ز صحابه و سلف صالحب ودند و در جهان اسلام رجالی به پا خاست که تاریخ با نام‌شان آراسته است.
مسلمانان با وجود انحراف از عملکرد و رفتار نخستین و روش نمونه‌ی خویش نسبت به ملت‌های جاهلی موجود نزدیکترین ملت به شیوه‌ی انبیا و اطاعت از خدا بودند، به همین دلیل وجودشان و وجود دولت‌شان سدی محکم در برابر انتشار و رشد جاهلیت بود، با وجود کاستی‌ها و نقایصی که داشتند، بزرگترین قدرت در جهان بودند که دولت‌ها همواره از آنها بیمناک بودند و حساب می‌بردند.

فروریزی بنای شکوهمند قدرت اسلامی
بدون این که بیگانگان پی ببرند، این قدرت بزرگ داشت ضعیف می‌شد، تا این که سرانجام در قرن هفتم شوکت مسلمانان درهم شکست و هنگامی که مغولان حکومت خوارزمشاه آخرین امپراتوری اسلامی را ویران نمودند و بغداد به تصرف‌شان درآمد، شبح خوفناک از بین رفت و مترسک به زمین افتاد، آنگاه بود که پرندگان و درندگان بر کشت و زراعت هجوم آوردند و مردمان علیه مسلمانان جسور و گستاخ شدند.
مغولان میراث مسلمانان را تصرف کردند و در زمامداری جانشین آنان شدند، برای نگون‌بختی و بیچارگی بشر و تباهی جهان همین بس که رهبری جهان را ملتی نادان و وحشی و فاقد دین، دانش، فرهنگ به دست گیرد.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:128.txt">عثمانیان در عرصه‌ی تاریخ</a><a class="text" href="w:text:129.txt">برتری محمد فاتح در فنون نظامی</a><a class="text" href="w:text:130.txt">ویژگی‌ها و خصوصیات ملت ترک</a><a class="text" href="w:text:131.txt">انحطاط ترک‌ها در اخلاق و ایستایی آنان در علم و فنون نظامی</a><a class="text" href="w:text:132.txt">رکود علمی در ترکیه</a><a class="text" href="w:text:133.txt">انحطاط گسترده‌ی علمی و فکری</a><a class="text" href="w:text:134.txt">معاصران عثمانیان در شرق</a><a class="text" href="w:text:135.txt">نوزایی اروپا و حرکت شتابان آن در صنعت و علوم طبیعی</a><a class="text" href="w:text:136.txt">واپس‌ماندگی مسلمانان در امور زندگی</a><a class="text" href="w:text:137.txt">واپس‌ماندگی مسلمانان در فنون نظامی</a><a class="text" href="w:text:138.txt">خلأیی که امپراتوری عثمانی بر جای گذاشت</a></body></html>عثمانیان در عرصه‌ی تاریخ
در این زمان ترکان عثمانی در عرصه‌ی تاریخ ظهور کردند، محمد بن مراد دوم در سن 24 سالگی قسطنطنیه، پایتخت مقتدر دولت‌های روم را در سال (857 هـ 1453 م) فتح کرد، با این فتح مسلمانان باری یدگر امیدوار شدند و آرزو در دل‌هایشان زنده شد، ترکان و در رأس‌شان عثمانیان در رهبری امت اسلام و بازپس‌گرداندن قدرت و جایگاه مسلمانان در جهان مورد اعتماد بودند، فتح قسطنطنیه توسط آنها که هشت قرن کامل( ) در برابر مسلمانان سرسختی می‌کرد، دلیل شایستگی و قدرت، رسیدن به درجه‌ی اجتهاد در فنون نظامی و فرماندهی صحیح نظامی، برتی در تجهیزات جنگی ملت‌های معاصر و بهره‌گیری از نیروی علم و عمل در وظیفه‌ی‌شان بود. تمام آنچه ذکر شد مواردی است که هرگز امت از آنها بی‌نیاز نیست.

برتری محمد فاتح در فنون نظامی
چنانچه دریبر می‌گوید: محمد فاتح با علوم ریاضی آشنایی داشت و به خوبی می‌دانست که چگونه آنها را بر فنون نظامی منطبق کند، به همین جهت آمادگی لازم را برای این فتح تدارک دید و از تمام تجهیزات جنگی موجود در آن زمان استفاده کرد.
بارون کارادووکس (Baron carra de vaux) در جلدو اول کتاب اندیشه‌وران مسلمان در ذیل شرح حال محمد فاتح می‌گوید:
«این فتح به صورت اتفاقی یا به علت ضعف دولت روم، برای محمد فاتح تحقق یافت، بلکه سلطان مزبور تدابیر لازم را از قبیل برای آن چیده بود و تمام توانایی‌های علمی موجود در آن زمان را به کار گرفت، توپ‌اندازها در آن زمان تازه به صحنه آمده بودند، وی به ساختنِ بزرگترین توپ‌اندازها پرداخت، به این منظور کارشناسی قوی را انتخاب کرد، وی توپ‌اندازی ساخت که وزن گلوله اش 300 کیلو و مسافت پرتابش بیش از یک میل بود، می‌گویند برای کشاندنِ این توپ حدود 700 نفر لازم بود، پرکردنش نیز 2 ساعت وقت می‌گرفت، هنگامی که محمد فاتح به فتح قسطنطنیه رهسپار شد، 000/300 سرباز در رکابش بود و توپ‌انداز غول‌پیکر را همراه داشت، ناوگان دریایی اش جهت محاصره‌ی قسطنطنیه از طریق دریا حامل 120 کشتی بود، او بود که با ابتکارش کشتی را در خشکی روی چوپ‌های لغزان شده با روغن به حرکت درآورد( ).

سرگذشت کتاب به قلم نویسنده
الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على رسوله الأمين وعلى آله وصحبه أجمعين ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين
باری، شاید تعداد زیادی از خوانندگان اطلاع نداشته باشند که این کتاب نختین تأۀیف و نقطه‌ی آغاز آثار قلمی من بوده است، زمانی دست به نگارش این کتاب زدم که تازه سن سی‌سالگی را پشت سر گذاشته بودم( ).
یقیناً کتاب به مراتب مهم‌تر از آن بود که فردی چون من در چنین سنی، در کشوری دور از مرکز ادبیات و فرهنگ زبان عربی، به تألیف آن اقدام نماید؛ زیرا من در هند به دنیا آمده بودم، در هند بزرگ شده بودم و در هند تحصیلاتم را سپری نموده بودم و تا آن وقت به هیچ سفری خارج از هند موفق نشده بودم. نخستین سفر مبارکی که خداوند به من توفیقش را عنایت فرمود، سفر ادای فریضه‌ی حج بود که سه سال بعد از تألیف کتاب در سال 1366 هـ. (1947 م) انجام گرفت. در حقیقت تألیف این کتاب یک تهور علمی بود که من نه نامزد آن بودم و نه هم آمادگی قبلی اش را داشتم، پرداختن من به چنین موضوعی نوعی جسارت بود و شایسته بود این موضوع با قلمی رساتر از قلم من و با اندیشه و تجربه‌ای وسیع‌تر و طولانی‌تر از اندیشه و تجربه‌ی من بررسی شود، اما آنچه را خداوند متعال بخواهد، ناگزیر همان می‌شود.
در درونم رغبتی مبهم و سمج احساس می‌کردم و نمی‌توانستم برآن چیره شوم، گویی فردی داشت برای تألیف این موضوع وادارم می‌کرد. اگر از خردم نظرخواهی می‌کردم و بر تجارب، توانایی‌ها و کفایت‌هایی که نویسندگان دارند اعتماد می‌کردم، حتماً از اقدام به چنین عملی خودداری می‌کردم و به کلی از چنین اندیشه‌ای منصرف می‌شدم، شاید اگر موضوع را با یکی از علمای اندیشمند و نویسندگان بزرگوار در میان می‌گذاشتم، قطعاً پیشنهاد می‌کرد که از فرورفتن در چنین کارزاری علمی و فکری خودداری کنم، اما خیر این بود که با کسی تبادل نظر نکردم. علامه اقبال (رح)  می‌گوید:
«خیر در این نیست که همواره با عقلت مشورت کنی، در بعضی از موارد عقل را کنار بگذار؛ زیرا عقل در صحنه‌های خطرناک، ترس و خوف را مجسم می‌گرداند و در تجارب تلخ، مشورت اجتناب می‌دهد».
منابع عربی که در این موضوع باید مورد توجه قرار می‌گرفتند، بسیار نادر و اندک بودند، زیرا آن برهه از تاریخ، تقریباً با جنگ جهانی دوم نزدیک بود و روابط هند با کشورهای عربی تا حدودی از هم گسسته بود، واردات هند از منابع علمی، تاریخی و فرهنگی موجود در کشورهای عربی به ویژه مصر، بسیار اندک بود، البته منابع علمی به زبان‌های انگلیسی و اردو فراوان وجود داشت و در اختیارم بود. لکهنو، شهر علم و فرهنگ، کتابخانه‌هایی غنی داشت، در این کتابخانه‌ها جدی