 مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ (الزمر / 74), خدا را سپاس مي‌گذاريم كه وعده‌اش دربارة ما راست درآمد و زمين (بهشت را) به ما واگذار كرد و هر جاي بهشت را بخواهيم منزل مي‌كنيم, پس چه نيكوست پاداش عمل كنندگان به فرمان الهي, (شرح و تفسير اين آيه در قسمت آيات خواهد آمد). 

آنگاه در بين ركن و مقام مي‌ايستد و با صداي رسا مي‌گويد: اي نقبا و مردمي كه به من نزديك هستيد, و اي كسانيكه خداوند شما را پيش از ظهور من در روي زمين براي ياري من ذخيره كرده است, براي اطاعت از من به سوي من بيائيد, صداي او به اين افراد ميرسد و آنها در شرق و غرب عالم بعضي در محراب عبادت خوابيده‌اند, و با اين وصف با يك صدا مي‌شنوند و با يك چشم بهم زدن در ميان ركن و مقام نزد او خواهند بود. سپس خداوند به نور دستور مي‌دهد كه بصورت عمودي از زمين تا آسمان جلوه كند و هركه ساكن زمين است از آن نور استفاده كند و نور از ميان خانه‌اش بدرخشد و از اين نور دلهاي مؤمنين مسرور گردد, در حاليكه هنوز آنها نمي‌دانند كه قائم ما اهل بيت ظهور كرده, ولي چون صبح شود همه در برابر قائم خواهند بود آنها سيصد و سيزده مرد بتعداد لشكر پيغمبر در روز جنگ بدر هستند.

مفضل گفت: آقا, آيا آن هفتاد و دو نفر كه با امام حسين در كربلا شهيد شدند هم با آنها ظهور مي‌كنند؟ فرمود: فقط ابا عبد الله حسين بن علي با دوازده هزار نفر از شيعيان امير المؤمنين در حاليكه حضرتش عمامة سياه پوشيده است, ظهور مي‌كند, عرض كردم: آقا, آيا مردم به غير روش و سنت قائم قبل از ظهورش و قيامش با امام حسين بيعت مي‌كنند؟ فرمود: اي مفضل, هر بيعتي قبل از ظهور قائم كفر و نفاق و نيرنگ است, خداوند بيعت كننده و بيعت گيرندگان آنرا لعنت كند, بلكه‌ اي مفضل! تكيه به خانة خدا ميدهد و دستش را دراز مي‌كند و نوري از آن مي‌جهد و مي‌گويد اين دست خدا و از جانب خدا و به امر خداست سپس اين آيه را ميخواند: ﴿إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللهَ يَدُ اللهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى‏ نَفْسِهِ.... الآيَةَ﴾ (الفتح/10) (اي پيامبر) كساني كه با تو بيعت مي‌كنند در حقيقت با خدا بيعت مي‌كنند, دست خدا بالاي دستهاي آنهاست, پس هركس آن بيعت را بشكند, كاري به زيان خود كرده است, اول, كسي كه دست او را مي‌بوسد, جبرئيل است و سپس ساير فرشتگان و نجباء من و بعد از آنها نقبا با وي متابعت مي‌كنند: مردم در مكه فرياد مي‌زنند و مي‌گويند: اين مرد كيست و اين جماعت كه با او هستند, كيانند و اين علامت كه ديشب ديديم و نظيرش ديده نشده چيست؟ بعضي به بعض ديگر مي‌گويند: اين مرد همان صاحب بزهاست. عدة ديگر مي‌گويند: نگاه كنيد ببينيد كسي از همراهان او را مي‌شناسيد مردم مي‌گويند: ما جز چهار نفر از مردم مكه و چهار نفر كه از اهل مدينه هستند و فلاني و فلاني مي‌باشند هيچكدام از آنها را نمي‌شناسيم. اين واقعه در آغاز طلوع آفتاب آنروز خواهد بود, موقعيكه آفتاب طالع شود, گوينده‌اي از چشمة خورشيد به زبان عربي فصيح صدا ميزند كه اهل آسمانها و زمين آنرا مي‌شنوند, وي گويد: اي مردم عالم! اين مهدي آل محمد است و او را با نام و كنية جدش پيغمبر ميخواند و به پدرش حسن امام يازدهم به حسين بن علي نسبت مي‌دهد. آنگاه گوينده‌اي مي‌گويد: با وي بيعت كنيد كه رستگار ميشويد و مخالفت امر او ننمائيد كه گمراه خواهيد شد. پس به ترتيب فرشتگان و جن و نقباء دست او را مي‌بوسند و مي‌گويند: شنيديم و اطاعت مي‌كنيم, هيچ صاحب روحي در ميان مخلوق خدا نميداند جز اينكه آن صدا را مي‌شنود, و كسانيكه در جاهاي دور و نزديك و دريا و خشكي مي‌باشند مي‌آيند و براي يكديگر نقل مي‌كنند كه با گوش خود چنين صدائي را شنيديم. هنگاميكه آفتاب خواست غروب كند, كسي از سمت مغرب زمين فرياد مي‌زند, اي مردم دنيا! خداوند شما در بيابان خشكي از سرزمين فلسطين بنام عثمان بن عنبثة اموى از اولاد يزيد بن معاويه, ظهور كرده, برويد و با او بيعت كنيد تا رستگار شويد, و با وي سر به مخالفت برنداريد كه گمراه مي‌شويد, در آنوقت فرشتگان و جن و نقباء (پيروان مهدي) گفتة او را رد كرده تكذيب مي‌كنند و به آن گوينده مي‌گويند شنيديم و نافرماني مي‌كنيم, هركس شك و ترديدي به دلش راه يافته باشد و هر منافق و كافري, با اين صداي دوم گمراه مي‌گردد, در آنوقت آقاي ما قائم تكيه به خانة خدا مي‌دهد و مي‌گويد: ألا اي اهل عالم, هركس ميخواهد آدم و شيث را ببيند, بداند كه من همان آدم و شيث هستم, هركس ميخواهد, نوح و پسرش سام را بنگرد, بداند كه من همان نوح و سام مي‌باشد, هركس ميخواهد ابراهيم و اسماعيل را ببيند, بداند, من همان ابراهيم و اسماعيل هستم, هركس ميخواهد موسى و يوشع را ببيند, بداند كه من همان موسى و يوشع هستم, هركس ميخواهد عيسى و شمعون را ببيند, بداند كه من همان عيسى و شمعون هستم, هركس ميخواهد محمد و امير المؤمنين را ببيند بداند كه من همان محمد و علي هستم, هركس ميخواهد حسن و حسين را ببيند بداند كه من همان حسن و حسين مي‌باشم, هركس ميخواهد امامان اولاد حسين را ببيند, بداند كه من همان ائمه اظهار هستم, دعوت مرا بپذيريد و به نزد من جمع شويد كه هر چه خواهيد به شما اطلاع دهم, هركس كتابهاي آسماني و صحف إلهي را خوانده است, اينك از من مي‌شنود, آنگاه شروع مي‌كند به قرائت صحفي كه خداوند بر آدم و شيث عليهما السلام نازل فرمود, پيروان آدم و شيث مي‌گويند: به خدا قسم اين صحف حقيقي آدم و شيث است, اين مرد آنچه را ما از صحف آدم و شيث نمي‌دانستيم و بر ما پوشيده بود و يا از آن افتاده بود و يا تبديل و تحريف شده بود, به ما ياد مي‌دهد, سپس صحف نوح و ابراهيم و تورات و انجيل و زبور را ميخواند, پيروان تورات و انجيل و زبور مي‌گويند: بخدا قسم! اين همان صحف حقيقي نوح و ابراهيم است كه چيزي او آن سقط نشده و تبديل و تحريف نگرديده, بخدا قسم, تورات جامع و زبور تمام و انجيل كامل همين است و اين بيش از كتب مزبوره‌اي است كه آنرا خوانده‌ايم, سپس قرآن مي‌خواند, مسلمانان مي‌گويند: بخدا قسم اين همان قرآن حقيقي است كه خداوند بر پيغمبر نازل كرده است, چيزي از آن كم نشده و تحريف و تبديل نگرديده‌است.

آنگاه دابة الارض در بين ركن و مقام ظاهر مي‌شود و در صورت مؤمنين كلمة «مؤمن» و در صورت كافران كلمة «كافر» را مي‌نويسد. سپس مردي كه صورتش به عقب و پشتش به سينه برگشته است, به نزد قائم آمده جلوي او مي‌ايستد و مي‌گويد: آقا, من بشر هستم, يكي از فرشتگان به من دستور داده كه به خدمت شما برسم و نابودي لشكر سفياني را در بيابان مكه و مدينه به شما اطلاع دهم, قائم به وي مي‌گويد: داستان خود و برادرت را شرح بده, آنمرد مي‌گويد: من با برادرم در لشكر سفياني بوديم, از دمشق تا زوراء هرجا آبادي بود ويران ساختيم, و به حال خراب گذاشتيم, سپس كوفه و مدينه را نيز خراب كرديم و منبر پيغمبر را شكستيم و قاطران خود را در مسجد بس