ًا وَقَالَتْ: فِي هَذَا نُزِعَ رُوحُ النَّبِيِّ (ص). وَفِي رِوَايَةٍ: أَنَّهَا أَخْرَجَتْ إِلَيْنَا عَائِشَةُ إِزَارًا غَلِيظًا مِمَّا يُصْنَعُ بِالْيَمَنِ وَكِسَاءً مِنْ هَذِهِ الَّتِي يَدْعُونَهَا الْمُلَبَّدَةَ.(2) 
 ترجمه: از عايشه(رض)روايت است كه ايشان چادر كلفتي را بيرون آورد و گفت: روح نبي اكرم(ص) در اين چادر، از او جدا شد. و در روايتي ديگر، چنين آمده است كه عايشه(رض) ازار كلفتي را كه در يمن ساخته مي شود و     چادري را كه مردم به آن «ملبَّد» مي گويند، بيرون آورد. (و گفت: روح رسول خدا(ص)  در اين ها از او جدا شد).
و درصحیح امام مسلم رحمه الله نیز آمده است که: اسماء دختر ابوبکرصدیق (رض) جبه ای سیاه را آورد و گفت:« هذه کانت عند عائشه حتی قبضت، فلما قبضت قبضتها، و کان النبی(ص) یلبسها، فنحن نغسلها للمرضی یستشفی بها»(3)  یعنی: ابن جبه نزد عائشه بود تا اینکه فوت نمود، پس وقتی که فوت کرد آنرا از او گرفتم، و پیامبر(ص) آن را می پوشید پس ما آن را برای مریض می شستیم تا بدان شفا یابد.
--------------------------------------------------
1) بخارى:3107.
2) بخارى:3108.
3) صحیح مسلم 3/1641. علاوه بر صحابه (رض)، تبرک بعضی از تابعین رحمهم الله به آثار باقیمانده از پیامبر(ص) ،نیز نقل شده است. اکنون نمونه هایی از تبرک آنها به آثار پیامبر(ص) ذکرمی کنیم:
-	حرص تابعین برای نگهداری موی پیامبر(ص) (برای تبرک به آن) که نزد بعضی ازصحابه نگهداری می شد.
از ابن سیرین تابعی رحمه الله روایت شده است که گفت:قلت لعبیدة:« عندنا من شعر النبی(ص)،اصبناه من قبل انس،او من قبل اهل انس»،فقال:«لان تکون عندي شعرة منه احب الی من الدنیا و ما فیها»(1) 
یعنی: به عبیده(2)  گفتم:مقداری از موی پیامبر(ص) نزدماست که از انس یا خانواده انس به ما رسیده است.عبیده گفت:اگر تنها یک موی ایشان برای خود داشته باشم برایم از دنیا و آنچه که در آنست محبوبتر است.
- و از عثمان بن عبدالله بن موهب رحمه الله(3)  روایت شده است که گفت:« ارسلنی اهلی الی ام سلمة- زوج النبی(ص) – بقدح من ماء...فیه شعر من شعر النبی(ص)،و کان اذا اصاب الانسان عین او شی ء بعث الیها مخضبه(4) ...»(5)  
یعنی:خانواده ام مرا با کاسه ای از آب نزد ام سلمه همسر پیامبر(ص) فرستادند... (ام سلمه) مویی از موهای پیامبر(ص) در آن(ظرف آب گذاشته) بود،(زیرا) هرگاه شخصی دچار چشم زدگی یا چیز دیگر می شد، ظرف بزرگی را برای (ام سلمه) می فرستاد.
 ابن حجر رحمه الله درشرح این حدیث می فرماید:" منظور آن است که هرگاه کسی ازدردی شکایت می کرد ظرف آبی را نزد ام سلمه می فرستاد تا در آن مقداری ازموی پیامبر(ص) قرار دهد و در آن شست وشو نماید، و سپس آن را بازگردانده ،و صاحب ظرف می نوشید ویا خود را با آن می شست تا از بدان شفا یابد و برکات آن به وی برسد»(6)  

-	تابعین رحمهم الله با نوشیدن آب در ظرف پیامبر(ص)تبرک می جستند.
-	امام بخاری حدیثی را از ابی حازم(7)  رحمه الله نقل می کند که: عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍس قَالَ: أتى النَّبِيُّ(ص) سَقِيفَةَ بَنِي سَاعِدَةَ، فَقَالَ: «اسْقِنَا يَا سَهْلُ». فَسْقَيْتُهُمْ فِي قَدَحِ. قَالَ الرَّاوِي: فَأَخْرَجَ لَنَا سَهْلٌ ذَلِكَ الْقَدَحَ فَشَرِبْنَا مِنْهُ، ثُمَّ اسْتَوْهَبَهُ عُمَرُ بْنُ عَبْدِالْعَزِيزِ بَعْدَ ذَلِكَ، فَوَهَبَهُ لَهُ.(8) 
ترجمه: سهل بن سعد(رض) مي گويد: نبي اكرم(ص) به سقيفه بني ساعده آمد و فرمود: «اي سهل! به ما آب بده». پس من در ليواني، به ايشان، آب دادم.
راوي (ابی حازم)مي گويد: سپس سهل آن ليوان را بيرون آورد و ما نيز در آن، آب نوشيديم. سرانجام، عمر بن عبدالعزيز از او خواست تا آن ليوان را به او ببخشد. سهل هم آنرا به او بخشيد.
و در جایی دیگر (امام بخاری) ازعاصم الاحول(9)  رحمه الله در مورد لیوان پیامبر(ص) که نزد انس بن مالک(رض)نگهداری می شد،نقل می کند که:«رأیت القدح وشربت فیه»(10)  یعنی: آن کاسه را دیده و از آن آب نوشیدم.
-----------------------------------------------
1) صحیح بخاری (1/50).
2) عبیدة بن عمرو السلماني المرادی  کوفی که بعد از وفات پیامبرع اسلام آوردند و در سال 72 قمری فوت کردند.(تهذیب التهذیب 7/84.)
3) تابعی  اهل مدینه که در عراق ساکن بود و در سال 160 قمری وفات کردند.(تهذیب التهذیب 7/132).
4) لگن بزرگی که لباس را در آن می شویند.
5) صحیح بخاری 7/57 .
6) فتح الباری 10/353.
7) سلمة بن دینار ابو حازم متوفی 140قمری.(تهذیب التهذیب 4/134).
8) بخارى:5637.
9) عاصم بن سلیمان الاحوال متوفی 142 قمری(تهذیب التهذیب 5/42).
10) صحیخ بخاری4/46.حکم تبرک به آثار باقیمانده از پیامبر(ص) در زمان حال نیز مشروع می باشد و این مشروعیت فقط مختص صحابه و تابعین نمی باشد ،چرا که برکت آثار پیامبر(ص) باقی است و با مرور زمان این برکت ازبین نمی رود. بنابراین ما نیز می توانیم بدان آثار تبرک کنیم. ولی آنچه که مورد سوال واقع می شود، اینست که ؛آیا آثار پیامبر(ص)درعصر حاضر باقی مانده اند تا بدانها تبرک جست؟
قبل از جواب این پرسش لازمست چند نکته را متذکر شویم:
-	اولا آثاری که بعد ازفوت پیامبر(ص) ازایشان به جای مانده است، کم هستند. چنان که درصحیح بخاری ازعمروبن الحارث(رض) آمده است که گفت: مَا تَرَكَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عِنْدَ مَوْتِهِ دِرْهَمًا وَلا دِينَارًا وَلا عَبْدًا وَلا أَمَةً وَلا شَيْئًا إِلاَّ بَغْلَتَهُ الْبَيْضَاءَ وَسِلاحَهُ وَأَرْضًا جَعَلَهَا صَدَقَةً».(1)   یعنی: رسول الله(ص) هنگام وفاتش، نه درهم و ديناري، نه غلام و كنيزي و نه چيز ديگري، از خود بجا گذاشت. فقط قاطر سفيد و اسلحه اش و زميني كه آنرا هم صدقه كرده بود، از وي باقي ماند. و شکی نیست که این حدیث دلالت بر کم بودن ادواتی است که از پیامبر(ص) بجای مانده است. 
-	ثانیا خبرهای متعددی بعد ازعصر صحابه و تابعین رضی الله عنهم وجود دارد مبنی بر تبرک بعضی از خلفا و علما و صالحان به آثار پیامبر(ص) (2)  هر چند بعضی ازاین اخبار صحیح نیستند(3)  .
-	ثالثا بسیاری از آثار پیامبر(ص) در طی ایام و قرون به سبب جنگها و فتنه ها ازبین رفته اند؛ ازجمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
 1- درصحیح بخاری ومسلم ازعبدالله بن عمر(رض)آمده است که گفت:« اتخذ رسول الله(ص) خاتما من ورق،فکان فی یده،ثم کان فی ید ابی بکر،ثم کان فی ید عمر،ثم کان فی ید عثمان،حتی وقع منه فی بئر أریس ،نقشه – محمد رسول الله-»(4)  
یعنی:رسول الله(ص) انگشتری از نقره برای خود ساختند- که نقش محمد رسول الله بر آن بود- سپس آن انگشتری را در دستان(مبارک) خود گذاشتند،سپس (بعد از وفات پیامبر) در دستان ابوبکر بود و بعد از آن در دستهای عمر و عثمان بود،تا اینکه در زمان عثمان در چاه اریس(5)  افتاد.
2- ازبین رفتن عبا و عصای پیامبر(ص) در آخر خلافت عباسی به دلیل آتش زدن بغداد توسط تاتار.(6) 
 3- انتقال کفشهای منسوب به پیامبر(ص) به دمشق درسال803 ه.ق به دلیل فتنه تیمورلنگ.(7) 
4- وصیت نمودن کسانیکه یکی از آن آثار را نزد خود داشتند، به اینکه ؛بعد از مرگشان وی را با آن کفن کنند (8)   - اگر از جنس پارچه بود - و یا با او دفن کنند، مثل کسی که موی 