکس بخواهد می‌‌بخشد و براساس عدالت و حکمت خویش، هرکس را بخواهد محروم می‌‌کند، و فضل او جز با طاعتش به دست نمی‌‌آید.

هر عوضی در دنیا در برابر ایمان به الله و وفای به پیمان او تعالی- هر چند که بزرگ باشد-، نسبت به ثواب و منازل آخرت، اندک و ناچیز است.|

﴿وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقًا يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُون [آل عمران: ٧٨]

٧٨ و گروهی از یهود هستند که زبان‌‌های‌‌شان را با بیان آنچه که از توراتِ نازل‌‌شده از سوی الله نیست می‌‌چرخانند، تا شما گمان کنید که آنها تورات می‌‌خوانند، درحالی‌‌که از تورات نیست، بلکه به الله دروغ و افترا می‌‌بندند و می‌‌گویند: آنچه می‌‌خوانیم از جانب الله نازل شده است، درحالی‌‌که از جانب الله نیست، و بر الله دروغ می‌‌بندند درحالی‌‌که از دروغ‌‌شان بر الله و رسولانش آگاه هستند.

﴿مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُون [آل عمران: ٧٩]

٧٩ برای هیچ بشری سزاوار نیست که الله کتابی نازل‌‌شده از جانب خود به او بدهد و علم و فهم به او روزی دهد و او را به عنوان پیامبر برگزیند، سپس او به مردم بگوید: به جای الله، عبادت کنندگانِ من باشید، بلکه باید به آنها بگوید: به این سبب که کتاب نازل‌‌شده را به مردم تعلیم می‌‌دادید و براساس حفظ و فهم آن را به مردم درس می‌‌دادید، علمای عامل و تربیت‌‌کننده برای مردم و اصلاح‌‌کنندۀ امورشان باشید.

﴿وَلاَ يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ الْمَلاَئِكَةَ وَالنِّبِيِّيْنَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُون [آل عمران: ٨٠]

٨٠ و – همچنین- او را نسزد که به شما امر کند فرشتگان‌‌ﻹ‌‌ و پیامبران‌‌ﻹ‌‌ را اربابانی بگیرید که به‌‌جای الله آنها را عبادت کنید، آیا برای او جایز است پس از اینکه به او گردن نهادید و تسلیم او شدید، شما را به کفر به الله فرمان دهد؟!

﴿وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِين [آل عمران: ٨١]

٨١ - ای رسول- به یادآور آن‌‌گاه که الله پیمان محکم از انبیا گرفت و به آنها فرمود: هرگاه کتابی که بر شما نازل می‌‌کنم و حکمتی که آن را به شما می‌‌آموزانم به شما دادم، و یکی از شما به مکانت و جایگاهی رسید، سپس رسولی از جانب من – یعنی محمد‌‌ج‌‌ - نزدتان آمد که کتاب و حکمتی را که با شماست تصدیق کرد؛ حتماً به آنچه آورده است ایمان بیاورید، و حتماً با پیروی از او، به او یاری رسانید، پس – ای پیامبران- آیا بر این امر اقرار دارید، و پیمان محکم من در این مورد را پذیرفتید؟ آن‌‌گاه پیامبران‌‌ﻹ‌‌ پاسخ دادند: به آن اقرار کردیم، الله فرمود: بر خودتان و امت‌‌های‌‌تان گواهی دهید، و من نیز همراه شما از گواهان بر شما و آنها هستم.

﴿فَمَن تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْفَاسِقُون [آل عمران: ٨٢]

٨٢ پس هرکس بعد از این پیمان که با گواهی الله و رسولانش محکم شده، روی گرداند، آنها از دین و طاعت الله خارج هستند.

﴿أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُون [آل عمران: ٨٣]

٨٣ آیا این خارج‌‌شدگان از دین و طاعت الله، غیر از دین الله که آن را برای بندگانش برگزید – یعنی اسلام- را طلب می‌‌کنند؟! درحالی‌‌که تمام مخلوقات آسمان‌‌ها و زمین، به دلخواه مانند مؤمنان، یا به اجبار مانند کافران، بر او سبحانه گردن نهاده‌‌اند و تسلیم او شده‌‌اند، سپس در روز قیامت تمام مخلوقات برای محاسبه و جزا به‌‌سوی او تعالی بازمی‌‌گردند.

برخی فواید آیات:

گمراهی و مکر علمای یهود در تحریم کلام الله، و دروغگویی آنها به مردم از این جهت که سخن الله متعال را تغییر دادند.

هرکس ادعا می‌‌کند که بر دین یکی از پیامبران الله است، تا زمانی‌‌که به محمد‌‌ج‌‌ ایمان نیاورده است، پیمان خویش با الله متعال را شکسته است.

بالاترین مردم از نظر منزلت، علمای ربانی هستند که هم علم دارند وهم عمل و مردم را بر این اساس تربیت می‌‌کنند.

بزرگترین گمراهی، رویگردانی از دین الله تعالی است که تمام مخلوقات نیکوکار و بدکردار تسلیم او هستند.|

﴿قُلْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُون [آل عمران: ٨٤]

٨٤- ای رسول- بگو: به الله به عنوان معبود ایمان آوردیم، و در آنچه که ما را به آن فرمان داده از او اطاعت کردیم، و به وحیی که آن را بر ما نازل فرموده، و به آنچه بر ابراهیم÷ و اسماعیل÷ و اسحاق÷ و یعقوب÷ و به آنچه بر پیامبران‌‌ﻹ‌‌ از فرزندان یعقوب÷، و به کتاب‌‌ها و آیاتی که به موسی÷ و عیسی÷ و تمام پیامبران‌‌ﻹ‌‌ از جانب پروردگارشان داده شده است، ایمان آوردیم، میان آنها تفاوت نمی‌‌گذاریم به این نحو که به برخی ایمان بیاوریم و به برخی دیگر کفر ورزیم، و ما فقط فرمان‌‌بردار و تسلیم الله متعال هستیم.

﴿وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِين [آل عمران: ٨٥]

٨٥ و هرکس دینی غیر از اسلام که الله آن را برگزیده است بجوید؛ الله هرگز از او نمی‌‌پذیرد، و آنها در آخرت با ورود به آتش به خودشان زیان رسانده اند.

﴿كَيْفَ يَهْدِي اللّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين [آل عمران: ٨٦]

٨٦ گروهی‌‌که پس ایمان‌‌ آوردن به الله و گواهی دادن به حقانیت آنچه رسول، محمد‌‌ج‌‌ آورد، و دلایل آشکار بر صحت این امر برای‌‌شان آمد، کفر ورزیدند، الله چگونه آنها را برای ایمان به خود و رسولش توفیق می‌‌دهد؟! الله گروه ستمکار را که گمراهی را به‌‌جای هدایت برگزیدند، به ایمان به خود توفیق نمی‌‌دهد.

﴿أُوْلَـئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِين [آل عمران: ٨٧]

٨٧ همانا جزای آن ستمکاران که باطل را برگزیدند این است که لعنت الله و فرشتگان و تمام مردم بر آنها است، پس آنها از رحمت الله دور و رانده هستند.

﴿خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُون [آل عمران: ٨٨]

٨٨ در آتش جاودان هستند و از آن خارج نمی‌‌شوند، و عذابش از آنها کاسته نمی‌‌شود، و به آنها مهلت داده نمی‌‌شود تا توبه کنند و عذر بیاورند.

﴿إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِيم [آل عمران: ٨٩]

٨٩ مگر کسانی‌‌که پس از کفر و ستم‌‌شان به‌‌سوی الله بازگشتند و عمل صالح انجام دادند؛ زیرا الله برای بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الضَّالُّون [آل عمران: ٩٠]

٩٠ همانا کسانی‌‌که پس از ایمان‌‌شان کفر ورزیدند، و تا زمان مرگ بر کفر خویش ادامه دادند؛ هنگام فرارسیدن مرگ توبه از آنها پذیرفته نمی‌‌شود چون زمان توبه گذشته است، و آنها هستند که راه مستقیمِ متصل به الله متعال را گم کرده‌‌اند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِم مِّلْءُ الأرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَى بِهِ أُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِين [آل عمران: ٩١]

٩١ همانا کسانی‌‌که کفر ورزیدند و بر کفرشان مردند؛ از هیچ‌‌یک از آنها طلا به مقدار وزن زمین پذیرفته نخواهد شد هر چند آن را در برابر آزادی خویش از آتش ارائه کنند، برای آنها عذابی دردآور است، و در روز قیامت یاورانی ندارند تا عذاب را از آنها دور سازد.

برخی فواید آیات:

ایمان به تمام پیامبرانی که الله متعال آنها را فرستاده است و تمام کتاب‌‌هایی که بر آنها نازل کرده است، بدون اینکه میان آنها تفاوت گذاشته شود، واجب است.

پس از بعثت پیامبر، محمد‌‌ج‌‌، الله جز اسلام که محمد‌‌ج‌‌ آن را آورده است، هیچ دینی را از هیچ‌‌کس نمی‌‌پذیرد.

هرکس بر گمراهی اصرار کند و به آن ادامه دهد، الله او را با عدم توفیق به توبه و هدایت مجازات می‌‌کند.

درِ توبه تا زمانی‌‌که مرگ فرا نرسیده است، یا خورشید از مغرب طلوع نکرده است، به روی بنده باز است، اما در زمان‌‌های مذکور توبه پذیرفته نمی‌‌شود.

در روز قیامت، فقط عمل صالح انسان، او را از عذاب آتش نجات می‌‌دهد، اما مال حتی اگر چنان زیاد باشد که زمین را پر بکند، ذره‌‌ای به او فایده نمی‌‌رساند.|

﴿لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيم [آل عمران: ٩٢]

٩٢ - ای مؤمنان- هرگز به ثواب و منزلت نیکوکاران دست نمی‌‌یابید مگر زمانی‌‌که از اموال‌‌تان که دوست دارید در راه الله انفاق کنید، و هر انفاقی که کنید، کم باشد یا زیاد، همانا الله از نیّات و اعمال شما آگاه است و هرکس را بر اساس عملش جزا می‌‌دهد.

﴿* كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِـلاًّ لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلاَّ مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِين [آل عمران: ٩٣]

٩٣ تمام غذاهای پاکیزه برای بنی‌‌اسرائیل حلال بود، و چیزی از آن برای‌‌شان حرام نشده بود مگر آنچه را که یعقوب÷ قبل از نزول تورات بر خودش حرام کرده بود، نه چنان‌‌که یهود ادعا می‌‌کنند که آن تحریم در تورات بوده است، - ای پیامبر- به آنها بگو: اگر در این ادعا راست می‌‌گویید، پس تورات را بیاورید و آن را بخوانید، آن‌‌گاه مبهوت ماندند و آن را نیاوردند. این مثال، بر دروغ بستن بر تورات و تحریف مضمون آن توسط یهودیان دلالت می‌‌کند.

﴿فَمَنِ افْتَرَىَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُون [آل عمران: ٩٤]

٩٤ پس هرکس بعد از ظهور حجت بر الله دروغ ببندد، به اینکه آنچه را یعقوب÷ بر خود حرام کرده بود، بدون تحریم از جانب الله بود؛ آنها با رهاکردن حق پس از ظهور حجتش بر خود ستم روا داشته‌‌اند.

﴿قُلْ صَدَقَ اللّهُ فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِين [آل عمران: ٩٥]

٩٥- ای پیامبر- بگو: الله در آنچه که در مورد یعقوب÷ خبر داده، و تمام آنچه که نازل فرموده و تشریع کرده است، راست گفت. پس از دین ابراهیم÷ پیروی کنید، که به راستی از تمام ادیان به‌‌سوی دین اسلام گرویده بود، و غیر الله را هرگز با او شریک قرار نداده بود.

﴿إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِّلْعَالَمِين [آل عمران: ٩٦]

٩٦ همانا اولین خانه‌‌ای که در زمین برای تمام مردم به‌‌خاطر عبادت الله ساخته شد، بیت الله الحرام در مکه است، که خانۀ مبارکی است، و منافع دینی و دنیوی زیادی دارد و در آن هدایتی برای تمام جهانیان است.

﴿فِيهِ آيَاتٌ بَيِّـنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِين [آل عمران: ٩٧]

٩٧ در این خانه، نشانه‌‌های آشکاری مانند مناسک و مشاعر، بر عزت و فضیلت آن وجود دارد، از جملۀ این نشانه‌‌ها، سنگی است که ابراهیم÷ آن‌‌گاه که خواست دیوار کعبه را بالا ببرد بر روی آن ایستاد، و یکی دیگر از این نشانه‌‌ها، این است که هرکس در آن وارد شود، ترس از او برداشته می‌‌شود و آسیبی به او نمی‌‌رسد. و الله قصد این خانه برای ادای مناسک حج را بر مردمی که توانایی رسیدن به آن را دارند واجب گردانیده است، و هرکس به فریضۀ حج کفر ورزد، همانا الله از این کافر و از تمام جهانیان بی‌‌نیاز است.

﴿قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَاللّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا تَعْمَلُون [آل عمران: ٩٨]

٩٨- ای پیامبر- بگو: ای اهل کتاب، چه یهود و چه نصاری، چرا دلایل راستگویی پیامبر از جمله دلایلی را که تورات و انجیل آورده‌‌اند انکار می‌‌کنید؟! و الله بر این عمل شما آگاه است و آن را می‌‌بیند و به‌‌خاطر آن شما را مجازات می‌‌کند.

﴿قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا وَأَنتُمْ شُهَدَاء وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون [آل عمران: ٩٩]

٩٩- ای پیامبر- بگو: ای اهل کتاب یهود و نصاری، چرا مردمانی را که به دین الله ایمان می‌‌آورند از دین الله بازمی‌‌دارید، برای دین الله، انحراف از حق به باطل و برای پیروانش، گمراهی از هدایت را می‌‌جویید، درحالی‌‌که شما گواه هستید این دین، همان حقیقتی است که در کتاب‌‌های‌‌تان تصدیق شده است؟! و الله از کفری که به او می‌‌ورزید و اینکه از راهش بازمی‌‌دارید غافل نیست و شما را به‌‌خاطر آن مجازات خواهد کرد.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ فَرِيقًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِين [آل عمران: ١٠٠]

١٠٠ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، اگر گروهی از اهل کتاب از یهود و نصاری را در آنچه که می‌‌گویند پیروی کنید، و نظر آنها را در آنچه که ادعا می‌‌کنند بپذیرید، به‌‌سبب حسادت و گمراهی از هدایت که به آن مبتلا هستند، شما را پس از ایمان به کفر بازمی‌‌گردانند.

برخی فواید آیات:

یهودیان بر الله متعال و پیامبرانش‌‌ﻹ‌‌ دروغ بستند، از جمله اینکه ادعا کردند تحریم برخی غذاها توسط یعقوب÷، در تورات نازل شده است.

بزرگترین و گرامی‌‌ترین مکان برای عبادت، بیت‌‌الحرام است، زیرا اولین خانه‌‌ای است که برای عبادت الله قرار داده شده و خصوصیت‌‌هایی دارد که دیگر اماکن ندارند.

الله متعال برای تأکید بر وجوب حج، این حکم را با مؤکدترین الفاظ بیان فرمود.|

﴿وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَن يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [آل عمران: ١٠١]

١٠١ و چگونه پس از اینکه به الله ایمان آوردید، به او کفر می‌‌ورزید، درحالی‌‌که بزرگترین سبب برای پایداری بر ایمان همراه شماست! زیرا آیات الله بر شما خوانده می‌‌شود، و رسولش محمد‌‌ج‌‌ آن را برای شما توضیح می‌‌دهد، و هرکس به کتاب الله و سنت رسولش چنگ بزند، همانا الله او را به راه راستی که هیچ کجی و انحرافی ندارد توفیق داده است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُون [آل عمران: ١٠٢]

١٠٢ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، آن‌‌گونه که سزاوار ترسیدن است از پروردگارتان بترسید، و این امر با پیروی از اوامر او و اجتناب از نواهی‌‌اش و شکرگزاری بر نعمت‌‌هایش حاصل می‌‌شود، و به دین‌‌تان چنگ بزنید تا زمانی‌‌که مرگ شما را فراگیرد و شما بر آن باشید.

﴿وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُون [آل عمران: ١٠٣]

١٠٣ و – ای مؤمنان- به قرآن و سنت چنگ زنید، و آنچه را که باعث پراکندگی شما می‌‌شود مرتکب نشوید، و به یاد آورید که الله بر شما نعمت بخشید آن‌‌گاه که قبل از اسلام با یکدیگر دشمن بودید و به کوچک‌‌ترین سبب با یکدیگر می‌‌جنگیدید، پس با اسلام دل‌‌های شما را با یکدیگر جمع کرد، آن‌‌گاه به فضل او، برادران دینی یکدیگر شدید، نسبت به یکدیگر مهربان و خیرخواه شدید، و قبل از آن، به‌‌سبب کفرتان، در آستانۀ ورود به آتش قرار داشتند. آن‌‌گاه الله با اسلام شما را از آتش نجات داد و شما را به ایمان هدایت فرمود. و همان‌‌گونه که الله این امر را برای شما بیان فرمود، آنچه را که سبب اصلاح احوال‌‌تان در دنیا و آخرت می‌‌شود برای‌‌تان بیان می‌‌کند، تا به راه راست هدایت شوید و راه استقامت و پایداری را بپیمایید.

﴿وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون [آل عمران: ١٠٤]

١٠٤ و – ای مؤمنان- باید گروهی از شما باشند که به هر خیری که الله دوست دارد دعوت دهند، به معروف که شریعت بر آن راهنمایی می‌‌کند و عقل آن را نیکو می‌‌داند امر کنند، و از منکر که شریعت از آن نهی کرده و عقل آن را قبیح می‌‌داند نهی کنند، رستگاران کامل در دنیا و آخرت هستند.

﴿وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيم [آل عمران: ١٠٥]

١٠٥ و – ای مؤمنان- مانند اهل کتاب نباشید که پراکنده شدند و به احزاب و گروه‌‌ها تقسیم شدند، و پس از اینکه آیات روشن از جانب الله متعال برای‌‌شان آمد، در دین‌‌شان اختلاف ورزیدند، و برای آنها عذاب بزرگی از جانب الله است.

﴿يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُون [آل عمران: ١٠٦]

١٠٦ این عذاب بزرگ در روز قیامت بر آنها واقع می‌‌شود، آن‌‌گاه که چهره‌‌های پیروان ایمان از شادی و رستگاری سفید می‌‌شود و چهره‌‌های کافران از اندوه و غم سیاه می‌‌شود، اما برای توبیخ کسانی‌‌که در آن روز بزرگ چهره‌‌های‌‌شان سیاه شده است به آنها گفته می‌‌شود: آیا به توحید الله و پیمان او که از شما گرفت مبنی بر اینکه هیچ‌‌چیز را با او شریک نگردانید، پس از آن‌‌که آن را تصدیق و به آن اقرار کردید، کفر ورزیدید؟! پس عذاب الله را که به‌‌سبب کفرتان برای شما آماده ساخته است بچشید.

﴿وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون [آل عمران: ١٠٧]

١٠٧ اما جایگاه کسانی‌‌که چهره‌‌های‌‌شان سفید شده است، بهشت‌‌های جاویدان است که برای همیشه در آن می‌‌مانند، در نعمت‌‌هایی که هرگز از بین نمی‌‌روند و تبدیل نمی‌‌شوند.

﴿تِلْكَ آيَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَمَا اللّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِين [آل عمران: ١٠٨]

١٠٨- ای پیامبر- این آیات را که وعده‌‌ها و وعیدهای الله را در بردارد، با اخبار صحیح و احکام عادلانه بر تو می‌‌خوانیم، و الله هیچ ستمی را برای هیچ‌‌یک از جهانیان نمی‌‌خواهد، بلکه هیچ‌‌کس را جز به‌‌سبب آنچه که کسب کرده است عذاب نمی‌‌کند.

برخی فواید آیات:

پیروی از شهوات اهل کتاب، انسان را به‌‌سوی گمراهی و دوری از دین الله متعال می‌‌کشاند.

چنگ‌‌زدن به قرآن و سنت و تمسک‌‌جستن به دستورات آن دو، بزرگترین وسیله برای پایداری بر حق، و محافظت از گمراهی و پراکندگی است.

جدایی و اختلاف واقع در امت اسلام در مسائل اعتقادی، شبیه اهل کتاب است که بیان شد.

وجوب امر به معروف و نهی از منکر؛ زیرا رستگاری امت و سبب تمایز آن را به همراه دارد.|

﴿وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأُمُور [آل عمران: ١٠٩]

١٠٩ و مالکیت تمام مخلوقات و اموری که در آسمان‌‌ها و زمین هستند، فقط برای الله متعال است، و سرانجام کار تمام مخلوقاتش به‌‌سوی او تعالی است، آن‌‌گاه هر یک از آنها را به همان اندازه که استحقاقش را دارد جزا می‌‌دهد.

﴿كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُون [آل عمران: ١١٠]

١١٠- ای امت محمد- شما در ایمان و عمل، بهترین امتی هستید که الله برای مردم پدیدار کرد، و سودمندترین مردم نسبت به مردم هستید، که آنها را به کار معروف که شریعت به آن راهنمایی می‌‌کند و عقل آن را نیکو می‌‌داند امر می‌‌کنید، و از منکر که شریعت از آن نهی می‌‌کند و عقل آن را ناپسند می‌‌داند نهی می‌‌کنید، و به الله ایمان قطعی که عمل آن را تصدیق می‌‌کند دارید. و اگر اهل کتاب، چه یهود و چه نصاری به محمد‌‌ج‌‌ ایمان آورده بودند، به‌‌طور قطع برای دنیا و آخرت‌‌شان بهتر بود. شمار اندکی از اهل کتاب به آنچه محمد‌‌ج‌‌ آورده است ایمان می‌‌آورند و اکثر آنها از دین و شریعت الله خارج هستند.

﴿لَن يَضُرُّوكُمْ إِلاَّ أَذًى وَإِن يُقَاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الأَدُبَارَ ثُمَّ لاَ يُنصَرُون [آل عمران: ١١١]

١١١ و – ای مؤمنان- هر اندازه که با شما دشمنی داشته باشند، جز آزار زبانی مانند اینکه از دین شما عیب‌‌جویی کنند و شما را به مسخره بگیرند، هیچ آسیبی نمی‌‌توانند به دین و جان شما وارد کنند، و اگر با شما بجنگند، شکست‌‌خورده از مقابل شما فرار می‌‌کنند و هرگز به آنها یاری نمی‌‌شود.

﴿ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُواْ إِلاَّ بِحَبْلٍ مِّنْ اللّهِ وَحَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ وَبَاؤُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ الأَنبِيَاء بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُون [آل عمران: ١١٢]

١١٢ یهودیان هرجا یافت شوند، خواری و حقارت آنها را احاطه کرده و دربرمی‌‌گیرد، چنان‌‌که جز به پیمان یا پناهی از جانب الله متعال یا از جانب مردم امنیت نمی‌‌یابند، و به خشمی از الله بازآمدند و نیاز و بینوایی آنها را به‌‌صورت کامل دربرگرفته است، این امر بدان سبب است که به آیات الله کفر ورزیدند و پیامبرانش‌‌ﻹ‌‌ را از روی ستم به قتل رساندند، و – نیز- به این سبب که نافرمانی کردند و از حدود الله گذشتند.

الله پس از بیان حال بیشتر اهل کتاب، حال گروهی از آنها را بیان می‌‌فرماید که بر حق قرار دارند و آن را برپا می‌‌دارند:

﴿* لَيْسُواْ سَوَاء مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللّهِ آنَاء اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُون [آل عمران: ١١٣]

١١٣ اهل کتاب حالت یکسانی ندارند، بلکه گروهی از آنها بر دین الله قرار دارند، امر و نهی او را برپا می‌‌دارند و در لحظاتی از شب آیات الله را در نماز قرائت می‌‌کنند، این گروه، قبل از بعثت پیامبر محمد‌‌ج‌‌ بودند و هر یک از آنها که اسلام را دریافته، مسلمان شده است.

﴿يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُوْلَـئِكَ مِنَ الصَّالِحِين [آل عمران: ١١٤]

١١٤ به الله و روز آخرت ایمان قاطع دارند، به معروف و نیکی امر می‌‌کنند، و از منکر و بدی نهی می‌‌کنند، به انجام کارهای خیر مبادرت می‌‌ورزند، و زمان‌‌های طاعات را غنیمت می‌‌شمارند، آن دسته از بندگان الله که این صفات را دارند، نیّات و اعمال‌‌شان اصلاح شده است.

﴿وَمَا يَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَلَن يُكْفَرُوْهُ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِين [آل عمران: ١١٥]

١١٥ اینها هر خیری که انجام دهند، کم باشد یا زیاد، ثواب آن هرگز تباه نخواهد شد، و از مزدش کاسته نخواهدگشت، و الله نسبت به پرهیزگاران داناست، آنها که اوامرش را اجرا و نواهی‌‌اش را ترک می‌‌کنند، ذره‌‌ای از اعمال آنها بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و جزای اعمال‌‌شان را به آنها می‌‌دهد.

برخی فواید آیات:

بزرگترین وجه تمایز و برتری امت اسلام – پس از ایمان به الله- امر به معروف و نهی از منکر است.

الله متعال، به‌‌سبب گناه و رویگردانی اهل کتاب از دین الله و وفا نکردن به پیمانی که از آنها گرفت، به خواری آنها فرمان داده است.

اهل کتاب حالت یکسانی ندارند؛ زیرا برخی از آنها فرمان الله را اجرا و از دین او تعالی پیروی می‌‌کنند و در برابر حدودش بازمی‌‌ایستند، و اینان بزرگترین مزد و ثواب را دارند. این حالت به زمان قبل از بعثت پیامبر محمد‌‌ج‌‌ برمی‌‌گردد.|

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُم مِّنَ اللّهِ شَيْئًا وَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون [آل عمران: ١١٦]

١١٦ کسانی‌‌که به الله و رسولانش کفر ورزیدند، اموال و فرزندان‌‌شان ذره‌‌ای از عذاب الله از آنها دفع نمی‌‌کنند؛ عذاب او تعالی را از آنها بازنخواهند گرداند و رحمتش را برای آنها جلب نخواهند کرد، بلکه بر عذاب و افسوس‌‌شان خواهند افزود، و آنها ساکنان آتش هستند که در آن جاودان خواهند بود.

﴿مَثَلُ مَا يُنفِقُونَ فِي هِـذِهِ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَلَـكِنْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُون [آل عمران: ١١٧]

١١٧ مثال آنچه این کافران در راه‌‌های خیر انفاق می‌‌کنند، و ثوابش که در انتظار آن هستند، مانند بادی دارای سرمای شدید است که به کشتزار مردمی که با انجام گناهان و غیر آن بر خود ستم کرده‌‌اند بوزد و آن را نابود سازد، درحالی‌‌که خیر زیادی از آن انتظار داشته‌‌اند، پس همان‌‌گونه که چنین بادی کشتزار را از بین می‌‌برد و کشتزار هیچ سودی نمی‌‌رساند، کفر نیز ثواب اعمال آنها را که به آن امید بسته بودند، از بین می‌‌برد، و الله بر آنها ستم نکرده است- الله برتر از آن است که ستم کند- بلکه آنها خود به‌‌سبب کفر به الله و تکذیب رسولانش، بر خویشتن ستم روا داشتند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ لاَ يَأْلُونَكُمْ خَبَالاً وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الآيَاتِ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُون [آل عمران: ١١٨]

١١٨ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، از غیر مؤمنان دوست و همراز نگیرید، که آنها را بر اسرار و احوال خصوصی خویش آگاه سازید، زیرا آنها در جستجوی رساندن آسیب به شما و فاسدکردن حال‌‌تان کوتاهی نمی‌‌ورزند، آنچه که به شما ضرر می‌‌رساند و شما را به سختی می‌‌اندازد آرزو می‌‌کنند، کراهیت و دشمنی با عیب‌‌جویی در دین‌‌تان، و بدگویی میان شما، و افشای اسرارتان، بر زبان‌‌های‌‌شان آشکار شده است، و نفرتی که دل‌‌های‌‌شان پنهان می‌‌دارد بزرگتر است، - ای مؤمنان- دلایل روشن بر آنچه که مصالح دنیا و آخرت شما را تأمین می کند برای‌‌تان بیان کردیم، اگر در آنچه که پروردگارتان بر شما فرو فرستاد بیندیشید.

﴿هَاأَنتُمْ أُوْلاء تُحِبُّونَهُمْ وَلاَ يُحِبُّونَكُمْ وَتُؤْمِنُونَ بِالْكِتَابِ كُلِّهِ وَإِذَا لَقُوكُمْ قَالُواْ آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْاْ عَضُّواْ عَلَيْكُمُ الأَنَامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُواْ بِغَيْظِكُمْ إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُور [آل عمران: ١١٩]

١١٩ هان شما – ای مؤمنان- آن مردمان را دوست می‌‌دارید، و آرزوی خیر برای‌‌شان دارید، درحالی‌‌که آنها شما را دوست ندارند و برای‌‌تان آرزوی خیر نمی‌‌کنند، بلکه از شما کینه دارند، و شما به تمام کتاب‌‌ها از جمله کتاب‌‌های آنها ایمان دارید، اما آنها به کتابی که الله بر پیامبر شما فرو فرستاد ایمان ندارند، و هرگاه با شما دیدار کنند به زبان می‌‌گویند: تصدیق کردیم، اما هرگاه با یکدیگر خلوت کنند، به‌‌سبب اندوه و خشم از اتحاد و اجتماع کلمه و عزت اسلام که شما بر آن هستید و خواری خودشان، سر انگشتان‌‌شان را می‌‌گزند. – ای پیامبر- به آن مردم بگو: بر آنچه که هستید بمانید تا به‌‌سبب غم و خشم بمیرید، به‌‌راستی که الله از ایمان و کفر، و خیر و شری که در سینه‌‌هاست وجود دارد.

﴿إِن تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُواْ بِهَا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لاَ يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيط [آل عمران: ١٢٠]

١٢٠ - ای مؤمنان- اگر نعمت پیروزی بر دشمن یا افزایش مال و فرزند به شما برسد، آنها دچار غم و اندوه می‌‌شوند، و اگر مصیبتی براثر پیروزی دشمن یا کاهش در مال و فرزند به شما برسد، به آن خرسند می‌‌گردند و شما را سرزنش می‌‌کنند، و اگر بر اوامر و مقدّرات الله شکیبایی کنید و از خشم او تعالی بر خویشتن بترسید، مکر و آزار آنها زیانی به شما نمی‌‌رساند؛ زیرا الله بر نیرنگ‌‌های آنها احاطه دارد و نیرنگ‌‌های‌‌شان را درحالی‌‌که ناکام هستند به خودشان بازخواهد گرداند.

﴿وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّىءُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيم [آل عمران: ١٢١]

١٢١- ای پیامبر- به یادآور وقتی که در آغاز روز از مدینه برای پیکار با مشرکان در اُحُد خارج شدی، آن‌‌گاه که مؤمنان را در مواضع خود در میدان نبرد قرار دادی، و موضع هر یک از آنها را برایش مشخص کردی، و الله سخنان شما را می‌‌شنود و به اعمال شما داناست.

برخی فواید آیات:

نهی مؤمنان از دوستی با کافران و انتخاب آنها به‌‌عنوان دوست و همراز که باعث می‌‌شود از احوال و اسرار مؤمنان آگاه شوند.

یکی از انواع دشمنی کافران با مؤمنان این است که اگر مصیبت و نقصانی بر مؤمنان وارد شود شاد می‌‌شوند و اگر خیری به آنها برسد به خشم می‌‌آیند.

جلوگیری از مکر و نیرنگ کافران، با شکیبایی و اظهارنکردن ترس؛ سپس تقوای الهی و به کارگیری اسباب قدرت و پیروزی.|

﴿إِذْ هَمَّت طَّائِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلاَ وَاللّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُون [آل عمران: ١٢٢]

١٢٢- ای پیامبر- به یادآور آنچه را که برای دو گروه از مؤمنان بنی‌‌سَلِمَه و بنی‌‌حارثه رخ داد، آن‌‌گاه که سست شدند، و تصمیم گرفتند هنگام بازگشت منافقان، بازگردند، و الله اینها را با پایدارساختن بر پیکار و بازگرداندن از آنچه بر انجامش تصمیم گرفته بودند، یاری رساند و مؤمنان باید در تمام احوال‌‌شان فقط بر الله تکیه کنند.

﴿وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون [آل عمران: ١٢٣]

١٢٣ و به‌‌طور قطع الله در کارزار بدر شما را بر مشرکان پیروز گرداند، درحالی‌‌که به‌‌سبب کمبود افراد و ساز و برگ جنگی ضعیف بودید، پس از الله بترسید باشد که شکر نعمت‌‌هایی را که بر شما ارزانی داشت به‌‌جای آورید.

﴿إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاَثَةِ آلاَفٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُنزَلِين [آل عمران: ١٢٤]

١٢٤- ای پیامبر- به یادآور آن‌‌گاه که برای پایدارساختن مؤمنان در کارزار بدر پس از اینکه شنیدند نیروی کمکی برای مشرکان در راه است، به آنها گفتی: آیا برای شما کافی نخواهد بود اگر الله با سه هزار فرشته فرود‌‌آمده از جانب او سبحانه شما را برای تقویت در کارزار یاری کند؟!

﴿بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمِين [آل عمران: ١٢٥]

١٢٥ آری، همانا این امر برای‌‌تان بس است. و بشارتی برای یاریِ دیگری از جانب الله برای‌‌تان است: اگر در کارزار شکیبایی کنید، و از الله پروا دارید، درحالی‌‌که نیروی کمکی برای دشمن بیاید و بی‌‌درنگ بر شما بتازند، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته که خودشان و اسب‌‌های‌‌شان با علامت مشخص، نشانه‌‌دار هستند یاری خواهد رساند.

﴿وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيم [آل عمران: ١٢٦]

١٢٦ و الله این یاری و امداد با فرشتگان را فقط به عنوان خبری شادی‌‌آور برای‌‌تان قرار داد، تا دل‌‌های‌‌تان به آن آرام گیرد، وگرنه، پیروزی حقیقی فقط با این اسباب ظاهری به دست نمی‌‌آید، بلکه پیروزی حقیقی از جانب الله شکست‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در تقدیر و تشریع خویش بسیار داناست.

﴿لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنقَلِبُواْ خَائِبِين [آل عمران: ١٢٧]

١٢٧ الله با این پیروزی که در غزوۀ بدر برای‌‌تان به وقوع پیوست، خواست که گروهی از کافران را با قتل نابود کند، و گروهی دیگر را خوار گرداند و با شکست آنها را خشمگین سازد، تا اینکه با زبونی و خواری بازگردند.

﴿لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذَّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُون [آل عمران: ١٢٨]

١٢٨ آن‌‌گاه که رسول‌‌ج‌‌، دعا کرد رؤسای مشرکان نابود شوند پس از کاری که در اُحد انجام دادند، الله خطاب به او فرمود: ذره‌‌ای از کار آنها در اختیار تو نیست، بلکه امر در اختیار الله است، پس صبر کن تا اینکه الله میان شما داوری کند، که یا توفیق توبه به آنها دهد و اسلام آورند، یا بر کفر خویش ادامه دهند و الله آنها را عذاب کند؛ زیرا در این صورت، ستمکار و سزاوار عذاب هستند.

﴿وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيم [آل عمران: ١٢٩]

١٢٩ تمام مخلوقات و تدابیری که در آسمان‌‌ها و در زمین وجود دارد از آنِ الله است، براساس رحمت خویش، گناهان هر یک از بندگانش را بخواهد می‌‌آمرزد، و از روی عدل خویش، هر یک از آنها را بخواهد عذاب می‌‌کند، و الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون [آل عمران: ١٣٠]

١٣٠ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، از گرفتن ربا به این نحو که چندین برابر سرمایه‌‌تان را که به قرض داده‌‌اید بگیرید، آن‌‌گونه که مردم جاهلیت انجام می‌‌دادند، بپرهیزید، و تقوای الهی را با اجرای اوامر و ترک نواهی‌‌اش پیشه کنید، باشد که به خیر دنیا و آخرت که آن را می‌‌جویید برسید.

﴿وَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِين [آل عمران: ١٣١]

١٣١ و با انجام اعمال صالح و ترک محرمات، میان خودتان و آتشی که الله آن را برای کافران آماده کرده است سپری قرار دهید.

﴿وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون [آل عمران: ١٣٢]

١٣٢ و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی، از الله و رسولش فرمان‌‌برداری کنید، باشد که به رحمت دنیا و آخرت دست یابید.

برخی فواید آیات:

مشروعیت یادآوری نعمت‌‌ها و کیفرهایی که بر مردم نازل می‌‌شود تا شخص از آنها پند و عبرت بگیرد.

از بزرگترین اسباب نزول یاری و رحمت و لطف الله بر بندگانش: پایبندی به تقوی و شکیبایی بر سختی‌‌های کارزار است.

تمام امور، از آنِ الله متعال است، به آنچه بخواهد حکم می‌‌کند و آنچه را اراده کند انجام می‌‌دهد. مؤمن حقیقی، به امر الله متعال گردن می‌‌نهد و از حکمش فرمان‌‌برداری می‌‌کند.

گناهان – از جمله ربا- از بزرگترین اسباب خواری بنده، به‌‌خصوص در مواضع سخت و دشوار هستند.

قرار گرفتن نهی از ربا در میان آیات غزوۀ احد، شمول و به‌‌هم‌‌پیوستگی احکام اسلام را می‌‌رساند، به‌‌گونه‌‌ای که در میان سخن از یک حکم به حکمی دیگر اشاره می‌‌کند.|

﴿* وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِين [آل عمران: ١٣٣]

١٣٣ و بر انجام کارهای خیر و تقرب به الله با انواع طاعات، مبادرت ورزید و پیشی بگیرید، تا به آمرزشی بزرگ از جانب الله دست یابید، و به بهشتی که پهنای آن به گستردگی آسمان‌‌ها و زمین است و الله آن را برای بندگان پرهیزگارش آماده ساخته است، وارد شوید.

﴿الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين [آل عمران: ١٣٤]

١٣٤ پرهیزگاران همان کسانی هستند که اموال‌‌شان را در گشایش و تنگدستی در راه الله می‌‌بخشند، و با وجود قدرت بر انتقام، خشم خویش را فرومی‌‌خورند، و از کسانی‌‌که بر آنها ستم روا دارند درمی‌‌گذرند، و الله نیکوکارانی را که دارای این اخلاق هستند دوست دارد.

﴿وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُون [آل عمران: ١٣٥]

١٣٥ و آنها کسانی هستند که هرگاه گناه کبیره‌‌ای مرتکب شوند، یا بهرۀ‌‌شان را با ارتکاب گناهان صغیره دچار نقصان کنند، الله متعال را یاد می‌‌کنند و تهدیدهای او تعالی به گناهکاران و وعده‌‌های او به مؤمنان را به یاد می‌‌آورند، آن‌‌گاه با پشیمانی، از پروردگارشان تقاضا می‌‌کنند که گناهان‌‌شان را بپوشاند و آنها را به‌‌سبب گناهان مؤاخذه نکند؛ زیرا فقط الله است که گناهان را می‌‌بخشد، و بر گناهان‌‌شان اصرار نمی‌‌ورزند، درحالی‌‌که می‌‌دانند گناهکار هستند، و الله تمام گناهان را می‌‌بخشد.

﴿أُوْلَـئِكَ جَزَاؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِين [آل عمران: ١٣٦]

١٣٦ آنها که دارای این صفات نیکو و خصلت‌‌های بسیار خوب هستند، ثواب شان این است که الله گناهان‌‌شان را می‌‌پوشاند، و از آن درمی‌‌گذرد، و در آخرت، بهشت‌‌هایی برای آنها است که از زیر کاخ‌‌هایش رودها جاری است، و برای همیشه در آن می‌‌مانند، و چه پاداش نیکی است برای کسانی‌‌که طاعت الله را به‌‌جای می‌‌آورند.

﴿قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانْظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذَّبِين [آل عمران: ١٣٧]

١٣٧ آن‌‌گاه که مؤمنان در روز اُحد آسیب دیدند، الله برای تسلی‌‌بخشیدن به آنها فرمود: قبل از شما، سنت‌‌های الهی در نابودسازی کافران سپری شده و سرانجام را برای مؤمنان قرار داده است پس از اینکه آسیب دیدند، پس در زمین بگردید و با پند و عبرت‌‌گیری ببینید که سرانجام تکذیب‌‌کنندگان الله و رسولانش چه بوده است، که خانه‌‌های‌‌شان نابود شد و ملک‌‌شان از بین رفت.

﴿هَـذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِين [آل عمران: ١٣٨]

١٣٨ این قرآن کریم، برای تمام مردم، حق را بیان می‌‌کند و از باطل بازمی‌‌دارد، و به‌‌سوی هدایت راهنمایی می‌‌کند و مؤمنان را بازمی‌‌دارد؛ زیرا آنها از هدایت و راهنمایی موجود در قرآن بهره می‌‌برند.

﴿وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين [آل عمران: ١٣٩]

١٣٩- ای مؤمنان- به‌‌سبب آسیبی که در روز اُحد به شما رسید سست نشوید و اندوه ندارید؛ این کار برای شما شایسته نیست، زیرا به‌‌سبب ایمان‌‌تان، و به‌‌سبب یاری الله و امیدواری به پیروزی او، برتر هستید، اگر به الله و وعده‌‌های او برای بندگان پرهیزگارش ایمان دارید.

﴿إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِين [آل عمران: ١٤٠]

١٤٠- ای مؤمنان- اگر در روز احد مجروح و کشته شدید، کافران نیز مانند جراحت و قتلی که به شما رسید گرفتار شده‌‌اند، و الله به‌‌سبب حکمت‌‌های فراگیرش، این روزها را میان مردم مؤمن و کافر به پیروزی و شکستی که بخواهد به نوبت می‌‌گرداند؛ از جمله حکمت‌‌های او تعالی این موارد است که: مؤمنان حقیقی را از منافقان متمایز سازد، و هرکس را می‌‌خواهد با شهادت در راه خویش گرامی دارد، و الله کسانی را که با ترک جهاد در راه او، بر خویش ستم کردند دوست ندارد.

برخی فواید آیات:

تشویق بر انجام‌‌ سریع اعمال صالح، به‌‌منظور غنیمت‌‌شمردن وقت، و مبادرت به طاعات قبل از اینکه از دست بروند.

از صفات پرهیزگاران که سزاوار ورود به بهشت هستند: انفاق درتمام شرایط، فروخوردن خشم، گذشت از مردم و نیکی به آنها است.

نظر در احوال امت‌‌های پیشین، از بزرگترین اسباب عبرت و پندگیری برای کسی است که بیندیشد.|

﴿وَلِيُمَحِّصَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَمْحَقَ الْكَافِرِين [آل عمران: ١٤١]

١٤١ یکی از این حکمت‌‌ها، تزکیۀ مؤمنان از گناهان‌‌شان، و جداساختن صف آنها از صف منافقان است و به این هدف کافران را نابود کند و از بین ببرد.

﴿أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِين [آل عمران: ١٤٢]

١٤٢- ای مؤمنان- آیا گمان کردید که بدون آزمایش و صبری که مجاهدان حقیقی در راه الله و شکیبایان بر مصیبتی که بر آنها وارد شده است را متمایز می‌‌سازد، وارد بهشت می‌‌شوید؟!

﴿وَلَقَدْ كُنتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُون [آل عمران: ١٤٣]

١٤٣- ای مؤمنان- شما رویارویی با کافران را آرزو می‌‌کردید تا به شهادت در راه الله دست یابید، همان‌‌گونه که برادران‌‌تان در روز بدر، قبل از اینکه با اسباب و دشواری مرگ روبرو شوند به آن رسیدند، پس هان در روز احد آنچه را که آرزو می‌‌کردید دیدید و آشکارا به آن می‌‌نگریستید.

آن‌‌گاه که در روز احد میان مردم شایع شد پیامبر به قتل رسیده است، الله برای سرزنش مؤمنانی که به‌‌سبب این شایعه از پیکار دست کشیده بودند آیه نازل کرد و فرمود:

﴿وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِين [آل عمران: ١٤٤]

١٤٤ و محمد‌‌ج‌‌ جز رسولی از جنس رسولان الله که پیش از او بودند و مردند یا کشته شدند نیست، آیا اگر بمیرد یا کشته شود، از دین‌‌تان بازمی‌‌گردید، و جهاد را رها می‌‌کنید؟! و هر یک از شما که از دینش برگردد، ذره‌‌ای به الله زیان نمی‌‌رساند؛ زیرا او تعالی توانا و شکست‌‌ناپذیر است، بلکه فقط به خودش زیان می‌‌رساند چون با این کار خودش را در زیان دنیا و آخرت انداخته است، و الله به کسانی‌‌که از او شکرگزاری کنند، بهترین پاداش را در برابر پایداری بر دینش و جهاد در راه حق می‌‌دهد.

﴿وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله كِتَابًا مُّؤَجَّلاً وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِين [آل عمران: ١٤٥]

١٤٥ هیچ نفسی نمی‌‌میرد مگر به حکم الله، پس از اینکه مدتی را که الله برای او نوشته و آن مدت را طول عمر او قرار داده است، بدون هیچ زیاده و کاستی‌‌ای سپری کند. و هرکس در قبال عمل خویش ثواب دنیا را بخواهد، به همان اندازه که از دنیا برایش مقدر شده است می‌‌دهیم، و سهمی برای او در آخرت نیست، و هر کس در قبال عمل خویش، ثواب الله در آخرت را بخواهد، ثواب آخرت را به او می‌‌بخشیم، و به کسانی‌‌که از پروردگارشان شکرگزاری کنند پاداش بزرگی خواهیم داد.

﴿وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُواْ وَمَا اسْتَكَانُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِين [آل عمران: ١٤٦]

١٤٦ و چه بسیار پیامبران الله که گروه‌‌هایی از پیروان زیاد او در کنارش پیکار کردند، و هنگامی‌‌که قتل یا جراحت در راه الله بر آنها وارد شد، نترسیدند، و از جنگ با دشمن سست نشدند، و در برابر دشمن زانوی تسلیم به زمین نزدند، بلکه شکیبایی و پایداری ورزیدند، و الله کسانی را که در برابر دشواری‌‌ها و فریب‌‌دهنده‌‌های آن در راه او تعالی شکیبایی می‌‌کنند دوست دارد.

﴿وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ ربَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِين [آل عمران: ١٤٧]

١٤٧ و وقتی این بلا بر آنها نازل شد پاسخ این شکیبایان جز این نبود که گفتند: پروردگارا! گناهان‌‌مان و تجاوز ما از حدود را بیامرز، و گام‌‌های‌‌مان را هنگام رویارویی با دشمن‌‌مان استوار ساز و ما را بر گروهی‌‌که به تو کفر می‌‌ورزند پیروز گردان.

﴿فَآتَاهُمُ اللّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الآخِرَةِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين [آل عمران: ١٤٨]

١٤٨ پس الله ثواب دنیا را با پیروزی و تسلّط بر دیگران به آنها داد، و ثواب نیکوی آخرت را با رضایت از آنها، و نعمت‌‌های همیشگی در بهشت‌‌های پرنعمت به آنها بخشید، و الله کسانی را که عبادات و رفتارهای‌‌شان را به نیکی انجام می‌‌دهند دوست دارد.

برخی فواید آیات:

ابتلای سنت الهی، مجاهدان راستین و شکیبا را از دیگران متمایز می‌‌گرداند.

واجب است که جهاد در راه الله و دعوت به‌‌سوی آن به هیچ بشری هر چند که دارای ارزش و مقام والایی باشد وابسته نباشد.

عمر و اجل مردم نزد الله متعال ثابت است، حرص بر دنیا بر آن نمی‌‌افزاید و دلیری و شجاعت از آن نمی‌‌کاهد.

اهداف و نیت‌‌های مردم با هم مختلف است، برخی از آنها ثواب الله را می‌‌جویند و برخی از آنها دنیا را می‌‌طلبند، و هرکس بر اساس نیت و عمل خویش جزا داده می‌‌شود.|

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنقَلِبُواْ خَاسِرِين [آل عمران: ١٤٩]

١٤٩ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، اگر از یهودیان و مسیحیانی که کفر ورزیدند و مشرکان، در آنچه که شما را به گمراهی امر می‌‌کنند پیروی کنید، شما را پس از ایمان‌‌تان بر کفری که بر آن بودید باز می‌‌گردانند، آن‌‌گاه زیان‌‌ دیده در دنیا و آخرت می‌‌شوید.

﴿بَلِ اللّهُ مَوْلاَكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِين [آل عمران: ١٥٠]

١٥٠ این کافران اگر از آنها اطاعت کنید، هرگز شما را یاری نخواهند کرد، بلکه الله است که یاور شما در برابر دشمنان‌‌تان است، پس از او فرمان‌‌برداری کنید، و او سبحانه بهترینِ یاور است، زیرا بعد از او به هیچ‌‌کس نیازی ندارید.

﴿سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِين [آل عمران: ١٥١]

١٥١ به‌‌زودی در دل‌‌های کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند ترس شدیدی می‌‌افکنیم، تا نتوانند در پیکار با شما پایداری کنند، زیرا معبودانی را با الله شریک قرار دادند و به پیروی از هوای نفس‌‌شان آنها را عبادت نمودند، که الله هیچ دلیلی در این مورد بر آنها نازل نکرده است، و جایگاه آنها که در آخرت به آن بازمی‌‌گردند همان آتش است، و آتش جایگاه بسیار بدی برای ستمکاران است.

﴿وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُم بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَعَصَيْتُم مِّن بَعْدِ مَا أَرَاكُم مَّا تُحِبُّونَ مِنكُم مَّن يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنكُم مَّن يُرِيدُ الآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِين [آل عمران: ١٥٢]

١٥٢ و در حقیقت، الله پیروزی شما بر دشمنان‌‌تان در روز احد را که به شما وعده داده بود محقق گرداند، آن‌‌گاه که به اذن او تعالی، آنها را به‌‌شدت می‌‌کشتید، تا اینکه ترسیدید و در پایداری بر آنچه که رسول‌‌ج‌‌ شما را به آن امر کرده بود سستی ورزیدید، و در میانِ ماندن در مواضع خویش یا ترک آن و جمع کردن غنیمت‌‌ها اختلاف کردید، و از رسول‌‌ج‌‌ که به شما دستور داده بود در هر حالتی در مواضع خویش بمانید نافرمانی کردید، این امر بعد از آن از شما سر زد که الله پیروزی بر دشمنان‌‌تان را که دوست دارید به شما نشان داد، برخی از شما غنایم دنیا را می‌‌خواهند، و آنها کسانی هستند که مواضع خویش را رها کردند، و برخی از شما ثواب آخرت را می‌‌خواهند، و آنها کسانی هستند که با فرمان‌‌برداری از امر رسول‌‌ج‌‌ در مواضع خویش ماندند، سپس الله آنها را به‌‌سوی شما متوجه ساخت و آنها را بر شما مسلط کرد؛ تا شما را بیازماید و مؤمن شکیبا در برابر مصیبت از کسی‌‌که گامش می‌‌لغزد و نفس ضعیفی دارد متمایز گردد، و الله مخالفت شما با امر رسول‌‌ج‌‌ را بخشیده است و او تعالی نسبت به مؤمنان بسیار بخشنده است، زیرا آنها را به ایمان هدایت کرد، و از بدی‌‌های‌‌شان درگذشت و آنها را در برابر مصیبت‌‌ها پاداش داد.

﴿* إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غُمَّاً بِغَمٍّ لِّكَيْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُون [آل عمران: ١٥٣]

١٥٣- ای مؤمنان- به یاد آورید که در روز احد در زمین دور می‌‌شدید و می‌‌گریختید، آن‌‌گاه که به‌‌سبب مخالفت با امر رسول‌‌ج‌‌ شکست خوردید، و هیچ‌‌یک از شما به دیگری نمی‌‌نگریست، و رسول‌‌ج‌‌ از پشت سر شما درحالی‌‌که میان شما و مشرکان قرار داشت شما را این‌‌گونه فرامی‌‌خواند: بندگان الله به‌‌سوی من بشتابید، بندگان الله به‌‌سوی من بشتابید، پس الله به سزای این کار، با درد و دل‌‌تنگی از اینکه پیروزی و غنیمت را از دست داده بودید مجازات کرد، درد و دل‌‌تنگی دیگری به دنبال آن آورد، به‌‌سبب شایعۀ قتل پیامبر‌‌ج‌‌ که میان شما منتشر گشت، و این مصیبت را بر شما فرو فرستاد تا بر پیروزی و غنیمتی که از دست دادید و قتل و جراحتی که برداشتید اندوه مدارید. پس از اینکه دانستید پیامبر‌‌ج‌‌ کشته نشده است، هر مصیبت و دردی بر شما آسان گشت، و الله به آنچه انجام می‌‌دهید داناست، ذره‌‌ای از احوال قلب‌‌ها و اعمال اعضای شما بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

برخی فواید آیات:

برحذرداشتن از طاعت کفار و حرکت بر اساس خواسته های آنها؛ زیرا سرانجام این کار، زیان در دنیا و آخرت است.

افکندن ترس در دل‌‌های دشمنان الله، یکی از انواع یاری‌‌رساندن الله بر دوستان مؤمن او تعالی است.

از بزرگترین اسباب شکست در نبرد، دلبستگی به دنیا و طمع در غنیمت‌‌های آن، و مخالفت با دستورات فرمانده است.

یکی از دلایل فضیلت صحابه، این است که الله پس از بیان خطای صحابه، آنها را آمرزیده است.|

﴿ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَائِفَةً مِّنكُمْ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُور [آل عمران: ١٥٤]

١٥٤ بعد از این درد و دلتنگی، آرامش و اطمینانی بر شما نازل فرمود، به این صورت که گروهی از شما را – که وعدۀ الله را باور داشتند- را به‌‌سبب اطمینان و آرامشی که در دل‌‌های‌‌شان بود خواب سبکی در برگرفت، و گروهی دیگر که نه اطمینانی به آنها رسید و نه خوابی سبک، همان منافقان هستند که هیچ اندوهی جز سلامتی خودشان ندارند، پس آنها در اضطراب و ترس به سر می‌‌برند، و به الله گمان بد دارند، این گمان که الله به رسولش یاری نمی‌‌رساند و بندگانش را تقویت نمی‌‌کند، همانند ظن اهل جاهلیت که الله را آن‌‌گونه که شایسته است نشناختند، این منافقان به‌‌خاطر جهل به الله می‌‌گویند: خروج برای پیکار، هیچ حق انتخابی نداریم، و اگر اختیار داشتیم خارج نمی‌‌شدیم، - ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: اختیار تمام امور به دست الله است، اوست که هرچه بخواهد مقدر می‌‌کند، و هرچه اراده کند حکم می‌‌گرداند، و او تعالی خروج شما را مقدر کرد. و این منافقان، از شک و بدگمانی‌‌ای که بر تو آشکار نمی‌‌کنند بر خویشتن می‌‌ترسند، چنان‌‌که می‌‌گویند: اگر حق انتخابی در خروج داشتیم، در این مکان نمی‌‌جنگیدیم، - ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: اگر دور از مواضع قتل و مرگ، در خانه‌‌های‌‌تان بودید، به‌‌طور قطع کسانی از شما که الله بر قتل آنها حکم کرده است به‌‌سوی قتل‌‌گاه خویش خارج می‌‌شدند. و الله این حکم راصادر نکرده است مگر به این هدف که نیّات و اهداف قلبی شما را بیازماید، و ایمان و نفاق آن را متمایز سازد، و الله از آنچه در سینه‌‌های بندگانش وجود دارد آگاه است و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْاْ مِنكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُواْ وَلَقَدْ عَفَا اللّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ حَلِيم [آل عمران: ١٥٥]

١٥٥ - ای اصحاب محمد- همانا کسانی از شما که در روز رویارویی با گروه مشرکان و گروه مسلمانان در احد گریختند، شیطان آنها را به‌‌سبب بعضی از گناهانی که کسب کرده بودند لغزاند، و الله از آنها درگذشت و به‌‌سبب فضل و رحمتی از جانب خویش، آنها را مؤاخذه نکرد، زیرا الله نسبت به توبه‌‌کاران آمرزنده است، و ذات بردباری است که در نزول عذاب تعجیل نمی‌‌کند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَقَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُواْ فِي الأَرْضِ أَوْ كَانُواْ غُزًّى لَّوْ كَانُواْ عِندَنَا مَا مَاتُواْ وَمَا قُتِلُواْ لِيَجْعَلَ اللّهُ ذَلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ يُحْيِـي وَيُمِيتُ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِير [آل عمران: ١٥٦]

١٥٦ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، مثل منافقان کافر نباشید، که به خویشاوندان خویش آن‌‌گاه که برای طلب روزی یا جهاد سفر می‌‌کنند و می‌‌میرند یا کشته می‌‌شوند می‌‌گویند: اگر در کنار ما بودید و خارج نمی‌‌شدید، و پیکار نمی‌‌کردید، نمی‌‌مردید و کشته نمی‌‌شدید، الله این اعتقاد را در دل‌‌های‌‌شان قرار داد تا بر پشیمانی و اندوه دل‌‌های‌‌شان بیفزاید. فقط الله است که به ارادۀ خویش زنده می‌‌گرداند و می‌‌میراند، هیچ نشستنی جلوی تقدیر او را نمی‌‌گیرد و هیچ خروجی آن را به تعجیل نمی‌‌اندازد، و الله اعمال شما را می‌‌بیند. اعمال شما بر او پوشیده نمی‌‌ماند و جزای آن را به شما خواهد داد.

﴿وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُون [آل عمران: ١٥٧]

١٥٧- ای مؤمنان- اگر در راه الله کشته شدید یا مردید، به‌‌طور قطع، الله با آمرزشی بزرگ شما را می‌‌آمرزد، و با رحمتی از جانب خویش بر شما رحم می‌‌نماید، این پاداش، از این دنیا و نعمت‌‌های نابودشدنی آن که پیروان دنیا جمع می‌‌کنند بهتر است.

برخی فواید آیات:

جهل به الله متعال و صفات او، اعتقاد باطل و اعمال فاسد را به جای می‌‌گذارد.

اجل‌‌های بندگان، مشخص‌‌ و معین است، دلیری و شجاعت آن را به تعجیل نمی‌‌اندازد و ترس و حرص تأخیری در آن ایجاد نمی‌‌کند.

یکی از سنت‌‌های الله متعال این است که بندگانش را می‌‌آزماید؛ تا ناپاک را از پاک متمایز سازد.

از بزرگترین و گرامی‌‌ترین منازل نزد الله متعال، منازل کسانی است که در راه او تعالی شهید می‌‌شوند.|

﴿وَلَئِن مُّتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لإِلَى الله تُحْشَرُون [آل عمران: ١٥٨]

١٥٨ و اگر در هر حالتی مردید، یا کشته شدید، همگی شما فقط به‌‌سوی الله بازمی‌‌گردید؛ تا جزای اعمال‌‌تان را به شما بدهد.

﴿فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِين [آل عمران: ١٥٩]

١٥٩ - ای پیامبر- به‌‌سبب رحمت بزرگی از جانب الله، با اصحابت نرم‌‌خو شدی و اگر سخن و عمل خشن داشتی و سنگدل بودی، به‌‌طور قطع از اطرافت پراکنده می‌‌شدند، پس از کوتاهی آنها در حق خویش درگذر، و برای‌‌شان طلب آمرزش کن، و در اموری که نیاز به مشورت دارد نظر آنها را جویا شو، پس اگر بعد از مشورت، تصمیم بر انجام کاری گرفتی، آن را انجام بده، و بر الله توکل کن، زیرا الله کسانی را که بر او توکل کنند دوست دارد، پس آنها را توفیق می‌‌دهد و تقویت می‌‌کند.

﴿إِن يَنصُرْكُمُ اللّهُ فَلاَ غَالِبَ لَكُمْ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكِّلِ الْمُؤْمِنُون [آل عمران: ١٦٠]

١٦٠ اگر الله با یاری و پیروزی از جانب خویش شما را تقویت کند، هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند بر شما چیره شود، هر چند تمام مردم زمین علیه شما متحد شوند، و اگر الله شما را یاری نکند و شما را به خودتان واگذارد، بعد از او هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند شما را پیروز گرداند، زیرا پیروزی فقط به دست اوست، و مؤمنان باید فقط به الله، نه هیچ‌‌کس دیگری غیر از او تکیه کنند.

﴿وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَغُلَّ وَمَن يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُون [آل عمران: ١٦١]

١٦١ برای هیچ‌‌یک از پیامبران‌‌ﻹ‌‌ نسزد که با گرفتن چیزی از غنیمت، غیر از آنچه الله به او اختصاص داده است، خیانت ورزد، و هر یک از شما با گرفتن چیزی از غنیمت خیانت کند، این‌‌گونه مجازات می‌‌شود که در روز قیامت رسوا می‌‌گردد، یعنی آنچه را گرفته است در روز قیامت در برابر مردم به دوش می‌‌کشد، سپس به هرکس، جزای آنچه که کسب کرده است به‌‌صورت کامل و بدون کاستی داده می‌‌شود، و با افزودن بر بدی‌‌های‌‌شان و کاستن از نیکی‌‌های‌‌شان به آنها ستم نمی‌‌شود.

﴿أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللّهِ كَمَن بَاء بِسَخْطٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِير [آل عمران: ١٦٢]

١٦٢ نزد الله، کسی‌‌که ایمان و عمل صالح را که رضایت الله با آن به دست می‌‌آید دنبال می‌‌کند، یکسان نیست با کسی‌‌که به الله کفر ورزیده و کارهای بد انجام داده، آنگاه به خشم شدیدی از الله بازگشته، و جایگاهش جهنم است، و جهنم بازگشتگاه و جایگاه بسیار بدی است.

﴿هُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ اللّهِ واللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُون [آل عمران: ١٦٣]

١٦٣ آنها در دنیا و آخرت منازل متفاوتی دارند، و الله اعمال آنها را می‌‌بیند، ذره‌‌ای بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و هرکس را به‌‌سبب عملش جزا خواهد داد.

﴿لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِين [آل عمران: ١٦٤]

١٦٤ الله به مؤمنان نعمت بخشیده و به آنها نیکی کرده است، آن‌‌گاه که رسولی از جنس خودشان به میان آنها فرستاد، که قرآن را بر آنها می‌‌خواند، و آنها را از شرک و اخلاق‌‌های پست پاک می‌‌گرداند، و قرآن و سنت به آنها می‌‌آموزاند، درحالی‌‌که قبل از بعثت این رسول، در گمراهی آشکاری از هدایت و راه راست قرار داشتند.

﴿أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُم مِّثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَـذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِندِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [آل عمران: ١٦٥]

١٦٥ - ای مؤمنان- آیا آن‌‌گاه که در احد مصیبتی بر شما رسید و درهم شکستید، و برخی از شما کشته شدند، درحالی‌‌که دو برابر آن از کشته‌‌شده‌‌ها و اسیران را در روز بدر بر دشمن‌‌تان وارد کردید، گفتید: این مصیبت از کجا بر ما وارد شد درحالی‌‌که مؤمن هستیم، و پیامبر الله در میان ما قرار دارد؟! – ای پیامبر- بگو: این مصیبت به‌‌سبب اعمال خودتان به شما رسید آن‌‌گاه که با یکدیگر به نزاع پرداختید، و از رسول‌‌ج‌‌ نافرمانی کردید، همانا الله بر انجام هر کاری تواناست؛ پس هرکس را بخواهد پیروز می‌‌گرداند و هرکس را بخواهد خوار می‌‌کند.

برخی فواید آیات:

پیروزی حقیقی از جانب الله متعال است؛ زیرا او ذات قدرتمندی است که کسی را یارای جنگیدن با او نیست و ذات شکست‌‌ناپذیری است که هرگز مغلوب نمی‌‌شود.

حال کسی‌‌که از هدایت الله پیروی و به آن عمل کند با حال کسی‌‌که روی گرداند و آن را تکذیب کند در دنیا یکسان نیست، چنان‌‌که در آخرت نیز جایگاه متفاوتی دارند.

هر مصیبت و بلایی که بر بنده وارد می‌‌شود به‌‌سبب گناهانش، و گاهی برای آزمایش و بالابردن درجات اوست. این امر درحالی است که الله بسیاری از گناهان را می‌‌بخشد.|

﴿وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِين [آل عمران: ١٦٦]

١٦٦ و قتل و جراحت و شکستی که در روز احد هنگام رویارویی گروه شما و گروه مشرکان، بر شما وارد شد، بر اساس حکمتی فراگیر و به اذن و تقدیر الله متعال بود؛ تا مؤمنان راستین را آشکار گرداند.

﴿وَلْيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُواْ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ قَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَوِ ادْفَعُواْ قَالُواْ لَوْ نَعْلَمُ قِتَالاً لاَّتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلإِيمَانِ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُون [آل عمران: ١٦٧]

١٦٧ و منافقانی را آشکار کند که وقتی به آنها گفته شد: در راه الله پیکار کنید، یا [حداقل] با افزودن بر تعداد مسلمانان دفاع کنید، گفتند: اگر می‌‌دانستیم که پیکاری وجود دارد از شما پیروی می‌‌کردیم، اما به نظر ما میان شما و میان آن گروه پیکاری واقع نمی‌‌شود. حال‌‌شان در آن هنگام، به آنچه که بر کفرشان دلالت می‌‌کند نزدیک‌‌تر بود تا آنچه که بر ایمان‌‌شان دلالت دارد. آنچه را که در دل‌‌های‌‌شان نیست بر زبان می‌‌رانند، درحالی‌‌که الله از آنچه در سینه‌‌های‌‌شان پنهان می‌‌کنند آگاه است و آنها را به‌‌خاطر آن مجازات خواهد کرد.

﴿الَّذِينَ قَالُواْ لإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُواْ لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا قُلْ فَادْرَؤُوا عَنْ أَنفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [آل عمران: ١٦٨]

١٦٨ آنها کسانی هستند که از پیکار تخلف کردند، و به خویشاوندان‌‌شان که در روز احد آسیب دیدند گفتند: اگر آنها از ما اطاعت می‌‌کردند و برای پیکار خارج نمی‌‌شدند، کشته نمی‌‌شدند. - ای پیامبر- در پاسخ به آنها بگو: اگر در این ادعا که می‌‌گویید اگر آنها از ما اطاعت می‌‌کردند کشته نمی‌‌شدند و اینکه سبب نجات شما از مرگ، نرفتن به جهاد در راه الله متعال است راستگو هستید، هرگاه مرگ شما را فراگرفت آن را از خودتان دور کنید.

﴿وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون [آل عمران: ١٦٩]

١٦٩ و – ای پیامبر- گمان مبر کسانی‌‌که در جهاد در راه الله کشته شده‌‌اند مرده هستند، بلکه آنها زندگی ویژه‌‌ای نزد پروردگارشان در سرای گرامی او دارند، و از انواع نعمت‌‌هایی که جز الله کسی از آنها آگاهی ندارد روزی داده می‌‌شوند.

﴿فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون [آل عمران: ١٧٠]

١٧٠ سعادت، آنها را پوشانیده و شادی، آنها را به‌‌صورت کامل فرا گرفته است، به‌‌سبب آنچه که الله از فضل خویش بر آنها نعمت بخشیده است. آرزو می‌‌کنند و انتظار می‌‌کشند که برادران‌‌شان که در دنیا مانده‌‌اند به آنها بپیوندند، که اگر آنها در جهاد کشته شوند، به فضلی که به آنها داده شد دست می‌‌یابند، و در امر آخرت که در پیش‌‌رو دارند ترسی بر آنها نیست، و بر آنچه که از بهرۀ دنیا از دست داده‌‌اند اندوهگین نیستند.

﴿* يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِين [آل عمران: ١٧١]

١٧١ و علاوه بر این، به پاداش بزرگی که از جانب الله انتظار می‌‌برند، و افزودۀ بزرگی بر این ثواب و اینکه او تعالی مزد مؤمنان به خویش را تباه نمی‌‌سازد، بلکه مزدهای‌‌شان را به‌‌صورت کامل به آنها می‌‌دهد و افزون بر آن نیز به آنها می‌‌بخشد، شادی می‌‌کنند.

﴿الَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِلّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِينَ أَحْسَنُواْ مِنْهُمْ وَاتَّقَواْ أَجْرٌ عَظِيم [آل عمران: ١٧٢]

١٧٢ کسانی‌‌که امر الله و رسولش را اجابت کردند آن‌‌گاه که به خروج برای پیکار در راه الله و رویارویی با مشرکان در غزوۀ «حمراء الأسد» که بعد از غزوۀ اُحد و پس از اینکه جراحت‌‌هایی در روز احد به آنها وارد شد، فراخوانده شدند، امّا جراحت‌‌های‌‌شان آنها را از لبیک‌‌گفتن به ندای الله و رسولش بازنداشت. کسانی از آنها که اعمال صالح انجام دادند و تقوای الله را با اجرای اوامر و پرهیز از نواهی‌‌اش پیشه کردند، مزد بزرگی نزد الله دارند که همان بهشت است.

﴿الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيل [آل عمران: ١٧٣]

١٧٣ همان کسانی‌‌که برخی از مشرکان به آنها گفتند: همانا قریش با رهبری ابوسفیان گروه‌‌های زیادی برای جنگ با شما و نابودی تان گرد آورده‌‌اند، پس بترسید و از رویارویی با آنها بپرهیزید، اما این سخن و ترساندن، بر باور و ایمان آنها به الله و اعتماد به وعده‌‌اش افزود، آن‌‌گاه برای رویارویی با قریش خارج شدند درحالی‌‌که می‌‌گفتند: الله متعال برای ما کافی است، و او بهترین کسی است که کارمان را به او واگذار می‌‌کنیم.

برخی فواید آیات:

یکی از سنت‌‌های الله متعال این است که بندگانش را می‌‌آزماید؛ تا مؤمن حقیقی را از منافق متمایز سازد و راستگو را از دروغگو مشخص گرداند.

بزرگی جایگاه جهاد و شهادت در راه الله و ثواب اهل آن نزد الله متعال که آنها را در بالاترین منازل جای می‌‌دهد.

فضیلت صحابه و بیان جایگاه والای آنها در دنیا و آخرت؛ به این سبب که جان و اموال‌‌شان را در راه الله متعال بخشیدند.|

﴿فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللّهِ وَاللّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيم [آل عمران: ١٧٤]

١٧٤ پس از خروج به‌‌سوی «حمراء الأسد» با پاداش بزرگی از جانب الله، و افزودن در درجات‌‌شان، و نجات از دشمن‌‌شان ‌‌که قتل و جراحتی بر آنها وارد نشده بود بازگشتند، و پایبندی به طاعت الله و پرهیز از نافرمانی او که الله را از آنها راضی می‌‌گرداند پیروی کردند، و الله دارای فضل بزرگی بر بندگان مؤمن خویش است.

﴿إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين [آل عمران: ١٧٥]

١٧٥ همانا شیطان ترسانندۀ شماست و شما را از یاران و دستیارانش می‌‌ترساند، پس از آنها نترسید؛ زیرا آنها هیچ قدرت و توانی بر شما ندارند، و با طاعتِ الله فقط از او بترسید، اگر واقعا به او ایمان دارید.

﴿وَلاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئاً يُرِيدُ اللّهُ أَلاَّ يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيم [آل عمران: ١٧٦]

١٧٦- ای رسول- منافقانی که با بازگشت به پشت سرشان، در کفر می‌‌کوشند تو را اندوهگین نسازند؛ زیرا آنها هیچ زیانی به الله نخواهند رساند، بلکه با دوری خویش از ایمان به الله و طاعت او، فقط به خودشان زیان می‌‌رسانند، الله می‌‌خواهد که با یاری‌‌نرساندن و عدم توفیق آنها، سهمی از نعمت‌‌های آخرت برای‌‌شان نباشد، و در آخرت برای آنها عذاب بزرگی در آتش است.

﴿إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ لَن يَضُرُّواْ اللّهَ شَيْئًا وَلهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [آل عمران: ١٧٧]

١٧٧ قطعاً کسانی‌‌که کفر را با ایمان عوض کردند، ذره‌‌ای به الله آسیب نمی‌‌رسانند، بلکه به خودشان آسیب می‌‌رسانند، و عذاب دردآوری در آخرت برای‌‌شان است.

﴿وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِين [آل عمران: ١٧٨]

١٧٨ و کسانی‌‌که به پروردگارشان کفر ورزیدند، و با حکم او دشمنی کردند، نباید گمان کنند که مهلت‌‌دادن به آنها و طولانی‌‌شدن عمرشان بر کفری که بر آن هستند، برای‌‌شان خوب است. این امر آن‌‌گونه که آنها گمان می‌‌کنند نیست، بلکه به آنها مهلت می‌‌دهیم فقط برای اینکه با ارتکاب گناهان زیاد، بر گناهان خویش بیفزایند و عذاب خوارکننده‌‌ای برای‌‌شان است.

﴿مَّا كَانَ اللّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَكِنَّ اللّهَ يَجْتَبِي مِن رُّسُلِهِ مَن يَشَاء فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيم [آل عمران: ١٧٩]

١٧٩ - ای مؤمنان- از حکمت الله نیست که شما را بر آنچه که بر آن هستید از اختلاط با منافقان و عدم تمایز شما و مشخص‌‌نکردن مؤمنان حقیقی رها کند، تا شما را با انواع تکالیف و آزمایش‌‌ها متمایز گرداند، تا مؤمن پاک از منافق ناپاک مشخص گردد. و از حکمت الله نیست که شما را از غیب آگاه گرداند تا مؤمن و منافق را از یکدیگر تشخیص دهید، بلکه الله هر یک از رسولانش را که بخواهد برمی‌‌گزیند، آن‌‌گاه او را بر بخشی از غیب آگاه می‌‌گرداند؛ چنان‌‌که پیامبرش محمد‌‌ج‌‌ را بر حال منافقان آگاه گرداند، پس ایمان‌‌تان به الله و رسولش را عملی کنید، و اگر ایمان حقیقی بیاورید و از الله با اجرای اوامرش و ترک نواهی‌‌اش بترسید، پاداش بزرگی نزد الله دارید.

﴿وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَّهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَّهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُواْ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلِلّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِير [آل عمران: ١٨٠]

١٨٠ و کسانی‌‌که در نعمت‌‌هایی که الله از فضل خویش بر آنها ارزانی داشته بخل می‌‌ورزند و حق الله در آن را بازمی‌‌دارند، نباید گمان کنند که این امر برای‌‌شان خوب است، بلکه این کار برای‌‌شان بد است؛ زیرا آنچه که در آن بخل ورزیدند، طوقی خواهد شد که در روز قیامت در گردن‌‌های‌‌شان افکنده می‌‌شود و با آن عذاب می‌‌گردند، و آنچه در آسمان‌‌ها و زمین است فقط به‌‌سوی الله بازمی‌‌گردد، و او تعالی پس از نابودی تمام مخلوقاتش زنده است، و الله از جزئیات اعمال شما آگاه است، و در قبال آن به شما جزا خواهد داد.

برخی فواید آیات:

سزاوار است که مؤمن به تهدید شیطان که او را از دستیاران و یاران کافرش می‌‌ترساند توجهی نکند؛ زیرا تمام امور در اختیار الله متعال است.

سزاوار نیست بنده از اینکه الله به او مهلت می‌‌دهد فریب بخورد، بلکه باید تا زمانی‌‌که مهلت دارد و هنوز مهلتش سپری نشده است، به سرعت توبه کند.

بخیلی که دیگران را از نعمت‌‌های که الله به او بخشیده است محروم می‌‌کند، در حقیقت به خودش ضرر رسانیده است چون خویشتن را از تجارت با اللهِ بسیار گرامی و بخشنده محروم کرده و در برابر عذاب روز قیامت قرار داده است.|

﴿لَّقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاء سَنَكْتُبُ مَا قَالُواْ وَقَتْلَهُمُ الأَنبِيَاء بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيق [آل عمران: ١٨١]

١٨١ به‌‌راستی که الله سخن یهود را شنید آن‌‌گاه که گفتند: «الله فقیر است که از ما قرض می‌‌خواهد، و ما به‌‌سبب اموالی که داریم، ثروتمند هستیم»، این بهتان بزرگ و افترا بر پروردگارشان و کشتن پیامبران‌‌شان به ناحق توسط آنها، را خواهیم نوشت، و به آنها خواهیم گفت: عذاب سوزان در آتش را بچشید.

﴿ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيد [آل عمران: ١٨٢]

١٨٢- ای یهود- این عذاب به‌‌سبب گناهان و رسوایی‌‌هایی است که از پیش فرستادید و به اینکه الله به هیچ‌‌یک از بندگانش ستم نمی‌‌کند.

﴿الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلاَّ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىَ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ قُلْ قَدْ جَاءكُمْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [آل عمران: ١٨٣]

١٨٣ آنها کسانی هستند که از روی دروغ و افترا گفتند: همانا الله در کتاب‌‌هایش و بر زبان پیامبرانش به ما سفارش کرده است که به هیچ رسولی ایمان نیاوریم تا اینکه چیزی که سخنش را تصدیق می‌‌کند بیاورد، و آن چیز این است که با صدقه‌‌ای به‌‌سوی الله تقرب جوید و آتشی که از آسمان فرود می‌‌آید آن را می‌‌سوزاند، پس در نسبت‌‌دادن این سفارش به الله، و در منحصر کردن دلایل راستگویی رسولان به آنچه بیان کردند، بر او تعالی دروغ بستند، و به همین دلیل، الله به پیامبرش محمد‌‌ج‌‌ امر کرد که به آنها بگوید: قبل از من، رسولانی با دلایل آشکار بر راستگویی‌‌شان، و با قربانی‌‌ای که بیان کردید که آتشی از آسمان آن را می‌‌سوزاند، آمده‌‌اند، پس چرا آنها را تکذیب کردید و به قتل رساندید، اگر در گفتارتان راستگو هستید؟!

﴿فَإِن كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ جَاؤُوا بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَالْكِتَابِ الْمُنِير [آل عمران: ١٨٤]

١٨٤- ای پیامبر- اگر تو را تکذیب کردند، اندوه مدار؛ زیرا این کار عادت کافران است؛ رسولان زیادی قبل از تو که دلایل آشکار، و کتاب‌‌هایی شامل اندرزها و اسرار و رموز، و کتاب هدایتگر به احکام و شرایع بود در آن، آورده بودند نیز تکذیب شدند.

﴿كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَما الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرُور [آل عمران: ١٨٥]

١٨٥ هر نفسی هر اندازه که زندگی‌‌اش طولانی شود، به ناچار مرگ را می‌‌چشد، پس هیچ مخلوقی نباید فریب این دنیا را بخورد، و در روز قیامت مزدهای اعمال‌‌تان به‌‌صورت کامل و بدون کاستی به شما داده می‌‌شود، هرکس که الله او را از آتش دور گرداند و به بهشت درآورد، به تحقیق به خیری که امید دارد رسیده است و از شری که می‌‌ترسد نجات یافته است، و زندگانی دنیا جز کالایی نابودشدنی نیست، و جز شخص فریب‌‌خورده، کسی به آن دل نمی‌‌بندد.

﴿* لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَذًى كَثِيرًا وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُور [آل عمران: ١٨٦]

١٨٦- ای مؤمنان- به‌‌طور قطع با ادای حقوق واجب در مال و با آسیبی که بر آن وارد می‌‌شود، آزموده خواهید شد، و در خودتان با انجام تکالیف شریعت و مصیبت‌‌های گوناگونی که بر شما فرو فرستاده می‌‌شود آزمایش خواهید شد، و به‌‌طور قطع از کسانی‌‌که قبل از شما به آنها کتاب‌‌ها داده شده است و از کسانی‌‌که شرک ورزیدند، سخنان زیادی خواهید شنید که با عیبجویی از شما و دین‌‌تان شما را آزار می‌‌رساند، و اگر در برابر مصیبت‌‌ها و آزمایش‌‌های مختلفی که به شما می‌‌رسد شکیبایی کنید، و با انجام اوامر و ترک نواهی الله، تقوای او تعالی را پیشه کنید، این کار از اموری است که به اتخاذ تصمیم جدی نیاز دارد و مسابقه‌‌دهندگان در آن کار مسابقه می‌‌دهند.

برخی فواید آیات:

یکی از اعمال بد و اخلاق ناپسند یهودیان، دشمنی با پیامبران با تکذیب و قتل است.

هر رستگاری‌‌ای در دنیا، ناقص است و رستگاری کامل فقط با نجات از آتش و ورود به بهشت در آخرت حاصل می‌‌گردد.

یکی از انواع آزمایش‌‌ها، آسیبی است که در دین و جان مؤمنان از جانب اهل کتاب و مشرکان وارد می‌‌شود. و در چنین حالتی، شکیبایی و تقوای الله متعال واجب است.|

﴿وَإِذَ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْاْ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُون [آل عمران: ١٨٧]

١٨٧ و – ای پیامبر- به یاد آور آن‌‌گاه که الله پیمان محکم از علمای اهل کتاب یهود و نصاری گرفت، که حتماً باید کتاب الله را برای مردم توضیح دهند و هدایت موجود در آن و آنچه را که در آن بر نبوت محمد‌‌ج‌‌ دلالت می‌‌کند کتمان نکنند، اما آنها کاری نکردند جز اینکه این پیمان را به دور انداختند، و به آن توجهی نکردند، پس حق را کتمان و باطل را آشکار کردند، و پیمان الله را به بهای ناچیزی مانند مقام و مالی که گاهی به آن می‌‌رسند عوض کردند، این بهایی که آن را با پیمان الله عوض کردند بسیار بد است.

﴿لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِمَا أَتَواْ وَّيُحِبُّونَ أَن يُحْمَدُواْ بِمَا لَمْ يَفْعَلُواْ فَلاَ تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفَازَةٍ مِّنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [آل عمران: ١٨٨]

١٨٨ - ای پیامبر- کسانی‌‌که به اعمال ناپسند شان شادمانند، و دوست دارند مردم آنها را به‌‌سبب خیری که انجام نمی‌‌دهند ستایش کنند، هرگز گمان مبر که آنها از عذاب نجات می‌‌یابند و سالم می‌‌مانند، بلکه مکان آنها جهنم است و در آنجا عذابی دردناک برای‌‌شان است.

﴿وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [آل عمران: ١٨٩]

١٨٩ و فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین و مخلوقات و تدبیری که در آن دو است، فقط از آنِ الله است، و الله بر هر چیزی تواناست.

﴿إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَاب [آل عمران: ١٩٠]

١٩٠ همانا در ایجاد آسمان‌‌ها و زمین از عدم و بدون مثال قبلی، و در از پی یکدیگر آمدن شب و روز، و تفاوت آن دو از نظر طولانی و کوتاهی مدت؛ دلایل آشکاری برای صاحبان عقل سلیم است، که آنها را به آفریدگار هستی که سزاوار است به یگانگی عبادت شود راهنمایی می‌‌کند.

﴿الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّار [آل عمران: ١٩١]

١٩١ آنها کسانی هستند که در هر حالتی، ایستاده، نشسته و به پهلو آرمیده، الله را یاد می‌‌کنند، و فکرشان را در آفرینش آسمان‌‌ها و زمین به کار می‌‌گیرند؛ درحالی‌‌که می‌‌گویند: پروردگارا! این آفرینش بزرگ را بیهوده نیافریدی، از بیهودگی پاک هستی، پس ما را با توفیق بر انجام اعمال صالح و محافظت از بدی‌‌ها، از آتش دور گردان.

﴿رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَار [آل عمران: ١٩٢]

١٩٢ - پروردگارا- زیرا تو اگر هرکس از مخلوقات خویش را بر آتش درآوری، به راستی که او را خوار و رسوا ساخته‌‌ای، و ستمکاران در روز قیامت یاورانی ندارند که عذاب و مجازات الله را از آنها دفع کند.

﴿رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَار [آل عمران: ١٩٣]

١٩٣ پروردگار ما! همانا ما ندای دعوتگری به‌‌سوی ایمان – یعنی پیامبرت محمد‌‌ج‌‌ - را شنیدیم که این‌‌گونه دعوت می‌‌داد: به الله پروردگارتان به عنوان معبودی یگانه ایمان آورید، پس به آنچه به‌‌سوی آن دعوت می‌‌داد ایمان آوردیم، و از شریعت او پیروی کردیم، پس گناهان‌‌مان را بپوشان و ما را رسوا مگردان، و از بدی‌‌های‌‌مان درگذر و ما را به آن مؤاخذه نکن، و ما را همراه صالحان با توفیق بر انجام کارهای نیک و ترک بدی‌‌ها، بمیران.

﴿رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَاد [آل عمران: ١٩٤]

١٩٤ پروردگارا، هدایت و پیروزی در دنیا را که بر زبان رسولانت به ما وعده داده بودی، به ما عطا کن، و در روز قیامت ما را با ورود در آتش رسوا مگردان، زیرا تو – پروردگارا- بخشنده‌‌ای هستی که در وعده‌‌ات خلاف نمی‌‌کنی.

برخی فواید آیات:

از صفات علمای سوء اهل کتاب: کتمان علم، پیروی از هوای نفس، شادمانی به‌‌سبب ستایش مردم درحالی‌‌که نهان‌‌ها و افعال بدی دارند.

اندیشیدن در مخلوقات الله متعال، در آسمان‌‌ها و زمین و از پی هم آمدن زمان‌‌ها، یقین به عظمت الله و خشوع کامل در برابر او را به جای می‌‌گذارد.

دعا به درگاه الله متعال و فروتنی قلب در برابر او تعالی، از کامل‌‌ترین مظاهر بندگی است.|

﴿فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَاب [آل عمران: ١٩٥]

١٩٥ پس پروردگارشان این‌‌گونه به دعای‌‌شان پاسخ داد که: من پاداش اعمال‌‌تان را، کم باشد یا زیاد تباه نمی‌‌سازم، فرقی نمی‌‌کند که عامل مرد باشد یا زن؛ زیرا حکم شما در آیین یکی است، برای هیچ مردی افزوده نمی‌‌شود، و از هیچ زنی کاسته نمی‌‌شود، پس کسانی‌‌که در راه الله مهاجرت کردند، و کفار آنها را از خانه‌‌های‌‌شان بیرون راندند، و در راه طاعت پروردگارشان آسیب دیدند، و در راه الله جنگیدند و کشته شدند - تا سخن الله برتر باشد- به‌‌طور قطع در روز قیامت بدی‌‌های‌‌شان را می‌‌آمرزم، و از آنها درمی‌‌گذرم، و آنها را به بهشت‌‌هایی که از زیر کاخ‌‌های‌‌شان رودها جاری است درمی‌‌آورم، این پاداشی از جانب الله است، و الله جزای نیکو و بی‌‌همتایی دارد.

﴿لاَ يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فِي الْبِلاَد [آل عمران: ١٩٦]

١٩٦- ای پیامبر- جابجایی و توانایی کافران در شهرها و تجارت‌‌ها و ثروت زیادشان، تو را نفریبد تا از حال آنها غمگین و اندوه‌‌زده شوی.

﴿مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَاد [آل عمران: ١٩٧]

١٩٧ زیرا این دنیا، کالایی اندک است و دوام ندارد، سپس سرانجام آنها که در روز قیامت به آن بازمی‌‌گردند: جهنم است و آتش، بستر بسیار بدی برای‌‌شان است.

﴿لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلاً مِّنْ عِندِ اللّهِ وَمَا عِندَ اللّهِ خَيْرٌ لِّلأَبْرَار [آل عمران: ١٩٨]

١٩٨ اما کسانی‌‌که با اجرای اوامر و ترک نواهی پروردگارشان تقوای او را پیشه کردند، بهشت‌‌هایی برای‌‌شان است که از زیر کاخ‌‌های آنها رودها جاری است، برای همیشه در آن می‌‌مانند، جزای آماده‌‌ای نزد الله متعال دارند، و آنچه که الله برای بندگان نیکوکارش آماده کرده است، بهتر و برتر از لذت‌‌های دنیاست که کافران در آن به سر می‌‌برند.

﴿وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَن يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلّهِ لاَ يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَـئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَاب [آل عمران: ١٩٩]

١٩٩ اهل کتاب یکسان نیستند؛ زیرا گروهی از آنها به الله و حق و هدایتی که بر شما فرو فرستاده شده است، و به آنچه در کتاب‌‌های‌‌شان بر آنها نازل شده است ایمان دارند، میان رسولان الله تفاوت نمی‌‌گذارند، درحالی‌‌که در برابر الله فروتن و متواضع هستند، با امید به آنچه نزد الله است، آیات الله را با بهای اندکی از کالای دنیا عوض نمی‌‌کنند، اینان ثواب بزرگی نزد پروردگارشان دارند؛ همانا الله اعمال را سریع مورد محاسبه قرار می‌‌دهد و زود جزای آنها را می‌‌دهد.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون [آل عمران: ٢٠٠]

٢٠٠ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، بر تکالیف شریعت، و مصیبت‌‌های دنیا که به شما می‌‌رسد شکیبایی کنید، و در شکیبایی، بر کفار غلبه کنید تا از شما شکیباتر نباشند، و برای جهاد در راه الله به پا خیزید، و با انجام اوامر و اجتناب از نواهی الله، تقوای او تعالی را پیشه کنید، باشد که به مطلوب خویش که رهایی از آتش و ورود به بهشت است دست یابید.

برخی فواید آیات:

آسیبی که در راه الله بر مؤمن می‌‌رسد که او را به هجرت و خروج و جهاد وامی‌‌دارد، از بزرگترین اسباب پوشاندن گناهان و افزایش پاداش‌‌هاست.

مال و کالایی که گاهی کافر در دنیا از آن بهره‌‌مند می‌‌شود معیار نیست، اگرچه که زیاد باشد؛ زیرا دنیا نابودشدنی است، بلکه معیار حقیقی، سرانجام او در سرای جاویدان آخرت است.

برخی اهل کتاب، به حقیقتی که در کتاب‌‌های‌‌شان موجود است گواهی می‌‌دهند، آن‌‌گاه به آنچه بر آنها نازل شده و آنچه بر مؤمنان نازل شده است ایمان می‌‌آورند؛ اینان دوبار مزد می‌‌گیرند.

شکیبایی بر حق، و جنگیدن با تکذیب‌‌ کنندگان حق، و جهاد در راه آن، راه رستگاری در آخرت است.|

سوره النساء

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

ساماندهی جامعۀ اسلامی از داخل، از طریق حفظ حقوق اجتماعی و مالی، برای برچیدن پس‌‌مانده‌‌های جاهلیت و تمرکز بر حقوق زنان و ضعیفان.

تفسیر:

وجه تسمیۀ سوره این است که واژۀ نساء (زنان) و بیان مفصل بسیاری از احکام آنها در آن آمده است.

﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا [النساء: ١]

١ ای مردم، از پروردگارتان بترسید، زیرا او ذاتی است که شما را از یک نفس که پدرتان آدم است آفرید، و از آدم، جفت او حوا مادر شما را آفرید، و از آن دو، در جهات چهارگانۀ زمین، مرد و زن‌‌های زیادی پراکنده ساخت، و از همان الله بترسید که به نام او از یکدیگر درخواست می‌‌کنید به این نحو که می‌‌گویید: به نام الله از تو می‌‌خواهم که فلان کار را انجام دهی، و از قطع رابطه‌‌های خویشاوندی بترسید که پیوندهای میان شما را برقرار می‌‌کند، همانا الله بر شما نگهبان است، چنان‌‌که ذره‌‌ای از اعمال شما از دست او بیرون نمی‌‌رود، بلکه اعمال‌‌تان را برمی‌‌شمارد و جزای آنها را به شما می‌‌دهد.

﴿وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا [النساء: ٢]

٢- ای مجریان وصیت- وقتی که یتیمان (کسانی‌‌که قبل از سن بلوغ پدران‌‌شان را از دست داده‌‌اند) بالغ و رشید شدند، اموال‌‌شان را به‌‌صورت کامل به آنها بدهید، و حرام را با حلال عوض نکنید؛ به اینکه از اموال خوب و گرانبهای یتیمان بگیرید، و به جای آن از اموال پست و کم‌‌ارزش خویش بپردازید، و اموال یتیمان را همراه با اموال خودتان مگیرید که این کار، گناه بزرگی نزد الله است.

﴿وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُوا [النساء: ٣]

٣ و اگر ترسیدید که پس از ازدواج با دختران یتیمی که تحت سرپرستی شما هستند، به دلیل ترس از کاستن از مهریه‌‌های واجب آنها، یا بدرفتاری با آنها، عدالت را برقرار نکنید، پس آنها را رها کنید و با زنان پاک دیگر ازدواج کنید، اگر خواستید که با دو یا سه یا چهار زن ازدواج کنید؛ اما اگر ترسیدید که میان آنها عدالت برقرار نکنید به یک زن بسنده کنید، یا از کنیزانی که در ملکیت شما هستند بهره بگیرید؛ زیرا آنها حقوقی مانند حقوق همسران ندارند، این امر که در مورد یتیمان و اکتفا بر ازدواج با یک زن یا بهره‌‌گیری از کنیزان آمده، نزدیک‌‌تر است به اینکه ستم نکنید و منحرف نشوید.

﴿وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَّرِيئًا [النساء: ٤]

٤ و مهریه‌‌های زنان را به عنوان هدیه‌‌ای واجب به آنها بدهید، پس اگر خودشان با رضایت قلبی و بدون اجبار، مقداری از مهریه را بر شما بخشیدند، آن را گوارا و مباح بخورید.

﴿وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيَاماً وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا [النساء: ٥]

٥ و – ای اولیا- اموال را به کسانی‌‌که نمی‌‌توانند در آن به خوبی تصرف کنند ندهید، زیرا الله این اموال را سبب اقامۀ مصالح و امور معاش بندگان قرار داده است، چنین افرادی صلاحیت تصرف در اموال و حفظ آن را ندارند، و از این اموال بر آنها انفاق کنید و آنها را بپوشانید، و سخنی پاکیزه به آنها بگویید، و به آنها وعدۀ نیکو دهید که وقتی به رشد و تصرف نیکو دست یافتند اموال‌‌شان را به آنها تقدیم می‌‌کنید.

﴿وَابْتَلُواْ الْيَتَامَى حَتَّىَ إِذَا بَلَغُواْ النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَن يَكْبَرُواْ وَمَن كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَن كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُواْ عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللّهِ حَسِيبًا [النساء: ٦]

٦ - ای اولیا- یتیمان را وقتی به سن بلوغ رسیدند با دادن بخشی از اموال‌‌شان که در آن تصرف کنند، بیازمایید، اگر در آن به خوبی تصرف کردند و رشد آنها بر شما آشکار شد، پس اموال‌‌شان را به‌‌صورت کامل و بدون کاستی به آنها تحویل بدهید، و بیش از حدی که الله از اموال آنها هنگام نیاز برای شما اجازه داده است از اموال‌‌شان نخورید، و از ترس اینکه وقتی بالغ شدند اموال‌‌شان را از شما می‌‌گیرند در خوردن آن شتاب مکنید، هر یک از شما ثروتی دارد که او را بی‌‌نیاز می‌‌گرداند، باید از گرفتن از مال یتیم خودداری کند، و هر یک از شما که فقیر و بدون ثروت است، به مقدار نیازش باید از آن بخورد، و هرگاه پس از بلوغ و تشخیص رشد آنها، اموال‌‌شان را به آنها تحویل دادید، برای حفظ حقوق و جلوگیری از اسباب اختلاف، برای این تحویل گواه بگیرید، و الله به عنوان گواه بر این کار، و حسابگر بندگانش در قبال اعمال‌‌شان، کافی است.

برخی فواید آیات:

اساسی که تمام انسان‌‌ها به آن بازمی‌‌گردند یکی است، پس باید از پروردگارشان که آنها را آفرید بترسند، و به یکدیگر مهربانی کنند.

الله به نیکوکاری با زنان و یتیمان ضعیف سفارش کرده است، یعنی باید با عدالت و بخشش با آنان رفتار کرد.

جواز تعدد همسران تا چهار زن، به شرط برقراری عدالت میان آنها و توانایی بر انجام حقوق واجب آنها است.

مشروعیت حَجر بر سَفیه (کم خِرَد) که نمی‌‌تواند به خوبی در اموالش تصرف کند، به‌‌خاطر مصلحت خود او و محافظت مال از نابودی است؛ زیرا مصالح دنیا به مال استوار است.|

﴿لِّلرِّجَالِ نَصيِبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا [النساء: ٧]

٧ برای مردان از آنچه که پدر و مادر و خویشاوندان مانند برادران و عموها پس از مرگ‌‌شان به جای می‌‌گذارند، کم باشد یا زیاد، سهمی است، و برای زنان نیز از آنچه که این افراد به جای می‌‌گذارند سهمی است؛ برخلاف آنچه در زمان جاهلیت وجود داشت که زنان و کودکان از میراث محروم بودند، این سهم، حقی واجب از جانب الله متعال است که مقدار آن مشخص شده است.

﴿وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُوْلُواْ الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَقُولُواْ لَهُمْ قَوْلاً مَّعْرُوفًا [النساء: ٨]

٨ و اگر هنگام تقسیم ترکه، کسانی از خویشاوندان و یتیمان و فقرا که وارث نیستند حاضر بودند؛ - بنا بر استحباب- از این مال قبل از تقسیم، مقداری را که دل‌‌های‌‌تان به آن رضایت دارد به آنها بدهید؛ زیرا به میراث که بدون رنج به شما رسیده است چشم دارند، و با آنها به نیکویی و پسندیده سخن بگویید.

﴿وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُواْ مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُواْ عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللّهَ وَلْيَقُولُواْ قَوْلاً سَدِيدًا [النساء: ٩]

٩ کسانی‌‌که اگر بمیرند فرزندانی خردسال و ضعیف از خود برجای می‌‌گذارند، بترسند از اینکه فرزندان‌‌شان تباه شوند، باید در مورد یتیمانی که تحت سرپرستی آنها هستند نیز از الله بترسند و به آنها ستم نکنند، تا الله پس از مرگ آنها کسی را برای‌‌شان قرار دهد تا به فرزندان‌‌شان نیکی کند همان‌‌گونه که آنها نیکی کردند، و باید در حق فرزندان کسی‌‌که در وصیت او حاضر هستند نیکی کنند؛ یعنی سخنی درست به آنها بگویند به این‌‌ ترتیب که در وصیت خود به حق ورثه‌‌اش پس از مرگ خویش ستم نکند، و خودش را با ترک وصیت از خیر محروم نگرداند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا [النساء: ١٠]

١٠ همانا کسانی‌‌که اموال یتیمان را می‌‌گیرند، و از روی ستم و تجاوز در آن تصرف می‌‌کنند، آتشی شعله‌‌ور در شکم‌‌های‌‌شان وارد می‌‌کنند، و در روز قیامت آنها را خواهد سوزاند.

﴿يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ فَإِن كُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ يَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُكُمْ وَأَبناؤُكُمْ لاَ تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيما حَكِيمًا [النساء: ١١]

١١ الله در مورد میراث فرزندان‌‌تان از شما پیمان می‌‌گیرد و به شما امر می‌‌کند؛ میراث چنین میان آنها تقسیم می‌‌شود که برای پسر مثل سهم دو دختر است، پس اگر میت دخترانی را بدون داشتن فرزند پسر به جای گذاشت، برای دو دختر یا بیشتر، دو سوم ماتَرَکاست، و اگر یک دختر باشد، نصف ماتَرَک برای اوست، و در صورتی‌‌که میت فرزند پسر یا دختر داشته باشد، برای هر یک از پدر و مادر میت یک ششم ماترک است، و اگر میت فرزندی نداشته باشد و وارثان او فقط پدر و مادر باشند، برای مادر یک سوم و باقی‌‌ماندۀ میراث برای پدرش است، اگر میت دو یا بیشتر از دو خواهر یا برادر شقیق (پدری و مادری) یا غیر شقیق داشته باشد، برای مادر او یک ششم از طریق فرض، و باقی میراث از طریق تعصیب برای پدر است (خویشاوندان پدر را عصبه گویند)، و خواهران و برادران سهمی ندارند؛ این نحوۀ تقسیم میراث، پس از اجرای وصیتی است که میت بدان وصیت کرده است به شرط آن‌‌که وصیت او از یک سوم مالش تجاوز نکند، و به شرط ادای دِینی است که بر عهدۀ میت بوده است، الله متعال تقسیم میراث را به این نحو قرار داده است، زیرا شما نمی‌‌دانید کدام‌‌یک از پدران و فرزندان در دنیا و آخرت برای‌‌تان سودمندتر است، زیرا امکان دارد میت یکی از وارثانش را خوب بپندارد، آن‌‌گاه تمام مال را به او بدهد، یا او را بد بداند آن‌‌گاه او را از میراث محروم کند، درحالی‌‌که احتمال خلاف این امر نیز می‌‌رود، کسی‌‌که از تمام این امور آگاهی دارد، همان الله است که هیچ‌‌چیز بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به همین دلیل، میراث را بنا بر نحوۀ مذکور تقسیم کرد، و آن را فریضه‌‌ای از جانب خودش بر بندگانش واجب گرداند، همانا الله ذات دانایی است که ذره‌‌ای از مصالح بندگانش بر او پوشیده نمی‌‌ماند و در شرع و تدبیرش حکیم است.

برخی فواید آیات:

احکام میراث بر این امر دلالت دارند که شریعت، حقوق مردان و زنان را با درنظرگرفتن عدالت و اجرای مصلحت میان‌‌شان مقرر کرده است.

سخت‌‌گیری شدید در حرمت اموال یتیمان، و نهی از تجاوز بر آن و نابودی اش به هر نحوی که باشد.

از آنجا که مال بزرگترین سبب نزاع میان مردم است، الله متعال تقسیم آن را در احکام میراث بر عهده گرفته است.|

﴿* وَلَكُمْ نِصْفُ مَا تَرَكَ أَزْوَاجُكُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّهُنَّ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِن لَّمْ يَكُن لَّكُمْ وَلَدٌ فَإِن كَانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُم مِّن بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَيْنٍ وَإِن كَانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلاَلَةً أَو امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ فَإِن كَانُوَاْ أَكْثَرَ مِن ذَلِكَ فَهُمْ شُرَكَاء فِي الثُّلُثِ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَلِيم [النساء: ١٢]

١٢ و – ای شوهران- نصف ماترک همسران‌‌تان برای شماست، اگر فرزندی- پسر یا دختر- از شما یا دیگران نداشته باشند، اما اگر فرزندی- پسر یا دختر- داشتند، یک چهارم مالی که بر جای می‌‌گذارند برای شماست، که پس از اجرای وصیت آنها و پرداخت دَینی که بر عهدۀ آنها است، برای شما تقسیم می‌‌شود. و – ای شوهران- برای همسران‌‌تان، اگر فرزندی – پسر یا دختر- از آنها یا غیر آنها ندارید، یک چهارم ماترک شماست، اما اگر فرزندی- پسر یا دختر- داشتید، یک هشتم ماترک شما برای آنها است که این مقدار پس از اجرای وصیت شما، و پرداخت دَینی که بر عهدۀ شماست به آنها تقسیم می‌‌شود. و اگر مردی بدون پدر و مادر و بدون فرزند، یا زنی بدون پدر و مادر و بدون فرزند بمیرد، و یک برادر مادری یا خواهر مادری داشته باشد، برای هر یک از برادر مادری یا خواهر مادری میت، یک ششم از طریق فرض است، اما اگر برادران مادری یا خواهران مادری بیش از یک نفر باشند، برای تمام آنها یک سوم از طریق فرض است که در آن با هم شریک می‌‌شوند، و مردان و زنان آنها به‌‌طور یکسان از آن سهم می‌‌برند، البته این سهم‌‌شان را پس از اجرای وصیت میت و پرداخت دیون او می‌‌گیرند، به شرط اینکه وصیت او به وارثان زیان نرساند؛ مثل اینکه میت به بیشتر از یک سوم مالش وصیت کرده باشد، این حکم که در آیه آمده است، پیمانی از جانب الله بر شماست که آن را بر شما واجب گردانیده است، و الله از آنچه که بندگانش را در دنیا و آخرت اصلاح می‌‌کند آگاه است، و ذات بردباری است که مجازات گناهکار را به تعجیل نمی‌‌اندازد.

﴿تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيم [النساء: ١٣]

١٣ احکام مذکور در مورد یتیمان و غیر آنها، احکام الله متعال است که برای بندگانش تشریع فرموده است تا به آنها عمل کنند، و کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی و رسولش فرمان‌‌برداری کنند، الله آنها را به بهشت‌‌هایی که رودها از زیر کاخ‌‌های‌‌شان جاری است درمی‌‌آورد، که همیشه در آن می‌‌مانند و زوالی آنها را در برنمی‌‌گیرد، و این پاداش الهی، بزرگترین رستگاری است که همانندی ندارد.

﴿وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِين [النساء: ١٤]

١٤ و هرکس با تعطیلی احکام الله و عمل‌‌نکردن به آنها، یا تردید در آنها، از الله و رسولش نافرمانی کند و از حدودی که تشریع کرده است بگذرد، الله او را در آتشی که جاودان در آن می‌‌ماند درمی‌‌آورد، و عذاب خوارکننده‌‌ای در آنجا دارد.

برخی فواید آیات:

اموال میان وارثان تقسیم نمی‌‌شود مگر زمانی‌‌که بدهی‌‌های میت از آن پرداخت و وصیت میت که نباید از یک سوم مالش تجاوز کند از آن جدا گردد.

برحذرداشتن از کوتاهی در تقسیم میراث، زیرا میراث پیمان و سفارش الله به بندگان مؤمن او تعالی است؛ پس رهاکردن یا سهل‌‌انگاری در آن جایز نیست.

اجرای اوامر الله، بزرگ‌‌شمردن نواهی او و بازایستادن در برابر حدود او، از نشانه‌‌های ایمان است.

از عدالت و حکمت الله متعال است که به هرکس از او فرمان‌‌برداری کند بزرگترین پاداش را وعده داده است و هرکس را که از او نافرمانی کند و از حدودش بگذرد به بزرگ‌‌ترین مجازات تهدید کرده است.|

﴿وَاللاَّتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَيْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنكُمْ فَإِن شَهِدُواْ فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّىَ يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِيلا [النساء: ١٥]

١٥ و از زنان محصن (زنان دارای همسر) و غیر محصن شما که مرتکب گناه زشت زنا می‌‌شوند، چهار مرد عادل را بر آنها گواه بگیرید، پس اگر علیه آنها گواهی دادند، آنها را به عنوان مجازات در خانه‌‌ها زندانی کنید، تا زندگی‌‌شان با مرگ پایان یابد، یا الله راهی غیر از حبس برای‌‌شان قرار دهد. سپس الله این راه را بیان فرمود، یعنی صد ضربه شلاق و یک سال تبعید را برای مجازات زن زناکارِ باکره و سنگسار را برای مجازات زن محصنه صادر فرمود.

﴿وَاللَّذَانَ يَأْتِيَانِهَا مِنكُمْ فَآذُوهُمَا فَإِن تَابَا وَأَصْلَحَا فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ تَوَّابًا رَّحِيمًا [النساء: ١٦]

١٦ و آن دو تن از مردان- محصن یا غیر محصن- را که مرتکب عمل زشت زنا می‌‌شوند با زبان و دست به گونه‌‌ای که باعث تحقیر و بازداشتن می‌‌شود مجازات کنید، پس اگر از گناه‌‌شان دست کشیدند، و اعمال‌‌شان اصلاح شد، از آزار رساندن آنها خودداری کنید؛ زیرا کسی‌‌که از گناه توبه می‌‌کند، همانند کسی است که گناهی مرتکب نشده است؛ قطعاً الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار توبه‌‌پذیر و مهربان است. این نوع مجازات، در ابتدای امر بود، سپس با شلاق‌‌زدن و تبعید مرد مجرد و سنگسار مرد محصن نسخ شد.

﴿إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُوْلَـئِكَ يَتُوبُ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيما [النساء: ١٧]

١٧ قطعاً الله توبۀ کسانی را می‌‌پذیرد که از روی جهل به سرانجام و آثار بد گناهان و معاصی، آنها را مرتکب می‌‌شوند- این امر در مورد هر کسی است که از روی عمد یا غیرعمد مرتکب گناه می‌‌شود- سپس قبل از مشاهدۀ مرگ به‌‌سوی پروردگارش بازمی‌‌گردد، آنها هستند که الله توبه‌‌شان را می‌‌پذیرد و از بدی‌‌های‌‌شان درمی‌‌گذرد، و الله از احوال مخلوقاتش آگاه است، و در تقدیر و تشریع خویش بسیار داناست.

﴿وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلاَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَـئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا [النساء: ١٨]

١٨ الله توبه کسانی را نمی‌‌پذیرد که بر انجام گناهان اصرار می‌‌ورزند، و از آن توبه نمی‌‌کنند تا اینکه سختی‌‌های مردن را می‌‌بینند، آن‌‌گاه هر یک از آنها می‌‌گوید: اکنون از گناهانی که انجام داده‌‌ام توبه می‌‌کنم. و الله - همچنین- توبه کسانی را که با اصرار در کفر می‌‌میرند نمی‌‌‌‌پذیرد، آنها نافرمانانی هستند که بر انجام گناهان اصرار می‌‌ورزند، و کسانی‌‌که در حال کفرشان می‌‌میرند، عذابی دردآور برای‌‌شان آماده کرده‌‌ایم.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُواْ النِّسَاء كَرْهًا وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا [النساء: ١٩]

١٩ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، برای شما جایز نیست که زنان پدرهای‌‌تان را همانند مال به ارث ببرید، و با آنها ازدواج کنید، یا آنها را به ازدواج کسانی‌‌که دوست دارید درآورید، یا از ازدواج آنها جلوگیری کنید. و همچنان برای شما جایز نیست که همسران‌‌تان را که آنها را دوست ندارید نگه دارید تا به آنها آسیب برسانید، به این هدف که به نفع شما از بخشی از مهریه و غیر آن، که به آنها داده‌‌اید چشم‌‌پوشی کنند، مگر اینکه مرتکب گناه زشتی مانند زنا شده باشند، که اگر این چنین کردند، برای شما جایز است که آنها را نگه دارید و بر آنها سخت بگیرید تا آنچه را که به آنها داده‌‌اید به شما بدهند، و به روشی پاکیزه و خودداری از اذیت و آزار و تلاش در نیکوکاری با آنها رفتار کنید، پس اگر به خاطر یک امر دنیوی آنها را نمی‌‌پسندید در برابر آنها شکیبایی کنید؛ چه بسا الله در آنچه که آن را نمی‌‌پسندید، خیر فراوانی در زندگانی دنیا و آخرت قرار می‌‌دهد.

برخی فواید آیات:

ارتکاب عمل فاحشۀ زنا، از بزرگترین گناهانی است که فرد و جامعه را تهدید می‌‌کند؛ به همین دلیل، مجازات‌‌های سنگینی برایش مقرّر شده است.

لطف و رحمت الله بر بندگانش که درِ توبه را بر روی هر گناهکاری گشود، و اسباب توبه را برایش فراهم کرد و او را بر حرکت در راه توبه یاری رساند.

هرکس از روی عمد یا غیر عمد از الله متعال نافرمانی کند، نسبت به جایگاه کسی‌‌که از او نافرمانی کرده و نسبت به آثار و بدشومی گناهان بر خودش، جاهل است.

از اسباب دوام زندگی زناشویی این است که شوهر دید متعادلی داشته باشد، یعنی دید خود را در آنچه که نمی‌‌پسندد محدود نکند، بلکه به خیری که در آن قرار دارد نیز بنگرد، چه بسا که الله در آن خیر فراوانی قرار داده است.|

﴿وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَارًا فَلاَ تَأْخُذُواْ مِنْهُ شَيْئًا أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِينا [النساء: ٢٠]

٢٠ - ای شوهران- اگر خواستید زنی را طلاق دهید و دیگری را جایگزین او کنید، در این کار گناهی بر شما نیست؛ و اگر به زنی که قصد دارید از او جدا شوید، مال زیادی به عنوان مهریه داده بودید، برای شما جایز نیست که چیزی از آن بگیرید؛ زیرا گرفتن آنچه که به زنان‌‌تان داده‌‌اید، تهمتی آشکار و گناهی واضح به شمار می‌‌رود!

﴿وَكَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُكُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنكُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا [النساء: ٢١]

٢١ و چگونه مهریه‌‌ای را که به آنها داده‌‌اید بازمی‌‌ستانید با آن‌‌که میان‌‌تان علاقه و مودت و بهره‌‌جویی و اطلاع بر اسرار حاصل شده است، زیرا پس از این، طمع در مالی که در دست آنها است، بسیار بد و ناپسند است، درحالی‌‌که آنها پیمانی محکم و سخت از شما گرفته‌‌اند، که همان حلال ‌‌کردن آنها با سخن و حکم الله متعال است.

﴿وَلاَ تَنكِحُواْ مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاء سَبِيلا [النساء: ٢٢]

٢٢ و با زنانی که پدران‌‌تان آنها را به ازدواج خود درآورده‌‌اند ازدواج نکنید؛ زیرا این کار حرام است، مگر آنچه که قبل از اسلام گذشته است که مؤاخذه‌‌ای بر آن نیست، این امر بدان سبب است که ازدواج پسران با همسران پدرهایشان، کاری بسیار ناپسند، و سبب خشم الله بر انجام‌‌دهندۀ آن، و راه بسیار بدی برای رونده در آن است.

﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاَتُكُمْ وَبَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللاَّتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَأئِكُمُ اللاَّتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلاَئِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلاَبِكُمْ وَأَن تَجْمَعُواْ بَيْنَ الأُخْتَيْنِ إَلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا [النساء: ٢٣]

٢٣ الله نکاح این زنان را بر شما حرام گردانیده است: مادران‌‌تان و هرچه بالاتر روند؛ یعنی مادر مادر و مادربزرگ پدری یا مادری او، و دختران‌‌تان و هرچه پایین‌‌تر روند؛ یعنی دخترِ دختر و دخترِ دخترِ دختر، همچنین دختران پسر و دختران دختر و هر چه پایین‌‌تر روند، خواهران شما از پدر و مادر یا از یکی از آن دو، و عمه‌‌هایتان، همچنین عمه‌‌های پدران‌‌تان و مادران‌‌تان و هرچه بالاتر روند، و خاله‌‌هایتان، و همچنین خاله‌‌های مادران و پدران‌‌تان و هرچه بالاتر روند، و دختران برادر و دختران خواهر، و فرزندان‌‌شان و هرچه پایین‌‌تر روند، و مادرهای‌‌تان که به شما شیر داده‌‌اند و خواهران رضاعی شما، و مادران همسران‌‌تان چه با همسران‌‌تان آمیزش کرده باشید یا با آنها آمیزش نکرده باشید، و دختران همسران‌‌تان از شوهران دیگر که غالباً در خانه‌‌های شما رشد می‌‌کنند و پرورش می‌‌یابند، و همچنین اگر در خانه‌‌های شما پرورش نیافته‌‌اند، اگر با مادران‌‌شان آمیزش کرده‌‌اید، و اما اگر با آنها آمیزش نکرده‌‌اید، گناهی بر شما نیست که با دختران‌‌شان ازدواج کنید، و حرام گردانیده است بر شما، نکاح همسران پسران‌‌تان را که از پشت خودتان هستند، هر چند با آنها آمیزش نکرده باشند، و همسران پسران رضاعی شما نیز در این حکم داخل هستند، و جمع میان دو خواهر نسبی یا رضاعی را بر شما حرام گردانیده است مگر آنچه که در جاهلیت از این کار گذشته است که الله آن را بخشیده است، قطعاً الله نسبت به آن دسته از بندگانش که به‌‌سوی او توبه می‌‌کنند آمرزنده و مهربان است. تحریم جمع میان زن و عمه یا خالۀ او نیز از طریق سنت ثابت است.

برخی فواید آیات:

هرگاه مردی با همسرش آمیزش کند، مهریۀ زن ثابت شده است، و برای مرد جایز نیست که در این مورد ستم کند یا در آن طمع ورزد، اگر جدایی و طلاق زن را بخواهد.

الله نکاح با همسران پدران را حرام قرار داده است؛ زیرا عمل بسیار زشتی است که عقل صحیح و فطرت سالم از آن نفرت دارد.

الله متعال به‌‌صورت مفصل بیان فرمود که ازدواج با چه زنانی حلال و با چه زنانی حرام است، چه به‌‌سبب نسب یا ازدواج یا شیرخوارگی، تا مقام زن را بزرگ دارد و او را از ستم محافظت کند.|

﴿* وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا [النساء: ٢٤]

٢٤ و ازدواج با زنان شوهردار بر شما حرام شده است، مگر آن زنانی که با اسارت‌‌گرفتن در جهاد در راه الله مالک آنها می‌‌شوید، که پس از استبراء رحم آنها به یک حیض، آمیزش با آنها برای‌‌تان حلال است، الله این حکم را بر شما فرض گردانید، و الله غیر از این موارد، سایر زنان را بر شما حلال گردانید، که با اموال خود، احصان و پاکدامنی نفس‌‌های‌‌تان را از طریق حلال و بدون قصد زنا بجویید، پس به زنانی که از طریق نکاح از آنها بهره گرفته‌‌اید، مهریه‌‌های‌‌شان را که الله به عنوان فریضه‌‌ای بر شما واجب گردانیده است بدهید، و بر شما گناهی نیست که پس از تعیین مهریۀ واجب، با افزودن بر آن یا چشم‌‌پوشی از بخشی از آن توافق کنید، همانا الله از مخلوقاتش آگاه است و چیزی از آنها بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و در تدبیر و تشریع خویش بسیار داناست.

﴿وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيم [النساء: ٢٥]

٢٥- ای مردان- هر یک از شما که به دلیل ثروت اندک نمی‌‌تواند با زنان آزاد ازدواج کند، برای او جایز است که با کنیزکان مملوک دیگران ازدواج کند، اگر در آنچه که بر شما آشکار است مؤمن باشند، و الله به حقیقت ایمان و باطن احوال شما داناتر است، و شما و آنها در دین و انسانیت یکسان هستید، پس، از ازدواج با آنها خودداری نکنید، آنها را با اذن مالکان‌‌شان به ازدواج خویش درآورید، و مهریه‌‌های‌‌شان را بدون کاستی یا بدون تأخیر به آنها بدهید. این جواز در صورتی است که آنها پاکدامن باشند، نه اینکه آشکارا زناکار باشند، و نه اینکه دوستانی پنهانی برای زنا داشته باشند، اما اگر پس از ازدواج، مرتکب فاحشۀ زنا شدند، حد آنها نصف مجازات زنان آزاد است: پنجاه ضربه شلاق، و سنگسار نمی‌‌شوند، برخلاف زنان شوهردار آزاد در صورتی‌‌که زنا کنند. این جواز ازدواج با کنیزکان مؤمن و پاکدامن، تخفیفی است برای کسی‌‌که از وقوع خویش در زنا می‌‌ترسد، و قادر بر ازدواج با زنان آزاد نیست، زیرا شکیبایی از ازدواج با کنیزکان بهتر است؛ تا فرزندان از اینکه به بردگی درآیند محافظت شوند، و الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش آمرزنده و مهربان است، و به‌‌سبب رحمتش است که ازدواج با کنیزکان را در صورت ناتوانی از ازدواج با زنان آزاد، به شرط ترس از ارتکاب زنا تشریع کرده است.

﴿يُرِيدُ اللّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيم [النساء: ٢٦]

٢٦ الله سبحانه می‌‌خواهد با تشریع این احکام برای شما، نشانه‌‌های شریعت و دینش و آنچه که مصالح شما در دنیا و آخرت در آن قرار دارد را برای‌‌تان بیان کند، و شما را به راه‌‌های پیامبران قبل از شما در تحلیل و تحریم، و اخلاق‌‌های گرامی آنها، و سنت‌‌های پسندیده‌‌شان راهنمایی کند تا از آنها پیروی کنید، و شما را از نافرمانی خویش به طاعتش بازگرداند، و الله می‌‌داند مصلحت بندگانش در چه چیزی است پس همان را برای‌‌شان تشریع می‌‌کند. و الله در تشریع و تدبیر خویش در امور بندگان بسیار داناست.

برخی فواید آیات:

حرمت ازدواج با زنان شوهردار: آزاد باشند یا کنیز تا اینکه عدۀ آنها به هر سببی که باشد سپری شود.

مهریۀ زن، پس از آمیزش با او لازم می‌‌شود، و جواز اینکه از بخشی از مهریه‌‌اش بگذرد به شرط آن است که با رضایت قلبی او باشد.

جواز ازدواج با کنیزان مؤمن در صورت عدم قدرت بر ازدواج با زنان آزاد؛ به شرط آن است که شخص از وقوع خویش در زنا بترسد.

یکی از مقاصد شریعت، بیان هدایت و گمراهی، و راهنمایی مردم به‌‌سوی سنت‌‌های هدایت است که آنها را به‌‌سوی الله متعال بازمی‌‌گرداند.|

﴿وَاللّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُواْ مَيْلاً عَظِيمًا [النساء: ٢٧]

٢٧ و الله می‌‌خواهد که شما را ببخشد، و از بدی‌‌های‌‌تان درگذرد، و کسانی‌‌که در پی شهوات‌‌شان هستند می‌‌خواهند که شما از راه استقامت، بسیار دور شوید.

﴿يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا [النساء: ٢٨]

٢٨ الله می‌‌خواهد در آنچه تشریع می‌‌کند بر شما آسان بگیرد، پس شما را به آنچه خارج از توان‌‌تان است مکلف نمی‌‌گرداند؛ زیرا به ضعف خلقتی و اخلاقی انسان آگاه است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا [النساء: ٢٩]

٢٩ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، مال یکدیگر را به باطل، مانند غصب و دزدی و رشوه و غیر آن نخورید، مگر اینکه این اموال، اموالی تجارتی باشد که با توافق طرفین معامله صادر می‌‌شود، که در این صورت خوردن و تصرف در آن برای‌‌تان حلال است، و یکدیگر را نکشید، و هیچ‌‌یک از شما خودش را نکشد، و خودش را در نابودی نیفکند، همانا الله نسبت به شما مهربان است و به‌‌سبب مهربانی خویش، خون‌‌ها و اموال و آبروی شما را حرام گردانیده است.

﴿وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَانًا وَظُلْمًا فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَارًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ يَسِيرًا [النساء: ٣٠]

٣٠ و هرکس موارد مذکور را که شما را از آن نهی می‌‌کنیم انجام دهد، یعنی مال دیگری را بخورد یا از روی علم و عمد، نه از روی جهل و فراموشی، بر او با کشتن یا طریق دیگری تجاوز کند، الله به زودی در روز قیامت او را در آتش بزرگی که گرمایش رنج‌‌آور و عذابش شدید است می‌‌افکند، و این کار بر الله آسان است؛ زیرا او تعالی ذات توانایی است که هیچ‌‌چیز از تحت قدرت او خارج نیست.

﴿إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيمًا [النساء: ٣١]

٣١- ای مؤمنان- اگر از انجام گناهان بزرگ مانند شرک به الله، نافرمانی از پدر و مادر، قتل نفس و رباخواری دوری کنید؛ با پوشاندن و محو گناهان صغیره‌‌تان از آنها درمی‌‌گذریم، و شما را در مکان گرامی‌‌ای نزد الله که همان بهشت است درمی‌‌آوریم.

﴿وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا [النساء: ٣٢]

٣٢- ای مؤمنان- آنچه را که الله با آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید؛ تا به خشم و حسد منجر نشود، پس برای زنان شایسته نیست آنچه را که الله برای مردان اختصاص داده است آرزو کنند؛ زیرا برای هر گروه، سهمی از عملی است که مناسب اوست، و از الله بخواهید که بر عطای خویش به شما بیفزاید؛ قطعاً الله از هر چیزی آگاه است؛ از این رو، به هر نوع، همان عملی را داده است که مناسب حال اوست.

﴿وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا [النساء: ٣٣]

٣٣ و برای هر یک از شما، عصبه‌‌ای قرار دادیم که از میراثی که پدر و مادر و خویشاوندان به جای می‌‌گذارند میراث می‌‌برند. و نصیب کسانی را که با آنها سوگندهایی محکم بر هم‌‌پیمانی و نصرت بسته‌‌اید بدهید، که الله بر هر چیزی گواه است، از جمله بر این سوگندها و پیمان‌‌های شما. ارث‌‌بری به سبب هم‌‌پیمانی در صدر اسلام بود، سپس نسخ شد.

برخی فواید آیات:

گستردگی رحمت الله بر بندگانش؛ زیرا او سبحانه توبۀ بندگان و آسان‌‌گیری از آنها را دوست دارد، اما شهوت‌‌پرستان، فقط گمراهی از هدایت را برای خودشان می‌‌خواهند.

شریعت حقوق مردم را حفظ کرده است؛ زیرا ستم بر جان‌‌ها و اموال و آبروی آنها را حرام گردانیده و بزرگترین مجازات‌‌ها را بر انجام این کار مقرر کرده است.

دوری از گناهان کبیره، سبب ورود به بهشت و آمرزش گناهان صغیره است.

رضایت به آنچه الله قسمت نموده، و چشم‌‌ندوختن به اموال مردم، انسان را از حسادت و ناخشنودی از تقدیر الله متعال دور می‌‌کند.|

﴿الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا [النساء: ٣٤]

٣٤ مردان به‌‌سبب فضیلتی که الله به آنها اختصاص داده است، و به‌‌سبب نفقه و مراقبت بر کارهای زنان که بر آنها واجب است، از زنان سرپرستی می‌‌کنند، و زنان صالح، فرمان‌‌بردار پروردگارشان، و فرمان‌‌بردار شوهران‌‌شان هستند، به‌‌سبب توفیقی که الله به آنها داده است، در غیبت شوهران‌‌شان، نگهبانان آنها هستند، و – ای شوهران- زنانی را که از خودداری آنها از اطاعت شوهران‌‌شان در قول یا عمل می‌‌ترسید، ابتدا آنها را اندرز دهید و از الله بترسانید، پس اگر اجابت نکردند در بستر از آنها دوری کنید، به این نحو که مرد با او آمیزش نکند، پس اگر اجابت نکردند، آنها را به گونه‌‌ای که آزاردهنده نباشد بزنید، پس اگر به فرمان‌‌برداری بازگشتند، با ستم یا سرزنش بر آنها ستم نکنید، همانا الله بر هر چیزی دارای برتری است، و در ذات و صفاتش بسیار بزرگ است، پس از او بترسید.

﴿وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُواْ حَكَمًا مِّنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِّنْ أَهْلِهَا إِن يُرِيدَا إِصْلاَحًا يُوَفِّقِ اللّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا [النساء: ٣٥]

٣٥ و – ای اولیای زن و شوهر- اگر ترسیدید که اختلاف بین آن دو به دشمنی و جدایی منجر شود، پس یک مرد عادل از خانوادۀ شوهر، و یک مرد عادل از خانوادۀ زن بفرستید، تا به آنچه از جدایی یا سازش میان آن دو که در آن مصلحت است حکم کنند، و سازش، دوست‌‌داشتنی‌‌تر و بهتر است، که اگر دو داور آن را اراده کردند و روش بهتر را به‌‌سوی آن برداشتند، الله میان زوجین سازش ایجاد می‌‌کند، و اختلاف میان آن دو را برمی‌‌دارد، همانا چیزی از بندگان الله بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و او به جزئیات آنچه در دل‌‌های‌‌شان پنهان است آگاهی دارد.

﴿* وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا [النساء: ٣٦]

٣٦ و با تسلیم در برابر الله، فقط او را عبادت کنید، و دیگران را به همراه او عبادت نکنید، و با اکرام و نیکی به پدر و مادر به آن دو نیکی کنید، و به خویشاوندان و یتیمان و فقرا نیکی کنید، و به همسایۀ خویشاوند و همسایه‌‌ای که خویشاوند نیست نیکی کنید، و به دوست همنشین خود نیکی کنید، و به مسافر بیگانه که راه‌‌ها بر او قطع شده است نیکی کنید، و به بردگان خود نیکی کنید، همانا الله کسی را که خودبزرگ‌‌بین و متکبر بر بردگانش است و با فخرفروشی بر مردم خودش را می‌‌ستاید دوست ندارد.

﴿الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيَكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا [النساء: ٣٧]

٣٧ و الله دوست ندارد کسانی را که از روزی الله که به آنها ارزانی داشته است انفاق نمی‌‌کنند، و با سخن و عمل‌‌شان دیگران را به انفاق‌‌نکردن امر می‌‌کنند، و روزی و علم و غیر آن را که الله از روی فضل خویش به آنها داده است پنهان می‌‌دارند، چنان‌‌که حق را بر مردم آشکار نمی‌‌کنند، بلکه آن را می‌‌پوشانند، و باطل را آشکار می‌‌کنند، و این خصلت کافران است، و عذابی خوارکننده برای کافران آماده کرده‌‌ایم.

برخی فواید آیات:

ثبوت سرپرستی مردان بر زنان، به‌‌سبب برتری‌‌ای است که الله با اختصاص صلاحیت‌‌ها به آنها داده است، و به‌‌سبب حقوقی که بر عهدۀ آنها واجب است، و بارزترین این حقوق، نفقه بر همسر است.

برحذرداشتن از سرکشی و ستم بر زن در تأدیب، با یادآوری قدرت و برتری الله بر بنده.

برحذرداشتن از خصلت‌‌های اخلاقی ناپسند، مانند تکبر و فخرفروشی و بخل و کتمان علم و آشکارنکردنش برای مردم.|

﴿وَالَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَـاء النَّاسِ وَلاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَن يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاء قِرِينًا [النساء: ٣٨]

٣٨ و همچنین این عذاب را برای کسانی مهیا کرده‌‌ایم که اموال‌‌شان را انفاق می‌‌کنند تا مردم آنها را ببینند و ستایش کنند، درحالی‌‌که به الله و روز قیامت ایمان ندارند؛ این عذاب خوارکننده را برای‌‌شان آماده ساخته‌‌ام، و چیزی آنها را گمراه نکرد مگر اینکه از شیطان پیروی کردند، و هرکس شیطان دوست و همنشینش باشد، (باید بداند که) شیطان همنشین بسیار بدی است.

﴿وَمَاذَا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُواْ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقَهُمُ اللّهُ وَكَانَ اللّهُ بِهِم عَلِيمًا [النساء: ٣٩]

٣٩ و آنها اگر به الله و روز قیامت ایمان حقیقی می‌‌آوردند، و اموال‌‌شان را در راه الله و خالصانه برای او انفاق می‌‌کردند، چه زیانی به آنها می‌‌رسید؟! بلکه تمام خیر در این کار است، و الله از آنها آگاه است، به گونه‌‌ای که حال آنها بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و هرکس را بر اساس عملش جزا می‌‌دهد.

﴿إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِن لَّدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا [النساء: ٤٠]

٤٠ همانا الله متعال، ذات عادلی است که ذره‌‌ای به بندگانش ستم نمی‌‌کند، چنان‌‌که به اندازۀ مورچۀ کوچکی از نیکی‌‌های آنها نمی‌‌کاهد، و ذره‌‌ای بر بدی‌‌های‌‌شان نمی‌‌افزاید، و اگر به وزن ذره‌‌ای نیکی باشد، به فضل خویش ثواب آن را دوچندان می‌‌کند، و علاوه بر آن از جانب خویش ثوابی بزرگ می‌‌بخشد.

﴿فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَـؤُلاء شَهِيدًا [النساء: ٤١]

٤١ پس امر در روز قیامت چگونه است آن‌‌گاه که پیامبر هر امتی را می‌‌آوریم که بر آنچه عمل کرده‌‌اند گواهی ‌‌دهد، و – ای رسول- تو را به عنوان گواه بر امتت می‌‌آوریم؟!

﴿يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَعَصَوُاْ الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الأَرْضُ وَلاَ يَكْتُمُونَ اللّهَ حَدِيثًا [النساء: ٤٢]

٤٢ در آن روز بزرگ، کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده و از رسولش نافرمانی کرده‌‌اند، آرزو می‌‌کنند که ای کاش خاک بودند و با زمین یکسان می‌‌شدند، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌شان را نمی‌‌توانند از الله پنهان کنند؛ زیرا الله بر زبان‌‌های‌‌شان مُهر می‌‌زند تا نتواند صحبت کند، و به اعضای‌‌شان اذن می‌‌دهد تا به اعمال آنها گواهی دهند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُبًا إِلاَّ عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنكُم مِّن الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا [النساء: ٤٣]

٤٣ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، در حال مستی نماز نگزارید تا زمانی‌‌که از مستی درآیید و گفته‌‌های‌‌تان را تشخیص دهید- این حکم، قبل از تحریم خمر به صورت مطلق بود- و در حال جنابت نماز نگزارید، و در این حالت به مساجد وارد نشوید مگر اینکه بدون توقف از آن بگذرید، تا اینکه غسل کنید، و اگر بیماری‌‌ای به شما رسید که استعمال آب را غیرممکن می‌‌کرد، یا مسافر بودید، یا یکی از شما ادرار و یا مدفوع کرد، یا با زنان آمیزش کردید، آن‌‌گاه آب نیافتید- خاکی پاک بیابید، و صورت‌‌ها و دست‌‌های‌‌تان را با آن مسح کنید، همانا الله از تقصیر شما می‌‌گذرد و نسبت به شما آمرزنده است.

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلاَلَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِيل [النساء: ٤٤]

٤٤ - ای رسول- آیا از حال یهودیان آگاه نشدی، کسانی‌‌که الله نصیبی از علم تورات به آنها داد اما آنها گمراهی را با هدایت عوض کردند، و – ای مؤمنان- آنها بر منحرف کردن شما از راه راستی که رسول‌‌ج‌‌ آورده است مشتاقند، تا راه کج‌‌شدۀ آنها را بپیمایید؟!

برخی فواید آیات:

از عدالت کامل و رحمتِ تمامِ الله متعال این است که ذره‌‌ای هر چند اندک، بر بندگانش ستم روا نمی‌‌دارد، و با افزودن نیکی‌‌های‌‌شان به آنها لطف می‌‌کند.

از شدت ترس روز قیامت و بزرگی آنچه که در انتظار کافر است، آرزو می‌‌کند که خاک باشد.

جنابت، از نماز و ماندن در مسجد بازمی‌‌دارد، و گذشتن از مسجد بدون توقف در آن ایرادی ندارد.

الله با مشروعیت تیمم هنگام نبود آب یا عدم قدرت بر استعمال آن، بر بندگانش آسان گرفته است.|

﴿وَاللّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللّهِ وَلِيًّا وَكَفَى بِاللّهِ نَصِيرًا [النساء: ٤٥]

٤٥ و – ای مؤمنان- الله به حال دشمنان‌‌تان، از شما آگاه‌‌تر است، پس شما را از آنها باخبر کرد و دشمنی آنها را بر شما آشکار گرداند، و الله به عنوان پشتیبانی که شما را از آسیب آنها محافظت می‌‌کند کافی است، و الله به عنوان یاوری که نیرنگ و آزار آنها را از شما بازمی‌‌دارد و شما را بر آنها پیروز می‌‌گرداند کافی است.

﴿مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلا [النساء: ٤٦]

٤٦ گروه بدی از یهودیان هستند که کلامی را که الله آن را فرو فرستاده است تغییر می‌‌دهند، چنان‌‌که آن را به غیر آنچه الله نازل فرموده است تأویل می‌‌کنند، و هنگامی‌‌که رسول‌‌ج‌‌ آنها را به امری فرمان می‌‌دهد به او می‌‌گویند: سخن تو را شنیدیم و با فرمانت مخالفت کردیم، و از روی تسمخر می‌‌گویند: بشنو ما چه می‌‌گوییم که کاش نشنوی؛ و با گفتن «راعنا» این تصور را ایجاد می‌‌کنند که منظورشان چنین است: گوشَت را به ما بسپار، اما در واقع رعونة «کودنی و نادانی» را اراده می‌‌کنند؛ زبان‌‌شان را به آن می‌‌پیچانند، با این کار قصد نفرین بر پیامبر و طعنه‌‌زدن در دین را دارند، و اگر به جای اینکه گفتند: سخنت را شنیدیم، و با فرمانت مخالفت کردیم، می‌‌گفتند: سخنت را شنیدیم، و از فرمانت اطاعت بردیم، و به جای اینکه گفتند: بشنو که ناشنوا گردی، می‌‌گفتند: بشنو، و به جای اینکه گفتند: راعنا، می‌‌گفتند: به ما مهلت بده تا سخنت را بفهمیم، به‌‌طور قطع برای‌‌شان بهتر و شایسته‌‌تر بود؛ زیرا دربردارندۀ حسن ادبی است که سزاوار جناب پیامبر‌‌ج‌‌ است، اما الله آنها را نفرین کرد، و به‌‌سبب کفرشان آنها را از رحمت خویش دور راند، پس ایمانی نمی‌‌آورند که برای‌‌شان سودمند باشد.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللّهِ مَفْعُولا [النساء: ٤٧]

٤٧ ای یهودیان و مسیحیانی که به شما کتاب داده شده است، به آنچه که بر محمد‌‌ج‌‌ فرو فرستادیم و تصدیق‌‌کنندۀ تورات و انجیل که همراه شماست می‌‌باشد ایمان بیاورید، پیش از آن‌‌که حواس چهره‌‌ها را محو کنیم، و آنها را به پشت‌‌شان بازگردانیم، یا آنها را از رحمت الله برانیم، چنان‌‌که اصحاب سبت (روز شنبه) را که با شکار در این روز بعد از نهی از آن تجاوز کردند از رحمت الله راندیم، پس الله آنها را به صورت بوزینه‌‌هایی مسخ کرد، و امر و تقدیر الله، ناگزیر تحقق می‌‌یابد.

﴿إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا [النساء: ٤٨]

٤٨ قطعاً الله نمی‌‌بخشد که چیزی از مخلوقاتش با او شریک قرار داده شود، و به فضل خویش از گناهان پایین‌‌تر از شرک و کفر برای هرکس بخواهد درمی‌‌گذرد، یا به عدالت خویش هرکس را بخواهد به اندازۀ گناهانش عذاب می‌‌کند، و هرکس که غیر الله را با او تعالی شریک گرداند، به‌‌طور قطع گناه بسیار بزرگی از او سرزده است که هرکس بر آن بمیرد بخشیده نمی‌‌شود.

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاء وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلا [النساء: ٤٩]

٤٩ - ای رسول- آیا آگاه نشدی از حال آن کسانی‌‌که برای پاک جلوه دادن خود و اعمال‌‌شان، خود را می‌‌ستایند؟ بلکه فقط الله است که هر یک از بندگانش را که بخواهد می‌‌ستاید و پاک می‌‌گرداند؛ زیرا او از نهان‌‌ دل‌‌ها آگاه است، و ذره‌‌ای از پاداش اعمال‌‌شان، هر چند به اندازۀ نخی که در روی هستۀ خرما است، کاسته نخواهد شد.

﴿انظُرْ كَيفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الكَذِبَ وَكَفَى بِهِ إِثْمًا مُّبِينًا [النساء: ٥٠]

٥٠ ای رسول بنگر که چگونه با ستایش بر خویشتن، بر الله دروغ می‌‌بندند! و همین امر به عنوان گناهی بزرگ برای گمراهی آنها کافی است.

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ سَبِيلا [النساء: ٥١]

٥١- ای رسول- آیا آگاه نشدی و تعجب نکردی از حال یهودیان که الله سهمی از علم را به آنها بخشید، به معبودهایی که به جای الله گرفته‌‌اند ایمان می‌‌آورند، و – از روی دوستی و مدارا با مشرکان- می‌‌گویند: آنها از اصحاب محمد‌‌ج‌‌ هدایت‌‌یافته‌‌ترند؟!

برخی فواید آیات:

کافی‌‌بودن الله برای مؤمنان و یاری‌‌رساندن او تعالی به آنها، مؤمنان را از غیر الله بی‌‌نیاز می‌‌گرداند.

بیان جرایم یهود، مانند تحریف کلام الله، و بی‌‌ادبی آنها به رسولش‌‌ج‌‌، و دادخواهی کردن به غیر شریعت او سبحانه.

بیان خطر شرک و کفر، و اینکه اگر شخص در این حالت بمیرد بخشیده نمی‌‌شود، و اما گناهان پایین‌‌تر از آن تحت ارادۀ الله متعال قرار دارد.|

﴿أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللّهُ وَمَن يَلْعَنِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا [النساء: ٥٢]

٥٢ اینان که این اعتقاد فاسد را دارند، همان کسانی هستند که الله آنها را از رحمت خویش رانده است، و هرکس که الله او را براند، هرگز یاوری برای او نخواهی یافت تا حمایتش کند.

﴿أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لاَّ يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا [النساء: ٥٣]

٥٣ آنها سهمی از حکومت ندارند، و اگر چنین سهمی داشته باشند ذره‌‌ای از آن به هیچ‌‌کس نمی‌‌دهند، هر چند به اندازۀ نقطه‌‌ای که در پشت هستۀ خرما قرار دارد باشد.

﴿أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا [النساء: ٥٤]

٥٤ بلکه به محمد‌‌ج‌‌ و اصحابش به‌‌خاطر نبوت و ایمان و قدرت و تسلط در زمین که الله به آنها بخشیده است حسادت می‌‌ورزند. پس چرا به آنها حسادت می‌‌ورزند درحالی‌‌که بیان شد که ما کتابی نازل‌‌شده به فرزندان ابراهیم بخشیدیم، و آنچه که افزون بر کتاب، بر ابراهیم÷ وحی کردیم، و به آنها حکومتی گسترده بر مردم بخشیدیم؟!

﴿فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُم مَّن صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا [النساء: ٥٥]

٥٥ برخی از اهل کتاب، به آنچه که الله بر ابراهیم÷ و پیامبرانش از نسل ابراهیم÷ نازل فرموده است ایمان آوردند و برخی از آنها از ایمان به آن روی گرداندند، و همین موضع را در برابر آنچه که بر پیامبر محمد‌‌ج‌‌ نازل شده است دارند، و برای کسانی از آنها که کفر ورزیدند عذاب آتش کافی است.

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا [النساء: ٥٦]

٥٦ همانا کسانی‌‌که به آیات ما کفر ورزیدند، در روز قیامت آنها را در آتشی که آنها را احاطه می‌‌کند خواهیم افکند، هرگاه پوست‌‌های‌‌شان بسوزد، پوستی دیگر جایگزین آن می‌‌گردانیم، تا عذاب بر آنها ادامه داشته باشد، همانا الله ذات شکست‌‌ناپذیری است که چیزی بر او چیره نمی‌‌گردد، و در تدبیر و حکم خویش بسیار داناست.

﴿وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِـلاًّ ظَلِيلا [النساء: ٥٧]

٥٧ و کسانی را که به الله ایمان آوردند و از رسولانش پیروی کردند، و طاعات را به جا آوردند، در روز قیامت به بهشت‌‌هایی درخواهیم آورد که رودها از زیر کاخ‌‌های‌‌شان جاری است و برای همیشه در آن می‌‌مانند، در این بهشت‌‌ها همسرانی پاکیزه از هرگونه پلیدی برای‌‌شان است، و آنها را زیر سایه‌‌ای گسترده و انبوه که هیچ گرما و سرمایی ندارد درخواهیم آورد.

﴿* إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُم بِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا [النساء: ٥٨]

٥٨ قطعاً الله به شما دستور می‌‌دهد که تمام آنچه را که به شما امانت داده شده است به صاحبانش بازگردانید، و به شما فرمان می‌‌دهد که هرگاه میان مردم داوری کردید، عدالت برقرار کنید و در حکم منحرف نشوید و ستم نکنید، الله شما را به امر نیکویی پند می‌‌دهد و در تمام احوال‌‌تان شما را به آن راهنمایی می‌‌کند، همانا الله سخنان شما را می‌‌شنود، و افعال شما را می‌‌بیند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلا [النساء: ٥٩]

٥٩ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، با اجرای آنچه بر آن امر شده و اجتناب از آنچه نهی شده است، از الله و از رسولش اطاعت کنید، و از والیان امورتان اطاعت کنید تا زمانی‌‌که به گناهی فرمان نداده‌‌اند، پس اگر در چیزی اختلاف کردید، در آن مورد به کتاب الله و سنت رسولش بازگردید، اگر به الله و روز آخرت ایمان دارید، این بازگشت به کتاب و سنت، از ماندن در اختلاف و سخن به رأی برای‌‌تان بهتر است و سرانجام بهتری برای‌‌تان دارد.

برخی فواید آیات:

از بزرگترین اسباب کفر اهل کتاب، حسادت آنها بر مؤمنان بود به‌‌سبب نبوت و قدرت‌‌یافتن در زمین که الله بر مؤمنان ارزانی داشته است.

امر به اخلاق پسندیدۀ حفظ امانات، و داوری عادلانه.

وجوب فرمان‌‌برداری از والیان امر تا زمانی‌‌که به معصیت امر نکرده‌‌اند، و بازگشت هنگام تنازع به حکم الله و رسولش برای عملی‌‌کردن مفهوم ایمان.|

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيدًا [النساء: ٦٠]

٦٠ - ای رسول- آیا تناقض منافقان یهود را ندیده‌‌ای که به دروغ ادعا می‌‌کنند به آنچه بر تو و آنچه بر رسولان قبل از تو نازل شده است ایمان آورده‌‌اند، اما می‌‌خواهند داوری در نزاع‌‌های خویش را به جای شریعت الله، به قوانین وضعی بشر ارجاع دهند، درحالی‌‌که فرمان یافته‌‌اند با این کار کافر می‌‌شوند. و شیطان می‌‌خواهد که آنها را چنان از حق دور گرداند که دیگر راه نیابند.

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُودًا [النساء: ٦١]

٦١ و هنگامی‌‌که به این منافقان گفته می‌‌شود: به‌‌سوی حکمی که الله در کتابش فرو فرستاده، و به‌‌سوی رسول‌‌ج‌‌ بیایید تا در خصومت‌‌های میان شما داوری کند، - ای رسول- آنها را می‌‌بینی که به صورت کامل از دادخواهی به‌‌سوی تو روی می‌‌گردانند و به دیگران روی می‌‌آورند.

﴿فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَاؤُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا [النساء: ٦٢]

٦٢ پس این منافقان چه حالی خواهند داشت آن‌‌گاه که به‌‌سبب گناهانی که مرتکب شدند، بلاها بر آنها وارد شود، آن‌‌گاه – ای رسول- برای معذرت‌‌خواهی از تو، نزدت می‌‌آیند و این‌‌گونه به الله سوگند یاد کنند: با دادخواهی به‌‌سوی غیر تو، هدفی جز نیکوکاری و ایجاد سازش میان طرفین نزاع نداشتیم؟! درحالی‌‌که دروغ می‌‌گویند؛ زیرا نیکوکاری فقط در حکم‌‌رانی شریعت الله بر بندگانش است.

﴿أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِي أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغًا [النساء: ٦٣]

٦٣ آنها کسانی هستند که الله به نفاق و هدف پستی که در دل‌‌های‌‌شان پنهان می‌‌دارند آگاه است، پس – ای رسول- آنها را رها کن و از آنها روی گردان، و برای ترغیب و ترهیب، حکم الله را برای‌‌شان بیان کن، و سخنی چنان پخته و رسا به آنها بگو که در جان‌‌شان نفوذ کند.

﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا [النساء: ٦٤]

٦٤ و هیچ رسولی را نفرستادیم مگر به این هدف که به مشیت و تقدیر الله، در آنچه به آن فرمان می‌‌دهد، اطاعت شود، و – ای رسول- اگر آنها آن‌‌گاه که با ارتکاب گناهان بر خویشتن ستم کردند، در زمان زندگانی تو نزدت می‌‌آمدند و از روی پشیمانی و توبه به آنچه مرتکب شده‌‌اند اقرار نموده، و از الله طلب آمرزش می‌‌کردند، و تو نیز برای‌‌شان طلب آمرزش می‌‌کردی، به‌‌طور قطع الله را نسبت به خویش بسیار توبه‌‌پذیر و مهربان می‌‌یافتند.

﴿فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا [النساء: ٦٥]

٦٥ اما امر چنان‌‌که این منافقان ادعا می‌‌کنند نیست. سپس الله به ذات خویش سوگند یاد می‌‌کند که آنها مؤمنان واقعی نیستند مگر اینکه در تمام اختلافاتی که میان آنها واقع می‌‌شود، نزد رسول‌‌ج‌‌ در زمان حیاتش و به شریعت او پس از وفاتش دادخواهی کنند، سپس به حکم رسول‌‌ج‌‌ خشنود باشند، و ناراحتی و تردیدی نسبت به حکم او در سینه‌‌های‌‌شان نباشد، و در ظاهر و باطن به‌‌طور کامل بر آن گردن نهند.

برخی فواید آیات:

داوری به غیر شریعت الله و خشنودی به آن، از بین برنده ایمان به الله متعال است، و ایمان کامل محقق نمی‌‌شود مگر با حکم‌‌کردن به شریعت، همراه با رضایت قلبی و تسلیم ظاهری و باطنی به آنچه که شریعت به آن حکم می‌‌کند.

از بارزترین صفات منافقان، ناخشنودی به شریعت الله، و مُقَدَّم نمودن حکم طاغوتیان بر حکم الله متعال است.

فراخواندن به رویگردانی از جاهلان و گمراهان، در کنار نصیحت و ترساندن زیاد آنها از الله متعال.|

﴿وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنَا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُواْ مِن دِيَارِكُم مَّا فَعَلُوهُ إِلاَّ قَلِيلٌ مِّنْهُمْ وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِيتًا [النساء: ٦٦]

٦٦ و اگر بر آنها فرض می‌‌کردیم که یکدیگر را بکشند یا از خانه‌‌های‌‌شان درآیند، جز شمار اندکی امر ما را اجرا نمی‌‌کردند، پس باید الله را ستایش کنند که آنها را به کاری که برای‌‌شان دشوار است مکلف نکرده است، و اگر آنها طاعت الله را که به آن پند داده شدند به جای می‌‌آوردند، به‌‌طور قطع از مخالفت برای‌‌شان بهتر، و برای ایمان‌‌شان نافذتر بود،

﴿وَإِذاً لَّآتَيْنَاهُم مِّن لَّدُنَّـا أَجْراً عَظِيمًا [النساء: ٦٧]

٦٧ و پاداش بزرگی از نزد خود به آنها می‌‌دادیم،

﴿وَلَهَدَيْنَاهُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا [النساء: ٦٨]

٦٨ و آنها را به راهی که به الله و بهشت او می‌‌رسد هدایت می‌‌کردیم.

﴿وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقًا [النساء: ٦٩]

٦٩ و هرکس از الله و رسول فرمان‌‌برداری کند، همراه کسانی است که الله با ورود به بهشت به آنها نعمت بخشیده است، یعنی همراه پیامبران، و راستگویانی که باورشان را به آنچه که رسولان آوردند کامل کرده و به آن عمل نمودند، و شهیدانی که در راه الله کشته شدند، و نیکوکارانی که به‌‌سبب اصلاح ظاهر و باطن آنها، اعمال‌‌شان نیز اصلاح شد، اینها در بهشت چه همنشینان نیکویی هستند!

﴿ذَلِكَ الْفَضْلُ مِنَ اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ عَلِيمًا [النساء: ٧٠]

٧٠ ثواب مذکور، لطفی از جانب الله بر بندگانش است، و الله از احوال آنها بسیار آگاه است و هرکس را به‌‌سبب عملش جزا می‌‌دهد.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِيعًا [النساء: ٧١]

٧١ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، با به‌‌کارگیری اسباب کمک‌‌رسان بر جنگ با دشمنان، احتیاط و آمادگی خویش را در برابر آنها به دست آورید، آن‌‌گاه به صورت گروه‌‌های پیاپی یا به‌‌صورت جمعی به‌‌سوی آنها خارج شوید، هر یک از این انواع، بر اساس آن چیزی است که مصلحت شما در آن قرار دارد و سبب غلبۀ شما بر دشمن می‌‌گردد.

﴿وَإِنَّ مِنكُمْ لَمَن لَّيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصَابَتْكُم مُّصِيبَةٌ قَالَ قَدْ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُن مَّعَهُمْ شَهِيدًا [النساء: ٧٢]

٧٢ و – ای مسلمانان- گروه‌‌هایی از شما هستند که به دلیل بزدلی، در خروج برای قتال با دشمنان‌‌تان تأخیر می‌‌کنند و دیگران را به تأخیر می‌‌اندازند، آنها منافقان و افراد دارای ایمان ضعیف هستند، پس اگر قتل یا شکستی به شما برسد، هر یک از آنها از روی شادی به سلامتی خویش می‌‌گوید: الله بر من لطف کرد که در قتال، همراه آنها حاضر نشدم تا همانند آن‌‌ها به مصیبت گرفتار شوم.

﴿وَلَئِنْ أَصَابَكُمْ فَضْلٌ مِّنَ الله لَيَقُولَنَّ كَأَن لَّمْ تَكُن بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يَالَيتَنِي كُنتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِيمًا [النساء: ٧٣]

٧٣ و – ای مسلمانان- اگر بخششی از جانب الله بر اثر پیروزی یا غنیمت به شما برسد، این بازمانده از جهاد، گویی از شما نیست و میان شما و او محبت و دوستی‌‌ای وجود ندارد، خواهد گفت: ای کاش در قتال‌‌شان همراه آنها بودم تا به پاداش بزرگی از آنچه که آنها به آن دست یافتند می‌‌رسیدم.

﴿* فَلْيُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالآخِرَةِ وَمَن يُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيُقْتَلْ أَو يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا [النساء: ٧٤]

٧٤ پس مؤمنان راستین که زندگانی دنیا را با رویگردانی از آن به زندگانی آخرت با رغبت در آن می‌‌فروشند، باید در راه الله پیکار کنند تا سخن الله برتر باشد، و هرکس در راه الله بجنگد تا سخن الله برتر باشد و شهید شود، یا بر دشمنش چیره گردد و بر او پیروز شود، الله به زودی پاداش بزرگی را که همان بهشت و خشنودی او تعالی است به او خواهد داد.

برخی فواید آیات:

انجام طاعات، از مهم‌‌ترین اسباب پایداری بر دین است.

هوشیاری و احتیاط با به‌‌کارگیری تمام اسباب یاری‌‌رسان در جنگ با دشمن، نه با نشستن و دست از یاری‌‌کشیدن.

پرهیز از سستی در جهاد و بازداشتن مردم از سستی در جهاد؛ زیرا جهاد از بزرگترین اسباب عزت مسلمانان و منع تسلط دشمن بر آنها است.|

﴿وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا [النساء: ٧٥]

٧٥ و – ای مؤمنان- چه‌‌چیز شما را از جهاد در راه الله برای بالابردن سخن او تعالی، و نجات مردان و زنان و کودکان مستضعف بازمی‌‌دارد که این‌‌گونه به درگاه الله دعا می‌‌کنند: پروردگارا، ما را از مکه به‌‌سبب ستم ساکنان آن با شرک به الله و ستم بر بندگانش بیرون ببر، و از جانب خود حمایت‌‌گری برای ما قرار بده تا به ما توجه و از ما محافظت کند، و یاوری قرار بده تا آسیب را از ما دور سازد.

﴿الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا [النساء: ٧٦]

٧٦ مؤمنان راستین برای بالابردن سخن الله، در راه او تعالی پیکار می‌‌کنند، و کافران در راه معبودهای‌‌شان پیکار می‌‌کنند، پس با دستیاران شیطان بجنگید، که اگر با آنها پیکار کنید بر آنها چیره می‌‌شوید؛ زیرا تدبیر شیطان چنان ضعیف است که به توکل‌‌کنندگان بر الله متعال آسیبی نمی‌‌رساند.

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّواْ أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدَّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى وَلاَ تُظْلَمُونَ فَتِيلا [النساء: ٧٧]

٧٧- ای رسول- آیا از حال برخی اصحابت آگاه نشدی، کسانی که خواستند جهاد بر آنها فرض شود، آن‌‌گاه به آنها گفته شد: دست از قتال بکشید، و نماز برپادارید، و زکات بدهید- این فرمان قبل از فرض‌‌بودن جهاد بود-، سپس وقتی به مدینه مهاجرت کردند، و اسلام قدرت یافت، و قتال فرض شد، این امر بر برخی از آنها دشوار گردید، پس همانند ترس از الله یا بیشتر از آن، از مردم ترسیدند، و گفتند: پروردگارا، چرا قتال را بر ما فرض کردی؟ کاش آن را تا زمان نزدیکی به تأخیر می‌‌انداختی تا از دنیا بهره می‌‌بردیم، - ای رسول- به آنها بگو: متاع دنیا هر اندازه هم که باشد، اندک و نابودشدنی است، و آخرت به دلیل جاودانگی نعمت‌‌هایش، برای کسی‌‌که تقوای الله متعال را پیشه کند بهتر است، و ذره‌‌ای از اعمال صالح شما کاسته نمی‌‌شود، هر چند به اندازۀ نخی باشد که در روی هستۀ خرما قرار دارد.

﴿أَيْنَمَا تَكُونُواْ يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَـذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَـذِهِ مِنْ عِندِكَ قُلْ كُلًّ مِّنْ عِندِ اللّهِ فَمَا لِهَـؤُلاء الْقَوْمِ لاَ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا [النساء: ٧٨]

٧٨ هرجا باشید، وقتی اجل‌‌تان فرا رسد، مرگ شما را درمی‌‌یابد، هر چند در برج‌‌های مستحکم و دور از میدان کارزار باشید، و اگر فرزند و روزی زیاد به این منافقان برسد که آنها را شاد می‌‌کند، می‌‌گویند: این از جانب الله است، و اگر مصیبت در فرزند یا روزی به آنها برسد، به پیامبر‌‌ج‌‌ فال بد می‌‌زنند و می‌‌گویند: تو سبب این آسیب هستی، - ای رسول- در پاسخ به اینها بگو: تمام گشایش‌‌ها و سختی‌‌ها به قضا و قدر الله بستگی دارد، اینها را که سخن مذکور از آنها صادر می‌‌شود چه شده است که نمی‌‌خواهند سخن تو را بفهمند؟!

﴿مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا [النساء: ٧٩]

٧٩- ای فرزند آدم- روزی و فرزندی که به تو می‌‌رسد و تو را شادمان می‌‌کند، از جانب الله است که بر تو لطف می‌‌کند، و مصیبتی که در روزی و فرزند بر تو وارد می‌‌شود و تو را ناراحت می‌‌کند، به‌‌سبب گناهانی که مرتکب شده‌‌ای از جانب خود توست. و – ای پیامبر- ما تو را به عنوان رسول از جانب الله برای تمام مردم فرستاده‌‌ایم تا رسالت پروردگارت را به آنها برسانی، و گواهی الله با ادله و برهان‌‌هایی که به تو می‌‌دهد بر راستگویی تو در آنچه از جانب او ابلاغ می‌‌کنی کافی است.

برخی فواید آیات:

وجوب قتال برای بالابردن سخن الله و یاری‌‌رساندن به مستضعفان، و سرزنش ترس، بزدلی و اعتراض بر احکام الله.

سرای آخرت از سرای دنیا و متاع و شهوات آن بهتر است برای کسی‌‌که از الله متعال می‌‌ترسد و از او فرمان‌‌برداری می‌‌کند.

تمام خیر و شر به تقدیر الله است، و الله گاهی بندگانش را به بعضی بلاها در دنیا به دلیل اسبابی مانند گناهان و نافرمانی‌‌های‌‌شان مبتلا می‌‌کند.|

﴿مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا [النساء: ٨٠]

٨٠ هرکس از رسول‌‌ج‌‌ با اجرای آنچه بدان امر کرده و پرهیز از آنچه از آن نهی کرده، اطاعت کند؛ به تحقیق فرمان الله را اجابت کرده است، و – ای رسول- هرکس از اطاعت تو روی گرداند، بر او اندوهگین مباش، زیرا ما تو را نگهبان بر او نفرستاده‌‌ایم تا مواظب اعمالش باشی، بلکه فقط ما هستیم که عملش را برمی‌‌شمریم و او را مورد محاسبه قرار می‌‌دهیم.

﴿وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلا [النساء: ٨١]

٨١ و منافقان با زبان‌‌های‌‌شان به تو می‌‌گویند: از فرمانت اطاعت کردیم و آن را اجرا نمودیم، اما چون از نزد تو بیرون می‌‌روند، گروهی از آنها به‌‌صورت پنهانی، طرحی خلاف آنچه بر تو آشکار کرده بودند می‌‌ریزند، و الله از طرح و تدبیر آنها آگاه است، و آنها را به خاطر این نیرنگ‌‌شان مجازات می‌‌کند، پس به آنها اهمیت نده؛ زیرا نخواهند توانست ذره‌‌ای به تو آسیب برسانند، و کارت را به الله واگذار کن و بر او اعتماد کن، و کافی است که به الله به عنوان کارساز اعتماد کنی.

﴿أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا [النساء: ٨٢]

٨٢ چرا اینها در قرآن تأمل نمی‌‌کنند و آن را نمی‌‌خوانند تا برای‌‌شان ثابت شود که هیچ اختلاف و اضطرابی در آن یافت نمی‌‌شود؟! و تا راستیِ آنچه را که آورده است بدانند، و اگر از جانب غیر الله متعال بود، به‌‌طور قطع در احکامش آشفتگی و در معانی آن، اختلاف زیادی می‌‌یافتند.

﴿وَإِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلا [النساء: ٨٣]

٨٣ و هرگاه خبری مبنی بر امنیت و شادمانی مسلمانان، یا ترس و اندوه آنها به این منافقان برسد، آن را افشا و منتشر می‌‌کنند، و اگر تأمل و درنگ کنند و خبر را به رسول الله‌‌ج‌‌ و به صاحب‌‌نظران و علما و خیرخواهان بازگردانند؛ اهل رأی و استنباط، آنچه را شایسته است که در این خصوص از نشردادن یا کتمان آن، عمل شود تشخیص می‌‌دهند، و – ای مؤمنان- اگر فضل الله با اسلام و رحمت او تعالی با قرآن بر شما نبود که شما را از آنچه این منافقان به آن مبتلا شدند معاف کرد، جز شمار اندکی از شما، از وسوسه‌‌های شیطان پیروی می‌‌کردید.

﴿فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللّهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنكِيلا [النساء: ٨٤]

٨٤- ای رسول- در راه الله پیکار کن تا سخن الله برتر باشد، در مورد دیگران از تو سؤال نمی‌‌شود و به آن ملزم نیستی؛ زیرا تو فقط به واداشتن خودت به قتال مکلف هستی، و مؤمنان را بر قتال ترغیب و تشویق کن، باشد که الله با قتال شما، نیروی کافران را دفع کند، و الله شدیدترین نیرو و سخت‌‌ترین مجازات را دارد.

﴿مَّن يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُن لَّهُ نَصِيبٌ مِّنْهَا وَمَن يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُن لَّهُ كِفْلٌ مِّنْهَا وَكَانَ اللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقِيتًا [النساء: ٨٥]

٨٥ هرکس برای جلب خیر به دیگران بکوشد، سهمی از پاداش برای اوست، و هرکس برای جلب شر به دیگران بکوشد، سهمی از گناه برایش است، و الله تمام اعمال انسان را می‌‌بیند و او را در قبال آن جزا می‌‌دهد. پس هرکس از شما در رسیدن خیر نقشی داشته باشد، بهره و نصیبی از آن خیر برایش است، و هرکس در رسیدن شر نقشی داشته باشد، مقداری از آن شر به او می‌‌رسد.

﴿وَإِذَا حُيِّيْتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا [النساء: ٨٦]

٨٦ و هرگاه کسی بر شما سلام کرد، سلام را بهتر از سلامی که به شما کرده است به او برگردانید، یا مثل آنچه گفته است به او بازگردانید، و پاسخ با سلامِ نیکوتر، بهتر است، قطعاً الله نگهبان اعمال شماست و هرکس را در قبال عملش جزا می‌‌دهد.

برخی فواید آیات:

تدبر در قرآن کریم، این یقین را به جای می‌‌گذارد که از جانب الله فرو فرستاده شده است؛ چون از اضطراب و آشفتگی مصون است، و احکام بسیار زیادی که در آن وجود دارد آشکار می‌‌گردد.

انتشار اخباری که سبب برهم‌‌زدن امنیت مؤمنان یا نفوذ ترس در میان صفوف‌‌شان می‌‌شود جایز نیست.

سخن گفتن از مسایل مسلمانان و امور عمومی مربوط به آنها باید از جانب علما و والیان امورشان صورت گیرد.

مشروعیت شفاعت نیکو که گناه و ستم بر حقوق مردم در آن نیست، و تحریم هر شفاعتی که در آن گناه یا ستمی وجود دارد.|

﴿اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِيثًا [النساء: ٨٧]

٨٧ الله که معبود برحقی جز او نیست، اول و آخر (= همگی) شما را در روز قیامت که هیچ تردیدی در آن نیست جمع می‌‌کند، تا شما را در قبال اعمال‌‌تان مجازات کند، و هیچ‌‌کس راستگوتر از الله نیست.

﴿* فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللّهُ أَرْكَسَهُم بِمَا كَسَبُواْ أَتُرِيدُونَ أَن تَهْدُواْ مَنْ أَضَلَّ اللّهُ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلا [النساء: ٨٨]

٨٨- ای مؤمنان- شما را چه شده است که در نحوۀ رفتار با منافقان دو گروه مختلف شده‌‌اید: گروهی قائل به پیکار با آنها به‌‌سبب کفرشان است، و گروهی قائل به ترک پیکار با آنها به‌‌سبب ایمان‌‌شان است؟! سزاوار شما نیست که در مورد آنها اختلاف ورزید، درحالی‌‌که الله آنها را به‌‌سبب اعمال‌‌شان، به کفر و گمراهی بازگردانده است، آیا می‌‌خواهید کسی را ‌‌که الله به او توفیق نداده است به حق هدایت کنید؟! و هرکس را، الله گمراه سازد، راهی به‌‌سوی هدایت برایش نخواهی یافت.

﴿وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء حَتَّىَ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا [النساء: ٨٩]

٨٩ منافقان آرزو می‌‌کنند که شما نیز به آنچه بر پیامبر نازل شده است کفر ورزید، همان‌‌گونه که خودشان کفر ورزیدند، تا در کفر با آنها مساوی باشید، پس به‌‌سبب دشمنی‌‌شان، از آنها دوستانی مگیرید تا اینکه در راه الله از سرزمین شرک به سرزمین اسلام که دلالت بر ایمان‌‌شان دارد مهاجرت کنند، پس اگر روی برگرداندند و بر حال‌‌شان ادامه دادند، هرجا آنها را یافتید بگیرید و بکشید، و از آنها دوستی نگیرید تا در امورتان همراه شما باشد، و یاوری از آنها مگیرید که شما را در برابر دشمنان‌‌تان یاری رساند.

﴿إِلاَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىَ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ أَوْ جَاؤُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَن يُقَاتِلُونَكُمْ أَوْ يُقَاتِلُواْ قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْاْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلا [النساء: ٩٠]

٩٠ مگر کسانی از آنها که به گروهی که میان شما و آنها پیمان محکمی بر ترک قتال وجود دارد بپیوندند، یا نزد شما بیایند درحالی‌‌که سینه‌‌های‌‌شان به تنگ آمده باشد و قصد قتال با شما و قوم‌‌شان را نداشته باشند، و اگر الله می‌‌خواست به‌‌طور قطع آنها را بر شما چیره می‌‌کرد و با شما می‌‌جنگیدند، پس سلامتی را از الله بپذیرید، و با کشتن و اسیرگرفتن بر آنها تعرض نکنید، پس اگر از شما کناره گرفتند و با شما نجنگیدند، و با صلح و ترک قتال تسلیم شما شدند، آن‌‌گاه الله راهی برای قتل یا اسارت‌‌شان بر شما قرار نداده است.

﴿سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَن يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُواْ قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوَاْ إِلَى الْفِتْنِةِ أُرْكِسُواْ فِيِهَا فَإِن لَّمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُواْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوَاْ أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثِقِفْتُمُوهُمْ وَأُوْلَـئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُّبِينًا [النساء: ٩١]

٩١- ای مؤمنان- به زودی گروهی دیگر از منافقان را خواهید یافت که ایمان را بر شما آشکار می‌‌کنند تا از امنیت خویش مطمئن باشند، و وقتی به‌‌سوی کافران قوم خویش بازگردند، کفر را برای‌‌شان آشکار می‌‌کنند تا از آنها در ایمن باشند، هرگاه به کفر و شرک به الله فراخوانده شوند، به شدیدترین حالت در آن می‌‌افتند، پس اینان اگر از پیکار با شما دست نکشیدند، و با صلح نزد شما تسلیم نشدند، و دست‌‌های‌‌شان را از شما بازنداشتند، هرجا آنها را یافتید، بگیرید و بکشید، و در مورد آنها به دلیل نیرنگ و مکرشان، دلیلی روشن برای گرفتن و کشتن آنها برای شما قرار داده‌‌ایم.

برخی فواید آیات:

پنهان ‌‌ماندن حال برخی منافقان، باعث اختلاف در حکم رفتار با آنها میان مؤمنان می‌‌شود.

بیان چگونگی تعامل با منافقان براساس احوال‌‌شان و برطبق مصلحت رفتار با آنها.

عدالت اسلام در دست‌‌کشیدن از منافقانی که آزاری ستمگرانه از جانب آنها واقع نمی‌‌شود.

جهاد در راه الله، منافقان را به‌‌سبب بازماندن‌‌شان از جهاد و پوزش‌‌خواستن‌‌های‌‌شان آشکار می‌‌کند.|

﴿وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلاَّ خَطَأً وَمَن قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلاَّ أَن يَصَّدَّقُواْ فَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ عَدُوٍّ لَّكُمْ وَهُوَ مْؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَإِن كَانَ مِن قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِّيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِّنَ اللّهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا [النساء: ٩٢]

٩٢ و هیچ مؤمنی را نسزد که مؤمنی را بکشد مگر اینکه این کار از روی خطا از او سر زَنَد، و هرکس مؤمنی را از روی خطا بکشد، بر او واجب است که یک بردۀ مؤمن را برای کفارۀ کارش آزاد کند، و بر خویشاوندان قاتل که از او ارث می‌‌برند، دیه‌‌ای است که باید به وارثان مقتول بدهند، مگر اینکه دیه را ببخشند و ساقط شود، پس اگر مقتول از گروهی است که با شما در جنگ هستند و خود او مؤمن است، بر قاتل واجب است که یک بردۀ مؤمن را آزاد کند و دیه‌‌ای بر او نیست، و اگر مقتول مؤمن نیست اما از گروهی است که میان شما و آنها، پیمانی برقرار است مانند اهل ذمه، خویشاوندان قاتل که از او ارث می‌‌برند باید دیه را به وارثان مقتول بپردازند، و قاتل باید یک بردۀ مؤمن را به عنوان کفارۀ کارش آزاد کند، اما اگر برده‌‌ای نیافت که آن را آزاد کند یا توان پرداخت بهایش را نداشت، باید دو ماه متوالی و بدون فاصله روزه بگیرد، تا الله کار او را ببخشد، و الله از اعمال و نیات بندگانش آگاه، و در تشریع و تدبیرش بسیار داناست.

﴿وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا [النساء: ٩٣]

٩٣ و هرکس مؤمنی را از روی قصد و بناحق بکشد، مجازاتش ورود به جهنم است که جاویدان در آن می‌‌ماند، و الله بر او خشم می‌‌گیرد و او را از رحمت خویش می‌‌راند، و چون مرتکب این گناه بزرگ شده است، عذابی بزرگ برایش آماده ساخته است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُواْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا [النساء: ٩٤]

٩٤ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، هرگاه برای جهاد در راه الله خارج شدید، دربارۀ کسانی‌‌که با آنها می‌‌جنگید بررسی کنید، و برای کسی‌‌که آنچه را بر اسلام او دلالت می‌‌کند برای‌‌تان آشکار می‌‌کند نگویید: مؤمن نیستی، و ترسی از خون و مالت، تو را به اظهار اسلام واداشته است، آن‌‌گاه او را بکشید و با قتل او متاع ناچیز دنیا مانند غنیمت را از او بجویید، زیرا غنیمت‌‌های زیادی نزد الله است که بهتر و بزرگتر از این است، شما نیز قبلاً مانند همین کسی بودید که ایمان خویش را از قومش پنهان می‌‌دارد، آن‌‌گاه الله با اسلام بر شما منت نهاد، و خون‌‌های‌‌تان را محافظت کرد، پس بررسی کنید، زیرا ذره‌‌ای از اعمال شما هر چند کوچک باشد بر او پوشیده نمی‌‌ماند و جزای آن را به شما خواهد داد.

برخی فواید آیات:

قرآن کریم، حرمت جان مؤمن را بزرگ شمرده، از تجاوز به آن نهی فرموده و شدیدترین مجازات را برایش مقرر کرده است.

اعتقاد اهل سنت و جماعت این است که مؤمن قاتل برای همیشه در آتش نمی‌‌ماند، بلکه مدتی طولانی در آن عذاب می‌‌بیند، سپس به رحمت الله متعال از آن خارج می‌‌شود.

وجوب بررسی و شناسایی در جهاد، و عجله‌‌نکردن در داوری در این مورد، تا انسان بی‌‌گناه مورد تجاوز قرار نگیرد.|

﴿لاَّ يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُوْلِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُـلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا [النساء: ٩٥]

٩٥ مؤمنان خانه‌‌نشین از جهاد در راه الله غیر از معذوران مانند بیماران و افراد نابینا، با مجاهدان در راه الله با بذل اموال و جان‌‌های‌‌شان، مساوی نیستند؛ الله مجاهدان با بذل اموال و جان‌‌های‌‌شان را به درجه‌‌ای بر خانه‌‌نشینان از جهاد برتری داده است، و برای هر یک از مجاهدان و خانه‌‌نشینان معذور از جهاد، مزدی است که سزاوارش است، و الله مجاهدان را با اعطای ثوابی بزرگ از جانب خویش، بر خانه‌‌نشینان برتری بخشیده است.

﴿دَرَجَاتٍ مِّنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا [النساء: ٩٦]

٩٦ این ثواب، مقام‌‌هایی است که برخی بالاتر از برخی دیگر است، همراه آمرزش گناهان‌‌شان و رحمت الله به آنها است، و الله نسبت به بندگانش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِيرًا [النساء: ٩٧]

٩٧ کسانی‌‌که فرشتگان درحالی جان‌‌های‌‌شان را می‌‌گیرند که با هجرت‌‌نکردن از سرزمین کفر به سرزمین اسلام بر خویش ستم کرده‌‌اند، فرشتگان از روی توبیخ، هنگام قبض روح‌‌شان به آنها می‌‌گویند: بر چه حالی بودید؟ و با چه چیزی از مشرکان شناخته می‌‌شدید؟ این‌‌گونه پاسخی پوزش‌‌آمیز می‌‌دهند: ما ضعیفانی بودیم که توان و قدرتی نداشتیم که ستم را از خود دفع کنیم، آن‌‌گاه فرشتگان از روی توبیخ به آنها می‌‌گویند: آیا سرزمین‌‌های الله وسیع نبود که به‌‌سوی آن خارج شوید تا بر دین و جان‌‌های‌‌تان از خوارشدن و مقهورشدن در امان بمانید؟! پس آنها که مهاجرت نکردند، جایگاه‌‌شان که در آن مستقر می‌‌شوند، همان آتش است، و آتش بازگشتگاه و محل رجوع بسیاری بدی برای آنها است.

﴿إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلا [النساء: ٩٨]

٩٨ مردان یا زنان یا کودکان ضعیف و دارای عذر، که توانی ندارند با آن ستم و شکست را از خود دور کنند، و راهی برای رهایی از اجباری که در آن هستند نمی‌‌یابند، از این تهدید مستثنی هستند،

﴿فَأُوْلَـئِكَ عَسَى اللّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللّهُ عَفُوًّا غَفُورًا [النساء: ٩٩]

٩٩ پس امید است که الله به رحمت و لطف خویش از آنها درگذرد، و الله نسبت به بندگان خویش بخشنده است و توبه‌‌کاران آنها را می‌‌آمرزد.

پس از بیان تهدید بر ترک هجرت با وجود قدرت بر آن، به هجرت تشویق نموده و می‌‌فرماید:

﴿* وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا [النساء: ١٠٠]

١٠٠ و هرکس در جستجوی خشنودی الله، از سرزمین کفر به‌‌سوی سرزمین اسلام مهاجرت کند، در سرزمینی که به‌‌سوی آن مهاجرت کرده است، دگرگونی و سرزمینی غیر از سرزمینش که آن را ترک کرده است خواهد یافت، در آنجا به عزت و روزی گسترده دست می‌‌یابد، و هرکس از خانه‌‌اش برای مهاجرت به‌‌سوی الله و رسولش خارج شود، و قبل از رسیدن به مقصد هجرت، مرگ او را فراگیرد، اجر او نزد الله ثبت شده است، و اینکه به مقصد هجرت خویش نرسیده باشد زیانی به او نمی‌‌رساند، و الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُواْ لَكُمْ عَدُوًّا مُّبِينًا [النساء: ١٠١]

١٠١ و هرگاه در زمین سفر کردید، اگر ترسیدید که امر ناگواری از کافران به شما برسد، بر شما گناهی نیست که نمازهای چهاررکعتی را از چهار رکعت به دو رکعت قصر (شکسته خواندن نماز) کنید؛ همانا دشمنی کافران برای شما، آشکار و واضح است.

برخی فواید آیات:

فضیلت جهاد در راه الله و اجر بزرگ آن، و اینکه الله مقام‌‌های والایی در بهشت که دیگران به آن دست نمی‌‌یابند به آنها وعده داده است.

فریضۀ جهاد از افراد دارای عذر برداشته شده است، با وجود اینکه اگر نیت نیکویی داشته باشند، پاداش دارند.

فضیلت هجرت به‌‌سوی سرزمین اسلام، و وجوب آن بر کسی‌‌که قادر بر این کار است به شرط آن‌‌که در سرزمین خویش، در مورد دینش بیمناک باشد.

مشروعیت قصر نماز در مسافرت.|

﴿وَإِذَا كُنتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِّنْهُم مَّعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْيَكُونُواْ مِن وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّواْ فَلْيُصَلُّواْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَاحِدَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن كَانَ بِكُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ كُنتُم مَّرْضَى أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُواْ حِذْرَكُمْ إِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا [النساء: ١٠٢]

١٠٢ و – ای رسول- هرگاه هنگام پیکار با دشمن در میان لشکر بودی، و خواستی برای‌‌شان نماز برپاداری، لشکر را به دو گروه تقسیم کن: یک گروه از آنها بایستند که همراه تو نماز بگزارند، و باید جنگ‌‌افزارهای خویش را همراه خود در نماز برگیرند، و گروه دیگر باید از شما نگهبانی دهند، وقتی گروه اول، یک رکعت را با امام گزاردند، خودشان نماز را کامل کنند، و پس از گزاردن نماز، باید در پشت شما در مقابل دشمن قرار بگیرند، و گروهی‌‌که در نگهبانی بودند و نماز نگزارده‌‌اند، بیایند و یک رکعت را همراه امام بگزارند، و پس از اینکه امام سلام داد، ادامۀ نمازشان را کامل کنند، و باید احتیاط خویش را در برابر دشمن‌‌شان داشته باشند، و جنگ‌‌افزارهای‌‌شان را حمل کنند؛ زیرا کافران آرزو می‌‌کنند که از جنگ‌‌افزارها و ابزارتان هنگام نماز غافل شوید، آن‌‌گاه یکباره بر شما هجوم آورند، و شما را در حالت غفلت به چنگ آورند، و گناهی بر شما نیست اگر آسیبی به‌‌سبب باران به شما رسید یا بیمار بودید و مانند آن، که جنگ‌‌افزارهای‌‌تان را به زمین بگذارید و حمل نکنید، و هر اندازه که می‌‌توانید در برابر دشمن‌‌تان مراقب باشید، همانا الله عذابی خوارکننده برای کافران مهیا کرده است.

﴿فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلاَةَ فَاذْكُرُواْ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنتُمْ فَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا [النساء: ١٠٣]

١٠٣- ای مؤمنان- هرگاه از نماز فارغ شدید، در هر حالتی که هستید، ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده، با تسبیح و تحمید و تهلیل، الله را یاد کنید، پس چون ترس از شما برطرف شد و احساس امنیت کردید، نماز را به‌‌صورت کامل با ارکان و واجبات و مستحباتش به گونه‌‌ای که به آن امر شده‌‌اید برپا دارید؛ زیرا نماز در زمان‌‌های مشخص بر مؤمنان فرض شده است، و تأخیر از این زمان‌‌ها بدون عذر جایز نیست، این حکم در حالت اقامت است، اما در حالت سفر می‌‌توانید جمع و قصر کنید.

﴿وَلاَ تَهِنُواْ فِي ابْتِغَاء الْقَوْمِ إِن تَكُونُواْ تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللّهِ مَا لاَ يَرْجُونَ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا [النساء: ١٠٤]

١٠٤ و – ای مؤمنان- در تعقیب دشمنان کافرتان سستی و تنبلی نکنید؛ اگر شما به‌‌سبب قتل و جراحتی که به شما رسید رنج می‌‌بردید، آنها نیز همانند شما رنج می‌‌برند، و همانند شما آسیب می‌‌بینند، پس نباید صبر آنها از صبر شما بیشتر باشد؛ زیرا شما به پاداش و پیروزی و تقویتی از جانب الله امید دارید که آنها امید ندارند، و الله از احوال بندگانش آگاه است، و در تدبیر و تشریعش بسیار داناست.

﴿إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَائِنِينَ خَصِيمًا [النساء: ١٠٥]

١٠٥ - ای رسول- به‌‌راستی که ما قرآن را که مشتمل بر حق است بر تو فرو فرستادیم، تا به موجب آنچه که الله به تو آموخته و الهام کرده است و نه براساس هوای نفس و نظر خودت، در تمام امور مردم میان آنها داوری کنی، و مدافع کسانی‌‌که به خودشان و امانت‌‌شان خیانت کردند مباش تا هرکس را که به حق از آنها مطالبه می‌‌کند، از آنها بازگردانی.

برخی فواید آیات:

مشروعیت نماز خوف و بیان احکام و چگونگی آن.

امر بر به‌‌کارگیری اسباب در تمام حالت‌‌ها، و اینکه مؤمن در به‌‌کارنگرفتن اسباب معذور نیست حتی هنگام عبادت.

مشروعیت دوام ذکر الله متعال در هر حالتی، زیرا دل‌‌ها را زنده و آرام می‌‌کند.

نهی از سستی و تنبلی در هنگام جنگ با دشمن، و امر به صبر در پیکار با او.|

﴿وَاسْتَغْفِرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا [النساء: ١٠٦]

١٠٦ و از الله آمرزش و بخشایش بخواه؛ زیرا الله نسبت به بندگانش که به‌‌سوی او توبه کنند بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿وَلاَ تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنفُسَهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ مَن كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا [النساء: ١٠٧]

١٠٧ و از هر شخصی که خیانت می‌‌کند و در پنهان‌‌کردن خیانتش می‌‌کوشد دفاع نکن، و الله این خیانتکاران دروغگو را دوست ندارد.

﴿يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لاَ يَرْضَى مِنَ الْقَوْلِ وَكَانَ اللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا [النساء: ١٠٨]

١٠٨ هنگام ارتکاب گناه، آن را از روی ترس و حیا از مردم پنهان می‌‌کنند، ولی نمی‌‌توانند آن را از الله که همیشه با آنها است، پنهان کنند. او تعالی به آنها احاطه دارد، و هیچ‌‌چیز از امور آنها بر او پوشیده نیست، وقتی پنهانی سخنانی را که الله از آن خشنود نیست طرح می‌‌ریزند. مانند دفاع از گناهکار و متهم‌‌کردن بی‌‌گناه؛ و الله به آنچه پنهانی و آشکارا انجام می‌‌دهند علم فراگیر دارد، ذره‌‌ای بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و آنها را به خاطر اعمال‌‌شان مجازات خواهد کرد.

﴿هَاأَنتُمْ هَـؤُلاء جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَن يُجَادِلُ اللّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَم مَّن يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلا [النساء: ١٠٩]

١٠٩ هان شما – ای کسانی‌‌که کار این مجرمان شما را آشفته می‌‌کند- در زندگی دنیا از آنها دفاع کردید تا بی‌‌گناهی‌‌شان را ثابت نموده و مجازات را از آنها دفع کنید، چه کسی در روز قیامت در برابر الله از آنها دفاع می‌‌کند درحالی‌‌که از حقیقت حال آنها آگاهی یافته است؟! و چه کسی کارساز آنها در آن روز خواهد بود؟! بدون تردید هیچ‌‌کس را یارای این کار نیست.

﴿وَمَن يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ يَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَّحِيمًا [النساء: ١١٠]

١١٠ هرکس عمل بدی مرتکب شود یا با ارتکاب گناهان به خودش ستم کند، سپس با اقرار به گناه خویش و پشیمانی و بریدن از آن از الله آمرزش بخواهد، الله را همیشه برای گناهان خویش، بسیار آمرزنده و مهربان خواهد یافت.

﴿وَمَن يَكْسِبْ إِثْمًا فَإِنَّمَا يَكْسِبُهُ عَلَى نَفْسِهِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا [النساء: ١١١]

١١١ و هرکس گناه صغیره و کبیره‌‌ای مرتکب شود، قطعاً مجازات آن فقط بر خودش خواهد بود، و به دیگران سرایت نمی‌‌کند، و الله از اعمال بندگان آگاه، و در تدبیر و تشریع خویش بسیار داناست.

﴿وَمَن يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا [النساء: ١١٢]

١١٢ و هرکس اشتباهی غیر عمدی، یا گناهی عمدی مرتکب شود، سپس انسانی پاک از این گناه را متهم سازد، با این کار، دروغی بزرگ و گناهی آشکار به دوش کشیده است.

﴿وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّت طَّائِفَةٌ مُّنْهُمْ أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاُّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَيْءٍ وَأَنزَلَ اللّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا [النساء: ١١٣]

١١٣ و – ای رسول- اگر الله به فضل خویش تو را محافظت نکرده بود، گروهی از آنها که به خودشان ستم می‌‌کنند تصمیم گرفته بودند که تو را از حق گمراه کنند تا به بی‌‌عدالتی داوری کنی، اما در حقیقت فقط خودشان را گمراه می‌‌سازند؛ زیرا سرانجام، تلاشی را که برای گمراه‌‌ساختن به کار گرفتند، به خودشان بازمی‌‌گردد، و الله قرآن و سنت را بر تو نازل کرد، و هدایت و نوری را به تو آموخت که قبل از آن نمی‌‌دانستی، و الله با نبوت و عصمت، فضل زیادی به تو بخشید.

برخی فواید آیات:

نهی از دفاع‌‌کردن از دروغ‌‌پردازان و گرفتن جانب آنها؛ زیرا این کار نوعی همکاری بر گناه و ستم است.

سزاوار است که ترس و حیای مؤمن حقیقی از الله متعال و بزرگ‌‌داشتن او، بیش از دیگران باشد.

رحمت و آمرزش گستردۀ الله برای کسی‌‌که به خودش ستم کرده است، هر اندازه که ستم کرده باشد؛ به شرط اینکه توبۀ راستین بکند، و از گناهش بازگردد.

برحذرداشتن از ایراد اتهام بر انسان بی‌‌گناه و بستن افترای دروغ بر او، و اینکه هرکس چنین کاری انجام دهد، شدیدترین دروغ و گناه را مرتکب شده است.|

﴿* لاَّ خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَيْنَ النَّاسِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا [النساء: ١١٤]

١١٤ در بسیاری از سخنانی که مردم آن را به‌‌صورت درِگوشی می‌‌گویند هیچ خیری نیست، و هیچ سودی از آن به دست نمی‌‌آید، مگر اینکه سخن‌‌شان، امر به صدقه، یا کار نیکی باشد که شریعت آن را آورده باشد و عقل به آن راهنمایی کند، یا دعوتی برای اصلاح میان طرفین نزاع باشد، و هرکس این کار را برای جستجوی خشنودی الله انجام دهد، به زودی پاداش بزرگی به او خواهیم داد.

﴿وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيرًا [النساء: ١١٥]

١١٥ و هرکس پس از آن‌‌که حق برایش روشن شد، با رسول‌‌ج‌‌ دشمنی کند و در آنچه که آورده است با او مخالفت ورزد، و راهی غیر از راه مؤمنان دنبال کند، او را با آنچه که برای خویشتن برگزیده است رها می‌‌کنیم، و چون به عمد از حق روی گردانده است، او را به‌‌سوی حق توفیق نمی‌‌دهیم، و او را به آتش جهنم که گرمای رنج‌‌آوری دارد درمی‌‌آوریم، و جهنم بازگشتگاه بسیاری بدی برای ساکنانش است.

﴿إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيدًا [النساء: ١١٦]

١١٦ قطعاً الله نمی‌‌بخشاید که به او شرک آورده شود، بلکه مشرک برای همیشه در آتش می‌‌ماند، و گناهان پایین‌‌تر از شرک را برای هرکس بخواهد به رحمت و فضل خویش می‌‌بخشاید، و هرکس احدی را با الله شریک قرار دهد به‌‌راستی که از حقیقت گمراه و بسیار دور شده است؛ زیرا خالق و مخلوق را با هم یکسان قرار داده است.

﴿إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ إِنَاثًا وَإِن يَدْعُونَ إِلاَّ شَيْطَانًا مَّرِيدًا [النساء: ١١٧]

١١٧ این مشرکان فقط بت‌‌های مادینه‌‌ای را همراه الله عبادت می‌‌کنند و به فریاد می‌‌خوانند که به نام‌‌های زنان مانند لات و عزی نامیده شده‌‌اند، و هیچ نفع و زیانی ندارند، آنها در حقیقت فقط شیطان را که از طاعت الله خارج شد و هیچ خیری در آن نیست عبادت می‌‌کنند؛ زیرا اوست که آنها را به عبادت بت‌‌ها فرمان می‌‌دهد.

﴿لَّعَنَهُ اللّهُ وَقَالَ لأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا [النساء: ١١٨]

١١٨ و به همین منظور، الله او را از رحمتش راند، و این شیطان با ایراد سوگند به پروردگارش گفت: بخشی معلوم از میان بندگانت برای خودم قرار خواهم داد و آنها را از حق گمراه می‌‌سازم.

﴿وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا [النساء: ١١٩]

١١٩ و آنها را از راه راست تو بازخواهم داشت، و آنها را به وعده‌‌های دروغینی که گمراهیِ آنها را برای‌‌شان زیبا جلوه می‌‌دهد گرفتار خواهم کرد، و به آنها فرمان خواهم داد تا برای تحریم دامهایی که الله برای‌‌شان حلال کرده است گوش‌‌های دام‌‌ها را ببرند، و به آنها فرمان خواهم داد تا در آفرینش و فطرت الله تغییر ایجاد کنند، و هرکس شیطان را به عنوان دوست بگیرد که با او دوستی و از او اطاعت کند، به‌‌سبب دوستی با شیطانِ رانده شده، زیان آشکاری دیده است.

﴿يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا [النساء: ١٢٠]

١٢٠ شیطان وعده‌‌های دروغین و آرزوهای پوچ به آنها می‌‌دهد، و در حقیقت، آنها را جز به باطلی که هیچ حقیقتی ندارد وعده نمی‌‌دهد.

﴿أُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَلاَ يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصًا [النساء: ١٢١]

١٢١ جایگاه اینها که گام‌‌های شیطان و آرزوهایی را که به آنها می‌‌دهد پیروی می‌‌کنند، آتش جهنم است که هیچ گریزگاهی از آن نمی‌‌یابند تا به آن پناه ببرند.

برخی فواید آیات:

در بسیاری از رازگویی‌‌های مردم خیری نیست، بلکه چه بسا در آن گناه وجود دارد، و اندکی از سخنان آنها که میان‌‌شان رد و بدل می‌‌شود خیر و نیکو است.

سرانجامِ دشمنی با رسول‌‌ج‌‌ و مخالفت با راه مؤمنان، دوری از الله و ورود به آتش است.

تمام گناهان، تحت مشیت الله قرار دارند، که شاید برای صاحبش بخشیده شود، جز شرک که الله هرگز آن را نمی‌‌بخشاید.

هدف شیطان، بازگرداندن مردم از عبادت الله متعال است، و از بزرگترین روش‌‌های او، آراستن باطل با آرزوهای فریبنده و وعده‌‌های دروغین است.|

الله پس از بیان مجازات پیروان شیطان، پاداش پیروان رسولان را بیان کرده و می‌‌فرماید:

﴿وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَعْدَ اللّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلا [النساء: ١٢٢]

١٢٢ و کسانی را که به الله ایمان آوردند و اعمال صالح نزدیک‌‌کننده به او تعالی انجام دادند به بهشت‌‌هایی درخواهیم آورد که رودها از زیر کاخ‌‌هایش جاری است و برای همیشه در آنها می‌‌مانند، این وعده‌‌ای از جانب الله است، و وعدۀ او تعالی حقیقت است، زیرا او در وعده خلاف نمی‌‌کند، و هیچ‌‌کس راستگوتر از الله نیست.

﴿لَّيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ مَن يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَلاَ يَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللّهِ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا [النساء: ١٢٣]

١٢٣- ای مسلمانان- نجات و رستگاری تابع آرزوهای شما یا آرزوهای اهل کتاب نیست، بلکه این امر تابع عمل است، یعنی هرکس از شما که عمل بدی انجام دهد در روز قیامت مجازات آن را خواهد دید، و جز الله برای خود دوستی نمی‌‌یابد که به او نفع برساند، و هیچ یاوری برای خود نمی‌‌یابد که ضرر را از او دور سازد.

﴿وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتَ مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَـئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلاَ يُظْلَمُونَ نَقِيرًا [النساء: ١٢٤]

١٢٤ و هرکس اعمال صالح انجام دهد چه مرد باشد یا زن، درحالی‌‌که ایمان حقیقی به الله متعال دارد، آنها که هم ایمان و هم عمل را یکجا داشته‌‌اند وارد بهشت می‌‌شوند، و ذره‌‌ای از پاداش اعمال‌‌شان کاسته نمی‌‌شود، هر چند مقدار ناچیزی به اندازۀ فرورفتگی پشت هستۀ خرما باشد.

﴿وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِّمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لله وَهُوَ مُحْسِنٌ واتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلا [النساء: ١٢٥]

١٢٥ و هیچ‌‌کس دین بهتری ندارد از آن کس که در ظاهر و باطن خودش را تسلیم الله کرده و نیت خویش را برای او تعالی خالص گردانیده است، و به نیکویی از احکام الله فرمان‌‌برداری کرده، و از دین ابراهیم÷ که اساس دین محمد‌‌ج‌‌ است پیروی کرده است، درحالی‌‌که از شرک و کفر، به توحید و ایمان روی آورده است. و الله ابراهیم÷ را با محبت کامل از میان سایر مخلوقاتش برگزید.

﴿وَللّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطًا [النساء: ١٢٦]

١٢٦ و فرمانروایی آنچه در آسمان‌‌ها و زمین است فقط از آنِ الله است، و الله به هر چیزی از مخلوقاتش، احاطۀ علمی و توانایی و تدبیری دارد.

﴿وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاء قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاء الَّلاتِي لاَ تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَن تَنكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَن تَقُومُواْ لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا [النساء: ١٢٧]

١٢٧ و – ای رسول- از تو در مورد زنان و آنچه که برای آنها و بر عهدۀ آنها واجب است می‌‌پرسند، بگو: الله آنچه را که در مورد آن پرسیدید به شما بیان می‌‌فرماید و نیز آنچه را که در قرآن بر شما تلاوت می‌‌شود، در مورد زنان یتیمی که قَیِّم‌‌شان هستید و مهریه یا میراث‌‌شان را که الله برای‌‌شان مقرر فرموده است نمی‌‌دهید، و در ازدواج با آنها تمایل ندارید، و از روی طمع در اموال‌‌شان، آنها را از ازدواج منع می‌‌کنید. و برای‌‌تان بیان می‌‌فرماید آنچه را که در مورد کودکان مستضعف واجب است، از پرداخت حق میراث‌‌شان به آنها، و اینکه با تسلط بر اموال‌‌شان بر آنها ستم نکنید، و وجوب انجام عادلانۀ آنچه باعث اصلاح امور یتیمان در دنیا و آخرت می‌‌شود را برای‌‌تان بیان می‌‌فرماید، و الله از هر کار خیری که برای یتیمان و دیگران انجام دهید، آگاه است و پاداش آن را به شما خواهد داد.

برخی فواید آیات:

پاداش نزد الله، به مجرد آرزو و ادعا به دست نمی‌‌آید، بلکه ایمان و عمل صالح ناگزیر باید وجود داشته باشد.

جزا از جنس عمل است، یعنی هرکس عمل بدی مرتکب شود، در قبال آن مجازات می‌‌شود، و هرکس کار نیکی انجام دهد، پاداشی بهتر از آن به او داده می‌‌شود.

اخلاص برای الله متعال و پیروی از پیامبر اکرم‌‌ج‌‌، مقیاس پذیرش عمل نزد الله متعال هستند.

اسلام، حقوق زنان و کودکان ضعیف را بزرگ شمرده است، چنان‌‌که ستم بر آنها را حرام گردانیده و رعایت مصالح‌‌شان را در پرتو احکامش واجب گردانده است.|

﴿وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلاَ جُنَاْحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا [النساء: ١٢٨]

١٢٨ و اگر زنی از شوهرش ترسید که خودش را از او برتر بپندارد و به او تمایل نشان ندهد، بر آن دو گناه نیست که با هم مصالحه کنند، چنان‌‌که زن از برخی حقوق واجب خودش مانند حق نفقه و مبیت (شب‌‌گذرانی) کوتاه بیاید، و صلح در اینجا از طلاق برای آن دو بهتر است، درحالی‌‌که نفس‌‌ها بر حرص و بخل آفریده شده‌‌اند، یعنی در کوتاه‌‌آمدن از حقوق خویش کوتاه نمی‌‌آیند، پس شایسته است که زن و شوهر این اخلاق را با تربیت نفس بر گذشت و نیکوکاری درمان کنند. و اگر در تمام امورتان نیکی کنید، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله متعال تقوای او را پیشه کنید، قطعاً الله از اعمال شما آگاه است، ذره‌‌ای بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و جزای آن را به شما خواهد داد.

﴿وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا [النساء: ١٢٩]

١٢٩ و – ای شوهران- به‌‌سبب اموری که چه بسا خارج از ارادۀ شما هستند، هرگز نخواهید توانست در تمایل قلبی میان همسران عدالت کامل برقرار کنید، هر چند بر این کار مشتاق باشید. پس به صورت کامل از همسری که او را دوست ندارید، متمایل نگردید به این ترتیب که او را رها کنید مانند زنی معلق که شوهری ندارد که حقش را برپا دارد و یا مانند زن بی‌‌شوهری که به ازدواج چشم دارد. و اگر میان خود را اصلاح کنید به این نحو که خودتان را به برپایی حق همسر که دوست ندارید آن را انجام دهید وادارید، و در مورد او از الله بترسید؛ به‌‌راستی که الله نسبت به شما بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿وَإِن يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللّهُ كُلاًّ مِّن سَعَتِهِ وَكَانَ اللّهُ وَاسِعًا حَكِيمًا [النساء: ١٣٠]

١٣٠ و اگر زن و شوهر با طلاق یا خُلع از یکدیگر جدا شوند، الله به فضل گستردۀ خویش، هر یک از آن دو را بی‌‌نیاز می‌‌کند، چنان‌‌که مرد را با همسری بهتر از همسر سابق بی‌‌نیاز می‌‌سازد، و زن را با شوهری بهتر از شوهر قبلی بی‌‌نیاز می‌‌سازد، و الله دارای فضل و رحمت گسترده است، و در تدبیر و تقدیرش بسیار داناست.

﴿وَللّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُواْ اللّهَ وَإِن تَكْفُرُواْ فَإِنَّ لِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ غَنِيًّا حَمِيدًا [النساء: ١٣١]

١٣١ و آنچه در آسمان‌‌ها و زمین و میان این دو وجود دارد فقط از آنِ الله است. و از اهل کتاب، چه یهود و چه نصاری پیمان گرفتیم، و از شما پیمان گرفتیم که اوامر الله را اجرا کنید و از نواهی او بپرهیزید، و اگر این پیمان را انکار کنید، فقط به خودتان آسیب می‌‌رسانید؛ زیرا الله از طاعت شما بی‌‌نیاز است، و آنچه در آسمان‌‌ها و آنچه در زمین است، از آنِ اوست، و او از تمام مخلوقاتش بی‌‌نیاز است و تمام صفات و افعالش ستوده‌‌شده است.

﴿وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلا [النساء: ١٣٢]

١٣٢ مالکیت آنچه در آسمان‌‌ها و آنچه در زمین وجود دارد فقط برای الله است، اوست که سزاوار است از او فرمان‌‌برداری شود، و الله برای اداره‌‌ و تدبیر تمام امور مخلوقاتش کافی است.

﴿إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآخَرِينَ وَكَانَ اللّهُ عَلَى ذَلِكَ قَدِيرًا [النساء: ١٣٣]

١٣٣ - ای مردم- اگر الله بخواهد شما را نابود می‌‌سازد و دیگرانی غیر از شما می‌‌آورد که از او اطاعت کنند و نافرمانی نکنند، و الله بر این کار تواناست.

﴿مَّن كَانَ يُرِيدُ ثَوَابَ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ ثَوَابُ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا بَصِيرًا [النساء: ١٣٤]

١٣٤- ای مردم- هرکس از شما فقط پاداش دنیا را در قبال کارش بخواهد، باید بداند که پاداش دنیا و آخرت نزد الله است، پس ثواب هر دو را از او بطلبد، و الله سخنان شما را می‌‌شنود، افعال شما را می‌‌بیند، و شما را در قبال آن جزا می‌‌دهد.

برخی فواید آیات:

مستحب‌‌ بودن مصالحه میان زوجین هنگام اختلاف، و ترجیح دادن مصلحت با کوتاه ‌‌آمدن از بعضی حقوق برای دوام پیمان زناشویی.

الله متعال، عدالت میان همسران را به‌‌خصوص در امور مادی که در توان شوهران است واجب گرداند، و بر عدالت در امور معنوی، مانند دوست ‌‌داشتن و تمایل قلبی که دشوار است آسان‌‌گیری کرده است.

اگر هم‌‌نشینی زوجین ممکن نباشد، گناهی بر زوجین نیست که از یکدیگر جدا شوند.

سفارش جامع برای تمام مردم از اولین تا آخرین‌‌شان، همان امر به تقوای الله متعال با اجرای اوامر و ترک نواهی است.|

﴿* يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ إِن يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقَيرًا فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا [النساء: ١٣٥]

١٣٥ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، در تمام احوال‌‌تان عدالت را برپا دارید، با هرکسی به حقیقت گواهی دهید، هر چند این امر اقتضا کند که بر زیان خودتان یا پدر و مادرتان یا خویشاوندان‌‌تان به حقیقت اقرار کنید، و فقر یا ثروت هیچ‌‌کس شما را بر ادای شهادت یا ترک آن وا ندارد؛ زیرا الله به فقیر و ثروتمندتان از شما سزاوارتر است و مصالح آن دو را می‌‌داند، پس در گواهی از شهوات پیروی نکنید تا از حق در آن منحرف نشوید، و اگر گواهی را اشتباه ادا کردید یا از ادای آن خودداری کردید؛ (بدانید) که الله نسبت به آنچه انجام می‌‌دهید بسیار داناست.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِيَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن يَكْفُرْ بِاللّهِ وَمَلاَئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيدًا [النساء: ١٣٦]

١٣٦ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید بر ایمان‌‌تان به الله و رسولش، و به قرآن که آن را بر رسولش فرو فرستاد، وبه کتاب‌‌هایی که قبل از او آنها را بر رسولانش نازل کرد استوار باشید، و هرکس به الله و فرشتگانش و کتاب‌‌هایش و رسولانش و روز قیامت کفر ورزد، در حقیقت به فاصلۀ زیادی از راه راست دور شده است.

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ آمَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّمْ يَكُنِ اللّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلا [النساء: ١٣٧]

١٣٧ قطعاً کسانی از شما که پس از ایمان، کفر را تکرار کردند، چنان‌‌که در ایمان وارد شدند سپس از آن بازگشتند، سپس در آن داخل شدند، سپس از آن بازگشتند، و بر کفر اصرار کردند و بر آن مردند، الله بر آن نیست که گناهان‌‌شان را ببخشاید، و بر آن نیست که آنها را به راه راستی که به او تعالی می‌‌رسد توفیق دهد.

﴿بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا [النساء: ١٣٨]

١٣٨- ای رسول- منافقان را که ایمان را آشکار، و کفر را پنهان می‌‌کنند، بشارت بده به اینکه برای‌‌شان نزد الله عذابی رنج‌‌آور در روز قیامت است.

﴿الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا [النساء: ١٣٩]

١٣٩ این عذاب برای آن است که به جای مؤمنان، کافران را به عنوان یاران و یاوران خویش گرفتند، و بسیار شگفت است آن چیزی که باعث شده آنها را به دوستی بگیرند، آیا عزت و نیرومندی را نزد آنها می‌‌جویند تا با آن سربلند شوند؟! همانا تمام عزت و نیرومندی از آنِ الله است.

﴿وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللّهِ يُكَفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا [النساء: ١٤٠]

١٤٠ و – ای مؤمنان- الله در قرآن کریم بر شما فرو فرستاده است که هرگاه در مجلسی نشستید و در آن شنیدید که کسی آیات الله را مورد انکار و استهزا قرار می‌‌دهد، بر شما واجب است که نشستن با آنها را رها کرده و از مجالس‌‌شان برگردید، تا سخنی غیر از انکار و ریشخند آیات الله بزنند، زیرا اگر در حال انکار و ریشخند به آیات الله با آنها بنشینید پس از آن‌‌که آن را شنیدید، در مخالفت با فرمان الله، همانند آنها هستید؛ زیرا با نشستن‌‌تان، از الله نافرمانی کردید همان‌‌گونه که آنها با کفرشان نافرمانی کردند؛ به‌‌راستی که الله منافقان را که اظهار اسلام می‌‌کنند و در پنهان کفر می‌‌ورزند در روز قیامت با کافران در آتش جهنم یک‌‌جا جمع خواهد کرد.

برخی فواید آیات:

وجوب برقراری عدالت در داوری میان مردم و هنگام ادای شهادت، هر چند حقیقت به زیان خود شخص یا یکی از خویشاوندانش باشد.

مؤمن باید در انجام اعمال قلبی و بدنی که بر ایمان می‌‌افزاید بکوشد، و آن را در قلبش استوار سازد.

بزرگی خطر منافقان علیه اسلام و پیروانش؛ به همین منظور، الله آنها را به شدیدترین عذاب در آخرت تهدید کرده است.

اگر مؤمن نتواند بر کسی‌‌که به آیات و شریعت الله بی‌‌احترامی می‌‌کند اعتراض کند، جایز نیست که در این حالت با او بنشیند.|

﴿الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِن كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِّنَ اللّهِ قَالُواْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ وَإِن كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُواْ أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُم مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلا [النساء: ١٤١]

١٤١ همان کسانی‌‌که انتظار می‌‌کشند خیر یا شری به شما برسد، پس اگر پیروزی‌‌ای از جانب الله به دست آورید و غنیمت بگیرید، به شما می‌‌گویند: مگر ما با شما نبودیم، به آنچه گواهی می‌‌دهید گواهی می‌‌دهیم؟! تا به غنیمت دست یابند، و اگر کافران بهره‌‌ای ببرند به آنها می‌‌گویند: آیا ما امور شما را بر عهده نداشتیم و به‌‌طور کامل به شما توجه و یاری نرساندیم، و با کمک به شما و دست‌‌کشیدن از کمک مؤمنان، شما را در برابر مؤمنان پشتیبانی نکردیم؟! پس الله در روز قیامت میان همگی آنها داوری می‌‌کند، آن‌‌گاه مؤمنان را با ورود به بهشت و منافقان را با افکندن در پایین‌‌ترین طبقۀ جهنم جزا می‌‌دهد، و الله به فضل خویش هرگز برای کافران تسلطی بر مؤمنان قرار نداده است، بلکه سرانجام (نیکو) را برای مؤمنان قرار خواهد داد.

﴿إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى يُرَاؤُونَ النَّاسَ وَلاَ يَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِيلا [النساء: ١٤٢]

١٤٢ منافقان با اظهار اسلام و پنهان‌‌نمودن کفر، به الله نیرنگ می‌‌زنند، درحالی‌‌که الله بر آنها نیرنگ می‌‌زند؛ زیرا او تعالی خون‌‌های‌‌شان را محافظت می‌‌کند درحالی‌‌که به کفرشان آگاهی دارد، و شدیدترین مجازات را در آخرت برای‌‌شان آماده کرده است، و هنگامی‌‌که برای نماز می‌‌ایستند، با کسالت و اکراه برمی‌‌خیزند، و الله را جز اندکی یاد نمی‌‌کنند مگر وقتی مؤمنان آنها را می‌‌بینند.

﴿مُّذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِكَ لاَ إِلَى هَـؤُلاء وَلاَ إِلَى هَـؤُلاء وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلا [النساء: ١٤٣]

١٤٣ این منافقان در دودلی سرگشته هستند، یعنی در ظاهر و باطن نه با مؤمنان و نه با کافران هستند بلکه در ظاهر با مؤمنان و در باطن با کافران هستند، و – ای رسول- هرکس که الله او را گمراه کند، راهی برای هدایتش از گمراهی برای او نخواهی یافت.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَن تَجْعَلُواْ لِلّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُّبِينًا [النساء: ١٤٤]

١٤٤ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، کافران به الله را به جای مؤمنان به عنوان دوستانی صمیمی که آنها را دوست دارید نگیرید، آیا با این کارتان می‌‌خواهید الله را حجتی آشکار بر استحقاقتان بر عذاب علیه خودتان قرار دهید؟!

﴿إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا [النساء: ١٤٥]

١٤٥ همانا الله منافقان را در پایین‌‌ترین طبقۀ جهنم در روز قیامت قرار خواهد داد، و یاوری برای‌‌شان نخواهی یافت که عذاب را از آنها دفع کند.

﴿إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلّهِ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا [النساء: ١٤٦]

١٤٦ مگر کسانی‌‌که با توبه از نفاق‌‌شان به‌‌سوی الله بازگشتند، و باطن خویش را اصلاح کردند، و به پیمان الله چنگ زدند، و عمل‌‌شان را بدون ریا برای الله خالص گرداندند، کسانی که این صفات را دارند، در دنیا و آخرت همراه مؤمنان هستند، و الله به زودی پاداش بسیار زیادی به مؤمنان خواهد داد.

﴿مَّا يَفْعَلُ اللّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا [النساء: ١٤٧]

١٤٧ اگر شکر الله را بگزارید و به او ایمان آورید، او تعالی نیازی به عذاب‌‌دادن شما ندارد، زیرا او تعالی نیکوکار و مهربان است، بلکه شما را فقط به‌‌سبب گناهان‌‌تان عذاب می‌‌کند؛ پس اگر عمل صالح انجام دهید و شکر او را به خاطر نعمت‌‌هایش بگذارید، و در ظاهر و باطن به او ایمان آورید شما را عذاب نخواهد کرد، و الله نسبت به کسی‌‌که به نعمت‌‌هایش اعتراف کند شاکر است پس ثواب این کار را برای‌‌شان زیاد می‌‌کند، از ایمان مخلوقاتش آگاه است و هر یک را به‌‌سبب عملش جزا خواهد داد.

برخی فواید آیات:

بیان صفات منافقان؛ از جمله: اشتیاق آنها بر نصیب خودشان، چه همراه مؤمنان باشد یا همراه کافران.

بزرگترین صفات منافقان دودلی و سرگشتگی و آشفتگی است، زیرا در حقیقت نه با مؤمنان هستند و نه با کافران.

نهی شدید از انتخاب کافران به عنوان دوست به‌‌جای مؤمنان.

بزرگترین سپری که انسان در برابر عذاب الله متعال در آخرت برای خودش می‌‌سازد، ایمان و عمل صالح است.|

﴿* لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا [النساء: ١٤٨]

١٤٨ الله بدزبانی با صدای بلند را دوست ندارد، بلکه از آن نفرت دارد و آن را مورد تهدید قرار داده است، اما کسی‌‌که بر او ستم رفته باشد می‌‌تواند برای شکایت از ستمکارش و نفرین و مجازات او با مقابله به مثل، با صدای بلند بدزبانی کند؛ اما صبر مظلوم از گفتن بدی با صدای بلند بهتر است، و الله سخنان شما را می‌‌شنود، از نیات شما آگاه است، پس از سخن یا قصد بد بپرهیزید.

﴿إِن تُبْدُواْ خَيْرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُواْ عَن سُوَءٍ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوًّا قَدِيرًا [النساء: ١٤٩]

١٤٩ اگر هر خیرِ گفتاری یا رفتاری را آشکار کنید، یا آن را بپوشانید، یا از کسانی‌‌که به شما بدی روا داشته‌‌اند درگذرید؛ همانا الله بخشنده و تواناست، پس باید، گذشت در اخلاقِ شما جای داشته باشد، باشد که الله از شما درگذرد.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلا [النساء: ١٥٠]

١٥٠ همانا کسانی‌‌که به الله و رسولانش کفر می‌‌ورزند، و می‌‌خواهند میان الله و رسولانش تفاوت بگذارند؛ این‌‌گونه که به الله ایمان می‌‌آورند، و رسولانش را تکذیب می‌‌کنند، و می‌‌گویند: به برخی از رسولان ایمان می‌‌آوریم، و به برخی دیگر کفر می‌‌ورزیم، و می‌‌خواهند که راهی میان کفر و ایمان برگزینند و تصور می‌‌کنند که این راه، نجات‌‌شان می‌‌دهد.

﴿أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا [النساء: ١٥١]

١٥١ کسانی‌‌که این روش را در پیش گرفته‌‌اند، در حقیقت کافر هستند؛ زیرا کسی‌‌که به رسولان یا برخی از آنها کفر ورزد، در حقیقت به الله و رسولش کفر ورزیده است، و عذابی خوارکننده در روز قیامت برای کافران آماده کرده‌‌ایم، تا به‌‌سبب سرکشی‌‌شان از ایمان به الله و رسولانش عذابی بر آنها باشد.

الله پس از بیان مجازات کافران، پاداش مؤمنان را بیان کرده و می‌‌فرماید:

﴿وَالَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلَمْ يُفَرِّقُواْ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ أُوْلَـئِكَ سَوْفَ يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا [النساء: ١٥٢]

١٥٢ و کسانی‌‌که به الله ایمان آوردند و او را یگانه دانستند، و هیچ‌‌کس را با او شریک قرار ندادند، و تمام رسولانش را تصدیق کردند، و همانند کافران میان هیچ‌‌یک از رسولان تفاوت نگذاشتند، بلکه به همگی آنها ایمان آوردند، الله بزودی پاداش بزرگی در قبال ایمان و اعمال صالح آنها که از ایمان سرچشمه می‌‌گیرد به آنها خواهد داد، و الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِّنَ السَّمَاء فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسَى أَكْبَرَ مِن ذَلِكَ فَقَالُواْ أَرِنَا اللّهِ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَن ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُّبِينًا [النساء: ١٥٣]

١٥٣- ای رسول- یهودیان از تو می‌‌خواهند که کتابی به یکباره از آسمان برای‌‌شان فرود آوری، تا نشانه‌‌ای بر راستگویی‌‌ات باشد، چنان‌‌که این درخواست را از موسی کردند. این درخواست از آنها را بزرگ مشمار؛ زیرا پیشنیان آنها درخواستی فراتر از آنچه اینها از تو می‌‌خواهند از موسی خواستند، آنجا که از او خواستند الله را آشکارا به آنها بنمایاند، پس به مجازات گناهی که مرتکب شدند، صاعقه آنها را دربرگرفت، سپس الله آنها را زنده گردانید، آن‌‌گاه پس از اینکه آیات روشن و دلالت‌‌کننده بر یگانگی و وحدانیت الله در ربوبیت و الوهیت برای‌‌شان آمد، گوساله را عبادت کردند، سپس از آنها درگذشتیم، و برای موسی حجتی آشکار در برابر قومش عطا کردیم.

﴿وَرَفَعْنَا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثَاقِهِمْ وَقُلْنَا لَهُمُ ادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا وَقُلْنَا لَهُمْ لاَ تَعْدُواْ فِي السَّبْتِ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا [النساء: ١٥٤]

١٥٤ و به‌‌سبب گرفتن پیمان محکم بر آنها، برای ترساندن، کوه را بالای سرشان برافراشتیم تا به مفاد آن عمل کنند، و پس از برافراشتن کوه به آنها گفتیم: سجده‌‌کنان با خم‌‌کردن سرهای‌‌تان از در بیت المقدس وارد شوید، پس درحالی‌‌که بر نشیمنگاه‌‌های‌‌شان می‌‌خزیدند وارد شدند، و به آنها گفتیم: با اقدام به شکار در روز شنبه از حد نگذرید، اما کاری جز بی‌‌حرمتی نکردند و به شکار پرداختند، درحالی‌‌که پیمانی محکم و استوار در این مورد از آنها گرفته بودیم، اما این پیمان را شکستند.

برخی فواید آیات:

برای مظلوم جایز است که ظلم و ظالم خود را برای کسی‌‌که امید دارد حقش را از ظالم بگیرد بازگو کند، هر چند سخنی بگوید که ظالم را ناراحت می‌‌کند.

تشویق مظلوم بر گذشت – حتی زمانی‌‌که قدرت دارد- چنان‌‌که پروردگار – سبحانه- با وجود قدرت خویش، مجازات بندگانش را می‌‌بخشد.

تفاوت‌‌گذاشتن میان رسولان با ایمان به برخی از آنها بدون برخی دیگر جایز نیست، بلکه ایمان به همگی آنها واجب است.|

﴿فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ وَكُفْرِهِم بَآيَاتِ اللّهِ وَقَتْلِهِمُ الأَنْبِيَاء بِغَيْرِ حَقًّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللّهُ عَلَيْهَا بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلا [النساء: ١٥٥]

١٥٥ پس آنها را از رحمت خویش راندیم به‌‌سبب اینکه پیمان محکمی را که از آنها گرفته شده بود شکستند، و به‌‌سبب کفرشان به آیات الله، و جسارت‌‌شان بر کشتن پیامبران، و این سخن‌‌شان که به محمد‌‌ج‌‌ گفتند: دل‌‌های ما در پوشش است، پس سخنانت را درنمی‌‌یابد، درحالی‌‌که امر آن‌‌گونه که می‌‌گفتند نبود، بلکه الله بر دل‌‌های‌‌شان مُهر زده بود به این سبب خیری به آن نمی‌‌رسید، پس جز ایمان کمی که نفعی برای‌‌شان ندارد ایمان نمی‌‌آورند.

﴿وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَى مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا [النساء: ١٥٦]

١٥٦ و به‌‌سبب کفرشان و اتهام زنا که به ناحق و از روی بهتان به مریم زدند، آنها را از رحمت راندیم.

﴿وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا [النساء: ١٥٧]

١٥٧ و آنها را لعنت کردیم به‌‌سبب این سخن دروغ‌‌شان که با افتخار گفتند: ما عیسی مسیح پسر مریم، رسول الله را کشتیم. اما آن‌‌گونه که ادعا کردند او را نکشتند و به دار نیاویختند، بلکه مردی را کشتند و به دار کشیدند که الله او را شبیه عیسی درآورد، پس گمان کردند که مقتول همان عیسی است. و یهودیانی که مدعی قتل او بودند و مسیحیانی که عیسی را به آنها تسلیم کردند، هر دو گروه در مورد او در حیرت و تردید هستند، آنها هیچ علمی به آن ندارند، و فقط از گمان پیروی می‌‌کنند، درحالی‌‌که گمان ذره‌‌ای از حق بی‌‌نیاز نمی‌‌گرداند، و به‌‌طور قطع آنها عیسی را نکشتند و او را به دار نیاویختند.

﴿بَل رَّفَعَهُ اللّهُ إِلَيْهِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا [النساء: ١٥٨]

١٥٨ بلکه الله او را از مکر آنها نجات داد، و جسم و روح او را به‌‌سوی خودش بالا برد، و الله در فرمانروایی خویش شکست‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در تدبیر و حکم و شریعتش بسیار داناست.

﴿وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلاَّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا [النساء: ١٥٩]

١٥٩ و از اهل کتاب هیچ‌‌کس نیست مگر اینکه پس از نزول عیسی در آخرالزمان و قبل از مرگش به او ایمان خواهد آورد، و عیسی در روز قیامت بر اعمال آنها، چه اعمالی که موافق شریعت و چه اعمالی که مخالف شریعت هستند، گواه است.

﴿فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ كَثِيرًا [النساء: ١٦٠]

١٦٠ پس به‌‌سبب ستم یهودیان، و به‌‌سبب بازداشتن خودشان و دیگران از راه الله، تا آنجا که بازداشتن از خیر، خصلت و عادت آنها شد، برخی از خوراکی‌‌های پاکیزه را که برای‌‌شان حلال بود بر آنها حرام کردیم، پس هر حیوان چنگال‌‌داری را، و از گاو و گوسفند، پیه آن دو را به استثنای پیه‌‌هایی که بر پشت آن دو قرار دارد، بر آنها حرام کردیم.

﴿وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُواْ عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا [النساء: ١٦١]

١٦١ و به‌‌سبب اینکه به ربا داد و ستد کردند پس از آن‌‌که الله آنها را از خوردن ربا نهی کرد، و به‌‌سبب گرفتن اموال مردم بدون حق شرعی، و لذا عذابی رنج‌‌آور برای کافرانِ آنها آماده ساخته‌‌ایم.

پس از بیان عیوب اهل کتاب، مؤمنانِ آنها را ذکر کرده و می‌‌فرماید:

﴿لَّـكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاَةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أُوْلَـئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا [النساء: ١٦٢]

١٦٢ اما یهودیان ثابت‌‌قدم و توانگر در علم و مؤمنان، به قرآن که الله بر تو- ای رسول- نازل کرده ایمان دارند، و به کتاب‌‌هایی مانند تورات و انجیل که برای رسولان پیش از تو فروفرستاده است ایمان دارند، و نماز برپا می‌‌دارند، و زکات اموال‌‌شان را می‌‌پردازند، و به الله به عنوان معبودی یگانه که هیچ شریکی ندارد و به روز قیامت ایمان دارند، به‌‌زودی پاداشی بزرگ به این افراد خواهیم داد.

برخی فواید آیات:

زدن مُهر بر دل‌‌ها، سبب محرومیت از فهمیدن است.

بیان دشمنی یهودیان با پیامبر الله عیسی÷، که تا مرحلۀ تلاش برای قتل او رسیدند.

بیان جهل و سرگردانی مسیحیان در مسألۀ به دار آویختن عیسی÷، و برخورد آنها با این مسأله با گمان‌‌های فاسد.

بیان فضیلت علم؛ زیرا برخی از اهل کتاب تا جایی در علم توانا هستند که سبب ایمان آنها به پیامبر محمد‌‌ج‌‌ می‌‌گردد.|

﴿* إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ وَأَوْحَيْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإْسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَعِيسَى وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا [النساء: ١٦٣]

١٦٣- ای رسول- قطعاً ما به تو وحی کردیم همان‌‌گونه که به پیامبران پیش از تو وحی کردیم، پس تو مورد تازه‌‌ای از میان رسولان نیستی، زیرا ما به نوح و پیامبرانی که پس از او آمدند وحی کردیم، و به ابراهیم و دو پسرش: اسماعیل و اسحاق، و به یعقوب پسر اسحاق، و به اسباط (پیامبران دوازده‌‌گانه از پسران یعقوب÷ در میان قبائل بنی‌‌اسرائیل) وحی کردیم، و به داود کتابی که همان زبور است عطا کردیم.

﴿وَرُسُلاً قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَرُسُلاً لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَكَلَّمَ اللّهُ مُوسَى تَكْلِيمًا [النساء: ١٦٤]

١٦٤ و رسولانی فرستادیم که قصۀ آنها را در قرآن برایت بیان کردیم، و رسولانی فرستادیم که از روی حکمتی قصۀ آنها را در قرآن برایت بیان نکردیم، و الله برای گرامی‌‌داشتن موسی، با او به نبوت- بدون واسطه- به صورت حقیقی صحبت کرد.

﴿رُّسُلاً مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا [النساء: ١٦٥]

١٦٥ آنها را بشارت‌‌دهنده به پاداش گرامی برای کسانی‌‌که به الله ایمان آورند، و ترساننده برای کسانی‌‌که کفر ورزند از عذاب دردآور فرستادیم، تا پس از ارسال رسولان، حجتی برای مردم در برابر الله نباشد که به آن عذر آورند، و الله در فرمانروایی خویش شکست‌‌ناپذیر و در حکم خویش بسیار داناست.

﴿لَّـكِنِ اللّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنزَلَ إِلَيْكَ أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا [النساء: ١٦٦]

١٦٦ - ای رسول- اگر یهود به تو کفر می‌‌ورزند، همانا الله به صحت قرآن که بر تو فرو فرستاده است تو را تصدیق می‌‌کند. الله در قرآن (آن بخش از) علمش را که اراده کرده بندگان بر آن آگاهی یابند از جمله آنچه که بسیار دوست دارد و آنچه سبب رضایتش است یا آنچه نمی‌‌پسندد و آنچه از آن بیزار است را فرو فرستاده است. و با وجود گواهی الله، فرشته‌‌ها نیز به راستی آنچه آورده‌‌ای گواهی می‌‌دهند، کافی است که الله گواه باشد، زیرا گواهی او تعالی از گواهی دیگران بی‌‌نیاز می‌‌گرداند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ ضَلاَلاً بَعِيدًا [النساء: ١٦٧]

١٦٧ قطعاً کسانی‌‌که به نبوت تو کفر ورزیدند، و مردم را از اسلام بازداشتند از حق بسیار دور گشته‌‌اند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَظَلَمُواْ لَمْ يَكُنِ اللّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقا [النساء: ١٦٨]

١٦٨ قطعاً کسانی‌‌که به الله و رسولش کفر ورزیدند، و با ماندن بر کفر بر خودشان ستم کردند، الله بر آن نیست که تا زمانی‌‌که بر کفر اصرار می‌‌ورزند آنها را ببخشد، و بر آن نیست که آنها را به راهی که از عذاب الله نجات می‌‌دهد راهنمایی کند.

﴿إِلاَّ طَرِيقَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ يَسِيرًا [النساء: ١٦٩]

١٦٩ مگر راهی که به ورود به جهنم منجر می‌‌شود که برای همیشه در آن می‌‌مانند، و این کار برای الله آسان است، زیرا هیچ‌‌چیز نمی‌‌تواند او را ناتوان سازد.

﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِن رَّبِّكُمْ فَآمِنُواْ خَيْرًا لَّكُمْ وَإِن تَكْفُرُواْ فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا [النساء: ١٧٠]

١٧٠ ای مردم، محمد رسول الله‌‌ج‌‌ هدایت و دین حق را از جانب الله متعال برای‌‌تان آورده است، پس به آنچه که آورده ایمان بیاورید که در دنیا و آخرت برای‌‌تان بهتر است، و اگر به الله کفر ورزید قطعاً الله از ایمان شما بی‌‌نیاز است، و کفر شما به او زیان نمی‌‌رساند، زیرا آنچه در آسمان‌‌ها، زمین و میان آن دو است، از آنِ او تعالی است، و الله می‌‌داند که چه کسی سزاوار هدایت است پس هدایت را برایش فراهم می‌‌سازد، و می‌‌داند چه کسی سزاوار هدایت نیست پس او را نسبت به هدایت کور می‌‌سازد، در اقوال و افعال و تشریع و تقدیرش بسیار داناست.

برخی فواید آیات:

اثبات نبوت و رسالت در مورد نوح و ابراهیم و سایر پیامبران‌‌ﻹ‌‌ از نسل آن دو ‌‌که الله آنها را نام برد و پیامبرانی که به‌‌سبب حکمتی که الله می‌‌داند اخبارشان بیان نشده است.

اثبات صفت کلام الله متعال به گونه‌‌ای که شایستۀ ذات و جلال اوست، چنان‌‌که الله متعال با پیامبرش موسی÷ سخن گفته است.

تسکین پیامبر محمد‌‌ج‌‌ با بیان اینکه الله متعال بر راستی ادعای پیامبری او گواهی می‌‌دهد، و همچنین فرشتگان بر این امر گواهی می‌‌دهند.|

﴿يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَلاَ تَقُولُواْ ثَلاَثَةٌ انتَهُواْ خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللّهُ إِلَـهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلا [النساء: ١٧١]

١٧١- ای رسول- به نصارای پیرو انجیل بگو: در دین‌‌تان از حد مگذرید، و در مورد عیسی÷ جز سخن حق بر الله مبندید، همانا عیسی مسیح پسر مریم، فرستادۀ الله است که به حق او را فرستاد، الله او را به کلمه‌‌ای که جبرئیل آن را نزد مریم آورد آفرید، و این کلمه این است: کُن: باش، آن‌‌گاه موجود شد، و آن یک بار دمیدن از جانب الله است که جبرئیل÷ به امر الله آن را دمید، پس به الله و تمام رسولانش بدون گذاشتن تفاوت میان آنها ایمان بیاورید، و نگویید معبودان، سه‌‌گانه هستند، از این سخن دروغ و فاسد بازایستید که بازایستادن از آن در دنیا و آخرت برای‌‌تان بهتر است. همانا الله، معبودی یگانه است که از شریک و فرزند مُنَزَّه است؛ زیرا او بی‌‌نیازی است که آسمان‌‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است از آنِ اوست، و برای آنچه در آسمان‌‌ها و زمین است همین کافی است که الله سرپرست و تدبیرکنندۀ آنها است.

﴿لَّن يَسْتَنكِفَ الْمَسِيحُ أَن يَكُونَ عَبْداً لِّلّهِ وَلاَ الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَمَن يَسْتَنكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمْ إِلَيهِ جَمِيعًا [النساء: ١٧٢]

١٧٢ عیسی پسر مریم ابا ندارد و امتناع نمی‌‌ورزد از اینکه بندۀ الله باشد، و فرشتگانی که الله آنها را مُقَرَّب خود قرار داده و جایگاه آنها را بالا برده است ابا و امتناع نمی‌‌ورزند از اینکه بندگان الله باشند، پس چگونه عیسی را به عنوان معبود می‌‌گیرید؟! و چگونه مشرکان فرشتگان را به عنوان معبودانی می‌‌گیرند؟! و هرکس از عبادت الله ابا ورزد، و از آن خودداری کند، همانا الله به‌‌زودی همگی را در روز قیامت به‌‌سوی خودش گرد خواهد آورد، و هرکس را به آنچه که مستحق است جزا می‌‌دهد.

پس از اینکه فرمود الله همگی را به‌‌سوی خود گرد می‌‌آورد، جزای آنها را این‌‌گونه بیان می‌‌کند:

﴿فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَيَزيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَأَمَّا الَّذِينَ اسْتَنكَفُواْ وَاسْتَكْبَرُواْ فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا أَلُيمًا وَلاَ يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا [النساء: ١٧٣]

١٧٣ اما کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و رسولانش را تصدیق کرده‌‌اند، و با اخلاص برای الله و طبق آنچه حکم کرده است اعمال صالح انجام دادند، پاداش اعمال‌‌شان را بدون کاستی خواهد داد، و از فضل و احسان خویش بر آن خواهد افزود، و اما کسانی‌‌که از عبادت و طاعت الله ابا ورزیده‌‌اند و از روی تکبر خودداری کرده‌‌اند، به زودی آنها را با عذابی رنج‌‌آور عذاب خواهد کرد، و کسی غیر از الله نمی‌‌یابند که پشتیبانی آنها را به عهده بگیرد تا برای‌‌شان جلب منفعت کند، و یاوری نمی‌‌یابند تا ضرر را از آنها دفع کند.

﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا [النساء: ١٧٤]

١٧٤ ای مردم، از جانب پروردگارتان حجتی آشکار برای‌‌تان آمده است که عذر را از بین می‌‌برد و شبهه را برطرف می‌‌سازد- این حجت محمد‌‌ج‌‌ است-، و نوری آشکار به‌‌سوی‌‌تان فرو فرستادیم، که همان قرآن است.

﴿فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا [النساء: ١٧٥]

١٧٥ اما کسانی‌‌که به الله ایمان آوردند و به قرآن که بر پیامبرشان نازل شده چنگ زدند، الله به‌‌زودی با ورود به بهشت بر آنها رحم خواهد نمود، و بر پاداش و بالابردن درجات‌‌شان می‌‌افزاید، و آنها را به پیمودن راه راستی که هیچ کجی و انحرافی ندارد توفیق می‌‌دهد، همان راهی که به بهشت‌‌های جاویدان منتهی می‌‌شود.

برخی فواید آیات:

بیان اینکه مسیح و نیز مادرش انسان هستند، و اینکه مسیحیان گمراه در مورد آن دو تا جایی غلو کردند که آن دو را از حد انسان‌‌بودن بالا بردند.

بیان بطلان شرک مسیحیانی که قائل به تثلیث (قائل‌‌بودن به اقنوم سه‌‌گانه: پدر، پسر و روح‌‌القدس) هستند، و منزّه ‌‌شمردن الله متعال از اینکه شریک یا شبیه یا خویشاوند و نزدیکی داشته باشد، و بیان یگانگی او – سبحانه- به وحدانیت در ذات و اسما و صفات.

اثبات اینکه عیسی÷ و فرشتگان همگی بندگانی مخلوق هستند که از اعتراف به عبودیت خویش برای الله متعال و اجرای اوامرش خودداری نمی‌‌کنند، پس چگونه برای‌‌شان جایز است که به عنوان معبود گرفته شوند درحالی‌‌که بندگان الله متعال هستند؟!

در دین، دلایل و حجت‌‌هایی عقلی وجود دارد که شبهات را برطرف می‌‌سازد، و نور و هدایتی وجود دارد که سرگردانی و شهوات را دفع می‌‌کند.|

﴿يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلاَلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ يَرِثُهَا إِن لَّمْ يَكُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن كَانَتَا اثْنَتَيْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِن كَانُواْ إِخْوَةً رِّجَالاً وَنِسَاء فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [النساء: ١٧٦]

١٧٦- ای رسول- از تو می‌‌خواهند که در مورد میراث کلاله فتوا دهی، کلاله کسی است که می‌‌میرد و پدر و فرزندی به جای نمی‌‌گذارد، بگو الله حکم کلاله را بیان می‌‌فرماید: اگر شخصی که پدر و فرزند ندارد بمیرد، و خواهری شقیق (پدری و مادری) یا خواهری پدری داشته باشد، نصف اموال ماترک از طریق فرض برای خواهر است، و برادران شقیق یا پدری، اموال ماترک را به تعصیب می‌‌برند اگر همراه او صاحب فرضی نباشد (خویشاوندان پدر را عصبه گویند)، اما اگر همراه او صاحب فرضی بود، باقی ماترک را پس از صاحب فرض، ارث می‌‌برد، اما اگر خواهران شقیق یا پدری متعدد بودند- یعنی دو خواهر یا بیشتر بودند- دو سوم را به فرض، ارث می‌‌برند، و اگر خوهران و برادران شقیق یا پدری با هم بودند، به تعصیب و طبق قاعدۀ (لِلذَّکرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیینِ؛ سهم مرد، برابر سهم دو زن است) ارث می‌‌برند، یعنی سهم مرد آنها دو برابر سهم زن است. الله حکم کلاله و سایر احکام میراث را برای‌‌تان بیان می‌‌فرماید تا در مورد آن گمراه نشوید، و الله از هر چیزی آگاه است، و ذره‌‌ای بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

سوره المائدة

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

وفا به قراردادها و پایبندی به احکام و حدود و کامل‌‌کردن دین.

تفسیر:

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُم بَهِيمَةُ الأَنْعَامِ إِلاَّ مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيد [المائدة: ١]

١ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید به تمام پیمان‌‌هایی که میان شما و آفریدگارتان و میان شما و مخلوقاتش بسته شده است وفا کنید، و الله - برای رحمت به شما- (گوشت) چهارپایان (شتر و گاو و گوسفند) را برای‌‌تان حلال گردانیده است مگر آنچه که تحریم آن بر شما خوانده می‌‌شود، و جز شکار بیابانی که در حال احرام به حج یا عمره بر شما حرام قرار داده شده است، همانا الله بر اساس حکمت خویش به آنچه از تحلیل و تحریم که بخواهد فرمان می‌‌دهد، پس هیچ اجبارکننده‌‌ای ندارد، و هیچ اعتراض‌‌کننده‌‌ای بر حکمش نیست.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحِلُّواْ شَعَائِرَ اللّهِ وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلاَ الْهَدْيَ وَلاَ الْقَلائِدَ وَلا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَاب [المائدة: ٢]

٢ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید حرمت‌‌های الله را که شما را به بزرگ‌‌داشتن آنها فرمان داده است حلال مشمارید، و از ممنوعات احرام دست بکشید؛ مانند: پوشیدن لباس دوخته، و از محرمات حرم مانند شکار، و در ماه‌‌های حرام (ذوالقعده، ذوالحجه، محرم و رجب) قتال را حلال مشمارید، حیواناتی که به حرم روانه می‌‌شوند تا در آنجا برای الله قربانی شوند، با غصب و مانند آن، یا جلوگیری از رسیدن آن به محلش حلال مشمارید، و چهارپایانی را که برای اِشعار (اعلام) به اینکه هَدی هستند گردن‌‌بندی از پشم و غیر آن بر آنهاست حلال مشمارید، و کسانی را که در جستجوی سود تجارت و رضایت الله آهنگ سفر به بیت الله الحرام را دارند حلال مشمارید، و هرگاه از احرام به حج یا عمره درآمدید، و از حرم خارج شدید، اگر خواستید شکار کنید، و نباید کینۀ گروهی‌‌که شما را از مسجد الحرام بازداشتند، شما را به ستم و ترک عدالت در مورد آنها وادارد، و – ای مؤمنان- بر انجام آنچه به‌‌ آن فرمان یافته‌‌اید، و ترک آنچه از آن نهی شده‌‌اید با یکدیگر همکاری کنید، و با پایبندی به طاعت الله و دوری از نافرمانی‌‌اش، از او تعالی بترسید، به‌‌راستی که الله نسبت به کسانی‌‌که از او نافرمانی کنند سخت‌‌کیفر است، پس از عذاب او برحذر باشید.

برخی فواید آیات:

توجه الله به تمام احوال وارثان در تقسیم میراث میان آنها.

اصل، حلال‌‌بودن تمام چهارپایان است، جز آنچه که دلیل خاصی بر تحریم آن وجود داشته باشد، یا شکاری باشد که برای مُحرِم در حج یا عمره عرضه می‌‌شود.

نهی از حلال‌‌شمردن محرمات؛ از جمله: ممنوعات احرام، شکار در حرم، قتال در ماه‌‌های حرام، حلال‌‌شمردن هدی با غصب و مانند آن، یا جلوگیری از رسیدن هدی به محلش.|

﴿حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [المائدة: ٣]

٣ الله این موارد را بر شما حرام قرار داده است: حیواناتی را که بدون ذبح مرده باشند، خون ریخته‌‌شده، گوشت خوک، آنچه که نامی غیر از نام الله هنگام ذبح بر آن برده شده باشد، مُرده بر اثر خفگی، مُرده بر اثر ضربه، مرده بر اثر سقوط از مکانی مرتفع، مرده بر اثر شاخ‌‌زدن حیوانی دیگر، حیوانی که درندگان مانند شیر و پلنگ و گرگ دریده باشند، مگر اینکه موارد مذکور را زنده دریابید و ذبح کنید، که در این صورت برای‌‌تان حلال است. و برای شما حرام گردانیده است حیوانی را که برای بتان ذبح شده است، و اینکه چیزی را از طریق غیبی و پیشگویی با اَقداح (تیرهای قمار) برای‌‌تان تقسیم شده است بجویید، اَقداح، سنگ یا تیرهایی است که بر روی آن (افعل= انجام بده) (لاتفعل= انجام نده) نوشته شده است که بر اساس موردی که هنگام قرعه خارج می‌‌گردد عمل می‌‌شود. انجام این محرّمات مذکور، خروج از طاعت الله است. امروزه کافران چون قدرت اسلام را دیده‌‌اند از بازگشت شما از دین اسلام نومید شده‌‌اند، پس از آنها نترسید و فقط از من بترسید، امروز دین شما را که همان اسلام است برای‌‌تان کامل کردم، و نعمت آشکار و پنهانم را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را به عنوان دین برای‌‌تان برگزیدم، پس دینی غیر از آن نمی‌‌پذیرم، اما هرکس به‌‌سبب گرسنگی، بدون اینکه رغبتی به گناه داشته باشد از مُردار بخورد، در این مورد گناهی بر او نیست؛ به‌‌راستی که الله بسیار آمرزنده و مهربان است.

الله تعالی پس از اینکه خوردنی‌‌های حرام را نام برد، برای بیان خوراکی‌‌های حلال فرمود:

﴿يَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَاب [المائدة: ٤]

٤- ای رسول- اصحابت از تو می‌‌پرسند که الله خوردن چه چیزی را برای‌‌شان حلال گردانیده است؟ - ای رسول- بگو: الله خوراکی‌‌های پاکیزه، و خوردن آنچه که شکارچیان آموزش‌‌دیدۀ نیش‌‌دار مانند سگان و یوزپلنگان و چنگال‌‌دار مانند شاهین‌‌ها شکار کرده‌‌اند، که شما شکار را از علم به آداب شکار که الله بر شما ارزانی داشت به آنها آموزش داده‌‌اید، تا به حدی رسیده‌‌اند که وقتی به آنها فرمان داده شود فرمان می‌‌برند، و هرگاه بازداشته شوند بازمی‌‌ایستند، پس از شکاری که آن را نمی‌‌خورند بخورید هر چند آن را کشته باشند، و اسم الله را هنگام فرستادن آنها ببرید، و با امتثال اوامر و خودداری از انجام نواهیِ الله، از او تعالی بترسید، که الله اعمال را سریع محاسبه می‌‌کند.

﴿الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِين [المائدة: ٥]

٥ امروز الله خوردن خوراکی‌‌های لذیذ، و ذبیحه‌‌های اهل کتاب، چه یهودیان و چه مسیحیان را برای شما حلال قرار داده است، و ذبیحه‌‌های شما را برای اهل کتاب حلال قرار داده است، و ازدواج با زنان آزاد مؤمن پاکدامن، و زنان آزاد پاکدامن از یهودیان و مسیحیان که قبل از شما به آنها کتاب داده شده است را برای‌‌تان حلال گردانیده است به شرط آن‌‌که مهریه‌‌های آنها را بپردازید، و خودتان از ارتکاب فاحشه پاک باشید بدون اینکه معشوقه‌‌هایی برای زنا کردن بگیرید، و هرکس به احکامی که الله برای بندگانش تشریع کرده است کفر ورزد، به‌‌طور قطع عمل او به دلیل نبودِ شرط ایمان، باطل گشته است، و در روز قیامت از زیانکاران خواهد بود، چون وارد آتش جهنم می‌‌شود و برای همیشه در آن می‌‌ماند.

برخی فواید آیات:

تحریم آنچه که بدون ذبح شرعی مرده باشد، خون ریخته‌‌شده، گوشت خوک، آنچه که هنگام ذبح، نامی غیر از نام الله بر آن برده شده باشد، هر مرداری که بر اثر خفگی، یا ضربه، یا سقوط از بلندی، یا شاخ‌‌زدن، یا دریده‌‌شدن به وسیلۀ حیوان وحشی مرده باشد، مگر آنچه که زنده یافت شود و با ذبح شرعی قربانی گردد.

حلال‌‌بودن آنچه که حیوانات نیش‌‌دار یا چنگال‌‌دار آموزش‌‌دیده، شکار کرده باشند.

مباح‌‌بودن ذبیحه‌‌های اهل کتاب، و ازدواج با زنان آزاد پاکدامن آنها.|

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَـكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون [المائدة: ٦]

٦ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید، هرگاه خواستید برای ادای نماز برخیزید، و دچار حَدَث اصغر(بی‌‌وضویی) بودید، وضو بگیرید به این نحو که صورت‌‌های‌‌تان را بشویید، و دست‌‌های‌‌تان را تا آرنج و به همراه آرنج بشویید، و سرهای‌‌تان را مسح کنید، و پاهای‌‌تان را به همراه قوزک‌‌ها که از مفصل ساق برآمده است بشویید، اما اگر به حَدَث اکبر(بی‌‌غسلی) دچار بودید غسل کنید، و اگر چنان بیمار بودید که از تشدید بیماری یا تأخیر در بهبودی آن می‌‌ترسیدید، یا در حال سلامتی مسافر بودید، یا به حَدَث اصغر مانند قضای حاجت دچار بودید، یا به حَدَث اکبر مانند آمیزش با زنان دچار بودید، و پس از جستجو آب نیافتید که با آن خود را پاک کنید، آهنگ روی زمین کنید، و دستان‌‌تان را به آن بزنید، و صورت‌‌ها و دستان‌‌تان را به آن مسح کنید، الله بر آن نیست که در احکامش شما را به سختی بیندازد و شما را به استعمال آب وقتی به زیان شما منجر می‌‌شود ملزم سازد، بلکه برای اینکه نعمت خویش را بر شما تمام گرداند، هنگام دشواربودن استفاده از آب به‌‌سبب بیماری یا نبود آب، جایگزین آن را برای‌‌تان تشریع کرده است، باشد که شکر نعمت‌‌هایی را که الله برای‌‌تان ارزانی داشته است به جای آورید و از آنها ناسپاسی نکنید.

﴿وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُم بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُور [المائدة: ٧]

٧ و نعمت الله را به یاد آورید که شما را به اسلام هدایت کرد، و به یاد آورید عهد او را که براساس آن از شما پیمان گرفت، آن‌‌گاه که پیامبر بر شنیدن و فرمان‌‌بردن در خوشی و ناخوشی از شما بیعت گرفت و شما گفتید: سخنت را شنیدیم و از فرمانت اطاعت کردیم، و با امتثال اوامر الله - از جمله پیمان‌‌هایش- و اجتناب از نواهی‌‌اش، از او تعالی بترسید، به‌‌راستی که الله از آنچه در دل‌‌هاست آگاه است، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُون [المائدة: ٨]

٨ ای کسانی‌‌که به الله و رسولش ایمان آورده‌‌اید، در جستجوی خشنودی الله حقوق او بر خودتان را به پا دارید، و به عدالت و نه به ستم گواهی دهید، و کینۀ گروهی شما را به ترک عدالت واندارد، زیرا رعایت عدالت با دوست و دشمن مطلوب است، پس با هر دو عدالت را برقرار کنید، زیرا عدالت، به ترس از الله و ستم، به گستاخی بر الله نزدیک‌‌تر است، و با اجرای اوامر الله و اجتناب از نواهی‌‌اش از او تعالی بترسید، الله چنان از اعمال شما آگاه است که ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند و شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿وَعَدَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيم [المائدة: ٩]

٩- الله - که هرگز خلف وعده نمی‌‌کند- به کسانی‌‌که به الله و رسولش ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند، آمرزش گناهان‌‌شان و پاداش بزرگِ ورود به بهشت را وعده داده است.

برخی فواید آیات:

اصل در طهارت، استعمال آب با وضو از حَدَث اصغر، و غسل از حَدَث اکبر است.

در حال دشواربودن دسترسی به آب، یا دشواربودن استعمال آن به دلیل بیماری‌‌ بازدارنده یا سرمایی سخت، تیمم (با خاک) برای رفع حکم حَدَث (اصغر یا اکبر) تشریع شده است.

امر به اجرای عدالت و ترک ستم حتی در رفتار با مخالفان.|

﴿وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيم [المائدة: ١٠]

١٠ و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند و آیاتش را تکذیب کردند، همان‌‌ها ساکنان آتش هستند که به مجازات کفر و تکذیب‌‌شان در آن درمی‌‌آیند، و همیشه در آن می‌‌مانند چنان‌‌که دوست، همنشین دوستش است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُون [المائدة: ١١]

١١ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید، با قلب و زبان به یاد آورید نعمت امنیت و افکندن ترس در دل‌‌های دشمنان‌‌تان را که بر شما ارزانی داشت آن‌‌گاه که قصد کردند دست‌‌های‌‌شان را برای مجازات شما دراز کنند و شما را از پای درآورند، اما الله آنها را از شما بازداشت و شما را در برابر آنها محافظت کرد، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، تقوای او تعالی را پیشه کنید، و مؤمنان در تحصیل مصالح دینی و دنیوی‌‌شان فقط باید به الله تکیه کنند.

﴿* وَلَقَدْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَبَعَثْنَا مِنهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا وَقَالَ اللّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاَةَ وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنتُم بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَّأُكَفِّرَنَّ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَلأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ فَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيل [المائدة: ١٢]

١٢ در حقیقت الله پیمان محکمی از بنی‌‌اسرائیل گرفته است که مفاد آن به زودی بیان می‌‌شود، و دوازده رئیس بر آنها قرار داد، که هر رئیسی ناظر بر افراد زیردستش بود، و الله به بنی‌‌اسرائیل فرمود: همانا من شما را یاری و تقویت می‌‌کنم تا زمانی‌‌که نماز را به کامل‌‌ترین وجه ادا کنید، و زکات اموال‌‌تان را بپردازید، و تمام رسولانم را بدون تفاوت‌‌گذاشتن تصدیق کنید، و به آنها احترام گذارید، و یاری‌‌شان کنید، و در راه‌‌های خیر انفاق کنید، پس هرگاه تمام این امور را انجام دادید، بدی‌‌هایی را که مرتکب شده‌‌اید خواهم پوشاند، و شما را در روز قیامت به بهشت‌‌هایی که رودها از زیر کاخ‌‌های‌‌شان جاری است درخواهم آورد، اما هرکس بعد از گرفتن این پیمان محکم کفر ورزد، به‌‌طور قطع از روی علم و عمد از راه حق گمراه شده است.

﴿فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَائِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين [المائدة: ١٣]

١٣ آن‌‌گاه به این سبب که پیمانی را که از آنها گرفته بودیم شکستند، آنها را از رحمت خویش راندیم، و دل‌‌های‌‌شان را سخت و سنگی قرار دادیم که خیری به آن نمی‌‌رسید، و پندی به آن نفع نمی‌‌رساند، کلمات را با تبدیل الفاظش، و با تأویل معانی‌‌اش براساس آنچه موافق شهوات‌‌شان است از مواضع خود تغییر می‌‌دهند، و به بعضی از آنچه که به‌‌ آن اندرز داده شده بودند عمل نکردند، و – ای رسول- همواره خیانت به الله و بندگان مؤمن او از جانب آنها بر تو آشکار می‌‌گردد، مگر شمار اندکی از آنها که به پیمانی که از آنها گرفته شده است وفا کردند، پس آنها را ببخشای و مؤاخذه نکن، و از آنها چشم‌‌پوشی کن؛ زیرا این کار، نیکوکاری به شمار می‌‌رود، و الله نیکوکاران را دوست دارد.

برخی فواید آیات:

از بزرگترین نعمت‌‌های الله بر پیامبر‌‌ج‌‌ و اصحابش این بود که آنها را حمایت کرد و آزار و اذیت‌‌های کافران را از آنها بازداشت.

ایمان به رسولان و یاری‌‌رساندن به آنها، برپایی نماز و پرداخت زکات به وجه مطلوب، سببی بزرگ برای حصول همراهی الله متعال، و ایجاد اسباب پیروزی و قدرت‌‌یابی و آمرزش و ورود به بهشت است.

شکستن پیمان‌‌های تعهدآور به طاعت رسولان، سبب خشونت و سختی دل‌‌هاست.

سرزنش روش‌‌های یهودیان در تحریف کتاب‌‌های آسمانی که الله بر آنها فرو فرستاده بود.|

﴿وَمِنَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُواْ حَظًّا مِّمَّا ذُكِّرُواْ بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللّهُ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُون [المائدة: ١٤]

١٤ همان‌‌گونه که از یهودیان پیمانی محکم و موثق گرفتیم، از کسانی‌‌که خودشان را تزکیه می‌‌کردند به این ادعا که پیروان عیسی÷ هستند نیز پیمان گرفتیم، اما به بخشی از آنچه که به آن اندرز داده شده بودند عمل نکردند، چنان‌‌که پیشینیان آنها از یهود چنین کاری انجام دادند، و دشمنی و نفرت شدید تا روز قیامت در میان‌‌شان افکندیم، پس با یکدیگر به پیکار و کشتار پرداختند و یکدیگر را تکفیر می‌‌کنند، و الله به زودی آنها را از آنچه می‌‌کرده‌‌اند خبر می‌‌دهد و آنها را در قبال آن مجازات می‌‌کند.

الله پس از بیان اهل کتاب و پیمان‌‌هایی که از آنها گرفت، و شکستن پیمان‌‌ها توسط آنها، آنها را به ایمان به محمد‌‌ج‌‌ امر کرد و فرمود:

﴿يَاأَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ قَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِين [المائدة: ١٥]

١٥ ای اهل کتاب، چه یهودیان اصحاب تورات و چه مسیحیان اصحاب انجیل؛ رسول ما محمد‌‌ج‌‌ نزدتان آمده است که بسیاری از حقايق کتابی را که به شما فرو فرستاده شده است پنهان می‌‌کردید برای‌‌تان بیان می‌‌کند، و از بسیاری از آنچه که مصلحتی جز رسوایی شما ندارد درمی‌‌گذرد، قرآن به عنوان کتابی از جانب الله برای‌‌تان آمده است، این کتاب نوری است که از آن روشنایی گرفته می‌‌شود، و کتابی روشنگر برای تمام نیازهای دینی و اخروی مردم است.

﴿يَهْدِي بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنِ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [المائدة: ١٦]

١٦ الله با این کتاب، کسانی را که با ایمان و عمل صالح به دنبال رضایتش باشند، به راه‌‌های نجات از عذاب الله راهنمایی می‌‌کند، یعنی همان راه‌‌هایی که به بهشت می‌‌رسد، و به اذن خویش آنها را از تاریکی‌‌های کفر و نافرمانی، به نور ایمان و فرمان‌‌برداری درمی‌‌آورد، و آنها را به راه استوار و مستقیم اسلام توفیق می‌‌دهد.

﴿لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ اللّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [المائدة: ١٧]

١٧ در حقیقت، مسیحیانی که گفتند الله همان عیسی مسیح پسر مریم است کفر ورزیدند، - ای رسول- به آنها بگو: اگر الله اراده کند که عیسی مسیح پسر مریم و مادرش، و تمام ساكنان زمین را نابود سازد، چه کسی می‌‌تواند او را از این کار بازدارد؟! حال که هیچکس قدرت ندارد که الله را از این کار بازدارد، مشخص می‌‌شود که هیچ معبودی جز الله نیست، و اینکه همگی، عیسی پسر مریم و مادرش و سایر مخلوقات، آفریدۀ الله هستند، و آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آنِ الله است، هرچه بخواهد می‌‌آفریند، و از جملۀ آن، عیسی÷ است، که بنده و رسول او تعالی است، و الله بر هر چیزی تواناست.

برخی فواید آیات:

عمل‌‌نکردن به میثاق‌‌ها و پیمان‌‌های الله، گاهی وقوع دشمنی و گسترش نفرت و بیزاری و پیکار را میان مخالفان امر الله متعال به وجود می‌‌آورد.

پاسخ به مسیحیان که می‌‌گویند الله متعال در مسیح÷ تجسم پیدا کرد، و بیان کفر و گمراهی سخن‌‌شان.

یکی از دلایل بطلان الوهیت مسیح÷ این است که اگر الله متعال بخواهد مسیح÷ و مادرش و تمام ساکنان زمین را نابود کند، هیچ‌‌کس نخواهد توانست او را از این کار بازدارد، و این موضوع، یگانگی الله متعال در امر و اینکه معبودی غیر از او نیست را ثابت می‌‌کند.

یکی دیگر از دلایل بطلان الوهیت مسیح این است که الله متعال در مورد خودش فرموده است که ﴿يَخْلُقُ مَا يَشَـءُ [آل عمران: ٤٧]؛ «هرچه بخواهد می‌‌آفریند». چنان‌‌که از پدر و مادر می‌‌آفریند، و از مادر بدون پدر می‌‌آفریند مانند آفرینش عیسی÷، و از جمادات می‌‌آفریند همانند آفرینش مار موسی÷، و از مرد بدون زن می‌‌آفریند همان‌‌گونه که حوا را از آدم آفرید.|

﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم بَلْ أَنتُم بَشَرٌ مِّمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَلِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَإِلَيْهِ الْمَصِير [المائدة: ١٨]

١٨ هر یک از یهود و نصاری ادعا کردند که پسران و دوستان الله هستند، - ای رسول- در پاسخ به آنها بگو: چرا الله شما را به‌‌سبب گناهانی که مرتکب می‌‌شوید عذاب می‌‌کند؟! اگر چنان‌‌که ادعا می‌‌کنید دوستان او بودید، شما را با قتل و مسخ در دنیا و با آتش در آخرت عذاب نمی‌‌کرد؛ زیرا او تعالی کسی را که دوست دارد عذاب نمی‌‌کند، بلکه شما مانند سایر انسان‌‌ها، انسان هستید، که الله به هرکس از آنها که نیکی کند بهشت را جزا می‌‌دهد، و هرکس را که بدی کند با آتش مجازات می‌‌کند، پس الله هرکس را بخواهد به فضل خویش می‌‌بخشد، و هرکس را بخواهد به عدالت خویش عذاب می‌‌کند، و آسمان‌‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است، فقط از آنِ الله است، و بازگشتگاه فقط به‌‌سوی اوست.

﴿يَاأَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءنَا مِن بَشِيرٍ وَلاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءكُم بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [المائدة: ١٩]

١٩ ای اهل کتاب، چه یهود و چه نصاری، رسول ما محمد‌‌ج‌‌ پس از انقطاع رسولان و نیاز شدید به ارسال او نزدتان آمده است؛ تا این‌‌گونه عذر نیاورید: رسولی نزد ما نیامد تا ما را به پاداش الله بشارت دهد، و از عذاب او بترساند، در حقیقت محمد‌‌ج‌‌ بشارت‌‌دهنده به ثواب الله و ترساننده از مجازات او تعالی نزدتان آمده است، و الله بر هر چیزی تواناست، هیچ‌‌چیز نمی‌‌تواند از زیر قدرت او خارج شود، و از جمله مظاهر قدرت او، فرستادن رسولان و خاتمه‌‌بخشیدن آنها با محمد‌‌ج‌‌ است.

﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَاقَوْمِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنبِيَاء وَجَعَلَكُم مُّلُوكًا وَآتَاكُم مَّا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِّن الْعَالَمِين [المائدة: ٢٠]

٢٠ و – ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که موسی به قومش بنی‌‌اسرائیل گفت: ای قوم من، با دل و زبان، نعمت الله بر خودتان را یاد کنید که پیامبرانی در میان شما قرار داد که شما را به هدایت فرامی‌‌خوانند، و پس از آن‌‌که مملوکانی بودید که به بردگی گرفته شده بودید شما را پادشاهانی قرار داد که مالک امر خود هستید، و از نعمت‌‌هایش چیزهایی به شما بخشید که به هیچ‌‌یک از جهانیان در زمان شما نداده بود.

﴿يَاقَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِين [المائدة: ٢١]

٢١ موسی گفت: ای قوم من، به این سرزمین پاک (بیت المقدس و پیرامون آن) که الله ورود به آنها و پیکار با کافرانی که در آن هستند را به شما وعده داده بود درآیید، و از مقابل ستمکاران نگریزید، که در این صورت سرانجام شما، زیان در دنیا و آخرت خواهد بود.

﴿قَالُوا يَامُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُون [المائدة: ٢٢]

٢٢ قوم موسی به او گفتند: ای موسی، در این سرزمین مقدس، گروهی نیرومند و قوی هستند، و این امر مانع از ورود ما به آن می‌‌شود، پس تا زمانی‌‌که آنها در آنجا هستند وارد آن نمی‌‌شویم، زیرا نیرو و قدرتی برای پیکار با آنها نداریم؛ اما اگر آنها از آن خارج شدند، ما در آن وارد می‌‌شویم.

﴿قَالَ رَجُلاَنِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين [المائدة: ٢٣]

٢٣ دو مرد از اصحاب موسی÷ که خشیت الهی داشتند و از عذابش می‌‌ترسیدند، و الله توفیق طاعت خویش را به آنها بخشیده بود، این‌‌گونه قوم‌‌شان را بر اجرای فرمان موسی÷ تشویق کردند -: از دروازه شهر بر گردن‌‌کَشان وارد شوید، که اگر از این دروازه هجوم برید و وارد شهر شوید – به اذن الله- با اعتماد به سنت الله مبنی بر مترتب‌‌ساختن پیروزی بر به‌‌کارگیری اسباب ایمان به الله و آماده‌‌ساختن وسائل مادی، بر آنها پیروز خواهید شد و اگر واقعاً مؤمن هستید فقط به الله اعتماد و تکیه کنید؛ زیرا ایمان، مستلزم توکل بر او سبحانه است.

برخی فواید آیات:

عذاب ‌‌دادن کافران بنی‌‌اسرائیل با مسخ و سایر عذاب‌‌ها توسط الله، ابطال ادعای آنها را بر اینکه پسران و دوستانِ صمیمیِ الله هستند می‌‌رساند.

توکل و اعتماد بر الله متعال، سبب فرودآمدن پیروزی است.

این آیات از اخلاق پستی که بنی‌‌اسرائیل بر آن بودند برحذر می‌‌دارد.

ترس از الله، سبب نزول نعمت‌‌ها بر بنده می‌‌شود، که از بزرگترین آنها، نعمت فرمان‌‌برداری از الله متعال است.|

﴿قَالُواْ يَامُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُون [المائدة: ٢٤]

٢٤ بنی‌‌اسرائیل، قوم موسی با اصرار بر مخالفت با فرمان پیامبرشان موسی÷ گفتند: تا زمانی‌‌که آن ستم‌‌پیشه‌‌ها در شهر هستند ما وارد شهر نخواهیم شد، پس – ای موسی- تو و پروردگارت بروید و با آن ستمکاران بجنگید، اما ما با تخلف از پیکار با شما، در مکان خویش ثابت خواهیم ماند.

﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِين [المائدة: ٢٥]

٢٥ موسی خطاب به پروردگارش عرض کرد: پروردگارا بر هیچ‌‌کس جز خودم و برادرم قدرتی ندارم، پس میان ما و این قوم که از طاعت تو و طاعت رسولت مخالفت می‌‌کنند جدایی بینداز.

﴿قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الأَرْضِ فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِين [المائدة: ٢٦]

٢٦ الله خطاب به پیامبرش موسی÷ فرمود: همانا الله ورود به سرزمین مقدس را به مدت چهل سال بر بنی‌‌اسرائیل حرام کرد، که در این مدت به صورت سرگشته‌‌گانی که هدایت نمی‌‌شوند در این صحرا می‌‌مانند، پس – ای موسی- در مورد قوم نافرمان از طاعت الله غمگین مباش؛ زیرا عذابی که به آنها می‌‌رسد، به‌‌سبب نافرمانی‌‌ها و گناهان‌‌ خودشان است.

﴿* وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِين [المائدة: ٢٧]

٢٧ و – ای رسول- به این یهودیان حسود و ستمکار، خبر دو پسر آدم، قابیل و هابیل، را با سخن راستی که هیچ تردیدی در آن نیست، حکایت کن، آن‌‌گاه که قربانی پیش آوردند و هر یک از آن دو با قربانی خویش به‌‌سوی الله سبحانه تقرب جست، اما الله قربانی هابیل را پذیرفت؛ چون با تقوا بود، و قربانی قابیل را نپذیرفت؛ زیرا متقی نبود، آن‌‌گاه قابیل از روی حسد بر پذیرش قربانی هابیل اعتراض کرد، و گفت: ای هابیل تو را خواهم کشت، هابیل در پاسخ گفت: الله فقط قربانی کسی را می‌‌پذیرد که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی‌‌اش از او تعالی بترسد.

﴿لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِين [المائدة: ٢٨]

٢٨ اگر دستت را به‌‌سوی من دراز کنی تا مرا بکُشی، من در برابر تو مقابله به مثل نمی‌‌کنم، نه به این سبب که ترسو هستم، بلکه از الله که پروردگار مخلوقات است می‌‌ترسم.

﴿إِنِّي أُرِيدُ أَن تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِين [المائدة: ٢٩]

٢٩ آن‌‌گاه برای ترساندن هابیل به او گفت: همانا من می‌‌خواهم که تو با گناه قتل من از روی ستم و تجاوز به گناهان سابق خویش بازگردی، آن‌‌گاه در زمرۀ ساکنان آتش قرار گیری که در روز قیامت وارد آن می‌‌شوند، این جزا، مجازات ستمکاران است، و من نمی‌‌خواهم که به گناه قتل تو بازگردم و از اصحاب آتش باشم.

﴿فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِين [المائدة: ٣٠]

٣٠ نفس امرکننده به بدی قابیل، قتل ظالمانه برادرش هابیل را برایش آراست، پس او را کشت، و به این سبب از زیانکارانی شد که نصیب‌‌شان در دنیا و آخرت را خودشان کم می‌‌کنند.

﴿فَبَعَثَ اللّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءةَ أَخِيهِ قَالَ يَاوَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَـذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِين [المائدة: ٣١]

٣١ آن‌‌گاه الله کلاغی را فرستاد که در برابر قابیل زمین را جستجو می‌‌کرد تا کلاغ مرده‌‌ای را در آن دفن کند؛ تا به او بیاموزد که چگونه جسد برادرش را بپوشاند، آن‌‌گاه از حسرت‌‌خوردگان شد.

برخی فواید آیات:

مخالفت با رسولان، عذاب را واجب می‌‌گرداند، چنان‌‌که الله بنی‌‌اسرائیل را به‌‌سبب مخالفت‌‌شان با رسولان با سرگردانی مجازات کرد.

از قصه دو پسر آدم به نظر می‌‌رسد اولین گناهی که در زمین- بر اساس ظاهر قرآن- واقع شد، و به ستم و ریختن خون حرام که موجب زیان است منجر گردید، حسادت و گردنکشی است.

عاقبت افراد نافرمان، پشیمانی است.

هرکس سنتی قبیح ایجاد کند یا آن را گسترش دهد و بر آن تشویق کند؛ همانند گناه کسانی‌‌که در این مورد از او پیروی کنند برای او نیز نوشته می‌‌شود.|

﴿مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِكَ فِي الأَرْضِ لَمُسْرِفُون [المائدة: ٣٢]

٣٢ به این سبب که قابیل برادرش را کشت، بنی‌‌اسرائیل را آگاه کردیم که هرکس انسانی را جز برای قصاص یا بدون آنکه فسادی در زمین با کفر یا راهزنی کرده باشد، بکشد، گویی تمام مردم را کشته است؛ زیرا او میان بی‌‌گناه و جنایتکار تفاوت نگذاشته است. و هرکس از قتل کسی‌‌که الله متعال آن را حرام قرار داده است با اعتقاد به حرمت قتل آن خودداری کند و او را نکشد، گویی تمام انسان‌‌ها را زنده گردانیده است؛ زیرا این کار، سبب نجات تمام مردم است، و رسولان ما دلایل روشن و برهان‌‌های آشکاری برای بنی‌‌اسرائیل آورده بودند، با این وجود بسیاری از آنها با ارتکاب گناهان و مخالفت با رسولان‌‌شان از حدود الله تجاوز می‌‌کنند.

﴿إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيم [المائدة: ٣٣]

٣٣ کسانی‌‌که با الله و رسولش می‌‌جنگند، و آن را با دشمنی و برپایی فساد در زمین با قتل و ربودن اموال و راهزنی آشکار می‌‌کنند، مجازات‌‌شان جز این نیست که بدون آویخته شدن یا با آویخته شدن بر چوب و مانند آن کشته شوند، یا دست راست هر یک از آنها با پای چپش بریده شود، و اگر دوباره تکرار کرد دست چپ او با پای راستش بریده شود، یا در شهرها تبعید شوند، این مجازات برای رسواسازی آنها در دنیا است، و در آخرت عذابی بزرگ برای‌‌شان است.

﴿إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [المائدة: ٣٤]

٣٤ مگر کسانی از این محاربان که – ای اولو الامر- قبل از قدرت‌‌یافتن شما بر آنها توبه کنند، پس بدانید که الله پس از توبه، نسبت به آنها آمرزنده و مهربان است، و الله به رحمت خویش عذاب را از آنها ساقط می‌‌گرداند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون [المائدة: ٣٥]

٣٥ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید، با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، تقوای او را پیشه کنید، و با ادای آنچه به آن فرمان یافته‌‌اید و دوری از آنچه از آن نهی شده‌‌اید نزدیکی به او را بجویید، و در جستجوی رضایت الله با کفار بجنگید، باشد که با انجام این موارد، به آنچه که می‌‌طلبید دست یابید، و از آنچه که می‌‌ترسید نجات یابید.

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُواْ بِهِ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [المائدة: ٣٦]

٣٦ همانا کسانی‌‌که به الله و رسولانش کفر ورزیدند، اگر مالکیت تمام آنچه در زمین است و همانند آن، برای هر یک از آنها باشد، آن‌‌گاه آن را ارائه کنند تا خودشان را از عذاب الله در روز قیامت نجات دهند، این فدیه از آنها پذیرفته نمی‌‌شود، و عذابی رنج‌‌آور برای‌‌شان است.

برخی فواید آیات:

حرمت نفس انسان، و اینکه هرکس آن را صیانت کند و زنده گرداند، گویی این کار را برای تمام انسان‌‌ها انجام داده است، و هرکس به ناحق نفس یک انسان را از بین ببرد یا اذیت کند، گویی این کار را با تمام مردم انجام داده است.

مجازات کسانی‌‌که با الله و رسولش می‌‌جنگند؛ یعنی کسانی‌‌که با قتل و ربودن اموال و راهزنی، فساد برپا می‌‌کنند: قتل بدون آویخته‌‌شدن به دار، یا قتل همراه آویخته‌‌شدن به دار، یا قطع دست و پا به صورت مخالف، یا تبعید از شهر است، این مجازات بر اساس گناهی است که از آنها سر زده است.

توبۀ مفسدان محارب و راهزن قبل از یافتن قدرت بر آنها، موجب بخشش است.|

﴿يُرِيدُونَ أَن يَخْرُجُواْ مِنَ النَّارِ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيم [المائدة: ٣٧]

٣٧ وقتی که وارد آتش شوند می‌‌خواهند از آن درآیند، اما این امر چه سودی برای‌‌شان دارد؟! هرگز از آتش خارج نخواهند شد، و عذابی همیشگی در آن دارند.

الله پس از بیان حکم کسی‌‌که مال مردم را آشکارا می‌‌گیرد، حکم سارق را که مال مردم را به صورت پنهانی برمی‌‌گیرد بیان کرده و می‌‌فرماید:

﴿وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا كَسَبَا نَكَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيم [المائدة: ٣٨]

٣٨ و – ای حاکمان- دست راست مرد دزد و زن دزد را به عنوان مجازات آن دو و کیفری از جانب الله بر اینکه مال مردم را به ناحق گرفته‌‌اند، و ترساندن آن دو و دیگران، ببُرید، و الله ذات شکست‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌چیز بر او چیره نمی‌‌شود، و در تقدیر و تشریعش بسیار داناست.

﴿فَمَن تَابَ مِن بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [المائدة: ٣٩]

٣٩ اما هرکس از دزدی به‌‌سوی الله توبه کند، و عملش را نیکو گرداند، همانا الله به لطف خویش، او را می‌‌بخشد؛ زیرا الله گناه بندگان توبه‌‌کارش را می‌‌بخشد و نسبت به آنها مهربان است، اما اگر امر آنها نزد حکام برده شده باشد، توبه، حد را از آنها ساقط نمی‌‌کند.

﴿أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَيَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [المائدة: ٤٠]

٤٠- ای رسول- در حقیقت تو دانسته‌‌ای که آسمان‌‌ها و زمین از آنِ الله است و هرگونه بخواهد در آن دو تصرف می‌‌کند، و به عدالت خویش هرکس را بخواهد عذاب می‌‌کند، و به فضل خویش هرکس را بخواهد می‌‌آمرزد، به‌‌راستی که الله بر هر چیزی تواناست، و هیچ‌‌چیز نمی‌‌تواند از زیر قدرت او خارج شود.

﴿* يَاأَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هِادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَـذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللّهِ شَيْئًا أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيم [المائدة: ٤١]

٤١ ای رسول، کسانی‌‌که برای به خشم‌‌آوردن تو، در اظهار اعمال کفر شتاب می‌‌ورزند تو را غمگین نسازند، چه منافقان که اظهار ایمان می‌‌کنند و پنهانی کفر می‌‌ورزند، و چه یهودیان که دروغ بزرگان‌‌شان را می‌‌شنوند و آن را می‌‌پذیرند، و از پیشوایان‌‌شان که به‌‌خاطر رویگردانی از تو نزدت نیامدند تقلید می‌‌کنند، آنها سخن الله در تورات را موافق شهوات‌‌شان تغییر می‌‌دهند، و به پیروان‌‌شان می‌‌گویند: اگر حکم محمد‌‌ج‌‌ با شهوات شما موافق بود از آن پیروی کنید، و اگر مخالف شهوات‌‌تان بود از آن دوری کنید، و – ای رسول- هرکس از مردم را که الله گمراهی او را اراده کند، تو کسی را نخواهی یافت که گمراهی را از او دور سازد و او را به راه حق هدایت کند، یهودیان و منافقانی که این صفات را دارند، همان کسانی هستند که الله پاکیزه‌‌شدن دل‌‌های‌‌شان از کفر را اراده نکرده است، برای‌‌شان در دنیا خواری و ننگ است، و در آخرت عذابی بزرگ؛ که همان عذاب آتش است.

برخی فواید آیات:

حکمت مشروعیت حد سرقت: برای بازداشتن دزد از تجاوز بر اموال مردم، و ترساندن دیگران از ارتکاب عملی که دزد مرتکب شده است.

پذیرش توبۀ سارق تا زمانی‌‌که نزد حاکم برده نشده است و باید مال مسروقه را بازگرداند، اما وقتی‌‌که نزد حاکم برده شد حکم واجب می‌‌گردد و حد با توبه ساقط نمی‌‌شود.

سزاوار است که دعوتگر به‌‌سوی الله، از کفر و نیرنگ و توطئۀ برخی مردم، دچار غم و اندوه نشود؛ زیرا الله متعال نیرنگ آنها را باطل می‌‌گرداند.

اشتیاق منافقان بر خشمگین ‌‌کردن مؤمنان با اظهار اعمال کفر، هر چند ادعای اسلام دارند.|

﴿سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَاؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِين [المائدة: ٤٢]

٤٢ این یهودیان بسیار به دروغ گوش می‌‌دهند، و مال حرام مانند ربا را بسیار می‌‌خورند، پس – ای رسول- اگر برای دادخواهی نزد تو آمدند، اگر خواستی میان آنها داوری کن، یا اگر خواستی از داوری میان آنها خودداری کن، زیرا تو میان این دو کار مخیر هستی، و اگر میان آنها داوری نکنی نخواهند توانست هیچ زیانی به تو برسانند، و اگر میان‌‌شان داوری کردی، به عدالت میان آنها حکم کن، هر چند ستمکار و دشمن باشند؛ زیرا الله کسانی را ‌‌که در حکم‌‌شان عدالت را رعایت می‌‌کنند هر چند طرفین دعوا دشمنان حاکم باشند، دوست دارد.

﴿وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَـئِكَ بِالْمُؤْمِنِين [المائدة: ٤٣]

٤٣ کار اینان بسیار شگفت است، چرا که به تو کفر می‌‌ورزند، اما برای طمع در حکم تو به آنچه که موافق شهوات‌‌شان است نزد تو دادخواهی می‌‌کنند، درحالی‌‌که تورات که ادعای ایمان به آن را دارند نزدشان است و حکم الله در آن وجود دارد، سپس اگر حکم تو موافق شهوات‌‌شان نباشد به آن پشت می‌‌کنند، پس هم به آنچه در کتاب‌‌شان آمده کفر می‌‌ورزند و هم به حکم تو پشت می‌‌کنند، و کار اینان به کار مؤمنان نمی‌‌ماند، یعنی به تو و آنچه که آورده‌‌ای مؤمن نیستند.

﴿إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِينَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن كِتَابِ اللّهِ وَكَانُواْ عَلَيْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلاً وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُون [المائدة: ٤٤]

٤٤ همانا ما تورات را بر موسی فرو فرستادیم که در آن راهنمایی و ارشاد بر خیر و نوری روشنایی‌‌بخش بود، و پیامبران بنی‌‌اسرائیل که با طاعت تسلیم الله بودند به موجب آن داوری می‌‌کردند، و هم‌‌چنین علما و فقها به موجب آن داوری می‌‌کنند، همان کسانی‌‌که به‌‌سبب اینکه الله آنها را محافظ و امین کتابش قرار داده بود که آن را از تحریف و تبدیل محافظت کنند، و بر آن گواه هستند که حق است، و مردم در مورد آن به آنها رجوع می‌‌کنند، بزرگ مردم هستند، پس – ای یهود- از مردم نترسید و فقط از من بترسید، و به جای حکم به آنچه که الله نازل فرموده است، بهای اندکی از ریاست یا مقام یا مال نگیرید، و هرکس به وسیله احکامی که الله به‌‌صورت وحی نازل کرده است حکم نکند، چه این کار را حلال بداند، یا غیر آن را بر آن ترجیح یا مساویش قرار دهد، آنها در حقیقت کافر هستند.

﴿وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُون [المائدة: ٤٥]

٤٥ و در تورات بر یهود مقرر کردیم که هرکس کسی را از روی عمد و به ناحق بکشد در برابر او کشته می‌‌شود، و هرکس چشمی را به عمد درآورد چشمش درآورده می‌‌شود، و هرکس بینی‌‌ای را به عمد ببُرد بینی‌‌اش بریده می‌‌شود، و هرکس گوشی را به عمد قطع کند گوشش قطع می‌‌شود، و هرکس دندانی را به عمد برکند دندانش کنده می‌‌شود، و بر آنها مقرر کردیم که در جراحات نیز جنایتکار به مانند جنایتش مجازات می‌‌شود، و هرکس داوطلبانه جنایتکار را ببخشد، گذشت او کفارۀ گناهانش خواهد بود، زیرا کسی را بخشیده که بر او ستم کرده است، و هرکس به موجب آنچه الله در مورد قصاص و سایر امور نازل فرموده است حکم نکند، متجاوز از حدود الله است.

برخی فواید آیات:

برشمردن برخی صفات یهود، برای بیان گمراهی آنها و برحذرداشتن از آن؛ مانند دروغ، رباخواری و محبت دادخواهی به غیر شرع.

بیان حکم عادلانۀ قصاص در نفس و جراحات، که الله متعال آن را بر کسانی‌‌که قبل از ما بودند فرض کرده بود.

تشویق بر فضیلت گذشت از قصاص، و بیان اجر بزرگ آن که در پوشاندن گناهان تجسم می‌‌یابد.

ترساندن از داوری به غیر آنچه که الله متعال در مورد قصاص و سایر امور نازل فرموده است.|

﴿وَقَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِعَيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِين [المائدة: ٤٦]

٤٦ و به دنبال پیامبران بنی‌‌اسرائیل، عیسی پسر مریم را فرستادیم که به آنچه در تورات بود ایمان داشت و به آن حکم می‌‌کرد، و انجیل را به او دادیم که هدایت به‌‌سوی حق، دلایل برطرف‌‌ کنندۀ شبهات و حلّ احکام مشکل را دربردارد، و موافق با تورات است که قبل از آن نازل شد مگر در موارد اندکی از احکامش که آنها را نسخ کرده است و انجیل را راهنمایی هدایتگر و بازدارنده‌‌ای از ارتکاب آنچه که بر آنها حرام شده است قرار دادیم.

﴿وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فِيهِ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْفَاسِقُون [المائدة: ٤٧]

٤٧ و نصاری باید به آنچه که الله در انجیل نازل فرموده ایمان بیاورند، و – در سخن راستی‌‌که قبل از بعثت محمد‌‌ج‌‌ برای‌‌شان آورده است- به آن داوری کنند، و کسانی‌‌که به موجب آنچه الله نازل کرده است داوری نکنند، خارج‌‌شدگان از طاعت الله، رهاکنندگان حق، و منحرفان به‌‌سوی باطل هستند.

الله پس از بیان تورات و انجیل و مدح آن دو، به بیان قرآن و مدح آن پرداخته و می‌‌فرماید:

﴿وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُون [المائدة: ٤٨]

٤٨ و – ای رسول- ما قرآن را با سخن راستی‌‌که هیچ شک و تردیدی در آن نیست که از جانب الله است بر تو نازل کردیم، که تصدیق‌‌کننده و مورد اعتماد کتاب‌‌هایی است که قبل از آن نازل شده است، و آنچه موافق با آن باشد حق، و هرچه مخالف با آن باشد باطل است، پس به موجب آنچه که الله در قرآن بر تو نازل کرده است میان مردم داوری کن، و از شهوات آنها که بر آن عمل می‌‌کنند، تا حقی را که الله بر تو نازل کرده و هیچ تردیدی در آن نیست رها کنند، پیروی مکن. در حقیقت برای هر امتی، شریعتی از احکام عملی و راهی روشن که به آن هدایت می‌‌شوند قرار داده‌‌ایم، و اگر الله وحدت شرایع را می‌‌خواست به‌‌طور قطع آنها را یکی می‌‌کرد، اما برای هر امتی، یک شریعت قرار داد، تا همگان را بیازماید و فرمان‌‌بردار را از نافرمان آشکار گرداند، پس به انجام نیکی‌‌ها و ترک بدی‌‌ها بشتابید، زیرا بازگشت شما در روز قیامت فقط به‌‌سوی الله است، و به زودی شما را از آنچه که در آن اختلاف دارید آگاه می‌‌کند، و جزای اعمالی را که فرستاده‌‌اید به شما خواهد داد.

﴿وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَيْكَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُون [المائدة: ٤٩]

٤٩ و – ای رسول- به موجب آنچه که الله بر تو نازل کرده است میان آنها داوری کن، و نظرات آنها را که از هواپرستی سرچشمه می‌‌گیرد پیروی مکن، برحذر باش از اینکه تو را از بخشی از آنچه که الله بر تو نازل کرده است گمراه سازند، که در این کار هرگز کوتاهی نخواهند کرد، پس اگر از قبول داوری به موجب آنچه که الله بر تو نازل کرده است خودداری کردند، بدان که الله می‌‌خواهد آنها را به‌‌سبب برخی گناهان‌‌شان در دنیا مجازات کند، و در آخرت آنها را به خاطر تمام گناهان‌‌شان مجازات می‌‌کند، و به‌‌راستی که بسیاری از مردم از طاعت الله خارج هستند.

﴿أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُون [المائدة: ٥٠]

٥٠ آیا با روی‌‌گردانی از حکم تو، در جستجوی حکم پیروان جاهلیت، یعنی عبادت‌‌کنندگانِ بت‌‌ها هستند که با پیروی از هوای نفس‌‌شان داوری می‌‌کنند؟! همانا نزد اهل یقین که از الله آنچه را که بر رسولش نازل کرده است فهمیده‌‌اند، کسی برای داوری از الله بهتر نیست، برخلاف جاهلان و شهوت‌‌پرستان که فقط چیزی را می‌‌پذیرند که موافق هوای نفس‌‌شان است، هر چند باطل باشد.

برخی فواید آیات:

پیامبران‌‌ﻹ‌‌ با وجود بعضی تفاوت‌‌ها میان شرایع آنها در فروع، در اصول دین با هم متفق هستند.

وجوب داور قرار دادن شریعت الله و روی‌‌گردانی از غیرش (شهوات).

نکوهش دادخواهی به احکام و عرف‌‌های پیروان جاهلیت.|

﴿* يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين [المائدة: ٥١]

٥١ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، یهود و نصاری را هم‌‌پیمان و دوست خود نگیرید که آنها را دوست داشته باشید، زیرا یهود فقط پیروان ملت خودشان را دوست دارند، و نصاری نیز فقط پیروان ملت خودشان را دوست دارند، و هر دو گروه در دشمنی با شما متحد هستند، و هرکس از شما که آنها را به دوستی بگیرد، از آنها به شمار می‌‌رود، به راستی که الله گروه ستمکاران را به‌‌سبب دوستی‌‌شان با کفار هدایت نمی‌‌کند.

﴿فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلَى مَا أَسَرُّواْ فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِين [المائدة: ٥٢]

٥٢ پس – ای رسول- منافقان ضعیف الایمان را می‌‌بینی که به دوستی با یهود و نصاری مبادرت می‌‌ورزند و می‌‌گویند: می‌‌ترسیم که آنها پیروز شوند، و به قدرت برسند آن‌‌گاه امر ناگواری از جانب آنها به ما برسد، امید است که الله برای رسولش و مؤمنان پیروزی قرار دهد، یا امری از جانب خود بیاورد که با آن حملۀ یهودیان و کسانی‌‌که آنها را به دوستی گرفتند دفع کند، آن‌‌گاه کسانی‌‌که به دوستی با آنها مبادرت ورزیدند، به‌‌سبب بطلان اسباب واهیِ نفاق که در دل‌‌های‌‌شان پنهان می‌‌کردند، از آن پشیمان شوند.

﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُواْ أَهَـؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُواْ خَاسِرِين [المائدة: ٥٣]

٥٣ و مؤمنان با تعجب از حال این منافقان می‌‌گویند: آیا اینان بودند که سوگندهای محکم ایراد می‌‌کردند که: - ای مؤمنان- در ایمان و یاری و دوستی با شما هستیم؟! اعمال‌‌شان تباه شد، پس به‌‌سبب نابودی هدفشان و عذابی که برای‌‌شان آماده شده است زیانکار شدند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيم [المائدة: ٥٤]

٥٤ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید هر یک از شما که از دین خود به‌‌سوی کفر بازگردد، به زودی الله به جای آنها، گروهی را می‌‌آورد که آنها را دوست دارد و آنها نیز به‌‌سبب پایداری‌‌شان او را دوست دارند، نسبت به مؤمنان مهربان و در برابر کافران سخت‌‌گیر هستند؛ با اموال و جان‌‌های‌‌شان جهاد می‌‌کنند تا سخن الله برتر باشد، و از سرزنش کسی‌‌که آنها را سرزنش کند هراسی ندارند؛ چون رضایت الله را بر رضایت مخلوقات ترجیح داده‌‌اند، این بخشش الله است که آن را به هر یک از بندگانش که بخواهد می‌‌دهد، و الله دارای فضل و احسان گسترده است، می‌‌داند که چه کسی سزاوار فضل اوست پس به او می‌‌بخشد، و چه کسی سزاوار آن نیست پس او را از فضل خویش محروم می‌‌گرداند.

الله پس از نهی دوستی با یهود و نصاری و سایر کافران، از کسانی خبر می‌‌دهد که دوستی با آنها برای مؤمنان مقرر شده است:

﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُون [المائدة: ٥٥]

٥٥ یهود و نصاری و سایر کافران، دوستان شما نیستند، بلکه دوست و یاور شما، الله و رسولش، و مؤمنان هستند که نماز را به صورت کامل برپا می‌‌دارند، و زکات اموال‌‌شان را می‌‌پردازند و در برابر الله فروتن و خاضع هستند.

﴿وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُون [المائدة: ٥٦]

٥٦ هرکس الله و رسولش و مؤمنان را با یاری‌‌کردن آنان دوست خود بگیرد، از حزب الله است، و حزب الله هستند که چیره می‌‌شوند؛ زیرا الله یاورشان است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين [المائدة: ٥٧]

٥٧ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید، یهودیان و نصاری را که قبل از شما به آنها کتاب داده شد و مشرکان که دین شما را به تمسخر و بازی می‌‌گیرند، هم‌‌پیمان و دوست نگیرید، و با پرهیز از دوستی با آنها که الله شما را از آن نهی می‌‌کنند از الله بترسید، اگر به او تعالی، و آنچه که بر شما نازل کرده است ایمان دارید.

برخی فواید آیات:

آگاه‌‌ کردن از عقیدۀ ولاء و براء که در موالات و محبت به الله و رسولش و مؤمنان، و انزجار از کافران و پرهیز از محبت آنها خلاصه می‌‌شود.

دوستی با دشمنان الله متعال، از صفات منافقان است.

یاری‌‌ ندادن و کوتاهی در یاری دین، گاهی منجر به نابودی کوتاهی‌‌کننده و آوردن دیگران شده، و لیاقت یاری‌‌کردن دین، از او سلب می‌‌شود.

برحذر داشتن از مسخره‌‌کنندگان دین الله متعال و دوستی با آنها؛ چه کافران و چه منافقان.|

﴿وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْقِلُون [المائدة: ٥٨]

٥٨ و هم‌‌چنین هنگامی‌‌که برای اعلام نماز که بزرگترین عبادتی است که سبب نزدیکی به الله می‌‌شود اذان می‌‌گویید، مسخره و شوخی می‌‌کنند، این به‌‌سبب آن است که آنها مردمی هستند که در مورد معانی عبادت الله و احکامش که برای مردم تشریع فرموده است نمی‌‌اندیشند.

﴿قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَاسِقُون [المائدة: ٥٩]

٥٩- ای رسول- به مسخره‌‌کنندگان از اهل کتاب بگو: آیا اینکه به ما ایراد می‌‌گیرید جز به این‌‌ خاطر است که به الله و آنچه بر ما نازل فرموده، و آنچه بر افراد پیش از ما نازل فرموده ایمان داریم، و ایمان داریم به اینکه اکثر شما با ترک ایمان و اجرا نکردن اوامر، از طاعت الله خارج هستید؟! پس آنچه را که شما بر ما ایراد می‌‌گیرید، برای ما پسندیده است و مذموم نیست.

﴿قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَـئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيل [المائدة: ٦٠]

٦٠- ای رسول- بگو: آیا شما را به کسانی‌‌که عیب‌‌دارتر و دارای عذابی شدیدتر از اینها هستند خبر دهم، آنها پیشینیان‌‌شان هستند که الله آنها را از رحمت خویش راند و بعد از مسخ به صورت بوزینه و خوک‌‌ درآورد، و از آنها عبادت‌‌کنندگانی برای طاغوت قرار داد، طاغوت هرکسی است که از روی رضایت به جای الله عبادت می‌‌شود، اینها در روز قیامت بدترین منزلت را دارند و گمراه‌‌ترین افراد از راه راست هستند.

﴿وَإِذَا جَاؤُوكُمْ قَالُوَاْ آمَنَّا وَقَد دَّخَلُواْ بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُواْ بِهِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُواْ يَكْتُمُون [المائدة: ٦١]

٦١ و – ای مؤمنان- هرگاه منافقان آنها نزدتان می‌‌آیند، از روی نفاق برای‌‌تان اظهار ایمان می‌‌کنند، اما در حقیقت با کفر که از آن جدا نمی‌‌شوند وارد می‌‌شوند و با کفر خارج می‌‌شوند، و اگرچه برای‌‌تان اظهار ایمان می‌‌کنند، الله به کفری که آن را پنهان می‌‌دارند داناتر است و به زودی آنها را در قبال این کفر مجازات خواهد کرد.

﴿وَتَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُون [المائدة: ٦٢]

٦٢ و – ای رسول- بسیاری از یهودیان و منافقان را می‌‌بینی که بر ارتکاب گناهان مانند دروغ و تجاوز بر دیگران با ستم بر آنها و خوردن اموال مردم به حرام، مبادرت می‌‌ورزند، و چه بد است آنچه را که انجام می‌‌دهند.

﴿لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَالأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَصْنَعُون [المائدة: ٦٣]

٦٣ چرا پیشوایان و علمای‌‌شان آنها را از سخن دروغ و گواهی به‌‌ناحق و خوردن اموال مردم به باطل که در انجام آن می‌‌شتابند باز نمی‌‌دارند، به‌‌راستی که کار پیشوایان و علمای‌‌شان بسیار بد است که آنها را از منکر نهی نمی‌‌کنند.

﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاء وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِين [المائدة: ٦٤]

٦٤ یهودیان وقتی به سختی و خشکسالی گرفتار شدند گفتند: دست الله از بخشش خیر و عطا بسته است، و آنچه را که دارد از ما باز می‌‌دارد، همانا دستان خودشان از کار خیر و بخشش بازداشته شده است، و به‌‌سبب این سخن‌‌شان از رحمت الله رانده شدند، بلکه دو دست الله به خیر و بخشش گشوده است، هرگونه بخواهد انفاق می‌‌کند، گشایش یا تنگی می‌‌آورد، و هیچ بازدارنده یا اجبار کننده‌‌ای ندارد، و – ای رسول- آنچه به‌‌سوی تو فرو فرستاده شده است، چیزی جز تجاوز از حد و انکار، بر یهود نمی‌‌افزاید، این به‌‌سبب حسادتی است که به آن گرفتارند، و دشمنی و کینه میان قبایل یهود انداختیم، هرگاه برای جنگ گرد هم آمدند، و ساز و برگ جنگی فراهم کردند، یا برای برافروختن جنگ دسیسه کردند، الله جمع آنها را پراکنده ساخت، و نیروی‌‌شان را از بین برد، و همیشه در ارتکاب تلاش برای ابطال اسلام و نیرنگ علیه آن که فساد در زمین را به بار می‌‌آورد می‌‌کوشند، و الله فسادکاران را دوست ندارد.

برخی فواید آیات:

سرزنش عالم به خاطر سکوت در برابر گناهان قومش و بیان‌‌ نکردن منکرات آنها و برحذر نداشتن آنها از این منکرات.

بی‌‌ادبی یهودیان در برابر الله متعال، زیرا او سبحانه را این‌‌گونه توصیف کردند که دستش بسته است و خیر را منع می‌‌کند.

اثبات صفت دو دست (برای الله متعال)، به وجهی که سزاوار ذات و جلال و قدرت بزرگ او تعالی است.

اشاره به اینکه مشاجره و اختلاف و دشمنی میان برخی قبایل یهود، نتیجۀ کفر و انحراف آنها از حق است.|

﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيم [المائدة: ٦٥]

٦٥ و اگر یهود و نصاری به آنچه که محمد‌‌ج‌‌ آورده است ایمان می‌‌آوردند، و با اجتناب از گناهان از الله می‌‌ترسیدند، به‌‌طور قطع گناهانی را که مرتکب شده بودند هر چند کبیره بودند می‌‌بخشیدیم، و در روز قیامت آنها را به بهشت‌‌هایی پرنعمت در می‌‌آوردیم، که از نعمت‌‌های همیشگی آن بهره می‌‌بردند.

﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَا يَعْمَلُون [المائدة: ٦٦]

٦٦ و اگر یهود به آنچه در تورات آمده، و نصاری به آنچه در انجیل آمده عمل می‌‌کردند، و همگی به قرآن که بر آنها نازل شده است عمل می‌‌کردند، به‌‌طور قطع اسباب روزی، یعنی نزول باران و روییدن گیاهان را برای‌‌شان فراهم می‌‌ساختم، برخی از اهل کتاب، میانه‌‌رو و در راه حق ثابت هستند، اما بسیاری از آنها به دلیل عدم ایمان‌‌شان، رفتار بد مرتکب می‌‌شوند.

﴿* يَاأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِين [المائدة: ٦٧]

٦٧ ای رسول، آنچه را که از جانب پروردگارت بر تو فرو فرستاده شده است به صورت کامل اعلام کن، و ذره‌‌ای از آن را پوشیده مدار؛ که اگر ذره‌‌ای از آن را کتمان کنی رسالت پروردگارت را ابلاغ نکرده‌‌ای (رسول الله‌‌ج‌‌ تمام آنچه را که به تبلیغ آن امر شده بود ابلاغ کرده است، پس هرکس خلاف این امر را ادعا می‌‌کند به تحقیق که بزرگترین افترا را بر الله بسته است)، و از امروز به بعد الله تو را در برابر مردم حمایت می‌‌کند، و نمی‌‌توانند هیچ آسیبی به تو برسانند، پس جز ابلاغ بر تو نیست، و الله کافران را که خواهان هدایت نیستند، به هدایت توفیق نمی‌‌دهد.

﴿قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّىَ تُقِيمُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِين [المائدة: ٦٨]

٦٨- ای رسول- بگو: - ای یهودیان و مسیحیان- شما بر هیچ دین معتبری نخواهید بود تا اینکه به آنچه در تورات و انجیل آمده عمل کنید، و به قرآن که ایمان شما جز با ایمان به آن و عمل به مطالب آن صحیح نمی‌‌شود و بر شما فرو فرستاده شده است عمل کنید. به‌‌طور قطع به‌‌سبب حسدی که دارند، آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است بر طغیانی روی طغیان، و کفری روی کفرِ بسیاری از اهل کتاب خواهد افزود، پس بر حال این کافران افسوس مخور، زیرا در مؤمنانی که از تو پیروی کردند بی‌‌نیازی و کفایت وجود دارد.

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالصَّابِؤُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وعَمِلَ صَالِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون [المائدة: ٦٩]

٦٩ همانا مؤمنان و یهودیان و صابئان که گروهی از پیروان برخی پیامبران بودند و نصاری، هرکس از آنها به الله و روز آخرت ایمان آورد و اعمال صالح انجام دهد، در آنچه که در پیش رو دارند بیمی بر آنها نیست، و بر بهره‌‌ای از دنیا که از دست داده‌‌اند غمگین نیستند.

﴿لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلاً كُلَّمَا جَاءهُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُواْ وَفَرِيقًا يَقْتُلُون [المائدة: ٧٠]

٧٠ به‌‌راستی که پیمان‌‌های محکمی مبنی بر شنیدن و طاعت از بنی‌‌اسرائیل گرفتیم، اما پیمان‌‌ها را شکستند، و رویگردانی از آنچه که رسولان‌‌شان آورده بودند و تکذیب برخی و کشتن برخی دیگر از پیامبران را که هوای نفس‌‌شان به‌‌ آن تمایل داشت پیروی کردند.

برخی فواید آیات:

عمل به آنچه که الله متعال نازل کرده است، سبب پوشاندن بدی‌‌ها و ورود به بهشت و گشایش در روزی است.

راهنمایی دعوتگران به اینکه آن تبلیغی معتبر به شمار می‌‌آید و ذمه را بری می‌‌کند، که کامل و بدون کاستی، و در پرتو وحی انجام شود.

هیچ اعتقادی معتبر نیست و به حساب نمی‌‌آید مگر زمانی‌‌که صاحب آن دلیلی ارائه کند بر اینکه از جانب الله متعال است.|

﴿وَحَسِبُواْ أَلاَّ تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُواْ وَصَمُّواْ ثُمَّ تَابَ اللّهُ عَلَيْهِمْ ثُمَّ عَمُواْ وَصَمُّواْ كَثِيرٌ مِّنْهُمْ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُون [المائدة: ٧١]

٧١ و گمان کردند که شکستن پیمان‌‌ها و میثاق‌‌ها، و تکذیب و کشتن پیامبران که مرتکب شدند، زیانی برای‌‌شان به همراه ندارد، اما آنچه را که گمان نمی‌‌کردند بر این کارشان مترتب شد، پس از دیدن حق کور شدند، و به آن هدایت نیافتند، و از شنیدن حق چنان‌‌که قبول افتد، کَر گشتند، سپس الله از سرِ لطف به آنها، آنها را بخشید، سپس از دیدن حق کور، و از شنیدن آن کر گشتند، این امر برای بسیاری از آنها ایجاد شد، و الله اعمال آنها را می‌‌بیند، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند و به زودی آنها را در قبال اعمال‌‌شان مجازات خواهد کرد.

﴿لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَابَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَار [المائدة: ٧٢]

٧٢ همانا مسیحیانی که گفتند الله همان عیسی مسیح پسر مریم است کفر ورزیدند، زیرا الوهیت را به غیر الله نسبت دادند، درحالی‌‌که خود مسیح پسر مریم به آنها گفت: ای بنی‌‌اسرائیل، فقط الله را عبادت کنید، که او پروردگار من و پروردگار شماست، پس در بندگی او یکسان هستیم، زیرا هرکس غیر الله را با او شریک گرداند، به‌‌طور قطع الله او را از ورود به بهشت برای همیشه محروم می‌‌کند، و جایگاهش آتش جهنم است، و هیچ یاور و مددکاری نزد الله ندارد، و هیچ نجاتگری ندارد که او را از عذابی که در انتظارش است نجات دهد.

﴿لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَـهٍ إِلاَّ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [المائدة: ٧٣]

٧٣ به‌‌راستی که کافر شدند مسیحیانی که گفتند: همانا الله از سه (شخص) یعنی پدر و پسر و روح‌‌القدس تشکیل شده است، الله از این سخن آنها بسیار برتر است، زیرا الله متعدد نیست، بلکه معبود یگانه‌‌ای است که شریکی ندارد، و اگر از این سخن زشت و ناپسند باز نایستند، به‌‌طور قطع عذابی رنج‌‌آور به آنها می‌‌رسانیم.

﴿أَفَلاَ يَتُوبُونَ إِلَى اللّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيم [المائدة: ٧٤]

٧٤ آیا اینها از این سخن‌‌شان با توبه از شرکی که به الله مرتکب شدند بازنمی‌‌گردند؟! و الله توبه‌‌کار از هر گناهی که باشد، حتی گناه کفر به او، را می‌‌آمرزد و نسبت به مؤمنان مهربان است.

﴿مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلاَنِ الطَّعَامَ انظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُون [المائدة: ٧٥]

٧٥ عیسی مسیح پسر مریم فقط رسولی از میان رسولان است، که همانند آنها مرگ او را نیز فرا می‌‌گیرد، و مادرش مریم بسیار راستگو و تصدیق ‌‌کننده بود، و هر دو غذا می‌‌خوردند چون به آن نیاز داشتند. حال با وجود نیاز به غذا چگونه می‌‌توانند معبود باشند؟! پس – ای رسول- به دقت بنگر که: چگونه آیات دال بر یگانگی و بطلان غلو آنها در نسبت الوهیت به غیر او سبحانه را برای‌‌شان روشن می‌‌گردانیم، اما باز هم این آیات را انکار می‌‌کنند، پس با دقت بنگر و بنگر که: با وجود این آیات روشن و دلالت‌‌ کننده بر یگانگی الله، چگونه تا این حد از حق منحرف می‌‌شوند.

﴿قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا وَاللّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم [المائدة: ٧٦]

٧٦- ای رسول- برای اعتراض بر آنها در اینکه غیر الله را عبادت می‌‌کنند بگو: آیا چیزی را عبادت می‌‌کنید که هیچ نفعی برای‌‌تان جلب نمی‌‌کند، و هیچ زیانی را از شما دور نمی‌‌سازد؟! زیرا او ناتوان است، اما الله از ناتوانی منزه است، و فقط الله سخنان شما را می‌‌شنود، و ذره‌‌ای از آن بر او پنهان نمی‌‌ماند، از اعمال شما آگاه است، و ذره‌‌ای از آنها بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی در قبال آن به شما جزا می‌‌دهد.

﴿قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ كَثِيرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِيل [المائدة: ٧٧]

٧٧- ای رسول- به نصاری بگو: در پیروی از حق که به آن فرمان یافته‌‌اید از حد مگذرید، و در بزرگداشت کسانی- مانند پیامبران‌‌ﻹ‌‌ - که به بزرگداشت آنها امر شده‌‌اید غلو نکنید تا جایی‌‌که به الوهیت آنها اعتقاد داشته باشید، چنان‌‌که این کار را به‌‌سبب پیروی از پیشینیان گمراه خود در مورد عیسی پسر مریم انجام دادید، همان کسانی‌‌که بسیاری از مردم را گمراه کردند، و از راه حق گمراه گشتند.

برخی فواید آیات:

بیان کفر نصاری در ادعای آنها به الوهیت مسیح÷، و بیان بطلان این ادعا، و دعوت به توبه از آن.

یکی از دلایل انسان‌‌ بودن مسیح÷ و مادرش عبارت است از: غذا خوردن آن دو، و انجام آنچه که بر این امر مترتب می‌‌شود.

ناتوانی بر جلوگیری از ضرر و رساندن فایده، از دلایل آشکار بر عدم استحقاق معبودان غیر از الله، به الوهیت است؛ زیرا آنها ناتوان هستند.

نهی از غلو و گذشتن از حد در برخورد با مخلوقات صالح الله متعال.|

﴿لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُون [المائدة: ٧٨]

٧٨ الله سبحانه خبر می‌‌دهد که کافران بنی‌‌اسرائیل را در کتابی که بر داود نازل کرده است یعنی زبور، و در کتابی که بر عیسی پسر مریم نازل کرده است یعنی انجیل، از رحمت خویش رانده است. این راندن از رحمت، به‌‌سبب گناهان و تجاوز بر محرّمات الله است که مرتکب شدند.

﴿كَانُواْ لاَ يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا كَانُواْ يَفْعَلُون [المائدة: ٧٩]

٧٩ آنها یکدیگر را از ارتکاب گناه نهی نمی‌‌کردند، بلکه گناهکاران آنها، گناهان و منکرات را آشکارا مرتکب می‌‌شدند؛ زیرا کسی نبود که بر آنها اعتراض کند. به‌‌راستی بسیار بد بود که نهی از مُنکَر را ترک می‌‌کردند.

﴿تَرَى كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُون [المائدة: ٨٠]

٨٠- ای رسول- بسیاری از کافرانِ این یهودیان را می‌‌بینی که کافران را دوست دارند و به‌‌سوی آنها متمایل می‌‌شوند، و با تو و یکتاپرستان دشمنی می‌‌کنند، دوستی آنها با کافران بسیار بد است؛ زیرا سبب می‌‌شود که الله بر آنها خشم گیرد و آنها را در آتشی درآورد که همیشه در آن می‌‌مانند و هرگز از آن خارج نمی‌‌شوند.

﴿وَلَوْ كَانُوا يُؤْمِنُونَ بِالله والنَّبِيِّ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاء وَلَـكِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُمْ فَاسِقُون [المائدة: ٨١]

٨١ و اگر این یهودیان، واقعاً به الله و پیامبرش ایمان می‌‌آوردند، به جای مؤمنان، مشرکان را به عنوان دوستانی نمی‌‌گرفتند که آنها را دوست داشته باشند و به آنها متمایل شوند، زیرا نهی شده‌‌اند از اینکه کافران را به دوستی بگیرند، اما بسیاری از این یهودیان، از طاعت و دوستی الله و دوستی مؤمنان خارج هستند.

﴿* لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُون [المائدة: ٨٢]

٨٢- ای رسول- همانا دشمن‌‌ترین مردم با مؤمنان به خودت و با آنچه که آورده‌‌ای را یهودیان می‌‌یابی؛ زیرا آنها به کینه و حسادت و غرور، و عبادت بت‌‌ها گرفتار هستند، و نیز سایر مشرکان به الله، و نزدیک‌‌ترین مردم از نظر دوستی به مؤمنان به خودت و آنچه که آورده‌‌ای را کسانی می‌‌یابی که در مورد خودشان می‌‌گویند: نصاری هستند، نزدیکی و محبّت اینها به مؤمنان به این سبب است که برخی از آنها علما و بندگانی متواضع و غیرمتکبر هستند؛ زیرا خیر به قلب متکبر نمی‌‌رسد.

﴿وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِين [المائدة: ٨٣]

٨٣ و دل‌‌های اینها – مانند نجاشی و یارانش- نرم است، زیرا هنگام شنیدن قرآن که نازل شده است وقتی دانستند که حق است، از روی خشوع گریه می‌‌کنند، چون آنچه را عیسی÷ آورده است می‌‌شناسند، و می‌‌گویند: پروردگارا، به آنچه که بر رسولت محمد‌‌ج‌‌ فروفرستادی ایمان آوردیم، پس – پروردگارا- ما را در زمرۀ امت محمد‌‌ج‌‌ که در روز قیامت، بر مردم حجت هستند بنویس.

برخی فواید آیات:

ترک امر به معروف و نهی از منکر، موجب لعنت و رانده‌‌شدن از رحمت الله متعال است.

از نشانه‌‌های ایمان: دوستی به خاطر الله و دشمنی به‌‌خاطر او تعالی است.

دوستی با دشمنان الله، موجب خشم او تعالی است.

دشمنی زیاد یهود و مشرکان با مسلمانان؛ و در مقابل، وجود گروه‌‌هایی از نصاری که محبت با اسلام را برای خود برگزیده‌‌اند؛ چون می‌‌دانند که اسلام حق است.|

﴿وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا جَاءنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبَّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِين [المائدة: ٨٤]

٨٤ و (می‌‌گویند) چه سببی مانع میان ما و ایمان به الله و حقیقتی‌‌ که محمد‌‌ج‌‌ آورده است می‌‌شود؟! درحالی‌‌که به ورود به بهشت همراه پیامبران و پیروان‌‌شان که فرمان‌‌بردار الله و ترسان از عذاب او هستند، امید داریم.

﴿فَأَثَابَهُمُ اللّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِين [المائدة: ٨٥]

٨٥ پس الله به‌‌سبب ایمان و اعتراف‌‌شان به حق، بهشت‌‌هایی به آنها پاداش داد که نهرها از زیر کاخ‌‌ها و درختان‌‌شان جاری است و برای همیشه در آن می‌‌مانند، این پاداش نیکوکاران در پیروی آنها از حق و گردن‌‌ نهادن به آن بدون هیچ قید و شرطی است.

﴿وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيم [المائدة: ٨٦]

٨٦ و کسانی‌‌که به الله و رسولش کفر ورزیدند، و آیات الله را که بر رسولش فرو فرستاد انکار کردند، ساکن آتش شعله‌‌ور هستند، و هرگز از آن خارج نمی‌‌شوند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِين [المائدة: ٨٧]

٨٧ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید، لذت‌‌های مباح از خوردنی‌‌ها و نوشیدنی‌‌ها و ازدواج‌‌ها را از باب زهد و تعبد حرام نکنید، و در مورد آنچه الله بر شما حرام کرده است از حد مگذرید، زیرا الله متجاوزان از حدودش را دوست ندارد، بلکه از آنها بیزار است.

﴿وَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلاَلاً طَيِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُون [المائدة: ٨٨]

٨٨ و از روزیِ الله که برای‌‌تان فرستاده است حلال و پاکیزۀ آن را بخورید، نه حرام آن مانند مال گرفته ‌‌شده با غصب یا نجس ‌‌شده، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، از او تعالی بترسید، زیرا شما به او ایمان دارید، و ایمان شما به او، بر شما واجب می‌‌گرداند که از او بترسید.

﴿لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَـكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون [المائدة: ٨٩]

٨٩- ای مؤمنان- الله شما را به موجب سوگندهایی که بدون قصد بر زبان‌‌های‌‌تان جاری می‌‌شود مورد محاسبه قرار نمی‌‌دهد، بلکه شما را در قبال سوگندهایی که از روی تصمیم و اراده می‌‌خورید و می‌‌شکنید مؤاخذه می‌‌کند. انجام یکی از سه عمل زیر به‌‌طور اختیاری، گناه سوگندهایی را که از روی اراده به زبان می‌‌آورید و آنها را می‌‌شکنید، از بین می‌‌بَرَد: غذا دادن به ده مسکین از غذای متوسط مردم شهرتان، برای هر مسکین نصف صاع، یا پوشاندن ده مسکین با لباسی که عرف است، یا آزاد کردن برده‌‌ای مؤمن؛ اما اگر برای کسی‌‌که می‌‌خواهد کفارۀ سوگندش را بپردازد هیچ‌‌یک از این سه مورد مقدور نبود، برای کفارۀ سوگند خویش سه روز روزه بگیرد، - ای مؤمنان- آنچه بیان شد، کفارۀ سوگندهای‌‌تان است آن‌‌گاه که به الله سوگند یاد می‌‌کنید و آنها را می‌‌شکنید، و سوگندهای‌‌تان را از قسم دروغ به الله، و قسم زیاد به الله و وفا نکردن به قسم زمانی‌‌که وفاکردن به آن خیر باشد محافظت کنید. اما کار خیر را انجام دهید، و کفارۀ سوگندهای‌‌تان را بپردازید، الله متعال همانند کفارۀ قسم، احکام روشن خویش بر حلال و حرام را نیز برای‌‌تان بیان می‌‌کند، باشد که شکر او را به جای آورید که آنچه را نمی‌‌دانستید به شما آموخت.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون [المائدة: ٩٠]

٩٠ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید، همانا مسکر (مست‌‌ کننده) که عقل را از بین می‌‌برد، و قماری که دربردارنده عوض از طرفین است، و سنگ‌‌هایی که مشرکان برای تعظیم آنها در کنارشان قربانی می‌‌کنند یا آنها را برای عبادت نصب می‌‌کنند، و تیرهایی که با آنها غیبی را که برای‌‌شان تقسیم شده بود طلب می‌‌کردند، تمام این موارد، گناه است که شیطان آن را می‌‌آراید، پس از آن دوری کنید باشد که به زندگی گرامی در دنیا و نعمت‌‌های بهشت در آخرت دست یابید.

برخی فواید آیات:

امر به جستجوی روزی‌‌های پاکیزه و ترک روزی‌‌های ناپاک.

عدم مؤاخذه بر سوگند بدون تصمیم و ارادۀ قلبی؛ و مؤاخذه بر سوگندهایی با تصمیم قلبی که شخص سوگند بخورد کاری انجام دهد یا انجام ندهد.

بیان اینکه کفارۀ قسم: اطعام ده مسکین، یا پوشاندن آنها، یا آزاد کردن یک بردۀ مؤمن است، و اگر کسی‌‌که می‌‌خواهد کفارۀ قسم خود را بپردازد توان انجام هیچ‌‌یک از امور مذکور را ندارد، برای کفارۀ سوگند خویش سه روز روزه بگیرد.

﴿... إنَّمَا ﭐلْخَمْرُ ...، آخرین آیه‌‌ای است که در مورد خمر نازل شده و نص در تحریم آن است.|

﴿إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُون [المائدة: ٩١]

٩١ همانا هدف شیطان از آراستن مسکر و قمار این است که دشمنی و کینه در دل‌‌ها بیفکند، و از یاد الله و نماز باز دارد، پس آیا شما – ای مؤمنان- این منکرات را رها می‌‌کنید؟ بدون تردید این کار سزاوار شماست، پس دست بکشید.

﴿وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِين [المائدة: ٩٢]

٩٢ و با اجرای آنچه شرع به آن فرمان داده و اجتناب از آنچه نهی کرده است، از الله و رسولش فرمان‌‌برداری کنید، و از مخالفت بپرهیزید، زیرا اگر از این کار خودداری کردید، بدانید که فقط تبلیغ آنچه الله به تبلیغ آن امر کرده، بر عهدۀ رسول ما است، و به یقین، این تبلیغ را انجام داده است، پس اگر هدایت یافتید به نفع خود شماست، و اگر بدی کردید به زیان خود شماست.

پس از نزول تحریم خمر، برخی از مؤمنان آرزو کردند که از حال برادران‌‌شان که قبل از تحریم خمر بر اسلام مرده بودند آگاه شوند؛ آن‌‌گاه آیۀ زیر نازل شد:

﴿لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُواْ إِذَا مَا اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّأَحْسَنُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين [المائدة: ٩٣]

٩٣ کسانی‌‌که به الله ایمان آوردند، و برای تقرب به او اعمال صالح انجام دادند، گناهی بر آنها در خمری که قبل از تحریم آن خورده‌‌اند نیست، به شرط آن‌‌که از محرمات پرهیز کنند، از خشم الله بر خود بترسند، به او ایمان آورند، اعمال صالح انجام دهند، سپس بر ترس خویش از الله چنان بیفزایند که وقتی او را عبادت می‌‌کنند گویی او را می‌‌بینند، و الله کسانی را که چنین او را عبادت می‌‌کنند که گویی او را می‌‌بینند دوست دارد؛ زیرا در این نوع عبادت احساس ترس همیشگی از الله وجود دارد، و سبب می‌‌شود که مؤمن عمل خویش را به نیکی و کامل انجام دهد.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللّهُ بِشَيْءٍ مِّنَ الصَّيْدِ تَنَالُهُ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللّهُ مَن يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيم [المائدة: ٩٤]

٩٤ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید، الله شما را درحالی‌‌که مُحرم هستید با فرستادن چیزی از شکار بیابانی به‌‌سوی شما که کوچک آن در دسترس دستان‌‌تان و بزرگ آن در دسترس نیزه‌‌های‌‌تان قرار دارد، خواهد آزمود، تا الله - به علم آشکار‌‌ کننده‌‌ای که بندگان را بر اساس آن محاسبه می‌‌کند- معلوم دارد که چه کسی به‌‌سبب ایمان کامل به علم الله، در نهان از او می‌‌ترسد، و از ترس آفریدگارش که عملش بر او پوشیده نمی‌‌ماند شکار نمی‌‌کند، پس هرکس از حد بگذرد، و در حال احرام به حج یا عمره شکار کند، عذابی رنج‌‌آور در روز قیامت دارد؛ زیرا با آنچه الله از آن نهی فرموده، مخالفت ورزیده است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْتُلُواْ الصَّيْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ وَمَن قَتَلَهُ مِنكُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ هَدْيًا بَالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ أَو عَدْلُ ذَلِكَ صِيَامًا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللّهُ عَمَّا سَلَف وَمَنْ عَادَ فَيَنتَقِمُ اللّهُ مِنْهُ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَام [المائدة: ٩٥]

٩٥ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید، درحالی‌‌که به حج یا عمره مُحرم هستید، شکار بیابانی را نکشید، و هر یک از شما که از روی عمد آن را بکشد همانند شکاری که کشته است، از شتر یا گاو یا گوسفند جزای اوست، که باید دو مرد عادل از میان مسلمانان به این همانندی حکم کنند، و آنچه به آن حکم شده است همانند هَدی به مکه فرستاده شده و در آنجا ذبح می‌‌گردد، یا معادل قیمت آن، به فقرای حرم غذا داده می‌‌شود. برای هر فقیر نصف صاع، یا در ازای هر نصف صاع از غذا، یک روز روزه گرفتن است. تمام این مجازات‌‌ها برای آن است که قاتل شکار، عذاب قتل آن را بچشد. الله قتل شکار حرم و قتل شکار بیابانی توسط مُحرم، قبل از تحریم آن را بخشیده است، و هرکس پس از تحریم به آن بازگردد، الله با عذاب او بر این کار از او انتقام می‌‌گیرد، و الله نیرومند و شکست‌‌ ناپذیر است، یکی از مظاهر قدرت او این است که اگر بخواهد از هرکس از او نافرمانی کند انتقام می‌‌گیرد، و هیچ‌‌چیز نمی‌‌تواند مانع او از این کار شود.

برخی فواید آیات:

مؤاخذه ‌‌نکردن شخص در قبال آنچه که حرام نگشته یا از تحریم آن آگاه نشده است.

تحریم شکار بر کسی‌‌که برای حج یا عمره احرام بسته است، و بیان کفارۀ قتل آن.

یکی از حکمت‌‌های الله در تحریم، آزمایش و خالص‌‌سازی بندگانش، و در کفاره، بازداشتن و منع است.|

﴿أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُون [المائدة: ٩٦]

٩٦ الله شکار حیوانات آبی، و آنچه را که دریا به صورت مرده یا زنده برای‌‌تان بیرون می‌‌دهد برای‌‌تان حلال قرار داده است تا برای هرکس از شما، چه مقیم و چه مسافر، که از آن توشه برمی‌‌گیرد، منفعتی باشد. و شکار بیابان را تا زمانی‌‌که به حج یا عمره مُحرم هستید بر شما حرام قرار داده است، و با امتثال اوامر و اجتناب از نواهی الله، تقوای او را پیشه کنید، زیرا در روز قیامت فقط به‌‌سوی او باز می‌‌گردید، آن‌‌گاه جزای اعمال‌‌تان را به شما می‌‌دهد.

﴿* جَعَلَ اللّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِّلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرَامَ وَالْهَدْيَ وَالْقَلاَئِدَ ذَلِكَ لِتَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَأَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [المائدة: ٩٧]

٩٧ الله کعبه بیت الحرام را وسیلۀ برپایی (مصالح) مردم قرار داده، که مصالح دینی آنها از نماز، حج و عمره، و مصالح دنیوی آنها با امنیت در حرم و گرد‌‌آوری ثمرات هر چیزی به آنجا، بر آن استوار است. و ماه‌‌های حرام (ذوالقعده، ذوالحجه، محرم و رجب) را با رهایی ‌‌دادن مردم در این ماه‌‌ها از کشتار آنها توسط دیگران، و قربانی‌‌های بی‌‌نشان و نشانه‌‌دار را که به‌‌سوی حرم روانه می‌‌شوند با رهایی ‌‌دادن صاحبان‌‌شان از افتادن در معرض خطر، به همین هدف مقرر داشته است. این نعمت‌‌ها که الله برای‌‌تان ارزانی داشته است برای این است که بدانید الله هر‌‌چه در آسمان‌‌ها و زمین است را می‌‌داند، و از هر چیزی آگاه است؛ زیرا تشریع این حکم از جانب او تعالی- برای جلب مصالح‌‌تان و دفع زیان‌‌ها از شما قبل از اینکه ایجاد شوند- بر علم او نسبت به مصالح بندگانش دلالت دارد.

﴿اعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [المائدة: ٩٨]

٩٨- ای مردم- بدانید که الله نسبت به کسی‌‌که از او نافرمانی کند سخت‌‌‌‌کیفر است، و نسبت به توبه‌‌کار بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُون [المائدة: ٩٩]

٩٩ بر عهدۀ رسول جز تبلیغ آنچه الله به تبلیغ آن فرمان داده نیست، پس توفیق مردم به هدایت بر عهدۀ او نیست؛ زیرا این کار فقط به دست الله است، و الله آنچه از هدایت یا گمراهی که آشکار می‌‌گردانید یا پنهان می‌‌دارید آگاه است، و جزای آن را به شما خواهد داد.

﴿قُل لاَّ يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَالطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُواْ اللّهَ يَاأُوْلِي الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون [المائدة: ١٠٠]

١٠٠- ای رسول- بگو: ناپاک هر چیزی با پاکیزۀ آن یکسان نیست، هر چند کثرت ناپاک تو را به شگفت آورد؛ زیرا کثرت بر فضیلت دلالت نمی‌‌کند، پس- ای خردمندان- با ترک ناپاک و انجام پاکیزه از الله بترسید باشد که به بهشت دست یابید.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْأَلُواْ عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللّهُ عَنْهَا وَاللّهُ غَفُورٌ حَلِيم [المائدة: ١٠١]

١٠١ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید، از رسول‌‌تان در مورد مسائلی که نیازی به آن ندارید و در امر دین‌‌تان به شما کمکی نمی‌‌کند، و اگر برای شما آشکار شود به‌‌سبب مشقتی که در آنهاست شما را غمگین می‌‌سازد نپرسید. و اگر در مورد این مسائل که از سوال در مورد آنها نهی شده‌‌اید، هنگامی‌‌که وحی بر رسول‌‌ج‌‌ نازل می‌‌شود بپرسید، برای‌‌تان بیان می‌‌شود، و این کار بر الله آسان است؛ همانا الله از مسائلی‌‌که قرآن در مورد آنها سخنی نگفته است درگذشته است، پس در مورد آنها نپرسید؛ و اگر پرسیدید، تکلیف به حکم آن بر شما نازل می‌‌گردد.

﴿قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُواْ بِهَا كَافِرِين [المائدة: ١٠٢]

١٠٢ گروهی قبل از شما در مورد چنین مسائلی می‌‌پرسیدند، اما وقتی به این مسائل مکلف شدند، به آن عمل نکردند، و به‌‌سبب این کار کافر شدند.

﴿مَا جَعَلَ اللّهُ مِن بَحِيرَةٍ وَلاَ سَائِبَةٍ وَلاَ وَصِيلَةٍ وَلاَ حَامٍ وَلَـكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُون [المائدة: ١٠٣]

١٠٣ الله چارپایان را حلال قرار داده است، یعنی چارپایانی را که مشرکان برای بت‌‌های‌‌شان بر خود حرام کرده‌‌اند حرام قرار نداده است، این چارپایان عبارتند از بَحیره- شتری که وقتی شکم‌‌های مشخصی زائیده باشد، گوش‌‌هایش بریده می‌‌شود-، سائبه- شتری که وقتی سن مشخصی را سپری کند، برای بت‌‌های‌‌شان رها می‌‌شود، وصیله- شتری که پشت سر هم دو شکم ماده می‌‌زاید- و حامی- شتر نری که چند بچه ‌‌شتر از پشت او متولد شده باشند-، اما کافران از روی دروغ و بهتان ادعا کردند که الله موارد مذکور را حرام گردانیده است، و بیشتر کافران میان حق و باطل و میان حلال و حرام تمایز قائل نمی‌‌شوند.

برخی فواید آیات:

اصل در شعائر الله متعال این است که برای تحقق مصالح دنیوی و اخروی بندگان، و دفع زیان‌‌ها از آنها آمده است.

مغرور نشدن به کثرت؛ زیرا کثرت چیزی دلیل بر حلال ‌‌بودن یا پاک ‌‌بودن آن نیست، بلکه دلیل فقط در حکم شرعی نهفته است.

لازمۀ ادب پرسشگر، مقید کردن سوال با حدود مشخص است؛ یعنی در مورد آنچه که نیازی بر آن نیست و هیچ هدفی در آن وجود ندارد سوال نکند.

سرزنش روش‌‌های مشرکان در آنچه بدعت گذاردند و حرمت برخی چارپایان را ادعا کردند، مانند: بَحیره، سائبه، وصیله و حامی.|

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُواْ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُون [المائدة: ١٠٤]

١٠٤ وقتی به اینها که با تحریم بعضی چارپایان بر الله افترا بستند گفته می‌‌شود: به قرآن که الله نازل فرموده، و به سنت رسول‌‌ج‌‌، روی آورید تا حلال را از حرام بازشناسید، می‌‌گویند: اعتقادات و اقوال و افعالی را که از پیشینیان خود گرفته و به ارث برده‌‌ایم برایمان کافی است، چگونه این امر برای‌‌شان کفایت می‌‌کند درحالی‌‌که پیشینیان آنها چیزی نمی‌‌دانستند، و به‌‌سوی حق هدایت نیافته بودند؟! پس کسی از آنها پیروی نمی‌‌کند مگر اینکه از خودشان نادان‌‌تر و گمراه‌‌تر باشد، زیرا آنها نادان و گمراه هستند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [المائدة: ١٠٥]

١٠٥ ای کسانیکه ایمان آوردهاید، به نفس خودتان بپردازید و آن را به برپایی آنچه به صلاح شماست وادارید، که اگر هدایت یافتید، آن‌‌کس که گمراه شده و به شما پاسخ مثبت نداده است زیانی به شما نمی‌‌رساند، و لازمۀ هدایت ‌‌یافتن شما این است که امر به معروف و نهی از منکر کنید، بازگشت شما در روز قیامت فقط به‌‌سوی الله است، آن‌‌گاه شما را از آنچه که در دنیا انجام می‌‌دادید با خبر می‌‌کند و جزای آن را به شما می‌‌دهد.

﴿يِاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَأَصَابَتْكُم مُّصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِن بَعْدِ الصَّلاَةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لاَ نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلاَ نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللّهِ إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الآثِمِين [المائدة: ١٠٦]

١٠٦ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید، هرگاه با ظهور یکی از نشانه‌‌های مرگ، مرگ یکی از شما نزدیک شد، باید برای وصیت خویش، دو مسلمان عادل را گواه بگیرید یا اگر در سفر بودید و مرگ‌‌تان فرا رسید، در صورت نیاز و نبود گواهان مسلمان، دو مرد از کافران را گواه بگیرد، و اگر در گواهی آن دو تردیدی به وجود آمد، آن دو را پس از یکی از نمازها نگه دارید، آن‌‌گاه به الله سوگند خورند که: سهم خویش از الله را به هیچ عوضی نمی‌‌فروشند، و آن را به هیچ خویشاوندی اختصاص نمی‌‌دهند، و گواهی الله نزد خویش را کتمان نمی‌‌کنند، و اگر چنین کاری کردند، گناهکار و نافرمان الله خواهند بود.

﴿فَإِنْ عُثِرَ عَلَى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ يِقُومَانُ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الأَوْلَيَانِ فَيُقْسِمَانِ بِاللّهِ لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِن شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعْتَدَيْنَا إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِين [المائدة: ١٠٧]

١٠٧ اما اگر پس از سوگند، دروغ آن دو در شهادت یا سوگند روشن شد، یا خیانت‌‌شان آشکار گشت؛ باید به جای آن دو، دو تن از نزدیک‌‌ترین افراد به میت بر آنچه که حق است گواهی دهند و سوگند بخورند، یعنی باید به الله سوگند بخورند که شهادت ما بر دروغگویی و خیانت آن دو، از شهادت آن دو بر راستگویی و امانتداری‌‌شان راست‌‌تر است، و به ناحق سوگند نخورده‌‌ایم، که اگر به ناحق گواهی داده باشیم، از ستمکاران و تجاوزکنندگان از حدود الله خواهیم بود.

﴿ذَلِكَ أَدْنَى أَن يَأْتُواْ بِالشَّهَادَةِ عَلَى وَجْهِهَا أَوْ يَخَافُواْ أَن تُرَدَّ أَيْمَانٌ بَعْدَ أَيْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا اللّهَ وَاسْمَعُواْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِين [المائدة: ١٠٨]

١٠٨ روش مذکور سوگند ‌‌دادن دو شاهد بعد از نماز هنگام تردید در گواهی آنها، و برگرداندن گواهی آن دو، نزدیک‌‌تر است به اینکه به روش شرعی گواهی دهند، و شهادت را تحریف یا تبدیل یا در آن خیانت نکنند، و نزدیک‌‌تر است به اینکه بترسند از اینکه پس از سوگند آن دو، وارثان سوگند بخورند، و خلاف گواهی آنها گواهی دهند، آن‌‌گاه رسوا شوند، و با دست‌‌ کشیدن از دروغ و خیانت در شهادت و سوگند از الله بترسید، و آنچه را به آن فرمان یافته‌‌اید به نیت قبول کردن گوش فرادهید، و الله خارج ‌‌شدگان از طاعت خویش را توفیق نمی‌‌دهد.

برخی فواید آیات:

هرگاه بنده به حسب توان خویش، خود را به طاعت الله، و امر به معروف و نهی از منکر پایبند کند، گمراهی هیچ‌‌کس به او زیان نمی‌‌رساند، و در مورد سایر مردم، به‌‌خصوص گمراهان، مورد مؤاخذه قرار نمی‌‌گیرد.

ترغیب در نوشتن وصیت، و حفاظت از آن با گرفتن گواهان عادل.

بیان صورت شرعی پرسیدن از گواهان در مورد وصیت.|

﴿* يَوْمَ يَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوب [المائدة: ١٠٩]

١٠٩- ای مردم- روز قیامت را به یاد آورید که الله تمام رسولان را گرد می‌‌آورد، آن‌‌گاه به آنها می‌‌فرماید: امت‌‌های‌‌تان که شما را به‌‌سوی آنها فرستادم، چه پاسخی به شما دادند؟ رسولان با واگذاری پاسخ به الله می‌‌گویند: ما هیچ دانشی نداریم، و – پروردگارا- دانش فقط برای توست، به راستی که فقط تو امور غیب را می‌‌دانی.

﴿إِذْ قَالَ اللّهُ يَاعِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِىءُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِين [المائدة: ١١٠]

١١٠ و به یاد آور آن‌‌گاه که الله خطاب به عیسی÷ فرمود: ای عیسی پسر مریم، نعمت من بر خویش را به یاد آور آن‌‌گاه که تو را بدون پدر آفریدم، و نعمت من بر مادرت مریم را به یاد آور آن‌‌گاه که او را بر زنان زمانش برتری دادم، و از جمله نعمت‌‌های من بر خویش به یاد آور آن‌‌گاه که تو را با جبرئیل تقویت کردم، که - در حال شیرخوارگی- با دعوت به‌‌سوی الله با مردم سخن می‌‌گفتی، و در سالخوردگی به آنچه که تو را با آن به‌‌سوی مردم بفرستم با آنها سخن می‌‌گویی، و از نعمت‌‌های دیگری که به تو دادم این است که به تو خط آموختم و تورات را که بر موسی فروفرستاده شده و انجیل را که بر تو نازل شده، به تو آموختم، و اسرار و فواید و حکمت‌‌های شریعت را به تو آموختم، و از جمله نعمت‌‌های من بر تو این است که از گِل، تصویری به شکل پرنده می‌‌ساختی، سپس در آن می‌‌دمیدی و پرنده‌‌ای می‌‌شد، و کور مادرزاد را شفا می‌‌دادی، و بیمار مبتلا به پیسی را شفا می‌‌دادی، آن‌‌گاه پوستش سالم می‌‌شد، و نزد الله دعا می‌‌کردی که مردگان را زنده گرداند و آنها را زنده می‌‌کردی، تمام این موارد به اذن من بود، و از دیگر نعمت‌‌هایی که به تو ارزانی داشتم این بود که آسیب بنی‌‌اسرائیل را از تو بازداشتم آن‌‌گاه که تصمیم گرفتند تو را بکشند، زمانی‌‌که معجزات آشکار برای‌‌شان آوردی، و کاری نکردند جز اینکه به این معجزات کفر ورزیدند، و گفتند: آنچه که عیسی آورده است، چیزی جز سحر آشکار نیست.

﴿وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُوَاْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُون [المائدة: ١١١]

١١١ و از جمله نعمت‌‌هایی که به تو ارزانی داشتم به یاد آور که یارانی برایت فراهم آوردم آن‌‌گاه که به حواریون الهام کردم به من و به تو ایمان آورند، پس آنها به این امر گردن نهادند و پاسخ دادند، و گفتند: ایمان آوردیم، و – پروردگارا- گواه باش که ما تسلیم و فرمان‌‌بردار توییم.

﴿إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَاعِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَن يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِّنَ السَّمَاء قَالَ اتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين [المائدة: ١١٢]

١١٢ و به یاد آور آن‌‌گاه که حواریون گفتند: اگر از پروردگارت بخواهی، آیا می‌‌تواند سفره‌‌ای از آسمان فرو فرستد؟ عیسی÷ با امر آنها به تقوای الهی و طلب ‌‌نکردن آنچه خواستند به آنها پاسخ داد، که شاید در این درخواست فتنه‌‌ای برای‌‌شان باشد، و به آنها گفت: اگر ایمان دارید، در طلب روزی به پروردگارتان توکل کنید.

﴿قَالُواْ نُرِيدُ أَن نَّأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَن قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِين [المائدة: ١١٣]

١١٣ حواریون به عیسی÷ گفتند: می‌‌خواهیم که از این سفره بخوریم، و دل‌‌هایمان به کمال قدرت الله، و اینکه تو فرستادۀ او هستی، آرام گیرد، و به یقین بدانیم که تو در آنچه که از جانب الله آورده‌‌ای راستگو هستی، و برای مردمی که آن را ندیده‌‌اند، بر آن گواه باشیم.

برخی فواید آیات:

اثبات گردآوری تمام مخلوقات؛ چه گرانقدر و چه حقیر در روز قیامت توسط الله متعال.

اثبات انسان ‌‌بودن مسیح و نشانه‌‌های حسی او مانند زنده‌‌ گردانیدن مردگان، شفا دادن کور مادرزاد و پیس که الله آنها را بر دستان او اجرا کرد.

بیان اینکه نشانه‌‌های پیامبران‌‌ﻹ‌‌، استوار سازی پیروان و خاموش‌‌ گردانیدن مخالفان را با دلیل نشانه می‌‌گیرد، و اینکه از جانب خودشان نیست، بلکه به اذن الله متعال می‌‌آید.|

﴿قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَكُونُ لَنَا عِيداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِّنكَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِين [المائدة: ١١٤]

١١٤ آن‌‌گاه عیسی÷ به درخواست آنها پاسخ داد، و این‌‌گونه الله را فراخواند: پروردگارا، سفرۀ غذایی برایمان بفرست تا روز نزول آن را عید بگیریم و به پاس شکرگزاری تو آن را گرامی بداریم، و نشانه و برهانی بر یگانگی تو، و راستی آنچه به آن مبعوث شده‌‌ام باشد، و روزی‌‌ای بر ما ارزانی دار که ما را در عبادت تو یاری رساند، و – پروردگارا- تو بهترین روزی‌‌دهندگان هستی.

﴿قَالَ اللّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لاَّ أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِّنَ الْعَالَمِين [المائدة: ١١٥]

١١٥ الله دعای عیسی÷ را اجابت کرد، و فرمود: قطعاً من این سفره‌‌ای که فرو فرستادن آن را خواسته‌‌اید می‌‌فرستم، اما هرکس پس از فرستادن این سفره، کفر ورزد، کسی جز خودش را سرزنش نکند، که او را چنان عذاب شدیدی کنم که هیچ‌‌کس را عذاب نکرده باشم؛ زیرا شاهد این نشانه واضح است، و کفر او، از روی ستیزه‌‌جویی است. و الله با فروفرستادن این سفره، وعدۀ خویش را بر آنها محقق گردانید.

﴿وَإِذْ قَالَ اللّهُ يَاعِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَـهَيْنِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوب [المائدة: ١١٦]

١١٦ و به یاد آور آن‌‌گاه که الله در روز قیامت خطاب به عیسی پسر مریم می‌‌گوید: ای عیسی پسر مریم، آیا تو به مردم گفتی: من و مادرم را به عنوان دو معبود به جای الله قرار دهید؟ آن‌‌گاه عیسی÷ با منزه‌‌شمردن پروردگارش چنین پاسخ می‌‌دهد: سزاوار من نیست که جز حق به آنها بگویم، و به فرض اگر این سخن را گفته باشم، به‌‌طور قطع آن را می‌‌دانستی زیرا چیزی بر تو پوشیده نمی‌‌ماند، آنچه را در نفسم پنهان کنم می‌‌دانی، و من آنچه را در ذات تو است نمی‌‌دانم، به‌‌راستی که فقط تو از هر غایب و هر نهان و هر آشکاری آگاه هستی.

﴿مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ وَأَنتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيد [المائدة: ١١٧]

١١٧ عیسی÷ به پروردگارش گفت: به مردم چیزی نگفتم جز آنچه مرا به گفتن آن فرمان دادی، که آنها را به یگانه‌‌دانستن تو در عبادت امر کنم، و در مدتی که در میان آنها بودم شاهد سخنان‌‌شان بودم، – ای پروردگار- وقتی با بالابردن من به‌‌صورت زنده به آسمان، زمان ماندنم در میان آنها به پایان رسید تو نگهبان اعمال‌‌شان بودی، و تو بر هر چیز گواهی، هیچ چیز بر تو پنهان نمی‌‌ماند، پس آنچه من به آنها گفتم، و آنچه آنها پس از من گفتند، بر تو پوشیده نیست.

﴿إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [المائدة: ١١٨]

١١٨- پروردگارا- اگر آنها را عذاب کنی، آنها بندگان تو هستند که هر کاری بخواهی در مورد آنها انجام می‌‌دهی، و اگر بر کسانی از آنها که ایمان آورده‌‌اند منت بخشی و آنها را بیامرزی هیچ بازدارنده‌‌ای از این کار برای تو نیست، زیرا تو ذات شکست‌‌ناپذیری هستی که مغلوب نمی‌‌شود، و در تدبیر خویش بسیار دانایی.

﴿قَالَ اللّهُ هَذَا يَوْمُ يَنفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيم [المائدة: ١١٩]

١١٩ الله به عیسی÷ فرمود: این روزی است که راستی کسانی‌‌که نیات و اعمال و سخنان راستی دارند به آنها سود می‌‌رساند، برای آنها بهشت‌‌هایی است که رودها از زیر کاخ‌‌ها و درختان‌‌شان جاری است و همیشه در آن می‌‌مانند، مرگی آنها را فرانمی‌‌گیرد، و الله از آنها راضی شده و هرگز بر آنها خشم نمی‌‌گیرد، و آنها نیز به‌‌سبب نعمت‌‌های پایداری که به آنها رسیده است از الله راضی شده‌‌اند، این پاداش و رضایت از آنها، بزرگترین رستگاری است، که هیچ رستگاری‌‌ای با آن برابری نمی‌‌کند.

﴿لِلّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [المائدة: ١٢٠]

١٢٠ فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین فقط از آنِ الله است، زیرا او آفریدگار و تدبیرکنندۀ آنهاست، و فرمانروایی تمام مخلوقاتی که در آسمان‌‌ها و زمین است برای اوست، و او بر هر چیزی تواناست، و هیچ‌‌چیز نمی‌‌تواند از دایرۀ قدرت او خارج شود.

برخی فواید آیات:

الله متعال تمام کسانی را که پس از اقامه دلیل واضح، بر کفر و دشمنی با او اصرار ورزند تهدید کرده است.

تبرئۀ مسیح÷ از این ادعای نصاری که مسیح÷ به آنها ابلاغ کرده که الله یا پسر الله است یا اینکه مدعی ربوبیت یا الوهیت شده است.

الله متعال در روز قیامت حتی رسولان‌‌ﻹ‌‌ را که بزرگان و پیشوایان مردم هستند بازخواست می‌‌کند، پس کسانی‌‌که در درجات پایین‌‌تر از آنها قرار دارند چه حالی خواهند داشت؟

جایگاه والای راستی، و ستایش راستگویان توسط الله، و بیان رسیدن فایده راستگویی به آنها در روز قیامت.|

سوره الأنعام

(مکّی)

برخی مقاصد سوره:

تثبیت‌‌کردن عقیدۀ توحید با دلایل عقلی و نقض اعتقادات شرک‌‌آلود.

تفسیر:

﴿الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِم يَعْدِلُون [الأنعام: ١]

١ توصیف به کمال مطلق، و ستایش با برترین نیکی‌‌ها و محبت، برای الله ثابت شده است که آسمان‌‌ها و زمین را بدون نمونۀ قبلی آفرید. و شب و روز را که از پی یکدیگر می‌‌آیند، شب را برای تاریکی، و روز را برای روشنایی آفرید، با این وجود، کسانی‌‌که کفر ورزیدند، دیگران را با او تعالی یکسان و شریک قرار می‌‌دهند.

﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُون [الأنعام: ٢]

٢- ای مردم- او سبحانه ذاتی است که شما را از گِل آفرید آن‌‌گاه که پدرتان آدم را از این ماده خلق کرد، سپس او سبحانه مدت اقامت شما در زندگی دنیا را تعیین کرد، و سررسیدی دیگر که کسی جز او تعالی نمی‌‌داند برای برانگیختن شما در روز قیامت مشخص نمود، با این وجود شما در قدرت او بر برانگیختن تردید می‌‌کنید.

﴿وَهُوَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُون [الأنعام: ٣]

٣ او سبحانه معبود برحق در آسمان‌‌ها و زمین است، هیچ‌‌چیز بر او پوشیده نمی‌‌ماند، زیرا او از نیّات و اقوال و اعمالی که پنهان می‌‌دارید و آشکار می‌‌کنید آگاه است، و به‌‌زودی جزای آن را به شما خواهد داد.

﴿وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِين [الأنعام: ٤]

٤ و برای مشرکان هیچ دلیلی از جانب پروردگارشان نمی‌‌آمد مگر اینکه بدون اهمیت به آن، آن را رها می‌‌کردند. دلایل روشن و براهین آشکار و دلالت‌‌کننده بر توحید الله، و نشانه‌‌های دلالت‌‌کننده بر راستگویی رسولانش نزدشان آمده است، با این وجود، بدون اینکه به آنها اهمیتی قائل شوند، از آنها روی برگرداندند.

﴿فَقَدْ كَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُون [الأنعام: ٥]

٥ و اگر آنها از این دلایل روشن و براهین آشکار روی برگرداندند [جای تعجب نیست؛ زیرا] از دلایل و براهین روشن‌‌تر از آن نیز روی برگردانده‌‌اند، چون قرآن را که محمد‌‌ج‌‌ آورده تکذیب کرده‌‌اند، و به‌‌زودی خواهند دانست آنچه را که نزدشان آمد و به تمسخر می‌‌گرفتند، همان حق است، آن‌‌گاه که در روز قیامت عذاب را مشاهده می‌‌کنند.

﴿أَلَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَيْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِين [الأنعام: ٦]

٦ آیا این کافران از سنت الله در نابودی امت‌‌های ستمگر آگاه نشده‌‌اند؟! به‌‌راستی که الله قبل از آنها، امت‌‌های زیادی را نابود کرد که از اسباب قدرت و ماندن در زمین مواردی به آنها عطا کرده بود که هرگز به این کافران نداده است، و باران‌‌هایی پیاپی برای‌‌شان فرو فرستاد، و رودهایی جاری زیر مسکن‌‌های‌‌شان برای آنها روان ساخت، آن‌‌گاه از الله نافرمانی کردند، پس الله آنها را به‌‌سبب گناهانی که مرتکب شدند نابود کرد، و امت‌‌های دیگری را پس از آنها آفرید.

﴿وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِين [الأنعام: ٧]

٧ - ای رسول- اگر کتابی نوشته‌‌شده در ورق‌‌ها برایت نازل می‌‌کردیم، و آن را به چشم مشاهده می‌‌کردند، و از طریق لمس‌‌کردن دست به آن یقین پیدا می‌‌کردند، باز هم از روی لجاجت و سرسختی به آن ایمان نمی‌‌آوردند، و به‌‌طور قطع می‌‌گفتند: آنچه آورده‌‌ای چیزی جز سحری آشکار به شمار نمی‌‌رود، پس هرگز به‌‌ آن ایمان نمی‌‌آوریم.

﴿وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًا لَّقُضِيَ الأمْرُ ثُمَّ لاَ يُنظَرُون [الأنعام: ٨]

٨ و این کافران گفتند: اگر الله فرشته‌‌ای همراه محمد‌‌ج‌‌ فرو می‌‌فرستاد که با ما سخن می‌‌گفت و گواهی می‌‌داد که محمد‌‌ج‌‌ رسول است، ایمان می‌‌آوردیم. و اگر فرشته‌‌ای با توصیفی که آنها خواستند فرو می‌‌فرستادیم و آنها ایمان نمی‌‌آوردند، به‌‌طور قطع آنها را نابود می‌‌کردیم، و هنگام نزول فرشته مهلتی برای توبه نمی‌‌یافتند.

برخی فواید آیات:

لجاجت و خیره‌‌سری شدید کافران، و بیان پافشاری آنها بر کفر با وجود اقامۀ حجت بر آنها با دلایل حسی.

اندیشیدن در سنت‌‌های الله متعال در مورد گذشتگان، برای شناخت اسباب نابودی آنها و پرهیز از این اسباب.

یکی از رحمت‌‌های الله به بندگانش این است که رسولی از فرشتگان بر آنها فرو نفرستاده است، زیرا در صورت نزول فرشته، مهلتی برای توبه نمی‌‌یافتند.|

﴿وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُون [الأنعام: ٩]

٩ و اگر فرشته‌‌ای را به عنوان رسول نزدشان می‌‌فرستادیم، به‌‌طور قطع او را به صورت انسانی درمی‌‌آوردیم تا بتوانند سخنانش را بشنوند و از او فرابگیرند؛ زیرا از شنیدن و فراگرفتن از فرشته در شکل اصلی‌‌اش که الله او را بر آن شکل آفریده است ناتوان هستند، و اگر او را به شکل انسانی درمی‌‌آوردیم، امر بر آنها مشتبه می‌‌شد.

﴿وَلَقَدِ اسْتُهْزِىءَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُواْ مِنْهُم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُون [الأنعام: ١٠]

١٠ پس اگر اینها با درخواست نزول فرشته همراه تو، تمسخر می‌‌کنند، قبل از تو نیز امت‌‌هایی رسولان‌‌شان را به تمسخر و ریشخند گرفتند، آن‌‌گاه عذابی که آن را انکار می‌‌کردند و هرگاه از آن ترسانده می‌‌شدند به ریشخند می‌‌گرفتند، آنها را فراگرفت.

﴿قُلْ سِيرُواْ فِي الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِين [الأنعام: ١١]

١١ - ای رسول- به این تکذیب‌‌کنندگان استهزاکننده بگو: در زمین بگردید، سپس بیندیشید کسانی‌‌که رسولان الله را تکذیب کردند چه سرانجامی داشته‌‌اند، به‌‌راستی پس از آن‌‌که در عزت و نیرومندی بودند، عذاب الله به آنها رسیده است.

﴿قُل لِّمَن مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلّهِ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُون [الأنعام: ١٢]

١٢ - ای رسول- به آنها بگو: مالکیت آسمان‌‌ها و زمین و آنچه در میان آن دو است از آنِ کیست؟ بگو: مالکیت تمام آنها از آنِ الله است. از روی لطف به بندگانش، رحمت را بر خویش واجب گردانیده است، چنان‌‌که در عذاب آنها تعجیل نمی‌‌کند، مگر اینکه توبه نکنند. همگی آنها را در روز قیامت گرد خواهد آورد، و هیچ تردیدی در این روز نیست. کسانی‌‌که با کفر به الله به خودشان زیان رساندند، ایمان نمی‌‌آورند تا خود را از زیان نجات دهند.

﴿* وَلَهُ مَا سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم [الأنعام: ١٣]

١٣ و مالکیت هر چیزی‌‌که در شب و روز استقرار دارد فقط از آنِ الله است، و او تعالی سخنان‌‌شان را می‌‌شنود، از کارهای‌‌شان آگاه است، و جزای سخنان و کارهای‌‌شان را به آنها خواهد داد.

﴿قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّيَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكَين [الأنعام: ١٤]

١٤ - ای رسول- به مشرکان که بت‌‌ها و غیر آن را همراه الله عبادت می‌‌کنند بگو: آیا عاقلانه است یاوری غیر از الله بگیرم تا کارم را به او بسپارم و از او یاری بخواهم؟! درحالی‌‌که او ذاتی است که آسمان‌‌ها و زمین را بدون نمونۀ قبلی آفرید، زیرا قبلا بر آفرینش این دو اقدام نکرده بود، و او ذاتی است که هر یک از بندگانش را بخواهد روزی می‌‌دهد، و هیچ‌‌یک از بندگانش به او روزی نمی‌‌رساند، زیرا او از بندگانش بی‌‌نیاز است، و بندگانش به او محتاجند، - ای رسول- بگو: همانا پروردگارم سبحانه به من فرمان داده تا نخستین فرد از این امت باشم که از الله فرمان‌‌برداری می‌‌کند و در برابر او تسلیم و فروتن است، و مرا نهی فرموده از اینکه از کسانی باشم که دیگران را با او شریک می‌‌گردانند.

﴿قُلْ إِنِّيَ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيم [الأنعام: ١٥]

١٥ - ای رسول- بگو: من می‌‌ترسم از اینکه اگر با ارتکاب شرک و سایر گناهان که الله بر من حرام گردانیده است، یا ترک ایمان و سایر طاعات که مرا به آن فرمان داده است نافرمانی الله را بکنم، در روز قیامت مرا به عذاب بزرگی گرفتار سازد.

﴿مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِين [الأنعام: ١٦]

١٦ هرکس که الله این عذاب روز قیامت را از او دور سازد، به‌‌راستی‌‌که به رحمتی از جانب الله دست یافته است، و این نجات از عذاب، همان رستگاری آشکاری است که نظیری ندارد.

﴿وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدُير [الأنعام: ١٧]

١٧ - ای فرزند آدم- اگر آسیبی از جانب الله به تو برسد، جز الله هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند آن را از تو دفع کند، و اگر خیری از جانب او تعالی به تو برسد، هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند آن را از تو بازدارد، و هیچ بازگرداننده‌‌ای برای بخشش او وجود ندارد، زیرا او تعالی بر هر چیزی چیره است، و هیچ‌‌چیز نمی‌‌تواند او را ناتوان سازد.

﴿وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِير [الأنعام: ١٨]

١٨ و او تعالی بر بندگانش چیره است و بر آنها غلبه دارد، از هر جانب بر آنها برتر است، به‌‌گونه‌‌ای که نمی‌‌توانند او را ناتوان سازند، و هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، همگی در برابر او فروتن هستند، چنان‌‌که سزاوار او تعالی است بالاتر از بندگانش قرار دارد، و در آفرینش و تدبیر و شَرعش بسیار داناست، و ذات دانایی است که هیچ‌‌چیز بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

برخی فواید آیات:

بیان حکمت الله متعال در فرستادن هر رسولی از جنس کسانی‌‌که به‌‌سوی آنها فرستاده می‌‌شد، تا در شنیدن و یادگیری و پذیرفتن از او مؤثرتر باشد.

دعوت به اندیشیدن در اینکه در مقابل تکرار سنت‌‌های نخستینیان در نافرمانی، تکرار سنت‌‌های الله تعالی در عذاب قرار دارد.

وجوب ترس از گناه و نتایج گناه.

هر آسیبی که به انسان می‌‌رسد، بازگرداننده‌‌ای جز الله ندارد، و هر خیری که به او می‌‌رسد جز الله هیچ بازدارنده‌‌ای برایش نیست، پس هیچ بازدارنده‌‌ای برای بخشش او تعالی، و هیچ مانعی برای نعمت او سبحانه وجود ندارد.|

﴿قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُون [الأنعام: ١٩]

١٩ - ای رسول- به مشرکان که تو را تکذیب می‌‌کنند بگو: چه چیزی بزرگ‌‌ترین و برترین گواهی بر راستگویی من است؟ بگو: گواهی الله بزرگترین و برترین دلیل راستگویی من است، او تعالی میان من و شما گواه است، از آنچه نزدتان آورده‌‌ام، و از آنچه به‌‌زودی به آن بازگردانده می‌‌شوید آگاه است، و الله این قرآن را بر من وحی کرده است تا با آن شما و هرکس از انسان‌‌ها و جن‌‌ها را که قرآن به او برسد بترسانم، - ای مشرکان- شما اعتقاد دارید که معبودهای دیگری همراه الله وجود دارند. - ای رسول- بگو: به آنچه شما بیان می‌‌کنید گواهی نمی‌‌دهم چون باطل است، همانا الله، معبودی یگانه است که هیچ شریکی ندارد، و من از تمام آنچه شریک او تعالی قرار می‌‌دهید بیزارم.

﴿الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُون [الأنعام: ٢٠]

٢٠ یهودیان که تورات را به آنها داده‌‌ایم و نصاری که انجیل را به آنها داده‌‌ایم، پیامبر محمد‌‌ج‌‌ را به صورت کامل می‌‌شناسند، همان‌‌گونه که پسران خودشان را از پسران دیگران تشخیص می‌‌دهند، اما آنها کسانی هستند که با واردساختن خویش در آتش، بر خویشتن زیان رساندند، پس ایمان نمی‌‌آورند.

﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُون [الأنعام: ٢١]

٢١ هیچ‌‌کس ستمکارتر از آن کسی نیست که شریکی برای الله نسبت داده، و او را همراه الله متعال عبادت کرده است، یا آیات او تعالی را که بر رسولش فرو فرستاده تکذیب کرده است، همانا ستمکاران با نسبت‌‌دادن شریک برای الله و تکذیب آیاتش، اگر توبه نکنند، هرگز رستگار نخواهند شد.

﴿وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ أَيْنَ شُرَكَاؤُكُمُ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُون [الأنعام: ٢٢]

٢٢ و روز قیامت را به یاد آور آن‌‌گاه که همگی آنها را گرد می‌‌آوریم، و هیچ‌‌یک از آنها را به جای نمی‌‌گذاریم، سپس برای توبیخ کسانی‌‌که همراه الله دیگران را عبادت کردند به آنها می‌‌گوییم: شریکان شما که به دروغ ادعا می‌‌کردید شریکان الله هستند، کجایند؟!

﴿ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِين [الأنعام: ٢٣]

٢٣ عذرخواهی آنها پس از این آزمایش فقط این است که از معبودهای‌‌شان بیزاری می‌‌جویند، و به دروغ می‌‌گویند: به الله پروردگار ما سوگند، که در دنیا به تو مشرک نبودیم، بلکه به تو ایمان داشتیم، و تو را یگانه می‌‌دانستیم.

﴿انظُرْ كَيْفَ كَذَبُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُون [الأنعام: ٢٤]

٢٤ - ای محمد- بنگر که اینها چگونه با نفی شرک از خودشان بر خویشتن دروغ می‌‌گویند، و شریکانی که در زندگی دنیایی خویش برای الله نسبت داده بودند از آنها پنهان ماندند و به آنها یاری نرساندند؟!

﴿وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَاؤُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِين [الأنعام: ٢٥]

٢٥- ای رسول- از مشرکان کسانی هستند که وقتی قرآن تلاوت می‌‌کنی به تو گوش می‌‌دهند، اما از آنچه که به آن گوش فرا می‌‌دهند بهره‌‌ای نمی‌‌برند؛ زیرا به‌‌سبب دشمنی و رویگردانی آنها، ما بر دل‌‌های‌‌شان پوشش‌‌هایی نهاده‌‌ایم که قرآن را درک نکنند، و گوش‌‌های‌‌شان را از شنیدنِ سودمند کر کرده‌‌ایم، و هر اندازه دلایل روشن و حجت‌‌های آشکار ببینند به آن ایمان نمی‌‌آورند، تا آنجا که وقتی نزدت می‌‌آیند و در مورد حق، به باطل با تو جدال می‌‌کنند، می‌‌گویند: آنچه آورده‌‌ای فقط از کتاب‌‌های نخستین گرفته و اقتباس شده است.

﴿وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِن يُهْلِكُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُون [الأنعام: ٢٦]

٢٦ و آنها مردم را از ایمان به رسول‌‌ج‌‌ نهی می‌‌کنند، و از آن دوری می‌‌گزینند، پس نه می‌‌گذارند کسی از آن بهره ببرد، و نه خودشان از آن بهره می‌‌برند، اما با این کار فقط خودشان را نابود می‌‌سازند، و نمی‌‌دانند آنچه را که انجام می‌‌دهند، به نابودی خودشان منجر می‌‌گردد.

﴿وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ يَالَيْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِين [الأنعام: ٢٧]

٢٧ و – ای رسول- اگر آن‌‌گاه که در روز قیامت بر آتش عرضه می‌‌شوند ببینی که از روی افسوس می‌‌گویند: کاش به زندگی دنیا بازگردیم، و آیات الله را تکذیب نکنیم، و از مؤمنان به الله باشیم- از بدحالی آنها شگفت‌‌زده خواهی شد.

برخی فواید آیات:

بیان حکمت در ارسال پیامبر‌‌ج‌‌ با قرآن، برای ابلاغ و بیان، و اینکه بزرگترین حکمت آن، دعوت به توحید الله است.

نفی شریک از الله تعالی، و بطلان بهتان‌‌های مشرکان در این خصوص.

بیان شناخت یهود و نصاری از پیامبر‌‌ج‌‌، با وجود انکار و کفرشان.|

﴿بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواْ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُون [الأنعام: ٢٨]

٢٨ امر، آن‌‌گونه که آنها می‌‌گویند اگر بازگردانده شوند ایمان می‌‌آورند نیست، بلکه این سخن‌‌شان که آن را پنهان می‌‌داشتند بر آنها آشکار شده است که: (به الله سوگند ما مشرک نبودیم)، آن‌‌گاه که اعضای‌‌شان علیه آنها گواهی می‌‌دهند، و به فرض اگر به دنیا بازگردند، به کفر و شرک، که از آن نهی شده‌‌اند برخواهند گشت، زیرا آنها در این وعده که در صورت بازگشت، ایمان می‌‌آورند دروغ می‌‌گویند.

﴿وَقَالُواْ إِنْ هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِين [الأنعام: ٢٩]

٢٩ و این مشرکان گفتند: زندگی‌‌ای جز همین زندگی که در آن هستیم وجود ندارد، و برای محاسبه برانگیخته نمی‌‌شویم.

﴿وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُواْ عَلَى رَبِّهِمْ قَالَ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُواْ بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُواْ العَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُون [الأنعام: ٣٠]

٣٠ و –ای رسول- اگر این منکران رستاخیز را وقتی در برابر پروردگارشان نگه داشته می‌‌شوند ببینی، از بدحالی‌‌شان شگفت‌‌زده می‌‌شوی. آنگاه که الله به آنها می‌‌فرماید: آیا این رستاخیز که آن را تکذیب می‌‌کردید، حقی ثابت که هیچ شک و تردیدی در آن راه ندارد نیست؟! می‌‌گویند: به پروردگارمان که ما را آفرید سوگند می‌‌خوریم که همان حقیقت ثابتی است که شکی در آن راه ندارد، آن‌‌گاه الله خطاب به آنها می‌‌فرماید: پس به‌‌سبب اینکه به این روز کفر می‌‌ورزیدید عذاب را بچشید؛ زیرا در زندگی دنیا آن را تکذیب می‌‌کردید.

﴿قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ حَتَّى إِذَا جَاءتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُواْ يَاحَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُون [الأنعام: ٣١]

٣١ کسانی‌‌که رستاخیز روز قیامت را تکذیب کردند و ایستادن در برابر الله را بعید پنداشتند، به‌‌طور قطع زیان کرده‌‌اند؛ تا آن‌‌گاه که وقتی قیامت، ناگهانی و بدون آگاهی قبلی آنها را فرا می‌‌گیرد با پشیمانی زیاد می‌‌گویند: دریغا بر ما و آرزوهای از دست رفته‌‌مان، به‌‌خاطر آنچه که در مورد الله کوتاهی کردیم که به او کفر ورزیدیم و برای روز قیامت آماده نشدیم، درحالی‌‌که بدی‌‌های‌‌شان را بر پشت خویش حمل می‌‌کنند، چه بد است آن بدی‌‌هایی که به دوش می‌‌کشند.

﴿وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُون [الأنعام: ٣٢]

٣٢ و زندگی دنیا که به آن تکیه می‌‌کنند، چیزی نیست جز سرگرمی و مایۀ فریب برای کسی‌‌که در دنیا، آنچه الله را راضی می‌‌سازد انجام نمی‌‌دهد، و اما سرای آخرت بهتر است برای کسانی‌‌که با انجام ایمان و طاعت که به آن امر شده است، و ترک شرک و معصیت که از آن نهی صورت گرفته است، از الله می‌‌ترسند. - ای مشرکان- آیا در این امر نمی‌‌اندیشید؟! تا ایمان بیاورید و اعمال صالح انجام دهید.

﴿قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لاَ يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللّهِ يَجْحَدُون [الأنعام: ٣٣]

٣٣ - ای رسول- ما میدانیم که از اینکه مشرکان تو را در ظاهر تکذیب می‌‌کنند غمگین می‌‌شوی. بدان که آنها در دل تو را تکذیب نمی‌‌کنند؛ چون به راستگویی و امانت تو آگاه هستند، اما آنها گروه ستمکاری هستند که کار تو را در ظاهر انکار می‌‌کنند، حال آن‌‌که در نفس خویش به آن یقین دارند.

﴿وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ وَلَقدْ جَاءكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِين [الأنعام: ٣٤]

٣٤ و گمان مبر که این تکذیب مخصوص رسالت تو است؛ زیرا رسولان پیش از تو نیز تکذیب شدند و اقوام‌‌شان به آنها آزار رساندند، اما آنها با صبر در راه دعوت و جهاد در راه الله با این مسأله برخورد کردند تا یاری الله آنها را فرا گرفت، و برای یاری‌‌ای که الله آن را فرض گردانیده و رسولانش را به آن وعده داده است هیچ تغییردهنده‌‌ای نیست، و – ای رسول- قصه‌‌های رسولان پیش از تو و آنچه از اقوام‌‌شان به آنها رسید و پیروزی‌‌ای که الله در مقابل دشمنان‌‌شان بر آنها بخشید و دشمنان‌‌شان را نابود کرد به تو رسیده است.

﴿وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِين [الأنعام: ٣٥]

٣٥ و –ای رسول- تکذیب و رویگردانی آنها از حقیقتی که برای‌‌شان آورده‌‌ای بر تو دشوار است، پس اگر می‌‌توانی سوراخی در زمین یا پلکانی به‌‌سوی آسمان بیابی تا دلیل و برهانی غیر از دلیلی که تو را با آن تقویت کرده‌‌ایم برای‌‌شان بیاوری این کار را انجام بده، و اگر الله گردآوری آنها را بر هدایتی که آن را آورده‌‌ای می‌‌خواست، به‌‌طور قطع آنان را جمع می‌‌کرد، اما از روی حکمتی فراگیر این امر را نمی‌‌خواهد، پس از جاهلان به این امر مباش، تا از حسرت اینکه ایمان نیاورده‌‌اند از بین نروی.

برخی فواید آیات:

الله تعالی بر اساس عدالت خویش، عابد و معبود و تابع و متبوع را در میدان‌‌های قیامت گرد می‌‌آوَرَد تا علیه یکدیگر گواهی دهند.

چنین نیست که هرکس به قرآن گوش دهد از آن بهره بگیرد؛ شاید مانعی مانند مُهر دل یا نشنیدن با نیت بهره‌‌بردن یا مانعی دیگر وجود داشته باشد.

بیان اینکه مشرکان هر چند در ظاهر تکذیب می‌‌کنند اما در درون خویش به راستگویی پیامبر‌‌ج‌‌ یقین دارند.

تسلی و دلداری‌‌دادن پیامبر‌‌ج‌‌ با آگاه نمودن او از اینکه این تکذیب فقط در مورد رسالت او واقع نشده است، بلکه این امر، روش مشرکان در برخورد با رسولان پیشین است.|

﴿* إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُون [الأنعام: ٣٦]

٣٦ قطعاً دعوت تو را کسانی اجابت می‌‌کنند و می‌‌پذیرند که کلام را می‌‌شنوند و می‌‌فهمند، و کافران، مردگان بی‌‌ارزشی هستند که دل‌‌های‌‌شان مرده است، و الله در روز قیامت مردگان را برمی‌‌انگیزاند، سپس فقط به‌‌سوی او بازمی‌‌گردند تا جزای آنچه را از پیش فرستاده‌‌اند به آنها بدهد.

﴿وَقَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى أَن يُنَزِّلٍ آيَةً وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُون [الأنعام: ٣٧]

٣٧ و مشرکان برای رساندن آزار و پشت گوش انداختن ایمان گفتند: چرا نشانه‌‌ای شگفت بر محمد نازل نمی‌‌شود تا دلیلی از جانب پروردگارش مبنی بر راستگویی او در آنچه که آورده است باشد؟ - ای رسول- بگو: همانا الله می‌‌تواند نشانه‌‌ای را بر اساس آنچه می‌‌خواهید فرو فرستد، اما بیشتر این کافران که نزول نشانه را درخواست می‌‌کنند نمی‌‌دانند که فروفرستادن نشانه‌‌ها طبق حکمت او تعالی است، نه طبق خواسته‌‌های آنها، زیرا اگر نشانه را بر اساس خواست آنها فرو فرستد آن‌‌گاه ایمان نیاورند، به‌‌طور قطع آنها را نابود خواهد ساخت.

﴿وَمَا مِن دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُون [الأنعام: ٣٨]

٣٨ و هیچ حیوانی در روی زمین حرکت نمی‌‌کند، و هیچ پرنده‌‌ای در آسمان پرواز نمی‌‌کند مگر اینکه – ای فرزندان آدم- گروه‌‌هایی مانند شما در آفرینش و روزی هستند، هیچ‌‌چیز را در لوح محفوظ رها نکردیم مگر اینکه آن را ثبت کرده‌‌ایم، و علم همگی آنها نزد الله است، سپس در روز قیامت فقط به‌‌سوی پروردگارتان جمع می‌‌شوید تا میان شما داوری کند، آن‌‌گاه هر یک را بر اساس آنچه که سزاوارش است جزا دهد.

﴿وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [الأنعام: ٣٩]

٣٩ و کسانی‌‌که آیات ما را تکذیب کردند، مانند کرانی هستند که نمی‌‌شنوند، و گنگانی که سخن نمی‌‌گویند، و افزون بر آن، در تاریکی‌‌ها هستند که نمی‌‌بینند، پس کسی‌‌که چنین حالتی دارد چگونه هدایت می‌‌شود؟! الله گمراهی هر یک از مردم را بخواهد او را گمراه می‌‌سازد، و هدایت هرکس را بخواهد، او را با قرار دادن در راه مستقیمی که هیچ کجی و انحرافی ندارد هدایت می‌‌کند.

﴿قُلْ أَرَأَيْتُكُم إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّهِ تَدْعُونَ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [الأنعام: ٤٠]

٤٠ - ای رسول- به این مشرکان بگو: به من خبر دهید که اگر عذابی از جانب الله یا قیامت که به شما وعده داده شده که خواهد آمد، شما را فراگیرد، آیا در این هنگام غیر الله را می‌‌طلبید تا مصیبت و سختی‌‌ای را که بر شما نازل شده است برطرف سازد، اگر در این ادعا که معبودهای شما نفع می‌‌رسانند یا آسیب را برطرف می‌‌سازند راستگو هستید؟!

﴿بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاء وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُون [الأنعام: ٤١]

٤١ حقیقت آن است که در این هنگام غیر از الله که شما را آفرید در دعا نمی‌‌خوانید، تا مصیبت را از شما بازگرداند، و آسیب را از شما دور سازد، زیرا او کارساز این امر است و بر آن تواناست، و اما معبودهای‌‌تان که آنها را شریک الله قرار داده‌‌اید رها می‌‌کنید، چون می‌‌دانید که آنها نفع و زیانی نمی‌‌رسانند.

﴿وَلَقَدْ أَرْسَلنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُون [الأنعام: ٤٢]

٤٢ - ای رسول- به‌‌طور قطع به‌‌سوی امت‌‌هایی که پیش از تو بودند رسولانی فرستادیم و آنها را تکذیب کردند، و از آنچه که آورده بودند روی گرداندند، آن‌‌گاه آنها را با سختی‌‌هایی مانند فقر و آسیب‌‌های جسمی مانند بیماری مجازات کردیم تا در برابر پروردگارشان تواضع و فروتنی کنند.

﴿فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُون [الأنعام: ٤٣]

٤٣ اگر وقتی عذاب ما نزدشان آمد در برابر الله خواری و فروتنی می‌‌کردند تا عذاب را از آنها بردارد، به‌‌طور قطع به آنها رحم می‌‌کردیم اما آنها چنین نکردند، بلکه دل‌‌های‌‌شان سخت شد، پس عبرت و اندرز نگرفتند، و شیطان کفر و گناهانی را که انجام می‌‌دادند برای‌‌شان آراست، پس آنچه را انجام می‌‌دادند ادامه دادند.

﴿فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُون [الأنعام: ٤٤]

٤٤ پس وقتی فقر و بیماری شدید که به وسیله آن اندرز داده شده بودند را نادیده انگاشتند، و به اوامر الله عمل نکردند، با گشودن درهای روزی بر رویشان، و ثروتمند کردن‌‌شان پس از فقر، آنها را به عذاب نزدیک کردیم، و بدن‌‌های‌‌شان را پس از بیماری سالم کردیم، تا اینکه ناسپاسی و گردنکشی کردند، و به آنچه از آن بهره‌‌مند شده بودند کاملاً شیفته شدند، عذاب ما ناگهان آنها را فراگرفت، آن‌‌گاه سرگشته شده و از آنچه آرزو می‌‌کردند ناامید شدند.

برخی فواید آیات:

تشبیه کافران به مردگان؛ زیرا زندگی حقیقی، زنده بودن دل است، آن‌‌گاه که حق را بپذیرد و راه هدایت را پیروی ‌‌کند.

یکی از حکمت‌‌های الله متعال در آزمایش: فروفرستادن مصیبت بر مخالفان است تا دل‌‌های‌‌شان نرم شده و به‌‌سوی پروردگارشان بازگردند.

وجود نعمت‌‌ها و اموال در دستان گمراهان، بر محبت الله به آنها دلالت ندارد؛ بلکه فقط سبب نزدیک‌‌کردن آنها به عذاب و آزمایش آنها و دیگران است.|

﴿فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِين [الأنعام: ٤٥]

٤٥ پس پایان کافران با ریشه‌‌کنی و نابودی همگی آنها و پیروزی رسولان الله بریده شد، و شکر و ستایش فقط برای الله، پروردگار جهانیان است که دشمنانش را نابود کرده و دوستانش را پیروز می‌‌گرداند.

﴿قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ وَخَتَمَ عَلَى قُلُوبِكُم مَّنْ إِلَـهٌ غَيْرُ اللّهِ يَأْتِيكُم بِهِ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُون [الأنعام: ٤٦]

٤٦ - ای رسول- به این مشرکان بگو: به من خبر دهید که اگر الله شما را با گرفتن گوش‌‌های‌‌تان کر کند، و با گرفتن چشم‌‌های‌‌تان کور گرداند، و بر دل‌‌های‌‌تان مُهر نهد، آن‌‌گاه هیچ‌‌چیز نفهمید؛ کدام معبود بر حقی است که این موارد را که از دست داده‌‌اید به شما بازگرداند؟ - ای رسول- بیندیش که چگونه دلایل را برای‌‌شان بیان می‌‌کنیم، و براهین گوناگونی می‌‌آوریم، سپس آنها از این دلایل و براهین روی می‌‌گردانند!

﴿قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الظَّالِمُون [الأنعام: ٤٧]

٤٧ - ای رسول- به آنها بگو: به من خبر دهید که اگر عذاب الله ناگهانی و بدون اینکه آن را احساس کنید یا ظاهر و آشکارا شما را فراگیرد، کسی به این عذاب گرفتار نمی‌‌شود مگر کسانی‌‌که با کفر به الله و تکذیب رسولانش ستم کردند.

﴿وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون [الأنعام: ٤٨]

٤٨ و رسولانی را فقط برای اطلاع اهل ایمان و اهل طاعت، از نعمت‌‌های ماندگاری که پایان نمی‌‌پذیرد و از بین نمی‌‌رود و آنها را شاد می‌‌کند، و ترساندن کافران و گناهکاران از عذاب شدید ما می‌‌فرستیم، پس هرکس به رسولان ایمان آورد، وعملش را اصلاح کند، در آنچه که در آخرت‌‌شان در پیش دارند ترسی بر آنها نیست، و بر آنچه از سهام دنیوی که از دست داده‌‌اند اندوهگین و حسرت‌‌زده نمی‌‌شوند.

﴿وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُون [الأنعام: ٤٩]

٤٩ و کسانی‌‌که آیات ما را تکذیب کردند، به‌‌سبب خروج از طاعت الله، آنها را عذاب فرا می‌‌گیرد.

﴿قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُون [الأنعام: ٥٠]

٥٠ - ای رسول- به این مشرکان بگو: به شما نمی‌‌گویم: گنجینه‌‌های روزیِ الله نزد من است که هرگونه بخواهم در آن تصرف کنم. و به شما نمی‌‌گویم: من غیب می‌‌دانم، جز آنچه که الله از طریق وحی مرا از آن آگاه می‌‌سازد. و به شما نمی‌‌گویم: من یکی از فرشتگان هستم، بلکه من فرستاده‌‌ای از جانب الله هستم، و جز آنچه را که بر من وحی می‌‌شود پیروی نمی‌‌کنم، آنچه را که ندارم ادعا نمی‌‌کنم، - ای رسول- به آنها بگو: آیا کافر که از دیدن حق کور است، و مؤمن که حق را می‌‌بیند و به آن ایمان می‌‌آورد یکسان هستند؟ - ای مشرکان- آیا با عقل‌‌های‌‌تان در نشانه‌‌هایی که پیرامون شما وجود دارد نمی‌‌اندیشید.

﴿وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُون [الأنعام: ٥١]

٥١ و –ای رسول- با این قرآن کسانی را بترسان که می‌‌ترسند در روز قیامت به‌‌سوی پروردگارشان گرد آورده شوند. هیچ کارسازی غیر از الله برای‌‌شان نیست که برای‌‌شان سود برساند، و هیچ شفیعی ندارند که آسیب را از آنها برطرف کند، باشد که آنها با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسند، زیرا اینها هستند که از قرآن بهره می‌‌برند.

﴿وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِين [الأنعام: ٥٢]

٥٢ و –ای رسول- برای متوجه ‌‌ساختن بزرگان مشرکان به‌‌سوی خود، مسلمانان فقیر را که در آغاز و پایان روز همواره مشغول عبادت الله هستند و او تعالی را مخلصانه عبادت می‌‌کنند، از خود دور نکن، چیزی از حساب این فقرا بر عهدۀ تو نیست؛ حساب آنها فقط نزد پروردگارشان است، و چیزی از حساب تو نیز بر عهدۀ آنها نیست؛ اگر تو آنها را از مجلس خویش دور سازی، قطعاًً از کسانی خواهی بود که از حدود الله گذشته‌‌اند.

برخی فواید آیات:

پیامبران‌‌ﻹ‌‌ انسان هستند، و به‌‌طور قطع ذره‌‌ای از خصوصیات ربوبیّت را ندارند، و وظیفۀ آنها تبلیغ است؛ پس هیچ تصرفی در هستی ندارند، علم غیب نمی‌‌دانند، و مالک خزینه‌‌های روزی و غیر آن نیستند.

اهتمام دعوتگر به پیروانش به‌‌خصوص پیروان ضعیفش که چیزی جز حق نمی‌‌جویند، پس باید به آنها نزدیک شود، و نباید برای راضی نمودن کافران، دوری از آنها را قبول کند.

اشارۀ آیه به اهمیت عباداتی که در ابتدا و پایان روز انجام می‌‌شود.|

﴿وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولواْ أَهَـؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا أَلَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِين [الأنعام: ٥٣]

٥٣ و این‌‌چنین برخی از آنها را به برخی دیگر آزمودیم، چنان‌‌که در بهره دنیوی‌‌شان آنها را متفاوت قرار دادیم، تا با این کار آنها را بیازماییم که کافران ثروتمند به مؤمنان فقیر بگویند: آیا الله از میان ما، هدایت را برای این فقرا بخشیده است؟! اگر ایمان خیر می‌‌بود آنها به آن از ما پیشی نمی‌‌گرفتند، زیرا ما اهل پیشی‌‌گرفتن هستیم. آیا الله نسبت به شکرگزاران نعمت‌‌هایش داناتر نیست، تا آنها را به ایمان توفیق دهد، و نسبت به کافران به خودش داناتر نیست تا دست از یاری‌‌شان بکشد تا ایمان نیاورند؟! آری الله در مورد آنها داناتر است.

﴿وَإِذَا جَاءكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيم [الأنعام: ٥٤]

٥٤ و –ای رسول- وقتی مؤمنان به آیات ما که مدرک راستگویی آنچه آورده‌‌ای هستند نزد تو بیایند، برای گرامی‌‌داشتن‌‌شان، جواب سلام‌‌شان را بده، و آنها را به رحمت گستردۀ الله مژده بده، زیرا الله از روی بخشش، رحمت را بر خویشتن واجب گردانیده است، پس هرکس از شما که در حالت جهالت و نادانی مرتکب گناهی شود، سپس بعد از ارتکاب گناه توبه کند، و عملش را اصلاح گرداند، الله گناهی را که مرتکب شده است برایش می‌‌آمرزد؛ زیرا الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿وَكَذَلِكَ نفَصِّلُ الآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِين [الأنعام: ٥٥]

٥٥ و همان‌‌گونه که موارد مذکور را برایت بیان کردیم، دلایل و حجت‌‌هایمان را بر پیروان باطل، و برای روشن‌‌ساختن راه و روش مجرمان نیز بیان می‌‌کنیم، تا از آن اجتناب و پرهیز شود.

﴿قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِين [الأنعام: ٥٦]

٥٦ - ای رسول- بگو: همانا الله مرا از عبادت کسانی‌‌که شما آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنید نهی فرموده است، - ای رسول- بگو: از هوس‌‌های شما در عبادت غیر الله پیروی نمی‌‌کنم، زیرا اگر در این مورد از هوس‌‌های شما پیروی کنم از راه حق گمراه خواهم بود، و به آن هدایت نخواهم شد، و این حالت، شأن هرکسی است که به جای برهانی از جانب الله، از هوس پیروی کند.

﴿قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَكَذَّبْتُم بِهِ مَا عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِين [الأنعام: ٥٧]

٥٧- ای رسول- به این مشرکان بگو: همانا من بر دلیل آشکاری از جانب پروردگارم هستم، نه بر هوس؛ و شما این برهان را تکذیب کردید، عذاب و آیات خارق‌‌العاده‌‌ای که خواستار تعجیل در آن هستید نزد من نیست، بلکه فقط به دست الله است، پس حکم – از جمله آنچه درخواست می‌‌کنید- فقط برای الله است، او تعالی حق را می‌‌گوید و به آن حکم می‌‌کند، و او سبحانه بهترین کسی است که حق‌‌دار و دروغ‌‌پرداز را از یکدیگر مشخص می‌‌کند.

﴿قُل لَّوْ أَنَّ عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الأَمْرُ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِين [الأنعام: ٥٨]

٥٨- ای رسول- به آنان بگو: اگر عذابی را که خواستار تعجیل آن هستید، پیشِ من و یا در دستِ من بود به‌‌طور قطع آن را بر شما فرو می‌‌فرستادم، و در این صورت کار میان من و شما به پایان می‌‌رسید، و الله نسبت به ستمکاران داناتر است که چقدر به آنها مهلت دهد و چه زمانی آنها را مجازات کند.

﴿* وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِين [الأنعام: ٥٩]

٥٩ و گنجینه‌‌های غیب فقط نزدِ الله است، و دیگران آن را نمی‌‌دانند، و او تعالی از تمام مخلوقات خشکی اعم از حیوانات و گیاهان و جمادات، و از حیوانات و گیاهان موجود در دریاها آگاه است، و هیچ برگی در هیچ مکانی نمی‌‌افتد، و هیچ دانۀ پنهانی در زمین یافت نمی‌‌شود، و هیچ رطوبتی پیدا نمی‌‌شود، و هیچ خشکی‌‌ای یافت نمی‌‌گردد، مگر اینکه در کتاب واضحی که همان لوح محفوظ است ثبت شده است.

برخی فواید آیات:

الله تعالی بعضی از بندگان را سبب آزمایش بعضی دیگر قرار می‌‌دهد، چنان‌‌که در روزی و کفر و ایمان به آنها درجات متفاوتی می‌‌دهد. و کفر و ایمان، مشروط به گستردگی و تنگی روزی نیست.

یکی از خصوصیات اخلاقی دعوتگر، گشاده‌‌رویی و سلام‌‌دادن و خوشحالی و شادمانی با یارانش است.

دعوتگر باید در عقیده و روش و رفتارش از هوس‌‌ها بپرهیزد.

اثبات انحصار علم غیب به الله، به تنهایی و بدون شریک، و علم گستردۀ او تعالی در این مورد، و اینکه ذره‌‌ای بر او پوشیده نمی‌‌ماند و هیچ‌‌چیز از مخلوقاتش از او پنهان نمی‌‌ماند مگر اینکه با ریزترین جزئیات نزد او سبحانه ثبت و تدوین شده است.|

﴿وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُم بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [الأنعام: ٦٠]

٦٠ و الله همان ذاتی است که هنگام خواب ارواح شما را به صورت موقت می‌‌گیرد، و از کارهایی ‌‌که در روز هنگام فعالیت انجام می‌‌دهید آگاه است، سپس بعد از اینکه ارواح شما را با خواب گرفت در روز شما را از نو زنده می‌‌گردانَد تا کارهای‌‌تان را انجام دهید، تا آن‌‌گاه که مهلت از پیش تعیین شده زندگی‌‌تان نزد الله به پایان رسد، سپس بازگشت‌‌تان با برانگیخته ‌‌شدن در روز قیامت فقط به‌‌سوی اوست، سپس شما را از آنچه که در زندگی دنیایی‌‌تان انجام می‌‌دادید باخبر می‌‌سازد و جزای آن را به شما می‌‌دهد.

﴿وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُم حَفَظَةً حَتَّىَ إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ يُفَرِّطُون [الأنعام: ٦١]

٦١ و الله بر بندگانش چیره و غالب است، از هر نظر بر آنها برتر است، ذاتی است که هر چیزی در برابر او فروتنی می‌‌کند، آن‌‌گونه که شایستۀ شکوه او سبحانه است بالاتر از بندگانش قرار دارد. و –ای مردم- فرشتگانی گرامی بر شما می‌‌فرستد که اعمال شما را تا زمانی‌‌که مدت عمر یکی از شما سپری می‌‌شود و فرشتۀ مرگ و دستیاران وی روحش را قبض می‌‌کنند برمی‌‌شمرند، و این فرشتگان در آنچه که به آن فرمان یافته‌‌اند کوتاهی نمی‌‌کنند.

﴿ثُمَّ رُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ أَلاَ لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِين [الأنعام: ٦٢]

٦٢ سپس تمام کسانی‌‌که ارواح‌‌شان قبض شده است به‌‌سوی الله که مالک حقیقی آنها است بازگردانیده می‌‌شوند تا آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا دهد، همان ذاتی که داوری ثمربخش و حکم عادلانه در مورد آنها از آنِ اوست، و او سریع‌‌ترین کسی است که شما را مورد محاسبه قرار می‌‌دهد و اعمال‌‌تان را برمی‌‌شمرد.

﴿قُلْ مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَـذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِين [الأنعام: ٦٣]

٦٣- ای رسول- به این مشرکان بگو: چه کسی شما را از نابودکننده‌‌هایی که در تاریکی‌‌های خشکی و دریا با آن روبرو می‌‌شوید نجات می‌‌دهد و سالم نگه می‌‌دارد؟ درحالی‌‌که با فروتنی و درماندگی در نهان و آشکارا فقط او را در دعا می‌‌خوانید که: اگر پروردگارمان ما را از این حوادث نابودکننده‌‌ سالم نگه دارد، به‌‌طور قطع از شکرگزاران نعمت‌‌هایش خواهیم بود که به ما ارزانی داشته است، به این نحو که غیر او را عبادت نمی‌‌کنیم.

﴿قُلِ اللّهُ يُنَجِّيكُم مِّنْهَا وَمِن كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُون [الأنعام: ٦٤]

٦٤- ای رسول- به آنها بگو: الله همان ذاتی است که شما را از این حوادث نابودکننده‌‌ نجات می‌‌دهد، و شما را از هر اندوهی می‌‌رهاند، سپس شما بعد از این امر، در حالت گشایش، دیگران را همراه او شریک قرار می‌‌دهید، پس چه ستمی از آنچه که شما انجام می‌‌دهید بزرگتر است؟!

﴿قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُون [الأنعام: ٦٥]

٦٥- ای رسول- به آنها بگو: الله تواناست که عذابی از بالای سرتان مانند سنگ‌‌ها و صاعقه‌‌ها و طوفان، بر شما بفرستد، یا عذابی از زیر پای‌‌تان مانند زلزله‌‌ها و فروبردن در زمین بر شما بفرستد، یا میان دل‌‌های شما اختلاف بیندازد، آن‌‌گاه هر یک از شما از هوس خویش پیروی کند، تا اینکه یکدیگر را بکُشید، - ای رسول- بنگر که چگونه دلایل و براهین گوناگون را می‌‌آوریم و برای‌‌شان بیان می‌‌کنیم شاید بفهمند که آنچه تو آورده‌‌ای حق است، و آنچه خودشان دارند باطل است.

﴿وَكَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ قُل لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيل [الأنعام: ٦٦]

٦٦ و قوم تو این قرآن را تکذیب کردند، درحالی‌‌که حقی است که بدون تردید از جانب الله آمده است،- ای رسول- به آنها بگو: من بر نگهبانی از شما گماشته نشده‌‌ام، بلکه فقط انذاردهندۀ شما در برابر عذابی سخت هستم.

﴿لِّكُلِّ نَبَإٍ مُّسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُون [الأنعام: ٦٧]

٦٧ هر خبری زمانی دارد که در آن واقع می‌‌شود، و سرانجامی دارد که به آن پایان می‌‌یابد، از جمله خبر سرانجام و عاقبت شما، که به زودی، هنگامی‌‌که در روز قیامت برانگیخته می‌‌شوید از آن آگاه خواهید شد.

﴿وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُواْ فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِين [الأنعام: ٦٨]

٦٨ و –ای رسول- هرگاه دیدی مشرکان با تمسخر و استهزا در مورد آیات ما سخن می‌‌گویند، از آنها دوری کن تا در سخنی بدون تمسخر و استهزا به آیات ما درآیند، و هرگاه شیطان تو را به فراموشی انداخت و با آنها نشستی، سپس متوجه شدی مجلس آنها را ترک کن و با این متجاوزان منشین.

برخی فواید آیات:

اثبات اینکه خواب نوعی مرگ است، و ارواح هنگام خواب قبض شده، سپس هنگام بیداری بازگردانده می‌‌شوند.

استدلال با دلیل فطرت بر استحقاق الله تعالی به الوهیت؛ زیرا کافران به الله تعالی ایمان دارند و هنگام اضطرار و وقوع در حوادث نابودکننده‌‌، از روی فطرت، بازمی‌‌گردند، و فقط از الله تعالی می‌‌طلبند.

الزام مشرکان به مقتضای رفتار خودشان، و اقامۀ دلیل بر انقلاب فطرت‌‌شان؛ چون هنگام سختی در دریا فقط از الله طلب یاری می‌‌کنند، و آن‌‌گاه که الله آنها را می‌‌رهاند و به خشکی نجات می‌‌دهد شرک می‌‌ورزند.

عدم جواز نشستن در مجالس پیروان باطل و لغو، و لزوم جدایی از آنها، و بازنگشتن نزدشان مگر در حالتی که از این کار دست بکشند.|

﴿وَمَا عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَلَـكِن ذِكْرَى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُون [الأنعام: ٦٩]

٦٩ و چیزی از حساب این ستمکاران بر عهدۀ کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، تقوای او تعالی را پیشه می‌‌کنند نیست، بلکه فقط این امر به عهده آنها است که ستمکاران را از کارهای منکری که مرتکب می‌‌شوند نهی کنند، باشد که از الله بترسند، آن‌‌گاه اوامرش را اجرا کنند و از نواهی او بپرهیزند.

﴿وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَّ يُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُواْ بِمَا كَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُون [الأنعام: ٧٠]

٧٠- ای رسول- این مشرکان را که دین‌‌شان را مایۀ بازی و سرگرمی قرار داده‌‌اند و آن را به تمسخر و ریشخند می‌‌گیرند، و زندگی دنیا با کالاهای نابودشدنی خویش آنها را فریفته است رها کن. - ای پیامبر- مردم را با قرآن اندرز بده تا اینکه کسی به‌‌سبب گناهانی که انجام می‌‌دهد به نابودی نیفتد، درحالی‌‌که غیر از الله هیچ هم‌‌پیمانی ندارد که از او یاری بجوید، و هیچ واسطه‌‌ای ندارد که عذاب الله در روز قیامت را از او بازدارد، و اگر هر فدیه‌‌ای در برابر عذاب الله بدهد از او پذیرفته نمی‌‌شود. اینها کسانی هستند که به‌‌سبب گناهانی که مرتکب شده‌‌اند به نابودی خودشان راضی شده‌‌اند، و به‌‌سبب کفرشان در روز قیامت نوشیدنی‌‌ای در نهایت حرارت و عذابی رنج‌‌آور دارند.

﴿قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِين [الأنعام: ٧١]

٧١- ای رسول- به این مشرکان بگو: آیا به جای الله بت‌‌هایی را عبادت کنیم که مالک هیچ نفعی نیستند تا به ما نفع برسانند و مالک هیچ زیانی نیستند که به ما زیانی برسانند، و پس از اینکه الله ما را به ایمان توفیق داد از آن بازگردیم، آن‌‌گاه مثل کسی شویم که شیاطین او را گمراه و سرگشته رها کرد‌‌ه‌‌اند که هیچ راهی نمی‌‌یابد، و یارانی بر راه راست دارد که او را به‌‌سوی حق می‌‌خوانند، اما او دعوت آنها را در آنچه او را به آن فرا می‌‌خوانند اجابت نمی‌‌کند؟ - ای رسول- به آنها بگو: به‌‌راستی هدایت الله، همان هدایت حق است، و الله به ما فرمان داده است که با پایبندی به توحید و عبادتش فقط تسلیم او باشیم، زیرا او پروردگار جهانیان است.

﴿وَأَنْ أَقِيمُواْ الصَّلاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُون [الأنعام: ٧٢]

٧٢ و ما را به برپایی نماز به کامل‌‌ترین صورت امر کرده است، و ما را به تقوای الهی با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی امر کرده است؛ زیرا او ذاتی است که بندگان در روز قیامت فقط به‌‌سوی او گرد آورده می‌‌شوند تا جزای اعمال‌‌شان را به آنها بدهد.

﴿وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِير [الأنعام: ٧٣]

٧٣ و او ذاتی است که آسمان‌‌ها و زمین را به حق آفرید، و روزی که الله به چیزی می‌‌فرماید: باش، ناگهان موجود می‌‌شود، آن‌‌گاه که در روز قیامت می‌‌فرماید، به‌‌پاخیزید، بی‌‌درنگ به‌‌پامی‌‌خیزند، سخن او تعالی، سخن راستی است که به‌‌طور قطع واقع خواهد شد، و فرمانروایی روز قیامت آن‌‌گاه که اسرافیل برای بار دوم در صور می‌‌دمد فقط برای او تعالی است، هرچه را پنهان و آشکار است می‌‌داند، و در آفرینش و تدبیرش بسیار داناست، و چنان ذات آگاهی است که هیچ‌‌چیز بر او پنهان نمی‌‌ماند، زیرا امور نهانی نزد او همانند امور آشکار است.

برخی فواید آیات:

دعوتگر به‌‌سوی الله تعالی، مسئول محاسبۀ هیچ‌‌کس نیست، بلکه مسئول تبلیغ و یادآوری است.

اندرزدادن از بزرگترین وسایل بیداری غافلان و مستکبران است.

یکی از دلایل توحید چنین است: کسی‌‌که مالک هیچ نفع و ضرر و تصرفی نیست، ناگزیر سزاوار نیست که إله و معبود باشد.|

﴿* وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِين [الأنعام: ٧٤]

٧٤ و –ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که ابراهیم÷ به پدر مشرک خویش آزر گفت: ای پدر من، آیا به جای الله، بت‌‌هایی را معبود می‌‌گیری و عبادت می‌‌کنی؟! به‌‌راستی که من، تو و قومت را که بت‌‌ها را عبادت می‌‌کنند، به‌‌سبب اینکه غیر الله را عبادت می‌‌کنید در گمراهی آشکار، و سرگشتگی از راه حق می‌‌بینم، زیرا او سبحانه معبود برحق است، و غیر او معبودان باطلی هستند.

﴿وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِين [الأنعام: ٧٥]

٧٥ و همان‌‌گونه که گمراهی پدر و قومش را به او نمایاندیم، فرمانروایی گستردۀ آسمان‌‌ها و زمین را نیز به او نمایاندیم، تا با این فرمانروایی گسترده، بر وحدانیت الله و استحقاق انحصاری او تعالی در عبادت استدلال کند؛ تا به یقین بداند که الله ذات واحدی است که هیچ شریکی ندارد، و بر هر چیزی تواناست.

﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِين [الأنعام: ٧٦]

٧٦ پس آن‌‌گاه که شب بر او تاریکی انداخت، ستاره‌‌ای دید، آن‌‌گاه گفت: این پروردگار من است، اما هنگامی‌‌که ستاره ناپدید شد گفت: کسی را که پنهان می‌‌شود دوست ندارم؛ زیرا معبود حقیقی، حاضری است که پنهان نمی‌‌شود.

﴿فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّين [الأنعام: ٧٧]

٧٧ و هنگامی‌‌که ماه را در حال طلوع دید گفت: این پروردگار من است، اما هنگامی‌‌که پنهان شد گفت: اگر الله مرا به توحید و عبادت خویش به یگانگی، توفیق نداده بود، به‌‌طور قطع از گروهی بودم که از دین برحق او دور هستند.

﴿فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـذَا رَبِّي هَـذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَاقَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُون [الأنعام: ٧٨]

٧٨ و هنگامی‌‌که خورشید را در حال طلوع دید گفت: این طلوع‌‌کننده، پروردگار من است، این طلوع‌‌کننده از ستارگان و ماه بزرگتر است، اما هنگامی‌‌که پنهان شد گفت: ای قوم من، همانا من از آنچه با الله شریک قرار می‌‌دهید بیزارم.

و هنگامی‌‌که از آنچه که به جای الله عبادت می‌‌کردند بیزاری جست، گویی آنها از او پرسیدند، پس چه چیزی عبادت می‌‌کنی؟ آن‌‌گاه ابراهیم÷ گفت:

﴿إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِين [الأنعام: ٧٩]

٧٩ من با بازگشت از شرک به‌‌سوی توحید خالص، دینم را برای ذاتی‌‌که آسمان‌‌ها و زمین را بدون نمونۀ قبلی ساخت خالص گردانیدم، و از مشرکان که دیگران را همراه او عبادت می‌‌کنند نیستم.

﴿وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاء رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَكَّرُون [الأنعام: ٨٠]

٨٠ و قوم مشرکش، در توحید الله سبحانه با او به جدال پرداختند، و او را از تمثال‌‌های‌‌شان ترساندند. آن‌‌گاه ابراهیم÷ به آنها گفت: آیا در توحید و یگانگی الله در عبادت، با من جدال می‌‌کنید، درحالی‌‌که پروردگارم مرا به آن توفیق داده است، و از تمثال‌‌های شما نمی‌‌ترسم، زیرا آنها مالک هیچ ضرری نیستند که به من ضرر برسانند و مالک هیچ نفعی نیستند که به من نفع برسانند مگر اینکه الله بخواهد، زیرا هرچه الله بخواهد انجام می‌‌شود، و علم الله همراه همه چیز است. چنان‌‌که هیچ‌‌چیز نه در زمین و نه در آسمان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، پس –ای قوم من- آیا کفر و شرک به الله را که بر آن هستید به یاد نمی‌‌آورید تا فقط به الله ایمان آورید؟!

﴿وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُون [الأنعام: ٨١]

٨١ و چگونه از بت‌‌‌‌هایی که به جای الله عبادت می‌‌کنید بترسم، درحالی‌‌که شما به دلیل شرک‌‌تان به الله، آنچه را الله آفریده است با او شریک قرار دادید بدون اینکه دلیلی برای این کار داشته باشید؟! پس کدام‌‌یک از این دو گروه به امنیت و سلامت سزاوارترند: گروه موحدان یا گروه مشرکان؟ اگر می‌‌دانید که کدام‌‌یک سزاوارتر هستند پس از آن پیروی کنید، و – بدون تردید- سزاوارترین این دو گروه، همان گروه مؤمنان مُوَحّد است.

برخی فواید آیات:

استدلال بر ربوبیت با نظر در مخلوقات، روشی قرآنی است.

دلایل عقلی صریح، ربوبیت الله را ثابت می‌‌کند.|

﴿الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُون [الأنعام: ٨٢]

٨٢ کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و از احکام او پیروی کرده‌‌اند، و ایمان‌‌شان را با شرک درنیامیخته‌‌اند، ایمنی و سلامتی فقط برای آنها است، نه دیگران؛ و آنها توفیق‌‌یافتگانند. پروردگارشان آنها را به راه هدایت توفیق داده است.

﴿وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيم [الأنعام: ٨٣]

٨٣ و این حجت یعنی ﴿فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ [الأنعام: ٨١] که ابراهیم÷ با آن بر قومش چیره شد تا اینکه حجت‌‌شان را قطع کرد، همان حجت ماست که او را به آن توفیق دادیم تا در برابر قومش با آن استدلال کند، و آن را به او عطا کردیم، مراتب هر یک از بندگانمان را که بخواهیم در دنیا و آخرت بالا می‌‌بریم، - ای رسول- همانا پروردگار تو در آفرینش و تدبیرش بسیار داناست و نسبت به بندگانش آگاهی کاملی دارد.

﴿وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِين [الأنعام: ٨٤]

٨٤ و به ابراهیم، پسرش اسحاق و نوه‌‌اش یعقوب (‌‌ﻹ‌‌)‌‌ را روزی دادیم، و هر یک از آن دو را به راه راست توفیق دادیم، و قبل از آنها نوح÷ را توفیق دادیم، و از نسل نوح هر یک از داود و پسرش سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و برادرش هارون (‌‌ﻹ‌‌)‌‌ را به راه حق توفیق دادیم، و مانند این پاداش که به‌‌سبب نیکوکاری پیامبران‌‌ﻹ‌‌ به آنها دادیم، به سایر نیکوکاران نیز به‌‌سبب نیکوکاری‌‌شان می‌‌دهیم.

﴿وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِين [الأنعام: ٨٥]

٨٥ و همچنین هر یک از زکریا و یحیی و عیسی پسر مریم و الیاس (‌‌ﻹ‌‌)‌‌ را توفیق دادیم، و تمام آنها پیامبرانی صالح بودند که الله آنها را به عنوان رسول برگزید.

﴿وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلاًّ فضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِين [الأنعام: ٨٦]

٨٦ و همچنین اسماعیل و یسع و یونس و لوط (‌‌ﻹ‌‌)‌‌ را توفیق دادیم، و تمام این پیامبران و در رأس آنها پیامبر محمد‌‌ج‌‌ را بر جهانیان برتری بخشیدیم.

﴿وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [الأنعام: ٨٧]

٨٧ و برخی از پدران‌‌شان و برخی از پسران‌‌شان و برخی از برادران‌‌شان را که خواستیم توفیق دادیم، و آنها را برگزیدیم، و آنها را به پیمودن راه مستقیم که همان راه توحید و طاعت الله است توفیق دادیم.

﴿ذَلِكَ هُدَى اللّهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَعْمَلُون [الأنعام: ٨٨]

٨٨ این توفیقی که برای‌‌شان حاصل شد، همان توفیق الله است که هر یک از بندگانش را که بخواهد به آن هدایت می‌‌کند، و اگر غیر الله را همراه او تعالی شریک قرار داده بودند به‌‌طور قطع عمل‌‌شان تباه می‌‌شد؛ زیرا شرک عمل صالح را تباه می‌‌سازد.

﴿أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَـؤُلاء فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُواْ بِهَا بِكَافِرِين [الأنعام: ٨٩]

٨٩ پیامبران مذکور، کسانی هستند که به آنها کتاب‌‌ها، حکمت، و نبوت عطا کردیم، پس اگر قوم تو به این موارد سه‌‌گانه که به آنها داده‌‌ایم کفر ورزند، همانا ما گروهی را بر آن آماده و انتخاب کرده‌‌ایم که به آن کافر نیستند، بلکه مؤمن هستند و به آن چنگ می‌‌زنند، یعنی همان مهاجران و انصار و کسانی‌‌که تا روز قیامت به نیکی از آنها پیروی کنند.

﴿أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِين [الأنعام: ٩٠]

٩٠ این پیامبران و پدران و پسران و برادران‌‌شان که همراه آنها بیان شدند، همان‌‌ها در حقیقت اهل هدایت هستند، پس از آنها پیروی و به آنها اقتدا کن، و –ای رسول- به قومت بگو: در برابر ابلاغ این قرآن پاداشی از شما نمی‌‌طلبم، زیرا قرآن چیزی نیست جز اندرزی برای جهانیان، چه انسان‌‌ها و چه جن‌‌ها؛ تا با آن به راه مستقیم، و راه صحیح راهنمایی بخواهند.

برخی فواید آیات:

از فضایل توحید این است که امنیت را برای بنده تضمین می‌‌کند، به‌‌خصوص در آخرت که مردم بی‌‌قراری می‌‌کنند.

آیات بیان می‌‌دارند که تمام پیامبران پیشین، دعوت‌‌شان را فقط به توفیق الله تعالی و نه به قدرت خودشان ابلاغ کرده‌‌اند.

تمام پیامبران‌‌ﻹ‌‌، با وجود اختلاف احکام عبادی‌‌شان، در دعوت به‌‌سوی توحید الله تعالی مشترک هستند.

اقتدا به پیامبران‌‌ﻹ‌‌، به‌‌خصوص در اصول توحید، سنتی پسندیده است.|

﴿وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى بَشَرٍ مِّن شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاء بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِّلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُم مَّا لَمْ تَعْلَمُواْ أَنتُمْ وَلاَ آبَاؤُكُمْ قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُون [الأنعام: ٩١]

٩١ و مشرکان آن‌‌گونه که سزاوار بزرگی الله است او را بزرگ نشمردند آن‌‌گاه که به پیامبرش محمد‌‌ج‌‌ گفتند: الله چیزی از وحی بر هیچ انسانی فرو نفرستاده است، - ای رسول- به آنها بگو: چه کسی تورات را بر موسی÷ به عنوان نور و هدایت و ارشادی برای قومش فرو فرستاد؟ که یهود آن را در دفاتری قرار می‌‌دهند و از آن، آنچه را موافق هوس‌‌های‌‌شان است آشکار می‌‌کنند، و آنچه مانند توصیف محمد‌‌ج‌‌ که مخالف هوس‌‌های‌‌شان است پنهان می‌‌کنند. و –ای عرب- از قرآن چیزی به شما آموخته شد که نه شما و نه پیشینیان شما از قبل آن را نمی‌‌دانستید، - ای رسول- به آنها بگو: آن را الله نازل فرموده است، سپس آنها را در جهل و گمراهی‌‌شان رها کن تا به یقین برسند (مرگشان فرا رسد).

﴿وَهَـذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ يُحَافِظُون [الأنعام: ٩٢]

٩٢ و –ای رسول- این قرآن کتابی است که بر تو فرو فرستادیم و کتابی مبارک است که کتاب‌‌های آسمانی پیش از خود را تصدیق می‌‌کند، تا مردم مکه و سایر مردم در مشارق و مغارب زمین را به آن اِنذار دهی تا هدایت شوند، و کسانی را که به زندگی آخرت و به این قرآن ایمان می‌‌آورند، و به مفاد آن عمل می‌‌کنند، و بر نمازهای‌‌شان با انجام ارکان و فرائض و مستحبات آن در اوقات مشخص‌‌شدۀ شرعی آن، مراقبت می‌‌کنند.

﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوْحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنَزلَ اللّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلائِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُون [الأنعام: ٩٣]

٩٣ هیچ‌‌کس ستمکارتر از کسی نیست که دروغی بر الله بسازد به این نحو که بگوید: الله هیچ‌‌چیز بر انسانی فرو نفرستاده است، یا از روی دورغ بگوید: الله به او وحی کرده، درحالی‌‌که هیچ‌‌چیز بر او وحی نکرده است، یا بگوید: به‌‌زودی مثل قرآن که الله آن را نازل کرده است نازل خواهم کرد، و –ای رسول- اگر ببینی آن‌‌گاه که سختی‌‌های جان‌‌کندن، این ستمکاران را فرا می‌‌گیرد، و فرشتگان با عذاب‌‌دادن و زدن، دست‌‌های‌‌شان را بر آنها می‌‌گشایند، و از روی سرزنش به آنها می‌‌گویند: جان‌‌های‌‌تان را بیرون دهید، زیرا ما آنها را قبض می‌‌کنیم، در این روز به‌‌سبب ادعای نبوت و وحی و فروفرستادن مانند آنچه الله نازل کرده است بر الله دروغ می‌‌بستید، و به‌‌سبب تکبر در ایمان به آیات الله، به عذابی مجازات می‌‌شوید که شما را تحقیر و خوار می‌‌سازد، اگر این صحنه را ببینی به‌‌راستی که امر هولناکی را دیده‌‌ای.

﴿وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاء ظُهُورِكُمْ وَمَا نَرَى مَعَكُمْ شُفَعَاءكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُون [الأنعام: ٩٤]

٩٤ و روز قیامت به آنها گفته می‌‌شود: همان‌‌گونه که برای بار اول شما را لخت و عریان و ختنه‌‌نشده آفریدیم، در این روز به تنهایی، و بدون مال و ریاست نزد ما آمده‌‌اید، و برخلاف میل آنچه را که از مال و ریاست به شما عطا کرده بودیم پشت سرتان در دنیا به جای گذاشته‌‌اید، و امروزه معبودهای‌‌تان را که گمان می‌‌کردید شفیعان شما هستند، و گمان می‌‌کردید در استحقاق عبادت، شریکان الله هستند، همراه شما نمی‌‌بینیم، همانا پیوند میان شما بریده شده، و آنچه در مورد شفاعت آنها گمان می‌‌کردید، و اینکه می‌‌پنداشتید که شریکان الله هستند از دست شما رفته است.

برخی فواید آیات:

فروفرستادن کتاب‌‌ها بر پیامبران‌‌ﻹ‌‌ سنت الله در مورد رسولان‌‌ﻹ‌‌ است، و پیامبر‌‌ج‌‌ یکی از آنها است.

دروغ‌‌پردازترین مردم کسی است که بر الله تعالی دروغ می‌‌بندد، یعنی امری را که دلیل صحیحی بر آن وجود ندارد در حق الله تعالی نسبت می‌‌دهد یا نفی یا اثبات می‌‌کند.

هرکسی در روز قیامت به تنهایی و عاری از مناصب و القاب، و با دستان خالی، برانگیخته می‌‌شود، و یکه و تنها مورد محاسبه قرار می‌‌گیرد.|

﴿* إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُون [الأنعام: ٩٥]

٩٥ همانا الله، یگانه ذاتی است که دانه را می‌‌شکافد و از آن محصولات کشاورزی بیرون می‌‌آورد، و هسته را می‌‌شکافد و از آن درخت خرما می‌‌رویاند، و زنده را از مرده بیرون می‌‌آورد؛ چون انسان و سایر موجودات زنده را از نطفه بیرون می‌‌آورد، و مرده را از زنده بیرون می‌‌آورد؛ چنانکه نطفه را از انسان و تخم‌‌مرغ را از ماکیان درمی‌‌آورد، ذاتی‌‌که این کارها را انجام می‌‌دهد همان الله است که شما را آفرید، پس –ای مشرکان- چگونه از حق منحرف می‌‌شوید درحالی‌‌که آفرینش شگفت آن را مشاهده می‌‌کنید؟!

﴿فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيم [الأنعام: ٩٦]

٩٦ و او تعالی ذاتی است که روشنایی صبح را از تاریکی شب می‌‌شکافد، و شب را برای آرامش مردم قرار داده است که از حرکت برای طلب معاش آرام می‌‌گیرند، تا از خستگی در طلب معاش در روز استراحت کنند، و ذاتی است که خورشید و ماه را قرار داده که به حساب اندازه‌‌گیری ‌‌شده‌‌ای در جریان هستند، این آفرینش شگفت، تقدیر ذات شکست‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و نسبت به مخلوقاتش و آنچه به صلاح‌‌شان است بسیار داناست.

﴿وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُون [الأنعام: ٩٧]

٩٧ و –ای فرزندان آدم- او تعالی ذاتی است که ستارگان را در آسمان برای‌‌تان آفرید تا اگر در سفرهای‌‌تان، راه‌‌های خشکی و دریا بر شما مشتبه شد راه را با آنها بیابید. دلایل و براهین دلالت‌‌کننده بر قدرتمان را برای قومی که در این دلایل و براهین می‌‌اندیشند به روشنی بیان کرده‌‌ایم، تا از آن بهره‌‌مند شوند.

﴿وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُون [الأنعام: ٩٨]

٩٨ و او تعالی ذاتی است که شما را از نفس واحد یعنی نفس پدرتان آدم آفرید، زیرا آفرینش شما را با آفریدن پدرتان از گِل آغاز کرده، سپس شما را از او آفریده است، و قرارگاه‌‌هایی مانند رحم‌‌های مادران‌‌تان، و امانت‌‌نگهدارهایی که در آنها حفاظت می‌‌شوید مانند استخوان‌‌های کمرهای پدران‌‌تان آفرید، به‌‌راستی که ما آیات را برای مردمی که کلام الله را می‌‌فهمند به روشنی بیان کرده‌‌ایم.

﴿وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُون [الأنعام: ٩٩]

٩٩ و او تعالی ذاتی است که از آسمان آب باران را فرو فرستاد، که با آن تمام اصناف گیاهان را رویاندیم، آن‌‌گاه از گیاهان، محصولات کشاورزی و درخت سبز بیرون آوردیم. از آنها دانه‌‌هایی درمی‌‌آوریم که بر روی هم انباشته هستند، و از شکوفۀ درخت خرما، خوشه‌‌های پایین آمده که به صورت ایستاده و نشسته به آن دسترسی دارند، و باغ‌‌هایی از انگور خارج کردیم، و باغ‌‌هایی از زیتون و انار که برگ‌‌های‌‌شان مانند هم است، اما میوه‌‌های مختلفی دارند، بیرون کردیم. - ای مردم- به میوۀ آن بنگرید ابتدا که آشکار می‌‌شود، و هنگامی که پخته می‌‌شود، - ای مردم- همانا در این امر، دلایل آشکاری بر قدرت الله وجود دارد برای قومی که به الله ایمان دارند، زیرا آنها هستند که از این دلایل و براهین بهره می‌‌برند.

﴿وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُون [الأنعام: ١٠٠]

١٠٠ و جن‌‌های مشرک، شریکانی برای الله در عبادت قرار دادند آن‌‌گاه که اعتقاد داشتند که آنها نفع و ضرر می‌‌رسانند، درحالی‌‌که الله آنها را به وجود آورده است، و دیگران آنها را نیافریده‌‌اند، پس او تعالی برای عبادت ‌‌شدن سزاوارتر است. و به دروغ پسرانی قرار دادند چنان‌‌که یهود به عزیر، و نصاری به عیسی این نسبت را دادند، و دخترانی به دروغ قرار دادند چنان‌‌که مشرکان این نسبت را به فرشتگان دادند، او تعالی از آنچه پیروان باطل، او را به آن توصیف می‌‌کنند منزه و پاک است.

﴿بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [الأنعام: ١٠١]

١٠١ و او تعالی آفریدگار آسمان‌‌ها و زمین بدون نمونۀ قبلی است، چگونه می‌‌تواند فرزندی داشته باشد درحالی‌‌که هرگز همسری نداشته است؟! حال آن‌‌که او همه چیز را آفریده و از هر چیزی آگاه است، به‌‌گونه‌‌ای که هیچ‌‌چیز بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

برخی فواید آیات:

استدلال به برهان آفرینش و روزی (آفرینش و رشد و تغییر شکل و حجم گیاهان و نزول باران)، و استدلال به برهان حرکت (حرکت و تنظیم حرکت و نظم افلاک)؛ و هر دو مورد، مَناظر آشکاری – بر یگانگی الله در ربوبیت و استحقاق الوهیت- هستند.

بیان گمراهی و کم‌‌عقلی مشرکان در عبادت جن‌‌ها.|

﴿ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيل [الأنعام: ١٠٢]

١٠٢- ای مردم- ذات متصف به این صفات، پروردگار شماست، پروردگاری جز او ندارید، و هیچ معبود برحقی جز او نیست، و او همه‌‌چیز را به وجود آورده است، پس فقط او را عبادت کنید، زیرا فقط او سزاوار عبادت است، و او تعالی مُحافظ همه چیز است.

﴿لاَّ تُدْرِكُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِير [الأنعام: ١٠٣]

١٠٣ چشم‌‌ها بر او احاطه ندارند، و او سبحانه چشم‌‌ها را زیر نظر و بر آنها احاطه دارد، و نسبت به بندگان نیکوکارش بسیار مهربان و آگاه است.

﴿قَدْ جَاءكُم بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظ [الأنعام: ١٠٤]

١٠٤- ای مردم- دلایل روشن و براهین آشکاری از جانب پروردگارتان نزد شما آمده است، پس هرکس در آنها بیندیشد و به آنها گردن نهد، نفع این کار به خودش بازمی‌‌گردد، و هرکس به آنها ننگرد، و در آنها نیندیشد، و به آنها گردن ننهد، ضرر این کار فقط به خودش بازمی‌‌گردد، و من بر شما نگهبان نیستم، تا اعمال‌‌تان را برشمرم، بلکه من فقط رسولی از جانب پروردگارم هستم، و او تعالی بر شما نگهبان است.

﴿وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ وَلِيَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُون [الأنعام: ١٠٥]

١٠٥ و همان‌‌گونه که ادله و براهین گوناگون بر قدرت الله را بیان کردیم، در وعد و وعید و اندرز نیز آیات گوناگونی آورده‌‌ایم، و به‌‌زودی مشرکان خواهند گفت: این وحی نیست، بلکه آن را از اهل کتاب قبل از خودت آموخته‌‌ای. و برای اینکه با گوناگون‌‌ساختن این آیات، حق را برای مردم مؤمن امت محمد‌‌ج‌‌ روشن سازیم، زیرا آنها هستند که حق را می‌‌پذیرند، و از آن پیروی می‌‌کنند.

﴿اتَّبِعْ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِين [الأنعام: ١٠٦]

١٠٦- ای رسول- از حقی که پروردگارت بر تو وحی می‌‌کند پیروی کن، زیرا معبود برحقی جز او سبحانه وجود ندارد، و کافران و دشمنی آنها قلب تو را مشغول نسازد، زیرا کار آنها در اختیار الله است.

﴿وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيل [الأنعام: ١٠٧]

١٠٧ و اگر الله می‌‌خواست که هیچ‌‌کس بر او شرک نورزد، هیچ‌‌کس بر او شرک نمی‌‌ورزید. و –ای رسول- ما تو را نگهبان قرار نداده‌‌ایم تا اعمال‌‌شان را بر آنها بشماری، و سرپرست آنها نیز نیستی، بلکه تو فقط فرستاده‌‌ای هستی، و جز رسانیدن پیام بر عهدۀ تو نیست.

﴿وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُون [الأنعام: ١٠٨]

١٠٨ و –ای مؤمنان- بت‌‌‌‌هایی را که مشرکان آنها را همراه الله عبادت می‌‌کنند دشنام ندهید، هر چند پست‌‌ترین و سزاوارترین چیز به دشنام باشند؛ تا مشرکان برای بی‌‌احترامی به الله، و نادانی از آنچه سزاواری او سبحانه است، او تعالی را دشنام ندهند، همان‌‌گونه که گمراهی اینها برای‌‌شان آراسته شده است عمل هر امتی، چه خیر و چه شر، را برای‌‌شان آراستیم، هر عملی را که برای‌‌شان آراستیم انجام دادند، سپس بازگشت آنها در روز قیامت به‌‌سوی پروردگارشان است، آن‌‌گاه آنها را از آنچه در دنیا انجام می‌‌دادند آگاه می‌‌سازد و در قبال اعمال‌‌شان به آنها جزا می‌‌دهد.

﴿وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُون [الأنعام: ١٠٩]

١٠٩ و مشرکان با سخت‌‌ترین سوگندهایی که قادر بر ایرادش بودند سوگند خوردند که: اگر محمد‌‌ج‌‌ یکی از آیاتی که آنها پیشنهاد داده‌‌اند بیاورد به‌‌طور قطع به آن ایمان می‌‌آورند، - ای رسول- به آنها بگو: آیات از جانب من نیست تا آن را نازل کنم، بلکه فقط از جانب الله است و هرگاه بخواهد آنها را نازل می‌‌کند، و –ای مؤمنان- شما نمی‌‌دانید که اگر این آیات طبق پیشنهاد آنها بیاید، ایمان نمی‌‌آورند؟ بلکه بر دشمنی و انکارشان، پافشاری می‌‌کنند؛ زیرا خواهان هدایت نیستند.

﴿وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُون [الأنعام: ١١٠]

١١٠ و دل‌‌ها و چشم‌‌های‌‌شان را با حایل شدن میان آن و هدایت‌‌شدن به حق می‌‌گردانیم، چنان‌‌که نخستین بار به‌‌سبب دشمنی‌‌شان، میان آنها و میان ایمان به قرآن حایل شدیم، و آنها را در گمراهی و نافرمانی‌‌شان در برابر پروردگارشان، سرگشته رها می‌‌کنیم تا به بیراهه بروند.

برخی فواید آیات:

منزه ‌‌داشتن الله تعالی از ستمی که عقیدۀ (جبر) آن را تثبیت می‌‌کند، و بیان اینکه کفر و شرک بندگان به اختیار خودشان ایجاد می‌‌شود.

هیچ‌‌یک از پیامبران‌‌‌‌ نمی‌‌تواند از جانب خودش، یا هر زمان که بخواهد، آیه‌‌ای بیاورد، بلکه این کار به الله بازمی‌‌گردد؛ زیرا فقط او قادر بر انجام این کار است، و او ذات دانایی است که نوع آیه و زمان آشکارشدن آن را مشخص می‌‌کند.

نهی از دشنام‌‌دادن معبودهای مشرکان، برای پرهیز از مفسدۀ بزرگ‌‌تر که همان تجاوز به دشنام بر پروردگار جهانیان است.

گاهی الله برای مجازاتِ اختیارکردن کفر توسط بنده، میان او و هدایت حایل قرار می‌‌دهد، و چشم و قلبش را به‌‌سوی غیر طاعت می‌‌گرداند.|

﴿* وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلاً مَّا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ إِلاَّ أَن يَشَاء اللّهُ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُون [الأنعام: ١١١]

١١١ و اگر بنابر درخواست آنها، فرشتگان را بر آنها فرو می‌‌فرستادیم و فرشتگان را می‌‌دیدند، و مردگان با آنها سخن می‌‌گفتند، و آنها را از راستی آنچه تو آورده‌‌ای آگاه می‌‌کردند، و تمام پیشنهادهای آنها را یکجا می‌‌آوردیم و آن را مشاهده می‌‌کردند، به آنچه آورده‌‌ای ایمان نمی‌‌آورند، مگر کسانی از میان آنها که الله هدایت را برای‌‌شان می‌‌خواست، و اما بیشتر آنها نسبت به این امر جاهل هستند، پس به‌‌سوی الله پناه نمی‌‌برند تا آنها را به هدایت توفیق دهد.

﴿وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُون [الأنعام: ١١٢]

١١٢ و همان‌‌گونه که تو را با دشمنی این مشرکان آزمودیم، تمام پیامبران پیش از تو را نیز آزموده‌‌ایم، چنان‌‌که برای هر یک از آنها، دشمنانی از انسان‌‌های سرکش، و دشمنانی از جن‌‌های سرکش قرار دادیم، که بعضی از آنها بعضی دیگر را وسوسه می‌‌کنند و باطل را برای‌‌شان می‌‌آرایند تا آنها را بفریبند، و اگر الله می‌‌خواست که این کار را انجام ندهند چنین نمی‌‌کردند، اما او تعالی این آزمایش را برای‌‌شان خواست، پس آنها را با کفر و باطلی که به دروغ می‌‌بافند رها کن، و از آنها نَرَنج.

﴿وَلِتَصْغَى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُواْ مَا هُم مُّقْتَرِفُون [الأنعام: ١١٣]

١١٣ و برای اینکه دل‌‌های کسانی‌‌که به آخرت ایمان نمی‌‌آورند، به‌‌سوی وسوسه‌‌هایی که بعضی از آنها بر بعضی دیگر وسوسه می‌‌کنند بگراید، و آن را برای خویش بپذیرند و به آن راضی شوند، و برای اینکه معاصی و گناهانی که انجام می‌‌دهند کسب کنند.

﴿أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِين [الأنعام: ١١٤]

١١٤ - ای رسول- به این مشرکان که غیر الله را همراه او تعالی عبادت می‌‌کنند بگو: آیا عاقلانه است که داوری غیر الله را میان خودم و شما بپذیرم؟ درحالی‌‌که الله همان ذاتی است که قرآن را روشنگر و جامع همه‌‌چیز بر شما فرو فرستاده است، و یهودیان که تورات را به آنها دادیم، و نصاری که انجیل را به آنها دادیم، می‌‌دانند قرآن که بر تو نازل شده، مشتمل بر حق است، زیرا دلیل این امر را در کتاب‌‌های‌‌شان دیده‌‌اند، پس در آنچه که به تو وحی کردیم، از تردیدکنندگان مباش.

﴿وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم [الأنعام: ١١٥]

١١٥ قرآن در اقوال و اخبار به نهایت راستی رسیده است، و هیچ تغییردهنده‌‌ای برای کلماتش نیست، و او تعالی سخنان بندگانش را می‌‌شنود، و از آن آگاه است، چنان‌‌که ذره‌‌ای از سخنان‌‌شان بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی هرکس را که در تبدیل کلماتش می‌‌کوشد مجازات خواهد کرد.

﴿وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُون [الأنعام: ١١٦]

١١٦ و –ای رسول- اگر به فرض از بیشتر مردم روی زمین اطاعت کنی تو را از دین الله گمراه می‌‌سازند، زیرا سنت الله بر این امر جاری شده است که حق همراه اقلیت باشد، پس بیشتر مردم فقط از ظنی که هیچ مستندی ندارد پیروی می‌‌کنند؛ چون ادعا کردند که معبودهای‌‌شان آنها را هرچه بیشتر به الله نزدیک می‌‌کند، درحالی‌‌که در این مورد دروغ می‌‌گفتند.

﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِين [الأنعام: ١١٧]

١١٧ - ای رسول- همانا پروردگارت به حال مردمی که از راه او منحرف می‌‌شوند، و نیز به حال مردمی که به آن هدایت می‌‌یابند آگاه‌‌تر است، و ذره‌‌ای از این امر بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿فَكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِين [الأنعام: ١١٨]

١١٨ پس –ای مردم- از آنچه که هنگام ذبح، نام الله بر آن برده شده است بخورید، اگر واقعاً به براهین آشکار او تعالی ایمان دارید.

برخی فواید آیات:

بزرگترین هدف بنده، پیروی از حق است، که آن را از طریق روش‌‌هایی که الله روشن ساخته است می‌‌جوید، و به آن عمل می‌‌کند، و در پیروی از حق به یاری پروردگارش امیدوار است، و به نفس و نیرو و توان خویش تکیه نمی‌‌کند.

از انصاف قرآن کریم در برابر اقلیت مؤمن دنیا این است که جهل و گمراهی را به اکثر مردم نسبت داد.

یکی از سنت‌‌های الله تعالی در آفرینش، ظهور دشمنان انسانی و جنی برای پیامبران‌‌ﻹ‌‌ و پیروان‌‌شان است؛ زیرا حق با ضد خود یعنی باطل شناخته می‌‌شود.

اخبار قرآن کریم، راست و احکامش عادلانه است، چنانکه هیچ یک از اخبارش مخالف واقع نیست، و هیچ یک از احکامش با حقیقت مخالفت ندارد.|

﴿وَمَا لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُواْ مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ وَإِنَّ كَثِيرًا لَّيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِم بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِين [الأنعام: ١١٩]

١١٩- ای مؤمنان- چه‌‌چیز مانع شما می‌‌شود از اینکه از آنچه نام الله بر آن برده شده است بخورید، درحالی‌‌که الله آنچه را برای شما حرام کرد برای‌‌تان روشن ساخته است، پس بر شما واجب است که از آنها دست بکشید، مگر اینکه ضرورت شما را به آن بکشاند، زیرا ضرورت ممنوع را مباح می‌‌گرداند. و همانا بسیاری از مشرکان به‌‌سبب آرای فاسد خویش، پیروان‌‌شان را از روی نادانی، از حق دور می‌‌سازند، چون مردار و و سایر چیزهای را که الله بر آنها حرام گردانیده است حلال می‌‌کنند، و بحیره و وصیله و حامی و چیزهای دیگری را که الله برای‌‌شان حلال گردانیده است حرام می‌‌کنند، - ای رسول- همانا پروردگار تو به حال متجاوزان از حدود الله آگاه‌‌تر است، و به‌‌زودی آنها را به خاطر تجاوز از حدودش مجازات خواهد کرد.

﴿وَذَرُواْ ظَاهِرَ الإِثْمِ وَبَاطِنَهُ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِمَا كَانُواْ يَقْتَرِفُون [الأنعام: ١٢٠]

١٢٠ و –ای مردم- از ارتکاب گناهان در آشکار و نهان دست بکشید، همانا کسانی‌‌که در نهان یا آشکارا مرتکب گناهان می‌‌شوند، به زودی الله آنها را در قبال آنچه که کسب کرد‌‌ه‌‌اند مجازات خواهد کرد.

﴿وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُون [الأنعام: ١٢١]

١٢١ و –ای مسلمانان- از آنچه که نام الله بر آن برده نشده است نخورید، چه اسم غیر او تعالی بر آن برده شده باشد یا نه، و به‌‌راستی که خوردن از آن، خروج از طاعت الله به‌‌سوی نافرمانی اوست، و همانا شیاطین با افکندن شبهات به‌‌سوی دوستان‌‌شان وسوسه می‌‌کنند تا در خوردن مردار با شما مجادله کنند، و –ای مسلمانان- اگر در شبهاتی که – برای اباحۀ مردار- القا می‌‌کنند از آنها اطاعت کنید، با آنها در شرک یکسان خواهید بود.

﴿أَوَمَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُون [الأنعام: ١٢٢]

١٢٢ آیا کسی‌‌که قبل از اینکه الله او را هدایت کند- به‌‌سبب کفر و نادانی و گناهانی که در آن قرار داشت- مرده بود، سپس او را با هدایت به ایمان و علم و طاعت زنده گردانیدیم- یکسان است با کسی که در تاریکی‌‌های کفر و نادانی و گناهان قرار دارد و نمی‌‌تواند از آنها خارج شود، و راه‌‌ها بر او مشتبه شده، و مسیرها بر او تاریک گشته است؟! همان‌‌گونه که شرک و خوردن مردار و جدال به باطل این مشرکان بر آنها آراسته شده است، گناهانی که کافران نیز انجام می‌‌دادند برای‌‌شان آراسته شده است تا به خاطر آن در روز قیامت با عذاب دردآوری مجازات شوند.

﴿وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَابِرَ مُجَرِمِيهَا لِيَمْكُرُواْ فِيهَا وَمَا يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُون [الأنعام: ١٢٣]

١٢٣ و همانند کار مشرکان بزرگ مکه که از راه الله بازداشتند، در هر قریه‌‌ای رؤسا و بزرگانی گماشتیم که مکر و نیرنگ‌‌شان را در دعوت به راه شیطان و جنگ با رسولان و پیروان‌‌شان به کار می‌‌گیرند، و در واقع مکر و نیرنگ‌‌شان فقط به خودشان بازمی‌‌گردد، اما آنها به‌‌سبب نادانی و پیروی از هوس‌‌های‌‌شان این امر را احساس نمی‌‌کنند.

﴿وَإِذَا جَاءتْهُمْ آيَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِيَ رُسُلُ اللّهِ اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ يَمْكُرُون [الأنعام: ١٢٤]

١٢٤ و هرگاه یکی از آیاتی که الله بر پیامبرش‌‌ج‌‌ نازل می‌‌کند نزد بزرگان کفار آمد، گفتند: هرگز ایمان نمی‌‌آوریم مگر زمانی‌‌که الله مثل نبوت و رسالتی که به پیامبران داده است به ما هم بدهد.اما الله این‌‌گونه به آنها پاسخ داد که او تعالی بهتر می‌‌داند چه کسی شایستگی رسالت و تحمّل سختی‌‌های آن را دارد، پس نبوت و رسالت را به او اختصاص می‌‌دهد. به‌‌زودی این سرکشان به‌‌سبب گردنکشی‌‌ بر حق، به ذلت و تحقیر، و به‌‌سبب مکرشان به عذاب سختی گرفتار می‌‌شوند.

برخی فواید آیات:

اصل در اشیا و خوراکی‌‌ها اباحت است، و اینکه تا زمانی‌‌که شریعت به تحریم شئ یا طعامی حکم نداده است، آن چیز بر اباحت باقی است.

هرکس در دین سخنی بگوید که نمی‌‌داند، یا مردم را به چیزی فراخواند که نمی‌‌داند آن چیز حق است یا باطل، تجاوزگر و ستمکار بر خویشتن و مردم است، و چنین است حال کسی‌‌که بدون داشتن صلاحیت افتاء، فتوا می‌‌دهد.

منفعت مؤمن، به خودش محدود نمی‌‌شود، بلکه به سایر مردم نیز سرایت می‌‌کند.|

﴿فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاء كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُون [الأنعام: ١٢٥]

١٢٥ پس الله هرکس را که بخواهد به راه هدایت توفیق دهد، سینه‌‌اش را می‌‌گشاید و برای پذیرش اسلام آماده می‌‌سازد، و هرکس را بخواهد یاری نکند و به راه هدایت توفیق ندهد، سینه‌‌اش را در برابر پذیرش حق بسیار تنگ می‌‌گرداند، به گونه‌‌ای که ورود حق به قلب او، مانند دشواری بالارفتن او به آسمان و ناتوانی او از این کار، برای ‌‌شخص دشوار می‌‌گردد، و همان‌‌گونه که الله، حال این گمراه را در این تنگنای شدید قرار داده است، این عذاب را بر کسانی‌‌که به او ایمان نمی‌‌آورند نیز قرار می‌‌دهد.

﴿وَهَـذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُون [الأنعام: ١٢٦]

١٢٦ و –ای رسول- این دین که برای تو تشریع کردیم، همان راه مستقیم الله است که هیچ کجی و انحرافی در آن نیست، به‌‌راستی که آیات را برای کسی‌‌که بینش و درکی دارد که با آن پند و اندرزهای الله را می‌‌پذیرد، بیان کرده‌‌ایم.

﴿* لَهُمْ دَارُ السَّلاَمِ عِندَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُمْ بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُون [الأنعام: ١٢٧]

١٢٧ برای آنها سرایی است که در آن از هر امر ناگواری در سلامت هستند که آن سرا، بهشت است، و به پاداش اعمال صالحی که انجام می‌‌دادند، الله یاور و مؤید آنها است.

﴿وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَامَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَليم [الأنعام: ١٢٨]

١٢٨ و –ای رسول- به یاد آور روزی را که الله دو گروه انسان‌‌ها و جن‌‌ها را گرد می‌‌آورد، سپس می‌‌فرماید: ای گروه جن‌‌ها، شما انسان‌‌ها را بسیار گمراه ساختید و از راه الله بازداشتید، و انسان‌‌های پیرو آنها در پاسخ پروردگارشان می‌‌گویند: پروردگارا، هر یک از ما از دیگری بهره‌‌برداری کرد، چنان‌‌که جنی با فرمان‌‌برداری انسی از او بهره‌‌برداری کرد، و انسی با رسیدن به شهواتش بهره‌‌برداری کرد، و به زمانی‌‌که برایمان معین کردی، یعنی روز قیامت، رسیدیم، الله می‌‌فرماید: آتش قرارگاه شماست که در آن برای همیشه می‌‌مانید مگر مدت‌‌زمانی را که الله میان برانگیخته‌‌شدن شما از قبرهای‌‌تان تا سرانجام شما به جهنم خواست، که الله این مدت را از جاودانگی شما در آتش استثنا کرده است، - ای رسول- همانا پروردگار تو در تقدیر و تدبیرش بسیار دانا، و از بندگانش آگاه است، و می‌‌داند چه کسانی از آنها سزاوار عذاب هستند.

﴿وَكَذَلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضًا بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُون [الأنعام: ١٢٩]

١٢٩ و همان‌‌گونه که جنیان سرکش را بر برخی مردم گماردیم و مسلط کردیم تا آنها را گمراه سازند، برای هر ستمگری، ستمگری دیگر را می‌‌گماریم تا او را به‌‌سوی شر تشویق و تحریک کند، و از خیر متنفر سازد و بازدارد؛ این جزای گناهانی است که انجام می‌‌دادند.

﴿يَامَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَـذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَى أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِين [الأنعام: ١٣٠]

١٣٠ و روز قیامت به آنها می‌‌گوییم: ای گروه انسان‌‌ها و جن‌‌ها، آیا رسولانی از جنس خودتان – که انسان بودند- نزدتان نیامدند که آنچه را الله بر آنها نازل کرده است بر شما بخوانند، و از دیدار این روزتان که روز قیامت است شما را بترسانند؟ گفتند: آری، امروز به زیان خود اقرار کردیم که رسولان تو به ما ابلاغ کرده‌‌اند، و به دیدار این روز اقرار کردیم، اما رسولانت و دیدار این روز را تکذیب کردیم. و زندگی دنیا با زینت و زیورها و نعمت‌‌های فانی‌‌اش آنها را فریفت، و به زیان خویش اقرار کردند که در دنیا به الله و رسولانش کافر بودند، و این اقرار و ایمان به دلیل سپری‌‌شدن وقتش، هیچ سودی به آن‌‌ها نخواهد رساند.

برخی فواید آیات:

گمراهی و هدایت از جانب الله تعالی است، یعنی هدایت و گمراهی را ایجاد می‌‌کند، و پس از ارادۀ الله، بنده است که آن را انتخاب می‌‌کند.

دوستی الله با مؤمنان بر اساس اعمال صالح آنها است، یعنی هر اندازه که بر اعمال صالح آنها افزوده شود دوستی او تعالی با آنها نیز بیشتر می‌‌شود و عکس این قضیه نیز صادق است.

یکی از سنت‌‌های الله تعالی این است که برای هر ستمگری، ستمگری مثل خودش می‌‌گمارد، که او را به‌‌سوی شر می‌‌کشاند و بر این کار تشویق می‌‌کند، و او را از خیر بازمی‌‌دارد و از آن متنفر می‌‌سازد.|

﴿ذَلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُون [الأنعام: ١٣١]

١٣١ این اتمام حجت با فرستادن رسولان به‌‌سوی انسان‌‌ها و جن‌‌ها برای این است که هیچ‌‌کس به‌‌سبب جنایتی که مرتکب می‌‌شود، قبل از اینکه رسولی به‌‌سوی او فرستاده شود و دعوتی به او رسیده باشد مجازات نشود، زیرا هیچ‌‌یک از امت‌‌ها را عذاب نکرده‌‌ایم مگر پس از اینکه رسولان را به‌‌سوی آنها فرستادیم.

﴿وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُون [الأنعام: ١٣٢]

١٣٢ و هر یک از آنها به حسب اعمال‌‌شان درجاتی دارند، پس کسی‌‌که شر زیادی انجام می‌‌دهد با کسی‌‌که شر کمی انجام می‌‌دهد، و همچنین تابع با متبوع یکسان نیستند، چنان‌‌که پاداش تمام کسانی‌‌که اعمال صالح انجام می‌‌دهند با هم یکسان نیست، و پروردگارت از آنچه که آنها انجام می‌‌دادند غافل نیست، بلکه از آن آگاه است، و ذره‌‌ای از آن بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا خواهد داد.

﴿وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاء كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِين [الأنعام: ١٣٣]

١٣٣ و –ای رسول- پروردگارت همان ذات بی‌‌نیاز از بندگانش است، که نه به آنها نیاز دارد، و نه به عبادت‌‌شان؛ و کفر آنها به او زیانی نمی‌‌رساند، و با وجود اینکه از آنها بی‌‌نیاز است نسبت به آنها مهربان است.- ای بندگان نافرمان- اگر نابودی شما را بخواهد به عذابی از جانب خودش شما را از بین می‌‌برد، و پس از نابودی شما، هر یک از کسانی را ‌‌که به او ایمان می‌‌آورند و از او فرمان‌‌برداری می‌‌کنند و بخواهد به وجود می‌‌آورد، همان‌‌گونه که شما را از نسل مردم دیگری که قبل از شما بودند آفرید.

﴿إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِين [الأنعام: ١٣٤]

١٣٤- ای کافران- به‌‌طور قطع، برانگیختن و زنده‌‌شدن مردگان و حسابرسی و عذاب که به آن وعده داده می‌‌شوید آمدنی است، نمی‌‌توانید از چنگ پروردگارتان بگریزید، زیرا او موی جلوی سر شما را می‌‌گیرد و به عذابش گرفتار می‌‌سازد.

﴿قُلْ يَاقَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدِّارِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُون [الأنعام: ١٣٥]

١٣٥- ای رسول- بگو: ای قوم من، بر راه‌‌تان و کفر و گمراهی‌‌ای که بر آن هستید استوار باشید؛ زیرا با ابلاغ آشکار، حجت را بر شما عرضه و تمام کردم، پس به کفر و گمراهی شما اهمیتی نمی‌‌دهم، بلکه بر حقی که هستم پایداری خواهم کرد، پس به‌‌زودی خواهید دانست که پیروزی در دنیا برای چه کسی است، و چه کسی زمین را به ارث می‌‌برد، و سرای آخرت برای چه کسی است، همانا مشرکان نه در دنیا رستگار می‌‌شوند و نه در آخرت، بلکه سرانجام آنها زیان است، هر چند به نعمت‌‌های دنیا بهره‌‌مند گردند.

﴿وَجَعَلُواْ لِلّهِ مِمِّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُواْ هَـذَا لِلّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَـذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلاَ يَصِلُ إِلَى اللّهِ وَمَا كَانَ لِلّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَائِهِمْ سَاء مَا يَحْكُمُون [الأنعام: ١٣٦]

١٣٦ و مشرکان امر تازه‌‌ای برای الله ساختند به این نحو که سهمی از کشت‌‌ها و دام‌‌هایی که او تعالی آفریده است برای الله قرار دادند، و ادعا کردند که برای الله است، و سهمی دیگر را برای بت‌‌‌‌ها و تمثال‌‌های‌‌شان قرار دادند، با این وجود، سهمی که برای شریکان‌‌شان اختصاص دادند به مصارفی که الله به هزینه در آنها حکم داده است مانند فقرا و مساکین نمی‌‌رسد، و سهمی را که برای الله اختصاص دادند به شریکان آنها، یعنی بت‌‌ها می‌‌رسد و در مصالح آنها هزینه می‌‌شود؛ چه بد است حکم و تقسیم آنها.

﴿وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُواْ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُون [الأنعام: ١٣٧]

١٣٧ و شیطان همان‌‌گونه که این حکم ستمکارانه را برای‌‌شان آراست، برای بسیاری از مشرکان، شریکان شیاطینِ آنها برای‌‌شان آراستند که فرزندان‌‌شان را از ترس فقر بکشند؛ تا آنها را با انداختن در قتل نفس که الله قتل آن را جز به حق حرام کرده است نابود کنند، و دین‌‌شان را بر آنها مشتبه سازند تا ندانند چه چیزی مشروع و چه چیزی نامشروع است، و اگر الله می‌‌خواست آنها این کار را انجام ندهند چنین نمی‌‌کردند، اما این کار را از روی حکمتی فراگیر خواسته است. پس –ای رسول- این مشرکان را با افترای دروغ‌‌شان که به الله بستند واگذار؛ زیرا این کار زیانی به تو نمی‌‌رساند، و کارشان را به الله واگذار.

برخی فواید آیات:

تفاوت مراتب مردم در عمل به گناهان و طاعات، موجب تفاوت مراتب آنها در درجات عذاب و ثواب می‌‌شود.

الله مشرکان را به هفت صفت سرزنش فرموده است؛ این صفات بدین قرار است: خسران، سفاهت (کم‌‌عقلی)، عدم علم، تحریم روزی‌‌هایی‌‌که برایشان ارزانی داشته است، افترا بر الله، گمراهی و هدایت‌‌نیافتن. هر یک از این امور هفت‌‌گانه، برای سرزنش کافی است.

پیروی از شیطان، موجب انحراف فطرت می‌‌شود تا آنجا که به نیکو شمردن کار زشت مانند کشتن فرزندان و برابر دانستن بت‌‌‌‌های‌‌شان با الله تعالی منجر می‌‌شود.|

﴿وَقَالُواْ هَـذِهِ أَنْعَامٌ وَحَرْثٌ حِجْرٌ لاَّ يَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَامٌ لاَّ يَذْكُرُونَ اسْمَ اللّهِ عَلَيْهَا افْتِرَاء عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُواْ يَفْتَرُون [الأنعام: ١٣٨]

١٣٨ و مشرکان گفتند: این دام‌‌ها و کشتزارها ممنوعه هستند که هیچ‌‌کس از آنها نباید‌‌ بخورد مگر -به ادعا و افترای آنها- بعضی خادمان بت‌‌ها و دیگر کسانی که آنها بخواهند، و گفتند: پشت این دام‌‌ها حرام شده است؛ یعنی کسی سوار آنها نمی‌‌شود و باری بر پشت آنها حمل نمی‌‌شود. این دام‌‌ها بحیره و سائبه و حامی بودند، و اینها حیواناتی هستند که هنگام ذبح آنها، نام الله را نمی‌‌بردند، بلکه آنها را فقط به نام بت‌‌‌‌های‌‌شان ذبح می‌‌کردند؛ تمام این امور را با دروغ بر الله که این کارها از جانب اوست، مرتکب می‌‌شدند. به‌‌زودی الله به‌‌سبب آنچه که بر او تعالی افترا می‌‌بستند آنها را به عذابش مجازات خواهد کرد.

﴿وَقَالُواْ مَا فِي بُطُونِ هَـذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَّيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاء سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حِكِيمٌ عَلِيم [الأنعام: ١٣٩]

١٣٩ و گفتند: در شکم‌‌های این سائبه‌‌ها و بحیره‌‌ها، حمل‌‌هایی هستند که اگر زنده متولد شوند بر مردان ما حلال، و بر زنان ما حرام هستند، و اگر مرده متولد شوند مردان و زنان ما در آنها شریک هستند. به‌‌زودی الله تعالی آنها را به خاطر این سخن‌‌شان به مجازاتی متناسب با جرمشان مجازات خواهد کرد، به‌‌راستی که او در تشریع و تدبیر خویش در امور مخلوقاتش بسیار دانا، و از آنها آگاه است.

﴿قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُواْ أَوْلاَدَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُواْ مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاء عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّواْ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِين [الأنعام: ١٤٠]

١٤٠ کسانی‌‌که فرزندان‌‌شان را از روی سبک‌‌سری و نادانی کشتند، و دام‌‌هایی را که الله به آنها روزی داده بود حرام کردند و این کار را به دروغ به الله نسبت دادند به سختی نابود شده‌‌اند، آنها از راه مستقیم دور شده‌‌اند، و به آن هدایت نیافته‌‌اند.

﴿* وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ جَنَّاتٍ مَّعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُتَشَابِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُواْ مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِين [الأنعام: ١٤١]

١٤١ و الله سبحانه همان ذاتی است که باغ‌‌هایی گسترده بر روی زمین بدون ساقه، و برافراشته بر آن با ساقه آفرید، و او ذاتی است که درخت خرما را آفرید، و کشتزارها را که شکل و طعم میوه‌‌های‌‌شان مختلف است آفرید، و همان ذاتی است که زیتون و انار را که برگ‌‌هایی شبیه به هم اما طعمی متفاوت دارند آفرید، - ای مردم- از میوۀ آن وقتی به ثمر نشست بخورید، و در روز جمع‌‌آوری آن زکاتش را بدهید، و در خوردن و انفاق از حدود شرعی نگذرید، زیرا الله کسانی را که از حدود او تعالی در خوردن و انفاق و سایر موارد می‌‌گذرند دوست ندارد، بلکه بر آنها خشم می‌‌گیرد، همانا ذاتی که تمام این موارد را آفرید، همان ذاتی است که آنها را بر بندگانش مباح کرد، پس مشرکان نمی‌‌توانند آنها را حرام کنند.

﴿وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِين [الأنعام: ١٤٢]

١٤٢ و او ذاتی است که دامهایی برای‌‌تان آفرید که برخی از آنها مانند شتران بزرگ قابلیت باربری دارند و برخی از آنها مانند شتران کوچک و گوسفندان این قابلیت را ندارند، - ای مردم- از از این اشیا که الله به شما روزی داده است و برای‌‌تان مباح کرده است بخورید، و همانند مشرکان در تحلیل حرام‌‌های الهی و تحریم حلال‌‌های الهی، از گام‌‌های شیطان پیروی نکنید، - ای مردم- همانا شیطان دشمن آشکاری برای شماست؛ چون از شما می‌‌خواهد که با این کار از الله نافرمانی کنید.

برخی فواید آیات:

سبب تحریم آنچه الله حلال گردانیده، و تحلیل آنچه الله حرام گردانیده، هوا و هوس‌‌ است.

وجوب زکات در محصولات کشاورزی و میوه‌‌ها هنگام جمع‌‌آوری آنها، با جواز خوردن از آنها قبل از اخراج زکاتش، که این مقدار از زکات به شمار نمی‌‌رود.

بهره‌‌بردن از خوراکی‌‌های پاکیزه و حلال بدون اسراف و تجاوز از حد در خوردن و انفاق.|

﴿ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ نَبِّؤُونِي بِعِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [الأنعام: ١٤٣]

١٤٣ و هشت صنف برای‌‌تان آفرید؛ از میش دو تا: نر و ماده، و از بز دو تا، - ای رسول- به مشرکان- بگو: آیا الله نرهای این دو صنف را به علت نر بودن حرام کرده است؟ پس اگر گفتند: بله، به آنها بگو: چرا شما ماده‌‌ها را حرام می‌‌کنید؟ آیا او تعالی ماده‌‌های این دو صنف را به علت ماده‌‌ بودن حرام کرده است؟ اگر گفتند: بله، به آنها بگو: چرا نرها را حرام می‌‌کنید؟ یا او تعالی آنچه را که رحم‌‌های ماده‌‌های این دو صنف دربردارد به علت اینکه رحم، آنها را دربردارد حرام کرده است؟ اگر گفتند: بله، به آنها بگو: پس چرا گاهی با تحریم نرها و گاهی با تحریم ماده‌‌ها، میان حمل‌‌هایی که رحم‌‌ها دربردارند تفاوت می‌‌گذارید، - ای مشرکان- اگر در این ادعا که تحریم این موارد از جانب الله است راست می‌‌گویید، مرا از سند علم صحیحی که به آن استناد می‌‌کنید، آگاه سازید؟!

﴿وَمِنَ الإِبْلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ وَصَّاكُمُ اللّهُ بِهَـذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين [الأنعام: ١٤٤]

١٤٤ و سایر اصناف هشت‌‌گانه از این قرار است: دو تا شتر، دو تا گاو، - ای رسول- به مشرکان بگو: آیا الله مواردی از آنها را به خاطر نربودن، یا ماده‌‌بودن یا اینکه رحم، آنها را دربردارد حرام کرده است؟ یا –ای مشرکان- به ادعای خودتان- هنگامی که الله به تحریم آنچه از این دام‌‌ها که حرام می‌‌دانید شما را سفارش کرد- حاضر بودید-؟! پس هیچ‌‌کس ستمکارتر، و جنایتکارتر از کسی نیست که بر الله افترا می‌‌زند، یعنی تحریم آنچه را که حرام نکرده است به او نسبت می‌‌دهد؛ تا بدون هیچ دلیلی مردم را از راه راست گمراه سازد، همانا الله کسانی را که با افترای دروغ بر او تعالی ستم کردند، به هدایت توفیق نمی‌‌دهد.

﴿قُل لاَّ أَجِدُ فِي مَا أُوْحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّمًا عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَّحِيم [الأنعام: ١٤٥]

١٤٥ - ای رسول- بگو در آنچه الله بر من نازل کرده است، چیز حرامی نمی‌‌بینم مگر آنچه که بدون ذبح شرعی مرده باشد، یا خون ریخته‌‌شده‌‌ای باشد، یا گوشت خوک باشد که نجس و حرام است، یا از مواردی باشد که بر غیر نام الله ذبح شده باشد مانند حیواناتی که بر بت‌‌های‌‌شان ذبح شده است، پس هرکس به‌‌سبب گرسنگی شدید، ضرورت او را به خوردن این محرمات بکشاند به شرط آن‌‌که نخواهد از خوردن آنها لذت ببرد، و از حد ضرورت نگذرد گناهی در این مورد بر او نیست، - ای رسول- همانا پروردگار تو نسبت به مضطری که اگر از این موارد بخورد بسیار آمرزنده و مهربان است.

الله تعالی پس از بیان مواردی که بر امت اسلام حرام کرده است، مواردی را که بر یهودیان حرام کرده بود بیان فرمود؛ تا روشن سازد مشرکان در مورد حیواناتی که آنها را حرام کردند بر وحی الهی استناد نکرده بودند، بلکه فقط دیکته‌‌کردن شیطان را در این مورد پیروی می‌‌کردند:

﴿وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ وِإِنَّا لَصَادِقُون [الأنعام: ١٤٦]

١٤٦ و بر یهودیان آنچه را که انگشتان‌‌شان از هم جدا نیست مانند شتر و نعام (شترمرغ) را حرام گردانیدیم، و پیه‌‌های گاو و گوسفند را بر آنها حرام کردیم به استثنای پیه‌‌هایی که بر پشت آن دو چسبیده است، یا روده‌‌ها در بردارند، یا به استخوانی مانند دنبه و پهلو درآمیخته است، و آنها را به سزای ستم‌‌شان با تحریم این چیزها مجازات کردیم، و همانا ما در تمام آنچه خبر می‌‌دهیم راستگو هستیم.

برخی فواید آیات:

این آیات، بر اثبات مناظره در مسائل علمی و اثبات قول با نظر و قیاس دلالت دارد.

وحی و آنچه از آن استنباط می‌‌شود، تنها راه شناخت حلال و حرام است.

هر کس در یکی از مسایل دینی فتوا دهد بدون اینکه ظن غالب بر صحت قولش داشته باشد، در واقع مرتکب ستم شده است.

یکی از رحمات الله به بندگانش، اجازه دادن به آنها در خوردن خوراکی‌‌های حرام هنگام اضطرار است.|

﴿فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِين [الأنعام: ١٤٧]

١٤٧ پس –ای رسول- اگر تو را تکذیب کردند و آنچه از جانب پروردگارت آورده‌‌ای تصدیق نکردند، برای تشویق آنها بگو: پروردگارتان دارای رحمتی گسترده است، و از جمله رحمت او بر شما این است که به شما مهلت می‌‌دهد، و در عذاب شما تعجیل نمی‌‌کند، و برای تحذیرشان به آنها بگو: همانا عذاب او تعالی از مردمی که مرتکب معاصی و گناهان می‌‌شوند بازگردانده نمی‌‌شود.

﴿سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلاَ آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم حَتَّى ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إَلاَّ تَخْرُصُون [الأنعام: ١٤٨]

١٤٨ مشرکان به‌‌زودی با استدلال به اراده و تقدیر الله برای اثبات صحت شریک ‌‌قراردادن‌‌شان به الله خواهند گفت: اگر الله می‌‌خواست که ما و پدرانمان به الله شرک نورزیم به او شرک نمی‌‌ورزیدیم، و اگر الله می‌‌خواست که آنچه را بر خودمان حرام کرده‌‌ایم حرام نکنیم، آن را حرام نمی‌‌کردیم. و مانند این دلیل باطل‌‌شان، کسانی‌‌که قبل از شما بودند این‌‌گونه رسولان‌‌شان را تکذیب کردند که گفتند: اگر الله می‌‌خواست که آنها را تکذیب نکنیم، آنها را تکذیب نمی‌‌کردیم، و بر این تکذیب ادامه دادند تا عذابمان را که بر آنها فرو فرستادیم چشیدند. - ای رسول- به این مشرکان بگو: آیا دلیلی دارید که دلالت کند الله به شما رضایت داده است که به او شرک آورید و آنچه را حرام گردانیده است حلال کنید و آنچه را حلال گردانیده است حرام کنید؟ زیرا صِرفِ وقوع این کار از جانب شما، دلیلی بر رضایت او تعالی از شما نیست، همانا شما در این مورد فقط از ظن پیروی می‌‌کنید، درحالی‌‌که ظن ذره‌‌ای از حق بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد، و شما فقط دروغ می‌‌گویید.

﴿قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِين [الأنعام: ١٤٩]

١٤٩- ای رسول- به مشرکان بگو: اگر دلیلی جز این دلایل واهی ندارید، همانا الله دلیل قاطعی دارد که عذرها و شبهات شما را باطل می‌‌کند، پس –ای مشرکان- اگر الله توفیق همگی شما به حق را می‌‌خواست به‌‌طور قطع این توفیق را به شما می‌‌بخشید.

﴿قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللّهَ حَرَّمَ هَـذَا فَإِن شَهِدُواْ فَلاَ تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَهُم بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُون [الأنعام: ١٥٠]

١٥٠- ای رسول- به این مشرکان که حلال‌‌های الله را حرام می‌‌کنند، و ادعا دارند که الله آنها را حرام کرده است، بگو: گواهان‌‌تان را که گواهی می‌‌دهند این اشیاء را که شما حرام کردید الله حرام گردانیده است، حاضر کنید، پس –ای رسول- اگر بدون دانشی بر اینکه الله آنها را حرام گردانیده است گواهی دادند، شهادت‌‌شان را تصدیق نکن؛ زیرا گواهی به ناحق است، و از هوس‌‌های کسانی‌‌که هوس‌‌های‌‌شان را حاکم قرار دادند پیروی نکن، به‌‌راستی که آنها آیات ما را تکذیب کردند چون آنچه را که الله حلال گردانیده بود حرام کردند، و از کسانی‌‌که به آخرت ایمان ندارند و به پروردگارشان شرک می‌‌آورند و دیگران را با او یکسان قرار می‌‌دهند پیروی نکن، و کسی‌‌که چنین تعاملی با پروردگارش داشته باشد چگونه پیروی می‌‌شود؟!

﴿* قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون [الأنعام: ١٥١]

١٥١- ای رسول- به مردم بگو: بیایید تا آنچه را الله حرام گردانیده است برای‌‌تان بخوانم، بر شما حرام گردانیده است که چیزی از مخلوقاتش را با او شریک قرار دهید، و اینکه از پدر و مادرهای‌‌تان نافرمانی کنید، بلکه نیکی به آنها بر شما واجب است، و اینکه فرزندان‌‌تان را به‌‌سبب فقر نکشید، آن‌‌گونه که مردم جاهلیت انجام می‌‌دادند، ما شما و آنها را روزی می‌‌دهیم، و بر شما حرام گردانیده است که به کارهای زشت، چه آشکار باشد و چه پنهانی، نزدیک شوید، و نفسی را که الله حرام گردانیده است جز به حق مانند زنا بعد از ازدواج، و ارتداد پس از اسلام نکشید، شما را به این موارد سفارش کرده است باشد که در اوامر و نواهی الله بیندیشید.

برخی فواید آیات:

پرهیز از جرایمی که منجر به عذاب الله می‌‌شود؛ زیرا عذاب او از قوم جنایتکار، آن‌‌گاه که اراده کند بازنمی‌‌گردد.

اعتراض به قضا و قدر پس از اینکه الله تعالی به هر مخلوقی قدرت و اراده‌‌ای داد که با آن توان انجام آنچه را به آن مکلف شده است می‌‌یابد، ستم محض و دشمنی صِرف است.

آیات فوق بر این امر دلالت دارند که انجام اوامر الله توسط بنده، بر اساس عقل اوست.

نهی از نزدیک‌‌شدن به کارهای زشت، از نهی از انجام آن کامل‌‌تر است؛ زیرا دربردارندۀ نهی از مقدمات و وسائل این امور است که به آن منجر می‌‌شود.|

﴿وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُون [الأنعام: ١٥٢]

١٥٢ بر شما حرام کرده است که به مال یتیم- کسی‌‌که قبل از بلوغ، پدرش را از دست داده است- تعرض کنید مگر به آنچه که صلاح و نفع او در آن باشد و باعث افزایش مالش شود تا به سن بلوغ برسد و رشد در او یافت شود. و کم‌‌پیمودن در پیمانه و ترازو را بر شما حرام کرده است، بلکه عدالت در گرفتن و پرداخت در خرید و فروش بر شما واجب است، هیچ‌‌کس را جز به اندازه توانش مکلف نمی‌‌کنیم، پس در افزایش یا کاهش در پیمانه‌‌ها و غیر آن که پرهیز از آن ممکن نباشد مواخذه‌‌ای نیست، و بر شما حرام گردانیده است که در خبر یا گواهی برای یاری‌‌دادن خویشاوند یا دوست، غیر از حقیقت بگویید، و نقض پیمان الله را اگر با الله یا با سوگند به الله پیمان بستید بر شما حرام کرده است، بلکه بر شما واجب است که به آن وفا کنید، الله شما را به آنچه ذکر شد به تأکید امر کرده است، به امید آن‌‌که سرانجام کارتان را به یاد آورید.

﴿وَأَنَّ هَـذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون [الأنعام: ١٥٣]

١٥٣ و بر شما حرام گردانیده است که از راه‌‌ها و طرق گمراه‌‌کننده پیروی کنید، بلکه پیروی از راه مستقیم الله که هیچ انحرافی ندارد بر شما واجب است، و راه‌‌های گمراهی، شما را به پراکندگی و دوری از راه حق می‌‌رساند، این پیروی از راه مستقیم الله همان راهی است که الله شما را به آن سفارش کرده است، به این امید که با اجرای آنچه به‌‌ آن امر کرده و اجتناب از آنچه نهی کرده است، تقوای او تعالی را پیشه کنید.

﴿ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَامًا عَلَى الَّذِيَ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ يُؤْمِنُون [الأنعام: ١٥٤]

١٥٤ بعد از خبردادن به موارد مذکور، خبر می‌‌دهیم که تورات را به موسی÷ عطا کردیم تا به پاداش نیکوکاری او نعمت را کامل کنیم، و بیانی باشد برای هر چیزی‌‌که در دین به آن نیاز است، و دلالتی باشد بر حق، و رحمتی باشد به امید این‌‌که به دیدار پروردگارشان در روز قیامت ایمان بیاورند و با عمل صالح برای آن آماده شوند.

﴿وَهَـذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون [الأنعام: ١٥٥]

١٥٥ و این قرآن کتابی است که آن را مایۀ برکت زیاد فرو فرستادیم، زیرا دربردارندۀ منافع دینی و دنیوی است، پس از آنچه در آن نازل شده است پیروی کنید، و از مخالفت با آن بپرهیزید، باشد که مورد تَرَحُّم قرار گیرید.

﴿أَن تَقُولُواْ إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَى طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِين [الأنعام: ١٥٦]

١٥٦- ای مشرکان عرب- برای اینکه نگویید: همانا الله تورات و انجیل را قبل از ما بر یهود و نصارا فرو فرستاد، و کتابی برای ما نازل نکرده است، درحالی‌‌که ما نمی‌‌توانیم کتاب‌‌های آنها را بخوانیم چون به زبان آنها است، و به زبان ما نیست.

﴿أَوْ تَقُولُواْ لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يَصْدِفُون [الأنعام: ١٥٧]

١٥٧ و برای اینکه نگویید: اگر الله همانند یهود و نصاری کتابی بر ما نازل می‌‌کرد به‌‌طور قطع از آنها استوارتر می‌‌بودیم، کتابی نزدتان آمده است که الله آن را به زبان خودتان بر پیامبرتان محمد‌‌ج‌‌ نازل کرده است، و حجتی آشکار و مایۀ راهنمایی به‌‌سوی حق و رحمتی برای این امت است، پس عذرهای واهی و دلایل باطل نیاورید، و هیچ‌‌کس ستمکارتر از کسی نیست که آیات الله را تکذیب کند و از آنها روی بگرداند، به زودی کسانی را که از آیات ما روی می‌‌گردانند به جزای رویگردانی و اعراض‌‌شان از آیات ما با درآوردن‌‌شان در آتش جهنم، به عذاب سختی مجازات خواهیم کرد.

برخی فواید آیات:

تصرف در مال یتیم جز در حدود مصلحتش جایز نیست، و اینکه مال یتیم فقط پس از رسیدنش به رشد به او تحویل داده می‌‌شود.

راه‌‌های گمراهی زیاد است، و فقط راه الله است که به رهایی از عذاب منجر می‌‌شود.

پیروی علمی و عملی از قرآن کریم، بزرگترین سبب رسیدن به رحمت الله است.|

﴿هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُون [الأنعام: ١٥٨]

١٥٨- ای رسول- تکذیب‌‌کنندگان منتظر چیزی نیستند جز اینکه فرشتۀ مرگ و دستیارانش برای قبض ارواح‌‌شان در دنیا نزدشان بیایند، یا پروردگارت در روز داوری در آخرت برای داوری نهایی بین آنها بیاید، یا برخی از نشانه‌‌های پروردگارت که بر قیامت دلالت دارند بیاید، اما در روزی‌‌که برخی از نشانه‌‌های پروردگارت – مانند طلوع خورشید از مغرب- بیاید، ایمان هیچ کافری به او سود نمی‌‌رساند، و عمل هیچ مؤمنی که قبل از آن کار خیری انجام نداده باشد به او سود نمی‌‌رساند، - ای رسول- به این مشرکان تکذیب‌‌کننده بگو: یکی از این امور را انتظار بکشید، ما هم منتظریم.

﴿إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُون [الأنعام: ١٥٩]

١٥٩ همانا یهودیان و مسیحیانی که دین‌‌شان را پراکنده ساختند، یعنی بخشی از آن را گرفتند و بخشی دیگر از آن را رها کردند، و گروه‌‌های مختلفی شدند، - ای رسول- تو مسؤولیتی در مورد آنها نداری، زیرا از گمراهی‌‌ای که بر آن هستند بیزاری، و وظیفه‌‌ای جز انذار آنها نداری، زیرا کارشان به الله واگذار شده است، و او تعالی در روز قیامت آنها را از آنچه که در دنیا انجام می‌‌دادند باخبر می‌‌سازد و جزای اعمال‌‌شان را به آنها می‌‌دهد.

﴿مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ يُظْلَمُون [الأنعام: ١٦٠]

١٦٠ هر مؤمنی که در روز قیامت کار نیکی بیاورد، الله آن را به ده نیکی افزایش می‌‌دهد، و هرکس کار بدی بیاورد فقط به مانند آن از نظر کوچکی و بزرگی مجازات می‌‌شود، نه بیشتر از آن، و در روز قیامت نه با کاستن از ثواب نیکی‌‌های‌‌شان، و نه با افزایش عذاب بدی‌‌های‌‌شان بر آنها ستم نمی‌‌شود.

﴿قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِين [الأنعام: ١٦١]

١٦١ - ای رسول- به این مشرکان تکذیب‌‌کننده بگو: همانا پروردگارم مرا به راه راست که همان راه دینی است که مصالح دنیا و آخرت را برپا می‌‌دارد، یعنی آیین ابراهیم÷، طرفدار حق و کسی‌‌که هرگز از مشرکان نبود، هدایت کرده است.

﴿قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِين [الأنعام: ١٦٢]

١٦٢ - ای رسول- بگو: همانا نماز و ذبح من، برای الله و به نام الله است، نه غیر او، و زندگی و مرگ من، تمام این موارد فقط برای پروردگار مخلوقات است، دیگران هیچ سهمی در آن ندارد.

﴿لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِين [الأنعام: ١٦٣]

١٦٣ و او سبحانه هیچ شریکی ندارد، و هیچ معبود برحقی جز او نیست، و الله مرا به این توحید خالص و پاک از شرک فرمان داده است، و من از میان این امت، نخستین تسلیم‌‌شده به او هستم.

﴿قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُون [الأنعام: ١٦٤]

١٦٤- ای رسول- به این مشرکان بگو: آیا غیر از الله را به عنوان پروردگار بجویم درحالی‌‌که او تعالی پروردگار همه چیز است؟! و او پروردگار معبودهایی است که آنها را به جای او عبادت می‌‌کنید، و هیچ انسان پاکی، گناه شخص دیگری را به دوش نمی‌‌کشد، سپس بازگشت شما در روز قیامت فقط به‌‌سوی پروردگارتان است. آن‌‌گاه شما را از آن دسته امور دینی که در دنیا در مورد آن اختلاف داشتید، باخبر می‌‌سازد.

﴿وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيم [الأنعام: ١٦٥]

١٦٥ و الله ذاتی است که برای آبادانی زمین شما را جانشین کسانی‌‌که قبل از شما در زمین بودند قرار داد؛ و در آفرینش و روزی و سایر موارد، برخی از شما را بر برخی دیگر به درجاتی برتری داد؛ تا شما را در آنچه که از این موارد به شما داده است بیازماید، - ای رسول- همانا پروردگار تو زودکیفر است، زیرا هرچه که او تعالی آورندۀ آن است نزدیک است، و به‌‌راستی نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

برخی فواید آیات:

دین به اجتماع و ائتلاف فرمان می‌‌دهد، و از پراکندگی و اختلاف نهی می‌‌کند.

از مظاهر عدالت و احسان کامل او تعالی این است که بدی را با مثل آن مجازات می‌‌دهد، و نیکی را با ده برابرش، و این کمترین مقداری است که افزوده می‌‌شود.

دین حق و استوار، می‌‌طلبد که تمام اعمال و تلاش‌‌های بنده برای الله به خدمت گرفته شود، یعنی بنده با نماز و عبادت و مناسک و ذبائح و تمام اعمالی که سبب نزدیکی به الله متعال می‌‌شود و اعمالش در زندگی و آنچه پس از وفاتش به آن وصیت می‌‌کند فقط به او تعالی توجه می‌‌کند.|

سوره الأعراف

(مکّی)

برخی مقاصد سوره:

بیان سنت مبارزه میان ایمان و کفر و سرانجام این نبرد از خلال ارائۀ سرگذشت پیامبران‌‌ﻹ‌‌ با اقوام‌‌شان.

تفسیر:

﴿المص [الأعراف: ١]

١ ﴿الٓمٓصٓ١ در مورد حروف شبیه این حروف، در ابتدای سورۀ بقره صحبت شد.

﴿كِتَابٌ أُنزِلَ إِلَيْكَ فَلاَ يَكُن فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِين [الأعراف: ٢]

٢- ای رسول- قرآن کریم کتابی است که الله آن را بر تو فرو فرستاده، پس تنگی و شکی از آن در سینۀ تو نباشد، قرآن را به‌‌سوی تو نازل کرد تا مردم را با آن بترسانی، و حجت با آن اقامه شود، و برای اینکه مؤمنان با آن پند گیرند، زیرا آنها هستند که از پند بهره می‌‌برند.

﴿اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُون [الأعراف: ٣]

٣- ای مردم- از این کتاب که پروردگارتان بر شما فرو فرستاد، و از سنت پیامبرتان‌‌ج‌‌ پیروی کنید، و از هوس‌‌های کسانی که آنها را دوستان شیاطین یا علمای سوء می‌‌بینید، پیروی نکنید، تا به خاطر آنچه که هوس‌‌های شان بر شما املا می‌‌کند، آنچه را بر شما نازل شده است ترک کرده و آنها را به دوستی بگیرید. همانا شما کم پند می‌‌پذیرد؛ زیرا اگر پند بگیرید به‌‌طور قطع غیر حق را بر آن ترجیح نخواهید داد، و از آنچه رسول‌‌تان‌‌ج‌‌ آورده پیروی و به آن عمل خواهید نمود، و غیر آن را ترک خواهید کرد.

﴿وَكَم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا فَجَاءهَا بَأْسُنَا بَيَاتًا أَوْ هُمْ قَائِلُون [الأعراف: ٤]

٤ چه بسیار قریه‌‌هایی را که وقتی بر کفر و گمراهی خویش پافشاری کردند به عذاب‌‌مان نابود کردیم، چنان‌‌که عذاب سخت خویش را در حال غفلت آنها، در شب یا روز بر آنها فرو فرستادیم، پس نتوانستند عذاب را از خودشان برطرف سازند، و معبودهای ادعایی‌‌شان نیز عذاب را از آنها برطرف نساختند.

﴿فَمَا كَانَ دَعْوَاهُمْ إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا إِلاَّ أَن قَالُواْ إِنَّا كُنَّا ظَالِمِين [الأعراف: ٥]

٥ پس از نزول عذاب کاری نکردند جز اینکه به ستم خویش با کفر به الله علیه خودشان اقرار کردند.

﴿فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِين [الأعراف: ٦]

٦ به‌‌طور قطع در روز قیامت از امت‌‌هایی که رسولان‌‌مان را به‌‌سوی‌‌شان فرستادیم خواهیم پرسید که چه پاسخی به رسولان دادند، و از رسولان‌‌ﻹ‌‌ در مورد تبلیغ آنچه به تبلیغش فرمان یافته بودند و از پاسخی که امت‌‌های‌‌شان به آنها دادند خواهیم پرسید.

﴿فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِم بِعِلْمٍ وَمَا كُنَّا غَائِبِين [الأعراف: ٧]

٧ به‌‌طور قطع به تمام مخلوقات، اعمال‌‌شان را که در دنیا انجام دادند از روی دانشی از جانب خویش بازگو خواهیم کرد، زیرا ما به تمام اعمال آنها آگاه هستیم، و ذره‌‌ای از آن بر ما پنهان نمی‌‌ماند، و در هیچ زمانی از آنها غایب نبوده‌‌ایم.

﴿وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون [الأعراف: ٨]

٨ و سنجش اعمال در روز قیامت بر اساس عدالتی است که هیچ جور و ستمی به همراه ندارد، پس هرکس هنگام سنجش، کفۀ نیکی‌‌هایش از کفۀ بدی‌‌هایش سنگین‌‌تر باشد آنها همان کسانی هستند که به مطلوب دست یافته، و از هلاکت و وحشت نجات یافته‌‌اند.

﴿وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَـئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُم بِمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يِظْلِمُون [الأعراف: ٩]

٩ و هرکس هنگام سنجش، کفۀ بدی‌‌هایش از کفۀ نیکی‌‌هایش سنگین‌‌تر شود، آنها کسانی هستند که به‌‌سبب انکار آیات الله، با وارد نمودن نفس خویش در عذاب‌‌های مُهلکِ روز قیامت بر خویشتن زیان رسانده‌‌اند.

﴿وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُون [الأعراف: ١٠]

١٠ و –ای فرزندان آدم- در زمین به شما قدرت بخشیدیم و در آن اسباب زندگی برای‌‌تان قرار دادیم، پس شما باید به خاطر آن، از الله شکرگزاری کنید، اما بسیار کم شکرگزاری می‌‌کنید.

﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِين [الأعراف: ١١]

١١ و –ای مردم- پدرتان آدم÷ را به وجود آوردیم، سپس او را در بهترین صورت و بهترین قالب آراستیم، سپس برای گرامی‌‌داشتن او فرشتگان را به سجده امر کردیم، آن‌‌گاه فرمان‌‌برداری کردند و به سجده درافتادند، مگر ابلیس که از روی تکبر و دشمنی سجده نكرى.

برخی فواید آیات:

یکی از مقاصد نزول قرآن، انذار کافران و ستیزه‌‌جویان، و پنددادن مؤمنان است.

الله قرآن را به‌‌سوی مؤمنان فرو فرستاد تا از آن پیروی و به آن عمل کنند، پس اگر این کار را انجام دادند تربیت‌‌شان کامل شده، و نعمت بر آنها تمام شده است، و به بهترین اعمال و اخلاق هدایت یافته‌‌اند.

اعمال بندگان در روز قیامت بر اساس عدالت و انصاف و بدون هیچ جور و ستمی سنجیده می‌‌شود.

الله زمین را برای بهره‌‌گیری انسان‌‌ها از آن آماده ساخته است، به گونه‌‌ای که می‌‌توانند در آن ساخت و ساز کنند و به کشاورزی بپردازند، و برای بهره‌‌برداری مواد معدنی آن را استخراج کنند.|

﴿قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِين [الأعراف: ١٢]

١٢ الله از روی توبیخ به ابلیس فرمود: چه چیز تو را از اجرای فرمان من برای سجده بر آدم بازداشت؟ ابلیس در پاسخ به پروردگارش گفت: این امر مرا بازداشت که از او برتر هستم، زیرا مرا از آتش و او را از گِل آفریدی، و آتش از گل برتر است.

﴿قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِين [الأعراف: ١٣]

١٣ الله به او فرمود: از بهشت فرو شو، که تو را نسزد در آن تکبر ورزی؛ زیرا بهشت سرای پاکیزگان و پاکان است، پس نمی‌‌توانی در آن باشی، - ای ابلیس- همانا تو از تحقیرشدگان و خوارشدگان هستی، هر چند خودت را برتر از آدم می‌‌دانی.

﴿قَالَ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُون [الأعراف: ١٤]

١٤ ابلیس گفت: پروردگارا، تا روز قیامت به من مهلت ده تا مردمانی را که می‌‌توانم گمراه سازم.

﴿قَالَ إِنَّكَ مِنَ المُنظَرِين [الأعراف: ١٥]

١٥ الله خطاب به او فرمود: - ای ابلیس- تو از مهلت‌‌یافتگان هستی، همان کسانی که در روز دمیدن اول در صور، آن‌‌گاه که تمام مخلوقات می‌‌میرند، و تنها آفریدگارشان باقی می‌‌ماند، مرگ را بر آنها مُقَدُّر ساختم.

﴿قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيم [الأعراف: ١٦]

١٦ ابلیس گفت: به‌‌سبب اینکه مرا گمراه کردی تا اینکه به فرمان تو برای سجده بر آدم عمل نکردم، بر راه راست تو در کمین فرزندان آدم خواهم نشست، تا آنها را از آن منحرف و گمراه سازم همان‌‌گونه که من از سجده در برابر پدرشان آدم گمراه شدم.

﴿ثُمَّ لآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِين [الأعراف: ١٧]

١٧ سپس از تمام جهات با بازداشتن از آخرت، و ترغیب به دنیا، و افکندن شبهات، و آراستن شهوات بر آنها هجوم خواهم برد، و - پروردگارا- به‌‌سبب اینکه کفر را بر آنها املا می‌‌کنم بیشتر آنها را شکرگزار خودت نخواهی یافت.

﴿قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْؤُومًا مَّدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِين [الأعراف: ١٨]

١٨ الله به او فرمود: - ای ابلیس- نکوهیده و رانده‌‌شده از رحمت الله از بهشت بیرون شو، و در روز قیامت جهنم را از تو و تمام کسانی‌‌که از تو پیروی و اطاعت کنند و از فرمان پروردگارشان نافرمانی کنند پُرخواهم کرد.

﴿وَيَا|آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلاَ مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَـذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِين [الأعراف: ١٩]

١٩ و الله خطاب به آدم÷ فرمود: ای آدم، تو با جفت خویش حوا در بهشت ساکن شو، و هرچه می‌‌خواهید از پاکیزه‌‌هایی که در آن وجود دارد بخورید، و از این درخت (درختی که الله برای آن دو مشخص کرد) نخورید، پس اگر بعد از اینکه شما را از خوردن این درخت نهی کردم از آن خوردید، از متجاوزان از حدود الله خواهید بود.

﴿فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِين [الأعراف: ٢٠]

٢٠ پس ابلیس سخنی پنهانی بر آنها افکند؛ تا عورت‌‌های‌‌شان را که پوشیده بود آشکار سازد، و به آن دو گفت: الله شما را از خوردن این درخت نهی نکرده است مگر برای اینکه دوست ندارد شما دو فرشته شوید، و جز برای اینکه دوست ندارد شما از جاودانگان در بهشت باشید.

﴿وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِين [الأعراف: ٢١]

٢١ و برای آن دو به الله سوگند یاد کرد: - ای آدم و حواء- همانا من در آنچه که شما را به آن توصیه می‌‌کنم از خیرخواهان برای شما هستم.

﴿فَدَلاَّهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِين [الأعراف: ٢٢]

٢٢ پس با نیرنگ و فریب خویش آن دو را از جایگاهی که در آن قرار داشتند پایین آورد، آن‌‌گاه از درختی که از خوردن از آن نهی شده بودند خوردند و عورت‌‌های‌‌شان آشکار شد، آن‌‌گاه به چسبانیدن برگ‌‌های بهشت بر خویشتن آغاز کردند، تا عورت‌‌های‌‌شان را بپوشانند، و پروردگارشان این‌‌گونه بر آنها ندا زد: آیا شما را از خوردن از این درخت بازنداشته بودم، و برای برحذر داشتن‌‌تان به شما نگفته بودم که: شیطان دشمنی برای شماست که دشمنی‌‌اش آشکار شده است؟!

برخی فواید آیات:

آیات بر این امر دلالت دارند که هرکس از پروردگارش نافرمانی کند، ذلیل و خوار است.

شیطان دشمنی‌‌اش را با فرزندان آدم آشکار کرده، و تهدید کرده است که با تمام وسایل و روش‌‌ها، آنها را از راه راست بازمی‌‌دارد.

معصیت، خطر بسیار بزرگی دارد و سبب مجازات‌‌های دنیوی و اخروی الله است.|

﴿قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِين [الأعراف: ٢٣]

٢٣ آدم و حوا گفتند: پروردگارا، با خوردن از درختی که ما را از آن نهی کرده بودی بر خویشتن ستم کردیم، و اگر گناهان‌‌مان را نیامرزی و به رحمت خویش بر ما رحم نکنی، به‌‌طور قطع با نابودکردن بهره خویش در دنیا و آخرت از زیانکاران خواهیم بود.

﴿قَالَ اهْبِطُواْ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِين [الأعراف: ٢٤]

٢٤ الله به آدم و حوا و ابلیس فرمود: از بهشت به‌‌سوی زمین فرود آیید، و برخی از شما دشمن برخی دیگر خواهد بود، و تا زمان مشخص در زمین مستقر گشته و از آنچه در آن است لذت خواهید برد.

﴿قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُون [الأعراف: ٢٥]

٢٥ الله خطاب به آدم÷ و حوا و فرزندان شان فرمود: در این زمین مدتی که الله برای طول عمرتان مشخص کرده است زندگی می‌‌کنید، و در آن می‌‌میرید و دفن می‌‌شوید، و برای برانگیخته‌‌شدن از قبرهای‌‌تان خارج می‌‌شوید.

﴿يَابَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُون [الأعراف: ٢٦]

٢٦ ای فرزندان آدم، برای‌‌تان لباسی ضروری جهت پوشاندن عورت‌‌های‌‌تان قرار دادیم، و برای‌‌تان لباسی تشریفاتی و غیر ضروری که در میان مردم خود را با آن می‌‌آرایید قرار دادیم، و لباس تقوا – اجرای آنچه الله به آن فرمان داده و اجتناب از آنچه الله نهی کرده است- بهتر از این لباس حسی است، این لباس، از نشانه‌‌های الله است که بر قدرت او دلالت دارد. باشد که نعمت‌‌های او بر خودتان را به یاد آوردید و شکر آنها را بگزارید.

﴿يَابَنِي آدَمَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُون [الأعراف: ٢٧]

٢٧ ای فرزندان آدم، شیطان شما را با آراستن گناه از طریق ترک لباس حسی مخصوص پوشاندن عورت یا ترک لباس تقوا نفریبد، زیرا او پدر و مادرتان را با آراستن خوردن از آن درخت فریفت تا سرانجام آن دو را از بهشت بیرون کرد، و عورات‌‌شان را برای‌‌شان آشکار نمود، همانا شیطان و نسل او شما را می‌‌بینند و مشاهده می‌‌کنند درحالی‌‌که شما آنها را نمی‌‌بینید و مشاهده نمی‌‌کنید، پس بر شما لازم است که از او و نسلش بپرهیزید، همانا ما شیاطین را دوستان کسانی قرار داده‌‌ایم که به الله ایمان نمی‌‌آورند، و اما بر مؤمنان که اعمال صالح انجام می‌‌دهند هیچ تسلطی ندارند.

﴿وَإِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً قَالُواْ وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءنَا وَاللّهُ أَمَرَنَا بِهَا قُلْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء أَتَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُون [الأعراف: ٢٨]

٢٨ و مشرکان هرگاه کار بسیار زشتی مانند شرک و طواف پیرامون خانه به صورت عریان و غیر آن را مرتکب شدند، چنین بهانه آوردند که پدران‌‌شان را می‌‌دیدند که این کار را مرتکب می‌‌شدند، و اینکه الله آنها را به این کار فرمان داده است، - ای محمد- در پاسخ به آنها بگو: همانا الله به انجام گناهان فرمان نمی‌‌دهد، بلکه از انجام آنها نهی می‌‌کند، پس چگونه این امر را بر او ادعا می‌‌کنید؟ - ای مشرکان- آیا با دروغ و افترا چیزی را که نمی‌‌دانید به الله نسبت می‌‌دهید؟!

﴿قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُواْ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُون [الأعراف: ٢٩]

٢٩ - ای محمد- به این مشرکان بگو: همانا الله به عدالت امر کرده، و هرگز به فحشا و منکر امر نکرده است، و امر کرده که عبادت‌‌ها را به صورت عمومی، و به صورت مخصوص در مساجد برای او خالص گردانید، و امر کرده که با اخلاص طاعت برای او، تنها او را در دعا بخوانید، همان‌‌گونه که نخستین بار شما را از نیستی آفرید دوباره شما را زنده می‌‌گرداند؛ زیرا ذاتی‌‌که بر آفرینش شما از آغاز توانا بوده، بر بازگرداندن و برانگیختن شما نیز تواناست.

﴿فَرِيقًا هَدَى وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلاَلَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ اللّهِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُون [الأعراف: ٣٠]

٣٠ و الله مردم را در دو گروه قرار داده است: گروهی از شما را هدایت کرده، و اسباب هدایت را برای‌‌شان فراهم آورده، و موانع هدایت را از آنها بازداشته است، و بر گروهی دیگر گمراهی از راه حق واجب شده است؛ زیرا آنها شیاطین را دوستانی به جای الله گرفتند، تا آنجا که از روی نادانی از آنها فرمان‌‌برداری کردند، درحالی‌‌که گمان می‌‌کنند هدایت‌‌یافتگان به راه راست هستند.

برخی فواید آیات:

هرکس – پس از ارتکاب گناه- مانند آدم‌‌÷‌‌ اعتراف و درخواست آمرزش و پشیمانی و بریدن از گناه پیشه کند، پروردگارش او را برگزیده و هدایت کرده است. و هرکس–وقتی با اصرار و دشمنی، گناه از او سر زند- مانند شیطان عمل کند از الله جز دوری برایش افزوده نمی‌‌شود.

لباس دو نوع است: یکی لباس ظاهری که عورت را می‌‌پوشاند، و دیگری لباس باطنی یعنی تقوا است که همیشه با بنده وجود دارد، و زیبایی دل و روح است.

بسیاری از دستیاران شیطان به درآوردن لباس ظاهر فرامی‌‌خوانند؛ تا عورت‌‌ها آشکار گردد، آن‌‌گاه انجام کارهای منکر و ارتکاب کارهای زشت بر مردم آسان شود.

هدایت به فضل و نعمت الله است، و گمراهی به یاری‌‌نکردن الله به بنده است آن‌‌گاه که – از روی جهل و ستم- شیطان را به دوستی می‌‌گیرد، و سبب گمراهی برای خودش می‌‌شود.|

﴿* يَابَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِين [الأعراف: ٣١]

٣١ ای فرزندان آدم، آنچه را که عورات شما را می‌‌پوشاند، و لباس پاکیزه و طاهری که خودتان را با آن می‌‌آرایید هنگام نماز و طواف بپوشید، از پاکیزه‌‌هایی که الله برای‌‌تان حلال گردانیده است آنچه می‌‌خواهید بخورید و بنوشید، و در این مورد از حد اعتدال نگذرید، و از حلال به حرام تجاوز نکنید، همانا الله متجاوزان از حدود اعتدال را دوست ندارد.

﴿قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِيَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُواْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُون [الأعراف: ٣٢]

٣٢ - ای رسول- در پاسخ به مشرکان که لباس و خوراکی‌‌های پاکیزه و غیر آن را که الله حلال گردانیده است حرام می‌‌کنند بگو: چه کسی لباس را که زینت شماست برای‌‌تان حرام کرده است؟ و چه کسی خوردنی‌‌ها و نوشیدنی‌‌های پاکیزه و سایر آنچه را الله برای‌‌تان روزی داده، حرام کرده است؟ - ای رسول- بگو: این پاکیزه‌‌ها در زندگی دنیا برای مؤمنان است، و اگر دیگران در دنیا در آن با مؤمنان شریک هستند، اما در روز قیامت مخصوص مؤمنان است، و هیچ کافری در آن با آنها شریک نیست؛ زیرا بهشت بر کافران حرام است. مانند این بیان، نشانه‌‌ها را برای مردمی که درک می‌‌کنند بیان می‌‌کنیم؛ چون آنها از این نشانه‌‌ها بهره می‌‌برند.

﴿قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُون [الأعراف: ٣٣]

٣٣ - ای رسول- به این مشرکان که حلال‌‌های الله را حرام می‌‌کنند بگو: همانا الله فقط فواحش، یعنی گناهان زشت، چه آشکارا و چه پنهانی، را بر بندگانش حرام کرده است، و تمام معاصی، و تجاوز از روی ستم بر خون‌‌ها و اموال و آبروی مردم را حرام کرده است، و بر آنها حرام گردانیده است که غیر الله را از آنچه که حجتی در آن برای‌‌شان نیست با الله شریک قرار دهند، و گفتن سخن بدون علم در اسما و صفات و افعال و شرع خویش را بر آنها حرام کرده است.

﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُون [الأعراف: ٣٤]

٣٤ و برای هر نسل و قرنی، مدت و سررسید مشخصی برای طول عمرشان است، هرگاه سررسید مشخص آنها فرا رسد، زمانی هر چند اندک از آن عقب نمی‌‌افتند و بر آن پیشی نمی‌‌گیرند.

﴿يَابَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي فَمَنِ اتَّقَى وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون [الأعراف: ٣٥]

٣٥ ای فرزندان آدم، هرگاه رسولانی از جانب من از اقوام‌‌تان نزدتان آمدند که کتاب‌‌های من را که بر آنها نازل شده است برای‌‌تان بخوانند از آنها فرمان‌‌برداری کنید، و از آنچه که آوردند پیروی کنید، زیرا کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه می‌‌کنند و اعمال نیک انجام می‌‌دهند، در روز قیامت هیچ بیمی بر آنها نیست، و بر آنچه که از بهره دنیا که از دست داده‌‌اند غمگین نیستند.

﴿وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُواْ عَنْهَا أُوْلَـَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون [الأعراف: ٣٦]

٣٦ و اما کافران که آیات ما را تکذیب کردند، و به آن ایمان نیاوردند، و از روی تکبر از عمل به آنچه رسولانمان آوردند سر باز زدند، آنها ساکنان همیشگی جهنم هستند که برای همیشه در آن می‌‌مانند.

﴿فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ أُوْلَـئِكَ يَنَالُهُمْ نَصِيبُهُم مِّنَ الْكِتَابِ حَتَّى إِذَا جَاءتْهُمْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قَالُواْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قَالُواْ ضَلُّواْ عَنَّا وَشَهِدُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَافِرِين [الأعراف: ٣٧]

٣٧ هیچ‌‌کس ستمکارتر از کسی نیست که با نسبت‌‌دادن شریک به الله تعالی یا نسبت‌‌دادن نقص یا سخنی که آن را نفرموده است بر الله دروغ می‌‌بندد، یا آیات آشکار و هدایتگر او به راه مستقیم او تعالی را تکذیب می‌‌کند. کسانی‌‌که صفات مذکور را دارند بهره‌‌ای از خوشی‌‌های دنیا که در لوح محفوظ برای‌‌شان نوشته شده است به آنها می‌‌رسد، تا آن‌‌گاه که فرشتۀ مرگ و فرشتگان دستیار او برای قبض ارواح‌‌شان نزد آنها بیایند و از روی توبیخ به آنها بگویند: کجایند معبودانی که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کردید؟! آنها را به دعا بخوانید تا به شما نفع برسانند، آن‌‌گاه مشرکان به فرشتگان می‌‌گویند: همانا معبودانی که عبادت می‌‌کردیم از دید ما ناپدید و غایب شدند، پس نمی‌‌دانیم کجا هستند، و بر ضرر خودشان اقرار می‌‌کنند که کافر بودند، اما اقرارشان در این زمان، حجتی علیه آنها است، و هرگز سودی برای‌‌شان نمی‌‌رساند.

برخی فواید آیات:

مؤمن به بزرگداشت شعائر الله از طریق پوشاندن عورت و آراستگی در اثنای نماز و به‌‌خصوص هنگام رفتن به مسجد امر شده است.

هرکس قرآن را بدون علم تفسیر کند یا بدون علم فتوا یا حکم صادر کند به‌‌طور قطع بدون علم سخنی را به الله نسبت داده است و این امر از بزرگترین امور حرام است.

این آیات دلالت بر اینکه مؤمنان در روز قیامت نمی‌‌ترسند و اندوهگین نمی‌‌شوند، و وحشت و بی‌‌قراری آنها را دربرنمی‌‌گیرد، و اگر وحشت و بی‌‌قراری آنها را دربرگرفت، سرانجام‌‌شان امنیت است.

ستمکارترین مردم کسی است که مراد الله تعالی را از دو جهت انکار کند: اول ابطال آنچه بر مراد او تعالی دلالت می‌‌کند، و دوم انداختن مردم در این‌‌ شبهه که الله چیزی را از آنها خواسته که در واقع الله آن را نمی‌‌خواهد.|

﴿قَالَ ادْخُلُواْ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُم مِّن الْجِنِّ وَالإِنسِ فِي النَّارِ كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَّعَنَتْ أُخْتَهَا حَتَّى إِذَا ادَّارَكُواْ فِيهَا جَمِيعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لأُولاَهُمْ رَبَّنَا هَـؤُلاء أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِّنَ النَّارِ قَالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلَـكِن لاَّ تَعْلَمُون [الأعراف: ٣٨]

٣٨ فرشتگان به آنها می‌‌گویند: - ای مشرکان- در زمرۀ امت‌‌هایی از جن و انس که قبل از شما بر کفر و گمراهی گذشتند در آتش درآیید، هرگاه یکی از این امت‌‌ها وارد آتش شود امت هم‌‌کیش خود را که زودتر از او وارد آتش شده است لعنت می‌‌کند، تا در جهنم به هم بپیوندند، و همگی اجتماع کنند؛ آن‌‌گاه گروهی‌‌که آخر وارد می‌‌شوند که همان فرومایگان و پیروان هستند، به کسانی‌‌که ابتدا داخل شده‌‌اند که همان بزرگان و سران هستند می‌‌گویند: پروردگارا، این بزرگان هستند که ما را از راه هدایت گمراه کردند، پس به‌‌سبب اینکه گمراهی را بر ما آراستند آنها را با عذابی دوچندان عذاب کن. الله در پاسخ به آنها می‌‌فرماید: برای هر گروه از شما عذابی دوچندان است، اما شما این موضوع را نمی‌‌دانید و درک نمی‌‌کنید.

﴿وَقَالَتْ أُولاَهُمْ لأُخْرَاهُمْ فَمَا كَانَ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُون [الأعراف: ٣٩]

٣٩ سران پیشوا به پیروان‌‌شان می‌‌گویند: - ای پیروان- شما بر ما برتری‌‌ ندارید تا به‌‌سبب آن سزاوار تخفیف عذاب باشید، زیرا اعمالی‌‌که کسب کردید مورد سنجش قرار می‌‌گیرد، و در پیروی از باطل عذری برای‌‌تان وجود ندارد، پس - ای پیروان- به‌‌سبب کفر و گناهانی که انجام می‌‌دادید این عذاب را بچشید همانگونه که ما آن را چشیدیم.

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُواْ عَنْهَا لاَ تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاء وَلاَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُجْرِمِين [الأعراف: ٤٠]

٤٠ همانا کسانی‌‌که نشانه‌‌های روشن ما را تکذیب کردند، و از فرمان‌‌برداری و اذعان به آن تکبر ورزیدند از هر خیری ناامید هستند، زیرا به‌‌سبب کفرشان درهای آسمان به روی اعمال‌‌شان گشوده نمی‌‌شود، و هرگز به بهشت وارد نمی‌‌شوند مگر اینکه شتر- که از بزرگترین حیوانات است- در سوراخ سوزن که از تنگ‌‌ترین منافذ است وارد شود، و این امر محال است، پس آنچه که بر آن معلق شده است یعنی ورود آنها به بهشت نیز محال است، و مانند همین جزا، الله هرکس را که گناهان بزرگی داشته باشد مجازات می‌‌کند.

﴿لَهُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٌ وَمِن فَوْقِهِمْ غَوَاشٍ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِين [الأعراف: ٤١]

٤١ برای این تکذیب‌‌کنندگان متکبر فرش‌‌هایی از جهنم است که آنها را پهن می‌‌کنند، و بر فرازشان پوشش‌‌هایی از آتش برای‌‌شان است، و مانند این مجازات، کسانی را که با کفر به الله و رویگردانی از او تعالی، از حدود الله بگذرند مجازات می‌‌کنیم.

﴿وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون [الأعراف: ٤٢]

٤٢ و کسانی‌‌که به پروردگارشان ایمان آورده‌‌اند و در حد توان اعمال صالح انجام داده‌‌اند- زیرا الله هیچ نفسی را بیشتر از حد توانش مکلف نمی‌‌کند- ساکنان بهشت هستند، در آن وارد می‌‌شوند و برای همیشه در آن می‌‌مانند.

﴿وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ وَقَالُواْ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَـذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ لَقَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُواْ أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [الأعراف: ٤٣]

٤٣ و از مظاهر کامل‌‌کردن نعمت بر آنها در بهشت این است که الله نفرت و کینه‌‌ای را که در دل‌‌های‌‌شان وجود داشته است، برکنده، و از زیر پاهای‌‌شان رودها جاری ساخته، و با اعتراف به اینکه الله به آنها نعمت بخشیده است می‌‌گویند: تمام ستایش‌‌ها از آنِ الله است که ما را به این عمل صالح که ما را به این جایگاه رسانده است توفیق داد، و اگر الله ما را به آن توفیق نداده بود، هرگز از جانب خودمان به آن توفیق نمی‌‌یافتیم. رسولان پروردگار ما حقیقتی را که هیچ تردیدی در آن نیست و راستی در وعد و وعید را برایمان آورده‌‌اند، و ندا دهنده‌‌ای در میان آنها چنین ندا می‌‌دهد: این همان بهشتی است که رسولان ما در دنیا از آن به شما خبر دادند و الله آن را در قبال اعمال صالحی که به قصد خشنودی او تعالی انجام می‌‌دادید، به شما پاداش داد.

برخی فواید آیات:

مودت موجود میان تکذیب‌‌کنندگان در دنیا، در روز قیامت به دشمنی و لعنت‌‌کردن یکدیگر تبدیل می‌‌شود.

درهای آسمان به روی ارواح مؤمنان گشوده می‌‌شود تا به‌‌سوی الله صعود کنند، و با نزدیکی به پروردگارشان و بهره‌‌مندی از رضایت او تعالی شادمان گردند.

درهای آسمان به روی ارواح تکذیب‌‌کنندگان رویگردان گشوده نمی‌‌شود، و وقتی که مُردند و بالا رفتند اجازه می‌‌گیرند اما به آنها اجازه داده نمی‌‌شود، و همان‌‌گونه که در دنیا به ایمان به الله و شناخت و محبت او بالا نمی‌‌رود، پس از مرگ نیز بالا نمی‌‌رود؛ زیرا جزا از جنس عمل است.

بهشتیان با عفو الله از جهنم نجات یافته، و با رحمت الله به بهشت وارد شده‌‌اند، و با اعمال صالح این منازل را که از رحمت الله و بلکه از برترین انواع رحمت او تعالی است برای خود برداشته‌‌اند و به میراث برده‌‌اند.|

﴿وَنَادَى أَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّا قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِين [الأعراف: ٤٤]

٤٤ و بهشتیان که در آن مستقر شدند خطاب به جهنمیان که در آن مستقر هستند پس از ورود هر یک از این دو گروه به جایگاهی که برایش آماده شده است این‌‌گونه ندا می‌‌دهند: همانا بهشت که پروردگارمان به ما وعده داده بود به صورت واقعی و راست و صحیح به ما رسید، و ما را در آن درآورده است، - ای کافران- آیا جهنمی را که الله شما را از آن ترسانده بود به صورت واقعی و راست و صحیح به شما رسید؟ کفار می‌‌گویند: آتشی را که از آن ترسانده شده بودیم به صورت حقیقی یافتیم.آن‌‌گاه منادی‌‌ای برای دعا به درگاه الله ندا می‌‌زند که ستمکاران از رحمت او تعالی رانده هستند، زیرا درهای رحمتش را به روی آنها گشوده است اما آنها در زندگی دنیا از آن روی گرداندند.

﴿الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ كَافِرُون [الأعراف: ٤٥]

٤٥ این ستمکاران همان کسانی هستند که خودشان از راه الله روی می‌‌گرداندند، و دیگران را نیز به رویگردانی از آن وامی‌‌داشتند، و آرزو می‌‌کردند تا راه حق، پیچیده و سخت باشد تا مردم آن را نپیمایند، و آنها به آخرت کافرند و خودشان را برای آن آماده نکرده‌‌اند.

﴿وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُون [الأعراف: ٤٦]

٤٦ و میان این دو گروه: یعنی بهشتیان و جهنمیان، مانعی مرتفع به نام اعراف وجود دارد، و روی این مانع مرتفع مردانی هستند که نیکی‌‌ها و بدی‌‌های‌‌شان یکسان است، و آنها بهشتیان را با نشانه‌‌های‌‌شان مانند سفیدی چهره، و جهنمیان را با نشانه‌‌های‌‌شان مانند سیاهی چهره می‌‌شناسند، و این مردان برای تکریم بهشتیان به آنها این‌‌گونه ندا می‌‌دهند: سلام بر شما. درحالی‌‌که بهشتیان هنوز وارد بهشت نشده‌‌اند، و آرزو دارند به رحمتی از جانب الله در آن درآیند.

﴿* وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاء أَصْحَابِ النَّارِ قَالُواْ رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِين [الأعراف: ٤٧]

٤٧ و هنگامی‌‌که دیدگان اعرافیان به‌‌سوی جهنمیان گردانده می‌‌شود، و عذاب سختی را که جهنمیان در آن هستند مشاهده می‌‌کنند، اینگونه به درگاه الله دعا می‌‌کنند: پروردگارا، ما را همراه کسانی‌‌که با کفر و شرک به تو ستمکارند قرار مده.

﴿وَنَادَى أَصْحَابُ الأَعْرَافِ رِجَالاً يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ قَالُواْ مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُون [الأعراف: ٤٨]

٤٨ و اعرافیان خطاب به افرادی از کافران جهنمی که آنها را با نشانه‌‌های‌‌شان مانند چهره‌‌های سیاه و چشمان کبودشان می‌‌شناسند این‌‌گونه ندا می‌‌دهند: زیادنمودن مال و افراد توسط شما هیچ نفعی به شما نرسانده است، و رویگردانی شما از حق از روی تکبر و گردنکشی سودی به شما نرساند.

﴿أَهَـؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لاَ يَنَالُهُمُ اللّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ لاَ خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَنتُمْ تَحْزَنُون [الأعراف: ٤٩]

٤٩ و الله برای توبیخ کافران می‌‌فرماید: آیا اینها هستند که سوگند یاد می‌‌کردند الله رحمتی از جانب خودش به آنها نمی‌‌رساند؟! و خطاب به مؤمنان می‌‌فرماید: - ای مؤمنان- به بهشت درآیید که در آنچه پیش رو دارید هیچ بیمی بر شما نیست، و وقتی نعمت‌‌های پایدار به شما رسید بر بهره دنیایی که از دست داده‌‌اید اندوهگین نیستید.

﴿وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُواْ عَلَيْنَا مِنَ الْمَاء أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِين [الأعراف: ٥٠]

٥٠ و جهنمیان با التماس این‌‌گونه به بهشتیان ندا می‌‌دهند: - ای بهشتیان- با پاشیدن آب بر ما، یا از طعامی که الله به شما روزی داده است ما را بی‌‌نیاز گردانید، بهشتیان می‌‌گویند: الله این دو را به‌‌سبب کفر کافران بر آنها حرام گردانیده است، و نیاز شما را با آنچه که الله بر شما حرام کرده است برآورده نمی‌‌کنیم.

﴿الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَاء يَوْمِهِمْ هَـذَا وَمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يَجْحَدُون [الأعراف: ٥١]

٥١ این کافران همان کسانی هستند که دین‌‌شان را مایۀ ریشخند و شوخی قرار دادند، و زندگی دنیا با زیور و زینتش آنها را فریفت، پس همان‌‌گونه که آنها دیدار روز قیامت را از یاد بردند و برایش تلاش نکردند، و آماده نشدند، و به‌‌سبب اینکه دلایل و براهین الله را درحالی‌‌که می‌‌دانستند حقیقت است انکار کردند، الله نیز آنها را به فراموشی می‌‌‌‌سپارد، و آنها را رها می‌‌کند تا عذاب سختی بکشند.

برخی فواید آیات:

ایمان‌‌نداشتن به رستاخیز، سبب مستقیم روی‌‌آوردن به شهوات است.

مردم در روز قیامت تحقق وعدۀ الله به فرمان‌‌بردارانش، و تحقق وعید او تعالی به کافران را به تحقیق می‌‌دانند.

مردم در روز قیامت دو گروه هستند: گروهی در بهشت و گروهی در جهنم، و گروهی به‌‌سبب تساوی نیکی‌‌ها و بدی‌‌های‌‌شان در مکانی میان این دو گروه قرار دارند، که سرانجام‌‌شان به‌‌سوی بهشت است.

کسانی‌‌که صاحب مال و مقام و پیروان زیاد هستند باید بدانند که تمام این موارد آنها را ذره‌‌ای از الله بی‌‌نیاز نمی‌‌گرداند، و آنها را از عذاب الله نجات نخواهد داد.|

﴿وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُون [الأعراف: ٥٢]

٥٢ و به تحقیق این قرآن را که کتابی نازل‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌ است، ما برای آنها آوردیم، و آن را بر اساس علم و آگاهی کامل خویش، توضیح داده و روشن ساختیم، و آن راهنمایی برای مؤمنان به راه هدایت و حق است، و به‌‌سبب اینکه به‌‌سوی خیر دنیا و آخرت راهنمایی می‌‌کند رحمتی برای‌‌شان است.

﴿هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاء فَيَشْفَعُواْ لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُون [الأعراف: ٥٣]

٥٣ کافران در انتظار چیزی نیستند جز وقوع عذاب دردآوری که وقوعش به آنها خبر داده شد و کارشان در آخرت به آن برگردانیده می‌‌شود، روزی‌‌که این عذاب که به آن خبر داده شده بودند، و پاداشی که مؤمنان از آن خبر داده شده بودند آورده می‌‌شود، کسانی‌‌که در دنیا قرآن را از یاد بردند، و به آنچه در آن آمده عمل نکردند می‌‌گویند: به تحقیق که رسولان پروردگار ما حقی را که هیچ تردیدی در آن نیست و هیچ شکی وجود ندارد که از جانب الله است، آوردند. پس ای کاش شفاعت‌‌گرانی داشتیم که نزد الله شفاعت‌‌مان را می‌‌کردند تا ما را از عذاب معاف کند، یا کاش به زندگی دنیا بازمی‌‌گشتیم تا به جای بدی‌‌هایی که انجام می‌‌دادیم عمل صالح که با آن نجات می‌‌یابیم انجام دهیم، این کافران به‌‌سبب کفرشان، با قراردادن خودشان در ورودی‌‌های نابودی زیان دیده‌‌اند، و کسانی‌‌که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کردند از نظرشان ناپدید شد، و سودی به آنها نرساند.

﴿إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَكَ اللّهُ رَبُّ الْعَالَمِين [الأعراف: ٥٤]

٥٤ - ای مردم- همانا پروردگار شما همان الله است که آسمان‌‌ها و زمین را بدون نمونۀ قبلی در شش روز آفرید، سپس او سبحانه به‌‌گونه‌‌ای که سزاوار شکُوه اوست و ما کیفیت آن را درک نمی‌‌کنیم بر عرش استوا نمود و قرار گرفت. تاریکی شب را با روشنایی روز، و روشنایی روز را با تاریکی شب از بین می‌‌برد، و هر یک از این دو دیگری را به سرعت می‌‌جوید به‌‌گونه‌‌ای که از آن عقب نمی‌‌ماند، یعنی هرگاه یکی رفت دیگری وارد می‌‌شود، و او سبحانه خورشید و ماه و ستارگان را رام و درخشان آفرید، همانا تمام آفرینش از آنِ الله است، پس چه کسی غیر از او آفریدگار است؟! و تمام امور فقط از آنِ اوست، و خیر او زیاد و احسانش بسیار است، پس او متصف به صفات جلال و کمال، و پروردگار جهانیان است.

﴿ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِين [الأعراف: ٥٥]

٥٥ - ای مؤمنان- با فروتنی و تواضع تمام به صورت سری و پنهانی، و با اخلاص در دعا بدون ریا و بدون شریک‌‌قراردادن دیگران با او سبحانه در دعا، از پروردگارتان بخواهید؛ زیرا او کسانی را که در دعا از حدودش می‌‌گذرند دوست ندارد، و از بزرگترین تجاوز از حدود او تعالی در دعا، خواندن غیر او تعالی همراه اوست چنان‌‌که مشرکان این کار را انجام می‌‌دهند.

﴿وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَةَ اللّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِين [الأعراف: ٥٦]

٥٦ و پس از اینکه الله زمین را با فرستادن رسولان، و آبادانی آن با عبادت خویش به یگانگی، اصلاح کرد، با ارتکاب گناهان در آن فساد برپا نکنید، و با احساس ترس از عذاب او تعالی، و انتظار حصول ثوابش، الله را در دعا به وحدانیت بخوانید، به‌‌راستی که رحمت الله به نیکوکاران نزدیک است، پس از نیکوکاران باشید.

﴿وَهُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَا أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالاً سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ كَذَلِكَ نُخْرِجُ الْموْتَى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُون [الأعراف: ٥٧]

٥٧ و الله سبحانه همان ذاتی است که بادها را مژده‌‌رسان به باران می‌‌فرستد، تا اینکه بادها ابرهای گران‌‌بار به آب را حمل کنند ابر را به‌‌سوی سرزمین خشک و بی‌‌گیاه برانیم. آن‌‌گاه آب را بر آن زمین فرو فرستیم، سپس به‌‌وسیلۀ آب، انواع میوه‌‌ها را خارج می‌‌سازیم، همانند بیرون‌‌آوردن میوه به این نحو، مردگان را نیز از قبرهای‌‌شان زنده بیرون می‌‌آوریم، پس –ای مردم- امید است که با این کار قدرت و آفرینش شگفت الله و اینکه او تعالی بر زنده‌‌گردانیدن مردگان توانا است را به یاد آورید.

برخی فواید آیات:

قرآن کریم کتاب هدایت است که تمام موارد نیاز بشریت در آن بیان شده است، رحمتی از جانب الله است و راهنمایی است برای کسی‌‌که با قلبی راستین به آن روی آورد.

الله آسمان‌‌ها و زمین را از روی حکمتی که او سبحانه اراده کرده بود در شش روز آفرید، و اگر می‌‌خواست به آنها می‌‌فرمود: باش، بی‌‌درنگ موجود می‌‌شدند.

این امر بر مؤمنان لازم شده است که با فروتنی و تضرع کامل الله تعالی را در دعا بخوانند تا به فضل خویش دعای‌‌شان را اجابت کند.

انجام تمام انواع و اشکال فساد در روی زمین نهی شده است.|

﴿وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لاَ يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِدًا كَذَلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُون [الأعراف: ٥٨]

٥٨ و زمین پاک به اذن الله گیاهش را به نیکی و کامل بیرون می‌‌آورد، و به همین ترتیب مؤمن پند را می‌‌شنود و از آن بهره می‌‌برد، آن‌‌گاه عمل صالح به بار می‌‌آورد، و زمین شوره‌‌زار گیاهش را جز به سختی که خیری در آن نیست بیرون نمی‌‌آورد، و به همین ترتیب کافر از پند و اندرزها بهره نمی‌‌برد، پس عملی صالح از او صادر نمی‌‌شود تا از آن بهره ببرد. مانند این گوناگونیِ بی‌‌نظیر، براهین و دلایل اثبات حق را برای مردمی که شکر نعمت‌‌های الله را می‌‌گزارند گوناگون بیان می‌‌کنیم، تا به آنها کفر نورزند، و از پروردگارشان فرمان‌‌برداری کنند.

﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيم [الأعراف: ٥٩]

٥٩ نوح÷ را به عنوان رسولی به‌‌سوی قومش فرستادیم تا آنها را به توحید الله، و ترک عبادت غیر او دعوت دهد، پس به آنها گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، زیرا معبود برحقی جز او ندارید، - ای قوم من- به‌‌راستی‌‌که در حال پافشاری شما بر کفر، من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناکم.

﴿قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِين [الأعراف: ٦٠]

٦٠ بزرگان و سران قومش به او گفتند: - ای نوح- همانا ما آشکارا تو را دور از راستی می‌‌بینیم.

﴿قَالَ يَاقَوْمِ لَيْسَ بِي ضَلاَلَةٌ وَلَكِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِين [الأعراف: ٦١]

٦١ نوح÷ به بزرگان قومش گفت: من چنان‌‌که ادعا می‌‌کنید، گمراه نیستم، بلکه فقط بر هدایتی از جانب پروردگارم قرار دارم، زیرا فرستاده‌‌ای از جانب الله که پروردگار من و پروردگار شما و تمام جهانیان است به‌‌سوی شما هستم.

﴿أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي وَأَنصَحُ لَكُمْ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُون [الأعراف: ٦٢]

٦٢ آنچه را الله مرا با آن فرستاده است و به من وحی می‌‌شود به شما می‌‌رسانم، و با ترغیب شما به اجرای امر الله و پاداشی که بر آن مُتِرَتّب می‌‌گردد، و بیم‌‌دادن شما از ارتکاب نواهی او تعالی و عذابی‌‌که بر آن مُتِرَتّب می‌‌شود، خیرتان را می‌‌خواهم، و از الله سبحانه آنچه را از طریق وحی به من آموخته است چیزی را می‌‌دانم که شما نمی‌‌دانید.

﴿أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُواْ وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون [الأعراف: ٦٣]

٦٣ آیا این امر باعث تعجب و شگفتی شما شد که وحی و اندرزی از جانب پروردگارتان بر زبان مردی از خودتان که او را می‌‌شناسید نزدتان آمد؟! درحالی‌‌که میان شما رشد کرده، و دروغگو و گمراه نبوده است، و از جنسی دیگر نیست. و نزدتان آمده که اگر او را تکذیب و نافرمانی کردید شما را از عذاب الله بترساند، و برای اینکه با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، و برای امید به اینکه اگر به او ایمان آورید مورد رَحم قرار گیرید.

﴿فَكَذَّبُوهُ فَأَنجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُواْ قَوْماً عَمِين [الأعراف: ٦٤]

٦٤ اما قومش او را تکذیب کردند، و به او ایمان نیاوردند، بلکه بر کفرشان ادامه دادند، آن‌‌گاه علیه آنها دعا کرد که الله آنها را نابود سازد. پس او و مؤمنان همراهش در کشتی را از غرق‌‌شدن نجات دادیم، و کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند و بر تکذیب خویش ادامه دادند با طوفانی که برای عذاب‌‌شان نازل شده بود غرق و نابود کردیم، زیرا دل‌‌های آنها از دیدن حق کور بود.

﴿* وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً قَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ أَفَلاَ تَتَّقُون [الأعراف: ٦٥]

٦٥ و به‌‌سوی قبیلۀ عاد رسولی از خودشان، یعنی هود÷، را فرستادیم، گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، زیرا معبود برحقی جز او ندارید، آیا با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی تقوای او را پیشه نمی‌‌کنید تا از عذابش نجات یابید؟!

﴿قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي سَفَاهَةٍ وِإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ الْكَاذِبِين [الأعراف: ٦٦]

٦٦ بزرگان و سران قوم او که به الله کفر ورزیدند و رسولش را تکذیب کردند گفتند: - ای هود- همانا ما می‌‌دانیم که در کم‌‌خردی و نادانی قرار داری؛ چون ما را به عبادت الله به یگانگی و ترک عبادت معبودها فرامی‌‌خوانی. و در این ادعا که فرستاده‌‌شده‌‌ای هستی یقین داریم که از دروغگویانی.

﴿قَالَ يَاقَوْمِ لَيْسَ بِي سَفَاهَةٌ وَلَكِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِين [الأعراف: ٦٧]

٦٧ هود÷ در پاسخ قومش گفت: ای قوم من، من کم‌‌خرد و نادان نیستم، بلکه فرستاده‌‌ای از جانب پروردگار جهانیان هستم.

برخی فواید آیات:

زمین پاک مثالی برای دل‌‌های پاک است آن‌‌گاه که وحی که مادۀ حیات است بر آن نازل می‌‌شود، چنان‌‌که باران مادۀ حیات است، زیرا وقتی وحی بر دل‌‌های پاک فرو فرستاده می‌‌شود، آن را می‌‌پذیرند و فرامی‌‌گیرند و بر اساس پاکی اصل خویش رشد می‌‌کنند، و فضای‌‌شان زیبا می‌‌شود. عکس این قضیه نیز صادق است.

پیامبران و فرستاده‌‌شدگان، از پدران و مادران مردم برای‌‌شان دلسوزتر هستند.

یکی از سنت‌‌های ارسال تمام رسولان از میان قوم خودشان و به زبان‌‌شان؛ نزدیک‌‌کردن دل‌‌های کسانی است که فطرت‌‌شان فاسد نشده است، و نیز آسان‌‌گرفتن بر انسان‌‌هاست.

از بزرگترین نادان‌‌ها کسی است که حق را رد و انکار کند، و از فرمان‌‌برداری از علما و خیرخواهان سر باز زند، و قلب و کالبد خویش را برای هر شیطان سرکشی تسلیم کند.|

﴿أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاتِ رَبِّي وَأَنَاْ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِين [الأعراف: ٦٨]

٦٨ آنچه را که الله از توحید و شرع خویش مرا به تبلیغ آن به شما فرمان داده است به شما می‌‌رسانم، و در این مورد خیرخواه شما و امانتدار هستم، به‌‌گونه‌‌ای که نه در آن می‌‌افزایم و نه از آن می‌‌کاهم.

﴿أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَاذكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاء مِن بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكُرُواْ آلاء اللّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون [الأعراف: ٦٩]

٦٩ آیا این امر باعث تعجب و شگفتی شما شد که اندرزی از جانب پروردگارتان بر زبان مردی از جنس خودتان و نه از جنس فرشتگان یا جن‌‌ها نزد شما آمده است، تا شما را انذار دهد؟! سپاس و شکرگزاری پروردگارتان را به جای آورید که در زمین به شما قدرت داد، و شما را جانشینان قوم نوح÷ قرار داد که الله آنها را به‌‌سبب کفرشان نابود کرد، شکر الله را بگزارید که بدن‌‌های بزرگ و قدرت و نیرومندیِ زیاد را به شما اختصاص داد، ونعمت‌‌های گستردۀ الله بر خودتان را به یاد آورید به امید آن‌‌که به مطلوب دست یابید، و از ترس و وحشت نجات پیدا کنید.

﴿قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ اللّهَ وَحْدَهُ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِين [الأعراف: ٧٠]

٧٠ قومش به او گفتند: - ای هود- آیا نزدمان آمده‌‌ای که ما را به عبادت الله به یگانگی امر کنی، و آنچه را که پدرانمان عبادت می‌‌کردند رها کنیم؟! پس اگر در ادعای خویش راستگو هستی عذابی را که به ما وعده می‌‌دهی بیاور.

﴿قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤكُم مَّا نَزَّلَ اللّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِين [الأعراف: ٧١]

٧١ هود÷ این‌‌گونه به آنها پاسخ داد: به تحقیق که عذاب و خشم الله بر شما واجب شده است پس بدون تردید بر شما واقع می‌‌شود، آیا در مورد بت‌‌‌‌هایی با من مجادله می‌‌کنید که شما و پدران‌‌تان آنها را معبودها نامیده‌‌اید، درحالی‌‌که این امر حقیقت ندارد؟! والله هیچ دلیلی نازل نفرموده که بر الوهیت آنها که ادعا می‌‌کنید به آن استدلال کنید، پس منتظر عذابی که خواستار تعجیل در آن برای خودتان هستید بمانید، و من نیز همراه شما انتظار می‌‌کشم، زیرا واقع‌‌شدنی است.

﴿فَأَنجَيْنَاهُ وَالَّذِينَ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَقَطَعْنَا دَابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَمَا كَانُواْ مُؤْمِنِين [الأعراف: ٧٢]

٧٢ پس به رحمتی از جانب خود، هود÷ و مؤمنانی را که همراه او بودند نجات دادیم، و کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند از ریشه نابود کردیم، و آنها مؤمن نبودند، بلکه تکذیب‌‌کننده بودند، پس سزاوار عذاب شدند.

﴿وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ هَـذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوَءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيم [الأعراف: ٧٣]

٧٣ و به تحقیق که به‌‌سوی قبیلۀ ثمود، برادرشان صالح÷ را فرستادیم که آنها را به توحید و عبادت الله فراخواند، صالح÷ به آنها گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، زیرا غیر او معبود برحقی که سزاوار عبادت باشد ندارید، بر راستگویی آنچه که برای‌‌تان آورده‌‌ام نشانه‌‌ای روشن از جانب الله نزدتان آمده است، که این نشانه در ماده‌‌شتری که از سنگ بیرون می‌‌آید تجسم پیدا می‌‌کند، که زمانی برای نوشیدن دارد، و برای شما نیز روز مشخصی برای نوشیدن است، پس آن را رها کنید تا در زمین الله بچرد، زیرا چیزی از مخارج او بر عهدۀ شما نیست، و به او آزار نرسانید، وگرنه به عذابی رنج‌‌آور گرفتار می‌‌شوید.

برخی فواید آیات:

آراسته‌‌شدن به صبر در دعوت به‌‌سوی الله، پیروی از پیامبران÷ شایسته است.

یکی از اولویت‌‌های دعوت به‌‌سوی الله، دعوت به عبادت الله به یگانگی که هیچ شریکی ندارد، و ترک و دست‌‌کشیدن از شرک‌‌آوردن به او تعالی است.

غرور به نیروی مادی و بدنی، انسان را از پذیرش اوامر و نواهیِ الله بازمی‌‌دارد.

پیامبر از جنس قومش است، اما از نظر نسبی شریف‌‌ترین، از نظر جایگاه برترین، از نظر خانوادگی گرامی‌‌ترین، و از نظر اخلاقی والاترین آنها است.

پیامبران‌‌ﻹ‌‌ و وارثان آنها، با بردباری در برابر نابخردان مقابله می‌‌کنند، و با عفو و گذشت و بخشش از گفتار بد چشم می‌‌پوشند.|

﴿وَاذْكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاء مِن بَعْدِ عَادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِي الأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا فَاذْكُرُواْ آلاء اللّهِ وَلاَ تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِين [الأعراف: ٧٤]

٧٤ نعمت الله بر خودتان را به یاد آورید آن‌‌گاه که جانشین قوم عاد شدید، و شما را در زمین‌‌تان که از آن بهره می‌‌برید، و خواسته‌‌های‌‌تان را به دست می‌‌آورید فرود آورد، این امر پس از نابودی عاد به دنبال اصرارشان بر کفر و تکذیب بود، در زمین‌‌های مسطح کاخ‌‌ها می‌‌سازید، و کوه‌‌ها را می‌‌تراشید تا خانه‌‌هایی برای خودتان بسازید، پس نعمت‌‌های الله بر خودتان را به یاد آورید تا شکر الله را به خاطر آنها بگزارید، و با ترک کفر به الله و گناهان، از تلاش برای فساد در زمین دست بکشید.

﴿قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُّرْسَلٌ مِّن رَّبِّهِ قَالُواْ إِنَّا بِمَا أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُون [الأعراف: ٧٥]

٧٥ بزرگان و سران از میان کسانی از قوم او که تکبر ورزیدند به مؤمنان قوم او که آنها را ناتوان می‌‌شمردند گفتند: - ای مؤمنان- آیا به نظر شما واقعاً صالح فرستاده‌‌ای از جانب الله است؟ مؤمنان مستضعف به آنها پاسخ دادند: ما در برابر آنچه که صالح با آن فرستاده شده است تصدیق‌‌کننده و اقرارکننده و تسلیم هستیم، و به شریعت او عمل می‌‌کنیم.

﴿قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا بِالَّذِيَ آمَنتُمْ بِهِ كَافِرُون [الأعراف: ٧٦]

٧٦ مستکبران قوم او گفتند: - ای مؤمنان- ما به آنچه که شما آن را تصدیق می‌‌کنید کافر هستیم، پس هرگز به آن ایمان نمی‌‌آوریم، و هرگز به شریعت او عمل نمی‌‌کنیم.

﴿فَعَقَرُواْ النَّاقَةَ وَعَتَوْاْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقَالُواْ يَاصَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الْمُرْسَلِين [الأعراف: ٧٧]

٧٧ پس با سرکشی از اجرای امر الله، ماده‌‌شتر را که از رساندن آزار به او نهی شده بودند پی کردند، و با تمسخر و بعید پنداشتن تحقق تهدید صالح÷ گفتند: ای صالح، اگر واقعاً از رسولان الله هستی عذاب دردآوری را که به ما وعده می‌‌دهی برایمان بیاور.

﴿فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دَارِهِمْ جَاثِمِين [الأعراف: ٧٨]

٧٨ آن‌‌گاه عذابی را که کافران خواستار تعجیل در آن بودند آنها را فراگرفت، به‌‌طوری‌‌که زلزلۀ شدیدی آنها را دربرگرفت، و درحالی‌‌که صورت‌‌ها و زانوهای‌‌شان به زمین چسبیده بود بیهوش شدند، و هیچ‌‌یک از آنها از نابودی رهایی نیافت.

﴿فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَاقَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِن لاَّ تُحِبُّونَ النَّاصِحِين [الأعراف: ٧٩]

٧٩ آن‌‌گاه صالح÷ پس از ناامیدی از استجابت قومش از آنها روی برگرداند، و به آنها گفت: ای قوم من، به‌‌راستی که من آنچه را که الله مرا به تبلیغ آن به شما فرمان داد به شما رساندم، و با ترغیب و ترهیب شما خیرتان را خواستم، اما شما کسانی را که خیرخواه و مشتاق بر راهنمایی شما بر خیر و دورکردن شما از شر هستند دوست ندارید.

﴿وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِين [الأعراف: ٨٠]

٨٠ لوط÷ را به یاد آور آن‌‌گاه که برای اعتراض بر قومش به آنها گفت: آیا کار زشت و قبیحی را که نزدیکی با مردان است انجام می‌‌دهید؟! این کاری را که شما ابداع کردید، هیچ‌‌کس قبل از شما مرتکب نشده بود!

﴿إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُون [الأعراف: ٨١]

٨١ همانا شما برای برآورده‌‌کردن شهوت، به جای زنان که برای این کار آفریده شده‌‌اند، با مردان نزدیکی می‌‌کنید، و در این کار هیچ دلیل عقلی و نقلی و فطری را پیروی نمی‌‌کنید، بلکه شما با خروج از حد اعتدال بشری و انحراف از اقتضای عقل‌‌ سلیم و فطرت‌‌ پاک، از حدود الله گذشته‌‌اید.

برخی فواید آیات:

تکبر و خودبزرگ‌‌بینی، غالبا از مال زیاد و مقام به دست می‌‌آید، و مال و مقامِ اندک، غالبا به ایمان و تصدیق و گردن‌‌نهادن وامی‌‌دارد.

جواز ساختن کاخ‌‌های مرتفع و مانند آن؛ زیرا یکی از آثار نعمت: بنای نیک همراه با شکرگزاری از نعمت‌‌دهنده است.

امر غالب در دعوت پیامبران‌‌ﻹ‌‌ این است که ضعیفان و فقرا به دعوت پیامبران‌‌ﻹ‌‌ تمایل نشان می‌‌دهند، اما سران و بزرگان در برابر آن سرکشی می‌‌کنند و تکبر می‌‌ورزند.

گاهی الله تمام جامعه را به‌‌سبب گناهان زیاد و عدم اعتراض بر گناهان عذاب می‌‌کند.|

﴿وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُواْ أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُون [الأعراف: ٨٢]

٨٢ و پاسخ قوم لوط÷ که این عمل زشت را مرتکب می‌‌شدند در برابر اعتراض لوط÷ به آنها چیزی نبود جز اینکه با رویگردانی از حق گفتند: لوط÷ و خانواده‌‌اش را از شهرتان بیرون کنید؛ زیرا آنها مردمی هستند که از این کار شما پاکی می‌‌جویند، پس شایستۀ ما نیست که آنها در میان ما باقی بمانند.

﴿فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِين [الأعراف: ٨٣]

٨٣ پس او و خانواده‌‌اش را نجات دادیم آن‌‌گاه که آنها را به خروج شبانه از شهر که عذاب بر آن واقع خواهد شد فرمان دادیم، جز زن او را که همراه قومش از بازماندگان شد، و عذابی که به آنها رسید او را نیز دربرگرفت.

﴿وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِين [الأعراف: ٨٤]

٨٤ و باران زیادی بر آنها فرو ریختیم، آن‌‌گاه که با سنگ‌‌هایی از گِل بر سرشان افکندیم، و شهر را زیر و رو کردیم، پس - ای رسول- بیندیش که سرانجام قوم ستمکار لوط÷ چگونه بود؟ به راستی که سرانجام آنها نابودی و ذلت همیشگی بود.

﴿وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءتْكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَوْفُواْ الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين [الأعراف: ٨٥]

٨٥ و به‌‌سوی قبیلۀ مدین برادرشان شعیب÷ را فرستادیم، پس به آنها گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، زیرا جز او معبودی سزاوار عبادت ندارید، برهانی واضح و دلیلی روشن بر راستگویی آنچه از جانب پروردگارم برای‌‌تان آورده‌‌ام از جانب الله نزدتان آمده است، حقوق مردم را با کامل‌‌کردن پیمانه و ترازو بپردازید، و با عیب‌‌جویی در کالاهای مردم، و بازداشتن از آن، یا فریفتن صاحبانش، حق مردم را کم ندهید، و پس از اصلاح زمین با بعثت پیامبران‌‌ﻹ‌‌ از قبل، با کفر و ارتکاب گناهان در زمین فساد برپا نکنید، این موارد برای شما بهتر و سودمندتر است اگر ایمان دارید؛ زیرا با این کار گناهان که الله از انجام آنها نهی فرموده است ترک می‌‌شوند، و نزدیکی‌‌جستن به الله با انجام اوامر او تعالی حاصل می‌‌گردد.

﴿وَلاَ تَقْعُدُواْ بِكُلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجًا وَاذْكُرُواْ إِذْ كُنتُمْ قَلِيلاً فَكَثَّرَكُمْ وَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِين [الأعراف: ٨٦]

٨٦ و بر سر هر راهی منشینید که مردمی را که از آن می‌‌گذرند بترسانید تا اموال‌‌شان را بربایید، و هرکس بخواهد به دین الله راه یابد از آن بازدارید. با این کار می‌‌خواهید که راه الله دشوار باشد تا مردم آن را نپیمایند. نعمت‌‌های الله بر خودتان را به یاد آورید تا در قبال آنها از الله شکرگزاری کنید، آن‌‌گاه که شمارتان اندک بود و شما را زیاد گردانید، و بیندیشید که سرانجام فسادکاران در زمین قبل از شما چگونه بود، به‌‌راستی که سرانجام آنها نابودی و تباهی بوده است.

﴿وَإِن كَانَ طَائِفَةٌ مِّنكُمْ آمَنُواْ بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَائِفَةٌ لَّمْ يْؤْمِنُواْ فَاصْبِرُواْ حَتَّى يَحْكُمَ اللّهُ بَيْنَنَا وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِين [الأعراف: ٨٧]

٨٧ و –ای تکذیبکنندگان- اگر گروهی از شما به آنچه من از جانب پروردگارم آورده‌‌ام ایمان آورده، و گروهی دیگر به آن ایمان نیاورده است، منتظر بمانید تا الله میان شما داوری کند و او بهترین داور و عادل‌‌ترین قاضی است.

برخی فواید آیات:

لواط، کار زشتی است که بر وارونگیِ فطرت دلالت دارد، و مناسب است مجازات لواط‌‌کاران از جنس عمل‌‌شان باشد، از این رو الله شهرهای‌‌شان را بر سرشان فرو ریخت.

دعوت پیامبران‌‌ﻹ‌‌ – از جمله شعیب÷ - بر دو اصل استوار است: اصل اول بزرگداشت امر الله، که اقرار به توحید و تصدیق نبوت را دربردارد، و اصل دیگر دلسوزی به مخلوقات الله است، که شامل دست‌‌کشیدن از ستم و فساد و تمام انواع آزارهاست.

برپایی فساد بر روی زمین پس از اصلاح، جنایتی اجتماعی در حق انسانیت است؛ زیرا صلاح زمین با عقیده و اخلاق والا برای همگی خیر است، و برپایی فساد در زمین تجاوز بر مردم است.

از بزرگترین و سخت‌‌ترین و زشت‌‌ترین گناهان، گرفتن مقرری‌‌های مالی که گرفتن آن از نظر شرعی حق نیست، به زور و اجبار است؛ زیرا غصب و جور و ستم بر مردم و انتشار منکر و عمل و استمرار به آن و تأیید این کار است.|

﴿* قَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَاشُعَيْبُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَكَ مِن قَرْيَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِين [الأعراف: ٨٨]

٨٨ بزرگان و سران قوم شعیب÷ که تکبر ورزیدند، به او گفتند: - ای شعیب- یا به دین ما بازگردید یا تو و همراهانت را که تو را تصدیق کردند از این شهرمان بیرون خواهیم کرد. شعیب÷ با تفکر و تعجب به آنها گفت: آیا شما را در دین و آیین‌‌تان پیروی کنیم، حتی اگر کراهت داشته باشیم؟! چون از بطلان آنچه که شما بر آن هستید آگاهیم.

﴿قَدِ افْتَرَيْنَا عَلَى اللّهِ كَذِبًا إِنْ عُدْنَا فِي مِلَّتِكُم بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللّهُ مِنْهَا وَمَا يَكُونُ لَنَا أَن نَّعُودَ فِيهَا إِلاَّ أَن يَشَاء اللّهُ رَبُّنَا وَسِعَ رَبُّنَا كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ الْفَاتِحِين [الأعراف: ٨٩]

٨٩ اگر به شرک و کفری که شما بر آن هستید پس از اینکه الله ما را به فضل خویش از آن نجات داد ایمان بیاوریم، به‌‌راستی که بر الله دروغ بسته‌‌ایم. سزاوار و شایستۀ ما نیست که به‌‌سوی آیین باطل شما بازگردیم مگر اینکه الله پروردگارمان بخواهد، زیرا همگی در برابر ارادۀ الله سبحانه مغلوب هستند، علم پروردگار ما بر هر چیزی احاطه دارد، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند، فقط بر الله تکیه کردیم تا ما را بر راه راست پایدار بدارد، و از راه‌‌های جهنم محافظت گرداند. پروردگارا، میان ما و میان قوم کافر ما، به حق داوری کن، پس صاحب حق مظلوم را بر ظالم منحرف پیروز گردان، که -پروردگارا- تو بهترین داوران هستی.

﴿وَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْباً إِنَّكُمْ إِذاً لَّخَاسِرُون [الأعراف: ٩٠]

٩٠ و بزرگان و سران کافر قوم او که دعوت توحید را رها کرده بودند برای برحذرداشتن از شعیب÷ و دینش گفتند: - ای قوم ما- اگر در دین شعیب وارد شوید، و دین خودتان و دین پدران‌‌تان را رها کنید، با این کار نابود می‌‌شوید.

﴿فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دَارِهِمْ جَاثِمِين [الأعراف: ٩١]

٩١ پس زلزلۀ شدیدی آنها را فرا گرفت، آن‌‌گاه در خانه‌‌های‌‌شان از پا درآمدند، درحالی‌‌که بر زانوها و صورت‌‌های‌‌شان افتاده بودند، و در دیارشان مرده و نابود شده بودند.

﴿الَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيْبًا كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ شُعَيْبًا كَانُواْ هُمُ الْخَاسِرِين [الأعراف: ٩٢]

٩٢ تمام کسانی‌‌که شعیب÷ را تکذیب کردند از بین رفتند، و چنان نابود شدند که گویی هرگز در دیارشان سکونت نداشته بودند و در آن بهره نبرده بودند، کسانی‌‌که شعیب÷ را تکذیب کردند آنها زیانکاران بودند؛ زیرا آنها بر خودشان و آنچه که مالک بودند زیان رساندند، و آن‌‌گونه که این کافران تکذیب‌‌کننده ادعا کردند مؤمنان قوم او هرگز زیانکار نبودند.

﴿فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَاقَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسَى عَلَى قَوْمٍ كَافِرِين [الأعراف: ٩٣]

٩٣ و چون نابود شدند پیامبرشان شعیب÷ از آنها روی گرداند، و خطاب به آنها گفت: ای قوم من، آنچه را که پروردگارم مرا به ابلاغ آن به شما امر کرد به شما رساندم، و شما را نصیحت کردم اما شما نصیحت مرا نپذیرفتید، و از راهنمایی من اطاعت نکردید، پس چگونه بر قومی که به الله کافر هستند و بر کفرشان اصرار دارند اندوهگین باشم؟!

﴿وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُون [الأعراف: ٩٤]

٩٤ و در هیچ شهری پیامبری نفرستادیم، و ساکنانش تکذیب نکردند و کفر نورزیدند، مگر اینکه آنها را به سختی و فقر و بیماری دچار کردیم به این امید که برای الله فروتنی کنند و از کفر و استکبار دست بردارند. و این هشداری برای قریش و برای هرکسی است که کفر ورزد و خبر سنت الله در امت‌‌های تکذیب‌‌کننده را تکذیب کند.

﴿ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَواْ وَّقَالُواْ قَدْ مَسَّ آبَاءنَا الضَّرَّاء وَالسَّرَّاء فَأَخَذْنَاهُم بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُون [الأعراف: ٩٥]

٩٥ سپس بعد از گرفتاری به سختی و بیماری، خیری فراوان و امنیت به آنها دادیم تا اینکه افرادشان زیاد شد، و اموال‌‌شان رشد کرد، و گفتند: شر و خیری که به ما رسید، همان عادت منظمی است که از قبل به پیشینیان ما رسیده است، و درک نکردند که منظور از کیفرهایی که به آنها می‌‌رسد عبرت‌‌گرفتن است، و نعمت‌‌هایی که به آنها می‌‌رسد استدراج (نزدیک‌‌کردن تدریجی به عذاب) است، پس ناگهان و درحالی‌‌که عذاب را احساس نمی‌‌کردند و منتظر آن نبودند آنها را به عذاب گرفتیم.

برخی فواید آیات:

یکی از مظاهر اکرام الله به بندگان صالحش این است که درهای علم را برای روشن نمودن حق از باطل، و نجات مؤمنان، و عذاب کافران برای‌‌شان گشوده است.

یکی از سنت‌‌های الله در مورد بندگانش اعطای مهلت است؛ تا از وقایع عبرت بگیرند، و از گناهان و جنایت‌‌هایی‌‌ که مرتکب می‌‌شوند دست بکشند.

شاید افراد زیادی در برابر آزمایش با بلا و مصیبت شکیبایی و تحمل کنند، اما شمار اندکی در برابر آزمایش با ناز و نعمت شکیبا هستند.|

﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَـكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُون [الأعراف: ٩٦]

٩٦ و اگر ساکنان این شهرهایی که رسولان‌‌مان را به‌‌سوی آنها فرستادیم دعوت رسولان را تصدیق کرده بودند، و با ترک کفر و گناهان و اجرای اوامر الله تعالی تقوای او را پیشه کرده بودند، به‌‌طور قطع از هر جهتی درهای خیر را بر روی آنها می‌‌گشودیم، اما آنها تصدیق نکردند و تقوا برنگزیدند، بلکه آنچه را رسولان‌‌شان آورده بودند تکذیب کردند، پس به‌‌سبب گناهان و جرایمی که انجام می‌‌دادند به صورت ناگهانی آنها را به عذاب گرفتیم.

﴿أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتاً وَهُمْ نَائِمُون [الأعراف: ٩٧]

٩٧ آیا ساکنان تکذیب‌‌کنندۀ این شهرها خود را ایمن دانسته‌‌اند از اینکه عذاب ما شبانه و درحالی‌‌که غرق در راحتی و آرامش در خواب هستند به آنها برسد؟

﴿أَوَ|أَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ يَلْعَبُون [الأعراف: ٩٨]

٩٨ آیا خود را ایمن دانسته‌‌اند از اینکه عذاب ما در ابتدای روز درحالی‌‌که به دنیا سرگرم و غافل هستند آنها را فرا گیرد؟

﴿أَفَأَمِنُواْ مَكْرَ اللّهِ فَلاَ يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُون [الأعراف: ٩٩]

٩٩ بنگرید به مهلتی که الله در اختیار آنها گذاشت، و نیرو و روزی زیادی به آنها ارزانی داشت تا به تدریج آنها را به‌‌سوی عذاب بکشاند؛ آیا این تکذیب‌‌کنندگان ساکن آن شهرها از تدبیر پنهانی الله خود را ایمن دانسته‌‌اند؟ کسی جز قوم نابودشده خود را از مکر الله ایمن نمی‌‌داند، اما هدایت‌‌یافتگان همان کسانی هستند که از مکر او تعالی می‌‌ترسند، پس به آنچه که الله بر آنها نعمت بخشیده است فریب نمی‌‌خورند، بلکه بخشش و احسان او تعالی بر خودشان را می‌‌بینند، و شکر او را به جای می‌‌آورند.

﴿أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاء أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَسْمَعُون [الأعراف: ١٠٠]

١٠٠ آیا برای کسانی‌‌که پس از نابودی امت‌‌های قبل از خود به‌‌سبب گناهان‌‌شان، در روی زمین جانشین شدند روشن نشده است، و از عذابی که به آنها رسیده است عبرت نگرفته‌‌اند، بلکه اعمال‌‌ آنها را انجام دادند، آیا برای اینها روشن نشده است که اگر الله می‌‌خواست آنها را به‌‌سبب گناهان‌‌شان عذاب کند به‌‌طور قطع این کار را می‌‌کرد چنان‌‌که این کار سنت او تعالی است؟! و بر دل‌‌های‌‌شان مُهر می‌‌زد تا هیچ پندی نگیرند، و هیچ اندرزی به آنها سود نرساند.

﴿تِلْكَ الْقُرَى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَائِهَا وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ مِن قَبْلُ كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللّهُ عَلَىَ قُلُوبِ الْكَافِرِين [الأعراف: ١٠١]

١٠١ - ای رسول- آن شهرهای سابق- یعنی شهرهای اقوام نوح و هود و صالح و لوط و شعیب‌‌ﻹ‌‌ - اخبار و تکذیب و دشمنی و عذاب آنها را بر تو می‌‌خوانیم و تو را از آن باخبر می‌‌سازیم؛ تا عبرتی باشد برای هرکس که عبرت می‌‌گیرد، و اندرزی باشد برای هرکس که اندرز می‌‌پذیرد، و رسولان‌‌ﻹ‌‌ برای ساکنان این شهرها براهین آشکاری بر راستگویی خویش آوردند، اما آنها کسانی نبودند که هنگام آمدن رسولان‌‌ﻹ‌‌ ایمان بیاورند چون الله از قبل می‌‌دانست که آن را تکذیب می‌‌کنند. و همان‌‌گونه که الله بر دل‌‌های ساکنان این شهرها که رسولان‌‌شان را تکذیب کردند مُهر نهاد، بر دل‌‌های کافران به محمد‌‌ج‌‌ نیز مُهر می‌‌نهد، تا به ایمان هدایت نشوند.

﴿وَمَا وَجَدْنَا لأَكْثَرِهِم مِّنْ عَهْدٍ وَإِن وَجَدْنَا أَكْثَرَهُمْ لَفَاسِقِين [الأعراف: ١٠٢]

١٠٢ و در بیشتر امت‌‌هایی که رسولان به‌‌سوی آنها فرستاده شد، وفا و پایبندی آن‌‌ها را به اوامر الله ندیدیم، بلکه بیشتر آنان را نافرمان و گناهکار یافتیم.

﴿ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَظَلَمُواْ بِهَا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِين [الأعراف: ١٠٣]

١٠٣ سپس بعد از آن رسولان، موسی÷ را با دلایل و حجت‌‌های آشکار و دلالت‌‌کننده بر راستگویی او به‌‌سوی فرعون و قومش فرستادیم، اما آنها کاری نکردند جز اینکه این آیات را انکار کردند و به آن کفر ورزیدند، پس - ای رسول- بنگر که سرانجام فرعون و قومش چگونه بود، که الله آنها را غرق‌‌ و نابود کرد، و در دنیا و آخرت به آنها لعنت رسانید.

﴿وَقَالَ مُوسَى يَافِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِين [الأعراف: ١٠٤]

١٠٤ و موسی÷ آن‌‌گاه که الله او را به‌‌سوی فرعون فرستاد و نزد او رفت گفت: ای فرعون، همانا من فرستاده‌‌ای از جانب پروردگار هستم که مالک و تدبیرکنندۀ امور تمام مخلوقات است.

برخی فواید آیات:

ایمان و عمل صالح سبب سرازیری خیرات و برکات از آسمان و زمین می‌‌شود.

بیان رابطه محکم میان گشایش روزی و تقوا؛ و اگر الله بر کافران نعمت می‌‌بخشد برای نزدیک‌‌کردن تدریجی آنها به عذاب و نیرنگ زدن بر آنها است.

بنده نباید خود را از عذاب ناگهانی الله که شاید در هر لحظه از شب یا روز بیاید ایمن بداند.

قرآن اخبار امت‌‌های پیشین را برای استواری مؤمنان و ترساندن کافران حکایت می‌‌فرماید.|

﴿حَقِيقٌ عَلَى أَن لاَّ أَقُولَ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُم بِبَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرَائِيل [الأعراف: ١٠٥]

١٠٥ موسی÷ گفت: چون فرستاده‌‌ای از جانب الله هستم، بر من شایسته است که بر او تعالی سخنی جز حق نگویم، همانا حجتی آشکار که بر راستگویی من و اینکه فرستاده‌‌شده‌‌ای از جانب پروردگارم به‌‌سوی شما هستم نزدتان آورده‌‌ام، پس فرزندان اسرائیل را از اسارت و جبری که در آن قرار دارند همراه من بفرست.

﴿قَالَ إِن كُنتَ جِئْتَ بِآيَةٍ فَأْتِ بِهَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِين [الأعراف: ١٠٦]

١٠٦ فرعون به موسی÷ گفت: اگر در این ادعا که می‌‌گویی نشانه‌‌ای آورده‌‌ای صادق هستی آن را بیاور.

﴿فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِين [الأعراف: ١٠٧]

١٠٧ آن‌‌گاه موسی÷ عصایش را افکند که به‌‌ناگاه در نظر بیننده به ماری بزرگ و آشکار تبدیل شد.

﴿وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِين [الأعراف: ١٠٨]

١٠٨ و دستش را خارج کرد و آن را از گریبان یا از زیر بغلش، سفید بدون پیسی درآورد، که از شدت سفیدی برای بینندگان می‌‌درخشید.

﴿قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَـذَا لَسَاحِرٌ عَلِيم [الأعراف: ١٠٩]

١٠٩ و بزرگان و سران وقتی تبدیل عصای موسی÷ به مار و سفید‌‌شدن دستش بدون پیسی را مشاهده کردند گفتند: موسی نیست مگر ساحری که در علم سحر تواناست.

﴿يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُمْ فَمَاذَا تَأْمُرُون [الأعراف: ١١٠]

١١٠ با آنچه که انجام می‌‌دهد قصد دارد شما را از این سرزمین‌‌تان، یعنی مصر، بیرون کند. سپس فرعون در مورد موسی÷ از آنها مشورت خواست و گفت: در مورد او چه نظری به من پیشنهاد می‌‌کنید؟

﴿قَالُواْ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَأَرْسِلْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِين [الأعراف: ١١١]

١١١ به فرعون گفتند: کار موسی و برادرش هارون را به تأخیر بینداز، و افرادی را در شهرهای مصر بفرست تا ساحران را گرد آورند.

﴿يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيم [الأعراف: ١١٢]

١١٢ تا این افرادی که آنها را برای گردآوری ساحران در شهرها می‌‌فرستی تمام ساحران ماهر و زبردستی را نزدت بیاورند.

﴿وَجَاء السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالْواْ إِنَّ لَنَا لأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِين [الأعراف: ١١٣]

١١٣ پس فرعون افرادی را برای گردآوری ساحران فرستاد، وقتی ساحران نزد فرعون آمدند از او پرسیدند: آیا اگر با سحرشان بر موسی غلبه کردند و بر او پیروز شدند پاداشی دارند؟

﴿قَالَ نَعَمْ وَإَنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِين [الأعراف: ١١٤]

١١٤ فرعون این‌‌گونه به آنها پاسخ داد: بله، همانا پاداش و مزدی برای‌‌تان است، و از نظر مقام از مقربان خواهید بود.

﴿قَالُواْ يَامُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِين [الأعراف: ١١٥]

١١٥ ساحران از روی تکبر و خودبزرگ‌‌بینی و با اعتماد بر پیروزی‌‌شان بر موسی÷ گفتند: - ای موسی- هر کدام را که می‌‌خواهی انتخاب کن که یا تو ابتدا بیفکنی یا ما بیفکنیم.

﴿قَالَ أَلْقُوْاْ فَلَمَّا أَلْقَوْاْ سَحَرُواْ أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءوا بِسِحْرٍ عَظِيم [الأعراف: ١١٦]

١١٦ موسی÷ بدون اهمیت به آنها و با اعتماد به اینکه پروردگارش به او یاری می‌‌رساند به آنها پاسخ داد: ریسمان‌‌ها و عصاهای‌‌تان را بیفکنید، چون افکندند مردم را چشم‌‌بندی و سحر کردند، و آنها را ترساندند، و در چشم بینندگان سحری قوی آوردند.

﴿* وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُون [الأعراف: ١١٧]

١١٧ و الله به پیامبر و کلیم خویش موسی÷ چنین وحی کرد: - ای موسی- عصایت را بیفکن، پس موسی÷ آن را افکند، ‌‌ناگهان به ماری زنده تبدیل شد که ریسمان‌‌ها و عصاهای‌‌شان را که در تبدیل حقایق و به اشتباه ‌‌انداختن مردم به کار می‌‌بردند و مردم آن‌‌ها را مارهایی جنبیده می‌‌دیدند، بلعید.

﴿فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُون [الأعراف: ١١٨]

١١٨ پس حق آشکار گشت و راستی دعوت موسی÷ روشن شد، و بطلان سحر ساحران مشخص گشت.

﴿فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَانقَلَبُواْ صَاغِرِين [الأعراف: ١١٩]

١١٩ آن‌‌گاه مغلوب شدند و در هم شکستند، و موسی÷ در آن صحنه بر آنها پیروز شد، و آنها خوار و شکست‌‌خورده شدند.

﴿وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِين [الأعراف: ١٢٠]

١٢٠ ساحران وقتی عظمتِ قدرتِ الله را مشاهده کردند، و آیات آشکار را دیدند، کاری نکردند جز اینکه برای الله به سجده درافتادند.

برخی فواید آیات:

از مظاهر حکمت و رحمت الله است که نشانۀ هر پیامبری را از مواردی قرار می‌‌دهد که قوم او آن را درک می‌‌کنند، و گاهی از جنس چیزی است که در آن مهارت دارند.

فرعون بنده‌‌ای خوار و پست و ناتوان بود، و گرنه برای دفع موسی÷ به یاری‌‌گرفتن از ساحران نیازی نداشت.

طلب مزد و مقام نزد فرعون از سوی ساحران -درحالی‌‌که به شیاطین متصل هستند که خواسته‌‌های‌‌شان را پاسخ می‌‌دهند-، بر ضعف ساحران دلالت دارد.|

﴿قَالُواْ آمَنَّا بِرِبِّ الْعَالَمِين [الأعراف: ١٢١]

١٢١ ساحران گفتند: به پروردگار تمام مخلوقات ایمان آوردیم.

﴿رَبِّ مُوسَى وَهَارُون [الأعراف: ١٢٢]

١٢٢ پروردگار موسی و هارون؛ زیرا تنها او سزاوار عبادت‌‌شدن است، نه معبودهای ادعایی غیر او.

﴿قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنتُم بِهِ قَبْلَ أَن آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هَـذَا لَمَكْرٌ مَّكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُواْ مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُون [الأعراف: ١٢٣]

١٢٣ فرعون پس از ایمان‌‌آوردن ساحران به یگانگی الله، برای تهدید آنها گفت: قبل از اینکه به شما اجازه دهم موسی را تصدیق کردید؟ به‌‌راستی که ایمان شما به موسی و تصدیق آنچه که او آورده است از طرف شما، به‌‌سبب فریب و نیرنگی است که شما و موسی برای اخراج ساکنان این شهر از آن اندیشیده‌‌اید، پس - ای ساحران- به زودی از عقوبت و عذابی که به شما می‌‌رسد آگاه خواهید شد.

﴿لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلاَفٍ ثُمَّ لأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِين [الأعراف: ١٢٤]

١٢٤ از هر یک از شما دست راست و پای چپش یا دست چپ و پای راستش را قطع خواهم کرد، سپس همگی شما را بر تنه‌‌های درخت خرما برای عذاب شما و ترساندن هرکسی‌‌که شما را در این حالت مشاهده می‌‌کند خواهم آویخت.

﴿قَالُواْ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُون [الأعراف: ١٢٥]

١٢٥ ساحران در پاسخ به تهدید فرعون گفتند: به‌‌راستی‌‌که ما فقط به‌‌سوی پروردگارمان بازمی‌‌گردیم، پس به آنچه که تهدید می‌‌کنی اهمیتی نمی‌‌دهیم.

﴿وَمَا تَنقِمُ مِنَّا إِلاَّ أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِين [الأعراف: ١٢٦]

١٢٦ و –ای فرعون- تو ما را عذاب نمی‌‌کنی و بر ما سخت نمی‌‌گیری جز برای اینکه آیات پروردگارمان را که به دست موسی نزد ما آمده است تصدیق کردیم، پس اگر این کار گناهی مورد ایراد است پس گناه ماست، سپس با دعا به‌‌سوی الله متوجه شدند و با فروتنی گفتند: پروردگارا، بر ما شکیبایی فرو ریز تا بر حق پایداری ورزیم، و ما را درحالی بمیران ‌‌که تسلیم تو و فرمان‌‌بردار امرت و پیرو رسولت هستیم.

﴿وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِ فِرْعَونَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءهُمْ وَنَسْتَحْيِـي نِسَاءهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَاهِرُون [الأعراف: ١٢٧]

١٢٧ و سران و بزرگان قوم فرعون، برای تحریک فرعون علیه موسی و مؤمنان همراهش، به او گفتند: - ای فرعون- آیا موسی و قومش را رها می‌‌کنی تا در زمین فساد پخش کنند، و تو و معبودهایت را رها کنند، و به‌‌سوی عبادت الله به یگانگی فراخوانند؟! فرعون گفت: پسران بنی اسرائیل را خواهیم کشت، و زنان‌‌شان را برای خدمت نگه می‌‌داریم، و با زور و غلبه و قدرت بر آنها چیره هستیم.

﴿قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِين [الأعراف: ١٢٨]

١٢٨ موسی÷ اینگونه قومش را نصیحت کرد: ای قوم من، در دفع ضرر از خود و جلب فایده به خودتان فقط از الله یاری بخواهید، و در آزمایشی که قرار دارید شکیبایی ورزید، زیرا زمین فقط از آنِ الله است، و نه برای فرعون است و نه کسی دیگر تا در آن حکومت کند، و الله بر اساس ارادۀ خویش آن را میان مردم دست به دست می‌‌گرداند، و اما سرانجام نیکو در زمین برای مؤمنان است که اوامر پروردگارشان را اجرا می‌‌کنند و از نواهی او تعالی اجتناب می‌‌ورزند، هر چند به امتحان‌‌ها و آزمایش‌‌هایی مبتلا شوند.

﴿قَالُواْ أُوذِينَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِينَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الأَرْضِ فَيَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُون [الأعراف: ١٢٩]

١٢٩ قوم موسی÷ که از بنی اسرائیل بودند به موسی÷ گفتند: ای موسی قبل از آمدن تو، توسط فرعون با کشتن پسران‌‌مان و باقی‌‌گذاشتن زنان‌‌مان مبتلا بودیم و بعد از آمدن تو نیز مبتلا هستیم. موسی÷ برای نصیحت و بشارت به گشایش به آنها گفت: امید است که پروردگار شما دشمن‌‌تان فرعون و قومش را نابود کند، و پس از آنها شما را در زمین قدرت دهد، آن‌‌گاه پس از این بنگرد شکر می‌‌‌‌گزارید یا کفر می‌‌ورزید.

﴿وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَونَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِّن الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُون [الأعراف: ١٣٠]

١٣٠ و خاندان فرعون را با خشک‌‌سالی و قحطی عذاب کردیم، و آنها را با کاهش میوه‌‌ها و غلات زمین آزمودیم، به این امید که متذکر شوند و پند گیرند که آنچه بر سرشان آمده است عذابی بر آنها به‌‌سبب کفرشان است، آن‌‌گاه به‌‌سوی الله توبه کنند.

برخی فواید آیات:

موضع ساحران و اعلام ایمان‌‌شان با جرأت و صراحت بر این امر دلالت دارد که اگر انسان از هوس خویش خالی شود، و از عقل و فکر سلیم فرمان‌‌برداری کند، هنگام ظهور دلایل ایمان، به سرعت ایمان می‌‌آورد.

مؤمنان به الله و روز آخرت، در میادین بحران و آزمایش و جنگ، استوارترین و شجاع‌‌ترین و شکیباترین مردم هستند.

کسانی‌‌که از سلطه بهره می‌‌برند سلطان را برای مواجهه با مؤمنان تحریک و تهییج می‌‌کنند؛ زیرا بقای مصالح آنها در بقای سلطان است.

یکی از اسباب قطع باران و کمبود کالا و افزایش قیمت‌‌ها، ستم و فساد است.|

﴿فَإِذَا جَاءتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُواْ لَنَا هَـذِهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُواْ بِمُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَلا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِندَ اللّهُ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُون [الأعراف: ١٣١]

١٣١ پس هرگاه سال خوش و میوه‌‌های نیکو و محصول فراوان به خاندان فرعون رسید گفتند: اینها به خاطر شایستگی و برتری ما به آنهاست، و اگر مصیبتی از خشکسالی و قحطی و بیماری‌‌های فراوان و سایر پیش‌‌آمدهای ناگوار به آنها می‌‌رسید به موسی÷ و کسانی از بنی‌‌اسرائیل که همراه او بودند شگون بد می‌‌زدند، اما در حقیقت تمام این مصیبت‌‌ها که به آنها می‌‌رسید فقط به تقدیر الله سبحانه بود، و این کار هیچ ربطی نه به آنها داشت نه به موسی÷ مگر اینکه موسی÷ علیه آنها دعا می‌‌کرد، اما بیشتر آنها نمی‌‌دانند، از این رو آن را به غیر الله نسبت می‌‌دهند.

﴿وَقَالُواْ مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِن آيَةٍ لِّتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِين [الأعراف: ١٣٢]

١٣٢ و قوم موسی از روی دشمنی با حق به موسی÷ گفتند: هر نشانه و راهنمایی را که برایمان بیاوری، و هر حجتی را بر بطلان آنچه نزد ماست و برای اثبات راستی آنچه آورده‌‌ای اقامه کنی تا از آن بازگردیم؛ هرگز تو را تصدیق نخواهیم کرد.

﴿فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آيَاتٍ مُّفَصَّلاَتٍ فَاسْتَكْبَرُواْ وَكَانُواْ قَوْمًا مُّجْرِمِين [الأعراف: ١٣٣]

١٣٣ پس برای عذاب آنها به خاطر تکذیب و لجاجت‌‌شان آبی فراوان را بر آنها فرو فرستادیم، که کشتزارها و میوه‌‌های‌‌شان را غرق ساخت، و ملخ‌‌ها را بر آنها فرستادیم که محصولات‌‌شان را خوردند، و جانور کوچکی به نام شپش بر آنها فرستادیم که به کشت آسیب می‌‌رساند یا انسان را در مویش اذیت می‌‌کرد، و بر آنها قورباغه‌‌ها را فرو فرستادیم که ظرف‌‌های‌‌شان را پر کرد، و غذاهای‌‌شان را فاسد کرد، و آرامش را از آنها گرفت، و خون را بر آنها فرو فرستادیم که آب‌‌های چاه‌‌ها و رودهای‌‌شان را به خون تبدیل کرد. تمام این موارد را آیاتی آشکار و پراکنده و در پی یکدیگر فرستادیم، اما با وجود تمام کیفرهایی که به آنها رسید از ایمان به الله و تصدیق آنچه موسی÷ آورده بود سر باز زدند، و مردمی بودند که مرتکب گناهان می‌‌شدند، و از باطل دست نمی‌‌کشیدند، و به‌‌سوی حق هدایت نمی‌‌شدند.

﴿وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قَالُواْ يَامُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ لَئِن كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرَائِيل [الأعراف: ١٣٤]

١٣٤ و وقتی با این امور به عذاب گرفتار شدند، به موسی÷ روی آورده، و به او گفتند: ای موسی، از پروردگارت به نبوتی که آن را به تو اختصاص داده است، و به عهدی که برای برداشتن عذاب با توبه نزد تو دارد برای ما بخواه که عذابی را که بر ما وارد شده است از ما بردارد، پس اگر این عذاب را از ما بردارد به‌‌طور قطع به تو ایمان می‌‌آوریم، و بنی‌‌اسرائیل را همراه تو می‌‌فرستیم، و آنها را آزاد می‌‌سازیم.

﴿فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلَى أَجَلٍ هُم بَالِغُوهُ إِذَا هُمْ يَنكُثُون [الأعراف: ١٣٥]

١٣٥ اما هنگامی که عذاب را تا مدتی مشخص؛ قبل از غرق و نابودکردن شان، از آنها برداشتیم، ناگهان ایمان و فرستادن بنی‌‌اسرائیل را که بر خود عهد بسته بودند شکستند، و بر کفرشان ادامه دادند، و از فرستادن بنی‌‌اسرائیل همراه موسی÷ خودداری کردند.

﴿فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَكَانُواْ عَنْهَا غَافِلِين [الأعراف: ١٣٦]

١٣٦ پس وقتی سررسید مشخص نابودی آنها فرا رسید، به‌‌سبب تکذیب آیات الله توسط آنها و رویگردانی‌‌شان از حقیقتی که بر آن دلالت می‌‌کرد و هیچ تردیدی در آن راه ندارد، خشم خویش را با غرق‌‌ساختن‌‌شان در دریا بر آنها فرو فرستادیم.

﴿وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَآئِيلَ بِمَا صَبَرُواْ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُواْ يَعْرِشُون [الأعراف: ١٣٧]

١٣٧ و به بنی‌‌اسرائیل که فرعون و قومش آنها را خوار می‌‌کردند مشارق و مغارب زمین را به میراث عطا کردیم، که منظور از آن سرزمین شام است، این سرزمینی است که الله با بیرون‌‌آوردن کشتزار‌‌ها و میوه‌‌ها به کامل‌‌ترین شکل، در آن برکت نهاده، و- ای رسول- سخن نیکوی پروردگارت که در آیۀ: ﴿وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ [القصص: ٥]. «و می‌‌خواهیم بر کسانی‌‌که در زمین به استضعاف کشیده شده‌‌اند، منت گذاریم و آنها را پیشوایان سازیم، و آنها را وارثان (زمین) قرار دهیم». آمده است تحقق یافت، چنان‌‌که الله به‌‌سبب صبر آنها در برابر آزارهای فرعون و قومش که به آنها رسید آنها را در زمین قدرت داد، و مزارع و مسکن‌‌هایی که فرعون می‌‌ساخت، و کاخ‌‌هایی را که بنا می‌‌کردند نابود کردیم.

برخی فواید آیات:

تمام خیر و شر و نیکی‌‌ و بدی‌‌ به قضا و قَدَر الله است، و ذره‌‌ای از این موارد از قضا و قدر او تعالی خارج نیست.

حالت مردم هنگام محنت و مصائب، پناه‌‌آوردن به الله با محرک ندای ایمان فطری است.

مؤمن باید در آیات و سنت‌‌های الله در مخلوقات بیندیشد، و در اسباب و آثار آن تدبر کند.

نیروی افراد و حکومت‌‌ها در برابر نیروی عظیم الله متلاشی می‌‌شود، وایمان به الله، مصدر تمام نیروهاست.

الله تعالی برای پاداش بندگان مؤمن خویش آنها را پس از اینکه ضعیف شمرده شدند در زمین قدرت می‌‌دهد.|

﴿وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْاْ عَلَى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَى أَصْنَامٍ لَّهُمْ قَالُواْ يَامُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَـهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُون [الأعراف: ١٣٨]

١٣٨ و بنی‌‌اسرائیل را از دریا عبور دادیم آن‌‌گاه که موسی÷ عصایش را به دریا زد و دریا از هم شکافت، تا اینکه بر قومی گذشتند که بر عبادت بت‌‌‌‌هایی که داشتند مشغول بودند و آنها را به جای الله عبادت می‌‌کردند. آن‌‌گاه بنی‌‌اسرائیل به موسی÷ گفتند: ای موسی، برای ما بتی قرار بده تا آن را عبادت کنیم همان‌‌گونه که اینها بت‌‌‌‌هایی دارند و آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنند. موسی÷ به آنها گفت: ای قوم من، همانا شما گروهی هستید که از تعظیم و توحیدی که برای الله واجب است و شرک و عبادت غیر او تعالی که سزاوار الله نیست جاهل هستید.

﴿إِنَّ هَـؤُلاء مُتَبَّرٌ مَّا هُمْ فِيهِ وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُون [الأعراف: ١٣٩]

١٣٩ همانا اینها که بر عبادت بت‌‌‌‌های‌‌شان مشغول هستند، این مشغولیت در عبادت غیر او تعالی نابودشدنی است، و تمام طاعتی را که انجام می‌‌دهند به‌‌سبب اینکه همراه الله، غیر او را در عبادت شریک قرار می‌‌دهند باطل است.

﴿قَالَ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِيكُمْ إِلَـهًا وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعَالَمِين [الأعراف: ١٤٠]

١٤٠ موسی÷ به قومش گفت: ای قوم من، چگونه معبودی غیر از الله برای‌‌تان بجویم که آن را عبادت کنید، درحالی‌‌که آیات بزرگ او تعالی را مشاهده کرده‌‌اید، و او سبحانه شما را با نابودی دشمن‌‌تان، و جانشین‌‌ساختن و قدرت‌‌دادن شما در زمین، بر تمام جهانیان زمان خودتان برتری داده است؟!

﴿وَإِذْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَونَ يَسُومُونَكُمْ سُوَءَ الْعَذَابِ يُقَتِّلُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيم [الأعراف: ١٤١]

١٤١ و -ای بنیاسرائیل- به یاد آورید آن‌‌گاه که شما را با رهایی از خوارساختن شما توسط فرعون و قومش نجات دادیم که با کشتن پسران‌‌تان، و باقی‌‌گذاشتن زنان‌‌تان برای خدمت، انواع ذلت‌‌ها را به شما می‌‌چشاندند، و در نجات شما از فرعون و قومش آزمایش بزرگی است از جانب پروردگارتان که سپاسگزاری از جانب شما را می‌‌طلبد.

﴿* وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِين [الأعراف: ١٤٢]

١٤٢ و الله با رسولش موسی÷ سی شب را برای مناجات با او تعالی وعده گذاشت، سپس آن را با افزودن ده شب تکمیل کرد، تا چهل شب کامل شد، و موسی÷ هنگامی‌‌که قصد داشت برای مناجات با پروردگارش برود به برادرش هارون÷ گفت: ای هارون، جانشین من در میان قومم باش، و با سیاست نیکو و دلسوزی به آنها کارشان را اصلاح کن، و با ارتکاب گناهان راه فسادکاران را نپیما، و یاور گناهکاران مباش.

﴿وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَـكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِين [الأعراف: ١٤٣]

١٤٣ و هنگامی‌‌که موسی÷ در موعدی که برایش مشخص شده بود یعنی چهل شب کامل، برای مناجات پروردگارش آمد، و پروردگارش با اوامر و نواهی اش که لازم بود با او سخن گفت، نفسش شیفتۀ دیدن پروردگارش شد، آن‌‌گاه تقاضا کرد که به او تعالی بنگرد، پس الله این‌‌گونه به او پاسخ داد: در زندگی دنیا هرگز مرا نخواهی دید، زیرا توان این کار را نداری، اما به کوه بنگر آن‌‌گاه که خود را بر او متجلی می‌‌کنم پس اگر در مکان خویش بدون اینکه اثر بپذیرد قرار گرفت تو مرا خواهی دید، و اگر با زمین یکسان شد تو هرگز مرا در دنیا نخواهی دید. پس وقتی الله بر کوه تجلّی نمود آن را با خاک یکسان کرد، و موسی÷ بیهوش افتاد، و هنگامی‌‌که به هوش آمد گفت: - پروردگارا- تو را از هرچه سزاوار تو نیست منزه می‌‌دانم، من از دیدن تو در دنیا که از تو درخواست کردم به‌‌سوی تو توبه کردم، و من نخستین مؤمن از میان قومم هستم.

برخی فواید آیات:

رویدادها تأکید دارد بر اینکه بنی‌‌اسرائیل با وجود اینکه پیامبر الله موسی÷ در میان‌‌شان بود از یک گمراهی به گمراهی دیگر منتقل می‌‌شدند.

از مظاهر خواری امت این است که به مجرد نظر و هوس، زشت نیکو شمرده شود، و نیکو زشت به حساب آید.

اصلاح امت و بستن درهای فساد، هدف والای پیامبران‌‌ﻹ‌‌ و دعوتگران است.

الله تعالی حکم کرده که هیچ‌‌یک از مخلوقاتش او تعالی را در دنیا نبیند، و هر یک از بندگانش را که دوست دارد با رؤیت خویش در آخرت گرامی خواهد داشت.|

﴿قَالَ يَامُوسَى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالاَتِي وَبِكَلاَمِي فَخُذْ مَا آتَيْتُكَ وَكُن مِّنَ الشَّاكِرِين [الأعراف: ١٤٤]

١٤٤ الله به موسی÷ فرمود: ای موسی، من تو را با اِبلاغیه‌‌هایم برگزیدم و بر مردم برتری دادم آن‌‌گاه که تو را به‌‌سوی آنها فرستادم، و تو را با سخن‌‌گفتن بدون هیچ واسطه‌‌ای برتری دادم، پس این شرف را که به تو عطا کردم بگیر، و بر این عطای بزرگ از شکرگزاران الله باش.

﴿وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْعِظَةً وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُواْ بِأَحْسَنِهَا سَأُرِيكُمْ دَارَ الْفَاسِقِين [الأعراف: ١٤٥]

١٤٥ و برای موسی÷ در الواحی از چوب یا یا ماده‌‌ای دیگر، از تمام امور دینی و دنیوی بنی‌‌اسرائیل که به آن نیاز داشتند پندی نوشتیم برای کسانی از آنها که پند بگیرند، و تفصیلی بیان کردیم برای احکامی‌‌که به تفصیل آنها نیاز بود، پس -ای موسی- این تورات را به جد و جهد بگیر، و به قومت بنی‌‌اسرائیل فرمان بده بهترین آن را که اجرش بزرگتر است مانند انجام اوامر به کامل‌‌ترین وجه، و مانند شکیبایی و گذشت، بگیرند، به‌‌زودی سرانجام کسی را که با فرمان من مخالفت کند، و از طاعت من خارج شود، و نابودی و هلاکتی که به آن می‌‌رسد به شما می‌‌نمایانم.

﴿سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَكَانُواْ عَنْهَا غَافِلِين [الأعراف: ١٤٦]

١٤٦ به زودی کسانی را که به ناحق بر بندگان الله و بر حق برتری می‌‌جویند از عبرت‌‌گیری به نشانه‌‌هایم در آفاق و جان‌‌ها و از فهم آیات کتابم رویگردان می‌‌سازم، و اگر هر آیه‌‌ای را ببینند آن را تصدیق نمی‌‌کنند؛ زیرا بر آن اعتراض می‌‌کنند و از آن روی می‌‌گردانند، چون با الله و رسولش دشمنی دارند، و اگر راه حق را که به رضایت الله ختم می‌‌شود ببینند نمی‌‌پیمایند، و به آن رغبت نمی‌‌کنند، و اگر راه فریب و گمراهی را که به خشم الله منجر می‌‌شود ببینند آن را می‌‌پیمایند، این مصیبت به آن سبب به آنها رسید که آیات بزرگ الله را که بر راستگویی دعوت رسولان دلالت دارد تکذیب کردند، و از اندیشیدن در آنها غفلت ورزیدند.

﴿وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كَانُواْ يَعْمَلُون [الأعراف: ١٤٧]

١٤٧ و کسانی‌‌که آیات ما را که بر راستگویی رسولان‌‌مان دلالت دارد تکذیب کردند، و دیدار الله در روز قیامت را تکذیب کردند، ‌‌طاعات‌‌شان تباه شده است، زیرا به دلیل نبود شرط طاعت، که ایمان است پاداش آن را نمی‌‌گیرند، و در روز قیامت فقط جزای کفر و شرک به الله را که انجام می‌‌دادند می‌‌گیرند، و جزای این کار، جاودانگی در آتش است.

﴿وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلاً جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ أَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّهُ لاَ يُكَلِّمُهُمْ وَلاَ يَهْدِيهِمْ سَبِيلاً اتَّخَذُوهُ وَكَانُواْ ظَالِمِين [الأعراف: ١٤٨]

١٤٨ و قوم موسی÷ پس از رفتن او برای مناجات با پروردگارش، از زیورهای‌‌شان تمثال گوساله‌‌ای بدون روح و دارای صدا ساختند، آیا آنها ندانستند که این گوساله با آنها سخن نمی‌‌گوید، و آنها را به هیچ راه خیری، چه حسی و چه معنوی راهنمایی نمی‌‌کند، و نفعی برای‌‌شان جلب نمی‌‌کند یا زیانی از آنها نمی‌‌زداید؟ آن را به عنوان معبودی برای خویش گرفتند و با این کار بر خودشان ستم کردند.

﴿وَلَمَّا سُقِطَ فَي أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْاْ أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِين [الأعراف: ١٤٩]

١٤٩ و هنگامی‌‌که پشیمان و سرگشته شدند و دانستند که با گرفتن گوساله به عنوان معبودی به همراه الله، از راه راست گمراه شده‌‌اند، به‌‌سوی الله زاری کردند و گفتند: اگر پروردگارمان با توفیق به طاعتش بر ما رحم نکند، و عبادت گوساله را که مرتکب شدیم بر ما نیامرزد، به‌‌طور قطع از کسانی خواهیم بود که در دنیا و آخرت‌‌شان زیانکار شده‌‌اند.

برخی فواید آیات:

بنده باید احسان و بخشش الله بر خود را آشکار کند، زیرا شکر با افزونی همراه است.

بنده باید بهترین قول و فعل را برگزیند.

پذیرفتن شریعت باید با استواری و تلاش و جدیت و عزم بر طاعت و اجرای صلاح و اصلاح، و منع فساد که در آن آمده است باشد.

بنده باید هرگاه در حق پروردگارش خطا یا کوتاهی کرد به بزرگی گناهی که مرتکب شده، و اینکه برای بخشش لغزش او هیچ پناهگاهی در برابر الله جز به درگاه او تعالی وجود ندارد اعتراف کند.|

﴿وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِيَ أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الألْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُواْ يَقْتُلُونَنِي فَلاَ تُشْمِتْ بِيَ الأعْدَاء وَلاَ تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِين [الأعراف: ١٥٠]

١٥٠ و هنگامی‌‌که موسی÷ از مناجات با پروردگارش، به‌‌سوی قومش که گوساله را عبادت کردند، سرشار از خشم و اندوه بازگشت و گفت: - ای قوم من- پس از رفتن من از نزد شما، چه بد جانشینیِ مرا انجام دادید؛ چون به نابودی و بدبختی منجر می‌‌شود، آیا از انتظار من خسته شدید، که به عبادت گوساله اقدام کردید؟! و از شدت خشم و اندوهی که او را گرفته بود الواح را افکند، و موی سر و ریش برادرش هارون÷ را گرفت و به‌‌سوی خود کشید چون با آنها مانده بود و عبادت گوساله را که آنها را بر آن دیده بود تغییر نداده بود، هارون÷ برای عذرخواهی و دلجویی از موسی÷ به او گفت: ای پسر مادرم، همانا این قوم، مرا ضعیف به شمار آوردند و مرا تحقیر کردند، و نزدیک بود که مرا بکشند، پس مرا با کیفری که دشمنانم را شادمان می‌‌کند مجازات نکن، و به‌‌سبب خشمی که بر من داری مرا در شمار ستمکاران قوم به‌‌سبب اینکه غیر الله را عبادت کردند قرار مده.

﴿قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلأَخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِين [الأعراف: ١٥١]

١٥١ آن‌‌گاه موسی÷ این‌‌گونه به درگاه پروردگارش دعا کرد: پروردگارا من و برادرم هارون را بیامرز، و ما را در رحمت خویش در آور و آن را از هر سو بر ما فرو ریز، و - پروردگارا- تو نسبت به ما مهربان‌‌ترین مهربانان هستی.

﴿إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِين [الأعراف: ١٥٢]

١٥٢ همانا کسانی که گوساله را برای عبادت به عنوان معبود گرفتند، به زودی آنها را خشمی شدید از جانب پروردگارشان، و ذلت‌‌هایی در زندگی دنیا به دلیل اینکه پروردگارشان بر آنها خشم گرفته و آنها را خوار ساخته، فرا خواهد گرفت، و مانند این جزا، کسانی را که بر الله دروغ می‌‌بندند مجازات می‌‌کنیم.

﴿وَالَّذِينَ عَمِلُواْ السَّيِّئَاتِ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِهَا وَآمَنُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيم [الأعراف: ١٥٣]

١٥٣ و کسانی‌‌که بدی‌‌ها، چه شرک به الله و چه گناهان را انجام دادند، سپس به‌‌سوی الله توبه کردند و به او ایمان آوردند، و از گناهانی که انجام می‌‌دادند دست کشیدند، - ای رسول- همانا پروردگار تو پس از این توبه و بازگشت از شرک به‌‌سوی ایمان، و بازگشت از گناهان به طاعت، با عفو و گذشت، نسبت به آنها بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿وَلَمَّا سَكَتَ عَن مُّوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الأَلْوَاحَ وَفِي نُسْخَتِهَا هُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُون [الأعراف: ١٥٤]

١٥٤ و هنگامی‌‌که خشم موسی÷ فروکش کرد و آرام گرفت، الواحی را که به‌‌سبب خشم آنها را افکنده بود گرفت، و این الواح هدایت از گمراهی و بیان حق، و رحمت برای کسانی‌‌که از پروردگارشان می‌‌ترسند، و از عذابش بیم دارند، در برداشت.

﴿وَاخْتَارَ مُوسَى قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلاً لِّمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاء مِنَّا إِنْ هِيَ إِلاَّ فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاء وَتَهْدِي مَن تَشَاء أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِين [الأعراف: ١٥٥]

١٥٥ و موسی÷ هفتاد مرد از میان بهترین افراد قومش برگزید تا از عبادت گوساله توسط کم‌‌خردان‌‌شان از پروردگارش پوزش بطلبند، و الله زمان مشخصی برای آنها وعده داد تا در آن حاضر شوند، اما وقتی حاضر شدند بر الله گستاخی کردند، و از موسی÷ خواستند الله را آشکارا به آنها نشان دهد، پس زلزله آنها را فراگرفت و از ترس آن مدهوش و هلاک شدند، آن‌‌گاه موسی÷ به‌‌سوی پروردگارش با تضرع دعا کرد و گفت: پروردگارا، اگر نابودی آنها و نابودی من همراه آنها را قبل از آمدن‌‌شان می‌‌خواستی به‌‌طور قطع آنها را نابود می‌‌کردی، آیا به‌‌سبب آنچه که سبک‌‌سران ما مرتکب شدند ما را نابود می‌‌کنی؟ عبادت گوساله که قوم من آن را مرتکب شدند چیزی نیست جز ابتلا و آزمایشی که با آن هرکس را بخواهی گمراه می‌‌سازی و هرکس را بخواهی هدایت می‌‌کنی، تو متولی کار ما هستی پس گناهان‌‌مان را بیامرز، و با رحمت گستردۀ خود بر ما رحم کن، و تو بهترین کسی هستی که گناه را می‌‌آمرزد، و از گناه در می‌‌گذرد.

برخی فواید آیات:

این آیات دلالت دارد بر اینکه در صورت آشکار بودن دلایل، خطا در اجتهاد، صاحبش را هنگام اجرای احکام بر او معاف نمی‌‌کند، و فقها این امر را تأویل بعید می‌‌نامند.

از آداب دعا این است که دعا کننده ابتدا برای خودش دعا کند، چنان‌‌که موسی‌‌÷‌‌ دعای خویش را این‌‌گونه آغاز کرد و برای ادب در برابر الله در خشمی که از او آشکار شده بود برای خودش طلب آمرزش کرد، سپس برای برادرش در اینکه شاید تفریط یا سهل ‌‌انگاری‌‌ای در بازداشتن از عبادت گوساله از او سر زده باشد طلب آمرزش کرد.

برحذرداشتن از خشم و تسلط آن بر عقل، و به همین منظور الله آن را به فعل سکوت توصیف کرد، گویی امرکننده و نهی‌‌کننده است.

ضرورت محافظت خویش از خشم الله، و ترس از مجازات او. در این مورد به مقام موسی‌‌÷‌‌ نزد پروردگارش، و ترس او از خشم پروردگارش بنگر.|

﴿* وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَـذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَـا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاء وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَـاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُون [الأعراف: ١٥٦]

١٥٦ و ما را از کسانی قرار بده که در این دنیا آنها را با نعمت‌‌ها و سلامتی گرامی داشتی و بر انجام اعمال صالح موفق گرداندی، و کسانی از بندگان صالح تو که بهشت را در آخرت برای‌‌شان آماده ساخته‌‌ای، ما با اقرار به تقصیرمان به‌‌سوی تو توبه کردیم و بازگشتیم، الله تعالی فرمود: عذاب خود را به هرکس از کسانی‌‌که اسباب بدبختی را پدید آورد می‌‌رسانم، و رحمتم همه چیز را در دنیا فرا گرفته است؛ پس هیچ مخلوقی نیست مگر اینکه رحمت الله به او رسیده است، و بخشش و احسان الله او را پوشانده است، پس رحمتم در آخرت را برای کسانی خواهم نوشت که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی می‌‌ترسند، و زکات اموال‌‌شان را به مستحقانش می‌‌دهند، و آنها که به آیات ما ایمان دارند.

﴿الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون [الأعراف: ١٥٧]

١٥٧ همان کسانی‌‌که از محمد‌‌ج‌‌ پیروی می‌‌کنند، همان پیامبر امی که خواندن و نوشتن بلد نیست، و فقط پروردگارش به او وحی می‌‌کند، و او همان کسی است که اسم و صفاتش و آنچه را که به او وحی شده است در تورات نازل ‌‌شده بر موسی÷، و انجیل نازل ‌‌شده بر عیسی÷ می‌‌یابند. آنها را به اموری که خوبی و صلاحش شناخته شده است فرمان می‌‌دهد، و از اموری که زشتی‌‌اش در عقل‌‌های سالم و فطرت‌‌های صحیح شناخته ‌‌شده است بازمی‌‌دارد، و لذت‌‌های بی‌‌ضرر مثل غذاها و نوشیدنی‌‌ها و ازدواج‌‌ها را برای‌‌شان مباح می‌‌گرداند، و تبهکاری‌‌های آنها را برای‌‌شان حرام می‌‌کند، و تکالیف شاق مانند وجوب قتل قاتل، چه قتل عمدی و چه خطایی، را که به آن مکلف شده بودند از آنها برطرف می‌‌سازد، پس کسانی از بنی‌‌اسرائیل و دیگران که به او ایمان آوردند، و او را گرامی و بزرگ داشتند، و او را در برابر کفاری که با او دشمنی می‌‌کنند یاری رساندند، و از قرآن که مانند نوری هدایتگر بر او نازل شده است پیروی کردند؛ آنها همان رستگاران هستند که به آنچه می‌‌طلبند می‌‌رسند، و از آنچه که می‌‌ترسند دور نگه داشته می‌‌شوند.

﴿قُلْ يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِـي وَيُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُون [الأعراف: ١٥٨]

١٥٨ - ای رسول- بگو: ای مردم، همانا من فرستادۀ الله به‌‌سوی همۀ شما، چه عرب و چه عجم، هستم. همان ذاتی که فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین فقط از آنِ اوست، معبودی به‌‌حق، جز او سبحانه وجود ندارد، مردگان را زنده می‌‌گرداند، و زندگان را می‌‌میراند، پس -ای مردم- به الله ایمان آورید، و به محمد‌‌ج‌‌ رسولش و پیامبری که خواندن و نوشتن بلد نیست ایمان بیاورید، و به‌‌راستی که وحیی را آورده است که پروردگارش به او وحی می‌‌کند، او کسی است ‌‌که به الله ایمان دارد، و به آنچه به او نازل شده، و آنچه به پیامبران قبل از او نازل شده بدون گذاشتن تفاوت ایمان دارد. در آنچه از جانب پروردگارش آورده از او پیروی کنید؛ امید است که به آنچه مصلحت شما در دنیا و آخرت در آن است هدایت شوید.

الله سبحانه پس از بیان عبادت گوساله توسط بنی‌‌اسرائیل بیان کرد که از میان آنها گروهی مخالف کار کسانی‌‌که گوساله را عبادت کردند هستند، و فرمود:

﴿وَمِن قَوْمِ مُوسَى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُون [الأعراف: ١٥٩]

١٥٩ و از قوم موسی÷ از میان بنی‌‌اسرائیل، گروهی درستکار بر دین صحیح هستند، که مردم را بر آن راهنمایی و به عدالت حکم می‌‌کنند و ستم روا نمی‌‌دارند.

برخی فواید آیات:

تورات و انجیل دلایل آشکاری بر بعثت و راستگویی محمد‌‌ج‌‌ دارند.

رحمت الله همه چیز را فرا گرفته است، اما رحمت او تعالی برای بندگانش دارای مراتب متفاوتی است، که به حسب ایمان و عمل صالح متفاوت است.

دعا حسب احوال گاهی مجمل و گاهی مفصل است، و موسی÷ در این مقام دعایش را به صورت اجمال بیان کرد.

یکی از صورت‌‌های عدالت الله، انصاف او تعالی برای اقلیت مؤمن است، چنان‌‌که صفات بنی‌‌اسرائیل را که منافی کمال و مناقض هدایت است بیان کرد، شاید کسی برداشت کند که این امر تمام آنها را دربرمی‌‌گیرد، از این رو الله تعالی فرمود گروهی از آنها به راه راست و هدایتگر و هدایت ‌‌شده هستند.|

﴿وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُون [الأعراف: ١٦٠]

١٦٠ و بنی‌‌اسرائیل را به دوازده قبیله تقسیم کردیم، و هنگامی‌‌که قوم موسی÷ از او خواستند که از الله بخواهد به آنها آب بدهد وحی کردیم که: - ای موسی- عصایت را به سنگ بزن، پس موسی÷ آن را زد، آن‌‌گاه دوازده چشمه به تعداد قبایل دوازده‌‌گانۀ آنها از سنگ جوشید، به‌‌گونه‌‌ای که هر قبیله از بنی‌‌اسرائیل آبخوری مخصوص خودش را می‌‌شناخت، و قبیله‌‌ای دیگر در آن آبخور، با آن قبیله شریک نبود، و ابر را بر فرازشان سایبان کردیم که با حرکت آنها حرکت می‌‌کرد، و با توقف آنها می‌‌ایستاد، و از نعمت‌‌هایمان نوشیدنیِ شیرینی مانند عسل و پرنده‌‌ای کوچک و با گوشتی لذیذ شبیه مرغ بلدرچین بر آنها نازل کردیم، و به آنها گفتیم: از پاکیزه‌‌هایی که به شما روزی دادیم بخورید، و ما ذره‌‌ای از این نعمت‌‌ها را به‌‌سبب ستم و کفران و ندانستن قدر نعمت‌‌ها که از آنها سر زد نکاستیم، بلکه آنها خودشان با کاستن بهره خودشان بر خویشتن ستم می‌‌کردند آن‌‌گاه که به‌‌سبب مخالفت با امر الله و انکار نعمت‌‌های او تعالی، لوازم نابودی‌‌شان را فراهم آوردند.

﴿وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ اسْكُنُواْ هَـذِهِ الْقَرْيَةَ وَكُلُواْ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُواْ حِطَّةٌ وَادْخُلُواْ الْبَابَ سُجَّدًا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيئَاتِكُمْ سَنَزِيدُ الْمُحْسِنِين [الأعراف: ١٦١]

١٦١ و -ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که الله به بنی‌‌اسرائیل فرمود: به بیت المقدس وارد شوید، و از میوه‌‌هایش از هر مکانی از آن و در هر زمانی که خواستید بخورید، و بگویید: پروردگارا، گناهانمان را از ما فرو ریز، و با رکوع و فروتنی در برابر پروردگارتان از در وارد شوید؛ که اگر چنین کردید از گناهان‌‌تان درمی‌‌گذریم، و از خیر دنیا و آخرت بر نیکوکاران می‌‌افزاییم.

﴿فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَظْلِمُون [الأعراف: ١٦٢]

١٦٢ اما ستمکارانِ آنها سخنی را که به آن فرمان یافته بودند تغییر دادند و به جای طلب آمرزش که به گفتن آن فرمان یافته بودند گفتند: حبة فی شعیرة: دانه‌‌ای در جویی؛ و کاری را که بر انجام آن فرمان یافته بودند تغییر دادند، چنان‌‌که به جای ورود با فروتنی برای الله و پایین ‌‌آوردن سرهای‌‌شان، درحالی‌‌که بر نشیمنگاه‌‌های خویش می‌‌خزیدند وارد شدند، پس به‌‌سبب ستم‌‌شان عذابی از آسمان بر آنها فرو فرستادیم.

﴿واَسْأَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَيَوْمَ لاَ يَسْبِتُونَ لاَ تَأْتِيهِمْ كَذَلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُون [الأعراف: ١٦٣]

١٦٣ و –ای رسول- برای یاد آوری آنچه الله با آن، پیشینیان یهود را عذاب داد از آنها در مورد قریه‌‌ای که نزدیک دریا بود بپرس آن‌‌گاه که با شکار در روز شنبه پس از اینکه از این کار نهی شدند از حدود الله می‌‌گذشتند، چنان‌‌که ماهی‌‌ها در روز شنبه آشکارا بر روی دریا نزدشان می‌‌آمدند، و در سایر روزها نزدشان نمی‌‌آمدند، الله آنها را به‌‌سبب خروج‌‌شان از طاعت و ارتکاب گناهان با این امر آزمایش کرد، پس برای شکار آن فرود آمدند به این نحو که تورهای‌‌شان را نصب، و گودال‌‌های‌‌شان را حفر کردند، پس ماهی‌‌ها در روز شنبه در آنها می‌‌افتادند، و در روز یکشنبه آنها را می‌‌گرفتند و می‌‌خوردند.

برخی فواید آیات:

انکار و کفران، سبب محرومیت از نعمت‌‌هاست.

یکی از اسباب فرا رسیدن کیفر و نزول عذاب، حیله ‌‌زدن بر شریعت است؛ زیرا ستم و گذشتن از حدود الله است.

الله خواری و بیچارگی را بر بنی‌‌اسرائیل نوشت، و اعلام کرد که به‌‌سبب ستم و انحراف‌‌شان هر مدتی کسی را بر آنها می‌‌فرستد که عذاب را بر آنها می‌‌چشاند.|

﴿وَإِذَ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا اللّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُون [الأعراف: ١٦٤]

١٦٤ و -ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که گروهی از خودشان، آنها را از این منکر نهی می‌‌کردند و برحذر می‌‌داشتند، و گروهی دیگر به آنها گفتند: چرا گروهی را نصیحت می‌‌کنید که به‌‌سبب گناهانی که مرتکب شده‌‌اند الله آنها را در دنیا نابود می‌‌کند، یا در روز قیامت به عذابی سخت آنها را کیفر می‌‌دهد؟ نصیحت‌‌کنندگان گفتند: نصیحت ما برای آنها، آوردن عذری نزد الله بر انجام امر به معروف و نهی از منکر است که به آن فرمان داده تا ما را به ترک آن مؤاخذه نکند، و امید است که از اندرز بهره بگیرند، و از گناهی که در آن هستند دست بردارند.

﴿فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُون [الأعراف: ١٦٥]

١٦٥ پس هنگامی‌‌که نافرمانان از آنچه که اندرز دهندگان به آنها یاد آوری کردند روی گرداندند، و دست نکشیدند، کسانی را که از منکَر نهی کردند از عذاب نجات دادیم، و کسانی را که با شکار روز شنبه بی‌‌حرمتی کردند به‌‌سبب خروج‌‌شان از طاعت الله و اصرارشان بر معصیت به عذابی سخت گرفتیم.

﴿فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نُهُواْ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِين [الأعراف: ١٦٦]

١٦٦ پس هنگامی‌‌که از روی تکبر و لجاجت در نافرمانی الله از حد گذشتند، و پند نگرفتند، به آنها گفتیم: ای نافرمانان، بوزینگانی ذلیل و خوار باشید، به‌‌ناگاه آن‌‌گونه که اراده کردیم شدند، همانا امر ما به چیزی هنگامی‌‌که آن را اراده کنیم چنین است که به او می‌‌گوییم: باش، به‌‌ناگاه موجود می‌‌شود.

﴿وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَن يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيم [الأعراف: ١٦٧]

١٦٧ و -ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که الله به‌‌طور صریح و بدون هیچ ابهامی اعلام کرد که به‌‌طور قطع کسانی را بر یهود مسلط می‌‌سازد که آنها را در زندگی دنیایی آنها تا روز قیامت خوار و ذلیل می‌‌گرداند، - ای رسول- همانا پروردگارت برای کسی‌‌که از او نافرمانی کند زود کیفر است، حتی گاهی عذابش را در دنیا به تعجیل می‌‌اندازد و همانا او تعالی نسبت به بندگان توبه‌‌‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿وَقَطَّعْنَاهُمْ فِي الأَرْضِ أُمَمًا مِّنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَلِكَ وَبَلَوْنَاهُمْ بِالْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون [الأعراف: ١٦٨]

١٦٨ و آنها را در زمین پراکنده ساختیم، و پس از اینکه مجتمع بودند آنها را در زمین به طایفه‌‌های پراکنده قرار دادیم، برخی از آنها نیکوکار و برپادارندۀ حقوق الله و حقوق بندگانش هستند، و برخی از آنها میانه‌‌رو هستند، و برخی از آنها با گناهان بر خویشتن زیاده ‌‌روی می‌‌کنند، و آنها را با گشایش و سختی آزمودیم به این امید که از گناهان بازگردند.

﴿فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُواْ الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَـذَا الأدْنَى وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِن يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مُّثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم مِّيثَاقُ الْكِتَابِ أَن لاَّ يِقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقَّ وَدَرَسُواْ مَا فِيهِ وَالدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُون [الأعراف: ١٦٩]

١٦٩ آن‌‌گاه پس از اینها، بدکارانی آمدند و جانشین آنها شدند، تورات را از پیشینیان‌‌شان گرفتند، آن را می‌‌خوانند و به آنچه در آن است عمل نمی‌‌کنند. کالای پست دنیا را به عنوان رشوه می‌‌گیرند تا کتاب الله را تحریف کنند، و به غیر آنچه در آن نازل شده است حکم دهند، و به خودشان امید می‌‌دهند که الله گناهان‌‌شان را بر آنها خواهد بخشید، و اگر متاع ناچیز دنیوی نزدشان بیاید آن را پیوسته می‌‌گیرند، آیا الله عهد و پیمان‌‌ها از اینها نگرفته است که جز حق بدون تحریف یا تبدیل چیزی بر الله نگویند؟! و عمل ‌‌نکردن آنها به کتاب از روی جهل نبود، بلکه از روی علم بود، زیرا آنچه در آن است را خواندند و دانستند، پس گناه‌‌شان شدیدتر است. و سرای آخرت و نعمت‌‌های همیشگی در سرای آخرت برای کسانی که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تعالی از او می‌‌ترسند از آن کالای نابودشدنی بهتر است. آیا اینها که این کالای ناچیز را می‌‌گیرند نمی‌‌اندیشند که آنچه الله در آخرت برای پرهیزگاران آماده ساخته است بهتر و ماندگارتر است؟!

﴿وَالَّذِينَ يُمَسَّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ إِنَّا لاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِين [الأعراف: ١٧٠]

١٧٠ و کسانی‌‌که به کتاب چنگ می‌‌زنند، و به آنچه در آن است عمل می‌‌کنند و نماز را با محافظت بر اوقات و شروط و واجبات و سنن آن برپا می‌‌دارند، به‌‌زودی الله جزای اعمال‌‌شان را به آنها می‌‌دهد، زیرا الله مزد کسی را که عملش صالح باشد تباه نمی‌‌سازد.

برخی فواید آیات:

هنگامی‌‌که عذاب الله بر مردمی به‌‌سبب گناهان‌‌شان نازل شود، کسانی از میان آنها که امر به معروف و نهی از منکر می‌‌کردند از این عذاب نجات می‌‌یابند.

ترسیدن از عذاب الله واجب است؛ زیرا گاهی مایۀ ترس در دنیا است، چنان‌‌که الله سبحانه طائفه‌‌ای از بنی‌‌اسرائیل را به‌‌سبب سرکشی‌‌شان به صورت بوزینه‌‌هایی درآورد.

نعمت‌‌های دنیا هر چند بزرگ به نظر رسد اما در برابر نعمت‌‌های همیشگی آخرت بسیار اندک و ناچیز است.

برترین اعمال بنده پس از ایمان، برپایی نماز است؛ زیرا نماز ستون دین است.|

﴿* وَإِذ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَظَنُّواْ أَنَّهُ وَاقِعٌ بِهِمْ خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون [الأعراف: ١٧١]

١٧١ و -ای محمد- به یاد آور آن‌‌گاه که کوه را برکندیم و بر فراز بنی‌‌اسرائیل براَفراشتیم. آن‌‌گاه که از قبول آنچه در تورات آمده خودداری کردند، پس کوه مانند ابری شد که بر روی سرشان سایه می‌‌انداخت و یقین پیدا کردند که بر آنها سقوط می‌‌کند، و به آنها گفته شد: آنچه را به شما دادیم با جد و جهد و اراده برگیرید، و احکامش را که الله بر شما تشریع کرده است به یاد آورید و فراموش نکنید، امید است که با این کار از الله بترسید.

﴿وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِين [الأعراف: ١٧٢]

١٧٢ و -ای محمد- به یاد آور آن‌‌گاه که پروردگارت از پشت فرزندان آدم نسل آنها را در آورد، و از آنها به اثبات ربوبیت او تعالی به آنچه که در فطرت‌‌شان به ودیعه گذاشته است اقرار گرفت که او تعالی آفریدگار و پروردگار آنها است و فرمود: آیا پروردگارتان نیستم؟ همگی گفتند: آری تو پروردگار ما هستی، فرمود: فقط برای این شما را آزمودیم و از شما پیمان گرفتیم تا در روز قیامت حجت الله بر خودتان را انکار نکنید، و نگویید که به آن علم ندارید.

﴿أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُون [الأعراف: ١٧٣]

١٧٣ یا چنین اعتراض کنید که پدران‌‌تان بودند که پیمان را شکستند و به الله شرک آوردند، و شما مقلد پدران‌‌تان بودید در شرکی که از آنها دیدید، آن‌‌گاه بگویید: - پروردگارا- آیا به‌‌سبب کار پدرانمان که اعمال‌‌شان را با شرک باطل کردند ما را مؤاخذه و عذاب می‌‌کنی؟ ما که گناهی نداریم؛ چون جاهل بودیم و از پدرانمان تقلید می‌‌کردیم.

﴿وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون [الأعراف: ١٧٤]

١٧٤ و همان‌‌گونه که آیات را در سرانجام امت‌‌های تکذیب ‌‌کننده بیان کردیم، آنها را برای اینها نیز بیان می‌‌کنیم؛ به این امید که از شرک که در آن هستند به توحید و عبادت الله به یگانگی بازگردند؛ چنان‌‌که در عهدی که در برابر الله به آن تعهد نمودند آمده است.

﴿وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِين [الأعراف: ١٧٥]

١٧٥ و -ای رسول- بر بنی‌‌اسرائیل خبر مردی از آنها را بخوان که آیات‌‌مان را به او عطا کردیم پس آنها را دانست و حقی را که بر آن دلالت می‌‌کرد درک کرد، اما به آن عمل نکرد، بلکه آن را رها کرد و از آن درآمد، آن‌‌گاه شیطان به او پیوست، و همنشینش شد، پس بعد از اینکه از هدایت‌‌ یافتگان نجات ‌‌یابنده بود از گمراهان نابود شده قرار گرفت.

﴿وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَـكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون [الأعراف: ١٧٦]

١٧٦ و اگر نفع او با این آیات را می‌‌خواستیم به‌‌طور قطع او را با آنها بالا می‌‌بردیم به این نحو که او را به عمل به آنها توفیق می‌‌دادیم و در دنیا و آخرت بالا می‌‌رفت، اما آنچه را که به درماندگی‌‌اش منجر می‌‌شد انتخاب کرد آن‌‌گاه که با ترجیح دنیای خویش بر آخرتش به‌‌سوی شهوات دنیا گرایید، و باطلی را که نفسش به آن گرایش داشت پیروی کرد، پس مثال او در حرص زیاد بر دنیا مانند سگ است که همیشه و در هر حالی زبانش را در می‌‌آورد، چه به بند کشیده شده باشد و چه رها شود، این مَثَل مذکور مَثَل قومی است که به‌‌سبب تکذیب آیات ما گمراه شدند، پس -ای رسول- این قصه را بر آنها حکایت کن؛ امید است که بیندیشند آن‌‌گاه از تکذیب و گمراهی‌‌ای که در آن هستند دست بکشند.

﴿سَاء مَثَلاً الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُواْ يَظْلِمُون [الأعراف: ١٧٧]

١٧٧ بدتر از قومی که دلایل و براهین ما را تکذیب کردند و هرگز آن را تصدیق نکردند وجود ندارد، و آنها با این کار با فراهم آوردن لوازم نابودی به خویشتن ستم می‌‌کنند.

﴿مَن يَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُون [الأعراف: ١٧٨]

١٧٨ کسی‌‌که الله او را به هدایت بر راه راست خویش توفیق داد، هدایت ‌‌یافتۀ واقعی، اوست، و هرکس که الله او را از راه راست دور کند، در واقع آنها کسانی هستند که از بهره خویش می‌‌کاهند، همان کسانی‌‌که در روز قیامت به خودشان و پیروان‌‌شان زیان می‌‌رسانند، بدانید که این امر همان زیان آشکار است.

برخی فواید آیات:

هدف از فرو فرستادن کتاب‌‌های آسمانی، عمل به مقتضای آنهاست نه فقط تلاوت و ترتیل آنها با زبان؛ زیرا این کار ترک آن کتاب‌‌ها به شمار می‌‌رود.

الله هنگام آفرینش انسان، قدرت درک دلایل وحدانیت را در او آفریده است، پس اگر فطرت سالم باشد، و چیزی که آن را فاسد می‌‌کند در آن وارد نشده باشد این دلایل را درک می‌‌کند، و به مقتضای آنها عمل می‌‌کند.

در این آیات، پندی است برای کسانی‌‌که به عمل بر آیات قرآن توفیق یافته‌‌اند، تا از بخشش الله بر خودشان که آنها را بر عمل به آن توفیق داد آگاه شوند، و خودشان را تزکیه کنند.

در این آیات، آموزشی است بر مسلمانان برای روی‌‌ آوردن به‌‌سوی الله تعالی با طلب هدایت از او و مصون ‌‌ماندن از لغزش‌‌گاه‌‌های گمراهی.|

﴿وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُون [الأعراف: ١٧٩]

١٧٩ و بسیاری از جن‌‌ها و انسان‌‌ها را برای جهنم آفریده‌‌ایم؛ زیرا می‌‌دانیم که آنها عمل جهنمیان را انجام خواهند داد، آنها دل‌‌هایی دارند که با آنها نه آنچه را به آنها نفع می‌‌رساند درک می‌‌کنند و نه آنچه به آنها ضرر می‌‌رساند، و چشم‌‌هایی دارند که با آنها آیات الله در جان‌‌ها و آفاق را نمی‌‌بینند تا از آنها پند و اندرز بگیرند، و گوش‌‌هایی دارند که آیات الله را با آن نمی‌‌شنوند تا در آنچه در آن است بیندیشند، آنها که این صفات را دارند در نداشتن عقل مانند چهارپایان هستند، بلکه از چهارپایان هم گمراه‌‌ترند، آنها همان غافلان از ایمان به الله و روز آخرت هستند.

﴿وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُون [الأعراف: ١٨٠]

١٨٠ و الله - سبحانه- اسم‌‌های نیکویی دارد که بر جلال و کمال او تعالی دلالت می‌‌کنند، پس در طلب آنچه می‌‌خواهید، با آنها به الله متوسل شوید، و او تعالی را با آنها بستایید، و کسانی را که در مورد این اسم‌‌ها از حق منحرف می‌‌شوند به این نحو که آنها را برای غیر الله قرار می‌‌دهند، یا آنها را از او تعالی نفی می‌‌کنند، یا معنای این اسم‌‌ها را تحریف می‌‌کنند یا با این اسامی غیر الله را با او تعالی همانند می‌‌کنند رها کنید، به‌‌زودی آنها را که به جای حق به این کارها روی می‌‌آورند، به‌‌سبب کارهایی که انجام می‌‌دادند با عذابی رنج‌‌آور مجازات خواهیم کرد.

﴿وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُون [الأعراف: ١٨١]

١٨١ و از میان کسانی‌‌که آفریدیم گروهی هستند که خودشان به حق هدایت می‌‌شوند، و دیگران را نیز به حق دعوت می‌‌کنند و آنها نیز هدایت می‌‌شوند، و با عدالت به حق حکم می‌‌کنند و ستم روا نمی‌‌دارند.

﴿وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُون [الأعراف: ١٨٢]

١٨٢ و کسانی‌‌که آیات ما را تکذیب کردند و به آنها ایمان نیاوردند، بلکه آنها را انکار کردند، به‌‌زودی درهای روزی را نه از باب گرامی ‌‌داشتن‌‌شان، بلکه برای نزدیک‌‌ کردن تدریجی آنها به‌‌سوی عذاب بر روی‌‌شان می‌‌گشاییم تا در گمراهی خویش بمانند، سپس عذاب ما به صورت ناگهانی آنها را فرا می‌‌گیرد و غافلگیر می‌‌کند.

﴿وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِين [الأعراف: ١٨٣]

١٨٣ و کیفر آنها را به تأخیر می‌‌اندازم تا گمان کنند مجازات نمی‌‌شوند، آن‌‌گاه به تکذیب و کفرشان ادامه دهند تا عذاب‌‌شان دو چندان شود، همانا تدبیر من قوی است، چنان‌‌که احسان را برای‌‌شان آشکار می‌‌کنم، درحالی‌‌که اراده من یاری ‌‌نکردن آنها است.

﴿أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُواْ مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذِيرٌ مُّبِين [الأعراف: ١٨٤]

١٨٤ آیا این تکذیب‌‌ کنندگان آیات الله و رسولش نیندیشیده‌‌اند، تا عقل‌‌های‌‌شان به کار بیفتد و برای‌‌شان روشن شود که محمد‌‌ج‌‌ مجنون نیست، بلکه فقط فرستاده‌‌ای از جانب الله است که او را برای ترساندنی آشکار از عذاب الله برانگیخته است.

﴿أَوَلَمْ يَنظُرُواْ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَيْءٍ وَأَنْ عَسَى أَن يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُون [الأعراف: ١٨٥]

١٨٥ آیا آنها برای اندرزگیری به فرمانروایی الله در آسمان‌‌ها و زمین، و حیوانات و گیاهان و سایر مخلوقاتی که الله در آسمان‌‌ها و زمین آفریده است ننگریسته‌‌اند، و آیا در مدت عمرهای‌‌شان توجه نکرده‌‌اند که شاید پایانش نزدیک باشد آن‌‌گاه قبل از آن‌‌که فرصت از دست برود توبه کنند. اگر به قرآن و وعد و وعیدهایی که در آن است ایمان نمی‌‌آورند، پس به کدام کتاب دیگری ایمان می‌‌آورند؟!

﴿مَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلاَ هَادِيَ لَهُ وَيَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُون [الأعراف: ١٨٦]

١٨٦ هرکس که الله او را در هدایت به حق یاری نکند، و او را از راه راست گمراه سازد، هیچ هدایتگری برایش نیست که او را به حق هدایت کند، و الله آنها را چنان سرگشته در گمراهی و کفرشان رها می‌‌کند که به هیچ چیزی هدایت نمی‌‌شوند.

﴿يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُون [الأعراف: ١٨٧]

١٨٧ این تکذیب‌‌ کنندگان لجوج، از تو در مورد قیامت می‌‌پرسند: چه موقع رخ می‌‌دهد و علم به آن کامل می‌‌شود؟ - ای محمد- بگو: علم آن نه نزد من است و نه نزد دیگری، بلکه علم آن فقط نزد الله است، و جز الله هیچ‌‌کس آن را برای وقتی‌‌که برایش معین شده است آشکار نمی‌‌گرداند، امر ظهور قیامت بر ساکنان آسمان‌‌ها و زمین پوشیده است، و فقط به صورت ناگهانی نزدشان می‌‌آید، از تو در مورد قیامت می‌‌پرسند گویی تو بر علم به آن حریص هستی، و نمی‌‌دانند که تو به‌‌سبب کمال علمی‌‌ که به پروردگارت داری در این مورد از او تعالی نمی‌‌پرسی، - ای محمد- به آنها بگو: همانا علم قیامت فقط نزد الله است، اما بیشتر مردم از این امر آگاه نیستند.

برخی فواید آیات:

الله ابزار ادراک و علم قلب‌‌ها، چشم‌‌ها و گوش‌‌ها- را برای کسب منافع و دفع ضررها آفرید.

دعا با اسم‌‌های نیکوی الله یکی از اسباب اجابت دعاست، پس در هر خواسته‌‌ای نامی را که مناسب آن خواسته است می‌‌طلبد، مانند: «اللهم تب عَلَیَّ یا تواب»؛ بارالها ای بسیار توبه‌‌ پذیر، توبه‌‌ام را بپذیر.

تفکر در بزرگی آسمان‌‌ها و زمین، و منجرشدن این تفکر به اینکه فقط الله تعالی مستحق الوهیت است نه دیگران، زیرا او، تنها آفریننده است.|

﴿قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُون [الأعراف: ١٨٨]

١٨٨ - ای محمد- بگو: جز آنچه الله بخواهد نمی‌‌توانم هیچ خیری برای خودم جلب کنم، و هیچ شری را از خودم دفع کنم، و این کار فقط به الله باز می‌‌گردد، و جز آنچه که الله به من آموخته است چیزی نمی‌‌دانم، پس غیب نمی‌‌دانم، و اگر غیب می‌‌دانستم، اسبابی را فراهم می‌‌آوردم که می‌‌دانم برای من جلب مصالح می‌‌کند، و مفاسد را از من دور می‌‌سازد؛ زیرا به اشیا قبل از اینکه ایجاد شوند و به سرانجامِ آنها آگاهی داشتم. من جز فرستاده‌‌ای از جانب الله نیستم، از عذاب دردآور او می‌‌ترسم، و مردمی را که ایمان دارند که من رسولی از جانب او تعالی هستم و آنچه را آورده‌‌ام تصدیق می‌‌کنند به پاداش گرامی او تعالی بشارت می‌‌دهم.

﴿* هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحاً لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِين [الأعراف: ١٨٩]

١٨٩ - ای مردان و زنان- او ذاتی است که شما را از یک شخص یعنی آدم÷ آفرید، و از آدم÷ همسرش حوا را آفرید، حوا را از دندۀ آدم÷ آفرید تا به آن انس گیرد، و با آن آرام یابد، پس وقتی شوهری با همسرش آمیزش کند به حَملی سبک که آن را احساس نمی‌‌کند باردار می‌‌شود، چون در آغاز کارش است، و با این حَملش به انجام نیازهایش ادامه می‌‌دهد و احساس سنگینی نمی‌‌کند، اما هنگامی‌‌که حمل در شکم مادر، بزرگ شد و مادر به آن سنگین‌‌بار گشت، زن و شوهر این‌‌گونه نزد پروردگارشان دعا می‌‌کنند: - پروردگارا- اگر فرزندی صالح و با خلقت کامل به ما عطا کنی به‌‌طور قطع از شکرگزاران نعمت تو خواهیم بود.

﴿فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحاً جَعَلاَ لَهُ شُرَكَاء فِيمَا آتَاهُمَا فَتَعَالَى اللّهُ عَمَّا يُشْرِكُون [الأعراف: ١٩٠]

١٩٠ اما وقتی الله دعای آن دو را اجابت کرد، و همان‌‌گونه که دعا کرده بودند فرزندی صالح به آنها عطا فرمود در آنچه که الله برای‌‌شان بخشیده بود شریکانی برای الله قرار دادند و فرزندشان را بندۀ غیر او تعالی کردند، و او را عبدالحارث نامیدند، اما الله از هر شریکی برتر و منزه است، زیرا او در ربوبیت و الوهیت یگانه است.

﴿أَيُشْرِكُونَ مَا لاَ يَخْلُقُ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُون [الأعراف: ١٩١]

١٩١ آیا این بت‌‌ها و غیر آنها را شریکانی برای الله در عبادت قرار می‌‌دهند، درحالی‌‌که می‌‌دانند آنها چیزی را نمی‌‌آفرینند تا سزاوار عبادت باشند، بلکه خودشان مخلوق هستند، پس چگونه آنها را شریکانی برای الله قرار می‌‌دهند؟!

﴿وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلاَ أَنفُسَهُمْ يَنصُرُون [الأعراف: ١٩٢]

١٩٢ و این معبودها نمی‌‌توانند عبادتگزاران‌‌شان را یاری کنند، و قادر بر یاری خودشان نیز نیستند، پس چگونه آنها را عبادت می‌‌کنند؟!

﴿وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ يَتَّبِعُوكُمْ سَوَاء عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَامِتُون [الأعراف: ١٩٣]

١٩٣ و -ای مشرکان- اگر این بت‌‌‌‌ها را که معبودهایی به جای الله گرفته‌‌اید در دعا به‌‌سوی هدایت فراخوانید در آنچه که آنها را در دعا به‌‌سوی آن می‌‌خوانید به شما پاسخ نمی‌‌دهند و از شما پیروی نمی‌‌کنند، پس چه آنها را در دعای‌‌تان فراخوانید و چه سکوت کنید نزد آنها یکسان است؛ زیرا آنها جمادات خالصی هستند، که نه می‌‌اندیشند، نه می‌‌شنوند، و نه سخن می‌‌گویند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [الأعراف: ١٩٤]

١٩٤ - ای مشرکان- همانا کسانی‌‌که شما آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنید مخلوق‌‌ها و مملوک‌‌های الله هستند، پس آنها در این امر مانند شما هستند، به‌‌علاوه حال شما از آنها بهتر است؛ زیرا شما زندگانی هستید که سخن می‌‌گویید و راه می‌‌روید و می‌‌شنوید و می‌‌بینید، اما بت‌‌‌‌های شما این‌‌گونه نیستند، پس آنها را در دعا بخوانید و آنها باید پاسخ شما را بازگردانند اگر در آنچه که برای آنها ادعا می‌‌کنید راست می‌‌گویید.

﴿أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُواْ شُرَكَاءكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلاَ تُنظِرُون [الأعراف: ١٩٥]

١٩٥ آیا این بت‌‌ها که آنها را به عنوان معبودهایی گرفته‌‌اید: پاهایی دارند که با آن راه روند تا در برآورده ساختن حوائج شما بکوشند؟ آیا دستانی دارند تا با آنها با قدرت از شما دفاع کنند؟ آیا چشمانی دارند که با آنها آنچه را از شما پنهان است ببینند و شما را با خبر سازند؟ آیا گوشهایی دارند که با آنها آنچه را بر شما پوشیده است بشنوند و شما را از آن آگاه سازند؟ اگر فاقد تمام این اعضا هستند پس چگونه آنها را به امید جلب منفعت یا دفع ضرر عبادت می‌‌کنید؟! -ای رسول- به این مشرکان بگو: کسانی را که با الله برابر می‌‌دانید در دعا فراخوانید، آن‌‌گاه برای رساندن آسیب بر من بکوشید، و به من مهلت ندهید.

برخی فواید آیات:

در این آیات، جهل کسی‌‌که به‌‌سوی پیامبر‌‌ج‌‌ روی می‌‌آورد و او را برای کسب منفعت یا دفع ضرر در دعا می‌‌خواند بیان شده است؛ زیرا منفعت فقط از جهتِ بشارت یا انذاری که با آن فرستاده شده است کسب می‌‌شود.

الله به احسان و بخشش خویش، جفت مرد را از نوع خودش قرار داد؛ تا با آن انس و آرام گیرد و از آن رویگردان نشود؛ تا حکمت الهی در زاد و ولد محقق گردد.

برای برترین و کامل‌‌ترین و شریف‌‌ترین مخلوق یعنی انسان سزاوار نیست که به عبادت پست‌‌ترین و حقیرترین معبودهای دروغین مانند سنگ و چوب و غیر آن مشغول شود.

تکلیف عاقل، عبادت الله تعالی است؛ زیرا او تعالی ذاتی است که منافع دین را با فرو فرستادن کتابی که مشتمل بر علوم گران‌‌بهای دینی است برایش محقق می‌‌سازد، و منافع دنیا را با حمایت از بندگان صالحش و محافظت و یاری‌‌ کردن آنها به‌‌گونه‌‌ای که دشمنی کسی‌‌که با آنها دشمنی کند آسیبی به آنها نمی‌‌رساند محقق می‌‌سازد.|

﴿إِنَّ وَلِيِّـيَ اللّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِين [الأعراف: ١٩٦]

١٩٦ همانا یار و یاور من الله است که مرا محافظت می‌‌کند، پس به غیر او تعالی امید ندارم، و ذره‌‌ای از بت‌‌‌‌های شما نمی‌‌ترسم، زیرا الله ذاتی است که قرآن را مایۀ هدایت مردم بر من نازل کرد، و کار بندگان صالح خویش را بر عهده گرفته است، پس آنها را محافظت می‌‌کند و یاری می‌‌رساند.

﴿وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلا أَنفُسَهُمْ يَنْصُرُون [الأعراف: ١٩٧]

١٩٧ و -ای مشرکان- این بت‌‌‌‌ها که آنها را در دعا می‌‌خوانید قادر بر یاری شما نیستند، و خودشان را نیز نمی‌‌توانند یاری کنند، زیرا آنها ناتوان هستند، پس چگونه آنها را به جای الله در دعا می‌‌خوانید؟!

﴿وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ يَسْمَعُواْ وَتَرَاهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لاَ يُبْصِرُون [الأعراف: ١٩٨]

١٩٨ و -ای مشرکان- اگر بت‌‌های‌‌تان را که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنید، در دعا به‌‌سوی استقامت فراخوانید دعای شما را نمی‌‌شنوند، و آنها را می‌‌بینی که با چشمانی نقّاشی شده به تو می‌‌نگرند، درحالی‌‌که جماداتی هستند که نمی‌‌بینند، در حقیقت تمثال‌‌هایی به شکل بنی‌‌آدم یا حیوانات می‌‌ساختند، و دست‌‌ها و پاها و چشم‌‌هایی داشتند، اما بی‌‌جان و بدون روح و بدون حرکت بودند.

﴿خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِين [الأعراف: ١٩٩]

١٩٩ - ای رسول- از مردم اعمال و اخلاقی را که نفس‌‌شان به آنها اجازه می‌‌دهد، و بر آنها آسان است بپذیر، و آنها را به آنچه که طبیعت‌‌شان اجازه نمی‌‌دهد مکلف نکن؛ زیرا این کار آنها را رویگردان می‌‌کند، و به هر سخن زیبا و کار نیکویی امر کن، و از جاهلان روی گردان، و در برابر جهل آنها مقابله به مثل نکن، پس هرکس تو را اذیت کرد او را اذیت نکن، و هرکس تو را محروم ساخت او را محروم نکن.

﴿وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيم [الأعراف: ٢٠٠]

٢٠٠ و -ای رسول- هرگاه احساس کردی شیطان وسوسه‌‌ای به تو رساند یا تو را از انجام کار خیر بازداشت به‌‌سوی الله پناه ببر، و به او مُتِمَسّک شو؛ زیرا او تمام سخنان تو را می‌‌شنود، از پناه‌‌ آوردن تو آگاه است، پس تو را در برابر شیطان حمایت خواهد کرد.

﴿إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون [الأعراف: ٢٠١]

٢٠١ همانا کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه کردند، هرگاه وسوسه‌‌ای از جانب شیطان به آنها برسد و مرتکب گناه شوند؛ بزرگی الله و کیفر او برای نافرمانان و ثوابش برای فرمان‌‌برداران را به یاد می‌‌آورند، آن‌‌گاه از گناه‌‌شان توبه می‌‌کنند، و به‌‌سوی پروردگارشان باز می‌‌گردند، به‌‌ناگاه بر حق استقامت می‌‌ورزند، و از گناهانی که مرتکب می‌‌شدند به هوش می‌‌آیند، و دست می‌‌کشند.

﴿وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لاَ يُقْصِرُون [الأعراف: ٢٠٢]

٢٠٢ و برادران شیاطین، چه بدکاران و چه کافران؛ همواره شیاطین با گناهان پیاپی بر گمراهی آنها می‌‌افزایند، و نه شیاطین از فریب ‌‌دادن و گمراه‌‌ ساختن باز می‌‌ایستند، و نه انسان‌‌های بدکار از فرمان‌‌برداری و انجام شر.

﴿وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ قَالُواْ لَوْلاَ اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يِوحَى إِلَيَّ مِن رَّبِّي هَـذَا بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُون [الأعراف: ٢٠٣]

٢٠٣ و -ای رسول- اگر آیه‌‌ای بیاوری تو را تکذیب می‌‌کنند و از آن روی می‌‌گردانند، و اگر آیه‌‌ای برای‌‌شان نیاوری می‌‌گویند: چرا آیه‌‌ای از جانب خودت اختراع نمی‌‌کنی و نمی‌‌سازی، - ای رسول- به آنها بگو: من نمی‌‌توانم آیه‌‌ای از نزد خودم بیاورم، و جز از آنچه که الله به من وحی می‌‌کند پیروی نمی‌‌کنم، این قرآن که آن را برای‌‌تان می‌‌خوانم حجت‌‌ها و دلایلی است از جانب الله پروردگار و تدبیر کنندۀ امورتان، و مایۀ راهنمایی و رحمتی برای بندگان مؤمن او تعالی است، و اما بندگان غیر مؤمن گمراهان و بدبختان هستند.

﴿وَإِذَا قُرِىءَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون [الأعراف: ٢٠٤]

٢٠٤ و هنگامی‌‌که قرآن خوانده شود به قرائت آن گوش فرا دهید، و سخن نگویید، و به غیر آن مشغول نشوید؛ امید است که الله بر شما رحم کند.

﴿وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِين [الأعراف: ٢٠٥]

٢٠٥ و -ای رسول-، الله، پروردگارت را با خشوع و فروتنی و ترسان یاد کن، و میان صدای بلند و آهسته در آغاز و پایان روز به دلیل فضیلت این دو وقت دعا کن، و از غافلان از یاد الله تعالی نباش.

﴿إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُون * [الأعراف: ٢٠٦]

٢٠٦ - ای رسول- همانا فرشتگان نزد پروردگارت از عبادت او سبحانه تکبر نمی‌‌ورزند، بلکه بدون اینکه سستی ورزند با فروتنی به عبادت او تعالی گردن می‌‌نهند، و آنها شب و روز الله را از آنچه که شایستۀ او نیست منزه می‌‌دانند، و فقط برای او سبحانه سجده می‌‌گزارند.

برخی فواید آیات:

در این آیات بشارتی است برای مسلمانان درستکاری که بر راه پیامبرشان‌‌ج‌‌ قرار دارند به اینکه الله همان‌‌گونه که پیامبران و دوستانش را یاری کرد به آنها نیز یاری می‌‌رساند.

در این آیات خصلت‌‌های اخلاقی یک‌‌جا آمده است، یعنی بنده باید کسی را که بر او ستم کرده است ببخشد، به کسی‌‌که او را محروم کرده عطا کند، و با کسی‌‌که از او بریده ارتباط برقرار کند.

بنده باید هرگاه شری از شیطان به او برسد- اگر کار حرامی انجام دهد، یا واجبی را ترک کند- از الله تعالی طلب آمرزش کند، و با توبۀ نصوح و نیکی‌‌های محو کننده، آنچه را که از دستش رفته جبران کند.|

سوره الأنفال

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

بیان احکام جهاد و عوامل پیروزی و شکست از خلال غزوۀ بدر.

تفسیر:

﴿يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِيْنِكُمْ وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين [الأنفال: ١]

١ - ای رسول- اصحابت در مورد غنیمت‌‌ها از تو می‌‌پرسند، که چگونه تقسیم می‌‌شود؟ و میان چه کسانی تقسیم می‌‌شود؟ - ای رسول- در پاسخ به سؤال آنها بگو: غنیمت‌‌ها به الله و رسولش اختصاص دارد، و حکم آن در تصرف و توزیع، از آنِ الله و رسولش است، پس شما وظیفه‌‌ای جز فرمان‌‌برداری و تسلیم‌‌ شدن ندارید، پس -ای مؤمنان- با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیِ الله، تقوای او تعالی را پیشه کنید، و دشمنی‌‌ها و جدایی‌‌های میان یکدیگر را با محبت و پیوستگی و خوش‌‌ اخلاقی و گذشت اصلاح کنید، و به فرمان‌‌برداری از الله و فرمان‌‌برداری از رسولش پایبند باشید اگر واقعا مؤمن هستید؛ زیرا ایمان، شخص را بر طاعت و دوری از معصیت برمی‌‌انگیزاند. این سؤال پس از رخداد بدر واقع شد.

﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون [الأنفال: ٢]

٢ همانا مؤمنان واقعی کسانی هستند که وقتی الله یاد شود دل‌‌های‌‌شان بترسد؛ آن‌‌گاه دل‌‌ها و بدن‌‌های‌‌شان به انجام طاعت جهت‌‌دهی می‌‌شود، و هرگاه آیات الله بر آنها خوانده شود در آن می‌‌اندیشند، آن‌‌گاه ایمانی بر ایمان‌‌شان افزوده می‌‌شود، و برای جلب مصالح و دفع مفاسدشان فقط به پروردگارشان اعتماد می‌‌کنند.

﴿الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُون [الأنفال: ٣]

٣ همان کسانی‌‌که بر ادای نماز با صفت کامل آن در اوقاتش مداومت می‌‌کنند، و از آنچه که به آنها روزی داده‌‌ایم نفقات واجب و مستحب را پرداخت می‌‌کنند.

﴿أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيم [الأنفال: ٤]

٤ آنها که این صفات را دارند، همان مؤمنان واقعی هستند؛ زیرا ویژگی‌‌های ایمان و اسلام آشکار را با هم دارند، و پاداش آنها منازلی عالی نزد پروردگارشان، و آمرزشی برای گناهان‌‌شان و روزی‌‌ای گرامی، و نعمت‌‌هایی است که الله برای‌‌شان آماده ساخته است.

﴿كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُون [الأنفال: ٥]

٥ همان‌‌گونه که الله پس از آن‌‌که در تقسیم غنائم با یکدیگر اختلاف و تنازع کردید تقسیم غنائم را از شما گرفت، و آن را به الله و رسولش اختصاص داد، - ای رسول- پروردگارت با وحیی که بر تو نازل کرده است به خروج از مدینه برای رویارویی با مشرکان به تو فرمان داد، درحالی‌‌که گروهی از مؤمنان از این کار خوش‌‌شان نمی‌‌آمد.

﴿يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ مَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنظُرُون [الأنفال: ٦]

٦ - ای رسول- این گروه از مؤمنان در مورد قتال با مشرکان پس از اینکه به روشنی دانستند واقع می‌‌شود با تو مجادله می‌‌کنند، گویی به‌‌سوی مرگ کشانده می‌‌شوند و واقعا دارند آن را می‌‌بینند. این امر به‌‌سبب آن است که برای خروج به هدف قتال، به شدت ناخشنود هستند؛ زیرا آنها برای قتال آماده نشده‌‌اند، و خودشان را تجهیز نکرده‌‌اند.

﴿وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتِيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللّهُ أَن يُحِقَّ الحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِين [الأنفال: ٧]

٧ - ای مؤمنان مجادله‌‌ کننده- به یاد آورید آن‌‌گاه که الله به شما وعده داد که به یکی از دو گروه مشرکان دست خواهید یافت، یعنی کاروان تجاری و اموالی که حمل می‌‌کند تا آنها را به عنوان غنیمت بگیرید، یا گروه جنگی که با آنها بجنگید و بر آنها پیروز شوید، و شما دوست داشتید که کاروان تجاری به‌‌سبب سهولت و آسانیِ تسلط به آن بدون قتال، از شما باشد، اما الله می‌‌خواست که با فرمان‌‌ دادن به شما به قتال، حق را محقق گرداند؛ تا بزرگان مشرکان را بکشید، و بسیاری از آنها را به اسارت بگیرید تا قدرت اسلام آشکار شود.

﴿لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُون [الأنفال: ٨]

٨ تا الله حق را با پیروزی اسلام و پیروانش محقق گردانَد، و این امر با شواهدی بر صدق آن محقق می‌‌گردد، و به این هدف که او سبحانه باطل را با دلایلی که بطلانش را آشکار می‌‌سازد باطل گردانَد، هر چند مشرکان این امر را نپسندند، اما الله آن را آشکار می‌‌سازد.

برخی فواید آیات:

بنده باید بر ایمان خود مواظبت کند و آن را رشد دهد؛ زیرا ایمان کم و زیاد می‌‌شود، یعنی با انجام طاعت زیاد و با ضد آن کم می‌‌شود.

محل و فایدۀ جدل هنگام مشتبه ‌‌شدن حق و التباس امر است، اما وقتی حق آشکار و واضح شد، راهی جز فرمان‌‌برداری و تسلیم‌‌ شدن وجود ندارد.

امر تقسیم غنیمت‌‌ها به رسول واگذار شده است، و مرجع احکام به‌‌سوی الله تعالی و رسولش است نه غیر آن دو.

ارادۀ تحقق پیروزی الهی برای مؤمنان؛ برای احقاق حق و ابطال باطل.|

﴿إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِين [الأنفال: ٩]

٩ و روز بدر را به یاد آوردید آن‌‌گاه که برای پیروزی بر دشمن‌‌تان از الله یاری می‌‌طلبیدید، پس الله درخواست شما را اجابت کرد به این‌‌ ترتیب که (فرمود): - ای مؤمنان- من با هزار فرشته پیاپی که از پی یکدیگر می‌‌آیند یاور و مددکار شما هستم.

﴿وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيم [الأنفال: ١٠]

١٠ و -ای مؤمنان- الله یاری ‌‌دادن با فرشتگان را قرار نداده است جز بشارتی برای شما به اینکه او تعالی یاور شما در برابر دشمن‌‌تان است، و برای اینکه دل‌‌های‌‌تان با یقین بر پیروزی آرام یابد. و پیروزی به افراد زیاد و تجهیزات فراوان نیست، بلکه پیروزی فقط از جانب الله سبحانه است. همانا الله در فرمانروایی خویش شکست‌‌ ناپذیر است، هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در شرع و تقدیرش بسیار داناست.

﴿إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِّنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَام [الأنفال: ١١]

١١ - ای مؤمنان- به یاد آورید آن‌‌گاه که الله خواب سبکی بر شما افکند تا ترسی را که از دشمن بر شما حاصل شده بود به آرامش تبدیل کند، و بارانی از آسمان بر شما بارید؛ تا شما را از حَدَث‌‌ها پاک گرداند، و وسوسه‌‌های شیطان را از شما برطرف کند، و با آن، دل‌‌های‌‌تان را استوار سازد تا بدن‌‌های‌‌تان هنگام رویارویی استوار گردند، و با آن، گام‌‌ها را با سِفت‌‌شدن زمین ماسه‌‌ای استوار سازد تا گام‌‌ها در آن فرو نرود.

﴿إِذْ يُوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَان [الأنفال: ١٢]

١٢ - ای پیامبر- آن‌‌گاه که پروردگارت به فرشتگانی که الله با آنها مؤمنان را در بدر یاری رساند وحی می‌‌کرد: - ای فرشتگان- همانا من با نصر و تأیید با شما هستم، پس اراده‌‌های مؤمنان را بر قتال با دشمن‌‌شان تقویت کنید، در دل‌‌های کسانی‌‌که کفر ورزیدند ترس شدید خواهم افکند؛ پس -ای مؤمنان- گردن‌‌های کافران را بزنید تا بمیرند، و مفاصل و اعضای‌‌شان را بزنید تا از پیکار با شما بازایستند.

﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِقِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَاب [الأنفال: ١٣]

١٣ سبب این قتل و زدن اعضای کافران که بر آنها واقع شد آن است که آنها با الله و رسولش مخالفت کردند و از آنچه به آن فرمان یافته بودند فرمان‌‌برداری نکردند، و از آنچه نهی شده بودند دست نکشیدند، و هرکس در این مورد با الله و رسولش مخالفت کند همانا الله او را در دنیا با قتل و اسارت و در آخرت با آتش، سخت کیفر می‌‌کند.

﴿ذَلِكُمْ فَذُوقُوهُ وَأَنَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابَ النَّار [الأنفال: ١٤]

١٤ - ای مخالفان الله و رسولش- عذاب مذکور برای شماست پس آن را که در دنیا برای‌‌تان به تعجیل افتاده است بچشید، و اگر بر کفر و دشمنی‌‌تان بمیرید در آخرت عذاب آتش برای‌‌تان است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفاً فَلاَ تُوَلُّوهُمُ الأَدْبَار [الأنفال: ١٥]

١٥ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، هرگاه مشرکان در قتال به شما روی آوردند و نزدیک شدند از آنها نگریزید، و برای فرار به آنها پشت نکنید، بلکه در برابر آنها پایداری ورزید، و در رویارویی با آنها شکیبایی کنید، زیرا الله با نصر و تأیید خویش با شماست، [و شما را یاری و تقویت می‌‌کند].

﴿وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفاً لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِير [الأنفال: ١٦]

١٦ و هرکس برای فرار از آنها به آنها پشت کند به خشمی از الله بازگشته است، و استحقاق این عذاب را دارد، و جایگاه او در آخرت، جهنم است، و چه سرانجام و بازگشتگاه بدی دارد؛ مگر اینکه به هدف بازگشتن به قتال با آنها باشد؛ یعنی برای فریب ‌‌دادن‌‌شان تظاهر کند که فرار می‌‌کند، اما در واقع می‌‌خواهد دوباره به آنها هجوم آورد، یا مگر اینکه برای پیوستن به گروهی از مسلمانان که آنجا حضور دارند، باشد تا از آنها کمک بگیرد.

برخی فواید آیات:

از این آیات، توجه زیاد الله به حال بندگان مؤمنش، و فراهم‌‌ سازی اسبابی که با آن ایمان‌‌شان ثابت می‌‌شود، و گام‌‌های‌‌شان استوار می‌‌گردد، و شر و وسوسه‌‌های شیطانی از آنها برطرف می‌‌گردد، به‌‌دست می‌‌آید.

همانا پیروزی به دست الله و از جانب او سبحانه است، و نه به فراوانی افراد و تجهیزات؛ هر چند این آماده ‌‌سازی اهمیت دارد.

فرار از دشمن بدون عذر، از بزرگترین گناهان کبیره است.

در این آیات قواعد قتال جنگی مانند فرمان‌‌برداری از الله و رسول‌‌ج‌‌، و پایداری در برابر دشمنان، و شکیبایی هنگام رویارویی با دشمنان، و یاد و ذکر زیادِ الله به مؤمنان آموزش داده می‌‌شود.|

﴿فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَـكِنَّ اللّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاء حَسَناً إِنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيم [الأنفال: ١٧]

١٧ - ای مؤمنان- در روز بدر شما با قدرت و نیروی خودتان مشرکان را نکشتید، بلکه الله شما را در این کار یاری کرد، و -ای پیامبر- آن‌‌گاه که به‌‌سوی مشرکان [مشتی خاک] افکندی تو نیفکندی، بلکه الله همان ذاتی است که به‌‌سوی آنها افکند آن‌‌گاه که [مشتی خاکی را] که تو افکندی را به آنها رساند، و تا اینکه مؤمنان با پیروزی بر دشمن‌‌شان که الله بر آنها بخشید درحالی‌‌که افراد و تجهیزات کمی داشتند آزمایش شوند تا شکر او تعالی را به جای آورند. همانا الله دعا و سخنان شما را می‌‌شنود، و از اعمال‌‌تان و مصالح شما آگاه است.

﴿ذَلِكُمْ وَأَنَّ اللّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكَافِرِين [الأنفال: ١٨]

١٨ این قتل مشرکان و افکندن به‌‌سوی آنها تا اینکه شکست خوردند و فرار کردند، و نعمت پیروزی بر دشمن‌‌ به مؤمنان، از جانب الله است، و الله نیرنگ کافران را آن‌‌گاه که علیه اسلام نیرنگ می‌‌زنند ناتوان می‌‌سازد.

﴿إِن تَسْتَفْتِحُواْ فَقَدْ جَاءكُمُ الْفَتْحُ وَإِن تَنتَهُواْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَعُودُواْ نَعُدْ وَلَن تُغْنِيَ عَنكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئًا وَلَوْ كَثُرَتْ وَأَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِين [الأنفال: ١٩]

١٩ - ای مشرکان- اگر می‌‌خواهید که الله عذاب و خشمش را بر ستمکاران تجاوزکار واقع سازد الله آنچه را که خواستید بر شما واقع کرده است، یعنی آنچه را که عذابی برای شما و عبرتی برای پرهیزکاران است بر شما فرو فرستاده است، و اگر از درخواست آن دست بردارید برای‌‌تان بهتر است، پس چه بسا به شما مهلت دهد و انتقام خویش از شما را به تعجیل نیندازد، اما اگر دوباره آن را بخواهید و به قتال با مؤمنان باز گردید ما هم با افکندن عذاب بر شما و پیروزی مؤمنان باز می‌‌گردیم، و نه گروه شما و نه یاران‌‌تان شما را بی‌‌نیاز نمی‌‌سازند هر چند با وجود کم‌‌ بودن مؤمنان، افراد و تجهیزات زیادی داشته باشید، و همانا الله با نصر و تأیید با مؤمنان است، و هرکس که الله با او باشد هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌گردد.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُون [الأنفال: ٢٠]

٢٠ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید با اجرای فرمان و اجتناب از نهی الله از او تعالی و رسولش فرمان‌‌برداری کنید، و با مخالفت امر و انجام نهی الله از او تعالی روی نگردانید، درحالی‌‌که آیات الله را که بر شما خوانده می‌‌شود می‌‌شنوید.

﴿وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ قَالُوا سَمِعْنَا وَهُمْ لاَ يَسْمَعُون [الأنفال: ٢١]

٢١ و -ای مؤمنان- مانند منافقان و مشرکان نباشید که وقتی آیات الله بر آنها خوانده شد گفتند: آنچه را از قرآن بر ما تلاوت می‌‌شود با گوش‌‌هایمان شنیدیم، درحالی‌‌که آن‌‌گونه که بیندیشند و پند بگیرند تا از آنچه می‌‌شنوند بهره بگیرند گوش نمی‌‌کنند.

﴿* إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُون [الأنفال: ٢٢]

٢٢ همانا نزد الله بدترین مخلوقاتی که بر روی زمین می‌‌جنبند همان کرانی هستند که حق را به نیت قبول کردن نمی‌‌شنوند، گنگانی هستند که سخن نمی‌‌گویند، پس آنها کسانی هستند که اوامر و نواهی الله را درک نمی‌‌کنند.

﴿وَلَوْ عَلِمَ اللّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُون [الأنفال: ٢٣]

٢٣ و اگر الله در این مشرکان تکذیب ‌‌کننده خیری می‌‌یافت به‌‌طور قطع آنها را آن‌‌گونه که از شنیدن بهره‌‌مند شوند و هنگام شنیدن در دلایل و برهان‌‌ها بیندیشند شنوا می‌‌ساخت، اما او تعالی می‌‌دانست که خیری در آنها نیست، و اگر - بنابر فرض و تقدیر- او سبحانه آنها را شنوا می‌‌ساخت به‌‌طور قطع از روی دشمنی به ایمان پشت می‌‌کردند، درحالی‌‌که رویگردان بودند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُون [الأنفال: ٢٤]

٢٤ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، هرگاه الله و رسولش شما را به حقی که زندگی شما در آن است فراخواندند با انجام آنچه به آن امر کرده‌‌اند و پرهیز از آنچه نهی کرده‌‌اند، اجابت کنید، و به یقین بدانید که الله بر هر چیزی تواناست؛ زیرا او قادر است که میان شما و گردن‌‌نهادن به حق حایل ایجاد کند، آن‌‌گاه که پس از رهانمودن و نپذیرفتن حق، دوباره آن را اراده کردید و به‌‌سوی آن شتافتید. و به یقین بدانید که در روز قیامت فقط به‌‌سوی الله گرد آورده می‌‌شوید، آن‌‌گاه شما را با اعمالی‌‌که در دنیا انجام دادید جزا می‌‌دهد.

﴿وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَاب [الأنفال: ٢٥]

٢٥ و -ای مؤمنان- از عذابی که فقط به گناهکاران شما نمی‌‌رسد، بلکه گناهکار و غیر گناهکار را با هم دربرمی‌‌گیرد بترسید، و این امر زمانی است که ستم آشکار گردد اما تغییر داده نشود، و به یقین بدانید که الله در برابر کسی‌‌که از او نافرمانی کند سخت‌‌ کیفر است؛ پس از نافرمانی او تعالی بترسید.

برخی فواید آیات:

هرکس که الله با او باشد پیروز است هر چند ضعیف و دارای افراد کمی باشد، و این همراهی، بستگی به اعمال ایمانی دارد که مؤمنان انجام می‌‌دهند.

از مؤمن خواسته شده است که اسباب مادی را به کار گیرد، و تکلیفی را که الله او را به آن مکلف کرده است انجام دهد، آن‌‌گاه بر الله توکل کند، و کارش را به او تعالی واگذارد، اما تحقق نتایج و اهداف به الله واگذار شده است.

در این آیات دلایلی وجود دارد بر اینکه الله تعالی ایمان و خیر را از کسی منع نمی‌‌کند مگر از کسی‌‌که خیری در او نیست، و ایمان نزد چنین شخصی رشد نمی‌‌کند و ثمر نمی‌‌بخشد.

بنده باید این دعا را زیاد تکرار کند: یا مُقلِّب القلوب ثبت قلبی علی دینک، و یا مُصرِّف القلوب اصرف قلبی إلی طاعتک؛ ای زیر و رو کنندۀ دل‌‌ها، دلم را بر دینت استوار ساز، و ای گردانندۀ دل‌‌ها، دلم را به‌‌سوی طاعت خویش بگردان.

الله به مؤمنان فرمان داده که در برابر منکری که در میان آنها انجام می‌‌شود سکوت نکنند که اگر چنین کردند عذاب همۀ آنها را دربرمی‌‌گیرد.|

﴿وَاذْكُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِيلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِي الأَرْضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون [الأنفال: ٢٦]

٢٦ و -ای مؤمنان- به یاد آورید آن‌‌گاه که در مکه کم‌‌ تعداد بودید، و ساکنان آن شما را ناتوان می‌‌شمردند و بر شما چیره می‌‌شدند. می‌‌ترسیدید که دشمنان‌‌تان شما را به سرعت بربایند، آن‌‌گاه الله شما را به پناهگاهی که به آن پناه می‌‌برید یعنی مدینه کشاند، و شما را با پیروزی بر دشمنان‌‌تان در میادین جنگ از جمله بدر نیرومند گردانید، و از خوراکی‌‌های پاکیزه‌‌ها مانند غنیمت‌‌هایی که از دشمنان‌‌تان گرفتید به شما روزی داد، باشد که نعمت‌‌های الله را شکرگزاری کنید، تا بر شما بیفزاید، و از نعمت‌‌های او تعالی ناسپاسی نکنید که اگر چنین کردید آن را از شما می‌‌گیرد، و شما را عذاب می‌‌کند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُون [الأنفال: ٢٧]

٢٧ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، با اجرا نکردن اوامر و پرهیز نکردن از نواهی، به الله و رسولش خیانت نکنید، و بر وام و سایر امانت‌‌هایی که نزد شما به امانت گذارده شده است خیانت نکنید، درحالی‌‌که می‌‌دانید کاری که انجام می‌‌دهید خیانت است؛ که در این صورت از خیانتکاران خواهید بود.

چون محبت اموال و فرزندان، بنده را به خیانت می‌‌کشانند الله خبر داده که این دو فتنه هستند و می‌‌فرماید:

﴿وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيم [الأنفال: ٢٨]

٢٨ و -ای مؤمنان- بدانید که اموال‌‌تان و فرزندان‌‌تان فقط آزمایش و امتحانی از جانب الله برای شما هستند، که شما را از عمل برای آخرت باز می‌‌دارند، و به خیانت می‌‌کشانند، و بدانید که پاداش بزرگ نزد الله است، پس این پاداش را به‌‌سبب رعایت حال اموال و فرزندان‌‌تان و خیانت به خاطر آنها، از دست ندهید.

﴿يِاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيم [الأنفال: ٢٩]

٢٩ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، بدانید که اگر با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه کنید، نیروی تشخیص تفاوت میان حق و باطل را برای شما قرار می‌‌دهد، و این دو بر شما مشتبه نمی‌‌شود، و گناهانی را که کسب کرده‌‌اید از شما می‌‌زداید، و گناهان‌‌تان را برای‌‌تان می‌‌آمرزد، و الله دارای بخششی بزرگ است، و از جمله بخشش بزرگ او بهشتش است که آن را برای بندگان پرهیزکارش آماده ساخته است.

﴿وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِين [الأنفال: ٣٠]

٣٠ و -ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که مشرکان علیه تو به یکدیگر کمک کردند که برای زندانی‌‌ کردن یا کشتن یا تبعید از سرزمین خودت به سرزمینی دیگر برایت نیرنگ زدند، و این کار را کردند و الله نیرنگ‌‌شان را به خودشان بازگرداند، و الله بهترین تدبیر کنندگان است.

﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا قَالُواْ قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاء لَقُلْنَا مِثْلَ هَـذَا إِنْ هَـذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأوَّلِين [الأنفال: ٣١]

٣١ و هنگامی‌‌که آیات ما برای‌‌شان خوانده شود از روی دشمنی و تکبر بر حق می‌‌گویند: قبلا مانند این را شنیده‌‌ایم، و اگر بخواهیم مانند این قرآن بگوییم به‌‌طور قطع خواهیم گفت، این قرآن را که شنیدیم چیزی جز دروغ‌‌های پیشینیان نیست؛ پس به آن ایمان نمی‌‌آوریم.

﴿وَإِذْ قَالُواْ اللَّهُمَّ إِن كَانَ هَـذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاء أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيم [الأنفال: ٣٢]

٣٢ و -ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که مشرکان گفتند: بارالها اگر آنچه که محمد‌‌ج‌‌ آورده حق است پس سنگ‌‌هایی از آسمان برایمان فرو ریز تا ما را نابود کند، یا عذابی سخت بر ما فرود آور. این سخن را از روی زیاده‌‌روی در انکار و اعتراض گفتند.

﴿وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُون [الأنفال: ٣٣]

٣٣ و -ای محمد- تا زمانی‌‌که تو در میان امتت هستی، الله بر آن نیست که آنها را- چه کسانی از آنها که از امت استجابت هستند یا از امت دعوت- به عذابی که آنها را ریشه‌‌کن کند عذاب گرداند، زیرا وجود تو در میان آنها، امانی از عذاب برای‌‌شان است، و تا زمانی‌‌که از گناهانِ خویش از الله طلب آمرزش می‌‌کنند، الله عذاب‌‌ کنندۀ آنها نیست.

برخی فواید آیات:

شکر، نعمتی بزرگ است که بر بخشش الله تعالی می‌‌افزاید، و ناسپاسی، از نعمت‌‌های الله می‌‌کاهد.

امانتداری اهمیت زیادی در استقامت احوال مسلمانان دارد، تا زمانی‌‌که بر آن پایداری کنند و به آن آراسته باشند، و نیز دلیل پاکی نفس و اعتدال اعمال نفس است.

پاداشی که برای بازداشتن نفس از امور نهی ‌‌شده نزد الله وجود دارد، بهتر از منافعی است که از ارتکاب امور ممنوعه به خاطر اموال و فرزندان کسب می‌‌شود.

در آیات فوق، کم‌‌عقلی رویگردانان بیان شده است؛ زیرا آنها نمی‌‌گفتند: بارالها اگر این امر حق از جانب توست ما را به آن هدایت کن.

این آیات بر فضیلت و برکت استغفار و اینکه یکی از موانع وقوع عذاب است، دلالت دارند.|

﴿وَمَا لَهُمْ أَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَا كَانُواْ أَوْلِيَاءهُ إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُون [الأنفال: ٣٤]

٣٤ و چه چیزی جلوی عذاب آنها را می‌‌گیرد درحالی‌‌که آنچه موجب عذاب‌‌شان می‌‌شود یعنی بازداشتن مردم از مسجدالحرام که پیرامون آن طواف کنند یا در آن نماز گزارند، مرتکب شده‌‌اند؟ و مشرکان دوستان الله نبودند، زیرا دوستان الله فقط پرهیزکاران هستند که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، از او تعالی می‌‌ترسند، اما بیشتر مشرکان درحالی‌‌که نمی‌‌دانستند که دوستان او تعالی نیستند، ادعا کردند که دوستان الله هستند.

﴿وَمَا كَانَ صَلاَتُهُمْ عِندَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُكَاء وَتَصْدِيَةً فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُون [الأنفال: ٣٥]

٣٥ و نماز مشرکان در مسجدالحرام جز سوت‌‌ کشیدن و کف ‌‌زدن نبود، پس -ای مشرکان- عذاب با قتل و اسارت در روز بدر را به‌‌سبب اینکه به الله کفر ورزیدید و رسولش را تکذیب کردید بچشید.

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُون [الأنفال: ٣٦]

٣٦ همانا کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند اموال‌‌شان را برای بازداشتن مردم از دین الله انفاق می‌‌کنند، پس اموال‌‌شان را انفاق خواهند کرد و آنچه را اراده کردند هرگز برای‌‌شان محقق نخواهد شد، سپس سرانجام انفاق اموال‌‌شان توسط آنها پشیمانی است؛ زیرا هم اموال‌‌شان از دست می‌‌رود و هم هدفی که از انفاق اموال دنبال می‌‌کنند، سپس با پیروزی مؤمنان بر آنها، مغلوب می‌‌شوند، و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند در روز قیامت به‌‌سوی جهنم کشانده می‌‌شوند، آن‌‌گاه برای همیشه در جهنم داخل می‌‌شوند و جاویدان در آن می‌‌مانند.

﴿لِيَمِيزَ اللّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىَ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعاً فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُون [الأنفال: ٣٧]

٣٧ این کافران که اموال‌‌شان را برای بازداشتن از راه الله انفاق می‌‌کنند به‌‌سوی آتش جهنم کشانده می‌‌شوند تا الله گروه پلید کفار را از گروه پاک مؤمنان جدا کند، و به این هدف که اشخاص و اعمال و اموال پلید را به صورت متراکم و انباشته روی هم قرار دهد، آن‌‌گاه آنها را در آتش جهنم قرار دهد، اینها همان زیانکاران هستند؛ زیرا در روز قیامت به خودشان و اهل‌‌شان زیان وارد کردند.

﴿قُل لِلَّذِينَ كَفَرُواْ إِن يَنتَهُواْ يُغَفَرْ لَهُم مَّا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ يَعُودُواْ فَقَدْ مَضَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِين [الأنفال: ٣٨]

٣٨ - ای رسول- به کسانی از قومت که به الله و رسولش کفر ورزیدند بگو: اگر از کفرشان به الله و رسولش، و نیز از بازداشتن مؤمنان از راه الله، دست بکشند، الله گناهان گذشتۀ آنها را می‌‌آمرزد؛ زیرا اسلام‌‌آوردن، گناهان گذشته را از بین می‌‌برد، و اگر به کفرشان بازگردند به‌‌‌‌راستی‌‌که سنت الله در مورد پیشینیان ذکر شد که وقتی تکذیب کردند و بر کفرشان ادامه دادند کیفرشان را به تعجیل انداخت.

﴿وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِير [الأنفال: ٣٩]

٣٩ و -ای مؤمنان- با دشمنان کافرتان بجنگید تا شرک و بازداشتن مسلمانان از دین الله از بین برود، و دین و طاعت فقط برای الله و بدون هیچ شریکی برای او باشد، پس اگر کافران از شرک و بازداشتن از راه الله دست کشیدند آنها را رها کنید، زیرا الله بر اعمال‌‌شان آگاه است، و هیچ امر پنهانی بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَوْلاَكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِير [الأنفال: ٤٠]

٤٠ و اگر از پایان‌‌ دادن به کفر و بازداشتن از راه الله که به آن فرمان یافته‌‌اند روی برگرداندند، پس -ای مؤمنان- بدانید که الله یاور شما در برابر آنها است، او تعالی چه دوست نیکویی است برای کسی‌‌که او را دوست بدارد، و نیکو یاوری است برای کسی‌‌که به او یاری کند، زیرا هرکس که الله تعالی او را دوست بدارد رستگار شده است، و هرکس که الله تعالی او را حمایت کند به پیروزی دست یافته است.

برخی فواید آیات:

بازداشتن از مسجدالحرام جرم بزرگی است که انجام‌‌ دهندۀ آن سزاوار عذاب دنیا قبل از عذاب آخرت است.

آبادانی و نگهداری مسجدالحرام شرفی است که فقط دوستان پرهیزکار الله شایستگی کسب آن را دارند.

در این آیات کافران انذار شده‌‌اند از اینکه از انفاق اموال‌‌شان در راه باطل هیچ نفعی کسب نمی‌‌کنند، و به‌‌زودی گرفتار حسرت و پشیمانی بزرگی می‌‌شوند.

دعوت کافران از سوی الله تعالی به توبه و ایمان، برخلاف استمرار دشمنی آنها، دعوتی است که بر روی آنها باز است.

هرکس الله دوستدار و یاورش باشد بیمی بر او نیست، و هرکس الله دشمنش باشد هیچ عزتی ندارد.|

﴿* وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [الأنفال: ٤١]

٤١ و -ای مؤمنان- بدانید هر چیزی که در جهاد در راه الله به زور از کفار گرفتید به پنج قسمت تقسیم می‌‌شود، که چهار پنجم آن میان مجاهدان تقسیم می‌‌شود، و یک‌‌ پنجم باقی‌‌مانده نیز به پنج قسمت تقسیم می‌‌گردد: یک قسمت آن برای الله و رسولش است که در راه مصارف عمومی مسلمانان هزینه می‌‌شود، یک قسمت برای نزدیکان پیامبر، چه بنی‌‌هاشم و چه بنی‌‌المطلب است، یک قسمت برای یتیمان، یک قسمت برای فقرا و مساکین، و یک قسمت برای مسافرانی است که راه‌‌ها بر آنها قطع شده است، اگر به الله، و به آنچه بر بندۀمان محمد‌‌ج‌‌ در روز بدر نازل کردیم که الله میان حق و باطل جدایی انداخت آن‌‌گاه که شما را بر دشمنان‌‌تان پیروز گرداند ایمان دارید. و الله که شما را پیروز گرداند بر هر چیزی تواناست.

﴿إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُم بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدتَّمْ لاَخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَـكِن لِّيَقْضِيَ اللّهُ أَمْراً كَانَ مَفْعُولاً لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَن بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيم [الأنفال: ٤٢]

٤٢ و به یاد آورید آن‌‌گاه که شما در سمت نزدیک‌‌تر دره به طرف مدینه، و مشرکان در سمت دورتر دره به طرف مکه بودند، و کاروان تجاری در مکانی پایین‌‌تر از شما به سمت ساحل دریای سرخ بود، و اگر شما و مشرکان با یکدیگر وعده می‌‌گذاشتید که در بدر با یکدیگر روبرو شوید به‌‌طور قطع از وعده‌‌تان با یکدیگر سرپیچی می‌‌کردید، اما او سبحانه شما و مشرکان را بدون اینکه میان‌‌تان وعده‌‌ای باشد در بدر گرد آورد؛ تا پیروزی مؤمنان و خواری مشرکان و سرافرازی دینش و خوارساختن شرک را که انجام‌‌ شدنی بود کامل گرداند؛ تا با پیروزی مؤمنان بر مشرکان با وجود کمیِ افراد و تجهیزات اندکش، هرکس از مشرکان که بمیرد پس از اقامۀ حجت بر او بمیرد؛ و هرکس از آنها که زنده بماند با بیّنه و حجتی که الله برایش آشکار ساخته است زنده بماند. آن‌‌گاه برای هیچ‌‌یک از آنها حجتی در برابر الله نباشد که از کفار اعتراض کند، و الله سخنان همگی را می‌‌شنود، و از اعمال‌‌شان آگاه است، ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿إِذْ يُرِيكَهُمُ اللّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلاً وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ وَلَـكِنَّ اللّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُور [الأنفال: ٤٣]

٤٣ - ای رسول- از جمله نعمت‌‌های الله بر خودت و بر مؤمنان به یاد آور آن‌‌گاه که الله مشرکان را در خوابت کم‌‌ تعداد به تو نشان داد، آن‌‌گاه مؤمنان را از این امر آگاه کردی تا بر این کار فال نیک زنند، و اراده‌‌های‌‌شان برای رویارویی و پیکار با دشمن‌‌شان تقویت شود، و اگر او سبحانه مشرکان را در خوابت، به تو زیاد نشان داده بود به‌‌طور قطع اراده‌‌های اصحابت سست می‌‌شد، و از پیکار می‌‌ترسیدند، اما او تعالی آنها را از این کار به سلامت داشت، و از شکست محافظت کرد، پس مشرکان را در چشم رسولش‌‌ج‌‌ اندک نشان داد، همانا او به آنچه قلب‌‌ها دربردارند و به آنچه جان‌‌ها پنهان می‌‌کنند آگاه است.

﴿وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ فِي أَعْيُنِكُمْ قَلِيلاً وَيُقَلِّلُكُمْ فِي أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولاً وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الاُمُور [الأنفال: ٤٤]

٤٤ و -ای مؤمنان- به یاد آورید که الله مشرکان را آن‌‌گاه که با آنها روبه‌‌رو شدید به شما اندک نشان داد، پس بر اقدام بر پیکار با آنها جرأت پیدا کردید، و شما را در چشمان آنها اندک نشان داد تا بر پیکار با شما پیش آیند بدون اینکه به بازگشت فکر کنند، تا الله کاری را که انجام‌‌ شدنی بود با انتقام از مشرکان با قتل و اسارت، و نعمت‌‌بخشیدن به مؤمنان با یاری و پیروزی بر دشمنان تحقق بخشد، و امور فقط به‌‌سوی الله بازگردانده می‌‌شود. آن‌‌گاه گناهکار را به خاطر گناهش، و نیکوکار را به خاطر نیکوکاری‌‌اش جزا می‌‌دهد.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْكُرُواْ اللّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلَحُون [الأنفال: ٤٥]

٤٥ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی کرده‌‌اید، هرگاه با گروهی از کافران روبرو شدید، در رویارویی با آنها پایداری ورزید و نترسید، الله را زیاد یاد کنید و در دعا بخوانید، زیرا او بر پیروزی شما در برابر آنها تواناست، امید است که آنچه را می‌‌طلبید به شما برسد، و آنچه که از آن می‌‌ترسید از شما دور شود.

برخی فواید آیات:

غنیمت‌‌ها از آنِ الله است که هرجا و به هر نحوی که بخواهد آن را قرار می‌‌دهد، و به هیچ‌‌کس ربطی ندارد.

از اسباب پیروزی؛ آماده‌‌کردن مؤمنان توسط الله به اموری است آنها را بر پیروزی یاری می‌‌کند، و صبر و پایداری و افزودن بر یاد الله.

حکم الله نافذ و حکمت او تعالی فراگیر است، و این امر برای بندگان الله و تمام امت خیر است.|

﴿وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِين [الأنفال: ٤٦]

٤٦ و در سخنان و رفتار و تمام احوال‌‌تان بر طاعت الله و طاعت رسولش پایبند باشید، و در رأی اختلاف نکنید؛ زیرا اختلاف سبب سستی و ترس شما، و از بین‌‌رفتن نیروی‌‌تان است، و هنگام رویارویی با دشمن شکیبایی کنید، همانا الله با پیروزی و تأیید و کمک، همراه شکیبایان است، و هرکس که الله همراه او باشد، بدون تردید چیره و پیروز است.

﴿وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ خَرَجُواْ مِن دِيَارِهِم بَطَرًا وَرِئَاء النَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَاللّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيط [الأنفال: ٤٧]

٤٧ و مانند مشرکان نباشید که از روی غرور و نمایش به مردم از مکه خارج شدند، و مردم را از دین الله بازمی‌‌دارند، و آنها را از ورود به دین الله منع می‌‌کنند، و الله به آنچه انجام می‌‌دهند احاطه دارد، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی آنها را در قبال اعمال‌‌شان مجازات خواهد کرد.

﴿وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَاءتِ الْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَى عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكُمْ إِنِّي أَرَى مَا لاَ تَرَوْنَ إِنِّيَ أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَاب [الأنفال: ٤٨]

٤٨ و -ای مؤمنان- از نعمت‌‌های الله بر خودتان به یاد آورید که شیطان اعمال مشرکان را برای‌‌شان آراست، آن‌‌گاه آنها را برای رویارویی و پیکار با مسلمانان تشویق کرد و به آنها گفت: امروز هیچ‌‌کس بر شما پیروز نخواهد شد، و من یاورتان، و پناهگاه شما در برابر دشمن‌‌تان هستم، اما هنگامی‌‌که دو گروه با هم روبرو شدند: یعنی گروه مؤمنان که فرشتگان همراهشان بودند و آنها را یاری می‌‌کردند، و گروه مشرکان که شیطان همراه‌‌شان بود که دست از یاری آنها کشید؛ شیطان برای فرار پشت کرد، و به مشرکان گفت: همانا من از شما بیزارم، همانا فرشتگانی را می‌‌بینم که برای یاری مؤمنان آمده‌‌اند، می‌‌ترسم که الله مرا نابود کند، و الله سخت‌‌کیفر است، پس هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند کیفر او را تحمل کند.

﴿إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَـؤُلاء دِينُهُمْ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيم [الأنفال: ٤٩]

٤٩ و به یاد آورید آن‌‌گاه که منافقان و افراد دارای ایمان ضعیف گفتند: این مسلمانان را دین‌‌شان فریفته است که آنها را به پیروزی بر دشمنان‌‌شان با وجود افراد اندک و تجهیزات ضعیف، و افراد زیاد و تجهیزات قوی دشمنانشان، وعده می‌‌دهد. و اینها درک نکردند که هرکس فقط بر الله اعتماد کند و به پیروزی‌‌ای که به او وعده داده است مطمئن باشد الله یاور اوست، و هر چند ضعیف باشد او را خوار نمی‌‌سازد، و الله ذات شکست‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او پیروز نمی‌‌شود، و در تقدیر و شرعش بسیار داناست.

﴿وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُواْ الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيق [الأنفال: ٥٠]

٥٠ و -ای رسول- اگر کسانی را که به الله و رسولش کفر ورزیدند ببینی، آن‌‌گاه که فرشتگان ارواح‌‌شان را قبض نموده و برمی‌‌کنند درحالی‌‌که وقتی روی می‌‌آورند بر صورت‌‌های‌‌شان می‌‌زنند، و وقتی در حال فرار پشت می‌‌کنند بر پشت‌‌ آنها می‌‌زنند، و به آنها می‌‌گویند: - ای کافران- عذاب سوزاننده را بچشید. اگر این امر را ببینی، به‌‌طور قطع امری بزرگ دیده‌‌ای.

﴿ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيد [الأنفال: ٥١]

٥١ - ای کافران- سبب این عذاب دردآور هنگام قبض ارواحتان، و عذاب سوزاننده در قبرهای‌‌تان و در آخرت، گناهانی است که در دنیا کسب کرده‌‌اید، زیرا الله بر مردم ستم نمی‌‌کند، بلکه فقط به عدالت میان آنها داوری می‌‌کند زیرا او داوری عادل است.

﴿كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللّهَ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَاب [الأنفال: ٥٢]

٥٢ و این عذاب نازل‌‌شده به این کافران مخصوص آنها نیست، بلکه سنت الله است که در هر زمان و مکانی بر کافران گذشته است، چنان‌‌که به خاندان فرعون و امت‌‌های قبل از آنها رسیده است، آن‌‌گاه که به آیات الله سبحانه کفر ورزیدند. پس الله آنها را به‌‌سبب گناهان‌‌شان، به شیوه‌‌ای مقتدرانه و شکست‌‌ناپذیر گرفت، و عذابش را بر آنها فرو فرستاد. همانا الله ذات توانایی است که کسی بر او پیروز و چیره نمی‌‌شود، و نسبت به کسانی‌‌که از او نافرمانی کنند سخت‌‌کیفر است.

برخی فواید آیات:

ناسپاسی، بیماری خطرناکی است که بافت شخصیت انسان را می‌‌پوساند، و متلاشی‌‌شدن هویت او را به تعجیل می‌‌اندازد.

شکیبایی بر تحمل رنج‌‌ها و سختی‌‌ها کمک می‌‌کند، و منفعتی الهی دارد که عبارت است از یاری الله برای کسی که برای اجرای امر او تعالی شکیبایی کند. این امر در رفتارهای زندگی قابل مشاهده است.

تنازع و اختلاف از اسباب پراکندگی امت است، و خطر شکست و عقب‌‌نشینی، و از بین‌‌رفتن نیرو و یاری و دولت را در پی دارد.

ایمان موجب می‌‌شود که مؤمن بر انجام امور ترسناکی که لشکرهای بزرگ بر انجام آن پیش نمی‌‌روند اقدام کند.|

﴿ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللّهَ سَمِيعٌ عَلِيم [الأنفال: ٥٣]

٥٣ این کیفر سخت به‌‌سبب آن است که هرگاه الله نعمتی از جانب خودش به قومی ارزانی دارد آن نعمت را از آنها نمی‌‌گیرد مگر آن‌‌که نفس‌‌شان را از حال پاکش، یعنی از ایمان و استقامت و شکر نعمت‌‌ها به حال بدش، یعنی کفر به الله و نافرمانی او و کفران نعمت او تعالی تغییر دهند، و الله سخنان بندگانش را می‌‌شنود، و از افعال‌‌شان آگاه است، چنان‌‌که هیچ چیز از امور آنها بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُواْ بآيَاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَونَ وَكُلٌّ كَانُواْ ظَالِمِين [الأنفال: ٥٤]

٥٤ حال این کافران همانند حال دیگرانی است که به الله کفر ورزیدند مانند خاندان فرعون و امت‌‌های تکذیب ‌‌کنندۀ قبل از آنها، که آیات پروردگارشان را تکذیب کردند، پس الله آنها را به‌‌سبب گناهانی که مرتکب شده بودند نابود کرد، و هم خاندان فرعون و هم امت‌‌های قبل از آنها به‌‌سبب کفر و شرکشان به الله ستمکار بودند، پس به این سبب، کیفر او سبحانه بر آنها واجب شد، آن‌‌گاه کیفرش را بر آنها واقع ساخت.

﴿إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُون [الأنفال: ٥٥]

٥٥ همانا بدترین جنبندگان روی زمین کسانی هستند که به الله و رسولانش کفر ورزیدند، زیرا آنها به‌‌سبب پافشاری بر کفر ایمان نمی‌‌آورند هر چند تمام آیات نزدشان بیاید؛ همانا وسایل هدایت، چه عقل و چه گوش و چه چشم در آنها از کار افتاده است.

﴿الَّذِينَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لاَ يَتَّقُون [الأنفال: ٥٦]

٥٦ همان کسانی- مانند بنی‌‌قریظه- که از آنها پیمان‌‌ها و میثاق‌‌ها گرفتی، سپس این پیمان‌‌ها را هربار شکستند، و آنها از الله نمی‌‌ترسند، پس به پیمان‌‌های‌‌شان وفا نمی‌‌کنند، و به میثاق‌‌هایی که از آنها گرفته می‌‌شود پایبند نیستند.

﴿فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِم مَّنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُون [الأنفال: ٥٧]

٥٧ - ای رسول- اگر با اینها که پیمان‌‌های‌‌شان را شکستند در جنگ روبه‌‌رو شدی شدیدترین بلا را بر آنها وارد آور تا دیگران آن را بشنوند، شاید از حال آنها عبرت بگیرند، آن‌‌گاه از پیکار با تو و یاری دشمنانت علیه تو بترسند.

﴿وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِيَانَةً فَانبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاء إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الخَائِنِين [الأنفال: ٥٨]

٥٨ و -ای رسول- اگر از قومی که با آنها پیمان بسته‌‌ای از روی نشانه‌‌ای که بر تو آشکار می‌‌شود ترسیدی که خیانت و نقض پیمان بکنند، دور انداختن پیمان‌‌شان را بر آنها اعلام کن تا در آگاهی از این امر با تو یکسان باشند، و قبل از اینکه بر آنها اعلام کنی ناگهان بر آنها وارد نشو، زیرا غافلگیرکردن آنها قبل از اینکه به آنها اعلام شود خیانت است، و الله خیانتکاران را دوست ندارد، بلکه بر آنها خشم می‌‌گیرد، پس تو هم از خیانت برحذر باش.

﴿وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَبَقُواْ إِنَّهُمْ لاَ يُعْجِزُون [الأنفال: ٥٩]

٥٩ و کسانی‌‌که کفر ورزیدند گمان نکنند که از عذاب الله فرار کرده و رهایی پیدا کرده‌‌اند، همانا آنها نمی‌‌توانند از چنگ او تعالی فرار کنند و نمی‌‌توانند از کیفرش رهایی پیدا کنند، بلکه او تعالی مراقب آنها است و به آنها دست می‌‌یابد.

﴿وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُون [الأنفال: ٦٠]

٦٠ و -ای مؤمنان- آنچه برای آماده‌‌ سازی، چه افراد و چه تجهیزات؛ مانند تیراندازی در توان دارید آماده سازید، و آنچه از اسب‌‌هایی که در راه الله نگه داشته‌‌اید آماده سازید، تا دشمنان الله و دشمنان خودتان از کافران را که منتظر رسیدن بلاها بر شما هستند بترسانید، و با آن قومی دیگر را که شما آنها را نمی‌‌شناسید، و از دشمنی‌‌ای که برای‌‌تان پنهان می‌‌کنند آگاهی ندارید بترسانید، بلکه فقط الله آنها را می‌‌شناسد، و از آنچه در نفس‌‌های‌‌شان پنهان می‌‌کنند آگاه است. و هر مالی، چه کم و چه زیاد، که انفاق کنید الله مانند آن را در دنیا به شما می‌‌دهد، و پاداش آن را به صورت کامل و بدون هیچ کاستی در آخرت برای‌‌تان عطا می‌‌کند، پس بر انفاق در راه او تعالی اقدام کنید.

﴿* وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم [الأنفال: ٦١]

٦١ و اگر به صلح و ترک قتال تمایل نشان دادند، پس -ای رسول- تو نیز به صلح روی بیاور، و با آنها پیمان ببند، و بر الله توکل و اعتماد کن، زیرا او هرگز تو را خوار نمی‌‌سازد، همانا او سخنان‌‌شان را می‌‌شنود، و از نیات و افعال‌‌شان آگاه است.

برخی فواید آیات:

یکی از فواید کیفرها و حدود مترتب بر گناهان این است که سبب بازداشتن مرتکب آن می‌‌شود؛ چنان‌‌که دیگران را نیز از ارتکاب گناه بازمی‌‌دارد.

از اخلاق مؤمنان، وفای به پیمان با معاهدان است، مگر اینکه اثبات شود خیانتی از آنها سرزده است.

بر مسلمانان واجب است که تمام اصناف اسلحه و رأی و سیاست را که سبب ترساندن دشمن می‌‌شود آماده کنند.

جواز صلح با دشمن در صورتی‌‌که صلح مصلحتی برای مسلمانان داشته باشد.|

﴿وَإِن يُرِيدُواْ أَن يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللّهُ هُوَ الَّذِيَ أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِين [الأنفال: ٦٢]

٦٢ و -ای رسول- اگر با گرایش به صلح و ترک قتال قصد داشتند با این کار به تو نیرنگ بزنند تا برای قتال با تو آماده شوند، همانا الله در مقابل مکر و نیرنگ آنها برایت کافی است، او ذاتی است که با یاری‌‌اش تو را نیرومند ساخت، و با یاری مؤمنان به تو، چه مهاجران و چه انصار، تو را قدرت داد.

﴿وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً مَّا أَلَّفَتْ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيم [الأنفال: ٦٣]

٦٣ و میان دل‌‌های مؤمنانی که تو را با آنها یاری کرد پس از آن‌‌که پراکنده بودند الفت ایجاد کرد. اگر تمام اموال روی زمین را خرج می‌‌کردی تا میان دل‌‌های پراکندۀ آنها الفت ایجاد کنی نمی‌‌توانستی میان دل‌‌های‌‌شان الفت ایجاد کنی، اما الله به تنهایی میان دل‌‌های‌‌شان الفت ایجاد کرد، همانا او در فرمانروایی خویش ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در تقدیر و تدبیر و شرعش بسیار داناست.

﴿يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِين [الأنفال: ٦٤]

٦٤ ای پیامبر همانا الله در برابر شر دشمنانت برای تو و مؤمنانی که همراه تو هستند کافی است، پس بر الله اعتماد و تکیه کن.

﴿يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُون [الأنفال: ٦٥]

٦٥ ای پیامبر مؤمنان را بر قتال تشویق کن، و آنها را با آنچه که اراده‌‌های‌‌شان را قوی می‌‌گرداند و همت‌‌های‌‌شان را فعال می‌‌کند بر قتال برانگیز، - ای مؤمنان- اگر از شما بیست نفر شکیبا بر پیکار با کفار باشند بر دویست نفر از کفار پیروز می‌‌شوند، و اگر از شما صد نفر شکیبا باشند بر هزار نفر از کافران پیروز می‌‌شوند؛ زیرا کافران مردمی هستند که سنت الله در پیروزی دوستانش، و سرکوب دشمنانش را نمی‌‌فهند، و هدف از قتال را درک نمی‌‌کنند، زیرا آنها برای برتری در دنیا می‌‌جنگند.

﴿الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِين [الأنفال: ٦٦]

٦٦ - ای مؤمنان- اکنون الله به‌‌سبب ضعفی که از شما معلوم داشته، به لطفی از جانب خویش، بر شما تخفیف داده، پس بر یک نفر از شما واجب گردانیده که به جای ده نفر از کافران، در برابر دو تن از آنها پایداری کند. پس اگر صد نفر شکیبا از شما برای قتال با کافران باشند بر دویست نفر پیروز می‌‌شوند، و اگر هزار نفر شکیبا از شما باشند بر دو هزار نفر از کفار به اذن الله پیروز می‌‌شوند، و الله با تأیید و یاری و پیروزی، همراهِ مؤمنان شکیبا است.

﴿مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيم [الأنفال: ٦٧]

٦٧ برای هیچ پیامبری شایسته نیست که (در ابتدای امر) از کافرانی که با او می‌‌جنگند اسیر بگیرد تا اینکه از آنها بسیار بکشد؛ تا وحشت را در دل‌‌های‌‌شان بیفکند که به قتال با او بازنگردند، - ای مؤمنان- شما با گرفتن اسیران بدر، دریافت فدیه را می‌‌خواهید، حال آن‌‌که الله آخرت را که با یاری و گرامی‌‌ داشتن دینش به دست می‌‌آید می‌‌خواهد، و الله در ذات و صفات و غلبۀ خویش شکست ‌‌ناپذیر است، که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در تقدیر و شرعش بسیار داناست.

﴿لَّوْلاَ كِتَابٌ مِّنَ اللّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيم [الأنفال: ٦٨]

٦٨ اگر نوشته‌‌ای از جانب الله نبود که قضا و قدرش بر آن رفته است که او تعالی غنیمت‌‌ها را بر شما حلال، و فدیه‌‌ گرفتن از اسیران را برای‌‌تان مباح کرده است، به‌‌طور قطع به‌‌سبب گرفتن غنیمت و فدیه‌‌ از اسیران قبل از اینکه وحیی از جانب الله مبنی بر اباحۀ این کار نازل شده باشد، عذابی سخت از جانب الله به شما می‌‌رسید.

﴿فَكُلُواْ مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلاَلاً طَيِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [الأنفال: ٦٩]

٦٩ پس -ای مؤمنان- غنیمتی را که از کفار گرفته‌‌اید بخورید که بر شما حلال است، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، همانا الله نسبت به بندگان مؤمن خویش بسیار آمرزنده و مهربان است.

برخی فواید آیات:

در این آیات، الله برای بندگان مؤمنش یاری و پیروزی بر دشمنان را وعده داده است.

پایداری در مقابل دشمن، فریضه‌‌ای بر مسلمانان است که در آن اختیاری ندارند، تا زمانی‌‌که چیزی رخ ندهد که خلاف آن را برای‌‌شان اجازه دهد.

الله امور والا را برای بندگانش می‌‌خواهد، و امور پست را از آنها نمی‌‌پسندد، از این رو آنها را به طلب پاداش ماندگار و همیشگی آخرت تشویق می‌‌فرماید.

آزاد کردن اسیران در برابر فدیه یا منت‌‌ گذاشتن و آزاد کردن آنها، فقط پس از غلبه گسترده و تسلط بر دشمنان، و آشکار شدن شکوه و عظمت دولت در نظر دیگران است.|

﴿يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّمَن فِي أَيْدِيكُم مِّنَ الأَسْرَى إِن يَعْلَمِ اللّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِّمَّا أُخِذَ مِنكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيم [الأنفال: ٧٠]

٧٠ ای پیامبر، به اسیران مشرک که در روز بدر آنها را به اسارت گرفتید بگو: اگر الله قصد خیر و صلاح نیت را در دل‌‌های‌‌تان سراغ داشته باشد، بهتر از فدیه‌‌ای که از شما گرفته شده است به شما می‌‌دهد، پس بر فدیه‌‌ای که از شما گرفته شده است غمگین نباشید، و گناهان‌‌تان را می‌‌آمرزد، و الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است، و وعدۀ الله برای عباس عموی پیامبر‌‌ج‌‌ و سایر کسانی‌‌که اسلام آوردند تحقق یافته است.

﴿وَإِن يُرِيدُواْ خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُواْ اللّهَ مِن قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيم [الأنفال: ٧١]

٧١ و -ای محمد- اگر بخواهند با سخنانی که برایت آشکار می‌‌کنند به تو خیانت کنند، پیش از این نیز بر الله خیانت کرده‌‌اند، و الله تو را بر آنها پیروز گردانده است، پس کسانی از آنها که باید کشته می‌‌شدند کشته شدند و کسانی از آنها که باید اسیر می‌‌شدند اسیر شدند، پس اگر بازگشتند مانند همین امر را باید انتظار بکشند، و الله نسبت به مخلوقاتش و آنچه که آنها را اصلاح می‌‌کند آگاه است، و در تدبیرش بسیار داناست.

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُوْلَـئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يُهَاجِرُواْ مَا لَكُم مِّن وَلاَيَتِهِم مِّن شَيْءٍ حَتَّى يُهَاجِرُواْ وَإِنِ اسْتَنصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ إِلاَّ عَلَى قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِير [الأنفال: ٧٢]

٧٢ همانا کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و رسولش را تصدیق کرده‌‌اند و به شریعت او تعالی عمل کرده‌‌اند، و از سرزمین کفر به سرزمین اسلام، یا به مکانی که در آنجا با امنیت، الله را عبادت کنند مهاجرت کرده‌‌اند، و با بخشش اموال و جان‌‌های‌‌شان برای بالا بردن سخن الله جهاد کرده‌‌اند، و کسانی‌‌که آنها را در منازل‌‌شان ساکن کرده‌‌اند، و آنها را یاری رسانده‌‌اند- آن مهاجران و کسانی از اهل مدینه که آنها را یاری رساندند در یاری و همکاری دوستان یکدیگر هستند، و -ای مؤمنان- کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند اما از سرزمین کفر به سرزمین اسلام مهاجرت نکرده‌‌اند برعهدۀ شما نیست که به آنها یاری رسانید و آنها را حمایت کنید مگر اینکه در راه الله مهاجرت کنند، و اگر کفار بر آنها ستم کردند آن‌‌گاه از شما درخواست یاری نمودند آنها را در برابر دشمن‌‌شان یاری کنید، مگر اینکه میان شما و دشمن آنها، پیمانی باشد که آن را نقض نکرده باشند، و الله آنچه را انجام می‌‌دهید می‌‌بیند، و ذره‌‌ای از اعمال شما بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی جزای آن را به شما خواهد داد.

﴿وَالَّذينَ كَفَرُواْ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ إِلاَّ تَفْعَلُوهُ تَكُن فِتْنَةٌ فِي الأَرْضِ وَفَسَادٌ كَبِير [الأنفال: ٧٣]

٧٣ و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند کفر آنها را گرد می‌‌آورد، پس به یکدیگر یاری می‌‌رسانند، پس مؤمن با آنها دوستی نمی‌‌کند، که اگر مؤمنان با یکدیگر دوستی نکنند و کافران را به دشمنی نگیرند، فتنه‌‌ای برای مؤمنان پدید خواهد آمد که هیچ‌‌کس از برادران دینی‌‌شان را نخواهند یافت که به آنها یاری رساند، و فسادی بزرگ با بازداشتن از راه الله در زمین به پا خواهد شد.

﴿وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُولَـئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيم [الأنفال: ٧٤]

٧٤ و کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و در راهش مهاجرت کرده‌‌اند، و کسانی‌‌که مهاجران را در راه الله پناه داده‌‌اند و به آنها یاری رسانده‌‌اند، اینها همان مُتَّصِفان به صفت ایمان حقیقی هستند، و پاداش آنها از جانب الله، آمرزش گناهانشان و روزی‌‌ای گرامی از جانب او تعالی یعنی همان بهشت است.

﴿وَالَّذِينَ آمَنُواْ مِن بَعْدُ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ مَعَكُمْ فَأُوْلَـئِكَ مِنكُمْ وَأُوْلُواْ الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [الأنفال: ٧٥]

٧٥ و کسانی‌‌که پس از ایمان پیشی‌‌ گیرندگان به اسلام، یعنی مهاجران و انصار، ایمان آورده‌‌اند، و از سرزمین کفر به سرزمین اسلام مهاجرت کرده‌‌اند، و در راه الله جنگیده‌‌اند تا سخن الله برتر باشد و سخن کسانی‌‌که کفر ورزیدند پایین‌‌تر باشد، - ای مؤمنان- اینها از شما هستند، حقوقی را که شما دارید آنها نیز دارند، و وظایفی که برعهدۀ شماست برعهدۀ آنها نیز است، و در حکم الله، خویشاوندان برای ارث‌‌ بردن از یکدیگر سزاوارترند از ارث‌‌ بردن به ایمان و هجرت که قبلاً موجود بود. همانا الله به هر چیزی داناست، و هیچ‌‌چیز بر او پوشیده نمی‌‌ماند، پس او می‌‌داند که چه چیزی به صلاح بندگانش است، و همان را برای‌‌شان تشریع می‌‌فرماید.

برخی فواید آیات:

بر مؤمنان واجب است که اسیران را به ایمان تشویق کنند.

آیات فوق، بشارت مؤمنان به استمرار پیروزی بر مشرکان را دربردارد تا زمانی‌‌که اسباب مادی و معنویِ پیروزی را به‌‌کار گیرند.

اگر مسلمانان ید واحدی در برابر کافران نباشند، شوکت‌‌شان آشکار نمی‌‌شود و فساد بزرگی به‌‌پا می‌‌شود.

فضیلت وفا به عهد و پیمان‌‌ها در شریعت اسلام؛ هر چند این کار با مصلحت برخی مسلمانان در تعارض باشد.|

سوره التوبة

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

کشف احوال گروه‌‌های مردم، با جداسازی کافران، و رسواسازی منافقان، و مشخص کردن مؤمنان.

تفسیر:

﴿بَرَاءةٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِين [التوبة: ١]

١ این آیات اعلام بیزاری از جانب الله و رسولش، و اعلان پایان پیمان‌‌هایی است که -ای مسلمانان- با مشرکان جزیرة العرب بسته‌‌اید.

﴿فَسِيحُواْ فِي الأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللّهِ وَأَنَّ اللّهَ مُخْزِي الْكَافِرِين [التوبة: ٢]

٢ پس -ای مشرکان- مدت چهار ماه با امنیت در زمین بگردید، و پس از آن هیچ پیمان و امانی برای شما نیست، و بدانید که اگر بر کفر به الله ادامه دهید هرگز نخواهید توانست از عذاب و کیفر الله رهایی پیدا کنید، و بدانید که الله خوارکنندۀ کافران با قتل و اسارت در دنیا، و با ورود به آتش در روز قیامت است. این حکم شامل کسانی می‌‌شود که پیمان‌‌شان را شکستند، و کسانی‌‌که پیمان‌‌شان مطلق و همیشگی است، اما کسی‌‌که پیمان موقتی دارد هر چند بیشتر از چهار ماه باشد پیمان او تا پایان مدت آن برایش کامل می‌‌شود.

﴿وَأَذَانٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الأَكْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرِيءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللّهِ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِعَذَابٍ أَلِيم [التوبة: ٣]

٣ و اعلامی است از جانب الله، و اعلامی است از جانب رسولش‌‌ج‌‌ به تمام مردم در روز عید قربان که الله سبحانه از مشرکان بیزار است، و رسولش‌‌ج‌‌ نیز از آنها بیزار است، پس - ای مشرکان- اگر از شِرکِ‌‌تان توبه کنید توبۀ شما برای‌‌تان بهتر است، و اگر از توبه روی گردانید بدانید که هرگز نمی‌‌توانید از الله پیشی بگیرید، و هرگز نمی‌‌توانید از کیفرش رهایی پیدا کنید، و -ای رسول- کسانی را که به الله کفر ورزیدند به آنچه که آنها را به ستوه می‌‌آورد، یعنی عذاب رنج ‌‌آوری که منتظرشان است خبر بده.

﴿إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُواْ عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّواْ إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِين [التوبة: ٤]

٤ مگر مشرکانی که با شما پیمان بستند، و به پیمان‌‌شان وفا کردند، و ذره‌‌ای از آن را نقض نکردند، که آنها از حکم سابق استثنا هستند، پس وفا به پیمان‌‌شان را برای آنها کامل کنید تا وقتی‌‌که مدتش سپری شود، همانا الله کسانی‌‌که با اجرای اوامرش از جمله وفا به پیمان و اجتناب از نواهی‌‌اش از جمله خیانت، تقوا پیشه می‌‌کنند را دوست دارد.

﴿فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَخَلُّواْ سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [التوبة: ٥]

٥ پس وقتی ماه‌‌های حرام که در آنها دشمنان‌‌تان را در امان قرار دادید سپری شد، مشرکان را در هرجا که با آنها روبه‌‌رو شدید بکشید، و آنها را در پایگاه‌‌های‌‌شان محاصره کنید، و در راه‌‌های‌‌شان به کمین آنها بنشینید، پس اگر از شرک به‌‌سوی الله توبه کردند، و نماز را برپا داشتند، و زکات اموال‌‌شان را پرداختند؛ برادران اسلامی شما شده‌‌اند، پس از قتال با آنها دست بکشید، همانا الله نسبت به بندگان توبه‌‌‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْلَمُون [التوبة: ٦]

٦ و -ای رسول- اگر یکی از مشرکان که خون و مالش مباح است وارد شد و از تو درخواست پناهندگی کرد درخواست او را اجابت کن تا قرآن را بشنود، آن‌‌گاه او را به مکانی که برایش امن باشد برسان، زیرا کافران مردمی هستند که حقایق این دین را نمی‌‌دانند، پس وقتی حقایق را از طریق شنیدن قرائت قرآن دانستند شاید هدایت یافتند.

برخی فواید آیات:

آیات فوق دلالت آشکاری دارند بر اشتیاق اسلام بر یکسان‌‌‌‌سازی روابط خارجی با دشمنان براساس صلح و امنیت و تفاهم.

اسلام بهای زیادی به پیمان‌‌ها می‌‌دهد، و وفا به آنها را واجب می‌‌داند، و حفظ آن را برخاسته از ایمان و پشتوانۀ تقوای الله تعالی قرار می‌‌دهد.

برپایی نماز و پرداخت زکات دلیلی بر اسلام است، و خون و مال را حفظ می‌‌کنند، و برای کسی‌‌که این دو را ادا کند حقوق مسلمانان را از حفظ خون و مالش جز به حق اسلام مانند ارتکاب قتل شخص بی‌‌گناه که موجب قتل است، و زنای زناکار دارای همسر، و بازگشتن به کفر پس از ایمان، موجب می‌‌گرداند.

مشروعیت امان؛ یعنی: جوازِ در امان قرار دادن کافر حربی، آن‌‌گاه که آن را از مسلمانان درخواست کند؛ تا آنچه را که بر صحت اسلام دلالت دارد بشنود، و در این امر، عفو و گرامی ‌‌داشتن در رفتار با کفار، و نیز دلیلی بر ترجیح ‌‌دادن صلح است.|

﴿كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِندَ اللّهِ وَعِندَ رَسُولِهِ إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُواْ لَكُمْ فَاسْتَقِيمُواْ لَهُمْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِين [التوبة: ٧]

٧ - ای مسلمانان- صحیح نیست که برای مشرکان به الله، پیمان و امانی نزد الله و نزد رسولش باشد مگر پیمان آن مشرکانی که کنار مسجدالحرام در صلح حدیبیه با آنها پیمان بستید، پس تا زمانی‌‌که بر این پیمان که میان شما و آنها است پایدار ماندند و آن را نقض نکردند، شما هم بر آن پایدار بمانید و آن را نقض نکنید، همانا الله بندگان پرهیزکارش را که اوامرش را اجرا می‌‌کنند، و از نواهی او تعالی اجتناب می‌‌کنند دوست دارد.

﴿كَيْفَ وَإِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لاَ يَرْقُبُواْ فِيكُمْ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً يُرْضُونَكُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُون [التوبة: ٨]

٨ چگونه برای‌‌شان عهد و امانی است درحالی‌‌که دشمنان شما هستند، و اگر بر شما دست یابند در مورد شما نه مراعات الله را می‌‌کنند و نه مراعات خویشاوندی، و نه رعایت پیمانی را؛ بلکه شما را به بدترین عذاب شکنجه می‌‌کنند؟! با سخن نیکی که زبان‌‌های‌‌شان جاری می‌‌سازند شما را خشنود می‌‌کنند، اما دل‌‌های‌‌شان از زبان‌‌های‌‌شان فرمان نمی‌‌برد، پس به آنچه می‌‌گویند وفا نمی‌‌کنند، و بیشتر آنها به خاطر نقض پیمان‌‌شان، از فرمان‌‌برداری الله خارج هستند.

﴿اشْتَرَوْاْ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً فَصَدُّواْ عَن سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُواْ يَعْمَلُون [التوبة: ٩]

٩ پیروی از آیات الله از جمله وفا به پیمان‌‌ها را با بهایی ناچیز از بهره دنیا که با آن به شهوات و هوس‌‌های‌‌شان می‌‌رسند عوض و تبدیل کردند، پس خودشان را از پیروی از حق بازداشتند، و از آن روی گرداندند، و دیگران را نیز از حق بازداشتند، به‌‌راستی که عمل بسیاری بدی انجام می‌‌دادند.

﴿لاَ يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلاًّ وَلاَ ذِمَّةً وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُون [التوبة: ١٠]

١٠ به‌‌سبب دشمنی‌‌ای که دارند، در مورد هیچ مؤمنی نه مراعات الله را می‌‌کنند و نه مراعات خویشاوندی و نه پیمانی را؛ پس آنها به‌‌سبب ظلم و عداوتی که مرتکب می‌‌شوند، تجاوزکاران از حدود الله هستند.

﴿فَإِن تَابُواْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَآتَوُاْ الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُون [التوبة: ١١]

١١ پس اگر از کفرشان به‌‌سوی الله توبه کنند، و شهادتین را بر زبان جاری سازند، و نماز را برپا دارند، و زکات اموال‌‌شان را بپردازند- به تحقیق که مسلمان شده‌‌اند، و برادران دینی شما هستند، و حقوق و تکالیفی که شما دارید آنها نیز دارند، و پیکار با آنها برای شما حلال نیست؛ زیرا اسلام آنها، از خون‌‌ها و اموال و نوامیس‌‌شان محافظت می‌‌کند، و این آیات را برای مردمی که به دنبال علم و دانش هستند بیان می‌‌کنیم و توضیح می‌‌دهیم، زیرا آنها هستند که از این آیات بهره می‌‌برند و به دیگران نیز بهره می‌‌رسانند.

﴿وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُون [التوبة: ١٢]

١٢ و اگر این مشرکانی که بر ترک قتال برای مدت مشخصی با آنها پیمان دارید، عهد و پیمان‌‌های‌‌شان را شکستند، و بر دین شما ایراد گرفتند و از منزلت آن کاستند پس با آنها بجنگید، که آنها پیشوایان و رهبران کفر هستند، و عهد و پیمان‌‌هایی ندارند که خون‌‌شان را حفظ کند، با آنها بجنگید. امید است که از کفر و شکستن پیمان‌‌ها و کاستن از منزلت دین دست بکشند.

﴿أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَؤُوكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن كُنتُم مُّؤُمِنِين [التوبة: ١٣]

١٣ - ای مؤمنان- چرا با قومی نمی‌‌جنگید که عهد و پیمان‌‌های‌‌شان را شکستند، و در اجتماع خویش در دارُ‌‌النَّدوه، به اخراج رسول‌‌ج‌‌ از مکه تلاش نمودند. آنها بودند که نخستین بار جنگ را با شما آغاز کردند آن‌‌گاه که هم‌‌پیمان قریش یعنی (طایفه) بَکر را در برابرِ هم‌‌پیمان رسول، یعنی (طایفه) خُزاعه یاری کردند. آیا از آنها می‌‌ترسید، که برای پیکار با آنها پیش نمی‌‌آیید؟! همانا الله سبحانه سزاوارتر است که از او بترسید اگر واقعاً مؤمن هستید.

برخی فواید آیات:

آیات بر این امر دلالت دارند که اسباب قتال با مشرکان پیمان‌‌شکن زیاد بود که مهم‌‌ترین این اسباب: شکستن پیمان توسط آنها است.

در این آیات دلیلی است بر اینکه هرکس از ادای نماز یا زکات خودداری کند با او جنگیده می‌‌شود تا اینکه این دو را ادا کند، آن‌‌گونه که ابوبکر  چنین کرد.

برخی از علما با استناد به این فرمودۀ الله تعالی ﴿وَطَعَنُوا فِي دِينِكُمْ بر وجوب قتل هرکس که از روی عمد و برای استهزا، در دین طعنه بزند استدلال کرده‌‌اند.

در این آیات دلالتی است بر اینکه مؤمن که فقط از الله می‌‌ترسد باید شجاع‌‌ترین و جسورترین مردم بر قتال باشد.|

﴿قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمِنِين [التوبة: ١٤]

١٤ - ای مؤمنان- با این مشرکان بجنگید، زیرا اگر با آنها بجنگید الله آنها را به دستان شما عذاب می‌‌کند، و این‌‌کار با کشتن آنها توسط شما صورت می‌‌گیرد، و آنها را با شکست و اسارت خوار می‌‌سازد، و با قراردادن پیروزی برایتان، شما را در برابر آنها یاری می‌‌رساند، و درد سینه‌‌های گروه مؤمنانی را که در پیکار حاضر نبوده‌‌اند با قتل و اسارت و شکست که برای دشمن‌‌شان حاصل شد و پیروزی مؤمنان بر آنها شفا می‌‌دهد.

﴿وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ وَيَتُوبُ اللّهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيم [التوبة: ١٥]

١٥ و خشم را از دل‌‌های بندگان مؤمنش به‌‌سبب پیروزی‌‌ای که به آنها رسید می‌‌زداید، و الله توبۀ هر یک از این معاندان را که بخواهد، اگر توبه کنند می‌‌پذیرد. چنان‌‌که برخی ساکنان مکه در روز فتح توبه کردند، و الله به راستی نسبت به توبه‌‌کار آنها آگاه است، و در آفرینش و تدبیر و تشریعش بسیار داناست.

﴿أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تُتْرَكُواْ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُواْ مِن دُونِ اللّهِ وَلاَ رَسُولِهِ وَلاَ الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُون [التوبة: ١٦]

١٦ - ای مؤمنان- آیا گمان کردید که الله شما را بدون آزمایش رها می‌‌کند؟! آزمایش یکی از سنت‌‌های او تعالی است، الله به‌‌زودی شما را آزمایش خواهد کرد تا با علمی عیان و آشکار، بندگان مجاهد از میان شما را که با اخلاص برای الله می‌‌جنگند معلوم کند، همان کسانی‌‌که به جای الله و رسولش و مؤمنان هیچ دوست پنهانی از کفار نگرفته‌‌اند که آنها را دوست بدارند، و هیچ دوست باوفایی از میان آنها نگرفته‌‌اند که با آنها مهرورزی کنند، و الله به آنچه انجام می‌‌دهید داناست، ذره‌‌ای از آن بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال اعمال‌‌تان جزا خواهد داد.

﴿مَا كَانَ لِلْمُشْرِكِينَ أَن يَعْمُرُواْ مَسَاجِدَ الله شَاهِدِينَ عَلَى أَنفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ أُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ وَفِي النَّارِ هُمْ خَالِدُون [التوبة: ١٧]

١٧ مشرکان را نسزد که مساجد الله را با عبادت و انواع طاعت آباد کنند، درحالی‌‌که به کفر خویش با اموری که از آن آشکار می‌‌کنند اقرار دارند. اعمال مشرکان به دلیل نبودِ شرط قبولِ آن که ایمان است تباه شده است، و در روز قیامت وارد آتش جهنم خواهند شد و برای همیشه در آن می‌‌مانند مگر اینکه قبل از مرگ‌‌ از شرک توبه کنند.

﴿إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَـئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِين [التوبة: ١٨]

١٨ فقط کسی شایستگی آبادانی مساجد را دارد و حق آن را برپا می‌‌دارد که فقط به الله ایمان آورده، و هیچ‌‌کس را با او شریک نگردانیده، و به روز قیامت ایمان آورده، و نماز برپا داشته، و زکات مالش را داده است، و از هیچ‌‌کس جز الله سبحانه نترسیده است، پس اینها همان کسانی هستند که امید است از هدایت ‌‌یافتگان به راه راست باشند، و اما مشرکان دورترین اشخاص، از راه راست هستند.

﴿* أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين [التوبة: ١٩]

١٩ - ای مشرکان- آیا کسانی را که آب ‌‌دادن حاجیان و آبادانی مسجدالحرام را انجام می‌‌دهند مانند کسی قرار دادید که به الله ایمان آورده، و هیچ‌‌کس را با او شریک نگردانیده، و به روز قیامت ایمان آورده، و با جان و مالش جهاد کرده تا سخن الله برتر باشد و سخن کسانی‌‌که کفر ورزیدند پایین‌‌تر باشد؛ آیا آنها را در فضل از جانب الله یکسان قرار داده‌‌اید؟! هرگز نزد الله یکسان نیستند، و الله ستمکاران به‌‌سبب شرک را توفیق نمی‌‌دهد، هر چند اعمال خیری مانند آب ‌‌دادن حاجیان انجام می‌‌دادند.

﴿الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُون [التوبة: ٢٠]

٢٠ کسانی‌‌که ایمان به الله و هجرت از سرزمین کفر به سرزمین اسلام، و جهاد در راه الله با اموال و جان‌‌ها را با هم داشتند، رتبۀ بالاتری از دیگران نزد الله دارند، و اینها همان دست‌‌یافتگان به بهشت هستند.

برخی فواید آیات:

این آیات دلالت دارد بر محبت الله نسبت به بندگان مؤمنش و توجه او تعالی به احوال‌‌شان، تا جایی‌‌که او تعالی درمان آنچه در سینه‌‌های‌‌شان است و از بین‌‌ بردن خشم‌‌شان را از جمله مقاصد شرعی قرار داده است.

الله جهاد را تشریع فرمود تا این هدف برتر با آن به دست آید، یعنی راستان که فقط از دین الله حمایت می‌‌کنند از دروغگویان که ادعای ایمان می‌‌کنند بازشناخته شوند.

آبادگران حقیقی مساجد همان کسانی هستند که به ایمان صادق، و انجام اعمال صالح که ریشۀ آنها نماز و زکات است، و ترس از الله که اصل تمام خیرهاست، توصیف شده‌‌اند.

جهاد و ایمان به الله از آب ‌‌دادن حاجیان و آبادانی مسجد الحرام به درجات زیادی برتر است؛ زیرا ایمان اصل دین است، اما جهاد در راه الله قلۀ کوه دین است.|

﴿يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُم بِرَحْمَةٍ مِّنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَّهُمْ فِيهَا نَعِيمٌ مُّقِيم [التوبة: ٢١]

٢١ پروردگارشان الله، آنها را مژده می‌‌دهد به رحمت خویش که آنها را شادمان می‌‌سازد، و واجب گردانیدن خشنودی‌‌اش از آنها، به‌‌گونه‌‌ای که هرگز بر آنها خشم نمی‌‌گیرد، و ورود به بهشت‌‌هایی که در آنها برای‌‌شان نعمت‌‌هایی همیشگی است که هرگز قطع نمی‌‌شود.

﴿خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا إِنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيم [التوبة: ٢٢]

٢٢ در این بهشت‌‌ها، جاودانه و برای همیشه می‌‌مانند. این پاداش آنها است در قبال اعمال صالحی که در دنیا انجام می‌‌دادند. همانا الله ذاتی است که نزد او پاداش بزرگی وجود دارد برای کسی‌‌که برای خالص گردانیدن دین برای او تعالی، اوامرش را اجرا کند و از نواهی‌‌اش بپرهیزد.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاء إَنِ اسْتَحَبُّواْ الْكُفْرَ عَلَى الإِيمَانِ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُون [التوبة: ٢٣]

٢٣ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و از آنچه که رسولش آورده پیروی کرده‌‌اید، اگر پدران و برادران نَسَبی‌‌تان و سایر خویشاوندان‌‌تان، کفر را بر ایمان به یگانکی الله ترجیح دهند، آنها را به عنوان دوستان برگزیده نگیرید که برای افشای اَسرار مؤمنان به‌‌سوی آنها، و مشورت ‌‌کردن با آنها، با آنها دوستی کنید، و هرکس با آنها با وجود ماندن‌‌شان بر کفر دوستی کند، و مودت به آنها را آشکار نماید به تحقیق از الله نافرمانی کرده است، و با قراردادن خویش در معرض نابودی به‌‌سبب معصیت، بر خود ستم کرده است.

﴿قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِين [التوبة: ٢٤]

٢٤ - ای رسول- بگو: - ای مؤمنان- اگر پدران‌‌تان، و پسران‌‌تان و برادران‌‌تان و همسران‌‌تان و خویشاوندان‌‌تان، و اموال‌‌تان که کسب کرده‌‌اید، و تجارت‌‌تان که رواج آن را دوست دارید، و از کسادش می‌‌ترسید، و خانه‌‌های‌‌تان که به اقامت در آن دلخوش هستید- اگر تمام این موارد نزد شما از الله و رسولش، و جهاد در راه الله دوست داشتنی‌‌تر است پس منتظر کیفر و عذابی بمانید که الله بر شما نازل می‌‌کند، و الله کسانی را که از طاعت او تعالی و عمل به آنچه او را راضی می‌‌سازد خارج می‌‌شوند توفیق نمی‌‌دهد.

﴿لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْئًا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِين [التوبة: ٢٥]

٢٥ - ای مؤمنان- الله در غزوه‌‌های زیادی شما را با وجود تعداد اندک‌‌تان و ضعف تجهیزات‌‌تان آن‌‌گاه که بر الله توکل کردید و اسباب را به کار گرفتید، و از کثرت‌‌تان به شگفت نیامدید، بر دشمنان مشرک‌‌تان پیروز گردانده است، پس کثرت سبب پیروزی شما بر آنها نبوده است، اما در روز حنین آن‌‌گاه که کثرت‌‌تان شما را به شگفت آورد، و گفتید: امروزه از هیچ گروه اندکی مغلوب نخواهیم شد، اما کثرت‌‌تان که شما را به شگفت آورد ذره‌‌ای به شما نفع نرساند، آن‌‌گاه دشمن‌‌تان بر شما پیروز شد، و زمین با تمام گستردگی‌‌اش بر شما تنگ آمد، سپس فراری و شکست ‌‌خورده از دشمنان‌‌تان روی گرداندید.

﴿ثُمَّ أَنَزلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِين [التوبة: ٢٦]

٢٦ سپس الله بعد از فرارتان از دشمن‌‌تان، بر رسولش و بر مؤمنان آرامش فرو فرستاد، آن‌‌گاه بر قتال پایداری کردید، و فرشتگانی که آنها را نمی‌‌دیدید فرو فرستاد، و کسانی را که کفر ورزیدند با قتل و اسارت و گرفتن اموال و به اسارت ‌‌درآوردن فرزندان عذاب کرد. و این مجازات که با آن جزا داده شدند همان مجازات کافرانی است که رسول‌‌شان را تکذیب کنند و از آنچه آورده است روی گردانند.

برخی فواید آیات:

مراتب فضل مجاهدان زیاد است، زیرا آنها بزرگترین درجه را از هر صاحب درجه‌‌ای نزد الله دارند. آنها مزیت و مرتبۀ والایی دارند، رستگاران و فاتحان و نجات‌‌ یافتگانند، و هم آنها هستند که پروردگارشان آنها را به نعمت‌‌ها بشارت می‌‌دهد.

در این آیات بزرگترین دلیل بر وجوب محبت الله و رسولش، و مُقَدّم نمودن این محبت بر محبت هر چیز دیگری است.

بیان روز حنین به‌‌طور خاص از میان روزهای جنگ‌‌ها؛ به‌‌سبب عبرتی است که با حصول پیروزی هنگام اجرای امر الله و رسولش و حصول شکست هنگام ترجیحِ بهره دنیا بر اطاعت به دست می‌‌آید.

فضیلت نزول سکینه و آرامش؛ زیرا آرامش رسول‌‌ج‌‌، آرامشِ اطمینان‌‌بخشی بر مسلمانان همراهش و اعتماد بر پیروزی است، و آرامش مؤمنان، آرامش پایداری و شجاعت پس از بی‌‌قراری و ترس است.|

﴿ثُمَّ يَتُوبُ اللّهُ مِن بَعْدِ ذَلِكَ عَلَى مَن يَشَاء وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيم [التوبة: ٢٧]

٢٧ سپس بعد از این عذاب‌‌ اگر کسی از کفر و گمراهی‌‌اش توبه کند همانا الله او را می‌‌بخشد، و توبه‌‌اش را می‌‌پذیرد، و الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است، چون توبۀ آنها را پس از کفر و ارتکاب گناهان می‌‌پذیرد.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيم [التوبة: ٢٨]

٢٨ ای کسانی‌‌که به الله و رسولش ایمان آورده‌‌اید و از احکامی که برای‌‌تان تشریع کرده است پیروی کرده‌‌اید، همانا مشرکان به‌‌سبب کفر و ستم و اخلاق ناشایست و عادت‌‌های بدی که دارند نجس هستند، پس نباید پس از این سال یعنی سال نهم هجری به حرم مکی - از جملۀ آن مسجد‌‌الحرام- وارد شوند، حتی اگر حاجی یا عمره‌‌گذار باشند، و -ای مؤمنان- اگر از قطع ‌‌شدن طعام‌‌ها و تجارت‌‌های مختلفی که به‌‌سوی شما می‌‌کشاندند ترسیدید پس بدانید که الله اگر بخواهد شما را به فضل خویش بی‌‌نیاز خواهد گرداند، همانا الله به ‌‌حال شما آگاه است، و در آنچه که برای شما تدبیر می‌‌کند بسیار داناست.

﴿قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُون [التوبة: ٢٩]

٢٩ - ای مؤمنان- با کافران، چه یهود و چه نصاری، که به الله به عنوان معبودی که هیچ شریکی ندارد و به روز قیامت، ایمان نمی‌‌آورند، و از مردار و گوشت خوک و خمر و ربا که الله و رسولش بر آنها حرام گردانیده است پرهیز نمی‌‌کنند، و در برابر آنچه الله تشریع کرده است فروتنی نمی‌‌کنند، بجنگید تا جزیه را درحالی‌‌که خوار و شکست ‌‌خورده هستند با دستان‌‌شان بپردازند.

﴿وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُون [التوبة: ٣٠]

٣٠ همانا هم یهود و هم نصاری مشرک هستند، زیرا یهود به الله شرک ورزیدند آن‌‌گاه که ادعا کردند عُزیر پسر الله است، و نصاری به الله شرک ورزیدند آن‌‌گاه که ادعا کردند عیسی پسر الله است، این سخن که آن را افترا بستند بدون اثبات، بر زبان جاری نمودند، و این سخن آنها به سخن مشرکان قبل از آنها شباهت دارد که گفتند: فرشتگان دختران الله هستند، الله از این سخن بسیار برتر است، الله آنها را نابود سازَد، چگونه از حق آشکار به باطل برمی‌‌گردند؟!

﴿اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَـهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُون [التوبة: ٣١]

٣١ یهودیان علمای‌‌شان و نصاری راهبان‌‌شان را اربابانی به جای الله گرفتند، که حرام‌‌های الهی را برای‌‌شان حلال می‌‌کنند، و حلال‌‌های الهی را برای‌‌شان حرام می‌‌کنند، و نصاری عیسی مسیح پسر مریم را معبودی همراه الله گرفتند، درحالی‌‌که الله به علمای یهود و راهبان مسیحی و عزیر و عیسی پسر مریم فرمان نداده بود جز اینکه تنها او تعالی را عبادت کنند، و هیچ‌‌چیز را با او شریک نگردانند، زیرا او سبحانه معبود یگانه است، و هیچ معبود برحقی جز او نیست، او سبحانه پاک و منزه است از اینکه شریکی داشته باشد آن‌‌گونه که این مشرکان و دیگر مشرکان می‌‌گویند.

برخی فواید آیات:

این آیات دلالت دارند بر اینکه تعلق قلب به اسباب روزی جایز است، و با توکل منافات ندارد.

در این آیات دلیلی است بر اینکه روزی به تلاش زیاد نیست، بلکه فقط بخششی است از جانب الله تعالی که تقسیم آن را به عهده گرفته است.

جزیه، یکی از اختیارات سه‌‌گانه‌‌ای است که اسلام آن را بر دشمنان ارائه می‌‌کند، و این هدف را از آن دنبال می‌‌کند که با برکندن شوکت کافران، تمام امور برای مسلمانان باشد.

یهودیان چنان پلید و شر هستند که آنها را به آنجا کشاند که بر الله گستاخی کنند، و عظمت او سبحانه را کم جلوه دهند.|

﴿يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُون [التوبة: ٣٢]

٣٢ این کافران و دیگران از کسانی‌‌که بر یکی از ملت‌‌های کفر هستند با این افترای‌‌شان و تکذیب آنچه محمد‌‌ج‌‌ آورده است می‌‌خواهند که اسلام را از بین ببرند، و دلایل آشکار و براهین روشن بر توحید الله را که در آن آمده است تباه کنند، درحالی‌‌که آنچه رسولش آورده حق است، اما الله نمی‌‌خواهد جز اینکه دینش را کامل کند و آشکار سازد، و آن را بر سایر دین‌‌ها برتری دهد، هر چند کافران کامل‌‌ کردن و اظهار و برتری دین او تعالی را نخواهند، همانا الله کامل‌‌ کننده و آشکار کننده و برتری ‌‌دهندۀ دینش است، و هرگاه الله امری را اراده کرد ارادۀ دیگران بی‌‌نتیجه ماند.

﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون [التوبة: ٣٣]

٣٣ و الله سبحانه همان ذاتی است که رسولش محمد‌‌ج‌‌ را با قرآن که مایۀ هدایت مردم است، و دین حقی که همان دین اسلام است فرستاد تا آن را با حجت‌‌ها و دلایل و احکامی که دارد بر سایر ادیان برتری دهد، هر چند مشرکان این امر را نپسندند.

﴿* يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّ كَثِيرًا مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيم [التوبة: ٣٤]

٣٤ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید، و به احکامی که الله برای‌‌تان تشریع کرده است عمل کرده‌‌اید، همانا بسیاری از علمای یهود، و بسیاری از راهبان مسیحی، اموال مردم را به غیر حق شرعی می‌‌گیرند، آنها این اموال را با رشوه و غیر آن می‌‌گیرند، و مردم را از ورود به دین الله بازمی‌‌دارند. و - ای رسول- کسانی‌‌که طلا و نقره جمع می‌‌کنند، و زکاتش را که بر آنها واجب است نمی‌‌پردازند، آنها را به عذابی رنج‌‌آور در روز قیامت خبر ده.

﴿يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَـذَا مَا كَنَزْتُمْ لأَنفُسِكُمْ فَذُوقُواْ مَا كُنتُمْ تَكْنِزُون [التوبة: ٣٥]

٣٥ روز قیامت آنچه را که جمع کردند و حقش را نپرداختند در آتش جهنم می‌‌سوزد، آن‌‌گاه وقتی که حرارتش شدت یافت بر پیشانی و پهلو و پشت‌‌شان قرار داده می‌‌شود، و از روی توبیخ به آنها گفته می‌‌شود: این همان اموال‌‌تان است که جمع کردید و حقوق واجب در آن را نپرداختید، پس پایان غم‌‌انگیز و سرانجامِ بدِ آنچه را که جمع می‌‌کردید و حقوقش را نمی‌‌پرداختید بچشید.

﴿إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كافَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِين [التوبة: ٣٦]

٣٦ در حقیقت تعداد ماه‌‌های سال در حکم و قضای الله، که الله در آغاز آفرینش آسمان‌‌ها و زمین در لوح محفوظ ثبت کرده دوازده ماه است، در این دوازده ماه، چهار ماه است که الله قتال در آنها را حرام کرده است، که عبارتند از سه ماه پیاپی: (ذوالقعده، ذوالحجه، و محرم) و یک ماه جدا (رجب). این تعداد ماه‌‌های سال، و تحریم چهار ماه از آنها، که بیان شد، همان دینِ درست است، پس در این ماه‌‌های حرام با قتال و هتک حرمت آنها، به خودتان ستم نکنید، و همگی، با مشرکان بجنگید چنان‌‌که آنها همگی با شما می‌‌جنگند، و بدانید که الله با یاری و پایدارسازی، همراه کسانی است که با اجرای آنچه به آن فرمان داده و اجتناب از آنچه نهی کرده از او می‌‌ترسند، و هرکس الله همراهش باشد هیچ‌‌کس بر او پیروز نخواهد شد.

برخی فواید آیات:

دین الله آشکار و پیروز است هرچند دشمنانش از روی حساىت برای ضربه‌‌زدن به آن بکوشند.

تحریم خوردن اموال مردم به باطل، و بازداشتن از راه الله تعالی.

تحریم گرد‌‌آوردن مال بدون انفاق آن در راه الله.

اشتیاق بر تقوای الله در نهان و آشکارا، به‌‌خصوص هنگام قتال با کافران؛ زیرا مؤمن در تمام احوالش از الله می‌‌ترسد.|

﴿إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُحِلِّونَهُ عَامًا وَيُحَرِّمُونَهُ عَامًا لِّيُوَاطِؤُواْ عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللّهُ فَيُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ اللّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَالِهِمْ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِين [التوبة: ٣٧]

٣٧ به‌‌راستی‌‌که به تأخیر انداختن حرمت ماهی حرام به ماهی غیر حرام و قراردادن آن در مکانش- آن‌‌گونه که عرب در جاهلیت انجام می‌‌داد- افزودن در کفرشان به الله است؛ چون به حکم او تعالی در مورد ماه‌‌های حرام کفر ورزیدند، شیطان با این کار، کسانی را که به الله کفر ورزیدند گمراه می‌‌سازد آن‌‌گاه که این سنت بد را برای‌‌شان قرار داد، که یک سال ماه حرام را با تبدیل‌‌کردن آن به یکی از ماه‌‌های حلال، حلال می‌‌کنند، و یک سال آن را بر تحریمش باقی می‌‌گذارند تا با تعداد ماه‌‌هایی که الله حرام کرده است موافقت کنند هر چند با عین آن ماه‌‌ها مخالفت ورزند. پس ماهی را حلال نمی‌‌کنند مگر اینکه یک ماه را به جای آن حرام گردانند، با این کار آنچه را الله از ماه‌‌های حرام، حرام قرار داده است حلال می‌‌کنند، و با حکم او مخالفت می‌‌ورزند، شیطان این اعمال بد از جمله به تأخیر انداختن را که ابداع کردند برای‌‌شان آراست پس آن را انجام دادند، و الله کافران را که بر کفرشان اصرار می‌‌ورزند توفیق نمی‌‌دهد.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيل [التوبة: ٣٨]

٣٨ ای کسانی‌‌که به الله و رسولش ایمان آورده‌‌اید و به احكامش عمل کرده‌‌اید، چرا وقتی به جهاد در راه الله برای قتال با دشمن‌‌تان فراخوانده می‌‌شوید سستی می‌‌کنید، و به ماندن در مسکن‌‌های‌‌تان روی می‌‌آورید؟! آیا به جای نعمت‌‌های همیشگی آخرت که الله برای مجاهدان در راه خویش آماده ساخته است به کالای نابودشدنی زندگی دنیا و خوشی‌‌های موقتی آن راضی شده‌‌اید؟! درحالی‌‌که کالای زندگی دنیا در کنار آخرت، جز چیزی خوار و کوچک نیست. پس عاقل چگونه فانی را بر باقی، و خوار و کوچک را بر بزرگ ترجیح می‌‌دهد؟!

﴿إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَيَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئًا وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [التوبة: ٣٩]

٣٩ - ای مؤمنان- اگر برای جهاد در راه الله جهت قتال با دشمن‌‌تان خارج نشوید الله شما را با به زانو درآوردن و خوارساختن و سایر کیفرها عذاب می‌‌دهد، و به جای شما مردمی فرمان‌‌بردار می‌‌آورد که وقتی به جهاد فراخوانده شوند به‌‌سوی آن بشتابند، و شما با مخالفت با امر او تعالی، ذره‌‌ای به او آسیب نمی‌‌رسانید، زیرا او از شما بی‌‌نیاز است، و شما به او نیازمند هستید، و الله بر هر چیزی تواناست، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد، زیرا او تعالی بدون شما بر پیروزی دین و پیامبرش تواناست.

﴿إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيم [التوبة: ٤٠]

٤٠ - ای مؤمنان- اگر رسول الله‌‌ج‌‌ را یاری نکنید، و دعوت او برای جهاد در راه الله را اجابت نکنید، در حقیقت الله او را بدون اینکه شما با او باشید یاری کرده است. آن‌‌گاه که مشرکان، او‌‌ج‌‌ و ابوبکر را بیرون کردند، بدون اینکه نفر سومی با آنها باشد و در غار ثور از کافرانی که در جستجوی آن دو بودند پنهان بودند، رسول الله‌‌ج‌‌ به یارش ابوبکر صدیق که نگران رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ بود که مشرکان بر او دست یابند گفت: اندوهگین نباش که الله با تأیید و یاریِ خویش با ماست. آن‌‌گاه الله بر دل رسولش‌‌ج‌‌ آرامش افکند، و لشکریانی بر او فرو فرستاد که شما آنها را نمی‌‌بینید و آن‌‌ فرشتگان او را تقویت می‌‌کردند. و سخن مشرکان را پست‌‌تر گرداند، و سخن الله همان سخن برتر است آن‌‌گاه که اسلام را برتر قرار داد، و الله در ذات و قهر و فرمانروایی خویش ذات شکست‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در تدبیر و تقدیر و شرعش بسیار داناست.

برخی فواید آیات:

عادت‌‌های مخالف شریعت با استمرار بر آن بدون اینکه مورد اعتراض قرار گیرند، قُبح آن را از وجود انسان‌‌ها برمی‌‌دارد، و چه بسا به نظر، عادت‌‌هایی نیکو بیایند.

نرفتن به جهاد هنگام بسیج عمومی، از گناهان کبیره‌‌ای است که موجب سخت‌‌ترین عذاب می‌‌شود، چون ضرر و زیان شدیدی دارد.

فضیلت سکینه و آرامش؛ و اینکه سکینه، کمالِ‌‌ نعمت الله بر بنده در اوقات سختی و هولناکی است که دل‌‌ها در آن می‌‌لرزد. سکینه براساس شناخت بنده از پروردگارش، و اعتماد بنده به وعدۀ راستین او تعالی، و براساس ایمان و شجاعت بنده نازل می‌‌شود.

حُزن و اندوه گاهی بر بندگان خاص و دوست الله، به‌‌خصوص هنگام بیم بر از دست‌‌رفتن مصلحت عمومی عارض می‌‌شود.|

﴿انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُون [التوبة: ٤١]

٤١ - ای مؤمنان- برای جهاد در راه الله در سختی و گشایش، در جوانی و پیری سفر کنید، و با اموال و جان‌‌های‌‌تان جهاد کنید، زیرا این خروج و جهاد با اموال و جان‌‌ها از نشستن و دلبستگی به سلامت اموال و جان‌‌ها، نفع بیشتری در زندگی دنیا و آخرت دارد. اگر به این امر آگاه هستید پس بر آن اشتیاق ورزید.

﴿لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لاَّتَّبَعُوكَ وَلَـكِن بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنفُسَهُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُون [التوبة: ٤٢]

٤٢ - ای پیامبر- منافقانی که از تو اجازۀ تخلف از جهاد را می‌‌خواهند اگر آنچه که به آن فراخوانده می‌‌شوند غنیمتی آسان و سفری بدون مشقت بود، به‌‌طور قطع از تو پیروی می‌‌کردند، اما مسافتی که آنها را برای پیمودن آن به‌‌سوی دشمن فراخواندی برای‌‌شان دور می‌‌نماید، پس تخلف ورزیدند. و آن‌‌گاه که به‌‌سوی‌‌شان بازگردی، به‌‌زودی این منافقانِ اجازه‌‌گیرنده در تخلف، به الله سوگند خواهند خورد که: اگر توانایی خروج به جهاد همراه شما را داشتیم به‌‌طور قطع خارج می‌‌شدیم، جان‌‌های‌‌شان را با قراردادن آن در برابر کیفر الله به‌‌سبب تخلف‌‌شان و به‌‌سبب این سوگندهای دروغین نابود می‌‌کنند، و الله می‌‌داند که آنها در ادعای خویش و این سوگندهای‌‌شان دروغ می‌‌گویند.

﴿عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِين [التوبة: ٤٣]

٤٣ - ای رسول- الله تو را در این اجتهادت که اجازه تخلف را به آنها دادی ببخشد، چرا این اجازه را به آنها دادی؟ پیش از آن‌‌که راستگویان در عذرهای‌‌شان که پیش می‌‌کنند، و دروغگویان آنها برایت آشکار شوند، آن‌‌گاه به راستگویان آنها، نه دروغگویان اجازه دهی.

﴿لاَ يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِين [التوبة: ٤٤]

٤٤ - ای رسول- در شأن مؤمنان راستین به الله و روز قیامت نیست که اجازه تخلف از جهاد در راه الله با اموال و جان‌‌های‌‌شان را از تو بخواهند، بلکه سزاوار است که هرگاه برای جهاد فراخوانده شدند شتابان به‌‌سوی آن بروند، و با اموال و جان‌‌های‌‌شان جهاد کنند. و الله از بندگان پرهیزکارش که از تو اجازه نمی‌‌خواهند جز به‌‌سبب عذرهایی که مانع خروج آنها همراه تو می شود، آگاه است.

﴿إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُون [التوبة: ٤٥]

٤٥ - ای رسول- همانا کسانی‌‌که از تو در تخلف از جهاد در راه الله اجازه می‌‌خواهند همان منافقانی هستند که به الله و روز آخرت ایمان ندارند، و شک در دین الله بر دل‌‌های‌‌شان اصابت کرده است، پس آنها در شک خویش سرگشته و دو دِل هستند و به حق هدایت نمی‌‌شوند.

﴿* وَلَوْ أَرَادُواْ الْخُرُوجَ لأَعَدُّواْ لَهُ عُدَّةً وَلَـكِن كَرِهَ اللّهُ انبِعَاثَهُمْ فَثَبَّطَهُمْ وَقِيلَ اقْعُدُواْ مَعَ الْقَاعِدِين [التوبة: ٤٦]

٤٦ و اگر در این ادعا که خروج همراه تو برای جهاد در راه الله را می‌‌خواهند راستگو بودند به‌‌طور قطع با آماده‌‌کردن تجهیزات، برای پیکار آماده می‌‌شدند، اما الله خروج آنها همراه تو را نپسندید. پس خروج بر آنها سنگینی کرد تا اینکه نشستن در خانه‌‌های‌‌شان را ترجیح دادند.

و چون شاید بازماندن اینها مؤمنان را اندوهگین سازد، الله به مؤمنان اطمینان داد که خروج این منافقان ضرر بیشتری از تخلف‌‌شان دارد:

﴿لَوْ خَرَجُواْ فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلاَّ خَبَالاً ولأَوْضَعُواْ خِلاَلَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِين [التوبة: ٤٧]

٤٧ بهتر است که این منافقان همراه شما خارج نشوند، زیرا اگر همراه شما خارج شوند به‌‌سبب سستی و نجنگیدن و افکندن شبهات، جز فساد برای‌‌تان نمی‌‌افزایند، و برای پراکندگی شما به نشر خبرچینی در میان صف‌‌های‌‌تان خواهند کوشید، و -ای مؤمنان- در میان شما کسانی هستند که به دروغی که آنها ترویج می‌‌دهند گوش می‌‌دهند، آن‌‌گاه آن را می‌‌پذیرند و منتشر می‌‌کنند، پس اختلاف میان شما ایجاد می‌‌شود، و الله از حال منافقان ستمکار که دسیسه‌‌ها و تردیدها را میان مؤمنان می‌‌افکنند آگاه است.

برخی فواید آیات:

وجوب جهاد با جان و مال هرگاه که نیاز ایجاب کند.

سوگندهای دروغین موجب هلاکت است.

وجوب پرهیز از عجله، و وجوب استواری و تأمل، و فریب‌‌نخوردن از ظواهر امور، و ترک مبالغه در تفحص و تنبلی‌‌کردن در حرکت.

از عنایت الله به مؤمنان، بازداشتن منافقان از خروج همراه بندگان مؤمنش است، از روی رحمتی به مؤمنان و لطفی از اینکه کسی را وارد آنها کند که به آنها نفع نمی‌‌رساند بلکه به آنها ضرر می‌‌رساند.|

﴿لَقَدِ ابْتَغَوُاْ الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُواْ لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جَاء الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللّهِ وَهُمْ كَارِهُون [التوبة: ٤٨]

٤٨ این منافقان بر ایجاد فساد از طریق اختلاف در دیدگاه مؤمنان، و پراکنده‌‌کردن جمع آنها قبل از غزوۀ تبوک حریص بودند، و -ای رسول- امور گوناگونی را برای تدبیر حیله‌‌ها برایت به‌‌کار گرفتند، که شاید حیله‌‌های‌‌شان در عزم تو بر جهاد مؤثر افتد، تا اینکه یاری و تأیید الله برایت آمد، و الله دینش را نیرو بخشید و دشمنانش را مغلوب کرد، درحالی‌‌که از این کار اکراه داشتند؛ چون آنها در پیروزساختن باطل بر حق می‌‌کوشیدند.

﴿وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ائْذَن لِّي وَلاَ تَفْتِنِّي أَلاَ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِين [التوبة: ٤٩]

٤٩ از منافقان کسی است که عذرهای مختلفی می‌‌آورد و می‌‌گوید: ای رسول الله، در تخلف از جهاد به من اجازه بده، و مرا بر خروج همراه خود وادار نکن تا به‌‌سبب فتنۀ زنان دشمن - روم- وقتی آنها را ببینم گناهی بر من وارد نشود. بدانید در فتنه‌‌ای بزرگ‌‌تر از آنچه که گمان کردند افتاده‌‌اند، که همان فتنۀ نفاق، و فتنۀ تخلف است، همانا جهنم در روز قیامت به کافران احاطه دارد، و هیچ‌‌یک از آنها از جهنم رهایی نمی‌‌یابد، و گریزگاهی از آن نمی‌‌یابند.

﴿إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُواْ قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمْ فَرِحُون [التوبة: ٥٠]

٥٠ - ای رسول الله- اگر نعمت پیروزی یا غنیمتی از جانب الله به تو برسد که تو را خشنود می‌‌سازد، آنها آن را نمی‌‌پسندد، و به خاطر آن اندوهگین می‌‌شوند، و اگر مصیبت حمله یا پیروزی دشمن به تو برسد این منافقان می‌‌گویند: ما به نفع خویش احتیاط و دوراندیشی کرده‌‌ایم و آن‌‌گونه که مؤمنان خارج شدند برای قتال خارج نشدیم، به این ترتیب مؤمنان کشته و اسیر شدند. سپس این منافقان با خوشحالی از سلامت به‌‌سوی خانواده‌‌های‌‌شان بازمی‌‌گردند.

﴿قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُون [التوبة: ٥١]

٥١ - ای رسول- به این منافقان بگو: هیچ‌‌‌‌چیز به ما نمی‌‌رسد مگر آنچه که الله برایمان نوشته است؛ زیرا او سبحانه سرور و پناهگاه ماست که به او پناه می‌‌بریم، و در کارهای‌‌مان به او توکل می‌‌کنیم، و مؤمنان کارهای‌‌شان را فقط به او واگذار می‌‌کنند، زیرا او تعالی برای‌‌شان کافی، و نیکو نگهبانی است.

﴿قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُون [التوبة: ٥٢]

٥٢ - ای رسول- به آنها بگو: آیا منتظر هستید که چیزی جز پیروزی یا شهادت بر ما واقع شود؟! درحالی‌‌که ما منتظر هستیم الله عذابی از جانب خودش بر شما نازل کند که شما را به دست ما با قتل یا اسیرکردن‌‌تان نابود یا عذاب کند، آن‌‌گاه که به ما اجازه قتال با شما را بدهد. پس منتظر سرانجام ما باشید، که ما منتظر سرانجام شما هستیم.

﴿قُلْ أَنفِقُواْ طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمْ إِنَّكُمْ كُنتُمْ قَوْمًا فَاسِقِين [التوبة: ٥٣]

٥٣ - ای رسول- به آنها بگو: آنچه از اموال‌‌تان را که میخواهید چه به رغبت و چه به اکراه انفاق کنید، به‌‌سبب کفر و خروجتان از طاعت الله هرگز از شما پذیرفته نمی‌‌شود.

﴿وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلاَّ أَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلاَ يَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلاَّ وَهُمْ كُسَالَى وَلاَ يُنفِقُونَ إِلاَّ وَهُمْ كَارِهُون [التوبة: ٥٤]

٥٤ و چیزی مانع پذیرش انفاق‌‌شان نشد مگر سه امر: کفرشان به الله و رسولش، کسالت و سنگینی‌‌شان هنگامی‌‌که نماز می‌‌خوانند، و اینکه اموال‌‌شان را به رغبت انفاق نمی‌‌کنند، بلکه فقط از روی اکراه آن را انفاق می‌‌کنند؛ زیرا نه در نمازشان، و نه در انفاقشان امید ثواب ندارند.

برخی فواید آیات:

عادت منافقان، تلاش برای آزار رساندن به مسلمان‌‌ها از راه دسیسه‌‌چینی و جاسوسی است.

تخلف از جهاد، مفسده‌‌ و فتنه‌‌ای بزرگ و قطعی، و نافرمانی الله و رسولش است.

در این آیات آموزشی است به مسلمان‌‌ها که به مصیبت‌‌هایی که به آنها می‌‌رسد اندوه نخورند؛ تا سست نشوند و نیروی‌‌شان از بین نرود، و به آنچه الله برای‌‌شان مُقَدّر کرده است راضی شوند، و به رضایت پروردگارشان امیدوار گردند؛ زیرا اطمینان دارند به اینکه الله یاری دینش را می‌‌خواهد.

از نشانه‌‌های ضعف ایمان و کمی تقوا، کسالت در ادای نماز و انفاق بدون رضایت و امید به ثواب است.|

﴿فَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُون [التوبة: ٥٥]

٥٥ - ای رسول- نه اموال منافقان تو را به شگفت آورد و نه فرزندانشان، و آنها را نیکو مشمار، زیرا سرانجام اموال و فرزندان‌‌شان بد است، چون الله این دو را با تلاش و زحمتی که برای حصول آنها متحمل می‌‌شوند، و مصیبت‌‌هایی که در آنها نازل می‌‌کند عذابی بر آنها قرار می‌‌دهد تا اینکه الله ارواح‌‌شان را در حال کفرشان بیرون می‌‌آورد، آن‌‌گاه با جاودانگی در پایین‌‌ترین طبقۀ جهنم عذاب می‌‌شوند.

﴿وَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنَّهُمْ لَمِنكُمْ وَمَا هُم مِّنكُمْ وَلَـكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُون [التوبة: ٥٦]

٥٦ و -ای مؤمنان- منافقان به دروغ به شما سوگند یاد می‌‌کنند که: آنها در زمرۀ شما هستند، درحالی‌‌که در باطن‌‌شان از شما نیستند، هر چند تظاهر کنند که از شما هستند، اما آنها مردمی هستند که می‌‌ترسند همانند مشرکان گرفتار قتل و اسارت شوند، به این سبب از روی تقیه، اظهار اسلام می‌‌کنند.

﴿لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلاً لَّوَلَّوْاْ إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُون [التوبة: ٥٧]

٥٧ اگر این منافقان پناهگاهی از دژها بیابند خود را در آن محافظت می‌‌کنند، یا غارهایی در کوه‌‌ها بیابند در آنها پنهان می‌‌شوند، یا سوراخی بیابند که در آن داخل شوند به‌‌طور قطع به آن پناه می‌‌برند، و به شتاب در آن وارد می‌‌شوند.

﴿وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُواْ مِنْهَا رَضُواْ وَإِن لَّمْ يُعْطَوْاْ مِنهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُون [التوبة: ٥٨]

٥٨ و -ای رسول- از منافقان کسانی هستند که وقتی در تقسیم صدقات، آنچه از آن می‌‌خواهند به آنها‌‌ ن=رسد به تو عیب می‌‌گیرند، پس اگر از صدقات آنچه را که می‌‌خواهند به آنها‌‌ بدهی از تو راضی می‌‌شوند، اما اگر آنچه را می‌‌خواهند به آنها‌‌ ندهی خشم‌‌شان را آشکار می‌‌کنند.

﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوْاْ مَا آتَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ سَيُؤْتِينَا اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللّهِ رَاغِبُون [التوبة: ٥٩]

٥٩ و اگر این منافقانی که در تقسیم صدقات به تو ایراد می‌‌گیرند به آنچه الله برای‌‌شان فرض گردانده بود، و آنچه رسولش از صدقات به آنها‌‌ داده بود راضی می‌‌شدند، و می‌‌گفتند: الله برای ما کافی است، الله به زودی آنچه را بخواهد از فضل خویش به ما عطا می‌‌کند، و رسولش به‌‌زودی از آنچه که الله برایش عطا کرده است به ما می‌‌دهد، همانا ما فقط به الله مشتاقیم که از فضل خویش به ما عطا کند، اگر آنها‌‌ این کار را کرده بودند به‌‌طور قطع برای‌‌شان بهتر بود از اینکه به تو ایراد بگیرند.

و چون در تقسیم صدقات به رسول الله‌‌ج‌‌ ایراد گرفتند الله برای تبرئۀ رسولش، مصارف و مستحقان زکات را برای‌‌شان بیان کرد و فرمود:

﴿* إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيم [التوبة: ٦٠]

٦٠ همانا زکات واجب باید پرداخت شود برای فقرا، یعنی نیازمندانی که مالی از راه پیشه یا شغل دارند، اما برای‌‌شان کافی نیست و کِفاف امورشان را نمی‌‌کند، و برای مساکین، کسانی‌‌که تقریباً مالک چیزی نیستند و به‌‌سبب اوضاع و احوال یا سخن‌‌شان بر مردم پنهان نیستند، و برای مأموارنی که امام، آنها را برای جمع‌‌آوری زکات می‌‌فرستد، و برای کافران که دل‌‌شان به دست آید تا اسلام بیاورند، یا برای کسانی‌‌که ایمان ضعیف دارند تا ایمان‌‌شان تقویت شود، یا برای کسانی‌‌که شرشان با آن دفع شود، و هزینه برای بردگان تا با آن آزاد شوند، و برای کسانی‌‌که بدون اسراف و گناه بدهکار شدند اگر نمی‌‌توانند بدهی‌‌شان را پرداخت کنند، و هزینه برای تجهیز مجاهدان در راه الله، و برای مسافری که توشه‌‌اش تمام شده است. انحصار مصرف زکات‌‌ها بر این اصناف، فریضه‌‌ای از جانب الله است، و الله از مصالح بندگانش آگاه است و در تدبیر و تشریعش بسیار داناست.

﴿وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ مِنكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [التوبة: ٦١]

٦١ و از منافقان کسانی هستند که با گفتارشان به رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ آزار می‌‌رسانند، پس آن‌‌گاه که بردباری ایشان را ببینند می‌‌گویند: همانا او سخن هر کسی را می‌‌شنود و باور می‌‌کند، و میان حق و باطل تشخیص نمی‌‌دهد. - ای رسول- به آنها بگو: همانا رسول چیزی جز خیر نمی‌‌شنود، و سخن الله را باور می‌‌کند، و آنچه را که مؤمنان راستین به او خبر دهند باور می‌‌کند و با آنها مهربان است، زیرا بعثت او رحمتی است برای هرکس که به او ایمان بیاورد، و کسانی‌‌که به هر نوع آزاری به او‌‌ج‌‌ می‌‌رسانند عذابی رنج‌‌آور دارند.

برخی فواید آیات:

اموال و فرزندان گاهی سبب عذاب در دنیا، و گاهی سبب عذاب در آخرت هستند، پس بنده باید به گونه‌‌ای با این دو رفتار ‌‌کند که مولایش را راضی ‌‌سازد، آن‌‌گاه با این دو، نجات مُحَقَّق می‌‌شود.

توزیع زکات، به اجتهاد والیان امور موکول است که آن را براساس نیاز اصناف و گستردگی اموال قرار می‌‌دهند.

آزاررساندن به رسول‌‌ج‌‌ در اموری که به رسالت او بستگی دارد کفر است و کیفری سخت بر آن مترتب می‌‌شود.

سزاوار است که بنده شنوای خیر باشد نه شنوای شر؛ آنچه را که در آن صلاح و خیر است بشنود، و با امتناع و مخالفت، از شنیدن شر و فساد روی بگرداند.|

﴿يَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَاللّهُ وَرَسُولُهُ أَحَقُّ أَن يُرْضُوهُ إِن كَانُواْ مُؤْمِنِين [التوبة: ٦٢]

٦٢ - ای مؤمنان- برای اینکه منافقان شما را از خودشان راضی کنند به الله برای‌‌تان سوگند می‌‌خورند که آنها چیزی نگفته‌‌اند که پیامبر‌‌ج‌‌ را اذیت کند، درحالی‌‌که اگر واقعاً مؤمن هستند، الله و رسولش سزاوارتر هستند که با ایمان و عمل صالح راضی شوند.

﴿أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّهُ مَن يُحَادِدِ اللّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيم [التوبة: ٦٣]

٦٣ آیا این منافقان ندانسته‌‌اند که آنها با این کارشان با الله و رسولش دشمنی می‌‌کنند، و هرکس با آن دو دشمنی کند در روز قیامت وارد آتش جهنم می‌‌شود و برای همیشه در آن می‌‌ماند؟! این امر خواری و ذلت بزرگی است.

﴿يَحْذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِمَا فِي قُلُوبِهِم قُلِ اسْتَهْزِؤُواْ إِنَّ اللّهَ مُخْرِجٌ مَّا تَحْذَرُون [التوبة: ٦٤]

٦٤ منافقان می‌‌ترسند از اینکه الله سوره‌‌ای بر رسولش فرو فرستد که مؤمنان را از کفری که آنها پنهان می‌‌کنند آگاه سازد، - ای رسول- بگو: - ای منافقان- بر تمسخر و ریشخند خودتان به دین ادامه دهید، زیرا الله آنچه را پنهان می‌‌دارید با نزول سوره‌‌ای یا خبردادن به رسولش از آن، برملا خواهد ساخت.

﴿وَلَئِن سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنتُمْ تَسْتَهْزِؤُون [التوبة: ٦٥]

٦٥ و -ای رسول- اگر پس از آن‌‌که الله تو را از آن آگاه ساخت از منافقان در مورد طعن و دشنامی که به مؤمنان گفتند بپرسی به‌‌طور قطع خواهند گفت: ما به مزاح سخن می‌‌گفتیم و جدی نبودیم، - ای رسول- بگو: آیا الله و آیات او و رسولش را مسخره می‌‌کردید؟!

﴿لاَ تَعْتَذِرُواْ قَدْ كَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ إِن نَّعْفُ عَن طَائِفَةٍ مِّنكُمْ نُعَذِّبْ طَائِفَةً بِأَنَّهُمْ كَانُواْ مُجْرِمِين [التوبة: ٦٦]

٦٦ این عذرهای دروغین را نیاورید، زیرا کفر را که پنهان می‌‌کردید با تسمخرکردن آشکار کرده‌‌اید، اگر از گروهی از شما به خاطر ترک نفاق و توبه از جانب او و اخلاصش برای الله بگذریم، گروهی از شما را به‌‌سبب اصرارشان بر نفاق و توبه‌‌نکردن‌‌شان از نفاق عذاب می‌‌کنیم.

﴿الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُون [التوبة: ٦٧]

٦٧ منافقان، چه مردان و چه زنان، در احوال نفاق یکسان هستند، و آنها برخلاف مؤمنان هستند، زیرا امر به منکر، و نهی از معروف می‌‌کنند، و در اموال‌‌شان بخل می‌‌ورزند پس آن را در راه الله انفاق نمی‌‌کنند، و الله را در اطاعت از او رها می‌‌کنند، پس الله نیز آنها را از توفیق خویش رها کرد، به‌‌راستی‌‌که منافقان از طاعت الله و راه حق به‌‌سوی معصیت و گمراهی خارج هستند.

﴿وَعَدَ الله الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِيم [التوبة: ٦٨]

٦٨ الله به منافقان و کافرانی که توبه نکرده‌‌اند وعده داده است که آنها را وارد جهنمی می‌‌کند که برای همیشه در آن می‌‌مانند، این امر برای عذاب‌‌شان کافی است، و الله آنها را از رحمت خویش رانده است، و عذابی همیشگی دارند.

برخی فواید آیات:

منافقان کارهای بد و زشت زیادی دارند، از جمله ایراد سوگندهای دروغین، دشمنی با الله و رسولش، ریخشندکردن قرآن و پیامبر‌‌ج‌‌ و مؤمنان، ترسیدن از نزول سوره‌‌ای در قرآن که حال‌‌شان را برملا کند، و عذرآوردن‌‌شان به اینکه شوخی و بازی می‌‌کنند، که این امر اقرار به گناه و بلکه عذری بدتر و قبیح‌‌تر از گناه است.

شوخی در دین و احکامش پذیرفتنی نیست، و سرگرمی به سخن باطل در مورد الله متعال و صفاتش و قرآن و رسول کفر به شمار می‌‌رود.

نفاق: بیماری‌‌ای نابودکننده و ریشه‌‌دار در انسان‌‌هاست، و افراد مبتلا به این بیماری در هر عصر و زمانی در امر به منکر و نهی از معروف، و خساست و خودداری آنها از انفاق در راه الله برای جهاد، و در حقی که بر آنها واجب است، شبیه یکدیگر هستند.

جزا از جنس عمل است، پس کسی‌‌که اوامر الله را ترک کند و نواهی او تعالی را به جا آورد از رحمت او تعالی رها می‌‌شود.|

﴿كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالاً وَأَوْلاَدًا فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلاَقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ بِخَلاَقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ أُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الُّدنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُون [التوبة: ٦٩]

٦٩ - ای گروه منافقان- شما در کفر و مسخره‌‌کردن همانند امت‌‌های تکذیب‌‌کنندۀ پیش از خودتان هستید، آنها از شما نیرومندتر و دارای اموال و فرزندان بیشتری بودند، پس از سهم خویش از خوشی‌‌ها و شهوات دنیا که برای‌‌شان نوشته شده بود بهره‌‌مند شدند، پس -ای منافقان- شما نیز از نصیب‌‌تان که برای‌‌تان مقدر شده بود بهره‌‌مند شدید، چنان‌‌که امت‌‌های تکذیب‌‌کنندۀ گذشته از نصیب‌‌شان بهره بردند، و در تکذیب حق و طعنه‌‌زدن به رسول‌‌ج‌‌ فرو رفتید همان‌‌گونه که آنها در تکذیب حق و طعنه‌‌زدن به رسولان‌‌شان فرو رفتند، اینها که صفات ناپسند مذکور را دارند، همان کسانی هستند که اعمال‌‌شان به‌‌سبب کفر، نزد الله تباه شد، و آنها زیان‌‌کاران هستند که با قراردادن خویش در معرض نابودی، بر خویشتن ستم کردند.

﴿أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وِأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُون [التوبة: ٧٠]

٧٠ آیا خبر آنچه که امت‌‌های تکذیب‌‌کننده انجام دادند، و کیفری که در مورد آنها اجرا شد به این منافقان نرسیده است: قوم نوح، قوم هود، قوم صالح، قوم ابراهیم، و اصحاب مدین، و قریه‌‌های قوم لوط؛ که رسولان‌‌شان دلایل آشکار و حجت‌‌های واضح برای‌‌شان آوردند، پس الله ذاتی نیست که بر آنها ستم کند؛ زیرا رسولان‌‌شان به آنها انذار دادند، اما آنها خودشان بودند که به‌‌سبب کفر به الله و تکذیب رسولانش که انجام می‌‌دادند بر خویشتن ستم می‌‌کردند.

﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيم [التوبة: ٧١]

٧١ مردان و زنان مؤمن یاران و مددکاران یکدیگر هستند؛ و ایمان، آنها را متحد کرده است، امر به معروف می‌‌کنند؛ -معروف هر طاعتی است که نزد الله تعالی محبوب است، مانند توحید و نماز-، و از منکر نهی می‌‌کنند؛ -منکر هر گناهی است که الله تعالی آن را نمی‌‌پسندد مانند کفر و ربا-، و نماز را به صورت کامل به بهترین وجه ادا می‌‌کنند، و از الله، و از رسولش فرمان‌‌برداری می‌‌کنند، اینها که این صفات نیکو را دارند الله به‌‌زودی آنها را در رحمت خویش وارد می‌‌سازد، همانا الله ذات شکست‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و او تعالی در آفرینش و تدبیر و شرعش بسیار داناست.

﴿وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم [التوبة: ٧٢]

٧٢ الله به مردان و زنان مؤمن به خویش وعده داده است که روز قیامت آنها را وارد بهشت‌‌هایی می‌‌کند که رودها از زیر کاخ‌‌های‌‌شان جاری است و برای همیشه در آنجا می‌‌مانند، در آنجا نمی‌‌میرند و نعمت‌‌های‌‌شان تمام نمی‌‌شود، و به آنها وعده داده است که آنها را برای اقامت وارد مسکن‌‌هایی نیکو در بهشت‌‌ها می‌‌کند، و رضایتی که الله بر آنها نازل می‌‌کند از تمام این موارد بزرگ‌‌تر است، این پاداش بزرگترین رستگاری است که هیچ رستگاری دیگری با آن برابری نمی‌‌کند.

برخی فواید آیات:

سبب عذاب کافران و منافقان در تمام دوران‌‌ها یک سبب است، و آن ترجیح دنیا بر آخرت و بهره‌‌جستن از آن، و تکذیب پیامبران‌‌ﻹ‌‌ و مکر و نیرنگ و خیانت به آنها است.

هلاکت امت‌‌ها و اقوام نابودشده به‌‌سبب کفرشان و تکذیب پیامبران‌‌ﻹ‌‌ توسط آنها، پند و اندرزی برای خردمندان عبرت‌‌گیرنده است.

مؤمنان، چه مرد و چه زن، امتی واحد و یکپارچه هستند که به یکدیگر همکاری و یاری می‌‌رسانند، و دل‌‌های‌‌شان در محبت و دوستی و مهرورزی به یکدیگر متحد است.

رضایت پروردگار زمین و آسمان‌‌ها از نعمت‌‌های بهشتی فراتر است؛ زیرا سعادت روحانی از سعادت جسمانی برتر است.|

﴿يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِير [التوبة: ٧٣]

٧٣ ای رسول، در برابر کافران با شمشیر، و در برابر منافقان با زبان و استدلال جهاد کن، و بر هر دو گروه سخت بگیر؛ زیرا آنها سزاوار سخت‌‌گیری هستند، و جایگاهشان در روز قیامت جهنم است، و سرانجام بسیار بدی دارند.

﴿يَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدْ قَالُواْ كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ يَنَالُواْ وَمَا نَقَمُواْ إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن يَتُوبُواْ يَكُ خَيْرًا لَّهُمْ وَإِن يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الأَرْضِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِير [التوبة: ٧٤]

٧٤ منافقان سوگند دروغ به الله یاد می‌‌کنند که: سخنی که از جانب آنها، به تو رسیده است مبنی بر ناسزاگویی به تو و عیبجویی در دینت نگفته‌‌اند؛ در حقیقت سخنی که از آنها به تو رسیده است و آنها را کافر می‌‌کند گفته‌‌اند، و پس از اظهار ایمان، آشکارا کفر نموده‌‌اند، و به‌‌طور قطع به ترور پیامبر‌‌ج‌‌ که در آن موفق نشدند تصمیم گرفته‌‌اند، و تا توانستند بر هرچیزی اعتراض کرده‌‌اند، درحالی‌‌که الله با بی‌‌نیازساختن آنها از غنیمت‌‌هایی که بر پیامبرش ارزانی بخشید بر آنها لطف کرد، پس اگر از نفاق‌‌شان به‌‌سوی الله توبه کنند توبۀ آنها از ماندن بر نفاق برای‌‌شان بهتر است، و اگر از توبه به‌‌سوی الله روی بگردانند، او تعالی آنها را به عذابی‌‌ دردآور در دنیا با قتل و اسارت، و عذابی رنج‌‌آور در آخرت با آتش عذاب می‌‌کند، و یاوری ندارند که آنها را یاری نموده و از عذاب نجات بخشد، و نه هیچ پشتیبانی دارند که عذاب را از آنها دورکند.

﴿* وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِين [التوبة: ٧٥]

٧٥ و از میان منافقان کسانی هستند که با الله پیمان بسته و می‌‌گویند: اگر الله از فضل خویش به ما ببخشد به‌‌طور قطع به نیازمندان صدقه می‌‌دهیم، و از صالحان خواهیم بود.

﴿فَلَمَّا آتَاهُم مِّن فَضْلِهِ بَخِلُواْ بِهِ وَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُون [التوبة: ٧٦]

٧٦ اما وقتی الله سبحانه از فضل خویش به آنها بخشید به کاری که در مورد آن با الله عهد بسته بودند وفا نکردند، بلکه اموال‌‌شان را بازداشتند و چیزی صدقه ندادند، و با رویگردانی از ایمان پشت کردند.

﴿فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُواْ اللّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواْ يَكْذِبُون [التوبة: ٧٧]

٧٧ پس او تعالی به کیفر خلاف‌‌کردن آنها با وعدۀ الله، و دروغشان، سرانجامِ آنها را تا روز قیامت، نفاقی ثابت در دل‌‌های‌‌شان قرار داد.

﴿أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللّهَ عَلاَّمُ الْغُيُوب [التوبة: ٧٨]

٧٨ آیا منافقان ندانسته‌‌اند که الله از کید و مکری که در مجالس‌‌شان پنهان می‌‌کنند آگاه است، و او سبحانه دانای امور نهان است؟ پس ذره‌‌ای از اعمال‌‌شان بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا خواهد داد.

﴿الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [التوبة: ٧٩]

٧٩ کسانی‌‌که به مؤمنانی که داوطلبانه صدقات اندک می‌‌بخشند ایراد می‌‌گیرند، همان مؤمنانی که جز چیزی اندک که حاصل تلاششان است نمی‌‌یابند، و این‌‌گونه آنها را مسخره می‌‌کنند که: چه چیزی از صدقۀ آنها حاصل می‌‌شود؟! الله به سزای اینکه مؤمنان را به استهزا می‌‌گیرند آنها را به استهزا می‌‌گیرد، و عذابی رنج‌‌آور برای‌‌شان است.

برخی فواید آیات:

وجوب جهاد با کافران و منافقان؛ جهاد با کافران با دست و سایر انواع سلاح‌‌های جنگی، و جهاد با منافقان با حجت و زبان است.

منافقان بدترین مردم هستند؛ زیرا خیانتکارانی هستند که نیکی را با بدی پاسخ می‌‌دهند.

این آیات دلالت دارند بر اینکه شکستن پیمان و خُلفِ‌‌ وعده، موجب نفاق می‌‌شود، پس بر مسلمان واجب است در خودداری از این کار، نهایت تلاشش را به‌‌کار گیرد.

در آیات فوق، ستایشی است بر توان بدنی و کار، و اینکه جایگزین مال است. این امر، وسیلۀ سنجش ثروت عمومی و بالا بردن مقام کارگر به شمار می‌‌رود.|

﴿اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاَ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِين [التوبة: ٨٠]

٨٠ - ای رسول- برای‌‌شان آمرزش طلب کنی یا طلب آمرزش نکنی، اگر هفتاد بار هم برای‌‌شان آمرزش بخواهی، با وجود فراوانی طلب آمرزش، الله هرگز آنها را نخواهد بخشید؛ زیرا آنها به الله و رسولش کافر هستند، و الله کسانی را که به عمد و قصد از شریعت خارج شدند به حق توفیق نمی‌‌دهد.

﴿فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاَفَ رَسُولِ اللّهِ وَكَرِهُواْ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَالُواْ لاَ تَنفِرُواْ فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُون [التوبة: ٨١]

٨١ منافقان متخلف از غزوۀ تبوک، از برنخاستن خویش برای جهاد در راه الله که با رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ مخالفت کردند خوشحال شدند، و از اینکه همانند مؤمنان با اموال و جان‌‌های‌‌شان در راه الله جهاد کنند ناخشنود بودند، و چون غزوۀ تبوک در زمان گرما بود برای بازداشتن برادران منافق خویش گفتند: در گرما سفر نکنید، - ای رسول- به آنها بگو: اگر دانا بودند می‌‌فهمیدند که آتش جهنم که منتظر منافقان است از این گرما که از آن فرار کردند سوزان‌‌تر است.

﴿فَلْيَضْحَكُواْ قَلِيلاً وَلْيَبْكُواْ كَثِيرًا جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُون [التوبة: ٨٢]

٨٢ پس این منافقان متخلف از جهاد، به‌‌سبب کفر و معاصی و گناهانی که در دنیا کسب می‌‌کردند باید در زندگی فانی دنیای‌‌شان کم بخندند، و در زندگی باقی آخرت‌‌شان زیاد بگریند.

﴿فَإِن رَّجَعَكَ اللّهُ إِلَى طَائِفَةٍ مِّنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُل لَّن تَخْرُجُواْ مَعِيَ أَبَدًا وَلَن تُقَاتِلُواْ مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُم بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُواْ مَعَ الْخَالِفِين [التوبة: ٨٣]

٨٣ پس -ای پیامبر- اگر الله تو را به گروهی از این منافقان که بر نفاق‌‌شان ثابت ماندند بازگرداند، آن‌‌گاه از تو اجازه خروج به همراه تو در غزوه‌‌ای دیگر را خواستند، به آنها بگو: - ای منافقان- به‌‌خاطر مجازات‌‌تان و پرهیز از مفاسدِ ناشی از همراهیِ شما، هرگز به همراه من، برای جهاد در راه الله خارج نخواهید شد، زیرا به نشستن و تخلف از غزوۀ تبوک راضی شده‌‌اید، پس بنشینید و همراه بازماندگان، از جمله بیماران و زنان و کودکان، بمانید.

﴿وَلاَ تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلاَ تَقُمْ عَلَىَ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُواْ وَهُمْ فَاسِقُون [التوبة: ٨٤]

٨٤ و -ای رسول- هرگز بر هیچ‌‌یک از مردگان منافقان نماز نگزار، و برای دعای طلب آمرزش برای او بر سر قبرش نایست، زیرا آنها به الله و رسولش کفر ورزیدند، و در حال نافرمانی از الله مُردند، و هرکس که چنین باشد نه بر او نماز گزارده می‌‌شود و نه برایش دعا می‌‌شود.

﴿وَلاَ تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلاَدُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُون [التوبة: ٨٥]

٨٥ و -ای رسول- نه اموال این منافقان تو را به شگفت آوَرَد و نه فرزندان‌‌شان، همانا الله می‌‌خواهد آنان را به وسیلۀ اموال و فرزندان‌‌شان در زندگی دنیا عذاب کند، و این عذاب با رنج و مصیبت‌‌هایی است که در راه اموال و فرزندان متحمل می‌‌شوند، و می‌‌خواهد که در حالی ارواح‌‌شان را از بدن‌‌های‌‌شان درآوَرَد که بر کفرشان قرار دارند.

﴿وَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَجَاهِدُواْ مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُوْلُواْ الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُواْ ذَرْنَا نَكُن مَّعَ الْقَاعِدِين [التوبة: ٨٦]

٨٦ و هرگاه الله سوره‌‌ای بر پیامبرش محمد‌‌ج‌‌ نازل کند که امر به ایمان به الله و جهاد در راه او تعالی را دربرداشته باشد، ثروتمندان و توانگران‌‌شان برای نرفتن به جهاد از تو اجازه می‌‌خواهند، و می‌‌گویند: ما را رها کن تا همراه معذوران همانند ضعیفان و زمین‌‌گیران بنشینیم.

برخی فواید آیات:

کافر تا زمانی‌‌که کافر است نه استغفار به او نفع می‌‌رساند و نه عمل.

این آیات بر کوتاه‌‌نظریِ انسان دلالت دارند، زیرا انسان اغلب به حال و واقعیتی که در آن قرار دارد می‌‌نگرد، و به آینده و حوادثی که از واقعیت موجود به دست می‌‌آید توجهی ندارد.

سستی در طاعت آن‌‌گاه که وقتش برسد، سبب کیفر الله و بازداشتن بنده از انجام طاعت و محرومیت از فضل آن توسط او تعالی است.

این آیات، بر مشروعیت نماز بر مؤمنان، و زیارت قبرهای‌‌شان و دعا برای آنها پس از مرگ‌‌شان به‌‌همان روشی‌‌که پیامبر‌‌ج‌‌ این کار را در مورد مؤمنان انجام داد، دلالت دارد.|

﴿رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَفْقَهُون [التوبة: ٨٧]

٨٧ وقتی این منافقان راضی شدند همراه معذورها تخلف کنند، (در واقع) به ذلت و خواری خویش راضی شدند و به‌‌سبب کفر و نفاق‌‌شان الله بر دل‌‌های‌‌شان مُهر زد، پس آنها نمی‌‌دانند که مصلحت‌‌شان در چه چیزی است.

﴿لَـكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون [التوبة: ٨٨]

٨٨ اما رسول‌‌ج‌‌ و مؤمنان همراهش مانند اینها از جهاد در راه الله تخلف نورزیدند، بلکه با اموال و جان‌‌های‌‌شان در راه الله جهاد کردند، و جزای‌‌شان نزد الله کسب منافع دنیوی برای‌‌شان مانند پیروزی و غنیمت‌‌ها، و کسب منافع اخروی از جمله ورود به بهشت، و دستیابی به مطلوب و نجات از ترس و هلاکت است.

﴿أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيم [التوبة: ٨٩]

٨٩ الله برای آنها بهشت‌‌هایی را آماده ساخته است که از زیر کاخ‌‌هایش نهرها جاری است و همیشه در آن می‌‌مانند، و مرگ به آنها نمی‌‌رسد، این پاداش، بزرگترین رستگاری است که هیچ رستگاری‌‌ای با آن برابری نمی‌‌کند.

﴿وَجَاء الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الأَعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [التوبة: ٩٠]

٩٠ و گروهی از بادیه‌‌نشینان مدینه و پیرامون آن برای عذرخواهی نزد رسول الله‌‌ج‌‌ آمدند؛ تا به آنها اجازۀ ترک خروج و جهاد در راه الله دهد، و گروهی دیگر که به‌‌سبب عدم تصدیق پیامبر‌‌ج‌‌ و عدم ایمان به وعده‌‌های الله، هرگز برای تخلف از خروج عذرخواهی ننمودند؛ به‌‌زودی به اینها به‌‌سبب این کفرشان عذابی رنج‌‌آور و دردآور خواهد رسید.

﴿لَّيْسَ عَلَى الضُّعَفَاء وَلاَ عَلَى الْمَرْضَى وَلاَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُواْ لِلّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيم [التوبة: ٩١]

٩١ زنان و کودکان و بیماران و ناتوانان و کوران و فقیرانی که مالی برای هزینه کردن نمی‌‌یابند که با آن خودشان را تجهیز کنند، بر تمامی این گروه‌‌ها گناهی در تخلف از خروج نیست؛ زیرا عذرهای‌‌شان مُوَجَّه است، اگر برای الله و رسولش اخلاص ورزند، و به شریعت او تعالی عمل کنند، راهی برای مجازاتِ نیکوکارانِ این معذورین نیست، و الله گناهان نیکوکاران را می‌‌آمرزد، و نسبت به آنها مهربان است.

﴿وَلاَ عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّواْ وَّأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلاَّ يَجِدُواْ مَا يُنفِقُون [التوبة: ٩٢]

٩٢ و - ای رسول- نیز گناهی نیست بر آن بازماندگانی که وقتی برای طلب سواری‌‌ها نزد تو آمدند که آنها را بر آن سوار کنی، به آنها گفتی: سواری‌‌ای نمی‌‌یابم که شما را بر آن سوار کنم؛ به تو پشت کردند درحالی‌‌که از افسوس بر اینکه نزد خودشان یا نزد تو چیزی برای هزینه نیافته‌‌اند از چشمان‌‌شان سیل اشک روان بود.

﴿* إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاء رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَعْلَمُون [التوبة: ٩٣]

٩٣ پس از معافیّت معذوران، کسانی را که سزاوار مجازات و مؤاخذه هستند بیان نمود و فرمود: - ای رسول- همانا راه کیفر و مؤاخذه بر کسانی باز است که از تو در حالی برای ترک جهاد اجازه می‌‌خواهند که به علت دارابودن آنچه با آن تجهیز شوند قادر به جهادکردن هستند، و خواری و ذلت را برای خودشان راضی شدند به این‌‌ ترتیب که همراه بازماندگان در خانه‌‌ها بمانند، و الله بر دل‌‌های‌‌شان مُهر زد. پس هیچ اندرزی بر دل‌‌های‌‌شان اثر نمی‌‌گذارد، و آنها به‌‌سبب این مُهر، نمی‌‌دانند که مصلحت‌‌شان در چه چیزی است تا آن را انتخاب کنند، و تباهی‌‌شان در چه چیزی است تا از آن بپرهیزند.

برخی فواید آیات:

مجاهدان در دنیا خیرها را کسب خواهند کرد، و اگر این امر را به دست نیاورند با بهشت و نجات از عذاب در آخرت رستگار می‌‌شوند.

اساساً اگر کسی از روی لطف به مردم نیکی کند در صورتی‌‌که کوتاهی از جانب او سر بزند مؤاخذه نمی‌‌شود.

هرکس خیر را نیت کند، و تلاشی را که در توان دارد با نیت جازم خویش همراه گرداند، سپس قادر (به انجام آن) نگردد، در جایگاه انجام‌‌دهندۀ آن کاری که قصد کرده، قرار می‌‌گیرد.

اسلام، دین عدالت و منطق است؛ از این رو مجازات و گناه را بر منافقانِ اجازه‌‌گیرنده که ثروتمند بودند و توان جهاد با مال و جان را داشتند واجب گرداند.|

﴿يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذَا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُل لاَّ تَعْتَذِرُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللّهُ مِنْ أَخْبَارِكُمْ وَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [التوبة: ٩٤]

٩٤ هنگام بازگشت مسلمانان از جهاد، منافقان متخلف از جهاد عذرهایی واهی برای‌‌شان عَرضه می‌‌کنند، و الله به پیامبرش و مؤمنان سفارش می‌‌کند که این‌‌گونه به آنها پاسخ دهند: عذرهای دروغین نیاورید، هرگز در آنچه به ما خبر می‌‌دهید شما را تصدیق نخواهیم کرد، زیرا الله ما را از آنچه در نفس‌‌های‌‌تان وجود دارد، آگاه ساخته است، و الله و رسولش به زودی خواهند دید که: آیا توبه می‌‌کنید، تا الله توبۀ شما را بپذیرد، یا بر نفاق‌‌تان ادامه می‌‌دهید؟ سپس به‌‌سوی الله که از هر چیزی آگاه است بازگردانده می‌‌شوید، آن‌‌گاه شما را از آنچه انجام می‌‌دادید آگاه می‌‌سازد، و شما را در قبال آن مجازات می‌‌کند، پس به توبه و عمل صالح اقدام کنید.

﴿سَيَحْلِفُونَ بِاللّهِ لَكُمْ إِذَا انقَلَبْتُمْ إِلَيْهِمْ لِتُعْرِضُواْ عَنْهُمْ فَأَعْرِضُواْ عَنْهُمْ إِنَّهُمْ رِجْسٌ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ جَزَاء بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُون [التوبة: ٩٥]

٩٥ - ای مؤمنان- این متخلفان آن‌‌گاه که نزدشان بازگردید برای تقویت عذرهای باطل‌‌شان به الله سوگند خواهند خورد، تا از سرزنش و توبیخ آنها خودداری کنید، پس مانند شخص خشمگین آنها را رها کنید و از آنها دوری گزینید، زیرا آنها نجس‌‌هایی هستند که باطن پلیدی دارند، و به سزای نفاق و گناهانی که کسب می‌‌کنند جایگاه‌‌شان که به آن پناه می‌‌برند جهنم است.

﴿يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْاْ عَنْهُمْ فَإِن تَرْضَوْاْ عَنْهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِين [التوبة: ٩٦]

٩٦ - ای مؤمنان- این متخلفان از جهاد برای‌‌تان سوگند یاد می‌‌کنند تا از آنها راضی شوید، و عذرهای‌‌شان را بپذیرید، اما از آنها راضی نشوید، زیرا اگر از آنها راضی شوید با پروردگارتان مخالفت کرده‌‌اید، چون او تعالی از گروهی که با کفر و نفاق از طاعت او تعالی خارج شده‌‌اند راضی نمی‌‌شود؛ پس -ای مسلمانان- برحذر باشید از اینکه از کسی که الله از او راضی نمی‌‌شود راضی شوید.

﴿الأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلاَّ يَعْلَمُواْ حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيم [التوبة: ٩٧]

٩٧ بادیه‌‌نشینان اگر کفر یا نفاق ورزند، کفر و نفاق‌‌شان سخت‌‌تر از کفر و نفاق شهرنشینان است، و آنها سزاوارترند که به دین جهل داشته باشند، و مستحق‌‌تر هستند از اینکه فرایض و سنن و ضوابط احکام را که الله بر رسولش نازل فرموده است ندانند؛ زیرا سخت و خشن هستند و معاشرت کمی دارند، و الله از احوال‌‌شان آگاه است، به گونه‌‌ای که ذره‌‌ای از احوال‌‌شان بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، و او تعالی در تدبیر و شرعش بسیار داناست.

﴿وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ مَغْرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيم [التوبة: ٩٨]

٩٨ و از منافقان بادیه‌‌نشین کسانی هستند که اعتقاد دارند مالی را که در راه الله انفاق می‌‌کنند زیان و غرامت است؛ زیرا می‌‌پندارند که اگر انفاق کنند پاداش داده نمی‌‌شوند، و اگر از انفاق خودداری کنند الله آنها را کیفر نمی‌‌کند، اما با این وجود گاهی از روی ریا و تقیه انفاق می‌‌کنند، و -ای مؤمنان- منتظر هستند که پیشامد ناگواری بر شما نازل شود تا از شما رهایی یابند. اما الله پیشامدهای ناگوار و چرخش روزگار به آنچه که سرانجام نیکویی ندارد را که آنها آرزو می‌‌کنند بر مؤمنان واقع شود، بر خود آنها واقع ساخته است نه بر مؤمنان؛ و الله سخنان آنها را می‌‌شنود، و از آنچه که پنهان می‌‌کنند آگاه است.

﴿وَمِنَ الأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [التوبة: ٩٩]

٩٩ و از بادیه‌‌نشینان کسی است که به الله و روز قیامت ایمان دارد، و مالی را که در راه الله انفاق می‌‌کند به عنوان عبادتی انجام می‌‌دهد که به‌‌وسیلۀ آنها به الله نزدیکی صورت می‌‌گیرد، و آن را وسیله‌‌ای برای دست‌‌یابی به دعا و طلب آمرزش رسول‌‌ج‌‌ برای خودش قرار می‌‌دهد، همانا انفاق او در راه الله و دعای رسول‌‌ج‌‌ برایش، عباداتی برای او نزد الله است، که به‌‌زودی ثوابش را نزد او تعالی خواهد یافت به این ترتیب که الله او را در رحمت گستردۀ خویش که شامل مغفرت و بهشت او تعالی است وارد می‌‌سازد. همانا الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

برخی فواید آیات:

میدان عمل و تکالیف، بهترین گواه بر تشخیص راستگویی و دروغگویی منافقان است.

به‌‌سبب تأثیر محیط، اگر بادیه‌‌نشینان کفر ورزند کفر و نفاق‌‌شان سخت‌‌تر از شهرنشینان است.

تشویق بر انفاق در راه الله همراه با اخلاص نیت، و بزرگی مزد کسی‌‌که این کار را انجام دهد.

فضیلت علم، و اینکه کسی‌‌که علم ندارد به خطا نزدیک‌‌تر است.|

﴿وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيم [التوبة: ١٠٠]

١٠٠ کسانی‌‌که نخستین بار به ایمان پیشی گرفتند، چه مهاجران که از خانه و سرزمین‌‌شان به‌‌سوی الله مهاجرت کردند، و چه انصار که پیامبرش را یاری رساندند، و کسانی‌‌که در اعتقاد و اقوال و افعال از مهاجران و انصارِ پیشگام به ایمان، به نیکی پیروی کردند- الله از آنها راضی شد پس طاعت‌‌شان را قبول کرد، و آنها از او تعالی راضی شدند چون پاداش بزرگش را به آنها اعطا کرده است، و بهشت‌‌هایی را که در زیر کاخ‌‌هایش نهرها جاری است، و جاودانه در آن می‌‌مانند، برای‌‌شان آماده کرده است، این پاداش همان رستگاری بزرگ است.

﴿وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَّرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيم [التوبة: ١٠١]

١٠١ و برخی از بادیه‌‌نشینانِ نزدیکِ مدینه منافق هستند و از ساکنان مدینه منافقانی هستند که بر نفاق خویش ادامه داده و بر آن پایدار مانده‌‌اند، - ای رسول- تو آنها را نمی‌‌شناسی الله همان ذاتی است که آنها را می‌‌شناسد، و به‌‌زودی دو بار آنها را مجازات خواهد کرد: یک‌‌بار در دنیا با برملا ساختن نفاق و قتل و اسارت‌‌شان، و بار دیگر در آخرت با عذاب قبر، سپس در روز قیامت به عذابی بزرگ در پایین‌‌ترین طبقۀ جهنم بازگردانده می‌‌شوند.

﴿وَآخَرُونَ اعْتَرَفُواْ بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُواْ عَمَلاً صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [التوبة: ١٠٢]

١٠٢ و از ساکنان مدینه گروهی هستند که بدون عذر از جهاد تخلف ورزیدند، پس علیه خویش اقرار کردند که عذری نداشته‌‌اند، و عذرهایی دروغین نیاوردند، و اعمال صالح گذشتۀ خودشان از انجام طاعت الله، و تمسک به احکام او تعالی، و جهاد در راه الله را با عمل بد درآمیخته‌‌اند، آنها به الله امید دارند که توبۀ‌‌شان را بپذیرد و از آنها درگذرد، همانا الله نسبت به بندگان توبه‌‌‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيم [التوبة: ١٠٣]

١٠٣- ای رسول- از اموال آنها زکاتی بگیر تا آنها را با آن از پلیدی‌‌های معاصی و گناهان پاکیزه سازی، و نیکی‌‌های‌‌شان را رشد دهی، و پس از گرفتن زکات از آنها برای‌‌شان دعا کن، زیرا دعای تو رحمت و آرامشی برای‌‌شان است، و الله دعای تو را می‌‌شنود، و از اعمال و نیت‌‌های آنها آگاه است.

﴿أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيم [التوبة: ١٠٤]

١٠٤ تا این متخلفان از جهاد و توبه‌‌کنندگان بدانند که الله توبۀ آن بندگانش را که به‌‌سوی او توبه کنند می‌‌پذیرد، و اینکه صدقات را می‌‌پذیرد هر چند از آنها بی‌‌نیاز است، و پاداش صدقه را به صدقه‌‌‌‌دهنده می‌‌دهد، و اینکه او سبحانه توبۀ بندگان توبه‌‌‌‌کارش را می‌‌پذیرد، و نسبت به آنها بسیار مهربان است.

﴿وَقُلِ اعْمَلُواْ فَسَيَرَى اللّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [التوبة: ١٠٥]

١٠٥ و -ای رسول- به این متخلفان از جهاد و توبه‌‌کنندگان از گناهان‌‌شان بگو: زیان آنچه را که از دست دادید جبران کنید، و اعمال‌‌تان را برای الله خالص گردانید، و اعمالی را که سبب رضایت او تعالی است انجام دهید، زیرا الله و رسولش و مؤمنان، اعمال شما را خواهند دید، و در روز قیامت به‌‌سوی پروردگارتان که از هر چیزی آگاه است، و آنچه را پنهان یا آشکار می‌‌کنید می‌‌داند، و شما را از آنچه که در دنیا انجام می‌‌دادید باخبر خواهد کرد، و جزای آن را به شما خواهد داد، بازگردانده می‌‌شوید.

﴿وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لأَمْرِ اللّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَإِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيم [التوبة: ١٠٦]

١٠٦ و از متخلفان از غزوۀ تبوک، گروهی دیگر هستند که عذری نداشته‌‌اند، که قضا و حکم الله در مورد آنها به تأخیر افتاده است، و هر حکمی که بخواهد در مورد آنها صادر می‌‌کند: یا آنها را عذاب می‌‌کند در صورتی که به‌‌سوی او تعالی توبه نکنند، و یا توبه‌‌شان را می‌‌پذیرد اگر توبه کنند، و الله می‌‌داند چه کسی سزاوار کیفرش و چه کسی سزاوار بخشش اوست، و در شرع و تدبیرش بسیار داناست. افراد مورد نظر، مُرارَة بن رَبیع، کَعب بن مالک و هِلال بن اُمَیّه هستند.

برخی فواید آیات:

فضیلت شتافتن به‌‌سوی ایمان، و هجرت در راه الله، و یاری‌‌ کردن دین، و پیروی از راه سلف صالح.

اختصاص علم غیب فقط برای الله؛ زیرا فقط الله است که از آنچه در دل‌‌هاست آگاهی دارد.

امیدواری مؤمنان گناهکار به اینکه اگر توبه کنند و عمل‌‌شان را اصلاح نمایند الله توبه‌‌شان را می‌‌پذیرد و گناهان‌‌شان را می‌‌آمرزد.

وجوب زکات و بیان فضیلت آن و تأثیرش در رشد مال و پاک‌‌ کردن نفوس از بخل و سایر آفات.|

﴿وَالَّذِينَ اتَّخَذُواْ مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفَنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ الْحُسْنَى وَاللّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُون [التوبة: ١٠٧]

١٠٧ و از منافقان کسانی دیگر هستند که مسجدی را برای غیر طاعت الله، بلکه برای ضرر رساندن به مسلمانان، و یاری ‌‌رساندن کفر با تقویت اهل نفاق، و پراکندگی میان مؤمنان، و آماده ‌‌کردن و چشم به راه بودن کسی‌‌که قبل از ساختن مسجد با الله و رسولش به جنگ برخاسته بود بنا کردند، و این منافقان به شما سوگند یاد می‌‌کنند که: قصدی جز سود رساندن به مسلمانان نداشتیم، و الله گواهی می‌‌دهد که آنها در این ادعای‌‌شان دروغگو هستند.

﴿لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِين [التوبة: ١٠٨]

١٠٨ - ای پیامبر- مسجدی که چنین صفتی دارد، دعوت منافقان را برای اینکه در آن نماز بگزاری اجابت نکن، زیرا مسجد قبا که از ابتدا بر تقوا بنا شده است از این مسجد که بر کفر بنا شده سزاوارتر است که در آن نماز بگزاری، در مسجد قبا مردانی هستند که دوست دارند از اَحداث (بی‌‌وضویی و بی‌‌غسلی) و اَخباث (ناپاکی‌‌ها) با آب، و از گناهان با توبه و استغفار پاک شوند، و الله پاکیزه‌‌ شدگان از احداث و اخباث و گناهان را دوست دارد.

﴿أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين [التوبة: ١٠٩]

١٠٩ آیا کسی‌‌که بنیانش را بر تقوای الهی با اجرای اوامر، و اجتناب از نواهی او، و رضایت الله با گسترش در اعمال نیکو بنا نهاده است یکسان است با کسی‌‌که مسجدی برای ضرر رساندن به مسلمانان و تقویت کفر، و پراکندگی میان مؤمنان بنا نهاده است؟! این دو هرگز یکسان نیستند، زیرا بنیان اولی قوی و منسجم است که از سقوط آن نمی‌‌ترسد، و مثال دومی مانند مثال کسی است که بنیانش را بر لبۀ پرتگاهی بنا نهاده که منهدم شده و سقوط می‌‌کند، آن‌‌گاه بنیانش او را در قعر جهنم فرو می‌‌برد، و الله قوم ستمکار را به‌‌سبب کفر و نفاق و غیر آن، توفیق نمی‌‌دهد.

﴿لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْاْ رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيم [التوبة: ١١٠]

١١٠ مسجدشان که آن را برای ضرر رساندن بنا کردند همیشه در دل‌‌های‌‌شان مایۀ شک و نفاق است تا اینکه دل‌‌های‌‌شان با مرگ یا قتل با شمشیر پاره پاره شود، و الله از اعمال بندگانش آگاه است، و در آنچه که حکم می‌‌کند، چه جزا به خیر یا شر، بسیار داناست.

الله پس از آشکار کردن بدی‌‌های منافقان متخلف از جهاد، پاداش مجاهدان در راه خویش را ذکر فرموده است:

﴿* إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُواْ بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُم بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم [التوبة: ١١١]

١١١ همانا الله از مؤمنان جان‌‌های‌‌شان را - از روی لطف خویش؛ با وجود اینکه آنها ملکِ خودِ او تعالی هستند - به بهایی گران یعنی بهشت خریده است، چون با کفار می‌‌جنگند تا سخن الله برتر باشد، سپس کفار را می‌‌کشند، و کفار آنها را می‌‌کشند، الله این پاداش را به وعدۀ حقی در تورات، کتاب موسی÷ ؛ و انجیل، کتاب عیسی÷ ؛ و کتاب محمد‌‌ج‌‌ وعده داده است، و هیچ‌‌کس از الله سبحانه وفادارتر به عهد خویش نیست؛ پس -ای مؤمنان- به معامله‌‌ای که با الله کرده‌‌اید شاد و خوشحال باشید، زیرا سود زیادی در آن برده‌‌اید، و این معامله همان رستگاری بزرگ است.

برخی فواید آیات:

محبت الله برای پاک ‌‌شدگان از نجاست‌‌های بدنی و روحی ثابت است.

کسی‌‌که عملی را به هدف رضایت الله انجام دهد، با کسی‌‌که عملش را به هدف یاریِ کفر و جنگ با مسلمانان انجام دهد یکسان نیست؛ زیرا عمل اولی است که می‌‌ماند و صاحبش را به سعادت می‌‌رساند، اما عمل دومی نابود می‌‌شود و صاحبش را بدبخت می‌‌کند.

مشروعیت جهاد و تشویق بر آن در ادیان پیش از اسلام نیز وجود داشته است.

هر حالتی‌‌که به پراکندگی مؤمنان منجر شود، از گناهانی است که ترک آن واجب است، چنان‌‌که هر حالتی‌‌که منجر به اجتماع و ائتلاف مؤمنان شود، پیروی از آن و امر و تشویق بر آن واجب است.|

﴿التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِين [التوبة: ١١٢]

١١٢ اینها که این پاداش را به دست آورده‌‌اند همان کسانی‌‌ هستند که از آنچه الله نمی‌‌پسندد و از آن به خشم می‌‌آید به آنچه او تعالی دوست دارد و از آن راضی می‌‌شود برمی‌‌گردند، همان کسانی‌‌که از خشیت الله و از روی تواضع فروتنی کردند پس در طاعت او تعالی کوشیدند. ستایش‌‌گران پروردگارشان در همه حال، روزه‌‌داران، نمازگزاران، امرکنندگان به آنچه الله یا رسولش به آن فرمان داده‌‌اند، نهی‌‌کنندگان از آنچه الله و رسولش از آن نهی کرده‌‌اند، پاسداران اوامر الله با انجام آنها، و پاسداران نواهی او تعالی با ترک آنها، - ای رسول- مؤمنان متصف به این صفات را به آنچه آنها را در دنیا و آخرت راضی می‌‌سازد، خبر بده.

﴿مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُوْلِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيم [التوبة: ١١٣]

١١٣ نه برای پیامبر‌‌ج‌‌ سزاوار است و نه برای مؤمنان که از الله برای مشرکان آمرزش بخواهند، هر چند نزدیکان‌‌شان باشند، پس از آن‌‌که برای‌‌شان مشخص شد آنها به‌‌سبب مرگ‌‌شان در حال شرک جهنمی هستند.

﴿وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لأَبِيهِ إِلاَّ عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيم [التوبة: ١١٤]

١١٤ و طلب آمرزش از سوی ابراهیم برای پدرش نبود جز به‌‌سبب وعده‌‌ای که به او داده بود تا آمرزش را برایش بخواهد؛ به این امید که اسلام بیاورد، اما وقتی به دلیل فایده ‌‌نداشتن نصیحت برای پدرش، یا به دلیل آگاهی ابراهیم از طریق وحی به اینکه پدرش در حال کفر می‌‌میرد و مشخص شد که پدرش دشمن الله است، از او بیزاری جست، و آمرزش‌‌ خواستن ابراهیم÷ برای پدرش اجتهادی از جانب او بود، نه مخالفتی با حکمی که الله به‌‌سوی او وحی کرده بود، به‌‌راستی که ابراهیم بسیار نیایش ‌‌کننده به‌‌سوی الله، و بسیار بخشنده و گذشت ‌‌کننده از قوم ستمکارش بود.

﴿وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [التوبة: ١١٥]

١١٥ و الله نمی‌‌خواهد برای قومی به گمراهی حکم کند پس از اینکه آنها را به هدایت توفیق داد مگر اینکه محرماتی را که باید از آن اجتناب کنند برای‌‌شان بیان کرده باشد. پس اگر پس از بیان تحریم آنچه که برای‌‌شان حرام کرده است آنها را مرتکب شدند به گمراهی آنها حکم کرده است. همانا الله از هر چیزی آگاه است، و ذره‌‌ای بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و شما را از آنچه که نمی‌‌دانستید آگاه کرده است.

﴿إِنَّ اللّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يُحْيِـي وَيُمِيتُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِير [التوبة: ١١٦]

١١٦ همانا فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین از آنِ الله است، و در آن دو هیچ شریکی ندارد، در آن دو هیچ امر پنهانی بر او پوشیده نمی‌‌ماند، هرکس را که زنده ‌‌کردنش را بخواهد زنده می‌‌گرداند، و هرکس را که مردنش را بخواهد می‌‌میراند، و -ای مردم- غیر از الله هیچ دوست و کارسازی ندارید که کارهای‌‌تان را به عهده بگیرد، و هیچ یاوری جز او تعالی ندارید که آسیب را از شما دفع کند، و شما را بر دشمن‌‌تان پیروز گردانَد.

﴿لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيم [التوبة: ١١٧]

١١٧ همانا الله پیامبرش محمد‌‌ج‌‌ را بخشیده است آن‌‌گاه که به منافقان در تخلف از غزوۀ تبوک اجازه داد. و مهاجران و انصار را نیز بخشیده است؛ زیرا از او تخلف نورزیدند، بلکه با وجود گرمای زیاد، و کمیِ مال، و با وجود نیروی زیاد دشمنان، او را در غزوۀ تبوک پیروی کردند. پس از آن‌‌که نزدیک بود به‌‌سبب سختی بزرگی که در آن بودند دل‌‌های گروهی از آنها منحرف شود و به ترک پیکار تصمیم گرفتند، سپس الله آنها را به پایداری و خروج برای پیکار توفیق داد، و آنها را بخشید، همانا او سبحانه نسبت به آنها بسیار بخشنده و مهربان است، و از جلمه رحمت او تعالی این است که به آنها توفیق توبه داد و توبه‌‌شان را پذیرفت.

برخی فواید آیات:

بطلان استدلال به جواز طلب آمرزش برای مشرکان با کار ابراهیم÷ .

گناهان و معاصی، سبب مصیبت‌‌‌‌ها و خواری و عدم توفیق است.

الله مالک الملک و دوست و کارساز ماست، و هیچ دوست و یاوری جز او تعالی نداریم.

بیان برتری اصحاب پیامبر‌‌ج‌‌ بر سایر مردم.|

﴿وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيم [التوبة: ١١٨]

١١٨ و به‌‌راستی که الله آن سه نفر یعنی کَعب بن مالک، مُرارَة بن رَبیع و هِلال بن اُمَیّه را بخشیده است؛ همان سه نفری که پس از تخلف آنها از خروج همراه رسول الله‌‌ج‌‌ به‌‌سوی تبوک، از پذیرش توبه جا مانده بودند و قبول توبه‌‌شان به تأخیر افتاد، آن‌‌گاه پیامبر‌‌ج‌‌ به مردم دستور داد تا با آنها قطع رابطه کنند، و به‌‌سبب این امر غم و اندوهی به آنها رسید تا جایی‌‌که زمین با وجود گستردگی‌‌اش برای‌‌شان تنگ شد، و به‌‌سبب وحشتی که برای‌‌شان حاصل گشت سینه‌‌های‌‌شان تنگ گردید، و دانستند که جز به‌‌سوی اللهِ یگانه، پناهگاهی برای پناه بردن به آن ندارند، پس الله بر آنها رحم کرد که توفیق توبه به آنها داد. سپس توبه‌‌شان را پذیرفت. همانا او نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار توبه‌‌‌‌پذیر و مهربان است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِين [التوبة: ١١٩]

١١٩ ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید و از رسولش پیروی نموده و به شریعتش عمل کرده‌‌اید، با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، و با راستان در ایمان و اقوال و اعمال‌‌شان باشید، زیرا هیچ وسیلۀ نجات و رهایی‌‌ای جز راستی برای‌‌تان نیست.

﴿مَا كَانَ لأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ اللّهِ وَلاَ يَرْغَبُواْ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لاَ يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ نَصَبٌ وَلاَ مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَطَؤُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلاَ يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِين [التوبة: ١٢٠]

١٢٠ ساکنان مدینه و بادیه‌‌ نشینان پیرامون آن را نسزد که از رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ هنگامی‌‌که خودش برای جهاد خارج شود تخلف ورزند، و آنها را نسزد که نسبت به جان خویش بخل ورزند، و جان خودشان را در برابر جان رسول الله‌‌ج‌‌ محافظت کنند، بلکه بر آنها واجب است که جان‌‌شان را به جای جان او ببخشند؛ زیرا هیچ عطش، و سختی و رنجی در راه الله بر آنها نمی‌‌رسد، و در هیچ مکانی‌‌که وجودشان در آنجا خشم کفار را به جوش می‌‌آورد فرود نمی‌‌آیند، و از جانب دشمن هیچ قتل یا اسارت یا غنیمت یا شکستی به آنها نمی‌‌رسد- مگر اینکه الله به‌‌سبب آن، برای‌‌شان پاداش عملی صالح و پذیرفته شده می‌‌نویسد، همانا الله مزد نیکوکاران را تباه نمی‌‌سازد، بلکه آن را به صورت کامل به آنها می‌‌دهد، و بر مزدشان می‌‌افزاید.

﴿وَلاَ يُنفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلاَ كَبِيرَةً وَلاَ يَقْطَعُونَ وَادِيًا إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُون [التوبة: ١٢١]

١٢١ و هیچ مالی، چه کم چه زیاد، نمی‌‌بخشند، و از هیچ دره‌‌ای نمی‌‌گذرند مگر اینکه هر بخشش و سفری که انجام می‌‌دهند برای‌‌شان نوشته می‌‌شود تا الله پاداش آن را برای‌‌شان بدهد، پس در آخرت پاداش نیکوترین عملی را که انجام می‌‌دادند برای‌‌شان عطا می‌‌کند (یعنی پاداششان برحسب نیکوترین اعمال‌‌شان سنجیده می‌‌شود).

﴿* وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَافَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُون [التوبة: ١٢٢]

١٢٢ و برای مؤمنان شایسته نیست که همگی برای قتال خارج شوند تا اگر دشمن‌‌شان بر آنها پیروز شد از ریشه کنده نشوند، پس چرا گروهی از آنها برای جهاد خارج نمی‌‌شوند، و گروهی باقی نمی‌‌مانند تا با رسول‌‌ الله‌‌ج‌‌ همراهی کنند، و به‌‌سبب آنچه از قرآن و احکام شرع که از او می‌‌شنوند در دین آگاهی پیدا کنند، و قوم‌‌شان را هنگامی‌‌که به‌‌سوی‌‌شان بازگشتند با آنچه که آموخته‌‌اند انذار کنند، امید است که از عذاب و کیفر الله بترسند، آن‌‌گاه اوامرش را اجرا، و از نواهی‌‌اش اجتناب کنند. این امر در مورد سریه‌‌هایی بود که رسول الله‌‌ج‌‌ به‌‌سوی نواحی می‌‌فرستاد، و گروهی از اصحابش را برای این کار انتخاب می‌‌کرد.

برخی فواید آیات:

وجوب تقوای الله و راستگویی؛ و اینکه این دو، سبب نجات از نابودی هستند.

بزرگی فضیلت انفاق در راه الله.

مَثل وجوب تفقه در دین مانند جهاد است، و اینکه جز با این دو همراه هم، دین برپا نمی‌‌شود.|

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِين [التوبة: ١٢٣]

١٢٣ الله تعالی به مؤمنان فرمان داده است تا با کافران مجاور خویش قتال کنند؛ زیرا به‌‌سبب نزدیکی‌‌شان موجب خطر برای مؤمنان می‌‌شوند، و هم‌‌چنین به مؤمنان فرمان داده است تا برای ترساندن و دفع شر آنها از خودشان قدرت و خشونت نشان دهند، و الله تعالی با یاری و تأیید خویش همراه مؤمنان پرهیزکار است.

﴿وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمْ زَادَتْهُ هَـذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُون [التوبة: ١٢٤]

١٢٤ و هرگاه الله سوره‌‌ای بر رسولش نازل کند از میان منافقان کسی است که از روی تمسخر و ریشخند می‌‌پرسد: این سورۀ نازل‌‌ شده، بر ایمانِ کدام‌‌یک از شما به آنچه محمد‌‌ج‌‌ آورده است افزود؟ اما کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و رسولش را تصدیق کرده‌‌اند نزول سوره، ایمانی بر ایمان سابق‌‌شان افزوده است، و آنها از آنچه از وحی نازل شده است شادمانند، زیرا منافع دنیوی و اخروی‌‌شان در آن وجود دارد.

﴿وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كَافِرُون [التوبة: ١٢٥]

١٢٥ و اما منافقان به‌‌سبب تکذیب‌‌شان بر آنچه نازل می‌‌شود، نزول قرآن با احکام و قصصی که در آن وجود دارد، بر بیماری و پلیدی‌‌شان می‌‌افزاید. پس بیماری دل‌‌های‌‌شان با افزایش نزول قرآن افزوده می‌‌شود؛ زیرا هرگاه چیزی نازل شود به آنچه در آن است تردید می‌‌کنند و در حال کفر می‌‌میرند.

﴿أَوَلاَ يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لاَ يَتُوبُونَ وَلاَ هُمْ يَذَّكَّرُون [التوبة: ١٢٦]

١٢٦ آیا منافقان برای عبرت‌‌گیری نمی‌‌بینند که الله سالی یک یا دو بار آنها را با کشف حال‌‌شان و رسوا ساختن نفاق‌‌شان می‌‌آزماید؟! سپس با وجود اینکه می‌‌دانند الله تعالی این کار را در مورد آنها انجام می‌‌دهد از کفرشان به‌‌سوی او توبه نمی‌‌کنند، و از نفاق‌‌شان دست نمی‌‌کشند، و از آنچه که به آنها می‌‌رسد و اینکه از جانب الله است پند نمی‌‌گیرند!

﴿وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ نَّظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ هَلْ يَرَاكُم مِّنْ أَحَدٍ ثُمَّ انصَرَفُواْ صَرَفَ اللّهُ قُلُوبَهُم بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُون [التوبة: ١٢٧]

١٢٧ و هرگاه الله سوره‌‌ای بر رسولش نازل کند که در آن احوال منافقان بیان شده باشد منافقان به یکدیگر می‌‌نگرند و می‌‌گویند: آیا کسی شما را می‌‌بیند؟ پس اگر کسی آنها را نبیند از مجلس بازمی‌‌گردند، بدانید الله دل‌‌های‌‌شان را از هدایت و خیر بازگرداند، و آنها را یاری نکرد، چون گروهی هستند که نمی‌‌فهمند.

﴿لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيم [التوبة: ١٢٨]

١٢٨ - ای گروه عرب- رسولی از جنس خودتان نزد شما آمده است، یعنی مانند شما عربی است، و آنچه برای شما مشقت‌‌آور باشد بر او دشوار است، و برای هدایت و توجه به شما تمایل زیادی دارد، و او به‌‌خصوص نسبت به مؤمنان بسیار مهربان و دلسوز است.

﴿فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُلْ حَسْبِيَ اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيم [التوبة: ١٢٩]

١٢٩ پس اگر از تو روی گرداندند، و به آنچه آورده‌‌ای ایمان نیاورند، - ای رسول- به آنها بگو: الله برایم کافی است همان ذاتی که معبود برحقی جز او نیست، فقط بر او اعتماد کرده‌‌ام، و او سبحانه پروردگار عرش بزرگ است.

برخی فواید آیات:

وجوب آغاز قتال با کافران نزدیک‌‌تر آن‌‌گاه که ریشۀ اسلام جا بگیرد، و نیاز به این کار احساس شود.

بیان حالت انتظار و اضطراب منافقان هنگام نزول قرآن بر آنها.

بیان مهربانی پیامبر‌‌ج‌‌ به مؤمنان و تقلّای شدید برای (رستگاری) آنها.

آیات فوق دلالت دارند بر اینکه ایمان زیاد و کم می‌‌شود، و اینکه مؤمن باید بر ایمان خودش سرکشی و مواظبت نماید تا آن را تجدید کند و رشد دهد، تا همیشه در حال صعود باشد.|

سوره یونس

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

مبارزه با تکذیب‌‌ کنندگان وحی با دلایل و برهان‌‌ها، و دعوتِ آنها به ایمان با ترغیب و ترهیب.

تفسیر:

﴿الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيم [يونس: ١]

١ ﴿الٓر سخن در مورد حروف مقطّعه، در ابتدای سورۀ بقره بیان شد. این آیات تلاوت ‌‌شده در سورۀ حاضر، آیات محکم و مُتقَن قرآن است که مشتمل بر حکمت و احکام هستند.

﴿أَكَانَ لِلنَّاسِ عَجَبًا أَنْ أَوْحَيْنَا إِلَى رَجُلٍ مِّنْهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاسَ وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبِّهِمْ قَالَ الْكَافِرُونَ إِنَّ هَـذَا لَسَاحِرٌ مُّبِين [يونس: ٢]

٢ آیا باعث شگفتی مردم است که برای امر کردن آنها به اینکه از عذاب الله بترسند، وحی را بر مردی از جنس خودشان نازل کردیم؛ و -ای رسول- کسانی را که به الله ایمان آورده‌‌اند به خبری خوش مژده بده، که به‌‌سبب پاداش عمل صالحی که از پیش فرستادند، جایگاهی والا نزد پروردگارشان دارند. کافران گفتند: به‌‌طور قطع این مرد که این آیات را آورده، ساحری آشکار است.

﴿إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُون [يونس: ٣]

٣- ای شگفت ‌‌زدگان- همانا پروردگارتان همان الله است که آسمان‌‌ها را با وجود بزرگی‌‌اش، و زمین را با وجود گستردگی‌‌اش در شش روز آفرید، سپس [آن گونه كه شايسته جلال و عظمت اوست] بر عرش استوا نمود و قرار گرفت، پس چگونه تعجب می‌‌کنید که مردی از جنس خودتان بفرستد؟! و او ذاتی یگانه است که در فرمانروایی گستردۀ خویش حکم و سرنوشت را معین می‌‌کند، و هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند نزد او در چیزی شفاعت کند مگر پس از اجازه و رضایت او تعالی از شفاعتگر، آن ذاتِ مُتَّصِف به این صفات، همان الله پروردگارتان است، پس عبادت را خالص و فقط برای او انجام دهید، آیا از تمام این دلایل و برهان‌‌ها مبنی بر وحدانیت او تعالی پند نمی‌‌گیرید؟ زیرا هرکس کوچک‌‌ترین قابلیت پندگیری داشته باشد این موضوع را درمی‌‌یابد، و به آن ایمان می‌‌آورد.

﴿إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا وَعْدَ اللّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ بِالْقِسْطِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُون [يونس: ٤]

٤ بازگشت شما در روز قیامت فقط به‌‌سوی اوست؛ تا شما را در قبال اعمال‌‌تان جزا دهد، الله در مورد این موضوع وعده‌‌ای راستین به مردم داده است و خلاف آن عمل نمی‌‌کند، همانا او بر این کار تواناست. مخلوق را بدون مثال قبلی می‌‌آفریند، سپس آن را پس از مرگش بازمی‌‌گرداند؛ تا او سبحانه به کسانی‌‌که به الله ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌‌اند به عدالت پاداش دهد. به‌‌گونه‌‌ای که از نیکی‌‌های‌‌شان نمی‌‌کاهد، و بر بدی‌‌های‌‌شان نمی‌‌افزاید. و برای کسانی‌‌که به الله و رسولانش کفر ورزیده‌‌اند به‌‌سبب کفرشان به الله و رسولانش، شربتی از آب بسیار جوشان است که روده‌‌های‌‌شان را پاره پاره می‌‌کند، و عذابی رنج‌‌آور دارند.

﴿هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللّهُ ذَلِكَ إِلاَّ بِالْحَقِّ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُون [يونس: ٥]

٥ او ذاتی است که خورشید را قرار داد که روشنایی را پراکنده و منتشر می‌‌کند، و ماه را به عنوان نوری قرار داد که از آن روشنایی گرفته می‌‌شود، و حرکت آن را به تعداد منازل بیست و هشت‌‌گانه‌‌اش اندازه کرد، -منظور از منزل، مسافتی است که ماه در هر شبانه ‌‌روز می‌‌پیماید-؛ تا -ای مردم- شما به‌‌وسیلۀ خورشید تعداد روزها، و به‌‌وسیلۀ ماه تعداد ماه‌‌ها و سال‌‌ها را بدانید. الله آسمان‌‌ها و زمین و آنچه در این دو است را جز به حق نیافریده است؛ تا قدرت و بزرگی‌‌اش را بر مردم آشکار کند، الله این دلایل آشکار و برهان‌‌های واضح بر وحدانیت خویش را برای مردمی که استدلال به آنها را برای وحدانیت او تعالی می‌‌دانند بیان می‌‌کند.

﴿إِنَّ فِي اخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَّقُون [يونس: ٦]

٦ همانا در پشت سر هم آمدن شب و روز بر بندگان، و تاریکی و روشنایی‌‌ای که به همراه دارد، و کوتاه و بلند ‌‌شدن هر یک از آنها، و مخلوقاتی که در آسمان‌‌ها و زمین هستند، نشانه‌‌ای دلالت کننده بر قدرت الله است برای قومی که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی می‌‌ترسند.

برخی فواید آیات:

اثبات نبوت پیامبر‌‌ج‌‌ و اینکه ارسال او امری معقول بدون هیچ‌‌گونه شگفتی است.

آفرینش آسمان‌‌ها و زمین، و تمام مخلوقاتی که در این دو است، و تدبیر امر، و اندازه‌‌ کردن زمان‌‌ها و اختلاف شب و روز، تمام آنها، آیات بزرگی هستند که بر الوهیت الله سبحانه دلالت دارند.

شفاعت در روز قیامت فقط برای کسی است که الله به او اجازه دهد، و از قول و فعلش راضی باشد.

الله حرکت خورشید و منازل ماه را مُقَدَّر نموده، و این امر به ثبت تاریخ و روزها و سال‌‌ها کمک می‌‌کند.|

﴿إَنَّ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا وَرَضُواْ بِالْحَياةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّواْ بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُون [يونس: ٧]

٧ همانا کافران به دیدار الله امید ندارند تا از او بترسند یا به او امیدوار باشند، و به جای زندگی جاویدان اخروی به زندگی گذرای دنیا راضی شده‌‌اند، و نفس‌‌هایشان با خوشحالی، به دنیا انس گرفته است، و از آیات الله و دلایل آن رویگردان و غافل هستند.

﴿أُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمُ النُّارُ بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُون [يونس: ٨]

٨ اینها که دارای صفات مذکور هستند، به‌‌سبب کفر و تکذیب روز قیامت که کسب کرده‌‌اند، جایگاه‌‌شان که به آن پناه می‌‌برند آتش جهنم است.

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمَانِهِمْ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيم [يونس: ٩]

٩ همانا کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند الله به‌‌سبب ایمان‌‌شان، هدایت به عملِ صالحِ منجر به رضایتِ خویش را به آنها روزی می‌‌دهد، سپس در روز قیامت آنها را در بهشت‌‌های پرنعمت همیشگی، که نهرها از زیرشان جاری است داخل می‌‌نماید.

﴿دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِين [يونس: ١٠]

١٠ دعای آنها در بهشت، منزه و مقدس‌‌ دانستن الله است. و درود الله و فرشتگان بر آنها و درود آنها به یکدیگر چنین است: سلام؛ و پایان دعای‌‌شان چنین است که تمام ستایش‌‌ها بر الله پروردگار تمام مخلوقات.

﴿* وَلَوْ يُعَجِّلُ اللّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجَالَهُم بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُون [يونس: ١١]

١١ و اگر الله سبحانه به همان شتاب که دعای خیر مردم را برایشان اجابت می‌‌کند، در استجابت دعای بد شان هنگام خشم علیه خودشان و فرزندانشان و اموالشان، شتاب نماید، به‌‌طور قطع هلاک می‌‌شدند، اما الله به آنها مهلت می‌‌دهد، پس کسانی را که انتظار دیدار با او تعالی را نمی‌‌کشند- چون از هیچ کیفری نمی‌‌ترسند و به هیچ پاداشی امید ندارند- رها می‌‌کند تا در مورد روز حساب متردد و سرگشته و دو دل بمانند.

﴿وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُون [يونس: ١٢]

١٢ و هرگاه به انسان اسراف‌‌کار بر نفس خویش، بیماری یا مصیبتی برسد، بر پهلو آرمیده یا نشسته یا ایستاده با فروتنی و تضرع ما را در دعا می‌‌خواند؛ به این امید که آسیبی که به او رسیده است برطرف شود، اما وقتی دعایش را اجابت کنیم، و آسیبی را که به او رسیده است برطرف سازیم بر عملی که بوده است همچنان ادامه می‌‌دهد، گویی برای برطرف ‌‌شدن آسیبی که به او رسیده بود هرگز ما را در دعا نخوانده است. همان‌‌گونه که برای این رویگردان، استمرار در گمراهی‌‌اش آراسته شده است، برای کسانی‌‌که با کفرشان از حدود گذشته‌‌اند، کفر و گناهانی که انجام می‌‌دادند آراسته شده است، پس آن را رها نمی‌‌کنند.

﴿وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِن قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُواْ وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِين [يونس: ١٣]

١٣ - ای مشرکان- همانا امت‌‌های قبل از شما را به‌‌سبب اینکه رسولان الله را تکذیب کردند و گناهان را مرتکب شدند نابود کرده‌‌ایم، و رسولان‌‌شان که آنها را به‌‌سوی‌‌شان فرستادیم دلایل آشکار و دلالت کننده بر راستگویی‌‌شان در آنچه که از جانب پروردگارشان آورده بودند، برای‌‌شان آوردند، اما چون به ایمان تمایل نداشتند برای‌‌شان استوار و مناسب نشد که ایمان بیاورند، پس الله دست از یاری‌‌شان برداشت، و آنها را به ایمان توفیق نداد. همان‌‌گونه که آن امت‌‌های ستمگر را مجازات کردیم، امثال آنها را در هر زمان و مکانی مجازات می‌‌کنیم.

﴿ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلاَئِفَ فِي الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُون [يونس: ١٤]

١٤ - ای مردم- سپس شما را جانشین آن امت‌‌های تکذیب‌‌ کننده که آنها را نابود کردیم قرار دادیم؛ تا بنگریم که چگونه عمل می‌‌کنید، آیا کار نیک انجام می‌‌دهید تا در قبال آن پاداش داده شوید، یا کار بد انجام می‌‌دهید تا در قبال آن مجازات شوید؟

برخی فواید آیات:

لطف الله به بندگانش در عدم اجابت دعای بدِ آنها علیه خودشان و فرزندان‌‌شان.

بیان حال انسان که در سختی دعا و هنگام آسایش رویگردانی می‌‌کند؛ و ترساندن از کسب این صفت.

سبب نابودی امت‌‌های پیشین، ارتکاب گناهان و ستم توسط آنها بوده است.|

﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَـذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيم [يونس: ١٥]

١٥ و هرگاه آیات واضح قرآن که بر توحید الله دلالت دارند بر آنها خوانده شود، منکران رستاخیز که امید به ثوابی ندارند و از عذاب نمی‌‌ترسند می‌‌گویند: - ای محمد- قرآنی غیر از این قرآنی که مشتمل بر بدگویی از عبادت بت‌‌ها است، بیاور یا اینکه بعضی از آن را یا تمام آن را به آیاتی دیگر که موافق هوا و هوس‌‌های ما باشد، تغییر ده!! - ای رسول- به آنها بگو: درست نیست که خودم آن را تغییر دهم، و - به طریق اولی- نمی‌‌توانم غیر آن را بیاورم، بلکه الله، تنها ذاتی است که آنچه از آن را که بخواهد تبدیل می‌‌کند. من فقط از چیزی که بر من وحی می‌‌شود، پیروی می‌‌کنم، همانا من از عذاب روزی بزرگ، یعنی روز قیامت می‌‌ترسم ‌‌که با اجابت آنچه شما می‌‌خواهید از الله نافرمانی کنم.

﴿قُل لَّوْ شَاء اللّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَدْرَاكُم بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِّن قَبْلِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُون [يونس: ١٦]

١٦ - ای رسول- بگو: اگر الله می‌‌خواست که قرآن را بر شما نخوانم آن را برای‌‌تان نمی‌‌خواندم، و آن را برای‌‌تان ابلاغ نمی‌‌کردم، و اگر الله می‌‌خواست بر زبان من شما را از قرآن آگاه نمی‌‌کرد. زمانی طولانی - چهل سال- بدون اینکه بخوانم و بنویسم، و بدون اینکه در طلب و جستجوی این کار باشم در میان شما سپری کرده‌‌ام. آیا با عقل‌‌های‌‌تان درک نمی‌‌کنید که آنچه برای‌‌تان آورده‌‌ام از جانب الله است، و من در این امر دخالتی ندارم؟!

﴿فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْمُجْرِمُون [يونس: ١٧]

١٧ پس هیچ‌‌کس ستمکارتر نیست از آن‌‌کس که بر الله دروغ بندد، پس من چگونه می‌‌توانم که با افترا بستن به او تعالی قرآن را تبدیل کنم، به‌‌طور قطع کسانی‌‌که با افترا بستن بر الله از حدود او تعالی می‌‌گذرند به مطلوب‌‌شان دست نمی‌‌یابند.

﴿وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُون [يونس: ١٨]

١٨ و مشرکان به جای الله معبودانی خیالی عبادت می‌‌کنند که نفع و ضرر نمی‌‌رسانند، و معبود برحق هرگاه بخواهد نفع یا ضرر می‌‌رساند، و در مورد معبودهای‌‌شان می‌‌گویند: اینها واسطه‌‌هایی هستند که نزد الله برایمان شفاعت می‌‌کنند پس ما را به‌‌سبب گناهان‌‌مان عذاب نمی‌‌کند، - ای رسول- به آنها بگو: آیا اللهِ دانا را باخبر می‌‌سازید از اینکه شریکی دارد، و او نمی‌‌داند که شریکی در آسمان‌‌ها و زمین دارد. او تعالی از باطل و دروغی که مشرکان در مورد او می‌‌گویند پاک و منزّه است.

﴿وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُون [يونس: ١٩]

١٩ و مردم جز امتی واحد و مؤمن و یکتاپرست نبودند پس اختلاف کردند، چنان‌‌که برخی از آنها مؤمن باقی ماندند، و برخی از آنها کفر ورزیدند. و اگر حکمی از جانب الله نگذشته بود که او تعالی میان آنها در آنچه که اختلاف دارند در دنیا داوری نمی‌‌کند، و فقط در قیامت در موارد اختلافی میان آنها داوری می‌‌کند، اگر این حکم نگذشته بود، به‌‌طور قطع در آنچه که اختلاف می‌‌کنند میان آنها در دنیا داوری می‌‌کرد، آن‌‌گاه هدایت‌‌ شده از گمراه مشخص می‌‌شد.

﴿وَيَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِين [يونس: ٢٠]

٢٠ مشرکان می‌‌گویند: چرا برای محمد‌‌ج‌‌ نشانه‌‌ای از جانب پروردگارش که بر راست‌‌گویی او دلالت کند نازل نمی‌‌شود؟ - ای رسول- به آنها بگو: نزول نشانه‌‌ها امری غیبی است که آگاهی از آن به الله اختصاص دارد، پس منتظر نشانه‌‌های حسّی که پیشنهاد داده‌‌اید باشید، من نیز همراه شما از منتظران این امر هستم.

برخی فواید آیات:

بزرگی گناه افترا و دروغ بر الله و تحریف کلامش آن‌‌گونه که یهودیان با تورات انجام دادند.

نفع و ضرر فقط به دست الله است.

بطلان قول مشرکان به اینکه معبودهای‌‌شان نزد الله برای‌‌شان شفاعت می‌‌کنند.

پیروی از هوس و اختلاف در دین، سبب پراکندگی است.|

﴿وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آيَاتِنَا قُلِ اللّهُ أَسْرَعُ مَكْرًا إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُون [يونس: ٢١]

٢١ و هرگاه پس از خشک‌‌سالی و سختی‌‌ای که به مشرکان برسد، نعمت باران و گیاه و خیر و برکت به آنها بچشانیم، به‌‌ناگاه آیات ما را ریشخند و تکذیب کنند، - ای رسول- به این مشرکان بگو: الله سریع‌‌ترین مکر زننده، و سریع‌‌ترین نزدیک‌‌ کننده به عذاب برای شما و سریع‌‌ترین کیفر دهنده است. همانا فرشتگانِ نگهبان، مکرهایی را که می‌‌اندیشید می‌‌نویسند، و ذره‌‌ای از آن از دست‌‌شان نمی‌‌رود، پس چگونه از دست پروردگارشان می‌‌رود؟! الله به‌‌زودی آنها را در قبال مکرشان جزا می‌‌دهد.

﴿هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَـذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِين [يونس: ٢٢]

٢٢ - ای مردم- الله همان ذاتی است که شما را در خشکی بر روی پاهای‌‌تان و حیوانات سواری‌‌تان حرکت می‌‌دهد، و او ذاتی است که شما را در دریا داخل کشتی‌‌ها حرکت می‌‌دهد، تا آن‌‌گاه که در کشتی‌‌ها در دریا باشید، و بادی خوش کشتی‌‌ها را ببرد، سواران از آن باد خوش، شادمان شوند، پس درحالی‌‌که آنها در شادی خویش هستند بادی بسیار تند بر آنها بوزد، و موج دریا آنها را به هر جهتی ببرد، و بر ظن‌‌شان غالب شود که نابود شده هستند؛ آن‌‌گاه فقط الله را در دعا بخوانند، و غیر او را همراهش شریک قرار ندهند و بگویند: اگر از این مصیبت نابود کننده رهایی یابیم به‌‌طور قطع از شکرگزاران نعمت تو خواهیم بود.

﴿فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَى أَنفُسِكُم مَّتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَينَا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [يونس: ٢٣]

٢٣ پس وقتی دعای‌‌شان را اجابت کند، و آنها را از آن مصیبت برهاند، آن‌‌گاه با ارتکاب کفر و معاصی و گناهان در زمین فساد برپا می‌‌کنند. -ای مردم- به خود آیید که سرانجام سرکشی بد شما به ضرر خودتان است، و هیچ زیانی به الله نمی‌‌رساند، در زندگی فانی دنیا از آن بهره‌‌مند می‌‌شوید، سپس بازگشت شما در روز قیامت به‌‌سوی ماست، آن‌‌گاه شما را از گناهانی که انجام می‌‌دادید باخبر می‌‌سازیم، و شما را در قبال آن مجازات می‌‌کنیم.

﴿إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالأَنْعَامُ حَتَّىَ إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون [يونس: ٢٤]

٢٤ همانا مَثل زندگی دنیا که در آن بهره‌‌مند می‌‌شوید، از نظر سرعت فنا شدن، مانند بارانی است که با گیاهان زمین درآمیخت؛ از جمله حبوبات و میوه‌‌هایی که مردم می‌‌خورند، و گیاه خشک و غیر آن که چهارپایان می‌‌خورند. تا آن‌‌گاه که زمین رنگ درخشانش را گرفت، و با انواع گیاهانی که رویاند زیبا شد، و ساکنانش گمان بردند که دیگر قادر بر جمع‌‌آوری گیاهان و چیدن میوه‌‌هایش هستند، حکم ما به نابودی آن آمد، آن‌‌گاه آن را چنان درو شده قرار دادیم گویی هرگز در زمانی نزدیک با درختان و گیاهان آباد نبوده است، همان‌‌گونه که حالت دنیا و سرعت سپری‌‌ شدن آن را برای‌‌تان بیان کردیم دلایل و برهان‌‌ها را برای کسانی‌‌که می‌‌اندیشند و عبرت می‌‌گیرند بیان می‌‌کنیم.

﴿وَاللّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلاَمِ وَيَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [يونس: ٢٥]

٢٥ و الله تمام مردم را به‌‌سوی بهشت خویش که همان سرای سلامتی است فرا می‌‌خواند، مردم در آن از مصیبت‌‌ها و اندوه‌‌ها و مرگ در سلامت هستند، و الله هر یک از بندگانش را که بخواهد به دین اسلام که به این سرای سلامت می‌‌رساند هدایت می‌‌فرماید.

برخی فواید آیات:

الله در برابر هرکس که به بندگان مؤمنش مکر بزند سریع‌‌ترین تدبیر کننده است.

ستم ‌‌انسان به خودش باز می‌‌گردد و فقط به خودش زیان می‌‌رساند.

بیان حقیقت دنیا در فنا و زوال سریع آن؛ و نعمت‌‌هایی فانی آن.

بهشت، به‌‌سبب نعمت‌‌هایش و سلامتی از مصیبت‌‌ها و اندوه‌‌ها، قرارگاه مؤمن است.|

﴿* لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ الْحُسْنَى وَزِيَادَةٌ وَلاَ يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَلاَ ذِلَّةٌ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون [يونس: ٢٦]

٢٦ برای کسانی‌‌که با برپایی طاعاتی که الله آنها را برای‌‌شان واجب گردانیده، و ترک گناهانی که الله برای‌‌شان حرام کرده است، کار نیکو انجام داده‌‌اند، پاداشی نیکو، یعنی بهشت است، و افزون بر آن، یعنی نظر به چهرۀ الله کریم، برای‌‌شان است، و صورت‌‌های‌‌شان را غبار و خواری و ذلتی نمی‌‌پوشاند، این نیکوکاران، ساکنان بهشت می‌‌باشند که برای همیشه در آن می‌‌مانند.

﴿وَالَّذِينَ كَسَبُواْ السَّيِّئَاتِ جَزَاء سَيِّئَةٍ بِمِثْلِهَا وَتَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ مَّا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِنْ عَاصِمٍ كَأَنَّمَا أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِّنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون [يونس: ٢٧]

٢٧ و برای کسانی‌‌که بدی‌‌ها، یعنی کفر و گناهان را انجام داده‌‌اند، به قدر همان اعمال زشتی که انجام داده‌‌اند، الله آنها را در آخرت مجازات می‌‌کند، و چهره‌‌شان را ذلت و خواری می‌‌پوشاند، هیچ مانعی برای‌‌شان نیست که آنها را از عذاب الله آن‌‌گاه که بر آنها فرو فرستد باز دارد، و به سبب دود و تاریکی زیاد آتش جهنم که صورت‌‌های‌‌شان را پوشانده است گویی تاریکی شب سیاه و تیره صورت‌‌های‌‌شان را پوشانده است، اینها که به این صفات متصف هستند ساکنان جهنم می‌‌باشند که برای همیشه در آن می‌‌مانند.

﴿وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُون [يونس: ٢٨]

٢٨ و -ای رسول- روز قیامت را به یاد آور. آن‌‌گاه که تمام مخلوقات را گرد می‌‌آوریم، سپس به کسانی‌‌که در دنیا به الله شرک ورزیده‌‌اند می‌‌گوییم: - ای مشرکان- شما و معبودهای‌‌تان که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کردید سر جای‌‌تان بمانید. آنگاه میان معبودها و عبادتگزاران جدایی اندازیم، و معبودها با این سخن از عبادت‌‌گزاران بیزاری جویند: شما ما را در دنیا عبادت نمی‌‌کردید.

﴿فَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِين [يونس: ٢٩]

٢٩ در اینجا معبودهای‌‌شان که آنها را به جای الله عبادت کرده‌‌اند از آنها بیزاری جسته و می‌‌گویند: پس الله گواه است- و برای این کار کافی است- که ما راضی نبوده‌‌ایم شما ما را عبادت کنید، و شما را به آن امر نکرده‌‌ایم، و اصلا ما متوجه نشده‌‌ایم که شما ما را عبادت می‌‌کنید.

﴿هُنَالِكَ تَبْلُو كُلُّ نَفْسٍ مَّا أَسْلَفَتْ وَرُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُون [يونس: ٣٠]

٣٠ در آن جایگاه بزرگ، هرکس از عملی که در زندگی دنیایی خویش انجام داده است باخبر می‌‌شود، و مشرکان به‌‌سوی پروردگار برحقشان، همان ذاتی که الله است و حسابرسی‌‌شان را بر عهده دارد بازگردانیده می‌‌شوند، و شفاعت بت‌‌های‌‌شان که آن را افترا می‌‌بستند از دست‌‌شان می‌‌رود.

﴿قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُون [يونس: ٣١]

٣١ - ای رسول- به این مشرکان به الله بگو: کیست که شما را از سَمت آسمان با فرود آوردن باران بر شما روزی می‌‌دهد؟ و چه کسی شما را از زمین با گیاهانی که در آن می‌‌رویاند، و با معادنی که در زمین قرار می‌‌دهد روزی می‌‌دهد؟ و کیست که زنده را از مرده مانند انسان از نطفه، و پرنده از تخم درمی‌‌آوَرَد، و کیست که مرده را از زنده مانند نطفه از حیوان، و تخم از پرنده درمی‌‌آورد؟ و کیست که کار آسمان‌‌ها و زمین و مخلوقاتی را که در آنهاست اداره می‌‌کند؟ آن‌‌گاه پاسخ خواهند داد که انجام ‌‌دهندۀ این کارها همان الله است. به آنها بگو: پس آیا این امر را می‌‌دانید، و تقوای الله را با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی‌‌اش پیشه نمی‌‌کنید؟!

﴿فَذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ فَأَنَّى تُصْرَفُون [يونس: ٣٢]

٣٢ پس -ای مردم- آن ذاتی‌‌که تمام این کارها را انجام می‌‌دهد همان الله است. ذاتی‌‌که به حق آفریدگار و تدبیر کنندۀ امر شماست، پس بعد از شناخت حق، (اصرار بر گمراهی) جز دوری از حق و نابودی چه چیزی است؟! پس عقل‌‌های‌‌تان از این حق آشکار به کجا می‌‌رود؟!

﴿كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُواْ أَنَّهُمْ لاَ يُؤْمِنُون [يونس: ٣٣]

٣٣ - ای رسول- همان‌‌گونه که ربوبیت حقیقی برای الله ثابت شد، سخنی که در تقدیر پروردگارت بر کسانی‌‌که از روی دشمنی از حق خارج شدند واجب شده است که آنها ایمان نمی‌‌آورند.

برخی فواید آیات:

بزرگ‌‌ترین نعمتی که مؤمن، آرزومند آن است دیدن چهرۀ الله تعالی است.

بیان قدرت الله، و اینکه او تعالی بر هر چیزی تواناست.

توحید در ربوبیت به همراه شرک ‌‌ورزیدن در الوهیت باطل است، زیرا باید این دو نوع توحید با هم باشند.

هرگاه الله به‌‌سبب گناهانِ قومی به عدم ایمان گروهی حکم کند، آنها ایمان نمی‌‌آورند.|

﴿قُلْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُون [يونس: ٣٤]

٣٤ - ای رسول- به این مشرکان بگو: آیا از میان شریکان شما که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنید کسی هست که آفرینش را بدون مثال قبلی آغاز کند، سپس آن را بعد از مرگش برانگیزاند؟ به آنها بگو: الله آفرینش را بدون مثال قبلی آغاز می‌‌کند، سپس آن را بعد از مرگش برمی‌‌انگیزاند، پس -ای مشرکان- چگونه از حق به‌‌سوی باطل رویگردان می‌‌شوید؟!

﴿قُلْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّيَ إِلاَّ أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُون [يونس: ٣٥]

٣٥ - ای رسول- به آنها بگو: آیا از میان شریکان شما که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنید کسی هست که به‌‌سوی حق راهنمایی کند؟ به آنها بگو: فقط الله به‌‌سوی حق راهنمایی می‌‌کند، پس آیا کسی‌‌که مردم را به‌‌سوی حق راهنمایی می‌‌کند، و آنها را به آن فرا می‌‌خواند سزاوارتر است که پیروی شود یا معبودهای‌‌تان که خودشان هدایت نمی‌‌شوند مگر اینکه دیگران آنها را هدایت کند؟! پس شما را چه شده است چگونه به باطل حکم می‌‌کنید که ادعا دارید آنها شریکان الله هستند؟! الله از این سخن شما بسیار برتر است.

﴿وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ عَلَيمٌ بِمَا يَفْعَلُون [يونس: ٣٦]

٣٦ و بیشتر مشرکان جز از چیزی که به آن علمی ندارند پیروی نمی‌‌کنند، یعنی فقط از وهم و شک پیروی می‌‌کنند، همانا شک جانشین علم نمی‌‌شود، و از آن بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد. به‌‌راستی که الله از آنچه انجام می‌‌دهند آگاه است، و ذره‌‌ای از کارهای‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی آنها را در قبال کارهای‌‌شان جزا خواهد داد.

﴿وَمَا كَانَ هَـذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِين [يونس: ٣٧]

٣٧ سزاوار این قرآن نیست که جعلی و ساختگی باشد، و به غیر الله نسبت داده شود، زیرا به‌‌طور قطع، مردم از آوردن مانند آن ناتوان هستند، بلکه تصدیق‌‌ کنندۀ کتاب‌‌هایی است که قبل از آن نازل شده است، و تبیین‌‌ کنندۀ احکام‌‌ مجمل آنهاست، پس هیچ تردیدی وجود ندارد که آن، از جانب پروردگار مخلوقات نازل شده است.

﴿أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [يونس: ٣٨]

٣٨ بلکه آیا این مشرکان می‌‌گویند: محمد‌‌ج‌‌ این قرآن را از خودش ساخته، و آن را به الله نسبت داده است، - ای رسول- در رد آنها بگو: اگر آن را از نزد خودم آورده‌‌ام درحالی‌‌که من انسانی مانند خودتان هستم پس شما هم سوره‌‌ای مانند آن بیاورید، و هرکس را که می‌‌توانید برای کمک به خویش فرا خوانید اگر در این ادعا که قرآن ساخته ‌‌شده و دروغ است راستگو هستید، و هرگز نخواهید توانست این کار را انجام دهید، و عدم قدرت شما - درحالی‌‌که سُخَنوَر هستید و به عربی فصیح سخن می‌‌گویید- بر این امر دلالت دارد که قرآن از جانب الله نازل شده است.

﴿بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِين [يونس: ٣٩]

٣٩ پس پاسخ ندادند، بلکه قبل از آن‌‌که قرآن را بفهمند و در آن بیندیشند، و قبل از نزول عذابی که از آن انذار داده شدند، درحالی‌‌که آمدن آن نزدیک شده است به تکذیب قرآن شتافتند. امت‌‌های پیشین نیز این‌‌گونه تکذیب کردند، آن‌‌گاه عذاب بر آنها نازل گشت. پس -ای رسول- بیندیش که سرانجام امت‌‌های تکذیب‌‌ کننده چگونه است، به‌‌راستی که الله آنها را نابود کرده است.

﴿وَمِنهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لاَّ يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِين [يونس: ٤٠]

٤٠ و از مشرکان کسی هست که قبل از مرگش به قرآن ایمان خواهد آورد، و از آنها کسی هست که از روی ستیز و تکبر ایمان نمی‌‌آورد تا اینکه بمیرد، و -ای رسول- پروردگارت از کسانی‌‌که بر کفرشان پافشاری می‌‌کنند آگاه‌‌تر است، و به‌‌زودی آنها را به خاطر کفرشان مجازات خواهد کرد.

﴿وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُون [يونس: ٤١]

٤١ - ای رسول- اگر قومت تو را تکذیب کردند به آنها بگو: پاداش عمل من برای خودم است و پیامد عملم را خودم تحمل می‌‌کنم، و پاداش و کیفر عمل شما نیز برای خودتان است، شما از کیفر آنچه من انجام می‌‌دهم بری هستید، و من از کیفر آنچه شما انجام می‌‌دهید بری هستم.

﴿وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يَعْقِلُون [يونس: ٤٢]

٤٢ - ای رسول- از مشرکان کسی است که وقتی قرآن را بخوانی به تو گوش فرا می‌‌دهد بدون اینکه آن را بپذیرد و به آن اذعان کند. آیا تو می‌‌توانی سخن را به گوش کسی‌‌که شنیدن از او گرفته شده است برسانی؟! هم‌‌چنین هرگز بر هدایت اینها که از شنیدن حق کر شده‌‌اند و در آن نمی‌‌اندیشند قادر نخواهی بود.

برخی فواید آیات:

هدایتگر به‌‌سوی حق آن‌‌گونه که توفیق هدایت حاصل شود فقط الله است؛ و نه دیگران.

تشویق به خواستن دلایل و برهان‌‌ها و هدایت‌‌ها برای رسیدن به علم و حق و رهاکردنِ وَهم و گمان.

تا روز قیامت هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند حتی یک آیه مانند قرآن کریم بیاورد.

نادانی مشرکان و اینکه آنچه را نفهمند و درنیابند تکذیب می‌‌کنند.|

﴿وَمِنهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يُبْصِرُون [يونس: ٤٣]

٤٣ و -ای رسول- از مشرکان کسی است که با چشم ظاهر و نه با چشم بصیرت به تو می‌‌نگرد، پس آیا می‌‌توانی کسانی را که چشمان‌‌شان گرفته شده است بینا سازی؟! همانا تو نمی‌‌توانی این کار را انجام دهی، و هم‌‌چنین نمی‌‌توانی کسی را که بصیرت ندارد هدایت کنی.

﴿إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئًا وَلَـكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُون [يونس: ٤٤]

٤٤ به‌‌راستی‌‌که الله از ستم بر بندگانش پاک است، زیرا او تعالی به اندازۀ ذره‌‌ای بر آنها ستم نمی‌‌کند، بلکه آنها خودشان هستند که به‌‌سبب تعصب به باطل و خود برتر بینی و دشمنی، با قراردادن خودشان در معرض نابودی، بر خویشتن ستم روا می‌‌دارند.

﴿وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَن لَّمْ يَلْبَثُواْ إِلاَّ سَاعَةً مِّنَ النَّهَارِ يَتَعَارَفُونَ بَيْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِين [يونس: ٤٥]

٤٥ و روز قیامت که الله مردم را برای حسابرسی آنها گرد می‌‌آورد گویی در زندگی دنیا و برزخ‌‌شان جز ساعتی از روز نه بیشتر درنگ نکرده‌‌اند. در آن روز یکدیگر را می‌‌شناسند، سپس به‌‌سبب دیدن مصیبت‌‌های وحشتناک قیامت، آشنایی آنها از بین می‌‌رود. در حقیقت کسانی‌‌که دیدار پروردگارشان در روز قیامت را تکذیب می‌‌کنند زیان کرده‌‌اند، و در دنیا به روز رستاخیز ایمان نداشتند تا اینکه به خسران راضی شدند.

﴿وَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا يَفْعَلُون [يونس: ٤٦]

٤٦ و -ای رسول- اگر بخشی از عذابی را که به آنها وعده داده‌‌ایم قبل از مرگت به تو بنمایانیم، یا تو را قبل از نزول آن بمیرانیم، در هر دو حالت بازگشت آنها در روز قیامت به‌‌سوی ماست. به‌‌علاوه الله از آنچه انجام می‌‌دادند آگاه است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا خواهد داد.

﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاء رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُون [يونس: ٤٧]

٤٧ و برای هر یک از امت‌‌های پیشین، رسولی بود که به‌‌سوی‌‌شان فرستاده می‌‌شد، و وقتی آنچه که به تبلیغ آن فرمان یافته به آنها ابلاغ می‌‌کرد، و او را تکذیب می‌‌کردند میان آنها و رسول‌‌شان به عدالت حکم می‌‌شد، آن‌‌گاه الله رسول را به فضل خویش نجات می‌‌داد، و آنها را به عدالت خویش نابود می‌‌ساخت، و آنها در جزای اعمال‌‌شان ذره‌‌ای مورد ستم قرار نمی‌‌گیرند.

﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَـذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [يونس: ٤٨]

٤٨ و این کافران مخالفت ‌‌کننده و ستیزه‌‌جو می‌‌گویند: اگر در ادعای‌‌تان راستگو هستید عذابی که به ما وعده داده‌‌اید چه زمانی نازل می‌‌شود؟!

﴿قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاء أَجَلُهُمْ فَلاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُون [يونس: ٤٩]

٤٩ - ای رسول- به آنها بگو: من برای خودم مالک هیچ زیانی نیستم که با آن به خودم زیان برسانم یا آن را از خودم دفع کنم، و برای خودم مالک هیچ نفعی هم نیستم تا به خودم نفع برسانم، پس چگونه می‌‌توانم به دیگران نفع یا زیان برسانم؟ مگر نفع و زیانی که الله بخواهد، پس چگونه می‌‌توانم غیب او را بدانم؟ برای نابودی هر یک از امت‌‌هایی که الله آنها را به نابودی تهدید کرده است زمانی مشخص است، که فقط الله آن را می‌‌داند، و هرگاه زمان نابودی‌‌اش فرا رسد لحظه‌‌ای از آن نه به تاخیر می‌‌افتد و نه پیشی می‌‌گیرد.

﴿قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُهُ بَيَاتًا أَوْ نَهَارًا مَّاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُون [يونس: ٥٠]

٥٠ - ای رسول- به اینها که خواستار تعجیل در عذاب هستند بگو: به من خبر دهید اگر عذاب الله در هر زمان از شب یا روز شما را فرا گیرد، چه چیزی را از این عذاب به تعجیل می‌‌خواهید؟!

﴿أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ آمَنْتُم بِهِ آلآنَ وَقَدْ كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُون [يونس: ٥١]

٥١ آیا پس از اینکه عذابی که بر شما وعده داده شده است شما را فرا گرفت ایمان می‌‌آورید؟ آن‌‌گاه که ایمان هیچ‌‌کس که قبل از آن ایمان نیاورده باشد به او فایده نمی‌‌رساند! (و به آنها گفته خواهد شد:) آیا اکنون ایمان می‌‌آورید، درحالی‌‌که قبلا از روی تکذیب عذاب، خواستار تعجیل در نزول آن بودید؟!

﴿ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُواْ ذُوقُواْ عَذَابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُون [يونس: ٥٢]

٥٢ بعد از آن‌‌که در عذاب داخل شدند و خروج از آن را خواستند به آنها گفته می‌‌شود: عذاب همیشگی در آخرت را بچشید، پس آیا جز به کفر و گناهانی که انجام می‌‌دادید جزا داده می‌‌شوید؟!

﴿* وَيَسْتَنبِئُونَكَ أَحَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَرَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَمَا أَنتُمْ بِمُعْجِزِين [يونس: ٥٣]

٥٣ و -ای رسول- مشرکان از تو می‌‌پرسند: آیا این عذابی که به آن تهدید شده‌‌ایم حقیقت است؟ به آنها بگو: بله، - به الله سوگند- حق است، و شما نمی‌‌توانید از آن رهایی یابید.

برخی فواید آیات:

انسان خودش است که خویشتن را در معرض نابودی قرار می‌‌دهد، زیرا الله از ستم پاک است.

وظیفۀ رسول همان تبلیغ است، و الله است که حسابرسی و کیفر مردم را که از روی حکمتش آن را در زندگی رسول به تعجیل می‌‌اندازد یا آن را پس از وفات رسول به تأخیر می‌‌اندازد به عهده دارد.

نفع و ضرر به دست الله است، پس هیچ‌‌یک از مخلوقات، مالک هیچ ضرر یا نفعی برای خودش یا برای دیگران نیست.

هنگام مشاهدۀ مرگ، ایمان فایده نمی‌‌رساند.|

﴿وَلَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مَا فِي الأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَأَسَرُّواْ النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاْ الْعَذَابَ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُون [يونس: ٥٤]

٥٤ و اگر برای هر مشرک به الله، تمام اموال گران‌‌بهایی که در زمین است می‌‌بود به‌‌طور قطع آن را در مقابل آزادی خود از عذاب الله می‌‌داد اگر به او اجازه داده می‌‌شد که با آن خود را آزاد کند، و مشرکان وقتی‌‌که عذاب روز قیامت را مشاهده کنند پشیمانی بر کفرشان را پنهان می‌‌دارند، و الله میان آنها به عدالت داوری می‌‌کند، درحالی‌‌که مورد ستم قرار نمی‌‌گیرند، و فقط در قبال اعمال‌‌شان مجازات می‌‌شوند.

﴿أَلا إِنَّ لِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَلاَ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُون [يونس: ٥٥]

٥٥ بدانید که فرمانروایی آنچه در آسمان‌‌ها و آنچه در زمین است فقط از آنِ الله است، بدانید که وعدۀ الله مبنی بر کیفر کافران بدون تردید واقع‌‌ شدنی است، و اما بیشتر آنها این امر را نمی‌‌دانند و در آن شک می‌‌کنند.

﴿هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُون [يونس: ٥٦]

٥٦ او سبحانه مردگان را برمی‌‌انگیزاند، و زندگان را می‌‌میراند، و در روز قیامت فقط به‌‌سوی او بازگردانیده می‌‌شوید، آن‌‌گاه شما را در قبال اعمال‌‌تان مجازات می‌‌کند.

﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِين [يونس: ٥٧]

٥٧ ای مردم، قرآن نزدتان آمده است که در آن یادآوری و ترغیب و ترهیب است، و درمانی است برای بیماری شک و دو دلی که در دل‌‌های‌‌تان وجود دارد، و راهنمایی است به‌‌سوی راه حق، و در آن رحمتی است برای مؤمنان، زیرا از آن بهره‌‌مند می‌‌شوند.

﴿قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُون [يونس: ٥٨]

٥٨ - ای رسول- به مردم بگو: قرآن را که محمد‌‌ج‌‌ برای‌‌تان آورده است، بخشش و رحمتی از جانب الله بر شماست، پس به فضل الله بر شما و رحمت او تعالی به شما با فرو فرستادن این قرآن شادمان باشید نه به غیر از آن دو؛ پس آنچه محمد‌‌ج‌‌ از جانب پروردگارش برای‌‌تان آورده است بهتر است از بهره نابود شدنی دنیا که جمع می‌‌کنید.

﴿قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ لَكُم مِّن رِّزْقٍ فَجَعَلْتُم مِّنْهُ حَرَامًا وَحَلاَلاً قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُون [يونس: ٥٩]

٥٩ - ای رسول- به این مشرکان بگو: به من از فرو فرستادن روزی‌‌ای که الله بر شما ارزانی داشته است خبر دهید که بر اساس هوس‌‌های‌‌تان در آن عمل کردید، آن‌‌گاه بخشی از آن را حرام قرار دادید، و بخشی از آن را حلال کردید، به آنها بگو: آیا الله در تحلیل آنچه حلال کرده‌‌اید، و تحریم آنچه حرام کرده‌‌اید به شما اجازه داده است، یا اینکه بر او تعالی دروغ می‌‌بندید؟!

﴿وَمَا ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَشْكُرُون [يونس: ٦٠]

٦٠ و کسانی‌‌که بر الله دروغ بستند گمان می‌‌برند که در روز قیامت چه چیزی بر آنها واقع شود؟! آیا گمان می‌‌برند که آمرزیده می‌‌شوند؟! دریغا، همانا الله دارای بخشش زیادی بر مردم است که به آنها مهلت می‌‌دهد و کیفرشان را به تعجیل نمی‌‌اندازد، و اما بیشتر آنها نعمت‌‌های الله بر خودشان را انکار می‌‌کنند و شکر آن را به جای نمی‌‌آورند.

﴿وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّكَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِين [يونس: ٦١]

٦١ و -ای رسول- در هیچ‌‌یک از امور مشغول نمی‌‌باشی، و چیزی از قرآن نمی‌‌خوانی، و -ای مؤمنان- هیچ عملی انجام نمی‌‌دهید مگر اینکه شما را می‌‌بینیم و از شما آگاه هستیم، و سخن‌‌تان را می‌‌شنویم آن‌‌گاه که بی‌‌پروا عملی را آغاز می‌‌کنید، و به وزن ذره‌‌ای و نه کوچک‌‌تر و نه بزرگ‌‌تر از وزن آن، در آسمان یا در زمین، از علم پروردگارت پنهان نمی‌‌ماند، مگر اینکه در کتابی روشن که هیچ کوچک و بزرگی را به جای نمی‌‌گذارد مگر آن را برمی‌‌شمارد، ثبت شده است.

برخی فواید آیات:

بزرگی عذابی که در انتظار مشرکان به الله است؛ تا جایی‌‌که دفع آن را با تمام آنچه در زمین است آرزو می‌‌کنند، و هرگز از آنها پذیرفته نمی‌‌شود.

قرآن، به‌‌سبب هدایت‌‌ها و دلایل عقلی و نقلی‌‌ای که دارد، شفای مؤمنان از بیماری‌‌های شهوات و شبهات است.

مؤمن، از میان نعمت‌‌های دنیوی فقط باید به دو نعمت اسلام و ایمان دلخوش باشد.

مراقبت دقیق الله از بندگانش و اعمال و اندیشه‌‌ها و نیت‌‌های‌‌شان.|

﴿أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون [يونس: ٦٢]

٦٢ بدانید که بر دوستان الله هیچ ترسی از صحنه‌‌های هولناک قیامت که در پیش رو دارند، نیست، و به خاطر نعمت‌‌های دنیوی که از دست داده‌‌اند اندوهگین نیستند.

﴿الَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُون [يونس: ٦٣]

٦٣ این دوستان الله، همان کسانی هستند که به ایمان به الله و رسولش متصف بودند، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی می‌‌ترسیدند.

﴿لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ لاَ تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم [يونس: ٦٤]

٦٤ از جانب پروردگارشان در دنیا برای آنها مژده است به وسیله رؤیای صالحه یا ستایش آنها توسط مردم، و از جانب فرشتگان هنگام قبض ارواح‌‌شان، و پس از مرگ و در حشر، برای‌‌شان مژده است. و در آنچه که الله به آنها وعده داده است تغییری نیست. این پاداش همان رستگاری بزرگ است؛ زیرا در بردارندۀ دستیابی به مطلوب، و نجات از ترس و هلاکت است.

﴿وَلاَ يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمِيعًا هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم [يونس: ٦٥]

٦٥ و -ای رسول- به‌‌سبب طعن و عیب‌‌جویی در دینت که اینها می‌‌گویند اندوه مدار، زیرا تمام پیروزی و چیرگی برای الله است، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد، او تعالی سخنان‌‌شان را می‌‌شنود، از اعمال‌‌شان آگاه است، و به‌‌زودی آنها را در قبال سخنان و اعمال‌‌شان مجازات خواهد کرد.

﴿أَلا إِنَّ لِلّهِ مَن فِي السَّمَاوَات وَمَن فِي الأَرْضِ وَمَا يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ شُرَكَاء إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُون [يونس: ٦٦]

٦٦ بدانید که مالکیّت و فرمانروایی تمام ساکنانِ آسمان‌‌ها و زمین فقط از آنِ الله است. و مشرکان که شریکان را به جای الله عبادت می‌‌کنند از چه چیزی پیروی می‌‌کنند؟! آنها در حقیقت جز از شک پیروی نمی‌‌کنند، و در اینکه شریکان را به الله نسبت می‌‌دهند جز دروغ نمی‌‌گویند، الله از سخن آنها بسیار برتر است.

﴿هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُواْ فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُون [يونس: ٦٧]

٦٧ - ای مردم- او تعالی، تنها ذاتی است که شب را برای‌‌تان قرار داد تا در آن از حرکت و خستگی آرام بگیرید، و روز را به عنوان روشنایی‌‌ دهنده‌‌ای قرار داد تا در آن برای تحصیل معاش‌‌تان بکوشید. همانا در این امر دلایل واضحی است برای مردمی که به قصد عبرت‌‌گیری و پذیرش می‌‌شنوند.

﴿قَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَـذَا أَتقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُون [يونس: ٦٨]

٦٨ گروهی از مشرکان گفتند: الله فرشتگان را دخترانی برای خود برگزیده است، الله از این سخن‌‌شان پاک است، زیرا او سبحانه از تمام مخلوقاتش بی‌‌نیاز است، فرمانروایی آنچه در آسمان‌‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست. - ای مشرکان- شما دلیلی بر این سخن‌‌تان ندارید. آیا بدون دلیل سخن بزرگی را بر الله به دروغ می‌‌بندید- آن‌‌گاه که به او فرزند نسبت می‌‌دهید- که حقیقتش را نمی‌‌دانید؟!

﴿قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُون [يونس: ٦٩]

٦٩ - ای رسول- به آنها بگو: همانا کسانی‌‌که با نسبت دادن فرزند به الله بر او تعالی دروغ می‌‌بندند به آنچه می‌‌خواهند دست نمی‌‌یابند، و از آنچه می‌‌ترسند رهایی نمی‌‌یابند.

﴿مَتَاعٌ فِي الدُّنْيَا ثُمَّ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ الْعَذَابَ الشَّدِيدَ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُون [يونس: ٧٠]

٧٠ پس نباید به آنچه از خوشی‌‌ها و نعمت‌‌های دنیا که از آن بهره‌‌مند می‌‌شوند فریب بخورند، زیرا متاعی اندک و نابود شدنی است، سپس بازگشت آنها در روز قیامت به‌‌سوی ماست، آن‌‌گاه به‌‌سبب کفرشان به الله و تکذیب رسولش توسط آنها، عذابی سخت را بر آنها می‌‌چشانیم.

برخی فواید آیات:

دوستی الله برای کسی است که به او ایمان آوَرَد، اوامرش را اجرا کند، از نواهی‌‌اش اجتناب و از رسولش پیروی کند، و دوستان الله همان ایمان‌‌ آورندگان به روز قیامت هستند، و بشارت در دنیا یا با رؤیای صالحه یا هنگام مرگ برای‌‌شان است.

تمام عزت فقط از آنِ الله است، زیرا او مالک الملک است، و آنچه به جای الله عبادت شود حقیقتی ندارد.

تشویق بر تفکر در آفرینش الله؛ زیرا این کار به ایمان به او تعالی و توحیدش منجر می‌‌شود.

حرمت دروغ بر الله، و اینکه صاحبش هرگز رستگار نمی‌‌شود، و بزرگ‌‌ترین دروغ، نسبت‌‌ دادن فرزند به او سبحانه است.|

﴿* وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَاقَوْمِ إِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُم مَّقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللّهِ فَعَلَى اللّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَيَّ وَلاَ تُنظِرُون [يونس: ٧١]

٧١ و -ای رسول- بر این مشرکان تکذیب‌‌ کننده، قصۀ نوح÷ را حکایت کن آن‌‌گاه که به قومش گفت: ای قوم من، اگر ماندن من در میان شما برای‌‌تان دشوار شده است، و یادآوری آیات الله توسط من و اندرزم بر شما مشقت‌‌آور گشته است، و بر قتل من تصمیم گرفته‌‌اید، در از بین بردن نیرنگ‌‌تان، فقط بر الله توکل کرده‌‌ام، پس کارتان را استوار گردانید، و بر نابودی من تصمیمِ قاطع بگیرید، و معبودهای‌‌تان را در دعا بخوانید تا در این کار به شما کمک کنند، تا نیرنگ‌‌تان پنهان و مبهم نباشد، سپس بعد از اینکه بر کشتن من برنامه‌‌ریزی کردید آنچه را که پنهان می‌‌دارید اجرا کنید، و یک لحظه کارم را به تأخیر نیندازید.

﴿فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِين [يونس: ٧٢]

٧٢ پس اگر از دعوت من روی گرداندید بدانید که من در قبال تبلیغ رسالت پروردگارم به شما پاداشی از شما درخواست نکرده‌‌ام، پاداش من جز بر الله نیست، چه به من ایمان آورید، یا کفر ورزید، و الله به من فرمان داده است تا با طاعت و عمل صالح از گردن ‌‌نهندگان به او باشم.

﴿فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلاَئِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِين [يونس: ٧٣]

٧٣ پس قومش او را تکذیب کردند، و او را تصدیق نکردند، آن‌‌گاه او و همراهان مؤمنش را در کشتی نجات دادیم، و آنها را جانشین کسانی‌‌که قبل از آنها بودند گرداندیم، و کسانی را که آیات و دلایلی را که آورده بود تکذیب کردند با طوفان نابود کردیم، پس -ای رسول- بنگر که سرانجام قومی که نوح÷ آنها را انذار داد، و ایمان نیاوردند چگونه بود.

﴿ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِ رُسُلاً إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاؤُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانُواْ لِيُؤْمِنُواْ بِمَا كَذَّبُواْ بِهِ مِن قَبْلُ كَذَلِكَ نَطْبَعُ عَلَى قُلوبِ الْمُعْتَدِين [يونس: ٧٤]

٧٤ سپس بعد از مدت زمانی، پس از نوح رسولانی به‌‌سوی اقوام‌‌شان فرستادیم، آن‌‌گاه رسولان آیات و دلایل را برای امت‌‌های‌‌شان آوردند، اما آنها به‌‌سبب اصرار قبلی‌‌شان بر تکذیب رسولان، اراده‌‌ای برای ایمان‌‌ آوردن نداشتند، پس الله بر دل‌‌های‌‌شان مُهر نهاد. مانند این مُهر که بر دل‌‌های پیروان رسولان گذشته نهادیم، در هر زمان و مکانی بر دل‌‌های کافرانی که با کفر از حدود الله می‌‌گذرند مُهر می‌‌نهیم.

﴿ثُمَّ بَعَثْنَا مِن بَعْدِهِم مُّوسَى وَهَارُونَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ بِآيَاتِنَا فَاسْتَكْبَرُواْ وَكَانُواْ قَوْمًا مُّجْرِمِين [يونس: ٧٥]

٧٥ سپس بعد از گذشت مدت زمانی پس از این رسولان، موسی و برادرش هارون را به‌‌سوی فرعون پادشاه مصر و بزرگان قومش فرستادیم، آن دو را با آیات دلالت‌‌ کننده بر راستگویی‌‌شان فرستادیم، اما از ایمان به آنچه که این دو آورده بودند سر باز زدند، و مردمی جنایتکار بودند؛ چون به الله کفر ورزیدند و رسولانش را تکذیب کردند.

﴿فَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ إِنَّ هَـذَا لَسِحْرٌ مُّبِين [يونس: ٧٦]

٧٦ آن‌‌گاه چون دینی که موسی و هارون آوردند نزد فرعون و بزرگان قومش آمد، در مورد نشانه‌‌هایش که بر راستگویی آنچه موسی آورده بود دلالت می‌‌کرد گفتند: همانا سحری آشکار است، و حقیقت ندارد.

﴿قَالَ مُوسَى أَتقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءكُمْ أَسِحْرٌ هَـذَا وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُون [يونس: ٧٧]

٧٧ موسی برای اعتراض سخت بر آنها گفت: آیا در مورد حق، آن‌‌گاه که نزدتان آمد می‌‌گویید: سحر است؟! هرگز، سحر نیست، و همانا من می‌‌دانم که ساحر هرگز رستگار نمی‌‌شود، پس چگونه می‌‌توانم آن را انجام دهم؟!

﴿قَالُواْ أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا وَتَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِيَاء فِي الأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِين [يونس: ٧٨]

٧٨ قوم فرعون این‌‌گونه به موسی÷ پاسخ دادند: آیا این سحر را برایمان آورده‌‌ای تا ما را از دینی که پدرانمان را بر آن یافتیم بازداری، و فرمانروایی برای تو و برادرت باشد؟ و -ای موسی و هارون- ما به نفع شما اقرار نمی‌‌کنیم که شما دو تن، رسولانی هستید که به‌‌سوی ما فرستاده شده‌‌اید.

برخی فواید آیات:

سلاح مؤمن در رویارویی با دشمنانش، توکل بر الله است.

اصرار بر کفر و تکذیب رسولان‌‌ﻹ‌‌ موجب زدن مُهر بر دل‌‌ها می‌‌شود آن‌‌گاه هرگز ایمان نمی‌‌آورند.

دشمنان رسولان‌‌ﻹ‌‌ حالت یکسانی دارند، زیرا آنها همیشه هدایت را به سحر یا دروغ توصیف می‌‌کنند.

ساحر هرگز رستگار نمی‌‌شود.|

﴿وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيم [يونس: ٧٩]

٧٩ و فرعون به قومش گفت: هر ساحر دانا و استاد به سحر را نزدم بیاورید.

﴿فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُون [يونس: ٨٠]

٨٠ پس چون ساحران را نزد فرعون آوردند موسی÷ با اطمینان به پیروزی خویش بر آنها به ایشان گفت: - ای ساحران- سِحرِتان را بیندازید.

﴿فَلَمَّا أَلْقَواْ قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللّهَ لاَ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِين [يونس: ٨١]

٨١ پس وقتی سحرشان را انداختند موسی÷ به آنها گفت: آنچه را که شما آشکار ساختید همان سحر است، در حقیقت الله به‌‌زودی آنچه را که انجام دادید باطل و بدون اثر می‌‌گرداند، همانا شما با سحرتان در زمین فساد برپا می‌‌کنید، و الله عمل کسی را که فسادکار باشد اصلاح نمی‌‌گرداند.

﴿وَيُحِقُّ اللّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُون [يونس: ٨٢]

٨٢ و الله حق را ثابت می‌‌گرداند، و آن را با کلمات قَدَری خویش، و با دلایلی و براهینی که در کلمات شرعی او تعالی است قدرت می‌‌دهد، هر چند کافران مجرمِ خاندان فرعون این کار را نپسندند.

﴿فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن يَفْتِنَهُمْ وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِين [يونس: ٨٣]

٨٣ آن قوم بر رویگردانی تصمیم گرفتند، و - با وجود آیات آشکار و دلایل روشنی که موسی÷ آورده بود- به او ایمان نیاوردند، مگر جوانانی از قومش بنی‌‌اسرائیل، با وجود اینکه از فرعون و بزرگان قومش می‌‌ترسیدند که در صورت آشکار شدن کارشان، آنها را با شکنجه و عذاب از ایمان‌‌شان برگردانند، و همانا فرعون بر مصر و ساکنانش گردنکش و مستبد بود، و در کفر و کشتن و شکنجه ‌‌کردن بنی‌‌اسرائیل از متجاوزان از حد بود.

﴿وَقَالَ مُوسَى يَاقَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِين [يونس: ٨٤]

٨٤ و موسی÷ به قومش گفت: ای قوم من، اگر واقعا به الله ایمان آورده‌‌اید، پس فقط بر الله توکل کنید اگر مسلمان هستید، زیرا توکل بر الله آسیب را از شما دفع می‌‌کند، و خیر را برای‌‌تان فراهم می‌‌آورد.

﴿فَقَالُواْ عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنَا رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِين [يونس: ٨٥]

٨٥ پس سخن موسی÷ را پذیرفتند، آن‌‌گاه گفتند: فقط بر الله توکل کردیم، پروردگارا ستمکاران را بر ما مسلط نگردان، تا با شکنجه و قتل و فریب ما را در دینمان به فتنه بیندازند.

﴿وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِين [يونس: ٨٦]

٨٦ - پروردگارا- ما را به رحمت خویش از دستان قوم کافر فرعون نجات بده، که ما را به بردگی کشانده‌‌اند و با شکنجه و قتل به ما آزار رسانده‌‌اند.

﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَأَخِيهِ أَن تَبَوَّءَا لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتًا وَاجْعَلُواْ بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِين [يونس: ٨٧]

٨٧ و به موسی و برادرش هارون وحی کردیم که برای قوم‌‌تان خانه‌‌هایی برای عبادت الله به یگانگی، انتخاب کنید و برگیرید، و خانه‌‌های‌‌تان را رو به جهت قبله (بیت‌‌المقدس) بگردانید، و نماز را به صورت کامل برپا دارید، و -ای موسی- مؤمنان را به یاری و تأیید آنها توسط الله، و نابودی دشمنانشان، و جانشین ‌‌گرداندن‌‌شان در زمین خبر بده.

﴿وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلأهُ زِينَةً وَأَمْوَالاً فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُواْ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيم [يونس: ٨٨]

٨٨ و موسی÷ گفت: پروردگارا، تو به فرعون و سران قومش از زینت‌‌ها و زرق و برق‌‌های دنیا داده‌‌ای، و اموالی در این زندگی دنیا به آنها داده‌‌ای، آن‌‌گاه در قبال آنچه که به آنها داده‌‌ای از تو سپاس‌‌گزاری نکردند، بلکه آن‌‌ها را برای گمراه‌‌ کردن از راه تو به کار گرفتند، پروردگارا، اموال‌‌شان را محو و نابود کن، و دل‌‌های‌‌شان را سخت گردان، تا ایمان نیاورند مگر وقتی عذاب رنج‌‌آور را مشاهده می‌‌کنند که آن‌‌گاه ایمان‌‌شان نفعی به آنها نمی‌‌رساند.

برخی فواید آیات:

سزاوار است که مؤمن قوی، بر الله و یاری‌‌اش اعتماد و بر او تعالی توکل کند.

بیان اهمیت دعا، و اینکه از صفات توکل‌‌ کنندگان است.

تأکید بر اهمیت نماز و وجوب برپایی آن در تمام ادیان آسمانی و در تمام احوال.

مشروعیت دعا علیه ستمگر.|

﴿قَالَ قَدْ أُجِيبَت دَّعْوَتُكُمَا فَاسْتَقِيمَا وَلاَ تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُون [يونس: ٨٩]

٨٩ الله فرمود: - ای موسی و هارون- دعای شما علیه فرعون و سران قومش را اجابت کردم، پس بر دین‌‌تان استوار باشید، و از آن به‌‌سوی پیروی راه گمراهانی که راه حق را نمی‌‌دانند منحرف نشوید.

﴿* وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلِـهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِين [يونس: ٩٠]

٩٠ و عبور از دریا را پس از شکافتن آن بر بنی‌‌اسرائیل فراهم ساختیم تا اینکه سالم از آن گذشتند، پس فرعون و لشکریانش از روی ستم و تجاوز به آنها ملحق شدند، تا اینکه دریا بر او به‌‌هم بسته شد، و غرق او را فرا گرفت، و از نجات ناامید شد. در آن هنگام گفت: ایمان آوردم به اینکه معبود برحقی جز ذاتی‌‌که بنی‌‌اسرائیل به او ایمان آوردند نیست، و من با طاعت از گردن ‌‌نَهَندگان به الله هستم.

و چون مشاهدۀ مرگ، مانع پذیرش توبه بود، الله تعالی فرمود:

﴿آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِين [يونس: ٩١]

٩١ آیا اکنون و پس از ناامیدی از زندگی ایمان می‌‌آوری؟! درحالی‌‌که -ای فرعون- قبل از نزول عذاب با کفر به الله، و بازداشتن از راهش، از او تعالی نافرمانی کردی، و به‌‌سبب اینکه خودت و دیگران را گمراه ساختی از فسادکاران بودی.

﴿فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُون [يونس: ٩٢]

٩٢ پس -ای فرعون- امروز تو را از دریا بیرون می‌‌آوریم، و تو را در زمین مرتفعی قرار می‌‌دهیم؛ تا کسانی‌‌که پس از تو می‌‌آیند از تو عبرت بگیرند، و همانا بسیاری از مردم از حجت‌‌ها و دلایل قدرت ما غافل هستند، و در آن تفکر نمی‌‌کنند.

﴿وَلَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ فَمَا اخْتَلَفُواْ حَتَّى جَاءهُمُ الْعِلْمُ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُون [يونس: ٩٣]

٩٣ و به‌‌راستی‌‌که بنی‌‌اسرائیل را در منزلی پسندیده و مکانی راضی کننده در سرزمین مبارک شام فرود آوردیم، و از رزق حلال و پاک به آنها روزی دادیم، پس در امر دین‌‌شان اختلاف نکردند تا اینکه قرآن که تصدیق‌‌ کنندۀ صفات نیکوی محمد‌‌ج‌‌ است که در تورات خوانده‌‌اند نزدشان آمد، پس وقتی‌‌که آن را انکار کردند سرزمین‌‌شان به زور از آنها گرفته شد. - ای رسول- همانا پروردگار تو در آنچه که اختلاف می‌‌کردند در روز قیامت میان آنها داوری می‌‌کند، آن‌‌گاه به هر یک از حق‌‌دار و دروغ‌‌ پرداز آنها جزایی را که مستحق آن است می‌‌دهد.

﴿فَإِن كُنتَ فِي شَكٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُونَ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءكَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِين [يونس: ٩٤]

٩٤ پس -ای رسول- اگر از حقیقت قرآن که به‌‌سوی تو نازل کرده‌‌ایم در شک و تردید هستی، از یهودیانی که ایمان آورده‌‌اند و تورات را می‌‌خواندند، و از مسیحیانی که انجیل را می‌‌خواندند بپرس، آن‌‌گاه به تو خبر خواهند داد که آنچه بر تو نازل شده است حق است؛ چون توصیف آن را در کتاب‌‌های‌‌شان می‌‌یابند، به‌‌راستی حقی که هیچ تردیدی در آن نیست از جانب پروردگار تو برایت آمده است، پس از تردید کنندگان نباش.

﴿وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِين [يونس: ٩٥]

٩٥ و از کسانی نباش که دلایل و برهان‌‌های الله را تکذیب کردند که در این صورت از زیانکارانی خواهی بود که به‌‌سبب کفرشان با قراردادن خودشان در معرض نابودی به خویشتن ضرر رساندند، و تمام این ترساندن برای بیان خطر زیاد شک و تکذیب است، وگرنه پیامبر‌‌ج‌‌ معصوم است از اینکه ذره‌‌ای از این امر از او سر بزند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُون [يونس: ٩٦]

٩٦ همانا کسانی‌‌که حکم الله در مورد آنها ثابت شده است که به‌‌سبب اصرارشان بر کفر در حال کفر می‌‌میرند هرگز ایمان نمی‌‌آورند.

﴿وَلَوْ جَاءتْهُمْ كُلُّ آيَةٍ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيم [يونس: ٩٧]

٩٧ هر چند هر آیۀ شرعیه یا کونیه برای‌‌شان بیاید تا اینکه عذاب رنج‌‌آور را مشاهده کنند، پس هنگامی‌‌که ایمان نفعی به آنها نمی‌‌رساند ایمان می‌‌آورند.

برخی فواید آیات:

وجوب پایداری در دین، و پیروی نکردن از راه مجرمان.

توبۀ کسی‌‌که روحش در حال گرفته‌‌ شدن باشد، یا عذاب را مشاهده کند پذیرفته نمی‌‌شود.

یهودیان و نصاری از صفات پیامبر‌‌ج‌‌ آگاه بودند، اما تکبر و دشمنی، آنها را از ایمان بازداشت.|

﴿فَلَوْلاَ كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلاَّ قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُواْ كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الخِزْيِ فِي الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِين [يونس: ٩٨]

٩٨ واقع نشده است که یکی از قریه‌‌هایی که به‌‌سوی آنها رسولان‌‌مان را فرستاده‌‌ایم قبل از مشاهدۀ عذاب، ایمانی معتبر بیاورد، آن‌‌گاه ایمان‌‌شان به‌‌سبب اینکه قبل از مشاهدۀ عذاب ایمان آورده باشند، به آنها فایده برساند مگر قوم یونس÷ آن‌‌گاه که ایمانی راستین آوردند که عذاب ذلت و خواری در زندگی دنیا را از آنها برداشتیم، و آنها را تا زمان سپری ‌‌شدن طول عمرهای‌‌شان بهره‌‌مند ساختیم.

﴿وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِين [يونس: ٩٩]

٩٩ و -ای رسول- اگر پروردگارت ایمان تمام ساکنان زمین را می‌‌خواست به‌‌طور قطع همگی ایمان می‌‌آورند، اما او تعالی از روی حکمتی این امر را نخواسته است، پس به عدالت خویش هرکس را که بخواهد گمراه می‌‌سازد، و به فضل خویش هرکس را که بخواهد هدایت می‌‌کند، در نتیجه از توان تو خارج است که مردم را مجبور سازی ایمان بیاورند، زیرا توفیق آنها به ایمان فقط به دست الله است.

﴿وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُون [يونس: ١٠٠]

١٠٠ پس برای هیچ‌‌کس سزاوار نیست که از نزد خودش بدون اینکه الله به او اجازه دهد ایمان بیاورد، زیرا ایمان جز به ارادۀ او تعالی واقع نمی‌‌شود، پس از روی افسوس بر آنها خودت را نابود نکن، و الله عذاب و خواری را بر کسانی‌‌که حجت‌‌ها و اوامر و نواهی او تعالی را درک نمی‌‌کنند قرار می‌‌دهد.

﴿قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُون [يونس: ١٠١]

١٠١ - ای رسول- به مشرکانی که از تو نشانه‌‌هایی می‌‌خواهند بگو: بنگرید که در آسمان‌‌ها و زمین چه چیزی است از نشانه‌‌های دلالت ‌‌کننده بر وحدانیت و قدرت او، و فرو فرستادن آیات و حجت‌‌ها و رسولان به قومی‌‌که به دلیل اصرارشان بر کفر، تمایل و آمادگی ایمان ‌‌آوردن را ندارند نفعی نمی‌‌رساند.

﴿فَهَلْ يَنتَظِرُونَ إِلاَّ مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِهِمْ قُلْ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِين [يونس: ١٠٢]

١٠٢ پس آیا این تکذیب ‌‌کنندگان جز مانند وقایعی که الله بر امت‌‌های تکذیب ‌‌کنندۀ پیشین واقع کرده است انتظار می‌‌برند؟! -ای رسول- به آنها بگو: عذاب الله را انتظار بکشید، همانا من همراه شما از منتظران وعدۀ پروردگارم هستم.

﴿ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُواْ كَذَلِكَ حَقًّا عَلَيْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِين [يونس: ١٠٣]

١٠٣ سپس عذاب را بر آنها نازل می‌‌کنیم، و رسولان را نجات می‌‌دهیم، و کسانی را که ایمان آورده‌‌اند همراه آنها نجات می‌‌دهیم، پس مصیبتی که به قوم‌‌شان رسید به آنها نمی‌‌رسانیم، چنان‌‌که این رسولان و مؤمنان همراه آنها را نجات دادیم، رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ و مؤمنان همراهش را نجات می‌‌دهیم چون نجات آنها حقی ثابت برعهدۀ ما است.

﴿قُلْ يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي شَكٍّ مِّن دِينِي فَلاَ أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِنْ أَعْبُدُ اللّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِين [يونس: ١٠٤]

١٠٤ - ای رسول- بگو: ای مردم، اگر از دین من که شما را به‌‌سوی آن دعوت می‌‌کنم و همان دین توحید است در تردید هستید، بدانید که من بر فساد دین شما یقین دارم پس از آن پیروی نمی‌‌کنم، و کسانی را که شما غیر از الله عبادت می‌‌کنید عبادت نمی‌‌کنم، و اما من، الله را عبادت می‌‌کنم، یعنی همان ذاتی‌‌‌‌که شما را می‌‌میراند و به من فرمان داده که از مؤمنانی باشم که دین را برای او خالص می‌‌گردانند.

﴿وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِين [يونس: ١٠٥]

١٠٥ و همچنین به من دستور داده که بر دین حق مراقبت کنم، و با رویگردانی از تمام ادیان به‌‌سوی دین اسلام، بر آن ایستادگی و مقاومت کنم، و مرا نهی کرده از اینکه از مشرکان به او باشم.

﴿وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِين [يونس: ١٠٦]

١٠٦ و -ای رسول- به جای الله، تندیس‌‌ها و بت‌‌ها و غیر آنها را که مالک هیچ نفع و زیانی نیستند در دعا نخوان تا به تو نفع یا زیان برسانند، پس اگر آنها را عبادت کنی به‌‌طور قطع از ستمکارانی خواهی بود که از حق الله و حق خودشان می‌‌گذرند.

برخی فواید آیات:

ایمان، سبب بالا بردن صاحبش به درجات بالا و بهره‌‌مندی در زندگی دنیا است.

هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند کسی را به ایمان آوردن وادار کند؛ زیرا این کار فقط به ارادۀ الله بازمی‌‌گردد.

کسی‌‌که بر کفر اصرار ورزد و بر آن مداومت کند، آیات و انذارها به او نفع نمی‌‌رسانند.

وجوب استقامت بر دین حق، و دوری هرچه تمام‌‌تر از شرک و ادیان باطل.|

﴿وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلاَ رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصَيبُ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم [يونس: ١٠٧]

١٠٧ و -ای رسول- اگر الله مصیبتی به تو برساند، و بخواهی آن را از خودت دفع کنی، برای این امر هیچ بازدارنده‌‌ای جز او سبحانه نیست، و اگر گشایشی برای تو بخواهد هیچ‌‌کس نیست که بخشش او را بازگردانَد، بخشش خویش را به هر یک از بندگانش که بخواهد می‌‌رساند، و هیچ اجبار کننده‌‌ای برای او نیست، و او تعالی نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿قُلْ يَاأَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِوَكِيل [يونس: ١٠٨]

١٠٨ - ای رسول- بگو: ای مردم، قرآن که از جانب پروردگار شما نازل شده برای‌‌تان آمده است، پس هرکس هدایت یابد و به آن ایمان آورد نفع آن به خودش بازمی‌‌گردد؛ زیرا الله از طاعت بندگانش بی‌‌نیاز است، و هرکس گمراه گردد به‌‌طور قطع اثر گمراهی‌‌اش فقط به خودش می‌‌رسد، زیرا نافرمانی بندگان الله، به او تعالی زیانی نمی‌‌رساند، و من محافظت کننده شما نیستم که اعمال‌‌تان را حفظ کنم، و شما را در قبال آن محاسبه گردانم.

﴿وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّىَ يَحْكُمَ اللّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِين [يونس: ١٠٩]

١٠٩ و -ای رسول- آنچه را که پروردگارت به تو وحی می‌‌کند پیروی و به آن عمل کن، و در برابر آزارِ کسانی از قومت که با تو مخالفت کنند، و بر تبلیغ آنچه به تبلیغ آن فرمان یافته‌‌ای شکیبایی کن، و بر آن ادامه بده تا الله در مورد آنها به حکم خویش مبنی بر پیروزی تو بر آنها در دنیا و عذاب آنها در آخرت اگر بر کفرشان بمیرند، داوری کند.

سوره هود

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان راه روشن رسولان‌‌‌‌ در رویارویی با اقوام تکذیب‌‌ کننده‌‌شان.

تفسیر:

﴿الَر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِير [هود: ١]

١ ﴿الٓر سخن در مورد حروف مشابه این حروف در آغاز سورۀ بقره بیان شد. قرآن کتابی است که آیاتش از نظر نظم و معنا استحکام یافته است، چنان‌‌که هیچ خلل و نقصانی در آن مشاهده نمی‌‌کنی، سپس از جانب ذاتی‌‌که در تدبیر و تشریعش بسیار داناست، و از احوال و مصالح بندگانش بسیار آگاه است، با ذکر حلال و حرام و امر و نهی و وعد و وعید و قصص و مانند آن بیان شده است.

﴿أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنَّنِي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِير [هود: ٢]

٢ آیات نازل ‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌ این مضامین را دربردارد: نهی بندگان از اینکه غیر الله را همراه او تعالی عبادت کنند، - ای مردم- همانا من ترسانندۀ شما از عذاب الله هستم اگر به او کفر ورزید و از او نافرمانی کنید، و مژده ‌‌دهندۀ شما به پاداش او تعالی هستم اگر به او ایمان آورید و به شریعتش عمل کنید.

﴿وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِير [هود: ٣]

٣ و -ای مردم- آمرزش گناهان‌‌تان را از پروردگارتان بخواهید، و با پشیمانی از آنچه در راه او کوتاهی کرده‌‌اید به‌‌سوی او بازگردید، که شما را در زندگی دنیایی‌‌تان تا پایان عمرتان که سررسیدی مشخص دارد از کالایی نیکو بهره‌‌مند سازد، و به هرکس که دارای افزوده‌‌ای در طاعت و عمل باشد جزای افزوده‌‌اش را به صورت کامل و بدون کاستی بدهد، و اگر از ایمان به آنچه از جانب پروردگارم آورده‌‌ام روی بگردانید همانا من از عذاب روزی‌‌که صحنه‌‌های هولناک سختی دارد یعنی روز قیامت بر شما می‌‌ترسم.

﴿إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [هود: ٤]

٤ - ای مردم- بازگشت شما در روز قیامت فقط به‌‌سوی الله است، و او سبحانه بر هر چیزی تواناست، هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد، پس زنده‌‌ گردانیدن و حسابرسی شما پس از مرگ و برانگیختن‌‌تان او را ناتوان نمی‌‌سازد.

﴿أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُواْ مِنْهُ أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُور [هود: ٥]

٥ بدانید که این مشرکان به‌‌سبب جهلی که به الله دارند سینه‌‌های‌‌شان را می‌‌گردانند تا شک و تردید موجود در آن را از او تعالی پنهان دارند، بدانید آن‌‌گاه که سرهای‌‌شان را با لباس‌‌های‌‌شان می‌‌پوشانند، الله از آنچه که پنهان و آنچه که آشکار می‌‌کنند آگاه است، به‌‌راستی که او به آنچه سینه‌‌ها نهان می‌‌دارند بسیار داناست.

برخی فواید آیات:

خیر و شر و نفع و ضرر فقط به دست الله است؛ نه غیر او.

وجوب پیروی از قرآن و سنت و شکیبایی در برابر آزارها و انتظار گشایش از جانب الله.

آیات قرآن محکم هستند و هیچ خلل و باطلی در آنها یافت نمی‌‌شود، و احکام در آنها به صورت کاملاً مفصل بیان شده است.

وجوب شتافتن به توبه و پشیمانی بر گناهان برای رسیدن به مطلوب و نجات از ترس و هلاکت.|

﴿* وَمَا مِن دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُّبِين [هود: ٦]

٦ و هیچ مخلوقی نیست که بر روی زمین بجنبد هر اندازه که باشد مگر اینکه الله از روی لطف به او روزی‌‌اش را تضمین کرده است، و او سبحانه محل استقرار او در زمین را می‌‌داند، و از محل مرگش که در آنجا می‌‌میرد آگاه است، پس تمام جنبندگان و روزی‌‌شان و مواضع استقرار و مواضع مرگشان، در کتابی آشکار یعنی لوح محفوظ است.

﴿وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِين [هود: ٧]

٧ و او سبحانه ذاتی است که آسمان‌‌ها و زمین را با وجود گستردگی‌‌اش، و تمام آنچه را در این دو وجود دارد در شش روز آفرید، و قبل از آفرینش آسمان‌‌ها و زمین، عرش او تعالی بر آب بود؛ تا -ای مردم- شما را بیازماید که کدام‌‌یک از شما با انجام آنچه که الله را راضی می‌‌سازد نیکوکارترید، و کدام‌‌یک از شما با انجام آنچه که او تعالی را خشمگین می‌‌سازد بدکارترید، آن‌‌گاه هر یک را به آنچه که استحقاق دارد جزا دهد. و -ای رسول- اگر بگویی: - ای مردم- همانا شما پس از مرگ برانگیخته می‌‌شوید تا مورد محاسبه قرار گیرید به‌‌طور قطع کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند و رستاخیز را انکار کرده‌‌اند خواهند گفت: این قرآن که آن را تلاوت می‌‌کنی جز سحری آشکار نیست، و باطلی است که بطلانش آشکار است.

﴿وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلاَ يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُون [هود: ٨]

٨ و اگر عذاب در زندگی دنیا را از مشرکان که سزاوارش هستند تا روزهای معدودی به تأخیر اندازیم به‌‌طور قطع از روی مسخره این‌‌گونه خواستار تعجیل در آن خواهند شد: چه چیزی عذاب را از ما بازمی‌‌دارد؟ بدانید عذابی که سزاوارش هستند سررسید مشخصی نزد الله دارد، و روزی‌‌که آنها را فراگیرد هیچ بازدارنده‌‌ای نخواهند یافت تا عذاب را از آنها بازدارد، بلکه بر آنها واقع می‌‌شود، و عذابی را که از روی مسخره و ریشخند خواهان تعجیل در آن بودند آنها را احاطه خواهد کرد.

﴿وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُور [هود: ٩]

٩ و اگر از جانب خود نعمتی مانند نعمت سلامتی و ثروت به انسان عطا کنیم، سپس آن نعمت را از او بگیریم به‌‌راستی‌‌که او از رحمت الله بسیار نومید، و در برابر نعمت او تعالی بسیار ناسپاس است، و هرگاه الله نعمت را از او بگیرد آن را فراموش می‌‌کند.

﴿وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُور [هود: ١٠]

١٠ و اگر گشایش در روزی و سلامتی پس از فقر و بیماری‌‌ای که به او رسیده است به او بچشانیم به‌‌طور قطع خواهد گفت: آسیب از من برطرف شد، و زیان از بین رفت، و در قبال این کار شکر الله را به جای نمی‌‌آورد، همانا او از روی ناسپاسی بسیار سَرخوش است، و به آنچه الله بر او ارزانی داشته است در برابر مردم فخر فروشی و مباهات می‌‌کند.

﴿إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَـئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِير [هود: ١١]

١١ مگر کسانی‌‌که در برابر سختی‌‌ها و طاعات و گناهان شکیبایی ورزیده، و اعمال صالح انجام داده‌‌اند، که حال دیگری دارند، چون نه ناامیدی آنها را فرامی‌‌گیرد، و نه ناسپاسی در برابر نعمت‌‌های الله، و نه فخر فروشی بر مردم؛ برای اینها که دارای صفات مذکور هستند آمرزشی از جانب پروردگارشان برای گناهان‌‌شان، و پاداشی بزرگ در آخرت است.

﴿فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَن يَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيل [هود: ١٢]

١٢ - ای رسول- به‌‌سبب رویارویی با کفر و سرسختی و پیشنهاد آیات از سوی آنها - مبادا تبلیغ برخی از آنچه را که الله تو را به تبلیغ آن فرمان داده است و عمل به آن برای‌‌شان دشوار است رها کنی، و مبادا سینه‌‌ات به‌‌سبب تبلیغ آن تنگ گردد به‌‌خاطر اینکه نگویند: چرا گنجی بر او فرو فرستاده نمی‌‌شود تا او را بی‌‌نیاز سازد، یا چرا فرشته‌‌ای همراهش نمی‌‌آید تا او را تصدیق کند، پس به خاطر این کار بخشی از آنچه را که به تو وحی می‌‌شود رها نکنی، زیرا تو فقط انذار دهنده هستی، آنچه الله تو را به تبلیغ آن فرمان داده است ابلاغ کن، و آوردن آیاتی که به تو پیشنهاد می‌‌دهند برعهدۀ تو نیست، و الله بر همه چیز نگهبان است.

برخی فواید آیات:

گستردگی علم الله تعالی و عهده‌‌دار شدن روزی‌‌های مخلوقات توسط او تعالی؛ چه انسان، چه حیوان و چه سایر مخلوقات.

بیان علت آفرینش؛ که همان آزمایش بندگان با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تعالی است.

سزاوار نیست که گناهکاران از اینکه الله تعالی به آنها مهلت می‌‌دهد فریب بخورند، زیرا او تعالی شاید آنها را درحالی‌‌که نمی‌‌دانند بگیرد.

بیان حالت انسان در دو حالت گشایش و سختی، و ستودن موضع مؤمن فرمان‌‌بردار در شکیبایی و شکر.|

﴿أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [هود: ١٣]

١٣ بلکه آیا مشرکان می‌‌گویند: محمد قرآن را ساخته، و از جانب الله وحی نشده است، - ای رسول- برای طلبیدن آنها به مبارزه بگو: پس ده سورۀ ساختگی مانند این قرآن، که ادعا کردید ساختگی است بیاورید و در این کار ملزم به راستگویی نیستید، و هرکس را که می‌‌توانید فراخوانید، تا در این کار به شما یاری رسانند، اگر در این ادعا که قرآن ساختگی است راستگو هستید.

﴿فَإِن|لَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلِ بِعِلْمِ اللّهِ وَأَن لاَّ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُون [هود: ١٤]

١٤ پس اگر به‌‌سبب ناتوانی نتوانستند آنچه را که از آنها طلب می‌‌کنید بیاورند، - ای مؤمنان- به یقین بدانید که قرآن را فقط الله با علم خویش بر رسولش فرو فرستاده است، و ساختگی نیست، و بدانید که معبود برحقی جز الله نیست، پس آیا شما بعد از این دلایل قاطع در برابر او گردن می‌‌نهید؟

﴿مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُون [هود: ١٥]

١٥ و هرکس به عمل خویش زندگی دنیا و کالاهای فانی آن را بخواهد، و آخرت را نجوید، پاداش اعمال‌‌شان را در دنیا برای‌‌شان می‌‌دهیم: سلامتی، و امنیت، و گشایش در روزی، و ذره‌‌ای از پاداش عمل‌‌شان کاسته نمی‌‌شود.

﴿أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُون [هود: ١٦]

١٦ اینها که به این هدف نکوهیده متصف هستند، روز قیامت پاداشی جز جهنم که در آن داخل می‌‌شوند ندارند، و ثواب اعمال‌‌شان از دست‌‌شان رفته است، و اعمال‌‌شان باطل است؛ زیرا پیش از انجام آن، ایمان و هدفی صحیح نداشته‌‌اند، و با آن رضایت الله و سرای آخرت را نخواسته بودند.

﴿أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَـئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُون [هود: ١٧]

١٧ پیامبر محمد‌‌ج‌‌ که برهانی از جانب پروردگار متعالش همراه دارد و گواهی از جانب پروردگارش، یعنی جبریل÷ نیز همراه اوست، و پیش از این، تورات که برای رهبری مردم و رحمت بر آنها بر موسی÷ نازل شده است به نبوت او گواهی می‌‌دهد. او و کسانی‌‌که همراهش ایمان آورده‌‌اند با این کافرانِ غرقِ در گمراهی، یکسان نیستند. آنها به قرآن و به محمد‌‌ج‌‌ که قرآن بر او نازل شده است ایمان می‌‌آورند، و هر یک از پیروان آیین‌‌ها که به او کفر می‌‌ورزد وعده‌‌گاهش در روز قیامت جهنم است، پس -ای رسول- در مورد قرآن و وعده‌‌گاه آنها تردید نکن، زیرا حقیقتی است که تردیدی در آن راه ندارد، و اما بیشتر مردم با وجود انبوهِ دلایل آشکار و براهین روشن ایمان نمی‌‌آورند.

﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أُوْلَـئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأَشْهَادُ هَـؤُلاء الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِين [هود: ١٨]

١٨ و هیچ‌‌کس ستمکارتر از کسی نیست که با نسبت ‌‌دادن شریک یا فرزند به الله دروغی بر او تعالی بسازد، اینها که بر الله دروغ می‌‌بندند در روز قیامت در برابر پروردگارشان عرضه می‌‌شوند تا در مورد اعمال‌‌شان از آنها بپرسد، و فرشتگان و فرستادگان که علیه آنها گواهی می‌‌دهند می‌‌گویند: اینها همان کسانی هستند که با نسبت ‌‌دادن شریک و فرزند به الله بر او تعالی دروغ بستند. بدانید که الله کسانی را که با بستن دروغ بر او تعالی بر خودشان ستم کردند از خود رانده است.

﴿الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُون [هود: ١٩]

١٩ کسانی‌‌که مردم را از راه راست الله بازمی‌‌دارند، و خواهان انحراف از راستی در راه او تعالی هستند تا هیچ‌‌کس آن را نپیماید، همان‌‌ها به رستاخیز پس از مرگ کفر می‌‌ورزند و آن را انکار می‌‌کنند.

برخی فواید آیات:

دعوت مشرکان از سوی الله برای مبارزه؛ در آوردن ده سوره مانند قرآن، و بیان ناتوانی آنها در این کار.

اگر خواستۀ کافر در دنیا به او داده شود، در آخرت، نصیبی جز جهنم ندارد.

بزرگی ستم کسی‌‌که بر الله دروغ ببندد و بزرگی کیفر او در روز قیامت.|

﴿أُولَـئِكَ لَمْ يَكُونُواْ مُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَمَا كَانَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُواْ يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُواْ يُبْصِرُون [هود: ٢٠]

٢٠ اینها که این صفات را دارند نمی‌‌توانند از عذاب الله آن‌‌گاه که بر آنها نازل شود در زمین فرار کنند، و هم‌‌پیمانان و یاورانی غیر از الله ندارند که کیفر الله را از آنها دفع کنند؛ به‌‌سبب اینکه خودشان و دیگران را از راه الله بازداشتند عذاب روز قیامت بر آنها افزوده می‌‌شود. آنها در دنیا توان شنیدن حق و هدایت به قصد پذیرش را نداشتند، و آیات الله در هستی را آن‌‌گونه که برای‌‌شان فایده برساند نمی‌‌دیدند؛ زیرا رویگردانی زیادی از حق داشتند.

﴿أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُون [هود: ٢١]

٢١ اینها همان کسانی هستند که با قرار دادن خودشان در معرض نابودی با انتخاب شریکانی همراه الله به خودشان زیان رساندند، و شریکان و شفیعانی را که ساخته بودند از دست‌‌شان رفته است.

﴿لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأَخْسَرُون [هود: ٢٢]

٢٢ به‌‌درستی آنها در روز قیامت زیانکارترین معامله‌‌کنندگان هستند، چون کفر را جایگزین ایمان، دنیا را جایگزین آخرت، و عذاب را جایگزین رحمت کرده‌‌اند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُواْ إِلَى رَبِّهِمْ أُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ الجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون [هود: ٢٣]

٢٣ همانا کسانی‌‌که به الله و رسولش ایمان آورده‌‌اند، و اعمال صالح انجام داده‌‌اند، و برای الله خضوع و فروتنی کرده‌‌اند، همان‌‌ها ساکنان بهشت هستند، که برای همیشه در آن می‌‌مانند.

﴿* مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأَعْمَى وَالأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً أَفَلاَ تَذَكَّرُون [هود: ٢٤]

٢٤ مَثل دو گروه کافر و مؤمن مانند کوری است که نمی‌‌بیند، و کری که نمی‌‌شنود، و این مثال گروه کافران است که حق را به قصد قبول کردن نمی‌‌شنوند، و آن را به‌‌گونه‌‌ای که به آنها فایده برساند نمی‌‌بینند، و مَثل شنوا و بیناست، که مَثل گروه مؤمنان است که هم می‌‌شنوند و هم می‌‌بینند، آیا این دو گروه حال و صفت یکسانی دارند؟! یکسان نیستند، آیا از یکسان‌‌ نبودن این دو پند نمی‌‌گیرند؟!

و چون رویگردانی مشرکان از ایمان آشکار شد، الله با بیان قصص پیامبران به پیامبرش آرامش داد که او نخستین کسی نیست که تکذیب شده است، پس او سبحانه فرمود:

﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِين [هود: ٢٥]

٢٥ و نوح را به عنوان رسولی به‌‌سوی قومش فرستادیم، آن‌‌گاه به آنها گفت: ای قوم من، همانا من انذار دهنده‌‌ای برای شما از عذاب الله، و بیانگر چیزی هستم که با آن به‌‌سوی شما فرستاده شده‌‌ام.

﴿أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيم [هود: ٢٦]

٢٦ و شما را فرامی‌‌خوانم که تنها الله را عبادت کنید، پس جز او را عبادت نکنید، همانا من از عذاب روزی درد آور بر شما می‌‌ترسم.

﴿فَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قِوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلاَّ بَشَرًا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلاَّ الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِين [هود: ٢٧]

٢٧ آن‌‌گاه بزرگان و سران قومش که کافر بودند گفتند: هرگز فراخوان تو را نمی‌‌پذیریم؛ زیرا تو امتیازی بر ما نداری، چون انسانی مانند ما هستی. آن‌‌گونه که برایمان آشکار است، نمی‌‌بینیم کسی جز افراد پست ما از تو پیروی کرده باشد. و شرف و مال و جایگاه بیشتری هم ندارید که شما را شایسته گرداند تا از شما پیروی کنیم، بلکه گمان می‌‌کنیم که شما در ادعای خویش دروغگو هستید.

﴿قَالَ يَاقَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّيَ وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُون [هود: ٢٨]

٢٨ نوح÷ به آنها گفت: ای قوم من، به من خبر دهید اگر بر برهانی از جانب پروردگارم باشم که به راستگویی من گواهی می‌‌دهد، و ایمان ‌‌آوردن به من را بر شما واجب می‌‌گرداند، و رحمتی از جانب او تعالی که همان نبوت و رسالت است به من عطا شده باشد، و به‌‌سبب جهل شما به آن بر شما پوشیده مانده باشد؛ آیا به زور شما را بر ایمان به آن مجبور می‌‌سازیم و آن را در دل‌‌های‌‌تان وارد می‌‌کنیم؟! توان این کار را نداریم، زیرا ذاتی‌‌که به ایمان هدایت می‌‌کند همان الله است.

برخی فواید آیات:

کافر از شنیدن و دیدنش بهره‌‌ای که منجر به ایمان شود نمی‌‌برد، زیرا برخلاف مؤمن، مانند کسی است که گوش شنوا و چشم بینا از او گرفته شده باشد.

سنت الله در پیروان رسولان‌‌ﻹ‌‌ آن است که آنها به خاطر خالی‌‌ بودن از کبر، و خصومت اشراف و سران با آنها، فقیران و ضعیفان هستند.

تکبر اشراف و بزرگان و تحقیر دیگران در اغلب اوقات توسط آنها.|

﴿وَيَاقَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مَالاً إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَمَا أَنَاْ بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَلَـكِنِّيَ أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُون [هود: ٢٩]

٢٩ و ای قوم من، در قبال تبلیغ رسالت مالی از شما درخواست نمی‌‌کنم، زیرا پاداش من جز بر الله نیست، و مؤمنان فقیری را که خواستار راندن آنها هستید از مجلس خویش دور نمی‌‌کنم، آنها در روز قیامت پروردگارشان را ملاقات می‌‌کنند، و او تعالی پاداش ایمان‌‌شان را به آنها می‌‌دهد، و اما من شما را قومی می‌‌بینم که حقیقت این دعوت را نمی‌‌فهمند چون راندن مؤمنان ضعیف را طلب می‌‌کنید.

﴿وَيَاقَوْمِ مَن يَنصُرُنِي مِنَ اللّهِ إِن طَرَدتُّهُمْ أَفَلاَ تَذَكَّرُون [هود: ٣٠]

٣٠ و ای قوم من، اگر این مؤمنان را از روی ستم و بدون گناه برانم چه کسی عذاب الله را از من دفع می‌‌کند؟ آیا پند نمی‌‌گیرید، و برای آنچه که برای‌‌تان مناسب‌‌تر و سودمندتر است نمی‌‌کوشید؟!

﴿وَلاَ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللّهِ وَلاَ أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلاَ أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلاَ أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَن يُؤْتِيَهُمُ اللّهُ خَيْرًا اللّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِين [هود: ٣١]

٣١ و- ای قوم من- به شما نمی‌‌گویم: گنجینه‌‌های رزق الله نزد من است، که اگر ایمان بیاورید از آن بر شما انفاق کنم، و به شما نمی‌‌گویم: من غیب می‌‌دانم، و به شما نمی‌‌گویم: من از فرشتگان هستم، بلکه من انسانی مانند خودتان هستم، و در مورد فقیرانی که در نظر شما خوار و کوچک به نظر می‌‌رسند نمی‌‌گویم: الله توفیق و هدایت به آنها عطا نمی‌‌کند، الله به نیات و احوال‌‌شان آگاه‌‌تر است، به‌‌راستی که اگر من این موارد را ادعا کنم از ستمکارانی خواهم بود که سزاوار عذاب الله هستند.

﴿قَالُواْ يَانُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتَنِا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِين [هود: ٣٢]

٣٢ آنها از روی آزار و تکبر گفتند: ای نوح، همانا با ما جدال و مناظره کردی، و بسیار هم جدال و مناظره کردی، پس عذابی را که به ما وعده می‌‌دهی برایمان بیاور اگر در ادعای خویش از راستگویان هستی.

﴿قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُم بِهِ اللّهُ إِن شَاء وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِين [هود: ٣٣]

٣٣ نوح÷ به آنها گفت: من عذاب را بر شما نمی‌‌آورم، بلکه فقط الله است که اگر بخواهد آن را بر شما می‌‌آورد، و اگر الله عذاب خویش را بر شما بخواهد نمی‌‌توانید از عذابش فرار کنید.

﴿وَلاَ يَنفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ اللّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُون [هود: ٣٤]

٣٤ و اگر الله به‌‌سبب سرسختی شما بخواهد شما را از راه راست گمراه سازد، و در هدایت یاری نرساند، اندرز و یادآوری من به شما سودی برای‌‌تان نمی‌‌رساند. او پروردگار شماست، و اوست که مالک کارتان است، پس اگر بخواهد شما را گمراه می‌‌سازد، و روز قیامت فقط به‌‌سوی او بازگردانیده می‌‌شود، آن‌‌گاه شما را در قبال اعمال‌‌تان مجازات می‌‌کند.

﴿أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تُجْرَمُون [هود: ٣٥]

٣٥ سبب کفر قوم نوح÷ این بود که آنها ادعا می‌‌کردند نوح÷ این دین را که آورده است بر الله دروغ بسته است، - ای رسول- به آنها بگو: اگر آن را ساخته باشم، کیفر گناهم فقط به دوش خودم است، و ذره‌‌ای از گناه تکذیب شما نیز به دوش نمی‌‌کشم، چون از آن بیزارم.

﴿وَأُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَن يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إِلاَّ مَن قَدْ آمَنَ فَلاَ تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُون [هود: ٣٦]

٣٦ و الله این‌‌گونه به نوح÷ وحی کرد: - ای نوح- جز کسانی‌‌که پیش از این ایمان آورده‌‌اند کسی از قوم تو ایمان نخواهد آورد، پس -ای نوح- به‌‌سبب تکذیب و ریشخندی که در خلال این مدت طولانی مرتکب می‌‌شدند اندوه مدار.

﴿وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُون [هود: ٣٧]

٣٧ و کشتی را زیر نظر ما و تحت حفاظت ما، و به وحی ما که به تو آموزش می‌‌دهیم آن را چگونه بسازی، بساز، و از من نخواه به کسانی‌‌که به‌‌سبب کفر بر خودشان ستم کرده‌‌اند مهلت بدهم، زیرا آنها - بدون تردید- به کیفر اصرارشان بر کفر با طوفان غرق می‌‌شوند.

برخی فواید آیات:

پرهیزکاری دعوتگر به‌‌سوی الله و اینکه فقط از او تعالی امید پاداش دارد.

حرمت راندن مؤمنان فقیر، و وجوب گرامی ‌‌داشتن و احترام آنها.

الله تعالی علم غیب را فقط برای خودش برگزیده است.

مشروعیت جدال و مناظره با کافران.|

﴿وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ قَالَ إِن تَسْخَرُواْ مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنكُمْ كَمَا تَسْخَرُون [هود: ٣٨]

٣٨ آن‌‌گاه نوح÷ از فرمان پروردگارش اطاعت، و شروع به ساختن کشتی کرد، و هرگاه بزرگان و سران قومش بر او می‌‌گذشتند او را مسخره می‌‌کردند؛ چون در حالی کشتی را می‌‌ساخت که در سرزمینش نه آبی بود و نه هیچ رودی، پس چون بارها او را مسخره کردند؛ به آنها گفت: - ای سران- اگر امروزه که کشتی را می‌‌سازیم ما را مسخره می‌‌کنید، همانا ما شما را به خاطر جهل‌‌تان به سرانجام کارتان که غرق ‌‌شدن است مسخره خواهیم کرد.

﴿فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيم [هود: ٣٩]

٣٩ پس به‌‌زودی خواهید دانست که چه کسی را عذابی خوار کننده و تحقیر کننده در دنیا فرا خواهد گرفت، و در روز قیامت عذابی همیشگی و جاویدان بر او فرو فرستاده می‌‌شود.

﴿حَتَّى إِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلاَّ مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلاَّ قَلِيل [هود: ٤٠]

٤٠ و نوح÷ ساختن کشتی‌‌ای را که الله او را به ساختن آن فرمان داده بود به پایان رساند، تا اینکه فرمان ما بر نابودی‌‌شان آمد، و آب از تنوری که در آن نان می‌‌پختند فوران کرد؛ تا اعلامی باشد بر آغاز طوفان؛ به نوح گفتیم: در این کشتی از هر صنف حیوان روی زمین یک جفت سوار کن: نر و ماده، و خانواده‌‌ات را سوار کن جز کسی‌‌که بر غرق‌‌ شدن او حکم رفته است؛ به این سبب که ایمان نیاورد، و کسانی از قومت را که همراه تو ایمان آورده‌‌اند سوار کن، و با وجود طولانی ‌‌بودن مدتی‌‌که در میان آنها ماند و آنها را به‌‌سوی ایمان به الله دعوت می‌‌کرد جز شمار اندکی کسی از قومش ایمان نیاورده بود.

﴿* وَقَالَ ارْكَبُواْ فِيهَا بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَّحِيم [هود: ٤١]

٤١ و نوح÷ به کسانی از خانواده و قومش که ایمان آورده بودند گفت: در کشتی سوار شوید، حرکت کردن کشتی با نام الله است، و لنگر انداختنش نیز با نام الله است، همانا پروردگارم نسبت به گناهان بندگان توبه‌‌کارش آمرزنده، و نسبت به آنها بسیار مهربان است، و از جمله رحمت او تعالی بر مؤمنان این است که آنها را از نابودی نجات داده است.

﴿وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَابُنَيَّ ارْكَب مَّعَنَا وَلاَ تَكُن مَّعَ الْكَافِرِين [هود: ٤٢]

٤٢ و کشتی با مردم و سایر مسافرانش در موجی بزرگ مانند کوه حرکت می‌‌کرد، و نوح÷ از روی مهر پدری به پسر کافرش، که در مکانی جدا از پدر و قومش قرار داشت، این‌‌گونه ندا زد: ای پسرم همراه ما در کشتی سوار شو؛ تا از غرق‌‌ شدن نجات یابی، و همراه کافران مباش، که در این صورت نابودی با غرق که به آنها رسد تو را نیز فرا می‌‌گیرد.

﴿قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاء قَالَ لاَ عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاَّ مَن رَّحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِين [هود: ٤٣]

٤٣ پسر نوح÷ به او گفت: به‌‌زودی به کوهی مرتفع پناه می‌‌برم؛ تا از رسیدن آب به من مرا محافظت کند، نوح÷ به پسرش گفت: امروز هیچ بازدارنده‌‌ای از عذاب الله با غرق‌‌ شدن به‌‌وسیلۀ طوفان نیست مگر الله مهربان و منزّه، به رحمت خویش هرکس را بخواهد، از غرق ‌‌شدن نجات می‌‌دهد، موج میان نوح÷ و پسر کافرش جدایی انداخت، آن‌‌گاه پسرش به‌‌سبب کفر خویش از غرق ‌‌شدگان به‌‌وسیلۀ طوفان بود.

﴿وَقِيلَ يَا|أَرْضُ ابْلَعِي مَاءكِ وَيَا|سَمَاء أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاء وَقُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِين [هود: ٤٤]

٤٤ و الله پس از پایان طوفان به زمین فرمود: ای زمین، آنچه از آب طوفان که بر روی توست فرو بر، و به آسمان فرمود: ای آسمان، خودداری کن و باران نفرست، و آب کاهش یافت تا اینکه زمین خشک شد، و الله کافران را نابود کرد، و کشتی بر کوه جودی ایستاد، و گفته شد: به‌‌سبب کفر، بر قوم متجاوز از حدود الله، دوری و نابودی باد.

﴿وَنَادَى نُوحٌ رَّبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابُنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِين [هود: ٤٥]

٤٥ و نوح÷ برای طلب یاری از پروردگارش به او تعالی ندا داد، و گفت: پروردگارا، همانا پسرم از خانواده‌‌ام است که نجات آنها را به من وعده داده‌‌ای، و به‌‌راستی که وعدۀ تو سخن راستی است که هیچ خلافی در آن راه ندارد، و تو عادل‌‌ترین و داناترین حاکمان هستی.

برخی فواید آیات:

بیان عادت مشرکان در تمسخر و ریشخند زدن به پیامبران‌‌ﻹ‌‌ و پیروان‌‌شان.

بیان سنت الله در مورد مردم و اینکه بیشتر آنها ایمان نمی‌‌آورند.

پناهگاهی از جانب الله جز به‌‌سوی او تعالی نیست، و هیچ نگهدارنده‌‌ای از امرش جز او سبحانه وجود ندارد.|

﴿قَالَ يَانُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِين [هود: ٤٦]

٤٦ الله به نوح÷ گفت: ای نوح، همانا پسرت که نجاتش را از من خواستی از خانواده‌‌ات که نجات‌‌شان را به تو وعده داده‌‌ام نیست؛ زیرا او کافر است، ای نوح همانا سزاوار تو نیست که چنین درخواستی کنی، و سزاوار کسی‌‌که در جایگاه تو قرار دارد نیز نیست، پس آنچه که به آن علم نداری از من مخواه، همانا من تو را برحذر می‌‌دارم از اینکه از جاهلان باشی، و چیزی از من بخواهی که مخالف علم و حکمت من است.

﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلاَّ تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُن مِّنَ الْخَاسِرِين [هود: ٤٧]

٤٧ نوح÷ گفت: پروردگارا، همانا به تو پناه می‌‌برم و متوسل می‌‌شوم از اینکه چیزی را که علمی به آن ندارم از تو بخواهم، و اگر گناهم را نبخشایی، و به رحمت خویش بر من رحم نکنی، از زیانکارانی خواهم بود که به بهره‌‌شان در آخرت زیان وارد کرده‌‌اند.

﴿قِيلَ يَانُوحُ اهْبِطْ بِسَلاَمٍ مِّنَّا وَبَركَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيم [هود: ٤٨]

٤٨ الله به نوح÷ فرمود: ای نوح، به سلامتی و امنیت، و با نعمت‌‌های زیادی از جانب الله بر تو، و بر فرزندان مؤمنانی که همراه تو در کشتی بودند که پس از تو می‌‌آیند بر روی زمین فرود آی، و امت‌‌های دیگری از فرزندان‌‌شان خواهند بود که به‌‌زودی آنها را در این زندگی دنیا بهره‌‌مند خواهیم کرد، و آنچه که با آن زندگی می‌‌کنند به آنها خواهیم داد، سپس در آخرت عذابی رنج‌‌آور از جانب ما به آنها می‌‌رسد.

﴿تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَـذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِين [هود: ٤٩]

٤٩ - ای رسول- این قصۀ نوح÷ از اخبار غیبی است، که پیش از این وحی که بر تو فرو فرستادیم نه تو آن را می‌‌دانستی، و نه قومت آن را می‌‌دانستند، پس در برابر آزار و تکذیب قومت شکیبایی پیشه کن، همان‌‌گونه که نوح شکیبایی کرد، زیرا پیروزی و غلبه برای کسانی است که از اوامر الله فرمان‌‌برداری می‌‌کنند، و نواهی‌‌اش را ترک می‌‌کنند.

﴿وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ مُفْتَرُون [هود: ٥٠]

٥٠ و به‌‌سوی عاد برادرشان هود را فرستادیم، به آنها گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، و هیچ‌‌کس را همراه او شریک نگردانید، معبود برحقی جز او سبحانه ندارید، و در این ادعای‌‌تان که شریکی دارد به جز افرادی دروغگو نیستید.

﴿يَاقَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلاَ تَعْقِلُون [هود: ٥١]

٥١ ای قوم من، در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ می‌‌کنم و شما را به آن فرامی‌‌خوانم، پاداشی از شما نمی‌‌خواهم، پاداش من جز بر الله، ذاتی‌‌که مرا آفریده نیست. آیا در این امر نمی‌‌اندیشید، و آنچه را که شما را به آن فرامی‌‌خوانم نمی‌‌پذیرید؟!

﴿وَيَاقَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِين [هود: ٥٢]

٥٢ و ای قوم من، از الله آمرزش بخواهید، سپس از گناهان‌‌تان - که بزرگ‌‌ترین آن شرک است- به‌‌سوی او تعالی توبه کنید تا به پاس پاداش این کار باران زیادی بر شما فرو فرستد، و با زیاد کردن فرزندان و اموال نیرویی بر نیروی‌‌تان بیفزاید، و از آنچه شما را به آن فرا می‌‌خوانم روی نگردانید، که به‌‌سبب رویگردانی از دعوت من، و کفرتان به الله و تکذیب آنچه آورده‌‌ام از جنایتکاران خواهید بود.

﴿قَالُواْ يَاهُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَن قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِين [هود: ٥٣]

٥٣ قومش گفتند: ای هود حجتی روشن برایمان نیاوردی که ما را وا دارد به تو ایمان بیاوریم، و به خاطر سخن تو که خالی از حجت است از پرستش معبودهای‌‌مان دست برنمی‌‌داریم، و در اینکه ادعا می‌‌کنی رسولی هستی، از مؤمنان به تو نیستیم.

برخی فواید آیات:

پیامبران‌‌ﻹ‌‌ مالک شفاعت برای کسانی‌‌که کفر ورزند حتی اگر فرزندان‌‌شان باشند نیستند.

خویشتنداری و احساس بی‌‌نیازی دعوتگر از ثروت مردم، برای قبول دعوتش مؤثرتر است.

فضیلت استغفار و توبه، و اینکه این دو، سبب نزول باران و افزایش اولاد و اموال هستند.|

﴿إِن نَّقُولُ إِلاَّ اعْتَرَاكَ بَعْضُ آلِهَتِنَا بِسُوَءٍ قَالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللّهِ وَاشْهَدُواْ أَنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُون [هود: ٥٤]

٥٤ چیزی نمی‌‌گوییم جز اینکه بعضی معبودهای ما به‌‌سبب اینکه ما را از عبادت آنها نهی می‌‌کردی به تو جنون رسانده‌‌اند، هود÷ گفت: همانا من الله را گواه می‌‌گیرم، و شما هم گواه باشید که من از عبادت معبودهای‌‌تان که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنید بیزارم،

﴿مِن دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعًا ثُمَّ لاَ تُنظِرُون [هود: ٥٥]

٥٥ پس شما و معبودهای‌‌تان که ادعا می‌‌کنید به من جنون رسانده‌‌اند به من مکر بزنید، آن‌‌گاه به من مهلت ندهید.

﴿إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم مَّا مِن دَابَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [هود: ٥٦]

٥٦ همانا من فقط بر الله توکل کردم، و در کارم بر او اعتماد کردم؛ زیرا او پروردگار من و پروردگار شماست. هیچ‌‌چیزی بر روی زمین نمی‌‌جنبد مگر اینکه تحت فرمانروایی و قدرت الله، در برابر او تعالی فروتن است، هرگونه که بخواهد آن را می‌‌گرداند، همانا پروردگار من بر حق و عدالت است، پس شما را بر من مسلط نمی‌‌کند؛ زیرا من برحق و شما بر باطل قرار دارید.

﴿فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّونَهُ شَيْئًا إِنَّ رَبِّي عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظ [هود: ٥٧]

٥٧ پس اگر از آنچه که من آورده‌‌ام روی بگردانید و به آن پشت کنید جز ابلاغ به شما برعهدۀ من نیست، و من تمام آنچه را که الله مرا با آن فرستاده است، و به ابلاغ آن فرمان داده است به شما ابلاغ کرده‌‌ام، و حجت بر شما اقامه شده است، و به‌‌زودی پروردگارم شما را نابود می‌‌کند، و قومی غیر از شما می‌‌آورد که آنها را جانشین شما قرار می‌‌دهد، و با تکذیب و رویگردانی‌‌تان ضرری نه بزرگ و نه کوچک به الله نمی‌‌رسانید؛ زیرا او تعالی از بندگانش بی‌‌نیاز است. همانا پروردگارم بر هر چیزی نگهبان است، پس او ذاتی است که مرا از آسیبی که با آن به من نیرنگ می‌‌زنید محافظت می‌‌کند.

﴿وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَنَجَّيْنَاهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظ [هود: ٥٨]

٥٨ و آن‌‌گاه که فرمان ما به نابودی‌‌شان فرا رسید هود و کسانی را که همراهش ایمان آورده بودند به رحمتی از جانب خویش که به آنها رسید نجات دادیم، و آنها را از عذاب سختی که قوم کافرش را با آن عذاب کردیم رهانیدیم.

﴿وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُواْ بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْاْ رُسُلَهُ وَاتَّبَعُواْ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيد [هود: ٥٩]

٥٩ و این قوم عاد بود که به آیات الله، پروردگارشان کفر ورزیدند، و از رسول‌‌شان هود÷ نافرمانی کردند، و فرمان هر گردن‌‌کش علیه حق، و طاغوتی که حق را نمی‌‌پذیرد و به آن اذعان نمی‌‌کند اطاعت کردند.

﴿وَأُتْبِعُواْ فِي هَـذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا إِنَّ عَادًا كَفَرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّعَادٍ قَوْمِ هُود [هود: ٦٠]

٦٠ و در این دنیا به خواری و رانده‌‌ شدن از رحمت الله گرفتار شدند، و در روز قیامت نیز از رحمت الله به دور هستند، و این امر به‌‌سبب کفرشان به الله تعالی است. بدانید که الله آنها را از هر خیری دور ساخته است، و به هر شری نزدیک گردانیده است.

﴿* وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيب [هود: ٦١]

٦١ و به‌‌سوی قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم، گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، معبودی جز او ندارید که سزاوار عبادت باشد، او شما را از خاک زمین با آفرینش پدرتان آدم÷ از آن آفریده است، و شما را آبادگران زمین قرار داده است، پس از او آمرزش بخواهید سپس با انجام طاعات و ترک گناهان به‌‌سوی او بازگردید. همانا پروردگار من به کسی‌‌که عبادت را برای او خالص گرداند نزدیک است، و دعایش را اجابت می‌‌کند.

﴿قَالُواْ يَاصَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَـذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيب [هود: ٦٢]

٦٢ قومش به او گفتند: ای صالح، قبل از این دعوت خویش، در میان ما صاحب جایگاهی بلند بودی، پس امیدوار بودیم که خردمندی صاحب خیرخواهی و مشورت باشی. - ای صالح- آیا ما را از عبادت آنچه که پدرانمان آن را عبادت می‌‌کردند نهی می‌‌کنی؟ و همانا ما در عبادت الله به یگانگی که ما را به آن فرامی‌‌خوانی در تردیدی هستیم، که ما را وا می‌‌دارد تو را به نسبت دادن دروغ بر الله متهم کنیم.

برخی فواید آیات:

یکی از روش‌‌های مشرکان در متنفر کردن از رسولان، اتهام سبک‌‌ عقلی و جنون است.

ضعف مشرکان در نیرنگ و دشمنی؛ زیرا آنها تحت فرمان و قدرت الله فروتن و مغلوب هستند.

دلایل ربوبیت در آفرینش و پدید آوردن، مقتضی توحید الوهیت و ترک غیر الله است.|

﴿قَالَ يَاقَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِير [هود: ٦٣]

٦٣ صالح÷ در پاسخ قومش گفت: ای قوم من، به من خبر دهید که اگر بر حجتی روشن از جانب پروردگارم باشم، و رحمتی از جانب خویش که همان نبوت است به من عطا کرده باشد، پس اگر من با ترک تبلیغ آنچه که مرا به تبلیغ آن فرمان داده است از او نافرمانی کنم چه کسی مرا در برابر عذاب او محافظت می‌‌کند؟ آن‌‌گاه غیر از گمراهی و دوری از رضایت او تعالی چیزی بر من نمی‌‌افزایید.

﴿وَيَاقَوْمِ هَـذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِيب [هود: ٦٤]

٦٤ و ای قوم من، این ماده‌‌ شترِ الله برای شما نشانه‌‌ای بر راستگویی من است، پس او را رها کنید تا در زمین الله بِچَرَد، و هیچ آزاری به او نرسانید که عذابی نزدیک از لحظه‌‌ای که آن را پی کنید شما را فرا می‌‌گیرد.

﴿فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُواْ فِي دَارِكُمْ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ ذَلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوب [هود: ٦٥]

٦٥ پس با زیاده‌‌‌‌روی در تکذیب، ماده ‌‌شتر را پی کردند، آن‌‌گاه صالح÷ به آنها گفت: به زندگی در این سرزمین‌‌تان به مدت سه روز از زمانی‌‌که او را پی کردید بهره‌‌مند شوید، سپس عذاب الله شما را فرا می‌‌گیرد، همانا عذاب او تعالی پس از این مدت، وعده‌‌ای محقق، بدون تردید و غیر دروغ، بلکه وعده‌‌ای راست است.

﴿فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيز [هود: ٦٦]

٦٦ پس وقتی فرمان ما مبنی بر نابودی‌‌شان آمد صالح÷ و کسانی را که همراهش ایمان آورده بودند به رحمتی از جانب خویش نجات دادیم، و آنها را از خواری و ذلت آن روز رهانیدیم، - ای رسول- همانا پروردگار تو ذات نیرومند و شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و از این رو امت‌‌های تکذیب ‌‌کننده را نابود کرده است.

﴿وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِين [هود: ٦٧]

٦٧ و بانگی شدید و مرگبار ثمود را فرا گرفت که از شدت آن مردند، و بر صورت‌‌های‌‌شان سرنگون شدند، و صورت‌‌های‌‌شان به خاک چسبید.

﴿كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا أَلاَ إِنَّ ثَمُودَ كَفرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّثَمُود [هود: ٦٨]

٦٨ گویی هرگز در سرزمین‌‌شان در نعمت و زندگی مُرَفَّه اقامت نداشته‌‌اند، بدانید که ثمود به الله پروردگارشان کفر ورزیدند، و همیشه از رحمت الله به دور هستند.

﴿وَلَقَدْ جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُـشْرَى قَالُواْ سَلاَمًا قَالَ سَلاَمٌ فَمَا لَبِثَ أَن جَاء بِعِجْلٍ حَنِيذ [هود: ٦٩]

٦٩ و فرشتگان در شکل مردانی به ابراهیم÷ و همسرش، مژده اسحاق و از پی آن یعقوب را دادند، آن‌‌گاه فرشتگان گفتند: سلام، ابراهیم÷ این‌‌گونه به آنها پاسخ داد: سلام، و سریع رفت، سپس گوساله‌‌ای بریان برای‌‌شان آورد؛ تا از آن بخورند چون گمان می‌‌کرد که آنها مهمان هستند.

﴿فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لاَ تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُواْ لاَ تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوط [هود: ٧٠]

٧٠ اما وقتی دید دست‌‌های‌‌شان به‌‌سوی گوساله دراز نمی‌‌شود، و از آن نمی‌‌خورند این کار آنها را نپسندید، و ترس از آنها را در خودش پنهان کرد، پس وقتی فرشتگان ترس او را دیدند گفتند: از ما نترس، الله ما را به‌‌سوی قوم لوط فرستاده است تا آنها را عذاب کنیم.

﴿وَامْرَأَتُهُ قَائِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَقَ وَمِن وَرَاء إِسْحَقَ يَعْقُوب [هود: ٧١]

٧١ و زن ابراهیم÷ «ساره» ایستاده بود، [توسّط همان فرشتگان] برایش خبری خوش مژده دادیم، و آن اینکه اسحاق را وضع حمل می‌‌کند، و برای اسحاق فرزندی یعنی یعقوب است، پس خندید و از آنچه که شنید خوشحال شد.

برخی فواید آیات:

سرسختی و گردن‌‌کشی مشرکان؛ آن‌‌گاه که به نشانۀ صالح÷ که از بزرگترین نشانه‌‌هاست ایمان نیاوردند.

استحباب مژده ‌‌دادن مؤمن به آنچه که برایش خیر است.

مشروعیت سلام برای کسی‌‌که نزد دیگری وارد شود، و وجوب پاسخ‌‌دادن سلام.

وجوب اکرام مهمان.|

﴿قَالَتْ يَاوَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَـذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَـذَا لَشَيْءٌ عَجِيب [هود: ٧٢]

٧٢ ساره پس از اینکه فرشتگان آن بشارت شگفت‌‌آور را برایش دادند گفت: چگونه فرزند می‌‌آورم درحالی‌‌که سالخورده و ناامید از فرزند هستم، و این شوهرم به سن کهولت رسیده است؟! همانا تولد فرزند در این حالت امر شگفتی است، و امری عادی نیست.

﴿قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيد [هود: ٧٣]

٧٣ فرشتگان به ساره که از این بشارت تعجب کرده بود گفتند: آیا از قضا و قدر الله تعجب می‌‌کنی؟ زیرا بر مانند تو پوشیده نیست که الله برای انجام چنین کاری تواناست، - ای اهل بیت ابراهیم- رحمت و برکات الله بر شما باد، همانا الله در صفات و افعالش پسندیده، و بزرگوار و بلند مرتبه است.

﴿فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءَتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوط [هود: ٧٤]

٧٤ پس وقتی ترسی که به ابراهیم÷ از مهمانانش که طعامش را نخوردند، پس از اینکه دانست آنها فرشتگانی هستند برطرف شد، و خبر خوشحال‌‌ کننده به او رسید که اسحاق÷، و از پی آن یعقوب÷ برایش متولد می‌‌شود، در مورد قوم لوط÷ با فرستادگان ما شروع به مجادله کرد، به این امید که عذاب را از آنها به تأخیر اندازند، و به این امید که لوط÷ و اهلش را نجات دهند.

﴿إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُّنِيب [هود: ٧٥]

٧٥ همانا ابراهیم÷ بسیار بردبار بود، که تأخیر کیفر را می‌‌خواست، بسیار زاری ‌‌کننده به‌‌سوی پروردگارش، بسیار دعاگو، و بازگشت ‌‌کننده به‌‌سوی او تعالی بود.

﴿يَاإِبْرَاهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا إِنَّهُ قَدْ جَاء أَمْرُ رَبِّكَ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ مَرْدُود [هود: ٧٦]

٧٦ فرشتگان گفتند: ای ابراهیم، از این جدال در مورد قوم لوط خودداری کن، زیرا فرمان پروردگارت بر وقوع عذابی که برای‌‌شان مقدر کرده آمده است، و به‌‌طور قطع عذابی بزرگ قوم لوط را فرا می‌‌گیرد، و نه جدالی آن را باز می‌‌گرداند؛ و نه دعایی.

﴿وَلَمَّا جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَـذَا يَوْمٌ عَصِيب [هود: ٧٧]

٧٧ و هنگامی‌‌که فرشتگان در شکل مردانی نزد لوط÷ آمدند از آمدن آنها اندوهگین شد، و به‌‌سبب ترس بر آنها از قومش که از روی شهوت به جای زنان با مردان نزدیکی می‌‌کردند سینه‌‌اش تنگ گردید، و لوط÷ گفت: این روزی سخت است؛ زیرا گمان می‌‌کرد قومش در مورد مهمانانش بر او چیره خواهند شد.

﴿وَجَاءهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِن قَبْلُ كَانُواْ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَاقَوْمِ هَـؤُلاء بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشِيد [هود: ٧٨]

٧٨ و قوم لوط به سرعت و به قصد انجام فاحشه با مهمانان لوط نزدش آمدند، درحالی‌‌که قبل از آن عادت‌‌شان نزدیکی با مردان از روی شهوت به جای زنان بود. لوط برای بازداشتن قومش و معذور داشتن خود در برابر مهمانانش گفت: اینها دختران من از جمله زنان‌‌تان هستند پس با آنها ازدواج کنید؛ زیرا آنها از انجام فاحشه برای‌‌تان پاکیزه‌‌تر هستند، پس از الله بترسید، و در مورد مهمانانم به من ننگ وارد نسازید، - ای قوم من- آیا مردی عاقل و فهمیده در میان‌‌تان نیست که شما را از انجام این کار زشت نهی کند؟!

﴿قَالُواْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيد [هود: ٧٩]

٧٩ قومش به او گفتند: - ای لوط- خوب می‌‌دانی که ما نه به دخترانت و نه به زنان قومت، نیاز و شهوتی نداریم، و به‌‌راستی که به خوبی می‌‌دانی ما چه می‌‌خواهیم، پس جز مردان نمی‌‌خواهیم.

﴿قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيد [هود: ٨٠]

٨٠ لوط÷ گفت: کاش نیرویی داشتم که شما را با آن دفع می‌‌کردم، یا قبیله‌‌ای که مرا محافظت می‌‌کردند، آن‌‌گاه میان شما و میان مهمانانم مانع می‌‌شدم.

﴿قَالُواْ يَالُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُواْ إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيب [هود: ٨١]

٨١ فرشتگان به لوط÷ گفتند: ای لوط، همانا ما فرستادگانی از جانب الله هستیم، قوم تو هرگز آسیبی به تو نمی‌‌رسانند، پس شبانه در ساعتی تاریک خانواده‌‌ات را از این شهر بیرون ببر، و هیچ‌‌یک از شما نباید به پشت سرش بنگرد، جز زنت که از روی مخالفت به پشت سرش خواهد نگریست؛ زیرا عذابی که به قومت می‌‌رسد او را نیز فرا می‌‌گیرد، همانا وعده‌‌گاه نابودی آنها صبح است، که وعده‌‌گاهی نزدیک است.

برخی فواید آیات:

بیان فضیلت و جایگاه خلیل الله ابراهیم÷، و اهل بیت او.

مشروعیت مجادله به نفع کسانی‌‌که امید ایمان‌‌ آوردن‌‌شان وجود دارد؛ قبل از ارجاع کارشان به حاکم.

بیان زشتی و پلیدی زیاد عمل قوم لوط÷ .|

﴿فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُود [هود: ٨٢]

٨٢ پس چون فرمان ما بر نابودی قوم لوط فرا رسید، بالاترین سرزمین شان را فروترینش نمودیم و بر روی سرشان زیرو و رو کردیم، و سنگ‌‌هایی از گل سخت و به صورت لایه لایه و پیاپی بر روی یکدیگر بر آنها فرو ریختیم.

﴿مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيد [هود: ٨٣]

٨٣ این سنگ‌‌ها با علامت مخصوصی نزد الله مشخص شده هستند، و این سنگ‌‌ها از ستمکاران قریش و غیر آنها دور نیست، بلکه نزدیک است و هرگاه الله فرو فرستادن آنها را مقدّر کند بر آنها فرو فرستاده می‌‌شود.

﴿* وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّيَ أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُّحِيط [هود: ٨٤]

٨٤ و به‌‌سوی مدین برادرشان شعیب را فرستادیم، گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، معبودی جز او ندارید که سزاوار عبادت باشد، و پیمانه و ترازو را آن‌‌گاه که برای مردم پیمانه یا وزن می‌‌کنید کم نکنید. همانا من شما را در روزی و نعمت گسترده می‌‌بینم، پس نعمت الله بر خودتان را با گناهان تغییر ندهید، و همانا من از عذاب روزی فراگیر که هر یک از شما را احاطه می‌‌کند، و هیچ گریزگاه و پناهگاهی از آن نمی‌‌یابید بر شما می‌‌ترسم.

﴿وَيَاقَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِين [هود: ٨٥]

٨٥ و ای قوم من، اگر برای دیگران پیمانه یا وزن کردید پیمانه و ترازو را با عدالت کامل کنید، و ذره‌‌ای از حقوق مردم را با کم ‌‌فروشی و خیانت و فریب نکاهید، و با قتل و سایر گناهان در زمین فساد برپا مکنید.

﴿بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظ [هود: ٨٦]

٨٦ باقی‌‌ماندۀ حلال الله که آن را بعد از ایفای حقوق مردم به عدالت، برای‌‌تان باقی می‌‌گذارد، برای‌‌تان سودمندتر و با برکت‌‌تر است از افزوده‌‌ای که از راه کم‌‌ فروشی و برپا کردن فساد بر روی زمین به دست می‌‌آید، اگر واقعاً مؤمن هستید به این باقی‌‌مانده راضی باشید. و من نگهبان بر شما نیستم که اعمال‌‌تان را برشمارم، و شما را در قبال آن محاسبه کنم. نگهبان بر این کار فقط همان ذاتی است که از راز و سخن‌‌های درگوشی آگاه است.

﴿قَالُواْ يَاشُعَيْبُ أَصَلاَتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاء إِنَّكَ لأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيد [هود: ٨٧]

٨٧ قوم شعیب به او گفتند: ای شعیب، آیا نمازت که آن را برای الله می‌‌گزاری به تو امر می‌‌کند که پرستش بت‌‌هایی را که پدران‌‌مان می‌‌پرستیدند رها کنیم، و به تو امر می‌‌کند که تصرف در اموال‌‌مان را به آنچه که می‌‌خواهیم آن را رشد دهیم رها کنیم؟! همانا تو بردبار و عاقل هستی، زیرا تو چنان‌‌که پیش از این دعوت تو را می‌‌شناختیم عاقل و دانا هستی، پس چه چیزی به تو رسیده است؟!

﴿قَالَ يَاقَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىَ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيب [هود: ٨٨]

٨٨ شعیب÷ به قومش گفت: ای قوم من، از حال ‌‌تان به من خبر دهید اگر من بر برهانی آشکار و بصیرتی از جانب پروردگارم باشم، و از جانب خویش رزقی حلال، از جمله نبوت به من روزی داده باشد، و نمی‌‌خواهم که شما را از چیزی نهی کنم که خودم با انجام آن با شما مخالفت کنم. با دعوت شما به‌‌سوی توحید و طاعت پروردگارتان به اندازۀ توانم، فقط اصلاح شما را می‌‌خواهم، و توفیق من برای رسیدن به این امر جز بر الله سبحانه نیست، در تمام امورم فقط بر او توکل کردم، و به‌‌سوی او بازمی‌‌گردم.

برخی فواید آیات:

یکی از سنت‌‌های الله، نابودی ستمکاران با شدیدترین و رسواکننده‌‌ترین کیفرهاست.

حرمت کم ‌‌کردن پیمانه و وزن و کاستن از حقوق مردم.

وجوب رضایت به حلال هر چند اندک باشد.

فضیلت امر به معروف و نهی از منکر، و وجوب عمل به آنچه الله به آن فرمان می‌‌دهد، و پایان ‌‌دادن به آنچه از آن نهی می‌‌کند.|

﴿وَيَاقَوْمِ لاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَن يُصِيبَكُم مِّثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِّنكُم بِبَعِيد [هود: ٨٩]

٨٩ و ای قوم من، دشمنی با من شما را بر تکذیب آنچه آورده‌‌ام نکشاند؛ از ترس اینکه مثل عذابی که به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید شما را نیز فرا گیرد، و قوم لوط از شما دور نیستند، نه از نظر زمانی و نه از نظر مکانی؛ و از عذابی که به آنها رسید آگاه شده‌‌اید، پس عبرت بگیرید.

﴿وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُود [هود: ٩٠]

٩٠ و از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس از گناهان‌‌تان به‌‌سوی او توبه کنید، همانا پروردگارم نسبت به توبه‌‌کاران بسیار مهربان است، و کسانی از آنها را که توبه کنند بسیار دوست دارد.

﴿قَالُواْ يَاشُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفًا وَلَوْلاَ رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيز [هود: ٩١]

٩١ قوم شعیب به او گفتند: ای شعیب، بسیاری از آنچه را که آورده‌‌ای نمی‌‌فهمیم، و همانا ما تو را در میان خود به‌‌سبب ضعف یا نابینایی که به چشمانت رسیده است ضعیف می‌‌بینیم، و اگر طایفۀ تو بر آیین ما نبودند به‌‌طور قطع تو را با سنگسار می‌‌کشتیم، و تو بر ما نیرومند نیستی تا از قتل تو بترسیم، و تو را فقط برای احترام به طایفه‌‌ات نکشتیم.

﴿قَالَ يَاقَوْمِ أَرَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءكُمْ ظِهْرِيًّا إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِيط [هود: ٩٢]

٩٢ شعیب÷ به قومش گفت: ای قوم من، آیا طایفۀ من نزد شما از الله پروردگارتان گرامی‌‌تر و عزیزتر است؟! و الله را برکنار شده پشت سرتان رها کردید که به پیامبرش که او را به‌‌سوی شما فرستاد ایمان نیاوردید. همانا پروردگارم به آنچه انجام می‌‌دهید احاطه دارد. ذره‌‌ای از اعمال شما بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی در قبال آن شما را در دنیا با نابودی، و در آخرت با عذاب مجازات خواهد کرد.

﴿وَيَاقَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَمَنْ هُوَ كَاذِبٌ وَارْتَقِبُواْ إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيب [هود: ٩٣]

٩٣ و ای قوم من، هر‌‌چه می‌‌توانید بر راه‌‌تان که آن را برگزیده‌‌اید عمل کنید، به‌‌راستی که من بر راهم که آن را برگزیده‌‌ام در حدّ توانم عمل می‌‌کنم. به زودی خواهید دانست کدام‌‌یک از ما را برای کیفرش عذابی خوار کننده فرا می‌‌گیرد، و کدام‌‌یک از ما در ادعای خویش دروغگوست. پس منتظر حکم الله باشید، من هم همراه شما انتظار می‌‌کشم.

﴿وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مَّنَّا وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِين [هود: ٩٤]

٩٤ و وقتی فرمان ما بر نابودی قوم شعیب فرا رسید شعیب و کسانی را که همراهش ایمان آورده بودند به رحمتی از جانب خویش نجات دادیم، و کسانی از قومش را که ستم کرده بودند بانگی شدید و مرگبار فرا گرفت که بر اثر آن مردند، و بر روی صورت‌‌های‌‌شان سرنگون شدند، و صورت‌‌های‌‌شان به خاک چسبید.

﴿كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا أَلاَ بُعْدًا لِّمَدْيَنَ كَمَا بَعِدَتْ ثَمُود [هود: ٩٥]

٩٥ گویی از قبل در آنجا اقامت نداشته بودند، بدانید مدین با رسیدن خشم الله بر آنها از رحمت او تعالی رانده شد، همان‌‌گونه که ثمود با فرو فرستادن خشم الله بر آنها از رحمت او تعالی رانده شد.

﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِين [هود: ٩٦]

٩٦ و به تحقیق که موسی را با آیات دلالت‌‌ کنندۀ خویش بر توحید الله، و با حجت‌‌های آشکار و دلالت‌‌کنندۀمان، بر راستیِ آنچه که آورده بود فرستادیم.

﴿إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاتَّبَعُواْ أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيد [هود: ٩٧]

٩٧ او را به‌‌سوی فرعون و سران قومش فرستادیم، اما این سران، فرمان فرعون بر آنها مبنی بر کفر به الله را پیروی کردند، و فرمان فرعون فرمانی در راستای حق نیست که پیروی شود.

برخی فواید آیات:

سرزنش جاهلانی که آیاتی را که پیامبران‌‌ﻹ‌‌ آورده‌‌اند درک نمی‌‌کنند.

سرزنش و نسبت دادن نادانی به کسی‌‌که به اوامر مردم مشغول شود، و از اوامر الله روی گرداند.

بیان نقش طایفه در پیروزی دعوت و دعوتگران.

رانده ‌‌شدن مشرکان از رحمت الله تعالی.|

﴿يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَبِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُود [هود: ٩٨]

٩٨ فوعون روز قیامت پیشاپیش قومش می‌‌رود تا آنها و خودش را وارد جهنم می‌‌کند، و چه ورودیِ بدی است که آنها را به آن وارد می‌‌کند.

﴿وَأُتْبِعُواْ فِي هَـذِهِ لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُود [هود: ٩٩]

٩٩ و الله در زندگی دنیا لعنت و راندن و دور کردن از رحمت خویش را همراه با نابودی به‌‌وسیلۀ غرق شدن که آنها را فرا گرفت به آنها می‌‌رساند، و در روز قیامت راندن و دور شدن از رحمتش را به آنها می‌‌رساند. چه بد است از پی یکدیگر در آمدن دو لعنت و عذاب در دنیا و آخرت که برای‌‌شان حاصل شده است.

﴿ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْقُرَى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ مِنْهَا قَائِمٌ وَحَصِيد [هود: ١٠٠]

١٠٠ - ای رسول- اخبار مذکور در این سوره از سرگذشت آن شهرهاست که برایت حکایت می‌‌کنیم. آثار و بقایای بعضی از این شهرها پابرجاست، و بقایای بعضی از آنها از بین رفته است، و هیچ اثری از آن به جای نمانده است.

﴿وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَـكِن ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ مِن شَيْءٍ لِّمَّا جَاء أَمْرُ رَبِّكَ وَمَا زَادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيب [هود: ١٠١]

١٠١ و با نابودی‌‌ای که به آنها رساندیم، ما به آنها ستم نکردیم، بلکه آنها به‌‌سبب کفر به الله با قرار دادن خویش در معرض نابودی به خودشان ستم کردند، پس -ای رسول- آن‌‌گاه که امر پروردگارت بر نابودی‌‌شان آمد معبودهای‌‌شان که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کردند، عذابی را که بر آنها نازل شد از آنها دفع نکردند، و جز زیان و نابودی بر آنها نیفزودند.

﴿وَكَذَلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَا أَخَذَ الْقُرَى وَهِيَ ظَالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيد [هود: ١٠٢]

١٠٢ و چنین بود گرفتن و ریشه ‌‌کنی‌‌ای که الله شهرهای تکذیب‌‌ کننده در هر زمان و مکانی را گرفت. همانا گرفتن شهرهای ستمگر توسط او تعالی، گرفتنی دردآور و قوی است.

﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّمَنْ خَافَ عَذَابَ الآخِرَةِ ذَلِكَ يَوْمٌ مَّجْمُوعٌ لَّهُ النَّاسُ وَذَلِكَ يَوْمٌ مَّشْهُود [هود: ١٠٣]

١٠٣ همانا در گرفتن شدید آن شهرهای ستمگر از جانب الله، عبرت و پندی است برای کسی‌‌که از عذاب روز قیامت بترسد، آن روزی‌‌که الله مردم را برای حسابرسی گرد می‌‌آورد، و اهل محشر در آن روز حاضر می‌‌شوند.

﴿وَمَا نُؤَخِّرُهُ إِلاَّ لأَجَلٍ مَّعْدُود [هود: ١٠٤]

١٠٤ و روز قیامت را جز تا زمان مشخصی به تأخیر نمی‌‌اندازیم.

﴿يَوْمَ يَأْتِ لاَ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيد [هود: ١٠٥]

١٠٥ وقتی‌‌که آن روز فرا رسد هیچ‌‌کس جز به اذن او تعالی به حجت یا شفاعتی سخن نگوید، و مردم در آن روز دو نوع هستند: بدبخت که وارد جهنم می‌‌شود، و خوشبخت که وارد بهشت می‌‌شود.

﴿فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيق [هود: ١٠٦]

١٠٦ اما بدبختان که به‌‌سبب کفر و اعمال فاسدشان وارد جهنم می‌‌شوند، صداها و نفس‌‌های‌‌شان در اثر شدت سوزش آتش جهنم که رنج می‌‌بردند در جهنم بالا می‌‌رود.

﴿خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيد [هود: ١٠٧]

١٠٧ برای همیشه در آن می‌‌مانند، و تا زمانی‌‌که آسمان‌‌ها و زمین پابرجاست از آن خارج نمی‌‌شوند، مگر کسی از گناهکاران یکتاپرست که الله خروجش را بخواهد، - ای رسول- همانا پروردگارت آنچه را که بخواهد انجام می‌‌دهد، زیرا هیچ اجبار کننده‌‌ای برای او سبحانه نیست.

﴿* وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ عَطَاء غَيْرَ مَجْذُوذ [هود: ١٠٨]

١٠٨ و اما خوشبختان که به‌‌سبب ایمان و اعمال صالح‌‌شان خوشبختی از جانب الله بر آنها داده شده است، برای همیشه تا زمانی‌‌که آسمان‌‌ها و زمین باقی است در بهشت می‌‌مانند، مگر کسی از مؤمنان گناهکار که الله وارد کردن او به آتش را قبل از بهشت بخواهد، همانا نعمت‌‌های الله بر ساکنان بهشت همیشگی است.

برخی فواید آیات:

ترساندن از پیروی سران شر و فساد، و بیان بدشومی پیروی از آنها در هر دو سرا.

الله تعالی از روا داشتن ستم در نابودی مشرکان و گناهکاران منزه است.

روز قیامت معبودهای مشرکان به عبادتگزاران‌‌شان نفع نمی‌‌رسانند، و عذاب را از آنها دفع نمی‌‌کنند.

تقسیم کردن مردم در روز قیامت به: خوشبخت جاویدان در بهشت‌‌ها، و بدبخت جاویدان در جهنم.|

﴿فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّمَّا يَعْبُدُ هَـؤُلاء مَا يَعْبُدُونَ إِلاَّ كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُم مِّن قَبْلُ وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنقُوص [هود: ١٠٩]

١٠٩ پس - ای رسول- از فساد آنچه این مشرکان عبادت می‌‌کنند در تردید و شک نباش، زیرا نه برهانی عقلی بر صحت آن دارند و نه برهانی شرعی؛ و تنها مُشَوّق آنها برای عبادت غیر الله، تقلید آنها از پدران‌‌شان است، و همانا ما سهم آنها از عذاب را بدون کاستی، کامل می‌‌کنیم.

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيب [هود: ١١٠]

١١٠ و تورات را به موسی÷ دادیم، آن‌‌گاه مردم در آن اختلاف کردند. برخی از آنها به آن ایمان آوردند، و برخی دیگر کفر ورزیدند، و اگر حکمی از جانب الله نگذشته بود که عذاب را به تعجیل نیندازد، بلکه به حکمتی آن را تا روز قیامت به تأخیر اندازد، به‌‌طور قطع عذابی را که سزاوارش هستند در دنیا بر آنها نازل می‌‌شد، و همانا کافران، چه یهودیان و چه مشرکان، در شکی از قرآن هستند که به بدگمانی می‌‌اندازد.

﴿وَإِنَّ كُـلاًّ لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَالَهُمْ إِنَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ خَبِير [هود: ١١١]

١١١ و -ای رسول- همانا پروردگارت جزای اعمال تمام اختلاف‌‌کنندگان مذکور را به‌‌طور کامل می‌‌دهد، پس هر عملی که خیر باشد جزایش خیر است، و هر عملی که شر باشد جزایش شر است، به‌‌راستی که الله از جزئیات آنچه که انجام می‌‌دهند آگاه است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌شان بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِير [هود: ١١٢]

١١٢ - ای رسول- بر پایبندی به راه راست آن‌‌گونه که الله به تو فرمان داده است مداومت کن؛ یعنی اوامرش را اجرا، و نواهی‌‌اش را ترک کن، و مؤمنانی که با تو توبه کرده‌‌اند باید ایستادگی کنند، و با ارتکاب گناهان از حد تجاوز نکنید، همانا او تعالی آنچه را که انجام می‌‌دهید می‌‌بیند، و ذره‌‌ای از اعمال شما بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی شما را در قبال اعمال‌‌تان جزا خواهد داد.

﴿وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُون [هود: ١١٣]

١١٣ و با چاپلوسی یا مودت به‌‌سوی کفار ستمگر متمایل نشوید، که به‌‌سبب این تمایل، جهنمی می‌‌شوید، و دوستانی غیر از الله ندارید که شما را از آن نجات دهند، سپس کسی را نمی‌‌یابید که شما را یاری رساند.

﴿وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّـيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِين [هود: ١١٤]

١١٤ و - ای رسول- نماز را به بهترین وجه در دو طرف روز یعنی اول و آخر روز برپادار، و در ساعاتی از شب آن را برپادار، همانا اعمال صالح گناهان صغیره را محو می‌‌کنند. این مورد پندی برای پندگیران، و عبرتی برای عبرت‌‌گیران است.

﴿وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِين [هود: ١١٥]

١١٥ و بر انجام آنچه به آن فرمان یافته‌‌ای از استقامت و غیر آن و بر ترک آنچه از آن نهی شده‌‌ای از طغیان و تمایل به ستمگران شکیبایی کن، به‌‌راستی که الله پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌‌سازد، بلکه بهترین کاری را که انجام داده‌‌اند از آنها می‌‌پذیرد، و پاداش آنها را برحسب نیکوترین کاری که انجام می‌‌دادند به آنها جزا می‌‌دهد.

﴿فَلَوْلاَ كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِين [هود: ١١٦]

١١٦ پس چرا از میان امت‌‌های عذاب ‌‌شدۀ قبل از شما بازماندگانی از اهل فضل و صلاح نبودند که آن امت‌‌ها را از کفر و از فساد در روی زمین توسط ارتکاب گناهان نهی کنند، این بازماندگان در میان آنها نبودند، جز اندکی از آنها که از فساد نهی می‌‌کردند، پس هنگامی‌‌که قوم ستمکارشان را نابود کردیم آنها را نجات دادیم، و ستمکاران اقوام‌‌شان به دنبال نعمت‌‌هایی که در آن بودند رفتند، و با رفتن به دنبال این نعمت‌‌ها ستمکار بودند.

﴿وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُون [هود: ١١٧]

١١٧ و -ای رسول- همانا پروردگارت نمی‌‌خواهد یکی از این شهرها را نابود کند آن‌‌گاه که ساکنانش در زمین اصلاحگر باشند، بلکه فقط در صورتی آن را نابود می‌‌کند که ساکنانش با کفر و ستم و گناهان فسادکار باشند.

برخی فواید آیات:

وجوب پایداری بر دین الله تعالی.

ترساندن از تمایل به‌‌سوی کفار ستمکار با چاپلوسی یا مودت.

بیان سنت الله تعالی در اینکه نیکی بدی را محو می‌‌کند.

تشویق بر ایجاد گروهی از صاحبان فضل که به معروف فرمان دهند، و از فساد و شر نهی کنند، و اینکه آنها از عذاب الله محافظت می‌‌شوند.|

﴿وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِين [هود: ١١٨]

١١٨ و -ای رسول- اگر پروردگارت می‌‌خواست که مردم را امتی واحد برحق قرار دهد به‌‌طور قطع این کار را انجام می‌‌داد، اما او تعالی این امر را نخواست، پس به‌‌سبب پیروی از هوس و سرکشی، همیشه با حق اختلاف دارند.

﴿إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِين [هود: ١١٩]

١١٩ مگر کسانی‌‌که الله با توفیق به هدایت بر آنها رحم کرده، که آنها در توحید او سبحانه اختلاف نمی‌‌کنند، و برای همین آزمایش کردن به‌‌وسیلۀ اختلاف، او سبحانه آنها را آفریده است، پس برخی از آنها بدبخت و برخی از آنها خوشبخت هستند، و -ای رسول- سخن پروردگارت که آن را در ازل بر پُر کردن جهنم از پیروان شیطان، چه جن‌‌ها و چه انسان‌‌ها، حکم کرده تحقق یافته است.

﴿وَكُـلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءكَ فِي هَـذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِين [هود: ١٢٠]

١٢٠ و -ای رسول- تمام خبرهایی از سرگذشت رسولان پیش از تو را که برایت حکایت می‌‌کنیم به این هدف است که قلبت را برحق استوار سازیم و تقویت کنیم، و در این سوره حقیقتی آمده است که شکی در آن راه ندارد، و در آن اندرزی برای کافران، و تذکری برای مؤمنان که از تذکر بهره می‌‌برند برایت آمده است.

﴿وَقُل لِّلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنَّا عَامِلُون [هود: ١٢١]

١٢١ و -ای رسول- به کسانی‌‌که به الله ایمان نمی‌‌آورند، و او را یکتا قرار نمی‌‌دهند بگو: بر راه‌‌تان در رویگردانی و بازداشتن از حق عمل کنید، ما نیز بر راه‌‌مان در استواری برحق، و دعوت به آن، و شکیبایی بر آن عمل می‌‌کنیم.

﴿وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُون [هود: ١٢٢]

١٢٢ و انتظار بکشید که چه چیزی بر ما نازل می‌‌شود، ما نیز انتظار می‌‌کشیم که چه چیزی بر شما نازل می‌‌شود.

﴿وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون [هود: ١٢٣]

١٢٣ علم آنچه در آسمان‌‌ها، و آنچه در زمین نهان است فقط از آنِ الله است، و ذره‌‌ای از آن بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، و تمام امور در روز قیامت فقط به‌‌سوی او بازگردانیده می‌‌شود، پس -ای رسول- تنها او را عبادت کن، و در تمام کارهایت بر او توکل کن، و پروردگارت از آنچه که انجام می‌‌دهید غافل نیست، بلکه از آن آگاه است، و به زودی هرکس را بر اساس آنچه عمل کرده است جزا می‌‌دهد.

سوره یوسف

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

وعده به قدرت ‌‌بخشیدن پس از آزمایش آشکار، به هدف استوار سازی و وعده‌‌ای برای پیامبر‌‌ج‌‌ و مؤمنان.

تفسیر:

﴿الر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِين [يوسف: ١]

١ ﴿الٓر سخن در مورد این حرف و حروف شبیه آن در آغاز سورۀ بقره بیان شد. آیات نازل ‌‌شده در این سوره، در مضامین خویش از آیات روشن قرآن هستند.

﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُون [يوسف: ٢]

٢ ما قرآن را به زبان عربی نازل کردیم باشد که شما -ای عرب- معانی آن را بفهمید.

﴿نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَـذَا الْقُرْآنَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِين [يوسف: ٣]

٣ - ای رسول- با نزول این قرآن بر تو، نیکوترین قصص را به دلیل راستی و سلامت الفاظ و بلاغتش بر تو حکایت می‌‌کنیم، و به‌‌راستی که تو پیش از نزول قرآن از این قصه‌‌ها از بی‌‌خبران بودی، و از آن آگاهی نداشتی.

﴿إِذْ قَالَ يُوسُفُ لأَبِيهِ يَاأَبتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِين [يوسف: ٤]

٤ - ای رسول- تو را باخبر می‌‌کنیم از آن‌‌ هنگام که یوسف÷ به پدرش یعقوب÷ گفت: ای پدرم، در خواب یازده ستاره، و خورشید و ماه را دیدم. دیدم که تمام اینها در برابر من سجده می‌‌کنند، این خواب، مژده‌‌ای عاجل برای یوسف÷ بود.

برخی فواید آیات:

بیان حکمت قصص قرآنی، که عبارت است از: همان استوار سازی قلب پیامبر‌‌ج‌‌ و اندرز دادن مؤمنان.

یگانگی الله تعالی در دانستن غیب؛ به‌‌گونه‌‌ای که هیچ‌‌کس در این امر با او مشارکت ندارد.

حکمت نزول قرآن به زبان عربی این است که عرب آن را بفهمند، تا آن را به دیگران ابلاغ کنند.

مشتمل ‌‌بودن قرآن بر نیکوترین قصص.|

﴿قَالَ يَابُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِين [يوسف: ٥]

٥ یعقوب به پسرش یوسف گفت: ای پسرم، خوابت را برای برادرانت بازگو نکن، که آن را می‌‌فهمند، و به تو حسادت می‌‌ورزند، آن‌‌گاه از روی حسد نیرنگی برایت می‌‌اندیشند. همانا شیطان دشمنی آشکار برای انسان است.

﴿وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيم [يوسف: ٦]

٦ و -ای یوسف- همان‌‌گونه که این خواب را دیدی پروردگارت تو را برمی‌‌گزیند، و تعبیر خواب را به تو می‌‌آموزاند، و نعمتش را بر تو با نبوت کامل می‌‌کند همان‌‌گونه که پیش از تو نعمتش را بر اَجدادت: ابراهیم و اسحاق کامل کرد، به‌‌راستی‌‌که پروردگارت از آفرینش خویش آگاه، و در تدبیر خویش بسیار داناست.

﴿* لَّقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِّلسَّائِلِين [يوسف: ٧]

٧ همانا در خبر یوسف÷ و برادرانش پند و اندرزهایی است برای کسانی‌‌که از اخبار آنها می‌‌پرسند.

﴿إِذْ قَالُواْ لَيُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَى أَبِينَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِي ضَلاَلٍ مُّبِين [يوسف: ٨]

٨ آن‌‌گاه که برادران یوسف در میان خودشان گفتند: همانا یوسف و برادر تنی او نزد پدرمان از ما دوست داشتنی‌‌تر هستند درحالی‌‌که ما گروهی نیرومند هستیم، پس چگونه آن دو را بر ما برتری داده است؟ همانا ما او را در خطایی آشکار می‌‌بینیم که بدون سببی که برای ما آشکار باشد آن دو را بر ما برتری داده است.

﴿اقْتُلُواْ يُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا يَخْلُ لَكُمْ وَجْهُ أَبِيكُمْ وَتَكُونُواْ مِن بَعْدِهِ قَوْمًا صَالِحِين [يوسف: ٩]

٩ یوسف را بکشید، یا او را در زمین دور، پنهان کنید، تا توجه پدرتان فقط برای شما باشد آن‌‌گاه به صورت کامل شما را دوست داشته باشد، و پس از اینکه یوسف را کشتید یا پنهان کردید قومی صالح باشید، و از گناه‌‌تان توبه می‌‌کنید.

﴿قَالَ قَائِلٌ مَّنْهُمْ لاَ تَقْتُلُواْ يُوسُفَ وَأَلْقُوهُ فِي غَيَابَةِ الْجُبِّ يَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّيَّارَةِ إِن كُنتُمْ فَاعِلِين [يوسف: ١٠]

١٠ یکی از برادرانش گفت: یوسف را نکشید، بلکه او را در ته چاه بیندازید تا یکی از مسافرانی که از آنجا عبور می‌‌کند او را برگیرد، زیرا این کار ضرر کمتری از کشتنش دارد، اگر بر انجام کاری که در مورد او گفتید قصد دارید.

﴿قَالُواْ يَاأَبَانَا مَا لَكَ لاَ تَأْمَنَّا عَلَى يُوسُفَ وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُون [يوسف: ١١]

١١ و چون بر دور کردن یوسف اتفاق کردند به پدرشان یعقوب گفتند: ای پدر ما، چرا ما را در مورد یوسف امین نمی‌‌دانی؟ درحالی‌‌که ما دلسوز او هستیم و از آنچه که به او آسیب برساند از او محافظت می‌‌کنیم، و ما با محافظت و توجه به او خیرخواه او هستیم تا سالم به‌‌سوی تو باز‌‌گردد، پس چه چیزی تو را از فرستادن او همراه ما بازمی‌‌دارد؟

﴿أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُون [يوسف: ١٢]

١٢ به ما اجازه بده که فردا او را با خودمان ببریم که از خوراکی‌‌ها لذت ببرد و بازی کند، و به‌‌راستی‌‌که ما او را از هر زیانی که به او برسد محافظت می‌‌کنیم.

﴿قَالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَن تَذْهَبُواْ بِهِ وَأَخَافُ أَن يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنتُمْ عَنْهُ غَافِلُون [يوسف: ١٣]

١٣ یعقوب÷ به پسرانش گفت: همانا بردن او توسط شما مرا اندوهگین می‌‌سازد؛ زیرا بر فراق او شکیبایی نمی‌‌کنم، و بر او می‌‌ترسم درحالی‌‌که شما به چرا و بازی سرگرم هستید گرگ او را بخورد.

﴿قَالُواْ لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذًا لَّخَاسِرُون [يوسف: ١٤]

١٤ آنها به پدرشان گفتند: اگر گرگ یوسف را بخورد درحالی‌‌که ما گروهی نیرومند هستیم به یقین در این حالت خیری در ما نیست، زیرا اگر او را در برابر گرگ محافظت نکنیم زیانکار هستیم.

برخی فواید آیات:

ثبوت خواب از نظر شرعی، و جواز تعبیر آن.

مشروعیت کتمان بعضی حقایق اگر اظهار آن آسیبی را به دنبال داشته باشد.

بیان فضیلت نسل خاندان ابراهیم÷ و برتری آنها بر مردم با نبوت.

تمایل به یکی از فرزندان، دشمنی و حسادت میان آن‌‌ها را به جای می‌‌گذارد.|

﴿فَلَمَّا ذَهَبُواْ بِهِ وَأَجْمَعُواْ أَن يَجْعَلُوهُ فِي غَيَابَةِ الْجُبِّ وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمْرِهِمْ هَـذَا وَهُمْ لاَ يَشْعُرُون [يوسف: ١٥]

١٥ آن‌‌گاه یعقوب او را همراه آنها فرستاد، پس وقتی او را دور بردند، و بر افکندن او در ته چاه تصمیم گرفتند، در این حال به یوسف وحی کردیم که: به‌‌طور قطع آنها را درحالی‌‌که نمی‌‌دانند از این کارشان باخبر خواهی کرد.

﴿وَجَاؤُواْ أَبَاهُمْ عِشَاء يَبْكُون [يوسف: ١٦]

١٦ و برادران یوسف شامگاه در حالی نزد پدرشان آمدند که به دروغ گریه می‌‌کردند تا مکر شان را آب و تاب دهند.

﴿قَالُواْ يَاأَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنَا يُوسُفَ عِندَ مَتَاعِنَا فَأَكَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنتَ بِمُؤْمِنٍ لِّنَا وَلَوْ كُنَّا صَادِقِين [يوسف: ١٧]

١٧ گفتند: ای پدر ما، ما برای مسابقۀ دو و تیراندازی رفتیم، و یوسف را کنار لباس‌‌ها و توشه‌‌هایمان گذاشتیم تا از آنها محافظت کند، آن‌‌گاه گرگ او را خورد، و تو سخن ما را باور نمی‌‌کنی، هر چند واقعا در آنچه که به تو خبر دادیم راستگو باشیم.

﴿وَجَاؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُون [يوسف: ١٨]

١٨ و خبرشان را با حیله تقویت کردند، چنان‌‌که پیراهن یوسف÷ را آغشته به خونی غیر از خون او آوردند، تا این گمان را ایجاد کنند که اثر خوردن یوسف توسط گرگ است، اما یعقوب÷ - با قرینۀ اینکه پیراهن پاره نشده بود- به دروغ آنها پی برد، آن‌‌گاه به آنها گفت: امر آن‌‌گونه که شما خبر دادید نیست، بلکه نفس‌‌های‌‌تان کار بدی را که انجام داده‌‌اید برای‌‌تان آراسته است، پس کار من صبری نیکو و بدون ناشکیبایی است، و بر آنچه از امر یوسف بیان می‌‌کنید یاری از الله خواسته می‌‌شود.

﴿وَجَاءتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُواْ وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ يَابُشْرَى هَـذَا غُلاَمٌ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً وَاللّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَعْمَلُون [يوسف: ١٩]

١٩ و کاروانی رهگذر آمد، آن‌‌گاه کسی را فرستادند که برای‌‌شان آب بکشد، پس دَلوش را در چاه انداخت، که یوسف خود را به ریسمان آویخت، پس وقتی آب‌‌آور یوسف را دید با شادمانی گفت: مژده این پسرکی است، و آب‌‌آور آنها و برخی از یارانش او را از دنبالۀ کاروان با این ادعا که کالایی است که آن را برای خود گرفته‌‌اند پنهان کردند، و الله از بی‌‌رغبتی و معامله‌‌ای که در مورد یوسف انجام می‌‌دادند آگاه است، و ذره‌‌ای از عمل آنها بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُواْ فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِين [يوسف: ٢٠]

٢٠ و آب‌‌آور و یارانش او را در مصر با بهای ناچیزی، یعنی درهم‌‌هایی که به دلیل اندک ‌‌بودن، شمارش آنها آسان بود، فروختند، و برای اشتیاق بر اینکه به سرعت از او رهایی یابند در او بی‌‌رغبت بودند، زیرا از وضعیت او دانسته بودند که مملوک نیست، و در مورد خودشان از خانوادۀ او ترسیدند، و این از رحمت کامل الله به یوسف÷ است تا زمانی طولانی با آنها نماند.

﴿وَقَالَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِن مِّصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوَاهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَكَذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ وَاللّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُون [يوسف: ٢١]

٢١ و مردی از مصر که او را خرید به همسرش گفت: به او نیکی کن و جایگاهش را نزد ما گرامی دار، شاید در انجام بخشی از آنچه که به آن نیاز داریم به ما فایده برساند، یا با فرزند خواندگی او را به فرزندی بگیریم، و همان‌‌گونه که یوسف را از قتل نجات دادیم، و او را از چاه در آوردیم، و دل عزیز را بر او مهربان کردیم؛ در مصر به او قدرت بخشیدیم، و تأویل خواب را برایش آموختیم. و الله بر امر خویش چیره است، یعنی امرش نافذ است، زیرا او سبحانه هیچ اجبار کننده‌‌ای ندارد، اما بیشتر مردم - یعنی کافران- این را نمی‌‌دانند.

﴿وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِين [يوسف: ٢٢]

٢٢ و چون یوسف÷ به سنی رسید که بدن در آن سخت و استوار می‌‌شود فهم و علم به او عطا کردیم، و مانند این پاداش که به او بخشیدیم به کسانی‌‌که عبادت را به نیکی برای الله به‌‌پا دارند پاداش می‌‌دهیم.

برخی فواید آیات:

بیان خطر بزرگ حسادتی که برادران یوسف÷ را به نیرنگ ‌‌زدن بر او و مشورت کردن بر قتلش واداشت.

مشروعیت عمل به قرینه در احکام.

از تدبیر و لطف الله بر یوسف این است که پس از اینکه شیطان جایگاه برادری را بر برادران یوسف÷ پوشانید، جایگاه پدری را در قلب عزیز مصر افکند.|

﴿وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُون [يوسف: ٢٣]

٢٣ و زن عزیز با مهربانی و حیله انجام فاحشه را از یوسف÷ درخواست کرد، و برای خلوت بهتر درها را بست، و به یوسف گفت: زود باش به‌‌سوی من بیا. آن‌‌گاه یوسف گفت: از آنچه مرا به آن فرا می‌‌خوانی به الله پناه می‌‌برم. همانا سرورم در جایگاه من نزد خویش به من نیکی کرده است پس هرگز بر او خیانت نخواهم کرد، زیرا اگر بر او خیانت کنم ستمکار خواهم بود. همانا ستمکاران رستگار نمی‌‌شوند.

﴿وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِين [يوسف: ٢٤]

٢٤ و نفس همسر عزیز مشتاق انجام فاحشه شد، و این کار بر نفس یوسف÷ نیز خطور کرد، اگر نشانه‌‌های الله را که او را از این کار بازمی‌‌داشت ندیده بود، و آن را برایش نمایاندیم تا آسیب را از او بزداییم، و او را از زنا و خیانت دور کنیم، زیرا یوسف از بندگان برگزیدۀ ما با رسالت و نبوت بود.

﴿وَاسُتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِيصَهُ مِن دُبُرٍ وَأَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَى الْبَابِ قَالَتْ مَا جَزَاء مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوَءًا إِلاَّ أَن يُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِيم [يوسف: ٢٥]

٢٥ و به‌‌سوی در با یکدیگر به سبقت پرداختند: یوسف برای اینکه نفسش را نجات دهد، و زن عزیز برای اینکه مانع یوسف از خروج شود، پس پیراهن یوسف را گرفت تا نگذارد خارج شود، آن‌‌گاه آن را از پشت پاره کرد، و شوهر آن زن را کنار در دیدند، زن عزیز با حیله‌‌گری به عزیز گفت: - ای عزیز- مجازات کسی‌‌که قصد انجام فاحشه با همسرت را بکند به‌‌جز زندان نیست، یا اینکه با عذابی رنج‌‌آور مجازات می‌‌شود.

﴿قَالَ هِيَ رَاوَدَتْنِي عَن نَّفْسِي وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّنْ أَهْلِهَا إِن كَانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِن قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَهُوَ مِنَ الكَاذِبِين [يوسف: ٢٦]

٢٦ یوسف÷ گفت: اوست که انجام فاحشه را از من خواست، و من چنین درخواستی از او نکردم، و الله کودکی از خانوادۀ آن زن را بر آن داشت که در گهواره سخن بگوید، آن‌‌گاه چنین گواهی داد: اگر پیراهن یوسف از جلو پاره شده باشد قرینه‌‌ای است بر راستگویی زن؛ زیرا او یوسف را از خودش باز می‌‌داشته است، پس یوسف دروغگو است.

﴿وَإِنْ كَانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَهُوَ مِن الصَّادِقِين [يوسف: ٢٧]

٢٧ و اگر پیراهن یوسف از پشت پاره شده باشد، قرینه‌‌ای است بر راستگویی یوسف؛ زیرا زن او را به‌‌سوی خود می‌‌خوانده و یوسف از او فرار می‌‌کرده است، پس زن دروغگوست.

﴿فَلَمَّا رَأَى قَمِيصَهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِن كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيم [يوسف: ٢٨]

٢٨ وقتی عزیز دید که پیراهن یوسف از پشت پاره شده است راستگویی یوسف÷ ثابت شد، و گفت: همانا این تهمتی که به یوسف زده‌‌اید -ای گروه زنان- از جمله نیرنگ‌‌های شماست. همانا نیرنگ شما نیرنگی قوی است.

﴿يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَـذَا وَاسْتَغْفِرِي لِذَنبِكِ إِنَّكِ كُنتِ مِنَ الْخَاطِئِين [يوسف: ٢٩]

٢٩ و به یوسف گفت: ای یوسف، از این کار درگذر، و آن را برای هیچ‌‌کس بیان نکن، و تو (ای زن) برای گناهت آمرزش بخواه، زیرا به‌‌سبب اینکه خواستی از یوسف کام بگیری از گناهکاران بوده‌‌ای.

﴿* وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَن نَّفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنَرَاهَا فِي ضَلاَلٍ مُّبِين [يوسف: ٣٠]

٣٠ و خبر زن در شهر منتشر شد، و گروهی از زنان از روی ایراد گفتند: همسر عزیز برده‌‌اش را به‌‌سوی خود فراخوانده، و محبت او به غلاف قلبش رسیده است، همانا ما به‌‌سبب اینکه از یوسف کام خواسته و دوستی‌‌اش به یوسف- درحالی‌‌که برده‌‌اش است- او را در گمراهی آشکاری می‌‌بینیم.

برخی فواید آیات:

زشتی خیانت در خانواده و مال نیکوکار؛ کاری که یوسف÷ آن را از جمله اسباب ترک فاحشه بیان کرد.

بیان عصمت و حفاظت پیامبران‌‌ﻹ‌‌ توسط الله از وقوع در بدی و فحشاء.

وجوب دفع فاحشه و فرار و رهایی از آن.

مشروعیت عمل به قراین در احکام.|

﴿فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِكِّينًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلّهِ مَا هَـذَا بَشَرًا إِنْ هَـذَا إِلاَّ مَلَكٌ كَرِيم [يوسف: ٣١]

٣١ پس وقتی زن عزیز ایراد آن زنان بر خودش و غیبت آنها از خویش را شنید به‌‌سوی آنها فرستاد تا آنها را دعوت کند که یوسف را به آنها نشان دهد تا او را معذور بدارند، برای آنها محلی با فرش‌‌ها و بالش‌‌ها فراهم آورد، و به هر یک از زنان دعوت ‌‌شده چاقویی داد تا غذا را با آن ببرد، و به یوسف گفت: بر آنها درآی، پس وقتی یوسف÷ را دیدند او را بزرگ شماردند، و از نیکویی او انگشت به دهان ماندند، و از زیبایی‌‌اش شگفت ‌‌زده شدند، و از شدت شگفتی دست‌‌های‌‌شان را با چاقو‌‌هایی که برای بریدن غذا آماده شده بود بریدند، و گفتند: الله منزه است، این پسرک انسانی نیست، زیرا زیبایی او در انسان سابقه ندارد، او یکی از فرشتگان گرامی است.

﴿قَالَتْ فَذَلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَلَقَدْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ فَاسَتَعْصَمَ وَلَئِن لَّمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِّنَ الصَّاغِرِين [يوسف: ٣٢]

٣٢ زن عزیز وقتی این حالت زنان را دید، به آنان گفت: این همان غلامی است که مرا به‌‌سبب دوست ‌‌داشتن او سرزنش می‌‌کردید، و من از او کام خواسته‌‌ام، و برای اغوای او چاره اندیشیدم، اما خودداری کرد، و اگر آنچه را که از او می‌‌خواهم در آینده انجام ندهد به‌‌طور قطع زندانی خواهد شد، و از خوارشدگان خواهد بود.

﴿قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُن مِّنَ الْجَاهِلِين [يوسف: ٣٣]

٣٣ یوسف÷ در دعا این‌‌گونه پروردگارش را خواند: پروردگارا، زندان که مرا با آن تهدید کردند برایم دوست داشتنی‌‌تر است از انجام فاحشه که مرا به آن فرا می‌‌خوانند، و اگر نیرنگ آنها را از من برنگردانی به‌‌سوی آنها خواهم گرایید، و اگر به‌‌سوی آنها بگرایم و در آنچه که از من می‌‌خواهند از آنها فرمان‌‌برداری کنم از جاهلان خواهم بود.

﴿فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم [يوسف: ٣٤]

٣٤ پس الله درخواستش را اجابت کرد، و مکر زن عزیز و مکر زنان شهر را از او برداشت، همانا او تعالی دعای یوسف، و دعای هر دعا کننده‌‌ای را می‌‌شنود، و از حال او و دیگران باخبر است.

﴿ثُمَّ بَدَا لَهُم مِّن بَعْدِ مَا رَأَوُاْ الآيَاتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِين [يوسف: ٣٥]

٣٥ سپس نظر عزیز و قومش وقتی دلایل برائت یوسف را دیدند این بود که او را برای مدت نامشخصی زندانی کنند- تا این رسوایی آشکار نگردد-.

﴿وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيَانَ قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْرًا وَقَالَ الآخَرُ إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزًا تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِين [يوسف: ٣٦]

٣٦ پس او را زندانی کردند، و همراه او دو جوان در زندان وارد شدند، یکی از آن دو جوان به یوسف÷ گفت: در خواب دیدم که انگور را برای تولید شراب می‌‌فشرم، و دومی گفت: در خواب دیدم که روی سرم نانی حمل می‌‌کنم که پرندگان از آن می‌‌خورند، - ای یوسف- ما را از تأویل آنچه دیدیم آگاه کن، زیرا ما تو را از نیکوکاران می‌‌بینیم.

﴿قَالَ لاَ يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلاَّ نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَن يَأْتِيكُمَا ذَلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُون [يوسف: ٣٧]

٣٧ یوسف گفت: قبل از آوردن غذایی که از جانب پادشاه یا غیر او برای‌‌تان می‌‌آید حقیقت و چگونگی آنچه را دیدید برای‌‌تان آشکار می‌‌سازم. این تعبیر خواب از مواردی است که پروردگارم به من آموخته است، نه از کهانت و نه از ستاره ‌‌شناسی؛ همانا من دین قومی را که به الله ایمان نمی‌‌آورند و به آخرت کافر هستند رها کرده‌‌ام.

برخی فواید آیات:

بیان زیبایی یوسف÷ که سبب دلباختن زنان به او شد.

ترجیح ‌‌دادن زندان بر نافرمانی الله توسط یوسف÷ .

از مصادیق تدبیر و لطف الله به یوسف÷ این است که به او علم تعبیر خواب آموخت و آن را سبب خروج یوسف از زندان قرار داد.|

﴿وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائِـي إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ مَا كَانَ لَنَا أَن نُّشْرِكَ بِاللّهِ مِن شَيْءٍ ذَلِكَ مِن فَضْلِ اللّهِ عَلَيْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُون [يوسف: ٣٨]

٣٨ و دین پدرانم: ابراهیم و اسحاق و یعقوب را که دین توحید الله است پیروی کرده‌‌ام، سزاوار ما نیست که دیگران را با الله شریک بگردانیم، درحالی‌‌که او تعالی در وحدانیت یگانه است، این توحید و ایمان که من و پدرانم بر آن هستیم، بخشش الله بر ماست که ما را به آن هدایت کرده است، و بخشش او تعالی بر تمام مردم است چون پیامبرانش را با آن به‌‌سوی آنها فرستاد، اما بیشتر مردم شکر الله را به خاطر نعمت‌‌هایش نمی‌‌گزارند، بلکه به او کفر می‌‌ورزند.

﴿يَاصَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّار [يوسف: ٣٩]

٣٩ سپس یوسف آن دو جوان زندانی را این‌‌گونه مورد خطاب قرار داد: آیا عبادت معبودهای گوناگون بهتر است، یا عبادت الله یگانه که شریکی ندارد، و بر دیگران چیره است، همان ذاتی‌‌که مغلوب نمی‌‌شود؟

﴿مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُون [يوسف: ٤٠]

٤٠ به جای الله نام‌‌هایی بدون مسمی، که شما و پدران‌‌تان آنها را اِله نامیده‌‌اید عبادت می‌‌کنید، درحالی‌‌که سهمی در الوهیت ندارند، و الله دلیلی که بر صحت نامگذاری شما بر آنها دلالت کند فرو نفرستاده است. حکم در تمام مخلوقات، تنها برای الله است، نه برای این نام‌‌ها که شما و پدران‌‌تان آنها را نامیده‌‌اید، فرمان الله سبحانه این است که او را به یگانگی عبادت کنید، و نهی کرده از اینکه دیگران را همراه او شریک قرار دهید. این توحید همان دین استواری است که هیچ کجی و انحرافی در آن وجود ندارد، اما بیشتر مردم این را نمی‌‌دانند، و به همین سبب به الله شرک می‌‌ورزند، و بعضی مخلوقات او را عبادت می‌‌کنند.

﴿يَاصَاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْرًا وَأَمَّا الآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِن رَّأْسِهِ قُضِيَ الأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيَان [يوسف: ٤١]

٤١ ای دو دوست زندانی من، اما کسی‌‌که برای تبدیل شراب انگور می‌‌فشرد از زندان خارج می‌‌شود، و به کارش باز می‌‌گردد، آن‌‌گاه ساقی پادشاه می‌‌شود، و اما کسی‌‌که دیده روی سرش نانی است که پرندگان از آن می‌‌خورند، کشته و به دار آویخته می‌‌شود، آن‌‌گاه پرندگان از گوشت سرش می‌‌خورند، کاری که شما پاسخ آن را خواستید پایان یافت و تمام شد، و بدون تردید واقع می‌‌شود.

﴿وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِين [يوسف: ٤٢]

٤٢ و یوسف به کسی از آن دو که گمان کرد نجات می‌‌یابد- یعنی ساقی پادشاه- گفت: قصه و امر مرا نزد پادشاه بیان کن، شاید مرا از زندان خارج کند، اما شیطان یاد یوسف نزد پادشاه را از یاد ساقی برد، پس یوسف چندین سال پس از آن در زندان باقی ماند.

﴿وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنبُلاَتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَاأَيُّهَا الْمَلأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِن كُنتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُون [يوسف: ٤٣]

٤٣ و پادشاه گفت: همانا در خواب هفت گاو فربه را دیدم که هفت گاو لاغر را می‌‌خورند، و هفت خوشۀ سبز و هفت خوشۀ خشکیده را دیدم، ای سران و بزرگان، اگر به تعبیر خواب آگاه هستید مرا از تعبیر این خوابم باخبر سازید.

برخی فواید آیات:

وجوب پیروی از آیین ابراهیم÷، و بیزاری ‌‌جستن از شرک و پیروانش.

این فرمودۀ الله متعال: ﴿ءَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ ... دلالت دارد بر اینکه آن مصری‌‌ها اصحاب دیانت آسمانی بودند اما شرک می‌‌ورزیدند.

تمام معبودهایی که به جای الله عبادت می‌‌شوند چیزی جز اسم‌‌هایی بدون مسمی نیستند، و هیچ سهمی در الوهیت ندارند.

بهره‌‌‌‌برداری از پیشامدها برای دعوت به‌‌سوی الله، همان‌‌گونه که یوسف÷ در زندان از این امر بهره‌‌برداری کرد.|

﴿قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الأَحْلاَمِ بِعَالِمِين [يوسف: ٤٤]

٤٤ گفتند: خواب تو از خیال‌‌های آشفته و دَرهَم و بَرهَم است، و چنین خواب‌‌هایی تعبیر ندارد، و ما تعبیر خواب‌‌های آشفته را نمی‌‌دانیم.

﴿وَقَالَ الَّذِي نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَاْ أُنَبِّئُكُم بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُون [يوسف: ٤٥]

٤٥ و ساقی‌‌ای که از آن دو جوان زندانی نجات یافته بود، و یوسف÷ و علم تعبیر خواب او را پس از مدتی به یاد آورده بود گفت: من شما را از تعبیر خواب پادشاه پس از سوال از کسی‌‌که این علم را دارد آگاه می‌‌سازم، پس -ای پادشاه- مرا به‌‌سوی یوسف بفرست تا خوابت را تعبیر کند.

﴿يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِي سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنبُلاَتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ لَّعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُون [يوسف: ٤٦]

٤٦ پس وقتی این نجات ‌‌یافته نزد یوسف÷ رسید به او گفت: ای یوسف، ای راستگو، ما را از تعبیر خواب کسی‌‌که هفت گاو فربه دیده که هفت گاو نحیف را می‌‌خورند، و هفت خوشۀ سبز، و هفت خوشۀ خشکیده دیده، خبر بده؛ تا به‌‌سوی پادشاه و کسانی‌‌که نزد او هستند بازگردم شاید آنها از تعبیر خواب پادشاه، و فضل و جایگاه تو آگاه شوند.

﴿قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِي سُنبُلِهِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّا تَأْكُلُون [يوسف: ٤٧]

٤٧ یوسف÷ برای تعبیر این خواب گفت: هفت سال، پیاپی و با جدّیت بکارید، پس آنچه را در تمام این هفت سال درو کردید برای جلوگیری از کرم ‌‌زدگی در خوشه‌‌هایش نگه دارید، مگر مقدار دانه‌‌های اندکی که برای خوردن به آن نیاز دارید.

﴿ثُمَّ يَأْتِي مِن بَعْدِ ذَلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّا تُحْصِنُون [يوسف: ٤٨]

٤٨ سپس بعد از این هفت سال حاصل‌‌خیز که در آن کشت کرده‌‌اید، هفت سال خشک می‌‌آید که مردم در آن سال‌‌ها تمام آنچه را که در سال‌‌های حاصل‌‌خیز درو کرده‌‌اند می‌‌خورند مگر مقدار اندکی که برای بذر نگه می‌‌دارند.

﴿ثُمَّ يَأْتِي مِن بَعْدِ ذَلِكَ عَامٌ فِيهِ يُغَاثُ النَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُون [يوسف: ٤٩]

٤٩ سپس بعد از این سال‌‌های خشک، ‌‌سالی می‌‌آید که در آن باران‌‌ها نازل می‌‌گردد، و کشتزارها می‌‌روید، و مردم در آن سال هر اندازه از آب ‌‌میوه مانند انگور و زیتون و نی را که نیاز دارند می‌‌فشرند.

﴿وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ فَلَمَّا جَاءهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّكَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللاَّتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيم [يوسف: ٥٠]

٥٠ و وقتی تعبیر خواب پادشاه توسط یوسف÷ به پادشاه رسید به دستیارانش گفت: او را از زندان خارج کنید، و نزد من آورید، پس وقتی فرستادۀ پادشاه نزد یوسف÷ آمد یوسف برای اینکه برائتش قبل از خروج از زندان آشکار شود به او گفت: به‌‌سوی سرورت پادشاه بازگرد و در مورد قصۀ زنانی که دستهای‌‌شان را بریدند از او بپرس، به‌‌راستی که پروردگارم به کام‌‌ خواهی‌‌ای که آنها از من خواستند آگاه است، و ذره‌‌ای از این کار بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿قَالَ مَا خَطْبُكُنَّ إِذْ رَاوَدتُّنَّ يُوسُفَ عَن نَّفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَيْهِ مِن سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ الآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَاْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِين [يوسف: ٥١]

٥١ پادشاه خطاب به زنان گفت: چه منظوری داشتید آن‌‌گاه که با حیله از یوسف خواستید، فاحشه را با شما انجام دهد؟ همسر عزیز با اقرار بر آنچه انجام داده بود گفت: اکنون حق آشکار شد، من بودم که برای اغوای او کوشیدم، و او بر اغوای من نکوشید، و به‌‌راستی که او در این ادعایش برای برائت خویش از آنچه من به او نسبت دادم از راستگویان است.

﴿ذَلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي كَيْدَ الْخَائِنِين [يوسف: ٥٢]

٥٢ همسر عزیز گفت: وقتی اقرار کردم که من بودم که از او کام خواستم و او راستگوست، برای این‌‌ است که یوسف بداند من در غیابش بر او افترا نبسته‌‌ام، زیرا از آنچه که حاصل شد برایم آشکار شده است که الله کسی را که دروغ می‌‌گوید و نیرنگ می‌‌زند موفق نمی‌‌گرداند.

برخی فواید آیات:

از کمال ادب یوسف÷ این بود که به گناه زنان اشاره کرد؛ نه به گناه همسر عزیز.

کمال علم یوسف÷ در حسن تعبیر خواب.

مشروعیت تبرئۀ نفس از اتهامی که به ناحق به انسان نسبت داده شده است، و طلب شناسایی حقایق برای اثبات حق.

فضیلت سخن راست و حق هر چند به ضرر گوینده‌‌اش باشد.|

﴿* وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيم [يوسف: ٥٣]

٥٣ و همسر عزیز سخنش را این‌‌گونه ادامه داد: و خودم را از قصد بد تبرئه نمی‌‌کنم، و با این امر تزکیۀ نفسم را اراده نکردم؛ زیرا شأن نفس بشری این است که به‌‌سبب تمایل به آنچه که آن را می‌‌خواهد و دشواری بازداشتنش از آن، زیاد به بدی امر می‌‌کند، مگر نفس‌‌هایی که الله به آنها رحم کند، و آنها را از امر به بدی محافظت گرداند، همانا پروردگار من نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي فَلَمَّا كَلَّمَهُ قَالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنَا مِكِينٌ أَمِين [يوسف: ٥٤]

٥٤ و هنگامی‌‌که برائت و علم یوسف÷ برای پادشاه آشکار گشت به دستیارانش گفت: او را نزدم بیاورید تا او را خالص برای خودم قرار دهم، پس او را نزد پادشاه آوردند، و وقتی با او سخن گفت، و علم و عقل او برایش آشکار گشت به او گفت: - ای یوسف- همانا امروز نزد ما امین و صاحب منزلت و مقام شدی.

﴿قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيم [يوسف: ٥٥]

٥٥ یوسف÷ به پادشاه گفت: مرا بر نگهداری گنجینه‌‌های اموال و خوراکی‌‌های سرزمین مصر بگمار، زیرا من خزانه ‌‌داری امانت‌‌دار، و صاحب علم و بصیرت به آنچه به آن گمارده می‌‌شوم هستم.

﴿وَكَذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاء نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَاء وَلاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِين [يوسف: ٥٦]

٥٦ و همان‌‌گونه که با برائت و رهایی از زندان بر یوسف÷ نعمت بخشیدیم با قدرت ‌‌بخشیدن او در مصر نیز برایش نعمت بخشیدیم، چنان‌‌که در هر مکانی‌‌که می‌‌خواست فرود می‌‌آمد و اقامت می‌‌کرد. از رحمت خویش در دنیا به هر یک از بندگانمان که بخواهیم عطا می‌‌کنیم، و پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌‌سازیم، بلکه آن را به صورت کامل و بدون کاستی به آنها می‌‌دهیم.

﴿وَلأَجْرُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ آمَنُواْ وَكَانُواْ يَتَّقُون [يوسف: ٥٧]

٥٧ و به‌‌طور قطع پاداش الله که در آخرت آماده کرده است از پاداش دنیا بهتر است برای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و با اجرای اوامر و نواهی الله از او تعالی می‌‌ترسیدند.

﴿وَجَاء إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُواْ عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَهُ مُنكِرُون [يوسف: ٥٨]

٥٨ و برادران یوسف با کالای خویش به سرزمین مصر رسیدند، و بر او وارد شدند، آن‌‌گاه آنها را شناخت که برادرانش هستند، و آنها او را نشناختند که برادرشان است؛ چون مدت زیادی گذشته بود و شکل یوسف÷ تغییر کرده بود؛ و وقتی که او را در چاه افکندند کودکی بود.

﴿وَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ قَالَ ائْتُونِي بِأَخٍ لَّكُم مِّنْ أَبِيكُمْ أَلاَ تَرَوْنَ أَنِّي أُوفِي الْكَيْلَ وَأَنَاْ خَيْرُ الْمُنزِلِين [يوسف: ٥٩]

٥٩ و وقتی آذوقه و توشه‌‌ای را که خواستند به آنها داد، پس از اینکه به او خبر دادند که برادری از پدرشان دارند که او را نزد پدرش گذاشته‌‌اند به آنها گفت: برادر پدری‌‌تان را نزدم بیاورید تا بار یک شتر برای‌‌تان بیفزایم، آیا نمی‌‌بینید که من پیمانه را کامل می‌‌کنم و از آن نمی‌‌کاهم، و من بهترین میزبان هستم.

﴿فَإِن لَّمْ تَأْتُونِي بِهِ فَلاَ كَيْلَ لَكُمْ عِندِي وَلاَ تَقْرَبُون [يوسف: ٦٠]

٦٠ اما اگر او را نزدم نیاورید دروغ شما در این ادعای‌‌تان که برادری از پدرتان دارید آشکار می‌‌گردد، آن‌‌گاه طعامی را برای‌‌تان پیمانه نخواهم کرد، و به سرزمین من نزدیک نشوید.

﴿قَالُواْ سَنُرَاوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ وَإِنَّا لَفَاعِلُون [يوسف: ٦١]

٦١ آن‌‌گاه برادرانش به او پاسخ دادند: او را از پدرش طلب می‌‌کنیم، و در این کار تلاش خواهیم کرد، و به‌‌راستی آنچه را که به ما فرمان دادی بدون کوتاهی انجام می‌‌دهیم.

﴿وَقَالَ لِفِتْيَانِهِ اجْعَلُواْ بِضَاعَتَهُمْ فِي رِحَالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَهَا إِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون [يوسف: ٦٢]

٦٢ یوسف÷ به کارگرانش گفت: کالای اینها را بازگردانید تا هنگام بازگشت بدانند که ما آن را از آنها نخریده‌‌ایم، و این امر آنها را بر آن دارد که برای بار دوم درحالی‌‌که برادرشان همراه آنها است بازگردند؛ تا راستگویی‌‌شان را به یوسف÷ ثابت کنند، و کالای‌‌شان را از آنها بپذیرد.

﴿فَلَمَّا رَجِعُوا إِلَى أَبِيهِمْ قَالُواْ يَاأَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَكْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُون [يوسف: ٦٣]

٦٣ پس وقتی نزد پدرشان بازگشتند و اکرام یوسف÷ به خودشان را برای پدر حکایت کردند گفتند: ای پدر ما پیمانه از ما بازداشته شد اگر برادرمان را با خود نبریم، پس او را با ما بفرست، زیرا اگر او را همراه ما بفرستی طعام را پیمانه می‌‌کنیم، و حفظ او را به تو تعهد می‌‌کنیم تا سالم به‌‌سوی تو بازگردد.

برخی فواید آیات:

یکی از دشمنان مؤمن: نفس اوست که در باطنش قرار دارد؛ پس مؤمن باید از نفسش مراقبت کند و کجی‌‌اش را راست گرداند.

شرط بودن علم و امانت در کسی‌‌که عهده‌‌دار منصبی می‌‌شود که امر عموم به آن اصلاح می‌‌گردد.

بیان اینکه بخشش الله در آخرت، به‌‌طور قطع برای مؤمنان بهتر و ماندگارتر و برتر است.

جواز درخواست منصب توسط شخص و ستودن آن برای خودش اگر نیاز اقتضا کند، و خواهان خیر و صلاح باشد.|

﴿قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلاَّ كَمَا أَمِنتُكُمْ عَلَى أَخِيهِ مِن قَبْلُ فَاللّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِين [يوسف: ٦٤]

٦٤ آیا شما را بر او امین گردانم همان‌‌گونه که شما را قبل از آن بر برادر تنی‌‌اش یوسف امین گردانیدم؟! همانا شما را بر یوسف هم امین گردانیدم، و شما به حفظ او تعهد دادید، اما به آن تعهد تان وفا نکردید، پس اعتمادی به تعهد شما مبنی بر حفظ او ندارم، و فقط بر الله اعتماد دارم، زیرا او بهترین نگهبان است برای کسانی‌‌که نگهبانی از آنها را بخواهد، و مهربان‌‌ترین مهربانان است برای کسی‌‌که برایش رحمت بخواهد.

﴿وَلَمَّا فَتَحُواْ مَتَاعَهُمْ وَجَدُواْ بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ قَالُواْ يَاأَبَانَا مَا نَبْغِي هَـذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا وَنَمِيرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ كَيْلَ بَعِيرٍ ذَلِكَ كَيْلٌ يَسِير [يوسف: ٦٥]

٦٥ و وقتی بارهای طعام‌‌شان را که گرفته بودند گشودند بهایش را دیدند که به آنها بازگردانیده شده است، آن‌‌گاه به پدرشان گفتند: پس از این اکرام چه چیزی از این عزیز طلب می‌‌کنیم؟ و این بهای غذای ماست که عزیز مصر از روی لطف به ما آن را بازگردانیده است. غذا را برای خانواده‌‌مان جلب می‌‌کنیم، و برادرمان را از آنچه که بر او می‌‌ترسی محافظت می‌‌کنیم، و به‌‌سبب همراهی او بار یک شتر می‌‌افزاییم، زیرا بار یک شتر نزد عزیز کاری آسان است.

﴿قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَكُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِّنَ اللّهِ لَتَأْتُنَّنِي بِهِ إِلاَّ أَن يُحَاطَ بِكُمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيل [يوسف: ٦٦]

٦٦ پدرشان به آنها گفت: او را با شما نخواهم فرستاد تا اینکه پیمان استواری به الله ببندید که او را نزد من باز می‌‌گردانید مگر اینکه نابودی تمام شما را فرا گیرد، و هیچ‌‌یک از شما باقی نماند، و نه بر دفع آن توانا باشید و نه به بازگشت، پس وقتی پیمان استوار الله را بر این کار به او دادند، گفت: الله بر آنچه می‌‌گوییم گواه است، پس گواهی او برایمان کافی است.

﴿وَقَالَ يَابَنِيَّ لاَ تَدْخُلُواْ مِن بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُواْ مِنْ أَبْوَابٍ مُّتَفَرِّقَةٍ وَمَا أُغْنِي عَنكُم مِّنَ اللّهِ مِن شَيْءٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَعَلَيْهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُون [يوسف: ٦٧]

٦٧ و پدرشان اینگونه به آن‌‌ها توصیه کرد: به صورت دسته‌‌‌‌جمعی از یک در وارد مصر نشوید، بلکه از درهای پراکنده‌‌ای وارد شوید، زیرا این کار نگهدارنده‌‌تر است از اینکه کسی به تمام شما آسیبی برساند اگر این کار را بر شما خواسته باشد، و نمی‌‌گویم این کار به‌‌طور قطع آسیبی را که الله برای‌‌تان اراده کرده است از شما دفع می‌‌کند، و نه اینکه به‌‌طور قطع نفعی را که الله نخواسته باشد برای‌‌تان جلب می‌‌کند، زیرا حکم جز حکم الله نیست، و فرمان جز فرمان او تعالی نیست. در تمام کارهایم فقط بر او توکل کردم، و توکل‌‌ کنندگان در کارهای‌‌شان فقط باید بر او توکل کنند.

﴿وَلَمَّا دَخَلُواْ مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُم مَّا كَانَ يُغْنِي عَنْهُم مِّنَ اللّهِ مِن شَيْءٍ إِلاَّ حَاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضَاهَا وَإِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِّمَا عَلَّمْنَاهُ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُون [يوسف: ٦٨]

٦٨ پس درحالی‌‌که برادر تنی یوسف÷ با آنها بود به راه افتادند، و وقتی همان‌‌گونه که پدرشان به آنها فرمان داده بود از درهای مختلف وارد شدند ورودشان از درهای مختلف ذره‌‌ای از آنچه که الله بر آنها مقدر کرده بود از آنها دفع نمی‌‌کرد، بلکه این کار فقط مهر یعقوب÷ بر فرزندانش بود، که آن را آشکار کرد، و آنها را بر این کار سفارش نمود، درحالی‌‌که می‌‌دانست حکمی جز حکم الله نیست، زیرا از ایمان به تقدیر و به‌‌کار گیری اسباب که به او آموختیم آگاه بود، اما بیشتر مردم از این امر آگاه نیستند.

﴿وَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَخَاهُ قَالَ إِنِّي أَنَاْ أَخُوكَ فَلاَ تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُون [يوسف: ٦٩]

٦٩ و چون برادران یوسف÷ نزدش وارد شدند، درحالی‌‌که برادر تنی او همراه‌‌شان بود، برادر تنی‌‌اش را به‌‌سوی خود کشاند، و پنهانی به او گفت: به‌‌راستی که من برادر تنی تو یوسف هستم، پس از کارهای نسنجیده‌‌ای که برادرانت انجام می‌‌دادند، چه آزار رساندن و کینه بر ما، و چه افکندن من در چاه، اندوه مدار.

برخی فواید آیات:

امر به احتیاط و پرهیز از کسی‌‌که خیانتی از او سر زده است (لَا یُلدَغُ مُؤمِنٌ مِن جُحرٍ وَاحِدٍ مَرَّتَینِ؛ مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌‌شود).

یکی از وجوه احتیاط، حصول اطمینان با گرفتن پیمان‌‌های تقویت ‌‌شده با سوگند است؛ و جواز سوگند دادن کسی‌‌که بر حفظ ودیعه‌‌ها و امانت‌‌ها از او بیم می‌‌رود.

برای خواهان سوگند جایز است که بعضی اموری را که می‌‌داند در توان کسی‌‌که سوگند یاد می‌‌کند نیست استثنا کند.

احتیاط از آسیب‌‌ها و خسارت‌‌ها، نوعی به‌‌کارگیری اسباب است.|

﴿فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمْ جَعَلَ السِّقَايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُون [يوسف: ٧٠]

٧٠ پس وقتی یوسف÷ به خدمتکارانش دستور داد که شتر برادرش را از طعام بارگیری کنند پیمانۀ پادشاه را که با آن آذوقه برای کسانی‌‌که برای گرفتن آذوقه می‌‌آمدند پیمانه می‌‌کرد بدون علم برادرانش در بار برادر تنی خویش قرار داد تا از این طریق او را کنار خویش نگه دارد. پس وقتی‌‌که برای بازگشت به‌‌سوی خانواده‌‌شان به راه افتادند منادی‌‌ای از پشت سرشان ندا زد: ای صاحبان شترهای بارگیری ‌‌شده با آذوقه، همانا شما دزد هستید.

﴿قَالُواْ وَأَقْبَلُواْ عَلَيْهِم مَّاذَا تَفْقِدُون [يوسف: ٧١]

٧١ برادران یوسف درحالی‌‌که به ندا دهندۀ پست سرشان و یاران همراهش روی آوردند گفتند: چه چیزی از شما گم شده است که ما را به دزدی متهم می‌‌کنید؟

﴿قَالُواْ نَفْقِدُ صُوَاعَ الْمَلِكِ وَلِمَن جَاء بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَاْ بِهِ زَعِيم [يوسف: ٧٢]

٧٢ منادی و یاران همراهش به برادران یوسف گفتند: پیمانۀ پادشاه که با آن پیمانه می‌‌کند از ما گم شده است، و هر‌‌کس پیمانۀ پادشاه را قبل از بازرسی بیاورد یک «جُعل» یعنی بار یک شتر جایزه دارد، و من این جایزه را برایش ضمانت می‌‌کنم.

﴿قَالُواْ تَاللّهِ لَقَدْ عَلِمْتُم مَّا جِئْنَا لِنُفْسِدَ فِي الأَرْضِ وَمَا كُنَّا سَارِقِين [يوسف: ٧٣]

٧٣ برادران یوسف به آنها گفتند: به الله سوگند شما با مشاهدۀ احوال‌‌مان از پاکی و برائت ما آگاه شده‌‌اید، و همانا ما به سرزمین مصر نیامده‌‌ایم تا در آن فساد به پا کنیم، و در زندگی خویش نیز دزد نبوده‌‌ایم.

﴿قَالُواْ فَمَا جَزَاؤُهُ إِن كُنتُمْ كَاذِبِين [يوسف: ٧٤]

٧٤ منادی و یارانش گفتند: اگر در ادعای‌‌تان مبنی بر برائت از دزدی دروغگو بودید، مجازات کسی‌‌که آن را دزدی کرده است نزد شما چیست؟

﴿قَالُواْ جَزَاؤُهُ مَن وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ كَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِين [يوسف: ٧٥]

٧٥ برادران یوسف به آنها گفتند: مجازات سارق نزد ما این است که هرکس مال مسروقه در بارش پیدا شود گردنش به مسروق‌‌عنه تسلیم می‌‌شود تا او را به بردگی بگیرد، مانند این مجازاتِ به بردگی‌‌ گرفتن، دزدان را مجازات می‌‌کنیم.

﴿فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاء أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهَا مِن وِعَاء أَخِيهِ كَذَلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلاَّ أَن يَشَاء اللّهُ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مِّن نَّشَاء وَفَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيم [يوسف: ٧٦]

٧٦ پس آنها را برای بازرسی بارهای‌‌شان نزد یوسف÷ بازگرداندند، آن‌‌گاه برای پنهان حیله، قبل از بازرسی بار برادر تنی‌‌اش بازرسی بارهای برادران غیر تنی‌‌اش را شروع کرد، سپس بار برادر تنی خویش را بازرسی کرد، و پیمانۀ پادشاه را از آن در آورد. همان‌‌گونه که تدبیر قرار دادن پیمان در بار برادر یوسف را برایش آموختیم، امر دیگری برای او آموختیم و آن اینکه برادرش را به کیفر سرزمین خودشان مبنی بر برده‌‌ کردن دزد بگیرد، و اگر به کیفر پادشاه برای سارق که شلاق زدن و جبران خسارت بود عمل می‌‌کرد این امر محقق نمی‌‌شد، بلکه الله تدبیری دیگر را می‌‌خواست زیرا بر این کار تواناست. مراتب هر یک از بندگانمان را که بخواهیم به مرتبۀ یوسف÷ بالا می‌‌بریم، و بالای هر صاحب علمی کسی است که از او عالم‌‌تر است، و بالای علم همگی، علم الله قرار دارد که از همه چیز آگاه است.

﴿* قَالُواْ إِن يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَّهُ مِن قَبْلُ فَأَسَرَّهَا يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَلَمْ يُبْدِهَا لَهُمْ قَالَ أَنتُمْ شَرٌّ مَّكَانًا وَاللّهُ أَعْلَمْ بِمَا تَصِفُون [يوسف: ٧٧]

٧٧ برادران یوسف گفتند: اگر دزدی کرده جای شگفتی نیست، زیرا پیش از اینکه او دزدی کند برادر تنی‌‌اش دزدی کرده است، منظورشان یوسف÷ بود، آن‌‌گاه یوسف آزار دیدن از این سخن آنها را پنهان کرد، و آن را برای‌‌شان آشکار نکرد، و در نفس خویش به آنها گفت: حسادت شما و کار بدی که قبلا انجام داده‌‌اید، در این موقعیت، دقیقاً خودِ شرارت است و الله تعالی به این افترا که از شما صادر می‌‌شود داناتر است.

﴿قَالُواْ يَاأَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَبًا شَيْخًا كَبِيرًا فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَهُ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِين [يوسف: ٧٨]

٧٨ برادران یوسف به او گفتند: ای عزیز همانا او پدری پیر و سالخورده دارد که او را بسیار دوست دارد، پس به جای او یکی از ما را بگیر، به‌‌راستی‌‌‌‌که تو را در معامله با ما و دیگران از نیکوکاران می‌‌بینیم، پس با این کار به ما نیکی کن.

برخی فواید آیات:

جواز حیله‌‌ای که با آن احقاق حق حاصل می‌‌شود؛ به شرط زیان‌‌ نرساندن به دیگران.

برای صاحب حیوان یا اثاث گم ‌‌شده جایز است که جُعل «پاداشی» همراه با تعیین اندازه و صفت برای کسی‌‌که بر رد گمشده‌‌اش به او یاری رساند قرار دهد.

به فراموشی سپردن و پنهان‌‌ کردن آزار‌‌ها در نفس، از اخلاق نیکوست.|

﴿قَالَ مَعَاذَ اللّهِ أَن نَّأْخُذَ إِلاَّ مَن وَجَدْنَا مَتَاعَنَا عِندَهُ إِنَّـا إِذًا لَّظَالِمُون [يوسف: ٧٩]

٧٩ یوسف÷ گفت: پناه بر الله که به جرم ستمکاری بر بی‌‌گناهی ستم کنیم، یعنی غیر از کسی‌‌که پیمانۀ پادشاه را در بارش یافتیم نگه داریم، همانا اگر این کار را انجام دهیم ستمکار خواهیم بود، چون بی‌‌گناهی را مجازات کرده‌‌ایم، و جنایتکاری را رهانیده‌‌ایم.

﴿فَلَمَّا اسْتَيْأَسُواْ مِنْهُ خَلَصُواْ نَجِيًّا قَالَ كَبِيرُهُمْ أَلَمْ تَعْلَمُواْ أَنَّ أَبَاكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُم مَّوْثِقًا مِّنَ اللّهِ وَمِن قَبْلُ مَا فَرَّطتُمْ فِي يُوسُفَ فَلَنْ أَبْرَحَ الأَرْضَ حَتَّىَ يَأْذَنَ لِي أَبِي أَوْ يَحْكُمَ اللّهُ لِي وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِين [يوسف: ٨٠]

٨٠ پس وقتی از پذیرفتن درخواست‌‌شان توسط یوسف÷ ناامید شدند برای مشورت با یکدیگر از مردم کناره گرفتند، برادر بزرگشان گفت: آیا به یاد دارید که پدرتان عهد مؤکّد الله از شما گرفته است که پسرش را به او بازگردانید مگر اینکه چیزی‌‌که توان دفعش را ندارید شما را احاطه کند، و پیش از این در مورد یوسف کوتاهی کرده‌‌اید، و به عهد خویش با پدرتان در مورد او وفا نکردید، پس سرزمین مصر را ترک نمی‌‌کنم مگر اینکه پدرم اجازۀ بازگشت به‌‌سوی خویش را به من بدهد، یا الله به گرفتن برادرم در مورد من داوری کند، و الله بهترین داوران است، زیرا به حق و عدالت داوری می‌‌کند.

﴿ارْجِعُواْ إِلَى أَبِيكُمْ فَقُولُواْ يَاأَبَانَا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ وَمَا شَهِدْنَا إِلاَّ بِمَا عَلِمْنَا وَمَا كُنَّا لِلْغَيْبِ حَافِظِين [يوسف: ٨١]

٨١ و برادر بزرگ گفت: نزد پدرتان بازگردید، و به او بگویید: همانا پسرت دزدی کرد، پس عزیز مصر او را به کیفر دزدی‌‌اش به بردگی گرفت، و ما خبر نمی‌‌دهیم جز به آنچه علم داریم از آنجا که پیمانه را دیدیم که از بارش خارج کرد، و ما آگاهی نداشتیم که او دزدی می‌‌کند، و اگر از این موضوع آگاه بودیم برای بازگرداندن او با تو پیمان نمی‌‌بستیم.

﴿وَاسْأَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيهَا وَالْعِيْرَ الَّتِي أَقْبَلْنَا فِيهَا وَإِنَّا لَصَادِقُون [يوسف: ٨٢]

٨٢ و -ای پدر ما- برای اینکه راستگویی‌‌مان برایت ثابت شود از اهل مصر که در آن بودیم بپرس، و از افراد کاروانی که با آن آمدیم بپرس که آنچه را ما به تو خبر دادیم به تو خبر می‌‌دهند، و به‌‌راستی‌‌که ما در دزدی او که به تو خبر دادیم واقعاً راستگو هستیم.

﴿قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ عَسَى اللّهُ أَن يَأْتِيَنِي بِهِمْ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيم [يوسف: ٨٣]

٨٣ پدرشان به آنها گفت: امر آن‌‌گونه که شما بیان می‌‌کنید که او دزدی کرده نیست، بلکه نفس‌‌های‌‌تان برای‌‌تان آراسته است که به او مکر بزنید همان‌‌گونه که پیش از این به برادرش یوسف مکر زدید، پس صبر من صبری نیکوست، و در آن شکایتی جز به‌‌سوی الله نیست، امید است که الله همگی آنها را به‌‌سوی من بازگرداند: یوسف و برادر تنی‌‌اش، و برادر بزرگ آن دو، به‌‌راستی‌‌که او سبحانه از حال من آگاه است، و در تدبیر خویش برای کارم بسیار داناست.

﴿وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَاأَسَفَى عَلَى يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيم [يوسف: ٨٤]

٨٤ و برای رویگردانی از آنها دور شد، و گفت: ای اندوه زیاد من بر یوسف!؛ و سیاهی دو چشمش از بس که بر او گریه کرد سفید شد، زیرا سرشار از غم و اندوه بود، و اندوهش را از مردم پنهان می‌‌کرد.

﴿قَالُواْ تَالله تَفْتَأُ تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضًا أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهَالِكِين [يوسف: ٨٥]

٨٥ برادران یوسف÷ به پدرشان گفتند: - ای پدر ما- به الله سوگند پیوسته یوسف را یاد می‌‌کنی، و بر او اندوه می‌‌داری تا اینکه بیماری تو سخت شود، یا عملاً نابود شوی.

﴿قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللّهِ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُون [يوسف: ٨٦]

٨٦ پدرشان به آنها گفت: از غم و اندوهی که به من رسیده است تنها به‌‌سوی الله شکایت می‌‌کنم، و از لطف و احسان الله و اجابت دعای درمانده توسط او تعالی و جزای او به مصیبت ‌‌زده چیزی می‌‌دانم که شما نمی‌‌دانید.

برخی فواید آیات:

مؤاخذۀ شخص پاک به گناه دیگری جایز نیست، یعنی به جای مجرم شخص دیگری مؤاخذه نمی‌‌شود.

منظور از صبر جمیل آن است که شکایت فقط نزد الله تعالی برده شود.

مؤمن باید یقین کامل داشته باشد بر اینکه الله اندوهش را برطرف می‌‌سازد.|

﴿يَابَنِيَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُون [يوسف: ٨٧]

٨٧ پدرشان به آنها گفت: ای پسرانم، بروید و از اخبار یوسف و برادرش جستجو کنید، و از گشایش و اندوه ‌‌زدایی الله از بندگانش نومید نشوید، زیرا جز گروه کافران از گشایش و اندوه ‌‌زدایی او نومید نمی‌‌شوند؛ زیرا آنها از بزرگی قدرت الله و سرازیرکردن نعمت‌‌های او تعالی بر بندگانش آگاه نیستند.

﴿فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَيْهِ قَالُواْ يَاأَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِين [يوسف: ٨٨]

٨٨ آن‌‌گاه فرمان پدرشان را اجرا کردند، و برای جستجو از یوسف÷ و برادرش رفتند، پس وقتی بر یوسف÷ وارد شدند به او گفتند: سختی و فقر به ما رسیده است، و کالایی کم ‌‌ارزش و ناچیز آورده‌‌ایم، پس چنان‌‌که پیش از این بر ما پیمانه می‌‌کردی پیمانه‌‌ای کافی برای ما پیمانه کن، و با افزودن بر آن یا با چشم‌‌ پوشی از کالای کم ‌‌ارزش ما بر ما صدقه بده، زیرا الله صدقه‌‌ دهندگان را به نیکوترین پاداش جزا می‌‌دهد.

﴿قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُون [يوسف: ٨٩]

٨٩ پس وقتی سخن‌‌شان را شنید از روی مهربانی بر آنها دلسوزی کرد، و خودش را به آنها معرفی نمود و به آنها گفت: آیا دانستید که با یوسف و برادر تَنی‌‌اش چه کردید آن‌‌گاه که از سرانجام کاری که با آنها انجام دادید بی‌‌خبر بودید؟!

﴿قَالُواْ أَإِنَّكَ لأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَاْ يُوسُفُ وَهَـذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيِصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِين [يوسف: ٩٠]

٩٠ آن‌‌گاه شوکه شدند، و گفتند: آیا تو خود یوسف هستی؟! یوسف÷ به آنها گفت: بله من یوسف هستم، و این را که همراه من می‌‌بینید: برادر تنی من است، الله با رهایی از وضعیتی که در آن بودیم، و با بالا بردن منزلت بر ما منت بخشیده است، زیرا هرکس که با اجرای اوامر و ترک نواهی الله از او تعالی بترسد، و در برابر مصیبت شکیبایی کند؛ این کارش نوعی نیکوکاری است، و الله مزد نیکوکاران را تباه نمی‌‌سازد، بلکه آن را برای‌‌شان حفظ می‌‌کند.

﴿قَالُواْ تَاللّهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللّهُ عَلَيْنَا وَإِن كُنَّا لَخَاطِئِين [يوسف: ٩١]

٩١ برادرانش با پوزش ‌‌خواهی از کاری که با او انجام داده بودند به او گفتند: به الله سوگند که الله با صفات کمال که به تو عطا کرده تو را بر ما برتری بخشیده است، و به‌‌راستی‌‌که در کاری که با تو انجام دادیم خطاکار و ستمکار بوده‌‌ایم.

﴿قَالَ لاَ تَثْرَيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللّهُ لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِين [يوسف: ٩٢]

٩٢ پس یوسف÷ عذرخواهی‌‌شان را پذیرفت، و گفت: امروز هیچ سرزنشی بر شما نیست که کیفر یا توبیخ شما را ایجاب کند، از الله می‌‌خواهم که شما را ببخشد، و او سبحانه مهربان‌‌ترین مهربانان است.

﴿اذْهَبُواْ بِقَمِيصِي هَـذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِين [يوسف: ٩٣]

٩٣ آن‌‌گاه چون او را از آنچه که چشمان پدرش به آن دچار شده بود آگاه کردند پیراهنش را به آنها داد، و گفت: این پیراهنم را ببرید، و آن را بر صورت پدرم بیندازید تا بینایی‌‌اش بازگردد، و تمام خانواده‌‌تان را نزد من بیاورید.

﴿وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْلاَ أَن تُفَنِّدُون [يوسف: ٩٤]

٩٤ و چون کاروان برای حرکت از مصر خارج شد، و از آبادی آن جدا گشت یعقوب÷ به پسرانش و کسانی‌‌که در سرزمین او نزدش بودند گفت: به‌‌راستی‌‌که من بوی یوسف را استشمام می‌‌کنم، اگر شما مرا نادان ندانید و این‌‌گونه به خرفتی و کودنی نسبت ندهید که: این پیری است که عقلش تباه شده است، و چیزی می‌‌گوید که نمی‌‌داند.

﴿قَالُواْ تَاللّهِ إِنَّكَ لَفِي ضَلاَلِكَ الْقَدِيم [يوسف: ٩٥]

٩٥ کسانی از فرزندان او که کنارش بودند گفتند: به الله سوگند که تو پیوسته در گمان سابق خویش در مورد جایگاه یوسف نزد خود و امکان دیدن دوبارۀ او هستی.

برخی فواید آیات:

بزرگی شناخت یعقوب÷ از الله، چون با وجود مصیبت‌‌های پیاپی و گذشت سال‌‌ها، گمان نیکش تغییر نکرد.

از اخلاق و صفات پوزش ‌‌خواه راستین این است که از الله بخشش می‌‌طلبد، و علیه خودش اعتراف می‌‌کند و از کسی‌‌که از او زیان دیده است درخواست گذشت دارد.

با تقوا و شکیبایی، بالاترین درجات در دنیا و آخرت به دست می‌‌آید.

قبول پوزش‌‌ خواهی خطاکار و ترک انتقام، به‌‌خصوص در صورت توان بر انتقام، و سرزنش ‌‌نکردن او بر خطایی که از او سر زده است.|

﴿فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُون [يوسف: ٩٦]

٩٦ پس وقتی خبر رسان به خبری که یعقوب÷ را شاد می‌‌کرد آمد، پیراهن یوسف÷ را بر صورتش افکند آن‌‌گاه بینا شد، در این هنگام به پسرانش گفت: آیا به شما نگفتم که من از لطف و احسان الله چیزی می‌‌دانم که شما نمی‌‌دانید؟

﴿قَالُواْ يَاأَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِين [يوسف: ٩٧]

٩٧ پسرانش با پوزش ‌‌خواهی از پدرشان یعقوب÷ در مورد کاری که با یوسف و برادرش انجام داده بودند گفتند: ای پدر ما، از الله برای گناهان گذشتۀ ما طلب آمرزش کن، به‌‌راستی‌‌که ما در کاری که با یوسف و برادر تنی‌‌اش انجام دادیم گناه‌‌کار و بدکار بوده‌‌ایم.

﴿قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّيَ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم [يوسف: ٩٨]

٩٨ پدرشان به آنها گفت: به‌‌زودی از پروردگارم برای‌‌تان آمرزش می‌‌طلبم، زیرا او گناهان بندگان توبه‌‌کارش را می‌‌آمرزد، و نسبت به آنها بسیار مهربان است.

﴿فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُواْ مِصْرَ إِن شَاء اللّهُ آمِنِين [يوسف: ٩٩]

٩٩ و یعقوب÷ و خانواده‌‌اش به قصد یوسف÷ در مصر از سرزمین‌‌شان خارج شدند، پس وقتی نزد او وارد شدند پدر و مادرش را به کنار خودش کشید، و به برادران و خانواده‌‌اش گفت: به ارادۀ الله با امنیت در مصر وارد شوید که در آن آزاری به شما نمی‌‌رسد.

﴿وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَاأَبَتِ هَـذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاء إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيم [يوسف: ١٠٠]

١٠٠ و پدر و مادرش را بر تختی که خودش می‌‌نشست نشاند، و پدر و مادرش و یازده برادرش با سجده بر او احترام کردند، و این سجده سجدۀ احترام بود نه عبادت، تا فرمان الله همان‌‌گونه که در خواب آمده بود محقق شود، از این رو یوسف÷ به پدرش گفت: این احترام با سجده برای من توسط شما همان تعبیر خوابم است که پیش از این دیدم و آن را برایت حکایت کردم، که پروردگارم آن را محقق گردانید، و پروردگارم به من نیکی کرده است آن‌‌گاه که مرا از زندان خارج کرد، و آن‌‌گاه که شما را از بیابان آورد بعد از اینکه شیطان میان من و برادرانم را فاسد کرد، همانا پروردگارم در تدبیر خویش به آنچه که بخواهد بسیار دقیق است، و به‌‌راستی که او از احوال بندگانش آگاه، و در تدبیرش بسیار داناست.

﴿* رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنُيَا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِين [يوسف: ١٠١]

١٠١ سپس یوسف÷ در دعا پروردگارش را خواند، و گفت: پروردگارا، پادشاهی مصر را به من عطا کردی، و تعبیر خواب را به من آموختی، ای آفریننده و پدید آورندۀ آسمان‌‌ها و زمین بدون نمونۀ قبلی، تو عهده‌‌دار تمام کارهایم در زندگی دنیا، و عهده‌‌دار تمام کارهایم در آخرت هستی، هنگام پایان اجلم مرا مسلمان قبض کن، و مرا با پیامبران صالح از پدرانم و دیگران در فردوس اعلی از بهشت ملحق کن.

﴿ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ وَمَا كُنتَ لَدَيْهِمْ إِذْ أَجْمَعُواْ أَمْرَهُمْ وَهُمْ يَمْكُرُون [يوسف: ١٠٢]

١٠٢ - ای رسول- از این قصۀ یوسف و برادرانش که به تو وحی می‌‌کنیم آگاهی نداشتی، زیرا نزد برادران یوسف حاضر نبودی آن‌‌گاه که بر افکندن او در ته چاه تصمیم گرفتند، و آن حیله را اندیشیدند، بلکه ما آن را بر تو وحی کردیم.

﴿وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِين [يوسف: ١٠٣]

١٠٣ و -ای رسول- بیشتر مردم ایمان نمی‌‌آورند هر چند که تمام کوشش خویش را به خرج دهی تا ایمان بیاورند، پس خودت را به خاطر افسوس بر آنها نابود نکن.

برخی فواید آیات:

نیکی به پدر و مادر و بزرگداشت و تکریم آن دو واجب است، و از جملۀ آن، شتاب در رساندن خبر خوشی که آنان را شادمان می‌‌گرداند.

ترساندن از وسوسۀ شیطان، و از کسی‌‌که برای ایجاد شکاف میان دوستان می‌‌کوشد؛ تا میان آنها جدایی اندازد.

هرچه بنده در دین یا دنیایش بالا رود، تمام آن به لطف و نعمت ‌‌بخشیدن الله تعالی بر او بازمی‌‌گردد.

درخواست سرانجامِ نیک و سلامتی و رستگاری در روز قیامت و پیوستن به دوستان صالح در بهشت از الله.|

﴿وَمَا تَسْأَلُهُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِين [يوسف: ١٠٤]

١٠٤ و اگر بیندیشند به‌‌طور قطع به تو ایمان می‌‌آورند؛ زیرا -ای رسول- تو بر قرآن و بر آنچه که آنها را به آن فرا می‌‌خوانی پاداشی از آنها طلب نکرده‌‌ای، پس قرآن چیزی جز یاد آوری برای تمام مردم نیست.

﴿وَكَأَيِّن مِّن آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُون [يوسف: ١٠٥]

١٠٥ و چه بسیار است نشانه‌‌های دلالت‌‌ کننده بر توحید او سبحانه که در آسمان‌‌ها و زمین پراکنده است، که از کنار آنها می‌‌گذرند اما از تأمل در آنها و پندگیری به آنها رویگردان هستند، و به آنها توجهی نمی‌‌کنند.

﴿وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إِلاَّ وَهُم مُّشْرِكُون [يوسف: ١٠٦]

١٠٦ و بیشتر مردم به الله به اینکه او تعالی آفریدگار و روزی ‌‌دهنده و زنده‌‌ کننده و میراننده است ایمان نمی‌‌آورند جز اینکه تندیس‌‌ها و بت‌‌هایی را با او عبادت می‌‌کنند، و ادعا می‌‌کنند که فرزندی دارد، سبحانه.

﴿أَفَأَمِنُواْ أَن تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِّنْ عَذَابِ اللّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُون [يوسف: ١٠٧]

١٠٧ آیا این مشرکان در امان هستند از اینکه کیفری در دنیا آنها را فراگیرد که آنها را بپوشاند و بر آنها سایه افکند، و نتوانند آن را دفع کنند، یا قیامت به صورت ناگهانی آنها را فراگیرد، درحالی‌‌که آمدن آن را احساس نمی‌‌کنند تا برایش آماده شوند، پس به این خاطر ایمان نیاورده‌‌اند؟!

﴿قُلْ هَـذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِين [يوسف: ١٠٨]

١٠٨ - ای رسول- به هرکس که چنین ادعا می‌‌کند بگو: این است راه من که مردم را به آن فرا می‌‌خوانم، من و کسانی‌‌که از من پیروی کرده‌‌اند و به هدایت من هدایت یافته‌‌اند، و به سنت من عمل کرده‌‌اند، بر حجتی آشکار به‌‌سوی آن فرا می‌‌خوانیم، و من از مشرکان به الله نیستم، بلکه از مُوَحّدان و یکتاپرستان او سبحانه هستم.

﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِم مِّنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ اتَّقَواْ أَفَلاَ تَعْقِلُون [يوسف: ١٠٩]

١٠٩ و -ای رسول- ما پیش از تو نفرستاده‌‌ایم مگر مردانی از انسان‌‌ها نه فرشتگان، که به آنها وحی می‌‌کردیم همان‌‌گونه که به تو وحی کردیم، از شهرنشینان نه از بادیه‌‌نشینان، آن‌‌گاه امت‌‌های‌‌شان آنها را تکذیب کردند پس آنها را نابود کرده‌‌ایم. آیا این کسانی‌‌که تو را تکذیب می‌‌کنند در زمین نگشته‌‌اند تا بیندیشند که سرانجام تکذیب ‌‌کنندگان قبل از آنها چگونه بوده است تا از آنها عبرت بگیرند؟! و برای کسانی‌‌که در دنیا از الله ترسیده‌‌اند نعمت‌‌های سرای آخرت بهتر است. پس آیا نمی‌‌اندیشید که آن بهتر است تا با اجرای اوامر الله - که بزرگترین آن ایمان است- و ترک نواهی او - که بزرگترین آنها شرک به الله است- از او تعالی بترسید.

﴿حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُواْ جَاءهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّيَ مَن نَّشَاء وَلاَ يُرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِين [يوسف: ١١٠]

١١٠ این رسولان که آنها را می‌‌فرستیم به دشمنان‌‌شان مهلت می‌‌دهیم، و برای نزدیک‌‌ کردن تدریجی آنها به عذاب در کیفر آنها عجله نمی‌‌کنیم، تا اینکه نابودی آنها به تاخیر افتاد و رسولان از نابودی آنها ناامید شدند و کفار گمان کردند که رسولان‌‌شان در کیفر تکذیب ‌‌کنندگان و رهایی مؤمنان که به آنها وعده داده بودند به آنها دروغ گفته بودند؛ یاری ما به رسولان‌‌مان فرا رسید، و رسولان و مؤمنان را از نابودی واقع ‌‌شده بر تکذیب ‌‌کنندگان نجات دادیم، و عذاب ما از قوم جنایتکار آن‌‌گاه که عذاب را بر آنها فرو فرستیم بازگردانیده نمی‌‌شود.

﴿لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُون [يوسف: ١١١]

١١١ به‌‌طور قطع در قصص رسولان و قصص امت‌‌هایشان، و در قصۀ یوسف÷ و برادرانش پندی است که صاحبان عقل سلیم از آن عبرت می‌‌گیرند، قرآن که مشتمل بر این قصص است کلامی ساختگی و به دروغ نسبت داده شده بر الله نیست، بلکه تصدیقی است بر کتاب‌‌های آسمانی نازل ‌‌شده از جانب الله، و تفصیلی است برای تمام احکام و شرایعی که به تفصیل نیاز دارند، و راهنمایی است به‌‌سوی هر خیری، و رحمتی است برای مردمی که به آن ایمان می‌‌آورند؛ زیرا آنها هستند که از مضامین قرآن فایده می‌‌برند.

برخی فواید آیات:

الله تعالی از روی لطف و بخشش خویش و به‌‌سبب اهداف و حکمت‌‌هایی، پیامبرانش را بر بعضی امور غیبی آگاه می‌‌سازد.

دعوتگر مالک بازگرداندن دل‌‌های بندگان و وادار کردن آن بر طاعات نیست، و بیشتر مردم اهل هدایت نیستند.

سرزنش افرادِ رویگردان از نشانه‌‌های دلالت کننده بر وجودِ الله و دلایل توحید او تعالی که در صفحات هستی پراکنده است.

آیۀ ﴿قُلۡ هَٰذِهِۦ سَبِيلِيٓ... بیان برخی ارکان دعوت را دربردارد، از جمله: أ- وجود منهج: ﴿أَدۡعُوٓاْ إِلَى ٱللَّهِ. ب- منهج بر علم استوار می‌‌گردد: ﴿عَلَىٰ بَصِيرَةٍ. ج- وجود دعوتگر: ﴿أَدۡعُوٓاْ ﴿أَنَا۠. د- وجود مدعوین: ﴿وَمَنِ ٱتَّبَعَنِي.|

سوره الرّعد

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

بیان حقیقت نیرو و قدرت الهی و مظاهر آن، و إثبات وعد و وعید و سنت الله در تغییر و تحولات.

تفسیر:

﴿المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِيَ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُون [الرعد: ١]

١ ﴿الٓمٓرۚ سخن در مورد شبیه این حروف در آغاز سورۀ بقره گذشت. -ای رسول- این آیات والا در این سوره، و قرآن که الله آن را بر تو نازل کرده است، حقیقتی است که هیچ شکی در آن راه ندارد، و بدون تردید از جانب الله آمده است، اما بیشتر مردم از روی سرسختی و تکبر ایمان نمی‌‌آورند.

﴿اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُون [الرعد: ٢]

٢ الله همان ذاتی است که آسمان‌‌ها را بدون ستون‌‌هایی که آنها را ببینید برافراشته آفرید، سپس آن گونه كه شایسته جلال و عظمت او تعالی است، بر عرش استوا نمود و قرار گرفت، بدون تکییف (بیان چگونگی) و تمثیل (بیان مثال)، و خورشید و ماه را برای منافع مخلوقاتش رام کرد. هر یک از خورشید و ماه برای مدت مشخصی در علم الله در جریان است، و او سبحانه هرگونه که بخواهد در آسمان‌‌ها و زمین عمل می‌‌کند، و آیات دلالت‌‌ کننده بر قدرتش را بیان می‌‌دارد؛ امید است که به دیدار پروردگارتان در روز قیامت یقین پیدا کنید، آن‌‌گاه با انجام عمل صالح برای قیامت آماده شوید.

﴿وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون [الرعد: ٣]

٣ و او سبحانه ذاتی است که زمین را گسترانید، و کوه‌‌هایی ثابت در آن ایجاد کرد تا مردم را نلرزاند، و در آن از تمام انواع میوه‌‌ها دو صنف مانند نر و ماده در حیوان قرار داد. روز را با شب می‌‌پوشاند، چنان‌‌که پس از روشنایی تاریک می‌‌شود. همانا در موارد مذکور، دلایل و برهان‌‌هایی است برای مردمی که در آفرینش الله می‌‌اندیشند، و در آن تأمل می‌‌کنند، زیرا آنها هستند که از این دلایل و برهان‌‌ها بهره می‌‌برند.

﴿وَفِي الأَرْضِ قِطَعٌ مُّتَجَاوِرَاتٌ وَجَنَّاتٌ مِّنْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوَانٌ وَغَيْرُ صِنْوَانٍ يُسْقَى بِمَاء وَاحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُون [الرعد: ٤]

٤ و در زمین قطعاتی نزدیک به هم، و باغ‌‌هایی از انگور، و کشتزارها، و درختان خرمایی از یک ریشه، و درختان خرمایی با ریشه‌‌هایی جدا از یکدیگر وجود دارد، این باغ‌‌ها و کشتزارها با یک آب سیراب می‌‌شوند، و با وجود اینکه در کنار یکدیگر قرار دارند و از یک آب سیراب می‌‌گردند بعضی از آنها را بر بعضی دیگر در طعم و سایر فواید برتری می‌‌دهیم، به‌‌راستی‌‌که در این موارد دلایل و برهان‌‌هایی است برای مردمی که می‌‌اندیشند؛ چون آنها هستند که از آن پند می‌‌گیرند.

﴿* وَإِن تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَئِذَا كُنَّا تُرَابًا أَئِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ الأَغْلاَلُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَأُوْلَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدون [الرعد: ٥]

٥ و -ای رسول- اگر از چیزی تعجب می‌‌کنی، سزاوارترین مورد برای اینکه از آن تعجب کنی تکذیب رستاخیز از سوی آنها، و این سخن‌‌شان برای استدلال بر انکار رستاخیز است که می‌‌گویند: آیا وقتی‌‌که مردیم و خاک و استخوان‌‌هایی مرده و پوسیده شدیم، دوباره برانگیخته می‌‌شویم و زنده بازمی‌‌گردیم؟! اینها که منکر رستاخیزِ پس از مرگ هستند، کسانی هستند که به پروردگارش کفر ورزیده‌‌اند پس قدرت او تعالی بر برانگیختن مردگان را انکار کرده‌‌اند، و اینها هستند که در روز قیامت زنجیرهایی از آتش در گردن‌‌های‌‌شان قرار می‌‌گیرد، و اینها ساکنان جهنم هستند، که برای همیشه در آن می‌‌مانند، به‌‌گونه‌‌ای که فنا نمی‌‌شوند، و عذاب‌‌شان قطع نمی‌‌گردد.

برخی فواید آیات:

اثبات قدرت الله و شگفتی از آفرینش او تعالی که آسمان‌‌ها را با وجود بزرگی و وسعتش بدون ستون‌‌هایی که آنها را به دوش بگیرند آفرید.

اثبات قدرت و کمال ربوبیت الله با برهان آفرینش، آن‌‌گاه که گیاه بزرگ و تنومند را می‌‌رویاند، و دانه‌‌ای کوچک از آن بیرون می‌‌آورد، سپس آن را از یک آب سیراب می‌‌کند، و با این وجود، حجم و رنگ و طعم میوه‌‌هایش مختلف است.

بیرون ‌‌آوردن درختان تنومند از دانه‌‌های کوچک، پس از اینکه معدوم بودند توسط الله تعالی، ردی است بر انکار رستاخیز از سوی مشرکان؛ زیرا بازگرداندن تمام اجزای پوسیدۀ پراکنده و محلول در زمین، و برانگیختن دوبارۀ آن، پس از اینکه موجود بود، آسان‌‌تر است از درآوردن معدوم از دانه.|

﴿وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِمُ الْمَثُلاَتُ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِّلنَّاسِ عَلَى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقَاب [الرعد: ٦]

٦ و -ای رسول- مشرکان پیش از آن‌‌که نعمت‌‌هایی را که الله برای‌‌شان مقدر کرده است برای‌‌شان کامل شود خواستار تعجیل کیفر هستند، و نزول عذاب بر خودشان را کُند می‌‌دانند، درحالی‌‌که قبل از آنها کیفرهای امت‌‌های تکذیب ‌‌کننده شبیه آنها سپری شده است، پس چرا از آنها عبرت نمی‌‌گیرند؟ و -ای رسول- همانا پروردگارت با وجود ستم مردم از آنها می‌‌گذرد، و کیفر آنها را به تعجیل نمی‌‌اندازد تا به‌‌سوی الله توبه کنند، و به‌‌راستی‌‌که او نسبت به کسانی‌‌که از کفرشان توبه نکنند سخت‌‌ کیفر است.

﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلآ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَاد [الرعد: ٧]

٧ و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند - با اصرار در انکار و لجاجت- می‌‌گویند: چرا آیه‌‌ای مانند آنچه بر موسی و عیسی نازل شده بر محمد از جانب پروردگارش نازل نشده است. -ای رسول- تو فقط انذار دهنده‌‌ای هستی که مردم را از عذاب الله می‌‌ترسانی، و آیاتی نداری جز آنچه که الله به تو بخشیده است، و برای هر قومی پیامبری است که آنها را به راه حق راهنمایی، و بر آن رهبری می‌‌کند.

﴿اللّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَى وَمَا تَغِيضُ الأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَار [الرعد: ٨]

٨ الله از آنچه که هر ماده‌‌ای در شکم خویش به آن آبستن می‌‌شود، و از هر چیزی در مورد آن آگاه است، و از کم و زیاد شدن و سلامتی و معلولیتی که در رحم‌‌ها حاصل می‌‌شود آگاه است، و هر چیزی نزد او سبحانه به مقداری که نه بر آن افزوده می‌‌شود و نه از آن کاسته می‌‌گردد اندازه‌‌گیری شده است.

﴿عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَال [الرعد: ٩]

٩ زیرا او سبحانه از تمام آنچه که از حواس مخلوقاتش پنهان است آگاهی کامل دارد، و به تمام آنچه که حواس‌‌شان درک می‌‌کند نیز آگاه است، و در صفات و اسم‌‌ها و افعالش بسیار بزرگ است، و به ذات و صفات خویش بر هر یک از مخلوقاتش چیره است.

﴿سَوَاء مِّنكُم مَّنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَمَن جَهَرَ بِهِ وَمَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَسَارِبٌ بِالنَّهَار [الرعد: ١٠]

١٠ راز و نهان را می‌‌داند، و -ای مردم- در علم او یکسان است کسی از شما که سخن را پنهان دارد، و کسی‌‌که آن را آشکار کند، و نیز در علم او یکسان است کسی‌‌که خود را در تاریکی شب از چشم مردم پنهان کند، و کسی‌‌که اعمالش را در روشنایی روز آشکار گرداند.

﴿لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَال [الرعد: ١١]

١١ او تعالی فرشتگانی دارد که از پی یکدیگر بر انسان فرود می‌‌آیند، یعنی برخی از آنها شب، و برخی از آنها روز می‌‌آیند، و به فرمان الله، انسان‌‌ها را با بازداشتن از تمام تقدیراتی که الله برای‌‌شان مصونیت از آن را نوشته است محافظت می‌‌کنند، همانا الله حال خوش مردمی را به حالی دیگر که آنها را شاد نمی‌‌گرداند تغییر نمی‌‌دهد مگر اینکه خودشان حال شکر را که بر آن هستند تغییر دهند، و هرگاه الله نابودی قومی را اراده کند هیچ کس و هیچ‌‌چیزی نمی‌‌تواند آنچه را که او تعالی اراده کرده، برگرداند.

﴿هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنْشِىءُ السَّحَابَ الثِّقَال [الرعد: ١٢]

١٢ - ای مردم- او ذاتی است که برق را به شما نمایاند، و در آن، ترس از صاعقه‌‌ها، و طمع در باران را یک‌‌جا برای‌‌تان قرار داده است، و او ذاتی است که ابر گرانبار به آب بارانِ زیاد را برای‌‌تان پدید می‌‌آورد.

﴿وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلاَئِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاء وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَال [الرعد: ١٣]

١٣ و رعد همراه با حمد پروردگارش تسبیح او سبحانه را می‌‌گوید، و فرشتگان به‌‌خاطر ترس از پروردگارشان و برای بزرگداشت و تعظیم او تعالی تسبیحش را می‌‌گویند، و صاعقه‌‌های آتش‌‌زا را برای هر یک از مخلوقاتش که بخواهد می‌‌فرستد و آنها را نابود می‌‌سازد، و کافران در وحدانیت الله با یکدیگر مجادله می‌‌کنند، و الله برای کسانی‌‌که از او نافرمانی کنند دارای نیرو و قدرتی سخت است.

برخی فواید آیات:

بزرگی آمرزش و بردباری الله در برابر گناهان فرزندان آدم، زیرا با وجود اینکه در برابر رسولان و پیامبرانش گردن‌‌کشی و مبارزه می‌‌کنند، آنها را روزی می‌‌دهد، و گناهان‌‌شان را می‌‌بخشد، و در برابر آنها بسیار بردبار است.

بزرگی علم الله تعالی نسبت به آنچه در تاریکی رحمها قرار دارد؛ و او تعالی از امر نطفۀ قرار گرفته در رحم، و تبدیل آن به مخلوق نر یا ماده، و سلامتی و معلول ‌‌بودنش، و روزی و اجلش، و بدبخت یا سعادتمند ‌‌بودنش، آگاه است؛ زیرا علم او تعالی بر این موارد عام و فراگیر است.

توجه زیاد الله بر فرزندان آدم‌‌÷‌‌، و اثبات وجود فرشتگانی که انسان را محافظت و نگهداری می‌‌کنند و سایر فرشتگان مانند فرشتگانی که مأمور نوشتن خوبی‌‌ها و بدی‌‌های مردم هستند.

اینکه الله تعالی هرگاه پیروی از اسباب هدایت را در بنده ببیند حال او را به بهترین حال تغییر می‌‌دهد، زیرا توفیق به هدایت، به پیروی از راهنمایی گفتاری (کلام الله) بستگی دارد.|

﴿لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشَيْءٍ إِلاَّ كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْمَاء لِيَبْلُغَ فَاهُ وَمَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلاَل [الرعد: ١٤]

١٤ دعای توحیدی فقط از آنِ الله است و هیچ‌‌کس در آن با او مشارکت نمی‌‌کند، و بت‌‌هایی که مشرکان آنها را به جای الله در دعا می‌‌خوانند در هیچ مسأله‌‌ای دعای کسی‌‌که آنها را می‌‌خوانند اجابت نمی‌‌کنند، و خواندن این بت‌‌ها در دعا توسط مشرکان چیزی نیست جز مانند تشنه‌‌ای که دستش را به‌‌سوی آب می‌‌گشاید تا آب به دهانش برسد و از آن بنوشد، درحالی‌‌که آب به دهانش نمی‌‌رسد، و دعای کافران برای بت‌‌های‌‌شان چیزی جز تباهی و دوری از حق نیست؛ زیرا نه مالک جلب منفعت برای‌‌شان هستند، و نه مالک دفع ضرر.

﴿وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَظِلالُهُم بِالْغُدُوِّ وَالآصَال * [الرعد: ١٥]

١٥ و بامدادان و شامگاهان، تمام کسانی‌‌که در آسمان‌‌ها و در زمین هستند، فرقی نمی‌‌کند که مؤمن باشند یا کافر، فقط در برابر الله با سجده فروتنی می‌‌کنند، جز اینکه مؤمن به رغبت در برابر او تعالی فروتنی و سجده می‌‌کند، اما کافر به اجبار در برابر او تعالی فروتنی می‌‌کند، درحالی‌‌که فطرتش بر او املا می‌‌کند که به رغبت در برابر الله فروتنی کند، و سایۀ هر مخلوقی که سایه دارد برای او گردن می‌‌نهند.

﴿قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللّهُ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُم مِّن دُونِهِ أَوْلِيَاء لاَ يَمْلِكُونَ لأَنفُسِهِمْ نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ أَمْ جَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء خَلَقُواْ كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّار [الرعد: ١٦]

١٦ - ای رسول- به کفار که همراه الله غیر او را عبادت می‌‌کنند بگو: چه کسی آفریدگار آسمان‌‌ها و زمین و اداره ‌‌کنندۀ کار آن دو است؟ - ای رسول- بگو: الله است که آفریدگار و تدبیر کنندۀ کار آسمان‌‌ها و زمین است، و شما بر این امر اعتراف می‌‌کنید، - ای رسول- به آنها بگو: پس آیا به جای او دوستانی ناتوان برای خودتان گرفته‌‌اید، که نمی‌‌توانند به خودشان فایده برسانند، و زیان را از خودشان برطرف کنند، پس چگونه می‌‌توانند این کار را برای دیگران انجام دهند؟ - ای رسول- به آنها بگو: آیا کافر که بصیرتش کور است، و مؤمن که بصیرتش بیناست یکسان هستند؟ آیا کفر که تاریکی‌‌هاست، و ایمان که خودِ نور است یکسان هستند؟ آیا برای الله سبحانه شریکانی در آفرینش همراه او قرار داده‌‌اند که مانند آفرینش الله آفریده‌‌اند، آن‌‌گاه آفرینش الله با آفرینش شریکان‌‌شان درآمیخته شده است؟ - ای رسول- به آنها بگو: الله به تنهایی ذاتی است که آفریدگار هر چیزی است، و در آفرینش هیچ شریکی ندارد، و او در الوهیت یگانه است، ذاتی‌‌که سزاوار است به وحدانیت عبادت شود، و چیره است.

﴿أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَّابِيًا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاء حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِّثْلُهُ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَال [الرعد: ١٧]

١٧ الله برای متلاشی ‌‌کردن باطل و ماندن حق مثالی زده است به آب باران نازل ‌‌شده از آسمان تا رودهایی با آن، هر کدام حسب حجمش، کوچک و بزرگ، روان شدند، آن‌‌گاه سیل، کفی برآمده بر روی آب حمل نمود، و مثالی دیگر برای این دو زد به بعضی از مواد فلزی نفیسی که مردم برای ذوب‌‌ کردن آن و ساختن زینتی‌‌های‌‌شان، بر آن آتش می‌‌دمند، به مانند این دو مثال الله مثال حق و باطل را می‌‌زند، پس باطل مانند کفی بر روی آب، و مانند زنگ و چرکی است که از ذوب ‌‌شدن مواد معدنی به جای می‌‌ماند، اما حق مانند آب صافی است که از آن می‌‌نوشند، و میوه‌‌ها و گیاهان و سبزه از آن می‌‌روید، و مانند زینتی است که بعد از ذوب ‌‌شدن مواد معدنی از آن باقی می‌‌ماند و مردم از آن بهره می‌‌برند، الله همان‌‌گونه که این دو مثال را زده است مثال‌‌ها را برای مردم بیان می‌‌کند؛ تا حق از باطل مشخص شود.

﴿لِلَّذِينَ اسْتَجَابُواْ لِرَبِّهِمُ الْحُسْنَى وَالَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُواْ لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْاْ بِهِ أُوْلَـئِكَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسَابِ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَاد [الرعد: ١٨]

١٨ برای مؤمنان که پروردگارشان را وقتی آنها را به توحید و طاعت خویش فراخواند اجابت کردند پاداشی بسیار نیکو یعنی بهشت است، و کافران که دعوت او تعالی به توحید و طاعتش را نپذیرفتند اگر تمام اموال روی زمین برای‌‌شان یک‌‌جا شود، و افزون بر آن مانند آن داشته باشند؛ تا تمام آنها را برای نجات خودشان از عذاب ببخشند، اینها که دعوت او تعالی را نپذیرفته‌‌اند در برابر تمام بدی‌‌های‌‌شان مورد محاسبه قرار می‌‌گیرند، و مسکن‌‌شان که به آن پناه می‌‌برند جهنم است، و جهنم بستر و جایگاه بسیار بردی برای‌‌شان است.

برخی فواید آیات:

بیان گمراهی مشرکان در دعا و طلب یاری از غیر الله تعالی، و تشبیه حال‌‌شان به حال کسی‌‌که به قصد نوشیدن، دستش را به‌‌سوی آب می‌‌گشاید بدون اینکه از آن تناول کند، و با این حالت نمی‌‌تواند بنوشد؛ چون راه صحیحی برای این کار انتخاب نکرده است.

از وسایل توضیح در قرآن: بیان مَثل‌‌ها، یعنی نزدیک‌‌ کردن امر معقول به امر حسی و قابل درک، و ارایۀ تصویری ذهنی است که بر فهم مراد کمک می‌‌کند.

اثبات سجدۀ تمام کائنات در برابر الله تعالی به میل، یا به اجبار برای فروتنی در برابر او سبحانه که فطرت به آن تمایل دارد.|

﴿* أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَاب [الرعد: ١٩]

١٩ - ای رسول- یکسان نیست کسی‌‌که می‌‌داند آنچه الله بر تو نازل کرده است، از جانب پروردگارت بر تو نازل شده و حقیقتی است که تردیدی در آن راه ندارد، یعنی مؤمن که دعوت الله را اجابت کرده است، با کسی‌‌که کور است، یعنی کافر که دعوت الله را اجابت نکرده است. فقط صاحبان عقل سلیم از این امر عبرت و پند می‌‌گیرند.

﴿الَّذِينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَلاَ يِنقُضُونَ الْمِيثَاق [الرعد: ٢٠]

٢٠ کسانی‌‌که دعوت الله را اجابت کرده‌‌اند همان کسانی هستند که به آنچه با الله پیمان بستند یا با بندگانش پیمان بستند وفا می‌‌کنند، و پیمان‌‌های استوار با الله، یا با غیر او را نمی‌‌شکنند.

﴿وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَيَخَافُونَ سُوءَ الحِسَاب [الرعد: ٢١]

٢١ و آنها هستند که تمام پیوندهای خویشاوندی را که الله به پیوستن آن فرمان داده است برقرار می‌‌کنند، و چنان از پروردگارشان می‌‌ترسند که آنها را به اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی وامی‌‌دارد، و می‌‌ترسند که الله آنها را بر تمام گناهانی که کسب کرده‌‌اند مورد محاسبه قرار دهد، زیرا هرکس به دقت مورد حسابرسی قرار گیرد هلاک خواهد شد.

﴿وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّار [الرعد: ٢٢]

٢٢ و آنها هستند که بر طاعت الله، و بر تقدیر الله بر آنچه که باعث شادی یا ناراحتی است شکیبایی کردند، و در نافرمانی نکردن از او تعالی برای طلب رضایت الله شکیبایی کردند، و نماز را به کامل‌‌ترین وجه برپا داشتند، و از اموالی که به آنها بخشیده‌‌ایم حقوق واجب را بخشیدند، و از آن اموال به‌‌صورت اختیاری و پنهانی برای دوری از ریا و نیز آشکارا برای اینکه دیگران به آنها اقتدا کنند بخشیدند، و بدی کسی را که به آنها بدی روا دارد با نیکی پاسخ می‌‌دهند، اینها که صفات مذکور را دارند سرانجامِ خوشی روز قیامت برای‌‌شان است.

﴿جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالمَلاَئِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَاب [الرعد: ٢٣]

٢٣ این سرانجامِ خوش همان بهشت‌‌هایی است که برای همیشه در آن در رفاه و آسایش اقامت می‌‌کنند، و از نشانه های تکمیل نعمت‌‌های‌‌شان در این بهشت‌‌ها آن است که هر یک از پدران‌‌شان و مادران‌‌شان و همسران‌‌شان و فرزندان‌‌شان که پایداری ورزیده‌‌اند همراه آنها وارد این بهشت‌‌ها می‌‌شوند تا با دیدار آنها به صورت کامل آرام بگیرند، و فرشتگان تبریک ‌‌گویان از تمام درهای منازل‌‌شان در بهشت بر آنها وارد می‌‌شوند.

﴿سَلاَمٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّار [الرعد: ٢٤]

٢٤ و تهنیت فرشتگان برای آنها هرگاه که بر آنها وارد شوند این سخن است: سلام علیکم؛ یعنی به‌‌سبب صبرتان بر طاعت الله، و بر گذشت تقدیراتش، و صبرتان بر نافرمانی نکردن از او، از آفات نجات یافتید، پس چه نیکوست عاقبتِ سرایی که سرانجامِ شماست.

الله پس از ذکر صفات مومنین، صفات کفار مخالف را ذکر می‌‌کند و می‌‌فرماید:

﴿وَالَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ أُوْلَئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّار [الرعد: ٢٥]

٢٥ و کسانی‌‌که پیمان الله را پس از انعقاد آن می‌‌شکنند، و پیوندهای خویشاوندی را که الله به برقراری آن فرمان داده است قطع می‌‌کنند، اینها جدا شدگان و بدبختان هستند که از رحمت الله رانده شده‌‌اند، و سرانجامِ بدی که جهنم است دارند.

﴿اللّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاء وَيَقَدِرُ وَفَرِحُواْ بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ مَتَاع [الرعد: ٢٦]

٢٦ الله رزق و روزی را برای هر یک از بندگانش که بخواهد می‌‌گشاید، و برای هر یک از آنها که بخواهد تنگ می‌‌گرداند، و گشایش روزی نه نشانۀ سعادت است و نه نشانۀ محبت الله، و تنگی روزی نیز نشانۀ شقاوت نیست، و کافران به زندگی دنیا راضی شده‌‌اند که به آن روی آورده و آرام گرفته‌‌اند، اما زندگی دنیا در برابر آخرت چیزی جز کالایی اندک و نابود شدنی نیست.

﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَاب [الرعد: ٢٧]

٢٧ و کسانی‌‌که به الله و آیاتش کفر ورزیده‌‌اند می‌‌گویند: چرا آیه‌‌ای حسی بر محمد از جانب پروردگارش نازل نشده است که بر راستگویی او دلالت کند، تا به آن ایمان آوریم، - ای رسول- به این پیشنهاد دهندگان بگو: به‌‌راستی‌‌که الله هرکس را که بخواهد به عدالت خویش گمراه می‌‌سازد، و هرکس را که با توبه به‌‌سوی او تعالی بازگردد به فضل خود او را به‌‌سوی خویش هدایت می‌‌کند، و هدایت در دست آنها نیست که آن را به فرو فرستادن آیات مرتبط می‌‌کنند.

﴿الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب [الرعد: ٢٨]

٢٨ اینها که الله آنها را هدایت می‌‌کند همان کسانی هستند که ایمان آورده‌‌اند، و دل‌‌های‌‌شان با ذکر الله به تسبیح و تحمید او، و به تلاوت و شنیدن کتابش آرام می‌‌گیرد، بدانید که دل‌‌ها فقط با ذکر الله آرام می‌‌گیرند، و سزاوار است که چنین باشند.

برخی فواید آیات:

ترغیب به اخلاق والا که موجب ورود به بهشت می‌‌شوند، مانند: پیوند نیکو، خشیت الله تعالی، وفا به پیمان‌‌ها، صبر و اِنفاق، مقابلۀ بدی با نیکی و پرهیز از ضد آن.

کلیدهای روزی به دست الله است، و سزاوار نیست که گشایش یا تنگی روزی بنده توسط الله تعالی موجب شادی یا اندوه شود، زیرا این امر بر رضایت یا خشم الله بر بنده دلالت ندارد.

هدایت لزوماً با فرو فرستادن نشانه‌‌ها و معجزاتی که مشرکان اظهار آن را پیشنهاد می‌‌دادند به دست نمی‌‌آید.

از آثار قرآن بر بندۀ مؤمن این است که آرامش را در دلش به جای می‌‌گذارد.|

﴿الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآب [الرعد: ٢٩]

٢٩ و اینها کسانی هستند که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالحی که آنها را به الله نزدیک می‌‌سازد انجام داده‌‌اند، زندگی پاکی در آخرت برای‌‌شان است، و سرانجام نیکویی دارند که همان بهشت است.

﴿كَذَلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِي أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ لِّتَتْلُوَ عَلَيْهِمُ الَّذِيَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمَـنِ قُلْ هُوَ رَبِّي لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَاب [الرعد: ٣٠]

٣٠ مانند این فرستادن که رسولان پیشین را به‌‌سوی امت‌‌های‌‌شان فرستاده‌‌ایم؛ - ای محمد- تو را نیز به‌‌سوی امتت فرستاده‌‌ایم؛ تا قرآن را که به تو وحی کردیم بر آنها تلاوت کنی، زیرا قرآن در دلالت بر راستگویی تو کافی است، اما حال قومت این است که این نشانه را انکار می‌‌کنند؛ چون به رحمان کفر می‌‌ورزند آن‌‌گاه که دیگران را همراه او شریک قرار می‌‌دهند، - ای رسول- به آنها بگو: رحمان که دیگران را با او شریک می‌‌گردانید همان پروردگار من است که معبود برحقی جز او نیست، در تمام کارهایم بر او توکل کردم، و توبۀ من به‌‌سوی اوست.

﴿وَلَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بَل لِّلّهِ الأَمْرُ جَمِيعًا أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُواْ أَن لَّوْ يَشَاء اللّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا وَلاَ يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُواْ تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُواْ قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيبًا مِّن دَارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَاد [الرعد: ٣١]

٣١ و اگر یکی از کتاب‌‌های الهی چنین بود که به وسیله آن، کوه‌‌ها از جای خویش روان شوند، یا زمین بشکافد و به رودها و چشمه‌‌هایی تبدیل شود، یا بر مردگان خوانده شود آن‌‌گاه زنده گردند- ای رسول- به‌‌طور قطع همین قرآن نازل ‌‌شده بر تو می‌‌بود- زیرا برهان واضحی است، و تأثیر بزرگی دارد اگر دل‌‌های‌‌شان باتقوا بود، اما آنها انکار می‌‌کنند. بلکه تمام امور، از جمله فرستادن معجزات از آنِ الله است، آیا مؤمنان به الله ندانسته‌‌اند که اگر الله هدایت تمام مردم را بدون فرو فرستادن آیات بخواهد به‌‌طور قطع همگی آنها را بدون فرستادن معجزات هدایت می‌‌کند؟ اما او تعالی این کار را نمی‌‌خواهد، و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند به‌‌سبب کفر و گناهانی که انجام داده‌‌اند پیوسته مصیبتی سخت آنها را می‌‌زند، یا این مصیبت نزدیک خانه‌‌های‌‌شان فرود می‌‌آید، تا اینکه وعدۀ الله بر نزول عذابی بی‌‌وقفه فرا رسد، به‌‌راستی‌‌که الله اجرای آنچه را که به آن وعده داده است آن‌‌گاه که زمان تعیین ‌‌شده‌‌اش فرا رسد رها نمی‌‌کند.

﴿وَلَقَدِ اسْتُهْزِىءَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَاب [الرعد: ٣٢]

٣٢ و تو نخستین رسولی نیستی که قومش او را تکذیب و مسخره کردند، به‌‌راستی‌‌که -ای رسول- امت‌‌های پیش از تو رسولان‌‌شان را مسخره و تکذیب کرده‌‌اند، آن‌‌گاه به کسانی‌‌که به رسولان‌‌شان کفر ورزیدند مهلت دادم تا اینکه گمان کردند آنها را نابود نمی‌‌کنم، سپس آنها را پس از مهلت ‌‌دادن به انواع عذاب گرفتم، به نظر تو عذاب من بر آنها چگونه بود؟ به‌‌طور قطع عذابی سخت بوده است.

﴿أَفَمَنْ هُوَ قَائِمٌ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَكَاء قُلْ سَمُّوهُمْ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي الأَرْضِ أَم بِظَاهِرٍ مِّنَ الْقَوْلِ بَلْ زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ مَكْرُهُمْ وَصُدُّواْ عَنِ السَّبِيلِ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَاد [الرعد: ٣٣]

٣٣ پس آیا ذاتی‌‌که بر روزی تمام مخلوقات نگهبان و بر هرکسی به عملی که کسب کرده است مراقب است، آن‌‌گاه او را در قبال اعمالش جزا می‌‌دهد، سزاوارتر است که عبادت شود، یا این بت‌‌ها که هیچ حقی برای عبادت ‌‌شدن ندارند؟ و کافران به ستم و ناحق شریکانی برای الله قرار داده‌‌اند، - ای رسول- به آنها بگو: نام شریکانی که آنها را همراه الله عبادت کرده‌‌اید برایمان بیاورید اگر در ادعای‌‌تان صادق هستید، یا الله را از شریکانی که در زمین است و او تعالی نمی‌‌داند باخبر می‌‌سازید، یا او را به سخنی سطحی که هیچ حقیقتی ندارد خبر می‌‌دهید؟ بلکه شیطان برای کسانی‌‌که کافر شده‌‌اند تدبیر بدشان را آراسته است، پس به الله کفر ورزیده‌‌اند، و آنها را از راه راست و هدایت منحرف کرده است، و هرکس را که الله از راه راست گمراه سازد هیچ هدایتگری ندارد که او را به راه راست هدایت کند.

﴿لَّهُمْ عَذَابٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَشَقُّ وَمَا لَهُم مِّنَ اللّهِ مِن وَاق [الرعد: ٣٤]

٣٤ در زندگی دنیا عذابی از قتل و اسارت بر دستان مؤمنان برای‌‌شان است، و به‌‌طور قطع عذاب آخرت که در انتظارشان است بر آنها دشوارتر و سنگین‌‌تر از عذاب دنیاست؛ زیرا سختی و دوامی همیشگی دارد، و هیچ حمایتگری ندارند که در برابر عذاب الله در روز قیامت از آنها حمایت کند.

برخی فواید آیات:

اصل در هر یک از کتاب‌‌های آسمانی این است که برای هدایت آمده است، نه برای فرو فرستادن آیات، زیرا امر الله تعالی است که هر وقت و به هرگونه که بخواهد آن را مقدر می‌‌سازد.

آرامش بخشیدن الله تعالی به پیامبرش، و مطلع نمودن او به اینکه راه‌‌های تکذیبی که مشرکان در برابر او دنبال می‌‌کنند، پیامبران پیشین نیز با آنها روبه‌‌رو شده‌‌اند.

شیطان برخی بندگان را تا جایی گمراه می‌‌سازد که گناهان و فسادهایی را که مرتکب می‌‌شوند برای‌‌شان می‌‌آراید.|

﴿* مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وِظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّار [الرعد: ٣٥]

٣٥ توصیف بهشت که الله آن را به کسانی وعده داده که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او را پیشه کرده‌‌اند چنین است که از زیر کاخ‌‌ها و درخت‌‌هایش رودها جاری است، و میوه‌‌هایش برخلاف میوه‌‌های دنیا جاویدان و همیشگی است، و سایه‌‌ای پایدار دارد که پایان نمی‌‌یابد، و کوتاه نمی‌‌شود، این همان سرانجامِ کسانی است که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه کرده‌‌اند، و سرانجامِ کافران جهنم است که در آن داخل می‌‌شوند و برای همیشه در آن می‌‌مانند.

﴿وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمِنَ الأَحْزَابِ مَن يُنكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللّهَ وَلا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآب [الرعد: ٣٦]

٣٦ و - ای رسول- یهودیانی که تورات را به آنها داده‌‌ایم، و مسیحیانی که انجیل را به آنها داده‌‌ایم، به آنچه که بر تو نازل شده است به‌‌سبب موافقت آن با بخشی از آنچه که بر آنها نازل شده است شادمانند، و از گروه‌‌های یهود و نصاری کسانی هستند که بخشی از آنچه را که بر تو نازل شده است و با هوس‌‌های‌‌شان یا با آنچه که با تبدیل و تحریف آن را توصیف می‌‌کنند سازگاری ندارد انکار می‌‌کنند. - ای رسول- به آنها بگو: همانا الله به من فرمان داده که فقط او را عبادت کنم، و دیگران را با او شریک نگردانم، فقط او را در دعا می‌‌خوانم و غیر او را نمی‌‌خوانم، و بازگشت من فقط به‌‌سوی اوست، و تورات و انجیل نیز به همین هدف آمده است.

﴿وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ|مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاق [الرعد: ٣٧]

٣٧ و همان‌‌گونه که کتاب‌‌های پیشین را به زبان اقوام‌‌شان فرستادیم، - ای رسول- قرآن را با گفتاری درست و آشکار ‌‌کنندۀ حق به زبان عربی بر تو نازل کردیم، و -ای رسول- اگر پس از اینکه علمی که الله آن را به تو آموخت نزدت آمد، برای سازش با اهل کتاب با حذف آنچه که با هوس‌‌های‌‌شان سازگار نیست از هوس‌‌های‌‌شان پیروی کنی، در برابر الله هیچ کارسازی نداری که کارت را به عهده بگیرد، و تو را در برابر دشمنانت یاری رساند، و هیچ بازدارنده‌‌ای نداری که تو را از عذاب او تعالی محافظت کند.

﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَن يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَاب [الرعد: ٣٨]

٣٨ و -ای رسول- به تحقیق که پیش از تو رسولانی از جنس بشر فرستاده‌‌ایم، پس تو نوآمده‌‌اى از پيامبران و نخستین فرد ایشان نیستی، و مانند سایر انسان‌‌ها همسران و فرزندانی برای‌‌شان قرار دادیم، و آنها را فرشتگانی که ازدواج نمی‌‌کنند و فرزند نمی‌‌آورند قرار ندادیم، و تو از این رسولان هستی که انسان‌‌هایی هستند که ازدواج می‌‌کنند و فرزند می‌‌آورند، پس چرا مشرکان از اینکه چنین هستی تعجب می‌‌کنند؟ و هیچ رسولی را نسزد آیه‌‌ای از جانب خویش بیاورد مگر اینکه الله به آوردن آن آیه به او اجازه دهد. برای هر کاری که الله حکم کرده است کتابی است که در آن ذکر شده است، و مهلتی است که از آن نه پیش می‌‌افتد و نه به تأخیر.

﴿يَمْحُو اللّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَاب [الرعد: ٣٩]

٣٩ الله هرچه را بخواهد، خیر یا شر، سعادت یا شقاوت و ساير امور، از بین می‌‌برد، و هر‌‌چه از این موارد را که بخواهد تثبیت می‌‌گرداند، و لوح محفوظ نزد اوست، که مرجع تمام این موارد است، و هر براندازی یا تثبیتی که آشکار می‌‌گردد مطابق چیزی است که در لوح محفوظ وجود دارد.

﴿وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَاب [الرعد: ٤٠]

٤٠ و -ای پیامبر- اگر بخشی از عذابی که به آنها وعده می‌‌دهیم را قبل از مرگت به تو بنمایانیم یا اگر تو را قبل از اینکه آن را برایت نشان دهیم بمیرانیم این کار به ما بازمی‌‌گردد؛ زیرا چیزی بر عهدۀ تو نیست مگر تبلیغ آنچه که تو را به تبلیغ آن فرمان داده‌‌ایم، و مجازات و محاسبۀ آنها بر تو نیست، زیرا این کار بر عهدۀ ماست.

﴿أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا وَاللّهُ يَحْكُمُ لاَ مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسَاب [الرعد: ٤١]

٤١ آیا این کافران ندیده‌‌اند که ما بر زمین کفر می‌‌آییم و با انتشار اسلام، و فتح آن توسط مسلمانان، آن را از اطراف می‌‌کاهیم، و الله میان بندگانش به آنچه که بخواهد حکم و داوری می‌‌کند، و هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند حکم او تعالی را با نقض یا تغییر یا تبدیلی تعقیب کند، و او سبحانه زود شمار است، و اولی‌‌ها و آخری‌‌ها را در یک روز محاسبه می‌‌کند.

﴿وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلِلّهِ الْمَكْرُ جَمِيعًا يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ وَسَيَعْلَمُ الْكُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّار [الرعد: ٤٢]

٤٢ و امت‌‌های پیشین بر پیامبران‌‌شان مکر و نیرنگ زدند، و رسالت شان را تکذیب کردند، پس با نیرنگ ‌‌زدن بر پیامبران‌‌شان چه کاری انجام دادند؟ هیچ‌‌چیز؛ زیرا تدبیر عملی فقط تدبیر الله است نه دیگران. چنان‌‌که او سبحانه ذاتی است که از آنچه که نفس‌‌ها کسب می‌‌کنند آگاه است و آنها را در قبال آن جزا می‌‌دهد، و در این هنگام خواهند دانست که چقدر در عدم ایمان به الله خطاکار بوده‌‌اند، و مؤمنان چقدر بر حق بوده‌‌اند، که با آن به بهشت و سرانجامِ خوش دست یافته‌‌اند.

برخی فواید آیات:

ترغیب به بهشت با بیان صفت آن؛ از جمله جریان رودها و پایندگی روزی و سایه گسترده.

خطر زیاد پیروی از هوا و هوس بعد از تحصيل علم و اینکه این امر از اسباب عذاب الله است.

بیان اینکه رسولان‌‌‌‌ انسان هستند، و همسران و فرزندانی دارند، و پیامبر ما نوبرِ پیغمبران و نخستین فرد ایشان نیست، زیرا در این امر مانند آنها بوده است.|

﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَاب [الرعد: ٤٣]

٤٣ و کسانی‌‌که کفر ورزیده‌‌اند می‌‌گویند: - ای محمد- از جانب الله فرستاده نشده‌‌ای، - ای رسول- به آنها بگو: کافی است که الله همان ذاتی‌‌که علم کتاب‌‌های آسمانی که توصیف من در آنها آمده است نزد اوست، میان من و شما گواه باشد بر اینکه من فرستاده ‌‌شده‌‌ای از جانب پروردگارم به‌‌سوی شما هستم، و هرکس که الله گواه راستگویی‌‌اش باشد، تکذیب هیچ تکذیب ‌‌کننده‌‌ای به او زیان نمی‌‌رساند.

سوره ابراهیم

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان وظیفه و اشتیاق رسولان بر بیرون ‌‌راندن مردم از تاریکی‌‌های شرک به‌‌سوی نور توحید، در مقابل رویگردانی اقوام‌‌شان، به هدف استوار سازی پیامبر، و تهدید ستمگران.

تفسیر:

﴿الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيد [إبراهيم: ١]

١ ﴿الٓرۚ سخن در مورد شبیه این حروف در آغاز سورۀ بقره بیان شد. -ای رسول- این قرآن کتابی است که بر تو نازل کردیم تا مردم را از کفر و جهل و گمراهی به‌‌سوی ایمان و آگاهی و هدایت به‌‌سوی دین اسلام یعنی راه الله، همان ذات شکست‌‌ ناپذیری که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در هر چیزی ستوده ‌‌شده است، بیرون آوری.

﴿اللّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَوَيْلٌ لِّلْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ شَدِيد [إبراهيم: ٢]

٢ الله که آنچه در آسمان‌‌ها و آنچه در زمین است فقط از آنِ اوست، پس سزاوار است که به یگانگی و وحدانیت عبادت شود، و هیچ‌‌چیز از مخلوقاتش با او شریک گردانیده نشود، و به‌‌زودی کسانی را که کفر ورزیده‌‌اند عذابی سخت فراخواهد گرفت.

﴿الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا أُوْلَـئِكَ فِي ضَلاَلٍ بَعِيد [إبراهيم: ٣]

٣ کسانی‌‌که کفر ورزیده‌‌اند زندگی دنیا و نعمت‌‌های نابود شدنی آن را بر آخرت و نعمت‌‌های جاویدانش ترجیح می‌‌دهند و مردم را از راه الله بازمی‌‌دارند، و برای راه الله تخریب و انحراف از حق و بازگشت از راستی می‌‌خواهند تا هیچ‌‌کس آن را نپیماید، و اینها که صفات مذکور را دارند در گمراهی دوری از حق و راستی قرار دارند.

﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [إبراهيم: ٤]

٤ و رسولی را جز سخنگو به زبان قومش نفرستادیم؛ تا فهم آنچه را که از جانب الله آورده است برای‌‌شان آسان باشد، و هرگز او را برای اجبار آنها بر ایمان به الله نفرستاده‌‌ایم، زیرا الله هرکس را که بخواهد به عدالت خویش گمراه می‌‌سازد، و هرکس را بخواهد به فضل خویش به هدایت توفیق می‌‌دهد، و او تعالی ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و تدبیرش بسیار داناست.

﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُور [إبراهيم: ٥]

٥ و به تحقیق موسی را فرستادیم و او را با آیات دلالت‌‌ کننده بر راستگویی‌‌اش تقویت کردیم، و به‌‌راستی‌‌که او فرستاده ‌‌شده‌‌ای از جانب پروردگارش است، و به او فرمان دادیم که قومش را از کفر و جهل به‌‌سوی ایمان و آگاهی بیرون آورد، و به او فرمان دادیم که ایام الله را که در آن‌‌ ایام به آنها نعمت بخشیده است به یادشان آورد، زیرا در این روزها دلالت‌‌های آشکاری بر توحید و بزرگی قدرت الله، و نعمت ‌‌بخشی او به مؤمنان وجود دارد، و شکیبایان بر طاعت الله که بر شکر نعمت‌‌ها و برکات او تعالی مداومت می‌‌کنند از اين امر بهره می‌‌برند.

برخی فواید آیات:

هدف از نزول قرآن هدایت با بیرون بردن مردم از تاریکی‌‌های باطل به‌‌سوی نور حق است.

فرستادن رسولان به زبان اقوام‌‌شان است؛ زیرا این امر در فهمیدن آنها مؤثرتر، و در نتیجه برای قبول و فرمان‌‌برداری بهتر است.

وظیفۀ رسولان‌‌ﻹ‌‌، در راهنمایی مردم و رهبری آنها برای خروج از تاریکی‌‌ها به‌‌سوی نور خلاصه می‌‌شود.|

﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ أَنجَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ وَيُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيم [إبراهيم: ٦]

٦ و -ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که موسی فرمان پروردگارش را اطاعت کرد و با یادآوری نعمت‌‌های الله برای قومش بنی‌‌اسرائیل، به آنها گفت: ای قوم من، نعمت الله بر خودتان را به یاد آورید آن‌‌گاه که شما را از خاندان فرعون نجات داد، و شما را از عذاب او رهانید، که بدترین عذاب را به شما می‌‌چشانیدند، چون پسران‌‌تان را می‌‌کشتند تا در میان آنها کسی متولد نشود که بر پادشاهی فرعون مسلط گردد، و زنان‌‌تان را برای تحقیر آنها در قید حیات نگه می‌‌داشتند، و در این کارهای‌‌شان، برای‌‌تان آزمایشی بزرگ بر صبر بود، پس الله شما را به پاداش صبرتان در برابر این آزمایش از عذاب خاندان فرعون رهانید.

﴿وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيد [إبراهيم: ٧]

٧ و موسی به آنها گفت: به یاد آورید آن‌‌گاه که پروردگارتان به‌‌طور رسا به شما اعلام کرد: اگر الله را در قبال این نعمت‌‌ها که بر شما بخشیده است سپاسگزاری کنید به‌‌طور قطع از نعمت ‌‌بخشی و فضل خویش بر این نعمت‌‌ها برای شما خواهد افزود، و اگر از نعمت‌‌های او تعالی بر خودتان ناسپاسی کنید و شکر آن را به جای نیاورید، به‌‌راستی‌‌که عذاب او برای کسی‌‌که نعمت‌‌هایش را انکار کند و شکر آنها را به جای نیاورد بسیار سخت است.

﴿وَقَالَ مُوسَى إِن تَكْفُرُواْ أَنتُمْ وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيد [إبراهيم: ٨]

٨ و موسی به قومش گفت: ای قوم من، اگر شما کفر ورزید و همراه شما تمام کسانی‌‌که بر روی زمین هستند کفر ورزند، زیان کفر شما به خودتان بازمی‌‌گردد؛ زیرا الله بنفسه بی‌‌نیاز، و به ذات خویش مستوجب ستایش است، و ایمان مؤمنان نفعی به او نمی‌‌رساند، و کفر کافران زیانی به او نمی‌‌رساند.

﴿أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ لاَ يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ اللّهُ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرَدُّواْ أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُواْ إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيْهِ مُرِيب [إبراهيم: ٩]

٩ - ای کافران- آیا خبر نابودی امت‌‌های تکذیب ‌‌کننده که پیش از شما بودند برای‌‌تان نیامده است: قوم نوح، و عاد قوم هود، و ثمود قوم صالح، و امت‌‌هایی که پس از آنها آمدند، و چنان زیاد هستند که تعدادشان را کسی جز الله نمی‌‌تواند برشمارد؟ رسولان‌‌شان دلایل آشکاری برای‌‌شان آوردند، ولی آنها به‌‌سبب خشم بر رسولان دست‌‌های‌‌شان را در دهان‌‌های‌‌شان قرار دادند و انگشتان‌‌شان را گزیدند، و به رسولان‌‌شان گفتند: همانا ما به آنچه شما آورده‌‌اید کفر ورزیده‌‌ایم، و به‌‌راستی‌‌که ما در شکی هستیم که از آنچه ما را به‌‌سوی آن فرا می‌‌خوانید به تردید می‌‌اندازد.

﴿* قَالَتْ رُسُلُهُمْ أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرَكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَـمًّى قَالُواْ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا تُرِيدُونَ أَن تَصُدُّونَا عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُنَا فَأْتُونَا بِسُلْطَانٍ مُّبِين [إبراهيم: ١٠]

١٠ رسولان‌‌شان در رد سخنشان برای‌‌شان گفتند: آیا در توحید و یگانگی الله در عبادت شکی وجود دارد، درحالی‌‌که او تعالی آفریدگار و پدید آورندۀ آسمان‌‌ها و زمین بدون نمونۀ قبلی است؟! شما را به ایمان به خویش فرامی‌‌خواند تا گناهان گذشته‌‌تان را از شما محو کند، و به شما مهلت می‌‌دهد تا آن‌‌گاه که پایانِ مشخص زندگی دنیایی شما فرا رسد. اقوام‌‌شان به آنها گفتند: شما جز انسانی مانند ما نیستید، و هیچ امتیازی بر ما ندارید، و می‌‌خواهید که ما را از عبادت آنچه پدرانمان عبادت می‌‌کردند برگردانید، پس حجتی آشکار برایمان بیاورید که بر راستگویی شما در اینکه ادعا می‌‌کنید رسولانی از جانب الله به‌‌سوی ما هستید دلالت کند.

برخی فواید آیات:

یکی از روش‌‌های دعوت، یادآوری نعمت‌‌های الله تعالی بر مدعوین است، به‌‌خصوص اگر با نعمتی بزرگ مانند پیروزی بر دشمن یا نجات از او در ارتباط باشد.

الله تعالی به فضل خویش در برابر شکر بندگانش نعمت بیشتر را به آنها وعده داده است، و در مقابل، تهدید الله برای کسی‌‌که به او تعالی کفر می‌‌ورزد شدید است.

کفر بندگان به‌‌طور قطع زیانی به الله نمی‌‌رساند، چنان‌‌که ایمان‌‌شان ذره‌‌ای بر او نمی‌‌افزاید، زیرا او تعالی به ذات خویش بی‌‌نیاز و ستوده است.|

﴿قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ وَلَـكِنَّ اللّهَ يَمُنُّ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَمَا كَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَكُم بِسُلْطَانٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَعلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُون [إبراهيم: ١١]

١١ رسولان‌‌شان در رد آنها گفتند: ما جز انسانی مانند شما نیستیم، پس همانندی خویش با شما را در این مورد انکار نمی‌‌کنیم، اما از همانندی در این مورد، همانندی در همه چیز لازم نمی‌‌آید، زیرا الله با نعمت ‌‌بخشی خاص بر هر یک از بندگانش که بخواهد لطف می‌‌کند، و آنها را رسولانی به‌‌سوی مردم برمی‌‌گزیند، و سزاوار ما نیست حجتی را که می‌‌طلبید جز به ارادۀ الله برای‌‌تان بیاوریم، زیرا آوردن آن در توان ما نیست، بلکه فقط الله بر این کار تواناست، و مؤمنان در تمام امورشان فقط بر الله توکل می‌‌کنند.

﴿وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُون [إبراهيم: ١٢]

١٢ و چه مانع و چه عذری میان ما و توکل بر او حایل می‌‌شود؟ درحالی‌‌که ما را به راست‌‌ترین و آشکارترین راه‌‌ها راهنمایی کرده است، و باید در برابر تکذیب و مسخره‌‌ای که شما با آن به ما آزار می‌‌رسانید شکیبایی کنیم، و توکل‌‌ کنندگان در تمام کارهای‌‌شان فقط بر الله توکل می‌‌کنند.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّـكُم مِّنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِين [إبراهيم: ١٣]

١٣ و کسانی از اقوام رسولان که کفر ورزیدند وقتی از استدلال با رسولان‌‌شان ناتوان ماندند گفتند: شما را از شهرمان خارج می‌‌کنیم، یا اینکه از دین‌‌تان به‌‌سوی دین ما باز می‌‌گردید، آن‌‌گاه الله برای استوار سازی رسولان به آنها وحی کرد: به تحقیق ستمکارانی را که به الله و رسولش کفر ورزیده‌‌اند نابود می‌‌کنیم.

﴿وَلَنُسْكِنَنَّـكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيد [إبراهيم: ١٤]

١٤ و -ای رسولان و کسانیکه از شما پیروی میکنند- به‌‌طور قطع پس از نابودی آنها شما را در زمین ساکن خواهیم گرداند، این نابودی کافران تکذیب ‌‌کننده، و اسکان رسولان‌‌شان و مؤمنان در زمین پس از نابودی آنها، برای کسی است که عظمت و مراقبت من بر خودش را به یاد داشته باشد، و از انذار من از عذاب بترسد.

﴿وَاسْتَفْتَحُواْ وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيد [إبراهيم: ١٥]

١٥ و رسولان از پروردگارشان خواستند که آنها را بر دشمنان‌‌شان پیروز گرداند، و هر متکبر ستیزه‌‌جو در برابر حق که با وجود آشکار شدن حق برایش از آن پیروی نمی‌‌کرد زیان دید.

﴿مِّن وَرَائِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَى مِن مَّاء صَدِيد [إبراهيم: ١٦]

١٦ روز قیامت در برابر این متکبر جهنم قرار دارد، پس جهنم در کمین اوست، و در آنجا از چرک جهنمیان که از آنها روانه می‌‌شود نوشانیده می‌‌شود، که تشنگی‌‌اش را برطرف نمی‌‌سازد، آن‌‌گاه پیوسته با تشنگی و سایر مجازات‌‌ها عذاب می‌‌شود.

﴿يَتَجَرَّعُهُ وَلاَ يَكَادُ يُسِيغُهُ وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَمِن وَرَائِهِ عَذَابٌ غَلِيظ [إبراهيم: ١٧]

١٧ به‌‌سبب تلخی زیاد و حرارت و بدبویی‌‌اش پیاپی آن را به رنج می‌‌نوشد، و نمی‌‌تواند آن را ببلعد، و از سختیِ عذابی که به مشقت آن را تحمل می‌‌کند مرگ از هر جهتی او را فرامی‌‌گیرد، اما نمی‌‌میرد تا راحت شود، بلکه زنده می‌‌ماند تا عذاب را تحمل کند، و در روبروی او عذاب سخت دیگری در انتظارش است.

﴿مَّثَلُ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لاَّ يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُواْ عَلَى شَيْءٍ ذَلِكَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِيد [إبراهيم: ١٨]

١٨ و مثال اعمال نیک مانند صدقه و احسان و رحم بر ضعیف که کافران، پیش می‌‌فرستند، مانند خاکستری است که بادها در روزی طوفانی بر آن بوزد، و آن را با قدرت بردارد، و در هر مکانی پراکنده سازد تا اینکه هیچ اثری از آن باقی نماند، و هم‌‌چنین است اعمال کافران که کفر بر آنها بوزد، و در روز قیامت به صاحبانش نفع نمی‌‌رسانند، این عملی که بر ایمان بنا نشود همان گمراهی دور از راه حق است.

برخی فواید آیات:

پیامبران و رسولان‌‌ﻹ‌‌ انسان‌‌ هستند؛ جز اینکه الله آنها را با حمل رسالت برتری داده و از میان فرزندان آدم÷ آنها را با رسالت برگزیده است.

دعوتگری که خواهان تغییر است باید در انتظار دشواری‌‌های بسیاری باشد که در برابر او قرار خواهند گرفت، مانند رانده ‌‌شدن، تبعید و آزار قولی و عملی.

دعوتگران و صالحان به پیروزی و جانشین ‌‌شدن در زمین وعده داده شده‌‌اند.

بیان ابطال و عدم اعتبار اعمال صالح کافران، به‌‌سبب کفرشان.|

﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحقِّ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيد [إبراهيم: ١٩]

١٩ - ای انسان- آیا درک نکرده‌‌ای که الله آسمان‌‌ها و زمین را به حق آفریده، و بیهوده نیافریده است. - ای مردم- اگر بردن شما و آوردن خلقی دیگر را به جای شما بخواهد که او را عبادت و از او فرمان‌‌برداری می‌‌کنند به‌‌طور قطع شما را خواهد برد، و خلقی دیگر که او را عبادت می‌‌کنند و از او اطاعت می‌‌کنند خواهد آورد؛ زیرا این کار بر او آسان و سبک است.

﴿وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيز [إبراهيم: ٢٠]

٢٠ نابودی شما و آوردن انسان‌‌های دیگر، او تعالی را ناتوان نمی‌‌سازد، زیرا او تعالی بر هر چیزی تواناست، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد.

﴿وَبَرَزُواْ لِلّهِ جَمِيعًا فَقَالَ الضُّعَفَاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللّهِ مِن شَيْءٍ قَالُواْ لَوْ هَدَانَا اللّهُ لَهَدَيْنَاكُمْ سَوَاء عَلَيْنَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِن مَّحِيص [إبراهيم: ٢١]

٢١ و مخلوقات در روز میعاد از قبرهای‌‌شان به‌‌سوی الله خارج می‌‌شوند، آن‌‌گاه پیروان ضعیف به سران رئیس می‌‌گویند: - ای سران- همانا ما پیرو شما بودیم، که به فرمان شما عمل می‌‌کردیم، و با نهی شما، دست می‌‌کشیدیم، پس آیا شما چیزی از عذاب الله را از ما دفع می‌‌کنید؟ سران رئیس می‌‌گویند: اگر الله ما را به هدایت توفیق داده بود به‌‌طور قطع شما را به‌‌سوی آن راهنمایی می‌‌کردیم، تا همگی‌‌مان را از عذابش نجات دهیم، اما ما را گمراه ساخت پس شما را گمراه کردیم، بر ما و شما یکسان است که در تحمل عذاب ناتوان باشیم یا شکیبایی به خرج دهیم، هیچ راه فراری از عذاب نداریم.

﴿وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلاَ تَلُومُونِي وَلُومُواْ أَنفُسَكُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِكُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِمَا أَشْرَكْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [إبراهيم: ٢٢]

٢٢ و ابلیس آن‌‌گاه که بهشتیان وارد بهشت، و جهنمیان وارد جهنم شوند می‌‌گوید: به تحقیق که الله به شما وعدۀ حق داد، و آنچه را به شما وعده داده بود محقق گرداند، و من به شما وعدۀ باطل دادم و به آنچه به شما وعده داده‌‌ام وفا نکردم، و من نیرویی نداشتم که با آن شما را در دنیا بر کفر و گمراهی مجبور کرده باشم، بلکه شما را به کفر فراخواندم، و گناهان را برای‌‌تان آراستم، آن‌‌گاه شما به شتاب از من پیروی کردید، پس به‌‌سبب اینکه گمراه شدید مرا سرزنش نکنید، و خودتان را سرزنش کنید که برای این کار سزاوارترید. من یاور شما برای دفع عذاب از شما نیستم، و شما یاور من برای دفع عذاب از من نیستید. من به‌‌سبب اینکه مرا شریکی برای الله در عبادت قرار دادید کفر ورزیده‌‌ام، به‌‌راستی‌‌که ستمکاران- به‌‌سبب شرک و کفر به الله در دنیا- عذابی رنج‌‌آور در روز قیامت در انتظارشان است.

الله پس از بیان سرانجامِ کافران در روز قیامت برای ترساندن از آن، سرانجامِ مؤمنان را برای ترغیب در آن بیان کرده و می‌‌فرماید:

﴿وَأُدْخِلَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَم [إبراهيم: ٢٣]

٢٣ برخلاف سرانجامِ کافران، کسانی‌‌که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌‌اند به بهشت‌‌هایی وارد می‌‌شوند که نهرها از زیر کاخ‌‌ها و درختان‌‌شان جاری است، و به اذن و ارادۀ پروردگارشان همیشه در آن می‌‌مانند، و پروردگارشان سبحانه و نیز فرشتگان با سلام به آنها درود می‌‌فرستند؛ و همچنین خودشان به یکدیگر.

﴿أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء [إبراهيم: ٢٤]

٢٤ - ای رسول- آیا ندانسته‌‌ای که الله مثالی برای کلمۀ توحید یعنی لا إله إلا الله زده است، آن‌‌گاه که آن را به درختی پاک یعنی نخل تشبیه کرد، که ریشه‌‌اش در زمین استوار دوانیده شده با رگ‌‌های پاکش آب می‌‌نوشد، و شاخه‌‌اش به‌‌سوی آسمان بالا رفته از شبنم سیراب می‌‌شود، و از هوای پاکیزه استنشاق می‌‌کند.

برخی فواید آیات:

بیان سرانجامِ بد تابع و متبوع آن‌‌گاه که بر باطل اجتماع کنند.

بیان اینکه شیطان بزرگترین دشمن بنی‌‌آدم، و دروغگویی خوار شده و ضعیف است، و در روز قیامت ذره‌‌ای نه برای خودش مالک است؛ و نه برای پیروانش.

اعتراف ابلیس به اینکه وعدۀ الله تعالی حق است، و اینکه وعدۀ شیطان فقط دروغی محض است.

تشبیه کلمۀ توحید به درختی با میوه‌‌هایی پاکیزه، شاخه‌‌هایی بلند، و ریشه‌‌هایی استوار.|

﴿تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُون [إبراهيم: ٢٥]

٢٥ این درخت پاکیزه به فرمان پروردگار خویش میوۀ پاکش را در هر زمان می‌‌دهد، و الله مثال‌‌ها را برای مردم می‌‌زند امید است که پند بگیرند.

﴿وَمَثلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَار [إبراهيم: ٢٦]

٢٦ و مَثَل کلمۀ ناپاک شرک مانند درختی ناپاک، یعنی درخت حنظل است، که از ریشه‌‌اش بریده شده، و نه قراری بر روی زمین دارد، و نه ارتفاعی به‌‌سوی آسمان؛ پس می‌‌میرد و بادها آن را به هر سو پراکنده می‌‌کنند، در نتیجه، سرانجامِ کلمۀ کفر نابودی است، و عمل پاکی را برای صاحبش به‌‌سوی الله بالا نمی‌‌برد.

﴿يُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللّهُ مَا يَشَاء [إبراهيم: ٢٧]

٢٧ الله مؤمنان را با کلمۀ ثابت توحید بر ایمانی کامل در زندگی دنیا استوار می‌‌سازد تا اینکه در حال ایمان بمیرند، و در برزخ در قبرهای‌‌شان هنگام سوال، و روز قیامت آنها را استوار می‌‌سازد، و الله ستمکاران به‌‌سبب شرک و کفر به الله را از صواب و راه راست گمراه می‌‌سازد، و هرچه بخواهد انجام می‌‌دهد، چه گمراه‌‌ کردن کسی‌‌که گمراه ‌‌کردن او را به عدالت خویش بخواهد، و چه هدایت کسی‌‌که به فضل خویش هدایتش را بخواهد، زیرا هیچ اجبار کننده‌‌ای برای او سبحانه نیست.

﴿* أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَار [إبراهيم: ٢٨]

٢٨ آیا ندیده‌‌ای حال کسانی از قریش را که به الله و رسولش کفر ورزیدند؛ چون نعمت‌‌بخشی الله بر خودشان یعنی امنیت در حرم، و بعثت محمد‌‌ج‌‌ در میان آنها را با کفر به نعمت او تعالی تعویض کردند، آن‌‌گاه که آنچه را از جانب پروردگارش آورده بود تکذیب کردند، و کسانی از اقوام‌‌شان را که در کفر از آنها پیروی کردند در سرای نابودی فرود آورند.

﴿جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَار [إبراهيم: ٢٩]

٢٩ و سرای نابودی همان جهنم است که در آن وارد می‌‌شوند، و گرمایش را به سختی تحمل می‌‌کنند، و چه قرارگاه بدی دارند.

﴿وَجَعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا لِّيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعُواْ فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّار [إبراهيم: ٣٠]

٣٠ و مشرکان امثال و مانندهایی برای الله قرار دادند تا کسانی را که از آنها پیروی کرده‌‌اند از راه الله پس از اینکه خودشان از آن گمراه شدند گمراه سازند. - ای رسول- به آنها بگو: از شهواتی که در آن قرار دارید، و انتشار شبهات در این زندگی دنیا بهره‌‌مند شوید، زیرا بازگشت شما در روز قیامت به‌‌سوی جهنم است، و بازگشتگاه دیگری جز آن ندارید.

﴿قُل لِّعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُواْ يُقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَيُنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خِلاَل [إبراهيم: ٣١]

٣١ - ای رسول- به مؤمنان بگو: ای مؤمنان، نماز را به کامل‌‌ترین صورت برپا دارید، و از آنچه که الله به شما روزی داده است نفقات واجب و مستحبی را، پنهانی از ترس ریا، و آشکارا برای اینکه دیگران به شما اقتدا کنند، بپردازید پیش از اینکه روزی بیاید که نه معامله‌‌ای در آن است و نه فدیه‌‌ای تا از عذاب الله رهایی حاصل کنید، و نه دوستی‌‌ای، تا دوستی برای دوستش شفاعت کند.

﴿اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الأَنْهَار [إبراهيم: ٣٢]

٣٢ الله ذاتی است که آسمان‌‌ها و زمین را بدون نمونۀ قبلی آفرید، و آب باران را از آسمان فرو فرستاد، سپس با آن آب، انواع میوه‌‌ها را برای روزی شما -ای مردم- بیرون آورد و کشتی‌‌ها که بر روی آب حرکت می‌‌کنند را بر اساس تقدیرش رام شما کرد، و رودها را برای شما رام کرد تا از آن بنوشید، و چارپایان و کشتزارهای‌‌تان را آبیاری کنید.

﴿وَسَخَّر لَكُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَينَ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَار [إبراهيم: ٣٣]

٣٣ و خورشید و ماه را که به استمرار در جریان هستند برای شما رام کرد، و شب و روز را که از پی یکدیگر می‌‌آیند رام شما ساخت، شب برای خواب و راحتی‌‌تان، و روز برای فعالیت و تلاشتان.

برخی فواید آیات:

تشبیه کلمۀ کفر به درخت پست حنظل، که ارتفاع نمی‌‌گیرد، و میوۀ پاکیزه‌‌ای نمی‌‌دهد، و دوام نمی‌‌یابد.

پیوند زدن میان فرمان به نماز و زکات با ذکر آخرت؛ آگاهی می‌‌دهد به اینکه نماز و زکات از مواردی است که در روز آخرت موجب نجات هستند.

برشمردن برخی نعمت‌‌های بزرگ بر بزرگی کفر برخی فرزندان آدم÷ و انکار نعمت‌‌های او سبحانه از سوی آنها اشاره دارد.|

﴿وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ كَفَّار [إبراهيم: ٣٤]

٣٤ و از تمام آنچه که طلب کردید، و یا طلب نکردید به شما عطا کرد، و اگر نعمت‌‌های الله را برشمارید به دلیل زیادی و گوناگونی‌‌شان قادر بر شمارش آنها نیستید، پس آنچه که برای‌‌تان بیان کرد مثال‌‌هایی از نعمت‌‌هایش است، به‌‌راستی‌‌که انسان بر خودش بسیار ستمکار است، و نعمت‌‌های الله را بسیار ناسپاسی می‌‌کند.

﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَـذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَام [إبراهيم: ٣٥]

٣٥ و -ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که ابراهیم پس از اینکه پسرش اسماعیل و مادر او هاجر را در تنگۀ مکه ساکن کرد گفت: پروردگارا، این سرزمین که خانواده‌‌ام را در آن ساکن کردم - یعنی مکه- را سرزمینی ایمن قرار بده، که خونی در آن ریخته نشود، و هیچ‌‌کس در آن ستم نکند، و من و فرزندانم را از عبادت بت‌‌ها دور گردان.

﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيم [إبراهيم: ٣٦]

٣٦ پروردگارا، بت‌‌ها بسیاری از مردم را گمراه ساخته‌‌اند، چون گمان کردند که برای‌‌شان شفاعت می‌‌کنند، پس با آنها به فتنه افتادند، و آنها را به جای الله عبادت کردند، پس هر یک از مردم که در توحید و طاعت الله از من پیروی کند او پیرو و تابع من است، و هرکس از من نافرمانی کند و در توحید و طاعت او تعالی از من پیروی نکند، -پروردگارا- به‌‌راستی‌‌که تو برای هرکس بخواهی گناهانش را ببخشی آمرزنده، و نسبت به آنها بسیار مهربان هستی.

﴿رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُون [إبراهيم: ٣٧]

٣٧ پروردگارا، من یکی از پسرانم، یعنی اسماعیل÷ و پسرانش را در تنگه‌‌ای (یعنی مکه) بدون گیاه و بدون آب در کنار خانۀ محترم تو ساکن کردم، پروردگارا، آنها را در کنار خانۀ محترم تو ساکن کردم تا نماز را در آن برپا دارند، پس -پروردگارا- دل‌‌های مردم را به‌‌سوی آنها، و این سرزمین بگردان، و آنها را از میوه‌‌ها روزی ده. امید است که از تو در قبال نعمت‌‌هایی که برای‌‌شان می‌‌بخشی سپاسگزاری کنند.

﴿رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء [إبراهيم: ٣٨]

٣٨ پروردگارا، به‌‌راستی‌‌که تو از تمام آنچه که پنهان می‌‌کنیم، و از تمام آنچه که آشکار می‌‌سازیم آگاه هستی، و ذره‌‌ای نه در زمین و نه در آسمان بر الله پوشیده نمی‌‌ماند، بلکه آن را می‌‌داند، پس احتیاج‌‌ها و نیاز ما به الله بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء [إبراهيم: ٣٩]

٣٩ تمام شکر و ستایش از آنِ الله سبحانه است که دعایم را اجابت کرد که از صالحان به من هدیه داد، چون با وجود کهنسالیِ من، اسماعیل را از هاجر، و اسحاق را از ساره به من عطا فرمود، به‌‌راستی‌‌که پروردگارم سبحانه دعای هرکس که او را بخواند می‌‌شنود.

﴿رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء [إبراهيم: ٤٠]

٤٠ پروردگارا، مرا برپا دارندۀ نماز به کامل‌‌ترین صورت قرار بده، و فرزندانم را نیز از کسانی قرار بده که نماز را برپا می‌‌دارند، پروردگارا، و دعایم را اجابت کن و آن را نزد خودت مقبول گردان.

﴿رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَاب [إبراهيم: ٤١]

٤١ پروردگارا، گناهانم را ببخشای، و گناهان پدرم را ببخشای (ابراهیم÷ این دعا را قبل از اینکه بداند پدرش دشمن الله است گفت، اما وقتی که برایش مشخص شد پدرش دشمن الله است از او بیزاری جست)، و گناهان مؤمنان را برای‌‌شان بیامرز در روزی‌‌که مردم برای حسابرسی‌‌شان در برابر پروردگار خویش می‌‌ایستند.

﴿وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الأَبْصَار [إبراهيم: ٤٢]

٤٢ و - ای رسول- مپندار که چون الله عذاب ستمکاران را به تأخیر می‌‌اندازد از تکذیب و بازداشتن از راه الله و سایر کارهایی که ستمکاران انجام می‌‌دهند غافل است، بلکه از این کارها آگاه است، و ذره‌‌ای از آنها بر او پوشیده نمی‌‌ماند. جز این نیست که عذاب‌‌شان را تا روز قیامت به تأخیر می‌‌اندازد، همان روزی‌‌که در آن چشم‌‌ها از ترس مَناظر وحشتناک خیره می‌‌شوند.

برخی فواید آیات:

بیان فضیلت مکه که پیامبر الله ابراهیم÷ برایش دعا کرد.

انسان هر چند جایگاه بالایی در مراتب طاعت و عبودیت داشته باشد سزاوار است که از خطر زیاد و پیچیدگی شرک بر خودش و فرزندانش بترسد.

دعای ابراهیم÷ بر این امر دلالت دارد که بنده هر چند جایگاه بالایی داشته باشد همیشه به الله تعالی محتاج و نیازمند است.

از روش‌‌های تربیت: دعا برای پسران به صلاح و عقیدۀ نیک و توفیق در برپایی شعائر دین است.|

﴿مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لاَ يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاء [إبراهيم: ٤٣]

٤٣ آن‌‌گاه که مردم شتابان از قبرهای‌‌شان به‌‌سوی داعی برمی‌‌خیزند، و درحالی‌‌که سرهای‌‌شان را بالا گرفته‌‌اند از روی بی‌‌قراری به آسمان می‌‌نگرند، و چشمهای‌‌شان به حالت طبیعی بازنمی‌‌گردد، بلکه از وحشت آنچه که مشاهده می‌‌کنند خیره می‌‌ماند، و دل‌‌های‌‌شان از وحشتِ منظره، خالی و بدون عقل و فهم می‌‌شود.

﴿وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَكُونُواْ أَقْسَمْتُم مِّن قَبْلُ مَا لَكُم مِّن زَوَال [إبراهيم: ٤٤]

٤٤ و -ای رسول- امت خویش را از عذاب الله در روز قیامت بترسان، که در آن هنگام کسانی‌‌که به‌‌سبب کفر و شرک به الله بر خودشان ستم روا داشته‌‌اند می‌‌گویند: پروردگارا، به ما مهلت بده، و عذاب ما را به تأخیر بینداز، و ما را برای زمان اندکی به دنیا بازگردان تا به تو ایمان آوریم، و از رسولانی که آنها را به‌‌سوی ما فرستادی پیروی کنیم. آن‌‌گاه از روی توبیخ این‌‌گونه پاسخ می‌‌شنوند: آیا در زندگی دنیا با انکار رستاخیزِ پس از مرگ سوگند یاد نمی‌‌کردید که از زندگی دنیا به‌‌سوی آخرت منتقل نمی‌‌شوید؟!

﴿وَسَكَنتُمْ فِي مَسَـاكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ وَتَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَكُمُ الأَمْثَال [إبراهيم: ٤٥]

٤٥ و در محل سکونت امت‌‌های ستمگر پیشین که پیش از شما به‌‌سبب کفر به الله بر خودشان ستم روا داشتند، مانند قوم هود و قوم صالح سکونت می‌‌کردید، و عذابی را که بر آنها واقع ساخته بودیم برای‌‌تان روشن گردید، و در کتاب الله برای‌‌تان مثل‌‌ها زدیم تا پند بگیرید، اما شما از آنها پند نگرفتید.

﴿وَقَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَعِندَ اللّهِ مَكْرُهُمْ وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَال [إبراهيم: ٤٦]

٤٦ و به تحقیق که این فرود آمدگان در مساکنِ امت‌‌های ستمگر، برای قتل پیامبر محمد‌‌ج‌‌ و ریشه‌‌ کن کردن دعوتش نیرنگ‌‌ها اندیشیده‌‌اند، و الله از نیرنگ ‌‌اندیشی آنها آگاه است و ذره‌‌ای از آن بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، و نیرنگ اینها ضعیف است، زیرا به‌‌سبب ضعفش نه کوه‌‌ها و نه هیچ چیز دیگر را از بین نمی‌‌برد؛ برخلاف تدبیر الله در مورد آنها.

﴿فَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَام [إبراهيم: ٤٧]

٤٧ پس -ای رسول- مپندار الله که پیروزی و غلبۀ دین را به رسولانش وعده داده، در وعده‌‌ای که به رسولانش داده است خلاف می‌‌کند، به‌‌راستی‌‌که الله ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ چیزی او را مغلوب نمی‌‌کند، و به‌‌زودی دوستانش را نیرومند می‌‌سازد، و برای دشمنانش و دشمنان رسولانش انتقام سختی دارد.

﴿يَوْمَ تُبَدَّلُ الأَرْضُ غَيْرَ الأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّار [إبراهيم: ٤٨]

٤٨ این انتقام از کفار در روزی حاصل می‌‌شود که قیامت برپا می‌‌گردد، روزی‌‌که این زمین به زمینی دیگر و سفید و پاک تبدیل شود، و آسمان‌‌ها به آسمان‌‌هایی دیگر تبدیل شوند، و مردم از قبرهای‌‌شان با بدن‌‌ها و اعمال‌‌شان ظاهر شوند تا در برابر الله که در ملک و عظمتش یگانه است، و قهاری چیره است و کسی بر او چیره نمی‌‌گردد، و غالب می‌‌شود و کسی بر او غالب نمی‌‌گردد بایستند.

﴿وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِي الأَصْفَاد [إبراهيم: ٤٩]

٤٩ و -ای رسول- در روزی‌‌که زمین به غیر زمین مبدل شود، و آسمان‌‌ها تغییر یابند، کافران و مشرکان را می‌‌بینید که در زنجیرها به یکدیگر بسته شده‌‌اند، و دست‌‌ها و پاهای‌‌شان با زنجیرها به گردن‌‌های‌‌شان بسته شده است،

﴿سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمْ النَّار [إبراهيم: ٥٠]

٥٠ و لباس‌‌شان که آن را به تن می‌‌کنند از قَطِران (ماده‌‌ای به شدت اشتعال‌‌زا) است، و آتش بر چهره‌‌های رنگ و رو رفته‌‌شان بالا می‌‌آید و چیره می‌‌گردد.

﴿لِيَجْزِي اللّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَاب [إبراهيم: ٥١]

٥١ تا الله هرکس را به خیر یا شری که انجام داده است جزا دهد، به‌‌راستی‌‌که الله، اعمال را سریع حسابرسی می‌‌کند.

﴿هَـذَا بَلاَغٌ لِّلنَّاسِ وَلِيُنذَرُواْ بِهِ وَلِيَعْلَمُواْ أَنَّمَا هُوَ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُوْلُواْ الأَلْبَاب [إبراهيم: ٥٢]

٥٢ این قرآن نازل ‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌، اعلامی است از جانب الله به‌‌سوی مردم، و به این هدف تا از تهدید سختی که در آن وجود دارد بترسند، و تا بدانند که معبود برحق، فقط الله است تا او را عبادت کنند و هیچ‌‌کس را با او شریک نگردانند، و تا اینکه صاحبان عقل سلیم با آن پند و عبرت بگیرند؛ زیرا آنها هستند که از پندها و عبرت‌‌ها بهره می‌‌برند.

برخی فواید آیات:

تصویر مناظر روز قیامت و بی‌‌قراری و ترس و ناتوانی و وحشت مخلوقات، و تبدیل زمین و آسمان‌‌ها.

توصیف سختی عذاب و ذلتی که به گناهکاران و کافران در روز قیامت می‌‌رسد.

کار بنده در زندگی دنیایی دارای ظرفیت زیادی است، پس باید در طاعت بکوشد، زیرا وقتی‌‌که الله تعالی او را در روز قیامت برانگیزاند فرصتی دوباره به او نمی‌‌دهد.|

سوره الحِجر

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

انذار تکذیب‌‌ کنندگان به عذاب از خلال ارایۀ مناظر هولناک، برای ترساندن مخاطبان و استوار سازی مؤمنان.

تفسیر:

﴿الَرَ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِين [الحجر: ١]

١ ﴿الٓرۚ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در آغاز سورۀ بقره بیان شد. این آیات بلند مرتبه و دلالت‌‌ کننده بر اینکه از جانب الله نازل شده، آیات قرآنی است که توحید و شرائع را آشکار می‌‌سازد.

﴿رُّبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ كَانُواْ مُسْلِمِين [الحجر: ٢]

٢ کفار در روز قیامت آن‌‌گاه که امر برای‌‌شان آشکار می‌‌گردد، و بطلان کفری که در دنیا بر آن بودند برای‌‌شان مشخص می‌‌شود آرزو خواهند کرد که کاش مسلمان بودند.

﴿ذَرْهُمْ يَأْكُلُواْ وَيَتَمَتَّعُواْ وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُون [الحجر: ٣]

٣- ای رسول- این تکذیب‌‌ کنندگان را واگذار که همانند چارپایان بخورند، و از خوشی‌‌های موقت دنیا بهره‌‌مند شوند، و آرزوهای طولانی آنها را از ایمان و عمل صالح بازدارد، پس به‌‌زودی از زیانی که در آن هستند آگاه خواهند شد آن‌‌گاه که در روز قیامت نزد الله وارد شوند.

﴿وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلاَّ وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُوم [الحجر: ٤]

٤ و نابودی را بر هیچ‌‌یک از شهرهای ستمگر فرو نفرستادیم مگر اینکه سررسید مشخصی در علم الله برایش بود، که نه بر آن پیشی می‌‌گیرد و نه از آن به تأخیر می‌‌افتد.

﴿مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُون [الحجر: ٥]

٥ نابودی هیچ‌‌یک از امت‌‌ها قبل از اینکه اجلش بیاید فرا نمی‌‌رسد، و آن‌‌گاه که اجل آن فرا رسد نابودی‌‌اش به تأخیر نمی‌‌افتد، پس ستمکاران نباید از اینکه الله به آنها مهلت می‌‌دهد فریب بخورند.

﴿وَقَالُواْ يَاأَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُون [الحجر: ٦]

٦ و کافران ساکن مکه به رسول‌‌ج‌‌ گفتند: ای کسی‌‌که قرآن بر او نازل شده است - آن‌‌گونه که ادعا می‌‌کند- به‌‌راستی‌‌که تو با این دعوت خویش دیوانه‌‌ای هستی که همانند دیوانگان رفتار می‌‌کند.

﴿لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِين [الحجر: ٧]

٧ چرا فرشتگان را نزد ما نمی‌‌آوری تا برایت گواهی دهند، یا نابودی ما را به‌‌سبب کفرمان نمی‌‌خواهی!

﴿مَا نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَا كَانُواْ إِذًا مُّنظَرِين [الحجر: ٨]

٨ الله در رد پیشنهاد آنها مبنی بر آمدن فرشتگان فرمود: فرشتگان را جز بر اساس آنچه که حکمت اقتضا می‌‌کند آن‌‌گاه که زمان نابودی‌‌شان با عذاب فرا می‌‌رسد نازل نمی‌‌کنیم، و - اگر فرشتگان در حالی بیایند که هنوز ایمان نیاورده‌‌اند- به آنها مهلت داده نمی‌‌شود، بلکه به‌‌زودی عذاب خواهند شد.

﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُون [الحجر: ٩]

٩ به‌‌راستی‌‌که ما قرآن را بر قلب محمد‌‌ج‌‌ برای یادآوری مردم فرو فرستادیم، و همانا ما نگهبان قرآن از افزودن و کاستن و تبدیل و تحریف هستیم.

﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي شِيَعِ الأَوَّلِين [الحجر: ١٠]

١٠ و -ای رسول- پیش از تو رسولانی در گروه‌‌‌‌های پیشین کافر فرستاده‌‌ایم و آنها را تکذیب کردند، پس تو نوبرِ پیغمبران و نخستین فرد ایشان نیستی که امتت تو را تکذیب می‌‌کنند.

﴿وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُون [الحجر: ١١]

١١ و برای گروه‌‌های پیشین کافر رسولی نیامد مگر اینکه او را تکذیب کردند و به ریشخند گرفتند.

﴿كَذَلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِين [الحجر: ١٢]

١٢ همان‌‌گونه که تکذیب را در دل آن امت‌‌ها وارد کرده‌‌ایم آن را در دل مشرکان مکه به‌‌سبب رویگردانی و سرسختی‌‌شان وارد می‌‌افکنیم.

﴿لاَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ الأَوَّلِين [الحجر: ١٣]

١٣ بر این قرآن نازل ‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌ ایمان نمی‌‌آورند، و سنت الله در نابودی تکذیب‌‌ کنندگان آنچه رسولان‌‌شان آورده‌‌اند سپری شده است، پس کسانی‌‌که تو را تکذیب می‌‌کنند باید عبرت بگیرند.

﴿وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا مِّنَ السَّمَاء فَظَلُّواْ فِيهِ يَعْرُجُون [الحجر: ١٤]

١٤ و این تکذیب‌‌ کنندگان سرسختی می‌‌کنند حتی اگر حق با دلایل روشن بر آنها آشکار گردد، پس اگر دری از آسمان به رویشان می‌‌گشودیم که پیوسته بالا می‌‌رفتند.

﴿لَقَالُواْ إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَّسْحُورُون [الحجر: ١٥]

١٥ باز هم تصدیق نمی‌‌کردند، و به‌‌طور قطع می‌‌گفتند: جز این نیست که چشم ‌‌بندی شده‌‌ایم، بلکه آنچه می‌‌بینیم تحت تأثیر سحر است، زیرا ما سحر شده‌‌ایم.

برخی فواید آیات:

قرآن کریم از هر نظر، کامل و واضح و روشن است.

کافران از روی عادت به امور مادی اهتمام می‌‌ورزند، چنان‌‌که مشاهده می‌‌شود در شهوات و هوس‌‌ها فرو می‌‌روند، به آرزوهای پوچ فریب می‌‌خورند، و به جای آخرت به دنیا مشغول هستند.

نابودی امت‌‌ها تاریخی معین، و سررسیدی مشخص دارد، که تأخیر و تقدیمی در آن نیست، و الله به خاطر عجلۀ هیچ‌‌کس تعجیل نمی‌‌کند.

الله تعالی محافظت قرآن کریم از تغییر و تبدیل، و افزودن و کاستن، را تا روز قیامت بر عهده گرفته است.|

﴿وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِين [الحجر: ١٦]

١٦ و در آسمان ستارگانی بزرگ قرار دادیم که مردم در سفرهای‌‌شان در تاریکی‌‌های خشکی و دریا با آنها راه می‌‌یابند، و آنها را برای کسی‌‌که در آنها بنگرد و بیندیشد آراستیم، تا با آن بر قدرت الله سبحانه استدلال کنند.

﴿وَحَفِظْنَاهَا مِن كُلِّ شَيْطَانٍ رَّجِيم [الحجر: ١٧]

١٧ و آسمان را از هر شیطانی که از رحمت الله رانده شده است محافظت کردیم.

﴿إِلاَّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُّبِين [الحجر: ١٨]

١٨ مگر کسی‌‌که پنهانی به ملأ أعلی گوش دهد که جسمی درخشنده به او می‌‌رسد، و او را می‌‌سوزاند.

﴿وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْزُون [الحجر: ١٩]

١٩ و زمین را گستراندیم تا مردم بر روی آن استقرار یابند، و کوه‌‌های استوار در آن قرار دادیم تا مردم را نجنباند، و در آن از انواع گیاهان به اقتضای حکمت، اندازه‌‌گیری ‌‌شده و مشخص رویاندیم.

﴿وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ وَمَن لَّسْتُمْ لَهُ بِرَازِقِين [الحجر: ٢٠]

٢٠ و -ای مردم- در زمین برای شما خوردنی‌‌ها و نوشیدنی‌‌هایی که وسایل زندگی شماست تا زمانی‌‌که در زندگی دنیا هستید قرار دادیم، و برای سایر مردم و حیوانات که شما روزی آنها را نمی‌‌دهید وسایل زندگی‌‌شان را قرار دادیم.

﴿وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَّعْلُوم [الحجر: ٢١]

٢١ و هیچ‌‌چیز نیست که مردم و حیوانات از آن بهره می‌‌برند مگر اینکه ما بر ایجادش و فایده ‌‌رساندن به مردم با آن توانا هستیم، و هیچ‌‌چیز را جز به اندازه‌‌ای مشخص که حکمت و ارادۀ ما ایجاب می‌‌کند پدید نمی‌‌آوریم.

﴿وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِين [الحجر: ٢٢]

٢٢ و بادها را فرستادیم که ابرها را بارور می‌‌سازند، سپس از ابرهای باردار شده با بادها بارانی فرو فرستادیم، سپس شما را از آب باران سیراب کردیم، و -ای مردم- شما خزانه ‌‌داران این آب در زمین نیستید تا به چشمه‌‌ها و چاه‌‌ها تبدیل شوند، و فقط الله، ذاتی است که آن را در زمین ذخیره می‌‌سازد.

﴿وَإنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُون [الحجر: ٢٣]

٢٣ و به تحقیق که ما مردگان را با آفریدن‌‌شان از عدم و نیز برانگیختن‌‌شان پس از مرگ زنده می‌‌گردانیم، و زندگان را آن‌‌گاه که اجل‌‌های‌‌شان فرا رسد می‌‌میرانیم، و جاودانگان ما هستیم که زمین و تمام ساکنانش را به میراث می‌‌بریم.

﴿وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِين [الحجر: ٢٤]

٢٤ و به‌‌راستی‌‌که ولادت و مرگ پیشینیان و آیندگان شما را دانسته‌‌ایم، و ذره‌‌ای از این امر بر ما پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيم [الحجر: ٢٥]

٢٥ و -ای رسول- به‌‌راستی‌‌که پروردگار تو همگی آنها را در روز قیامت گرد می‌‌آورد، تا نیکوکار را به نیکوکاری‌‌اش، و بدکار را به بدکاری‌‌اش جزا دهد، به تحقیق که او در تدبیرش بسیار داناست، و ذات آگاهی است که هیچ‌‌چیز بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُون [الحجر: ٢٦]

٢٦ و به تحقیق که آدم را از گلی خشک که اگر در آن دمیده شود صدا می‌‌دهد آفریدیم، و این گلی که آدم از آن آفریده شد به‌‌سبب ماندن زیادش سیاه و بدبو بود.

﴿وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُوم [الحجر: ٢٧]

٢٧ و پیش از آفرینش آدم، پدر جن را از آتشی بسیار سوزان آفریدیم.

﴿وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُون [الحجر: ٢٨]

٢٨ و -ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که پروردگارت به فرشتگان و ابلیس - که با آنها بود- فرمود: همانا من انسانی از گلی سیاه و بدبو و خشک که اگر دمیده شود صدا می‌‌دهد خواهم آفرید.

﴿فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِين [الحجر: ٢٩]

٢٩ پس وقتی صورتش را درست کردم، و او را کامل آفریدم برای اطاعت از فرمان من و احترام به او بر او سجده کنید.

﴿فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُون [الحجر: ٣٠]

٣٠ پس فرشتگان اطاعت کردند، و همگی همان‌‌گونه که پروردگارشان به آنها فرمان داده بود به سجده افتادند.

﴿إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِين [الحجر: ٣١]

٣١ اما ابلیس- که با فرشتگان بود، اما از جنس آنها نبود- خودداری کرد از اینکه همراه فرشتگان بر آدم سجده کند.

برخی فواید آیات:

سزاوار است که بنده در آسمان و زیبایی آن تأمل و نظر کند و از این طریق بر وجود و قدرت آفریدگارش راهنمایی شود.

هیچ‌‌کس مالک تمام ارزاق و اصناف مقدر شده نیست مگر الله، زیرا خزینه‌‌های آن به دست اوست که به‌‌سبب حکم و رحمت خویش به هرکس بخواهد می‌‌بخشد، و از هرکس بخواهد باز می‌‌دارد.

زمین، نرم و هموار و گسترده آفریده شده است که با امکان زندگی بشری بر روی آن متناسب است، و با کوه‌‌های استوار ثابت است؛ تا ساکنانش را نلرزاند، و در آن گیاهان مختلف به مقدار مشخصی بر اساس حکمت و مصلحت وجود دارد.

در فرمان به فرشتگان برای سجده بر آدم÷، بشریّت مورد تکریم قرار گرفته است.|

﴿قَالَ يَاإِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلاَّ تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِين [الحجر: ٣٢]

٣٢ الله پس از اینکه ابلیس از سجده بر آدم خودداری کرد به او فرمود: چه چیزی تو را واداشت و منع کرد از اینکه برای اطاعت از فرمان من همراه فرشتگان که سجده کردند سجده کنی؟

﴿قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُون [الحجر: ٣٣]

٣٣ ابلیس متکبرانه گفت: سزاوار من نیست که بر انسانی که او را از گلی خشک که سیاه و تغییر یافته بود سجده کنم.

﴿قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيم [الحجر: ٣٤]

٣٤ الله به ابلیس فرمود: از بهشت بیرون شو که تو رانده ‌‌شده هستی.

﴿وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَى يَوْمِ الدِّين [الحجر: ٣٥]

٣٥ و به تحقیق لعنت و دوری از رحمت من تا روز قیامت بر توست.

﴿قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُون [الحجر: ٣٦]

٣٦ ابلیس گفت: پروردگارا، به من مهلت بده و مرا تا روزی‌‌که مردم را برمی‌‌انگیزی نمیران.

﴿قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِين [الحجر: ٣٧]

٣٧ الله به او فرمود: به‌‌راستی‌‌که تو از مهلت‌‌ داده ‌‌شدگانی هستی که اجل‌‌شان به تاخیر افتاده است.

﴿إِلَى يَومِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم [الحجر: ٣٨]

٣٨ تا زمانی‌‌که تمام مخلوقات هنگام دمیدنِ اول می‌‌میرند.

﴿قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِين [الحجر: ٣٩]

٣٩ ابلیس گفت: پروردگارا، به‌‌سبب اینکه مرا گمراه ساختی به‌‌طور قطع گناهان را در زمین برای‌‌شان خواهم آراست، و تمام آنها را از راه راست گمراه خواهم کرد.

﴿إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِين [الحجر: ٤٠]

٤٠ مگر آن بندگانت را که برای عبادت خویش برگزیده‌‌ای.

﴿قَالَ هَذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيم [الحجر: ٤١]

٤١ الله فرمود: این راه راستِ رساننده به من است.

﴿إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِين [الحجر: ٤٢]

٤٢ همانا بر بندگان مخلص من قدرتی نداری و بر اغوای آنها مسلط نیستی مگر کسانی از گمراهان که از تو پیروی کنند.

﴿وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِين [الحجر: ٤٣]

٤٣ و به تحقیق که جهنم وعده‌‌گاه ابلیس و گمراهانی است که از او پیروی کنند.

﴿لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُوم [الحجر: ٤٤]

٤٤ جهنم هفت در دارد که از آنها وارد می‌‌شوند، و برای هر یک از درها تعداد مشخصی از پیروان ابلیس است که از آن وارد می‌‌شوند.

﴿إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُون [الحجر: ٤٥]

٤٥ همانا کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او را پیشه کرده‌‌اند در بهشت‌‌ها و چشمه‌‌ها هستند.

﴿ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ آمِنِين [الحجر: ٤٦]

٤٦ هنگام ورود به آنها گفته می‌‌شود: با سلامتی از آفات، و ایمنی از تهدیدها در آن وارد شوید.

﴿وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِين [الحجر: ٤٧]

٤٧ و کینه و دشمنی‌‌ موجود در سینه‌‌های‌‌شان را از بین می‌‌بریم، برادرانه و دوستدار یکدیگر بر تخت‌‌هایی می‌‌نشینند و به یکدیگر می‌‌نگرند.

﴿لاَ يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِين [الحجر: ٤٨]

٤٨ نه رنجی در آنجا به آنها می‌‌رسد، و نه از آنجا خارج می‌‌گردند، بلکه جاودانه در آنجا می‌‌مانند.

﴿* نَبِّىءْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيم [الحجر: ٤٩]

٤٩ - ای رسول- بندگانم را آگاه کن که من توبه‌‌کاران آنها را می‌‌آمرزم، و نسبت به آنها بسیار مهربان هستم.

﴿وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الأَلِيم [الحجر: ٥٠]

٥٠ و آنها را آگاه کن از اینکه عذاب من همان عذاب رنج‌‌آور است، پس باید توبه کنند تا به آمرزش من دست یابند، و از عذابم ایمن بمانند.

﴿وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِبْراَهِيم [الحجر: ٥١]

٥١ و آنها را از مهمانان ابراهیم÷ آگاه کن همان فرشتگانی که با مژده ‌‌دادن به فرزند، و نابودی قوم لوط نزدش آمدند.

برخی فواید آیات:

در آیات فوق، دلیلی است بر دیدار و اجتماع و حسن ادب پرهیزگاران در میان خودشان، درحالی‌‌که هر یک از آنها در برابر دیگری است نه پشت به او.

سزاوار است که قلب بنده همیشه میان ترس و امید، و آرزو و نگرانی باشد.

همگی فرشتگان برای احترام و تکریم در برابر آدم÷ به سجده افتادند مگر ابلیس که سجده نکرد و سر باز زد.

ابلیس بر کسانی‌‌که الله آنها را هدایت کرده و برگزیده و برتری داده هیچ تسلطی ندارد بر اینکه آنها را در گناهی بیفکند که سبب محرومیّت از بخشش الله است.|

﴿إِذْ دَخَلُواْ عَلَيْهِ فَقَالُواْ سَلامًا قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُون [الحجر: ٥٢]

٥٢ آن‌‌گاه که بر او وارد شدند، و به او گفتند: سلام، و او به نیکوتر از درودشان به آنها پاسخ داد، و گوساله‌‌ای بریان برای‌‌شان پیش آورد تا از آن بخورند، زیرا گمان کرده بود که انسان هستند، اما وقتی از آن نخوردند، گفت: همانا ما از شما می‌‌ترسیم.

﴿قَالُواْ لاَ تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيم [الحجر: ٥٣]

٥٣ فرشتگان فرستاده ‌‌شده گفتند: نترس، به‌‌راستی‌‌که ما تو را به چیزی‌‌که شاد می‌‌گرداند خبر می‌‌دهیم، اینکه پسری بسیار دانا برایت خواهد بود.

﴿قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِي عَلَى أَن مَّسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُون [الحجر: ٥٤]

٥٤ ابراهیم÷ - با تعجب از اینکه فرزندی به او مژده دادند- به آنها گفت: آیا با وجود پیری و سالخوردگی‌‌ام، فرزندی به من مژده می‌‌دهید، به چه دلیلی این مژده را به من می‌‌دهید؟

﴿قَالُواْ بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُن مِّنَ الْقَانِطِين [الحجر: ٥٥]

٥٥ فرشتگان فرستاده ‌‌شده به ابراهیم گفتند: تو را به حقیقتی که تردیدی در آن نیست مژده می‌‌دهیم، پس از آنچه که به تو بشارت می‌‌دهیم نومید نباش.

﴿قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلاَّ الضَّالُّون [الحجر: ٥٦]

٥٦ ابراهیم÷ گفت: و آیا مگر جز گمراهان از راه راست، کسی از رحمت پروردگارش ناامید است؟!

﴿قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُون [الحجر: ٥٧]

٥٧ ابراهیم÷ گفت: ای فرستادگانِ الله چه مأموریتی دارید؟

﴿قَالُواْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُّجْرِمِين [الحجر: ٥٨]

٥٨ فرشتگان فرستاده ‌‌شده گفتند: به‌‌راستی‌‌که الله ما را برای نابودی قومی که فساد و شر بزرگی دارند، یعنی قوم لوط فرستاده است.

﴿إِلاَّ آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِين [الحجر: ٥٩]

٥٩ مگر خانوادۀ لوط و مؤمنان پیرو او که نابودی، آنها را در برنمی‌‌گیرد، زیرا ما همگی‌‌شان را از نابودی نجات می‌‌دهیم.

﴿إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَا إِنَّهَا لَمِنَ الْغَابِرِين [الحجر: ٦٠]

٦٠ مگر همسرش، زیرا حکم کرده‌‌ایم که او از بازماندگانی است که نابودی آنها را فرا می‌‌گیرد.

﴿فَلَمَّا جَاء آلَ لُوطٍ الْمُرْسَلُون [الحجر: ٦١]

٦١ پس وقتی فرشتگان فرستاده ‌‌شده در صورت مردانی نزد خاندان لوط وارد شدند.

﴿قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُّنكَرُون [الحجر: ٦٢]

٦٢ لوط÷ به آنها گفت: مردمی ناشناس هستید.

﴿قَالُواْ بَلْ جِئْنَاكَ بِمَا كَانُواْ فِيهِ يَمْتَرُون [الحجر: ٦٣]

٦٣ فرشتگان فرستاده ‌‌شده به لوط÷ گفتند: -ای لوط- نترس، عذاب نابود کنندۀ قومت را که در آن شک دارند برایت آورده‌‌ایم.

﴿وَأَتَيْنَاكَ بَالْحَقِّ وَإِنَّا لَصَادِقُون [الحجر: ٦٤]

٦٤ و حقیقتی را که هیچ شوخی‌‌ای در آن نیست برایت آورده‌‌ایم، و به‌‌راستی‌‌که ما در آنچه به تو خبر دادیم راستگو هستیم.

﴿فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَاتَّبِعْ أَدْبَارَهُمْ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ وَامْضُواْ حَيْثُ تُؤْمَرُون [الحجر: ٦٥]

٦٥ پس بعد از گذشت پاره‌‌ای از شب خانواده‌‌ات را حرکت بده، و خودت به دنبال آنها برو، و هیچ‌‌یک از شما نباید به عقب خویش بنگرد تا ببینید چه چیزی به آنها رسیده است، و به هرجا که الله شما را برای رفتن به آنجا فرمان داده است بروید.

﴿وَقَضَيْنَا إِلَيْهِ ذَلِكَ الأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَؤُلاء مَقْطُوعٌ مُّصْبِحِين [الحجر: ٦٦]

٦٦ و لوط÷ را از طریق وحی از امری که مقدر کردیم آگاه ساختیم، و آن اینکه این قوم صبحگاهان با نابودیِ همۀ آنها، ریشه‌‌کن خواهند شد.

﴿وَجَاء أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُون [الحجر: ٦٧]

٦٧ و اهل سَدوم به قصد انجام فاحشه با مهمانان لوط خوشحال و شادمان آمدند.

﴿قَالَ إِنَّ هَؤُلاء ضَيْفِي فَلاَ تَفْضَحُون [الحجر: ٦٨]

٦٨ لوط به آنها گفت: همانا این افراد، مهمانانم هستند، پس مرا با کاری که در مورد آنها می‌‌خواهید رسوا نسازید.

﴿وَاتَّقُوا اللّهَ وَلاَ تُخْزُون [الحجر: ٦٩]

٦٩ و با ترک این فاحشه از الله بترسید، و با کار زشت خویش مرا خوار نسازید.

﴿قَالُوا أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ الْعَالَمِين [الحجر: ٧٠]

٧٠ قوم لوط÷ به او گفتند: آیا تو را از مهمان ‌‌کردن هر یک از مردم نهی نکردیم؟

برخی فواید آیات:

آموزش ادب مهمان با تهنیت و سلام هنگام ورود بر دیگران.

هرکس که الله هدایت و علم زیاد بر او بخشیده باشد ممکن نیست از رحمت الله نومید شود.

الله تعالی لوط÷ و پیروانش را از اینکه هنگام نزول عذاب بر قوم لوط÷، به عقب بنگرند نهی کرد تا مبادا به آنها دل بسوزانند.

تصمیم قوم لوط÷ بر ارتکاب فاحشه با مهمانان، بر سرنگونی فطرت و بدکرداری زیاد آنها دلالت دارد.|

﴿قَالَ هَؤُلاء بَنَاتِي إِن كُنتُمْ فَاعِلِين [الحجر: ٧١]

٧١ لوط÷ برای معذور دانستن خودش در برابر مهمانان خویش به آنها گفت: اینها دختران من از جمله زنان‌‌تان هستند، پس با آنها ازدواج کنید اگر قصد برآورده ‌‌ساختن نیازتان را دارید.

﴿لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُون [الحجر: ٧٢]

٧٢ و -ای رسول- به جان تو سوگند که قوم لوط در طغیان شهوت‌‌شان سرگردان بودند.

﴿فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِين [الحجر: ٧٣]

٧٣ پس بانگی شدید و مرگبار هنگام طلوع خورشید آنها را فراگرفت.

﴿فَجَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِّن سِجِّيل [الحجر: ٧٤]

٧٤ آن‌‌گاه شهرهای‌‌شان را زیر و رو کردیم، و سنگ‌‌هایی از گل سخت بر آنها باراندیم.

﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِين [الحجر: ٧٥]

٧٥ به تحقیق که در نابودی قوم لوط، نشانه‌‌هایی برای تأمل‌‌ کنندگان است.

﴿وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُّقيم [الحجر: ٧٦]

٧٦ و به‌‌راستی‌‌که شهرهای قوم لوط بر سر راه ثابتی قرار دارد، که هر یک از مسافران که از آن راه بگذرد شهرهای‌‌شان را می‌‌بیند.

﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّلْمُؤمِنِين [الحجر: ٧٧]

٧٧ و به‌‌راستی‌‌که در این رخداد دلالتی است برای مؤمنان که از آن پند بگیرند.

﴿وَإِن كَانَ أَصْحَابُ الأَيْكَةِ لَظَالِمِين [الحجر: ٧٨]

٧٨ و همانا قوم شعیب ساکنان شهر درختان انبوه، به‌‌سبب کفر به الله و تکذیب رسولش شعیب÷ ستمکار بودند.

﴿فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِين [الحجر: ٧٩]

٧٩ پس از آنها انتقام گرفتیم آن‌‌گاه که عذاب، آنها را دربرگرفت، و به تحقیق که شهرهای قوم لوط÷ و وطن‌‌های اصحاب شعیب÷ بر سر راه آشکاری است برای کسی‌‌که از آن بگذرد.

﴿وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَابُ الحِجْرِ الْمُرْسَلِين [الحجر: ٨٠]

٨٠ و به تحقیق که ثمود، ساکنان حِجر (مکانی میان حجاز و شام) تمام رسولان را تکذیب کردند آن‌‌گاه که پیامبرشان صالح را تکذیب کردند.

﴿وَآتَيْنَاهُمْ آيَاتِنَا فَكَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِين [الحجر: ٨١]

٨١ و حجت‌‌ها و دلایل راستگویی صالح÷ را در آنچه که از جانب پروردگارش آورده بود به آنها دادیم، از جمله ماده ‌‌شتر، اما از این دلایل پند نگرفتند، و به آنها اهمیتی ندادند.

﴿وَكَانُواْ يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا آمِنِين [الحجر: ٨٢]

٨٢ و برای ساختن خانه‌‌هایی برای خود کوه‌‌ها را می‌‌تراشیدند تا با امنیت از آنچه می‌‌ترسیدند در آنها سکونت کنند.

﴿فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُصْبِحِين [الحجر: ٨٣]

٨٣ پس صبحگاهان صاعقۀ عذاب، آنها را فرا گرفت.

﴿فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَكْسِبُون [الحجر: ٨٤]

٨٤ آن‌‌گاه اموال و مسکن‌‌هایی را که کسب می‌‌کردند عذاب الله را از آنها دفع نکرد.

﴿وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَةَ لآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيل [الحجر: ٨٥]

٨٥ و آسمان‌‌ها و زمین و آنچه را میان آن دو است به باطل و بدون حکمت نیافریده‌‌ایم، تمام اینها را جز به حق نیافریده‌‌ایم، و به‌‌راستی‌‌که قیامت بدون تردید آمدنی است، پس - ای رسول- از کسانی‌‌که تو را تکذیب می‌‌کنند روی بگردان، و به نیکویی از آنها درگذر.

﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيم [الحجر: ٨٦]

٨٦ - ای رسول- به‌‌راستی‌‌که پروردگار تو آفرینندۀ همه چیز است، و به هر چیزی داناست.

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِي وَالْقُرْآنَ الْعَظِيم [الحجر: ٨٧]

٨٧ و به‌‌راستی‌‌که سورۀ الفاتحه که هفت آیه، و همان قرآن عظیم است را به تو عطا کردیم.

﴿لاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِين [الحجر: ٨٨]

٨٨ و به انواع کالاهای نابود شدنی که کفار را از آنها بهره‌‌مند کردیم چشم مدوز، و به خاطر تکذیب آنها اندوه مدار، و با مؤمنان فروتنی کن.

﴿وَقُلْ إِنِّي أَنَا النَّذِيرُ الْمُبِين [الحجر: ٨٩]

٨٩ و -ای رسول- به آنها بگو: همانا من انذار دهنده‌‌ای آشکار از عذاب هستم.

﴿كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى المُقْتَسِمِين [الحجر: ٩٠]

٩٠ شما را انذار می‌‌دهم از اینکه مانند عذابی که الله بر کسانی فرستاد که کتاب‌‌های او تعالی را بخش‌‌بخش کردند آن‌‌گاه به بخشی ایمان آوردند و به بخشی دیگر کفر ورزیدند شما را فراگیرد.

برخی فواید آیات:

الله تعالی هرگاه بخواهد آبادی‌‌ای را نابود کند شر و طغیان‌‌شان را زیاد می‌‌کند، پس وقتی به انتها رسیدند کیفرهایی را که سزاوارش هستند بر آنها واقع می‌‌سازد.

کراهت ورود به مواضع عذاب، مانند ورود به قبرستان‌‌های کافران، پس اگر انسان بر این مواضع و قبرستان‌‌ها وارد شد باید به سرعت از آنجا عبور کند.

مؤمن به‌‌سبب آگاهی از معارف الهی، به زرق و برق دنیا چشم نمی‌‌دوزد.

مؤمن باید از مشرکان دور باشد، و اگر ایمان نیاوردند اندوهگین نشود، و به مؤمنان نزدیک و در برابر آنها فروتن و دوستدارشان باشد حتی اگر فقیر باشند.|

﴿الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِين [الحجر: ٩١]

٩١ همان کسانی‌‌که قرآن را بخش‌‌بخش کردند، و گفتند: سحر، یا کهانت، یا شعر است.

﴿فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِيْن [الحجر: ٩٢]

٩٢ - ای رسول- به پروردگارت سوگند که روز قیامت از تمام کسانی‌‌که قرآن را بخش‌‌بخش کردند خواهیم پرسید.

﴿عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُون [الحجر: ٩٣]

٩٣ در مورد کفر و گناهانی که در دنیا انجام می‌‌دادند از آنها خواهیم پرسید.

﴿فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِين [الحجر: ٩٤]

٩٤ پس -ای رسول- دعوت به‌‌سوی الله را که او تعالی به تو فرمان داده است اعلام کن، و به گفتار و کردار مشرکان توجه نکن.

﴿إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِين [الحجر: ٩٥]

٩٥ و از آنها نترس، زیرا نیرنگ مسخره کنندگان از پیشوایان کفر قریش را از تو برطرف خواهیم کرد.

﴿الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلـهًا آخَرَ فَسَوْفَ يَعْمَلُون [الحجر: ٩٦]

٩٦ کسانی‌‌که همراه الله معبودی غیر او می‌‌گیرند، پس به‌‌زودی از سرانجامِ بد شرکشان آگاه خواهند شد.

﴿وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُون [الحجر: ٩٧]

٩٧ و -ای رسول- به‌‌راستی‌‌که ما می‌‌دانیم از اینکه تو را تکذیب می‌‌کنند و به ریشخند می‌‌گیرند سینه‌‌ات تنگ می‌‌گردد.

﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِين [الحجر: ٩٨]

٩٨ پس با منزه‌‌ دانستن الله از آنچه که سزاوارش نیست، و ستایش او با صفات کمالش، به او تعالی پناه ببر، و از عبادت‌‌گزاران و نمازگزاران الله باش، زیرا تنگی سینه‌‌ات را درمان می‌‌کند.

﴿وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِين [الحجر: ٩٩]

٩٩ و بر عبادت پروردگارت پایداری کن، و تا زمانی‌‌که زنده هستی بر آن ادامه بده تا در حالی مرگ تو را فراگیرد که بر این کار هستی.

سوره النّحل

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

یادآوری نعمت‌‌های راهنمایی‌‌ کننده به ذات نعمت ‌‌دهنده، تا الزامی باشد بر عبادت و بندگی او تعالی و هشداری باشد بر ناسپاسی نعمت‌‌های او سبحانه.

تفسیر:

﴿أَتَى أَمْرُ اللّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُون [النحل: ١]

١ - ای کافران- عذابتان که الله به آن حکم داده است نزدیک شده، پس قبل از اینکه فرا رسد خواستار تعجیل در آن نباشید، الله از شریکانی که مشرکان برایش قرار می‌‌دهند منزه و برتر است.

﴿يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُواْ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ أَنَاْ فَاتَّقُون [النحل: ٢]

٢ الله فرشتگان را با وحی حکم خویش بر هر یک از رسولانش که بخواهد نازل می‌‌کند، که -ای رسولان- مردم را از شرک به الله بترسانید، زیرا معبود برحقی جز من نیست، پس -ای مردم- با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی‌‌ام از من بترسید.

﴿خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُون [النحل: ٣]

٣ الله آسمان‌‌ها و زمین را بدون نمونۀ قبلی به حق پدید آورد، و این دو را به باطل نیافریده است، بلکه آسمان‌‌ها و زمین را پدید آورده تا با آن دو بر عظمت او تعالی راهنمایی گرفته شود، الله از اینکه دیگران را با او شریک می‌‌گردانند منزه است.

﴿خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِين [النحل: ٤]

٤ انسان را از نطفه‌‌ای پست آفرید، سپس آن را با آفرینشی پس از آفرینش دیگر رشد داد، آن‌‌گاه او به شدت به وسیله باطل جدال می‌‌کند تا حق را با آن سرنگون سازد، و آشکارا با آن جدال می‌‌کند.

﴿وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُون [النحل: ٥]

٥ و -ای مردم- چارپایان شتر و گاو و گوسفند را برای مصالح شما از جمله گرم ‌‌شدن با پشم‌‌ها و کرک‌‌هایشان، و مصالحی دیگر در شیرها و پوست‌‌ها و پشت‌‌شان آفرید، و از آنها می‌‌خورید.

﴿وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُون [النحل: ٦]

٦ و در آنها برای‌‌تان زینتی است آن‌‌گاه که شامگاهان آنها را از چرا برمی‌‌گردانید، و آن‌‌گاه که صبحگاهان آنها را برای چرا می‌‌برید.

برخی فواید آیات:

حمایت و پشتیبانی از پیامبر‌‌ج‌‌ توسط الله با محافظت از آزارهای مشرکان.

تسبیح و تحمید و نماز، درمانِ غم و اندوه‌‌هاست، و راهی است برای خروج از بحران‌‌ها و تنگناها و مصیبت‌‌ها.

از مسلمان خواسته شده است که بر نماز به صورت یک عبادتِ فَرض مراقبت کند تا اینکه مرگش فرا رسد، مگر آن‌‌گاه که بی‌‌هوشی بر او غلبه کند یا عقلش را از دست بدهد.

الله وحی را روح نامید؛ زیرا نفس‌‌ها با آن زنده می‌‌گردند.

الله به رحمتی از جانب خویش بر ما، چارپایان و حیوانات را در اختیارمان قرار داده و آنها را برایمان رام کرده، و به ما اجازه داده است که آنها را به تسخیر خویش درآوریم و از آنها بهره ببریم.|

﴿وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيم [النحل: ٧]

٧ و بر پشت این چارپایان که آنها را برای شما آفریدیم کالاهای سنگین‌‌تان را در سفر به‌‌سوی سرزمینی که جز با مشقتی سنگین به آن نمی‌‌رسیدید بارگیری می‌‌کنید، - ای مردم- به‌‌راستی‌‌که پروردگارتان نسبت به شما بسیار مهربان و بخشنده است که این چارپایان را در تسخیر شما قرار داده است.

﴿وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُون [النحل: ٨]

٨ و الله شتران و استران و خران را برای‌‌تان آفرید تا بر آنها سوار شوید، و کالاهای‌‌تان را بر پشت آنها بارگیری کنید، و تا اینکه زینتی برای شما باشد که خودتان را با آنها در میان مردم زینت می‌‌دهید، و آنچه را که نمی‌‌دانید و آفرینش آن را اراده کرده است می‌‌آفریند.

﴿وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَائِرٌ وَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِين [النحل: ٩]

٩ و بیان راه راست رساننده به رضایت الله یعنی اسلام بر عهدۀ الله است، و یکی از راه‌‌ها راه شیطان است که از حق منحرف است، و هر راهی غیر از راه اسلام منحرف است، و اگر الله می‌‌خواست که همگی شما را به ایمان توفیق دهد، به‌‌طور قطع این کار را انجام می‌‌داد.

﴿هُوَ الَّذِي أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء لَّكُم مِّنْهُ شَرَابٌ وَمِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُون [النحل: ١٠]

١٠ او سبحانه ذاتی است که از ابر برای‌‌تان آبی فرو فرستاد، که شما و چارپایان‌‌تان از آن می‌‌نوشید، و درختی که چارپایان‌‌تان را در آن می‌‌چرانید از این آب می‌‌روید.

﴿يُنبِتُ لَكُم بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالأَعْنَابَ وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون [النحل: ١١]

١١ الله با آن آب کشتزارهایی که از آن می‌‌خورید، و زیتون و نخل و درختان انگور، و تمام میوه‌‌ها را برای‌‌تان می‌‌رویاند، به‌‌راستی‌‌که در آن آب و آنچه از آن به وجود می‌‌آید راهنمایی است بر قدرت الله برای مردمی که در آفرینش او تعالی می‌‌اندیشند، سپس بر عظمت او سبحانه راهنمایی می‌‌شوند.

﴿وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالْنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالْنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُون [النحل: ١٢]

١٢ و الله شب را برای‌‌تان رام کرد که در آن آرام می‌‌گیرید و استراحت می‌‌کنید، و روز را رام شما کرد که وسایل زندگی‌‌تان را در آن کسب می‌‌کنید، خورشید را در تسخیرتان درآورد، و آن را روشنایی‌‌ای قرار داد، و ماه را در تسخیر شما درآورد و آن را نوری قرار داد، و ستارگان به فرمان قَدَری او رام شما هستند، که در تاریکی‌‌های خشکی و دریا راه را به‌‌وسیلۀ آنها می‌‌یابید، و اوقات و غیر آن را می‌‌دانید، به‌‌راستی‌‌که در تسخیر تمام این موارد دلالت‌‌های آشکاری بر قدرت الله است برای مردمی که عقل‌‌های‌‌شان را به کار می‌‌اندازند، زیرا آنها هستند که حکمت این کار را درک می‌‌کنند.

﴿وَمَا ذَرَأَ لَكُمْ فِي الأَرْضِ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَذَّكَّرُون [النحل: ١٣]

١٣ و نیز او سبحانه معادن و حیوانات و گیاهان و کشتزارها را که به رنگ‌‌های مختلف در زمین آفرید در تسخیر شما قرار داد، به‌‌راستی‌‌که در این آفرینش و تسخیر، دلالت روشنی است بر قدرت الله سبحانه برای مردمی که از آن پند می‌‌گیرند، و درک می‌‌کنند که الله توانا و نعمت ‌‌بخشنده است.

﴿وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون [النحل: ١٤]

١٤ و او سبحانه ذاتی است که دریا را رام شما کرد، پس شما را بر سوار شدن بر آن و استخراج آنچه در آن است قدرت بخشید؛ تا از ماهی آن که شکار می‌‌کنید گوشتی نرم و تازه بخورید، و از آن زینتی مانند مروارید که آن را می‌‌پوشید و زنان‌‌تان آن را می‌‌پوشند استخراج کنید، و کشتی‌‌ها را می‌‌بینی که موج دریا را می‌‌شکند، و در جستجوی بخشش الله که از سود تجارت به دست می‌‌آید بر این کشتی‌‌ها سوار می‌‌شوید، و به این امید که شکر الله را در قبال نعمت‌‌هایی که بر شما بخشیده است به جای آورید، و تنها او را عبادت کنید.

برخی فواید آیات:

یکی از مظاهر بزرگی الله این است که آنچه را تمام انسان‌‌ها نمی‌‌دانند هر وقت که اراده کند می‌‌آفریند.

الله ستارگان را زینتی برای آسمان، راه‌‌یابی در تاریکی‌‌های خشکی و دریا، و شناخت اوقات و محاسبۀ زمان‌‌ها آفرید.

ستایش و شکر بر الله به خاطر نعمت‌‌هایی که به ما بخشیده که زندگی‌‌مان را بهبود می‌‌بخشد و برای دستیابی به بهترین زندگی ما را یاری می‌‌کند.

الله سبحانه با تسخیر دریا برای خوردن گوشت‌‌ها (ماهی‌‌ها)، و استخراج مروارید و مرجان، و برای سوار شدن، و تجارت، و دفاع از سرزمین در برابر آزار اشغالگر و تجاوز استعمارگر بر ما نعمت بخشیده است.|

﴿وَأَلْقَى فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلاً لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُون [النحل: ١٥]

١٥ و برای استوار سازی زمین کوه‌‌هایی در آن قرار داد تا شما را تکان ندهد و نجنباند، و رودهایی در آن جاری ساخت تا از آنها بنوشید، و چارپایان و کشتزارهای‌‌تان را آبیاری کنید، و راه‌‌هایی در آن باز کرد تا برای رسیدن به مقاصدتان بدون اینکه گم شوید آنها را بپیمایید.

﴿وَعَلامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُون [النحل: ١٦]

١٦ و در زمین نشانه‌‌های آشکاری برای‌‌تان قرار داد که برای حرکت در روز از آنها راه می‌‌یابید، و ستارگان را در آسمان برای‌‌تان قرار داد تا شب ‌‌هنگام راه را با آنها بیابید.

﴿أَفَمَن يَخْلُقُ كَمَن لاَّ يَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُون [النحل: ١٧]

١٧ آیا کسی‌‌که این موارد و سایر اشیا را می‌‌آفریند مانند کسی است که هیچ‌‌چیز نمی‌‌آفریند؟! آیا از عظمت الله که هر چیزی را می‌‌آفریند پند نمی‌‌گیرید، تا تنها او را عبادت کنید، و چیزی را که هیچ‌‌چیز نمی‌‌آفریند با او شریک نگردانید؟

﴿وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيم [النحل: ١٨]

١٨ و -ای مردم- اگر تلاش کنید که نعمت‌‌های زیاد الله را که بر شما ارزانی داشته است برشمارید به دلیل کثرت و تنوع آنها قادر بر انجام این کار نخواهید بود. در حقیقت الله بسیار بخشنده است که در قبال غفلت از سپاسگزاری نعمت‌‌هایش شما را مؤاخذه نکرده است، و بسیار مهربان است که به‌‌سبب گناهان و کوتاهی در سپاسگزاری‌‌اش نعمت‌‌های خویش را از شما نبریده است.

﴿وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُون [النحل: ١٩]

١٩ و -ای بندگان- الله آنچه از اعمال‌‌تان را که پنهان می‌‌کنید، و آنچه از اعمال‌‌تان را که آشکار می‌‌گردانید می‌‌داند، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُون [النحل: ٢٠]

٢٠ و کسانی‌‌که مشرکان به جای الله آنها را عبادت می‌‌کنند، هیچ‌‌چیز هر چند اندک باشد را نمی‌‌آفرینند، و خودِ کسانی‌‌که آنها را به جای الله عبادت کرده‌‌اند آنها را می‌‌سازند، پس چگونه به جای الله بت‌‌هایی که به دست خویش ساخته‌‌اند عبادت می‌‌کنند؟!

﴿أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاء وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُون [النحل: ٢١]

٢١ و افزون بر اینکه خود عبادتگزاران‌‌شان به دست خویش آنها را ساخته‌‌اند، جماداتی بدون روح و بدون علم هستند، چنان‌‌که نمی‌‌دانند چه زمانی همراه عبادتگزاران‌‌شان در روز قیامت برانگیخته می‌‌شوند؛ تا همراه آنها در آتش جهنم افکنده شوند.

﴿إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ وَهُم مُّسْتَكْبِرُون [النحل: ٢٢]

٢٢ معبود حقیقی شما همان معبود یگانه‌‌ای است که هیچ شریکی ندارد و همان الله است، و کسانی‌‌که به رستاخیز برای جزا ایمان ندارند یگانگی الله را به خاطر ترس از آن انکار می‌‌کنند، پس دل‌‌های‌‌شان نه به حساب ایمان دارند و نه به کیفر، و خودشان سرکشانی هستند که حق را نمی‌‌پذیرند، و در برابر آن فروتنی نمی‌‌کنند.

﴿لاَ جَرَمَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِين [النحل: ٢٣]

٢٣ به تحقیق الله از اعمالی که اینها پنهان و اعمالی که آشکار می‌‌کنند آگاه است، و ذره‌‌ای بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی در قبال اعمال‌‌شان به آنها جزا خواهد داد، به‌‌راستی‌‌که او سبحانه تکبر کنندگان از عبادت و فروتنی برای الله را دوست ندارد، بلکه شدیدترین خشم را بر آنها می‌‌گیرد.

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِين [النحل: ٢٤]

٢٤ و هرگاه به اینها که وحدانیت آفریدگار را انکار، و رستاخیز را تکذیب می‌‌کنند گفته شود: الله چه چیزی بر محمد‌‌ج‌‌ نازل کرده است؟ می‌‌گویند: هیچ‌‌چیز بر او نازل نکرده است، و او فقط از جانب خودش قصه‌‌ها و دروغ‌‌های نخستینیان را آورده است.

﴿لِيَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُون [النحل: ٢٥]

٢٥ به این هدف که سرانجام گناهان‌‌شان را بدون کاستی به دوش بکشند، و نیز گناهان کسانی را که از روی نادانی و تقلید از اسلام گمراه کرده‌‌اند به دوش کشند، پس چه زشت است گناهان خودشان و گناهان پیروان‌‌شان که به دوش می‌‌کشند.

﴿قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللّهُ بُنْيَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُون [النحل: ٢٦]

٢٦ پیش از اینها نیز کافران بر رسولان‌‌شان نیرنگ‌‌ها زده‌‌اند، اما الله ساختمان‌‌های‌‌شان را از اساس ویران کرد، آن‌‌گاه سقف‌‌های آنها از فرازشان بر سر آنها فرو ریخت، و عذاب از جایی‌‌که انتظار نداشتند آنها را فراگرفت؛ زیرا انتظار می‌‌بردند که ساختمان‌‌های‌‌شان از آنها محافظت می‌‌کند، اما با همان‌‌ها نابود شدند.

برخی فواید آیات:

در آیات فوق موارد بزرگی از انواع نعمت‌‌های الله بر بندگان به صورت مجمل و مفصل آمده است، که الله با آنها بندگانش را بر انجام شکر و ذکر و خواندن او تعالی دعوت می‌‌کند.

طبیعت انسان، ستم و جسارت بر انجام گناهان و کوتاهی در حقوق پروردگارش، و ناسپاسی نعمت‌‌های الله است که نه شکر آنها را به جای می‌‌آورد، و نه به آن اعتراف می‌‌کند مگر کسی‌‌که الله او را هدایت کرده باشد.

یکسان ‌‌بودن گمراه‌‌ کننده و گمراه ‌‌شده در جرم گمراهی؛ زیرا اگر اولی دومی را گمراه نکرده بود به‌‌طور قطع با تفکر و سوال از خیرخواهان هدایت می‌‌یافت.

الله مجرمان را ناگهانی به سخت‌‌ترین کیفر می‌‌گیرد؛ زیرا وحشت زیادی به همراه دارد، برخلاف چیزی‌‌که به صورت تدریجی وارد می‌‌شود.|

﴿ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُخْزِيهِمْ وَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ قَالَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالْسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِين [النحل: ٢٧]

٢٧ سپس در روز قیامت الله آنها را با عذاب تحقیر و خوار می‌‌گرداند، و به آنها می‌‌گوید: شریکان من که آنها را شریک من در عبادت قرار می‌‌دادید، و به‌‌سبب آنها با پیامبرانم و مؤمنان دشمنی می‌‌کردید کجایند؟ علمای ربانی می‌‌گویند: به‌‌راستی‌‌که خواری و عذاب روز قیامت بر کافران واقع می‌‌شود.

﴿الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُاْ السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ بَلَى إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [النحل: ٢٨]

٢٨ همان کسانی‌‌که فرشتۀ مرگ و فرشتگان دستیارش در حالی ارواح‌‌شان را قبض می‌‌کنند که با کفر به الله به خودشان ستم می‌‌کنند، پس وقتی‌‌که مرگ بر آنها نازل می‌‌شود از درِ تسلیم گردن می‌‌نهند، و کفر و گناهانی را که بر آن بودند انکار می‌‌کنند؛ به این گمان که انکار به آنها نفع می‌‌رساند. آن‌‌گاه به آنها گفته می‌‌شود: دروغ گفتید، به‌‌راستی کافرانی بودید که گناهان را مرتکب می‌‌شدید، همانا الله از آنچه در دنیا انجام می‌‌دادید آگاه است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِين [النحل: ٢٩]

٢٩ و به آنها گفته می‌‌شود: براساس اعمال‌‌تان از درهای جهنم وارد شوید و برای همیشه در آن بمانید، پس متکبران از ایمان به الله و عبادت او به یگانگی و وحدانیت، چه جایگاه بدی دارند.

﴿* وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْاْ مَاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ خَيْرًا لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِين [النحل: ٣٠]

٣٠ و به کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای پروردگارشان را پیشه کرده‌‌اند گفته می‌‌شود: پروردگارتان چه چیزی بر پیامبرتان محمد‌‌ج‌‌ نازل کرده است؟ پاسخ می‌‌دهند: الله خیر بزرگی بر او نازل کرده است، برای کسانی‌‌که در این زندگی دنیا به نیکی الله را عبادت کرده‌‌اند و با مخلوقاتش به نیکی رفتار کرده‌‌اند ثوابی نیکوست، از جمله پیروزی و روزی گسترده، و پاداشی که الله در آخرت برای‌‌شان آماده کرده بهتر است از آنچه که در دنیا برای‌‌شان به تعجیل انداخته است، و سرای آخرت چه سرای نیکویی است برای کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او تعالی را پیشه کرده‌‌اند.

﴿جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاؤُونَ كَذَلِكَ يَجْزِي اللّهُ الْمُتَّقِين [النحل: ٣١]

٣١ بهشت‌‌های جاویدان و آرامی که از زیر کاخ‌‌ها و درختان‌‌شان رودها جاری است که در آنها وارد می‌‌شوند، و خوردنی‌‌ها و نوشیدنی‌‌ها و سایر چیزهایی که می‌‌خواهند در این بهشت‌‌ها برای‌‌شان مُهَیّا است، مانند این پاداش که پرهیزگاران امت محمد‌‌ج‌‌ به آن پاداش داده می‌‌شوند، پرهیزگاران امت‌‌های پیشین نیز جزا داده می‌‌شوند.

﴿الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [النحل: ٣٢]

٣٢ همان کسانی‌‌که فرشتۀ مرگ و فرشتگان دستیارش در حالی ارواح‌‌شان را قبض می‌‌کنند که دل‌‌هایشان از کفر پاک است، و فرشتگان با این سخن آنها را مورد خطاب قرار می‌‌دهند: سلام علیکم، از هر آفتی نجات یافتید، به‌‌سبب اعتقاد صحیح و عمل صالح که در دنیا انجام می‌‌دادید وارد بهشت شوید.

﴿هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَلـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُون [النحل: ٣٣]

٣٣ آیا این مشرکان تکذیب کننده منتظر چیزی جز این‌‌ هستند که فرشتۀ مرگ و فرشتگان دستیار او برای قبض ارواح‌‌شان و زدن بر صورت و پشت‌‌شان نزدشان بیایند، یا امر الله به ریشه‌‌‌‌کن‌‌ کردن آنها با عذاب در دنیا بیاید؟ مانند این کاری که مشرکان مکه انجام می‌‌دهند مشرکان پیش از آنها هم مرتکب می‌‌شدند که الله آنها را نابود کرد، و با این کار بر آنها ستم نکرد، بلکه آنها خودشان به‌‌سبب کفر به الله با قرار دادن خویش در معرض نابودی بر خودشان ستم روا داشتند.

﴿فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُواْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُون [النحل: ٣٤]

٣٤ آن‌‌گاه کیفرهای اعمالی که انجام می‌‌دادند بر آنها نازل شد، و عذابی‌‌که وقتی به آن پند داده می‌‌شدند آن را مسخره می‌‌کردند آنها را احاطه کرد.

برخی فواید آیات:

فضیلت علما، و اینکه آنها در دنیا و نیز در روزی‌‌که گواهان به‌‌پا می‌‌خیزند حق را می‌‌گویند، و سخن‌‌شان نزد الله و نزد مخلوقاتش معتبر است.

از ادب فرشتگان در برابر الله این است که علم را به الله نسبت دادند به جای اینکه بگویند: آنچه را که شما می‌‌دانید ما نیز می‌‌دانیم، و اعلام نمودند ‌‌که علم را جز به آموزش از جانب الله تعالی نیاموخته‌‌اند.

یکی از مظاهر کرم و بخشش الله این است که آنچه را بهشتیان آرزو کنند به آنها می‌‌دهد، حتی او تعالی نعمت‌‌هایی را به یادشان می‌‌آورد که هرگز به ذهن‌‌شان خطور نکرده است.

سبب و اساس ورود به بهشت و نجات از جهنم عمل است، و این امر به رحمت و نعمت‌‌ بخشی الله بر مؤمنان به دست می‌‌آید نه به نیرو و قدرت خودشان.|

﴿وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِين [النحل: ٣٥]

٣٥ و کسانی‌‌که دیگران را همراه الله در عبادت‌‌شان شریک قرار دادند گفتند: اگر الله می‌‌خواست که تنها او را عبادت کنیم، و به او شرک نورزیم به‌‌طور قطع نه ما و نه پیش از این پدران‌‌مان هیچ‌‌کس را غیر او عبادت نمی‌‌کردیم، و اگر می‌‌خواست که چیزی را حرام نگردانیم آن را حرام نمی‌‌کردیم. کافران پیشین نیز چنین استدلال باطلی آوردند، پس رسولان وظیفه‌‌ای جز تبلیغ آشکار آنچه که به ابلاغ آن فرمان یافته‌‌اند، و ابلاغ کرده‌‌اند، ندارند، و کافران هیچ دلیلی بر استدلال به تقدیر پس از اینکه الله برای‌‌شان اراده و اختیار قرار داد، و رسولان را به‌‌سوی‌‌شان فرستاد ندارند.

﴿وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِين [النحل: ٣٦]

٣٦ و به تحقیق که در هر یک از امت‌‌های پیشین رسولی فرستادیم که به امتش فرمان دهد که فقط الله را عبادت کنند، و عبادت غیر او از بت‌‌ها و شیاطین و غیر آنها را رها کنند. آن‌‌گاه از آنها کسی بود که الله او را هدایت کرد پس به او تعالی ایمان آورد، و از آنچه رسولش آورده بود پیروی کرد، و از آنها کسی بود که به الله کفر ورزید و از رسولش نافرمانی کرد پس الله او را هدایت نکرد، و گمراهی بر او واجب شد، پس در زمین بگردید تا با چشمان‌‌تان ببینید سرانجامِ تکذیب ‌‌کنندگان پس از عذاب و نابودی‌‌ای که به آنها رسید چگونه بوده است.

﴿إِن تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي مَن يُضِلُّ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِين [النحل: ٣٧]

٣٧ - ای رسول- اگر تمام توانت را برای دعوت اینها به خرج دهی، و بر هدایت‌‌شان حرص ورزی، و اسباب هدایت را به‌‌کار گیری؛ الله کسی را که گمراه ساخته است به هدایت توفیق نمی‌‌دهد، و غیر از الله هیچ‌‌کس را ندارند که با دفع عذاب به آنها یاری رساند.

﴿وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لاَ يَبْعَثُ اللّهُ مَن يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُون [النحل: ٣٨]

٣٨ و این تکذیب ‌‌کنندگان رستاخیز با اغراق در سوگندهای‌‌شان و انکار رستاخیز سوگند استوار به الله یاد کردند که: الله کسی را که می‌‌میرد دوباره زنده نمی‌‌کند؛ بدون اینکه دلیلی بر این سوگند داشته باشند، آری، الله هرکس را که می‌‌میرد دوباره زنده می‌‌کند، این وعده بر او حق است، اما بیشتر مردم نمی‌‌دانند که الله مردگان را دوباره زنده می‌‌کند، پس رستاخیز را انکار می‌‌کنند.

﴿لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَاذِبِين [النحل: ٣٩]

٣٩ الله در روز قیامت همگی آنها را دوباره زنده می‌‌کند تا حقیقت توحید و رستاخیز و نبوت را که در آن اختلاف می‌‌کردند برای‌‌شان آشکار گرداند، و تا کفار بدانند در ادعای‌‌شان که شریکانی همراه الله قرار دادند و رستاخیز را انکار کردند دروغگو بودند.

﴿إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُون [النحل: ٤٠]

٤٠ به‌‌راستی هرگاه زنده ‌‌گردانیدن و برانگیختن مردگان را اراده کنیم هیچ بازدارنده‌‌ای نیست که ما را از این کار بازگرداند. به چیزی که آن را اراده کنیم فقط به او می‌‌گوییم: ﴿كُن باش، آن‌‌گاه بدون تردید موجود می‌‌شود.

﴿وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُون [النحل: ٤١]

٤١ و کسانی‌‌که پس از آن‌‌که کفار آنها را شکنجه کردند و بر آنها تنگ گرفتند خانه‌‌ها و خانواده‌‌ها و اموال‌‌شان را برای هجرت از سرزمین کفر به سرزمین اسلام به قصد رضایت الله رها کردند به‌‌طور قطع آنها را در دنیا به خانه‌‌ای فرود می‌‌آوریم که در آن گرامی هستند، و به تحقیق که پاداش آخرت بزرگتر است زیرا بهشت یکی از پاداش‌‌های آخرت است، اگر بازماندگان از هجرت از پاداش مهاجران آگاه بودند هرگز از هجرت باز نمی‌‌ماندند.

﴿الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون [النحل: ٤٢]

٤٢ این مهاجران در راه الله همان کسانی هستند که در برابر آزار و اذیت‌‌های اقوام‌‌شان و جدایی از خانواده و سرزمین‌‌شان شکیبایی کردند، و بر طاعت الله شکیبایی ورزیدند، و آنها در تمام امورشان فقط بر الله توکل می‌‌کنند، و الله این پاداش بزرگ را به آنها بخشیده است.

برخی فواید آیات:

عاقل کسی است که از آنچه به گمراهان تکذیب‌‌ کننده رسیده است پند و عبرت می‌‌گیرد که چگونه کارشان به ویرانی و نابودی و عذاب و هلاکت منجر شد.

حکمت رستاخیز و معاد، اظهار حق از جانب الله است در مورد رستاخیز و هر چیزی‌‌که مردم در آن اختلاف دارند.

فضیلت صبر و توکل: صبر به این دلیل که سبب مغلوب ‌‌شدن نفس می‌‌شود، و توکل به این دلیل که سبب بی‌‌رغبتی به مخلوقات و روی ‌‌آوردن به حق است.

پاداش مهاجران که خانه‌‌ها و اموال‌‌شان را رها کردند و در برابر آزارها شکیبایی به خرج دادند و بر پروردگارشان توکل کردند، همان سرزمین برتر و منزل نیکو، و زندگی گوارا، و روزی پاکیزه و فراوان، و پیروزی بر دشمنان، و سروری بر سرزمین‌‌ها و بندگان است.|

﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُون [النحل: ٤٣]

٤٣ و -ای رسول- پیش از تو نفرستادیم مگر مردانی از جنس بشر که به آنها وحی می‌‌کردیم، پس رسولانی از فرشتگان نفرستاده‌‌ایم، و این سنت همیشگی ماست، و اگر این امر را انکار می‌‌کنید از پیروان کتاب‌‌های پیشین بپرسید به شما خبر می‌‌دهند که رسولان انسان بودند، و فرشته نبوده‌‌اند، اگر نمی‌‌دانید که آنها بشر بوده‌‌اند.

﴿بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون [النحل: ٤٤]

٤٤ این رسولان از جنس بشر را با دلایل آشکار، و با کتاب‌‌های نازل ‌‌شده فرستادیم، و -ای رسول- قرآن را بر تو نازل کردیم تا هر آنچه را که نیاز به توضیح دارد به مردم توضیح دهی، و امید است که آنها افکارشان را به کار اندازند، آن‌‌گاه از آنچه که قرآن دربردارد پند بگیرند.

﴿أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُواْ السَّيِّئَاتِ أَن يَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُون [النحل: ٤٥]

٤٥ آیا کسانی‌‌که برای بازداشتن از راه الله نیرنگ‌‌ها اندیشیده‌‌اند ایمن شده‌‌اند از اینکه الله آنها را در زمین فرو بَرَد همان‌‌گونه که قارون را در زمین فرو برد، یا عذاب از جایی‌‌که انتظار آمدنش را ندارند آنها را فرا گیرد.

﴿أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِين [النحل: ٤٦]

٤٦ یا عذاب در حالی به آنها برسد که در سفرهای‌‌شان در گردش هستند و برای کسب درآمدهای‌‌شان تلاش می‌‌کنند، پس نه عذاب‌‌شان از دست می‌‌رود و نه می‌‌توانند جلوی عذاب را بگیرند.

﴿أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرؤُوفٌ رَّحِيم [النحل: ٤٧]

٤٧ آیا ایمن شده‌‌اند از اینکه عذاب الله درحالی‌‌که از آن می‌‌ترسند آنها را فراگیرد، زیرا الله در هر حالی بر عذاب‌‌ کردن آنها تواناست، همانا پروردگارتان بسیار رؤوف و مهربان است و کیفر را به تعجیل نمی‌‌اندازد تا شاید بندگانش به‌‌سوی او توبه کنند.

﴿أَوَ|لَمْ يَرَوْاْ إِلَى مَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلاَلُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالْشَّمَائِلِ سُجَّدًا لِلّهِ وَهُمْ دَاخِرُون [النحل: ٤٨]

٤٨ آیا این تکذیب ‌‌کنندگان از روی تأمل به مخلوقاتش ننگریسته‌‌اند، که سایه‌‌های‌‌شان به پیروی از حرکت و سیر خورشید در روز و ماه در شب به راست و چپ متمایل می‌‌شوند، و با تواضع در برابر پروردگارشان فروتن هستند و در برابر او به صورت واقعی سجده می‌‌کنند.

﴿وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مِن دَابَّةٍ وَالْمَلائِكَةُ وَهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُون [النحل: ٤٩]

٤٩ و تمام جنبندگانی که در آسمان‌‌ها و زمین هستند، و نیز فرشتگان فقط بر الله سجده می‌‌کنند، و آنها از عبادت و طاعت الله تکبر نمی‌‌ورزند.

﴿يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُون * [النحل: ٥٠]

٥٠ و - آنها - با وجود اینکه در عبادت و طاعت همیشگی هستند- از پروردگارشان که به ذات و غلبه و قدرت خویش بالای آنها است می‌‌ترسند، و طاعتی را که پروردگارشان به آنها فرمان می‌‌دهد انجام می‌‌دهند.

﴿* وَقَالَ اللّهُ لاَ تَتَّخِذُواْ إِلـهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ فَإيَّايَ فَارْهَبُون [النحل: ٥١]

٥١ و الله سبحانه به تمام بندگانش فرمود: دو معبود نگیرید، همانا او مبعود برحق یگانه‌‌ای است که دومی و شریکی ندارد، پس از من بترسید و از غیر من نترسید.

﴿وَلَهُ مَا فِي الْسَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا أَفَغَيْرَ اللّهِ تَتَّقُون [النحل: ٥٢]

٥٢ و مخلوقات و فرمانروایی و تدبیری که در آسمان‌‌ها و زمین است فقط از آنِ اوست، و طاعت و خضوع و اخلاص ثابت فقط برای اوست، پس آیا از غیر الله می‌‌ترسید؟! خیر، بلکه فقط از او بترسید.

﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُون [النحل: ٥٣]

٥٣ و -ای مردم- هر نعمت دینی یا دنیایی که دارید از جانب الله سبحانه است نه از جانب دیگران، سپس چون آسیب یا بیماری یا فقری به شما رسد فقط به‌‌سوی او با دعا تضرع می‌‌کنید؛ تا آنچه به شما رسیده است را از شما بزداید، پس کسی‌‌که نعمت‌‌ها را بر شما می‌‌بخشد، و مصیبت‌‌ها را از شما برطرف می‌‌سازد، همان ذاتی است که باید به یگانگی و وحدانیت عبادت شود.

﴿ثُمَّ إِذَا كَشَفَ الضُّرَّ عَنكُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنكُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُون [النحل: ٥٤]

٥٤ سپس وقتی دعای‌‌تان را اجابت کند و آسیبی را که به شما رسیده است از شما برطرف سازد گروهی از شما به پروردگارشان شرک می‌‌ورزند، چون غیر او تعالی را همراهش عبادت می‌‌کنند، پس این چه ذلتی است؟!

برخی فواید آیات:

مجرم باید از پروردگارش حیا کند که نعمت‌‌های الله در هر لحظه بر او نازل می‌‌شود اما گناهانش در هر وقت به‌‌سوی پروردگارش بالا می‌‌رود.

برای کافران و تکذیب ‌‌کنندگان و سایر گناهکاران سزاوار است که از الله تعالی بترسند از اینکه آنها را ناگهانی و درحالی‌‌که نمی‌‌دانند بگیرد.

تمام نعمت‌‌ها از جانب الله تعالی است، چه مادی مانند سلامتی و بهبودی، چه معنوی مانند امنیت و مقام و منصب و غیر آن.

انسان هیچ پناهگاهی برای برطرف ‌‌کردن آسیب از خویش در زمان سختی‌‌ها جز الله تعالی نمی‌‌یابد، آن‌‌گاه با دعای به‌‌سوی او تعالی ناله و زاری می‌‌کند؛ زیرا می‌‌داند که کسی جز او تعالی نمی‌‌تواند اندوه را برطرف سازد.|

﴿لِيَكْفُرُواْ بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُواْ فَسَوْفَ تَعْلَمُون [النحل: ٥٥]

٥٥ شرکشان به الله آنها را واداشت تا نعمت‌‌های الله بر خویش، از جمله برطرف‌‌ کردن آسیب را ناسپاسی کنند، و به همین منظور به آنها گفته شد: از نعمت‌‌هایی که در آن قرار دارید بهره‌‌مند شوید تا عذاب دنیا و آخرتِ الله شما را فراگیرد.

﴿وَيَجْعَلُونَ لِمَا لاَ يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِّمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُون [النحل: ٥٦]

٥٦ و مشرکان بخشی از اموال‌‌شان را که به آنها روزی دادیم برای بت‌‌های‌‌شان که هیچ‌‌چیز نمی‌‌دانند- چون جماداتی هستند که نه نفع می‌‌رسانند نه آسیب- قرار می‌‌دهند، و با این کار به آنها نزدیکی می‌‌جویند، و به الله سوگند که -ای مشرکان- در روز قیامت در مورد آنچه ادعا می‌‌کردید از اینکه این بت‌‌ها معبودانی هستند، و سهمی از اموال‌‌تان برای‌‌شان است از شما سوال خواهد شد.

﴿وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُم مَّا يَشْتَهُون [النحل: ٥٧]

٥٧ و مشرکان دختران را به الله نسبت می‌‌دهند، و اعتقاد دارند که آنها فرشتگان هستند، پس فرزند خواندگی را به او تعالی نسبت می‌‌دهند، و آنچه را که برای خودشان نمی‌‌پسندند برای او تعالی می‌‌پسندند، او سبحانه از آنچه که برایش قرار می‌‌دهند منزه و پاک است، و پسران را که می‌‌خواهند برای خودشان قرار می‌‌دهند، پس این چه جرم بزرگی است؟!

﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيم [النحل: ٥٨]

٥٨ و هرگاه تولد دختر به یکی از این مشرکان خبر داده شود از شدت ناخوشایندی از آنچه که خبردار شده صورتش سیاه می‌‌گردد، و قلبش از غم و اندوه پُر می‌‌شود، سپس آنچه را که برای خودش نمی‌‌پسندد به الله نسبت می‌‌دهد.

﴿يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا يَحْكُمُون [النحل: ٥٩]

٥٩ از بدی تولد دختر که به او خبر داده شده است از قومش مخفی و پنهان می‌‌شود، و این‌‌گونه با خودش سخن می‌‌گوید که: آیا این دختر را با خواری و ذلت نگه دارد یا او را زنده به گور کند، و در زیر خاک پنهان گرداند؟ چه زشت است آنچه که این مشرکان به آن حکم می‌‌کنند، چون آنچه را برای خود نمی‌‌پسندند برای پروردگارشان حکم کردند.

﴿لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [النحل: ٦٠]

٦٠ صفت بد نیاز به فرزند و جهل و کفر برای کافران است که به آخرت ایمان نمی‌‌آورند، و صفات نیکوی والای جلال و کمال و ثروت و علم از آنِ الله است، و او سبحانه در فرمانروایی خویش ذات شکست‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌گردد، و در آفرینش و تدبیر و تشریعش بسیار داناست.

﴿وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَابَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُون [النحل: ٦١]

٦١ و اگر الله مردم را به‌‌سبب ستم و کفرشان به او تعالی مجازات کند هیچ انسان و حیوانی که بر روی زمین می‌‌جنبد بر روی زمین نخواهد ماند، اما او سبحانه عذاب‌‌شان را تا مدت مشخصی در علمش به تأخیر می‌‌اندازد، پس وقتی آن مدت مشخص در علم او تعالی فرا رسد کیفرشان حتی زمانی اندک از آن لحظه پیش و پس نمی‌‌افتد.

﴿وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ مَا يَكْرَهُونَ وَتَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى لاَ جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ الْنَّارَ وَأَنَّهُم مُّفْرَطُون [النحل: ٦٢]

٦٢ و دختران را که انتساب آنها به خودشان را نمی‌‌پسندند برای الله سبحانه قرار می‌‌دهند. مشرکان بر زبان‌‌شان این سخن دروغ را می‌‌گویند که مقام نیکویی نزد الله دارند. اگر راست باشد که باید به‌‌زودی چنان‌‌که می‌‌گویند برانگیخته ‌‌شوند، اما در حقیقت جهنم برای‌‌شان است، و در آن رها می‌‌شوند، و هرگز از آن خارج نمی‌‌گردند.

﴿تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [النحل: ٦٣]

٦٣ - ای رسول- به الله سوگند که به‌‌سوی امت‌‌های پیش از تو رسولانی را فرستادیم پس شیطان اعمال زشت‌‌شان از شرک و کفر و گناهان را برای‌‌شان آراست، پس همو در روز قیامت یاور واهی‌‌شان است پس باید از او یاری بجویند، و در روز قیامت عذابی رنج‌‌آور دارند.

﴿وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُون [النحل: ٦٤]

٦٤ و -ای رسول- قرآن را بر تو نازل نکردیم مگر اینکه برای تمام مردم توحید و رستاخیز و احکام شرع را که در آن اختلاف دارند توضیح دهی، و قرآن برای مؤمنان به الله و رسولش و به آنچه قرآن آورده است هدایت و رحمتی است، زیرا آنها هستند که از حق منتفع می‌‌شوند.

برخی فواید آیات:

برخی نادانی‌‌های مشرکان از این قرار است: نسبت ‌‌دادن دختران به الله تعالی، نسبت ‌‌دادن پسران به خودشان، و عار داشتن از دختران، تغییر رنگ صورت‌‌های‌‌شان بر اثر غم و اندوه به خاطر دختر، و پنهان ‌‌شدن و غایب ‌‌شدن هر یک از آنها از رویارویی با قوم از شدت اندوه و خواری و ننگ و حیایی که به‌‌سبب دختر به او رسیده است.

یکی از سنت‌‌های الله این است که به کافران مهلت می‌‌دهد و کیفر آنها را به تعجیل نمی‌‌اندازد تا فرصت ایمان و توبه را از آنها بگیرد.

بزرگترین وظیفۀ پیامبر‌‌ج‌‌، توضیح چیزی است که در قرآن آمده است، و بیان دین و احکامی که دین‌‌داران و شهوت‌‌رانان در آن اختلاف دارند، تا با توضیح این موارد حجت بر آنها تمام شود.|

﴿وَاللّهُ أَنزَلَ مِنَ الْسَّمَاء مَاء فَأَحْيَا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَسْمَعُون [النحل: ٦٥]

٦٥ و الله بارانی از سوی آسمان فرود آورد، پس با آن زمین را با رویانیدن گیاهان پس از اینکه خشک و لم‌‌یَزرَع بود زنده گردانید، به‌‌راستی‌‌که در فرو فرستادن باران از سوی آسمان، و رویانیدن گیاهان با آن راهنمایی آشکار است بر قدرت الله برای مردمی که کلام الله را می‌‌شنوند و در آن می‌‌اندیشند.

﴿وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهِ مِن بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَنًا خَالِصًا سَائِغًا لِلشَّارِبِين [النحل: ٦٦]

٦٦ و -ای مردم- به‌‌راستی که در شتر و گاو و گوسفند برای‌‌تان اندرزی است که از آن پند بگیرید، چون با شیری که از پستان‌‌شان خارج می‌‌شود شما را می‌‌نوشانیم، و با وجود اینکه از میان فضولات شکم و خون بدن آنها خارج می‌‌شود شیری خالص و ناب و لذید است که برای نوشندگان گواراست.

﴿وَمِن ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُون [النحل: ٦٧]

٦٧ و در میوه‌‌های نخل و انگور که به شما روزی می‌‌دهیم پندی است، پس از آن مست کننده‌‌ای می‌‌گیرید که عقل را از بین می‌‌برد، و این کاری غیر نیکوست، و از آن روزی‌‌ای نیکو مانند خرما و کشمش و سرکه و شیره که از آنها نفع می‌‌برید می‌‌گیرید، همانا در این مورد راهنمایی است بر قدرت و نعمت ‌‌بخشی الله بر بندگانش برای مردمی که می‌‌اندیشند، زیرا آنها هستند که پند می‌‌گیرند.

﴿وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُون [النحل: ٦٨]

٦٨ و -ای رسول- پروردگارت به زنبور عسل الهام و او را راهنمایی کرد به اینکه: از کوه‌‌ها، و در درخت، و در آنچه که مردم می‌‌سازند و مسقف می‌‌کنند خانه‌‌هایی برای خودت برگزین.

﴿ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون [النحل: ٦٩]

٦٩ سپس از تمام میوه‌‌هایی که می‌‌خواهی بخور، و راه‌‌هایی را که پروردگارت بر تو الهام کرده است فروتنانه بپیما، از شکم این زنبور، عسلی با رنگ‌‌های گوناگون، سفید و زرد و سایر رنگ‌‌ها، خارج می‌‌شود، و در آن برای مردم درمانی است، که بیماری‌‌ها را با آن درمان می‌‌کنند، به‌‌راستی‌‌که در این الهام به زنبور عسل و در عسلی که از شکمش خارج می‌‌شود دلالتی است بر قدرت و تدبیر الله در امور مخلوقاتش برای مردمی که می‌‌اندیشند، چون آنها هستند که پند می‌‌گیرند.

﴿وَاللّهُ خَلَقَكُمْ ثُمَّ يَتَوَفَّاكُمْ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْ لاَ يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ قَدِير [النحل: ٧٠]

٧٠ و الله شما را بدون نمونۀ قبلی آفرید، سپس هنگام سپری ‌‌شدن اجل‌‌های‌‌تان شما را می‌‌میراند، و از شما کسی است که عمرش تا بدترین مراحل عمر یعنی فرتوتی ادامه می‌‌یابد، چنان‌‌که هیچ‌‌چیز از آنچه که قبلا می‌‌دانست نمی‌‌داند، به‌‌راستی‌‌که الله ذات بسیار دانایی است که ذره‌‌ای از اعمال بندگانش بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و ذات توانایی است که هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد.

﴿وَاللّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الْرِّزْقِ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُواْ بِرَادِّي رِزْقِهِمْ عَلَى مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَاء أَفَبِنِعْمَةِ اللّهِ يَجْحَدُون [النحل: ٧١]

٧١ و الله در روزی‌‌ای که به شما بخشیده برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است، چنان‌‌که برخی از شما را ثروتمند و برخی دیگر از شما را فقیر، و برخی را سرور و برخی را رعیت قرار داده است، اما کسانی‌‌که الله آنها را در روزی برتری داده است آنچه را که الله بر آنها عطا کرده است به بردگان‌‌شان نمی‌‌پردازند تا شریکانی مساوی با آنها در ملکیت باشند، پس چگونه برای الله قرار دادن شریکانی از بندگانش می‌‌پسندند، اما برای خودشان نمی‌‌پسندند که شریکانی از بردگان‌‌شان که با آنها یکسان باشند داشته باشند؟ پس این چه ستمی است، و چه ناسپاسی‌‌ای برای نعمت‌‌های الله از این بزرگتر است؟!

﴿وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللّهِ هُمْ يَكْفُرُون [النحل: ٧٢]

٧٢ و -ای مردم- الله از جنس خودتان همسرانی برای‌‌تان قرار داده است که با آنها آرام می‌‌گیرید، و از همسران‌‌تان فرزندان و نوه‌‌هایی برای‌‌تان قرار داده است، و از خوردنی‌‌های پاکیزه - مانند گوشت و حبوبات و میوه‌‌ها- به شما روزی داده است، پس آیا به بت‌‌ها و تندیس‌‌های باطل ایمان می‌‌آورید، و نعمت‌‌های زیاد الله را که نمی‌‌توانید آنها را برشمارید کفران می‌‌کنید و شکر الله را به جای نمی‌‌آورید به این صورت که فقط به الله ایمان آورید؟!

برخی فواید آیات:

الله تعالی از میوه‌‌های درختان خرما و انگور منافعی برای بندگانش، و مصالحی از انواع روزی نیکو که بندگان آنها را به صورت تازه و رسیده و حاضر و ذخیره ‌‌شده و خوراکی و نوشیدنی می‌‌خورند قرار داده است.

در آفرینش زنبور عسل کوچک و عسل لذیذی که از شکمش با رنگ‌‌های مختلف به‌‌سبب اختلاف زمین و چراگاهش بیرون می‌‌آورد، دلیلی است بر توجه و لطف کامل الله تعالی به بندگانش، و اینکه سزاوار نیست غیر الله مورد دوست ‌‌داشتن قرار گیرد و خوانده شود.

از نعمت‌‌های بزرگ الله بر بندگانش این است که برای‌‌شان همسرانی قرار داده است تا با آنها آرام گیرند، و از همسران‌‌شان فرزندانی برای آنها قرار داده است که مایۀ خنکی چشم‌‌شان است، و به آنها خدمت می‌‌کنند و نیازهای‌‌شان را برآورده می‌‌سازند، و از وجوه زیادی از آنها بهره‌‌مند می‌‌شوند.|

﴿وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقًا مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ شَيْئًا وَلاَ يَسْتَطِيعُون [النحل: ٧٣]

٧٣ و این مشرکان به جای الله بت‌‌هایی را عبادت می‌‌کنند، که هیچ روزی‌‌ای نه در آسمان‌‌ها و نه در زمین مالک نیستند که به آنها روزی دهند، و نسزد که مالک آن باشند؛ زیرا جماداتی بدون روح و بدون علم هستند.

﴿فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُون [النحل: ٧٤]

٧٤ پس -ای مردم- برای الله همانندهایی از این بت‌‌ها که نه نفع می‌‌رسانند و نه ضرر قرار ندهید؛ زیرا الله هیچ مانندی ندارد تا او را همراه الله در عبادت شریک گردانید. به‌‌راستی‌‌که الله از صفات جلال و کمالی که دارد آگاه است، و شما این را نمی‌‌دانید، پس در شرک به او، و ادعای همانند کردن او با بت‌‌های‌‌شان قرار می‌‌گیرید.

﴿* ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُون [النحل: ٧٥]

٧٥ الله سبحانه برای پاسخ مشرکان مثالی زده است: برده‌‌ای مملوک و ناتوان از تصرف، که چیزی ندارد تا انفاق کند، و نیز شخص آزادی که از جانب خویش مالی حلال به او عطا کرده‌‌ایم، که هرگونه بخواهد در آن تصرف می‌‌کند، چنان‌‌که در نهان و آشکارا آنچه که می‌‌خواهد از آن مال بذل می‌‌کند. پس چگونه الله را که هر طوری که بخواهد مالکِ متصرف در ملکش است را با بت‌‌های ناتوان‌‌تان یکسان قرار می‌‌دهید؟! ستایش از آنِ الله است که سزاوار ستایش است، بلکه اکثر مشرکان از یگانگی الله در الوهیت و استحقاق اینکه به وحدانیت عبادت شود آگاه نیستند.

﴿وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [النحل: ٧٦]

٨٦ و الله سبحانه برای رد آنها مثال دیگری آورده است که مثال دو مرد است: یکی از آن دو لالی است که نه می‌‌شنود و نه سخن می‌‌گوید و نه می‌‌فهمد؛ چون کر و لال است، و برای نفع رساندن به خودش و دیگران ناتوان است، و بر کسی‌‌که او را سرپرستی کند، و کارش را به عهده بگیرد بار سنگینی است، او را به هر جهتی می‌‌فرستد خیری به همراه نمی‌‌آورد، و به مطلوب دست نمی‌‌یابد. آیا یکسان است کسی‌‌که چنین حالی دارد با کسی که شنوا و گویاست، و نفعش به دیگران می‌‌رسد، زیرا مردم را به عدالت امر می‌‌کند، و انسان درستکاری است، و بر راه آشکاری که هیچ ابهام و انحرافی در آن نیست قرار دارد؟! پس -ای مشرکان- چگونه الله را که دارای صفات جلال و کمال است با بت‌‌های‌‌تان که نه می‌‌شنوند و نه سخن می‌‌گویند، و نه نفعی جلب می‌‌کنند و نه آسیبی برطرف می‌‌سازند یکسان می‌‌دانید؟!

﴿وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [النحل: ٧٧]

٧٧ و علم آنچه در آسمان‌‌ها و آنچه در زمین نهان است فقط از آنِ الله است، زیرا فقط او، بدون هیچ شریکی از مخلوقاتش، شایستۀ علم به آن است. برپایی قیامت که از امور غیبی مختص به او تعالی است در سرعت آمدنش هنگامی‌‌که آن را اراده کند چیزی جز همانند باز و بسته کردن پلک چشمی نیست، بلکه سریعتر از آن است. به‌‌راستی که الله بر هر چیزی تواناست، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد، و هرگاه امری را اراده کند به آن می‌‌گوید: ﴿كُن، به‌‌ناگاه موجود می‌‌شود.

﴿وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون [النحل: ٧٨]

٧٨ و -ای مردم- الله شما را از شکم‌‌های مادران‌‌تان پس از گذشت زمان حمل، به صورت کودکانی که چیزی را درک نمی‌‌کنید درآورد، و برای‌‌تان گوش قرار داد تا با آن بشنوید، و برای‌‌تان چشم قرار داد تا با آن ببینید، و دل قرار داد تا با آن بیندیشید؛ امید است که شکر او تعالی را به خاطر این نعمت‌‌ها که به شما بخشیده است به جای آورید.

﴿أَلَمْ يَرَوْاْ إِلَى الطَّيْرِ مُسَخَّرَاتٍ فِي جَوِّ السَّمَاء مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلاَّ اللّهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُون [النحل: ٧٩]

٧٩ آیا مشرکان به پرندگان رام و آماده برای پرواز در فضا ننگریسته‌‌اند که الله بال‌‌هایی که فضا را می‌‌شکافد به آنها بخشیده است، و باز و بسته ‌‌کردن بال‌‌های‌‌شان را به آنها الهام کرده است، و هیچ‌‌کس جز الله توانا آنها را از سقوط در فضا نگه نمی‌‌دارد، به‌‌راستی‌‌که در رام‌‌ ساختن و نگهداری از سقوط، نشانه‌‌هایی است برای مردمی که به الله ایمان دارند؛ زیرا آنها همان کسانی هستند که از دلالت و پندها نفع می‌‌برند.

برخی فواید آیات:

حکمت برتر در تقسیم روزی میان بندگان از آنِ الله است، چون ثروتمند و فقیر و متوسط را در میان آنها قرار داده است؛ تا هستی تکامل یابد، و مردم با یکدیگر معاشرت و برخی از آنها به برخی دیگر خدمت کنند.

دو مثال مذکور در آیات فوق، بر گمراهی مشرکان و بطلان عبادت بت‌‌ها دلالت دارد؛ زیرا اله معبود باید بر تصرف در اشیا، و بر رساندن نفع به کسانی‌‌که او را عبادت می‌‌کنند، و بر امر به خیر و عدالت مالک و توانا باشد.

یکی از نعمت‌‌ها و مظاهر قدرت الله تعالی، آفرینش مردم از شکم‌‌های مادران‌‌شان است که هیچ دانشی به هیچ‌‌چیز ندارند، سپس وسایل شناخت و علم، یعنی گوش و چشم و دل را بر آنها می‌‌افزاید، که با آنها یاد می‌‌گیرند و درک می‌‌کنند.|

﴿وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّن بُيُوتِكُمْ سَكَنًا وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ الأَنْعَامِ بُيُوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَيَوْمَ إِقَامَتِكُمْ وَمِنْ أَصْوَافِهَا وَأَوْبَارِهَا وَأَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَمَتَاعًا إِلَى حِين [النحل: ٨٠]

٨٠ و الله سبحانه خانه‌‌هایی که از سنگ و غیر آن می‌‌سازید برای آرامش و راحتی برای‌‌تان پدید آورده است، و از پوست شتر و گاو و گوسفند خیمه‌‌ها و چادرهایی در بیابان مانند خانه‌‌های شهر برای‌‌تان قرار داده است، که حمل آن در کوچ به مکانی دیگر برای‌‌تان سبک است، و نصب آن هنگام اُتراق نمودن برای‌‌تان آسان است، و از پشم‌‌های گوسفندان و کرک‌‌های شتران، و موهای بزها اثاثیۀ خانه‌‌های‌‌تان و لباس‌‌ها و پوشش‌‌هایی قرار داده است که تا زمانی مشخص از آن بهره‌‌مند می‌‌شوید.

﴿وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلاَلاً وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُم بَأْسَكُمْ كَذَلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُون [النحل: ٨١]

٨١ و الله از درختان و بناها سایه‌‌ای برای‌‌تان قرار داده است که در برابر گرما با آن سایه می‌‌گیرید، و برای شما از کوه‌‌ها راه‌‌ها و غارها و پناهگاه‌‌هایی قرار داده است که در برابر سرما و گرما و دشمن در آن پناه می‌‌گیرید، و از پشم و غیر آن لباس‌‌ها و پیراهن‌‌هایی قرار داده که گرما و سرما را از شما دفع می‌‌کند، و زره‌‌هایی برای‌‌تان قرار داده است که شما را از آسیب در جنگ محافظت می‌‌کند، و سلاح به بدن‌‌های‌‌تان نفوذ نمی‌‌کند، الله همان‌‌گونه که نعمت‌‌های مذکور را برای‌‌تان ارزانی داشته است نعمت‌‌هایش را بر شما کامل می‌‌کند امید است که فقط تسلیم الله باشید، و هیچ‌‌چیز را با او شریک قرار ندهید.

﴿فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ الْمُبِين [النحل: ٨٢]

٨٢ پس -ای رسول- اگر از ایمان و تصدیقِ آنچه که آورده‌‌ای روی گرداندند هیچ وظیفه‌‌ای نداری جز تبلیغِ آنچه به تبلیغِ واضحِ آن فرمان یافته‌‌ای، و وادار کردن آنها بر هدایت، وظیفۀ تو نیست.

﴿يَعْرِفُونَ نِعْمَةَ اللّهِ ثُمَّ يُنكِرُونَهَا وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُون [النحل: ٨٣]

٨٣ مشرکان نعمت‌‌های الله مانند فرستادن پیامبر‌‌ج‌‌ به‌‌سوی آنها را که برای‌‌شان ارزانی داشته است می‌‌دانند، با این وجود نعمت‌‌های او تعالی را با به جا نیاوردن شکر آنها و تکذیب رسولانش ناسپاسی می‌‌کنند، و بیشتر آنها شکر نعمت‌‌های او سبحانه را به جای نمی‌‌آورند.

﴿وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لاَ يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ وَلاَ هُمْ يُسْتَعْتَبُون [النحل: ٨٤]

٨٤ و -ای رسول- به یاد آور روزی‌‌که الله از هر امتی رسولش را که به‌‌سوی آنها فرستاده است برمی‌‌انگیزد تا بر ایمان مؤمنان و کفر کافران‌‌شان گواهی دهد، و آنگاه به کفار اجازه نمی‌‌دهد از کفری که بر آن بوده‌‌اند پوزش بخواهند، و به دنیا نیز بازگردانیده نمی‌‌شوند تا اعمالی را که پروردگارشان را راضی می‌‌سازد انجام دهند؛ زیرا آخرت سرای حساب است نه سرای عمل.

﴿وَإِذَا رَأى الَّذِينَ ظَلَمُواْ الْعَذَابَ فَلاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَلاَ هُمْ يُنظَرُون [النحل: ٨٥]

٨٥ و آن‌‌گاه که ستمکاران مشرک عذاب را مشاهده کنند عذاب‌‌شان تخفیف داده نمی‌‌شود، و برای دادن مهلت به آنها عذاب‌‌شان به تأخیر نمی‌‌افتد، بلکه جاویدان در آن وارد می‌‌شوند و برای همیشه در آن می‌‌مانند.

﴿وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَـؤُلاء شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَألْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُون [النحل: ٨٦]

٨٦ و آن‌‌گاه که مشرکان در آخرت معبودهای‌‌شان را که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کردند ببینند می‌‌گویند: پروردگارا، اینها همان شریکان ما هستند که آنها را به جای تو عبادت می‌‌کردیم، این سخن را می‌‌گویند تا گناهان خویش را بر دوش آنها قرار دهند، آن‌‌گاه الله معبودهای‌‌شان را به سخن می‌‌آورد، و در پاسخ مشرکان می‌‌گویند: - ای مشرکان- همانا شما در اینکه شریکی همراه الله عبادت ‌‌کردید دروغگویید، زیرا او تعالی شریکی ندارد که عبادت شود.

﴿وَأَلْقَوْاْ إِلَى اللّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُون [النحل: ٨٧]

٨٧ و مشرکان تسلیم می‌‌شوند، و فقط در برابر الله گردن می‌‌نهند، و این ادعای آنها که به دروغ می‌‌گفتند بت‌‌های‌‌شان نزد الله برای‌‌شان شفاعت می‌‌کند بر باد می‌‌رود.

برخی فواید آیات:

این آیات بر جواز استفاده از پشم‌‌ و کرک و موی حیوانات در هر حالتی، از جمله به‌‌کارگیری آنها در ساختن خانه‌‌ها و اثاثیه‌‌ دلالت دارند.

نعمت‌‌های زیاد از اسبابی است که باعث می‌‌شود بندگان بیشتر شکر به جای آورند و الله تعالی را ستایش کنند.

گواهانی که بر هر یک از امت‌‌ها گواهی می‌‌دهند بهترین و عادل‌‌ترین گواهان هستند، و آنها همان رسولانﻹ‌‌ هستند که وقتی گواهی دهند حکم بر امت‌‌ها نهایی می‌‌شود.

این فرمودۀ الله تعالی ﴿وَسَرَابِيلَ تَقِيكُم بِأْسَكُمْ بر به‌‌کارگیری تجهیزات جهاد توسط بندگان دلالت دارد؛ تا در پیکار با دشمنان از آنها کمک بگیرند.|

﴿الَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ زِدْنَاهُمْ عَذَابًا فَوْقَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يُفْسِدُون [النحل: ٨٨]

٨٨ کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند، و دیگران را از راه الله بازداشتند - به‌‌سبب فساد خودشان و اینکه با گمراه ‌‌کردن دیگران فساد برپا کردند، بر عذابی که به خاطر کفرشان سزاوار شدند عذابی را بر آنها می‌‌افزاییم.

﴿وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَـؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِين [النحل: ٨٩]

٨٩ و -ای رسول- به یاد آور روزی را که در هر امتی رسولی برمی‌‌انگیزیم که به کفر یا ایمانی که امت‌‌شان بر آن بودند بر آنها گواهی می‌‌دهد، این رسول از جنس خودشان است، و به زبان خودشان سخن می‌‌گوید. و -ای رسول- تو را گواهی بر تمام امت‌‌ها آوردیم، و قرآن را بر تو نازل کردیم تا حلال و حرام و پاداش و کیفر و تمام آنچه را که به توضیح نیاز دارد توضیح دهی، و آن را مایۀ هدایت مردم به‌‌سوی حق، و مایۀ رحمت برای کسانی‌‌که به آن ایمان آورند و به آنچه در آن آمده است عمل کنند فرو فرستادیم تا مژده‌‌ای باشد برای مؤمنان به الله به نعمت‌‌های جاویدانی که در انتظارش هستند.

﴿* إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُون [النحل: ٩٠]

٩٠ به‌‌راستی‌‌که الله بندگانش را به عدالت فرمان می‌‌دهد به اینکه بنده حقوق الله و حقوق بندگان را ادا کند، و در داوری، هیچ‌‌کس را بر هیچ‌‌کس برتری ندهد مگر به حقی که موجب برتری است، و به احسان فرمان می‌‌دهد به اینکه آنچه بر بنده واجب نیست مانند انفاقِ خودخواسته و عفو ظالم را از روی نیکی به‌‌پا دارد، و به بخشش برای خویشاوندان در مواردی که به آن نیاز دارند فرمان می‌‌دهد، و از هر زشتی‌‌ای نهی می‌‌کند، چه گفتاری مانند فحاشی، یا کرداری مانند زنا، و از هر آنچه که شرع نمی‌‌پسندد یعنی از تمام گناهان نهی می‌‌کند، و از ظلم و تکبر بر مردم باز می‌‌دارد. الله با اوامر و نواهی موجود در این آیه به شما پند می‌‌دهد امید است از آن عبرت گیرید.

﴿وَأَوْفُواْ بِعَهْدِ اللّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَلاَ تَنقُضُواْ الأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُون [النحل: ٩١]

٩١ و به تمام پیمان‌‌هایی که با الله یا با مردم بسته‌‌اید وفا کنید، و سوگندها را پس از اینکه با سوگند به الله محکم کردید نشکنید، درحالی‌‌که الله را به وفا به آنچه که بر آن سوگند خورده‌‌اید بر خود گواه گرفته‌‌اید. به‌‌راستی که الله از آنچه که انجام می‌‌دهید آگاه است، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال اعمال‌‌تان جزا می‌‌دهد.

﴿وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَاثًا تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمَا يَبْلُوكُمُ اللّهُ بِهِ وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُون [النحل: ٩٢]

٩٢ و با شکستن پیمان‌‌ها نادان و سبک‌‌ عقل نباشید، مانند زن نادانی که در بافتن پشم یا پنبه‌‌اش زحمت زیادی کشیده، و رشته‌‌اش را محکم کرده است، سپس آن را همانند قبل از بافتن می‌‌گسلد و باز می‌‌کند، پس در بافتن و گسستن خسته می‌‌شود، اما به مطلوب دست نمی‌‌یابد. شما نیز سوگندهای‌‌تان را وسیلۀ فریب قرار می‌‌دهید و به یکدیگر فریب می‌‌زنید؛ تا امت شما از امت دشمنان‌‌تان بیشتر و قوی‌‌تر باشد، به‌‌راستی‌‌که الله با وفا به پیمان‌‌ها شما را می‌‌آزماید، که آیا به پیمان‌‌ها وفا می‌‌کنید یا آنها را می‌‌شکنید؟ و به تحقیق که الله در روز قیامت آنچه را در دنیا در آن اختلاف می‌‌کردید برای‌‌تان آشکار می‌‌گرداند، آن‌‌گاه حق‌‌گو را از یاوه‌‌گو، و راستگو را از دروغگو جدا می‌‌سازد.

﴿وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلكِن يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَعْمَلُون [النحل: ٩٣]

٩٣ و اگر الله می‌‌خواست به‌‌طور قطع شما را امتی واحد و متحد بر حق قرار می‌‌داد، اما او سبحانه به عدل خویش هر‌‌کس را که بخواهد با یاری ‌‌نکردنِ او در راه حق و وفا به پیمان‌‌ها گمراه می‌‌سازد، و به فضل خویش هرکس را که بخواهد بر این کار توفیق می‌‌دهد، و به‌‌طور قطع روز قیامت در مورد اعمالی‌‌که در دنیا انجام می‌‌دادید سوال خواهید شد.

برخی فواید آیات:

کفار که از راه الله بازمی‌‌دارند به‌‌سبب برپا کردن فساد توسط آنها در دنیا با کفر و معصیت، عذابی دو چندان برای‌‌شان است.

زمین از صالحان و علما خالی نمی‌‌شود، و آنها پیشوایان هدایت و جانشینان پیامبران‌‌ﻹ‌‌ هستند، و علما نگهبانان شریعت‌‌های پیامبران‌‌ﻹ‌‌ هستند.

آیات فوق، ارکان جامعۀ اسلامی در زندگی فردی و عمومی را برای فرد و گروه و حکومت مشخص کرده است.

نهی از رشوه و گرفتن اموال برای شکستن پیمان.|

﴿وَلاَ تَتَّخِذُواْ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُواْ الْسُّوءَ بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيم [النحل: ٩٤]

٩٤ و سوگندهای‌‌تان را وسیلۀ نیرنگ قرار ندهید که یکدیگر را با آن بفریبید تا هوس‌‌های‌‌تان را پیروی کنید، و هرگاه خواستید آنها را بشکنید، و هرگاه خواستید به آنها وفا کنید، زیرا اگر این کار را انجام دهید گام‌‌های‌‌تان را از راه راست پس از اینکه بر آن ثابت بوده است لغزانده‌‌اید، و به‌‌سبب گمراهی خودتان، و نیز گمراه ‌‌ساختن دیگران از راه الله عذاب را بچشید و عذابی دو چندان برای‌‌تان باشد.

﴿وَلاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً إِنَّمَا عِندَ اللّهِ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُون [النحل: ٩٥]

٩٥ و پیمان الله را به بهای ناچیزی با شکستن پیمان و وفا نکردن به آن عوض نکنید، به‌‌راستی‌‌که پیروزی و غنیمت‌‌ها در دنیا، و نعمت‌‌های جاویدان در آخرت که نزد الله است برای‌‌تان بهتر است از عوض ناچیزی بر شکستن پیمان اگر این امر را درمی‌‌یابید.

﴿مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُون [النحل: ٩٦]

٩٦ - ای مردم- مال و خوشی‌‌ها و نعمتی‌‌هایی که نزدتان است هر چند زیاد باشد پایان می‌‌یابد، و پاداشی که نزد الله وجود دارد باقی است، پس چگونه فانی را بر باقی ترجیح می‌‌دهید؟ و به یقین پاداش کسانی را که بر پیمان‌‌های‌‌شان شکیبایی کردند و آنها را نشکستند به بهتر از طاعاتی که انجام می‌‌دادند جزا خواهیم داد، چنان‌‌که نیکی را به ده تا هفتصد برابر آن، تا چندین برابر جزا خواهیم داد.

﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُون [النحل: ٩٧]

٩٧ هر مرد و زنی که عمل صالحی موافق شریعت انجام دهد، و به الله ایمان داشته باشد؛ به‌‌طور قطع در زندگی دنیا او را حیاتی خوش با رضایت به حکم الله و قناعت و توفیق به طاعات می‌‌بخشیم، و در آخرت پاداش آنها را به بهتر از اعمال صالحی که در دنیا انجام می‌‌دادند جزا می‌‌دهیم.

﴿فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم [النحل: ٩٨]

٩٨ پس -ای مؤمن- هرگاه خواستی قرآن بخوانی از الله بخواه که تو را از وسوسه‌‌های شیطانِ رانده ‌‌شده از رحمت الله، پناه دهد.

﴿إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون [النحل: ٩٩]

٩٩ به‌‌راستی‌‌که شیطان بر کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند، و در تمام کارهای‌‌شان فقط بر پروردگارشان توکل کرده‌‌اند تسلطی ندارد.

﴿إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُون [النحل: ١٠٠]

١٠٠ شیطان با وسوسه‌‌هایش فقط بر کسانی تسلط دارد که او را به دوستی می‌‌گیرند، و در فریبش از او فرمان‌‌برداری می‌‌کنند، همان کسانی‌‌که به‌‌سبب فریب شیطان به الله مشرک هستند و دیگران را همراه او عبادت می‌‌کنند.

﴿وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُواْ إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُون [النحل: ١٠١]

١٠١ و چون حکم آیه‌‌ای از قرآن را با آیه‌‌ای دیگر نسخ کنیم- و الله داناتر است به آنچه که از قرآن به‌‌سبب حکمتی نسخ می‌‌شود، و به آنچه که از قرآن نسخ نمی‌‌شود بسیار داناست- می‌‌گویند: - ای محمد- تو فقط دروغگویی هستی که بر الله دروغ می‌‌بندی، بلکه بیشتر آنها نمی‌‌دانند که نسخ فقط به‌‌سبب حکمتی الهی و فراگیر است.

﴿قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِين [النحل: ١٠٢]

١٠٢ - ای رسول- به آنها بگو: این قرآن را جبریل از جانب الله سبحانه با حقیقتی که هیچ خطا و تبدیل و تحریفی در آن وجود ندارد آورده است، تا کسانی را که به الله ایمان آورده‌‌اند هرگاه حکم جدیدی از آن نازل شود، و بخشی از آن نسخ شود بر ایمان‌‌شان استوار گرداند، و برای اینکه هدایتی برای آنها به‌‌سوی حق، و بشارتی برای مسلمانان باشد به پاداشی گرامی که به دست می‌‌آورند.

برخی فواید آیات:

عمل صالحِ اِقرار‌‌ کنندگان ایمان، زندگی را خوش می‌‌گرداند.

راه نجات از شر شیطان، روی ‌‌آوردن به الله و پناه‌‌ جستن به او تعالی از شر شیطان است.

مؤمنان باید قرآن را پیشوای خویش قرار دهند، یعنی به علومش پرورش یابند، به اخلاقش آراسته گردند، و از نورش روشنایی برگیرند، که با این کار امور دینی و دنیایی‌‌شان اصلاح می‌‌گردد.

نسخ احکام واقع ‌‌شده در قرآن در زمان وحی به‌‌سبب حکمتی است که عبارت است از مراعات مصالح و رویدادها، و تغییر احوال بشری.|

﴿وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَـذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِين [النحل: ١٠٣]

١٠٣ و ما می‌‌دانیم که مشرکان می‌‌گویند: همانا انسانی این قرآن را به محمد می‌‌آموزد، و آنها در این ادعای‌‌شان دروغگویند، چون زبان کسی‌‌که ادعا می‌‌کنند به رسول می‌‌آموزد عَجَم است، و این قرآن بر زبان عربی روشن و با بلاغت عالی نازل شده است، پس چگونه ادعا می‌‌کنند که از یک عَجَم فرامی‌‌گیرد؟!

﴿إِنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللّهِ لاَ يَهْدِيهِمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [النحل: ١٠٤]

١٠٤ همانا کسانی‌‌که ایمان ندارند آیات الله از جانب او سبحانه است تا زمانی‌‌که بر این امر اصرار ورزند الله آنها را به هدایت توفیق نمی‌‌دهد، و به‌‌سبب اینکه به الله کفر می‌‌ورزند، و آیاتش را تکذیب می‌‌کنند عذابی رنج ‌‌آور دارند.

﴿إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَأُوْلـئِكَ هُمُ الْكَاذِبُون [النحل: ١٠٥]

١٠٥ محمد‌‌ج‌‌ در آنچه از جانب پروردگارش آورده دروغگو نیست، بلکه کسانی دروغ می‌‌سازند که آیات الله را تصدیق نمی‌‌کنند؛ زیرا آنها از عذاب نمی‌‌ترسند، و به پاداش امید ندارند، و این مُتَّصِفان به کفر همان دروغگویانند؛ زیرا دروغ عادت‌‌شان است که به آن خو گرفته‌‌اند.

﴿مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ وَلَـكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيم [النحل: ١٠٦]

١٠٦ جز کسی‌‌که به کفر مجبور شده است و سخن کفر را با زبانش بگوید اما قلبش به ایمان اطمینان داشته باشد و به حقیقت آن یقین داشته باشد، هرکس پس از ایمانش به الله کفر ورزد و سینه‌‌اش را بر کفر گشوده باشد و کفر را بر ایمان برگزیند، و کفر را با رغبت به زبان آورد از اسلام بازگشته و مُرتَد است؛ پس خشمی از جانب الله بر آنها است، و عذاب بزرگی دارند.

﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الْدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِين [النحل: ١٠٧]

١٠٧ این ارتداد و بازگشت از اسلام به‌‌سبب این است که آنها با مراقبت بر کفرشان بهره دنیایی را که به آن رسیدند بر آخرت برتری دادند، و الله قوم کافران را به ایمان توفیق نمی‌‌دهد، بلکه دست از یاری‌‌شان می‌‌کشد.

﴿أُولَـئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُون [النحل: ١٠٨]

١٠٨ این مرتدان، کسانی هستند که الله بر دل‌‌های‌‌شان مُهر نهاده است پس پندها را نمی‌‌فهمند، و بر گوش‌‌های‌‌شان مُهر نهاده است پس آن‌‌گونه که نفع ببرند پندها را گوش نمی‌‌کنند، و بر چشم‌‌های‌‌شان مُهر نهاده است چنان‌‌که آیات دلالت ‌‌کننده بر ایمان را نمی‌‌بینند، و همان‌‌ها هستند که از اسباب سعادت و شقاوت، و از عذابی که الله برای‌‌شان فراهم آورده است بی‌‌خبرند.

﴿لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرون [النحل: ١٠٩]

١٠٩ بدون تردید آنها در روز قیامت همان زیانکارانی هستند که به‌‌سبب کفر پس از ایمان که اگر بر آن مراقبت می‌‌کردند به‌‌طور قطع وارد بهشت می‌‌شدند به خودشان زیان رسانده‌‌اند.

﴿ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيم [النحل: ١١٠]

١١٠ - ای رسول- با این وجود نیز پروردگارت نسبت به مؤمنان مستضعف بسیار آمرزنده و مهربان است پس از آن‌‌که مشرکان آنها را عذاب کردند و در دین‌‌شان به فتنه انداختند تا اینکه سخن کفر را به زبان آوردند، درحالی‌‌که دل‌‌های‌‌شان به ایمان اطمینان داشت از مکه به مدینه مهاجرت کردند، سپس در راه الله جهاد کردند تا سخن الله برتر باشد، و سخن کافران پایین‌‌تر باشد، و بر دشواری‌‌های این راه شکیبایی ورزیدند. به‌‌راستی‌‌که پروردگارت پس از این فتنه که با آن در معرض آزمایش قرار گرفتند، و شکنجه‌‌ای که با آن عذاب شدند تا اینکه سخن کفر را به زبان آوردند؛ نسبت به آنها بسیار آمرزنده و مهربان است؛ زیرا آنها فقط در حال اجبار، سخن کفر را به زبان آوردند.

برخی فواید آیات:

اجازه‌‌ بیان کفر به صورت آشکارا برای کسی‌‌که بر این کار مجبور شده است به شرط اینکه قلبش به ایمان اطمینان داشته باشد.

مرتدان سزاوار خشم و عذاب الله شده‌‌اند؛ چون زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح داده‌‌اند، و از هدایت الله محروم مانده‌‌اند، و الله بر دل‌‌ها و گوش‌‌ها و چشم‌‌های‌‌شان مُهر نهاده است، و آنها را از بی‌‌خبرانی قرار داده است که عذاب سخت روز قیامت را برای‌‌شان می‌‌خواهد.

الله آمرزش و رحمت را برای کسانی نوشته است که ایمان آورده‌‌اند، و پس از اینکه به فتنه افتادند مهاجرت کردند، و بر جهاد شکیبایی کردند.|

﴿* يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُون [النحل: ١١١]

١١١ و -ای رسول- به یاد آور روزی را که هر انسانی در حالی می‌‌آید که به‌‌سبب موقعیت دشوار، فقط از خودش دفاع می‌‌کند، و از دیگران دفاع نمی‌‌کند، و هر شخصی پاداش خیر و شری را که انجام داده است دریافت می‌‌کند، و نه با کاستن از نیکی‌‌های‌‌شان به آنها ستم می‌‌شود، و نه با افزودن بر بدی‌‌های‌‌شان.

﴿وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُون [النحل: ١١٢]

١١٢ و الله مثال شهری - یعنی مکه- را زده است که ایمن بود و ساکنانش نمی‌‌ترسیدند، و آرام بود درحالی‌‌که مردم پیرامونش ربوده می‌‌شدند، و رزق آن گوارا و آسان از هر مکانی به‌‌سویش سرازیر می‌‌شد، اما ساکنانش به نعمت‌‌هایی که الله بر آنها ارزانی داشته بود کفر ورزیدند و شکرش را به جای نیاوردند، پس الله آنها را به‌‌سبب کفر و تکذیبی که مرتکب می‌‌شدند با گرسنگی و ترس شدیدی که بدن‌‌های‌‌شان را بی‌‌قرار و ضعیف ساخت مجازات کرد، به حدی که گرسنگی و ترس برای‌‌شان مانند لباس شد (همیشه با آنها بود).

﴿وَلَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُون [النحل: ١١٣]

١١٣ و به‌‌سوی اهالی مکه رسولی از خودشان که او را به امانتداری و راستگویی می‌‌شناسند، یعنی محمد‌‌ج‌‌ آمد، اما او را در آنچه که پروردگارش بر او نازل کرده بود تکذیب کردند، آن‌‌گاه عذاب الله با گرسنگی و ترس بر آنها نازل شد، درحالی‌‌که چون به الله شرک ورزیده بودند، و رسولش را تکذیب کرده بودند با قرار دادن خودشان در معرض نابودی بر خویشتن ستم روا داشتند.

﴿فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُون [النحل: ١١٤]

١١٤ پس -ای بندگان- از آنچه الله سبحانه به شما روزی داده است آنچه را که حلال است و خوردنش برای‌‌تان لذت‌‌بخش است بخورید، و شکر نعمت‌‌های الله را که بر شما ارزانی داشته است با اقرار به این نعمت‌‌ها برای الله و صرف کردن آن‌‌ در راه رضایت او تعالی به جای آورید، اگر فقط او را عبادت می‌‌کنید و به او شرک نمی‌‌ورزید.

﴿إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [النحل: ١١٥]

١١٥ الله از میان خوردنی‌‌ها، این موارد را بر شما حرام گردانیده است: از میان ذبح ‌‌شدنی‌‌ها آنچه بدون ذبح مرده است؛ و خون ریخته ‌‌شده؛ و خوک را با تمام اجزایش؛ و آنچه را که ذبح ‌‌کننده‌‌اش آن را برای غیر الله قربانی کرده است. این تحریم فقط در حال اختیار است، اما کسی‌‌که ضرورت او را به خوردن این موارد بکشاند، و بدون رغبت در حرام از آن بخورد، و از حد نیاز نگذرد، گناهی بر او نیست. به‌‌راستی که الله آمرزنده است، و آنچه را که بخورد برایش می‌‌آمرزد، و نسبت به او مهربان است چون خوردن از موارد مذکور را در هنگام ضرورت برایش اجازه داده است.

﴿وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـذَا حَلاَلٌ وَهَـذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُون [النحل: ١١٦]

١١٦ و -ای مشرکان- آنچه را که زبان‌‌های‌‌تان به دروغ بر الله نسبت می‌‌دهد نگویید که: این چیز حلال، و این چیز حرام است؛ به این هدف که با تحریم آنچه که الله حرام نکرده است، یا حلال کردن آنچه که الله حلال نکرده است بر او تعالی دروغ ببندید. به‌‌راستی کسانی‌‌که بر الله دروغ می‌‌بندند به مطلوب دست نمی‌‌یابند، و از ترس و هلاکت رهایی پیدا نمی‌‌کنند.

﴿مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [النحل: ١١٧]

١١٧ به‌‌سبب اینکه از هوس‌‌های‌‌شان پیروی کردند در دنیا کالای اندک و ناچیزی برای‌‌شان است، و روز قیامت عذابی رنج‌‌آور دارند.

الله پس از بیان خوردنی‌‌هایی که بر امت اسلام حرام گردانیده است خوردنی‌‌هایی را که بر یهودیان حرام گردانیده بود بیان کرده است:

﴿وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُون [النحل: ١١٨]

١١٨ و فقط بر یهودیان آنچه را که برایت حکایت کردیم حرام گردانیدیم (چنان‌‌که در آیۀ ١٤٦ سورۀ الأنعام آمده است)، و ما با تحریم این موارد به آنها ستم نکردیم، بلکه آنها خودشان بر خویشتن ستم کردند هنگامی‌‌که اسباب عذاب را مرتکب شدند. آن‌‌گاه آنها را به خاطر سرکشی‌‌شان جزا دادیم. پس این موارد را برای مجازات‌‌شان بر آنها حرام گردانیدیم.

برخی فواید آیات:

جزا از جنس عمل است؛ زیرا اهالی مکه وقتی نعمت را ناسپاسی کردند، نقیض نعمت، یعنی نابودی و گرفتن نعمت، آنها را فرا گرفت، و پس از سیری در گرسنگی شدید افتادند، و پس از امنیت و اطمینان در ترس و بی‌‌قراری، و پس از بی‌‌نیازی در وسایل زندگی به کمبود گرفتار آمدند.

وجوب ایمان به الله و رسولان‌‌‌‌، و عبادت الله به یگانگی، و شکر او به خاطر نعمت‌‌ها و برکات زیادش، و اینکه هرکس به الله کفر ورزد و از او نافرمانی کند، و نعمت الله بر خویش را انکار کند عذاب الهی او را فرا می‌‌گیرد.

الله تعالی از روی لطف و احسان و برای محافظت از فساد، به‌‌جز پلیدی‌‌ها چیزی را بر ما حرام نکرده است.|

﴿ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيم [النحل: ١١٩]

١١٩ - ای رسول- با این وجود پروردگارت برای کسانی‌‌که گناهان را از روی نادانی به سرانجام‌‌شان هر چند از روی عمد مرتکب شدند، سپس بعد از انجام گناهان به‌‌سوی الله توبه کردند، و اعمال فاسدشان را اصلاح کردند، همانا پروردگارت پس از توبه گناهان‌‌شان را می‌‌آمرزد، و نسبت به آنها مهربان است.

چون مشرکان ادعا می‌‌کردند که بر آیین ابراهیم÷ هستند، الله پاسخ این ادعای‌‌شان را داد و فرمود:

﴿إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِين [النحل: ١٢٠]

١٢٠ همانا ابراهیم÷ گرد آورندۀ خصلت‌‌های نیکو، پایدار بر طاعت پروردگارش، مایل از تمام ادیان به‌‌سوی دین اسلام بود، و هرگز از مشرکان نبوده است.

﴿شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [النحل: ١٢١]

١٢١ و شکرگزار نعمت‌‌های الله که بر او ارزانی داشت بود، و الله او را برای نبوت برگزید، و به‌‌سوی دین استوار اسلام هدایت کرد.

﴿وَآتَيْنَاهُ فِي الْدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِين [النحل: ١٢٢]

١٢٢ و در دنیا نبوت و یاد نیک و فرزند صالح برایش عطا کردیم، و به تحقیق که در آخرت از صالحانی است که الله درجات والایی از بهشت برای‌‌شان فراهم آورده است.

﴿ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِين [النحل: ١٢٣]

١٢٣ - ای رسول- سپس به تو وحی کردیم که با تمایل از تمام ادیان به دین اسلام، از آیین ابراهیم در توحید و بیزاری از مشرکان و دعوت به‌‌سوی الله و عمل به شریعت او تعالی، پیروی کن، و چنان‌‌که مشرکان ادعا می‌‌کنند ابراهیم هرگز از مشرکان نبود، بلکه برای الله یک مُوَحّد و یکتاپرست بود.

﴿إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُون [النحل: ١٢٤]

١٢٤ به‌‌راستی‌‌که بزرگداشت روز شنبه بر یهودیانی که در آن اختلاف کردند فرض قرار داده شد؛ تا در این روز از کارهای‌‌شان برای عبادت دست بکشند پس از اینکه در مورد روز جمعه که به دست‌‌ کشیدن از کار در آن فرمان یافته بودند گمراه شدند. و -ای رسول- به‌‌راستی‌‌که پروردگارت در روز قیامت میان این اختلاف ‌‌کنندگان در آنچه اختلاف می‌‌ورزیدند داوری خواهد کرد، و هرکس را به آنچه سزاوارش است جزا خواهد داد.

﴿ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِين [النحل: ١٢٥]

١٢٥ - ای رسول- تو و مؤمنانی که از تو پیروی کردند به مقتضای حال و فهم و گردن‌‌ نهادن شخصی که دعوت می‌‌دهد، و با اندرز مشتمل بر ترغیب و ترهیب به‌‌سوی دین اسلام فراخوانید، و به روشی که از نظر گفتار و فکر و اخلاق نیکوتر است با آنها مجادله کن، زیرا هدایت مردم بر عهدۀ تو نیست، و فقط ابلاغ به آنها وظیفۀ توست، به‌‌راستی‌‌که پروردگارت به کسانی‌‌که از دین اسلام گمراه شوند، و به کسانی‌‌که به آن هدایت یابند آگاه‌‌تر است، پس خودت را به خاطر اندوه بر آنها نابود نکن.

﴿وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرين [النحل: ١٢٦]

١٢٦ و اگر خواستید دشمن‌‌تان را مجازات کنید او را به مانند آنچه بر شما روا داشته است بدون زیاده‌‌روی مجازات کنید، و اگر با وجود قدرت بر این کار از مجازات او شکیبایی کنید این کار برای شکیبایان شما بهتر است از اینکه به تساوی قصاص کنند.

﴿وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللّهِ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلاَ تَكُ فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُون [النحل: ١٢٧]

١٢٧ و -ای رسول- در برابر آزارهایی که از آنها به تو می‌‌رسد شکیبایی کن، و توفیق تو به شکیبایی جز با توفیق الله نیست، و به‌‌سبب اینکه کافران از تو روی می‌‌گردانند اندوه مدار، و به‌‌سبب مکر و نیرنگی که انجام می‌‌دهند سینه‌‌ات تنگ نگردد.

﴿إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُون [النحل: ١٢٨]

١٢٨ به‌‌راستی الله با کسانی است که با ترک گناهان تقوای او تعالی را پیشه کردند، و با کسانی است که با برپایی طاعات و اجرای آنچه به آن فرمان یافته‌‌اند نیکوکارند، زیرا نصر و تأیید الهی همراهشان است.

برخی فواید آیات:

مقتضای رحمت الله چنین است که توبه آن دسته از بندگانش که کفر و سایر گناهان را انجام می‌‌دهند، سپس توبه می‌‌کنند و اعمال‌‌شان را اصلاح می‌‌گردانند می‌‌پذیرد، و آنها را می‌‌آمرزد.

مسلمان باید ابراهیم÷ را الگوی خویش قرار دهد.

دعوتگران به‌‌سوی دین الله باید از این سه راه پیروی کنند: حکمت، اندرز نیکو، و مجادله با روشی که نیکوتر است.

کیفر به مثل و بدون زیاده‌‌روی است، یعنی مظلوم از افزودن بر کیفر ظالم نهی شده است.|

سوره الإسراء

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان کامل‌‌شدن رسالت محمدی، و نیز ذکر اشاره‌‌ها و مژده‌‌هایی در خصوص ماهیت و آیندۀ رسالت.

تفسیر:

﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِير [الإسراء: ١]

١ منزه و بزرگ است الله سبحانه، به خاطر قدرتش بر انجام آنچه هیچ‌‌کس جز او قادر بر انجامش نیست، زیرا او تعالی ذاتی است که پاره‌‌ای از شب روح و بدن بنده‌‌اش محمد‌‌ج‌‌ را در بیداری از مسجد الحرام به مسجد بیت المقدس که پیرامون آن را با میوه‌‌ها و کشت‌‌زارها و منازل پیامبران‌‌ﻹ‌‌ برکت داده‌‌ایم سیر داد؛ تا برخی آیات ما را که بر قدرت الله سبحانه دلالت دارند ببیند، به‌‌راستی‌‌که او تعالی ذات شنوایی است که هیچ صدایی بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و ذات بینایی است که هیچ چیزی بر او پنهان نمی‌‌ماند.

﴿وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلا [الإسراء: ٢]

٢ و تورات را به موسی÷ دادیم و آن را هدایتگر و راهنمای بنی‌‌اسرائیل گردانیدیم، و به بنی‌‌اسرائیل گفتیم: کارسازی جز من نگیرید که امورتان را به او واگذار کنید، بلکه فقط بر من توکل کنید.

﴿ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْدًا شَكُورًا [الإسراء: ٣]

٣ شما از نسل کسانی هستید که آنها را همراه نوح÷ از غرق‌‌شدن در طوفان نجات دادیم وبه آنها نعمت بخشیدیم، پس این نعمت را به یاد آورید، و از الله تعالی با عبادت و طاعت او به یگانگی سپاسگزاری کنید، و در این کار به نوح÷ اقتدا کنید، زیرا او بسیار شکر الله تعالی را به جای می‌‌آورد.

﴿وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا [الإسراء: ٤]

٤ و در تورات به بنی‌‌اسرائیل خبر دادیم که به‌‌طور قطع با انجام گناهان و ناسپاسی دوباره در زمین فساد برپا خواهند کرد، و به‌‌طور قطع با ستم و سرکشی بر مردم برتری خواهند طلبید درحالی‌‌که در این کار از حد می‌‌گذرند.

﴿فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولا [الإسراء: ٥]

٥ پس هنگامی‌‌که برای بار اول فساد برپا کردند عده‌‌ای از بندگان خویش را که نیرومند و بسیار سخت‌‌گیر بودند بر آنها مسلط کردیم که آنها را می‌‌کشتند و آواره می‌‌کردند، و در میان خانه‌‌های‌‌شان گشتند و بر هرچه می‌‌گذشتند آن را تباه می‌‌کردند، و وعدۀ الله بر این کار بدون تردید تحقق‌‌یافتنی است.

﴿ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا [الإسراء: ٦]

٦ - ای بنیاسرائیل- سپس وقتی به‌‌سوی الله توبه کردید، شما را بر کسانی‌‌که بر شما مسلط شده بودند حاکم کردیم و شما را با اموال، پس از چپاول آن؛ و فرزندان، پس از اسارت‌‌شان یاری رساندیم، و گروه شما را از دشمنان‌‌تان بیشتر گردانیدیم.

﴿إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا [الإسراء: ٧]

٧ - ای بنیاسرائیل- اگر اعمال‌‌تان را اصلاح کنید، و به نحو مطلوب انجام دهید، پاداش آن به خودتان بازمی‌‌گردد، زیرا الله از اعمال شما بی‌‌نیاز است، و اگر اعمال بدی مرتکب شوید عاقبت آن نیز به ضرر خود شماست، زیرا نه نیکی افعال شما به الله فایده می‌‌رساند، و نه بدی اعمال‌‌تان به او تعالی ضرری می‌‌رساند، پس اگر دوباره مرتکب فساد شدید دشمنان‌‌تان را بر شما مسلط می‌‌کنیم تا شما را با شکنجه‌‌های گوناگون خوار گردانند، و اندوه را در چهره‌‌های‌‌تان آشکار سازند، و به‌‌طور قطع وارد بیت‌‌المقدس خواهند شد و همانند بار اول آن را تخریب خواهند کرد، و بر هر سرزمینی که چیره شوند آن را به‌‌طور کامل نابود خواهند کرد.

برخی فواید آیات:

در این فرموده ﴿الْمَسْجِدِ الْأَقْصَا: به دخول مسجد الاقصی در حکم اسلام اشاره شده؛ زیرا مسجد محل عبادت مسلمانان است.

بیان فضیلت شکر، و اقتدا به پیامبران و رسولان شکرگزار.

یکی از حکمت‌‌ها و سنت‌‌های الله این است که کسانی را بر فسادکاران می‌‌فرستد که آنها را از فساد بازمی‌‌دارند؛ تا حکمت الله در اصلاح محقق گردد.

ترساندن امت اسلامی از انجام گناهان؛ تا مبادا مصیبتی که به بنی‌‌اسرائیل رسید آنها را نیز فراگیرد، زیرا سنت الله یکی است و هرگز تبدیل و تغییر نمی‌‌پذیرد.|

﴿عَسَى رَبُّكُمْ أَن يَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ حَصِيرًا [الإسراء: ٨]

٨ - ای بنیاسرائیل- امید است که اگر به‌‌سوی پروردگارتان توبه کنید، و اعمال‌‌تان را نیک گردانید، پس از این انتقام شدید بر شما رحم کند، و اگر برای بار سوم یا بیشتر به فسادکاری بازگردید ما هم برای انتقام از شما بازمی‌‌گردیم، و جهنم را برای کافران به الله بستر و گهواره‌‌ای قرار داده‌‌ایم که از آن رهایی نمی‌‌یابند.

﴿إِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا [الإسراء: ٩]

٩ به‌‌راستی‌‌که این قرآن نازل‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌ بر نیکوترین راه‌‌ها که همان راه اسلام است راهنمایی می‌‌کند، و مؤمنان به الله را که اعمال صالح انجام می‌‌دهند به آنچه خشنودشان می‌‌سازد، یعنی به اینکه پاداش بزرگی از جانب الله دارند خبر می‌‌دهد.

﴿وأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا [الإسراء: ١٠]

١٠ و کسانی را که به روز قیامت ایمان ندارند به آنچه آنها را اندوهگین می‌‌سازد خبر می‌‌دهد، یعنی به اینکه عذابی رنج‌‌آور در روز قیامت برای‌‌شان آماده ساخته‌‌ایم.

﴿وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولا [الإسراء: ١١]

١١ و انسان همان‌‌گونه که خیر را برای خودش فرامی‌‌خواند، از روی جهلی که دارد هنگام خشم، بدی‌‌ها را برای خود و فرزند و مالش فرا می‌‌خواند، پس اگر دعایش به بدی را اجابت کنیم به‌‌طور قطع خودش، و مالش و فرزندش نابود خواهند شد، و انسان بر عجله آفریده شده است؛ از این رو، گاهی در آنچه به ضررش است شتاب می‌‌کند.

﴿وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلا [الإسراء: ١٢]

١٢ و شب و روز را دو نشانۀ دلالت‌‌کننده بر یگانگی و قدرت الله آفریدیم؛ چون در طولانی‌‌بودن و کوتاهی و گرما و سرما با هم اختلاف دارند، یعنی شب را تاریک برای استراحت و خواب، و روز را روشن قرار دادیم که مردم در آن می‌‌بینند و برای معاش خویش تلاش می‌‌کنند، به این امید که با از پی یکدیگر آمدن شب و روز، شمار سال‌‌ها، و حساب ماه‌‌ها و روزها و ساعت‌‌ها را که به آن نیاز دارید یاد بگیرید، و برای تشخیص اشیا، هر چیزی را واضح بیان کردیم، تا حق‌‌گو از یاوه‌‌گو آشکار گردد.

﴿وَكُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَابًا يَلْقَاهُ مَنشُورًا [الإسراء: ١٣]

١٣ و اعمال هر انسانی را مانند گردن‌‌بند، پیوست او قرار داده‌‌ایم، که از او جدا نمی‌‌شود تا بر آن مورد محاسبه قرار گیرد، و در روز قیامت نامه‌‌ای برایش درمی‌‌آوریم که تمام اعمال خیر و شری را که انجام داده است، گشوده و مبسوط در برابر خویش می‌‌بیند.

﴿اقْرَأْ كَتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا [الإسراء: ١٤]

١٤ و در آن روز به او می‌‌گوییم: - ای انسان- نامه‌‌ات را بخوان، و حساب خود بر اعمال خویش را به عهده بگیر، که در روز قیامت خودت حسابرس خویش باشی.

﴿مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولا [الإسراء: ١٥]

١٥ هرکس به ایمان راه یافته، پاداش هدایتش برای خودش است، و هرکس گمراه شده کیفر گمراهی‌‌اش بر خودش است، و هیچ‌‌کس گناه دیگری را به دوش نمی‌‌کشد، و ما هیچ قومی را تا اینکه با فرستادن رسولان‌‌ﻹ‌‌ به‌‌سویشان، حجت را بر آنها اقامه نکنیم عذاب نمی‌‌کنیم.

﴿وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا [الإسراء: ١٦]

١٦ و چون نابودی قریه‌‌ای را به خاطر ظلمش اراده کنیم کسانی از آنها را که بر اثر نعمت سرمست شده‌‌اند به طاعت فرمان دهیم اما آنها اطاعت نمی‌‌کنند، بلکه نافرمانی می‌‌کنند و از طاعت خارج می‌‌شوند، آن‌‌گاه وعدۀ عذاب ریشه‌‌کن کننده بر آنها واقع شده، و آنها را از بیخ برمی‌‌کنیم.

﴿وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِنَ الْقُرُونِ مِن بَعْدِ نُوحٍ وَكَفَى بِرَبِّكَ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًَا بَصِيرًا [الإسراء: ١٧]

١٧ و چه بسیار امت‌‌های تکذیب‌‌کننده‌‌ای مانند عاد و ثمود که پس از نوح÷ آنها را نابود کردیم! و - ای رسول- پروردگارت به گناهان بندگانش دانا و بیناست، و ذره‌‌ای از گناهان‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی آنها را در قبال گناهان‌‌شان مجازات خواهد کرد.

برخی فواید آیات:

هرکس به هدایت قرآن راه یابد، در تمام امورش کامل‌‌ترین و استوارترین و هدایت‌‌یافته‌‌ترین مردم است.

ترساندن از دعای بد بر خویشتن و فرزندان.

اختلاف شب و روز با افزایش و کاهش و از پی یکدیگر آمدن این دو، و روشنایی روز و تاریکی شب، تمام این موارد بر یگانگی و وجود و کمال علم و قدرت الله دلالت دارند.

آیات فوق، مبدأ مسؤولیت شخصی را بر اساس عدالت و رحمت الله به بندگانش بیان می‌‌کند.|

﴿مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا [الإسراء: ١٨]

١٨ هرکس اعمال صالح را، به قصد کسب زندگی دنیا انجام دهد، و به آخرت ایمان نیاورد و اهمیت ندهد، به زودی نعمتی را که ما بخواهیم نه نعمتی را که خودش بخواهد در دنیا به او می‌‌دهیم، سپس جهنم را برایش قرار می‌‌دهیم و در روز قیامت در آن درمی‌‌آید که از گرمایش رنج می‌‌برد، و به خاطر انتخاب دنیا و کفر به آخرت مورد مؤاخذه قرار می‌‌گیرد، و از رحمت الله رانده می‌‌شود.

﴿وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا [الإسراء: ١٩]

١٩ و هرکس با انجام اعمال نیک، پاداش آخرت را بخواهد، و بدون ریا و طلب شهرت برای پاداش آخرت بکوشد، درحالی‌‌که به آنچه الله ایمان به آن را واجب گردانیده است ایمان دارد، تلاش اینها که صفات مذکور را دارند نزد الله پذیرفته‌‌شده است، و به‌‌زودی جزای تلاششان را به آنها خواهد داد.

﴿كُلاًّ نُّمِدُّ هَـؤُلاء وَهَـؤُلاء مِنْ عَطَاء رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا [الإسراء: ٢٠]

٢٠ - ای رسول- از عطای پروردگارت بدون وقفه برای هر دوی این گروه بدکار و نیکوکار می‌‌افزاییم، و عطای او تعالی در دنیا از هیچ‌‌کس بازداشته شده نیست، چه نیکوکار باشد و چه بدکار.

﴿انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَلَلآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَكْبَرُ تَفْضِيلا [الإسراء: ٢١]

٢١ - ای رسول- بیندیش که چگونه در دنیا بعضی از آنها را بر بعضی دیگر از نظر روزی و مراتب، برتری دادیم، و به‌‌طور قطع درجات نعمت‌‌ها در آخرت از زندگی دنیا بزرگتر و بهتر است، پس مؤمن باید بر آن اشتیاق ورزد.

﴿لاَّ تَجْعَل مَعَ اللّهِ إِلَـهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَّخْذُولا [الإسراء: ٢٢]

٢٢ - ای بنده- همراه الله معبودی دیگر قرار نده تا او را عبادت کنی، که در این صورت نزد الله مورد مؤاخذه قرار می‌‌گیری، و نزد بندگان صالح او تعالی هیچ ستایشگری نخواهی داشت، و از یاری الله محروم می‌‌مانی و هیچ یاوری نخواهی داشت.

﴿* وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا [الإسراء: ٢٣]

٢٣ و - ای بنده- پروردگارت فرمان داده و واجب گردانیده که غیر او عبادت نشود، و به نیکی به پدر و مادر به‌‌خصوص هنگام رسیدن به سالخوردگی فرمان داده، که اگر یکی از پدر و مادر یا هر دو نزدت به سالخوردگی رسیدند، با گفتن سخنی که بر خستگی دلالت دارد از آن دو خسته و زده نشو، و بر آن دو پرخاش نکن، و سخن درشت بر آنها نگو، و سخنی نیکو همراه با نرمی و مهربانی به آنها بگو.

﴿وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا [الإسراء: ٢٤]

٢٤ و از روی فروتنی و مهربانی به آن دو در برابرشان فروتنی کن، و بگو: پروردگارا، چون مرا در کودکی تربیت کردند بر آنها رحمت بفرست.

﴿رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ إِن تَكُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ كَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا [الإسراء: ٢٥]

٢٥ - ای مردم- پروردگارتان به اخلاص برای او در عبادت و اعمال نیک، و نیکی به پدر و مادر که در نهان شماست آگاه‌‌تر است، پس اگر نیات شما در عبادت و رفتار با پدر و مادر و دیگران صالح باشد همانا او سبحانه برای کسانی‌‌که با توبه به‌‌سوی او بازمی‌‌گردند آمرزنده است، پس هرکس از کوتاهی گذشتۀ خویش در فرمان‌‌برداری از پروردگارش یا پدر و مادرش توبه کند الله او را می‌‌بخشد.

﴿وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا [الإسراء: ٢٦]

٢٦ و - ای مؤمن- حق خویشاوند در برقراری رابطۀ خویشاوندی را به او بده، و به فقیر نیازمند عطا کن، و به مسافری که توشه‌‌اش تمام شده عطا کن، و مالت را در گناهی، یا اسرافکارانه انفاق نکن.

﴿إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا [الإسراء: ٢٧]

٢٧ به‌‌راستی کسانی‌‌که اموال‌‌شان را در گناهان خرج می‌‌کنند، و در خرج کردن، اسراف می‌‌کنند برادران شیاطین هستند، که در ولخرجی و اسراف که شیاطین به آنها فرمان می‌‌دهند از آنها اطاعت می‌‌کنند، و شیطان ناسپاس پروردگارش است، پس جز به گناه عمل نمی‌‌کند، و جز به آنچه که پروردگارش را خشمگین می‌‌سازد امر نمی‌‌کند.

برخی فواید آیات:

سزاوار است که انسان هر خیری را که می‌‌تواند انجام دهد و انجام هر خیری را که توانایی انجام آن را ندارد نیت کند؛ تا پاداش آن را ببرد.

نباید نعمت‌‌های دنیایی ملاک رضایت الله تعالی قرار گیرند؛ زیرا گاهی نعمت‌‌های دنیا حاصل می‌‌شود اما سرانجامِ آن، عذاب الله است.

نیکی‌‌ به پدر و مادر فرض و لازم و واجب است، و الله به‌‌دلیل لطف و محبت زیاد پدر و مادر، سپاسگزاری از آن دو را در کنار سپاسگزاری از خویش آورده است.

اسلام اسراف را که عبارت است از انفاق مال در غیر حقش، حرام کرده است.|

﴿وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاء رَحْمَةٍ مِّن رَّبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُل لَّهُمْ قَوْلاً مَّيْسُورًا [الإسراء: ٢٨]

٢٨ و اگر به دلیل فقر و تنگدستی از عطا کردن به آنهای [که به پرداخت حقشان سفارت شدی] خودداری کنی و در انتظار رزق و روزی بودی که الله بر تو بگشاید، سخنی نرم و ملایم به آنها بگو، مثلا روزیِ گسترده را برای‌‌شان دعا کن، یا به آنها وعده بده که اگر الله مالی به تو روزی داد به آنها عطا کنی.

﴿وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا [الإسراء: ٢٩]

٢٩ و دستت را از انفاق بازندار، و در انفاق زیاده‌‌روی نکن، که اگر دستت را از انفاق بازداری مورد سرزنش قرار می‌‌گیری و مردم تو را به خاطر بخلی که داری سرزنش می‌‌کنند، و اگر زیاده‌‌روی کنی از انفاق بازمی‌‌مانی، آن‌‌گاه چیزی برای انفاق نمی‌‌یابی.

﴿إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا [الإسراء: ٣٠]

٣٠ به تحقیق پروردگارت از روی حکمتی برتر، روزی را بر هرکس بخواهد می‌‌گشاید، و آن را برای هرکس بخواهد تنگ می‌‌گرداند، زیرا او تعالی نسبت به بندگانش دانا و بیناست، و چیزی از آنها بر او پوشیده نمی‌‌ماند، پس امرش را در میان آنها به گونه‌‌ای که بخواهد به انجام می‌‌رساند.

﴿وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُم إنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا [الإسراء: ٣١]

٣١ و فرزندان‌‌تان را از ترس فقر در آینده که بر آنها انفاق کنید نکشید، ما هستیم که روزیِ آنها، و روزیِ خود شما را برعهده می‌‌گیریم، ‌‌به‌‌راستی‌‌که قتل آنها گناهی بزرگ است؛ چون نه گناهی دارند و نه سببی وجود داد که موجب قتل‌‌شان شود.

﴿وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاء سَبِيلا [الإسراء: ٣٢]

٣٢ و از زنا بپرهیزید، و از اسباب و مقدمات آن دوری کنید؛ زیرا بی‌‌نهایت زشت است، و به دلیل اینکه به در هم آمیخته ‌‌شدن نَسَب‌‌ها و عذاب الله منجر می‌‌شود راه بسیار بدی است.

﴿وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا [الإسراء: ٣٣]

٣٣ و نفسی را که الله خونش را با ایمان یا امان محفوظ داشته است نکشید مگر اینکه به‌‌سبب ارتداد، یا زنا به شرط تأهُّل، یا قصاص سزاوار کشته ‌‌شدن باشد. و هرکس مظلومی را بدون سببی که قتلش را اجازه دهد بکشد کسی از وارثانش را که سرپرست امورش است بر قاتلش مسلط گردانیده‌‌ایم، یعنی می‌‌تواند از طریق قصاص، کشتن قاتل را بخواهد، و می‌‌تواند بدون عوض عفو کند، و می‌‌تواند در برابر دریافت دیه عفو کند، پس نباید با مُثله ‌‌کردن قاتل، یا کشتن او به غیر آنچه که با آن مرتکب قتل شده است، یا قتل غیر قاتل، از حدی که الله برایش اجازه داده است بگذرد؛ بی‌‌تردید، او [ولیّ دَم] تحت حمایت الله و شرع مقدس قرار دارد.

﴿وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولا [الإسراء: ٣٤]

٣٤ و در مال طفلی که پدرش مرده است تصرف نکنید مگر آن‌‌گونه که برای رشد و نگهداری مالش بهتر باشد تا اینکه به عقل و رشد کامل خویش برسد، و به پیمان‌‌هایی که میان شما و پروردگارتان، و پیمان‌‌هایی که میان شما و بندگانش وجود دارد، به صورت کامل وفا کنید، زیرا الله در روز قیامت از پیمان ‌‌دهنده می‌‌پرسد: آیا به عهدش وفا کرده است تا به او پاداش دهد یا وفا نکرده است تا او را مجازات کند.

﴿وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ وَزِنُواْ بِالقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلا [الإسراء: ٣٥]

٣٥ و وقتی برای دیگران پیمانه می‌‌کنید پیمانه را کامل کنید و زیان نرسانید، و با ترازوی درستی که ذره‌‌ای نمی‌‌کاهد وزن کنید، این پیمانه و وزن‌‌ کردن برای‌‌تان در دنیا و آخرت بهتر است، و سرانجام بهتری از کم‌‌فروشی و کاستن از پیمانه و ترازو دارد.

﴿وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولا [الإسراء: ٣٦]

٣٦ و - ای فرزند آدم- از آنچه به آن علم نداری پیروی نکن، تا گمان‌‌ها و حدس را پیروی کنی، زیرا انسان در هر خیر یا شری که گوش و چشم و دلش را به‌‌کار می‌‌گیرد مورد سوال قرار می‌‌گیرد، پس در برابر خیر پاداش می‌‌گیرد، و در برابر شر کیفر می‌‌شود.

﴿وَلاَ تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولا [الإسراء: ٣٧]

٣٧ و در روی زمین با غرور و تکبر راه نرو، زیرا اگر با تکبر راه روی هرگز نخواهی توانست با راه‌‌رفتن زمین را بپیمایی، و هرگز قامتت به طول و ارتفاعی که کوه‌‌ها رسیده‌‌اند نخواهد رسید، پس در این صورت چرا تکبر؟!

﴿كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا [الإسراء: ٣٨]

٣٨ - ای انسان- تمام موارد بدی که بیان شد نزد پروردگارت ممنوع است، و الله از مرتکب آنها راضی نمی‌‌شود، بلکه بر او خشم می‌‌گیرد.

برخی فواید آیات:

ادب والا عبارت است از: انفاق به خویشاوندان با مهربانی، و وعده نیکو به بخشش و انفاق هنگام گشایش، و پوزش‌‌خواهی از آنها آن‌‌گونه که مورد پذیرش واقع شود.

الله از پدر و مادر فرزندان هم به آنها مهربان‌‌تر است؛ زیرا پدر و مادر را نهی کرده است از اینکه فرزندان‌‌شان را از ترس فقر و تهیدستی بکشند، و روزیِ همگی را برعهده گرفته است.

آیات فوق دلالت دارد بر اینکه حق در قتل برای ولی است، یعنی قصاص صورت نمی‌‌گیرد مگر به اذن او، و با عفو او نیز قصاص ساقط می‌‌شود.

الله از روی لطف و مهربانی به یتیم به اولیایش فرمان داده از او و مالش نگهداری کنند و ثروتش را رشد و گسترش دهند تا به سن بلوغ برسد.|

﴿ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلاَ تَجْعَلْ مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَّدْحُورًا [الإسراء: ٣٩]

٣٩ این اوامر و نواهی و احکام که توضیح دادیم از مواردی است که پروردگارت به تو وحی کرده است، و - ای انسان- همراه الله معبودی دیگر نگیر، تا روز قیامت ملامت‌‌شده درحالی‌‌که نفست و مردم تو را سرزنش می‌‌کنند، و از هر خیری رانده‌‌شده هستی در جهنم افکنده شوی.

﴿أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُم بِالْبَنِينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِنَاثًا إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظِيمًا [الإسراء: ٤٠]

٤٠ ای کسانی‌‌که ادعا می‌‌کنید فرشتگان دختران الله هستند، - ای مشرکان- آیا پروردگارتان فرزندان پسر را برای شما اختصاص داده، و فرشتگان را دخترانی برای خودش انتخاب کرده است؟ الله از آنچه که می‌‌گویید برتر است، به تحقیق که شما سخنی بسیار زشت در مورد الله سبحانه می‌‌گویید چون به او تعالی فرزند نسبت می‌‌دهید، و برای زیاده‌‌روی در کفر به او ادعا می‌‌کنید که دختران از آنِ او هستند.

﴿وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَـذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُواْ وَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ نُفُورًا [الإسراء: ٤١]

٤١ و به تحقیق که در این قرآن احکام و اندرزها و مَثَل‌‌ها را توضیح داده‌‌ایم تا مردم از آنها پند بگیرند، آن‌‌گاه راهی که به آنها نفع می‌‌رساند بپیمایند، و آنچه را به آنها زیان می‌‌رساند ترک کنند، حال آن‌‌که این موارد برای بعضی از آنها که فطرت‌‌شان سرنگون شده است جز بر دوری و کراهیت از حق نمی‌‌افزاید.

﴿قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لاَّبْتَغَوْاْ إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلا [الإسراء: ٤٢]

٤٢ - ای رسول- به این مشرکان بگو: اگر چنان‌‌که به دروغ و افترا می‌‌گویید همراه الله تعالی معبودهایی می‌‌بود، آن‌‌گاه این معبودهایِ ادعایی، راهی به‌‌سوی اللهِ صاحب عرش می‌‌جستند تا او را بر فرمانروایی‌‌اش مغلوب کنند و در مورد آن با او تنازع کنند.

﴿سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا [الإسراء: ٤٣]

٤٣ الله سبحانه از صفاتی که مشرکان او تعالی را با آن‌‌ها توصیف می‌‌کنند منزه و پاک است، و از آنچه در مورد او می‌‌گویند بسیار برتر است.

﴿تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَـكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا [الإسراء: ٤٤]

٤٤ آسمان‌‌ها و زمین و تمام مخلوقاتی که در آسمان‌‌ها و زمین وجود دارد، تسبیح الله را می‌‌گویند، و هیچ‌‌چیز نیست مگر اینکه الله را می‌‌ستاید و او را منزه می‌‌شمرد، اما شما چگونگی تسبیح آنها را نمی‌‌فهمید، زیرا شما فقط تسبیح کسی را که به زبان خودتان تسبیح بگوید می‌‌فهمید، به‌‌راستی‌‌که او تعالی ذات بردباری است که کیفر را به تعجیل نمی‌‌اندازد، و هرکس را که به‌‌سوی او توبه کند می‌‌آمرزد.

﴿وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَابًا مَّسْتُورًا [الإسراء: ٤٥]

٤٥ و - ای رسول- هر وقت قرآن بخوانی و بازدارنده‌‌ها و اندرزهایی را که در آن است بشنوند برای مجازات کسانی‌‌که به روز قیامت ایمان نمی‌‌آورند میان تو و میان آنها به خاطر رویگردانی‌‌شان حجابی پوشاننده قرار می‌‌دهیم که آنها را از فهم قرآن محروم می‌‌سازد.

﴿وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْاْ عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا [الإسراء: ٤٦]

٤٦ و بر دل‌‌های‌‌شان پوشش‌‌هایی قرار می‌‌دهیم تا قرآن را نفهمند، و در گوش‌‌های‌‌شان سنگینی قرار می‌‌دهیم تا آن‌‌گونه که نفع برساند آن را نشنوند، و هرگاه پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد کنی، و معبودهای ادعاییِ آنها را یاد نکنی درحالی‌‌که از اخلاص توحید برای الله دور می‌‌شوند پشت می‌‌کنند.

﴿نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَسْتَمِعُونَ بِهِ إِذْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ وَإِذْ هُمْ نَجْوَى إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ رَجُلاً مَّسْحُورًا [الإسراء: ٤٧]

٤٧ ما به روش گوش‌‌دادن رؤسای‌‌شان به قرآن داناتر هستیم، آنها راهیابی با آن را نمی‌‌خواهند، بلکه خوارشمردن و حرف‌‌های بیهوده را هنگام خواندن تو می‌‌خواهند، و ما به نجوایی که برای تکذیب و بازداشتن از آن می‌‌کنند داناتر هستیم، آن‌‌گاه که این ستمکاران به خودشان به‌‌سبب کفر می‌‌گویند: - ای مردم- شما جز مردی سحرشده را که عقلش تباه شده است پیروی نمی‌‌کنید.

﴿انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُواْ لَكَ الأَمْثَالَ فَضَلُّواْ فَلاَ يَسْتَطِيعْونَ سَبِيلا [الإسراء: ٤٨]

٤٨ - ای رسول- بیندیش تا تعجب کنی از صفات ناپسند مختلفی که تو را با آن توصیف کردند، و از حق منحرف شدند، و سرگردان ماندند پس به راه حق هدایت نشدند.

﴿وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا [الإسراء: ٤٩]

٤٩ و مشرکان برای انکار رستاخیز گفتند: آیا وقتی مُردیم و استخوان شدیم، و بدن‌‌هایمان پوسید، آیا از نو برانگیخته می‌‌شویم؟ به‌‌راستی‌‌که این امر محال است.

برخی فواید آیات:

این ادعا که فرشتگان دختران الله هستند گناه و بهتانی بسیار بزرگ است.

آیات الله بر بیشتر مردم جز رمیدن نمی‌‌افزاید؛ چون از حق کینه دارند و بر باطلی که هستند محبت می‌‌ورزند.

هیچ مخلوقی در آسمان‌‌ها و زمین نیست مگر اینکه به ستایش الله تسبیح می‌‌گوید پس برای بنده سزاوار است که مخلوقات در تسبیح از او پیشی نگیرند.

الله به‌‌سبب بردباری در برابر بندگان خویش کیفرشان را به خاطر غفلت و اعمال بدشان به تعجیل نمی‌‌اندازد، زیرا رحمت الله بر خشم او تعالی پیشی گرفته است.|

﴿* قُل كُونُواْ حِجَارَةً أَوْ حَدِيدًا [الإسراء: ٥٠]

٥٠ - ای رسول- به آنها بگو: - ای مشرکان- اگر می‌‌توانید به سختیِ سنگ باشید، یا به قدرت آهن باشید، و هرگز چنین نخواهید توانست.

﴿أَوْ خَلْقًا مِّمَّا يَكْبُرُ فِي صُدُورِكُمْ فَسَيَقُولُونَ مَن يُعِيدُنَا قُلِ الَّذِي فَطَرَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُوسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتَى هُوَ قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ قَرِيبًا [الإسراء: ٥١]

٥١ یا آفریده‌‌ای بزرگ‌‌تر از این دو باشید که در نظرتان بزرگ است، الله شما را بازمی‌‌گرداند همان‌‌گونه که ابتدا پدید آورد، و شما را زنده می‌‌گرداند همان‌‌گونه که بار نخست شما را آفرید. پس این ستیزه‌‌جویان خواهند گفت: چه کسی ما را پس از مرگمان زنده بازمی‌‌گرداند؟ به آنها بگو: همان ذاتی شما را بازمی‌‌گرداند که بار نخست بدون نمونۀ قبلی شما را آفرید، آن‌‌گاه سرهای‌‌شان را در حال تمسخر پاسخ تو تکان خواهند داد، و شگفت‌‌زده خواهند گفت: این بازگرداندن چه زمانی است؟! به آنها بگو: شاید نزدیک باشد، زیرا هر‌‌چه او تعالی آوردندۀ آن است نزدیک است.

﴿يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ وَتَظُنُّونَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلا [الإسراء: ٥٢]

٥٢ الله روزی شما را بازمی‌‌گرداند که شما را به‌‌سوی صحرای محشر فرا می‌‌خواند، آن‌‌گاه با تسلیم به فرمانش، و درحالی‌‌که او را ستایش می‌‌کنید دعوتش را اجابت می‌‌کنید، و گمان می‌‌کنید که جز زمان اندکی در زمین نمانده‌‌اید.

﴿وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا [الإسراء: ٥٣]

٥٣ و - ای رسول- به بندگان مؤمن من بگو: هنگام گفتگو سخن پاکیزه بگویند، و از سخن بد و ناپسند بپرهیزند؛ زیرا شیطان از آن بهره‌‌بردای می‌‌کند آن‌‌گاه میان آنها با آنچه که زندگی دنیوی و اخروی‌‌شان را تباه می‌‌سازد می‌‌کوشد، زیرا شیطان دشمنی آشکار بر انسان است، پس انسان باید از او بپرهیزد.

﴿رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلا [الإسراء: ٥٤]

٥٤ - ای مردم- پروردگارتان به شما داناتر است، پس هیچ‌‌چیز از شما بر او پوشیده نمی‌‌ماند، اگر بخواهد بر شما رحم کند بر شما رحم می‌‌کند؛ یعنی شما را به ایمان و عمل صالح توفیق می‌‌دهد، و اگر بخواهد شما را عذاب کند شما را عذاب می‌‌کند؛ یعنی شما را از ایمان محروم می‌‌سازد و بر کفر می‌‌میراند، و - ای رسول- تو را نگهبان آنها مبعوث نکرده‌‌ایم تا آنها را بر ایمان مجبور سازی، و از کفر بازداری، و اعمال‌‌شان را بر آنها برشماری. تو فقط ابلاغ‌‌کننده‌‌ای از جانب الله هستی که آنچه تو را به تبلیغ آن فرمان داده ابلاغ می‌‌کنی.

﴿وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِمَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا [الإسراء: ٥٥]

٥٥ و - ای رسول- پروردگار تو به تمام کسانی‌‌که در آسمان و زمین هستند و به احوال و شایستگی آنها داناتر است، و برخی از پیامبران را بر برخی دیگر با پیروان زیاد و نزول کتاب‌‌ها برتری داده‌‌ایم، و کتابی یعنی زبور به داود عطا کردیم.

﴿قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلا [الإسراء: ٥٦]

٥٦ - ای رسول- به این مشرکان بگو: - ای مشرکان- اگر آسیبی به شما نازل شده است کسانی را که ادعا می‌‌کنید معبودانی غیر از الله هستند، به‌‌سبب ناتوانی‌‌شان مالک دفع آسیب از شما نیستند، و مالک انتقال آسیب به غیر شما نیز نیستند، و هرکس که ناتوان باشد معبود نیست.

﴿أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا [الإسراء: ٥٧]

٥٧ خود فرشتگان و مانند آنها که مشرکان آنها را می‌‌خوانند اعمال صالحی را که آنها را به الله نزدیک می‌‌سازند می‌‌جویند، و مسابقه می‌‌دهند تا هر یک از آنها با طاعت به او نزدیکتر باشند، و امیدوارند که بر آنها رحم کند، و می‌‌ترسند از اینکه آنها را عذاب کند، - ای رسول- همانا عذاب پروردگارت سزاوار ترسیدن است.

﴿وَإِن مَّن قَرْيَةٍ إِلاَّ نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا كَانَ ذَلِك فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا [الإسراء: ٥٨]

٥٨ و هیچ قریه یا شهری نیست جز اینکه به‌‌سبب کفرش عذاب و نابودی را در زندگی دنیا بر آن نازل می‌‌کنیم، یا آن را به‌‌سبب کفرش به کیفری سخت؛ یعنی قتل یا غیر آن مبتلا می‌‌گردانیم، این نابودی و عذاب، حکمی الهی است که در لوح محفوظ نوشته شده است.

برخی فواید آیات:

سخن نیکو، سبب ان تمام اخلاق نیکو و اعمال صالح است؛ زیرا هرکس مالک زبانش باشد مالک تمام امورش است.

الله به علم و حکمت خویش برخی از پیامبران را بر برخی دیگر برتری می‌‌بخشد.

الله جز خیر برای بندگانش نمی‌‌خواهد، و آنها را جز بر آنچه به صلاح‌‌شان است امر نمی‌‌کند.

نشانۀ محبت الله این است که بنده در هر کاری که او را به الله نزدیک می‌‌سازد بکوشد، و با اخلاص و خیرخواهی در تمام اعمال برای الله در نزدیک‌‌شدن به او تعالی مسابقه دهد.|

﴿وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا [الإسراء: ٥٩]

٥٩ و فروفرستادن نشانه‌‌های حسیِ دلالت‌‌کننده بر راستیِ رسول مانند زنده‌‌گردانیدن مردگان و مانند آن را که مشرکان طلب می‌‌کنند رها نکردیم، جز به این دلیل که این نشانه‌‌ها را بر امت‌‌های نخستین نازل کردیم اما آنها تکذیب کردند. چنان‌‌که نشانه‌‌ای بزرگ و آشکار، یعنی ماده‌‌شتر، را به ثمود دادیم، اما آن را تکذیب کردند آن‌‌گاه عذاب‌‌شان را به تعجیل انداختیم، و آیات را بر دستان رسولان نمی‌‌فرستیم مگر برای بیم‌‌دادن امت‌‌هایشان، تا شاید اسلام بیاورند.

﴿وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ طُغْيَانًا كَبِيرًا [الإسراء: ٦٠]

٦٠ و - ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که به تو گفتیم: به‌‌راستی‌‌که قدرت پروردگارت بر مردم احاطه دارد، و آنها در قبضۀ او تعالی هستند، و الله تو را در برابر آنها محافظت می‌‌کند، پس آنچه را به تبلیغش فرمان یافته‌‌ای ابلاغ کن، و آنچه را در شب اسراء آشکارا به تو نمایاندیم جز امتحانی برای مردم قرار ندادیم، که آیا آن را تصدیق می‌‌کنند، یا به تکذیب آن می‌‌پردازند؟ و درخت زقّوم مذکور در قرآن را که از ته جهنم می‌‌روید جز آزمایشی برای‌‌شان قرار ندادیم، پس وقتی به این دو نشانه ایمان نیاوردند به سایر نشانه‌‌ها نیز ایمان نخواهند آورد، و ما با فروفرستادن آیات آنها را بیم می‌‌دهیم اما این کار جز بر کفر و طغیان بیشتر شان نمی‌‌افزاید.

﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِينًا [الإسراء: ٦١]

٦١ و - ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که به فرشتگان گفتیم: برای احترام و نه برای عبادت در برابر آدم به سجده اُفتید، آن‌‌گاه اطاعت امر کردند و همگی در برابر آدم به سجده افتادند، اما ابلیس از اینکه در برابر او سجده کند از روی تکبر سرباز زد و گفت: آیا برای کسی سجده کنم که او را از گِل آفریدی، درحالی‌‌که مرا از آتش آفریده‌‌ای؟! پس من از او شریف‌‌تر هستم.

﴿قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَـذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إَلاَّ قَلِيلا [الإسراء: ٦٢]

٦٢ ابلیس به پروردگارش گفت: به من بگو این مخلوقی را که با فرمانت برای من که در برابر او سجده کنم او را بر من برتری دادی؟ اگر مرا تا آخر زندگی دنیا زنده نگه داری به‌‌طور قطع فرزندانش را جذب خواهم کرد و آنها را از راه راست تو گمراه خواهم ساخت جز اندکی از آنها را که تو محفوظ داشته‌‌ای، یعنی بندگان مخلصت را.

﴿قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاء مَّوْفُورًا [الإسراء: ٦٣]

٦٣ پروردگارش به او گفت: تو و هرکس که از تو اطاعت کند بروید، که جهنم جزای تو و جزای آنها است، جزایی کامل و کافی در برابر اعمالتان.

﴿وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا [الإسراء: ٦٤]

٦٤ و از میان آنها هرکس را که توانستی با صدای دعوتگر خویش به‌‌سوی گناه از راه حق منحرف کنی منحرف کن، و با سواران و پیادگان دعوتگرت که به فرمانبرداری از تو دعوت می‌‌دهند بر آنها بانگ بزن، و با آراستن هر کاری که مخالف شریعت است در اموال‌‌شان با آنها شریک شو، و در فرزندان‌‌شان با مدعی‌‌بودن دروغین آنها، و جمع‌‌کردن آنها به زنا، و بنده‌‌ساختن‌‌شان برای غیر الله هنگام نام‌‌نهادن با آنها شریک شو، و وعده‌‌های دروغین و آرزوهای پوچ را برای‌‌شان بیارای، و شیطان جز وعده‌‌های دروغین و فریبکارانه به آنها وعده نمی‌‌دهد.

﴿إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِيلا [الإسراء: ٦٥]

٦٥ - ای ابلیس- به‌‌راستی‌‌که بر بندگان مؤمن من که از من فرمان می‌‌برند هیچ تسلطی نداری؛ زیرا الله شر تو را از آنها دفع می‌‌کند، و الله به عنوان نگهبان برای کسی‌‌که در امورش بر او توکل کند کافی است.

﴿رَّبُّكُمُ الَّذِي يُزْجِي لَكُمُ الْفُلْكَ فِي الْبَحْرِ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا [الإسراء: ٦٦]

٦٦ - ای مردم- پروردگار شما همان ذاتی است که شما را در دریا سوار بر کشتی‌‌ها به حرکت درمی‌‌آورد به این نیّت که با سودهای تجاری و غیر آن رزق او را بجویید، به‌‌راستی او نسبت به شما بسیار مهربان است که این وسایل را برای‌‌تان فراهم می‌‌آورد.

برخی فواید آیات:

الله از روی رحمت بر مردم، آن‌‌گاه که آیات را تکذیب می‌‌کنند، نشانه‌‌هایی را که تکذیب‌‌کنندگان می‌‌طلبند فرو نمی‌‌فرستد تا کیفرشان را به تعجیل نیندازد.

الله بندگان را با شیطان که با اقوال و افعالش آنها را به نافرمانی الله فرا می‌‌خواند آزموده است.

از صورت‌‌های مشارکت شیطان با انسان در اموال و فرزندان عبارت است از: نگفتن بسم الله الرحمن الرحیم هنگام خوردن غذا و نوشیدن و جماع، و کوتاهی در تربیت فرزندان.|

﴿وَإِذَا مَسَّكُمُ الْضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلاَّ إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَكَانَ الإِنْسَانُ كَفُورًا [الإسراء: ٦٧]

٦٧ و - ای مشرکان- هرگاه مصیبت و امر ناگواری در دریا به شما برسد و ترس از مرگ بر شما عارض گردد، آنچه را که به جای الله عبادت می‌‌کردید از خاطرتان پاک می‌‌شود، و فقط الله را به یاد می‌‌آورید و از او یاری می‌‌جویید، اما وقتی شما را در برابر آنچه از آن می‌‌ترسید یاری رسانَد و نجات دهد، و شما را به خشکی برساند از توحید و خواندن او در دعا به یگانگی، روی می‌‌گردانید، و به بت‌‌های‌‌تان رجوع می‌‌کنید، و انسان همیشه ناسپاس نعمت‌‌های الله است.

﴿أَفَأَمِنتُمْ أَن يَخْسِفَ بِكُمْ جَانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ وَكِيلا [الإسراء: ٦٨]

٦٨ - ای مشرکان- آیا آن‌‌گاه که شما را به‌‌سوی خشکی رهانید ایمن شدید از اینکه الله شما را در زمین فرو بَرَد؟ یا ایمن شدید از اینکه سنگ‌‌هایی از آسمان بر شما فرو فرستد و مانند کاری که با قوم لوط انجام داد بر سرتان ببارد، آن‌‌گاه هیچ حفاظت کننده‌‌ای نیابید که از شما حفاظت کند، و هیچ یاوری نیابید که مانع هلاکت‌‌تان شود.

﴿أَمْ أَمِنتُمْ أَن يُعِيدَكُمْ فِيهِ تَارَةً أُخْرَى فَيُرْسِلَ عَلَيْكُمْ قَاصِفا مِّنَ الرِّيحِ فَيُغْرِقَكُم بِمَا كَفَرْتُمْ ثُمَّ لاَ تَجِدُواْ لَكُمْ عَلَيْنَا بِهِ تَبِيعًا [الإسراء: ٦٩]

٦٩ آیا ایمن شدید از اینکه الله دوباره شما را به دریا بازگردانَد، سپس بادی شدید بر شما بفرستد، و شما را به‌‌سبب کفرتان به نعمت الله که شما را برای بار نخست نجات داد غرق گردانَد، آن‌‌گاه هیچ‌‌کس را نمی‌‌یابید تا برای یاری‌‌تان در قبال کاری که با شما انجام داده‌‌ایم ما را مواخذه کند.

﴿* وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلا [الإسراء: ٧٠]

٧٠ و به تحقیق که ما فرزندان آدم را با عقل و سجده‌‌کردن فرشتگان در برابر پدرشان و سایر موارد گرامی داشتیم، و چارپایان و مرکب‌‌هایی که در خشکی آنها را حمل می‌‌کنند، و کشتی‌‌هایی که در دریا آنها را حمل می‌‌کنند در تسخیر آنها قرار دادیم، و از خوردنی‌‌ها و نوشیدنی‌‌ها و ازدواج‌‌های مشروع و سایر نعمت‌‌های پاک و حلال به آنها روزی دادیم، و آنها را بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری بزرگی دادیم، پس آنها باید شکر نعمت‌‌های الله را به جای آورند.

﴿يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُوْلَـئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلا [الإسراء: ٧١]

٧١ و - ای رسول- به یاد آور روزی را که هر گروهی را با پیشوای‌‌شان که در دنیا به او اقتدا می‌‌کردند ندا می‌‌دهیم، پس هرکس نامۀ عمل او به دست راستش قرار داده شود همان‌‌ها هستند که با خوشحالی نامه‌‌های‌‌شان را می‌‌خوانند، و ذره‌‌ای از مزدهای‌‌شان کاسته نمی‌‌شود، هر چند از نظر کوچکی به اندازۀ رشته‌‌ای باشد که در شکاف هسته (خرما) قرار دارد.

﴿وَمَن كَانَ فِي هَـذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلا [الإسراء: ٧٢]

٧٢ و هرکس در زندگی دنیا قلبش از پذیرش حق و اذعان به آن کور باشد، در روز قیامت کورترین است، پس به راه بهشت هدایت نمی‌‌شود، و گمراه‌‌ترین راه‌‌یافته از هدایت است، و مجازات از جنس عمل است.

﴿وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلا [الإسراء: ٧٣]

٧٣ و - ای رسول- نزدیک بود که مشرکان تو را از از آیات قرآن که برایت وحی کردیم منحرف کنند؛ تا آنچه را که موافق هوس‌‌های‌‌شان است بر ما ببندی، و اگر ین کار را انجام می‌‌دادی به‌‌طور قطع تو را به عنوان دوست برمی‌‌گزیدند.

﴿وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلا [الإسراء: ٧٤]

٧٤ و اگر تو را بر حق ثابت قدم نکرده بودیم به‌‌طور قطع نزدیک بود کمی به‌‌سوی آنها متمایل شوی، آن‌‌گاه با پیشنهاد آنها موافقت کنی؛ چون نیرنگ‌‌بازانی قوی و فریبکارانی نیرومند هستند و تو نیز بر ایمان‌‌آوردن آنها زیاد مشتاق بودی، اما تو را از تمایل به‌‌سوی آنها نگه داشتیم.

﴿إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيرًا [الإسراء: ٧٥]

٧٥ و اگر به پیشنهاد آنها روی می‌‌آوردی به‌‌طور قطع عذابی دوچندان در زندگی دنیا و در آخرت برایت می‌‌چشاندیم، آن‌‌گاه هیچ یاوری نمی‌‌یافتی که تو را در برابر ما یاری رساند، و عذاب را از تو دفع کند.

برخی فواید آیات:

انسان‌‌ها ناسپاس نعمت‌‌ها هستند مگر کسانی‌‌که الله آنها را هدایت کند.

هر امتی به دین و کتابش فراخوانده می‌‌شود، که آیا به آن عمل کرده است یا نه؟ و الله هیچ‌‌کس را عذاب نمی‌‌کند مگر پس از اقامۀ حجت برایش و مخالفت او با حجت.

دشمنی آشکار جنایتکاران و تکذیب‌‌کنندگان رسولان‌‌ﻹ‌‌ و وارثان آنها به‌‌سبب حقیقتی است که آن را حمل می‌‌کنند؛ نه به خاطر خودشان.

الله تعالی پیامبر‌‌ج‌‌ را از اسباب شر و از انسان‌‌ها محافظت، و به راه راست استوار و هدایت کرده است، و این امر برای وارثان پیامبر‌‌ج‌‌ بر اساس پیروی آنها از او نیز وجود دارد.|

﴿وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوكَ مِنْهَا وَإِذًا لاَّ يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلا [الإسراء: ٧٦]

٧٦ و نزدیک بود کافران از روی دشمنی، تو را از میان خویش برانند و از مکه اخراج کنند، اما الله آنها را از اخراج تو بازداشت تا آن‌‌گاه که به فرمان پروردگارت هجرت کردی، و اگر تو را اخراج می‌‌کردند پس از اخراج تو جز زمان اندکی باقی نمی‌‌ماندند.

﴿سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلا [الإسراء: ٧٧]

٧٧ این حکم که پس از تو جز زمان اندکی باقی نمی‌‌ماندند، سنت جاری‌‌شدۀ الله در رسولان پیش از توست، یعنی هر رسولی که قومش او را از میان خویش اخراج کردند الله عذاب را بر آنها فرو فرستاد، و - ای رسول- هیچ تغییری برای سنت ما نخواهی یافت، بلکه آن را ثابت و جاری خواهی یافت.

﴿أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا [الإسراء: ٧٨]

٧٨ نماز را با برپایی آن به کامل‌‌ترین وجه در اوقاتش از زوال خورشید در میان آسمان، که نماز ظهر و عصر را شامل می‌‌شود، تا تاریکی شب، که نماز مغرب و عشاء را دربردارد، برپادار، و نماز فجر را برپادار و قرائت را در آن طولانی کن، زیرا فرشتگان شب و فرشتگان روز در نماز صبح حاضر می‌‌شوند.

﴿وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا [الإسراء: ٧٩]

٧٩ و - ای رسول- شب برخیز و پاسی از آن نماز بگزار تا نماز تو باعث بالابردن درجاتت باشد، در طلب اینکه پروردگارت در روز قیامت تو را شفاعتگری برای مردم از مناظر هولناک روز قیامت برانگیزد، و شفاعت عظمی را که نخستینیان و پسینیان آن را می‌‌ستایند داشته باشی.

﴿وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِيرًا [الإسراء: ٨٠]

٨٠ و - ای رسول- بگو: پروردگارا، تمام ورود و خروج‌‌های مرا در طاعت و بر رضایت خودت قرار بده، و از جانب خویش حجتی آشکار برایم قرار بده که با آن مرا در برابر دشمنم یاری رسانی.

﴿وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا [الإسراء: ٨١]

٨١ و - ای رسول- به این مشرکان بگو: اسلام آمد، و پیروزی الله که آن را وعده داده بود تحقق یافت، و شرک و کفر از بین رفت، به‌‌راستی‌‌که باطل از بین‌‌رفتنی و نابودشدنی است و در برابر حق دوام نمی‌‌آورد.

﴿وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَارًا [الإسراء: ٨٢]

٨٢ و از قرآن آنچه را که مایۀ درمان جهل و کفر و تردید دل‌‌هاست، و آنچه را که مایۀ درمان بدن‌‌هاست آن‌‌گاه که با آن دعا شود، و آنچه را که مایۀ رحمت برای مؤمنان عامل به آن است فرو می‌‌فرستیم، اما این قرآن برای کافران جز نابودی نمی‌‌افزاید؛ زیرا شنیدن قرآن آنها را خشمگین می‌‌سازد، و بر تکذیب و رویگردانی آنها از قرآن می‌‌افزاید.

﴿وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَؤُوسًا [الإسراء: ٨٣]

٨٣ و چون به انسان نعمتی مانند سلامتی و ثروت ارزانی داریم از شکر و طاعت الله روی می‌‌گرداند، و بسیار دور می‌‌گردد، و چون آسیبی مانند بیماری یا فقر به او برسانیم از رحمت الله بسیار نومید و مأیوس می‌‌گردد.

﴿قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِيلا [الإسراء: ٨٤]

٨٤ - ای رسول- بگو: هر انسانی بر روش خویش که به حال او در هدایت و گمراهی شباهت دارد عمل می‌‌کند، و پروردگارتان بهتر می‌‌داند که چه کسی به‌‌سوی حق هدایت‌‌یافته‌‌تر است.

﴿وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلا [الإسراء: ٨٥]

٨٥ و - ای رسول- کفار اهل کتاب در مورد حقیقت روح از تو می‌‌پرسند، به آنها بگو: حقیقت روح را کسی جز الله نمی‌‌داند، و به شما و تمام مخلوقات جز اندکی از علم در مقایسه با علم الله سبحانه داده نشده است.

﴿وَلَئِن شِئْنَا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ بِهِ عَلَيْنَا وَكِيلا [الإسراء: ٨٦]

٨٦ و - ای رسول- اگر بردن آنچه را که از وحی بر تو نازل کرده‌‌ایم با محو آن از سینه‌‌ها و کتاب‌‌ها بخواهیم به‌‌طور قطع آن را می‌‌بریم، آن‌‌گاه هیچ‌‌کس را نمی‌‌یابی که تو را یاری رساند و بازگرداندن آن را برعهده بگیرد.

برخی فواید آیات:

آیات فوق دلالت دارد بر نیاز شدید بنده به اینکه الله او را ثابت قدم کند، و اینکه سزاوار است همیشه در برابر پروردگارش اظهار فروتنی کند تا او را بر ایمان استوار گرداند.

با ظهور حق باطل از بین می‌‌رود، و باطل فقط در زمان‌‌ها و مکان‌‌هایی برتری می‌‌یابد که پیروان حق تنبلی می‌‌کنند.

شفایی که قرآن دربردارد اعم است از شفای دل‌‌ها از شبهات، جهالت، نظرات فاسد، زشتیِ انحراف، و اهداف پلید.

آیات فوق، دلالت دارد بر اینکه اگر از کسی در مورد امری که مصلحت پرسشگر در آن نیست سوال شود بهتر است که از دادن پاسخ خودداری کند، و پرسشگر را به امور مورد نیاز و سودمند راهنمایی و هدایت کند.|

﴿إِلاَّ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّ فَضْلَهُ كَانَ عَلَيْكَ كَبِيرًا [الإسراء: ٨٧]

٨٧ اما به‌‌سبب رحمتی از جانب پروردگارت آن را نبردیم و محفوظ نگه داشتیم، همانا لطف پروردگارت بر تو بسیار بزرگ بود که تو را رسول و خاتم پیامبران قرار داد و قرآن را بر تو فرو فرستاد.

چون مشرکان ادعا می‌‌کردند که این قرآن از جنس سخن بشر است، و تبدیل آن را پیشنهاد می‌‌دادند الله آنها را با آوردن مانند قرآن به مبارزه طلبید، و فرمود:

﴿قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا [الإسراء: ٨٨]

٨٨ - ای رسول- بگو: اگر تمام انسان‌‌ها و جن‌‌ها جمع شوند تا مانند این قرآن نازل‌‌شده بر تو را از نظر بلاغت، و حسن نظم، و فصاحت سخنش بیاورند، هرگز نمی‌‌توانند مانند آن را بیاورند، هر چند یاور و پشتیبان یکدیگر باشند.

﴿وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا [الإسراء: ٨٩]

٨٩ و در این قرآن هرگونه اندرز و عبرت و امر و نهی و قصص پندآمیز را برای مردم بیان کردیم به این هدف که ایمان بیاورند، اما بیشتر مردم فقط قرآن را انکار و بر آن اعتراض می‌‌کنند.

مشرکان چون در این مبارزه ناتوان ماندند پیشنهاداتی به قرار ذیل برای ناتوان‌‌کردن رسول الله ارائه دادند:

﴿وَقَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الأَرْضِ يَنبُوعًا [الإسراء: ٩٠]

٩٠ مشرکان گفتند: هرگز به تو ایمان نمی‌‌آوریم تا اینکه چشمه‌‌ای جاری که نخشکد از سرزمین مکه برایمان بیرون آوری.

﴿أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَعِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الأَنْهَارَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا [الإسراء: ٩١]

٩١ یا باغی با درختان زیاد داشته باشی، و ورودهای فراوانی در آن جاری باشند.

﴿أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاء كَمَا زَعَمْتَ عَلَيْنَا كِسَفًا أَوْ تَأْتِيَ بِاللّهِ وَالْمَلائِكَةِ قَبِيلا [الإسراء: ٩٢]

٩٢ یا - چنان‌‌که بیان کردی- از آسمان پاره‌‌ای از عذاب بر ما فرود آید، یا الله و فرشتگان را آشکارا بیاوری تا به صحت ادعای تو گواهی دهند.

﴿أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِّن زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقَى فِي السَّمَاء وَلَن نُّؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنَا كِتَابًا نَّقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحَانَ رَبِّي هَلْ كُنتُ إَلاَّ بَشَرًا رَّسُولا [الإسراء: ٩٣]

٩٣ یا خانه‌‌ای آراسته به طلا و سایر لوازم زینتی داشته باشی، یا در آسمان بالا روی، و حتی اگر به آسمان بالا روی هرگز به تو ایمان نمی‌‌آوریم که فرستاده‌‌ای هستی مگر اینکه کتابی نوشته‌‌شده از جانب الله فرود آوری که در آن بخوانیم تو فرستادۀ الله هستی. - ای رسول- به آنها بگو: پروردگارم منزه است! آیا من جز انسانی فرستاده‌‌شده مانند سایر رسولان هستم، که مالک هیچ‌‌چیز نیستم، پس چگونه می‌‌توانم موارد پیشنهادی شما را بیاورم؟!

﴿وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى إِلاَّ أَن قَالُواْ أَبَعَثَ اللّهُ بَشَرًا رَّسُولا [الإسراء: ٩٤]

٩٤ و هیچ‌‌چیز کافران را از ایمان به الله و رسولش، و عمل به آنچه رسول آورده است بازنداشت مگر اعتراض آنها به اینکه رسول از جنس بشر است، آن‌‌گاه که برای اعتراض گفتند: آیا الله رسولی از جنس بشر به‌‌سوی ما برانگیخته است؟!

﴿قُل لَّوْ كَانَ فِي الأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاء مَلَكًا رَّسُولا [الإسراء: ٩٥]

٩٥ - ای رسول- در پاسخ به آنها بگو: اگر فرشتگانی بر روی زمین بودند که همانند شما در آن سکونت می‌‌کردند و آرام و مطمئن راه می‌‌رفتند به‌‌طور قطع رسولی فرشته از جنس خودشان به‌‌سوی آنها می‌‌فرستادیم؛ زیرا او می‌‌توانست رسالت خود را برای‌‌شان بفهماند، چون خردمندانه نیست که رسولی از جنس بشر به‌‌سوی‌‌ فرشتگان فرستاده شود، و حالِ شما نیز چنین است.

﴿قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرًا بَصِيرًا [الإسراء: ٩٦]

٩٦ - ای رسول- بگو: الله برای گواهی میان من و شما در اینکه من فرستاده‌‌ای به‌‌سوی شما هستم، و اینکه آنچه را با آن به‌‌سوی شما فرستاده شده‌‌ام برای‌‌تان رساندم، کافی است؛ زیرا او تعالی به احوال بندگانش احاطه دارد، و ذره‌‌ای از احوال‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و تمام امور نهانِ در نفس‌‌های‌‌تان را می‌‌بیند.

برخی فواید آیات:

الله به هدف اینکه مردم ایمان بیاورند از هر پند و عبرت و امر و نهی و قصه‌‌ای پندآمیز در قرآن بیان فرموده است.

قرآن کریم کلام الله و معجزۀ جاویدان پیامبر‌‌ج‌‌ است، و هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند مانند آن را بیاورد.

از مظاهر رحمت الله بر بندگانش این است که انسانی از میان خودشان به‌‌سوی آنها می‌‌فرستد، زیرا انسان‌‌ها توان فراگیری از فرشتگان‌‌ﻹ‌‌ را ندارند.

یکی از موارد گواهی الله بر رسولش، آیاتی است که او را با آنها تقویت می‌‌کند، و در برابر دشمنان به او یاری می‌‌رساند.|

﴿وَمَن يَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُمْ أَوْلِيَاء مِن دُونِهِ وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا [الإسراء: ٩٧]

٩٧ و هرکس که الله به او توفیق هدایت دهد او هدایت‌‌یافتۀ واقعی است، و کسانی را که از هدایت محروم گرداند و گمراه سازد - ای رسول- هرگز برای‌‌شان کارسازانی نخواهی یافت که آنها را به حق هدایت کنند، و آسیب را از آنها برطرف سازند، و منفعتی برای‌‌شان جلب کنند، و در روز قیامت آنها را افتاده بر روی چهره‌‌های‌‌شان درحالی‌‌که نمی‌‌بینند و سخن نمی‌‌گویند و نمی‌‌شنوند گرد می‌‌آوریم. جایگاهشان که به آن پناه می‌‌برند جهنم است، و هرگاه شعله‌‌اش آرام گیرد آن را شعله‌‌ورتر می‌‌سازیم.

﴿ذَلِكَ جَزَاؤُهُم بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا [الإسراء: ٩٨]

٩٨ این عذاب که با آن مواجه می‌‌شوند مجازات آنهاست به‌‌سبب کفرشان به آیات نازل‌‌شدۀ ما بر رسولمان، و به‌‌سبب این سخن آنها برای بعیدپنداشتن رستاخیز که گفتند: آیا وقتی مُردیم و استخوان‌‌هایی پوسیده، و اجزایی ریز ریز شدیم آیا پس از این دوباره آفریده می‌‌شویم؟

چون آنچه را برای انکار رستاخیز به آن استناد می‌‌کردند بیان کردند الله این‌‌گونه به آنها پاسخ داد:

﴿* أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّ اللّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ قَادِرٌ عَلَى أَن يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلاً لاَّ رَيْبَ فِيهِ فَأَبَى الظَّالِمُونَ إَلاَّ كُفُورًا [الإسراء: ٩٩]

٩٩ آیا این منکران رستاخیز ندانسته‌‌اند الله که آسمان‌‌ها و زمین را با وجود بزرگی‌‌شان آفرید می‌‌تواند مانند آنها را بیافریند، زیرا کسی‌‌که می‌‌تواند مخلوق بزرگ را بیافریند بر آفریدن کوچکتر، قطعاً تواناست، و الله در دنیا زمانی مشخص برای‌‌شان قرار داده است که زندگی‌‌شان در آن پایان می‌‌یابد، و سررسیدی برای برانگیختن‌‌شان تعیین کرده که هیچ تردیدی در آن نیست، اما با وجود ظهور و روشن شدن دلایل رستاخیز، مشرکان جز سر انکار رستاخیز را ندارند.

﴿قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ وَكَانَ الإنسَانُ قَتُورًا [الإسراء: ١٠٠]

١٠٠ - ای رسول- به این مشرکان بگو: اگر شما مالک گنجینه‌‌های رحمت پروردگارم که تمام نمی‌‌شود و پایان نمی‌‌یابد می‌‌بودید، به‌‌طور قطع از ترس اینکه مبادا تمام شود و شما فقیر شوید از انفاق آن خودداری می‌‌کردید، و انسان به صورت طبیعی بخیل است مگر اینکه مؤمن باشد، که به امید پاداش الله انفاق می‌‌کند.

چون پیامبر با تکذیب مشرکان مواجه شد برای دادن آرامش به او، قصۀ موسی÷ با فرعون و قومش برایش آمد، و فرمود:

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى تِسْعَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ فَاسْأَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ إِذْ جَاءهُمْ فَقَالَ لَهُ فِرْعَونُ إِنِّي لأَظُنُّكَ يَامُوسَى مَسْحُورًا [الإسراء: ١٠١]

١٠١ و به تحقیق برای موسی نُه دلیل آشکار که به صدق رسالتش گواهی می‌‌داد عطا کردیم، یعنی عصا و دست و خشکسالی، و کمبود در میوه‌‌ها و طوفان و ملخ و کنه و قورباغه‌‌ها و خون؛ پس - ای رسول- از یهود بپرس آن‌‌گاه که موسی÷ این آیات را برای پیشنیان آنها آورد، و فرعون به او گفت: - ای موسی- به تحقیق که تو را مردی سحرشده می‌‌پندارم، زیرا امور شگفتی آورده‌‌ای.

﴿قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنزَلَ هَـؤُلاء إِلاَّ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ بَصَائِرَ وَإِنِّي لأَظُنُّكَ يَافِرْعَونُ مَثْبُورًا [الإسراء: ١٠٢]

١٠٢ موسی در پاسخ گفت: - ای فرعون- به یقین می‌‌دانی که این آیات را جز الله پروردگار آسمان‌‌ها و زمین فرو نفرستاده است، که آنها را برای دلالت بر قدرت خویش و بر راستگویی رسولش فرو فرستاده است، اما تو انکار کردی، و - ای فرعون- به یقین می‌‌دانم که تو نابودشده و زیان‌‌کار هستی.

﴿فَأَرَادَ أَن يَسْتَفِزَّهُم مِّنَ الأَرْضِ فَأَغْرَقْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ جَمِيعًا [الإسراء: ١٠٣]

١٠٣ آن‌‌گاه فرعون خواست که موسی÷ و قومش را با اخراج‌‌ از مصر مجازات کند، پس او و لشکریان همراهش، همگی را غرق‌‌ و نابود کردیم.

﴿وَقُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ اسْكُنُواْ الأَرْضَ فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفًا [الإسراء: ١٠٤]

١٠٤ و پس از نابودی فرعون و لشکریانش، به بنی‌‌اسرائیل گفتیم: در سرزمین شام ساکن شوید، و چون روز قیامت فرا رسد همگی شما را برای حسابرسی به‌‌سوی محشر گرد می‌‌آوریم.

برخی فواید آیات:

فقط الله هدایت و گمراه می‌‌سازد، پس هرکس را که هدایت گردانَد واقعا هدایت یافته است، و هرکس که الله او را گمراه سازد و دست از یاری‌‌اش بکشد هیچ هدایتگری ندارد.

پناهگاه و جایگاه و مقام کافران جهنم است، و هرگاه آتش جهنم آرام گیرد الله بر آتش آن می‌‌افزاید آن‌‌گاه شعله‌‌ور می‌‌شود.

وجوب متوسل‌‌شدن به الله هنگام تهدید ستمکاران و زورگویان.

ستمکاران و زورگویان هنگام رویارویی با پیروان حق به استفاده از زور و قدرت پناه می‌‌برند؛ زیرا نمی‌‌توانند با دلیل و بیان با آنها روبرو شوند.|

﴿وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا [الإسراء: ١٠٥]

١٠٥ و این قرآن را به حق بر محمد‌‌ج‌‌ نازل کردیم، و به حق و بدون تبدیل و بدون تحریف بر او نازل شد، و - ای رسول- تو را جز بشارت‌‌دهنده‌‌ای به بهشت برای پرهیزکاران، و بیم‌‌دهنده‌‌ای از جهنم برای کافران و گناهکاران نفرستادیم.

﴿وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلا [الإسراء: ١٠٦]

١٠٦ و آن را قرآنی همراه با تفصیل و توضیح فرو فرستادیم تا آن را به‌‌طور واضح و با تأنی بر مردم بخوانی؛ زیرا این کار برای فهمیدن و اندیشیدن بهتر است، و آن را بر اساس حوادث و احوال به تدریج و بخش‌‌بخش نازل کردیم.

﴿قُلْ آمِنُواْ بِهِ أَوْ لاَ تُؤْمِنُواْ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ سُجَّدًا [الإسراء: ١٠٧]

١٠٧ - ای رسول- بگو: اگر به قرآن ایمان بیاورید، ایمان شما ذره‌‌ای بر آن نمی‌‌افزاید، یا اگر به آن ایمان نیاورید، کفر شما ذره‌‌ای از آن نمی‌‌کاهد، همانا کسانی‌‌که کتاب‌‌های آسمانی پیشین را خوانده‌‌اند، و وحی و نبوت را شناخته‌‌اند وقتی قرآن بر آنها خوانده شود از روی شکر در برابر الله بر روی چهره به سجده می‌‌افتند.

﴿وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولا [الإسراء: ١٠٨]

١٠٨ و در سجده‌‌های‌‌شان می‌‌گویند: پروردگار ما، از خُلفِ وعده منزه است، پس بعثت محمد‌‌ج‌‌ را که وعده داده است واقع شد، به‌‌راستی‌‌که وعدۀ پروردگار ما بر این امر و سایر موارد بدون تردید واقع‌‌شدنی است.

﴿وَيَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعًا * [الإسراء: ١٠٩]

١٠٩ و بر صورت‌‌های‌‌شان در برابر الله به سجده می‌‌افتند درحالی‌‌که از ترس او می‌‌گریند، و شنیدن قرآن و تدبر در معانی آن بر فروتنی آنها در برابر الله و ترسیدن آنها از او می‌‌افزاید.

﴿قُلِ ادْعُواْ اللّهَ أَوِ ادْعُواْ الرَّحْمَـنَ أَيًّا مَّا تَدْعُواْ فَلَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى وَلاَ تَجْهَرْ بِصَلاَتِكَ وَلاَ تُخَافِتْ بِهَا وَابْتَغِ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلا [الإسراء: ١١٠]

١١٠ - ای رسول- به هرکس که بر این دعای تو که می‌‌گویی: (یا الله، یا رحمن) اعتراض می‌‌کند بگو: الله و رحمن، دو نام از نام‌‌های نیکوی او سبحانه هستند پس با هر یک از این دو یا سایر نام‌‌های نیکویش او را بخوانید، زیرا او - سبحانه- اسم‌‌های نیکی دارد، و این دو از جمله آنهاست، پس با این دو نام یا سایر اسمهای نیکویش او را بخوانید، و قرائت در نمازت را با صدای بلند نخوان تا مشرکان آن را بشنوند، و آن را پنهانی نیز نخوان تا مؤمنان آن را نشنوند، و راهی میانه، بین این دو بجوی.

﴿وَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا [الإسراء: ١١١]

١١١ و - ای رسول- بگو: ستایش مخصوص الله است که سزاوار تمام ستایش‌‌هاست، از فرزند، و از شریک منزه است، پس هیچ شریکی در فرمانروایی خویش ندارد، و هیچ خواری و ذلتی به او نمی‌‌رسد، پس به کسی نیازی ندارد ‌‌که او را یاری رساند و تقویت کند، و او را بسیار بزرگ شمار، یعنی نه فرزندی و نه شریکی در فرمانروایی و نه یاوری مددرسان به او نسبت نده.

سوره الکهف

(مکّی)

برخی مقاصد سوره:

بیان روش تعامل در مواجهه با فتنه‌‌ها، و ذکر نمونه‌‌هایی از آن.

تفسیر:

﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَى عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجَا [الكهف: ١]

١ ستایش با صفات کمال و جلال، و با نعمت‌‌های آشکار و نهان، فقط از آنِ الله است که قرآن را بر بنده و رسولش محمد‌‌ج‌‌ فرو فرستاد، و هیچ کجی و انحرافی از حق برای این قرآن قرار نداد.

﴿قَيِّمًا لِّيُنذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِن لَّدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا [الكهف: ٢]

٢ بلکه آن را مستقیم و بدون تنافض و اختلاف قرار داد؛ تا کافران را از عذابی سخت از جانب الله که در انتظارشان است بترساند، و به مؤمنانی که اعمال صالح انجام می‌‌دهند مژده دهد که پاداشی نیکو و بی‌‌همتا برای‌‌شان است.

﴿مَاكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا [الكهف: ٣]

٣ که همیشه در این پاداش می‌‌مانند، و هرگز از آنها جدا نمی‌‌شود.

﴿وَيُنذِرَ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا [الكهف: ٤]

٤ و به این هدف که یهود و نصاری و برخی مشرکان را که گفتند: الله فرزندی گرفته است، بترساند.

برخی فواید آیات:

الله قرآن را دربردارندۀ حق و عدالت و شریعت و حکم برتر فرو فرستاده است.

جواز گریه از ترس الله تعالی در نماز.

دعا یا قرائت در نماز باید متوسط، و میان جهر و خفیه انجام شود.

قرآن کریم هر عمل صالحی را که منجر به شادی نفس و شادابی روح می‌‌شود، دربردارد.|

﴿مَّا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلاَ لآبَائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِن يَقُولُونَ إِلاَّ كَذِبًا [الكهف: ٥]

٥ نه خودِ این افترا زنندگان هیچ دانش یا دلیلی برای نسبت دادن فرزند به الله که ادعا می‌‌کنند دارند، و نه پدران‌‌شان که از آنها تقلید کردند در این مورد هیچ دانشی داشتند، این کلمه که بدون تفکر از دهان‌‌های‌‌شان خارج می‌‌شود بسیار زشت است، و جز سخن دروغی که هیچ اساس و مستندی ندارد نمی‌‌گویند.

﴿فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا [الكهف: ٦]

٦ و - ای رسول- شاید از اندوه و افسوس اینکه به این قرآن ایمان نیاورند خودت را نابود کنی، پس چنین نکن، زیرا هدایت آنها بر عهدۀ تو نیست، و وظیفۀ تو فقط ابلاغ است.

﴿إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً [الكهف: ٧]

٧ به‌‌راستی‌‌که ما مخلوقات روی زمین را مایۀ زیبایی آن قرار دادیم تا آنها را بیازماییم که کدام‌‌یک از آنها نیکوترین عملی که الله را راضی می‌‌سازد، و کدام‌‌یک از آنها بدترین عمل را انجام می‌‌دهد، تا هر یک را به آنچه که سزاوارش است جزا دهیم.

﴿وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُزًا [الكهف: ٨]

٨ و در حقیقت ما مخلوقاتی را که بر روی زمین است به خاکی بدون گیاه تبدیل خواهیم نمود، این امر پس از پایان زندگی مخلوقات روی زمین صورت می‌‌گیرد، پس باید از آن عبرت بگیرند.

﴿أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا [الكهف: ٩]

٩ - ای رسول- گمان مکن که قصۀ اصحاب کهف، و لوح آنها که نام‌‌های‌‌شان در آن نوشته شده است از آیات شگفت ما هستند، بلکه سایر آیاتِ ما مانند آفرینش آسمان‌‌ها و زمین شگفت‌‌تر هستند.

﴿إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا [الكهف: ١٠]

١٠ - ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که جوانان مؤمن در حال فرار به خاطر دین‌‌شان پناه جستند، و در دعای‌‌شان به پروردگار خویش گفتند: پروردگارا، از جانب خود رحمتی به ما عطا کن، یعنی گناهانمان را بیامرز، و ما را از دشمنانمان نجات بده، و از هجرت از کفار و ایمان، هدایتی به راه حق و راستی برایمان قرار بده.

﴿فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَدًا [الكهف: ١١]

١١ بعد از حرکت و پناه‌‌آوردن آنها به غار بر گوش‌‌های‌‌شان پرده‌‌ای از شنیدن صداها زدیم، و سال‌‌های زیادی خواب را بر آنها افکندیم.

﴿ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَدًا [الكهف: ١٢]

١٢ سپس بعد از خواب طولانی‌‌شان آنها را بیدار ساختیم تا - آشکارا- بدانند کدام‌‌یک از دو گروه متنازع درباره مدت ماندن‌‌شان در غار، به مقدار آن مدت آگاه‌‌تر است.

﴿نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى [الكهف: ١٣]

١٣ - ای رسول- ما تو را بر سرگذشت آنها با سخن راستی که هیچ تردیدی به همراه ندارد آگاه می‌‌سازیم، آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند، و به طاعت او تعالی عمل کردند، و بر هدایت و استواری آنها بر حق افزودیم.

﴿وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لَن نَّدْعُوَ مِن دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا [الكهف: ١٤]

١٤ و دل‌‌های‌‌شان را با ایمان و ثبات بر آن، و شکیبایی بر هجرت وطن، تقویت کردیم آن‌‌گاه که در مقابل پادشاه کافر ایستادند و ایمان‌‌شان را به یگانگیِ الله اعلام کردند، و به او گفتند: پروردگار ما که به او ایمان آوردیم و او را عبادت می‌‌کنیم همان پروردگار آسمان‌‌ها و زمین است، و هرگز غیر او معبودهای ادعایی دروغین را عبادت نخواهیم کرد، که - اگر غیر او را عبادت کنیم- به تحقیق که سخنی ستمکارانه و دور از حق گفته‌‌ایم.

﴿هَؤُلاَء قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلاَ يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا [الكهف: ١٥]

١٥ سپس به یکدیگر روی آوردند و گفتند: این قوم ما به جای الله معبودهایی گرفته‌‌اند که آنها را عبادت می‌‌کنند، درحالی‌‌که بر عبادت‌‌شان برهان آشکاری ندارند، پس هیچ‌‌کس ستمکارتر از کسی نیست که با نسبت دادن شریک به الله بر او تعالی دروغ بندد.

برخی فواید آیات:

وظیفۀ دعوتگر به‌‌سوی الله، تبلیغ و تلاش با نهایت توان و توکل بر الله است، پس اگر هدایت یافتند که بسیار خوب، و گرنه دعوتگر نباید اندوهگین شود و افسوس بخورد.

آگاهی از مدت ماندن اصحاب کهف، سبب دقت در حساب، و شناخت قدرت و حکمت و رحمت کامل الله تعالی است.

آیات فوق، بر فرار به خاطر دین و هجرت از خانواده و فرزندان و خویشاوندان و دوستان و سرزمین و اموال به خاطر ترس از فتنه، دلالت صریحی دارند.

ضرورت اهتمام به تربیت جوانان؛ زیرا آنها دل‌‌پاک‌‌تر و شجاع‌‌تر هستند، و قیام مردم بر آنها استوار است.|

﴿وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنشُرْ لَكُمْ رَبُّكُم مِّن رَّحمته ويُهَيِّئْ لَكُم مِّنْ أَمْرِكُم مِّرْفَقًا [الكهف: ١٦]

١٦ و چون از قوم‌‌تان کناره گرفتید، و آنچه را که به جای الله عبادت می‌‌کنند رها کردید، جز اللهِ یگانه را عبادت نکنید، پس برای فرار به خاطر دین‌‌تان به غار پناه برید تا پروردگارتان از رحمت خویش بر شما بگستراند که شما را از دشمنان‌‌تان محافظت و حمایت ‌‌کند، و در عوض زندگی میان قومتان، در کارهای تان سهولت و گشایشی فراهم آورد که برایتان مفید و سودمند باشد.

﴿* وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَّزَاوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَّقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِّنْهُ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ مَن يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَلَن تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُّرْشِدًا [الكهف: ١٧]

١٧ پس آنچه را به آن فرمان یافته بودند اجرا کردند، و الله آنها را به خواب بُرد، و آنها را از دشمن‌‌شان محافظت کرد، و - ای بیننده- خورشید را می‌‌بینی که وقتی از محل طلوع خویش برمی‌‌آید از سمت راست داخل غارشان مایل است، و چون هنگام غروبش فرود آید از سمت چپ آن عقب می‌‌نشیند یعنی به آن اصابت نمی‌‌کند، در نتیجه آنها در سایه‌‌ای همیشگی هستند که گرمای خورشید آنها را اذیت نمی‌‌کند، و در محل فراخی از غار قرار دارند که هوای مورد نیاز به آنها می‌‌رسد، این پناه‌‌بردن‌‌شان به غار، و افکندن خواب بر آنها، و انحراف خورشید از آنها، و فراخی مکان‌‌شان و نجات‌‌یافتن آنها از قوم‌‌شان که برای‌‌شان حاصل شد: از شگفتی‌‌های کار الله است که بر قدرت او تعالی دلالت دارد، هرکس را که الله به راه هدایت توفیق دهد هدایت‌‌یافتۀ واقعی است، و هرکس را که الله از راه هدایت محروم گرداند و او را گمراه سازد هرگز برای او یاوری نخواهی یافت تا او را به هدایت توفیق دهد، و به آن راهنمایی کند؛ زیرا هدایت به دست الله است، و به دست شخص نیست.

﴿وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقَاظًا وَهُمْ رُقُودٌ وَنُقَلِّبُهُمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَذَاتَ الشِّمَالِ وَكَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِرَارًا وَلَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْبًا [الكهف: ١٨]

١٨ - ای بیننده- به خاطر بازبودن چشمان‌‌شان گمان می‌‌کنی که بیدار هستند، اما در واقع در خوابند، و آنها را در خواب گاهی به راست و گاهی به چپ می‌‌گردانیم تا زمین بدن‌‌های‌‌شان را نخورد، و سگشان که همراهشان است دو دستش را در آستانۀ غار گشوده است، اگر بر آنها اطلاع می‌‌یافتی و آنها را مشاهده می‌‌کردی به‌‌طور قطع از ترس در حال فرار از آنها پشت می‌‌کردی، و نفست از وحشت از آنها لبریز می‌‌شد.

﴿وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءلُوا بَيْنَهُمْ قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَا أَزْكَى طَعَامًا فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلاَ يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا [الكهف: ١٩]

١٩ و به مانند آنچه از عجایب قدرتمان که بر آنها انجام دادیم و بیان کردیم پس از مدتی طولانی آنها را بیدار کردیم تا در مورد مدتی‌‌که در غار در حال خواب ماندند از یکدیگر بپرسند، آن‌‌گاه یکی از آنها پاسخ داد: یک روز یا بخشی از یک روز را در حال خواب مانده‌‌ایم، و یکی از آنها ‌‌که مدت ماندن‌‌شان در حال خواب برایش آشکار نشده بود پاسخ داد: پروردگارتان به مدت ماندن‌‌تان در حال خواب آگاه‌‌تر است، پس علم آن را به او واگذارید، و به سَر و سامان‌‌تان مشغول شوید، یعنی یکی از میان خودتان را با پول‌‌های نقره‌‌ای‌‌تان به شهر شناخته‌‌شده‌‌تان بفرستید، تا بنگرد کدام‌‌یک از ساکنانش غذا و محل کسب پاکیزه‌‌تری دارد، و در ورود و خروج و هنگام معامله دقت به خرج دهد، و هوشیار باشد، و مراقب باشد که هیچ‌‌کس از مکان شما آگاه نشود؛ زیرا این کار زیان بزرگی در پی دارد.

﴿إِنَّهُمْ إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَن تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا [الكهف: ٢٠]

٢٠ زیرا اگر قوم‌‌تان بر شما اطلاع یابند و مکان‌‌تان را بدانند با سنگسار شما را می‌‌کشند، یا شما را به آیین منحرفشان که قبل از اینکه الله با هدایت به دین حق بر شما منت نهد بر آن بودید بازمی‌‌گردانند، و اگر به آن بازگردید هرگز رستگار نخواهید شد، نه در زندگی دنیا و نه در آخرت؛ بلکه به‌‌سبب اینکه دین حق را که الله شما را به آن هدایت کرد ترک کنید، و به آن آیین منحرف بازگردید، در دنیا و آخرت زیان بزرگی خواهید کرد.

برخی فواید آیات:

الله تعالی به حکمت و قدرت خویش، اصحاب کهف را به آن اندازه که زمین بدن‌‌های‌‌شان را فاسد نکند بر پهلوهای‌‌شان به راست و چپ می‌‌گرداند. این امر آموزشی از جانب الله برای بندگانش است.

جواز بکارگیری سگ برای شکار، پاسبانی و سایر موارد ضروری.

بهره‌‌برداری انسان از همنشینی با نیکان و درآمیختن با صالحان حتی اگر جایگاه پایین‌‌تری از آنها داشته باشد، چنان‌‌که یاد سگ به این دلیل که همنشین اهل فضل بود ماندگار شد.

آیات فوق بر مشروعیت وکالت، و رفتار خوب و نرم با مردم دلالت دارند.|

﴿وَكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لاَ رَيْبَ فِيهَا إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَانًا رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا [الكهف: ٢١]

٢١ و همان‌‌گونه که این کارهای شگفت دلالت‌‌کننده بر قدرتمان، یعنی به خواب فروبردن آنها در سال‌‌هایی طولانی، و بیدارکردن‌‌شان پس از خواب طولانی را با آنها انجام دادیم، ساکنان شهرشان را از حال‌‌شان آگاه کردیم تا بدانند وعدۀ الله به پیروزی مؤمنان و رستاخیز حقیقت است، و قیامت بدون تردید آمدنی است، پس آن‌‌گاه که کار اصحاب کهف بر آنها آشکار شد و اصحاب کهف مُردند کسانی‌‌که از حال‌‌شان آگاهی یافته بودند گفتند: در مورد آنها چه کاری انجام دهند؟ گروهی از آنها گفتند: بر آستانۀ غارشان دیواری بنا کنید تا آنها را بپوشاند و محافظت کند، پروردگارشان به حال آنها آگاه‌‌تر است؛ زیرا حال و سرگذشت آنها اقتضا می‌‌کند که خصوصیتی نزد او تعالی داشته باشند. و افراد بانفوذی که هیچ دانش و دعوت صحیحی نداشتند گفتند: به‌‌طور قطع برای گرامی ‌‌داشتن آنها و یادآوری جایگاه‌‌شان بر این مکان مسجدی برای عبادت خواهیم ساخت.

﴿سَيَقُولُونَ ثَلاَثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلاَّ قَلِيلٌ فَلاَ تُمَارِ فِيهِمْ إِلاَّ مِرَاء ظَاهِرًا وَلاَ تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَدًا [الكهف: ٢٢]

٢٢ به زودی برخی از کسانی‌‌که درباره قصۀ اصحاب کهف به گفتگو می‌‌پردازند در مورد تعداد آنها خواهند گفت: سه تن بودند و چهارمی‌‌ آنها سگشان بود، و برخی می‌‌گویند: پنج تن بودند که ششمی ‌‌آنها سگ‌‌شان بود، و هر‌‌چه هر دو گروه گفته‌‌اند فقط به پیروی از گمان و بدون دلیل است، و برخی از آنها می‌‌گویند: هفت تن بودند که هشتمی ‌‌آنها سگ‌‌شان بود، - ای رسول- بگو: پروردگارم به تعداد آنها آگاه‌‌تر است، شمارشان را جز اندکی از کسانی‌‌که الله آنها را از آن آگاه کرده است نمی‌‌داند، پس نه در مورد تعدادشان و نه در مورد سایر احوال‌‌شان با اهل کتاب و غیر آنها جز به جدالی ظاهری و بدون عمق نپرداز. یعنی به آنچه در مورد آنها بر تو وحی شده است اکتفا کن، و در مورد جزئیات کارشان از هیچ‌‌یک از آنها نپرس، زیرا به این امر آگاه نیستند.

﴿وَلاَ تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا [الكهف: ٢٣]

٢٣ و - ای پیامبر- هرگز برای چیزی‌‌که می‌‌خواهی فردا انجام دهی نگو: من این کار را فردا انجام می‌‌دهم؛ زیرا نمی‌‌دانی که آن را انجام می‌‌دهی یا اینکه بین تو و بین آن کار حایل ایجاد می‌‌شود؟ این راهنمایی برای همه مسلمانان است.

﴿إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا [الكهف: ٢٤]

٢٤ مگر انجام کار آن را بر ارادۀ الله معلق کنی به این نحو که بگویی: - ان‌‌شاءالله- فردا آن را انجام خواهم داد، و این‌‌گونه پروردگارت را یاد کن: ان‌‌شاءالله- اگر فراموش کردی که این عبارت را بگویی- بگو: امیدوارم که پروردگارم مرا به کاری که از این کار به هدایت و توفیق نزدیکتر است راهنمایی کند.

﴿وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاَثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا [الكهف: ٢٥]

٢٥ و اصحاب کهف سیصد و نه سال در غارشان ماندند.

﴿قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا [الكهف: ٢٦]

٢٦ - ای رسول- بگو: الله به آنچه در غارشان ماندند آگاه‌‌تر است، و ما را از مدت ماندن‌‌شان در آن باخبر ساخته است، پس برای هیچ‌‌کس پس از قول او سبحانه قولی نمی‌‌ماند، آفرینش و علم آنچه در آسمان‌‌ها و آنچه در زمین نهان است فقط از آنِ او سبحانه است، چه بیناست او سبحانه! که همه چیز را می‌‌بیند، و چه شنواست! که هر چیزی را می‌‌شنود، غیر از او هیچ دوستی ندارند که کارشان را برعهده بگیرد، و هیچ‌‌کس را در حکم خویش شریک نمی‌‌گرداند، زیرا فقط او در حکم‌‌کردن یگانه است.

وقتی الله سبحانه بیان کرد که حکم فقط برای اوست به رسولش فرمان داد تا احکام پروردگارش را که بر او وحی شده است تلاوت و پیروی کند، آن‌‌گاه فرمود:

﴿وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِن كِتَابِ رَبِّكَ لاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا [الكهف: ٢٧]

٢٧ و - ای رسول- آنچه را الله از قرآن برایت وحی کرده است بخوان و به آن عمل کن، که کلماتش را تغییردهنده‌‌ای نیست؛ زیرا تمام آن راست، و تمام آن عدل است، و غیر از او سبحانه هیچ پناهگاهی نمی‌‌یابی که به آن پناه ببری، و غیر از او هیچ موضع مستحکمی نیست که به آن روی آوری.

برخی فواید آیات:

ساختن مساجد بر روی قبور، نماز خواندن در آنها، و ساختن بنا بر روی قبرها؛ در شریعت اسلام جایز نیست.

در این قصه اقامه حجت بر قدرت الله بر حشر و برانگیختن بدن‌‌ها از قبرها و حسابرسی صورت گرفته است.

آیات فوق بر این امر دلالت دارند که جدال پسندیده، جدال با نیکوترین روش است.

سنت و ادب شرعی می‌‌طلبد که امور آینده به ارادۀ الله تعالی معلق شود.|

﴿وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلاَ تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلاَ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا [الكهف: ٢٨]

٢٨ همنشینی با کسانی‌‌که پروردگارشان را در آغاز و پایان روز مخلصانه به عبادت و مسألت می‌‌خوانند بر خودت لازم گردان، و دیدگانت را از آنها نگردان، که همنشینی با ثروتمندان و اشراف را بخواهی، و از کسی‌‌که قلبش را مُهر زده‌‌ایم و از یادمان غافل گردانیده‌‌ایم، که تو را به راندن فقرا از مجلست امر می‌‌کند، و پیروی از هوای نفسش را بر طاعت پروردگارش مُقَدَّم می‌‌کند، و اعمالش تباه شده است اطاعت نکن.

﴿وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاء كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءتْ مُرْتَفَقًا [الكهف: ٢٩]

٢٩ و - ای رسول- به این غافلان از یاد الله بگو: آنچه برای‌‌تان آورده‌‌ام حق، و از جانب الله است نه از جانب خودم، و من اجابت‌‌کنندۀ د‌‌رخواست‌‌تان نیستم که مؤمنان را برانم، پس هر یک از شما که ایمان به این حق را بخواهد به آن ایمان آوَرَد، و به‌‌زودی به پاداش آن شاد خواهد شد، و هر یک از شما که کفر به آن را بخواهد کفر ورزد، و به‌‌زودی به کیفری که در انتظارش است رنجیده خواهد شد، به‌‌راستی برای کسانی‌‌که با انتخاب کفر، بر خودشان ستم کرده‌‌اند آتشی بزرگ آماده کرده‌‌ایم که شعله‌‌هایش مانند دیواری آنها را احاطه می‌‌کند، پس نمی‌‌توانند از آن فرار کنند، و اگر از شدت عطشی که با آن روبرو می‌‌شوند آب بخواهند با آبی مانند روغن چرکی و سوزان یاری می‌‌شوند، که از شدت گرما صورت‌‌های‌‌شان را بریان می‌‌کند، چه نوشیدنی بدی است این نوشیدنی که به آن یاری می‌‌جویند، چون نه تنها از عطش بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد بلکه بر آن می‌‌افزاید، و شعله‌‌ای را که پوست‌‌های‌‌شان را می‌‌سوزاند خاموش نمی‌‌سازد، و جهنم منزلگاه بدی است که در آن، منزل می‌‌گزینند، و جایگاه بدی است که در آن اقامت می‌‌کنند.

الله پس از بیان عذابی که برای ستمکاران آماده کرده است، پاداشی گرامی را که برای مؤمنان آماده ساخته است، بیان فرمود:

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لاَ نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً [الكهف: ٣٠]

٣٠ همانا کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند و عمل‌‌شان را نیکو کرده‌‌اند پاداش بزرگی دارند، به تحقیق که ما پاداش کسی را که کار نیکویی انجام داده است تباه نمی‌‌کنیم، بلکه مزدهای‌‌شان را به صورت کامل و بدون کاستی به آنها می‌‌دهیم.

﴿أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا [الكهف: ٣١]

٣١ اینها که به ایمان و انجام اعمال صالح توصیف شده‌‌اند، برای اقامت بهشت‌‌هایی دارند که برای همیشه در آن می‌‌مانند، و رودهای گوارای بهشت از زیر منازل‌‌شان جاری است، و با دستبندهایی طلایی در آنجا آراسته می‌‌شوند، و لباسی سبز از ابریشم نازک و کلفت می‌‌پوشند. بر تخت‌‌هایی آراسته با پرده‌‌هایی زیبا تکیه می‌‌زنند. پاداش آنها چه پاداش نیکویی است، و بهشت چه منزل و مقام نیکویی است که در آن اقامت می‌‌کنند.

الله سبحانه پس از بیان جزای ستمکاران و جزای مؤمنان، مثالی برای آن دو جزا آورد، و فرمود:

﴿* وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا [الكهف: ٣٢]

٣٢ و - ای رسول- دو مرد را مثال بزن: یکی کافر و دیگری مؤمن، که برای کافر دو باغ قرار دادیم، و این دو باغ را با درخت خرما احاطه کردیم، و در فضای خالی این دو باغ کشتزارهایی رویانیدیم.

﴿كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئًا وَفَجَّرْنَا خِلاَلَهُمَا نَهَرًا [الكهف: ٣٣]

٣٣ هر یک از این دو باغ میوه‌‌اش شامل خرما و انگور و کشت را کافی و کامل می‌‌داد، و چیزی از آن نمی‌‌کاست، و میان این دو باغ رودی جاری ساختیم تا به آسانی آبیاری شوند.

﴿وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالاً وَأَعَزُّ نَفَرًا [الكهف: ٣٤]

٣٤ و صاحب دو باغ اموال و میوه‌‌های دیگری نیز داشت، پس به همنشین مؤمن خویش درحالی‌‌که با غرور او را مورد خطاب قرار می‌‌داد تا در او تاثیر گذارد گفت: من از تو اموال بیشتر، و حامیان نیرومندتر، و قبیلۀ قوی‌‌تری دارم.

برخی فواید آیات:

فضیلت همنشینی با نیکان، و مجاهدۀ نفس بر همنشینی و معاشرت با آنها هر چند فقیر باشند؛ زیرا همنشینی با نیکان فواید غیر قابل شمارشی دارد.

ذکر زیاد همراه با حضور قلب سبب برکت در عمر و زمان‌‌ است.

سبب اصلی پاداش و نجات: ایمان و عمل صالح است؛ زیرا الله پاداش دنیا و آخرت را بر این دو امر مترتب کرده است.|

﴿وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَذِهِ أَبَدًا [الكهف: ٣٥]

٣٥ و کافر همراه مؤمن وارد باغش شد تا آن را به او نشان دهد درحالی‌‌که با کفر و خودپسندی به خودش ستم می‌‌کرد. کافر گفت: گمان نمی‌‌کنم که این باغی که مشاهده می‌‌کنی نابود شود؛ چون اسباب بقا را برایش به‌‌کار گرفته‌‌ام.

﴿وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّي لأَجِدَنَّ خَيْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا [الكهف: ٣٦]

٣٦ و گمان نمی‌‌کنم که قیامت برپا شود، بلکه فقط زندگی‌‌ای مستمر است، و به فرضِ وقوعِ قیامت، وقتی برانگیخته شوم و به‌‌سوی پروردگارم بازگردم به‌‌طور قطع آنچه پس از رستاخیز به آن بازمی‌‌گردم بهتر از این باغم است، چون ثروتمندی من در دنیا می‌‌طلبد که پس از رستاخیز نیز ثروتمند باشم.

﴿قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلاً [الكهف: ٣٧]

٣٧ دوست مؤمنش در پاسخ سخن او گفت: آیا به ذاتی‌‌که پدرت آدم÷ را از خاک، سپس تو را از منی آفرید، سپس تو را مردی گرداند، و اعضایت را برابر ساخت و تو را کامل کرد کفر ورزیدی، پس ذاتی‌‌که بر تمام این امور تواناست بر دوباره زنده ساختن تو نیز قطعاً توانایی دارد.

﴿لَّكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَلاَ أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَدًا [الكهف: ٣٨]

٣٨ اما من مانند این سخن تو نمی‌‌گویم، بلکه فقط می‌‌گویم: او الله سبحانه پروردگار من است که با نعمت‌‌هایش بر ما لطف کرده است، و هیچ‌‌کس را در عبادت شریک او نمی‌‌گردانم.

﴿وَلَوْلاَ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاء اللَّهُ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ إِن تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالاً وَوَلَدًا [الكهف: ٣٩]

٣٩ چرا وقتی وارد باغت شدی نگفتی: ماشاءالله، هیچ قدرتی برای هیچ‌‌کس جز از ناحیه الله نیست؛ زیرا او ذاتی است که آنچه بخواهد انجام می‌‌دهد و او تواناست، پس اگر می‌‌بینی من از تو فقیرتر و دارای فرزندان کمتری هستم.

﴿فَعَسَى رَبِّي أَن يُؤْتِيَنِ خَيْرًا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَانًا مِّنَ السَّمَاء فَتُصْبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا [الكهف: ٤٠]

٤٠ انتظار دارم الله بهتر از باغت به من عطا کند، و عذابی از آسمان بر باغت فرو فرستد، آن‌‌گاه آن را به زمینی بدون گیاه و لغزنده تبدیل کند.

﴿أَوْ يُصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَن تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَبًا [الكهف: ٤١]

٤١ یا آبش را در زمین فرو بَرَد آن‌‌گاه نتوانی با هیچ وسیله‌‌ای به آن دست یابی، و اگر آبش از بین برود دیگر بقایی ندارد.

﴿وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلَى مَا أَنفَقَ فِيهَا وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَيَقُولُ يَالَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَدًا [الكهف: ٤٢]

٤٢ و آنچه را مؤمن انتظار می‌‌کشید واقع شد. چنان‌‌که نابودی، میوه‌‌های باغ کافر را فراگرفت. آن‌‌گاه کافر از شدت حسرت و پشیمانی بر اموالی که در آبادانی و اصلاح باغ هزینه کرده بود دستانش را بر هم می‌‌زد، درحالی‌‌که باغ بر ستون‌‌هایش که شاخه‌‌های درختان انگور بر آن گسترده شده بود فرو ریخته بود، و می‌‌گفت: کاش به یگانگی پروردگارم ایمان آورده بودم، و هیچ‌‌کس را در عبادت با او شریک قرار نداده بودم.

﴿وَلَمْ تَكُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا [الكهف: ٤٣]

٤٣ و این کافر گروهی نداشت تا کیفری را که به او رسیده بود از او بازدارد، درحالی‌‌که به گروهش افتخار می‌‌کرد، و خودش نیز نمی‌‌توانست نابودی باغش توسط الله را از خود بازدارد.

﴿هُنَالِكَ الْوَلاَيَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَوَابًا وَخَيْرٌ عُقْبًا [الكهف: ٤٤]

٤٤ و در این موقعیت، یاری فقط از آنِ الله است، او سبحانه بهترین پاداش برای دوستان مؤمنش است، زیرا پاداش را برای‌‌شان دوچندان می‌‌کند، و بهترین سرانجام برای‌‌شان است.

﴿وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاء فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُّقْتَدِرًا [الكهف: ٤٥]

٤٥ و - ای رسول- برای فریب‌‌خوردگان به دنیا مثالی بزن، مثال آن از نظر زوال و سپری‌‌شدن سریع، مانند آب بارانی است که از آسمان فرو فرستیم، آن‌‌گاه با این آب گیاه زمین بروید و برسد، آن‌‌گاه این گیاه خشک و شکسته شود، و باد اجزایش را به نواحی دیگر ببَرَد، و زمین به همان صورت قبلی بازگردد، و الله بر هر چیزی تواناست، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد، پس آنچه بخواهد زنده می‌‌گردانَد، و آنچه بخواهد از بین می‌‌بَرَد.

برخی فواید آیات:

مؤمن نباید در برابر شُکوهِ ثروت کافر سست شود، بلکه باید او را به ایمان به الله، و اقرار به یگانگی او، و شکر نعمت‌‌ها و بخشش‌‌های الله نصیحت و راهنمایی کند.

هر کسی‌‌که از مال یا فرزند خویش به شگفت آید سزاوار است که نعمت را به بخشنده و افزون‌‌کنندۀ آن نسبت دهد این‌‌گونه که بگوید: ماشاءَالله، لا قوة إلا بالله (هرچه الله بخواهد، هیچ قدرتی برای هیچ‌‌کس جز از ناحیه الله نیست).

هرگاه الله خیری برای بنده بخواهد کیفر او در دنیا را به تعجیل می‌‌اندازد.

جواز دعا به تلف شدن مال کسی‌‌که مال او سبب طغیان و کفر و زیانش شده است.|

﴿الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلاً [الكهف: ٤٦]

٤٦ مال و فرزندان از جمله زینت‌‌های زندگی دنیا هستند، مال در آخرت هیچ نفعی ندارد مگر اینکه در راهی انفاق شود که الله را راضی می‌‌سازد، و اعمال و سخنان پسندیده نزد الله از تمام زیورهای دنیایی پاداش بهتری دارند، و بهترین چیزی است که انسان آرزو می‌‌کند؛ زیرا زینت دنیا فانی و پاداش اعمال و سخنان پسندیده، نزد الله جاویدان است.

﴿وَيَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَى الأَرْضَ بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا [الكهف: ٤٧]

٤٧ و به یاد آور روزی‌‌که کوه‌‌ها را از جای خودشان محو و نابود می‌‌کنیم، و زمین را به خاطر از بین‌‌رفتن کوه‌‌ها و درختان و بناهایش آشکار می‌‌بینی، و تمام مخلوقات را گرد می‌‌آوریم، به گونه‌‌ای که هیچ‌‌یک از آنها را جا نمی‌‌گذاریم مگر اینکه او را دوباره زنده می‌‌کنیم.

﴿وَعُرِضُوا عَلَى رَبِّكَ صَفًّا لَّقَدْ جِئْتُمُونَا كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّن نَّجْعَلَ لَكُم مَّوْعِدًا [الكهف: ٤٨]

٤٨ و مردم در صف‌‌هایی بر پروردگارت عرضه می‌‌شوند آن‌‌گاه آنها را مورد محاسبه قرار می‌‌دهد، و به آنها گفته می‌‌شود: به راستی همان‌‌گونه که برای بار نخست شما را آفریدیم یکی پس از دیگری و پابرهنه و لخت و ختنه‌‌نشده نزد ما آمدید، بلکه پنداشتید که هرگز دوباره زنده نخواهید شد و ما زمان و مکانی برای‌‌تان قرار نخواهیم داد تا شما را در قبال اعمال‌‌تان در آن زمان و مکان جزا دهیم.

﴿وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَاوَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لاَ يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلاَ كَبِيرَةً إِلاَّ أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا وَلاَ يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا [الكهف: ٤٩]

٤٩ و نامۀ اعمال فراهم آورده می‌‌شود، آن‌‌گاه برخی نامه‌‌شان را به دست راست، و برخی آن را به دست چپشان می‌‌گیرند، و - ای انسان- کافران را می‌‌بینی که از آنچه در در نامۀ اعمالشان وجود دارد بیمناک هستند؛ زیرا از کفر و گناهانی که در آن پیش فرستاده‌‌اند آگاهند، و می‌‌گویند: وای که نابود و بدبخت شدیم! این چه کتابی است که هیچ کوچک و بزرگی از اعمال ما را جا نگذاشته مگر اینکه آن را حفظ کرده و برشمرده است، و گناهانی را که در زندگی دنیایی مرتکب شده‌‌اند نوشته‌‌شده و ثبت‌‌شده می‌‌یابند، و - ای رسول- پروردگارت بر هیچ‌‌کس ستم روا نمی‌‌دارد، یعنی هیچ‌‌کس را بی‌‌گناه مجازات نمی‌‌کند، و ذره‌‌ای از مزد طاعت فرمان‌‌بردار نمی‌‌کاهد.

﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاء مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلاً [الكهف: ٥٠]

٥٠ و - ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که به فرشتگان گفتیم: برای احترام در برابر آدم سجده کنید. آن‌‌گاه همگی برای اجرای فرمان پروردگارشان به سجده افتادند مگر ابلیس که از جن بود و از فرشتگان نبود، پس خودداری کرد و از سجده سر باز زد، و از طاعت پروردگارش خارج شد، - ای مردم- آیا او و فرزندانش را دوستانی انتخاب می‌‌کنید که آنها را به جای من دوست می‌‌دارید درحالی‌‌که آنها دشمنان شما هستند، پس چگونه دشمنان‌‌تان را دوستان خود می‌‌گیرید؟! چه بد و زشت است کار ستمکارانی که به جای دوستی با الله تعالی شیطان را دوستی برای خویش قرار داده‌‌اند.

﴿* مَا أَشْهَدتُّهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلاَ خَلْقَ أَنفُسِهِمْ وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا [الكهف: ٥١]

٥١ اینها که شما آنها را دوستانی به جای من گرفته‌‌اید بندگانی مثل خودتان هستند، که من آنها را نه در آفرینش آسمان‌‌ها و نه در آفرینش زمین آن‌‌گاه که این دو را آفریدم حاضر نکرده‌‌ام، بلکه اساساً موجود نبودند، و برخی از آنها را در آفرینش برخی دیگر نیز حاضر نکرده‌‌ام، زیرا من در آفرینش و تدبیر یگانه هستم، و بر آن نیستم که شیاطین گمراه انس و جن را یاورانی برای خودم قرار دهم، زیرا من از یاوران بی‌‌نیازم.

﴿وَيَوْمَ يَقُولُ نَادُوا شُرَكَائِيَ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَجَعَلْنَا بَيْنَهُم مَّوْبِقًا [الكهف: ٥٢]

٥٢ و - ای رسول- روز قیامت را برای‌‌شان یاد کن آن‌‌گاه که الله برای کسانی‌‌که در دنیا به او شرک ورزیده‌‌اند می‌‌گوید: شریکانم را که ادعا می‌‌کردید شریکان من هستند فراخوانید تا به شما یاری رسانند، پس آنها را بخوانند اما به دعای‌‌شان پاسخ ندهند و به آنها یاری نرسانند، و میان عبادتگزاران و معبودها نابودکننده‌‌ای قرار دهیم که در آن مشترک هستند، و آن آتش جهنم است.

﴿وَرَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمْ يَجِدُوا عَنْهَا مَصْرِفًا [الكهف: ٥٣]

٥٣ و مشرکان جهنم را ببینند، آن‌‌گاه کاملا یقین پیدا کنند که در آن می‌‌افتند، و برای فرار از آن، مکانی نیابند که به‌‌سوی آن بگریزند.

برخی فواید آیات:

بنده باید نیکی‌‌هایی که آثار ماندگار دارد زیاد انجام دهد، یعنی هر گفتار یا رفتار نیکی که تا قیامت باقی است.

بنده باید مناظر هولناک قیامت را به یاد آورد، و برای این روز عمل کند تا از مناظر هولناک آن نجات یابد، و از بهشت و رضایت الله بهره‌‌مند گردد.

الله تعالی پدرمان آدم‌‌÷‌‌ و همۀ جنس بشری را این‌‌گونه گرامی داشت که به فرشتگان فرمان داد در آغاز آفرینش آدم در برابر او سجدۀ احترام و تکریم بگذارند.

در آیات فوق، بر دشمنی با شیطان تأکید شده است.|

﴿وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلاً [الكهف: ٥٤]

٥٤ و بسیاری از مثالهای گوناگون را در این قرآن نازل‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌ توضیح داده‌‌ایم تا عبرت و پند بگیرند، اما از انسان - به‌‌خصوص کافر- بیش از هر چیزی، مجادلۀ به ‌‌ناحَق آشکار می‌‌گردد.

﴿وَمَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُوا إِذْ جَاءهُمُ الْهُدَى وَيَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلاَّ أَن تَأْتِيَهُمْ سُنَّةُ الأَوَّلِينَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ قُبُلاً [الكهف: ٥٥]

٥٥ و میان کافران ستیزه‌‌جو و ایمان به آنچه محمد‌‌ج‌‌ از جانب پروردگارش آورد، و میان آنها و میان طلب آمرزش از الله به خاطر گناهانشان، نقصِ بیان مانع نشد، زیرا مثال‌‌ها در قرآن برای‌‌شان بیان شده است، و دلایل آشکار نزدشان آمده است، بلکه فقط این امر مانع آنها از این امر شد که - با طعنه‌‌زدن- خواستند عذاب امت‌‌های پیشین بر آنها واقع شود، و عذابی را که به آنها وعده داده شده بود ببینند.

﴿وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنذِرُوا هُزُوًا [الكهف: ٥٦]

٥٦ و رسولانمان را جز مژده‌‌دهنده به اهل ایمان و طاعت، و هشداردهنده به اهل کفر و گناه نمی‌‌فرستیم، و آنها تسلطی بر دل‌‌ها ندارند که آنها را بر هدایت وادارند، و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند با وجود آشکاربودن دلیل بر آنها با رسولان مجادله می‌‌کنند؛ تا با باطل خویش حقیقتِ نازل‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌ را از بین ببرند، و قرآن و آنچه را که با آن ترسانده شده‌‌اند اسباب خنده و استهزا قرار دهند.

﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَى فَلَن يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا [الكهف: ٥٧]

٥٧ و هیچ‌‌کس ستمکارتر از آن کسی نیست که به آیات پروردگارش پند داده شود، اما به تهدید با عذابی که در آن است اهمیتی ندهد، و از پندگیری به آن روی گردانَد، و کفر و گناهانی را که در زندگی دنیایی خویش مرتکب شده فراموش کند و از آنها توبه نکند، به‌‌راستی ما بر دل‌‌های کسانی‌‌که دارای این صفت هستند پوشش‌‌هایی نهاده‌‌ایم که آنها را از فهم قرآن بازمی‌‌دارد، و در گوش‌‌های‌‌شان کری‌‌ای از فهم قرآن قرار داده‌‌ایم، که آن‌‌گونه که قبول افتد آن را نمی‌‌شنوند، و تا زمانی‌‌که بر این حالت هستند اگر آنها را به ایمان فراخوانی هرگز نخواهند پذیرفت.

﴿وَرَبُّكَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ لَوْ يُؤَاخِذُهُم بِمَا كَسَبُوا لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذَابَ بَل لَّهُم مَّوْعِدٌ لَّن يَجِدُوا مِن دُونِهِ مَوْئِلاً [الكهف: ٥٨]

٥٨ و به این هدف که پیامبر‌‌ج‌‌ به تعجیل در عذاب کسانی‌‌که او را تکذیب می‌‌کردند چشم نداشته باشد، الله به او فرمود: و - ای رسول- پروردگارت گناهان بندگان توبه‌‌کارش را می‌‌آمرزد، و دارای رحمتی است که همه‌‌چیز را فراگرفته است، و از جمله مظاهر رحمت او این است که به گناهکاران مهلت می‌‌دهد تا به‌‌سوی او توبه کنند، پس اگر الله تعالی این رویگردانان را مجازات کند به‌‌طور قطع عذاب‌‌شان در زندگی دنیا به تعجیل خواهد افتاد، اما او تعالی بردبار و مهربان است، و عذاب‌‌شان را به تأخیر می‌‌اندازد تا توبه کنند، بلکه مکان و زمانی مشخص برای‌‌شان است که اگر توبه نکنند در آن زمان و مکان در قبال کفر و رویگردانی مجازات می‌‌شوند، و جز او هیچ پناهگاهی نخواهند یافت که به آن پناه برند.

﴿وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِدًا [الكهف: ٥٩]

٥٩ و این شهرهای کافر نزدیک به شما مانند شهرهای قوم هود و صالح و شعیب را آن‌‌گاه که با کفر و گناهان بر خودشان ستم روا داشتند نابود کردیم، و زمان مشخصی برای نابودی‌‌شان قرار دادیم.

﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لاَ أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا [الكهف: ٦٠]

٦٠ و - ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که موسی÷ به خادم خویش یوشع بن نون گفت: پیوسته حرکت می‌‌کنم تا به محل تلاقی دو دریا برسم، یا زمانی طولانی حرکت می‌‌کنم تا با بندۀ صالح دیدار کنم، و از او علم بیاموزم.

﴿فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَبًا [الكهف: ٦١]

٦١ پس آن دو به راه افتادند، و وقتی به محل تلاقی دو دریا رسیدند ماهی‌‌شان را که برای توشۀ خویش برداشته بودند فراموش کردند، آنگاه الله ماهی را زنده گرداند، و ماهی در دریا راه خود را در پيش گرفت و رفت‌‌.

برخی فواید آیات:

عظمت و شکوه و جامع ‌‌بودن قرآن؛ زیرا تمام راه‌‌های رساننده به علوم نافع، و سعادت ابدی، و هر راهی که از شر محافظت می‌‌کند در آن وجود دارد.

از حکمت و رحمت الله این است که آوردن باطل‌‌کاران مجادله‌‌ کنندۀ حق با باطل توسط او تعالی، از بزرگترین اسباب برای آشکار کردن حق، و روشن ‌‌ساختن باطل و فسادش است.

در آیات فوق، هشداری است برای کسانی‌‌که حق را رها می‌‌کنند با وجود اینکه می‌‌دانند اگر میان آنها و حقیقت مانعی ایجاد شود، دیگر بر دستیابی به حق موفق نخواهند شد، و هشدار و بازدارنده‌‌ای شدیدتر از این نیست.

فضیلت علم و سفر در طلب علم، و غنیمت ‌‌شمردن دیدار با فضلا و علما هر چند در سرزمین دوری باشد.

حوت بر سَمَک (ماهی) کوچک و بزرگ اطلاق می‌‌شود. در قرآن لفظ سَمَک نیامده، بلکه فقط «حوت» و «نون» و «لَحم طَری» آمده است.|

﴿فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءنَا لَقَدْ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هَذَا نَصَبًا [الكهف: ٦٢]

٦٢ پس وقتی از آن مکان گذشتند، موسی÷ به خادمش گفت: صبحانه‌‌مان را بیاور، به‌‌راستی‌‌که از این سفر بسیار رنج دیده‌‌ایم.

﴿قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنسَانِيهُ إِلاَّ الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَبًا [الكهف: ٦٣]

٦٣ آن جوان گفت: دیدی وقتی به آن صخره پناه بردیم چه اتفاقی افتاد؟! همانا من فراموش کردم که موضوع ماهی را به تو بگویم، و جز شیطان کسی از یادم نبرد که آن را برایت بگویم، که ماهی زنده شد، و راهی شگفت در دریا در پیش گرفت.

﴿قَالَ ذَلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلَى آثَارِهِمَا قَصَصًا [الكهف: ٦٤]

٦٤ موسی÷ به خادمش گفت: این همان چیزی است که در پیِ آنیم، چون نشانۀ مکانِ بندۀ صالح است، پس با پیگیری آثار گام‌‌های‌‌شان بازگشتند؛ تا از راه منحرف نشوند تا اینکه به صخره، و از آنجا به ورودی ماهی برسند.

﴿فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا [الكهف: ٦٥]

٦٥ وقتی به مکان ناپدید شدن ماهی رسیدند در آنجا بنده‌‌ای از بندگان صالح ما (یعنی خَضِر÷)‌‌ را دیدند، که رحمتی از جانب خویش به او عطا کرده بودیم، و از جانب خویش علمی را که مردم از آن آگاهی ندارند به او آموخته بودیم، یعنی علمی که این قصه آن را دربردارد.

﴿قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا [الكهف: ٦٦]

٦٦ موسی÷ با تواضع و فروتنی به او گفت: آیا از تو پیروی کنم به شرط اینکه از دانشی که الله به تو آموخته و به‌‌سوی حق راهنمایی می‌‌کند، به من بیاموزی؟

﴿قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا [الكهف: ٦٧]

٦٧ خَضِر÷ گفت: تو در برابر آنچه از علم من ببینی نمی‌‌توانی صبر کنی؛ زیرا با علمی که نزد توست تفاوت دارد.

﴿وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا [الكهف: ٦٨]

٦٨ و چگونه می‌‌توانی در برابر دیدن اعمالی‌‌که دلیل درستی آنها را نمی‌‌دانی صبر کنی؛ زیرا تو بر اساس دانش خودت حکم می‌‌کنی؟!

﴿قَالَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ صَابِرًا وَلاَ أَعْصِي لَكَ أَمْرًا [الكهف: ٦٩]

٦٩ موسی گفت: ان‌‌شاءالله مرا در برابر افعالی که از تو می‌‌بینم شکیبا، و پایبند به فرمان‌‌برداری از خویش خواهی یافت، و در هیچ کاری مخالفت فرمان تو نخواهم کرد.

﴿قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلاَ تَسْأَلْنِي عَن شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا [الكهف: ٧٠]

٧٠ خَضِر به موسی گفت: اگر از من پیروی کردی، پس از چیزی‌‌که می‌‌بینی انجام می‌‌دهم سوال نکن تا من خودم دلیل آن را برایت بازگو کنم.

﴿فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا [الكهف: ٧١]

٧١ وقتی بر این امر توافق کردند به‌‌سوی ساحل دریا به راه افتادند تا با یک کشتی روبه‌‌رو شدند، آن‌‌گاه به احترام خَضِر بدون اجرت در آن سوار شدند، پس خَضِر آن کشتی را با در آوردن یکی از الواحش سوراخ کرد، آن‌‌گاه موسی به او گفت: آیا کشتی را که ساکنانش ما را بدون اجرت در آن سوار کردند سوراخ کردی تا ساکنانش را غرق کنی؟! به تحقیق که کار بسیار بدی انجام دادی.

﴿قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا [الكهف: ٧٢]

٧٢ خَضِر به موسی گفت: آیا به تو نگفتم: هرگز نمی‌‌توانی همراه من در برابر آنچه که از من می‌‌بینی صبر کنی؟!

﴿قَالَ لاَ تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلاَ تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا [الكهف: ٧٣]

٧٣ موسی به خَضِر گفت: مرا به‌‌سبب اینکه از روی فراموشی پیمان خویش با تو را شکستم مؤاخذه نکن، و در همراهی با خودت بر من تنگ و سخت نگیر.

﴿فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلاَمًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُّكْرًا [الكهف: ٧٤]

٧٤ آن‌‌گاه پس از پایین‌‌ آمدن از کشتی درحالی‌‌که بر ساحل راه می‌‌رفتند به راه افتادند، تا اینکه پسرکی را که به سن بلوغ نرسیده بود دیدند که با پسرکان بازی می‌‌کرد، پس خَضِر÷ او را کشت، آن‌‌گاه موسی÷ به او گفت: آیا کسی را که هنوز به سن بلوغ نرسیده است بدون هیچ گناهی کشتی؟! به تحقیق که کار بسیار ناپسندی انجام دادی!

برخی فواید آیات:

مستحب است که خادم انسان، شخصی زرنگ و باهوش باشد تا کاری را که انسان می‌‌خواهد به صورت کامل انجام دهد.

یاری الله بر اساس عمل بنده به فرامین الهی نازل می‌‌شود، و کسی‌‌که موافق فرمان الله عمل کند به‌‌گونه‌‌ای کمک می‌‌شود که دیگران کمک نمی‌‌شوند.

مؤدب ‌‌بودن در کنار معلم، و خطاب معلم توسط شاگرد با نیکوترین روش.

فراموشی موجب مؤاخذه نیست، و تحت تکلیف داخل نمی‌‌شود، و حکمی نیز به آن تعلق نمی‌‌گیرد.

عالم فاضل باید علمی را که در آن مهارت ندارد از کسی‌‌که در آن علم مهارت دارد، بیاموزد، هر چند (تعلیم دهنده) از نظر علمی بسیار پایین‌‌تر باشد.

نسبت ‌‌دادن علم و سایر فضیلت‌‌ها به الله تعالی، و اقرار بر این کار، و شکرگزاری الله به خاطر آن.|

﴿* قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِي صَبْرًا [الكهف: ٧٥]

٧٥ خَضِر÷ به موسی÷ گفت: من به تو گفته بودم که: - ای موسی- تو هرگز نمی‌‌توانی در قبال کاری که من انجام می‌‌دهم صبر کنی.

﴿قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلاَ تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْرًا [الكهف: ٧٦]

٧٦ موسی÷ گفت: اگر پس از این بار در مورد چیزی از تو سوال کردم از من جدا شو، به تحقیق که به نهایتی که در آن بر ترک همراهی با من معذور هستی رسیده‌‌ای؛ زیرا در آن صورت، من سه مرتبه با تو مخالفت کرده‌‌ام.

﴿فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَنْ يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لاَتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا [الكهف: ٧٧]

٧٧ پس به راه افتادند تا اینکه نزد ساکنان شهری رسیدند و از ساکنانش غذا طلب کردند، اما ساکنان شهر از دادن غذا به آنها خودداری کردند، سپس در آن شهر دیواری کج دیدند که نزدیک بود فرو ریزد و ویران شود، خَضِر÷ آن دیوار را تعمیر کرد تا اینکه راست گردید، آن‌‌گاه موسی÷ به خَضِر÷ گفت: اگر می‌‌خواستی می‌‌توانستی در برابر تعمیر دیوار از آنها مزدی بگیری؛ چون پس از اینکه از مهمان ‌‌کردن ما خودداری کردند، به آن نیازمندیم.

﴿قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا [الكهف: ٧٨]

٧٨ خَضِر÷ به موسی÷ گفت: این اعتراض بر نگرفتن مزدی توسط من در برابر تعمیر دیوار، محل جدایی من و توست، به‌‌زودی تو را از تأویل کارهایی که از من مشاهده کردی و نتوانستی در برابر آنها صبر کنی باخبر خواهم ساخت.

﴿أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا [الكهف: ٧٩]

٧٩ اما کشتی که به خاطر سوراخ ‌‌کردن آن بر من اعتراض کردی؛ از ضعیفانی بود که در دریا بر آن کار می‌‌کردند و توان دفاع از آن را نداشتند، پس با کاری که با آن انجام دادم خواستم آن را معیوب کنم؛ تا پادشاهی که در برابر آنها قرار داشت و هر کشتی درستی را به زور از صاحبانش می‌‌گرفت و هر کشتی معیوبی را رها می‌‌کرد بر آن مسلط نشود.

﴿وَأَمَّا الْغُلاَمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا [الكهف: ٨٠]

٨٠ اما پسرکی که به خاطر قتلش بر من اعتراض کردی پدر و مادرش مؤمن بودند، و او در علم الله کافر بود، پس ترسیدیم که اگر بالغ شود آن دو را به‌‌سبب محبت زیاد آنها به او یا به‌‌سبب نیاز شدید آنها به او بر کفر به الله و طغیان بکشاند.

﴿فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا [الكهف: ٨١]

٨١ پس خواستیم که الله به جای او، فرزندی دیندارتر و صالح‌‌تر و پاک‌‌تر از گناهان، و مهربان‌‌تر به پدر و مادرش بدهد.

﴿وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلاَمَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا [الكهف: ٨٢]

٨٢ اما دیواری که آن را تعمیر کردم و تو به خاطر تعمیر آن بر من اعتراض کردی برای دو بچه در شهری که ما به آنجا رفتیم بود که پدرشان فوت کرده بود، و زیر آن دیوار مالی برای‌‌شان دفن شده بود، و پدر این دو صغیر صالح بود، پس - ای موسی- پروردگارت خواست تا آن دو به سن رشد برسند و بزرگ شوند، و مال دفن‌‌ شدۀ خویش را از زیر آن دیوار درآورند؛ زیرا اگر اکنون دیوار فرو می‌‌ریخت مال‌‌شان آشکار می‌‌شد و در معرض نابودی قرار می‌‌گرفت، و این تدبیر، رحمتی از جانب پروردگارت به آن دو بود، و آن را به اجتهاد خودم انجام ندادم؛ این بود توضیح آنچه که نتوانستی بر آن صبر کنی.

الله پس از بیان قصۀ خَضِر÷ قصۀ ذوالقرنین را به‌‌سبب ارتباطی که بین این دو قصه است ذکر کرد؛ زیرا هر یک از این دو برای حمایت ضعیفان کوشیدند، پس فرمود:

﴿وَيَسْأَلُونَكَ عَن ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُم مِّنْهُ ذِكْرًا [الكهف: ٨٣]

٨٣ و - ای رسول- مشرکان و یهود به هدف امتحان در مورد قصۀ ذوالقرنین از تو می‌‌پرسند، بگو: به‌‌زودی بخشی از قصۀ او را که به آن عبرت و پند می‌‌گیرید برای‌‌تان می‌‌خوانم.

برخی فواید آیات:

وجوب تَأنّی و محکم‌‌ کاری و شتاب ‌‌نکردن بر حکم به چیزی.

احکام امور بر ظاهرشان جاری می‌‌شود، و احکام دنیایی در اموال و خون‌‌ها و سایر موارد به آن بستگی دارد.

شر بزرگ با ارتکاب شر کوچک دفع می‌‌شود، و مصلحت بزرگتر با رها کردن مصلحت کوچک‌‌تر حفظ می‌‌شود.

سزاوار است که دوست از دوستش جدا نشود و او را رها نکند تا مورد سرزنش قرار بگیرد و از او پوزش بخواهد.

به‌‌کارگیری ادب در برابر الله تعالی در الفاظ، با انتساب خیر به او تعالی و عدم انتساب شر به او تعالی.

الله از بندۀ صالح و فرزندانش محافظت می‌‌کند.|

﴿إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا [الكهف: ٨٤]

٨٤ به تحقیق که ما در زمین بر او قدرت بخشیدیم، و از هر چیزی‌‌که خواسته‌‌اش به آن بستگی داشت راهی که با آن به مرادش می‌‌رسید برایش عطا کردیم.

﴿فَأَتْبَعَ سَبَبًا [الكهف: ٨٥]

٨٥ پس وسایل و راه‌‌هایی را که برای رسیدن به مطلوبش به او عطا کردیم به کار گرفت، آن‌‌گاه به جانب غرب رفت.

﴿حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا يَاذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا [الكهف: ٨٦]

٨٦ و در زمین حرکت کرد تا اینکه به پایان زمین از سمت غروبگاه خورشید رسید که آن را دید گویی در چشمه‌‌ای داغ و دارای گل سیاه غروب می‌‌کند، و نزدیک غروبگاه خورشید مردمی کافر را دید، آن‌‌گاه به او اختیار دادیم و گفتیم: ای ذوالقرنین، یا اینها را با قتل یا غیر آن عذاب می‌‌کنی، یا به آنها نیکی می‌‌کنی.

﴿قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُّكْرًا [الكهف: ٨٧]

٨٧ ذوالقرنین گفت: اما کسی‌‌که پس از اینکه او را به‌‌سوی عبادت الله دعوت کردیم به الله شرک ورزد و بر این کار پافشاری کند به‌‌زودی او را با قتل در دنیا مجازات خواهیم کرد، سپس در روز قیامت به‌‌سوی پروردگارش بازمی‌‌گردد که در آنجا به عذابی سهمگین او را عذاب می‌‌کند.

﴿وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاء الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسْرًا [الكهف: ٨٨]

٨٨ اما هرکس از آنها که به الله ایمان آوَرَد و عمل صالح انجام دهد به پاس ایمان و عمل صالح او بهشت از جانب پروردگارش برای اوست؛ و به‌‌زودی فرمانی نرم و آسان در حق او صادر خواهیم کرد.

﴿ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا [الكهف: ٨٩]

٨٩ سپس راهی غیر از راه اول به‌‌سوی محل برآمدن خورشید در پیش گرفت.

﴿حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا [الكهف: ٩٠]

٩٠ و رفت تا اینکه به محلی که خورشید از آنجا برمی‌‌آید رسید، و در آنجا خورشید را دید که بر اقوامی طلوع می‌‌کند که برای‌‌شان خانه‌‌ها و سایه‌‌های درختان را قرار نداده بودیم که آنها را در برابر خورشید بپوشاند.

﴿كَذَلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْرًا [الكهف: ٩١]

٩ کار ذوالقرنین چنین بود، و به‌‌طور قطع علم ما به جزئیات توان و قدرت او احاطه داشت.

﴿ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا [الكهف: ٩٢]

٩٢ سپس راهی غیر از دو راه اول و مخالف مشرق و مغرب پیمود.

﴿حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْمًا لاَّ يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلاً [الكهف: ٩٣]

٩٣ و رفت تا اینکه به دره‌‌ای میان دو کوه رسید و در برابر آن دو مردمی را دید که هیچ زبانی غیر از زبان خودشان را نمی‌‌فهمیدند.

﴿قَالُوا يَاذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَى أَن تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدًّا [الكهف: ٩٤]

٩٤ گفتند: ای ذوالقرنین، به‌‌راستی‌‌که یأجوج و مأجوج (منظورشان دو امت بزرگ از بنی‌‌آدم بود) با قتل و سایر کارهایی که انجام می‌‌دهند در زمین فساد برپا می‌‌کنند، پس آیا مالی برایت بدهیم تا میان ما و آنها مانعی ایجاد کنی؟

﴿قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا [الكهف: ٩٥]

٩٥ ذوالقرنین گفت: فرمانروایی و قدرتی که پروردگارم بر من ارزانی داشته است از مالی که شما به من می‌‌دهید برایم بهتر است، پس با مردان و ابزار به من یاری رسانید تا میان شما و آنها مانعی قرار دهم.

﴿آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قَالَ انفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًا [الكهف: ٩٦]

٩٦ قطعات آهن را بیاورید، پس آنها را آوردند آن‌‌گاه شروع به ساختن مانع میان آن دو کوه کرد، تا اینکه بنایش را برابر با دو کوه کرد. به کارگران گفت: آتش بر این قطعات بدمید، تا اینکه قطعات آهن سرخ شد گفت: مس بیاورید تا روی آن بریزم.

﴿فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا [الكهف: ٩٧]

٩٧ پس یأجوج و مأجوج نتوانستند به خاطر ارتفاع مانع از آن بالا روند، و به خاطر سختی آن نتوانستند آن را از پایین سوراخ کنند.

برخی فواید آیات:

ذوالقرنین یکی از پادشاهان مؤمنی است که در دنیا پادشاهی کردند و بر ساکنانش تسلط داشتند، زیرا الله پادشاهی گسترده‌‌ای به او عطا کرده بود، و حکمت و هیبت و علمی نافع به او بخشیده بود.

یکی از وظایف پادشاه یا حاکم این است که حمایت مردم از اموال‌‌شان را در حفظ سرزمین‌‌شان و اصلاح مرزهای آنها برپا دارد.

صالحان و مخلصان بر اجرای اعمال، در طلب رضایت الله مشتاق هستند.|

﴿قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي فَإِذَا جَاء وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاء وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا [الكهف: ٩٨]

٩٨ ذوالقرنین گفت: این سد رحمتی از جانب پروردگارم است که میان یأجوج و مأجوج و فساد نمودن در روی زمین مانع می‌‌شود و آنها را از این کار بازمی‌‌دارد، پس هرگاه زمانی‌‌که الله برای خروج آنها قبل از برپایی قیامت مشخص کرده است فرا رسد آن را با زمین یکسان می‌‌گرداند، و وعدۀ الله به یکسان ‌‌کردن آن با زمین و خروج یأجوج و مأجوج ثابت است و هیچ خلافی در آن نیست.

﴿* وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا [الكهف: ٩٩]

٩٩ و در آخر الزمان مخلوقات را رها می‌‌کنیم تا با یکدیگر زد و خورد کنند و درآمیزند، و در صور دمیده شود آن‌‌گاه تمام مخلوقات را برای حسابرسی و جزا گرد خواهیم آوریم.

﴿وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِّلْكَافِرِينَ عَرْضًا [الكهف: ١٠٠]

١٠٠ و جهنم را برای کافران بدون هیچ ابهامی نشان خواهیم داد تا آشکارا آن را مشاهده کنند.

﴿الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاء عَن ذِكْرِي وَكَانُوا لاَ يَسْتَطِيعُونَ سَمْعًا [الكهف: ١٠١]

١٠١ آن را برای کافران که در دنیا از یاد الله کور بودند آشکار کنیم؛ چون پوششی بر چشمان‌‌شان بود که مانع از این کار می‌‌شد، و آیات الله را آن‌‌گونه که قبول کنند نمی‌‌توانستند بشنوند.

﴿أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن يَتَّخِذُوا عِبَادِي مِن دُونِي أَوْلِيَاء إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلاً [الكهف: ١٠٢]

١٠٢ آیا کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند پنداشته‌‌اند که بندگانم از فرشتگان و رسولان و شیاطین را معبودانی به جای من بگیرند؟! به‌‌راستی‌‌که ما جهنم را منزلی برای اقامت کافران آماده کرده‌‌ایم.

﴿قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالأَخْسَرِينَ أَعْمَالاً [الكهف: ١٠٣]

١٠٣ - ای رسول- بگو: - ای مردم- آیا شما را از زیانکارترین مردم باخبر سازم؟

﴿الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا [الكهف: ١٠٤]

١٠٤ همان کسانی‌‌که روز قیامت می‌‌بینند تلاش آنها که در دنیا آن را به خرج می‌‌دادند تباه شده است، درحالی‌‌که گمان می‌‌کردند تلاش نیکی انجام می‌‌دهند و به‌‌زودی از اعمال‌‌شان نفع خواهند برد؛ اما واقعیت، برخلاف آن بود.

﴿أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلاَ نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا [الكهف: ١٠٥]

١٠٥ اینها همان کسانی هستند که به آیات پروردگارشان که بر توحیدش دلالت می‌‌کنند کفر ورزیده‌‌اند، و به دیدار او کافر شده‌‌اند، پس به خاطر این کفرشان، اعمال‌‌شان تباه شده است، و در روز قیامت ارزشی نزد الله ندارند.

﴿ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُوًا [الكهف: ١٠٦]

١٠٦ این مجازات آماده‌‌ شده برای آنها همان جهنم است؛ به‌‌سبب اینکه به الله کفر ورزیدند، و آیات نازل ‌‌شده‌‌ و رسولانم را به ریشخند گرفتند.

الله پس از بیان جزای کافران، جزای مؤمنان را بیان کرده و می‌‌فرماید:

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً [الكهف: ١٠٧]

١٠٧ همانا برای گرامی‌‌ داشتن کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند، بالاترین مراتب بهشت‌‌ جایگاهشان است.

﴿خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلاً [الكهف: ١٠٨]

١٠٨ که برای همیشه در آنها می‌‌مانند، و هرگز درخواست انتقال از آنجا را نمی‌‌کنند؛ چون هیچ پاداشی با آن برابری نمی‌‌کند.

﴿قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِّكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا [الكهف: ١٠٩]

١٠٩ - ای رسول- بگو: همانا کلمات پروردگارم بسیار است، چنان‌‌که اگر دریا برای نوشتن آن جوهر شود به‌‌طور قطع قبل از اینکه کلمات او سبحانه پایان یابد آب دریا پایان خواهد یافت، و حتی اگر دریاهای دیگری نیز بیاوریم به‌‌طور قطع پایان خواهند یافت.

﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحًا وَلاَ يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا [الكهف: ١١٠]

١١٠ - ای رسول- بگو: من فقط انسانی مثل خودتان هستم، که به من وحی می‌‌شود. معبود برحق شما معبودی یگانه است که هیچ شریکی ندارد، و همان الله است، پس هرکس از دیدار پروردگارش می‌‌ترسد باید عملی موافق با شریعت او تعالی را خالصانه برای پروردگارش انجام دهد، و هیچ‌‌کس را در عبادت پروردگارش شریک نگرداند.

برخی فواید آیات:

اثبات رستاخیز و حشر و جمع ‌‌آوری جن‌‌ها و انسان‌‌ها در میادین قیامت با دمیدن دوم در صور.

زیانکارترین مردم در روز قیامت همان کسانی هستند که تلاش آنها در دنیا تباه شده است، درحالی‌‌که گمان می‌‌کردند در عبادت غیر الله کار خوبی انجام می‌‌دهند.

شمارش کلمات و علم و حکمت و اسرار الله تعالی امکان ندارد، هر چند دریاها و اقیانوس‌‌ها و مانند آنها بدون حد و مرز برای نوشتن جوهر شوند.|

سوره مریم

(مکّی)

برخی مقاصد سوره:

بیان مظاهر رحمت الله به دوستانش؛ مانند بخشیدن فرزند صالح، و منزه ‌‌دانستن او تعالی از فرزند و یاور، برای رد بر افترا زنندگان.

تفسیر:

﴿كهيعص [مريم: ١]

١ ﴿كٓهيعٓصٓ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در آغاز سورۀ بقره بیان شد.

﴿ذِكْرُ رَحْمَةِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا [مريم: ٢]

٢ این یادِ رحمتِ پروردگارت به بنده‌‌اش زکریا است، که آن را به هدف پند گرفتن از آن برایت حکایت می‌‌کنیم.

﴿إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاء خَفِيًّا [مريم: ٣]

٣ آن‌‌گاه که پروردگاش سبحانه را آهسته خواند تا بهتر اجابت شود.

﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا [مريم: ٤]

٤ گفت: پروردگارا، استخوانم سست گردیده، و سفیدی موی سرم زیاد شده، و در دعای خویش به تو هرگز ناامید نبوده‌‌ام، زیرا هرگاه تو را خواندم دعایم را اجابت کردی.

﴿وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا [مريم: ٥]

٥ و من می‌‌ترسم که پس از مرگم خویشاوندان من به‌‌سبب مشغول ‌‌شدن به دنیا حق دین را ادا نکنند، و زنم نازا است و بچه نمی‌‌آورد، پس از جانب خویش فرزندی یاری‌‌رسان برایم عطا کن.

﴿يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا [مريم: ٦]

٦ که نبوت را از من، و از خاندان یعقوب÷ به ارث ببرد، و - پروردگارا- او را در دین و اخلاق و علم پسندیده گردان.

﴿يَازَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلاَمٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيًّا [مريم: ٧]

٧ پس الله دعایش را اجابت کرد، و بر او ندا داد: ای زکریا، خبری خوش به تو مژده می دهیم؛ یعنی دعایت را اجابت کردیم، و پسری که نامش یحیی است، و قبل از او این نام را برای هیچ‌‌کس قرار نداده‌‌ایم برایت عطا کردیم.

﴿قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلاَمٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا [مريم: ٨]

٨ زکریا÷ با تعجب از قدرت الله گفت: چگونه فرزندی برایم متولد می‌‌شود درحالی‌‌که همسرم نازا است و بچه نمی‌‌آورد، و خودم نیز بر اثر سالخوردگی و سستیِ استخوان‌‌ها، به پایان عمر رسیده‌‌ام؟!

﴿قَالَ كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا [مريم: ٩]

٩ فرشته گفت: این امر چنان‌‌که گفتم در حالتی رخ می‌‌دهد که زنت نازاست و خودت بر اثر سالخوردگی و سستی استخوان‌‌ها به پایان عمر رسیده‌‌ای، اما پروردگارت فرمود: آفرینش یحیی از مادری نازا و از پدری که به پایان عمر رسیده توسط پروردگارت آسان است، و - ای زکریا- قبلاً تو را درحالی‌‌که چیزی قابل بیان نبودی آفریده است؛ زیرا هیچ بودی.

﴿قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاَثَ لَيَالٍ سَوِيًّا [مريم: ١٠]

١٠ زکریا÷ گفت: پروردگارا، نشانه‌‌ای برایم قرار بده تا با آن اطمینان یابم و بر تحقق این بشارت دلالت کند، فرمود: نشانۀ تو بر تحقق این بشارت این است که سه روز بدون عیب و درحالی‌‌که صحیح و سالم هستی نمی‌‌توانی با مردم سخن بگویی.

﴿فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا [مريم: ١١]

١١ آن‌‌گاه زکریا÷ از مصلایش بر قوم خویش درآمد، و بدون کلام به آنها اشاره کرد که: الله سبحانه را در آغاز و پایان روز بستایید.

برخی فواید آیات:

اظهار ضعف و ناتوانی، از مؤثر‌‌ترین وسایل توسل به‌‌سوی الله است؛ زیرا بر عدم قدرت و تواناییِ شخص، و وابستگی قلبی به قدرت و توانایی الله دلالت دارد.

مستحب است که شخص در دعای خویش نعمت‌‌های الله را به یاد آورد و در اوج تواضع و فروتنی قرار گیرد.

اشتیاق بر مصلحت دین و مُقَدَّم کردن آن بر سایر مصالح.

برگزیدن نام‌‌هایی دارای معانی نیکو مستحب است.|

﴿يَايَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا [مريم: ١٢]

١٢ پس یحیی÷ برایش متولد شد، و چون به سنی که در آن سن مناسب رسید به او گفتیم: ای یحیی، تورات را به جد و جهد بگیر. و در کودکی به او فهم و علم و جد و عزم عطا کردیم.

﴿وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا [مريم: ١٣]

١٣ و به رحمتی از جانب خویش به او مهربانی کردیم، و او را از گناهان پاک نمودیم، و او پرهیزکاری بود که اوامر الله را به جای می‌‌آورد، و نواهی او تعالی را ترک می‌‌کرد.

﴿وَبَرًّا بِوَالِدَيْهِ وَلَمْ يَكُن جَبَّارًا عَصِيًّا [مريم: ١٤]

١٤ و نسبت به پدر و مادرش مهربان، خوش‌‌برخورد و نیکوکار بود، و در طاعت پروردگارش و طاعت آن دو متکبر نبود، و نافرمان پروردگارش یا پدر و مادرش نیز نبود.

﴿وَسَلاَمٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا [مريم: ١٥]

١٥ و سلام و امنیت از جانب الله بر اوست روزی‌‌که متولد شد، و روزی‌‌که می‌‌میرد و از این دنیا خارج می‌‌شود، و آن‌‌گاه که روز قیامت زنده برانگیخته می‌‌شود؛ این موارد سه‌‌گانۀ مذکور، وحشتناک‌‌ترین مواضعی است که انسان از آنها می‌‌گذرد، و اگر در این مواضع ایمن باشد در سایر مواضع ترسی بر او نیست.

﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا [مريم: ١٦]

١٦ و - ای رسول- در قرآن نازل‌‌شده بر خودت قصۀ مریم را یاد کن آن‌‌گاه که از اهل خویش کناره گرفت، و در مکانی به سمت شرق از آنها خلوت گزید.

﴿فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا [مريم: ١٧]

١٧ آن‌‌گاه در برابر آنها پرده‌‌ای برای خود گرفت تا او را در حالت عبادت پروردگارش نبینند، پس جبریل÷ را به‌‌سوی او فرستادیم، که در صورت انسانی خوش‌‌اندام بر او نمایان شد، و مریم ترسید که قصد بدی به او داشته باشد.

﴿قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا [مريم: ١٨]

١٨ وقتی مریم جبریل÷ را دید که در شکل انسانی خوش‌‌اندام به‌‌سویش می‌‌رود گفت: - ای مرد- به‌‌راستی‌‌که من از تو به رحمان پناه می‌‌برم از اینکه آسیبی به من برسانی اگر پرهیزکاری هستی که از الله می‌‌ترسی.

﴿قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لأَهَبَ لَكِ غُلاَمًا زَكِيًّا [مريم: ١٩]

١٩ جبریل÷ گفت: من انسانی نیستم، بلکه فرستاده‌‌ای از جانب پروردگارت هستم که مرا به‌‌سویت فرستاده تا برایت فرزندی گرامی و پاکیزه ببخشم.

﴿قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلاَمٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا [مريم: ٢٠]

٢٠ مریم با تعجب گفت: چگونه می‌‌توانم فرزندی داشته باشم حال آن‌‌که نه شوهری داشته ام و نه هیچ‌‌کس دیگری با من نزدیکی نکرده است، و زناکار نیز نبوده‌‌ام تا فرزندی داشته باشم؟!

﴿قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا [مريم: ٢١]

٢١ جبریل÷ به او گفت: امر چنان است که گفتم که هر چند شوهری و هیچ مرد دیگری با تو نزدیکی نکرده است و زناکار نیز نبوده‌‌ای، اما پروردگارت سبحانه فرموده: آفرینش فرزند بدون پدر بر من آسان است، و به این هدف که فرزند بخشیده‌‌شده به تو، نشانه‌‌ای برای مردم بر قدرت الله، و رحمتی از جانب ما برای تو و برای کسانی‌‌که به او ایمان آوَرَند باشد، و آفرینش این فرزند تو حکمی از جانب الله است که مقدر شده، و در لوح محفوظ نوشته شده است.

﴿* فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا [مريم: ٢٢]

٢٢ مریم پس از دمیدن فرشته به فرزند باردار شد، آن‌‌گاه با او به مکانی دور از مردم کناره گرفت.

﴿فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَالَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا [مريم: ٢٣]

٢٣ پس درد زایمان او را فراگرفت، و به‌‌سوی ساقۀ درخت خرمایی کشاند، مریم گفت: کاش قبل از این روز مرده بودم، و چیزی بی‌‌ارزش بودم تا گمان بد به من نمی‌‌شد.

﴿فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلاَّ تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا [مريم: ٢٤]

٢٤ پس عیسی÷ از زیر پاهایش بر او ندا داد: اندوه مدار، که پروردگارت زیر پای تو جوی آبی قرار داده است تا از آن بنوشی.

﴿وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا [مريم: ٢٥]

٢٥ و تنۀ درخت خرما را بگیر و بتکان، خرمایی تازه و نورس برایت می‌‌ریزد.

برخی فواید آیات:

لزوم صبر بر انجام تکالیف شرعی.

منزلت و جایگاه بالای نیکی به پدر و مادر نزد الله، زیرا او تعالی این کار را در کنار شکر خویش قرار داده است.

با وجود قدرت کامل الله در آیات آشکارش که برای مریم ظاهر کرد، مریم را واداشت که برای رسیدن به میوۀ درخت خرما اسباب را به‌‌کار گیرد.|

﴿فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا [مريم: ٢٦]

٢٦ و از خرما بخور، و از آب بنوش، و به نوزدات شاد باشد و اندوه مدار، و اگر از مردم کسی را دیدی که در مورد خبر نوزاد از تو سوال کرد به او بگو: من سکوت از سخن را برای پروردگارم بر خودم واجب کرده‌‌ام، پس امروز با هیچ‌‌یک از مردم سخن نخواهم گفت.

﴿فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا يَامَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئًا فَرِيًّا [مريم: ٢٧]

٢٧ پس مریم پسرش را که در بغل داشت نزد قومش آورد، قومش با اعتراضی سخت به او گفتند: ای مریم، به تحقیق که کار بسیار ناپسندی را مرتکب شده‌‌ای، چون فرزندی بدون پدر آورده‌‌ای.

﴿يَاأُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا [مريم: ٢٨]

٢٨ ای شبیه هارون در عبادت (هارون مرد صالحی بود) پدرت زناکار نبود، و مادرت نیز زنی زناکار نبود، یعنی تو از خانواده‌‌ای پاک و معروف به صلاح هستی، پس چگونه فرزندی بدون پدر آوردی؟!

﴿فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا [مريم: ٢٩]

٢٩ آن‌‌گاه به‌‌سوی پسرش عیسی÷ که در گهواره بود اشاره کرد، پس قومش با تعجب به او گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوییم؟!

﴿قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا [مريم: ٣٠]

٣٠ عیسی÷ گفت: همانا من بندۀ الله هستم، که انجیل را به من عطا کرده، و مرا یکی از پیامبرانش قرار داده است.

﴿وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلاَةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا [مريم: ٣١]

٣١ و مرا هرجا که باشم بسیار فایده‌‌رسان به بندگان قرار داده، و مرا به ادای نماز و پرداخت زکات در طول زندگی‌‌ام فرمان داده است.

﴿وَبَرًّا بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّارًا شَقِيًّا [مريم: ٣٢]

٣٢ و مرا نسبت به مادرم نیکوکار کرده، و مرا متکبر از طاعت پروردگارم، و نیز نافرمان او قرار نداده است.

﴿وَالسَّلاَمُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا [مريم: ٣٣]

٣٣ و امنیت از شیطان و دستیارانش برای من است روز تولدم و روز مرگم و روز برانگیختنم به صورت زنده در روز قیامت، یعنی شیطان در این مواضع وحشتناک سه‌‌گانه مرا آزرده نمی‌‌سازد.

﴿ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُون [مريم: ٣٤]

٣٤ این موصوف به صفات مذکور همان عیسی÷ پسر مریم است، و این کلام همان سخن حق در مورد اوست، نه سخن گمراهانی که در مورد او تردید دارند و جدال می‌‌کنند.

﴿مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُون [مريم: ٣٥]

٣٥ سزاوار الله نیست که فرزندی بگیرد، از این کار پاک و منزه است، هرگاه کاری را اراده کند، فقط کافی است که او سبحانه به آن کار بگوید: (کُن، موجود باش)، به‌‌ناگاه و بدون تردید واقع می‌‌شود، پس ذاتی‌‌که چنین باشد از فرزند منزه است.

﴿وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيم [مريم: ٣٦]

٣٦ و همانا الله سبحانه پروردگار من و پروردگار همگی شماست، پس عبادت را فقط برای او خالص بگردانید، آنچه برای‌‌تان بیان کردم همان راه مستقیمی است که منجر به رضایت الله می‌‌شود.

﴿فَاخْتَلَفَ الأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيم [مريم: ٣٧]

٣٧ پس اختلاف‌‌کنندگان در مورد عیسی÷ اختلاف کردند و به گروه‌‌هایی پراکنده از میان قومش تبدیل شدند، آن‌‌گاه برخی از آنها به او ایمان آوردند و گفتند: او رسولی است، و دیگران مانند یهودیان به او کافر شدند، چنان‌‌که گروه‌‌هایی در مورد او غلو کردند و برخی از آنها گفتند: او الله است، و دیگران گفتند: او پسر الله است، الله از این امر بسیار برتر است، پس وای بر اختلاف‌‌کنندگان در مورد عیسی÷ از مشاهدۀ روز بزرگ قیامت به سبب مناظر و حسابرسی و کیفری که در آن روز وجود دارد.

﴿أَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا لَكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِين [مريم: ٣٨]

٣٨ در آن روز چه خوب می‌‌شنوند و چه خوب می‌‌بینند. زمانی می‌‌شنوند که شنیدن هرگز به آنها نفع نمی‌‌رساند، و زمانی می‌‌بینند که دیدن هرگز نفعی برای‌‌شان نمی‌‌رساند، اما ستمکاران در زندگی دنیا در گمراهی آشکاری از راه راست هستند، از این رو برای آخرت آماده نمی‌‌شوند تا اینکه ناگهان و درحالی‌‌که بر ستم‌‌شان هستند آنها را فراگیرد.

برخی فواید آیات:

امر کردن مریم به سکوت، بر فضیلت خاموشی در برخی مواضع دلالت دارد.

نذر سکوت در شریعت اسلام جایز نیست.

آنچه قرآن در چگونگی آفرینش عیسی÷ خبر داده است، حقیقت قاطعی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، و غیر از آن، سایر سخنان باطل، سزاوار رسولان‌‌ﻹ‌‌ نیست.

کافر در دنیا از شنیدن و دیدن حق کر و کور است، اما در آخرت، آن‌‌گاه که عذاب را ببیند حق را خواهد دید و خواهد شنید، و این امر هرگز سودی برایش نخواهد داشت.|

﴿وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لاَ يُؤْمِنُون [مريم: ٣٩]

٣٩ و - ای رسول- مردم را از روز پشیمانی بترسان، روزی که گناهکار از گناهکاری‌‌اش، و نیکوکار از اینکه طاعت بیشتری انجام نداده است پشیمان می‌‌شود، آن‌‌گاه که طومار بندگان در هم پیچیده می‌‌شود، و حسابرسی‌‌شان پایان می‌‌یابد، و هرکس به آنچه که از پیش فرستاده است می‌‌رسد، آنها در زندگی دنیای‌‌شان به آن فریب خورده‌‌اند، و از آخرت غافلند، و به روز قیامت ایمان نمی‌‌آورند.

﴿إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الأَرْضَ وَمَنْ عَلَيْهَا وَإِلَيْنَا يُرْجَعُون [مريم: ٤٠]

٤٠ به تحقیق که ما پس از نابودی مخلوقات باقی هستیم، و زمین و هرکس را که بر روی زمین است به‌‌سبب نابودی آنها و بقای ما پس از آنها به ارث می‌‌بریم، و بر آنها فرمانروایی می‌‌کنیم، و هر کاری که در مورد آنها بخواهیم انجام می‌‌دهیم، و روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی ما بازگردانیده می‌‌شوند.

﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا [مريم: ٤١]

٤١ و - ای رسول- در قرآن نازل‌‌شده بر خودت قصۀ ابراهیم÷ را به یاد آور، به‌‌راستی‌‌که او بسیار راستگو و تصدیق‌‌کنندۀ آیات الله، و پیامبری از جانب الله بود.

﴿إِذْ قَالَ لأَبِيهِ يَاأَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لاَ يَسْمَعُ وَلاَ يُبْصِرُ وَلاَ يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا [مريم: ٤٢]

٤٢ آن‌‌گاه که به پدرش آذر گفت: ای پدرم، چرا به جای الله بُتی را عبادت می‌‌کنی که اگر او را بخوانی دعایت را نمی‌‌شنود، و آن‌‌گاه که او را عبادت کنی عبادتت را نمی‌‌بیند، و نه آسیبی از تو برطرف می‌‌سازد، و نه نفعی برایت جلب می‌‌کند؟!

﴿يَاأَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا [مريم: ٤٣]

٤٣ ای پدرم، همانا علمی از طریق وحی برایم آمده است که برای تو نیامده است، پس از من پیروی کن تا تو را به راه راست راهنمایی کنم.

﴿يَاأَبَتِ لاَ تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا [مريم: ٤٤]

٤٤ ای پدرم، شیطان را با فرمان‌‌برداری از او عبادت نکن، زیرا شیطان نافرمان رحمان است، آنجا که او را به سجده در برابر آدم÷ فرمان داد اما او سجده نکرد.

﴿يَاأَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا [مريم: ٤٥]

٤٥ ای پدرم، من می‌‌ترسم از اینکه اگر در حال کفر بمیری عذابی از جانب رحمان به تو برسد، آن‌‌گاه به‌‌سبب دوست‌‌داشتن شیطان توسط تو همنشین او در عذاب باشی.

﴿قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْ آلِهَتِي يَاإِبْراهِيمُ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ لأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا [مريم: ٤٦]

٤٦ آزر به پسرش ابراهیم÷ گفت: ای ابراهیم آیا تو از معبود‌‌هایم که آنها را عبادت می‌‌کنم روی می‌‌گردانی؟! اگر از دشنام معبود‌‌های من دست نکشی به‌‌طور قطع تو را سنگسار خواهم کرد، و زمانی طولانی از من دور شو و با من سخن مگوی، و با من یکجا نشو.

﴿قَالَ سَلاَمٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كَانَ بِي حَفِيًّا [مريم: ٤٧]

٤٧ ابراهیم÷ به پدرش گفت: از جانب من سلامتی بر توست، و آنچه که نمی‌‌پسندی از جانب من به تو نمی‌‌رسد، به‌‌زودی از جانب پروردگارم مغفرت و هدایت برایت می‌‌خواهم، او سبحانه به من لطف زیادی دارد.

﴿وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلاَّ أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا [مريم: ٤٨]

٤٨ شما و معبودهای‌‌تان را که به جای الله عبادت می‌‌کنید ترک می‌‌کنم و فقط پروردگارم را در دعایم می‌‌خوانم و کسی را شریک با او نمی‌‌گردانم. امید است مرا هنگامی‌‌که او را در دعا بخوانم محروم نسازد، که با عدم پذیرش دعایم توسط او از سیَه روزان و بیچاره‌‌ها می‌‌شوم.

﴿فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلاًّ جَعَلْنَا نَبِيًّا [مريم: ٤٩]

٤٩ پس چون آنها و معبودهای‌‌شان را که به جای الله عبادت می‌‌کردند رها کرد، در عوض نبودِ اهلش، پسرش اسحاق را به او بخشیدیم، و نوه‌‌اش یعقوب را برایش بخشیدیم، و هر یک از این دو را پیامبر قرار دادیم.

﴿وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا [مريم: ٥٠]

٥٠ و از رحمت خویش افزون بر نبوت، خیر زیادی به آنها عطا کردیم، و یادی نیک و همیشگی بر زبان‌‌های بندگان برای‌‌شان قرار دادیم.

﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولاً نَّبِيًّا [مريم: ٥١]

٥١ و - ای رسول- در قرآن نازل‌‌شده بر تو قصۀ موسی÷ را به یاد آور، به‌‌راستی‌‌که او انتخاب‌‌شده و برگزیده، و رسولی پیامبر بود.

برخی فواید آیات:

چون ساره در کناره‌‌گیری ابراهیم÷ از قومش با او همراه بود، مناسب بود که هدیۀ مشترک و نوۀ آن دو ذکر شود، سپس یاد اسماعیل÷ به صورت مستقل بیاید درحالی‌‌که الله اسماعیل÷ را قبل از اسحاق÷ به ابراهیم÷ بخشید.

وجوب باادب‌‌ بودن و نرمی و مهربانی در گفتگو با پدر و مادر و انتخاب بهترین نام‌‌ها در صدا زدن آن دو.

گناهان، بنده را از رحمت الله محروم می‌‌سازند، و ابواب رحمت را به رویش می‌‌بندند، چنان‌‌که طاعت، بزرگ‌‌ترین سبب برای رسیدن به رحمت او تعالی است.

الله به هر نیکوکاری وعده داده است که بر اساس نیکوکاری او، ستایشی راستین برایش منتشر می‌‌کند، و ابراهیم÷ و فرزندانش پیشوای نیکوکاران هستند.|

﴿وَنَادَيْنَاهُ مِن جَانِبِ الطُّورِ الأَيْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِيًّا [مريم: ٥٢]

٥٢ و او را از جانب راست کوه نسبت به موقعیت موسی÷ ندا دادیم، و درحالی‌‌که با او راز گفتیم او را به خود نزدیک ساختیم، چون الله کلامش را به او شنواند.

﴿وَوَهَبْنَا لَهُ مِن رَّحْمَتِنَا أَخَاهُ هَارُونَ نَبِيًّا [مريم: ٥٣]

٥٣ و - از رحمت و نعمت‌‌بخشی خویش بر او- با استجابت دعای او برادرش هارون÷ را مقام پیامبری عطا کردیم؛ آن‌‌گاه که این امر را از پروردگارش خواست.

﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولاً نَّبِيًّا [مريم: ٥٤]

٥٤ و - ای رسول- در قرآن نازل‌‌شده بر خودت قصۀ اسماعیل÷ را یاد کن، به‌‌راستی‌‌که او درست‌‌وعده بود، و هیچ وعده‌‌ای نمی‌‌داد مگر به آن وفا می‌‌کرد، و رسولی پیامبر بود.

﴿وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاَةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا [مريم: ٥٥]

٥٥ و خانواده‌‌اش را به برپایی نماز، و پرداخت زکات امر می‌‌کرد، و نزد پروردگارش پسندیده بود.

﴿وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا [مريم: ٥٦]

٥٦ و - ای رسول- در قرآن نازل‌‌شده بر خود قصۀ ادریس÷ را به یادآور، به‌‌راستی‌‌که او بسیار راستگو و تصدیق‌‌کنندۀ آیات پروردگارش بود، و یکی از پیامبران الله بود.

﴿وَرَفَعْنَاهُ مَكَانًا عَلِيًّا [مريم: ٥٧]

٥٧ و با نبوتی که به او بخشیدیم یادش را بالا بردیم، پس والامقام بود.

﴿أُوْلَئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ مِن ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَن خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا * [مريم: ٥٨]

٥٨ افراد مذکور در این سوره که با زکریا÷ آغاز و با ادریس÷ پایان یافت، از میان پسران آدم÷، و از پسران کسانی‌‌که همراه نوح÷ در کشتی سوار کردیم، و از پسران ابراهیم÷ و پسران یعقوب÷ هستند که الله نبوت را به آنها ارزانی داشت، و از کسانی بودند که آنها را بر هدایت به اسلام توفیق دادیم، و آنها را برگزیدیم و پیامبرانی قرار دادیم، و هرگاه آیات الله را که خوانده می‌‌شد می‌‌شنیدند در برابر الله گریه‌‌کنان از ترس او به سجده می‌‌افتادند.

﴿* فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلاَةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا [مريم: ٥٩]

٥٩ پس از این پیامبران برگزیده، گناهکاران و گمراهانی آمدند، که نماز را تباه ساختند، یعنی آن را به وجه مطلوب ادا نکردند، و گناهانی مانند زنا را به پیروی از هوای نفس شان مرتکب شدند، پس به زودی با زیان و نومیدی در جهنم روبرو خواهند شد.

﴿إِلاَّ مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلاَ يُظْلَمُونَ شَيْئًا [مريم: ٦٠]

٦٠ مگر کسانی‌‌که از تقصیر و کوتاهی خویش توبه کرده، و به الله ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌‌اند که افراد موصوف به این صفات، وارد بهشت می‌‌شوند، و ذره‌‌ای هر چند اندک از مزد اعمال‌‌شان کاسته نمی‌‌شود.

﴿جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا [مريم: ٦١]

٦١ بهشت‌‌هایی آرام و جاویدان که رحمان به بندگان نیکوکارش به غیب وعده داده که آنها را در آن‌‌ بهشت‌‌ها درمی‌‌آورد، و آنها درحالی‌‌که این بهشت‌‌ها را ندیده‌‌اند به آن ایمان آوردند، زیرا وعدۀ الله به بهشت - هر چند غیب است- بدون تردید آمدنی است.

﴿لاَ يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلاَّ سَلاَمًا وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا [مريم: ٦٢]

٦٢ در آنجا نه سخن بی‌‌جایی می‌‌شنوند، و نه سخن زشتی، بلکه سلام خودشان بر یکدیگر، و سلام فرشتگان بر آنها را می‌‌شنوند، و در آنجا صبح و شام هر غذایی که خواسته باشند برای‌‌شان آورده می‌‌شود.

﴿تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيًّا [مريم: ٦٣]

٦٣ این بهشت موصوف به صفات مذکور همان بهشتی است که آن را کسانی از بندگان ما به ارث می‌‌برند که اجرا کنندۀ اوامر، و اجتناب ‌‌کننده از نواهی باشند.

الله سبحانه پس از بیان پاداش تقواپیشگان بیان کرد که تقوا به معنای ایستادگی و پایداری بر امر او تعالی است، پس فرمود:

﴿وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا [مريم: ٦٤]

٦٤ و - ای جبریل- به محمد‌‌ج‌‌ بگو: فرشتگان از جانب خودشان فرود نمی‌‌آیند، بلکه فقط به فرمان الله فرود می‌‌آیند، امر آخرت که پیش رو داریم، و امر دنیا که پشت سر گذاشته‌‌ایم، و آنچه میان دنیا و آخرت است از آنِ الله است، و - ای رسول- پروردگارت هیچ‌‌چیزی را فراموش نمی‌‌کند.

برخی فواید آیات:

نیاز همیشگی دعوتگر به یارانی که او را در دعوتش یاری می‌‌رسانند.

اثبات صفت کلام الله تعالی.

وفاداری به وعده، پسندیده و از اخلاق پیامبران و رسولان است، و ضد آن یعنی خلف وعده، نکوهیده و مذموم است.

فرشتگان فرستادگانِ الله برای نزول وحی هستند که جز به فرمان الله بر هیچ‌‌یک از پیامبران و رسولان نازل نمی‌‌شوند.|

﴿رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا [مريم: ٦٥]

٦٥ آفریدگار و مالک آسمان‌‌ها و زمین و تدبیرکنندۀ کار آن دو، و نیز آفریدگار و مالک و تدبیرکنندۀ آنچه بین این دو وجود دارد است، پس تنها او را عبادت کن، زیرا او سزاوار عبادت است، و بر عبادتش استوار باش، زیرا او تعالی هیچ مانند و نظیری ندارد تا در عبادت با او شریک شود.

﴿وَيَقُولُ الإِنسَانُ أَئِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيًّا [مريم: ٦٦]

٦٦ و کافر منکر رستاخیز، از روی استهزا می‌‌گوید: آیا وقتی بمیرم دوباره از قبرم زنده بیرون آورده می‌‌شوم؟! به‌‌راستی‌‌که این امر بعید است.

﴿أَوَلاَ يَذْكُرُ الإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا [مريم: ٦٧]

٦٧ آیا این منکر رستاخیز به یاد نمی‌‌آورد که ما او را قبل از اینکه هیچ‌‌چیز نبود آفریدیم؟! تا بر آفرینش اول برای آفرینش دوم راهنمایی بگیرد، با وجود اینکه آفرینش دوم آسان‌‌تر و ساده‌‌تر است.

﴿فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا [مريم: ٦٨]

٦٨ پس - ای رسول- به پروردگارت سوگند آنها را همراه با شیاطین‌‌شان که آنها را گمراه ساختند از قبرهای‌‌شان به‌‌سوی محشر در خواهیم آورد، سپس درحالی‌‌که بر زانوهای‌‌شان درآمده‌‌اند آنها را خوار و ذلیل به‌‌سوی درهای جهنم خواهیم کشاند.

﴿ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَنِ عِتِيًّا [مريم: ٦٩]

٦٩ سپس به شدت و زور از هر یک از طایفه‌‌های گمراه کسانی را که سرکش‌‌تر بوده‌‌اند، یعنی سردمداران آنها را بیرون خواهیم کشید.

﴿ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَى بِهَا صِلِيًّا [مريم: ٧٠]

٧٠ آن‌‌گاه خود ما به کسانی‌‌که به ورود به جهنم و تحمل و رنج ‌‌بردن از گرمایش سزاوارترند داناتریم.

﴿وَإِن مِّنكُمْ إِلاَّ وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا [مريم: ٧١]

٧١ و - ای مردم- هیچ‌‌کس از شما نیست مگر اینکه از بالای صراط که روی جهنم نصب شده عبور خواهد کرد، این عبور حکمی قطعی است که الله آن را صادر کرده است، و حکم او تعالی هیچ بازگرداننده‌‌ای ندارد.

﴿ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوا وَّنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا [مريم: ٧٢]

٧٢ سپس بعد از عبور روی صراط کسانی را که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او تعالی را پیشه کردند نجات می‌‌دهیم، و ستمکاران را درحالی‌‌که بر زانوهای‌‌شان درآمده‌‌اند رها می‌‌کنیم، و نمی‌‌توانند از آن فرار کنند.

﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَّقَامًا وَأَحْسَنُ نَدِيًّا [مريم: ٧٣]

٧٣ و چون آیات آشکار نازل‌‌ شدۀ ما بر رسول‌‌مان بر مردم خوانده شود کافران به مؤمنان می‌‌گویند: کدام‌‌یک از ما دو گروه، جایگاه و مسکن بهتر، و مجلس و اجتماع نیکوتری دارد: گروه ما یا گروه شما؟!

﴿وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَحْسَنُ أَثَاثًا وَرِئْيًا [مريم: ٧٤]

٧٤ و چه بسیار امت‌‌هایی را قبل از این کافران که به برتری مادی خویش افتخار می‌‌کنند گمراه ساختیم، درحالی‌‌که اموالی نیکوتر، و به خاطر گرانی لباس‌‌های‌‌شان و در رفاه بودنِ بدن‌‌های‌‌شان، ظاهری زیباتر از اینها داشتند.

﴿قُلْ مَن كَانَ فِي الضَّلاَلَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمَنُ مَدًّا حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ إِمَّا الْعَذَابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضْعَفُ جُندًا [مريم: ٧٥]

٧٥ - ای رسول- بگو: هرکس در گمراهی خویش بماند رحمان به او مهلت خواهد داد تا بر گمراهی بیفزاید، تا آن‌‌گاه که عذابِ به تعجیل ‌‌افتاده در دنیا یا عذاب مدت‌‌دار در قیامت را که به آن وعده داده می‌‌شدند ببینند. آن‌‌گاه خواهند دانست که چه کسی جایگاه بدتر و یاوران کمتری دارد، آنها یا مؤمنان؟

﴿وَيَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَّرَدًّا [مريم: ٧٦]

٧٦ و در برابرِ مهلت ‌‌دادن به اینها که بر گمراهی بیفزایند، الله بر ایمان و طاعت کسانی‌‌که هدایت یافته‌‌اند می‌‌افزاید، و - ای رسول- اعمال صالح که به سعادت ابدی نزد پروردگارت منجر می‌‌شود پاداشی سودمندتر، و سرانجامِ بهتری دارد.

برخی فواید آیات:

مؤمنان باید به آنچه به آن فرمان یافته‌‌اند مشغول شوند و در حد توان بر آن ایستادگی کنند.

ورود تمام مخلوقات بر جهنم- یعنی: عبور بر صراط، نه ورود در جهنم- امری قطعی و غیرقابل تردید است.

معیارها و مفاهیم صحیح دین با تصورات جاهلان و عوام متفاوت است.

هرکس که غرق در گمراهی و ریشه‌‌دار در کفر باشد الله او را در طغیان جهل و کفرش رها می‌‌کند، تا بیشتر فریب بخورد، و به این ترتیب کیفرش سخت‌‌تر شود.

الله به پاداش مؤمنان آنها را بر هدایت استوار می‌‌سازد، و بر توفیق و یاری آنها می‌‌افزاید، و آیاتی را فرو می‌‌فرستد که بر یقین‌‌شان می‌‌افزاید.|

﴿أَفَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآيَاتِنَا وَقَالَ لأُوتَيَنَّ مَالاً وَوَلَدًا [مريم: ٧٧]

٧٧ - ای رسول- آیا دیدی کسی را که به حجت‌‌های ما کفر ورزید، و تهدید ما را انکار کرد، و گفت: اگر بمیرم، و برانگیخته شوم به‌‌طور قطع مال و فرزندان زیادی به من داده خواهد شد.

﴿أَاطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا [مريم: ٧٨]

٧٨ آیا از غیب آگاه شده و این سخن را از روی دلیل زد؟! یا نزد پروردگارش عهدی بسته که او را وارد بهشت خواهد کرد، و مال و اولادی به او خواهد داد؟!

﴿كَلاَّ سَنَكْتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذَابِ مَدًّا [مريم: ٧٩]

٧٩ امر چنان‌‌که ادعا می‌‌کند نیست، به‌‌زودی سخن و عمل او را می‌‌نویسیم، و به‌‌سبب ادعای دروغینش عذابی بر عذابش خواهیم افزود.

﴿وَنَرِثُهُ مَا يَقُولُ وَيَأْتِينَا فَرْدًا [مريم: ٨٠]

٨٠ و پس از اینکه او را نابود ساختیم مال و فرزندی را که به جا می‌‌گذارد به ارث خواهیم برد، و در روز قیامت تنها و در حالی نزد ما می‌‌آید که مال و جایگاهی که از آن بهره‌‌مند بود از او گرفته شده است.

﴿وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِّيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا [مريم: ٨١]

٨١ و مشرکان به جای الله معبودهایی برای خودشان گرفتند؛ تا پشتیبان و یاورشان باشند و از آنها یاری بگیرند.

﴿كَلاَّ سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا [مريم: ٨٢]

٨٢ امر چنان‌‌که ادعا کردند نیست، زیرا این معبودهای که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنند، عبادت مشرکان برای خودشان را در روز قیامت انکار خواهند کرد، و از آنها بیزاری خواهند جست، و دشمنان آنها خواهند شد.

﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّيَاطِينَ عَلَى الْكَافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا [مريم: ٨٣]

٨٣ - ای رسول- آیا ندیده‌‌ای که ما شیاطین را برانگیختیم، و آنها را بر کفار مسلط گرداندیم تا آنها را بر انجام گناهان و بازداشتن از دین الله به شدت تحریک کنند؟

﴿فَلاَ تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا [مريم: ٨٤]

٨٤ پس - ای رسول- به شتاب از الله نخواه که نابودی‌‌شان را به تعجیل اندازد، همانا ما عمرهای‌‌شان را به دقت برمی‌‌شماریم، تا وقتی‌‌که مهلت ‌‌‌‌شان پایان یافت آنها را به آنچه سزاوارش هستند مجازات کنیم.

﴿يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَنِ وَفْدًا [مريم: ٨٥]

٨٥ و - ای رسول- روز قیامت را به یاد آور. روزی‌‌که افرادی را که تقوای پروردگارشان را - با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی- رعایت می‌‌کردند به‌‌سوی پروردگارشان، به صورت محترمانه و گرامی، گروه گروه گرد می‌‌آوریم.

﴿وَنَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلَى جَهَنَّمَ وِرْدًا [مريم: ٨٦]

٨٦ و کافران را تشنه به‌‌سوی جهنم می‌‌رانیم.

﴿لاَ يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا [مريم: ٨٧]

٨٧ این کافران، مالک شفاعتی برای یکدیگر نیستند مگر کسی‌‌که با ایمان به الله و رسولانش در دنیا پیمانی نزد الله گرفته باشد.

﴿وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا [مريم: ٨٨]

٨٨ و یهود و نصاری و برخی مشرکان گفتند: رحمان فرزندی گرفته است.

﴿لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئًا إِدًّا [مريم: ٨٩]

٨٩ - ای گویندگان این سخن- به تحقیق که امر بسیار زشتی آورده‌‌اید.

﴿تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ الأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدًّا [مريم: ٩٠]

٩٠ نزدیک است که بر اثر این سخن زشت، آسمان‌‌ها بشکافد، و زمین دو قسمت شود، و کوه‌‌ها ویران ‌‌شده فرو ریزند.

﴿أَن دَعَوْا لِلرَّحْمَنِ وَلَدًا [مريم: ٩١]

٩١ تمام این امور به خاطر این است که فرزندی برای رحمان نسبت دادند، الله از این امر بسیار برتر است.

﴿وَمَا يَنبَغِي لِلرَّحْمَنِ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًا [مريم: ٩٢]

٩٢ و سزاوار نیست که رحمان فرزندی برگزیند زیرا از این کار منزه است.

﴿إِن كُلُّ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ إِلاَّ آتِي الرَّحْمَنِ عَبْدًا [مريم: ٩٣]

٩٣ جز این نیست که تمام فرشتگان و انسان‌‌ها و جن‌‌های آسمان در روز قیامت با فروتنی نزد پروردگارشان می‌‌آیند.

﴿لَقَدْ أَحْصَاهُمْ وَعَدَّهُمْ عَدًّا [مريم: ٩٤]

٩٤ و به تحقیق که علم او تعالی بر آنها احاطه یافته، و آنها را به دقت برشمرده است، پس هیچ‌‌چیز از آنها بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَكُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَرْدًا [مريم: ٩٥]

٩٥ و هر یک از آنها در روز قیامت تنها و درحالی‌‌که هیچ یاور و مالی ندارد نزد او تعالی می‌‌آید.

برخی فواید آیات:

آیات فوق، بر کم‌‌خردی و تفکُّر بچه‌‌گانه‌‌، و آرزوهای پوچ کافر، درحالی‌‌که نقیض آنها را به صورت کامل در روز آخرت خواهد دید دلالت دارند.

الله شیاطین را بر کافران با فریفتن و وسوسه ‌‌انگیزی با شر، و اخراج از طاعت به‌‌سوی معصیت مسلط کرده است.

اشخاص فاضل و علما و صالحان در روز قیامت به اذن الله شفاعت می‌‌کنند.|

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا [مريم: ٩٦]

٩٦ همانا کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح و پسندیده نزد الله انجام داده‌‌اند، به‌‌زودی الله محبتی برای‌‌شان قرار می‌‌دهد به اینکه خودش آنها را دوست می‌‌دارد، و آنها را نزد بندگانش نیز محبوب می‌‌گرداند.

﴿فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنذِرَ بِهِ قَوْمًا لُّدًّا [مريم: ٩٧]

٩٧ - ای رسول- به تحقیق که ما این قرآن را با فرو فرستادن آن بر زبانت به این خاطر آسان ساختیم تا با آن، پرهیزکاران را که اوامر من را اجرا و از نواهی من پرهیز می‌‌کنند مژده دهی، و با آن مردمی را که در خصومت و لجبازی در اذعان حق سرسخت هستند بترسانی.

﴿وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُم مِّنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزًا [مريم: ٩٨]

٩٨ و چه بسیار امت‌‌هایی را که قبل از قوم تو نابود کردیم، آیا امروزه یکی از آن امت‌‌ها را احساس می‌‌کنی؟! و آیا صدایی آهسته از آنها می‌‌شنوی؟! پس مصیبتی که به آنها رسید شاید آن‌‌گاه که الله اذن می‌‌دهد به دیگران نیز برسد.

سوره طه

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

تقویت پیامبر برای حمل رسالت و صبر در انجام این ماموریت.

تفسیر:

﴿طه [طه: ١]

١ ﴿طه سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

﴿مَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى [طه: ٢]

٢ - ای رسول- این قرآن را به این هدف بر تو نازل نکردیم که به خاطر افسوس بر اینکه قومت از ایمان به تو روی می‌‌گردانند نفست را از پای در آورد.

﴿إِلاَّ تَذْكِرَةً لِّمَن يَخْشَى [طه: ٣]

٣ آن را نازل نکردیم جز به این هدف که یادآوری باشد برای کسی‌‌که الله او را بر ترس خویش توفیق داده است.

﴿تَنزِيلاً مِّمَّنْ خَلَقَ الأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى [طه: ٤]

٤ الله که زمین، و آسمان‌‌های مرتفع را آفریده، قرآن را نازل کرده است، پس قرآنی بزرگ است؛ چون از جانب ذات بزرگی نازل شده است.

﴿الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى [طه: ٥]

٥ الله رحمان آن‌‌گونه که سزاوار جلال اوست بر عرش استوا نمود و قرار گرفت.

﴿لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى [طه: ٦]

٦ آفرینش و فرمانروایی و تدبیر تمام مخلوقاتی که در آسمان‌‌ها و در زمین و زیر زمین هستند فقط از آنِ او سبحانه است.

﴿وَإِن تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى [طه: ٧]

٧ و - ای رسول- اگر سخن را آشکار کنی، یا آن را مخفی داری او سبحانه تمام آن را می‌‌داند، زیرا راز و آنچه را از راز مخفی‌‌تر است مانند آنچه به دل می‌‌افتد می‌‌داند، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى [طه: ٨]

٨ الله که هیچ معبود برحقی جز او نیست، و نام‌‌های کاملاً نیکو فقط از آنِ اوست.

چون پیامبر‌‌ج‌‌ از رویگردانی قوم رنج می‌‌برد، با قصۀ موسی÷ تسکین داده شد، و او سبحانه فرمود:

﴿وَهَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى [طه: ٩]

٩ و - ای رسول- به تحقیق که قصۀ موسی پسر عمران به تو رسیده است.

﴿إِذْ رَأَى نَارًا فَقَالَ لأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى [طه: ١٠]

١٠ آن‌‌گاه که در سفرش آتشی دید، و به خانواده‌‌اش گفت: در جایی‌‌که هستید بمانید، به‌‌راستی من آتشی دیدم، امید است که از این آتش شعله‌‌ای برای‌‌تان بیاورم، یا کسی را بیابم که مرا به راه راهنمایی کند.

﴿فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي يَامُوسَى [طه: ١١]

١١ پس آن‌‌گاه که کنار آتش آمد الله سبحانه این‌‌گونه به او ندا داد: ای موسی.

﴿إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى [طه: ١٢]

١٢ همانا این منم پروردگارت. پس برای آماده ‌‌شدن برای مناجات من کفشت را درآر؛ چون تو در وادی پاک (طُوَی) هستی.

برخی فواید آیات:

نزول قرآن برای به زحمت ‌‌انداختن نفس در عبادت، و چشاندن مشقت به نفس نیست، بلکه فقط کتابی یادآور است که کسانی‌‌که از پروردگارشان می‌‌ترسند از آن بهره می‌‌برند.

الله آفرینش و امر را یک‌‌جا قرار داد، زیرا چنان‌‌که آفرینش از حکمت خارج نمی‌‌شود، الله متعال امر و نهی نیز نمی‌‌کند مگر به آنچه که عینِ عدل و حکمت است.

انفاق غذا و پوشاک و مسکن و وسایل گرمایشی هنگام سرما برای همسر برعهدۀ شوهر واجب است.|

﴿وَأَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَى [طه: ١٣]

١٣ و - ای موسی- من تو را برای تبلیغ رسالتم برگزیده‌‌ام، پس به آنچه به تو وحی می‌‌کنم گوش فرا ده.

﴿إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلاَةَ لِذِكْرِي [طه: ١٤]

١٤ همانا من الله هستم که معبود برحقی جز من نیست، پس تنها مرا عبادت کن، و برای یادِ من نماز را به کامل‌‌ترین وجه برپادار.

﴿إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى [طه: ١٥]

١٥ به تحقیق و بدون تردید که قیامت آمدنی و تحقق ‌‌یافتنی است، می‌‌خواهم آن را مخفی دارم تا هیچ مخلوقی وقتش را نداند، اما نشانه‌‌های قیامت را با خبر دادن پیامبر به آنها می‌‌شناسند؛ تا هر نفسی به آنچه که عمل می‌‌کند، خیر باشد یا شر، جزا داده شود.

﴿فَلاَ يَصُدَّنَّكَ عَنْهَا مَنْ لاَ يُؤْمِنُ بِهَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَتَرْدَى [طه: ١٦]

١٦ پس هرگز نباید کسی از کافران که به آن ایمان نمی‌‌آورد، و محرماتی را که نفسش می‌‌خواهد پیروی کرده است تو را از تصدیق به قیامت و آمادگی برای آن با انجام عمل صالح بازدارد، که به‌‌سبب این کار نابود می‌‌شوی.

﴿وَمَا تِلْكَ بِيَمِينِكَ يَامُوسَى [طه: ١٧]

١٧ و ای موسی در دست راست تو چیست؟

﴿قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى [طه: ١٨]

١٨ موسی÷ گفت: این عصای من است؛ که هنگام راه‌‌ رفتن بر آن تکیه می‌‌کنم، و با آن درخت را می‌‌تکانم تا برگ‌‌هایش برای گوسفندانم بریزد، و منافع دیگری غیر از موارد مذکور برایم دارد.

﴿قَالَ أَلْقِهَا يَامُوسَى [طه: ١٩]

١٩ الله فرمود: ای موسی آن را بیفکن.

﴿فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَى [طه: ٢٠]

٢٠ پس موسی÷ عصایش را افکند، ناگهان ماری شد که تیز و سریع راه می‌‌رفت.

﴿قَالَ خُذْهَا وَلاَ تَخَفْ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا الأُولَى [طه: ٢١]

٢١ الله به موسی فرمود: عصا را بگیر، و از تبدیل آن به مار نترس، وقتی آن را بگیری آن را به حالت اولش باز خواهیم گرداند.

﴿وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلَى جَنَاحِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرَى [طه: ٢٢]

٢٢ و دست خویش را بر پهلویت قرار بده تا سفید بدون پیسی در‌‌آید، این نشانۀ دوم توست.

﴿لِنُرِيَكَ مِنْ آيَاتِنَا الْكُبْرَى [طه: ٢٣]

٢٣ - ای موسی- این دو نشانه را برایت نشان دادیم تا از آیات بزرگ و دلالت ‌‌کنندۀ ما بر قدرت خویش و بر اینکه رسولی از جانب الله هستی برایت بنمایانیم.

﴿اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى [طه: ٢٤]

٢٤ - ای موسی- به‌‌سوی فرعون برو، که در کفر و سرکشی در برابر الله از حد گذشته است.

﴿قَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي [طه: ٢٥]

٢٥ موسی÷ گفت: پروردگارا، سینه‌‌ام را برایم بگشای تا آزار را تحمل کنم.

﴿وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي [طه: ٢٦]

٢٦ و کارم را بر من آسان گردان.

﴿وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي [طه: ٢٧]

٢٧ و مرا بر گفتن کلام فصیح توانا گردان.

﴿يَفْقَهُوا قَوْلِي [طه: ٢٨]

٢٨ تا آن‌‌گاه که رسالت تو را برای‌‌شان می‌‌رسانم سخنم را بفهمند.

﴿وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي [طه: ٢٩]

٢٩ و از خانواده‌‌ام یاوری برایم قرار بده تا در امورم به من یاری رساند.

﴿هَارُونَ أَخِي [طه: ٣٠]

٣٠ برادرم هاورن پسر عمران را.

﴿اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي [طه: ٣١]

٣١ پشتم را با او قوی گردان.

﴿وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي [طه: ٣٢]

٣٢ و او را شریک من در رسالت قرار بده.

﴿كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا [طه: ٣٣]

٣٣ تا بسیار تسبیح تو را بگوییم.

﴿وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا [طه: ٣٤]

٣٤ و تو را فراوان یاد کنیم.

﴿إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيرًا [طه: ٣٥]

٣٥ به‌‌راستی‌‌که تو نسبت به ما بینا هستی، و ذره‌‌ای از کار ما بر تو پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿قَالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَامُوسَى [طه: ٣٦]

٣٦ الله فرمود: ای موسی آنچه خواستی به تو دادیم.

﴿وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرَى [طه: ٣٧]

٣٧ و به تحقیق که بار دیگر بر تو نعمت بخشیدیم.

برخی فواید آیات:

وجوب درست‌‌ شنیدن در امور مهم، که مهم‌‌ترین آنها وحی نازل‌‌ شده از جانب الله است.

آغاز وحی به موسی÷ مشتمل بر دو اصل در عقیده، یعنی: اقرار به توحید الله، و ایمان به قیامت بود، و مهم‌‌ترین فریضه پس از ایمان، یعنی نماز را در برداشت.

همکاری میان دعوتگران برای دستیابی به هدف ضروری است؛ چنان‌‌که الله برای موسی÷ برادرش هارون÷ را پیامبری قرار داد تا او را در ادای رسالت یاری رساند.

اهمیت مهارت دعوتگر برای فهماندن به مدعوین.|

﴿إِذْ أَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّكَ مَا يُوحَى [طه: ٣٨]

٣٨ آن‌‌گاه که آنچه را باید به مادرت الهام می‌‌شد الهام کردیم، و الله اینگونه تو را از مکر فرعون حفظ کرد.

﴿أَنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِّي وَعَدُوٌّ لَّهُ وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِّنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي [طه: ٣٩]

٣٩ به تحقیق هنگام الهام به مادرت، بر او امر کردیم که: نوزادت را پس از ولادت در صندوق بگذار، و صندوق را در دریا بینداز، که دریا به فرمان ما او را به ساحل خواهد انداخت، آن‌‌گاه دشمن من و دشمن او، یعنی فرعون او را می‌‌گیرد، و محبتی از جانب خودم بر تو قرار دادم، تا مردم تو را دوست بدارند، و تا اینکه در برابر دیده و در حفظ و توجه من پرورش یابی.

﴿إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَن يَكْفُلُهُ فَرَجَعْنَاكَ إِلَى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلاَ تَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْسًا فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى قَدَرٍ يَامُوسَى [طه: ٤٠]

٤٠ آن‌‌گاه که خواهرت خارج شد و حرکت می‌‌کرد و هرجا که تابوت می‌‌رفت آن را دنبال می‌‌کرد، پس به کسانی‌‌که آن را گرفتند گفت: آیا شما را به کسی‌‌که از او محافظت کند و او را شیر و پرورش دهد راهنمایی کنم؟ آن‌‌گاه با بازگردان تو به‌‌سوی مادرت بر تو نعمت ارزانی داشتیم تا با بازگشت تو به‌‌سوی خویش شاد گردد، و به خاطر تو اندوه نخورَد؛ و قبطی‌‌ای را که بر او مشت زدی کُشتی، آن‌‌گاه با نجات ‌‌دادن تو از کیفر بر تو نعمت ارزانی داشتیم، و بارها تو را از هر امتحانی که با آن روبه‌‌رو شدی رهایی دادیم، پس خارج شدی و چند سال در میان اهل مدین ماندی، سپس ای موسی در زمانی‌‌که برایت مقدر شده بود که در آن وقت برای سخن ‌‌گفتنت با من می‌‌آیی آمدی.

﴿وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي [طه: ٤١]

٤١ و تو را برگزیدم که رسولی از جانب من باشی تا آنچه را به تو وحی می‌‌کنم به مردم ابلاغ کنی.

﴿اذْهَبْ أَنتَ وَأَخُوكَ بِآيَاتِي وَلاَ تَنِيَا فِي ذِكْرِي [طه: ٤٢]

٤٢ - ای موسی- تو و برادرت هارون آیات دلالت‌‌ کنندۀ ما بر قدرت و یگانگی الله را ببرید، و از یاد من و از دعوت به‌‌سوی من سستی نکنید.

﴿اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى [طه: ٤٣]

٤٣ به‌‌سوی فرعون بروید، که او در کفر و نافرمانیِ الله از حد گذشته است.

﴿فَقُولاَ لَهُ قَوْلاً لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى [طه: ٤٤]

٤٤ پس سخنی نرم و ملایم به او بگویید؛ امید است که پند پذیرد، و از الله بترسد آن‌‌گاه توبه کند.

﴿قَالاَ رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَافُ أَن يَفْرُطَ عَلَيْنَا أَوْ أَن يَطْغَى [طه: ٤٥]

٤٥ موسی و هارون گفتند: به‌‌راستی ما می‌‌ترسیم از اینکه قبل از اتمامِ‌‌ دعوتش در کیفر عجله کند، یا با قتل یا غیر آن در ستم به ما از حد بگذرد.

﴿قَالَ لاَ تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى [طه: ٤٦]

٤٦ الله به آن دو فرمود: نترسید؛ من با شما هستم [و شما را یاری و تقویت میکنم]، و آنچه را که میان شما و او رخ می‌‌دهد می‌‌شنوم و می‌‌بینم.

﴿فَأْتِيَاهُ فَقُولاَ إِنَّا رَسُولاَ رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلاَ تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْنَاكَ بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكَ وَالسَّلاَمُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى [طه: ٤٧]

٤٧ پس به‌‌سویش بروید، و به او بگویید: - ای فرعون- در حقیقت ما دو رسول پروردگارت هستیم پس بنی‌‌اسرائیل را همراه ما بفرست، و آنها را با کشتن پسران‌‌شان، و زنده ‌‌نگه‌‌داشتن زنان‌‌شان شکنجه نکن، به‌‌راستی‌‌که ما برهانی از جانب پروردگارت بر راستگویی خویش آورده‌‌ایم، و نجات از عذاب الله برای کسی است که ایمان آورد، و از هدایت الله پیروی کند.

﴿إِنَّا قَدْ أُوحِيَ إِلَيْنَا أَنَّ الْعَذَابَ عَلَى مَن كَذَّبَ وَتَوَلَّى [طه: ٤٨]

٤٨ به‌‌راستی‌‌که الله بر ما وحی کرده که عذاب در دنیا و آخرت برای کسی است که آیات الله را تکذیب کند، و از آنچه رسولان‌‌ﻹ‌‌ آورده‌‌اند روی بگرداند.

﴿قَالَ فَمَن رَّبُّكُمَا يَامُوسَى [طه: ٤٩]

٤٩ فرعون با انکار دعوت موسی و هارون گفت: ای موسی پروردگار شما دو نفر که ادعا می‌‌کنید او شما را به‌‌سوی من فرستاده است کیست؟

﴿قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى [طه: ٥٠]

٥٠ موسی÷ گفت: پروردگار ما همان ذاتی است که به هر چیزی صورت و شکل مناسب خودش را داد، سپس مخلوقات را در راستای آنچه برایش آفریده شده‌‌اند هدایت کرد.

﴿قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الأُولَى [طه: ٥١]

٥١ فرعون گفت: پس امت‌‌های پیشین که بر کفر بودند چه وضعیتی دارند؟

برخی فواید آیات:

توجه کامل الله به کلیمِ خویش موسی÷ و پیامبران و رسولان‌‌ﻹ‌‌ . و وارثان پیامبران نیز بر اساس د‌‌رجه‌‌شان در برابر الله سهمی از این توجه دارند.

از موارد هدایت عمومی مخلوقات این است که هر مخلوقی برای کسب منفعت و دفع زیان از خودش می‌‌کوشد.

بیان فضیلت امر به معروف و نهی از منکر، و اینکه این کار با سخن نرم در برابر کسی‌‌که صاحب قدرت است، و محافظت را در برابر او تضمین می‌‌کند صورت گیرد.

علم غیب گذشته و حال و آینده، فقط به الله اختصاص دارد.|

﴿قَالَ عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي فِي كِتَابٍ لاَّ يَضِلُّ رَبِّي وَلاَ يَنسَى [طه: ٥٢]

٥٢ موسی÷ به فرعون گفت: علم تمام موارد مربوط به آن امت‌‌ها نزد پروردگارم، در لوح محفوظ ثبت ‌‌شده است. پروردگارم در آگاهی از آنها مرتکب اشتباه نمی‌‌شود و آنچه را از آنها می‌‌داند فراموش نمی‌‌کند.

﴿الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلاً وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّن نَّبَاتٍ شَتَّى [طه: ٥٣]

٥٣ نزد همان پروردگارم که زمین را برای‌‌تان آماده زندگی ساخت، و برای‌‌تان راه‌‌های مناسب برای حرکت در آن قرار داد، و آب باران را از آسمان فرو فرستاد، سپس با آن آب انواع گیاهان مختلف را خارج کردیم.

﴿كُلُوا وَارْعَوْا أَنْعَامَكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي النُّهَى [طه: ٥٤]

٥٤ - ای مردم- از خوراکی‌‌های پاکیزه‌‌ای که برای‌‌تان خارج کردیم بخورید، و دام‌‌های‌‌تان را بچرانید، به‌‌راستی‌‌که در این نعمت‌‌ها دلایلی بر قدرت و یگانگی الله برای خردمندان وجود دارد.

﴿* مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى [طه: ٥٥]

٥٥ از خاک زمین، پدرتان آدم÷ را آفریدیم، و وقتی‌‌که بمیرید شما را به آن بازمی‌‌گردانیم، و بار دیگر برای برانگیختن در روز قیامت شما را از آن درمی‌‌آوریم.

﴿وَلَقَدْ أَرَيْنَاهُ آيَاتِنَا كُلَّهَا فَكَذَّبَ وَأَبَى [طه: ٥٦]

٥٦ و به تحقیق که ما تمام آیات نه‌‌گانۀ خویش را بر فرعون آشکار کردیم، و آیات مذکور را دید اما آنها را تکذیب کرد، و از ایمان به الله خودداری کرد.

﴿قَالَ أَجِئْتَنَا لِتُخْرِجَنَا مِنْ أَرْضِنَا بِسِحْرِكَ يَامُوسَى [طه: ٥٧]

٥٧ فرعون گفت: - ای موسی- آیا نزدمان آمده‌‌ای تا با سحری خود، ما را از مصر خارج کنی و فرمانروایی آن برای خودت بماند؟

﴿فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِّثْلِهِ فَاجْعَلْ بَيْنَنَا وَبَيْنَكَ مَوْعِدًا لاَّ نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَلاَ أَنتَ مَكَانًا سُوًى [طه: ٥٨]

٥٨ پس - ای موسی- سحری مانند سحر خودت برایت خواهیم آورد، پس میان ما و میان خودت موعدی در زمان معین و مکان مشخصی قرار بده، که نه ما از آن تخلف کنیم و نه تو از آن تخلف ورزی، و باید مکانی هموار و مساوی میان هر دو گروه باشد.

﴿قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَن يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى [طه: ٥٩]

٥٩ موسی÷ به فرعون گفت: موعد میان ما و شما روز عید است که مردم هنگام برآمدن آفتاب برای جشن گرفتن عیدِ خویش اجتماع می‌‌کنند.

﴿فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتَى [طه: ٦٠]

٦٠ آن‌‌گاه فرعون پشت کرد و رفت، و مکر و حیله‌‌‌‌هایش را گرد آورد، سپس در زمان و مکان مشخص برای زورآزمایی آمد.

﴿قَالَ لَهُم مُّوسَى وَيْلَكُمْ لاَ تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَى [طه: ٦١]

٦١ موسی÷ درحالی‌‌که ساحرانِ فرعون را اندرز می‌‌داد گفت: بترسید، و با سحری که مردم را با آن فریب می‌‌دهید بر الله دروغ نبندید که شما را به عذابی از جانب خویش ریشه‌‌کن می‌‌کند، و به تحقیق هرکس‌‌ که بر الله دروغ بندد زیان دیده است.

﴿فَتَنَازَعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ وَأَسَرُّوا النَّجْوَى [طه: ٦٢]

٦٢ آن‌‌گاه ساحران چون کلام موسی÷ را شنیدند با یکدیگر به جَرّ و بحث پرداختند، و پنهانی میان یکدیگر نجوا کردند.

﴿قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَن يُخْرِجَاكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِمَا وَيَذْهَبَا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلَى [طه: ٦٣]

٦٣ ساحران پنهانی به یکدیگر گفتند: به‌‌راستی‌‌که موسی و هارون دو ساحر هستند، و با سحری که آورده‌‌اند می‌‌خواهند شما را از مصر برانند، و سنت برتر شما در زندگی، و عقیدۀ والاتر شما را از بین ببرند.

﴿فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَقَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَى [طه: ٦٤]

٦٤ پس کارتان را محکم کنید، و در آن اختلاف نورزید، سپس به صف پیش آیید، و هر چه دارید یکباره بیفکنید، و به تحقیق هرکس امروز بر دشمن خویش چیره شود به مطلوب دست یافته است.

برخی فواید آیات:

رویانیدن اصناف گیاهان با انواع و رنگ‌‌های مختلف از زمین دلالت آشکاری بر قدرت الله تعالی و وجود آفریدگار دارد.

آیات فوق دو دلیل آشکار عقلی بر بازگشت را بیان کرده‌‌اند: یکی درآوردن گیاه از زمین پس از مرگش، دومی درآوردن و ایجاد افراد مکلف از زمین.

کفر فرعون از روی عناد بود؛ زیرا او نشانه‌‌ها را آشکارا و نه بر اساس خبر، مشاهده نمود، و در اعماق نفسش به آنها قانع شد.

موسی÷ روز عید را برگزید؛ تا در برابر تمام مردم در اجتماع سالانه، کلمۀ الله برتری یابد، و دینش آشکار شود، و کفر سرنگون گردد تا خبر شایع شود.|

﴿قَالُوا يَامُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى [طه: ٦٥]

٦٥ ساحران به موسی÷ گفتند: ای موسی، یکی از این دو امر را انتخاب کن: اینکه تو با افکندن سحری که داری آغازگر باشی، یا ما آغاز کنیم.

﴿قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى [طه: ٦٦]

٦٦ موسی÷ گفت: بلکه ابتدا شما آنچه را که دارید بیفکنید، پس آنچه داشتند افکندند، به‌‌ناگاه ریسمان‌‌ها و عصاهای‌‌شان بر اثر سحرشان در خیال موسی÷ مارهایی تصور می‌‌شدند که به سرعت حرکت می‌‌کردند.

﴿فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسَى [طه: ٦٧]

٦٧ آن‌‌گاه موسی÷ بر اثر سحر آنان ترسی در نفس خویش پنهان کرد.

﴿قُلْنَا لاَ تَخَفْ إِنَّكَ أَنتَ الأَعْلَى [طه: ٦٨]

٦٨ الله برای تسکین موسی÷ به او گفت: از آنچه که به خیالت آمده نترس، - ای موسی- به‌‌راستی‌‌که تو با غلبه و پیروزی بر آنها برتری.

﴿وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ وَلاَ يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى [طه: ٦٩]

٦٩ و عصایی را که در دست راستت است بیفکن تبدیل به ماری می‌‌شود و سحری را که آنها ساختند می‌‌بلعد، زیرا آنچه آنها ساختند چیزی جز نیرنگی سحری نیست، و ساحر هرجا که باشد به مطلوب دست نمی‌‌یابد.

﴿فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّدًا قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَى [طه: ٧٠]

٧٠ پس موسی÷ عصایش را افکند. به‌‌ناگاه تبدیل به ماری شد، و آنچه را که ساحران ساخته بودند بلعید، پس ساحران چون دانستند که آنچه موسی÷ دارد سحر نیست و فقط از جانب الله است برای الله به سجده افتادند، و گفتند: به پروردگار موسی و هارون، و پروردگار تمام مخلوقات ایمان آوردیم.

﴿قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلاَفٍ وَلأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى [طه: ٧١]

٧١ فرعون برای اعتراض و تهدید ساحران به خاطر ایمان‌‌شان به آنها گفت: آیا به موسی ایمان آوردید پیش از اینکه اجازۀ این کار را به شما بدهم؟! - ای ساحران- همانا موسی رئیس شماست که سحر را به شما آموخته است، بدون تردید از هر یک از شما یک پا و یک دست را به صورت مخالف قطع می‌‌کنم، و بدن‌‌های‌‌تان را بر تنه‌‌های درختان خرما به دار می‌‌آویزم تا بمیرید، و عبرتی برای دیگران باشید، و آن‌‌گاه بدانید کدام‌‌یک از ما عذابی سخت‌‌تر و بادوام‌‌تر دارد: من یا پروردگار موسی؟!

﴿قَالُوا لَن نُّؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالَّذِي فَطَرَنَا فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا [طه: ٧٢]

٧٢ ساحران به فرعون گفتند: - ای فرعون- هرگز پیروی از تو را بر پیروی از نشانه‌‌های آشکاری که نزدمان آمده است ترجیح نخواهیم داد، و هرگز تو را بر الله که ما را آفریده برتری نخواهیم داد، پس هر کاری که می‌‌توانی در مورد ما انجام بدهی انجام ده، تو قدرتی جز در این دنیای فانی بر ما نداری، و به‌‌زودی قدرتت از بین خواهد رفت.

﴿إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا وَمَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ وَاللَّهُ خَيْرٌ وَأَبْقَى [طه: ٧٣]

٧٣ همانا ما به پروردگارمان ایمان آوردیم امید است که گناهان پیشین ما از کفر و غیر آن را از ما محو گردانَد، و گناه سحری را که ما را بر آموختن و تمرین آن و شکست موسی÷ با آن مجبور ساختی از ما پاک کند، و الله از آنچه که تو به ما وعده دادی پاداش بهتری می‌‌دهد، و از عذابی که تو ما را به آن تهدید می‌‌کنی عذابی بادوام‌‌تر می‌‌دهد.

﴿إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لاَ يَمُوتُ فِيهَا وَلاَ يَحْيى [طه: ٧٤]

٧٤ به‌‌راستی‌‌که مسأله و نتیجه این است که هرکس در روز قیامت در حالی نزد پروردگارش برود که به او کافر است آتش جهنم برایش است که در آن وارد می‌‌شود و برای همیشه در آن می‌‌ماند، و نه در آن می‌‌میرد تا از عذابش راحت شود، و نه زنده گشته و به زندگیِ پاکی برمی‌‌گردد.

﴿وَمَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُوْلَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى [طه: ٧٥]

٧٥ و هرکس در روز قیامت در حالی نزد پروردگارش رود که به او مؤمن است و اعمال صالح انجام داده است اینها که صفات بزرگ مذکور را دارند منازلی رفیع و درجاتی والا برای‌‌شان است.

﴿جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء مَن تَزَكَّى [طه: ٧٦]

٧٦ این درجات همان بهشت‌‌های جاویدانی است که نهرها از زیر کاخ‌‌های‌‌شان جاری است و برای همیشه در آن می‌‌مانند، و پاداش مذکور، پاداش هرکسی است که از کفر و گناهان پاک شود.

برخی فواید آیات:

ساحر هر جایی از زمین برود و هر چاره‌‌جویی‌‌ای که به خرج دهد رستگار نمی‌‌شود و نجات نمی‌‌یابد، و هدفش چه خیر باشد و چه شر با سحر به دست نمی‌‌آید.

ایمان معجزات را می‌‌سازد؛ چنان‌‌که ایمان ساحران استوارتر از کوه‌‌ها بود، که عذاب دنیا بر آنها آسان شد، و به تهدید فرعون اهمیت ندادند.

عادت ستمکاران، تهدید به عذاب سخت برای پیروان حق و زیاده‌‌روی در این کار برای تحقیر و خوار ساختن است.|

﴿وَلَقَدْ أَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ يَبَسًا لاَّ تَخَافُ دَرَكًا وَلاَ تَخْشَى [طه: ٧٧]

٧٧ و در حقیقت به موسی÷ وحی کردیم: بندگانم را شبانه از مصر حرکت بده تا هیچ‌‌کس متوجه آنها نشود، و پس از زدن عصا به دریا راهی خشک و ایمن در دریا برای‌‌شان قرار بده، که نه از رسیدن فرعون و اشراف او به خودت بترسی، و نه از غرق شدن در دریا بیم داشته باشی.

﴿فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُم مِّنَ الْيَمِّ مَا غَشِيَهُم [طه: ٧٨]

٧٨ پس فرعون همراه لشکریانش آنها را دنبال کرد، و دریا او و لشکریانش را آن‌‌گونه که باید فرا می‌‌گرفت و حقیقت آن را جز الله نمی‌‌داند پوشانید، آن‌‌گاه همگی غرق و نابود شدند، و موسی÷ و همراهیانش نجات یافتند.

﴿وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَى [طه: ٧٩]

٧٩ و فرعون قومش را با کفری که برای‌‌شان آراست، و با باطلی که آنها را با آن فریفت گمراه کرد، و هرگز آنها را به راه هدایت راهنمایی نکرد.

﴿يَابَنِي إِسْرَائِيلَ قَدْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ عَدُوِّكُمْ وَوَاعَدْنَاكُمْ جَانِبَ الطُّورِ الأَيْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى [طه: ٨٠]

٨٠ و پس از اینکه بنی‌‌اسرائیل را از فرعون و لشکریانش رهانیدیم به آنها گفتیم: ای بنیاسرائیل، به تحقیق که شما را از دشمن‌‌تان نجات دادیم، و به شما وعده دادیم که در سمت راست درۀ واقع در کنار کوه طور با موسی÷ سخن بگوییم، و در بیابان تیه که سرگردان بودید از نعمت خویش شرابی شیرین مانند عسل و پرنده‌‌ای کوچک با گوشت لذیذ شبیه بلدرچین برای‌‌تان فرو فرستادیم.

﴿كُلُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَلاَ تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى [طه: ٨١]

٨١ از غذاهای حلال و لذیذی که به شما روزی دادیم بخورید، و از آنچه که برای‌‌تان مباح کرده‌‌ایم به آنچه که برای‌‌تان حرام گردانیدیم تجاوز نکنید، که در این صورت خشم من بر شما نازل می‌‌شود، و هرکس که خشم من بر او نازل شود به تحقیق که نابود شده و در دنیا و آخرت بدبخت گشته است.

﴿وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى [طه: ٨٢]

٨٢ و به‌‌راستی‌‌که من برای کسی‌‌که به‌‌سوی من توبه کند و ایمان آوَرَد، و عمل صالح انجام دهد، سپس بر حق استقامت ورزد بسیار آمرزنده و بخشنده هستم.

﴿* وَمَا أَعْجَلَكَ عَن قَوْمِكَ يَامُوسَى [طه: ٨٣]

٨٣ و - ای موسی- چه چیزی تو را به شتاب واداشت که از قومت پیشی گرفتی و آنها را پشت سرت رها کردی؟

﴿قَالَ هُمْ أُولاَء عَلَى أَثَرِي وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَى [طه: ٨٤]

٨٤ موسی÷ گفت: البته آنها در پی من هستند و به‌‌زودی به من می‌‌پیوندند، و از قومم به‌‌سوی تو پیشی گرفتم تا به خاطر شتافتنم به‌‌سوی تو از من راضی گردی.

﴿قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِن بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِي [طه: ٨٥]

٨٥ الله فرمود: به‌‌راستی ما قومت را که را پشت سرت گذاشتی با عبادت گوساله آزمودیم، و سامری آنها را به عبادت گوساله فراخواند، و با آن گمراه ساخت.

﴿فَرَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ يَاقَوْمِ أَلَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْدًا حَسَنًا أَفَطَالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدتُّمْ أَن يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُم مَّوْعِدِي [طه: ٨٦]

٨٦ آن‌‌گاه موسی÷ خشمگین به خاطر عبادت گوساله توسط قومش و اندوهگین به خاطر آنها نزدشان بازگشت، موسی÷ گفت: ای قوم من، آیا الله وعده‌‌ای نیکو به شما نداد که تورات را بر شما فرو می‌‌فرستد، و شما را به بهشت درمی‌‌آورد، پس آیا زمانی طولانی بر شما گذشت که فراموش کردید؟ یا با این کارتان خواستید خشمی از جانب پروردگارتان بر شما نازل شود، و عذابش بر شما واقع گردد، و به این منظور با وعدۀ من مبنی بر اینکه تا وقتی نزدتان باز گردم بر طاعت ثابت قدم باشید، مخالفت کردید؟!

﴿قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلَكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِّن زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَلِكَ أَلْقَى السَّامِرِي [طه: ٨٧]

٨٧ قوم موسی÷ گفتند: - ای موسی- به اختیار خویش با وعدۀ تو مخالفت نکردیم، بلکه به اضطرار این کار را کردیم، بارهای سنگینی از زیورآلات قوم فرعون به دوش کشیده بودیم، پس آنها را در گودالی افکندیم تا از آنها رهایی یابیم، و همان‌‌گونه که ما آنها را در گودال افکندیم سامری نیز خاک سم اسب جبریل÷ را که همراهش بود افکند.

برخی فواید آیات:

یکی از سنت‌‌های الله انتقام او تعالی از مجرمان است. این انتقام، سینه‌‌های مؤمنان را شفا می‌‌بخشد، و چشمان‌‌شان را خنک می‌‌گرداند، وخشم دل‌‌های‌‌شان را از بین می‌‌برد.

ستمگر هم بر خودش و هم بر قومش شوم است؛ زیرا آنها را از راه راست گمراه می‌‌سازد، و آنها را نه به خیر هدایت می‌‌کند و نه به رستگاری.

نعمت‌‌ها، نگهداری و شکر زیاد را ایجاب می‌‌کنند و انکار آنها موجب رسیدن و نزول خشم الله می‌‌گردد.

الله همیشه برای کسی‌‌که از شکر و کفر و گناه توبه کند، و به او تعالی ایمان آورد و اعمال صالح انجام دهد، سپس تا زمان مرگ بر این کار استقامت ورزد، آمرزنده است.

شتاب هر چند به‌‌طور کلی مذموم است اما در انجام امور دینی پسندیده است.|

﴿فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلاً جَسَدًا لَهُ خُوَارٌ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُكُمْ وَإِلَهُ مُوسَى فَنَسِي [طه: ٨٨]

٨٨ پس سامری از آن زیورها پیکر گوساله‌‌ای بدون روح، که صدایی مانند صدای گاو داشت برای بنی‌‌اسرائیل درآورد، آن‌‌گاه کسانی از آنها که به کار سامری فریب خوردند گفتند: این همان معبود شما و معبود موسی÷ است که آن را فراموش کرد و آن را اینجا، جا گذاشت.

﴿أَفَلاَ يَرَوْنَ أَلاَّ يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلاً وَلاَ يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا [طه: ٨٩]

٨٩ آیا اینها که به گوساله فریب خوردند و آن را عبادت کردند نمی‌‌بینند که گوساله با آنها سخن نمی‌‌گوید و پاسخشان را نمی‌‌دهد، و نه بر دفع ضرر از آنها و نه از دیگرا، و نه بر جلب منفعت برای خودش و نه برای دیگران توانا نیست.

﴿وَلَقَدْ قَالَ لَهُمْ هَارُونُ مِن قَبْلُ يَاقَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي [طه: ٩٠]

٩٠ و به تحقیق که هارون÷ قبل از بازگشت موسی÷ به آنها گفته بود: در ساختن گوساله از طلا و صدای آن جز آزمایشی برای‌‌تان نیست تا مؤمن از کافر آشکار گردد، و - ای قوم من- همانا پروردگارتان همان ذاتی است که مالک رحمت است؛ نه کسی‌‌که مالک هیچ زیان و نفعی برای‌‌تان نیست چه رسد به اینکه بر شما رحم کند. پس در عبادتِ او تعالی به یگانگی از من پیروی کنید، و از فرمانم مبنی بر ترک عبادت غیر او اطاعت کنید.

﴿قَالُوا لَن نَّبْرَحَ عَلَيْهِ عَاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنَا مُوسَى [طه: ٩١]

٩١ فریب ‌‌خوردگان به عبادت گوساله گفتند: پیوسته در عبادت آن برقرار می‌‌مانیم تا اینکه موسی÷ به‌‌سوی ما بازگردد.

﴿قَالَ يَاهَارُونُ مَا مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا [طه: ٩٢]

٩٢ موسی÷ به برادرش هارون÷ گفت: چه چیزی تو را بازداشت وقتی آنها را دیدی با عبادت گوساله به جای الله گمراه شدند.

﴿أَلاَّ تَتَّبِعَنِ أَفَعَصَيْتَ أَمْرِي [طه: ٩٣]

٩٣ که آنها را رها کنی و به من بپیوندی؟! آیا از امر من نافرمانی کردی آن‌‌گاه که تو را بر آنها جانشین قرار دادم؟!

﴿قَالَ يَا|ابْنَ|أُمَّ لاَ تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَلاَ بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَن تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي [طه: ٩٤]

٩٤ و چون موسی÷ با اعتراض بر کار برادرش ریش و موی سر او را گرفت و به‌‌سوی خود کشید هارون÷ با دل‌‌جویی از برادرش به او گفت: نه ریشم را بگیر و نه موی سرم را، زیرا من برای ماندن همراه آنها معذور هستم، چون ترسیدم که اگر آنها را تنها رها کنم پراکنده شوند، آن‌‌گاه بگویی: همانا من بین آنها تفرقه انداختم، و از سفارش تو در مورد آنها محافظت نکردم.

﴿قَالَ فَمَا خَطْبُكَ يَاسَامِرِي [طه: ٩٥]

٩٥ موسی÷ به سامری گفت: ای سامری قضیه چیست؟ و چه چیزی تو را واداشت که این کار را انجام دهی؟

﴿قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي [طه: ٩٦]

٩٦ سامری به موسی÷ گفت: چیزی را که آنها ندیدند دیدم، جبریل÷ را سوار بر اسبی دیدم، آن‌‌گاه مشتی خاک از رد پای اسبش گرفتم، و آن را بر زیورهای قالب ‌‌شده بر شکل گوساله انداختم، آن‌‌گاه پیکر گوساله‌‌ای صدا دار ساخته شد، و نیز نفس من کاری را که انجام دادم برایم آراست.

﴿قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَيَاةِ أَن تَقُولَ لاَ مِسَاسَ وَإِنَّ لَكَ مَوْعِدًا لَّنْ تُخْلَفَهُ وَانظُرْ إِلَى إِلَهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عَاكِفًا لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِي الْيَمِّ نَسْفًا [طه: ٩٧]

٩٧ موسی÷ به سامری گفت: پس برو که برایت این باشد که تا وقتی زنده هستی بگویی: به کسی دست نمی‌‌زنم و کسی به من دست نزند، و کنار گذاشته ‌‌شده زندگی کنی، و اینکه روز قیامت موعدی برایت باشد که در آن مورد محاسبه قرار می‌‌گیری و مجازات می‌‌شوی، الله هرگز این موعد را برایت تخلف نخواهد کرد، و به گوساله‌‌ات که آن را معبود خویش قرار داده بودی، و به جای الله او را عبادت می‌‌کردی بنگر، که آتشی بر آن خواهیم افروخت تا آن را ذوب کند، آن‌‌گاه او را در دریا خواهیم افکند تا اثری از او باقی نماند.

﴿إِنَّمَا إِلَهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا [طه: ٩٨]

٩٨ - ای مردم- تنها معبود برحق شما الله است که معبود برحقی جز او نیست، و علمش بر همه چیز احاطه دارد، پس علم هیچ‌‌چیز از یاد او سبحانه نمی‌‌رود.

برخی فواید آیات:

فریفتن مردم با جعل واقعیت‌‌ها، روش گمراهان است.

خشم پسندیده، هنگام دست ‌‌اندازی به محارم الله ایجاد می‌‌شود.

آیات فوق، بر نفی بدعت‌‌گزاران و گناهکاران و عدم معاشرت با آنها دلالت دارد.

همچنان وجوب تفکر در شناخت الله از خلال تأثیرات او تعالی در هستی، از این آیات به دست می‌‌آید.|

﴿كَذَلِكَ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء مَا قَدْ سَبَقَ وَقَدْ آتَيْنَاكَ مِن لَّدُنَّا ذِكْرًا [طه: ٩٩]

٩٩ - ای رسول- همان‌‌گونه که قصۀ موسی÷ و فرعون، و قصۀ قوم آن دو را برایت حکایت کردیم، قصص پیامبران‌‌ﻹ‌‌ و امت‌‌های پیش از تو را برایت حکایت می‌‌کنیم تا آرامشی برایت باشد، و از جانب خویش قرآن برایت بخشیده‌‌ایم که هرکس پندپذیر باشد از آن پند می‌‌پذیرد.

﴿مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وِزْرًا [طه: ١٠٠]

١٠٠ هرکس از این قرآن که بر تو نازل ‌‌شده، روی گردانَد؛ یعنی به آن ایمان نیاوَرَد، و به آنچه در آن آمده عمل نکند؛ به تحقیق که روز قیامت در حالی می‌‌آید که گناه بزرگی به دوش می‌‌کشد، و سزاوار عذابی دردآور است.

﴿خَالِدِينَ فِيهِ وَسَاء لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِمْلاً [طه: ١٠١]

١٠١ که برای همیشه در آن عذاب می‌‌ماند، و چه بد است باری که آن را در روز قیامت به دوش می‌‌کشند.

﴿يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقًا [طه: ١٠٢]

١٠٢ روزی‌‌که فرشته، بار دوم برای برانگیختن در صور می‌‌دمد، و در آن روز کافران را بر اثر تغییر رنگ‌‌ (پوست) و چشمان‌‌شان از سختی مناظر هولناک قیامت که با آن روبه‌‌رو شده‌‌اند کبود شده گرد می‌‌آوریم.

﴿يَتَخَافَتُونَ بَيْنَهُمْ إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ عَشْرًا [طه: ١٠٣]

١٠٣ محرمانه با هم این‌‌گونه راز می‌‌گویند: پس از مرگ جز ده شب در برزخ نماندیم.

﴿نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ إِذْ يَقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ يَوْمًا [طه: ١٠٤]

١٠٤ ما به سخنانی که آنها پنهانی به هم می‌‌گویند آگاه‌‌تر هستیم، و ذره‌‌ای از آن از دست ما نمی‌‌رود، آن‌‌گاه که خردمندترین آنها می‌‌گوید: در برزخ جز یک روز و نه بیشتر نماندید.

﴿وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْجِبَالِ فَقُلْ يَنسِفُهَا رَبِّي نَسْفًا [طه: ١٠٥]

١٠٥ و - ای رسول- از تو در مورد وضعیت کوه‌‌ها در روز قیامت می‌‌پرسند، به آنها بگو: پروردگارم کوه‌‌ها را از ریشه برمی‌‌کند و ریز ریز می‌‌سازد، آن‌‌گاه به گرد و خاک تبدیل می‌‌شوند.

﴿فَيَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا [طه: ١٠٦]

١٠٦ آن‌‌گاه زمین که کوه‌‌ها را حمل می‌‌کرد مسطح و بدون بنا و بدون گیاه می‌‌گذارد.

﴿لاَ تَرَى فِيهَا عِوَجًا وَلاَ أَمْتًا [طه: ١٠٧]

١٠٧ - ای بینندۀ آن- به‌‌سبب مسطح ‌‌بودن کامل زمین، هیچ انحراف و ارتفاع و پستی‌‌ای در آن نمی‌‌بینی.

﴿يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لاَ عِوَجَ لَهُ وَخَشَعَت الأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلاَ تَسْمَعُ إِلاَّ هَمْسًا [طه: ١٠٨]

١٠٨ در آن روز مردم صدای دعوتگر به‌‌سوی محشر را پیروی می‌‌کنند، و هیچ بازگرداننده‌‌ای از پیروی او برای‌‌شان نیست، و صداها از ترس برای رحمان خاموش می‌‌شوند، پس در آن روز جز صدایی آهسته نمی‌‌شنوی.

﴿يَوْمَئِذٍ لاَّ تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلاً [طه: ١٠٩]

١٠٩ در آن روز بزرگ شفاعت هیچ شفاعت‌‌گری نفع نمی‌‌رساند مگر شفاعت‌‌گری که الله به او اجازه شفاعت دهد، و سخن او در شفاعت را بپسندد.

﴿يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا [طه: ١١٠]

١١٠ الله سبحانه آنچه از کار قیامت که مردم آن را پیش رو دارند، و آنچه که در دنیای‌‌شان پشت سر گذاشته‌‌اند می‌‌داند، درحالی‌‌که علم تمام بندگان به ذات و صفات الله احاطه ندارد.

﴿* وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا [طه: ١١١]

١١١ و چهره‌‌های بندگان خوار گردد، و برای ذات زنده‌‌ای که نمی‌‌میرد و امور بندگانش را مدیریت و اداره می‌‌کند فروتنی کنند، و هرکس که با قرار دادن خویش در معرض نابودی، گناه به دوش کشد زیان دیده است.

﴿وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلاَ يَخَافُ ظُلْمًا وَلاَ هَضْمًا [طه: ١١٢]

١١٢ و هرکس اعمال صالح انجام دهد درحالی‌‌که به الله و رسولانش ایمان دارد پاداشی کامل دارد، و از هیچ ستمی نمی‌‌ترسد که به گناهی که نکرده است عذاب شود، و از هیچ کاستنی برای پاداش عمل صالحش نمی‌‌ترسد.

﴿وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفْنَا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْرًا [طه: ١١٣]

١١٣ و همان‌‌گونه که قصص پیشینیان را برایت فرو فرستادیم این قرآن را به زبان عربی روشن نازل کردیم، و انواع وعید و تهدیدها را در آن بیان کردیم؛ امید است که از الله بترسند، یا قرآن مایۀ پند و اندرز آنها شود.

برخی فواید آیات:

تمام قرآن کریم یادآوری و اندرز برای امت‌‌ها و ملت‌‌ها و افراد، و مایۀ شرف و افتخار برای انسانیت است.

شفاعت هیچ‌‌کس سودی نمی‌‌رساند مگر شفاعت کسی‌‌که ذات رحمان به او اجازه دهد، و سخنش در شفاعت را بپسندد.

قرآن دربردارندۀ نیکوترین احکامی است که خردها و فطرت‌‌ها به نیکی و کمال آنها گواهی می‌‌دهند.

یکی از آداب تعامل با قرآن پذیرش و تسلیم و تعظیم در برابر آن، و هدایت یافتن توسط نورش به‌‌سوی راه مستقیم، و آموختن و آموزش ‌‌دادن آن است.

مجرمان در روز قیامت از اینکه با رویگردانی از آنچه به آنها نفع می‌‌رساند، و روی ‌‌آوردن به آنچه به آنها ضرر می‌‌رساند اوقات زیادی تباه کرده‌‌اند، و به غفلت و فراموشی گذرانده‌‌اند پشیمان می‌‌شوند.|

﴿فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلاَ تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا [طه: ١١٤]

١١٤ پس الله، بلند مرتبه و پاک و باشکوه است، فرمانروایی که پادشاهی همه چیز از آنِ اوست، ذاتی‌‌که خودش حق و سخنش حق است، برتر از آن‌‌ چیزی است که مشرکان او را توصیف می‌‌کنند. و - ای رسول- با قرائت قرآن همراه جبریل÷ قبل از اینکه ابلاغش به تو تمام شود شتاب نکن، و بگو: پروردگارا در پرتو آنچه به من آموختی بر دانشم بیفزا.

الله پس از بیان قصۀ موسی÷ و رویگردانی فرعون و غفلت بنی‌‌اسرائیل که این قصه دربردارد، قصۀ آدم÷ را برای تنبیه و تشویق غافلان، به بازگشت به طاعت الله بیان کرد و فرمود:

﴿وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا [طه: ١١٥]

١١٥ و به‌‌راستی‌‌که پیش از این، آدم÷ را به نخوردن از درخت ممنوع سفارش و از این کار نهی کردیم، و سرانجامِ این کار را برایش توضیح دادیم، اما سفارش را فراموش کرد و از درخت خورد، و در برابر آن صبر نکرد، و برای حفظ سفارش ما عزمی راسخ برایش نیافتیم.

﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى [طه: ١١٦]

١١٦ و - ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که به فرشتگان گفتیم: برای احترام در برابر آدم÷ سجده کنید، آن‌‌گاه همگی به سجده افتادند جز ابلیس- که همراه‌‌شان بود اما از آنها نبود- از روی تکبر از سجده سر باز زد.

﴿فَقُلْنَا يَاآدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلاَ يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَى [طه: ١١٧]

١١٧ پس گفتیم: ای آدم، همانا ابلیس دشمن تو و دشمن همسرت است، پس تو و همسرت را با فرمان‌‌برداری از وسوسه هایش، از بهشت بیرون نکند، تا به سختی و دشواری افتی.

﴿إِنَّ لَكَ أَلاَّ تَجُوعَ فِيهَا وَلاَ تَعْرَى [طه: ١١٨]

١١٨ همانا برای تو برعهدۀ الله است که در بهشت به تو طعام دهد تا گرسنه نمانی، و تو را بپوشاند تا عریان نمانی.

﴿وَأَنَّكَ لاَ تَظْمَأُ فِيهَا وَلاَ تَضْحَى [طه: ١١٩]

١١٩ و اینکه تو را سیراب گرداند تا تشنه نشوی، و تو را سایه اندازد تا گرمای خورشید به تو نرسد.

﴿فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطَانُ قَالَ يَاآدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لاَّ يَبْلَى [طه: ١٢٠]

١٢٠ پس شیطان آدم÷ را وسوسه کرد، و به او گفت: آیا تو را به درختی راهنمایی کنم که هرکس از آن بخورد هرگز نمی‌‌میرد، بلکه همیشه زنده باقی می‌‌ماند، و ملکی همیشگی که قطع نمی‌‌گردد و پایان نمی‌‌یابد به دست می‌‌آورد؟!

﴿فَأَكَلاَ مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى [طه: ١٢١]

١٢١ آدم و حوا از آن درخت ممنوعه خوردند، آن‌‌گاه عورت‌‌های‌‌شان پس از اینکه پوشیده بود برای‌‌شان آشکار گشت، و به کندن برگ‌‌های درختان بهشت، و پوشاندن عورت‌‌های‌‌شان با آنها آغاز کردند، و آدم÷ با فرمان پروردگارش مخالفت کرد چون از فرمان او تعالی مبنی بر پرهیز از خوردن از آن درخت اطاعت نکرد، و به آنچه که برایش جایز نبود تجاوز کرد.

﴿ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَيْهِ وَهَدَى [طه: ١٢٢]

١٢٢ سپس الله او را برگزید و توبه‌‌اش را پذیرفت، و او را به راه راست هدایت کرد.

﴿قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلاَ يَضِلُّ وَلاَ يَشْقَى [طه: ١٢٣]

١٢٣ الله به آدم÷ و حوا فرمود: شما دو تن و ابلیس از بهشت فرود آیید، که او دشمن شما و شما دشمن او هستید، پس اگر رهنمودی برای راه من از جانب من نزدتان آمد: که هرکس از شما از رهنمودهای من پیروی و به آن عمل کند و از آن منحرف نشود، نه از حق گمراه می‌‌گردد، و نه در آخرت با عذاب به سختی می‌‌افتد، بلکه الله او را به بهشت درمی‌‌آورد.

﴿وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى [طه: ١٢٤]

١٢٤ و هرکس از یاد من روی بگرداند و آن را نپذیرد، و آن را اجابت نکند، به‌‌راستی‌‌که زندگی تنگی در دنیا و در برزخ خواهد داشت، و روز قیامت او را بدون چشم و حجت به‌‌سوی محشر می‌‌رانیم.

﴿قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا [طه: ١٢٥]

١٢٥ این رویگردان از یاد الله می‌‌گوید: پروردگارا، چرا مرا کور محشور کردی، درحالی‌‌که در دنیا بینا بودم.

برخی فواید آیات:

ادب در رویارویی با علم، و اینکه برای مستمع علم سزاوار است آرامش به خرج دهد و صبر کند تا اینکه املاکننده و معلم کلامش را به پایان رساند.

آدم÷ فراموش کرد پس فرزندانش نیز فراموش می‌‌کنند، و بر عزم استوار باقی نماند، و آنها نیز چنین هستند، و سریع توبه کرد پس الله او را آمرزید، و هرکس شبیه پدرش باشد ستم نمی‌‌بیند.

فضیلت توبه؛ زیرا آدم÷ پس از توبه بهتر از قبل توبه بود.

زندگی سخت در سرای دنیا، و در سرای برزخ، و در سرای آخرت برای کافران و گمراهان است.|

﴿قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنسَى [طه: ١٢٦]

١٢٦ الله در پاسخ به او می‌‌گوید: مانند کاری است که در دنیا انجام دادی، که آیات ما در دنیا برایت آمد اما از آنها روی گرداندی و رها کردی، و همین‌‌گونه امروز در عذاب رها می‌‌شوی.

﴿وَكَذَلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِن بِآيَاتِ رَبِّهِ وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَى [طه: ١٢٧]

١٢٧ و مانند این مجازات هرکس را که در شهوات حرام بکوشد، و از ایمان به دلایل آشکار پروردگار روی گردانَد مجازات می‌‌کنیم، و به‌‌طور قطع عذاب الله در آخرت رسوا کننده‌‌تر و سخت‌‌تر و بادوام‌‌تر از زندگی تنگ در دنیا و برزخ است.

﴿أَفَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي النُّهَى [طه: ١٢٨]

١٢٨ آیا برای این مشرکان، امت‌‌های زیادی که پیش از اینها نابود کردیم، و در مسکن‌‌های آن امت‌‌های نابود شده راه می‌‌روند، و آثار نابودی آنها را می‌‌بینند آشکار نشده‌‌است؟ به‌‌راستی‌‌که در نابودی و ویرانی این امت‌‌های فراوان، عبرتی برای خردمندان است.

﴿وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى [طه: ١٢٩]

١٢٩ و - ای رسول- اگر فرمانی پیش از این از جانب پروردگارت صادر نشده بود که او تعالی هیچ‌‌کس را قبل از اقامۀ حجت عذاب نکند، و اگر اجلی مُقَدَّر نزد او برای‌‌شان نبود به‌‌طور قطع عذاب‌‌شان را به تعجیل می‌‌انداخت؛ چون استحقاق آن را دارند.

﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى [طه: ١٣٠]

١٣٠ پس - ای رسول- بر اوصاف باطلی که این تکذیب‌‌ کنندگان تو می‌‌گویند شکیبایی کن، و به ستایش پروردگارت در نماز صبح قبل از طلوع خورشید، و در نماز عصر قبل از غروب خورشید، و در نماز مغرب و عشا از ساعات شب، و در نماز ظهر هنگام زوال پس از پایان طرف اول روز و در نماز مغرب پس از پایان طرف دوم روز تسبیح گوی؛ امید است که نزد الله به پاداشی که به آن خوشحال و راضی می‌‌گردی برسی.

﴿وَلاَ تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَأَبْقَى [طه: ١٣١]

١٣١ و به کالاهای گوناگونی از زیور زندگی دنیا که برای این تکذیب‌‌ کنندگان قرار دادیم تا آنها را بیازماییم منگر، زیرا این کالاها نابود شدنی است، و پاداش پروردگارت که آن را به تو وعده داده است تا راضی شوی از کالاهایی که آنها را در این دنیا بهره‌‌مند ساختیم بهتر و بادوام‌‌تر است؛ چون هرگز پایان نمی‌‌یابد.

﴿وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاَةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لاَ نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى [طه: ١٣٢]

١٣٢ و - ای رسول- خانواده‌‌ات را به ادای نماز امر کن، و خودت بر ادای آن شکیبایی کن، ما نه روزی خودت و نه روزی دیگران را از تو نمی‌‌جوییم، بلکه ما هستیم که روزی تو را برعهده داریم، و سرانجام نیکو در دنیا و آخرت برای تقواپیشگان است که از الله می‌‌ترسند، و اوامرش را اجرا، و نواهی‌‌اش را ترک می‌‌کنند.

﴿وَقَالُوا لَوْلاَ يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِّن رَّبِّهِ أَوَلَمْ تَأْتِهِم بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الأُولَى [طه: ١٣٣]

١٣٣ و این کافران تکذیب ‌‌کنندۀ پیامبر‌‌ج‌‌ گفتند: چرا محمد نشانه‌‌ای از جانب پروردگارش نمی‌‌آورد تا بر راستگویی او و رسالتش دلالت کند، آیا قرآن که تصدیق‌‌ کنندۀ کتاب‌‌های آسمانی پیش از خود است برای این تکذیب ‌‌کنندگان نیامده است؟!

﴿وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُم بِعَذَابٍ مِّن قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلاَ أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِن قَبْلِ أَن نَّذِلَّ وَنَخْزَى [طه: ١٣٤]

١٣٤ و اگر ما این تکذیب‌‌ کنندگان پیامبر‌‌ج‌‌ را به‌‌سبب کفر و دشمنی آنها قبل از اینکه رسولی به‌‌سوی‌‌شان بفرستیم، و کتابی بر آنها نازل کنیم با نزول عذاب بر آنها نابود می‌‌ساختیم به‌‌طور قطع در روز قیامت با دفاع از کفرشان می‌‌گفتند: - پروردگارا- چرا پیش از اینکه خواری و ذلت به‌‌سبب عذابت به ما برسد در دنیا رسولی به‌‌سوی ما نفرستادی، تا به او ایمان آوریم و از آیاتی که آورده است پیروی کنیم؟!

﴿قُلْ كُلٌّ مُّتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحَابُ الصِّرَاطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدَى [طه: ١٣٥]

١٣٥ - ای رسول- به این تکذیب ‌‌کنندگان بگو: هر یک از ما و شما منتظر چیزی است که الله در مورد او اجرا می‌‌کند، پس - به یقین- به‌‌زودی خواهید دانست که چه کسانی پیرو راه راست، و چه کسانی هدایت‌‌یافتگانند: ما یا شما؟

برخی فواید آیات:

یکی از اسباب یاری ‌‌رسان بر تحمل آزارهای افراد نافرمان، بهره‌‌گیری از اوقات بافضیلت در تسبیح و ستایش الله است.

سزاوار است که بنده هرگاه نفسش به زینت دنیا متمایل شد، میان زیور نابود ‌‌شدنی دنیا و نعمت‌‌های همیشگی آخرت به‌‌طور دقیق بسنجد تا ببیند کدام‌‌یک با ارزش‌‌تر است.

بنده باید نماز را آن‌‌گونه که حق برپایی‌‌اش است برپا دارد، و هرگاه کاری او را اندوهگین ساخت به پیروی از رسول‌‌ج‌‌ نماز بگذارد و خانواده‌‌اش را به نماز فرمان دهد، و خودش نیز در این کار شکیبایی پیشه کند.

سرانجامِ زیبا و پسندیده، همان بهشت پرهیزکاران است.|

سوره الأنبیاء

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان وحدت رسالت رسولان از خلال یاد آوری وضعیت رسولان و دعوت واحد آنها بر عبادت الله به یگانگی.

تفسیر:

﴿اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُّعْرِضُون [الأنبياء: ١]

١ حسابرسی بر اعمال مردم در روز قیامت برای‌‌شان نزدیک شده است، درحالی‌‌که آنها با مشغول ‌‌شدن به دنیا در بی‌‌خبری از آخرت رویگردانند.

﴿مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مَّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلْعَبُون [الأنبياء: ٢]

٢ و هیچ نزول تازه‌‌ای از قرآن از جانب پروردگارشان برای آنها نیامد مگر اینکه بی‌‌فایده و بلکه به بازی‌‌ و بدون اینکه اهمیتی برایش قائل شوند آن را شنیدند.

﴿لاَهِيَةً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ النَّجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُون [الأنبياء: ٣]

٣ آن را شنیدند درحالی‌‌که دل‌‌های‌‌شان از آن بی‌‌خبر بود، و ستمکاران کفر جدیدی را که در مورد آن این‌‌گونه نجوا می‌‌کردند مخفی داشتند: آیا این کسی‌‌که ادعا می‌‌کند رسولی است جز بشری مانند خودتان است، که هیچ امتیازی بر شما ندارد؟! و آنچه آورده سحر است، آیا از او پیروی می‌‌کنید درحالی‌‌که می‌‌دانید او انسانی مثل خودتان است، و آنچه آورده سحر است؟!

﴿قَالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّمَاء وَالأَرْضِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم [الأنبياء: ٤]

٤ رسول‌‌ج‌‌ گفت: پروردگارم سخنی را که پنهان کردید می‌‌داند، زیرا او تعالی هر سخنی را که در آسمان‌‌ها و زمین از هرکسی سر بزند می‌‌شنود، و او نسبت به سخنان بندگانش شنوا، و نسبت به اعمال‌‌شان آگاه است، و به‌‌زودی آنها را در قبال سخنان و اعمال‌‌شان جزا خواهد داد.

﴿بَلْ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الأَوَّلُون [الأنبياء: ٥]

٥ بلکه در مورد آنچه محمد‌‌ج‌‌ آورد تردید کردند، چنان‌‌که گاهی گفتند: خواب‌‌هایی در هم‌‌ آمیخته است که هیچ تعبیری ندارد، و گاهی گفتند: نه، بلکه آن را بدون دلیل ساخته است، و گاهی گفتند: او شاعر است، و اگر در ادعایش صادق است باید معجزه‌‌ای مانند رسولان پیشین که معجزات آوردند بیاورد، مانند عصای موسی÷، و ماده ‌‌شتر صالح÷ .

﴿مَا آمَنَتْ قَبْلَهُم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَفَهُمْ يُؤْمِنُون [الأنبياء: ٦]

٦ پیش از این، اهالی هیچ شهری که نزول معجزات را پیشنهاد دادند و طبق پیشنهادشان به آنها معجزات داده شد ایمان نیاوردند، بلکه معجزات را تکذیب کردند آن‌‌گاه آنها را نابود کردیم، آیا اینها ایمان می‌‌آورند؟!

﴿وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجَالاً نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُون [الأنبياء: ٧]

٧ و - ای رسول- پیش از تو جز مردانی از جنس بشر که به آنها وحی می‌‌کردیم نفرستادیم، و آنها را به صورت فرشتگان نفرستادیم، پس اگر این امر را نمی‌‌دانید از اهل کتاب پیش از خودتان بپرسید.

﴿وَمَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَدًا لاَّ يَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَمَا كَانُوا خَالِدِين [الأنبياء: ٨]

٨ و به رسولانی که می‌‌فرستیم بدن‌‌هایی ندادیم که نیازی به غذا نداشته باشند، بلکه همانند دیگران می‌‌خورند، و در دنیا جاویدان نیز نبودند که نمیرند.

﴿ثُمَّ صَدَقْنَاهُمُ الْوَعْدَ فَأَنجَيْنَاهُمْ وَمَن نَّشَاء وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِين [الأنبياء: ٩]

٩ سپس آنچه را که به رسولانمان‌‌ﻹ‌‌ وعده دادیم برای‌‌شان تحقق پیدا کرد چون آنها و کسانی از مؤمنان را که می‌‌خواستیم از نابودی نجات دادیم، و کسانی را که با کفر به الله و ارتکاب گناهان از حد گذشتند نابود ساختیم.

﴿لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلاَ تَعْقِلُون [الأنبياء: ١٠]

١٠ به تحقیق قرآن را به‌‌سوی شما فرو فرستادیم که شرف و افتخارتان در آن است اگر آن را تصدیق کنید، و به دستوراتش عمل کنید، پس آیا در این امر نمی‌‌اندیشید، تا شتابان به آن ایمان آورید و به آنچه دربردارد عمل کنید؟!

برخی فواید آیات:

نزدیکی قیامت، آمادگی برای آن را ایجاب می‌‌کند.

مشغول ‌‌شدن به سرگرمی‌‌ها دل‌‌ها را از حق بازمی‌‌دارد.

احاطۀ علم الله به گفتار و رفتار بندگان

اختلاف موضع مشرکان در برابر پیامبر‌‌ج‌‌ بر خطا و اضطراب آنها دلالت دارد.

الله رسولانش و مؤمنان را در برابر دشمنانشان یاری و تقویت می کند.

قرآن شرف و افتخاری است برای کسی‌‌که به آن ایمان آورد و بر اساس آن عمل کند.|

﴿وَكَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِين [الأنبياء: ١١]

١١ و چه بسیار شهرهایی که آنها را به‌‌سبب ستم و کفرشان نابود ساختیم، و پس از آنها مردمی دیگر را آفریدیم!

﴿فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَرْكُضُون [الأنبياء: ١٢]

١٢ پس وقتی نابود شدگان عذاب ریشه‌‌کن کنندۀ ما را دیدند، بی‌‌درنگ برای فرار از نابودی از شهرشان می‌‌گریختند.

﴿لاَ تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُون [الأنبياء: ١٣]

١٣ آن‌‌گاه از روی مسخره ندا زده می‌‌شدند که: نگریزید، و به رفاهی که در آن قرار داشتید، و به مساکن‌‌تان بازگردید؛ شاید در مورد امور دنیایی کمکی از شما خواسته شود.

﴿قَالُوا يَاوَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِين [الأنبياء: ١٤]

١٤ این ستمکاران با اعتراف به گناهان‌‌شان گفتند: وای که نابود شدیم و زیان کردیم، به‌‌راستی‌‌که به‌‌سبب کفر به الله ستمکار بودیم.

﴿فَمَا زَالَت تِّلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِين [الأنبياء: ١٥]

١٥ پیوسته به گناهان‌‌شان اعتراف می‌‌کنند و به تکرار خواستار نابودی خویش بودند تا اینکه آنها را مانند کِشتِ درو شده، و مردگانی که هیچ حرکتی ندارند قرار دادیم.

﴿وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لاَعِبِين [الأنبياء: ١٦]

١٦ و آسمان‌‌ها و زمین و آنچه را میان آن دو وجود دارد، بازیچه و بیهوده نیافریدیم، بلکه برای دلالت بر قدرتمان آفریدیم.

﴿لَوْ أَرَدْنَا أَن نَّتَّخِذَ لَهْوًا لاَّتَّخَذْنَاهُ مِن لَّدُنَّا إِن كُنَّا فَاعِلِين [الأنبياء: ١٧]

١٧ اگر می‌‌خواستیم همسر یا فرزندی انتخاب کنیم به‌‌طور قطع او را از آنچه نزد خودمان است انتخاب می‌‌کردیم، اما چون از این امر منزه هستیم، همسر یا فرزندی انتخاب نکردیم.

﴿بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُون [الأنبياء: ١٨]

١٨ بلکه حقی که آن را به رسول‌‌مان‌‌ج‌‌ وحی می‌‌کنیم بر باطل کافران می‌‌افکنیم و آن را بی‌‌اعتبار می‌‌کند، و به‌‌ناگاه باطل‌‌شان از بین می‌‌رود و فنا می‌‌شود، و - ای کسانیکه بر گرفتن همسر و فرزند برای الله قائل هستید- به‌‌سبب اینکه او تعالی را به آنچه سزاوارش نیست توصیف کردید نابودی برای‌‌تان است.

و چون انتخاب زن و فرزند از نیازمندی نشأت می‌‌گیرد، او سبحانه بیان فرمود که مالک تمام هستی است، پس فرمود:

﴿وَلَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَنْ عِندَهُ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلاَ يَسْتَحْسِرُون [الأنبياء: ١٩]

١٩ و فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین، تنها از آنِ او سبحانه است، و فرشتگانی که نزدش هستند نه از عبادت او تکبر می‌‌ورزند، و نه از این کار خسته می‌‌شوند.

﴿يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لاَ يَفْتُرُون [الأنبياء: ٢٠]

٢٠ همیشه بر تسبیح الله مواظبت می‌‌کنند، و از این کار خسته نمی‌‌شوند.

﴿أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِّنَ الأَرْضِ هُمْ يُنشِرُون [الأنبياء: ٢١]

٢١ بلکه مشرکان معبودهایی به جای الله گرفتند، که مردگان را زنده نمی‌‌کنند، پس چگونه کسی را که از این کار ناتوان است عبادت می‌‌کنند؟!

﴿لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُون [الأنبياء: ٢٢]

٢٢ اگر در آسمان‌‌ها و زمین معبودهای متعددی بود به‌‌طور قطع به‌‌سبب کشمکش و درگیری معبودها در فرمانروایی، آسمان‌‌ها و زمین تباه می‌‌شد، اما واقعیت خلاف این امر است، پس اللهِ صاحب عرش از داشتن شریک که مشرکان به دروغ او را توصیف می‌‌کنند منزه است.

﴿لاَ يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُون [الأنبياء: ٢٣]

٢٣ و الله در فرمانروایی و حکم خویش یگانه است، و هیچ‌‌کس در مورد تقدیر و حکمش، از او نمی‌‌پرسد، بلکه او از بندگانش در مورد اعمال‌‌شان می‌‌پرسد، و آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا می‌‌دهد.

﴿أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُون [الأنبياء: ٢٤]

٢٤ بلکه به جای الله معبودهایی گرفتند، - ای رسول- به این مشرکان بگو: دلیل‌‌تان را برای استحقاق این معبودها برای عبادت بیاورید، زیرا در این کتاب نازل‌‌ شده بر من، و کتاب‌‌های نازل ‌‌شده بر رسولان‌‌ﻹ‌‌ هیچ دلیلی برای‌‌تان نیست، بلکه بیشتر مشرکان فقط به جهل و تقلید استناد می‌‌کنند، و از قبول حق رویگردانند.

برخی فواید آیات:

ظلم، سبب نابودیِ سازش و نظامِ افراد و گروه‌‌ها است.

الله هیچ‌‌چیز را بیهوده نیافریده است؛ زیرا او سبحانه از بیهودگی منزه است.

چیرگی حق و سرکوب باطل، سنتی الهی است.

ابطال عقیدۀ شرک به دلیل ناممکن بودن (و محال بودن وجود شریک برای الله متعال).|

﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلاَّ نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُون [الأنبياء: ٢٥]

٢٥ و - ای رسول- پیش از تو رسولی را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که معبود برحقی جز من نیست پس تنها مرا عبادت کنید، و هیچ‌‌چیز را با من شریک نگردانید.

﴿وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُون [الأنبياء: ٢٦]

٢٦ و مشرکان گفتند: الله فرشتگان را دخترانی گرفته است، او سبحانه از دروغی که می‌‌گویند منزه و پاک است، بلکه فرشتگان بندگانی برای الله هستند، که از جانب او گرامی‌‌ می‌‌باشند، و مقرب او هستند.

﴿لاَ يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُون [الأنبياء: ٢٧]

٢٧ در سخن بر پروردگارشان پیشی نمی‌‌گیرند، یعنی سخنی نمی‌‌گویند تا اینکه به آنها فرمان دهد، و آنها به فرمان او کار می‌‌کنند، و با فرمان او مخالفت نمی‌‌ورزند.

﴿يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَى وَهُم مِّنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُون [الأنبياء: ٢٨]

٢٨ اعمال گذشته و آیندۀ آنها را می‌‌داند، و شفاعت را جز به اذن او برای کسی‌‌که شفاعت را برایش برگزیند نمی‌‌خواهند، و آنها از ترس او سبحانه در هراسند، پس در هیچ امر و نهیی از او مخالفت نمی‌‌کنند.

﴿* وَمَن يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلَهٌ مِّن دُونِهِ فَذَلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ كَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِين [الأنبياء: ٢٩]

٢٩ و به فرض اینکه هر یک از فرشتگان بگوید: من معبودی به جای الله هستم، به تحقیق که او را در قبال سخنش به عذاب جهنم در روز قیامت که همیشه در آن می‌‌ماند مجازات می‌‌کنیم، و به مانند همین مجازات، کسانی را ‌‌که با کفر و شرک به الله ظلم می‌‌کنند مجازات می‌‌کنیم.

﴿أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلاَ يُؤْمِنُون [الأنبياء: ٣٠]

٣٠ آیا کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند ندانسته‌‌اند که آسمان‌‌ها و زمین به هم چسبیده بودند، و هیچ فاصله‌‌ای میان آن دو نبود، تا باران از آن نازل شود، سپس آن دو را از هم جدا ساختیم، و از آب نازل ‌‌شده از آسمان به‌‌سوی زمین هر حیوان یا گیاهی را قرار دادیم، پس آیا از این امر پند نمی‌‌گیرند، و به یگانگیِ الله ایمان نمی‌‌آورند؟!

﴿وَجَعَلْنَا فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًا سُبُلاً لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُون [الأنبياء: ٣١]

٣١ و کوه‌‌هایی استوار در زمین پدید آوردیم تا کسانی ‌‌را که بر روی آن هستند نجنبانَد، و مسیرها و راه‌‌های وسیع در آن قرار دادیم تا در سفرهای‌‌شان به‌‌سوی مقاصدشان راه یابند.

﴿وَجَعَلْنَا السَّمَاء سَقْفًا مَّحْفُوظًا وَهُمْ عَنْ آيَاتِهَا مُعْرِضُون [الأنبياء: ٣٢]

٣٢ و آسمان را سقفی بدون ستون قرار دادیم که از سقوط و استراق سمع محفوظ است، و مشرکان از آیاتی که در آسمان است - مانند خورشید و ماه- رویگردان هستند و پند نمی‌‌گیرند.

﴿وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُون [الأنبياء: ٣٣]

٣٣ و اللهِ یگانه همان ذاتی است که شب را برای استراحت، و روز را برای کسب معاش آفرید، و خورشید را نشانه‌‌ای بر روز، و ماه را نشانه‌‌ای بر شب آفرید، هر یک از خورشید و ماه در مدار مخصوص به خودش در جریان است، و از آن منحرف و مایل نمی‌‌شوند.

﴿وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُون [الأنبياء: ٣٤]

٣٤ و - ای رسول- پیش از تو هیچ بشری را در این دنیا، جاویدان قرار ندادیم. پس آیا اگر اجل تو در این دنیا سپری شود و بمیری اینها پس از تو باقی می‌‌مانند؟! خیر.

﴿كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُم بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُون [الأنبياء: ٣٥]

٣٥ هر نفسی مؤمن باشد یا کافر؛ مرگ را در دنیا می‌‌چشد، و - ای مردم- در این دنیا شما را با تکالیف و نعمت‌‌ها و مصیبت‌‌ها می‌‌آزماییم، سپس پس از مرگ‌‌تان فقط به‌‌سوی ما، نه به‌‌سوی غیر ما بازگردانیده می‌‌شوید، تا شما را در قبال اعمال‌‌تان جزا دهیم.

برخی فواید آیات:

منزه ‌‌دانستن الله از فرزند.

جایگاه فرشتگان نزد الله این است که آنها بندگانی هستند که آنها را برای طاعت خویش آفریده است، و به مرد بودن یا زن ‌‌بودن توصیف نمی‌‌شوند، بلکه بندگانی گرامی‌‌ هستند.

آسمان‌‌ها و زمین براساس سنت تدریجی آفریده شده‌‌اند، چنان‌‌که چسبیده به هم آفریده شدند، سپس از هم جدا گشتند.

همان‌‌گونه که آزمایش به شر صورت می‌‌گیرد به خیر نیز صورت می‌‌گیرد.|

﴿وَإِذَا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلاَّ هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ وَهُم بِذِكْرِ الرَّحْمَنِ هُمْ كَافِرُون [الأنبياء: ٣٦]

٣٦ و - ای رسول- چون این مشرکان تو را ببینند برای دور ساختن پیروان‌‌شان جز تو را با این سخن به مسخره نمی‌‌گیرند: آیا این همان کسی است که معبودهای‌‌تان که آنها را عبادت می‌‌کنید دشنام می‌‌دهد؟! درحالی‌‌که خودشان با وجود اینکه تو را مسخره می‌‌کنند به قرآن که الله بر آنها نازل کرده و به نعمت‌‌هایی که به آنها بخشیده است کافرند؛ پس آنها خود به‌‌سبب اینکه تمام بدی‌‌ها را یک‌‌جا دارند به عیب سزاوارترند.

﴿خُلِقَ الإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلاَ تَسْتَعْجِلُون [الأنبياء: ٣٧]

٣٧ انسان بر عجله آفریده شده است، یعنی قبل از وقوع اشیا، آنها را به شتاب می‌‌خواهد؛ از جمله به شتاب ‌‌خواستن عذاب توسط مشرکان. - ای کسانیکه خواستار تعجیل در عذاب من هستید- به‌‌زودی آنچه را که در آن عجله می‌‌کنید به شما نشان می‌‌دهم، پس خواستار تعجیل آن نباشید.

﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [الأنبياء: ٣٨]

٣٨ و کافران منکر رستاخیز با درخواست تعجیل در کار می‌‌گویند: - ای مسلمانان- رستاخیز که آن را به ما وعده می‌‌دهید چه زمانی است اگر در ادعای وقوع آن راستگو هستید؟!

﴿لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لاَ يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلاَ عَن ظُهُورِهِمْ وَلاَ هُمْ يُنصَرُون [الأنبياء: ٣٩]

٣٩ اگر این کافران منکر رستاخیز بدانند آن‌‌گاه که نه چهره‌‌های‌‌شان و نه پشت‌‌شان از آتش بازگردانده نمی‌‌شود، و نه یاوری دارند که با دفع عذاب‌‌شان به آنها یاری رساند، اگر بر این امر یقین داشتند عذاب را به شتاب نمی‌‌خواستند.

﴿بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلاَ يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلاَ هُمْ يُنظَرُون [الأنبياء: ٤٠]

٤٠ این آتش که با آن عذاب می‌‌شوند درحالی‌‌که از آن آگاه هستند بر آنها وارد نمی‌‌شود، بلکه ناگهانی آنها را فرا می‌‌گیرد، پس نمی‌‌توانند آن را از خودشان بازگردانند، و به آنها مهلت نیز داده نمی‌‌شود تا توبه کنند و رحمت به آنها برسد.

چون رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ از استهزا و تکذیب قومش به او رنج دید، الله این‌‌گونه او را تسلی داد:

﴿وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون [الأنبياء: ٤١]

٤١ و اگر قومت تو را مسخره کنند، تو اولین مسخره شونده نیستی؛ زیرا - ای رسول- رسولان پیش از تو مورد تمسخر قرار گرفتند. پس کافران را که پیامبران‌‌ﻹ‌‌ را مسخره می‌‌کردند عذابی فراگرفت که آن را در دنیا وقتی‌‌که رسولانشان آنها را به آن می‌‌ترساندند مسخره می‌‌کردند.

﴿قُلْ مَن يَكْلَؤُكُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ مِنَ الرَّحْمَنِ بَلْ هُمْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِم مُّعْرِضُون [الأنبياء: ٤٢]

٤٢ - ای رسول- به اینها که خواستار تعجیل در عذاب هستند بگو: چه کسی شما را شب و روز در برابر نزول عذاب و نابودی‌‌تان که رحمان برای‌‌تان می‌‌خواهد محافظت می‌‌کند؟ بلکه آنها به‌‌سبب جهل و نادانی، از ذکر پندها و دلایل پروردگارشان رویگردان هستند، و ذره‌‌ای در آنها نمی‌‌اندیشند.

﴿أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُم مِّن دُونِنَا لاَ يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنفُسِهِمْ وَلاَ هُم مِّنَّا يُصْحَبُون [الأنبياء: ٤٣]

٤٣ آیا معبودهایی دارند که آنها را در برابر عذاب ما محافظت کنند؟ آنها نمی‌‌توانند نه با دفع ضرر از خویش و نا به جلب منفعت برای خویش به خودشان یاری رسانند، و کسی‌‌که به خودش نتواند یاری رساند چگونه به دیگران یاری می‌‌رساند؟! و خود آنها از عذاب ما نجات نمی‌‌یابند.

﴿بَلْ مَتَّعْنَا هَؤُلاَء وَآبَاءهُمْ حَتَّى طَالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَفَلاَ يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا أَفَهُمُ الْغَالِبُون [الأنبياء: ٤٤]

٤٤ بلکه این کافران و پدران‌‌شان را برای نزدیک‌‌ کردن تدریجی به عذاب، با نعمت‌‌هایمان که بر آنها گستراندیم بهره‌‌مند ساختیم، تا اینکه زمانی طولانی بر آنها گذشت پس به آن فریب خوردند، و بر کفرشان ماندند، آیا این فریب ‌‌خوردگان به نعمت‌‌های ما که خواستار تعجیل در عذاب ما هستند نمی‌‌بینند که به زمین می‌‌آییم و آن را با قهر و غلبه بر ساکنانش، از کناره‌‌هایش می‌‌کاهیم، که از آن پند گیرند تا آنچه بر دیگران واقع شد بر آنها واقع نشود؟! پس آنها پیروز نیستند، بلکه خود، مغلوب هستند.

برخی فواید آیات:

بیان کفر کسی‌‌که رسولی را مسخره می‌‌کند؛ چه از طریق سخن یا عمل یا اشاره.

عجله، ‌‌از طبیعت انسان و شکیبایی اخلاقی برگزیده است.

جز الله از عذاب او تعالی محافظت نمی‌‌کند.

سرانجام باطل، زوال و سرانجام حق، بقا است.|

﴿قُلْ إِنَّمَا أُنذِرُكُم بِالْوَحْيِ وَلاَ يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاء إِذَا مَا يُنذَرُون [الأنبياء: ٤٥]

٤٥ - ای رسول- بگو: - ای مردم- همانا من به‌‌وسیلۀ آنچه پروردگارم بر من وحی می‌‌کند شما را از عذاب الله می‌‌ترسانم، و کران از حق، آن‌‌گاه که از عذاب الله بیم داده شوند آنچه را که به آن فراخوانده می‌‌شوند به نیت قبول کردن نمی‌‌شنوند.

﴿وَلَئِن مَّسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِّنْ عَذَابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يَاوَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِين [الأنبياء: ٤٦]

٤٦ و - ای رسول- اگر قسمتی از عذاب پروردگارت به اینها که خواستار تعجیل در عذاب هستند برسد آن‌‌گاه به‌‌طور قطع خواهند گفت: وای که نابود شدیم و زیان کردیم، به‌‌راستی‌‌که ما با شرک به الله و تکذیب آنچه محمد‌‌ج‌‌ آورده بود ستمکار بودیم.

﴿وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلاَ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِين [الأنبياء: ٤٧]

٤٧ و ترازوهای درست را برای اهل قیامت نصب می‌‌کنیم تا اعمال‌‌شان با آنها سنجیده شود، پس در آن روز هیچ‌‌کس با کاستن از نیکی‌‌هایش یا افزودن بر بدی‌‌هایش مورد ستم قرار نمی‌‌گیرد، حتی اگر چیز قابل سنجش بسیار کوچکی به وزن دانۀ خردلی باشد آن را می‌‌آوریم، و ما برای حساب کافی هستیم تا اعمال بندگانمان را مورد حسابرسی قرار دهیم.

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاء وَذِكْرًا لِّلْمُتَّقِين [الأنبياء: ٤٨]

٤٨ و به تحقیق که تورات را جدا کنندۀ حق و باطل و حلال و حرام به موسی و هارون علیهما السلام دادیم، و هدایتی برای کسانی‌‌که به آن ایمان آوردند، و یاد آوری برای کسانی‌‌‌‌که به خاطر پروردگارشان پرهیزکاری می‌‌کنند.

﴿الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَهُم مِّنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُون [الأنبياء: ٤٩]

٤٩ همان کسانی‌‌که از کیفر پروردگارشان که به آن ایمان دارند می‌‌ترسند هر چند آن را ندیده باشند، و همان‌‌ها که از قیامت بیمناک هستند.

﴿وَهَذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنكِرُون [الأنبياء: ٥٠]

٥٠ و این قرآن نازل ‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌، تذکری است برای کسی‌‌که بخواهد از آن پند و اندرز گیرد، و منفعت و خیر زیادی دارد، پس آیا باز هم آن را انکار می‌‌کنید؟! و به آنچه در آن آمده اقرار ندارید، و به آن عمل نمی‌‌کنید؟!

﴿* وَلَقَدْ آتَيْنَا إِبْرَاهِيمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَكُنَّا بِه عَالِمِين [الأنبياء: ٥١]

٥١ و به‌‌راستی‌‌که در کودکیِ ابراهیم÷، حجتی در برابر قومش به او دادیم و ما به او دانا بودیم، و حجتی بر قومش که در علم ما شایستگی آن را داشت به او دادیم.

﴿إِذْ قَالَ لأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِيلُ الَّتِي أَنتُمْ لَهَا عَاكِفُون [الأنبياء: ٥٢]

٥٢ آن‌‌گاه که به پدرش آزر و قومش گفت: این بت‌‌ها که با دستان‌‌تان ساخته‌‌اید، و آنها را عبادت می‌‌کنید چه هستند؟

﴿قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءنَا لَهَا عَابِدِين [الأنبياء: ٥٣]

٥٣ قومش به او گفتند: پدرانمان را دیدیم که آنها را عبادت می‌‌کنند، پس به پیروی از پدرانمان آنها را عبادت می‌‌کنیم.

﴿قَالَ لَقَدْ كُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمْ فِي ضَلاَلٍ مُّبِين [الأنبياء: ٥٤]

٥٤ ابراهیم÷ به آنها گفت: - ای پیروان- به تحقیق که شما و پدران پیشوای‌‌تان در گمراهی از راه آشکار حق هستید.

﴿قَالُوا أَجِئْتَنَا بِالْحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ اللاَّعِبِين [الأنبياء: ٥٥]

٥٥ آیا این سخنی را که به ما می‌‌گوئی جدّی برایمان آوردی، یا شوخی می‌‌کنی؟

﴿قَالَ بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ الَّذِي فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُم مِّنَ الشَّاهِدِين [الأنبياء: ٥٦]

٥٦ ابراهیم÷ گفت: بلکه جدی و نه به شوخی برای‌‌تان آوردم، زیرا پروردگار شما همان پروردگار آسمان‌‌ها و زمین است که آنها را بدون نمونۀ قبلی آفرید، و من بر اینکه او پروردگار شما و پروردگار آسمان‌‌ها و زمین است از گواهانم، و بت‌‌های شما هیچ سهمی در آن ندارند.

﴿وَتَاللَّهِ لأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُم بَعْدَ أَن تُوَلُّوا مُدْبِرِين [الأنبياء: ٥٧]

٥٧ و ابراهیم÷ به‌‌گونه‌‌ای که قومش نشنوند گفت: به الله سوگند پس از اینکه برای برگزاری عیدتان از نزد بت‌‌های‌‌تان رفتید کاری را که نمی‌‌پسندید برای بت‌‌های‌‌تان خواهم اندیشید.

برخی فواید آیات:

سود اقرار به گناه مشروط است به وجود توبه قبل از اینکه دیر شود.

اثبات عدالت برای الله، و نفی ظلم از او تعالی.

اهمیت نیروی استدلال در دعوت به‌‌سوی الله.

ضرر تقلید کورکورانه.

تدریجی ‌‌بودن تغییر منکر، و شروع به ترتیب آسانی، چنان‌‌که ابراهیم÷ تغییر منکر قومش را با قول و آشکار ساختن با دلیل آغاز کرد، سپس به تغییر عملی روی آورد.|

﴿فَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلاَّ كَبِيرًا لَّهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُون [الأنبياء: ٥٨]

٥٨ پس ابراهیم÷ بت‌‌های‌‌شان را در هم شکست تا ریز ریز شدند، و بزرگ‌‌ترشان را باقی گذاشت به این نیت که به‌‌سویش بازگردند و در مورد کسی‌‌که آنها را خرد کرده است بپرسند.

﴿قَالُوا مَن فَعَلَ هَذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِين [الأنبياء: ٥٩]

٥٩ پس چون برگشتند و بت‌‌های‌‌شان را دیدند که در هم شکسته شده است از یکدیگر پرسیدند: چه کسی معبودهایمان را درهم شکسته است؟ در حقیقت هرکس آنها را در هم شکسته از ستمکاران است، چون چیزی را که سزاوار تعظیم و تقدیس است خوار و زبون کرده است.

﴿قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيم [الأنبياء: ٦٠]

٦٠ برخی از آنها گفتند: شنیدیم جوانی، از آنها به بدی یاد می‌‌کرد و بر آنها عیب وارد می‌‌ساخت که ابراهیم نامیده می‌‌شود، شاید او همان کسی باشد که آنها را درهم شکسته است.

﴿قَالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلَى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُون [الأنبياء: ٦١]

٦١ سران‌‌شان گفتند: ابراهیم را در برابر دیدگان و منظر مردم بیاورید؛ باشد که آنها بر اقرار او به کاری که انجام داده گواهی دهند، و اقرارش حجتی برای آنها علیه او باشد.

﴿قَالُوا أَأَنتَ فَعَلْتَ هَذَا بِآلِهَتِنَا يَاإِبْرَاهِيم [الأنبياء: ٦٢]

٦٢ پس ابراهیم÷ را آوردند و از او پرسیدند: ای ابراهیم آیا تو این کار زشت را با بت‌‌های ما انجام دادی؟!

﴿قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُون [الأنبياء: ٦٣]

٦٣ ابراهیم÷ - برای عیب‌‌جویی بر آنها، و آشکار ساختن ناتوانی بت‌‌های‌‌شان در برابر دیدگان مردم- گفت: من این کار را انجام ندادم، بلکه بت بزرگ این کار را انجام داد، پس از بت‌‌های‌‌تان بپرسید اگر سخن می‌‌گویند.

﴿فَرَجَعُوا إِلَى أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُون [الأنبياء: ٦٤]

٦٤ آن‌‌گاه با تفکر و تأمل به خودشان بازگشتند، و برای‌‌شان مشخص شد که بت‌‌های‌‌شان نه نفع می‌‌رسانند و نه زیان، بنابر این آنها ستمکار هستند که بت‌‌ها را به جای الله عبادت کردند.

﴿ثُمَّ نُكِسُوا عَلَى رُؤُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَؤُلاَء يَنطِقُون [الأنبياء: ٦٥]

٦٥ سپس به ستیز و انکار بازگشتند، و گفتند: - ای ابراهیم- به تحقیق که تو یقین داری این بت‌‌ها سخن نمی‌‌گویند، پس چگونه به ما امر می‌‌کنی از آنها بپرسیم؟ خواستند که این امر دلیلی به نفع‌‌شان باشد، اما دلیلی به ضررشان شد.

﴿قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُكُمْ شَيْئًا وَلاَ يَضُرُّكُم [الأنبياء: ٦٦]

٦٦ ابراهیم÷ - با اعتراض بر آنها - گفت: پس آیا به جای الله بت‌‌هایی را عبادت می‌‌کنید که نه هیچ نفعی به شما می‌‌رسانند و نه هیچ زیانی به شما وارد می‌‌کنند، زیرا آنها حتی از دفع ضرر از خودشان، یا جلب منفعت برای خودشان ناتوانند.

﴿أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَفَلاَ تَعْقِلُون [الأنبياء: ٦٧]

٦٧ زشتی بر شما، و زشتی بر این بت‌‌هایی باد که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنید درحالی‌‌که نه نفع می‌‌رسانند و نه زیان، آیا در این امر نمی‌‌اندیشید، و از عبادت آنها دست نمی‌‌کشید؟!

﴿قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَاعِلِين [الأنبياء: ٦٨]

٦٨ پس چون از رویارویی با دلیل در برابر ابراهیم÷ ناتوان شدند به زور پناه بردند، و گفتند: برای یاری رساندن به بت‌‌های‌‌تان که ابراهیم آنها را ویران کرد و در هم شکست او را در آتش بسوزانید اگر می‌‌خواهید کیفری بازدارنده در مورد او اجرا کنید.

﴿قُلْنَا يَانَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلاَمًا عَلَى إِبْرَاهِيم [الأنبياء: ٦٩]

٦٩ آن‌‌گاه آتشی برافروختند و ابراهیم÷ را در آن افکندند، پس گفتیم: ای آتش، برای ابراهیم خنک و ایمن باش. پس چنین شد، و آسیبی به او نرساند.

﴿وَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الأَخْسَرِين [الأنبياء: ٧٠]

٧٠ و قوم ابراهیم خواستند نیرنگی به او بزنند که او را بسوزانند، اما نیرنگشان را باطل کردیم، و آنها را از نابود شدگان شکست ‌‌خورده قرار دادیم.

﴿وَنَجَّيْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا لِلْعَالَمِين [الأنبياء: ٧١]

٧١ و او و لوط نجات را دادیم، و آن دو را به‌‌سوی سرزمین شام بیرون آوردیم؛ همان سرزمینی که با ارسال رسولان و دادن نعمت‌‌های فراوان برای مردمان آن، در آن برکت نهادیم.

﴿وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ نَافِلَةً وَكُلاًّ جَعَلْنَا صَالِحِين [الأنبياء: ٧٢]

٧٢ و وقتی پروردگارش را خواند تا فرزندی به او ارزانی دارد؛ اسحاق را به او بخشیدیم، و افزون بر آن، یعقوب را به او بخشیدیم، و هر یک از ابراهیم و دو پسرش اسحاق و یعقوب را از صالحان و فرمان‌‌برداران الله قرار دادیم.

برخی فواید آیات:

جواز به‌‌کارگیری حیله برای آشکار ساختن حق و ابطال باطل.

وابستگی پیروان باطل به دلایلی که گمان می‌‌کنند به نفع‌‌شان است، حال آن‌‌که به ضررشان است.

سخن خشن، یکی از وسایل تغییر منکر است به شرط اینکه ضرری بزرگتر بر آن مترتب نگردد.

استفاده از قدرت، بر ناتوانی در مواجهه با حجت دلالت دارد.

یاری الله برای بندگان مؤمنش، و نجات ‌‌دادن آنها توسط او تعالی از مصیبت‌‌ها از جایی‌‌که گمان نمی‌‌کنند.|

﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلاَةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِين [الأنبياء: ٧٣]

٧٣ و آنها را پیشوایانی قرار دادیم که مردم توسط آنها به خیر هدایت می‌‌شدند، و مردم را به توحید در عبادت الله، با فرمانی از جانب او تعالی دعوت می‌‌کردند و به آنها وحی کردیم که کارهای نیک انجام دهید، و نماز را به کامل‌‌ترین وجه برپا دارید، و زکات را بپردازید، و در برابر ما تسلیم بودند.

﴿وَلُوطًا آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَت تَّعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِين [الأنبياء: ٧٤]

٧٤ و به لوط÷ دانش قضاوت میان نزاع‌‌ کنندگان دادیم، و دانشی در مورد امر دینش به او دادیم، و او را از عذابی که بر شهرش (سَدوم) فرو فرستادیم نجات دادیم، همان شهری که ساکنانش کار فاحشه را انجام می‌‌دادند. به‌‌راستی‌‌که آنها قومی منحرف و خارج از طاعت پروردگارشان بودند.

﴿وَأَدْخَلْنَاهُ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِين [الأنبياء: ٧٥]

٧٥ و او را به رحمت خویش درآوردیم آن‌‌گاه که او را از عذابی که به قومش رسید نجات دادیم، به‌‌راستی او از صالحانی بود که امر ما را اجرا می‌‌کنند، و از نهی ما دست می‌‌کشند.

﴿وَنُوحًا إِذْ نَادَى مِن قَبْلُ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيم [الأنبياء: ٧٦]

٧٦ و - ای رسول- قصۀ نوح را به یاد آور، آن‌‌گاه که پیش از ابراهیم و لوط، الله را ندا کرد، و دعایش را استجابت کردیم، پس او و افراد مؤمن او را از اندوه بزرگ رهانیدیم.

﴿وَنَصَرْنَاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِين [الأنبياء: ٧٧]

٧٧ و او را از مکر آن قوم نجات دادیم که آیات دلالت‌‌ کننده بر راستگویی‌‌اش را که با آنها او را تقویت کردیم تکذیب کردند. به‌‌راستی‌‌که آنها مردمی منحرف و شر بودند، پس همگی آنها را غرق و نابود ساختیم.

﴿وَدَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِين [الأنبياء: ٧٨]

٧٨ و - ای رسول- قصۀ داود و پسرش سلیمان را به یاد آور آن‌‌گاه که در قضیه‌‌ای که در مورد دو نزاع کننده به آنها ارجاع داده شد حکم می‌‌کردند؛ بدین قرار که گوسفندان یکی از این دو نزاع‌‌ کننده شبانه در کشت دیگری وارد شده و آن را تباه ساخته بود، و ما شاهد حکم داود و سلیمان بودیم، و ذره‌‌ای از حکم آن دو بر ما پوشیده نماند.

﴿فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلاًّ آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِين [الأنبياء: ٧٩]

٧٩ آن‌‌گاه قضیه را به سلیمان بدون پدرش داود فهماندیم، و به هر یک از داود و سلیمان نبوت و علم به احکام شرع دادیم، و آن را فقط مخصوص سلیمان قرار ندادیم، کوه‌‌ها و پرندگان را به تسخیر داود در آوردیم که با تسبیح او تسبیح می‌‌گفتند، و ما انجام ‌‌دهندۀ این تفهیم و اعطای حکم و علم و تسخیر بودیم.

﴿وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّكُمْ لِتُحْصِنَكُم مِّن بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنتُمْ شَاكِرُون [الأنبياء: ٨٠]

٨٠ و به داود بدون سلیمان ساختن زره‌‌ها را برای حفاظت بدنتان در برابر سلاح آموختیم، پس - ای مردم- آیا شکرگزار این نعمتی که الله با آن به شما نعمت بخشید، هستید؟!

﴿وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ عَاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلَى الأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَكُنَّا بِكُلِّ شَيْءٍ عَالِمِين [الأنبياء: ٨١]

٨١ و تند باد را رام سلیمان÷ کردیم که به فرمان او به جریان می‌‌افتاد آن‌‌گاه که آن را به‌‌سوی سرزمین شام فرمان داد.همان سرزمینی که با برانگیختن پیامبران‌‌ﻹ‌‌، و با پراکنده‌‌ ساختن نیکی‌‌ها در آنجا، در آن برکت نهادیم، و ما بر هر چیزی دانا هستیم، و هیچ‌‌چیز بر ما پوشیده نمی‌‌ماند.

برخی فواید آیات:

کار خیر و نماز و زکات، از جمله مواردی است که شرایع آسمانی در آن اتفاق دارند.

ارتکاب فواحش یکی از اسباب وقوع عذاب نابودگر است.

اعمال نیک سبب ورود در رحمت الله است.

دعا سبب نجات از اندوه است.|

﴿وَمِنَ الشَّيَاطِينِ مَن يَغُوصُونَ لَهُ وَيَعْمَلُونَ عَمَلاً دُونَ ذَلِكَ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِين [الأنبياء: ٨٢]

٨٢ و شیاطینی به تسخیر سلیمان درآوردیم که در دریاها برای او غواصی می‌‌کردند و مروارید و چیزهای دیگر را استخراج می‌‌کردند، و کارهایی دیگر مانند بنایی انجام می‌‌دادند، و ما مراقب تعداد و اعمال‌‌شان بودیم، و ذره‌‌ای از این امر از ما پنهان نبود.

﴿* وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِين [الأنبياء: ٨٣]

٨٣ و - ای رسول- قصۀ ایوب÷ را به یاد آور، آن‌‌گاه که چون آسیبی به او رسید پروردگارش سبحانه را چنین خواند: پروردگارا، من به بیماری گرفتار شده‌‌ام و خانواده‌‌ام را از دست داده‌‌ام، تو مهربان‌‌ترین تمام مهربانان هستی، پس آسیبی را که به من رسیده است از من دور گردان.

﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِن ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِين [الأنبياء: ٨٤]

٨٤ پس دعوتش را اجابت کردیم، و آسیبی را که به او رسیده بود برطرف ساختیم، و اهل و فرزندانش را که از دست داده بود، و همراه آنها مثل آن را به او دادیم، تمام این کارها را به رحمتی از جانب خویش انجام دادیم، و برای یادآوری هرکسی‌‌که با عبادت، تسلیم الله است؛ تا همانند ایوب÷ شکیبایی پیشه کند.

﴿وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِّنَ الصَّابِرِين [الأنبياء: ٨٥]

٨٥ و - ای رسول- اسماعیل و ادریس و ذوالکفل‌‌ﻹ‌‌ را به یاد آور، که هر یک از آنها در برابر مصیبت، و بر انجام تکالیف الهی از شکیبایان بودند.

﴿وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُم مِّنَ الصَّالِحِين [الأنبياء: ٨٦]

٨٦ و آنها را به رحمت خویش درآوردیم، پس آنها را پیامبرانی قرار دادیم، و به بهشت درآوردیم، چون از بندگان صالح الله بودند که از پروردگارشان فرمان‌‌برداری و امور نهان و آشکارشان را اصلاح کردند.

﴿وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لاَّ إِلَهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِين [الأنبياء: ٨٧]

٨٧ و - ای رسول- قصۀ صاحب ماهی، یونس÷ را به یاد آور، آن‌‌گاه که خشمگین از قومش به خاطر ثباتِ آنها در نافرمانی، بدون اِذن پروردگارش رفت، و گمان کرد که ما به کیفرِ رفتنش، بر او سخت نخواهیم گرفت، اما با تنگی و حبس شدید آن‌‌گاه که ماهی او را بلعید آزمایش شد، آن‌‌گاه در تاریکی‌‌های شکم ماهی و دریا و شب، با اقرار به گناهش و توبه به‌‌سوی الله دعا کرد، و گفت: معبود برحقی جز تو نیست، منزه و مقدس هستی، به‌‌راستی‌‌که من از ستمکاران بودم.

﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِين [الأنبياء: ٨٨]

٨٨ پس دعایش را اجابت کردیم، و او را از اندوه سختی با درآوردن از تاریکی‌‌ها، و از شکم ماهی نجات دادیم، و همانند نجات ‌‌دادن یونس÷ از این اندوه، مؤمنان را آن‌‌گاه که در اندوه گرفتار آیند و الله را بخوانند نجات می‌‌دهیم.

﴿وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ لاَ تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِين [الأنبياء: ٨٩]

٨٩ و - ای رسول- قصۀ زکریا÷ را به یاد آور آن‌‌گاه که پروردگارش سبحانه را چنین خواند: پروردگارا، مرا تنها و بدون فرزند مگذار، درحالی‌‌که تو از میان آنچه باقی می‌‌مانَد بهترین هستی، پس فرزندی به من روزی دِه تا پس از من باقی بماند.

﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِين [الأنبياء: ٩٠]

٩٠ پس دعایش را اجابت کردیم، و یحیی÷ را فرزندی به او دادیم، و همسرش را شفا بخشیدیم، آن‌‌گاه پس نازابودن، زاینده شد. به‌‌راستی‌‌که زکریا÷ و همسر و پسرش بر انجام نیکی‌‌ها می‌‌شتافتند، و با رغبت در پاداشی که نزد ماست، و ترسان از کیفری که نزد ماست ما را می‌‌خواندند، و در برابر ما فروتن بودند.

برخی فواید آیات:

اعمال نیک یکی از اسباب رحمت است.

پناه ‌‌بردن به الله وسیله‌‌ای برای برطرف‌‌ ساختن غم و اندوه‌‌هاست.

فضیلتِ طلب فرزند؛ تا پس از مرگ برای انسان بماند.

اقرار به گناه، و احساس نیاز شدید به الله و دادخواهی نزد او، و طاعت او تعالی در آسانی یکی از اسباب اجابت دعا و دفع آسیب است.|

﴿وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِن رُّوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِّلْعَالَمِين [الأنبياء: ٩١]

٩١ و - ای رسول- قصۀ مریم را به یاد آور که خودش را از زنا پاک نگه داشت، پس الله جبریل÷ را به‌‌سوی او فرستاد، آن‌‌گاه در او دمید و به عیسی÷ باردار شد، و او و پسرش عیسی نشانه‌‌ای برای مردم بر قدرت الله هستند، و اینکه هیچ‌‌چیز او تعالی را ناتوان نمی‌‌سازد چون عیسی÷ را بدون پدر آفرید.

﴿إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُون [الأنبياء: ٩٢]

٩٢ - ای مردم- به‌‌راستی‌‌که این آیین شما، آیینی یگانه و همان توحیدی است که دین اسلام نام دارد، و من پروردگار شما هستم، پس عبادت را خالص فقط برای من انجام دهید.

﴿وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُون [الأنبياء: ٩٣]

٩٣ و مردم پراکنده شدند، آن‌‌گاه به مُوَحّد و مشرک و کافر و مؤمن تقسیم گشتند، و تمام این پراکنده شدگان در روز قیامت فقط به‌‌سوی ما بازگردانده می‌‌شوند، آن‌‌گاه آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا می‌‌دهیم.

﴿فَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلاَ كُفْرَانَ لِسَعْيِهِ وَإِنَّا لَهُ كَاتِبُون [الأنبياء: ٩٤]

٩٤ پس هر یک از آنها که اعمال صالح انجام داده باشد درحالی‌‌که به الله و رسولانش‌‌ﻹ‌‌ و روز آخرت ایمان دارد عمل صالحش ناسپاسی نمی‌‌شود، بلکه الله پاداش او را برایش قدر می‌‌داند و آن را برایش می‌‌افزاید، و آن را در نامۀ اعمالش در روزی‌‌که برانگیخته می‌‌شود می‌‌یابد، و به آن شاد می‌‌شود.

﴿وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لاَ يَرْجِعُون [الأنبياء: ٩٥]

٩٥ و برای ساکنان شهری که آنها را به‌‌سبب کفرشان نابود ساختیم محال است که به دنیا بازگردانده شوند؛ تا توبه کنند و توبه‌‌شان پذیرفته شود.

﴿حَتَّى إِذَا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُم مِّن كُلِّ حَدَبٍ يَنسِلُون [الأنبياء: ٩٦]

٩٦ هرگز بازگردانده نمی‌‌شوند تا اینکه سد یأجوج و مأجوج گشوده شود، و آنها در آن روز از هر زمین مرتفعی به سرعت خارج شوند.

﴿وَاقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذَا هِيَ شَاخِصَةٌ أَبْصَارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يَاوَيْلَنَا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا بَلْ كُنَّا ظَالِمِين [الأنبياء: ٩٧]

٩٧ و با خروج آنها قیامت نزدیک شود، و مناظر هولناک و سختی‌‌هایش آشکار گردد، به‌‌ناگاه چشم‌‌های کافران از ترس زیادِ آن گشوده شود و بگویند: وای که نابود شدیم، به تحقیق که در دنیا در سرگرمی و سرگردانی از آمادگی برای این روز بزرگ بودیم، بلکه با کفر و ارتکاب گناهان ستمکار بودیم.

﴿إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمْ لَهَا وَارِدُون [الأنبياء: ٩٨]

٩٨ - ای مشرکان- به‌‌راستی‌‌که شما و بت‌‌هایی که به جای الله عبادت می‌‌کردید، و تمام انسان‌‌ها و جن‌‌هایی که به عبادت شدن خویش توسط شما راضی می‌‌شوند- هیزم جهنمی هستید؛ که شما و معبودهای‌‌تان در آن وارد خواهید شد.

﴿لَوْ كَانَ هَؤُلاَء آلِهَةً مَّا وَرَدُوهَا وَكُلٌّ فِيهَا خَالِدُون [الأنبياء: ٩٩]

٩٩ اگر این معبودها اِله‌‌هایی بودند که به حق عبادت می‌‌شدند همراه کسانی‌‌که آنها را عبادت کردند وارد آتش نمی‌‌شدند، و تمام این عبادتگزاران و معبودها در جهنم هستند، که برای همیشه در آن می‌‌مانند و از آن خارج نمی‌‌گردند.

﴿لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَهُمْ فِيهَا لاَ يَسْمَعُون [الأنبياء: ١٠٠]

١٠٠ در آنجا - بر اثر شدت دردهایی که با آن روبه‌‌رو می‌‌شوند- تنفس شدیدی دارند، و در جهنم از شدت ترسِ مهیبی که به آنها می‌‌رسد صداها را نمی‌‌شنوند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَى أُوْلَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُون [الأنبياء: ١٠١]

١٠١ و چون مشرکان گفتند: (عیسی و فرشتگانی که عبادت شدند وارد جهنم خواهند شد) الله فرمود: در حقیقت کسانی مانند عیسی÷ که در علم ازلی الله رستگار هستند از جهنم دور نگه داشته می‌‌شوند.

برخی فواید آیات:

مدح و بیان فضیلت پاکدامنی.

مطابقت و همانندی رسالت‌‌های آسمانی در توحید و اصول عبادات.

شکافتن سد یأجوج و مأجوج یکی از نشانه‌‌های قیامت کبری است.

غفلت از آمادگی برای روز قیامت سبب رنج‌‌ کشیدن از مناظر هولناک آن است.|

﴿لاَ يَسْمَعُونَ حَسِيسَهَا وَهُمْ فِي مَا اشْتَهَتْ أَنفُسُهُمْ خَالِدُون [الأنبياء: ١٠٢]

١٠٢ صدای جهنم به گوش آنها نمی‌‌رسد، و در نعمت‌‌ها و خوشی‌‌هایی که می‌‌خواهند ماندگار هستند، و نعمت‌‌های‌‌شان هرگز قطع نمی‌‌شود.

﴿لاَ يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الأَكْبَرُ وَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلاَئِكَةُ هَذَا يَوْمُكُمُ الَّذِي كُنتُمْ تُوعَدُون [الأنبياء: ١٠٣]

١٠٣ ترس بزرگی آن‌‌گاه که جهنم بر روی ساکنانش بسته شود آنها را نمی‌‌ترساند، و فرشتگان با شاد باش این‌‌گونه از آنها استقبال می‌‌کنند: این همان روزی است که در دنیا به آن وعده داده می‌‌شدید، و به نعمت‌‌هایی که در آنجا می‌‌بینند شاد می‌‌گردند.

﴿يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاء كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِين [الأنبياء: ١٠٤]

١٠٤ و روزی‌‌که آسمان را مانند در هم پیچیدن کاغذی، به همراه آنچه در آن است در هم می‌‌پیچیم، و مخلوقات را به همان شکلی که بار نخست با آن آفریده شدند گرد می‌‌آوریم، و آن را به قعطیّت وعده دادیم، و به‌‌راستی‌‌که ما آنچه را وعده دهیم اجرا می‌‌کنیم.

﴿وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُون [الأنبياء: ١٠٥]

١٠٥ و به تحقیق در کتاب‌‌هایی که بر رسولان‌‌ﻹ‌‌ فرو فرستادیم پس از اینکه آن را در لوح محفوظ ثبت کردیم نوشتیم: زمین را بندگان صالح الله و عامل به طاعت او، یعنی امت محمد‌‌ج‌‌ به ارث می‌‌برند.

﴿إِنَّ فِي هَذَا لَبَلاَغًا لِّقَوْمٍ عَابِدِين [الأنبياء: ١٠٦]

١٠٦ همانا در اندرزی که فرو فرستادیم ابلاغی است برای مردمی که پروردگارشان را به آنچه برای‌‌شان تشریع کرده است عبادت می‌‌کنند، زیرا آنها هستند که از آن بهره می‌‌برند.

﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِين [الأنبياء: ١٠٧]

١٠٧ و - ای محمد- تو را به عنوان رسول، جز رحمتی برای تمام مخلوقات نفرستادیم؛ چون بر هدایت مردم و نجات آنها از عذاب الله مشتاق هستی.

﴿قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُون [الأنبياء: ١٠٨]

١٠٨ - ای رسول- بگو: جز این نیست که از جانب پروردگارم به من وحی می‌‌شود که مبعود برحق شما معبودی یگانه است، که هیچ شریکی ندارد و او الله است، پس با ایمان به او و عمل به طاعتش گردن نهید.

﴿فَإِن تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنتُكُمْ عَلَى سَوَاء وَإِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ أَم بَعِيدٌ مَّا تُوعَدُون [الأنبياء: ١٠٩]

١٠٩ پس اگر اینها از آنچه برای‌‌شان آوردی روی گرداندند، - ای رسول- به آنها بگو: به شما اعلام کردم که من و شما در فاصلۀ یکسانی از یکدیگر قرار داریم، و نمی‌‌دانم چه زمانی عذاب الله که آن را به شما وعده داده است بر شما نازل می‌‌شود.

﴿إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ وَيَعْلَمُ مَا تَكْتُمُون [الأنبياء: ١١٠]

١١٠ در حقیقت، الله از سخن‌‌های‌‌ آشکار و پنهان شما آگاه است، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿وَإِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَّكُمْ وَمَتَاعٌ إِلَى حِين [الأنبياء: ١١١]

١١١ و نمی‌‌دانم شاید این مهلت و تأخیر در عذاب شما، آزمایش و سببی برای نزدیک ‌‌کردن تدریجی شما به عذاب، و سبب بهره‌‌مندی شما تا مدتی‌‌که در علم الله اندازه‌‌گیری شده است باشد؛ تا در کفر و گمراهی خویش ثابت بمانید.

﴿قَالَ رَبِّ احْكُم بِالْحَقِّ وَرَبُّنَا الرَّحْمَنُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُون [الأنبياء: ١١٢]

١١٢ رسول الله‌‌ج‌‌ این‌‌گونه پروردگارش را خواند: پروردگارا، میان ما و میان قوم ما که بر کفر اصرار ورزیدند به حکم حق داوری کن، و در برابر کفر و تکذیبی که می‌‌گویید از پروردگار بخشندۀ خویش یاری می‌‌جوییم.

برخی فواید آیات:

اعمال نیک سبب قدرت ‌‌یافتن در زمین است.

بعثت و شریعت و سنت پیامبر‌‌ج‌‌ رحمتی برای جهانیان است.

رسول‌‌ج‌‌ غیب نمی‌‌داند.

الله به سخنانی که از بندگانش سر می‌‌زند آگاه است.|

سوره الحج

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

تعظیم الله متعال و فرمانبرداری از او تعالی از خلال ارایۀ مناظر عظمت و قدرت الهی.

تفسیر:

﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيم [الحج: ١]

١ ای مردم، از پروردگارتان با اجرای آنچه به شما فرمان داده، و خودداری از آنچه شما را از آن نهی کرده بترسید، به‌‌راستی‌‌که زلزلۀ زمین و سایر مناظر هولناک قیامت، امری عظیم است که برای آمادگی آن باید اعمالی انجام دهید که سبب خشنودی الله است.

﴿يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُم بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيد [الحج: ٢]

٢ روزی‌‌که می‌‌بینید از ترس زیاد، هر شیردهنده‌‌ای شیرخوارش را فراموش می‌‌کند، و هر زن بارداری بچه‌‌اش را سقط می‌‌کند، و مردم را به خاطر پریدن هوش از سرشان از هراس زیادِ جایگاه، مانند افراد مست می‌‌بینی، درحالی‌‌که از شرب خمر مست نیستند، بلکه عذاب الله شدید است، که عقل‌‌های‌‌شان را ربوده است.

الله پس از بیان مناظر هولناک برپایی قیامت، به منکران قیامت و رستاخیز این‌‌گونه پاسخ داد:

﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيد [الحج: ٣]

٣ و برخی مردم بدون هیچ دانشی در مورد قدرت الله بر برانگیختن مردگان مجادله می‌‌کنند، و در اعتقاد و سخن خویش از هر شیطان و پیشوای گمراهی که در برابر پروردگارش سرکش است پیروی می‌‌کنند.

﴿كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلاَّهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِير [الحج: ٤]

٤ بر این شیاطین سرکشِ انسانی و یا جنی، مقرر شده است که هرکس از او پیروی و او را تصدیق کند او را از راه حق گمراه می‌‌سازد، و به‌‌وسیله کفر و گناهانی که او را به آن راهنمایی می‌‌کند به‌‌سوی عذاب جهنم می‌‌کشاند.

﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلاَ يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيج [الحج: ٥]

٥ ای مردم، اگر در قدرت ما بر برانگیختن شما پس از مرگ تردید دارید، در آفرینش خودتان بیندیشید؛ که پدرتان آدم÷ را از خاک آفریده‌‌ایم، سپس فرزندانش را از منی‌‌ای که مرد در رحم زن می‌‌ریزد آفریدیم، سپس منی به خونی بسته تبدیل می‌‌شود، سپس خون بسته به یک تکه گوشت شبیه تکه گوشت جویده‌‌ شده تبدیل می‌‌شود، سپس آن تکه گوشت یا به آفرینش سالم و تندرست که در رحم می‌‌ماند تا نوزادی زنده خارج شود، یا به آفرینشی ناتمام که رحم آن را سقط می‌‌کند تبدیل می‌‌شود؛ تا قدرت خویش بر آفرینش مرحله‌‌ای شما را برای‌‌تان آشکار سازیم، و جنین‌‌هایی را که بخواهیم در رحم‌‌ها قرار می‌‌دهیم تا در مدت مشخصی که نُه ماه است متولد شوند، سپس شما را به صورت طفل از شکم‌‌های مادران‌‌تان بیرون می‌‌آوریم، تا اینکه به قدرت و عقل کامل برسید، و برخی از شما قبل از این مرحله می‌‌میرند، و برخی از شما تا سن پیری که قدرت و عقل ضعیف می‌‌شود زندگی می‌‌کند، تا اینکه به حالتی بدتر از حالت کودک می‌‌رسد، که هیچ‌‌چیز از آنچه می‌‌دانست نمی‌‌داند. و زمین را می‌‌بینی که بدون گیاه خشکیده است، و چون آب باران را بر آن فرو فرستیم گیاه برمی‌‌آورد، و به‌‌سبب رشد گیاهانش ارتفاع می‌‌یابد، و از هر نوع گیاه، منظری زیبا می‌‌سازد.

برخی فواید آیات:

وجوب آمادگی برای روز قیامت با توشۀ تقوی.

ترس و وحشت‌‌های قیامت چنان‌‌که زن شیرده طفلش را فراموش و باردار حملش را سقط می‌‌کند و عقل‌‌های مردم تباه می‌‌شود.

آفرینش تدریجی، سنتی الهی است.

دلالت آفرینش اول بر امکان رستاخیز.

پدیدۀ باران و در پی آن، روییدن گیاهانِ زمین دلیلی ملموس بر برانگیختن مردگان است.|

﴿ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [الحج: ٦]

٦ این امر- یعنی آغاز آفرینش‌‌تان و مراحل آفرینش و احوال کسی از شما که متولد می‌‌شود را به این خاطر برای‌‌تان بیان کردیم تا ایمان آورید به اینکه الله که شما را آفرید همان حقی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، برخلاف بت‌‌های‌‌تان که آنها را عبادت می‌‌کنید، و به این هدف که ایمان آورید به اینکه او تعالی مردگان را زنده می‌‌گرداند، و او تعالی بر هر چیزی تواناست، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد.

﴿وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لاَّ رَيْبَ فِيهَا وَأَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَن فِي الْقُبُور [الحج: ٧]

٧ و به این هدف که ایمان آورید قیامت بدون هیچ تردیدی آمدنی است، و اینکه الله مردگان را از قبرهای‌‌شان برمی‌‌انگیزد تا آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا دهد.

الله سبحانه پس از بیان حال گمراهی به‌‌سبب تقلید در آیۀ سوم، حال گمراهی سران کفر را در آیۀ ذیل این‌‌گونه بیان می‌‌فرماید:

﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلاَ هُدًى وَلاَ كِتَابٍ مُّنِير [الحج: ٨]

٨ و برخی از کفار بدون هیچ دانشی که با آن به حق برسند، و بدون پیروی از هدایتگری که آنها را به حق راهنمایی کند، و بدون هیچ کتاب روشنگر و نازل ‌‌شده‌‌ای از جانب الله که آنها را به حق هدایت گرداند در توحید الله مجادله می‌‌کنند.

﴿ثَانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَنُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَذَابَ الْحَرِيق [الحج: ٩]

٩ متکبرانه گردن‌‌های‌‌شان را کج می‌‌کنند تا مردم را از ایمان و ورود در دین الله بازدارند، چنین کسی‌‌ با کیفری که به او می‌‌رسد در دنیا خوار می‌‌شود، و در آخرت عذاب آتش سوزان را به او می‌‌چشانیم.

﴿ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ يَدَاكَ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيد [الحج: ١٠]

١٠ و به او گفته می‌‌شود: عذابی که چشیدی به‌‌سبب کفر و گناهانی است که کسب کرده‌‌ای، و الله هیچ‌‌یک از مخلوقاتش را بی‌‌گناه عذاب نمی‌‌کند.

﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِين [الحج: ١١]

١١ و از مردم کسی است که مضطرب است و الله را با تردید عبادت می‌‌کند، یعنی اگر خیری از سلامتی و ثروت به او برسد بر ایمان و عبادتش برای الله باقی می‌‌ماند، و اگر به بیماری و فقری مبتلا شود فال بد به دینش می‌‌زند و از آن بازمی‌‌گردد، دنیای او تباه شده است، زیرا کفر او سهمی از دنیا را که برایش نوشته نشده است برایش نخواهد افزود، و آخرتش با عذاب الله که با آن روبه‌‌رو می‌‌شود تباه شده است، این همان تباهی آشکار است.

﴿يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُ وَمَا لاَ يَنفَعُهُ ذَلِكَ هُوَ الضَّلاَلُ الْبَعِيد [الحج: ١٢]

١٢ به جای الله بت‌‌هایی را عبادت می‌‌کند که اگر از آنها نافرمانی کند به او زیانی نمی‌‌رسانند، و اگر از آنها اطاعت کند نفعی به او نمی‌‌رسانند، این خواندن بت‌‌هایی که نه زیان می‌‌رسانند و نه نفع، همان گمراهی دور از حق است.

﴿يَدْعُو لَمَن ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِن نَّفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلَى وَلَبِئْسَ الْعَشِير [الحج: ١٣]

١٣ این کافر که بت‌‌ها را عبادت می‌‌کند کسی را می‌‌خوانَد که ضررِ قطعی او از نفعِ نداشته‌‌اش نزدیک‌‌تر است، چه بد معبودی است آن که زیانش نزدیک‌‌تر از نفعش است، و چه بد یاوری است برای کسی‌‌که از او یاری بجوید، و چه بد دوستی است برای کسی‌‌که او را به دوستی بگیرد.

﴿إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيد [الحج: ١٤]

١٤ در حقیقت الله کسانی را که به او ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند به بهشت‌‌هایی درمی‌‌آورد که نهرها از زیر کاخ‌‌هایش جاری است، همانا الله آنچه را بخواهد انجام می‌‌دهد؛ چه رحمتی باشد برای کسی‌‌که بر او رحم کند، و چه کیفری باشد برای کسی‌‌که او را کیفر کند، و او سبحانه هیچ اجبارکننده‌‌ای ندارد.

﴿مَن كَانَ يَظُنُّ أَن لَّن يَنصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاء ثُمَّ لِيَقْطَعْ فَلْيَنظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ مَا يَغِيظ [الحج: ١٥]

١٥ هرکس گمان می‌‌کند الله پیامبرش‌‌ج‌‌ را در دنیا و آخرت یاری نمی‌‌رساند، طنابی به سقف خانه‌‌اش بیاوزید و خودش را با آن طناب خفه کند، آن‌‌گاه بنگرد آیا این کار خشمی را که در خویش می‌‌یابد از بین می‌‌برد؛ زیرا مخالف، بخواهد یا نخواهد الله یاور پیامبرش‌‌ج‌‌ است.

برخی فواید آیات:

اسباب هدایت یا علمی است که مردم با آن به حق می‌‌رسند، یا هدایتگری است که آنها را به حق راهنمایی می‌‌کند، یا کتابی مورد اعتماد است که آنها را به حق هدایت گرداند.

غرور، از راه‌‌یابی به حق محروم می‌‌سازد.

از مظاهر عدالت الله این است که جز در قبال گناه کیفر نمی‌‌دهد.

الله یاور پیامبر‌‌ج‌‌ و دینش است هر چند کافران نپسندند.|

﴿وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَأَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يُرِيد [الحج: ١٦]

١٦ و همان‌‌گونه که دلایل آشکار بر رستاخیز را برای‌‌تان توضیح دادیم، قرآن را به صورت آیاتی آشکار بر محمد‌‌ج‌‌ نازل کردیم، و الله به فضل خویش هرکس را بخواهد به راه هدایت و راستی توفیق می‌‌دهد.

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيد [الحج: ١٧]

١٧ همانا کسانی از این امت که به الله ایمان آورده‌‌اند، و یهودیان، و صابئی‌‌ها (گروهی از پیروان برخی پیامبرانﻹ‌‌)‌‌، و مسیحیان، و عبادت کنندگان آتش‌‌، و عبادت کنندگان بت‌‌ها - الله در روز قیامت میان آنها داوری می‌‌کند آن‌‌گاه مؤمنان را به بهشت، و دیگران را به جهنم درمی‌‌آورد، همانا الله بر تمام سخنان و اعمال بندگانش گواه است، و ذره‌‌ای از سخنان و اعمال‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِّنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَن يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاء * [الحج: ١٨]

١٨ - ای رسول- آیا ندانسته‌‌ای تمام فرشتگانی که در آسمان ‌‌هستند، و تمام انسان‌‌ها و جن‌‌های مؤمنی که در زمین هستند برای طاعت در برابر الله سجده می‌‌کنند، و خورشید و ماه و ستارگان در آسمان، و کوه‌‌ها و درختان و جنبندگان زمین از روی تسلیم برای او تعالی سجده می‌‌کنند؛ و بسیاری از مردم از روی طاعت در برابر او سجده می‌‌کنند، و بسیاری از سجده عبادت برای او خودداری می‌‌کنند، پس عذاب الله به خاطر کفرشان بر آنها لازم شده است، و هرکس که الله به‌‌سبب کفر او به خواری و پستی برایش حکم کند هیچ‌‌کس را نخواهد داشت که او را گرامی دارد، به‌‌راستی‌‌که الله آنچه را بخواهد انجام می‌‌دهد، زیرا او سبحانه هیچ اجبارکننده‌‌ای ندارد.

الله در پی بیان حال کسانی‌‌که از روی طاعت در برابر او تعالی سجده می‌‌کنند و کسانی‌‌که از این کار خودداری می‌‌ورزند، سرانجامِ هر یک از این دو گروه را چنین ذکر نمود و فرمود:

﴿* هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِّن نَّارٍ يُصَبُّ مِن فَوْقِ رُؤُوسِهِمُ الْحَمِيم [الحج: ١٩]

١٩ این‌‌ها، دو گروه هستند که در مورد پروردگارشان مجادله می‌‌کنند که کدام‌‌یک برحق است: گروه ایمان، و گروه کفر؛ پس جهنم کافران را مانند لباسی که شخص می‌‌پوشد احاطه می‌‌کند، و از بالای سرشان آبی که در نهایت درجه حرارت است پاشیده می‌‌شود.

﴿يُصْهَرُ بِهِ مَا فِي بُطُونِهِمْ وَالْجُلُود [الحج: ٢٠]

٢٠ از شدت حرارت این آب روده‌‌های شکم‌‌شان ذوب می‌‌شود، و به پوست‌‌های‌‌شان می‌‌رسد و آنها را ذوب می‌‌کند.

﴿وَلَهُم مَّقَامِعُ مِنْ حَدِيد [الحج: ٢١]

٢١ و در جهنم چکش‌‌های آهنین برای آنها است که فرشتگان با آنها بر سرهای‌‌شان می‌‌کوبند.

﴿كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيق [الحج: ٢٢]

٢٢ هربار که از سختی اندوهی که با آن روبه‌‌رو شده‌‌اند بکوشند از جهنم خارج شوند به آن بازگردانده شوند، و به آنها گفته شود: عذاب جهنم سوزان را بچشید.

﴿إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِير [الحج: ٢٣]

٢٣ اما گروه ایمان و همان کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند، الله آنها را در بهشت‌‌هایی درمی‌‌آورد که رودها از زیر کاخ‌‌ها و درخت‌‌های‌‌شان جاری است، و الله آنها را با دست‌‌بندهای طلایی و با مروارید زینت می‌‌دهد، و لباس‌‌شان در آنجا ابریشم است.

برخی فواید آیات:

هدایت به دست الله است که آن را به هر یک از بندگانش که بخواهد می‌‌بخشد.

مراقبت الله بر تمام اعمال و احوال بندگانش.

خضوع تمام مخلوقات از روی تقدیر برای الله، و خضوع مؤمنان از روی طاعت برای او تعالی.

عذاب بر کافران و گناهکاران نازل می‌‌شود، و رحمت برای مؤمنان و طاعت‌‌گران ثابت است.|

﴿وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيد [الحج: ٢٤]

٢٤ و الله آنها را در زندگی دنیا به سخنان پاکیزه مانند گواهی بر اینکه هیچ مبعود برحقی جز الله نیست، و تکبیر، و تحمید، و به راه اسلام پسندیده راهنمایی کرده است.

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاء الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيم [الحج: ٢٥]

٢٥ همانا کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند، و دیگران را از ورود در اسلام برمی‌‌گردانند، و مردم را از مسجدالحرام بازمی‌‌دارند، چنان‌‌که مشرکان در سال حدیبیه این کار را انجام دادند به زودی عذاب دردناکی را به آنها می‌‌چشانیم. در این مسجد که آن را قبلۀ مردم در نماز و یکی از مناسک حج و عمره قرار دادیم، و در آنجا مکی مقیم آن و مسافران غیر ساکن مکه یکسان هستند، و هرکس در آنجا بخواهد با وقوع گناهی از روی عمد از حق منحرف شود عذابی دردآور به او می‌‌چشانیم.

﴿وَإِذْ بَوَّأْنَا لإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لاَّ تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُود [الحج: ٢٦]

٢٦ و - ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که مکان و حدود این خانه را پس از اینکه ناشناخته بود برای ابراهیم÷ مشخص کردیم، و به او وحی کردیم که هیچ‌‌چیز را در عبادت من شریک مگردان، بلکه تنها مرا عبادت کن، و خانه‌‌ام را از نجاست‌‌های حسی و معنوی برای طواف‌‌گزارانش، و نمازگزاران در آن پاکیزه گردان.

﴿وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالاً وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيق [الحج: ٢٧]

٢٧ و به عنوان دعوتگرِ مردم به‌‌سوی حج این خانه که تو را به ساخت آن فرمان دادیم در میان آنها ندا بده؛ تا پیاده یا سوار بر هر شتر لاغری که مسیری جانکاه را پیموده به‌‌سوی تو بیایند، و شتران، آنها را سوار بر خویش از هر راه دوری بیاورند.

﴿لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَّعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الأَنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِير [الحج: ٢٨]

٢٨ تا منفعتی را که از آمرزش گناهان، و رسیدن به پاداش، و توحید کلمه و سایر منافع به آنها بازمی‌‌گردد به چشم خویش ببینند، و برای اینکه به سپاس از الله در قبال شتر و گاو و گوسفندانی که به آنها ارزانی داشته است نام او تعالی را بر قربانی‌‌هایی که در روزهای مشخص یعنی دهم ذوالحجه و سه روز پس از آن ذبح می‌‌کنند یاد کنند؛ آن‌‌گاه از این قربانی‌‌ها بخورید و از آنها به کسانی‌‌که فقر شدیدی دارند اطعام کنید.

﴿ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيق [الحج: ٢٩]

٢٩ سپس باید سایر مناسک حج خویش را برپا دارند، و با تراشیدن سرها و کوتاه‌‌کردن ناخن‌‌های‌‌شان و برطرف‌‌کردن چرک متراکم بر بدن‌‌هایشان به‌‌سبب احرام، از احرام درآیند، و باید به حج یا عمره یا قربانی‌‌ای که بر خود واجب گردانیده‌‌اند وفا کنند، و باید طواف افاضه به خانه‌‌ای که الله آن را از تسلط طغیانگران آزاد ساخت، انجام دهند.

﴿ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الأَنْعَامُ إِلاَّ مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّور [الحج: ٣٠]

٣٠ این موارد که به آن فرمان یافتید- مُحلل شدن با تراشیدن سر و کوتاه ‌‌کردن ناخن‌‌ها و برطرف ساختن چرک‌‌ها، و وفا به نذر و طواف خانه- الله آنها را بر شما واجب کرده است، پس آنچه را الله بر شما واجب کرده است بزرگ شمارید، و هرکس برای بزرگداشت حدود الله از اینکه در آنها واقع شود و بزرگداشت حرماتش که آنها را حلال شمارد از آنچه که الله به ترک آن در حال احرامش فرمان داده است بپرهیزد، در دنیا و آخرت نزد پروردگار سبحانه برایش بهتر است. و - ای مردم- شتر و گاو و گوسفند برای‌‌تان مباح شده است، پس از میان آنها نه حامی و نه بحیره و نه وصیله برای‌‌تان حرام نشده و هیچ موردی از آنها حرام نشده است مگر حرمت مردار و خون و سایر مواردی که در قرآن می‌‌یابید، پس از پلیدی که همان معبود‌‌های باطل هستند دوری کنید، و از هر سخن باطل و دروغی بر الله یا بر مخلوقاتش دوری گزینید.

برخی فواید آیات:

حرمت بیت الله الحرام، احتیاط و دوری بیشتر از گناهان را در آنجا می‌‌طلبد.

بیت الله الحرام پناهگاه دل‌‌های مؤمنان در هر زمان و مکانی است.

هم منافع دنیوی و هم منافع اخروی حج به مردم بازمی‌‌گردد.

شکر نعمت‌‌ها ترحم بر ضعیفان را ایجاب می‌‌کند.|

﴿حُنَفَاء لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاء فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيق [الحج: ٣١]

٣١ از این موارد بپرهیزید درحالی‌‌که از هر دینی غیر از دین الله که نزد او پسندیده است رویگردان باشید، و هیچ‌‌کس را در عبادت شریک او تعالی نگردانید، و هرکس به الله شرک ورزد گویی از آسمان سقوط کرده، و پرندگان گوشت و استخوان‌‌هایش را قاپیده‌‌اند، یا باد او را به مکانی دور افکنده است.

﴿ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوب [الحج: ٣٢]

٣٢ این است توحید الله و اخلاص برای او، و پرهیز از معبود‌‌های باطل و پرهیز از سخن دروغ که الله شما را به آن فرمان داد. و هرکس مَعالِم دین - از جمله هدی (قربانی) و مناسک حج را بزرگ شمارد، همانا بزرگداشت آن نشان از تقوای دل‌‌ها برای پروردگارشان است.

﴿لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيق [الحج: ٣٣]

٣٣ در قربانی‌‌هایی که در کنار این خانه، آنها را ذبح می‌‌کنید منافعی مانند سوارشدن و پشم و تولید مثل و شیر برای‌‌تان است، تا مدت مشخصی برای ذبح آن هنگام نزدیک‌‌شدن به بیت الله که آن را از تسلط طغیانگران آزاد ساخته است.

﴿وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِين [الحج: ٣٤]

٣٤ و برای هر یک از امت‌‌های پیشین منسکی برای ریختن خون قربانی برای الله قرار دادیم؛ تا به پاس شکر الله بر شتر و گاو و گوسفندانی که به آنها روزی داده است، نام الله را هنگام ذبح بر این قربانی‌‌ها یاد کنند؛ پس - ای مردم- معبود برحق شما معبود یگانه‌‌ای است که هیچ شریکی ندارد، پس با فرمان‌‌برداری و طاعت فقط در برابر او گردن نهید، و - ای رسول- خشوع ‌‌کنندگان مخلص را به آنچه آنها را شاد می‌‌گرداند خبر دِه.

﴿الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلاَةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُون [الحج: ٣٥]

٣٥ همان کسانی‌‌که هرگاه الله یاد شود از کیفرش بترسند، آن‌‌گاه از مخالفت با امرش دوری کنند، و نماز را کامل برپا دارند، و اگر آسیبی به آنها رسد شکیبایی می‌‌کنند، و از آنچه الله به آنها روزی داده است در نیکی‌‌ها انفاق می‌‌کنند.

﴿وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِّن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون [الحج: ٣٦]

٣٦ شتران و گاوهایی را که به‌‌سوی این خانه آورده می‌‌شوند از شعائر و نشانه‌‌های دین برای‌‌تان قرار دادیم، و منافع دینی و دنیوی در آنها برای‌‌تان است، پس هنگام قربانی‌‌ کردن آنها، بعد از اینکه برپا ایستاده‌‌اند و یکی از دستان‌‌شان بسته شده تا فرار نکنند بگویید: (بِسمِ الله)، و پس از ذبح چون به پهلو افتادند - ای آورندگان قربانی- از آنها بخورید و به فقیری که از سوال خویشتنداری می‌‌کند، و به فقیری که درخواست می‌‌کند از آن بدهید. همان‌‌گونه که قربانی‌‌ها را در باربری و سوارشدن رام شما قرار دادیم در رفتن به‌‌سوی قربانگاه نیز به اطاعت شما درآوردیم؛ تا به الله نزدیکی جویید. باشد که در برابر نعمت رام‌‌کردن آنها در برابر خویش شکر الله را به جای آورید.

﴿لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلاَ دِمَاؤُهَا وَلَكِن يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِين [الحج: ٣٧]

٣٧ هرگز گوشت و خون قربانی‌‌هایی که پیش می‌‌فرستید به الله نمی‌‌رسد، و به‌‌سوی او تعالی بالا نمی‌‌رود، بلکه تقوای الهی شما در آنها به اینکه در طاعت خویش مخلصانه با آنها به‌‌سوی الله نزدیکی بجویید، به‌‌سوی او تعالی بالا می‌‌رود؛ الله این‌‌گونه آنها را برای‌‌تان رام کرد تا او را به شکرانۀ حقی که شما را بر آن توفیق داد به بزرگی یاد کنید. و - ای رسول- به نیکوکاران در عبادت برای پروردگارشان و در تعامل با مخلوقاتش به آنچه که آنها را شاد می‌‌گرداند خبر دِه.

﴿* إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لاَ يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُور [الحج: ٣٨]

٣٨ به‌‌راستی الله از کسانی‌‌که به او تعالی ایمان آورده‌‌اند شر دشمنان‌‌شان را دفع می‌‌کند، همانا الله هیچ خیانتکار در امانت، و ناسپاس نعمت‌‌هایش را که شکر او تعالی را بر نعمت‌‌ها به جای نمی‌‌آورد دوست ندارد، بلکه بر او خشم می‌‌گیرد.

برخی فواید آیات:

بیان مثل برای نزدیک‌‌کردن تصاویر معنوی با قراردادن آن در لباس حسی، هدف تربیتی بزرگی است.

فضیلت تواضع و فروتنی.

احسان یکی از اسباب سعادت است.

ایمان سبب دفاع الله از بنده و توجه او تعالی بر اوست.|

پس از اینکه الله فرمود از مؤمنان دفاع می‌‌کند، و دل‌‌های‌‌شان آرام گرفت، اجازۀ قتال با کافران را به آنها داد و فرمود:

﴿أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِير [الحج: ٣٩]

٣٩ الله به مؤمنانی که مشرکان با آنها می‌‌جنگند، به‌‌سبب ستم دشمنان‌‌شان که بر آنها واقع شده است اجازه قتال داده است، و به‌‌راستی‌‌که الله بر پیروزی مؤمنان بر دشمنان آنها بدون قتال هم تواناست، اما حکمت او تعالی اقتضا کرده که مؤمنان را با قتال کافران بیازماید.

﴿الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيز [الحج: ٤٠]

٤٠ همان کسانی‌‌که کافران آنها را ستمکارانه از خانه‌‌های‌‌شان راندند، بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشند مگر اینکه گفتند: پروردگار ما الله است، پروردگاری جز او نداریم. و اگر الله قتالی را که برای پیامبران و مؤمنان تشریع کرده تشریع نکرده بود به‌‌طور قطع بر اماکن عبادت تجاوز می‌‌کردند، آن‌‌گاه صومعه‌‌های راهبان، و کلیساهای نصاری، و معابد یهودیان، و مساجد مسلمانان که برای نماز آماده شده است، و مسلمانان در آنها الله را بسیار یاد می‌‌کنند ویران می‌‌کردند، و به‌‌طور قطع، الله کسی‌‌که دین و پیامبرش را یاری رساند یاری می‌‌کند، زیرا الله بر یاری کسی‌‌که دینش را یاری رساند تواناست، و ذات شکست‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌گردد.

﴿الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاَةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُور [الحج: ٤١]

٤١ اینها که وعدۀ یاری به آنها داده شده است همان کسانی هستند که اگر آنها را با پیروزی بر دشمنان‌‌شان در زمین قدرت دهیم نماز را به کامل‌‌ترین وجه برپا می‌‌دارند، و زکات اموال‌‌شان را می‌‌دهند، و به آنچه که شریعت به آن امر کرده امر می‌‌کنند، و از آنچه که شریعت از آن نهی کرده نهی می‌‌کنند، و مرجع کارها در پاداش و کیفر بر آنها فقط از آنِ الله است.

﴿وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُود [الحج: ٤٢]

٤٢ و - ای رسول- اگر قومت تو را تکذیب کنند، شکیبایی کن زیرا تو نخستین رسولی نیستی که قومش او را تکذیب کردند، و قبل از قوم تو قوم نوح، نوح÷ را، و قوم عاد هود÷ را، و قوم ثمود صالح÷ را تکذیب کرده‌‌اند.

﴿وَقَوْمُ إِبْرَاهِيمَ وَقَوْمُ لُوط [الحج: ٤٣]

٤٣ و قوم ابراهیم، ابراهیم÷ را و قوم لوط، لوط÷ را تکذیب کردند.

﴿وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِير [الحج: ٤٤]

٤٤ و اصحاب مدین شعیب÷ را، و فرعون و قومش موسی÷ را تکذیب کردند، آن‌‌گاه کیفر اقوام‌‌شان را برای نزدیک ‌‌ساختنِ تدریجی آنها به عذاب به تأخیر انداختم، سپس آنها را به عذاب گرفتم، پس بیندیش چگونه کارشان را نپسندیدم، که آنها را به‌‌سبب کفرشان نابود کرده‌‌ام.

﴿فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيد [الحج: ٤٥]

٤٥ پس چه بسیار شهرهایی را - درحالی‌‌که به‌‌سبب کفرشان ستمکار بودند- با عذابی ریشه‌‌کن نابود کردیم، و خانه‌‌های‌‌شان ویران و خالی از سکنه است، و چه بسیار پیرامونِ چاه‌‌هایی که از آب‌‌آورانش که نابود شده‌‌اند خالی است، و چه بسیار کاخ‌‌های مرتفع و مجللی که ساکنانش از عذاب محفوظ نماندند.

﴿أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لاَ تَعْمَى الأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُور [الحج: ٤٦]

٤٦ آیا اینها که آنچه را رسول‌‌ج‌‌ آورده است تکذیب می‌‌کنند در زمین نگشته‌‌اند؛ تا آثار این شهرهای نابودشده را ببینند، آن‌‌گاه با عقل‌‌های‌‌شان بیندیشند و پند بگیرند، و قصه‌‌های‌‌شان را آن‌‌گونه که قبول افتد بشنوند، زیرا کوری واقعی کوری چشم نیست، بلکه کوری کشنده و نابودگر، همان کوری بصیرت است، به‌‌گونه‌‌ای که صاحبش عبرت‌‌گیری و پندآموزی نداشته باشد.

برخی فواید آیات:

اثبات دو صفت قدرت و عزت برای الله.

اثبات مشروعیت جهاد؛ برای حفظ اماکن عبادت.

برپایی دین سبب یاری‌‌رساندن الله به بندگان مؤمنش است.

کوری دل‌‌ها مانع عبرت‌‌گیری از آیات الله است.|

﴿وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّون [الحج: ٤٧]

٤٧ و - ای رسول- کافران قومت به شتاب از تو خواستار عذاب به تعجیل‌‌افتاده در دنیا و عذاب مدت‌‌دار در آخرت به‌‌خاطر آنچه که به این دو انذار داده شده‌‌اند هستند، اما الله در این دو عذاب که به آنها وعده داده است خلاف نمی‌‌کند، و یک نمونه از عذاب به تعجیل‌‌افتاده آن است که در روز بدر به آنها رسید، و همانا یک روز عذاب در آخرت مانند هزار سال از سال‌‌های دنیاست که برمی‌‌شمارند.

﴿وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَمْلَيْتُ لَهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُهَا وَإِلَيَّ الْمَصِير [الحج: ٤٨]

٤٨ و چه بسیار شهرهایی که عذاب ساکنانش را به تأخیر انداختم درحالی‌‌که به‌‌سبب کفرشان ستمگر بودند، و برای نزدیک ‌‌ساختن تدریجی آنها به عذاب، عذاب‌‌شان را به تعجیل نینداختم. سپس آنها را با عذابی ریشه‌‌کن برگرفتم، و بازگشت آنها در روز قیامت فقط به‌‌سوی من است، آن‌‌گاه آنها را به‌‌سبب کفرشان به عذابی همیشگی جزا می‌‌دهم.

﴿قُلْ يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِين [الحج: ٤٩]

٤٩ ای مردم، من فقط انذاردهنده‌‌ای برای‌‌تان هستم که آنچه را برای آن فرستاده شده‌‌ام آشکارا ابلاغ می‌‌کنم.

﴿فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيم [الحج: ٥٠]

٥٠ پس برای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند از جانب پروردگارشان آمرزشی برای گناهانشان، و روزی‌‌ای گرامی در بهشت که هرگز قطع نمی‌‌شود دارند.

﴿وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيم [الحج: ٥١]

٥١ و کسانی‌‌که در تکذیب آیات ما می‌‌کوشند به این پندار که خواهند توانست الله را ناتوان سازند و از دست او بگریزند و آنها را عذاب نمی‌‌کند، آنها ساکنان آتش جهنم هستند که همانند یک دوست، همنشین آن هستند.

﴿وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلاَ نَبِيٍّ إِلاَّ إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيم [الحج: ٥٢]

٥٢ و - ای رسول- هیچ رسول و هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستاده‌‌ایم مگر وقتی‌‌که کتاب الله را می‌‌خواند شیطان در قرائت او چیزی را که آن را بر مردم مشتبه می‌‌کرد از وحی است القا می‌‌کرد، اما الله آنچه را شیطان القا می‌‌کند تباه می‌‌سازد، و آیاتش را استوار می‌‌گرداند، و الله بر هر چیزی تواناست، و هیچ‌‌چیز بر او پوشیده نمی‌‌ماند و در آفرینش و تقدیر و تدبیرش بسیار داناست.

﴿لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيد [الحج: ٥٣]

٥٣ شیطان در قرائت پیامبر القا می‌‌کند تا الله آنچه را او القا می‌‌کند امتحانی برای منافقان و مشرکانی که دل‌‌های‌‌شان سخت شده است قرار دهد، و همانا ستمکارانِ منافق و مشرک در دشمنی با الله و رسولش و دوری از حق و راه راست قرار دارند.

﴿وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [الحج: ٥٤]

٥٤ و به این هدف که کسانی که الله علم به آنها عطا کرده است به یقین بدانند قرآن نازل ‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌ همان حقیقتی است که - ای رسول- الله آن را بر تو وحی کرد تا با آن بر ایمان خویش بیفزایند، و دل‌‌های‌‌شان در برابر آن خاضع و فروتن گردد، و به‌‌راستی الله کسانی را که به او ایمان آورده‌‌اند به پاداش فروتنی آنها در برابر او تعالی، به‌‌سوی راه حق و راستی که هیچ انحرافی ندارد هدایت می‌‌کند.

﴿وَلاَ يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيم [الحج: ٥٥]

٥٥ و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند و رسولش را تکذیب کرده‌‌اند پیوسته در قرآن که الله بر تو نازل کرده است در تردید هستند، و بر این کار ادامه می‌‌دهند تا اینکه قیامت به صورت ناگهانی و درحالی‌‌که بر این وضعیت هستند آنها را فرا گیرد، یا عذاب روزی‌‌که هیچ رحمت و خیری در آن روز برای‌‌شان نیست، یعنی روز قیامت آنها را فرا گیرد.

برخی فواید آیات:

نزدیک ‌‌ساختن تدریجی ستمگر به عذاب تا اینکه به ستمش ادامه دهد سنتی الهی است.

الله کتاب خویش را از تبدیل و تحریف حفظ کرده و نیرنگ‌‌های دستیاران شیطان را از آن بازداشته است.

نفاق و سختی دل‌‌ها دو بیماری کشنده هستند.

ایمان ثمرۀ علم، و خشوع و خضوع در برابر اوامر الله، ثمرۀ ایمان است.|

﴿الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيم [الحج: ٥٦]

٥٦ فرمانروایی روز قیامت- روزی‌‌که عذابی که به اینها وعده داده می‌‌شد آنها را فرا گیرد- فقط برای الله است، و هیچ نزاع ‌‌کننده‌‌ای در آن روز ندارد، او سبحانه میان مؤمنان و کافران داوری می‌‌کند، آن‌‌گاه به هر یک از آنها به آنچه که استحقاقش را دارند حکم می‌‌کند، یعنی برای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند پاداشی بزرگ است که همان بهشت‌‌های پرنعمت و جاویدانی است که پایان نمی‌‌پذیرد.

﴿وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِين [الحج: ٥٧]

٥٧ و برای کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند و آیات نازل ‌‌شدۀ ما بر رسول‌‌مان را تکذیب کرده‌‌اند، عذابی خوار کننده است که الله در جهنم با آن، آنها را خوار می‌‌کند.

﴿وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مَاتُوا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِين [الحج: ٥٨]

٥٨ و کسانی‌‌که خانه‌‌ها و وطن‌‌های‌‌شان را برای طلب رضای الله و تقویت دینش رها کرده‌‌اند، سپس در جهاد در راه الله کشته شده، یا مرده‌‌اند، به‌‌طور قطع الله آنها را در بهشت به رزقی نیکو و همیشگی که پایان نمی‌‌پذیرد روزی خواهد داد، و به‌‌راستی‌‌که الله سبحانه بهترین روزی ‌‌دهندگان است.

﴿لَيُدْخِلَنَّهُم مُّدْخَلاً يَرْضَوْنَهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَعَلِيمٌ حَلِيم [الحج: ٥٩]

٥٩ به‌‌طور قطع الله آنها را به مکانی که آن را می‌‌پسندند یعنی بهشت درخواهد آورد، و به‌‌راستی‌‌که الله از افعال و نیات آنها آگاه است، و بسیار بردبار است که کیفر آنها را به خاطر کوتاهی شان به تعجیل نینداخته است.

﴿* ذَلِكَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُور [الحج: ٦٠]

٦٠ افزون بر این مورد یعنی وارد ‌‌ساختن مهاجران در راه الله به بهشت، برای مقابله با متجاوز به مانند تجاوزی که کرده است نیز اِذن داده شده است چنان‌‌که در این مورد گناهی بر ستم‌‌دیده نیست. اما اگر متجاوز دوباره ستم کند الله به‌‌طور قطع ستم‌‌دیده را یاری می‌‌رساند. همانا الله گناهان مؤمنان را می‌‌بخشد، و برای‌‌شان آمرزنده است.

﴿ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِير [الحج: ٦١]

٦١ سبب این یاری به ستم‌‌دیده آن است که الله بر آنچه بخواهد تواناست. یکی از مظاهر قدرت او تعالی، درآوردن شب در روز، و روز در شب با افزودن یکی از آنها و کاستن از دیگری است. و اینکه الله سخنان بندگانش را می‌‌شنود، و از کارهای‌‌شان آگاه است و ذره‌‌ای از سخنان و کارهای‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِير [الحج: ٦٢]

٦٢ این درآوردن شب در روز، و روز در شب توسط الله؛ به این سبب است که الله عین حق است، پس دین و وعدۀ او و نیز یاری رساندن او به مؤمنان حق است، و به این سبب معبود‌‌هایی را که مشرکان به جای الله عبادت می‌‌کنند همان باطلی است که هیچ اساسی ندارد، و به این سبب الله بر مخلوقاتش از نظر ذات و اندازه و قدرت برتر است، و ذات بزرگی است که کبریا و عظمت و جلال از آنِ اوست.

﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَتُصْبِحُ الأَرْضُ مُخْضَرَّةً إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِير [الحج: ٦٣]

٦٣ - ای رسول- آیا ندیده‌‌ای که الله از آسمان بارانی فرو فرستاد، آن‌‌گاه زمین پس از نزول باران با گیاهانی که رویاند سبز شد، همانا الله نسبت به بندگانش بسیار مهربان است که باران را برای‌‌شان فرو فرستاد، و گیاهان زمین را برای‌‌شان رویاند، و نسبت به مصالح آنها بسیار داناست، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيد [الحج: ٦٤]

٦٤ فرمانروایی آنچه در آسمان‌‌ها و آنچه در زمین است، تنها از آنِ او است، و به‌‌راستی‌‌که الله همان ذات بی‌‌نیازی است که به هیچ‌‌یک از مخلوقاتش نیازی ندارد، و در هر حال ستوده ‌‌شده است.

برخی فواید آیات:

جایگاه و بیان فضیلت هجرت در اسلام.

جواز مقابله به مثل در کیفر.

الله در دنیا و آخرت به ستم‌‌دیده یاری می‌‌رساند.

اثبات صفات برتر برای الله به آنچه سزاوار جلال او تعالی است؛ مانند علم و شنیدن و دیدن و برتری.|

﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاء أَن تَقَعَ عَلَى الأَرْضِ إِلاَّ بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيم [الحج: ٦٥]

٦٥ - ای رسول- آیا ندیده‌‌ای که الله جنبندگان و جماداتی را که در زمین است برای منافع و رفع نیازهای شما رامِ تو و مردم کرد، و کشتی‌‌هایی را که در دریا به امر و تسخیر او از یک سرزمین به سرزمینی دیگر در حرکت هستند برای شما رام گرداند، و آسمان را نگه می‌‌دارد تا بر روی زمین جز به اِذن او سقوط نکند، زیرا اگر به آسمان اجازه دهد که بر زمین سقوط کند به‌‌طور قطع این اتفاق خواهد افتاد، همانا الله نسبت به مردم بسیار مهربان و بخشنده است، که با وجود ستمی که مرتکب می‌‌شوند، این اشیا را در تسخیر آنها قرار داده است.

﴿وَهُوَ الَّذِي أَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ إِنَّ الإِنسَانَ لَكَفُور [الحج: ٦٦]

٦٦ و الله همان ذاتی است که شما را زنده گرداند آن‌‌گاه که شما را از نیستی پدید آورد، سپس وقتی عمرهای‌‌تان پایان یابد شما را می‌‌میراند، سپس شما را پس از مرگ‌‌تان زنده می‌‌گرداند تا شما را در قبال اعمال‌‌تان مورد محاسبه قرار دهد، و در قبال آن جزا دهد، به‌‌راستی‌‌که انسان با عبادت دیگران همراه الله، نسبت به نعمت‌‌های الله - با وجود اینکه آشکار هستند- بسیار ناسپاس است.

﴿لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلاَ يُنَازِعُنَّكَ فِي الأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِيم [الحج: ٦٧]

٦٧ برای پیروان هر ملتی شریعتی قرار دادیم، که به شریعت خودشان عمل می‌‌کنند، پس - ای رسول- مشرکان و پیروان ادیان دیگر نباید در شریعت تو با تو منازعه کنند، زیرا به حق که تو از آنها برتر هستی؛ و آنها اصحاب باطل هستند، و مردم را به اخلاص توحید برای الله فراخوان، زیرا تو بر راه راستی که هیچ انحرافی ندارد قرار داری.

﴿وَإِن جَادَلُوكَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُون [الحج: ٦٨]

٦٨ و اگر خودداری کردند مگر اینکه پس از ظهور حجت با تو مجادله کنند پس کارشان را به الله واگذار و با این سخن آنان را تهدید کن: الله به تمام اعمالی‌‌که انجام می‌‌دهید آگاه‌‌تر است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی در قبال آن شما را جزا خواهد داد.

﴿اللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُون [الحج: ٦٩]

٦٩ الله میان بندگان مؤمن و کافر خویش در روز قیامت در آنچه از امور دینی که در دنیا در آن اختلاف داشتند داوری می‌‌کند.

﴿أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاء وَالأَرْضِ إِنَّ ذَلِكَ فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِير [الحج: ٧٠]

٧٠ - ای رسول- آیا ندانسته‌‌ای که الله آنچه در آسمان، و آنچه را در زمین است می‌‌داند، و ذره‌‌ای از آنها بر او پوشیده نمی‌‌ماند، زیرا علم آن در لوح محفوظ ثبت شده است، به‌‌راستی‌‌که تمام آن بر الله آسان است.

﴿وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَا لَيْسَ لَهُم بِهِ عِلْمٌ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِير [الحج: ٧١]

٧١ و مشرکان به جای الله معبود‌‌هایی را عبادت می‌‌کنند که الله هیچ حجتی بر عبادت آنها در کتاب‌‌هایش نازل نکرده است، و هیچ دلیل علمی هم بر آن ندارند، بلکه تنها مستند آنها تقلید کورکورانه از پدران‌‌شان است، و ستمکاران هیچ یاوری ندارند که آنچه را از عذاب الله به آنها می‌‌رسد از آنها بازدارد.

﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِ الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنكَرَ يَكَادُونَ يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا قُلْ أَفَأُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكُمُ النَّارُ وَعَدَهَا اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَبِئْسَ الْمَصِير [الحج: ٧٢]

٧٢ و هرگاه آیات آشکار ما در قرآن بر آنها خوانده می‌‌شود در چهرۀ کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند نپسندیدن این آیات را از گرفتگی چهره‌‌های‌‌شان هنگام شنیدن آیات می‌‌شناسی، و نزدیک است که از شدت خشم به کسانی‌‌که آیات ما را بر آنها می‌‌خوانی حمله‌‌ور شوند، - ای رسول- به آنها بگو: آیا شما را به آنچه که از خشم و گرفتگی چهره‌‌های‌‌تان بدتر است باخبر سازم؟ یعنی همان جهنمی که الله به کافران وعده داده آنها را در آن درمی‌‌آورد، و چه بد مقصدی است که به آن می‌‌رسند.

برخی فواید آیات:

یکی از نعمت‌‌های الله بر مردم این است که آنچه را در آسمان‌‌ها و زمین است در تسخیر آنها قرار داده است.

اثبات دو صفت ترحم و مهربانی برای الله تعالی.

احاطۀ علم الله به آنچه در آسمان‌‌ها و زمین و آنچه میان آن دو وجود دارد.

تقلید کورکورانه سبب تمسک مشرکان در شرک به الله تعالی است.|

﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لاَّ يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوب [الحج: ٧٣]

٧٣ ای مردم، مَثلی زده شده است پس به آن گوش دهید و از آن پند بگیرید، همانا معبود‌‌ها و سایر چیزهایی را که به جای الله عبادت می‌‌کنید به‌‌سبب ناتوانی‌‌شان هرگز نمی‌‌توانند مگسی را با وجود کوچکی آن بیافرینند. حتی اگر همگی آنها بر این کار جمع شوند باز هم نخواهند توانست آن را بیافرینند. و اگر مگس چیزی از آنچه که برای‌‌شان گوارا و لذیذ است و شبیه آن را برباید نمی‌‌توانند آن را از مگس بازپس بگیرند. از ناتوانی آنها در آفرینش مگس، و بازپس‌‌گرفتن چیزهایشان از این حشره؛ ناتوانی آنها از کاری بزرگ‌‌تر از این کار آشکار می‌‌گردد. حال - با وجود ناتوانی آنها- چگونه آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنید؟! هم این طالب یعنی همان نمادِ معبود که نمی‌‌تواند آنچه را که مگس از او به زور گرفته است بازپس گیرد ناتوان است، و هم این مطلوب که همان مگس است ناتوان است.

﴿مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيز [الحج: ٧٤]

٧٤ الله را آن‌‌گونه که حق بزرگداشت اوست بزرگ نداشتند آن‌‌گاه که برخی مخلوقاتش را به همراه او عبادت کردند، همانا الله تواناست، و یکی از مظاهر قدرت و توانایی او تعالی آفرینش آسمان‌‌ها و زمین و هر که در این دو وجود دارد است، و ذات شکست‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌گردد برخلاف معبود‌‌های مشرکان که ضعیف و خوار هستند و هیچ‌‌چیز را نمی‌‌آفرینند.

﴿اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلاَئِكَةِ رُسُلاً وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِير [الحج: ٧٥]

٧٥ الله از میان فرشتگان رسولانی برمی‌‌گزیند، و از میان مردم نیز رسولانی برمی‌‌گزیند، یعنی برخی فرشتگان را به‌‌سوی پیامبران می‌‌فرستد چنان‌‌که جبریل÷ را به‌‌سوی رسولانی از بشر فرستاد، و رسولان بشر را به‌‌سوی مردم می‌‌فرستد، همانا الله ذات شنوایی است که آنچه را مشرکان در مورد رسولانش می‌‌گویند می‌‌شنود، و نسبت به کسی‌‌که او را برای رسالتش برمی‌‌گزیند بیناست.

﴿يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُور [الحج: ٧٦]

٧٦ او سبحانه تمام امور مربوط به رسولان که از جنس فرشتگان باشند یا از جنس انسان، چه مربوط به قبل از آفرینش آنها باشد و چه مربوط به پس از مرگشان، می‌‌داند، و تمام امور در روز قیامت فقط به‌‌سوی الله بازمی‌‌گردد، آن‌‌گاه که بندگانش را برمی‌‌انگیزد و آنها را در قبال اعمالی‌‌که از پیش فرستاده‌‌اند جزا می‌‌دهد.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون * [الحج: ٧٧]

٧٧ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید، و به آنچه برای‌‌تان تشریع کرده است عمل کرده‌‌اید، در نمازتان فقط برای الله رکوع و سجده کنید، و کارهای نیکِ صدقه و ارتباط خویشاوندی را به جای آورید؛ امید است که به مطلوب برسید، و از ترس و هلاکت نجات یابید.

﴿وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلاَةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاَكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِير [الحج: ٧٨]

٧٨ و در راه الله خالص برای وجه او جهاد کنید، اوست که شما را برگزید و دین‌‌تان را آسان و بدون محدودیت و سخت‌‌گیری قرار داد، این آیین آسان همان آیین پدرتان ابراهیم÷ است. و الله شما را در کتاب‌‌های پیشین و در قرآن مسلمان نامیده است، تا رسول‌‌ج‌‌ بر شما گواه باشد که آنچه را به تبلیغ آن فرمان یافته بود به شما رساند، و تا برای اینکه شما گواهانی بر امت‌‌های پیشین باشید که رسولان‌‌شان به آنها ابلاغ کردند. پس در قبال این امر با ادای نماز به کامل‌‌ترین وجه شکر الله را به جای آورید، و زکات اموال‌‌تان را بپردازید، و به‌‌سوی الله پناه آورید، و در کارهای‌‌تان بر او توکل کنید، زیرا او سبحانه برای مؤمنانی که او را به دوستی بگیرند بهترین دوست و کارساز است، و برای مؤمنانی که از او یاری بجویند بهترین یاور است، پس او را به دوستی بگیرید تا با شما دوستی کند، و از او یاری بجویید تا به شما یاری رساند.

برخی فواید آیات:

اهمیت بیان مَثَل‌‌ها برای توضیح مفاهییم، و اینکه یک راه تربیتی ارزشمند است.

ناتوانی معبود‌‌ها از آفرینش کوچک‌‌ترین مخلوق، بر ناتوانی آنها در آفرینش سایر مخلوقات دلالت دارد.

سبب شرک‌‌ورزی به الله، عدم بزرگداشت او تعالی است.

اثبات دو صفت قدرت و عزت برای الله، و اهمیت اینکه مؤمن معانی این صفات را به یاد آوَرَد.|

سوره المؤمنون

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

ذکر ایمان و حقیقت و ثمراتش و آثار مخالفت با آن و سرزنش کافران؛ به همین منظور، سوره با بیان رستگاری مؤمنان و عدم رستگاری کافران شروع شده است.

تفسیر:

﴿قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون [المؤمنون: ١]

١ به تحقیق که مؤمنان به الله، و عاملان به شریعت او تعالی، با دستیابی به خواسته‌‌هایشان و نجات از آنچه از آن می‌‌ترسند رستگار شده‌‌اند.

﴿الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاَتِهِمْ خَاشِعُون [المؤمنون: ٢]

٢ همان کسانی‌‌که در نماز خویش فروتن هستند، و اعضای آنها در نماز آرام گرفته، و دل‌‌های‌‌شان از سرگرمی‌‌ها خالی شده است.

﴿وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُون [المؤمنون: ٣]

٣ و همان‌‌ها که از امور باطل و بیهوده و گناهان گفتاری و رفتاری، رویگردانند.

﴿وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُون [المؤمنون: ٤]

٤ و آنها که نفس‌‌های‌‌شان را از رذیلت‌‌ها، و اموال‌‌شان را با پرداخت زکاتش پاک می‌‌گردانند.

﴿وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُون [المؤمنون: ٥]

٥ و آنها که عورت‌‌های‌‌شان را از زنا و لواط و گناهان زشت حفظ می‌‌کنند، که آنها پاکدامنان و پاکان هستند.

﴿إِلاَّ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِين [المؤمنون: ٦]

٦ مگر بر همسران‌‌شان یا کنیزکانی که مالک آنها هستند که در آمیزش و سایر بهره‌‌گیری جنسی از آنها سرزنش نمی‌‌شوند.

﴿فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُون [المؤمنون: ٧]

٧ پس هرکسی بهره‌‌گرفتن به غیر از همسران یا کنیزکانی را که مالک آنها است بجوید با تجاوز از حلال الهی و استفاده از حرام الهی، متجاوز از حدود الله است.

﴿وَالَّذِينَ هُمْ لأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُون [المؤمنون: ٨]

٨ و همان‌‌ها که بر آنچه الله آنها را بر آن امین قرار داده، یا بندگانش آنها را امین قرار داده‌‌‌‌اند، و از پیمان‌‌های‌‌شان مراقبت می‌‌کنند و آنها را تباه نمی‌‌سازند، بلکه به آنها وفا می‌‌کنند.

﴿وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُون [المؤمنون: ٩]

٩ و همان کسانی‌‌که بر نمازهای‌‌شان مداومت می‌‌کنند، و آن را در اوقاتش با ارکان و واجبات و مستحباتش ادا می‌‌نمایند.

﴿أُوْلَئِكَ هُمُ الْوَارِثُون [المؤمنون: ١٠]

١٠ اینها که صفات مذکور را دارند وارث هستند.

﴿الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُون [المؤمنون: ١١]

١١ وارثانی که بالاترین جای بهشت را به ارث می‌‌برند و برای همیشه در آن می‌‌مانند، و نعمت‌‌های‌‌شان در آنجا پایان نمی‌‌پذیرد.

﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن سُلاَلَةٍ مِّن طِين [المؤمنون: ١٢]

١٢ و به تحقیق که ما پدر بشر، آدم÷ را از گِلی، که خاکش از عصارۀ آب مختلط با خاک زمین آماده شد آفریدیم.

﴿ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِين [المؤمنون: ١٣]

١٣ سپس فرزندانش را نسل در نسل از نطفه‌‌ای که تا زمان ولادت در رحم جای می‌‌گیرد آفریدیم.

﴿ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِين [المؤمنون: ١٤]

١٤ بعد از آن نطفۀ مستقر در رحم، تودۀ خونی قرمزی آفریدیم، سپس آن توده خون قرمز را مانند تکه گوشتی جویده‌‌ شده قرار دادیم، آن‌‌گاه آن تکه گوشت را استخوانی سخت آفریدیم، سپس بر آن استخوان گوشت پوشانیدیم، سپس با دمیدن روح در آن، و درآوردنش به زندگی، به آفرینشی دیگر آن را پدید آوردیم، پس برتر و مقدس است الله که بهترین آفریدگاران است.

﴿ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذَلِكَ لَمَيِّتُون [المؤمنون: ١٥]

١٥ - ای مردم- پس از اینکه مراحل مذکور را پشت سر گذاشتید با سپری‌‌شدن مدت مشخص عمرتان خواهید مُرد.

﴿ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تُبْعَثُون [المؤمنون: ١٦]

١٦ سپس بعد از مرگ‌‌تان، روز قیامت از قبرهای‌‌تان برانگیخته می‌‌شوید؛ تا در قبال اعمالی‌‌که از پیش فرستاده‌‌اید مورد محاسبه قرار گیرید.

﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غَافِلِين [المؤمنون: ١٧]

١٧ و - ای مردم- به تحقیق که بر فراز شما هفت آسمان روی هم آفریده‌‌ایم، و ما از کار آفرینش خویش غافل نبوده‌‌ایم و آن را فراموش نکرده‌‌ایم.

برخی فواید آیات:

رستگاری، اسباب گوناگونی دارد که باید این اسباب را شناخت و بر آنها عمل کرد.

تدریج در آفرینش و احکام شریعت، سنتی الهی است.

احاطۀ علم الله به مخلوقاتش.|

﴿وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الأَرْضِ وَإِنَّا عَلَى ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُون [المؤمنون: ١٨]

١٨ و آب باران را به اندازۀ نیاز، نه زیاد که خرابی به بار آورد و نه کم که کفایت نکند، از آسمان فرو فرستادیم، سپس آن را در زمین جای دادیم تا مردم و حیوانات از آن برخوردار شوند، و به‌‌راستی‌‌که ما توانا هستیم آن را ببریم تا از آن برخوردار نشوند.

﴿فَأَنشَأْنَا لَكُم بِهِ جَنَّاتٍ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ لَّكُمْ فِيهَا فَوَاكِهُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُون [المؤمنون: ١٩]

١٩ سپس با آن آب، باغ‌‌هایی از درختان خرما و انگور برای‌‌تان پدید آوردیم، که در آن باغ‌‌ها، میوه‌‌هایی با اشکال و رنگ‌‌های متعدد، مانند انجیر و انگور و سیب برای شماست، و از آنها می‌‌خورید.

﴿وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِن طُورِ سَيْنَاء تَنبُتُ بِالدُّهْنِ وَصِبْغٍ لِّلآكِلِين [المؤمنون: ٢٠]

٢٠ و از آن، درخت زیتون را که از منطقۀ کوه سینا برمی‌‌آید و روغنی که از میوه‌‌اش خارج می‌‌گردد که از آن روغن و خورِشت گرفته می‌‌شود برای‌‌تان پدید آوردیم.

﴿وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهَا وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ كَثِيرَةٌ وَمِنْهَا تَأْكُلُون [المؤمنون: ٢١]

٢١ و - ای مردم- به‌‌طور قطع در دام‌‌ها (شتر، گاو و گوسفند) برای‌‌تان عبرت و راهنمایی است که با آنها بر قدرت الله و لطف او تعالی به خودتان راهنمایی شوید. از بدن این دام‌‌ها، شیری خالص و گوارا برای نوشندگان می‌‌نوشانیم، و منافع زیادی برای‌‌تان دارند که از آنها بهره می‌‌برید؛ مانند سوارشدن، و پشم و کرک و مو، و از گوشت‌‌شان می‌‌خورید.

﴿وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُون [المؤمنون: ٢٢]

٢٢ و از میان دام‌‌ها بر روی شتر در خشکی، و بر کشتی‌‌ها در دریا جابجا می‌‌شوید.

﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلاَ تَتَّقُون [المؤمنون: ٢٣]

٢٣ و به تحقیق که نوح÷ را به‌‌سوی قومش فرستادیم که آنها را به‌‌سوی الله فرا می‌‌خواند، آن‌‌گاه برای‌‌شان گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، که معبود برحقی جز او سبحانه ندارید، پس آیا با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه نمی‌‌کنید؟!

﴿فَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَوْمِهِ مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُرِيدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيْكُمْ وَلَوْ شَاء اللَّهُ لأَنزَلَ مَلاَئِكَةً مَّا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الأَوَّلِين [المؤمنون: ٢٤]

٢٤ آن‌‌گاه بزرگان و سران قومش که به الله کفر ورزیدند به پیروان و عامیان خویش گفتند: این کسی‌‌که ادعا می‌‌کند فرستاده‌‌ای [از جانب الله] است جز انسانی مانند خودتان نیست که ریاست و سروری بر شما را می‌‌خواهد؛ زیرا اگر الله می‌‌خواست رسولی به‌‌سوی ما بفرستد به‌‌طور قطع او را از میان فرشتگان انتخاب می‌‌کرد؛ نه از میان انسان‌‌ها. مانند ادعای او نزد پیشینیان خویش نشنیده‌‌ایم.

﴿إِنْ هُوَ إِلاَّ رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتَّى حِين [المؤمنون: ٢٥]

٢٥ و او کسی نیست جز مردی که دچار جنون شده، و به سخنانش اهمیت نمی‌‌دهد، پس به او مهلت دهید تا کارش بر مردم آشکار گردد.

﴿قَالَ رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كَذَّبُون [المؤمنون: ٢٦]

٢٦ نوح÷ گفت: پروردگارا مرا در برابر آنها یاری رسان، یعنی چون مرا تکذیب کردند انتقام مرا از آنها بگیر.

﴿فَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا فَإِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ فَاسْلُكْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلاَّ مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُم مُّغْرَقُون [المؤمنون: ٢٧]

٢٧ پس به او وحی کردیم که کشتی را زیر نظر و آموزش ما بساز، آن‌‌گاه که فرمان ما به نابودساختن آنها فرا رسید، و آب به شدت از تنور (مکانی که در آن نان پخت می‌‌شد) جوشید، از تمام زندگان یک نر و ماده در آن وارد کن تا نسل ادامه یابد، و خانواده‌‌ات را جز کسانی‌‌که سخن الله بر نابودی آنها پیشی گرفته است مانند همسر و پسرت سوار کن، و برای طلب نجات و نابود نکردن کسانی‌‌که با کفر ستم ورزیده‌‌اند مرا مورد خطاب قرار نده؛ زیرا آنها - بدون تردید، با غرق‌‌شدن در آب طوفان از نابودشدگان هستند.

برخی فواید آیات:

لطف الله به بندگانش با فروفرستادن باران و آسان‌‌سازی بهره‌‌برداری از آن آشکار است.

اشاره به جایگاه درخت زیتون.

اعتقاد مشرکان به الوهیت سنگ، و تکذیب نبوت انسان از سوی آنها، بر کم‌‌عقلی‌‌شان دلالت دارد.

یاری الله به رسولانش‌‌ﻹ‌‌ آن‌‌گاه که امت‌‌های‌‌شان آنها را تکذیب کنند ثابت است.|

﴿فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنتَ وَمَن مَّعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي نَجَّانَا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِين [المؤمنون: ٢٨]

٢٨ پس چون تو و کسانی از مؤمنان نجات‌‌یافته که همراه تو هستند بر کشتی بالا رفتید، بگو: تمام ستایش‌‌ها مخصوص الله است همان ذاتی‌‌که ما را از قوم کافر نجات داد و آنها را نابود کرد.

﴿وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِي مُنزَلاً مُّبَارَكًا وَأَنتَ خَيْرُ الْمُنزِلِين [المؤمنون: ٢٩]

٢٩ و بگو: پروردگارا مرا در زمین پرخیر و برکتی فرود آور، و تو بهترین فرود آورندگان هستی.

﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ وَإِن كُنَّا لَمُبْتَلِين [المؤمنون: ٣٠]

٣٠ به‌‌راستی‌‌که در این امر یعنی نجات‌‌یافتن نوح÷ و مؤمنان همراهش، و نابودی کافران؛ دلالت‌‌های آشکاری است بر قدرت ما بر یاری رسولانمان و نابودکردن تکذیب ‌‌کنندگان آنها، و به تحقیق که ما با ارسال نوح÷ به‌‌سوی قومش آنها را آزمودیم تا مؤمن از کافر و فرمان‌‌بردار از نافرمان مشخص گردد.

﴿ثُمَّ أَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِين [المؤمنون: ٣١]

٣١ سپس بعد از نابودی قوم نوح امتی دیگر پدید آوردیم.

﴿فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ أَفَلاَ تَتَّقُون [المؤمنون: ٣٢]

٣٢ آن‌‌گاه در میان آنها رسولی از خودشان ارسال کردیم که آنها را به‌‌سوی الله فرا می‌‌خواند، و به آنها گفت: فقط الله را عبادت کنید که معبود برحقی جز او سبحانه ندارید، پس آیا با اجتناب از نواهی، و اجرای اوامر الله تقوای او تعالی را پیشه نمی‌‌کنید؟!

﴿وَقَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِلِقَاء الآخِرَةِ وَأَتْرَفْنَاهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا مَا هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُون [المؤمنون: ٣٣]

٣٣ و بزرگان و سران قومش که به الله کفر ورزیده، و آخرت و پاداش و عذاب آن را تکذیب کرده بودند، و از نعمت‌‌هایی که در زندگی دنیا برای‌‌شان گسترانده بودیم طغیان کرده بودند، به پیروان و عامیان خویش گفتند: این نیست جز انسانی مانند خودتان که از آنچه شما می‌‌خورید می‌‌خورَد، و از آنچه شما می‌‌نوشید می‌‌نوشد، پس او امتیازی بر شما ندارد تا به عنوان رسول به‌‌سوی شما فرستاده شود.

﴿وَلَئِنْ أَطَعْتُم بَشَرًا مِثْلَكُمْ إِنَّكُمْ إِذًا لَّخَاسِرُون [المؤمنون: ٣٤]

٣٤ و اگر از انسانی مانند خودتان اطاعت کنید به‌‌طور قطع به‌‌سبب بهره ‌‌نبردن از طاعتش به خاطر اینکه معبودهای‌‌تان را رها کرده‌‌اید، و از کسی‌‌که فضیلتی بر شما ندارد پیروی کرده‌‌اید زیانکار خواهید بود.

﴿أَيَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذَا مِتُّمْ وَكُنتُمْ تُرَابًا وَعِظَامًا أَنَّكُم مُّخْرَجُون [المؤمنون: ٣٥]

٣٥ آیا این کسی‌‌که ادعا می‌‌کند رسولی [از جانب الله] است به شما وعده می‌‌دهد که وقتی مُردید و خاک و استخوان‌‌هایی پوسیده شدید زنده از قبرهای‌‌تان در آورده می‌‌شوید؟! آیا این کار عاقلانه است؟!

﴿* هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ لِمَا تُوعَدُون [المؤمنون: ٣٦]

٣٦ درآوردن شما از قبرهای‌‌تان به صورت زنده پس از مرگ، درحالی‌‌که سرانجام به خاک و استخوان‌‌های پوسیده تبدیل شده‌‌اید بسیار بعید است.

﴿إِنْ هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِين [المؤمنون: ٣٧]

٣٧ زندگی‌‌ای جز زندگی دنیا نیست، زندگی آخرتی وجود ندارد، زندگان ما می‌‌میرند و زنده نمی‌‌شوند، و دیگران نیز متولد و زنده می‌‌شوند، و پس از مرگمان در روز قیامت برای حسابرسی بیرون آورده نمی‌‌شویم.

﴿إِنْ هُوَ إِلاَّ رَجُلٌ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا وَمَا نَحْنُ لَهُ بِمُؤْمِنِين [المؤمنون: ٣٨]

٣٨ این شخص که ادعا می‌‌کند رسولی به‌‌سوی شماست، کسی نیست جز مردی که با این ادعا بر الله دروغ بسته است، و ما به او ایمان نمی‌‌آوریم.

﴿قَالَ رَبِّ انصُرْنِي بِمَا كَذَّبُون [المؤمنون: ٣٩]

٣٩ رسول گفت: پروردگارا مرا در برابر آنها یاری رسان؛ یعنی که چون من را تکذیب کردند انتقام مرا از آنها بگیر.

﴿قَالَ عَمَّا قَلِيلٍ لَيُصْبِحُنَّ نَادِمِين [المؤمنون: ٤٠]

٤٠ آن‌‌گاه الله این‌‌گونه به او پاسخ داد: پس از زمانی اندک به‌‌زودی اینها که آنچه را آورده‌‌ای تکذیب می‌‌کنند از تکذیب خویش پشیمان خواهند شد.

﴿فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْنَاهُمْ غُثَاء فَبُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِين [المؤمنون: ٤١]

٤١ پس به‌‌سبب استحقاق آنها به عذاب در اثر سرسختی‌‌، صدایی شدید و مرگبار آنها را فراگرفت، آن‌‌گاه مانند کف روی سیل نابود گشتند، پس نابود باد قوم ستمکار.

﴿ثُمَّ أَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قُرُونًا آخَرِين [المؤمنون: ٤٢]

٤٢ بعد از نابودکردن آنها، اقوام و امت‌‌هایی دیگر مانند قوم لوط، قوم شعیب، و قوم یونس را پدید آوردیم.

برخی فواید آیات:

وجوب سپاسگزاری از الله به خاطر نعمت‌‌ها.

رفاه در دنیا، یکی از اسباب غفلت یا گردنکشی در برابر حق است.

سرانجامِ کافر پشیمانی و تباهی است.

ستم سبب دوری از رحمت الله است.|

﴿مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُون [المؤمنون: ٤٣]

٤٣ هیچ‌‌یک از این امت‌‌های تکذیب‌‌کننده با وجود تمام وسایلی که داشتند از وقت تعیین‌‌شده برای نابودی‌‌اش نه پیشی گرفته است، و نه از آن عقب افتاده است.

﴿ثُمَّ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا تَتْرَا كُلَّ مَا جَاء أُمَّةً رَّسُولُهَا كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضَهُم بَعْضًا وَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ فَبُعْدًا لِّقَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُون [المؤمنون: ٤٤]

٤٤ سپس رسولانمان را پیاپی و یکی پس از دیگری مبعوث کردیم، هرگاه نزد یکی از این امت‌‌ها رسولش که به‌‌سوی آنها مبعوث شده بود آمد او را تکذیب کردند، آن‌‌گاه آنها را یکی پس از دیگری نابود کردیم، و اثری از آنها جز قصه و داستان آنها باقی نماند، پس نابود باد قومی که به آنچه رسولان آنها از جانب پروردگارشان آوردند ایمان نمی‌‌آورند.

﴿ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِين [المؤمنون: ٤٥]

٤٥ سپس موسی÷ و برادرش هارون÷ را با آیات هفتگانۀ خویش: (عصا، دست، ملخ، شپش، قورباغه‌‌ها، خون، طوفان، خشکسالی، کم‌‌شدن میوه‌‌ها)، و با حجتی آشکار فرستادیم.

﴿إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا عَالِين [المؤمنون: ٤٦]

٤٦ آن دو را به‌‌سوی فرعون و سران قومش فرستادیم اما آنها تکبر ورزیدند، و بر ایمان به آن دو گردن ننهادند، و قومی بودند که با زور و ستم بر مردم برتری می‌‌جستند.

﴿فَقَالُوا أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنَا وَقَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُون [المؤمنون: ٤٧]

٤٧ پس گفتند: آیا به دو انسان مانند خودمان که هیچ امتیازی بر ما ندارند، و قوم آن دو (بنی‌‌اسرائیل) مطیع و فرمان‌‌بردار ما هستند ایمان بیاوریم؟!

﴿فَكَذَّبُوهُمَا فَكَانُوا مِنَ الْمُهْلَكِين [المؤمنون: ٤٨]

٤٨ آن‌‌گاه آن دو را در آنچه از جانب الله آورده بودند تکذیب کردند، پس به‌‌سبب تکذیب‌‌شان غرق و نابود شدند.

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُون [المؤمنون: ٤٩]

٤٩ و به تحقیق تورات را به موسی دادیم تا قومش با آن به حق راه یابند، و به آن عمل کنند.

﴿وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً وَآوَيْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِين [المؤمنون: ٥٠]

٥٠ و عیسی پسر مریم و مادرش مریم را نشانه‌‌ای دلالت‌‌کننده بر قدرت خویش قرار دادیم، چون مریم به عیسی بدون پدر باردار شد، و آن دو را در مکان مرتفعی از زمین که مسطح و مناسب اقامت بود، و آبی جاری و تازه داشت پناه دادیم.

﴿يَاأَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيم [المؤمنون: ٥١]

٥١ ای رسولان، از آنچه که برای‌‌تان حلال شده است و خوردن آن برای‌‌تان گواراست بخورید، و عمل صالح موافق با شریعت انجام دهید، زیرا من به تمام اعمال شما آگاه هستم، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر من پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُون [المؤمنون: ٥٢]

٥٢ و - ای رسولان- همانا آیین شما آیینی یگانه یعنی اسلام است، و من پروردگارتان هستم که هیچ پروردگاری جز من ندارید، پس با اجرای اوامر، و اجتناب از نواهی‌‌ام از من بترسید.

﴿فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُم بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُون [المؤمنون: ٥٣]

٥٣ اما پس از آنها پیروان‌‌شان در دین پراکنده گشتند، و به گروه‌‌ها و احزاب تقسیم شدند، که هر حزب به آنچه که ایمان داشت شاد بود با این‌‌ تفکر که همان دین پسندیده نزد الله است، و به آنچه که نزد دیگران بود توجهی نداشت.

﴿فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِين [المؤمنون: ٥٤]

٥٤ پس - ای رسول- آنها را در جهل و سرگردانی‌‌شان تا هنگام نزول عذاب بر آنها واگذار.

﴿أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَبَنِين [المؤمنون: ٥٥]

٥٥ آیا این احزاب به آنچه دارند شادمانند و می‌‌پندارند که اموال و فرزندانی که در زندگی دنیا به آنها می‌‌دهیم به تعجیل‌‌انداختن خیری است که استحقاقش را دارند؟!

﴿نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ بَل لاَّ يَشْعُرُون [المؤمنون: ٥٦]

٥٦ امر چنان‌‌که گمان کردند نیست، این موارد را فقط برای مهلت‌‌دادن و نزدیک‌‌ساختن تدریجی آنها به‌‌سوی عذاب برای‌‌شان می‌‌دهیم، اما این امر را احساس نمی‌‌کنند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ هُم مِّنْ خَشْيَةِ رَبِّهِم مُّشْفِقُون [المؤمنون: ٥٧]

٥٧ به‌‌راستی کسانی‌‌که با وجود ایمان و نیکوکاری از پروردگارشان می‌‌ترسند.

﴿وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُون [المؤمنون: ٥٨]

٥٨ و همان‌‌ها که به آیات کتابش ایمان دارند.

﴿وَالَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لاَ يُشْرِكُون [المؤمنون: ٥٩]

٥٩ و همان‌‌ها که پروردگارشان را یگانه می‌‌دانند و هیچ‌‌چیز را با او شریک نمی‌‌گردانند.

برخی فواید آیات:

برتری‌‌ خواهی، مانع راه‌‌یافتن به حق است.

لقمۀ حلال در اصلاح قلب و عمل تأثیر دارد.

توحید، آیین و دعوت تمام پیامبران‌‌ﻹ‌‌ است.

نعمت‌‌دادن بر فاجر، اکرام برای او به شمار نمی‌‌رود، بلکه سبب نزدیک‌‌ کردن تدریجی او به‌‌سوی عذاب است.|

﴿وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُون [المؤمنون: ٦٠]

٦٠ و همان‌‌ها که در کارهای نیک می‌‌کوشند، و با اعمال صالح به‌‌سوی الله نزدیکی می‌‌جویند و با این وجود می‌‌ترسند که در روز قیامت که به‌‌سوی الله بازگردند الله انفاق و اعمال صالح‌‌شان را از آنها نپذیرد.

﴿أُوْلَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُون [المؤمنون: ٦١]

٦١ اینها که صفات بزرگ مذکور را دارند بر انجام اعمال صالح شتاب می‌‌ورزند، و پیشی می‌‌گیرند، و از دیگران سبقت می‌‌گیرند.

﴿وَلاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُون [المؤمنون: ٦٢]

٦٢ و هیچ‌‌کس را جز به اندازۀ عملی که در توانش است مکلف نمی‌‌کنیم، و نزد ما کتابی است که عمل هر عاملی را در آن ثبت کرده‌‌ایم، و به حقی که هیچ تردیدی در آن نیست سخن می‌‌گوید، و آنها نه با کاستن نیکی‌‌هایشان، و نه با افزودن بر بدی‌‌های‌‌شان مورد ستم قرار نمی‌‌گیرند.

﴿بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُون [المؤمنون: ٦٣]

٦٣ بلکه دل‌‌های کافران از این کتاب که به حق سخن می‌‌گوید، و کتابی که بر آنها نازل کردیم در بی‌‌خبری است، و آنها غیر از کفری که بر آن هستند اعمال دیگری دارند که انجام می‌‌دهند.

﴿حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُون [المؤمنون: ٦٤]

٦٤ تا زمانی‌‌که افراد مُرَفَّه‌‌شان در دنیا را با عذاب روز قیامت کیفر دهیم آن‌‌گاه صداهای‌‌شان را برای طلب یاری بالا می‌‌برند.

﴿لاَ تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لاَ تُنصَرُون [المؤمنون: ٦٥]

٦٥ آن‌‌گاه برای نومیدساختن آنها از رحمت الله به آنها گفته می‌‌شود: امروز فریاد نکشید و یاری نجویید، زیرا هیچ یاوری ندارید که شما را در برابر الله محافظت کند.

﴿قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُون [المؤمنون: ٦٦]

٦٦ در دنیا آیات الله بر شما خوانده می‌‌شد، اما شما وقتی آنها را می‌‌شنیدید چون مورد پسند شما نبود به آنها پشت می‌‌کردید.

﴿مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِرًا تَهْجُرُون [المؤمنون: ٦٧]

٦٧ این کار را با برتری‌‌جویی بر مردم به سبب اینکه گمان می‌‌کردید شما اهل حرم هستید انجام می‌‌دادید درحالی‌‌که اهل حرم نیستید؛ چون اهل حرم همان پرهیزگاران هستند، و شما در گفتگوهای شبانه‌‌تان سخن ناسزا در مورد قرآن می‌‌گویید، و آن را مقدس نمی‌‌دانید.

﴿أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الأَوَّلِين [المؤمنون: ٦٨]

٦٨ آیا این مشرکان در آیات قرآن که الله نازل کرده نیندیشیده‌‌اند تا به آن ایمان بیاورند، و به آنچه در آن است عمل کنند، یا چیزی برای‌‌شان آمده است که پیش از آنها برای پیشینیان‌‌شان نیامده بود، که از قرآن روی گرداندند و آن را تکذیب کردند.

﴿أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُون [المؤمنون: ٦٩]

٦٩ یا اینکه محمد‌‌ج‌‌ را که الله او را به‌‌سوی آنها فرستاد نشناخته بودند، که او را انکار کردند؟! به تحقیق که او و راستگویی و امانتداری‌‌اش را شناخته بودند.

﴿أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُون [المؤمنون: ٧٠]

٧٠ بلکه می‌‌گویند: او دیوانه است، به‌‌راستی‌‌که دروغ گفتند، بلکه حقی که بدون تردید از جانب الله نازل شده است، نزدشان آمد، و بیشتر آنها از روی حسادت و تعصبی که به باطل خویش دارند حق را نمی‌‌پسندند، و از آن به خشم می‌‌آیند.

﴿وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُون [المؤمنون: ٧١]

٧١ و اگر الله امور را بر وفق هوای نفس‌‌‌‌شان به جریان می‌‌انداخت و اداره می‌‌کرد، به‌‌طور قطع آسمان‌‌ها و زمین و کسانی‌‌که در آسمان‌‌ها و زمین هستند تباه می‌‌شد چون به سرانجام امور، و تدبیر صحیح و فاسد جاهل هستند.

﴿أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجًا فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِين [المؤمنون: ٧٢]

٧٢ - ای رسول- آیا مزدی از اینها در قبال آنچه که برای‌‌شان آورده‌‌ای طلب کردی، و این کار، آنها را به ترک دعوت واداشت؟! این کار از سوی تو رخ نداده است، زیرا پاداش و مزد پروردگارت از پاداش اینها و دیگران بهتر است، و او - سبحانه- بهترین روزی ‌‌دهندگان است.

﴿وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [المؤمنون: ٧٣]

٧٣ و - ای رسول- همانا تو اینها و دیگران را به راه راستی که هیچ انحرافی ندارد، یعنی همان راه اسلام فرا می‌‌خوانی.

﴿وَإِنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُون [المؤمنون: ٧٤]

٧٤ و همانا کسانی‌‌که به آخرت و حسابرسی و کیفر و پاداشی که در آن است ایمان نمی‌‌آورند از راه اسلام به‌‌سوی راه‌‌های دیگر که کج و رساننده به جهنم می‌‌باشند گمراه هستند.

برخی فواید آیات:

ترس مؤمن از پذیرفته ‌‌نشدن عمل صالحش.

سقوط تکلیف خارج از توان، رحمتی به بندگان است.

رفاه یکی از موانع استقامت و سبب نابودی است.

ناتوانی عقل بشر از ادراک بسیاری مصالح.|

﴿* وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُون [المؤمنون: ٧٥]

٧٥ و اگر بر آنها رحم کنیم و قحطی و گرسنگی‌‌ای که به آنها رسیده است را برطرف سازیم به‌‌طور قطع حیران و آشفته در گمراهی خویش از حق ادامه خواهند داد.

﴿وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا يَتَضَرَّعُون [المؤمنون: ٧٦]

٧٦ و به تحقیق که آنها را با انواع مصیبت‌‌ها آزموده‌‌ایم، اما در برابر پروردگارشان فروتنی و تواضع نکردند، و فروتنانه او را نخواندند تا مصیبت‌‌ها را هنگامی‌‌که نازل می‌‌شوند از آنها برطرف سازد.

﴿حَتَّى إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُون [المؤمنون: ٧٧]

٧٧ تا اینکه دری از عذاب سخت را بر روی‌‌شان گشودیم ناگهان از هر گشایش و خیری ناامید شدند.

چون انکار رستاخیز از سوی کسی‌‌که از گوش و چشم و عقلش نفع می‌‌برد سر نمی‌‌زند، الله این نعمت‌‌ها را برای‌‌شان یادآوری کرد، و فرمود:

﴿وَهُوَ الَّذِي أَنشَأَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُون [المؤمنون: ٧٨]

٧٨ و - ای تکذیبکنندگان رستاخیز- الله سبحانه همان ذاتی است که گوش برای‌‌تان آفرید تا با آن بشنوید، و چشمانی تا با آنها ببینید، و دل‌‌هایی تا با آنها بفهمید، و با این وجود جز اندکی شکر او تعالی را در برابر این نعمت‌‌ها به جای نمی‌‌آورید.

﴿وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُون [المؤمنون: ٧٩]

٧٩ و - ای مردم- او تعالی همان ذاتی است که شما را در زمین آفرید، و روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی او گردآورده می‌‌شوید.

﴿وَهُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ وَلَهُ اخْتِلاَفُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ أَفَلاَ تَعْقِلُون [المؤمنون: ٨٠]

٨٠ و او سبحانه تنها ذاتی است که زنده می‌‌گرداند یعنی زنده‌‌ گرداننده‌‌ای جز او نیست، و او تنها ذاتی است که می‌‌میراند یعنی میراننده‌‌ای جز او نیست، و اندازه‌‌گیری اختلاف شب و روز از نظر تاریکی و روشنایی و بلندی و کوتاهی، فقط به او بازمی‌‌گردد، پس آیا در قدرت، و یگانگی او در آفرینش و تدبیر نمی‌‌اندیشید؟!

﴿بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الأَوَّلُون [المؤمنون: ٨١]

٨١ بلکه سخنانی همانند سخنان کفرآمیز پدران و پیشینیان خویش گفتند.

﴿قَالُوا أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُون [المؤمنون: ٨٢]

٨٢ با بعید پنداشتن و از روی انکار گفتند: آیا چون مُردیم و خاک و استخوان‌‌های پوسیده گشتیم آیا برای حسابرسی، زنده برانگیخته می‌‌شویم؟!

﴿لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِين [المؤمنون: ٨٣]

٨٣ به تحقیق که قبلاً این وعده - یعنی رستاخیز پس از مرگ- به ما و پیشینیان ما وعده داده شده است، و این وعده را تحقق‌‌ یافته ندیده‌‌ایم، و جز سخنان باطل و دروغ‌‌های پیشینیان نیست.

﴿قُل لِّمَنِ الأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُون [المؤمنون: ٨٤]

٨٤ - ای رسول- به این کافران منکر رستاخیز بگو: اگر دانشی دارید این زمین، و هرکس که بر روی آن است از آنِ کیست؟

﴿سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلاَ تَذَكَّرُون [المؤمنون: ٨٥]

٨٥ خواهند گفت: زمین و هرکس که بر روی آن است برای الله است، پس به آنها بگو: آیا متذکر نمی‌‌شوید کسی‌‌که زمین و تمام ساکنانش برای او باشد بر زنده‌‌ کردن شما پس از مرگ‌‌تان تواناست؟

﴿قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيم [المؤمنون: ٨٦]

٨٦ به آنها بگو: پروردگار آسمان‌‌های هفت‌‌گانه کیست؟ و پروردگار عرش بزرگ که مخلوقی بزرگ‌‌تر از آن یافت نمی‌‌شود کیست؟

﴿سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلاَ تَتَّقُون [المؤمنون: ٨٧]

٨٧ خواهند گفت: آسمان‌‌های هفت‌‌گانه و عرش بزرگ ملک الله است، آن‌‌گاه به آنها بگو: پس آیا با اجرای اوامر و ترک نواهی الله از او تعالی نمی‌‌ترسید تا از عذابش رهایی یابید؟

﴿قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلاَ يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُون [المؤمنون: ٨٨]

٨٨ به آنها بگو: کیست آن‌‌که فرمانروایی هر چیزی به دست اوست، و هیچ‌‌چیز از فرمانروایی او جدا نمی‌‌شود، و او به هر یک از بندگانش که بخواهد یاری می‌‌رساند، و هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند از کسی‌‌که او بدی برایش بخواهد دفاع کند، و عذاب را از او برطرف سازد، اگر دانشی دارید؟

﴿سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُون [المؤمنون: ٨٩]

٨٩ خواهند گفت: فرمانروایی همه چیز به دست او سبحانه است، آن‌‌گاه به آنها بگو: پس چگونه عقل‌‌های‌‌تان تباه شده است، و با وجود این اقرارتان غیر او تعالی را عبادت می‌‌کنید؟!

برخی فواید آیات:

پند نگرفتن کافران از نعمت‌‌ها یا مصیبت‌‌هایی که بر آنها واقع می‌‌شود بر فساد فطرت‌‌شان دلالت دارد.

ناسپاسی نعمت‌‌ها یکی از صفات کافران است.

تمسک به تقلید کورکورانه مانع رسیدن به حق است.

اقرار به ربوبیت تا زمانی‌‌که با اقرار به الوهیت همراه نباشد صاحبش را نجات نمی‌‌دهد.|

﴿بَلْ أَتَيْنَاهُم بِالْحَقِّ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُون [المؤمنون: ٩٠]

٩٠ امر چنان‌‌که ادعا می‌‌کنید نیست، بلکه حقی‌‌که هیچ تردیدی در آن نیست نزدتان آمده است، و به‌‌راستی‌‌که شما در قراردادن شریک و فرزندی که برای الله ادعا می‌‌کنید دروغگو هستید، الله از این سخن شما بسیار برتر است.

﴿مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلاَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُون [المؤمنون: ٩١]

٩١ الله هیچ فرزندی نگرفته است آن‌‌گونه که کافران ادعا می‌‌کنند، و هیچ معبود برحقی همراه او نیست، و اگر به فرض معبود برحقی همراه او باشد به‌‌طور قطع هر معبودی سهمش را از آفرینش آنچه که آفریده بود می‌‌برد، و به یقین بعضی از آنها بر بعضی دیگر چیره می‌‌شدند، آن‌‌گاه نظام هستی فاسد می‌‌شد، اما واقعیت آن است که ذره‌‌ای از این موارد روی نداده است، پس دلالت دارد بر اینکه معبود برحق ذات یگانه‌‌ای است که همان الله یکتا است، و از فرزند و شریک که مشرکان او تعالی را با آن توصیف می‌‌کنند پاک و مقدس است و سزاوارش نیست.

﴿عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُون [المؤمنون: ٩٢]

٩٢ دانای تمام آنچه از مخلوقاتش نهان است، و دانای تمام آنچه که با حواس، دیده و درک می‌‌شود می‌‌باشد، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند، پس او سبحانه برتر است از اینکه شریکی داشته باشد.

﴿قُل رَّبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي مَا يُوعَدُون [المؤمنون: ٩٣]

٩٣ - ای رسول- بگو: پروردگارا اگر در مورد این مشرکان عذابی را که به آنها وعده داده شده است به من بنمایانی.

﴿رَبِّ فَلاَ تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِين [المؤمنون: ٩٤]

٩٤ پروردگارا اگر آنها را کیفر دهی و من آن را ببینم پس در مورد آنها شتاب نکن تا عذابی که به آنها می‌‌رسد مرا نیز دربرگیرد.

﴿وَإِنَّا عَلَى أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُون [المؤمنون: ٩٥]

٩٥ به تحقیق که ما می‌‌توانیم عذابی را که به آنها وعده می‌‌دهیم به تو بنمایانیم و تو آن را ببینی، و نه از این کار و نه از هیچ کار دیگری ناتوان نیستیم.

﴿ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُون [المؤمنون: ٩٦]

٩٦ - ای رسول- هرکسی را ‌‌که به تو بدی می‌‌کند با خصلتی که نیکوتر است دفع کن؛ یعنی از او درگذر، و در برابر آزارش شکیبایی کن، ما به شرک و تکذیبی که توصیف می‌‌کنند، و به آنچه که سزاوار تو نیست مانند سحر و جنون که تو را توصیف می‌‌کنند آگاه‌‌تریم.

﴿وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِين [المؤمنون: ٩٧]

٩٧ و بگو: پروردگارا از فتنه‌‌انگیزی‌‌ها و وسوسه‌‌های شیاطین به تو پناه می‌‌برم.

﴿وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُون [المؤمنون: ٩٨]

٩٨ و پروردگارا به تو پناه می‌‌برم از اینکه در چیزی از کارهایم نزد من حاضر شوند.

﴿حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُون [المؤمنون: ٩٩]

٩٩ تا آن‌‌گاه که مرگ یکی از این مشرکان فرا رسد، و آنچه را بر او نازل می‌‌شود ببیند. با پشیمانی از آنچه از عمرش تباه شده، و از آنچه در حق الله کوتاهی کرده است می‌‌گوید: پروردگارا مرا به زندگی دنیا بازگردان.

﴿لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُون [المؤمنون: ١٠٠]

١٠٠ تا وقتی به آن بازگردم عمل صالح انجام دهم. هرگز، امر چنان‌‌که طلب کردی نیست، بلکه آن فقط سخنی است که او بر زبان می‌‌راند، زیرا اگر به زندگی دنیا بازگردانده شود به‌‌طور قطع به وعده اش وفا نخواهد کرد، و این وفات‌‌ یافتگان تا روز رستاخیز و نشور (زنده‌‌شدن مردگان در روز قیامت) در مانعی میان دنیا و آخرت خواهند ماند، و از آنجا به دنیا بازگردانده نمی‌‌شوند تا آنچه را از دست داده‌‌اند جبران کنند، و آنچه را تباه ساخته‌‌اند اصلاح گردانند.

﴿فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلاَ أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلاَ يَتَسَاءلُون [المؤمنون: ١٠١]

١٠١ پس چون فرشتۀ مسئول اعلام قیامت، بار دوم در صور بدمد، آن‌‌گاه به‌‌سبب مناظر هولناک آخرت نسبت‌‌های خویشاوندی میان‌‌شان نیست که به آن تفاخر ورزند، و به خاطر مشغول‌‌شدن به آنچه که آنها را آشفته ساخته است از حال یکدیگر نمی‌‌پرسند.

﴿فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون [المؤمنون: ١٠٢]

١٠٢ پس هرکس کفۀ ترازوی او با برتری نیکی‌‌هایش بر بدهی‌‌هایش سنگین باشد، آنها با دستیابی به مطلوب خویش، و نجات از وحشت و هلاکت، همان رستگاران هستند.

﴿وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُون [المؤمنون: ١٠٣]

١٠٣ و هرکس که کفۀ ترازوی او با برتری بدی‌‌هایش بر نیکی‌‌هایش سبک باشد، آنها همان کسانی هستند که با انجام اموری که به آنها زیان می‌‌رساند، و ترک ایمان و عمل صالح که به آنها نفع می‌‌رساند خودشان را تباه می‌‌سازند، پس آنها در آتش جهنم ماندگار هستند، و هرگز از آن درآورده نمی‌‌شوند.

﴿تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُون [المؤمنون: ١٠٤]

١٠٤ آتش چهره‌‌های‌‌شان را می‌‌سوزاند، و لب‌‌های بالا و پایین آنها به‌‌سبب شدت کشیدگی شدید از دندان‌‌های‌‌شان جدا می‌‌شود.

برخی فواید آیات:

استدلال به ثبات و آرامش نظام هستی بر یگانگی الله.

احاطۀ علم الله به همه چیز.

نیکی‌‌ به بدکار، یک ادب والای اسلامی است که تاثیر بزرگی بر دشمن دارد.

ضرورت پناه‌‌بردن به الله از وسوسه‌‌ها و فریب‌‌های شیطان.|

﴿أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُون [المؤمنون: ١٠٥]

١٠٥ و از روی سرزنش به آنها گفته می‌‌شود: آیا آیات قرآن بر شما خوانده نمی‌‌شد و شما آن را تکذیب نمی‌‌کردید؟!

﴿قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّين [المؤمنون: ١٠٦]

١٠٦ می‌‌گویند: پروردگارا بدبختی ما در علم ازلی تو، بر ما چیره شد، و ما مردمی گمراه از حق بودیم.

﴿رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُون [المؤمنون: ١٠٧]

١٠٧ پروردگارا ما را از جهنم درآور، که اگر دوباره به کفر و گمراهی که بر آن بودیم بازگشتیم در آن صورت بر خویشتن ستمکار خواهیم بود، و دیگر عذری برایمان باقی نمانده است.

﴿قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلاَ تُكَلِّمُون [المؤمنون: ١٠٨]

١٠٨ الله می‌‌فرماید: خوار و ذلیل در جهنم سکنیٰ گزینید، و با من سخن نگویید.

﴿إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِين [المؤمنون: ١٠٩]

١٠٩ همانا گروهی از بندگان من بودند که به من ایمان آوردند و می‌‌گفتند: پروردگارا به تو ایمان آوردیم پس گناهانمان را بر ما بیامرز، و به رحمت خویش بر ما رحم کن، و تو بهترین مهربانان هستی.

﴿فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُون [المؤمنون: ١١٠]

١١٠ و شما این مؤمنان دعوتگر به‌‌سوی پروردگارشان را به ریشخند گرفتید و آنها را مسخره کردید، تا اینکه سرگرم شدن به تمسخر آنها، یاد الله را از یاد شما برد، و از روی مسخره و استهزا به آنها می‌‌خندیدید.

﴿إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُون [المؤمنون: ١١١]

١١١ به‌‌راستی‌‌که من به خاطر صبر این مؤمنان بر طاعت الله و آزارهایی که شما به آنها می‌‌رساندید دستیابی به بهشت در روز قیامت را به آنها پاداش دادم.

و چون بازگشت به دنیا را بخواهند تا آنچه را فاسد کرده‌‌اند اصلاح گردانند، الله زمانی طولانی را که در دنیا به آنها عمر داد که اگر می‌‌خواستند امکان توبه را در آن مدت داشتند به یادشان می‌‌آورد.

﴿قَالَ كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الأَرْضِ عَدَدَ سِنِين [المؤمنون: ١١٢]

١١٢ می‌‌فرماید: چند سال در دنیا ماندید؟ و چه وقت‌‌هایی را تباه ساختید؟

﴿قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّين [المؤمنون: ١١٣]

١١٣ آن‌‌گاه این‌‌گونه پاسخ می‌‌دهند: یک روز یا قسمتی از یک روز ماندیم، پس از کسانی‌‌که حساب روزها و ماه‌‌ها را مهم می‌‌شمارند بپرس.

﴿قَالَ إِن لَّبِثْتُمْ إِلاَّ قَلِيلاً لَّوْ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَعْلَمُون [المؤمنون: ١١٤]

١١٤ می‌‌فرماید: جز زمان اندکی که در آن بر طاعت صبر آسان است در دنیا نماندید اگر مقدار ماندن‌‌تان را می‌‌دانستید.

﴿أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لاَ تُرْجَعُون [المؤمنون: ١١٥]

١١٥ - ای مردم- آیا پنداشتید که شما را مانند حیوانات به بازی و بدون حکمت آفریدیم، و هیچ پاداش و کیفری نیست، و در روز قیامت برای حسابرسی و جزا به‌‌سوی ما بازگردانده نمی‌‌شوید؟!

﴿فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيم [المؤمنون: ١١٦]

١١٦ پس منزه است الله، فرمانروایی که هر گونه تصرفی را که بخواهد در مخلوقاتش انجام می‌‌دهد، ذاتی است که عینِ حق است، و وعدۀ او حق، و سخن او حق است، و معبود برحقی جز او نیست، پروردگار عرش بزرگ -بزرگترین مخلوق- است، و هرکس که پروردگار بزرگترین مخلوقات باشد پروردگار سایر مخلوقات نیز است.

﴿وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لاَ بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْكَافِرُون [المؤمنون: ١١٧]

١١٧ و هرکس همراه الله معبودی دیگر بخواند هیچ حجتی برایش بر استحقاق معبودش برای عبادت نیست (و این شأن هر معبودی غیر از الله است) و جزای بد عملش فقط نزد پروردگارش سبحانه است، یعنی او ذاتی است که او را در قبال این کار مجازات می‌‌کند، به‌‌راستی‌‌که او کافران را نه با رسیدن به آنچه می‌‌خواهند، و نه با نجات از آنچه می‌‌ترسند رستگار نمی‌‌گرداند.

﴿وَقُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِين [المؤمنون: ١١٨]

١١٨ و - ای رسول- بگو: پروردگارا گناهانم را برایم بیامرز، و به رحمت خویش بر من رحم کن، و تو بهترین بخشاینده برای گناهکار هستی، که توبه‌‌اش را می‌‌پذیرد.

برخی فواید آیات:

کافر نزد الله خوار و پست است.

تمسخر صالحان گناه بزرگی است که صاحبش سزاوار عذاب است.

ضایع کردن عمر، یکی از لوازم کفر است.

ستایش الله یکی از مظاهر ادب در دعاست.

چون الله این سوره را با بیان صفات رستگاری مؤمنان آغاز کرد، کاملاً مناسب بود که آن را با ذکر زیان و عدم رستگاری کافران به پایان ببرد.|

سوره النور

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

تمرکز بر مسألۀ عفاف و حجاب و پاکی و حفظ جامعۀ اسلامی از اسباب زِنا و نیرنگ منافقان در انتشار این امر.

تفسیر:

﴿سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُون [النور: ١]

١ این سورۀ [مهمی] است که آن را نازل کردیم، و عمل به احکامش را واجب گرداندیم، و آیاتی روشن در آن فرو فرستادیم؛ تا از احکامی که در آن است پند بگیرید و به آنها عمل کنید.

﴿الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ وَلاَ تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِين [النور: ٢]

٢ به هر یک از زن و مرد زناکار بکر صد ضربه تازیانه بزنید، و نسبت به آن دو دلسوزی و مهربانی نکنید که حد را بر آن دو اجرا نکنید یا حدشان را تخفیف دهید، اگر به الله و روز آخرت ایمان دارید، و باید گروهی از مؤمنان برای رسواسازی بیشتر آن دو، و بازداشتن آن دو و دیگران، هنگام اقامۀ حد بر آنها حاضر شوند.

﴿الزَّانِي لاَ يَنكِحُ إلاَّ زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لاَ يَنكِحُهَا إِلاَّ زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِين [النور: ٣]

٣ الله برای بیان زشتی و پلیدی زیاد زنا فرمود مردی که به آن عادت داشته باشد به ازدواج تمایل ندارد جز با زن زناکار مثل خودش یا با زنی مشرک که از زنا پرهیز نمی‌‌کند درحالی‌‌که نکاح با او جایز نیست، و زنی که به زنا عادت کرده باشد تمایلی به ازدواج ندارد جز با زناکاری مثل خودش یا با مشرکی که از زنا دوری نمی‌‌کند درحالی‌‌که ازدواج وی با او حرام است، و نکاح با زن زناکار و به نکاح‌‌دادن مرد زناکار، بر مؤمنان حرام شده است.

﴿وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلاَ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُون [النور: ٤]

٤ و - ای حاکمان- به کسانی‌‌که به زنان پاکدامن (و نیز مردان پاکدامن) نسبتِ زنا می‌‌دهند، سپس بر زنایی که به آنها نسبت داده‌‌اند چهار شاهد نمی‌‌آورند هشتاد تازیانه بزنید، و شهادت آنها را هرگز نپذیرید، و اینها که به پاکدامنان افترا می‌‌بندند خود از طاعت الله خارج هستند.

﴿إِلاَّ الَّذِينَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [النور: ٥]

٥ مگر کسانی‌‌که پس از افترایی که به آن دست زدند به‌‌سوی الله توبه کرده، و اعمال‌‌شان را صالح گردانند که الله توبه و گواهی آنها را می‌‌پذیرد؛ زیرا الله نسبت به آن دسته از بندگانش که توبه کنند بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُن لَّهُمْ شُهَدَاء إِلاَّ أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِين [النور: ٦]

٦ و مردانی که بر همسران‌‌شان افترا می‌‌بندند و جز خودشان شاهدانی ندارند که بر صحت این اتهام گواهی دهند؛ هر یک از آنها چهار بار به الله سوگند یاد کند که: به یقین در زنایی که به همسرش نسبت داده است راستگو است.

﴿وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِن كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ [النور: ٧]

٧ و در گواهی پنجم خویش بر خودش نفرین فرستد که اگر در آنچه به همسرش نسبت داده است دروغگو باشد.

﴿ وَيَدْرَأ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِين [النور: ٨]

٨ پس از این امر سزاوار است که حد بر زن جاری شود، اما این حد در صورتی از زن ساقط می‌‌شود که چهار بار اینگونه به الله گواهی دهد که: به‌‌طور قطع مرد در آنچه به او نسبت داده است دروغگو است.

﴿وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِن كَانَ مِنَ الصَّادِقِين [النور: ٩]

٩ و در گواهی پنجمش به خشم الله بر خودش نفرین کند که اگر مرد در آنچه به او نسبت داده است راستگو باشد.

﴿وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيم [النور: ١٠]

١٠ و - ای مردم- اگر لطف و رحمت الله بر شما نبود، و نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده نبود، و در تدبیر و شریعتش حکیم نبود به‌‌طور قطع کیفر گناهان‌‌تان را به تعجیل می‌‌انداخت، و شما را با آنها رسوا می‌‌ساخت.

برخی فواید آیات:

مقدمه‌‌چینی برای بیان از امور مهم با مطالبی که اهمیت موضوع را گوشزد می‌‌کند.

زناکار احترام و مهربانی در جامعۀ اسلامی را از دست می‌‌دهد.

حصر اجتماعی زناکاران وسیله‌‌ای برای محافظت جامعه از آنها، و بازداشتن خودشان از زنا است.

متنوع‌‌ ساختن کیفر قاذف به کیفر مادی (حد)، و معنوی (نپذیرفتن شهادت او، و حکم بر فسق او) بر خطرناک ‌‌بودن این کار دلالت دارد.

زنا جز با بیّنه (دلیل) ثابت نمی‌‌شود، و ادعای زنا بدون بیّنه، قَذف (تهمت) است.|

﴿إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لاَ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيم [النور: ١١]

١١ - ای مؤمنان- در حقیقت کسانی‌‌که این بهتان (یعنی متهم‌‌ کردن مادر مؤمنان عایشه‌‌ل‌‌ به زنا) را آوردند گروهی هستند که به شما انتساب دارند، افترای آنان را برای خودتان شر مپندارید، بلکه به دلیل پاداش و خالص‌‌سازی مؤمنان، و تبرئۀ مادر مؤمنان که در آن وجود دارد خیری است، برای هر یک از آنها که در متهم‌‌کردن او به زنا شرکت داشته به خاطر سخن‌‌گفتن به اِفک (دروغ) مجازات گناهی است که مرتکب شده است، و برای کسی‌‌که بخش بزرگ آن را با آغاز اتهام به دوش کشید عذابی بزرگ است، منظور از این شخص رئیس منافقان عبدالله بن اُبَیّ ابن سَلول است.

﴿لَوْلاَ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِين [النور: ١٢]

١٢ چرا وقتی‌‌که مردان و زنان مؤمن این بهتان بزرگ را شنیدند بی‌‌گناهی برادر مؤمن‌‌شان که این بهتان بر او زده شده است را گمان نبردند، و نگفتند: این دروغی آشکار است.

﴿لَوْلاَ جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاء فَأُوْلَئِكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُون [النور: ١٣]

١٣ چرا افترا زنندگان به مادر مؤمنان عایشه‌‌ل‌‌ برای دروغ بزرگشان چهار گواه نیاوردند تا بر صحت آنچه به مادر مؤمنان نسبت دادند گواهی دهند، پس چون چهار گواه بر این کار نیاوردند- و هرگز نخواهند توانست بیاورند- در حکم الله دروغگویان هستند.

﴿وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيم [النور: ١٤]

١٤ و - ای مؤمنان- اگر لطف و رحمت الله بر شما نبود که در کیفر شما تعجیل نکرد، و توبۀ توبه‌‌کاران شما را پذیرفت؛ به‌‌طور قطع به‌‌سبب دروغ و بهتان بر مادر مؤمنان که در آن فرو رفتید عذابی بزرگ به شما می‌‌رسید.

﴿إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيم [النور: ١٥]

١٥ آن‌‌گاه که این بهتان را به یکدیگر روایت می‌‌کردید، و با وجود دروغ‌‌ بودنش آن را دهان به دهان نقل می‌‌کردید؛ حال آن‌‌که هیچ دانشی به آن نداشتید، و گمان می‌‌کردید سهل و آسان است، درحالی‌‌که نزد الله [گناه بسیار] بزرگ است؛ چون دروغ و اتهام‌‌زدن به انسان پاک را دربردارد.

﴿وَلَوْلاَ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيم [النور: ١٦]

١٦ و چرا وقتی این بهتان بزرگ را شنیدید نگفتید: پروردگارا برای منزه‌‌ دانستن تو، سزاوار ما نیست که در مورد این امر شنیع سخن بگوییم، این اتهام به مادر مؤمنان، دروغی بزرگ است.

﴿يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين [النور: ١٧]

١٧ الله به شما اندرز می‌‌دهد و شما را نصیحت می‌‌کند که اگر به الله ایمان دارید به مانند این بهتان بزرگ بازنگردید که انسان پاکدامنی را به زنا متهم کنید.

﴿وَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيم [النور: ١٨]

١٨ و الله آیاتی مشتمل بر احکام و اندرزهایش برای‌‌تان آشکار می‌‌گرداند، و او تعالی از اعمال‌‌تان آگاه است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد، و در تدبیر و شریعتش بسیار داناست.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُون [النور: ١٩]

١٩ همانا کسانی‌‌که دوست دارند منکرات - از جمله اتهام به زنا- در میان مؤمنان منتشر شود، عذابی رنج‌‌آور در دنیا با اقامۀ حد دارند، و در آخرت عذاب جهنم برای‌‌شان است، و الله دروغشان، و عاقبتِ کار بندگانش و مصالح آنها را می‌‌داند، حال آنکه شما این موارد را نمی‌‌دانید.

﴿وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّه رَؤُوفٌ رَحِيم [النور: ٢٠]

٢٠ و - ای افتادگان در اِفک- اگر لطف و رحمت الله بر شما نبود، و اگر الله نسبت به شما مهربان و بخشنده نبود، به‌‌طور قطع در کیفر شما شتاب می‌‌کرد.

برخی فواید آیات:

تمرکز منافقان بر تخریب مراکز مورد اعتماد در جامعۀ اسلامی با پراکندن اتهامات دروغین.

منافقان گاهی برخی مؤمنان را به مشارکت در اعمال خویش نزدیک می‌‌سازند.

گرامی‌‌داشتن مادر مؤمنان عایشه‌‌ل‌‌ با تبرئۀ او از بالای هفت آسمان.

ضرورت ایستادگی در برابر شایعه‌‌ها.|

﴿* يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَاء وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيم [النور: ٢١]

٢١ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به شریعت او تعالی عمل کرده‌‌اید، از راه‌‌های شیطان در آراستن باطل پیروی نکنید، و هرکس از راه‌‌های او پیروی کند [باید بداند که] همانا شیطان به کارها و سخنان زشت، و به آنچه که شریعت نمی‌‌پسندد امر می‌‌کند، و - ای مؤمنان- اگر بخشش الله بر شما نبود هیچ‌‌یک از شما هرگز با توبه پاک نمی‌‌شد. اما الله هرکس را بخواهد با پذیرش توبه‌‌اش پاک می‌‌گرداند، و الله سخنان شما را می‌‌شنود، و از اعمال‌‌تان آگاه است، چنان‌‌که ذره‌‌ای از سخنان و اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿وَلاَ يَأْتَلِ أُوْلُوا الْفَضْلِ مِنكُمْ وَالسَّعَةِ أَن يُؤْتُوا أُوْلِي الْقُرْبَى وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلاَ تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيم [النور: ٢٢]

٢٢ و بزرگواران در دین و ثروتمندان نباید بر ترک بخشش به خویشاوندان نیازمندشان - از مهاجران در راه الله که فقیر هستند- به‌‌سبب گناهی که مرتکب شده‌‌اند سوگند بخورند، و باید آنها را ببخشند، و از آنها درگذرند، آیا دوست ندارید که الله گناهان‌‌تان را بر شما بیامرزد در صورتی که آنها را ببخشید و از آنها درگذرید؟! و نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است، پس بندگانش باید از او تعالی تأسی بگیرند. این آیه در مورد ابوبکر صدیق نازل شد چون بر ترک انفاق بر مِسطَح به خاطر مشارکت او در قضیۀ اِفک سوگند یاد کرد.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاَتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيم [النور: ٢٣]

٢٣ همانا کسانی‌‌که به زنان پاکدامن و بی‌‌خبر از زنایی که زنان مؤمن به آن پی نمی‌‌برند نسبت می‌‌دهند، در دنیا و آخرت از رحمت الله رانده شده‌‌اند، و در آخرت عذابی بزرگ برای‌‌شان است.

﴿يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون [النور: ٢٤]

٢٤ این عذاب در روز قیامت به آنها می‌‌رسد همان روزی‌‌که زبان‌‌های‌‌شان به دروغی که گفتند علیه آنها گواهی می‌‌دهند، و دست‌‌ها و پاهای‌‌شان به اعمالی که انجام می‌‌دادند علیه آنها گواهی می‌‌دهند.

﴿يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَيَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِين [النور: ٢٥]

٢٥ در آن روز، الله جزای‌‌شان را به عدالت می‌‌دهد، و می‌‌دانند که الله سبحانه همان حق است، پس هر خبر یا وعده یا وعیدی که از او صادر می‌‌شود حق آشکاری است که تردیدی در آن راه ندارد.

﴿الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيم [النور: ٢٦]

٢٦ هر مرد و زن و سخن و عمل ناپاکی مناسب و سازگار با ناپاکِ همان مورد است، و هر پاکیزه‌‌ای از این موارد، مناسب و موافق پاکیزۀ آن است، این مردان و زنان پاک از سخنان ناروایی که مردان و زنان ناپاک در مورد آنها می‌‌گویند بری هستند، و آمرزشی از جانب الله برای‌‌شان است که گناهان‌‌شان را می‌‌آمرزد، و روزی‌‌ای گرامی یعنی بهشت دارند.

چون کشف عورت‌‌ سبب تحریک شهوتِ منجر به ارتکاب زنای مذکور در آغاز سوره است، الله برای حفظ نگاه از کشف عورت‌‌، به کسب اجازه هنگام ورود به خانه‌‌ها فرمان داد؛ و فرمود:

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُون [النور: ٢٧]

٢٧ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به شریعتش عمل کرده‌‌اید، به خانه‌‌هایی که خانه‌‌های خودتان نیست وارد نشوید تا اینکه از ساکنان آن خانه‌‌ها در هنگام ورود بر آنها اجازه بگیرید، و بر آنها سلام کنید به این نحو که در سلام و کسب اجازه، بگویید: السلام علیکم آیا وارد شوم؟ این کسب اجازه که به آن امر شدید از ورود ناگهانی برای‌‌تان بهتر است، تا به آنچه که امر شدید متذکر شوید و آن را اجرا کنید.

برخی فواید آیات:

اغواگری و وسوسه‌‌انگیزی شیطان موجب ارتکاب گناهان است، پس مؤمن باید از آن برحذر باشد.

توفیق به توبه و عمل صالح از جانب الله است؛ نه از جانب بنده.

عفو و گذشت از خطاکار یکی از اسباب بخشش گناهان است.

قَذف (تهمت) به افراد پاکدامن، از گناهان کبیره است.

مشروعیت اجازه‌‌گرفتن برای حفظ نگاه، و محافظت از حریم خانه‌‌ها.|

﴿فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلاَ تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيم [النور: ٢٨]

٢٨ پس اگر کسی را در آن خانه‌‌ها نیافتید وارد نشوید تا از کسانی‌‌که صاحب اجازه هستند به شما اجازۀ ورود بدهند، و اگر صاحبان خانه به شما گفتند: (بازگردید) بازگردید و وارد نشوید، زیرا این کار نزد الله برای‌‌تان پاکیزه‌‌تر است، و الله به آنچه انجام می‌‌دهید آگاه است و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿لَّيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُون [النور: ٢٩]

٢٩ بر شما گناهی نیست که به خانه‌‌های عمومی که به کسی اختصاص ندارد و برای استفادۀ عموم آماده شده مانند کتابخانه‌‌ها و مغازه‌‌های بازارها بدون کسب اجازه وارد شوید، و الله تمام اعمال و احوال‌‌تان را که آشکار و پنهان می‌‌دارید می‌‌داند، و ذره‌‌ای از اعمال و احوال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی در قبال آن به شما جزا خواهد داد.

چون نگاه، مقدّمۀ به‌‌سوی زنا است، الله به پوشیدن چشم برای پیشگیری از زنا فرمان داد و فرمود:

﴿قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُون [النور: ٣٠]

٣٠ - ای رسول- به مردان مؤمن بگو چشمان‌‌شان را از نگاه به زنان و عورت‌‌های حرام بازدارند، و عورت‌‌های‌‌شان را از وقوع در حرام، و کشف آن حفظ کنند، این خودداری از نگاه به آنچه الله حرام کرده، نزد او تعالی برای‌‌شان پاکیزه‌‌تر است، به‌‌راستی الله از آنچه انجام می‌‌دهند آگاه است، و ذره‌‌ای از کارهای‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلاَ يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلاَ يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلاَ يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون [النور: ٣١]

٣١ و به زنان مؤمن بگو چشمان‌‌شان را از نگاه به عورت‌‌هایی که نگاه به آن برای‌‌شان حلال نیست بازدارند، و عورت‌‌های‌‌شان را با دوری از زنا و با پوشش حفظ کنند، و زیورهای‌‌شان را به بیگانگان آشکار نکنند مگر آنچه که از آن آشکار است و مخفی‌‌کردن آن ممکن نیست مانند لباس‌‌ها، و باید رواندازهای‌‌شان را بر شکاف‌‌های بالای لباس‌‌های‌‌شان بیندازند تا موها و صورت‌‌ها و گردن‌‌های‌‌شان را بپوشانند، و زیورهای مخفی خود را آشکار نکنند جز به شوهران‌‌شان، یا پدران‌‌شان، یا پدران شوهران‌‌شان، یا پسران‌‌شان، یا پسران شوهران‌‌شان، یا برادران‌‌شان، یا پسران برادران‌‌شان، یا پسران خواهران‌‌شان، یا زنان امانتدارشان، چه مسلمان و چه کافر، یا بردگان مرد و زنی که مالکِ آن هستند، یا پیروانی که خواسته و نیازی به زنان ندارند، یا کودکانی که به‌‌سبب خردسالی بر عورت‌‌های زنان اطلاع نیافته‌‌اند، و - ای مؤمنان- همگی از نگاه حرام و سایر گناهانی که کسب می‌‌کنید به‌‌سوی الله توبه کنید؛ تا به مطلوب برسید، و از هلاکت و وحشت نجات یابید.

برخی فواید آیات:

جواز ورود به اماکن عمومی بدون کسب اجازه.

وجوب چشم‌‌پوشی مردان و زنان از حرام‌‌های الهی.

وجوب حجاب برای زن.

منع به‌‌کارگیری وسایل فتنه‌‌.|

چون مجردماندن به مدت طولانی پس از بلوغ، یکی از اسباب انتشار زنا است، الله به یاری مردان و زنان مجرد بر نکاح فرمان داد و فرمود:

﴿وَأَنكِحُوا الأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيم [النور: ٣٢]

٣٢ و - ای مؤمنان- مردانی را که همسر ندارند، و زنان آزادی را که شوهر ندارند همسر دهید، و غلامان و کنیزان مؤمن خویش را همسر دهید، اگر فقیر باشند الله آنها را از فضل گستردۀ خویش بی‌‌نیاز می‌‌سازد، و الله گشایندۀ رزق و روزی است و بی‌‌نیاز ساختن کسی از رزقش نمی‌‌کاهد، و از احوال بندگانش آگاه است.

چون الله مؤمنان را به تزویج بی‌‌همسران فرمان داد، به انسان بی‌‌همسر نیز فرمان داد که اگر وسایل مورد نیاز ازدواج را نیافت پاکدامنی پیشه کند و فرمود:

﴿وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلاَ تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيم [النور: ٣٣]

٣٣ و کسانی‌‌که به خاطر فقر توان ازدواج ندارند باید پاکدامنی بجویند تا الله آنها را از فضل گستردۀ خویش بی‌‌نیاز گرداند، و غلامانی که خواستار بازخرید از اربابان خویش در قبال پرداخت مال هستند تا آزاد شوند، اربابان‌‌شان اگر در آنها قدرت پرداخت و اصلاح در دین دانستند باید این پیشنهاد را از آنها بپذیرند، و باید از مال الله که به آنها عطا کرده است بدهند به این نحو که بخشی از آنچه را که برای پرداخت با آنها مکاتبه کرده‌‌اند برای‌‌شان در نظر بگیرند، و برای جستجوی مال، کنیزان‌‌تان را بر زنا مجبور نکنید- مانند کاری که عبدالله بن اُبَی با دو کنیزش که خواستار پاکدامنی و دوری از زنا بودند مرتکب شد- تا آنچه را که از طریق عورت خویش کسب می‌‌کنند بطلبید، و هرکس از شما که آنها را بر این کار مجبور کند به‌‌راستی‌‌که الله پس از اجبار آنها نسبت به گناهان‌‌شان آمرزنده، و نسبت به آنها بسیار مهربان است؛ زیرا مجبور بوده‌‌اند، و گناه بر کسانی است که آنها را مجبور کرده‌‌اند.

﴿وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَمَثَلاً مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِين [النور: ٣٤]

٣٤ و - ای مردم- به تحقیق آیات روشنی که هیچ ابهامی ندارد به‌‌سوی‌‌تان فرو فرستاده‌‌ایم، و مثالی از مؤمنان و کافرانی که پیش از شما گذشتند برای‌‌تان نازل کرده‌‌ایم، و اندرزی برای‌‌تان فرو فرستاده‌‌ایم که کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان از او تعالی می‌‌ترسند از آن پند می‌‌گیرند.

﴿* اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لاَّ شَرْقِيَّةٍ وَلاَ غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاء وَيَضْرِبُ اللَّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [النور: ٣٥]

٣٥ الله نور آسمان‌‌ها و زمین، و هدایتگر کسانی‌‌که در این دو قرار دارند است، مثال نور او سبحانه در قلب مؤمن مانند منفذ و پنجره‌‌ای در دیواری نفوذناپذیر است که در آن چراغی است، و آن چراغ در شیشه‌‌ای درخشان قرار دارد که آن شیشه گویی ستاره‌‌ای روشنگر مانند دُرّ است. آن چراغ از روغن درختی مبارک، یعنی درخت زیتون افروخته می‌‌شود، درختی که نه صبحگاه و نه شامگاه هیچ‌‌چیز او را از خورشید نمی‌‌پوشاند، و نزدیک است روغن آن از پاکی زیاد روشنایی بخشد، هر چند آتشی به او نرسیده باشد، پس وقتی‌‌که آتشی به او رسد چگونه خواهد بود؟! نور چراغ بر فراز نور شیشه است، قلب مؤمن نیز چنین است آن‌‌گاه که نور هدایت در آن بتابد، و الله هر یک از بندگانش را بخواهد بر پیروی از قرآن توفیق می‌‌دهد، و الله با بیان مثال‌‌ها، اشیا را با موارد مشابه توضیح می‌‌دهد، و الله بر هر چیزی داناست و هیچ‌‌چیز بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَال [النور: ٣٦]

٣٦ این چراغ در مساجدی برمی‌‌افروزد که الله فرمان داده منزلت و بنایش بالا رود، و اسم او تعالی با اذان و ذکر و نماز در آنها یاد شود، و در آغاز و پایان روز در جستجوی رضایت الله در آن نماز برپا می‌‌دارند.

برخی فواید آیات:

الله اسباب برده‌‌گیری را (به جنگ) محدود کرده و اسباب آزادسازی برده را گسترش داده و بر آن تشویق کرده است.

رهایی از بردگی به روش مکاتبه و کمک مالی به برده به این هدف که آزاد شود تا بردگان به عنوان طبقه‌‌ای فرومایه در زنا به کار گمارده نشوند.

قلب مؤمن به نور فطرت و نور هدایت ربانی، منور است.

مساجد خانه‌‌های الله در روی زمین هستند که آنها را برای عبادت پدید آورده است، پس واجب است که از نجاست‌‌های حسی و معنوی دور نگه داشته شوند.

یکی از اسم‌‌های نیکوی الله (النور) است که دربردارندۀ صفت نور برای او سبحانه است.|

﴿رِجَالٌ لاَّ تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلاَ بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاَةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأَبْصَار [النور: ٣٧]

٣٧ مردانی که هیچ خرید و هیچ فروشی آنها را از یاد الله سبحانه، و برپایی نماز به کامل‌‌ترین صورت، و پرداخت زکات برای مصارفش، به خود سرگرم نمی‌‌سازد، و از روز قیامت می‌‌ترسند، همان روزی‌‌که در آن دل‌‌ها میان امید در نجات از عذاب و ترس از عذاب زیر و رو می‌‌شود، و در آن چشم‌‌ها به هر سویی که برود منقلب می‌‌گردد.

﴿لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَاب [النور: ٣٨]

٣٨ این کار را کردند تا الله در قبال اعمال‌‌شان، بر حسب بهترین اعمال‌‌شان به آنها پاداش دهد، و افزون بر آن، پاداشی از فضل خویش برای‌‌شان بیفزاید، و الله هرکس را بخواهد بدون شمارش بر اندازۀ اعمال‌‌شان روزی می‌‌دهد، بلکه چند برابر آنچه انجام داده‌‌اند به آنها می‌‌بخشد.

﴿وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاء حَتَّى إِذَا جَاءهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَاب [النور: ٣٩]

٣٩ و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند اعمالشان هیچ پاداشی ندارد و مانند سراب در زمینی پَست است که شخص تشنه آن را آب می‌‌پندارد، پس به‌‌سویش حرکت می‌‌کند تا اینکه به آن برسد و بر کنارش بایستد امّا آبی نیابد، و همچنین کافر گمان می‌‌کند اعمالش به او نفع می‌‌رساند تا اینکه بمیرد و برانگیخته شود. آن‌‌گاه پاداش اعمالش را نیابد، و پروردگارش را در برابر خویش بیابد و او تعالی حساب عملش را به صورت کامل به او بدهد، و الله زودشمار است.

﴿أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّور [النور: ٤٠]

٤٠ یا اعمال‌‌شان مانند تاریکی‌‌هایی در دریایی عمیق است، که موجی آنها را می‌‌پوشاند، و از بالای این موج موجی دیگر است، و از بالای آن ابری است که آنچه را ستارگان به آن هدایت می‌‌کنند می‌‌پوشاند، تاریکی‌‌های متراکم که بر روی یکدیگر قرار دارند، کسی‌‌که در این تاریکی‌‌ها افتاده است هرگاه دستش را درآورد بر اثر تاریکی زیاد به سختی دستش را ببیند، و کافر اینچنین است، که تاریکی‌‌های جهل و شک و حیرت و مُهر روی قلبش، بر او متراکم شده است، و هرکس که الله هدایت از گمراهی، و علم به کتابش را به او روزی نداده باشد، هیچ هدایتی نخواهد داشت که با آن راه یابد، و هیچ کتابی نخواهد داشت که از آن روشنایی برگیرد.

﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاَتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُون [النور: ٤١]

٤١ - ای رسول- آیا ندانسته‌‌ای که تمام مخلوقات الله که در آسمان‌‌ها و زمین هستند تسبیح او تعالی را می‌‌گویند، و پرندگان که بال‌‌های‌‌شان را در هوا گشوده‌‌اند تسبیح او را می‌‌گویند، الله نماز هر یک از این مخلوقات را که نماز می‌‌گزارند مانند انسان، و تسبیح هر یک از آنها را که تسبیح می‌‌گویند مانند پرندگان می‌‌داند، و الله از آنچه که انجام می‌‌دهند آگاه است، و ذره‌‌ای از کارهای‌‌شان بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِير [النور: ٤٢]

٤٢ و فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین تنها از آنِ الله است، و در روز قیامت بازگشت برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی اوست.

﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلاَلِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِيهَا مِن بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاء وَيَصْرِفُهُ عَن مَّن يَشَاء يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالأَبْصَار [النور: ٤٣]

٤٣ - ای رسول- آیا ندانسته‌‌ای که الله ابر را می‌‌رانَد، سپس اجزای آن را به یکدیگر پیوند می‌‌زند، سپس آن را متراکم و بر روی هم قرار می‌‌دهد، آن‌‌گاه باران را می‌‌بینی که از درون ابر درمی‌‌آید، و از سوی آسمان از ابری متراکم که از نظر بزرگی به کوه‌‌ها می‌‌ماند تکه‌‌های منجمد آب مانند سنگریزه فرو می‌‌فرستد، آن‌‌گاه آن تگرگ را به هر یک از بندگانش که بخواهد می‌‌رساند، و آن را از هر یک از بندگانش که بخواهد بازمی‌‌دارد، نزدیک است که روشنایی برق ابر بر اثر شدت درخشندگی، چشم‌‌ها را ببرد.

برخی فواید آیات:

سنجش میان سرگرمی‌‌های دنیوی و اعمال اخروی توسط مؤمن، لازم و ضروری است.

بطلان عمل کافر به‌‌سبب نبود شرط ایمان.

کافر از مخلوقات تسبیح‌‌گو و فرمان‌‌بردار الله خارج است.

تمام مراحل باران، بخشی از آفرینش و تقدیر الله است.|

﴿يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُوْلِي الأَبْصَار [النور: ٤٤]

٤٤ الله میان شب و روز را از نظر بلندی و کوتاهی، و آمدن و رفتن به نوبت می‌‌آورد، به‌‌راستی‌‌که در این نشانه از دلایل ربوبیت، اندرزی است برای کسانی‌‌که بر قدرت و وحدانیت الله می‌‌نگرند.

﴿وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [النور: ٤٥]

٤٥ و الله تمام حیواناتی را که روی زمین می‌‌جنبند از نطفه‌‌ای آفرید، که برخی از آنها مانند مارها بر روی شمکشان راه می‌‌روند، و برخی از آنها مانند انسان و پرندگان بر روی دو پا راه می‌‌روند، و برخی از آنها مانند چارپایان بر روی چهار پا راه می‌‌روند، الله آنچه از موارد مذکور و غیرمذکور را که بخواهد می‌‌آفریند، زیرا الله تعالی بر هر چیزی تواناست، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد.

﴿لَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [النور: ٤٦]

٤٦ به تحقیق که بر محمد‌‌ج‌‌ آیاتی روشن که هیچ ابهامی در آنها نیست نازل کرده‌‌ایم، و الله هرکس را بخواهد به راه راستی که هیچ کجی و انحرافی ندارد توفیق می‌‌دهد، و این راه او را به بهشت می‌‌رساند.

﴿وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَئِكَ بِالْمُؤْمِنِين [النور: ٤٧]

٤٧ و منافقان می‌‌گویند: به الله ایمان آوردیم، و به رسول‌‌ج‌‌ ایمان آوردیم، و از الله اطاعت کردیم، و از رسولش اطاعت کردیم، سپس گروهی از آنها روی می‌‌گردانند، و پس از ادعای ایمان به الله و رسولش و اطاعت از آن دو، از الله و رسولش در امر به جهاد در راه الله و سایر فرامین اطاعت نمی‌‌کنند، و این رویگردانان از طاعت الله و رسولش مؤمن نیستند هر چند چنین ادعای ایمان داشته باشند.

﴿وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُون [النور: ٤٨]

٤٨ و چون این منافقان به‌‌سوی الله و به‌‌سوی رسولش فراخوانده شوند تا در اموری که با هم اختلاف دارند رسول‌‌ج‌‌ میان‌‌شان داوری کند، به‌‌سبب نفاقی که دارند به‌‌ناگاه از حکم رسول‌‌ج‌‌ روی می‌‌گردانند.

﴿وَإِن يَكُن لَّهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِين [النور: ٤٩]

٤٩ و اگر بدانند که حق با آنها است، و رسول به مصلحت آنها حکم خواهد کرد تسلیم‌‌شده و فروتن نزدش می‌‌آیند.

﴿أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُون [النور: ٥٠]

٥٠ آیا در دل‌‌های اینها بیماری‌‌ای همیشگی است، یا در اینکه او رسول الله است تردید دارند، یا می‌‌ترسند الله و رسولش در داوری بر آنها ستم کنند؟ دلیل این امر موارد مذکور نیست، بلکه به‌‌سبب رویگردانی از داوری رسول‌‌ج‌‌ و دشمنی‌‌شان با اوست.

الله پس از بیان موضع منافقانِ نافرمان از حکم الله و رسولش، موضع مؤمنان راضی به حکم الله و رسولش را بیان کرد و فرمود:

﴿إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون [النور: ٥١]

٥١ سخن مؤمنان جز این نیست که وقتی به‌‌سوی الله، و به‌‌سوی رسولش فراخوانده شوند تا میان آنها داوری کند می‌‌گویند: سخنش را شنیدیم، و از امرش اطاعت کردیم، و همان کسانی‌‌که این صفات را دارند در دنیا و آخرت رستگارانند.

﴿وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُون [النور: ٥٢]

٥٢ و هرکس از الله و رسولش فرمان‌‌برداری کند، و تسلیم حکم‌‌شان شود، و از آنچه که او را به گناهان می‌‌کشاند بترسد، و از عذاب الله با اجرای اوامر، و ترک نواهی او تعالی بترسد، فقط اینها همان دست‌‌یافتگان به خیر دنیا و آخرت هستند.

﴿* وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُل لاَّ تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَّعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُون [النور: ٥٣]

٥٣ و با استوارترین سوگندهایی که می‌‌توانستند با آن سوگند یاد کنند به الله سوگند یاد کردند که: اگر آنها را به خروج به جهاد فرمان دهی به‌‌طور قطع خارج خواهند شد. - ای رسول- به آنها بگو: سوگند یاد نکنید، زیرا دروغ شما شناخته شده است، و اطاعت ادعایی‌‌تان نیز شناخته شده است، و الله به آنچه انجام می‌‌دهید آگاه است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان هر چند آنها را نهان کنید بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند.

برخی فواید آیات:

تنوع مخلوقات بر قدرت الله دلالت دارد.

یکی از صفات منافقان رویگردانی از حکم الله است مگر اینکه حکم به نفع آنها باشد، و یکی از صفات آنها بیماری قلبی و شک، و بدگمانی به الله است.

طاعت الله و رسولش و ترس از الله از اسباب رستگاری در هر دو سَرا است.

سوگند دروغین یکی از صفات و روش‌‌های همیشگی و شناخته‌‌شدۀ منافقان است.|

﴿قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ الْمُبِين [النور: ٥٤]

٥٤ - ای رسول- به این منافقان بگو: در آشکار و نهان از الله و رسول اطاعت کنید، پس اگر از اطاعت آن دو روی بگردانید فقط تبلیغی که رسول به آن مکلف شده است برعهدۀ اوست، و طاعتی که به آن مکلف شده‌‌اید و عمل به آنچه که آورده است برعهدۀ خودتان است، و اگر از اوامر و نواهی الهی اطاعت کنید به‌‌سوی حق راه می‌‌یابید. جز ابلاغ آشکار، چیزی برعهدۀ رسول‌‌ج‌‌ نیست، و واداشتن و اجبار شما بر هدایت، برعهدۀ او نیست.

﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لاَ يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُون [النور: ٥٥]

٥٥ الله به کسانی از شما که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند وعده داده که آنها را در برابر دشمنان‌‌شان یاری رساند، و آنها را جانشینانی در روی زمین قرار خواهد داد همان‌‌گونه که مؤمنان پیش از آنها را جانشینانی بر روی زمین قرار داد، و به آنها وعده داده که آن دین‌‌شان که برای‌‌شان پسندیده است- یعنی همان دین اسلام- را بزرگ و نیرومند قرار خواهد داد، و به آنها وعده داده که ترس آنها را به آرامش تبدیل خواهد کرد، تنها مرا عبادت کنید، و هیچ‌‌چیز را با من شریک قرار ندهید، و هرکس بعد از این نعمت‌‌ها کفر ورزد، همان‌‌ها خارج‌‌شدگان از طاعت الله هستند.

﴿وَأَقِيمُوا الصَّلاَةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون [النور: ٥٦]

٥٦ و نماز را به کامل‌‌ترین وجه برپا دارید، و زکات اموال‌‌تان را بدهید، و رسول را با انجام آنچه به شما فرمان داده، و ترک آنچه شما را از آن نهی کرده است اطاعت کنید؛ امید است که به رحمت الله دست یابید.

﴿لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَلَبِئْسَ الْمَصِير [النور: ٥٧]

٥٧ - ای رسول- مپندار کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند آن‌‌گاه که بخواهم عذاب را بر آنها فرو فرستم از چنگ من فرار می‌‌کنند، پناهگاه آنها در روز قیامت جهنم است، و چه بد است مقصد کسانی‌‌که به جهنم می‌‌روند.

الله پیش از این احکام کسب اجازۀ افراد آزاد بالغ را بیان کرد، در ادامه، احکام کسب اجازه غلامان و اشخاص آزاد غیر بالغ و کودکانی که بالغ نشده اند را بیان می‌‌کند و می‌‌فرماید:

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلاَةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلاَةِ الْعِشَاء ثَلاَثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلاَ عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيم [النور: ٥٨]

٥٨ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به آنچه برای‌‌تان تشریع کرده است عمل کرده‌‌اید، غلامان و کنیزکان شما و کودکان آزادی که به سن احتلام نرسیده‌‌اند باید در سه وقت از شما کسب اجازه کنند: قبل از نماز صبح هنگام تعویض لباس خواب با لباس بیداری، در نیمروز آن‌‌گاه که لباس‌‌های‌‌تان را برای قیلوله درمی‌‌آورید، و پس از نماز عشا؛ زیرا وقت خواب شما و درآوردن لباس‌‌های بیداری و پوشیدن لباس خواب است، این سه وقت اوقات برهنگی شما هستند، که نباید در این وقت‌‌ها جز پس از کسب اجازه تان بر شما وارد شوند، و غیر از این اوقات گناهی نه بر شماست و نه بر آنها که بدون کسب اجازه وارد شوند. آنها زیاد رفت و آمد می‌‌کنند، و بر گرد یکدیگر می‌‌چرخید، پس کسب اجازه برای ورود آنان در تمام اوقات، دشوار است. الله همان‌‌گونه که حکم کسب اجازه را برای‌‌تان بیان کرد آیات دلالت‌‌کننده بر احکامی را که برای شما تشریع و بیان می‌‌کند، و الله به مصالح بندگانش آگاه است، و در احکامی که برای‌‌شان تشریع می‌‌کند بسیار داناست.

برخی فواید آیات:

پیروی از رسول‌‌ج‌‌ یکی از نشانه‌‌های هدایت‌‌یافتن است.

دعوتگر باید تمام تلاش خویش را در دعوت به‌‌کار گیرد، و [بداند که] نتایج به دست الله است.

ایمان و عمل صالح سبب کسب قدرت و امنیت در زمین است.

تأدیب بردگان و کودکان بر کسب اجازه در اوقاتی که عورت‌‌ها آشکار است.|

﴿وَإِذَا بَلَغَ الأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيم [النور: ٥٩]

٥٩ و کودکان شما هرگاه به سن احتلام رسیدند باید هنگام ورود به خانه‌‌ها در تمام اوقات اجازه بگیرند همان‌‌گونه که قبلا در مورد بزرگان گفته شد، همان‌‌گونه که الله احکام کسب اجازه را برای‌‌تان بیان کرد آیاتش را برای شما بیان می‌‌کند، و الله از مصالح بندگانش آگاه است و در آنچه برای‌‌شان تشریع می‌‌کند بسیار داناست.

﴿وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللاَّتِي لاَ يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيم [النور: ٦٠]

٦٠ و زنان سالخورده‌‌ای که به دلیل سن زیاد حیض نمی‌‌بینند و باردار نمی‌‌شوند، کسانی‌‌که امیدی به نکاح ندارند گناهی بر آنها نیست که بعضی پوشش‌‌های خویش مانند روسری را کنار گذارند، بدون اینکه زیور پنهانی را که به پوشاندن آن فرمان یافته‌‌اند آشکار کنند، و برای پوشش و عفت بیشتر اگر این لباس را کنار نگذارند برای‌‌شان بهتر است از اینکه آن را کنار بگذارند، و الله سخنان‌‌تان را می‌‌شنود، و از کارهای‌‌تان آگاه است، و ذره‌‌ای از سخنان و کارهای‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿لَيْسَ عَلَى الأَعْمَى حَرَجٌ وَلاَ عَلَى الأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلاَ عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلاَ عَلَى أَنفُسِكُمْ أَن تَأْكُلُوا مِن بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالاَتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُم مَّفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون [النور: ٦١]

٦١ بر شخص نابینا و لنگ و بیمار گناهی نیست، اگر تکالیفی مانند جهاد در راه الله را که قادر بر انجام آن نیستند ترک کنند، و - ای مؤمنان- نه در خوردن از خانه‌‌های خودتان که خانه‌‌های پسران‌‌تان نیز از جملۀ آن است بر شما گناهی است، و نه در خوردن از خانه‌‌های پدران‌‌تان یا مادران‌‌تان یا برادران‌‌تان یا خواهران‌‌تان یا عموهای‌‌تان یا عمه‌‌هایتان، یا دایی‌‌های‌‌تان یا خاله‌‌هایتان، یا خانه‌‌هایی که محافظت از آنها به شما سپرده شده است مانند نگهبان باغ، و در خوردن از خانه‌‌های دوستان‌‌تان نیز به خاطر رضایت او از این امر طبق عادت گناهی بر شما نیست. گناهی بر شما نیست که با هم یا به تنهایی بخورید، پس چون به خانه‌‌هایی مثل خانه‌‌های مذکور و سایر خانه‌‌ها وارد شدید به افراد حاضر در آن این‌‌گونه سلام کنید: السلام علیکم، اما اگر کسی در آن نبود بر خودتان این‌‌گونه سلام کنید: السلام علینا و علی عباد الله الصالحین، این درودی مبارک از جانب الله است که برای‌‌تان تشریع شده است؛ چون مودت و الفت میان شما را گسترش می‌‌دهد، و سخن پاکی است که شنونده را خوشحال می‌‌کند، مانند موضوع بحث این سوره، الله آیات را برای‌‌تان بیان می‌‌کند تا در آنها بیندیشید، و به مقتضای آنها عمل کنید.

برخی فواید آیات:

جواز برداشتن برخی لباسها برای پیرزنان، زیرا شک و تهمتی در این کار وجود ندارد.

احتیاط در دین شأن پرهیزکاران است.

عذرها یکی از اسباب تخفیف تکلیف هستند.

جامعۀ اسلامی جامعۀ تعاون و همکاری و دوستی با یکدیگر است.|

الله پس از بیان کسب اجازه هنگام ورود، کسب اجازه هنگام رفتن را نیز بیان کرد و فرمود:

﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [النور: ٦٢]

٦٢ در حقیقت مؤمنان راستین همان کسانی هستند که به الله و رسولش ایمان آورده‌‌اند، و هنگامی‌‌که همراه پیامبر‌‌ج‌‌ در کاری که آنها را برای مصلحت مسلمانان گرد می‌‌آورد باشند، تا برای رفتن از او کسب اجازه نکنند نمی‌‌روند، - ای رسول- کسانی‌‌که هنگام رفتن از تو کسب اجازه می‌‌کنند همان‌‌ها هستند که واقعاً به الله و رسولش ایمان دارند، پس چون برای برخی امور مهم از تو اجازه خواستند به هر یک از آنها که خواستی اجازه دهی اجازه بده، و برای آنها آمرزش گناهان‌‌شان را طلب کن، زیرا الله نسبت به گناهان بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده، و نسبت به آنها بسیار مهربان است.

﴿لاَ تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [النور: ٦٣]

٦٣ - ای مؤمنان- به رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ احترام بگذارید، و هرگاه او را صدا زدید با اسمش مانند: ای محمد، یا با اسم پدرش مثل: ای پسر عبدالله او را صدا نزنید، آن‌‌گونه که یکدیگر را صدا می‌‌زنید، بلکه بگویید: ای رسول‌‌الله، ای نبی‌‌الله، و هرگاه شما را برای کاری عمومی فراخواند دعوتش را مانند دعوت میان یکدیگر در امور بی‌‌اهمیت عادی مپندازید، بلکه برای اجابت دعوتش بشتابید، به تحقیق الله از کسانی از شما که پنهانی و بدون اجازه می‌‌روند آگاه است، پس کسانی‌‌که با امر رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ مخالفت می‌‌کنند باید بترسند از اینکه الله مصیبت و بلایی بر آنها فرو فرستد، یا عذابی رنج‌‌آور که بر آن صبر ندارند را به آنها برساند.

﴿أَلاَ إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [النور: ٦٤]

٦٤ بدانید که آفرینش و فرمانروایی و تدبیر آنچه در آسمان‌‌ها و آنچه در زمین است فقط از آنِ الله است،- ای مردم- او تعالی از احوال شما آگاه است، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و روز قیامت - آن‌‌گاه که با رستاخیز پس از مرگ به‌‌سوی او بازگردانیده می‌‌شوید- شما را از اعمالی‌‌که در دنیا انجام داده‌‌اید باخبر می‌‌سازد، و الله از همه چیز آگاه است، و ذره‌‌ای نه در آسمان‌‌ها و نه در زمین بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

سوره الفرقان

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

پیروزی درخشان پیامبر‌‌ج‌‌ پس از تعرّض مشرکان به ایشان.

تفسیر:

﴿تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا [الفرقان: ١]

١ بزرگ و زیاد است خیر ذاتی‌‌که قرآن را جداسازنده‌‌ای میان حق و باطل برای بنده و رسولش محمد‌‌ج‌‌ نازل کرد؛ تا رسولی به‌‌سوی دو گروه انس و جن، و ترساننده‌‌ای برای آنها از عذاب الله باشد.

﴿الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا [الفرقان: ٢]

٢ همان ذاتی‌‌که فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین، تنها از آنِ او است، و هرگز فرزندی نگرفته است، و هیچ شریکی در فرمانروایی خویش ندارد، و تمام چیزها را آفریده، و هر یک از آنها را بر اساس اندازه‌‌ای که علم و حکمتش ایجاب می‌‌کند و مناسب آن چیز، آفریده است.

برخی فواید آیات:

دین اسلام دین نظام و آداب است، و پایبندی به آداب، مایۀ خیر و برکت است.

جایگاه رسول الله‌‌ج‌‌، بزرگداشت و احترام ایشان را بیش از دیگران ایجاب می‌‌کند.

بدفالی و شومی مخالفت با سنت پیامبر‌‌ج‌‌ .

احاطۀ فرمانروایی و علم الله به همه چیز.|

﴿وَاتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لاَّ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلاَ يَمْلِكُونَ لأَنفُسِهِمْ ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا وَلاَ يَمْلِكُونَ مَوْتًا وَلاَ حَيَاةً وَلاَ نُشُورًا [الفرقان: ٣]

٣ و مشرکان به جای الله معبودهایی گرفتند که هیچ مخلوق کوچک یا بزرگی را نمی‌‌آفرینند و خود آفریده شده‌‌اند، و الله آنها را از نیستی آفریده است، و نه بر دفع زیان از خودشان توانا هستند و نه بر جلب منفعت برای خودشان، و نه بر میراندن زنده، و نه بر زنده‌‌ کردن مرده، و نه بر برانگیختن مردگان از قبرهای‌‌شان توانا هستند.

الله پس از بیان شرک مشرکان موضع آنها در برابر کتاب و رسولش را نیز بیان کرد و فرمود:

﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلاَّ إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاؤُوا ظُلْمًا وَزُورًا [الفرقان: ٤]

٤ و کسانی‌‌که به الله و رسولش کفر ورزیدند گفتند: این قرآن چیزی نیست جز دروغی که محمد‌‌ج‌‌ آن را ساخته و از روی بهتان به الله نسبت داده است، و مردمانی دیگر او را بر ساختن آن کمک کرده‌‌اند، به تحقیق که این کافران سخن دروغی را افترا بستند، زیرا قرآن کلام الله است، و امکان ندارد که نه انسان و نه جن مانند آن بیاورد.

﴿وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلاً [الفرقان: ٥]

٥ و این تکذیب‌‌کنندگان قرآن گفتند: قرآن سخنان نخستینیان و دروغ‌‌هایی است که آنها می‌‌نوشتند، و محمد‌‌ج‌‌ از روی آن نسخه برداشته است، و در آغاز و پایان روز بر او خوانده می‌‌شود.

﴿قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا [الفرقان: ٦]

٦ - ای رسول- به این تکذیب‌‌کنندگان بگو: قرآن را الله فرستاده است همان ذاتی‌‌که از هر چیزی در آسمان‌‌ها و زمین آگاه است، و چنان‌‌که ادعا می‌‌کنید ساختگی نیست، سپس برای ترغیب آنها به توبه فرمود: همانا الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الأَسْوَاقِ لَوْلاَ أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيرًا [الفرقان: ٧]

٧ و مشرکان تکذیب‌‌کنندۀ پیامبر‌‌ج‌‌ گفتند: چرا این کسی‌‌که ادعا می‌‌کند رسولی از جانب الله است همانند سایر مردم غذا می‌‌خورد، و برای جستجوی معاش در بازارها راه می‌‌رود، چرا الله فرشته‌‌ای با او نفرستاده تا همراهش باشد و او را تصدیق و یاری کند.

﴿أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلاَّ رَجُلاً مَّسْحُورًا [الفرقان: ٨]

٨ یا گنجی از آسمان به‌‌سوی او نازل نشده، یا باغی ندارد که از میوۀ آن بخورد، تا از ‌‌رفتن در بازارها و جستجوی روزی بی‌‌نیاز گردد، و ستمکاران گفتند: - ای مؤمنان- شما از رسولی پیروی نمی‌‌کنید، جز این نیست که مردی را پیروی می‌‌کنید که به‌‌سبب سحر عقلش را از دست داده است.

﴿انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلاَ يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلاً [الفرقان: ٩]

٩ - ای رسول- بنگر تا از آنها تعجب کنی که چگونه تو را با اوصاف دروغین توصیف می‌‌کنند، زیرا گفتند: ساحر، و گفتند: سحرشده، و گفتند: مجنون، پس به‌‌سبب این کار از حق گمراه شدند، و نه می‌‌توانند راهی برای هدایت بپیمایند، و نه می‌‌توانند راهی را به عیبجویی در راستی و امانتداری تو بیابند.

﴿تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْرًا مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُورًا [الفرقان: ١٠]

١٠ برتر و مقدس است الله همان ذاتی‌‌که اگر بخواهد بهتر از آنچه که به تو پیشنهاد داده‌‌اند برایت قرار می‌‌دهد، چنان‌‌که در دنیا باغ‌‌هایی برایت قرار دهد که از زیر کاخ‌‌ها و درختانش نهرها جاری است و از میوه‌‌هایش می‌‌خوری، و کاخ‌‌هایی برایت قرار دهد که با روزی و نعمت فراوان در آنها سکونت کنی.

﴿بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيرًا [الفرقان: ١١]

١١ و سخنانی که از آنها صادر شد به هدف طلب حق و جستجوی دلیل نبود، بلکه برای این بود که روز قیامت را تکذیب کردند، و برای کسی‌‌که روز قیامت را تکذیب کند آتشی بزرگ و بسیار شعله‌‌ور آماده کرده‌‌ایم.

برخی فواید آیات:

توصیف معبود حقیقی به آفرینش و سود رسانی و میراندن و زنده‌‌ کردن، و ناتوانی معبود‌‌های باطل از تمام این موارد.

اثبات دو صفت مغفرت و رحمت برای الله.

رسالت، مسلتزم انسان ‌‌نبودنِ رسول نیست و رسل از بین انسان‌‌ها انتخاب شده‌‌اند.

تواضع پیامبر‌‌ج‌‌ که همانند مردم زندگی می‌‌کند.|

﴿إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا [الفرقان: ١٢]

١٢ آن‌‌گاه که جهنم کافران را درحالی‌‌که به‌‌سوی آن رانده می‌‌شوند از مکانی دور ببیند التهابی شدید، و صدایی رنج‌‌آور به‌‌سبب خشم زیاد جهنم از آنها، از آن می‌‌شنوند.

﴿وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُورًا [الفرقان: ١٣]

١٣ و چون این کافران در مکانی تنگ از جهنم افکنده شوند درحالی‌‌که دست‌‌های آنها با زنجیر به گردن‌‌های‌‌شان بسته شده است نابودی برای خودشان بخواهند؛ تا از آن رهایی یابند.

﴿لاَ تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا كَثِيرًا [الفرقان: ١٤]

١٤ - ای کافران- امروز یک نابودی را نخواهید و بسیار نابودی بخواهید، اما هرگز خواسته‌‌تان اجابت نخواهد گشت، بلکه در عذاب دردآور برای همیشه می‌‌مانید.

﴿قُلْ أَذَلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِيرًا [الفرقان: ١٥]

١٥ - ای رسول- به آنها بگو: آیا این عذابی که برای‌‌تان توصیف شد بهتر است یا بهشت جاویدانی که نعمت‌‌هایش ماندگار است و هرگز قطع نمی‌‌شود؟ و همان است که الله برای بندگان مؤمن پرهیزگار خویش وعده داده است که برای‌‌شان پاداش، و بازگشتگاهی باشد که در روز قیامت به‌‌سوی آن بازگردانیده می‌‌شوند.

﴿لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاؤُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْؤُولاً [الفرقان: ١٦]

١٦ در بهشت برای آنها هر نعمتی را که بخواهند موجود است، این امر وعده‌‌ای برعهدۀ الله است، که بندگان پرهیزکارش آن را از او می‌‌خواهند، و وعدۀ الله تحقق‌‌یافتنی است؛ زیرا او در وعده خلاف نمی‌‌کند.

﴿وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَؤُلاَء أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيل [الفرقان: ١٧]

١٧ و روزی‌‌که الله مشرکان تکذیب‌‌کننده، و آنچه را که به جای الله عبادت می‌‌کردند گرد می‌‌آورد، آن‌‌گاه به معبودها برای توبیخ عبادتگزاران‌‌شان می‌‌فرماید: آیا شما بندگانم را با این فرمان که شما را عبادت کنند گمراه ساختید، یا آنها از جانب خودشان گمراه شدند؟!

﴿قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاء وَلَكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا [الفرقان: ١٨]

١٨ معبودها می‌‌گویند: پروردگارا تو منزهی از اینکه شریکی داشته باشی، سزاوار ما نیست به جای تو دوستانی بگیریم که با آنها دوستی کنیم، پس چگونه از بندگانت می‌‌خواهیم که ما را به جای تو عبادت کنند؟! اما برای نزدیک‌‌ ساختن تدریجی به عذاب، این مشرکان، و پیش از آنها پدران‌‌شان را از خوشی‌‌های دنیا بهره‌‌مند ساختی تا اینکه یاد تو را فراموش کردند، پس دیگران را همراه تو عبادت کردند، و به‌‌سبب دل‌‌سختی‌‌شان مردمی نابودشده بودند.

﴿فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًا وَلاَ نَصْرًا وَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًا كَبِيرًا [الفرقان: ١٩]

١٩ - ای مشرکان- به‌‌طور قطع کسانی‌‌که شما آنها را به جای الله عبادت می‌‌کردید در آنچه که در مورد آنها ادعا می‌‌کنید شما را تکذیب کرده‌‌اند، پس به‌‌سبب ناتوانی‌‌تان نه می‌‌توانید عذاب را از خودتان دفع کنید و نه می‌‌توانید به خودتان یاری رسانید، و - ای مؤمنان- هر یک از شما که با شرک به الله ستم کند عذابی بزرگ به او می‌‌چشانیم همانند عذابی که به افراد مذکور چشاندیم.

چون مشرکان اعتراض کردند که رسول‌‌ج‌‌ غذا می‌‌خورد و در بازارها راه می‌‌رود، الله این‌‌گونه به آنها پاسخ داد:

﴿وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا [الفرقان: ٢٠]

٢٠ و - ای رسول- ما پیش از تو پیامبران‌‌ﻹ‌‌ را نفرستادیم جز انسان‌‌هایی که غذا می‌‌خوردند، و در بازارها راه می‌‌رفتند، پس تو نخستین فرد از رسولان در این مورد نیستی، و - ای مردم- بعضی از شما را برای بعضی دیگر به‌‌سبب اختلاف در ثروت و فقر و سلامتی و بیماری وسیلۀ آزمایش قرار دادیم، آیا بر آنچه با آن آزمایش شده‌‌اید شکیبایی می‌‌کنید تا الله در قبال صبرتان به شما پاداش دهد؟ و پروردگارت نسبت به هرکسی‌‌که صبر می‌‌کند و هرکسی که صبر نمی‌‌کند، و به هرکس که از او اطاعت می‌‌کند، و هرکس از او نافرمانی می‌‌کند بیناست.

برخی فواید آیات:

جمع بین تهدید از عذاب الله و تشویق به ثواب او تعالی.

کالاهای دنیایی باعث فراموشی از یاد الله می‌‌شوند.

انسان ‌‌بودن رسولان به دلیل تعامل آسان با آنها نعمتی از جانب الله برای مردم است.

تفاوت مردم در نعمت‌‌ها و مصیبت‌‌ها آزمایشی الهی برای بندگانش است.|

﴿* وَقَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْنَا الْمَلاَئِكَةُ أَوْ نَرَى رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّا كَبِيرًا [الفرقان: ٢١]

٢١ و کافران که به دیدار ما امید ندارند، و از عذاب ما نمی‌‌ترسند گفتند: چرا الله فرشتگانی بر ما فرو نفرستاد، تا از راستگویی محمد به ما خبر دهند، یا پروردگارمان را آشکارا نمی‌‌بینیم، تا از این امر به ما خبر دهد؟ به تحقیق که غرور در جان اینها بزرگ شد تا جایی‌‌که آنها را از ایمان محروم کرد، و با این سخن خویش در کفر و طغیان از حد گذشتند.

﴿يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلاَئِكَةَ لاَ بُشْرَى يَوْمَئِذٍ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًا مَّحْجُورًا [الفرقان: ٢٢]

٢٢ روزی‌‌که کافران فرشتگان را هنگام مرگ آنها، و در برزخ، و هنگام برانگیختنشان، و هنگامی‌‌که برای حسابرسی رانده می‌‌شوند، و آن‌‌گاه که در جهنم درآورده می‌‌شوند ببینند، در این مواضع برخلاف مؤمنان بشارتی برای‌‌شان نیست، و فرشتگان به آنها می‌‌گویند: بشارت از جانب الله بر شما حرام و مُحَرَّم است.

﴿وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا [الفرقان: ٢٣]

٢٣ و به تمام کارهای نیک و خیری که کافران در دنیا انجام داده‌‌اند می‌‌پردازیم آن‌‌گاه کارهای آنها را از نظر بطلان و سودنرساندن به‌‌سبب کفرشان مانند غباری پراکنده که بیننده در شعاع واردشدۀ خورشید از پنجره آن را می‌‌بیند قرار می‌‌دهیم.

﴿أَصْحَابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُّسْتَقَرًّا وَأَحْسَنُ مَقِيلاً [الفرقان: ٢٤]

٢٤ در آن روز مؤمنان ساکنان بهشت جایگاهی بهتر، و استراحت‌‌گاهی خوش‌‌تر از استراحت‌‌گاه دنیا از این کافران دارند؛ این امر به‌‌سبب ایمان به الله و عمل صالح آنها است.

﴿وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاء بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلاَئِكَةُ تَنزِيلاً [الفرقان: ٢٥]

٢٥ و - ای رسول- روزی را به یاد آور که آسمان از ابری سفید و نازک می‌‌شکافد، و فرشتگان به‌‌سبب کثرت‌‌شان بسیار به سرزمین محشر فرود می‌‌آیند.

﴿الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَنِ وَكَانَ يَوْمًا عَلَى الْكَافِرِينَ عَسِيرًا [الفرقان: ٢٦]

٢٦ روز قیامت فرمانروایی حق و ثابت از آنِ رحمان سبحانه است، و آن روز برای کافران بسیار سخت و دشوار است برخلاف مؤمنان که بر آنها آسان است.

﴿وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى يَدَيْهِ يَقُولُ يَالَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً [الفرقان: ٢٧]

٢٧ و - ای رسول- به یاد آور روزی را که ستمگر به‌‌سبب پیروی نکردن از رسول‌‌ج‌‌ دستش را از پشیمانی زیاد می‌‌گزد و می‌‌گوید: کاش رسول را در آنچه از جانب پروردگارش آورد پیروی می‌‌کردم، و همراه او راهی به‌‌سوی نجات برمی‌‌گزیدم.

﴿يَاوَيْلَتَى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاَنًا خَلِيلاً [الفرقان: ٢٨]

٢٨ و از شدت افسوس درحالی‌‌که نابودی را برای خودش می‌‌خواهد می‌‌گوید: وای بر من کاش فلان کافر را دوست نگرفته بودم.

﴿لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلإِنسَانِ خَذُولاً [الفرقان: ٢٩]

٢٩ به تحقیق که این دوست کافر مرا از قرآن پس از اینکه از طریق رسول به من رسید گمراه کرد، و شیطان بسیار از یاری انسان دست می‌‌کشد، و آن‌‌گاه که اندوهی بر او نازل شود از او بیزاری می‌‌جوید.

﴿وَقَالَ الرَّسُولُ يَارَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا [الفرقان: ٣٠]

٣٠ و رسول‌‌ج‌‌ در آن روز برای شکایت از حال قومش می‌‌گوید: پروردگارا، همانا قوم من که مرا به‌‌سوی آنها فرستادی این قرآن را رها کردند و از آن روی گرداندند.

﴿وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِّنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا [الفرقان: ٣١]

٣١ و - ای رسول- همان‌‌گونه که تو با آزار و بازداشته‌‌ شدن از راه خویش توسط قوم خود روبرو شدی پیش از تو نیز برای هر یک از پیامبران، دشمنی از مجرمان قومش قرار دادیم، و همین کافی است که پروردگارت به‌‌سوی حق هدایت می‌‌کند، و همین کافی است که او یاوری است که تو را در برابر دشمنانت یاری می‌‌رساند.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلاً [الفرقان: ٣٢]

٣٢ و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند گفتند: چرا این قرآن یکباره بر او نازل نشده، و به تدریج بر او نازل شده است، - ای رسول- این قرآن را با نزول تدریجی به صورت بخش‌‌بخش برای استوارسازی قلبت بر تو نازل کردیم، و آن را قسمت‌‌قسمت برای آسان‌‌سازی فهم و حفظ آن فرو فرستادیم.

برخی فواید آیات:

کفر مانع پذیرش اعمال صالح است.

خطر همنشین بد.

ضرر دوری از قرآن.

از جمله حکمت‌‌های نزول قرآن به صورت تدریجی، آرامش پیامبر‌‌ج‌‌ و آسان‌‌سازی فهم و حفظ قرآن و عمل به آن است.|

﴿وَلاَ يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلاَّ جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا [الفرقان: ٣٣]

٣٣ - و ای رسول- مشرکان هیچ مثالی را [به عنوان اعتراض بر رسالت تو] پیشنهاد نمی‌‌دهند مگر اینکه ما پاسخ راست و درست آن را با بهترین وجه و زیباترین بیان و تفسیر برایت می‌‌آوریم.

﴿الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلَى وُجُوهِهِمْ إِلَى جَهَنَّمَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَانًا وَأَضَلُّ سَبِيلاً [الفرقان: ٣٤]

٣٤ کسانی‌‌که در روز قیامت درحالی‌‌که بر روی چهره‌‌های‌‌شان کشیده می‌‌شوند به‌‌سوی جهنم کشانده می‌‌شوند آنها بدترین مکان را دارند؛ که جهنم است، و دورترین راه از حق را دارند؛ زیرا راهشان راه کفر و گمراهی است.

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَا مَعَهُ أَخَاهُ هَارُونَ وَزِيرًا [الفرقان: ٣٥]

٣٥ و به تحقیق که تورات را به موسی÷ دادیم، و همراه او برادرش هارون÷ را رسولی قرار دادیم تا یاوری برایش باشد.

﴿فَقُلْنَا اذْهَبَا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَدَمَّرْنَاهُمْ تَدْمِيرًا [الفرقان: ٣٦]

٣٦ پس به آن دو گفتیم: به‌‌سوی فرعون و قومش که آیات ما را تکذیب کرده‌‌اند بروید. آن‌‌گاه از فرمان ما اطاعت کردند، و به‌‌سوی آنها رفتند و آنها را به توحید الله فراخواندند، اما آن دو را تکذیب کردند و آنها را به شدت نابود کردیم.

﴿وَقَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَابًا أَلِيمًا [الفرقان: ٣٧]

٣٧ و قوم نوح را آن‌‌گاه که رسولان را با تکذیب نوح÷ تکذیب کردند در دریا غرق و‌‌ نابود کردیم، و نابودی‌‌شان را راهنمایی بر قدرت خویش بر ریشه‌‌کن ‌‌کردن ستمکاران قرار دادیم، و عذابی رنج‌‌آور در روز قیامت برای ستمکاران آماده ساختیم.

﴿وَعَادًا وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُونًا بَيْنَ ذَلِكَ كَثِيرًا [الفرقان: ٣٨]

٣٨ و عاد قوم هود÷، و ثمود قوم صالح÷، و اصحاب رَسّ (چاه) را نابود کردیم، و امت‌‌های زیادی را میان این سه امت نابود کردیم.

﴿وَكُلاًّ ضَرَبْنَا لَهُ الأَمْثَالَ وَكُلاًّ تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا [الفرقان: ٣٩]

٣٩ و برای هر یک از این نابودشدگان، نابودی امت‌‌های پیشین و اسباب آن را توصیف کردیم تا پند بگیرند، هر یک از آنها را به‌‌سبب کفر و ستیزه‌‌جویی‌‌شان از بین بردیم.

﴿وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لاَ يَرْجُونَ نُشُورًا [الفرقان: ٤٠]

٤٠ و به تحقیق که این تکذیب ‌‌کنندگان از میان قومت- در مسیر رفتن به شام- به شهر قوم لوط÷ که به کیفر فاحشه‌‌ای که انجام می‌‌دادند سنگ‌‌ها بر آن باریده شد گذشته‌‌اند تا از آن پند بگیرند؛ آیا از دیدن این شهر کور گشته‌‌اند و آن را ندیده‌‌اند؟ نه، بلکه در انتظار رستاخیز نیستند تا بعدش را محاسبه کنند.

﴿وَإِذَا رَأَوْكَ إِن يَتَّخِذُونَكَ إِلاَّ هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولاً [الفرقان: ٤١]

٤١ و - ای رسول- هرگاه این تکذیب‌‌کنندگان با تو روبرو شوند تو را به ریشخند می‌‌گیرند و از روی تسمخر و اعتراض می‌‌گویند: آیا این همان کسی است که الله او را به عنوان رسول به‌‌سوی ما فرستاده است؟!

﴿إِن كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلاَ أَن صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلاً [الفرقان: ٤٢]

٤٢ نزدیک بود ما را از عبادت معبودهایمان بازگرداند، اگر بر عبادت آنها شکیبایی نکرده بودیم به‌‌طور قطع ما را با دلایل و براهینش بازمی‌‌گرداند، و به‌‌زودی آن‌‌گاه که در قبرهای‌‌شان و روز قیامت عذاب را می‌‌بینند خواهند دانست که چه کسی منحرف‌‌تر است آنها یا او؟ و به‌‌زودی خواهند دانست که کدام‌‌یک از آنها گمراه‌‌تر است.

﴿أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ أَفَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلاً [الفرقان: ٤٣]

٤٣ - ای رسول- آیا دیدی آن کسی را که هوا و هوس خود را معبود خویش قرار داده و از او اطاعت کرده است؟ آیا تو بر او نگهبان هستی که او را به ایمان بازگردانی، و از کفر بازداری؟!

برخی فواید آیات:

کفر به الله و تکذیب آیاتش یکی از اسباب نابودی امت‌‌ها است.

ایمان‌‌ نداشتن به رستاخیز، سبب پند نگرفتن است.

تمسخر پیروان حق، کار کافران است.

خطر پیروی از هوس.|

﴿أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلاً [الفرقان: ٤٤]

٤٤ بلکه - ای رسول- گمان می‌‌کنی که بیشتر کسانی‌‌که آنها را به توحید و طاعت الله فرامی‌‌خوانی به نیت قبول کردن گوش می‌‌کنند یا در دلایل و برهان‌‌ها می‌‌اندیشند؟! در شنیدن و اندیشیدن و فهم جز مانند حیوانات نیستند، بلکه آنها از حیوانات هم گمراه‌‌ترند.

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلاً [الفرقان: ٤٥]

٤٥ - ای رسول- آیا آثار آفرینش الله را ندیده‌‌ای آن‌‌گاه که سایه را بر روی زمین گستراند، و اگر می‌‌خواست آن را ساکن و بدون حرکت قرار دهد به‌‌طور قطع چنین می‌‌کرد، سپس خورشید را دلالتی بر آن قرار دادیم، که آن را بلند و کوتاه می‌‌کند.

﴿ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَيْنَا قَبْضًا يَسِيرًا [الفرقان: ٤٦]

٤٦ سپس آن سایه را با کاستن به صورت تدریجی و اندک‌‌اندک بر اساس ارتفاع خورشید بازمی‌‌گیریم.

﴿وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِبَاسًا وَالنَّوْمَ سُبَاتًا وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُورًا [الفرقان: ٤٧]

٤٧ و الله همان ذاتی است که شب را به منزلۀ لباس برای‌‌تان قرار داد که شما، و اشیا را می‌‌پوشاند، و همان ذاتی است که خواب را مایۀ استراحت قرار داد که با آن در برابر خستگی کارهای‌‌تان استراحت می‌‌کنید، و همان ذاتی است که روز را زمانی برای شما قرار داد که در آن به‌‌سوی کارهای‌‌تان روانه می‌‌شوید.

﴿وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء طَهُورًا [الفرقان: ٤٨]

٤٨ و همان ذاتی است که بادها را مژده‌‌دهندۀ نزول باران که از رحمت او تعالی به بندگانش است فرستاد، و آب پاک باران را که با آن پاکیزگی حاصل می‌‌کنید از آسمان فرو فرستادیم.

﴿لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِيَّ كَثِيرًا [الفرقان: ٤٩]

٤٩ تا با آن آب نازل‌‌شده، زمینی خشک و لم‌‌یزرع و بدون گیاه را با برآوردن انواع گیاهان و گستراندن سبزه زنده گردانیم، و با آن آب، حیوانات و انسان‌‌های زیادی را که آفریده‌‌ایم سیراب کنیم.

﴿وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُورًا [الفرقان: ٥٠]

٥٠ و به تحقیق که در قرآن دلایل و براهین گوناگونی بیان کردیم تا از آن پند بگیرند، اما بیشتر مردم جز ناسپاسی از حق و پرهیز از آن نخواستند.

﴿وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيرًا [الفرقان: ٥١]

٥١ و اگر می‌‌خواستیم به‌‌طور قطع در هر شهری رسولی می‌‌فرستادیم تا به آنها انذار دهد و آنها را از کیفر الله بترساند، اما این امر را نخواستیم، و فقط محمد‌‌ج‌‌ را رسولی به‌‌سوی تمام مردم فرستادیم.

﴿فَلاَ تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا [الفرقان: ٥٢]

٥٢ پس از کافران در آنچه از روی فریب از تو می‌‌خواهند، و در پیشنهاداتی که به تو می‌‌دهند اطاعت نکن، و با این قرآن نازل‌‌شده بر تو با صبر در برابر آزارهای‌‌شان و تحمل دشواری‌‌ها در دعوت آنها به‌‌سوی الله به جهادی بزرگ با آنها بپرداز.

﴿* وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا [الفرقان: ٥٣]

٥٣ و الله سبحانه همان ذاتی است که آب دو دریا را که یکی شیرین و گوارا و دیگری شور است در کنار یکدیگر قرار داد، و میان آن دو، مانع و پرده‌‌ای نهاد که مانع آمیخته‌‌شدن آن دو با هم می‌‌شود.

﴿وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا [الفرقان: ٥٤]

٥٤ و او تعالی همان ذاتی است که از منی مرد و زن انسانی را آفرید، و همان ذاتی‌‌که انسان را آفرید رابطۀ خویشاوندی نسبی و سببی (از طریق ازدواج) را پدید آورد، و - ای رسول- پروردگار تو توانایی است که هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد، و یکی از مظاهر قدرت او تعالی آفرینش انسان از منی مرد و زن است.

﴿وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُهُمْ وَلاَ يَضُرُّهُمْ وَكَانَ الْكَافِرُ عَلَى رَبِّهِ ظَهِيرًا [الفرقان: ٥٥]

٥٥ و کافران بت‌‌هایی را به جای الله عبادت می‌‌کنند که اگر از آنها اطاعت کنند به آنها نفعی نمی‌‌رسانند، و اگر از آنها نافرمانی کنند زیانی به آنها نمی‌‌رسانند، و کافر در آنچه که الله سبحانه را خشمگین می‌‌سازد همیشه پیرو شیطان است.

برخی فواید آیات:

سقوط کافر به سطحی پایین‌‌تر از سطح حیوان به‌‌سبب کفر او به الله.

پدیدۀ سایه یکی از نشانه‌‌های دلالت‌‌کنندۀ الله بر قدرت او تعالی است.

گوناگون‌‌ ساختن دلایل و برهان‌‌ها اسلوب تربیتی موفقی است.

دعوت به قرآن یکی از صور جهاد در راه الله است.|

﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا [الفرقان: ٥٦]

٥٦ و - ای رسول- تو را نفرستادیم جز بشارت‌‌دهنده‌‌ای برای کسی‌‌که با ایمان و عمل صالح از الله اطاعت کند، و انذاردهنده‌‌ای برای کسی‌‌که با کفر و نافرمانی از او تعالی نافرمانی کند.

﴿قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَن شَاء أَن يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلاً [الفرقان: ٥٧]

٥٧ - ای رسول- بگو: در قبال تبلیغ رسالت هیچ مزدی از شما نمی‌‌خواهم جز اینکه هرکس از شما که بخواهد با انفاق، راهی به‌‌سوی رضایت الله برگزیند، این کار را انجام دهد.

﴿وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لاَ يَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَكَفَى بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِيرًا [الفرقان: ٥٨]

٥٨ و - ای رسول- در تمام کارهایت بر اللهِ زنده و جاویدانی که هرگز نمی‌‌میرد توکل کن، و با ستایش بر الله او تعالی را مُنَزّه بدان، و همین کافی است که او تعالی از گناهان بندگانش آگاه است و ذره‌‌ای از گناهان‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی در قبال گناهان‌‌شان به آنها جزا خواهد داد.

﴿الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا [الفرقان: ٥٩]

٥٩ همان ذاتی‌‌که آسمان‌‌ها و زمین و آنچه را میان آن دو است در شش روز آفرید، سپس آن‌‌گونه که سزاوار جلال اوست بر عرش استوا نمود و قرار گرفت، و او رحمان است، پس - ای رسول- در مورد او از دانای خبیر بپرس، و او الله است که از هر چیزی آگاه است، و هیچ‌‌چیز بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُنَا وَزَادَهُمْ نُفُورًا * [الفرقان: ٦٠]

٦٠ و هرگاه به کافران گفته شود: برای رحمان سجده کنید، می‌‌گویند: برای رحمان سجده نمی‌‌کنیم، و رحمان چیست؟ آن را نمی‌‌شناسیم و به آن اقرار نمی‌‌کنیم، آیا به چیزی‌‌که به ما امر می‌‌کنی به او سجده کنیم درحالی‌‌که او را نمی‌‌شناسیم، سجده کنیم؟! فرمان او به آنها برای سجده در برابر او تعالی به دوری‌‌شان از ایمان به الله می‌‌افزاید.

﴿تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُّنِيرًا [الفرقان: ٦١]

٦١ برتر و مقدس است ذاتی‌‌که در آسمان منزلگاه‌‌هایی برای ستارگان و سیاره‌‌ها قرار داد، و خورشیدی در آسمان قرار داد که نور می‌‌پراکند، و در آن ماهی قرار داد که با نوری که از خورشید منعکس می‌‌کند زمین را روشن می‌‌گرداند.

﴿وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً لِّمَنْ أَرَادَ أَن يَذَّكَّرَ أَوْ أَرَادَ شُكُورًا [الفرقان: ٦٢]

٦٢ و الله همان ذاتی است که برای هرکس که بخواهد از آیات الله پند بگیرد و هدایت شود، یا بخواهد شکر الله را در قبال نعمت‌‌هایش به جای آورد شب و روز را پی در پی قرار داد که هر یک از آن دو در پی دیگری می‌‌آید و جانشین آن می‌‌شود.

الله پس از بیان کافرانِ رویگردان از ایمان به الله و فرمان‌‌برداری از او تعالی، صفات بندگان صالح و روی‌‌آور به طاعتش را بیان کرد و فرمود:

﴿وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلاَمًا [الفرقان: ٦٣]

٦٣ و بندگان مؤمن رحمان کسانی هستند که با وقار و فروتنانه بر روی زمین راه می‌‌روند، و هرگاه جاهلان آنها را مورد خطاب قرار دهند مقابله به مثل نمی‌‌کنند، بلکه آگاهانه سخن نیکی به آنها می‌‌گویند.

﴿وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا [الفرقان: ٦٤]

٦٤ و همان کسانی‌‌که با سجده بر پیشانی‌‌هایشان، و ایستادن بر روی پاهای‌‌شان که برای الله نماز می‌‌گزارند شب را به صبح می‌‌رسانند.

﴿وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا [الفرقان: ٦٥]

٦٥ و همان‌‌ها که در دعای خویش به پروردگارشان می‌‌گویند: پروردگارا، ما را از عذاب جهنم دور گردان، به‌‌راستی‌‌که عذاب جهنم برای کسی‌‌که در حال کفر بمیرد همیشگی و جدانشدنی است.

﴿إِنَّهَا سَاءتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا [الفرقان: ٦٦]

٦٦ در حقیقت جهنم قرارگاه بدی است برای کسی‌‌که در آن مستقر شود، و جایگاه بدی است برای کسی که در آن اقامت کند.

﴿وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا [الفرقان: ٦٧]

٦٧ و همان کسانی‌‌که وقتی اموال‌‌شان را بخشش کنند در بخشش اموال زیاده‌‌روی نمی‌‌کنند، و در بخشش آن بر کسی‌‌که نفقۀ او از خودشان یا دیگران واجب است سخت نمی‌‌گیرند، و انفاق به آنها حدی میانه بین زیاده‌‌‌‌روی و ‌‌سخت‌‌گرفتن است.

برخی فواید آیات:

دعوتگر به‌‌سوی الله از مردم پاداش نمی‌‌طلبد.

ثبوت صفت اِستواء برای الله آن‌‌گونه که شایستۀ او تعالی است.

رحمان یکی از اسمهای الله است که هرگز هیچ‌‌کس در آن با او شریک نیست، و بر یکی از صفات او تعالی یعنی رحمت دلالت دارد.

کمک به بنده با درآمدن شب و روز از پی یکدیگر بر جبران طاعتی که در شب یا روز از دست داده است.

یکی از صفات بندگان رحمان تواضع و بردباری، و طاعت الله هنگام غفلت مردم، و ترس از الله، و پایبندی میانه در انفاق و سایر امور است.|

﴿وَالَّذِينَ لاَ يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلاَ يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَلاَ يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا [الفرقان: ٦٨]

٦٨ و همان‌‌ها که همراه الله سبحانه معبودی دیگر را نمی‌‌خوانند، و نفسی را که الله قتل آن را حرام کرده است نمی‌‌کشند مگر به قتل قاتل یا مرتد یا زناکار محصن که الله اجازه داده است، و زنا نمی‌‌کنند، و هرکس که این گناهان کبیره را مرتکب شود کیفر گناهی را که مرتکب شده است در روز قیامت درخواهد یافت.

﴿يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا [الفرقان: ٦٩]

٦٩ در روز قیامت عذاب برایش دوچندان می‌‌شود، و ذلیل و خوار برای همیشه در عذاب می‌‌ماند.

﴿إِلاَّ مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا [الفرقان: ٧٠]

٧٠ اما کسی‌‌که به‌‌سوی الله توبه کند و ایمان آورد، و عمل صالحی که بر راستی توبه‌‌اش دلالت دارد انجام دهد، الله بدی‌‌هایی را که اینها انجام داده‌‌اند به نیکی‌‌ها تبدیل می‌‌کند، و الله نسبت به گناهان بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا [الفرقان: ٧١]

٧١ و کسی‌‌که به‌‌سوی الله توبه کند، و راستی توبه‌‌اش را با انجام طاعات و ترک گناهان ثابت گردانَد به‌‌راستی‌‌که توبه‌‌اش پذیرفتنی است.

﴿وَالَّذِينَ لاَ يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا [الفرقان: ٧٢]

٧٢ و همان کسانی‌‌که در باطل، مانند اماکن گناهان و بازی‌‌های حرام حضور نمی‌‌یابند، و چون به سخنان و کارهای لغو و پست بگذرند زود از کنارش عبور کنند، درحالی‌‌که خویشتن را با دورگردانیدن از این امور گرامی می‌‌دارند.

﴿وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا [الفرقان: ٧٣]

٧٣ و کسانی‌‌که چون آیات شنیداری و دیداری الله بر آنها یادآوری شود گوش‌‌های‌‌شان از آیات شنیداری کر نمی‌‌گردد، و از دیدن آیات دیداری کور نمی‌‌شوند.

﴿وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا [الفرقان: ٧٤]

٧٤ و همان کسانی‌‌که در دعای خویش می‌‌گوید: پروردگارا، همسران و فرزندانی به ما ببخش که به خاطر تقوا و استقامت آنها بر حق، روشنایی چشم ما باشند، و ما را برای پرهیزگاران پیشوایانی در حق قرار بده که به ما اقتدا شود.

﴿أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلاَمًا [الفرقان: ٧٥]

٧٥ اینها که این صفات را دارند به پاس صبر بر طاعت الله اتاق‌‌هایی مرتفع در فردوس اعلی بهشت را پاداش می‌‌برند، و در آنجا با درود و سلام فرشتگان روبرو می‌‌شوند، و از آسیب‌‌ها نجات می‌‌یابند.

﴿خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا [الفرقان: ٧٦]

٧٦ برای همیشه در آن می‌‌مانند، قرارگاه نیکویی است که در آن قرار می‌‌گیرند، و جایگاه نیکویی است که در آن اقامت می‌‌کنند.

﴿قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلاَ دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا [الفرقان: ٧٧]

٧٧ - ای رسول- به کافران اصرارکننده بر کفر بگو: اگر عبادت و دعایتان نباشد، پروردگارم اعتنایی به شما ندارد و ارزشی برایتان قایل نیست؛ زیرا شما رسول‌‌ج‌‌ را در آنچه از جانب پروردگارش برای‌‌تان آورد تکذیب کرده‌‌اید، پس به‌‌زودی مجازات تکذیب، گریبانگیر شما خواهد شد.

برخی فواید آیات:

برخی صفات بندگان رحمان بدین قرار است: دوری از شرک، پرهیز از کشتن افراد به‌‌ناحق، دوری از زنا، دوری از باطل، پند گرفتن از آیات الله، و دعا.

توبۀ نصوح، ترک گناه و انجام طاعت را ایجاب می‌‌کند.

صبر سبب دخول به فردوس اعلی بهشت است.

بی‌‌نیازی الله از ایمان کافر.|

سوره الشعراء

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

مقابله با تکذیب کنندگان و عیب‌‌جویان رسولان و رسالت شان و بیان جایگاه پست این تکذیب کنندگان.

تفسیر:

﴿طسم [الشعراء: ١]

١ ﴿طسٓمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

﴿تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِين [الشعراء: ٢]

٢ این آیاتِ قرآنِ روشن‌‌کنندۀ حق از باطل است.

﴿لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنِين [الشعراء: ٣]

٣ - ای رسول- شاید تو به خاطر اشتیاق زیاد بر هدایت اینها خودت را ز شدت اندوه هلاک کنی!

﴿إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاء آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِين [الشعراء: ٤]

٤ اگر نزول آیه‌‌ای از آسمان را بر آنها بخواهیم بر آنها فرو می‌‌فرستیم، آن‌‌گاه گردن‌‌های‌‌شان در برابر آن خوار و فروتن می‌‌گردد، اما این کار را انجام نمی‌‌دهیم بلکه آنها را مورد آزمایش قرار میدهیم تا معلوم شود که: آیا به غیب ایمان می‌‌آورند؟

﴿وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلاَّ كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِين [الشعراء: ٥]

٥ و هیچ یادآورِ جدیدی از سوی الله رحمان با حجت‌‌های دلالت‌‌کننده‌‌اش بر توحید او تعالی و راستی پیامبرش بر این مشرکان نازل نشد مگر اینکه از شنیدن و تصدیق آن روی گرداندند.

﴿فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون [الشعراء: ٦]

٦ در حقیقت رسالت رسولان‌‌شان را تکذیب کرده‌‌اند، پس به زودی خبرهایی را که به ریشخند می‌‌گرفتند برای‌‌شان محقق‌‌خواهد شد، و عذاب، آنها را فراخواهد گرفت.

﴿أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الأَرْضِ كَمْ أَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيم [الشعراء: ٧]

٧ آیا اینها بر کفرشان اصرار کردند و به زمین ننگریسته‌‌اند که چه بسیار از هر نوع گیاه خوش‌‌منظر و بسیار سودمند را در آن رویانده‌‌ایم؟!

﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِين [الشعراء: ٨]

٨ به‌‌راستی در روییدن انواع گیاهان مختلف از زمین دلالت آشکاری بر قدرت ذاتی‌‌که آنها را رویانیده بر زنده‌‌ کردن مردگان است، اما بیشتر آنها ایمان نمی‌‌آورند.

﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيم [الشعراء: ٩]

٩ و - ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات پیروزمندی است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و نسبت به بندگانش بسیار مهربان است.

﴿وَإِذْ نَادَى رَبُّكَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِين [الشعراء: ١٠]

١٠ و - ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که پروردگارت به موسی÷ فرمان داد که به‌‌سوی قومی برود که به‌‌سبب کفرشان به الله و به بردگی‌‌کشاندن قوم موسی÷ ستمکار بودند.

﴿قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلاَ يَتَّقُون [الشعراء: ١١]

١١ آنها قوم فرعون بودند، تا با نرمی و مهربانی آنها را به تقوای الله از طریق اجرای اوامر و اجتناب از نواهی‌‌اش امر کند.

﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُون [الشعراء: ١٢]

١٢ موسی÷ گفت: همانا می‌‌ترسم که در آنچه از جانب تو بر آنها ابلاغ می‌‌کنم مرا تکذیب کنند.

﴿وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلاَ يَنطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَى هَارُون [الشعراء: ١٣]

١٣ و به‌‌سبب تکذیب من توسط آنها سینه‌‌ام تنگ می‌‌گردد، و زبانم از سخن ‌‌گفتن بسته می‌‌شود، پس جبریل را به‌‌سوی برادرم هارون بفرست تا یاوری برایم باشد.

﴿وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُون [الشعراء: ١٤]

١٤ و به‌‌سبب اینکه قبطی را کشتم بر گردن من برای آنها خطایی است پس می‌‌ترسم مرا بکشند.

﴿قَالَ كَلاَّ فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُون [الشعراء: ١٥]

١٥ الله به موسی فرمود: هرگز، تو را نخواهند کشت، پس همراه برادرت هارون با آیات دلالت‌‌کنندۀ ما بر راستگویی شما بروید، زیرا ما با یاری و تأیید همراه شما هستیم و آنچه را می‌‌گویید و آنچه را به شما گفته می‌‌شود می‌‌شنویم، و ذره‌‌ای از آن از ما پنهان نیست.

﴿فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولاَ إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِين [الشعراء: ١٦]

١٦ پس نزد فرعون بروید، و به او بگویید: همانا ما دو رسول (فرستاده) به‌‌سوی تو از جانب پروردگار تمام مخلوقات هستیم.

﴿أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيل [الشعراء: ١٧]

١٧ بنی‌‌اسرائیل را با ما بفرست.

﴿قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِين [الشعراء: ١٨]

١٨ فرعون به موسی÷ گفت: آیا تو را در کودکی نزد خویش نپروراندیم، و سال‌‌هایی از عمرت را در میان ما نماندی، پس چه چیزی تو را به ادعای پیامبری فراخواند؟

﴿وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِين [الشعراء: ١٩]

١٩ و کناه بزرگی مرتکب شدی آن‌‌گاه که برای یاری مردی از قومت، یک قبطی را کشتی، و تو از ناسپاسان نعمت‌‌های من بر خویش هستی.

برخی فواید آیات:

حِرص رسول‌‌ج‌‌ بر هدایت مردم.

اثبات صفت عزت و رحمت برای الله.

اهمیت سعۀ صدر و فصاحت برای دعوتگر.

پیامبران‌‌ﻹ‌‌، به آزادسازی از بندگی برای غیر الله دعوت می‌‌دهند.

فرعون بر رسالت موسی÷ به وقوع قتل توسط او اعتراض کرد و موسی÷ بر انجام آن اقرار کرد، این امر خبر از از آن می‌‌دهد که این کار موسی÷ دلیلی برای فرعون جهت تکذیب موسی÷ نیست.|

﴿قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّين [الشعراء: ٢٠]

٢٠ موسی÷ با اعتراف به فرعون گفت: آن مرد را در حالی کشتم که قبل از اینکه وحی نزدم بیاید از جاهلان بودم.

﴿فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِين [الشعراء: ٢١]

٢١ آن‌‌گاه پس از قتل او به سبب ترس از اینکه مرا در برابر او بکشید از دست شما به‌‌سوی شهر مدین گریختم، پس پروردگارم به من علم عطا کرد، و مرا از رسولانش که آنها را به‌‌سوی مردم می‌‌فرستاد قرار داد.

﴿وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيل [الشعراء: ٢٢]

٢٢ و اینکه مرا بدون بردگی پروراندی درحالی‌‌که بنی‌‌اسرائیل را به بردگی گرفته‌‌ای نعمتی است که به حق به خاطر آن بر من منت می‌‌نهی، اما این امر مرا از دعوت تو باز نمی‌‌دارد.

﴿قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِين [الشعراء: ٢٣]

٢٣ فرعون به موسی÷ گفت: و پروردگار مخلوقات که ادعا می‌‌کنی تو رسولش هستی چیست؟!

﴿قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إن كُنتُم مُّوقِنِين [الشعراء: ٢٤]

٢٤ موسی÷ در پاسخ فرعون گفت: پروردگار مخلوقات همان پروردگار آسمان‌‌ها و زمین، و پروردگار آنچه بین آن دو وجود دارد است. اگر یقین دارید که او پروردگارتان است پس تنها او را عبادت کنید.

﴿قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلاَ تَسْتَمِعُون [الشعراء: ٢٥]

٢٥ فرعون به کسانی از سران قومش که پیرامونش بودند گفت: آیا پاسخ موسی، و ادعای دروغینی را که در آن است، نمی‌‌شنوید!

﴿قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الأَوَّلِين [الشعراء: ٢٦]

٢٦ موسی÷ به آنها گفت: الله پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست.

﴿قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُون [الشعراء: ٢٧]

٢٧ فرعون گفت: به یقین این کسی‌‌که ادعا می‌‌کند رسولی به‌‌سوی شماست دیوانه‌‌ای است که اهمیت نمی‌‌دهد چگونه پاسخ می‌‌دهد، و بدون تفکر سخن می‌‌گوید.

﴿قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُمْ تَعْقِلُون [الشعراء: ٢٨]

٢٨ موسی÷ گفت: الله که شما را به‌‌سوی او فرامی‌‌خوانم همان پروردگار مشرق و مغرب، و پروردگار آنچه میان آن دو وجود دارد است، اگر عقل‌‌هایی دارید که با آن تفکر کنید.

﴿قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِين [الشعراء: ٢٩]

٢٩ فرعون پس از ناتوانی از استدلال با موسی÷ به او گفت: اگر معبودی غیر از من عبادت کنی به‌‌طور قطع تو را از زندانیان قرار خواهم داد.

﴿قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِين [الشعراء: ٣٠]

٣٠ موسی÷ به فرعون گفت: آیا مرا به زندان می افکنی حتی اگر دلیل راستگویی رسالت خویش را از جانب الله برایت بیاورم؟

﴿قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِين [الشعراء: ٣١]

٣١ فرعون گفت: پس اگر در آنچه که ادعا می‌‌کنی از راستگویان هستی دلیلی را که گفتی بر راستگویی‌‌ات دلالت دارد، بیاور.

﴿فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِين [الشعراء: ٣٢]

٣٢ آن‌‌گاه موسی÷ عصایش را بر زمین افکند به‌‌ناگاه مار بزرگی در برابر دیدگان آشکار شد.

﴿وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِين [الشعراء: ٣٣]

٣٣ و دستش را غیر سفید در گریبانش داخل کرد، و آن را سفید و درخشان و نورانی بدون سفیدی ناشی از پیسی درآورد، که تماشاگران اینچنین آن را می‌‌دیدند.

﴿قَالَ لِلْمَلإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيم [الشعراء: ٣٤]

٣٤ فرعون به کسانی از سران قوم خود که پیرامونش بودند گفت: همانا این مرد، ساحری ماهر است.

﴿يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُون [الشعراء: ٣٥]

٣٥ که می‌‌خواهد با سحر خویش شما را از سرزمین‌‌تان بیرون کند، پس نظر شما در مورد آنچه دربارۀ او به‌‌کار گیریم چیست؟

﴿قَالُوا أَرْجِهِ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِين [الشعراء: ٣٦]

٣٦ به او گفتند: کار او و برادرش را به تأخیر بینداز، و در کیفر آن دو شتاب نکن، و در شهرهای مصر افرادی را بفرست تا ساحران را گرد آورند.

﴿يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيم [الشعراء: ٣٧]

٣٧ تمام ساحران دانا به سحر را نزدت آورند.

﴿فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُوم [الشعراء: ٣٨]

٣٨ پس فرعون ساحرانش را برای مبارزه با موسی÷ در مکان و زمانی مشخص گرد آورد.

﴿وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُون [الشعراء: ٣٩]

٣٩ و به مردم گفته شد: آیا شما جمع می‌‌شوید تا ببینید موسی چیره می‌‌شود یا ساحران؟

برخی فواید آیات:

خطاهای گذشته دعوتگر و نیکی‌‌هایی که بر او شده است به معنای عدم دعوت او برای کسی‌‌که دعوتگر در حقش خطا کرده یا کسی‌‌که به دعوتگر نیکی کرده است نیست.

به‌‌کارگیری اسباب برای حفاظتِ (خویش) از دشمن، با ایمان و توکل بر الله منافات ندارد.

دلالت مخلوقات الله بر ربوبیت و وحدانیت او تعالی.

ضعف حجت، یکی از اسباب اِعمال زور است.

برانگیختن عوام بر ضد پیروان دین، اسلوب طغیانگران است.|

﴿لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كَانُوا هُمُ الْغَالِبِين [الشعراء: ٤٠]

٤٠ به این امید که اگر ساحران بر موسی÷ چیره شدند آنها را در دین‌‌شان پیروی کنیم.

﴿فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِين [الشعراء: ٤١]

٤١ پس وقتی که ساحران نزد فرعون آمدند تا بر موسی÷ غلبه کنند به او گفتند: اگر بر موسی پیروز شدیم آیا پاداشی مادی یا معنوی داریم؟

﴿قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّمِنَ الْمُقَرَّبِين [الشعراء: ٤٢]

٤٢ فرعون به آنها گفت: بله برای شما پاداشی است، و به‌‌راستی‌‌که در صورت پیروزی شما بر او از مقربان نزد من با اعطای مناصب رفیع خواهید بود.

﴿قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُون [الشعراء: ٤٣]

٤٣ موسی÷ با اعتماد بر یاری الله و بیان اینکه آنچه نزدش است سحر نیست به آنها گفت: ریسمان‌‌ها و عصاهای‌‌تان را بیندازید.

﴿فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُون [الشعراء: ٤٤]

٤٤ پس ریسمان‌‌ها و عصاهای‌‌شان را انداختند، و هنگام انداختن آنها گفتند: به بزرگی فرعون که ما پیروزشدگانیم، و فردِ مغلوب، موسی است.

﴿فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُون [الشعراء: ٤٥]

٤٥ آن‌‌گاه موسی÷ عصایش را انداخت که به ماری تبدیل شد، و به‌‌ناگاه تمام سحری را که بر مردم درآمیخته بودند بلعید.

﴿فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِين [الشعراء: ٤٦]

٤٦ پس وقتی ساحران دیدند که عصای موسی÷ سحرشان را که انداختند می‌‌بلعد به سجده افتادند.

﴿قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِين [الشعراء: ٤٧]

٤٧ گفتند: به پروردگار تمام مخلوقات ایمان آوردیم.

﴿رَبِّ مُوسَى وَهَارُون [الشعراء: ٤٨]

٤٨ پروردگار موسی و هارون.

﴿قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلاَفٍ وَلأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِين [الشعراء: ٤٩]

٤٩ فرعون با اعتراض بر ایمان ساحران به آنها گفت: آیا به موسی ایمان آوردید پیش از آن‌‌که من اجازۀ این کار را به شما بدهم؟! به‌‌راستی‌‌که موسی همان بزرگ شماست که سحر به شما آموخته است، و همگی شما بر اخراج ساکنان مصر از آن دسیسه چیده‌‌اید، پس به زودی خواهید دانست چه کیفری بر شما واقع می‌‌سازم، چنان‌‌که پا و دست هر یک از شما را به صورت مخالف با قطع پای راست و دست چپ یا بالعکس خواهم برید، و همگی شما را بر تنه‌‌های درختان خرما به دار خواهم آویخت، و هیچ‌‌یک از شما را باقی نخواهم گذاشت.

﴿قَالُوا لاَ ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُون [الشعراء: ٥٠]

٥٠ ساحران به فرعون گفتند: هیچ زیانی در قطع کردن و به دارآویختن در دنیا که ما را به آن تهدید می‌‌کنی نیست، زیرا عذاب تو از بین می‌‌رود، و ما به‌‌سوی پروردگارمان بازمی‌‌گردیم، و به زودی ما را در رحمت همیشگی خویش درخواهد آورد.

﴿إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِين [الشعراء: ٥١]

٥١ به‌‌راستی‌‌که ما امید داریم چون نخستین کسانی بودیم که به موسی ایمان آوردند و او را تصدیق کردند الله گناهان گذشته‌‌مان را از ما پاک کند.

﴿* وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي إِنَّكُم مُّتَّبَعُون [الشعراء: ٥٢]

٥٢ و با فرمان به موسی÷ به او وحی کردیم که شبانه بنی‌‌اسرائیل را حرکت بده، به‌‌راستی‌‌که فرعون و همراهیانش آنها را تعقیب می‌‌کنند تا آنها را بازگردانند.

﴿فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِين [الشعراء: ٥٣]

٥٣ پس فرعون برخی لشکریانش را به شهرها فرستاد که لشکرها را آماده کنند تا بنی‌‌اسرائیل را بازگردانند زیرا از رفتن شبانۀ آنها از مصر آگاه شد.

﴿إِنَّ هَؤُلاَء لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُون [الشعراء: ٥٤]

٥٤ فرعون برای تحقیر بنی‌‌اسرائیل گفت: همانا اینها گروهی اندک هستند.

﴿وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُون [الشعراء: ٥٥]

٥٥ و همانا کاری کرده‌‌اند که سبب خشم ما بر آنها است.

﴿وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُون [الشعراء: ٥٦]

٥٦ و به‌‌راستی‌‌که ما در برابر آنها هوشیار و آماده هستیم.

﴿فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُيُون [الشعراء: ٥٧]

٥٧ پس فرعون و قومش را از سرزمین مصر دارای باغ‌‌های پر از درخت و گیاه، و چشمه‌‌های جاری با آب.

﴿وَكُنُوزٍ وَمَقَامٍ كَرِيم [الشعراء: ٥٨]

٥٨ و دارای گنجینه‌‌های مال، و مسکن‌‌های نیکو درآوردیم.

﴿كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيل [الشعراء: ٥٩]

٥٩ و همان‌‌گونه که فرعون و قومش را از این نعمت‌‌ها درآوردیم، پس از آنها جنس همین نعمت‌‌ها را برای بنی‌‌اسرائیل در سرزمین‌‌های شام قرار دادیم.

﴿فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِين [الشعراء: ٦٠]

٦٠ فرعون و قومش هنگام برآمدن خورشید در پی بنی‌‌اسرائیل به راه افتادند.

برخی فواید آیات:

معیار رابطه میان پیروان باطل، مصالح مادی است.

اعتماد موسی÷ به پیروزی بر ساحران، ایمان بر وعدۀ پروردگارش است.

ایمان ساحران دلالت دارد بر اینکه الله همان گردانندۀ قلب‌‌هاست که هرگونه بخواهد آن را می‌‌گرداند.

طغیان و ستم از اسباب زوال ملک است.|

﴿فَلَمَّا تَرَاءى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُون [الشعراء: ٦١]

٦١ پس چون فرعون و قومش با موسی÷ و قومش به گونه‌‌ای روبرو شدند که هر گروه، گروهِ دیگر را می‌‌دید، یاران موسی÷ گفتند: همانا فرعون و قومش به ما ملحق خواهند شد، و ما هیچ قدرتی بر آنها نداریم.

﴿قَالَ كَلاَّ إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِين [الشعراء: ٦٢]

٦٢ موسی÷ به قومش گفت: امر چنان‌‌که شما می‌‌پندارید نیست، زیرا پروردگارم با تایید و یاری با من است، و به‌‌زودی مرا به راه نجات راهنمایی و هدایت خواهد کرد.

﴿فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيم [الشعراء: ٦٣]

٦٣ پس با فرمان به موسی÷ به او وحی کردیم که عصایش را به دریا بزند، پس آن را به دریا زد، آن‌‌گاه دریا از هم شکافت و به تعدادِ قبایل بنی‌‌اسرائیل به دوازده راه تبدیل شد، که هر قطعۀ شکافته‌‌شده از دریا مانند کوهی بزرگ از نظر بزرگی و ثبات بود به‌‌گونه‌‌ای که آب از آنها جاری نمی‌‌شد.

﴿وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الآخَرِين [الشعراء: ٦٤]

٦٤ و فرعون و قومش را نزدیک ساختیم تا وارد دریا شدند به این گمان که راه قابل عبوری است.

﴿وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِين [الشعراء: ٦٥]

٦٥ و موسی÷ و همراهیان او از بنی‌‌اسرائیل را نجات دادیم، و هیچ‌‌یک از آنها را نابود نکردیم.

﴿ثُمَّ أَغْرَقْنَا الآخَرِين [الشعراء: ٦٦]

٦٦ سپس فرعون و قومش را در دریا غرق‌‌ و نابود کردیم.

﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِين [الشعراء: ٦٧]

٦٧ در شکافتن دریا برای موسی÷ و نجات او و نابودی فرعون و قومش به‌‌طور قطع نشانه‌‌ای دلالت‌‌ کننده بر راستگویی موسی÷ است، و بیشتر همراهیان فرعون مؤمن نبودند.

﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيم [الشعراء: ٦٨]

٦٨ و - ای رسول- همانا پروردگارت ذات شکست‌‌ناپذیری است که از دشمنانش انتقام می‌‌گیرد، و نسبت به کسانی از آنها که توبه کنند بسیار مهربان است.

﴿وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيم [الشعراء: ٦٩]

٦٩ و - ای رسول- قصۀ ابراهیم÷ را بر آنها بخوان.

﴿إِذْ قَالَ لأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُون [الشعراء: ٧٠]

٧٠ آن‌‌گاه که به پدرش آزر و قومش گفت: به جای الله چه عبادت می‌‌کنید؟

﴿قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِين [الشعراء: ٧١]

٧١ قومش به او گفتند: بت‌‌هایی را عبادت می‌‌کنیم که پیوسته بر عبادت آنها استوار و همنشین آنها هستیم.

﴿قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُون [الشعراء: ٧٢]

٧٢ ابراهیم÷ به آنها گفت: آیا بت‌‌ها دعای شما را آن‌‌گاه که آنها را می‌‌خوانید می‌‌شنوند؟

﴿أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّون [الشعراء: ٧٣]

٧٣ یا اگر از آنها اطاعت کنید به شما نفع می‌‌رسانند، یا اگر از آنها نافرمانی کنید به شما زیان می‌‌رسانند؟

﴿قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُون [الشعراء: ٧٤]

٧٤ گفتند: وقتی‌‌که آنها را بخوانیم سخنمان را نمی‌‌شنوند، و اگر از آنها اطاعت کنیم به ما نفع نمی‌‌رسانند، و اگر از آنها نافرمانی کنیم به ما زیان نمی‌‌رسانند، اما پدرانمان را دیدیم که این کار را انجام می‌‌دادند، و از آنها تقلید می‌‌کنیم.

﴿قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُون [الشعراء: ٧٥]

٧٥ ابراهیم÷ گفت: آیا فکر کرده‌‌اید که ببینید چه بت‌‌هایی را به جای الله عبادت می‌‌کردید.

﴿أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الأَقْدَمُون [الشعراء: ٧٦]

٧٦ و بت‌‌هایی که پدران نخستین شما عبادت می‌‌کردند.

﴿فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلاَّ رَبَّ الْعَالَمِين [الشعراء: ٧٧]

٧٧ به‌‌راستی‌‌که تمام آنها دشمنان من هستند؛ زیرا باطل هستند جز الله پروردگار تمام مخلوقات.

﴿الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِين [الشعراء: ٧٨]

٧٨ همان ذاتی‌‌که مرا آفریده، و اوست که مرا به خیر دنیا و آخرت راهنمایی می‌‌کند.

﴿وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِين [الشعراء: ٧٩]

٧٩ و همان ذاتی‌‌که وقتی گرسنه شوم، تنها او به من غذا می‌‌دهد، و وقتی تشنه شوم مرا سیراب می‌‌کند.

﴿وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِين [الشعراء: ٨٠]

٨٠ و وقتی‌‌که بیمار شوم فقط اوست که مرا از بیماری شفا می‌‌دهد و هیچ شفا دهنده‌‌ای جز او ندارم.

﴿وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِين [الشعراء: ٨١]

٨١ و همان ذاتی‌‌که وقتی اَجَلم سپری شود، تنها او مرا می‌‌میراند، و پس از مرگم مرا زنده می‌‌کند.

﴿وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّين [الشعراء: ٨٢]

٨٢ و همان ذاتی‌‌که فقط از او امید دارم در روز جزا گناهانم را بر من بیامرزد.

﴿رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِين [الشعراء: ٨٣]

٨٣ ابراهیم÷ درحالی‌‌که پروردگارش را می‌‌خواند گفت: پروردگارا به من درک عمیق در دین عطا کن، و مرا با پیامبران صالح پیش از خودم ملحق کن؛ یعنی مرا همراه آنها به بهشت درآور.

برخی فواید آیات:

الله بندگان مؤمنش را هنگام سختی‌‌ها یاری می‌‌رساند.

ثبوت دو صفت عزت و رحمت برای الله تعالی.

خطر تقلید کورکورانه.

مؤمن امید بزرگی به پروردگارش دارد.|

﴿وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الآخِرِين [الشعراء: ٨٤]

٨٤ و یادی نیکو و ستایشی ستوده در میان کسانی‌‌که در قرن‌‌های پس از من می‌‌آیند برایم قرار دِه.

﴿وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيم [الشعراء: ٨٥]

٨٥ و مرا از کسانی قرار دِه که منازل بهشت را که بندگان مؤمن تو در آنجا در رفاه و نعمت هستند به ارث می‌‌برند، و مرا در آنجا ساکن گردان.

﴿وَاغْفِرْ لأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّين [الشعراء: ٨٦]

٨٦ و پدرم را بیامرز، به‌‌راستی‌‌که او به‌‌سبب شرک، از گمراهان از حق است، ابراهیم÷ قبل از اینکه برایش مشخص شود پدرش از ساکنان جهنم است برای او دعا کرد، اما وقتی این امر برایش مشخص شد از او بیزاری جست، و دیگر برایش دعا نکرد.

﴿وَلاَ تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُون [الشعراء: ٨٧]

٨٧ و مرا در روزی‌‌که مردم برای حسابرسی برانگیخته می‌‌شوند با عذاب رسوا مساز.

﴿يَوْمَ لاَ يَنفَعُ مَالٌ وَلاَ بَنُون [الشعراء: ٨٨]

٨٨ روزی‌‌که نه مالی که انسان در دنیا جمع کرده است سود می‌‌رساند، و نه فرزندانی که از آنها یاری می‌‌گرفت.

﴿إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيم [الشعراء: ٨٩]

٨٩ مگر کسی‌‌که دلی پاک نزد الله بیاورد؛ که نه شرکی در آن باشد و نه نفاق و نه ریا و نه تکبری، زیرا او به مالی که در راه الله انفاق کرده و به فرزندانی که برایش دعا می‌‌کردند سود می‌‌برد.

﴿وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِين [الشعراء: ٩٠]

٩٠ و بهشت برای پرهیزگاران پروردگارشان با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی نزدیک می‌‌شود.

﴿وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِين [الشعراء: ٩١]

٩١ و در محشر، جهنم برای گمراهانی که از دین حق گمراه شدند آشکار می‌‌گردد.

﴿وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُون [الشعراء: ٩٢]

٩٢ و برای توبیخ آنها برای‌‌شان گفته می‌‌شود: کجایند معبود‌‌هایی که عبادت می‌‌کردید؟

﴿مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُون [الشعراء: ٩٣]

٩٣ آنها را به جای الله عبادت می‌‌کردید؟ آیا با محافظت شما از عذاب الله به شما یاری می‌‌رسانند، یا خودشان را یاری می‌‌کنند؟

﴿فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُون [الشعراء: ٩٤]

٩٤ پس آنها و کسانی‌‌که آنها را گمراه ساختند بر روی یکدیگر در جهنم افکنده می‌‌شوند.

﴿وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُون [الشعراء: ٩٥]

٩٥ و تمام یاوران ابلیس از شیاطین، و هیچ‌‌یک از آنها استثنا نمی‌‌شود.

﴿قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُون [الشعراء: ٩٦]

٩٦ مشرکان که غیر الله را عبادت می‌‌کردند، و شریکانی به جای او می‌‌گرفتند، درحالی‌‌که با کسانی‌‌که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کردند مجادله می‌‌کنند می‌‌گویند:

﴿تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلاَلٍ مُّبِين [الشعراء: ٩٧]

٩٧ به الله سوگند که در گمراهی آشکاری از حق بوده‌‌ایم.

﴿إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِين [الشعراء: ٩٨]

٩٨ آن‌‌گاه که شما را با پروردگار تمام مخلوقات یکسان قرار می‌‌دادیم، و شما را همانند او عبادت می‌‌کردیم.

﴿وَمَا أَضَلَّنَا إِلاَّ الْمُجْرِمُون [الشعراء: ٩٩]

٩٩ و ما را از راه حق گمراه نکردند جز جنایتکارانی که ما را به جای عبادت الله به عبادت خودشان فرا خواندند.

﴿فَمَا لَنَا مِن شَافِعِين [الشعراء: ١٠٠]

١٠٠ پس شفاعتگرانی نداریم که ما را نزد الله شفاعت کنند تا از عذاب او تعالی نجات یابیم.

﴿وَلاَ صَدِيقٍ حَمِيم [الشعراء: ١٠١]

١٠١ و دوستی صمیمی نیز نداریم که از ما دفاع و برایمان شفاعت کند.

﴿فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِين [الشعراء: ١٠٢]

١٠٢ پس کاش بازگشتی به زندگی دنیا داشتیم تا از مؤمنان به الله می‌‌شدیم.

﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِين [الشعراء: ١٠٣]

١٠٣ به‌‌راستی‌‌که در این قصۀ ابراهیم÷ و سرانجام تکذیب‌‌کنندگان، برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمی‌‌آورند.

﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيم [الشعراء: ١٠٤]

١٠٤ و - ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکست‌‌ناپذیری است که از دشمنانش انتقام می‌‌گیرد، و نسبت به توبه‌‌کاران آنها بخشنده است.

﴿كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِين [الشعراء: ١٠٥]

١٠٥ قوم نوح÷ رسولان را تکذیب کردند آن‌‌گاه که نوح÷ را تکذیب کردند.

﴿إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلاَ تَتَّقُون [الشعراء: ١٠٦]

١٠٦ آن‌‌گاه که نوح÷ به آنها گفت: آیا از ترس الله با ترک عبادت دیگران، تقوای او تعالی را پیشه نمی‌‌کنید؟!

﴿إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِين [الشعراء: ١٠٧]

١٠٧ به‌‌راستی‌‌ من رسولی برای‌‌تان هستم که الله مرا به‌‌سوی شما فرستاده است، و امانت‌‌داری هستم که بر آنچه الله بر من وحی کرده است نه می‌‌افزایم و نه از آن می‌‌کاهم.

﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُون [الشعراء: ١٠٨]

١٠٨ پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او بترسید، و مرا در آنچه به شما امر می‌‌کنم و در آنچه شما را از آن نهی می‌‌کنم اطاعت کنید.

﴿وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى رَبِّ الْعَالَمِين [الشعراء: ١٠٩]

١٠٩ و در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ می‌‌کنم پاداشی از شما نمی‌‌خواهم، و پاداش من فقط بر الله پروردگار مخلوقات است؛ نه بر غیر او.

﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُون [الشعراء: ١١٠]

١١٠ پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، و مرا در آنچه که شما را به آن امر و از آنچه که شما را از آن نهی می‌‌کنم اطاعت کنید.

﴿* قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الأَرْذَلُون [الشعراء: ١١١]

١١١ قومش به او گفتند: - ای نوح- آیا به تو ایمان بیاوریم، و از آنچه که آوردی پیروی کنیم و به آن عمل کنیم درحالی‌‌که پیروان تو جز مردم پست و فرومایه نیستند، و سران و بزرگانی در میان آنها یافت نمی‌‌شوند؟!

برخی فواید آیات:

اهمیت سلامت قلب از بیماری‌‌هایی مانند حسادت و ریا و خودپسندی.

ربط دادنِ مسؤولیت گمراهیِ (گمراهان) به گمراه‌‌کنندگان، سودی به گمراهان نمی‌‌رساند.

تکذیب رسول الله تکذیب تمام رسولان است.

پایان زیبای قصۀ ابراهیم‌‌÷‌‌ ؛ از انتقال به ذکر قیامت سپس بازگشت به خاتمۀ قصه.|

﴿قَالَ وَمَا عِلْمِي بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون [الشعراء: ١١٢]

١١٢ نوح÷ به آنها گفت: من به آنچه که این مؤمنان انجام می‌‌داده‌‌اند چه دانشی دارم؟ زیرا من وکیل آنها نبودم که اعمال‌‌شان را برشمارم.

﴿إِنْ حِسَابُهُمْ إِلاَّ عَلَى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُون [الشعراء: ١١٣]

١١٣ حساب آنها فقط بر الله است که امور نهان و آشکارشان را می‌‌داند، و متوجه من نیست، اگر آنچه را که گفتید می‌‌فهمیدید به زبان نمی‌‌آوردید.

﴿وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِين [الشعراء: ١١٤]

١١٤ و من طرد کنندۀ مؤمنان از مجلس خویش برای اجابت خواستۀ شما تا ایمان بیاورید نیستم.

﴿إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذِيرٌ مُّبِين [الشعراء: ١١٥]

١١٥ من جز انذاردهنده‌‌ای آشکار که شما را از عذاب الله می‌‌ترسانم نیستم.

﴿قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَانُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِين [الشعراء: ١١٦]

١١٦ قومش به او گفتند: اگر از آنچه که ما را به آن فرا می‌‌خوانی دست برنداری به‌‌طور قطع از سرزنش‌‌یافتگان و کشته‌‌شدگان با سنگسار خواهی بود.

﴿قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُون [الشعراء: ١١٧]

١١٧ نوح÷ با خواندن پروردگارش گفت: پروردگارا به‌‌راستی قوم من مرا تکذیب کردند، و در آنچه که از جانب تو آوردم مرا تصدیق نکردند.

﴿فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِين [الشعراء: ١١٨]

١١٨ پس میان من و آنها حکمی صادر کن که آنها را به خاطر اصرارشان بر باطل نابود سازد، و من و مؤمنان همراهم را از آنچه که کافران قومم را نابود می‌‌گرداند نجات دِه.

﴿فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُون [الشعراء: ١١٩]

١١٩ پس دعایش را برای او اجابت کردیم، و او و مؤمنان همراهش را در کشتیِ پُر از مردم و حیوانات نجات دادیم.

﴿ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِين [الشعراء: ١٢٠]

١٢٠ و پس از آنها باقی‌‌ماندگان یعنی قوم نوح÷ را غرق کردیم.

﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِين [الشعراء: ١٢١]

١٢١ همانا در این قصۀ نوح÷ و قومش، و نجات نوح و مؤمنان همراهش، و نابودی کافران قوم او برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمی‌‌آورند.

﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيم [الشعراء: ١٢٢]

١٢٢ و - ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکست‌‌ناپذیری است که از دشمنانش انتقام می‌‌گیرد، و نسبت به توبه‌‌کاران آنها مهربان است.

﴿كَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِين [الشعراء: ١٢٣]

١٢٣ عاد رسولان را تکذیب کردند آن‌‌گاه که رسول‌‌شان هود÷ را تکذیب کردند.

﴿إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلاَ تَتَّقُون [الشعراء: ١٢٤]

١٢٤ به یاد آور آن‌‌گاه که پیامبرشان هود÷ به آنها گفت: آیا از ترس الله با ترک عبادت دیگران، تقوای او تعالی را پیشه نمی‌‌کنید؟!

﴿إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِين [الشعراء: ١٢٥]

١٢٥ همانا من رسولی برای‌‌تان هستم که الله مرا به‌‌سوی شما فرستاده است، و امانت‌‌داری هستم که بر آنچه که الله مرا به تبلیغ آن امر کرده نه می‌‌افزایم و نه از آن می‌‌کاهم.

﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُون [الشعراء: ١٢٦]

١٢٦ پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او بترسید، و مرا در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی می‌‌کنم فرمان‌‌برداری کنید.

﴿وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى رَبِّ الْعَالَمِين [الشعراء: ١٢٧]

١٢٧ و در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ می‌‌کنم پاداشی از شما نمی‌‌خواهم، و پاداش من فقط بر الله پروردگار مخلوقات است؛ نه برعهدۀ دیگران.

﴿أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُون [الشعراء: ١٢٨]

١٢٨ آیا بر هر مکان مشرف و مرتفعی بنیانی برای نشانه و بیهوده و بدون هیچ فایدۀ دنیوی و اخروی می‌‌سازید؟!

﴿وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُون [الشعراء: ١٢٩]

١٢٩ و دژها و کاخ‌‌هایی می‌‌گیرید گویی در این دنیا جاویدان می‌‌مانید، و از آن منتقل نمی‌‌شوید؟!

﴿وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِين [الشعراء: ١٣٠]

١٣٠ و هنگامی‌‌که برای قتل یا زدن حمله‌‌ور می‌‌شوید ستمکارانه و بدون ترحم و مهربانی حمله‌‌ور می‌‌شوید.

﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُون [الشعراء: ١٣١]

١٣١ پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او بترسید، و از من در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی می‌‌کنم فرمان‌‌برداری کنید.

﴿وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُون [الشعراء: ١٣٢]

١٣٢ و از الله بترسید که از نعمت‌‌هایش آنچه را خواستید به شما داد.

﴿أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِين [الشعراء: ١٣٣]

١٣٣ دام‌‌ها و فرزندان به شما داد.

﴿وَجَنَّاتٍ وَعُيُون [الشعراء: ١٣٤]

١٣٤ باغ‌‌ها و چشمه‌‌هایی جاری به شما داد.

﴿إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيم [الشعراء: ١٣٥]

١٣٥ - ای قوم من- همانا من از عذاب روزی بزرگ یعنی روز قیامت بر شما می‌‌ترسم.

﴿قَالُوا سَوَاء عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِين [الشعراء: ١٣٦]

١٣٦ قومش به او گفتند: به ما اندرز دهی یا اندرز ندهی نزد ما یکسان است، پس هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد، و از آنچه که بر آن هستیم بازنخواهیم گشت.

برخی فواید آیات:

برتری پیشی‌‌گیرندگان به ایمان حتی اگر فقیر یا ضعیف باشند.

نابودی ستمکاران، و نجاتی مؤمنان، سنتی الهی است.

خطر روی‌‌آوردن به دنیا.

آزار پیروان باطل، و اصرار آنها بر این کار.|

﴿إِنْ هَذَا إِلاَّ خُلُقُ الأَوَّلِين [الشعراء: ١٣٧]

١٣٧ این چیزی نیست جز دین و عادات و اخلاق نخستینیان.

﴿وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِين [الشعراء: ١٣٨]

١٣٨ و ما عذاب نمی‌‌شویم.

﴿فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِين [الشعراء: ١٣٩]

١٣٩ پس به تکذیب پیامبرشان هود÷ ادامه دادند، آن‌‌گاه آنها را به‌‌سبب تکذیب‌‌شان با بادی عَقیم نابود کردیم، به‌‌طور قطع در نابودی آنها برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمی‌‌آورند.

﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيم [الشعراء: ١٤٠]

١٤٠ و - ای رسول- همانا پروردگار تو همان ذات شکست‌‌ناپذیری است که از دشمنانش انتقام می‌‌گیرد، و نسبت به توبه‌‌کاران آنها بخشنده است.

﴿كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِين [الشعراء: ١٤١]

١٤١ ثمود با تکذیب پیامبرشان صالح÷ رسولان را تکذیب کردند.

﴿إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلاَ تَتَّقُون [الشعراء: ١٤٢]

١٤٢ آن‌‌گاه که برادر نَسَبی‌‌شان صالح÷ به آنها گفت: آیا از ترس الله با ترک عبادت غیر او تقوایش را پیشه نمی‌‌کنید؟!

﴿إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِين [الشعراء: ١٤٣]

١٤٣ همانا من رسولی برای‌‌تان هستم که الله مرا به‌‌سوی شما فرستاده است، و در آنچه که از جانب او به شما ابلاغ می‌‌کنم امانتداری هستم که نه چیزی بر آن می‌‌افزایم و نه چیزی از آن می‌‌کاهم.

﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُون [الشعراء: ١٤٤]

١٤٤ پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او بترسید، و از من در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی می‌‌کنم فرمان‌‌برداری کنید.

﴿وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى رَبِّ الْعَالَمِين [الشعراء: ١٤٥]

١٤٥ و در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ می‌‌کنم پاداشی از شما نمی‌‌خواهم، و پاداش من فقط بر الله پروردگار مخلوقات است؛ نه برعهدۀ دیگران.

﴿أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِين [الشعراء: ١٤٦]

١٤٦ آیا امید دارید که در نیکی‌‌ها و نعمت‌‌هایی که قرار دارید ایمن و بدون ترس رها می‌‌شوید؟!

﴿فِي جَنَّاتٍ وَعُيُون [الشعراء: ١٤٧]

١٤٧ در باغ‌‌ها و چشمه‌‌های جاری.

﴿وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيم [الشعراء: ١٤٨]

١٤٨ و کشتزارها و نخلستان‌‌هایی که میوۀ تازه و خوشمزه دارند.

﴿وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِين [الشعراء: ١٤٩]

١٤٩ و کوه‌‌ها را ماهرانه می‌‌تراشید تا خانه‌‌هایی مسکونی بسازید [و در آنها به عیش و نوش بپردازید].

﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُون [الشعراء: ١٥٠]

١٥٠ پس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او بترسید، و از من در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی می‌‌کنم فرمان‌‌برداری کنید.

﴿وَلاَ تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِين [الشعراء: ١٥١]

١٥١ و به فرمان کسانی‌‌که با ارتکاب گناهان بر خودشان زیاده‌‌روی می‌‌کنند گردن ننهید.

﴿الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ وَلاَ يُصْلِحُون [الشعراء: ١٥٢]

١٥٢ همان کسانی‌‌که با انتشار گناهان، در زمین فساد برپا می‌‌کنند، و خودشان را با پایبندی به طاعت الله اصلاح نمی‌‌گردانند.

﴿قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِين [الشعراء: ١٥٣]

١٥٣ قومش به او گفتند: تو نیستی جز از کسانی‌‌که چند مرتبه سحر شده‌‌اند تا جایی‌‌که سحر بر عقل‌‌شان چیره گشته و آن را ربوده است.

﴿مَا أَنتَ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِين [الشعراء: ١٥٤]

١٥٤ جز بشری مانند ما نیستی پس هیچ امتیازی بر ما نداری تا اینکه رسولی باشی، پس نشانه‌‌ای که دلالت کند رسول هستی بیاور اگر در این ادعا راستگویی.

﴿قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَّعْلُوم [الشعراء: ١٥٥]

١٥٥ صالح - درحالی‌‌که الله نشانه‌‌ای به او داده بود، یعنی ماده‌‌شتری که الله از صخره درآورد- به آنها گفت: این ماده‌‌شتری است که مشاهده و لمس می‌‌شود، که برای او سهمی از آب، و برای شما سهمی مشخص است، در روزی‌‌که سهم شماست نمی‌‌نوشد، و شما هم در روزی‌‌که سهم اوست نمی‌‌نوشید.

﴿وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيم [الشعراء: ١٥٦]

١٥٦ و پی‌‌کردن یا زدنی که به او آسیب می‌‌رساند به او نرسانید، که به‌‌سبب این کار عذابی از جانب الله به شما می‌‌رسد و در روزی بزرگ به خاطر مصیبتی که در آن روز بر شما نازل می‌‌شود شما را با آن نابود می‌‌سازد.

﴿فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِين [الشعراء: ١٥٧]

١٥٧ پس بر پی‌‌کردن ماده‌‌شتر متحد شدند، آن‌‌گاه سرکش‌‌ترین‌‌شان آن را پی کرد، پس چون دانستند که عذاب به‌‌طور قطع بر آنها نازل می‌‌شود از کاری که کرده بودند پشیمان شدند، اما پشیمانی هنگام مشاهدۀ عذاب سود نمی‌‌رساند.

﴿فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِين [الشعراء: ١٥٨]

١٥٨ پس عذابی که به آن وعده داده شده بودند یعنی زلزله و فریادی بزرگ آنها را فرا گرفت، به‌‌راستی‌‌که در این قصۀ صالح÷ و قومش برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمی‌‌آورند.

﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيم [الشعراء: ١٥٩]

١٥٩ و - ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکست‌‌ناپذیری است که از دشمنانش انتقام می‌‌گیرد، و نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بخشنده است.

برخی فواید آیات:

پیاپی رسیدن نعمت‌‌ها در صورت کفر، نزدیک ‌‌ساختن تدریجی به نابودی است.

یادآوری نعمت‌‌ها، سبب ایمان و بازگشت بنده به‌‌سوی الله است.

گناهان سبب فساد در زمین هستند.|

﴿كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِين [الشعراء: ١٦٠]

١٦٠ قوم لوط با تکذیب پیامبرشان لوط÷، رسولان را تکذیب کردند.

﴿إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلاَ تَتَّقُون [الشعراء: ١٦١]

١٦١ آن‌‌گاه که برادر نسبی‌‌شان لوط÷ به آنها گفت: آیا از ترس الله با ترک شرک به او، تقوای او تعالی را پیشه نمی‌‌کنید؟!

﴿إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِين [الشعراء: ١٦٢]

١٦٢ همانا من رسولی برای‌‌تان هستم که الله مرا به‌‌سوی شما فرستاده است، و در آنچه که از جانب او به شما ابلاغ می‌‌کنم امانتداری هستم که نه چیزی بر آن می‌‌افزایم و نه چیزی از آن می‌‌کاهم.

﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُون [الشعراء: ١٦٣]

١٦٣ پس با اجرای اوامر و ترک نواهی الله از او بترسید، و از من در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی می‌‌کنم فرمان‌‌برداری کنید.

﴿وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى رَبِّ الْعَالَمِين [الشعراء: ١٦٤]

١٦٤ و در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ می‌‌کنم پاداشی از شما نمی‌‌خواهم، پاداش من فقط بر الله پروردگار مخلوقات است؛ نه برعهدۀ دیگران.

﴿أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِين [الشعراء: ١٦٥]

١٦٥ آیا از میان مردم با مردان آمیزش می‌‌نمائید؟!

﴿وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُون [الشعراء: ١٦٦]

١٦٦ و آمیزش با عورت همسرانتان را که الله آن را برای این هدف آفریده که شهوتهای‌‌تان را از آن طریق برآورده کنید، رها می‌‌کنید؟! بلکه شما با این انحراف زشت از حدود الله می‌‌گذرید.

﴿قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَالُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِين [الشعراء: ١٦٧]

١٦٧ قومش به او گفتند: ای لوط اگر از نهی ما از انجام این کار و اعتراض به خاطر آن بر ما دست نکشی به‌‌طور قطع تو و همراهیانت از شهر ما رانده خواهید شد.

﴿قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِين [الشعراء: ١٦٨]

١٦٨ لوط÷ به آنها گفت: به‌‌راستی‌‌که من این کاری که آن را انجام می‌‌دهید نمی‌‌پسندم و بر آن خشم می‌‌گیرم.

﴿رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُون [الشعراء: ١٦٩]

١٦٩ با خواندن پروردگارش گفت: پروردگارا مرا و خانواده‌‌ام را از عذابی که به اینها به‌‌سبب کار زشتی که انجام می‌‌دهند خواهد رسید نجات دِه.

﴿فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِين [الشعراء: ١٧٠]

١٧٠ پس دعایش را اجابت کردیم و او و تمام خانواده‌‌اش را نجات دادیم.

﴿إِلاَّ عَجُوزًا فِي الْغَابِرِين [الشعراء: ١٧١]

١٧١ مگر همسرش را که کافر، و از بین‌‌رفتگان و نابودشدگان بود.

﴿ثُمَّ دَمَّرْنَا الآخَرِين [الشعراء: ١٧٢]

١٧٢ پس از اینکه لوط÷ و خانواده‌‌اش از شهر (سَدُوم) خارج شدند باقی‌‌ماندگان بعد از او را به سخت‌‌ترین وجه نابود کردیم.

﴿وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِين [الشعراء: ١٧٣]

١٧٣ و سنگ‌‌هایی از آسمان مانند باران بر آنها فرو فرستادیم، پس چه زشت بود باران اینها که لوط÷ آنها را از عذاب الله در صورتی‌‌که بر ارتکاب منکری که بودند ادامه دهند انذار داد و ترساند.

﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِين [الشعراء: ١٧٤]

١٧٤ همانا در این عذاب نازل‌‌شده بر قوم لوط به‌‌سبب انجام فاحشه، برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمی‌‌آورند.

﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيم [الشعراء: ١٧٥]

١٧٥ و - ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکست‌‌ناپذیری است که از دشمنانش انتقام می‌‌گیرد، و نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بخشنده است.

﴿كَذَّبَ أَصْحَابُ الأَيْكَةِ الْمُرْسَلِين [الشعراء: ١٧٦]

١٧٦ و اصحاب شهرِ دارای درختان انبوه نزدیک مدین رسولان را تکذیب کردند آن‌‌گاه که پیامبرشان شعیب÷ را تکذیب کردند.

﴿إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلاَ تَتَّقُون [الشعراء: ١٧٧]

١٧٧ آن‌‌گاه که پیامبرشان شعیب÷ به آنها گفت: آیا از ترس الله با ترک شرک به او، تقوای او تعالی را پیشه نمی‌‌کنید؟!

﴿إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِين [الشعراء: ١٧٨]

١٧٨ همانا من رسولی برای‌‌تان هستم که الله مرا به‌‌سوی شما فرستاده است، و در آنچه از جانب او به شما ابلاغ می‌‌کنم امانتداری هستم که بر آنچه مرا به تبلیغ آن فرمان داده است نه چیزی می‌‌افزایم و نه چیزی از آن می‌‌کاهم.

﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُون [الشعراء: ١٧٩]

١٧٩ پس با اجرای اوامر و ترک نواهی الله از او بترسید، و از من در آنچه شما را به آن امر، و در آنچه شما را از آن نهی می‌‌کنم فرمان‌‌برداری کنید.

﴿وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى رَبِّ الْعَالَمِين [الشعراء: ١٨٠]

١٨٠ و در قبال آنچه از جانب پروردگارم به شما ابلاغ می‌‌کنم پاداشی از شما نمی‌‌خواهم، پاداش من فقط بر الله پروردگار مخلوقات است؛ نه برعهدۀ دیگران.

﴿* أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلاَ تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِين [الشعراء: ١٨١]

١٨١ آن‌‌گاه که برای مردم می‌‌فروشید پیمانه را کامل کنید، و از کسانی نباشید که وقتی به مردم می‌‌فروشند از پیمانه می‌‌کاهند.

﴿وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيم [الشعراء: ١٨٢]

١٨٢ و هنگامی‌‌که برای دیگران وزن می‌‌کنید با ترازوی درست وزن کنید.

﴿وَلاَ تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِين [الشعراء: ١٨٣]

١٨٣ و از حقوق مردم نکاهید، و با ارتکاب گناهان در زمین بسیار فساد برپا نکنید.

برخی فواید آیات:

لواط انحراف از فطرت و گناهی بزرگ است.

یکی از آزمایش‌‌های دعوتگر این است که خانواده‌‌اش کافر یا گناهکار باشند.

روابط دنیوی اگر ایمان همراهش نباشد، هنگامی‌‌که عذاب نازل شود سودی به صاحبش نمی‌‌رساند.

وجوب کامل‌‌ کردن پیمانه و حرمت کم‌‌فروشی.|

﴿وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الأَوَّلِين [الشعراء: ١٨٤]

١٨٤ و با ترس از ذاتی‌‌که شما و امت‌‌های پیشین را آفرید از او بترسید از اینکه عذابش را بر شما نازل کند.

﴿قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِين [الشعراء: ١٨٥]

١٨٥ قوم شعیب÷ به او گفتند: تو نیستی جز از کسانی‌‌که چند بار سحر شده‌‌اند تا اینکه سحر بر عقلت چیره شده و آن را از بین برده است.

﴿وَمَا أَنتَ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِين [الشعراء: ١٨٦]

١٨٦ و جز بشری مانند ما نیستی پس هیچ امتیازی بر ما نداری، پس چگونه رسولی هستی؟ و تو را جز دروغگویی در ادعای رسالت نمی‌‌پنداریم.

﴿فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاء إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِين [الشعراء: ١٨٧]

١٨٧ پس پاره‌‌ای از آسمان بر ما فرو ریز اگر در آنچه ادعا می‌‌کنی راستگو هستی.

﴿قَالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُون [الشعراء: ١٨٨]

١٨٨ شعیب÷ به آنها گفت: پروردگارم به شرک و گناهانی که انجام می‌‌دهید آگاه‌‌تر است و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيم [الشعراء: ١٨٩]

١٨٩ اما بر تکذیب او ادامه دادند، پس عذابی بزرگ آنها را فرا گرفت آن‌‌گاه که ابری پس از روزی بسیار گرم بر آنها سایه افکند، و آتشی بر آنها بارید و آنها را سوزاند، همانا روز نابودی آنها روزی بسیار هولناک بود.

﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِين [الشعراء: ١٩٠]

١٩٠ همانا در این نابودی قوم شعیب÷ برای پندگیران پندی است، اما بیشتر مردم ایمان نمی‌‌آورند.

﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيم [الشعراء: ١٩١]

١٩١ و - ای رسول- همانا پروردگارت همان ذات شکست‌‌ناپذیری است که از دشمنانش انتقام می‌‌گیرد، و نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بخشنده است.

﴿وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِين [الشعراء: ١٩٢]

١٩٢ و همانا این قرآن نازل‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌ از جانب پروردگار مخلوقات نازل شده است.

﴿نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِين [الشعراء: ١٩٣]

١٩٣ جبریل امین آن را نازل کرد.

﴿عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِين [الشعراء: ١٩٤]

١٩٤ - ای رسول- آن را بر قلبت نازل کرد تا از رسولانی باشی که مردم را انذار می‌‌دهند، و از عذاب الله می‌‌ترسانند.

﴿بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِين [الشعراء: ١٩٥]

١٩٥ آن را به زبان عربی واضح نازل کرد.

﴿وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الأَوَّلِين [الشعراء: ١٩٦]

١٩٦ و همانا این قرآن در کتب نخستینیان مذکور است، که کتاب‌‌های آسمانی پیشین به آن بشارت داده‌‌اند.

﴿أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيل [الشعراء: ١٩٧]

١٩٧ آیا اینها که تو را تکذیب می‌‌کنند نشانه‌‌ای بر راستگویی تو نداشته‌‌اند که علمای بنی‌‌اسرائیل مانند عبدالله بن سلام از حقیقت آنچه بر تو نازل شده است آگاه هستند.

﴿وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الأَعْجَمِين [الشعراء: ١٩٨]

١٩٨ و اگر این قرآن را بر برخی عجم‌‌ها که به زبانی عربی سخن نمی‌‌گویند نازل می‌‌کردیم.

﴿فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِين [الشعراء: ١٩٩]

١٩٩ و آن را برای‌‌شان می‌‌خواند به آن ایمان نمی‌‌آوردند؛ زیرا می‌‌گفتند: آن را نمی‌‌فهمیم، پس باید الله را ستایش کنند که به زبان آنها نازل کرد.

﴿كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِين [الشعراء: ٢٠٠]

٢٠٠ این‌‌گونه تکذیب و کفر را در دل‌‌های مجرمان درمی‌‌آوریم.

﴿لاَ يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الأَلِيم [الشعراء: ٢٠١]

٢٠١ تا از کفری که بر آن هستند تغییر نکنند و ایمان نیاورند تا زمانی‌‌که عذاب رنج‌‌آور را ببینند.

﴿فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُون [الشعراء: ٢٠٢]

٢٠٢ پس عذاب ناگهانی آنها را فرا می‌‌گیرد، درحالی‌‌که از آمدنش اطلاعی ندارند تا آنها را غافلگیر کند.

﴿فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُون [الشعراء: ٢٠٣]

٢٠٣ پس هنگامی‌‌که عذاب به صورت ناگهانی بر آنها نازل می‌‌شود از افسوس زیاد می‌‌گویند: آیا به ما مهلت داده می‌‌شود تا به‌‌سوی الله توبه کنیم؟!

﴿أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُون [الشعراء: ٢٠٤]

٢٠٤ پس آیا این کافران خواستار تعجیل در عذاب ما هستند و می‌‌گویند: هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد تا همان‌‌گونه که ادعا کردی پاره‌‌ای از آسمان بر ما فرو ریزد؟!

﴿أَفَرَأَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِين [الشعراء: ٢٠٥]

٢٠٥ پس - ای رسول- به من خبر بده اگر این کافران را که از ایمان به آنچه آورده‌‌ای روی می‌‌گردانند زمانی طولانی از نعمت‌‌ها بهره‌‌مند کنیم.

﴿ثُمَّ جَاءهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُون [الشعراء: ٢٠٦]

٢٠٦ و پس از این مدتی ‌‌که این نعمت‌‌ها به آنها رسیده است عذابی را که به آنها وعده داده می‌‌شود، دامنگیرشان گردد.

برخی فواید آیات:

هرچه مسلمان در زبان عربی بیشتر بیندیشد، بر فهم قرآن تواناتر می‌‌شود.

استدلال بر مشرکان به اقرار پیروان منصف اهل کتاب به اینکه قرآن از جانب الله است.

نعمت‌‌های دنیا که کفار به آن می‌‌رسند سبب نزدیک ‌‌کردن تدریجی آنها به سمت عذاب است و هرگز بر احترام و گرامیداشت آنها دلالت ندارد.|

﴿مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُون [الشعراء: ٢٠٧]

٢٠٧ نعمت‌‌هایی که در دنیا بر آن بودند چه نفعی به آنها می‌‌رساند؟! آن نعمت‌‌ها از بین رفته است، و هیچ‌‌چیز یافت نمی‌‌شود.

﴿وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلاَّ لَهَا مُنذِرُون [الشعراء: ٢٠٨]

٢٠٨ و هیچ‌‌یک از امت‌‌ها را نابود نکردیم مگر اینکه پس از ارسال رسولان و فرو فرستادن کتاب‌‌ها عذری برای‌‌شان نگذاشتیم.

﴿ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِمِين [الشعراء: ٢٠٩]

٢٠٩ تا اندرز و تذکری برای‌‌شان باشد، و ما با عذاب‌‌کردن آنها پس از اینکه با ارسال رسولان و نزول کتاب‌‌ها عذری برای‌‌شان نگذاشتیم بر آنها ستم نکردیم.

﴿وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِين [الشعراء: ٢١٠]

٢١٠ و شیطان‌‌ها این قرآن را بر قلب رسول‌‌ج‌‌ نازل نکرده‌‌اند.

﴿وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُون [الشعراء: ٢١١]

٢١١ و سزاوار نیست که آنها قرآن را بر قلبش نازل کنند، و قادر بر انجام این کار نیز نیستند.

﴿إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُون [الشعراء: ٢١٢]

٢١٢ قادر بر انجام این کار نیستند چون از مکان آن در آسمان دور نگه داشته‌‌ شده‌‌اند، پس چگونه به آن می‌‌رسند و آن را نازل می‌‌کنند؟!

﴿فَلاَ تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِين [الشعراء: ٢١٣]

٢١٣ پس معبودی دیگر همراه الله عبادت نکن که او را با الله شریک گردانی، که به‌‌سبب این کار از عذاب‌‌ شدگان خواهی بود.

﴿وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِين [الشعراء: ٢١٤]

٢١٤ و - ای رسول- قومت را به ترتیب نزدیکی (خویشاوندی) انذار بده تا عذاب الله به آنها نرسد در صورتی‌‌که بر شرک باقی بمانند.

﴿وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِين [الشعراء: ٢١٥]

٢١٥ و از روی رحمت و مهربانی برای مؤمنانی که از تو پیروی کرده‌‌اند رفتار و سخن نرم برگزین.

﴿فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُون [الشعراء: ٢١٦]

٢١٦ و اگر از تو نافرمانی کردند، و توحید و طاعت الله که آنها را به آن فرمان دادی اجابت نکردند، به آنها بگو: همانا من از شرک و گناهانی که انجام می‌‌دهید بیزار هستم.

﴿وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيم [الشعراء: ٢١٧]

٢١٧ و در تمام امورت بر ذات شکست‌‌ناپذیری توکل کن که از دشمنانش انتقام می‌‌گیرد و نسبت به کسانی از آنها که به‌‌سویش بازمی‌‌گردند بخشنده است.

﴿الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُوم [الشعراء: ٢١٨]

٢١٨ همان ذات منزّهی که وقتی برای نماز برمی‌‌خیزی تو را می‌‌بیند.

﴿وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِين [الشعراء: ٢١٩]

٢١٩ و او سبحانه حرکت تو را از حالی به حالی دیگر در میان نمازگزاران می‌‌بیند، ذره‌‌ای از اعمال تو و اعمال دیگران بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم [الشعراء: ٢٢٠]

٢٢٠ همانا او قرآن و ذکری را که در نمازت تلاوت می‌‌کنی می‌‌شنود، و از نیت تو آگاه است.

چون ادعا کردند که شیاطین قرآن را نازل می‌‌کنند، و اینکه محمد‌‌ج‌‌ شاعری است، الله ادعای‌‌شان را رد کرد و فرمود:

﴿هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِين [الشعراء: ٢٢١]

٢٢١ آیا بر شما خبر دهم شیاطینی که ادعا می‌‌کنند این قرآن را نازل می‌‌کنند بر چه کسی فرود می‌‌آیند؟

﴿تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيم [الشعراء: ٢٢٢]

٢٢٢ شیاطین بر هر کاهن دروغگوی بسیار گناهکار و نافرمان فرود می‌‌آیند.

﴿يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُون [الشعراء: ٢٢٣]

٢٢٣ شیاطین دزدانه به ملأ أعلی گوش فرا می‌‌دهند، آن‌‌گاه آن را به دوستان کاهن خویش می‌‌افکنند، و بیشتر کاهنان دروغگو هستند، که اگر یک کلمۀ راستی بگویند همراه آن صد دروغ می‌‌گویند.

﴿وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُون [الشعراء: ٢٢٤]

٢٢٤ شاعران که ادعا کردید محمد‌‌ج‌‌ از آنها است، گمراهان از راه هدایت و راستی، از آنها پیروی می‌‌کنند، و اشعارشان را روایت می‌‌کنند.

﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُون [الشعراء: ٢٢٥]

٢٢٥ - ای رسول- آیا ندیده‌‌ای که از مظاهر گمراهی آنها این است که در هر وادی‌‌ای سرگردانند که گاهی در مدح حرکت می‌‌کنند، و گاهی در ذم؛ و گاهی در امور دیگر.

﴿وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لاَ يَفْعَلُون [الشعراء: ٢٢٦]

٢٢٦ و اینکه دروغ می‌‌گویند، یعنی می‌‌گویند: چنین کردیم، درحالی‌‌که آن کار را انجام نداده‌‌اند.

﴿إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُون [الشعراء: ٢٢٧]

٢٢٧ مگر کسانی از شاعران که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، و الله را بسیار یاد کردند، و پس از اینکه دشمنان الله بر آنها ستم کردند از آنها انتقام گرفتند؛ مانند حسان بن ثابت . و به‌‌زودی کسانی‌‌که با شرک به الله و تجاوز بر بندگانش ستم کرده‌‌اند خواهند دانست که به چه بازگشت‌‌گاهی بازگردانده می‌‌شوند، یعنی به موضعی بزرگ، و حسابی دقیق بازخواهند گشت.

برخی فواید آیات:

اثبات عدالت برای الله، و نفی ظلم از او تعالی.

منزّه‌‌ دانستن قرآن از نزدیکی شیاطین به آن.

اهمیت نرمی و مهربانی برای دعوتگران به‌‌سوی الله.

شعر نیکو، نیکو است؛ و شعر زشت، زشت است.|

سوره النمل

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

اعطای معجزۀ بزرگ - یعنی قرآن- به پیامبر‌‌ج‌‌ و تشویق بر شکر و سپاسگزاری از این نعمت و صبر بر تبلیغ آن.

تفسیر:

﴿طس تِلْكَ آيَاتُ الْقُرْآنِ وَكِتَابٍ مُّبِين [النمل: ١]

١ ﴿طسٓ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در آغاز سورۀ بقره بیان شد. این آیات نازل‌‌شده بر تو همان آیات قرآن، و کتاب واضحی است که هیچ ابهامی در آن نیست، و هرکس در آن تدبر کند خواهد دانست که از جانب الله نازل‌‌شده است.

﴿هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِين [النمل: ٢]

٢ این آیات مایۀ هدایت و راهنمایی به‌‌سوی حق، و مایۀ بشارت مؤمنان به الله و رسولش است.

﴿الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُون [النمل: ٣]

٣ همان کسانی‌‌که نماز را به کامل‌‌ترین وجه ادا می‌‌کنند، و زکات اموال‌‌شان را در موارد مصرفش می‌‌پردازند، و همان‌‌ها به پاداش و کیفر آخرت یقین دارند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُون [النمل: ٤]

٤ در حقیقت کافران که به آخرت و پاداش و کیفر آن ایمان ندارند، اعمال بدشان را برای‌‌شان آراستیم، پس انجام آنها را ادامه دادند، و آنها سرگردان هستند و به راه راست و حق هدایت نمی‌‌شوند.

﴿أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذَابِ وَهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأَخْسَرُون [النمل: ٥]

٥ اینها که دارای صفات مذکور هستند همان کسانی هستند که عذاب سخت در دنیا با قتل و اسارت برای‌‌شان است، و همان‌‌ها در آخرت زیانکارترین مردم هستند، چون در روز قیامت به خودشان و خانواده‌‌های‌‌شان با جاویدان ‌‌کردن آنها در جهنم زیان می‌‌رسانند.

﴿وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيم [النمل: ٦]

٦ و - ای رسول- به‌‌راستی‌‌که تو این قرآن نازل‌‌شده بر خویش را از جانب ذاتی‌‌که در آفرینش و تدبیر و شرعش حکیم است دریافت می‌‌کنی یعنی همان ذات دانایی که هیچ‌‌چیز از مصالح بندگانش بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿إِذْ قَالَ مُوسَى لأَهْلِهِ إِنِّي آنَسْتُ نَارًا سَآتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ آتِيكُم بِشِهَابٍ قَبَسٍ لَّعَلَّكُمْ تَصْطَلُون [النمل: ٧]

٧ - ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که موسی÷ به خانواده‌‌اش گفت: به‌‌راستی‌‌که من آتشی دیدم، به زودی از محلی که آتش، فروزان است خبری برای‌‌تان خواهم آورد تا ما را به راه راهنمایی کند، یا شعله‌‌ای از آن برای‌‌تان می‌‌آورم تا خودتان را در برابر سرما گرم کنید.

﴿فَلَمَّا جَاءهَا نُودِيَ أَن بُورِكَ مَن فِي النَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين [النمل: ٨]

٨ چون به مکان آتشی که دیده بود رسید الله به او ندا داد که: برای بزرگداشت پروردگار جهانیان و منزه‌‌ دانستن او تعالی از صفاتی که سزاوارش نیست و گمراهان با آنها، او را توصیف می‌‌کنند، فرشتگانی را که در این آتش، و پیرامون آن هستند گرامی بدار.

﴿يَامُوسَى إِنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [النمل: ٩]

٩ الله به او گفت: ای موسی، همانا من الله ذات شکست‌‌ناپذیری هستم که هیچ‌‌کس بر من چیره نمی‌‌شود، و در خلق و تقدیر و شریعت خویش بسیار دانا هستم.

﴿وَأَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ يَامُوسَى لاَ تَخَفْ إِنِّي لاَ يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُون [النمل: ١٠]

١٠ و عصایت را بیفکن، آن‌‌گاه موسی÷ اطاعت کرد، پس چون موسی÷ عصا را دید که همانند ماری می‌‌جنبد و حرکت می‌‌کند به آن پشت کرد و بازنگشت، آن‌‌گاه الله به او گفت: از آن نترس، زیرا نزد من رسولان نه از مار و نه از هیچ چیز دیگری نمی‌‌ترسند.

﴿إِلاَّ مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيم [النمل: ١١]

١١ اما کسی‌‌که با ارتکاب گناه به خودش ستم کند، سپس توبه کند همانا من نسبت به او بسیار آمرزنده و مهربان هستم.

﴿وَأَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ فِي تِسْعِ آيَاتٍ إِلَى فِرْعَوْنَ وَقَوْمِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِين [النمل: ١٢]

١٢ و دستت را در گریبانت قرار بده که مانند برف و بدون پیسی، سفید درمی‌‌آید. این نشانه، از جمله آیات نه‌‌گانه‌‌ای است که به راستگویی تو نزد فرعون و قومش گواهی می‌‌دهند - یعنی افزون بر دست: عصا، خشکسالی، کمبود میوه‌‌ها، طوفان، ملخ، شپش، قورباغه‌‌ها، و خون-. به‌‌راستی‌‌که آنها مردمی هستند که به‌‌سبب کفر به الله نافرمان او تعالی هستند.

﴿فَلَمَّا جَاءتْهُمْ آيَاتُنَا مُبْصِرَةً قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِين [النمل: ١٣]

١٣ پس چون این آیات واضح و آشکار ما که موسی را با آنها تقویت کردیم نزدشان آمد گفتند: این آیاتی که موسی آورده سحری آشکار است.

برخی فواید آیات:

قرآن هدایت و بشارتی برای مؤمنان است.

کفر به الله یکی از اسباب پیروی از کارها و سخنان باطل، و سرگردانی و اضطراب است.

تأمین و حفاظت الله سبحانه برای رسولان، از هر آسیبی.|

﴿وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِين [النمل: ١٤]

١٤ و به‌‌سبب ستم و گردنکشی در برابر حق به این آیات روشن با آن‌‌که دل‌‌های‌‌شان یقین داشت که از جانب الله هستند کفر ورزیدند و به آنها اقرار نکردند، پس - ای رسول- بنگر که سرانجامِ فسادکاران در زمین به‌‌سبب کفر و گناهان‌‌شان چگونه بود، به تحقیق که همگی آنها را هلاک و نابود کرده‌‌ایم.

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ عِلْمًا وَقَالاَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِّنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِين [النمل: ١٥]

١٥ و به تحقیق که به داود و پسرش سلیمان علمی عطا کردیم که علم کلام پرندگان بخشی از آن بود، و داود و سلیمان علیهما السلام درحالی‌‌که الله را شکر می‌‌کردند گفتند: تمام ستایش‌‌ها از آنِ الله است که ما را با نبوت و تسخیر جن و شیاطین، بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری داد.

﴿وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ وَقَالَ يَاأَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّيْرِ وَأُوتِينَا مِن كُلِّ شَيْءٍ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِين [النمل: ١٦]

١٦ و سلیمان از پدرش داود، نبوت و علم و پادشاهی میراث برد، و برای بازگویی نعمت الله بر خودش و پدرش گفت: ای مردم، الله فهم صداهای پرندگان را به ما آموخته است، و از هر چیزی‌‌که به پیامبران و پادشاهان عطا کرده به ما عطا کرده است، به‌‌راستی آنچه‌‌ که الله سبحانه به ما عطا کرده، همان فضل آشکار و روشن است.

﴿وَحُشِرَ لِسُلَيْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ وَالطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُون [النمل: ١٧]

١٧ و برای سلیمان÷ لشکریان او اعم از انسان‌‌ها و جن‌‌ها و پرندگان گرد آمدند، و با نظم و ترتیب رانده می‌‌شدند.

﴿حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِي النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَاأَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لاَ يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لاَ يَشْعُرُون [النمل: ١٨]

١٨ پس پیوسته رانده می‌‌شدند تا اینکه به درۀ مورچگان (مکانی در شام) رسیدند آن‌‌گاه یکی از مورچگان گفت: ای مورچگان وارد خانه‌‌های‌‌تان شوید تا سلیمان و لشکریانش درحالی‌‌که از وجودِ شما آگاه نیستند شما را نابود نکنند، اما اگر از حضورتان آگاه باشند شما را لگدمال نخواهند کرد.

﴿فَتَبَسَّمَ ضَاحِكًا مِّن قَوْلِهَا وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِين [النمل: ١٩]

١٩ سلیمان÷ با شنیدن سخن آن مورچه تبسمی کرد و پروردگارش سبحانه را این‌‌گونه فراخواند: پروردگارا مرا توفیق دِه و به من الهام کن تا شکر نعمت تو را که آن را بر من و بر پدرم ارزانی داشتی به جای آورم، و مرا توفیق دِه تا علم نیکویی که تو آن را می‌‌پسندی انجام دهم، و به رحمت خویش مرا در زمرۀ بندگان صالح خویش قرار دِه.

﴿وَتَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقَالَ مَا لِيَ لاَ أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائِبِين [النمل: ٢٠]

٢٠ و سلیمان÷ جویای احوال پرندگان شد اما هدهد را ندید، گفت: چرا هدهد را نمی‌‌بینم؟ آیا مانعی باعث شده تا او را نبینم، یا از غایبان است.

﴿لأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِيدًا أَوْ لأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطَانٍ مُّبِين [النمل: ٢١]

٢١ وقتی غیبت هدهد برایش آشکار شد گفت: به‌‌طور قطع او را به کیفر غیبتش به عذابی سخت عذاب خواهم کرد یا سرش را خواهم برید، مگر اینکه دلیلی واضح برایم بیاورد تا عذر غیبتش آشکار گردد.

﴿فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُكَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِين [النمل: ٢٢]

٢٢ پس هدهد زمانی کوتاه غایب ماند، و وقتی آمد به سلیمان÷ گفت: بر چیزی‌‌که تو از آن اطلاع نیافتی اطلاع یافتم، و از اهل سبأ خبری راست و بدون تردید برایت آورده‌‌ام.

برخی فواید آیات:

تبسم، خندۀ بزرگواران است.

شکر نعمت‌‌ها، ادب پیامبران‌‌ﻹ‌‌ و صالحان در برابر پروردگارشان است.

عذرخواهی صادقانه از صالحان.

حکومت‌‌کردن بر رعیت با اجرای کیفر بر مجرمان، و پذیرفتن عذر معذور.

گاهی کوچکترها نسبت به امری آگاه هستند که بزرگان هیچ اطلاعی از آن ندارند.|

﴿إِنِّي وَجَدتُّ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِيَتْ مِن كُلِّ شَيْءٍ وَلَهَا عَرْشٌ عَظِيم [النمل: ٢٣]

٢٣ به‌‌راستی دیدم که زنی بر آنها حکومت می‌‌کند، و از تمام اسباب قدرت و پادشاهی به این زن داده شده است، و تخت بزرگی دارد که امور قومش را از بالای آن اداره می‌‌کند.

﴿وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لاَ يَهْتَدُون [النمل: ٢٤]

٢٤ این زن و قومش را دیدم که به جای الله در برابر خورشید سجده می‌‌کنند، و شیطان اعمال شرکی و گناهان شان را برای‌‌شان آراسته است، و آنها را از راه حق منحرف کرده است، پس به حق هدایت نمی‌‌شوند.

﴿أَلاَّ يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُون [النمل: ٢٥]

٢٥ شیطان اعمال شرک و گناهان را برای‌‌شان آراسته؛ تا به اللهِ یگانه‌‌ای که باران‌‌هایی را که در آسمان، و گیاهانی را که در زمین نهان کرده درمی‌‌آورد، و اعمال نهان و آشکار شما را می‌‌داند، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند سجده نکنند.

﴿اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيم * [النمل: ٢٦]

٢٦ الله که هیچ معبود برحقی جز او نیست، و پروردگار عرش بزرگ است.

﴿* قَالَ سَنَنظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْكَاذِبِين [النمل: ٢٧]

٢٧ سلیمان÷ به هدهد گفت: خواهیم دید که آیا در آنچه ادعا می‌‌کنی راست گفتی، یا از دروغگویان بودی.

﴿اذْهَب بِّكِتَابِي هَذَا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانظُرْ مَاذَا يَرْجِعُون [النمل: ٢٨]

٢٨ پس سلیمان÷ نامه‌‌ای نوشت و آن را به هدهد داد، و به او گفت: این نامه ام را ببر و آن را به سوی اهل سبأ بیفکن، و از آنها کناره بگیر و بشنو در مورد نامه به یکدیگر چه می‌‌گویند [و چه عکس العمل نشان می‌‌دهند].

﴿قَالَتْ يَاأَيُّهَا المَلأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتَابٌ كَرِيم [النمل: ٢٩]

٢٩ و ملکه نامه را دریافت کرد و گفت: ای سران همانا نامه‌‌ای گرامی و ارزشمند برایم آمده است.

﴿إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم [النمل: ٣٠]

٣٠ مضمون این نامۀ فرستاده‌‌شده از جانب سلیمان÷ که با «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز می‌‌شود چنین است:

﴿أَلاَّ تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِين [النمل: ٣١]

٣١ تکبر نورزید، و گردن‌‌نهاده و تسلیم در برابر توحید الله و ترک شرک به او که بر آن هستید و خورشید را همراه او عبادت می‌‌کنید، نزد من بیایید.

﴿قَالَتْ يَاأَيُّهَا المَلأُ أَفْتُونِي فِي أَمْرِي مَا كُنتُ قَاطِعَةً أَمْرًا حَتَّى تَشْهَدُون [النمل: ٣٢]

٣٢ ملکه گفت: ای سران و بزرگان، وجه درست کارم را بر من آشکار کنید، که من کاری را بدون اینکه شما را حاضر کنم و نظرتان را در مورد آن آشکار کنید انجام نداده‌‌ام.

﴿قَالُوا نَحْنُ أُوْلُوا قُوَّةٍ وَأُولُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ وَالأَمْرُ إِلَيْكِ فَانظُرِي مَاذَا تَأْمُرِين [النمل: ٣٣]

٣٣ سران قومش به او گفتند: ما دارای قدرتی بزرگ، و نیروی جنگی قدرتمندی هستیم، اما رأی آن است که به نظر تو می‌‌رسد پس بنگر ما را به چه چیزی امر می‌‌کنی که ما بر اجرای آن توانا هستیم.

﴿قَالَتْ إِنَّ الْمُلُوكَ إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَكَذَلِكَ يَفْعَلُون [النمل: ٣٤]

٣٤ ملکه گفت: همانا پادشاهان وقتی وارد یکی از شهرها شوند با قتل و غارت و چپاولی که انجام می‌‌دهند آن شهر را تباه می‌‌سازند، و سران و بزرگانش را پس از اینکه در عزت و رفاه بودند خوار می‌‌گردانند، و همیشه پادشاهان اگر بر اهل شهری غلبه یابند چنین می‌‌کنند؛ تا هیبت و ترس را در دل‌‌ها بنشانند.

﴿وَإِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِم بِهَدِيَّةٍ فَنَاظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُون [النمل: ٣٥]

٣٥ و همانا من هدیه‌‌ای به صاحب نامه و قومش می‌‌فرستم، و می‌‌نگرم که فرستادگان پس از ارسال این نامه چه چیزی برایم می‌‌آورند.

برخی فواید آیات:

اعتراض هدهد بر شرک و کفر قوم سبأ بر این امر دلالت دارد که ایمان نزد مخلوقات فطری است.

تحقیق از متهم و تفحص و بررسی دلایل او.

مشروعیت کشف اخبار دشمنان.

یکی از آداب نوشتن نامه‌‌، آغاز آن با بسم الله الرحمن الرحیم است.

اظهار عزت مؤمن در برابر پیروان باطل، امری مطلوب است.|

﴿فَلَمَّا جَاء سُلَيْمَانَ قَالَ أَتُمِدُّونَنِ بِمَالٍ فَمَا آتَانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِّمَّا آتَاكُم بَلْ أَنتُم بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُون [النمل: ٣٦]

٣٦ پس وقتی فرستادۀ ملکه و کسانی از یارانش که هدیه را حمل می‌‌کردند نزد سلیمان÷ آمدند سلیمان÷ با این سخن به خاطر ارسال هدیه بر آنها اعتراض کرد: آیا مرا به اموالی یاری می‌‌دهید تا مرا از خود بازدارید، اما نبوت و پادشاهی و مالی که الله به من عطا کرده بهتر از چیزی است که به شما عطا کرده است، بلکه شما هستید که به آنچه از بهرۀ دنیا که به شما هدیه داده می‌‌شود شادمانی می‌‌کنید.

﴿ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لاَّ قِبَلَ لَهُم بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُم مِّنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُون [النمل: ٣٧]

٣٧ سلیمان÷ به فرستادۀ ملکه گفت: با هدیه‌‌ای که آورده‌‌ای به‌‌سوی آنها بازگرد، به‌‌طور قطع لشکریانی بر سر او و قومش می‌‌آوریم که توان رویارویی با آنها را ندارند، و اگر از در تسلیم نزد من نیایند آنها را پس از اینکه گرامی بودند خوار و زبون از سبأ بیرون می‌‌کنیم.

﴿قَالَ يَاأَيُّهَا المَلأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِين [النمل: ٣٨]

٣٨ سلیمان÷ خطاب به بزرگان پادشاهی خویش گفت: ای سران، کدام‌‌یک از شما تخت پادشاهی او را قبل از اینکه از در تسلیم نزد من آیند برایم می‌‌آورد؟

﴿قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِين [النمل: ٣٩]

٣٩ جنی گردنکش، این‌‌گونه به او پاسخ داد: قبل از اینکه از همین جایی‌‌که نشسته‌‌ای برخیزی تخت او را برایت می‌‌آورم، و به‌‌راستی‌‌که من بر حمل آن توانا، و بر آنچه در آن وجود دارد امانت‌‌دار هستم، و ذره‌‌ای از آن نمی‌‌کاهم.

﴿قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيم [النمل: ٤٠]

٤٠ مردی صالح و عالم نزد سلیمان، که دانشی از کتاب، از جمله اسم اعظم الله که اگر به آن خوانده شود اجابت می‌‌کند، داشت گفت: قبل از اینکه پلک چشمت را تکان دهی من تخت او را برایت می‌‌آورم؛ به این ترتیب که الله را ‌‌می‌‌خوانم به‌‌ناگاه آن را می‌‌آورد، پس دعا کرد و الله دعایش را اجابت کرد، وقتی سلیمان÷ تخت او را نزد خویش مستقر دید گفت: این از فضل پروردگارم سبحانه است؛ تا مرا بیازماید که آیا نعمت‌‌هایش را سپاسگزاری می‌‌کنم یا آنها را ناسپاسی می‌‌کنم؟ و هرکس شکر الله را به جای آوَرَد نفع شکرگزاری او فقط به خودش بازمی‌‌گردد، زیرا الله ذات بی‌‌نیازی است که شکر بندگان بر او نمی‌‌افزاید، و هرکس نعمت‌‌های الله را انکار کند و شکرشان را برای الله به جای نیاوَرَد، همانا پروردگار من از شکر او بی‌‌نیاز و کریم است، و یکی از مظاهر بخشندگی او تعالی این است که بر کسانی‌‌که نعمت‌‌هایش را ناسپاسی کنند نیز می‌‌بخشد.

﴿قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لاَ يَهْتَدُون [النمل: ٤١]

٤١ سلیمان÷ گفت: تخت پادشاهی او را از ظاهری که داشت تغییر دهید تا بنگریم: آیا به شناخت اینکه تختش است راه می‌‌یابد، یا از کسانی است که به شناخت وسایل‌‌شان راه نمی‌‌یابند؟

﴿فَلَمَّا جَاءتْ قِيلَ أَهَكَذَا عَرْشُكِ قَالَتْ كَأَنَّهُ هُوَ وَأُوتِينَا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهَا وَكُنَّا مُسْلِمِين [النمل: ٤٢]

٤٢ پس وقتی ملکۀ سبأ نزد سلیمان÷ آمد برای آزمایش به او گفته شد: آیا این همان تخت توست؟ آن‌‌گاه طبق سوال پاسخ داد: گویی همان است، آن‌‌گاه سلیمان÷ گفت: و پیش از این الله ما را از قدرت خویش بر مانند این کارها آگاه کرده است، و ما تسلیم امر الله و فرمان‌‌بردار او بودیم.

﴿وَصَدَّهَا مَا كَانَت تَّعْبُدُ مِن دُونِ اللَّهِ إِنَّهَا كَانَتْ مِن قَوْمٍ كَافِرِين [النمل: ٤٣]

٤٣ و آنچه را که به پیروی و تقلید از قومش به جای الله عبادت می‌‌کرد او را از توحید الله بازداشته بود، به‌‌راستی‌‌که او از قوم کافران به الله و همانند آنها کافر بود.

﴿قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَن سَاقَيْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُّمَرَّدٌ مِّن قَوَارِيرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين [النمل: ٤٤]

٤٤ به او گفته شد: وارد کاخ شو، درحالی‌‌که آن کاخ مانند سطح صاف و همواری بود، چون آن را دید گمان کرد آبی است پس ساق‌‌هایش را نمایان کرد تا در آن وارد شود، سلیمان÷ گفت: این کاخی مسطح از شیشه است، او را به‌‌سوی اسلام فراخواند، او نیز دعوت سلیمان÷ را اجابت کرد و گفت: پروردگارا من با عبادت دیگران همراه تو بر خودم ستم کردم، و اکنون همراه سلیمان در برابر الله، پروردگار تمام مخلوقات تسلیم شدم.

برخی فواید آیات:

نیروی ایمانی، پناهگاه مؤمن در برابر تأثیرپذیری از اموال فانی دنیاست.

شادی به مادیات و تمایل به آنها یکی از صفات کافران است.

بیداری انسان مومن در برابر نعمت‌‌های الله.

آزمایش تیزهوشی دشمن به قصد تعامل مناسب با او.

ابراز برتری بر دشمن برای تأثیرگذاری در او.|

﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يَخْتَصِمُون [النمل: ٤٥]

٤٥ و به تحقیق که به‌‌سوی ثمود برادر نسبی‌‌شان صالح÷ را فرستادیم که تنها الله را عبادت کنید، به‌‌ناگاه پس از دعوت او به آنها دو گروه شدند: گروه مؤمن، و دیگری کافر که با هم تنازع می‌‌کردند که کدام‌‌یک برحق است.

﴿قَالَ يَاقَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلاَ تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون [النمل: ٤٦]

٤٦ صالح÷ به آنها گفت: چرا پیش از رحمت، تعجیل عذاب را می‌‌خواهید؟ آیا از الله آمرزش برای گناهان‌‌تان نمی‌‌خواهید تا بر شما رحم کند.

﴿قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَن مَّعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِندَ اللَّهِ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُون [النمل: ٤٧]

٤٧ قومش از روی سرسختی در برابر حق به او گفتند: ما به تو و مؤمنان همراهت فال بد زدیم، صالح÷ به آنها گفت: فقط الله از سبب ورود مصیبت بر شما آگاه است و ذره‌‌ای از آن بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، بلکه شما قومی هستید که با خیری که برای‌‌تان گسترده می‌‌شود و با شری که به شما می‌‌رسد آزمایش می‌‌شوید.

﴿وَكَانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ وَلاَ يُصْلِحُون [النمل: ٤٨]

٤٨ و در شهر حِجر نُه مَرد بودند که با کفر و گناهان در زمین فساد برپا می‌‌کردند، و با ایمان و عمل صالح در آن اصلاح نمی‌‌کردند.

﴿قَالُوا تَقَاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصَادِقُون [النمل: ٤٩]

٤٩ به یکدیگر گفتند: هر یک از ما باید به الله سوگند یاد کند که شبانه در خانۀ صالح بر او وارد می‌‌شویم، و او را می‌‌کشیم، سپس به ولی دم او می‌‌گوییم: ما شاهد قتل صالح و اهلش نبودیم، و به‌‌راستی‌‌که ما در آنچه می‌‌گوییم راستگو هستیم.

﴿وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا وَهُمْ لاَ يَشْعُرُون [النمل: ٥٠]

٥٠ و نیرنگی پنهانی برای نابودی صالح÷ و پیروان مؤمن او اندیشیدند، و ما نیز تدبیری برای یاری و نجات او از مکر آنها و نابودی کافران قومش اندیشیدیم، درحالی‌‌که از آن آگاه نبودند.

﴿فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِين [النمل: ٥١]

٥١ پس - ای رسول- بنگر که سرانجام تدبیر و مکرشان چگونه بود؟ اینکه آنها را با عذابی از جانب خویش از ریشه برکندیم و همگی آنها را نابود ساختیم.

﴿فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةً بِمَا ظَلَمُوا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْلَمُون [النمل: ٥٢]

٥٢ پس این خانه‌‌های‌‌شان است که دیوارهای‌‌شان بر روی سقف‌‌های‌‌شان ویران شده است، و از ساکنان خویش به‌‌سبب ستم‌‌شان خالی مانده است، همانا در عذابی که به‌‌سبب ستم‌‌شان بر آنها رسید عبرتی است برای مردمی که ایمان دارند، زیرا آنها هستند که از نشانه‌‌ها عبرت می‌‌گیرند.

﴿وَأَنجَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُون [النمل: ٥٣]

٥٣ و کسانی از قوم صالح را که ایمان آوردند، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی می‌‌ترسیدند نجات دادیم.

﴿وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُون [النمل: ٥٤]

٥٤ و - ای رسول- لوط÷ را به یاد آور آن‌‌گاه که برای توبیخ و اعتراض بر قومش به آنها گفت: آیا خصلت زشت - یعنی لواط- را در محافل خویش آشکارا و درحالی‌‌که یکدیگر را می‌‌بینید مرتکب می‌‌شوید؟!

﴿أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُون [النمل: ٥٥]

٥٥ آیا شما از روی شهوت، به جای زنان با مردان درمی‌‌آمیزید، درحالی‌‌که نه پاکدامنی می‌‌خواهید و نه فرزند، و فقط قضای شهوت حیوانی را می‌‌خواهید، بلکه شما مردمی هستید که بر ایمان و پاکی و دوری از گناهانی که بر شما واجب است نادان هستید.

برخی فواید آیات:

طلب آمرزش از گناهان یکی از اسباب رحمت الله است.

فال بد زدن به اشخاص و اشیا، صفت مؤمنان نیست.

همکاری در شر و نیرنگ بر پیروان حق سرانجامِ بدی دارد.

آشکار کردن منکر از پوشاندن آن زشت‌‌تر است.

اعتراض بر فاسقان و فاجران واجب است.|

﴿* فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُون [النمل: ٥٦]

٥٦ اما قوم او پاسخی نداشتند جز اینکه گفتند: خانوادۀ لوط را از شهرتان برانید، زیرا آنها مردمی هستند که از پلیدی‌‌ها و نجاست‌‌ها پاکی می‌‌جویند. این سخن را برای تمسخر خانوادۀ لوط÷ که در فواحشی که انجام می‌‌دادند با آنها مشارکت نمی‌‌کردند، و حتی به خاطر ارتکاب این فواحش بر آنها اعتراض می‌‌کردند گفتند.

﴿فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِين [النمل: ٥٧]

٥٧ پس او و خانواده‌‌اش را نجات دادیم، جز زنش را که بر او حکم کردیم از باقی‌‌ماندگان در عذاب باشد تا از نابودشدگان گردد.

﴿وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِين [النمل: ٥٨]

٥٨ و سنگ‌‌هایی از آسمان بر آنها باراندیم، پس بارانی سخت و نابودکننده بود برای کسانی‌‌که از عذاب ترسانده شدند اما اجابت نکردند.

﴿قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلاَمٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُون [النمل: ٥٩]

٥٩ - ای رسول- بگو: تمام ستایش‌‌ها از آنِ الله است به خاطر نعمت‌‌هایش و حفاظتی از جانب او برای اصحاب پیامبر‌‌ج‌‌ از آن عذابش که قوم لوط و صالح را با آن عذاب کرد، آیا الله، معبود برحقی که فرمانروایی هر چیزی به دست اوست بهتر است یا معبودهایی که مشرکان عبادت می‌‌کنند و مالک هیچ نفع و زیانی نیستند؟!

﴿أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَأَنزَلَ لَكُم مِّنَ السَّمَاء مَاء فَأَنبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ مَّا كَانَ لَكُمْ أَن تُنبِتُوا شَجَرَهَا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُون [النمل: ٦٠]

٦٠ یا کیست که آسمان‌‌ها و زمین را بدون نمونۀ قبلی آفرید، و - ای مردم- از آسمان آب باران برای‌‌تان فرو فرستاد، سپس با آن آب باغ‌‌هایی نیکو و زیبا برای‌‌تان رویانیدیم، کار شما نبود که درختان این باغ‌‌ها را برویانید زیرا از انجام این کار ناتوانید، پس الله همان ذاتی است که آنها را رویانیده است، آیا معبودی این کارها را همراه الله انجام داده است؟! نه، بلکه آنها قومی هستند که از حق گمراه هستند و از روی ستم، خالق را با مخلوقات یکسان قرار می‌‌دهند.

﴿أَمَّن جَعَلَ الأَرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خِلاَلَهَا أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِيَ وَجَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُون [النمل: ٦١]

٦١ یا کیست که زمین را مستقر و ثابت قرار داد که کسانی را که بر روی آن هستند نمی‌‌لرزاند، و در آن رودهایی جاری و کوه‌‌هایی استوار قرار داد، و میان دو دریا: شور و شیرین فاصله‌‌ای که مانع آمیختن آب شور با آب شیرین می‌‌شود تا آن را فاسد نگرداند، و قابل نوشیدن نباشد قرار داد، آیا معبودی همراه الله این کارها را انجام داده است؟! نه، بلکه بیشتر آنها نمی‌‌دانند، و اگر می‌‌دانستند هیچ‌‌یک از مخلوقات الله را شریک او تعالی قرار نمی‌‌دادند.

﴿أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُون [النمل: ٦٢]

٦٢ یا کیست کسی‌‌که دعای انسانی را که کارش بر او تنگ آمده و سخت شده است آن‌‌گاه که او را بخواند اجابت می‌‌کند، و بیماری و فقر و سایر مصیبت‌‌هایی را که به انسان می‌‌رسد برطرف می‌‌سازد، و شما را جانشینانی در روی زمین قرار می‌‌دهد که نسل به نسل جانشین یکدیگر می‌‌شوید، آیا معبودی با الله این کارها را انجام می‌‌دهد؟ نه، چه کم پند می‌‌پذیرید و عبرت می‌‌گیرید.

﴿أَمَّن يَهْدِيكُمْ فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَن يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرًا بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُون [النمل: ٦٣]

٦٣ یا کیست که شما را در تاریکی‌‌های خشکی و دریا با نشانه‌‌ها و ستاره‌‌هایی که برای‌‌تان نصب می‌‌کند راهنمایی می‌‌کند، و کیست که بادها را مژده‌‌رسان به نزدیکی نزول باران که با آن به بندگانش مهربانی می‌‌کند می‌‌فرستد، آیا معبودی با الله این کارها را انجام می‌‌دهد؟! الله از آنچه از مخلوقاتش که با او شریک می‌‌گردانند پاک و منزه است.

برخی فواید آیات:

پناه ‌‌بردن پیروان باطل به زور هنگام محاصره‌‌شدن با دلایل حق.

رابطۀ زناشویی بدون ایمان نفعی در آخرت نمی‌‌رساند.

تحکیم عقیدۀ توحید از خلال یادآوری نعمت‌‌های الله.

الله به هر مضطری، چه مؤمن چه کافر، وعدۀ اجابت داده است آن‌‌گاه که او تعالی را بخواند.|

﴿أَمَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَمَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [النمل: ٦٤]

٦٤ یا کیست که آفرینش را مرحله به مرحله در رحم‌‌ها آغاز می‌‌کند، سپس آن را پس از اینکه آن را می‌‌میراند زنده می‌‌گرداند، و کیست که شما را از آسمان با باران نازل‌‌شده از آن روزی می‌‌دهد، و شما را از زمین با گیاهانی که در آن برای‌‌تان می‌‌رویاند روزی می‌‌دهد! آیا معبودی با الله این کارها را انجام می‌‌دهد؟! - ای رسول- به این مشرکان بگو: دلیل شرکی که بر آن هستید بیاورید، اگر در این امر که ادعا می‌‌کنید برحق هستید راست می‌‌گویید.

﴿قُل لاَّ يَعْلَمُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللَّهُ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُون [النمل: ٦٥]

٦٥ - ای رسول- بگو: نه فرشتگانی که در آسمان‌‌ها هستند غیب را می‌‌دانند، و نه مردمی که در روی زمین هستند، اما فقط الله همان ذاتی است که غیب را می‌‌داند، و جز الله هیچ‌‌یک از کسانی‌‌که در آسمان‌‌ها و زمین هستند نمی‌‌دانند که چه زمانی برای جزا برانگیخته می‌‌شوند.

﴿بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّنْهَا بَلْ هُم مِّنْهَا عَمِون [النمل: ٦٦]

٦٦ یا آیا علم آنها به آخرت رسیده و به آن یقین پیدا کرده‌‌اند؟ نه، بلکه آنها در شک و سرگردانی از آخرت هستند، بلکه خردهای‌‌شان از آن کور شده است.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَئِذَا كُنَّا تُرَابًا وَآبَاؤُنَا أَئِنَّا لَمُخْرَجُون [النمل: ٦٧]

٦٧ و کسانی‌‌که کفر ورزیدند از روی اعتراض گفتند: آیا وقتی‌‌که مردیم و خاک شدید ممکن است که زنده برانگیخته شویم؟

﴿لَقَدْ وُعِدْنَا هَذَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِين [النمل: ٦٨]

٦٨ به تحقیق که به ما، و پیش از ما به پدرانمان وعده داده شده است که همگی برانگیخته می‌‌شویم، اما تحققی بر این وعده ندیده‌‌ایم، این وعده که همگی به آن وعده داده شده‌‌ایم جز دروغ‌‌های نخستینیان که آنها را در کتاب‌‌های‌‌شان تدوین کرده‌‌اند نیست.

﴿قُلْ سِيرُوا فِي الأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِين [النمل: ٦٩]

٦٩ - ای رسول- به این انکارکنندگان رستاخیز بگو: در هر سمتی از زمین بگردید و بیندیشید که سرانجام تکذیب‌‌کنندگان رستاخیز چگونه بوده است، به تحقیق که آنها را به خاطر تکذیب رستاخیز نابود کرده‌‌ایم.

﴿وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلاَ تَكُن فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُون [النمل: ٧٠]

٧٠ و به‌‌سبب رویگردانی مشرکان از دعوت خویش اندوه مدار، و از نیرنگشان دل‌‌تنگ نشو؛ زیرا الله یاور تو در برابر آنها است.

﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [النمل: ٧١]

٧١ و کافرانِ منکرِ رستاخیز از میان قوم تو می‌‌گویند: عذابی که تو و مؤمنان به ما وعده می‌‌دهید چه زمانی محقق می‌‌شود، اگر در ادعای تان راستگو هستید؟

﴿قُلْ عَسَى أَن يَكُونَ رَدِفَ لَكُم بَعْضُ الَّذِي تَسْتَعْجِلُون [النمل: ٧٢]

٧٢ - ای رسول- به آنها بگو: شاید بخشی از عذابی که در آن شتاب می‌‌کنید به شما نزدیک شده باشد.

﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَشْكُرُون [النمل: ٧٣]

٧٣ و - ای رسول- به‌‌راستی‌‌که پروردگار تو نسبت به مردم بخشنده است، چون با وجود اینکه بر کفر و گناهان هستند کیفر آنها را به تعجیل نمی‌‌اندازد، اما بیشتر مردم شکر الله را به خاطر نعمت‌‌هایی که بر آنها ارزانی می‌‌دارد به جای نمی‌‌آورند.

﴿وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُون [النمل: ٧٤]

٧٤ و در حقیقت پروردگار تو از آنچه که دل‌‌های بندگانش پنهان و آشکار می‌‌کنند آگاه است، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿وَمَا مِنْ غَائِبَةٍ فِي السَّمَاء وَالأَرْضِ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِين [النمل: ٧٥]

٧٥ و هیچ‌‌چیز نه در آسمان و نه در زمین از مردم پنهان نیست مگر اینکه در کتابی روشن یعنی لوح محفوظ وجود دارد.

﴿إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُون [النمل: ٧٦]

٧٦ به‌‌راستی‌‌که این قرآن نازل‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌ بیشتر آنچه را که بنی‌‌اسرائیل در مورد آن اختلاف دارند برای‌‌شان حکایت می‌‌کند، و انحرافات‌‌شان را آشکار می‌‌گرداند.

برخی فواید آیات:

علم غیب از جمله مواردی است که به الله اختصاص دارد، پس ادعای آن، کفر است.

عبرت‌‌گیری از سرانجام و احوال امت‌‌های پیشین، راه نجات است.

احاطۀ علم الله به اعمال بندگانش.

تصحیح قرآن بر انحرافات بنی‌‌اسرائیل و تحریف کتاب‌‌های‌‌شان توسط آنها.|

﴿وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِين [النمل: ٧٧]

٧٧ و به‌‌راستی‌‌که هدایت و رحمتی است برای مؤمنانی که به آن عمل می‌‌کنند.

﴿إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُم بِحُكْمِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيم [النمل: ٧٨]

٧٨ - ای رسول- به تحقیق که پروردگارت در روز قیامت با حکم درست خویش میان مردم مؤمن و کافر داوری می‌‌کند، آن‌‌گاه به مؤمن مهربانی، و کافر را عذاب می‌‌کند، و او ذات شکست‌‌ناپذیری است که از دشمنانش انتقام می‌‌گیرد. هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و ذات دانایی است که تشخیص حقدار از فریب‌‌کار بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِين [النمل: ٧٩]

٧٩ پس بر الله توکل کن، و در تمام کارهایت بر او اعتماد کن، زیرا تو بر حق آشکاری هستی.

﴿إِنَّكَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلاَ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِين [النمل: ٨٠]

٨٠ - ای رسول- همانا تو نمی‌‌توانی دعوت خویش را به گوش مردگانی که دل‌‌های‌‌شان به‌‌سبب کفر به الله مرده است، و به گوش کسانی‌‌که شنوایی ندارند و با رویگردانی به تو پشت می‌‌کنند برسانی.

﴿وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلاَلَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلاَّ مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُون [النمل: ٨١]

٨١ و هدایتگر کسانی‌‌که چشم‌‌های‌‌شان از دیدن حق کور شده است نیستی، پس بر آنها اندوه مدار و خودت را به رنج نینداز، دعوت تو را نمی‌‌شنود مگر کسی‌‌که به آیات ما ایمان آورد زیرا فقط آنها تسلیم اوامر الله هستند.

﴿* وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لاَ يُوقِنُون [النمل: ٨٢]

٨٢ و آن‌‌گاه که به‌‌سبب اصرار آنها بر کفر و گناهان، عذاب بر آنها واجب گردد و ثابت شود، و فساد مردم ادامه یابد، هنگام نزدیک‌‌ شدن قیامت، یکی از نشانه‌‌های کبرای آن را برای‌‌شان درمی‌‌آوریم، یعنی همان جنبنده‌‌ای از زمین آن‌‌گونه که برای‌‌شان قابل فهم است در خصوص اینکه مردم آیات نازل‌‌شده بر پیامبرمان را تصدیق نمی‌‌کردند با آنها سخن می‌‌گوید.

﴿وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُون [النمل: ٨٣]

٨٣ و - ای رسول- به یاد آور روزی را که از هر یک از امت‌‌ها گروهی از بزرگان‌‌شان را از میان کسانی‌‌که آیات ما را تکذیب می‌‌کردند گرد می‌‌آوریم، و همه به هم می‌‌رسند سپس به‌‌سوی حساب رانده می‌‌شوند.

﴿حَتَّى إِذَا جَاؤُوا قَالَ أَكَذَّبْتُم بِآيَاتِي وَلَمْ تُحِيطُوا بِهَا عِلْمًا أَمَّاذَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [النمل: ٨٤]

٨٤ و پیوسته رانده می‌‌شوند، تا اینکه به مکان حسابرسی خویش برسند الله از روی توبیخ به آنها می‌‌گوید: آیا آیات دلالت‌‌کنندۀ من، بر توحیدِ من و مشتمل بر شریعتم را تکذیب کردید، درحالی‌‌که از نظر علمی احاطه نداشتید که آنها باطل است تا تکذیب آن را برای شما جایز گرداند، آنها را تصدیق میکردید یا تکذیب؟!

﴿وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِم بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لاَ يَنطِقُون [النمل: ٨٥]

٨٥ و به‌‌سبب ستم‌‌شان با کفر به الله و تکذیب آیاتش عذاب بر آنها واقع شود، درحالی‌‌که به‌‌سبب ناتوانی و بطلان دلایل خویش برای دفاع از خودشان سخن نمی‌‌گویند.

چون رستاخیز را انکار می‌‌کردند الله آنها را به آنچه که در زندگی‌‌شان به رستاخیز دلالت می‌‌کند متوجه ساخت، یعنی خواب‌‌شان که به منزلۀ مرگ است، و بیداری‌‌شان که به منزلۀ رستاخیز است، و فرمود:

﴿أَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُون [النمل: ٨٦]

٨٦ آیا این تکذیب‌‌کنندگان رستاخیز ننگریسته‌‌اند که شب را قرار دادیم تا با خواب در آن آرام گیرند، و روز را روشنایی‌‌بخشی قرار دادیم تا در آن ببینند، و بر انجام اعمال‌‌شان بکوشند، همانا در این مرگ مکرر و رستاخیز پس از آن، برای مردمی که ایمان می‌‌آورند نشانه‌‌های آشکاری است.

﴿وَيَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الأَرْضِ إِلاَّ مَن شَاء اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِين [النمل: ٨٧]

٨٧ و - ای رسول- به یاد آور روزی را که فرشتۀ گماشته‌‌شده برای بار دوم در صور می‌‌دمد، آن‌‌گاه تمام کسانی‌‌که در آسمان‌‌ها و زمین هستند می‌‌ترسند مگر کسانی‌‌که الله به فضل خویش آنها را از ترسیدن استثنا کند، و در آن روز تمام مخلوقات الله فرمان‌‌بردارانه و خوار به‌‌سوی او می‌‌آیند.

﴿وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُون [النمل: ٨٨]

٨٨ و در آن روز کوه‌‌ها را ثابت و بدون حرکت می‌‌بینی، اما در واقعیتِ امر، به سرعتِ ابر سریع در حرکت هستند؛ کار الله است، زیرا اوست که کوه‌‌ها را به حرکت درمی‌‌آورد، به‌‌راستی‌‌که او از آنچه انجام می‌‌دهید آگاه است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

برخی فواید آیات:

اهمیت توکل بر الله.

تزکیۀ پیامبر‌‌ج‌‌ به اینکه بر حق آشکار قرار دارد.

هدایتِ توفیق به دست الله است، و به دست رسول‌‌ج‌‌ نیست.

دلالت خواب بر مرگ؛ و بیدار شدن بر رستاخیز.|

﴿مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُون [النمل: ٨٩]

٨٩ هرکس در روز قیامت ایمان و علم صالح بیاورد بهشت برای اوست، و آنها هستند که با محافظت الله از آنها از ترس روز قیامت ایمن هستند.

﴿وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [النمل: ٩٠]

٩٠ و هرکس کفر و گناهان را بیاورد جهنم برای‌‌شان است که بر صورت‌‌های‌‌شان در آن افکنده می‌‌شوند، و از روی توبیخ و تحقیر به آنها گفته می‌‌شود: آیا جز کفر و گناهانی که در دنیا انجام می‌‌دادید جزا داده می‌‌شوید؟

﴿إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِي حَرَّمَهَا وَلَهُ كُلُّ شَيْءٍ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِين [النمل: ٩١]

٩١ - ای رسول- به آنها بگو: من فقط فرمان یافتم که پروردگار مکه که آن را محترم شمرده است را عبادت کنم، همان شهری که خونی در آن ریخته نمی‌‌شود، و هیچ کسی در آن، موردِ ستم واقع نمی‌‌شود، و صید آن کشته نمی‌‌شود، و درختش قطع نمی‌‌گردد. و فرمانروایی هر چیزی از آنِ او سبحانه است، و فرمان یافتم که از گردن‌‌نهندگان الله و تسلیم‌‌شدگان او با طاعت باشم.

﴿وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِين [النمل: ٩٢]

٩٢ و فرمان یافتم که قرآن را بر مردم بخوانم، پس هرکس به راهنمایی آن هدایت شود، و به آن عمل کند، سود هدایتش به خودش بازمی‌‌گردد، و هرکس گمراه شود و از آنچه در آن است منحرف گردد و آن را انکار کند، و به آنچه در آن است عمل نکند، پس بگو: من فقط از انذاردهندگان هستم که شما را از عذاب الله انذار می‌‌دهم، و هدایت شما به دست من نیست.

﴿وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون [النمل: ٩٣]

٩٣ و - ای رسول- بگو: تمام ستایش‌‌ها از آنِ الله است به خاطر نعمت‌‌هایش که قابل شمارش نیست، به‌‌زودی الله نشانه‌‌هایش را در خودتان و در آسمان و زمین و رزق و روزی به شما نشان خواهد داد، آن‌‌گاه آنها را به گونه‌‌ای که شما را به اذعان به حق راهنمایی کند خواهید شناخت، و پروردگارت از آنچه انجام می‌‌دهید غافل نیست، بلکه او تعالی بر اعمال‌‌تان آگاه است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

سوره القصص

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان موازین حقیقی قدرت‌‌ها، از خلال اظهار قدرت و سنت الله بر پیروزی مستضعفان و نابودی مستکبران.

تفسیر:

﴿طسم [القصص: ١]

١ ﴿طسٓمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در آغاز سورۀ بقره بیان شد.

﴿تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِين [القصص: ٢]

٢ این است آیات قرآن واضح.

﴿نَتْلُوا عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُون [القصص: ٣]

٣ از قصۀ موسی÷ و فرعون، حقیقتی را برایت می‌‌خوانیم که در آن هیچ تردیدی برای مردمی که ایمان می‌‌آورند نیست؛ زیرا آنها هستند که از آن نفع می‌‌برند.

﴿إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاَ فِي الأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِين [القصص: ٤]

٤ همانا فرعون در سرزمین مصر سرکشی کرد، و در آنجا مسلط شد و توان یافت، و ساکنانش را گروه‌‌های پراکنده‌‌ای گرداند، گروهی از آنها، یعنی بنی‌‌اسرائیل، را با قتل پسرهای‌‌شان و نگه‌‌داشتن زنان‌‌شان برای خدمت، به هدف زیاده‌‌روی در خوارکردن آنها ناتوان کرد، به‌‌راستی‌‌که او با ستم و طغیان و تکبر از فسادکاران در روی زمین بود.

﴿وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِين [القصص: ٥]

٥ و خواستیم بر بنی‌‌اسرائیل که فرعون آنها را در سرزمین مصر ناتوان کرد؛ با نابودی دشمنشان، و برطرف ‌‌ساختن ناتوانی از آنها، لطف کنیم، و آنها را پیشوایانی قرار دهیم که در حق به آنها اقتدا می‌‌شود، و آنها را پس از نابودی فرعون وارثان سرزمین مبارک شام قرار دهیم، چنان‌‌که الله تعالی می‌‌فرماید: ﴿وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَاۖ... [الأعراف: ١٣٧] «و شرق و غرب زمین را که در آن برکت داده بودیم؛ به گروهی‌‌که ناتوان (و مستضعف) شمرده می‌‌شدند، به میراث دادیم...».

برخی فواید آیات:

ایمان و عمل صالح دو سبب رهایی از وحشت روز قیامت هستند.

کفر و نافرمانی سبب ورود در جهنم هستند.

تحریم قتل و ستم و صید در حرم.

سرانجامِ مؤمنان، پیروزی و قدرت‌‌یابی است.|

﴿وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا يَحْذَرُون [القصص: ٦]

٦ و خواستیم که آنها را با حاکم کردن در سرزمین مصر قدرت دهیم، و به فرعون و پایه‌‌های اصلی حکومتش یعنی هامان و لشکریان آن دو که در حکومت‌‌داری به آنها یاری می‌‌رساندند، نابودی حکومت آنها را که از آن می‌‌ترسیدند، و پایان یافتن آن بر دست نوزاد پسری از بنی‌‌اسرائیل نشان دهیم.

الله پس از بیان سرانجامِ پادشاهی فرعون، و آنچه که به موسی÷ و قومش بخشیده خواهد شد، آغاز زندگی موسی÷ را تا وقتی‌‌که الله او را به رسالت می‌‌فرستد بیان کرد و فرمود:

﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلاَ تَخَافِي وَلاَ تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِين [القصص: ٧]

٧ و به مادر موسی÷ الهام کردیم که او را شیر بده و هرگاه از فرعون و قومش در مورد او ترسیدی که او را بکشند او را در صندوقی قرار بده، و در رود نیل بینداز، و در مورد او نه از غرق ‌‌شدن بترس و نه از فرعون، و به‌‌سبب جدایی او اندوه مدار، زیرا ما او را زنده به‌‌سوی تو بازمی‌‌گردانیم، و او را از رسولان الله که آنها را به‌‌سوی مخلوقاتش می‌‌فرستد قرار می‌‌دهیم.

﴿فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِين [القصص: ٨]

٨ پس آنچه را که بر او الهام شد؛ یعنی قرار دادن موسی در صندوق، و انداختن او در رود اطاعت کرد، و خاندان فرعون بر او دست یافتند و او را گرفتند، تا آنچه را الله اراده کرده بود از اینکه موسی÷ دشمنی برای فرعون خواهد شد که الله پادشاهی‌‌اش را به دست او از بین می‌‌برد، و باعث اندوه آنها خواهد شد، محقق گردد، همانا فرعون و وزیرش هامان و یاوران آن دو به‌‌سبب کفر و طغیان، و فسادکاری در روی زمین گناهکار بودند.

﴿وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِّي وَلَكَ لاَ تَقْتُلُوهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لاَ يَشْعُرُون [القصص: ٩]

٩ و هنگامی‌‌که فرعون خواست او را بکشد همسرش به او گفت: این مایۀ شادی من و توست، او را نکشید شاید با خدمت به ما نفع برساند، یا با فرزند خواندگی، او را به فرزندی بگیریم، و آنها از آنچه که نابودی‌‌شان به دست او منجر خواهد شد آگاه نبودند.

﴿وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلاَ أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِين [القصص: ١٠]

١٠ و قلب مادر موسی÷ از تمام امور دنیا جز امر موسی÷ خالی گشت و صبر نکرد، تا اینکه نزدیک بود از شدتِ وابستگی زیاد به او، آشکار کند که او فرزندش است، اگر قلبش را آن‌‌گونه که لازم بود استوار نگردانیده بودیم، و او را به صبر امر نکرده بودیم تا از مؤمنان توکل‌‌کننده بر پروردگارشان و شکیبایان در برابر حکم او تعالی باشد.

﴿وَقَالَتْ لأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لاَ يَشْعُرُون [القصص: ١١]

١١ و مادر موسی÷ پس از اینکه موسی÷ را در رود افکند به خواهرش گفت: او را دنبال کن تا بدانی با او چه می‌‌شود، پس از دور به او نگریست تا امرش آشکار نگردد، و فرعون و قوم او احساس نکنند که او خواهرش است و می‌‌خواهد از حالش جویا ‌‌شود.

﴿* وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُون [القصص: ١٢]

١٢ و موسی÷ به تدبیر الله از زنان شیر نخورد، و چون خواهرش اشتیاق آنها بر شیر دادن او را دید به آنها گفت: آیا شما را به اهل خانه‌‌ای که به او شیر می‌‌دهند و از او نگهداری می‌‌کنند، و خیرخواه او نیز هستند راهنمایی کنم؟

﴿فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلاَ تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُون [القصص: ١٣]

١٣ پس موسی÷ را به مادرش بازگردانیدیم تا چشمانش با دیدن موسی÷ از نزدیک روشن شود، و به‌‌سبب فراق او اندوه ندارد، و بداند که وعدۀ الله به بازگردانیدن موسی÷ به او حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، اما بیشتر آنها از این وعده آگاه نبودند، و هیچ‌‌کس نمی‌‌دانست که او مادرش است.

برخی فواید آیات:

تدبیر الله برای بندگان صالح خویش که آنها را از مکر دشمنان‌‌شان محافظت می‌‌کند.

تدبیر ستمکار به نابودی‌‌اش منجر می‌‌شود.

قوۀ عاطفۀ مادران در برابر فرزندانشان.

جواز به‌‌کارگیری حیلۀ مشروع برای رهایی از ستم ستمکار.

وعدۀ الله بدون تردید واقع می‌‌شود.|

الله پس از بیان مبدأ موسی÷ مرحلۀ جوانی او را ذکر کرد و فرمود:

﴿وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِين [القصص: ١٤]

١٤ و چون به سن سخت ‌‌شدن بدن رسید، و در نیرویش استحکام یافت - فهم و علم در دینِ بنی‌‌اسرائیل پیش از نبوتش به او دادیم، و همان‌‌گونه که موسی÷ را در قبال طاعت او جزا دادیم در هر زمان و مکانی نیکوکاران را جزا می‌‌دهیم.

﴿وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلاَنِ هَذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِين [القصص: ١٥]

١٥ و موسی÷ هنگام استراحت مردم در خانه‌‌های‌‌شان وارد شهر شد، آن‌‌گاه دو مرد را دید که با یکدیگر منازعه و زد و خورد می‌‌کنند، یکی از آنها از بنی‌‌اسرائیل قوم موسی، و دیگری از قِبط قوم فرعون دشمن موسی÷ بود، پس کسی‌‌که از قومش بود از موسی÷ خواست که او را در برابر کسی‌‌که از قبط و دشمنش بود یاری رساند، پس موسی مشتی به قبطی زد، و به‌‌سبب قدرت آن ضربه او را کشت، موسی÷ گفت: این امر از آراستن و فریبکاری شیطان است، به‌‌راستی‌‌که شیطان برای کسی‌‌که از او پیروی کند دشمنی گمراه‌‌کننده و آشکار است، پس کاری که از جانب من حاصل شد به‌‌سبب دشمنی او، و به‌‌سبب این است که گمراه‌‌کننده است و می‌‌خواهد مرا گمراه کند.

﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم [القصص: ١٦]

١٦ موسی÷ با خواندن پروردگارش و با اعتراف به کاری که انجام داده بود، گفت: پروردگارا به‌‌راستی‌‌که من با قتل این قبطی بر خودم ستم کردم، پس گناهم را برایم بیامرز، و الله آمرزش موسی÷ توسط خویش را بیان می‌‌فرماید، به‌‌راستی‌‌که او تعالی نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِين [القصص: ١٧]

١٧ پس با خبر موسی÷ ادامه داد که در آن گفت: پروردگارا به‌‌سبب قدرت و حکمت و علمی که به من ارزانی داشتی هرگز یاور مجرمان در جرم آنها نخواهم بود.

﴿فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنصَرَهُ بِالأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُّبِين [القصص: ١٨]

١٨ پس چون قتل قبطی از او سر زد صبحگاه ترسان در شهر منتظر بود که چه چیزی رخ می‌‌دهد، ناگهان همان کسی‌‌که دیروز از او درخواست یاری و کمک در برابر دشمن قبطی‌‌اش کرده بود در برابر قبطی‌‌ای دیگر از او کمک می‌‌طلبید، موسی÷ به او گفت: به‌‌راستی‌‌که تو فریبکار و گمراه آشکاری هستی.

﴿فَلَمَّا أَنْ أَرَادَ أَن يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَّهُمَا قَالَ يَامُوسَى أَتُرِيدُ أَن تَقْتُلَنِي كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًا بِالأَمْسِ إِن تُرِيدُ إِلاَّ أَن تَكُونَ جَبَّارًا فِي الأَرْضِ وَمَا تُرِيدُ أَن تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِين [القصص: ١٩]

١٩ پس وقتی موسی÷ خواست به قبطی که دشمن او و دشمن اسرائیلی بود حمله کند، اسرائیلی گمان کرد که موسی÷ می‌‌خواهد به او حمله کند چون از او شنید که می‌‌گفت: ﴿إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُبِينٌ، از این رو به موسی÷ گفت: آیا می‌‌خواهی مرا بکشی همان‌‌گونه که دیروز یک نفر را کشتی، تو نمی‌‌خواهی جز اینکه ستمکاری بر روی زمین باشی که مردم را بکشی و به آنها ستم ‌‌کنی و نمی‌‌خواهی از کسانی باشی که میان نزاع کنندگان اصلاح برقرار می‌‌کند.

﴿وَجَاء رَجُلٌ مِّنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يَامُوسَى إِنَّ الْمَلأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِين [القصص: ٢٠]

٢٠ و هنگامی‌‌که این خبر منتشر شد و مردی از دورترین نقطۀ شهر برای دلسوزی بر موسی÷ به سرعت آمد، و گفت: ای موسی، سران قوم فرعون در مورد قتل تو با یکدیگر رایزنی می‌‌کنند پس از شهر برو، زیرا من از خیرخواهان تو هستم و نگرانم از اینکه به تو دست یابند و تو را بکشند.

﴿فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِين [القصص: ٢١]

٢١ آن‌‌گاه موسی÷ فرمان آن مرد خیرخواه را اجرا کرد، و ترسان و درحالی‌‌که انتظار می‌‌کشید چه اتفاقی برایش رخ می‌‌دهد از شهر خارج شد، و این‌‌گونه پروردگارش را خواند: پروردگارا مرا از قوم ستمکار نجات بده، تا آسیبی به من نرسانند.

برخی فواید آیات:

یکی از آداب دعا، اعتراف به گناه است.

سپاسگزاری نیکو آن است که بنده را به طاعت پروردگارش می‌‌کشاند، و از نافرمانی او تعالی دور می‌‌سازد.

اهمیت مبادرت بر نصیحت؛ به‌‌خصوص آن‌‌گاه که نجات مؤمن از نابودی، وابسته به آن باشد.

وجوب به‌‌کارگیری اسباب نجات، و پناه ‌‌بردن به الله با دعا.|

﴿وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيل [القصص: ٢٢]

٢٢ و چون رو به‌‌سوی مدین پیش رفت گفت: امیدوارم که پروردگارم مرا به بهترین راه راهنمایی کند، و از آن منحرف نشوم.

﴿وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لاَ نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِير [القصص: ٢٣]

٢٣ و وقتی به آب مدین که از آن آب برمی‌‌داشتند رسید گروهی از مردم را دید که به دام‌‌های‌‌شان آب می‌‌دادند، و پایین‌‌تر از آنها، دو زن را دید که گوسفندهای‌‌شان را از آب بازمی‌‌دارند تا مردم آب بردارند، موسی÷ به آن دو گفت: چرا همراه مردم آب برنمی‌‌دارید؟ آن دو به او گفتند: عادت ما این است که درنگ می‌‌کنیم و آب برنمی‌‌داریم تا اینکه چوپانان بازگردند؛ تا مبادا با آنها آمیخته شویم، و پدرمان پیری سالخورده است، و نمی‌‌تواند آب بردارد، پس ما به آب‌‌ دادن گوسفندانمان ناچاریم.

﴿فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِير [القصص: ٢٤]

٢٤ پس به آن دو دلسوزی کرد و گوسفندان‌‌شان را آب داد، سپس به‌‌سوی سایه بازگشت و در آنجا استراحت کرد، و با اشاره به نیاز خویش پروردگارش را خواند، و گفت: پروردگارا به‌‌راستی‌‌که من به هر خیری که برایم بفرستی نیازمندم.

﴿فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لاَ تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِين [القصص: ٢٥]

٢٥ چون آن دو رفتند پدرشان را در مورد موسی÷ باخبر کردند، پس یکی از آن دو را به‌‌سوی موسی÷ فرستاد تا او را دعوت کند، آن دختر درحالی‌‌که با حیا راه می‌‌رفت، گفت: پدرم تو را دعوت می‌‌کند نزدش بیایی تا مزد اینکه به ما آب دادی را برایت بدهد، وقتی موسی÷ نزد پدر آن دو آمد، و او را از سرگذشت خویش باخبر ساخت، برای آرام‌‌ کردن موسی÷ به او گفت: نترس که از قوم ستمکار، فرعون و سرانش نجات یافتی، زیرا آنها تسلطی بر مدین ندارند، و نمی‌‌توانند آزاری به تو برسانند.

﴿قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَاأَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الأَمِين [القصص: ٢٦]

٢٦ یکی از دو دخترش گفت: ای پدرم، او را استخدام کن تا گوسفندانمان را بچراند، زیرا شایستگی این را دارد که او را به کار بگماری؛ چون هم قوی است و هم امانتدار، زیرا آنچه که به آن مکلف شده است را با قدرت انجام می‌‌دهد، و آنچه را که بر آن امین گماشته شده است با امانتداری حفظ می‌‌کند.

﴿قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِين [القصص: ٢٧]

٢٧ پدر آن دو دختر خطاب به موسی÷ گفت: می‌‌خواهم یکی از این دو دخترم را به نکاح تو درآورم، به شرط اینکه مهریۀ او این باشد که هشت سال گوسفندانمان را بچرانی، و اگر این مدت را ده سال کامل کنی لطفی از جانب تو است و به آن مجبور نیستی، زیرا پیمان بر هشت سال بسته شده است، و بیشتر از آن اختیاری است، و من نمی‌‌خواهم که تو را به آنچه برایت دشوار است ملزم کنم. - ان‌‌شاءالله- مرا از نیکوکارانی که به پیمان‌‌ها وفا می‌‌کنند، و عهدها را نمی‌‌شکنند خواهی یافت.

﴿قَالَ ذَلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ أَيَّمَا الأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلاَ عُدْوَانَ عَلَيَّ وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيل [القصص: ٢٨]

٢٨ موسی÷ گفت: این پیمانی میان من و تو است که بر آن پیمان بستیم، پس هر یک از دو مدت: هشت یا ده سال را که انجام دادم، به آنچه بر من است وفا کرده‌‌ام، پس بیشتر از من نخواه، و الله بر آنچه که پیمان بستیم وکیل و نگهبان است.

برخی فواید آیات:

پناه ‌‌بردن به الله راه نجات در دنیا و آخرت است.

حیای زن مسلمان سبب کرامت و بالارفتن شأن اوست.

مشارکت زن در نظر دادن، و اعتماد به نظر او اگر درست باشد امری پسندیده است.

قدرت و امانت‌‌داری، دو صفتِ یک مسئول موفق است.

جواز انتخاب منفعت برای مهریه.|

﴿* فَلَمَّا قَضَى مُوسَى الأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُون [القصص: ٢٩]

٢٩ پس چون موسی÷ کامل‌‌ترین آن دو مدت یعنی ده سال را تمام کرد، و خانواده‌‌اش را از مدین به‌‌سوی مصر برد در کنار طور آتشی دید، به خانواده‌‌اش گفت: بایستید، که من آتشی دیدم، شاید از آن خبری برای‌‌تان بیاورم، یا شعله‌‌ای از آتش برای‌‌تان بیاورم تا با آن آتشی برافروزید، و خودتان را در برابر سرما گرم کنید.

﴿فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي مِن شَاطِئِ الْوَادِي الأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَامُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِين [القصص: ٣٠]

٣٠ پس وقتی‌‌که موسی÷ به آتشی که دیده بود رسید پروردگارش از سمت راست وادی در جایگاهی که الله با سخن‌‌گفتن با موسی÷ از درخت، آن را برکت داد به او ندا داد: ای موسی همانا من الله پروردگار تمام مخلوقات هستم.

﴿وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ يَامُوسَى أَقْبِلْ وَلاَ تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الآمِنِين [القصص: ٣١]

٣١ و عصایت را بینداز، آن‌‌گاه موسی÷ برای اطاعت از امر پروردگارش آن را انداخت، و وقتی عصا را دید که از نظر سرعت همانند ماری حرکت می‌‌کند و می‌‌جنبد با فرار و ترس از آن پشت کرد، و از گریزش بازنگشت، آن‌‌گاه پروردگارش به او ندا داد: ای موسی پیش آی، و از آن نترس؛ زیرا تو از این و سایر مواردی که می‌‌ترسی در امان هستی.

﴿اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِين [القصص: ٣٢]

٣٢ دست راستت را در گریبانت قرار بده، سفید و بدون پیسی خارج می‌‌شود. پس موسی÷ دستش را داخل کرد آن‌‌گاه سفید مانند برف خارج شد. و دستت را به خود بچسبان تا ترس تو آرام گیرد. آن‌‌گاه موسی÷ دستش را به خویش چسباند و ترس از او برطرف شد، پس این دو مورد - عصا و دست- دو حجت فرستاده‌‌شده از جانب پروردگارت به‌‌سوی فرعون و سران قومش است، زیرا آنها با کفر و ارتکاب گناهان نافرمان الله هستند.

﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُون [القصص: ٣٣]

٣٣ موسی÷ با توسل به پروردگارش گفت: همانا من یکی از آنها را کشته ام و می‌‌ترسم که اگر برای ابلاغ آنچه به آن رسالت یافته‌‌ام نزدشان بروم مرا بکشند.

﴿وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُون [القصص: ٣٤]

٣٤ و برادرم هارون از من سخنورتر است پس او را به عنوان یاوری همراه من بفرست تا در سخنم با من موافقت کند، اگر فرعون و قومش مرا تکذیب کردند، همانا من می‌‌ترسم از اینکه مرا تکذیب کنند چنان‌‌که این کار عادت امت‌‌هایی است که رسولان پیش از من به‌‌سوی آنها فرستاده شدند و آنها را تکذیب کردند.

﴿قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلاَ يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا أَنتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُون [القصص: ٣٥]

٣٥ الله در پاسخ به دعوت موسی÷ گفت: - ای موسی- به زودی تو را با فرستادن برادرت همراه تو به عنوان رسول و یاور تقویت خواهیم کرد، و حجت و تأییدی برای شما دو نفر قرار می‌‌دهیم، تا آسیبی که آن را نمی‌‌پسندید به شما نرسانند، به‌‌سبب آیات ما که شما را با آنها فرستادیم شما و مؤمنانی که از شما پیروی کنند پیروز هستید.

برخی فواید آیات:

وفا به پیمان‌‌ها، صفت مؤمنان است.

سخن‌‌ گفتن الله با موسی÷ به صورت حقیقی ثابت است.

نیاز دعوتگر به‌‌سوی الله، به کسی‌‌که از او پشتیبانی کند.

اهمیت سخنوریِ نِسبی برای دعوتگران (نسبتا شیوا و فصیح صحبت کنند).

﴿فَلَمَّا جَاءهُم مُّوسَى بِآيَاتِنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الأَوَّلِين [القصص: ٣٦]

٣٦پس وقتی موسی÷ با آیات آشکار ما نزدشان رفت گفتند: این نیست جز دروغی ساختگی که موسی آن را ساخته است، و این را از پدران نخستین خویش نشنیدهایم.

﴿وَقَالَ مُوسَى رَبِّي أَعْلَمُ بِمَن جَاء بِالْهُدَى مِنْ عِندِهِ وَمَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُون [القصص: ٣٧]

٣٧ و موسی÷ خطاب به فرعون گفت: پروردگارم از فرد راستگویی که راهنمایی‌‌ای را از جانب او سبحانه آورد آگاه است، و می‌‌داند که چه کسی سرانجام خوشی در آخرت دارد، به‌‌راستی‌‌که ستمکاران به هدفشان دست نمی‌‌یابند و از آنچه می‌‌ترسند نجات پیدا نمی‌‌کنند.

﴿وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَاأَيُّهَا الْمَلأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَاهَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِين [القصص: ٣٨]

٣٨ و فرعون خطاب به اشراف قومش گفت: ای سران، معبودی جز خودم برای شما نمی‌‌شناسم، پس ای هامان برایم بر گِل آتش بیفروز تا سخت شود آن‌‌گاه با آن، بنایی مرتفع برایم بساز تا به معبود موسی بنگرم و بر او اطلاع یابم، و به‌‌راستی‌‌که من گمان می‌‌کنم موسی در این امر که ادعا می‌‌کند فرستاده‌‌ای از جانب الله به‌‌سوی من و قومم است دروغگو است.

﴿وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لاَ يُرْجَعُون [القصص: ٣٩]

٣٩ و تکبر فرعون و لشکریانش زیاد شد و بدون هیچ حقی در سرزمین مصر ادعای برتری نمودند، و رستاخیز را انکار کردند، و پنداشتند که در روز قیامت برای حسابرسی و کیفر به‌‌سوی ما بازگردانده نمی‌‌شوند.

﴿فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِين [القصص: ٤٠]

٤٠ پس او و لشکریانش را گرفتیم و آنها را غرق‌‌شده در دریا انداختیم تا اینکه همگی نابود شدند، پس - ای رسول- بیندیش که سرانجام و نهایت ستمکاران چگونه بود، به تحقیق که سرانجام و نهایت آنها نابودی بوده است.

﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لاَ يُنصَرُون [القصص: ٤١]

٤١ و آنها را پیشوای طغیانگران و گمراهان قرار دادیم که با انتشار کفر و گمراهی به‌‌سوی جهنم فرامی‌‌خواندند، و روز قیامت برای رهایی از عذاب یاری نمی‌‌شوند، بلکه به خاطر سنت‌‌های بدی که به جای گذاشتند، و گمراهی‌‌هایی که به آن فراخواندند عذاب بر آنها دوچندان می‌‌شود، و هم گناه عمل خودشان به این امور و هم گناه کسانی‌‌که در عمل به آن از آنها پیروی کردند برای‌‌شان نوشته می‌‌شود.

﴿وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِين [القصص: ٤٢]

٤٢ و افزون بر کیفرشان در این دنیا آنها را خوار و مطرود قرار دادیم، و روز قیامت از سرزنش‌‌ شدگان و رانده‌‌ شدگان از رحمت الله هستند.

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِن بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُون [القصص: ٤٣]

٤٣ و به تحقیق پس از اینکه رسولانمان را به‌‌سوی امت‌‌های پیشین فرستادیم و آنها را تکذیب کردند، آن‌‌گاه آنها را به‌‌سبب تکذیب رسولان نابود کردیم، تورات را به موسی÷ دادیم، که در آن، امور مفید را به مردم می‌‌شناساند تا به آن عمل کنند، و امور مضرّ را به آنها می‌‌شناساند تا آن را ترک کنند، و در آن، راهنماییِ آنها به‌‌سوی خیر است، و به‌‌سبب خیر دنیا و آخرت که در آن وجود دارد، رحمتی است تا نعمت‌‌های الله بر خودشان را به یاد آورند آن‌‌گاه شکر الله را بگزارند و به او تعالی ایمان آورند.

برخی فواید آیات:

رد حق با شبهات واهی، کار طغیانگران است.

تکبر مانع پیروی از حق است.

سرانجامِ بد متکبران یکی از سنت‌‌های پروردگار جهانیان است.

باطل، پیشوایان و دعوتگران و صور و مظاهری دارد.|

﴿وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَى مُوسَى الأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ الشَّاهِدِين [القصص: ٤٤]

٤٤ و - ای رسول- تو در سمت غربی کوه نسبت به موسی÷ حاضر نبودی آن‌‌گاه که رسالت موسی÷ به‌‌سوی فرعون و سرانش را به او اطلاع دادیم، و از حاضران نبودی تا از آن باخبر باشی و بر مردم حکایت کنی، پس آنچه به مردم خبر می‌‌دهی، وحی الله به‌‌سوی توست.

﴿وَلَكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِين [القصص: ٤٥]

٤٥ اما ما امت‌‌ها و مردمانی را پس از موسی÷ پدید آوردیم، که زمان بر آنها دور و دراز شد تا اینکه پیمان‌‌های الله را فراموش کردند، و تو در میان ساکنان مَدیَن مقیم نبودی تا آیات ما را بر آنها بخوانی، اما تو را از جانب خویش فرستادیم، و قصۀ موسی÷ و اقامت او در مَدیَن را به تو وحی کردیم، و به آنچه الله از آن به‌‌سوی تو وحی کرد به مردم حکایت کردی.

﴿وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَكِن رَّحْمَةً مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُون [القصص: ٤٦]

٤٦ و در کنار طور نبودی آن‌‌گاه که به موسی÷ ندا دادیم و آنچه را که لازم بود به او وحی کردیم تا آن را حکایت کنی، اما تو را رحمتی از سوی پروردگارت برای مردم فرستادیم، و این قصه را به تو وحی کردیم تا مردمی را که پیش از تو رسولی نزدشان نیامده است انذار دهی تا پند بگیرند، آن‌‌گاه به آنچه از جانب الله سبحانه برای‌‌شان آورده‌‌ای ایمان بیاورند.

﴿وَلَوْلاَ أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلاَ أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِين [القصص: ٤٧]

٤٧ و اگر نبود که چون به‌‌سبب کفر و گناهانی که بر آن هستند کیفری الهی به آنها برسد، و با استدلال به عدم ارسال رسول به‌‌سوی آنها بگویند: چرا رسولی به‌‌سوی ما نفرستادی تا آیات تو را پیروی و به آنها عمل کنیم، و از مؤمنان عامل به فرمان پروردگارشان باشیم، اگر این امر نبود به‌‌طور قطع در عذاب آنها شتاب می‌‌کردیم، اما عذاب‌‌شان را به تأخیر انداختیم تا با فرستادن رسولان به سوی‌‌شان، حجت خویش را بر آنها تمام کنیم.

﴿فَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا لَوْلاَ أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِن قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُون [القصص: ٤٨]

٤٨ پس چون محمد‌‌ج‌‌ با رسالت از جانب پروردگارش نزد قریش آمد آنها در مورد پیامبر‌‌ج‌‌ از یهود پرسیدند و یهود این شبهه را بر آنها القا کردند و گفتند: چرا آیات دلالت‌‌کننده بر رسالت از جانب پروردگار مانند دست و عصا که به موسی داده شد، به محمد داده نشده است، - ای رسول- در پاسخ آنها بگو: آیا یهودیان به آنچه که پیش از این به موسی داده شده است کفر نورزیده‌‌اند، و در مورد تورات و قرآن گفتند: به‌‌راستی‌‌که اینها، دو سحر هستند که یکدیگر را تقویت می‌‌کنند، و گفتند: به‌‌راستی‌‌که ما به هر یک از تورات و قرآن کافر هستیم؟!

﴿قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [القصص: ٤٩]

٤٩ - ای رسول- به اینها بگو: کتابی نازل‌‌شده از جانب الله بیاورید که از تورات و قرآن هدایت‌‌کننده‌‌تر باشد، که اگر آن را آوردید از آن پیروی می‌‌کنم اگر در این ادعا تورات و قرآن دو سحر هستند راستگو می‌‌باشید.

﴿فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين [القصص: ٥٠]

٥٠ پس اگر قریش درخواست تو برای آوردن کتابی هدایت‌‌کننده‌‌تر از تورات و قرآن را اجابت نکردند پس به یقین بدان که تکذیب تورات و قرآن توسط آنها بر اساس دلیل نیست، و فقط برخاسته از پیروی هوس است، و هیچ‌‌کس گمراه‌‌تر از کسی نیست که بدون هدایتی از جانب الله سبحانه از هوس خویش پیروی می‌‌کند، به‌‌راستی‌‌که الله مردمی را که به‌‌سبب کفرشان به الله بر خویشتن ستم روا می‌‌دارند به هدایت و راه راست توفیق نمی‌‌دهد.

برخی فواید آیات:

نفی علم غیب از رسول الله‌‌ج‌‌ مگر آنچه که الله او را بر آن آگاه کرده است.

فراموشی علم با گذشت زمان طولانی.

به مبارزه‌‌طلبی کافران برای آوردن آنچه که از وحی الله به رسولانش، هدایت‌‌کننده‌‌تر است.

گمراهی کافران به‌‌سبب پیروی از هوس است، نه به‌‌سبب پیروی از دلیل.|

﴿* وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُون [القصص: ٥١]

٥١ و به تحقیق که سخن قصه‌‌های پیشین را به مشرکان و یهودیان بنی‌‌اسرائیل رساندیم، و وقتی‌‌که رسولانمان را تکذیب کردند عذاب را بر آنها فرو نفرستادیم، تا از آن پند بگیرند و ایمان بیاورند که آنچه به امت‌‌های پیشین رسید به آنها نرَسَد.

﴿الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِن قَبْلِهِ هُم بِهِ يُؤْمِنُون [القصص: ٥٢]

٥٢ کسانی‌‌که قبل از نزول قرآن بر ایمان به تورات استوار ماندند به دلیل خبردادن به قرآن و توصیف آن که در کتاب‌‌های‌‌شان می‌‌یابند به قرآن ایمان می‌‌آورند.

﴿وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِين [القصص: ٥٣]

٥٣ و هنگامی‌‌که قرآن بر آنها خوانده می‌‌شود می‌‌گویند: به آن ایمان آوردیم به‌‌راستی آن حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، و از جانب پروردگارمان نازل شده است، به‌‌راستی‌‌که ما پیش از این قرآن، مسلمان بودیم زیرا به آنچه رسولان آورده بودند ایمان داشتیم.

﴿أُوْلَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُون [القصص: ٥٤]

٥٤ اینها که صفات مذکور را دارند به‌‌سبب صبر بر ایمان به کتاب‌‌هایشان، و ایمان آنها به محمد‌‌ج‌‌ آن‌‌گاه که مبعوث شد، و گناهانی را که کسب کرده‌‌اند با نیکی‌‌های اعمال صالح خویش دفع می‌‌کنند، و از آنچه که به آنها روزی داده‌‌ایم در راه‌‌های خیر انفاق می‌‌کنند الله پاداش عمل‌‌شان را دو بار به آنها می‌‌دهد.

﴿وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ لاَ نَبْتَغِي الْجَاهِلِين [القصص: ٥٥]

٥٥ و این مؤمنان اهل کتاب هرگاه سخن باطلی بشنوند بدون اهمیت از آن روی می‌‌گردانند و خطاب به اصحاب سخن باطل می‌‌گویند: برای ما پاداش اعمال خودمان است، و برای شما پاداش اعمال خودتان است، از ناسزاگویی و آسیب ما در امان هستید، و همنشینی با جاهلان به‌‌سبب زیان و آسیبی که بر دین و دنیا دارد سزاوار ما نیست.

﴿إِنَّكَ لاَ تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِين [القصص: ٥٦]

٥٦ - ای رسول- در حقیقت تو نمی‌‌توانی هرکس مانند ابوطالب و سایر کسانی را که دوست داری با راهنمایی به ایمان هدایت کنی، اما الله، تنها ذاتی است که هرکس را بخواهد به هدایت توفیق می‌‌دهد، و او تعالی بر اساس علم ازلی خویش آگاه‌‌تر است که چه کسانی به راه راست هدایت می‌‌شوند.

﴿وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَكِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَى إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقًا مِن لَّدُنَّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُون [القصص: ٥٧]

٥٧ و مشرکان ساکن مکه با آوردن بهانه در پیروی از اسلام و ایمانِ به آن، گفتند: اگر از این اسلام که تو آورده‌‌ای پیروی کنیم دشمنانمان به سرعت ما را از سرزمین خودمان می‌‌رانند، آیا این مشرکان را در حرمی قرار نداده‌‌ایم که ریختن خون و ستم در آن حرام است، و در آن از تجاوز دیگران در امان هستند، و میوه‌‌های هر چیزی به عنوان روزی از جانب ما که به‌‌سوی آنها می‌‌فرستیم به آنجا کشانده می‌‌شود؟! اما بیشتر آنها از نعمت‌‌هایی که الله بر آنها ارزانی داشته است آگاه نیستند تا در قبال آن شکر او تعالی را به جای آورند.

﴿وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّن بَعْدِهِمْ إِلاَّ قَلِيلاً وَكُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِين [القصص: ٥٨]

٥٨ و چه بسیار شهرهایی که بر نعمت الله بر خویش ناسپاسی کردند و در گناهان و معاصی زیاده‌‌روی کردند، آن‌‌گاه عذابی را بر آنها فرستادیم و آنها را با آن عذاب نابود کردیم، این مساکن ویران‌‌شدۀ آنها است که مردم بر آنها می‌‌گذرند و پس از ساکنان آنها کسی جز شمار اندکی از برخی رهگذران در آنها سکونت نکرده است، و ما وارثانی هستیم که آسمان‌‌ها و زمین و تمام کسانی را ‌‌که در آنها هستند به ارث می‌‌بریم.

﴿وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولاً يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلاَّ وَأَهْلُهَا ظَالِمُون [القصص: ٥٩]

٥٩ و - ای رسول- پروردگارت هرگز شهرها را ویران نکرده است مگر پس از فرستادن رسولی در شهر بزرگ آنها تا عذری برای‌‌شان باقی نماند چنان‌‌که تو را در ام‌‌القری، یعنی مکه، فرستاد و ما هرگز ساکنان شهرها را درحالی‌‌که بر راه حق قرار داشته‌‌اند نابود نکرده‌‌ایم، بلکه فقط در صورتی آنها را نابود می‌‌کنیم که با کفر و ارتکاب گناهان ستمکار باشند.

برخی فواید آیات:

فضیلت کسانی از اهل کتاب که به پیامبر محمد‌‌ج‌‌ ایمان آورده، و اینکه دو اجر دارند.

هدایتِ توفیق به دست الله است نه به دست غیر او، چه رسولان و چه دیگران.

پیروی از حق وسیله‌‌ای برای امنیت است نه سبب ترس؛ آن‌‌گونه که مشرکان ادعا می‌‌کنند.

خطر رفاه بر فرد و جامعه.

یکی از مظاهر رحمت الله این است که مردم را فقط پس از اتمام حجت با فرستادن رسولان، نابود می‌‌کند.|

وقتی مشرکان دشواری‌‌های جنگ و کساد تجارت را برای پیروی ‌‌نکردن از حق بهانه آوردند، الله این‌‌گونه به آنها پاسخ داد:

﴿وَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى أَفَلاَ تَعْقِلُون [القصص: ٦٠]

٦٠ و آنچه که پروردگارتان به شما داده از مواردی است که در زندگی دنیا از آنها بهره‌‌مند می‌‌شوید و خودتان را می‌‌آرایید سپس از بین می‌‌رود، و پاداش بزرگی که در آخرت نزد الله است از کالا و زیور دنیا بهتر و ماندگارتر است، پس آیا در این امر نمی‌‌اندیشید، تا باقی را بر فانی ترجیح دهید؟!

﴿أَفَمَن وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لاَقِيهِ كَمَن مَّتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِين [القصص: ٦١]

٦١ آیا کسی‌‌که بهشت و نعمت‌‌های ماندگار آن را در آخرت برایش وعده داده‌‌ایم مانند کسی است که مال و زیور در زندگی دنیا به او داده‌‌ایم و از آن بهره‌‌مند می‌‌شود، سپس در روز قیامت از احضارشدگان به‌‌سوی آتش جهنم است؟!

﴿وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُون [القصص: ٦٢]

٦٢ و روزی‌‌که پروردگارشان این‌‌گونه به آنها ندا می‌‌زند: کجایند شریکانم که آنها را به جای من عبادت می‌‌کردید و ادعا می‌‌کردید که شریکان من هستند؟

﴿قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَؤُلاَء الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُون [القصص: ٦٣]

٦٣ کسانی از دعوتگران به‌‌سوی کفر که عذاب بر آنها واجب شده است می‌‌گویند: پروردگارا اینها کسانی هستند که آنها را گمراه ساختیم چنان‌‌که خودمان گمراه شدیم، از آنها به‌‌سوی تو بیزاری می‌‌جوییم، آنها ما را عبادت نمی‌‌کردند، و فقط شیاطین را عبادت می‌‌کردند.

﴿وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُون [القصص: ٦٤]

٦٤ و به آنها گفته می‌‌شود: شریکان‌‌تان را فراخوانید تا شما را از ذلتی که در آن هستید برهانند، آن‌‌گاه شریکان‌‌شان را می‌‌خوانند اما ندای‌‌شان را پاسخ نمی‌‌دهند، و عذاب آماده برای خودشان را می‌‌بینند، آن‌‌گاه آرزو می‌‌کنند که ای کاش در دنیا از هدایت‌‌یافتگان به راه حق بودند.

﴿وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِين [القصص: ٦٥]

٦٥ و روزی‌‌که پروردگارشان این‌‌گونه بر آنها ندا می‌‌زند: به رسولانم که آنها را به‌‌سوی شما فرستادم چه پاسخی دادید؟

﴿فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الأَنبَاء يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لاَ يَتَسَاءلُون [القصص: ٦٦]

٦٦ آن‌‌گاه چون یقین پیدا می‌‌کنند که به‌‌سوی عذاب رانده می‌‌شوند از هراس آسیبی که در آن هستند آنچه را که به‌‌ آن استدلال می‌‌کردند بر آنها پوشیده می‌‌ماند و نه می‌‌توانند چیزی بگویند، و نه می‌‌توانند از یکدیگر بپرسند.

﴿فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَى أَن يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِين [القصص: ٦٧]

٦٧ اما هر یک از این مشرکان که از کفرش توبه کند و به الله و رسولش ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد؛ امید است که از دست‌‌یافتگان به آنچه می‌‌طلبند، و نجات‌‌یافتگان از آنچه از آن می‌‌ترسند باشد.

﴿وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُون [القصص: ٦٨]

٦٨ و - ای رسول- پروردگار تو آنچه را که بخواهد بیافریند می‌‌آفریند، و هرکس را که بخواهد برای طاعت و نبوت خویش برمی‌‌گزیند، و مشرکان اختیاری ندارند تا بر الله اعتراض کنند، و او سبحانه از شریکانی که همراه او عبادت می‌‌کنند پاک و منزه است.

﴿وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُون [القصص: ٦٩]

٦٩ و پروردگار از آنچه که سینه‌‌های‌‌شان پنهان و آشکار می‌‌کند آگاه است، و ذره‌‌ای از آن بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿وَهُوَ اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الأُولَى وَالآخِرَةِ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُون [القصص: ٧٠]

٧٠ و او الله سبحانه است که هیچ معبود برحقی جز او نیست، تمام ستایش‌‌ها در دنیا، و در آخرت فقط از آنِ اوست، و حکم قابل اجرا که هیچ بازگرداننده‌‌ای ندارد برای اوست، و در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی او بازگردانده می‌‌شوید.

برخی فواید آیات:

عاقل کسی است که باقی را بر فانی ترجیح می‌‌دهد.

توبه، گناهان گذشته را محو می‌‌کند.

اختیار برای الله است نه برای بندگانش، پس بندگانش حق ندارند بر او اعتراض کنند.

احاطۀ علم الله به اعمال آشکار و نهان بندگانش.|

﴿قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِضِيَاء أَفَلاَ تَسْمَعُون [القصص: ٧١]

٧١ - ای رسول- به این مشرکان بگو: به من خبر دهید اگر الله شب را بر شما جاویدان و مستمر قرار دهد، و تا روز قیامت ادامه یابد، کدام معبود غیر از الله روشنایی‌‌ای مانند روشنایی روز برای‌‌تان می‌‌آورد؟! پس آیا این حجت‌‌ها را نمی‌‌شنوید، و نمی‌‌‌‌دانید که هیچ معبودی جز الله نیست که آن را برای‌‌تان ‌‌بیاورد؟!

﴿قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَفَلاَ تُبْصِرُون [القصص: ٧٢]

٧٢ - ای رسول- به آنها بگو: به من خبر دهید اگر الله تا روز قیامت روز را بر شما همیشگی گرداند، کدام معبود غیر از الله شبی که در آن آرام گیرید برای‌‌تان می‌‌آورد تا از خستگی کار در روز، استراحت کنید؟! پس آیا این آیات را نمی‌‌بینید، و نمی‌‌دانید که هیچ معبودی جز الله نیست که تمام این نشانه‌‌ها را برای‌‌تان بیاورد؟!

﴿وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون [القصص: ٧٣]

٧٣ و - ای مردم- از مظاهر رحمت او تعالی این است که شب را برای‌‌تان تاریک قرار داد؛ تا پس از اینکه از کار در روز خسته شدید در آن آرام گیرید، و روز را برای‌‌تان روشنایی‌‌بخش قرار داد؛ تا در آن به جستجوی روزی بکوشید، و تا شکر نعمت‌‌های الله بر خویش را بگذارید و ناسپاسی نکنید.

﴿وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُون [القصص: ٧٤]

٧٤ و روزی‌‌که پروردگارشان این‌‌گونه بر آنها ندا می‌‌زند: کجایند شریکانم که آنها را به جای من عبادت می‌‌کردید، و گمان می‌‌کردید که شریکان من هستند؟

﴿وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُون [القصص: ٧٥]

٧٥ و از هر امتی پیامبرش را حاضر می‌‌کنیم که به کفر و تکذیبی که بر آن بودند گواهی می‌‌دهد، آن‌‌گاه به تکذیب‌‌ کنندگان این امت‌‌ها می‌‌گوییم: حجت‌‌ها و دلایل خویش را بر کفر و تکذیبی که بر آن بودید بیاورید، آن‌‌گاه حجت‌‌های‌‌شان بریده می‌‌شود و به یقین می‌‌دانند که حقیقتی که هیچ تردیدی در آن نیست برای الله است، و شریکانی را که برای او سبحانه می‌‌ساختند از آنها پنهان می‌‌شود.

الله پس از بیان اینکه فرعون به‌‌سبب قدرت‌‌یافتن در زمین تکبر ورزید طغیان قارون به‌‌سبب مال را بیان کرد و فرمود:

﴿* إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لاَ تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُحِبُّ الْفَرِحِين [القصص: ٧٦]

٧٦ به‌‌راستی‌‌که قارون از قوم موسی بود که بر آنها تکبر ورزید، و از گنج‌‌های اموال آنقدر به او دادیم که حمل کلیدهای گنجینه‌‌هایش بر گروهی نیرومند سنگینی می‌‌کرد، آن‌‌گاه که قومش به او گفتند: بیش از حد شادی نکن؛ زیرا الله کسانی را که بیش از حد شادی و سرمستی می‌‌کنند دوست ندارد، بلکه بر آنها خشم می‌‌گیرد و آنها را بر این کار عذاب می‌‌کند.

﴿وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الآخِرَةَ وَلاَ تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلاَ تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُفْسِدِين [القصص: ٧٧]

٧٧ و در اموالی که الله به تو داده است پاداش سرای آخرت را بجوی؛ به این‌‌گونه که آن را در راه‌‌های خیر انفاق کن، و سهم خویش از خوردن و نوشیدن و پوشیدن سایر نعمت‌‌ها، بدون اسراف و زیاده‌‌روی، فراموش نکن، و همچنان‌‌که الله سبحانه به تو نیکی کرده است با پروردگارت و بندگان او به نیکی رفتار کن، و با ارتکاب گناهان و ترک طاعات در زمین فساد مجوی، زیرا الله فسادکاران در زمین با ارتکاب گناهان و ترک طاعات را دوست ندارد، بلکه بر آنها خشم می‌‌گیرد.

برخی فواید آیات:

از پی یکدیگر درآمدن شب و روز یکی از نعمت‌‌های الله است که شکر او تعالی را واجب می‌‌کند.

سرکشی همان‌‌گونه که به‌‌سبب ریاست و ملک صورت می‌‌گیرد به‌‌سبب مال نیز انجام می‌‌شود.

شادی بیش از حد، گناهی است که الله بر آن خشم می‌‌گیرد.

ضرورت نصیحت برای کسی‌‌که بر او ترس از فتنه می‌‌رود.

خشم الله برای فسادکاران بر روی زمین.|

﴿قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِي أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِن قَبْلِهِ مِنَ القُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا وَلاَ يُسْأَلُ عَن ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُون [القصص: ٧٨]

٧٨ قارون گفت: جز این نیست که این اموال به خاطر علم و قدرتی که دارم به من داده شده است، پس من استحقاق آن را دارم. آیا قارون ندانسته بود که الله پیش از او امت‌‌هایی را نابود کرده است که از او قدرت بیشتری داشتند و مال بیشتری جمع کرده بودند؟! اما نه قدرت‌‌شان بر آنها سودی رساند و نه اموال‌‌شان، و در روز قیامت مجرمان در مورد گناهان‌‌شان مورد سوال قرار نمی‌‌گیرند زیرا الله از گناهان آنها آگاه است، و سوال‌‌کردن از آنها برای سرزنش و توبیخ است.

﴿فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنيَا يَالَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيم [القصص: ٧٩]

٧٩ پس قارون برای نمایاندن ابهتش، در زیور خویش خارج شد، کسانی از اصحاب قارون که در زیور زندگی دنیا طمع می‌‌ورزیدند گفتند: کاش از زیور دنیا مثل آنچه که به قارون داده شده است به ما داده می‌‌شد، به‌‌راستی‌‌که قارون دارای سهمی کافی و بزرگ است.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلاَ يُلَقَّاهَا إِلاَّ الصَّابِرُون [القصص: ٨٠]

٨٠ و کسانی‌‌که علم به آنها داده شده بود وقتی قارون را در زیورش دیدند و آنچه را که اصحابش آرزو کردند شنیدند گفتند: وای بر شما! پاداش الله در آخرت، و نعمت‌‌هایی که برای کسی‌‌که به او ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد آماده کرده است، بهتر است از زیور دنیا که به قارون داده شده است، و برای گفتن این سخن و عمل به اقتضای آن توفیق داده نمی‌‌شوند مگر شکیبایانی که بر ترجیح‌‌ دادن پاداشی که نزد الله است بر کالای نابودشدنی دنیا شکیبایی می‌‌کنند.

﴿فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ المُنتَصِرِين [القصص: ٨١]

٨١ آن‌‌گاه برای انتقام از قارون به‌‌سبب سرکشی‌‌اش، او و خانه‌‌اش و کسانی‌‌که در آن بودند را در زمین فرو بردیم، پس گروهی نداشت که او را در برابر الله یاری رساند، و خودش نیز نتوانست از خویش دفاع کند.

﴿وَأَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكَانَهُ بِالأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَوْلاَ أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَيْكَأَنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الْكَافِرُون [القصص: ٨٢]

٨٢ و کسانی‌‌که قبل از فروبردن لقمان در زمین مال و زینت او را آرزو می‌‌کردند، صبح حسرت‌‌خورده و پندگیرنده می‌‌گفتند: آیا ندانسته بودیم که الله روزی را برای هرکس از بندگانش که بخواهد می‌‌گستراند، و آن را برای هرکس از آنها که بخواهد محدود می‌‌گرداند؟! اگر الله بر ما منت ننهاده بود که ما را به‌‌سبب آنچه گفتیم مجازات نکرد؛ به‌‌طور قطع همان‌‌گونه که قارون را در زمین فرو برد ما را نیز در زمین فرو می‌‌برد، به‌‌راستی‌‌که کافران، نه در دنیا و نه در آخرت، رستگار نمی‌‌شوند، بلکه مقصد و سرانجام آنها تباهی در دنیا و آخرت است.

﴿تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لاَ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأَرْضِ وَلاَ فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِين [القصص: ٨٣]

٨٣ آن سرای آخرت را سرای نعمت‌‌ها و تکریم قرار داده‌‌ایم برای کسانی‌‌که خواستار گردنکشی در برابر ایمان به حق و پیروی از آن، و فساد در روی زمین نیستند، و سرانجام نیکو یعنی نعمت‌‌های بهشتی، و رضایت الله در آنجا برای کسانی است که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان، تقوای او تعالی را پیشه می‌‌کنند.

﴿مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئَاتِ إِلاَّ مَا كَانُوا يَعْمَلُون [القصص: ٨٤]

٨٤ هر‌‌کس در روز قیامت یک نیکی - از نماز و زکات و روزه و سایر نیکی‌‌ها- بیاورد جزایی بهتر از آن نیکی برایش است چون آن نیکی برایش تا ده نیکی همانند آن افزوده می‌‌شود، و هرکس در روز قیامت یک بدی - از کفر و رباخواری و زنا و سایر بدی‌‌ها بیاورد- به کسانی‌‌که بدی‌‌ها را مرتکب شده‌‌اند جز مثل آن چیزی‌‌که انجام داده‌‌اند جزا داده نمی‌‌شود؛ بدون افزایش.

برخی فواید آیات:

آفرینش و اندازه‌‌گیری هر خیر و نعمتی که در انسان وجود دارد، از جانب الله است.

علمای واقعی همان اهل حکمت و نجات از فتنه‌‌ها هستند (نه هر شخصی که مدعی علم است)؛ زیرا علم صاحبش را به درستی و صواب متوجه می‌‌سازد.

سرانجامِ برتری‌‌جویی و غرور در زمین و انتشار فساد، نابودی و تباهی است.

گسترش رحمت و عدالت الله با افزودن بر نیکی‌‌های مؤمن و نیفزودن بر بدی‌‌های کافر.|

﴿إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ مَن جَاء بِالْهُدَى وَمَنْ هُوَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِين [القصص: ٨٥]

٨٥ در حقیقت همان ذاتی‌‌که قرآن را بر تو نازل کرد و تبلیغش و عمل به آن را بر تو فرض گرداند به‌‌طور قطع تو را پیروزمندانه به مکه بازمی‌‌گرداند، - ای رسول- به مشرکان بگو: پروردگارم بهتر می‌‌داند که چه کسی هدایت را آورده، و چه کسی در گمراهی آشکاری از هدایت و حقیقت قرار دارد.

﴿وَمَا كُنتَ تَرْجُو أَن يُلْقَى إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلاَّ رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لِّلْكَافِرِين [القصص: ٨٦]

٨٦ و - ای رسول- بیندیش که - قبل از بعثت- امیدوار نبودی قرآن به عنوان وحی از جانب الله بر تو فرستاده شود، اما رحمتی از جانب او سبحانه، نزدول قرآن بر تو را اقتضا کرد، پس یاور کافران بر گمراهی‌‌ای که در آن هستند نباش.

﴿وَلاَ يَصُدُّنَّكَ عَنْ آيَاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنزِلَتْ إِلَيْكَ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِين [القصص: ٨٧]

٨٧ و نباید این مشرکان تو را از آیات الله پس از اینکه بر تو نازل شد بازدارند تا تلاوت و تبلیغ آنها را رها کنی، و مردم را به‌‌سوی ایمان به الله و توحید او و عمل به شریعتش دعوت کن، و از مشرکانی که همراه الله غیر او را عبادت می‌‌کنند مباش، بلکه از موحّدین و یکتاپرستانی باش که فقط الله یگانه را عبادت می‌‌کنند.

﴿وَلاَ تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُون [القصص: ٨٨]

٨٨ و جز الله معبودی همراه او تعالی عبادت نکن، هیچ معبود برحقی جز او نیست، همه‌‌چیز جز وجه او سبحانه نابود شونده است، و حکم فقط از آنِ اوست که به هرچه بخواهد حکم می‌‌کند، و در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی او بازگردانیده می‌‌شوید.

سوره العنکبوت

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

تمرکز بر موضوع ثبات و شکیبایی در برابر آزمایش‌‌ها و فتنه‌‌ها و سرانجامِ این کار.

تفسیر:

﴿الم [العنكبوت: ١]

١ ﴿الٓمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در آغاز سورۀ بقره بیان شد.

﴿أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لاَ يُفْتَنُون [العنكبوت: ٢]

٢ آیا مردم پنداشتند که با این سخن که بگویند: به الله ایمان آوردیم، رها می‌‌شوند بدون اینکه آزمایش شوند تا حقیقت آنچه گفته‌‌اند مشخص گردد که آیا: واقعا مؤمن هستند؟! امر چنان‌‌که آنها پنداشته‌‌اند نیست.

﴿وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِين [العنكبوت: ٣]

٣ و به تحقیق کسانی را که پیش از آنها بودند آزموده‌‌ایم، تا الله راستی راستگویان در ایمان‌‌شان و دروغ دروغ‌‌گویان در ایمان‌‌شان را برای‌‌تان آشکارا معلوم دارد و کشف کند.

﴿أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ أَن يَسْبِقُونَا سَاء مَا يَحْكُمُون [العنكبوت: ٤]

٤ بلکه آیا کسانی‌‌که مرتکب شرک و سایر گناهان می‌‌شوند می‌‌پندارند که می‌‌توانند ما را ناتوان ‌‌سازند، و از کیفر ما نجات ‌‌یابند؟ بسیار زشت است حکمی که صادر می‌‌کنند، زیرا آنها نه می‌‌توانند الله را ناتوان سازند، و نه می‌‌توانند از کیفر او نجات یابند اگر بر کفرشان بمیرند.

﴿مَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم [العنكبوت: ٥]

٥ و هرکس به دیدار الله در روز قیامت ایمان دارد تا به او پاداش دهد باید بداند اجلی که الله برای این امر برایش مشخص کرده است به زودی آمدنی است، و او تعالی سخنان بندگانش را می‌‌شنود، و از اعمال‌‌شان آگاه است، ذره‌‌ای از سخنان و اعمال‌‌شان از دست او تعالی نمی‌‌رود، و به‌‌زودی آنها را در قبال آنها جزا خواهد داد.

﴿وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِين [العنكبوت: ٦]

٦ و هرکس با واداشتن نفس خویش بر طاعت و دوری از معصیت با آن بجنگد، و در راه الله جهاد کند فقط به نفع خویش می‌‌جنگد؛ زیرا نفع این کار به خودش بازمی‌‌گردد، و الله از تمام مخلوقاتش بی‌‌نیاز است، زیرا طاعت آنها ذره‌‌ای بر او نمی‌‌افزاید، و معصیت آنها از او نمی‌‌کاهد.

برخی فواید آیات:

نهی از یاری ‌‌رساندن به گمراهان.

امر به چنگ ‌‌زدن به توحید الله و دوری از شرک به او تعالی.

ابتلا و آزمایش مؤمنان، سنتی الهی است.

بی‌‌نیازی الله از طاعت بندگانش.|

﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُون [العنكبوت: ٧]

٧ و کسانی‌‌که ایمان آورده و در برابر آزمایش‌‌های ما ما برای آنها شکیبایی کرده‌‌اند، و اعمال صالح انجام داده‌‌اند به‌‌طور قطع گناهان‌‌شان را به‌‌سبب اعمال صالحی که انجام داده‌‌اند پاک می‌‌کنیم، و در آخرت بر حسب بهترین اعمالی که در دنیا انجام می‌‌دادند به آنها پاداش می‌‌دهیم.

﴿وَوَصَّيْنَا الإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلاَ تُطِعْهُمَا إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [العنكبوت: ٨]

٨ و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خویش نیکی و احسان کند، و - ای انسان- اگر پدر و مادرت در برابر تو کوشیدند تا چیزی را که به آن علم نداری با من شریک قرار دهی- چنان‌‌که برای سعد بن اَبی‌‌وَقّاص در برابر مادرش رخ داد- در این کار از آنها فرمان‌‌برداری نکن؛ زیرا هرگز اطاعت از مخلوق در نافرمانی از خالق جایز نیست، بازگشت شما در روز قیامت فقط به‌‌سوی من است، آن‌‌گاه شما را به آنچه در دنیا انجام می‌‌دادید باخبر می‌‌سازم، و در قبال اعمالتان به شما جزا می‌‌دهم.

﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِي الصَّالِحِين [العنكبوت: ٩]

٩ و کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند به‌‌طور قطع در روز قیامت آنها را در زمرۀ صالحان درمی‌‌آوریم، و آنها را با صالحان حشر می‌‌کنیم، و پاداش صالحان را به آنها می‌‌دهیم.

﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذَابِ اللَّهِ وَلَئِن جَاء نَصْرٌ مِّن رَّبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَوَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِمَا فِي صُدُورِ الْعَالَمِين [العنكبوت: ١٠]

١٠ و از مردم کسانی هستند که می‌‌گویند: به الله ایمان آوردیم، اما وقتی کافران آنها را به خاطر ایمان‌‌شان اذیت کنند آزار کافران برای خویش را مانند عذاب الله قرار می‌‌دهند آن‌‌گاه برای موافقت با کفار از ایمان بازمی‌‌گردند، و - ای رسول- اگر از جانب پروردگارت پیروزی به تو رسد به‌‌طور قطع خواهند گفت: - ای مؤمنان- همانا ما بر ایمان با شما بودیم. آیا الله به آنچه در سینه‌‌های مردم است آگاه‌‌تر نیست؟! و کفر و ایمانی که در سینه‌‌های‌‌شان است بر او پوشیده نمی‌‌ماند، پس چگونه الله را از آنچه در دل‌‌های‌‌شان است خبر می‌‌دهند درحالی‌‌که او تعالی از خود آنها به آنچه در سینه‌‌های‌‌شان وجود دارد آگاه‌‌تر است؟!

﴿وَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْمُنَافِقِين [العنكبوت: ١١]

١١ و به‌‌طور قطع الله کسانی را که واقعاً ایمان آورده‌‌اند می‌‌شناسد، و به‌‌طور قطع منافقان را که ایمان را آشکار، و کفر را پنهان می‌‌کنند می‌‌شناسد.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنَا وَلْنَحْمِلْ خَطَايَاكُمْ وَمَا هُم بِحَامِلِينَ مِنْ خَطَايَاهُم مِّن شَيْءٍ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُون [العنكبوت: ١٢]

١٢ و کسانی‌‌که کفر ورزیده‌‌اند به کسانی‌‌که به یگانگی و وحدانیت الله ایمان آورده‌‌اند می‌‌گویند: از دین ما و آنچه که ما بر آن هستیم پیروی کنید، ما گناهان‌‌تان را به جای شما به دوش می‌‌کشیم، و به جای شما در قبال گناهان‌‌تان جزا می‌‌شویم، اما ذره‌‌ای از گناهان‌‌شان را به دوش نمی‌‌کشند، و به‌‌طور قطع آنها در این سخن‌‌شان دروغگو هستند.

چون (امکان دارد) از این بیان که کافران، گناهان دیگران را به دوش نمی‌‌کشند این‌‌گونه فهمیده شود که کافرانی که به‌‌سوی گمراهی خویش دعوت می‌‌کنند به‌‌سبب این کار گناه اضافه‌‌ای ندارند، به همین سبب این گمان را این‌‌گونه برطرف فرمود:

﴿وَلَيَحْمِلُنَّ أَثْقَالَهُمْ وَأَثْقَالاً مَّعَ أَثْقَالِهِمْ وَلَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُون [العنكبوت: ١٣]

١٣ و به‌‌طور قطع این مشرکان که به‌‌سوی باطل خویش دعوت می‌‌دهند گناهانی را که مرتکب شده‌‌اند، و گناهان کسانی را که دعوت آنها را پیروی کرده‌‌اند به دوش خواهند کشید بدون اینکه ذره‌‌ای از گناهان پیروان آنها کاسته شود، و به‌‌طور قطع در روز قیامت در مورد سخنان باطلی که در دنیا می‌‌ساختند مورد سوال قرار خواهند گرفت.

﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاَّ خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُون [العنكبوت: ١٤]

١٤ و به تحقیق که نوح÷ را رسولی به‌‌سوی قومش فرستادیم، که نهصد و پنجاه سال در میان قومش ماند و آنها را به‌‌سوی توحید الله فرا می‌‌خواند، اما او را تکذیب کردند و به کفرشان ادامه دادند، پس طوفان آنها را درحالی‌‌که به‌‌سبب کفر به الله و تکذیب رسولانش ستمکار بودند فراگرفت، و غرق ‌‌و نابود شدند.

برخی فواید آیات:

الله با اعمال صالح گناهان را می‌‌پوشاند.

وجوب نیکی بر پدر و مادر مورد تأکید قرار گرفته است.

ایمان به الله، شکیبایی در برابر آزار دیدن در راه او تعالی را ایجاب می‌‌کند.

هرکس سنت بدی را به جای گذارد گناه سنت بد و گناه تمام کسانی‌‌که به آن عمل کنند بر اوست بدون اینکه ذره‌‌ای از گناهان کسانی‌‌که به آن سنت بد عمل کرده‌‌اند کاسته شود.|

﴿فَأَنجَيْنَاهُ وَأَصْحَابَ السَّفِينَةِ وَجَعَلْنَاهَا آيَةً لِّلْعَالَمِين [العنكبوت: ١٥]

١٥ آن‌‌گاه نوح و مؤمنان همراهِ او در کشتی، را از نابودی با غرق‌‌شدن نجات دادیم، و کشتی را پندی برای مردم قرار دادیم تا از آن پند بگیرند.

﴿وَإِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُون [العنكبوت: ١٦]

١٦ و - ای رسول- قصۀ ابراهیم÷ را به یاد آور آن‌‌گاه که به قومش گفت: فقط الله را عبادت کنید، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی از کیفرش بترسید، این کار که به آن امر شده‌‌اید برای‌‌تان بهتر است اگر بدانید.

﴿إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لاَ يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُون [العنكبوت: ١٧]

١٧ - ای مشرکان- شما فقط بت‌‌هایی را عبادت می‌‌کنید که نه سود می‌‌رسانند و نه زیان؛ و آن‌‌گاه که استحقاق آنها برای عبادت را ادعا می‌‌کنید دروغ می‌‌بندید. به‌‌راستی کسانی را که به جای الله عبادت می‌‌کنید برای‌‌تان مالک رزق و روزی نیستند تا به شما روزی دهند، پس روزی را نزد الله بجویید زیرا او روزی‌‌دهنده است، و تنها او را عبادت کنید، و در قبال روزی‌‌هایی که به شما ارزانی داشته است از او سپاسگزاری کنید، در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی او بازمی‌‌گردید؛ نه به‌‌سوی بت‌‌هایتان.

﴿وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ الْمُبِين [العنكبوت: ١٨]

١٨ و - ای مشرکان- اگر آنچه را که محمد‌‌ج‌‌ آورده است تکذیب کنید، به‌‌طور قطع امت‌‌های پیش از شما مانند قوم نوح و عاد و ثمود تکذیب کرده‌‌اند، و برعهدۀ رسول جز ابلاغ آشکار نیست، و آنچه را پروردگارش برای تبلیغ آن به‌‌سوی شما بر او امر کرده است به شما رسانده است.

﴿أَوَلَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِير [العنكبوت: ١٩]

١٩ آیا این تکذیب ‌‌کنندگان ندیده‌‌اند که الله چگونه ابتدا آفرینش را آغاز می‌‌کند، سپس آن را پس از نابودی‌‌اش بازمی‌‌گرداند؟! به‌‌راستی‌‌که این کار بر الله آسان است، زیرا او ذات توانایی است که هیچ چیزی او را ناتوان نمی‌‌سازد.

﴿قُلْ سِيرُوا فِي الأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [العنكبوت: ٢٠]

٢٠ - ای رسول- به این تکذیب‌‌ کنندگان رستاخیز بگو: در زمین بگردید و بنیدیشید که الله چگونه آفرینش را آغاز کرد، سپس الله مردم را پس از مرگشان دوباره برای رستاخیز و حساب زنده می‌‌گرداند، به‌‌راستی‌‌که الله بر هر چیزی تواناست، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد، بنابراین از برانگیختن مردم ناتوان نیست همان‌‌گونه که از آفرینش اول آنها ناتوان نبوده است.

﴿يُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَيَرْحَمُ مَن يَشَاء وَإِلَيْهِ تُقْلَبُون [العنكبوت: ٢١]

٢١ الله به عدل خویش هر یک از مخلوقاتش را بخواهد عذاب می‌‌کند، و به فضل خویش بر هر یک از مخلوقاتش بخواهد رحم می‌‌کند، و در روز قیامت برای حسابرسی فقط به‌‌سوی او بازگردانیده می‌‌شوید آن‌‌گاه که شما را زنده از قبرهای‌‌تان برمی‌‌انگیزد.

﴿وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِير [العنكبوت: ٢٢]

٢٢ و شما نمی‌‌توانید از چنگ پروردگارتان در روید، و از کیفر او در زمین و آسمان‌‌ها بگریزید، و غیر از الله هیچ دوستی ندارید که کارتان را برعهده بگیرد، و غیر از الله هیچ یاوری ندارید که عذاب را از شما دفع کند.

﴿وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [العنكبوت: ٢٣]

٢٣ و کسانی‌‌که به آیات الله سبحانه و به دیدار او تعالی در روز قیامت کفر ورزیده‌‌اند، همان‌‌ها از رحمت من ناامید هستند، و به‌‌سبب کفرشان هرگز وارد بهشت نخواهند شد، و همان‌‌ها هستند که عذابی رنج‌‌آور در آخرت در انتظارشان است.

برخی فواید آیات:

بت‌‌ها مالک رزق و روزی نیستند، پس استحقاق عبادت را ندارند.

روزی فقط از الله طلب می‌‌شود که مالک روزی است.

آغاز آفرینش دلیلی بر رستاخیز است.

ورود به بهشت بر هرکسی‌‌که در حالت کفر بمیرد حرام است.|

﴿فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنجَاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُون [العنكبوت: ٢٤]

٢٤ اما پاسخ قوم ابراهیم به او - پس از اینکه آنها را به عبادت الله به یگانگی و ترک عبادت غیر او از بت‌‌ها امر کرد- چیزی نبود جز اینکه گفتند: برای یاری ‌‌رساندن به بت‌‌های‌‌تان او را بکشید یا او را در آتش اندازید، ولی الله او را از آتش نجات داد، به‌‌راستی‌‌که در نجات ابراهیم÷ از آتش پس از اینکه در آن افکنده شد پندهایی است برای مردمی که ایمان می‌‌آورند؛ چون آنها همان کسانی هستند که از عبرت‌‌ها سود می‌‌برند.

﴿وَقَالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا مَّوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُم بِبَعْضٍ وَيَلْعَنُ بَعْضُكُم بَعْضًا وَمَأْوَاكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِين [العنكبوت: ٢٥]

٢٥ و ابراهیم÷ به قومش گفت: شما بت‌‌هایی را به عنوان معبود انتخاب کرده‌‌اید که آنها را برای آشنایی و دوستی میان یکدیگر در عبادت آنها در زندگی دنیا عبادت می‌‌کنید، سپس در روز قیامت این دوستیِ میان شما بریده می‌‌شود، و هنگام مشاهدۀ عذاب از یکدیگر بیزاری می‌‌جویید، و یکدیگر را نفرین می‌‌کنید، و قرارگاه شما که به‌‌سوی آن پناه می‌‌برید جهنم است، و یاورانی ندارید که شما را در برابر عذاب الله محافظت کنند، نه از بت‌‌های‌‌تان که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کردید، و نه از غیر آنها.

﴿* فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَى رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [العنكبوت: ٢٦]

٢٦ پس لوط÷ به او ایمان آورد، و ابراهیم÷ گفت: من به‌‌سوی پروردگارم به سرزمین مبارک شام هجرت می‌‌کنم، به‌‌راستی‌‌که او ذات شکست ‌‌ناپذیری است که مغلوب نمی‌‌شود، و هرکس به‌‌سوی او هجرت کند خوار نمی‌‌گردد، و او تعالی در تقدیر و تدبیرش بسیار دانا است.

﴿وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِين [العنكبوت: ٢٧]

٢٧ و اسحاق و پسرش یعقوب را به ابراهیم دادیم، و نبوت و کتاب‌‌های نازل‌‌ شده از جانب الله را در میان فرزندانش قرار دادیم، و پاداش شکیبایی او بر حق را با فرزندان صالح و یاد نیک در دنیا بر او بخشیدیم، و به‌‌راستی‌‌که او در آخرت پاداش صالحان را پاداش می‌‌گیرد، و آنچه در دنیا به او داده شده است از پاداش گرامی او در آخرت که برایش آماده شده است نمی‌‌کاهد.

﴿وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِين [العنكبوت: ٢٨]

٢٨ و - ای رسول- لوط÷ را به یاد آور آن‌‌گاه که به قومش گفت: به‌‌راستی‌‌که شما گناه زشتی را مرتکب می‌‌شوید که هیچ‌‌یک از جهانیان پیش از شما در انجام آن بر شما پیشی نگرفته است، و شما نخستین کسانی هستید که این گناه را که فطرت سالم از آن اِبا دارد به وجود آورده‌‌اید.

﴿أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنكَرَ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِين [العنكبوت: ٢٩]

٢٩ آیا شما برای برآورده ‌‌کردن شهوتتان با مردان از پشت درمی‌‌آمیزید، و راه را بر مسافران می‌‌بندید که از ترس فاحشه‌‌ای که مرتکب می‌‌شوید از کنار شما نمی‌‌گذرند، و در مجالس خویش کارهای زشتی مانند برهنگی و رساندن آزار گفتاری و عملی به کسانی‌‌که از کنار شما می‌‌گذرند انجام می‌‌دهید؟ اما پاسخ قومش به او پس از اینکه آنها را از انجام کارهای زشت نهی کرد، جز این نبود ‌‌که به او گفتند: عذاب الله که ما را به آن تهدید می‌‌کنی بیاور اگر در ادعای خویش راستگو هستی.

﴿قَالَ رَبِّ انصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِين [العنكبوت: ٣٠]

٣٠ لوط پس از آزار قومش و طلب نزول عذاب علیه خودشان برای تحقیر لوط÷، اینگونه به درگاه پروردگارش دعا کرد: پروردگارا مرا بر قوم فسادکار در روی زمین به‌‌سبب کفر و گناهان زشتی که منتشر می‌‌کنند پیروز گردان.

برخی فواید آیات:

عنایت الله به بندگان صالحش که آنها را از مکر دشمنان‌‌شان نجات می‌‌دهد.

فضیلت هجرت به‌‌سوی الله.

بزرگی جایگاه ابراهیم÷ و خاندانش نزد الله تعالی.

اعطای بخشی از اجر در دنیا به معنای کاستن پاداش در آخرت نیست.

زشتی انجام منکرات در مجالس عمومی.|

﴿وَلَمَّا جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُوا إِنَّا مُهْلِكُو أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ إِنَّ أَهْلَهَا كَانُوا ظَالِمِين [العنكبوت: ٣١]

٣١ و وقتی فرشتگانی که آنها را برای مژده ‌‌دادنِ ابراهیم÷ به اسحاق و پس از او به پسرش یعقوب فرستادیم آمدند گفتند: به‌‌راستی‌‌که ما ساکنان شهر سَدوم، شهر قوم لوط را نابود خواهیم کرد؛ زیرا ساکنانش به‌‌سبب کار فاحشه‌‌ای که انجام می‌‌دهند ستمکار هستند.

﴿قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطًا قَالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَن فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِين [العنكبوت: ٣٢]

٣٢ ابراهیم÷ به فرشتگان گفت: در این شهری که نابودی ساکنانش را می‌‌خواهید لوط قرار دارد که از ستمکاران نیست، فرشتگان گفتند: ما به کسانی‌‌که در آن شهر هستند آگاه‌‌تر هستیم، به‌‌طور قطع او و خانواده‌‌اش را از نابودی نازل‌‌شده بر ساکنان شهر نجات خواهیم داد مگر همسرش که از باقی‌‌ماندگان نابودشده است، و او را همراه آنها نابود خواهیم کرد.

﴿وَلَمَّا أَن جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالُوا لاَ تَخَفْ وَلاَ تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلاَّ امْرَأَتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِين [العنكبوت: ٣٣]

٣٣ و چون فرشتگانی که آنها را برای نابودی قوم لوط فرستادیم نزد لوط÷ رسیدند لوط از ترس بر آنها به خاطر پلیدی قوم خویش، از آمدن‌‌شان ناراحت و غمگین شد، چون فرشتگان در شکل مردانی نزدش آمده بودند، و قوم او شهوت را به جای زنان با مردان برآورده می‌‌کردند. فرشتگان به او گفتند: نترس، زیرا قومت هرگز آسیبی به تو نخواهند رساند، و بر نابودی آنها که به تو خبر دادیم اندوه مدار، زیرا ما تو و خانواده‌‌ات را نجات می‌‌دهیم، جز همسرت که از باقی‌‌ماندگان نابودشده است، و او را همراه آنها نابود خواهیم کرد.

﴿إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُوا يَفْسُقُون [العنكبوت: ٣٤]

٣٤ به‌‌راستی‌‌که ما بر ساکنان این شهر که پلیدی‌‌ها را انجام می‌‌دادند به کیفر خروج آنها از طاعت الله با فاحشۀ زشتی که انجام می‌‌دادند، یعنی درآمیختن با مردان از روی شهوت به جای زنان، عذابی از آسمان، یعنی سنگ‌‌هایی از گِل خشک فرو خواهیم فرستاد.

﴿وَلَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا آيَةً بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُون [العنكبوت: ٣٥]

٣٥ و به تحقیق در این شهر که آن را نابود کردیم نشانه‌‌ای آشکار برای مردمی که می‌‌اندیشند باقی گذاشتیم؛ زیرا آنها همان کسانی هستند ‌‌که از نشانه‌‌ها پند می‌‌گیرند.

﴿وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا فَقَالَ يَاقَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَارْجُوا الْيَوْمَ الآخِرَ وَلاَ تَعْثَوْا فِي الأَرْضِ مُفْسِدِين [العنكبوت: ٣٦]

٣٦ و به‌‌سوی مَدیَن برادر نَسَبی‌‌شان شعیب÷ را فرستادیم، و گفت: ای قوم من، تنها الله را عبادت کنید، و به عبادت او توسط خویش به پاداش روز آخرت امیدوار باشید، و با انجام و نشر گناهان در زمین فساد برپا نکنید.

﴿فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِين [العنكبوت: ٣٧]

٣٧ اما قومش او را تکذیب کردند، پس زلزله آنها را فراگرفت، و درحالی‌‌که چهره‌‌های‌‌شان به خاک چسبیده بود، و هیچ حرکتی نداشتند در خانه‌‌های‌‌شان بر صورت افتادند.

﴿وَعَادًا وَثَمُودَ وَقَد تَّبَيَّنَ لَكُم مِّن مَّسَاكِنِهِمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَكَانُوا مُسْتَبْصِرِين [العنكبوت: ٣٨]

٣٨ و همچنین عاد قوم هود÷، و ثمود قوم صالح÷ را نابود کردیم، و - ای مردم مکه- از مسکن‌‌های‌‌شان در حِجر و شِحر از حضرموت آنچه را که بر نابودی آنها دلالت دارد بر شما آشکار شده است، زیرا مسکن‌‌های خالی آنها بر این امر گواه است، و شیطان اعمال‌‌شان از کفر و سایر گناهان را که مرتکب شدند برای‌‌شان آراست، و آنها را از راه راست بازگرداند، درحالی‌‌که به‌‌سبب آنچه رسولان‌‌شان به آنها آموخته بودند نسبت به حق و گمراهی و هدایت و انحراف بینا بودند، اما پیروی از هوس را بر پیروی از هدایت برگزیدند.

برخی فواید آیات:

این فرمودۀ الله تعالی ﴿وَقَد تَّبَيَّنَ... بر شناخت عرب از مساکن و قصه‌‌های اقوام نابود شده دلالت دارد.

پیوندهای انسانی (دوستی، خویشاوندی و...) جز با وجود ایمان سودی نمی‌‌رسانند.

اشتیاق بر امنیت و سلامت مهمانان از تجاوز بر آنها.

مثال نابود شدگان با عذاب پندی برای پندگیران است.

علم به حق با وجود پیروی از هوس و ترجیح هوس بر هدایت، هیچ نفعی نمی‌‌رساند.|

﴿وَقَارُونَ وَفِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَلَقَدْ جَاءهُم مُّوسَى بِالْبَيِّنَاتِ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الأَرْضِ وَمَا كَانُوا سَابِقِين [العنكبوت: ٣٩]

٣٩ و قارون را - آن‌‌گاه که بر قوم موسی÷ سرکشی کرد- با فروبردن خودش و خانه‌‌اش در زمین از بین بردیم، و فرعون و وزیرش هامان را در دریا غرق و نابود کردیم، درحالی‌‌که موسی÷ آیات روشن و دلالت ‌‌کننده بر راستگویی‌‌اش را برای‌‌شان آورده بود، اما آنها در سرزمین مصر از ایمان به او سر باز زدند، و نمی‌‌توانستند از عذاب ما فرار کنند.

﴿فَكُلاًّ أَخَذْنَا بِذَنبِهِ فَمِنْهُم مَّنْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِ حَاصِبًا وَمِنْهُم مَّنْ أَخَذَتْهُ الصَّيْحَةُ وَمِنْهُم مَّنْ خَسَفْنَا بِهِ الأَرْضَ وَمِنْهُم مَّنْ أَغْرَقْنَا وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُون [العنكبوت: ٤٠]

٤٠ پس تمام کسانی را که قبلا بیان شدند به عذاب نابود کنندۀ خویش گرفتیم، از جمله آنها قوم لوط بودند که سنگ‌‌هایی از گِل خشک و متراکم بر آنها فروفرستادیم، و از آنها قوم صالح و قوم شعیب بودند که فریادی آنها را فراگرفت، و از آنها قارون بود که او و خانه‌‌اش را به زمین فرو بردیم، و از آنها قوم نوح و فرعون و هامان بودند که آنها را با غرق‌‌ کردن نابود کردیم، و الله با نابود کردن آنها بدون گناه بر آنها ستم نکرد، بلکه آنها خودشان با ارتکاب گناهان به خودشان ستم می‌‌کردند، و سزاوار عذاب شدند.

﴿مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُون [العنكبوت: ٤١]

٤١ مَثَل مشرکان که بت‌‌هایی را به جای الله گرفتند و آنها را به امید نفع یا شفاعت عبادت می‌‌کنند مانند عنکبوت است که خانه‌‌ای ساخته است تا در برابر تجاوز از او محافظت کند، و به‌‌راستی‌‌که سست‌‌ترین خانه‌‌ها خانۀ عنکبوت است، زیرا دشمنی را از او دفع نمی‌‌کند، و همچنین است بت‌‌هایشان، که نه نفع می‌‌رسانند و نه زیانی می‌‌رسانند و نه شفاعت می‌‌کنند، اگر مشرکان از این امر آگاه بودند به‌‌طور قطع بت‌‌هایی اختیار نمی‌‌کردند که آنها را به جای الله عبادت کنند.

﴿إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [العنكبوت: ٤٢]

٤٢ در حقیقت الله آنچه را که به جای او عبادت می‌‌کنند می‌‌داند، و ذره‌‌ای از آن بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، و او ذات شکست ‌‌ناپذیری است که مغلوب نمی‌‌شود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیر خویش بسیار دانا است.

﴿وَتِلْكَ الأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا يَعْقِلُهَا إِلاَّ الْعَالِمُون [العنكبوت: ٤٣]

٤٣ و هدف از بیان این مثال‌‌ها برای مردم آن است که آنها را نسبت به حق هوشیار و بینا کند، و به‌‌سوی حق هدایت گرداند، اما جز عالمان به شریعت و حکمت‌‌های الله، کسی آنها را به وجه مطلوب درک نمی‌‌کند.

﴿خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّلْمُؤْمِنِين [العنكبوت: ٤٤]

٤٤ الله آسمان‌‌ها و زمین را به حق آفریده، و هرگز آنها را به باطل و بیهوده نیافریده است، به‌‌راستی‌‌که در این آفرینش دلالت آشکاری است بر قدرت الله برای مؤمنان؛ زیرا آنها هستند که از آفرینش الله به آفریدگار سبحانه راهنمایی می‌‌شوند، اما کافران از کنار آیات موجود در کرانه‌‌های هستی و مخلوقات می‌‌گذرند بدون اینکه به عظمت و قدرت آفریدگار سبحانه توجه و اعتنایی بکنند.

﴿اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلاَةَ إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُون [العنكبوت: ٤٥]

٤٥ - ای رسول- آنچه را الله از قرآن بر تو وحی کرده است بر مردم بخوان، و نماز را به کامل‌‌ترین وجه برپادار، زیرا نمازِ ادا شده به صورت کامل به‌‌سبب نورِ بازدارنده از ارتکاب گناهان و راهنما به‌‌سوی اعمال صالح که در دل‌‌ها ایجاد می‌‌کند نمازگزار را از وقوع در گناهان و منکرات نهی می‌‌کند. و به‌‌طور قطع که یاد الله از هر چیزی بزرگتر و برتر است، و الله آنچه را که انجام می‌‌دهید می‌‌داند، و ذره‌‌ای از اعمال شما بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال اعمالتان، اگر خیر باشد به جزای خیر، و اگر شر باشد به جزای شر، جزا می‌‌دهد.

برخی فواید آیات:

اهمیت ضرب المثل: «مثل عنکبوت».

تعدد انواع عذاب در دنیا.

الله از ظلم پاک است.

دلبستگی به غیر الله، دلبستگی به سست‌‌ترین دستاویز است.

اهمیت نماز در اصلاح رفتار مؤمن.|

﴿* وَلاَ تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلاَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنزِلَ إِلَيْنَا وَأُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُون [العنكبوت: ٤٦]

٤٦ و - ای مؤمنان- با یهود و نصاری گفتگو و مجادله نکنید جز به روش نیکوتر و طریق نمونه که همان دعوت با اندرز و دلایل آشکار است، مگر کسانی از آنها که با ستیز و لجبازی ستم کردند، و جنگ علیه شما را اعلام کردند، که با آنها بجنگید تا اسلام آورند یا جزیه را خوار و ذلیل به دست خویش بدهند، و به یهود و نصاری بگویید: به آنچه الله از قرآن به‌‌سوی ما نازل کرده است ایمان آوردیم، و به آنچه از تورات و انجیل که به‌‌سوی شما نازل کرده است ایمان آوردیم، و معبود ما و معبود شما یکی است که در الوهیت و ربوبیت و کمال خویش هیچ شریکی ندارد، و ما فقط در برابر او تسلیم و فروتن هستیم.

﴿وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَؤُلاَء مَن يُؤْمِنُ بِهِ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الْكَافِرُون [العنكبوت: ٤٧]

٤٧ و همان‌‌گونه که کتاب‌‌ها را بر کسانی‌‌که پیش از تو بودند فرو فرستادیم قرآن را بر تو نازل کردیم، پس برخی از اینها - مانند عبدالله بن سلام- که تورات را می‌‌خوانند به آن ایمان می‌‌آورند؛ چون توصیف آن را در کتاب‌‌های‌‌شان می‌‌یابند، و از این مشرکان کسی است که به قرآن ایمان می‌‌آورد، و کسی آیات ما را انکار نمی‌‌کند مگر کافر که عادت آنها کفر و انکار حق با وجود ظهورش است.

﴿وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلاَ تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لاَّرْتَابَ الْمُبْطِلُون [العنكبوت: ٤٨]

٤٨ و - ای رسول- تو هیچ کتابی را پیش از قرآن نمی‌‌خواندی، و هیچ چیزی با دستت نمی‌‌نوشتی؛ زیرا درس‌‌نخوانده‌‌ای بودی که نه می‌‌خواند و نه می‌‌نوشت، و اگر می‌‌خواندی و می‌‌نوشتی به‌‌طور قطع مردم نادان در نبوت تو شک می‌‌کردند و مدعی می‌‌شدند که از روی کتاب‌‌های پیشین می‌‌نوشتی.

﴿بَلْ هُوَ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ الظَّالِمُون [العنكبوت: ٤٩]

٤٩ بلکه قرآن نازل‌‌شده بر تو آیات روشنی است در سینه‌‌های مؤمنانی که علم به آنها عطا شده است، و آیات ما را جز کسانی‌‌که با کفر و شرک به الله بر خودشان ستم کرده‌‌اند انکار نمی‌‌کنند.

﴿وَقَالُوا لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَاتٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِين [العنكبوت: ٥٠]

٥٠ و مشرکان گفتند: چرا بر محمد نشانه‌‌هایی مثل آنچه که بر رسولان پیش از او نازل شد نازل نمی‌‌شود، - ای رسول- به این پیشنهاد دهندگان بگو: آیات فقط به دست الله سبحانه است، که هر وقت بخواهد آنها را فرو می‌‌فرستد، و فروفرستادن آنها در اختیار من نیست، و من فقط انذار دهنده‌‌ای آشکار از کیفر الله برای‌‌تان هستم.

﴿أَوَلَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُون [العنكبوت: ٥١]

٥١ - ای رسول- آیا برای این پیشنهاد دهندگانِ نشانه‌‌ها کافی نبوده است که قرآن را که بر آنها می‌‌خوانی بر تو نازل کردیم. به‌‌راستی‌‌که در قرآنِ نازل‌‌شده بر آنها رحمت و اندرزی است برای مردمی‌‌که ایمان می‌‌آورند، چون آنها هستند که از آنچه در قرآن وجود دارد سود می‌‌برند، پس آنچه بر آنها نازل شده بهتر است از آنچه که پیشنهاد داده‌‌اند؛ از قبیل آنچه که بر رسولان پیشین نازل شده است.

﴿قُلْ كَفَى بِاللَّهِ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ شَهِيدًا يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَكَفَرُوا بِاللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُون [العنكبوت: ٥٢]

٥٢ - ای رسول- بگو گواهی الله سبحانه بر راستگویی‌‌ام در آنچه آورده‌‌ام، و بر تکذیب آن از سوی شما، کافی است، او تعالی از آنچه در آسمان‌‌ها و آنچه در زمین وجود دارد آگاه است، و هیچ‌‌چیز در آسمان‌‌ها و زمین بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و کسانی‌‌که به باطل، به تمام آنچه که به جای الله عبادت می‌‌شوند ایمان آورده‌‌اند، و به الله که سزاوارِ عبادت شدن به یگانگی است کفر ورزیده‌‌اند، همان‌‌ها به‌‌سبب تبدیل ایمان به کفر زیانکار هستند.

برخی فواید آیات:

مجادله با اهل کتاب به نیکوترین روش.

ایمان به تمام رسولان و کتاب‌‌ها بدون گذاشتن تفاوت، شرط صحت ایمان است.

قرآن کریم، نشانۀ جاویدان و حجت همیشگی بر راستگویی پیامبر‌‌ج‌‌ است.|

﴿وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَوْلاَ أَجَلٌ مُّسَمًّى لَجَاءهُمُ الْعَذَابُ وَلَيَأْتِيَنَّهُم بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُون [العنكبوت: ٥٣]

٥٣ - ای رسول- مشرکان به تأکید از تو خواستار تعجیل در عذابی هستند که آنها را از آن انذار داده‌‌ای، و اگر الله زمانی را برای عذاب‌‌شان مقدر نکرده بود که هیچ تقدم و تأخری ندارد به‌‌طور قطع عذابی را که طلب کردند برای‌‌شان می‌‌آمد، و ناگهان و بدون اینکه انتظارش را داشته باشند آنها را فرا می‌‌گرفت.

﴿يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِين [العنكبوت: ٥٤]

٥٤ به تاکید از تو خواستار تعجیل در عذابی هستند که آن را به آنها وعده داده‌‌ای، درحالی‌‌که جهنم که الله آن را به کافران وعده داده است آنها را احاطه می‌‌کند، و نمی‌‌توانند از عذاب آن فرار کنند.

﴿يَوْمَ يَغْشَاهُمُ الْعَذَابُ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وَيَقُولُ ذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [العنكبوت: ٥٥]

٥٥ روزی‌‌که عذاب از فرازشان آنها را می‌‌پوشاند، و از زیر پاهای‌‌شان فرشی برای‌‌شان است، و الله از روی توبیخ به آنها می‌‌فرماید: جزای شرک و گناهانی را که انجام می‌‌دادید بچشید.

﴿يَاعِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُون [العنكبوت: ٥٦]

٥٦ ای بندگانم که به من ایمان آورده‌‌اید، از سرزمینی که در آن قادر بر عبادت من نیستید هجرت کنید، زیرا سرزمین من فراخ است پس تنها مرا عبادت کنید، و هیچ‌‌کس را با من شریک نگردانید.

﴿كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُون [العنكبوت: ٥٧]

٥٧ و ترس از مرگ نباید شما را از هجرت بازدارد، هر نفسی مرگ را می‌‌چشد، سپس در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی ما بازگردانده می‌‌شوید.

﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِين [العنكبوت: ٥٨]

٥٨ و کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح نزدیک‌‌کننده به او تعالی را انجام داده‌‌اند به‌‌طور قطع آنها را در اتاق‌‌هایی از بهشت جای می‌‌دهیم که از زیر آنها رودها جاری است و برای همیشه در آنها می‌‌مانند، و هرگز از بین نمی‌‌روند. این پاداش عمل‌‌کنندگان به طاعت الله، چه پاداش نیکویی است.

﴿الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون [العنكبوت: ٥٩]

٥٩ چه نیکوست پاداش عمل‌‌کنندگان به طاعت الله که بر طاعت و در برابر معصیت او تعالی شکیبایی کردند، و در تمام کارهای‌‌شان فقط بر پروردگارشان اعتماد می‌‌کنند.

﴿وَكَأَيِّن مِن دَابَّةٍ لاَ تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم [العنكبوت: ٦٠]

٦٠ تمام جنبندگان- با وجود فراوانی- که نه می‌‌توانند روزی خود را جمع کنند و نه می‌‌توانند آن را حمل کنند؛ الله است که آنها و شما را روزی می‌‌دهد. پس عذری برای ترک هجرت از ترس گرسنگی ندارید، و او تعالی سخنان‌‌تان را می‌‌شنود، و از نیات و افعال‌‌تان آگاه است، و ذره‌‌ای از آن بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُون [العنكبوت: ٦١]

٦١ و - ای رسول- اگر از این مشرکان بپرسی: چه کسی آسمان‌‌ها را آفریده است؟ و چه کسی زمین را آفریده است؟ و چه کسی خورشید و ماه را که از پی یکدیگر می‌‌آیند رام کرده است؟ به‌‌طور قطع خواهند گفت: الله آنها را آفریده است، پس چگونه از ایمان به یگانگی و وحدانیت الله بازگردانده می‌‌شوند، و به جای او معبودهایی را عبادت می‌‌کنند که نه نفع می‌‌رسانند و نه زیان؟!

﴿اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [العنكبوت: ٦٢]

٦٢ الله به‌‌سبب حکمتی که خودش آن را می‌‌داند روزی را برای هرکس از بندگانش که بخواهد می‌‌گستراند، و آن را برای هرکس بخواهد تنگ می‌‌گرداند، زیرا الله بر هر چیزی آگاه است، و هیچ‌‌چیز بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، پس تدبیری که مناسب بندگانش است بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّن نَّزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَحْيَا بِهِ الأَرْضَ مِن بَعْدِ مَوْتِهَا لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُون [العنكبوت: ٦٣]

٦٣ و - ای رسول- اگر از مشرکان بپرسی: چه کسی آب را از آسمان فرو فرستاده سپس زمین را پس از اینکه خشک و لم‌‌یرزع بود به‌‌وسیلۀ آن آب رویانید؟ به‌‌طور قطع خواهند گفت: الله آب را از آسمان فرو فرستاد و زمین را با آن رویانید، - ای رسول- بگو: تمام ستایش‌‌ها از آنِ الله است که حجت را بر شما آشکار کرد، بلکه آنچه به دست می‌‌آید این است که بیشتر آنها نمی‌‌اندیشند؛ زیرا اگر می‌‌اندیشیدند بت‌‌هایی را که نه نفع می‌‌رسانند و نه زیان، شریک الله قرار نمی‌‌دادند.

برخی فواید آیات:

به شتاب‌‌خواستن عذاب توسط کافر دلیلی بر نادانی اوست.

باب هجرت به هدف حفظ دین باز است.

فضیلت صبر و توکل بر الله.

اقرار به ربوبیت بدون اقرار به الوهیت، نجات و ایمان را برای صاحبش محقق نمی‌‌گرداند.|

﴿وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُون [العنكبوت: ٦٤]

٦٤ و این زندگی دنیا- با گرایش‌‌ها و کالاهایش- جز سرگرمی و بازیچه‌‌ای برای دل‌‌های کسانی‌‌که شیفتۀ آن هستند چیز دیگری نیست، و دیری نمی‌‌گذرد که به سرعت پایان می‌‌یابد، و به‌‌راستی‌‌که سرای آخرت به‌‌سبب ماندگاری‌‌اش زندگی حقیقی است. اگر می‌‌دانستند به‌‌طور قطع آنچه را که از بین‌‌رفتنی است بر آنچه که ماندگار است ترجیح نمی‌‌دادند.

الله پس از ثبت تناقض مشرکان؛ در ایمان آنها به ربوبیت الله وقتی در مورد کسی‌‌که آسمان‌‌ها و زمین را آفریده از آنها سوال می‌‌شود، و کفرشان به الوهیت آن‌‌گاه که غیر او تعالی را عبادت می‌‌کنند، تناقضی دیگر را بر آنها ثبت کرد یعنی اخلاص توحید از سوی آنها هنگام ترس از غرق ‌‌شدن و بازگشت آنها به شرک هنگام نجات از غرق ‌‌شدن؛ و فرمود:

﴿فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُون [العنكبوت: ٦٥]

٦٥ و مشرکان هنگامی‌‌که بر کشتی‌‌ها روی دریا سوار می‌‌شوند الله را به تنهایی و خالصانه در دعا می‌‌خوانند که آنها را از غرق‌‌شدن نجات دهد، اما وقتی‌‌که آنها را از غرق‌‌شدن نجات دهد مشرکانه بازمی‌‌گردند و معبودهای‌‌شان را همراه الله می‌‌خوانند.

﴿لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ وَلِيَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ يَعْلَمُون [العنكبوت: ٦٦]

٦٦ مشرکانه بازمی‌‌گردند تا نعمت‌‌هایی را که به آنها عطا کرده‌‌ایم ناسپاسی کنند، و از آنچه از زیور زندگی دنیا که به آنها داده شده است بهره‌‌مند گردند، پس به‌‌زودی هنگام مرگشان از سرانجامِ بدِ خویش آگاه خواهند شد.

﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا حَرَمًا آمِنًا وَيُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُون [العنكبوت: ٦٧]

٦٧ آیا اینها که نعمت الله بر خودشان را آن‌‌گاه که الله آنها را از غرق‌‌شدن رهانید ناسپاسی می‌‌کنند نعمتی دیگر را ندیده‌‌اند، و آن اینکه حرمی را برای‌‌شان قرار داده‌‌ایم که در آن بر خون‌‌ها و اموال‌‌شان ایمن هستند، درحالی‌‌که دیگران مورد غارت قرار می‌‌گیرند، چنان‌‌که کشته و اسیر می‌‌شوند و زنان و فرزندان‌‌شان به اسارت گرفته می‌‌شوند و اموال‌‌شان چپاول گردد، پس آیا به معبودهای ادعایی و باطل خویش ایمان می‌‌آورند، و نعمت الله بر خودشان را ناسپاسی می‌‌کنند، و شکر الله را به جای نمی‌‌آورند؟!

﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَافِرِين [العنكبوت: ٦٨]

٦٨ هیچ‌‌کس ستمکارتر از کسی نیست که این دروغ را به الله ببندد که شریکی به او نسبت دهد، یا حقی را که رسولش آورده است تکذیب کند، بدون تردید در جهنم مَسکنی برای کافران و امثال آنها است.

﴿وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِين [العنكبوت: ٦٩]

٦٩ و به‌‌طور قطع کسانی را ‌‌که در جستجوی رضایت ما با نفس خویش جنگیده‌‌اند برای رسیدن به راه راست توفیق می‌‌دهیم، و به‌‌راستی‌‌که الله با یاری و نصر و هدایت، همراه نیکوکاران است.

سوره الروم

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان این حقیقت جهان هستی که مدیریت تمام امور و احوال و رویدادها فقط برای الله است؛ چنان‌‌که او تعالی می‌‌فرماید: ﴿لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ ومِن بَعْدُ

تفسیر:

﴿الم [الروم: ١]

١ ﴿الٓمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

﴿غُلِبَتِ الرُّوم [الروم: ٢]

٢ فارس روم را شکست داد.

﴿فِي أَدْنَى الأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُون [الروم: ٣]

٣ در نزدیک‌‌ترین سرزمین شام به سرزمین‌‌های فارس، و پس از پیروزی فارس بر آنها، به زودی روم بر آنها چیره خواهند شد.

﴿فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُون [الروم: ٤]

٤ در زمانی‌‌که کمتر از سه سال، و بیشتر از ده سال نیست. تمام امور قبل و بعد پیروزی روم از آنِ الله است، و روزی‌‌که روم بر فارس پیروز می‌‌شود مؤمنان شاد می‌‌شوند.

﴿بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيم [الروم: ٥]

٥ به‌‌سبب یاری روم توسط الله شاد می‌‌شوند زیرا آنها اهل کتاب هستند، الله هرکس را بخواهد بر هرکس که بخواهد پیروز می‌‌گرداند، و او تعالی ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هرگز مغلوب نمی‌‌شود و نسبت به بندگان مؤمن خویش بسیار مهربان است.

برخی فواید آیات:

پناه ‌‌آوردن به الله و فراموشی بت‌‌ها هنگام سختی توسط مشرکان، و شرک ‌‌ورزیدن آنها در آسانی، بر اشتباه و سردرگمی آنها دلالت دارد.

جهاد در راه الله سبب راهیابی به‌‌سوی حق است.

خبر دادن قرآن از امور غیبی دلالت دارد بر اینکه از جانب الله نازل شده است.|

﴿وَعْدَ اللَّهِ لاَ يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُون [الروم: ٦]

٦ این پیروزی وعده‌‌ای از جانب الله تعالی است، و با تحقق آن مؤمنان به وعدۀ الله بر پیروزی یقین بیشتری پیدا می‌‌کنند، اما بیشتر مردم به‌‌سبب کفرشان این امر را درک نمی‌‌کنند.

﴿يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُمْ غَافِلُون [الروم: ٧]

٧ ایمان و احکام شریعت را نمی‌‌شناسند، و فقط ظاهری از زندگی دنیا را که به کسب معاش و ساختن تمدن مادی مربوط است می‌‌شناسند، اما از آخرت که سرای زندگی حقیقی است رویگردان هستند، و به آن اهمیت نمی‌‌دهند.

﴿أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ بِلِقَاء رَبِّهِمْ لَكَافِرُون [الروم: ٨]

٨ آیا این مشرکان تکذیب‌‌کننده در خویشتن نیندیشیده‌‌اند که الله چگونه آنها را آفرید و بیاراست. آسمان‌‌ها و زمین را فقط به حق آفریده، و بیهوده نیافریده است، و برای بقای آن دو در دنیا سررسیدی مشخص قرار داده است، اما بسیاری از مردم به دیدار پروردگارشان در روز قیامت کافر هستند، از این رو با انجام عمل صالح و پسندیده نزد پروردگارشان، برای رستاخیز آماده نمی‌‌شوند.

﴿أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا الأَرْضَ وَعَمَرُوهَا أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُون [الروم: ٩]

٩ آیا اینها در زمین نگشته‌‌اند تا بیندیشند سرانجامِ امت‌‌های تکذیب‌‌کننده پیش از آنها چگونه بوده است، درحالی‌‌که آن امت‌‌ها از اینها نیرومندتر بودند، و زمین را برای کشاورزی و آبادانی زیر و رو کردند، و آن را بیشتر از اینها آباد کردند، و رسولان‌‌شان با دلایل و حجت‌‌های آشکار بر توحید الله آمدند اما تکذیب کردند، پس الله بر آنها ستم نکرد وقتی آنها را نابود ساخت، بلکه خود آنها به‌‌سبب کفرشان با قرار دادن خویش در معرض نابودی، بر خویشتن ستم می‌‌کردند.

﴿ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِؤُون [الروم: ١٠]

١٠ سپس کسانی‌‌که با شرک به الله و انجام گناهان، مرتکب اعمال بدی شدند، سرانجامِ بسیار بدی داشتند؛ زیرا آیات الله را تکذیب کردند، و به تمسخر و ریشخند می‌‌گرفتند.

﴿اللَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُون [الروم: ١١]

١١ الله آفرینش را بدون نمونۀ قبلی آغاز می‌‌کند، سپس آن را از بین می‌‌برد، سپس آن را بازمی‌‌گرداند، آن‌‌گاه در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی او بازگردانده می‌‌شوید.

﴿وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُبْلِسُ الْمُجْرِمُون [الروم: ١٢]

١٢ و روزی‌‌که قیامت برپا می‌‌شود مجرمان از رحمت الله نومید می‌‌شوند، و آرزوی‌‌شان از بین می‌‌رود؛ چون دلیل آنها بر کفر بر الله بریده می‌‌شود.

﴿وَلَمْ يَكُن لَّهُم مِّن شُرَكَائِهِمْ شُفَعَاء وَكَانُوا بِشُرَكَائِهِمْ كَافِرِين [الروم: ١٣]

١٣ و از شریکان‌‌شان - که آنها را در دنیا عبادت می‌‌کردند- کسانی ندارند که برای نجات آنها از عذاب شفاعت کنند، و خودشان به شریکان خویش کافر می‌‌شوند، زیرا وقتی‌‌که به آنها نیاز دارند دست از یاری‌‌شان می‌‌کشند و همگی در نابودی یکسان هستند.

﴿وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَتَفَرَّقُون [الروم: ١٤]

١٤ و روزی ‌‌که قیامت برپا می‌‌گردد مردم براساس اعمالی‌‌که در دنیا داشتند جزای متفاوتی دارند، برخی از آنها به عِلّیین بالا برده می‌‌شوند، و برخی دیگر به اَسفل السافلین افکنده می‌‌شوند.

﴿فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُون [الروم: ١٥]

١٥ اما کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح و پسندیده نزد او تعالی انجام داده‌‌اند، از نعمت‌‌هایی جاویدانی که در بهشت به آنها می‌‌رسد و هرگز پایان نمی‌‌یابد شادمان هستند.

برخی فواید آیات:

آگاهی از آنچه که دنیا را اصلاح می‌‌کند با وجود غفلت از آنچه که سبب اصلاح آخرت است هیچ سودی نمی‌‌رساند.

نشانه‌‌های الله در بدن انسان و در کرانه‌‌های هستی، برای دلالت بر توحید او تعالی کافی هستند.

ظلم سبب نابودی امت‌‌های پیشین است.

روز قیامت الله مؤمنان را بالا می‌‌برد، و کافران را پایین می‌‌کشد.|

﴿وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَةِ فَأُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُون [الروم: ١٦]

١٦ و اما کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند، و آیات نازل‌‌شدۀ ما بر رسولمان، و رستاخیز و حسابرسی را تکذیب کرده‌‌اند، در عذاب حاضر، و همنشین آن عذاب می‌‌شوند.

﴿فَسُبْحَانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُون [الروم: ١٧]

١٧ پس تسبیح الله را بگویید آن‌‌گاه که در وقت شب داخل می‌‌شوید؛ یعنی وقت دو نماز: مغرب و عشاء، و تسبیح او تعالی را بگویید آن‌‌گاه که در وقت صبح داخل می‌‌شوید؛ یعنی وقت نماز فجر.

﴿وَلَهُ الْحَمْدُ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَعَشِيًّا وَحِينَ تُظْهِرُون [الروم: ١٨]

١٨ و تمام ستایش‌‌ها، تنها از آنِ او سبحانه است؛ در آسمان‌‌ها فرشتگان او را می‌‌ستایند، و در زمین مخلوقاتش او را می‌‌ستایند، و او را آن‌‌گاه که به شامگاه داخل می‌‌شوید یعنی وقت نماز عصر تسبیح بگویید، و تسبیح او را بگویید آن‌‌گاه که در وقت ظهر داخل می‌‌شوید.

﴿يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَيُحْيِي الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَكَذَلِكَ تُخْرَجُون [الروم: ١٩]

١٩ زنده را از مرده درمی‌‌آورد، مانند اینکه انسان را از نطفه، و جوجه را از تخم بیرون می‌‌آورد؛ و مرده را از زنده درمی‌‌آورد، مثل اینکه نطفه را از انسان، و تخم را از ماکیان خارج می‌‌سازد. و زمین را پس از خشکی آن با فروفرستادن باران و رویانیدن گیاهان زنده می‌‌گرداند، و همچنان‌‌که زمین را با رویانیدن گیاهان زنده می‌‌گرداند شما نیز برای حسابرسی و جزا از قبرهای‌‌تان درآورده می‌‌شوید.

﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُون [الروم: ٢٠]

٢٠ و از آیات بزرگ و دلالت‌‌کنندۀ الله بر قدرت و یگانگی او تعالی این است که: - ای مردم- شما را از خاک آفرید آن‌‌گاه که پدرتان را از گِل خلق کرد. سپس شما انسان‌‌هایی شدید که با زاد و ولد زیاد می‌‌شوید و در گیتی منتشر می‌‌گردید.

﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون [الروم: ٢١]

٢١ و نیز از آیات بزرگ و دلالت‌‌کنندۀ او تعالی بر قدرت و یگانگی او این است که - ای مردان- از جنس خود شما همسرانی برای‌‌تان آفرید تا به‌‌سبب هم‌‌جنسی نفس‌‌های‌‌تان به آنها آرام گیرد، و میان شما و آنها محبت و مهربانی قرار داد، به‌‌راستی‌‌که در این مورد برهان‌‌ها و دلالت‌‌های آشکاری است برای مردمی که می‌‌اندیشند؛ زیرا آنها هستند که از به‌‌کارانداختن عقل‌‌های‌‌شان فایده می‌‌برند.

﴿وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفُ أَلْسِنَتِكُمْ وَأَلْوَانِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّلْعَالِمِين [الروم: ٢٢]

٢٢ و از جمله نشانه‌‌های بزرگ و دلالت‌‌کنندۀ الله بر قدرت و یگانگی او تعالی: آفرینش آسمان‌‌ها و زمین، و اختلاف زبان‌‌های شما، و اختلاف رنگ‌‌های‌‌تان است، به‌‌راستی‌‌که در این موارد برهان‌‌ها و دلالت‌‌هایی برای اهل علم و بصیرت است.

﴿وَمِنْ آيَاتِهِ مَنَامُكُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَابْتِغَاؤُكُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُون [الروم: ٢٣]

٢٣ و از جمله آیات بزرگ و دلالت‌‌کنندۀ الله بر قدرت و یگانگی او تعالی: خوابتان در شب و روز است تا از خستگی کارها استراحت کنید، و از آیات او تعالی این است که روز را برای‌‌تان قرار داد تا در آن برای جستجوی روزی از پروردگارتان، پراکنده شوید، به‌‌راستی‌‌که در این مورد برهان‌‌ها و دلالت‌‌هایی است برای مردمی که با تدبر و پذیرش، گوش فرا می‌‌دهند.

﴿وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مَاء فَيُحْيِي بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُون [الروم: ٢٤]

٢٤ و از جمله آیات بزرگ و دلالت‌‌کنندۀ الله بر قدرت و یگانگی او تعالی این است که: برق را در آسمان برای‌‌تان نشان می‌‌دهد، و ترس از صاعقه‌‌ها و امید به باران را یکجا در آن برای‌‌تان فراهم می‌‌آورد، و آب باران را از آسمان برای‌‌تان فرو می‌‌فرستد، آن‌‌گاه زمین را پس از اینکه خشک بود با گیاهانی که در آن می‌‌رویاند زنده می‌‌گرداند. به‌‌راستی‌‌که در این مورد برهان‌‌ها و دلالت‌‌های آشکاری است برای مردمی که می‌‌اندیشند، آن‌‌گاه با آنها بر رستاخیز پس از مرگ برای حسابرسی و جزا راهنمایی می‌‌شوند.

برخی فواید آیات:

این امر که بنده اوقاتش را با نماز و تسبیح آباد کند نشانه‌‌ای بر سرانجامِ نیک اوست.

استدلال به رستاخیز با تازه ‌‌شدن زندگی، وقتی الله زنده را از مرده و مرده را از زنده می‌‌آفریند.

از آیات الله در بدن انسان و کرانه‌‌های هستی فایده نمی‌‌برد مگر کسی‌‌که وسایل ادراک حسی و معنوی خویش را که الله بر او ارزانی داشته است به کار گیرد.|

﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَن تَقُومَ السَّمَاء وَالأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةً مِّنَ الأَرْضِ إِذَا أَنتُمْ تَخْرُجُون [الروم: ٢٥]

٢٥ و از جمله آیات بزرگ و دلالت‌‌کنندۀ الله بر قدرت و یگانگی او تعالی: برپایی آسمان بدون سقوط، و زمین بدون انهدام، به فرمان او سبحانه است، سپس وقتی او سبحانه شما را با دمیدن فرشته در صور از زمین فراخواند به‌‌ناگاه از قبرهای‌‌تان برای حسابرسی و جزا درمی‌‌آیید.

﴿وَلَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُون [الروم: ٢٦]

٢٦ و فرمانروایی و آفرینش و تقدیر هر مخلوقی که در آسمان‌‌ها و در زمین است فقط برای او تعالی است. تمام مخلوقات الله که در آسمان‌‌ها و زمین هستند از او تعالی اطاعت می‌‌کنند و تسلیم فرمانش هستند.

﴿وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَلَهُ الْمَثَلُ الأَعْلَى فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [الروم: ٢٧]

٢٧ و او سبحانه ذاتی است که آفرینش را بدون نمونۀ قبلی آغاز می‌‌کند، سپس آن را پس از نابود کردنش بازمی‌‌گرداند، و بازگرداندن از آغاز کردن آسان‌‌تر است، و هر یک از این دو بر او تعالی آسان است زیرا او تعالی هر وقت چیزی را اراده کند به او می‌‌فرماید: (کن: باش) به‌‌ناگاه موجود می‌‌شود، و در هر یک از صفات جلال و کمال که به آن توصیف می‌‌شود صفت برتر از آنِ اوست، و او تعالی ذات شکست ‌‌ناپذیری است که مغلوب نمی‌‌شود، و در آفرینش و تدبیرش بسیار دانا است.

﴿ضَرَبَ لَكُم مَّثَلاً مِنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن شُرَكَاء فِي مَا رَزَقْنَاكُمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سَوَاء تَخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنفُسَكُمْ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُون [الروم: ٢٨]

٢٨ - ای مشرکان- الله مثالی برگرفته از خودتان برای شما زده است: آیا از میان بردگان و غلام‌‌های‌‌تان شریکی دارید که در اموال‌‌تان به صورت یکسان با شما مشارکت کنند، و بترسید که اموال‌‌تان را با شما تقسیم کنند چنان‌‌که یکی از شما از شریک آزادش می‌‌ترسد که مالش را با او قسمت کند؟ آیا برای خودتان این کار را از بردگان‌‌تان راضی می‌‌شوید؟ بدون تردید بر این کار راضی نمی‌‌شوید، پس الله سزاوارتر است به اینکه از میان مخلوقات و بندگانش شریکی در فرمانروایی خویش نداشته باشد. همانند بیان این مثال‌‌ها و غیر آن حجت‌‌ها و دلایل گوناگون را برای مردمی که می‌‌اندیشند بیان می‌‌کنیم، زیرا آنها هستند که از این موارد بهره می‌‌برند.

﴿بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْوَاءهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَن يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِين [الروم: ٢٩]

٢٩ سبب گمراهی آنها کم‌‌بودن و عدم بیان دلایل نیست، بلکه فقط پیروی از هوس و تقلید از پدران‌‌شان است، پس کسی را که الله او را گمراه کرده چه کسی او را به هدایت توفیق می‌‌دهد؟! هیچ‌‌کس او را نمی‌‌تواند توفیق دهد، و یاورانی نیز ندارند که عذاب الله را از آنها دفع کنند.

﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لاَ تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُون [الروم: ٣٠]

٣٠ پس - ای رسول- تو و کسانی‌‌که همراه تو هستند به دینی که الله روی تو را به‌‌سوی آن گرداند روی آورید، و از تمام ادیان به‌‌سوی آن متمایل شوید، همان دین اسلام که مردم به صورت طبیعی به آن تمایل دارند. هیچ تغییری برای آفرینش الله وجود ندارد. این است دین راستی‌‌که هیچ انحرافی در آن نیست، اما بیشتر مردم نمی‌‌دانند که دین حقیقی همین دین است.

﴿* مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلاَةَ وَلاَ تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِين [الروم: ٣١]

٣١ و با توبه از گناهان‌‌تان به‌‌سوی او سبحانه بازگردید، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی از او بترسید، و نماز را به کامل‌‌ترین وجه برپا دارید، و از مشرکان که با فطرت مخالفت می‌‌کنند و همراه الله دیگران را در عبادت خویش شریک می‌‌گردانند نباشید.

﴿مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُون [الروم: ٣٢]

٣٢ و از مشرکان که دین‌‌شان را تغییر دادند، و به بخشی از آن ایمان آوردند، و به بخشی دیگر کفر ورزیدند، و به گروه‌‌ها و احزاب تقسیم شدند، و هر حزب از آنها با باطلی که بر آن هستند شادمان ‌‌هستند نباشید که تنها خودشان را بر حق، و دیگران را بر باطل می‌‌پندارند.

برخی فواید آیات:

خضوع تمام مخلوقات در برابر الله سبحانه به زور و یا از روی اختیار.

دلالت آفرینشِ نخستین، بر رستاخیز که نشانه‌‌های آشکاری دارد.

پیروی از هوس گمراه می‌‌سازد و از راه به در می‌‌برد.

دین اسلام، دین فطرت سالم است.|

﴿وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُم مِّنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُون [الروم: ٣٣]

٣٣ و وقتی آسیبی مانند بیماری یا فقر یا قحطی به مشرکان برسد با تضرع و پناه ‌‌بردن و بازگشت به پروردگارشان سبحانه، تنها او را می‌‌خوانند تا مصیبتی را که به آنها رسیده است از آنها برطرف سازد، سپس وقتی با کشف مصیبت بر آنها مهربانی می‌‌کند، به‌‌ناگاه گروهی از آنها به شریک ‌‌قرار دادن دیگران همراه الله در دعا بازمی‌‌گردند.

﴿لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُون [الروم: ٣٤]

٣٤ چون به نعمت‌‌های الله - از جمله نعمت زدودن آسیب- کفر ورزیدند و به آنچه در این زندگی در برابرشان بود برخوردار شدند به زودی در روز قیامت به چشمان خویش خواهند دید که در گمراهی آشکاری بوده‌‌اند.

﴿أَمْ أَنزَلْنَا عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِمَا كَانُوا بِهِ يُشْرِكُون [الروم: ٣٥]

٣٥ چه چیزی آنها را به شرک به الله فراخواند درحالی‌‌که هیچ دلیلی نداشتند؟! زیرا هیچ حجت و دلیلی از کتابی بر آنها فرو نفرستادیم تا بر شرک خویش به الله بر آن استدلال کنند، و خودشان نیز کتابی ندارند که از شرک آنها سخن بگوید، و درستی کفری را که بر آن بودند برای‌‌شان تأیید کند.

﴿وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُون [الروم: ٣٦]

٣٦ و هرگاه یکی از نعمت‌‌های خویش مانند سلامتی و ثروت را به مردم بچشانیم بیش از حد شاد می‌‌گردند و تکبر می‌‌ورزند، و اگر به‌‌سبب گناهانی که مرتکب شده‌‌اند بیماری و فقری که آنها را غمگین می‌‌سازد به آنها برسد، به‌‌ناگاه از رحمت الله مأیوس می‌‌گردند، و از برطرف ‌‌شدن آسیبی که آنها را اندوهگین ساخته است نومید می‌‌شوند.

﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُون [الروم: ٣٧]

٣٧ آیا ندیده‌‌اند که الله رزق و روزی را برای هر یک از بندگانش که بخواهد برای امتحان او می‌‌گشاید که آیا شکر می‌‌گزارد یا ناسپاسی می‌‌کند؟ و آن را برای هر یک از آنها که بخواهد برای آزمایش تنگ می‌‌گرداند که آیا صبر می‌‌کند یا خشم می‌‌گیرد؟! به‌‌راستی‌‌که در گستراندن روزی برای برخی، و تنگ‌‌گردانیدن آن برای برخی، برای مؤمنان دلالت‌‌هایی بر لطف و رحمت الله است.

﴿فَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ ذَلِكَ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون [الروم: ٣٨]

٣٨ پس- ای مسلمان- حق خویشاوند را از نیکی و پیوند خویشاوندی بده، و به نیازمند آنچه را که نیازش را برطرف می‌‌سازد بده، و به غریبی که از مسافرت به دیارش بازمانده است عطا کن، عطاکردن در راه‌‌های مذکور بهتر است برای کسانی‌‌که وجه الله را می‌‌خواهند، کسانی‌‌که این یاری و حقوق را پیش می‌‌فرستند همان‌‌ها با رسیدن بهشت که آن را می‌‌جویند، و رهایی ‌‌یافتن از عذابی که از آن می‌‌ترسند رستگار هستند.

پس از بیان عملی که با آن به‌‌سوی الله نزدیکی جسته می‌‌شود عملی را که با آن غیر وجه او تعالی اراده می‌‌شود، و فقط هدف پست دنیوی با آن خواسته می‌‌شود بیان می‌‌فرماید:

﴿وَمَا آتَيْتُم مِّن رِّبًا لِّيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلاَ يَرْبُو عِندَ اللَّهِ وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُون [الروم: ٣٩]

٣٩ و پاداش اموالی که به یکی از مردم می‌‌پردازید به این هدف که همراهِ مالِ اضافه‌‌ای آن را بازگرداند نزد الله افزایش نمی‌‌یابد، و آنچه از اموال‌‌تان را که به کسی بدهید تا نیازی را با آن برطرف سازد و با آن وجه الله را اراده کنید، نه جایگاه و پاداشی از جانب مردم؛ اینها هستند که مزدشان نزد الله افزوده می‌‌شود.

﴿اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ هَلْ مِن شُرَكَائِكُم مَّن يَفْعَلُ مِن ذَلِكُم مِّن شَيْءٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُون [الروم: ٤٠]

٤٠ فقط الله همان ذاتی است که شما را به تنهایی آفرید، سپس به شما روزی داد، سپس شما را می‌‌میراند سپس شما را برای رستاخیز زنده می‌‌گرداند، آیا از میان بت‌‌های‌‌تان که آنها را به جای او تعالی عبادت می‌‌کنید کسی هست که ذره‌‌ای از این موارد را انجام دهد؟! او سبحانه از آنچه که مشرکان می‌‌گویند و باور دارند برتر و منزه است.

﴿ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون [الروم: ٤١]

٤١ به‌‌سبب گناهانی که مردم انجام دادند فساد در خشکی و دریا با کاسته‌‌شدن رزق و روزی و وسایل زندگی و ایجاد امراض و بیماری‌‌های همه‌‌گیر آشکار شده است، تا الله به جزای برخی اعمال بدشان این آسیب‌‌ها را در این زندگی دنیا بر آنها بچشاند به این هدف که با توبه به‌‌سوی او بازگردند.

برخی فواید آیات:

شادی بیش از حد هنگام نزول نعمت، و نومیدی از رحمت هنگام نزول مصیبت، دو صفت از صفات کافران است.

اعطای حقوق به اهلش سبب رستگاری است.

نابودی ربا، و افزایش اجر انفاق در راه الله.

امروز اثر گناهان در انتشار بیماری‌‌های همگانی و تخریب محیط زیست مشهود است.|

﴿قُلْ سِيرُوا فِي الأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِين [الروم: ٤٢]

٤٢ - ای رسول- به این مشرکان بگو: در زمین بگردید، و بیندیشید که سرانجام امت‌‌های تکذیب‌‌کننده پیش از شما چگونه بوده است؟ به تحقیق که سرانجام بدی داشته‌‌اند، بیشتر آنها به الله مشرک بودند، و دیگران را همراه او عبادت می‌‌کردند، پس به‌‌سبب شریک ‌‌قرار دادن برای الله نابود شدند.

﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ يَوْمَئِذٍ يَصَّدَّعُون [الروم: ٤٣]

٤٣ پس - ای رسول- به‌‌سوی دین راست اسلام که هیچ انحرافی در آن نیست روی آور پیش از آن‌‌که روز قیامت بیاید که وقتی فرا رسد هیچ بازگرداننده‌‌ای ندارد، در آن روز مردم تقسیم می‌‌شوند: گروهی از آنها در بهشت نعمت داده می‌‌شوند، و گروهی در جهنم عذاب می‌‌شوند.

﴿مَن كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلأَنفُسِهِمْ يَمْهَدُون [الروم: ٤٤]

٤٤ هرکس بر الله کفر ورزد، زیان کفرش - یعنی جاودانگی در جهنم- به خودش بازمی‌‌گردد، و کسانی که اعمال صالح انجام دهند و با آن وجه الله را بجویند ورود به بهشت و بهره‌‌مندی از نعمت‌‌های آن را برای خودشان فراهم آورده‌‌اند و برای همیشه در آن می‌‌مانند.

﴿لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِن فَضْلِهِ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِين [الروم: ٤٥]

٤٥ تا کسانی را که به الله ایمان آورده‌‌اند، و اعمال صالحی که پروردگارشان را راضی می‌‌سازد انجام داده‌‌اند پاداش دهد، به‌‌راستی‌‌که او سبحانه کافران به خودش و به رسولانش را دوست ندارد، بلکه به شدیدترین وجه بر آنها خشم می‌‌گیرد، و به‌‌زودی آنها را در روز قیامت عذاب می‌‌کند.

﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَن يُرْسِلَ الرِّيَاحَ مُبَشِّرَاتٍ وَلِيُذِيقَكُم مِّن رَّحْمَتِهِ وَلِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون [الروم: ٤٦]

٤٦ و از آیات بزرگ و دلالت‌‌کنندۀ الله بر قدرت و یگانگی او: این است که بادها را می‌‌فرستد که نزدیکی نزول باران را به بندگان مژده می‌‌دهند، و - ای مردم- تا از رحمت خویش با گیاهان و خیر و برکت و گشایشی که پس از باران حاصل می‌‌شود به شما بچشاند، و تا اینکه به ارادۀ او کشتی‌‌ها در دریا به حرکت درآیند، و به این هدف که با تجارت در دریا از فضل او بجویید، و امید است که شکر نعمت‌‌های الله را به جای آورید تا از آن برای‌‌تان بیفزاید.

﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ رُسُلاً إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاؤُوهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَانتَقَمْنَا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِين [الروم: ٤٧]

٤٧ و - ای رسول- پیش از تو رسولانی را به‌‌سوی امت‌‌های‌‌شان فرستاده‌‌ایم، که با دلایل و برهان‌‌های دلالت‌‌کننده بر راستگویی ما نزدشان آمدند، اما آنچه را که رسولان‌‌شان آوردند تکذیب کردند، آن‌‌گاه از کسانی‌‌که بدی‌‌ها را مرتکب شدند انتقام گرفتیم، و آنها را با عذاب خویش نابود کردیم، و رسولان و مؤمنان به آنها را از نابودی نجات دادیم، و نجات‌‌ و یاری مؤمنان حقی است که آن را بر خویشتن واجب کرده‌‌ایم.

﴿اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاء كَيْفَ يَشَاء وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلاَلِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُون [الروم: ٤٨]

٤٨ الله سبحانه همان ذاتی است که باد‌‌ها را می‌‌راند و می‌‌فرستد، سپس این بادها، ابرها را برمی‌‌انگیزند و به حرکت درمی‌‌آورند، سپس آن را به صورت اندک یا زیاد، هرطور که بخواهد در آسمان می‌‌گستراند، و آن را به قطعاتی تبدیل می‌‌کند، که - ای بیننده- باران را می‌‌بینی از وسط این ابرها درمی‌‌آید. پس وقتی باران را به هر یک از بندگانش که بخواهد برساند به‌‌ناگاه از رحمت الله برای آنها با فروفرستادن باران شاد می‌‌گردند که روییده ‌‌شدن گیاهان زمین به آنچه برای خودشان و حیوانات‌‌شان نیاز دارند در پی دارد.

﴿وَإِن كَانُوا مِن قَبْلِ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْهِم مِّن قَبْلِهِ لَمُبْلِسِين [الروم: ٤٩]

٤٩ و به تحقیق پیش از آن‌‌که الله باران را بر آنها فرو فرستد از نزول آن بر خودشان نومید بودند.

﴿فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَةِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [الروم: ٥٠]

٥٠ پس - ای رسول- به آثار باران که الله آن را رحمتی برای بندگانش می‌‌فرستد بنگر، که چگونه الله زمین را پس از اینکه خشک و سخت بود با رویانیدن انواع گیاهان زنده می‌‌گرداند، همانا کسی‌‌که این زمین خشکیده را زنده گردانید همان ذاتی است که مردگان را زنده برمی‌‌انگیزاند، و او بر هر چیزی تواناست، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد.

برخی فواید آیات:

ارسال بادها، و فرو فرستادن باران، و حرکت کشتی‌‌ها در دریا: نعمت‌‌هایی است که می‌‌طلبد شکر الله را در قبال آنها به جای آوریم.

نابودی مجرمان و پیروزی مؤمنان سنتی الهی است.

رویش گیاهان زمین پس از خشکیده ‌‌بودنش دلیلی بر رستاخیز است.|

﴿وَلَئِنْ أَرْسَلْنَا رِيحًا فَرَأَوْهُ مُصْفَرًّا لَّظَلُّوا مِن بَعْدِهِ يَكْفُرُون [الروم: ٥١]

٥١ و اگر بر کشتزارها و گیاهان‌‌شان بادی بفرستیم که آن را تباه سازد، آن‌‌گاه کشتزارهای‌‌شان را پس از اینکه سبز بود زردرنگ ببینند به‌‌طور قطع پس از مشاهدۀ آنها نعمت‌‌های سابق الله را با وجود فراوانی آنها ناسپاسی می‌‌کنند.

﴿فَإِنَّكَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلاَ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِين [الروم: ٥٢]

٥٢ پس همان‌‌گونه که تو نه می‌‌توانی صدایت را به گوش مردگان برسانی و نه به گوش کران، درحالی‌‌که از تو دور شده‌‌اند تا بیشتر از شنیدن صدای تو جلوگیری کنند، همچنین نمی‌‌توانی هرکسی را که شبیه اینها در رویگردانی و بهره ‌‌نبردن باشد هدایت کنی.

﴿وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلاَلَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلاَّ مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُون [الروم: ٥٣]

٥٣ و تو نمی‌‌توانی کسی را که از راه راست گمراه شده است با رساندن صدای خویش به گوش او آن‌‌گونه که سودمند واقع شود به پیمودن راه درست راهنمایی کنی، تو تنها می‌‌توانی کسی را که به آیات ما ایمان می‌‌آورد بشنوانی، زیرا اوست که از سخنان تو بهره می‌‌برد، و آنها در برابر فرمان ما تسلیم و فروتن هستند.

﴿* اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَشَيْبَةً يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَهُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِير [الروم: ٥٤]

٥٤ - ای مردم- الله همان ذاتی است که شما را از آبی ناچیز آفرید، سپس بعد از ناتوانی کودکی‌‌تان قدرت مردانگی را قرار داد، سپس بعد از قدرت مردانگی، ناتوانی سالخوردگی و فرتوتی را قرار داد، الله آنچه از ناتوانی و قدرت را که بخواهد می‌‌آفریند، و او تعالی از هر چیزی آگاه است، و هیچ‌‌چیز بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و ذات توانایی است که هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد.

﴿وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا غَيْرَ سَاعَةٍ كَذَلِكَ كَانُوا يُؤْفَكُون [الروم: ٥٥]

٥٥ و روزی‌‌که قیامت برپا می‌‌شود مجرمان سوگند یاد می‌‌کنند که جز لحظه‌‌ای در قبرهای‌‌شان نمانده‌‌اند. همان‌‌گونه که از دانستن مدت ماندن خویش در قبرهای‌‌شان گمراه شدند در دنیا نیز از حقیقت گمراه بودند.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالإِيمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِلَى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهَذَا يَوْمُ الْبَعْثِ وَلَكِنَّكُمْ كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُون [الروم: ٥٦]

٥٦ و کسانی از پیامبران و فرشتگان که الله به آنها علم عطا کرده است می‌‌گویند: به تحقیق که شما در آنچه که الله در علم سابق خویش از روز آفرینشِ شما تا روز برانگیختن شما که آن را انکار کرده‌‌اید نوشته است مانده‌‌اید، اما شما نمی‌‌دانستید که رستاخیز واقع می‌‌شود، و آن را انکار کردید.

﴿فَيَوْمَئِذٍ لاَّ يَنفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَلاَ هُمْ يُسْتَعْتَبُون [الروم: ٥٧]

٥٧ پس روزی‌‌که الله مخلوقات را برای حسابرسی و جزا برمی‌‌انگیزد عذرهای دروغین ستمکاران سودی به آنها نمی‌‌رساند، و راضی کردن الله با توبه و بازگشت به‌‌سوی او تعالی از آنها خواسته نمی‌‌شود؛ چون فرصت این کار گذشته است.

﴿وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَلَئِن جِئْتَهُم بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ مُبْطِلُون [الروم: ٥٨]

٥٨ و به تحقیق که در این قرآن- برای عنایت به مردم- هرگونه مثالی آورده‌‌ایم؛ تا حق از باطل برای‌‌شان مشخص شود، و - ای رسول- اگر دلیلی بر راستگویی خویش بیاوری به‌‌طور قطع کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند خواهند گفت: شما در آنچه که آورده‌‌اید جز بر باطل نیستید.

﴿كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُون [الروم: ٥٩]

٥٩ مانند زدن این مُهر بر دل‌‌های اینها که هرگاه آیه‌‌ای برای‌‌شان بیاید به آن ایمان نمی‌‌آورند، الله بر دل‌‌های تمام کسانی‌‌که نمی‌‌دانند آنچه برای‌‌شان آورده‌‌ای حقیقت است، مُهر می‌‌نهد.

﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلاَ يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لاَ يُوقِنُون [الروم: ٦٠]

٦٠ پس - ای رسول- در برابر قومت که تو را تکذیب می‌‌کنند شکیبایی پیشه کن، زیرا وعدۀ الله بر پیروزی و قدرت ‌‌یافتن تو، حقیقت ثابتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، و نباید کسانی‌‌که به برانگیخته ‌‌شدن خویش یقین ندارند، تو را به عجله‌‌ و عدم صبر وادار کنند.

برخی فواید آیات:

نومیدی کافران از رحمت الله هنگام نزول مصیبت.

هدایتِ توفیق به دست الله است، و به دست رسول‌‌ج‌‌ نیست.

مراحل عُمر، پندی است برای کسی‌‌که پند می‌‌پذیرد.

سبب نهاده ‌‌شدن مُهر بر دل‌‌ها گناهان هستند.|

سوره لقمان

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

ارائۀ پند و حکمت‌‌های موافق شریعت، و آوردن لقمان به عنوان مثالی در این موضوع.

تفسیر:

﴿الم [لقمان: ١]

١ ﴿الٓمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

﴿تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيم [لقمان: ٢]

٢ - ای رسول- این آیات نازل‌‌شده بر تو، آیات کتابی است که حکیمانه سخن می‌‌گوید.

﴿هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِين [لقمان: ٣]

٣ و هدایت و رحمتی است برای کسانی‌‌که با برپایی حقوق پروردگارشان و حقوق بندگانش اعمال نیک انجام می‌‌دهند.

﴿الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُون [لقمان: ٤]

٤ کسانی‌‌که نماز را به کامل‌‌ترین صورت برپا می‌‌دارند، و زکات اموال‌‌شان را می‌‌پردازند، و به رستاخیز و حساب و پاداش و کیفر آخرت یقین دارند.

﴿أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون [لقمان: ٥]

٥ اینها که صفات مذکور را دارند بر هدایتی از جانب پروردگارشان هستند، و همان‌‌ها هستند که با رسیدن به آنچه می‌‌جویند، و دوری از آنچه از آن می‌‌ترسند رستگارانند.

الله پس از بیان صفات نیکوکاران صفات بدکاران را ذکر کرده و می‌‌فرماید:

﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِين [لقمان: ٦]

٦ و برخی از مردم - مانند نضر بن حارث- سخنان لهو را انتخاب می‌‌کنند تا بدون هیچ دانشی مردم را از دین الله به‌‌سوی آن سخنان بازگردانند، و آیات الله را به مسخره و ریشخند گیرند، کسانی‌‌که این صفات را دارند عذابی خوارکننده در آخرت برای‌‌شان است.

﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْرًا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيم [لقمان: ٧]

٧ و هرگاه آیات ما بر او خوانده شود مغرورانه از شنیدن آن روی می‌‌گرداند گویی آن را نشنیده است، مثل اینکه گوش‌‌هایش صداها را نمی‌‌شنوند، پس - ای رسول- او را به عذاب دردناکی که در انتظارش است بشارت دِه.

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيم [لقمان: ٨]

٨ همانا کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند، بهشت‌‌های پرنعمت برای‌‌شان است، که از آنچه الله در این بهشت‌‌ها برای‌‌شان آماده کرده است برخوردار می‌‌گردند.

﴿خَالِدِينَ فِيهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [لقمان: ٩]

٩ برای همیشه در آنها می‌‌مانند، الله این را وعده‌‌ای حقیقی که هیچ تردیدی در آن نیست به آنها وعده داده است، و او سبحانه ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و تقدیر و شریعت خویش بسیار دانا است.

﴿خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيم [لقمان: ١٠]

١٠ الله آسمان‌‌ها را بدون ستون، برافراشته آفرید، و کوه‌‌هایی استوار در زمین نصب کرد تا شما را نلرزاند، و حیوانات گوناگونی بر روی زمین گستراند، و آب باران را از آسمان فرو فرستادیم، آن‌‌گاه از هر نوع گیاه خوش‌‌منظر که مردم و چارپایان از آن بهره می‌‌برند در روی زمین رویانیدیم.

﴿هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِين [لقمان: ١١]

١١ موارد مذکور، آفرینش الله هستند، و- ای مشرکان- کسانی‌‌که شما آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنید چه چیزی آفریده‌‌اند؟! بلکه ستمکاران در گمراهی آشکاری از حق هستند، چون کسانی را همراه پروردگارشان شریک قرار می‌‌دهند که هیچ‌‌چیز نمی‌‌آفرینند و خودشان آفریده می‌‌شوند.

برخی فواید آیات:

طاعت الله به رستگاری در دنیا و آخرت منجر می‌‌شود.

تحریم هر قول یا فعلی که از راه راست بازمی‌‌دارد.

تکبر مانع پیروی از حق است.

یگانگی الله در آفرینش، و به مبارزه‌‌طلبی کافران که معبودهای‌‌شان چیزی بیافرینند.|

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيد [لقمان: ١٢]

١٢ و به تحقیق که به لقمان دانش عمیق در دین و درستی در کارها عطا کردیم، و به او گفتیم: - ای لقمان- شکر توفیق طاعت پروردگارت را که آن را بر تو بخشید به جای آور، و هرکس از پروردگارش سپاسگزاری کند سود سپاسگزاری او فقط به خودش بازمی‌‌گردد، زیرا الله از سپاسگزاری او بی‌‌نیاز است، و هرکس از نعمت الله بر خویش ناسپاسی کند و به او سبحانه کفر ورزد، زیان کفرش فقط بر خود او است و ذره‌‌ای به الله زیان نمی‌‌رساند زیرا او تعالی از تمام مخلوقاتش بی‌‌نیاز، و در هر صورت ستوده‌‌شده است.

﴿وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَابُنَيَّ لاَ تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيم [لقمان: ١٣]

١٣ و -ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که لقمان درحالی‌‌که پسرش را به خیر تشویق و از شر بازمی‌‌داشت به او گفت: ای پسرم، دیگران را همراه الله عبادت نکن، زیرا عبادت معبودی دیگر همراه الله ستم بزرگی بر خویشتن با ارتکاب بزرگ‌‌ترین گناهی است که به جاودانگی نفس در جهنم منجر می‌‌شود.

﴿وَوَصَّيْنَا الإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِير [لقمان: ١٤]

١٤ و انسان را به اطاعت از پدر و مادرش و نیکی به آن دو، در اموری که موجب نافرمانی الله نباشد سفارش کردیم، مادرش او را در شکم خویش با دشواری‌‌های پی در پی حمل کرد، و بازگرفتن او از شیرخوارگی در دو سال است، و به او گفتیم: از الله در قبال نعمت‌‌هایی که به تو ارزانی داشته سپاسگزاری کن، سپس از پدر و مادرت که به پرورش و حمایت تو پرداختند سپاسگزاری کن، بازگشت شما فقط به‌‌سوی من است آن‌‌گاه هرکس را به آنچه که استحقاقش را دارد جزا می‌‌دهم.

﴿وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلاَ تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [لقمان: ١٥]

١٥ و اگر پدر و مادر کوشیدند که به زور تو را مجبور کنند غیر الله را با او شریک قرار دهی، در این مورد از آنها اطاعت نکن؛ زیرا هرگز مخلوق در نافرمانی خالق اطاعت نمی‌‌شود، و در دنیا با نیکی و بردباری و بخشش با آنها همنشینی کن، و راه کسی را ‌‌که با توحید و طاعت به‌‌سوی من بازگشته است پیروی کن، سرانجام بازگشت همگی شما در روز قیامت فقط به‌‌سوی من است، آن‌‌گاه شما را از اعمالی‌‌که در دنیا انجام می‌‌دادید باخبر می‌‌سازم، و در قبال آن جزا می‌‌دهم.

﴿يَابُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِير [لقمان: ١٦]

١٦ ای پسرم، همانا بدی و نیکی هر چند کوچک و هم‌‌وزن دانۀ خردلی باشد و هر چند در دل سنگی که هیچ‌‌کس بر آن اطلاع پیدا نمی‌‌کند باشد، یا در هر مکانی از آسمان‌‌ها یا در زمین باشد-؛ الله آن را در روز قیامت می‌‌آورد، و بنده را در قبال آن جزا می‌‌دهد، زیرا الله ذات لطیفی (دقیقی) است که ریزه‌‌کاری‌‌ اشیاء بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و از حقایق و مکان آنها کاملاً آگاه است.

﴿يَابُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاَةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُور [لقمان: ١٧]

١٧ ای پسرم، نماز را به کامل‌‌ترین صورت برپا دار، و به معروف امر کن، و از منکر نهی کن، و در برابر هر امر ناپسندی که در این راه به تو می‌‌رسد شکیبایی کن، به‌‌راستی آنچه از این موارد که به آن فرمان یافته‌‌ای از آن چیزی است که الله تو را استوار ساخته تا آن را انجام دهی، و خودت هیچ اختیاری در این کار نداری.

﴿وَلاَ تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلاَ تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لاَ يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُور [لقمان: ١٨]

١٨ و از روی تکبر صورت خویش را از مردم نگردان، و در روی زمین با سرمستی و خودپسندی راه نرو، زیرا الله هیچ پُزدهندۀ در راه‌‌رفتن، و مغرور به نعمت‌‌هایی که به او داده شده را که با آنها بر مردم تکبر می‌‌ورزد و در قبال آن از الله سپاسگزاری نمی‌‌کند، دوست ندارد.

﴿وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِير [لقمان: ١٩]

١٩ و در راه‌‌رفتن روشی میانه بین دویدن و نرم‌‌رفتن که وقار و سنگینی را آشکار می‌‌سازد برگزین، و صدایت را پایین بیاور، و به گونه‌‌ای آزاردهنده آن را بالا نبر، به‌‌راستی‌‌که زشت‌‌ترین صداها، به‌‌علّت بلندی صدا، صدای خران است.

برخی فواید آیات:

چون الله سبحانه سختی بارداری و وضع حمل را که به مادر می‌‌رسد بیان فرمود بر نیکی بیشتر به مادر ارشاد می‌‌کند.

سود طاعت و زیان معصیت به خود بنده بازمی‌‌گردد.

وجوب متعهد بودن ملت‌‌ها بر تربیت و تعلیم.

شمول آداب اسلامی بر رفتار فردی و اجتماعی.|

﴿أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلاَ هُدًى وَلاَ كِتَابٍ مُّنِير [لقمان: ٢٠]

٢٠ - ای مردم- آیا ندیده‌‌اید و مشاهده نکرده‌‌اید که الله استفاده از خورشید و ماه و ستارگان آسمان، و نیز جانوران و درختان و گیاهان زمین را برای‌‌تان آسان کرده است، و نعمت‌‌های آشکار خویش بر دیدگان مانند تصویر زیبا و سیمای نیکو، و نعمت‌‌های باطنی و پنهان خویش مانند عقل و علم را بر شما کامل کرده است، اما با وجود این نعمت‌‌ها برخی از مردم بدون هیچ دانش مستندی به وحی از جانب الله، یا عقلی روشنگر، و یا کتابی آشکار و نازل‌‌شده از جانب الله، در توحید و یگانگی الله مجادله می‌‌کنند.

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِير [لقمان: ٢١]

٢١ و هرگاه به این مجادله‌‌ کنندگان در توحید الله گفته شود: از وحیی که الله بر رسولش فرو فرستاده است پیروی کنید، می‌‌گویند: از آن پیروی نمی‌‌کنیم بلکه عبادت معبودهایمان را که پیشینیان خویش را بر آن یافتیم پیروی می‌‌کنیم، آیا از پیشینیان خویش پیروی می‌‌کنند حتی اگر شیطان آنها را - با عبادت بت‌‌ها که آنها را گمراه می‌‌سازد- به عذاب سوزان روز قیامت فراخوانَد؟!

﴿* وَمَن يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُور [لقمان: ٢٢]

٢٢ و هرکس با خالص‌‌گردانیدن عبادت برای الله و نیکوکاری در عمل، به الله روی آورد، به‌‌طور قطع بر مستحکم‌‌ترین دست‌‌آویزی که کسی برای نجات خویش به آن چنگ می‌‌زند و از بریده‌‌شدن آن نمی‌‌ترسد چنگ زده است، و سرانجام و بازگشت کارها فقط به‌‌سوی الله است، آن‌‌گاه هرکس را به آنچه استحقاقش را دارد جزا می‌‌دهد.

﴿وَمَن كَفَرَ فَلاَ يَحْزُنكَ كُفْرُهُ إِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُور [لقمان: ٢٣]

٢٣ و - ای رسول- هرکس به الله کفر ورزد نباید کفرش تو را اندوهگین سازد، زیرا بازگشت آنها در روز قیامت فقط به‌‌سوی ماست، آن‌‌گاه آنها را از بدی‌‌هایی که در دنیا انجام داده‌‌اند باخبر می‌‌سازیم، و آنها را در قبال این بدی‌‌ها مجازات می‌‌کنیم، به‌‌راستی‌‌که الله از آنچه در سینه‌‌هاست آگاه است، و ذره‌‌ای از آنچه در سینه‌‌هاست بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلَى عَذَابٍ غَلِيظ [لقمان: ٢٤]

٢٤ آنها را از خوشی‌‌های دنیا که برای‌‌شان داده‌‌ایم تا زمانی اندک بهره‌‌مند می‌‌کنیم، سپس در روز قیامت آنها را به عذابی سخت یعنی عذاب جهنم می‌‌کشانیم.

﴿وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُون [لقمان: ٢٥]

٢٥ و -ای رسول- اگر از این مشرکان بپرسی: چه کسی آسمان‌‌ها و چه کسی زمین را آفریده است؟ به‌‌طور قطع خواهند گفت: الله آنها را آفریده است. به آنها بگو: تمام ستایش‌‌ها از آنِ الله است که حجت را بر شما آشکار گردانید، اما بیشتر آنها به‌‌سبب جهل نمی‌‌دانند که چه کسی سزاوار ستایش است.

﴿لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيد [لقمان: ٢٦]

٢٦ آفرینش و فرمانروایی و تدبیر تمام آنچه در آسمان‌‌ها و زمین است فقط از آنِ الله است، زیرا الله از تمام مخلوقاتش بی‌‌نیاز و در دنیا و آخرت ستوده‌‌شده است.

﴿وَلَوْ أَنَّمَا فِي الأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلاَمٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيم [لقمان: ٢٧]

٢٧ و اگر تمام درختان روی زمین بریده و تبدیل به قلم شوند، و دریا تبدیل به جوهر شود و هفت دریای دیگر به یاری‌‌اش بیایند، کلمات الله به‌‌سبب نامتناهی‌‌بودن پایان نمی‌‌یابد، به‌‌راستی‌‌که الله ذات شکست‌‌ ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و تدبیر خویش بسیار دانا است.

﴿مَّا خَلْقُكُمْ وَلاَ بَعْثُكُمْ إِلاَّ كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِير [لقمان: ٢٨]

٢٨ - ای مردم- نه آفرینش و نه دوباره زنده‌‌کردن همه شما در روز قیامت برای حسابرسی و جزا، از نظر آسانی، چیزی جز همانند آفرینش و دوباره زنده‌‌کردن یک فرد نیست، به‌‌راستی الله ذات شنوایی است که شنیدن صدایی، او را از شنیدن صدایی دیگر بازنمی‌‌دارد، و ذات بینایی است که دیدن چیزی او را از دیدن چیزی دیگر بازنمی‌‌دارد، و به همین ترتیب آفرینش یا دوباره زنده‌‌کردن کسی او تعالی را از آفرینش و دوباره زنده‌‌کردن دیگری باز نمی‌‌دارد.

برخی فواید آیات:

نعمت‌‌های الله وسیله‌‌ای برای سپاسگزاری از او تعالی و ایمان به او است؛ نه وسیله‌‌ای برای کفر به او تعالی.

خطر تقلید کورکورانه؛ به‌‌خصوص در امور اعتقادی.

اهمیت تسلیم‌‌شدن در برابر الله و فرمان‌‌برداری از او و نیکوکاری به خاطر رضایت او تعالی.

نامتناهی‌‌بودن کلمات الله.|

﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَأَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِير [لقمان: ٢٩]

٢٩ آیا ندیده‌‌ای که الله از شب می‌‌کاهد تا بر روز بیفزاید، و از روز می‌‌کاهد تا بر شب بیفزاید، و مسیر خورشید و ماه را مقدر کرده است؛ که هر یک در مدار خویش تا زمانی مشخص حرکت می‌‌کنند، و الله از آنچه انجام می‌‌دهید آگاه است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِير [لقمان: ٣٠]

٣٠ مدیریت و اندازه‌‌گیری مذکور بر این امر گواهی می‌‌دهد ‌‌که تنها الله، حق است، یعنی او تعالی در ذات و صفات و افعالش حق است، و آنچه مشرکان به جای او عبادت می‌‌کنند همان باطلی است که هیچ اساسی ندارد. و اینکه الله به ذات و قدرت و تقدیر خویش بر تمام مخلوقاتش برتر است، ذاتی‌‌که هیچ بالاتری از او وجود ندارد، و از هر چیزی بزرگ‌‌تر است.

﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَةِ اللَّهِ لِيُرِيَكُم مِّنْ آيَاتِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُور [لقمان: ٣١]

٣١ آیا ندیده‌‌ای که کشتی‌‌ها به لطف و تسخیر او در دریاها حرکت می‌‌کنند؛ تا از آیات دلالت‌‌کنندۀ خویش بر قدرت و لطف او سبحانه به شما -ای مردم- بنمایاند، زیرا در این امر دلالت‌‌هایی بر قدرت او تعالی است برای هرکسی‌‌که در برابر آسیب‌‌هایی که به او می‌‌رسد بسیار شکیبا است، و در برابر نعمت‌‌هایی که به او می‌‌رسد بسیار سپاسگزار است.

﴿وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ كُلُّ خَتَّارٍ كَفُور [لقمان: ٣٢]

٣٢ و هرگاه از هر طرفی موج‌‌ها مانند کوه‌‌ها و ابرها آنها را احاطه کند، با خالص‌‌ گردانیدن دعا و عبادت برای الله، تنها الله را بخوانند، اما چون الله دعای‌‌شان را اجابت کند، و آنها را به‌‌سوی خشکی برهاند، و از غرق‌‌ شدن نجات دهد، برخی از آنها میانه‌‌روانی هستند که شکری را که بر آنها واجب است به صورت کامل به جای نمی‌‌آورند، و برخی از آنها نعمت الله را انکار می‌‌کنند. و آیات ما را کسی جز افراد پیمان‌‌شکن و ناسپاس نعمت‌‌های الله انکار نمی‌‌کند و از پروردگارش در قبال نعمت‌‌هایی که به او بخشیده سپاسگزاری نمی‌‌کند- مانند همین کسی‌‌که با الله پیمان بسته که اگر او را نجات دهد به‌‌طور قطع از سپاسگزاران او تعالی خواهد بود-.

﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لاَّ يَجْزِي وَالِدٌ عَن وَلَدِهِ وَلاَ مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَن وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلاَ تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلاَ يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُور [لقمان: ٣٣]

٣٣ ای مردم، با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارتان تقوای او تعالی را پیشه کنید؛ و از روزی بترسید که در آن هیچ پدری ذره‌‌ای فرزندش را بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد، و هیچ فرزندی ذره‌‌ای پدرش را بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد. وعدۀ الله به جزای روز قیامت بدون تردید ثابت و محقق است، پس نباید زندگی دنیا با تمایلات و سرگرمی‌‌هایش شما را بفریبد، و نباید شیطان شما را به بردباری الله و تاخیر عذاب از شما، بفریبد.

﴿إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِير [لقمان: ٣٤]

٣٤ به‌‌راستی‌‌که علم قیامت فقط نزد الله است؛ یعنی می‌‌داند چه زمانی واقع می‌‌شود، و باران را هرگاه بخواهد فرو می‌‌فرستد، و از آنچه در رحم‌‌ها وجود دارد آگاه است که آیا نر است یا ماده؟! بدبخت است یا نیکبخت؟! و هیچ‌‌کس نمی‌‌داند فردا خیر کسب می‌‌کند یا شر، و هیچ‌‌کس نمی‌‌داند در کدام سرزمین می‌‌میرد، بلکه فقط الله از تمام این امور آگاه است، به‌‌راستی‌‌که الله بر تمام این امور بسیار دانا است، و هیچ‌‌چیز بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند.

برخی فواید آیات:

کاهش و افزایش شب و روز، و رام‌‌بودن خورشید و ماه: آیات دلالت‌‌کننده بر قدرت الله سبحانه، و نعمت‌‌هایی هستند که سپاسگزاری را ایجاب می‌‌کنند.

شکیبایی و سپاسگزاری دو وسیله برای پندگیری از آیات الله هستند.

ترس از قیامت، از فریب ‌‌خوردن به دنیا و فروتنی در برابر وسوسه‌‌های شیاطین بازمی‌‌دارد.

احاطۀ علم الله بر تمام امور پنهان.|

سوره السجدة

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان دلایل و مناظر حق که قرآن آنها را نازل کرده است؛ از جمله حقیقت آفرینش و احوال انسان.

تفسیر:

﴿الم [السجدة: ١]

١ ﴿الٓمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

﴿تَنزِيلُ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِين [السجدة: ٢]

٢ این قرآن که محمد‌‌ج‌‌ آن را آورده بدون هیچ تردیدی از جانب پروردگار جهانیان نازل شده است.

﴿أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُون [السجدة: ٣]

٣ همانا این کافران می‌‌گویند: به‌‌راستی‌‌که محمد آن را به دروغ بر پروردگارش نسبت داده است، امر آن‌‌گونه که آنها گفتند نیست، بلکه همان حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن نیست، - ای رسول- از جانب پروردگارت بر تو نازل شده تا مردمی را بترسانی که پیش از تو رسولی برای‌‌شان نیامد تا آنها را از عذاب الله بترساند، به این امید که به‌‌سوی حق راه یابند آن‌‌گاه از آن پیروی و به آن عمل کنند.

﴿اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ شَفِيعٍ أَفَلاَ تَتَذَكَّرُون [السجدة: ٤]

٤ الله همان ذاتی است که آسمان‌‌ها، و زمین، و آنچه میان آن دو است را در شش روز آفرید، درحالی‌‌که او تعالی بر آفرینش آنها در کمتر از چشم بهم زدنی توانا است، سپس آن‌‌گونه که سزاوار جلال او است بر عرش استوا نمود و قرار گرفت، - ای مردم- جز او هیچ دوست و کارسازی ندارید که کارتان را بر عهده گیرد، یا هیچ شفاعتگری ندارید که نزد پروردگارتان از شما شفاعت کند، پس آیا نمی‌‌اندیشید تا الله را که شما را آفرید عبادت ‌‌کنید و دیگران را همراه او عبادت نکنید؟

﴿يُدَبِّرُ الأَمْرَ مِنَ السَّمَاء إِلَى الأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّون [السجدة: ٥]

٥ الله کار تمام مخلوقات موجود در در آسمان‌‌ها و زمین را مدیریت می‌‌کند، سرانجام این امر در روزی‌‌که به اندازۀ هزار سال از سال‌‌هایی که -ای مردم- شما در دنیا برمی‌‌شمارید است به‌‌سوی او تعالی بالا می‌‌رود.

﴿ذَلِكَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِيزُ الرَّحِيم [السجدة: ٦]

٦ این ذاتی‌‌که تمام این موارد را اداره می‌‌کند از تمام امور نهان و آشکار آگاه است، و ذره‌‌ای بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، ذاتی‌‌که از دشمنانش انتقام می‌‌گیرد و نسبت به بندگان مؤمن خویش مهربان است.

﴿الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنسَانِ مِن طِين [السجدة: ٧]

٧ ذاتی‌‌که آفرینش هر چیزی را کامل کرد، و آفرینش آدم را بدون نمونۀ قبلی از گِل آغاز کرد.

﴿ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلاَلَةٍ مِّن مَّاء مَّهِين [السجدة: ٨]

٨ سپس نسلش را از آبی که از او جدا و خارج شد (منی) آفرید.

﴿ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُون [السجدة: ٩]

٩ سپس آفرینش انسان را درست‌‌اندام کامل کرد، و با فرمان ‌‌دادن به فرشتۀ مامور به دمیدن روح، از روح خویش در او دمید، و - ای مردم- گوش‌‌هایی برای‌‌تان قرار داد تا با آنها بشنوید، و چشم‌‌هایی برای‌‌تان قرار داد تا با آنها ببینید، و دل‌‌هایی برای‌‌تان قرار داد تا با آنها بیندیشید، اما شما سپاس این نعمت‌‌های الله را که برای‌‌تان ارزانی داشته است کم به جای می‌‌آورید.

﴿وَقَالُوا أَئِذَا ضَلَلْنَا فِي الأَرْضِ أَئِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ كَافِرُون [السجدة: ١٠]

١٠ و مشرکان تکذیب‌‌کنندۀ رستاخیز گفتند: آیا وقتی مُردیم و در زمین ناپدید شدیم، و بدن‌‌هایمان خاک شد، از نو زنده برانگیخته می‌‌شویم؟! این امر منطقی نیست. بلکه آنها در واقع به رستاخیز کافر هستند و به آن ایمان نمی‌‌آورند.

﴿* قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُون [السجدة: ١١]

١١ - ای رسول- به این مشرکان تکذیب‌‌کنندۀ رستاخیز بگو: فرشتۀ مرگ که الله قبض ارواح شما را به او واگذار کرده شما را می‌‌میراند، سپس در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی ما بازگردانیده می‌‌شوید.

برخی فواید آیات:

حکمت بعثت رسولان این است که اقوام‌‌شان را به راه راست هدایت کنند.

ثبوت صفت اِستواء برای الله بدون تشبیه و تمثیل.

بعید دانستن رستاخیز توسط مشرکان با وجود وضوح ادلۀ آن.|

﴿وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاكِسُوا رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُون [السجدة: ١٢]

١٢ به‌‌زودی آشکار می‌‌گردد که مجرمان در روز قیامت درحالی‌‌که به‌‌سبب کفرشان به رستاخیز خوار هستند و سرهای‌‌شان را به زیر افکنده‌‌اند، احساس ذلت و خواری می‌‌کنند و می‌‌گویند: پروردگارا آنچه را از رستاخیز انکار می‌‌کردیم دیدیم، و مصداق آنچه را رسولان از جانب تو آوردند شنیدیم، پس ما را به زندگی دنیا بازگردان تا عمل صالحی که تو را خشنود می‌‌سازد انجام دهیم، به‌‌راستی‌‌که هم اکنون به رستاخیز و راستی آنچه رسولان آوردند یقین داریم. اگر مجرمان را در این حال ببینی امر بزرگی را دیده‌‌ای.

﴿وَلَوْ شِئْنَا لآتَيْنَا كُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لأَمْلأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِين [السجدة: ١٣]

١٣ و اگر اعطای هدایت و توفیق به هرکسی را می‌‌خواستیم به‌‌طور قطع او را بر این کار وامی‌‌داشتیم، اما این سخن از جانب من از روی حکمت و عدالت واجب شده است که: روز قیامت جهنم را از کافران دو گروه جن و انس پُر خواهم کرد؛ چون راه کفر و گمراهی را بر راه ایمان و استقامت برگزیدند.

﴿فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا إِنَّا نَسِينَاكُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [السجدة: ١٤]

١٤ و روز قیامت برای نکوهش و سرزنش به آنها گفته می‌‌شود: پس به‌‌سبب غفلت شما در دنیا از دیدار الله برای حسابرسی‌‌تان در روز قیامت، عذاب را بچشید، به‌‌راستی‌‌که ما شما را در عذاب بدون اهمیت به رنجی که از آن می‌‌کشید رها کردیم، و به‌‌سبب گناهانی که در دنیا انجام می‌‌دادید عذاب همیشگی و جاویدان جهنم را بچشید.

الله پس از بیان حال مجرمان، حال مؤمنان را ذکر کرده و می‌‌فرماید:

﴿إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُون * [السجدة: ١٥]

١٥ تنها کسانی به آیات نازل‌‌شدۀ ما بر رسولانمان ایمان می‌‌آورند که وقتی با آن‌‌ آیات اندرز داده شوند درحالی‌‌که به ستایش الله تسبیح می‌‌گویند برای او تعالی به سجده می‌‌افتند، و در هیچ حالتی از عبادت و سجده در برابر الله تکبر نمی‌‌ورزند.

﴿تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُون [السجدة: ١٦]

١٦ پهلوهای آنها از بسترهای خواب ‌‌شان فاصله می‌‌گیرد، بسترهای‌‌شان را رها می‌‌کنند و به‌‌سوی الله روی می‌‌آورند، او تعالی را از ترس عذابش و امید به رحمتش در نمازشان و در سایر امور می‌‌خوانند، و اموالی را که برای‌‌شان عطا کرده‌‌ایم در راه الله هزینه می‌‌کنند.

﴿فَلاَ تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون [السجدة: ١٧]

١٧ پس هیچ‌‌کس نمی‌‌داند الله به پاداشی از جانب خویش در قبال اعمال صالحی که در دنیا انجام می‌‌دادند چه چیزی از آنچه که دیدگان به آنها روشنایی می‌‌یابد برای‌‌شان آماده کرده است، زیرا پاداشی است که به‌‌سبب بزرگی‌‌اش فقط الله به آن احاطه دارد.

﴿أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا لاَّ يَسْتَوُون [السجدة: ١٨]

١٨ کسی‌‌که به الله ایمان دارد و به اوامرش عمل و از نواهی‌‌اش پرهیز می‌‌کند، مانند شخص نافرمان از الله نیست؛ این دو گروه از نظر پاداش در نزد الله یکسان نیستند.

﴿أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلاً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون [السجدة: ١٩]

١٩ اما کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند، به پاداش اعمال صالحی که در دنیا انجام می‌‌دادند، به فضل و بخشش الله بهشت‌‌هایی برای‌‌شان آماده شده که در آن جای می‌‌گیرند.

﴿وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُون [السجدة: ٢٠]

٢٠ و اما کسانی‌‌که با کفر و ارتکاب گناهان از طاعت الله خارج شده‌‌اند، قرارگاه آنها که در روز قیامت برای‌‌شان آماده شده است جهنم است، که برای همیشه در آن می‌‌مانند، و هرگاه بخواهند از آن خارج شوند دوباره در آن بازگردانیده می‌‌شوند، و از روی نکوهش به آنها گفته می‌‌شود: عذاب جهنمی را که در دنیا وقتی رسولان‌‌تان شما را از آن می‌‌ترساندند تکذیب می‌‌کردید بچشید.

برخی فواید آیات:

ایمان کافران در روز قیامت به آنها سودی نمی‌‌رساند. زیرا آخرت سرای جزا است؛ نه سرای عمل.

خطر غفلت از دیدار الله در روز قیامت.

نماز شب، سیرۀ مؤمنان است.|

﴿وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون [السجدة: ٢١]

٢١ و به‌‌طور قطع به این تکذیب‌‌کنندگان خارج از طاعت پروردگارشان، قبل از عذاب بزرگتر که در آخرت برای‌‌شان آماده شده است اگر توبه نکنند، مصیبت‌‌ها و بلاهایی در دنیا می‌‌چشانیم؛ باشد که به طاعت پروردگارشان بازگردند.

﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُون [السجدة: ٢٢]

٢٢ و هیچ‌‌کس ستمکارتر از کسی نیست که به آیات الله اندرز داده شود اما از آنها پند نگیرد، و بدون توجه به این آیات از آنها روی گرداند. بدون تردید ما از مجرمان- که از آیات الله روی می‌‌گردانند به‌‌سبب ارتکاب کفر و گناهان- انتقام می‌‌گیریم.

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلاَ تَكُن فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيل [السجدة: ٢٣]

٢٣ و به تحقیق که تورات را به موسی عطا کردیم، پس -ای رسول- در مورد دیدار خودت با موسی در شب إسراء و معراج در تردید نباش، و کتاب نازل‌‌شده بر موسی÷ را مایۀ هدایت از گمراهی برای بنی‌‌اسرائیل قرار دادیم.

﴿وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُون [السجدة: ٢٤]

٢٤ و از میان بنی‌‌اسرائیل پیشوایانی قرار دادیم که مردم در حق به آنها اقتدا می‌‌کردند، و به‌‌سوی حق راهنمایی می‌‌کردند، چون بر اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، و بر آزارهای موجود در راه دعوت شکیبایی کردند، و قاطعانه آیات نازل‌‌شدۀ الله بر رسولان‌‌شان را تصدیق می‌‌کردند.

﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُون [السجدة: ٢٥]

٢٥ و - ای رسول- به تحقیق که پروردگار تو همان ذاتی است که در روز قیامت در آنچه که در دنیا در باره آن اختلاف می‌‌ورزیدند داوری می‌‌کند، آن‌‌گاه حقگو را از یاوه‌‌گو آشکار می‌‌گرداند، و هر یک را به آنچه که سزاوارش است جزا می‌‌دهد.

﴿أَوَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ أَفَلاَ يَسْمَعُون [السجدة: ٢٦]

٢٦ آیا اینها کور شده‌‌اند و برای‌‌شان آشکار نشده است که چه بسیار امت‌‌هایی را قبل از آنها نابود کردیم؟! درحالی‌‌که در مسکن‌‌های آنها که قبل از نابودی‌‌شان در آنها سکونت می‌‌کردند راه می‌‌روند، اما از حال‌‌شان پند نمی‌‌گیرند. به‌‌راستی‌‌که در نابودی آن امت‌‌ها به‌‌سبب کفر و گناهانشان، پندهایی است که بر راستگویی رسولان‌‌شان که از جانب الله نزد آنها آمدند به آنها استدلال می‌‌شود. پس آیا این تکذیب‌‌ کنندگان آیاتِ الله را به نیت پذیرش و پند گرفتن نمی‌‌شنوند؟!

﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاء إِلَى الأَرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَامُهُمْ وَأَنفُسُهُمْ أَفَلاَ يُبْصِرُون [السجدة: ٢٧]

٢٧ آیا این تکذیب‌‌کنندگان رستاخیز ندیده‌‌اند که ما آب باران را به زمین خشک و بی‌‌گیاهی می‌‌فرستیم، آن‌‌گاه با آن آب، کِشتی که شتران و گاوها و گوسفندانشان، و خودشان از آن می‌‌خورند درمی‌‌آوریم؟! آیا این امر را نمی‌‌بینند، و درک نمی‌‌کنند که ذاتی‌‌که زمین خشک را رویانیده است بر زنده‌‌کردن مردگان نیز توانا است؟!

﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْفَتْحُ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [السجدة: ٢٨]

٢٨ و تکذیب‌‌کنندگان رستاخیز با درخواست تعجیل در عذاب می‌‌گویند: حکمی که ادعا می‌‌کنید میان ما و شما در روز قیامت داوری خواهد کرد، و مقصد ما جهنم و مقصد شما بهشت است چه زمانی است؟!

﴿قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لاَ يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلاَ هُمْ يُنظَرُون [السجدة: ٢٩]

٢٩ - ای رسول- به آنها بگو: این موعد روز قیامت است، که روز داوری میان بندگان است آن‌‌گاه که ایمان کسانی‌‌که در دنیا به الله کفر ورزیده‌‌اند پس از مشاهدۀ روز قیامت سودی نمی‌‌رساند، و به آنها مهلت نیز داده نمی‌‌شود تا به‌‌سوی پروردگارشان توبه کنند و به‌‌سوی او بازگردند.

﴿فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُون [السجدة: ٣٠]

٣٠ پس -ای رسول- از اینها پس از اینکه در گمراهی خویش ثابت ماندند روی گردان، و منتظر امری باش که به آنها می‌‌رسد، چون آنها نیز عذابی را که به آنها وعده می‌‌دهی انتظار می‌‌کشند.

برخی فواید آیات:

عذاب کافر در دنیا وسیله‌‌ای برای توبۀ او است.

ثبوت دیدار میان پیامبرمان‌‌ج‌‌ و موسی÷ در شب إسراء و معراج.

صبر و یقین دو صفت پیشوایان دینی هستند.|

سوره الأحزاب

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

تمرکز بر عنایت الله به پیامبرش‌‌ج‌‌ و حمایت از ایشان و اهل بیتش.

تفسیر:

﴿يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللَّهَ وَلاَ تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا [الأحزاب: ١]

١ ای پیامبر، تو و همراهیانت با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، بر تقوای او تعالی مواظبت کن، و فقط از او بترس، و از کافران و منافقان در پیروی از نفس‌‌های‌‌شان فرمان‌‌برداری نکن، زیرا الله از نیرنگ کافران و منافقان آگاه است، و در آفرینش و تدبیر خویش بسیار دانا است.

﴿وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا [الأحزاب: ٢]

٢ و از وحیی که از جانب پروردگارت بر تو نازل می‌‌شود پیروی کن، به‌‌راستی‌‌که الله به آنچه انجام می‌‌دهید بسیار دانا است، و ذره‌‌ای از آن از دستش نمی‌‌رود، و به‌‌زودی شما را در برابر اعمال‌‌تان جزا خواهد داد.

﴿وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً [الأحزاب: ٣]

٣ و در تمام امور خویش فقط بر الله توکل کن و همین بس که او سبحانه نگهبان کسانی از بندگانش است که بر او توکل می‌‌کنند.

﴿مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللاَّئِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِيَاءكُمْ أَبْنَاءكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُم بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يَهْدِي السَّبِيل [الأحزاب: ٤]

٤ همان‌‌گونه که الله دو قلب در سینۀ یک مرد قرار نداده است، همسران را نیز در تحریم به منزلۀ مادران قرار نداده، و همچنین پسران فرزندخوانده را به منزلۀ پسرانی صلبی قرار نداده است، زیرا ظِهار - یعنی اینکه مرد همسرش را بر خود حرام کند- و نیز فرزندخواندگی: از عادت‌‌های جاهلیت است که اسلام آنها را باطل کرده است، این ظهار و فرزندخواندگی، سخنی است که با دهان‌‌های‌‌تان آن را تکرار می‌‌کنید، و هیچ حقیقتی ندارد، زیرا همسر، مادر نیست، و فرزندخوانده نیز پسر کسی‌‌که او را ادعا می‌‌کند نیست، و الله سبحانه سخن حق را می‌‌گوید تا بندگانش به آن عمل کنند، و او تعالی به راه حق راهنمایی می‌‌کند.

﴿ادْعُوهُمْ لآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِندَ اللَّهِ فَإِن لَّمْ تَعْلَمُوا آبَاءهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا [الأحزاب: ٥]

٥ کسانی را که ادعا می‌‌کنید پسران‌‌تان هستند به پدران حقیقی‌‌شان نسبت دهید، زیرا این کار نزد الله همان عدالت است، پس اگر پدران‌‌شان را نمی‌‌شناسید که اینها را به آنها نسبت دهید برادران دینی شما و بردگان آزادشدۀ شما هستند، پس هر یک از آنها را با «ای برادرم» یا «ای پسرعمویم» صدا بزنید، و هیچ گناهی بر شما نیست اگر کسی از شما فرزندخوانده‌‌ای را از روی اشتباه به مدعی‌‌اش نسبت دهد، اما با گفتن عمدی این سخن گناهکار می‌‌شوید، و الله برای هر یک از بندگانش که توبه کند بسیار آمرزنده و مهربان است چون آنها را در برابر خطا (سهو) هرگز مواخذه نمی‌‌کند.

﴿النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُوْلُو الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلاَّ أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا [الأحزاب: ٦]

٦ پیامبر محمد‌‌ج‌‌ نسبت به مؤمنان در تمام مواردی که آنها را به‌‌سوی آن فرامی‌‌خواند حتی از جان‌‌های مؤمنان مهم‌‌تر است، هر چند دل‌‌های‌‌شان به چیز دیگری تمایل داشته باشد. و همسرانش به منزلۀ مادران تمام مؤمنان هستند، یعنی بر هر مؤمنی حرام است که پس از مرگ پیامبر‌‌ج‌‌ با یکی از همسرانش ازدواج کند. و در حکم الله خویشاوندان در میراث از مؤمنان و مهاجران در راه الله سزاوارتر هستند. در صدر اسلام مؤمنان و مهاجران در راه الله به‌‌سبب این روابط از یکدیگر ارث می‌‌بردند، سپس ارث‌‌بردن آنها از یکدیگر منسوخ شد، مگر اینکه - ای مؤمنان- می‌‌توانید به نفع دوستان غیر وارث خویش وصیت یا احسانی بکنید، این حکم در لوح محفوظ نوشته شده و عمل به آن واجب است.

برخی فواید آیات:

هیچ‌‌کس آن قدر بزرگ نیست که به معروف امر نشود و از منکر نهی نگردد.

رفع مواخذۀ (اموری که) به خطا (سهو) از امت اسلامی سر زند.

وجوب تقدیم خواستۀ پیامبر‌‌ج‌‌ بر خواستۀ مردم.

بیان جایگاه بالای همسران پیامبر‌‌ج‌‌، و حرمت نکاح با آنها پس از پیامبر‌‌ج‌‌ ؛ زیرا مادران مؤمنان هستند.|

﴿وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا [الأحزاب: ٧]

٧ و -ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که از پیامبران پیمانی استوار گرفتیم بر اینکه الله را به تنهایی عبادت کنند، و هیچ‌‌چیز را با او شریک نگردانند، و وحی را که به‌‌سوی‌‌شان نازل شده است ابلاغ کنند، و به صورت خاص این پیمان را از تو گرفتیم، و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی پسر مریم‌‌ﻹ‌‌، پیمان محکم و استواری گرفتیم که در ادای تبلیغ رسالت‌‌های الهی که بر آن امین و مکلف شده بودند، کوتاهی نکنند.

﴿لِيَسْأَلَ الصَّادِقِينَ عَن صِدْقِهِمْ وَأَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا أَلِيمًا [الأحزاب: ٨]

٨ الله این پیمان موکد را از پیامبران‌‌ﻹ‌‌ گرفت تا برای نکوهش کافران، از رسولان راستگو در مورد راستگویی‌‌شان بپرسد، و الله برای کافران به او تعالی و رسولانش در روز قیامت عذابی دردناک یعنی آتش جهنم را آماده کرده است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَاءتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا [الأحزاب: ٩]

٩ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید، و به احکامش عمل کرده‌‌اید، نعمت الله بر خویش را به یاد آورید، آن‌‌گاه که لشکریان کفار دسته دسته برای پیکار با شما به مدینه آمدند، و منافقان و یهودیان آنها را یاری کردند، و باد صَبا را که پیامبر‌‌ج‌‌ با آن یاری شد بر آنها فرستادیم، و لشکریانی از فرشتگان که شما آنها را ندیدید فرستادیم، آن‌‌گاه کافران برای فرار و درحالی‌‌که قادر بر هیچ کاری نبودند پشت کردند، و الله آنچه را انجام می‌‌دهید می‌‌بیند و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿إِذْ جَاؤُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَإِذْ زَاغَتْ الأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا [الأحزاب: ١٠]

١٠ و نیز به یاد آورید آن‌‌گاه که کافران از بالا و پایین دره از دو جهت مشرق و مغرب به‌‌سوی شما آمدند، و زمانی‌‌که بر اثر وحشت زیاد، چشم‌‌ها از هر چیزی جز نظر به دشمن خویش برگردانیده شدند، و قلب‌‌ها به حلقوم‌‌ها رسید، و گمان‌‌های مختلفی به الله می‌‌بردید؛ گاهی پیروزی، و گاهی نومیدی از او را گمان می‌‌بردید.

﴿هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالاً شَدِيدًا [الأحزاب: ١١]

١١ در آن موضع در غزوۀ خندق مؤمنان با تجاوز دشمنان‌‌شان که با آن مواجه شدند مورد آزمایش قرار گرفتند، و از ترس زیاد به شدت آشفته شدند، و با این آزمایش مؤمن و منافق مشخص شد.

﴿وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلاَّ غُرُورًا [الأحزاب: ١٢]

١٢ در آن روز منافقان و افرادی با ایمان ضعیف که تردیدی در دل‌‌های‌‌شان بود گفتند: پیروزی بر دشمنمان و قدرت‌‌یابی ما در روی زمین که الله و رسولش به ما وعده دادند جز باطلی که هیچ اساسی ندارد نیست.

﴿وَإِذْ قَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ يَاأَهْلَ يَثْرِبَ لاَ مُقَامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِّنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَمَا هِيَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلاَّ فِرَارًا [الأحزاب: ١٣]

١٣ و -ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که گروهی از منافقان به اهالی مدینه گفتند: ای ساکنان یثرب (نام مدینه قبل از اسلام یثرب بود)، کنار خندق جای ماندن برای شما نیست پس به منازل خویش بازگردید، و گروهی از آنها با این بهانه که خانه‌‌های‌‌شان در برابر دشمن آشکار و بدون حفاظ است، از پیامبر‌‌ج‌‌ اجازه می‌‌خواستند که به خانه‌‌های‌‌شان بازگردند، درحالی‌‌که چنان‌‌که ادعا کردند نبود، و با این عذر دروغین فقط قصد فرار از دشمن را داشتند.

﴿وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا إِلاَّ يَسِيرًا [الأحزاب: ١٤]

١٤ و اگر دشمن از تمام نواحی مدینه بر آنها وارد می‌‌شد، و بازگشت به کفر و شرک به الله را از آنها می‌‌خواست به‌‌طور قطع این درخواست دشمن‌‌شان را می‌‌پذیرفتند، و جز اندکی از ارتداد و بازگشت به کفر خودداری نمی‌‌کردند.

﴿وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِن قَبْلُ لاَ يُوَلُّونَ الأَدْبَارَ وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْؤُولاً [الأحزاب: ١٥]

١٥ درحالی‌‌که این منافقان پس از فرار از پیکار در روز اُحُد با الله پیمان بستند که اگر الله آنها را در کارزاری دیگر حاضر کند به‌‌طور قطع در برابر دشمن‌‌شان خواهند جنگید، و به‌‌سبب ترس از آنها فرار نخواهند کرد، اما پیمان‌‌شان را شکستند، و به‌‌راستی‌‌که بنده در قبال پیمان‌‌های که با الله پیمان بسته مسئول است، و به‌‌زودی در این مورد، از او پرسیده می‌‌شود.

برخی فواید آیات:

جایگاه رسولان اولوالعزم.

تقویت بندگان مؤمن الله هنگام نزول سختی‌‌ها توسط او تعالی.

یاری‌‌نشدن مؤمنان توسط منافقان در مصیبت‌‌ها.|

﴿قُل لَّن يَنفَعَكُمُ الْفِرَارُ إِن فَرَرْتُم مِّنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذًا لاَّ تُمَتَّعُونَ إِلاَّ قَلِيلاً [الأحزاب: ١٦]

١٦ - ای رسول- به اینها بگو: اگر از ترس مرگ یا کشته‌‌شدن از کارزار بگریزید فرار هرگز به شما سودی نمی‌‌رساند؛ زیرا اجل‌‌ها اندازه‌‌گیری شده‌‌اند، و اگر فرار کردید و هنوز اجل‌‌تان نرسیده بود فقط زمانی اندک در زندگی بهره‌‌مند خواهید شد.

﴿قُلْ مَن ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُم مِّنَ اللَّهِ إِنْ أَرَادَ بِكُمْ سُوءًا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلاَ يَجِدُونَ لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا [الأحزاب: ١٧]

١٧ - ای رسول- به آنها بگو: چه کسی در برابر الله از شما محافظت می‌‌کند اگر مرگ یا قتل را که نمی‌‌پسندید برای‌‌تان بخواهد، یا سلامت و خیر را که امید دارید برای‌‌تان بخواهد، هیچ‌‌کس نیست که از شما در برابر این کار محافظت کند، و این منافقان به جای الله هیچ دوستی برای خودشان نمی‌‌یابند که کارشان را برعهده بگیرد، و هیچ یاوری را نیز نمی‌‌یابند که در برابر عذاب الله از آنها محافظت کند.

﴿* قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنكُمْ وَالْقَائِلِينَ لإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا وَلاَ يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلاَّ قَلِيلاً [الأحزاب: ١٨]

١٨ الله از کسانی از شما آگاه است که دیگران را از جنگیدن همراه رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ بازمی‌‌دارند و به برادران‌‌شان می‌‌گویند: نزد ما بیایید و همراه او در پیکار شرکت نکنید تا کشته نشوید، زیرا ما می‌‌ترسیم که شما کشته شوید، و این خیانتکاران به جنگ نمی‌‌آیند و در آن حضور نمی‌‌یابند مگر بسیار اندک؛ تا ننگ را از خودشان دفع کنند، نه به این هدف که الله و رسولش را یاری رسانند.

﴿أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذَا جَاء الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشَى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذَا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُم بِأَلْسِنَةٍ حِدَادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُوْلَئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا [الأحزاب: ١٩]

١٩ - ای گروه مؤمنان- آنها با اموال‌‌شان بر شما بخل می‌‌ورزند یعنی با بخشیدن آن به شما کمک نمی‌‌کنند، و با جان‌‌های‌‌شان بر شما بخل می‌‌ورزند یعنی همراه شما پیکار نمی‌‌کنند، و با دوستی خویش بر شما بخل می‌‌ورزند یعنی شما را به دوستی نمی‌‌گیرند، اما چون ترس هنگام رویارویی با دشمن فرا رسد -ای رسول- آنها را می‌‌بینی که به‌‌سوی تو می‌‌نگرند درحالی‌‌که از بزدلی چشمان‌‌شان می‌‌چرخد مانند چرخیدن چشمان کسی‌‌که سختی‌‌های جان‌‌کندن را مشاهده می‌‌کند، اما چون ترس‌‌شان از بین برود و آرام گیرند به‌‌سبب حرص بر غنیمت‌‌ که در جستجوی آن هستند با زبان‌‌درازی شما را با سخن آزار می‌‌رسانند، اینها که صفات مذکور را دارند ایمان واقعی نیاورده‌‌اند، پس الله پاداش اعمال‌‌شان را تباه ساخت، و این تباه‌‌کردن بر الله آسان است.

﴿يَحْسَبُونَ الأَحْزَابَ لَمْ يَذْهَبُوا وَإِن يَأْتِ الأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُم بَادُونَ فِي الأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنبَائِكُمْ وَلَوْ كَانُوا فِيكُم مَّا قَاتَلُوا إِلاَّ قَلِيلاً [الأحزاب: ٢٠]

٢٠ این بزدلان گمان می‌‌کنند که احزاب توطئه‌‌گر بر پیکار با رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ و مؤمنان، تا وقتی‌‌ مؤمنان را از ریشه بَرنکنند نخواهند رفت، و به فرض اگر احزاب بار دیگر بیایند این منافقان دوست دارند که خارج از مدینه همراه بادیه‌‌نشینان باشند، تا از اخبار شما بپرسند که: پس از پیکار دشمن‌‌تان با شما چه اتفاقی برای‌‌تان افتاده است؟ و -ای مؤمنان- اگر در میان شما بودند جز اندکی همراه شما پیکار نمی‌‌کردند، پس اهمیتی به آنها ندهید، و بر آنها افسوس نخورید.

﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا [الأحزاب: ٢١]

٢١ به‌‌طور قطع در آنچه که رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ گفته و اقدام کرده و انجام داده، الگویی نیکو برای شما است، او جان گرامی خویش را تقدیم کرده، و به‌‌طور مستقیم در جنگ شرکت کرده است، پس چگونه بعد از این امر به جان‌‌های‌‌تان در برابر جان او بخل می‌‌ورزید؟ و از رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ پیروی نمی‌‌کند مگر کسی‌‌که به روز آخرت امید دارد، و برای آن روز تلاش، و الله را بسیار یاد می‌‌کند، اما کسی‌‌که به روز آخرت امید ندارد و الله را بسیار یاد نمی‌‌کند به رسولش اقتدا نمی‌‌کند.

﴿وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلاَّ إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا [الأحزاب: ٢٢]

٢٢ و مؤمنان چون احزاب جمع‌‌شده برای پیکار با خویش را دیدند گفتند: این همان آزمایش و بلا و پیروزی‌‌ای است که الله و رسولش به ما وعده دادند، و الله و رسولش در این مورد راست گفته‌‌اند، به تحقیق که محقق شد، و مشاهدۀ احزاب توسط آنها جز بر ایمان به الله و فرمان‌‌برداری آنها از او تعالی نیفزود.

برخی فواید آیات:

اَجَل‌‌ها تعیین‌‌شده هستند؛ نه جنگیدن آنها را نزدیک می‌‌کند، و نه فرار از پیکار آنها را دور می‌‌سازد.

بازداشتن از جهاد در راه الله، کار همیشگی منافقان است.

رسول‌‌ج‌‌ در سخنان و کارهای خویش الگوی مؤمنان است.

اعتماد به الله و تسلیم‌‌بودن در برابر او تعالی، از صفات مؤمنان است.|

﴿مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً [الأحزاب: ٢٣]

٢٣ در میان مؤمنان مردانی هستند که با الله راست بوده‌‌اند، و به ثبات و صبر در راه الله که با او تعالی بر آن پیمان بستند وفا کرده‌‌اند، برخی از آنها در راه الله مُرده یا شهید شده‌‌اند، و برخی از آنها منتظر شهادت در راه او تعالی هستند، و این مؤمنان پیمانی را که با الله بستند تغییر ندادند مثل کاری که منافقان با پیمان‌‌های‌‌شان کردند.

﴿لِيَجْزِيَ اللَّهُ الصَّادِقِينَ بِصِدْقِهِمْ وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ إِن شَاء أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا [الأحزاب: ٢٤]

٢٤ به این هدف که الله راستان را که به پیمانی که با او بستند وفا کردند در قبال راستی و وفای به پیمان‌‌های‌‌شان پاداش دهد، و منافقان را که پیمان‌‌های‌‌شان را نقض کردند اگر بخواهد عذاب کند، به این نحو که آنها را قبل از اینکه از کفرشان توبه کنند بمیراند، یا آنها را ببخشاید و به توبه توفیق دهد، و الله نسبت به کسی‌‌که از گناهانش توبه کند بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا [الأحزاب: ٢٥]

٢٥ و الله قریش و غطفان و کسانی را که همراهشان بودند در غم و اندوهشان به‌‌سبب از دست‌‌دادن آنچه آرزو کردند بازگرداند، بدون اینکه به ریشه‌‌کن‌‌کردن مؤمنان که هدفشان بود دست یابند، و الله با بادی که فرستاد و فرشتگانی که نازل کرد مؤمنان را از پیکار با آنها بی‌‌نیاز ساخت؛ و او تعالی ذات توانا و شکست‌‌ ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود مگر اینکه الله او را مغلوب و خوار می‌‌سازد.

﴿وَأَنزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا [الأحزاب: ٢٦]

٢٦ و الله یهودیانی را که به آنها یاری رساندند از دژهای‌‌شان که در آنجا از ترس دشمن پناه گرفته بودند پایین کشید، و در جان‌‌های‌‌شان ترس افکند، - ای مؤمنان- گروهی از آنها را می‌‌کشتید، و گروهی دیگر را اسیر می‌‌کردید.

﴿وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَؤُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا [الأحزاب: ٢٧]

٢٧ و الله پس از نابودی آنها شما را مالک زمین‌‌شان با مزارع و نخلستان‌‌هایش، و منازل و دیگر اموال شان کرد، و شما را مالک سرزمین خیبر که هرگز به آن پا ننهاده بودید، بلکه به زودی در آن پا خواهید نهاد قرار داد، این وعده و مژده‌‌ای است برای مؤمنان، و الله بر هر چیزی تواناست، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد.

﴿يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلاً [الأحزاب: ٢٨]

٢٨ ای پیامبر، به همسرانت وقتی خواستار افزودن بر نفقه از تو شدند و تو چیزی نداشتی که بر نفقۀ آنها بیفزایی بگو: اگر زندگی دنیا و زیور آن را می‌‌خواهید، نزدم بیایید تا شما را از آنچه که زنان طلاق ‌‌داده‌‌شده بهره‌‌مند می‌‌گردند برخوردار سازم، و شما را به‌‌گونه‌‌ای که هیچ زیان و آزاری نبینید طلاق دهم.

﴿وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا [الأحزاب: ٢٩]

٢٩ و اگر رضایت الله و رسولش، و بهشت سرای آخرت را می‌‌خواهید، بر حال خویش صبر کنید، که الله برای هر یک از شما که با صبر و حسن معاشرت نیکی کند پاداشی بزرگ آماده ساخته است.

﴿يَانِسَاء النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا [الأحزاب: ٣٠]

٣٠ ای زنان پیامبر، هرکس از شما گناه آشکاری مرتکب شود به‌‌سبب جایگاه و منزلت او و برای صیانت جناب پیامبر‌‌ج‌‌ عذابی دوچندان در روز قیامت دارد. و این دوچندان کردن عذاب بر الله آسان است.

برخی فواید آیات:

تزکیۀ اصحاب رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ از سوی او تعالی، که این امر افتخاری بس بزرگ برای‌‌شان است.

یاری و کمک الله برای بندگانش از جایی‌‌که گمانش را نمی‌‌کنند وقتی تقوای او تعالی را پیشه کنند.

سرانجامِ بدِ نیرنگ برای یهودیانی که به احزاب یاری رساندند.

انتخاب رضایت الله و رسولش توسط همسران پیامبر‌‌ج‌‌، بر ایمان قوی آنها دلالت دارد.|

﴿* وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا [الأحزاب: ٣١]

٣١ و هرکس از شما بر طاعت الله و رسولش مداومت کند، و عملی صالح و راضی‌‌کننده نزد الله انجام دهد، پاداشی دو برابر از سایر زنان به او می‌‌دهیم، و پاداشی گرامی یعنی بهشت در آخرت برایش آماده کرده‌‌ایم.

﴿يَانِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلاَ تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفًا [الأحزاب: ٣٢]

٣٢ ای زنان پیامبر‌‌ج‌‌، شما در فضیلت و شرف مانند سایر زنان نیستید، بلکه از نظر فضیلت و شرف در جایگاهی قرار دارید که سایر زنان به آن نمی‌‌رسند به شرط اینکه اوامر الله را اجرا و از نواهی او تعالی اجتناب کنید، و آن‌‌گاه که با مردان بیگانه سخن می‌‌گویید سخن را نرم نکنید و صدا را نازک نسازید، تا به این سبب کسی‌‌که در قلبش بیماری نفاق و شهوت حرام است طمع ورزد، و سخنی دور از گمان و تهمت، یعنی به مقدار نیاز جدی باشد نه شوخی بزنید.

﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاَةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا [الأحزاب: ٣٣]

٣٣ و در خانه‌‌های‌‌تان بمانید، و بدون نیاز از آنها خارج نشوید، و مانند زنانی که قبل از اسلام زیبایی‌‌های‌‌شان را برای جذب مردان آشکار می‌‌کردند زیبایی‌‌های خود را آشکار نکنید و نماز را به کامل‌‌ترین وجه برپا دارید، و زکات اموال‌‌تان را بدهید، و از الله و رسولش اطاعت کنید. ای زنان رسولالله، ای اهل بیت رسولالله، جز این نیست که الله سبحانه می‌‌خواهد آزار و آسیب را از شما بزداید، و دل‌‌های‌‌تان را با آراستن با اخلاق برتر، و خالی‌‌کردن از اخلاق پست به صورت کامل پاک گرداند، و پس از آن هیچ آلودگی‌‌ای باقی نماند.

﴿وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا [الأحزاب: ٣٤]

٣٤ و آنچه را از آیات نازل‌‌شدۀ الله بر رسولش، و از سنت پاک رسول او در خانه‌‌های‌‌تان برای شما خوانده می‌‌شود یاد کنید، به‌‌راستی‌‌که الله نسبت به شما بسیار مهربان است که با قراردادن شما در خانه‌‌های پیامبرش بر شما منت بخشید، و نسبت به شما بسیار دانا است که شما را به عنوان همسران رسولش برگزید، و به عنوان مادران تمام مؤمنان امتش انتخاب کرد.

﴿إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا [الأحزاب: ٣٥]

٣٥ همانا مردان و زنان فروتن در برابر الله با طاعت، و نیز مردان و زنان مؤمن به الله، و مردان و زنان فرمان‌‌بردار الله، و مردان و زنان راستین در ایمان و سخن، و مردان و زنان شکیبا بر طاعات و بر مصیبت‌‌ها و شکیبا در برابر گناهان، و مردان و زنان صدقه‌‌دهنده با اموال‌‌شان در صدقۀ فرضی و نفلی، و مردان و زنان روزه‌‌دار برای الله در روزۀ فرضی و نفلی، و مردان و زنان نگهدارندۀ عورت‌‌های‌‌شان با پوشاندن آن از آشکارشدن در برابر کسی‌‌که نظر به عورت‌‌های‌‌شان برایش حلال نیست، و با دوری از فاحشۀ زنا و مقدمات آن، و مردان و زنان بسیار یادکنندۀ الله با دل‌‌ها و زبان‌‌های‌‌شان در نهان و آشکارا- الله برای آنها آمرزشی از جانب خویش برای گناهانشان، و پاداشی بزرگ در روز قیامت یعنی بهشت آماده ساخته است.

برخی فواید آیات:

از جمله راهنمایی‌‌های قرآن برای زن مسلمان این موارد است: نهی از نازک کردن صدا، و امر به ماندن در منزل مگر از سر نیاز، و نهی از آرایش.

فضیلت اهل بیت رسول‌‌الله‌‌ج‌‌، و همسران او جزء اهل بیتش هستند.

مبنای تساوی میان مردان و زنان در عمل و جزا استوار است مگر مواردی را که شریعت برای هر یک از این دو استثنا کرده است.|

﴿وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلاَ مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً مُّبِينًا [الأحزاب: ٣٦]

٣٦ و سزاوار هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که هرگاه الله و رسولش در مورد آنها به امری حکم کردند، در قبول یا ترک آن اختیاری داشته باشد، و هرکس از الله و رسولش نافرمانی کند به تحقیق که آشکارا از راه راست گمراه شده است.

﴿وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لاَ يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً [الأحزاب: ٣٧]

٣٧ و - ای رسول- وقتی به کسی‌‌که الله با نعمت اسلام بر او نعمت بخشیده بود، و تو با آزادسازی، بر او نعمت بخشیده بودی- منظور زید بن حارثه است آن‌‌گاه که برای گرفتن مشورت در مورد طلاق همسرش زینب بنت جحش‌‌ل‌‌ نزدت آمد- می‌‌گفتی: همسرت را نزد خویش نگه دار و او را طلاق نده، و از الله با فرمان‌‌برداری از اوامرش و اجتناب از نواهی‌‌اش بترس. و -ای رسول- ازدواج تو با زینب را که الله بر تو وحی کرد از ترس مردم در نفس خویش پنهان می‌‌کردی و الله به زودی طلاق او توسط زید سپس ازدواج تو با او را آشکار خواهد کرد و الله سزاوارتر است که در این امر از او بترسی. پس هرگاه زید او را رها کرد و از وی روی گرداند و طلاقش داد او را به نکاح تو درآوردیم؛ تا بر مؤمنان گناهی در ازدواج ‌‌کردن با همسران پسرخوانده‌‌های‌‌شان نباشد به شرط اینکه آنها را طلاق دهند و عده‌‌شان سپری شود، و فرمان الله بدون هیچ مانع و حایلی انجام‌‌شدنی است.

﴿مَّا كَانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقْدُورًا [الأحزاب: ٣٨]

٣٨ بر پیامبر محمد‌‌ج‌‌ هیچ گناه یا تنگنایی در نکاح همسر پسرخوانده‌‌اش که الله بر او حلال کرده است نیست، و او در این کار سنت پیامبران پیش از خود را پیروی می‌‌کند، پس در این امر، نخستین فرد از پیامبران نیست، و آنچه الله به آن حکم می‌‌کند - یعنی انجام شدن این ازدواج و ابطال فرزندخواندگی که پیامبر‌‌ج‌‌ هیچ رأی یا اختیاری در این کار ندارد- حکمی نافذ است که هیچ بازگرداننده‌‌ای ندارد.

﴿الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالاَتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلاَ يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلاَّ اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا [الأحزاب: ٣٩]

٣٩ این پیامبران همان کسانی هستند که رسالت‌‌های نازل‌‌شدۀ الله بر آنها را به امت‌‌های‌‌شان ابلاغ می‌‌کنند، و از هیچ‌‌کس جز الله نمی‌‌ترسند، پس هنگامی‌‌که آنچه را الله برای‌‌شان حلال گردانیده است انجام می‌‌دهند به آنچه دیگران می‌‌گویند اهمیتی نمی‌‌دهند، و الله به عنوان نگهبان بر اعمال بندگانش کافی است تا آنها را در قبال اعمال‌‌شان مورد حسابرسی قرار دهد، و بر این اساس به آنها جزا دهد؛ اگر خیر باشد جزای خیر، و اگر شر باشد جزای شر دهد.

﴿مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا [الأحزاب: ٤٠]

٤٠ محمد‌‌ج‌‌ پدر هیچ‌‌یک از مردان شما نیست، پس او پدر زید نیست تا نکاح همسرش پس از اینکه او را طلاق داد بر او حرام باشد، بلکه فرستادۀ الله به‌‌سوی مردم، و خاتم پیامبران که هیچ پیامبری پس از او نخواهد آمد است، و الله از همه چیز آگاه است، و ذره‌‌ای از کار بندگانش بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا [الأحزاب: ٤١]

٤١ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به آنچه تشریع کرده عمل کرده‌‌اید، الله را با دل‌‌ها و زبان‌‌ها و اعضای‌‌تان بسیار یاد کنید.

﴿وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلاً [الأحزاب: ٤٢]

٤٢ و در آغاز و پایان روز؛ به خاطر فضیلتی که این دو وقت دارند او سبحانه را با تسبیح و تهلیل منزه بدانید.

﴿هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلاَئِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا [الأحزاب: ٤٣]

٤٣ او ذاتی است که به شما رحم می‌‌کند و شما را می‌‌ستاید، و فرشتگانش برای شما دعا می‌‌کنند تا شما را از تاریکی‌‌های کفر به‌‌سوی نور ایمان در آوَرَد، و نسبت به مؤمنان بسیار مهربان است؛ یعنی اگر از او تعالی اطاعت کنند و اوامرش را اجرا و از نواهی‌‌اش اجتناب کنند آنها را عذاب نمی‌‌کند.

برخی فواید آیات:

وجوب تسلیم‌‌ شدن و گردن ‌‌نهادن مؤمن در برابر حکم الله.

آگاهی الله از آنچه در وجود انسان‌‌ها است.

یکی از مناقب مادر مؤمنان زینب بنت جحش‌‌ل‌‌ این است که: الله عقد او را از بالای هفت آسمان بست.

فضیلت ذکر الله، به‌‌خصوص صبحگاه و شامگاه.|

﴿تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلاَمٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا [الأحزاب: ٤٤]

٤٤ درود مؤمنان در روزی‌‌که پروردگارشان را ملاقات می‌‌کنند سلامتی و ایمنی از تمام آسیب‌‌ها است، و الله به پاداش طاعت آنها برای او تعالی، و دوری‌‌شان از نافرمانی او تعالی، پاداشی گرامی- یعنی بهشت خویش- را برای‌‌شان آماده کرده است.

﴿يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا [الأحزاب: ٤٥]

٤٥ ای پیامبر، به‌‌راستی‌‌که تو را به‌‌سوی مردم به عنوان گواهی بر آنها فرستادیم به اینکه آنچه را با آن به‌‌سوی‌‌شان رسالت یافتی به آنها رساندی، و مژده‌‌دهنده‌‌ای برای مؤمنان‌‌شان به بهشت او تعالی که الله برای‌‌شان آماده ساخته، وانذار ‌‌دهنده‌‌ای برای کفار به آنچه الله از عذاب برایشان مهیا نموده است.

﴿وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُّنِيرًا [الأحزاب: ٤٦]

٤٦ و تو را دعوتگر به‌‌سوی توحید و طاعت الله به فرمان او فرستادیم، و تو را چراغی روشنگر فرستادیم که هرکس خواهان هدایت است از آن روشنایی می‌‌گیرد.

﴿وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُم مِّنَ اللَّهِ فَضْلاً كَبِيرًا [الأحزاب: ٤٧]

٤٧ و به مؤمنان به الله که احکام و تشریعاتش عمل می‌‌کنند، آنچه را که آنها را خشنود می‌‌سازد خبر بده یعنی بخششی بزرگ از جانب الله سبحانه برای‌‌شان است که پیروزی‌‌شان در دنیا و رستگاری‌‌شان در آخرت با ورود به بهشت را شامل می‌‌شود.

﴿وَلاَ تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً [الأحزاب: ٤٨]

٤٨ و از کافران و منافقان در بازداشتن از دین الله که به آن فرا می‌‌خوانند اطاعت نکن، و از آنها روی گردان، شاید این کار موثرتر باشد به اینکه به آنچه برای‌‌شان آورده‌‌ای ایمان آورند، و در تمام کارهایت؛ از جمله پیروزی بر دشمنانت بر الله توکل کن، و الله به عنوان نگهبان کافی است که بندگان در تمام کارهای‌‌شان در دنیا و آخرت بر او توکل کنند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِيلاً [الأحزاب: ٤٩]

٤٩ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامش عمل کرده‌‌اید، اگر زنان مؤمن را به عقد نکاح خویش درآوردید، سپس آنها را پیش از اینکه با آنها نزدیکی کردید طلاق دادید عده‌‌ای برای شما بر آنها نیست، چه به قرء چه به ماه‌‌؛ چون به‌‌سبب نزدیکی‌‌نکردن با آنها، علم به پاکی رحم‌‌های‌‌شان وجود دارد، و براساس توانایی خویش آنها را از اموال‌‌تان بهره‌‌مند سازید؛ تا دل‌‌های‌‌شان که بر اثر طلاق شکسته است آرام شود، و آنها را بدون آزار رها کنید تا نزد خانواده‌‌های‌‌شان بروند.

﴿يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللاَّتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالاَتِكَ اللاَّتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلاَ يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا [الأحزاب: ٥٠]

٥٠ ای پیامبر، ما همسرانت را که مهریه‌‌های‌‌شان را به آنها داده‌‌ای، و کنیزانی را که الله از میان اسرا برایت بخشید و مالک آنها هستی برایت حلال کردیم، و نکاح با دختران عمویت، و دختران عمه‌‌هایت، و دختران دایی‌‌ات، و دختران خاله‌‌هایت که همراه تو از مکه به مدینه مهاجرت کردند را برایت حلال کردیم، و برایت حلال کردیم که با زنی مؤمن که خودش را بدون مهریه به تو ببخشد اگر بخواهی با او ازدواج کنی، نکاح هبه مخصوص پیامبر‌‌ج‌‌ است که برای هیچ‌‌یک از افراد امتش جایز نیست. به تحقیق که آگاه هستیم از آنچه در حق همسران مؤمنان بر آنها واجب کردیم که نمی‌‌توانند بیش از چهار زن برگزینند، و حکمی که در مورد کنیزان‌‌شان برای آنها تشریع کردیم که می‌‌توانند بدون مقیدبودن به عددی مشخص، از کنیزکانی که می‌‌خواهند بهره ببرند، و آنچه از موارد مذکور که به تو اجازه دادیم ولی به دیگران اجازه ندادیم؛ برای این است که تنگی و مشقتی بر تو نباشد، و الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

برخی فواید آیات:

شکیبایی در برابر آزارها، از صفات دعوتگر موفق است.

مستحب است که شوهر برای تسکین خاطر زنی که او را قبل از دخول طلاق داده است مقداری مال به او بدهد.

ویژگی خاص پیامبر‌‌ج‌‌ در جواز نکاح هبه، هر چند چنین ازدواجی منعقد نکرده است.|

﴿* تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلاَ يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا [الأحزاب: ٥١]

٥١ - ای رسول- نوبت هم‌‌بستری با هر یک از زنانت را که می‌‌خواهی به تأخیر بینداز و شب را با او سپری نکن، و با هر یک از آنها که می‌‌خواهی همراه شو و شب را با او بگذران، و هر کدام را که طلب کردی با او همراه شوی از کسانی‌‌که نوبت‌‌شان را به تأخیر انداخته‌‌ای در این مورد گناهی بر تو نیست، این حق انتخاب و گشایش برای تو نزدیک‌‌تر است به اینکه چشمان همسرانت به آن روشن گردد، و همگی‌‌شان به آنچه به آنها داده‌‌ای راضی شوند؛ چون می‌‌دانند که تو هیچ واجبی را ترک نکرده‌‌ای، و در هیچ حقی بخل نورزیده‌‌ای، و - ای مردان- الله از تمایل به برخی زنان بدون برخی دیگر که در دل‌‌های‌‌تان وجود دارد آگاه است، و او تعالی نسبت به اعمال بندگانش بسیار داناست، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و ذات بردباری است که کیفرشان را به تعجیل نمی‌‌اندازد تا به‌‌سوی او توبه کنند.

﴿لاَ يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلاَ أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلاَّ مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا [الأحزاب: ٥٢]

٥٢ - ای رسول- برایت جایز نیست با زنانی غیر از همسرانت که در عقد تو هستند ازدواج کنی، و برایت حلال نیست آنها را طلاق دهی، یا برخی از آنها را طلاق دهی تا زنانی دیگر بگیری، هر چند زیبایی زنی دیگر که می‌‌خواهی با او ازدواج کنی مورد پسندت واقع شود، اما می‌‌توانی کنیزکانی را که در ملکیت داری به هر تعداد برگزینی، و الله مراقب همه چیز است. این حکم بر فضیلت مادران مؤمنان دلالت دارد، زیرا طلاق دادن آنها و جایگزین کردن همسری جدید به جای آنها ممنوع شده است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَّ أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانتَشِرُوا وَلاَ مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنكُمْ وَاللَّهُ لاَ يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلاَ أَن تَنكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِن بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمًا [الأحزاب: ٥٣]

٥٣ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامش عمل کرده‌‌اید، به خانه‌‌های پیامبر‌‌ج‌‌ وارد نشوید مگر پس از اینکه برای صرف غذا به شما اجازه داده شود، آن هم به این شرط که زمانی طولانی در انتظار پختن غذا ننشینید، اما هرگاه به غذا دعوت شدید وارد شوید، پس چون خوردید بازگردید، و بعد از آن نمانید تا سرگرم سخن‌‌گفتن با یکدیگر شوید، زیرا این کار، پیامبر‌‌ج‌‌ را می‌‌آزارد و حیا می‌‌کند از اینکه از شما بخواهد بازگردید، و الله حیا نمی‌‌کند از اینکه به حق فرمان دهد، پس شما را به بازگشتن فرمان داد تا با ماندن سبب آزار پیامبر‌‌ج‌‌ نشوید، و هرگاه از همسران پیامبر‌‌ج‌‌ نیازی مثل ظرفی و مانند آن طلب کردید آن نیازتان را از پشت پرده بخواهید، و رو در رو از آنها نخواهید تا برای صیانت آنها، به خاطر جایگاه رسول‌‌الله‌‌ج‌‌، چشمان‌‌تان به آنها نیفتد؛ این خواستن از پشت پرده هم برای دل‌‌های شما و هم برای دل‌‌های آنها پاکیزه‌‌تر است؛ تا شیطان با وسوسه و آراستن منکر به دل‌‌های شما و دل‌‌های آنها راه نیابد، و -ای مؤمنان- سزاوار شما نیست که با ماندن برای سخن‌‌گفتن به رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ آزار رسانید، و نیز سزاوارتان نیست که پس از مرگ او با همسرانش ازدواج کنید، زیرا آنها مادران مؤمنان هستند، و هیچ‌‌کس حق ندارد با مادرش ازدواج کند، به‌‌راستی‌‌که این آزار رساندن- که یکی از صور آن، نکاح شما با همسران پیامبر‌‌ج‌‌ پس از مرگش است- حرام است و نزد الله گناهی بزرگ به شمار می‌‌رود.

﴿إِن تُبْدُوا شَيْئًا أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا [الأحزاب: ٥٤]

٥٤ اگر چیزی از اعمال‌‌تان را آشکار کنید یا آن را در نفس‌‌تان بپوشانید، ذره‌‌ای از آن بر الله پوشیده نخواهد ماند، زیرا الله بر هر چیزی بسیار دانا است، و ذره‌‌ای نه از اعمال‌‌تان و نه سایر موارد بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال اعمال‌‌تان اگر خیر باشد جزای خیر، و اگر شر باشد جزای شر خواهد داد.

برخی فواید آیات:

مقام والای پیامبر‌‌ج‌‌ نزد پروردگارش؛ چون صحابه را به خاطر ماندن در خانۀ پیامبر‌‌ج‌‌ که او را آزار می‌‌داد سرزنش فرمود.

ثبوت دو صفت علم و حلم برای الله تعالی.

حیا از اخلاق پیامبر‌‌ج‌‌ است.

صیانت مقام مادران مؤمنان که همسران پیامبر‌‌ج‌‌ هستند.|

﴿لاَّ جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَلاَ أَبْنَائِهِنَّ وَلاَ إِخْوَانِهِنَّ وَلاَ أَبْنَاء إِخْوَانِهِنَّ وَلاَ أَبْنَاء أَخَوَاتِهِنَّ وَلاَ نِسَائِهِنَّ وَلاَ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ وَاتَّقِينَ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدًا [الأحزاب: ٥٥]

٥٥ بر آنها گناهی نیست که افراد زیر بدون حجاب به آنها نگاه کنند و با آنها سخن بگویند: پدرانشان، فرزندانشان، برادرانشان، و پسران برادرانشان، و پسران خواهرانشان، چه نسبی چه رضاعی، و نیز گناهی بر آنها نیست که افراد زیر بدون حجاب با آنها سخن بگویند: زنان مؤمن، و بردگانشان. و - ای زنان مؤمن- باید از الله با پابندی به اوامرش و اجتناب از نواهی‌‌اش بترسید، زیرا او سبحانه به هرچه از شما آشکار و هرچه از شما صادر می‌‌گردد گواه است.

﴿إِنَّ اللَّهَ وَمَلاَئِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا [الأحزاب: ٥٦]

٥٦ به‌‌راستی‌‌که الله نزد فرشتگانش رسول محمد‌‌ج‌‌ را می‌‌ستاید، و فرشتگانش برای او دعا می‌‌کنند، ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به آنچه برای بندگانش تشریع کرده عمل کرده‌‌اید، بر رسول‌‌ج‌‌ درود فرستید و سلام نیکویی به او بگویید.

الله پس از اینکه به بزرگداشت رسول‌‌ج‌‌ و درود بر او فرمان داد از آزار رساندن به او نهی کرد و فرمود:

﴿إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا [الأحزاب: ٥٧]

٥٧ در حقیقت کسانی‌‌که در گفتار یا کردار به الله و رسولش آزار می‌‌رسانند الله به جزای آزاری که به رسولش مرتکب شدند آنها را از رحمت گستردۀ خویش در دنیا و آخرت دور کرده و رانده است، و در آخرت عذاب خفت‌‌آوری برای‌‌شان آماده ساخته است.

﴿وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا [الأحزاب: ٥٨]

٥٨ و کسانی‌‌که آزار گفتاری یا رفتاری به مردان و زنان مؤمن می‌‌رسانند بدون اینکه مؤمنان جرمی که موجب این آزار رساندن باشد مرتکب شده باشند، به تحقیق که دروغ و گناهی آشکار به دوش گرفته‌‌اند.

﴿يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلاَبِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلاَ يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا [الأحزاب: ٥٩]

٥٩ ای پیامبر، به همسران و به دختران خود و زنان مؤمنان بگو: چادرهای‌‌شان را به خوبی بر خود فرو افکنند تا عورتی از آنها در برابر مردان بیگانه آشکار نگردد؛ با این کار بهتر شناخته می‌‌شوند که زنان آزاد هستند تا کسی به آنان آزار نرساند چنان‌‌که به کنیزان آزار می‌‌رسانند، و الله نسبت به گناهان بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده، و نسبت به آنها بسیار مهربان است.

﴿* لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لاَ يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلاَّ قَلِيلاً [الأحزاب: ٦٠]

٦٠ اگر منافقان؛ با پنهان‌‌کردن کفر و آشکارکردن اسلام، و کسانی‌‌که چون تابع شهوات‌‌شان هستند دل‌‌های‌‌شان فاسد شده، و کسانی‌‌که اخبار دروغ را در مدینه می‌‌آورند تا میان مؤمنان تفرقه بیندازند از کار خویش باز نایستند: - ای رسول- به‌‌طور قطع تو را بر کیفر آنها فرمان خواهیم داد، و تو را بر آنها مسلط خواهیم کرد، آن‌‌گاه جز زمانی اندک در مدینه سکونت نخواهند کرد؛ زیرا به‌‌سبب فسادکاری‌‌شان در زمین نابود یا از مدینه طرد خواهند شد.

﴿مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلاً [الأحزاب: ٦١]

٦١ به‌‌سبب نفاق و گستردن فساد در زمین، از رحمت الله رانده هستند، در هر مکانی که دیده شوند گرفته خواهند شد و به سختی به قتل خواهند رسید.

﴿سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً [الأحزاب: ٦٢]

٦٢ این سنت جاری الله در مورد منافقان است هرگاه که نفاق را آشکار کردند، و سنت الله ثابت است و هرگز تغییری برایش نخواهی یافت.

برخی فواید آیات:

جایگاه والای پیامبر‌‌ج‌‌ نزد الله و فرشتگانش.

حرمت آزار رساندن به مؤمنان بدون سبب.

نفاق سبب نزول عذاب برای صاحبش است.|

﴿يَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا [الأحزاب: ٦٣]

٦٣ - ای رسول- مشرکان از روی انکار و تکذیب، و نیز یهود در مورد قیامت از تو سوال می‌‌کنند که: موعدش چه زمانی است؟ به اینها بگو: علم قیامت نزد الله است و ذره‌‌ای از آن نزد من نیست، - ای رسول- تو چه می‌‌دانی شاید قیامت نزدیک باشد؟

﴿إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيرًا [الأحزاب: ٦٤]

٦٤ به‌‌راستی‌‌که الله سبحانه کافران را از رحمت خویش رانده، و در روز قیامت آتشی شعله‌‌ور که در انتظار آنها است برای‌‌شان آماده ساخته است.

﴿خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لاَّ يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا [الأحزاب: ٦٥]

٦٥ و برای همیشه در آن آتش که برای‌‌شان آماده شده است می‌‌مانند، در آن هیچ دوستی نمی‌‌یابند که به آنها نفع برساند، و هیچ یاوری نیز نمی‌‌یابند تا عذابش را از آنها دفع کند.

﴿يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَالَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولاَ [الأحزاب: ٦٦]

٦٦ در روز قیامت چهره‌‌های‌‌شان در آتش جهنم زیر و رو و دگرگون می‌‌شود، و از حسرت و پشیمانی زیاد می‌‌گویند: کاش در زندگی دنیایی‌‌مان از الله با اجرای آنچه ما را به آن فرمان داد، و ترک آنچه ما را از آن نهی کرد اطاعت می‌‌کردیم، و از رسول در آنچه از جانب پروردگارش آورد اطاعت می‌‌کردیم.

﴿وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلاَ [الأحزاب: ٦٧]

٦٧ اینها دلیلی واهی و باطل می‌‌آورند و می‌‌گویند: پروردگارا به‌‌راستی‌‌که ما از سران و بزرگان اقوام خویش اطاعت کردیم، و آنها ما را از راه راست گمراه کردند.

﴿رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا [الأحزاب: ٦٨]

٦٨ پروردگارا، برای این سران و بزرگان که ما را از راه راست گمراه ساختند دو برابر عذابی که برای ما قرار دادی قرار بده چون آنها ما را گمراه ساختند، و آنها را از رحمت خویش بسیار دور گردان.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِندَ اللَّهِ وَجِيهًا [الأحزاب: ٦٩]

٦٩ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامش عمل کرده‌‌اید، به رسول خویش آزار نرسانید تا مبادا مانند کسانی شوید که به موسی÷ آزار رساندند و بر جسمش ایراد گرفتند، پس الله او را از عیبی که گرفتند شفا داد، و بهبودی‌‌اش آشکار شد، موسی÷ نزد الله چنان جایگاه مقبولی داشت که خواسته‌‌اش رد نمی‌‌شد، و تلاشش تباه نمی‌‌گشت.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيدًا [الأحزاب: ٧٠]

٧٠ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامی که برای‌‌تان تشریع فرموده عمل کرده‌‌اید، از الله با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی‌‌اش بترسید، و سخنی حق و راست بگویید.

﴿يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا [الأحزاب: ٧١]

٧١ زیرا اگر از الله بترسید و سخن حق بگویید، اعمال شما را برای‌‌تان اصلاح می‌‌گرداند، و آن را از شما می‌‌پذیرد، و گناهان‌‌تان را از شما پاک می‌‌گرداند و شما را در برابر آن مواخذه نمی‌‌کند، و هرکس از الله و رسولش اطاعت کند به تحقیق به رستگاری بزرگ و بی‌‌همتایی دست یافته است، یعنی دستیابی به رضایت الله و ورود به بهشت.

﴿إِنَّا عَرَضْنَا الأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولاً [الأحزاب: ٧٢]

٧٢ به‌‌راستی‌‌که ما تکالیف شرعی، و اموال و اسراری را که حفظ می‌‌شود، بر آسمان‌‌ها و زمین و کوه‌‌ها عرضه کردیم، اما از برداشتن آن خودداری کردند، و از سرانجامش ترسیدند، و انسان آن را برداشت، به تحقیق که انسان نسبت به خویش سخت ستمکار، و به سرانجام برداشتن این امانت بسیار نادان است.

﴿لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا [الأحزاب: ٧٣]

٧٣ انسان به تقدیر الله آن را برداشت؛ تا الله مردان و زنان منافق، و مردان و زنان مشرک، را در قبال نفاق و شرکشان عذاب کند، و مردان و زنان مؤمن را که امانت تکالیف را به خوبی برداشتند ببخشاید و به آنها مهربانی کند. الله نسبت به گناهان بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و نسبت به خودشان بسیار مهربان است.

برخی فواید آیات:

اختصاص علم قیامت به الله.

این‌‌ امر که پیروان، مسؤولیت گمراهی خود را برعهدۀ بزرگان‌‌شان می‌‌گذارند، آنها را از مسئولیت معاف نمی‌‌کند.

حرمت شدید آزار رساندن به پیامبران در سخن یا عمل.

بزرگی امانتی که انسان آن را به دوش می‌‌کشد.|

سوره سبأ

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان مظاهر قدرت الهی بر تغییر احوال و سپاسگزاری و ناسپاسی مردم در قبال نعمت‌‌ها.

تفسیر:

﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَلَهُ الْحَمْدُ فِي الآخِرَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِير [سبأ: ١]

١ تمام ستایش‌‌ها مخصوص الله است که آفرینش و فرمانروایی و تدبیر هرچه در آسمان‌‌ها و زمین وجود دارد از آنِ او است و در آخرت نیز تمام مدح و سپاس‌‌ها برای او است، و او در آفرینش و تدبیر خویش ذاتی بسیار دانا، و از احوال بندگانش بسیار آگاه است، و ذره‌‌ای از احوال‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُور [سبأ: ٢]

٢ از آب و گیاهی که در زمین فرو می‌‌رود، و از گیاه و هر‌‌چه از زمین درمی‌‌آید، و از باران و فرشتگان و روزی‌‌ای که از آسمان فرود می‌‌آید، و از فرشتگان و اعمال و ارواح بندگانش که در آسمان بالا می‌‌رود آگاه است، و او نسبت به بندگان مؤمن خویش بسیار مهربان، و نسبت به گناهان کسانی‌‌که به‌‌سوی او توبه کنند بسیار آمرزنده است.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لاَ تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ عَالِمِ الْغَيْبِ لاَ يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ وَلاَ أَصْغَرُ مِن ذَلِكَ وَلاَ أَكْبَرُ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِين [سبأ: ٣]

٣ و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند گفتند: قیامت هرگز به سراغ ما نخواهد آمد. - ای رسول- به آنها بگو: چرا به الله سوگند، به‌‌طور قطع قیامتی که آن را تکذیب می‌‌کنید شما را فرا خواهد گرفت، اما وقت آن را جز الله نمی‌‌داند، زیرا او سبحانه از قیامت و سایر امور نهان آگاه است، و هم‌‌وزن کوچکترین مورچه نه در آسمان‌‌ها و نه در زمین از علم او سبحانه پنهان نمی‌‌ماند، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر از آن از او تعالی پنهان نمی‌‌ماند، مگر اینکه در کتابی روشن مکتوب است، یعنی همان لوح محفوظ که هر چیزی‌‌که تا روز قیامت موجود می‌‌شود در آن نوشته شده است.

﴿لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيم [سبأ: ٤]

٤ الله آنچه را لازم بود در لوح محفوظ ثبت کرد تا کسانی را که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند پاداش دهد. اینها که صفات مذکور را دارند مغفرتی برای گناهان‌‌شان از جانب الله برای‌‌شان است، و آنها را به خاطر گناهان‌‌شان مواخذه نمی‌‌کند، و روزی‌‌ای گرامی، یعنی بهشت او تعالی در روز قیامت برای‌‌شان است.

﴿وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مِّن رِّجْزٍ أَلِيم [سبأ: ٥]

٥ و کسانی‌‌که برای ابطال آیاتی که الله نازل کرده کوشیدند، و در مورد آن گفتند: سحر است، و در مورد رسول ما گفتند: کاهن، ساحر، شاعر است، برای اینها که این صفات را دارند در روز قیامت بدترین و سخت‌‌ترین عذاب است.

﴿وَيَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَيَهْدِي إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيد [سبأ: ٦]

٦ و علمای صحابه و کسانی از علمای اهل کتاب که ایمان آورده‌‌اند گواهی می‌‌دهند وحیی که الله به‌‌سوی تو نازل کرده همان حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن نیست، و به‌‌سوی راه ذاتِ شکست ‌‌ناپذیری که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در دنیا و آخرت ستوده‌‌شده است راهنمایی می‌‌کند.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ نَدُلُّكُمْ عَلَى رَجُلٍ يُنَبِّئُكُمْ إِذَا مُزِّقْتُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّكُمْ لَفِي خَلْقٍ جَدِيد [سبأ: ٧]

٧ و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند، از روی تعجب و تمسخرِ آنچه رسول‌‌ج‌‌ آورد به یکدیگر گفتند: آیا مردی را به شما نشان دهیم که به شما خبر می‌‌دهد پس از اینکه مُردید و تکّه‌‌تکّه شدید زنده برانگیخته خواهید شد؟!

برخی فواید آیات:

گستردگی علم فراگیر الله سبحانه بر همه چیز.

فضیلت علما.

انکار رستاخیز بدن‌‌ها از سوی مشرکان، انکار قدرت الله که آنها را آفریده است.|

﴿أَفْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَم بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ فِي الْعَذَابِ وَالضَّلاَلِ الْبَعِيد [سبأ: ٨]

٨ و گفتند: آیا این مرد بر الله دروغ بسته است که برانگیختن ما پس از مرگمان را ادعا کرده است، یا خود دیوانه‌‌ای است که به آنچه حقیقتی ندارد هذیان می‌‌گوید؟ امر آن‌‌گونه که اینها گمان کرده‌‌اند نیست، بلکه نکته این است که کسانی‌‌که به روز آخرت ایمان نمی‌‌آورند در عذاب سخت روز قیامت، و در گمراهی آشکار از حق در دنیا قرار دارند.

﴿أَفَلَمْ يَرَوْا إِلَى مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ إِن نَّشَأْ نَخْسِفْ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ نُسْقِطْ عَلَيْهِمْ كِسَفًا مِّنَ السَّمَاء إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيب [سبأ: ٩]

٩ آیا این تکذیب‌‌ کنندگان رستاخیز به آنچه از زمین در دسترس‌‌شان و به آنچه از آسمان پشت سرشان است ننگریسته‌‌اند؟ اگر فروبردن زمین از زیر پاهای‌‌شان را بخواهیم آن را از زیر پاهای‌‌شان فرو می‌‌بریم، و اگر بخواهیم قطعه‌‌هایی از آسمان بر آنها فرو فرستیم به‌‌طور قطع آنها را بر سرشان فرو خواهیم فرستاد، همانا در این امر نشانه‌‌ای قاطع است برای هر بنده‌‌ای که بسیار به‌‌سوی طاعت پروردگارش بازمی‌‌گردد و با آن بر قدرت الله راهنمایی می‌‌شود، زیرا کسی‌‌که بر این کار توانا باشد بر برانگیختن شما پس از مرگ‌‌تان و متلاشی‌‌شدن بدن‌‌های‌‌تان توانا است.

﴿* وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلاً يَاجِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيد [سبأ: ١٠]

١٠ و به تحقیق که از جانب خویش نبوت و پادشاهی به داود عطا کردیم، و به کوه‌‌ها گفتیم: ای کوهها، در تسبیح همراه داود هم‌‌صدا شوید، و به پرندگان نیز همین‌‌گونه گفتیم، و آهن را برایش نرم گردانیدیم تا ابزاری را که می‌‌خواست از آن می‌‌ساخت.

﴿أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِير [سبأ: ١١]

١١ که - ای داود- زره‌‌هایی فراخ که جنگجویانت را در برابر نیروی دشمن‌‌شان محافظت می‌‌کند بساز، و میخ‌‌ها را مناسب حلقه‌‌ها قرار بده یعنی نه آنها را نازک بساز که در حلقه‌‌ها قرار نگیرد، و نه کلفت که در حلقه‌‌ها وارد نشود، و عمل صالح انجام دهید، زیرا من آنچه را انجام می‌‌دهید می‌‌بینم، و ذره‌‌ای از اعمال شما بر من پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال آن جزا خواهم داد.

﴿وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوُّهَا شَهْرٌ وَرَوَاحُهَا شَهْرٌ وَأَسَلْنَا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَمِنَ الْجِنِّ مَن يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَمَن يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنَا نُذِقْهُ مِنْ عَذَابِ السَّعِير [سبأ: ١٢]

١٢ و باد را برای سلیمان پسر داود علیهما السلام رام کردیم، که صبحگاه مسیر یک ماه، و شامگاه مسیر یک ماه را می‌‌پیمود، و چشمۀ مس را برایش روان کردیم تا آنچه می‌‌خواهد از مس بسازد، و از میان جن‌‌ها کسانی را رام او کردیم که به امر پروردگارش در برابر او کار می‌‌کردند، و به هر یک از جن‌‌ها که از کاری که او را به آن امر کرده بودیم سر باز می‌‌زد از عذاب آتش شعله‌‌ور می‌‌چشاندیم.

﴿يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاء مِن مَّحَارِيبَ وَتَمَاثِيلَ وَجِفَانٍ كَالْجَوَابِ وَقُدُورٍ رَّاسِيَاتٍ اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُور [سبأ: ١٣]

١٣ این جن‌‌ها آنچه را سلیمان÷ می‌‌خواست برایش می‌‌ساختند: مساجد برای نماز، و کاخ‌‌ها و مجسمه‌‌هایی که می‌‌خواست، و ظرف‌‌هایی که می‌‌خواست؛ مانند حوض‌‌های بزرگ آب، و دیگ‌‌های آشپزی ثابت که به‌‌سبب بزرگی‌‌شان تکان نمی‌‌خوردند. و به آنها گفتیم: - ای خاندان داود- از الله در قبال نعمت‌‌هایی که به شما ارزانی داشته سپاسگزاری کنید، و از میان بندگان من شمار اندکی در قبال نعمت‌‌هایی که به آنها بخشیده‌‌ام از من سپاسگزاری می‌‌کنند.

﴿فَلَمَّا قَضَيْنَا عَلَيْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الأَرْضِ تَأْكُلُ مِنسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ مَا لَبِثُوا فِي الْعَذَابِ الْمُهِين [سبأ: ١٤]

١٤ و هنگامی‌‌که مرگ را برای سلیمان÷ مقدر کردیم، کسی جن‌‌ها را از اینکه سلیمان÷ مرده است آگاه نکرد مگر موریانه‌‌هایی که عصایش را که بر آن تکیه زده بود می‌‌خوردند، و وقتی فرو افتاد برای جن‌‌ها مشخص شد که آنها غیب نمی‌‌دانند؛ زیرا اگر غیب می‌‌دانستند در عذابی که برای‌‌شان خوارکننده بود نمی‌‌ماندند، یعنی چون گمان می‌‌کردند سلیمان÷ زنده است و آنها را نظارت می‌‌کند کارهای سخت و طاقت‌‌فرسا را برای او انجام می‌‌دادند.

برخی فواید آیات:

گرامیداشتِ‌‌ داود÷ توسط الله متعال با نبوت و پادشاهی، و تسخیر کوه‌‌ها و پرندگان که با تسبیح او تسبیح می‌‌گفتند؛ و نرم‌‌کردن آهن برای او.

گرامی ‌‌داشتن الله پیامبرش سلیمان÷ را با نبوت و پادشاهی.

اقتضای نعمت‌‌ها برای سپاسگزاری از الله در قبال آنها.

اختصاص علم غیب به الله؛ یعنی این ادعا که جن‌‌ها یا غیر آنها بر غیب اطلاع دارند هیچ اساسی ندارد.|

الله پس از بیان نعمت‌‌هایی که به داود و پسرش سلیمان علیهما السلام ارزانی داشته بود، نعمت‌‌هایی را که به اهالی سبأ بخشیده بود نیز بیان فرمود، با این تفاوت که داود و سلیمان علیهما السلام از الله سپاسگزاری کردند اما اهالی سبأ از او تعالی ناسپاسی کردند:

﴿لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَن يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُور [سبأ: ١٥]

١٥ به‌‌طور قطع برای قبیلۀ سبأ در محل سکونت‌‌شان که در آن اقامت داشتند نشانه‌‌ای آشکار بر قدرت الله و نعمت‌‌بخشی او تعالی بر آنها بود؛ یعنی دو باغ: یکی در سمت راست، و دیگری در سمت چپ، و به آنها گفتیم: از روزی پروردگارتان بخورید، و در برابر نعمت‌‌هایش از او سپاسگزاری کنید؛ این است شهری خوش و پاکیزه، و الله پروردگاری است که گناهان کسی را که به‌‌سوی او توبه کند می‌‌آمرزد.

﴿فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْنَاهُم بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَى أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِّن سِدْرٍ قَلِيل [سبأ: ١٦]

١٦ اما از سپاسگزاری الله و ایمان به رسولانش روی گرداندند، پس آنها را با تبدیل نعمت‌‌های‌‌شان به عقوبت مجازات کردیم، و سیلی نابودگر بر آنها فرستادیم که سدشان را خراب کرد و مزرعه‌‌های‌‌شان را غرق ساخت، و دو باغ مُثمر آنها را به دو باغ با میوۀ تلخ، و درخت شورِگز غیر مثمر، و اندکی درخت سدر تبدیل کردیم.

﴿ذَلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا وَهَلْ نُجَازِي إِلاَّ الْكَفُور [سبأ: ١٧]

١٧ این تبدیل- که وقتی صاحب نعمت‌‌ها بودند حاصل شد- به‌‌سبب کفر و رویگردانی آنها از شکر نعمت‌‌ها بود، و با این عذاب سخت، جز کسانی را که نعمت‌‌های الله را انکار کنند و از او سبحانه ناسپاسی کنند مجازات نمی‌‌کنیم.

﴿وَجَعَلْنَا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّامًا آمِنِين [سبأ: ١٨]

١٨ و در میان اهالی سبأ در یمن و شهرهای شام که در آنها برکت نهادیم شهرهایی نزدیک به هم قرار دادیم، و گردش در میان آنها را به گونه‌‌ای مقدر کردیم که بدون مشقت از شهری به شهر دیگر مسافرت می‌‌کردند تا به شام می‌‌رسیدند، و به آنها گفتیم: آنچه خواستید شب یا روز در امنیت از دشمن و گرسنگی و تشنگی در آنها بگردید.

﴿فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَيْنَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُور [سبأ: ١٩]

١٩ اما از این نعمت الله که مسافت‌‌ها را برای‌‌شان نزدیک کرده بود ناسپاسی کردند، و گفتند: پروردگارا با برداشتن این شهرها، میان سفرهایمان فاصله بینداز تا رنج سفر را بچشیم، و امتیاز شترهای سواری ‌‌دهنده‌‌مان آشکار گردد، و با ناسپاسی نعمت الله و رویگردانی از شکر او تعالی و حسادت‌‌ ورزیدن به فقرای‌‌شان بر خود ستم کردند. پس آنها را موضوع سخنان قصه‌‌ها گردانیدیم که آیندگان در مورد آنها با یکدیگر سخن می‌‌گفتند، و آنها را سخت در شهرها تار و مار کردیم، به‌‌گونه‌‌ای که نمی‌‌توانستند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، به‌‌راستی‌‌که در این امر- یعنی نعمت‌‌بخشی بر اهالی سبأ و سپس گرفتن انتقام از آنها به‌‌سبب کفر و ناسپاسی‌‌شان- پندی است برای هرکس که بر طاعت الله و از نافرمانی او و در برابر مصیبت شکیبایی می‌‌کند، و شکر نعمت‌‌هایی را که الله بر او ارزانی داشته است به جای می‌‌آورد.

﴿وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلاَّ فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِين [سبأ: ٢٠]

٢٠ و به‌‌طور قطع ابلیس این گمان خود را که می‌‌تواند آنها را بفریبد و از حق گمراه سازد در مورد آنها عملی کرد، و در کفر و گمراهی از او پیروی کردند، جز گروهی از مؤمنان که با پیروی‌‌ نکردن از ابلیس او را نومید کردند.

﴿وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظ [سبأ: ٢١]

٢١ و ابلیس هیچ تسلطی بر آنها نداشت تا آنها را به زور گمراه سازد، بلکه فقط برای‌‌شان می‌‌آراست و آنها را فریب می‌‌داد، جز اینکه ما در فریفتن آنها به او اجازه دادیم تا کسی را که به آخرت و جزای آن ایمان می‌‌آورد، از کسی‌‌که دربارۀ آخرت در شک و تردید است معلوم کنیم، و - ای رسول- پروردگارت نگهبان همه چیز است، اعمال بندگانش را حفظ می‌‌کند، و آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا می‌‌دهد.

﴿قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ لاَ يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِير [سبأ: ٢٢]

٢٢ - ای رسول- به این مشرکان بگو: کسانی را که گمان می‌‌کنید آنها به جای الله معبودهای‌‌تان هستند صدا بزنید تا به شما سود برسانند یا آسیب را از شما بزدایند، اما آنها هم‌‌وزن ذره‌‌ای نه در آسمان‌‌ها و نه در زمین مالک نیستند، و در آن هیچ شراکتی با الله ندارند، الله هیچ دستیاری ندارد که به او یاری رساند، زیرا او تعالی از شریکان و دستیاران بی‌‌نیاز است.

برخی فواید آیات:

سپاسگزاری، نعمت‌‌ها را حفظ می‌‌کند و ناسپاسی، سبب نابودی آنها می‌‌شود.

امنیت از بزرگ‌‌ترین نعمت‌‌هایی است که الله به بندگانش می‌‌بخشد.

ایمان صحیح، به اذن الله از پیرویِ فریبکاریِ شیطان محافظت می‌‌کند.

ظهور اِبطال اسباب و ورودی‌‌های شرک مانند ادعا به اینکه بت‌‌ها فرمانروایی یا مشارکتی همراه الله، یا کمک‌‌رسانی یا شفاعتی نزد الله دارند.|

﴿وَلاَ تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِير [سبأ: ٢٣]

٢٣ شفاعت نزد او سبحانه سود نمی‌‌رساند مگر برای کسی‌‌که به او اجازه دهد. الله در شفاعت اجازه نمی‌‌دهد مگر برای کسی‌‌که از او راضی باشد؛ به‌‌سبب عظمت الله وقتی در آسمان سخن می‌‌گوید فرشتگان برای فرمان‌‌برداری از سخن او تعالی بال‌‌های‌‌شان را بر هم می‌‌زنند تا وقتی وحشت از دل‌‌های‌‌شان برطرف می‌‌شود به جبرئیل÷ می‌‌گویند: پروردگارتان چه فرمود؟ جبرئیل÷ می‌‌گوید: حقیقت را فرمود، و او به ذات و قدرت خویش بلندمرتبه است، و ذات بسیار بزرگی است که همه‌‌چیز پایین‌‌تر از او قرار دارند.

﴿* قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلاَلٍ مُّبِين [سبأ: ٢٤]

٢٤ - ای رسول- به این مشرکان بگو: چه کسی شما را از آسمان‌‌ها با فروفرستادن باران، و از زمین با رویانیدن محصولات و کشتزارها و میوه‌‌ها روزی می‌‌دهد؟ بگو: الله همان ذاتی است که شما را از آسمان‌‌ها و زمین روزی می‌‌دهد، و به‌‌طور قطع ما یا شما -ای مشرکان- بر راه هدایت یا گمراهی آشکار قرار داریم، زیرا یکی از ما به ناچار چنین هستیم، و بدون تردید هدایت‌‌ یافتگان همان مؤمنان هستند، و گمراهان همان مشرکانند.

﴿قُل لاَّ تُسْأَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنَا وَلاَ نُسْأَلُ عَمَّا تَعْمَلُون [سبأ: ٢٥]

٢٥ - ای رسول- به آنها بگو: در روز قیامت شما در مورد گناهانی که ما مرتکب شده‌‌ایم بازخواست نخواهید شد، و ما نیز در مورد آنچه شما انجام می‌‌دادید بازخواست نخواهیم شد.

﴿قُلْ يَجْمَعُ بَيْنَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يَفْتَحُ بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَهُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيم [سبأ: ٢٦]

٢٦ به آنها بگو: الله ما و شما را در روز قیامت جمع می‌‌کند، سپس به عدالت میان ما و شما داوری می‌‌کند، آن‌‌گاه حق‌‌گو را از یاوه‌‌گو مشخص می‌‌سازد و او داوری است که به عدالت قضاوت می‌‌کند، و از موضوعی که به آن داوری می‌‌کند آگاه است.

﴿قُلْ أَرُونِي الَّذِينَ أَلْحَقْتُم بِهِ شُرَكَاء كَلاَّ بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [سبأ: ٢٧]

٢٧ - ای رسول- به آنها بگو: کسانی را که شریکانی برای الله قرار داده‌‌اید و آنها را در عبادت با او تعالی شریک می‌‌گردانید به من نشان دهید. هرگز، امر چنین نیست که شما تصور کردید که او شریکانی دارد، بلکه او، الله یعنی همان ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیرش بسیار دانا است.

﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُون [سبأ: ٢٨]

٢٨ و - ای رسول- ما تو را نفرستادیم جز برای تمام مردم، مژده‌‌ دهندۀ پرهیزگاران به اینکه بهشت برای‌‌شان است، و ترسانندۀ کافران و بدکاران از جهنم؛ اما بیشتر مردم این موضوع را نمی‌‌دانند، زیرا اگر از این امر آگاه بودند تو را تکذیب نمی‌‌کردند.

﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [سبأ: ٢٩]

٢٩ و مشرکان با درخواست تعجیل در عذابی که با آن تهدید می‌‌شوند می‌‌گویند: این وعدۀ عذاب چه زمانی است اگر در این ادعا که حقیقت است راستگو هستید؟

﴿قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لاَّ تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلاَ تَسْتَقْدِمُون [سبأ: ٣٠]

٣٠ - ای رسول- به این درخواست‌‌ کنندگان تعجیل در عذاب بگو: برای شما میعادِ روزی مشخص است، که نه می‌‌توانید لحظه‌‌ای از آن پس روید، و نه می‌‌توانید لحظه‌‌ای از آن پیش افتید، و آن روز همان روز قیامت است.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَن نُّؤْمِنَ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَلاَ بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِندَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْلاَ أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِين [سبأ: ٣١]

٣١ و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند گفتند: به این قرآن که محمد ادعا می‌‌کند بر او نازل شده است هرگز ایمان نخواهیم آورد، و هرگز به کتاب‌‌های آسمانی پیشین ایمان نخواهیم آورد، و - ای رسول- کاش ستمکاران محبوس نزد پروردگارشان در روز قیامت برای حسابرسی را می‌‌دیدی، که با یکدیگر سخن می‌‌گویند، و هر یک از آنها مسئولیت و سرزنش را بر دیگری می‌‌افکند. پیروانِ زیردست به سران‌‌شان که آنها را در دنیا ضعیف و ناتوان یافتند می‌‌گویند: اگر شما ما را گمراه نکرده بودید، به‌‌طور قطع ما به الله و رسولانش ایمان می‌‌آوردیم.

برخی فواید آیات:

مهربانی با مَدعُوّ (شخصی که به دین دعوت داده می‌‌شود)؛ تا اینکه سرسختی و لجبازی نکند.

هدایت ‌‌یافته، به‌‌سبب هدایت، برتری و بلندی می‌‌یابد، و گمراه ‌‌شده، خوار و ذلیل در گمراهی فرو می‌‌رود.

شمولیت رسالت پیامبر‌‌ج‌‌ برای تمام انسان‌‌ها، و نیز تمام جن‌‌ها.|

﴿قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدَى بَعْدَ إِذْ جَاءكُم بَلْ كُنتُم مُّجْرِمِين [سبأ: ٣٢]

٣٢ و پیشوایان که از حق تکبر ورزیدند به پیروان که آنها را زیردست خویش قرار داده بودند می‌‌گویند: آیا ما شما را از هدایتی که محمد برای‌‌تان آورد بازداشتیم؟! خیر، بلکه شما خودتان گمراه و فاسد و فسادکار بودید.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَن نَّكْفُرَ بِاللَّهِ وَنَجْعَلَ لَهُ أَندَادًا وَأَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَجَعَلْنَا الأَغْلاَلَ فِي أَعْنَاقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كَانُوا يَعْمَلُون [سبأ: ٣٣]

٣٣ و پیروان که سران‌‌شان آنها را زیردستِ پیشوایانِ رویگردان از حق، قرار داده بودند می‌‌گویند: بلکه نیرنگ شب و روز شما بود که ما را از هدایت بازداشت آن‌‌گاه که ما را به کفر به الله، و عبادت مخلوقات به جای او فرمان می‌‌دادید. و پشیمانی خود از کفری را که در دنیا انجام می‌‌دادند پنهان می‌‌دارند، آن‌‌گاه که عذاب را مشاهده می‌‌کنند، و می‌‌دانند که عذاب خواهند شد، و ما بند و ریسمان‌‌ها را در گردن‌‌های کافران قرار می‌‌دهیم. با این جزا مجازات نمی‌‌شوند جز در قبال عبادت غیر الله و ارتکاب گناهانی که در دنیا انجام می‌‌دادند.

برای تسلی‌‌ دادن رسول‌‌ج‌‌ آن‌‌گاه که قومش او را تکذیب کردند الله به او فرمود که تکذیب، عادت امت‌‌های پیش از او است:

﴿وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلاَّ قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُون [سبأ: ٣٤]

٣٤ و در هیچ شهری رسولی که آنها را از عذاب الله می‌‌ترساند نفرستادیم مگر اینکه افراد مُرَفَّه صاحب قدرت و مقام و مال آنجا گفتند: - ای رسولان- به آنچه که شما با آن فرستاده شده‌‌اید کافر هستیم.

﴿وَقَالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوَالاً وَأَوْلاَدًا وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِين [سبأ: ٣٥]

٣٥ و این صاحبان مقام، شادمان و مفتخر می‌‌گفتند: ما اموال و فرزندان زیادی داریم، و این ادعای شما که ما عذاب می‌‌شویم دروغ است، زیرا ما نه در دنیا و نه در آخرت عذاب نخواهیم شد.

﴿قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُون [سبأ: ٣٦]

٣٦ - ای رسول- به اینها که به نعمت‌‌هایی که به آنها داده شده است مغرور هستند بگو: پروردگارم به منظور آزمایش، برای هرکس بخواهد رزق و روزی را می‌‌گشاید که آیا سپاسگزاری می‌‌کند یا کفر می‌‌ورزد، و آن را برای آزمایشِ هرکس بخواهد تنگ می‌‌گرداند که آیا شکیبایی می‌‌کند یا خشم می‌‌گیرد؟ اما بیشتر مردم نمی‌‌دانند که الله حکیم است؛ و هیچ کاری را جز از روی حکمتی کامل و فراگیر مُقَدّر نمی‌‌کند؛ فرقی ندارد که کسی از این حکمت آگاه باشد یا نباشد.

﴿وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلاَ أَوْلاَدُكُم بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَى إِلاَّ مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ جَزَاء الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُون [سبأ: ٣٧]

٣٧ و نه اموال‌‌تان و نه فرزندان‌‌تان که به آنها افتخار می‌‌کنید آن چیزی نیستند که شما را به رضایت الله برسانند، اما هرکس به الله ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد به پاداشی مضاعف دست می‌‌یابد؛ یعنی اموال، او را با انفاق در راه الله، و فرزندان با دعا برایش او را به الله نزدیک می‌‌سازند، اینها که مؤمن هستند و اعمال صالح انجام می‌‌دهند پاداشی دو برابر نیکی‌‌هایی که انجام داده‌‌اند دارند، و در منازلی بلند از بهشت از هرگونه عذاب و مرگ و قطع نعمت‌‌ها که آنها را می‌‌ترسانند ایمن و آسوده ‌‌خاطر هستند.

﴿وَالَّذِينَ يَسْعَوْنَ فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُون [سبأ: ٣٨]

٣٨ و کافران که نهایت تلاش خویش را در بازداشتن مردم از آیات ما به خرج می‌‌دهند و در تحقق اهدافشان می‌‌کوشند همان زیانکاران در دنیا و عذاب ‌‌شدگان در آخرت هستند.

﴿قُلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَهُ وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِين [سبأ: ٣٩]

٣٩ - ای رسول- بگو: همانا پروردگارم رزق و روزی را برای هر یک از بندگانش که بخواهد می‌‌گشاید، و آن را برای هر یک از آنها که بخواهد تنگ می‌‌گرداند، و آنچه در راه الله انفاق کنید، الله عوض آن را در دنیا با دادن چیزی بهتر از آن، و در آخرت با دادن پاداشی بزرگ برای‌‌تان می‌‌دهد، و الله سبحانه بهترین روزی ‌‌دهندگان است، پس هرکس خواهان رزق و روزی است باید به او سبحانه روی آورد.

برخی فواید آیات:

بیزاری‌‌ جستن پیروان و پیشوایان از یکدیگر، هیچ‌‌یک را از مسئولیت معاف نمی‌‌کند.

قرار گرفتن در ناز و نعمت، از اطاعت حق و تسلیم‌‌ شدن در برابر آن دور می‌‌سازد.

مال و فرزند مؤمن به او نفع می‌‌رساند، اما کافر از این دو سود نمی‌‌برد.

انفاق در راه الله به بازگردانده ‌‌شدن مال در دنیا، و پاداش نیکو در آخرت منجر می‌‌شود.|

﴿وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلاَئِكَةِ أَهَؤُلاَء إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُون [سبأ: ٤٠]

٤٠ و -ای رسول- روزی را به یاد آور که الله همگی آنها را گرد می‌‌آورد، سپس او سبحانه برای توبیخ و سرزنش مشرکان به فرشتگان می‌‌گوید: آیا اینها بودند که در زندگی دنیا شما را به جای الله عبادت می‌‌کردند؟

﴿قَالُوا سُبْحَانَكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُون [سبأ: ٤١]

٤١ فرشتگان می‌‌گویند: پاک و منزّه هستی! به جای آنها، تو دوست و کارساز ما هستی، و هیچ دوستی‌‌ای میان ما و آنها نیست، بلکه این مشرکان شیاطین را عبادت می‌‌کردند؛ شیاطین این‌‌گونه برای‌‌شان مجسم می‌‌کردند که فرشتگانی هستند پس آنها را به جای الله عبادت می‌‌کردند، و بیشترشان به آنها ایمان داشتند.

﴿فَالْيَوْمَ لاَ يَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ نَّفْعًا وَلاَ ضَرًّا وَنَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُون [سبأ: ٤٢]

٤٢ در روز حشر و حسابرسی، معبودها مالک هیچ سود و زیانی برای کسانی‌‌که در دنیا آنها را به جای الله عبادت می‌‌کردند نیستند، و به کسانی‌‌که با کفر و گناهان، به خودشان ستم کرده‌‌اند می‌‌گوییم: عذاب جهنم که آن را در دنیا تکذیب می‌‌کردید بچشید.

﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلاَّ رَجُلٌ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ وَقَالُوا مَا هَذَا إِلاَّ إِفْكٌ مُّفْتَرًى وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِين [سبأ: ٤٣]

٤٣ و هرگاه آیات روشن و بدون ابهام ما که بر رسول‌‌مان نازل شده است، به این مشرکان تکذیب ‌‌کننده خوانده می‌‌شود می‌‌گویند: این مردی که آنها را آورده، کسی نیست جز مردی که می‌‌خواهد شما را از آنچه پدران‌‌تان بر آن بودند بازدارد، و می‌‌گویند: این قرآن، چیزی نیست جز دروغی که آن را بر الله بسته است، و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند به قرآن وقتی‌‌ از جانب الله نزدشان آمد گفتند: این جز سحری آشکار نیست؛ چون میان مرد و همسر، و پسر و پدر جدایی می‌‌اندازد.

﴿وَمَا آتَيْنَاهُم مِّن كُتُبٍ يَدْرُسُونَهَا وَمَا أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِن نَّذِير [سبأ: ٤٤]

٤٤ و ما کتاب‌‌هایی که بخوانند به آنها نداده بودیم تا آنها را راهنمایی کند به اینکه قرآن دروغی است که محمد‌‌ج‌‌ آن را ساخته است، و -ای رسول- پیش از فرستادن تو، رسولی که آنها را از عذاب الله بترساند نزدشان نفرستاده‌‌ایم.

﴿وَكَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا بَلَغُوا مِعْشَارَ مَا آتَيْنَاهُمْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كَانَ نَكِير [سبأ: ٤٥]

٤٥ و امت‌‌های پیشین مانند عاد و ثمود و قوم لوط تکذیب کردند، درحالی‌‌که یک دهم قدرت و نیرو و مال و افرادی که امت‌‌های پیشین به آن دست یافتند به مشرکان قوم تو نرسیده است، اما هر یک از آن امت‌‌ها رسول خویش را تکذیب کردند، و مال و قدرت و افرادی که برای‌‌شان داده شده بود سودی به آنها نرساند، و عذاب من بر آنها واقع شد، پس -ای رسول- بنگر که کیفر و عذاب من بر آنها چگونه بود.

﴿* قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذِيرٌ لَّكُم بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيد [سبأ: ٤٦]

٤٦ - ای رسول- به این مشرکان بگو: من شما را فقط به یک خصلت راهنمایی و نصیحت می‌‌کنم؛ و آن اینکه خالی از هوس، فقط برای الله سبحانه بپاخیزید، دو نفر دو نفر یا به تنهایی؛ سپس در سیرت همنشینِ خویش، و عقل و راستگویی و امانتداری‌‌اش که بر آن واقف هستید، بیندیشید؛ تا برای‌‌تان مشخص شود او‌‌ج‌‌ دیوانه نیست. او کسی نیست جز ترسانندۀ شما از عذابی سخت؛ اگر از شرک برای الله به‌‌سوی او تعالی توبه نکنید.

﴿قُلْ مَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيد [سبأ: ٤٧]

٤٧ - ای رسول- به این مشرکان تکذیب‌‌ کننده بگو: من در قبال هدایت و خیری که برای‌‌تان آوردم هیچ پاداش یا مزدی - به فرض وجود آن- از شما نمی‌‌خواهم، و برای خودتان باشد، پاداش من جز بر الله به تنهایی نیست، و او سبحانه بر همه چیز گواه است، و گواهی می‌‌دهد که من به شما ابلاغ کردم، و بر اعمال‌‌تان گواهی می‌‌دهد، و جزای آن را به شما می‌‌رساند.

الله سبحانه پس از بیان دلایل علیه پیروان باطل و شرک، بیان فرمود که این کار سنت او تعالی است:

﴿قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلاَّمُ الْغُيُوب [سبأ: ٤٨]

٤٨ - ای رسول- بگو: به یقین پروردگارم حق را بر باطل مسلط می‌‌کند و باطل را از بین می‌‌برد، و او دانای امور نهان است، و ذره‌‌ای نه در آسمان‌‌ها و نه در زمین، و نه اعمال بندگانش بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

برخی فواید آیات:

تقلید کورکورانه از پدران مانع هدایت است.

تفکر خالی از هوس، وسیله‌‌ای برای رسیدن به نظر و فکر صحیح است.

دعوتگر به‌‌سوی الله منتظر مزد مردم نمی‌‌ماند، بلکه فقط در انتظار دریافت مزد از جانب پروردگار مردم است.|

﴿قُلْ جَاء الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيد [سبأ: ٤٩]

٤٩ - ای رسول- به این مشرکان تکذیب ‌‌کننده بگو: حق یعنی اسلام آمد، و باطل که هیچ اثر یا نیرویی از او پدیدار نیست و به تاثیرگذاری‌‌اش بازنمی‌‌گردد از بین رفت.

﴿قُلْ إِن ضَلَلْتُ فَإِنَّمَا أَضِلُّ عَلَى نَفْسِي وَإِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِمَا يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي إِنَّهُ سَمِيعٌ قَرِيب [سبأ: ٥٠]

٥٠ - ای رسول- به این مشرکان تکذیب ‌‌کننده بگو: اگر در آنچه به شما ابلاغ می‌‌کنم از حق گمراه شوم زیان گمراهی من فقط به خودم بازمی‌‌گردد، و ذره‌‌ای از آن به شما نمی‌‌رسد، و اگر به‌‌سبب آنچه پروردگارم سبحانه به من وحی می‌‌کند به‌‌سوی حق هدایت شوم، به‌‌راستی‌‌که او تعالی سخنان بندگانش را می‌‌شنود، و ذات نزدیکی است که شنیدن سخنانم بر او دشوار نیست.

﴿وَلَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلاَ فَوْتَ وَأُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيب [سبأ: ٥١]

٥١ و -ای رسول- کاش ببینی آن‌‌گاه که این تکذیب ‌‌کنندگان وقتی عذاب روز قیامت را ببینند به وحشت می‌‌افتند، و نه هیچ راه فراری از آنجا دارند، و نه هیچ پناهگاهی که به آن روی آورند، در ابتدای امر از مکانی نزدیک و سهل‌‌الوصول گرفتار می‌‌شوند، اگر این صحنه را ببینی به تحقیق که امری شگفت دیده‌‌ای.

﴿وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّى لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِن مَكَانٍ بَعِيد [سبأ: ٥٢]

٥٢ و آن‌‌گاه که مقصدشان را ببینند می‌‌گویند: به روز قیامت ایمان آوردیم، و چگونه می‌‌توانند ایمان بیاورند و به آن چنگ بزنند درحالی‌‌که به‌‌سبب خروج از سرای دنیا که سرای عمل است نه سرای جزا، به سرای آخرت که سرای جزا است نه سرای عمل، از مکان پذیرش ایمان دور شده‌‌اند؟!

﴿وَقَدْ كَفَرُوا بِهِ مِن قَبْلُ وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِن مَّكَانٍ بَعِيد [سبأ: ٥٣]

٥٣ و چگونه ایمان می‌‌آورند و از آنها پذیرفته می‌‌شود، درحالی‌‌که در زندگی دنیا به آن کفر ورزیده‌‌اند، و از جهتی دور از اصابت حق، گمان می‌‌افکندند، و در مورد رسول‌‌ج‌‌ می‌‌گفتند: ساحر، کاهن، و شاعری است؟!

﴿وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ كَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِم مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا فِي شَكٍّ مُّرِيب [سبأ: ٥٤]

٥٤ این تکذیب ‌‌کنندگان از رسیدن به خوشی‌‌های دنیا که می‌‌خواهند، و توبه از کفر و نجات از جهنم، و بازگشت به زندگی دنیا محروم می‌‌شوند، چنان‌‌که امثال‌‌شان از میان امت‌‌های تکذیب ‌‌کنندۀ پیش از آنها، از این امور محروم شدند به‌‌سبب اینکه در توحید و یگانگی الله و ایمان به رستاخیز که رسولان‌‌شان آوردند، شکی کفرانگیز داشتند.

سوره فاطِر

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

ارایۀ مناظر قدرت الله و نوآوری در آفرینش، و اسباب بزرگداشت و ترسیدن از الله و ایمان‌‌ آوردن به او تعالی و یادآوری نعمت‌‌هایش.

تفسیر:

﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلاَئِكَةِ رُسُلاً أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاء إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [فاطر: ١]

١ تمام ستایش‌‌ها از آنِ الله است؛ آفریدگارِ آسمان‌‌ها و زمین بدون نمونۀ قبلی. همان ذاتی‌‌‌‌که از میان فرشتگان فرستادگانی قرار داد که اوامر مقدر شدۀ او را اجرا می‌‌کنند، و برخی از آنها وحی را به پیامبران می‌‌رسانند. و فرشتگان را بر ادای آنچه بر آن امین شده‌‌اند توانا ساخت، چنان‌‌که برخی از آنها دو بال و سه بال و چهار بال دارند، که برای اجرای آنچه به آن فرمان داده است با آنها پرواز می‌‌کنند، الله هر عضو یا زیبایی یا صدایی که بخواهد در آفرینش می‌‌افزاید، زیرا الله بر هر چیزی توانا است، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد.

﴿مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلاَ مُمْسِكَ لَهَا وَمَا يُمْسِكْ فَلاَ مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [فاطر: ٢]

٢ به‌‌راستی‌‌که کلیدهای همه چیز به دست الله است؛ پس هر چیزی اعم از روزی و هدایت و رستگاری که برای مردم بگشاید هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند او را بازدارد، و آنچه از این موارد بازدارد هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند آن را پس از اینکه الله آن را بازداشت بفرستد، و او ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیرش بسیار دانا است.

﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُون [فاطر: ٣]

٣ ای مردم، نعمت الله بر خودتان را با دل‌‌ها و زبان‌‌هایتان، و با اعضای‌‌تان در عمل به یاد آورید، آیا آفریدگاری غیر از الله دارید که با فرو فرستادن باران از آسمان به شما روزی می‌‌دهد، و از زمین با میوه‌‌ها و محصولاتی که می‌‌رویاند به شما روزی می‌‌دهد؟ هیچ معبود برحقی جز او نیست، پس چگونه با این وجود، از حق گمراه می‌‌شوید و بر الله افترا می‌‌بندید و ادعا می‌‌کنید او تعالی شریکانی دارد، درحالی‌‌که او است ذاتی‌‌که شما را آفرید و روزی داد؟!

برخی فواید آیات:

صحنۀ هراس کفار، در روز قیامت صحنه‌‌ای بزرگ است.

محل سود رسانی ایمان دنیا است؛ زیرا دنیا سرای عمل است.

آفرینش شگفت‌‌آور و بزرگی فرشتگان‌‌‌‌ بر عظمت آفریدگارشان سبحانه دلالت دارد.|

﴿وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُور [فاطر: ٤]

٤ و - ای رسول- اگر قومت تو را تکذیب کنند شکیبایی کن، زیرا تو اولین رسولی نیستی که قومش او را تکذیب می‌‌کنند، و امت‌‌های پیش از تو مانند عاد و ثمود و قوم لوط رسولان‌‌شان را تکذیب کردند، و تمام کارها فقط به‌‌سوی الله بازمی‌‌گردد، آن‌‌گاه تکذیب‌‌ کنندگان را نابود می‌‌کند، و رسولانش و مؤمنان را پیروز می‌‌گرداند.

﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلاَ تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلاَ يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُور [فاطر: ٥]

٥ ای مردم، همانا - رستاخیز و جزای روز قیامت- که الله به آن وعده داده، حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، پس نباید لذات و شهوات زندگی دنیا شما را از انجام عمل صالح به منظور آماده ‌‌شدن برای این روز بفریبد، و نباید شیطان با آراستن باطل، و تمایل به‌‌سوی زندگی دنیا شما را بفریبد.

﴿إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِير [فاطر: ٦]

٦ - ای مردم- به تحقیق که شیطان دشمنی همیشگی برای‌‌تان است، پس با التزام جنگ با او، او را دشمن بگیرید، شیطان پیروانش را فقط به کفر به الله فرامی‌‌خواند تا سرانجامِ آنها ورود به آتش شعله‌‌ور در روز قیامت باشد.

﴿الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِير [فاطر: ٧]

٧ کسانی‌‌که به پیروی از شیطان به الله کفر ورزیده‌‌اند، عذابی سخت برای‌‌شان است، و کسانی‌‌که به الله ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌‌اند آمرزشی از جانب الله برای گناهان‌‌شان است، و پاداشی بزرگ از جانب او تعالی یعنی بهشت دارند.

﴿أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء فَلاَ تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُون [فاطر: ٨]

٨ همانا کسی‌‌که شیطان عمل بدش را برایش آراسته و او آن را نیکو می‌‌داند، مانند کسی نیست که الله حق را برایش آراسته و آن را حق می‌‌داند، زیرا الله هرکس را بخواهد گمراه می‌‌سازد، و هرکس را بخواهد هدایت می‌‌کند، و هیچ اجبار کننده‌‌ای ندارد، پس - ای رسول- خودت را از اندوه گمراه‌‌ شدن گمراهان هلاک نکن، زیرا الله سبحانه به آنچه انجام می‌‌دهند دانا است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَاللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا كَذَلِكَ النُّشُور [فاطر: ٩]

٩ و الله همان ذاتی است که بادها را فرستاد و این بادها ابرها را حرکت می‌‌دهند، سپس ابرها را به سرزمینی بدون گیاه می‌‌رانیم، و با آب آن، زمین را پس از اینکه خشک بود با گیاهانی که در آن می‌‌رویانیم زنده می‌‌کنیم، پس رستاخیز مردگان در روز قیامت همان‌‌گونه است که این زمین را پس از مرگ، با گیاهانی که در آن به ودیعه گذاشتیم زنده کردیم.

﴿مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُور [فاطر: ١٠]

١٠ هرکس عزت در دنیا یا آخرت را می‌‌خواهد نباید آن را جز از الله بخواهد، زیرا عزت دنیا و آخرت فقط برای الله است، یاد پاکش به‌‌سوی او صعود می‌‌کند، و عمل صالح بندگان به‌‌سوی او بالا می‌‌رود، و برای کسانی‌‌که نیرنگ‌‌های بد- مانند سوء قصد به جان رسول‌‌ج‌‌ - می‌‌زنند عذابی سخت است، و مکر این کافران تباه و فاسد می‌‌شود، و هدفشان محقق نمی‌‌گردد.

﴿وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجًا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلاَ تَضَعُ إِلاَّ بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَلاَ يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلاَّ فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِير [فاطر: ١١]

١١ و الله همان ذاتی است که پدرتان آدم را از خاک آفرید، سپس شما را از نطفه آفرید، سپس شما را مردان و زنانی که با یکدیگر ازدواج می‌‌کنید قرار داد، و هیچ ماده‌‌ای جنینی برنمی‌‌دارد، و فرزندش را به دنیا نمی‌‌آورد مگر به علم او سبحانه، ذره‌‌ای از این امر بر او پنهان نمی‌‌ماند. و در عمر هیچ‌‌یک از مخلوقاتش افزوده نمی‌‌شود و از آن کاسته نمی‌‌شود جز اینکه در لوح محفوظ نوشته شده است. به‌‌راستی‌‌که این امر- یعنی آفرینش شما از خاک و آفرینش مرحله به مرحلۀ شما و نوشتن عمرهای‌‌تان در لوح محفوظ- بر الله آسان است.

برخی فواید آیات:

تسلی‌‌ دادن رسول‌‌ج‌‌ با ذکر قصه‌‌های رسولان همراه اقوامشان.

فریب‌‌ خوردن به دنیا سبب رویگردانی از حق است.

گرفتن شیطان به عنوان دشمن با به‌‌کارگیری اسباب یاری‌‌رسان بر دوری از او: ذکر الله، تلاوت قرآن، انجام طاعت، و ترک مَعاصی صورت می‌‌گیرد.

ثبوت صفت علوّ برای الله تعالی.|

﴿وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون [فاطر: ١٢]

١٢ و دو دریا یکسان نیستند: یکی از آن دو بسیار شیرین و گوارا است، و به‌‌سبب شیرین بودنش نوشیدن آب آن آسان است، و دومی شورمزه و تلخ که از شوری زیاد امکان نوشیدن آب آن وجود ندارد، و از هر یک از این دو دریا گوشتی تازه یعنی ماهی می‌‌خورید، و از آن دو مرواریدهای ریز و درشت که برای زیور می‌‌پوشید استخراج می‌‌کنید، و - ای بیننده- کشتی‌‌ها را روی‌‌آورنده و پشت‌‌کننده می‌‌بینی که با حرکت خویش دریا را می‌‌شکافند تا با تجارت از فضل الله جستجو کنید، و باشد که از الله در قبال نعمت‌‌های زیادی که به شما ارزانی داشته سپاسگزاری کنید.

﴿يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِير [فاطر: ١٣]

١٣ الله شب را در روز درمی‌‌آورد و بر طولش می‌‌افزاید، و روز را در شب درمی‌‌آورد و بر طولش می‌‌افزاید، و او سبحانه خورشید و ماه را رام کرده است، هر یک از این دو برای موعدی اندازه‌‌گیری شده که الله آن را می‌‌داند، یعنی روز قیامت، در حرکت هستند، آن ذاتی‌‌که تمام این موارد را مقدر و روان می‌‌کند همان الله پروردگارتان است؛ فرمانروایی فقط از آنِ او است، و بت‌‌هایی را که به جای او عبادت می‌‌کنید به اندازۀ پوشش هستۀ خرمایی مالک نیستند، پس چگونه آنها را به جای من عبادت می‌‌کنید؟!

﴿إِن تَدْعُوهُمْ لاَ يَسْمَعُوا دُعَاءكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلاَ يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِير [فاطر: ١٤]

١٤ اگر معبودهای‌‌تان را در دعا بخوانید دعای‌‌تان را نمی‌‌شنوند، زیرا آنها جماداتی بدون زندگی و گوش هستند، و - به فرض- اگر دعای‌‌تان را هم بشنوند به شما پاسخ نمی‌‌دهند، و روز قیامت از شرک و عبادتی که برای‌‌شان انجام دادید بیزاری می‌‌جویند، و - ای رسول- هیچ‌‌کس راستگوتر از الله سبحانه، تو را باخبر نمی‌‌کند.

﴿* يَاأَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيد [فاطر: ١٥]

١٥ ای مردم، شما در تمام کارها، و تمام احوال‌‌تان به الله نیازمندید، و الله همان ذات بی‌‌نیازی است که در هیچ‌‌چیز به شما نیاز ندارد، و بر آنچه که برای بندگانش مقدر می‌‌کند در دنیا و آخرت ستوده‌‌شده است.

﴿إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيد [فاطر: ١٦]

١٦ اگر او سبحانه بخواهد شما را نابود کند و از بین ببرد به‌‌طور قطع این کار را خواهد کرد، و به جای شما مردمی را می‌‌آفریند که او را عبادت می‌‌کنند، و هیچ‌‌چیز را با او شریک نمی‌‌گردانند.

﴿وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيز [فاطر: ١٧]

١٧ و بُردن و نابودی شما و آوردن مردمی جدید به جای شما، بر الله ناممکن نیست.

﴿وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا لاَ يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلاَةَ وَمَن تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِير [فاطر: ١٨]

١٨ و هیچ شخص گناهکاری گناه گناهکار دیگری را برنمی‌‌دارد، بلکه هر گناهکاری گناه خودش را برمی‌‌دارد، و اگر کسی‌‌که از گناهانش سنگین‌‌بار است، از کسی بخواهد اندکی از گناهانش را به جای او بردارد ذره‌‌ای از گناهانش را به جای او برنخواهد داشت، هر چند آن شخصِ فراخوانده شده، خویشاوندش باشد. - ای رسول- تو فقط کسانی را از عذاب الله می‌‌ترسانی که در نهان از پروردگارشان می‌‌ترسند، و نماز را به کامل‌‌ترین وجه برپا می‌‌دارند، زیرا آنها هستند که از ترساندن تو سود می‌‌برند، و هرکس از گناهان- که بزرگترین آنها شرک است- پاک شود تنها به سود خودش پاک می‌‌شود؛ زیرا سود این کار به خودش بازمی‌‌گردد، و الله از طاعت او بی‌‌نیاز است، و بازگشت برای حسابرسی و جزا در روز قیامت به‌‌سوی الله است.

برخی فواید آیات:

تسخیر دریا، و از پی یکدیگر آمدن شب و روز، و تسخیر خورشید و ماه: از نعمت‌‌های الله بر مردم هستند، اما مردم به این نعمت‌‌ها عادت می‌‌کنند و از آنها غافل می‌‌مانند.

نادانی مشرکان به این دلیل که بت‌‌هایی را که نه می‌‌شنوند و نه می‌‌اندیشند در دعا می‌‌خوانند.

احساس نیاز به الله صفتی لازم برای بشر است، و بی‌‌نیازی کامل، صفت الله است.

تزکیۀ نفس به بنده بازمی‌‌گردد؛ زیرا بنده است که اگر بخواهد آن را حفظ می‌‌کند یا تباه می‌‌سازد.|

﴿وَمَا يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِير [فاطر: ١٩]

١٩ و کافر و مؤمن جایگاه یکسانی ندارند، چنان‌‌که کور و بینا یکسان نیستند.

﴿وَلاَ الظُّلُمَاتُ وَلاَ النُّور [فاطر: ٢٠]

٢٠ و کفر و ایمان یکسان نیستند، چنان‌‌که تاریکی‌‌ها و نور یکسان نیستند.

﴿وَلاَ الظِّلُّ وَلاَ الْحَرُور [فاطر: ٢١]

٢١ و بهشت و جهنم آثار یکسانی ندارند، چنان‌‌که سایه و باد سوزان یکسان نیستند.

﴿وَمَا يَسْتَوِي الأَحْيَاء وَلاَ الأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَاء وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِي الْقُبُور [فاطر: ٢٢]

٢٢ و مؤمنان و کافران یکسان نیستند، چنان‌‌که زندگان و مردگان یکسان نیستند، الله هرکس را که بخواهد هدایت کند شنوا می‌‌گرداند، و - ای رسول- تو نمی‌‌توانی کافران را که مانند مردگان قبرها هستند شنوا کنی.

﴿إِنْ أَنتَ إِلاَّ نَذِير [فاطر: ٢٣]

٢٣ و تو جز انذار دهنده‌‌ای از عذاب الله برای آنها نیستی.

﴿إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلاَّ خلاَ فِيهَا نَذِير [فاطر: ٢٤]

٢٤ - ای رسول- به‌‌راستی‌‌که ما تو را با حقیقتی که هیچ تردیدی در آن نیست، مژده ‌‌دهندۀ مؤمنان به پاداشی گرامی که الله برای‌‌شان آماده ساخته است، و انذار دهندۀ کافران از عذابی دردناک که برای‌‌شان آماده کرده است، فرستادیم و در میان هر یک از امت‌‌های پیشین رسولی از جانب الله که آنها را از عذابش می‌‌ترساند گذشته است.

﴿وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالزُّبُرِ وَبِالْكِتَابِ الْمُنِير [فاطر: ٢٥]

٢٥ و - ای رسول- اگر قومت تو را تکذیب کنند شکیبایی کن، زیرا تو اولین رسولی نیست که قومش او را تکذیب کردند، و امت‌‌های پیش از اینها مانند عاد و ثمود و قوم لوط رسولان‌‌شان را تکذیب کرده‌‌اند، درحالی‌‌که رسولان‌‌شان از جانب الله حجت‌‌هایی آشکار و دلالت‌‌کننده بر راستگویی‌‌شان، و صحیفه‌‌ها و کتاب روشنگر برای کسی‌‌که در آن تدبر کند و بیندیشد آوردند.

﴿ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَكَيْفَ كَانَ نَكِير [فاطر: ٢٦]

٢٦ با این وجود به الله و رسولانش کفر ورزیدند و آنها را در آنچه که از جانب او تعالی آورده بودند تصدیق نکردند، و کسانی را که کفر ورزیدند نابود کردم، پس - ای رسول- بیندیش که کیفر من برای‌‌شان وقتی آنها را نابود ساختم چگونه بود.

﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهَا وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِيضٌ وَحُمْرٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِيبُ سُود [فاطر: ٢٧]

٢٧ - ای رسول- آیا ندیده‌‌ای که الله سبحانه آب باران را از آسمان فرود می‌‌آوَرَد، سپس با آن آب، میوه‌‌هایی با رنگ‌‌های مختلف به رنگ قرمز و سبز و زرد و سایر رنگ‌‌ها پس از اینکه درختان‌‌شان را از آن آب سیراب کردیم درمی‌‌آوریم، و از کوه‌‌ها راه‌‌هایی سفید و قرمز، و راه‌‌هایی بسیار سیاه است.

﴿وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُور [فاطر: ٢٨]

٢٨ و از مردم، و از جانوران، و از دام‌‌ها (شتر و گاو و گوسفند) که مانند موارد مذکور رنگ‌‌های مختلفی دارند، و فقط بندگان دانا به او سبحانه هستند که مقام الله تعالی را بزرگ می‌‌شمردند و از او می‌‌ترسند؛ زیرا آنها هستند که صفات و احکام و دلایل قدرتش را می‌‌دانند، به‌‌راستی‌‌که الله ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و نسبت به گناهان بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده است.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلاَةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلاَنِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُور [فاطر: ٢٩]

٢٩ همانا کسانی‌‌که کتاب الله را که آن را بر رسول‌‌مان فرو فرستادیم می‌‌خوانند و به آنچه در آن است عمل می‌‌کنند، و نماز را به بهترین وجه برپا می‌‌دارند، و از آنچه برای‌‌شان روزی داده‌‌ایم از باب زکات و غیر آن نهان و آشکارا انفاق می‌‌کنند، با این اعمال به تجارتی از جانب الله که هرگز کساد نمی‌‌شود امید دارند.

﴿لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُور [فاطر: ٣٠]

٣٠ تا الله پاداش اعمال‌‌شان را کامل بدهد، و از فضل خویش بر آنها بیفزاید، زیرا سزاوار این کار است، به‌‌راستی‌‌که او سبحانه نسبت به گناهان مُتَّصِفان به این صفات، بسیار آمرزنده است، و حق‌‌شناس اعمال نیکشان است.

برخی فواید آیات:

نفی تساوی میان حق و پیروانش از یک جهت، و باطل و پیروانش از جهتی دیگر.

فراوانی شمار رسولان‌‌ﻹ‌‌ پیش از رسول ما‌‌ج‌‌، بر مهربانی الله و سرسختی مردم دلالت دارد.

نابودی تکذیب ‌‌کنندگان، سنّتی الهی است.

ایمان، تجارتی سودآور و کفر، تجارتی زیان‌‌ده است.|

﴿وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ إِنَّ اللَّهَ بِعِبَادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِير [فاطر: ٣١]

٣١ و - ای رسول- کتابی که به‌‌سوی تو وحی کردیم همان حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، و تصدیق‌‌کنندۀ کتاب‌‌های پیشین است، به‌‌راستی‌‌که الله نسبت به بندگانش بسیار آگاه و بیناست، و او تعالی به رسول هر امتی آنچه را که در زمان خویش به آن نیاز دارند وحی می‌‌کند.

﴿ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِير [فاطر: ٣٢]

٣٢ سپس به امت محمد‌‌ج‌‌ که آنها را بر سایر امت‌‌ها برگزیدیم قرآن را عطا کردیم، اما برخی از آنها با انجام محرمات و ترک واجبات بر خود ستم می‌‌کنند، و برخی از آنها با انجام واجبات و ترک محرمات، با ترک برخی مستحبات و انجام برخی مکروهات میانه‌‌رو هستند، و برخی از آنها به اذن الله در نیکی‌‌ها پیشتاز هستند، که این امر با انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات حاصل می‌‌شود. امر مذکور- یعنی برگزیدن امت اسلام و اعطای قرآن به آنها- بزرگترین فضیلت است که هیچ فضیلت دیگری با آن برابری نمی‌‌کند.

﴿جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِير [فاطر: ٣٣]

٣٣ بهشت‌‌های جاویدانی که برگزیدگان در آن درمی‌‌آیند، و مروارید و دست‌‌بندهایی طلایی در آن می‌‌پوشند، و لباس‌‌شان در آنجا ابریشم است.

﴿وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُور [فاطر: ٣٤]

٣٤ و پس از ورودشان به بهشت می‌‌گویند: تمام ستایش‌‌ها از آن الله است که اندوهِ ورود به جهنم را که از آن می‌‌ترسیدیم از ما برطرف کرد، به‌‌راستی‌‌که پروردگار ما نسبت به گناهان بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده، و قدرشناس طاعت‌‌شان است.

﴿الَّذِي أَحَلَّنَا دَارَ الْمُقَامَةِ مِن فَضْلِهِ لاَ يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٌ وَلاَ يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوب [فاطر: ٣٥]

٣٥ ذاتی‌‌که به فضل خویش، نه به قدرت و نیرویی از جانب ما، ما را در سرای ابدی- که هیچ انتقالی پس از آن نیست- جای داد، و هیچ رنج و زحمتی در آن به ما نمی‌‌رسد.

الله پس از بیان جزای بندگان برگزیده‌‌اش، جزای پست‌‌ترین بندگانش یعنی کافران را بیان کرد و فرمود:

﴿وَالَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ نَارُ جَهَنَّمَ لاَ يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَلاَ يُخَفَّفُ عَنْهُم مِّنْ عَذَابِهَا كَذَلِكَ نَجْزِي كُلَّ كَفُور [فاطر: ٣٦]

٣٦ و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند آتش جهنم برای‌‌شان است که برای همیشه در آن می‌‌مانند، و مرگ برای‌‌شان مقدر نمی‌‌شود تا بمیرند و از عذاب راحت شوند، و ذره‌‌ای از عذاب جهنم نیز بر آنها تخفیف داده نمی‌‌شود، مانند این جزا، روز قیامت هر ناسپاس از نعمت‌‌های پروردگارش را جزا می‌‌دهیم.

﴿وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَاءكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِير [فاطر: ٣٧]

٣٧ و آنها در جهنم با بلندترین حد فریاد برمی‌‌آورند و این‌‌گونه درخواست کمک می‌‌کنند: پروردگارا، ما را از جهنم درآوَر تا عملی صالح و مخالف آنچه در دنیا مرتکب می‌‌شدیم انجام دهیم تا به رضایت تو دست یابیم، و از عذاب نجات پیدا کنیم، اما الله این‌‌گونه به آنها پاسخ می‌‌دهد: آیا عمری را که در آن هرکس بخواهد پند بگیرد پند می‌‌گرفت، و به‌‌سوی الله توبه می‌‌کرد و عمل صالح انجام می‌‌داد برای زندگی شما قرار ندادیم، و رسولی انذار دهنده از عذاب الله به‌‌سوی شما نیامد؟! بعد از تمام این موارد، هیچ دلیل و عذری ندارید، پس عذاب جهنم را بچشید، و کسانی‌‌که با کفر و گناهان به خودشان ستم کرده‌‌اند هیچ یاوری ندارند که آنها را از عذاب الله نجات دهد یا آن را برای‌‌شان تخفیف دهد.

﴿إِنَّ اللَّهَ عَالِمُ غَيْبِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُور [فاطر: ٣٨]

٣٨ به‌‌راستی‌‌که الله دانای نهان آسمان‌‌ها و زمین است، و ذره‌‌ای از آن از دستش نمی‌‌رود، همانا او از خیر و شری که بندگانش در سینه‌‌های‌‌شان پنهان می‌‌دارند آگاه است.

برخی فواید آیات:

فضیلت امت محمد‌‌ج‌‌ بر سایر امت‌‌ها.

تفاوت ایمان مؤمنان یعنی تفاوت منزلت آنها در دنیا و آخرت.

وقت، امانتی است که حفظ آن واجب است، پس هرکس آن را تباه سازد زمانی پشیمان می‌‌شود که دیگر پشیمانی سودی ندارد.

احاطۀ علم الله بر همه چیز.|

﴿هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ فِي الأَرْضِ فَمَن كَفَرَ فَعَلَيْهِ كُفْرُهُ وَلاَ يَزِيدُ الْكَافِرِينَ كُفْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِلاَّ مَقْتًا وَلاَ يَزِيدُ الْكَافِرِينَ كُفْرُهُمْ إِلاَّ خَسَارًا [فاطر: ٣٩]

٣٩ - ای مردم- او همان ذاتی است که در زمین، برخی از شما را جانشین برخی دیگر قرار داد تا شما را بیازماید چگونه عمل می‌‌کنید، پس هرکس به الله و آنچه رسولانش آورده‌‌اند کفر ورزد گناه و کیفر کفرش به خودش بازمی‌‌گردد، و کفرش به الله زیان نمی‌‌رساند، و کفر کافران نزد پروردگارشان سبحانه جز بر خشم شدید از آنها نمی‌‌افزاید، و چیزی جز زیان نصیب آنها نمی‌‌کند، چون آنچه را الله در بهشت به شرط ایمان آنها برای‌‌شان آماده ساخته است تباه می‌‌سازند.

﴿قُلْ أَرَأَيْتُمْ شُرَكَاءكُمُ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَابًا فَهُمْ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّنْهُ بَلْ إِن يَعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُم بَعْضًا إِلاَّ غُرُورًا [فاطر: ٤٠]

٤٠ - ای رسول- به این مشرکان بگو: از شریکان‌‌تان که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنید به من خبر دهید، چه چیزی از زمین آفریده‌‌اند؟ آیا کوه‌‌های زمین را؟ یا رودهایش؟ یا جنبندگانش را آفریده‌‌اند؟ یا آنها در آفرینش آسمان‌‌ها شریکان الله هستند؟ یا کتابی به آنها داده‌‌ایم که حجتی بر صحت عبادت شریکان‌‌شان توسط آنها در آن کتاب است؟ هیچ‌‌یک از این موارد حاصل نیست، بلکه کسانی‌‌که با کفر و گناهان به خودشان ستم کرده‌‌اند جز فریب به یکدیگر وعده نمی‌‌دهند.

﴿* إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ أَن تَزُولاَ وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا [فاطر: ٤١]

٤١ همانا الله سبحانه آسمان‌‌ها و زمین را به گونه‌‌ای که از بین نروند نگاه می‌‌دارد، و - بنا بر فرض- اگر از بین بروند هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند آنها را پس از او سبحانه از نابودی نگاه دارد. به‌‌راستی‌‌که او تعالی ذات بسیار بردباری است که در کیفر شتاب نمی‌‌کند، و نسبت به گناهان بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده است.

﴿وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءهُمْ نَذِيرٌ لَّيَكُونُنَّ أَهْدَى مِنْ إِحْدَى الأُمَمِ فَلَمَّا جَاءهُمْ نَذِيرٌ مَّا زَادَهُمْ إِلاَّ نُفُورًا [فاطر: ٤٢]

٤٢ و این کافران تکذیب‌‌کننده به صورت مؤکد و سخت سوگند یاد کردند که: اگر رسولی از جانب الله بیاید که آنها را از عذاب بترساند به‌‌طور قطع از یهودیان و نصاری و دیگران استوارتر و بیشتر پیرو حق خواهند بود، اما وقتی محمد‌‌ج‌‌ به عنوان فرستاده‌‌ای از جانب پروردگارش آمد که آنها را از عذاب الله می‌‌ترساند آمدن او فقط دوری از حق و تعلق به باطل را نصیب آنها کرد، و به سوگندهای موکّدی که می‌‌گفتند هدایت‌‌یافته‌‌تر از پیشینیان خود خواهند بود وفا نکردند.

﴿اسْتِكْبَارًا فِي الأَرْضِ وَمَكْرَ السَّيِّئِ وَلاَ يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلاَّ بِأَهْلِهِ فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ سُنَّتَ الأَوَّلِينَ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلاً وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلاً [فاطر: ٤٣]

٤٣ و سوگندشان به الله بر آنچه که به آن سوگند یاد کردند از روی حسن نیت و قصد سالم نبود، بلکه برای گردنکشی در زمین و فریب‌‌دادن مردم بود، و مکر بد فقط صاحبان مکرزنندۀ خودش را فرامی‌‌گیرد، پس آیا این مستکبران مکرزننده جز سنت ثابت الله را انتظار می‌‌برند؛ یعنی نابودشدن‌‌شان همان‌‌گونه که امثال آنها از میان پیشینیان را نابود کرد؟! و هرگز در سنت الله در نابودی مستکبران نه هیچ تبدیلی خواهی یافت به اینکه بر آنها واقع نشود، و نه هیچ دگرگونی‌‌ای به اینکه بر غیر آنها واقع شود؛ زیرا این سنت ثابت الهی است.

﴿أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَكَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِن شَيْءٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ عَلِيمًا قَدِيرًا [فاطر: ٤٤]

٤٤ آیا تکذیب‌‌کنندگان تو از میان قریش در زمین نگشته‌‌اند تا بیندیشند سرانجام کسانی از امت‌‌های پیش از آنها که تکذیب کردند چگونه بوده است؟ آیا سرانجام بدی نداشته‌‌اند وقتی الله آنها را نابود ساخت، درحالی‌‌که نیرومندتر از قریش بودند؟! و هیچ چیزی نه در آسمان‌‌ها و نه در زمین الله را درمانده نخواهد کرد، زیرا او از اعمال این تکذیب‌‌ کنندگان بسیار آگاه است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌شان نه بر او پوشیده می‌‌ماند و نه از دستش می‌‌رود، و بر نابودی آنها هرگاه بخواهد بسیار توانا است.

برخی فواید آیات:

کفر، سبب خشم الله، و راهی برای زیان و بدبختی است.

مشرکان هیچ دلیل عقلی و نقلی بر شرک خویش ندارند.

نیرنگ ستمکار زود یا دیر باعث نابودی خودش می‌‌شود.|

﴿وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَى ظَهْرِهَا مِن دَابَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا [فاطر: ٤٥]

٤٥ و اگر الله کیفر مردم را به‌‌سبب معاصی و گناهانی که مرتکب می‌‌شوند به تعجیل اندازد، به‌‌طور قطع فوراً تمام اهالی زمین و چارپایان و اموالی را که در اختیار دارند به سرعت نابود خواهد کرد، اما او سبحانه تا زمانی مشخص در علم خویش یعنی روز قیامت به آنها مهلت می‌‌دهد، و چون روز قیامت فرا رسد به‌‌راستی‌‌که الله نسبت به بندگانش بسیار بینا است و هیچ‌‌چیز از آنها بر او پوشیده نمی‌‌ماند، آن‌‌گاه آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا می‌‌دهد؛ اگر خیر باشد جزای خیر، و اگر شر باشد جزای شر می‌‌دهد.

سوره یس

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

اثبات رسالت و رستاخیز و دلایل این دو.

تفسیر:

﴿يس [يس: ١]

١ ﴿يسٓ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

﴿وَالْقُرْآنِ الْحَكِيم [يس: ٢]

٢ الله به قرآن که آیاتش استوار و محکم شده است، و باطل نه از پیش رو و نه از پشت سرش به‌‌سوی آن نمی‌‌آید سوگند یاد می‌‌فرماید.

﴿إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِين [يس: ٣]

٣ که -ای رسول- به‌‌طور قطع، تو از رسولانی هستی که الله به‌‌سوی بندگانش فرستاد؛ تا آنها را به توحید و عبادت او به یگانگی فرمان دهند.

﴿عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [يس: ٤]

٤ بر راهی راست و شریعتی استوار.

﴿تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيم [يس: ٥]

٥ این راه راست و شریعت استوار از جانب پروردگار شکست ‌‌ناپذیر تو که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و نسبت به بندگان مؤمن خویش بسیار مهربان است نازل شده است.

﴿لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُون [يس: ٦]

٦ آن را بر تو نازل کرد تا قومی را بترسانی و انذار دهی، یعنی عرب را که برای انذار آنها رسولی نزدشان نیامده است، به همین منظور از ایمان و توحید غافل هستند، و این حالت هر امتی است که انذار از آنها قطع شده باشد، و به رسولی نیاز دارند که آنها را یادآوری کند.

﴿لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لاَ يُؤْمِنُون [يس: ٧]

٧ در حقیقت پس از اینکه حق از جانب الله بر زبان رسولش به آنها رسید اما به آن ایمان نیاوردند، و بر کفرشان ماندند، عذاب از جانب الله بر بیشتر اینها واجب شده است، در نتیجه به الله و رسولش ایمان نخواهند آورد، و به حقیقتی که نزدشان آمده است عمل نخواهند کرد.

﴿إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلاَلاً فَهِيَ إِلَى الأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُون [يس: ٨]

٨ مَثَل آنها در این امر مانند کسانی است که بند و ریسمان‌‌ها در گردن‌‌های‌‌شان قرار داده شده، و دست‌‌های‌‌شان با گردن‌‌های‌‌شان زیر چانه‌‌های‌‌شان بسته شده است، به‌‌طوری‌‌که ناچار هستند سرشان را به‌‌سوی آسمان بالا آورند، و نمی‌‌توانند آن را به پایین اندازند، پس اینها از ایمان به الله در غل و زنجیر هستند که نه می‌‌توانند از آن فرمان‌‌برداری کنند و نه می‌‌توانند سرشان را پایین نگه دارند.

﴿وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ يُبْصِرُون [يس: ٩]

٩ و پیش روی آنها مانعی، و پشت سرشان نیز مانعی در برابر حق قرار دادیم، و چشمان‌‌شان را از حق پوشانیدیم، از این رو نمی‌‌توانند آن‌‌گونه که بهره‌‌مند شوند بنگرند. این حالت‌‌شان پس از آشکار شدن ستیزه‌‌جویی و اصرارشان بر کفر حاصل شد.

﴿وَسَوَاء عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُون [يس: ١٠]

١٠ - ای محمد- نزد این کافران ستیزه‌‌گر با حق، یکسان است که آنها را بترسانی یا نترسانی، زیرا به آنچه از جانب الله آورده‌‌ای ایمان نخواهند آورد.

﴿إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيم [يس: ١١]

١١ در حقیقت، کسی از انذار تو سود می‌‌برد که این قرآن را تصدیق کند و از آنچه در آن آمده است پیروی کند، و در خلوت که دیگران او را نمی‌‌بینند، از پروردگارش بترسد، و چنین کسی را به محو گناهانش و آمرزش او توسط الله، و پاداشی بزرگ که در آخرت منتظرش است یعنی ورود به بهشت، مژده دِه.

﴿إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَكُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِين [يس: ١٢]

١٢ به‌‌راستی ما هستیم که مردگان را با برانگیختن برای حسابرسی در روز قیامت زنده می‌‌گردانیم، و اعمال نیک و بدی را که در زندگی دنیا از پیش فرستادند می‌‌نویسیم، و کارهای ماندگار آنها را بعد از مرگشان، چه نیک باشد مانند صدقۀ جاریه یا بد باشد مانند کفر می‌‌نویسیم، و هر چیزی را در کتابی روشن، یعنی لوح محفوظ برشمرده‌‌ایم.

برخی فواید آیات:

سرسختی، مانع از هدایت به‌‌سوی حق است.

عمل به قرآن و ترس از الله از اسباب ورود به بهشت هستند.

فضیلت فرزند صالح و صدقۀ جاریه و موارد مشابه این دو بر بندۀ مؤمن.|

﴿وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءهَا الْمُرْسَلُون [يس: ١٣]

١٣ و -ای رسول- برای پند دادن به این تکذیب کنندگان ستیزه‌‌جو، داستان ساکنان آن قریه را مثال بزن، هنگامی که رسولان الله نزدشان رفتند.

﴿إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْسَلُون [يس: ١٤]

١٤ آن‌‌گاه که ابتدا دو رسول به‌‌سوی‌‌شان فرستادیم تا آنها را به‌‌سوی توحید و عبادت الله فرا خوانند، اما این دو رسول را تکذیب کردند، تا اینکه آن دو را با فرستادن سومین رسول همراه آنها تقویت کردیم، و آن سه رسول به اهالی شهر گفتند: به‌‌راستی‌‌که ما - سه نفر- به‌‌سوی شما فرستاده شده‌‌ایم؛ تا شما را به توحید الله و پیروی از شریعت او دعوت کنیم.

﴿قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمن مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ تَكْذِبُون [يس: ١٥]

١٥ اهالی شهر به رسولان گفتند: شما جز انسان‌‌هایی مانند خود ما نیستید، پس هیچ امتیازی بر ما ندارید، و الله رحمان وحیی بر شما فرو نفرستاده است، و شما در این ادعای‌‌تان فقط دروغ می‌‌گویید.

﴿قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُون [يس: ١٦]

١٦ این سه رسول در پاسخ بر تکذیب اهالی شهر گفتند: - ای اهالی شهر- پروردگارمان می‌‌داند که ما واقعاً فرستادگانی از جانب او هستیم، و همین دلیل برای ما کافی است.

﴿وَمَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلاَغُ الْمُبِين [يس: ١٧]

١٧ و چیزی جز تبلیغ آنچه بر رساندن آشکار آن به‌‌سوی شما فرمان یافته‌‌ایم برعهدۀ ما نیست، و مالک هدایت شما نیستیم.

﴿قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيم [يس: ١٨]

١٨ اهالی شهر به رسولان گفتند: به‌‌راستی‌‌که ما شما را به فال بد گرفته‌‌ایم، و اگر از دعوت ما به‌‌سوی توحید دست نکشید به‌‌طور قطع شما را با سنگسار تا دمِ مرگ مجازات خواهیم کرد، و عذابی دردناک از سوی ما به شما خواهد رسید.

﴿قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَئِن ذُكِّرْتُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ مُّسْرِفُون [يس: ١٩]

١٩ رسولان در پاسخ آنها گفتند: به‌‌سبب کفر به الله و پیروی نکردن از رسولانش، شومی شما مرتبط با خودتان است. آیا اگر الله را به شما یادآوری کنیم فال بد می‌‌زنید؟ بلکه شما مردمی هستید که در ارتکاب کفر و گناهان زیاده‌‌روی می‌‌کنید.

﴿وَجَاء مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَاقَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِين [يس: ٢٠]

٢٠ و مردی از نقطۀ دوری از شهر که به‌‌سبب تکذیب رسولان و تهدید آنها به قتل و آزار از سوی قومش نگران قوم خویش بود، شتابان آمد و گفت: ای قوم من، از آنچه این فرستادگان آورده‌‌اند پیروی کنید.

﴿اتَّبِعُوا مَن لاَّ يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُم مُّهْتَدُون [يس: ٢١]

٢١ - ای قوم من- از کسانی‌‌که در قبال ابلاغ آنچه آورده‌‌اند پاداشی از شما نمی‌‌خواهند، و خودشان نیز در وحیی که از جانب الله ابلاغ می‌‌کنند هدایت یافته‌‌اند پیروی کنید، زیرا سزاوار است که از چنین کسانی پیروی شود.

﴿وَمَا لِي لاَ أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيْهِ تُرْجَعُون [يس: ٢٢]

٢٢ و این مرد ناصح گفت: و چه چیزی من را از عبادت الله که مرا آفریده است بازمی‌‌دارد؟! و چه چیزی شما را از عبادت پروردگارتان که شما را آفریده است، و با رستاخیز برای جزا فقط به‌‌سوی او بازگردانیده می‌‌شوید بازمی‌‌دارد؟!

﴿أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن يُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلاَ يُنقِذُون [يس: ٢٣]

٢٣ آیا به جای الله که مرا آفریده معبودهای ناحقی بگیرم؟! که اگر الله رحمان آسیب برایم بخواهد شفاعت این معبودها ذره‌‌ای مرا بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد؛ زیرا نه مالک هیچ نفع و زیانی برایم هستند، و نه می‌‌توانند مرا از آسیبی که الله برایم بخواهد اگر بر کفر بمیرم نجات دهند.

﴿إِنِّي إِذًا لَّفِي ضَلاَلٍ مُّبِين [يس: ٢٤]

٢٤ اگر معبودهایی به جای الله بگیرم به‌‌طور قطع در خطایی آشکار خواهم بود زیرا کسی را که سزاوار عبادت نیست عبادت کرده‌‌ام، و عبادت کسی را که سزاوار آن است رها کرده‌‌ام.

﴿إِنِّي آمَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُون [يس: ٢٥]

٢٥ - ای قوم من- به‌‌راستی‌‌که من به پروردگار خودم و پروردگار شما ایمان آوردم پس به من گوش فرا دهید، زیرا من به قتلی که مرا با آن تهدید می‌‌کنید اهمیت نمی‌‌دهم. اما قومش کاری نکردند جز اینکه او را کشتند، و الله او را به بهشت درآورد.

﴿قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَالَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُون [يس: ٢٦]

٢٦ پس از اینکه شهید شد برای گرامی‌‌داشتن او گفته شد: به بهشت در آی. و وقتی وارد بهشت شد و نعمت‌‌های آن را مشاهده کرد آرزوکنان گفت: کاش قوم من که مرا تکذیب کردند و به قتل رساندند آگاه می‌‌شدند

﴿بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِين [يس: ٢٧]

٢٧ از آمرزش گناهانم، و آنچه که پروردگارم مرا با آن گرامی داشت؛ تا آن‌‌گونه که من ایمان آوردم ایمان می‌‌آوردند، و به پاداشی مانند پاداش من دست می‌‌یافتند.

برخی فواید آیات:

اهمیت قصص در دعوت به‌‌سوی الله.

فال بد زدن و شوم دانستن، از جمله اعمال کفری است.

پند دادن، بر پیروان حق واجب است.

خیرخواهی برای مردم یکی از صفات پیروان ایمان است.|

﴿* وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِن بَعْدِهِ مِنْ جُندٍ مِّنَ السَّمَاء وَمَا كُنَّا مُنزِلِين [يس: ٢٨]

٢٨ و برای نابود کردن قومش که او را تکذیب کردند و به قتل رساندند به نزول لشکری از فرشتگان از آسمان نیاز نداشتیم، زیرا کارشان نزد ما آسان‌‌تر از این بود، و مقدر کرده بودیم که با یک فریاد از آسمان نابود شوند؛ نه با فرو فرستادن فرشتگان عذاب.

﴿إِن كَانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُون [يس: ٢٩]

٢٩ پس قصۀ نابودی قومش فقط یک فریاد بود که بر آنها فرستادیم و به‌‌ناگاه بر زمین افتادند و هیچ‌‌یک از آنها باقی نماند، مانند آتشی که برمی‌‌افروزد و خاموش می‌‌شود، و هیچ اثری از آن به جای نمی‌‌ماند.

﴿يَاحَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون [يس: ٣٠]

٣٠ پشیمانی و افسوس بر بندگان تکذیب‌‌ کننده در روز قیامت آن‌‌گاه که عذاب را مشاهده می‌‌کنند؛ این امر به آن سبب است که در دنیا هر رسولی را که از جانب الله نزدشان آمد به تمسخر و ریشخند گرفتند، پس سرانجام آنها در روز قیامت به‌‌سبب کوتاهی در حق الله، پشیمانی است.

﴿أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنْ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاَ يَرْجِعُون [يس: ٣١]

٣١ آیا اینها که رسولان را تکذیب و مسخره می‌‌کنند در امت‌‌هایی که پیش از آنها سپری شده‌‌اند پندی ندیده‌‌اند؟ که مرده‌‌اند، و بار دیگر به دنیا بازنگشته‌‌اند، بلکه به اعمالی‌‌که از پیش فرستادند رسیدند، و الله به زودی آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا خواهد داد.

﴿وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُون [يس: ٣٢]

٣٢ و تمام امت‌‌ها بدون استثنا در روز قیامت پس از اینکه برانگیخته می‌‌شوند تا آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا دهیم نزد ما احضار خواهند شد.

﴿وَآيَةٌ لَّهُمُ الأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ يَأْكُلُون [يس: ٣٣]

٣٣ و نشانۀ حق ‌‌بودن رستاخیز برای منکران این است که: بر این زمین خشک و بی‌‌گیاه از آسمان باران فرستادیم، سپس انواع گیاهان در آن رویانیدیم، و دانه‌‌های مختلف را در آن درآوردیم تا مردم از آن بخورند، پس ذاتی‌‌که این زمین را با فرستادن باران و رویانیدن گیاهان زنده گرداند بر زنده‌‌گرداندن و برانگیختن مردگان نیز توانا است.

﴿وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِيهَا مِنْ الْعُيُون [يس: ٣٤]

٣٤ و در این زمین که باران بر آن فرستادیم باغ‌‌های خرما و انگور قرار دادیم، و چشمه‌‌های آبی که آنها را آبیاری می‌‌کنند در آن جاری ساختیم.

﴿لِيَأْكُلُوا مِن ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَفَلاَ يَشْكُرُون [يس: ٣٥]

٣٥ تا مردم از میوه‌‌های این باغ‌‌ها که الله بدون هیچ تلاشی از جانب خودشان به آنها ارزانی داشت بخورند، پس آیا در قبال نعمت‌‌های الله با عبادت او به وحدانیت و یگانگی، و ایمان به رسولانش از او تعالی سپاسگزاری نمی‌‌کنند.

﴿سُبْحَانَ الَّذِي خَلَقَ الأَزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ وَمِنْ أَنفُسِهِمْ وَمِمَّا لاَ يَعْلَمُون [يس: ٣٦]

٣٦ پاک و منزه است الله که انواع گیاهان و درختان را آفریده، و خود مردم را؛ به‌‌صورت مردان و زنان پدید آورد. و سایر مخلوقات خشکی و دریا و غیر این دو را که مردم از آن آگاه نیستند آفریده است.

﴿وَآيَةٌ لَّهُمْ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُون [يس: ٣٧]

٣٧ و یک نشانه بر دلالت توحید و یگانگی الله برای مردم این است که ما روشنایی را با بردن روز و آوردن شب آن‌‌گاه که روز را از آن برمی‌‌کنیم می‌‌بریم، و تاریکی را پس از بردن روز می‌‌آوریم، آن‌‌گاه مردم در تاریکی وارد می‌‌شوند.

﴿وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيم [يس: ٣٨]

٣٨ و نشانه‌‌ای دیگر برای آنها بر وحدانیت و یگانگی الله این خورشید است که روانه قرارگاهی است که الله اندازۀ آن را می‌‌داند و از آن تجاوز نمی‌‌کند. این امر، تقدیر ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود؛ همان ذات بسیار دانایی که ذره‌‌ای از امر مخلوقاتش بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيم [يس: ٣٩]

٣٩ و نیز نشانه‌‌ای دلالت‌‌کننده برای آنها بر یگانگی او سبحانه این ماه است که هر شب قرارگاه‌‌هایی برایش مقدر کرده‌‌ایم؛ که کوچک شروع می‌‌شود سپس بزرگ می‌‌شود سپس کوچک می‌‌شود تا اینکه از نظر باریکی و انحنا و زردفامی و کهنگی‌‌اش مانند خوشۀ کهنه و خمیدۀ خرما می‌‌گردد.

﴿لاَ الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلاَ اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُون [يس: ٤٠]

٤٠ و آیات خورشید و ماه و شب و روز به تقدیر الله اندازه‌‌گیری‌‌شده هستند، که از آنچه برای‌‌شان مقدر شده تجاوز نمی‌‌کنند، یعنی نه خورشید می‌‌تواند به خاطر تغییر مسیر یا از بین‌‌بردن نور ماه به آن برسد، و نه شب می‌‌تواند بر روز پیشی گیرد و قبل از گذشتن وقتش بر آن وارد شود، و تمام این مخلوقاتِ مُسخّر و سایر ستارگان و مسیرها به تقدیر و محافظت الله راه مخصوص خودشان را دارند.

برخی فواید آیات:

مردم اگر از الله نافرمانی کنند نزد او تعالی بسیار خوار و ذلیل، و اگر از او اطاعت کنند نزدش بسیار محترم و گرامی هستند.

یکی از دلایل رستاخیز، زنده ‌‌شدن زمین خشک با گیاهان سبز، و درآمدن دانه از آن است.

یکی از دلایل توحید: آفرینش مخلوقات در آسمان و زمین و به جریان ‌‌انداختن آنها بر اساس تقدیر است.|

﴿وَآيَةٌ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُون [يس: ٤١]

٤١ و نشانه‌‌ای دیگر برای آنها بر یگانگی الله و نعمت‌‌بخشی او تعالی بر بندگانش این است که ما کسانی از فرزندان آدم÷ را که در زمان نوح÷ از طوفان نجات یافتند، در کشتیِ پُر از مخلوقات الله سوار کردیم و الله یک جفت از هر جنس را در آن سوار کرد.

﴿وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَا يَرْكَبُون [يس: ٤٢]

٤٢ و نشانه‌‌ای دیگر برای آنها بر توحید و نعمت‌‌بخشی الله بر بندگانش این است که ما همانند کشتی نوح÷ مرکب‌‌هایی برای‌‌شان آفریده‌‌ایم.

﴿وَإِن نَّشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلاَ صَرِيخَ لَهُمْ وَلاَ هُمْ يُنقَذُون [يس: ٤٣]

٤٣ و اگر غرق‌‌ شدن‌‌شان را بخواهیم آنها را غرق می‌‌کنیم، آن‌‌گاه هیچ فریادرسی نیست که به فریادشان برسد، و هیچ نجات ‌‌دهنده‌‌ای نیست که وقتی به فرمان و حکم ما غرق شوند آنها را نجات دهد.

﴿إِلاَّ رَحْمَةً مِّنَّا وَمَتَاعًا إِلَى حِين [يس: ٤٤]

٤٤ جز اینکه با نجات‌‌ از غرق شدن و بازگرداندن‌‌شان، به آنها مهربانی می‌‌کنیم که تا زمانی مشخص که از آن نمی‌‌گذرند بهره‌‌مند گردند، باشد که پند گیرند و ایمان بیاورند.

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّقُوا مَا بَيْنَ أَيْدِيكُمْ وَمَا خَلْفَكُمْ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون [يس: ٤٥]

٤٥ و هرگاه به این مشرکان رویگردان از ایمان گفته شود: از سختی‌‌های آخرت که در پیش رو دارید بترسید، و از دنیا که پشت می‌‌کند بترسید تا الله به رحمت خویش بر شما منت نهد؛ از این سخن فرمان نمی‌‌برند، بلکه بدون توجه از آن روی می‌‌گردانند.

﴿وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ آيَةٍ مِّنْ آيَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِين [يس: ٤٦]

٤٦ و هرگاه آیات الله که بر توحید و استحقاق او تعالی به یگانگی در عبادت دلالت دارند آمد، بدون اینکه از آنها پند بگیرند از آنها روی گرداندند.

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمْ اللَّهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاء اللَّهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ فِي ضَلاَلٍ مُّبِين [يس: ٤٧]

٤٧ و هرگاه به این ستیزه‌‌جویان گفته شود: از اموالی که الله به شما ارزانی داشته، به فقرا و مساکین کمک کنید، منکران این‌‌گونه به مؤمنان پاسخ می‌‌دهند: آیا به کسی طعام دهیم که اگر الله اِطعام او را می‌‌خواست به‌‌طور قطع به او طعام می‌‌داد؟! پس ما با مشیئت او مخالفت نمی‌‌کنیم، - ای مؤمنان- شما جز در خطایی آشکار و دوری از حق نیستید.

﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [يس: ٤٨]

٤٨ و کافران منکر و تکذیب‌‌ کنندۀ رستاخیز برای بعید شمردن آن می‌‌گویند: - ای مؤمنان- این رستاخیز چه زمانی است اگر در این ادعا که واقع می‌‌شود راست می‌‌گویید؟!

﴿مَا يَنظُرُونَ إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُون [يس: ٤٩]

٤٩ اینها که رستاخیز را تکذیب می‌‌کنند و آن را بعید می‌‌دانند جز دمیدن اول را، آن‌‌گاه که در صور دمیده می‌‌شود انتظار نخواهند کشید، و این فریاد در حالی آنها را غافلگیر می‌‌کند که در خرید و فروش و آبیاری و چوپانی و سایر کارهای دنیویِ خویش سرگرم هستند.

﴿فَلاَ يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلاَ إِلَى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُون [يس: ٥٠]

٥٠ و آن‌‌گاه که این فریاد آنها را غافلگیر کند نه می‌‌توانند به یکدیگر توصیه کنند، و نه می‌‌توانند به منازل و نزد کسان خویش بازگردند، بلکه درحالی‌‌که سرگرم امورشان هستند خواهند مُرد.

﴿وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنسِلُون [يس: ٥١]

٥١ و بار دوم برای رستاخیز در صور دمیده می‌‌شود، به‌‌ناگاه همگی از قبرهای‌‌شان به‌‌سوی پروردگار خویش درحالی‌‌که برای حسابرسی و جزا می‌‌شتابند خارج می‌‌شوند.

﴿قَالُوا يَاوَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُون [يس: ٥٢]

٥٢ این کافران منکر رستاخیز از سر پشیمانی می‌‌گویند: وای که زیان کردیم، چه کسی ما را از قبرهایمان برانگیخت؟! و این‌‌گونه به سوال خویش پاسخ می‌‌دهند: این همان چیزی است که الله آن را وعده داد که به‌‌طور قطع واقع شد، و رسولان در آنچه از جانب پروردگارشان ابلاغ کردند راست گفته بودند.

﴿إِن كَانَتْ إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُون [يس: ٥٣]

٥٣ برانگیخته‌‌شدن از قبرها جز در پی دمیده‌‌شدن دوم در صور نیست، که به‌‌ناگاه تمام مخلوقات در روز قیامت برای حسابرسی نزد ما حاضر می‌‌شوند.

﴿فَالْيَوْمَ لاَ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَلاَ تُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [يس: ٥٤]

٥٤ در آن روز به عدالت حکم می‌‌شود، پس - ای بندگان- ذره‌‌ای نه با افزودن بر بدی‌‌های‌‌تان و نه با کاستن از نیکی‌‌های‌‌تان به شما ستم نمی‌‌شود، و فقط جزای کارهایی را که در زندگی دنیا انجام می‌‌دادید به‌‌طور کامل دریافت می‌‌کنید.

برخی فواید آیات:

یکی از روش‌‌های تربیت الله برای بندگانش این است که آیاتی را در برابر آنها قرار داده که با آنها به منافع دینی و دنیوی خویش راهنمایی می‌‌شوند.

الله تعالی بندگان را قدرت بخشید، و آن مقدار توان به آنها عطا کرد تا بر انجام اوامر و اجتناب از نواهی توانا باشند، پس اگر آنچه را به آن فرمان یافته‌‌اند رها کنند، این کار به اختیار خودشان است.

در روز قیامت مواردی از رحمت الله برای مؤمنان متجلی می‌‌شود که حتی به ذهن‌‌شان خطور نمی‌‌کند.|

﴿إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فَاكِهُون [يس: ٥٥]

٥٥ به‌‌راستی‌‌که بهشتیان در روز قیامت، در مورد دیگران نمی‌‌اندیشند؛ چون نعمت‌‌های جاویدان، و رستگاری بزرگی مشاهده می‌‌کنند، و شاد و خوشحال در آنها بهره می‌‌برند.

﴿هُمْ وَأَزْوَاجُهُمْ فِي ظِلاَلٍ عَلَى الأَرَائِكِ مُتَّكِؤُون [يس: ٥٦]

٥٦ آنها و همسران‌‌شان بر تخت‌‌هایی زیر سایه‌‌های خرم و تازۀ بهشت بهره‌‌مند می‌‌شوند.

﴿لَهُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَلَهُم مَّا يَدَّعُون [يس: ٥٧]

٥٧ در این بهشت انواع میوه‌‌های لذیذ از انگور و انجیر و انار، و تمام خوشی‌‌ها و نعمت‌‌های مختلفی که می‌‌خواهند فراهم است، و هرچه از این موارد بخواهند برای‌‌شان مهیا است.

﴿سَلاَمٌ قَوْلاً مِن رَّبٍّ رَّحِيم [يس: ٥٨]

٥٨ و فراتر از این نعمت‌‌ها، از جانب پروردگار مهربان به آنها سلام گفته می‌‌شود، و وقتی بر آنها سلام گفته شود از هر جهت سلامتی، و احترامی که هیچ احترامی بالاتر از آن نیست برای‌‌شان حاصل می‌‌شود.

﴿وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُون [يس: ٥٩]

٥٩ و در روز قیامت به مشرکان گفته می‌‌شود: از مؤمنان جدا شوید، زیرا به‌‌سبب تفاوت جزا و صفات شما با جزا و صفات آنها، شایستۀ آنها نیست که با شما باشند.

﴿* أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَابَنِي آدَمَ أَن لاَّ تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِين [يس: ٦٠]

٦٠ مگر بر زبان رسولانم به شما سفارش و امر نکردم و به شما نگفتم: ای فرزندان آدم، با ارتکاب انواع کفر و گناهان از شیطان اطاعت نکنید، زیرا شیطان دشمنی آشکار برای‌‌تان است، پس چگونه عاقلی از دشمنش که دشمنی خویش با او را آشکار کرده فرمان‌‌برداری می‌‌کند؟!

﴿وَأَنْ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيم [يس: ٦١]

٦١ و -ای فرزندان آدم- به شما امر کردم که تنها مرا عبادت کنید، و هیچ‌‌چیز را با من شریک نگردانید؛ زیرا عبادت و طاعت من به یگانگی، راه راستی است که به رضایت من و ورود به بهشت منجر می‌‌شود، اما شما از آنچه که شما را به آن سفارش و امر کردم فرمان‌‌برداری نکردید.

﴿وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلاًّ كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُون [يس: ٦٢]

٦٢ و به‌‌راستی‌‌که شیطان گروه زیادی از شما را گمراه کرد، پس آیا عقل‌‌هایی نداشتید که شما را به طاعت پروردگارتان و عبادت او سبحانه به یگانگی امر کند، و از طاعت شیطان که دشمنی آشکار برای‌‌تان است برحذر دارد؟!

﴿هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُون [يس: ٦٣]

٦٣ این است همان جهنمی که در دنیا به خاطر کفرتان به آن وعده داده می‌‌شدید، و از شما پنهان بود، اما امروز به چشم سر آن را می‌‌بینید.

﴿اصْلَوْهَا الْيَوْمَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُون [يس: ٦٤]

٦٤ به‌‌سبب کفرتان به الله در زندگی دنیا، امروز در آن درآیید و از حرارتش رنج ببرید.

﴿الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُون [يس: ٦٥]

٦٥ امروز بر دهان‌‌های‌‌شان مُهر می‌‌نهیم و گنگانی می‌‌شوند که نمی‌‌توانند کفر و گناهانی را که در دنیا انجام می‌‌دادند انکار کنند، و دست‌‌های‌‌شان آنچه را که در دنیا انجام می‌‌دادند به ما می‌‌گویند، و پاهای‌‌شان گناهانی را که در دنیا مرتکب می‌‌شدند و به‌‌سوی آنها می‌‌رفتند را به ما می‌‌گویند.

﴿وَلَوْ نَشَاء لَطَمَسْنَا عَلَى أَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّرَاطَ فَأَنَّى يُبْصِرُون [يس: ٦٦]

٦٦ و اگر بخواهیم بینایی‌‌شان را از بین ببریم به‌‌طور قطع این کار را انجام می‌‌دهیم، آن‌‌گاه برای رسیدن به بهشت به‌‌سوی صراط مسابقه دهند تا از آن عبور کنند، اما بعید است درحالی‌‌که بینایی‌‌شان از بین رفته است از آن عبور کنند.

﴿وَلَوْ نَشَاء لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَى مَكَانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطَاعُوا مُضِيًّا وَلاَ يَرْجِعُون [يس: ٦٧]

٦٧ و اگر تغییر آفرینش و زمین‌‌گیری آنها را بخواهیم به‌‌طور قطع آفرینش آنها را تغییر می‌‌دهیم و آنها را فلج و زمین‌‌گیر می‌‌کنیم، که نه بتوانند مکان‌‌شان را ترک کنند، و نه بتوانند رو به جلو بروند، و نه بتوانند به عقب بازگردند.

﴿وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلاَ يَعْقِلُون [يس: ٦٨]

٦٨ و به هر یک از مردم که طول عمر دهیم او را به مرحلۀ ضعف بازمی‌‌گردانیم، پس آیا با عقل‌‌های‌‌شان نمی‌‌اندیشند، و درک نمی‌‌کنند که این سرا، سرای ماندن و جاودانگی نیست، و سرای جاویدان، همان سرای آخرت است.

﴿وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِين [يس: ٦٩]

٦٩ و ما به محمد‌‌ج‌‌ شعر نیاموختیم، و نیز این امر شایسته او نیست؛ زیرا شعر از طبع او نیست، و سرشت او نیز آن را اقتضا نمی‌‌کند، تا بتوانید ادعا کنید او شاعری است، آنچه را که به او آموختیم جز اندرز و قرآنی آشکار برای کسی‌‌که در آن بیندیشد نیست.

﴿لِيُنذِرَ مَن كَانَ حَيًّا وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِين [يس: ٧٠]

٧٠ تا هرکس را که دلی زنده و بصیرتی روشن دارد بترساند، زیرا چنین کسی است که از آن سود می‌‌برد، و با برپایی حجت بر کافران با فرو فرستادن و رساندن دعوت او به آنها، به گونه‌‌ای‌‌ که عذری برای عذرخواهی آنها باقی نماند، عذاب بر کافران محقق گردد.

برخی فواید آیات:

بهشتیان با تمام آنچه که جان‌‌ها می‌‌پسندد و چشم‌‌ها از آن لذت می‌‌برند و آرزوکنندگان آن را آرزو می‌‌کنند شادمان هستند.

صاحب قلب کسی است که با قرآن تزکیه می‌‌شود و از آن بر علم و عملش افزوده می‌‌گردد.

اعضای انسان در روز قیامت علیه او گواهی می‌‌دهند.|

﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا أَنْعَامًا فَهُمْ لَهَا مَالِكُون [يس: ٧١]

٧١ آیا ندیده‌‌اند که ما چارپایانی برای‌‌شان آفریدیم، و آنها صاحب‌‌اختیار این چارپایان هستند؛ و آن‌‌‌‌گونه که مصالح آنها ایجاب ‌‌کند از آنها استفاده می‌‌کنند.

﴿وَذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَكُوبُهُمْ وَمِنْهَا يَأْكُلُون [يس: ٧٢]

٧٢ و این چارپایان را رام و فرمانبر آنها قرار دادیم، که بر پشت برخی از آنها سوار می‌‌شوند و بارهای‌‌شان را جابجا می‌‌کنند، و از گوشت برخی از آنها می‌‌خورند.

﴿وَلَهُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلاَ يَشْكُرُون [يس: ٧٣]

٧٣ و افزون بر سوار شدن بر پشت و خوردن از گوشت چهارپایان، منافعی دیگر در آنها برای‌‌شان است؛ مانند پشم‌‌ها و کرک‌‌ها و موها و قیمت‌‌هایشان؛ که از آنها فرش و لباس می‌‌سازند، و نوشیدنی‌‌هایی در آنها برای‌‌شان است به‌‌طوری‌‌که از شیرهای‌‌شان می‌‌نوشند. پس آیا از الله که این نعمت‌‌ها و سایر نعمت‌‌ها را برای‌‌شان ارزانی داشته است سپاسگزاری نمی‌‌کنند؟!

﴿وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنصَرُون [يس: ٧٤]

٧٤ و به جای الله معبودهایی برگزیده‌‌اند و آنها را به این امید عبادت می‌‌کنند که آنها را یاری رسانند و از عذاب الله نجات دهند.

﴿لاَ يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُندٌ مُّحْضَرُون [يس: ٧٥]

٧٥ این معبودها که برگزیده‌‌اند نه می‌‌توانند به خودشان یاری رسانند و نه می‌‌توانند به کسانی‌‌که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنند یاری رسانند، و آنها و بت‌‌های‌‌شان همگی در عذاب حاضر می‌‌شوند درحالی‌‌که از یکدیگر بیزاری می‌‌جویند.

﴿فَلاَ يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُون [يس: ٧٦]

٧٦ پس - ای رسول- نباید این سخن‌‌شان تو را غمگین کند که می‌‌گویند: تو فرستاده‌‌ای نیستی، یا شاعری هستی، و سایر بهتان‌‌هایی که روا می‌‌دارند. به‌‌راستی‌‌که ما آنچه را از این موضوع پنهان می‌‌دارند و آنچه را آشکار می‌‌گردانند می‌‌دانیم، و ذره‌‌ای بر ما پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی آنها را در قبال آن جزا خواهیم داد.

﴿أَوَلَمْ يَرَ الإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِين [يس: ٧٧]

٧٧ آیا انسانی‌‌که رستاخیز پس از مرگ را انکار می‌‌کند نیندیشیده که ما او را از منی آفریدیم، سپس مراحلی را پشت سر گذاشت تا اینکه متولد شد و رشد کرد، با این وجود بسیار ستیزه‌‌جو و جدال‌‌گر شده است؛ آیا این آفرینش را ندیده تا بر امکان وقوع رستاخیز راهنمایی شود؟!

﴿وَضَرَبَ لَنَا مَثَلاً وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيم [يس: ٧٨]

٧٨ این کافر غفلت و نادانی کرد و آفرینش خودش از نیستی برایش پوشیده ماند، آن‌‌گاه که برای محال‌‌دانستن رستاخیز به استخوان‌‌های پوسیده استدلال کرد، و گفت: چه کسی اینها را بازمی‌‌گرداند؟

﴿قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيم [يس: ٧٩]

٧٩ - ای محمد- در پاسخ او بگو: این استخوان‌‌های پوسیده را همان ذاتی زنده می‌‌کند که نخستین بار آن را آفرید، یعنی کسی‌‌که بار اول آن را آفرید از بازگرداندن زندگی به آن ناتوان نیست، و او سبحانه به هر آفرینشی دانا است، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿الَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ الشَّجَرِ الأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُون [يس: ٨٠]

٨٠ - ای مردم- همان ذاتی‌‌که از درخت سبز و مرطوب، آتشی را که می‌‌افروزید برای‌‌تان قرار داد، زیرا کسی‌‌که دو چیز متضاد- یعنی رطوبت آب درخت سبز، و آتش شعله‌‌ور در آن- را با یکدیگر جمع کند، بر زنده‌‌ کردن مردگان توانا است.

﴿أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَهُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيم [يس: ٨١]

٨١ آیا ذاتی‌‌که آسمان‌‌ها و زمین را با وجود بزرگی آنها آفرید بر زنده‌‌ گرداندن مردگان پس از میراندن‌‌شان توانا نیست؟ آری، به‌‌طور قطع او بر این کار توانا است، و او ذات آفریننده‌‌ای است که تمام مخلوقات را آفرید، و از آنها آگاه است، و ذره‌‌ای از آنها بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون [يس: ٨٢]

٨٢ در حقیقت کار و شأن او سبحانه این است که هرگاه بر ایجاد چیزی اراده کند به آن می‌‌گوید: باش، به‌‌ناگاه همان چیزی را که می‌‌خواهد به وجود می‌‌آید، و زنده‌‌ گرداندن و میراندن و برانگیختن و سایر اموری که می‌‌خواهد همین‌‌گونه است.

﴿فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُون [يس: ٨٣]

٨٣ پس الله از ناتوانی‌‌ای که مشرکان به او نسبت می‌‌دهند منزه و پاک است، و او ذاتی است که فرمانروایی تمام اشیاء از آنِ او است که هرگونه بخواهد در آنها تصرف می‌‌کند، و کلیدهای هر چیزی به دست او است، و در آخرت فقط به‌‌سوی او بازگردانده می‌‌شوید، آن‌‌گاه شما را در قبال اعمال‌‌تان جزا می‌‌دهد.

برخی فواید آیات:

یکی از بخشش‌‌ها و نعمت‌‌های الله بر مردم این است که دام‌‌ها را مطیع آنها قرار داده، و آنها را برای منافع مختلف رام کرده است.

فراوانی دلایل عقلی بر وقوع روز قیامت و رویگردانی مشرکان از آن.

علم او تعالی بر تمام مخلوقاتش در تمام احوال‌‌شان، و در تمام اوقات احاطه دارد، و از آنچه از بدن‌‌های مردگان که زمین کم می‌‌کند و آنچه از آن که باقی می‌‌گذارد آگاه است، و نهان و آشکار را می‌‌داند.|

سوره الصّافّات

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

منزه‌‌ دانستن الله از آنچه مشرکان به او تعالی نسبت دادند، و ابطال ادعاهای بی‌‌اساس آنها در مورد فرشتگان و جن‌‌ها.

تفسیر:

﴿وَالصَّافَّاتِ صَفًّا [الصافات: ١]

١ الله به فرشتگانی که در عبادت خویش به‌‌هم‌‌فشرده در صف ایستاده‌‌اند سوگند یاد فرمود.

﴿فَالزَّاجِرَاتِ زَجْرًا [الصافات: ٢]

٢ و به فرشتگانی که ابرها را تکان می‌‌دهند، و آنها را به هرجا که الله می‌‌خواهد ببارد می‌‌رانند سوگند یاد فرمود.

﴿فَالتَّالِيَاتِ ذِكْرًا [الصافات: ٣]

٣ و به فرشتگانی که کلام الله را تلاوت می‌‌کنند سوگند یاد فرمود.

﴿إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِد [الصافات: ٤]

٤ که - ای مردم- قطعاً معبود برحق شما ذات یگانه‌‌ای است که هیچ شریکی ندارد، و او الله است.

﴿رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِق [الصافات: ٥]

٥ پروردگار آسمان‌‌ها و زمین و آنچه میان آن دو وجود دارد، و پروردگار محل‌‌های برآمدن و فرورفتن خورشید در طول سال است.

﴿إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِب [الصافات: ٦]

٦ به‌‌راستی‌‌که ما نزدیک‌‌ترین آسمان به زمین را با زیوری زیبا یعنی ستارگانی که مانند جواهر درخشان به نظر می‌‌رسند آراستیم.

﴿وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِد [الصافات: ٧]

٧ و آسمان دنیا را از هر شیطان سرکش و خارج از طاعت با ستارگان که به آنها مورد اصابت قرار می‌‌گیرد حفظ کردیم.

﴿لاَ يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلإِ الأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِب [الصافات: ٨]

٨ این شیاطین نمی‌‌توانند به سخنان فرشتگان در آسمان گوش دهند آن‌‌گاه که دربارۀ آنچه الله از شریعت و تقدیر خویش به آنها وحی می‌‌کند با یکدیگر سخن می‌‌گویند، و از هر طرف با شهاب‌‌ها مورد اصابت قرار می‌‌گیرند.

﴿دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِب [الصافات: ٩]

٩ تا از گوش ‌‌دادن به فرشتگان به شدت رانده و دور شوند، و در آخرت عذابی دردآور و همیشگی که هیچگاه قطع نمی‌‌شود دارند.

﴿إِلاَّ مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِب [الصافات: ١٠]

١٠ مگر یکی از شیاطین چیزی به سرعت برباید، یعنی کلمه‌‌ای از آنچه ساکنان زمین از آن آگاه نشده‌‌اند و فرشتگان در مورد آن با یکدیگر گفتگو می‌‌کنند و میان آنها می‌‌چرخد، که شهابی درخشان او را تعقیب می‌‌کند و می‌‌سوزاند، و چه بسا قبل از اینکه شهاب او را بسوزاند آن کلمه را نزد برادرانش بیفکند و به کاهنان برسد، آن‌‌گاه با آن یک کلمه صد دروغ می‌‌سازند.

﴿فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لاَّزِب [الصافات: ١١]

١١ پس -ای محمد- از کافران منکر رستاخیز بپرس: آیا آنها آفرینش سخت‌‌تر و بدن‌‌های قوی‌‌تر و اعضای بزرگ‌‌تری از آسمان‌‌ها و زمین و فرشتگان که آفریدیم دارند؟ در حقیقت، ما آنها را از گِلی لیز و چسبنده آفریده‌‌ایم، پس چگونه رستاخیز را انکار می‌‌کنند، درحالی‌‌که از ماده‌‌ای ضعیف یعنی گِل لیز و چسبنده آفریده شده‌‌اند؟

﴿بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُون [الصافات: ١٢]

١٢ بلکه -ای محمد- از قدرت و تدبیر الله در امور مخلوقاتش، و از تکذیب مشرکان به رستاخیز تعجب می‌‌کنی، و این مشرکان به‌‌سبب تکذیب زیاد رستاخیز، آنچه را که در مورد رستاخیز می‌‌گویی به تمسخر می‌‌گیرند.

﴿وَإِذَا ذُكِّرُوا لاَ يَذْكُرُون [الصافات: ١٣]

١٣ و این مشرکان هرگاه به یکی از اندرزها پند داده شوند از آن پند نمی‌‌گیرند، و بهره نمی‌‌برند؛ چون دل‌‌های‌‌شان سخت شده است.

﴿وَإِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُون [الصافات: ١٤]

١٤ و هرگاه یکی از آیات پیامبر‌‌ج‌‌ را که بر راستگویی او دلالت دارد مشاهده کنند بیش از حد، تمسخر و تعجب می‌‌کنند.

﴿وَقَالُوا إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِين [الصافات: ١٥]

١٥ و می‌‌گویند: این چیزی که محمد آورده جز سحری آشکار نیست.

﴿أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُون [الصافات: ١٦]

١٦ آیا پس از اینکه مُردیم و خاک و استخوان‌‌هایی پوسیده و خشک شدیم زنده برانگیخته می‌‌شویم؟! به‌‌راستی‌‌که این امر دور از انتظار است.

﴿أَوَآبَاؤُنَا الأَوَّلُون [الصافات: ١٧]

١٧ آیا پدران نخستین ما که قبل از ما مرده‌‌اند برانگیخته می‌‌شوند؟!

﴿قُلْ نَعَمْ وَأَنتُمْ دَاخِرُون [الصافات: ١٨]

١٨ - ای محمد- در پاسخ آنها بگو: بله پس از اینکه خاک و استخوان‌‌هایی پوسیده شدید برانگیخته می‌‌شوید، و پدران نخستین شما نیز برانگیخته می‌‌شوند، و همگی برانگیخته می‌‌شوید درحالی‌‌که خوار و ذلیل هستید.

﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ فَإِذَا هُمْ يَنظُرُون [الصافات: ١٩]

١٩ و آن فقط یک دمیدن در صور (دمیدن دوم) است آن‌‌گاه همگی به هول و هراس روز قیامت می‌‌نگرند و منتظر هستند که الله چه کاری در مورد آنها انجام می‌‌دهد.

﴿وَقَالُوا يَاوَيْلَنَا هَذَا يَوْمُ الدِّين [الصافات: ٢٠]

٢٠ و مشرکان تکذیب‌‌ کنندۀ رستاخیز می‌‌گویند: وای نابود شدیم این روز جزا است که در آن الله بندگانش را براساس اعمالی‌‌که در زندگی خویش در دنیا از پیش فرستاده‌‌اند جزا می‌‌دهد.

﴿هَذَا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنتُمْ بِهِ تُكَذِّبُون [الصافات: ٢١]

٢١ آن‌‌گاه به آنها گفته می‌‌شود: این است همان روز داوری میان بندگان که در دنیا آن را انکار و تکذیب می‌‌کردید.

﴿* احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُون [الصافات: ٢٢]

٢٢ و در آن روز به فرشتگان گفته می‌‌شود: مشرکانی را که با شرک خویش ستم کردند و مشرکان مشابه و تکذیب‌‌ کنندگان همراه آنها، و بت‌‌هایی را که به جای الله عبادت می‌‌کردند گرد آورید،

﴿مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيم [الصافات: ٢٣]

٢٣ و جهنم را به آنها بشناسانید و آنها را به‌‌سوی آن راهنمایی کنید و برانید، زیرا جهنم مقصدشان است.

﴿وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُون [الصافات: ٢٤]

٢٤ و قبل از وارد کردن به جهنم، آنها را برای حسابرسی نگه دارید، زیرا آنها مورد سوال قرار می‌‌گیرند، و پس از حسابرسی آنها را به‌‌سوی جهنم برانید.

برخی فواید آیات:

تزیین آسمان دنیا با ستارگان منافعی دارد؛ از جمله: زینت دادن، و محافظت از شیطان سرکش.

اثبات صراط، یعنی همان پلی که بر روی جهنم کشیده شده است که بهشتیان از آن می‌‌گذرند، و گام‌‌های جهنمیان روی آن سُر می‌‌خورد.|

﴿مَا لَكُمْ لاَ تَنَاصَرُون [الصافات: ٢٥]

٢٥ و از روی توبیخ به آنها گفته می‌‌شود: شما را چه شده است چرا به یکدیگر یاری نمی‌‌رسانید همان‌‌گونه که در دنیا به یکدیگر یاری می‌‌رساندید، و گمان می‌‌کردید بت‌‌های‌‌تان به شما یاری می‌‌رسانند؟!

﴿بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُون [الصافات: ٢٦]

٢٦ بلکه آنها در این روز تسلیم فرمان الله و خوار هستند، و به‌‌سبب ناتوانی و نداشتنِ چاره، به یکدیگر یاری نمی‌‌رسانند.

﴿وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُون [الصافات: ٢٧]

٢٧ به یکدیگر روی می‌‌آورند و به سرزنش و نزاع با یکدیگر می‌‌پردازند و این زمانی‌‌ است که سرزنش و تنازع سودی نمی‌‌رساند.

﴿قَالُوا إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِين [الصافات: ٢٨]

٢٨ پیروان به پیشوایان می‌‌گویند: - ای بزرگان ما- به‌‌راستی‌‌که شما (برای گمراه کردن ما) با شعار دین و حق به نزد ما می‌‌آمدید و کفر و شرک به الله و ارتکاب گناهان را برایمان می‌‌آراستید، و ما را از حقیقتی که رسولان از جانب الله آوردند متنفر می‌‌ساختید.

﴿قَالُوا بَل لَّمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِين [الصافات: ٢٩]

٢٩ پیشوایان به پیروان می‌‌گویند: امر - آن‌‌گونه که ادعا می‌‌کنید- نیست خودتان بر کفر قرار داشتید و مؤمن نبودید، بلکه منکر بودید.

﴿وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًا طَاغِين [الصافات: ٣٠]

٣٠ و ای پیروان، ما هیچ تسلطی به زور یا غلبه بر شما نداشتیم تا شما را در کفر و شرک و ارتکاب گناهان قرار دهیم، بلکه خودتان مردمی متجاوز از حد در کفر و گمراهی بودید.

﴿فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَا إِنَّا لَذَائِقُون [الصافات: ٣١]

٣١ پس وعید الله در این فرموده‌‌اش: ﴿لأَمْلأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَمِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ [ص: ٨٥] «یقیناً جهنم را از تو و از کسانی که از تو پیروی کنند، پر خواهم کرد» بر ما و شما واجب شد، و از این‌‌رو - بدون تردی¬¬¬د- آنچه را که پروردگارمان با آن تهدید کرد می‌‌چشیم.

﴿فَأَغْوَيْنَاكُمْ إِنَّا كُنَّا غَاوِين [الصافات: ٣٢]

٣٢ و ما شما را به گمراهی و کفر فراخواندیم، زیرا خودمان از راه هدایت گمراه بودیم.

﴿فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُون [الصافات: ٣٣]

٣٣ پس به‌‌راستی‌‌که پیروان و پیشوایان در عذاب روز قیامت با هم شریک هستند.

﴿إِنَّا كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِين [الصافات: ٣٤]

٣٤ همان‌‌گونه که عذاب را به اینها می‌‌چشانیم، قطعاً با سایر مجرمان نیز چنین رفتار می‌‌کنیم.

﴿إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ يَسْتَكْبِرُون [الصافات: ٣٥]

٣٥ در حقیقت وقتی در دنیا کلمۀ لا إله إلا الله به این مشرکان گفته می‌‌شد تا به مقتضای آن عمل و مخالف آن را ترک کنند، از روی تکبر و برتری‌‌جویی در برابر حق آن را نمی‌‌پذیرفتند و از آن فرمان‌‌برداری نمی‌‌کردند.

﴿وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُون [الصافات: ٣٦]

٣٦ و با استدلال به کفرشان می‌‌گفتند: آیا عبادت معبودهایمان را به خاطر سخن شاعری دیوانه رها کنیم؟! منظورشان از این گفته رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ بود.

﴿بَلْ جَاء بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِين [الصافات: ٣٧]

٣٧ و به تحقیق که دروغ بزرگی ساختند، زیرا رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ مجنون و شاعر نیست، بلکه قرآنِ دعوتگر به توحید الله و پیروی رسولش را آورده، و رسولان‌‌ﻹ‌‌ را در آنچه از توحید و اثبات معاد از جانب الله آورده‌‌اند تصدیق کرده، و در هیچ موردی با آنها مخالفت نکرده است.

﴿إِنَّكُمْ لَذَائِقُو الْعَذَابِ الأَلِيم [الصافات: ٣٨]

٣٨ - ای مشرکان- به‌‌راستی‌‌که شما به‌‌سبب کفر و تکذیب رسولان عذاب دردآور روز قیامت را می‌‌چشید.

﴿وَمَا تُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [الصافات: ٣٩]

٣٩ و -ای مشرکان- جز به کفر به الله و ارتکاب گناهان که در دنیا انجام می‌‌دادید جزا داده نمی‌‌شوید.

﴿إِلاَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِين [الصافات: ٤٠]

٤٠ اما بندگان مؤمن الله که الله آنها را برای عبادت خویش خالص گرداند، و آنها عبادت را برای او تعالی خالص کردند، از این عذاب در نجات هستند.

﴿أُوْلَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُوم [الصافات: ٤١]

٤١ الله به این بندگان مخلص روزی‌‌ای می‌‌دهد که از نظر خوشمزگی و زیبایی و دوام، مشخص و ممتاز است.

﴿فَوَاكِهُ وَهُم مُّكْرَمُون [الصافات: ٤٢]

٤٢ و بخشی از این روزی آن است که از لذیذترین میوه‌‌هایی که می‌‌خوردند و می‌‌خواهند روزی داده می‌‌شوند، و افزون بر آن با بالابردن درجات و نظر به وجه بخشندۀ الله گرامی داشته می‌‌شوند.

﴿فِي جَنَّاتِ النَّعِيم [الصافات: ٤٣]

٤٣ به تمام این موارد در بهشت‌‌های پرنعمت و جاویدان و ثابتی که هرگز قطع نمی‌‌شود و از بین نمی‌‌رود می‌‌رسند.

﴿عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِين [الصافات: ٤٤]

٤٤ بر تخت‌‌هایی روبروی هم که به یکدیگر می‌‌نگرند تکیه می‌‌زنند.

﴿يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍ مِن مَّعِين [الصافات: ٤٥]

٤٥ جام‌‌های خمری که از نظر درخشندگی مانند آب جاری است گرداگرد آنها چرخانده می‌‌شود.

﴿بَيْضَاء لَذَّةٍ لِّلشَّارِبِين [الصافات: ٤٦]

٤٦ به رنگ سفید که هرکس آن را بنوشد لذت کامل را می‌‌برد.

﴿لاَ فِيهَا غَوْلٌ وَلاَ هُمْ عَنْهَا يُنزَفُون [الصافات: ٤٧]

٤٧ مانند خمر دنیا نیست، زیرا مستی‌‌ای که عقل‌‌ها را می‌‌رباید در آن وجود ندارد، و مصرف‌‌ کنندۀ آن سردرد نمی‌‌گیرد، و جسم و عقلش سالم می‌‌ماند.

﴿وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِين [الصافات: ٤٨]

٤٨ و در بهشت زنانی پاکدامن نزدشان هستند، که به غیر شوهران‌‌شان نمی‌‌نگرند، و چشمان بسیار زیبایی دارند.

﴿كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَّكْنُون [الصافات: ٤٩]

٤٩ در سفیدی رنگ‌‌های‌‌شان که با زردی آمیخته شده است گویی تخم پرنده‌‌ای حفاظت‌‌شده هستند که دستی آن را لمس نکرده است.

﴿فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُون [الصافات: ٥٠]

٥٠ و بهشتیان به یکدیگر روی می‌‌آورند و در مورد گذشتۀ خویش و آنچه در دنیا برای‌‌شان اتفاق افتاده از یکدیگر می‌‌پرسند.

﴿قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِين [الصافات: ٥١]

٥١ یکی از این مؤمنان می‌‌گوید: به‌‌راستی‌‌که من در دنیا همنشینی داشتم که رستاخیز را انکار می‌‌کرد.

برخی فواید آیات:

سبب عذاب کافران: اعمال ناپسند؛ یعنی شرک و گناهان است.

یکی از نعمت‌‌های بهشتیان این است که از اجتماع و دیدار با یکدیگر برخوردار می‌‌شوند، و این امر، کمال سرور و شادمانی است.|

﴿يَقُولُ أَئِنَّكَ لَمِنْ الْمُصَدِّقِين [الصافات: ٥٢]

٥٢ که با انکار و تمسخر به من می‌‌گفت: - ای دوست- آیا تو از تصدیق‌‌ کنندگان رستاخیز مردگان هستی؟

﴿أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَدِينُون [الصافات: ٥٣]

٥٣ آیا وقتی مردیم و خاک و استخوان‌‌هایی پوسیده شدیم برانگیخته می‌‌شویم و در برابر اعمالی‌‌که در دنیا انجام دادیم جزا داده می‌‌شویم؟

﴿قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُون [الصافات: ٥٤]

٥٤ همنشین مؤمن او به یاران بهشتی‌‌اش می‌‌گوید: با هم نگاهی بیندازیم تا سرانجام آن همنشین را که منکر رستاخیز بود ببینیم؟

﴿فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاء الْجَحِيم [الصافات: ٥٥]

٥٥ پس او می‌‌نگرد آن‌‌گاه همنشینش را در وسط جهنم می‌‌بیند.

﴿قَالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدتَّ لَتُرْدِين [الصافات: ٥٦]

٥٦ می‌‌گوید: - ای همنشین- به الله سوگند نزدیک بود که با دعوت به‌‌سوی کفر و انکار رستاخیز، مرا با ورود به جهنم نابود کنی.

﴿وَلَوْلاَ نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِين [الصافات: ٥٧]

٥٧ و اگر الله با هدایت و توفیق به ایمان بر من نعمت نبخشیده بود، به‌‌طور قطع مانند تو از حاضر شدگان در عذاب بودم.

پس از پایان سخن خویش با همنشینش که ساکن جهنم است همنشینان بهشتی‌‌اش را مورد خطاب قرار می‌‌دهد و می‌‌گوید:

﴿أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِين [الصافات: ٥٨]

٥٨ پس -ای بهشتیان- ما نمی‌‌میریم.

﴿إِلاَّ مَوْتَتَنَا الأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِين [الصافات: ٥٩]

٥٩ جز بار اول که در زندگی دنیا مُردیم، بلکه در بهشت جاویدان می‌‌مانیم، و آن‌‌گونه که کافران عذاب می‌‌شوند عذاب نمی‌‌شویم.

﴿إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم [الصافات: ٦٠]

٦٠ به‌‌راستی این جزا- یعنی ورود به بهشت و جاودانگی در آن و نجات از جهنم- که پروردگارمان به ما پاداش داد همان پیروزی بزرگی است که هیچ پیروزی‌‌ای با آن برابری نمی‌‌کند.

﴿لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلْ الْعَامِلُون [الصافات: ٦١]

٦١ عمل‌‌کنندگان باید برای چنین پاداش کار کنند، زیرا این همان تجارت سودآور است.

﴿أَذَلِكَ خَيْرٌ نُّزُلاً أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّوم [الصافات: ٦٢]

٦٢ آیا نعمت‌‌های مذکور که الله برای آن دسته از بندگانش که آنها را برای طاعت خویش خالص گردانیده، بهتر و دارای منزلت و مرتبۀ نیکوتری است، یا درخت زقوم نفرین‌‌شده در قرآن که غذای کافران است که نه فربه می‌‌کند و نه گرسنگی را برطرف می‌‌سازد؟!

﴿إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِّلظَّالِمِين [الصافات: ٦٣]

٦٣ به‌‌راستی‌‌که این درخت را مایۀ رنج قرار دادیم و کسانی‌‌که با کفر و گناهان به خودشان ستم کرده‌‌اند با آن عذاب می‌‌شوند، چون گفتند: قطعاً آتش درخت را می‌‌خورد، پس امکان ندارد که درخت در آتش بروید.

﴿إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيم [الصافات: ٦٤]

٦٤ در حقیقت درخت زقوم درختی است که رستنگاه پلیدی دارد، زیرا از ته جهنم می‌‌روید.

﴿طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُؤُوسُ الشَّيَاطِين [الصافات: ٦٥]

٦٥ میوه‌‌اش سیمای زشتی دارد گویی سرهای شیاطین است، و زشتی سیما از زشتی درون خبر می‌‌دهد، یعنی مزۀ بدی دارد.

﴿فَإِنَّهُمْ لآكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُون [الصافات: ٦٦]

٦٦ پس کافران به‌‌طور قطع از میوۀ تلخ و زشت آن می‌‌خورند، و شکم‌‌های خالی‌‌شان را از آن پُر می‌‌کنند.

﴿ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًا مِّنْ حَمِيم [الصافات: ٦٧]

٦٧ و به‌‌راستی‌‌که پس از خوردن از این میوه، نوشیدنی غلیظ و زشت و سوزانی دارند.

﴿ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لإِلَى الْجَحِيم [الصافات: ٦٨]

٦٨ سپس بازگشت آنها به‌‌طور قطع به‌‌سوی عذاب جهنم است، یعنی از عذابی به عذابی دیگر منتقل می‌‌شوند.

﴿إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءهُمْ ضَالِّين [الصافات: ٦٩]

٦٩ به‌‌راستی‌‌که این کافران پدران‌‌شان را از راه هدایت گمراه یافتند، و از روی تقلید و نه از روی دلیل به آنها اقتدا کردند.

﴿فَهُمْ عَلَى آثَارِهِمْ يُهْرَعُون [الصافات: ٧٠]

٧٠ و رد پای پدران‌‌شان در گمراهی را به سرعت دنبال می‌‌کنند.

﴿وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الأَوَّلِين [الصافات: ٧١]

٧١ و به تحقیق که قبل از آنها بیشتر نخستینیان گمراه شده‌‌اند، پس - ای رسول- قوم تو اولین امتی نیستند که گمراه شدند.

﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِم مُّنذِرِين [الصافات: ٧٢]

٧٢ و به تحقیق‌‌که در آن امت‌‌های نخستین رسولانی فرستادیم که آنها را از عذاب الله می‌‌ترساندند، اما کفر ورزیدند.

﴿فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِين [الصافات: ٧٣]

٧٣ پس -ای رسول- بنگر که سرانجام اقوامی که رسولان‌‌شان آنها را انذار دادند اما به رسولان پاسخ مثبت ندادند چگونه بود، به‌‌راستی‌‌که به‌‌سبب کفر و تکذیب رسولان، سرانجام آنها ورود به جهنم بود که برای همیشه در آن می‌‌مانند.

﴿إِلاَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِين [الصافات: ٧٤]

٧٤ مگر کسانی از آنها که الله آنها را به ایمان خالص گرداند، که از عذابی که سرانجام این تکذیب‌‌ کنندگان کافر بود نجات می‌‌یابند.

﴿وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُون [الصافات: ٧٥]

٧٥ و به تحقیق‌‌که دعای پیامبرمان نوح÷ را اجابت کردیم آن‌‌گاه که علیه قومش چون او را تکذیب کردند دعا کرد، زیرا ما اجابت‌‌ کنندگان نیکویی هستیم، که دعای نوح÷ علیه آنها را سریع اجابت کردیم.

﴿وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيم [الصافات: ٧٦]

٧٦ و به تحقیق که او و خانواده‌‌اش و مؤمنان همراه او را از آزارهای قومش و از غرق ‌‌شدن با طوفان بزرگ که بر کافران قومش فرستاده شد نجات دادیم.

برخی فواید آیات:

دستیابی به نعمت‌‌های بهشتی رستگاری برتر است، و سزاوار است که عمل‌‌ کنندگان برای این عطا و بخشش کار کنند.

خوراک جهنمیان زقّوم است که میوۀ تلخ و بدمزه و بدبویی دارد و بلعیدنش دشوار، و خوردنش دردناک است.

الله تعالی دعای نوح‌‌÷‌‌ مبنی بر نابودی قومش را اجابت کرد، و الله بهترین مقصود و اجابت‌‌ کننده است.|

﴿وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمْ الْبَاقِين [الصافات: ٧٧]

٧٧ و فقط خانواده و پیروان مؤمن او را نجات دادیم، و سایر افراد قومش را که کافر بودند غرق کردیم.

﴿وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الآخِرِين [الصافات: ٧٨]

٧٨ و در میان امت‌‌های آینده یادی نیکو برایش باقی گذاشتیم که با آن او را می‌‌ستایند.

﴿سَلاَمٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِين [الصافات: ٧٩]

٧٩ امنیت و سلامتی است برای نوح از اینکه سخن بدی در میان امت‌‌های آینده در مورد او گفته شود، بلکه ستایش و یاد نیکو برایش باقی خواهد ماند.

﴿إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِين [الصافات: ٨٠]

٨٠ قطعاً مانند این پاداش که به نوح÷ دادیم کسانی را که به نیکویی فقط الله را عبادت و فرمان‌‌برداری کردند پاداش خواهیم داد.

﴿إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين [الصافات: ٨١]

٨١ به‌‌راستی‌‌که نوح÷ از بندگان مؤمن ما که از الله اطاعت می‌‌کنند بود.

﴿ثُمَّ أَغْرَقْنَا الآخَرِين [الصافات: ٨٢]

٨٢ سپس باقی‌‌ماندگان را با فرستادن طوفانی غرق ساختیم، و هیچ‌‌یک از آنها را باقی نگذاشتیم.

﴿* وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لإِبْرَاهِيم [الصافات: ٨٣]

٨٣ و همانا ابراهیم÷ از پیروان دین او بود که در دعوت به‌‌سوی توحید الله با او متفق هستند.

﴿إِذْ جَاء رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيم [الصافات: ٨٤]

٨٤ پس یاد کن آن‌‌گاه که با قلبی سالم از شرک درحالی‌‌که به‌‌خاطر الله در مورد مخلوقاتش خیرخواهی می‌‌کرد نزد پروردگارش آمد.

﴿إِذْ قَالَ لأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُون [الصافات: ٨٥]

٨٥ آن‌‌گاه که از روی توبیخ به پدر و قوم مشرک خویش گفت: چه چیزی به جای الله عبادت می‌‌کنید؟!

﴿أَئِفْكًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُون [الصافات: ٨٦]

٨٦ آیا معبودهایی دروغین به جای الله عبادت می‌‌کنید؟

﴿فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ الْعَالَمِين [الصافات: ٨٧]

٨٧ پس -ای قوم من- گمان‌‌تان به پروردگار جهانیان چیست وقتی در حالی با او روبرو می‌‌شوید که غیر او را عبادت می‌‌کنید؟ به نظر شما چه کاری با شما انجام خواهد داد؟!

﴿فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُوم [الصافات: ٨٨]

٨٨ و ابراهیم÷ که چاره می‌‌اندیشید از خروج همراه قومش رهایی یابد نگاهی به ستارگان انداخت.

﴿فَقَالَ إِنِّي سَقِيم [الصافات: ٨٩]

٨٩ و برای آوردن بهانه در خروج همراه قومش به‌‌سوی عیدگاه آنها گفت: من بیمار هستم.

﴿فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِين [الصافات: ٩٠]

٩٠ پس او را پشت سرشان رها کردند و رفتند.

﴿فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلاَ تَأْكُلُون [الصافات: ٩١]

٩١ آن‌‌گاه پنهانی به‌‌سوی معبودهای‌‌ قومش که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کردند رفت، و برای تمسخر معبودهای‌‌شان گفت: آیا از غذایی که مشرکان برای‌‌تان می‌‌سازند نمی‌‌خورید؟!

﴿مَا لَكُمْ لاَ تَنطِقُون [الصافات: ٩٢]

٩٢ چرا سخن نمی‌‌گویید، و به کسی‌‌که از شما سوال می‌‌پرسد پاسخ نمی‌‌دهید؟! آیا چنین چیزی به جای الله عبادت می‌‌شود؟!

﴿فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَمِين [الصافات: ٩٣]

٩٣ پس ابراهیم÷ به‌‌سوی آنها رفت و برای در هم ‌‌شکستن‌‌شان با دست راستش بر آنها ضربه می‌‌زد.

﴿فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّون [الصافات: ٩٤]

٩٤ و عبادت‌‌ کنندگان این بت‌‌ها شتابان به‌‌سوی او روی آوردند.

﴿قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُون [الصافات: ٩٥]

٩٥ ابراهیم÷ آرام و استوار با آنها روبرو شد، و از سر توبیخ به آنها گفت: آیا به جای الله معبودهایی را عبادت می‌‌کنید که آنها را با دستان خودتان می‌‌تراشید؟!

﴿وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُون [الصافات: ٩٦]

٩٦ درحالی‌‌که الله سبحانه هم خود شما، و هم اعمال‌‌تان را آفریده، و این بت‌‌ها یکی از اعمال شما هستند، پس او تعالی سزاوار است که به تنهایی عبادت شود، و دیگران با او شریک قرار داده نشوند.

﴿قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيم [الصافات: ٩٧]

٩٧ پس چون از مبارزۀ او با دلیل ناتوان ماندند به زور پناه بردند، و در مورد کاری که با ابراهیم÷ انجام دهند با یکدیگر به رایزنی پرداختند، گفتند: برایش بنایی بسازید، و آن را از هیزم پر کنید و به آتش بکشید، سپس او را در آن افکنید.

﴿فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الأَسْفَلِين [الصافات: ٩٨]

٩٨ پس قوم ابراهیم قصد بدی برای نابودی‌‌اش کردند تا از او راحت شوند، اما آنها را از زیانکاران قرار دادیم و آتش را بر ابراهیم خنک و سالم گرداندیم.

﴿وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِين [الصافات: ٩٩]

٩٩ و ابراهیم÷ گفت: قطعاً من با ترک سرزمین قوم خویش به‌‌سوی پروردگارم مهاجرت می‌‌کنم تا بتوانم او را عبادت کنم، پروردگارم به زودی مرا بر آنچه که خیر دنیا و آخرتم در آن است راهنمایی خواهد کرد.

﴿رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِين [الصافات: ١٠٠]

١٠٠ پروردگارا، فرزندی صالح به من روزی بده تا یاورم و عوض قوم من در غربت برایم باشد.

﴿فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلاَمٍ حَلِيم [الصافات: ١٠١]

١٠١ پس دعایش را برای او اجابت کردیم و خبری شادکننده به او دادیم، این‌‌گونه‌‌که فرزندی به او مژده دادیم که بزرگ می‌‌شود، و بردبار می‌‌گردد، این فرزند همان اسماعیل÷ است.

﴿فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَابُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَاأَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِين [الصافات: ١٠٢]

١٠٢ پس وقتی اسماعیل÷ جوان شد، و می‌‌توانست با پدرش به تلاش ایستد، پدرش ابراهیم÷ رؤیایی دید. و رؤیای پیامبران وحی است. ابراهیم÷ برای آگاه ‌‌کردن پسرش از مضمون این رؤیا گفت: ای پسرم، من در خواب دیدم که تو را ذبح می‌‌کنم، پس بنگر که نظرت در این مورد چیست؟، اسماعیل این‌‌گونه به پدرش پاسخ داد: ای پدرم، مرا طبق فرمان الله قربانی کن، که مرا از شکیبایان و راضی شدگان به حکم الله خواهی یافت.

برخی فواید آیات:

یکی از مظاهر نعمت‌‌بخشی بر نوح‌‌÷‌‌ : نجات او و مؤمنان همراهش، و قرار دادن فرزندانش به عنوان اصول و ریشه‌‌ها و گونه‌‌های انسان‌‌ها، و به‌‌‌‌جاگذاشتن یاد نیک و ستایش خوب از او است.

افعال انسان را الله می‌‌آفریند و بنده با اختیار خویش آنها را انجام می‌‌دهد.

براساس دلالت و ترتیب آیات فوق، قربانی اسماعیل‌‌÷‌‌ است؛ زیرا ابتدا او به ابراهیم‌‌÷‌‌ مژده داده شد، و اسحاق‌‌÷‌‌ پس از اسماعیل‌‌÷‌‌ به ابراهیم‌‌÷‌‌ مژده داده شد.

این سخن اسماعیل÷ که گفت: ﴿سَتَجِدُنِيٓ إِن شَآءَ اْللهُ مِنَ اْلصَّابِرِينَ [الصافات: ١٠٢] سبب توفیق شکیبایی او از جانب الله است؛ زیرا کار را به الله واگذار کرد.|

﴿فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِين [الصافات: ١٠٣]

١٠٣ پس آن‌‌گاه که هر دو در برابر الله فروتن و فرمان‌‌بردار شدند، ابراهیم÷ پیشانی پسرش را بر زمین افکند تا برای اجرای فرمان الهی، او را قربانی کند.

﴿وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَاإِبْرَاهِيم [الصافات: ١٠٤]

١٠٤ و به ابراهیم÷ در‌‌حالی‌‌که تلاش می‌‌کرد فرمان الله بر ذبح پسرش را اجرا کند ندا دادیم که: ای ابراهیم.

﴿قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِين [الصافات: ١٠٥]

١٠٥ قطعاً رؤیایی را که در خواب دیدی با عزم خویش بر ذبح پسرت محقق گرداندی، همانا ما - چنان‌‌که با رهانیدن تو از این مصیبت بزرگ به تو پاداش دادیم- به نیکوکاران پاداش می‌‌دهیم و آنها را از مصیبت‌‌ها و سختی‌‌ها می‌‌رهانیم.

﴿إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلاَء الْمُبِين [الصافات: ١٠٦]

١٠٦ به‌‌راستی‌‌که این همان آزمایش آشکار است، و ابراهیم÷ در آن موفق شده است.

﴿وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيم [الصافات: ١٠٧]

١٠٧ و اسماعیل÷ را با قوچی بزرگ که به جای او قربانی شود رهانیدیم.

﴿وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الآخِرِين [الصافات: ١٠٨]

١٠٨ و یادی نیکو در امت‌‌های آینده از ابراهیم÷ باقی گذاشتیم.

﴿سَلاَمٌ عَلَى إِبْرَاهِيم [الصافات: ١٠٩]

١٠٩ درودی از جانب الله برای او، و دعایی برای ایمنی از هر آسیب و آفتی.

﴿كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِين [الصافات: ١١٠]

١١٠ همان‌‌گونه که این پاداش را به ابراهیم÷ در قبال طاعتش دادیم نیکوکاران را پاداش می‌‌دهیم.

﴿إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين [الصافات: ١١١]

١١١ به‌‌راستی‌‌که ابراهیم÷ از بندگان مؤمن ما بود که آنچه را بندگی برای الله اقتضا می‌‌کند به جای می‌‌آورند.

﴿وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَقَ نَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِين [الصافات: ١١٢]

١١٢ و او را به پاداش فرمان‌‌برداری از الله در قربانی‌‌ کردن تنها فرزندش، اسماعیل÷، به فرزندی دیگر که پیامبر و بنده‌‌ای صالح می‌‌شود یعنی اسحاق÷ مژده دادیم.

﴿وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَقَ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِين [الصافات: ١١٣]

١١٣ و بر او و پسرش اسحاق÷ برکتی از جانب خویش فرو فرستادیم، و نعمت‌‌ها از جمله افزایش فرزندان‌‌شان را بر آنها زیاد کردیم، و از نسل آن دو برخی با طاعت خویش برای پروردگارش نیکوکار بودند، و برخی با کفر و ارتکاب گناهان، آشکارا بر خویش ستم می‌‌کردند.

﴿وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُون [الصافات: ١١٤]

١١٤ و به تحقیق که بر موسی و بردارش هارون علیهما السلام با نبوت منت نهادیم.

﴿وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيم [الصافات: ١١٥]

١١٥ و آن دو و قوم‌‌شان بنی‌‌اسرائیل را از بردگی فرعون و غرق‌‌ شدن رهانیدیم.

﴿وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِين [الصافات: ١١٦]

١١٦ و آنها را بر فرعون و لشکریانش پیروز کردیم، تا بر دشمن‌‌شان چیره شدند.

﴿وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِين [الصافات: ١١٧]

١١٧ و به موسی و برادرش هارون علیهما السلام تورات را کتابی آشکار و بدون هیچ ابهامی از جانب الله عطا کردیم.

﴿وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيم [الصافات: ١١٨]

١١٨ و آن دو را به راه راستی که هیچ انحرافی در آن نیست هدایت کردیم، یعنی راه دین اسلام که به رضایت آفریدگار سبحانه منجر می‌‌شود.

﴿وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِي الآخِرِين [الصافات: ١١٩]

١١٩ و یادی نیک و ستایشی پاکیزه در امت‌‌های آینده برای آن دو باقی گذاشتیم.

﴿سَلاَمٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُون [الصافات: ١٢٠]

١٢٠ درودی از جانب الله برای شادی و تمجید از آن دو و دعای ایمنی‌‌شان از هر امر ناگواری.

﴿إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِين [الصافات: ١٢١]

١٢١ در حقیقت همان‌‌گونه که این پاداش نیکو را به موسی و هارون علیهما السلام دادیم به کسانی‌‌که به نیکویی از پروردگارشان اطاعت کردند پاداش می‌‌دهیم.

﴿إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين [الصافات: ١٢٢]

١٢٢ به‌‌راستی‌‌که موسی و هارون از بندگان مؤمن به الله و عاملان به آنچه برای‌‌شان تشریع کرد بودند.

﴿وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنْ الْمُرْسَلِين [الصافات: ١٢٣]

١٢٣ و به یقین که الیاس÷ از فرستاده ‌‌شدگان پروردگارش بود، که الله با نبوت و رسالت بر آنها نعمت بخشید.

﴿إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلاَ تَتَّقُون [الصافات: ١٢٤]

١٢٤ آن‌‌گاه که به قوم خویش از بنی‌‌اسرائیل که به‌‌سوی آنها فرستاده شد گفت: ای قوم من، آیا با اجرای اوامر الله از جمله توحید، و اجتناب از نواهی او مانند شرک، تقوای او تعالی را پیشه نمی‌‌کنید؟!

﴿أَتَدْعُونَ بَعْلاً وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِين [الصافات: ١٢٥]

١٢٥ آیا به جای الله تندیس‌‌تان بَعل را عبادت می‌‌کنید، و عبادت الله را که بهترین آفرینندگان است رها می‌‌کنید؟!

﴿وَاللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الأَوَّلِين [الصافات: ١٢٦]

١٢٦ و الله همان پروردگارتان است که شما را آفرید، و پیش از آفرینش شما پدران‌‌تان را آفرید، پس او سزاوار عبادت است، نه بت‌‌هایی که هیچ سود و زیانی نمی‌‌رسانند.

برخی فواید آیات:

﴿فَلَمَّآ أَسْلَمَا [الصافات: ١٠٣] دلالت دارد بر اینکه ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام به‌‌طور کامل در برابر امر الله تعالی تسلیم بودند.

یکی از مقاصد شریعت، آزاد سازی بندگان از بندگی انسان‌‌ها است.

یاد نیک و تمجید به شایستگی از جمله نعمت‌‌های به تعجیل ‌‌افتاده در دنیا هستند.|

﴿فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُون [الصافات: ١٢٧]

١٢٧ پس قومش کاری نکردند جز اینکه او را تکذیب کردند، و به‌‌سبب تکذیب در عذاب حاضر می‌‌شوند.

﴿إِلاَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِين [الصافات: ١٢٨]

١٢٨ مگر کسی از قومش که با اخلاص برای الله در عبادت خویش مؤمن بود؛ که از عذاب نجات می‌‌یابد.

﴿وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الآخِرِين [الصافات: ١٢٩]

١٢٩ و ستایشی نیکو و یادی پاکیزه در امت‌‌های آینده برایش باقی گذاشتیم.

﴿سَلاَمٌ عَلَى إِلْ يَاسِين [الصافات: ١٣٠]

١٣٠ درود و ستایشی از جانب الله برای الیاس.

﴿إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِين [الصافات: ١٣١]

١٣١ به‌‌راستی همان‌‌گونه که این پاداش نیکو را به الیاس دادیم به بندگان مؤمن و نیکوکار خویش پاداش می‌‌دهیم.

﴿إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِين [الصافات: ١٣٢]

١٣٢ به‌‌راستی‌‌که الیاس÷ از بندگان مؤمن واقعی و راستین در ایمان به پروردگارشان بود.

﴿وَإِنَّ لُوطًا لَّمِنَ الْمُرْسَلِين [الصافات: ١٣٣]

١٣٣ و به یقین لوط÷ از رسولان الله بود که آنها را بشارت ‌‌دهنده و انذار دهنده به‌‌سوی اقوام‌‌شان فرستاد.

﴿إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِين [الصافات: ١٣٤]

١٣٤ پس به یاد آور آن‌‌گاه که او و تمام خانواده‌‌اش را از عذاب فرستاده‌‌ شده بر قومش نجات دادیم.

﴿إِلاَّ عَجُوزًا فِي الْغَابِرِين [الصافات: ١٣٥]

١٣٥ مگر همسر او را، که عذاب قومش این زن را فراگرفت؛ چون مانند آنها کافر بود.

﴿ثُمَّ دَمَّرْنَا الآخَرِين [الصافات: ١٣٦]

١٣٦ سپس باقی‌‌ماندگان قومش را که او را تکذیب کردند، و آنچه را آورده بود تصدیق نکردند نابود کردیم.

﴿وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِين [الصافات: ١٣٧]

١٣٧ و - ای ساکنان مدینه- به‌‌راستی‌‌که شما در سفرهای‌‌تان به‌‌سوی شام هنگام صبح از منازل آنها می‌‌گذرید.

﴿وَبِاللَّيْلِ أَفَلاَ تَعْقِلُون [الصافات: ١٣٨]

١٣٨ و شبانه نیز بر آنها می‌‌گذرید، پس آیا نمی‌‌اندیشید، و از عذابی که پس از تکذیب و کفر و ارتکاب فاحشه‌‌ای که قبل از آنها کسی مرتکب نشده بود گرفتار شدند پند نمی‌‌گیرید؟!

﴿وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِين [الصافات: ١٣٩]

١٣٩ و به تحقیق که بندۀ ما یونس÷ از رسولان الله بود که آنها را بشارت ‌‌دهنده و انذار دهنده به‌‌سوی اقوام‌‌شان فرستاد.

﴿إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُون [الصافات: ١٤٠]

١٤٠ آن‌‌گاه که بدون اذن پروردگارش از قوم خویش گریخت، و سوار کشتی‌‌ای پُر از مسافر و کالا شد.

﴿فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنْ الْمُدْحَضِين [الصافات: ١٤١]

١٤١ و نزدیک بود کشتی به‌‌سبب پُری غرق شود، و مسافران از ترس غرق‌‌شدن کشتی به‌‌سبب مسافران زیاد، قرعه انداختند تا برخی از آنها را به دریا افکنند، پس یونس÷ از این مغلوب‌‌شدگان بود، و او را در دریا افکندند.

﴿فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيم [الصافات: ١٤٢]

١٤٢ وقتی او را در دریا افکندند ماهی او را گرفت، و بلعید، درحالی‌‌که سزاوار سرزنش بود؛ چون بدون اذن پروردگارش به دریا رفته بود.

﴿فَلَوْلاَ أَنَّهُ كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِين [الصافات: ١٤٣]

١٤٣ و اگر یونس قبل از این مصیبت از کسانی نبود که الله را بسیار ذکر می‌‌کنند، و اگر در شکم ماهی تسبیح نمی‌‌گفت.

﴿لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُون [الصافات: ١٤٤]

١٤٤ به‌‌طور قطع تا روز قیامت در شکم ماهی می‌‌ماند و همان‌‌جا قبرش می‌‌شد.

﴿* فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاء وَهُوَ سَقِيم [الصافات: ١٤٥]

١٤٥ پس او را از شکم ماهی به زمینی خالی از درخت و بنا افکندیم، درحالی‌‌که به خاطر ماندن مدت‌‌زمانی در شکم ماهی بدنش ضعیف شده بود.

﴿وَأَنبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِّن يَقْطِين [الصافات: ١٤٦]

١٤٦ و در آن زمین تهی و خلوت، درخت کدویی برایش رویانیدیم تا از آن سایه بگیرد و بخورد.

﴿وَأَرْسَلْنَاهُ إِلَى مِئَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُون [الصافات: ١٤٧]

١٤٧ و او را به‌‌سوی قومش درحالی‌‌که صد هزار نفر، بلکه بیشتر بودند فرستادیم.

﴿فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِين [الصافات: ١٤٨]

١٤٨ پس به آنچه که آورد ایمان آوردند و تصدیق کردند، و الله آنها را در زندگی دنیا بهره‌‌مند کرد تا اینکه اجل‌‌های مشخص آنها به پایان رسید.

﴿فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُون [الصافات: ١٤٩]

١٤٩ پس - ای محمد- برای اعتراض از مشرکان بپرس: آیا دختران را که نمی‌‌پسندید برای الله قرار می‌‌دهید، و پسران را که دوست دارید برای خودتان قرار می‌‌دهید؟! این چه تقسیمی است؟!

﴿أَمْ خَلَقْنَا الْمَلاَئِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُون [الصافات: ١٥٠]

١٥٠ چگونه ادعا کردند که فرشتگان دختر هستند، درحالی‌‌که نه هنگام آفرینش فرشتگان حاضر بوده‌‌اند، و نه آنها را دیده‌‌اند؟!

﴿أَلاَ إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُون [الصافات: ١٥١]

١٥١ بدانید که مشرکان با بستن دروغ و افترا بر الله.

﴿وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُون [الصافات: ١٥٢]

١٥٢ به او تعالی فرزند نسبت می‌‌دهند، و به‌‌راستی‌‌که آنها در این ادعا دروغگو هستند.

﴿أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِين [الصافات: ١٥٣]

١٥٣ آیا الله برای خودش دختران را که شما آنها را نمی‌‌پسندید بر پسران که آنها را دوست دارید ترجیح داده است؟! هرگز.

برخی فواید آیات:

یکی از سنت‌‌های الهی که هیچ تبدیل و تغییری نمی‌‌پذیرد: نجات‌‌ دادن مؤمنان و نابود کردن کافران است.

ضرورت اندرز و پند گرفتن از سرانجام کسانی‌‌که رسولان‌‌ﻹ‌‌ را تکذیب کردند تا مصیبتی که به آنها رسید دیگران را فرا نگیرد.

جواز شرعی قرعه به‌‌سبب این فرمودۀ الله تعالی: ﴿فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنَ اْلْمُدْحَضِينَ [الصافات: ١٤١].|

﴿مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُون [الصافات: ١٥٤]

١٥٤ - ای مشرکان- شما را چه شده است که این حکم ستمکارانه را صادر می‌‌کنید که دختران را برای الله، و پسران را برای خودتان قرار می‌‌دهید؟!

﴿أَفَلاَ تَذَكَّرُون [الصافات: ١٥٥]

١٥٥ آیا بطلان این اعتقاد فاسد خویش را یادآور نمی‌‌شوید؟! زیرا اگر یادآور می‌‌شدید هرگز این سخن را نمی‌‌گفتید.

﴿أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِين [الصافات: ١٥٦]

١٥٦ یا بر این سخن دلیلی آشکار و برهانی واضح از کتابی یا رسولی دارید؟!

﴿فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [الصافات: ١٥٧]

١٥٧ پس کتابتان را که دلیل این امر را برای‌‌تان دارد بیاورید اگر در این ادعا راستگو هستید.

﴿وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُون [الصافات: ١٥٨]

١٥٨ و مشرکان میان الله و فرشتگان که از آنها پوشیده هستند رابطۀ نَسَبی قرار دادند چون ادعا کردند فرشتگان دختران الله هستند، و به تحقیق که فرشتگان دانسته‌‌اند الله مشرکان را برای حسابرسی حاضر خواهد ساخت.

﴿سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُون [الصافات: ١٥٩]

١٥٩ الله از فرزند و شریک و سایر مواردی که سزاوار او سبحانه نیست و مشرکان او تعالی را با آنها توصیف می‌‌کنند پاک و منزه است.

﴿إِلاَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِين [الصافات: ١٦٠]

١٦٠ مگر بندگان مخلص الله؛ که آنها الله را فقط به صفات جلال و کمال که سزاوار او سبحانه است توصیف می‌‌کنند.

﴿فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُون [الصافات: ١٦١]

١٦١ پس -ای مشرکان- شما و آنچه که به جای الله عبادت می‌‌کنید.

﴿مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِين [الصافات: ١٦٢]

١٦٢ هیچ‌‌کس را از دین حق گمراه نمی‌‌سازید.

﴿إِلاَّ مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيم [الصافات: ١٦٣]

١٦٣ مگر کسی‌‌که الله بر او حکم کرده که ساکن جهنم است، زیرا الله حکم خویش را در مورد او اجرا می‌‌کند و او کفر می‌‌ورزد، و وارد جهنم می‌‌شود، اما شما و معبودهای‌‌تان هیچ قدرتی بر این کار ندارید.

﴿وَمَا مِنَّا إِلاَّ لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُوم [الصافات: ١٦٤]

١٦٤ و فرشتگان به منظور بیان بندگی خویش برای الله، و اعلام بیزاری خویش از ادعای مشرکان، گفتند: و هیچ‌‌یک از ما نیست مگر اینکه جایگاهی مشخص در عبادت و طاعت الله دارد.

﴿وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّون [الصافات: ١٦٥]

١٦٥ و به‌‌راستی‌‌که ما - فرشتگان- در صف‌‌هایی در عبادت و طاعت الله ایستاده‌‌ایم،

﴿وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُون [الصافات: ١٦٦]

١٦٦ و به تحقیق که ما الله را از صفات و توصیف‌‌هایی که سزاوار او تعالی نیست پاک می‌‌دانیم.

﴿وَإِنْ كَانُوا لَيَقُولُون [الصافات: ١٦٧]

١٦٧ و به‌‌راستی‌‌که مشرکان ساکن مکه پیش از بعثت محمد‌‌ج‌‌ می‌‌گفتند:

﴿لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْرًا مِّنْ الأَوَّلِين [الصافات: ١٦٨]

١٦٨ اگر نزد ما کتابی از کتاب‌‌های نخستین، مانند تورات باشد،

﴿لَكُنَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِين [الصافات: ١٦٩]

١٦٩ به‌‌طور قطع عبادت را برای الله خالص می‌‌گردانیم،

﴿فَكَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ يَعْلَمُون [الصافات: ١٧٠]

١٧٠ درحالی‌‌که در این سخن دروغ می‌‌گفتند، چون محمد‌‌ج‌‌ قرآن را برای‌‌شان آورد اما به آن کفر ورزیدند، پس به زودی از عذاب سختی که در قیامت در انتظارشان است آگاه خواهند شد.

﴿وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِين [الصافات: ١٧١]

١٧١ و به‌‌راستی وعدۀ ما از پیش صادر شده است که هیچ تغییر دهنده‌‌ و بازدارنده‌‌ای ندارد

﴿إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُون [الصافات: ١٧٢]

١٧٢ که رسولان ما بر دشمنان‌‌شان به‌‌وسیله حجت و نیرویی که الله به آنها عنایت فرموده است یاری‌‌شده و پیروز هستند.

﴿وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُون [الصافات: ١٧٣]

١٧٣ و بی‌‌گمان پیروزی از آنِ لشکر ما است که در راه الله می‌‌جنگند تا کلمه الله برتر باشد.

﴿فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِين [الصافات: ١٧٤]

١٧٤ پس - ای رسول- از این مشرکان ستیزه‌‌جو تا مدتی‌‌که الله از سررسید آن آگاه است روی گردان تا زمان عذاب‌‌شان فرا رسد.

﴿وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُون [الصافات: ١٧٥]

١٧٥ و به آنها بنگر وقتی‌‌ عذاب بر آنها نازل می‌‌شود، آن‌‌گاه که دیدن سودی به آنها نمی‌‌رساند بینا خواهند شد.

﴿أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُون [الصافات: ١٧٦]

١٧٦ آیا این مشرکان خواستار تعجیل در عذاب الله هستند؟!

﴿فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاء صَبَاحُ الْمُنذَرِين [الصافات: ١٧٧]

١٧٧ وقتی‌‌ عذاب الله بر آنها فرود آید چه صبح بدی خواهند داشت.

﴿وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِين [الصافات: ١٧٨]

١٧٨ و - ای رسول- از آنها روی گردان تا الله به عذاب‌‌شان حکم کند.

﴿وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُون [الصافات: ١٧٩]

١٧٩ و بنگر که اینها عذاب و کیفر الله را که به آنها می‌‌رسد خواهند دید.

﴿سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُون [الصافات: ١٨٠]

١٨٠ - ای محمد- منزه است پروردگار تو، پروردگار قدرت، و از صفات نقصی که مشرکان او را توصیف می‌‌کنند پاک است.

﴿وَسَلاَمٌ عَلَى الْمُرْسَلِين [الصافات: ١٨١]

١٨١ و درود و ستایش الله بر رسولان گرامی او.

﴿وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين [الصافات: ١٨٢]

١٨٢ و تمام ستایش‌‌ها از آنِ الله است، زیرا تمام ستایش‌‌ها سزاوار او است، و او پروردگار تمام جهانیان است، و جز او هیچ پروردگاری ندارند.

برخی فواید آیات:

یکی از سنت‌‌های الله این است که رسولان و وارثان آنها با استدلال و غلبه پیروز می‌‌شوند، و در آیات فوق برای کسی‌‌که شایستگی قرار گرفتن در لشکر الله را دارد، مژده‌‌ای بزرگ بر چیره‌‌ شدن و پیروزی وجود دارد.

آیات فوق ناتوانی مشرکان و معبودهای‌‌شان از گمراه‌‌ کردن حتی یک نفر را بیان می‌‌کند، و به بندگان مخلص الله مژده می‌‌دهد که الله به قدرت خویش آنها را از گمراه‌‌سازی گمراهانِ گمراه‌‌ کننده نجات می‌‌دهد.|

سوره ص

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان مجادله و منازعه به باطل و سرانجامِ آن.

تفسیر:

﴿ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْر [ص: ١]

١ ﴿صٓۚ [ص: ١] سخن در مورد حروف شبیه این حرف از حروف مقطعه در ابتدای سورۀ بقره بیان شد. به قرآن که مشتمل است بر پند دادن مردم به آنچه در دنیا و آخرت‌‌شان به آنها نفع می‌‌رساند سوگند یاد فرمود، که امر آن‌‌گونه که این مشرکان گمان می‌‌کنند نیست که الله شریکانی دارد.

﴿بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاق [ص: ٢]

٢ اما کافران در تعصّب و رویگردانی از یگانگی الله، و دشمنی و ستیزه‌‌جویی با محمد‌‌ج‌‌ هستند.

﴿كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلاَتَ حِينَ مَنَاص [ص: ٣]

٣ پیش از اینها چه بسیار نسل‌‌هایی را که چون رسولان‌‌شان را تکذیب کردند نابود کردیم و هنگام نزول عذاب برای طلب یاری به فریاد خواندند، اما زمان رهایی آنها از عذاب نبود که یاری‌‌ خواستن از آن سودی برای‌‌شان برساند.

﴿وَعَجِبُوا أَن جَاءهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّاب [ص: ٤]

٤ و چون رسولی از خودشان نزدشان آمده که آنها را از عذاب الله در صورتی‌‌که بر کفرشان ادامه دهند می‌‌ترساند تعجب می‌‌کنند، و کافران هنگامی‌‌که دلایل راستگویی آنچه محمد‌‌ج‌‌ آورده بود را دیدند گفتند: این مردی ساحر است که مردم را سحر می‌‌کند، و در این ادعا که فرستاده‌‌ای از جانب الله است و به او وحی می‌‌شود بسیار دروغگو است.

﴿أَجَعَلَ الآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَاب [ص: ٥]

٥ آیا این مرد معبودان متعدد را معبودی یگانه قرار داده است؟! به‌‌راستی‌‌که این کارش در نهایت شگفتی است.

﴿وَانطَلَقَ الْمَلأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَاد [ص: ٦]

٦ سران و بزرگان‌‌شان راه افتادند و به پیروان خویش گفتند: بر آنچه که بودید ادامه دهید، و در دین محمد وارد نشوید، و بر عبادت معبودهای‌‌تان استواری کنید، زیرا عبادت یک معبود که محمد شما را به‌‌سوی آن فرا می‌‌خواند کاری از پیش طراحی شده است که می‌‌خواهد با آن بر ما برتری یابد و ما پیروانش باشیم.

﴿مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلاَّ اخْتِلاَق [ص: ٧]

٧ یگانگی الله را که محمد ما را به آن فرامی‌‌خواند نه در آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم شنیده‌‌ایم، و نه در آیین عیسی؛ و این را که از او شنیدیم جز دروغ و افترا نیست.

﴿أَأُنزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّن ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَاب [ص: ٨]

٨ آیا سزاوار است که از میان ما قرآن بر او نازل، و به او اختصاص داده شود، و بر ما که سران و بزرگان هستیم نازل نشود. بلکه این مشرکان از وحیی که بر تو نازل می‌‌شود در شک و تردید هستند، و هنوز عذاب الله را نچشیده‌‌اند، و از مهلت‌‌داده‌‌شدن به آنها فریب خورده‌‌اند، و اگر عذاب الله را می‌‌چشیدند هرگز بر کفر و شرک به الله و تردید در آنچه بر تو وحی می‌‌شود گستاخی نمی‌‌کردند.

﴿أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّاب [ص: ٩]

٩ مگر نزد این مشرکان تکذیب‌‌ کننده، گنجینه‌‌های بخشش پروردگارت است، همان ذات شکست ‌‌ناپذیری که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، ذاتی‌‌که آنچه بخواهد برای هرکس بخواهد می‌‌بخشد، و یکی از گنجینه‌‌های بخشش او نبوت است، که آن را به هرکس بخواهد می‌‌بخشد، و هرگز در اختیار اینها نیست که آن را به هرکس بخواهند بدهند و از هرکس بخواهند بازدارند.

﴿أَمْ لَهُم مُّلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَلْيَرْتَقُوا فِي الأَسْبَاب [ص: ١٠]

١٠ یا فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین و آنچه در میان آن دو وجود دارد برای آنها است؟ تا این حق را به آنها بدهد که ببخشند و محروم کنند؟ اگر این ادعا را دارند پس اسباب رساننده به آسمان را برگیرند تا بر حکم به محروم‌‌ کردن یا بخشیدنی که اراده می‌‌کنند قدرت یابند، حال آنکه هرگز نمی‌‌توانند این کار را انجام دهند.

﴿جُندٌ مَّا هُنَالِكَ مَهْزُومٌ مِّنَ الأَحْزَاب [ص: ١١]

١١ این تکذیب‌‌ کنندگانِ محمد‌‌ج‌‌ لشکری شکست ‌‌خورده هستند همانند لشکریان پیشین که رسولان‌‌شان را تکذیب کردند.

﴿كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الأَوْتَاد [ص: ١٢]

١٢ اینها نخستین تکذیب‌‌ کننده نیستند؛ زیرا پیش از آنها قوم نوح، و عاد و فرعون که میخ‌‌هایی داشت و با آنها مردم را عذاب می‌‌کرد نیز تکذیب کردند.

﴿وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ الأَيْكَةِ أُوْلَئِكَ الأَحْزَاب [ص: ١٣]

١٣ و ثمود و قوم لوط و قوم شعیب تکذیب کردند، اینها همان احزابی هستند که بر تکذیب رسولان‌‌شان و کفر به آنچه رسولان آوردند گروه گروه شدند.

﴿إِن كُلٌّ إِلاَّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَاب [ص: ١٤]

١٤ تمام این گروه‌‌ها رسولان را تکذیب کردند، آن‌‌گاه عذاب الله بر آنها سزاوار شد و کیفرش به آنها رسید هر چند تا مدتی به تأخیر افتاد.

﴿وَمَا يَنظُرُ هَؤُلاَء إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً مَّا لَهَا مِن فَوَاق [ص: ١٥]

١٥ و این تکذیب‌‌ کنندگان محمد‌‌ج‌‌ انتظار نمی‌‌برند مگر آن‌‌گاه که برای بار دوم در صور دمیده شود که هیچ بازگشتی در آن نیست، و اگر بر تکذیب محمد‌‌ج‌‌ بمیرند عذاب بر آنها واقع می‌‌شود.

﴿وَقَالُوا رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسَاب [ص: ١٦]

١٦ و از روی تمسخر گفتند: پروردگارا، سهم ما از عذاب را قبل از روز قیامت در زندگی دنیا عاجل به ما بده.

برخی فواید آیات:

الله به قرآن عظیم سوگند یاد فرمود، پس واجب است که با ایمان و تصدیق، و روی ‌‌آوردن بر استخراج معانی‌‌اش با آن روبرو شد.

مقیاس‌‌های مادی در اذهان مشرکان غلبه یافت که نزول وحی را بر سران و بزرگان خواستند.

سبب رویگردانی کفار از ایمان: تکبر و گردن‌‌کشی و برتری‌‌جویی از پیروی حق است.|

﴿اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّاب [ص: ١٧]

١٧ - ای رسول- در برابر سخنان این تکذیب‌‌ کنندگان که مورد پسند تو نیست شکیبایی کن، و بندۀ ما داود صاحب قدرت در پیکار با دشمنانش و شکیبا بر طاعت الله را به یاد آور، به‌‌راستی‌‌که او بسیار بازگشت‌‌ کننده به‌‌سوی الله با توبه، و عمل به آنچه او تعالی را راضی می‌‌سازد بود.

﴿إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالإِشْرَاق [ص: ١٨]

١٨ ما کوه‌‌ها را برای داود مسخر ساختیم که همراه او در پایان روز و اول روز هنگام اشراق تسبیح می‌‌گفتند.

﴿وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَّهُ أَوَّاب [ص: ١٩]

١٩ و پرندگان را مهارشده در هوا مسخر کردیم، که همگی آنها فرمان‌‌بردارانه و به پیروی از او تسبیح می‌‌گفتند.

﴿وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَاب [ص: ٢٠]

٢٠ و پادشاهی‌‌اش را با هیبت و نیرو و پیروزی بر دشمنان که به او بخشیدیم تقویت کردیم، و نبوت و درستی در امور را به او بخشیدیم، و در هر مبحثی بیانی درست، و کلام و حکمِ فیصله‌‌ کننده به او عطا کردیم.

﴿* وَهَلْ أَتَاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَاب [ص: ٢١]

٢١ - ای رسول- آیا خبر دو نزاع ‌‌کننده آن‌‌گاه که بر (دیوار) عبادتگاه داود÷ بالا رفتند به تو رسیده است.

﴿إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لاَ تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُم بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلاَ تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاء الصِّرَاط [ص: ٢٢]

٢٢ که ناگهانی نزد داود÷ وارد شدند، و او از ورود آنها نزد خودش به صورت ناگهانی و به این طریق غیر طبیعی ترسید، و وقتی به ترس او پی بردند گفتند: نترس، زیرا ما دو طرف دعوا هستیم که یکی از ما بر دیگری ستم کرده است، پس به عدالت میان ما داوری کن، و در داوریت بر ما ستم روا مدار، و ما را به راه راست و درست راهنمایی کن.

﴿إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَاب [ص: ٢٣]

٢٣ یکی از طرفَین دعوا به داود÷ گفت: این مرد برادرم است، که نود و نُه میش دارد، و من فقط یک میش دارم، و از من خواسته که تنها میشم را به او بدهم، و در سخنوری و استدلال بر من چیره شده است.

﴿قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنْ الْخُلَطَاء لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَاب * [ص: ٢٤]

٢٤ داود÷ میان آن دو حکم کرد و خطاب به شاکی گفت: قطعاً برادرت که از تو خواسته میش خود را بر میش‌‌هایش بیفزایی بر تو ستم کرده است، و به‌‌راستی‌‌که بسیاری از شریکان با گرفتن حق شریک و رعایت‌‌ نکردن انصاف، بر یکدیگر ستم می‌‌کنند، مگر مؤمنانی که اعمال صالح انجام می‌‌دهند که آنها در برابر شریکان خود انصاف را رعایت می‌‌کنند و بر آنها ستم روا نمی‌‌دارند، و چنین شریکانی اندک هستند، و داود یقین پیدا کرد که ما با این خصومت او را آزموده‌‌ایم، پس از پروردگارش طلب آمرزش کرد و برای نزدیکی ‌‌جستن به الله تعالی به سجده افتاد، و به‌‌سوی او توبه کرد.

﴿فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآب [ص: ٢٥]

٢٥ آن‌‌گاه دعایش را پذیرفتیم و او را بخشیدیم، و به‌‌راستی‌‌که او نزد ما از مقربان بود، و در آخرت سرنوشت نیکویی دارد.

﴿يَادَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَاب [ص: ٢٦]

٢٦ ای داود، به‌‌راستی‌‌که ما تو را در زمین خلیفه قرار دادیم که احکام و قضایای دینی و دنیوی را اجرا می‌‌کنی، پس به عدالت میان مردم داوری کن، و در این راه از هوس پیروی نکن؛ این‌‌گونه که به‌‌سبب خویشاوندی، یا دوستی به‌‌سوی یکی از دو طرف دعوی تمایل پیدا کنی، یا به‌‌سبب دشمنی از او روی گردانی، و هوس، تو را از راه راست الله بازدارد، زیرا کسانی‌‌که از راه راست الله گمراه می‌‌شوند به‌‌سبب اینکه روز قیامت را فراموش می‌‌کنند عذابی سخت دارند؛ زیرا اگر این روز را به یاد می‌‌آوردند و از آن می‌‌ترسیدند به‌‌طور قطع به هوس‌‌های‌‌شان بازنمی‌‌گشتند.

برخی فواید آیات:

بیان فضائل پیامبر الله داود÷ و نشانه‌‌هایی که الله به او اختصاص داده است.

پیامبران - صلوات الله و سلامه علیهم- در آنچه که از جانب الله تعالی ابلاغ می‌‌کنند معصوم هستند؛ زیرا هدف رسالت فقط از این طریق حاصل می‌‌شود، اما گاهی برخی ضرورت‌‌های طبیعی بر اثر فراموشی یا غفلت از حکم از آنها سر می‌‌زند، اما الله به لطف خویش آنها را درمی‌‌یابد و کارشان را اصلاح می‌‌کند.

برخی علما به این فرموده: ﴿وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ اْلْخُلَطَآءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ [ص: ٢٤] بر مشروعیت شرکت میان دو نفر یا بیشتر استدلال کرده‌‌اند.

پایبندی به ادب هنگام ورود نزد فضلا و بزرگان سزاوار است.|

﴿وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلاً ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّار [ص: ٢٧]

٢٧ و آسمان و زمین را بیهوده نیافریدیم، این گمان کسانی است که کفر ورزیدند. پس وای بر این کافران که این گمان را می‌‌برند از عذاب جهنم در روز قیامت اگر بر حال کفر و گمان بدی که بر الله دارند بمیرند.

﴿أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّار [ص: ٢٨]

٢٨ کسانی را که به الله ایمان آورده‌‌اند و از رسولش پیروی کرده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند هرگز مانند کسانی‌‌که با کفر و گناهان در زمین فساد برپا کرده‌‌اند قرار نخواهیم داد، و پرهیزگاران که اوامر پروردگارشان را اجرا و از نواهی‌‌اش اجتناب می‌‌کنند را مانند کافران و منافقان غوطه‌‌ور در گناهان قرار نمی‌‌دهیم؛ زیرا یکسان قراردادن این دو، ستمی است که سزاوار الله نیست، بلکه الله مؤمنان پرهیزگار را به ورود به بهشت پاداش می‌‌دهد، و کافران بدبخت را با ورود به آتش کیفر می‌‌کند؛ زیرا آنها نزد الله یکسان نیستند، در نتیجه جزای یکسانی نزد او تعالی ندارند.

﴿كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الأَلْبَاب [ص: ٢٩]

٢٩ به‌‌راستی‌‌که این قرآن کتابی پر خیر و منفعت است که آن را به‌‌سوی تو نازل کردیم، تا مردم در آیاتش بیندیشند و در معانی‌‌اش تفکر کنند، و به این هدف که اشخاص تیزهوش‌‌ و روشنفکر از آن پند گیرند.

﴿وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَيْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّاب [ص: ٣٠]

٣٠ و به احسان و لطفی از جانب خویش بر داود، پسرش سلیمان را به او بخشیدیم تا چشم داود به او روشن شود. سلیمان بندۀ نیکویی بود؛ زیرا بسیار توبه ‌‌کننده و بازگشت ‌‌کننده به‌‌سوی الله بود.

﴿إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَاد [ص: ٣١]

٣١ به یاد آور آن‌‌گاه که عصرهنگام اسب‌‌های اصیل و چابک، که بر سه پا می‌‌ایستادند، و چهارمی را بالا می‌‌آوردند بر او عرضه شد، و این اسب‌‌های اصیل پیوسته تا غروب خورشید بر او عرضه می‌‌شد.

﴿فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَاب [ص: ٣٢]

٣٢ پس سلیمان÷ گفت: به‌‌راستی‌‌که من محبّت مال- از جمله این اسب‌‌ها- را بر یاد پروردگارم ترجیح دادم تا اینکه خورشید غروب کرد و نماز عصر را به تأخیر انداختم.

﴿رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالأَعْنَاق [ص: ٣٣]

٣٣ این اسب‌‌ها را نزد من بیاورید، پس آنها را نزد او آوردند، آن‌‌گاه شروع به زدن بر ساق‌‌ها و گردن‌‌های‌‌شان با شمشیر کرد.

﴿وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَاب [ص: ٣٤]

٣٤ به تحقیق که سلیمان را آزمودیم و بر تخت پادشاهی او فرزندی ناقص افکندیم؛ این فرزند ناقص‌‌الخلقه زمانی برایش متولد شد که سوگند خورد با تمام همسرانش نزدیکی کند و هر یک از آنان فرزندی شجاع به دنیا بیاورد که در راه الله جهاد کند، اما ان‌‌شاءالله نگفت، بنابراین با تمامی آنان آمیزش کرد، و فقط یکی از آن زنان به فرزندی ناقص باردار شد، سپس سلیمان به درگاه پروردگارش رجوع و توبه کرد.

﴿قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لاَّ يَنبَغِي لأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّاب [ص: ٣٥]

٣٥ سلیمان گفت: پروردگارا، گناهانم را بیامرز، و حکومتی ویژۀ خودم برای من عطا کن، که برای هیچ‌‌یک از مردمِ پس از من نباشد، زیرا - پروردگارا- تو بسیار عطا کننده و بسیار بخشنده هستی.

﴿فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاء حَيْثُ أَصَاب [ص: ٣٦]

٣٦ پس دعایش را اجابت کردیم و باد را رام او ساختیم که از فرمانش اطاعت می‌‌کرد، و با وجود شدت و سرعت زیادی که داشت، نرم و بدون هیچ لرزشی، او را به هرجا می‌‌خواست می‌‌برد.

﴿وَالشَّيَاطِينَ كُلَّ بَنَّاء وَغَوَّاص [ص: ٣٧]

٣٧ و شیاطین را برایش رام کردیم که به فرمان او عمل می‌‌کردند، برخی از آنها بنّا، و برخی از آنها غواصانی بودند که در دریاها غواصی می‌‌کردند و از آنها مروارید استخراج می‌‌کردند.

﴿وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الأَصْفَاد [ص: ٣٨]

٣٨ و برخی شیاطین سرکش را که در زنجیرها بسته بودند و نمی‌‌توانستند حرکتی داشته باشند، برایش رام کردیم.

﴿هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَاب [ص: ٣٩]

٣٩ ای سلیمان، این عطای ماست که برای اجابت دعای تو که آن را از ما خواستی برایت بخشیدیم، پس به هرکس می‌‌خواهی عطا کن، و از هرکس می‌‌خواهی بازدار، زیرا در هیچ اِعطا یا منعی مورد محاسبه قرار نخواهی گرفت.

﴿وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآب [ص: ٤٠]

٤٠ و به‌‌راستی‌‌که سلیمان نزد ما از مقربان است، و بازگشتگاه نیکویی یعنی بهشت دارد که به‌‌سوی آن بازمی‌‌گردد.

﴿وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَاب [ص: ٤١]

٤١ و -ای رسول- بندۀ ما ایوب را به یاد آور آن‌‌گاه که پروردگارش الله را چنین خواند: شیطان مرا به کاری رنج‌‌آور و دردناک مبتلا کرد.

﴿ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَاب [ص: ٤٢]

٤٢ پس به او گفتیم: پایت را بر زمین بکوب، او نیز پایش را بر زمین کوبید، آن‌‌گاه آبی از زمین جوشید که از آن می‌‌نوشید و بدنش را با آن می‌‌شست، و زیان و آسیب از او دور شد.

برخی فواید آیات:

تشویق بر تدبّر در قرآن.

آیات فوق، دلالت دارد بر اینکه براساس سلامت و تیزهوشی قلب، انسان از قرآن کریم پند می‌‌گیرد و بهره‌‌مند می‌‌شود.

در آیات فوق، دلیلی بر صحت این قاعدۀ مشهور وجود دارد که: «هرکس چیزی را برای الله رها کند الله در عوض، بهتر از آن را به او می‌‌دهد».|

﴿وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنَّا وَذِكْرَى لأُوْلِي الأَلْبَاب [ص: ٤٣]

٤٣ پس دعایش را اجابت کردیم، و به رحمتی از جانب خویش، و به پاداش شکیبایی او، آسیب را از او برطرف ساختیم، و خانواده‌‌اش، و افزون بر آنها مانند آنها از پسران و نوادگان به او بخشیدیم، و تا اشخاص تیزهوش به یاد آورند که سرانجام صبر، گشایش و پاداش است.

﴿وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلاَ تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّاب [ص: ٤٤]

٤٤ آن‌‌گاه که ایوب÷ بر همسرش خشم گرفت، و سوگند یاد کرد که او را با صد ضربه شلاق بزند، به او گفتیم: - ای ایوب- یک دسته از شاخه‌‌های باریک بگیر و با آن او را بزن، به‌‌راستی‌‌که ما او را در برابر مصیبتی که به او رساندیم شکیبا یافتیم. او چه بندۀ نیکویی بود؛ زیرا بسیار به‌‌سوی الله بازمی‌‌گشت.

﴿وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِيمَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ أُوْلِي الأَيْدِي وَالأَبْصَار [ص: ٤٥]

٤٥ و -ای رسول- بندگان برگزیده و رسولان فرستاده‌‌شدۀ‌‌مان: ابراهیم و اسحاق و یعقوب، را به یاد آور که در طاعت الله و طلب خشنودی او تعالی نیرومند، و در راه حق دارای بینش راستین بودند.

﴿إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّار [ص: ٤٦]

٤٦ به‌‌راستی‌‌که ما با بخششی ویژه و مختص آنها، یعنی آباد کردن دل‌‌های‌‌شان با یاد سرای آخرت و آماده‌‌شدن خودشان برای آن سرا با عمل صالح و دعوت مردم بر این کار بر آنها نعمت بخشیدیم.

﴿وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الأَخْيَار [ص: ٤٧]

٤٧ و قطعاً نزد ما از کسانی هستند که آنها را برای طاعت و عبادت خویش برگزیدیم، و آنها را برای حمل رسالت خویش و رساندن آن به مردم انتخاب کردیم.

﴿وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِّنْ الأَخْيَار [ص: ٤٨]

٤٨ و -ای پیامبر- اسماعیل پسر ابراهیم، و یَسَع، و ذوالکِفل را به یاد آور، و به بهترین روش آنها را ستایش کن، که سزاوار این امر هستند، و تمام اینها نزد الله از منتخبان و برگزیدگان هستند.

﴿هَذَا ذِكْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآب [ص: ٤٩]

٤٩ این یادی از آنها با ستایش نیکو در قرآن است، و به‌‌راستی کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله، پرهیزگاری می‌‌کنند سرانجامِ خوشی در سرای آخرت دارند.

﴿جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الأَبْوَاب [ص: ٥٠]

٥٠ این سرانجام خوش همان بهشت‌‌های جاویدانی است که روز قیامت در آن وارد می‌‌شوند، درحالی‌‌که درهای این بهشت‌‌ها برای استقبال گرم به روی آنها گشوده شده است.

﴿مُتَّكِئِينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرَاب [ص: ٥١]

٥١ بر تخت‌‌هایی که برای‌‌شان آراسته شده تکیه می‌‌زنند، و از خدمتکاران‌‌شان می‌‌خواهند از میوه‌‌های فراوان و متنوعی که به آن اشتها دارند، و از خمر و سایر شراب‌‌هایی که مورد پسندشان است به آنها تقدیم کنند.

﴿* وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَاب [ص: ٥٢]

٥٢ آنجا زنانی دارند که فقط بر شوهران‌‌شان چشم می‌‌دوزند، و به دیگران نمی‌‌نگرند، و هم سن و سال هستند.

﴿هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسَاب [ص: ٥٣]

٥٣ - ای پرهیزگاران- این است پاداش خوش روز قیامت در قبال اعمال صالحی که در دنیا انجام می‌‌دادید و به آن وعده داده می‌‌شدید.

﴿إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِن نَّفَاد [ص: ٥٤]

٥٤ پاداش مذکور به‌‌طور قطع رزق ما است که در روز قیامت آن را به پرهیزگاران روزی می‌‌دهیم، و روزی‌‌ای همیشگی است، که نه قطع می‌‌شود و نه پایان می‌‌یابد.

﴿هَذَا وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآب [ص: ٥٥]

٥٥ پاداش مذکور پاداش پرهیزگاران است، و متجاوزان از حدود الله با کفر و گناهان قطعاً جزایی مخالف با جزای پرهیزگاران دارند، زیرا بدترین سرانجام را دارند که در روز قیامت به‌‌سوی آن بازمی‌‌گردند.

﴿جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَاد [ص: ٥٦]

٥٦ این جزا همان جهنم است که آنها را احاطه می‌‌کند، و از گرمی و سوزش آن رنج می‌‌برند، و فرشی از آن برای‌‌شان است، پس چه فرش بدی دارند.

﴿هَذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاق [ص: ٥٧]

٥٧ این عذاب، آبی بی‌‌نهایت سوزان و خونابه‌‌ای جاری از بدن‌‌های جهنمیان که در آن عذاب می‌‌شوند است، که باید آن را بیاشامند، این است نوشیدنی آنها که تشنگی را برطرف نمی‌‌سازد.

﴿وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاج [ص: ٥٨]

٥٨ و از شکل همین عذاب عذابی دیگر دارند؛ زیرا در آخرت با عذاب‌‌های گوناگونی مجازات می‌‌شوند.

﴿هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ لاَ مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّار [ص: ٥٩]

٥٩ و چون بر ساکنان جهنم درآیند همانند دشمنان میان آنها فحش و بدگویی رخ می‌‌دهد، و از یکدیگر اعلام بیزاری می‌‌کنند، و برخی از آنها می‌‌گویند: اینها گروهی از جهنمیان هستند که همراه شما در جهنم درمی‌‌آیند، آن‌‌گاه به آنها پاسخ می‌‌دهند: بدا به حال آنها زیرا همان‌‌گونه که ما از عذاب جهنم رنج می‌‌بریم آنها نیز رنج می‌‌برند.

﴿قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لاَ مَرْحَبًا بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَار [ص: ٦٠]

٦٠ گروه پیروان به سران پیشوای خویش می‌‌گویند: - ای سران پیشوا- بلکه بدا به حال خودتان، زیرا شما بودید که با گمراه ‌‌کردن و فریب ‌‌دادن ما، باعث رسیدن این عذاب دردناک به ما شدید، و چه جایگاه بدی است اینجا، جایگاه همگی که همان آتش جهنم است.

﴿قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّار [ص: ٦١]

٦١ پیروان می‌‌گویند: پروردگارا، هرکس پس از اینکه هدایت نزدمان آمد ما را از آن گمراه کرد عذابش را در جهنم دوبرابر کن.

برخی فواید آیات:

هرکس در برابر آسیب شکیبایی کند الله تعالی پاداش دنیوی و اخروی به او می‌‌دهد، و دعاهایش را اجابت می‌‌کند.

این آیات دلیلی است بر اینکه شوهر می‌‌تواند جهت تأدیب همسرش، وی را بزند ولی زدنی که آسیبی به وی نرساند، زیرا ایوب‌‌÷‌‌ بر زدن همسرش قسم خورد و آن را انجام داد.|

﴿وَقَالُوا مَا لَنَا لاَ نَرَى رِجَالاً كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الأَشْرَار [ص: ٦٢]

٦٢ و متکبران ستمکار می‌‌گویند: چرا کسانی را که در دنیا گمان می‌‌کردیم بدبخت و سزاوار عذاب هستند همراه خویش در جهنم نمی‌‌بینیم.

﴿أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الأَبْصَار [ص: ٦٣]

٦٣ آیا ما به اشتباه آنها را به تمسخر و ریشخند گرفتیم و سزاوار عذاب نبوده‌‌اند، یا اینکه تمسخر آنها توسط ما به حق بوده، و آنها وارد جهنم شده‌‌اند، اما چشم ما به آنها نیفتاده است؟!

﴿إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّار [ص: ٦٤]

٦٤ مجادلۀ مذکور کافران با یکدیگر در روز قیامت به‌‌طور قطع حقیقتی است که هیچ شک و تردیدی در آن راه ندارد.

﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّار [ص: ٦٥]

٦٥ - ای محمد- به کافران قومت بگو: جز این نیست که من انذار دهندۀ شما از عذاب الله هستم از اینکه عذابش را به‌‌سبب کفر به او و تکذیب رسولانش بر شما واقع کند، و جز الله سبحانه، هیچ معبودی سزاوار عبادت، یافت نمی‌‌شود؛ زیرا او در عظمت و صفات و اسم‌‌های خویش یگانه است، و او ذات توانایی است که بر همه چیز غلبه دارد، و همه‌‌چیز در برابر او تعالی فروتن است.

﴿رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّار [ص: ٦٦]

٦٦ و او پروردگار آسمان‌‌ها و زمین و آنچه میان این دو وجود دارد است، و در فرمانروایی خویش ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و نسبت به گناهان بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده است.

﴿قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيم [ص: ٦٧]

٦٧ - ای رسول- به این تکذیب ‌‌کنندگان بگو: به‌‌راستی‌‌که قرآن خبری بسیار مهم و بزرگ است.

﴿أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُون [ص: ٦٨]

٦٨ شما از این خبر بسیار مهم و بزرگ روی می‌‌گردانید، و به آن توجه نمی‌‌کنید.

﴿مَا كَانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلإِ الأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُون [ص: ٦٩]

٦٩ من از سخنی که میان فرشتگان در مورد آفرینش آدم رد و بدل می‌‌شد هیچ دانشی نداشتم، اگر الله آن را بر من وحی نکرده بود و مرا آگاه نساخته بود.

﴿إِن يُوحَى إِلَيَّ إِلاَّ أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِين [ص: ٧٠]

٧٠ الله آنچه را بر من وحی می‌‌کند فقط به این منظور است که من انذار دهنده‌‌ای آشکار برای شما از عذاب او هستم.

﴿إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِين [ص: ٧١]

٧١ به یاد آور آن‌‌گاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: من انسانی یعنی آدم را از گِل خواهم آفرید.

﴿فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِين [ص: ٧٢]

٧٢ و هرگاه آفرینش او را کامل کردم، و سیمایش را بیاراستم، و از روح خویش در او دمیدم، در برابر او به سجده بیفتید.

﴿فَسَجَدَ الْمَلاَئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُون [ص: ٧٣]

٧٣ پس تمام فرشتگان فرمان پروردگارشان را اجرا کردند، و همگی سجدۀ بزرگداشت به جای آوردند، و همگی آنها بر آدم÷ سجده کردند.

﴿إِلاَّ إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِين [ص: ٧٤]

٧٤ مگر ابلیس که از سجده تکبر ورزید، و به‌‌سبب تکبر در برابر فرمان پروردگارش از کافران شد.

﴿قَالَ يَاإِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِين [ص: ٧٥]

٧٥ الله فرمود: ای ابلیس، چه چیزی تو را از سجده بر آدم که او را به دست خویش آفریدم بازداشت؟! آیا تکبر تو را از سجده بازداشت، یا از قبل دارای تکبر و برتری‌‌جویی بر پروردگارت بودی؟!

﴿قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِين [ص: ٧٦]

٧٦ ابلیس گفت: من از آدم بهترم، زیرا مرا از آتش و او را از گِل آفریده‌‌ای. به گمان شیطان، آتش عنصری بهتر و پاک‌‌تر از گِل بود.

﴿قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيم [ص: ٧٧]

٧٧ الله به ابلیس فرمود: از بهشت خارج شو که تو دورشده از رحمت و ملامت‌‌شده‌‌ هستی.

﴿وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَى يَوْمِ الدِّين [ص: ٧٨]

٧٨ و رانده‌‌ شدن از بهشت تا روز جزا، یعنی روز قیامت بر تو باد.

﴿قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُون [ص: ٧٩]

٧٩ ابلیس گفت: پس به من مهلت بده و تا روزی‌‌که بندگانت را برمی‌‌انگیزی مرا نمیران.

﴿قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِين [ص: ٨٠]

٨٠ الله فرمود: به تحقیق که تو از مهلت‌‌یافتگانی.

﴿إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم [ص: ٨١]

٨١ تا روزی‌‌که برای نابودی‌‌ات معین و مشخص شده است.

﴿قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِين [ص: ٨٢]

٨٢ ابلیس گفت: پس به قدرت و نیروی تو سوگند می‌‌خورم، که تمام فرزندان آدم را گمراه خواهم کرد.

﴿إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِين [ص: ٨٣]

٨٣ مگر کسی‌‌که تو او را از گمراه‌‌شدن توسط من حفظ کنی و برای عبادت خویش به تنهایی خالص گردانی.

برخی فواید آیات:

قیاس و اجتهاد در برابر نص آشکار، روش باطلی است.

کفر ابلیس از روی لجاجت و تکبر است.

شیطان بر کسانی‌‌که الله آنها را برای عبادت خویش خالص گرداند هیچ تسلطی ندارد.|

﴿قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُول [ص: ٨٤]

٨٤ الله تعالی فرمود: حق از من است، و من حق می‌‌گویم، و غیر حق نمی‌‌گویم.

﴿لأَمْلأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِين [ص: ٨٥]

٨٥ که روز قیامت جهنم را از تو و تمام کسانی از فرزندان آدم که در کفر از تو پیروی کند پُر خواهم کرد.

﴿قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِين [ص: ٨٦]

٨٦ - ای رسول- به این مشرکان بگو: در قبال پندی که به شما می‌‌رسانم پاداشی از شما نمی‌‌خواهم، و من با آوردن بیش از آنچه بر آن فرمان یافته‌‌ام خود را به رنج و زحمت نمی‌‌اندازم.

﴿إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِين [ص: ٨٧]

٨٧ قرآن جز یادآوری برای انسان‌‌های مکلف و جن‌‌های مکلف نیست.

﴿وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِين [ص: ٨٨]

٨٨ و به‌‌طور قطع خبر و راستی این قرآن را پس از زمانی نزدیک که در آن زمان می‌‌میرید خواهید دانست.

سوره الزُّمَر

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

دعوت به توحید و اخلاص، و ترک شرک، و سرانجامِ همگی در آخرت.

تفسیر:

﴿تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيم [الزمر: ١]

١ قرآن از جانب الله ذات شکست ناپذیری که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و تدبیر و تشریعش بسیار دانا است فرو فرستاده شده، و از جانب غیر او سبحانه نازل نشده است.

﴿إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّين [الزمر: ٢]

٢ - ای رسول- ما این قرآن را که مشتمل بر حق، و تمام اخبارش راست و تمام احکامش عادلانه است بر تو نازل کردیم، پس الله را عبادت کن درحالی‌‌که او را یگانه می‌‌دانی، و توحید را از شرک برای او خالص می‌‌گردانی.

﴿أَلاَ لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّار [الزمر: ٣]

٣ آگاه باشید که دین خالی از شرک از آنِ الله است، و کسانی‌‌که به جای الله دوستانی از بت‌‌ها و طاغوت‌‌ها گرفته‌‌اند و آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنند، برای عبادت آنها این‌‌گونه بهانه می‌‌آورند که: ما اینها را فقط به این هدف عبادت می‌‌کنیم که جایگاه ما را به الله نزدیک سازند، و نیازهای ما را به‌‌سوی او ارجاع دهند، و نزد او برای ما شفاعت کنند؛ به‌‌راستی‌‌که الله در روز قیامت میان مؤمنان موحّد و یکتاپرست و کافران مشرک، در توحید که مورد اختلافشان بود داوری می‌‌کند. قطعاً الله کسی را که با بستن دروغ به الله به او تعالی شریک نسبت می‌‌دهد، و از نعمت‌‌هایی که الله به او بخشیده ناسپاسی می‌‌کند به راه ‌‌یافتن به‌‌سوی حق توفیق نمی‌‌دهد.

﴿لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا لاَّصْطَفَى مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَاء سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّار [الزمر: ٤]

٤ اگر الله بخواهد فرزندی بگیرد به‌‌طور قطع از میان مخلوقاتش آنچه که بخواهد برمی‌‌گزیند، و آن را به منزلۀ فرزند قرار می‌‌دهد، او تعالی از آنچه این مشرکان می‌‌گویند پاک و منزه است، و در ذات و صفات و افعال خویش یگانه است، و هیچ شریکی در این موارد ندارد، و بر تمام مخلوقاتش قهّار (مسلّط) است.

﴿خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُسَمًّى أَلاَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّار [الزمر: ٥]

٥ آسمان‌‌ها و زمین را به حکمتی فراگیر آفرید، نه بیهوده چنان‌‌که ستمکاران می‌‌گویند، شب را در روز در می‌‌آورد، و روز را در شب در می‌‌آورد، و هرگاه یکی از این دو بیاید دیگری پنهان می‌‌شود، و خورشید و ماه را رام ساخت، و هر دو تا زمانی مشخص که پایان این زندگی است در حرکت هستند، آگاه باشید که او سبحانه ذات شکست‌‌ ناپذیری است که از دشمنانش انتقام می‌‌گیرد، و هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و نسبت به گناهان بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده است.

برخی فواید آیات:

دعوتگر به‌‌سوی الله فقط به پاداش او تعالی امید دارد، و در برابر حقیقتی که مردم را به‌‌سوی آن فرا می‌‌خواند مزدی از آنها نمی‌‌طلبد.

تکلّف و خود را به رنج ‌‌انداختن، دینداری محسوب نمی‌‌شود.

توسل به الله فقط با اسم‌‌ها و صفات الله و با ایمان و عمل صالح مشروع است.|

﴿خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلاَثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُون [الزمر: ٦]

٦ - ای مردم- پروردگارتان شما را از یک تن یعنی آدم÷ آفرید، سپس از آدم جفتش حوا را آفرید، و از شتر و گاو و میش و بز هشت نوع برای‌‌تان آفرید، از هر صنفی نر و ماده آفرید، او سبحانه شما را در شکم‌‌های مادران‌‌تان مرحله به مرحله در تاریکی‌‌های شکم و رحم و تخمدان پدید می‌‌آورد، ذاتی‌‌که تمام این موارد را می‌‌آفریند همان الله پروردگارتان است، فرمانروایی فقط برای او است، و هیچ معبود برحقی جز او نیست، پس چگونه از عبادت او به عبادت کسانی‌‌که هیچ‌‌چیز نمی‌‌آفرینند و خودشان آفریده می‌‌شوند برگردانده می‌‌شوید؟!

﴿إِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلاَ يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُور [الزمر: ٧]

٧ - ای مردم- اگر به پروردگارتان کفر ورزید به‌‌راستی‌‌که الله از ایمان شما بی‌‌نیاز است و کفرتان به او زیان نمی‌‌رساند، بلکه زیان کفرتان فقط به خود شما بازمی‌‌گردد، و برای بندگانش راضی نیست که به او کفر ورزند، و آنها را به کفر فرمان نمی‌‌دهد؛ زیرا الله به فحشاء و منکر امر نمی‌‌کند، و اگر از الله در قبال نعمت‌‌هایش سپاسگزاری کنید و به او ایمان آورید بر سپاسگزاری‌‌تان راضی می‌‌شود، و در قبال آن به شما پاداش می‌‌دهد، و هیچ‌‌کس گناه دیگری را بر نمی‌‌دارد، بلکه هرکس در گرو چیزی است که کسب کرده است، سپس بازگشت شما در روز قیامت فقط به‌‌سوی پروردگارتان است، آن‌‌گاه شما را از آنچه در دنیا انجام می‌‌دادید باخبر می‌‌سازد، و در قبال اعمال‌‌تان به شما جزا می‌‌دهد. به‌‌راستی‌‌که او سبحانه از آنچه در دل‌‌های بندگانش وجود دارد بسیار دانا است، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿* وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِيبًا إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِيَ مَا كَانَ يَدْعُو إِلَيْهِ مِن قَبْلُ وَجَعَلَ لِلَّهِ أَندَادًا لِّيُضِلَّ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَلِيلاً إِنَّكَ مِنْ أَصْحَابِ النَّار [الزمر: ٨]

٨ و چون به کافر آسیبی از بیماری و نبود مال و ترس از غرق ‌‌شدن برسد پروردگارش سبحانه را درحالی‌‌که فقط به‌‌سوی او بازگشته است در دعا می‌‌خواند تا آسیبی را که به او رسیده است از او برطرف سازد، اما وقتی نعمتی به او ببخشد و آسیبی را که به او رسیده برطرف سازد ذاتی را که پیش از این به‌‌سوی او ناله و زاری می‌‌کرد یعنی الله را رها می‌‌کند، و شریکانی برای الله قرار می‌‌دهد و آنها را به جای او عبادت می‌‌کند تا دیگران را از راه الله تعالی گمراه کند. - ای رسول- به کسی‌‌که چنین حالتی دارد بگو: باقی‌‌ماندۀ عمرت را که زمانی اندک است از کفر خویش بهره‌‌مند شو، که در روز قیامت ساکن و همنشین جهنم هستی، چنان‌‌که دوست همنشین دوستش است.

﴿أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الأَلْبَاب [الزمر: ٩]

٩ آیا کسی که فرمان‌‌بردار الله است و اوقات شب را برای پروردگارش در سجده و ایستاده به عبادت است، و از عذاب آخرت می‌‌ترسد، و به رحمت پروردگارش امید می‌‌بندد بهتر است، یا آن کافر که در سختی الله را عبادت می‌‌کند و در آسانی به او کفر می‌‌ورزد، و شریکانی همراه الله قرار می‌‌دهد؟! - ای رسول- بگو: آیا کسانی ‌‌که به‌‌سبب شناخت‌‌شان از الله آنچه را الله برای‌‌شان واجب کرده می‌‌دانند و کسانی‌‌که ذره‌‌ای از این امر نمی‌‌دانند یکسان هستند؟! فقط صاحبان عقل سلیم تفاوت میان این دو گروه را در می‌‌یابند.

﴿قُلْ يَاعِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَاب [الزمر: ١٠]

١٠ - ای رسول- به آن بندگانم که به من و رسولانم ایمان آورده‌‌اند بگو: از پروردگارتان با اجرای اوامر، و اجتناب از نواهی او بترسید، برای کسانی از شما که در دنیا نیکوکاری کنند پاداش پیروزی و سلامتی و مال در دنیا، و بهشت در آخرت است، و زمین الله گسترده و فراخ است، پس مهاجرت کنید تا مکانی بیابید که در آن عبادت کنید، و مانعی شما را از این کار باز ندارد، به‌‌راستی‌‌که در روز قیامت به شکیبایان پاداشی بی‌‌اندازه و بدون شمارش، از نظر فراوانی و گوناگونی داده می‌‌شود.

برخی فواید آیات:

توجه الله به انسان در شکم مادرش.

ثبوت صفت غنی (بی‌‌نیازی) و رضا (رضایت) برای الله.

به یاد آوردن الله در سختی، و فراموش ‌‌کردن او تعالی در آسانی، بر سرگردانی و آشفتگی کافر دلالت دارد.

بیم و امید دو مورد از صفات مؤمنان است.|

﴿قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّين [الزمر: ١١]

١١ - ای رسول- بگو: همانا الله به من فرمان داده که فقط او را خالصانه عبادت کنم.

﴿وَأُمِرْتُ لأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِين [الزمر: ١٢]

١٢ و به من فرمان داده که از میان این امت اولین کسی باشم که در برابر او تسلیم می‌‌شود و از او فرمان‌‌برداری می‌‌کند.

﴿قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيم [الزمر: ١٣]

١٣ - ای رسول- بگو: قطعاً اگر از الله نافرمانی کنم و از او اطاعت نکنم از عذاب روزی بزرگ، یعنی روز قیامت می‌‌ترسم.

﴿قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَّهُ دِينِي [الزمر: ١٤]

١٤ - ای رسول- بگو همانا من الله را به یگانگی و درحالی‌‌که عبادت را برای او خالص کرده‌‌ام عبادت می‌‌کنم، و دیگران را همراه او عبادت نمی‌‌کنم.

﴿فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلاَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِين [الزمر: ١٥]

١٥ پس - ای مشرکان- شما نیز به جای او هرچه از بت‌‌های‌‌تان را که می‌‌خواهید عبادت کنید (این امر برای تهدید است)، - ای رسول- بگو: زیانکاران واقعی همان کسانی هستند که به خودشان، و خانواده‌‌های‌‌شان زیان رسانده‌‌اند، و با جدایی از آنها به‌‌سبب ورود خانواده‌‌های‌‌شان به تنهایی در بهشت، یا با ورودشان همراه آنها در جهنم با هم دیدار نمی‌‌کنند، و هرگز به هم نمی‌‌پیوندند. آگاه باشید که این امر، زیانی آشکار و بدون ابهام است.

﴿لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَاعِبَادِ فَاتَّقُون [الزمر: ١٦]

١٦ برای آنها از بالای سرشان و نیز از زیر پاهای‌‌شان دود و زبانه و گرمای آتش است. الله با این عذاب بندگانش را می‌‌ترساند. ای بندگانم، با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی‌‌ام از من بترسید.

الله پس از بیان احوال مجرمان، احوال بندگان صالح خویش را نیز ذکر کرد و فرمود:

﴿وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَاد [الزمر: ١٧]

١٧ و کسانی‌‌که از عبادت بت‌‌ها، و هر‌‌چه به جای الله عبادت می‌‌شود دوری می‌‌کنند، و با توبه به‌‌سوی الله بازمی‌‌گردند؛ هنگام مرگ، و در قبر، و روز قیامت به بهشت مژده داده می‌‌شوند، پس- ای رسول- به بندگانم مژده بده.

﴿الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الأَلْبَاب [الزمر: ١٨]

١٨ همان کسانی‌‌که به سخن‌‌ها گوش فرا می‌‌دهند و سخنان نیک و زشت را از یکدیگر تشخیص می‌‌دهند، آن‌‌گاه از نیکوترین سخن به‌‌سبب منفعتی که در آن وجود دارد، پیروی می‌‌کنند. اینها همان کسانی هستند که الله آنها را به هدایت توفیق داده است، و همان‌‌ها صاحبان عقل‌‌های سلیم هستند.

﴿أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّار [الزمر: ١٩]

١٩ - ای رسول- کسی‌‌که به‌‌سبب استمرار در کفر و گمراهی، فرمان عذاب بر او واجب شده است، هیچ چاره‌‌ای برای هدایت و توفیق او نداری. پس - ای رسول- آیا تو می‌‌توانی چنین کسی را از آتش نجات دهی؟!

﴿لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ وَعْدَ اللَّهِ لاَ يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَاد [الزمر: ٢٠]

٢٠ اما کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان از او تعالی بترسند، منازل مرتفعی دارند که بر روی یکدیگر ساخته شده‌‌اند، و نهرها از زیر آنها جاری است. این وعده را الله به آنها داده است، و الله در وعده خلاف نمی‌‌کند.

﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَلَكَهُ يَنَابِيعَ فِي الأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطَامًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لأُوْلِي الأَلْبَاب [الزمر: ٢١]

٢١ به‌‌راستی‌‌که شما از طریق مشاهده می‌‌دانید الله آب باران را از آسمان فرود آورد، سپس آن را در چشمه‌‌ها و آبراه‌‌ها وارد کرد، سپس با این آب کشتزارهایی با رنگ‌‌های مختلف درمی‌‌آورد، سپس کشتزار را می‌‌خشکاند، و - ای بیننده- تو آن را پس از اینکه سبز بود زرد می‌‌بینی، سپس آن را پس از خشکیده‌‌ شدن در هم شکسته و از هم پاشیده قرار می‌‌دهد، به‌‌راستی‌‌که در این امر، برای صاحبان دل‌‌های زنده، پند و عبرتی است.

برخی فواید آیات:

یکی از شروط پذیرش عبادت، خالص‌‌ گردانیدن آن برای الله است.

گناهان موجب عذاب و خشم الله می‌‌شوند.

هدایت توفیق و دستیابی به ایمان، به دست الله است، و رسول الله‌‌ج‌‌ هیچ تصرفی در آن ندارد.|

﴿أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ فِي ضَلاَلٍ مُبِين [الزمر: ٢٢]

٢٢ آیا کسی‌‌که الله سینه‌‌اش را برای اسلام گشاده، و به‌‌سوی آن هدایت کرده است، و او بر بینشی از جانب پروردگارش قرار دارد، مانند کسی است که دلش در برابر یاد الله سخت شده است؟! هرگز یکسان نیستند؛ زیرا نجات برای هدایت‌‌ یافتگان است، و زیان برای کسانی‌‌که دل‌‌های‌‌شان در برابر یاد الله سخت شده است، که اینها در گمراهی آشکاری از حق هستند.

﴿اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ ذَلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاء وَمَن يُضْلِلْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَاد [الزمر: ٢٣]

٢٣ الله قرآن را که نیکوترین سخن است بر رسولش محمد‌‌ج‌‌ فرو فرستاد، کتابی که بخش‌‌های آن از نظر راستی و زیبایی و انسجام و عدم اختلاف متشابه است، و قصص و اَحکام، و وعده و وعید، و صفات پیروان حق، و صفات پیروان باطل و سایر موارد در آن گوناگون آمده است. کسانی‌‌که از پروردگارشان می‌‌ترسند وقتی وعید و تهدیدهای آن را می‌‌شنوند پوست بدن‌‌شان به لرزه می‌‌افتد، و چون امید و مژده‌‌هایش را می‌‌شنوند پوست و دل‌‌های‌‌شان به یاد الله نرم می‌‌گردد. این قرآن و تأثیر آن، هدایت الله است که هرکس را بخواهد با آن هدایت می‌‌کند، و هرکس‌‌که الله او را گمراه کند، و بر هدایت توفیق ندهد، هیچ هدایتگری ندارد که او را هدایت کند.

﴿أَفَمَن يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْسِبُون [الزمر: ٢٤]

٢٤ آیا کسی که الله او را هدایت کرده، و در دنیا او را توفیق داده و در آخرت او را به بهشت درآورده یکسان است، با کسی‌‌که کفر ورزیده و بر کفرش مرده است، آن‌‌گاه او را درحالی‌‌که هر دو دست و هر دو پایش به زنجیر بسته شده است به جهنم درمی‌‌آورد، و نمی‌‌تواند آتش را از خود دور سازد جز با صورتش که بر آتش افکنده شده است؟! و به کسانی‌‌که با کفر و گناهان به خودشان ستم کرده‌‌اند از روی توبیخ گفته می‌‌شود: کفر و گناهانی را که مرتکب می‌‌شدید بچشید؛ که این است جزای شما.

﴿كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَاهُمْ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُون [الزمر: ٢٥]

٢٥ امت‌‌هایی که پیش از این مشرکان بودند تکذیب کردند، و عذاب به صورت ناگهانی و از جایی‌‌که احساس نمی‌‌کردند تا بتوانند با توبه برای آن آماده شوند آنها را فراگرفت.

﴿فَأَذَاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُون [الزمر: ٢٦]

٢٦ پس الله با این عذاب، خواری و ننگ و رسوایی در زندگی دنیا برای‌‌شان چشانید، و به‌‌راستی عذاب آخرت که در انتظارشان است بزرگتر و سخت‌‌تر است اگر می‌‌دانستند.

﴿وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُون [الزمر: ٢٧]

٢٧ و به‌‌تحقیق که در این قرآن نازل ‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌ مثال‌‌های گوناگونی از خیر و شر، و حق و باطل، و ایمان و کفر و سایر موارد برای مردم بیان کرده‌‌ایم؛ تا از مثال‌‌هایی که برای‌‌شان زده‌‌ایم پند بگیرند، آن‌‌گاه به حق، عمل کنند و باطل را رها سازند.

﴿قُرآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُون [الزمر: ٢٨]

٢٨ آن را قرآنی به زبان عربی، که هیچ کجی و انحراف و ابهامی در آن نیست، قرار دادیم، تا با پیروی اوامر و اجتناب از نواهی الله، از او تعالی بترسند.

﴿ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلاً فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلاً سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُون [الزمر: ٢٩]

٢٩ الله برای مشرک و موحد مثالی زده است. مردی را که بردۀ شریکانی است که با یکدیگر در نزاع و کشمکش هستند؛ که اگر برخی از آنها را راضی سازد برخی دیگر را خشمگین می‌‌کند، و در حیرت و سرگردانی است، و مردی که فقط بردۀ یک نفر است، و فقط همان یک نفر مالک او است، که منظورش را می‌‌فهمد و در آرامش و خاطری آسوده است. این دو مرد هرگز یکسان نیستند. تمام ستایش‌‌ها از آنِ الله است، اما بیشتر آنها نمی‌‌دانند، و به همین سبب دیگران را شریک الله قرار می‌‌دهند.

﴿إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُون [الزمر: ٣٠]

٣٠ - ای رسول- به‌‌طور قطع تو می‌‌میری، و آنها نیز می‌‌میرند.

﴿ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عِندَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُون [الزمر: ٣١]

٣١ سپس - ای مردم- به‌‌طور قطع شما در روز قیامت نزد پروردگارتان در آنچه که در آن با هم اختلاف دارید نزاع و کشمکش می‌‌کنید، آن‌‌گاه حق‌‌دار را از ناحق مشخص می‌‌گرداند.

برخی فواید آیات:

مؤمنان و پرهیزگاران همان کسانی هستند که برای شنیدن قرآن فروتنی می‌‌کنند، و گناهکاران و گمراهان همان کسانی هستند که از شنیدن قرآن سود نمی‌‌برند.

تکذیب آنچه رسولان آورده‌‌اند سبب نزول عذاب یا در دنیا یا در آخرت یا در هر دو سرا می‌‌شود.

قرآن هیچ یک از امور دنیا و آخرت را رها نکرده مگر آن را به صورت اجمال یا تفصیل بیان داشته و مثال‌‌هایی برایش آورده است.|

﴿* فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَكَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَافِرِين [الزمر: ٣٢]

٣٢ و هیچ‌‌کس ستمکارتر از کسی نیست که شریک و همسر و فرزند را که سزاوار الله نیست به او تعالی نسبت می‌‌دهد، و هیچ‌‌کس ستمکارتر از کسی نیست که وحیی را که رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ آورده تکذیب می‌‌کند. آیا پناهگاه و مسکنِ کافران به الله، و به آنچه رسولش آورده است در جهنم نیست؟! آری، به‌‌راستی‌‌که پناهگاه و مسکن آنها در جهنم است.

الله پس از بیان دروغگوی تکذیب‌‌ کننده، راستگوی تصدیق ‌‌کننده را بیان کرد و فرمود:

﴿وَالَّذِي جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُون [الزمر: ٣٣]

٣٣ و هر یک از پیامبران و دیگران که در اقوال و افعالش راستی آوَرَد، و به مقتضای آن عمل کند، اینها همان پرهیزگاران واقعی هستند. همان کسانی‌‌که از امر پروردگارشان فرمان‌‌برداری می‌‌کنند، و نهی او تعالی را ترک می‌‌کنند.

﴿لَهُم مَّا يَشَاءونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِين [الزمر: ٣٤]

٣٤ هر چه از خوشی‌‌های همیشگی که می‌‌خواهند نزد پروردگارشان دارند. این پاداش کسانی است که با آفریدگارشان و بندگانش نیکوکاری کردند.

﴿لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُون [الزمر: ٣٥]

٣٥ تا الله بدترین گناهی را که در دنیا انجام می‌‌دادند، به‌‌سبب توبه و بازگشت‌‌شان به‌‌سوی پروردگارشان، از آنها بزداید، و پاداش آنها را بر حسب نیکوترین عمل صالحی که انجام می‌‌دادند به آنها بدهد.

﴿أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَاد [الزمر: ٣٦]

٣٦ آیا الله برای بنده‌‌اش محمد‌‌ج‌‌ در امر دین و دنیای او، و بازداشتن دشمنش از او، کافی نیست؟! آری، به‌‌راستی‌‌که او تعالی برایش کافی است، و - ای رسول- به‌‌سبب جهل و نادانی خویش، تو را از بت‌‌هایی که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنند می‌‌ترسانند از اینکه آسیبی به تو برسانند، و هرکس‌‌که الله دست از یاری‌‌اش بکشد و او را به هدایت توفیق ندهد، هیچ هدایتگری ندارد که او را هدایت کند و توفیق دهد.

﴿وَمَن يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّضِلٍّ أَلَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انتِقَام [الزمر: ٣٧]

٣٧ و هرکس‌‌که الله او را به هدایت توفیق دهد هیچ گمراه‌‌ کننده‌‌ای نیست که بتواند او را گمراه سازد. آیا الله ذات شکست ‌‌ناپذیری که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و ذات انتقام‌‌گیرنده از کسی‌‌که به او کفر ورزد و از او نافرمانی کند نیست؟! آری به‌‌راستی‌‌که او ذاتی شکست ‌‌ناپذیر و انتقام‌‌گیر است.

﴿وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُون [الزمر: ٣٨]

٣٨ و - ای رسول- اگر از این مشرکان بپرسی: چه کسی آسمان‌‌ها و زمین را آفریده است؟ به‌‌طور قطع خواهند گفت: الله آنها را آفریده است. برای اظهار ناتوانی معبودهای‌‌شان به آنها بگو: از این بت‌‌هایی که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنید، به من خبر دهید، اگر الله بخواهد آسیبی به من برساند آیا مالک برطرف ‌‌کردن آسیب او از من هستند؟! یا اگر پروردگارم بخواهد رحمتی از جانب خویش به من ببخشاید آیا می‌‌توانند رحمت او را از من بازدارند؟! به آنها بگو: الله به تنهایی، برایم کافی است، در تمام کارهایم بر او توکل کردم، و توکل‌‌کنندگان باید فقط بر او توکل می‌‌کنند.

﴿قُلْ يَاقَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُون [الزمر: ٣٩]

٣٩ - ای رسول- بگو: ای قوم من، بر شرک به الله که برای خودتان پسندیدید عمل کنید، من نیز بر دعوت به توحید الله، و اخلاص عبادت برای او تعالی که پروردگارم مرا به آن فرمان داده است عمل می‌‌کنم، به‌‌زودی از سرانجام هر (یک از این دو) روش آگاه خواهید شد.

﴿مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيم [الزمر: ٤٠]

٤٠ به‌‌زودی خواهید دانست که عذاب در دنیا به چه کسی می‌‌رسد و او را خوار و پست می‌‌گرداند، و عذاب همیشگی در آخرت که نه قطع می‌‌شود، و نه پایان می‌‌یابد بر او نازل می‌‌شود.

برخی فواید آیات:

خطر بزرگ زیاد افترا بر الله و نسبت ‌‌دادن آنچه که سزاوار او تعالی یا شریعتش نیست به او سبحانه.

ثبوت محافظت رسول‌‌ج‌‌ توسط الله از آزار و اذیت‌‌های دشمنانش.

اقرار به توحید ربوبیت به تنهایی بدون توحید الوهیت، انسان را از عذاب جهنم نجات نمی‌‌دهد.|

﴿إِنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيل [الزمر: ٤١]

٤١ - ای رسول- به تحقیق که ما قرآن را برای مردم به حق بر تو نازل کردیم تا آنها را انذار دهی، و هرکس هدایت یابد سود هدایت او فقط به خودش بازمی‌‌گردد، زیرا هدایت او سودی به الله نمی‌‌رساند؛ و او تعالی از آن بی‌‌نیاز است، و هرکس گمراه شود، زیان گمراهی‌‌اش فقط بر خود او است، و گمراهی او زیانی به الله سبحانه نمی‌‌رساند، تو بر آنها گماشته نشده‌‌ای تا آنها را به هدایت مجبور سازی، و جز تبلیغ آنچه به ابلاغش فرمان یافته‌‌ای برعهدۀ تو نیست.

﴿اللَّهُ يَتَوَفَّى الأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون [الزمر: ٤٢]

٤٢ الله ذاتی است که ارواح را در پایان اجل‌‌های‌‌شان قبض می‌‌کند، و هنگام خواب، ارواحی را که اجل آنها فرا نرسیده قبض می‌‌کند، آن‌‌گاه آنهایی را که به مرگشان حکم کرده است نگاه می‌‌دارد، و ارواحی را که هنوز بر مرگشان حکم نکرده است تا زمانی‌‌که در علم او سبحانه مشخص است بازمی‌‌گرداند، به‌‌راستی‌‌ برای مردمی‌‌که می‌‌اندیشند در این قبض و بازگردانیدن و میراندن و زنده‌‌ کردن دلایلی است بر اینکه ذاتی‌‌که این کارها را انجام می‌‌دهد بر برانگیختن مردم پس از مرگشان برای حسابرسی و جزا توانا است.

﴿أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ شُفَعَاء قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لاَ يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلاَ يَعْقِلُون [الزمر: ٤٣]

٤٣ به تحقیق که مشرکان از میان بت‌‌های‌‌شان شفاعتگرانی گرفته‌‌اند که به جای الله از آنها منفعت را امید دارند، - ای رسول- به آنها بگو: آیا آنها را به عنوان شفاعتگر می‌‌گیرید حتی اگر نه برای شما و نه برای خودشان اختیار هیچ‌‌چیزی را نداشته باشند، و نیندیشند؛ چون آنها جمادات کری هستند که نه سخن می‌‌گویند، نه می‌‌شنوند، نه می‌‌بینند، نه سود می‌‌رسانند و نه زیان؟!

﴿قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُون [الزمر: ٤٤]

٤٤ - ای رسول- به این مشرکان بگو: تمام شفاعت‌‌ها فقط از آنِ الله است، و نزد او هیچ‌‌کس شفاعت نمی‌‌کند مگر به اذن او، و شفاعت نمی‌‌شود مگر برای کسی‌‌که الله از او راضی باشد. فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین فقط برای او است، سپس در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی او بازگردانیده می‌‌شوید، آن‌‌گاه شما را در قبال اعمال‌‌تان جزا می‌‌دهد.

﴿وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُون [الزمر: ٤٥]

٤٥ و هرگاه الله به تنهایی یاد شود دل‌‌های مشرکانی که به آخرت و رستاخیز و حساب و جزای آن ایمان ندارند رویگردان می‌‌شود، و هرگاه بت‌‌هایی که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنند یاد شوند به‌‌ناگاه شاد و مسرور می‌‌گردند.

﴿قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُون [الزمر: ٤٦]

٤٦ - ای رسول- بگو: بارالها ای آفریدگار آسمان‌‌ها و زمین بدون نمونۀ قبلی، ای دانای آنچه نهان و آنچه آشکار است، و ذره‌‌ای از آن بر تو پوشیده نمی‌‌ماند، تو به تنهایی در روز قیامت میان بندگانت در آنچه که در دنیا اختلاف می‌‌ورزیدند داوری می‌‌کنی، و راستگو را از یاوه‌‌گو، و خوشبخت را از بدبخت مشخص می‌‌سازی.

﴿وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مَا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ مِن سُوءِ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَبَدَا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُون [الزمر: ٤٧]

٤٧ و اگر تمام افراد و اموال روی زمین برای کسانی باشد ‌‌که با شرک و گناهان به خودشان ستم کرده‌‌اند، به‌‌طور قطع آنها را برای رهایی خویش از عذاب سختی که پس از رستاخیز مشاهده کرده‌‌اند می‌‌دهند، اما چنین امکانی برای‌‌شان فراهم نیست، و به فرض که چنین امکانی برای‌‌شان وجود داشته باشد از آنها پذیرفته نمی‌‌شود، و عذاب‌‌های گوناگونی که انتظارش را نداشتند از جانب الله برای‌‌شان آشکار می‌‌گردد.

برخی فواید آیات:

خواب و بیداری دو درس روزانه برای شناساندن مرگ و رستاخیز هستند.

هرگاه الله به تنهایی نزد کافران یاد شود دل‌‌تنگ و اندوهگین می‌‌شوند؛ زیرا به اوامر و نواهی الله یادآوری می‌‌شوند درحالی‌‌که از تمام این موارد رویگردان هستند.

کافر در روز قیامت خودش را در برابر تمام دارایی خویش که در دنیا با آنها بخل می‌‌ورزید بازخرید می‌‌کند، اما هرگز از او پذیرفته نخواهد شد.|

﴿وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون [الزمر: ٤٨]

٤٨ و شرک و گناهانی که مرتکب شده‌‌اند برای‌‌شان آشکار می‌‌گردد، و همان عذابی آنها را فرا می‌‌گیرد که وقتی در دنیا از آن ترسانده می‌‌شدند به تمسخر و ریشخند می‌‌گرفتند.

﴿فَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُون [الزمر: ٤٩]

٤٩ و هرگاه بیماری یا فقر و آسیبی مانند آن به انسان کافر برسد ما را در دعا می‌‌خواند تا آسیبی را که به او رسیده از او بزداییم، اما وقتی نعمت سلامتی یا مال به او عطا کنیم این کافر می‌‌گوید: جز این نیست که الله این نعمت را به این سبب که می‌‌دانست من استحقاقش را دارم به من عطا کرد، اما در واقع این امر، سبب آزمایش و نزدیک ‌‌کردن تدریجی او به‌‌سوی عذاب است، اما بیشتر کافران این موضوع را نمی‌‌دانند؛ از این رو به آنچه الله بر آنها بخشیده است فریب می‌‌خورند.

﴿قَدْ قَالَهَا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُون [الزمر: ٥٠]

٥٠ این سخن را کافرانِ پیش از اینها نیز گفته‌‌اند، اما اموال و جایگاه‌‌هایی را که به دست می‌‌آوردند ذره‌‌ای آنها را بی‌‌نیاز نساخت.

﴿فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَالَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ هَؤُلاَء سَيُصِيبُهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَمَا هُم بِمُعْجِزِين [الزمر: ٥١]

٥١ و مجازات شرک و گناهانی که انجام دادند به آنها رسید، و کسانی از این حاضران نیز که با شرک و گناهان بر خودشان ستم روا می‌‌دارند به‌‌زودی همانند گذشتگان، مجازات بدی‌‌هایی را که کسب کرده‌‌اند به آنها خواهد رسید، و هرگز نخواهند توانست از الله بگریزند و بر او چیره نخواهند شد.

﴿أَوَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُون [الزمر: ٥٢]

٥٢ آیا این مشرکان آن سخنان را گفته‌‌اند، و ندانسته‌‌اند که الله رزق و روزی را برای هرکس بخواهد به منظور آزمایش او می‌‌گشاید که: آیا سپاسگزاری می‌‌کند یا ناسپاسی؟! و آن را برای هرکس بخواهد به هدف آزمایش او تنگ می‌‌گرداند که: آیا شکیبایی می‌‌کند یا بر تقدیر الله خشم می‌‌گیرد؟! به‌‌راستی‌‌که در این ایجاد گشایش و تنگ‌‌ گردانیدن روزی دلالت‌‌هایی است بر تدبیر الله برای مردمی که ایمان می‌‌آورند؛ زیرا آنها هستند که از راهنمایی‌‌ها سود می‌‌برند، اما کافران بر آنها می‌‌گذرند و از آنها روی می‌‌گردانند.

﴿* قُلْ يَاعِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم [الزمر: ٥٣]

٥٣ - ای رسول- به آن بندگانم که در شرک به الله و ارتکاب گناهان از حد گذشته‌‌اند بگو: از رحمت الله، و آمرزش گناهان توسط او، نومید نباشید، که الله تمام گناهان را برای کسی‌‌که به‌‌سوی او توبه کند می‌‌آمرزد؛ زیرا او تعالی نسبت به گناهان توبه‌‌کاران بسیار آمرزنده، و با آنها بسیار مهربان است.

﴿وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لاَ تُنصَرُون [الزمر: ٥٤]

٥٤ با توبه و اعمال صالح به‌‌سوی پروردگارتان بازگردید، و از او فرمان‌‌برداری کنید، قبل از اینکه عذاب روز قیامت شما را فراگیرد و آن‌‌گاه هیچ‌‌یک از بت‌‌ها یا افراد خانواده‌‌تان را نیابید که شما را با نجات‌‌ از جهنم یاری رساند.

﴿وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ العَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لاَ تَشْعُرُون [الزمر: ٥٥]

٥٥ و از قرآن که نیکوترین چیزی است که پروردگارتان بر رسولش فرستاده است پیروی کنید؛ یعنی به اوامرش عمل کنید، و از نواهی‌‌اش اجتناب ورزید، پیش از اینکه عذاب ناگهانی و درحالی‌‌که آن را احساس نمی‌‌کنید تا با توبه برای آن آماده شوید شما را فرا گیرد.

﴿أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَاحَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِين [الزمر: ٥٦]

٥٦ این کار را انجام دهید تا مبادا کسی از شدت پیشمانی در روز قیامت بگوید: بر کوتاهی در حق الله به‌‌سبب کفر و گناهانی که مرتکب شدم، و به‌‌سبب اینکه مؤمنان و اطاعت ‌‌کنندگان را مسخره می‌‌کردم پشیمان هستم.

برخی فواید آیات:

بخشیدن نعمت بر کافر، سبب نزدیک‌‌ کردن تدریجی او به‌‌سوی عذاب است.

گستردگی رحمت الله به مخلوقاتش.

پشیمانی سودمند آن است که در دنیا انجام شود، و توبۀ نصوح را به دنبال داشته باشد.|

﴿أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِين [الزمر: ٥٧]

٥٧ یا به تقدیر استدلال کند، و بگوید: اگر الله مرا توفیق داده بود به‌‌طور قطع از پرهیزگاران او بودم؛ و اوامرش را اجرا، و از نواهی‌‌اش اجتناب می‌‌کردم.

﴿أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِين [الزمر: ٥٨]

٥٨ یا آن‌‌گاه که عذاب را مشاهده می‌‌کند آرزوکنان بگوید: کاش امکان بازگشت به دنیا برایم فراهم بود تا به‌‌سوی الله توبه می‌‌کردم، و از نیکوکاران می‌‌شدم.

﴿بَلَى قَدْ جَاءتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِين [الزمر: ٥٩]

٥٩ امر این‌‌گونه نیست که آرزوی هدایت را گمان کردی، زیرا آیات من نزدت آمدند اما آنها را تکذیب کردی و تکبر ورزیدی، و از کافران به الله و آیات و رسولانش بودی.

﴿وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسْوَدَّةٌ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْمُتَكَبِّرِين [الزمر: ٦٠]

٦٠ و روز قیامت چهره‌‌های کسانی را که به دروغ شریک و فرزند به الله نسبت داده‌‌اند به عنوان نشانۀ بدبختی‌‌شان سیاه می‌‌بینی، آیا جایگاه متکبران بر ایمان به الله و رسولانش در جهنم نیست؟! آری، به‌‌راستی‌‌که جایگاه آنها در جهنم است.

﴿وَيُنَجِّي اللَّهُ الَّذِينَ اتَّقَوا بِمَفَازَتِهِمْ لاَ يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون [الزمر: ٦١]

٦١ و الله کسانی را که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او تعالی را پیشه کرده‌‌اند با وارد نمودن به مکان رستگاری‌‌شان یعنی بهشت از عذاب می‌‌رهاند؛ نه عذاب به آنها می‌‌ر‌‌سد، و نه بر بهره دنیوی که از دست داده‌‌اند اندوهگین می‌‌شوند.

﴿اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيل [الزمر: ٦٢]

٦٢ الله آفریدگار همه چیز است، و هیچ آفریدگاری جز او نیست، و او بر هر چیزی نگهبان است، و ادارۀ هر چیزی به دست او است، و آن را هرگونه که بخواهد به کار می‌‌اندازد.

﴿لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُون [الزمر: ٦٣]

٦٣ کلیدهای گنجینه‌‌های نعمت‌‌های آسمان‌‌ها و زمین فقط برای او است، که آن را به هرکس بخواهد می‌‌بخشد، و آن را از هرکس‌‌ بخواهد بازمی‌‌دارد، و کسانی‌‌که به آیات الله کفر ورزیده‌‌اند به‌‌سبب محروم ماندن از ایمان در زندگی ‌‌دنیایی، و به‌‌سبب ورود به جهنم در آخرت که برای همیشه در آن می‌‌مانند، همان زیانکاران هستند.

﴿قُلْ أَفَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجَاهِلُون [الزمر: ٦٤]

٦٤ - ای رسول- به این مشرکان که از تو می‌‌خواهند بت‌‌های‌‌شان را عبادت کنی بگو: - ای جاهلان به پروردگارتان- آیا به من دستور می‌‌دهید که غیر الله را عبادت کنم؟! جز اللهِ یگانه، هیچ‌‌کس سزاوار عبادت نیست، پس هرگز غیر او را عبادت نمی‌‌کنم.

﴿وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِين [الزمر: ٦٥]

٦٥ و -ای رسول- به تحقیق که الله به تو و به رسولان پیش از تو وحی کرده است که: اگر دیگران را همراه الله عبادت کنی به‌‌طور قطع پاداش اعمال صالح تو نابود می‌‌شود، و بدون تردید در دنیا با تباهی دین، و در آخرت با عذاب، از زیانکاران خواهی بود.

﴿بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُن مِّنْ الشَّاكِرِين [الزمر: ٦٦]

٦٦ بلکه تنها الله را عبادت کن، و هیچ‌‌کس را با او شریک مگردان، و از سپاسگزاران او تعالی در قبال نعمت‌‌هایی که بر تو بخشیده است باش.

﴿وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَالأَرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّماوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُون [الزمر: ٦٧]

٦٧ و مشرکان، الله را آن‌‌گونه که سزاوار بزرگی‌‌اش است بزرگ نشمرده‌‌اند چون مخلوقات ضعیف و ناتوانش را با او شریک قرار دادند، و از قدرت الله که یکی از مظاهرش این است که زمین با کوه‌‌ها و درختان و رودها و دریاهایش در روز قیامت در قبضۀ او است، و تمام آسمان‌‌های هفت‌‌گانه با دست راست او تعالی در هم پیچیده می‌‌شود، غافل مانده‌‌اند. الله از آنچه مشرکان می‌‌گویند و به آن باور دارند منزه و پاک و برتر است.

برخی فواید آیات:

غرور، اخلاقی نکوهیده و نامبارک است که از رسیدن به حق محروم می‌‌سازد.

سیاهی چهره‌‌ها در روز قیامت نشانۀ بدبختی صاحبان‌‌شان است.

شرک تمام اعمال صالح را تباه می‌‌سازد.

اثبات قبضه و دست راست برای الله سبحان، بدون تشبیه و تمثیل.|

﴿وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الأَرْضِ إِلاَّ مَن شَاء اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُم قِيَامٌ يَنظُرُون [الزمر: ٦٨]

٦٨ روزی‌‌که فرشتۀ موظف به دمیدن در صور می‌‌دمد، تمام کسانی‌‌که در آسمان‌‌ها و زمین هستند می‌‌میرند، سپس این فرشته بار دوم برای رستاخیز در صور می‌‌دمد، به‌‌ناگاه تمام زندگان برپا می‌‌ایستند و می‌‌نگرند که الله چه کاری با آنها انجام خواهد داد.

﴿وَأَشْرَقَتِ الأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاء وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُون [الزمر: ٦٩]

٦٩ و زمین با نور تجلی پروردگار نیرومند برای داوری بین بندگان روشن می‌‌گردد، و نامه‌‌های اعمال مردم گشوده می‌‌شود، و پیامبران آورده می‌‌شوند، و امت محمد‌‌ج‌‌ آورده می‌‌شوند تا به نفع پیامبران علیه اقوام‌‌شان گواهی دهند، و الله عادلانه میان همگی آنها داوری می‌‌کند، و در آن روز به آنها ستم روا نمی‌‌رود، یعنی بر بدی هیچ انسانی افزوده نمی‌‌شود، و از نیکی‌‌اش کاسته نمی‌‌گردد.

﴿وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَا يَفْعَلُون [الزمر: ٧٠]

٧٠ و الله جزای هرکسی را، بر اساس عملش که خیر باشد یا شر، به‌‌طور کامل می‌‌دهد، و الله از آنچه انجام می‌‌دهند آگاه‌‌تر است، و ذره‌‌ای از کارهای خیر و شرشان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی در این روز آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا خواهد داد.

﴿وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِ رَبِّكُمْ وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا قَالُوا بَلَى وَلَكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذَابِ عَلَى الْكَافِرِين [الزمر: ٧١]

٧١ و فرشتگان، کافران به الله را گروه گروه خوارکنان به‌‌سوی جهنم می‌‌رانند، تا اینکه به جهنم برسند فرشتگان نگهبان جهنم که بر آن گماشته شده‌‌اند درهای جهنم را برای‌‌شان می‌‌گشایند، و با توبیخ این‌‌گونه از آنها استقبال می‌‌کنند: آیا رسولانی از جنس خودتان نزدتان نیامدند تا آیات نازل ‌‌شدۀ پروردگارتان به شما را برای‌‌تان بخوانند، و شما را از دیدار روز قیامت، به‌‌سبب عذاب سختی که دارد بترسانند؟! کافران با اقرار علیه خودشان می‌‌گویند: آری، تمام این موارد حاصل شده است، اما فرمان عذاب بر کافران واجب گردید، و ما از کافران بودیم.

﴿قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِين [الزمر: ٧٢]

٧٢ برای خوار و نومید کردن آنها از رحمت الله و خروج از جهنم به آنها گفته می‌‌شود: از درهای جهنم وارد شوید و برای همیشه در آن بمانید، و جایگاه متکبران و برتری‌‌جویان بر حق، چه بد و زشت است.

﴿وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِين [الزمر: ٧٣]

٧٣ و فرشتگان با نرمی، مؤمنان را که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او تعالی را پیشه کرده‌‌اند گروه گروه گرامی ‌‌داشته به‌‌سوی بهشت می‌‌برند، تا اینکه به بهشت برسند. درهای بهشت به روی‌‌شان گشوده می‌‌شود، و فرشتگان گماشته‌‌شدۀ به بهشت به آنها می‌‌گویند: بر شما از هر آسیب و هرچیز‌‌ ناگواری سلامتی باد، دل‌‌ها و اعمال‌‌تان پاک شده‌‌اند، پس به بهشت درآیید و برای همیشه در آن بمانید.

﴿وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِين [الزمر: ٧٤]

٧٤ و مؤمنان وقتی به بهشت درآیند می‌‌گویند: تمام ستایش‌‌ها از آنِ الله است که وعده‌‌ای را که بر زبان رسولانش به ما داده بود محقق گردانید، چون به ما وعده داده بود که ما را به بهشت درمی‌‌آورد، و زمین بهشت را برایمان به میراث داد، که در هر مکانی از آن که بخواهیم جای می‌‌گیریم، پس چه نیکوست پاداش عاملانی که اعمال صالح را در جستجوی وجه پروردگارشان انجام می‌‌دهند.

برخی فواید آیات:

ثبوت دو بار دمیده ‌‌شدن در صور.

بیان خواری و ذلتی که کافران با آن روبه‌‌رو می‌‌شوند، و احترام بزرگداشتی که مؤمنان با آن استقبال می‌‌شوند.

ثبوت جاودانگی کافران در جهنم، و جاودانگی مؤمنان در نعمت‌‌های بهشتی.

عمل پاکیزه جزای پاکیزه را به جای می‌‌گذارد.|

﴿وَتَرَى الْمَلاَئِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَقِيلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين [الزمر: ٧٥]

٧٥ و فرشتگان در این روز مشهود گرداگرد عرش حلقه می‌‌زنند، و الله را از آنچه سزاوارش نیست و کافران آن را به زبان می‌‌آورند منزه و پاک برمی‌‌شمارند، و الله میان تمام مخلوقات به عدالت داوری می‌‌کند، آن‌‌گاه هرکس را بخواهد گرامی می‌‌دارد و هرکس را بخواهد عذاب می‌‌کند، و گفته می‌‌شود: تمام ستایش‌‌ها از آنِ الله پروردگار مخلوقات است به‌‌سبب قضاوتی که در آن برای بندگان مؤمن خویش رحمت، و برای بندگان کافر خویش عذاب را حکم کرد.

سوره غافر

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

درمان مجادله ‌‌کنندگانِ در آیات الله از طریق گفتگو و دعوت آنها به بازگشت به‌‌سوی حق.

تفسیر:

﴿حم [غافر: ١]

١ ﴿حمٓ١ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

﴿تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيم [غافر: ٢]

٢ قرآن از جانب الله، ذات شکست‌‌ ناپذیری که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و نسبت به مصالح بندگانش بسیار دانا است بر رسولش محمد‌‌ج‌‌ نازل شده است.

﴿غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِير [غافر: ٣]

٣ ذاتی‌‌که آمرزندۀ گناهان، پذیرندۀ توبۀ کسانی از بندگانش که به‌‌سوی او توبه کنند، سخت‌‌ کیفر برای کسانی‌‌که از گناهان‌‌شان توبه نکرده‌‌اند و بخشنده و مهربان است. هیچ معبود برحقی جز او نیست، بازگشت بندگان در روز قیامت فقط به‌‌سوی او است، و آنها را به آنچه که سزاوارش هستند جزا می‌‌دهد.

﴿مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلاَّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَلاَ يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلاَد [غافر: ٤]

٤ هیچ‌‌کس در آیات الله که بر یگانگی او تعالی و راستی رسولانش دلالت دارند ستیزه‌‌جویی نمی‌‌کند مگر کسانی‌‌که به‌‌سبب تباهی عقل‌‌های‌‌شان به الله کفر ورزیده‌‌اند، پس بر آنها اندوه مدار، روزی و نعمت‌‌های گسترده‌‌ای که دارند نباید تو را بفریبد، زیرا مهلتی که به آنها داده می‌‌شود برای نزدیک ‌‌کردن تدریجی به‌‌سوی عذاب و فریب ‌‌دادن آنها است.

﴿كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَاب [غافر: ٥]

٥ پیش از اینها قوم نوح به تکذیب پرداخته‌‌اند، و گروه‌‌هایی که قبل از اینها و پس از قوم نوح آمده‌‌اند، یعنی عاد و ثمود و قوم لوط و اصحاب مَدیَن، و فرعون تکذیب کرده‌‌اند، و هر یک از امت‌‌ها قصد رسول‌‌شان را کردند تا او را بگیرند و به قتل برسانند، و به باطل خویش جدال کردند تا حق را با آن از بین ببرند، و تمام این امت‌‌ها را فرو گرفتم. پس بیندیش که کیفر من برای‌‌شان چگونه بوده، به تحقیق که کیفری سخت بوده است.

﴿وَكَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّار [غافر: ٦]

٦ و همان‌‌گونه که الله به نابود کردن تمام امت‌‌های تکذیب ‌‌کننده فرمان داد، - ای رسول- این فرمان پروردگارت بر کسانی‌‌که کفر ورزیده‌‌اند واجب شده که ساکنان جهنم باشند.

﴿الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيم [غافر: ٧]

٧ - ای رسول- فرشتگانی که عرش پروردگارت را برمی‌‌دارند، و فرشتگانی که گرداگرد آن هستند، پروردگارشان را از آنچه که سزاوارش نیست منزه می‌‌شمارند، و به او ایمان می‌‌آورند، و در طلب آمرزش برای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند، این‌‌گونه دعا می‌‌کنند: پروردگارا، علم و مهربانی تو همه‌‌چیز را فرا گرفته است، پس کسانی را که از گناهان‌‌شان توبه کرده‌‌، و از دین تو پیروی کرده‌‌اند، ببخشای و آنان را از آتش جهنم محافظت کن.

برخی فواید آیات:

جمع میان تشویق در رحمت الله، و ترساندن از سختی عذاب او تعالی: روشی نیکوست.

ستایش الله با توحید او تعالی و تسبیح به حمد او تعالی یکی از آداب دعا است.

بزرگداشت مؤمن نزد الله؛ چون فرشتگان را بر آن داشته تا برای او طلب آمرزش کنند.|

﴿رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [غافر: ٨]

٨ و فرشتگان می‌‌گویند: پروردگارا، مؤمنان را به بهشت‌‌های جاویدانی که به آنها وعده داده‌‌ای وارد کن، و همراه آنها از میان پدران و همسران و فرزندانشان، کسانی را که عمل صالح انجام داده‌‌اند داخل کن. در حقیقت تو ذات شکست‌‌ ناپذیری هستی که هیچ‌‌کس بر تو چیره نمی‌‌شود، و در تقدیر و تدبیر خویش بسیار دانا هستی.

﴿وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم [غافر: ٩]

٩ و آنها را از اعمال بدشان نگاه دار و در قبال این اعمال آنها را عذاب نکن، و هرکس ‌‌که تو او را از کیفر بر اعمال بدش محافظت کنی به تحقیق که به او رحم کرده‌‌ای. این محافظت از عذاب، و رحمت با ورود به بهشت، همان رستگاری بزرگی است که هیچ رستگاری دیگری با آن برابری نمی‌‌کند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِن مَّقْتِكُمْ أَنفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الإِيمَانِ فَتَكْفُرُون [غافر: ١٠]

١٠ همانا کسانی‌‌که به الله و رسولانش کفر ورزیده‌‌اند در روز قیامت آن‌‌گاه که به جهنم درآورده می‌‌شوند و بر خودشان انتقاد و نفرین می‌‌کنند این‌‌گونه ندا زده می‌‌شوند: به تحقیق که شدت خشم الله برای‌‌تان بزرگتر از شدت خشم شما بر خودتان است چون در دنیا به ایمان به‌‌سوی الله فرا خوانده می‌‌شدید اما به او کفر می‌‌ورزیدید، و معبودهایی همراه او تعالی می‌‌گرفتید.

﴿قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيل [غافر: ١١]

١١ و کافران آن‌‌گاه که اقرار و توبه‌‌شان سودی نمی‌‌رساند با اقرار به گناهان‌‌شان می‌‌گویند: پروردگارا، ما را دو بار میراندی آن‌‌گاه که عدم بودیم و ما را پدید آوردی، سپس ما را میراندی، و با پدید آوردن ما از عدم، و زنده‌‌ گردانیدن ما برای رستاخیز، دو بار ما را زنده گردانیدی، و به گناهانمان که مرتکب شده‌‌ایم اعتراف کردیم، آیا برای خروج از جهنم راهی هست که آن را بپیماییم و به زندگی بازگردیم تا اعمال صالح انجام دهیم، و از ما راضی شوی؟!

﴿ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِير [غافر: ١٢]

١٢ این عذاب که در آن قرار دارید بدان سبب است که وقتی الله به تنهایی در دعا فرا خوانده می‌‌شد و هیچ‌‌کس با او شریک قرار داده نمی‌‌شد به او کفر می‌‌ورزیدید و شریکانی برایش قرار می‌‌دادید، و هرگاه شریکی همراه الله عبادت می‌‌شد ایمان می‌‌آوردید، پس حکم فقط از آنِ الله است، که به ذات و تقدیر و قدرت خویش برتر است، و ذات بسیار بزرگی است که همه‌‌چیز از او پایین‌‌تر هستند.

﴿هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاء رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلاَّ مَن يُنِيب [غافر: ١٣]

١٣ الله همان ذاتی است که نشانه‌‌هایش را در جهان و در خودتان به شما می‌‌نمایاند؛ تا شما را بر قدرت و یگانگی او تعالی راهنمایی کنند، و آب باران را از آسمان بر شما فرو می‌‌فرستد تا گیاهان و محصولات و سایر روزی‌‌هایتان را برویاند، و فقط کسی از آیات الله پند می‌‌پذیرد که توبه‌‌کنان و خالصانه به‌‌سوی او بازگردد.

﴿فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُون [غافر: ١٤]

١٤ پس - ای مؤمنان- درحالی‌‌که طاعت و دعا را برای الله خالص گردانیده‌‌اید و به او شرک نورزیده‌‌اید او را در دعا بخوانید، هر چند کافران این کار را نپسندند و از این کار به خشم آیند.

﴿رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التَّلاَق [غافر: ١٥]

١٥ و فقط او سزاوار است که دعا و طاعت برایش خالص گردانیده شود؛ زیرا برخلاف تمام مخلوقاتش درجاتی والا دارد، و صاحب عرش بزرگ است. وحی را برای هر یک از بندگانش که بخواهد می‌‌فرستد تا هم خودشان بیدار شوند و هم دیگران را بیدار کنند و به این هدف که مردم را از روز قیامت که در آن، همگی به هم می‌‌پیوندند بترسانند.

﴿يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لاَ يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّار [غافر: ١٦]

١٦ روزی‌‌که در میدانی واحد گرد آورده شوند و ظاهر و آشکار گردند، هیچ‌‌چیز از آنها، نه خودشان و نه اعمال‌‌شان و نه جزایشان، بر الله پوشیده نمی‌‌ماند، و سوال می‌‌شود: امروز فرمانروایی از آنِ کیست؟! اکنون یک پاسخ بیشتر وجود ندارد؛ فرمانروایی از آنِ الله است که در ذات و صفات و افعالش یگانه است، ذات نیرومندی که بر هر چیزی غلبه دارد، و همه‌‌چیز در برابر او فروتن است.

برخی فواید آیات:

محل پذیرش توبه، زندگی دنیا است.

فقط بندگان توبه‌‌ار، از اندزها فایده می‌‌برند.

استقامت مؤمن تحت تأثیر مواضع کافران که دینش را رد می‌‌کنند قرار نمی‌‌گیرد.

خواری و فروتنی پادشاهان ستمگر و ظالم در برابر الله در روز قیامت.|

﴿الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لاَ ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَاب [غافر: ١٧]

١٧ امروز هرکسی در قبال عملی که انجام داده است جزا داده می‌‌شود، اگر عملش خیر باشد جزای خیر، و اگر عملش شر باشد جزای شر به او داده می‌‌شود، و هیچ ستمی در این روز روا نمی‌‌رود؛ زیرا حاکم، همان اللهِ عادل است. به‌‌راستی‌‌که الله برای بندگانش محاسبه کننده‌‌ای سریع است؛ چون علم او تعالی بر آنها احاطه دارد.

﴿وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلاَ شَفِيعٍ يُطَاع [غافر: ١٨]

١٨ و - ای رسول- آنها را از روز قیامت بترسان، همین قیامت که نزدیک شده، و آمدنی است، و هر آنچه که آمدنی باشد نزدیک است. در آن روز دل‌‌ها از ترس زیاد بالا می‌‌آیند تا اینکه به حلقوم‌‌های صاحبان‌‌شان می‌‌رسند، همان کسانی‌‌که خاموش می‌‌شوند و هیچ‌‌یک از آنها سخن نمی‌‌گوید مگر کسی‌‌که الله رحمان به او اجازه دهد، و کسانی‌‌که با شرک و گناهان به خودشان ستم کرده‌‌اند نه هیچ دوست و خویشاوندی دارند، و نه هیچ شفاعتگرِ اطاعت ‌‌شده‌‌ای دارند که اگر به فرض به او اجازۀ شفاعت داده شود اطاعت شود.

﴿يَعْلَمُ خَائِنَةَ الأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُور [غافر: ١٩]

١٩ الله از آنچه که چشمان بینندگان، پنهانی می‌‌ربایند، و از آنچه که سینه‌‌ها پنهان می‌‌دارند آگاه است، و ذره‌‌ای از این موارد بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِير [غافر: ٢٠]

٢٠ و الله به عدالت حکم می‌‌کند، و بر هیچ‌‌کس نه با کاستن از نیکی‌‌هایش، و نه با افزودن بر بدی‌‌هایش ستم نمی‌‌کند، و کسانی‌‌که مشرکان آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنند به هیچ‌‌چیز حکم نمی‌‌کنند؛ زیرا مالک چیزی نیستند. به‌‌راستی‌‌که الله سخنان بندگانش را می‌‌شنود، و نیات و اعمال‌‌شان را می‌‌بیند، و به‌‌زودی آنها را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿* أَوَ|لَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِن وَاق [غافر: ٢١]

٢١ آیا این مشرکان در زمین نگشته‌‌اند، تا بیندیشند سرانجام امت‌‌های تکذیب ‌‌کنندۀ پیش از آنها چگونه بوده است. به تحقیق که سرانجام بدی داشته‌‌اند، آن امت‌‌ها از اینها نیرومندتر بودند، و از طریق ساخت و ساز، آثاری در زمین بر جای گذاشتند که اینها چنین آثاری از خویش بر روی زمین به جا نگذاشته‌‌اند. با این وجود، الله آنها را به‌‌سبب گناهان‌‌شان نابود کرد، و هیچ محافظی نداشتند که در برابر عذاب الله از آنها محافظت کند.

﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ إِنَّهُ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَاب [غافر: ٢٢]

٢٢ تنها سبب رسیدن این عذاب به آنها این بود که رسولان‌‌شان از جانب الله دلایل روشن و حجت‌‌های آشکار برای‌‌شان می‌‌آوردند، اما به الله کفر می‌‌ورزیدند و رسولانش را تکذیب می‌‌کردند، و با وجود نیرویی که داشتند الله آنها را فرو گرفت و نابود کرد. به‌‌راستی‌‌که او سبحانه ذاتی توانا و سخت‌‌کیفر است برای کسی‌‌که به او کفر ورزد، و رسولانش را تکذیب کند.

وقتی پیامبر‌‌ج‌‌ با تکذیب قومش روبرو شد الله قصۀ موسی÷ با فرعون را، برای دادن این مژده به او که سرانجام کارش پیروزی است، بیان کرد و فرمود:

﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِين [غافر: ٢٣]

٢٣ و به تحقیق که موسی را با آیات آشکار، و برهانی قاطع فرستادیم.

﴿إِلَى فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ كَذَّاب [غافر: ٢٤]

٢٤ به‌‌سوی فرعون و وزیرش هامان و به‌‌سوی قارون، اما گفتند: موسی در ادعای رسالت، ساحر و دروغگو است.

﴿فَلَمَّا جَاءهُم بِالْحَقِّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاء الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءهُمْ وَمَا كَيْدُ الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلاَل [غافر: ٢٥]

٢٥ پس وقتی‌‌ موسی÷ برهان دلالت‌‌ کننده بر راستگویی خویش را آورد فرعون گفت: پسران کسانی را که همراه او ایمان آورده‌‌اند بکشید، و برای تحقیر آنها زنان‌‌شان را زنده نگه دارید، و نیرنگ کافران برای کم کردن شمار مؤمنان چیزی جز نیرنگی نابود شدنی و از بین ‌‌رفتنی نیست، که هیچ اثری ندارد.

برخی فواید آیات:

یادآوری روز قیامت یکی از بزرگترین عوامل بازدارنده از گناهان است.

احاطۀ علم الله به اعمال نهان و آشکار بندگانش.

امر به مسافرت در روی زمین برای پندگیری از حال مشرکانی که نابود شده‌‌اند.|

﴿وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الأَرْضِ الْفَسَاد [غافر: ٢٦]

٢٦ و فرعون گفت: مرا رها کنید تا موسی را به سزای کیفرش بکشم، و پروردگارش را در دعا بخواند تا او را در برابر من محافظت کند؛ زیرا برایم مهم نیست که پروردگارش را در دعا بخواند، بلکه از این امر می‌‌ترسم که دین‌‌تان را تغییر دهد، یا با کشتار و ویرانی، موجب فساد در زمین گردد.

﴿وَقَالَ مُوسَى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لاَّ يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَاب [غافر: ٢٧]

٢٧ و موسی÷ وقتی از تهدید فرعون آگاه شد گفت: همانا من از هر متکبر در برابر حق و ایمان به آن، که به روز قیامت، و حساب و کیفرش ایمان نمی‌‌آورد، به پروردگار خودم و پروردگار شما پناه برده‌‌ام.

﴿وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلاً أَن يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءكُم بِالْبَيِّنَاتِ مِن رَّبِّكُمْ وَإِن يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِن يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّاب [غافر: ٢٨]

٢٨ و مردی مؤمن به الله از خاندان فرعون که ایمان خویش را از قومش پنهان می‌‌داشت برای اعتراض به آنها بر تصمیم به قتل موسی÷ گفت: آیا مردی بی‌‌گناه را می‌‌کشید فقط برای اینکه می‌‌گوید: پروردگار من الله است، و حجت‌‌ها و براهین دلالت‌‌ کننده بر راستگویی‌‌ خویش در این ادعا که فرستاده‌‌ای از جانب پروردگارش است را برای‌‌تان آورده است؟! و اگر به فرض دروغگو باشد زیان دروغش به خودش بازمی‌‌گردد، و اگر راستگو باشد بخشی از عذاب که به شما وعده می‌‌دهد به‌‌زودی به شما خواهد رسید. به‌‌راستی‌‌که الله کسی را که از حدود او تعالی می‌‌گذرد، و بر او و رسولش افترا می‌‌بندد، به‌‌سوی حق توفیق نمی‌‌دهد.

﴿يَاقَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الأَرْضِ فَمَن يَنصُرُنَا مِن بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جَاءنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلاَّ مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلاَّ سَبِيلَ الرَّشَاد [غافر: ٢٩]

٢٩ ای قوم من، امروز فرمانروایی مصر برای شماست و در این سرزمین چیره هستید، اما اگر به‌‌سبب قتل موسی، عذاب الله به ما برسد چه کسی به ما یاری می‌‌رساند؟! فرعون گفت: نظر، نظر من و حکم، حکم من است، و نظر من این است که برای دفع شر و فساد، موسی را بکشم، و شما را جز به حق و راستی راهنمایی نمی‌‌کنم.

﴿وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَاقَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُم مِّثْلَ يَوْمِ الأَحْزَاب [غافر: ٣٠]

٣٠ و کسی‌‌که ایمان آورده بود برای نصحیت قومش گفت: همانا - اگر موسی را از روی ستم و ناحق بکشید- از عذابی مانند عذاب گروه‌‌های پیشین که علیه رسولان‌‌شان به دور هم جمع شدند و الله آنها را نابود کرد، بر شما می‌‌ترسم.

﴿مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعِبَاد [غافر: ٣١]

٣١ مثل عادت کسی‌‌که کفر ورزید و رسولان را تکذیب کرد مانند قوم نوح و عاد و ثمود و کسانی‌‌که پس از آنها آمدند، که الله آنها را به‌‌سبب کفر و تکذیب رسولانش نابود کرده است، و الله ستم برای بندگانش نمی‌‌خواهد، و آنها را فقط به‌‌سبب گناهانشان، به کیفر مناسب، عذاب می‌‌کند.

﴿وَيَاقَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَاد [غافر: ٣٢]

٣٢ و ای قوم من، همانا من از روز قیامت بر شما می‌‌ترسم، همان روزی‌‌که مردم به‌‌سبب خویشاوندی یا مقام شخص، یکدیگر را صدا می‌‌زنند به این گمان که این روش در این جایگاه هولناک به آنها سود می‌‌رساند.

﴿يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَاد [غافر: ٣٣]

٣٣ روزی‌‌که از ترس جهنم برای فرار پشت می‌‌کنید، هیچ پشتیبانی ندارید که در برابر عذاب الله از شما محافظت کند، و هرکس‌‌که الله دست از یاری‌‌اش بردارد و به ایمان توفیقش ندهد هیچ هدایتگری ندارد که او را هدایت کند؛ زیرا هدایتِ توفیق فقط به دست الله است.

برخی فواید آیات:

پناه بردن مؤمن به پروردگارش تا او را از نیرنگ دشمنانش محافظت کند.

جواز کتمان ایمان به‌‌سبب وجود مصلحت برتر یا دفع مفسده.

خیرخواهی برای مردم، یکی از صفات مؤمنان است.|

﴿وَلَقَدْ جَاءكُمْ يُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِّمَّا جَاءكُم بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَن يَبْعَثَ اللَّهُ مِن بَعْدِهِ رَسُولاً كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَاب [غافر: ٣٤]

٣٤ و به تحقیق ‌‌که پیش از موسی، یوسف دلایل آشکار بر یگانگی الله را برای‌‌تان آورد، اما شما پیوسته در شک و تکذیب دلایلی که برای‌‌تان آورد بودید، تا وقتی از دنیا رفت بر شک و دو دلی شما افزوده شد، و گفتید: الله هرگز رسولی پس از او نخواهد فرستاد. مانند این گمراهی شما از حق، الله هر متجاوز از حدودش، و تردید کننده در یگانگی‌‌اش را گمراه می‌‌سازد.

﴿الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّار [غافر: ٣٥]

٣٥ کسانی‌‌که بدون اینکه هیچ حجت و دلیلی برای‌‌شان آمده باشد در آیات الله ستیزه‌‌جویی می‌‌کنند تا آنها را باطل سازند، جدال‌‌شان مایۀ خشم بزرگی نزد الله و نزد کسانی‌‌که به او تعالی و رسولانش ایمان آورده‌‌اند شده است. همان‌‌گونه که الله بر دل‌‌های این ستیزه‌‌جویان در آیات ما به هدف ابطال آنها مُهر زده است بر دل هر متکبر روی‌‌گردان از حق مهر می‌‌زند، و او را به حق هدایت نمی‌‌کند، و به خیر راهنمایی نمی‌‌گرداند.

﴿وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَاهَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَّعَلِّي أَبْلُغُ الأَسْبَاب [غافر: ٣٦]

٣٦ و فرعون به وزیرش هامان گفت: ای هامان، بنایی مرتفع برایم بساز تا به راه‌‌ها (و درها) دست یابم.

﴿أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لأَظُنُّهُ كَاذِبًا وَكَذَلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَمَا كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلاَّ فِي تَبَاب [غافر: ٣٧]

٣٧ تا به راه‌‌هایی که به آسمان منتهی می‌‌شود دست یابم، آن‌‌گاه به معبود موسی که ادعا می‌‌کند همان معبود برحق است بنگرم، و قطعاً من گمان می‌‌کنم موسی در ادعایش دروغگو است. به این ترتیب زشتی عمل فرعون برایش زینت داده شد آن‌‌گاه که این امر را از هامان خواست، و از راه حق به راه گمراهی منحرف شد، و نیرنگ فرعون- برای پیروز ‌‌کردن باطلی که بر آن بود، و ابطال حقی که موسی÷ آورده بود جز به تباهی نینجامید؛ زیرا سرانجامش نومیدی و شکست در تلاش، و بدبختی‌‌ای که هرگز قطع نمی‌‌شود بود.

﴿وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَاقَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَاد [غافر: ٣٨]

٣٨ و آن مرد از خاندان فرعون که ایمان آورده بود برای نصیحت و راهنمایی قومش به راه حق گفت: ای قوم من، از من پیروی کنید تا شما را به راه درست، و هدایت به‌‌سوی حق رهنمود و راهنمایی کنم.

﴿يَاقَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَار [غافر: ٣٩]

٣٩ ای قوم من، این زندگی دنیا فقط بهره ‌‌بردن از خوشی‌‌های موقتی است، پس نباید کالاهای نابود شدنی آن شما را بفریبد، و به‌‌راستی‌‌که سرای آخرت به‌‌سبب نعمت‌‌های همیشگی و ماندگاریش سرای آرامش و اقامت است، پس با طاعت الله برای آن سرا عمل کنید، و برحذر باشید از اینکه به‌‌سبب زندگی دنیایی‌‌تان از کار برای آخرت بازمانید.

﴿مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَاب [غافر: ٤٠]

٤٠ هرکس کار بدی انجام دهد جز به مانند آنچه عمل کرده است کیفر نمی‌‌شود، و عذابی بر آن افزوده نمی‌‌شود. و هرکس کار نیکی انجام دهد و با آن در پی وجه الله باشد، مرد باشد یا زن، و به الله و رسولانش ایمان آورده باشد، افراد موصوف به این صفات پسندیده، روز قیامت در بهشت وارد می‌‌شوند، و الله از ثمرات و نعمت‌‌های ماندگاری که در بهشت قرار داده و هرگز قطع نمی‌‌شوند بدون شمارش به آنها روزی می‌‌دهد.

برخی فواید آیات:

جدال برای ابطال حق و احقاق باطل خصلتی نکوهیده، و یکی از صفات گمراهان است.

تکبر مانع هدایت به‌‌سوی حق است.

شکست حیله‌‌ها و نیرنگ‌‌های کافران برای ابطال حق.

وجوب آمادگی برای آخرت، و غافل ‌‌نشدن از آن بخاطر دنیا.|

﴿* وَيَاقَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّار [غافر: ٤١]

٤١ و ای قوم من، چه شده است که من شما را با دعوت به ایمان به الله و عمل صالح برای رهایی از زیان در زندگی دنیا و آخرت فرامی‌‌خوانم، و شما مرا با دعوت به کفر و نافرمانی الله به ورود در جهنم فرامی‌‌خوانید؟!

﴿تَدْعُونَنِي لأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّار [غافر: ٤٢]

٤٢ مرا به‌‌سوی باطل خویش فرامی‌‌خوانید تا به الله کفر ورزم، و همراه او تعالی دیگری را عبادت کنم که هیچ دانشی بر صحت عبادت او همراه الله ندارم، و من شما را به‌‌سوی ایمان به الله ذات شکست ‌‌ناپذیری که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و ذات بسیار آمرزنده‌‌ای که بندگانش را می‌‌بخشد فرامی‌‌خوانم.

﴿لاَ جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيَا وَلاَ فِي الآخِرَةِ وَأَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّار [غافر: ٤٣]

٤٣ در حقیقت آنچه مرا برای ایمان به آن و فرمان‌‌برداری از آن فرا می‌‌خوانید، هیچ دعوتی نه در دنیا و نه در آخرت ندارد که با آن به‌‌سوی حق فراخوانده شود، و به کسی‌‌که آن را در دعا بخواند پاسخ نمی‌‌دهد، و بازگشت همگی ما فقط به‌‌سوی الله است، و کسانی که در کفر و گناهان زیاده‌‌ روی می‌‌کنند ساکنان جهنم هستند که ورود به آن در روز قیامت برای‌‌شان لازم گشته است.

﴿فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَاد [غافر: ٤٤]

٤٤ اما نصحیتش را نپذیرفتند، و او گفت: به‌‌زودی نصیحتی را که برای‌‌تان عرضه داشتم به یاد خواهید آورد، و به خاطر نپذیرفتن آن افسوس خواهید خورد، و تمام کارهایم را فقط به الله وامی‌‌گذارم، زیرا ذره‌‌ای از اعمال بندگانش بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَاب [غافر: ٤٥]

٤٥ پس وقتی خواستند او را بکشند الله او را از نیرنگ بدشان محافظت کرد، و عذاب غرق‌‌ شدگی خاندان فرعون را فراگرفت، الله او و تمام لشکریانش را در دنیا غرق ساخته است.

﴿النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَاب [غافر: ٤٦]

٤٦ و پس از مرگشان، در ابتدا و پایان روز در قبرهای‌‌شان بر آتش عرضه می‌‌شوند، و روز قیامت گفته می‌‌شود: پیروان فرعون، به‌‌سبب کفر و تکذیب و بازداشتن از راه الله که مرتکب می‌‌شدید، به سخت‌‌ترین و بزرگ‌‌ترین عذاب درآیید.

﴿وَإِذْ يَتَحَاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفَاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِيبًا مِّنَ النَّار [غافر: ٤٧]

٤٧ و -ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که پیروان و پیشوایان ساکنان جهنم با یکدیگر نزاع و کشمکش می‌‌کنند، و پیروان مستضعف بر پیشوایان متکبر می‌‌گویند: به‌‌راستی‌‌که ما در دنیا پیروان شما در گمراهی بودیم، پس آیا شما بخشی از عذاب الله را از ما برمی‌‌دارید و جانشین ما در این کار می‌‌شوید؟!

﴿قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِيهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَاد [غافر: ٤٨]

٤٨ پیشوایان مستکبر می‌‌گویند: همانا ما- چه پیرو باشیم چه پیشوا- در جهنم هستیم، و هیچ‌‌یک از ما بخشی از عذاب دیگری را تحمل نمی‌‌کند، زیرا الله میان بندگان حکم کرده است، و به هرکس عذابی را که مستحق آن بوده داده است.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَاب [غافر: ٤٩]

٤٩ و پیروان و پیشوایان عذاب ‌‌شده در جهنم، وقتی نومید می‌‌شوند که از جهنم خارج و به زندگی دنیا بازگردند تا توبه کنند به فرشتگان گماشته ‌‌شده به جهنم می‌‌گویند: از پروردگارتان درخواست کنید که یک روز از این عذاب همیشگی را از ما بردارد.

برخی فواید آیات:

اهمیت توکل بر الله.

نجات دعوتگر به‌‌سوی حق از مکر دشمنانش.

ثبوت عذاب برزخ.

چنگ زدن کافران به هر سببی که آنها را هر چند به مدت محدودی از جهنم راحت کند، اما این امر هرگز محقق نخواهد شد.|

﴿قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلاَل [غافر: ٥٠]

٥٠ نگهبانان جهنم در پاسخ به کافران می‌‌گویند: آیا رسولان‌‌تان براهین و دلایل آشکار را نمی‌‌آوردند؟! کافران می‌‌گویند: آری، براهین و دلایل آشکار را برایمان می‌‌آوردند. نگهبانان برای تمسخر آنها می‌‌گویند: پس خودتان درخواست کنید؛ زیرا ما برای کافران شفاعت نمی‌‌کنیم، اما درخواست کافران جز در تباهی و نابودی نیست، چون به‌‌سبب کفرشان از آنها پذیرفته نمی‌‌شود.

الله پس از بیان قصۀ فرعون و سرانجام کار او و پیروانش در دنیا و آخرت، کار رسولان و مؤمنان، و پیروزی در دنیا و آخرت را که به آن دست می‌‌یابند بیان کرد و فرمود:

﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَاد [غافر: ٥١]

٥١ به‌‌راستی‌‌که ما رسولانمان و کسانی را که به الله و رسولانش ایمان آورده‌‌اند در دنیا با پیروزی حجت‌‌شان و تقویت آنها در برابر دشمنانشان، و در روز قیامت با وارد نمودن آنها در بهشت، و کیفر دشمنان دنیایی‌‌شان با وارد نمودن‌‌شان در جهنم پس از اینکه پیامبران و فرشتگان و مؤمنان بر انجام تبلیغ و تکذیب امت‌‌ها گواهی می‌‌دهند یاری می‌‌رسانیم.

﴿يَوْمَ لاَ يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّار [غافر: ٥٢]

٥٢ روزی‌‌که کسانی‌‌که با کفر و گناهان به خودشان ستم کرده‌‌اند، عذرخواهی‌‌شان از ستمی که مرتکب شده‌‌اند سودی به آنها نمی‌‌رساند. و در آن روز از رحمت الله رانده‌‌ می‌‌شوند، و در آخرت به‌‌سبب عذاب دردناکی که با آن روبه‌‌رو می‌‌شوند سرای بدی دارند.

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَاب [غافر: ٥٣]

٥٣ و به‌‌تحقیق‌‌که به موسی÷ علمی که با آن بنی‌‌اسرائیل را به‌‌سوی حق راهنمایی می‌‌کرد عطا کردیم، و تورات را کتابی موروثی میان بنی‌‌اسرائیل قرار دادیم که نسل به نسل آن را به ارث می‌‌بردند.

﴿هُدًى وَذِكْرَى لأُولِي الأَلْبَاب [غافر: ٥٤]

٥٤ برای هدایت به راه حق، و یادآوری صاحبان عقل‌‌های سلیم.

﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَار [غافر: ٥٥]

٥٥ پس - ای رسول- در برابر تکذیب و آزارهای قومت که به تو می‌‌رسد شکیبایی کن؛ زیرا وعدۀ الله به تو مبنی بر پیروزی و تقویت، حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد، و برای گناهت آمرزش بخواه، و به ستایش پروردگارت در ابتدا و پایان روز تسبیح بگو.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِير [غافر: ٥٦]

٥٦ به‌‌راستی کسانی‌‌که بدون هیچ دلیل و برهانی در آیات الله نزاع می‌‌کنند تا آنها را باطل سازند، چیزی جز ارادۀ برتری‌‌جویی و تکبر بر حق، آنها را بر این کار نمی‌‌کشاند، و هرگز به این برتری‌‌جویی بر حق که می‌‌خواهند نخواهند رسید. پس - ای رسول- به الله پناه ببر؛ زیرا او سخنان بندگانش را می‌‌شنود، و اعمال‌‌شان را می‌‌بیند، و هیچ‌‌چیز از دستش نمی‌‌رود، و به‌‌زودی آنها را در قبال سخنان و اعمال‌‌شان جزا خواهد داد.

﴿لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُون [غافر: ٥٧]

٥٧ به‌‌طور قطع آفرینش آسمان‌‌ها و زمین با توجه به ستبری و گستردگی‌‌شان از آفرینش مردم بزرگ‌‌تر است، پس کسی‌‌که این دو را با وجود بزرگی‌‌شان آفریده است بر برانگیختن مردگان از قبرهای‌‌شان به صورت زنده توانا است تا آنها را مورد محاسبه و جزا قرار دهد. اما بیشتر مردم نمی‌‌دانند، و از آن پند نمی‌‌گیرند و این امر آشکار را دلیلی بر رستاخیز نمی‌‌گیرند.

﴿وَمَا يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلاَ الْمُسِيءُ قَلِيلاً مَّا تَتَذَكَّرُون [غافر: ٥٨]

٥٨ و کسی‌‌که نمی‌‌بیند و کسی‌‌که می‌‌بیند با هم یکسان نیستند، و کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌، و رسولانش را تصدیق کرده و اعمال نیکو انجام داده‌‌اند، با کسی‌‌که با اعتقاد فاسد و گناهان، مرتکب اعمال بد شده است یکسان نیستند. جز اندکی پند نمی‌‌گیرید؛ چون اگر پند می‌‌گرفتید قطعاً به تفاوت میان این دو گروه پی می‌‌بردید و می‌‌کوشیدید از کسانی باشید که در جستجوی رضایت الله ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌‌اند.

برخی فواید آیات:

یاری الله به رسولانش و مؤمنان، سنتی الهی و ثابت است.

عذرخواهی ستمکار در روز قیامت سودی به او نمی‌‌رساند.

اهمیت صبر در رویارویی با باطل.

دلالت آفرینش آسمان‌‌ها و زمین بر رستاخیز؛ زیرا ذاتی‌‌که مخلوق بزرگ را آفریده بر بازگرداندن زندگی به کوچکتر از آن توانا است.|

﴿إِنَّ السَّاعَةَ لآتِيَةٌ لاَّ رَيْبَ فِيهَا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُون [غافر: ٥٩]

٥٩ به‌‌طور قطع و بدون تردید قیامت که الله در آن مردگان را برای حسابرسی و جزا برمی‌‌انگیزد آمدنی است، اما بیشتر مردم به آمدن این روز ایمان نمی‌‌آورند، و به همین دلیل برای آن آماده نمی‌‌شوند.

﴿وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِين [غافر: ٦٠]

٦٠ و - ای مردم- پروردگارتان می‌‌فرماید: فقط مرا عبادت کنید و فقط از من بخواهید، تا دعای‌‌تان را اجابت کنم و از شما درگذرم و به شما رحم کنم. همانا کسانی‌‌که از یگانه ‌‌دانستن من در عبادت تکبر می‌‌ورزند در روز قیامت خوار و ذلیل به جهنم وارد می‌‌شوند.

﴿اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُون [غافر: ٦١]

٦١ الله همان ذاتی است که شب را برای‌‌تان تاریک قرار داد تا در آن آرام گیرید و استراحت کنید، و روز را درخشان و روشنی ‌‌بخش قرار داد تا در آن کار کنید. به‌‌راستی‌‌که الله صاحب بخششی بزرگ بر مردم است که نعمت‌‌های آشکار و نهانش را بر آنها کامل کرده است، اما بیشتر مردم از او سبحانه در قبال این نعمت‌‌ها که به آنها ارزانی داشته است سپاسگزاری نمی‌‌کنند.

﴿ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُون [غافر: ٦٢]

٦٢ این الله که نعمت‌‌هایش را به شما بخشیده، آفریدگار همه‌‌چیز است، و هیچ آفریدگاری جز او وجود ندارد. هیچ معبود برحقی جز او نیست، پس چگونه از عبادت او به عبادت کسانی‌‌که مالک هیچ سود و زیانی نیستند بازگردانیده می‌‌شوید.

﴿كَذَلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُون [غافر: ٦٣]

٦٣ همان‌‌گونه که اینها از ایمان به الله و عبادت او به یگانگی و وحدانیت رویگردان شده‌‌اند، در هر زمان و مکانی کسی‌‌که آیات دلالت‌‌ کنندۀ الله بر یگانگی او تعالی را انکار می‌‌کند از ایمان و عبادت او به یگانگی و وحدانیت بازگردانیده می‌‌شود، و به هیچ حقیقتی هدایت نمی‌‌شود، و به هیچ راه راستی توفیق نمی‌‌یابد.

﴿اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ قَرَارًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِين [غافر: ٦٤]

٦٤ - ای مردم- الله همان ذاتی است که زمین را قرارگاهی آماده برای آرام‌‌ گرفتن شما بر روی آن، و آسمان را بنایی مستحکم و بازداشته ‌‌شده از سقوط بر روی سرتان قرار داد، شما را در رحم‌‌های مادران‌‌تان شکل و صورت بخشید و شکل شما را نیکو کرد، و از طعام‌‌های حلال و لذیذ به شما روزی داد، ذاتی‌‌که نعمت‌‌های مذکور را به شما ارزانی داشته است همان الله پروردگارتان است. الله پروردگار تمام مخلوقات، برتر و مقدس است، و هیچ پروردگاری غیر او سبحانه ندارند.

﴿هُوَ الْحَيُّ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين [غافر: ٦٥]

٦٥ او ذات زنده‌‌ای است که هرگز نمی‌‌میرد، و معبود برحقی جز او نیست. پس فقط او را با عبادت و درخواست در دعا بخوانید؛ درحالی‌‌که فقط وجه او را قصد می‌‌کنید، و هیچ‌‌یک از مخلوقاتش را با او شریک نگردانید، تمام ستایش‌‌ها از آنِ الله پروردگار مخلوقات است.

﴿* قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِين [غافر: ٦٦]

٦٦ - ای رسول- بگو: همانا الله مرا نهی کرده از اینکه این بت‌‌هایی که شما آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنید و هیچ سود و زیانی نمی‌‌رسانند عبادت کنم درحالی‌‌که براهین و دلایل آشکار بر بطلان عبادت آنها برایم آمده است، و الله به من فرمان داده که با عبادت فقط از او فرمان‌‌برداری کنم؛ زیرا او پروردگار تمام مخلوقات است، و هیچ پروردگاری جز او ندارند.

برخی فواید آیات:

قرار گرفتن دعا در مفهوم عبادت که جز به‌‌سوی الله به‌‌کار گرفته نمی‌‌شود؛ زیرا دعا خودِ عبادت است.

نعمت‌‌های الله، سپاسگزاری از سوی بندگان را ایجاب می‌‌کند.

ثبوت صفت حیات برای الله.

اهمیت اخلاص در عمل.|

﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون [غافر: ٦٧]

٦٧ او همان ذاتی است که پدرتان آدم را از خاک آفرید، سپس آفرینش شما را از نطفه قرار داد، و پس از نطفه از خونی بسته، و پس از آن شما را به صورت طفلانی کوچک از شکم‌‌های مادران‌‌تان درمی‌‌آوَرَد، تا به سن سخت و استوار شدن بدن برسید، سپس تا بزرگ شوید و به مرحلۀ پیری برسید، و برخی از شما قبل از این سن می‌‌میرند، و تا به زمان مشخصی در علم الله برسید، که نه از آن می‌‌کاهید، و نه بر آن می‌‌افزایید، و باشد که با این حجت‌‌ها و دلایلِ قدرت و یگانگی او تعالی سود ببرید.

﴿هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ فَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُون [غافر: ٦٨]

٦٨ فقط او سبحانه همان ذاتی است که زنده‌‌ کردن به دست او است، و فقط او همان ذاتی است که میراندن به دست او است، و هرگاه به چیزی حکم کند فقط به آن می‌‌گوید: (کن، باش)، به‌‌ناگاه موجود می‌‌شود.

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُون [غافر: ٦٩]

٦٩ - ای رسول- آیا ندیده‌‌ای کسانی را که با وجود وضوح آیات الله، برای تکذیب این آیات در آنها مجادله می‌‌کنند؛ تا از حال‌‌شان و اینکه چگونه با وجود وضوح حق از آن رویگردان می‌‌شوند تعجب کنی.

﴿الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْلَمُون [غافر: ٧٠]

٧٠ کسانی‌‌که قرآن، و حقیقتی که رسولانمان را با آن مبعوث کردیم تکذیب کرده‌‌اند، به‌‌زودی از سرانجام تکذیب خویش آگاه خواهند شد، و سرانجام بدشان را خواهند دید.

﴿إِذِ الأَغْلاَلُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلاَسِلُ يُسْحَبُون [غافر: ٧١]

٧١ زمانی از این سرانجام آگاه می‌‌شوند که بند و ریسمان‌‌ها بر گردن‌‌هایشان، و زنجیرها در پاهای‌‌شان است، و مأموران جهنم آنها را می‌‌کشانند.

﴿فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُون [غافر: ٧٢]

٧٢ آنها را در آب سوزان که سخت جوشان است می‌‌کشانند، سپس در جهنم برافروخته می‌‌شوند.

﴿ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تُشْرِكُون [غافر: ٧٣]

٧٣ سپس از روی سرزنش و نکوهش به آنها گفته می‌‌شود: معبودهای دروغینی که با عبادت آنها شرک می‌‌ورزیدید کجایند؟!

﴿مِن دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَل لَّمْ نَكُن نَّدْعُو مِن قَبْلُ شَيْئًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكَافِرِين [غافر: ٧٤]

٧٤ به جای الله از میان بت‌‌های‌‌تان که هیچ سود و زیانی نمی‌‌رسانند؟! کافران می‌‌گویند: از نظر ما پنهان شده‌‌اند و آنها را نمی‌‌بینیم، بلکه در دنیا چیزی را که سزاوار عبادت باشد عبادت نمی‌‌کردیم. مانند گمراه ‌‌شدن اینها، الله کافران هر زمان و مکانی را از حق گمراه می‌‌سازد.

﴿ذَلِكُم بِمَا كُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَمْرَحُون [غافر: ٧٥]

٧٥ و به آنها گفته می‌‌شود: این عذاب که از آن رنج می‌‌برید به‌‌سبب شادمانی شما از شرکی که بر آن بودید، و شادمانی گستردۀ شماست.

﴿ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِين [غافر: ٧٦]

٧٦ از درهای جهنم درآیید و برای همیشه در آن بمانید، و چه زشت است قرارگاه متکبران از حق.

چون رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ از قومش رنج‌‌های فراوانی دید، الله او را به شکیبایی فرمان داد، و با پیروزی‌‌ای که به او وعده داد بر او آرامش بخشید، و فرمود:

﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُون [غافر: ٧٧]

٧٧ پس - ای رسول- در برابر آزار و تکذیب قومت شکیبایی کن، زیرا وعدۀ الله بر پیروزی تو، حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد. پس چه بخشی از عذابی را که به آنها وعده می‌‌دهیم در زندگی‌‌ات به تو نشان دهیم مانند آنچه در روز بدر حاصل شد، یا پیش از آن تو را بمیرانیم، در روز قیامت فقط به‌‌سوی ما بازگردانده می‌‌شوند آن‌‌گاه آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا می‌‌دهیم، و آنها را به جهنم وارد می‌‌کنیم که برای همیشه در آن می‌‌مانند.

برخی فواید آیات:

تدریجی ‌‌بودن آفرینش، سنتی الهی است که مردم از آن، تدریجی ‌‌بودن در امور زندگی دنیایی را می‌‌آموزند.

زشتی شادی به باطل.

اهمیت صبر در زندگی مردم، به‌‌خصوص مردم دعوتگر.|

﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاء أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُون [غافر: ٧٨]

٧٨ - ای رسول- به تحقیق که پیش از تو رسولان زیادی را به‌‌سوی امت‌‌های‌‌شان فرستاده‌‌ایم، که آنها را تکذیب کردند و به آنها آزار رساندند، اما در برابر تکذیب و آزار رسانی اقوام‌‌شان شکیبایی کردند. قصۀ برخی از این رسولان را به تو حکایت کرده‌‌ایم، و قصۀ برخی از آنها را بر تو حکایت نکرده‌‌ایم، و هیچ رسولی را نسزد که نشانه‌‌ای از جانب پروردگار خویش برای قومش بیاورد مگر به ارادۀ او سبحانه، و پیشنهاد کافران به آوردن آیات بر امت‌‌های‌‌شان ستم است، و هرگاه فرمان الله به فتح یا داوری میان رسولان و اقوام‌‌شان فرا رسد به عدالت میان آنها داوری می‌‌کند، آن‌‌گاه کافران نابود می‌‌شوند و رسولان نجات می‌‌یابند، و - در این جایگاهِ داوری میان بندگان- پیروان باطل به‌‌سبب کفر، با قرار دادن خویش در معرض نابودی به خودشان زیان رسانده‌‌اند.

﴿اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَنْعَامَ لِتَرْكَبُوا مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْكُلُون [غافر: ٧٩]

٧٩ الله همان ذاتی است که شتر و گاو و گوسفند برای‌‌تان قرار داد؛ تا از برخی از آنها سواری بگیرید، و از گوشت برخی از آنها بخورید.

﴿وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَلِتَبْلُغُوا عَلَيْهَا حَاجَةً فِي صُدُورِكُمْ وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُون [غافر: ٨٠]

٨٠ در این مخلوقات منافع گوناگونی برای‌‌تان است که در هر عصری به تازگی می‌‌گراید، واز طریق آنها نیازهایی را که شما به آنها تمایل دارید، که از بارزترین آنها جابه‌‌جایی در خشکی و دریاست برای‌‌تان حاصل می‌‌شود.

﴿وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَأَيَّ آيَاتِ اللَّهِ تُنكِرُون [غافر: ٨١]

٨١ و او سبحانه برخی آیات خویش را که بر قدرت و یگانگی‌‌اش دلالت دارند به شما نشان می‌‌دهد، پس به کدام‌‌یک از آیات الله پس از اینکه برای‌‌تان ثابت شد نشانۀ او تعالی است اعتراف نمی‌‌کنید؟!

﴿أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الأَرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُون [غافر: ٨٢]

٨٢ آیا این تکذیب‌‌ کنندگان در زمین نگشته‌‌اند تا بیندیشند که سرانجام امت‌‌های تکذیب‌‌ کنندۀ پیش از آنها چگونه بوده است که از آن پند بگیرند؟! درحالی‌‌که آن امت‌‌ها اموال بیشتر و نیرویی بزرگتر، و آثار مستحکم‌‌تری نسبت به اینها در زمین داشته‌‌اند، اما وقتی عذاب نابودگرِ الله آنها را فرا گرفت نیرویی که آن را به دست می‌‌آوردند آنها را بی‌‌نیاز نساخت.

﴿فَلَمَّا جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون [غافر: ٨٣]

٨٣ و چون رسولان‌‌شان دلایل آشکار را برای آنها آوردند این دلایل را تکذیب کردند، و به چنگ ‌‌زدن به دانش خویش که با آنچه رسولان‌‌شان آورده بودند منافات داشت راضی شدند، عذابی را که رسولان‌‌شان آنها را از آن می‌‌ترساندند و آنها آن را به تسمخر می‌‌گرفتند بر آنها فرود آمد.

﴿فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِين [غافر: ٨٤]

٨٤ اما هنگام مشاهدۀ عذابمان، وقتی اقرار به آنها سودی نمی‌‌رساند این‌‌گونه اقرار کردند: فقط به الله ایمان آوردیم، و به شریکان و بت‌‌هایی که به جای او عبادت می‌‌کردیم کافر شدیم.

﴿فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُون [غافر: ٨٥]

٨٥ و ایمان آنها وقتی دیدند عذاب ما بر آنها نازل می‌‌شود برای‌‌شان سودمند نبوده است، سنت الله که در بندگانش گذشته این است که ایمان‌‌شان هنگام مشاهدۀ عذاب، سودی به آنها نمی‌‌رساند، و کافران به‌‌سبب کفر به الله و توبه ‌‌نکردن از آن پیش از مشاهدۀ عذاب، هنگام نزول عذاب با قرار دادن خویش در معرض نابودی بر خویشتن زیان رسانده‌‌اند.

برخی فواید آیات:

الله علاوه بر رسولانی که آنها را در قرآن کریم بیان فرمود رسولان دیگری دارد که به صورت اجمالی به آنها ایمان می‌‌آوریم.

یکی از نعمت‌‌های الله این است که آیات دلالت‌‌ کننده بر توحید و یگانگی خویش را آشکار می‌‌گرداند.

خطر شادی به باطل و سرانجامِ بد آن برای شخص.

بطلان ایمان هنگام مشاهدۀ عذاب نابودگر.|

سوره فُصّلت

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان چگونگی درمان افراد رویگردان از قرآن با نرمی، با این بیان که قرآن عین حقیقت است، و همچنان بیان عذاب رویگردانی.

تفسیر:

﴿حم [فصلت: ١]

١ ﴿حمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

﴿تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم [فصلت: ٢]

٢ این قرآن از جانب اللهِ بخشنده و مهربان نازل شده است.

﴿كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّقَوْمٍ يَعْلَمُون [فصلت: ٣]

٣ کتابی است که آیات آن به بهترین و کامل‌‌ترین وجه بیان شده است، و قرآنی به زبانی عربی نازل شده برای مردمی که می‌‌دانند؛ زیرا اینها همان کسانی هستند که از معانی قرآن، و هدایت به‌‌سوی حق که در آن وجود دارد سود می‌‌برند.

﴿بَشِيرًا وَنَذِيرًا فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لاَ يَسْمَعُون [فصلت: ٤]

٤ مژده‌‌ دهندۀ مؤمنان به پاداش بزرگی که الله برای‌‌شان آماده ساخته است، و ترسانندۀ کافران از عذاب دردناک الله است، اما بیشتر آنها از قرآن رویگردان شدند، و هدایت موجود در آن را به نیت قبول کردن گوش نمی‌‌کنند.

﴿وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِن بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُون [فصلت: ٥]

٥ و گفتند: دل‌‌هایمان با حجاب‌‌هایی پوشیده شده و در آنچه ما را به‌‌سوی آن فرا می‌‌خوانی نمی‌‌اندیشند، و در گوش‌‌هایمان سنگینی‌‌ای است که آن را نمی‌‌شنوند، و میان ما و تو پرده‌‌ای قرار دارد که هیچ یک از سخنان تو به ما نمی‌‌رسد. پس تو به روش خودت عمل کن، ما نیز به روش خودمان عمل می‌‌کنیم، و هرگز از تو پیروی نخواهیم کرد.

﴿قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِّلْمُشْرِكِين [فصلت: ٦]

٦ - ای رسول- به این ستیزه‌‌جویان بگو: من فقط انسانی مانند خودتان هستم که الله به من وحی می‌‌کند که معبود برحق شما معبودی یگانه یعنی فقط الله است. پس راه منتهی به او را بپیمایید، و بخشایش گناهان‌‌تان را از او بخواهید، و نابودی و عذاب بر مشرکان است که کسی را غیر الله عبادت می‌‌کنند یا با او تعالی شریک می‌‌گردانند.

﴿الَّذِينَ لاَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُون [فصلت: ٧]

٧ همان کسانی‌‌که زکات اموال‌‌شان را نمی‌‌پردازند، و همان‌‌ها به آخرت- و نعمت‌‌های جاویدان و عذاب دردناک آن- کافر هستند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُون [فصلت: ٨]

٨ همانا کسانی‌‌که به الله و رسولانش ایمان آورده، و اعمال صالح انجام داده‌‌اند پاداشی جاویدان و قطع نشدنی یعنی بهشت برای‌‌شان است.

﴿* قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِين [فصلت: ٩]

٩ - ای رسول- برای توبیخ مشرکان بگو: چرا به الله که زمین را در دو روز: یکشنبه و دوشنبه، آفرید کفر می‌‌ورزید، و همتایانی برایش قرار می‌‌دهید و آنها را به جای او عبادت می‌‌کنید؟! این است پروردگار تمام مخلوقات.

﴿وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِيهَا وَقَدَّرَ فِيهَا أَقْوَاتَهَا فِي أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِين [فصلت: ١٠]

١٠ و در زمین و بر فراز آن، کوه‌‌هایی استوار که آن را از لرزیدن نگه می‌‌دارند قرار داد، و روزی‌‌های مردم و چارپایان را با دو روز قبلی در چهار روز یعنی: سه‌‌شنبه و چهارشنبه، به اندازه‌‌ای که نیاز نیازمندان را برطرف سازد آفرید.

﴿ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلأَرْضِ اِئْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِين [فصلت: ١١]

١١ سپس او سبحانه قصد آفرینش آسمان کرد، و آسمان در آن روز دودی بود که به آن و زمین فرمود: به اختیار، یا به اجبار از فرمان من اطاعت کنید، که هیچ راه گریزی از آن ندارید. آسمان و زمین گفتند: پروردگارا فرمان‌‌بردارانه آمدیم، و هیچ اراده‌‌ای جز ارادۀ تو نداریم.

برخی فواید آیات:

عدم استفادۀ کافران از وسایل هدایت؛ به معنای باقی‌‌ماندن آنها در کفر است.

بیان جایگاه زکات، و اینکه یکی از ارکان اسلام است.

تسلیم ‌‌بودنِ تمام هستی در برابر الله و فرمان‌‌برداری از امر او سبحانه.|

﴿فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيم [فصلت: ١٢]

١٢ پس الله آفرینش آسمان‌‌ها را در دو روز: پنج‌‌شنبه و جمعه کامل کرد، و با این دو روز آفرینش آسمان‌‌ها و زمین را در شش روز به پایان برد، و الله در هر آسمانی آنچه را که در آن مقدر می‌‌کند، و طاعت و عبادتی را که به آن امر می‌‌کند، وحی کرد. و آسمان دنیا را با ستارگان آراستیم، و با آنها آسمان را از استراق سمع شیاطین حفظ کردیم. تمام این موارد، تقدیر ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود و از آفرینش خویش بسیار دانا است.

﴿فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنذَرْتُكُمْ صَاعِقَةً مِّثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُود [فصلت: ١٣]

١٣ پس - ای رسول- اگر اینها از ایمان به آنچه آورده‌‌ای روی گرداندند به آنها بگو: شما را از عذابی ترساندم که بر شما واقع می‌‌شود مانند عذابی که بر عاد قوم هود÷، و ثمود قوم صالح÷ وارد شد آن‌‌‌‌گاه که آن دو (پیامبر) را تکذیب کردند.

﴿إِذْ جَاءتْهُمُ الرُّسُلُ مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ قَالُوا لَوْ شَاء رَبُّنَا لأَنزَلَ مَلاَئِكَةً فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُون [فصلت: ١٤]

١٤ وقتی رسولانمان پیاپی نزدشان آمدند و هر یک از این پیامبران با دعوتی واحد به آنها امر می‌‌کرد که فقط الله را عبادت کنید، کافران‌‌شان گفتند: اگر پروردگارمان فروفرستادن فرشتگان به عنوان رسول را به‌‌سوی ما می‌‌خواست به‌‌طور قطع آنها را فرو می‌‌فرستاد. پس ما به آنچه شما با آن فرستاده شده‌‌اید کافر هستیم؛ چون انسان‌‌هایی مانند خودمان هستید.

﴿فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُون [فصلت: ١٥]

١٥ اما عاد قوم هود÷ افزون بر کفر به الله، در زمین به‌‌ناحق تکبر ورزیدند، و به کسانی‌‌که پیرامون‌‌شان بودند ستم کردند، و درحالی‌‌که به نیروی خویش مغرور بودند گفتند: چه کسی از ما نیرومندتر است؟! به گمان‌‌شان هیچ‌‌کس از آنها نیرومندتر نبود، پس الله این‌‌گونه به آنها پاسخ داد: آیا اینها نمی‌‌دانند و نمی‌‌بینند الله که آنها را آفریده و نیرویی را که آنها را از راه به در برده است در آنها به ودیعه گذاشته، از آنها نیرومندتر است؟! و به آیات الله که هود÷ آنها را آورد کفر می‌‌ورزیدند.

﴿فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي أَيَّامٍ نَّحِسَاتٍ لِّنُذِيقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَخْزَى وَهُمْ لاَ يُنصَرُون [فصلت: ١٦]

١٦ پس بادی با صدایی آزار دهنده که به‌‌سبب عذابی که در آن وجود داشت برای‌‌شان شوم و نامبارک بود در شش روز بر آنها فرستادیم؛ تا عذاب ذلت و خواری را در زندگی دنیا به آنها بچشانیم، و به‌‌طور قطع عذاب آخرت که در انتظارشان است خوارکننده‌‌تر است، و هیچ‌‌کس را نمی‌‌یابند که به آنها یاری رساند و آنها را از عذاب نجات دهد.

﴿وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُون [فصلت: ١٧]

١٧ و اما ثمود قوم صالح÷ را با آشکار کردن راه حق راهنمایی کردیم، اما گمراهی را بر هدایت شدن به حقیقت ترجیح دادند، آن‌‌گاه به‌‌سبب کفر و گناهانی که انجام می‌‌دادند عذابی خوارکننده آنها را فرا گرفت.

﴿وَنَجَّيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُون [فصلت: ١٨]

١٨ و کسانی را که به الله و رسولانش ایمان آورده بودند، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی می‌‌ترسیدند نجات دادیم، و آنها را از عذابی که به قوم‌‌شان رسید رهاندیم.

﴿وَيَوْمَ يُحْشَرُ أَعْدَاء اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُون [فصلت: ١٩]

١٩ و روزی‌‌که الله دشمنانش را به‌‌سوی آتش گرد می‌‌آورد، مأموران جهنم همگی آنها را به یکجا می‌‌رانَند، و نمی‌‌توانند از جهنم بگریزند.

﴿حَتَّى إِذَا مَا جَاؤُوهَا شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون [فصلت: ٢٠]

٢٠ تا به جهنم که به‌‌سوی آن رانده می‌‌شدند برسند، و از آنچه که در دنیا انجام می‌‌دادند شانه خالی می‌‌کنند. گوش‌‌ها و چشم‌‌ها و پوست‌‌های‌‌شان به کفر و گناهانی که در دنیا انجام می‌‌دادند بر ضد آنها گواهی می‌‌دهند.

برخی فواید آیات:

رویگردانی از حق سبب وقوع عذاب‌‌های نابودگر در دنیا و آخرت است.

تکبر و فریب‌‌ خوردن به قدرت، دو مورد از موانع فرمان‌‌برداری از حق هستند.

کافران هم در دنیا و هم در آخرت عذاب می‌‌شوند.

گواهی ‌‌دادن اعضای بدن در روز قیامت علیه صاحبان خویش.|

﴿وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُون [فصلت: ٢١]

٢١ و کافران به پوست‌‌های‌‌شان می‌‌گویند: چرا به آنچه که در دنیا انجام می‌‌دادیم بر ضد ما گواهی دادید؟! پوست‌‌ها در پاسخ صاحبان‌‌شان می‌‌گویند: الله که هر چیزی را به سخن آورده ما را به سخن آورد، و او شما را اولین بار آن‌‌گاه که در دنیا بودید آفرید، و در آخرت برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی او بازگردانیده می‌‌شوید.

﴿وَمَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلاَ أَبْصَارُكُمْ وَلاَ جُلُودُكُمْ وَلَكِن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لاَ يَعْلَمُ كَثِيرًا مِّمَّا تَعْمَلُون [فصلت: ٢٢]

٢٢ و هنگام ارتکاب گناهان، آنها را پنهان نمی‌‌کردید تا گوش‌‌ها و چشم‌‌ها و پوست‌‌های‌‌تان بر ضد شما گواهی ندهند؛ زیرا شما به حساب و کیفر و پاداش پس از مرگ ایمان نداشتید، اما گمان کردید که الله سبحانه بسیاری از کارهای‌‌تان را نمی‌‌داند، و بر او پوشیده می‌‌ماند، پس فریب خوردید.

﴿وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ أَرْدَاكُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنْ الْخَاسِرِين [فصلت: ٢٣]

٢٣ و همین گمان بدی که به پروردگارتان بردید شما را نابود کرد، و این‌‌گونه در دنیا و آخرت از زیان‌‌دیدگان شدید.

﴿فَإِن يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ وَإِن يَسْتَعْتِبُوا فَمَا هُم مِّنَ الْمُعْتَبِين [فصلت: ٢٤]

٢٤ پس اگر اینها که گوش‌‌ها و چشم‌‌ها و پوست‌‌های‌‌شان بر ضد آنها گواهی داده‌‌اند شکیبایی کنند، جهنم جایگاه و پناهگاهشان است که به آن پناه می‌‌برند، و اگر دفع عذاب و جلب رضایت الله از خودشان را درخواست کنند، هرگز نه به رضایت او تعالی دست خواهند یافت و نه وارد بهشت خواهند شد.

﴿* وَقَيَّضْنَا لَهُمْ قُرَنَاء فَزَيَّنُوا لَهُم مَّا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِين [فصلت: ٢٥]

٢٥ و برای این کافران، همنشینانی از شیاطین آماده کردیم که همراه آنها بودند، و اعمال بدشان را در دنیا برای‌‌شان آراستند، و امر آخرت را که در پی آنها بود برای‌‌شان آراستند تا اینکه یادآوری آخرت و عمل به آن را از یادشان بردند، و عذاب در میان امت‌‌های جن و انسی که قبل از آنها گذشته بودند بر آنها واجب شد، به‌‌راستی‌‌که آنها زیانکار بودند چون در روز قیامت به خودشان و خانواده‌‌های‌‌شان با وارد شدن در جهنم زیان رسانده‌‌اند.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لاَ تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُون [فصلت: ٢٦]

٢٦ و کافران وقتی از رویارویی دلیل با دلیل ناتوان ماندند این‌‌گونه به یکدیگر توصیه کردند: به این قرآن که محمد بر شما می‌‌خوانَد گوش ندهید، و از آنچه در آن است فرمان‌‌برداری نکنید، و هنگام قرائت آن توسط محمد فریاد بکشید و صداهای‌‌تان را بالا ببرید؛ تا با این کار بر او پیروز شوید، و او از تلاوت قرآن و دعوت به آن دست بکشد، آن‌‌گاه از او راحت شویم.

﴿فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذَابًا شَدِيدًا وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُون [فصلت: ٢٧]

٢٧ و به‌‌طور قطع به کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند و رسولانش را تکذیب کردند عذابی سخت در روز قیامت خواهیم چشاند، و قطعاً آنها را به کیفر اعمال‌‌شان بر حسب بدترین شرک و گناهی که انجام می‌‌دادند مجازات خواهیم کرد.

﴿ذَلِكَ جَزَاء أَعْدَاء اللَّهِ النَّارُ لَهُمْ فِيهَا دَارُ الْخُلْدِ جَزَاء بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُون [فصلت: ٢٨]

٢٨ این جزا، جزای دشمنان الله که به او تعالی کفر ورزیدند و رسولانش را تکذیب کردند: جهنم است، که جاویدان و برای همیشه در آن می‌‌مانند، جزایی بر انکار و عدم ایمان آنها به آیات الله، با وجود وضوح و حجت قوی‌‌ای که این آیات داشتند.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلاَّنَا مِنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ الأَسْفَلِين [فصلت: ٢٩]

٢٩ و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند و رسولانش را تکذیب کردند گفتند: پروردگارا، جن‌‌ها و انسان‌‌هایی که ما را گمراه کردند به ما نشان بده: ابلیس که کفر و دعوت به آن را پایه‌‌گذاری کرد، و پسر آدم که ریختن خون را بنا نهاد، که این دو را در جهنم زیر پاهایمان قرار دهیم؛ تا از پایین‌‌ترین کسانی ‌‌باشند که سخت‌‌ترین عذاب جهنم برای‌‌شان است.

برخی فواید آیات:

بدگمانی به الله یکی از صفات کافران است.

کفر و گناهان، سبب مسلط ‌‌شدن شیاطین بر انسان است.

آرزوی پیروان به اینکه در روز قیامت سخت‌‌ترین عذاب به پیشوایان‌‌شان برسد.|

الله پس از بیان مجازات دشمنانش، پاداش دوستان خویش را بیان کرد و فرمود:

﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلاَئِكَةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُون [فصلت: ٣٠]

٣٠ همانا کسانی‌‌که گفتند: پروردگار ما الله است، و هیچ پروردگاری جز او نداریم، و بر اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی پایداری کردند، فرشتگان هنگام فرا رسیدن مرگشان بر آنها فرود می‌‌آیند و به آنها می‌‌گویند: نه از مرگ بترسید و نه از آنچه پس از آن است، و بر آنچه در دنیا به جای می‌‌گذارید اندوهگین نشوید، و شما را بشارت باد به بهشتی که در دنیا در قبال ایمان‌‌تان به الله و اعمال صالحتان به آن وعده داده می‌‌شدید.

﴿نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُون [فصلت: ٣١]

٣١ ما دوستان شما در زندگی دنیا هستیم، که شما را به راه راست ارشاد و محافظت می‌‌کردیم، و در آخرت نیز دوستان شما هستیم، پس دوستی ما با شما پایدار است، و در بهشت تمام خوشی‌‌ها و آرزوها و خواسته‌‌هایی را که می‌‌طلبید برای‌‌تان فراهم است.

﴿نُزُلاً مِّنْ غَفُورٍ رَّحِيم [فصلت: ٣٢]

٣٢ رزق و روزیِ آماده‌‌شده‌‌ای است برای پذیرایی شما از سوی پروردگاری که نسبت به گناهان کسانی از بندگانش که به‌‌سوی او توبه کنند، بسیار آمرزنده، و نسبت به آنها بسیار مهربان است.

﴿وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِين [فصلت: ٣٣]

٣٣ و هیچ‌‌کس خوش‌‌گفتارتر از کسی نیست که به‌‌سوی توحید الله و عمل به شریعت او تعالی فرامی‌‌خواند، و عملی صالح که پروردگارش را راضی می‌‌سازد انجام می‌‌دهد، و می‌‌گوید: همانا من از تسلیم‌‌شدگان و فرمان‌‌برداران الله هستم، و هرکس تمام این موارد را انجام دهد خوش‌‌گفتارترین مردم است.

﴿وَلاَ تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيم [فصلت: ٣٤]

٣٤ و انجام نیکی‌‌ها و طاعات که الله را راضی می‌‌سازند، و انجام بدی‌‌ها و گناهان که او تعالی را به خشم می‌‌آورند یکسان نیستند. بدی کسی را که به تو بدی کرده با نیکوترین خصلت دفع کن، آن‌‌گاه کسی که میان تو و او دشمنی دیرینه‌‌ای وجود دارد- وقتی که بدی‌‌اش را با نیکوکاری به او دفع کردی- گویی رفیقی شفیق است.

﴿وَمَا يُلَقَّاهَا إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلاَّ ذُو حَظٍّ عَظِيم [فصلت: ٣٥]

٣٥ و جز کسانی‌‌که در برابر آزار و بدی‌‌هایی که از جانب مردم با آن روبرو می‌‌شوند شکیبایی کرده‌‌اند به این خصلت پسندیده دست نمی‌‌یابند، و جز کسی‌‌که صاحب سهمی بزرگ است به آن نمی‌‌رسد؛ زیرا خیر زیاد، و سود فراوانی در آن وجود دارد.

﴿وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم [فصلت: ٣٦]

٣٦ و اگر در هر زمان شیطان، شری را به تو وسوسه کرد به الله پناه ببر؛ زیرا او تعالی سخنانت را می‌‌شنود، و از حال تو بسیار آگاه است.

﴿وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لاَ تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلاَ لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُون [فصلت: ٣٧]

٣٧ و از جمله آیات الله که بر عظمت و یگانگی او تعالی دلالت دارند در پی هم آمدن شب و روز، و خورشید و ماه است. - ای مردم- نه برای خورشید سجده کنید، و نه برای ماه؛ و فقط الله را سجده کنید که آنها را آفریده است اگر واقعا الله را عبادت می‌‌کنید.

﴿فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَهُمْ لاَ يَسْأَمُون * [فصلت: ٣٨]

٣٨ پس اگر تکبر ورزیدند و روی گردانیدند، و برای الله آفریدگار سجده نکردند، فرشتگانی که نزد الله هستند شب و روز او سبحانه را تسبیح و ستایش می‌‌کنند، و از عبادت او تعالی خسته نمی‌‌شوند.

برخی فواید آیات:

استقامت جایگاه بزرگی نزد الله دارد.

الله بندگان مؤمن خویش را گرامی می‌‌دارد و امور آنها و بازماندگان‌‌شان را برعهده می‌‌گیرد.

جایگاه دعوت به‌‌سوی الله، و اینکه برترین عمل است.

صبر در برابر آزارها و دفع آن با نیکوترین روش، دو خصلت اخلاقی هستند که دعوتگر به‌‌سوی الله از آنها بی‌‌نیاز نیست.|

﴿وَمِنْ آيَاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِي أَحْيَاهَا لَمُحْيِي الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [فصلت: ٣٩]

٣٩ و از دیگر آیات الله که بر عظمت و یگانگی و قدرت او تعالی بر رستاخیز دلالت دارد این است که تو زمین را بدون گیاه می‌‌بینی، و چون آب باران را بر آن فرو فرستیم به‌‌سبب نمو بذرهای نهان در آن به جنبش درمی‌‌آید، و برمی‌‌دمد. همان ذاتی‌‌که این زمین مرده را با گیاهان زنده گردانید، به‌‌طور قطع زنده‌‌ کنندۀ مردگان و برانگیزانندۀ آنها برای حسابرسی و جزا است؛ زیرا او بر هر کاری توانا است، و نه زنده‌‌گرداندن زمین پس از اینکه مرده بود او را ناتوان می‌‌سازد، و نه زنده‌‌گرداندن و برانگیختن مردگان از قبرهایشان.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لاَ يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا أَفَمَن يُلْقَى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِي آمِنًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِير [فصلت: ٤٠]

٤٠ حالِ کسانی‌‌که در آیات ما با انکار و تکذیب و تحریف آنها از حق به انحراف می‌‌روند، بر ما پوشیده نیست، و ما از آنها آگاه هستیم. پس آیا کسی‌‌که در جهنم افکنده می‌‌شود بهتر است یا کسی‌‌که روز قیامت در حالی می‌‌آید که از عذاب ایمن است؟ - ای مردم- هر خیر و شری که می‌‌خواهید انجام دهید، که ما خیر و شر را برای‌‌تان مشخص کرده‌‌ایم. همانا الله آنچه را انجام می‌‌دهید می‌‌بیند، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيز [فصلت: ٤١]

٤١ به‌‌طور قطع کسانی‌‌که به قرآن وقتی از جانب الله نزدشان آمد کفر ورزیدند در روز قیامت عذاب می‌‌شوند، و قطعاً قرآن کتاب محکم و استواری است، که نه هیچ تحریف‌‌ کننده‌‌ای می‌‌تواند آن را تحریف کند، و نه هیچ تبدیل ‌‌کننده‌‌ای می‌‌تواند آن را تغییر دهد.

﴿لاَ يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلاَ مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيد [فصلت: ٤٢]

٤٢ باطل نه از پیش روی آن و نه از پشت سرش با کاسته ‌‌شدن یا افزوده‌‌ شدن یا تبدیل و تحریف به‌‌سوی قرآن نمی‌‌آید، از جانب ذاتی‌‌که در آفرینش و تقدیر و تشریعش بسیار دانا، و در هر حالتی ستوده‌‌شده است، نازل گردیده است.

الله پس از بیان حال تکذیب‌‌ کنندگان قرآن، رسولش را با بیان تکذیب و تمسخر و افترایی که برادرانش یعنی رسولان پیش از او با آن روبرو بودند شکیبا کرد و تسلّی داد، و فرمود:

﴿مَا يُقَالُ لَكَ إِلاَّ مَا قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِيم [فصلت: ٤٣]

٤٣ - ای رسول- جز تکذیبی که به رسولان پیش از تو گفته شده است به تو گفته نمی‌‌شود پس شکیبا باش؛ زیرا پروردگارت برای هرکس از بندگانش که به‌‌سوی او توبه کند صاحب آمرزش، وبرای کسی‌‌که بر گناهانش اصرار ورزد و هرگز توبه نکند صاحب کیفری دردناک است.

﴿وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَّقَالُوا لَوْلاَ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيد [فصلت: ٤٤]

٤٤ و اگر این قرآن را به زبانی غیر از زبان عربی نازل کرده بودیم به‌‌طور قطع کافران از میان آنها می‌‌گفتند: چرا آیاتش به روشنی بیان نشده تا آنها را بفهمیم، آیا قرآن، غیر عربی و کسی‌‌که آن را آورده عربی است؟ - ای رسول- به اینها بگو: قرآن- برای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و رسولانش را تصدیق کرده‌‌اند- هدایتی از گمراهی و شفای جهل و آثار جهل که در سینه‌‌ها وجود دارد است، و کسانی‌‌که به الله ایمان نمی‌‌آورند در گوش‌‌های‌‌شان سنگینی است، و قرآن برای آنها مبهم و غیر قابل فهم است. اینها که صفات مذکور را دارند مانند کسانی هستند که از مکان دور صدا زده می‌‌شوند، پس چگونه می‌‌توانند صدای منادی را بشنوند!

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيب [فصلت: ٤٥]

٤٥ و به تحقیق که به موسی÷ تورات را دادیم و در آن اختلاف واقع شد؛ برخی از آنها به آن ایمان آوردند، و برخی از آنها به آن کفر ورزیدند، و اگر وعده‌‌ای از جانب الله نبود مبنی بر اینکه در روز قیامت میان بندگانش در آنچه در آن با هم اختلاف دارند داوری می‌‌کند به‌‌طور قطع میان اختلاف ‌‌کنندگان در تورات حکم می‌‌کرد، و راستگو و یاوه‌‌گو را مشخص می‌‌ساخت، آن‌‌گاه راستگو را گرامی می‌‌داشت و یاوه‌‌گو را خوار می‌‌ساخت، و به‌‌راستی‌‌که کافران دربارۀ قرآن به شکی سخت گرفتار هستند.

﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيْهَا وَمَا رَبُّكَ بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيد [فصلت: ٤٦]

٤٦ هرکس عمل صالحی انجام دهد سود عمل او به خودش بازمی‌‌گردد، زیرا عمل صالحِ هیچ‌‌کسی به الله سود نمی‌‌رساند، و هرکس عمل بدی مرتکب شود زیان آن به خودش بازمی‌‌گردد، زیرا نافرمانی هیچ‌‌یک از مخلوقات الله به او تعالی زیانی نمی‌‌رساند، و به‌‌زودی هرکس را به آنچه که استحقاقش را دارد جزا خواهد داد، و - ای رسول- پروردگارت نسبت به بندگان خویش ستمکار نیست، و هرگز از نیکی‌‌های‌‌شان نخواهد کاست، و بر بدی‌‌های‌‌شان نخواهد افزود.

برخی فواید آیات:

الله قرآن را برخلاف کتاب‌‌های پیش از آن، از تبدیل و تحریف حفظ، و این حفاظت را تضمین کرده و برعهده گرفته است،.

اتمام حجت بر مشرکان عرب با نزول قرآن به زبان خودشان.

نفی ستم از الله، و اثبات عدالت برای او تعالی.|

﴿* إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَمَا تَخْرُجُ مِن ثَمَرَاتٍ مِّنْ أَكْمَامِهَا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلاَ تَضَعُ إِلاَّ بِعِلْمِهِ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكَائِي قَالُوا آذَنَّاكَ مَا مِنَّا مِن شَهِيد [فصلت: ٤٧]

٤٧ دانش قیامت فقط به الله بازگردانده می‌‌شود؛ زیرا فقط او می‌‌داند که چه زمانی رخ می‌‌دهد، و غیر او از این امر آگاه نیست. و جز به علم او تعالی هیچ میوه‌‌ای از غلافش بیرون نمی‌‌آید، و هیچ ماده‌‌ای بار برنمی‌‌دارد و بار نمی‌‌گذارد. و ذره‌‌ای از این امر از دستش نمی‌‌رود، و روزی‌‌که الله مشرکان را که همراه او بت‌‌ها را عبادت می‌‌کردند، از روی توبیخ به خاطر عبادت بت‌‌ها، این‌‌گونه ندا می‌‌دهد: شریکان من که ادعا می‌‌کردید شریکانم هستند کجایند؟ مشرکان می‌‌گویند: در برابر تو اعتراف کردیم، که اکنون هیچ‌‌یک از ما نیست که گواهی دهد تو شریکی داری.

﴿وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَدْعُونَ مِن قَبْلُ وَظَنُّوا مَا لَهُم مِّن مَّحِيص [فصلت: ٤٨]

٤٨ و بت‌‌های ادعایی آنها از نظرشان پنهان می‌‌شوند، و یقین می‌‌کنند که هیچ راه فرار و گریزی از عذاب الله ندارند.

﴿لاَ يَسْأَمُ الإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَيْرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُوسٌ قَنُوط [فصلت: ٤٩]

٤٩ انسان از درخواست سلامتی و مال و فرزند و سایر نعمت‌‌ها خسته نمی‌‌شود، و اگر فقر یا بیماری و آسیبی دیگر به او برسد از رحمت الله بسیار مأیوس و نومید می‌‌گردد.

﴿وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ رَحْمَةً مِّنَّا مِن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هَذَا لِي وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّجِعْتُ إِلَى رَبِّي إِنَّ لِي عِندَهُ لَلْحُسْنَى فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظ [فصلت: ٥٠]

٥٠ و اگر سلامتی و ثروت و بهبودی از مصیبت و بیماری‌‌ای که به او رسیده است به او بچشانیم به‌‌طور قطع خواهد گفت: این از آنِ من است؛ چون شایسته و سزاوارش هستم، و گمان نمی‌‌کنم که قیامت برپا شود، و به فرض اگر قیامت برپا شود نزد الله صاحب ثروت و مال خواهم بود، و همان‌‌گونه که به‌‌سبب استحقاقم در دنیا بر من نعمت ارزانی داشت در آخرت بر من نعمت می‌‌بخشد، و به‌‌طور قطع کسانی را که به الله کفر ورزیده‌‌اند از کفر و گناهانی که انجام داده‌‌اند باخبر خواهیم ساخت، و به‌‌طور قطع عذابی را که به نهایت سختی رسیده است به آنها خواهیم چشاند.

﴿وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاء عَرِيض [فصلت: ٥١]

٥١ و هرگاه سلامتی و بهبودی و نعمتی دیگر به انسان بخشیم از یاد و طاعت الله غافل می‌‌شود، و متکبرانه روی می‌‌گرداند، و هرگاه بیماری و فقر و مانند آن به او رسد بسیار به‌‌سوی الله دعا می‌‌کند، و از آسیبی که به او رسیده به‌‌سوی الله شکوه و گلایه می‌‌کند تا آسیب را از او برطرف سازد؛ یعنی نه وقتی‌‌ پروردگارش بر او نعمت بخشد از او سپاسگزاری می‌‌کند، و نه در برابر مصیبت او آن‌‌گاه که او را گرفتار سازد شکیبایی می‌‌کند.

﴿قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُم بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقَاقٍ بَعِيد [فصلت: ٥٢]

٥٢ - ای رسول- به این مشرکان تکذیب‌‌کننده بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از جانب الله باشد، و شما به آن کفر ورزید و آن را تکذیب کنید، پس چه حالی خواهید داشت؟! و چه کسی گمراه‌‌تر است از آن کس که با حق ستیزه‌‌جویی می‌‌کند با آن‌‌که حق آشکار شده و دلیل و قوت دلیلش روشن شده است؟!

﴿سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيد [فصلت: ٥٣]

٥٣ به زودی آیات خویش در کرانه‌‌های زمین از آنچه که الله برای مسلمانان فتح می‌‌کند، و آیات خویش را در خودشان با فتح مکه به آنها نشان خواهیم داد؛ تا آنچه این شک را برطرف می‌‌سازد که این قرآن حقیقتی است که هیچ شکی در آن راه ندارد برای‌‌شان روشن شود. آیا برای این مشرکان بر اینکه قرآن حقیقت است، این گواهی الله که قرآن از جانب او آمده، کافی نیست؟! گواهی چه کسی از گواهی الله بزرگتر است؟! پس اگر حق را می‌‌خواستند به‌‌طور قطع به گواهی پروردگارشان بسنده می‌‌کردند.

﴿أَلاَ إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ أَلاَ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيط [فصلت: ٥٤]

٥٤ آگاه باشید که مشرکان در مورد دیدار پروردگارشان در روز قیامت مردد هستند چون رستاخیز را انکار می‌‌کنند، و آنها به آخرت ایمان نمی‌‌آورند؛ از این رو با انجام عمل صالح برای آن آماده نمی‌‌شوند. بدانید که علم و قدرت الله بر هر چیزی احاطه دارد.

برخی فواید آیات:

علم قیامت فقط نزد الله است.

در برخورد کافر با نعمت‌‌ها و مصیبت‌‌هایی که از جانب الله به او می‌‌رسد اضطراب و آشفتگی وجود دارد.

احاطۀ علم و قدرت الله بر همه چیز.|

سوره الشُّوری

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان حقیقت وحی و رسالت محمدی، و اینکه امتدادِ وحی نازل‌‌شده بر پیامبران است.

تفسیر:

﴿حم [الشورى: ١]

١ ﴿حمٓ١ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

﴿عسق [الشورى: ٢]

٢ ﴿عٓسٓقٓ٢ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

﴿كَذَلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [الشورى: ٣]

٣ ای محمد مانند این وحی، الله که در گرفتن انتقام از دشمنانش شکست ‌‌ناپذیر، و در تدبیر و آفرینش خویش بسیار دانا است، به تو و پیامبرانش که پیش از تو بودند وحی می‌‌کند.

﴿لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيم [الشورى: ٤]

٤ آفرینش و فرمانروایی و تدبیر تمام آنچه در آسمان‌‌ها و در زمین است فقط از آنِ الله است، و او تعالی به ذات و قدرت و توان خویش برتر، و در ذات خویش بسیار بزرگ است.

﴿تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلاَئِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي الأَرْضِ أَلاَ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم [الشورى: ٥]

٥ و در برابر جلال و عظمت الله ذو الجلال، نزدیک است آسمان‌‌ها با همه عظمت و ارتفاعی که دارند از فراز زمین‌‌ها بشکافند. و فرشتگان از سر فروتنی و بزرگداشت، پروردگارشان را درحالی‌‌که او را می‌‌ستایند منزه و بزرگ می‌‌دارند، و از الله برای ساکنان زمین آمرزش درخواست می‌‌کنند. بدانید که الله نسبت به گناهان بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَولِيَاء اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيل [الشورى: ٦]

٦ و کسانی‌‌که بت‌‌هایی به جای الله گرفته‌‌اند و آنها را به جای الله دوست دارند و عبادت می‌‌کنند، الله در کمین آنها است و اعمال‌‌شان را ثبت می‌‌کند و آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا می‌‌دهد، و -ای رسول- تو مسئول حفظ اعمال آنها نیستی، و دربارۀ اعمال‌‌شان از تو سوال نخواهد شد، تو فقط ابلاغ ‌‌کننده‌‌ هستی.

﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لاَ رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِير [الشورى: ٧]

٧ و - ای رسول- همان‌‌گونه که به پیامبران پیش از تو وحی کردیم قرآنی به زبان عربی به‌‌سوی تو فرستادیم تا مکه و آبادی‌‌های عربی پیرامون آن، سپس تمام مردم را انذار دهی، و مردم را از روز قیامت بترسانی روزی‌‌که الله از اولین تا آخرین، همگی را در میدانی واحد برای حسابرسی و جزا گرد می‌‌آورد، و هیچ تردیدی در وقوع آن روز وجود ندارد، و در آن روز مردم به دو گروه تقسیم می‌‌شوند: گروهی در بهشت هستند و اینها مؤمنان هستند، و گروهی دیگر یعنی کافران در جهنم هستند.

﴿وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُم مِّن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِير [الشورى: ٨]

٨ و اگر الله می‌‌خواست آنها را امتی یگانه بر دین اسلام قرار دهد به‌‌طور قطع این کار را انجام می‌‌داد، و همگی آنها را به بهشت وارد می‌‌کرد، اما حکمت او تعالی اقتضا کرد که هرکس را که می‌‌خواهد در اسلام درآورد، و وارد بهشت کند، و کسانی‌‌که با کفر و گناهان به خودشان ستم کرده‌‌اند نه هیچ دوست و کارسازی دارند تا کارشان را برعهده گیرد و نه هیچ یاوری تا آنها را از عذاب الله نجات دهد.

﴿أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي المَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [الشورى: ٩]

٩ بلکه این مشرکان به جای الله دوستانی گرفته‌‌اند که با آنها دوستی می‌‌کنند، حال آن‌‌که دوست و کارساز حقیقی الله است، و دیگران هیچ سود و زیانی نمی‌‌رسانند، و او تعالی است که مردگان را با برانگیختن‌‌شان برای حسابرسی و جزا زنده می‌‌گرداند، و هیچ چیزی او سبحانه را ناتوان نمی‌‌سازد.

﴿وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيب [الشورى: ١٠]

١٠ و - ای مردم- در هر مورد از اصول یا فروع دین‌‌تان که اختلاف کردید حکم آن به‌‌سوی الله بازمی‌‌گردد، و در مورد آن به کتاب او تعالی یا سنت رسولش‌‌ج‌‌ ارجاع داده می‌‌شود. ذاتی‌‌که این صفات را دارد همان پروردگارم است، در تمام کارهایم بر او توکل کردم، و با توبه به‌‌سوی او بازمی‌‌گردم.

برخی فواید آیات:

عظمت الله در تمام مخلوقات آشکار است.

دعای خیر فرشتگان برای پیروان ایمان.

قرآن و سنت دو مرجع مؤمنان در تمام ا‌‌مورشان، به‌‌خصوص هنگام اختلاف است.

اکتفا به اِنذار ساکنان مکه و پیرامون آن؛ زیرا آنها رسالت پیامبر‌‌ج‌‌ را انکار کردند و به آنها پاسخ داده شد، درحالی‌‌که ایشان رسول تمام مردم است؛ چنان‌‌که الله تعالی می‌‌فرماید: ﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا كَآفَّةٗ لِّلنَّاسِ.... [سبأ: ٢٨].|

﴿فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِير [الشورى: ١١]

١١ الله آفریدگار آسمان‌‌ها و زمین بدون نمونۀ قبلی است، از خود شما جفت‌‌هایی برای‌‌تان قرار داد، و شتر و گاو و گوسفند را به صورت نر و ماده برای‌‌تان قرار داد، تا به خاطر شما تکثیر و زیاد شوند. در جفت‌‌هایی که برای‌‌تان قرار داده است از طریق ازدواج شما را می‌‌آفریند، و از گوشت و شیر چارپایان که برای‌‌تان قرار داده است به شما طعام می‌‌دهد. هیچ‌‌یک از مخلوقاتش مثل او نیست، او تعالی سخنان بندگانش را می‌‌شنود، و کارهای‌‌شان را می‌‌بیند، و ذره‌‌ای از این موارد از او پنهان نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا خواهد داد؛ اگر خیر باشد جزای خیر، و اگر شر باشد جزای شر.

﴿لَهُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاء وَيَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [الشورى: ١٢]

١٢ کلیدهای گنجینه‌‌های آسمان‌‌ها و زمین فقط از آنِ او است، رزق و روزی را برای هر یک از بندگانش که بخواهد، برای آزمایش او می‌‌گشاید که آیا سپاسگزاری می‌‌کند یا ناسپاسی؟ و آن را بر هرکس بخواهد برای آزمایش او تنگ می‌‌گرداند که آیا شکیبایی می‌‌کند یا بر تقدیر الله خشم می‌‌گیرد؟ به‌‌راستی‌‌که او از همه چیز آگاه است، و هیچ یک از مصالح بندگانش بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿* شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلاَ تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيب [الشورى: ١٣]

١٣ دینی مانند آنچه نوح÷ را بر تبلیغ و عمل به آن فرمان دادیم برای‌‌تان تشریع فرمود. و -ای رسول- آنچه را به‌‌سوی تو وحی و برای‌‌تان تشریع کردیم مانند آن چیزی است که ابراهیم و موسی و عیسی‌‌ﻹ‌‌ را به تبلیغ و عمل به آن فرمان دادیم، و خلاصه‌‌اش چنین است: دین را برپا دارید، و از تفرقه و پراکندگی در آن دست بکشید، توحید الله، و ترک عبادت غیر او که مشرکان را به آن فرا می‌‌خوانی بر آنها بسیار گران می‌‌آید. الله هر یک از بندگانش را که بخواهد برمی‌‌گزیند، و او را به عبادت و طاعت خویش توفیق می‌‌دهد، و هرکس با توبه از گناهان خویش به‌‌سوی الله بازگردد به‌‌سوی خویش هدایت می‌‌فرماید.

﴿وَمَا تَفَرَّقُوا إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى لَّقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِن بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيب [الشورى: ١٤]

١٤ و کافران و مشرکان پراکنده نشدند مگر پس از اینکه با بعثت محمد‌‌ج‌‌ به‌‌سوی‌‌شان حجت بر آنها اقامه شد، و سبب تفرقه‌‌شان فقط سرکشی و ستم بود، و اگر در علم الله نگذشته بود که عذاب را تا زمانی‌‌که در علم او تعالی مشخص است یعنی روز قیامت از آنها به تأخیر اندازد به‌‌طور قطع الله میان آنها داوری می‌‌کرد، و به‌‌سبب کفرشان به الله و تکذیب رسولانش عذاب را بر آنها به تعجیل می‌‌انداخت. و کسانی‌‌که پس از پیشینیان خویش و پس از این مشرکان، تورات را از یهود، و انجیل را از نصاری، به میراث بردند، به‌‌طور قطع دربارۀ این قرآن که محمد‌‌ج‌‌ آورده در تردید هستند و آن را تکذیب می‌‌کنند.

﴿فَلِذَلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللَّهُ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ لاَ حُجَّةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ اللَّهُ يَجْمَعُ بَيْنَنَا وَإِلَيْهِ الْمَصِير [الشورى: ١٥]

١٥ به این دین مستقیم دعوت کن، و بر اساس آنچه الله به تو فرمان داده بر آن پایدار باش، و از هوس‌‌های باطل آنها پیروی نکن، و هنگام مجادله با آنها بگو: به الله و به کتاب‌‌هایی که الله بر رسولانش فرو فرستاده ایمان آوردم، و الله به من فرمان داده تا میان شما به عدالت داوری کنم. الله که آن را عبادت می‌‌کنم پروردگار همگی ما و شماست. اعمال ما خیر باشد یا شر، برای خودمان است، و اعمال شما نیز خیر باشد یا شر برای خودتان است. پس از اینکه حجت روشن و آشکار شد هیچ جدالی میان ما و شما نیست، در روز قیامت الله همگی ما را جمع می‌‌کند، و بازگشت به‌‌سوی او است. آن‌‌گاه هر یک از ما را به آنچه که سزاوارش است جزا می‌‌دهد، و در آن هنگام راستگو از دروغگو، و حق‌‌دار از ناحق مشخص می‌‌گردد.

برخی فواید آیات:

دین پیامبران در اصول، یگانه است.

اهمیت وحدت کلمه، و خطر اختلاف در آن.

یکی از عناصر اساسی موفقیت دعوت به‌‌سوی الله: اعتقاد صحیح و پایداری بر آن، دوری از پیروی هوس‌‌ها، عدالت، تمرکز بر هدف مشترک، و ترک جدال بی‌‌فایده، و یادآوری هدف مشترک است.|

﴿وَالَّذِينَ يُحَاجُّونَ فِي اللَّهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ شَدِيد [الشورى: ١٦]

١٦ و کسانی‌‌که در این دین نازل‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌ پس از اینکه مردم آن را پذیرفتند با حجت‌‌های باطل مجادله می‌‌کنند، حجت آنها نزد پروردگارشان و نزد مؤمنان نابودشدنی و ساقط است، و هیچ اثری ندارد، و به این سبب که کفر ورزیدند و حق را رها کردند خشمی از جانب الله بر آنها است، و عذابی سخت در روز قیامت منتظرشان است.

الله پس از بیان بطلان حجت‌‌های کافران، اساس حجت‌‌هایی صحیح که مسلمان به آن استدلال می‌‌کند، یعنی قرآن، را بیان کرد و فرمود:

﴿اللَّهُ الَّذِي أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيب [الشورى: ١٧]

١٧ الله همان ذاتی است که قرآن را به حقیقتی که هیچ تردیدی در آن نیست نازل کرد، و عدالت را فرستاد تا میان مردم به انصاف حکم کند، و شاید قیامت که اینها آن را تکذیب می‌‌کنند نزدیک باشد، و مسلّماً هر امری که آمدنی باشد نزدیک است.

﴿يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِهَا وَالَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْهَا وَيَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلاَ إِنَّ الَّذِينَ يُمَارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلاَلٍ بَعِيد [الشورى: ١٨]

١٨ کسانی‌‌که به قیامت ایمان ندارند خواستار تعجیل در آمدن آن هستند؛ زیرا به حساب و پاداش و کیفر ایمان ندارند، و کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند به‌‌سبب ترس از مقصدشان در قیامت از آن می‌‌ترسند، و به یقین می‌‌دانند که قیامت همان حقیقتی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد. بدانید کسانی‌‌که در مورد قیامت مجادله و ستیزه‌‌جویی می‌‌کنند، و در وقوع آن تردید می‌‌ورزند، به‌‌طور قطع در گمراهی دوری از حقیقت هستند.

﴿اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْقَوِيُّ العَزِيز [الشورى: ١٩]

١٩ الله نسبت به بندگانش بسیار مهربان است، هرکس را بخواهد روزی می‌‌دهد، و روزی را برایش می‌‌گشاید، و برای هرکس بخواهد از سر مهربانی به او روزی را برایش تنگ می‌‌گرداند، هر چند غیر این امر به نظر رسد. و او ذات توانایی است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و ذات شکست ‌‌ناپذیری است که از دشمنانش انتقام می‌‌گیرد.

﴿مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِن نَّصِيب [الشورى: ٢٠]

٢٠ هرکس پاداش آخرت را بخواهد و برای آن کار کند، بر پاداش او می‌‌افزاییم، یعنی یک نیکی به ده تا هفتصد و حتی تا چند برابر بیشتر؛ و هرکس فقط دنیا را بخواهد سهم مقدر شدۀ او از دنیا را برایش می‌‌دهیم، و چون دنیا را بر آخرت ترجیح داده است هیچ سهمی در آخرت ندارد.

﴿أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ وَلَوْلاَ كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [الشورى: ٢١]

٢١ آیا این مشرکان معبودهایی غیر از الله دارند، که آنچه الله با شریعت خویش به آنها اجازه نداده است یعنی شرک به الله و تحریم آنچه الله حلال کرده، و تحلیل آنچه حرام کرده، برای‌‌شان تشریع کرده‌‌اند؟ و اگر الله سررسید مشخصی را برای داوری میان اختلاف‌‌ کنندگان، و اینکه تا آن زمان به آنها مهلت می‌‌دهد مشخص نکرده بود، به‌‌طور قطع میان آنها داوری می‌‌کرد. و همانا کسانی‌‌که با شرک به الله و گناهان به خودشان ستم کرده‌‌اند عذابی دردناک دارند که در روز قیامت در انتظارشان است.

﴿تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَهُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الكَبِير [الشورى: ٢٢]

٢٢ - ای رسول- کسانی را که با شرک و گناهان به خودشان ستم کرده‌‌اند از کیفر گناهانی که انجام داده‌‌اند ترسان می‌‌بینی، و به‌‌طور قطع عذاب بر آنها واقع می‌‌شود، و ترس بدون توبه سودی به حال‌‌شان نمی‌‌رساند، و کسانی‌‌که به الله و رسولانش ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند برخلاف آنها هستند؛ زیرا در باغ‌‌های بهشت بهره‌‌مند می‌‌شوند، و هر‌‌چه از نعمت‌‌های گوناگونی که هرگز تمام نمی‌‌شود می‌‌خواهند نزد پروردگار خویش دارند. این همان فضیلت بزرگی است که هیچ فضیلتی با آن برابری نمی‌‌کند.

برخی فواید آیات:

ترس مؤمن از هول و هراس روز قیامت، بر آماده ‌‌شدن برای آن روز کمک می‌‌کند.

لطف الله به بندگانش که روزی را برای هرکس گشایش روزی برایش خیر باشد می‌‌گشاید، و آن را برای هرکس تنگ ‌‌گرداندن آن برایش خیر باشد تنگ می‌‌گرداند.

خطر ترجیح دنیا بر آخرت.|

﴿ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُل لاَّ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُور [الشورى: ٢٣]

٢٣ این همان مژدۀ بزرگی است که الله آن را توسط رسولش به کسانی‌‌که به الله و رسولش ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند مژده می‌‌دهد. - ای رسول- بگو: در قبال تبلیغ حق فقط یک پاداش از شما می‌‌خواهم که سود آن هم به خودتان بازمی‌‌گردد، و آن هم اینکه مرا به‌‌سبب رابطۀ خویشاوندی‌‌ای که با شما دارم دوست داشته باشید. و هرکس کار نیکی انجام دهد در مزدش برای او می‌‌افزاییم؛ هر نیکی به ده مانند آن. به‌‌راستی‌‌که الله نسبت به گناهان کسانی از بندگانش که به‌‌سوی او توبه کنند بسیار آمرزنده، و قدرشناس اعمال صالح‌‌شان است که آنها را در جستجوی وجه او تعالی انجام می‌‌دهند.

﴿أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِن يَشَأِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُور [الشورى: ٢٤]

٢٤ مشرکان ادعا می‌‌کردند که محمد‌‌ج‌‌ این قرآن را ساخته و به پروردگارش نسبت داده است، و الله در پاسخ آنها فرمود: اگر به خاطرت خطور کند که دروغی ببندی به‌‌طور قطع بر قلبت مُهر می‌‌نهم، و دروغ افترا بسته را محو می‌‌کنم، و حق را باقی می‌‌گذارم، و چون این امر اتفاق نیفتاده است بر راستگویی پیامبر‌‌ج‌‌ در اینکه از جانب پروردگارش بر او وحی می‌‌شود دلالت دارد. به‌‌راستی‌‌که او تعالی از آنچه در دل‌‌های بندگانش وجود دارد بسیار آگاه است و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَهُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَيَعْلَمُ مَا تَفْعَلُون [الشورى: ٢٥]

٢٥ و او سبحانه ذاتی است که توبۀ بندگانش از کفر و گناهان را آن‌‌گاه که به‌‌سوی او توبه کنند می‌‌پذیرد، و از بدی‌‌هایی که مرتکب شده‌‌اند درمی‌‌گذرد. از هر چیزی‌‌که انجام دهید آگاه است، ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿وَيَسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ وَالْكَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيد [الشورى: ٢٦]

٢٦ و دعای کسانی را که به الله و رسولانش ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند اجابت می‌‌کند، و از فضل خویش بر آنچه از او نخواسته‌‌اند برای‌‌شان می‌‌افزاید، و کافران به الله و رسولانش عذاب سختی دارند که در قیامت منتظرشان است.

﴿* وَلَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبَادِهِ لَبَغَوْا فِي الأَرْضِ وَلَكِن يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مَّا يَشَاء إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِير [الشورى: ٢٧]

٢٧ و اگر الله رزق و روزی را برای تمام بندگانش بگشاید به‌‌طور قطع با ستم در زمین سرکشی می‌‌کنند، اما او سبحانه از رزق و روزی به اندازه‌‌ای از گشایش و تنگی که می‌‌خواهد فرو می‌‌فرستد. همانا او تعالی نسبت به احوال بندگانش بسیار دانا و بینا است. پس براساس حکمت می‌‌بخشد، و براساس حکمت نیز محروم می‌‌کند.

﴿وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيد [الشورى: ٢٨]

٢٨ و او ذاتی است که باران را بر بندگانش پس از اینکه از نزول آن نومید شدند فرو می‌‌فرستد، و این باران را می‌‌گستراند تا گیاهان زمین بروید، و او عهده‌‌دار کارهای بندگان است، و در هر حالتی ستوده‌‌شده است.

﴿وَمِنْ آيَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَثَّ فِيهِمَا مِن دَابَّةٍ وَهُوَ عَلَى جَمْعِهِمْ إِذَا يَشَاء قَدِير [الشورى: ٢٩]

٢٩ و یکی از نشانه‌‌های الله که بر قدرت و یگانگی او تعالی دلالت دارد آفرینش آسمان‌‌ها و زمین، و مخلوقات عجیبی است که در این دو گسترانده است، و خود او تعالی هرگاه بخواهد بر گردآوری آنها برای حشر و جزا توانا است، و این کار او را ناتوان نمی‌‌سازد همان‌‌گونه که از آفرینش آنها برای بار اول ناتوان نبوده است.

﴿وَمَا أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَن كَثِير [الشورى: ٣٠]

٣٠ و -ای مردم- هر مصیبتی که در خودتان یا اموال‌‌تان به شما برسد به‌‌سبب گناهانی است که خودتان مرتکب شده‌‌اید، و الله از بسیاری از این گناهان درمی‌‌گذرد، و شما را در قبال آنها مؤاخذه نمی‌‌کند.

﴿وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِير [الشورى: ٣١]

٣١ و هرگاه پروردگارتان بخواهد شما را کیفر کند نمی‌‌توانید برای نجات از او تعالی بگریزید، و به جای او نه هیچ کارسازی دارید تا کارهای‌‌تان را برعهده گیرد، و نه هیچ یاوری تا عذاب را اگر الله آن را برای‌‌تان بخواهد از شما بردارد.

برخی فواید آیات:

دعوتگر به‌‌سوی الله در پی کسب مزد از جانب مردم نیست.

گشایش و تنگ‌‌ گردیدن روزی، تابع حکمتی الهی است که شاید بر بسیاری از مردم پوشیده باشد.

گناهان و معاصی از اسباب نازل‌‌ شدن مصیبت‌‌ها هستند.|

﴿وَمِنْ آيَاتِهِ الْجَوَارِ فِي الْبَحْرِ كَالأَعْلاَم [الشورى: ٣٢]

٣٢ و یکی دیگر از آیات دلالت‌‌ کنندۀ الله بر قدرت و یگانگی او تعالی کشتی‌‌هایی است که از نظر ارتفاع و بلندی مانند کوه‌‌ها در دریا در حرکت هستند.

﴿إِن يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُور [الشورى: ٣٣]

٣٣ اگر الله سکون و آرامش باد که کشتی‌‌ها را حرکت می‌‌دهد بخواهد به‌‌طور قطع باد را ساکن می‌‌گرداند، آن‌‌گاه بدون حرکت در دریا ثابت می‌‌مانند. به‌‌راستی‌‌که در آفرینش کشتی‌‌ها و تسخیر بادها دلالت‌‌های آشکاری است بر قدرت الله برای هرکس که در برابر بلا و مصیبت‌‌ها بسیار شکیبا، و شکرگزار نعمت‌‌هایی است که الله بر او بخشیده است.

﴿أَوْ يُوبِقْهُنَّ بِمَا كَسَبُوا وَيَعْفُ عَن كَثِير [الشورى: ٣٤]

٣٤ یا اگر او سبحانه به‌‌سبب گناهانی که مردم انجام داده‌‌اند نابودی این کشتی‌‌ها را با فرستادن تندباد بخواهد به‌‌طور قطع آنها را از بین می‌‌برد، و از بسیاری گناهان بندگانش درمی‌‌گذرد و آنها را در قبال این گناهان مجازات نمی‌‌کند.

﴿وَيَعْلَمَ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِنَا مَا لَهُم مِّن مَّحِيص [الشورى: ٣٥]

٣٥ تا کسانی‌‌که در آیات الله برای ابطال آنها مجادله می‌‌کنند هنگام نابودی این کشتی‌‌ها با تندباد بدانند که هیچ راه فراری از نابودی ندارند، و جز الله را در دعا نخوانند، و غیر او را رها کنند.

﴿فَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى لِلَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُون [الشورى: ٣٦]

٣٦ و - ای مردم- مال یا مقام یا فرزندی که به شما داده شده، کالای زندگی دنیا است که نابود شدنی و موقتی است، و نعمت‌‌های جاویدان همان نعمت‌‌های بهشت هستند که الله برای کسانی‌‌که به الله و رسولانش ایمان آورده‌‌اند، و در تمام کارهای‌‌شان فقط بر پروردگارشان توکل می‌‌کنند آماده ساخته است.

﴿وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُون [الشورى: ٣٧]

٣٧ و همان کسانی‌‌که از گناهان کبیره و زشت دوری می‌‌کنند، و هرگاه از گفتار یا کردار بد کسی خشمگین شدند خطایش را می‌‌بخشند، و او را در قبال آن مجازات نمی‌‌کنند، و این عفو اگر خیر و مصلحتی در آن باشد، نشانۀ نیکوکاری آنها است.

﴿وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلاَةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُون [الشورى: ٣٨]

٣٨ و همان کسانی‌‌که به پروردگارشان، با انجام آنچه به آن فرمان داده، و ترک آنچه از آن نهی فرموده، پاسخ مثبت داده‌‌اند، و نماز را به کامل‌‌ترین وجه برپا داشته‌‌اند، و همان کسانی‌‌که در اموری که قصد انجام دادنش را دارند با یکدیگر مشورت می‌‌کنند، و از آنچه به آنها روزی داده‌‌ایم در جستجوی وجه الله انفاق می‌‌کنند.

﴿وَالَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنتَصِرُون [الشورى: ٣٩]

٣٩ و همان کسانی‌‌که وقتی ستمی بر آنها وارد شود، اگر ستمکار سزاوار بخشش نباشد، برای گرامیداشت و احترام خودشان انتقام می‌‌گیرند، و این انتقام، حقی است، به‌‌خصوص زمانی‌‌که مصلحتی در عفو وجود نداشته باشد.

﴿وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِين [الشورى: ٤٠]

٤٠ و هرکس بخواهد حقش را بگیرد این اجازه را دارد، اما به مثل ستمی که بر او رفته و بدون افزودن یا تجاوز؛ و هرکس از کسی‌‌که به او بدی کرده بگذرد و او را در قبال بدکاری‌‌اش مواخذه نکند، و میان خود و برادرش را اصلاح گرداند پاداش او نزد الله است، همانا او تعالی ستمکارانی را که در جان یا مال یا آبروی مردم ستم می‌‌کنند دوست ندارد، بلکه بر آنها خشم می‌‌گیرد.

﴿وَلَمَنِ انتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُوْلَئِكَ مَا عَلَيْهِم مِّن سَبِيل [الشورى: ٤١]

٤١ و هرکس انتقام خویش را بگیرد اینها چون حقشان را گرفته‌‌اند مواخذه‌‌ای بر آنها نیست.

﴿إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَيَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُوْلَئِكَ لَهُم عَذَابٌ أَلِيم [الشورى: ٤٢]

٤٢ مواخذه و کیفر فقط برای کسانی است که بر مردم ستم می‌‌کنند، و در زمین مرتکب گناهان می‌‌شوند، برای اینها عذابی دردناک در آخرت است.

﴿وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الأُمُور [الشورى: ٤٣]

٤٣ و اما کسی‌‌که در برابر آزاری که دیگری به او رسانده شکیبایی کند، و از او درگذرد، به‌‌راستی‌‌که این صبر از مواردی است که خیر را به او و جامعه بازمی‌‌گرداند؛ و این کار امری پسندیده است، و جز صاحب خوشبختی بزرگ به آن توفیق نمی‌‌یابد.

﴿وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن وَلِيٍّ مِّن بَعْدِهِ وَتَرَى الظَّالِمِينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلَى مَرَدٍّ مِّن سَبِيل [الشورى: ٤٤]

٤٤ و هرکس الله او را به هدایت یاری نکند و از حق گمراه سازد پس از او تعالی هیچ کارسازی نیست که کارش را برعهده گیرد، و کسانی را که با کفر و گناهان به خودشان ستم کرده‌‌اند وقتی عذاب روز قیامت را ببینند می‌‌بینی که آرزوکنان می‌‌گویند: آیا راهی برای بازگشت به دنیا هست تا به‌‌سوی الله توبه کنیم؟

برخی فواید آیات:

شکیبایی و سپاسگزاری دو مورد از اسباب توفیق پند گرفتن از آیات الله است.

مشورت در اسلام جایگاه بزرگی دارد.

جواز مؤاخذه ظالم به مانند ستمی که روا داشته است، هر چند بخشش بهتر است.|

﴿وَتَرَاهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ يَنظُرُونَ مِن طَرْفٍ خَفِيٍّ وَقَالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلاَ إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذَابٍ مُّقِيم [الشورى: ٤٥]

٤٥ و - ای رسول- این ستمکاران را هنگامی‌‌که بر جهنم عرضه می‌‌شوند می‌‌بینی درحالی‌‌که خوار و ذلیل هستند به‌‌سبب ترس زیاد از مردم دزدکی به آنها می‌‌نگرند، و کسانی‌‌که به الله و رسولانش ایمان آورده‌‌اند می‌‌گویند: زیانکاران واقعی همان کسانی هستند که در روز قیامت به‌‌سبب عذاب الله که با آن روبه‌‌رو می‌‌شوند به خودشان و خانواده‌‌های‌‌شان زیان رسانده‌‌اند، بدانید کسانی‌‌که به‌‌سبب کفر و گناهان به خودشان ستم کرده‌‌اند در عذابی همیشگی و دائم قرار دارند.

﴿وَمَا كَانَ لَهُم مِّنْ أَوْلِيَاء يَنصُرُونَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن سَبِيل [الشورى: ٤٦]

٤٦ و دوستانی ندارند که با نجات ‌‌دادن آنها از عذاب الله در روز قیامت به آنها یاری رسانند، و هرکس الله او را در راه حق یاری نکند و از آن گمراه سازد هرگز راهی برایش نیست که او را به هدایت به‌‌سوی حق برساند.

﴿اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ مَا لَكُم مِّن مَّلْجَأٍ يَوْمَئِذٍ وَمَا لَكُم مِّن نَّكِير [الشورى: ٤٧]

٤٧ - ای مردم- با شتافتن به اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارتان، و امروز و فردا نکردن، به پروردگارتان پاسخ مثبت دهید، قبل از اینکه روز قیامت بیاید که هرگاه بیاید هیچ بازدارنده‌‌ای برایش نیست، و نه هیچ پناهگاهی است که به آن پناه ببرید، و نه حق انکاری برای‌‌تان است که گناهانی را که در دنیا مرتکب شده‌‌اید با آن انکار کنید.

﴿فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الإِنسَانَ كَفُور [الشورى: ٤٨]

٤٨ پس -ای رسول- اگر از فرامین تو روی گرداندند ما تو را نگهبان بر آنها نفرستاده‌‌ایم که از اعمال‌‌شان نگهبانی کنی، و فقط تبلیغ آنچه به آن فرمان یافته‌‌ای برعهدۀ توست، و حسابرسی آنها برعهدۀ الله است، و در حقیقت اگر ما از جانب خویش ثروت و سلامتی و رحمتی دیگر مانند این دو به انسان بچشانیم به آن شاد می‌‌گردد، و اگر به‌‌سبب گناهان انسان‌‌ها مصیبتی به آنها برسد؛ خوی و عادت آنها کفران نعمت‌‌های الله، سپاسگزاری ‌‌نکردن، و خشم‌‌ گرفتن است بر آنچه الله به حکمت خویش مقدر کرده است.

﴿لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاء يَهَبُ لِمَنْ يَشَاء إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَن يَشَاء الذُّكُور [الشورى: ٤٩]

٤٩ فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین از آنِ الله است، هرچه از پسر یا دختر یا غیر آن که بخواهد می‌‌آفریند، به هرکس بخواهد فرزند دختر می‌‌دهد و او را از فرزند پسر محروم می‌‌سازد، و برای هرکس بخواهد فرزند پسر می‌‌دهد و او را از فرزند دختر محروم می‌‌سازد،

﴿أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَإِنَاثًا وَيَجْعَلُ مَن يَشَاء عَقِيمًا إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِير [الشورى: ٥٠]

٥٠ یا برای هرکس بخواهد هم پسر می‌‌دهد و هم دختر، و هرکس را بخواهد عقیم و نازا قرار می‌‌دهد. به‌‌راستی‌‌که او از آنچه موجود است و آنچه در آینده موجود خواهد شد آگاه است، و این امر به‌‌سبب علم و حکمت کامل او است. هیچ‌‌چیز بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌کند.

﴿* وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيم [الشورى: ٥١]

٥١ هیچ انسانی را نسزد که الله با او سخن گوید جز از طریق وحی با الهام یا غیر آن، یا به‌‌گونه‌‌ای با او سخن می‌‌گوید که کلامش را می‌‌شنود اما خودش را نمی‌‌بیند، یا فرشته‌‌ای فرستاده ‌‌شده مانند جبرئیل÷ به‌‌سویش می‌‌فرستد، و آنچه را الله می‌‌خواهد به رسول وحی کند به اذن الله به رسول بشری وحی می‌‌کند. به‌‌راستی‌‌که او سبحانه در ذات و صفات خویش برتر، و در آفرینش و تقدیر و شریعتش بسیار دانا است.

برخی فواید آیات:

وجوب شتافتن به اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله.

رسول وظیفۀ ابلاغ را دارد، و نتایج به دست الله است.

بخشش پسر یا دختر یا هر دو بر اساس علم الله به صلاح بندگانش است، و در این مورد پسران هیچ امتیازی بر دختران ندارند .

الله تعالی به‌‌سبب حکمت‌‌هایی که او تعالی خودش می‌‌داند، با روش‌‌های مختلف به‌‌سوی پیامبرانش وحی می‌‌کند.|

﴿وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلاَ الإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [الشورى: ٥٢]

٥٢ و - ای رسول- همان‌‌گونه که به پیامبران پیش از تو وحی کردیم قرآن را از جانب خویش به تو فرستادیم، و پیش از این تو نه می‌‌دانستی که کتاب‌‌های آسمانی نازل ‌‌شده بر رسولان چیست و نه می‌‌دانستی ایمان چیست؟ اما ما این قرآن را نوری قرار دادیم که با آن هر یک از بندگانمان را که بخواهیم هدایت می‌‌کنیم، و به‌‌راستی‌‌که تو مردم را به راه راست یعنی دین اسلام راهنمایی می‌‌کنی.

﴿صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ أَلاَ إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الأُمُور [الشورى: ٥٣]

٥٣ همان راه الله که آفرینش و فرمانروایی و تدبیر آنچه در آسمان‌‌ها و زمین است از آنِ او است، و به‌‌طور قطع تقدیر و تدبیر کارها فقط به‌‌سوی الله بازمی‌‌گردد.

سوره الزُّخرُف

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان مبادی صحیح قرآنی، و نقض تصورات پوشالی جاهلیت.

تفسیر:

﴿حم [الزخرف: ١]

١ ﴿حمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

﴿وَالْكِتَابِ الْمُبِين [الزخرف: ٢]

٢ الله به قرآن روشنگر راه هدایت به‌‌سوی حق سوگند یاد فرمود.

﴿إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُون [الزخرف: ٣]

٣ که ما آن را قرآنی به زبان عربی قرار دادیم؛ تا -ای گروهی که قرآن به زبان شما نازل شده است- در معانی‌‌اش بیندیشید، و آنها را بفهمید و به امت‌‌های دیگر انتقال دهید.

﴿وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيم [الزخرف: ٤]

٤ و به‌‌راستی‌‌که این قرآن در لوح محفوظ والا و بلند مرتبه و دارای حکمت است، و آیاتش در اوامر و نواهی، محکم و استوار گردیده است.

﴿أَفَنَضْرِبُ عَنكُمُ الذِّكْرَ صَفْحًا أَن كُنتُمْ قَوْمًا مُّسْرِفِين [الزخرف: ٥]

٥ آیا به‌‌سبب اینکه شما بسیار مرتکب شرک و گناهان می‌‌شوید ما از فرستادن این قرآن بر شما دست می‌‌کشیم؟ این کار را نمی‌‌کنیم، بلکه مهربانی به شما، عکس این امر را می‌‌طلبد.

﴿وَكَمْ أَرْسَلْنَا مِن نَّبِيٍّ فِي الأَوَّلِين [الزخرف: ٦]

٦ و چه بسیار پیامبرانی که در امت‌‌های پیشین مبعوث کردیم.

﴿وَمَا يَأْتِيهِم مِّن نَّبِيٍّ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون [الزخرف: ٧]

٧ و هر پیامبری که از جانب الله نزد آن امت‌‌های پیشین آمد او را مسخره می‌‌کردند.

﴿فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُم بَطْشًا وَمَضَى مَثَلُ الأَوَّلِين [الزخرف: ٨]

٨ و از میان آن امت‌‌ها کسانی را نابود کردیم که از اینها نیرومندتر بودند. بنابراین از نابودی ضعیف‌‌تر از آنها ناتوان نیستیم، و چگونگی نابودی امت‌‌های پیشین، مانند عاد و ثمود و قوم لوط و اصحاب مدین در قرآن بیان شده است.

﴿وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيم [الزخرف: ٩]

٩ و - ای رسول- اگر از این مشرکان تکذیب ‌‌کننده بپرسی: چه کسی آسمان‌‌ها، و زمین را آفریده است؟ به‌‌طور قطع در پاسخ به سوال تو خواهند گفت: آنها را ذات شکست‌‌ ناپذیری که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و از همه چیز آگاه است آفریده است.

﴿الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ مَهْدًا وَجَعَلَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلاً لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُون [الزخرف: ١٠]

١٠ الله همان ذاتی است که زمین را برای شما گستراند و آن را برای‌‌تان فرشی که بر بالایش پا می‌‌گذارید قرار داد، و راه‌‌هایی در کوه‌‌ها و دره‌‌هایش برای‌‌تان قرار داد؛ تا در مسافرت‌‌ها از آنها راهنمایی بگیرید.

برخی فواید آیات:

وحی به‌‌سبب اهمیتی که در هدایت مردم دارد روح نامیده شده است، یعنی به منزلۀ روح برای بدن است.

منظور از هدایت منتسب به رسول الله‌‌ج‌‌، هدایت ارشاد (راهنمایی) است نه هدایت توفیق.

توحید ربوبیتِ مشرکان در روز قیامت سودی به آنها نمی‌‌رساند.|

﴿وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُون [الزخرف: ١١]

١١ و همان ذاتی است که از آسمان به آن اندازه آب فرو فرستاد که برای شما، و برای دام‌‌ها و کشتزارهای‌‌تان کافی است، و زمینی خشکیده و بدون گیاه را با آن زنده گرداند، همان‌‌گونه که الله این زمین خشک را با گیاهان زنده گردانید شما را نیز برای رستاخیز زنده می‌‌گرداند.

﴿وَالَّذِي خَلَقَ الأَزْوَاجَ كُلَّهَا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْفُلْكِ وَالأَنْعَامِ مَا تَرْكَبُون [الزخرف: ١٢]

١٢ و همان ذاتی است که تمام جفت‌‌ها مانند شب و روز، نر و ماده و غیر آن را آفرید، و از کشتی‌‌ها و دام‌‌ها مرکب‌‌هایی که در مسافرت‌‌های‌‌تان بر آنها سوار می‌‌شوید برای‌‌تان قرار داد، بر کشتی‌‌ها در دریا، و بر دام‌‌های‌‌تان در خشکی سوار می‌‌شوید.

﴿لِتَسْتَوُوا عَلَى ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ وَتَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِين [الزخرف: ١٣]

١٣ تمام این موارد را برای‌‌تان قرار داد؛ تا بر پشت مرکب‌‌هایی که در سفرهای‌‌تان سوار می‌‌شوید قرار گیرید، و وقتی بر پشت آنها قرار می‌‌گیرید نعمت پروردگارتان که آنها را رام شما کرد به یاد آورید، و به زبان بگویید: پاک و منزه است ذاتی‌‌که این مرکب را برای ما مهیا و رام کرد و تحت فرمان ما قرار دارد، و اگر الله آن را رام نکرده بود ما بر این کار توانایی نداشتیم.

﴿وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنقَلِبُون [الزخرف: ١٤]

١٤ و قطعاً ما پس از مرگ برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی پروردگارمان بازمی‌‌گردیم.

﴿وَجَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبَادِهِ جُزْءًا إِنَّ الإِنسَانَ لَكَفُورٌ مُّبِين [الزخرف: ١٥]

١٥ و مشرکان ادعا کردند که برخی مخلوقات از آفریدگار سبحانه متولد شده‌‌اند آن‌‌گاه که گفتند: فرشتگان دختران الله هستند، در حقیقت هر کس که چنین سخنی ‌‌بگوید انسان بسیار ناسپاسی است که کفر و گمراهی را آشکار کرده است.

﴿أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاكُم بِالْبَنِين [الزخرف: ١٦]

١٦ - ای مشرکان- آیا می‌‌گویید: الله از میان مخلوقاتش دخترانی برای خود برگرفته، و فرزندان پسر را به شما اختصاص داده است؟! چه تقسیمی است که شما ادعا کردید؟!

﴿وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِمَا ضَرَبَ لِلرَّحْمَنِ مَثَلاً ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيم [الزخرف: ١٧]

١٧ و چون یکی از آن‌‌ها را به دختر -که آن را به پروردگارش نسبت می‌‌دهد- مژده دهند چهره‌‌اش از غم و اندوه زیاد سیاه می‌‌شود، و سرشار از خشم می‌‌گردد. پس چگونه چیزی را که وقتی خودش به آن مژده داده می‌‌شود غمگین می‌‌گردد به پروردگارش نسبت می‌‌دهد؟

﴿أَوَمَن يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِين [الزخرف: ١٨]

١٨ آیا کسی را به پروردگارشان نسبت می‌‌دهد که در زیور پرورش می‌‌یابد، و سخن او هنگام مجادله به‌‌سبب زنانگی‌‌اش غیر روشن است؟!

﴿وَجَعَلُوا الْمَلاَئِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَنِ إِنَاثًا أَشَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهَادَتُهُمْ وَيُسْأَلُون [الزخرف: ١٩]

١٩ و فرشتگان را که بندگان الله رحمان سبحانه هستند: دختر نامیدند. آیا آن‌‌گاه که الله آنها را آفرید حاضر بوده‌‌اند، و برای‌‌شان مشخص شده است که آنها دختر هستند؟! به‌‌زودی فرشتگان این گواهی آنها را خواهند نوشت، و در روز قیامت در این باره از آنها سوال می‌‌شود، و به خاطر دروغی که گفتند عذاب می‌‌شوند.

﴿وَقَالُوا لَوْ شَاء الرَّحْمَنُ مَا عَبَدْنَاهُم مَّا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُون [الزخرف: ٢٠]

٢٠ و با استدلال به تقدیر گفتند: اگر الله می‌‌خواست که ما فرشتگان را عبادت نکنیم آنها را عبادت نمی‌‌کردیم، پس چون این کار را از ما خواسته است بر رضایت او دلالت دارد. برای این سخن‌‌شان هیچ دانشی نیست، و آنها فقط دروغ می‌‌گویند.

﴿أَمْ آتَيْنَاهُمْ كِتَابًا مِّن قَبْلِهِ فَهُم بِهِ مُسْتَمْسِكُون [الزخرف: ٢١]

٢١ آیا قبل از قرآن به این مشرکان کتابی داده‌‌ایم که عبادت غیر الله را به آنها اجازه داده باشد؟! و آنها به آن کتاب تمسک، و استدلال می‌‌کنند.

﴿بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّهْتَدُون [الزخرف: ٢٢]

٢٢ خیر، این اتفاق نیفتاده، بلکه با استدلال به تقلید گفتند: به‌‌راستی‌‌که ما پیش از خود پدرانمان را بر دین و آیینی یافتیم، و آنها معبود‌‌ها را عبادت می‌‌کردند، و ما در عبادتِ معبودها، راه آنها را می‌‌پیماییم.

برخی فواید آیات:

هر نعمتی، سپاسگزاری را ایجاب می‌‌کند.

ستم مشرکان در تصورات آنها در برابر پروردگارشان؛ آن‌‌گاه که دختران را به الله نسبت دادند، و آنها را برای خودشان نپسندیدند.

بطلان استدلال به تقدیر برای ارتکاب گناهان.

مشاهده، یکی از پایه‌‌های اثباتِ حقایق است.|

﴿وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلاَّ قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُون [الزخرف: ٢٣]

٢٣ و همان‌‌گونه که اینها به تکذیب پردختند، و به تقلید خویش از پدران‌‌شان استناد کردند، - ای رسول- پیش از تو در هیچ شهری فرستاده‌‌ای برای انذار قومش نفرستادیم مگر اینکه بزرگان و سران ثروتمندشان گفتند: ما پدرانمان را بر دین و آیینی یافته‌‌ایم، و اثر آنها را دنبال می‌‌کنیم. پس قوم تو اولین کسانی نیستند که این کار را انجام می‌‌دهند.

﴿* قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُم بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَيْهِ آبَاءكُمْ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُون [الزخرف: ٢٤]

٢٤ رسول‌‌شان به آنها گفت: آیا از پدران‌‌تان پیروی می‌‌کنید حتی اگر آنچه من برای‌‌تان آورده‌‌ام از آیینی که پدران‌‌تان بر آن بودند بهتر باشد؟ گفتند: به آنچه تو و رسولان پیش از تو به آن فرستاده شده‌‌اید کافر هستیم.

﴿فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِين [الزخرف: ٢٥]

٢٥ از امت‌‌هایی که پیش از تو رسولان را تکذیب کردند انتقام گرفتیم و آنها را نابود کردیم، پس بیندیش کسانی‌‌که رسولان‌‌شان را تکذیب کردند چه سرانجامی داشته‌‌اند، به تحقیق که سرانجام دردناکی داشته‌‌اند.

﴿وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاء مِّمَّا تَعْبُدُون [الزخرف: ٢٦]

٢٦ و -ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که ابراهیم÷ به پدر و قومش گفت: قطعاً من از بت‌‌هایی که به جای الله عبادت می‌‌کنید بیزار هستم.

﴿إِلاَّ الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِين [الزخرف: ٢٧]

٢٧ جز الله که مرا آفرید که به تحقیق او مرا به پیروی دین استوار خویش که نفع من در آن است، راهنمایی خواهد کرد.

﴿وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون [الزخرف: ٢٨]

٢٨ و ابراهیم÷ کلمۀ توحید (لا إله إلا الله) را پس از خود در میان نسلش جاویدان کرد، و پیوسته در میان آنها کسی هست که الله را یگانه بداند و هیچ‌‌چیز را با او شریک نگرداند؛ تا با توبه از شرک و گناهان به‌‌سوی الله بازگردند.

﴿بَلْ مَتَّعْتُ هَؤُلاَء وَآبَاءهُمْ حَتَّى جَاءهُمُ الْحَقُّ وَرَسُولٌ مُّبِين [الزخرف: ٢٩]

٢٩ در نابودی این مشرکان تکذیب ‌‌کننده شتاب نکرده‌‌ام، بلکه با باقی ‌‌گذاشتن در دنیا آنها را بهره‌‌مند ساختم، و پیش از آنها پدران‌‌شان را برخوردار ساختم تا اینکه قرآن، و فرستاده‌‌ای روشنگر یعنی محمد‌‌ج‌‌ نزدشان آمد.

﴿وَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ وَإِنَّا بِهِ كَافِرُون [الزخرف: ٣٠]

٣٠ و چون این قرآن که حقیقتی بدون تردید است نزدشان آمد گفتند: این سحری است که محمد ما را با آن سحر می‌‌کند، و قطعاً ما به او کافریم و هرگز به او ایمان نخواهیم آورد.

﴿وَقَالُوا لَوْلاَ نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيم [الزخرف: ٣١]

٣١ و این مشرکان تکذیب ‌‌کننده گفتند: چرا الله این قرآن را به جای محمدِ فقیر و یتیم بر یکی از دو مرد بزرگ در مکه یا طائف، یعنی ولید بن عقبه و عروة بن مسعود ثقفی نازل نکرده است.

﴿أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَةُُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُون [الزخرف: ٣٢]

٣٢ - ای رسول- آیا آنها رحمت پروردگارت را تقسیم می‌‌کنند و آن را به هرکس بخواهند می‌‌دهند و از هرکس بخواهند باز می‌‌دارند یا الله؟ ما هستیم که روزی‌‌های‌‌شان را در دنیا میان آنها تقسیم کرده‌‌ایم، و برخی از آنها را ثروتمند و برخی دیگر را فقیر قرار داده‌‌ایم؛ تا برخی از آنها در خدمت برخی دیگر باشند، و رحمت پروردگارت برای بندگانش در آخرت بهتر است از بهره فانی دنیا که اینها جمع می‌‌کنند.

﴿وَلَوْلاَ أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فَضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُون [الزخرف: ٣٣]

٣٣ و اگر چنین نبود که مردم در کفر، امتی واحد گردند به‌‌طور قطع برای خانه‌‌های کسانی‌‌که به الله کفر می‌‌ورزند سقف‌‌هایی نقره‌‌ای، و نردبان‌‌هایی که بر آن بالا روند قرار می‌‌دادیم.

برخی فواید آیات:

تقلید یکی از اسباب گمراهی امت‌‌های پیشین بوده است.

بیزاری‌‌ جستن از کفر و کافران لازم است.

تقسیم روزی‌‌ها تابع حکمت الله است.

پستی دنیا نزد الله؛ زیرا اگر دنیا به اندازۀ بال یک پشه نزد او تعالی می‌‌ارزید، جُرعه آبی از آن به هیچ کافری نمی‌‌نوشانید.|

﴿وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِؤُون [الزخرف: ٣٤]

٣٤ و برای خانه‌‌های‌‌شان درهایی، و برای خودشان تخت‌‌هایی که بر آنها تکیه بزنند قرار می‌‌دادیم، تا به تدریج آنها را به عذاب نزدیک کنیم، و به فتنه اندازیم.

﴿وَزُخْرُفًا وَإِن كُلُّ ذَلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالآخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِين [الزخرف: ٣٥]

٣٥ و به‌‌طور قطع برای آنها طلا قرار می‌‌دادیم، و - ای رسول- تمام این موارد فقط کالای زندگی دنیایی است، و چون دوام ندارد سودش اندک است، و نعمت‌‌های آخرت نزد پروردگارت برای کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه می‌‌کنند بهتر است.

﴿وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِين [الزخرف: ٣٦]

٣٦ و هرکس سرسری در قرآن بنگرد که او را به رویگردانی می‌‌رساند مجازاتش این است که شیطانی بر او مسلط می‌‌شود که همنشینش خواهد بود و بر گمراهی او خواهد افزود.

﴿وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُون [الزخرف: ٣٧]

٣٧ و به‌‌طور قطع این همنشینان که بر انسان‌‌های رویگردان از قرآن مسلط قرار داده می‌‌شوند آنها را از دین الله بازمی‌‌دارند؛ پس اوامر الله را اجرا نمی‌‌کنند و از نواهی او تعالی اجتناب نمی‌‌کنند، درحالی‌‌که گمان می‌‌کنند به‌‌سوی حق راه ‌‌یافته‌‌اند، و به همین سبب از گمراهی خویش توبه نمی‌‌کنند.

﴿حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ يَالَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِين [الزخرف: ٣٨]

٣٨ تا اینکه این رویگردان از یاد الله روز قیامت نزد ما آید و آرزوکنان بگوید: - ای همنشین- کاش میان من و تو به اندازۀ میان مشرق و مغرب فاصله بود، که چه همنشین بدی هستی.

﴿وَلَن يَنفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُون [الزخرف: ٣٩]

٣٩ الله در روز قیامت به کافران می‌‌فرماید: - به این سبب که با شرک و گناهان بر خودتان ستم کرده‌‌اید- امروز مشارکت شما در عذاب هرگز سودی به شما نخواهد رساند و شریکان شما ذره‌‌ای از عذابتان را به جای شما برنخواهند داشت.

﴿أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِين [الزخرف: ٤٠]

٤٠ به‌‌راستی‌‌که اینها از شنیدن حق کر، و از دیدن آن کور هستند، پس - ای رسول- آیا تو بر شنواندنِ کر، یا راهنماییِ کور، یا هدایتِ کسی‌‌که در گمراهی آشکاری از راه راست قرار دارد توانایی؟!

﴿فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُم مُّنتَقِمُون [الزخرف: ٤١]

٤١ پس اگر ما تو را ببریم- یعنی قبل از اینکه آنها را عذاب کنیم تو را بمیرانیم- به‌‌طور قطع در دنیا و آخرت از آنها انتقام می‌‌گیریم و آنها را عذاب می‌‌کنیم.

﴿أَوْ نُرِيَنَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَيْهِم مُّقْتَدِرُون [الزخرف: ٤٢]

٤٢ یا اگر بخشی از عذابی را که به آنها وعده می‌‌دهیم به تو نشان دهیم، به‌‌راستی‌‌که ما بر آنها توانا هستیم، و در هیچ کاری نمی‌‌توانند بر ما چیره شوند.

﴿فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [الزخرف: ٤٣]

٤٣ پس - ای رسول- به آنچه که پروردگارت به تو وحی کرده چنگ بزن، و به آن عمل کن؛ زیرا تو بر راه حقیقتی که هیچ ابهامی در آن نیست قرار داری.

﴿وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُون [الزخرف: ٤٤]

٤٤ و قطعاً این قرآن مایۀ ارجمندی تو و قومت است، و به‌‌زودی در روز قیامت در مورد ایمان به آن و پیروی هدایتش، و دعوت به‌‌سوی آن از شما سوال خواهد شد.

﴿وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُون [الزخرف: ٤٥]

٤٥ و - ای رسول- از رسولانی که پیش از تو مبعوث کرده‌‌ایم بپرس: آیا جز الله رحمان معبودهای دیگری برای عبادت قرار داده‌‌ایم؟!

﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَقَالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِين [الزخرف: ٤٦]

٤٦ و به تحقیق که موسی÷ را با آیات خویش به‌‌سوی فرعون و سران قومش فرستادیم و به آنها گفت: به تحقیق که من فرستاده‌‌ای از جانب پروردگار تمام مخلوقات هستم.

﴿فَلَمَّا جَاءهُم بِآيَاتِنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَضْحَكُون [الزخرف: ٤٧]

٤٧ و چون آیات ما را برای‌‌شان آورد، از روی تمسخر و استهزا بر آنها خندیدند.

برخی فواید آیات:

خطر رویگردانی از قرآن.

قرآن مایۀ ارجمندی رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ و امتش است.

اتفاق تمام رسالت‌‌ها بر ترک شرک.

تمسخرِ حق، یکی از صفات همیشگی کافران است.|

﴿وَمَا نُرِيهِم مِّنْ آيَةٍ إِلاَّ هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَأَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون [الزخرف: ٤٨]

٤٨ و ما هیچ دلیلی بر صحت آنچه موسی÷ آورده بود به فرعون و سران قومش نشان نمی‌‌دادیم مگر اینکه از دلیل قبلی بزرگتر بود، و آنها را به عذاب در دنیا فرو گرفتیم، تا از کفر خویش بازگردند، اما هیچ فایده‌‌ای نداشت.

﴿وَقَالُوا يَاأَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُون [الزخرف: ٤٩]

٤٩ و وقتی بخشی از این عذاب به آنها رسید به موسی÷ گفتند: ای ساحر، پروردگارت را که به تو گفته اگر ما ایمان بیاوریم عذاب را از ما برمی‌‌دارد، برایمان در دعا بخوان؛ زیرا اگر عذاب را از ما بردارد قطعاً به‌‌سوی او هدایت می‌‌یابیم.

﴿فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ يَنكُثُون [الزخرف: ٥٠]

٥٠ اما وقتی عذاب را از آنها بازگرداندیم بلافاصله پیمان‌‌شان را شکستند، و به آن وفا نکردند.

﴿وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَاقَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلاَ تُبْصِرُون [الزخرف: ٥١]

٥١ و فرعون مفتخر و سرمست از پادشاهی خویش در میان قومش این‌‌گونه ندا داد: ای قوم من، مگر پادشاهی مصر، و این رودهای نیل که از زیر کاخ‌‌های من جاری هستند از آنِ من نیست؟ پس آیا پادشاهی مرا نمی‌‌بینید و از عظمت من آگاه نیستید؟!

﴿أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلاَ يَكَادُ يُبِين [الزخرف: ٥٢]

٥٢ در نتیجه من از موسی که شخصی رانده‌‌ شده و ناتوان است و نمی‌‌تواند به خوبی سخن بگوید بهتر هستم.

﴿فَلَوْلاَ أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاء مَعَهُ الْمَلاَئِكَةُ مُقْتَرِنِين [الزخرف: ٥٣]

٥٣ چرا الله که او را فرستاده دستبندهایی طلایی برایش نیفکنده؛ تا مشخص شود او رسولش است، یا چرا فرشتگانی پیاپی همراه او نیامده‌‌اند.

﴿فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِين [الزخرف: ٥٤]

٥٤ فرعون قومش را فریفت، و آنها در گمراهی از او اطاعت کردند؛ زیرا مردمی خارج از طاعت الله بودند.

﴿فَلَمَّا آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِين [الزخرف: ٥٥]

٥٥ و هنگامی‌‌که با استمرار بر کفر ما را به خشم آوردند از آنها انتقام گرفتیم، و همگی‌‌شان را غرق ساختیم.

﴿فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلاً لِلآخِرِين [الزخرف: ٥٦]

٥٦ و فرعون و سران قومش را پیشگامانی گردانیدیم که در کفر، بر مردم و کفار قومت پیش افتاده‌‌اند، و آنها را پندی برای پندگیران قرار دادیم، تا مرتکب کار آنها نشوند و گرفتار عذاب‌‌شان نگردند.

﴿* وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّون [الزخرف: ٥٧]

٥٧ و - ای رسول- چون مشرکان گمان کردند عیسی÷ که نصاری او را عبادت کردند در عموم این آیه داخل است: ﴿إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ [الأنبياء: ٩٨] «یقیناً شما و آنچه به جای الله عبادت می‌‌کنید، هیزم جهنم هستید، شما در آن وارد خواهید شد.» درحالی‌‌که الله همانند عبادت بت‌‌ها از عبادت عیسی÷ نهی کرده است، به‌‌ناگاه قوم تو در جدال بانگ و فریاد برآوردند و گفتند: راضی شدیم که معبودان ما به منزلۀ عیسی باشد، و الله در رد آنها این آیه را نازل فرمود: ﴿إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى أُولَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ [الأنبياء: ١٠١] «به راستی کسانی‌‌که پیشتر از سوی ما (وعدۀ) نیکویی برای آنها مقرر شده است، از آن (جهنم) دور نگه داشته می‌‌شوند.»

﴿وَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلاَّ جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُون [الزخرف: ٥٨]

٥٨ و گفتند: آیا مبعودهای ما بهتر هستند یا عیسی؟! ابن زِبَعرَی و امثالش این مثال را به این سبب که دوست داشتند به حق برسند به تو نزدند، بلکه چون جدال را دوست دارند این مثال را زدند، و آنها مردمی هستند که بر جدل و خصومت سرشته شده‌‌اند.

﴿إِنْ هُوَ إِلاَّ عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلاً لِّبَنِي إِسْرَائِيل [الزخرف: ٥٩]

٥٩ عیسی پسر مریم فقط یکی از بندگان الله است که نعمت نبوت و رسالت را به او دادیم، و او را مثالی برای بنی‌‌اسرائیل قرار دادیم که از طریق او بر قدرت الله راهنمایی می‌‌شوند چون او را بدون پدر آفرید چنان‌‌که آدم÷ را بدون پدر و مادر آفرید.

﴿وَلَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلاَئِكَةً فِي الأَرْضِ يَخْلُفُون [الزخرف: ٦٠]

٦٠ و - ای فرزندان آدم- اگر نابودی شما را بخواهیم به‌‌طور قطع شما را نابود خواهیم کرد، و به جای شما فرشتگانی قرار خواهیم داد که جانشین شما در زمین باشند، و الله را عبادت کنند و هیچ‌‌کس را با او شریک نگردانند.

برخی فواید آیات:

پیمان ‌‌شکنی، از صفات کافران است.

هرکس بخواهد می‌‌تواند فاسق سبک‌‌ مغز را خوار گرداند.

خشم الله موجب خسران و تباهی است.

گمراهان می‌‌کوشند دلالت‌‌های قرآن را براساس هوس‌‌های‌‌شان تحریف کنند.|

﴿وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلاَ تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيم [الزخرف: ٦١]

٦١ در حقیقت عیسی÷ یکی از نشانه‌‌های بزرگ قیامت است که در آخر الزمان نازل می‌‌شود، پس شک نکنید که قیامت واقع می‌‌شود، و در آنچه از جانب الله برای‌‌تان آورده‌‌ام از من پیروی کنید؛ زیرا همان راه راستی است که هیچ انحرافی در آن نیست.

﴿وَلاَ يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطَانُ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِين [الزخرف: ٦٢]

٦٢ و شیطان نباید با فریبکاری و نیرنگ، شما را از راه راست بازدارد، زیرا او دشمن آشکار شما است.

﴿وَلَمَّا جَاء عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُون [الزخرف: ٦٣]

٦٣ و هنگامی‌‌که عیسی÷ دلایل آشکار بر رسالت خویش را برای قومش آورد، به آنها گفت: به‌‌راستی‌‌که از جانب الله حکمت برای‌‌تان آورده‌‌ام، و آمده‌‌ام تا بخشی از امور دین شما را که در آن اختلاف دارید برای‌‌تان توضیح دهم، پس با اجرای اوامر، و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، و در آنچه شما را به آن امر و در آنچه شما را از آن نهی می‌‌کنم از من فرمان‌‌برداری کنید.

﴿إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيم [الزخرف: ٦٤]

٦٤ قطعاً الله پروردگار من و پروردگار شما است، هیچ پروردگاری جز او نداریم، پس عبادت را فقط برای او خالص گردانید، و این توحید همان راه راستی است که هیچ انحرافی در آن نیست.

﴿فَاخْتَلَفَ الأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ أَلِيم [الزخرف: ٦٥]

٦٥ اما گروه‌‌های نصاری در مورد عیسی÷ اختلاف ورزیدند، برخی از آنها می‌‌گویند: عیسی همان معبود است، و برخی از آنها می‌‌گویند: او پسر الله است، و برخی از آنها می‌‌گویند: او و مادرش دو معبود هستند، پس وای بر کسانی‌‌که - با توصیف عیسی÷ به الوهیت، یا پسر بودن، یا اینکه یکی از سه معبود است- بر خودشان ستم کرده‌‌اند از عذابی دردناک که روز قیامت در انتظارشان است.

﴿هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لاَ يَشْعُرُون [الزخرف: ٦٦]

٦٦ آیا این گروه‌‌های اختلاف‌‌ کننده در مورد عیسی÷ جز این امر را انتظار دارند که قیامت به صورت ناگهانی و درحالی‌‌که آمدنش را احساس نمی‌‌کنند آنها را فراگیرد؟! که اگر قیامت در حالی آنها را فراگیرد که بر کفر خویش قرار دارند به‌‌طور قطع مقصدشان عذاب دردناک خواهد بود.

﴿الأَخِلاَّء يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِين [الزخرف: ٦٧]

٦٧ کسانی‌‌که بر کفر و گمراهی با یکدیگر دوستی می‌‌کنند در روز قیامت دشمن یکدیگر هستند مگر کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه کرده‌‌اند، که دوستی آنها همیشگی و ناگسستنی است.

﴿يَاعِبَادِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَلاَ أَنتُمْ تَحْزَنُون [الزخرف: ٦٨]

٦٨ و الله به آنها می‌‌فرماید: ای بندگان من، امروز در آنچه پیش رو دارید ترسی بر شما نیست، و به‌‌سبب بهره دنیایی که از دست داده‌‌اید غمگین نمی‌‌شوید.

﴿الَّذِينَ آمَنُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا مُسْلِمِين [الزخرف: ٦٩]

٦٩ همان کسانی‌‌که بر قرآنِ نازل ‌‌شده بر رسول‌‌شان ایمان آورده‌‌اند، و تسلیم قرآن بوده‌‌اند، یعنی به اوامر آن عمل می‌‌کردند، و از نواهی آن دست می‌‌کشیدند.

﴿ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنتُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ تُحْبَرُون [الزخرف: ٧٠]

٧٠ شما و مؤمنان مانند شما به بهشت وارد شوید، درحالی‌‌که از نعمت‌‌های جاویدانی که پایان نمی‌‌یابند و از بین نمی‌‌روند شادمان هستید.

﴿يُطَافُ عَلَيْهِم بِصِحَافٍ مِّن ذَهَبٍ وَأَكْوَابٍ وَفِيهَا مَا تَشْتَهِيهِ الأَنفُسُ وَتَلَذُّ الأَعْيُنُ وَأَنتُمْ فِيهَا خَالِدُون [الزخرف: ٧١]

٧١ خادمان آنها ظرف‌‌هایی طلایی و جام‌‌هایی بی‌‌دسته بر گردشان می‌‌چرخانند، و هر‌‌چه دل‌‌ها بخواهند، و چشمان از دیدنش لذت ببرند در بهشت قرار دارد، و شما برای همیشه در آن می‌‌مانید، و هرگز از آن خارج نمی‌‌شوید.

﴿وَتِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [الزخرف: ٧٢]

٧٢ این بهشت را که برای‌‌تان توصیف کردم الله به فضل خویش در قبال اعمال‌‌تان به شما به میراث داد.

﴿لَكُمْ فِيهَا فَاكِهَةٌ كَثِيرَةٌ مِنْهَا تَأْكُلُون [الزخرف: ٧٣]

٧٣ میوه‌‌های فراوان و جاویدانی برای شما در آن وجود دارد، که از آنها می‌‌خورید.

برخی فواید آیات:

نزول عیسی÷ یکی از نشانه‌‌های بزرگ قیامت است.

گسسته ‌‌شدن دوستی فاسقان در روز قیامت، و پایداری دوستی پرهیزگاران.

بشارت الله برای مؤمنان و اطمینان خاطر دادن او تعالی به آنها در مورد آنچه که پشت سر خویش در دنیا به جای گذاشتند، و آنچه در آخرت پیش رو دارند.|

الله پس از بیان جزای پرهیزگاران، جزای کسانی‌‌که ضد آنها هستند یعنی مجرمان را بیان کرد و فرمود:

﴿إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُون [الزخرف: ٧٤]

٧٤ به تحقیق که مجرمان به‌‌سبب کفر و گناهان روز قیامت در عذاب جهنم هستند و برای همیشه در آن می‌‌مانند.

﴿لاَ يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُون [الزخرف: ٧٥]

٧٥ عذاب بر آنها تخفیف داده نمی‌‌شود، و در آنجا از رحمت الله نومید هستند.

﴿وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِن كَانُوا هُمُ الظَّالِمِين [الزخرف: ٧٦]

٧٦ و وقتی آنها را به جهنم وارد کنیم ما به آنها ستم نکرده‌‌ایم، بلکه خودشان با کفر بر خویشتن ستم کرده‌‌اند.

﴿وَنَادَوْا يَامَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُم مَّاكِثُون [الزخرف: ٧٧]

٧٧ و به مامور جهنم -مالک- ندا می‌‌زنند: ای مالک، پروردگارت باید ما را بمیرانَد تا از عذاب راحت شویم، و مالک به آنها پاسخ می‌‌دهد: قطعاً شما بدون اینکه بمیرید برای همیشه در عذاب می‌‌مانید، و عذاب از شما قطع نخواهد شد.

﴿لَقَدْ جِئْنَاكُم بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُون [الزخرف: ٧٨]

٧٨ به‌‌تحقیق‌‌که ما در دنیا حقیقتی را که هیچ شکی در آن نیست نزدتان آوردیم، اما بیشتر شما حق را نمی‌‌پسندید.

﴿أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُون [الزخرف: ٧٩]

٧٩ پس اگر بر پیامبر‌‌ج‌‌ مکر زده و نیرنگی برایش آماده کرده‌‌اند ما تدبیری غالب بر نیرنگ آنها برای‌‌شان حکم می‌‌کنیم.

﴿أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لاَ نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُم بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُون [الزخرف: ٨٠]

٨٠ آیا گمان می‌‌کنند ما رازی را که در دل‌‌های‌‌شان پنهان می‌‌دارند، یا رازی را که مخفیانه با یکدیگر نجوا می‌‌کنند نمی‌‌شنویم، آری ما تمام این موارد را می‌‌شنویم، و فرشتگان نزدشان حاضر هستند و تمام اعمال‌‌شان را ثبت می‌‌کنند.

﴿قُلْ إِن كَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعَابِدِين [الزخرف: ٨١]

٨١ - ای رسول- به کسانی‌‌که دختران را به الله نسبت می‌‌دهند، و الله از سخنان آنها بسیار برتر و منزه است، بگو: - به فرض- اگر الله فرزندی داشته باشد من نخستین کسی بودم که آن فرزند را عبادت می‌‌کرد.

﴿سُبْحَانَ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُون [الزخرف: ٨٢]

٨٢ پروردگار آسمان‌‌ها و زمین و عرش از انتساب شریک و دوست و فرزند به او که این مشرکان می‌‌گویند پاک و منزه است.

﴿فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلاَقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُون [الزخرف: ٨٣]

٨٣ پس - ای رسول- آنها را واگذار تا در باطل خویش فرو روند، و بازی کنند، تا روزی را که به آن وعده داده می‌‌شوند، یعنی روز قیامت را دیدار کنند.

﴿وَهُوَ الَّذِي فِي السَّمَاء إِلَهٌ وَفِي الأَرْضِ إِلَهٌ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيم [الزخرف: ٨٤]

٨٤ و او سبحانه ذاتی است که معبود برحق در آسمان، و زمین است، و در آفرینش و تقدیر و تدبیر خویش بسیار دانا، و از احوال بندگانش بسیار آگاه است، و ذره‌‌ای از احوال‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَتَبَارَكَ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَعِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُون [الزخرف: ٨٥]

٨٥ و خیر و برکت الله بسیار است، ذاتی‌‌که فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین و آنچه میان این دو وجود دارد فقط از آنِ او است، و فقط او می‌‌داند که قیامت چه زمانی برپا می‌‌گردد، و هیچ‌‌کس جز او از این زمان آگاه نیست، و در آخرت برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی او بازگردانده می‌‌شوید.

﴿وَلاَ يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلاَّ مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُون [الزخرف: ٨٦]

٨٦ و کسانی‌‌که مشرکان آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنند اختیار شفاعت نزد الله ندارند، مگر کسی‌‌که گواهی داده باشد معبود برحقی جز الله نیست، و او تعالی از کسانی مانند عیسی و عزیر و فرشتگان که این گواهی را داده‌‌اند آگاه است.

﴿وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُون [الزخرف: ٨٧]

٨٧ و اگر از آنها بپرسی: چه کسی آنها را آفریده است؟ به‌‌طور قطع خواهند گفت: الله ما را آفریده است، پس با وجود این اعتراف چگونه از عبادت او تعالی بازگردانده می‌‌شوند؟!

﴿وَقِيلِهِ يَارَبِّ إِنَّ هَؤُلاَء قَوْمٌ لاَّ يُؤْمِنُون [الزخرف: ٨٨]

٨٨ و الله از شکایت رسول خویش از تکذیب قومش آگاه است، که گفت: پروردگارا، اینها مردمی هستند که به آنچه مرا با آن‌‌ به‌‌سوی‌‌شان فرستاده‌‌ای ایمان نمی‌‌آورند.

﴿فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلاَمٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُون [الزخرف: ٨٩]

٨٩ پس از آنها روی گردان، و سخنی که باعث دفع شرشان می‌‌شود به آنها بگو- این حالت در مکه بود- به‌‌زودی از کیفری که با آن روبه‌‌رو می‌‌شوند آگاه خواهند شد.

برخی فواید آیات:

نپسندیدن حق، خطر بزرگی است.

مکر کافران به خودشان باز می‌‌گردد هر چند پس از مدتی این امر اتفاق افتد.

هر اندازه که علم بنده به پروردگارش بیشتر شود، بیشتر به پروردگارش اعتماد می‌‌کند و به احکامش گردن می‌‌نهد.

اختصاص علم زمان وقوع قیامت به الله.|

سوره الدُّخان

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

انذار از عذاب قریب الوقوع، با ترساندن تکذیب ‌‌کنندگان از عذاب دنیا و آخرت.

تفسیر:

﴿حم [الدخان: ١]

١ ﴿حمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

﴿وَالْكِتَابِ الْمُبِين [الدخان: ٢]

٢ الله به قرآن روشنگر راه هدایت به‌‌سوی حق سوگند یاد فرمود.

﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِين [الدخان: ٣]

٣ که ما این قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم، یعنی شبی که خیر و برکت زیادی دارد، زیرا ما با این قرآن بیم‌‌دهنده بوده‌‌ایم.

﴿فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيم [الدخان: ٤]

٤ در این شب هر امر محکمی که مربوط به روزی‌‌ها و اجل‌‌ها و سایر مواردی که الله در آن سال ایجاد می‌‌کند مقرر می‌‌شود.

﴿أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِين [الدخان: ٥]

٥ هر امر محکمی از جانب خویش را مقرر می‌‌کنیم، به‌‌راستی‌‌که ما فرستندۀ رسولان بوده‌‌ایم.

﴿رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم [الدخان: ٦]

٦ - ای رسول- رسولان را به رحمتی از جانب پروردگارت برای کسانی‌‌که به‌‌سوی آنها ارسال می‌‌شوند می‌‌فرستیم، به‌‌راستی‌‌که او سبحانه سخنان بندگانش را می‌‌شنود، و از افعال و نیات‌‌شان آگاه است، و ذره‌‌ای از این امور بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُم مُّوقِنِين [الدخان: ٧]

٧ پروردگار آسمان‌‌ها و زمین و آنچه میان آن دو وجود دارد است. اگر به این امر یقین دارید پس به رسولم ایمان آورید.

﴿لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الأَوَّلِين [الدخان: ٨]

٨ هیچ معبود برحقی جز او نیست، زنده می‌‌کند و می‌‌میراند، هیچ زنده ‌‌کننده و میراننده‌‌ای جز او نیست، پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست.

﴿بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُون [الدخان: ٩]

٩ این مشرکان بر این امر یقین ندارند، بلکه در مورد آن مردد هستند و به‌‌سبب باطلی که در آن قرار دارند این امر را فراموش می‌‌کنند.

﴿فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاء بِدُخَانٍ مُّبِين [الدخان: ١٠]

١٠ پس - ای رسول- منتظر عذاب نزدیک قوم خویش باش در روزی‌‌که آسمان دود آشکاری را نمایان می‌‌کند که آن را به چشم خویش با درد زیاد می‌‌بینند.

﴿يَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِيم [الدخان: ١١]

١١ قومت را فرا می‌‌گیرد، و به آنها گفته می‌‌شود: این عذابی که به شما رسید عذابی دردناک است.

﴿رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُون [الدخان: ١٢]

١٢ آن‌‌گاه متضرّعانه از پروردگارشان چنین می‌‌خواهند: پروردگارا عذابی را که برایمان فرستادی از ما بازگردان، زیرا اگر آن را از ما بازگردانی به تو و رسولت ایمان داریم.

﴿أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرَى وَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مُّبِين [الدخان: ١٣]

١٣ چگونه آنها می‌‌توانند پند بگیرند و به‌‌سوی پروردگارشان بازگردند درحالی‌‌که رسولی با رسالت روشن نزدشان آمده، و راستگویی و امانتداری‌‌اش را شناخته‌‌اند؟!

﴿ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُون [الدخان: ١٤]

١٤ سپس از تصدیق او خودداری کردند، و در مورد او گفتند: او تعلیم ‌‌یافته‌‌ای است که دیگران به او می‌‌آموزند و فرستاده‌‌ای نیست، و در مورد او گفتند: دیوانه است.

﴿إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلاً إِنَّكُمْ عَائِدُون [الدخان: ١٥]

١٥ به‌‌راستی آن‌‌گاه که این عذاب را اندکی از شما بازگردانیم، به کفر و تکذیب خویش بازمی‌‌گردید.

﴿يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنتَقِمُون [الدخان: ١٦]

١٦ و - ای رسول- برای آنها منتظر روزی باش که ضربه‌‌ای بزرگ در روز بدر به کافران قومت می‌‌زنیم، به‌‌راستی‌‌که ما از آنها به‌‌سبب کفر به الله و تکذیب رسولش انتقام می‌‌گیریم.

﴿* وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءهُمْ رَسُولٌ كَرِيم [الدخان: ١٧]

١٧ و به‌‌تحقیق‌‌که پیش از آنها قوم فرعون را آزمودیم، و رسولی گرامی از جانب الله نزدشان آمد که آنها را به توحید و عبادت الله فرا می‌‌خواند، و آن رسول موسی÷ بود.

﴿أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِين [الدخان: ١٨]

١٨ موسی÷ به فرعون و قومش گفت: بنی‌‌اسرائیل را به من بسپارید، زیرا آنها بندگان الله هستند، و شما حق ندارید آنها را به بردگی بگیرید، به‌‌راستی‌‌که من فرستاده‌‌ای از جانب الله به‌‌سوی شما هستم، و بر آنچه که مرا فرمان داده به شما ابلاغ کنم امانتدار هستم، به‌‌گونه‌‌ای که ذره‌‌ای نه از آن می‌‌کاهم و نه بر آن می‌‌افزایم.

برخی فواید آیات:

نزول قرآن در شب قدر که خیر و برکت زیادی دارد بر بزرگی منزلت این کتاب الهی دلالت دارد.

بعثت رسولان و نزول قرآن از مظاهر رحمت الله به بندگانش است.

رسالت‌‌های پیامبران‌‌ﻹ‌‌، سبب آزاد سازی مستضعفان از چنگ متکبران است.|

﴿وَأَنْ لاَّ تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُم بِسُلْطَانٍ مُّبِين [الدخان: ١٩]

١٩ و اینکه با ترک عبادت الله و برتری‌‌جویی بر بندگانش، بر او تعالی برتری نجویید، به‌‌راستی‌‌که من حجتی روشن برای‌‌تان آورده‌‌ام.

﴿وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُون [الدخان: ٢٠]

٢٠ و همانا من از اینکه مرا با سنگسار بکشید به پروردگار خودم و پروردگار شما پناه می‌‌برم.

﴿وَإِنْ لَّمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُون [الدخان: ٢١]

٢١ و اگر آنچه را آورده‌‌ام تصدیق نمی‌‌کنید پس از من فاصله بگیرید، و آسیبی به من نزدیک نسازید.

﴿فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَؤُلاَء قَوْمٌ مُّجْرِمُون [الدخان: ٢٢]

٢٢ پس موسی÷ این‌‌گونه پروردگارش را خواند: که این قوم - فرعون و سرانش- قومی ستمکارند که سزاوار تعجیل در فرود عذاب هستند.

﴿فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلاً إِنَّكُم مُّتَّبَعُون [الدخان: ٢٣]

٢٣ آن‌‌گاه الله به موسی÷ فرمان داد که قومش را شبانه حرکت دهد، و به او خبر داد که فرعون و قومش آنها را تعقیب خواهند کرد.

﴿وَاتْرُكْ الْبَحْرَ رَهْوًا إِنَّهُمْ جُندٌ مُّغْرَقُون [الدخان: ٢٤]

٢٤ و به موسی÷ فرمان داد که وقتی او و بنی‌‌اسرائیل از دریا گذشتند آن را آرام و بی‌‌حرکت چنان‌‌که بود رها کند، که قطعاً فرعون و لشکریانش در دریا غرق و نابود خواهند شد.

﴿كَمْ تَرَكُوا مِن جَنَّاتٍ وَعُيُون [الدخان: ٢٥]

٢٥ فرعون و قومش چه بسیار باغ‌‌ها و چشمه‌‌های روانی که پشت سرشان به جا گذاشتند!

﴿وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيم [الدخان: ٢٦]

٢٦ و چه بسیار کشتزارها و مجالس نیکویی که پشت سرشان رها کردند!

﴿وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِين [الدخان: ٢٧]

٢٧ و چه بسیار زندگی با ناز و نعمت خویش را باقی گذاشتند!

﴿كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِين [الدخان: ٢٨]

٢٨ به همین ترتیب آنچه که برای‌‌شان توصیف شده بود بر آنها رخ داد، و باغ‌‌ها و چشمه‌‌ها و کشتزارها و مقام‌‌های‌‌شان را به مردمی دیگر یعنی بنی‌‌اسرائیل به ارث دادیم.

﴿فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاء وَالأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِين [الدخان: ٢٩]

٢٩ پس نه آسمان و زمین بر فرعون و قومش آن‌‌گاه که غرق شدند گریستند، و نه مهلت توبه‌‌ کردن به آنها داده شد.

﴿وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِين [الدخان: ٣٠]

٣٠ و به تحقیق که بنی‌‌اسرائیل را از عذاب خوار کننده نجات دادیم، آن‌‌گاه که فرعون و قومش پسران‌‌شان را می‌‌کشتند، و زنان‌‌شان را زنده نگه می‌‌داشتند.

﴿مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كَانَ عَالِيًا مِّنَ الْمُسْرِفِين [الدخان: ٣١]

٣١ آنها را از عذاب فرعون نجات دادیم، به‌‌راستی‌‌که او از گردنکشانی بود که از امر و دین الله می‌‌گذرند.

﴿وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِين [الدخان: ٣٢]

٣٢ و به‌‌تحقیق‌‌که بنی‌‌اسرائیل را براساس دانشی از جانب خویش بر جهانیان آن زمان با فراوانی پیامبران ترجیح دادیم.

﴿وَآتَيْنَاهُم مِّنَ الآيَاتِ مَا فِيهِ بَلاَء مُّبِين [الدخان: ٣٣]

٣٣ و دلایل و برهان‌‌هایی به آنها دادیم که موسی÷ را با آنها تقویت کردیم و برای‌‌شان نعمتی آشکار مانند ترنجبین و بلدرچین و سایر نعمت‌‌ها در آن بود.

﴿إِنَّ هَؤُلاَء لَيَقُولُون [الدخان: ٣٤]

٣٤ قطعاً این مشرکان تکذیب‌‌ کننده برای انکار رستاخیز می‌‌گویند:

﴿إِنْ هِيَ إِلاَّ مَوْتَتُنَا الأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُنشَرِين [الدخان: ٣٥]

٣٥ جز مرگ اول ما نیست و حیاتی پس از آن نیست، و ما پس از این مرگ برانگیخته نمی‌‌شویم.

﴿فَأْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِين [الدخان: ٣٦]

٣٦ پس - ای محمد- اگر تو و پیروان همراهت در این ادعا که الله مردگان را برای حسابرسی و جزا زنده برمی‌‌انگیزد راستگو هستید پدرانمان را که مرده‌‌اند زنده بیاورید.

﴿أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ أَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِين [الدخان: ٣٧]

٣٧ - ای رسول- آیا این مشرکانی که تو را تکذیب می‌‌کنند در قدرت و نیرومندی برترند، یا قوم تُبَّع و کسانی‌‌که قبل از آنها بودند مانند عاد و ثمود، که همگی آنها را چون جنایتکار بودند نابود کردیم.

﴿وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لاَعِبِين [الدخان: ٣٨]

٣٨ و آسمان‌‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است را برای بازی با آفرینش آنها نیافریده‌‌ایم.

﴿مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُون [الدخان: ٣٩]

٣٩ و آسمان‌‌ها و زمین را جز به حکمتی فراگیر نیافریده‌‌ایم، اما بیشتر مشرکان این موضوع را نمی‌‌دانند.

برخی فواید آیات:

وجوب پناه ‌‌بردن مؤمن به پروردگار خویش که او را از نیرنگ دشمنش حفظ کند.

مشروعیت دعا علیه کفار آن‌‌گاه که دعوت را نمی‌‌پذیرند، و با پیروان دعوت می‌‌جنگند.

هستی به مرگ کافر اندوهگین نمی‌‌شود، چون نزد الله خوار و ذلیل است.

آسمان‌‌ها و زمین به‌‌سبب حکمتی فراگیر آفریده شده اند و ملحدان نسبت به این حکمت نادان هستند.|

﴿إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِين [الدخان: ٤٠]

٤٠ همانا روز قیامت که الله در آن میان بندگان داوری می‌‌کند میعادی برای تمام مخلوقات است که الله آنها را در آن روز گرد می‌‌آورد.

﴿يَوْمَ لاَ يُغْنِي مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَيْئًا وَلاَ هُمْ يُنصَرُون [الدخان: ٤١]

٤١ روزی‌‌که نه هیچ خویشاوندی به خویشاوندش نفعی می‌‌رساند، و نه هیچ دوستی به دوستش، و نه آنها از عذاب الله محافظت می‌‌کنند؛ زیرا در آن روز فرمانروایی فقط برای الله است، و هیچ‌‌کسی نمی‌‌تواند آن را ادعا کند.

﴿إِلاَّ مَن رَّحِمَ اللَّهُ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيم [الدخان: ٤٢]

٤٢ مگر کسی از مردم که الله بر او رحم کند، که او از اعمال صالحی که از پیش فرستاده بهره‌‌مند می‌‌گردد، به‌‌راستی‌‌که الله ذات شکست‌‌ ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیرش بسیار دانا است.

الله پس از توصیف قیامت به بیان اختلاف جزای مردم در آن روز پرداخت و فرمود:

﴿إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّوم [الدخان: ٤٣]

٤٣ همانا درخت زقّوم که الله آن را از ته جهنم رویاند.

﴿طَعَامُ الأَثِيم [الدخان: ٤٤]

٤٤ طعام صاحب گناه بزرگ یعنی کافر است که از میوۀ پلیدش می‌‌خورد.

﴿كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُون [الدخان: ٤٥]

٤٥ این میوه مانند روغن سیاه است، که از شدت حرارتی که دارد در شکم‌‌های‌‌شان می‌‌جوشد.

﴿كَغَلْيِ الْحَمِيم [الدخان: ٤٦]

٤٦ مانند جوشیدن آب در آخرین درجۀ حرارت.

﴿خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَى سَوَاء الْجَحِيم [الدخان: ٤٧]

٤٧ و به مأموران آتش گفته می‌‌شود: او را بگیرید و با زور و خشونت در وسط جهنم بیفکنید.

﴿ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِيم [الدخان: ٤٨]

٤٨ سپس بر روی سر این عذاب‌‌شده آب سوزان بریزید پس عذاب از او جدا نمی‌‌شود.

﴿ذُقْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيم [الدخان: ٤٩]

٤٩ و از روی سرزنش به او گفته می‌‌شود: این عذاب دردناک را بچش؛ که تو همان عزیزی هستی که همیشه میان قوم خویش محترم بودی.

﴿إِنَّ هَذَا مَا كُنتُم بِهِ تَمْتَرُون [الدخان: ٥٠]

٥٠ این عذاب همان است که در وقوع آن در روز قیامت تردید می‌‌کردید، که با مشاهدۀ آن شک شما برطرف شده است.

﴿إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِين [الدخان: ٥١]

٥١ قطعاً کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او تعالی را پیشه کرده‌‌اند در اقامتگاهی ایمن از هر امر ناپسندی هستند.

﴿فِي جَنَّاتٍ وَعُيُون [الدخان: ٥٢]

٥٢ در باغ‌‌ها و چشمه‌‌های جاری.

﴿يَلْبَسُونَ مِن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَقَابِلِين [الدخان: ٥٣]

٥٣ در بهشت ابریشم نازک و کلفت می‌‌پوشند، و در روبروی هم قرار دارند، و هیچ‌‌کس به پشت دیگری نگاه نمی‌‌کند.

﴿كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِين [الدخان: ٥٤]

٥٤ چنان‌‌که با نعمت مذکور آنها را گرامی داشتیم آنها را در بهشت به ازدواج زنانی بسیار زیبا و درشت‌‌چشم با شدت سفیدی در سفیدی چشم و شدت سیاهی در سیاهی آن درمی‌‌آوریم.

﴿يَدْعُونَ فِيهَا بِكُلِّ فَاكِهَةٍ آمِنِين [الدخان: ٥٥]

٥٥ در آنجا از خدمتکاران‌‌شان می‌‌خواهند که هر میوه‌‌ای که قصد کنند بدون پایان‌‌ یافتن و مضرات برای‌‌شان بیاورند.

﴿لاَ يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَةَ الأُولَى وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِيم [الدخان: ٥٦]

٥٦ برای همیشه در آنجا می‌‌مانند، و جز مرگ اول در زندگی دنیا مرگی در آنجا نمی‌‌چشند، و پروردگارشان آنها را از عذاب آتش محافظت می‌‌کند.

﴿فَضْلاً مِّن رَّبِّكَ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم [الدخان: ٥٧]

٥٧ این امر، بخشش و نیکی‌‌ای از جانب پروردگار تو به آنها است، موارد مذکور - یعنی ورود پرهیزکاران به بهشت، و محافظت آنها از آتش- همان رستگاری بزرگ است که هیچ رستگاری‌‌ای با آن برابری نمی‌‌کند.

﴿فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُون [الدخان: ٥٨]

٥٨ - ای رسول- به تحقیق این قرآن را با نزول آن به زبان تو یعنی زبان عربی، ساده و آسان کردیم تا از آن پند بگیرند.

﴿فَارْتَقِبْ إِنَّهُم مُّرْتَقِبُون [الدخان: ٥٩]

٥٩ پس منتظر پیروزی خویش و نابودی آنها باش، زیرا آنها نیز منتظر نابودی تو هستند.

برخی فواید آیات:

جمع میان عذاب جسمی و روحی کافر.

رستگاری بزرگ همان نجات از آتش و ورود به بهشت است.

آسان‌‌سازی لفظ و معانی قرآن توسط الله برای بندگانش.|

سوره الجاثیة

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

درمان هواپرستان رویگردان از حق، از طریق ارائۀ آیات و یادآوری آخرت.

تفسیر:

﴿حم [الجاثية: ١]

١ ﴿حمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

﴿تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيم [الجاثية: ٢]

٢ قرآن از جانب الله ذات شکست ‌‌ناپذیری که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیرش بسیار دانا است فرو فرستاده شده است.

﴿إِنَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لآيَاتٍ لِّلْمُؤْمِنِين [الجاثية: ٣]

٣ به‌‌راستی‌‌که در آسمان‌‌ها و زمین به‌‌طور قطع دلایلی بر قدرت و یگانگی الله برای مؤمنان است؛ زیرا آنها همان کسانی هستند که از آیات پند می‌‌گیرند.

﴿وَفِي خَلْقِكُمْ وَمَا يَبُثُّ مِن دَابَّةٍ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُون [الجاثية: ٤]

٤ و -ای مردم- در آفرینش شما از نطفه، سپس از یک تکه خون، سپس از یک قطعه گوشت، و در آفرینش جنبندگانی که الله پراکنده است و در روی زمین می‌‌جنبند دلایلی بر یگانگی او تعالی است برای مردمی که یقین دارند که الله همان آفریدگار است.

﴿وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاء مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ آيَاتٌ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُون [الجاثية: ٥]

٥ و در پشت سر هم آمدن شب و روز، و در بارانی که الله از آسمان فرو فرستاد و زمین را با رویانیدنش پس از اینکه مرده و بدون گیاه بود زنده گرداند، و در گردش بادها با آوردن آنها از یک سمت، و باری دیگر از سویی دیگر برای منافع شما؛ دلایلی است برای مردمی که می‌‌اندیشند، و با آنها بر یگانگی الله و قدرت او بر رستاخیز، و توانایی او بر هر چیزی راهنمایی می‌‌شوند.

﴿تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُون [الجاثية: ٦]

٦ - ای رسول- این است آیات و براهینی که آنها را به حق برایت می‌‌خوانیم، پس اگر به سخن نازل‌‌شدۀ الله بر بنده‌‌اش و حجت‌‌های او ایمان نیاوردند، بعد از آن به کدام سخن ایمان می‌‌آورند، و پس از آن کدام حجت‌‌ها را تصدیق می‌‌کنند؟!

﴿وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيم [الجاثية: ٧]

٧ عذاب و نابودی از جانب الله بر هر دروغگوی بسیار گناهکار.

﴿يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّهِ تُتْلَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيم [الجاثية: ٨]

٨ این کافر، آیات الله در قرآن را که بر او خوانده می‌‌شود می‌‌شنود، سپس با برتری‌‌جویی در نفس خویش از پیروی حق، به کفر و گناهانی که بر آن بوده ادامه می‌‌دهد؛ گویی این آیات را که بر او خوانده شده، هرگز نشنیده است، پس - ای رسول- او را به آنچه مایۀ ناراحتی‌‌اش در آخرت است خبر بده، یعنی عذابی دردناک که در آخرت منتظرش است.

﴿وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِين [الجاثية: ٩]

٩ و هرگاه چیزی از قرآن به او برسد آن را مایۀ ریشخند می‌‌گیرد و مسخره می‌‌کند، برای اینها که قرآن را به تمسخر و ریشخند می‌‌گیرند عذابی خوارکننده در روز قیامت است.

﴿مِن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ وَلاَ يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا وَلاَ مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاء وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيم [الجاثية: ١٠]

١٠ در مقابل آنها آتش جهنم است که در آخرت در انتظارشان است. و نه اموالی که کسب کرده‌‌اند آنها را ذره‌‌ای از الله بی‌‌نیاز می‌‌سازد، و نه بت‌‌هایی که آنها را به جای او تعالی گرفتند و به جای او عبادت می‌‌کردند ذره‌‌ای از آنها دفاع می‌‌کنند، و در روز قیامت عذابی سخت دارند.

﴿هَذَا هُدًى وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مَّن رِّجْزٍ أَلِيم [الجاثية: ١١]

١١ این کتابی که بر رسول‌‌مان محمد‌‌ج‌‌ نازل کردیم به‌‌سوی راه حق هدایت می‌‌کند، و کسانی‌‌که به آیات پروردگارشان که بر رسولش نازل شده است کفر ورزیدند عذابی سخت و دردناک دارند.

﴿* اللَّهُ الَّذِي سخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُون [الجاثية: ١٢]

١٢ - ای مردم- فقط الله همان ذاتی است که دریا را برای شما رام کرد تا کشتی‌‌ها به فرمان او در آن به حرکت درآیند، و انواع مکاسب مباح را از بخشش او بخواهید. باشد که از نعمت الله بر خودتان سپاسگزاری کنید.

﴿وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لَّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون [الجاثية: ١٣]

١٣ و او سبحانه خورشید و ماه و ستارگان آسمان‌‌ها، و رودها و درختان و کوه‌‌ها و سایر آنچه در زمین است را رام شما کرد، به‌‌راستی‌‌که در رام‌‌کردن این موارد برای شما دلایلی بر قدرت و یگانگی الله است، برای مردمی که در آیات او تعالی می‌‌اندیشند، و از آنها پند می‌‌گیرند.

برخی فواید آیات:

دروغ و پافشاری بر گناه و تکبر و تمسخر آیات الله، از صفات گمراهان است، و الله افرادِ مُتَّصِف به این صفات را تهدید کرده است.

نعمت‌‌های الله بر بندگانش زیاد است، از جمله رام‌‌کردن موجودات هستی برای آنها.

نعمت‌‌ها سپاسگزاری بندگان از معبود که آنها را برای‌‌شان ارزانی داشته ایجاب می‌‌کند.|

﴿قُل لِّلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُون أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْمًا بِما كَانُوا يَكْسِبُون [الجاثية: ١٤]

١٤ - ای رسول- به کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند، و رسولش را تصدیق کرده‌‌اند بگو: از کافرانی که به نعمت‌‌ها یا کیفرهای الله اهمیت نمی‌‌دهند و به شما بدی کرده‌‌اند درگذرید؛ زیرا الله به زودی هر یک از مؤمنان شکیبا، و کافران متجاوز، را در قبال اعمالی‌‌که در دنیا کسب می‌‌کردند جزا خواهد داد.

﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَيْهَا ثُمَّ إِلَى رَبِّكُمْ تُرْجَعُون [الجاثية: ١٥]

١٥ هرکس عملی صالح انجام دهد نتیجۀ عمل صالح او به نفع خودش است، و الله از عمل او بی‌‌نیاز است، و هرکس عمل بدی مرتکب شود نتیجۀ عمل بدش این است که در قبال آن کیفر می‌‌شود، و بدکاری او به الله زیان نمی‌‌رساند، سپس در آخرت فقط به‌‌سوی ما بازگردانیده می‌‌شوید تا هرکس را به آنچه استحقاق دارد جزا دهیم.

﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى الْعَالَمِين [الجاثية: ١٦]

١٦ و به تحقیق که به بنی‌‌اسرائیل تورات و داوری میان مردم به حکم تورات را دادیم، و بیشتر پیامبران را از میان آنها از نسل ابراهیم÷ قرار دادیم، و انواع روزی‌‌های پاکیزه و حلال به آنها دادیم، و آنها را بر جهانیان روزگارشان برتری دادیم.

﴿وَآتَيْنَاهُم بَيِّنَاتٍ مِّنَ الأَمْرِ فَمَا اخْتَلَفُوا إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمْ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُون [الجاثية: ١٧]

١٧ و دلایل آشکارسازی حق از باطل را به آنها دادیم، پس اختلاف نکردند مگر بعد از اینکه با بعثت پیامبرمان محمد‌‌ج‌‌ حجت‌‌ها بر آنها اقامه شد، و تنها سبب این اختلاف، تجاوز برخی از آنها بر برخی دیگر از روی حرص بر ریاست و مقام بود. - ای رسول- به‌‌راستی‌‌که پروردگارت در روز قیامت در مورد آنچه در دنیا با هم اختلاف می‌‌کردند میان آنها داوری می‌‌کند، آن‌‌گاه مشخص می‌‌گرداند که چه کسی بر حق، و چه کسی بر باطل است.

﴿ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِّنَ الأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُون [الجاثية: ١٨]

١٨ سپس تو را بر راه و سنت و روشی از امر خویش قرار دادیم که آن را بر رسولانمان که پیش از تو بودند فرمان دادیم که به ایمان و عمل صالح فرامی‌‌خوانَد. پس، از این شریعت پیروی کن، و از هوس‌‌های کسانی‌‌که حق را نمی‌‌شناسند پیروی نکن؛ زیرا هوس‌‌های‌‌شان از حق گمراه می‌‌سازد.

﴿إِنَّهُمْ لَن يُغْنُوا عَنكَ مِنَ اللَّهِ شَيئًا وإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِين [الجاثية: ١٩]

١٩ قطعاً اگر از هوس‌‌های کسانی‌‌که حق را نمی‌‌شناسند پیروی کنی ذره‌‌ای از عذاب الله را از تو باز نخواهند داشت، و به‌‌راستی‌‌که ستمکاران هر دین و مذهبی یاور و تقویت‌‌ کنندۀ یکدیگر در برابر مؤمنان هستند، و الله یاور کسانی است که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تقوایش را پیشه می‌‌کنند.

﴿هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمِ يُوقِنُون [الجاثية: ٢٠]

٢٠ این قرآن نازل‌‌شده بر رسول‌‌مان بینش‌‌هایی است که مردم با آنها حق را از باطل می‌‌شناسند، و هدایتی به‌‌سوی حق، و رحمتی است برای مردمی که یقین دارند؛ زیرا آنها همان کسانی هستند ‌‌که با قرآن به راه راست هدایت می‌‌شوند تا پروردگارشان از آنها راضی شود، و آنها را به بهشت درآورد، و از جهنم دور نگه دارد.

﴿أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أّن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاء مَّحْيَاهُم وَمَمَاتُهُمْ سَاء مَا يَحْكُمُون [الجاثية: ٢١]

٢١ آیا کسانی‌‌که با اعضای خویش کفر و گناهان را مرتکب شده‌‌اند می‌‌پندارند که آنها را در جزا همانند کسانی قرار می‌‌دهیم که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند، به‌‌گونه‌‌ای که در دنیا و آخرت یکسان هستند؟! چه زشت است این حکم آنها.

﴿وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُون [الجاثية: ٢٢]

٢٢ و الله آسمان‌‌ها و زمین را براساس حکمتی فراگیر آفریده، و این دو را بیهوده نیافریده است، تا هرکسی در قبال خیر یا شری که کسب کرده است جزا داده شود، و الله نه با کاستن از نیکی‌‌هایشان، و نه با افزودن بر بدی‌‌های‌‌شان بر آنها ستم نمی‌‌کند.

برخی فواید آیات:

عفو و گذشتن از ستمگر آن‌‌گاه که فساد را در روی زمین آشکار نکرده باشد، و از حدود الله نگذشته باشد، اخلاق برگزیده‌‌ای است که الله مؤمنان را به آن فرمان داده به شرط اینکه سرانجامِ نیکو بر گمان‌‌شان غلبه کند.

وجوب پیروی از شریعت و دوری از پیروی هوس‌‌های مردم.

همان‌‌گونه که مؤمنان و کافران صفات یکسانی ندارند، جزای آنها نیز یکسان نیست.

آفرینش آسمان‌‌ها توسط الله براساس حکمتی فراگیر است که مادی‌‌گرایان ملحد از آن بی‌‌خبر هستند.|

﴿أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلاَ تَذَكَّرُون [الجاثية: ٢٣]

٢٣ - ای رسول- به کسی بنگر که از هوسش پیروی کرده و آن را به منزلۀ معبودی برای خویش که با آن مخالفت نمی‌‌کند قرار داده است. به تحقیق که الله به‌‌سبب علمی از جانب خویش او را گمراه ساخته است؛ زیرا استحقاق گمراه‌‌ شدن را دارد، و بر قلبش مُهر نهاده است، پس آن‌‌گونه که نفعی ببرد گوش نمی‌‌کند، و الله بر چشمش پوششی قرار داده است که مانع او از دیدن حق می‌‌شود، پس بعد از اینکه الله او را گمراه ساخت چه کسی می‌‌تواند او را به‌‌سوی حق توفیق می‌‌دهد؟! آیا زیان پیروی از هوس، و نفع پیروی از شریعت الله را متذکر نمی‌‌شوید؟!

﴿وَقَالُوا مَا هِيَ إِلاَّ حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلاَّ الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّون [الجاثية: ٢٤]

٢٤ و کافران منکر رستاخیز گفتند: غیر از همین زندگی دنیای ما زندگی دیگری نیست، یعنی پس از آن زندگی نیست، نسل‌‌هایی می‌‌میرند و بازنمی‌‌گردند، و نسل‌‌هایی زنده می‌‌شوند، و فقط از پی یکدیگر آمدن شب و روز ما را می‌‌میراند. و آنها برای انکار رستاخیز هیچ دانشی ندارند، و فقط گمان می‌‌کنند، درحالی‌‌که گمان، ذره‌‌ای از حق بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد.

﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ مَّا كَانَ حُجَّتَهُمْ إِلاَّ أَن قَالُوا ائْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِين [الجاثية: ٢٥]

٢٥ و هرگاه آیات روشن ما بر مشرکان منکر رستاخیز خوانده شود دلیلی ندارند که به آن استدلال کنند مگر اینکه به رسول‌‌ج‌‌ و اصحابش‌‌ش‌‌ می‌‌گویند: اگر در این ادعا که پس از مرگ برانگیخته می‌‌شویم راستگو هستید پدرانمان را که مرده‌‌اند برای ما زنده گردانید.

﴿قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيبَ فِيهِ وَلَكِنَّ أَكَثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُون [الجاثية: ٢٦]

٢٦ - ای رسول- به آنها بگو: الله با آفریدن‌‌تان شما را زنده می‌‌کند، سپس شما را می‌‌میراند، سپس شما را پس از مرگ‌‌تان در روز قیامت برای حسابرسی و جزا گرد می‌‌آورد، همان روزی‌‌که بدون هیچ تردیدی آمدنی است، اما بیشتر مردم نمی‌‌دانند؛ و به همین دلیل با انجام عمل صالح برای آن روز آماده نمی‌‌شوند.

﴿وَلَلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرضِ وَيَومَ تَقُومُ السَّاعَةُ يَوْمَئِذٍ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُون [الجاثية: ٢٧]

٢٧ و فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین فقط از آنِ الله است، یعنی معبود برحقّی جز الله در آسمان‌‌ها و زمین وجود ندارد. و روزی‌‌که قیامت برپا می‌‌شود و الله در آن روز مردگان را برای حسابرسی و جزا برمی‌‌انگیزد پیروان باطل که غیر الله را عبادت می‌‌کردند زیان می‌‌کنند، و برای باطل‌‌کردن حق، و احقاق باطل می‌‌کوشند.

﴿وَتَرَى كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعَى إِلَى كِتَابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [الجاثية: ٢٨]

٢٨ و - ای رسول- در آن روز هر امتی را افتاده بر زانو می‌‌بینی که منتظر است چه کاری با آن انجام می‌‌شود. هر امتی به‌‌سوی نامۀ اعمالش که فرشتگان نگهبان نوشته‌‌اند فراخوانده می‌‌شود. - ای مردم- در این روز در قبال خیر و شری که در دنیا انجام می‌‌دادید جزا داده می‌‌شوید.

﴿هَذَا كِتَابُنَا يَنطِقُ عَلَيْكُم بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [الجاثية: ٢٩]

٢٩ این کتاب ماست- که فرشتگانمان اعمال‌‌تان را در آن می‌‌نوشتند- به حق بر شما گواهی می‌‌دهد پس آن را بخوانید، زیرا ما به نگهبانان فرمان می‌‌دادیم که آنچه را شما در دنیا انجام می‌‌دهید بنویسند.

﴿فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُدْخِلُهُمْ رَبُّهُمْ فِي رَحْمَتِهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْمُبِين [الجاثية: ٣٠]

٣٠ اما کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند پروردگارشان سبحانه به رحمت خویش آنها را در بهشت خویش وارد می‌‌کند؛ این پاداشی که الله آبه آنها بخشیده، همان رستگاری آشکاری است که هیچ رستگاری دیگری با آن برابری نمی‌‌کند.

﴿وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا أَفَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَكُنتُمْ قَوْمًا مُّجْرِمِين [الجاثية: ٣١]

٣١ و اما کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند از روی سرزنش به آنها گفته می‌‌شود: آیا آیات من بر شما خوانده نمی‌‌شد و شما از ایمان به آن تکبر می‌‌ورزیدید، و مردمی جنایتکار بودید، و مرتکب کفر و گناهان می‌‌شدید؟!

﴿وَإِذَا قِيلَ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَالسَّاعَةُ لاَ رَيْبَ فِيهَا قُلْتُم مَّا نَدْرِي مَا السَّاعَةُ إِن نَّظُنُّ إِلاَّ ظَنًّا وَمَا نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِين [الجاثية: ٣٢]

٣٢ و هرگاه به شما گفته می‌‌شد، قطعاً وعدۀ الله- که با آن به بندگانش وعده داده آنها را به زودی برمی‌‌انگیزد و جزا می‌‌دهد- حقیقتی بدون تردید است، و قیامت حقیقتی است که هیچ شکی در آن راه ندارد پس برای آن بکوشید، می‌‌گفتید: نمی‌‌دانیم که این قیامت چیست، جز گمان اندکی، گمان نمی‌‌کنیم که می‌‌آید، و یقین نداریم که خواهد آمد.

برخی فواید آیات:

پیروی از هوس، انسان را نابود می‌‌سازد، و اسباب توفیق را از او پنهان می‌‌دارد.

هول و هراس روز قیامت.

ظن و گمان ذره‌‌ای از حق بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد؛ به‌‌خصوص در زمینۀ اعتقاد.|

﴿وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون [الجاثية: ٣٣]

٣٣ و کفر و سایر گناهان بدی که در دنیا مرتکب شده‌‌اند بر آنها آشکار می‌‌شود، و عذابی که وقتی از آن ترسانده می‌‌شدند آن را به مسخره می‌‌گرفتند بر آنها فرو فرستاده می‌‌شود.

﴿وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِين [الجاثية: ٣٤]

٣٤ و الله به آنها می‌‌فرماید: همان‌‌گونه که دیدار امروزتان را فراموش کردید، و با ایمان و عمل صالح برایش آماده نشدید ما نیز امروز شما را در جهنم رها می‌‌کنیم، و جایگاه شما که به آن پناه می‌‌برید همان جهنم است، و هیچ یاوری ندارید که عذاب الله را از شما دفع کند.

﴿ذَلِكُم بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَغَرَّتْكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ لاَ يُخْرَجُونَ مِنْهَا وَلاَ هُمْ يُسْتَعْتَبُون [الجاثية: ٣٥]

٣٥ این عذابتان که با آن عذاب می‌‌شوید به این سبب است که آیات الله را به ریشخند و تمسخر گرفته‌‌اید، و زندگی با خوشی‌‌ها و تمایلاتش شما را فریب داد، پس امروز این کافران مسخره ‌‌کنندۀ آیات الله از جهنم بیرون آورده نمی‌‌شوند، بلکه برای همیشه در آن می‌‌مانند، و به زندگی دنیا بازگردانده نمی‌‌شوند که عملی صالح انجام دهند، و پروردگارشان از آنها راضی نمی‌‌گردد.

﴿فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِين [الجاثية: ٣٦]

٣٦ پس تمام ستایش‌‌ها فقط از آنِ الله، پروردگار آسمان‌‌ها و زمین، و پروردگار تمام مخلوقات است.

﴿وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [الجاثية: ٣٧]

٣٧ و شکُوه و عظمت در آسمان‌‌ها و زمین برای او است، و او ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیر و شریعتش بسیار دانا است.

سوره الأحقاف

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

اقامۀ حجت بر تکذیب ‌‌کنندگان و ترساندن آنها از عذاب؛ به همین منظور لفظ اِنذار در سوره تکرار شده است.

تفسیر:

﴿حم [الأحقاف: ١]

١ ﴿حمٓ سخن در مورد حروف شبیه این حروف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد.

﴿تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيم [الأحقاف: ٢]

٢ قرآن از جانب الله، ذات شکست ‌‌ناپذیری که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و تقدیر و شریعتش بسیار دانا است فرو فرستاده شده است.

﴿مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُّسَمًّى وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنذِرُوا مُعْرِضُون [الأحقاف: ٣]

٣ آسمان‌‌ها و زمین و آنچه را میان این دو است، بیهوده نیافریده‌‌ایم، بلکه تمام آنها را به حق و حکمت‌‌هایی فراگیر آفریده‌‌ایم، از جمله اینکه بندگان از طریق آنها الله را بشناسند تا فقط او را عبادت کنند، و هیچ‌‌چیز را با او شریک قرار ندهند، و تا مقتضیات جانشین‌‌ شدنِ خودشان در زمین را تا زمانی مشخص که فقط الله از آن آگاه است برپا دارند، و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند از آنچه در کتاب الله با آن انذار داده می‌‌شوند روی می‌‌گردانند، و به آن اهمیت نمی‌‌دهند.

﴿قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ اِئْتُونِي بِكِتَابٍ مِّن قَبْلِ هَذَا أَوْ أَثَارَةٍ مِّنْ عِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [الأحقاف: ٤]

٤ - ای رسول- به این مشرکان رویگردان از حق بگو: از بت‌‌های‌‌تان که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنید به من خبر دهید که کدام‌‌یک از اجزای زمین را آفریده‌‌اند؟ آیا کوهی را آفریده‌‌اند، یا رودی را آفریده‌‌اند؟ یا مشارکت و سهمی همراه الله در آفرینش آسمان‌‌ها دارند؟ اگر در این ادعا که بت‌‌های‌‌تان استحقاق عبادت شدن را دارند کتابی نازل‌‌شده از جانب الله قبل از قرآن، یا باقی‌‌ماندۀ علمی که پیشینیان به جای گذاشته‌‌اند برایم بیاورید.

﴿وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لاَّ يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُون [الأحقاف: ٥]

٥ و هیچ‌‌کس گمراه‌‌تر نیست از کسی‌‌که به جای الله معبودی را عبادت می‌‌کند که تا روز قیامت به درخواستش پاسخ نمی‌‌دهد، و این معبود‌‌هایی که آنها را به جای الله عبادت می‌‌کنند از خوانده ‌‌شدنِ خویش توسط عبادتگزاران‌‌شان بی‌‌خبرند؛ چه رسد به اینکه به آنها سود یا زیان برسانند.

برخی فواید آیات:

تمسخر آیات الله کفر است.

خطر فریب‌‌ خوردن به خوشی‌‌ها و تمایلات دنیا.

ثبوت صفت کبریاء برای الله تعالی.

اجابت دعا از آشکارترین دلایل وجود الله و استحقاق او تعالی به عبادت است.|

﴿وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاء وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِين [الأحقاف: ٦]

٦ و افزون بر اینکه در دنیا به آنها نفع نمی‌‌رسانند وقتی‌‌ روز قیامت محشور شوند دشمنان کسانی می‌‌شوند که آنها را عبادت می‌‌کردند، و از آنها بیزاری می‌‌جویند، و انکار می‌‌کنند که آگاهانه آنها را عبادت می‌‌کردند.

﴿وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ هَذَا سِحْرٌ مُّبِين [الأحقاف: ٧]

٧ و هرگاه آیات نازل‌‌شدۀ ما بر رسول‌‌مان بر آنها خوانده شود کسانی‌‌که به قرآن وقتی به دست رسول‌‌شان نزد آنها آمد کفر ورزیدند می‌‌گویند: این سحری آشکار است، و از جانب الله وحی نشده است.

﴿أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلاَ تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئًا هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم [الأحقاف: ٨]

٨ آیا این مشرکان می‌‌گویند: محمد این قرآن را ساخته، و به الله نسبت داده است؟! - ای رسول- به آنها بگو: اگر آن را از جانب خودم ساخته بودم اگر الله بخواهد مرا عذاب کند چاره‌‌ای برایم ندارید، پس چگونه با نسبت‌‌ دادن دروغ به او خودم را در معرض عذاب قرار می‌‌دهم؟! الله از عیب‌‌هایی که بر قرآن او می‌‌جویید و ایرادهایی که بر من می‌‌گیرید آگاه‌‌تر است. گواه‌‌ بودن او میان من و شما کافی است، و او نسبت به گناهان بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿قُلْ مَا كُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلاَ بِكُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلاَّ نَذِيرٌ مُّبِين [الأحقاف: ٩]

٩ - ای رسول- به این مشرکان که نبوت تو را تکذیب می‌‌کنند بگو: من اولین رسولی نیستم که الله مرا فرستاده باشد تا دعوتم را بعید و شگفت بدانید، زیرا قبل از من رسولان زیادی گذشته‌‌اند، و من نه می‌‌دانم که الله در دنیا با من چه خواهد کرد، و نه می‌‌دانم که با شما چه خواهد کرد، فقط از آنچه الله بر من وحی می‌‌کند پیروی می‌‌کنم، یعنی فقط براساس آنچه وحی می‌‌کند سخن می‌‌گویم و عمل می‌‌کنم، و فقط انذاردهنده‌‌ای آشکار هستم که شما را از عذاب الله می‌‌ترسانم.

﴿قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَكَفَرْتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَكْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين [الأحقاف: ١٠]

١٠ - ای رسول- به این تکذیب ‌‌کنندگان بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از جانب الله باشد، و شما به آن کفر ورزید، و شاهدی از بنی اسرائیل با تکیه بر آنچه در تورات در مورد آن آمده گواهی دهد که از جانب الله است، و به آن ایمان آورده باشد، و شما از ایمان به آن روی بگردانید، آیا در این حالت شما ستمکار نیستید؟! به‌‌راستی‌‌که الله مردم ستمکار را به‌‌سوی حق توفیق نمی‌‌دهد.

﴿وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كَانَ خَيْرًا مَّا سَبَقُونَا إِلَيْهِ وَإِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هَذَا إِفْكٌ قَدِيم [الأحقاف: ١١]

١١ و کسانی‌‌که به قرآن و آنچه رسول آنها برای‌‌شان آورده کفر ورزیدند به کسانی‌‌که ایمان آوردند گفتند: اگر آنچه محمد آورده است حقی بود که به‌‌سوی خیر هدایت می‌‌کند این فقیران و بردگان و ضعیفان از ما به‌‌سوی آن پیشی نمی‌‌گرفتند، و چون به آنچه رسول‌‌شان برای آنها آورده هدایت نیافته‌‌اند به زودی خواهند گفت: این چیزی‌‌که نزدمان آمده دروغی کهنه است، و ما از دروغ پیروی نمی‌‌کنیم.

﴿وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِيًّا لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِين [الأحقاف: ١٢]

١٢ و پیش از این قرآن تورات بود، کتابی که الله آن را بر موسی÷ به عنوان راهنمایی که در حق به آن اقتدا می‌‌شد، و رحمتی برای کسانی از بنی‌‌اسرائیل که به آن ایمان آوردند و از آن پیروی کردند فرو فرستاد، و این قرآن نازل‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌ کتابی است به زبان عربی که کتاب‌‌های پیش از خود را تصدیق می‌‌کند؛ تا کسانی را که با شرک به الله و انجام گناهان بر خودشان ستم کرده‌‌اند با آن انذار دهد، و مژده‌‌ای است برای نیکوکارانی که رابطۀ خوبی با پروردگارشان و با مخلوقاتش برقرار کرده‌‌اند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُون [الأحقاف: ١٣]

١٣ در حقیقت کسانی‌‌که گفتند: پروردگار ما الله است و هیچ پروردگاری جز او نداریم، سپس بر ایمان و عمل صالح پایداری کردند، در آنچه در آخرت پیش رو دارند هیچ ترسی بر آنها نیست، و بر آنچه از بهره دنیا که از دست داده‌‌اند، و آنچه پشت سرشان به جای گذاشتند اندوهگین نیستند.

﴿أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون [الأحقاف: ١٤]

١٤ اینها که صفات مذکور را دارند به جزای اعمال صالحی که در دنیا از پیش فرستاده‌‌اند، ساکنان بهشت هستند که برای همیشه در آن می‌‌مانند.

برخی فواید آیات:

هرکس به جای الله عبادت شود بر کافرانی که او را عبادت می‌‌کردند اعتراض می‌‌کند.

آگاه ‌‌نبودن پیامبر‌‌ج‌‌ از غیب مگر مواردی از غیب که الله او را از آن مطلع کرده است.

وجود دلایل حقّانیّت نبوت پیامبر اسلام‌‌ج‌‌ در کتاب‌‌های پیشین.

بیان فضیلت پایداری و پاداش استقامت ‌‌کنندگان.|

﴿وَوَصَّيْنَا الإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلاَثُونَ شَهْرًا حَتَّى إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِين [الأحقاف: ١٥]

١٥ و به انسان فرمان مؤکّد دادیم که به پدر و مادرش نیکی کند، یعنی هم در زندگی آن دو، و هم پس از مرگشان تا جایی‌‌که منجر به مخالفت با شریعت نشود به آن دو نیکی کند، و به‌‌طور خاص به مادرش که با مشقت به او باردار شد و با مشقت او را به دنیا آورد، و مدت باردارشدنش به او و آغاز از شیرگرفتنش: سی ماه است، تا آن‌‌گاه که به کمال نیروی عقلی و جسمی و چهل سالگی برسد می‌‌گوید: پروردگارا، بر دلم بیفکن تا شکر نعمتی را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشته‌‌ای به جای آورم، و بر دلم بیفکن که عمل صالحی که تو را راضی می‌‌سازد، و آن را از من می‌‌پذیری انجام دهم، و فرزندانم را برایم صالح گردان. به‌‌راستی‌‌که من از گناهانم به‌‌سوی تو توبه کردم، و به‌‌راستی‌‌که من از فرمان‌‌برداران طاعت تو، و تسلیم ‌‌شدگان اوامرت هستم.

﴿أُوْلَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَنَتَجاوَزُ عَن سَيِّئَاتِهِمْ فِي أَصْحَابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُون [الأحقاف: ١٦]

١٦ اینها هستند که نیکوترین عمل صالحی را که انجام داده‌‌اند از آنها می‌‌پذیریم، و از گناهان‌‌شان درمی‌‌گذریم، و آنها را در قبال گناهان‌‌شان مواخذه نمی‌‌کنیم، و همان‌‌ها در زمرۀ بهشتیان هستند، این وعده‌‌ای که به آنها داده شد وعده‌‌ای راست است، و به‌‌طور قطع واقع خواهد شد.

پس از بیان مثالی از انسان نیکوکار به پدر و مادرش برای تشویق در نیکی، برای متنفر نمودن از نافرمانی مثالی از انسان نافرمان از پدر و مادر بیان کرد و فرمود:

﴿وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَّكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتْ الْقُرُونُ مِن قَبْلِي وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هَذَا إِلاَّ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِين [الأحقاف: ١٧]

١٧ و کسی‌‌که به پدر و مادرش گفت: الله شما دو تن را نابود کند، آیا به من وعده می‌‌دهید که پس از مرگم از قبر خویش زنده درمی‌‌آیم، درحالی‌‌که قرن‌‌های زیادی سپری شده، و مردم در آنها مرده‌‌اند اما هیچ‌‌یک از آنها زنده مبعوث نشده است؟! و پدر و مادرش از الله یاری می‌‌خواهند تا پسرشان را به‌‌سوی ایمان هدایت کند، و به پسرشان می‌‌گویند: نابود شوی اگر به رستاخیز ایمان نیاوری، پس به آن ایمان بیاور؛ زیرا وعدۀ الله به رستاخیز حقیقتی بدون تردید است، اما او دوباره برای انکار رستاخیز می‌‌گوید: این سخنی که در مورد رستاخیز گفته می‌‌شود فقط از کتاب‌‌ها و نوشته‌‌های پیشینیان نقل شده است، و از جانب الله ثابت نیست.

﴿أُوْلَئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِين [الأحقاف: ١٨]

١٨ اینها که عذاب بر آنها واجب شده است در زمرۀ امت‌‌های جنی و انسی پیش از خودشان هستند، به‌‌راستی‌‌که آنها زیانکار بودند؛ چون هم به خودشان و هم به خانواده‌‌های‌‌شان با درآوردن آنها در جهنم زیان رساندند.

﴿وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُوا وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُون [الأحقاف: ١٩]

١٩ و هر یک از دو گروه - یعنی گروه بهشتی، و گروه جهنمی- براساس اعمال‌‌شان مراتبی دارند، یعنی مراتب اهل بهشت درجاتی والا، و مراتب اهل جهنم دَرَکاتی پست است، و تا الله جزای اعمال‌‌شان را به آنها بدهد، و در روز قیامت نه با کاستن نیکی‌‌هایشان، و نه با افزودن بر بدی‌‌های‌‌شان به آنها ستم نمی‌‌شود.

﴿وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُون [الأحقاف: ٢٠]

٢٠ و روزی‌‌که کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده و رسولانش را تکذیب کرده‌‌اند بر آتش عرضه می‌‌شوند تا در آن عذاب شوند، و از روی توبیخ و سرزنش به آنها گفته می‌‌شود: نعمت‌‌های خوبتان را در زندگی دنیایی خویش صرف کردید، و از خوشی‌‌هایی که در آن بود بهره بردید، اما در این روز به‌‌سبب تکبر به‌‌ناحق شما در زمین، و به‌‌سبب اینکه با کفر و گناهان از طاعت الله خارج شدید با عذابی خوار و رسواکننده، مجازات می‌‌شوید.

برخی فواید آیات:

بیان جایگاه نیکی به پدر و مادر در اسلام، به‌‌خصوص در حق مادر، و برحذر داشتن از نافرمانی آنان.

بیان خطر زیاده‌‌روی در خوشی‌‌های دنیا؛ چون از آخرت غافل می‌‌سازند.

بیان تهدید شدید برای متکبران و بدکاران.|

﴿* وَاذْكُرْ أَخَا عَادٍ إِذْ أَنذَرَ قَوْمَهُ بِالأَحْقَافِ وَقَدْ خَلَتْ النُّذُرُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيم [الأحقاف: ٢١]

٢١ و - ای رسول- هود÷ برادر نَسَبی عاد را به یاد آور آن‌‌گاه که قومش را که در خانه‌‌های‌‌شان در اَحقاف در جنوب جزیرة‌‌العرب بودند، از وقوع عذاب الله انذار داد، درحالی‌‌که قبل و بعد از هود÷ رسولانی که اقوام‌‌شان را انذار می‌‌دادند گذشته‌‌اند، که به اقوام‌‌شان می‌‌گفتند: جز الله یگانه را عبادت نکنید، یعنی دیگری را همراه او عبادت نکنید؛ زیرا - ای قوم من-، من از عذاب روزی بزرگ یعنی روز قیامت بر شما می‌‌ترسم.

﴿قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَأْفِكَنَا عَنْ آلِهَتِنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِين [الأحقاف: ٢٢]

٢٢ قومش به او گفتند: آیا نزد ما آمده‌‌ای تا ما را از عبادت معبودهایمان بازداری؟! هرگز بر این امر دست نخواهی یافت، پس اگر در ادعای خویش راستگو هستی عذابی را که به ما وعده می‌‌دهی بیاور.

﴿قَالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَأُبَلِّغُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُون [الأحقاف: ٢٣]

٢٣ گفت: علم زمانِ عذاب فقط نزد الله است، و من دانشی از آن ندارم، و من فقط رسولی هستم که آنچه را با آن به‌‌سوی شما فرستاده شده‌‌ام به شما ابلاغ می‌‌کنم، اما شما را مردمی می‌‌بینم که به آنچه نفع شما در آن است جاهل هستید و آن را رها می‌‌کنید، و به آنچه که زیان شما در آن است جاهل هستید و آن را به جای می‌‌آورید.

﴿فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُّسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قَالُوا هَذَا عَارِضٌ مُّمْطِرُنَا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُم بِهِ رِيحٌ فِيهَا عَذَابٌ أَلِيم [الأحقاف: ٢٤]

٢٤ پس وقتی عذابی را که خواستار تعجیل در آن بودند نزدشان آمد، و آن را به صورت ابری که از سوی آسمان به سمت سرزمین‌‌های‌‌شان روی می‌‌آورد دیدند گفتند: این روی‌‌آورنده، ابری است که به ما باران می‌‌رساند. هود به آنها گفت: امر چنان‌‌که گمان کردید نیست که ابری باران‌‌زا بر شما باشد، بلکه همان عذابی است که خواستار تعجیل در آن بودید، یعنی بادی که عذابی دردناک دارد.

﴿تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهَا فَأَصْبَحُوا لاَ يُرَى إِلاَّ مَسَاكِنُهُمْ كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِين [الأحقاف: ٢٥]

٢٥ این باد بر هر آنچه که الله آن را به نابودی‌‌اش فرمان دهد بگذرد، آن را نابود می‌‌کند، پس چنان نابود شدند، که جز خانه‌‌های‌‌شان که در آنها سکونت می‌‌کردند به عنوان گواهی بر وجود قبلی آنها در این خانه‌‌ها، مشاهده نمی‌‌شد، مانند این جزای دردناک مجرمان مُصِرّ بر کفر و گناهان را مجازات می‌‌کنیم.

﴿وَلَقَدْ مَكَّنَّاهُمْ فِيمَا إِن مَّكَّنَّاكُمْ فِيهِ وَجَعَلْنَا لَهُمْ سَمْعًا وَأَبْصَارًا وَأَفْئِدَةً فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَلاَ أَبْصَارُهُمْ وَلاَ أَفْئِدَتُهُم مِّن شَيْءٍ إِذْ كَانُوا يَجْحَدُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون [الأحقاف: ٢٦]

٢٦ و به تحقیق ما به قوم عاد، اسباب قدرت و تمکین دادیم که به شما نداده‌‌ایم، و گوش‌‌هایی که با آنها می‌‌شنیدند، و چشم‌‌هایی که با آنها می‌‌دیدند، و دل‌‌هایی که با آنها می‌‌اندیشیدند برای‌‌شان قرار دادیم. اما نه گوش‌‌ها و نه چشم‌‌ها و نه عقل‌‌های‌‌شان ذره‌‌ای آنها را بی‌‌نیاز نساخت؛ یعنی عذاب الله را، وقتی آنها را فرا گرفت از آنها دفع نکرد، چون به آیات الله کفر می‌‌ورزیدند، و عذابی را که پیامبرشان هود÷ آنها را از آن ترساند و آن را به تسمخر می‌‌گرفتند بر آنها فرود آمد.

﴿وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُم مِّنَ الْقُرَى وَصَرَّفْنَا الآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون [الأحقاف: ٢٧]

٢٧ و - ای اهالی مکه- به تحقیق که ما آبادی‌‌های پیرامون شما را از بین برده‌‌ایم، و عاد و ثمود و قوم لوط و اصحاب مَدین را نابود کرده‌‌ایم، و حجت‌‌ها و براهین گوناگونی برای‌‌شان آوردیم؛ تا از کفرشان بازگردند.

﴿فَلَوْلاَ نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ قُرْبَانًا آلِهَةً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ وَذَلِكَ إِفْكُهُمْ وَمَا كَانُوا يَفْتَرُون [الأحقاف: ٢٨]

٢٨ پس چرا بت‌‌هایی که آنها را معبودانی به جای الله گرفتند و با عبادت و قربانی به‌‌سوی آنها تقرب می‌‌جستند به آنها یاری نرساندند؟! قطعاً به آنها یاری نرساندند، بلکه وقتی‌‌ بیشترین نیاز را به معبودهای‌‌شان داشتند از دید آنها پنهان شدند، و این دروغ و افترای‌‌شان بود که با آن این‌‌گونه به خود امید می‌‌دادند که این بت‌‌ها به آنها سود می‌‌رسانند، و نزد الله از آنها شفاعت می‌‌کنند.

برخی فواید آیات:

رسولان هیچ علمی به غیب ندارند مگر آنچه که الله آنها را از آن مطلع کرده باشد.

فریب‌‌ خوردن قوم هود وقتی گمان کردند عذاب نازل‌‌شده بر آنها بارانی است، از این رو قبل از اینکه آنها را غافلگیر کند توبه نکردند.

قوم عاد از قریش نیرومندتر بودند، با این وجود الله آنها را نابود کرد.

عاقل کسی است که از دیگران پند بگیرد، و جاهل کسی است که از خودش پند بگیرد.|

﴿وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُّنذِرِين [الأحقاف: ٢٩]

٢٩ و - ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که گروهی از جن‌‌ها را به‌‌سوی تو فرستادیم تا قرآن نازل‌‌شده بر تو را بشنوند. پس وقتی‌‌ برای شنیدن آن حاضر شدند به یکدیگر گفتند: ساکت باشید تا بتوانیم به آن گوش فرا دهیم. و چون رسول‌‌ج‌‌ قرائتش را به پایان رساند به‌‌سوی قوم خویش بازگشتند و آنها را از عذاب الله در صورتی‌‌که به این قرآن ایمان نیاورند انذار می‌‌دادند.

﴿قَالُوا يَاقَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيم [الأحقاف: ٣٠]

٣٠ به آنها گفتند: ای قوم ما، به‌‌راستی‌‌که ما کتابی شنیدیم که الله آن را پس از موسی فرستاده و کتاب‌‌هایی را که پیش از آن از جانب الله نازل شده است تصدیق می‌‌کند، این کتابی که ما شنیدیم به‌‌سوی حق راهنمایی، و به راه راست، یعنی راه اسلام هدایت می‌‌کند.

﴿يَاقَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيم [الأحقاف: ٣١]

٣١ ای قوم ما، به محمد‌‌ج‌‌ در حقی که شما را به آن فراخواند پاسخ مثبت دهید، و ایمان بیاورید بر اینکه او رسولی از جانب پروردگارش است، تا الله گناهان‌‌تان را برای شما بیامرزد، و شما را از عذابی دردناک نجات دهد که در انتظار شماست اگر در حقیقتی که شما را به‌‌سوی آن فراخواند به او پاسخ مثبت ندهید، و ایمان نیاورید که او رسولی از جانب پروردگارش است.

﴿وَمَن لاَّ يُجِبْ دَاعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الأَرْضِ وَلَيْسَ لَهُ مِن دُونِهِ أَولِيَاء أُوْلَئِكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِين [الأحقاف: ٣٢]

٣٢ و هرکس به محمد‌‌ج‌‌ در حقیقتی که او را به‌‌سوی آن فرا می‌‌خواند پاسخ مثبت ندهد هرگز نمی‌‌تواند با فرار در زمین از الله بگریزد، و به جای الله دوستانی ندارد که او را از عذاب نجات دهند، اینها در گمراهی آشکاری از حق قرار دارند.

﴿أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتَى بَلَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [الأحقاف: ٣٣]

٣٣ مگر این مشرکان تکذیب ‌‌کنندۀ رستاخیز ندانسته‌‌اند الله که آسمان‌‌ها و زمین را آفریده و با وجود ضخامت و گستردگی این مخلوقات، از آفرینش آنها ناتوان نشده است می‌‌تواند مردگان را برای حسابرسی و جزا زنده کند؟! آری، به‌‌راستی‌‌که او بر زنده‌‌ کردن آنها توانا است؛ زیرا او سبحانه بر هر چیزی توانا است، در نتیجه از زنده‌‌ کردن مردگان ناتوان نیست.

﴿وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَلَيْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُوا بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُون [الأحقاف: ٣٤]

٣٤ و روزی‌‌که کافرانِ به الله و رسولانش، بر جهنم عرضه می‌‌شوند تا در آن عذاب شوند، و از روی توبیخ به آنها گفته می‌‌شود: آیا این عذابی که مشاهده می‌‌کنید حقیقت نیست؟! یا چنان‌‌که در دنیا می‌‌گفتید دروغ است؟! می‌‌گویند: آری سوگند به پروردگارمان که حقیقت است، آن‌‌گاه به آنها گفته می‌‌شود: به‌‌سبب اینکه به الله کفر ورزیدید عذاب را بچشید.

﴿فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلاَ تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلاَغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفَاسِقُون [الأحقاف: ٣٥]

٣٥ پس - ای رسول- در برابر تکذیب خویش توسط قومت شکیبایی کن همان‌‌گونه که رسولان اولوالعزم: نوح و ابراهیم و موسی و عیسی‌‌ﻹ‌‌ شکیبایی کردند، و خواستار تعجیل در نزول عذاب آنها نباش، تکذیب ‌‌کنندگان قوم تو روزی‌‌که عذابی را که به آن وعده داده می‌‌شوند در آخرت ببینند به‌‌سبب عذاب طولانی‌‌شان گویی جز لحظه‌‌ای از یک روز در دنیا نمانده‌‌اند. این قرآن نازل‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌، برای انسان‌‌ها و جن‌‌ها ابلاغ و کافی است، زیرا جز کسانی‌‌که با کفر و گناهان از طاعت الله خارج هستند با عذاب هلاک نمی‌‌شوند.

برخی فواید آیات:

گوش‌‌ دادن به گوینده و ساکت‌‌ شدن در برابر سخن او، نشانۀ ادب است.

اجابت سریع حق توسط جن‌‌های هدایت‌‌یافته، تشویقی برای انسان‌‌ها است.

پذیرش حق، شتاب در دعوت به‌‌سوی آن را ایجاب می‌‌کند.

صبر یکی از خصلت‌‌های اخلاقی پیامبران‌‌ﻹ‌‌ است.|

سوره محمد

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

تشویق مؤمنان به جنگ، به منظور تقویت آنها و سست ‌‌کردن کافران.

تفسیر:

﴿الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُم [محمد: ١]

١ کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند و مردم را از دین الله بازداشتند، الله اعمال‌‌شان را تباه کرده است.

﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُم [محمد: ٢]

٢ و کسانی‌‌که به الله ایمان آورده، و اعمال صالح انجام داده‌‌اند، و به آنچه الله بر رسولش محمد‌‌ج‌‌ نازل کرده- که حقی از جانب پروردگارشان است- ایمان آورده‌‌اند، بدی‌‌های‌‌شان را از آنها زدود و آنها را در قبال آن‌‌ مواخذه نمی‌‌کند، و کارهای دنیوی و اخروی‌‌شان را برای‌‌شان بهبود بخشید.

﴿ذَلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِن رَّبِّهِمْ كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُم [محمد: ٣]

٣ جزای مذکور هر دو گروه به این سبب است که کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند از باطل پیروی کرده‌‌اند، و کسانی‌‌که به الله و رسولش ایمان آوردند از حقیقتی از جانب پروردگارشان پیروی کرده‌‌اند. پس به‌‌سبب عمل مختلف این دو گروه، جزای‌‌شان نیز متفاوت شد. همان‌‌گونه که الله حکم خویش را در مورد این دو گروه: گروه مؤمنان، و گروه کافران بیان کرد، مثال‌‌هایی برای مردم می‌‌زند، تا امور مشابه را به هم ربط دهند.

﴿فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّى إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاء حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاء اللَّهُ لاَنتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُم [محمد: ٤]

٤ پس - ای مؤمنان- هرگاه با کافران محارب روبرو شدید گردن‌‌های‌‌شان را با شمشیرهای‌‌تان بزنید، و به پیکار با آنها ادامه دهید تا کُشته زیاد بر جای گذارند، و ابهت‌‌شان از بین برود، و وقتی‌‌ از آنها زیاد به قتل رساندید بندهای اسیران را محکم کنید، و هرگاه آنها را به اسارت گرفتید براساس مصلحتی که اقتضا می‌‌کند، حق انتخاب دارید؛ که با آزاد کردن آنها بدون عوض بر آنها منت نهید، یا در برابر مال یا فدیه‌‌ای دیگر آنها را آزاد کنید، به پیکار با آنها و اسیرکردن‌‌شان ادامه دهید تا جنگ با اسلام ‌‌آوردن کافران یا بستن پیمان با آنها پایان یابد. این آزمایش مؤمنان با کافران و دست به دست شدن ایام و انتقام‌‌گیری برخی از برخی دیگر، همان حکم الله است، و اگر الله انتقام‌‌ گرفتن از کافران را بدون پیکار بخواهد به‌‌طور قطع از آنها انتقام می‌‌گیرد، اما جهاد را تشریع کرد تا برخی از شما را با برخی دیگر بیازماید، یعنی مؤمنانی را که پیکار می‌‌کنند و مؤمنانی را که پیکار نمی‌‌کنند، و کافر را با مؤمن بیازماید، که اگر مؤمن کشته شود وارد بهشت می‌‌شود، و اگر مؤمن کافر را بکشد کافر وارد جهنم می‌‌شود، و الله هرگز اعمال کسانی را که در راه او تعالی کشته‌‌ شده‌‌اند تباه نخواهد ساخت.

﴿سَيَهْدِيهِمْ وَيُصْلِحُ بَالَهُم [محمد: ٥]

٥ به زودی آنها را در زندگی دنیایی‌‌شان به پیروی از حق توفیق می‌‌دهد، و کارشان را بهبود می‌‌بخشد.

﴿وَيُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَهَا لَهُم [محمد: ٦]

٦ و آنها را به بهشتی وارد می‌‌کند که ویژگی‌‌های آن را در دنیا برای‌‌شان بیان کرد و آن را شناختند، و در آخرت منازل خویش را در آن می‌‌شناسند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُم [محمد: ٧]

٧ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامی که برای‌‌تان تشریع فرموده عمل کرده‌‌اید، اگر به الله با کمک‌‌ کردن پیامبر و دینش، و پیکار با کافران، یاری رسانید، با پیروزی بر آنها به شما یاری می‌‌رساند، و گام‌‌های‌‌تان را در جنگ مقابل آنها استوار می‌‌سازد.

﴿وَالَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْسًا لَّهُمْ وَأَضَلَّ أَعْمَالَهُم [محمد: ٨]

٨ و برای کسانی‌‌که به الله و رسولش کفر ورزیده‌‌اند تباهی و نابودی است، و الله پاداش اعمال‌‌شان را تباه ساخته است.

﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُم [محمد: ٩]

٩ این کیفر واقع‌‌شده بر آنها به این سبب است که آنچه از قرآن را که الله بر رسولش فرو فرستاد چون یگانگی الله در آن بود نپسندیدند، پس الله اعمال‌‌شان را تباه کرد، و در دنیا و آخرت زیان کردند.

﴿* أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلِلْكَافِرِينَ أَمْثَالُهَا [محمد: ١٠]

١٠ آیا این تکذیب ‌‌کنندگان در زمین نگشته‌‌اند، تا بیندیشند سرانجام کسانی‌‌که قبل از آنها تکذیب کردند چگونه بود، به‌‌طور قطع سرانجام دردناکی داشته‌‌اند، و الله مسکن‌‌های‌‌شان را بر روی آنها ویران کرد، و خودشان و فرزندان و اموال‌‌شان را نابود کرد، و کافرانِ هر زمان و مکانی مانند این کیفرها را دارند.

﴿ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لاَ مَوْلَى لَهُم [محمد: ١١]

١١ جزای مذکور دو گروه، به این دلیل است که الله یاور کسانی است که به او ایمان آورده‌‌اند، و کافران هیچ یاوری ندارند.

برخی فواید آیات:

کُشتن دشمن بهترین روش برای مهار او است.

منت ‌‌نهادن، فدیه‌‌ گرفتن، کشتن و به بردگی‌‌ گرفتن، اختیاراتی در اسلام برای تعامل با اسیر کافر است، که از میان آنها موردی که مصلحت در آن قرار دارد، انتخاب می‌‌شود.

بزرگی فضیلت شهادت در راه الله.

یاری الله برای مؤمنان مشروط بر این است که آنها به دین او تعالی یاری رسانند.|

﴿إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُم [محمد: ١٢]

١٢ به‌‌راستی الله کسانی را که به الله و رسولش ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند، به بهشت‌‌هایی که نهرها از زیر کاخ‌‌ها و درختانش جاری است وارد می‌‌کند، و کسانی‌‌که به الله و رسولش کفر ورزیده‌‌اند در دنیا از پیروی شهوات‌‌شان بهره‌‌مند می‌‌شوند، و همانند چارپایان می‌‌خورند، و هیچ غم و اندوهی جز شکم‌‌ها و عورت‌‌های‌‌شان ندارند، و در روز قیامت قرارگاهشان که به آن روی می‌‌آورند جهنم است.

﴿وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ هِيَ أَشَدُّ قُوَّةً مِّن قَرْيَتِكَ الَّتِي أَخْرَجَتْكَ أَهْلَكْنَاهُمْ فَلاَ نَاصِرَ لَهُم [محمد: ١٣]

١٣ و چه بسیار از قریه‌‌های امت‌‌های پیشین که از مکه که اهالی اش تو را از آن بیرون کردند نیرومندتر و دارای اموال و فرزندان بیشتری بودند، وقتی رسولان‌‌شان را تکذیب کردند آنها را نابود کردیم، و هیچ یاوری نداشتند که آنها را از عذاب الله وقتی آنها را فرا گرفت نجات دهد، بنابراین از نابودی اهالی مکه هرگاه آن را اراده کنیم ناتوان نیستیم.

﴿أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ كَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُم [محمد: ١٤]

١٤ آیا کسی‌‌که دلیلی روشن و حجتی آشکار از پروردگارش دارد، و او تعالی را براساس بینشی عبادت می‌‌کند، همانند کسی است که شیطان عمل بدش را برای او آراسته است، و عبادت بت‌‌ها و ارتکاب گناهان، و تکذیب رسولان را که هوس‌‌هایش به آنها روی می‌‌آورد پیروی کرده ‌‌است؟

﴿مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاء غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِن لَّبَنٍ لَّمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى وَلَهُمْ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خَالِدٌ فِي النَّارِ وَسُقُوا مَاء حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءهُم [محمد: ١٥]

١٥ توصیف بهشتی که الله به پرهیزگاران خویش- با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او تعالی- وعده داده است که آنها را در آن وارد می‌‌کند چنین است: رودهایی از آب بدون اینکه بر اثر ماندن زیاد بو و مزه‌‌اش تغییر کرده باشد، و رودهایی از شیری که مزه‌‌اش تغییر نکرده، و رودهایی از شرابی لذیذ برای نوشندگان، و رودهایی از عسلی ناب و خالص در آنجا جاری است، و انواع میوه‌‌هایی که می‌‌خواهند در آنجا برای‌‌شان فراهم است، و افزون بر تمام این موارد، گناهان‌‌شان توسط الله پاک می‌‌شود، و در قبال آن مواخذه نمی‌‌شوند. آیا کسی‌‌که چنین جزایی دارد یکسان است با کسی‌‌که در جهنم می‌‌ماند و هرگز از آن خارج نمی‌‌شود، و آبی بسیار جوشان به آنها داده می‌‌شود، و روده‌‌های شکم‌‌های‌‌شان از گرمای زیاد آن متلاشی می‌‌شود؟!

﴿وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ حَتَّى إِذَا خَرَجُوا مِنْ عِندِكَ قَالُوا لِلَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مَاذَا قَالَ آنِفًا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُم [محمد: ١٦]

١٦ - ای رسول- برخی منافقان بدون اینکه نیت پذیرفتن داشته باشند بلکه با رویگردانی به سخن تو گوش می‌‌دهند، اما وقتی از نزد تو خارج می‌‌شوند برای وانمودکردن به بی‌‌اطلاعی و به هدف رویگردانی، به کسانی‌‌که الله علم به آنها عطا کرده است می‌‌گویند: همین الآن در صحبت‌‌هایش چه گفت؟ اینها همان کسانی هستند که الله بر دل‌‌های آنها مُهر نهاده است پس خیری به دل‌‌های‌‌شان نمی‌‌رسد، و از هوس‌‌های‌‌شان پیروی کرده‌‌اند تا اینکه آنها را از حق کور گردانیده‌‌است.

﴿وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَآتَاهُمْ تَقْواهُم [محمد: ١٧]

١٧ و کسانی‌‌که به راه حق، و پیروی از آنچه رسول‌‌ج‌‌ آورده است هدایت یافته‌‌اند، پروردگارشان بر هدایت و توفیق آنها به خیر می‌‌افزاید، و انجام اعمالی را که سبب نجات شان از جهنم است، بر دل‌‌های‌‌شان می‌‌افکند.

﴿فَهَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً فَقَدْ جَاء أَشْرَاطُهَا فَأَنَّى لَهُمْ إِذَا جَاءتْهُمْ ذِكْرَاهُم [محمد: ١٨]

١٨ پس آیا کافران جز این انتظار می‌‌کشند که قیامت به صورت ناگهانی و بدون اینکه دانشی قبلی از آن داشته باشند آنها را فراگیرد؟! حال آن‌‌که نشانه‌‌های قیامت، مانند بعثت پیامبر‌‌ج‌‌، و شکافته ‌‌شدن ماه، نزدشان آمده است، پس وقتی‌‌که قیامت آنها را فرا گیرد پندگرفتن چه سودی به حال‌‌شان می‌‌رساند؟

﴿فَاعْلَمْ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُم [محمد: ١٩]

١٩ پس - ای رسول- یقین کن که معبود برحقی جز الله نیست، و آمرزش گناهان خودت و آمرزش گناهان مردان و زنان مؤمن را از الله بخواه، و الله از فعالیت شما در روز، و آرامش شما در شب آگاه است، و ذره‌‌ای از آن بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند.

برخی فواید آیات:

محدود بودن همت کافر بر بهره‌‌ بردن از کالاهای زائل و نابودشدنی دنیا.

مقایسه میان جزای مؤمنان و جزای کافران تفاوت زیاد میان این دو را آشکار می‌‌سازد؛ تا عاقل انتخاب کند که مؤمن باشد، و احمق انتخاب کند که کافر باشد.

بیان بی‌‌ادبی منافقان در برابر رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ .

علم، قبل از قول و عمل است.|

﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا لَوْلاَ نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُّحْكَمَةٌ وَذُكِرَ فِيهَا الْقِتَالُ رَأَيْتَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلَى لَهُم [محمد: ٢٠]

٢٠ و کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند- با امید به اینکه الله سوره‌‌ای که حکم قتال در آن است بر رسولش فرو فرستد- می‌‌گویند: چرا الله سوره‌‌ای که ذکر قتال در آن باشد فرو نفرستاده است، اما وقتی الله سوره‌‌ای مشتمل بر ذکر قتال که بیان و احکام محکمی دارد نازل می‌‌کند، - ای رسول- منافقانی را که دل‌‌های‌‌شان گرفتار شک و تردید است می‌‌بینی مانند کسی‌‌که از ترس و وحشت زیاد بیهوش شده باشد به‌‌سوی تو می‌‌نگرند، پس الله به آنها وعده داد که به‌‌سبب رویگردانی و ترس آنها از قتال، عذاب‌‌شان به دنبال‌‌شان است و به آنها نزدیک شده است.

﴿طَاعَةٌ وَقَوْلٌ مَّعْرُوفٌ فَإِذَا عَزَمَ الأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم [محمد: ٢١]

٢١ اینکه از فرمان الله اطاعت کنند و سخنی نیکو و پسندیده بزنند برای‌‌شان بهتر است، و چون قتال فرض و جدی شود، اگر در ایمان و طاعت خویش برای الله با او تعالی راست باشند از نفاق و نافرمانی اوامر الله برای‌‌شان بهتر است.

﴿فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُم [محمد: ٢٢]

٢٢ و اگر از ایمان به الله و طاعت او بازگردید با کفر و گناهان در روی زمین فساد برپا خواهید کرد، و پیوندهای خویشاوندی را خواهید گسست؛ چنان‌‌که در جاهلیت این حالت را داشتید.

﴿أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُم [محمد: ٢٣]

٢٣ اینها که به برپایی فساد در زمین و گسستن پیوندهای خویشاوندی متصف هستند همان کسانی‌‌اند که الله آنها را از رحمت خویش دور ساخته، و گوش‌‌های‌‌شان را از شنیدن حق، آن‌‌گونه که منجر به پذیرش و فرمان‌‌برداری شود کر کرده، و چشمان‌‌شان را از دیدن حق آن‌‌گونه که پند گرفته شود کور ساخته است.

﴿أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا [محمد: ٢٤]

٢٤ پس آیا این رویگردانان در قرآن تدبر نمی‌‌کنند و در آنچه در آن آمده است نمی‌‌اندیشند؟! زیرا اگر در آن می‌‌اندیشیدند به‌‌طور قطع آنها را به تمام خیرها راهنمایی می‌‌کرد، و از هر شری دور می‌‌ساخت. یا بر دل‌‌های شان قفل‌‌هایی قرار دارد که محکم بسته شده است، و هیچ اندرزی به آنها نمی‌‌رسد، و هیچ تذکری به آنها نفع نمی‌‌رساند؟!

﴿إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُم [محمد: ٢٥]

٢٥ قطعاً کسانی‌‌که پس از اینکه حجت بر آنها اقامه شد، و راستگویی پیامبر‌‌ج‌‌ برای‌‌شان آشکار گردید، از ایمان خویش به کفر و نفاق بازگشته‌‌اند، خود شیطان کفر و نفاق را برای‌‌شان آراسته و آسان کرده است، و به آرزوهای دور و دراز امید داده است.

﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا مَا نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الأَمْرِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرَارَهُم [محمد: ٢٦]

٢٦ این گمراهی آنها بدان سبب است که به مشرکانی که وحی را که الله بر رسولش فرو فرستاده، نمی‌‌پسندیدند پنهانی گفتند: در برخی کارها مانند بازداشتن از قتال از شما اطاعت خواهیم کرد. و الله از آنچه که پنهان و آنچه که آشکار می‌‌کنند آگاه است، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و هرچه از آن را بخواهد برای رسولش‌‌ج‌‌ آشکار می‌‌سازد.

﴿فَكَيْفَ إِذَا تَوَفَّتْهُمْ الْمَلاَئِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُم [محمد: ٢٧]

٢٧ پس عذاب و حالت بد و هولناک آنها را وقتی فرشتگان مامور قبض روح، ارواح‌‌شان را می‌‌ستادند، و با میله‌‌های آهنی بر صورت‌‌ها و پشت‌‌های‌‌شان می‌‌زنند، چگونه می‌‌بینی؟

﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُم [محمد: ٢٨]

٢٨ این عذاب به آن سبب است که تمام کفر و نفاق و دشمنی با الله و رسولش را که مورد خشم او تعالی است پیروی کردند، و نسبت به ایمان به الله و پیروی رسولش، که آنها را به الله نزدیک می‌‌سازد، و رضایت او تعالی را برای‌‌شان به دنبال دارد بی‌‌میل بودند. پس اعمال‌‌شان را تباه کرد.

﴿أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَن لَّن يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغَانَهُم [محمد: ٢٩]

٢٩ آیا منافقان مردد و دودل می‌‌پندارند که الله هرگز کینه‌‌های‌‌شان را خارج و آشکار نخواهد کرد؟! به‌‌طور قطع کینه‌‌های‌‌شان را با آزمایش‌‌های دشوار درمی‌‌آورد، تا راستگو در ایمان از دروغگو آشکار شود، و مؤمن مشخص، و منافق رسوا گردد.

برخی فواید آیات:

تکلیف به جهاد در راه الله منافقان را از صف مؤمنان جدا می‌‌سازد.

اهمیت تدبر در کتاب الله، و خطر رویگردانی از آن.

فسادکاری در روی زمین و قطع رابطه‌‌های خویشاوندی از اسباب کمبود توفیق و دوری از رحمت الله است.|

﴿وَلَوْ نَشَاء لأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمَالَكُم [محمد: ٣٠]

٣٠ و - ای رسول- اگر بخواهیم منافقان را به تو بشناسانیم به‌‌طور قطع این کار را خواهیم کرد، آن‌‌گاه آنها را با نشانه‌‌های‌‌شان می‌‌شناسی، و به‌‌زودی آنها را از روش سخن‌‌گفتن‌‌شان خواهی شناخت، و الله از اعمال شما آگاه است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجَاهِدِينَ مِنكُمْ وَالصَّابِرِينَ وَنَبْلُوَ أَخْبَارَكُم [محمد: ٣١]

٣١ و - ای مؤمنان- به‌‌طور قطع شما را با جهاد و پیکار با دشمنان و قتل می‌‌آزماییم تا از میان شما مجاهدان در راه الله، و شکیبایان در پیکار با دشمنانش را مشخص کنیم، و شما را می‌‌آزماییم تا از میان شما راستگو و دروغگو را مشخص کنیم.

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَشَاقُّوا الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الهُدَى لَن يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا وَسَيُحْبِطُ أَعْمَالَهُم [محمد: ٣٢]

٣٢ به‌‌راستی کسانی‌‌که به الله و رسولش کفر ورزیدند، و هم خودشان و هم دیگران را از دین الله بازداشتند، و با رسولش پس از اینکه مشخص شد پیامبر است مخالفت و دشمنی کردند- هرگز به الله زیان نخواهند رساند، بلکه فقط به خودشان زیان می‌‌رسانند، و به‌‌زودی الله اعمال‌‌شان را تباه خواهد ساخت.

﴿* يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلاَ تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُم [محمد: ٣٣]

٣٣ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید، و به احکامش عمل کرده‌‌اید، از الله و رسولش اطاعت کنید یعنی امرشان را اجرا، و از نهیشان اجتناب کنید، و اعمال‌‌تان را با کفر و ریا تباه نسازید.

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ مَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُم [محمد: ٣٤]

٣٤ همانا کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند، و خودشان و مردم را از دین الله گمراه کرده‌‌اند، سپس قبل از توبه بر کفرشان مردند- الله هرگز گناهان‌‌شان را نمی‌‌پوشاند و از آنها نمی‌‌گذرد، بلکه به‌‌زودی آنها را در قبال گناهان‌‌شان مؤاخذه و آنها را وارد جهنم می‌‌کند که برای همیشه در آن می‌‌مانند.

﴿فَلاَ تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ وَلَن يَتِرَكُمْ أَعْمَالَكُم [محمد: ٣٥]

٣٥ پس - ای مؤمنان- در رویارویی با دشمن‌‌تان سست نشوید، و قبل از اینکه آنها شما را به صلح دعوت کنند آنها را به صلح دعوت نکنید، درحالی‌‌که شما بر آنها غالب و چیره هستید، و یاری و پیروزی الله همراه شماست، و هرگز ذره‌‌ای از پاداش اعمال‌‌تان نمی‌‌کاهد، بلکه به لطف و بخشش خویش برای‌‌تان می‌‌افزاید.

﴿إِنَّمَا الحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَإِن تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَلاَ يَسْأَلْكُمْ أَمْوَالَكُم [محمد: ٣٦]

٣٦ زندگی دنیا بازی و سرگرمی‌‌ای بیش نیست، پس هیچ عاقلی نباید با آن از عمل برای آخرت بازمانَد، و اگر به الله و رسولش ایمان آورید، و از الله با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی‌‌اش بترسید، الله پاداش اعمال‌‌تان را کامل و بدون هیچ کاستنی به شما می‌‌دهد، و تمام اموال‌‌تان را از شما نمی‌‌خواهد، بلکه فقط زکات واجب را از شما می‌‌خواهد.

﴿إِن يَسْأَلْكُمُوهَا فَيُحْفِكُمْ تَبْخَلُوا وَيُخْرِجْ أَضْغَانَكُم [محمد: ٣٧]

٣٧ اگر تمام اموال‌‌تان را از شما بخواهد و در طلب آن از شما اصرار ورزد، در آنها بخل می‌‌ورزید، و باعث بروز نپسندیدن انفاق در راه او که در دل دارید می‌‌شود، اما چون با شما مهربان است این امر را از شما نخواسته است.

﴿هَاأَنتُمْ هَؤُلاَء تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنكُم مَّن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاء وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُونُوا أَمْثَالَكُم [محمد: ٣٨]

٣٨ بدانید شما به انفاق بخشی از اموال‌‌تان در راه الله دعوت می‌‌شوید، و انفاق تمام اموال‌‌تان را از شما نمی‌‌خواهد. اما برخی از شما از انفاق خواسته‌‌شده بخل می‌‌ورزند، و هرکس از انفاق بخشی از مالش در راه الله بخل ورزد، در واقع فقط به زیان خودش بخل می‌‌ورزد؛ چون خودش را از پاداش انفاق محروم می‌‌کند، و الله ذات بی‌‌نیازی است که به انفاق شما نیازی ندارد، و شما هستید که به او نیازمندید، و اگر از اسلام به کفر بازگردید شما را نابود می‌‌کند، و مردم دیگری را به جای شما می‌‌آورد، که مانند شما نخواهند بود، بلکه فرمان‌‌بردار او هستند.

برخی فواید آیات:

نیات شوم و خباثت‌‌های منافقان در خطوط چهره (سیما) و اسلوب کلام‌‌شان آشکار می‌‌گردد.

آزمایش، سنتی الهی برای جداسازی مؤمنان از منافقان است.

الله بندگان مؤمن خویش را با یاری و ارشاد تقویت می‌‌کند.

یکی از مظاهر مهربانی الله به بندگانش این است که انفاق تمام اموال‌‌شان در راه خود را از آنها نمی‌‌خواهد.|

سوره الفتح

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

ذکر وعدۀ الهی به فتح و قدرت‌‌یابی پیامبرش و مؤمنان راستین در یاری دین.

تفسیر:

﴿إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا [الفتح: ١]

١ - ای رسول- به‌‌راستی‌‌که ما با صلح حدیبیه پیروزی درخشانی برایت بخشیدیم.

﴿لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا [الفتح: ٢]

٢ تا الله گناهانی را که پیش از این پیروزی، و گناهانی را که پس از آن از تو سر زده است برایت ببخشاید، و نعمت خویش را با یاری دینت بر تو کامل گرداند، و تو را به راه راستی‌‌که هیچ انحرافی در آن نیست، یعنی راه راست اسلام هدایت کند.

﴿وَيَنصُرَكَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا [الفتح: ٣]

٣ و الله تو را به پیروزی‌‌ای قاطع که هیچ‌‌کس نتواند آن را دفع کند، یاری رساند.

﴿هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا [الفتح: ٤]

٤ الله همان ذاتی است که ثبات و آرامش را در دل‌‌های مؤمنان فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمان‌‌شان بیفزایند، و لشکریان آسمان‌‌ها و زمین فقط از آنِ الله است، هرکس از بندگانش را که بخواهد با آنها تقویت می‌‌کند، و الله نسبت به مصالح بندگانش بسیار آگاه است، و در پیروزی و تقویتی که جاری می‌‌کند بسیار سنجیده‌‌کار است.

﴿لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَيُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَكَانَ ذَلِكَ عِندَ اللَّهِ فَوْزًا عَظِيمًا [الفتح: ٥]

٥ تا مردان و زنان مؤمن به الله و رسولش را در بهشت‌‌هایی که نهرها از زیر کاخ‌‌ها و درختانش جاری است وارد کند، و گناهان‌‌شان را پاک کند، و آنها را در قبال آنها مورد مؤاخذه قرار ندهد، و این امر - رسیدن به مطلوب یعنی بهشت، و دورشدن از ترس و هلاکت یعنی مؤاخذه به گناهان- نزد الله رستگاری بزرگی است که هیچ رستگاری دیگری با آن برابری نمی‌‌کند.

﴿وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيرًا [الفتح: ٦]

٦ و برای اینکه مردان و زنان منافق، و مردان و زنان مشرک به الله، که گمان برده‌‌اند الله دینش را یاری نمی‌‌رساند، و کلمه‌‌اش را برتر نمی‌‌گرداند عذاب کند. عذاب فقط آنها را احاطه می‌‌کند، و الله به‌‌سبب کفر و گمان بدشان بر آنها خشم گرفته، و آنها را از رحمت خویش رانده و در آخرت جهنم را برای‌‌شان آماده ساخته است که وارد آن می‌‌شوند و برای همیشه در آن می‌‌مانند، و جهنم مقصد بسیار بدی است که به آن بازگردانده می‌‌شوند.

﴿وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا [الفتح: ٧]

٧ و لشکریان آسمان‌‌ها و زمین از آنِ الله است که هرکس از بندگانش را که بخواهد با آنها تقویت می‌‌کند، و الله ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیرش بسیار دانا است.

﴿إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا [الفتح: ٨]

٨ - ای رسول- به‌‌راستی‌‌که ما تو را گواهی فرستادیم که در روز قیامت بر امت خویش گواهی می‌‌دهی، و مژده‌‌دهندۀ مؤمنان به یاری و قدرتی که در دنیا برای‌‌شان آماده شده، و به نعمت‌‌هایی که در آخرت برای‌‌شان فراهم گشته است، و ترسانندۀ کافران به ذلت و شکست به دست مؤمنان که در دنیا برای‌‌شان آماده شده است، و به عذاب دردناکِ فراهم‌‌شده در آخرت که منتظر آنها است.

﴿لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلاً [الفتح: ٩]

٩ تا به الله و رسولش ایمان آورند، و رسولش را بزرگ و محترم شمارند، و در آغاز و پایان روز الله را بستایند.

برخی فواید آیات:

صلح حدیبیه آغاز فتحی بزرگ برای اسلام و مسلمانان بود.

سکینه یکی از آثار ایمان است که باعث آرامش و ثبات می‌‌شود.

خطر بدگمانی به الله؛ زیرا الله براساس گمانی که مردم به او سبحانه دارند با آنها رفتار می‌‌کند.

وجوب بزرگداشت و احترام رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ .|

﴿إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا [الفتح: ١٠]

١٠ - ای رسول- در حقیقت کسانی‌‌که در بیعت رضوان با تو بر پیکار با اهالی مشرک مکه بیعت می‌‌کنند، جز این نیست که با الله بیعت می‌‌بندند؛ چون او است که آنها را به پیکار با مشرکان فرمان داد، و هموست که به آنها جزا می‌‌دهد، در این بیعت دست الله بالای دست‌‌های آنها است، و او تعالی بر آنها مطلع است به گونه‌‌ای که هیچ‌‌چیز از آنها بر او پوشیده نمی‌‌ماند، پس هرکس بیعتش را بشکند، و به یاری دین الله که دربارۀ آن با او تعالی پیمان بسته است وفا نکند، زیان شکستن بیعت و عهدش توسط او، فقط به خودش بازمی‌‌گردد، و این امر زیانی به الله نمی‌‌رساند، و هرکس بر یاری دین الله که در این مورد با او تعالی پیمان بسته است وفا کند، به‌‌زودی پاداشی بزرگ یعنی بهشت به او می‌‌دهد.

﴿سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ لَكُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعًا بَلْ كَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا [الفتح: ١١]

١١ - ای رسول- بادیه‌‌نشینانی که الله آنها را از همراهی تو در سفر به‌‌سوی مکه بر جای گذاشت آن‌‌گاه که آنها را سرزنش کنی به تو خواهند گفت: حفاظت اموال و فرزندانمان ما را از حرکت با تو بازداشت، پس از الله درخواست کن تا گناهانمان را ببخشد. با زبان از پیامبر‌‌ج‌‌ می‌‌خواهند که برای‌‌شان طلب آمرزش کند اما چنین چیزی در دل‌‌های‌‌شان وجود ندارد؛ زیرا آنها از گناهان‌‌شان توبه نکرده‌‌اند. به آنها بگو: اگر الله برای شما خیر، یا شر بخواهد هیچ‌‌کس مالک ذره‌‌ای برای شما در برابر الله نیست، بلکه الله از آنچه انجام می‌‌دهید بسیار آگاه است و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان هر چند آن را پنهان دارید بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿بَلْ ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَنقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنتُمْ قَوْمًا بُورًا [الفتح: ١٢]

١٢ سرگرم ‌‌شدن به نگهداری اموال و اولاد که آن را بهانه می‌‌آورید سبب بازماندن شما از حرکت با او نیست، بلکه گمان کردید رسول‌‌ج‌‌ و اصحابش همگی نابود خواهند شد، و به‌‌سوی خانواده‌‌های‌‌شان در مدینه بازنخواهند گشت، شیطان این امر را در دل‌‌های‌‌تان آراست، و به پروردگارتان گمان بدی بردید که او به پیامبرش یاری نخواهد رساند، و به‌‌سبب اینکه به الله گمان بد بردید و از رسول‌‌الله تخلف ورزیدید مردمی نابودشده بودید.

﴿وَمَن لَّمْ يُؤْمِن بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَعِيرًا [الفتح: ١٣]

١٣ و هرکس به الله و رسولش ایمان نیاورده کافر است، و در روز قیامت برای کافران به الله آتشی شعله‌‌ور آماده کرده‌‌ایم که در آن عذاب می‌‌شوند.

﴿وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا [الفتح: ١٤]

١٤ و فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین فقط از آنِ الله است، گناهان هر یک از بندگانش را بخواهد می‌‌بخشد، آن‌‌گاه به فضل خویش او را وارد بهشت می‌‌کند، و به عدالت خویش هرکس از بندگانش را که بخواهد عذاب می‌‌کند، و الله نسبت به گناهان بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده، و نسبت به آنها بسیار مهربان است.

﴿سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا كَلاَمَ اللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَلِكُمْ قَالَ اللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا لاَ يَفْقَهُونَ إِلاَّ قَلِيلاً [الفتح: ١٥]

١٥ - ای مؤمنان- وقتی‌‌ به‌‌سوی غنایم خیبر که الله آن را بعد از صلح حدیبیه به شما وعده داد حرکت کنید تا آنها را بگیرید، کسانی‌‌که الله آنها را بر جای گذاشت خواهند گفت: به ما اجازه دهید همراه شما بیاییم تا سهمی از آن برداریم. این برجای‌‌ماندگان با این درخواست می‌‌خواهند وعدۀ الله را که پس از صلح حدیبیه با آن به مؤمنان وعده داد که غنایم خیبر را فقط برای آنها می‌‌دهد تغییر دهند. - ای رسول- به آنها بگو: هرگز ما را به‌‌سوی آن غنیمت‌‌ها دنبال نخواهید کرد، زیرا الله به ما وعده داده است که غنایم خیبر فقط برای کسانی است که در حدیبیه حضور داشته‌‌اند. پس خواهند گفت: اینکه نمی‌‌گذارید با شما به‌‌سوی خیبر بیاییم به فرمانی از جانب الله نیست، بلکه به این سبب است که بر ما حسادت می‌‌ورزید. درحالی‌‌که امر آن‌‌گونه که این برجای‌‌ماندگان ادعا کردند نیست، بلکه آنها اوامر و نواهی الله را جز اندکی نمی‌‌فهمند، به همین منظور از او تعالی نافرمانی می‌‌کنند.

برخی فواید آیات:

بیعت رضوان جایگاه بزرگی نزد الله دارد، و حاضران در آن از بهترین مردم روی زمین هستند.

بدگمانی به الله یکی از اسباب وقوع در معصیت است و گاهی به کفر منجر می‌‌شود.

افراد دارای ایمان ضعیف هنگام ترس، اندک هستند، اما هنگام توزیع جیره بسیار هستند.|

﴿قُل لِّلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الأَعْرَابِ سَتُدْعَوْنَ إِلَى قَوْمٍ أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقَاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِن تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْرًا حَسَنًا وَإِن تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُم مِّن قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا [الفتح: ١٦]

١٦ - ای رسول- برای آزمودن بادیه‌‌نشینانی که از حرکت با تو به‌‌سوی مکه تخلف ورزیدند به آنها بگو: به زودی برای پیکار با مردمی بسیار نیرومند دعوت خواهید شد، که در راه الله با آنها بجنگید، یا بدون پیکار وارد اسلام شوند. پس اگر الله را در قتال با آنها که شما را به آن فراخوانده است فرمان بردید پاداشی نیکو یعنی بهشت را به شما می‌‌دهد، و اگر از فرمان‌‌برداری از او روی گرداندید- همان‌‌گونه که وقتی از حرکت با او به‌‌سوی مکه تخلف ورزیدید از فرمانش روی گرداندید- شما را به عذابی دردناک عذاب می‌‌کند.

﴿لَيْسَ عَلَى الأَعْمَى حَرَجٌ وَلاَ عَلَى الأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلاَ عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ وَمَن يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذَابًا أَلِيمًا [الفتح: ١٧]

١٧ بر معذور به‌‌سبب نابینایی یا لنگی یا بیماری گناهی نیست اگر در پیکار در راه الله حضور نیابد، و هرکس از الله و رسولش فرمان‌‌برداری کند او را وارد بهشت‌‌هایی می‌‌کند که نهرها از زیر کاخ‌‌ها و درختانش جاری است، و هرکس از طاعت الله و رسولش روی بگرداند الله او را به عذابی دردناک عذاب می‌‌کند.

﴿* لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا [الفتح: ١٨]

١٨ به تحقیق که الله از مؤمنان راضی شد وقتی در حدیبیه زیر آن درخت به بیعت رضوان با تو بیعت می‌‌کردند، و از ایمان و اخلاص و راستی‌‌ای که در دل‌‌های‌‌شان بود آگاه شد، و آرامش را بر دل‌‌های‌‌شان فرو فرستاد، و پاداش این کارشان، به جای ورود به مکه که برای‌‌شان میسر نشد، پیروزی‌‌ای نزدیک یعنی فتح خیبر است.

﴿وَمَغَانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَهَا وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا [الفتح: ١٩]

١٩ و غنیمت‌‌های زیادی که از اهالی خیبر خواهند گرفت به آنها عطا کرد، و الله ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و تقدیر و تدبیرش بسیار دانا است.

﴿وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَهَا فَعَجَّلَ لَكُمْ هَذِهِ وَكَفَّ أَيْدِيَ النَّاسِ عَنكُمْ وَلِتَكُونَ آيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ وَيَهْدِيَكُمْ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا [الفتح: ٢٠]

٢٠ - ای مؤمنان- الله غنیمت‌‌های زیادی که در فتوحات آیندۀ اسلامی می‌‌گیرید به شما وعده داده است، ولی غنیمت‌‌های خیبر را زودتر برای‌‌تان فراهم آورد، و دست یهودیان را کوتاه کرد آن‌‌گاه که تصمیم گرفتند پس از خروج شما به خانواده‌‌های‌‌تان آسیب برسانند، و تا این غنیمت‌‌های به تعجیل‌‌افتاده، نشانه‌‌ای برای شما بر یاری الله و تقویت شما توسط او تعالی باشد، و الله شما را به راه راستی‌‌که هیچ انحرافی ندارد هدایت کند.

﴿وَأُخْرَى لَمْ تَقْدِرُوا عَلَيْهَا قَدْ أَحَاطَ اللَّهُ بِهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا [الفتح: ٢١]

٢١ و الله غنیمت‌‌های دیگری به شما وعده داده است که اکنون بر آنها دست نیافته‌‌اید، فقط الله است که بر آنها قدرت و دسترسی دارد، و در علم و تدبیر او است، و الله بر همه چیز توانا است، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد.

﴿وَلَوْ قَاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الأَدْبَارَ ثُمَّ لاَ يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا [الفتح: ٢٢]

٢٢ و -ای مؤمنان- اگر کسانی‌‌که به الله و رسولش کفر ورزیده‌‌اند با شما بجنگند به‌‌طور قطع فراری و شکست‌‌خورده از شما، پشت خواهند کرد، آن‌‌گاه هیچ دوست و کارسازی نخواهند یافت که کارشان را برعهده بگیرد، و هیچ یاوری نیز نخواهند یافت که آنها را بر پیکار با شما یاری برساند.

﴿سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً [الفتح: ٢٣]

٢٣ و چیره‌‌شدن مؤمنان و شکست کافران، در هر زمان و مکانی ثابت است، زیرا این امر سنت الله در امت‌‌هایی است که پیش از این تکذیب ‌‌کنندگان گذشته‌‌اند، و -ای رسول- برای سنت الله هرگز تغییری نخواهی یافت.

برخی فواید آیات:

خبردادن قرآن از امور غیبی که بعدها محقق شد- مانند فتوحات اسلامی- دلیلی قاطع بر نزول قرآن کریم از جانب الله است.

برپایی احکام شریعت بر نرمی و آسانی.

بخشی از پاداش اهل بیعت رضوان در دنیا به تعجیل افتاده، و بخشی از آن در آخرت برای‌‌شان ذخیره شده است.

غلبۀ حق و پیروانش بر باطل و پیروانش، سنتی الهی است.|

﴿وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُم بِبَطْنِ مَكَّةَ مِن بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا [الفتح: ٢٤]

٢٤ و او همان ذاتی است که دستان مشرکان را از شما کوتاه کرد آن‌‌گاه که در حدیبیه حدود هشتاد مرد از آنها آمدند و می‌‌خواستند آسیبی به شما برسانند، و دست شما را از آنها کوتاه کرد آن‌‌گاه که شما را بر اسیرکردن‌‌شان قدرت داد (بر همگی آنها پیروز کرد) آنها را نکشتید و به آنها آزار نرساندید، بلکه آنها را آزاد کردید، و الله نسبت به آنچه انجام می‌‌دهید بینا است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْيَ مَعْكُوفًا أَن يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَلَوْلاَ رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَاء مُّؤْمِنَاتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَؤُوهُمْ فَتُصِيبَكُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَن يَشَاء لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا [الفتح: ٢٥]

٢٥ آنها همان کسانی هستند که به الله و رسولش کفر ورزیدند، و شما را از مسجد الحرام بازداشتند، و قربانی را نگذاشته‌‌اند به قربان‌‌گاه خویش برسد، و اگر وجود مردان و زنانی مؤمن به الله که شما آنها را نمی‌‌شناسید نبود که ناخواسته آنها را همراه کافران می‌‌کشتید، و بر اثر قتل آنها گناه و دیه‌‌های‌‌شان گریبانگیرتان می‌‌شد؛ به‌‌طور قطع اجازه فتح مکه را به شما می‌‌داد، تا الله هرکس را بخواهد مانند مؤمنان در مکه به رحمت خویش درآورد. اگر در مکه کافران از مؤمنان جدا بودند به‌‌طور قطع کسانی را که به الله و رسولش کفر ورزیده‌‌اند به عذابی دردناک عذاب می‌‌کردیم.

﴿إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا [الفتح: ٢٦]

٢٦ آن‌‌گاه که کافران به الله و رسولش تعصب جاهلیت را که هیچ ربطی به احقاق حق ندارد و فقط به هوس مربوط می‌‌شود در دل‌‌های‌‌شان جای دادند، و از ترس اینکه مبادا سرزنش شوند که پیامبر‌‌ج‌‌ بر آنها پیروز شده و به زور وارد مکه شده است ورود رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ را در سال حدیبیه برای خودشان نپذیرفتند؛ الله آرامشی از جانب خویش بر رسولش و مؤمنان فرو فرستاد، و خشم، باعث نشد که آنها در برابر مشرکان مقابله به مثل کنند، و الله مؤمنان را با کلمۀ حق یعنی لا إله إلا الله «هیچ معبود برحقی جز الله نیست»، و اینکه حقش را برپا دارند استوار گرداند، و مؤمنان به‌‌سبب خیری که الله در دل‌‌های شان از آن آگاه بود به این کلمه سزاوارتر و شایسته‌‌تر از دیگران بودند، و الله از همه چیز کاملاً آگاه هست، و ذره‌‌ای بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لاَ تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا [الفتح: ٢٧]

٢٧ به تحقیق که الله رؤیای رسولش را محقق کرد آن‌‌گاه که این رؤیا را در خواب دید و اصحابش را از آن باخبر ساخت، مبنی بر اینکه او و اصحابش بدون ترس از دشمن‌‌شان وارد بیت الله الحرام می‌‌شوند، و برای اعلام پایان مناسک برخی از آنها موی سرهای‌‌شان را می‌‌تراشند، و برخی دیگر آن را کوتاه می‌‌کنند. پس - ای مؤمنان- الله از مصلحت شما چیزی می‌‌دانست که شما از آن آگاه نبودید، از این رو آن سال را بدون تحقق رؤیای ورود به مکه، فتحی نزدیک قرار داد و این فتح نزدیک، صلح حدیبیه و در پی آن، فتح خیبر بر دستان مؤمنانی که در حدیبیه حضور داشتند است که الله آن را محقق گرداند.

﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا [الفتح: ٢٨]

٢٨ الله همان ذاتی است که رسولش محمد‌‌ج‌‌ را با بیانی واضح و دین حقی که همان دین اسلام است فرستاد؛ تا آن را بر تمام ادیان مخالفش برتری دهد، و الله بر این امر گواه بوده است، و گواهی الله کافی است.

برخی فواید آیات:

بازداشتن از راه الله، گناهی است که مسببان آن سزاوار عذاب دردناک هستند.

تدبیر الله برای مصالح بندگانش از سطح علم محدود آنها فراتر است.

بیم‌‌دادن از تبدیل رابطۀ دین با تعصب نَسَبی یا جاهلیت.

پیروزی دین اسلام سنت و وعده‌‌ای الهی است که محقق می‌‌گردد.|

﴿مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا [الفتح: ٢٩]

٢٩ محمد فرستادۀ الله است و اصحابش که با او هستند، بر کافران محارب سختگیر، و میان خودشان مهربان و دلسوز و غمخوار یکدیگر هستند. - ای بیننده- آنها را در رکوع و سجده برای الله سبحانه می‌‌بینی. از الله درخواست می‌‌کنند که با آمرزش و پاداشی گرامی بر آنها مهربانی و بخشش کند، و از آنها راضی شود. بر اثر سجده، نشانۀ آنها رستگاری و روشنایی و نور نماز است که در چهره‌‌شان آشکار می‌‌شود. تورات کتاب نازل‌‌شده بر موسی÷ آنها را با این صفت توصیف کرده است. و اما مَثَل آنها در انجیل، کتاب نازل‌‌شده بر عیسی÷ چنین است که در همکاری و کمال، مانند زراعتی هستند که جوانه‌‌هایش را درآوَرَد، سپس قوی و ستبر شود تا اینکه بر ساقه‌‌هایش بایستد، و کشاورزان را از قدرت و کمال خویش به شگفت آوَرَد؛ تا الله با آنها کافران را به‌‌سبب قوت و اتحاد و کمالی که در آنها می‌‌بینند به خشم آوَرَد. الله به صحابه‌‌ای که به الله ایمان آورده‌‌اند، و اعمال صالح انجام داده‌‌اند آمرزش گناهان‌‌شان را که در قبال آن مؤاخذه نخواهند شد، و پاداشی بزرگ از جانب خویش یعنی بهشت وعده داده است.

سوره الحُجُرات

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

شرح اخلاق جامعه اسلامی و برحذر داشتن از اخلاق ناپسند.

تفسیر:

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيم [الحجرات: ١]

١ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید، و از احکامش پیروی کرده‌‌اید، نه در سخن و نه در رفتار، در برابر الله و رسولش پیشی نجویید، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید؛ زیرا الله سخنان‌‌تان را می‌‌شنود، و از افعال‌‌تان آگاه است، ذره‌‌ای از سخنان و افعال‌‌تان از دستش نمی‌‌رود، و به‌‌زودی شما را در قبال آنها جزا خواهد داد.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلاَ تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تَشْعُرُون [الحجرات: ٢]

٢ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید، و از احکامش پیروی کرده‌‌اید، در برابر رسولش ادب را رعایت کنید، و هنگام گفتگو با پیامبر‌‌ج‌‌ صداهای‌‌تان را بالاتر از صدای او قرار ندهید، آن‌‌گونه که یکدیگر را صدا می‌‌زنید او را با نامش به فریاد صدا نزنید، بلکه او را با نبوت و رسالت با خطابی نرم صدا بزنید؛ تا مبادا پاداش اعمال‌‌تان به‌‌سبب این کار تباه شود درحالی‌‌که خودتان بطلان پاداش اعمال خویش را احساس نمی‌‌کنید.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيم [الحجرات: ٣]

٣ قطعاً آنها که نزد رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ صداهای‌‌شان را پایین می‌‌آورند، همان کسانی هستند که الله دل‌‌های‌‌شان را به تقوای خویش آزموده، و آنها را بر تقوای خویش خالص گردانده است، گناهان‌‌شان آمرزیده می‌‌شود و آنها را در قبال آن مورد مؤاخذه قرار نمی‌‌دهد، و روز قیامت پاداش بزرگی دارند، یعنی الله آنها را وارد بهشت می‌‌کند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِن وَرَاء الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْقِلُون [الحجرات: ٤]

٤ - ای رسول- قطعا! بیشتر بادیه‌‌نشینانی که تو را از پشت حجره‌‌های همسرانت صدا می‌‌زنند نمی‌‌فهمند.

برخی فواید آیات:

مشروعیت مهربانی با مؤمن، و خشونت با کافر محارب.

اتحاد و همکاری از خصوصیات اخلاقی اصحاب پیامبر‌‌ج‌‌ بود.

هرکس نفرتی از صحابۀ کرام در دل داشته باشد باید از کفرش ترسید و پرهیز کرد.

وجوب مؤدب‌‌ بودن در برابر رسول‌‌الله‌‌ج‌‌، و سنت ایشان، و وارثانش (علما).|

﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيم [الحجرات: ٥]

٥ و - ای رسول- اگر اینها که تو را از پشت حجره‌‌های همسرانت صدا می‌‌زنند، صبر می‌‌کردند و تو را صدا نمی‌‌زدند تا نزدشان خارج می‌‌شدی، آن‌‌گاه تو را با صدای آهسته مورد خطاب قرار می‌‌دادند؛ به‌‌طور قطع این کار از صدا زدن تو از پشت حجره‌‌ها برای‌‌شان بهتر بود؛ زیرا این کار دربردارندۀ احترام و بزرگداشت است، و الله نسبت به گناهان کسانی از آنها و دیگران که توبه کنند بسیار آمرزنده، و به خاطر جهل و نادانی‌‌شان بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِين [الحجرات: ٦]

٦ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید، و از احکامش پیروی کرده‌‌اید، اگر فاسقی خبری از قومی نزدتان آورد، دربارۀ صحت خبر او تحقیق کنید، و به سرعت او را تصدیق نکنید؛ که مبادا - اگر خبرش را بدون تحقیق تصدیق کردید- بر قومی جنایتی برسانید درحالی‌‌که از حقیقت کارشان جاهل هستید، آن‌‌گاه پس از اینکه مصیبتی بر آنها وارد کردید و دروغ ‌‌بودن خبر برای‌‌تان آشکار شد پشیمان شوید.

﴿وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِّنَ الأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْيَانَ أُوْلَئِكَ هُمُ الرَّاشِدُون [الحجرات: ٧]

٧ و - ای مؤمنان- بدانید که در میان شما رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ قرار دارد که وحی بر او نازل می‌‌شود، پس، از دروغگویی بپرهیزید؛ زیرا وحی بر او نازل می‌‌شود و او را از دروغتان باخبر می‌‌سازد، و او به مصلحت شما آگاه‌‌تر است. اگر در بسیاری از آنچه به او پیشنهاد می‌‌دهید از شما اطاعت کند به‌‌طور قطع در مشقتی که آن را برای‌‌تان نمی‌‌پسندد واقع می‌‌شوید. اما الله از فضل خویش ایمان را نزد شما دوست‌‌داشتنی قرار داد، و آن را در دل‌‌های‌‌تان آراست که به آن ایمان آوردید، و کفر و خروج از طاعتش و نافرمانی خویش را نزد شما ناپسند قرار داد. اینها که صفات مذکور را دارند همان روندگان راه راست و حق هستند.

﴿فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَنِعْمَةً وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيم [الحجرات: ٨]

٨ و این امر - یعنی آراستن خیر و ناپسندکردن شر در دل‌‌های شما- که برای‌‌تان حاصل شد فقط بخششی از جانب الله است، که با آن بر شما لطف کرد، و نعمتی است که آن را بر شما ارزانی داشت، و الله هر یک از بندگانش را که شکر او را به جای می‌‌آورد می‌‌شناسد پس او را توفیق می‌‌دهد، و حکیم است چون هر چیزی را در محل مناسب خودش قرار می‌‌دهد.

﴿وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِين [الحجرات: ٩]

٩ و -ای مؤمنان- اگر دو گروه مؤمن با یکدیگر جنگیدند با دعوت آن‌‌ها به داوربودنِ شریعت الله در اختلافشان میان آنها سازش برقرار کنید، و اگر یکی از آن دو گروه از صلح خودداری و تجاوز کرد با گروه متجاوز بجنگید تا به حکم الله بازگردد. پس اگر به حکم الله بازگشت، میان آن دو با عدالت و انصاف سازش برقرار کنید، و در حکم میان آن دو عدالت را رعایت کنید؛ زیرا الله کسانی را که عادلانه داوری می‌‌کنند دوست دارد.

﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون [الحجرات: ١٠]

١٠ به‌‌راستی‌‌که مؤمنان برادر اسلامی یکدیگر هستند، و برادری اسلامی ایجاب می‌‌کند که - ای مؤمنان- میان برادران متنازع خویش سازش برقرار کنید، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، تا مورد رحمت قرار گیرید.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ يَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن يَكُونُوا خَيْرًا مِّنْهُمْ وَلاَ نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن يَكُنَّ خَيْرًا مِّنْهُنَّ وَلاَ تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلاَ تَنَابَزُوا بِالأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الإِيمَانِ وَمَن لَّمْ يَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُون [الحجرات: ١١]

١١ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید، و از احکامش پیروی کرده‌‌اید، نباید قومی از شما قومی دیگر را مسخره کند، شاید قومی که مسخره می‌‌شوند نزد الله بهتر باشند، و معیارهای الهی معتبر است. و نباید زنانی زنان دیگری را مسخره کنند شاید زنانی که مسخره می‌‌شوند نزد الله بهتر باشند، و از برادران‌‌تان عیب مگیرید زیرا آنها به منزلۀ خودتان هستند، و نباید لقبی ناپسند را به یکدیگر نسبت دهید، چنان‌‌که حال برخی از انصار پیش از آمدن رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ چنین بود، و هرکس از شما که این کار را انجام دهد فاسق است. فسق پس از ایمان آوردن، صفت بسیار بدی است، و هرکس از این گناهان توبه نکند، آنها همان کسانی هستند که به‌‌سبب گناهانی که انجام دادند با قرار دادن خویش در معرض نابودی بر خویشتن ستم کرده‌‌اند.

برخی فواید آیات:

وجوب تحقیق از صحت اخبار، به‌‌خصوص اخباری که گوینده‌‌اش به فسق متهم است.

وجوب برقراری سازش میان مسلمانانی که با یکدیگر در پیکار هستند، و مشروعیت پیکار با گروهی که بر تجاوز اصرار ورزد و صلح را نپذیرد.

از جمله حقوق برادری ایمانی: ایجاد سازش میان نزاع‌‌ کنندگان، دوری از تمسخر و خواندن یکدیگر با لقب‌‌های بدی که احساسات را جریحه‌‌دار می‌‌کند.|

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلاَ تَجَسَّسُوا وَلاَ يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيم [الحجرات: ١٢]

١٢ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید، و از احکامش پیروی کرده‌‌اید، از بسیاری از تهمت‌‌هایی که اسباب و قرائن کافی ندارند دوری کنید. همانا برخی گمان‌‌ها گناه هستند، مانند بدگمانی به کسی‌‌که ظاهر صالحی دارد، و در جستجوی عیوب مؤمنان در غیاب‌‌شان نباشید، و نباید یکی از شما برادرش را به سخنی که نمی‌‌پسندد یاد کند؛ زیرا این کار مانند آن است که گوشت برادر مردۀ خویش را بخورد. آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مردۀ خویش را بخورد؟! پس از غیبت برادر خویش اکراه داشته باشید زیرا غیبت ‌‌کردن از برادر مانند خوردن گوشت برادر مرده است، و با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید. به‌‌راستی‌‌که الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار بخشنده و مهربان است.

﴿يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِير [الحجرات: ١٣]

١٣ ای مردم، به‌‌راستی‌‌که شما را از یک مرد یعنی پدرتان آدم÷، و یک زن یعنی مادرتان حواء آفریدیم، پس نباید برخی از شما بر برخی دیگر در نَسَب فخرفروشی کند، و پس از آن شما را ملت‌‌های زیاد و قبایل پراکنده‌‌ای قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید، نه به این هدف که بر یکدیگر فخر بفروشید؛ زیرا تمایز جز به تقوا نیست، از این رو فرمود: همانا گرامی‌‌ترین شما نزد الله باتقواترین شما است. به‌‌راستی‌‌که الله از احوال شما آگاه است و از کمال و نقصانی که بر آن هستید بسیار دانا است، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿* قَالَتِ الأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لاَ يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [الحجرات: ١٤]

١٤ برخی بادیه‌‌نشینان وقتی نزد پیامبر‌‌ج‌‌ آمدند گفتند: به الله و رسولش ایمان آوردیم. - ای رسول- به آنها بگو: ایمان نیاورده‌‌اید، بلکه بگویید: تسلیم شدیم و اطاعت کردیم، و ایمان هنوز در دل‌‌های‌‌تان وارد نشده است، و انتظار می‌‌رود که در دل‌‌های‌‌تان وارد شود، و -ای بادیهنشینان- اگر در ایمان و عمل صالح، و ترک محرمات از الله و رسولش فرمان‌‌برداری کنید، الله ذره‌‌ای از پاداش اعمال‌‌تان نمی‌‌کاهد؛ زیرا الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُون [الحجرات: ١٥]

١٥ مؤمنان واقعی کسانی هستند که به الله و رسولش ایمان آورده‌‌اند، و شکی با ایمان‌‌شان درنیامیخته است، و با اموال و جان‌‌های‌‌شان در راه الله جهاد کرده‌‌اند، و ذره‌‌ای از آن بخل نورزیده‌‌اند. اینها که صفات مذکور را دارند همان مؤمنان راستین هستند.

﴿قُلْ أَتُعَلِّمُونَ اللَّهَ بِدِينِكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [الحجرات: ١٦]

١٦ - ای رسول- به این بادیه‌‌نشینان بگو: آیا شما الله را از دین خویش آگاه و باخبر می‌‌سازید؟! درحالی‌‌که الله از آنچه در آسمان‌‌ها، و آنچه در زمین است آگاه است، و بر هر چیزی دانا است، و ذره‌‌ای بر او پوشیده نمی‌‌ماند، پس نیازی ندارد که شما دین‌‌تان را به او اعلام کنید.

﴿يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُل لاَّ تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلاَمَكُم بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَدَاكُمْ لِلإِيمَانِ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [الحجرات: ١٧]

١٧ - ای رسول- این بادیه‌‌نشینان بر تو منت می‌‌گذارند که اسلام آورده‌‌اند، به آنها بگو: با ورود خویش در دین الله بر من منت ننهید؛ زیرا نفع آن - اگر حاصل شود- به خودتان بازمی‌‌گردد، بلکه الله بر شما منت می‌‌نهد که شما را به ایمان ‌‌آوردن به اسلام توفیق داد اگر در این ادعا که در اسلام وارد شده‌‌اید راستگو هستید.

﴿إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا تَعْمَلُون [الحجرات: ١٨]

١٨ همانا الله امور نهان آسمان‌‌ها و امور نهان زمین را می‌‌داند، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و الله به آنچه انجام می‌‌دهید بینا است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی شما را در قبال اعمال خوب و بد جزا خواهد داد.

برخی فواید آیات:

بدگمانی به اهل خیر گناه است، و پرهیز از اهل شر با گمان بد به آنها جایز است.

یکی بودن اصل و نَسَبِ انسان‌‌ها می‌‌طلبد که به نسب‌‌های‌‌شان فخرفروشی نکنند.

ایمان، یک لفظ خالی و بدون اعتقاد نیست، بلکه اعتقاد به قلب، و سخن به زبان، و عمل به اعضا و جوارح است.

هدایتِ توفیق فقط به دست الله و بخششی از جانب او تعالی است و هیچ‌‌کس حقی در این مورد ندارد.|

سوره ق

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیدار کردن دل‌‌های غافل، برای درک حقایق و دلایل و مناظر رستاخیز و جزا.

تفسیر:

﴿ق وَالْقُرْآنِ الْمَجِيد [ق: ١]

١ ﴿قٓۚ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد. الله به قرآن کریم به‌‌سبب معانی و خیر و برکت زیادی که در آن وجود دارد سوگند یاد فرمود؛ که به‌‌طور قطع در روز قیامت برای حسابرسی و جزا برانگیخته خواهید شد.

﴿بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا شَيْءٌ عَجِيب [ق: ٢]

٢ سبب خودداری آنها این نیست که دروغگویی تو را گمان می‌‌برند؛ زیرا از راستگویی تو آگاه هستند، بلکه از این امر در شگفت هستند که رسولی انذاردهنده از جنس خودشان و نه از جنس فرشتگان نزدشان بیاید، و از روی تعجب گفتند: آمدن رسولی از جنس بشر به‌‌سوی ما امر شگفتی است!

﴿أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا ذَلِكَ رَجْعٌ بَعِيد [ق: ٣]

٣ آیا وقتی مردیم و خاک شدیم برانگیخته می‌‌شویم؟! این رستاخیز و بازگشت زندگی به بدن‌‌هایمان پس از اینکه پوسید امری دور از انتظار است، و امکان وقوع آن وجود ندارد.

﴿قَدْ عَلِمْنَا مَا تَنقُصُ الأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِندَنَا كِتَابٌ حَفِيظ [ق: ٤]

٤ به تحقیق ما آنچه را که زمین از اجسادشان پس از مرگشان می‌‌خورد و از بین می‌‌برد، می‌‌دانیم، و ذره‌‌ای از آن بر ما پوشیده نمی‌‌ماند، و کتابی نگهدارندۀ هر چیزی‌‌که الله آن را در زندگی و پس از مرگشان برای آنها مقدر کرده است نزد ماست.

﴿بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيج [ق: ٥]

٥ بلکه این مشرکان قرآن را وقتی رسول آن را برای‌‌شان آورد تکذیب کردند، بلکه آنها پریشان‌‌ هستند و لحظه‌‌ای ثابت و استوار نیستند.

الله پس از بیان انکار رستاخیز توسط مشرکان، دلایل وقوع آن را برای‌‌شان یادآوری کرد و فرمود:

﴿أَفَلَمْ يَنظُرُوا إِلَى السَّمَاء فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوج [ق: ٦]

٦ آیا این تکذیب‌‌ کنندگان رستاخیز به آسمان بالای سرشان نیندیشیده‌‌اند؛ که چگونه آن را آفریدیم و بنا کردیم و آن را با ستارگانی که در آن قرار داده‌‌ایم آراستیم، و هیچ شکاف در آن وجود ندارد تا آن را معیوب نشان دهد؟! پس کسی‌‌که این آسمان را آفریده از برانگیختن مردگان به صورت زنده ناتوان نیست.

﴿وَالأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيج [ق: ٧]

٧ و زمین که آن را مناسب سکونت گستراندیم، و کوه‌‌هایی ثابت در آن قرار دادیم تا نلرزد، و از هر صنف از گیاهان و درختان خوش‌‌منظر در آن رویاندیم.

﴿تَبْصِرَةً وَذِكْرَى لِكُلِّ عَبْدٍ مُّنِيب [ق: ٨]

٨ تمام موارد مذکور را آفریدیم تا مایۀ بینش و یادآوری باشد برای هر بنده‌‌ای که با طاعت به‌‌سوی پروردگارش بازمی‌‌گردد.

﴿وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء مُّبَارَكًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِيد [ق: ٩]

٩ و از آسمان آبی با منفعت و خیر زیاد فرو فرستادیم، آن‌‌گاه با آن آب باغ‌‌ها رویاندیم، و از دانۀ جو و سایر مواردی که درو می‌‌کنید رویاندیم.

﴿وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِيد [ق: ١٠]

١٠ و با آن درختان بلندقامت و مرتفع خرما آفریدیم، که شکوفه‌‌هایی متراکم بر روی هم دارد.

﴿رِزْقًا لِّلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَلِكَ الْخُرُوج [ق: ١١]

١١ این موارد را برای روزی بندگان رویاندیم تا از آن‌‌ بخورند، و با آن آب زمینی بدون گیاه را زنده کردیم. همان‌‌گونه که با این باران زمینی بدون گیاه را زنده کردیم مردگان را زنده می‌‌کنیم، و آنها را زنده درمی‌‌آوریم.

﴿كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَأَصْحَابُ الرَّسِّ وَثَمُود [ق: ١٢]

١٢ - ای رسول- پیش از اینها که تو را تکذیب می‌‌کنند اقوامی پیامبران‌‌شان را تکذیب کردند، و قوم نوح و اصحاب رسّ (چاه)، و ثمود تکذیب کردند.

﴿وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ وَإِخْوَانُ لُوط [ق: ١٣]

١٣ و عاد و فرعون، و قوم لوط تکذیب کردند.

﴿وَأَصْحَابُ الأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيد [ق: ١٤]

١٤ و قوم شعیب (اصحاب أیکه) و قوم تُبَّع (پادشاهان یمن) تکذیب کردند، پس عذابی را که الله بر آنها وعده داده بود واقع شد.

﴿أَفَعَيِينَا بِالْخَلْقِ الأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِيد [ق: ١٥]

١٥ آیا ما از آفرینش نخستین شما ناتوان مانده‌‌ایم تا از برانگیختن شما ناتوان شویم؟! بلکه آنها در حیرتی از آفرینش جدید پس از آفرینش نخستین خویش هستند.

برخی فواید آیات:

مشرکان نبوت انسان را انکار می‌‌کنند، درحالی‌‌که صفت الوهیت را به سنگ می‌‌بخشند!

آفرینش آسمان‌‌ها و زمین و نزول باران و روییدن گیاهانِ زمین خشک، و آفرینش نخستین، دلایل رستاخیز هستند.

تکذیب رسولان‌‌ﻹ‌‌، عادت امت‌‌های پیشین و عذاب تکذیب‌‌ کنندگان، سنتی الهی است.|

﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيد [ق: ١٦]

١٦ و به تحقیق که ما انسان را آفریده‌‌ایم، و از افکاری که به خاطرش خطور می‌‌کند آگاه هستیم، و ما از رگ گردنش که به قلب متصل است به او نزدیک‌‌تریم.

﴿إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيَانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِيد [ق: ١٧]

١٧ آن‌‌گاه که دو فرشتۀ دریافت‌‌کننده که یکی در سمت راست، و دیگری در سمت چپ نشسته است اعمالش را دریافت می‌‌کنند.

﴿مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيد [ق: ١٨]

١٨ هیچ سخنی را به زبان نمی‌‌آورد مگر اینکه فرشته‌‌ای مراقب آن سخن، نزدش حاضر است.

﴿وَجَاءتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَلِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِيد [ق: ١٩]

١٩ و سختی مرگ، حقیقتی را که هیچ گریزی از آن نیست می‌‌آورد. - ای انسان غافل- این همان چیزی است که از آن کناره می‌‌گرفتی و می‌‌گریختی.

﴿وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيد [ق: ٢٠]

٢٠ و فرشتۀ موظّف به دمیدن، برای بار دوم در صور می‌‌دمد. این روز قیامت است؛ روز وعید برای کافران و گناهکاران با عذاب.

﴿وَجَاءتْ كُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيد [ق: ٢١]

٢١ و هرکسی در حالی می‌‌آید که دو فرشته همراه او هستند؛ یکی او را راهنمایی می‌‌کند، و دیگری دربارۀ اعمالش بر او گواهی می‌‌دهد.

﴿لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيد [ق: ٢٢]

٢٢ و به این انسان راهنمایی‌‌شده گفته می‌‌شود: به‌‌ تحقیق ‌‌که در دنیا به‌‌سبب فریب ‌‌خوردن به شهوات و خوشی‌‌هایت از این روز غافل بودی، ولی ما غفلت تو را با عذاب و اندوهی که مشاهده می‌‌کنی از تو برداشتیم، و امروز چشمانت چنان تیز است که آنچه را از آن غافل بودی درک می‌‌کنی.

﴿وَقَالَ قَرِينُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيد [ق: ٢٣]

٢٣ و فرشتۀ همنشینش به او می‌‌گوید: این است اعمالش که بدون کمی و زیادی نزد من حاضر است.

﴿أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيد [ق: ٢٤]

٢٤ و الله به این دو فرشتۀ راهنما و گواه می‌‌گوید: هر ناسپاس و مخالف حقی را در جهنم بیفکنید.

﴿مَّنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُّرِيب [ق: ٢٥]

٢٥ کسی‌‌که از حقی که الله بر او واجب کرد بسیار بازداشته، از حدود الله گذشته، و در وعد و وعیدهایی که به او خبر داده می‌‌شد بسیار شک داشته است.

﴿الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيد [ق: ٢٦]

٢٦ کسی‌‌که همراه الله معبودی دیگر قرار داد و او را در عبادت، شریک الله قرار می‌‌داد، پس او را در عذاب سخت بیفکنید.

﴿* قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِن كَانَ فِي ضَلاَلٍ بَعِيد [ق: ٢٧]

٢٧ شیطان همنشین او برای اعلام بیزاری از او می‌‌گوید: پروردگارا من او را گمراه نکردم، بلکه در گمراهی دوری از حق بود.

﴿قَالَ لاَ تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُم بِالْوَعِيد [ق: ٢٨]

٢٨ الله می‌‌فرماید: نزد من با یکدیگر نزاع نکنید، که این کار هیچ فایده‌‌ای ندارد، چون من در دنیا وعید سخت را برای کسی‌‌که به من کفر ورزد و از من نافرمانی کند به دست رسولانم برای‌‌تان فرستاده بودم.

﴿مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلاَّمٍ لِّلْعَبِيد [ق: ٢٩]

٢٩ سخن من تغییر نمی‌‌پذیرد، و وعده‌‌ام خلاف نمی‌‌رود، و نه با کاستن از نیکی‌‌های بندگان، و نه با افزودن بر بدی‌‌های‌‌شان بر آنها ستم نمی‌‌کنم، بلکه جزای آنچه را انجام داده‌‌اند به آنها می‌‌دهم.

﴿يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيد [ق: ٣٠]

٣٠ روزی‌‌که به جهنم می‌‌گوییم: آیا از کافران و گناهکارانی که در تو افکنده شدند پُر شدی؟ و جهنم برای طلب بیشتر، و خشم به خاطر پروردگارش این‌‌گونه به پروردگارش پاسخ می‌‌دهد: آیا باز هم هست؟

الله پس از بیان وعید سخت برای کافران، پاداشی را که برای بندگان مؤمن خویش آماده کرده ذکر کرد و فرمود:

﴿وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيد [ق: ٣١]

٣١ و بهشت به کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او تعالی را پیشه کردند نزدیک می‌‌شود، آن‌‌گاه نعمت‌‌هایش را بدون اینکه از آنها دور باشد مشاهده می‌‌کنند.

﴿هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظ [ق: ٣٢]

٣٢ و به آنها گفته می‌‌شود: این همان چیزی است که الله برای هر بسیار بازگشت‌‌ کنندۀ به‌‌سوی پروردگارش با توبه، و حفاظت کنندۀ آنچه که پروردگارش او را به آن ملزم کرده بود، به شما وعده داد.

﴿مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيب [ق: ٣٣]

٣٣ کسی‌‌که در نهان که هیچ‌‌کس جز الله او را در آنجا نمی‌‌بیند از الله بترسد، و با قلبی سالم و روی‌‌آورنده با او تعالی دیدار کند، و بسیار به‌‌سوی او تعالی بازگردد.

﴿ادْخُلُوهَا بِسَلاَمٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُود [ق: ٣٤]

٣٤ به آنها گفته می‌‌شود: بدون ترس از امور ناگوار، وارد بهشت شوید، این است روز جاویدانی که هیچ فنایی پس از آن نیست.

﴿لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيد [ق: ٣٥]

٣٥ در آنجا هرچه از نعمت‌‌های جاویدانی که می‌‌خواهند برای‌‌شان فراهم است، و نزد ما افزون بر این موارد، نعمت‌‌هایی است که هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده، و بر دل هیچ انسانی خطور نکرده است. و رؤیت الله سبحانه از جملۀ این نعمت‌‌ها است.

برخی فواید آیات:

آگاهی الله از تمام خیر و شری که بر قلب انسان‌‌ها خطور می‌‌کند.

خطر زیاد غفلت از آخرت.

ثبوت صفت عدل برای الله تعالی.|

﴿وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُم بَطْشًا فَنَقَّبُوا فِي الْبِلاَدِ هَلْ مِن مَّحِيص [ق: ٣٦]

٣٦ و چه بسیار امت‌‌هایی که آنها را قبل از این مشرکانِ تکذیب‌‌ کنندۀ ساکن مکه نابوده کردیم، و در زمین به جستجو پرداختند تا شاید گریزگاهی از عذاب بیابند اما هیچ راه فراری نیافتند.

﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيد [ق: ٣٧]

٣٧ قطعاً این نابودی امت‌‌های پیشین، مایۀ پند و اندرز صاحب قلبی است که با آن می‌‌اندیشد، یا با حضور قلب و هوشیار گوش فرا می‌‌دهد.

﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِن لُّغُوب [ق: ٣٨]

٣٨ و به تحقیق ما آسمان‌‌ها، و زمین، و آنچه میان آسمان‌‌ها و زمین است را در شش روز آفریده‌‌ایم با اینکه می‌‌توانستیم آنها را در یک لحظه بیافرینیم، و هیچ رنجی به ما نرسید آن‌‌گونه که یهودیان می‌‌گویند.

﴿فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ الْغُرُوب [ق: ٣٩]

٣٩ پس - ای رسول- در برابر سخنان یهودیان و دیگران شکیبایی کن، و برای پروردگارت درحالی‌‌که او را ستایش می‌‌کنی نماز فجر را قبل از طلوع خورشید برپادار، و نماز عصر را قبل از غروب خورشید بگزار.

﴿وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَأَدْبَارَ السُّجُود [ق: ٤٠]

٤٠ و پاره‌‌ای از شب برای او تعالی نماز بگزار، و پس از نمازها تسبیح او را بگو.

﴿وَاسْتَمِعْ يَوْمَ يُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّكَانٍ قَرِيب [ق: ٤١]

٤١ و - ای رسول- به روزی‌‌که فرشتۀ مأمور دمیدن در صور از مکانی نزدیک برای بار دوم ندا می‌‌دهد، گوش فرا بده.

﴿يَوْمَ يَسْمَعُونَ الصَّيْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُرُوج [ق: ٤٢]

٤٢ روزی که مخلوقات صدای رستاخیز را به حقیقتی که هیچ تردیدی در آن نیست می‌‌شنوند. روزی‌‌که در آن این صدا را می‌‌شوند روز خروج مردگان از قبرهای‌‌شان برای حسابرسی و جزا است.

﴿إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَإِلَيْنَا الْمَصِير [ق: ٤٣]

٤٣ به‌‌راستی‌‌که ما زنده می‌‌کنیم و می‌‌میرانیم. هیچ زنده‌‌کننده و هیچ میراننده‌‌ای جز ما نیست، و بازگشت بندگان در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی ما است.

﴿يَوْمَ تَشَقَّقُ الأَرْضُ عَنْهُمْ سِرَاعًا ذَلِكَ حَشْرٌ عَلَيْنَا يَسِير [ق: ٤٤]

٤٤ روزی‌‌که زمین از روی آنها می‌‌شکافد و شتابان درمی‌‌آیند، این گردآوردن بر ما آسان است.

﴿نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيد [ق: ٤٥]

٤٥ ما به آنچه که این تکذیب کنندگان می‌‌گویند آگاه‌‌تر هستیم، و - ای رسول- تو بر آنها مسلط نیستی تا آنها را بر ایمان مجبور سازی، و فقط مأمورِ ابلاغِ آنچه که الله تو را به تبلیغ آن فرمان داده هستی، پس با قرآن کسی را که از تهدید من می‌‌ترسد، پند بده؛ زیرا کسی كه می‌‌ترسد وقتی پند و اندرز داده شود، می‌‌پذیرد.

سوره الذّاریات

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

شناساندن منبع روزی بندگان به آنها یعنی الله تعالی؛ تا به‌‌سوی او پناه آورند و بندگی را برای او عملی کنند.

تفسیر:

﴿وَالذَّارِيَاتِ ذَرْوًا [الذاريات: ١]

١ الله به بادهایی که خاک را برافراشته و پراکنده می‌‌کنند سوگند یاد می‌‌فرماید.

﴿فَالْحَامِلاَتِ وِقْرًا [الذاريات: ٢]

٢ و به ابرهایی که آب فراوانی حمل می‌‌کنند.

﴿فَالْجَارِيَاتِ يُسْرًا [الذاريات: ٣]

٣ وبه کشتی‌‌هایی که به سهولت و آسانی در دریاها در حرکت هستند.

﴿فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْرًا [الذاريات: ٤]

٤ و به فرشتگانی که امور بندگان را که طبق فرمان الله تقسیم می‌‌کنند.

﴿إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَصَادِق [الذاريات: ٥]

٥ که حساب و جزایی که پروردگارتان آن را به شما وعده می‌‌دهد به‌‌طور قطع حقیقت است و هیچ تردیدی در آن راه ندارد.

﴿وَإِنَّ الدِّينَ لَوَاقِع [الذاريات: ٦]

٦ و حساب بندگان در روز قیامت بدون تردید رخ خواهد داد.

برخی فواید آیات:

عبرت‌‌گیری از رخدادهای تاریخ، خوی و سرشت صاحبان دل‌‌های هوشیار وآگاه است.

آفرینش هستی در شش روز توسط الله به‌‌سبب حکمت‌‌هایی است که الله می‌‌داند، شاید یکی از آنها سنت تدریجی‌‌ بودن باشد.

بی‌‌ادبی یهودیان در توصیف الله تعالی به خسته‌‌شدن پس از آفرنش آسمان‌‌ها و زمین. این امر کفر به الله است.|

﴿وَالسَّمَاء ذَاتِ الْحُبُك [الذاريات: ٧]

٧ و الله به آسمان که آفرینش زیبا و راه‌‌هایی دارد سوگند یاد می‌‌فرماید.

﴿إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُّخْتَلِف [الذاريات: ٨]

٨ که شما - ای ساکنان مکه- به‌‌طور قطع در سخنی متضاد و ضد و نقیض هستید، گاهی می‌‌گویید: قرآن سحر است، گاهی می‌‌گویید: شعر است، و گاهی می‌‌گویید: محمد ساحری است، و گاهی می‌‌گویید شاعری است.

﴿يُؤْفَكُ عَنْهُ مَنْ أُفِك [الذاريات: ٩]

٩ از ایمان به قرآن و پیامبر‌‌ج‌‌ بازداشته می‌‌شود کسی‌‌که بر اساس علم الله از ایمان به آن بازداشته شده باشد؛ زیرا او تعالی می‌‌داند که او ایمان نمی‌‌آورد، پس او را به هدایت توفیق نمی‌‌دهد.

﴿قُتِلَ الْخَرَّاصُون [الذاريات: ١٠]

١٠ لعنت بر این دروغگویان که در مورد قرآن و پیامبرشان آن سخنان را گفتند.

﴿الَّذِينَ هُمْ فِي غَمْرَةٍ سَاهُون [الذاريات: ١١]

١١ همان کسانی‌‌که در جهالت، از سرای آخرت غافل هستند، و به آن اهمیت نمی‌‌دهند.

﴿يَسْأَلُونَ أَيَّانَ يَوْمُ الدِّين [الذاريات: ١٢]

١٢ می‌‌پرسند: روز جزا چه زمانی است؟ درحالی‌‌که برای آن عمل نمی‌‌کنند.

﴿يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُون [الذاريات: ١٣]

١٣ الله این‌‌گونه به سوال آنها پاسخ می‌‌دهد: روزی‌‌که آنها روی آتش عذاب می‌‌شوند.

﴿ذُوقُوا فِتْنَتَكُمْ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُون [الذاريات: ١٤]

١٤ به آنها گفته می‌‌شود: عذابتان را بچشید، این همان روزی است که وقتی به آن انذار داده می‌‌شدید، از روی تمسخر خواستار تعجیل آن بودید.

﴿إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُون [الذاريات: ١٥]

١٥ قطعاً کسانی که به‌‌خاطر پروردگارشان با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی‌‌اش پرهیزکاری نموده‌‌اند در روز قیامت در باغ‌‌ها و چشمه‌‌هایی جاری هستند.

﴿آخِذِينَ مَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُحْسِنِين [الذاريات: ١٦]

١٦ پاداش گرامی‌‌ای را که پروردگارشان به آنها عطا فرموده می‌‌گیرند، زیرا قبل ازاین پاداش گرامی در دنیا نیکوکار بودند.

﴿كَانُوا قَلِيلاً مِّنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُون [الذاريات: ١٧]

١٧ شب نماز می‌‌گزاردند، و جز زمانی اندک نمی‌‌خوابیدند.

﴿وَبِالأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُون [الذاريات: ١٨]

١٨ و در سحرگاهان برای گناهان‌‌شان از الله آمرزش می‌‌طلبیدند.

﴿وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُوم [الذاريات: ١٩]

١٩ و در اموال‌‌شان برای گدایان، و برای کسانی‌‌که به هر سببی از رزق و روزی محروم شده بودند اما از آنها گدایی نمی‌‌کردند، حقی بود - که داوطلبانه آن را می‌‌بخشیدند-.

﴿وَفِي الأَرْضِ آيَاتٌ لِّلْمُوقِنِين [الذاريات: ٢٠]

٢٠ و در زمین و کوه‌‌ها و دریاها و رودها و درختان و گیاهان و حیواناتی که الله در آن قرار داده است، دلالت‌‌هایی بر قدرت الله برای یقین ‌‌کنندگان است که الله همان آفریننده و شکل‌‌دهنده است.

﴿وَفِي أَنفُسِكُمْ أَفَلاَ تُبْصِرُون [الذاريات: ٢١]

٢١ و -ای مردم- در خودتان دلالت‌‌هایی بر قدرت الله است، پس مگر نمی‌‌بینید که پند بگیرید؟!

﴿وَفِي السَّمَاء رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُون [الذاريات: ٢٢]

٢٢ و در آسمان روزی دنیوی و دینی شماست، و در آن خیر و یا شری را که به آن وعده داده می‌‌شوید است.

﴿فَوَرَبِّ السَّمَاء وَالأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنطِقُون [الذاريات: ٢٣]

٢٣ پس سوگند به پروردگار آسمان و زمین که رستاخیز به‌‌طور قطع حقیقتی بدون تردید است، همان‌‌گونه که در سخن شما هیچ تردیدی نیست آن‌‌گاه که سخن می‌‌گویید.

﴿هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ الْمُكْرَمِين [الذاريات: ٢٤]

٢٤ - ای رسول- آیا خبر فرشتگان مهمان ابراهیم÷ که آنها را گرامی داشت به تو رسید؟

﴿إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلاَمًا قَالَ سَلاَمٌ قَوْمٌ مُّنكَرُون [الذاريات: ٢٥]

٢٥ آن‌‌گاه که بر او وارد شدند و به او گفتند: سلام. ابراهیم÷ در پاسخ آنها گفت: سلام. و با خودش گفت: اینها مردمی هستند که آنها را نمی‌‌شناسیم.

﴿فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاء بِعِجْلٍ سَمِين [الذاريات: ٢٦]

٢٦ پس پنهانی به‌‌سوی خانواده‌‌اش رفت، و گوساله‌‌ای سالم و فربه که داشتند آورد؛ به این گمان که آنها انسان هستند.

﴿فَقَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ قَالَ أَلاَ تَأْكُلُون [الذاريات: ٢٧]

٢٧ پس گوساله را نزدیک آنها گذاشت، و با مهربانی آنها را مورد خطاب قرار داد: آیا غذایی را که برای‌‌تان تقدیم شده است نمی‌‌خورید؟

﴿فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُوا لاَ تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلاَمٍ عَلِيم [الذاريات: ٢٨]

٢٨ وقتی که دید نمی‌‌خورند ترسی از آنها را در وجود خویش پنهان کرد و آنها به ترسش پی بردند. آن‌‌گاه برای آرام‌‌کردن او گفتند: نترس، زیرا ما فرستادگانی از جانب الله هستیم، و او را از آنچه خوشحالش می‌‌کرد باخبر کردند به اینکه پسری صاحب علم فراوان برایش متولد می‌‌شود. شخص مورد مژده در اینجا اسحاق÷ است.

﴿فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيم [الذاريات: ٢٩]

٢٩ وقتی همسر ابراهیم÷ این مژده را شنید درحالی‌‌که از شادی فریاد و به صورتش سیلی می‌‌زد جلو آمد، و با تعجب گفت: آیا پیرزنی می‌‌زاید، به‌‌علاوه اینکه اساساً نازا بوده است!

﴿قَالُوا كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيم [الذاريات: ٣٠]

٣٠ فرشتگان به او گفتند: آنچه را به تو خبر دادیم پروردگارت گفته است، و آنچه را که او تعالی بگوید هیچ بازدارنده‌‌ای برایش نیست؛ زیرا او تعالی در آفرینش و تقدیر خویش بسیار دانا و از مخلوقاتش و مصالح آنها بسیار آگاه است.

برخی فواید آیات:

نیکو گردانیدن و خالص ‌‌کردن عمل برای الله سبب ورود به بهشت است.

فضیلت نماز شب و اینکه از برترین عباداتی است که با آن به الله نزدیکی حاصل می‌‌شود.

از آداب پذیرایی: پاسخ دادن به سلام به نیکوتر از آن، آماده‌‌ کردن سفره به صورت پنهانی، آمادگی برای مهمانان قبل از رسیدن آنها، جدانکردن چیزی از سفره، برخاستن و شتاب‌‌ ورزیدن برای آماده‌‌ کردن سفره، و نزدیک ‌‌کردن آن به مهمانان، و سخن گفتن با آنها به نرمی.|

﴿* قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُون [الذاريات: ٣١]

٣١ ابراهیم÷ به فرشتگان گفت: ماموریت شما چیست؟ و چه هدفی دارید؟

﴿قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُّجْرِمِين [الذاريات: ٣٢]

٣٢ فرشتگان در پاسخ او گفتند: الله ما را به‌‌سوی مردمی ستمکار که گناهان زشتی مرتکب می‌‌شوند فرستاده است.

﴿لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِّن طِين [الذاريات: ٣٣]

٣٣ تا سنگ‌‌هایی از گِل سخت‌‌شده بر آنها فرو فرستیم.

﴿مُسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِين [الذاريات: ٣٤]

٣٤ که - ای ابراهیم- نزد پروردگارت نشانه‌‌گذاری شده هستند و بر متجاوزان از حدود الله و سرسختان در کفر و گناهان فرستاده می‌‌شوند.

﴿فَأَخْرَجْنَا مَن كَانَ فِيهَا مِنَ الْمُؤْمِنِين [الذاريات: ٣٥]

٣٥ پس مؤمنانی را که در شهر قوم لوط بودند بیرون کردیم تا عذابی را که به مجرمان می‌‌رسد به آنها نرسد.

﴿فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِين [الذاريات: ٣٦]

٣٦ ولی در این شهر آنها جز یک خانواده مسلمان، یعنی اعضای خانوادۀ لوط÷، نیافتیم.

﴿وَتَرَكْنَا فِيهَا آيَةً لِّلَّذِينَ يَخَافُونَ الْعَذَابَ الأَلِيم [الذاريات: ٣٧]

٣٧ و در شهر قوم لوط، آثاری از عذاب را که بر وقوع عذاب بر آنها دلالت می‌‌کند باقی گذاشتیم تا هرکس از عذاب رنج‌‌آوری که به آنها رسید می‌‌ترسد پند بگیرد، و عمل آنها را مرتکب نشود و از این عذاب نجات یابد.

﴿وَفِي مُوسَى إِذْ أَرْسَلْنَاهُ إِلَى فِرْعَوْنَ بِسُلْطَانٍ مُّبِين [الذاريات: ٣٨]

٣٨ و در موسی÷ آن‌‌گاه که او را با حجت‌‌های روشن به‌‌سوی فرعون فرستادیم، نشانه‌‌ای است برای کسی که از عذاب دردناک می‌‌ترسد.

﴿فَتَوَلَّى بِرُكْنِهِ وَقَالَ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُون [الذاريات: ٣٩]

٣٩ اما فرعون با اعتماد به نیرو و لشکریانش از حق روی گرداند، و در مورد موسی÷ گفت: او ساحری است که مردم را سحر می‌‌کند، یا دیوانه‌‌ای است که در آنچه می‌‌گوید نمی‌‌اندیشد.

﴿فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ وَهُوَ مُلِيم [الذاريات: ٤٠]

٤٠ پس او و تمام لشکریانش را گرفتیم و در دریا افکندیم، آن‌‌گاه غرق و نابود شدند، و فرعون به‌‌سبب تکذیب و ادعای معبود بودن، سزاوار سرزنش بود.

﴿وَفِي عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيم [الذاريات: ٤١]

٤١ و در عاد، قوم هود÷ نشانه‌‌ای است برای کسی‌‌که از عذاب دردناک می‌‌ترسد آن‌‌گاه که بادی را که هیچ بارانی نداشت، و هیچ درختی را بارور نمی‌‌ساخت، و هیچ برکتی در آن نبود بر آنها فرو فرستادیم.

﴿مَا تَذَرُ مِن شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلاَّ جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيم [الذاريات: ٤٢]

٤٢ هیچ‌‌کس یا مال یا غیر آن دو را که بر آن می‌‌گذشت باقی نمی‌‌گذاشت مگر آن را ویران می‌‌کرد، و آن را چون استخوان‌‌های پوسیده و ریز ریز شده بر جای می‌‌گذاشت.

﴿وَفِي ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِين [الذاريات: ٤٣]

٤٣ و در ثمود، قوم صالح÷ نشانه‌‌ای است برای کسی‌‌که از عذاب دردناک می‌‌ترسد آن‌‌گاه که به آنها گفته شد: قبل ازاینکه اجل‌‌های‌‌تان به سر رسد از زندگی خویش بهره ببرید.

﴿فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ وَهُمْ يَنظُرُون [الذاريات: ٤٤]

٤٤ آن‌‌گاه از فرمان پروردگارشان سر باز زدند، و در برابر ایمان و طاعت بسیار تکبر ورزیدند، تا اینکه صاعقۀ عذاب آنها را فراگرفت درحالی‌‌که منتظر نزول آن بودند؛ زیرا سه روز قبل از نزول عذاب به آن وعده داده شده بودند.

﴿فَمَا اسْتَطَاعُوا مِن قِيَامٍ وَمَا كَانُوا مُنتَصِرِين [الذاريات: ٤٥]

٤٥ پس نتوانستند عذابی را که پروردگارشان بر آنها نازل کرد از خودشان دفع کنند، و هیچ نیرویی نداشتند که به آن پناه برند.

﴿وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِين [الذاريات: ٤٦]

٤٦ و به تحقیق که قبل از اینها، قوم نوح را با غرق ‌‌کردن نابود کرده‌‌ایم، زیرا آنها مردم فاسق و نافرمان بودند، پس سزاوار کیفر او تعالی گشتند.

﴿وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُون [الذاريات: ٤٧]

٤٧ و آسمان را بسیار محکم بنا کردیم، و قطعاً ما اطرافش را وسعت بخشیدیم.

﴿وَالأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُون [الذاريات: ٤٨]

٤٨ و زمین را برای ساکنانش مانند بستری گستردیم، و با این کار چه گسترانندگان خوبی هستیم.

﴿وَمِن كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُون [الذاريات: ٤٩]

٤٩ و از هر چیزی دو گونه آفریدیم: مانند نر و ماده، آسمان و زمین، خشکی و دریا؛ تا یگانگی و قدرت الله را که هر چیزی را دو گونه آفرید، به یاد آورید.

﴿فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِين [الذاريات: ٥٠]

٥٠ و با فرمان‌‌برداری از الله و عدم نافرمانی از او، از کیفر الله به‌‌سوی پاداش او تعالی بگریزید، زیرا - ای مردم- من برای شما انذاردهنده‌‌ای آشکار از کیفر او هستم.

﴿وَلاَ تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ إِنِّي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ مُّبِين [الذاريات: ٥١]

٥١ و با الله معبود دیگری قرار ندهید تا او را به جای الله عبادت کنید، زیرا من برای شما انذاردهنده‌‌ای آشکار از این کار هستم.

برخی فواید آیات:

ایمان بالاترین درجۀ اسلام است.

نابودی امت‌‌های تکذیب‌‌ کننده توسط الله درسی برای تمام مردم است.

ترس از الله، فرار به‌‌سوی او سبحانه با انجام عمل صالح را ایجاب می‌‌کند؛ نه فرار از او را.|

﴿كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُون [الذاريات: ٥٢]

٥٢ مانند این تکذیبِ ساکنان مکه، امت‌‌های پیشین تکذیب کردند، چنان‌‌که هیچ رسولی از جانب الله نزدشان نیامد مگر اینکه در مورد او گفتند: ساحر، یا دیوانه‌‌ای است.

﴿أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُون [الذاريات: ٥٣]

٥٣ آیا کافران پیشین و متاخر، یکدیگر را بر تکذیب رسولان سفارش می‌‌کنند؟! نه، بلکه طغیان‌‌شان آنها را بر این کار جمع می‌‌کند (و وحدت عمل می‌‌دهد).

﴿فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَمَا أَنتَ بِمَلُوم [الذاريات: ٥٤]

٥٤ پس - ای رسول- از این تکذیب‌‌ کنندگان روی بگردان، که تو سزاوار نکوهش نیستی، چون آنچه را به‌‌سوی آنها رسالت یافتی به آنها رسانده‌‌ای.

﴿وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِين [الذاريات: ٥٥]

٥٥ ولی نباید رویگردانی تو از آنها تو را از پند و اندرز دادن آنها بازدارد، پس آنها را پند و اندرز بده، زیرا اندرز دادن به کسانی‌‌که به الله ایمان دارند سود می‌‌رساند.

﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون [الذاريات: ٥٦]

٥٦ و جن و انس را نیافریدم جز برای عبادت من به یگانگی، و آنها را نیافریدم تا شریکی برایم قرار دهند.

﴿مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُون [الذاريات: ٥٧]

٥٧ و از آنها رزق و روزی نمی‌‌خواهم، و از آنها نمی‌‌خواهم که به من غذا بدهند.

﴿إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِين [الذاريات: ٥٨]

٥٨ زیرا الله خود روزی‌‌دهندۀ بندگانش است، پس همگی به روزی او نیازمندند. ذات نیرومند استواری است که هیچ‌‌چیز بر او چیره نمی‌‌شود، و تمام جن‌‌ها و انسان‌‌ها در برابر نیروی او سبحانه فروتن هستند.

﴿فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوبًا مِّثْلَ ذَنُوبِ أَصْحَابِهِمْ فَلاَ يَسْتَعْجِلُون [الذاريات: ٥٩]

٥٩ پس - ای رسول- برای کسانی‌‌که با تکذیب تو بر خودشان ستم کرده‌‌اند سهمی از عذاب مانند سهم یاران قبلی آنها است، که این عذاب سررسید مشخصی دارد، پس نباید قبل از فرا رسیدن سررسید عذاب از من بخواهند که آن را به تعجیل اندازم.

﴿فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِن يَوْمِهِمُ الَّذِي يُوعَدُون [الذاريات: ٦٠]

٦٠ پس نابودی و تباهی باد بر کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند، و رسول‌‌شان را تکذیب کردند از روز قیامت که به فروفرستاده شدن عذاب بر آنها در آن روز وعده داده می‌‌شوند.

سوره الطُّور

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

ابطال شبهات تکذیب ‌‌کنندگان از طریق ارایۀ حجت‌‌ها و دلایل؛ برای واداشتن بر تسلیم و فرمان‌‌برداری.

تفسیر:

﴿وَالطُّور [الطور: ١]

١ الله به کوهی که بر روی آن با موسی÷ سخن گفت سوگند یاد فرمود.

﴿وَكِتَابٍ مَّسْطُور [الطور: ٢]

٢ و به کتابی که نوشته شده است سوگند یاد فرمود.

﴿فِي رَقٍّ مَّنشُور [الطور: ٣]

٣ در برگی مفصل و سرگشاده مانند کتاب‌‌های نازل‌‌شده.

﴿وَالْبَيْتِ الْمَعْمُور [الطور: ٤]

٤ و به خانه‌‌ای که آن را فرشتگان در آسمان با عبادت الله آباد می‌‌کنند سوگند یاد فرمود.

﴿وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوع [الطور: ٥]

٥ و به آسمان برافراشته شده که سقف زمین است سوگند یاد فرمود.

﴿وَالْبَحْرِ الْمَسْجُور [الطور: ٦]

٦ و به دریای لبریز از آب سوگند یاد فرمود.

﴿إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ لَوَاقِع [الطور: ٧]

٧ که - ای رسول- عذاب پروردگارت به‌‌طور قطع و بدون تردید بر کافران واقع خواهد شد.

﴿مَا لَهُ مِن دَافِع [الطور: ٨]

٨ (این عذاب) هیچ بازدارنده‌‌ای ندارد که آن را از آنها بازدارد، و آنها را در برابر وقوع آن محافظت کند.

﴿يَوْمَ تَمُورُ السَّمَاء مَوْرًا [الطور: ٩]

٩ روزی‌‌که آسمان برای اعلام قیامت به شدت تکان می‌‌خورد و می‌‌لرزد.

﴿وَتَسِيرُ الْجِبَالُ سَيْرًا [الطور: ١٠]

١٠ و کوه‌‌ها به شدت از جای خویش به حرکت درمی‌‌آیند.

﴿فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِين [الطور: ١١]

١١ در آن روز برای تکذیب ‌‌کنندگانِ عذابی که الله آن را به کافران وعده داده است نابودی و تباهی است.

﴿الَّذِينَ هُمْ فِي خَوْضٍ يَلْعَبُون [الطور: ١٢]

١٢ همان کسانی‌‌که باغوطه‌‌ورشدن در باطل سرگرم هستند، و به رستاخیز و زنده‌‌شدن مردگان در روز قیامت هیچ اهمیتی نمی‌‌دهند.

﴿يَوْمَ يُدَعُّونَ إِلَى نَارِ جَهَنَّمَ دَعًّا [الطور: ١٣]

١٣ روزی‌‌که به شدت و زور به‌‌سوی آتش جهنم رانده می‌‌شوند.

﴿هَذِهِ النَّارُ الَّتِي كُنتُم بِهَا تُكَذِّبُون [الطور: ١٤]

١٤ و از روی توبیخ به آنها گفته می‌‌شود: این همان آتشی است که وقتی رسولان‌‌تان شما را از آن می‌‌ترساندند آن را تکذیب می‌‌کردید.

برخی فواید آیات:

کفر، یک آیین واحد است هر چند وسایل مختلف و پیروان و مکان و زمان گوناگونی داشته باشد.

گواهی الله برای رسولش‌‌ج‌‌ بر تبلیغ رسالت.

حکمت آفرینش جن و انس تحقق عبادت الله با تمام مظاهرش است.

در روز قیامت احوال هستی دگرگون خواهد شد.|

﴿أَفَسِحْرٌ هَذَا أَمْ أَنتُمْ لاَ تُبْصِرُون [الطور: ١٥]

١٥ آیا این عذابی که دیدید سحر است؟! یا شما آن را نمی‌‌بینید؟!

﴿اصْلَوْهَا فَاصْبِرُوا أَوْ لاَ تَصْبِرُوا سَوَاء عَلَيْكُمْ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [الطور: ١٦]

١٦ گرمای این آتش را بچشید و از آن رنج ببرید، پس اگر در برابر رنج‌‌کشیدن از گرمای آن شکیبایی کنید، یا بر آن شکیبایی نکنید، شکیبایی و ناشکیبایی‌‌تان یکسان است، امروز مجازات نمی‌‌شوید مگر در قبال کفر و گناهانی که در دنیا انجام می‌‌دادید.

الله پس از بیان جزای تکذیب‌‌ کنندگان، جزای تصدیق ‌‌کنندگان پرهیزگار را نیز ذکر کرد و فرمود:

﴿إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَعِيم [الطور: ١٧]

١٧ به‌‌راستی‌‌ کسانی که به‌‌خاطر پروردگارشان - با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی‌‌اش پرهیزکاری نموده‌‌اند - در بهشت‌‌ها و نعمت‌‌های زیادی هستند که پایان نمی‌‌یابد.

﴿فَاكِهِينَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِيم [الطور: ١٨]

١٨ از خوردنی‌‌ها و نوشیدنی‌‌ها و نکاح‌‌های خوشایند که الله به آنها عطا کرده بهره‌‌مند می‌‌شوند، و پروردگارشان سبحانه آنها را از عذاب جهنم محافظت کرده است؛ پس به‌‌سبب دستیابی به مطلوب خویش از خوشی‌‌ها و محافظت ‌‌شدن از چیزی‌‌که از آن می‌‌ترسیدند رستگار شده‌‌اند.

﴿كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [الطور: ١٩]

١٩ و به آنها گفته می‌‌شود: به پاداش اعمال خوبتان در دنیا، از آنچه که نفس‌‌تان می‌‌خواهد گوارا بخورید، و از هیچ آسیب و آزاری بر اثر آنچه می‌‌خورید یا می‌‌نوشید نترسید.

﴿مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَّصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِين [الطور: ٢٠]

٢٠ بر تخت‌‌هایی آراسته که در کنار هم به ردیف قرار گرفته‌‌اند تکیه زده‌‌اند، و زنانی سفید و درشت‌‌چشم را به ازدواج آنها درآورده‌‌ایم.

﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُم بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شَيْءٍ كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِين [الطور: ٢١]

٢١ و کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اند و فرزندان‌‌شان در ایمان از آنها پیروی کرده‌‌اند، فرزندان‌‌شان را به آنها ملحق می‌‌کنیم تا چشمان‌‌شان به آنها روشن گردد، هر چند اعمال‌‌شان را کسب نکرده باشند، و ذره‌‌ای از پاداش اعمال‌‌شان نمی‌‌کاهیم، هر انسانی در گرو عمل بدی است که مرتکب شده و ذره‌‌ای از اعمالش را دیگری به جای او به دوش نمی‌‌کشد.

﴿وَأَمْدَدْنَاهُم بِفَاكِهَةٍ وَلَحْمٍ مِّمَّا يَشْتَهُون [الطور: ٢٢]

٢٢ و این بهشتیان را با میوه‌‌های گوناگون، و به هر نوع گوشتی که بخواهند کمک می‌‌کنیم.

﴿يَتَنَازَعُونَ فِيهَا كَأْسًا لاَّ لَغْوٌ فِيهَا وَلاَ تَأْثِيم [الطور: ٢٣]

٢٣ در بهشت جامی را از یکدیگر می‌‌گیرند که نوشیدن آن مانند آنچه را در دنیا منجر به سخن باطل و گناه به‌‌سبب مستی می‌‌شد در پی ندارد.

﴿* وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌ لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَّكْنُون [الطور: ٢٤]

٢٤ و پسرانی که برای خدمت آنها مطیع شده‌‌اند بر گِردشان می‌‌گردند که در درخشندگی و سفیدی پوست‌‌شان گویی مروارید حفاظت‌‌شده در صدف‌‌های‌‌شان هستند.

﴿وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُون [الطور: ٢٥]

٢٥ و برخی از بهشتیان به برخی دیگر روی می‌‌آورند، و از حال یکدیگر در دنیا می‌‌پرسند.

﴿قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِين [الطور: ٢٦]

٢٦ آن‌‌گاه به آنها پاسخ می‌‌دهند: به‌‌راستی‌‌که ما در دنیا میان خانوادۀ خویش از عذاب الله می‌‌ترسیدیم.

﴿فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُوم [الطور: ٢٧]

٢٧ پس الله با هدایت به اسلام بر ما منت بخشید، و ما را از عذاب بی‌‌نهایت سوزان نجات داد.

﴿إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيم [الطور: ٢٨]

٢٨ به‌‌راستی‌‌که ما در زندگی دنیای خویش او را عبادت می‌‌کردیم، و از او می‌‌خواستیم که ما را در برابر آتش جهنم محافظت کند، و به تحقیق که او در وعدۀ خویش بر بندگانش نیکوکار و راستگو، و نسبت به آنها بسیار مهربان است، و از نیکی و از مظاهر رحمت او تعالی این است که ما را به ایمان هدایت و وارد بهشت کرد، و از جهنم دور گرداند.

﴿فَذَكِّرْ فَمَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلاَ مَجْنُون [الطور: ٢٩]

٢٩ پس - ای رسول- با قرآن اندرز بده؛ زیرا تو به‌‌سبب ایمان و عقلی که الله به تو ارزانی داشته است نه کاهنی پری‌‌خوان که با جن‌‌ها در ارتباط باشی هستی، و نه دیوانه‌‌ای هستی.

﴿أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَّتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُون [الطور: ٣٠]

٣٠ یا این تکذیب‌‌ کنندگان می‌‌گویند: محمد رسولی نیست، بلکه شاعری است که انتظار می‌‌بریم مرگ او را برباید، تا از او راحت شویم.

﴿قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُتَرَبِّصِين [الطور: ٣١]

٣١ - ای رسول- به آنها بگو: مرگم را انتظار برید، من نیز عذابی را انتظار می‌‌کشم که به‌‌سبب اینکه مرا تکذیب کردید به شما می‌‌رسد.

برخی فواید آیات:

به‌‌هم‌‌رساندن پدران و پسران در بهشت در یک منزل هر چند عمل برخی از آنها کمتر باشد برای گرامی ‌‌داشتن همگی آنها است تا شادی کامل گردد.

نوشیدن شراب آخرت هیچ امر ناگواری در پی ندارد.

هرکس در دنیا از پروردگارش بترسد الله او را در آخرت ایمن می‌‌گرداند.|

﴿أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلاَمُهُم بِهَذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُون [الطور: ٣٢]

٣٢ بلکه آیا عقل‌‌های‌‌شان آنها را به این سخن‌‌شان امر می‌‌کند که: او کاهن و دیوانه‌‌ای است؟! که آنچه را با یکدیگر جمع نمی‌‌شوند در یک شخص جمع می‌‌کنند، بلکه آنها مردمی متجاوز از حدود هستند، که نه به شرع رجوع می‌‌کنند و نه به عقل.

﴿أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لاَّ يُؤْمِنُون [الطور: ٣٣]

٣٣ یا می‌‌گویند: محمد این قرآن را ساخته است، و به او وحی نشده است؟! آن را نساخته است، بلکه آنها از ایمان به آن سر باز می‌‌زنند، و می‌‌گویند: آن را ساخته است.

﴿فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِين [الطور: ٣٤]

٣٤ پس اگر در این ادعای‌‌تان که او قرآن را ساخته است راستگو هستید سخنی هر چند ساختگی مانند آن بیاورید.

﴿أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُون [الطور: ٣٥]

٣٥ آیا بدون آفریدگاری آفریده شده‌‌اند؟! یا آنها خود آفریدگار خویش هستند؟! نه وجود مخلوق بدون خالق ممکن است، و نه وجود مخلوقی که خلق می‌‌کند. پس چرا آفریدگارشان را عبادت نمی‌‌کنند؟!

﴿أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بَل لاَّ يُوقِنُون [الطور: ٣٦]

٣٦ آیا آسمان‌‌ها و زمین را آنها آفریده‌‌اند؟! بلکه یقین ندارند که الله همان آفریدگارشان است؛ زیرا اگر بر این امر یقین داشتند به‌‌طور قطع او را یگانه برمی‌‌شمردند، و به رسولانش ایمان می‌‌آوردند.

﴿أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَبِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُون [الطور: ٣٧]

٣٧ آیا گنجینه‌‌های پروردگارت نزد آنها است. چه رزق و روزی ‌‌که آن را به هرکس بخواهند می‌‌بخشند، و چه نبوت که آن را به هرکس بخواهند عطا می‌‌کنند و از هرکس بخواهند بازمی‌‌دارند؟! آیا آنها بر حسب اراده‌‌شان مسلط و متصرف هستند؟!

﴿أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِين [الطور: ٣٨]

٣٨ آیا آنها نردبانی دارند که با آن به‌‌سوی آسمان بالا می‌‌روند و در آن به وحی الله گوش فرا می‌‌دهند که وحی می‌‌کند آنها بر حق هستند؟! پس هر یک از آنها به آن وحی گوش داده است باید حجتی روشن بیاورد که شما را در این امر که ادعا می‌‌کنید برحق هستید تصدیق کند.

﴿أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَكُمُ الْبَنُون [الطور: ٣٩]

٣٩ آیا دختران که آنها را نمی‌‌پسندید برای او سبحانه، و پسران که آنها را می‌‌پسندید برای شما است؟!

﴿أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُون [الطور: ٤٠]

٤٠ - ای رسول- آیا در قبال آنچه از جانب پروردگارت بر آنها ابلاغ می‌‌کنی مزدی از آنها می‌‌خواهی؟ که به‌‌سبب این امر به حمل باری خارج از توان‌‌شان مکلف هستند.

﴿أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُون [الطور: ٤١]

٤١ یا علم غیب دارند و برای مردم آنچه را از غیبیات باخبر می‌‌شوند می‌‌نویسند و آنها را از هرچه از امور غیبی که بخواهند باخبر می‌‌سازند.

﴿أَمْ يُرِيدُونَ كَيْدًا فَالَّذِينَ كَفَرُوا هُمُ الْمَكِيدُون [الطور: ٤٢]

٤٢ یا این تکذیب ‌‌کنندگان می‌‌خواهند به تو و دینت نیرنگ بزنند؟! پس به الله اعتماد کن؛ زیرا کسانی‌‌که به الله و رسولش کفر ورزیده‌‌اند خودشان به نیرنگ گرفتار می‌‌شوند، نه تو.

﴿أَمْ لَهُمْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُون [الطور: ٤٣]

٤٣ آیا آنها معبود برحقی جز الله دارند؟! الله از شریکی که به او نسبت می‌‌دهند منزه و پاک است. تمام مواردی که بیان شد هرگز نبوده، و در هیچ حالتی قابل تصور نیست.

﴿وَإِن يَرَوْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاء سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْكُوم [الطور: ٤٤]

٤٤ و اگر پاره‌‌ای از آسمان ببینند در مورد آن می‌‌گویند: طبق معمول این ابری متراکم است، در نتیجه از آن اندرز نمی‌‌گیرند، و ایمان نمی‌‌آورند.

﴿فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلاَقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُون [الطور: ٤٥]

٤٥ پس -ای رسول- آنها را در دشمنی و تکذیب‌‌شان واگذار تا روزی‌‌که در آن عذاب می‌‌شوند، یعنی روز قیامت را ملاقات کنند.

﴿يَوْمَ لاَ يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا وَلاَ هُمْ يُنصَرُون [الطور: ٤٦]

٤٦ روزی‌‌که نیرنگشان هیچ‌‌چیز نه کم نه زیاد آنها را بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد، و برای نجات‌‌یافتن از عذاب یاری نمی‌‌شوند.

﴿وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذَابًا دُونَ ذَلِكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُون [الطور: ٤٧]

٤٧ و به‌‌راستی برای کسانی‌‌که با شرک و گناهان بر خودشان ستم کرده‌‌اند عذابی پیش از عذاب آخرت؛ با قتل و اسارت در دنیا، و عذاب قبر در برزخ است. اما بیشتر آنها این امر را نمی‌‌دانند، به همین سبب بر کفرشان باقی می‌‌مانند.

الله پس از بیان بطلان آنچه مشرکان بر آن هستند به رسولش فرمان داد که به آنها اهمیت ندهد، و در برابر تکذیب‌‌شان صبر کند:

﴿وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُوم [الطور: ٤٨]

٤٨ و - ای رسول- در برابر حکم پروردگارت و حکمت‌‌های شرعی آن شکیبایی کن، که تو در دیدگاه و حمایت ما هستی، و به ستایش پروردگارت آن‌‌گاه که از خواب برمی‌‌خیزی تسبیح بگو.

﴿وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُوم [الطور: ٤٩]

٤٩ و بخشی از شب، پروردگارت را تسبیح بگو، و برایش نماز بگزار، و نماز فجر را هنگامی‌‌ برپادار که ستارگان با غروب به‌‌سبب روشنایی روز، پشت می‌‌کنند.

برخی فواید آیات:

طغیان یکی از اسباب گمراهی است.

اهمیت جدال عقلی در اثبات حقایق دین.

ثبوت عذاب برزخ.|

سوره النَّجم

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان راستی وحی و بزرگی منبع آن، برای اثبات عقیدۀ توحید، و ابطال عقیدۀ شرک.

تفسیر:

﴿وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى [النجم: ١]

١ الله سبحانه به ستاره، آن‌‌گاه که فرود آید سوگند یاد فرمود.

﴿مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى [النجم: ٢]

٢ که محمد رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ از راه هدایت منحرف نشده، و نادان نگشته است، بلکه عاقل و دانا است.

﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى [النجم: ٣]

٣ و از سر هوس به این قرآن سخن نمی‌‌گوید.

﴿إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى [النجم: ٤]

٤ این قرآن جز وحیی که الله آن را از طریق جبرئیل÷ به او وحی می‌‌کند نیست.

﴿عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى [النجم: ٥]

٥ فرشته‌‌ای بسیار نیرومند یعنی جبرئیل÷ آن را به او آموخت.

﴿ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى [النجم: ٦]

٦ و جبرئیل÷ ظاهری زیبا دارد، و بر ظاهری که الله او را بر آن آفریده است آشکارا در برابر پیامبر‌‌ج‌‌ ایستاد.

﴿وَهُوَ بِالأُفُقِ الأَعْلَى [النجم: ٧]

٧ درحالی‌‌که جبرئیل÷ در افق برتر آسمان بود.

﴿ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى [النجم: ٨]

٨ آن‌‌گاه جبرئیل÷ به پیامبر‌‌ج‌‌ نزدیک، و نزدیک‌‌تر شد.

﴿فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى [النجم: ٩]

٩ تا جایی‌‌که نزدیکی او به پیامبر‌‌ج‌‌ به اندازۀ دو کمان یا کمتر رسید.

﴿فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى [النجم: ١٠]

١٠ آن‌‌گاه جبرئیل÷ آنچه را باید وحی می‌‌کرد به بندۀ الله محمد‌‌ج‌‌ وحی کرد.

﴿مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى [النجم: ١١]

١١ قلب محمد‌‌ج‌‌ آنچه را که چشمش دید تکذیب نکرد.

﴿أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى [النجم: ١٢]

١٢ پس -ای مشرکان- آیا در آنچه الله در شبی که او را حرکت داد با او مجادله می‌‌کنید؟!

﴿وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى [النجم: ١٣]

١٣ و به‌‌تحقیق‌‌که محمد‌‌ج‌‌ جبرئیل÷ را بر صورتش باری دیگر در شبی که حرکت داده شد (شب اسراء) دیده است.

﴿عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى [النجم: ١٤]

١٤ کنار سدرة المنتهی که درختی بسیار بزرگ در آسمان هفتم است.

﴿عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى [النجم: ١٥]

١٥ جنةالمأوی در کنار این درخت است.

﴿إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى [النجم: ١٦]

١٦ آن‌‌گاه که چیزهای زیادی سدره را پوشانده بود، که فقط الله از کُنه آن آگاه است.

﴿مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى [النجم: ١٧]

١٧ چشم پیامبر‌‌ج‌‌ به راست و چپ منحرف نشد، و از حدی که برایش مشخص شده بود نگذشت.

﴿لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى [النجم: ١٨]

١٨ به‌‌تحقیق‌‌که محمد‌‌ج‌‌ در شبی که به معراج برده شد برخی آیات بزرگ پروردگارش را که بر قدرت او تعالی دلالت دارند دید، یعنی بهشت، جهنم، و غیر این دو را دید.

﴿أَفَرَأَيْتُمُ اللاَّتَ وَالْعُزَّى [النجم: ١٩]

١٩ پس - ای مشرکان- به من خبر دهید این بت‌‌هایی را که به جای الله عبادت می‌‌کنید: لات و عزی.

﴿وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرَى [النجم: ٢٠]

٢٠ و منات، سومین بت دیگرتان؛ به من خبر دهید که آیا مالک نفع یا زیانی برای‌‌تان هستند؟!

﴿أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الأُنثَى [النجم: ٢١]

٢١ - ای مشرکان- آیا پسر که آن را می‌‌پسندید برای شماست، و دختر که آن را نمی‌‌پسندید برای او سبحانه است؟!

﴿تِلْكَ إِذًا قِسْمَةٌ ضِيزَى [النجم: ٢٢]

٢٢ این تقسیم که از سر هوس آن را انجام دادید تقسیمی ستمکارانه است.

﴿إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى [النجم: ٢٣]

٢٣ این بت‌‌ها جز نام‌‌هایی بدون معنا نیستند، که هیچ سهمی در صفات الوهیت ندارند، و شما و پدران‌‌تان از جانب خویش آنها را نامگذاری کرده‌‌اید، و الله هیچ برهانی بر آنها نفرستاده است، مشرکان در اعتقاد خویش پیروی نمی‌‌کنند مگر از ظن و آنچه نفس‌‌شان می‌‌خواهد و شیطان در دل‌‌های‌‌شان آراسته است. و به تحقیق که هدایت از جانب پروردگارشان بر زبان پیامبر او برای‌‌شان آمده است، اما به آن راه نیافتند.

﴿أَمْ لِلإِنسَانِ مَا تَمَنَّى [النجم: ٢٤]

٢٤ آیا انسان آنچه را از شفاعت بت‌‌ها نزد الله آرزو کند دارد؟!

﴿فَلِلَّهِ الآخِرَةُ وَالأُولَى [النجم: ٢٥]

٢٥ خیر، آنچه آرزو کند برایش نیست، زیرا آخرت و دنیا فقط برای الله است، که از این دو آنچه را بخواهد عطا می‌‌کند و آنچه را بخواهد بازمی‌‌دارد.

﴿* وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لاَ تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلاَّ مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَاء وَيَرْضَى [النجم: ٢٦]

٢٦ و چه بسیار فرشتگانی که در آسمان‌‌ها هستند و شفاعت‌‌شان ذره‌‌ای بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد اگر بخواهند برای کسی شفاعت کنند مگر پس از اینکه الله به هر یک از آنها که بخواهد اجازۀ شفاعت دهد، و از کسی‌‌که برایش شفاعت می‌‌شود راضی باشد. پس الله برای کسی‌‌که شریکی برای او تعالی قرار داده اجازه نمی‌‌دهد که شفاعت کند، و هرگز از شفاعت‌‌شده‌‌ای که او را به جای الله عبادت می‌‌کند راضی نخواهد شد.

برخی فواید آیات:

کمال ادب پیامبر‌‌ج‌‌ چون با وجود اینکه در آسمان هفتم بود چشمش را منحرف نکرد.

نادانی مشرکان چون چیزی را که زیان و منفعت نمی‌‌رساند عبادت کردند، و آنچه را نمی‌‌پسندیدند به الله نسبت دادند، و آنچه را می‌‌پسندیدند برای خودشان برگزیدند.

شفاعت واقع نمی‌‌شود مگر به دو شرط: دادن اذن به شفاعت کننده، و رضایت از کسی‌‌که برایش شفاعت می‌‌شود.|

﴿إِنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ لَيُسَمُّونَ الْمَلاَئِكَةَ تَسْمِيَةَ الأُنثَى [النجم: ٢٧]

٢٧ کسانی‌‌که به رستاخیز در سرای آخرت ایمان ندارند به‌‌طور قطع فرشتگان را به اعتقاد اینکه آنها دختران الله هستند به نام‌‌های زنان نامگذاری می‌‌کنند، الله از این سخن‌‌شان بسیار برتر است.

﴿وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا [النجم: ٢٨]

٢٨ و در نامگذاری فرشتگان به نام‌‌های زنان، هیچ دانشی ندارند که به آن استناد کنند، و در این امر جز از افترا بستن و گمان پیروی نمی‌‌کنند، و به‌‌راستی‌‌که گمان ذره‌‌ای از حق بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد تا به جای آن بنشیند.

﴿فَأَعْرِضْ عَن مَّن تَوَلَّى عَن ذِكْرِنَا وَلَمْ يُرِدْ إِلاَّ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا [النجم: ٢٩]

٢٩ پس - ای رسول- از کسی‌‌که به یاد الله پشت کرده و اهمیتی به آن نمی‌‌دهد، و جز زندگی دنیا نمی‌‌خواهد روی بگردان؛ زیرا او برای آخرت خویش عمل نمی‌‌کند؛ چون به آن ایمان ندارد.

﴿ذَلِكَ مَبْلَغُهُم مِّنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدَى [النجم: ٣٠]

٣٠ این سخن - یعنی نامیدن فرشتگان به نام زنان- که مشرکان آن را می‌‌گویند اوجِ دانشِ آنها است؛ چون نادان هستند، و به یقین نرسیده‌‌اند، - ای رسول- همانا پروردگار تو به کسی‌‌که از راه حق منحرف شده، و به کسی‌‌که به راه حق هدایت یافته، آگاه‌‌تر است، و ذره‌‌ای از این امر بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا بِمَا عَمِلُوا وَيَجْزِيَ الَّذِينَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَى [النجم: ٣١]

٣١ و فرمانروایی و آفرینش و تدبیر تمام آنچه در آسمان‌‌ها و در زمین است فقط از آنِ الله است، تا کسانی را که اعمال بد در دنیا مرتکب شده‌‌اند به عذابی که سزاوارش هستند مجازات کند، و مؤمنان را که اعمال نیک انجام داده‌‌اند به بهشت پاداش دهد.

﴿الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّةٌ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ فَلاَ تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى [النجم: ٣٢]

٣٢ همان کسانی‌‌که از گناهان کبیره، و معصیت‌‌های زشت جز گناهان صغیره دوری می‌‌کنند. گناهان صغیره با ترک گناهان کبیره، و افزودن بر طاعات بخشیده می‌‌شوند. - ای رسول- به‌‌راستی‌‌که پروردگار تو دارای آمرزش گسترده است، که گناهانِ بندگانش را آن‌‌گاه که توبه کنند می‌‌بخشد. او سبحانه به احوال و امور شما آگاه‌‌تر است آن‌‌گاه که پدرتان آدم÷ را از خاک آفرید، و آن‌‌گاه که باری در شکم‌‌های مادران‌‌تان بودید و مرحله به مرحله آفریده می‌‌شدید، ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند. پس خودتان را با توصیف به پرهیزگاری نستایید؛ زیرا او سبحانه نسبت به کسی‌‌که با اجرای اوامر، و اجتناب از نواهی‌‌اش تقوای او را پیشه کرده است داناتر است.

﴿أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى [النجم: ٣٣]

٣٣ پس آیا زشتی حال کسی را که بعد از اینکه اسلام به او نزدیک شد از آن روی گرداند دیدی؟

﴿وَأَعْطَى قَلِيلاً وَأَكْدَى [النجم: ٣٤]

٣٤ و اندکی از مال بخشید سپس خودداری کرد؛ زیرا بُخل، خلق و خوی او است، و با این وجود خودش را پاک می‌‌شمارد.

﴿أَعِندَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى [النجم: ٣٥]

٣٥ آیا علم غیب نزد او است که غیب را می‌‌بیند و به آن سخن می‌‌گوید؟!

﴿أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى [النجم: ٣٦]

٣٦ یا اینکه بر الله دروغ می‌‌بندد؟! یا این افترا زننده بر الله به آنچه در صحیفه‌‌های نخستین که الله آنها را بر موسی÷ نازل کرده خبر نیافته است؟

﴿وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى [النجم: ٣٧]

٣٧ و صحیفه‌‌های ابراهیم÷ که تمام آنچه را که پروردگارش او را به آن مکلف کرد برپا داشت و کامل کرد.

﴿أَلاَّ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى [النجم: ٣٨]

٣٨ که هیچ انسانی گناه دیگری را برنمی‌‌دارد.

﴿وَأَن لَّيْسَ لِلإِنسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى [النجم: ٣٩]

٣٩ و اینکه برای انسان جز پاداش عمل خودش که آن را انجام داده، نیست.

﴿وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى [النجم: ٤٠]

٤٠ و اینکه عملش در روز قیامت آشکارا دیده خواهد شد.

﴿ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاء الأَوْفَى [النجم: ٤١]

٤١ آن‌‌گاه جزای عملش به صورت کامل و بدون کاستی به او داده می‌‌شود.

﴿وَأَنَّ إِلَى رَبِّكَ الْمُنتَهَى [النجم: ٤٢]

٤٢ و اینکه - ای رسول- سرانجام و بازگشت بندگان پس از مرگشان به‌‌سوی پروردگار توست.

﴿وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى [النجم: ٤٣]

٤٣ و او ذاتی است که هرکس را بخواهد شاد می‌‌گرداند و می‌‌خنداند، و هرکس را بخواهد غمگین می‌‌سازد و می‌‌گریاند.

﴿وَأَنَّهُ هُوَ أَمَاتَ وَأَحْيَا [النجم: ٤٤]

٤٤ و او ذاتی است که زندگان را در دنیا می‌‌میراند، و مردگان را با رستاخیز زنده می‌‌گرداند.

برخی فواید آیات:

تقسیم‌‌بندی گناهان به گناهان کبیره و صغیره.

خطر زیاد دروغ‌‌ گفتن از جانب الله بدون هیچ دانشی.

نهی از تزکیۀ نفس.|

﴿وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالأُنثَى [النجم: ٤٥]

٤٥ و اینکه او تعالی دو گونه: نر و ماده را آفرید.

﴿مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى [النجم: ٤٦]

٤٦ از نطفه‌‌ای آن‌‌گاه که در رحم قرار می‌‌گیرد.

﴿وَأَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الأُخْرَى [النجم: ٤٧]

٤٧ و اینکه بازگرداندنِ آفرینشِ این دو پس از مرگشان برای رستاخیز برعهدۀ او است.

﴿وَأَنَّهُ هُوَ أَغْنَى وَأَقْنَى [النجم: ٤٨]

٤٨ و او ذاتی است که هر یک از بندگانش را که خواست با تملیک مال بی‌‌نیاز ساخت، و از مال، آنچه را که مردم آن را پس‌‌انداز می‌‌کنند بخشید.

﴿وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَى [النجم: ٤٩]

٤٩ اینکه او همان پروردگار ستارۀ شِعری است که برخی مشرکان آن را همراه الله عبادت می‌‌کنند.

﴿وَأَنَّهُ أَهْلَكَ عَادًا الأُولَى [النجم: ٥٠]

٥٠ و او ذاتی است که عادیان نخستین را نابود کرد؛ یعنی قوم هود آن‌‌گاه که بر کفرشان پافشاری کردند.

﴿وَثَمُودَ فَمَا أَبْقَى [النجم: ٥١]

٥١ و ثمودیان قوم صالح را نابود کرد؛ به‌‌گونه‌‌ای که حتی یکی از آنها را باقی نگذاشت.

﴿وَقَوْمَ نُوحٍ مِّن قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَى [النجم: ٥٢]

٥٢ و پیش از عاد و ثمود، قوم نوح را نابود کرد. به‌‌راستی‌‌که قوم نوح از عاد و ثمود ستمکارتر و سرکش‌‌تر بودند؛ چون نوح÷ نهصد و پنجاه سال درحالی‌‌که آنها را به توحید الله فرامی‌‌خواند در میان‌‌شان ماند، اما دعوتش را نپذیرفتند.

﴿وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَى [النجم: ٥٣]

٥٣ و شهرهای قوم لوط را به آسمان بالا برد، و زیر و رو کرد، سپس آنها را بر زمین فرو افکند.

﴿فَغَشَّاهَا مَا غَشَّى [النجم: ٥٤]

٥٤ و پس از بالا بردن آنها به آسمان و فرو افکندن‌‌شان بر زمین، آنچه را می‌‌بایست آنها را از سنگ‌‌ها پوشاند و بر آن کوبید.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكَ تَتَمَارَى [النجم: ٥٥]

٥٥ پس ای انسان، به کدام‌‌یک از آیات پروردگارت که بر قدرت او دلالت دارند جدال می‌‌کنی و از آن پند نمی‌‌گیری؟!

﴿هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النُّذُرِ الأُولَى [النجم: ٥٦]

٥٦ این رسولِ فرستاده‌‌ شده به‌‌سوی شما از جنس رسولان نخستین است.

﴿أَزِفَتْ الآزِفَة [النجم: ٥٧]

٥٧ قیامت بسیار نزدیک شده است.

﴿لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللَّهِ كَاشِفَة [النجم: ٥٨]

٥٨ جز الله هیچ بازدارنده‌‌ای ندارد که آن را بازگرداند، و جز الله هیچ‌‌کس نیست که بر آن اطلاع یابد.

﴿أَفَمِنْ هَذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُون [النجم: ٥٩]

٥٩ پس آیا از این قرآن که بر شما خوانده می‌‌شود تعجب می‌‌کنید که از جانب الله باشد؟!

﴿وَتَضْحَكُونَ وَلاَ تَبْكُون [النجم: ٦٠]

٦٠ و از روی تمسخر بر آن می‌‌خندید، و هنگام شنیدن اندرزهایش نمی‌‌گِریید؟!

﴿وَأَنتُمْ سَامِدُون [النجم: ٦١]

٦١ درحالی‌‌که از آن غافل هستید، و به آن اهمیت نمی‌‌دهید؟!

﴿فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَاعْبُدُوا * [النجم: ٦٢]

٦٢ پس فقط برای الله سجده کنید، و عبادت را برای او خالص گردانید.

سوره القمر

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

یادآوری آیات و انذارها، وبیان مقصد تکذیب‌‌ کنندگان آنها؛ به همین منظور آیۀ ﴿وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ «و یقیناً ما قرآن را برای تذکر آسان نمودیم، پس آیا کسی هست که متذکر شود؟!» در سوره تکرار شده است.

تفسیر:

﴿اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَر [القمر: ١]

١ آمدن قیامت نزدیک شد، و ماه در عهد پیامبر‌‌ج‌‌ شکافت. شکافته ‌‌شدن ماه از آیات حسی پیامبر‌‌ج‌‌ بود.

﴿وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِر [القمر: ٢]

٢و اگر مشرکان دلیل و برهانی بر راستگویی پیامبر‌‌ج‌‌ ببینند از پذیرش آن روی می‌‌گردانند، و می‌‌گویند: دلایل و براهینی که مشاهده کردیم سحری باطل است.

﴿وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِر [القمر: ٣]

٣ و حقیقتی را که نزدشان آمد تکذیب کردند، و در این امر از هوس‌‌های‌‌شان پیروی کردند، و هر امری - خیر باشد یا شر- در روز قیامت بر مستحق خویش واقع می‌‌شود.

﴿وَلَقَدْ جَاءهُم مِّنَ الأَنبَاء مَا فِيهِ مُزْدَجَر [القمر: ٤]

٤ و به‌‌تحقیق از اخبار امت‌‌هایی که الله آنها را به‌‌سبب کفر و ستم‌‌شان نابود کرد آنچه برای بازداشتن آنها از کفر و ستم‌‌شان کافی است به آنها رسیده است.

﴿حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُر [القمر: ٥]

٥ و آنچه برای‌‌شان آمد حکمتی کامل است تا حجت بر آنها اقامه شود، اما انذارها به مردمی‌‌که به الله و به روز قیامت ایمان ندارند، سود نمی‌‌رساند.

﴿فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُ الدَّاعِ إِلَى شَيْءٍ نُّكُر [القمر: ٦]

٦ پس - ای رسول- حال که هدایت نشدند آنها را رها کن و از آنها روی گردان؛ در انتظار روزی‌‌که فرشتۀ موظف به دمیدن در صور به‌‌سوی امری هولناک که مخلوقات از پیش مانند آن را نشناخته‌‌اند فرا می‌‌خواند.

برخی فواید آیات:

عدم تأثیرپذیری از قرآن، یک هشدار فاجعه‌‌آمیز است.

خطر پیروی از هوس بر نفس در دنیا و آخرت.

عدم پندپذیری از نابودی امت‌‌ها، یکی از صفات کافران است.|

﴿خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِر [القمر: ٧]

٧ با چشمان خوار و ذلیل [و به زیر افتاده]، از قبرهایشان خارج می‌‌شوند، در دویدن به‌‌سوی جایگاه حسابرسی، گویی ملخ‌‌هایی پراکنده هستند.

﴿مُّهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَذَا يَوْمٌ عَسِر [القمر: ٨]

٨ نزد داعی به‌‌سوی آن جایگاه می‌‌شتابند، کافران می‌‌گویند: امروز به‌‌سبب سختی و ترس‌‌هایی که دارد روزی دشوار است.

الله پس از بیان رویگردانی کافران از دعوت رسولان، به‌‌خاطر تسکین رسول‌‌ج‌‌ برایش خبر داد که امت‌‌های پیشین نیز رسولان‌‌شان را تکذیب کردند، و فرمود:

﴿* كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِر [القمر: ٩]

٩ - ای رسول- پیش از این‌‌های که دعوتِ تو را تکذیب کردند، قوم نوح بندۀ ما نوح÷ را آن‌‌گاه که او را به‌‌سوی آنها فرستادیم تکذیب کردند، و در مورد او گفتند: دیوانه‌‌ای است، و چون از دعوت آنها دست نکشید با انواع ناسزاگویی و دشنام و تهدید او را از خود راندند.

﴿فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِر [القمر: ١٠]

١٠ پس نوح÷ این‌‌گونه پروردگارش را خواند: به‌‌راستی‌‌که قومم بر من چیره شدند، و دعوتم را نپذیرفتند، پس با عذابی که بر آنها فرو می‌‌فرستی مرا یاری کن.

﴿فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِر [القمر: ١١]

١١ آن‌‌گاه درهای آسمان را به آبی فراوان و پیاپی گشودیم.

﴿وَفَجَّرْنَا الأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِر [القمر: ١٢]

١٢ و زمین را جوشانیدیم تا به چشمه‌‌هایی جوشان از آب تبدیل شد، آن‌‌گاه به امری از جانب الله که آن را در ازل مقدر کرده بود آب نازل ‌‌شده از آسمان به آب جوشیده از زمین پیوست، و همگی را غرق کرد جز کسانی‌‌که الله آن‌‌ها را نجات داد.

﴿وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُر [القمر: ١٣]

١٣ و نوح÷ را بر کشتی‌‌ای دارای تخته‌‌ها و میخ‌‌ها سوار کردیم، و او و همراهیانش را از غرق ‌‌شدن نجات دادیم.

﴿تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاء لِّمَن كَانَ كُفِر [القمر: ١٤]

١٤ برای یاری نوح÷ که قومش او را تکذیب کردند، و به آنچه از جانب الله برای‌‌شان آورد کفر ورزیدند، این کشتی در امواج متلاطم آب زیر نظر و حفاظت ما حرکت می‌‌کرد.

﴿وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِر [القمر: ١٥]

١٥ و در حقیقت این کیفر که آنها را با آن عذاب کردیم، به عنوان پند و اندرزی باقی گذاشتیم. پس آیا پند گیرنده‌‌ای هست که از آن پند گیرد؟!

﴿فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُر [القمر: ١٦]

١٦ پس عذاب من بر تکذیب ‌‌کنندگان چگونه بود؟! و اِنذارم برای نابود کردن آنها توسط من چگونه بود؟!

﴿وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِر [القمر: ١٧]

١٧ و به ‌‌تحقیق‌‌ که قرآن را برای یادآوری و پند گرفتن آسان کرده‌‌ایم. پس آیا کسی هست که از پندها و اندرزهای موجود در آن پند بگیرد؟!

﴿كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُر [القمر: ١٨]

١٨ عاد پیامبرش هود÷ را تکذیب کرد. پس - ای اهالی مکه- بیندیشید که عذاب من بر آنها چگونه بود؟! و اِنذار من از عذاب آنها برای دیگران چگونه بود؟!

﴿إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُّسْتَمِر [القمر: ١٩]

١٩ به‌‌راستی‌‌که ما بادی بسیار سرد در روزی سخت و منحوس که تا ورود آنها به جهنم همراهشان بود بر آنها فرستادیم.

﴿تَنزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُّنقَعِر [القمر: ٢٠]

٢٠ که مردم را از زمین برمی‌‌کند، و آنها را بر سرهای‌‌شان می‌‌افکند، گویی تنه‌‌های درختان خرمایی هستند که از محل خود کنده شده بودند.

﴿فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُر [القمر: ٢١]

٢١ پس- ای اهالی مکه- بیندیشید که عذاب من برای آنها چگونه بود؟! و انذار من از عذاب آنها برای دیگران چگونه بود؟!

﴿وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِر [القمر: ٢٢]

٢٢ و به‌‌ تحقیق‌‌ که قرآن را برای یادآوری و پند گرفتن آسان کرده‌‌ایم. پس آیا کسی هست که از پندها و اندرزهای موجود در آن پند بگیرد؟!

﴿كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُر [القمر: ٢٣]

٢٣ ثمود آنچه را رسول‌‌شان صالح÷ آنها را با آن اِنذار داد تکذیب کردند.

﴿فَقَالُوا أَبَشَرًا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلاَلٍ وَسُعُر [القمر: ٢٤]

٢٤ و از روی انکار گفتند: آیا تنها یک انسان از جنس خودمان را پیروی کنیم؟! اگر در این حالت از او پیروی کنیم به‌‌طور قطع در دوری و انحراف از حق، و در رنج خواهیم بود.

﴿أَؤُلْقِيَ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِر [القمر: ٢٥]

٢٥ آیا وحی فقط بر او که یک نفر است نازل شده است، و از میان همگی ما فقط به او اختصاص داده شده است؟! نه، بلکه او دروغگویی مغرور است.

﴿سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الأَشِر [القمر: ٢٦]

٢٦ در روز قیامت خواهند دانست که دروغگوی مغرور کیست. آیا صالح÷ است یا آنها ؟

﴿إِنَّا مُرْسِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْتَقِبْهُمْ وَاصْطَبِر [القمر: ٢٧]

٢٧ به‌‌راستی‌‌که ما ماده ‌‌شتر را برای آزمایش آنها از صخره درآوردیم و فرستادیم، پس - ای صالح- منتظر و مراقب باش که چه کاری با آن انجام می‌‌دهند، و چه کاری با آنها انجام می‌‌شود، و در برابر آزارهای‌‌شان شکیبایی کن.

برخی فواید آیات:

مشروعیت دعا علیه کافرِ اصرارکننده بر کفر.

نابود کردن تکذیب‌‌ کنندگان و نجات ‌‌دادن مؤمنان، سنتی الهی است.

آسان‌‌سازی قرآن برای حفظ و یادآوری و پندگیری.|

﴿وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاء قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُّحْتَضَر [القمر: ٢٨]

٢٨ و به آنها خبر بده که آب چاهشان میان آنها و این ماده‌‌شتر تقسیم شده است؛ روزی برای آن، و روزی برای آنها، در هر سهمی فقط صاحب آن در روزی‌‌که برایش اختصاص داده شده است حضور می‌‌یابد.

﴿فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَى فَعَقَر [القمر: ٢٩]

٢٩ پس رفیقشان را صدا زدند تا ماده‌‌شتر را بکشد، و او برای اجرای فرمان قومش شمشیر را کشید و آن را کُشت.

﴿فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُر [القمر: ٣٠]

٣٠ پس - ای اهالی مکه- بیندیشید که عذاب من بر آنها چگونه بود؟! و انذار من از عذاب آنها برای دیگران چگونه بود؟!

﴿إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِر [القمر: ٣١]

٣١ در حقیقت ما یک فریاد بر آنها فرستادیم که آنها را نابود کرد، به‌‌ناگاه مانند درخت خشکی شدند که چوپان حصاری برای گوسفندان خویش از آن می‌‌سازد.

﴿وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِر [القمر: ٣٢]

٣٢ و به تحقیق که قرآن را برای یادآوری و پند گرفتن آسان کرده‌‌ایم. پس آیا کسی هست که از پندها و اندرزهای موجود در آن پند بگیرد؟!

﴿كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُر [القمر: ٣٣]

٣٣ قوم لوط آنچه را رسول‌‌شان لوط÷ آنها را با آن اِنذار داد تکذیب کردند.

﴿إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلاَّ آلَ لُوطٍ نَّجَّيْنَاهُم بِسَحَر [القمر: ٣٤]

٣٤ به‌‌راستی ما بادی بر آنها فرستادیم که سنگ‌‌ها را بر آنها می‌‌افکند، جز خانوادۀ لوط÷، که عذاب به آنها نرسید، و آنها را از آن نجات دادیم؛ چون قبل از وقوع عذاب در آخر شب آنها را حرکت دادیم.

﴿نِعْمَةً مِّنْ عِندِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَن شَكَر [القمر: ٣٥]

٣٥ به احسانی از جانب خویش آنها را از عذاب نجات دادیم، مانند این پاداش که به لوط÷ دادیم به هرکس از الله در قبال نعمت‌‌هایش سپاسگزاری کند پاداش می‌‌دهیم.

﴿وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا بِالنُّذُر [القمر: ٣٦]

٣٦ و به تحقیق که لوط÷ آنها را از عذاب ما ترساند اما در اِنذار او به جدال پرداختند، و او را تکذیب کردند.

﴿وَلَقَدْ رَاوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُر [القمر: ٣٧]

٣٧ و به تحقیق که قوم لوط به قصد انجام فاحشه از او خواستند که آنها را با مهمانانش تنها بگزارد، پس چشمان‌‌شان را پوشاندیم که آنها را ندیدند، و به آنها گفتیم: عذاب من، و نتیجۀ انذارم به شما را بچشید.

﴿وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌ مُّسْتَقِر [القمر: ٣٨]

٣٨ و به تحقیق که صبحگاه، عذابی بی‌‌وقفه، قوط لوط را فرا گرفت تا اینکه وارد آخرت شدند و عذاب آخرت آنها را فرا گرفت.

﴿فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُر [القمر: ٣٩]

٣٩ و به آنها گفته شد: عذاب من را که آن را بر شما فرو فرستادم، و نتیجۀ انذار لوط÷ به شما را بچشید.

﴿وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِر [القمر: ٤٠]

٤٠ و به تحقیق که قرآن را برای یادآوری و پند گرفتن آسان کرده‌‌ایم. پس آیا کسی هست که از پندها و اندرزهای موجود در آن پند بگیرد؟!

﴿وَلَقَدْ جَاء آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُر [القمر: ٤١]

٤١ و به تحقیق که انذار ما بر زبان موسی و هارون علیهما السلام به فرعون و فرعونیان رسید.

﴿كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُّقْتَدِر [القمر: ٤٢]

٤٢ حجت‌‌ها و دلایلی را که از جانب ما برای‌‌شان آمد تکذیب کردند، پس آنها را به کیفر ذات شکست‌‌ ناپذیر که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و ذات بسیار توانایی که از هیچ چیزی ناتوان نیست، آنها را در قبال اینکه این حجت‌‌ها و دلایل را تکذیب کردند کیفر دادیم.

﴿أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِّنْ أُوْلَئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَاءةٌ فِي الزُّبُر [القمر: ٤٣]

٤٣ - ای اهالی مکه- آیا کافران شما از آن کافران مذکور برتر هستند: قوم نوح و عاد و ثمود و قوم لوط و فرعون و قومش؟! یا اَمان‌‌نامه‌‌ای از عذاب الله دارید که کتاب‌‌های آسمانی آن را آورده‌‌اند؟!

﴿أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌ مُّنتَصِر [القمر: ٤٤]

٤٤ بلکه آیا این کافران ساکن مکه می‌‌گویند: ما جمعیتی هستیم که در برابر هرکس بخواهد آسیبی به ما برساند، و اتحاد ما را بر هم زَنَد به یکدیگر یاری می‌‌رسانیم؟!

﴿سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُر [القمر: ٤٥]

٤٥ به زودی جمع این کافران در هم خواهد شکست و در برابر مؤمنان پشت خواهند کرد.این امر در روز بدر رخ داد.

﴿بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَر [القمر: ٤٦]

٤٦ بلکه قیامت که آن را تکذیب می‌‌کنند همان موعدشان است که در آن عذاب می‌‌شوند، و قیامت بزرگتر و سخت‌‌تر است از عذابی که روز بدر در دنیا با آن روبرو شدند.

﴿إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلاَلٍ وَسُعُر [القمر: ٤٧]

٤٧ به‌‌راستی‌‌که مجرمان به‌‌سبب کفر و گناهان در گمراهی از حق، و عذاب و رنج هستند.

﴿يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَر [القمر: ٤٨]

٤٨ روزی‌‌که بر صورت‌‌های‌‌شان در آتش کشیده می‌‌شوند، و از روی توبیخ به آنها گفته می‌‌شود: عذاب جهنم را بچشید.

﴿إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَر [القمر: ٤٩]

٤٩ به‌‌راستی‌‌که ما هر چیزی را در هستی به تقدیر ازلی، و براساس علم و ارادۀ خویش، و طبق آنچه در لوح محفوظ نوشته‌‌ایم آفریده‌‌ایم.

برخی فواید آیات:

عذاب، هم شخص انجام دهنده جرم را دربرمی‌‌گیرد و هم کسانی را که در این جرم به او یاری می‌‌رسانند.

شکر الله بر نعمت‌‌هایش، سبب نجات از عذاب است.

خبردادن قرآن از شکست مشرکان در روز بدر قبل از وقوع آن، از جمله اخبار غیبی است که بر راستگویی قرآن دلالت دارند.

وجوب ایمان به قدر.|

﴿وَمَا أَمْرُنَا إِلاَّ وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَر [القمر: ٥٠]

٥٠ و فرمان ما وقتی چیزی را اراده کنیم نیست جز اینکه یک کلمه می‌‌گوییم و آن: کُن (باش) است، به‌‌ناگاه آنچه که می‌‌خواستیم در چشم به‌‌هم زدنی، به سرعت موجود می‌‌شود.

﴿وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِر [القمر: ٥١]

٥١ و به تحقیق که از امت‌‌های گذشته امثال شما در کفر را نابود کرده‌‌ایم. پس آیا پندگیرنده‌‌ای هست که از این امر پند بگیرد و از کفرش دست بکشد؟!

﴿وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُر [القمر: ٥٢]

٥٢ و هر عملی را که بندگان انجام دادند در نامه‌‌های اعمالشان توسط فرشتگان نگهبان نوشته شده و هیچ‌‌چیز از آن را از قلم نمی‌‌اندازند.

﴿وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَر [القمر: ٥٣]

٥٣ و تمام اعمال و اقوال کوچک و بزرگ؛ در نامه‌‌های اعمال، و در لوح محفوظ مکتوب است، و در قبال آن جزا داده خواهند شد.

﴿إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَر [القمر: ٥٤]

٥٤ به‌‌راستی‌‌ آنها که به‌‌خاطر پروردگارشان با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی‌‌اش پرهیزکاری نموده‌‌اند، در بهشت‌‌هایی که در آن از نعمت‌‌ها و رفاه برخوردار می‌‌شوند، و در رودهایی جاری قرار دارند.

﴿فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِر [القمر: ٥٥]

٥٥ در مجلس راستینی که هیچ لغو و گناهی در آن نیست، نزد پادشاهی که مالک همه‌‌چیز است، و ذات توانایی که هیچ کاری او را ناتوان نمی‌‌سازد. پس، از نعمت‌‌های جاویدانی که از جانب او به آنها می‌‌رسد مپرس.

سوره الرحمن

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

اظهار نعمت‌‌های آشکار و آثار رحمت نمایان او تعالی در دنیا و آخرت، برای تشویق به ایمان و برحذر داشتن از ناسپاسی.

تفسیر:

﴿الرَّحْمَن [الرحمن: ١]

١ اللهِ رحمان (دارای رحمت گسترده).

﴿عَلَّمَ الْقُرْآن [الرحمن: ٢]

٢ قرآن را با ساده‌‌ کردن حفظ آن، وآسان‌‌سازی فهم معانی‌‌اش به انسان آموخت.

﴿خَلَقَ الإِنسَان [الرحمن: ٣]

٣ و انسان را درست‌‌اندام، و با تصویری نیکو آفرید.

﴿عَلَّمَهُ الْبَيَان [الرحمن: ٤]

٤ به او آموخت که چگونه آنچه را در ضمیر خویش دارد با گفتن و نوشتن بیان کند.

﴿الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَان [الرحمن: ٥]

٥ خورشید و ماه را اندازه کرد؛ که به حساب پایداری حرکت می‌‌کنند؛ تا مردم شمار سال‌‌ها و حساب را بدانند.

﴿وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَان [الرحمن: ٦]

٦ و گیاهان بدون ساقه و درخت، برای الله سبحانه درحالی‌‌که فرمانبر و تسلیم او هستند سجده می‌‌کنند.

﴿وَالسَّمَاء رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَان [الرحمن: ٧]

٧ و آسمان را سقفی برای زمین بر فراز آن بالا برد، و عدالت را در زمین استوار کرد، و بندگانش را به آن فرمان داد.

﴿أَلاَّ تَطْغَوْا فِي الْمِيزَان [الرحمن: ٨]

٨ عدالت را استوار کرد تا - ای مردم- ستم روا ندارید و در وزن و پیمانه خیانت نکنید.

﴿وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تُخْسِرُوا الْمِيزَان [الرحمن: ٩]

٩ و وزن را میان یکدیگر به انصاف برپا دارید، و هرگاه برای دیگران پیمانه یا وزن می‌‌کنید از وزن و پیمانه نکاهید.

﴿وَالأَرْضَ وَضَعَهَا لِلأَنَام [الرحمن: ١٠]

١٠ و زمین را برای آرام‌‌ گرفتنِ مخلوقات بر روی آن آماده ساخت.

﴿فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الأَكْمَام [الرحمن: ١١]

١١ در آن درختانی است که میوه‌‌های گوناگونی ثمر می‌‌دهند، و نخل‌‌های دارای غلاف‌‌های شکوفه که خرما در آن است.

﴿وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَان [الرحمن: ١٢]

١٢ و در آن دانه‌‌هایی دارای کاه مانند گندم و جو، و گیاهانی که از بوی آن خود را خوشبو می‌‌کنید، وجود دارد.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ١٣]

١٣ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿خَلَقَ الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّار [الرحمن: ١٤]

١٤ آدم÷ را از گِلی خشک که صدایی طنین‌‌دار مانند گِل پخته‌‌شده‌‌ از آن شنیده می‌‌شود آفرید.

﴿وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّار [الرحمن: ١٥]

١٥ و پدر جنیان را از زبانۀ خالصی از دود آفرید.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ١٦]

١٦ پس- ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْن [الرحمن: ١٧]

١٧ پروردگار دو مشرق و دو مغرب خورشید در زمستان و تابستان.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ١٨]

١٨ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

برخی فواید آیات:

ثبت اعمال کوچک و بزرگ در نامه‌‌های اعمال.

آغازکردن ذات رحمان به بیان نعمت‌‌هایش با (یادکردن از) قرآن، بر شرف قرآن و انعام بزرگ او تعالی بر مردم از طریق نزول قرآن، دلالت دارد.

جایگاه عدالت در اسلام.

نعمت‌‌های الله شناخت و سپاسگزاری آنها را از ما می‌‌طلبد؛ نه تکذیب و ناسپاسی آنها را.|

﴿مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَان [الرحمن: ١٩]

١٩ الله دو دریای شور و شیرین را به گونه‌‌ای در هم آمیخت که چشم آن را می‌‌بیند که به هم برخورد می‌‌کنند.

﴿بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لاَّ يَبْغِيَان [الرحمن: ٢٠]

٢٠ میان آن دو دریا مانعی است که هر یک از آن دو را بازمی‌‌دارد از اینکه بر دیگری طغیان کند تا دریای شیرین، شیرین و دریای شور، شور بماند.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٢١]

٢١ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَان [الرحمن: ٢٢]

٢٢ از هر دو دریا مرواریدهای بزرگ و کوچک استخراج می‌‌شود.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٢٣]

٢٣ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالأَعْلاَم [الرحمن: ٢٤]

٢٤ و تصرف در کشتی‌‌های همچون کوه‌‌ها که در دریاها روان هستند، فقط برای او تعالی است.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٢٥]

٢٥ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَان [الرحمن: ٢٦]

٢٦ تمام مخلوقاتی که بر روی زمین هستند بدون تردید نابود می‌‌شوند.

﴿وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلاَلِ وَالإِكْرَام [الرحمن: ٢٧]

٢٧ و - ای رسول- وجه پروردگار صاحب عظمتِ تو، و نیکوکار و بخشنده بر بندگانش، باقی می‌‌ماند و هرگز فنایی به او نمی‌‌رسد.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٢٨]

٢٨ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿يَسْأَلُهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْن [الرحمن: ٢٩]

٢٩ تمام فرشتگانی که در آسمان‌‌ها، و تمام جن‌‌ها و انسان‌‌هایی که در زمین هستند؛ نیازهای‌‌شان را از او می‌‌خواهند، او تعالی هر روز به یکی از کارهای بندگانش؛ از زنده‌‌کردن و میراندن و روزی و سایر امور می‌‌پردازد.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٣٠]

٣٠ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلاَن [الرحمن: ٣١]

٣١ - ای گروه انس و جن- به زودی به حساب شما خواهیم پرداخت آن‌‌گاه هرکس را به پاداش یا کیفری که استحقاقش را دارد جزا می‌‌دهیم.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٣٢]

٣٢ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿يَامَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ فَانفُذُوا لاَ تَنفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطَان [الرحمن: ٣٣]

٣٣ و در روز قیامت آن‌‌گاه که جنیان و انسان‌‌ها گرد آورده شوند الله می‌‌فرماید: ای گروه جن و انس، اگر می‌‌توانید گریزگاهی در یکی از نواحی آسمان‌‌ها و زمین برای خودتان بیابید پس این کار را بکنید، در صورتی‌‌که این کار را جز به زور و بَیّنه‌‌ای، هرگز نخواهید توانست انجام دهید، و کجا این امکان برای‌‌تان وجود دارد؟

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٣٤]

٣٤ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلاَ تَنتَصِرَان [الرحمن: ٣٥]

٣٥ - ای گروه انس و جن- زبانه‌‌ای از آتش بدون دود، و دودی بدون زبانه بر شما فرستاده می‌‌شود، و نمی‌‌توانید از آن جلوگیری کنید.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٣٦]

٣٦ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاء فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَان [الرحمن: ٣٧]

٣٧ پس آن‌‌گاه که آسمان برای نزول فرشتگان از آن بشکافد و رنگش در درخشندگی مانند روغن قرمز شود.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٣٨]

٣٨ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿فَيَوْمَئِذٍ لاَّ يُسْأَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلاَ جَان [الرحمن: ٣٩]

٣٩ در آن روز بزرگ هیچ انسان و جنی از گناهان‌‌شان مورد سوال قرار نمی‌‌گیرد؛ چون الله به اعمال‌‌شان آگاهی دارد.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٤٠]

٤٠ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالأَقْدَام [الرحمن: ٤١]

٤١ مجرمان در روز قیامت با نشانه‌‌های‌‌شان یعنی سیاهی چهره‌‌ها و کبودی چشمان‌‌شان شناخته می‌‌شوند، و موی جلوی سرشان به پاهای‌‌شان بسته می‌‌شود و به جهنم افکنده می‌‌شوند.

برخی فواید آیات:

یکجاگردانیدن دریای شور و شیرین بدون اینکه با هم مخلوط شوند از مظاهر قدرت الله تعالی است.

ثبوت فنا برای تمام مخلوقات، و بیان اینکه جاودانگی فقط برای الله است، تشویقی برای بندگان بر دلبستگی به باقی - سبحانه- به تنهایی است.

اثبات صفت وجه برای الله به گونه‌‌ای که سزاوار او سبحانه بدون تشبیه یا تمثیل است.

گوناگون ساختن عذاب کافر.|

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٤٢]

٤٢ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُون [الرحمن: ٤٣]

٤٣ و از روی توبیخ به آنها گفته می‌‌شود: این همان جهنمی است که مجرمان در دنیا آن را تکذیب می‌‌کردند، امّا اکنون در برابر چشمان‌‌شان است و نمی‌‌توانند آن را انکار کنند.

﴿يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آن [الرحمن: ٤٤]

٤٤ میان آن و آب بسیار داغ سرگردان هستند.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٤٥]

٤٥ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَان [الرحمن: ٤٦]

٤٦ و برای کسی‌‌که از ایستادن در برابر پروردگارش در آخرت بترسد و ایمان آوَرَد و عمل صالح انجام دهد، دو باغ است.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٤٧]

٤٧ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿ذَوَاتَا أَفْنَان [الرحمن: ٤٨]

٤٨ و این دو باغ، شاخه‌‌هایی بزرگ و تر و تازه و ثَمَردهنده دارند.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٤٩]

٤٩ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَان [الرحمن: ٥٠]

٥٠ در این دو باغ دو چشمه است که آب آنها در این دو باغ جاری است.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٥١]

٥١ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿فِيهِمَا مِن كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَان [الرحمن: ٥٢]

٥٢ در این دو باغ از هر میوۀ لذیذی دو گونه است.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٥٣]

٥٣ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَان [الرحمن: ٥٤]

٥٤ بر فرش‌‌هایی که آستری آنها از ابریشم کلفت است تکیه زده‌‌اند، و ثمرها و میوه‌‌هایی که از آن دو باغ به دست می‌‌آید چنان نزدیک است که ایستاده و نشسته و تکیه‌‌زده به آن دسترسی دارند.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٥٥]

٥٥ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلاَ جَان [الرحمن: ٥٦]

٥٦ در آن باغ‌‌ها زنانی هستند که فقط به شوهران‌‌شان چشم دوخته‌‌اند، و قبل از شوهران‌‌شان هیچ انسان و جنی دوشیزگی آنها را از بین نبرده است.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٥٧]

٥٧ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَان [الرحمن: ٥٨]

٥٨ گویی در زیبایی و درخشندگی یاقوت و مرجان هستند.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٥٩]

٥٩ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿هَلْ جَزَاء الإِحْسَانِ إِلاَّ الإِحْسَان [الرحمن: ٦٠]

٦٠ جزای کسی‌‌که به نیکی از پروردگارش فرمان‌‌برداری کند چیست جز اینکه الله پاداش نیکی به او دهد؟!

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٦١]

٦١ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿وَمِن دُونِهِمَا جَنَّتَان [الرحمن: ٦٢]

٦٢ و غیر از دو باغ مذکور دو باغ دیگر است.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٦٣]

٦٣ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿مُدْهَامَّتَان [الرحمن: ٦٤]

٦٤ که رنگ سبزشان تشدید یافته است.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٦٥]

٦٥ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَان [الرحمن: ٦٦]

٦٦ در این دو باغ دو چشمه هستند که آب زیادی فوران می‌‌کنند، و فوران آب‌‌شان قطع نمی‌‌شود.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٦٧]

٦٧ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿فِيهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّان [الرحمن: ٦٨]

٦٨ در این دو باغ میوۀ فراوان و نخل بزرگ و انار است.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٦٩]

٦٩ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

برخی فواید آیات:

اهمیت ترس از الله و به یادآوردن بیم ایستادن در برابر او تعالی.

مدح زنان بهشتی به پاکدامنی، بر فضیلت این صفت در زن دلالت دارد.

جزا از جنس عمل است.|

﴿فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَان [الرحمن: ٧٠]

٧٠ در این دو باغ زنانی خوش‌‌اخلاق و زیبارو هستند.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٧١]

٧١ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَام [الرحمن: ٧٢]

٧٢ حورانی پرده‌‌نشین در خیمه‌‌ها برای حفاظت از آنها.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٧٣]

٧٣ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلاَ جَان [الرحمن: ٧٤]

٧٤ قبل از شوهران‌‌شان هیچ انسان و جنی به آنها نزدیک نشده است.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٧٥]

٧٥ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿مُتَّكِئِينَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَان [الرحمن: ٧٦]

٧٦ بر بالش‌‌هایی پوشیده‌‌شده با روپوش سبز، و فرش‌‌هایی زیبا تکیه زده‌‌اند.

﴿فَبِأَيِّ آلاَء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان [الرحمن: ٧٧]

٧٧ پس - ای گروه جن و انس- کدام‌‌یک از نعمت‌‌های فراوان الله بر خودتان را تکذیب می‌‌کنید؟!

﴿تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلاَلِ وَالإِكْرَام [الرحمن: ٧٨]

٧٨ بزرگ و زیاد است خیر نام پروردگارت که دارای شُکوه و احسان و بخشش بر بندگانش است.

سوره الواقعة

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

ترساندن از روز قیامت، تحقق وقوع آن، و گوناگونی مردم در آن روز و بیان جزای هر گروه.

تفسیر:

﴿إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَة [الواقعة: ١]

١ آن‌‌گاه که قیامت بدون تردید برپا شود.

﴿لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَة [الواقعة: ٢]

٢ هیچ‌‌کس یافت نشود که آن را تکذیب کند چنان‌‌که در دنیا تکذیب می‌‌شد.

﴿خَافِضَةٌ رَّافِعَة [الواقعة: ٣]

٣ پایین‌‌آورندۀ کافران بدکار با وارد کردن آنها در جهنم، و بالابرندۀ مؤمنان پرهیزگار با وارد کردن آنها در بهشت است.

﴿إِذَا رُجَّتِ الأَرْضُ رَجًّا [الواقعة: ٤]

٤ آن‌‌گاه که زمین با حرکت سختی لرزانده شود.

﴿وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا [الواقعة: ٥]

٥ و کوه‌‌ها به شدت متلاشی شوند.

﴿فَكَانَتْ هَبَاء مُّنبَثًّا [الواقعة: ٦]

٦ و بر اثر متلاشی‌‌ شدن، به گرد و خاکی پراکنده که هیچ قراری ندارد تبدیل شوند.

﴿وَكُنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلاَثَة [الواقعة: ٧]

٧ و شما در آن روز سه گروه می‌‌شوید:

﴿فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَة [الواقعة: ٨]

٨ یاران دست‌‌راست، همان کسانی‌‌که نامه‌‌های‌‌شان را با دست راست خویش می‌‌گیرند، چه جایگاه بالا و بزرگی دارند!

﴿وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَة [الواقعة: ٩]

٩ و یاران دست‌‌چپ، همان کسانی‌‌که نامه‌‌های‌‌شان را با دست چپ خویش می‌‌گیرند، چه جایگاه پست و بدی دارند!

﴿وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُون [الواقعة: ١٠]

١٠ و همان پیشی‌‌گیرندگان با انجام کارهای نیک در دنیا، در آخرت پیشی‌‌گیرندگان برای ورود به بهشت هستند.

﴿أُوْلَئِكَ الْمُقَرَّبُون [الواقعة: ١١]

١١ اینها همان مقربان نزد الله هستند.

﴿فِي جَنَّاتِ النَّعِيم [الواقعة: ١٢]

١٢ در بهشت‌‌هایی پر نعمت، که از انواع نعمت‌‌ها بهره‌‌مند می‌‌شوند.

﴿ثُلَّةٌ مِّنَ الأَوَّلِين [الواقعة: ١٣]

١٣ گروهی از این امت و از امت‌‌های پیشین.

﴿وَقَلِيلٌ مِّنَ الآخِرِين [الواقعة: ١٤]

١٤ و اندکی از مردم آخرالزمان، همان‌‌ها پیشی‌‌گیرندگان مقرب هستند.

﴿عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَة [الواقعة: ١٥]

١٥ بر تخت‌‌هایی بافته‌‌شده از طلا.

﴿مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِين [الواقعة: ١٦]

١٦ درحالی‌‌که رو در روی یکدیگر قرار دارند، و هیچ‌‌یک از آنها به پشت دیگری نگاه نمی‌‌کند، بر این تخت‌‌ها تکیه زده هستند.

برخی فواید آیات:

یادآوری مستمر نعمت‌‌ها و آیات الله موجب بزرگداشت الله و فرمان‌‌برداری نیکو از او تعالی است.

پایان تکذیب کافران با مشاهدۀ مناظر قیامت.

تفاوت درجات اهل بهشت براساس تفاوت اعمال‌‌شان.|

﴿يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُون [الواقعة: ١٧]

١٧ برای خدمت به آنها پسرانی که نه سالخورده می‌‌شوند و نه فنا می‌‌گردند گردشان می‌‌گردند.

﴿بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِين [الواقعة: ١٨]

١٨ پیاله‌‌هایی بدون دسته، و کوزه‌‌هایی دسته‌‌دار، و جام‌‌هایی از شراب جاری در بهشت که هرگز قطع نمی‌‌شود بر گردشان می‌‌چرخانند.

﴿لاَ يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلاَ يُنزِفُون [الواقعة: ١٩]

١٩ مانند خمر دنیا نیست، یعنی نوشندۀ آن نه دچار سردرد می‌‌شود، و نه عقلش تباه می‌‌گردد.

﴿وَفَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُون [الواقعة: ٢٠]

٢٠ و میوه‌‌هایی که اختیار کنند، این پسران بر گرد آنها می‌‌گردانند.

﴿وَلَحْمِ طَيْرٍ مِّمَّا يَشْتَهُون [الواقعة: ٢١]

٢١ و گوشت پرنده از آنچه بخواهند پیرامون آنها می‌‌چرخانند.

﴿وَحُورٌ عِين [الواقعة: ٢٢]

٢٢ و در بهشت زنانی گشاده‌‌چشم در زیبایی دارند.

﴿كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُون [الواقعة: ٢٣]

٢٣ گویی مانند مروارید محافظت‌‌شده در صدف هستند.

﴿جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُون [الواقعة: ٢٤]

٢٤ پاداشی برای آنها در قبال اعمال صالحی که در دنیا انجام می‌‌دادند است.

﴿لاَ يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلاَ تَأْثِيمًا [الواقعة: ٢٥]

٢٥ در بهشت نه سخن زشتی می‌‌شنوند، و نه سخنی که گناهی به صاحبش می‌‌رساند.

﴿إِلاَّ قِيلاً سَلاَمًا سَلاَمًا [الواقعة: ٢٦]

٢٦ جز سلام فرشتگان بر آنها، و سلام بر یکدیگر را نمی‌‌شنوند.

﴿وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِين [الواقعة: ٢٧]

٢٧ و یاران دست‌‌راست، چه یاران دست‌‌راستی؟ چه جایگاه و شأن بالایی نزد الله دارند.

﴿فِي سِدْرٍ مَّخْضُود [الواقعة: ٢٨]

٢٨ در درخت سدری که خارهایش بریده شده است، و هیچ آزاری در آن نیست.

﴿وَطَلْحٍ مَّنضُود [الواقعة: ٢٩]

٢٩ و در درختان موز انبوهی که در کنار یکدیگر به ردیف چیده شده‌‌اند.

﴿وَظِلٍّ مَّمْدُود [الواقعة: ٣٠]

٣٠ و سایۀ کشیده‌‌شده و پایداری که پایان نمی‌‌یابد.

﴿وَمَاء مَّسْكُوب [الواقعة: ٣١]

٣١ و آب روانی که نمی‌‌ایستد.

﴿وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَة [الواقعة: ٣٢]

٣٢ و میوه‌‌های فراوانی که قابل شمارش نیست.

﴿لاَّ مَقْطُوعَةٍ وَلاَ مَمْنُوعَة [الواقعة: ٣٣]

٣٣ هرگز از آنها قطع نمی‌‌شود، یعنی موسم (فصل خاصی) ندارند، و در هر وقت که آنها را بخواهند هیچ مانعی جلوی آن را نمی‌‌گیرد.

﴿وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَة [الواقعة: ٣٤]

٣٤ و فرش‌‌هایی برافراشته و بزرگ که بر روی تخت‌‌ها قرار می‌‌گیرند.

﴿إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء [الواقعة: ٣٥]

٣٥ به‌‌راستی‌‌که ما حوران مذکور را به روشی غیر عادی پدید آوردیم.

﴿فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا [الواقعة: ٣٦]

٣٦ و آنها را دوشیزگانی که از قبل لمس نشده‌‌اند گردانیدیم.

﴿عُرُبًا أَتْرَابًا [الواقعة: ٣٧]

٣٧ شوهردوست، و هم سن و سال.

﴿لِّأَصْحَابِ الْيَمِين [الواقعة: ٣٨]

٣٨ آنها را برای یاران دست‌‌راست پدید آوردیم کسانی‌‌که دست‌‌راست ‌‌بودن، نشانۀ خوشبختی‌‌شان به شمار می‌‌رود.

﴿ثُلَّةٌ مِّنَ الأَوَّلِين [الواقعة: ٣٩]

٣٩ آنها گروهی از امت‌‌های پیامبران پیشین.

﴿وَثُلَّةٌ مِّنَ الآخِرِين [الواقعة: ٤٠]

٤٠ و گروهی از امت محمد‌‌ج‌‌ یعنی آخرین امت هستند.

﴿وَأَصْحَابُ الشِّمَالِ مَا أَصْحَابُ الشِّمَال [الواقعة: ٤١]

٤١ و یاران دست‌‌چپ، چه یاران دست‌‌چپی؟ چه حال و مقصد بدی دارند.

﴿فِي سَمُومٍ وَحَمِيم [الواقعة: ٤٢]

٤٢ در میان بادهایی بسیار سوزان، و آبی بسیار داغ.

﴿وَظِلٍّ مِّن يَحْمُوم [الواقعة: ٤٣]

٤٣ و در سایۀ دود سیاهی.

﴿لاَّ بَارِدٍ وَلاَ كَرِيم [الواقعة: ٤٤]

٤٤ که نه نسیم خوشی دارد، و نه منظر نیکویی.

﴿إِنَّهُمْ كَانُوا قَبْلَ ذَلِكَ مُتْرَفِين [الواقعة: ٤٥]

٤٥ به‌‌راستی‌‌که آنها قبل از اینکه به عذاب برسند در دنیا از نعمت و رفاه برخوردار بودند، و هیچ غم و اندوهی جز شهوات‌‌شان نداشتند.

﴿وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنثِ الْعَظِيم [الواقعة: ٤٦]

٤٦ و بر کفر به الله و عبادت بت‌‌ها به جای او تعالی مصمّم بودند.

﴿وَكَانُوا يَقُولُونَ أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُون [الواقعة: ٤٧]

٤٧ و رستاخیز را انکار می‌‌کردند و از روی استهزا و بعید دانستن آن می‌‌گفتند: آیا پس از اینکه مُردیم و خاک و استخوان‌‌هایی پوسیده شدیم برانگیخته می‌‌شویم؟!

﴿أَوَ|آبَاؤُنَا الأَوَّلُون [الواقعة: ٤٨]

٤٨ آیا پدران نخستین ما که قبل از ما مرده‌‌اند برانگیخته می‌‌شوند؟!

﴿قُلْ إِنَّ الأَوَّلِينَ وَالآخِرِين [الواقعة: ٤٩]

٤٩ - ای رسول- به این منکران رستاخیز بگو: به‌‌راستی‌‌که مردم نخستین و متأخّر.

﴿لَمَجْمُوعُونَ إِلَى مِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُوم [الواقعة: ٥٠]

٥٠ به‌‌طور قطع برای حسابرسی و جزا در روز قیامت گرد آورده خواهند شد.

برخی فواید آیات:

عمل صالح، یکی از اسباب دستیابی به نعمت‌‌ها در آخرت است.

رفاه و متنعم‌‌شدن، از اسباب وقوع در گناهان است.

خطر اصرار بر گناه.|

﴿ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُون [الواقعة: ٥١]

٥١ آن‌‌گاه به‌‌راستی‌‌که شما - ای تکذیب کنندگان رستاخیز، و گمراهان از راه راست-.

﴿لآكِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّوم [الواقعة: ٥٢]

٥٢ به‌‌طور قطع در روز قیامت از میوۀ درخت زقوم، که بدترین و پلیدترین میوه است خواهید خورد.

﴿فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُون [الواقعة: ٥٣]

٥٣ و شکم‌‌های خالی‌‌تان را از آن درخت تلخ پر خواهید کرد.

﴿فَشَارِبُونَ عَلَيْهِ مِنَ الْحَمِيم [الواقعة: ٥٤]

٥٤ و بر روی آن از آب بسیار سوزان خواهید نوشید.

﴿فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِيم [الواقعة: ٥٥]

٥٥ و همانند نوشیدن آب زیاد شتر به‌‌سبب بیماری هُیام، زیاد از آن می‌‌نوشید.

﴿هَذَا نُزُلُهُمْ يَوْمَ الدِّين [الواقعة: ٥٦]

٥٦ این طعام تلخ و آب سوزان همان پذیرایی آنها است که در روز جزا با آن مورد استقبال قرار می‌‌گیرند.

﴿نَحْنُ خَلَقْنَاكُمْ فَلَوْلاَ تُصَدِّقُون [الواقعة: ٥٧]

٥٧ - ای تکذیب کنندگان- ما شما را از نیستی آفریدیم. پس آیا تصدیق نمی‌‌کنید که ما شما را پس از مرگ‌‌تان زنده مبعوث خواهیم کرد؟!

﴿أَفَرَأَيْتُم مَّا تُمْنُون [الواقعة: ٥٨]

٥٨ پس آیا - ای مردم- منی‌‌ای را که در رحم‌‌های زنان‌‌تان می‌‌افکنید دیده‌‌اید؟!

﴿أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُون [الواقعة: ٥٩]

٥٩ آیا شما آن منی را می‌‌آفرینید، یا ما هستیم که آن را می‌‌آفرینیم؟!

﴿نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِين [الواقعة: ٦٠]

٦٠ ما هستیم که مرگ را میان شما مقدر کرده‌‌ایم، یعنی برای هر یک از شما اجلی است که نه بر آن جلو و نه از آن به تاخیر می‌‌افتند، و ما ناتوان نیستیم.

﴿عَلَى أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِي مَا لاَ تَعْلَمُون [الواقعة: ٦١]

٦١ بر اینکه آفرینش و تصویری که بر آن هستید و آن را شناخته‌‌اید تغییر دهیم، و شما را در آفرینش و تصویری که نمی‌‌شناسید پدید آوریم.

﴿وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الأُولَى فَلَوْلاَ تَذكَّرُون [الواقعة: ٦٢]

٦٢ و در حقیقت دانسته‌‌اید که بار اول چگونه شما را آفریدیم، پس آیا پند نمی‌‌گیرید، و نمی‌‌دانید ذاتی‌‌که شما را برای بار اول آفرید بر برانگیختن شما پس از مرگ‌‌تان توانا است؟!

﴿أَفَرَأَيْتُم مَّا تَحْرُثُون [الواقعة: ٦٣]

٦٣ پس آیا بذری را که در زمین می‌‌افشانید دیده‌‌اید؟!

﴿أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُون [الواقعة: ٦٤]

٦٤ آیا شما هستید که آن بذر را می‌‌رویانید، یا ما هستیم که آن را می‌‌رویانیم؟!

﴿لَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلْتُمْ تَفَكَّهُون [الواقعة: ٦٥]

٦٥ اگر بخواهیم آن کِشت را خشکیده و متلاشی‌‌شده قرار دهیم به‌‌طور قطع آن را پس از اینکه به پختگی و رسیدن نزدیک شد خشک و متلاشی می‌‌کنیم، آن‌‌گاه از حالتی که پیدا کرده است، شگفت‌‌زده می‌‌شوید.

﴿إِنَّا لَمُغْرَمُون [الواقعة: ٦٦]

٦٦ می‌‌گویید: به‌‌راستی‌‌که ما با خسارت آنچه هزینه کردیم زیان دیده‌‌ایم.

﴿بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُون [الواقعة: ٦٧]

٦٧ بلکه ما از رزق و روزی محروم هستیم.

﴿أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاء الَّذِي تَشْرَبُون [الواقعة: ٦٨]

٦٨ آیا آبی را که هنگام تشنگی از آن می‌‌نوشید ندیده‌‌اید؟!

﴿أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُون [الواقعة: ٦٩]

٦٩ آیا شما آن را از ابرِ آسمان فرو فرستادید، یا ما هستیم که آن را نازل کردیم؟!

﴿لَوْ نَشَاء جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلاَ تَشْكُرُون [الواقعة: ٧٠]

٧٠ اگر بخواهیم این آب را بسیار شور قرار دهیم که هرگز قابل آشامیدن و آبیاری نباشد به‌‌طور قطع آن را بسیار شور می‌‌گردانیم. پس چرا از الله به خاطر نزول آب شیرین بر اساس رحمتی به شما، سپاسگزاری نمی‌‌کنید.

﴿أَفَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُون [الواقعة: ٧١]

٧١ آیا آتشی که آن را برای منافع خویش برمی‌‌افروزید دیده‌‌اید؟!

﴿أَأَنتُمْ أَنشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنشِؤُون [الواقعة: ٧٢]

٧٢ آیا شما هستید که درختی را که از آن آتش افروخته می‌‌شود پدید آورده‌‌اید، یا ما هستیم که آن را از روی مهربانی به شما پدید آورده‌‌ایم؟!

﴿نَحْنُ جَعَلْنَاهَا تَذْكِرَةً وَمَتَاعًا لِّلْمُقْوِين [الواقعة: ٧٣]

٧٣ ما این آتش را یادآوری برای‌‌تان قرار دادیم که آتش آخرت را به یاد شما می‌‌آورد، و آن را منفعتی برای مسافران شما قرار دادیم.

﴿فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيم [الواقعة: ٧٤]

٧٤ پس - ای رسول- پروردگار عظیم خویش را از آنچه که سزاوارش نیست منزه بدان.

﴿* فَلاَ أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُوم [الواقعة: ٧٥]

٧٥ الله به مکان‌‌ها و محل‌‌های فرودآمدن ستارگان سوگند یاد فرمود.

﴿وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيم [الواقعة: ٧٦]

٧٦ و به‌‌راستی‌‌که سوگند به این محل‌‌های فرودآمدن - اگر بزرگی‌‌اش را بدانید- بزرگ است؛ چون نشانه‌‌ها و پندهایی غیر قابل شمارش دارد.

برخی فواید آیات:

دلالت آشکار آفرینش نخستین بر سهولت رستاخیز.

نزول باران و رویاندن گیاهان زمین و آتش که مردم از آنها نفع می‌‌برند سپاسگزاری از الله توسط مردم را ایجاب می‌‌کند؛ زیرا الله هر وقت بخواهد بر گرفتن آنها توانا است.

اعتقاد به اینکه ستارگان اثری در نزول باران دارند، کفر و یکی از عادت‌‌های جاهلیت است.|

﴿إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيم [الواقعة: ٧٧]

٧٧ - ای مردم- به‌‌راستی‌‌که قرآن خوانده‌‌شده بر شما، به‌‌سبب منافع بزرگی که در آن وجود دارد قرآنی کریم است.

﴿فِي كِتَابٍ مَّكْنُون [الواقعة: ٧٨]

٧٨ در کتابی حفاظت‌‌شده از چشمان مردم، یعنی لوح محفوظ قرار دارد.

﴿لاَّ يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُون [الواقعة: ٧٩]

٧٩ که جز فرشتگان پاکیزه از گناهان و عیوب به آن دسترسی ندارند.

﴿تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِين [الواقعة: ٨٠]

٨٠ از جانب پروردگار مخلوقات بر پیامبرش محمد‌‌ج‌‌ نازل شده است.

﴿أَفَبِهَذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُون [الواقعة: ٨١]

٨١ پس - ای مشرکان- آیا شما این سخن را تکذیب کرده و تصدیق نمی‌‌کنید؟!

﴿وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُون [الواقعة: ٨٢]

٨٢ و آیا به جای اینکه در قبال نعمت‌‌هایی که الله به شما ارزانی داشته از او تعالی سپاسگزاری کنید این سخن را تکذیب می‌‌کنید، و باران را به تقابل ستارگان نسبت می‌‌دهید، و می‌‌گویید: به‌‌سبب طلوع یا غروب فلان ستاره بر ما باران بارید؟!

الله تعالی پس از بیان برخی دلایل رستاخیز خواست که با اشاره به ناتوانی مردم از دفع مرگ، بر قدرت خویش به بازگرداندن متوجه سازد، یعنی کسی‌‌که می‌‌میراند بر زنده‌‌کردن نیز توانا است.

﴿فَلَوْلاَ إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُوم [الواقعة: ٨٣]

٨٣ پس چرا آن‌‌گاه که روح به گلوگاه می‌‌رسد،

﴿وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُون [الواقعة: ٨٤]

٨٤ و شما در آن وقت به شخصی که جانش در برابر شما کنده می‌‌شود می‌‌نگرید،

﴿وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَكِن لاَّ تُبْصِرُون [الواقعة: ٨٥]

٨٥ و ما با علم و قدرت و فرشتگان خویش از شما به مُردۀ شما نزدیک‌‌تر هستیم، اما شما این فرشتگان را مشاهده نمی‌‌کنید.

﴿فَلَوْلاَ إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِين [الواقعة: ٨٦]

٨٦ پس چرا - اگر چنان‌‌که ادعا می‌‌کنید، برای مجازات در برابر اعمال‌‌تان مبعوث نمی‌‌شوید-

﴿تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِين [الواقعة: ٨٧]

٨٧ این روح را که از مُردۀ شما خارج می‌‌شود برنمی‌‌گردانید اگر راست می‌‌گویید؟! و قادر بر این کار نیستید.

﴿فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِين [الواقعة: ٨٨]

٨٨ اما اگر مُرده از پیشی‌‌گیرندگان به نیکی‌‌ها باشد،

﴿فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيم [الواقعة: ٨٩]

٨٩ راحتی‌‌ای که پس از آن رنجی نیست، و روزی‌‌ای پاکیزه، و رحمت، و بهشتی که در آن به آنچه که نفسش می‌‌خواهد برخوردار می‌‌شود خواهد داشت.

﴿وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ أَصْحَابِ الْيَمِين [الواقعة: ٩٠]

٩٠ و اما اگر مُرده از یاران دست‌‌راستی باشد،

﴿فَسَلاَمٌ لَّكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيَمِين [الواقعة: ٩١]

٩١ غم و اندوهی بر آنها نیست، زیرا سلامتی و امنیت برای‌‌شان است.

﴿وَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّين [الواقعة: ٩٢]

٩٢ و اما اگر مُرده از تکذیب ‌‌کنندگانِ آنچه رسول‌‌ج‌‌ آورد و از گمراهان از راه راست باشد.

﴿فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيم [الواقعة: ٩٣]

٩٣ با آبی بسیار سوزان مورد استقبال قرار می‌‌گیرد.

﴿وَتَصْلِيَةُ جَحِيم [الواقعة: ٩٤]

٩٤ و با آتش جهنم می‌‌سوزد.

﴿إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِين [الواقعة: ٩٥]

٩٥ - ای رسول- به‌‌راستی این موضوع که آن را برایت حکایت کردیم، همان حقیقت و امری یقینی است که هیچ تردیدی در آن راه ندارد.

﴿فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيم [الواقعة: ٩٦]

٩٦ پس نام پروردگار بزرگت را منزه بدان، و او را از کاستی‌‌ها پاک شمار.

سوره الحدید

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

ساختن نیروی ایمانی و مادی برانگیزنده بر دعوت و جهاد، و خالص‌‌گردانیدن نفوس از بازدارنده‌‌های آن؛ به همین منظور ذکر انفاق و ایمان در سوره تکرار شده است.

تفسیر:

﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [الحديد: ١]

١ تمام مخلوقات الله در آسمان‌‌ها و زمین او تعالی را به پاکی و قداست می‌‌ستایند، و او ذات شکست ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و تقدیر خویش بسیار دانا است.

﴿لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [الحديد: ٢]

٢ فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین فقط از آنِ او است، هرکس را که بخواهد زنده کند زنده می‌‌گرداند، و هرکس را که بخواهد بمیراند می‌‌میراند، و او تعالی بر هر چیزی توانا است، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد.

﴿هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [الحديد: ٣]

٣ او اولی است که هیچ‌‌چیز پیش از او نبوده است، و آخری است که هیچ‌‌چیز پس از او نیست، و او ظاهری است که هیچ‌‌چیز فوق او نیست، و باطنی است که هیچ‌‌چیز از او پنهان نیست، و او تعالی از همه چیز آگاه است، و بر هیچ‌‌چیزسیطره دارد.

برخی فواید آیات:

شدت سختی‌‌های مرگ و ناتوانی انسان از دفع آنها.

اصل این است که انسان‌‌ها فرشتگان را نمی‌‌بینند مگر اینکه الله بر اساس حکمتی این امر را اراده کند.

اسم‌‌های الله (اول، آخر، ظاهر، باطن) بزرگداشت الله و مراقبت او تعالی در اعمال ظاهری و باطنی را می‌‌طلبد.|

﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنزِلُ مِنَ السَّمَاء وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِير [الحديد: ٤]

٤ او ذاتی است که آسمان‌‌ها و زمین را در شش روز آفرید چنانکه در روز یکشنبه آغاز کرد، و در روز جمعه به پایان رساند، درحالی‌‌که بر آفرینش آنها در کمتر از چشم به‌‌هم زدنی توانا است، سپس او سبحانه بالا رفت و آن‌‌گونه که سزاوارش است بر عرش ارتفاع گرفت. از باران و بذر و چیزهای دیگری که وارد زمین می‌‌شود، و از گیاهان و معادن و سایر آنچه که از زمین خارج می‌‌شود و از باران و وحی و غیر آن‌‌ها که از آسمان فرود می‌‌آید، و از فرشتگان و اعمال و ارواح بندگان که در آسمان بالا می‌‌رود آگاه است. و - ای مردم- هر کجا که باشید با علم خویش همراه شما است. هیچ‌‌چیز از شما بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و الله به آنچه انجام می‌‌دهید آگاه است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأُمُور [الحديد: ٥]

٥ فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین فقط از آنِ او است، و کارها فقط به‌‌سوی او تعالی بازگردانیده می‌‌شود، و مخلوقات در روز قیامت مورد حسابرسی قرار می‌‌گیرند، و در برابر اعمال‌‌شان جزا داده می‌‌شوند.

﴿يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُور [الحديد: ٦]

٦ شب را در روز وارد می‌‌کند آن‌‌گاه تاریکی می‌‌آید، و مردم می‌‌خوابند، و روز را در شب وارد می‌‌کند آن‌‌گاه روشنایی می‌‌آید، و مردم به‌‌سوی کارهای‌‌شان روانه می‌‌شوند، و او تعالی از آنچه در سینه‌‌های بندگانش وجود دارد آگاه است، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُم مُّسْتَخْلَفِينَ فِيهِ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَأَنفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِير [الحديد: ٧]

٧ به الله، و به رسولش ایمان آورید، و از مالی که الله شما را در آن جانشین قرار داده است که براساس آنچه برای‌‌تان تشریع کرده است در آن تصرف کنید انفاق کنید؛ زیرا کسانی از میان شما که به الله ایمان آورده باشند، و اموال‌‌شان را در راه الله هزینه کرده باشند، نزد او تعالی پاداش بزرگی دارند که همان بهشت است.

﴿وَمَا لَكُمْ لاَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّكُمْ وَقَدْ أَخَذَ مِيثَاقَكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِين [الحديد: ٨]

٨ و چه چیزی شما را از ایمان به الله بازمی‌‌دارد؟! درحالی‌‌که رسول شما را به‌‌سوی الله فرامی‌‌خوانَد تا به پروردگارتان سبحانه ایمان آورید، و الله هنگامی‌‌که شما را از پشت پدران‌‌تان درآورد از شما پیمان گرفته است که به او ایمان آورید، اگر مؤمن هستید.

﴿هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيم [الحديد: ٩]

٩ او همان ذاتی است که آیاتی روشن بر بنده‌‌اش محمد‌‌ج‌‌ فرو می‌‌فرستد؛ تا شما را از تاریکی‌‌های کفر و جهل به‌‌سوی نور ایمان و علم درآورد، و به‌‌راستی‌‌که الله نسبت به شما بسیار مهربان و بخشنده است که پیامبری هدایتگر و مژده‌‌دهنده به‌‌سوی شما فرستاد.

﴿وَمَا لَكُمْ أَلاَّ تُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ يَسْتَوِي مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِير [الحديد: ١٠]

١٠ و چه چیزی شما را از انفاق در راه الله بازمی‌‌دارد؟! درحالی‌‌که میراث آسمان‌‌ها و زمین از آنِ الله است، - ای مؤمنان- از میان شما کسی‌‌که مالش را در راه الله در پی رضایت او قبل از فتح مکه هزینه کرد، و برای یاری اسلام با کافران جنگید، یکسان نیست با کسی‌‌که بعد از فتح هزینه کرد و با کافران جنگید؛ این انفاق‌‌کنندگانِ قبل از فتح و جهادکنندگانِ در راه الله، منزلتی بزرگتر و درجۀ بالاتری نزد الله دارند از کسانی‌‌که بعد از فتح مکه اموال‌‌شان را در راه او تعالی انفاق کردند و با کافران جنگیدند؛ و الله به هر دو گروه بهشت را وعده داده است، و الله به آنچه انجام می‌‌دهید بسیار دانا است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيم [الحديد: ١١]

١١ کیست که مالش را با رضایت قلبی برای وجه الله هزینه کند، تا الله پاداش مالش را که انفاق کرده است دوچندان به او بدهد، و در روز قیامت پاداشی گرامی، یعنی بهشت برایش باشد؟!

برخی فواید آیات:

مال از آنِ الله است، و انسان در آن جانشین قرار داده شده است.

تفاوت درجات مؤمنان براساس پیشی‌‌گرفتن به ایمان و اعمال نیک.

انفاق در راه الله یکی از اسباب برکت و رشد مال است.|

﴿يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيم [الحديد: ١٢]

١٢ روزی‌‌که مردان و زنان مؤمن را می‌‌بینی که نورشان از جلو و سمت راست‌‌شان پیش می‌‌رود، و در آن روز به آنها گفته می‌‌شود: امروز مژده باد به شما بهشت‌‌هایی که نهرها از زیر کاخ‌‌ها و درختان‌‌شان جاری است که برای همیشه در آن می‌‌مانید. این پاداش همان رستگاری بزرگ است که هیچ رستگاری‌‌ای با آن برابری نمی‌‌کند.

الله پس از بیان حال مؤمنان در روز قیامت، به ذکر حال منافقان پرداخت و فرمود:

﴿يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَاب [الحديد: ١٣]

١٣ روزی‌‌که مردان و زنان منافق به کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اند می‌‌گویند: به ما مهلت دهید تا مقداری از نور شما که ما را بر گذشتن از صراط یاری می‌‌رساند استفاده کنیم، و برای تمسخر منافقان به آنها گفته می‌‌شود: به پشت سرتان بازگردید، و نوری که با آن روشنایی می‌‌گیرید بخواهید، آن‌‌گاه میان آنها دیواری زده می‌‌شود، و آن دیوار دری دارد، که درِ باطن آن‌‌که به سمت مؤمنان است، رحمت، و درِ بیرون آن‌‌که به سمت منافقان است عذاب قرار دارد.

﴿يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الأَمَانِيُّ حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُور [الحديد: ١٤]

١٤ منافقان این‌‌گونه به مؤمنان ندا می‌‌زنند: آیا بر اسلام و طاعت همراه شما نبودیم؟! مسلمانان به آنها می‌‌گویند: آری، شما با ما بودید، اما خویشتن را با نفاق به فتنه انداختید و آن را نابود کردید، و منتظر مؤمنان بودید تا شکست خورند آن‌‌گاه کفرتان را آشکار کنید، و در یاری الله به مؤمنان، و در رستاخیزِ پس از مرگ تردید کردید، و آرزوهای دروغین شما را فریفت تا در حالی مرگ به سراغتان آمد که بر آن بودید، و شیطان شما را دربارۀ الله فریب داد.

﴿فَالْيَوْمَ لاَ يُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌ وَلاَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاَكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِير [الحديد: ١٥]

١٥ پس - ای منافقان- امروز فدیه‌‌ای به عوض عذاب الله از شما گرفته نمی‌‌شود و از کسانی‌‌که آشکارا به الله کفر ورزیدند نیز فدیه‌‌ای گرفته نمی‌‌شود، و مقصد شما و مقصد کافران جهنم است، که آن برای‌‌تان سزاوارتر، و شما به آن سزاوارتر هستید، و مقصد بدی است.

﴿* أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلاَ يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُون [الحديد: ١٦]

١٦ آیا برای کسانی‌‌که به الله و رسولش ایمان آورده‌‌اند زمان آن نرسیده است که دل‌‌های‌‌شان به یاد الله سبحانه، و وعد و وعیدهایی که از قرآن نازل شده است نرم و آرام گردد، و در سختی دل‌‌ها مانند یهودیانی که تورات به آنها داده شد، و مسیحیانی که انجیل به آنها داده شد نباشند، که مدت زمان میان آنها و میان بعثت پیامبران‌‌شان طولانی شد و به این سبب دل‌‌های‌‌شان سخت گردید، و بسیاری از آنها از طاعت الله به‌‌سوی نافرمانی او تعالی خارج هستند؟!

﴿اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون [الحديد: ١٧]

١٧ بدانید که الله زمین را با رویاندن گیاهانش پس از اینکه خشک بود زنده می‌‌گرداند، - ای مردم- به تحقیق که دلایل و براهین قدرت و وحدانیت الله را برای‌‌تان روشن کرده‌‌ایم تا در آنها بیندیشید؛ و بدانید ذاتی‌‌که زمین را پس از مرگش زنده گرداند بر برانگیختن شما پس از مرگ‌‌تان توانا است، و نیز بر نرم‌‌ کردن دل‌‌های‌‌تان پس از سخت ‌‌بودنش توانا است.

﴿إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ وَالْمُصَّدِّقَاتِ وَأَقْرَضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعَفُ لَهُمْ وَلَهُمْ أَجْرٌ كَرِيم [الحديد: ١٨]

١٨ به‌‌راستی‌‌که مردان و زنان صدقه‌‌دهندۀ بخشی از اموال‌‌شان، همان کسانی‌‌که بخشی از اموال‌‌شان را با رضایت قلبی و بدون هیچ منت و آزاری انفاق می‌‌کنند، بر پاداش اعمال‌‌شان افزوده می‌‌شود: یک نیکی به ده برابر آن تا هفتصد برابر آن حتی تا چندین برابر آن؛ و افزون بر آن، پاداشی گرامی نزد الله دارند که همان بهشت است.

برخی فواید آیات:

منت‌‌ نهادن الله بر مؤمنان با عطا کردن نوری به آنها که در جلو و سمت راست‌‌شان پیش می‌‌رود.

گناهان و نفاق، سبب تاریکی و نابودی در روز قیامت است.

منتظر ماندن برای فرصتی که بر مؤمنان آسیب وارد شود و تردید در رستاخیز، و فریفته ‌‌شدن به آرزوها، و گول ‌‌خوردن از شیطان: از صفات منافقان است.

خطر غفلت؛ که منجر به سخت شدن دل می‌‌شود.|

﴿وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاء عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيم [الحديد: ١٩]

١٩ و کسانی‌‌که به الله و رسولانش بدون گذاشتن تفاوت میان آنها ایمان آورده‌‌اند، اینها همان راستان و گواهان نزد پروردگارشان هستند که پاداش گرامیِ آماده‌‌شده‌‌، و نوری را که در مقابل و سمت راست‌‌شان در روز قیامت پیش می‌‌رود دارند، و کسانی‌‌که به الله و رسولانش کفر ورزیده‌‌اند، و آیات نازل‌‌شدۀ ما بر رسولانمان را تکذیب کرده‌‌اند، اینها ساکنان جهنم هستند، که در روز قیامت در آن وارد می‌‌شوند و برای همیشه در آن می‌‌مانند، و از آن درآورده نمی‌‌شوند.

﴿اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلاَدِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرُور [الحديد: ٢٠]

٢٠ بدانید که زندگی دنیا محل بازی بدن‌‌ها و سرگرمی دل‌‌ها و زیوری است که با آن آراستگی می‌‌گیرید، و میان شما وسیلۀ فخرفروشی است با اموال و کالاهایی که در آن وجود دارد، و نازیدنی است به اموال و فرزندان زیاد؛ مانند بارانی که گیاهش کشاورزان را به شگفت آورد، سپس طولی نکشد که این گیاه سبز و خرم، خشک گردد، و - ای بیننده- آن را پس از سرسبز بودنش زرد می‌‌بینی، سپس الله آن را قطعات ریز و درهم‌‌شکسته‌‌ای قرار می‌‌دهد، و در آخرت عذاب سختی برای کافران و منافقان است، و برای بندگان مؤمن الله آمرزش گناهان و رضایتی از جانب او تعالی است. و زندگی دنیا جز کالایی نابودشدنی که هیچ ثباتی ندارد نیست. پس هرکس متاع نابودشدنی دنیا را بر نعمت‌‌های آخرت ترجیح دهد به تحقیق که زیان‌‌دیده و فریب‌‌خورده است.

﴿سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا كَعَرْضِ السَّمَاء وَالأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيم [الحديد: ٢١]

٢١ - ای مردم- بر انجام اعمال صالح مانند توبه و سایر عبادت‌‌هایی که با آنها به آمرزش گناهان‌‌تان می‌‌رسید از یکدیگر پیشی بگیرید، تا از این طریق به بهشتی برسید که پهنایش مانند پهنای آسمان و زمین است. الله این بهشت را برای کسانی‌‌که به او و رسولانش ایمان آورده‌‌اند آماده ساخته است. این پاداش، بخشش الله است که آن را برای هر یک از بندگانش بخواهد عطا می‌‌کند، و الله سبحانه دارای بخششی بزرگ بر بندگان مؤمن خویش است.

﴿مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي أَنفُسِكُمْ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِير [الحديد: ٢٢]

٢٢ هیچ مصیبتی در زمین اعم از خشکسالی و غیر آن به مردم نمی‌‌رسد، و هیچ مصیبتی در خودشان به آنها نمی‌‌رسد مگر قبل از اینکه مخلوقات را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت شده است. به‌‌راستی‌‌که این کار بر الله آسان است.

﴿لِكَيْلاَ تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لاَ يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُور [الحديد: ٢٣]

٢٣ و - ای مردم- این امر به آن سبب است که بر آنچه از دست داده‌‌اید اندوهگین نشوید، و به نعمت‌‌هایی که به شما عطا کرده است بیش از حد شاد نگردید. به‌‌راستی‌‌که الله هیچ متکبری را که با آنچه الله به او عطا کرده است بر مردم فخرفروشی می‌‌کند دوست ندارد.

﴿الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيد [الحديد: ٢٤]

٢٤ کسانی‌‌که در آنچه انفاق آن برای‌‌شان واجب است بخل می‌‌ورزند، و دیگران را به بخل امر می‌‌کنند زیان‌‌دیده‌‌ هستند، و هرکس از طاعت الله روی بگرداند هرگز به الله زیان نخواهد رساند و فقط به خودش زیان می‌‌رساند؛ زیرا الله همان ذات بی‌‌نیازی است که به طاعت بندگانش نیازی ندارد، و در هر حالی ستوده‌‌شده است.

برخی فواید آیات:

زهد در دنیا و لذت‌‌هایش و ترغیب به آخرت و نعمت‌‌های جاویدانش بر پیمودن راه راست کمک می‌‌کند.

وجوب ایمان به تقدیر.

یکی از فواید ایمان به تقدیر، غم‌‌نخوردن بر آن‌‌ دسته از بهره دنیا است که از دست برود.

بخل و امر به آن، دو خصلت ناپسند است که در مؤمنان وجود ندارد.|

﴿لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيز [الحديد: ٢٥]

٢٥ به تحقیق که رسولانمان را با حجت‌‌های آشکار و براهین روشن فرستادیم، و همراه آنها کتاب‌‌ها نازل کردیم، و میزان را فرو فرستادیم، تا مردم انصاف را برپا دارند، و آهن را که نیرویی سخت دارد نازل کردیم، که از آن سلاح ساخته می‌‌شود، و منافعی برای مردم در پیشه‌‌ها و حرفه‌‌های‌‌شان دارد، و الله برای بندگانش معلوم بدارد چه کسی از بندگانش در نهان او را یاری می‌‌رساند. به‌‌راستی‌‌که الله ذات نیرومند و شکست ناپذیری است که هیچ‌‌چیز او را مغلوب نمی‌‌کند، و از هیچ‌‌چیز ناتوان نیست.

﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ فَمِنْهُم مُّهْتَدٍ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُون [الحديد: ٢٦]

٢٦ و به تحقیق که نوح و ابراهیم علیهما السلام را فرستادیم، و در میان فرزندان آن دو، نبوت و کتاب‌‌های نازل‌‌شده را قرار دادیم. برخی از فرزندان آن دو به راه راست هدایت‌‌یافته، و توفیق‌‌یافته‌‌ هستند، و بسیاری از آنها از الله نافرمانی کردند.

﴿ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الإِنجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلاَّ ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُون [الحديد: ٢٧]

٢٧ سپس به دنبال آنها رسولانمان را پیاپی به‌‌سوی امت‌‌های‌‌شان فرستادیم، و در پی آنها عیسی پسر مریم علیهما السلام را فرستادیم و انجیل را به او عطا کردیم، و در دل‌‌های کسانی‌‌که به او ایمان آوردند، و از او پیروی کردند رأفت و مهربانی قرار دادیم، که یکدیگر را دوست داشتند و به یکدیگر مهربانی می‌‌کردند، و غلو در دین‌‌شان را ابداع کردند، و برخی نکاح‌‌ها و خوشی‌‌هایی را که الله برای‌‌شان حلال کرده بود رها کردند، درحالی‌‌که ما هرگز این کار را از آنها نخواستیم، و خودشان با نوآوری در دین شان خود را به آن ملزم کردند، و ما فقط پیروی خشنودی الله را خواستیم اما انجام ندادند، آن‌‌گاه پاداش کسانی از آنها را که ایمان آوردند عطا کردیم، و بسیاری از آنها با تکذیب آنچه رسول‌‌الله محمد‌‌ج‌‌ نزدشان آورد از طاعت الله خارج هستند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيم [الحديد: ٢٨]

٢٨ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامش عمل کرده‌‌اید، از الله با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی‌‌اش بترسید و به رسولش ایمان آورید، تا دو سهم از پاداش و مزد به سبب ایمان‌‌تان به محمد‌‌ج‌‌، و ایمان‌‌تان به رسولان پیشین را به شما عطا کند، و نوری برای‌‌تان قرار دهد که در زندگی دنیا به آن راه یابید، و در روز قیامت بر روی صراط از آن روشنایی بگیرید، و گناهان‌‌تان را برای‌‌تان بیامرزد؛ یعنی آنها را بپوشاند و شما را در قبال آنها مواخذه نکند، و الله سبحانه نسبت به بندگانش بسیار آمرزنده و مهربان است.

﴿لِئَلاَّ يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلاَّ يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِّن فَضْلِ اللَّهِ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيم [الحديد: ٢٩]

٢٩ و - ای مؤمنان- در حقیقت بخشش بزرگ خویش را به پاداش مضاعفی که برای شما آماده کرده‌‌ایم به شما بیان کردیم؛ تا اهل کتاب پیشین چه یهودیان و چه مسیحیان بدانند که آنها بر ذره‌‌ای از بخشش الله توانا نیستند به‌‌گونه‌‌ای که آن را برای هرکس می‌‌خواهند اجازه دهند، و از هرکس می‌‌خواهند منع کنند، و تا بدانند که تمام بخشش‌‌ها فقط به دست الله سبحانه است که آن را برای هر یک از بندگانش بخواهد عطا می‌‌کند، و الله دارای بخشش بزرگی است که آن را برای هر یک از بندگانش بخواهد اختصاص می‌‌دهد.

برخی فواید آیات:

حق، ناگزیر به قدرتی نیاز دارد که آن را حمایت و منتشر کند.

بیان جایگاه عدالت در شرایع آسمانی.

پیوند نَسَبی با مؤمنان و صالحان ذره‌‌ای انسان را تا زمانی‌‌که خودش مؤمن نباشد بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد.

بیان تحریم نوآوری در دین.|

سوره المجادلة

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

اظهار علم فراگیرِ الله و احاطۀ کامل او بر همه چیز تا از الله تعالی ترسیده شود و از مخالفت با او تعالی پرهیز گردد.

تفسیر:

﴿قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِير [المجادلة: ١]

١ - ای رسول- به تحقیق که الله سخن آن زن (یعنی خَوله بنت ثَعلَبه) را که در مورد شوهرش (یعنی اَوس بن صامت) که او را ظِهار کرد، و از آنچه شوهرش در مورد او انجام داده بود به الله شکایت می‌‌کرد شنید، و الله گفتگوی شما را می‌‌شنود، و ذره‌‌ای از آن بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند. به‌‌راستی‌‌که الله نسبت به سخنان بندگانش شنوا، و نسبت به افعال‌‌شان بینا است، و ذره‌‌ای از آن بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَائِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلاَّ اللاَّئِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنكَرًا مِّنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُور [المجادلة: ٢]

٢ کسانی‌‌که زنان‌‌شان را ظِهار می‌‌کنند؛ یعنی یکی از آنها به همسرش می‌‌گوید: تو بر من چون پشت مادرم هستی، در این سخن‌‌شان دروغ گفته‌‌اند؛ زیرا همسران آنها مادران‌‌شان نیستند، بلکه مادران‌‌شان فقط کسانی هستند که آنها را زاده‌‌اند، و با گفتن این سخن، به‌‌طور قطع سخن بسیار زشت، و دروغی گفته‌‌اند، و به یقین که الله بسیار بخشنده و آمرزنده است، که برای رهایی آنها از گناه، کفاره را برای‌‌شان تشریع کرده است.

﴿وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِن نِّسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِّن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِير [المجادلة: ٣]

٣ و کسانی‌‌که این سخن بسیار زشت را می‌‌گویند، سپس خواهان جماع با زنانی که آنها را ظِهار کرده‌‌اند هستند، باید قبل از اینکه با آنها جماع کنند برای کفاره، برده‌‌ای را آزاد کنند. این حکم مذکور که به آن فرمان داده می‌‌شوید برای بازداشتن شما از ظِهار است، و الله نسبت به آنچه انجام می‌‌دهید بسیار دانا است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِن قَبْلِ أَن يَتَمَاسَّا فَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا ذَلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيم [المجادلة: ٤]

٤ و اگر کسی از شما برده‌‌ای نیافت تا آن را آزاد کند باید پیش از اینکه با همسرش که او را ظِهار کرده است جماع کند دو ماه متوالی روزه بگیرد، و هرکس توانایی دو ماه روزه‌‌ گرفتن پیاپی ندارد باید شصت مسکین را طعام دهد. این حکم که برای‌‌تان صادر کردیم برای این است تا ایمان آورید به اینکه الله به آن امر کرده است، و امرش را اجرا کنید، و این احکام که برای‌‌تان تشریع کردیم حدود الله است که برای بندگانش مشخص کرده، پس از آنها نگذرید، و برای کافران به احکام و حدود الله عذابی دردناک است.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ كُبِتُوا كَمَا كُبِتَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِين [المجادلة: ٥]

٥ در حقیقت کسانی‌‌که با الله و رسولش دشمنی می‌‌کنند خوار و ذلیل خواهند شد چنان‌‌که کسانی از امت‌‌های پیشین که با او دشمنی کردند خوار و ذلیل شدند، و به تحقیق که آیات روشن را نازل کرده‌‌ایم، و برای کافران به الله و رسولانش و آیات او عذابی خوارکننده است.

﴿يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا أَحْصَاهُ اللَّهُ وَنَسُوهُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيد [المجادلة: ٦]

٦ روزی‌‌که الله همگی‌‌شان را برمی‌‌انگیزد و هیچ‌‌یک از آنها را بر جای نمی‌‌گذارد، و آنها را از اعمال زشتی که در دنیا انجام داده‌‌اند آگاه می‌‌کند، الله اعمال‌‌شان را بر آنها برخواهد شمرد، پس ذره‌‌ای از اعمال‌‌شان بر الله پوشیده نمی‌‌ماند. درحالی‌‌که خودشان آن را فراموش کرده‌‌اند ولی آن را نوشته‌‌شده در نامه‌‌های اعمال‌‌شان که هیچ کوچک و بزرگی را رها نکرده مگر آن را برشمرده است می‌‌یابند، و الله از هر چیزی آگاهی دارد و ذره‌‌ای از اعمال‌‌شان بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند.

برخی فواید آیات:

مهربانی الله به بندگان مستضعف خویش که دعای‌‌شان را اجابت می‌‌کند و به آنها یاری می‌‌رساند.

یکی از مظاهر رحمت الله به بندگانش این است که کفارۀ ظِهار را براساس استطاعت، گوناگون ساخت تا بنده از تنگنا درآید.

در پایان آیات ظهار، کافران را ذکر فرمود؛ تا اشاره‌‌ای باشد به اینکه ظهار عمل کافران است، از این رو مناسب بود که برخی احوال کافران بیاید.|

﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلاَثَةٍ إِلاَّ هُوَ رَابِعُهُمْ وَلاَ خَمْسَةٍ إِلاَّ هُوَ سَادِسُهُمْ وَلاَ أَدْنَى مِن ذَلِكَ وَلاَ أَكْثَرَ إِلاَّ هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ مَا كَانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [المجادلة: ٧]

٧ - ای رسول- آیا ندیده‌‌ای که الله از آنچه در آسمان‌‌ها و زمین است آگاهی دارد، و ذره‌‌ای از آنچه در آنها وجود دارد بر او پوشیده نمی‌‌ماند. هیچ سخن محرمانه‌‌ای میان سه نفر نیست مگر اینکه الله سبحانه با علم خویش چهارمیِ آنها است، و هیچ سخن محرمانه‌‌ای میان پنج نفر نیست مگر او سبحانه به علم خویش ششمینِ آنها است. نه کمتر از این عدد و نه بیشتر از آن نیست مگر اینکه با علم خویش با آنها است هرجا که باشند، و ذره‌‌ای از سخن‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و در روز قیامت آنها را از آنچه انجام داده‌‌اند باخبر می‌‌سازد، به‌‌راستی‌‌که الله از هر چیزی دانا است، و هیچ‌‌چیز بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَى ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَيَتَنَاجَوْنَ بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَإِذَا جَاؤُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَيَقُولُونَ فِي أَنفُسِهِمْ لَوْلاَ يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمَصِير [المجادلة: ٨]

٨ - ای رسول- آیا ندیدی یهودیانی را که وقتی مؤمنی را می‌‌دیدند با یکدیگر نجوا می‌‌کردند، که الله آنها را از نجوا نهی فرمود، اما به نجوایی که الله آنها را نهی کرد بازمی‌‌گردند، و به کاری که در آن گناه است مانند غیبت‌‌کردن از مؤمنان، و به کاری که در آن تجاوز بر مؤمنان است، و به کاری که در آن از رسول‌‌ج‌‌ نافرمانی می‌‌شود، میان یکدیگر نجوا می‌‌کنند. و - ای رسول- هرگاه نزد تو می‌‌آیند به سلامی که الله با آن روش به تو سلام نگفته به تو سلام می‌‌دهند؛ یعنی می‌‌گویند: السَّام علیک که مرگ را قصد می‌‌کنند، و برای تکذیب پیامبر‌‌ج‌‌ می‌‌گویند: چرا الله به آنچه می‌‌گوییم ما را عذاب نمی‌‌کند. اگر در ادعای که پیامبری راستگو بود به‌‌طور قطع الله به سبب آنچه در مورد او می‌‌گوییم ما را عذاب می‌‌کرد! برای کیفر آنچه در مورد او گفتند جهنم برای‌‌شان کافی است، که از گرمایش رنج می‌‌برند، پس مقصد بسیار بدی دارند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلاَ تَتَنَاجَوْا بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُون [المجادلة: ٩]

٩ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامی که برای‌‌تان تشریع فرموده عمل کرده‌‌اید، به سخنانی که متضمن گناه یا تجاوز یا نافرمانی از رسول‌‌ج‌‌ است با یکدیگر نجوا نکنید تا مانند یهودیان نباشید. و در آنچه طاعت الله و بازداشتن از نافرمانی او تعالی در آن است با یکدیگر نجوا کنید، و از الله با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او بترسید، زیرا در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی او گرد آورده می‌‌شوید.

﴿إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُون [المجادلة: ١٠]

١٠ جز این نیست که نجوای- مشتمل بر گناه و عدوان و نافرمانی از رسول‌‌ج‌‌ - یکی از روش‌‌های تزیین و وسوسه‌‌انگیزی شیطان برای دوستانش است؛ تا بر مؤمنان این اندوه را وارد کند که علیه آنها توطئه می‌‌کنند، اما نه شیطان و نه تزیین او، ذره‌‌ای به مؤمنان زیان نمی‌‌رساند مگر به مشیت و ارادۀ الله؛ و مؤمنان باید در تمام امورشان بر الله توکل کنند.

الله پس از بیان ادب در گفتار، ادب در مجالس را ذکر کرد و فرمود:

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انشُزُوا فَانشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِير [المجادلة: ١١]

١١ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامش عمل کرده‌‌اید، هرگاه به شما گفته شود: در مجالس جا باز کنید این کار را انجام دهید، تا الله در زندگی دنیا و در آخرت برای‌‌تان گشایش دهد. و هرگاه به شما گفته شود: از برخی جاها برخیزید تا اهل فضل در آنجا بنشینند این کار را انجام دهید، که الله سبحانه کسانی از شما را که ایمان آورده‌‌اند و کسانی را ‌‌که علم به آنها عطا شده است به درجات بزرگی بالا می‌‌برد، و الله به آنچه انجام می‌‌دهید بسیار دانا است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

برخی فواید آیات:

با وجود اینکه الله به ذات خویش از مخلوقاتش بالاتر و برتر است؛ به علم خویش نیز از آنها آگاه هست و هیچ چیزی بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

چون بسیاری از مردم با سخنانِ درگوشی مرتکب گناه می‌‌شوند الله به مؤمنان فرمان می‌‌دهد که نجوای‌‌شان به نیکی و تقوی باشد.

یکی از آداب مجالس فراخ و گسترده‌‌ کردن آن برای دیگران است.|

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [المجادلة: ١٢]

١٢ چون صحابه بسیار با پیامبر نجوا و رازگویی کردند، الله فرمود: ای کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اید هرگاه خواستید در گوشی با رسول سخن بگویید قبل از سخن گفتنِ در گوشی خویش صدقه‌‌ای پیش کنید، این تقدیم صدقه برای‌‌تان بهتر و پاکیزه‌‌تر است؛ چون شامل طاعت الله است که دل‌‌های‌‌تان را تزکیه می‌‌کند، اما اگر چیزی نیافتید که صدقه بدهید در سخن گفتن در گوشی با او گناهی بر شما نیست؛ زیرا الله نسبت به گناهان بندگانش بسیار آمرزنده، و نسبت به آنها بسیار مهربان است که آنها را به خارج از توان‌‌شان مکلف نمی‌‌کند.

﴿أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَتَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاَةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُون [المجادلة: ١٣]

١٣ آیا از فقر به‌‌سبب تقدیم صدقه آن‌‌گاه که با رسول‌‌ج‌‌ در گوشی صحبت کنید ترسیدید؟! پس چون این کار را که الله به شما فرمان داد انجام ندادید، و بر شما بخشید که در ترک آن به شما اجازه داد پس نماز را به کامل‌‌ترین وجه برپا دارید، و زکات اموال‌‌تان را بدهید، و از الله و رسولش فرمان‌‌برداری کنید، و الله به آنچه انجام می‌‌دهید بسیار دانا است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿* أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنكُمْ وَلاَ مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُون [المجادلة: ١٤]

١٤ - ای رسول- آیا ندیدی منافقانی را که یهودیان را که الله به‌‌سبب کفر و گناهان‌‌شان بر آنها خشم گرفت به دوستی گرفته‌‌اند. این منافقان نه از مؤمنان هستند و نه از یهودیان؛ بلکه سرگشته و حیرانند و نه با اینها هستند و نه با آنها؛ و به دروغ سوگند یاد می‌‌کنند که مسلمان هستند و اخبار مسلمانان را به یهودیان انتقال نمی‌‌دهند.

﴿أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُون [المجادلة: ١٥]

١٥ الله عذابی سخت در آخرت برای‌‌شان آماده ساخته است، چون آنها را در پایین‌‌ترین طبقۀ جهنم وارد می‌‌کند، به‌‌راستی‌‌که آنها در دنیا اعمال کفرآمیز بسیار زشتی را انجام می‌‌دادند.

﴿اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِين [المجادلة: ١٦]

١٦ قسم‌‌های‌‌شان را که با آنها سوگند یاد می‌‌کردند سپری در برابر قتل به‌‌سبب کفر قرار دادند، وقتی با آنها اسلام را آشکار کردند تا از خون‌‌ها و اموال‌‌شان محافظت کنند، و با سست ‌‌و مایوس ‌‌کردن مسلمانان، مردم را از حق بازداشتند. پس عذابی خوارکننده برای‌‌شان است که آنها را خوار و زبون می‌‌گرداند.

﴿لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُون [المجادلة: ١٧]

١٧ نه اموال‌‌شان و نه فرزندان‌‌شان آنها را ذره‌‌ای از الله بی‌‌نیاز نخواهد ساخت. آنها ساکنان جهنم هستند که به آن وارد می‌‌شوند و برای همیشه در آن می‌‌مانند و عذاب از آنها قطع نمی‌‌شود.

﴿يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَمَا يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَى شَيْءٍ أَلاَ إِنَّهُمْ هُمُ الْكَاذِبُون [المجادلة: ١٨]

١٨ روزی‌‌که الله همگی آنها را برای جزا برمی‌‌انگیزد. آن‌‌گاه به الله سوگند یاد می‌‌کنند که بر کفر و نفاق نبوده‌‌اند، و واقعا مؤمن بوده‌‌اند و آنچه الله را راضی می‌‌سازد انجام می‌‌دادند. - ای مؤمنان- همان‌‌گونه که در دنیا برای شما سوگند یاد می‌‌کردند که مسلمان هستند در آخرت برای او تعالی سوگند یاد می‌‌کنند، و گمان می‌‌کنند با این سوگندهایی که برای الله یاد می‌‌کنند منفعتی برای خود جلب و آسیبی از خود دفع می‌‌کنند. بدانید که آنها همان دروغگویان واقعی در سوگندهای‌‌شان در دنیا، و سوگندهای‌‌شان در آخرت هستند.

﴿اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلاَ إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُون [المجادلة: ١٩]

١٩ شیطان بر آنها چیره شده و با وسوسۀ خویش ذکر الله را از یادشان برده است، پس آنچه الله را راضی می‌‌سازد انجام نمی‌‌دهند، و فقط آنچه او تعالی را خشمگین می‌‌سازد مرتکب می‌‌شوند. اینها که صفات مذکور را دارند همان لشکریان و پیروان ابلیس هستند. بدانید که لشکریان و پیروان ابلیس همان زیان‌‌دیدگان در دنیا و آخرت هستند؛ چون هدایت را به گمراهی و بهشت را به جهنم فروخته‌‌اند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ فِي الأَذَلِّين [المجادلة: ٢٠]

٢٠ به‌‌راستی کسانی‌‌که با الله و رسولش دشمنی می‌‌کنند در زمرۀ کسانی از امت‌‌های کافر هستند که الله آنها را در دنیا و آخرت ذلیل و خوار کرده است.

﴿كَتَبَ اللَّهُ لأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيز [المجادلة: ٢١]

٢١ الله در علم ازلی خویش حکم کرده که به‌‌طور قطع من و رسولانم با حجت و نیرو بر دشمنانمان پیروز خواهیم شد. به‌‌راستی‌‌که الله بر یاری رسولانش توانا است، و ذات شکست‌‌ ناپذیری است که از دشمنانش انتقام می‌‌گیرد.

برخی فواید آیات:

لطف الله به پیامبرش‌‌ج‌‌ ؛ که به صحابه‌‌اش ادب آموخت تا او را با نجوای زیاد به مشقت نیندازند.

دوستی با یهودیان، خصلت منافقان است.

خسران کافران و چیرگی مؤمنان سنتی الهی است که گاهی به تاخیر می‌‌افتد، اما خلاف نمی‌‌رود.|

﴿لاَ تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلاَ إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُون [المجادلة: ٢٢]

٢٢ - ای رسول- هیچ گروهی را نمی‌‌یابی که هم به الله و روز آخرت ایمان داشته باشند و هم کسانی را که با الله و رسولش دشمنی کرده‌‌اند دوست بدارند و به دوستی بگیرند. هر چند این دشمنانِ الله و رسولش، پدرانشان، یا پسرانشان، یا برادرانشان، یا افراد قبیله‌‌ای که به آن تعلق دارند باشند؛ زیرا ایمان از دوستی با دشمنان الله و رسولش بازمی‌‌دارد، و نیز رابطۀ ایمانی از تمام روابط بالاتر است، و هنگام تعارض بر سایر روابط مقدم می‌‌شود. اینها که با دشمنان الله و رسولش دوستی نمی‌‌کنند - هر چند نزدیکان‌‌شان باشند- همان کسانی هستند که الله ایمان را در دل‌‌های‌‌شان ثابت گردانیده است؛ پس تغییر نمی‌‌کند، و آنها را به برهان و نوری از جانب خویش تقویت کرده است، و در روز قیامت آنها را وارد بهشت‌‌هایی می‌‌کند که رودها از زیر کاخ‌‌ها و درختانش جاری است و برای همیشه در آن می‌‌مانند، و نعمت‌‌هایش نه از آنها قطع می‌‌شود و نه خودشان در آنجا از بین می‌‌روند. الله به گونه‌‌ای از آنها راضی شده است که دیگر هرگز بر آنها خشم نمی‌‌گیرد، و آنها نیز به‌‌سبب نعمت‌‌های جاویدانی که الله برای‌‌شان عطا کرده است، از او تعالی راضی شده‌‌اند؛ که از جمله این نعمت‌‌ها، رؤیت الله سبحانه است. آنها که صفات مذکور را دارند، لشکریان الله هستند که آنچه را به آن فرمان داده اجرا می‌‌کنند، و از آنچه از آن نهی فرموده دست می‌‌کشند. بدانید که لشکریان الله به‌‌سبب اینکه در دنیا و آخرت به خواستۀ خویش می‌‌رسند و از آنچه می‌‌ترسند نجات می‌‌یابند همان رستگاران هستند.

سوره الحَشر

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

اظهار قدرت و نیرومندی الله در خوارکردن یهودیان و منافقان، و اظهار پراکندگی آنها؛ و در مقابل، اظهار دوستی و به‌‌هم‌‌پیوستگی مؤمنان.

تفسیر:

﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [الحشر: ١]

١ تمام مخلوقاتی که در آسمان‌‌ها و زمین هستند الله را از آنچه سزاوار او نیست بزرگ و پاک برمی‌‌شمارند، و او ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌گردد، و در آفرینش و تشریع و تقدیرش بسیار دانا است.

﴿هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ لأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَاأُولِي الأَبْصَار [الحشر: ٢]

٢ او همان ذاتی است که بنی‌‌نضیر را که به الله کفر ورزیدند، و رسولش محمد‌‌ج‌‌ را تکذیب کردند، پس از اینکه عهدشان را شکستند و همراه مشرکان علیه رسول‌‌ج‌‌ شدند، در نخستین اخراج آنها از مدینه به‌‌سوی شام از خانه‌‌های‌‌شان در مدینه بیرون راند. بنی‌‌نضیر از یهودیان صاحب تورات بودند؛ آنها را به‌‌سوی سرزمین شام بیرون راند. - ای مؤمنان- به‌‌سبب نیرومندی و قدرتی که داشتند شما گمان نمی‌‌کردید که از خانه‌‌های‌‌شان رانده شوند، و خودشان نیز گمان کردند که دژهای محکم و بلند شان آنها را در برابر عذاب و کیفر الله محافظت می‌‌کند، اما عذاب الله از جایی‌‌که آمدنش را نمی‌‌سنجیدند آنها را فرا گرفت آن‌‌گاه که برای پیکار و بیرون ‌‌راندن آنها از خانه‌‌های‌‌شان به رسولش فرمان داد، و الله ترس شدیدی در دل‌‌های‌‌شان افکند، که به دست خویش خانه‌‌های‌‌شان را از داخل تخریب می‌‌کردند تا مسلمانان از آنها بهره‌‌مند نشوند، و مسلمانان خانه‌‌های‌‌شان را از بیرون تخریب می‌‌کردند. پس ای خردمندان از آنچه به‌‌سبب کفرشان به آنها رسید پند بگیرید، تا مانند آنها نباشید، که در این صورت جزا و کیفری که با آن مجازات شدند شما را نیز فرا خواهد گرفت.

﴿وَلَوْلاَ أَن كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاَء لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابُ النَّار [الحشر: ٣]

٣ و اگر الله بیرون‌‌ راندن از خانه‌‌های‌‌شان را برای آنها ننوشته بود، به‌‌طور قطع با قتل و اسارت آنها را در دنیا عذاب می‌‌کرد، چنان‌‌که در مورد برادران‌‌شان، بنی‌‌قریظه این کار را کرد، و در آخرت عذاب جهنم در انتظارشان است و برای همیشه در آن می‌‌مانند.

برخی فواید آیات:

محبتی که نمی‌‌گذارد مسلمان از دین کافر بیزاری بجوید و آن را ناپسند بداند، حرام است. اما محبت فطری، مانند محبت مسلمان به خویشاوند کافر خویش جایز است.

رابطۀ ایمانی، مستحکم‌‌ترین رابطه میان مؤمنان است.

گاهی پیروان باطل برتری می‌‌یابند تا جایی‌‌که گمان می‌‌شود هرگز شکست نخواهند خورد، آن‌‌گاه شکست‌‌شان از جایی که انتظار نمی‌‌برند فرا می‌‌رسد.

از جمله تقدیر الله در مورد مردم، دفع مصیبت‌‌های بزرگ با وقوع مصیبت‌‌های کوچک‌‌تر است.|

﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَن يُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَاب [الحشر: ٤]

٤ این عذاب که آنها را فراگرفت به این سبب بود که با کفر و شکستن پیمان‌‌ها با الله و رسولش دشمنی کردند، و هرکس با الله دشمنی کند به‌‌راستی‌‌که الله سخت‌‌‌‌کیفر است، و کیفر سخت خویش را به او خواهد رساند.

﴿مَا قَطَعْتُم مِّن لِّينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِين [الحشر: ٥]

٥ - ای گروه مؤمنان- آنچه از درختان خرما بریدید تا دشمنان الله در غزوۀ بنی‌‌نضیر به خشم آیند یا آنها را ایستاده بر تنه‌‌های‌‌شان رها کردید تا از آنها بهره‌‌مند شوید، به فرمان الله بود، و چنان‌‌که ادعا کردند نوعی فساد در زمین نبود، و برای این بود تا الله یهودیان خارج‌‌شده از طاعت خویش را که پیمان شکستند، و فریبکاری را بر وفاداری ترجیح دادند خوار گرداند.

﴿وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلاَ رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [الحشر: ٦]

٦ و شما در جستجوی اموال بنی‌‌نضیر که الله آنها را به رسولش بازگرداند هیچ اسب و شتر سواری‌‌ای نتاختید، و هیچ مشقتی در آن به شما نرسید، اما الله رسولانش را بر هرکس بخواهد مسلط می‌‌گرداند، و رسولش را بر بنی‌‌نضیر به‌‌گونه‌‌ای مسلط کرد که بدون پیکار خانه‌‌های‌‌شان را فتح کرد، و الله بر هر چیزی توانا است، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد.

﴿مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لاَ يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِيَاء مِنكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَاب [الحشر: ٧]

٧ آنچه الله از اموال ساکنان این آبادی‌‌ها بدون پیکار به رسولش ارزانی داشت از آنِ الله است، که آن را برای هرکس بخواهد قرار می‌‌دهد، و ملکیت آن برای رسول‌‌ج‌‌، و خویشاوندان او از بنی‌‌هاشم و بنی‌‌المطلب است؛ این مورد، جایگزینی است برای آنها به جای صدقه‌‌ای که از آن محروم شده‌‌اند، و از آنِ ایتام و فقرا، و مسافری که توشه‌‌اش را تمام کرده است؛ تا مال، فقط میان ثروتمندان دست به دست نشود و فقیران از آن محروم نگردند، و - ای مؤمنان- هر اندازه از اموال فیء که رسول‌‌ج‌‌ به شما داد بگیرید، و از آنچه شما را از آن بازداشت دست بکشید، و از الله با اجرای اوامر، و اجتناب از نواهی او بترسید، که الله سخت‌‌کیفر است پس از کیفرش بترسید.

﴿لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَيَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُون [الحشر: ٨]

٨ و بخشی از این مال برای فقیران مهاجر در راه الله هزینه می‌‌شود همان کسانی‌‌که بر ترک اموال و فرزندان‌‌شان مجبور شدند، و به لطف الله بر خودشان به رزق و روزی در دنیا، و رضایت در آخرت امید دارند، و الله و رسولش را با یاری در راه او تعالی یاری می‌‌رسانند. اینها که صفات مذکور را دارند همان ثابت‌‌قدمان واقعی در ایمان هستند.

الله پس از ذکر و ستایش مهاجران، انصار را نیز ذکر کرد و ستود:

﴿وَالَّذِينَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلاَ يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون [الحشر: ٩]

٩ و انصار که پیش از مهاجران در مدینه جای گرفتند، و ایمان به الله و رسولش را برگزیدند، و هرکس را که از مکه به‌‌سوی آنها مهاجرت کرده دوست دارند، و آن‌‌گاه که چیزی از فیء به مهاجران داده شود و به آنها داده نشود در سینه‌‌های‌‌شان هیچ خشم و حسادتی بر مهاجرانِ در راه الله نمی‌‌یابند، و در بهرۀ دنیوی، مهاجران را بر خودشان مقدم می‌‌دارند، هر چند خودشان فقیر و نیازمند باشند، و هرکس الله او را از زیاده‌‌خواهی نفسش بر مال حفظ کرد و او مال را در راه او تعالی هزینه کرد، این افراد با رسیدن به آنچه که به آن امید دارند، و نجات از آنچه از آن می‌‌ترسند همان رستگاران هستند.

برخی فواید آیات:

انجام آنچه گمان می‌‌رود مفسده است برای تحقق مصلحت بزرگتر، فساد در روی زمین به شمار نمی‌‌رود.

از محاسن اسلام، مراعات حال نیازمندان است، که فیء را برای آنها هزینه می‌‌کند نه برای ثروتمندان که اموال خود آنها برای‌‌شان کافی است.

ایثار یکی از صفات نیک و والای اسلامی است که به بهترین وجه در انصار آشکار شد.|

﴿وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإِيمَانِ وَلاَ تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلاًّ لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيم [الحشر: ١٠]

١٠ و کسانی‌‌که تا روز قیامت پس از اینها می‌‌آیند و به نیکی از آنها پیروی می‌‌کنند می‌‌گویند: پروردگارا، ما و برادران دینی ما که در ایمان به الله و رسولش بر ما پیشی گرفتند ببخشای، و در دل‌‌هایمان هیچ کینه و نفرتی از هیچ‌‌یک از مؤمنان قرار نده. پروردگارا به‌‌راستی‌‌که تو نسبت به بندگانت بسیار بخشنده و مهربان هستی.

﴿* أَلَمْ تَر إِلَى الَّذِينَ نَافَقُوا يَقُولُونَ لإِخْوَانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَلاَ نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَدًا أَبَدًا وَإِن قُوتِلْتُمْ لَنَنصُرَنَّكُمْ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُون [الحشر: ١١]

١١ - ای رسول- آیا ندیدی کسانی را که کفر را پنهان و ایمان را آشکار کرده‌‌اند، و به برادران خویش در کفر؛ یعنی یهودیانِ پیرو توراتِ تحریف‌‌شده می‌‌گویند: در خانه‌‌های‌‌تان بمانید که هرگز دست از یاری شما نخواهیم کشید، و هرگز شما را تسلیم نخواهیم کرد، و اگر مسلمانان شما را از آن بیرون راندند به‌‌طور قطع همراه شما بیرون می‌‌شویم، و از هیچ‌‌کس که بخواهد ما را از خروج همراه شما بازدارد فرمان نمی‌‌بریم، و هرکس با شما پیکار کند به‌‌طور قطع شما را در برابر آنها یاری خواهیم رساند، و الله گواهی می‌‌دهد که همانا منافقان در ادعای خروج همراه یهود آن‌‌گاه که اخراج شوند، و پیکار با آنها آن‌‌گاه که با آنها پیکار شود دروغگو هستند.

﴿لَئِنْ أُخْرِجُوا لاَ يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَلَئِن قُوتِلُوا لاَ يَنصُرُونَهُمْ وَلَئِن نَّصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الأَدْبَارَ ثُمَّ لاَ يُنصَرُون [الحشر: ١٢]

١٢ اگر مسلمانان یهودیان را بیرون رانند همراه آنها خارج نمی‌‌شوند، و اگر با آنها بجنگند آنها را یاری و کمک نمی‌‌رسانند، و اگر آنها را در برابر مسلمانان یاری و کمک رسانند به‌‌طور قطع از آنها فرار خواهند کرد آن‌‌گاه منافقان، دیگر یاری نخواهند شد، بلکه الله آنها را خوار و ذلیل می‌‌گرداند.

﴿لأَنتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِم مِّنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُون [الحشر: ١٣]

١٣ - ای مؤمنان- همانا هراس از شما در دل‌‌های منافقان و یهودیان بیش از هراس از الله است، این امر -یعنی ترس زیاد از شما، و ترس کم از الله- به این سبب است که آنها مردمی هستند که نمی‌‌اندیشند و نمی‌‌فهمند؛ زیرا اگر می‌‌اندیشیدند به‌‌طور قطع می‌‌دانستند که الله سزاوارتر است به اینکه از او ترسیده شود، زیرا او است که شما را بر آنها مسلط کرد.

﴿لاَ يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلاَّ فِي قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن وَرَاء جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْقِلُون [الحشر: ١٤]

١٤ - ای مؤمنان- یهودیان هرگز به صورت دسته‌‌جمعی با شما نمی‌‌جنگند مگر در دژهای محافظت‌‌شده با حصارها، یا از پشت دیوارها؛ زیرا آنها به‌‌سبب بزدلی نمی‌‌توانند با شما رو در رو شوند. به‌‌سبب دشمنی‌‌ای که با یکدیگر دارند نیروی آنها در میان خودشان قوی است. گمان می‌‌کنی که بر یک کلمه هستند، و صف واحدی دارند، اما واقعیت این است که دل‌‌های‌‌شان پراکنده و مختلف است. این اختلاف و دشمنی آنها با یکدیگر به این سبب است که آنها نمی‌‌اندیشند؛ زیرا اگر می‌‌اندیشیدند مسلّماً حق را می‌‌شناختند و از آن پیروی می‌‌کردند، و در آن اختلاف نمی‌‌ورزیدند.

﴿كَمَثَلِ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَرِيبًا ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [الحشر: ١٥]

١٥ مَثَل این یهودیان در کفر و کیفری که به آنها رسید، مانند مَثَل افراد اندکی پیش از آنها از مشرکان مکه است، که سرانجامِ بد کفرشان را چشیدند، چنان‌‌که در روز بدر برخی از آنها کشته شدند و برخی از آنها به اسارت درآمدند، و در آخرت عذابی دردناک دارند.

﴿كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِين [الحشر: ١٦]

١٦ مَثَل آنها در شنیدن از منافقان مانند مثل شیطان است آن‌‌گاه که برای انسان آراست که کفر ورزد، اما وقتی به‌‌سبب اینکه شیطان کفر را برایش آراست کافر شد گفت: به‌‌راستی من از تو که کفر ورزیدی بیزار هستم؛ زیرا از الله پروردگار مخلوقات می‌‌ترسم.

برخی فواید آیات:

رابطۀ ایمانی، از گذشت زمان و تغییر مکان متأثر نمی‌‌شود.

دوستی منافقان برای یهودیان و دیگران، دوستی خیالی است که هنگام سختی‌‌ها از بین می‌‌رود.

یهودیان بزدلانی هستند که رو در رو پیکار نمی‌‌کنند، و اگر بجنگند در قریه‌‌ها و سلاح‌‌های‌‌شان پناه می‌‌گیرند.|

﴿فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِين [الحشر: ١٧]

١٧ پس پایان کار شیطان و کسانی‌‌که از او اطاعت کنند این است که آن دو (یعنی شیطان اطاعت‌‌شده، و انسان فرمان‌‌بردار) روز قیامت در جهنم هستند که برای همیشه در آن می‌‌مانند، و این مجازات که در انتظار این دو است همان مجازات کسانی است که با تجاوز از حدود الله بر خویشتن ستم می‌‌کنند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُون [الحشر: ١٨]

١٨ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامش عمل کرده‌‌اید، از الله با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی‌‌اش بترسید، و هرکسی باید بیندیشد که چه عمل صالحی برای روز قیامت فرستاده است. و از الله بترسید، زیرا الله به آنچه انجام می‌‌دهید بسیار دانا است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿وَلاَ تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُون [الحشر: ١٩]

١٩ و مانند کسانی نباشید که با ترک فرمان‌‌برداری از امر و اجتناب از نهیِ الله، او تعالی را فراموش کردند، پس الله نیز آنها را به خودفراموشی دچار کرد، که به آنچه آنها را از خشم و کیفر الله نجات می‌‌دهد عمل نکردند، اینها که الله را فراموش کردند - یعنی امرش را اجرا نکردند و از نهیش دست نکشیدند- همان خارج‌‌شدگان از طاعت الله هستند.

﴿لاَ يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الْجَنَّةِ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفَائِزُون [الحشر: ٢٠]

٢٠ جهنمیان با بهشتیان یکسان نیستند، بلکه همانند اختلاف اعمال‌‌شان در دنیا، جزای متفاوتی دارند، بهشتیان با رسیدن به آنچه طلب می‌‌کردند و نجات‌‌یافتن از آنچه از آن می‌‌ترسیدند، رستگار هستند.

﴿لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون [الحشر: ٢١]

٢١ - ای رسول- اگر این قرآن را بر کوهی فرو می‌‌فرستادیم به‌‌طور قطع به‌‌سبب اندرزهای بازدارنده و وعیدهای سختی که در قرآن است آن کوه را با وجود صلابتش از شدت ترس الله متلاشی‌‌شده می‌‌دیدی؛ و این مَثَل‌‌ها را برای مردم می‌‌زنیم تا خردهای‌‌شان را به‌‌کار اندازند و از اندرزها و عبرت‌‌هایی که آیاتش در بردارند پند بگیرند.

﴿هُوَ اللَّهُ الَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيم [الحشر: ٢٢]

٢٢ او الله است که معبود برحقی جز او نیست. دانای آنچه نهان و آشکار است، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند. ذات بخشنده و مهربانِ دنیا و آخرت، که رحمتش جهانیان را دربرگرفته است.

﴿هُوَ اللَّهُ الَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلاَمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُون [الحشر: ٢٣]

٢٣ او الله است که معبود برحقی جز او نیست. فرمانروا، و منزه و پاک از هر نقصی است. سالم از تمام عیب‌‌ها است. تصدیق‌‌کنندۀ رسولانش با آیات آشکار است. مراقب اعمال بندگانش است. ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، ذات جباری است که با جبروت خویش به همه چیز چیره است، و سزاوار عظمت است. الله از بت‌‌ها و هرچه که مشرکان همراه او شریک قرار می‌‌دهند منزه و پاک است.

﴿هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الأَسْمَاء الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [الحشر: ٢٤]

٢٤ او الله است آفریدگاری که همه چیز را آفرید. پدیدآورندۀ اشیا، و شکل دهنده مخلوقاتش آن‌‌گونه که می‌‌خواهد. او سبحانه اسم‌‌های نیکوی مشتمل بر صفات برترش دارد. آنچه در آسمان‌‌ها و آنچه در زمین است او را از هر نقصی منزه می‌‌دانند. ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و شریعت و تقدیرش بسیار دانا است.

برخی فواید آیات:

یکی از نشانه‌‌های توفیق الله برای مؤمن این است که مؤمن قبل از اینکه در روز قیامت مورد حسابرسی قرار گیرد، خود را در دنیا مورد محاسبه قرار می‌‌دهد.

در یادآوری شدت اثر قرآن بر کوه بزرگ به بندگان، هشداری است بر اینکه آنها به‌‌سبب ضعفی که دارند به این تأثیرپذیری سزاوارتر هستند.

اسم‌‌های (الخالق، البارئ، المصور) بر مراحل تکوین مخلوق اعم از اندازه‌‌گیری او، سپس پدیدآوردنش، سپس قرار دادن شکل و سیمایی ویژه برای او دلالت دارد، و ذکر یکی از نام‌‌های نیک به تنهایی بر بقیه دلالت دارد.|

سوره المُمتَحَنَة

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

پاک و خالص‌‌سازی دل‌‌های مؤمنان از ولاء و دوستی برای غیر دین الله تعالی.

تفسیر:

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءكُم مِّنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاء مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيل [الممتحنة: ١]

١ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامش عمل کرده‌‌اید، دشمنان من و دشمنان خودتان را به دوستی نگیرید که با آنها دوستی و محبت کنید، درحالی‌‌که به دین حقی که توسط رسول‌‌تان برای شما آمده، کفر ورزیده‌‌اند، و رسول الله و شما را از خانه‌‌هایتان در مکه بیرون می‌‌رانند، و هیچ قرابت و رابطۀ خویشاوندی‌‌ای را در مورد شما رعایت نمی‌‌کنند، آن هم بدون هیچ سببی جز اینکه شما به الله پروردگارتان ایمان آورده‌‌اید. اگر برای جهاد در راه من خارج شده‌‌اید این کار را نکنید، که اخبار مسلمانان را برای محبت به آنها پنهانی برای‌‌شان برسانید، درحالی‌‌که من از این کار چه آنچه را پنهان کردید و چه آنچه را آشکار کردید آگاه‌‌تر هستم، و ذره‌‌ای نه از این کار و نه از سایر امور بر من پوشیده نمی‌‌ماند، و هرکس این‌‌گونه با کافران موالات و دوستی کند به تحقیق که از راه میانه منحرف، از حق گمراه، و از راه درست دور شده است.

﴿إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاء وَيَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُم بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُون [الممتحنة: ٢]

٢ اگر بر شما دست یابند دشمنی‌‌ای را که در دل‌‌های‌‌شان پنهان می‌‌کردند آشکار می‌‌گردانند، و با آزار رساندن و کتک ‌‌زدن، بر شما دست‌‌درازی می‌‌کنند، و زبان‌‌های‌‌شان را به دشنام و ناسزاگویی می‌‌گشایند، و آرزو دارند که به الله و رسولش کفر ورزید تا مثل خودشان شوید.

﴿لَن تَنفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلاَ أَوْلاَدُكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِير [الممتحنة: ٣]

٣ نه خویشاوندان و نه فرزندان‌‌تان به شما هرگز سود نخواهند رساند اگر به خاطر آنها با کافران دوستی کنید، روز قیامت الله میان شما جدایی می‌‌اندازد، آن‌‌گاه از میان شما بهشتیان را واردِ بهشت و جهنمیان را وارد جهنم می‌‌کند، و به یکدیگر نفع نمی‌‌رسانید، و الله به آنچه انجام می‌‌دهید بینا است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَاء مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلاَّ قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لأَبِيهِ لأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن شَيْءٍ رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِير [الممتحنة: ٤]

٤ - ای مؤمنان- به یقین که برای شما الگویی نیکو در ابراهیم÷ و مؤمنانی که همراهش بودند است، آن‌‌گاه که به قوم کافر خویش گفتند: ما از شما و بت‌‌هایی که به جای الله عبادت می‌‌کنید بیزار هستیم، به دینی که شما بر آن هستید کفر ورزیدیم، و دشمنی و نفرت میان ما و شما آشکار شد تا اینکه فقط به الله ایمان آورید، و هیچ‌‌کس را با او شریک نگردانید. پس بر شما است که همانند آنها از قوم کافر خویش بیزاری بجویید، جز در این سخن ابراهیم÷ به پدرش که گفت: به‌‌طور قطع از الله برای تو آمرزش خواهم خواست، درحالی‌‌که نمی‌‌توانم ذره‌‌ای از عذاب الله را از تو دفع کنم، در این سخن از او پیروی نکنید؛ زیرا این سخن قبل از این بود که ابراهیم÷ از پدرش ناامید شود. پس هیچ مؤمنی حق ندارد برای مشرکی طلب آمرزش کند، . پروردگارا در تمام کارهایمان به تو توکل کردیم، و توبه‌‌کنان به‌‌سوی تو بازگشتیم، و در روز قیامت بازگشت به‌‌سوی تو است.

﴿رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [الممتحنة: ٥]

٥ پروردگارا، ما را وسیلۀ آزمایش برای کسانی‌‌که کفر ورزیده‌‌اند مگردان به این‌‌ ترتیب که آنها را بر ما مسلط کنی آن‌‌گاه بگویند: اگر برحق بودند ما بر آنها مسلط نمی‌‌شدیم، و پروردگارا گناهانمان را بیامرز. به‌‌راستی‌‌که تو ذات شکست‌‌ ناپذیری هستی که هرگز مغلوب نمی‌‌شوی، و در آفرینش و شریعت و تقدیر خویش بسیار دانا هستی.

برخی فواید آیات:

افشاکردن اخبار پیروان اسلام به کافران یکی از گناهان کبیره است.

دشمنی کافران ریشه‌‌دار است و دوستی با آنها تأثیری در این دشمنی نمی‌‌گذارد.

طلب آمرزش ابراهیم÷ برای پدرش به خاطر وعده‌‌ای بود که در این مورد به او داده بود، اما وقتی الله به‌‌سبب مرگ پدرش بر حالتِ کفر، او را از این کار نهی فرمود دیگر برایش طلب آمرزش نکرد.|

﴿لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الآخِرَ وَمَن يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيد [الممتحنة: ٦]

٦ فقط کسی از این الگوی نیکو پیروی می‌‌کند که خیر در دنیا و آخرت را از الله امید می‌‌ورزد، و هرکس از این الگوی نیکو روی بگرداند به‌‌راستی‌‌که الله از بندگانش بی‌‌نیاز است، و نیازی به طاعت آنها ندارد، و او تعالی در هر حالی ستوده‌‌شده است.

﴿* عَسَى اللَّهُ أَن يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُم مِّنْهُم مَّوَدَّةً وَاللَّهُ قَدِيرٌ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيم [الممتحنة: ٧]

٧ - ای مؤمنان- امید است که الله میان شما و میان کافرانی که با شما دشمنی کردند محبتی قرار دهد به‌‌گونه‌‌ای که الله آنها را به اسلام هدایت گردانَد. آن‌‌گاه برادرانی دینی شما باشند، و الله ذات توانایی است که می‌‌تواند دل‌‌های‌‌شان را به ایمان بگرداند، و او تعالی نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده، و مهربان است.

﴿لاَ يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِين [الممتحنة: ٨]

٨ الله شما را از کسانی‌‌که به‌‌سبب اسلام‌‌تان با شما نجنگیده‌‌اند، و شما را از خانه‌‌های‌‌تان بیرون نرانده‌‌اند بازنمی‌‌دارد که با آنها نیکی کنید، و میان یکدیگر عدالت برقرار سازید یعنی حقوقی را که برعهدۀ شما دارند به آنها بپردازید، مانند کاری که اسماء دختر ابوبکر صدیق در برابر مادر کافرش انجام داد آن‌‌گاه که نزدش آمد، پس از اینکه در این کار از پیامبر‌‌ج‌‌ اجازه گرفت، و پیامبر‌‌ج‌‌ به او فرمان داد که پیوند خویشاوندی را با مادرش برقرار کند. به‌‌راستی‌‌که الله عدالت‌‌پیشگان را دوست دارد، همان کسانی‌‌که در مورد خودشان و خانواده‌‌های‌‌شان و افراد تحت سرپرستی‌‌شان عدالت را رعایت می‌‌کنند.

﴿إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُون [الممتحنة: ٩]

٩ الله فقط شما را از کسانی بازمی‌‌دارد که به‌‌سبب ایمان‌‌تان با شما جنگیدند، و شما را از خانه‌‌های‌‌تان بیرون راندند، و بر بیرون ‌‌راندن شما یاری کردند؛ شما را بازمی‌‌دارد که با آنها دوستی برقرار کنید، و هرکس آنها را به دوستی بگیرد آنها همان کسانی هستند که به‌‌سبب مخالفت با امر الله با قراردادن خویش در معرض نابودی، بر خودشان ستم روا داشته‌‌اند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلاَ تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لاَ هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلاَ هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلاَ تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيم [الممتحنة: ١٠]

١٠ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامش عمل کرده‌‌اید، اگر زنان مؤمن مهاجر از سرزمین کفر به سرزمین اسلام نزدتان آمدند آنها را در راستی ایمان‌‌شان بیازمایید، الله به ایمان‌‌شان آگاه‌‌تر است، و ذره‌‌ای از آنچه دل‌‌های‌‌شان دربردارد بر او پوشیده نمی‌‌ماند. اگر پس از آزمایش به آنچه راستگویی‌‌شان را برای‌‌تان آشکار می‌‌گرداند آنها را مؤمن دانستید آنها را به شوهران کافرشان بازنگردانید. برای زنان مؤمن حلال نیست که به نکاح مردان کافر درآیند، و برای کافران نیز حلال نیست که با زنان مؤمن ازدواج کنند، و به شوهران‌‌شان مهریه‌‌ای را که خرج‌‌شان کرده‌‌اند بدهید. و - ای مؤمنان- بر شما گناهی نیست که پس از انقضای عدۀ آنها و به شرط اینکه مهریه‌‌های‌‌شان را پرداخت کردید با آنها ازدواج کنید، و هرکس همسرش زنی کافر باشد یا از اسلام بازگردد نباید آن را نگه دارد؛ چون با کفر او نکاح میان آن دو از بین می‌‌رود، و آنچه از مهریۀ همسران مرتد خویش که خرج کرده‌‌اید از کافران بخواهید، و آنها نیز باید آنچه از مهریه‌‌های آن همسران‌‌شان که اسلام آورده‌‌اند خرج کرده‌‌اند، بخواهند. این امر- یعنی بازگرداندن مهریه‌‌ها از سوی شما و از سوی آنها- همان حکم الله است. او سبحانه به آنچه می‌‌خواهد میان شما حکم می‌‌کند، و الله از احوال و اعمال بندگانش آگاه است، و ذره‌‌ای از احوال و اعمال‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و در آنچه برای بندگانش تشریع می‌‌کند بسیار دانا است.

﴿وَإِن فَاتَكُمْ شَيْءٌ مِّنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُم مِّثْلَ مَا أَنفَقُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُون [الممتحنة: ١١]

١١ و اگر برخی زنان‌‌تان در حال ارتداد به‌‌سوی کافران رفتند، و مهریه‌‌شان را از کافران طلب کردید و آنها پرداخت نکردند، سپس از کافران غنیمت گرفتید، به مردانی که همسران‌‌شان در حال ارتداد خارج شده‌‌اند مانند مهریه‌‌هایی که خرج کرده‌‌اند بدهید، و از الله که شما به او ایمان دارید با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی‌‌اش بترسید.

برخی فواید آیات:

در برگرداندن قلب‌‌ها توسط الله از دشمنی به محبت، و از کفر به ایمان اشاره‌‌ای است به اینکه قلب‌‌های بندگان میان دو انگشت از انگشتان او سبحانه قرار دارد، پس بنده باید استواری بر ایمان را از او تعالی بخواهد.

تفاوت ‌‌گذاشتن در حکم میان کافران حربی و معاهد.

حرمت ازدواج با زن کافر غیر کتابی چه از ابتدا با چنین زنی ازدواج منعقد شود یا اینکه ازدواج قبلی با چنین زنی ادامه یابد، و نیز حرمت ازدواج زن مسلمان با مرد کافر چه اینکه زن مسلمان از ابتدا با مردی کافر ازدواج کند یا اینکه ازدواج قبلی او با مرد کافر ادامه یابد.|

﴿يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَن لاَّ يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا وَلاَ يَسْرِقْنَ وَلاَ يَزْنِينَ وَلاَ يَقْتُلْنَ أَوْلاَدَهُنَّ وَلاَ يَأْتِينَ بِبُهْتَانٍ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلاَ يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [الممتحنة: ١٢]

١٢ - ای پیامبر- اگر زنان مؤمن نزد تو آمدند که با تو بیعت کنند- مثل آنچه در فتح مکه رخ داد- بر اینکه چیزی را با الله شریک نگردانند، بلکه تنها او را عبادت کنند، و مرتکب دزدی نشوند، و زنا نکنند، و به روش اهل جاهلیت فرزندان‌‌شان را نکشند، و فرزندان متولد از زنا را به شوهران‌‌شان نسبت ندهند، و در کاری نیک مانند نهی از نوحه‌‌خوانی و سرتراشی و دریدن لباس هنگام مصیبت از تو نافرمانی نکنند-: با آنها بیعت کن، و پس از اینکه با آنها بیعت بستی از الله برای‌‌شان آمرزش بخواه. به‌‌راستی‌‌که الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

چون سوره با نهی از دوستی با دشمنان الله آغاز شد برای تاکید، با نهی از همین امر پایان یافت، و الله تعالی فرمود:

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الآخِرَةِ كَمَا يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُور [الممتحنة: ١٣]

١٣ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامش عمل کرده‌‌اید، مردمی را که الله بر آنها خشم گرفته است به دوستی نگیرید، آنها به آخرت یقین ندارند، بلکه از آن ناامید هستند چنان‌‌که به‌‌سبب کفر به رستاخیز به بازگشت مردگان‌‌شان به‌‌سوی آنها امید ندارند.

سوره الصَّف

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

تشویق مؤمنان برای یاری دین الله، و جهاد در راه او تعالی.

تفسیر:

﴿سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [الصف: ١]

١ آنچه در آسمان‌‌ها و آنچه در زمین است الله را از هرچه سزاوارش نیست منزه و پاک برمی‌‌شمارند، و او ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و تقدیر و شریعتش بسیار دانا است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُون [الصف: ٢]

٢ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید، چرا می‌‌گویید: کاری را انجام دادم، حال آن‌‌که در واقع آن را انجام نداده‌‌اید؟! مانند سخن یکی از شما که می‌‌گوید: با شمشیرم جنگیدم و ضربه زدم، درحالی‌‌که با شمشیرش نه جنگیده و نه ضربه زده است.

﴿كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لاَ تَفْعَلُون [الصف: ٣]

٣ این کار یعنی اینکه چیزی را که انجام نمی‌‌دهید بگویید بسیار مورد خشم الله است. پس برای مؤمن سزاوار نیست جز اینکه با الله صادق باشد، و عمل او سخنش را تصدیق کند.

﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوص [الصف: ٤]

٤ به‌‌راستی‌‌که الله مؤمنانی را دوست دارد که در راه او و در پی رضایت او تعالی صف در صف کنار یکدیگر چنان‌‌که گویی بنایی به‌‌هم پیوسته هستند می‌‌جنگند.

الله پس از ذکر پیکار و ستایش مؤمنان به‌‌هم‌‌پیوسته در پیکار، مخالفت قوم موسی و عیسی علیهما السلام با رسولان‌‌شان را، برای برحذر داشتنِ مؤمنان از مخالفت با پیامبرشان ذکر کرد و فرمود:

﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَاقَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِين [الصف: ٥]

٥ و -ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که موسی÷ به قومش گفت: ای قوم من، چرا با مخالفت با فرمانم به من آزار می‌‌رسانید درحالی‌‌که می‌‌دانید من فرستادۀ الله به‌‌سوی شما هستم؟! پس چون از حقیقتی که نزدشان آمده بود بازگشتند و منحرف شدند الله دل‌‌های‌‌شان را از حق و استقامت بازگرداند، و الله مردمی را که از او تعالی اطاعت نکنند به‌‌سوی حق توفیق نمی‌‌دهد.

برخی فواید آیات:

مشروعیت بیعت با ولی امر بر سمع و طاعت و تقوی.

وجوب راستی در کردار و مطابقت کردار با گفتار.

الله راه خیر و شر را برای بنده آشکار کرده است، پس اگر بنده انحراف و گمراهی را برگزیند و توبه نکند الله او را با افزودن بر انحراف و گمراهی‌‌اش مجازات می‌‌کند.|

﴿وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَابَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِين [الصف: ٦]

٦ و - ای رسول- به یاد آور آن‌‌گاه که عیسی پسر مریم گفت: ای بنیاسرائیل، در حقیقت من فرستادۀ الله هستم که مرا به‌‌سوی شما مبعوث کرد درحالی‌‌که تورات را که پیش از من نازل شد تصدیق می‌‌کنم، پس نخستین فرد از رسولان نیستم، و مژده‌‌دهندۀ رسولی هستم که پس از من می‌‌آید و نامش احمد است، اما وقتی عیسی÷ با حجت‌‌های دلالت‌‌کننده بر راستگویی خویش نزد آنها آمد گفتند: این سحری آشکار است، و از او پیروی نخواهیم کرد.

﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُوَ يُدْعَى إِلَى الإِسْلاَمِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين [الصف: ٧]

٧ و هیچ‌‌کس ستمکارتر از کسی نیست که بر الله دروغ می‌‌بندد آنجا که شریکانی برای او تعالی قرار می‌‌دهد و آنها را به جای او عبادت می‌‌کند درحالی‌‌که به اسلام یعنی دین توحید خالص برای الله فراخوانده می‌‌شود، و الله مردمی را که با شرک و گناهان به خودشان ستم می‌‌کنند، به هدایت و راستی توفیق نمی‌‌دهد.

﴿يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُون [الصف: ٨]

٨ این تکذیب‌‌ کنندگان می‌‌خواهند با سخنان فاسد و تخریب حق نور الله را خاموش کنند، حال آن‌‌که الله برخلاف میل آنها نورش را با اظهار دین خویش در تمام زمین و بالابردن کلمه‌‌اش کامل می‌‌گرداند.

﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون [الصف: ٩]

٩ الله همان ذاتی است که رسولش محمد‌‌ج‌‌ را با دین اسلام، دین هدایت و راهنمایی به خیر، دین علم سودمند و عمل صالح، فرستاد؛ تا برخلاف میل مشرکان که نفرت دارند از اینکه دین اسلام در زمین قدرت یابد آن را بر تمام ادیان برتری دهد.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيم [الصف: ١٠]

١٠ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید، و به احکامش عمل کرده‌‌اید، آیا شما را به تجارتی سودآور که شما را از عذابی دردناک نجات می‌‌دهد راهنمایی و هدایت کنم؟

﴿تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُون [الصف: ١١]

١١ این تجارت سودآور آن است که به الله و رسولش ایمان آورید، و با انفاق اموال‌‌تان و بخشیدن جان‌‌های‌‌تان در جستجوی رضایت او تعالی در راه او سبحانه بجنگید؛ این کار برای‌‌تان بهتر است اگر بدانید. پس به‌‌سوی آن بشتابید.

﴿يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيم [الصف: ١٢]

١٢ و سود این تجارت آن است که الله گناهان‌‌تان را برای شما می‌‌آمرزد، و شما را به بهشت‌‌هایی که رودها از زیر کاخ‌‌ها و درختانش جاری است وارد می‌‌کند، و شما را در مسکن‌‌های خوش‌‌اقامتی در بهشت که هرگز از آنها جابه‌‌جا نمی‌‌شوید وارد می‌‌سازد. این جزای مذکور، همان رستگاری بزرگی است که هیچ رستگاری‌‌ای با آن برابری نمی‌‌کند.

﴿وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِين [الصف: ١٣]

١٣ و سود دیگر این تجارت که شما آن را دوست می‌‌دارید در دنیا پیش افتاده است، و آن اینکه الله شما را در برابر دشمنان‌‌تان یاری می‌‌کند، و پیروزی‌‌ای نزدیک است یعنی فتح مکه و غیر آن را که بر شما می‌‌گشاید. و - ای رسول- مؤمنان را به پیروزی در دنیا و دستیابی به بهشت در آخرت که آنها را راضی می‌‌سازد مژده بده.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونوا أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّهِ فَآَمَنَت طَّائِفَةٌ مِّن بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَت طَّائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آَمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِين [الصف: ١٤]

١٤ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامش عمل کرده‌‌اید، با یاری دین الله که رسول‌‌تان آن را آورد یاران الله باشید همانند حواریون آن‌‌گاه که عیسی÷ به آنها گفت: یاران من در راه الله چه کسانی هستند؟ و آنها سریع به او پاسخ دادند: ما یاران الله هستیم. سپس گروهی از بنی‌‌اسرائیل به عیسی÷ ایمان آوردند، و گروهی دیگر به او کفر ورزیدند. ما کسانی را که به عیسی÷ ایمان آوردند در برابر کسانی‌‌که به او کفر ورزیدند یاری کردیم، تا بر آنها چیره شدند.

برخی فواید آیات:

مژده ‌‌دادن رسالت‌‌های پیشین به پیامبرمان‌‌ج‌‌ بر راستی نبوت او دلالت دارد.

قدرت ‌‌دادن دین، سنتی الهی است.

ایمان و جهاد در راه الله از اسباب ورود به بهشت است.

الله گاهی پاداش مؤمن را در دنیا قرار می‌‌دهد، و گاهی آن را در آخرت برایش ذخیره می‌‌سازد اما او - سبحانه-هرگز پاداش وی را تباه نمی‌‌سازد.|

سوره الجُمُعَة

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

بیان نعمت‌‌بخشی الله بر امت اسلامی در برتری‌‌ و هدایت آن با رسول‌‌ج‌‌ پس از اینکه گمراه بود، و الزام به طاعتش، و برحذر داشتن از مشابهت با یهودیان.

تفسیر:

﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزِيزِ الْحَكِيم [الجمعة: ١]

١ تمام مخلوقاتی که در آسمان‌‌ها و در زمین هستند، الله را از تمام صفات نقصی که سزاوار او تعالی نیست منزه و پاک برمی‌‌شمارند، مالک و فرمانروایی یگانه، منزه از هر نقصی، و ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و شریعت و تقدیرش بسیار دانا است.

﴿هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلاَلٍ مُّبِين [الجمعة: ٢]

٢ او تعالی همان ذاتی است که در میان عرب که نه خواندن و نه نوشتن بلد بودند، رسولی از جنس خودشان فرستاد تا آیاتش را که بر او نازل کرد بر آنها بخواند، و آنها را از کفر و اخلاق زشت، پاکیزه سازد، و به آنها قرآن و سنت بیاموزد، و به‌‌راستی‌‌که آنها قبل از فرستاده‌‌ شدن رسول به‌‌سوی‌‌شان در گمراهی آشکاری از حق بودند، چون بت‌‌ها را عبادت می‌‌کردند، خون‌‌ها می‌‌ریختند، و پیوندهای خویشاوندی را می‌‌گسستند.

﴿وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [الجمعة: ٣]

٣ و این رسول را به‌‌سوی قومی دیگر از عرب و غیر آنها که هنوز نیامده‌‌اند، و خواهند آمد، فرستاد، و او ذات شکست ‌‌ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و شریعت و تقدیرش بسیار دانا است.

﴿ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيم [الجمعة: ٤]

٤ این امر - یعنی فرستاده ‌‌شدن رسول به‌‌سوی عرب و غیر آنها- بخشش الله است که آن را به هرکس بخواهد می‌‌دهد، و الله دارای بخششی بزرگ است، و از جمله بخشش بزرگ او این است که رسولِ این امت را به‌‌سوی تمام مردم فرستاد.

الله پس از برشمردن بعثت رسول و فروفرستادن قرآن، رویگردانی برخی پیروان موسی÷ از عمل به احکام تورات را برای تحذیر امت اسلام از پیروی آنها بیان کرد و فرمود:

﴿مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِين [الجمعة: ٥]

٥ مَثَل کسانی‌‌که به احکام تورات مکلف شدند اما آن را رها کردند، مانند مَثَل الاغی است که کتاب‌‌های زیادی بر پشت خویش حمل می‌‌کند، اما نمی‌‌داند آنچه بر او بار شده: کتاب است یا چیزی دیگر؟ زشت است مَثَل مردمی که آیات الله را تکذیب کردند، و الله مردم ستمکار را در رسیدن به حق توفیق نمی‌‌دهد.

﴿قُلْ يَاأَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [الجمعة: ٦]

٦ - ای رسول- بگو: ای کسانی‌‌که پس از تحریف یهودیت بر آن مانده‌‌اید، اگر ادعا می‌‌کنید که شما آن دسته از دوستان الله هستید که از میان مردم فقط شما را برای دوستی برگزیده است مرگ را آرزو کنید؛ تا کرامتی که - به ادعای خودتان- به شما اختصاص داده شده است به تعجیل بیفتد اگر در این ادعا که از میان مردم فقط شما دوستان الله هستید، راست می‌‌گویید.

﴿وَلاَ يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِين [الجمعة: ٧]

٧ ولی به‌‌سبب کفر و گناهان و ستم، و تحریف و تبدیل تورات که مرتکب شده‌‌اند هرگز مرگ را آرزو نخواهند کرد، بلکه جاودانگی در دنیا را آرزو می‌‌کنند، و الله از ستمکاران آگاه است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌شان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا خواهد داد.

﴿قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاَقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [الجمعة: ٨]

٨ - ای رسول- به این یهودیان بگو: همانا مرگی که از آن می‌‌گریزید بدون تردید زود یا دیر شما را فرامی‌‌گیرد، سپس روز قیامت به‌‌سوی الله که دانای تمام امور نهان و آشکار است و ذره‌‌ای از این دو بر او پوشیده نمی‌‌ماند، بازگردانیده می‌‌شوید. آن‌‌گاه شما را از آنچه در دنیا انجام می‌‌دادید آگاه می‌‌سازد، و در قبال آن مجازات می‌‌کند.

برخی فواید آیات:

بزرگی نعمت پیامبر‌‌ج‌‌ بر بشریت به صورت عام و بر عرب به صورت خاص، که در جاهلیت و تباهی قرار داشتند.

هدایت، بخششی از جانب الله است، که فقط از او طلب می‌‌شود و با طاعت او به دست می‌‌آید.

تکذیب این ادعای یهود که آنها دوستان الله هستند، با مبارزه‌‌طلبی آنها به اینکه مرگ را آرزو کنند اگر در این ادعا راستگو هستند؛ چون دوست، مشتاق رسیدن به دوستش است.|

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِي لِلصَّلاَةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُون [الجمعة: ٩]

٩ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامش عمل کرده‌‌اید، هرگاه موذن برای نماز روز جمعه بعد از بالارفتن خطیب بر منبر ندا داد، برای حضور در خطبه و نماز به‌‌سوی مساجد بشتابید، و داد و ستد را رها کنید تا شما را از طاعت بازندارد. - ای مؤمنان- این شتاب و رهاکردنِ داد و ستد پس از اذان نماز جمعه که به آن فرمان داده شده‌‌اید برای‌‌تان بهتر است اگر بدانید. پس آنچه را الله شما را به آن فرمان داد اجرا کنید.

﴿فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلاَةُ فَانتَشِرُوا فِي الأَرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُون [الجمعة: ١٠]

١٠ و هنگامی‌‌که نماز جمعه را به پایان رساندید برای جستجوی کسب حلال، و برآورده‌‌کردن نیازهای‌‌تان در زمین پراکنده شوید، و بخشش الله را از راه کسب و سود حلال بجویید، و الله را در هنگام جستجوی رزق و روزی بسیار یاد کنید، و جستجوی روزی، ذکر الله را از یاد شما نبرد؛ تا به آنچه دوست دارید دست یابید، و از آنچه از آن می‌‌ترسید نجات پیدا کنید.

﴿وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَمِنَ التِّجَارَةِ وَاللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِين [الجمعة: ١١]

١١ و - ای رسول- برخی مسلمانان هرگاه تجارت یا سرگرمی‌‌ای ببینند برای رفتن به‌‌سوی آن پراکنده می‌‌شوند، و تو را ایستاده بر منبر رها می‌‌کنند، - ای رسول- بگو: پاداش عمل صالح که نزد الله است از تجارت و سرگرمی‌‌ای که به‌‌سوی آن رفتید بهتر است، و الله بهترین روزی‌‌دهندگان است.

سوره المنافقون

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

رسوا کردن منافقان و صفات‌‌شان و بیان موضع آنها در برابر اسلام و پیروانش، و برحذر داشتن از منافقان و شبیه‌‌شدن به آنها.

تفسیر:

﴿إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُون [المنافقون: ١]

١ - ای رسول- منافقان که اسلام را آشکار، و کفر را پنهان می‌‌کنند، چون در مجلس تو حاضر شوند می‌‌گویند: گواهی می‌‌دهیم که تو واقعاً فرستادۀ الله هستی. الله می‌‌داند که تو واقعاً فرستاده‌‌اش هستی و گواهی می‌‌دهد که منافقان در این ادعا که از صمیم قلب گواهی می‌‌دهند تو فرستادۀ الله هستی دروغ می‌‌گویند.

﴿اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُون [المنافقون: ٢]

٢ سوگندهای‌‌شان را که بر ادعای ایمان خویش ایراد می‌‌کنند، پوشش و سپری در برابر قتل و اسارت برای خودشان قرار داده‌‌اند، و با ایجاد تردید و دروغ‌‌افکنی‌‌هایی که منتشر می‌‌کنند مردم را از ایمان بازداشته‌‌اند. چه زشت است نفاق و سوگندهای دروغینی که مرتکب می‌‌شوند.

﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَفْقَهُون [المنافقون: ٣]

٣ این امر به‌‌سبب آن است که آنها از روی نفاق ایمان آوردند، و ایمان به دل‌‌های‌‌شان نرسیده است، سپس پنهانی به الله کفر ورزیدند. پس الله به‌‌سبب کفرشان بر دل‌‌های‌‌شان مُهر نهاد چنانکه ایمان در آن داخل نمی‌‌شود، و به‌‌سبب این مُهر آنچه را صلاح و رشدشان در آن باشد درک نمی‌‌کنند.

﴿* وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُون [المنافقون: ٤]

٤ و - ای بیننده- وقتی آنها را ببینی به‌‌سبب فراخی و ناز و نعمتی که در آن هستند سیما و حالت‌‌شان تو را به تعجب وامی‌‌دارد، و اگر سخن بگویند به‌‌سبب بلاغتی که در کلام‌‌شان است به آنها گوش فرا می‌‌دهی. - ای رسول- گویی آنها در مجلس تو چوب‌‌هایی تکیه داده بر دیوار هستند، که هیچ چیزی نمی‌‌فهمند و درک نمی‌‌کنند، و به‌‌سبب بزدلی گمان می‌‌کنند هر صدایی آنها را مورد هدف قرار می‌‌دهد. آنها دشمن واقعی هستند. پس - ای رسول- از آنها برحذر باش از اینکه سرّی برایت فاش کنند یا نیرنگی به تو بزنند، الله آنها را عذاب کند، چگونه با وجود دلایل آشکار، و براهین روشنِ ایمان، از آن گمراه می‌‌شوند؟!

برخی فواید آیات:

وجوب شتاب در رفتن به نماز جمعه پس از اذان و حرمت پرداختن به سایر امور دنیا مگر از روی عذر.

در تخصیص سوره به منافقان هشداری است بر خطر زیاد و پنهان‌‌کاری آنها.

نیکوییِ باطن معتبر است؛ نه زیبایی ظاهر و نه خوب سخن گفتن.|

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَكْبِرُون [المنافقون: ٥]

٥ و هرگاه به این منافقان گفته شود: با پوزش‌‌خواهی از آنچه از شما سر زد نزد رسول‌‌الله بیایید، تا برای گناهان‌‌تان از الله آمرزش بخواهد، از روی تمسخر و استهزا سرهای‌‌شان را برمی‌‌گردانند، و آنها را می‌‌بینی که از آنچه به آن فرمان یافته‌‌اند خودداری می‌‌کنند، درحالی‌‌که از پذیرش و اطاعت حق رویگردان هستند.

﴿سَوَاء عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِين [المنافقون: ٦]

٦ - ای رسول- فرقی نمی‌‌کند برای گناهان‌‌شان آمرزش بخواهی یا آمرزش نخواهی. الله هرگز گناهان‌‌شان را نخواهد بخشید؛ زیرا الله خارج‌‌شدگان از طاعتش را که بر نافرمانی از او تعالی پافشاری می‌‌کنند توفیق نمی‌‌دهد.

﴿هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لاَ تُنفِقُوا عَلَى مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنفَضُّوا وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لاَ يَفْقَهُون [المنافقون: ٧]

٧ آنها همان کسانی هستند که می‌‌گویند: اموال‌‌تان را بر کسانی‌‌که نزد رسول‌‌الله هستند چه فقرا و چه بادیه‌‌نشینان پیرامون مدینه انفاق نکنید تا از نزدش پراکنده شوند، درحالی‌‌که گنجینه‌‌های آسمان‌‌ها و زمین فقط از آنِ الله است، که برای هر یک از بندگانش بخواهد رزق و روزی می‌‌دهد، اما منافقان نمی‌‌دانند که گنجینه‌‌های روزی به دست او سبحانه است.

﴿يَقُولُونَ لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الأَعَزُّ مِنْهَا الأَذَلَّ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لاَ يَعْلَمُون [المنافقون: ٨]

٨ سرکردۀ آنها عبدالله بن اُبَیّ می‌‌گوید: اگر به مدینه بازگردیم به‌‌طور قطع کسی‌‌که عزیزتر است - یعنی من و قومم- آن کسی را که خوارتر است، یعنی محمد‌‌ج‌‌ و اصحابش را از آنجا بیرون خواهد کرد، درحالی‌‌که عزت فقط برای الله و رسولش و مؤمنان است؛ نه برای عبدالله بن اُبَیّ و یارانش. اما منافقان نمی‌‌دانند که عزت برای الله و رسولش و مؤمنان است.

الله پس از بیان اشتیاق منافقان بر بخل در انفاق برای بازداشتن از راه الله، مؤمنان را از این کار برحذر داشت، و به انفاق در راه خویش فرمان داد و فرمود:

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلاَ أَوْلاَدُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُون [المنافقون: ٩]

٩ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامش عمل کرده‌‌اید، اموال و فرزندان‌‌تان شما را از نماز یا سایر فرائض اسلام بازندارد، و هرکس اموال و فرزندانش او را از نماز و سایر مواردی که الله برایش واجب کرده است بازدارد، به تحقیق که اینها همان زیانکاران به خودشان و خانواده‌‌های‌‌شان در روز قیامت هستند.

﴿وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلاَ أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ الصَّالِحِين [المنافقون: ١٠]

١٠ و از اموالی که الله به شما روزی داده است انفاق کنید پیش از اینکه مرگ یکی از شما فرا رسد، آن‌‌گاه به پروردگارش بگوید: پروردگارا چرا تا زمانی اندک به من مهلت ندادی، تا از مالم در راه تو صدقه بدهم، و از بندگان صالح الله که اعمال نیکو انجام داده‌‌اند باشم.

﴿وَلَن يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاء أَجَلُهَا وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُون [المنافقون: ١١]

١١ ولی الله سبحانه به هرکس که اجلش فرا رسد و عمرش پایان یابد مهلت نمی‌‌دهد، و الله از آنچه انجام می‌‌دهید بسیار آگاه است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا می‌‌دهد؛ اگر خیر باشد جزای خیر، و اگر شر باشد جزای شر.

برخی فواید آیات:

رویگردانی از نصیحت‌‌ها و تکبر، از صفات منافقان است.

یکی از وسایل دشمنان دین، محاصرۀ اقتصادی مسلمانان است.

خطر اموال و فرزندان وقتی از یاد الله بازدارند.|

سوره التغابن

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

ذکر زیان و تباهی کافران در روز قیامت، برای برحذر داشتن از کفر و کافران.

تفسیر:

﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [التغابن: ١]

١ تمام مخلوقاتی که در آسمان‌‌ها و زمین هستند الله را از صفات نقصی که سزاوار او نیست منزه و پاک برمی‌‌شمارند. فرمانروایی و مالکیت فقط برای او است، و غیر او هیچ حق مالکیتی ندارد، و ستایش نیکو برای او است، و او بر هر چیزی توانا است، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد.

﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنكُمْ كَافِرٌ وَمِنكُم مُّؤْمِنٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِير [التغابن: ٢]

٢ - ای مردم- او همان ذاتی است که شما را آفرید اما برخی از شما به او کافر هستند و مقصدشان جهنم است، و برخی از شما به او مؤمن هستند و مقصدشان بهشت است، و الله به آنچه انجام می‌‌دهید بینا است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيْهِ الْمَصِير [التغابن: ٣]

٣ آسمان‌‌ها و زمین را به حق آفریده، و این دو را بیهوده نیافریده است، و - ای مردم- به لطف و احسان خویش سیمای شما را به زیبایی بیاراست، و اگر می‌‌خواست به‌‌طور قطع آن را زشت قرار می‌‌داد، و در روز قیامت بازگشت فقط به‌‌سوی او است. آن‌‌گاه شما را در برابر اعمال‌‌تان جزا می‌‌دهد؛ اگر خیر باشد جزای خیر، و اگر شر باشد جزای شر.

﴿يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُور [التغابن: ٤]

٤ از آنچه در آسمان‌‌ها، و آنچه در زمین است آگاهی دارد، و اعمال پنهان و آشکار شما را می‌‌داند، و از خیر و شری که در سینه‌‌ها است آگاه است، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن قَبْلُ فَذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [التغابن: ٥]

٥ - ای مشرکان- آیا خبر امت‌‌های تکذیب‌‌کنندۀ پیش از شما، مانند قوم نوح و عاد و ثمود و دیگران، به شما نرسیده است، که کیفر کفری که در دنیا بر آن بودند چشیدند، و در آخرت عذابی دردناک برای‌‌شان است؟! آری، به‌‌طور قطع خبرشان به شما رسیده است، پس از سرانجام کارشان پند بگیرید، و قبل از این‌‌که عذابی مانند عذاب آنها، شما را فراگیرد به‌‌سوی الله توبه کنید.

﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُ كَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالُوا أَبَشَرٌ يَهْدُونَنَا فَكَفَرُوا وَتَوَلَّوا وَّاسْتَغْنَى اللَّهُ وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَمِيد [التغابن: ٦]

٦ عذابی که به آنها رسید فقط به این سبب بود که رسولان‌‌شان دلایل آشکار و براهین روشن از جانب الله برای‌‌شان می‌‌آوردند، اما آنها با این اعتراض که رسولان از جنس بشر هستند می‌‌گفتند: آیا انسانی ما را به‌‌سوی حق راهنمایی می‌‌کند؟! پس کفر می‌‌ورزیدند و از ایمان به آنها روی می‌‌گرداندند. اما ذره‌‌ای به الله زیان نرساندند، و الله از ایمان و طاعت‌‌شان بی‌‌نیاز است؛ زیرا طاعت‌‌شان چیزی بر او نمی‌‌افزاید، و الله ذات بی‌‌نیازی است که به بندگانش نیاز ندارد، و در اقوال و افعالش ستوده‌‌شده است.

﴿زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن لَّن يُبْعَثُوا قُلْ بَلَى وَرَبِّي لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ وَذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِير [التغابن: ٧]

٧ کافران پنداشتند که الله هرگز آنها را پس از مرگشان زنده مبعوث نخواهد کرد. - ای رسول- به این منکران رستاخیز بگو: آری به پروردگارم سوگند که به‌‌طور قطع برانگیخته خواهید شد، سپس به یقین، از آنچه در دنیا انجام می‌‌دادید به شما خبر داده خواهد شد، و این رستاخیز بر الله آسان است؛ زیرا شما را نخستین بار آفریده است، در نتیجه بر برانگیختن شما پس از مرگ‌‌تان به صورت زنده برای حسابرسی و جزا توانا است.

﴿فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنزَلْنَا وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِير [التغابن: ٨]

٨ پس - ای مردم- به الله و به رسولانش، و به قرآن که آن را بر رسول‌‌مان فرو فرستادیم ایمان آورید، و الله به آنچه انجام می‌‌دهید بسیار دانا است. ذره‌‌ای از اعمال‌‌تان بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و به زودی شما را در قبال آن جزا خواهد داد.

﴿يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذَلِكَ يَوْمُ التَّغَابُنِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيم [التغابن: ٩]

٩ و - ای رسول- روز قیامت را به یاد آور که الله شما را در آن گرد می‌‌آورد تا در قبال اعمال‌‌تان جزا دهد. در آن روز زیان و نقص کافران آشکار می‌‌گردد؛ زیرا مؤمنان منازل جهنمیان را در بهشت، و جهنمیان منازل بهشتیان را در جهنم به ارث می‌‌برند، و هرکس به الله ایمان آوَرَد و عمل صالح انجام دهد الله بدی‌‌هایش را می‌‌پوشاند، و او را در بهشت‌‌هایی که نهرها از زیر کاخ‌‌ها و درختانش جاری است وارد می‌‌کند که برای همیشه در آن می‌‌مانند، و از آن اخراج نمی‌‌شوند، و نعمت‌‌هایش از آنها قطع نمی‌‌گردد. این چیزی‌‌که به آن دست می‌‌یابند همان رستگاری بزرگی است که هیچ رستگاری دیگری با آن برابری نمی‌‌کند.

برخی فواید آیات:

یکی از احکام الله تقسیم‌‌بندی مردم به دو گروه بدبختان و سعادتمندان است.

یکی از روش‌‌های یاری‌‌رسان بر انجام عمل صالح، یادآوری زیان مردم در روز قیامت است.|

﴿وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ خَالِدِينَ فِيهَا وَبِئْسَ الْمَصِير [التغابن: ١٠]

١٠ و کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند، و آیات ما را که بر رسولانمان نازل کردیم تکذیب کردند، اینها ساکنان جهنم هستند که برای همیشه در آن می‌‌مانند، و چه مقصد بسیار زشتی دارند.

﴿مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيم [التغابن: ١١]

١١ مصیبتی بر جان یا مال یا فرزندان هیچ‌‌کسی، جز به قضا و قدر الله وارد نمی‌‌شود، و هرکس به الله و قضا و قدرش ایمان آورد الله قلبش را برای تسلیم بر فرمانش و رضایت به قضا و قدرش توفیق می‌‌دهد، و الله از هر چیزی آگاه است، و هیچ‌‌چیز بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِين [التغابن: ١٢]

١٢ و از الله و رسول‌‌ج‌‌ اطاعت کنید، و اگر از آنچه رسول‌‌ج‌‌ برای‌‌تان آورده است روی گرداندید گناه این رویگردانی بر خودتان است، و برعهدۀ رسول ما جز تبلیغ آنچه او را به تبلیغ آن فرمان داده‌‌ایم نیست، و به تحقیق که آنچه را به تبلیغ آن فرمان یافته ابلاغ کرده است.

﴿اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُون [التغابن: ١٣]

١٣ الله همان معبود برحق است، که هیچ معبود برحقی جز او نیست، و مؤمنان باید در تمام کارهای‌‌شان فقط بر الله توکل کنند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلاَدِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِن تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [التغابن: ١٤]

١٤ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامش عمل کرده‌‌اید، به‌‌راستی‌‌که برخی از همسران و فرزندان‌‌تان دشمن شما هستند؛ چون شما را از یاد الله و جهاد در راه او تعالی بازمی‌‌دارند، و منصرف می‌‌کنند، پس برحذر باشید که در شما تاثیر بگذارند، و اگر از لغزش‌‌های‌‌شان درگذرید و صرف نظر کنید و بر آنها بپوشانید، به‌‌راستی‌‌که الله گناهان‌‌تان را بر شما می‌‌آمرزد و بر شما رحم می‌‌کند، چون جزا از جنس عمل است.

﴿إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيم [التغابن: ١٥]

١٥ جز این نیست که اموال و فرزندان‌‌تان وسیلۀ آزمایش و ارزیابی شما هستند، که شما را بر کسب حرام، و ترک طاعت الله وامی‌‌دارند، اما هرکس طاعت الله را بر طاعت فرزندان، و بر مشغول ‌‌شدن به مال ترجیح دهد پاداش بزرگی نزد الله دارد، و این پاداش بزرگ همان بهشت است.

﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنفِقُوا خَيْرًا لِّأَنفُسِكُمْ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون [التغابن: ١٦]

١٦ پس از الله با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی‌‌اش تا جایی‌‌که توانایی این کار را دارید بترسید، و از الله و رسولش بشنوید و اطاعت کنید، و اموال‌‌تان را که الله آن را برای‌‌تان ارزانی داشته در راه‌‌های خیر ببخشید، و هرکس الله او را از زیاده‌‌خواهی نفسش حفظ کند اینها همان دست‌‌یافتگان به آنچه می‌‌طلبند، و نجات‌‌یافتگان از آنچه از آن می‌‌ترسند هستند.

﴿إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيم [التغابن: ١٧]

١٧ اگر وامی نیکو به الله بدهید؛ یعنی بخشی از اموال‌‌تان را در راه او ببخشید، بر مزدتان با قراردادن یک نیکی به ده برابر تا هفتصد برابر و حتی بسیار بیشتر می‌‌افزاید، و از گناهان‌‌تان درمی‌‌گذرد، و الله ذات بسیار بخشنده‌‌ای است که در برابر عمل اندک مزد بسیار می‌‌دهد، و ذات بسیار بردباری است که کیفر را به تعجیل نمی‌‌اندازد.

﴿عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِيزُ الْحَكِيم [التغابن: ١٨]

١٨ الله سبحانه دانای نهان و آشکار است، هیچ امر نهان و آشکار بر او پوشیده نمی‌‌ماند، ذات شکست‌‌ ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در آفرینش و شریعت و تقدیرش بسیار دانا است.

برخی فواید آیات:

وظیفۀ رسولان تبلیغ از جانب الله است، اما هدایت فقط در دست او تعالی است.

ایمان به تقدیر، سبب آرامش و هدایت است.

انسان در حد توان خویش مکلف است.

چند برابر شدن پاداش انفاق‌‌کننده در راه الله.|

سوره الطَّلاق

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

اظهار اهمیت و بزرگی مسئله طلاق و حدود آن، و بیان سرانجام تقوا و تجاوز از حدود الله.

تفسیر:

﴿يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لاَ تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلاَ يَخْرُجْنَ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لاَ تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا [الطلاق: ١]

١ ای پیامبر، هرگاه تو یا یکی از امت تو خواست همسرش را طلاق دهد باید او را در ابتدای عده‌‌اش طلاق دهد؛ یعنی طلاق در طُهری که با او نزدیکی نکرده است واقع شود، و عده را محاسبه کنید، تا اگر خواستید در عده به همسران‌‌تان مراجعه کنید بتوانید، و از الله پروردگارتان با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی او بترسید. همسران مطلقۀ خویش را از خانه‌‌هایی که در آن سکونت دارند بیرون نکنید، و خودشان نیز نباید خارج شوند، تا اینکه عده‌‌شان سپری شود؛ مگر اینکه فاحشه‌‌ای آشکار مانند زنا مرتکب شوند، و این احکام همان حدود الله هستند که برای بندگانش مشخص کرده است، و هرکس از حدود الله بگذرد به‌‌طور قطع به‌‌سبب نافرمانی از پروردگارش، با قرار دادن خویش در معرض نابودی، بر خویشتن ستم کرده است. - ای طلاقدهنده- نمی‌‌دانی شاید الله در ادامه رغبتی در دل زوج بیندازد تا به همسرش رجوع کند.

﴿فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا [الطلاق: ٢]

٢ پس هرگاه پایان عده‌‌شان نزدیک شد با رغبت و معاشرت نیکو به آنها رجوع کنید، یا به آنها رجوع نکنید تا عده‌‌شان سپری شود، تا اختیار کار آنها به دست خودشان باشد، و حقوقشان را به آنها بپردازید، و اگر خواستید به آنها رجوع کنید یا از آنها جدا شوید برای جلوگیری از ایجاد نزاع، دو شاهد عادل مرد از خودتان گواه بگیرید، و - ای گواهان- گواهی را به هدف وجه الله برپا دارید؛ کسی‌‌که به الله و روز قیامت ایمان دارد از این احکام پند داده می‌‌شود؛ زیرا چنین کسی از یادآوری و اندرز سود می‌‌برد، و هرکس از الله با امتثال اوامر و اجتناب از نواهی‌‌اش بترسد، الله راه برون‌‌رفتی از هر تنگنا و حَرَجی که در آن قرار گرفته برایش قرار می‌‌دهد.

﴿وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا [الطلاق: ٣]

٣ و از جایی‌‌که به ذهنش خطور نمی‌‌کند، و به گمانش نمی‌‌رسد به او روزی می‌‌دهد، و هرکس در کارهایش بر الله توکل کند او تعالی برایش کافی است. به‌‌راستی‌‌که الله فرمانش را اجرا می‌‌کند. از هیچ‌‌چیز ناتوان نیست، و هیچ‌‌چیز از دستش نمی‌‌رود. الله بر هر چیزی اندازه‌‌ای قرار داده است که در آن پایان می‌‌یابد، پس برای سختی اندازه‌‌ای است، و برای آسانی اندازه‌‌ای است؛ یعنی هیچ‌‌یک از این دو بر انسان همیشگی و ماندگار نیست.

﴿وَاللاَّئِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِن نِّسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاَثَةُ أَشْهُرٍ وَاللاَّئِي لَمْ يَحِضْنَ وَأُوْلاَتُ الأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا [الطلاق: ٤]

٤ و زنان مطلقه‌‌ای که به‌‌سبب سن زیاد از اینکه عادت ماهیانه ببینند ناامید هستند، اگر در چگونگی عده‌‌شان شک کردید عدۀ آنها سه ماه است، و نیز عدۀ زنانی که به‌‌سبب خردسالی هنوز به سن بلوغ نرسیده‌‌اند سه ماه است. و پایان عدۀ طلاق یا وفات (شوهر) برای زنان باردار: زمانی است که وضع حمل کنند، و هرکس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسد، الله کارهایش را بر او تسهیل می‌‌کند، و هر سختی‌‌ای را برایش آسان می‌‌گرداند.

﴿ذَلِكَ أَمْرُ اللَّهِ أَنزَلَهُ إِلَيْكُمْ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا [الطلاق: ٥]

٥ - ای مؤمنان- این احکام طلاق و رجوع و عده، حکم الله است که برای‌‌تان فرستاد تا آنها را بدانید، و هرکس با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسد، الله گناهانی را که مرتکب شده است پاک می‌‌کند، و اجری بزرگ، یعنی ورود به بهشت، و دستیابی بر نعمت‌‌هایی جاویدان به او می‌‌دهد.

برخی فواید آیات:

خطاب به پیامبر‌‌ج‌‌، خطاب به امتش به شمار می‌‌رود تا زمانی‌‌که برای او تخصیص ثابت نشود.

وجوب مسکن و نفقه بر عهدۀ مرد برای زن مطلّقه به طلاق رجعی.

تشویق بر گرفتن گواه برای از بین بردن بذر اختلاف.

فراوانی و بزرگی فواید تقوی.|

الله پس از بیان حکم طلاق و رجوع، حکم نفقه و مسکن را بیان کرد و فرمود:

﴿أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنتُم مِّن وُجْدِكُمْ وَلاَ تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَإِن كُنَّ أُولاَتِ حَمْلٍ فَأَنفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُم بِمَعْرُوفٍ وَإِن تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى [الطلاق: ٦]

٦ - ای شوهران- آنها را در همان جایی‌‌که سکونت دارید به اندازۀ توانایی‌‌تان سکونت دهید، زیرا الله شما را بیش از آن مکلف نکرده است، و در نفقه و سکونت و سایر موارد به آنها زیان وارد نکنید که بخواهید بر آنها تنگ بگیرید، و اگر زنان مطلقه باردار بودند نفقۀ آنها را بدهید تا وضع حمل کنند. اگر فرزندان‌‌تان را شیر دادند اجرت شیردادن‌‌شان را به آنها بپردازید، و در امر اجرت به عرف مراجعه کنید، اما اگر شوهر اجرتی را که همسر می‌‌خواهد به او نداد، و زن نیز به اجرتی که مدّ نظر شوهر است راضی نشد، پدر باید زن شیرده دیگری به اجاره بگیرد تا فرزندش را برای او شیر دهد.

﴿لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِّن سَعَتِهِ وَمَن قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لاَ يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلاَّ مَا آتَاهَا سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا [الطلاق: ٧]

٧ کسی‌‌که توانایی مالی خوبی دارد باید از دارایی خویش بر زن مطلقه و فرزندش خرج کند، و هرکس از نظر روزی در تنگنا قرار دارد باید از روزی‌‌ای که الله به او عطا کرده است خرج کند، الله هیچ‌‌کس را جز به آنچه که به او عطا کرده مکلف نساخته است، یعنی او را نه به فراتر از آن، و نه به فراتر از توانش مکلف نمی‌‌کند، الله به زودی پس از تنگی و سختی حالش، گشایش و بی‌‌نیازی برای او قرار می‌‌دهد.

الله پس از بیان تعدادی اوامر، از ترک آنها برحذر داشت، و سرانجامِ بد آن را بیان کرد و فرمود:

﴿وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابًا شَدِيدًا وَعَذَّبْنَاهَا عَذَابًا نُّكْرًا [الطلاق: ٨]

٨ و چه بسیار قریه‌‌هایی که وقتی از امر پروردگارشان سبحانه و امر رسولانش نافرمانی کردند، آنها را در قبال اعمال بدشان سخت مورد محاسبه قرار دادیم، و با عذابی رسواکننده در دنیا و آخرت عذاب کردیم.

﴿فَذَاقَتْ وَبَالَ أَمْرِهَا وَكَانَ عَاقِبَةُ أَمْرِهَا خُسْرًا [الطلاق: ٩]

٩ پس کیفر اعمال بدشان را چشیدند، و سرانجام آنها در دنیا و آخرت تباهی بود.

﴿أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فَاتَّقُوا اللَّهَ يَاأُوْلِي الأَلْبَابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا [الطلاق: ١٠]

١٠ الله عذابی سخت برای‌‌شان فراهم کرده است، پس - ای خردمندانی که به الله و به رسولش ایمان آوردهاید- با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی الله از او تعالی بترسید، تا عذابی که به آنها رسید شما را در برنگیرد، به تحقیق که الله ذکری را برای‌‌تان نازل کرده است که سرانجامِ بدِ نافرمانی از او تعالی، و عاقبت خوش فرمان‌‌برداری از او را برای‌‌تان یادآوری می‌‌کند.

﴿رَّسُولاً يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقًا [الطلاق: ١١]

١١ این ذکر همان فرستادۀ او است که آیات روشن الله را که هیچ ابهامی در آنها نیست برای‌‌تان می‌‌خواند؛ تا کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و رسولش را تصدیق کرده‌‌اند، و اعمال صالح انجام داده‌‌اند از تاریکی‌‌های گمراهی به‌‌سوی نور بیرون آورده شوند، و هرکس به الله ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، الله او را به بهشت‌‌هایی که نهرها از زیر کاخ‌‌ها و درختانش جاری است وارد می‌‌کند که برای همیشه در آن می‌‌مانند. الله رزق و روزی را برایش نیکو می‌‌گرداند به گونه‌‌ای که او را به بهشتی که نعمت‌‌هایش قطع نمی‌‌شود وارد می‌‌کند.

﴿اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا [الطلاق: ١٢]

١٢ الله همان ذاتی است که هفت آسمان، و هفت زمین را مانند آنها آفرید، فرمان کَونیه و شرعی الله میان آنها فرود می‌‌آید؛ تا بدانند که الله بر هر چیزی توانا است، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد، و او سبحانه بر همه چیز احاطۀ علمی دارد، و هیچ‌‌چیز نه در آسمان‌‌ها و نه در زمین بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

برخی فواید آیات:

عدم وجوب شیردادن بر زن باردار مطلّقه.

تکلیف فقط به اندازۀ توانایی است.

ایمان به قدرت و احاطۀ علم الله تعالی بر هر چیزی، سبب رضایت و آرامش قلبی است.|

سوره التَّحریم

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

تربیت بیت نبوی؛ تا الگویی نیکو برای خانواده و جامعه باشد.

تفسیر:

﴿يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيم [التحريم: ١]

١ ای رسول، چرا کام‌‌جویی از کنیز خویش ماریه‌‌ل‌‌ را که الله برایت حلال کرده، برای خشنودکردن همسرانت که احساسات‌‌شان علیه او برانگیخته شده، بر خودت حرام می‌‌کنی، و الله نسبت به تو بسیار آمرزنده و مهربان است؟!

﴿قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِكُمْ وَاللَّهُ مَوْلاَكُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيم [التحريم: ٢]

٢ الله گشودن سوگندهای‌‌تان را با کفاره اگر در آن خیری دیدید یا در آن حانث شدید برای‌‌تان تشریع کرده است، و الله یاور شماست، و او تعالی از احوال شما و مصلحت شما آگاه است، و در شریعت و تقدیرش بسیار دانا است.

﴿وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَى بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثًا فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَن بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنبَأَكَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِير [التحريم: ٣]

٣ و به یاد آور آن‌‌گاه که پیامبر‌‌ج‌‌ خبری را فقط به حفصه‌‌ل‌‌ گفت، و بخشی از آن خبر این بود که با همسرش ماریه‌‌ل‌‌ نزدیکی نخواهد کرد، پس وقتی حفصه، عایشه‌‌ب‌‌ را از این خبر مطلع کرد و الله پیامبر خویش را از افشای رازش آگاه کرد، حفصه‌‌ل‌‌ را سرزنش کرد و برخی از آنچه را که ذکر کرده بود به او گفت و بخشی دیگر از آن را نگفت، پس حفصه‌‌ل‌‌ از ایشان پرسید: چه کسی تو را از این امر آگاه کرده است؟ گفت: ذاتی‌‌که از هر چیز آگاه و نسبت به هر امر نهانی دانا است مرا باخبر ساخت.

﴿إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاَهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلاَئِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِير [التحريم: ٤]

٤ بر شما دو نفر لازم شد که توبه کنید؛ زیرا نفس شما چیزی را دوست دارد که رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ آن را نمی‌‌پسندد یعنی این امر که از کنیزکش دوری گزیند و او را بر خود حرام کند. و اگر همچنان بر همدست‌‌شدن علیه او اصرار ورزید، بدانید که الله خود، دوست و یاور او است، و نیز جبرئیل÷ و مؤمنان شایسته، دوستان و یاوران او هستند. و فرشتگان پس از الله یاران و یاوران او در برابر کسی هستند که آزاری به او برساند.

﴿عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَكُنَّ أَن يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِّنكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا [التحريم: ٥]

٥ امید است که پروردگارش سبحانه اگر پیامبر او شما را طلاق دهد همسرانی بهتر از شما، که از امرش فرمان‌‌برداری می‌‌کنند، به او و رسولش مؤمن هستند، فرمان‌‌بردار الله هستند، از گناهان‌‌شان توبه می‌‌کنند، عبادتگزار پروردگارشان هستند، روزه‌‌گیر هستند، چه بیوه‌‌زنان، و چه دوشیزگانی که با آنها نزدیکی نشده است، به او بدهد. اما پیامبر‌‌ج‌‌ آنها را طلاق نداده است.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلاَئِكَةٌ غِلاَظٌ شِدَادٌ لاَ يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُون [التحريم: ٦]

٦ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامش عمل کرده‌‌اید، برای خودتان و خانواده‌‌های‌‌تان سپری در برابر آتشی بزرگ که با مردم و سنگ‌‌ها برافروخته می‌‌شود قرار دهید. بر این آتش فرشتگانی هستند که در برابر کسانی‌‌که در آن وارد می‌‌شود خشن و سخت‌‌گیر هستند، و از امر الله آن‌‌گاه که به آنها امر کند نافرمانی نمی‌‌کنند، و آنچه را آنها را به آن فرمان می‌‌دهد بدون سستی و تأخیر انجام می‌‌دهند.

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لاَ تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ إِنَّمَا تُجْزَوْنَ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [التحريم: ٧]

٧ و در روز قیامت به کافران گفته می‌‌شود: ای کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اید، در برابر کفر و گناهانی که انجام می‌‌دادید عذرخواهی نکنید، که عذرهای‌‌تان هرگز پذیرفته نخواهد شد؛ زیرا یقیناً در برابر کفر به الله و تکذیب رسولانش که در دنیا مرتکب می‌‌شدید در این روز جزا داده می‌‌شوید.

برخی فواید آیات:

مشروعیت کفارۀ یمین.

بیان جایگاه پیامبر‌‌ج‌‌ نزد پروردگارش و دفاع الله تعالی از او.

یکی از اخلاقیات کریمانه مصطفی‌‌ج‌‌ در برابر همسرانش این بود که زیاد سرزنش نمی‌‌کرد و برای ابقای مهرورزی و عاطفه از برخی خطاهای‌‌شان چشم‌‌پوشی می‌‌کرد.

مسئولیت مؤمن در برابر خودش و خانواده‌‌اش.|

﴿يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَن يُكَفِّرَ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ يَوْمَ لاَ يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [التحريم: ٨]

٨ ای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اید و به احکامش عمل کرده‌‌اید، از گناهان‌‌تان صادقانه به‌‌سوی الله توبه کنید. امید است که پروردگارتان بدی‌‌های‌‌تان را از شما پاک کند، و روز قیامت شما را به بهشت‌‌هایی که نهرها از زیر کاخ‌‌هایش جاری است وارد کند. روزی‌‌که الله پیامبر و کسانی را که همراه او ایمان آورده‌‌اند با وارد کردن در جهنم خوار نمی‌‌سازد، و نور آنها در پیشاپیش و سمت راست‌‌شان بر روی صراط حرکت می‌‌کند، و می‌‌گویند: پروردگارا نورمان را بر ما کامل گردان، که وارد بهشت شویم، تا مانند منافقان که نورشان بر روی صراط خاموش می‌‌شود نباشیم، و گناهانمان را بیامرز، زیرا تو بر هر کاری توانایی، و از کامل‌‌ کردن نور ما و گذشتن از گناهانمان ناتوان نیستی.

﴿يَاأَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِير [التحريم: ٩]

٩ ای رسول، در برابر کافران با شمشیر، و در برابر منافقان با زبان و اقامۀ حدود پیکار کن، و بر آنها سخت بگیر تا از تو بترسند، و پناهگاه آنها که در روز قیامت به آن پناه می‌‌آورند همان جهنم است، و مقصدشان که به آن بازگردانده می‌‌شوند بسیار بد است.

﴿ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِين [التحريم: ١٠]

١٠ الله برای کسانی‌‌که به الله و رسولش کفر ورزیده‌‌اند- به اینکه رابطه‌‌شان با مؤمنان هرگز سودی به آنها نمی‌‌رساند- دو زن دو پیامبر از پیامبران الله: نوح و لوط علیهما السلام را مثال زده است، که همسر دو بندۀ صالح بودند، اما با بازداشتن از راه الله، و یاری رساندن به کافران قوم خویش، به شوهران‌‌شان خیانت کردند؛ پس همسربودن برای این دو بندۀ صالح سودی به آن دو زن نرساند، و به آن‌‌ها گفته شد: در زمرۀ کافران و فاسقانی که وارد جهنم می‌‌شوند در آن داخل شوید.

﴿وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِندَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِين [التحريم: ١١]

١١ و الله برای کسانی‌‌که به الله و رسولانش ایمان آورده‌‌اند بر اینکه پیوند آنها با کافران زیانی به آنها نمی‌‌رساند، و تا زمانی‌‌که بر راه حق استوار باشند تاثیری در آنها ندارد، زن فرعون را مثال زده است آن‌‌گاه که گفت: پروردگارا، نزد خودت در بهشت خانه‌‌ای برایم بنا کن، و مرا از جبروت و قدرت و اعمال بد فرعون نجات دِه، و مرا از قومی که با پیروی از فرعون در طغیان و ستم او، بر خودشان ستم کرده‌‌اند نجات دِه.

﴿وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِين [التحريم: ١٢]

١٢ و الله برای کسانی‌‌که به الله و رسولانش ایمان آورده‌‌اند، حالت مریم دختر عمران را مثال زده است که عورتش را از زنا حفظ کرد، و الله به جبرئیل÷ فرمان داد که در او بدمد. پس به قدرت الله بدون پدر به عیسی÷ حامله شد، و شریعت‌‌های الله و کتاب‌‌های نازل‌‌شده بر رسولانش را تصدیق کرد، و از جمله فرمان‌‌برداران الله با اجرای اوامر و خودداری از نواهی‌‌اش بود.

برخی فواید آیات:

توبۀ نصوح سبب تمام نیکی‌‌ها است.

کنار هم آمدنِ جهادِ با علم و حجت، و جهادِ با شمشیر بر اهمیت این دو جهاد و اینکه هیچ‌‌یک از این دو از دیگری بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد دلالت دارد.

در صورت تفاوت دین، خویشاوندی سببی یا نَسَبی در روز قیامت به شخص سودی نمی‌‌رساند.

پاکدامنی و دوری از شبهه، از صفات زنان مؤمن و صالح است.|

سوره المُلک

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

اظهار کمال فرمانروایی و قدرت الله؛ برای تهدید و تحذیر از عذاب او تعالی.

تفسیر:

﴿تَبَارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير [الملك: ١]

١ بزرگ و فراوان است خیر الله که فرمانروایی فقط به دست او است، و او تعالی بر هر چیزی توانا است، و هیچ‌‌چیز او را ناتوان نمی‌‌سازد.

﴿الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُور [الملك: ٢]

٢ - ای مردم- همان ذاتی‌‌که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام‌‌یک از شما نیکوکارتر هستید، و او ذات شکست‌‌ ناپذیری است که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و نسبت به گناهان کسانی از بندگانش که توبه کنند بسیار آمرزنده است.

﴿الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُور [الملك: ٣]

٣ همان ذاتی‌‌که هفت آسمان را لایه لایه آفرید، بدون اینکه میان دو آسمان تماسی وجود داشته باشد. - ای نظارهگر- در آنچه الله آفریده است هیچ تفاوت یا ناسازگاری‌‌ای نمی‌‌بینی. دوباره بنگر آیا هیچ‌‌گونه شکاف و رخنه‌‌ای می‌‌بینی؟! هرگز چنین چیزی نخواهی دید، و آن را فقط آفرینشی محکم و استوار می‌‌بینی.

﴿ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خَاسِئاً وَهُوَ حَسِير [الملك: ٤]

٤ باز پیاپی بنگر نگاهت خوار و زبون بدون اینکه عیب یا خللی در آفرینش آسمان ببیند به‌‌سوی خودت بازمی‌‌گردد، در‌‌حالی‌‌که خسته و ناتوان از نگاه‌‌ کردن است.

﴿وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِير [الملك: ٥]

٥ و به تحقیق که نزدیک‌‌ترین آسمان به زمین را با ستارگانی درخشان آراسته‌‌ایم، و آن ستارگان را شهاب‌‌هایی قرار دادیم که شیاطینی که دزدکی گوش می‌‌دهند با آنها رانده می‌‌شوند و آن شهاب‌‌ها آنان را می‌‌سوزانند، و در آخرت آتشی سوزان برای‌‌شان آماده کرده‌‌ایم.

﴿وَلِلَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمَصِير [الملك: ٦]

٦ و برای کسانی‌‌که به پروردگارشان کفر ورزیده‌‌اند در روز قیامت عذاب آتشی شعله‌‌ور است، و چه بد بازگشتگاهی است که به‌‌سوی آن بازمی‌‌گردند.

﴿إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُور [الملك: ٧]

٧ هنگامی‌‌که در جهنم افکنده شوند صدایی بسیار زشت می‌‌شنوند، درحالی‌‌که همانند دیگ می‌‌جوشد.

﴿تَكَادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِير [الملك: ٨]

٨ نزدیک است که از شدت خشمش بر کسانی‌‌که وارد آن می‌‌شوند از هم شکافته و پاره پاره شود. هرگاه برخی ساکنان کافرش یکباره در آن افکنده شوند فرشتگان گماشته‌‌شدۀ به جهنم از روی توبیخ از آنها می‌‌پرسند: آیا در دنیا رسولی که شما را از عذاب الله می‌‌ترساند نزدتان نیامد؟!

﴿قَالُوا بَلَى قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ فِي ضَلاَلٍ كَبِير [الملك: ٩]

٩ و کافران می‌‌گویند: چرا، در حقیقت رسولی که ما را از عذاب الله می‌‌ترساند نزدمان آمد اما او را تکذیب کردیم، و به او گفتیم: الله وحیی نازل نکرده است، - ای رسولان- جز در گمراهی بزرگی از حق نیستید.

﴿وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِير [الملك: ١٠]

١٠ و کافران می‌‌گویند: اگر ما آن‌‌گونه که فایده‌‌ای حاصل شود گوش می‌‌کردیم یا مانند عقل کسی‌‌که حق را از باطل می‌‌شناسد عقل‌‌مان را به‌‌کار می‌‌بردیم از زمره دوزخیان نبودیم، بلکه به رسولان ایمان می‌‌داشتیم و آنچه را آوردند تصدیق می‌‌کردیم و از بهشتیان می‌‌بودیم.

﴿فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقًا لِّأَصْحَابِ السَّعِير [الملك: ١١]

١١ پس به کفر و تکذیب علیه خودشان اقرار می‌‌کنند و سزاوار جهنم می‌‌گردند، و نابود باد ساکنان جهنم.

الله پس از بیان صفات و جزای کافران، صفات و جزای مؤمنان را ذکر کرد و فرمود:

﴿إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِير [الملك: ١٢]

١٢ کسانی‌‌که در خلوت‌‌های‌‌شان از الله می‌‌ترسند، برای آنها آمرزشی برای گناهانشان، و پاداشی بزرگ یعنی بهشت است.

برخی فواید آیات:

شناخت حکمت آفرینش مرگ و زندگی، مبادرت بر انجام عمل صالح قبل از مرگ را واجب می‌‌گرداند.

جهنم از روی غیرت برای الله سبحانه بر کافران به خشم و غضب می‌‌آید.

جنیان در گشت‌‌زنی و کاوش در فضا از انسان‌‌ها پیشگام بودند و هر یک از آنها که از حد خویش تجاوز کند، با کیفر تعقیب می‌‌شود.

طاعت الله و ترس از او تعالی در تنهایی‌‌ها، از اسباب آمرزش و ورود به بهشت است.|

﴿وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُور [الملك: ١٣]

١٣ و - ای مردم- اگر سخن‌‌تان را پنهان کنید یا آشکار گردانید، الله آن را می‌‌داند؛ زیرا او سبحانه از آنچه در دل‌‌های بندگانش است آگاه است، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿أَلاَ يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِير [الملك: ١٤]

١٤ آیا ذاتی‌‌که تمام مخلوقات را آفریده است راز و آنچه را که از راز نهان‌‌تر است نمی‌‌داند؟! حال آن‌‌که او تعالی نسبت به بندگانش مهربان، و نسبت به امورشان بسیار دانا است، و ذره‌‌ای از آن بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِن رِّزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُور [الملك: ١٥]

١٥ او همان ذاتی است که زمین را سهل و نرم برای سکونت برای‌‌تان قرار داد، پس در گوشه و کناره‌‌هایش بگردید، و از روزی‌‌ای که در آن برای‌‌تان آماده کرده است بخورید، و رستاخیز شما برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی او است.

﴿أَأَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يَخْسِفَ بِكُمُ الأَرْضَ فَإِذَا هِيَ تَمُور [الملك: ١٦]

١٦ آیا از الله که در آسمان است ایمن شده‌‌اید که زمین را از زیر پاهای‌‌تان بشکافد همان‌‌گونه که از زیر پای قارون پس از اینکه سهل و رام برای سکونت بود شکافت، و به‌‌ناگاه پس از آرام‌‌بودنش شما را بلرزاند؟!

﴿أَمْ أَمِنتُم مَّن فِي السَّمَاء أَن يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبًا فَسَتَعْلَمُونَ كَيْفَ نَذِير [الملك: ١٧]

١٧ آیا از الله که در آسمان است ایمن شده‌‌اید که سنگ‌‌هایی از آسمان بر شما فرو فرستد مانند سنگ‌‌هایی که بر قوم لوط فرو فرستاد؟! پس وقتی عذابم را مشاهده می‌‌کنید اِنذارِ من برای خودتان را خواهید دانست، اما پس از مشاهدۀ عذاب از این امر هرگز سودی نخواهید برد.

﴿وَلَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِير [الملك: ١٨]

١٨ و به تحقیق امت‌‌هایی که پیش از این مشرکان گذشتند تکذیب کردند، آن‌‌گاه چون بر کفر و تکذیب‌‌شان پافشاری کردند عذاب الله بر آنها نازل شد، پس خشم من بر آنها چگونه بود؟! به تحقیق که خشمی سخت بود.

﴿أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلاَّ الرَّحْمَنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِير [الملك: ١٩]

١٩ آیا این تکذیب‌‌ کنندگان پرندگان را بر فرازشان ندیده‌‌اند که در کنار یکدیگر صف بسته‌‌اند، جز الله کسی آنها را نگاه نمی‌‌دارد تا بر زمین فرو نیفتند. به‌‌راستی‌‌که او تعالی بر هر چیزی بینا است، و هیچ‌‌چیز بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿أَمَّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ جُندٌ لَّكُمْ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ الرَّحْمَنِ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلاَّ فِي غُرُور [الملك: ٢٠]

٢٠ - ای کافران- اگر الله بخواهد شما را عذاب کند هیچ لشکری نخواهید داشت که شما را در برابر عذاب الله محافظت کند. کافران جز فریب‌‌ خوردگان نیستند، که شیطان آنها را فریفت و آنها نیز فریبش را خوردند.

﴿أَمَّنْ هَذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ بَل لَّجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُور [الملك: ٢١]

٢١ و اگر الله رزق و روزی خویش را از اینکه به شما برسد از شما بازدارد، هیچ‌‌کس نیست که به شما روزی دهد، بلکه حاصل این است که کافران در سرسختی و تکبر، و امتناع از حق ادامه می‌‌دهند.

﴿أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيم [الملك: ٢٢]

٢٢ پس آیا کسی‌‌که افتاده بر چهر‌‌ه‌‌اش راه می‌‌رود، و غرق خودش است - یعنی مشرک- هدایت‌‌یافته‌‌تر است، یا مؤمن که مستقیم بر راه راست گام برمی‌‌دارد.

﴿قُلْ هُوَ الَّذِي أَنشَأَكُمْ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ قَلِيلاً مَّا تَشْكُرُون [الملك: ٢٣]

٢٣ - ای رسول- به این مشرکان تکذیب‌‌کننده بگو: الله همان ذاتی است که شما را آفرید، و گوش‌‌هایی که با آنها می‌‌شنوید، و چشمانی که با آنها می‌‌بینید، و قلب‌‌هایی که با آنها می‌‌اندیشید برای‌‌تان قرار داد، چه کم در قبال نعمت‌‌هایی که بر شما ارزانی داشته است از او سپاسگزاری می‌‌کنید.

﴿قُلْ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الأَرْضِ وَإِلَيْهِ تُحْشَرُون [الملك: ٢٤]

٢٤ - ای رسول- به این مشرکان تکذیب‌‌کننده بگو: الله همان ذاتی است که شما را در زمین پراکنده و منتشر ساخت، نه بت‌‌های‌‌تان که هیچ‌‌چیز را نمی‌‌آفرینند. و در روز قیامت برای حسابرسی و جزا فقط به‌‌سوی الله گرد آورده می‌‌شوید، نه به‌‌سوی بت‌‌هایتان، پس از او بترسید و او را به یگانگی عبادت کنید.

﴿وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِين [الملك: ٢٥]

٢٥ و تکذیب ‌‌کنندگان رستاخیز برای بعید شمردن آن می‌‌گویند: - ای محمد- این وعده‌‌ای که تو و اصحابت به ما می‌‌دهید چه زمانی است اگر در این ادعا که وعدۀ مذکور آمدنی است راستگو هستید؟!

﴿قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِين [الملك: ٢٦]

٢٦ - ای رسول- بگو: علم قیامت فقط نزد الله است، جز او کسی نمی‌‌داند چه زمانی واقع می‌‌شود، و من فقط اِنذاردهنده‌‌ای آشکار برای شما هستم.

برخی فواید آیات:

اطلاع الله از آنچه که در سینه‌‌های بندگان پنهان است.

کفر و گناهان، از اسباب حصول عذاب الله در دنیا و آخرت هستند.

کفر به الله تاریکی و سرگردانی، و ایمان به او تعالی نور و هدایت است.|

﴿فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَقِيلَ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُون [الملك: ٢٧]

٢٧ پس آن‌‌گاه که این وعده آنها را فراگیرد و عذاب را نزدیک خویش ببینند، که این امر در روز قیامت رخ می‌‌دهد چهرۀ کسانی‌‌که کفر ورزیده‌‌اند تغییر می‌‌کند و سیاه می‌‌شود، و به آنها گفته می‌‌شود: این همان چیزی است که آن را در دنیا طلب می‌‌کردید و به شتاب می‌‌خواستید.

﴿قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَن مَّعِيَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَن يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيم [الملك: ٢٨]

٢٨ - ای رسول- از روی اعتراض بر این مشرکان تکذیب‌‌ کننده بگو: به من خبر دهید اگر الله مرا بمیراند، و مؤمنانی که همراه من هستند نیز بمیرند، چه کسی کافران را از عذاب دردناک نجات می‌‌دهد؟! هیچ‌‌کس آنها را از این عذاب نجات نخواهد داد.

﴿قُلْ هُوَ الرَّحْمَنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِين [الملك: ٢٩]

٢٩ - ای رسول- به این مشرکان بگو: او است ذات رحمان که شما را به عبادت خویش به تنهایی و وحدانیت فرامی‌‌خواند. به او ایمان آوردیم، و در کارهایمان فقط بر او توکل کردیم، و- بدون تردید- به زودی کسی را که در گمراهی آشکار است از کسی‌‌که بر راه راست قرار دارد بازخواهید شناخت.

﴿قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِين [الملك: ٣٠]

٣٠ - ای رسول- به این مشرکان بگو: به من خبر دهید اگر آب آشامیدنی شما در زمین فرو رود که نتوانید به آن دست یابید، چه کسی آبی بسیار و روان برای‌‌تان می‌‌آورد؟! هیچ‌‌کس جز الله.

سوره القلم

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

آشکار ساختن علم و اخلاق پیامبر‌‌ج‌‌، برای تصدیق ایشان، پس از اینکه مشرکان بر او گستاخی کردند.

تفسیر:

﴿ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُون [القلم: ١]

١ ﴿نٓ سخن در مورد حروف شبیه این حرف در ابتدای سورۀ بقره بیان شد. الله به قلم، و به آنچه مردم با قلم‌‌های‌‌شان می‌‌نویسند سوگند یاد فرمود.

﴿مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُون [القلم: ٢]

٢ که تو - ای رسول- به نبوتی که الله بر تو ارزانی داشته است دیوانه نیستی، بلکه از جنونی که مشرکان به تو نسبت دادند بری هستی.

﴿وَإِنَّ لَكَ لأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُون [القلم: ٣]

٣ به‌‌طور قطع در قبال رنجی که از حمل رسالت به‌‌سوی مردم می‌‌بری پاداشی جاویدان داری، و در این مورد هیچ‌‌کس بر تو هیچ منتی ندارد.

﴿وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيم [القلم: ٤]

٤ و به‌‌راستی‌‌که تو اخلاقی والا که قرآن آن را آورد داری؛ زیرا به اخلاق قرآنی به کامل‌‌ترین وجه آراسته هستی.

﴿فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُون [القلم: ٥]

٥ پس به‌‌زودی تو خواهی دید، و این کافران خواهند دید.

﴿بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُون [القلم: ٦]

٦ وقتی حق آشکار می‌‌گردد که کدام‌‌تان به جنون مبتلا هستید؟!

﴿إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِين [القلم: ٧]

٧ - ای رسول- به‌‌راستی‌‌که پروردگارت می‌‌داند چه کسی از راه او تعالی منحرف شده، و به هدایت‌‌یافته‌‌گان به‌‌سوی راه خویش آگاه‌‌تر است. پس می‌‌داند که کافران از راهش گمراه شده‌‌اند، و اینکه تو به آن هدایت یافته‌‌ای.

﴿فَلاَ تُطِعِ الْمُكَذِّبِين [القلم: ٨]

٨ پس - ای رسول- از کسانی‌‌که آنچه را آورده‌‌ای تکذیب کرده‌‌اند فرمان نبر.

﴿وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُون [القلم: ٩]

٩ آرزو دارند که به حساب دین با آنها نرمی و مهربانی کنی، تا آنها نیز با تو نرمی و مهربانی کنند.

﴿وَلاَ تُطِعْ كُلَّ حَلاَّفٍ مَّهِين [القلم: ١٠]

١٠ و از هیچ شخص بسیار سوگندخورنده به باطل، و پست فرمان مبر.

﴿هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِيم [القلم: ١١]

١١ همان بسیار غیبت‌‌ کننده از مردم، و بسیار خبرچین میان آنها؛ تا میان‌‌شان تفرقه بیندازد.

﴿مَنَّاعٍ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيم [القلم: ١٢]

١٢ بسیار بازدارنده از خیر، متجاوز بر اموال و آبرو و جان مردم، بسیار گناهکار و نافرمان.

﴿عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيم [القلم: ١٣]

١٣ خشک و خشن، که در میان قومش به بدی شهرت دارد.

﴿أَن كَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِين [القلم: ١٤]

١٤ چون صاحب مال و فرزندان است از ایمان به الله و رسولش تکبر ورزید.

﴿إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِين [القلم: ١٥]

١٥ هرگاه آیات ما بر او خوانده شود می‌‌گوید: این از خرافات نوشته‌‌شدۀ پیشینیان است.

﴿سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُوم [القلم: ١٦]

١٦ به‌‌زودی نشانه‌‌ای بر بینی‌‌اش می‌‌نهیم که او را بدنام می‌‌کند و پیوسته همراهش است.

برخی فواید آیات:

شهرت رسول‌‌ج‌‌ به اخلاق قرآنی.

کافران صفاتی نکوهیده دارند که بر مؤمن واجب است از آنها و از اطاعت صاحبانش دوری کند.

هرکس زیاد سوگند یاد کند نزد اللهِ رحمان خوار و زبون می‌‌گردد، و از چشم مردم می‌‌افتد.|

﴿إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِين [القلم: ١٧]

١٧ به‌‌راستی‌‌که ما این مشرکان را با قحطی و گرسنگی آزمودیم، همان‌‌گونه که صاحبان باغ را آزمایش کردیم آن‌‌گاه که سوگند یاد کردند که به‌‌طور قطع میوه‌‌های باغ را صبحگاه با شتاب خواهند چید تا اینکه از آنها به هیچ مسکینی داده نشود.

﴿وَلاَ يَسْتَثْنُون [القلم: ١٨]

١٨ ولی سوگندشان را با گفتن: (إن‌‌شاءالله= اگر الله بخواهد) استثنا نکردند.

﴿فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُون [القلم: ١٩]

١٩ پس الله آتشی به‌‌سوی آن باغ فرستاد، که آن را درحالی‌‌که صاحبانش در خواب بودند و نمی‌‌توانستند آتش را از آن دفع کنند خورد.

﴿فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيم [القلم: ٢٠]

٢٠ و مانند شب تاریک سیاه شد.

﴿فَتَنَادَوا مُصْبِحِين [القلم: ٢١]

٢١ و صبحگاه به یکدیگر ندا زدند.

﴿أَنِ اغْدُوا عَلَى حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِين [القلم: ٢٢]

٢٢ گفتند: بامدادان و قبل از آمدن فقرا به‌‌سوی کشت خویش بروید اگر میوه‌‌هایش را می‌‌چینید.

﴿فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُون [القلم: ٢٣]

٢٣ پس شتابان به‌‌سوی کشت‌‌شان به راه افتادند، درحالی‌‌که با صدایی آهسته با یکدیگر سخن می‌‌گفتند.

﴿أَن لاَّ يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِين [القلم: ٢٤]

٢٤ به یکدیگر می‌‌گفتند: امروز نباید مسکینی در باغ بر شما وارد شود.

﴿وَغَدَوْا عَلَى حَرْدٍ قَادِرِين [القلم: ٢٥]

٢٥ و اول صبح به راه افتادند درحالی‌‌که بر منع میوه‌‌های‌‌شان مصمم بودند.

﴿فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّون [القلم: ٢٦]

٢٦ اما وقتی آن را سوخته دیدند به یکدیگر گفتند: به‌‌راستی‌‌که راه باغ را گم کرده‌‌ایم.

﴿بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُون [القلم: ٢٧]

٢٧ بلکه به‌‌سبب عزم بر محروم‌‌کردن مساکین از میوه‌‌های باغ، از چیدن میوه‌‌هایش محروم هستیم.

﴿قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلاَ تُسَبِّحُون [القلم: ٢٨]

٢٨ دانشمندترین آنها گفت: آیا وقتی بر محروم‌‌ کردن فقرا از آن تصمیم گرفتید به شما نگفتم: چرا الله را به پاکی نمی‌‌ستایید، و به‌‌سوی او توبه نمی‌‌کنید؟!

﴿قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِين [القلم: ٢٩]

٢٩ گفتند: منزه است پروردگار ما، به‌‌راستی‌‌که ما وقتی بر تحریم فقرا از میوه‌‌های باغمان تصمیم گرفتیم بر خویش ستم کردیم.

﴿فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَلاَوَمُون [القلم: ٣٠]

٣٠ آن‌‌گاه از روی سرزنش به یکدیگر روی آوردند و میان یکدیگر سخن رد و بدل کردند.

﴿قَالُوا يَاوَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِين [القلم: ٣١]

٣١ از روی پشیمانی گفتند: وای که زیان کردیم. به‌‌راستی‌‌که ما با منع کردن فقرا از حق‌‌شان از حد گذشتیم.

﴿عَسَى رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَى رَبِّنَا رَاغِبُون [القلم: ٣٢]

٣٢ امید است که پروردگار ما بهتر از این باغ به ما بدهد، زیرا ما فقط به‌‌سوی الله مشتاق هستیم، عفو او را امید داریم، و از او خیر می‌‌خواهیم.

﴿كَذَلِكَ الْعَذَابُ وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُون [القلم: ٣٣]

٣٣ مانند این عذاب با محرومیت از رزق و روزی، کسی را که از ما نافرمانی کند عذاب می‌‌کنیم، و به تحقیق که عذاب آخرت بزرگتر است اگر از سختی و دوامش آگاه بودند.

﴿إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتِ النَّعِيم [القلم: ٣٤]

٣٤ به‌‌راستی کسانی‌‌که با امتثال اوامر و اجتناب از نواهی الله تقوای او تعالی را پیشه کردند، نزد پروردگارشان بهشت‌‌های پرنعمتی دارند که در آن بهره‌‌مند می‌‌شوند، و نعمت‌‌های‌‌شان پایان نمی‌‌پذیرد.

﴿أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِين [القلم: ٣٥]

٣٥ پس آیا مسلمانان را در جزا همانند کافران قرار می‌‌دهیم آن‌‌گونه که مشرکانِ ساکنِ مکه ادعا می‌‌کنند؟!

﴿مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُون [القلم: ٣٦]

٣٦ - ای مشرکان- شما را چه شده است چگونه این حکم ستمکارانه و منحرف را صادر می‌‌کنید؟!

﴿أَمْ لَكُمْ كِتَابٌ فِيهِ تَدْرُسُون [القلم: ٣٧]

٣٧ یا کتابی دارید که در آن مساوات میان فرمانبر و نافرمان را می‌‌خوانید؟!

﴿إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا تَخَيَّرُون [القلم: ٣٨]

٣٨ که هرچه را در آخرت برای خودتان انتخاب می‌‌کنید در آن کتاب برای‌‌تان است.

﴿أَمْ لَكُمْ أَيْمَانٌ عَلَيْنَا بَالِغَةٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُون [القلم: ٣٩]

٣٩ یا اینکه شما پیمان‌‌هایی مؤکّد با سوگندها از ما گرفته‌‌اید که مفادش این است که آنچه را برای خویش حکم می‌‌کنید برای شما باشد؟!

﴿سَلْهُم أَيُّهُم بِذَلِكَ زَعِيم [القلم: ٤٠]

٤٠ - ای رسول- از گویندگان این سخن بپرس: کدام‌‌یک از شما ضامن این پیمان‌‌ها است؟!

﴿أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِن كَانُوا صَادِقِين [القلم: ٤١]

٤١ یا به جای الله شریکانی دارند که آنها را با مؤمنان در جزا مساوی قرار می‌‌دهند؟! پس شریکان‌‌شان را بیاورند اگر در این ادعا که شریکان‌‌شان آنها را همراه مؤمنان در جزا یکسان قرار داده‌‌اند راستگو هستند.

﴿يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلاَ يَسْتَطِيعُون [القلم: ٤٢]

٤٢ روز قیامت ترس زیاد آشکار می‌‌گردد و پروردگارمان هراس را به اوج می‌‌رساند، و مردم به سجده فراخوانده می‌‌شوند که مؤمنان سجده می‌‌کنند، و کافران و منافقان نمی‌‌توانند سجده کنند.

برخی فواید آیات:

بازداشتن حق فقیر سبب نابودی مال است.

تعجیل کیفر در دنیا نوعی ارادۀ خیر برای بنده است تا توبه کند و بازگردد.

مؤمن و کافر جزای یکسانی ندارند، چنان‌‌که صفات‌‌شان یکسان نیست.|

﴿خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كَانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سَالِمُون [القلم: ٤٣]

٤٣ درحالی‌‌که چشمان‌‌شان به زیر می‌‌افتد، و خواری و پشیمانی آنها را می‌‌پوشاند، حال آن‌‌که در دنیا که وضعیتی را که در این روز به آن گرفتار شده‌‌اند نداشتند از آنها خواسته می‌‌شد در برابر الله سجده کنند.

﴿فَذَرْنِي وَمَن يُكَذِّبُ بِهَذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لاَ يَعْلَمُون [القلم: ٤٤]

٤٤ پس - ای رسول- مرا با کسی‌‌که این قرآن نازل‌‌شده بر تو را تکذیب می‌‌کند واگذار، به زودی آنها را درجه درجه به‌‌سوی عذاب خواهم کشاند چنان‌‌که متوجه نشوند این کار مکری علیه آنها و نزدیک‌‌ کردن تدریجی آنها به‌‌سوی عذاب است.

﴿وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِين [القلم: ٤٥]

٤٥ و مدت زمانی به آنها مهلت می‌‌دهم تا به گناهشان ادامه دهند. به‌‌راستی‌‌که تدبیر من برای کافران و تکذیب‌‌ کنندگان، قوی است، پس از چنگ من فرار نمی‌‌کنند، و از کیفر من نجات نمی‌‌یابند.

﴿أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍ مُّثْقَلُون [القلم: ٤٦]

٤٦ - ای رسول- آیا در قبال آنچه آنها را به آن دعوت می‌‌کنی پاداشی از آنها می‌‌خواهی، که به‌‌سبب آن باری بزرگ را متحمل می‌‌شوند، و این امر سبب رویگردانی آنها از تو است؟! درحالی‌‌که واقعیت خلاف این است؛ زیرا تو هیچ مزدی از آنها طلب نمی‌‌کنی، پس مانع آنها از پیروی تو چیست؟!

﴿أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُون [القلم: ٤٧]

٤٧ یا علم غیب دارند که حجت‌‌هایی را که با آن با تو مجادله می‌‌کنند آن‌‌گونه که دوست دارند می‌‌نویسند؟!

﴿فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلاَ تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُوم [القلم: ٤٨]

٤٨ پس - ای رسول- در برابر مهلتی که برای نزدیک‌‌ کردن‌‌شان به عذاب به آنها داده شده و پروردگارت به آن حکم کرده شکیبایی کن، و مانند همدم ماهی، یونس÷ در خسته و زده‌‌شدن از قوم خویش نباش؛ آن‌‌گاه که پروردگارش را ندا داد درحالی‌‌که در تاریکی دریا، و تاریکی شکم ماهی اندوهگین بود.

﴿لَوْلاَ أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِّن رَّبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاء وَهُوَ مَذْمُوم [القلم: ٤٩]

٤٩ اگر رحمت الله که او را دریافت نبود به‌‌طور قطع ماهی او را نکوهش‌‌شده در بیابان برهوت می‌‌افکند.

﴿فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِين [القلم: ٥٠]

٥٠ آن‌‌گاه پروردگارش او را برگزید، و او را از بندگان صالح خویش قرار داد.

﴿وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُون [القلم: ٥١]

٥١ و نزدیک است کسانی‌‌که به الله کفر ورزیده‌‌اند و رسولش را تکذیب کرده‌‌اند، آن‌‌گاه که قرآن نازل‌‌شده بر تو را می‌‌شنوند، از شدت خیره‌‌شدن به تو با چشمان‌‌شان تو را بر زمین بزنند، و - با پیروی از هوس‌‌هایشان، و رویگردانی از حق- می‌‌گویند: رسولی که آن را آورده است به‌‌طور قطع دیوانه‌‌ای است.

﴿وَمَا هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِين [القلم: ٥٢]

٥٢ درحالی‌‌که قرآن نازل‌‌شده بر تو جز مایۀ اندرز و یادآوری برای انسان‌‌ها و جنیان نیست.

سوره الحاقَّة

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

قطعی‌‌بودن وقوع قیامت برای تاکید بر راستی قرآن، وعده‌‌دادن مؤمنان به شادی، و تهدید تکذیب ‌‌کنندگان از پشیمانی.

تفسیر:

﴿الْحَاقَّة [الحاقة: ١]

١ الله لحظۀ رستاخیز را که بر همگی واقع می‌‌شود ذکر می‌‌کند.

﴿مَا الْحَاقَّة [الحاقة: ٢]

٢ سپس اهمیت آن را با این سوال بالا می‌‌برد: این رخداد واقعی و راستین چیست؟

﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحَاقَّة [الحاقة: ٣]

٣ و تو چه می‌‌دانی که این رخداد راستین چیست؟

﴿كَذَّبَتْ ثَمُودُ وَعَادٌ بِالْقَارِعَة [الحاقة: ٤]

٤ ثمود قوم صالح÷، و عاد قوم هود÷ قیامت که مردم را از شدت مناظر ترسناکش در هم می‌‌کوبد تکذیب کردند.

﴿فَأَمَّا ثَمُودُ فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَة [الحاقة: ٥]

٥ اما ثمود را الله با فریادی بی‌‌نهایت سخت و هولناک نابود کرده است.

﴿وَأَمَّا عَادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عَاتِيَة [الحاقة: ٦]

٦ و عاد را الله با بادی بسیار سرد و سخت که بر آنها به نهایت سختی رسید نابود کرده است.

﴿سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَة [الحاقة: ٧]

٧ الله به مدت هفت شب و هشت روز این باد را بر آنها فرستاد که همگی‌‌شان را با هم نابود کرد، و آن قوم را در خانه‌‌های‌‌شان نابودشده و افتاده بر زمین می‌‌دیدی؛ گویی پس از نابودی، تنه‌‌های پوسیدۀ درختان خرما هستند که بر زمین افتاده‌‌اند.

﴿فَهَلْ تَرَى لَهُم مِّن بَاقِيَة [الحاقة: ٨]

٨ پس آیا پس از اینکه عذاب به آنها رسید حتی یک نفر از آنها را باقی می‌‌بینی؟!

برخی فواید آیات:

صبر اخلاقی پسندیده و ضروری برای دعوتگران و دیگران است.

توبه، گناهان گذشته را پاک می‌‌کند و الله متعال به‌‌سبب آن بنده را برگزیده و در زمرۀ بندگان صالح خویش قرار می‌‌دهد.

تنوع عذاب‌‌هایی که الله بر کافران و گناهکاران می‌‌فرستد بر قدرت و عدالت کامل او تعالی دلالت دارد.|

﴿وَجَاء فِرْعَوْنُ وَمَن قَبْلَهُ وَالْمُؤْتَفِكَاتُ بِالْخَاطِئَة [الحاقة: ٩]

٩ و فرعون و امت‌‌های پیش از او، و شهرهایی که با زیر و رو شدن، عذاب شدند، یعنی قوم لوط، خطاهایی از شرک و گناهان مرتکب شدند.

﴿فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رَّابِيَة [الحاقة: ١٠]

١٠ و تمامی آنها از فرمان رسول‌‌شان که به‌‌سوی آنها فرستاده شد سرپیچی نمودند و او را تکذیب کردند، و الله آنها را به گرفتنی افزون بر آنچه نابودی‌‌شان با آن کامل می‌‌شود فرو گرفت.

﴿إِنَّا لَمَّا طَغَى الْمَاء حَمَلْنَاكُمْ فِي الْجَارِيَة [الحاقة: ١١]

١١ به‌‌راستی‌‌که ما وقتی آب از حد خود در ارتفاع فراتر رفت کسانی را که شما از پشت آنها هستید در کشتی جاری‌‌ای که نوح÷ آن را به فرمان ما ساخت سوار کردیم، پس شما سوار آن بودید.

﴿لِنَجْعَلَهَا لَكُمْ تَذْكِرَةً وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَة [الحاقة: ١٢]

١٢ تا این کشتی و قصه‌‌اش را اندرزی قرار دهیم که بر نابودی کافران، و نجات‌‌یافتن مؤمنان به آن استدلال می‌‌شود، و گوش‌‌هایی که آنچه را می‌‌شنوند حفظ می‌‌کنند آن را نگاه دارند.

﴿فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ وَاحِدَة [الحاقة: ١٣]

١٣ پس آن‌‌گاه که فرشتۀ مأمور دمیدن در صور یک بار (یعنی برای بار دوم) بدمد.

﴿وَحُمِلَتِ الأَرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَة [الحاقة: ١٤]

١٤ و زمین و کوه‌‌ها بالا برده شوند، آن‌‌گاه یکباره و به شدت کوبیده شوند و اجزای زمین و اجزای کوه‌‌هایش از هم پاشیده شود.

﴿فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْوَاقِعَة [الحاقة: ١٥]

١٥ روزی‌‌که تمام این موارد رخ می‌‌دهد قیامت برپا می‌‌گردد.

﴿وَانشَقَّتِ السَّمَاء فَهِيَ يَوْمَئِذٍ وَاهِيَة [الحاقة: ١٦]

١٦ و در آن روز آسمان برای نزول فرشتگان از آن می‌‌شکافد، و بعد از اینکه محکم و منسجم بود در آن روز سست و ضعیف می‌‌شود.

﴿وَالْمَلَكُ عَلَى أَرْجَائِهَا وَيَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمَانِيَة [الحاقة: ١٧]

١٧ و فرشتگان در اطراف و کناره‌‌های آسمان هستند، و در آن روز بزرگ هشت فرشتۀ مقرب، عرش پروردگارت را برمی‌‌دارند.

﴿يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لاَ تَخْفَى مِنكُمْ خَافِيَة [الحاقة: ١٨]

١٨ - ای مردم- در آن روز بر الله عرضه می‌‌شوید، از شما هیچ امر پنهانی، هرچه که باشد، بر الله پوشیده نمی‌‌ماند، بلکه الله از آن آگاه و مطلع است.

﴿فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هَاؤُمُ اقْرَؤُوا كِتَابِيه [الحاقة: ١٩]

١٩ اما هرکس نامۀ اعمالش به دست راست او داده شود از شادی و سرور می‌‌گوید: نامۀ اعمالم را بگیرید و بخوانید.

﴿إِنِّي ظَنَنتُ أَنِّي مُلاَقٍ حِسَابِيه [الحاقة: ٢٠]

٢٠ به‌‌راستی‌‌که من در دنیا دانستم و یقین کردم که برانگیخته می‌‌شوم، و به جزایم می‌‌رسم.

﴿فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَة [الحاقة: ٢١]

٢١ پس او به‌‌سبب نعمت‌‌های جاویدانی که می‌‌بیند در زندگی خوشی قرار دارد.

﴿فِي جَنَّةٍ عَالِيَة [الحاقة: ٢٢]

٢٢ در بهشتی که مکان و جایگاه والایی دارد.

﴿قُطُوفُهَا دَانِيَة [الحاقة: ٢٣]

٢٣ میوه‌‌هایش برای کسی‌‌که آنها را می‌‌خورد نزدیک و قابل دسترس است.

﴿كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِي الأَيَّامِ الْخَالِيَة [الحاقة: ٢٤]

٢٤ برای گرامی‌‌ داشتن آنها گفته می‌‌شود: به‌‌سبب اعمال صالحی که در روزهای گذشته در دنیا از پیش فرستاده‌‌اید بدون هیچ آزاری در خوردن و نوشیدن بخورید و بنوشید.

﴿وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيَقُولُ يَالَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيه [الحاقة: ٢٥]

٢٥ و اما کسی‌‌که نامۀ اعمالش به دست چپ او داده شود، از پشیمانی زیاد می‌‌گوید: کاش نامۀ اعمالم را به‌‌سبب اعمال بدی که در آن است و مستوجب عذابم هستند دریافت نکرده بودم.

﴿وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيه [الحاقة: ٢٦]

٢٦ و ای کاش نمی‌‌دانستم که چه حسابی دارم.

﴿يَالَيْتَهَا كَانَتِ الْقَاضِيَة [الحاقة: ٢٧]

٢٧ ای کاش پس از مرگم هرگز برانگیخته نمی‌‌شدم.

﴿مَا أَغْنَى عَنِّي مَالِيه [الحاقة: ٢٨]

٢٨ مالم ذره‌‌ای از عذاب الله از من دفع نکرد.

﴿هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيه [الحاقة: ٢٩]

٢٩ حجت و توان و مقامی که بر آن تکیه می‌‌کردم از دستم رفت.

﴿خُذُوهُ فَغُلُّوه [الحاقة: ٣٠]

٣٠ و گفته می‌‌شود: - ای فرشتگان- او را بگیرید و دستش را به گردنش ببندید.

﴿ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوه [الحاقة: ٣١]

٣١ سپس او را در جهنم افکنید تا از حرارتش رنج بَرَد.

﴿ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوه [الحاقة: ٣٢]

٣٢ سپس او را در زنجیری که طولش هفتاد ذراع است درآورید.

﴿إِنَّهُ كَانَ لاَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيم [الحاقة: ٣٣]

٣٣ زیرا او به الله عظیم ایمان نمی‌‌آورد.

﴿وَلاَ يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِين [الحاقة: ٣٤]

٣٤ و دیگران را بر اِطعام مسکین تشویق نمی‌‌کرد.

﴿فَلَيْسَ لَهُ الْيَوْمَ هَاهُنَا حَمِيم [الحاقة: ٣٥]

٣٥ پس در روز قیامت خویشاوندی ندارد که عذاب را از او دفع کند.

برخی فواید آیات:

نعمت‌‌بخشی بر پدر، نعمت‌‌بخشی بر فرزند به شمار می‌‌رود و سپاسگزاری را واجب می‌‌گرداند.

اِطعام فقیر و تشویق بر آن، از اسباب نجات از عذاب جهنم است.

دشواری عذاب روز قیامت، پیشگیری از آن را با ایمان و عمل صالح ایجاب می‌‌کند.|

﴿وَلاَ طَعَامٌ إِلاَّ مِنْ غِسْلِين [الحاقة: ٣٦]

٣٦ و خوارکی ندارد که از آن تغذیه کند جز عصارۀ بدن‌‌های جهنمیان.

﴿لاَ يَأْكُلُهُ إِلاَّ الْخَاطِؤُون [الحاقة: ٣٧]

٣٧ این خوراک را نمی‌‌خورند مگر گناهکاران و نافرمانان.

﴿فَلاَ أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُون [الحاقة: ٣٨]

٣٨ الله به آنچه که می‌‌بینید سوگند یاد فرمود.

﴿وَمَا لاَ تُبْصِرُون [الحاقة: ٣٩]

٣٩ و به آنچه که نمی‌‌بینید سوگند یاد فرمود.

﴿إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيم [الحاقة: ٤٠]

٤٠ که قرآن به‌‌طور قطع کلام الله است، و رسول گرامی‌‌اش آن را بر مردم می‌‌خواند.

﴿وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ قَلِيلاً مَا تُؤْمِنُون [الحاقة: ٤١]

٤١ و سخن شاعری نیست؛ زیرا به نظم شعر نیست، چه کم ایمان می‌‌آورید.

﴿وَلاَ بِقَوْلِ كَاهِنٍ قَلِيلاً مَا تَذَكَّرُون [الحاقة: ٤٢]

٤٢ و سخن کاهنی نیست، زیرا سخن کاهنان در مغایرت با این قرآن است، چه کم پند می‌‌پذیرید.

﴿تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِين [الحاقة: ٤٣]

٤٣ بلکه نازل‌‌شده‌‌ای از جانب پروردگار تمام مخلوقات است.

﴿وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الأَقَاوِيل [الحاقة: ٤٤]

٤٤ و اگر محمد‌‌ج‌‌ برخی گفته‌‌هایی که ما آنها را نقل نکرده‌‌ایم به ما نسبت داده بود.

﴿لأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِين [الحاقة: ٤٥]

٤٥ به‌‌طور قطع از او انتقام می‌‌گرفتیم و او را به قوت و قدرتی از جانب خویش فرو می‌‌گرفتیم.

﴿ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِين [الحاقة: ٤٦]

٤٦ سپس به‌‌طور قطع رگ متصل به قلبش را می‌‌بریدیم.

﴿فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِين [الحاقة: ٤٧]

٤٧ آن‌‌گاه هیچ‌‌یک از شما او را در برابر ما محافظت نمی‌‌کرد، پس بعید است که به خاطر شما به دروغ بر ما سخن نسبت داده باشد.

﴿وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِّلْمُتَّقِين [الحاقة: ٤٨]

٤٨ و همانا قرآن به‌‌طور قطع، اندرزی است برای کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان از او تعالی می‌‌ترسند.

﴿وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنكُم مُّكَذِّبِين [الحاقة: ٤٩]

٤٩ و همانا ما به‌‌طور قطع می‌‌دانیم که برخی از میان شما این قرآن را تکذیب می‌‌کنند.

﴿وَإِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكَافِرِين [الحاقة: ٥٠]

٥٠ و تکذیب قرآن به‌‌طور قطع پشیمانی بزرگی در روز قیامت در پی دارد.

﴿وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْيَقِين [الحاقة: ٥١]

٥١ و قرآن مسلّماً همان حقیقت و امری یقینی است که بدون هیچ شک و تردیدی از جانب الله نازل شده است.

﴿فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيم [الحاقة: ٥٢]

٥٢ پس - ای رسول- پروردگارت را از آنچه که سزاوارش نیست منزه بدان، و نام پروردگار بزرگت را یاد کن.

سوره المَعارج

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

تاکید بر وقوع عذاب بر کافران، و (عَرضه) نعمت‌‌ها برای تصدیق ‌‌کنندگان روز قیامت.

تفسیر:

﴿سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِع [المعارج: ١]

١ یکی از مشرکان از روی استهزاء خواست که عذاب بر او و قومش واقع شود اگر این عذاب حاصل می‌‌شود، درحالی‌‌که این عذاب در روز قیامت واقع می‌‌شود.

﴿لِّلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِع [المعارج: ٢]

٢ برای کافران به الله؛ و کسی نیست که این عذاب را بازگرداند.

﴿مِّنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِج [المعارج: ٣]

٣ از جانب الله که دارای علوّ و درجات و بخشش‌‌ها و نعمت‌‌های بزرگ و نیکو است.

﴿تَعْرُجُ الْمَلاَئِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَة [المعارج: ٤]

٤ در روز قیامت که روزی طولانی و به اندازۀ پنجاه هزار سال است، فرشتگان و جبرئیل در آن درجات به‌‌سوی او بالا می‌‌روند.

﴿فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلاً [المعارج: ٥]

٥ پس - ای رسول- بدون بی‌‌قراری و گله‌‌مندی صبر کن.

﴿إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا [المعارج: ٦]

٦ زیرا آنها این عذاب را دور و وقوع آن را محال می‌‌دانند.

﴿وَنَرَاهُ قَرِيبًا [المعارج: ٧]

٧ و ما آن را بدون تردید نزدیک و واقع‌‌شدنی می‌‌دانیم.

﴿يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاء كَالْمُهْل [المعارج: ٨]

٨ روزی‌‌که آسمان مانند مس و طلا و سایر فلزهای گداخته‌‌شده مذاب می‌‌شود.

﴿وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْن [المعارج: ٩]

٩ و کوه‌‌ها از نظر سبکی مانند پشم‌‌ها می‌‌شوند.

﴿وَلاَ يَسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا [المعارج: ١٠]

١٠ و هیچ خویشاوندی از حال خویشاوندش نمی‌‌پرسد، زیرا هرکس به خویشتن مشغول است.

برخی فواید آیات:

منزه‌‌دانستن قرآن از شعر و کهانت.

خطر نسبت‌‌دادن سخنِ دروغ و بستن افترا بر الله.

صبر جمیل، صبری است که در آن به مزدخواهی از الله بسنده می‌‌شود و نزد غیر او تعالی دادخواهی نمی‌‌شود.|

﴿يُبَصَّرُونَهُمْ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيه [المعارج: ١١]

١١ هر انسانی به خویشاوندش نشان داده می‌‌شود و بر او پوشیده نمی‌‌ماند، با این وجود به‌‌سبب هراس زیاد، هیچ‌‌کس از هیچ‌‌کس دیگر نمی‌‌پرسد، و کسی‌‌که مستحق جهنم است دوست دارد که به جای خویش فرزندانش را برای عذاب پیش کند.

﴿وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِيه [المعارج: ١٢]

١٢ و همسر و برادرش را فدیه دهد.

﴿وَفَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْويه [المعارج: ١٣]

١٣ و فامیل‌‌های نزدیکش را فدیه بدهد، همان کسانی‌‌که در سختی‌‌ها کنارش بودند.

﴿وَمَن فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ يُنجِيه [المعارج: ١٤]

١٤ و تمام انسان‌‌ها و جن‌‌ها و هر آنچه را در روی زمین است فدیه بدهد، تا رها شود و از عذاب جهنم نجات یابد.

﴿كَلاَّ إِنَّهَا لَظَى [المعارج: ١٥]

١٥ امر چنانکه این جنایتکار آرزو می‌‌کند نیست، زیرا آتش آخرت زبانه و شعله می‌‌کشد.

﴿نَزَّاعَةً لِّلشَّوَى [المعارج: ١٦]

١٦ از حرارت و اشتعال زیاد پوست سر را به شدت برمی‌‌کند.

﴿تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّى [المعارج: ١٧]

١٧ هرکس را که از حق روی گردانده، و از آن دور شده است و به آن ایمان نیاورده و عمل نکرده است.

﴿وَجَمَعَ فَأَوْعَى [المعارج: ١٨]

١٨ و مال جمع کرده، و در انفاق از آن در راه الله بخل ورزیده است فرا می‌‌خواند.

﴿* إِنَّ الإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا [المعارج: ١٩]

١٩ به‌‌راستی‌‌که انسان بسیار حریص آفریده شده است.

﴿إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا [المعارج: ٢٠]

٢٠ هرگاه آسیبی همچون بیماری یا فقر به او رسد کم‌‌صبر است.

﴿وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا [المعارج: ٢١]

٢١ و هرگاه فراخ‌‌حالی و ثروت که می‌‌پسندد به او رسد، برای بخشش آن در راه الله بسیار منع‌‌کننده است.

﴿إِلاَّ الْمُصَلِّين [المعارج: ٢٢]

٢٢ جز نمازگزاران، که از این صفات نکوهیده پاک هستند.

﴿الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ دَائِمُون [المعارج: ٢٣]

٢٣ همان کسانی‌‌که بر نمازشان مواظبت می‌‌کنند، و از آن غافل نمی‌‌شوند، و آن را در وقتی که برایش مشخص شده است برپا می‌‌دارند.

﴿وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَّعْلُوم [المعارج: ٢٤]

٢٤ و همان کسانی‌‌که سهمی مشخص و مفروض در اموال‌‌شان است.

﴿لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُوم [المعارج: ٢٥]

٢٥ و آن را به کسی‌‌که از آنها تقاضا کند، و به کسی‌‌که از آنها تقاضا نکند و به هر سببی از روزی محروم شده است می‌‌پردازند.

﴿وَالَّذِينَ يُصَدِّقُونَ بِيَوْمِ الدِّين [المعارج: ٢٦]

٢٦ و همان کسانی‌‌که روز قیامت را تصدیق می‌‌کنند، روزی‌‌که الله هرکس را متناسب با عملش جزا می‌‌دهد.

﴿وَالَّذِينَ هُم مِّنْ عَذَابِ رَبِّهِم مُّشْفِقُون [المعارج: ٢٧]

٢٧ و همان کسانی‌‌که با وجود اعمال صالحی که پیش فرستاده‌‌اند از عذاب پروردگارشان می‌‌ترسند.

﴿إِنَّ عَذَابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمُون [المعارج: ٢٨]

٢٨ به‌‌راستی‌‌که عذاب پروردگارشان امر ترسناکی است که هیچ عاقلی از آن ایمن نیست.

﴿وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُون [المعارج: ٢٩]

٢٩ و همان کسانی‌‌که عورت‌‌های‌‌شان را با پوشاندن و دورکردن از فواحش حفظ می‌‌کنند.

﴿إِلاَّ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِين [المعارج: ٣٠]

٣٠ مگر از همسران‌‌شان یا کنیزانی که در اختیار دارند، که در بهره ‌‌بردن از آنها از طریق جماع یا غير آن مورد سرزنش نیستند.

﴿فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُون [المعارج: ٣١]

٣١ پس کسانی‌‌که بهره ‌‌بردن از غیر همسران و کنیزان را بجویند، اینها همان متجاوزان از حدود الله هستند.

﴿وَالَّذِينَ هُمْ لأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُون [المعارج: ٣٢]

٣٢ و همان‌‌ها که از اموال و اسرار و سایر اموری که بر آن امین قرار داده شده‌‌اند، و از پیمان‌‌های‌‌شان که با مردم پیمان بسته‌‌اند محافظت می‌‌کنند، و در امانت‌‌های‌‌شان خیانت نمی‌‌کنند، و پیمان‌‌های‌‌شان را نمی‌‌شکنند.

﴿وَالَّذِينَ هُم بِشَهَادَاتِهِمْ قَائِمُون [المعارج: ٣٣]

٣٣ و همان‌‌ها که گواهی‌‌های‌‌شان را به وجه مطلوب ادا می‌‌کنند، و هیچ رابطۀ خویشاوندی و هیچ دشمنی‌‌ای در آن اثر نمی‌‌گذارد.

﴿وَالَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ يُحَافِظُون [المعارج: ٣٤]

٣٤ و همان‌‌ها که با ادای نمازهای‌‌شان در وقت مخصوص آن، و با طهارت و طمأنینه، بر نمازها مداومت می‌‌کنند، و هیچ‌‌چیز آنها را از نماز غافل نمی‌‌سازد.

﴿أُوْلَئِكَ فِي جَنَّاتٍ مُّكْرَمُون [المعارج: ٣٥]

٣٥ کسانی‌‌که صفات مذکور را دارند، به‌‌سبب نعمت‌‌هایی جاویدان، و نگاه کردن به وجه گرامی الله که به آن می‌‌رسند در بهشت‌‌ها مورد اکرام و احترام هستند.

﴿فَمَالِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِين [المعارج: ٣٦]

٣٦ - ای رسول- به چه سبب این مشرکان شتابان به‌‌سوی تو می‌‌آیند و تو را تکذیب می‌‌کنند؟!

﴿عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمَالِ عِزِين [المعارج: ٣٧]

٣٧ گروه گروه تو را از راست و چپ احاطه می‌‌کنند.

﴿أَيَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيم [المعارج: ٣٨]

٣٨ آیا هر یک از آنها آرزو دارد که الله او را وارد بهشت پرنعمت کند، و از نعمت‌‌هایی جاویدانش برخوردار شود، درحالی‌‌که بر کفرش باقی است؟!

﴿كَلاَّ إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّمَّا يَعْلَمُون [المعارج: ٣٩]

٣٩ امر آن‌‌گونه که تصور کردند نیست؛ زیرا ما آنها را از آنچه می‌‌شناسند آفریدیم. به تحقیق آنها را از آب پستی آفریده‌‌ایم، پس آنها ضعیفانی هستند که مالک هیچ سود و زیانی برای خودشان نیستند، پس چگونه تکبر می‌‌ورزند؟!

﴿فَلاَ أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ إِنَّا لَقَادِرُون [المعارج: ٤٠]

٤٠ الله به پروردگار محل‌‌های طلوع خورشید و ماه سوگند یاد فرمود، که به تحقیق ما توانا هستیم.

برخی فواید آیات:

دشواری زیاد عذاب جهنم؛ چون جهنمیان دوست دارند با هر وسیله‌‌ای از وسایل دنیا که می‌‌شناسند از آن رهایی یابند.

نماز از بزرگترین مواردی است که به وسیلۀ آن، گناهان در دنیا پوشیده می‌‌شود، و از آتش آخرت پیشگیری می‌‌شود.

ترس از عذاب الله انگیزه‌‌ای بر انجام عمل صالح است.|

﴿عَلَى أَن نُّبَدِّلَ خَيْرًا مِّنْهُمْ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِين [المعارج: ٤١]

٤١ از نابودی آنها و آوردن کسانی دیگر به جای آنها که از الله فرمان‌‌برداری کنند، ناتوان نیستیم، و هرگاه این کار را اراده کنیم مغلوب نمی‌‌شویم.

﴿فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا حَتَّى يُلاَقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُون [المعارج: ٤٢]

٤٢ پس - ای رسول- آنها را واگذار تا در باطل و گمراهی خویش غوطه‌‌ور شوند، و در زندگی دنیا بازی کنند تا اینکه روز قیامت را که در قرآن به آن وعده داده شده‌‌اند ملاقات کنند.

﴿يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الأَجْدَاثِ سِرَاعًا كَأَنَّهُمْ إِلَى نُصُبٍ يُوفِضُون [المعارج: ٤٣]

٤٣ روزی‌‌که شتابان از قبرهای‌‌شان خارج می‌‌شوند گویی به‌‌سوی پرچمی با هم مسابقه می‌‌دهند.

﴿خَاشِعَةً أَبْصَارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذَلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُون [المعارج: ٤٤]

٤٤ درحالی‌‌که چشمان‌‌شان فرو افتاده، و ذلتی آنها را می‌‌پوشاند، این همان روزی است که در دنیا به آن وعده داده می‌‌شدند، اما اهمیتی به آن نمی‌‌دادند.

سوره نوح

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

شکیبایی و کوشش دعوتگران در دعوت، از خلال قصۀ نوح÷، برای استوارسازی مؤمنان، و تهدید تکذیب ‌‌کنندگان.

تفسیر:

﴿إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ أَنْ أَنذِرْ قَوْمَكَ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَهُمْ عَذَابٌ أَلِيم [نوح: ١]

١ به‌‌راستی‌‌که ما نوح÷ را به‌‌سوی قومش فرستادیم که آنها را دعوت می‌‌داد تا قومش را بترساند پیش از آن‌‌که عذابی دردناک به‌‌سبب شرک به الله که مرتکب آن بودند به آنها برسد.

﴿قَالَ يَاقَوْمِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِين [نوح: ٢]

٢ نوح÷ به قوم خویش گفت: ای قوم من، به‌‌راستی‌‌که من انذاردهنده‌‌ای آشکار برای‌‌تان هستم از عذابی که در انتظار شماست در صورتی‌‌که به‌‌سوی الله توبه نکنید.

﴿أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُون [نوح: ٣]

٣ و مقتضای انذار من به شما این است که به شما می‌‌گویم: تنها الله را عبادت کنید، و هیچ‌‌چیز را با او شریک نگردانید، و با اجرای اوامر، و اجتناب از نواهی‌‌اش تقوای او تعالی را پیشه کنید، و در آنچه که شما را به آن فرمان می‌‌دهم از من اطاعت کنید.

﴿يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاء لاَ يُؤَخَّرُ لَوْ كُنتُمْ تَعْلَمُون [نوح: ٤]

٤ که اگر شما این کار را انجام دهید الله آن دسته از گناهان‌‌تان را که متعلق به حقوق بندگان نیست می‌‌بخشد، و زندگی شما را تا زمانی‌‌که در علم خودش مشخص است طولانی می‌‌کند، و تا هر زمان که بر این کار استوار باشید زمین را آباد می‌‌کنید. و چون مرگ فرا رسد هرگز به تأخیر نخواهد افتاد، اگر متوجه این امر باشید به‌‌طور قطع به الله ایمان خواهید آورد و از شرک و گمراهی خویش توبه خواهید کرد.

﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلاً وَنَهَارًا [نوح: ٥]

٥ نوح÷ گفت: پروردگارا، من قومم را شب و روز پیوسته به عبادت و توحید تو فراخواندم.

﴿فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلاَّ فِرَارًا [نوح: ٦]

٦ اما دعوت من برای‌‌شان، جز گریز و دوری آنها از دعوتم نیفزود.

﴿وَإِنِّي كُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْبَارًا [نوح: ٧]

٧ و هرگاه آنها را به عبادت تو به یگانگی و فرمان‌‌برداری از تو و رسولت که سبب آمرزش گناهان‌‌شان است دعوت دادم، گوش‌‌های‌‌شان را با انگشتان‌‌شان بستند؛ تا دعوتم را نشنوند، و صورت‌‌های خویش را با لباس‌‌های‌‌شان پوشاندند تا مرا نبینند، و بر شرکی که بر آن قرار دارند ادامه دادند، و از پذیرش و فرمان‌‌برداری دعوتم تکبر ورزیدند.

﴿ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا [نوح: ٨]

٨ باز-ای پروردگارا- آنها را آشکارا دعوت دادم.

﴿ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا [نوح: ٩]

٩ برای به‌‌کارگیری روش‌‌های گوناگون در دعوت، صدایم را برای آنها بالا بردم (دعوت علنی)، و آنها را به صورت پنهانی و با صدایی آهسته دعوت دادم.

﴿فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا [نوح: ١٠]

١٠ و به آنها گفتم: ای قوم من، با توبه به‌‌سوی پروردگارتان از او آمرزش بخواهید؛ زیرا او سبحانه نسبت به گناهان آن دسته از بندگانش که به‌‌سوی او توبه کنند بسیار آمرزنده است.

برخی فواید آیات:

خطر غفلت از آخرت.

عبادت و تقوای الله سبب آمرزش گناهان هستند.

استمرار و به‌‌کارگیری روش‌‌های گوناگون در دعوت، حقی واجب برعهدۀ دعوتگران است.|

﴿يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا [نوح: ١١]

١١ که اگر شما این کار را انجام دهید الله باران را پیاپی هرگاه به آن نیاز داشته باشید برای‌‌تان فرو می‌‌فرستد، و قحطی به شما نمی‌‌رسد.

﴿وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَارًا [نوح: ١٢]

١٢ و اموال و فرزندان فراوان به شما عطا می‌‌کند، و باغ‌‌هایی که از میوه‌‌هایش می‌‌خورید، و رودهایی که از آنها می‌‌نوشید و کشتزارها و دام‌‌های‌‌تان را سیراب می‌‌کنید برای‌‌تان قرار می‌‌دهد.

﴿مَّا لَكُمْ لاَ تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا [نوح: ١٣]

١٣ - ای قوم من- شما را چه شده است که از عظمت الله نمی‌‌ترسید و بدون اهمیت از او نافرمانی می‌‌کنید؟!

﴿وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَارًا [نوح: ١٤]

١٤ درحالی‌‌که شما را مرحله به مرحله از نطفه سپس عَلَقه سپس مُضغه آفرید.

﴿أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا [نوح: ١٥]

١٥ آیا ندیده‌‌اید که الله هفت آسمان را چگونه، بر روی یکدیگر آفرید؟!

﴿وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا [نوح: ١٦]

١٦ و ماه را در آسمان دنیا نوری برای ساکنان زمین، و خورشید را درخشان قرار داد.

﴿وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الأَرْضِ نَبَاتًا [نوح: ١٧]

١٧ و الله شما را با آفرینش پدرتان آدم÷ از خاکِ زمین آفرید و با این وجود، شما از آنچه که زمین برای‌‌تان می‌‌رویاند، تغذیه می‌‌کنید.

﴿ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيهَا وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا [نوح: ١٨]

١٨ سپس شما را پس از مرگ‌‌تان به آن بازمی‌‌گرداند، سپس شما را به صورتی شگفت برای رستاخیز، از زمین درمی‌‌آورد.

﴿وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ بِسَاطًا [نوح: ١٩]

١٩ و الله زمین را برای‌‌تان گسترده و قابل سکونت قرار داد.

﴿لِتَسْلُكُوا مِنْهَا سُبُلاً فِجَاجًا [نوح: ٢٠]

٢٠ تا برای تلاش در کسب حلال، راه‌‌های گستردۀ آن را بپیمایید.

﴿قَالَ نُوحٌ رَّبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَاتَّبَعُوا مَن لَّمْ يَزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلاَّ خَسَارًا [نوح: ٢١]

٢١ نوح÷ گفت: پروردگارا، قوم من در توحید و عبادت تو به یگانگی، که آنها را به آن فرمان دادم از من نافرمانی کردند، و از افراد پست و فرومایۀ خویش پیروی کردند یعنی از سران‌‌شان که مال و فرزند به آنها نعمت بخشیدی، و مال و فرزندی که به آنها بخشیدی جز بر گمراهی‌‌شان نیفزود.

﴿وَمَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا [نوح: ٢٢]

٢٢ و بزرگان‌‌شان با تحریک افراد پست و فرومایۀ خویش علیه نوح÷ نیرنگی بزرگ زدند.

﴿وَقَالُوا لاَ تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلاَ تَذَرُنَّ وَدًّا وَلاَ سُوَاعًا وَلاَ يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا [نوح: ٢٣]

٢٣ و به پیروان‌‌شان گفتند: عبادت معبودهای‌‌تان را رها نکنید، و از عبادت بت‌‌های‌‌تان وَدّ و سُواع و یَغوث و یَعوق و نَسر دست نکشید.

﴿وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيرًا وَلاَ تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلاَّ ضَلاَلاً [نوح: ٢٤]

٢٤ و با این بت‌‌های‌‌شان مردم بسیاری را گمراه کرده‌‌اند. و - پروردگارا- آنها که بر خودشان با اصرار بر کفر و گناهان ستم کردند جز گمراهی از حق نیفزا.

﴿مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارًا فَلَمْ يَجِدُوا لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَنصَارًا [نوح: ٢٥]

٢٥ به‌‌سبب گناهانی که مرتکب شدند در دنیا با طوفان غرق شدند، و پس از مرگشان مستقیم وارد آتش شدند، آن‌‌گاه در برابر الله یاورانی برای خودشان نیافتند که آنها را از غرق‌‌شدن و آتش نجات دهد.

﴿وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لاَ تَذَرْ عَلَى الأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا [نوح: ٢٦]

٢٦ و نوح÷ پس از اینکه الله به او خبر داد که از میان قومش جز کسانی‌‌که ایمان آورده‌‌اند کسی دیگر ایمان نخواهد آورد گفت: پروردگارا، هیچ‌‌یک از کافران را بر روی زمین باقی نگذار که بگردد یا تکان بخورد.

﴿إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلاَ يَلِدُوا إِلاَّ فَاجِرًا كَفَّارًا [نوح: ٢٧]

٢٧ زیرا - پروردگارا- اگر آنها را بگذاری و به آنها مهلت دهی بندگان مؤمن تو را گمراه می‌‌کنند، و جز بدکاری که از تو فرمان نمی‌‌برد، و ناسپاس سرسختی که از نعمت‌‌هایت سپاسگزاری نمی‌‌کند، نمی‌‌زایند.

﴿رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلاَ تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلاَّ تَبَارًا [نوح: ٢٨]

٢٨ پروردگارا گناهان من، و پدر و مادرم، و هرکس که مؤمن وارد خانه‌‌ام شود، و مردان و زنان مؤمن را بیامرز، و جز بر نابودی و زیان کسانی‌‌که با کفر و گناهان بر خویشتن ستم روا داشتند نیفزا.

برخی فواید آیات:

استغفار سبب نزول باران و افزایش اموال و فرزندان است.

نقش بزرگترها در گمراه‌‌ شدن کوچکترها آشکار و قابل مشاهده است.

گناهان سبب نابودی در دنیا، و عذاب در آخرت هستند.|

سوره الجِن

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

تصدیق نزول قرآن و اینکه از جانب الله است، از خلال ایمان جن‌‌ها به قرآن، و ابطال ادعاهای مشرکان در مورد جن‌‌ها.

تفسیر:

﴿قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا [الجن: ١]

١ - ای رسول- به امت خویش بگو: الله به من وحی کرد که گروهی از جن‌‌ها در بَطن نَخله به قرائت قرآن توسط من گوش دادند، و چون نزد قوم‌‌شان بازگشتند به آنها گفتند: به تحقیق که ما کلامی خوانده‌‌شده را که بیان و فصاحت شگفت‌‌آوری دارد شنیدیم.

﴿يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا [الجن: ٢]

٢ این کلامی که شنیدیم بر اعتقاد و قول و عمل درست دلالت دارد، پس به آن ایمان آوردیم، و هرگز هیچ‌‌کس را با پروردگارمان که آن را نازل کرد شریک قرار نخواهیم داد.

﴿وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلاَ وَلَدًا [الجن: ٣]

٣ و ایمان آوردیم به اینکه - عظمت و جلال پروردگارمان پاک و منزه است - و نه همسری گرفته است و نه فرزندی؛ آن‌‌گونه که مشرکان می‌‌گویند.

﴿وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا [الجن: ٤]

٤ و اینکه ابلیس در نسبت ‌‌دادن همسر و فرزند به او سبحانه سخنی غلط در مورد الله می‌‌گوید.

﴿وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا [الجن: ٥]

٥ و ما گمان می‌‌کردیم انسان‌‌ها و جن‌‌های مشرک دروغ نمی‌‌گویند وقتی ادعا می‌‌کردند او تعالی همسر و فرزندی دارد، پس سخن‌‌شان را به تقلید از آنها تصدیق کردیم.

﴿وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا [الجن: ٦]

٦ و در جاهلیت، مردانی از انسان‌‌ها وقتی به مکانی ترسناک فرود می‌‌آمدند به مردانی از جن‌‌ها پناه می‌‌بردند. آن‌‌گاه یکی از آنها می‌‌گفت: به ارباب این وادی از شر افراد نادان قومش پناه می‌‌برم. آن‌‌گاه ترس و وحشت مردان انسانی از مردان جنی بیشتر می‌‌شد.

﴿وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا [الجن: ٧]

٧ و - ای جنیان- انسان‌‌ها همانند شما گمان کردند که الله هرگز هیچ‌‌کس را پس از مرگش برای حسابرسی و جزا برنخواهد انگیخت.

﴿وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا [الجن: ٨]

٨ و ما خبر آسمان را جُستیم، آن‌‌گاه آسمان را پر از نگهبانانی قوی از فرشتگان که آن را از استراق سمعی که انجام می‌‌دادیم محافظت می‌‌کنند، و پر از آتشی شعله‌‌ور یافتیم که هرکس به آسمان نزدیک می‌‌شود با آن مورد نشانه قرار می‌‌گیرد.

﴿وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ الآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا [الجن: ٩]

٩ و ما در گذشته جاهایی در آسمان انتخاب می‌‌کردیم و از آنجا به سخنانی که فرشتگان با هم رد و بدل می‌‌کردند گوش می‌‌دادیم، سپس آن را به کاهنان ساکن زمین خبر می‌‌دادیم، اما امر تغییر کرده است؛ یعنی اکنون هر یک از ما گوش فرار دهد آتشی شعله‌‌ور برای خویش می‌‌یابد، که هرگاه نزدیک شود بر او فرستاده می‌‌شود و او را می‌‌سوزاند.

﴿وَأَنَّا لاَ نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِي الأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا [الجن: ١٠]

١٠ و ما به‌‌سبب این حراست شدید نمی‌‌دانیم که آیا شر برای ساکنان زمین خواسته شده است، یا الله خیر برای‌‌شان خواسته است؛ زیرا خبر آسمان از ما قطع شده است.

﴿وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا [الجن: ١١]

١١ و - ای گروه جنیان-: برخی از ما پرهیزگار و نیکوکار، و برخی کافر و فاسق هستند؛ ما فرقه‌‌ها و گروه‌‌های مختلف و متفاوتی هستیم.

﴿وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن نُّعجِزَ اللَّهَ فِي الأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُ هَرَبًا [الجن: ١٢]

١٢ و ما یقین داریم که اگر الله سبحانه امری در مورد ما بخواهد هرگز نخواهیم توانست او را ناتوان سازیم، و هرگز نخواهیم توانست از او بگریزیم؛ زیرا به ما احاطه دارد.

﴿وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَن يُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلاَ يَخَافُ بَخْسًا وَلاَ رَهَقًا [الجن: ١٣]

١٣ و ما وقتی قرآنی را که به راست‌‌ترین راه هدایت می‌‌کند شنیدیم به آن ایمان آوردیم، پس هرکس به پروردگارش ایمان آورد نه از نقص نیکی‌‌هایش بیم دارد، و نه از گناهی که به گناهان گذشته‌‌اش افزوده شود.

برخی فواید آیات:

تاثیر زیاد قرآن در کسی‌‌که با قلبی سالم به آن گوش فرا می‌‌دهد.

یاری‌‌ گرفتن از جن، نوعی شرک به الله است، و انجام‌‌ دهندۀ این کار با ضد آنچه که قصد کرده است در این دنیا مجازات می‌‌شود.

بطلان کهانت با بعثت پیامبر‌‌ج‌‌ .

از ادب مؤمن این است که شر را به الله نسبت نمی‌‌دهد.|

﴿وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا [الجن: ١٤]

١٤ و از میان ما برخی مسلمان و با طاعت الله فرمان‌‌بردار هستند، و برخی از راه راست و درست گمراه هستند. پس هرکس با طاعت و عمل صالح در برابر الله فروتنی کند اینها کسانی هستند که هدایت و حق را قصد کرده‌‌اند.

﴿وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا [الجن: ١٥]

١٥ اما گمراهانِ از راه راست و درست، هیزم جهنم هستند که به همراه انسان‌‌های شبیه خودشان جهنم را برمی‌‌افروزند.

﴿وَأَن|لَّوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لأَسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا [الجن: ١٦]

١٦ و همان‌‌گونه که به او وحی کرد که تعدادی از جن‌‌ها گوش فرا دادند به او وحی کرد که اگر جن‌‌ها و انسان‌‌ها بر راه اسلام پایداری ورزند، و به احکامش عمل کنند، به‌‌طور قطع الله آب زیادی به آنها خواهد نوشاند، و با نعمت‌‌های گوناگونی آنها را یاری خواهد رساند.

﴿لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَمَن يُعْرِضْ عَن ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذَابًا صَعَدًا [الجن: ١٧]

١٧ تا در این مورد آنها را بیازماییم که آیا شکر نعمت الله را به جای می‌‌آورند یا از آن ناسپاسی می‌‌کنند؟ و هرکس از قرآن، و اندرزهایش روی بگرداند، پروردگارش او را در عذاب مشقت‌‌آوری درمی‌‌آورد که توان تحمل آن را ندارد.

﴿وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلاَ تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا [الجن: ١٨]

١٨ و مسجدها فقط از آنِ الله است؛ نه برای هیچ‌‌کس یا چیزی دیگر. پس هیچ‌‌کس را در مساجد همراه الله نخوانید، که در این صورت مانند یهود و نصاری در کنیسه‌‌ها و بیعه‌‌های‌‌شان می‌‌شوید.

﴿وَأَنَّهُ لَمَّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كَادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا [الجن: ١٩]

١٩ و آن‌‌گاه که بنده الله، محمد‌‌ج‌‌، در سرزمین بَطن نَخله برای عبادت پروردگارش برخاست، نزدیک بود که جن‌‌ها به‌‌سبب ازدحام زیاد بر گرد او هنگام گوش ‌‌فرادادن به قرائت قرآن توسط او، بر سرش فرو ریزند.

﴿قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلاَ أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا [الجن: ٢٠]

٢٠ - ای رسول- به این مشرکان بگو: من فقط به‌‌سوی پروردگار یگانه خویش فرامی‌‌خوانم، و غیر او را هرکس که باشد در عبادت با او شریک قرار نمی‌‌دهم.

﴿قُلْ إِنِّي لاَ أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلاَ رَشَدًا [الجن: ٢١]

٢١ به آنها بگو: به‌‌راستی‌‌که من نه مالک دفع آسیبی که الله برای‌‌تان مقدر کرده هستم، و نه مالک جلب منفعتی که الله شما را از آن محروم کرده است.

﴿قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا [الجن: ٢٢]

٢٢ به آنها بگو: اگر از الله نافرمانی کنم هرگز هیچ‌‌کس مرا در برابر او تعالی نجات نمی‌‌دهد، و جز او هیچ پناهگاهی نخواهم یافت که به آن پناه ببرم.

﴿إِلاَّ بَلاَغًا مِّنَ اللَّهِ وَرِسَالاَتِهِ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا [الجن: ٢٣]

٢٣ اما آن چیزی که مالکش هستم این است که آنچه را الله مرا به تبلیغ آن به شما فرمان داده است، و رسالتش را که مرا با آن به‌‌سوی شما فرستاده است به شما ابلاغ کنم، و هرکس از الله و رسولش نافرمانی کند به‌‌راستی‌‌که مقصدش ورود به آتش جهنم است که برای همیشه در آن می‌‌ماند و هرگز از آن خارج نخواهد شد.

﴿حَتَّى إِذَا رَأَوْا مَا يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نَاصِرًا وَأَقَلُّ عَدَدًا [الجن: ٢٤]

٢٤ و کافران پیوسته بر کفرشان هستند تا آن‌‌گاه که در روز قیامت عذابی را که در دنیا به آن وعده داده می‌‌شدند ببینند، در آن هنگام خواهند دانست که یاوران چه کسی ضعیف‌‌تر است، و خواهند دانست که چه کسی یاران کمتری دارد.

﴿قُلْ إِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ مَّا تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَدًا [الجن: ٢٥]

٢٥ - ای رسول- به این مشرکان انکارکنندۀ رستاخیز بگو: نمی‌‌دانم آیا عذابی را که به آن وعده داده می‌‌شوید نزدیک است، یا مهلتی دارد که کسی جز الله از آن آگاه نیست.

﴿عَالِمُ الْغَيْبِ فَلاَ يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا [الجن: ٢٦]

٢٦ او سبحانه عالم تمام امور غیبی است، و ذره‌‌ای از آن بر او پوشیده نمی‌‌ماند، پس هیچ‌‌کس بر غیب او اطلاع پیدا نمی‌‌کند، بلکه مختص به علم او باقی می‌‌ماند.

﴿إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا [الجن: ٢٧]

٢٧ جز رسولی که او سبحانه از او راضی باشد، که او را بر آنچه که بخواهد مطلع می‌‌گرداند، و پیش روی آن رسول نگاهبانانی از فرشتگان می‌‌فرستد تا از او محافظت کنند و کسی غیر از رسول از آن اخبار آگاه نشود.

﴿لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالاَتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا [الجن: ٢٨]

٢٨ تا آن رسول که الله به‌‌طور کامل از او محافظت می‌‌کند بداند رسولان پیش از او رسالت‌‌های پروردگارشان را که به تبلیغ آن فرمان یافته بودند رسانده‌‌اند، و الله از آنچه که نزد فرشتگان و رسولان است آگاهی کامل دارد، پس ذره‌‌ای از این امور بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و هر چیزی را به عدد و دقیق برمی‌‌شمارد، و هیچ‌‌چیز بر او سبحانه مخفی نمی‌‌ماند.

برخی فواید آیات:

ستمکاری سبب ورود در جهنم است.

اهمیت پایداری در کسب مقاصد نیکو.

وحی از بیهودگی شیاطین محافظت شده است.|

سوره المُزَّمِّل

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

یادآوری توشۀ روحی برای دعوتگران در مواجهه با سختی‌‌ها و دشواری‌‌های زندگی، برای تثبیت پیامبر‌‌ج‌‌ و تهدید تکذیب‌‌ کنندگان او.

تفسیر:

﴿يَاأَيُّهَا الْمُزَّمِّل [المزمل: ١]

١ ای کسی‌‌که خود را در لباسش پیچیده (یعنی پیامبر‌‌ج‌‌)‌‌.

﴿قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَلِيلاً [المزمل: ٢]

٢ جز اندکی از شب، بقیه آن را نماز بگزار.

﴿نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً [المزمل: ٣]

٣ اگر خواستی نصف آن را نماز بگزار، یا کمتر از نصف را تا به یک سوم برسد نماز بگزار.

﴿أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً [المزمل: ٤]

٤ یا بر آن بیفزا تا به دو سوم برسد، و هرگاه قرآن خواندی آن را روشن و به آرامی بخوان.

﴿إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً [المزمل: ٥]

٥ - ای رسول- در حقیقت ما به‌‌زودی قرآن را بر تو القا خواهیم کرد، که به‌‌سبب فرائض و حدود و احکام و آداب و سایر مواردی که در آن وجود دارد، سخنی گرانبار است.

﴿إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلاً [المزمل: ٦]

٦ به‌‌راستی‌‌که لحظات شب برای قرائت قرآن، با قلب سازگارتر و سخنان در آن هنگام درست‌‌تر است.

﴿إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلاً [المزمل: ٧]

٧ قطعاً تو در روز به کارهایت می‌‌پردازی، یعنی به‌‌سبب انجام کارهای خویش از قرائت قرآن بازمی‌‌مانی، پس شبانه نماز بگزار.

﴿وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلاً [المزمل: ٨]

٨ و الله را با انواع ذکر یاد کن، و با اخلاص عبادت از همه‌‌چیز به‌‌سوی او بِبُر.

﴿رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلاً [المزمل: ٩]

٩ پروردگار مشرق و مغرب، هیچ معبود برحقی جز او نیست، پس او را کارسازی بگیر که در تمام امورت بر او توکل می‌‌کنی.

﴿وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلاً [المزمل: ١٠]

١٠ و در برابر استهزا و دشنامی که تکذیب‌‌ کنندگان می‌‌گویند شکیبایی کن، و بدون هیچ آزاری از آنها دوری گزین.

﴿وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلاً [المزمل: ١١]

١١ و به کار تکذیب ‌‌کنندگانی که از خوشی‌‌های دنیا برخوردار هستند اهمیت نده. مرا با آنها رها کن، و اندکی به آنها مهلت بده تا اجل‌‌شان فرا رسد.

﴿إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالاً وَجَحِيمًا [المزمل: ١٢]

١٢ به‌‌راستی‌‌که در آخرت زنجیرهایی سنگین، و آتشی شعله‌‌ور داریم.

﴿وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَعَذَابًا أَلِيمًا [المزمل: ١٣]

١٣ و غذایی که از تلخی زیاد در گلوها گیر می‌‌کند، و عذابی دردناک؛ افزون بر آنچه گذشت.

﴿يَوْمَ تَرْجُفُ الأَرْضُ وَالْجِبَالُ وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَّهِيلاً [المزمل: ١٤]

١٤ این عذاب در روزی تکذیب‌‌ کنندگان را فرا می‌‌گیرد که زمین و کوه‌‌ها می‌‌لرزند، و کوه‌‌ها از هراس زیاد به سنگریزه‌‌هایی روان و پراکنده تبدیل می‌‌شوند.

﴿إِنَّا أَرْسَلْنَا إِلَيْكُمْ رَسُولاً شَاهِدًا عَلَيْكُمْ كَمَا أَرْسَلْنَا إِلَى فِرْعَوْنَ رَسُولاً [المزمل: ١٥]

١٥ به‌‌راستی‌‌که ما رسولی گواه بر اعمال‌‌تان در روز قیامت فرستادیم همان‌‌گونه که موسی÷ را به عنوان رسولی به‌‌سوی فرعون فرستادیم.

﴿فَعَصَى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنَاهُ أَخْذًا وَبِيلاً [المزمل: ١٦]

١٦ فرعون، رسولی را که از جانب پروردگارش به‌‌سویش فرستاده شده بود نافرمانی کرد. پس او را با عذابی شدید در دنیا با غرق شدن، و در آخرت با عذاب آتش مجازات کردیم. پس شما رسول‌‌تان را نافرمانی نکنید که عذابی مانند عذاب فرعون گریبانگیرتان می‌‌شود.

﴿فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرْتُمْ يَوْمًا يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيبًا [المزمل: ١٧]

١٧ پس- اگر به الله کفر ورزید، و رسولش را تکذیب کنید- چگونه می‌‌توانید در روزی سخت و طولانی، که از هراس زیاد و طولانی‌‌بودن آن، موی سر فرزندان خردسال سفید می‌‌شود خودتان را محافظت کنید و نجات دهید.

﴿السَّمَاء مُنفَطِرٌ بِهِ كَانَ وَعْدُهُ مَفْعُولاً [المزمل: ١٨]

١٨ آسمان از هراس زیاد آن روز می‌‌شکافد. وعدۀ الله بدون تردید تحقق‌‌یافتنی است.

﴿إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلاً [المزمل: ١٩]

١٩ به‌‌راستی‌‌که این اندرز- مشتمل بر بیان هراس و سختی روز قیامت- یادآوری‌‌ای است، که مؤمنان از آن سود می‌‌برند. پس هرکس بخواهد راهی رساننده به‌‌سوی پروردگارش برگزیند این کار را انجام دهد.

برخی فواید آیات:

اهمیت نماز شب و تلاوت قرآن و ذکر (یاد) الله و صبر برای دعوتگر به‌‌سوی الله.

فراغ قلب، در شب در حفظ و فهم موثر است.

تحمل تکالیف، تربیتی سخت و قاطع را می‌‌طلبد.

رفاه و ثروت زیاد، از راه الله بازمی‌‌دارد.|

﴿* إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِن ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِّنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَن لَّن تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَن سَيَكُونُ مِنكُم مَّرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلاَةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيم [المزمل: ٢٠]

٢٠ - ای رسول- به تحقیق که پروردگارت می‌‌داند تو گاهی کمتر از دو سوم شب نماز می‌‌گزاری، و گاهی نصف آن، و گاهی یک سوم آن را برای نماز برمی‌‌خیزی، و گروهی از مؤمنانی که همراه تو هستند برای نماز برمی‌‌خیزند. و الله است که شب و روز را اندازه می‌‌گیرد، و لحظات آن دو را محاسبه می‌‌کند. و الله می‌‌داند که شما نمی‌‌توانید لحظات شب را محاسبه و ثبت کنید. پس در جستجوی مطلوب، برخاستن اکثر آن برای‌‌تان دشوار است. از این رو بر شما بخشید، پس هر اندازه از شب میسر شد نماز بگزارید. - ای مؤمنان- الله می‌‌داند که به‌‌زودی از میان شما بیمارانی خواهند بود که بیماری بر آنها غلبه می‌‌کند، و کسانی در جستجوی روزی الله مسافرت می‌‌کنند، و کسانی در جستجوی رضایت الله و به این هدف که فقط کلمۀ الله برتر باشد با کافران می‌‌جنگند، که نماز شب بر اینها دشوار است. پس هر اندازه از شب برای‌‌تان میسر شد نماز بگزارید، و نمازهای فرض را به کامل‌‌ترین وجه ادا کنید، و زکات اموال‌‌تان را بپردازید، و از اموال‌‌تان در راه الله انفاق کنید، و هر خیری که از پیش برای خودتان بفرستید، آن را نزد الله بهتر و با پاداشی بزرگتر خواهید یافت. و از الله آمرزش بخواهید، که الله نسبت به بندگان توبه‌‌کارش بسیار آمرزنده و مهربان است.

سوره المُدَّثِّر

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

امر بر انجام دعوت، و تهدید تکذیب ‌‌کنندگان دعوت.

تفسیر:

﴿يَاأَيُّهَا الْمُدَّثِّر [المدثر: ١]

١ ای کسی‌‌که خودش را با لباسش پوشانیده (یعنی پیامبر‌‌ج‌‌)‌‌.

﴿قُمْ فَأَنذِر [المدثر: ٢]

٢ برخیز و از عذاب الله بترسان.

﴿وَرَبَّكَ فَكَبِّر [المدثر: ٣]

٣ و پروردگارت را بزرگ شمار.

﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّر [المدثر: ٤]

٥ و نفس خویش را از گناهان و لباست را از نجاست‌‌ها پاک کن.

﴿وَالرُّجْزَ فَاهْجُر [المدثر: ٥]

٥ و از عبادت بت‌‌ها دوری گزین.

﴿وَلاَ تَمْنُن تَسْتَكْثِر [المدثر: ٦]

٦ و بر پروردگارت منت نگذار که عمل صالح تو را زیاد کند.

﴿وَلِرَبِّكَ فَاصْبِر [المدثر: ٧]

٧ و در برابر آزارهایی که با آنها روبرو می‌‌شوی به خاطر الله شکیبایی کن.

﴿فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُور [المدثر: ٨]

٨ پس آن‌‌گاه که برای بار دوم در صور دمیده شود.

﴿فَذَلِكَ يَوْمَئِذٍ يَوْمٌ عَسِير [المدثر: ٩]

٩ آن روز، روزی سخت است.

﴿عَلَى الْكَافِرِينَ غَيْرُ يَسِير [المدثر: ١٠]

١٠ بر کافران به الله و رسولش آسان نیست.

﴿ذَرْنِي وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًا [المدثر: ١١]

١١ - ای رسول- مرا با کسی‌‌که او را در شکم مادرش تک و تنها بدون مال یا فرزند آفریدم (یعنی ولید بن مُغِیره) واگذار.

﴿وَجَعَلْتُ لَهُ مَالاً مَّمْدُودًا [المدثر: ١٢]

١٢ و مال زیادی برایش قرار دادم.

﴿وَبَنِينَ شُهُودًا [المدثر: ١٣]

١٣ و پسرانی برایش قرار دادم که همراهش حاضر هستند و در محافل با او حضور دارند و به خاطر مال زیادش در هیچ سفری از او جدا نمی‌‌شوند.

﴿وَمَهَّدتُّ لَهُ تَمْهِيدًا [المدثر: ١٤]

١٤ و در زندگی و روزی و فرزند از هر نظر برایش گستراندم.

﴿ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيد [المدثر: ١٥]

١٥ باز هم با وجود کفرش به من طمع دارد که پس از اینکه تمام این موارد را به او دادم برایش بیفزایم.

﴿كَلاَّ إِنَّهُ كَانَ لآيَاتِنَا عَنِيدًا [المدثر: ١٦]

١٦ امر آن‌‌گونه که تصور کرد نیست، زیرا او ستیزه‌‌جو و تکذیب‌‌ کنندۀ آیاتی است که بر رسول مان نازل کردیم.

﴿سَأُرْهِقُهُ صَعُودًا [المدثر: ١٧]

١٧ به‌‌زودی عذابی سخت بر دوش او می‌‌گذارم که توان تحملش را ندارد.

﴿إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّر [المدثر: ١٨]

١٨ همانا این کافر که نعمت‌‌های مذکور را به او ارزانی داشتم برای ابطال آنچه قرآن در مورد او می‌‌گوید اندیشید، و طرحی در ذهنش آماده کرد.

برخی فواید آیات:

سختی و دشواری، زمینۀ آسان‌‌گیری را فراهم می‌‌آورد.

وجوب طهارتِ پلیدی‌‌های ظاهری و باطنی.

نعمت‌‌بخشیدن بر فاجر، نزدیک‌‌ کردن تدریجی او به‌‌سوی عذاب است و اکرام به شمار نمی‌‌رود.|

﴿فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّر [المدثر: ١٩]

١٩ نفرین و عذاب بر او باد چگونه ارزیابی کرد.

﴿ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّر [المدثر: ٢٠]

٢٠ باز هم نفرین و عذاب بر او بود چگونه ارزیابی کرد.

﴿ثُمَّ نَظَر [المدثر: ٢١]

٢١ دوباره در آنچه که می‌‌گوید نگریست و اندیشید.

﴿ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَر [المدثر: ٢٢]

٢٢ سپس چون چیزی نیافت که با آن بر قرآن عیب وارد کند چهره در هم کشید و خشم کرد.

﴿ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَر [المدثر: ٢٣]

٢٣ سپس از ایمان روی گرداند و از پیروی پیامبر‌‌ج‌‌ خودداری کرد.

﴿فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ يُؤْثَر [المدثر: ٢٤]

٢٤ پس گفت: این چیزی که محمد آورده است سخن الله نیست، بلکه سحری است که از دیگران روایت می‌‌کند.

﴿إِنْ هَذَا إِلاَّ قَوْلُ الْبَشَر [المدثر: ٢٥]

٢٥ کلام الله نیست، بلکه کلام انسان است.

﴿سَأُصْلِيهِ سَقَر [المدثر: ٢٦]

٢٦ به‌‌زودی این کافر را در یکی از طبقات جهنم، یعنی سَقَر که گرمایی کشنده دارد وارد می‌‌کنم.

﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا سَقَر [المدثر: ٢٧]

٢٧ و - ای محمد- تو چه می‌‌دانی که سَقَر چیست؟!

﴿لاَ تُبْقِي وَلاَ تَذَر [المدثر: ٢٨]

٢٨ از عذاب‌‌شدۀ در خویش چیزی باقی نمی‌‌گذارد مگر اینکه او را فرا می‌‌گیرد، و رها نمی‌‌کند، سپس همان‌‌گونه که بود بازمی‌‌گردد، سپس بر او فرود می‌‌آید، و به همین ترتیب ادامه دارد.

﴿لَوَّاحَةٌ لِّلْبَشَر [المدثر: ٢٩]

٢٩ پوست‌‌ها را سخت می‌‌سوزاند و تغییر می‌‌دهد.

﴿عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَر [المدثر: ٣٠]

٣٠ بر آن نوزده فرشته گمارده شده است، که خزانه‌‌دارانش هستند.

﴿وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلاَّ مَلاَئِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيَزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلاَ يَرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلاً كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشَاء وَيَهْدِي مَن يَشَاء وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلاَّ هُوَ وَمَا هِيَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْبَشَر [المدثر: ٣١]

٣١ و ما خزانه‌‌داران جهنم را جز فرشتگان قرار ندادیم، که انسان‌‌ها توانی در برابر آنها ندارند، و در حقیقت ابوجهل دروغ گفت آن‌‌گاه که ادعا کرد او و قومش می‌‌توانند بر آنها حمله بَرَند، و از جهنم خارج شوند، و این شمار آنها را قرار ندادیم جز آزمایشی برای کسانی‌‌که به الله کفر ورزیدند؛ تا آنچه را که گفتند بگویند آن‌‌گاه عذاب بر آنها دوچندان شود. و به این هدف یهود تا تورات به آنها داده شد، و نصاری که انجیل به آنها داده شد یقین پیدا کنند آن‌‌گاه که قرآن که تصدیق‌‌کنندۀ آنچه در دو کتاب‌‌شان است نازل شد. و تا این‌‌که بر ایمان مؤمنان بیفزاید آن‌‌گاه که اهل کتاب با آنها موافقت می‌‌کنند، و یهود و نصاری و مؤمنان تردید نکنند. و به این منظور که مترددان در ایمان، و کافران بگویند: الله با این عدد شگفت چه چیزی را اراده کرده است؟! مانند گمراه‌‌ ساختن منکِر این عدد و هدایت تصدیق‌‌ کنندۀ آن، الله هرکس را که بخواهد گمراه سازد گمراه می‌‌سازد و هرکس را که بخواهد هدایت کند هدایت می‌‌کند. و از فراوانی لشکریان پروردگارت هیچ‌‌کس جز او سبحانه آگاه نیست. پس ابوجهل که برای تحقیر و تکذیب گفت: (آیا محمد یاورانی جز نوزده تن ندارد؟!) باید از این امر آگاه شود، و جهنم جز مایۀ یادآوری انسان‌‌ها نیست که با آن بر عظمت الله سبحانه پی ببرند.

﴿كَلاَّ وَالْقَمَر [المدثر: ٣٢]

٣٢ سخن آن‌‌گونه نیست که یکی از مشرکان ادعا می‌‌کند یارانش برای چیره‌‌شدن بر خزانه‌‌داران جهنم کافی هستند. الله به ماه سوگند یاد فرمود.

﴿وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَر [المدثر: ٣٣]

٣٣ و به شب آن‌‌گاه که پشت کند سوگند یاد فرمود.

﴿وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَر [المدثر: ٣٤]

٣٤ و به صبح آن‌‌گاه که روشنایی آورد سوگند یاد فرمود.

﴿إِنَّهَا لإِحْدَى الْكُبَر [المدثر: ٣٥]

٣٥ که آتش جهنم به‌‌طور قطع یکی از بلایای بزرگ است.

﴿نَذِيرًا لِّلْبَشَر [المدثر: ٣٦]

٣٦ وسیلۀ تهدید و ترساندن مردم است.

﴿لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّر [المدثر: ٣٧]

٣٧ - ای مردم- برای هرکس از شما که بخواهد با ایمان به الله و عمل صالح پیشی جوید، یا با کفر و گناهان عقب بکشد.

﴿كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَة [المدثر: ٣٨]

٣٨ هرکس در قبال اعمالی‌‌که کسب کرده گرفتار است. پس یا اعمالش او را نابود می‌‌کند، یا او را از نابودی می‌‌رهاند و نجات می‌‌دهد.

﴿إِلاَّ أَصْحَابَ الْيَمِين [المدثر: ٣٩]

٣٩ مگر مؤمنان که در قبال گناهان‌‌شان مواخذه نمی‌‌شوند، بلکه به‌‌سبب اعمال صالحی که دارند مورد عفو قرار می‌‌گیرند.

﴿فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُون [المدثر: ٤٠]

٤٠ و آنها روز قیامت در بهشت‌‌هایی هستند و از یکدیگر می‌‌پرسند.

﴿عَنِ الْمُجْرِمِين [المدثر: ٤١]

٤١ در مورد کافران که خودشان را با گناهانی که انجام دادند نابود کردند.

﴿مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَر [المدثر: ٤٢]

٤٢ به آنها می‌‌گویند: چه چیزی شما را وارد جهنم کرد؟

﴿قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّين [المدثر: ٤٣]

٤٣ کافران این‌‌گونه به آنها پاسخ می‌‌دهند: از کسانی‌‌که نماز واجب را در زندگی دنیا برپا می‌‌داشتند نبودیم.

﴿وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِين [المدثر: ٤٤]

٤٤ و از آنچه که الله به ما عطا کرده بود به فقیر اطعام نمی‌‌کردیم.

﴿وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِين [المدثر: ٤٥]

٤٥ و همراه پیروان باطل بودیم که هرجا می‌‌گشتند با آنها می‌‌گشتیم، و با گمراهان و فریب ‌‌خوردگان سخن می‌‌گفتیم.

﴿وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّين [المدثر: ٤٦]

٤٦ و روز جزا را تکذیب می‌‌کردیم.

﴿حَتَّى أَتَانَا الْيَقِين [المدثر: ٤٧]

٤٧ و به تکذیب روز جزا ادامه دادیم تا مرگ ما را فرا گرفت، آن‌‌گاه میان ما و توبه مانع ایجاد کرد.

برخی فواید آیات:

خطر زیاد کبر چنان‌‌که ولید بن مُغِیره را پس از اینکه حق برایش آشکار شد از ایمان بازداشت.

مسئولیت انسان در قبال اعمالش در دنیا و آخرت.

طعام ‌‌ندادن به نیازمند یکی از اسباب ورود به جهنم است.|

﴿فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِين [المدثر: ٤٨]

٤٨ پس واسطه‌‌گری شفاعتگران، اعم از فرشتگان و پیامبران و صالحان در روز قیامت به آنها سودی نمی‌‌رساند؛ زیرا یکی از شروط پذیرش شفاعت، رضایت از شفاعت‌‌شده است.

﴿فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِين [المدثر: ٤٩]

٤٩ چه چیزی باعث رویگردانی این مشرکان از قرآن شد؟!

﴿كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَة [المدثر: ٥٠]

٥٠ گویی در رویگردانی و فرار از قرآن، گورخرانی بسیار رمنده هستند.

﴿فَرَّتْ مِن قَسْوَرَة [المدثر: ٥١]

٥١ که از شیری به‌‌سبب ترس از آن می‌‌گریزند.

﴿بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَى صُحُفًا مُّنَشَّرَة [المدثر: ٥٢]

٥٢ بلکه هر یک از این مشرکان می‌‌خواهد نامه‌‌ای برایش ارسال شود که به او خبر می‌‌دهد محمد رسولی از جانب الله است، و سبب این امر کمبود و ضعف دلایل و حجت‌‌ها نیست، بلکه فقط ستیزه‌‌جویی و تکبر است.

﴿كَلاَّ بَل لاَ يَخَافُونَ الآخِرَة [المدثر: ٥٣]

٥٣ چنین نیست، بلکه سبب استمرار گمراهی آنها این است که به عذاب آخرت ایمان نمی‌‌آورند، و بر کفرشان باقی می‌‌مانند.

﴿كَلاَّ إِنَّهُ تَذْكِرَة [المدثر: ٥٤]

٥٤ بدانید که این قرآن اندرز و یادآوری است.

﴿فَمَن شَاء ذَكَرَه [المدثر: ٥٥]

٥٥ پس هرکس که بخواهد می‌‌تواند قرآن را بخواند و از آن اندرز گیرد.

﴿وَمَا يَذْكُرُونَ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَة [المدثر: ٥٦]

٥٦ و پند نمی‌‌گیرند مگر اینکه الله بخواهد پند بگیرند. او سبحانه سزاوار است که با امتثال اوامر و اجتناب از نواهی‌‌اش از او ترسیده شود، و سزاوار است که گناهان بندگانش را آن‌‌گاه که به‌‌سوی او توبه کنند بیامرزد.

سوره القیامه

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

اظهار قدرت الله هم بر آفرینش و هم بر زنده‌‌کردن انسان پس از مرگ.

تفسیر:

﴿لاَ أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ [القيامة: ١]

١ الله به روز قیامت یعنی روزی‌‌که مردم در برابر پروردگار جهانیان می‌‌ایستند سوگند یاد فرمود.

﴿وَلاَ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَة [القيامة: ٢]

٢ و به نفس پاک که صاحبش را بر کوتاهی در اعمال صالح، و بر انجام بدی‌‌ها سرزنش می‌‌کند سوگند یاد فرمود که به‌‌طور قطع مردم برای حسابرسی و جزا برانگیخته می‌‌شوند.

﴿أَيَحْسَبُ الإِنسَانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَه [القيامة: ٣]

٣ آیا انسان گمان می‌‌کند که پس از مرگش استخوان‌‌های او را برای رستاخیز جمع نخواهیم کرد؟!

﴿بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَه [القيامة: ٤]

٤ آری، افزون بر جمع استخوان‌‌هایش ما می‌‌توانیم سر انگشتان او را به آفرینشی کامل همان‌‌گونه که بود بازگردانیم.

﴿بَلْ يُرِيدُ الإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَه [القيامة: ٥]

٥ بلکه با انکار رستاخیز می‌‌خواهد بدون هیچ بازدارنده‌‌ای به بدکاری خویش در آینده ادامه دهد.

﴿يَسْأَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيَامَة [القيامة: ٦]

٦ برای بعید شمردن، در مورد روز قیامت می‌‌پرسد: چه زمانی واقع می‌‌شود؟

﴿فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَر [القيامة: ٧]

٧ آن‌‌گاه که چشمان سرگردان و وحشت‌‌زده شوند چون آنچه را تکذیب می‌‌کردند ببینند.

﴿وَخَسَفَ الْقَمَر [القيامة: ٨]

٨ و نور ماه از بین برود.

﴿وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَر [القيامة: ٩]

٩ و جرم خورشید و ماه جمع شود.

﴿يَقُولُ الإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَر [القيامة: ١٠]

١٠ انسان بدکار در آن روز می‌‌گوید: راه فرار کجا است؟!

﴿كَلاَّ لاَ وَزَر [القيامة: ١١]

١١ در آن روز نه راه فراری است، و نه هیچ جای پناهی که بدکار به آن روی آورد، و نه هیچ پناهگاهی که به آن پناه برده شود.

﴿إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَر [القيامة: ١٢]

١٢ - ای رسول- در آن روز بازگشتگاه و هدف برای حسابرسی و جزا به‌‌سوی پروردگارت است.

﴿يُنَبَّأُ الإِنسَانُ يَوْمَئِذٍ بِمَا قَدَّمَ وَأَخَّر [القيامة: ١٣]

١٣ در آن روز انسان از اعمالی‌‌که قبل از وفات فرستاده، و اعمالی‌‌که پس از خود به‌‌جای گذاشته است باخبر می‌‌شود.

﴿بَلِ الإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَة [القيامة: ١٤]

١٤ بلکه انسان بر خودش گواه است چون اعضای او به گناهانی که کسب کرده است گواهی می‌‌دهند.

﴿وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَه [القيامة: ١٥]

١٥ و اگر عذرهایی بیاورد که با آنها از خودش دفاع کند که عمل بدی را انجام نداده است هرگز سودی به او نمی‌‌رساند.

﴿لاَ تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِه [القيامة: ١٦]

١٦ - ای رسول- زبانت را به قرآن از روی عجله به اینکه از ذهنت فرار کند حرکت نده.

﴿إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَه [القيامة: ١٧]

١٧ زیرا برعهدۀ ما است که آن را برای تو در سینه‌‌ات جمع کنیم، و قرائت آن را بر زبانت استوار سازیم.

﴿فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَه [القيامة: ١٨]

١٨ پس هرگاه جبرئیل÷ قرائت آن را بر تو کامل کرد به قرائت او گوش ده و بشنو.

﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَه [القيامة: ١٩]

١٩ تفسیر آن به تو نیز برعهدۀ ما است.

برخی فواید آیات:

ارادۀ بنده به ارادۀ الله مُقَیّد است.

اشتیاق رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ بر حفظ آیاتی از قرآن بر او وحی می‌‌شد، و تضمین الله به او با جمع قرآن در سینه‌‌اش و حفظ آن به صورت کامل به‌‌گونه‌‌ای که ذره‌‌ای از آن فراموش نشود.|

﴿كَلاَّ بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَة [القيامة: ٢٠]

٢٠ هرگز، امر چنین نیست که شما محال ‌‌بودن رستاخیز را ادعا می‌‌کنید، زیرا می‌‌دانید کسی‌‌که بر آفرینش نخستین شما توانا باشد از زنده‌‌کردن شما پس از مرگ‌‌تان ناتوان نیست، اما سبب تکذیب رستاخیز توسط شما فقط این است که شما زندگی دنیا را که به سرعت پایان می‌‌یابد دوست دارید.

﴿وَتَذَرُونَ الآخِرَة [القيامة: ٢١]

٢١ و زندگی آخرت را رها می‌‌کنید که راه (دستیابی به) آن انجام طاعاتی است که الله شما را به آن فرمان داده، و ترک محرماتی که شما را از آن نهی کرده است.

﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَة [القيامة: ٢٢]

٢٢ چهره‌‌های اهل ایمان و سعادت در آن روز شاداب و منور است.

﴿إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَة [القيامة: ٢٣]

٢٣ و به‌‌سوی پروردگارشان می‌‌نگرند و از آن بهره‌‌مند می‌‌شوند.

﴿وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَة [القيامة: ٢٤]

٢٤ و چهره‌‌های کافران و بدبختان در آن روز در هم کشیده است.

﴿تَظُنُّ أَن يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَة [القيامة: ٢٥]

٢٥یقین دارند که کیفری بزرگ، و عذابی دردناک بر آنها فرود می‌‌آید.

﴿كَلاَّ إِذَا بَلَغَتْ التَّرَاقِي [القيامة: ٢٦]

٢٦ امر چنان نیست که مشرکان تصور کرده‌‌اند که وقتی مُردند عذاب نمی‌‌شوند، پس هنگامی‌‌که جان یکی از آنها به گلوگاهش برسد.

﴿وَقِيلَ مَنْ رَاق [القيامة: ٢٧]

٢٧ و مردم به یکدیگر بگویند: آیا کسی هست که بر او رُقیه بخوانَد شاید شفا یابد؟!

﴿وَظَنَّ أَنَّهُ الْفِرَاق [القيامة: ٢٨]

٢٨ و کسی‌‌که در حال جان‌‌کندن است یقین پیدا کند که جدایی دنیا با مرگ فرا رسیده است.

﴿وَالْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاق [القيامة: ٢٩]

٢٩ و در پایان دنیا و شروع آخرت، سختی‌‌ها جمع شوند.

﴿إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَسَاق [القيامة: ٣٠]

٣٠ در این هنگام، مرده به‌‌سوی پروردگارش رانده می‌‌شود.

﴿فَلاَ صَدَّقَ وَلاَ صَلَّى [القيامة: ٣١]

٣١ پس کافر به آنچه رسولش آورد ایمان نیاورد، و برای الله سبحانه نماز نگزارد.

﴿وَلَكِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى [القيامة: ٣٢]

٣٢ بلکه آنچه را رسولش نزد او آورد تکذیب کرد، و از آن روی گرداند.

﴿ثُمَّ ذَهَبَ إِلَى أَهْلِهِ يَتَمَطَّى [القيامة: ٣٣]

٣٣ به‌‌علاوه، این کافر درحالی‌‌که متکبرانه راه می‌‌رفت به‌‌سوی خانواده‌‌اش رفت.

﴿أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى [القيامة: ٣٤]

٣٤ پس الله کافر را تهدید کرد که عذابش به تحقیق او را دنبال می‌‌کند و به او نزدیک شده است.

﴿ثُمَّ أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى [القيامة: ٣٥]

٣٥ سپس همان جمله را برای تاکید تکرار کرد، و فرمود: ﴿ثُمَّ أَوْلَى لَكَ فَأَوْلَى؛ «باز هم وای بر تو! پس وای بر تو!».

﴿أَيَحْسَبُ الإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى [القيامة: ٣٦]

٣٦ آیا انسان گمان می‌‌کند که الله او را بیهوده بدون اینکه او را به شریعتی مکلف سازد رها می‌‌کند؟

﴿أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى [القيامة: ٣٧]

٣٧ آیا این انسان روزی یک نطفه از منی که در رحم ریخته می‌‌شود نبود؟

﴿ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى [القيامة: ٣٨]

٣٨ سپس تکه‌‌ای از خون جامد نبود؟ سپس الله او را نیافرید؟ و آفرینش او را کامل نکرد؟

﴿فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالأُنثَى [القيامة: ٣٩]

٣٩ سپس از جنس او دو نوع: مرد و زن قرار نداد؟!

﴿أَلَيْسَ ذَلِكَ بِقَادِرٍ عَلَى أَن يُحْيِيَ الْمَوْتَى [القيامة: ٤٠]

٤٠ آیا ذاتی‌‌که انسان را از نطفه‌‌ای سپس از خون بسته‌‌ای آفرید بر زنده‌‌کردن دوبارۀ مردگان برای حسابرسی و جزا توانا نیست؟! آری، به‌‌راستی‌‌که بر این کار توانا است.

سوره الإنسان

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

یادآوری انسان به اصل و حکمت آفرینش و مقصدش در دنیا و آخرت، و اظهار نعمت‌‌های بهشت، برای استوارسازی مؤمنان و دعوت کافران.

تفسیر:

﴿هَلْ أَتَى عَلَى الإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا [الإنسان: ١]

١ زمانی طولانی بر انسان گذشته که در آن زمان، معدومی غیر قابل ذکر بوده است.

﴿إِنَّا خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا [الإنسان: ٢]

٢ به‌‌راستی‌‌که ما انسان را از نطفه‌‌ای آمیخته از آب مرد و آب زن آفریدیم، و او را با تکالیفی که بر او لازم گرداندیم می‌‌آزماییم، از این رو او را شنوا و بینا قرار دادیم تا احکامی که او را به آنها مکلف کرده‌‌ایم، برپا دارد.

﴿إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا [الإنسان: ٣]

٣ به‌‌راستی‌‌که ما برایش راه هدایت را بر زبان‌‌ رسولانمان آشکار کردیم، و با این کار راه گمراهی نیز برایش آشکار شد. سپس او یا به راه راست هدایت می‌‌یابد، و بنده‌‌ای مؤمن و سپاسگزار الله می‌‌شود، و یا از راه راست گمراه می‌‌گردد و بنده‌‌ای کافر و منکر آیات الله می‌‌شود.

الله پس از بیان دو نوعِ هدایت‌‌یافته و گمراه، جزای آن دو را بیان کرد و فرمود:

﴿إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلاَسِلاَ وَأَغْلاَلاً وَسَعِيرًا [الإنسان: ٤]

٤ به‌‌راستی‌‌که ما برای کافرانِ به الله و رسولانش، غل و زنجیرهایی که با آنها در جهنم کشیده می‌‌شوند، و آتشی شعله‌‌ور آماده کرده‌‌ایم.

﴿إِنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا [الإنسان: ٥]

٥ به‌‌راستی‌‌که مؤمنان فرمان‌‌بردار از الله در روز قیامت از جام شرابی لبریز که با کافور به‌‌سبب رایحه خوش آن آمیخته شده است می‌‌نوشند.

برخی فواید آیات:

خطر دنیادوستی و رویگردانی از آخرت.

ثبوت اختیار برای انسان، و این حق انتخاب، گرامی داشتن او توسط الله است.

نگاه کردن به وجه گرامی الله، بزرگ‌‌ترین نعمت است.|

﴿عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا [الإنسان: ٦]

٦ این شراب آماده‌‌شده برای اهل طاعت از چشمه‌‌ای سهل‌‌الوصول و پُر آب است که نمی‌‌خشکد، بندگان الله از آن سیراب می‌‌شوند، و آن را به هرجا بخواهند روان و جاری می‌‌کنند.

﴿يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا [الإنسان: ٧]

٧ و صفات بندگانی که از آن می‌‌نوشند این است که به طاعاتی که خودشان را به آن ملزم کرده‌‌اند وفا می‌‌کنند، و از روزی‌‌که شر آن گسترده و آشکار است یعنی روز قیامت می‌‌ترسند.

﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا [الإنسان: ٨]

٨ و طعام را با وجود اینکه آن را به خاطر نیاز و اشتها دوست دارند، به فقرا و یتیمان و اسیران می‌‌دهند.

﴿إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لاَ نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلاَ شُكُورًا [الإنسان: ٩]

٩ و از درون شادمان هستند که جز برای وجه الله به آنها طعام نمی‌‌دهند، زیرا در قبال طعام‌‌ دادن، هیچ پاداش و تشکری از آنها نمی‌‌خواهند.

﴿إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا [الإنسان: ١٠]

١٠ به‌‌راستی‌‌که ما از پروردگارمان در روزی‌‌که از سختی و ترسناکی آن چهره‌‌های بدبختان در هم کشیده می‌‌شود می‌‌ترسیم.

﴿فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا [الإنسان: ١١]

١١ پس الله برای گرامی ‌‌داشتن آنها و شاد کردن دل‌‌هایشان، آنها را به فضل خویش از شر آن روز بزرگ نجات داد، و زیبایی و نوری در چهره‌‌های‌‌شان به آنها عطا کرد.

﴿وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا [الإنسان: ١٢]

١٢ و الله - به‌‌سبب صبرشان بر طاعات و بر قضا و قدرهای الله، و صبرشان در برابر ترک گناهان- بهشتی را که در آن بهره‌‌مند می‌‌شوند، و ابریشمی که آن را می‌‌پوشند به آنها پاداش داد.

﴿مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الأَرَائِكِ لاَ يَرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلاَ زَمْهَرِيرًا [الإنسان: ١٣]

١٣ در آنجا بر تخت‌‌هایی آراسته تکیه می‌‌زنند، و نه خورشیدی که پَرتوش آنها را اذیت کند، و نه سرمای شدیدی می‌‌بینند، بلکه در سایه‌‌بانی همیشگی و بدون هیچ گرما و سرمایی قرار دارند.

﴿وَدَانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلاَلُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلاً [الإنسان: ١٤]

١٤ سایه‌‌هایش به آنها نزدیک است، و میوه‌‌هایش رام کسانی است که آنها را می‌‌خورند، یعنی به آسانی و سهولت آنها را می‌‌خورند، به‌‌گونه‌‌ای که به پهلو آرمیده و نشسته و ایستاده به آنها دسترسی دارند.

﴿وَيُطَافُ عَلَيْهِم بِآنِيَةٍ مِّن فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا [الإنسان: ١٥]

١٥ و خدمتکاران با ظرف‌‌هایی نقره‌‌ای، و جام‌‌هایی درخشان هر وقت شراب بخواهند پیرامون آنها می‌‌گردانند.

﴿قَوَارِيرَ مِن فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا [الإنسان: ١٦]

١٦ که در درخشندگی رنگش مانند شیشه است اما از نقره هستند، و براساس مقداری که می‌‌خواهند اندازه‌‌گیری‌‌شده هستند، به‌‌گونه‌‌ای که نه از آن بیشتر است و نه کمتر.

﴿وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلاً [الإنسان: ١٧]

١٧ و این گرامی‌‌داشته‌‌شدگان از جام شرابی آمیخته با زنجبیل نوشانده می‌‌شوند.

﴿عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلاً [الإنسان: ١٨]

١٨ از چشمه‌‌ای در بهشت به نام سَلسبیل می‌‌نوشند.

﴿* وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا [الإنسان: ١٩]

١٩ و در بهشت پسرانی که بر جوانی‌‌شان باقی می‌‌مانند، گردشان می‌‌چرخند که هرگاه آنها را ببینی به‌‌سبب صورت‌‌های زیبا، و رنگ‌‌های نیکو، و زیاد بودن و پراکندگی‌‌شان، گویی مرواریدهایی پراکنده شده هستند.

﴿وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا [الإنسان: ٢٠]

٢٠ و چون به آنچه در بهشت است بنگری نعمت‌‌هایی غیر قابل توصیف، و مُلک و پادشاهی‌‌ای بزرگ و بی‌‌همتا می‌‌بینی.

﴿عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا [الإنسان: ٢١]

٢١ بر تن‌‌های‌‌شان لباس‌‌هایی سبز و فاخر از ابریشم نازک، و ابریشم کلفت پوشیده شده است، و در آنجا دست‌‌بندهایی از نقره پوشانده شده‌‌اند، و الله شرابی خالی از هرگونه ناگواری به آنها می‌‌نوشاند.

﴿إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاء وَكَانَ سَعْيُكُم مَّشْكُورًا [الإنسان: ٢٢]

٢٢ و برای تکریم به آنها گفته می‌‌شود: قطعاً این نعمت‌‌هایی که به شما داده شده است پاداش شما در قبال اعمال صالحتان است، و عمل‌‌تان نزد الله پذیرفته شده است.

﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنزِيلاً [الإنسان: ٢٣]

٢٣ - ای رسول- به تحقیق که ما قرآن را بخش‌‌بخش بر تو نازل کردیم، و آن را یکباره بر تو فرو نفرستادیم.

﴿فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلاَ تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا [الإنسان: ٢٤]

٢٤ پس در برابر تمام احکام تقدیری و تشریعی الله شکیبایی کن، و نه از گناهکاری در گناهی که به‌‌سوی آن فرامی‌‌خواند فرمان بر، و نه از کافری در کفری که به‌‌سوی آن فرامی‌‌خواند.

﴿وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةً وَأَصِيلاً [الإنسان: ٢٥]

٢٥ و پروردگارت را با نماز صبح در اول روز، و نماز ظهر و عصر در پایان روز یاد کن.

برخی فواید آیات:

وفا به نذر و اِطعام نیازمند، و اخلاص در عمل، و ترس از الله: اسباب نجات از جهنم، و ورود به بهشت هستند.

وقتی پسرکانی که به بهشتیان خدمت می‌‌کنند، چنین زیبا و خوش‌‌منظر هستند، پس خود بهشتیان چگونه خواهند بود؟!|

﴿وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلاً طَوِيلاً [الإنسان: ٢٦]

٢٦ و او تعالی را در دو نماز شب: نماز مغرب و نماز عشا، یاد کن، و پس از این دو نماز، برای او نماز شب (تَهَجُّد) بگزار.

﴿إِنَّ هَؤُلاَء يُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَيَذَرُونَ وَرَاءهُمْ يَوْمًا ثَقِيلاً [الإنسان: ٢٧]

٢٧ به‌‌راستی‌‌که این مشرکان زندگی دنیا را دوست دارند و بر آن حرص می‌‌ورزند، و روز قیامت را که به‌‌سبب سختی‌‌ها و مصیبت‌‌هایش روزی سنگین است، پشت سرشان رها کرده‌‌اند.

﴿نَحْنُ خَلَقْنَاهُمْ وَشَدَدْنَا أَسْرَهُمْ وَإِذَا شِئْنَا بَدَّلْنَا أَمْثَالَهُمْ تَبْدِيلاً [الإنسان: ٢٨]

٢٨ ما آنها را آفریده‌‌ایم و آفرینش آنها را با تقویت مفاصل و اعضا و غیر آن مستحکم کرده‌‌ایم. و هرگاه نابودی و تبدیل آنها با امثال‌‌شان را بخواهیم به‌‌طور قطع این کار را انجام خواهیم داد.

﴿إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلاً [الإنسان: ٢٩]

٢٩ به‌‌راستی‌‌که این سوره مایۀ اندرز و یادآوری است، پس هرکس انتخاب راهی که او را به رضایت پروردگارش می‌‌رساند بخواهد آن را برگزیند.

﴿وَمَا تَشَاؤُونَ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا [الإنسان: ٣٠]

٣٠ و انتخاب راهی به‌‌سوی رضایت الله را نمی‌‌خواهید مگر اینکه الله آن را از شما بخواهد، زیرا تمام کارها به‌‌سوی او است. به‌‌راستی‌‌که الله از آنچه که به صلاح بندگانش است و آنچه به صلاح آنها نیست بسیار آگاه است، و در آفرینش و تقدیر و شریعتش بسیار دانا است.

﴿يُدْخِلُ مَن يَشَاء فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا [الإنسان: ٣١]

٣١ هر یک از بندگانش را که بخواهد وارد رحمت خویش می‌‌کند، آن‌‌گاه آنها را به ایمان و عمل صالح توفیق می‌‌دهد، و برای کسانی‌‌که با کفر و گناهان به خودشان ستم کرده‌‌اند عذابی دردناک یعنی عذاب جهنم، در آخرت آماده کرده است.

سوره المُرسَلات

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

اثبات قیامت از طریق مغلوب‌‌ کردن تکذیب ‌‌کنندگان با دلایل، و در پی آن، بیان تهدید و هشدار.

تفسیر:

﴿وَالْمُرْسَلاَتِ عُرْفًا [المرسلات: ١]

١ الله به بادهایی که مانند یال اسب پیاپی می‌‌وزند سوگند یاد فرمود:

﴿فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا [المرسلات: ٢]

٢ و به بادهای سخت وزنده سوگند یاد فرمود:

﴿وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا [المرسلات: ٣]

٣ و به بادهایی که باران را می‌‌گسترانند سوگند یاد فرمود.

﴿فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا [المرسلات: ٤]

٤ و به فرشتگانی که آنچه را میان حق و باطل جدایی می‌‌اندازد نازل می‌‌کنند سوگند یاد فرمود.

﴿فَالْمُلْقِيَاتِ ذِكْرًا [المرسلات: ٥]

٥ و به فرشتگانی که وحی را فرود می‌‌آورند سوگند یاد فرمود.

﴿عُذْرًا أَوْ نُذْرًا [المرسلات: ٦]

٦ وحی را هشداری از جانب الله برای مردم، و بیم‌‌دادن مردم از عذاب او تعالی فرو می‌‌فرستند.

﴿إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِع [المرسلات: ٧]

٧ که رستاخیز و حسابرسی و جزایی که به آن وعده داده می‌‌شوید به‌‌طور قطع و بدون تردید واقع خواهد شد.

﴿فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَت [المرسلات: ٨]

٨ پس وقتی نور ستارگان محو شده و از بین برود.

﴿وَإِذَا السَّمَاء فُرِجَت [المرسلات: ٩]

٩ و آن‌‌گاه که آسمان شکافته شود تا فرشتگان از آن فرود آیند.

﴿وَإِذَا الْجِبَالُ نُسِفَت [المرسلات: ١٠]

١٠ و آن‌‌گاه که کوه‌‌ها از جای خویش کنده و متلاشی و به گرد و خاک تبدیل شوند.

﴿وَإِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَت [المرسلات: ١١]

١١ و آن‌‌گاه که رسولان برای وقت مشخصی گرد آورده شوند.

﴿لأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَت [المرسلات: ١٢]

١٢ برای روزی بزرگ که برای گواهی بر امت‌‌های‌‌شان تعیین شده است.

﴿لِيَوْمِ الْفَصْل [المرسلات: ١٣]

١٣ برای روز داوری میان بندگان، که حق‌‌دار از ناحق، و خوشبخت از بدبخت مشخص می‌‌شود.

﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الْفَصْل [المرسلات: ١٤]

١٤ و - ای رسول- تو چه می‌‌دانی که روز داوری چیست؟!

﴿وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِين [المرسلات: ١٥]

١٥ نابودی و عذاب و تباهی در آن روز بر تکذیب ‌‌کنندگانی باد که آنچه را رسولان از جانب الله آوردند تکذیب می‌‌کنند.

﴿أَلَمْ نُهْلِكِ الأَوَّلِين [المرسلات: ١٦]

١٦ مگر امت‌‌های پیشین را وقتی به الله کفر ورزیدند و رسولانش را تکذیب کردند نابود نکردیم؟!

﴿ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الآخِرِين [المرسلات: ١٧]

١٧ و تکذیب‌‌ کنندگان بعدی را نیز همانند آنها و در پی آنها نابود کردیم.

﴿كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِين [المرسلات: ١٨]

١٨ مانند نابودکردن آن امت‌‌ها، مجرمان تکذیب‌‌ کننده به رسالت محمد‌‌ج‌‌ را نابود می‌‌کنیم.

﴿وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِين [المرسلات: ١٩]

١٩ نابودی و عذاب و تباهی در آن روز بر تکذیب ‌‌کنندگان وعید الله به مجازات مجرمان باد.

برخی فواید آیات:

خطر دلبستگی به دنیا و فراموشی آخرت.

ارادۀ بنده تابع ارادۀ الله است.

نابودی امت‌‌های تکذیب‌‌ کننده، سنتی الهی است.|

﴿أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِين [المرسلات: ٢٠]

٢٠ - ای مردم- مگر شما را از آبی پست و اندک یعنی نطفه نیافریدیم.

﴿فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَّكِين [المرسلات: ٢١]

٢١ پس آن آب پست را در مکانی حفاظت‌‌شده یعنی رحم زن قرار دادیم.

﴿إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُوم [المرسلات: ٢٢]

٢٢ تا زمانی مشخص یعنی مدت حمل.

﴿فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُون [المرسلات: ٢٣]

٢٣ سپس صفت و اندازه و رنگ و سایر خصوصیات نوزاد را فراهم آوردیم، پس ما برای تمام این موارد توانایان بسیار خوبی هستیم.

﴿وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِين [المرسلات: ٢٤]

٢٤ نابودی و عذاب و زیان در آن روز بر تکذیب ‌‌کنندگانِ قدرت الله باد.

﴿أَلَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ كِفَاتًا [المرسلات: ٢٥]

٢٥ آیا زمین را گردآورندۀ تمام مردم قرار ندادیم.

﴿أَحْيَاء وَأَمْوَاتًا [المرسلات: ٢٦]

٢٦ که زندگان‌‌شان را با سکونت و آبادانی آن، و مردگان‌‌شان را با دفن در خود گرد می‌‌آورد.

﴿وَجَعَلْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ شَامِخَاتٍ وَأَسْقَيْنَاكُم مَّاء فُرَاتًا [المرسلات: ٢٧]

٢٧ و کوه‌‌هایی استوار و بلند در آن قرار دادیم، که آن را از لرزیدن محافظت می‌‌کنند، و - ای مردم- آبی گوارا به شما نوشاندیم. و ذاتی‌‌که این موارد را آفریده باشد از برانگیختن شما ناتوان نیست.

﴿وَيْلٌ يوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِين [المرسلات: ٢٨]

٢٨ نابودی و عذاب و تباهی در آن روز بر کسانی ‌‌باد که نعمت‌‌های الله بر خودشان را انکار می‌‌کنند.

﴿انطَلِقُوا إِلَى مَا كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُون [المرسلات: ٢٩]

٢٩ و به کسانی‌‌که آنچه را رسولان‌‌شان آوردند تکذیب کردند گفته می‌‌شود: - ای تکذیب کنندگان- به‌‌سوی عذابی که آن را تکذیب می‌‌کردید بروید.

﴿انطَلِقُوا إِلَى ظِلٍّ ذِي ثَلاَثِ شُعَب [المرسلات: ٣٠]

٣٠ به‌‌سوی سایه‌‌بانی از دود آتش که به سه شاخه جدا شده است بروید.

﴿لاَ ظَلِيلٍ وَلاَ يُغْنِي مِنَ اللَّهَب [المرسلات: ٣١]

٣١ نه خنکیِ سایه را دارد، و نه مانع رسیدن سوزش و حرارتِ آتش به شما می‌‌شود.

﴿إِنَّهَا تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْر [المرسلات: ٣٢]

٣٢ به‌‌راستی‌‌که آتش جهنم، آتشپاره‌‌هایی می‌‌افکند، که هر یک از آنها از نظر بزرگی مانند کاخی است.

﴿كَأَنَّهُ جِمَالَتٌ صُفْر [المرسلات: ٣٣]

٣٣ این پاره‌‌های آتش، گویی در سیاهی و ضخامت مانند شترانی سیاه هستند.

﴿وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِين [المرسلات: ٣٤]

٣٤ نابودی و عذاب و تباهی در آن روز بر تکذیب‌‌ کنندگان عذاب الله باد.

﴿هَذَا يَوْمُ لاَ يَنطِقُون [المرسلات: ٣٥]

٣٥ در این روز هیچ سخنی نمی‌‌گویند.

﴿وَلاَ يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُون [المرسلات: ٣٦]

٣٦ و به آنها اجازه داده نمی‌‌شود که از کفر و گناهان‌‌شان به‌‌سوی پروردگارشان پوزش بخواهند.

﴿وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِين [المرسلات: ٣٧]

٣٧ نابودی و عذاب و تباهی در آن روز بر تکذیب ‌‌کنندگانِ اخبارِ آن روز باد.

﴿هَذَا يَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْنَاكُمْ وَالأَوَّلِين [المرسلات: ٣٨]

٣٨ این روزِ داوری بین مخلوقات است، که شما و امت‌‌های پیشین را در یک میدانِ هموار گرد می‌‌آوریم.

﴿فَإِن كَانَ لَكُمْ كَيْدٌ فَكِيدُون [المرسلات: ٣٩]

٣٩ پس اگر حیله‌‌ای دارید که برای نجات از عذاب الله با آن چاره‌‌جویی کنید پس علیه من به‌‌کار گیرید.

﴿وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِين [المرسلات: ٤٠]

٤٠ نابودی و عذاب و تباهی در آن روز بر تکذیب‌‌ کنندگانِ روز داوری باد.

﴿إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلاَلٍ وَعُيُون [المرسلات: ٤١]

٤١ به‌‌راستی‌‌، کسانی که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهیِ پروردگارشان پرهیزگاری می‌‌کنند، در سایه‌‌های درختان سبز و خرم و تازۀ بهشت و چشمه‌‌های آب گوارا و جاری، هستند.

﴿وَفَوَاكِهَ مِمَّا يَشْتَهُون [المرسلات: ٤٢]

٤٢ و در میان هر میوه‌‌ای که خواهان خوردن آن باشند.

﴿كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُون [المرسلات: ٤٣]

٤٣ و به آنها گفته می‌‌شود: به‌‌سبب اعمال صالحی که در دنیا انجام می‌‌دادید، از پاکیزه‌‌ها بخورید، و نوشیدنی گوارایی که هیچ ناگواری‌‌ای در آن نیست بنوشید.

﴿إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنين [المرسلات: ٤٤]

٤٤ همانا مانند این جزا که به شما جزا دادیم نیکوکاران را جزا می‌‌دهیم.

﴿وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِين [المرسلات: ٤٥]

٤٥ نابودی و عذاب و تباهی باد در آن روز بر تکذیب ‌‌کنندگانِ نعمت‌‌های که الله برای پرهیزگاران آماده ساخته است.

﴿كُلُوا وَتَمَتَّعُوا قَلِيلاً إِنَّكُم مُّجْرِمُون [المرسلات: ٤٦]

٤٦ و به تکذیب‌‌ کنندگان گفته می‌‌شود: زمانی اندک در دنیا بخورید و از خوشی‌‌های زندگی بهره‌‌مند شوید. به‌‌راستی‌‌که شما به‌‌سبب کفر به الله و تکذیب رسولانش مجرم هستید.

﴿وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِين [المرسلات: ٤٧]

٤٧ نابودی و عذاب و تباهی در آن روز بر تکذیب‌‌ کنندگانِ جزا در روز قیامت باد.

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ارْكَعُوا لاَ يَرْكَعُون [المرسلات: ٤٨]

٤٨ و هرگاه به این تکذیب ‌‌کنندگان گفته شود: برای الله نماز بگزارید برای او تعالی نماز نمی‌‌گزارند.

﴿وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِين [المرسلات: ٤٩]

٤٩ نابودی و عذاب و تباهی باد در آن روز بر منکِرانی که آنچه را رسولان از جانب الله آورده‌‌اند تکذیب می‌‌کنند.

﴿فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُون [المرسلات: ٥٠]

٥٠ وقتی به این قرآنِ نازل‌‌شده از جانب پروردگارشان ایمان نیاوردند پس به کدام سخن دیگری ایمان خواهند آورد؟!

برخی فواید آیات:

توجه الله به انسان در شکم مادرش.

گنجایش زمین برای افراد زنده که روی زمین زندگی می‌‌‎کنند، و مردگانی که زیر آن دفن هستند.

خطر زیاد تکذیب آیات الله و تهدید سخت برای کسی‌‌که مرتکب این امر می‌‌شود.|

سوره النبأ

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

اثبات رستاخیز و جزا از طریق دلایل و برهان‌‌ها.

تفسیر:

﴿عَمَّ يَتَسَاءلُون [النبأ: ١]

١ این مشرکان پس از اینکه الله رسولش را به‌‌سوی آنها فرستاد در مورد چه چیزی از یکدیگر می‌‌پرسند؟!

﴿عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيم [النبأ: ٢]

٢ در مورد خبری بزرگ؛ که همان قرآن نازل‌‌شده بر رسول‌‌شان که دربردارندۀ خبر رستاخیز است، از یکدیگر می‌‌پرسند.

﴿الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُون [النبأ: ٣]

٣ همین قرآن که در توصیف آن با یکدیگر اختلاف کردند؛ در اینکه سحر یا شعر یا کهانت یا افسانه‌‌های پیشینیان است.

﴿كَلاَّ سَيَعْلَمُون [النبأ: ٤]

٤ چنان‌‌که ادعا کردند نیست. به‌‌زودی این تکذیب‌‌ کنندگانِ قرآن از سرانجام بد تکذیب خویش آگاه خواهند شد.

﴿ثُمَّ كَلاَّ سَيَعْلَمُون [النبأ: ٥]

٥ باز هم تأکید می‌‌شود که از این کار اطمینان حاصل خواهند کرد.

﴿أَلَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ مِهَادًا [النبأ: ٦]

٦ آیا زمین را برای‌‌شان هموار و قابل اقامت نگرداندیم؟!

﴿وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا [النبأ: ٧]

٧ و کوه‌‌ها را بر روی زمین به منزلۀ میخ‌‌هایی که آن را از لرزیدن نگه می‌‌دارد قرار دادیم.

﴿وَخَلَقْنَاكُمْ أَزْوَاجًا [النبأ: ٨]

٨ و - ای مردم- شما را جنس‌‌هایی مخالف آفریدیم: برخی از شما مرد و برخی دیگر زن هستند.

﴿وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا [النبأ: ٩]

٩ و خوابتان را وسیلۀ دست‌‌کشیدن از فعالیت قرار دادیم تا استراحت کنید.

﴿وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لِبَاسًا [النبأ: ١٠]

١٠ و تاریکی شب را پوششی برای‌‌تان قرار دادیم مانند لباس که عورت‌‌های‌‌تان را با آن می‌‌پوشانید.

﴿وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا [النبأ: ١١]

١١ و روز را میدانی برای کسب و جستجوی روزی قرار دادیم.

﴿وَبَنَيْنَا فَوْقَكُمْ سَبْعًا شِدَادًا [النبأ: ١٢]

١٢ و بر فرازتان هفت آسمان با بنایی مستحکم و استوار قرار دادیم.

﴿وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا [النبأ: ١٣]

١٣ و خورشید را چراغی بسیار درخشان و روشن گرداندیم.

﴿وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاء ثَجَّاجًا [النبأ: ١٤]

١٤ و از ابری که زمان باریدنش فرا رسیده، آبی بسیار فرود آوردیم.

﴿لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَنَبَاتًا [النبأ: ١٥]

١٥ تا با آن انواع دانه، و انواع گیاهان را برویانیم.

﴿وَجَنَّاتٍ أَلْفَافًا [النبأ: ١٦]

١٦ و باغ‌‌هایی انبوه که شاخه‌‌های درختانش درهم فرو رفته است برویانیم.

الله به دنبال بیان این نعمت‌‌های دلالت‌‌کننده بر قدرت خویش، به بیان رستاخیز و قیامت پرداخت؛ چون کسی‌‌که بر آفرینش این نعمت‌‌ها توانا باشد بر برانگیختن و حسابرسی مردگان نیز توانا است، پس فرمود:

﴿إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كَانَ مِيقَاتًا [النبأ: ١٧]

١٧ همانا روز داوری میان مخلوقات، موعدی با وقت مشخص است که تخلف نمی‌‌پذیرد.

﴿يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا [النبأ: ١٨]

١٨ روزی‌‌که فرشته برای بار دوم در صور می‌‌دمد، آن‌‌گاه - ای مردم- گروه گروه می‌‌آیید.

﴿وَفُتِحَتِ السَّمَاء فَكَانَتْ أَبْوَابًا [النبأ: ١٩]

١٩ و آسمان گشوده می‌‌شود و شکاف‌‌هایی مانند درهای باز برایش ایجاد می‌‌شود.

﴿وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا [النبأ: ٢٠]

٢٠ و کوه‌‌ها به حرکت می‌‌افتند تا اینکه به غباری پراکنده تبدیل می‌‌شوند، و مانند سراب می‌‌گردند.

﴿إِنَّ جَهَنَّمَ كَانَتْ مِرْصَادًا [النبأ: ٢١]

٢١ به‌‌راستی‌‌که جهنم در کمین و انتظار است.

﴿لِلْطَّاغِينَ مَآبًا [النبأ: ٢٢]

٢٢ بازگشتگاهی برای ستمکاران است که به‌‌سوی آن بازگردانده می‌‌شوند.

﴿لاَبِثِينَ فِيهَا أَحْقَابًا [النبأ: ٢٣]

٢٣ زمان‌‌ها و روزگاران بی‌‌نهایتی در آن می‌‌مانند.

﴿لاَّ يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًا وَلاَ شَرَابًا [النبأ: ٢٤]

٢٤ هوایی خنک در آن نمی‌‌چشند که گرمای آتش را برای‌‌شان سرد کند، و شرابی در آن نمی‌‌چشند که از آن لذت برده شود.

﴿إِلاَّ حَمِيمًا وَغَسَّاقًا [النبأ: ٢٥]

٢٥ چیزی جز آبی بسیار سوزان، و آنچه از چرک و خون جهنمیان جاری می‌‌شود نمی‌‌چشند.

﴿جَزَاء وِفَاقًا [النبأ: ٢٦]

٢٦ این کیفری متناسب با کفر و گمراهی‌‌ای است که بر آن بودند.

﴿إِنَّهُمْ كَانُوا لاَ يَرْجُونَ حِسَابًا [النبأ: ٢٧]

٢٧ به‌‌راستی‌‌که آنها در دنیا از محاسبۀ خویش توسط الله در آخرت نمی‌‌ترسیدند؛ چون به رستاخیز ایمان نداشتند، و اگر از رستاخیز می‌‌ترسیدند به‌‌طور قطع به الله ایمان می‌‌آوردند، و اعمال صالح انجام می‌‌دادند.

﴿وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كِذَّابًا [النبأ: ٢٨]

٢٨ و آیات نازل‌‌شدۀ ما بر رسول‌‌مان را به شدت تکذیب کردند.

﴿وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ كِتَابًا [النبأ: ٢٩]

٢٩ و تمام اعمال‌‌شان را ثبت کردیم و برشمردیم، و در نامه‌‌های اعمال‌‌شان مکتوب است.

﴿فَذُوقُوا فَلَن نَّزِيدَكُمْ إِلاَّ عَذَابًا [النبأ: ٣٠]

٣٠ پس - ای نافرمانان- این عذاب همیشگی را بچشید، که بر عذابتان جز عذاب نخواهیم افزود.

برخی فواید آیات:

درستی و دقت آفرینش اولیه توسط الله بر قدرت او تعالی در بازگرداندن آفرینش دلالت دارد.

نافرمانی، سبب ورود به جهنم است.

دوچندان شدن عذاب بر کافران.|

﴿إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا [النبأ: ٣١]

٣١ به‌‌راستی کسانی‌‌که با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی پروردگارشان تقوای او تعالی را پیشه کردند، جایگاهی دلکش دارند که در آن به خواسته‌‌شان یعنی بهشت دست می‌‌یابند.

﴿حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا [النبأ: ٣٢]

٣٢ باغ‌‌ها و تاکستان‌‌ها.

﴿وَكَوَاعِبَ أَتْرَابًا [النبأ: ٣٣]

٣٣ و دخترانی هم سن و سال با پستان‌‌هایی برآمده.

﴿وَكَأْسًا دِهَاقًا [النبأ: ٣٤]

٣٤ و جامی لبریز از خمر.

﴿لاَّ يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلاَ كِذَّابًا [النبأ: ٣٥]

٣٥ در بهشت نه سخنی باطل می‌‌شنوند، و نه دروغی، و نه به یکدیگر دروغ می‌‌گویند.

﴿جَزَاء مِّن رَّبِّكَ عَطَاء حِسَابًا [النبأ: ٣٦]

٣٦ تمام این موارد بخشش و عطایی کافی از جانب الله است که به آنها بخشیده است.

﴿رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الرحْمَنِ لاَ يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطَابًا [النبأ: ٣٧]

٣٧ پروردگار آسمان‌‌ها و زمین و پروردگار آنچه میان این دو است، ذات بخشایشگر در دنیا و آخرت؛ تمام کسانی‌‌که در زمین یا آسمان هستند این حق را ندارند که از او بخواهند مگر زمانی‌‌که به آنها اجازه دهد.

﴿يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلاَئِكَةُ صَفًّا لاَّ يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا [النبأ: ٣٨]

٣٨ روزی‌‌که جبرئیل و دیگر فرشتگان به صف می‌‌ایستند، و به شفاعت برای هیچ‌‌کسی سخن نمی‌‌گویند مگر کسی‌‌که الله رحمان به او اجازه دهد که شفاعت کند، و سخنی درست مانند کلمۀ توحید بگوید.

﴿ذَلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَن شَاء اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ مَآبًا [النبأ: ٣٩]

٣٩ این روز که برای‌‌تان توصیف شد همان روزی است که بدون تردید واقع می‌‌شود، پس هرکس در آن روز نجات از عذاب الله را بخواهد باید از اعمال صالح که پروردگارش را راضی می‌‌سازد راهی به‌‌سوی آن برگزیند.

﴿إِنَّا أَنذَرْنَاكُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَالَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا [النبأ: ٤٠]

٤٠ - ای مردم- در حقیقت ما شما را از عذابی نزدیک و قطعی ترساندیم، روزی‌‌که شخص به اعمالی‌‌که در دنیا از پیش فرستاده می‌‌نگرد، و کافر برای آرزوی رهایی از عذاب می‌‌گوید: کاش تبدیل به خاک می‌‌شدم، مانند حیوانات که در روز قیامت به آنها گفته می‌‌شوید: خاک شوید.

سوره النّازِعات

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

تکان دادن دل‌‌های تکذیب‌‌ کنندۀ رستاخیز و جزا، از طریق ارائۀ مناظر مرگ و رستاخیز و حشر و قیامت.

تفسیر:

﴿وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا [النازعات: ١]

١ الله به فرشتگانی که ارواح کافران را با شدت و زور می‌‌کِشند سوگند یاد فرمود.

﴿وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا [النازعات: ٢]

٢ و به فرشتگانی که ارواح مؤمنان را با سهولت و آسانی درمی‌‌آورند سوگند یاد فرمود.

﴿وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا [النازعات: ٣]

٣ و به فرشتگانی که به فرمان الله از آسمان به‌‌سوی زمین می‌‌آیند سوگند یاد فرمود.

﴿فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا [النازعات: ٤]

٤ و به فرشتگانی که در ادای فرمان الله از یکدیگر سبقت می‌‌گیرند سوگند یاد فرمود.

﴿فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا [النازعات: ٥]

٥ و به فرشتگانی که احکامی را که الله بر آنها فرمان می‌‌دهد اجرا می‌‌کنند، مانند فرشتگان گماشته‌‌شده بر اعمال بندگان سوگند یاد فرمود؛ به تمام این فرشتگان سوگند یاد فرمود که به‌‌طور قطع آنها را برای حساب و جزا برخواهد انگیخت.

﴿يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَة [النازعات: ٦]

٦ روزی‌‌که زمین هنگام دمیدن اول تکان می‌‌خورَد.

﴿تَتْبَعُهَا الرَّادِفَة [النازعات: ٧]

٧ در پی این دمیدن، دمیدنی دوم می‌‌آید.

﴿قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَة [النازعات: ٨]

٨ دل‌‌های برخی مردم در آن روز ترسان است.

﴿أَبْصَارُهَا خَاشِعَة [النازعات: ٩]

٩ اثر ذلت در چشمان‌‌شان آشکار می‌‌گردد.

﴿يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَة [النازعات: ١٠]

١٠ و می‌‌گفتند: آیا پس از اینکه مُردیم به زندگی بازمی‌‌گردیم.

﴿أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا نَّخِرَة [النازعات: ١١]

١١ آیا پس از اینکه استخوان‌‌های پوسیده و پوچ شدیم بازمی‌‌گردیم؟!

﴿قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَة [النازعات: ١٢]

١٢ گفتند: اگر بازگردیم این بازگشتی زیان‌‌آور است، که صاحبش فریب‌‌خورده است.

﴿فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَة [النازعات: ١٣]

١٣ کار رستاخیز آسان است، زیرا فقط یک صدا از فرشتۀ موظّف به دمیدن است.

﴿فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَة [النازعات: ١٤]

١٤ به‌‌ناگاه همگی پس از اینکه در دل زمین مرده بودند بر روی زمین زنده می‌‌شوند.

﴿هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى [النازعات: ١٥]

١٥ - ای رسول- آیا قصۀ موسی÷ با پروردگارش و با دشمن او فرعون به تو رسید؟!

﴿إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى [النازعات: ١٦]

١٦ آن‌‌گاه که پروردگارش سبحانه او را در وادی پاک طُوی ندا داد.

برخی فواید آیات:

تقوا سبب ورود به بهشت است.

یادآوری هول و هراس قیامت، انگیزۀ انجام عمل صالح است.

قبض روح کافر به شدت و زور، و قبض روح مؤمن با نرمی و مهربانی.|

﴿اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى [النازعات: ١٧]

١٧ و به او فرمود: به‌‌سوی فرعون برو، که در ستم و گردنکشی از حد گذشته است.

﴿فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى [النازعات: ١٨]

١٨ پس به او بگو: - ای فرعون- آیا می‌‌خواهی که از کفر و گناهان پاک شوی؟

﴿وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى [النازعات: ١٩]

١٩ و تو را به‌‌سوی پروردگارت که تو را آفرید و و به تو توجه کرد راهنمایی کنم تا از او بترسی، آن‌‌گاه به آنچه او را راضی می‌‌سازد عمل کنی، و از آنچه او را خشمگین می‌‌سازد پرهیز کنی؟

﴿فَأَرَاهُ الآيَةَ الْكُبْرَى [النازعات: ٢٠]

٢٠ پس موسی÷ نشانۀ بزرگ و دلالت‌‌کننده بر اینکه رسولی از جانب پروردگارش است، یعنی دست و عصا را بر او آشکار کرد.

﴿فَكَذَّبَ وَعَصَى [النازعات: ٢١]

٢١ ولی فرعون این نشانه را تکذیب و از فرمان موسی÷ سرپیچی کرد.

﴿ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى [النازعات: ٢٢]

٢٢ سپس از ایمان به آنچه موسی÷ آورد روی گرداند.

﴿فَحَشَرَ فَنَادَى [النازعات: ٢٣]

٢٣ و شروع به گردآوری لشکریانش برای مبارزه با موسی÷ کرد، و این‌‌گونه بر قومش ندا زد:

﴿فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلَى [النازعات: ٢٤]

٢٤ من پروردگار برتر شما هستم، پس هیچ طاعتی برای غیر من بر شما نیست.

﴿فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الآخِرَةِ وَالأُولَى [النازعات: ٢٥]

٢٥ پس الله او را برگرفت و در دنیا با غرق‌‌کردن در دریا، و در آخرت با وارد کردن در سخت‌‌ترین عذاب مجازات کرد.

﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى [النازعات: ٢٦]

٢٦ به‌‌راستی‌‌که در آنچه فرعون را در دنیا و آخرت با آن کیفر دادیم اندرزی است برای کسی‌‌که از الله می‌‌ترسد؛ زیرا چنین کسی از اندرزها سود می‌‌برد.

﴿أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا [النازعات: ٢٧]

٢٧ - ای تکذیب کنندگان رستاخیز- آیا پدید آوردن شما بر الله دشوارتر است، یا ایجاد آسمان که آن را بنا کرد؟!

﴿رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا [النازعات: ٢٨]

٢٨ و ارتفاع و بلندایش را بالا برد، و آن را مسطح، و خالی از هرگونه ترک و شکاف و عیبی قرار داد.

﴿وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا [النازعات: ٢٩]

٢٩ و شبش را آن‌‌گاه که خورشیدِ آن غروب می‌‌کند تاریک گردانید، و روشنایی‌‌اش را آن‌‌گاه که خورشید طلوع می‌‌کند آشکار کرد.

﴿وَالأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا [النازعات: ٣٠]

٣٠ و زمین را پس از اینکه آسمان را آفرید گستراند، و منافعش را در آن به ودیعه گذاشت.

﴿أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا [النازعات: ٣١]

٣١ آب زمین را به صورت چشمه‌‌هایی جاری از آن درآورد، و گیاهانی که چارپایان در آن می‌‌چرند در آن رویانید.

﴿وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا [النازعات: ٣٢]

٣٢ و کوه‌‌ها را ثابت بر روی زمین قرار داد.

﴿مَتَاعًا لَّكُمْ وَلأَنْعَامِكُم [النازعات: ٣٣]

٣٣ - ای مردم- تمام این موارد منافعی برای شما و دام‌‌های‌‌تان هستند، پس کسی‌‌که تمام این موارد را آفریده از بازگرداندن آفرینشِ دوبارۀ آنها ناتوان نیست.

﴿فَإِذَا جَاءتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى [النازعات: ٣٤]

٣٤ پس آن‌‌گاه که دمیدن دوم که هراسش هر چیزی را می‌‌پوشاند فرا رسد، و قیامت برپا شود.

﴿يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الإِنسَانُ مَا سَعَى [النازعات: ٣٥]

٣٥ همان روزی‌‌که انسان هر عمل خیر یا شری، را که از پیش فرستاده است به یاد می‌‌آورد.

﴿وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى [النازعات: ٣٦]

٣٦ و جهنم آورده شود و برای هرکس که آن را ببیند آشکارا نمایان شود.

﴿فَأَمَّا مَن طَغَى [النازعات: ٣٧]

٣٧ اما هرکس در گمراهی، از حد بگذرد.

﴿وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا [النازعات: ٣٨]

٣٨ و زندگی فانی دنیا را بر زندگی جاوید آخرت ترجیح دهد.

﴿فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى [النازعات: ٣٩]

٣٩ به‌‌راستی‌‌که جایگاه او جهنم است که به‌‌سوی آن پناه می‌‌آورد.

﴿وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى [النازعات: ٤٠]

٤٠ و اما کسی‌‌که از ایستادن در برابر پروردگارش بترسد، و نفسش را از ارتکاب حرام‌‌های الهی بازدارد،

﴿فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى [النازعات: ٤١]

٤١ به‌‌راستی‌‌که بهشت جایگاه او است که به‌‌سوی آن پناه می‌‌برد.

﴿يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا [النازعات: ٤٢]

٤٢ - ای رسول- این منکِران رستاخیز از تو می‌‌پرسند: قیامت کی برپا می‌‌شود؟

﴿فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَاهَا [النازعات: ٤٣]

٤٣ تو دانشی از آن نداری تا برای‌‌شان یادآوری کنی، و این امر کار تو نیست، کار تو فقط آماده ‌‌شدن برای قیامت است.

﴿إِلَى رَبِّكَ مُنتَهَاهَا [النازعات: ٤٤]

٤٤ دانش کاملِ قیامت فقط با پروردگارت است.

﴿إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَاهَا [النازعات: ٤٥]

٤٥ تو فقط انذاردهنده‌‌ای هستی برای کسی‌‌که از قیامت می‌‌ترسد؛ زیرا چنین کسی از انذار تو سود می‌‌برد.

﴿كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ عَشِيَّةً أَوْ ضُحَاهَا [النازعات: ٤٦]

٤٦ روزی‌‌که قیامت را آشکارا می‌‌بینند، گویی جز شامگاه یا صبحگاهی از یک روز در دنیا زندگی نکرده‌‌اند.

برخی فواید آیات:

وجوب نرمی در خطاب کردن کسی‌‌که مورد دعوت قرار می‌‌گیرد.

ترس از الله و بازداشتن نفس از هوا و هوس، از اسباب ورود به بهشت است.

دانش قیامت از امور غیبی است که فقط الله از آن آگاهی دارد.

بیان الله از جزئیات آفرینش آسمان و زمین.|

سوره عَبَسَ

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

حقیقت دعوت قرآن، و بزرگواری کسی‌‌که از آن نفع می‌‌برد، و خواری کسی‌‌که از آن روی می‌‌گرداند.

تفسیر:

﴿عَبَسَ وَتَوَلَّى [عبس: ١]

١ رسول‌‌الله‌‌ج‌‌ چهره در هم کشید و روی گرداند.

﴿أَن جَاءهُ الأَعْمَى [عبس: ٢]

٢ به خاطر آمدن عبدالله بن أمّ مکتومِ نابینا تا از او راهنمایی بگیرد، او در حالی آمد که رسول‌‌ج‌‌ سرگرم گفتگو با بزرگان مشرکان بود و آرزو می‌‌کرد که آنها هدایت شوند.

﴿وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى [عبس: ٣]

٣ و - ای رسول- تو چه می‌‌دانی شاید این نابینا از گناهانش پاک شود؟!

﴿أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى [عبس: ٤]

٤ یا از اندرزهایی که از تو می‌‌شنود پند بگیرد، و از آنها نفع ببرد.

﴿أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى [عبس: ٥]

٥ اما کسی‌‌که با مالی که دارد خودش را از ایمان به آنچه آورده‌‌ای بی‌‌نیاز می‌‌داند.

﴿فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى [عبس: ٦]

٦ تو به او می‌‌پردازی، و به‌‌سوی او روی می‌‌آوری.

﴿وَمَا عَلَيْكَ أَلاَّ يَزَّكَّى [عبس: ٧]

٧ و اگر با توبه به‌‌سوی الله از گناهانش پاک نشود چه چیزی به تو می‌‌رسد.

﴿وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى [عبس: ٨]

٨ و اما کسی‌‌که در جستجوی خیر، شتابان نزد تو آمد.

﴿وَهُوَ يَخْشَى [عبس: ٩]

٩ درحالی‌‌که از پروردگارش می‌‌ترسید.

﴿فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى [عبس: ١٠]

١٠ تو به جای او به بزرگان مشرکان می‌‌پردازی.

﴿كَلاَّ إِنَّهَا تَذْكِرَة [عبس: ١١]

١١ امر این‌‌گونه نیست، بلکه فقط اندرز و یادآوری است برای کسی‌‌که بپذیرد.

﴿فَمَن شَاء ذَكَرَه [عبس: ١٢]

١٢ که هرکس بخواهد الله را یاد کند، او تعالی را یاد کند و از آنچه در قرآن است اندرز گیرد.

﴿فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَة [عبس: ١٣]

١٣ پس این قرآن در صحیفه‌‌هایی گرامی نزد فرشتگان است.

﴿مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَة [عبس: ١٤]

١٤ بالابرده‌‌شده در مکانی مرتفع و پاک که هیچ آلودگی و پلیدی‌‌ای به آن نمی‌‌رسد.

﴿بِأَيْدِي سَفَرَة [عبس: ١٥]

١٥ و این صحیفه‌‌ها در دستان رسولانی از فرشتگان است.

﴿كِرَامٍ بَرَرَة [عبس: ١٦]

١٦ که نزد پروردگارشان گرامی هستند، و خیر و طاعات زیادی انجام می‌‌دهند.

﴿قُتِلَ الإِنسَانُ مَا أَكْفَرَه [عبس: ١٧]

١٧ نابود باد انسان کافر؛ چه شدید است کفر او به الله!

﴿مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَه [عبس: ١٨]

١٨ الله او را از چه چیزی آفرید که در زمین تکبر می‌‌ورزد و از الله ناسپاسی می‌‌کند؟!

﴿مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَه [عبس: ١٩]

١٩ از آبی اندک او را آفرید، سپس آفرینش او را مرحله به مرحله اندازه‌‌گیری کرد.

﴿ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَه [عبس: ٢٠]

٢٠ و بعد از این مراحل، خروج از شکم مادرش را برای او آسان کرد.

﴿ثُمَّ أَمَاتَهُ فَأَقْبَرَه [عبس: ٢١]

٢١ سپس بعد از اینکه عمری در زندگی برایش مقدر کرد او را میراند، و قبری برایش قرار داد که تا زمانی‌‌که برانگیخته می‌‌شود در آن می‌‌ماند.

﴿ثُمَّ إِذَا شَاء أَنشَرَه [عبس: ٢٢]

٢٢ سپس هرگاه بخواهد او را برای حسابرسی و جزا برمی‌‌انگیزد.

﴿كَلاَّ لَمَّا يَقْضِ مَا أَمَرَه [عبس: ٢٣]

٢٣ امر آن‌‌گونه که این کافر می‌‌پندارد نیست که حقوقی را که برای پروردگارش برعهدۀ او است ادا کرد، زیرا او فرائضی را که الله برایش واجب گرداند ادا نکرده است.

﴿فَلْيَنظُرِ الإِنسَانُ إِلَى طَعَامِه [عبس: ٢٤]

٢٤ پس انسان کافرِ به الله، باید به طعامش که آن را می‌‌خورد بنگرد که چگونه به دست آمده است؟!

﴿أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا [عبس: ٢٥]

٢٥ که اصلش از باران شدید و فراوانِ نازل‌‌شده از آسمان است.

﴿ثُمَّ شَقَقْنَا الأَرْضَ شَقًّا [عبس: ٢٦]

٢٦ سپس زمین را بارور ساختیم و از گیاهان شکافت.

﴿فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا [عبس: ٢٧]

٢٧ پس در آن گندم و ذرت و سایر دانه‌‌ها را رویاندیم.

﴿وَعِنَبًا وَقَضْبًا [عبس: ٢٨]

٢٨ و انگور و علوفۀ تر در آن رویاندیم، تا غذایی برای دام‌‌های‌‌شان باشد.

﴿وَزَيْتُونًا وَنَخْلاً [عبس: ٢٩]

٢٩ و زیتون و درخت خرما در آن رویاندیم.

﴿وَحَدَائِقَ غُلْبًا [عبس: ٣٠]

٣٠ و باغ‌‌هایی با درختان زیاد در آن رویاندیم.

﴿وَفَاكِهَةً وَأَبًّا [عبس: ٣١]

٣١ و میوه‌‌ها، و چراگاه‌‌هایی برای دام‌‌های‌‌شان در آن رویاندیم.

﴿مَّتَاعًا لَّكُمْ وَلأَنْعَامِكُم [عبس: ٣٢]

٣٢ برای بهره‌‌مندی شما، و بهره‌‌مندی دام‌‌هایتان.

﴿فَإِذَا جَاءتِ الصَّاخَّة [عبس: ٣٣]

٣٣ پس وقتی آن فریاد بزرگ که گوش‌‌ها را می‌‌خراشد، یعنی دمیدن دوم فرا رسد.

﴿يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيه [عبس: ٣٤]

٣٤ روزی‌‌که انسان از برادرش می‌‌گریزد.

﴿وَأُمِّهِ وَأَبِيه [عبس: ٣٥]

٣٥ و از مادر و پدرش فرار می‌‌کند.

﴿وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيه [عبس: ٣٦]

٣٦ و از همسر و فرزندانش فرار می‌‌کند.

﴿لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيه [عبس: ٣٧]

٣٧ برای هر یک از آنها اندوه سختی در آن روز است که او را از دیگری بازمی‌‌دارد.

﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُّسْفِرَة [عبس: ٣٨]

٣٨ در آن روز چهره‌‌های خوشبختان درخشان است.

﴿ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَة [عبس: ٣٩]

٣٩ به آنچه الله از رحمت خویش برای‌‌شان فراهم آورده است خندان و شادمان هستند.

﴿وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْهَا غَبَرَة [عبس: ٤٠]

٤٠ و در آن روز بر چهره‌‌های بدبختان غباری نشسته است.

برخی فواید آیات:

سرزنش پیامبر‌‌ج‌‌ از جانب الله متعال در مورد عبدالله بن أمّ مکتوم بر این امر دلالت دارد که قرآن از جانب الله است.

اهتمام به جویندۀ دانش و راهنمایی‌‌خواه.

شدت هول و هراس روز قیامت تا جایی‌‌که شخص فقط گرفتار خودش است، و حتی پیامبران می‌‌گویند: خودم خودم.|

﴿تَرْهَقُهَا قَتَرَة [عبس: ٤١]

٤١ تاریکی‌‌ای آنها را می‌‌پوشاند.

﴿أُوْلَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَة [عبس: ٤٢]

٤٢ اینها که حالت مذکور را دارند همان کسانی هستند که هم مرتکب کفر و هم مرتکب گناهان شدند.

سوره التَّکویر

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

به تصویرکشیدن قیامت با گسیخته‌‌شدن هستی پس از اینکه استوار و محکم بود.

تفسیر:

﴿إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَت [التكوير: ١]

١ آن‌‌گاه که جرم خورشید جمع شود، و نورش از بین برود.

﴿وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَت [التكوير: ٢]

٢ و آن‌‌گاه که ستارگان سقوط کنند و نورشان از بین برود.

﴿وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَت [التكوير: ٣]

٣ و آن‌‌گاه که کوه‌‌ها از جای خویش به حرکت درآیند.

﴿وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَت [التكوير: ٤]

٤ و آن‌‌گاه که ماده‌‌شتران آبستن که گران‌‌بهاترین اموال مردم هستند از سوی صاحبان‌‌شان رها و به فراموشی سپرده شوند.

﴿وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَت [التكوير: ٥]

٥ و آن‌‌گاه که وحوش در یک میدان همراه انسان‌‌ها گردآورده شوند.

﴿وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَت [التكوير: ٦]

٦ و آن‌‌گاه که دریاها برافروخته و به آتش تبدیل شوند.

﴿وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَت [التكوير: ٧]

٧ و آن‌‌گاه که جان‌‌ها با یکدیگر در هم پیوندند؛ یعنی بدکار با بدکار، و پرهیزگار با پرهیزگار پیوند داده شود.

﴿وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَت [التكوير: ٨]

٨ و آن‌‌گاه که الله از دخترک زنده به گور شده بپرسد.

﴿بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَت [التكوير: ٩]

٩ کسی‌‌که تو را کشت به چه جرمی این کار را کرد؟!

﴿وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَت [التكوير: ١٠]

١٠ و آن‌‌گاه که نامه‌‌های اعمال بندگان گشوده شود؛ تا هر یک نامۀ اعمالش را بخواند.

﴿وَإِذَا السَّمَاء كُشِطَت [التكوير: ١١]

١١ و آن‌‌گاه که آسمان کنده شود چنان‌‌که پوست گوسفند کنده می‌‌شود.

﴿وَإِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَت [التكوير: ١٢]

١٢ و آن‌‌گاه که آتش برافروخته شود.

﴿وَإِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَت [التكوير: ١٣]

١٣ و آن‌‌گاه که بهشت به پرهیزگاران نزدیک شود.

﴿عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا أَحْضَرَت [التكوير: ١٤]

١٤ آن‌‌گاه که این موارد رخ دهد هرکس از اعمالی‌‌که برای آن روز از پیش فرستاده است آگاه می‌‌شود.

﴿فَلاَ أُقْسِمُ بِالْخُنَّس [التكوير: ١٥]

١٥ الله به ستارگان پنهان قبل از پدیدار گشتن در شب سوگند یاد فرمود.

﴿الْجَوَارِ الْكُنَّس [التكوير: ١٦]

١٦ ستارگانی که در مدارهای‌‌شان در حرکت هستند و هنگام برآمدن صبح پنهان می‌‌گردند همانند آهوها که وارد لانه‌‌های‌‌شان می‌‌شوند.

﴿وَاللَّيْلِ إِذَا عَسْعَس [التكوير: ١٧]

١٧ و به شروع شب آن‌‌گاه که روی آورد، و به پایان شب آن‌‌گاه که پشت کند سوگند یاد کرد.

﴿وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّس [التكوير: ١٨]

١٨ و به صبح آن‌‌گاه که نورش برآید سوگند یاد کرد.

﴿إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيم [التكوير: ١٩]

١٩ که قرآن نازل‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌ به‌‌طور قطع کلام الله است که فرشته‌‌ای امانتدار به او رساند، یعنی جبرئیل÷، که الله او را بر آن امین قرار داد.

﴿ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِين [التكوير: ٢٠]

٢٠ فرشته‌‌ای نیرومند که نزد پروردگار عرش سبحانه دارای منزلت بزرگی است.

﴿مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِين [التكوير: ٢١]

٢١ ساکنان آسمان از او اطاعت می‌‌کنند، و بر وحیی که به او ابلاغ می‌‌شود امین است.

﴿وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُون [التكوير: ٢٢]

٢٢ و محمد‌‌ج‌‌ همنشین شما که عقل و امانتداری و راستگویی او را می‌‌شناسید دیوانه نیست چنان‌‌که از روی بهتان ادعا می‌‌کنید.

﴿وَلَقَدْ رَآهُ بِالأُفُقِ الْمُبِين [التكوير: ٢٣]

٢٣ و به تحقیق که همنشین شما، جبرئیل÷ را به صورتی‌‌که بر آن آفریده شده در افق روشن آسمان دیده است.

﴿وَمَا هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِين [التكوير: ٢٤]

٢٤ و همنشین‌‌تان بر شما بخیل نیست که در آنچه به تبلیغ آن به شما فرمان یافته است که آن را به شما ابلاغ کند بخل ورزد، و همانند کاهنان نیز مزد نمی‌‌گیرد.

﴿وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيم [التكوير: ٢٥]

٢٥ و این قرآن سخن شیطانی رانده‌‌شده از رحمت الله نیست.

﴿فَأَيْنَ تَذْهَبُون [التكوير: ٢٦]

٢٦ بعد از این دلایل، با انکار اینکه قرآن از جانب الله است چه راهی را می‌‌پیمایید؟!

﴿إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِين [التكوير: ٢٧]

٢٧ قرآن جز یادآور و اندرزی برای جن‌‌ها و انسان‌‌ها نیست.

﴿لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيم [التكوير: ٢٨]

٢٨ برای هر یک از شما که بخواهد راه حق را به‌‌درستی در پیش گیرد.

﴿وَمَا تَشَاؤُونَ إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِين [التكوير: ٢٩]

٢٩ و شما نه راستی را خواهید خواست و نه غیر آن را مگر زمانی‌‌که الله، پروردگار تمام مخلوقات آن را بخواهد.

برخی فواید آیات:

برانگیخته ‌‌شدن انسان همراه کسانی‌‌که در خیر یا شر همانند او هستند.

وقتی‌‌که از دخترک زنده به گور شده سوال می‌‌شود به نظرت کسی‌‌که مرتکب این گناه بزرگ و جانسوز می‌‌شود چه حالتی خواهد داشت؟ این امر بیانگر جایگاه بسیار بزرگ و هولناک است.

ارادۀ بنده تابع ارادۀ الله است.|

سوره الإنفِطار

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

به تصویر کشیدن قیامت با از هم پاشیده ‌‌شدن مخلوقات نظام‌‌مند و تغییر حال و مسیرشان.

تفسیر:

﴿إِذَا السَّمَاء انفَطَرَت [الانفطار: ١]

١ آن‌‌گاه که آسمان برای نزول فرشتگان از آن شکافته شود.

﴿وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَت [الانفطار: ٢]

٢ و آن‌‌گاه که ستارگان پراکنده سقوط کنند.

﴿وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَت [الانفطار: ٣]

٣ و آن‌‌گاه که دریاها بر روی یکدیگر گشوده شوند و در هم آمیزند.

﴿وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَت [الانفطار: ٤]

٤ و آن‌‌گاه که خاک قبرها برای برانگیختن مردگان‌‌شان زیر و رو شود.

﴿عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَت [الانفطار: ٥]

٥ در این هنگام هرکس از اعمالی‌‌که پیش از وفات فرستاده، و اعمالی‌‌که به تأخیر انداخته و انجام نداده است آگاه می‌‌شود.

﴿يَاأَيُّهَا الإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيم [الانفطار: ٦]

٦ ای انسان کافر به پروردگارت، چه چیزی تو را واداشت که با فرمان پروردگارت مخالفت کنی آن‌‌گاه که به تو مهلت داد و به لطف خویش کیفرت را به تعجیل نینداخت؟!

﴿الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَك [الانفطار: ٧]

٧ همان ذاتی‌‌که پس از اینکه نیست بودی تو را پدید آورد، و تو را درست‌‌اندام و متناسب قرار داد.

﴿فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَك [الانفطار: ٨]

٨ و تو را به هر صورتی‌‌که خواست بیافریند، آفرید، و به تحقیق بر تو نعمت بخشید كه تو را در سیمای خری یا بوزینه‌‌ای یا سگی یا حیوانی دیگر نیافرید.

﴿كَلاَّ بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّين [الانفطار: ٩]

٩ - ای فریب خوردگان- امر چنان‌‌که تصور می‌‌کنید نیست بلکه شما روز جزا را تکذیب می‌‌کنید و برایش کار نمی‌‌کنید.

﴿وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِين [الانفطار: ١٠]

١٠ و به‌‌راستی‌‌که فرشتگانی بر شما گمارده شده‌‌اند که اعمال‌‌تان را حفظ می‌‌کنند.

﴿كِرَامًا كَاتِبِين [الانفطار: ١١]

١١ نزد الله گرامی هستند، نویسندگانی هستند که اعمال‌‌تان را می‌‌نویسند.

﴿يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُون [الانفطار: ١٢]

١٢ تمام کارهایی را که انجام می‌‌دهید می‌‌دانند و آنها را می‌‌نویسند.

﴿إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيم [الانفطار: ١٣]

١٣ به‌‌راستی کسانی‌‌که خیر و طاعت زیادی انجام می‌‌دهند در روز قیامت در نعمت‌‌هایی جاویدان هستند.

﴿وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيم [الانفطار: ١٤]

١٤ و به‌‌راستی‌‌که گناهکاران در آتشی که بر آنها برافروخته می‌‌گردد هستند.

﴿يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّين [الانفطار: ١٥]

١٥ در روز جزا وارد آن می‌‌شوند و از حرارتش رنج می‌‌برند.

﴿وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِين [الانفطار: ١٦]

١٦ و هرگز از آن دور نمی‌‌شوند، بلکه در آن جاویدان هستند.

﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّين [الانفطار: ١٧]

١٧ و - ای رسول- تو چه دانی که روز جزا چیست؟!

﴿ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّين [الانفطار: ١٨]

١٨ باز چه دانی که روز جزا چیست؟!

﴿يَوْمَ لاَ تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا وَالأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّه [الانفطار: ١٩]

١٩ روزی‌‌که هیچ‌‌کس نمی‌‌تواند به هیچ‌‌کس دیگری نفع رساند، و تمام کارها در آن روز فقط از آنِ الله است، که به هر کاری بخواهد اقدام می‌‌کند، و غیر از او هیچ‌‌کس دیگری این حق را ندارد.

سوره المُطَفِّفین

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

تمرکز بر بیان حال مردم در موازین و جایگاه‌‌های اخروی، برای تهدید کم‌‌فروشان و تکذیب‌‌ کنندگان، و دادن آرامش به مؤمنان مستضعف.

تفسیر:

﴿وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِين [المطففين: ١]

١ نابودی و تباهی باد بر کم‌‌فروشان.

﴿الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُون [المطففين: ٢]

٢ همان کسانی‌‌که وقتی از دیگران پیمانه بگیرند حقشان را کامل و بدون کاستی می‌‌گیرند.

﴿وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُون [المطففين: ٣]

٣ و هرگاه برای مردم پیمانه یا وزن کنند از پیمانه و ترازو می‌‌کاهند، اهالی مدینه هنگام هجرت پیامبر‌‌ج‌‌ به‌‌سوی آنها چنین حالتی داشتند.

﴿أَلاَ يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُون [المطففين: ٤]

٤ اینها که این کار ناپسند را انجام می‌‌دهند مگر یقین ندارند که به‌‌سوی الله برانگیخته می‌‌شوند؟!

برخی فواید آیات:

برحذر داشتن از غرورِ بازدارنده از پیروی حق.

حرص و طمع، از اخلاق نکوهیده در تاجران است و کسی از آن نجات نمی‌‌یابد مگر آن‌‌ کس که از الله می‌‌ترسد.

یادآوری هول و هراس قیامت، از بزرگ‌‌ترین بازدارندگان از گناه است.|

﴿لِيَوْمٍ عَظِيم [المطففين: ٥]

٥ برای حسابرسی و جزا در روزی‌‌که به‌‌سبب مصیبت‌‌ها و هراس‌‌هایی که در آن وجود دارد بزرگ است.

﴿يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِين [المطففين: ٦]

٦ روزی‌‌که مردم برای حسابرسی در برابر پروردگارِ تمام مخلوقات می‌‌ایستند.

﴿كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّين [المطففين: ٧]

٧ امر چنان‌‌که تصور می‌‌کنید نیست که رستاخیزی پس از مرگ وجود ندارد، به‌‌راستی‌‌که نامۀ گناهکاران چه کافر و چه منافق، تباه‌‌شده در سجّین -زمینی زیرین- قرار دارد.

﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّين [المطففين: ٨]

٨ و - ای رسول- تو چه دانی که سِجّین چیست؟!

﴿كِتَابٌ مَّرْقُوم [المطففين: ٩]

٩ کتاب نوشته‌‌شدۀ آنها است که نه از بین می‌‌رود، نه بر آن افزوده می‌‌شود و نه از آن کاسته می‌‌گردد.

﴿وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِين [المطففين: ١٠]

١٠ نابودی و تباهی در آن روز برای تکذیب‌‌ کنندگان باد.

﴿الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّين [المطففين: ١١]

١١ کسانی‌‌که روز جزا را که الله در آن روز بندگانش را براساس اعمال‌‌شان در دنیا جزا می‌‌دهد تکذیب می‌‌کنند.

﴿وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلاَّ كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيم [المطففين: ١٢]

١٢ و این روز را تکذیب نمی‌‌کند جز کسی که از حدود الله بگذرذ، و بسیار گناهکار باشد.

﴿إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِين [المطففين: ١٣]

١٣ وقتی آیات نازل‌‌شدۀ ما بر رسول‌‌مان بر او خوانده شود می‌‌گوید: این افسانه‌‌های امت‌‌های پیشین است، و از جانب الله نیست.

﴿كَلاَّ بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُون [المطففين: ١٤]

١٤ امر چنان‌‌که این تکذیب‌‌ کنندگان تصور کردند نیست، بلکه گناهانی را که انجام می‌‌دادند بر عقل‌‌شان غلبه یافته و آن را پوشانده است، پس حق را با دل‌‌های‌‌شان نمی‌‌بینند.

﴿كَلاَّ إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُون [المطففين: ١٥]

١٥ آنها به‌‌طور قطع در روز قیامت از رویت پروردگارشان محروم هستند.

﴿ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيم [المطففين: ١٦]

١٦ آن‌‌گاه به یقین وارد جهنم شوند، و از حرارتش رنج برند.

﴿ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُون [المطففين: ١٧]

١٧ سپس برای سرزنش آنها در روز قیامت به آنها گفته می‌‌شود: این عذابی که با آن روبرو شدید همان چیزی است که آن را در دنیا تکذیب می‌‌کردید آن‌‌گاه که رسول‌‌تان شما را از آن خبر می‌‌داد.

﴿كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّين [المطففين: ١٨]

١٨ امر چنان‌‌که تصور می‌‌کنید که هیچ حساب و جزایی وجود ندارد نیست، به‌‌راستی‌‌که اهل طاعت در عِلّیُّون هستند.

﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّون [المطففين: ١٩]

١٩ و - ای رسول- تو چه می‌‌دانی که علّیّون چیست؟!

﴿كِتَابٌ مَّرْقُوم [المطففين: ٢٠]

٢٠ کتاب نوشته‌‌شدۀ آنها است که نه از بین می‌‌رود، نه بر آن افزوده می‌‌شود و نه از آن کاسته می‌‌گردد.

﴿يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُون [المطففين: ٢١]

٢١ فرشتگان مقرب هر آسمان این کتاب را می‌‌آورند.

﴿إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيم [المطففين: ٢٢]

٢٢ به تحقیق کسانی‌‌که طاعات زیادی انجام داده‌‌اند در روز قیامت در نعمت‌‌هایی جاویدان هستند.

﴿عَلَى الأَرَائِكِ يَنظُرُون [المطففين: ٢٣]

٢٣ بر تخت‌‌هایی آراسته به‌‌سوی پروردگارشان، و به هر چیزی‌‌که وجودشان را به وجد آورد و آنها را شاد گرداند می‌‌نگرند.

﴿تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيم [المطففين: ٢٤]

٢٤ هرگاه به آنها بنگری خرمی و شادابی و نشاط در اثرِ زندگی در ناز و نعمت را در چهره‌‌های‌‌شان خواهی دید.

﴿يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُوم [المطففين: ٢٥]

٢٥ خدمتکاران‌‌شان آنها را از شرابی که بر ظرفش مُهر نهاده شده است می‌‌نوشانند.

﴿خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُون [المطففين: ٢٦]

٢٦ بوی مشک، بی‌‌نهایت از آن پخش می‌‌شود، و برای این پاداش گرامی، باید مسابقه ‌‌دهندگان، با عمل به آنچه الله را راضی می‌‌سازد، و ترک آنچه او تعالی را به خشم می‌‌آورد، با هم مسابقه دهند.

﴿وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيم [المطففين: ٢٧]

٢٧ این شراب مُهر نهاده‌‌شده با چشمۀ تسنیم آمیخته می‌‌شود.

﴿عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُون [المطففين: ٢٨]

٢٨ که چشمه‌‌ای در بالاترین بهشت است که مقربان صاف و خالص از آن می‌‌نوشند، و سایر مؤمنان از آمیزه‌‌ای از آن و غیر آن می‌‌نوشند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُواْ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُون [المطففين: ٢٩]

٢٩ به‌‌راستی کسانی‌‌که با کفر خویش گناه می‌‌کردند از روی تمسخر به مؤمنان می‌‌خندیدند.

﴿وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمْ يَتَغَامَزُون [المطففين: ٣٠]

٣٠ و هرگاه بر مؤمنان می‌‌گذشتند از روی تمسخر و استهزا با چشم و ابرو به یکدیگر اشاره می‌‌کردند.

﴿وَإِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمُ انقَلَبُواْ فَكِهِين [المطففين: ٣١]

٣١ و هرگاه نزد خانوادهای خود بازمی‌‌گشتند، به سبب کفر و تسمخرِ مؤمنان، خوشحال و شادمان بازمی‌‌گشتند.

﴿وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَؤُلاَء لَضَالُّون [المطففين: ٣٢]

٣٢ و هرگاه مسلمانان را مشاهده می‌‌کردند می‌‌گفتند: به‌‌راستی‌‌که اینها گمراهان از راه حق هستند، که دین پدران‌‌شان را رها کردند.

﴿وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِين [المطففين: ٣٣]

٣٣ درحالی‌‌که الله آنها را بر حفظ اعمال مؤمنان نگماشته بود تا این سخن را بگویند.

برخی فواید آیات:

خطر گناهان بر دل‌‌ها.

محرومیت کافران از دیدن پروردگارشان در روز قیامت.

تمسخرِ پیروانِ دین، یکی از صفات کافران است.|

﴿فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُواْ مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُون [المطففين: ٣٤]

٣٤ اما در روز قیامت کسانی‌‌که به الله ایمان آوردند به کفار می‌‌خندند همان‌‌گونه که کافران در دنیا بر آنها می‌‌خندیدند.

﴿عَلَى الأَرَائِكِ يَنظُرُون [المطففين: ٣٥]

٣٥ بر تخت‌‌هایی آراسته به نعمت‌‌های جاویدانی که الله برای‌‌شان آماده ساخته است می‌‌نگرند.

﴿هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُون [المطففين: ٣٦]

٣٦ به تحقیق که کافران در قبال اعمالی‌‌که در دنیا انجام دادند با عذابی خوارکننده مجازات شده‌‌اند.

سوره الإنشِقاق

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

به تصویرکشیدن قیامت با تسلیم ‌‌شدن و فروتنی هستی در برابر امر پروردگارش، برای بیان وجوب فرمانبرداری و تقبیح ‌‌نمودن ناسپاسی.

تفسیر:

﴿إِذَا السَّمَاء انشَقَّت [الانشقاق: ١]

١ آن‌‌گاه که آسمان برای نزول فرشتگان از آن، بشکافد.

﴿وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّت [الانشقاق: ٢]

٢ و تسلیم‌‌شده به پروردگارش گوش دهد، و این کار سزاوارش است.

﴿وَإِذَا الأَرْضُ مُدَّت [الانشقاق: ٣]

٣ و آن‌‌گاه که الله زمین را بِکِشد، چنان‌‌که پوست دباغی‌‌شده کشیده می‌‌شود.

﴿وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّت [الانشقاق: ٤]

٤ و گنج‌‌ها و مردگانی را که در آن است بیرون افکند، و از آنها تهی شود.

﴿وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّت [الانشقاق: ٥]

٥ و تسلیم‌‌شده به پروردگارش گوش دهد، و این کار سزاوارش است.

﴿يَاأَيُّهَا الإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلاَقِيه [الانشقاق: ٦]

٦ ای انسان، به تحقیق که تو عامل خیر یا شر هستی، و روز قیامت با آن روبرو می‌‌شوی؛ تا الله تو را در قبال آن جزا دهد.

الله پس از بیان عمل انسان به صورت اجمالی، حال عاملان برای روز قیامت را به تفصیل بیان کرد و فرمود:

﴿فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِه [الانشقاق: ٧]

٧ اما کسی‌‌که نامۀ اعمالش به دست راست او داده شود.

﴿فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا [الانشقاق: ٨]

٨ الله به زودی او را به حسابی آسان مورد محاسبه قرار دهد که عملش بدون اینکه در قبال آن مؤاخذه شود بر او عرضه می‌‌گردد.

﴿وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا [الانشقاق: ٩]

٩ و شادمان به‌‌سوی خانواده‌‌اش بازمی‌‌گردد.

﴿وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِه [الانشقاق: ١٠]

١٠ و اما کسی‌‌که نامۀ اعمالش از پشت سرش به دست چپ او داده شود.

﴿فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا [الانشقاق: ١١]

١١ به زودی نابودی خودش را به فریاد بخواهد.

﴿وَيَصْلَى سَعِيرًا [الانشقاق: ١٢]

١٢ و به آتش جهنم که حرارتِ بی‌‌رحمانه‌‌ای دارد وارد شود.

﴿إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا [الانشقاق: ١٣]

١٣ به‌‌راستی‌‌که او در دنیا در میان خانواده‌‌اش به کفر و گناهانی که مرتکب می‌‌شد شادمان بود.

﴿إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُور [الانشقاق: ١٤]

١٤ در حقیقت می‌‌پنداشت پس از مرگش هرگز به زندگی باز نخواهد گشت.

﴿بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا [الانشقاق: ١٥]

١٥ آری، به‌‌طور قطع الله او را به زندگی بازمی‌‌گرداند همان‌‌گونه که برای بار نخست او را آفرید. به‌‌راستی‌‌که پروردگارش به حال او بینا است به گونه‌‌ای که هیچ‌‌چیز از او بر الله تعالی پوشیده نمی‌‌ماند، و به‌‌زودی او را در قبال عملش جزا خواهد داد.

﴿فَلاَ أُقْسِمُ بِالشَّفَق [الانشقاق: ١٦]

١٦ الله به سرخی‌‌ای که پس از غروب خورشید در افق به وجود می‌‌آید سوگند یاد فرمود.

﴿وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَق [الانشقاق: ١٧]

١٧ و به شب و آنچه در آن جمع می‌‌شود سوگند یاد فرمود.

﴿وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَق [الانشقاق: ١٨]

١٨ و به ماه آن‌‌گاه که گرد می‌‌آید و تمام و کامل (بَدر) می‌‌گردد.

﴿لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَق [الانشقاق: ١٩]

١٩ که - ای مردم- به‌‌طور قطع از حالی به حالی دیگر یعنی از نطفه به یک تکه خون سپس یک قطعه گوشت، سپس زندگی سپس مرگ سپس رستاخیز خواهید رفت.

﴿فَمَا لَهُمْ لاَ يُؤْمِنُون [الانشقاق: ٢٠]

٢٠ پس این کافران را چه شده است که به الله و روز آخرت ایمان نمی‌‌آورند؟!

﴿وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لاَ يَسْجُدُون * [الانشقاق: ٢١]

٢١ و هرگاه قرآن بر آنها خوانده شود برای پروردگارشان به سجده نمی‌‌افتند؟!

﴿بَلِ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُكَذِّبُون [الانشقاق: ٢٢]

٢٢ بلکه کسانی‌‌که کفر ورزیدند آنچه را که رسول‌‌شان برای آنها آورد تکذیب می‌‌کنند.

﴿وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُون [الانشقاق: ٢٣]

٢٣ و الله به آنچه سینه‌‌های‌‌شان دربردارد آگاه‌‌تر است، و ذره‌‌ای از اعمال‌‌شان بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيم [الانشقاق: ٢٤]

٢٤ پس - ای رسول- آنها را از عذابی دردناک که در انتظارشان است باخبر کن.

برخی فواید آیات:

فروتنی آسمان و زمین در برابر پروردگارشان.

هر انسانی در تلاش است؛ یا برای خیر یا برای شر.

نشانۀ سعادت در روز قیامت، گرفتن نامۀ اعمال به دست راست، و نشانۀ بدبختی، گرفتن آن به دست چپ است.|

﴿إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُون [الانشقاق: ٢٥]

٢٥ مگر کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند، و اعمال صالح انجام داده‌‌اند، که پاداشی همیشگی یعنی بهشت دارند.

سوره البُروج

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

اظهار قدرت و احاطۀ فراگیر الله، و تهدید او تعالی به عذابی سخت بر کسانی‌‌که در انتظار ورود آسیب به مؤمنان هستند.

تفسیر:

﴿وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوج [البروج: ١]

١ الله به آسمان مشتمل بر منازل خورشید و ماه و غیر این دو سوگند یاد فرمود.

﴿وَالْيَوْمِ الْمَوْعُود [البروج: ٢]

٢ و به روز قیامت که وعده فرمود مخلوقات را در آن روز گرد می‌‌آوَرَد سوگند یاد فرمود.

﴿وَشَاهِدٍ وَمَشْهُود [البروج: ٣]

٣ و به هر شاهدی مانند پیامبر که بر امت خویش گواهی می‌‌دهد و هر مشهودی مانند امت که بر پیامبرش گواهی می‌‌دهد سوگند یاد فرمود.

﴿قُتِلَ أَصْحَابُ الأُخْدُود [البروج: ٤]

٤ مرگ بر کسانی‌‌که شکافی بزرگ در زمین ایجاد کردند.

﴿النَّارِ ذَاتِ الْوَقُود [البروج: ٥]

٥ و در آن آتش برافروختند، و مؤمنان را زنده در آن افکندند.

﴿إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُود [البروج: ٦]

٦ درحالی‌‌که خود بر آن شکاف پُر از آتش نشسته بودند.

﴿وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُود [البروج: ٧]

٧ و خودشان بر شکنجه و عذابی که بر مؤمنان انجام می‌‌دادند گواه هستند؛ چون در آنجا حضور داشتند.

﴿وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاَّ أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيد [البروج: ٨]

٨ و این کافران هیچ عیبی بر مؤمنان نگرفتند جز اینکه به الله شکست‌‌ناپذیری که هیچ‌‌کس بر او چیره نمی‌‌شود، و در همه‌‌چیز ستوده‌‌شده است ایمان آورده بودند.

﴿الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيد [البروج: ٩]

٩ همان ذاتی‌‌که فرمانروایی آسمان‌‌ها و زمین فقط از آنِ او است، و از هر چیزی آگاه است، و ذره‌‌ای از کار بندگانش بر او پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيق [البروج: ١٠]

١٠ به‌‌راستی کسانی‌‌که مردان و زنان مؤمن را با آتش شکنجه کردند تا آنها را از ایمان به یگانگی الله بازدارند، سپس از گناهان‌‌شان به‌‌سوی الله توبه نکردند، به کیفر اینکه مؤمنان را با آتش سوزاندند در روز قیامت برای‌‌شان عذاب جهنم است، و عذاب آتشی که آنها را می‌‌سوزاند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْكَبِير [البروج: ١١]

١١ در حقیقت برای کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند، و اعمال صالح انجام داده‌‌اند، بهشت‌‌هایی است که رودها از زیر کاخ‌‌ها و درختان‌‌شان جاری است، این پاداش که برای‌‌شان آماده شده است همان رستگاری بزرگ است که هیچ رستگاری دیگری با آن برابری نمی‌‌کند.

﴿إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيد [البروج: ١٢]

١٢ - ای رسول- به‌‌راستی‌‌که کیفر پروردگارت برای کافر- اگرچه مدتی به او مهلت دهد- سخت است.

﴿إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَيُعِيد [البروج: ١٣]

١٣ او است ذاتی‌‌که آفرینش و عذاب را پدید می‌‌آورد، و این دو را بازمی‌‌گرداند.

﴿وَهُوَ الْغَفُورُ الْوَدُود [البروج: ١٤]

١٤ و او ذات بسیار آمرزندۀ گناهانِ بندگانِ توبه‌‌کارش است، و به‌‌راستی‌‌که او دوستان پرهیزگار خویش را دوست دارد.

﴿ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيد [البروج: ١٥]

١٥ صاحب عرش گرامی است.

﴿فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيد [البروج: ١٦]

١٦ هرچه بخواهد انجام می‌‌دهد؛ چه عفوِ گناهان کسی‌‌ را که بخواهد، و چه مجازات کسی‌‌ را که بخواهد. و او سبحانه هیچ اجبارکننده‌‌ای ندارد.

﴿هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْجُنُود [البروج: ١٧]

١٧ - ای رسول- آیا خبر لشکریانی که برای جنگ با حق، و بازداشتن از آن آماده شدند به تو رسید؟!

﴿فِرْعَوْنَ وَثَمُود [البروج: ١٨]

١٨ فرعون، و ثمود قوم صالح.

﴿بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيب [البروج: ١٩]

١٩ مانع ایمان اینها این نبود که اخبار امت‌‌های تکذیب‌‌ کننده و نابودی‌‌شان که واقع شد برای‌‌شان نیامد، بلکه به پیروی از هوس، آنچه را رسولان‌‌شان برای آنها آوردند تکذیب می‌‌کردند.

﴿وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيط [البروج: ٢٠]

٢٠ درحالی‌‌که الله بر اعمال‌‌شان احاطه دارد و اعمال‌‌شان را می‌‌شمارد، و ذره‌‌ای از آن، از او تعالی پنهان نمی‌‌ماند، و به زودی آنها را در قبال اعمال‌‌شان جزا خواهد داد.

﴿بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيد [البروج: ٢١]

٢١ و چنان‌‌که تکذیب‌‌ کنندگان می‌‌گویند قرآن نه شعر است و نه سجع، بلکه قرآنی گرامی است.

﴿فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظ [البروج: ٢٢]

٢٢ در لوحی محفوظ از تبدیل و تحریف، و کاسته‌‌ شدن و افزوده ‌‌گشتن.

برخی فواید آیات:

آزمایش مؤمن به اندازۀ ایمانش است.

ترجیح سلامت ایمانی بر سلامت جسمی از نشانه‌‌های نجات در روز قیامت است.

توبه‌‌ای که با شرایطش انجام شود، گناهان گذشته را از بین می‌‌برد.|

سوره الطّارق

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

اظهار مراقبت و نظارت دقیق و قدرت کامل الله.

تفسیر:

﴿وَالسَّمَاء وَالطَّارِق [الطارق: ١]

١ الله به آسمان و به ستاره‌‌ای که شبانه وارد می‌‌شود سوگند یاد فرمود.

﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِق [الطارق: ٢]

٢ و - ای رسول- در مورد این ستارۀ بزرگ چه می‌‌دانی؟!

﴿النَّجْمُ الثَّاقِب [الطارق: ٣]

٣ همان ستاره‌‌ای که با نور درخشانش آسمان را روشن می‌‌کند.

﴿إِن كُلُّ نَفْسٍ لَّمَّا عَلَيْهَا حَافِظ [الطارق: ٤]

٤ که هیچ نفسی نیست مگر اینکه الله فرشته‌‌ای بر او گماشته که اعمالش را برای حساب در روز قیامت بر او حفظ می‌‌کند.

﴿فَلْيَنظُرِ الإِنسَانُ مِمَّ خُلِق [الطارق: ٥]

٥ پس انسان باید بیندیشد که الله او را از چه آفریده؛ تا قدرت الله و ناتوانی انسان برایش آشکار گردد.

﴿خُلِقَ مِن مَّاء دَافِق [الطارق: ٦]

٦ الله او را از آبی جهنده که در رحم ریخته می‌‌شود آفریده است.

﴿يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِب [الطارق: ٧]

٧ این آب از بین ستون فقرات پشت و استخوان‌‌های سینه درمی‌‌آید.

﴿إِنَّهُ عَلَى رَجْعِهِ لَقَادِر [الطارق: ٨]

٨ به‌‌راستی‌‌که او سبحانه- چون انسان را از این آب پست آفرید- بر برانگیختن او پس از مرگش به صورت زنده برای حسابرسی و جزا توانا است.

﴿يَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِر [الطارق: ٩]

٩ روزی‌‌که نهان‌‌ها فاش می‌‌شود، آن‌‌گاه نیات و عقاید و سایر مواردی که پنهان می‌‌کردند آشکار می‌‌گردد، و صالح و فاسدشان از یکدیگر مشخص می‌‌شود.

﴿فَمَا لَهُ مِن قُوَّةٍ وَلاَ نَاصِر [الطارق: ١٠]

١٠ پس در آن روز برای انسان هیچ قدرتی نیست که با آن از عذاب الله جلوگیری کند و هیچ یاوری ندارد که به او یاری رساند.

﴿وَالسَّمَاء ذَاتِ الرَّجْع [الطارق: ١١]

١١ الله به آسمانِ دارای باران سوگند یاد فرمود؛ زیرا باران از سمت آسمان به صورت پیاپی فرود می‌‌آید.

﴿وَالأَرْضِ ذَاتِ الصَّدْع [الطارق: ١٢]

١٢ و به زمین که به‌‌سبب گیاهان و میوه‌‌ها و درختانی که در آن است می‌‌شکافد سوگند یاد فرمود.

﴿إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْل [الطارق: ١٣]

١٣ که این قرآن نازل‌‌شده بر محمد‌‌ج‌‌ به‌‌طور قطع سخنی است که میان حق و باطل، و راست و دروغ داوری می‌‌کند.

﴿وَمَا هُوَ بِالْهَزْل [الطارق: ١٤]

١٤ و بازی و باطل نیست، بلکه جدی و حقیقت است.

﴿إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْدًا [الطارق: ١٥]

١٥ به‌‌راستی کسانی‌‌که آنچه را رسول‌‌شان آورد تکذیب می‌‌کنند بسیار نیرنگ می‌‌زنند تا دعوتش را بازگردانند، و باطل کنند.

﴿وَأَكِيدُ كَيْدًا [الطارق: ١٦]

١٦ و من نیز برای اظهار دین و ردّ باطل تدبیر می‌‌کنم.

﴿فَمَهِّلِ الْكَافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْدًا [الطارق: ١٧]

١٧ پس - ای رسول- اندکی به این کافران مهلت بده، و در عذاب و نابودی آنها شتاب نکن.

سوره الأعلی

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

یادآوری بخشش اللهِ بلندمرتبه به مردم، و پیوند دادن آنها به زندگی آخرت، و آزاد کردن‌‌شان از دلبستگی‌‌های دنیوی.

تفسیر:

﴿سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى [الأعلى: ١]

١ نام پروردگارت را که از مخلوقاتش برتر است هنگامی‌‌که او را یاد می‌‌کنی و بزرگ می‌‌شماری منزّه بدان.

﴿الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى [الأعلى: ٢]

٢ ذاتی‌‌که انسان را درست‌‌اندام آفرید، و قامتش را متناسب کرد.

﴿وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى [الأعلى: ٣]

٣ و ذاتی‌‌که اجناس و انواع و صفات مخلوقات را تقدیر و اندازه‌‌گیری کرد، و هر مخلوقی را به آنچه که با آن مناسب و سازگار است هدایت کرد.

﴿وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَى [الأعلى: ٤]

٤ و ذاتی‌‌که چراگاه‌‌های دام‌‌های‌‌تان را از زمین درآورد.

﴿فَجَعَلَهُ غُثَاء أَحْوَى [الأعلى: ٥]

٥ و آن را پس از اینکه سبز و تازه بود گیاهی خشک و خردشده مایل به سیاه قرار داد.

﴿سَنُقْرِؤُكَ فَلاَ تَنسَى [الأعلى: ٦]

٦ - ای رسول- ما به‌‌زودی قرآن را بر تو خواهیم خواند، و آن را در سینه‌‌ات جمع می‌‌کنیم، و هرگز آن را فراموش نخواهی کرد. پس در خواندن بر جبرئیل÷ پیشی نگیر چنان‌‌که این کار را از حرص اینکه آن را فراموش نکنی انجام می‌‌دادی.

﴿إِلاَّ مَا شَاء اللَّهُ إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَخْفَى [الأعلى: ٧]

٧ مگر به‌‌سبب حکمتی، آنچه از آن را که الله بخواهد فراموش کنی. به‌‌راستی‌‌که او سبحانه از آنچه که آشکار و آنچه که نهان می‌‌گردد آگاه است، و ذره‌‌ای بر او تعالی پوشیده نمی‌‌ماند.

﴿وَنُيَسِّرُكَ لِلْيُسْرَى [الأعلى: ٨]

٨ و انجام کارهایی را که که سبب خشنودی الله و ورود بهشت است، برایت آسان می‌‌گردانیم.

﴿فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَى [الأعلى: ٩]

٩ پس با آنچه از قرآن بر تو وحی می‌‌کنیم مردم را اندرز بده، و به آنها تا زمانی‌‌که گوش فرا می‌‌دهند یادآوری کن.

﴿سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَى [الأعلى: ١٠]

١٠ کسی‌‌که از الله بترسد از اندرزهایت پند خواهد گرفت؛ زیرا چنین کسی از اندرز سود می‌‌برد.

برخی فواید آیات:

محافظت فرشتگان از انسان و اعمال خیر و شرش، تا در قبال اعمالش مورد محاسبه قرار گیرد.

ضعف نیرنگ کافران؛ آن‌‌گاه که با تدبیر الله سبحانه روبرو شود.

ترس از الله باعث پندگیری می‌‌شود.|

﴿وَيَتَجَنَّبُهَا الأَشْقَى [الأعلى: ١١]

١١ و کافر از اندرز دور می‌‌شود و از آن فرار می‌‌کند؛ زیرا به‌‌سبب ورودش در جهنم، بدبخت‌‌ترین مردم در آخرت است.

﴿الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَى [الأعلى: ١٢]

١٢ همان کسی‌‌که در آتش بزرگ وارد می‌‌شود که حرارت بی‌‌رحمانه‌‌ای دارد و همیشه از آن رنج می‌‌برد.

﴿ثُمَّ لاَ يَمُوتُ فِيهَا وَلاَ يَحْيَى [الأعلى: ١٣]

١٣ سپس در آتش، جاویدان می‌‌ماند به‌‌گونه‌‌ای که در آن نه می‌‌میرد تا از عذابی که از آن رنج می‌‌برد راحت شود، و نه به روشی پاک و گرامی زنده می‌‌شود.

﴿قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى [الأعلى: ١٤]

١٤ به‌‌راستی به مطلوب دست یافته است آن کس که از شرک و گناهان پاک شد.

﴿وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى [الأعلى: ١٥]

١٥ و پروردگارش را با انواع اذکاری که تشریع کرده است یاد کرد، و نماز را به صفت مطلوب برپا داشت.

﴿بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا [الأعلى: ١٦]

١٦ بلکه شما زندگی دنیا را برمی‌‌گزینید، و آن را بر آخرت ترجیح می‌‌دهید با وجود اینکه تفاوت بزرگی میان این دو وجود دارد.

﴿وَالآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى [الأعلى: ١٧]

١٧ و به‌‌طور قطع آخرت از دنیا و کالاها و خوشی‌‌هایی که در آن وجود دارد بهتر و بادوام‌‌تر است؛ زیرا نعمت‌‌هایش هرگز پایان نمی‌‌پذیرند.

﴿إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الأُولَى [الأعلى: ١٨]

١٨ در حقیقت این اوامر و اخباری که برای‌‌تان بیان کردیم در صحیفه‌‌های نازل‌‌شده پیش از تو است.

﴿صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى [الأعلى: ١٩]

١٩ یعنی صحیفه‌‌های نازل‌‌شده بر ابراهیم و موسی علیهما السلام .

سوره الغاشیة

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

یادآوری مناظر قدرت الهی در عذاب و نعمت‌‌ها به مردم. و دلایل این امر در آیات وجود دارد، تا مردم از امید و ترس لبریز شوند.

تفسیر:

﴿هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَة [الغاشية: ١]

١ - ای رسول- آیا خبر قیامت که هول و هراسش مردم را کاملاً فرا می‌‌گیرد به تو رسیده است؟!

﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خَاشِعَة [الغاشية: ٢]

٢ مردم در روز قیامت یا از بدبختان هستند یا از خوشبختان؛ و چهره‌‌های بدبختان خوار و افتاده است.

﴿عَامِلَةٌ نَّاصِبَة [الغاشية: ٣]

٣ با غل و زنجیرهایی که بسته شده و کشیده می‌‌شوند خسته و رنجور هستند.

﴿تَصْلَى نَارًا حَامِيَة [الغاشية: ٤]

٤ این چهره‌‌ها در آتشی سوزان که حرارت بی‌‌رحمانه‌‌ای دارد وارد می‌‌شوند.

﴿تُسْقَى مِنْ عَيْنٍ آنِيَة [الغاشية: ٥]

٥ از چشمه‌‌هایی با آبی بسیار داغ نوشانده می‌‌شوند.

﴿لَّيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلاَّ مِن ضَرِيع [الغاشية: ٦]

٦ طعامی ندارند که از آن تغذیه کنند جز پلیدترین و بدبوترین طعام از گیاهی به نام شِبرِق که وقتی خشک گردد مسموم می‌‌شود.

﴿لاَ يُسْمِنُ وَلاَ يُغْنِي مِن جُوع [الغاشية: ٧]

٧ که خورنده‌‌اش نه فربه می‌‌شود، و نه گرسنگی‌‌اش برطرف می‌‌گردد.

﴿وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاعِمَة [الغاشية: ٨]

٨ و چهره‌‌های خوشبخت در آن روز به خاطر نعمت‌‌هایی که با آن روبرو می‌‌شوند در نعمت و شادمانی و سرور هستند.

﴿لِسَعْيِهَا رَاضِيَة [الغاشية: ٩]

٩ از اعمال صالحی که در دنیا انجام داده‌‌اند راضی هستند؛ زیرا پاداش عمل‌‌شان را دوبرابر ذخیره‌‌شده یافته‌‌اند.

﴿فِي جَنَّةٍ عَالِيَة [الغاشية: ١٠]

١٠ در بهشتی که دارای مکان و جایگاهی مرتفع است.

﴿لاَّ تَسْمَعُ فِيهَا لاَغِيَة [الغاشية: ١١]

١١ در بهشت سخن باطل و لغوی نمی‌‌شنوند؛ چه رسد به شنیدن سخنی حرام.

﴿فِيهَا عَيْنٌ جَارِيَة [الغاشية: ١٢]

١٢ در این بهشت چشمه‌‌هایی جاری است که هرگونه بخواهند آنها را جاری می‌‌کنند، و به مصرف می‌‌رسانند.

﴿فِيهَا سُرُرٌ مَّرْفُوعَة [الغاشية: ١٣]

١٣ تخت‌‌هایی بلند در آن است.

﴿وَأَكْوَابٌ مَّوْضُوعَة [الغاشية: ١٤]

١٤ و قَدَح‌‌هایی قرارداده شده و آماده شده برای نوشیدن.

﴿وَنَمَارِقُ مَصْفُوفَة [الغاشية: ١٥]

١٥ و بالش‌‌هایی که منظم در پهلوی یکدیگر چیده شده‌‌اند در آن قرار دارد.

﴿وَزَرَابِيُّ مَبْثُوثَة [الغاشية: ١٦]

١٦ و فرشی سراسر گسترده‌‌شده در آن است.

الله پس از بیان تفاوت احوال بدبختان و خوشبختان در آخرت، نگاه‌‌های کافران را به آنچه که آنها را بر قدرت و آفرینش نیکوی آفریدگار تعالی راهنمایی می‌‌کند متوجه ساخت تا با آن به ایمان راهنمایی شوند؛ به این هدف که وارد بهشت شوند و از خوشبختان گردند، و فرمود:

﴿أَفَلاَ يَنظُرُونَ إِلَى الإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَت [الغاشية: ١٧]

١٧ پس آیا از روی تأمل به شتر نمی‌‌نگرند که الله چگونه آن را آفرید، و رام بنی‌‌آدم کرد؟!

﴿وَإِلَى السَّمَاء كَيْفَ رُفِعَت [الغاشية: ١٨]

١٨ و به آسمان نمی‌‌نگرند که چگونه آن را بالا برد تا سقفی محفوظ بالای سرشان شد، و بر آنها سقوط نمی‌‌کند؟!

﴿وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَت [الغاشية: ١٩]

١٩ و به کوه‌‌ها نمی‌‌نگرند که چگونه آنها را نصب و زمین را با آن ثابت کرد تا مردم را نلرزاند؟!

﴿وَإِلَى الأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَت [الغاشية: ٢٠]

٢٠ و به زمین نمی‌‌نگرند که چگونه آن را گستراند، و برای اقامت مردم مهیا کرد؟!

پس از اینکه آنها را به نظر کردن در آنچه بر قدرت او تعالی دلالت دارد متوجه ساخت، رسولش را متوجه ساخت و فرمود:

﴿فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّر [الغاشية: ٢١]

٢١ پس -ای رسول- اینها را اندرز بده، و از عذاب الله بترسان؛ زیرا تو فقط تذکردهنده هستی، و جز یادآوری آنها از تو خواسته نمی‌‌شود، اما توفیق آنها به ایمان فقط به دست الله است.

﴿لَّسْتَ عَلَيْهِم بِمُصَيْطِر [الغاشية: ٢٢]

٢٢ تو بر آنها مسلط نیستی تا آنها را بر ایمان مجبور کنی.

برخی فواید آیات:

اهمیت پاکیزه‌‌ ساختن نفس از پلیدی‌‌های آشکار و نهان.

استدلال به مخلوقات بر وجود و عظمت خالق.

وظیفۀ دعوتگر دعوت است، نه واداشتن مردم به هدایت؛ زیرا هدایت به دست الله است.|

﴿إِلاَّ مَن تَوَلَّى وَكَفَر [الغاشية: ٢٣]

٢٣ مگر کسی از آنها که از ایمان روی بگرداند، و به الله و رسولش کفر ورزد.

﴿فَيُعَذِّبُهُ اللَّهُ الْعَذَابَ الأَكْبَر [الغاشية: ٢٤]

٢٤ که الله در روز قیامت او را با عذاب بزرگتر عذاب می‌‌کند یعنی او را وارد جهنم می‌‌کند که برای همیشه در آن می‌‌ماند.

﴿إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَهُم [الغاشية: ٢٥]

٢٥ به‌‌راستی‌‌که بازگشت آنها پس از مرگشان فقط به‌‌سوی ما است.

﴿ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا حِسَابَهُم [الغاشية: ٢٦]

٢٦ سپس به‌‌راستی‌‌که حسابرسی آنها بر اعمال‌‌شان فقط برعهدۀ ما است، نه تو و نه هیچ‌‌کس دیگری چنین اختیاری ندارد.

سوره الفَجر

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

ارائۀ مناظر عظمت و قدرت الهی در هستی و احوال انسان، و بیان سرانجام فریب‌‌ خوردگان.

تفسیر:

﴿وَالْفَجْر [الفجر: ١]

١ الله سبحانه به سپیده‌‌دم سوگند یاد فرمود.

﴿وَلَيَالٍ عَشْر [الفجر: ٢]

٢ و به ده شب اول ذوالحجه سوگند یاد فرمود.

﴿وَالشَّفْعِ وَالْوَتْر [الفجر: ٣]

٣ و به اشیاء زوج و فرد سوگند یاد فرمود.

﴿وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْر [الفجر: ٤]

٤ و به شب آن‌‌گاه که بیاید، و ادامه یابد و پشت کند سوگند یاد فرمود، جواب این سوگندها این است که: به‌‌طور قطع در قبال اعمال‌‌تان مجازات خواهید شد.

﴿هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِي حِجْر [الفجر: ٥]

٥ آیا در موارد مذکور سوگندی هست که خردمند را قانع سازد؟!

﴿أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَاد [الفجر: ٦]

٦ - ای رسول- آیا ندانسته‌‌ای که پروردگارت با عاد قوم هود÷ آن‌‌گاه که رسولش را تکذیب کردند چه کرد؟!

﴿إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَاد [الفجر: ٧]

٧ قبیلۀ عاد به جدشان اِرَم صاحب ستون‌‌ها و قامت بلند منسوب است.

﴿الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلاَد [الفجر: ٨]

٨ که الله مانندش را در شهرها نساخته بود.

﴿وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَاد [الفجر: ٩]

٩ و آیا ندانسته‌‌ای که پروردگارت با ثمود قوم صالح÷ چه کرد؟ کسانی‌‌که صخره‌‌های کوه‌‌ها را شکافتند و از آنها خانه‌‌هایی سنگی ساختند.

﴿وَفِرْعَوْنَ ذِي الأَوْتَاد [الفجر: ١٠]

١٠ و آیا ندانسته‌‌ای که پروردگارت با فرعون که میخ‌‌هایی داشت که مردم را با آنها عذاب می‌‌کرد چه کرد؟

﴿الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلاَد [الفجر: ١١]

١١ هر یک از اینها در سرزمین خویش بیش از حد گردنکشی و ستم کردند.

﴿فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَاد [الفجر: ١٢]

١٢ و در آنجا با کفر و گناهانی که منتشر کردند زیاد فساد برپا کردند.

﴿فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَاب [الفجر: ١٣]

١٣ پس الله عذاب سخت خویش را بر آنها چشاند، و آنها را از زمین برکند.

﴿إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَاد [الفجر: ١٤]

١٤ - ای رسول- به‌‌راستی‌‌که پروردگارت در کمین و مراقب اعمال مردم است؛ تا هرکس را که نیکوکاری کند به بهشت، و هرکس را که بدی کند با جهنم جزا دهد.

چون امت‌‌هایی که الله آنها را نابود کرد از قدرت و نیرومندی برخوردار بودند، بیان کرد که اعطای قدرت و نیرو، دلیلی بر رضایت الله از آنها نیست، از این رو فرمود:

﴿فَأَمَّا الإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلاَهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَن [الفجر: ١٥]

١٥ اما انسان طبیعتاً هرگاه پروردگارش او را بیازماید و گرامی بدارد، و مال و فرزندان و مقام به او ببخشد، گمان می‌‌کند که این امر به خاطر کرامتی است که نزد الله دارد، پس می‌‌گوید: پروردگارم به خاطر استحقاقی که دارم مرا گرامی داشت.

﴿وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاَهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَن [الفجر: ١٦]

١٦ و اما هرگاه او را بیازماید و روزی‌‌اش را بر او تنگ گرداند، گمان می‌‌کند که این امر به خاطر خواری او در برابر پروردگارش است پس می‌‌گوید: پروردگارم مرا خوار کرده است.

﴿كَلاَّ بَل لاَّ تُكْرِمُونَ الْيَتِيم [الفجر: ١٧]

١٧ هرگز، امر این‌‌گونه نیست که این انسان تصور می‌‌کند که نعمت‌‌ها دلیل رضایت الله از بنده‌‌اش و مصیبت‌‌ها دلیل خواری بنده نزد پروردگارش است، بلکه واقعیت این است که از روزی‌‌ای که الله به شما عطا کرده است یتیم را گرامی نمی‌‌دارید.

﴿وَلاَ تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِين [الفجر: ١٨]

١٨ و یکدیگر را بر اِطعام فقیری که چیزی برای خوردن نمی‌‌یابد تشویق نمی‌‌کنید.

﴿وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلاً لَّمًّا [الفجر: ١٩]

١٩ و حقوق زنان و یتیمان ضعیف را بسیار و بدون رعایت حلال‌‌ بودنش می‌‌خورید.

﴿وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا [الفجر: ٢٠]

٢٠ و مال را بسیار دوست دارید، و از سر زیاده‌‌خواهی آن، به انفاق در راه الله بخل می‌‌ورزید.

﴿كَلاَّ إِذَا دُكَّتِ الأَرْضُ دَكًّا دَكًّا [الفجر: ٢١]

٢١ سزاوار نیست که چنین کنید، و به یاد آورید آن‌‌گاه که زمین به شدت به حرکت می‌‌افتد و لرزانده می‌‌شود.

﴿وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا [الفجر: ٢٢]

٢٢ و - ای رسول- پروردگارت برای داوری میان بندگانش می‌‌آید، و فرشتگان صف در صف می‌‌آیند.

برخی فواید آیات:

فضیلت ده روز اول ذوالحجه بر دیگر روزهای سال.

ثبوت آمدن الله تعالی در روز قیامت آن‌‌گونه که شایستۀ او تعالی است؛ بدون هیچ تشبیه و تمثیل و تعطیلی.

هرگاه مؤمن مورد آزمایش قرار گیرد صبر می‌‌کند و اگر به او عطا شود سپاسگزاری می‌‌کند.|

﴿وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى [الفجر: ٢٣]

٢٣ و در آن روز جهنم آورده می‌‌شود درحالی‌‌که هفتاد هزار افسار دارد، و همراه هر افسار هفتاد هزار فرشته هستند که آن را می‌‌کِشَند، در آن روز انسان آنچه را در حق الله کوتاهی کرده است به یاد می‌‌آورد، ولی یادآوری در آن روز کی به او سودی می‌‌رساند؛ زیرا روز جزا است نه روز عمل؟!

﴿يَقُولُ يَالَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي [الفجر: ٢٤]

٢٤ از پشیمانی زیاد می‌‌گوید: کاش برای زندگی اخروی خویش که همان زندگی حقیقی است اعمال صالح از پیش فرستاده بودم.

﴿فَيَوْمَئِذٍ لاَّ يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَد [الفجر: ٢٥]

٢٥ در آن روز هیچ‌‌کس مانند عذاب الله عذاب نمی‌‌کند؛ زیرا عذاب او تعالی سخت‌‌تر و ماندگارتر است.

﴿وَلاَ يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَد [الفجر: ٢٦]

٢٦ و مانند به بندکشیدن کافران توسط او تعالی در آن روز، هیچ‌‌کس در زنجیرها به بند نمی‌‌کشد.

الله پس از ذکر جزای کافران، جزای مؤمنان را ذکر نمود و فرمود:

﴿يَاأَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة [الفجر: ٢٧]

٢٧ و اما هنگام مرگ و در روز قیامت به نفس مؤمن گفته می‌‌شود: ای نفس آسوده‌‌خاطر به ایمان و عمل صالح.

﴿ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّة [الفجر: ٢٨]

٢٨ به‌‌سبب آن‌‌که به ثواب بزرگی دست یافتی راضی از پروردگارت، و به‌‌سبب عمل صالحی که داشتی مورد رضایت نزد او تعالی، به‌‌سوی او تعالی بازگرد.

﴿فَادْخُلِي فِي عِبَادِي [الفجر: ٢٩]

٢٩ پس در زمرۀ بندگان صالح من درآی.

﴿وَادْخُلِي جَنَّتِي [الفجر: ٣٠]

٣٠ و همراه آنها در بهشت من که برای‌‌شان آماده ساخته‌‌ام وارد شو.

سوره البَلَد

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

ذکر حال انسان؛ میان مصیبت کفر و عذاب، و بالارفتن بر نردبان رحمت و ایمان در دنیا و آخرت.

تفسیر:

﴿لاَ أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَد [البلد: ١]

١ الله به شهر حرمت‌‌دار یعنی مکۀ مکرّمه سوگند یاد فرمود.

﴿وَأَنتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَد [البلد: ٢]

٢ و تو - ای رسول- آنچه را تو در این شهر انجام دهی؛ چه قتل کسی‌‌که مستحق قتل باشد، و چه اسیرکردن کسی‌‌که مستحق اسارت باشد، برایت حلال است.

﴿وَوَالِدٍ وَمَا وَلَد [البلد: ٣]

٣ و الله به پدر انسان‌‌ها، و به فرزندانی که از او به وجود آمدند سوگند یاد فرمود.

﴿لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ فِي كَبَد [البلد: ٤]

٤ به تحقیق که انسان به‌‌سبب سختی‌‌هایی که در دنیا متحمل می‌‌شود، در رنج و مشقت است.

﴿أَيَحْسَبُ أَن لَّن يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَد [البلد: ٥]

٥ آیا انسان گمان می‌‌کند که هرگاه مرتکب گناهان شود کسی بر او دست نمی‌‌یابد، و از او انتقام نمی‌‌گیرد، حتی پروردگارش که او را آفریده است؟!

﴿يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالاً لُّبَدًا [البلد: ٦]

٦ می‌‌گوید: توده‌‌ای انبوه از مال انفاق کردم.

﴿أَيَحْسَبُ أَن لَّمْ يَرَهُ أَحَد [البلد: ٧]

٧ آیا این کسی‌‌که به آنچه انفاق کرده فخرفروشی می‌‌کند می‌‌پندارد که الله او را نمی‌‌بیند؟! و او را در مالش مورد محاسبه قرار نمی‌‌دهد؛ که آن را از کجا کسب کرده است؟ و در چه مواردی هزینه کرده است؟!

﴿أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْن [البلد: ٨]

٨ آیا دو چشم به او نداده‌‌ایم که با آنها می‌‌بیند؟!

﴿وَلِسَانًا وَشَفَتَيْن [البلد: ٩]

٩ و زبان و دو لب که با آنها سخن می‌‌گوید؟!

﴿وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْن [البلد: ١٠]

١٠ و راه خیر، و راه باطل را به او نشناسانده‌‌ایم؟!

﴿فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَة [البلد: ١١]

١١ و او باید مانعی را که میان او و بهشت فاصله می‌‌اندازد بپیماید و از آن بگذرد.

﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَة [البلد: ١٢]

١٢ و -ای رسول- تو چه می‌‌دانی مانعی که باید از آن بگذرد تا وارد بهشت شود چیست؟!

﴿فَكُّ رَقَبَة [البلد: ١٣]

١٣ آزاد کردن برده‌‌ مرد یا برده زن است.

﴿أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَة [البلد: ١٤]

١٤ یا اینکه در زمان قحطی که طعام در آن کمیاب می‌‌شود طعام دهد.

﴿يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَة [البلد: ١٥]

١٥ طفلی را که پدرش را از دست داده، و با او رابطۀ خویشاوندی دارد.

﴿أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَة [البلد: ١٦]

١٦ یا فقیری را که هیچ مالی ندارد.

﴿ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَة [البلد: ١٧]

١٧ افزون بر این موارد، از کسانی باشد که به الله ایمان آورده‌‌اند، و یکدیگر را به صبر بر طاعات و صبر در مقابل گناهان و صبر بر مصیبت، و مهربانی بر بندگان الله سفارش کرده‌‌اند.

﴿أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْمَيْمَنَة [البلد: ١٨]

١٨ اینها که صفات مذکور را دارند یاران دست‌‌راست هستند.

برخی فواید آیات:

آزادسازی بردگان، اِطعام نیازمندان در هنگام سختی، ایمان به الله، سفارش‌‌ کردن یکدیگر به صبر و رحمت: از اسباب ورود به بهشت است.

یکی از دلایل نبوت، آگاه ‌‌کردن پیامبر از این خبر است که مکه مدتی از یک روز برایش حلال خواهد شد.

الله وقتی راه‌‌های بردگی را تنگ کرد راه‌‌های آزادسازی را گسترش داد، و آزادسازی بردگان را در زمرۀ قربات و کفارات قرار داد.|

﴿وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا هُمْ أَصْحَابُ الْمَشْأَمَة [البلد: ١٩]

١٩ و کسانی‌‌که به آیات نازل‌‌شدۀ ما بر رسول‌‌مان کفر ورزیده‌‌اند همان‌‌ها یاران دست‌‌چپ هستند.

﴿عَلَيْهِمْ نَارٌ مُّؤْصَدَة [البلد: ٢٠]

٢٠ در روز قیامت در آتشی که آنها را از اطراف محاصره ‌‌کرده عذاب می‌‌شوند.

سوره الشَّمس

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

تمرکز بر اظهار نشانه‌‌ها و نعمت‌‌های الله در کرانه‌‌های آسمان و نفس‌‌ها و احوال‌‌شان، برای تزکیه نفوس، و بازداشتن از نافرمانی.

تفسیر:

﴿وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا [الشمس: ١]

١ الله به خورشید، و به وقت بالا رفتنش پس از طلوع از مشرق، سوگند یاد فرمود.

﴿وَالْقَمَرِ إِذَا تَلاَهَا [الشمس: ٢]

٢ و به ماه آن‌‌گاه که پس از غروب خورشید اثرش را دنبال کند سوگند یاد فرمود.

﴿وَالنَّهَارِ إِذَا جَلاَّهَا [الشمس: ٣]

٣ و به روز آن‌‌گاه که با نور خویش آنچه را بر روی زمین است آشکار گرداند سوگند یاد فرمود.

﴿وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا [الشمس: ٤]

٤ و به شب آن‌‌گاه که چهرۀ زمین را بپوشاند و تاریک گردد سوگند یاد فرمود.

﴿وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا [الشمس: ٥]

٥ و به آسمان، و به بنای استوار و مستحکم آن سوگند یاد فرمود.

﴿وَالأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا [الشمس: ٦]

٦ و به زمین، و به گستردگی آن، تا مردم بر روی آن سکونت کنند سوگند یاد فرمود.

﴿وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا [الشمس: ٧]

٧ و به تمام نفس‌‌ها، و به آفرینش آراسته و درست آن توسط الله سوگند یاد فرمود.

﴿فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا [الشمس: ٨]

٨ سپس بدون آموزش، شر و خیر را برایش فهماند تا از شر پرهیز کند، و خیر را به جای آورد.

﴿قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا [الشمس: ٩]

٩ قطعاً هرکس که نفسش را با آراستن به فضایل، و خالی‌‌ کردن از رذیلت‌‌ها پاک کند به رستگاری مورد نظرش دست می‌‌یابد.

﴿وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا [الشمس: ١٠]

١٠ و هرکس که نفسش را در معصیت‌‌ها و گناهان پنهان و آلوده کند زیان می‌‌کند.

الله پس از بیان زیان و تباهی کسی‌‌که نفسش را آلوده می‌‌کند و با گناهان می‌‌پوشاند، ثمود را به عنوان مثال برای این موضوع بیان کرد و فرمود:

﴿كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا [الشمس: ١١]

١١ ثمود به‌‌سبب گذشتن از حد در ارتکاب معصیت‌‌ها و گناهان، پیامبرشان صالح÷ را تکذیب کردند.

﴿إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا [الشمس: ١٢]

١٢ آن‌‌گاه که بدبخت‌‌ترین آنها پس از دعوت قومش برخاست.

﴿فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْيَاهَا [الشمس: ١٣]

١٣ و رسول‌‌ الله صالح÷ به آنها گفت: ماده‌‌شتر الله را با نوبت آب‌‌خوردنش در روزی‌‌که برایش مشخص شده رها کنید، و آسیبی به او نرسانید.

﴿فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا [الشمس: ١٤]

١٤ اما رسول‌‌شان را در مورد ماده‌‌شتر تکذیب کردند و بدبخت‌‌ترین قوم با رضایت آنها ماده‌‌شتر را کشت، پس آنها نیز در گناه شریک بودند. آن‌‌گاه الله به‌‌سبب گناهان‌‌شان عذابش را بر آنها فرود آورد، و آنها را با فریادی نابود گردانید، و با این کیفر آنها را با خاک یکسان کرد.

﴿وَلاَ يَخَافُ عُقْبَاهَا [الشمس: ١٥]

١٥ الله عذاب نابودکننده را بر آنها فرود آورد بدون اینکه او سبحانه از پیامدهای این عذاب بترسد.

سوره اللَّیل

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان اختلاف میان آیات و نفس‌‌ها و اعمال‌‌شان، برای اظهار تفاوت میان مؤمنان و کافران.

تفسیر:

﴿وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى [الليل: ١]

١ الله به شب آن‌‌گاه که میان آسمان وزمین را با تاریکی‌‌اش می‌‌پوشاند سوگند یاد فرمود.

﴿وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى [الليل: ٢]

٢ و به روز آن‌‌گاه که آشکار و نمایان شود سوگند یاد فرمود.

﴿وَمَا خَلَقَ الذَّكَرَ وَالأُنثَى [الليل: ٣]

٣ و به دو نوع آفرینش خویش: نر و ماده سوگند یاد کرد.

﴿إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى [الليل: ٤]

٤ که - ای مردم- به‌‌طور قطع اعمال مختلفی دارید، یعنی بخشی از آن نیکی‌‌ها است که سبب ورود به بهشت هستند، و برخی دیگر بدی‌‌ها است که سبب ورود به جهنم هستند.

﴿فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى [الليل: ٥]

٥ اما کسی‌‌که زکات و نفقه و کفاره‌‌ای را که بخشش آن برایش لازم است پرداخت، و از آنچه الله از آن نهی فرموده پرهیزگاری کرد.

﴿وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى [الليل: ٦]

٦ و عوضی را که الله به او وعده داده است تصدیق کرد.

﴿فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى [الليل: ٧]

٧ به‌‌زودی عمل صالح، و انفاق در راه الله را بر او آسان خواهیم کرد.

﴿وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى [الليل: ٨]

٨ و اما کسی‌‌که در مالش بخل ورزید و آن را در راهی که بخشش مال برایش واجب است نبخشید، و به‌‌سبب مال خویش از الله احساس بی‌‌نیازی کرد و چیزی از فضل او تعالی از الله درخواست نکرد.

﴿وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى [الليل: ٩]

٩ و عوض و پاداش انفاق مالش در راه الله را که الله به او وعده داده است تکذیب کرد.

برخی فواید آیات:

اهمیت تزکیه و تطهیر نفس.

کسانی‌‌که در معصیت به یکدیگر یاری می‌‌رسانند در گناه شریک هستند.

گناهان سبب کیفرهای دنیوی هستند.

هرکس برای انجام کاری آمادگی دارد که برای آن آفریده شده است؛ پس برخی فرمان‌‌بردار، و برخی عصیانگر هستند.|

﴿فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى [الليل: ١٠]

١٠ به‌‌زودی انجام کار شر را بر او آسان خواهیم کرد، و انجام کار خیر را بر او سخت خواهیم گرداند.

﴿وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى [الليل: ١١]

١١ و آن‌‌گاه که نابود شود، و وارد جهنم شود، مالش که با آن بخل ورزید ذره‌‌ای او را بی‌‌نیاز نمی‌‌سازد.

﴿إِنَّ عَلَيْنَا لَلْهُدَى [الليل: ١٢]

١٢ برعهدۀ ما است که راه حق را از باطل آشکار کنیم.

﴿وَإِنَّ لَنَا لَلآخِرَةَ وَالأُولَى [الليل: ١٣]

١٣ و به یقین که زندگی آخرت و زندگی دنیا از آنِ ما است، که هرگونه بخواهیم در این دو تصرف می‌‌کنیم، و هیچ‌‌کس غیر از ما چنین اختیاری ندارد.

﴿فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى [الليل: ١٤]

١٤ پس - ای مردم- شما را از آتشی ترساندم که اگر شما از الله نافرمانی کنید شعله‌‌ور می‌‌شود.

﴿لاَ يَصْلاَهَا إِلاَّ الأَشْقَى [الليل: ١٥]

١٥ گرمای این آتش فقط بدبخت‌‌ترین یعنی کافر را رنج می‌‌دهد.

﴿الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى [الليل: ١٦]

١٦ کسی‌‌که آنچه را رسول‌‌ج‌‌ آورد تکذیب کرد، و از اجرای امر الله روی گرداند.

﴿وَسَيُجَنَّبُهَا الأَتْقَى [الليل: ١٧]

١٧ و باتقواترین مردم ابوبکر از آن دور نگه داشته خواهد شد.

﴿الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَكَّى [الليل: ١٨]

١٨ کسی‌‌که مالش را در راه‌‌های نیک انفاق می‌‌کند تا از گناهان پاکیزه شود.

﴿وَمَا لأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى [الليل: ١٩]

١٩ آن قسمت از مالش را که می‌‌بخشد به این منظور نمی‌‌بخشد تا نعمتی را که کسی به او بخشیده است جبران کند.

﴿إِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الأَعْلَى [الليل: ٢٠]

٢٠ بلکه در آن قسمت از مالش که می‌‌بخشد فقط وجه پروردگارش را که بر مخلوقاتش برتر است می‌‌خواهد.

﴿وَلَسَوْفَ يَرْضَى [الليل: ٢١]

٢١ و به‌‌طور قطع به‌‌زودی از پاداشی گرامی‌‌ که الله به او عطا می‌‌کند راضی خواهد شد.

سوره الضُّحی

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

ذکر توجه الله به پیامبرش‌‌ج‌‌ و نیکی‌‌کردن به او با نعمت وحی و تداوم آن، برای تسکین پیامبرش‌‌ج‌‌ و یادآوری مؤمنان به شکرگزاری.

تفسیر:

﴿وَالضُّحَى [الضحى: ١]

١ الله به آغاز روز، سوگند یاد فرمود.

﴿وَاللَّيْلِ إِذَا سَجَى [الضحى: ٢]

٢ و به شب آن‌‌گاه که تاریکی اندازد و مردم در آن از حرکت آرام گیرند سوگند یاد فرمود.

﴿مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَى [الضحى: ٣]

٣ که - ای رسول- پروردگارت تو را رها نکرده، و بر تو خشم نیز نگرفته است؛ چنان‌‌که مشرکان وقتی وحی قطع شد گفتند.

﴿وَلَلآخِرَةُ خَيْرٌ لَّكَ مِنَ الأُولَى [الضحى: ٤]

٤ و به‌‌طور قطع آخرت برای تو از دنیا بهتر است؛ زیرا نعمت‌‌های جاویدانی دارد که هرگز پایان نمی‌‌پذیرد.

﴿وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى [الضحى: ٥]

٥ و به‌‌طور قطع به‌‌زودی به تو و امتت پاداش بسیار خواهد داد تا اینکه به آنچه به تو و امت تو عطا کرده است راضی گردی.

﴿أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيمًا فَآوَى [الضحى: ٦]

٦ به‌‌طور قطع تو را کودکی بی‌‌پدر یافت، آن‌‌گاه پناهگاهی برایت قرار داد، وقتی پدربزرگت عبدالمطلب، سپس عمویت ابوطالب نسبت به تو دلسوزی و مهربانی کردند.

﴿وَوَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدَى [الضحى: ٧]

٧ و تو را در حالی یافت که نه می‌‌دانستی کتاب چیست؛ و نه ایمان را. و آنچه از این موارد نمی‌‌دانستی به تو آموخت.

﴿وَوَجَدَكَ عَائِلاً فَأَغْنَى [الضحى: ٨]

٨ و تو را فقیر یافت و بی‌‌نیاز کرد.

﴿فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلاَ تَقْهَر [الضحى: ٩]

٩ پس تو نیز با کسی‌‌که در کودکی پدرش را از دست داده بدرفتاری نکن، و او را خوار نگردان.

﴿وَأَمَّا السَّائِلَ فَلاَ تَنْهَر [الضحى: ١٠]

١٠ و گدای نیازمند را از خود نران.

﴿وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث [الضحى: ١١]

١١ و شکر نعمت‌‌هایی را که الله به تو بخشیده است به جای آور و از آنها سخن بگوی.

سوره الشَّرح

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

ذکر کامل‌‌کردنِ نعمت‌‌بخشیِ الله بر پیامبرش‌‌ج‌‌ با برطرف‌‌ ساختن غم و تنگنا و سختی از او، و آنچه که این امر ایجاب می‌‌کند.

تفسیر:

﴿أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَك [الشرح: ١]

١ به تحقیق که الله سینه‌‌ات را گشود و دریافت وحی را محبوب تو ساخت.

﴿وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَك [الشرح: ٢]

٢ و گناه را از پشت تو فرود آوردیم.

برخی فواید آیات:

هیچ جایگاهی با جایگاه پیامبر‌‌ج‌‌ نزد پروردگارش برابری نمی‌‌کند.

شکر نعمت‌‌ها حقی برای الله بر بنده‌‌اش است.

وجوب مهربانی و نرمی با مستضعفان.|

﴿الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَك [الشرح: ٣]

٣ همان گناهی که تو را رنج می‌‌داد تا جایی‌‌که نزدیک بود کمرت را بشکند.

﴿وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَك [الشرح: ٤]

٤ و یادت را برای تو بالا بردیم، که در اذان و اقامه و غیر این دو یاد می‌‌شوی.

﴿فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا [الشرح: ٥]

٥ وبه‌‌طور قطع همراه سختی و تنگنا، سهولت و گشایش است.

﴿إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا [الشرح: ٦]

٦ به‌‌راستی‌‌که همراه سختی و تنگنا، سهولت و گشایش است، حال که این امر را دانستی آزار قومت نباید تو را بترساند، و از دعوت به‌‌سوی الله بازدارد.

﴿فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَب [الشرح: ٧]

٧ پس هرگاه از اعمالت فارغ شدی و از آنها دست کشیدی در عبادت پروردگارت بکوش.

﴿وَإِلَى رَبِّكَ فَارْغَب [الشرح: ٨]

٨ و فقط به‌‌سوی الله تمایل و قصد کن.

سوره التِّین

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان اینکه ارزش و شرف انسان به دینش است، و پستی و خواری او به خالی‌‌شدن از دین؛ از این رو به اماکن نزول وحی سوگند یاد فرمود.

تفسیر:

﴿وَالتِّينِ وَالزَّيْتُون [التين: ١]

١ الله به انجیر و مکان روییدنش، و به زیتون و مکان روییدنش در سرزمین فلسطین که در آنجا عیسی÷ را مبعوث کرد سوگند یاد فرمود.

﴿وَطُورِ سِينِين [التين: ٢]

٢ و به کوه سیناء که کنار آن با پیامبرش موسی÷ نجوا کرد سوگند یاد فرمود.

﴿وَهَذَا الْبَلَدِ الأَمِين [التين: ٣]

٣ و به مکه شهر حرمت‌‌داری که هرکس در آن داخل شود ایمن است و محمد‌‌ج‌‌ را در آن مبعوث کرد سوگند یاد فرمود.

﴿لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيم [التين: ٤]

٣ که به تحقیق انسان را در نیکوترین آفرینش و بهترین سیما آفریدیم.

﴿ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِين [التين: ٥]

٤ سپس او را در دنیا به سالخوردگی و خرفتی بازگرداندیم که از جسمش سودی نمی‌‌برد چنان‌‌که اگر فطرتش فاسد شود و رهسپار جهنم شود از جسم خویش سودی نمی‌‌برد.

﴿إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُون [التين: ٦]

٦ مگر کسانی‌‌که به الله ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌‌اند که آنها هر چند بسیار پیر و کهنسال شوند، پاداشی همیشگی و جاویدان، یعنی بهشت، دارند؛ چون فطرت‌‌شان را پاک کرده‌‌اند.

﴿فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّين [التين: ٧]

٧ پس - ای انسان- با وجود اینکه نشانه‌‌های فراوان قدرت الله را مشاهده کردی چه چیزی تو را به تکذیب روز جزا وامی‌‌دارد؟!

﴿أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِين [التين: ٨]

٨ آیا الله - با قراردادن روز قیامت به عنوان روز جزا- بهترین و عادل‌‌ترین داوران نیست؟! آیا عاقلانه است که الله بندگانش را بیهوده به حال خودشان رها کند، بدون اینکه میان آنها داوری کند، و نیکوکار را به نیکوکاری‌‌اش، و بدکار را به بدکاری‌‌اش جزا دهد؟!

سوره العَلَق

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان وابستگی کمال انسان به علم و وحیی که منجر به دلبستگی بنده بر پروردگارش و فروتنی در برابر او تعالی می‌‌شود، و نقص انسان در صورت مخالفت با این امر.

تفسیر:

﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَق [العلق: ١]

١ - ای رسول- آنچه را الله به تو وحی می‌‌کند، با آغاز نام پروردگارت که تمام مخلوقات را آفرید، بخوان.

﴿خَلَقَ الإِنسَانَ مِنْ عَلَق [العلق: ٢]

٢ انسان را پس از اینکه نطفه بود از تکه خونی بسته آفرید.

﴿اقْرَأْ وَرَبُّكَ الأَكْرَم [العلق: ٣]

٣ - ای رسول- آنچه را الله به تو وحی می‌‌کند بخوان، پروردگار تو بخشنده‌‌ترین است و هیچ‌‌کس مانند او بخشنده نیست، زیرا او تعالی سخاوت و دَهِش زیادی دارد.

﴿الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَم [العلق: ٤]

٤ همان ذاتی‌‌که به وسیلۀ قلم خط و نوشتن را آموخت.

﴿عَلَّمَ الإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَم [العلق: ٥]

٥ چیزهایی را که انسان نمی‌‌دانست به او آموخت.

﴿كَلاَّ إِنَّ الإِنسَانَ لَيَطْغَى [العلق: ٦]

٦ انسان بدکار مانند ابوجهل به‌‌طور قطع از حدود الله می‌‌گذرد.

﴿أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى [العلق: ٧]

٧ زیرا به‌‌سبب مال و مقامی که دارد خودش را بی‌‌نیاز می‌‌بیند.

﴿إِنَّ إِلَى رَبِّكَ الرُّجْعَى [العلق: ٨]

٨ - ای انسان- قطعاً بازگشت در روز قیامت فقط به‌‌سوی پروردگارت است آن‌‌گاه هرکس را به آنچه که استحقاقش را دارد جزا می‌‌دهد.

﴿أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى [العلق: ٩]

٩ آیا عجیب‌‌تر از کار ابوجهل که بازمی‌‌داشت دیده‌‌ای.

﴿عَبْدًا إِذَا صَلَّى [العلق: ١٠]

١٠ بندۀ ما محمد‌‌ج‌‌ را آن‌‌گاه که کنار کعبه نماز می‌‌گزارد.

﴿أَرَأَيْتَ إِن كَانَ عَلَى الْهُدَى [العلق: ١١]

١١ به من خبر بده اگر این بازداشته‌‌شده، بر هدایت و بصیرتی از جانب پروردگارش باشد؟!

﴿أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوَى [العلق: ١٢]

١٢ یا مردم را به تقوای الله با اجرای اوامر و اجتناب از نواهی‌‌اش فرمان دهد، آیا چنین کسی بازداشته می‌‌شود؟!

برخی فواید آیات:

رضایت الله والاترین هدف است.

اهمیت خواندن و نوشتن در اسلام.

خطر ثروت آن‌‌گاه که به غرور و دوری از حق منجر شود.

نهی از معروف یکی از صفات کافر است.

گناهان بر پشت پیامبر‌‌ج‌‌ سنگینی کرد پس به نظرت سایر مردم چه حالی دارند؟!|

﴿أَرَأَيْتَ إِن كَذَّبَ وَتَوَلَّى [العلق: ١٣]

١٣ به من خبر بده اگر این بازدارنده، آنچه را رسول‌‌ج‌‌ نزدش آورده است تکذیب کند و از آن روی گردانَد، آیا از الله نمی‌‌ترسد؟!

﴿أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى [العلق: ١٤]

١٤ آیا بازدارندۀ این بنده از نماز ندانسته است که هر کاری انجام دهد الله می‌‌بیند، و ذره‌‌ای از اعمالش بر او پوشیده نمی‌‌ماند؟!

﴿كَلاَّ لَئِن لَّمْ يَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِيَة [العلق: ١٥]

١٥ امر آن‌‌گونه که این جاهل تصور می‌‌کند نیست، اگر از آزار و تکذیب بندۀ ما دست نکشد، به‌‌طور قطع موی جلو سرش را به شدت می‌‌گیریم و به‌‌سوی جهنم می‌‌کشانیم.

﴿نَاصِيَةٍ كَاذِبَةٍ خَاطِئَة [العلق: ١٦]

١٦ صاحب آن موی جلوی سرِ دروغگو در سخن، و خطاکار در فعل.

﴿فَلْيَدْعُ نَادِيَه [العلق: ١٧]

١٧ پس باید وقتی موی جلوی سرش به‌‌سوی آتش کشیده می‌‌شود دوستان و همنشینانش را بخواند و از آنها یاری بجوید تا او را از عذاب نجات دهند.

﴿سَنَدْعُ الزَّبَانِيَة [العلق: ١٨]

١٨ ما هم به‌‌زودی فرشتگان سخت‌‌گیر و خشن که مامور جهنم هستند و در هیچ‌‌یک از فرامین الله از او تعالی نافرمانی نمی‌‌کنند، و آنچه را فرمان یابند انجام می‌‌دهند می‌‌خوانیم، پس باید بنگرد کدام‌‌یک از این دو گروه قوی‌‌تر و تواناتر است.

﴿كَلاَّ لاَ تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِب * [العلق: ١٩]

١٩ امر چنان‌‌که این ستمکار پنداشته نیست که می‌‌تواند آسیبی به تو برساند، پس نه در امر و نه در نهی از او اطاعت نکن، و برای الله سجده بگزار، و با طاعات به‌‌سوی او نزدیکی بجوی، زیرا طاعات به‌‌سوی او نزدیک می‌‌سازند.

سوره القَدر

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان بزرگی و فضیلت شب قدر و آنچه در این شب نازل شد.

تفسیر:

﴿إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر [القدر: ١]

١ به‌‌راستی‌‌که ما قرآن را به یکباره به‌‌سوی آسمان دنیا نازل کردیم چنان‌‌که نزول آن بر پیامبر‌‌ج‌‌ را در شب قدر ماه رمضان آغاز کردیم.

﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْر [القدر: ٢]

٢ و - ای پیامبر- آیا می‌‌دانی در این شب چه خیر و برکتی وجود دارد؟!

﴿لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْر [القدر: ٣]

٣ این شب خیر و برکت زیادی دارد، و اگر کسی این شب را از روی ایمان و امید به کسب پاداش، زنده نگه دارد از هزار ماه برایش بهتر است.

﴿تَنَزَّلُ الْمَلاَئِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْر [القدر: ٤]

٤ در این شب فرشتگان و جبرئیل÷ به اذن پروردگارشان سبحانه برای هر کاری که الله در آن سال حکم کرده است، یعنی روزی، مرگ، ولادت یا سایر کارهایی که الله مقدر می‌‌کند فرود می‌‌آیند.

﴿سَلاَمٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر [القدر: ٥]

٥ تمام این شب مبارک از آغاز تا پایان آن که سپیده‌‌دم طلوع می‌‌کند، خیر و نیکی است.

سوره البَیَّنَه

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

ذکر جایگاه و وضوح و کمال رسالت رسول‌‌ج‌‌ .

تفسیر:

﴿لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ مُنفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَة [البينة: ١]

١ کسانی‌‌که کفر ورزیدند چه یهودیان و چه نصاری و چه مشرکان، از اجماع و اتفاقشان بر کفر جدا نمی‌‌شدند تا اینکه برهانی واضح، و حجتی روشن برای‌‌شان آمد.

﴿رَسُولٌ مِّنَ اللَّهِ يَتْلُو صُحُفًا مُّطَهَّرَة [البينة: ٢]

٢ این برهان واضح و حجت روشن همان رسولی از جانب الله است که او را برانگیخت تا صحیفه‌‌هایی پاک را که جز پاکان به آن دست نمی‌‌یابند بخواند.

﴿فِيهَا كُتُبٌ قَيِّمَة [البينة: ٣]

٣ در این صحیفه‌‌ها اخبار راست و احکام استوار وجود دارد، که مردم را به آنچه صلاح و هدایت آنها در آن است راهنمایی می‌‌کند.

﴿وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَة [البينة: ٤]

٤ و یهودیان که تورات به آنها داده شد، و نصاری که انجیل به آنها داده شد، اختلاف نکردند مگر پس از اینکه الله پیامبرش را به‌‌سوی آنها فرستاد، که برخی از آنها اسلام آوردند، و برخی از آنها با وجود اطلاع از راستگویی پیامبرش به کفر خویش ادامه دادند.

﴿وَمَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلاَةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَة [البينة: ٥]

٥ و گناه و ستیزه‌‌جوییِ یهودیان و نصاری از اینجا آشکار می‌‌گردد که آنها در این قرآن فرمان نیافتند مگر به عبادت الله به یگانگی، و دوری از شرک، و برپایی نماز و پرداخت زکات که در دو کتاب‌‌شان نیز به آن فرمان یافته بودند. پس آنچه به آن فرمان یافته‌‌اند همان دین راستی است که هیچ انحرافی در آن وجود ندارد.

برخی فواید آیات:

فضیلت شب قدر بر سایر شب‌‌های سال.

اخلاص در عبادت از شروط پذیرش آن است.

کافران بدترین و مؤمنان بهترین مخلوقات هستند.

اتفاق شرایع در اصول، مقتضی پذیرش رسالت است.|

﴿إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَالْمُشْرِكِينَ فِي نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أُوْلَئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّة [البينة: ٦]

٦ همانا کسانی‌‌که کفر ورزیدند - چه یهود و نصاری و چه مشرکان- روز قیامت وارد جهنم می‌‌شوند و برای همیشه در آن می‌‌مانند، اینها به‌‌سبب کفر به الله، و تکذیب رسولش بدترین مخلوقات هستند.

﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّة [البينة: ٧]

٧ همانا کسانی‌‌که به الله ایمان آورده‌‌اند و اعمال صالح انجام داده‌‌اند، اینها بهترین مخلوقات هستند.

﴿جَزَاؤُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّه [البينة: ٨]

٨ پاداش آنها نزد پروردگارشان بهشت‌‌هایی است که از زیر کاخ‌‌ها و درختان‌‌شان رودها جاری است، و برای همیشه در آنها می‌‌مانند، به‌‌سبب اینکه به الله ایمان آوردند و از او اطاعت کردند الله از آنها راضی است، و به‌‌سبب آنچه الله از رحمت خویش به آنها رسانده است آنها نیز از الله راضی هستند، کسی به این رحمت دست می‌‌یابد که از پروردگارش بترسد، یعنی امرش را اجرا کند، و از نهیش بپرهیزد.

سوره الزَّلزَلَه

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

تکان دادن و تحریک دل‌‌های غافل برای باور کردن حسابرسی دقیق.

تفسیر:

﴿إِذَا زُلْزِلَتِ الأَرْضُ زِلْزَالَهَا [الزلزلة: ١]

١ آن‌‌گاه که زمین در روز قیامت به شدت لرزانده شود.

﴿وَأَخْرَجَتِ الأَرْضُ أَثْقَالَهَا [الزلزلة: ٢]

٢ و زمین، مردگان و هر چیز دیگری را که در شکم خویش دارد بیرون افکنَد.

﴿وَقَالَ الإِنسَانُ مَا لَهَا [الزلزلة: ٣]

٣ و انسان حیران و سرگردان بگوید: زمین را چه شده است که تکان می‌‌خورد و می‌‌لرزد؟!

﴿يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا [الزلزلة: ٤]

٤ در آن روز بزرگ زمین از هر خیر و شری که بر روی آن انجام شده است خبر می‌‌دهد.

﴿بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا [الزلزلة: ٥]

٥ زیرا الله او را از آن آگاه کرده و او را بر این کار فرمان داده است.

﴿يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُم [الزلزلة: ٦]

٦ در آن روز بزرگ که زمین در آن می‌‌لرزد مردم گروه گروه از جایگاه حسابرسی بیرون می‌‌آیند تا اعمال‌‌شان را که در دنیا انجام داده‌‌اند مشاهده کنند.

﴿فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَه [الزلزلة: ٧]

٧ آن‌‌گاه هرکس هم‌‌وزن مورچه‌‌ای کوچک، از اعمال خیر و نیک انجام داده باشد آن را در مقابل خویش می‌‌بیند.

﴿وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه [الزلزلة: ٨]

٨ و هرکس به همان وزن، اعمال شر انجام داده باشد نیز آن را می‌‌بیند.

سوره العَادِیات

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان صفات انسان در امور دنیوی و بیان عاقبت امر، به هدف تشویق و تحریک بر اصلاح راهش.

تفسیر:

﴿وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحًا [العاديات: ١]

١ الله به گروه اسبانی سوگند یاد فرمود که به حرکت درمی‌‌آیند تا آنجا که به‌‌سبب حرکت سریع، صدای نفس‌‌های‌‌شان به گوش می‌‌رسد.

﴿فَالْمُورِيَاتِ قَدْحًا [العاديات: ٢]

٢ و به گروه اسبانی سوگند یاد کرد که به‌‌سبب برخورد شدید سم‌‌های‌‌شان به سنگ‌‌ها (جرقه) آتش برمی‌‌افروزد.

﴿فَالْمُغِيرَاتِ صُبْحًا [العاديات: ٣]

٣ و به گروه اسبانی سوگند یاد فرمود که صبحگاه بر دشمنان هجوم می‌‌آورند.

﴿فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعًا [العاديات: ٤]

٤ و با حرکت‌‌شان غباری به‌‌پا می‌‌کنند.

﴿فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعًا [العاديات: ٥]

٥ و با سواران‌‌شان به میان گروهی از دشمنان وارد می‌‌شوند.

برخی فواید آیات:

ترس از الله سبب رضایت او تعالی از بنده‌‌اش است.

گواهی زمین بر اعمال فرزندان آدم.|

﴿إِنَّ الإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُود [العاديات: ٦]

٦ که انسان به‌‌طور قطع بسیار بازدارنده از خیری است که پروردگارش آن را از او می‌‌خواهد.

﴿وَإِنَّهُ عَلَى ذَلِكَ لَشَهِيد [العاديات: ٧]

٧ و در حقیقت خودش بر بازدارندگی خویش از خیر گواه است، و به خاطر وضوح این امر نمی‌‌تواند آن را انکار کند.

﴿وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيد [العاديات: ٨]

٨ و به‌‌راستی‌‌که او به‌‌سبب دوست ‌‌داشتن زیاد مال در آن بخل می‌‌ورزد.

﴿* أَفَلاَ يَعْلَمُ إِذَا بُعْثِرَ مَا فِي الْقُبُور [العاديات: ٩]

٩ پس آیا این انسان فریب‌‌ خورده به زندگی دنیا ندانسته است آن‌‌گاه که الله مردگان قبرها را برانگیزد و آنها را از زمین برای حسابرسی و جزا درآوَرَد امر آن‌‌گونه که تصور می‌‌کرد نبوده است؟!

﴿وَحُصِّلَ مَا فِي الصُّدُور [العاديات: ١٠]

١٠ و نیات و اعتقادات و سایر مواردی که در دل‌‌هاست آشکار و روشن گردد.

﴿إِنَّ رَبَّهُم بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّخَبِير [العاديات: ١١]

١١ که پروردگارشان در آن روز نسبت به آنها بسیار دانا است، و ذره‌‌ای از کار بندگانش بر او پوشیده نمی‌‌ماند، و آنها را در قبال اعمالشان جزا خواهد داد.

سوره القارعة

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

تحریک و تکان دادن دل‌‌ها برای به یاد آوری هول و هراس قیامت.

تفسیر:

﴿الْقَارِعَة [القارعة: ١]

١ روزی‌‌که به‌‌سبب هراس زیادش دل‌‌های مردم را در هم می‌‌کوبد.

﴿مَا الْقَارِعَة [القارعة: ٢]

٢ این روز که به‌‌سبب هول و هراسِ زیادِ خود دل‌‌های مردم را در هم می‌‌کوبد چیست؟!

﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْقَارِعَة [القارعة: ٣]

٣ و - ای رسول- تو چه می‌‌دانی این روز که به‌‌سبب وحشت و هراسِ زیادش دل‌‌های مردم را در هم می‌‌کوبد چیست؟! قطعاً این روز همان روز قیامت است.

﴿يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوث [القارعة: ٤]

٤ روزی‌‌که دل‌‌های مردم کوبیده می‌‌شود و مانند پروانه‌‌های پراکنده و متفرق همه‌‌جا پخش می‌‌شوند.

﴿وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوش [القارعة: ٥]

٥ و کوه‌‌ها در تیزروی و سرعت مانند پشم حلاجی‌‌شده می‌‌شوند.

﴿فَأَمَّا مَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُه [القارعة: ٦]

٦ اما کسی‌‌که اعمال صالح او از اعمال بدش سنگین‌‌تر باشد.

﴿فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَة [القارعة: ٧]

٧ در زندگیِ رضایت‌‌بخشی است که در بهشت به آن می‌‌رسد.

﴿وَأَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُه [القارعة: ٨]

٨ و اما کسی‌‌که اعمال بد او از اعمال صالحش سنگین‌‌تر شود.

﴿فَأُمُّهُ هَاوِيَة [القارعة: ٩]

٩ مسکن و قرارگاهش در روز قیامت همان جهنم است.

﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا هِيَه [القارعة: ١٠]

١٠ و - ای رسول- تو چه می‌‌دانی آن چیست؟!

﴿نَارٌ حَامِيَة [القارعة: ١١]

١١ آتشی بسیار سوزان است.

سوره التَّکاثُر

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

یادآوری مرگ و حسابرسی، به مشغول‌‌ شدگان به دنیا.

تفسیر:

﴿أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُر [التكاثر: ١]

١ - ای مردم- بالیدن به اموال و فرزندان، شما را از طاعت الله بازداشت.

﴿حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِر [التكاثر: ٢]

٢ تا اینکه مُردید و وارد قبرهای‌‌تان شدید.

﴿كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُون [التكاثر: ٣]

٣ سزاوار نبود که فخرفروشی به اموال و فرزندان، شما را از طاعت الله بازدارد، به‌‌زودی سرانجام این سرگرمی را خواهید دانست.

﴿ثُمَّ كَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُون [التكاثر: ٤]

٤ باز هم سرانجام آن را خواهید دانست.

﴿كَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِين [التكاثر: ٥]

٥ اگر واقعاً و به یقین می‌‌دانستید که به‌‌سوی الله برانگیخته می‌‌شوید، و شما را در قبال اعمال‌‌تان جزا خواهد داد؛ به‌‌طور قطع به بالیدن به اموال و فرزندان سرگرم نمی‌‌شدید.

﴿لَتَرَوُنَّ الْجَحِيم [التكاثر: ٦]

٦ به الله سوگند که به‌‌طور قطع در روز قیامت جهنم را می‌‌بینید.

﴿ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِين [التكاثر: ٧]

٧ باز هم در حقیقت آن را به صورت یقینی و بدون هیچ تردیدی می‌‌بینید.

﴿ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيم [التكاثر: ٨]

٨ آن‌‌گاه به‌‌طور قطع الله در آن روز در مورد سلامتی و ثروت و سایر نعمت‌‌هایی که به شما ارزانی داشته است از شما می‌‌پرسد.

برخی فواید آیات:

خطر فخرفروشی و بالیدن به اموال و فرزندان.

مردم به سرعت از قبر به سرای آخرت منتقل می‌‌شوند.

روز قیامت مردم در مورد نعمت‌‌هایی که الله در دنیا بر آنها ارزانی داشته است مورد سوال قرار می‌‌گیرند.

انسان بر حب مال آفریده شده است.|

سوره العَصر

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان حقیقت سود و زیان در زندگی، و متوجه ‌‌ساختن بر اهمیتِ وقت، که انسان در آن به سر می‌‌برد.

تفسیر:

﴿وَالْعَصْر [العصر: ١]

١ الله سبحانه به وقت زمانه سوگند یاد فرمود.

﴿إِنَّ الإِنسَانَ لَفِي خُسْر [العصر: ٢]

٢ که انسان واقعا در نقصان و نابودی است.

﴿إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْر [العصر: ٣]

٣ مگر کسانی‌‌که به الله و رسولش ایمان آورده‌‌اند، و اعمال صالح انجام داده‌‌اند، و یکدیگر را به حق، و به صبر بر اجرای حق سفارش کرده‌‌اند؛ که صاحبان این صفات، در زندگی دنیا و آخرت نجات یافته‌‌ هستند.

سوره الهُمَزَة

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

تهدید برتری‌‌جویان و مسخره ‌‌کنندگان دین و پیروانش.

تفسیر:

﴿وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَة [الهمزة: ١]

١ عذاب سخت و شدید برای کسی‌‌که بسیار از مردم غیبت و بدگویی کند.

﴿الَّذِي جَمَعَ مَالاً وَعَدَّدَه [الهمزة: ٢]

٢ کسی‌‌که غم و اندوهش جمع‌‌آوری و شمردن مال است، و غم و اندوه دیگری جز آن ندارد.

﴿يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَه [الهمزة: ٣]

٣ گمان می‌‌کند مالی که فراهم آورده است او را از عذاب مرگ نجات خواهد داد، و در زندگی دنیا جاویدان می‌‌ماند.

﴿كَلاَّ لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَة [الهمزة: ٤]

٤ امر آن‌‌گونه که این جاهل تصور کرده، نیست، به‌‌طور قطع در آتش جهنم که بر اثر قدرت زیادش هر چیزی را که در آن افکنده شود خرد می‌‌کند و در هم می‌‌شکند افکنده خواهد شد.

﴿وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَة [الهمزة: ٥]

٥ و -ای رسول- تو چه می‌‌دانی این آتشی که هر چیزی را در آن افکنده شود خرد می‌‌کند چیست؟!

﴿نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَة [الهمزة: ٦]

٦ به‌‌راستی‌‌که آتشِ افروختۀ الله است.

﴿الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الأَفْئِدَة [الهمزة: ٧]

٧ که از بدن‌‌های مردم به دل‌‌های‌‌شان نفوذ می‌‌کند.

﴿إِنَّهَا عَلَيْهِم مُّؤْصَدَة [الهمزة: ٨]

٨ به‌‌راستی‌‌که آن آتش، کسانی را که در آن عذاب می‌‌شوند، از هر طرف محاصره ‌‌کرده است.

﴿فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَة [الهمزة: ٩]

٩ با ستون‌‌هایی کشیده و طولانی تا از آن خارج نشوند.

سوره الفیل

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

اظهار قدرت الله بر محافظت از خانۀ حرمت‌‌دارش، برای یادآوری و برشمردن نعمت.

تفسیر:

﴿أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيل [الفيل: ١]

١ - ای رسول- آیا ندانسته‌‌ای که پروردگارت با اَبرَهه و یارانش که فیل‌‌هایی به همراه داشتند آن‌‌گاه که خواستند کعبه را ویران کنند چه کرد؟!

﴿أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيل [الفيل: ٢]

٢ الله نیرنگ بدشان برای نابودی کعبه را به باد داد، و آنها به بازگرداندن مردم از کعبه که آرزو داشتند نرسیدند، و ذره‌‌ای به این هدف دست نیافتند.

﴿وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيل [الفيل: ٣]

٣ و بر سرشان پرندگانی که گروه گروه بر آنها می‌‌آمدند فرستاد.

﴿تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيل [الفيل: ٤]

٤ که با سنگ‌‌هایی از گِل سخت بر آنها می‌‌افکندند.

﴿فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُول [الفيل: ٥]

٥ آن‌‌گاه الله آنها را مانند برگ‌‌های گیاهانی که چارپایان آنها را خورده باشند و لگدمال کرده باشند قرار داد.

برخی فواید آیات:

کسانی‌‌که ایمان و اعمال صالح ندارند و یکدیگر را به حق و صبر سفارش نمی‌‌کنند زیانکار هستند.

تحریم غیبت و بدگویی از مردم.

دفاع الله از خانۀ حرمت‌‌دارش، که این امر بخشی از امنیتی است که الله برای خانه‌‌اش حکم کرده است.|

سوره قُریش

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

برشمردن نعمت بر قریش و آنچه که در برابر این نعمت بر آنها لازم می‌‌شود.

تفسیر:

﴿لإِيلاَفِ قُرَيْش [قريش: ١]

١ به خاطر عادت و خوگرفتن قریش.

﴿إِيلاَفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاء وَالصَّيْف [قريش: ٢]

٢ به سفر ایمن زمستانی به‌‌سوی یمن، و سفر ایمن تابستانی به‌‌سوی شام.

﴿فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْت [قريش: ٣]

٣ پس باید الله پروردگار این خانۀ حرمت‌‌دار را که سفر مذکور را برای‌‌شان آسان کرد، به یگانگی عبادت کنند و هیچ‌‌کس را با او شریک نگردانند.

﴿الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْف [قريش: ٤]

٤ همان ذاتی‌‌که با حرمت‌‌دار کردن حرم و ساکنانش در دل عرب‌‌ها، ساکنانش را در گرسنگی غذا داد، و از ترس ایمن کرد.

سوره المَاعُون

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان اخلاق تکذیب ‌‌کنندگان دین و آخرت، برای برحذر داشتن مؤمنان، و تقبیح کافران.

تفسیر:

﴿أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّين [الماعون: ١]

١ آیا کسی را که جزای روز قیامت را تکذیب می‌‌کند شناختی؟!

﴿فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيم [الماعون: ٢]

٢ او همان کسی است که یتیم نیازمند را به شدت می‌‌راند.

﴿وَلاَ يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِين [الماعون: ٣]

٣ و نه خودش و نه دیگران را بر اِطعام فقیر تشویق نمی‌‌کند.

﴿فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّين [الماعون: ٤]

٤ پس نابودی و عذاب بر نمازگزاران.

﴿الَّذِينَ هُمْ عَن صَلاَتِهِمْ سَاهُون [الماعون: ٥]

٥ همان کسانی‌‌که از نمازشان غافل هستند، و به آن اهمیت نمی‌‌دهند تا اینکه وقتش سپری شود.

﴿الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُون [الماعون: ٦]

٦ کسانی‌‌که با نماز و اعمال‌‌شان ریا می‌‌کنند، و عمل را برای الله خالص نمی‌‌گردانند.

﴿وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُون [الماعون: ٧]

٧ و از یاری ‌‌کردن دیگران با آنچه که در این یاری ‌‌کردن زیانی متوجه یاری‌‌رسان نیست خودداری می‌‌کنند.

سوره الکَوثَر

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

نعمت‌‌بخشی الله به پیامبر‌‌ج‌‌ و بریدن راه کینه‌‌توزان نسبت به او.

تفسیر:

﴿إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَر [الكوثر: ١]

١ - ای رسول- ما به تو خیر زیادی، از جمله رود کوثر در بهشت دادیم.

﴿فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَر [الكوثر: ٢]

٢ پس در قبال این نعمت شکر الله را به جای آور، یعنی فقط برای او نماز بگزار و قربانی کن؛ برخلاف مشرکان که برای تقرب به بت‌‌های‌‌شان ذبح می‌‌کنند.

﴿إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الأَبْتَر [الكوثر: ٣]

٣ همانا کینه‌‌توزِ تو خودش از هر خیری بریده شده است و فراموش‌‌شده‌‌ای است که اگر یاد شود به بدی یاد می‌‌شود.

برخی فواید آیات:

اهمیت امنیت در اسلام.

ریا یکی از بیماری‌‌های قلبی است، و عمل را باطل می‌‌کند.

سپاسگزاری سبب افزایش نعمت‌‌هاست.

گرامی ‌‌بودن پیامبر‌‌ج‌‌ نزد پروردگارش و محافظت و بزرگداشت او توسط الله در دنیا و آخرت.|

سوره الکافرون

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

بیان توحید و یگانگی الله در عبادت و بیزاری از شرک، و تمایز کامل میان اسلام و شرک.

تفسیر:

﴿قُلْ يَاأَيُّهَا الْكَافِرُون [الكافرون: ١]

١ - ای رسول- بگو: ای کافرانِ به الله.

﴿لاَ أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُون [الكافرون: ٢]

٢ نه اکنون و نه در آینده بت‌‌هایی را که عبادت می‌‌کنید عبادت نمی‌‌کنم.

﴿وَلاَ أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُد [الكافرون: ٣]

٣ و شما نیز آنچه را که من عبادت می‌‌کنم، یعنی الله را به یگانگی عبادت نمی‌‌کنید.

﴿وَلاَ أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّم [الكافرون: ٤]

٤ و نه من بت‌‌هایی را که شما عبادت کردید عبادت می‌‌کنم.

﴿وَلاَ أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُد [الكافرون: ٥]

٥ و نه شما آنچه را من عبادت می‌‌کنم، یعنی الله را به یگانگی، عبادت می‌‌کنید.

﴿لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِين [الكافرون: ٦]

٦ برای شما دین خودتان است که آن را برای خویش ساختید، و برای من دین خودم که الله آن را بر من فرو فرستاده است.

سوره النَّصر

(مدنی)

برخی مقاصد سوره:

بیان سرانجام اسلام به پیروزی و فتح. و این سوره به نزدیکی پایان عمر پیامبر‌‌ج‌‌ نیز اشاره می‌‌کند.

تفسیر:

﴿إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْح [النصر: ١]

١ - ای رسول- وقتی یاری الله برای دینت و گرامی‌‌ داشتن آن توسط او تعالی فرا رسد، و مکه فتح شود.

﴿وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا [النصر: ٢]

٢ و ببینی که مردم گروه گروه در اسلام وارد می‌‌شوند.

﴿فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا [النصر: ٣]

٣ بدان که این امر، نشانۀ نزدیکی پایان وظیفه‌‌ای است که به آن مبعوث شده‌‌ای، پس برای شکرگزاری در قبال نعمت فتح و پیروزی، پروردگارت را ستایش کن، و از او تعالی آمرزش بخواه؛ زیرا او ذات توبه‌‌پذیری است که توبۀ بندگانش را می‌‌پذیرد، و آنها را می‌‌آمرزد.

سوره المَسَد

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

سود نرساندنِ نَسَب و جایگاه در صورت کفر به الله.

تفسیر:

﴿تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَب [المسد: ١]

١ دو دست عموی پیامبر‌‌ج‌‌، اَبولَهَب بن عبدالمطلب به‌‌سبب تباهی عملش نابود باد؛ چون پیامبر‌‌ج‌‌ را آزار می‌‌داد، و تلاشش تباه شد.

﴿مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَب [المسد: ٢]

٢ مال و فرزندش او را از چه چیزی بی‌‌نیاز ساخت؟ نه عذابی از او دفع کردند، و نه رحمتی برایش کسب کردند.

﴿سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَب [المسد: ٣]

٣ در روز قیامت در آتشی شعله‌‌ور که حرارت بی‌‌رحمانه‌‌ای دارد وارد خواهد شد.

﴿وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَب [المسد: ٤]

٤ و همسرش اُمّ جمیل که با ریختن خار در راه پیامبر‌‌ج‌‌، به او آزار می‌‌رساند نیز وارد آن خواهد شد.

﴿فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَد [المسد: ٥]

٥ درحالی‌‌که ریسمانی مستحکم و بافته‌‌شده در گردنش است که او را به‌‌سوی آتش می‌‌کشاند.

برخی فواید آیات:

قطع رابطه با کافران.

سپاسگزاری در قبال نعمت‌‌ها.

سورۀ مسد یکی از دلایل نبوت است؛ زیرا حکم کرد که ابولهب در حال کفر می‌‌میرد و او پس از ده سال بر این حالت مُرد.

صحت ازدواج‌‌های کافران.|

سوره الإخلاص

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

اثبات یگانگی الله در کمال و الوهیت و منزه‌‌شمردن او تعالی از نقص.

تفسیر:

﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد [الإخلاص: ١]

١ - ای رسول- بگو: او الله یگانه در الوهیت است، و هیچ معبود برحقی جز او نیست.

﴿اللَّهُ الصَّمَد [الإخلاص: ٢]

٢ همان والامقامی که بزرگی در صفات کمال و جمال به او ختم می‌‌شود، ذاتی‌‌که تمام مخلوقات به او نیازمندند.

﴿لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَد [الإخلاص: ٣]

٣ ذاتی‌‌که هیچ‌‌کس را نزاده، و هیچ‌‌کس او را نزاده است، یعنی او - سبحانه- نَه فرزندی دارد؛ و نَه پدری.

﴿وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَد [الإخلاص: ٤]

٤ و هیچ همتایی در آفرینش ندارد.

سوره الفَلَق

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

توسّل و پناه ‌‌بردن به الله از شرهای آشکار.

تفسیر:

﴿قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَق [الفلق: ١]

١ - ای رسول- بگو: به پروردگار صبح پناه می‌‌برم، و از او تعالی یاری می‌‌خواهم.

﴿مِن شَرِّ مَا خَلَق [الفلق: ٢]

٢ از شر مخلوقاتی که آزار می‌‌رسانند.

﴿وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَب [الفلق: ٣]

٣ و از شرهایی که شب‌‌هنگام از جنبندگان و دزدان آشکار می‌‌گردد به الله پناه می‌‌برم.

﴿وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَد [الفلق: ٤]

٤ و از شر زنان ساحری که در گره‌‌ها می‌‌دمند به او تعالی پناه می‌‌برم.

﴿وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَد [الفلق: ٥]

٥ و از شر حسود آن‌‌گاه که حسد ورزد، با آنچه که حسد را به خودش بازمی‌‌گرداند به او تعالی پناه می‌‌برم.

سوره النَّاس

(مکی)

برخی مقاصد سوره:

پناه‌‌ بردن و توسّل به الله از شر و وسوسۀ شیطان، و از شرهای پنهانی.

تفسیر:

﴿قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاس [الناس: ١]

١ - ای رسول- بگو: به پروردگار مردم پناه می‌‌برم، و از او یاری می‌‌جویم.

﴿مَلِكِ النَّاس [الناس: ٢]

٢ پادشاه مردم، که هر کاری بخواهد در مورد آنها انجام می‌‌دهد، و هیچ صاحب اختیاری جز او ندارند.

﴿إِلَهِ النَّاس [الناس: ٣]

٣ معبود حقیقی آنها، که هیچ معبود برحقی جز او ندارند.

﴿مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاس [الناس: ٤]

٤ از شر شیطان که هرگاه انسان از یاد الله غافل شود وسوسه‌‌اش را به او می‌‌رساند و هنگامی‌‌که انسان الله را به یاد آورد از او بازپس می‌‌رود.

﴿الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاس [الناس: ٥]

٥ وسوسه‌‌اش را به دل‌‌های مردم می‌‌رساند.

﴿مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاس [الناس: ٦].

٦ و همانطور که شیطان جنی وجود دارد، شیطان انسی نیز می‌‌باشد.

برخی فواید آیات:

اثبات صفات کمال برای الله، و نفی صفات نقص از او تعالی.

ثبوت سحر، و وسیلۀ درمان آن.

داروی وسوسه، یاد الله و پناه ‌‌بردن به او تعالی از شرّ شیطان است.|

اصطلاحات ضبط [قواعد درست‌خوانی]

قرار گرفتن دایرۀ توخالی به این شکل « ْ» بر روی یکی از سه حرفِ علّۀ ناخوانا، بر زایدبودن آن حرف دلالت می‌کند، یعنی آن حرف نه در حالت وصل و نه در حالت وقف خوانده نمی‌شود، مانند: ﴿ءَامَنُواْ ﴿يَتۡلُواْ صُحُفٗا ﴿لَأَاْذۡبَحَنَّهُۥٓ ﴿أُوْلَٰٓئِكَ ﴿مِن نَّبَإِيْ ٱلۡمُرۡسَلِينَ ﴿بَنَيۡنَٰهَا بِأَيۡيْدٖ.

قرار گفتن دایرۀ ایستاده و کشیدۀ توخالی به این شکل « ۠» بر روی الفی که حرف بعدی آن متحرک است نشانۀ زایدبودنِ آن حرف، فقط در زمان وصل است نه در حالت وقف، مانند: ﴿أَنَا۠ خَيۡرٞ مِّنۡهُ ﴿لَّٰكِنَّا۠ هُوَ ٱللَّهُ رَبِّي. علامت مذکور، بر روی الفی که حرف بعد از آن ساکن است نمی‌آید، مانند: ﴿أَنَا ٱلنَّذِيرُ، هر چند حکم آن مانند الفی است که حرف بعدی آن متحرک است یعنی در حالت وصل خوانده نمی‌شود، و در وقف خوانده می‌شود، تا گمان نشود که هنگام وصل، خوانده می‌شود.

قرار گرفتن سر حرف خاء بدون نقطه به این شکل: « ۡ» بر روی هر حرفی، بر سکون آن حرف و بر اینکه با زبان تلفّظ می‌شود و آشکار می‌گردد دلالت دارد، مانند: ﴿مِنۡخَيۡرٖ ﴿أَوَعَظۡتَ ﴿قَدۡ سَمِعَ ﴿نَضِجَتۡ جُلُودُهُم ﴿وَإِذۡ صَرَفۡنَآ.

خالی ‌بودن حرف از علامت سکون در صورت مشدّدبودن حرف بعدی، نشانۀ ادغام کامل حرف اول در حرف دوم است و در این حالت هم خود حرف ادغام‌شده و هم صفت آن آشکار نمی‌شود، یعنی تشدید بر ادغام، و خالی ‌بودن از علامت، بر ادغام کامل دلالت دارد، مانند: ﴿مِّن لِّينَةٍ ﴿مِن رَّبِّكَ ﴿مِن نُّورٍ ﴿مِن مَّآءٖ ﴿أُجِيبَت دَّعۡوَتُكُمَا ﴿عَصَواْ وَّكَانُواْ ﴿وَقَالَت طَّآئِفَةٞ ﴿بَل رَّفَعَهُ ٱللَّهُ إِلَيۡهِ و نیز این فرمودۀ الله تعالی: ﴿أَلَمۡ نَخۡلُقكُّم.

اما خالی‌ بودن حرف از علامت سکون در صورت مشدّد نبودنِ حرفِ بعدی، نشانۀ ادغام ناقص حرف اولی در دومی است؛ یعنی در این حالت خود حرف ادغام‌شده خوانده نمی‌شود اما صفتش آشکار می‌شود، مانند: ﴿مَن يَقُولُ ﴿مِن وَالٍ ﴿فَرَّطتُمۡ ﴿بَسَطتَ ﴿أَحَطتُ یا بیانگر اخفاء حرف اول در دومی است، یعنی نه با زبان تلفّظ می‌گردد و نه ادغام می‌شود مگر اینکه به جنس حرف بعدی تبدیل شود، چه این اخفاء حقیقی باشد مانند: ﴿مِن تَحۡتِهَا یا لفظی مانند: ﴿جَآءَهُم بِٱلۡحَقِّ. دیدگاه بیشتر علمای علم تجوید و قرائت دربارۀ اخفای حرف «میم» زمانی‌که پس از آن حرف «باء» بیاید، همین است.

ترکیب دو حرکت «حرکت حرف و حرکت دلالت‌کننده بر تنوین» چه دو ضمه باشند، یا دو فتحه یا دو کسره، به این شکل (ـٌ ـً ـٍ) بر اظهار تنوین دلالت دارد، مانند: ﴿حَرِيصٌ عَلَيۡكُم ﴿حَلِيمًا غَفُورٗا ﴿وَلِكُلِّ قَوۡمٍ هَادٍ.

پشت سر هم آمدن دو حرکت به این شکل: (ـٞ ـٗ ـٍ) در صورت مشدد بودنِ حرفِ بعدی، نشانۀ ادغام کامل است، مانند: ﴿لَرَءُوفٞ رَّحِيمٌ ﴿مُبۡصِرَةٗ لِّتَبۡتَغُواْ ﴿يَوۡمَئِذٖ نَّاعِمَةٞ.

اما پشت سر هم آمدن دو حرکت در حالت مشدّد نبودنِ حرفِ بعدی، بیانگر ادغام ناقص است، مانند: ﴿رَحِيمٞ وَدُودٞ ﴿وَأَنۡهَٰرٗا وَسُبُلٗا ﴿فِي جَنَّٰتٖ وَعُيُونٍ یا نشانۀ اخفاء است، مانند: ﴿شِهَابٞ ثَاقِبٞ ﴿سِرَاعٗا ذَٰلِكَ ﴿عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ.

پس ترکیب دو حرکت، همچون قرار گرفتن علامت سکون بر روی حرف است، و پشت سر هم آمدن دو حرکت به منزلۀ خالی ‌بودن آن حرف از سکون است.

قرار گرفتن میم کوچک به این شکل « ۢ» به جای حرکت دوم از حرف تنوین‌دار یا بر روی نون ساکن به جای سکون، در صورت مشدّد نبودنِ باءِ بعدی، نشانۀ قلب تنوین یا نون ساکن، به میم است، مانند: ﴿عَلِيمُۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ﴿جَزَآءَۢ بِمَا كَانُواْ ﴿كِرَامِۢ بَرَرَةٖ ﴿أَنۢبِئۡهُم ﴿وَمِنۢ بَعۡدُ.

حروف کوچک بر همان حروفی دلالت دارند که در مصحف‌های عثمانی متروک مانده‌اند، با اینکه خواندن آنها واجب است، مانند: ﴿ذَٰلِكَ ٱلۡكِتَٰبُ ﴿دَاوُۥدَ ﴿يَلۡوُۥنَ أَلۡسِنَتَهُم ﴿يُحۡيِۦ وَيُمِيتُ ﴿إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا ﴿إِنَّ وَلِـِّۧيَ ٱللَّهُ ﴿إِۦلَٰفِهِمۡ ﴿وَكَذَٰلِكَ نُ‍ۨجِي ٱلۡمُؤۡمِنِينَ.

علمای ضبط این حروف را به رنگ قرمز به اندازۀ حروف اصلی پیوست می‌کردند اما چون این کار در آغاز پیدایش دستگاه‌های چاپ دشوار بود، به منظور رعایت تفاوت میان حرف پیوست‌شده و حرف اصلی، به کوچک ‌کردن این حروف بسنده شد.

و امروزه آوردن این حروف به رنگ قرمز آسان است و اگر مصاحف براساس قواعد و جزئیّات علم قرائت، قرمز و زرد و سبز شوند، دارای پیشینه و صحیح و قابل پذیرش است، اما به همان رنگ سیاه نگاشته می‌شوند چون مسلمانان بر آن عادت کرده‌اند. و چون حرف متروک، در نوشتۀ اصلی جایگزین دارد، در تلفّظ بر حرف الحاقی اعتماد شده است نه بر حرف جایگزین، مانند: ﴿ٱلصَّلَوٰةَ ﴿كَمِشۡكَوٰةٖ ﴿ٱلرِّبَوٰاْ ﴿وَإِذِ ٱسۡتَسۡقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِۦ.

قرار گرفتن سین بر روی صاد در این فرمودۀ الله تعالی: ﴿وَٱللَّهُ يَقۡبِضُ وَيَبۡصُۜطُ ﴿فِي ٱلۡخَلۡقِ بَصۜۡطَةٗ نشان از خوانده ‌شدن آن با سین نه با صاد بنا بر روایت حَفص از طریق شاطِبیّه است.

اما اگر سین زیر صاد قرار گیرد بیانگر این امر است که گفتن صاد مشهورتر است، این حالت در کلمۀ ﴿ٱلۡمُصَۜيۡطِرُونَ وجود دارد. اما کلمۀ ﴿بِمُصَيۡطِرٍ در سورۀ الغاشیه فقط با صاد نیز بنا بر روایت حَفص از طریق شاطِبیّه آمده است.

قرار گرفتن این علامت « ٓ» بر روی حرف، نشانۀ لزوم مَدّ آن حرف بیشتر از مَدّ طبیعیِ اصلی است، مانند: ﴿الٓمٓ ﴿ٱلطَّآمَّةُ ﴿قُرُوٓءٖ ﴿سِيٓءَ بِهِمۡ ﴿شُفَعَٰٓؤُاْ ﴿وَمَا يَعۡلَمُ تَأۡوِيلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُ ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَايَسۡتَحۡيِۦٓ أَن يَضۡرِبَ مَثَلٗا مَّا ﴿بِمَآ أُنزِلَ البته بنا بر تفصیلی که در علم تجوید آمده است.

این علامت برای دلالت بر الفِ محذوف بعد از الفِ نوشته‌شده به‌کار گرفته نمی‌شود، مانند ﴿آمَنُواْ چنان‌که در برخی مصاحف به اشتباه قرار گرفته است، بلکه با همزه و الفِ پس از آن به این ترتیب ﴿ءَامَنُواْ نوشته می‌شود.

قرار گرفتن نقطۀ بزرگِ توپُر به این شکل « ٜ»زیر حرف به جای فتحه بر اِماله که اِمالۀ کبری نامیده می‌شود دلالت دارد، این حالت در کلمۀ ﴿مَجۡرٜىٰهَا در سورۀ هود آمده است.

قرار گرفتن این نقطه بر روی آخر میم، قبلِ از نونِ مشدّد در این فرمودۀ الله تعالی ﴿مَالَكَ لَاتَأۡمَ۬نَّا نشانۀ اِشمام است، یعنی جمع‌کردن دو لب مانند حالت ادای ضَمّه، برای اشاره به اینکه حرکتِ محذوف، ضَمّه است، بدون اینکه در تلفظ اثری از ضَمّه آشکار شود.

پس این کلمه تشکیل شده است از: فعل مضارع مرفوع که آخر آن نونِ مضموم است، زیرا (لَا) نافیه است؛ و مفعول‌به که اول آن نون است؛ یعنی اصل آن ﴿تَأۡمَنُنَا با دو نون بوده، که کاتبان مصاحف براساس رسم الخطّ مصاحف با یک نون جمع کرده‌اند، و قاریان ده‌گانه جز ابوجعفر دو شیوه در این کار دارند:

شیوۀ اول: اِشمام- که بیان شد- اِشمام در اینجا با سکون حرف ادغام‌شده همراه است.

شیوۀ دوم: اِخفاء، که مراد از آن گفتن دوسومِ حرکتِ مضموم است، و بر این اساس هنگام خواندن نون اول یک‌سوم حرکتش از بین می‌رود. و این شیوه فقط از طریق آموزش شفاهی و دهان به دهان شناخته می‌شود. و اِخفاء در ادا مقدم است.

این کلمه متناسب با هر دو شیوۀ مذکور نوشته شده است.

قرار گرفتن نقطۀ اخیرالذکر بدون حرکت به جای همزه نشانۀ تسهیل همزه با تلفظی میانه است، یعنی در اینجا همزه کمی شبیه به همزه و کمی شبیه به الف خوانده می‌شود. این حالت در کلمۀ ﴿ءَا۬عۡجَمِيّٞ در سورۀ فُصِّلَت آمده است.

قرار گرفتن سر حرف صاد کوچک به این شکل «ٱ» بر روی الف وصل (که همزۀ وصل نیز نامیده می‌شود) نشانۀ خوانده‌ نشدن آن در صورت وصل است.

دایرۀ آراسته‌شده‌ای که شماره‌ای داخل آن قرار گرفته است، خود این دایره نشانۀ پایان آیه، و شمارۀ داخل آن بیانگر شمارۀ آن آیه در سوره است؛ مانند: ﴿إِنَّآ أَعۡطَيۡنَٰكَ ٱلۡكَوۡثَرَ١فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَٱنۡحَرۡ٢ إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ ٱلۡأَبۡتَرُ٣. قرار گرفتن این نشانه قبل از آیه مطلقاً جایز نیست. از این رو، این علامت در آغاز سوره‌ها مشاهده نمی‌شود اما در پایان سوره‌ها وجود دارد.

این علامت «۞» بر آغاز جزء و حزب و نصف حزب و یک‌چهارم حزب دلالت دارد.

قرار گرفتن خط افقی بر روی یک کلمه بر لزوم سجده دلالت دارد.

و قرار گرفتن این علامت «۩» پس از کلمه بیانگر موضع سجده است، مانند:

﴿وَلِلَّهِۤ يَسۡجُدُۤ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِ مِن دَآبَّةٖ وَٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ وَهُمۡ لَا يَسۡتَكۡبِرُونَ٤٩ يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوۡقِهِمۡ وَيَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ۩٥٠

قرار گرفتن حرف سین بر روی آخرین حرف برخی کلمات، بیانگر سَکت (سکوت) در حالت وصل آن به گونه‌ای که پس از آن سکوتی اندک و بدون نفس‌گرفتن باشد است.

بنا بر روایت حَفص از عاصِم سَکت (سکوت) بدون اختلاف از طریق شاطِبیّه وارد شده است بر الف (عِوَجَاۜ) در سورۀ الکهف؛ و الف (مَّرۡقَدِنَاۜ) در سورۀ یس؛ و نون (مَنۡۜ رَاقٖ) در سورۀ القیامه؛ و لام (بَلۡۜ رَانَ) در سورۀ المطفِّفین.

برای این سین در هاء (مَالِيَهۡۜ) در سورۀ الحاقّه دو شیوۀ ادا جایز است:

شیوۀ اول: اِظهار آن به همراه سَکت (سکوت). شیوۀ دوم: ادغام کامل آن در هائی که پس از آن در (هَلَكَ) آمده است، و این حالت با خالی ‌بودنِ هاء اول از سکون در صورت مشدّد بودنِ هاء دوم است.

این موضع بر وجه اِظهار، همراه سَکت (سکوت) ثبت شده است، زیرا اکثر اهل ادا بر آن هستند. و این امر به قرار گرفتن علامت سکون بر هاء اول با مشدّد نبودنِ هاء دوم، برای دلالت بر اِظهار است.

قرار گرفتن حرف سین بر هاء (مَالِيَهۡۜ) بیانگر سَکت (سکوت) اندک و بدون تنفس است، زیرا اظهار در صورت وصل فقط با سَکت (سکوت) محقق می‌شود.

آوردن واو کوچک پس از هاء ضمیرِ مفردِ غائبِ مضموم نشانۀ اتصال این هاء به واو لفظی در حالت وصل است، و آوردن یاء کوچک مربوط به حرف ماقبل پس از هاء مذکور اگر مکسور باشد بیانگر اتصال آن با یاء لفظی در حال وصل نیز است.

هر دو نوع این اتصال از نوع مَدّ طبیعی است اگر بعد از آن همزه نیامده باشد که به مقدار دو حرکت کشیده می‌شود، مانند این فرمودۀ الله تعالی: ﴿إِنَّ رَبَّهُۥ كَانَ بِهِۦ بَصِيرٗا.

و از نوع مَدّ منفصل است اگر بعد از آن همزه آمده باشد، که علامت بر روی آن قرار می‌گیرد و به مقدار چهار یا پنج حرکت کشیده می‌شود، مانند این فرمودۀ الله تعالی: ﴿وَأَمۡرُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ و ﴿وَٱلَّذِينَ يَصِلُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ.

قاعده: قرائت حَفص از عاصِم هر هاء ضمیرِ مفردِ غائب را به واو لفظیِ مضموم، و یاء لفظیِ مکسور به شرط اینکه ماقبل و مابعد این هاء، متحرک باشد وصل می‌کند، و هر دو نوع این اتصال فقط در حال وصل است. بنا بر روایت حفص موارد زیر از این قاعده استثنا شده است:

١- هاء در لفظ (يَرۡضَهُ) در سورۀ الزُّمَر که حفص آن را بدون اتصال مضموم کرده است.

٢- هاء در لفظ (أَرۡجِهۡ) در دو سورۀ الأعراف و الشُّعراء که آن را ساکن کرده است.

٣- هاء در لفظ (فَأَلۡقِهۡ) در سورۀ النَّمل که آن را نیز ساکن کرده است.

و هرگاه ماقبل هاء ضمیرِ مذکورِ ساکن، و مابعد آن متحرک بوده، آن را وصل نمی‌کند مگر در لفظ (فِيهِۦ) در ﴿وَيَخۡلُدۡ فِيهِۦ مُهَانًا در سورۀ الفُرقان.

اما هرگاه مابعد این هاء ساکن باشد چه ماقبل آن متحرک باشد یا ساکن، هاء مطلقا وصل نمی‌شود، زیرا دو ساکن با هم جمع نمی‌شوند، مانند:

﴿لَهُ ٱلۡمُلۡكُ ﴿وَءَاتَيۡنَٰهُ ٱلۡإِنجِيلَ ﴿فَأَنزَلۡنَا بِهِ ٱلۡمَآءَ ﴿إِلَيۡهِ ٱلۡمَصِيرُ.

چند نکته:

(أ)- هرگاه همزۀ استفهام بر همزۀ وصل وارد بر «ال»ِ تعریف، داخل شود بنا بر روایت حفص در همزۀ وصل دو شیوۀ ادا جایز است:

شیوۀ اول: تبدیل آن به الف با مَدّ مُشبَع «یعنی به مقدار شش حرکت».

شیوۀ دوم: تسهیل همزۀ وصل با تلفظی میانه «یعنی تلفظ آن به صورت آوایی بین همزه و الف» به صورت قَصر که مراد از آن، عدم مَدّ به صورت مطلق است.

شیوۀ اول در ادا مقدم است و ثبت بر آن جاری بوده است.

این حالت در سه کلمه در شش موضع از قرآن کریم وارد شده است:

١- ﴿ءَآلذَّكَرَيۡنِ در دو موضع از سورۀ الأنعام.

٢- ﴿ءَآلۡـَٰٔنَ در دو موضع از سورۀ یونُس.

٣- ﴿ءَآللَّهُ در ﴿قُلۡ ءَآللَّهُ أَذِنَ لَكُمۡۖ در سورۀ یونس. و در ﴿ءَآللَّهُ خَيۡرٌ أَمَّا يُشۡرِكُونَ در سورۀ النَّمل.

چنان‌که ابدال و تسهیل از دیدگاه سایر قاریان در این مواضع جایز است، و ابوعَمرو و ابوجعفر این دو شیوه را در ﴿مَا جِئۡتُم بِهِ ٱلسِّحۡرُ در سورۀ یونس اختصاص داده‌اند. بنابر تفصیلی که در کتاب‌های قراءات آمده است.

(ب)- کلمۀ (ضَعۡفٖ) در سورۀ الرُّوم در دو موضع مجرور و در یک موضع منصوب آمده است:

﴿ٱللَّهُ ٱلَّذِي خَلَقَكُم مِّن ضَعۡفٖ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعۡدِ ضَعۡفٖ قُوَّةٗ ثُمَّ جَعَلَ مِنۢ بَعۡدِ قُوَّةٖ ضَعۡفٗا وَشَيۡبَةٗ

برای حفص در این سه موضع دو شیوه جایز است:

شیوۀ اول: مفتوح ‌خواندن ضاد. شیوۀ دوم: مضموم ‌خواندن ضاد.

هر دو شیوه خوانده می‌شوند، اما بهتر است که مفتوح خوانده شود.

(ج)- در کلمۀ (ءَاتَىٰنِۦَ) در سورۀ النَّمل در حالت وقف دو شیوه است:

شیوۀ اول: اثبات یاء ساکن. و شیوۀ دوم: حذف آن با وقف بر نون ساکن.

اما در حالت وصل یاء مفتوح باقی می‌ماند.

(د)- در کلمۀ (سَلَٰسِلَاْ) در سورۀ الإنسان در حالت وقف دو شیوه است:

شیوۀ اول: اثبات الف پایانی. و شیوۀ دوم: حذف آن با وقف بر لام ساکن.

اما در حالت وصل، الف حذف می‌شود.

وجوه مذکور که بنابر روایت حفص بیان شد امام شاطِبی آنها را در قصیده‌ای به نام: «حِرزَ الأمانِی وَوَجهَ التَّهَانِی» شاطِبیّه آورده است.

علاوه بر موارد مذکور، امام حفص سایر مواردی را که اختلافی بوده متناسب با طریقۀ شاطبیّه آورده است.

نشانه‌های وقف

ۘ علامت وقف لازم، مانند: ﴿إِنَّمَا يَسۡتَجِيبُ ٱلَّذِينَ يَسۡمَعُونَۘ وَٱلۡمَوۡتَىٰ يَبۡعَثُهُمُ ٱللَّهُ.

ۚ علامت وقفِ جایز، که وقف ‌کردن و وصل ‌کردن یکسان است، مانند:

﴿نَّحۡنُ نَقُصُّ عَلَيۡكَ نَبَأَهُم بِٱلۡحَقِّۚ إِنَّهُمۡ فِتۡيَةٌ ءَامَنُواْ بِرَبِّهِمۡ.

ۖ علامت وقفِ جایز، ولی وصل‌کردن بهتر است، مانند:

﴿وَإِن يَمۡسَسۡكَ ٱللَّهُ بِضُرّٖ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَۖ وَإِن يَمۡسَسۡكَ بِخَيۡرٖ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ.

ۗ علامت وقف جایز، اما وقف ‌کردن بهتر است، مانند:

﴿قُل رَّبِّيٓ أَعۡلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعۡلَمُهُمۡ إِلَّا قَلِيلٞۗ فَلَا تُمَارِ فِيهِمۡ.

ۛ ۛ علامت وقف معانقه، که اگر بر یکی از این دو موضع وقف شود وقف در موضع دیگر صحیح نیست. مانند: ﴿ذَٰلِكَ ٱلۡكِتَٰبُ لَا رَيۡبَۛ فِيهِۛ هُدٗى لِّلۡمُتَّقِينَ.

مرکز پژوهش‌های قرآنی تفسیر

مرکزی علمی، وقفی و تخصصی است که مقر آن در شهر ریاض پایتخت کشور عربستان سعودی قرار دارد و به دنبال رشد پژوهش‌های قرآنی در زمینه‌های علمی، آموزشی، فناوری، رسانه‌ای و سازمانی از طریق طرح‌های ممتاز پژوهشی و تحقیقاتی و برنامه‌های رسانه‌ای و دوره‌های آموزشی و همایش‌ها و جلسات و برنامه‌های الکترونیکی است، با تلاش مؤسّسانی که هدفشان کارهای درست و استوار و باکیفیت و پایه‌گزاری پل‌های همکاری و مشارکت با تمام مؤسسات جامعه و سایر افراد و مؤسسات عامل در خدمت قرآن و علوم قرآنی در جهان است. رئیس شورای اداری این مرکز جناب شیخ صالح بن عبدالله بن حمید امام و خطیب مسجد الحرام، عضو شورای علمای عالی‌رتبه (هیئت کبار العلماء) کشور عربستان سعودی، و رئیس مجمع جهانی فقه اسلامی است.

برخی اهداف مرکز:

١. ارتقای سطح پژوهش‌های قرآنی و تبیین چشم‌انداز آیندۀ آن.

٢. توسعۀ محیط‌های آموزشی در زمینۀ پژوهش‌های قرآنی.

٣. نوسازی و توسعۀ ساختار سازمانی مرکز و نشر این فرهنگ میان مؤسسات عامل در این زمینه.

٤. توسعۀ محیط فناوری پشتیبان، و به‌کارگیری آن در زمینۀ پژوهش‌های قرآنی.

٥. به‌کارگیری ابزارهای رسانه‌ای (سنتی و نوین)، و تحکیم مشارکت‌ها و روابط در خدمت پژوهش‌های قرآنی.

آدرس مرکز:

المملكة العربية السعودية، الرياض، حي الغدير - مخرج (٥) طريق الملك عبد العزيز.
ص. ب: ٢٤٢١٩٩ الرمز البريدي: ١١٣٢٢
درگاه الکترونیکی: www.tafsir.net

راه ارتباطی با پروژۀ «المختصر در تفسیر قرآن کریم»
[email protected]
٠٠٩٦٦٥٣٦٣٦٥٥٥٥