آنها را شفعاء برای پرستندگانشان بگو و ما هم تو را و پروردگارت را رها می‌کنیم. این سخن بر رسول خدا(ص) سخت آمد و این آیه نازل شد که کافران و منافقان را اطاعت مکن زیرا عبدالله بن أبی نیز با کفار همراه بود و او از منافقان بود. ممقانی در کتاب مقباس الهدایه (ص 89) از حضرت صادق(ع) روایت کرده که آن حضرت گفت: «ما أنزل الله سبحانه آیة في المنافقین إلا و هي فیمن ینتحل التشیع». یعنی، خدای تعالی نازل ننموده آیه‌ای را در حق منافقین مگر اینکه همان آیه دربارة کسانی است که تشیع را بخود بسته‌اند! آیه 4 الی 5
متن آیه:
مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَينِ فِي جَوْفِهِ وَمَا جَعَلَ أَزْوَاجَكُمُ اللَّائِي تُظَاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهَاتِكُمْ وَمَا جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يقُولُ الْحَقَّ وَهُوَ يهْدِي السَّبِيلَ(الأحزاب/4) ادْعُوهُمْ لِآبَائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبَاءَهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَمَوَالِيكُمْ وَلَيسَ عَلَيكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَلَكِنْ مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا(الأحزاب/5)
ترجمه: خدا برای هیچ مردی در اندرون وی دو دل ننهاده و زوجاتی را که ظهارشان می‌کنید مادرتان قرار نداده و پسر خوانده‌های شما را فرزندانتان قرار نداده این گفتار شما به زبانتان است و خدای درست می‌گوید و او به راه راست هدایت می‌کند(4) پسر خوانده‌ها را بنام پدرانشان بخوانید این به عدالت نزدیکتر است اگر پدرانشان را نمی‌شناسید پس برادران دینی شما و موالی شمایند و بر شما باکی نیست در آنچه بخطا مرتکب شده‌اید ولیکن آنچه را دلهایتان عمدا بیاورد (مؤاخذه دارد) و خدا آمرزندة رحیم است(5). 
نکات: مقصود از مِنْ قَلْبَينِ فِي جَوْفِهِ رد مدعیان است که ادعا می‌کردند در بدن أبی معمر جمیل بن معمر الفهری دو قلب است، و چون او مرد زیرکی بود و هر چه می‌شنید حفظ می‌داشت و خود مدعی بود که مرا دو قلب است و هر یک از آنها درکش بهتر از عقل محمد است، پس قریش او را ذو القلبین می‌گفتند، تا اینکه روز جنگ شد و این مرد در جنگ شرکت کرد، چون مشرکین شکست خورده فرار نمودند او نیز فرار کرد در حالی که یک نعلین او در پایش و یکی از نعلین او در دستش بود، أبو سفیان به او گفت: چه شده که یکی از دو نعل در پا و دیگری بدستت می‌باشد؟ أبو معمر گفت: متوجه نبودم و خیال کردم هر دو در پایم می‌باشد. و جملة: وَمَا جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ رد سنت جاهلیت است که فرزند خوانده را فرزند حقیقی می‌گرفتند چنانکه شرح آن در ذیل آیة 36 تا 38 همین سوره خواهد آمد. و جملة: وَلَيسَ عَلَيكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُمْ بِهِ  اشاره به قانونی است برای عدم مؤاخذه و عدم عذاب إلهی در موارد خطا. آیه 6
متن آیه:
النَّبِي أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيائِكُمْ مَعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا
ترجمه: این پیامبر سزاوارتر به مؤمنین است از خودشان و زوجات او مادران ایشانند و صاحبان رحم بعضی از ایشان سزاوارتر به بعض دیگرند در کتاب خدا از مؤمنین و مهاجرین مگر اینکه نسبت به دوستان خود نیکی کنید که این در کتاب خدا بقلم رفته است(6). 
نکات: پیغمبر أَوْلَى هست به مؤمنین یعنی أمر و نهی او مقدّم بر أمر و نهی خودشان است و اطاعت او از اطاعت دیگران مقدّم است، و در حفظ نفس جان او مقدّم است بر حفظ دیگران. ولی باید دانست که النَّبِي أَوْلَى تعلیق حکم بر وصف نبوّت است، و غیر نبی ولایت ندارد زیرا غیر نبی نبی نیست، بنابراین ولایت و یا أولویّت امام و یا فقیه مدرک قرآنی ندارد. و بعلاوه همسران پیغمبر(ص) را مادرِ مؤمنین خوانده در صورتی که همسران غیر پیغمبر چنین حکمی ندارند. و باضافه أولویّت رسول موجب سلبِ ولایتِ مؤمنین بر خودشان نمی‌شود ولی ولایتِ دیگران موجب سلبِ ولایت مؤمنین بر خودشان است. و مقصود از وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ ... این است که توارث خویشاوندان نسخ نموده توارث به هجرت و أخوّت را. چون قبل از نزول این آیه توارث به هجرت وأخوت بوده است. و مقصود از جملة: إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا... این است که اگر دربارة مؤمنین غیرِ خویشاوند که دوست شمایند وصیّتی کنید اشکالی ندارد. آیه 7 الی 8
متن آیه:
وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنْكَ وَمِنْ نُوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى ابْنِ مَرْيمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا(الأحزاب/7) لِيسْأَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ وَأَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا أَلِيمًا(الأحزاب/8)
ترجمه: و چون پیمان پیامبران را از ایشان گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم و از ایشان پیمان محکمی گرفتیم(7) تا اینکه خدا راستگویان را از صدقشان بپرسد و مهیا کرده برای کفار عذاب دردناکی(8). 
نکات: مقصود از پیمان، پیمان فطری و عقلی است و ممکن است پیمانی باشد که در کتب إلهی وحی به انبیاء شده باشد و خدا با وحی خود از ایشان پیمان گرفته باشد که حقائق را برای مردم بیان کنند، و این امتحانی باشد برای انبیاء که آیا می‌رسانند یا خیر؟ و مقصود لِيسْأَلَ الصَّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِمْ همین است. و ممکن است بگوئیم فرستادن سلطان سفیری را و قبول سفیر آن منصب را خود پیمانی است. و اگر از صدق صادقین سؤال شود که آیا برای خدا راست گفتید و قصدتان خالص بود یا خیر؟ در این صورت پس وای به حال دروغگویان و ریاکاران. آیه 9 الی 11
متن آیه:
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيكُمْ إِذْ جَاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَيهِمْ رِيحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَكَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرًا(الأحزاب/9) إِذْ جَاءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا(الأحزاب/10) هُنَالِكَ ابْتُلِي الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا(الأحزاب/11)
ترجمه: ای مؤمنین نعمت خدا را بر خودتان بیاد آرید آنگاه که سپاهی سوی شما آمد پس بادی و سپاهی که نمی‌دیدید بر ضد آنان فرستادیم و خدا به اعمالی که می‌کردید بینا بود(9) آن دم که از طرف بالایتان و از طرف پائینتان سوی شما آمدند و آن دم که دیدگان خیره گشت و جان‌ها به گلوگاه‌ها رسید و به خدا گمان‌های گوناگون بردید(10) در آن هنگام مؤمنان امتحان شدند و به تزلزلی سخت دچار گشتند(11). 
نکات: این آیات راجع به جنگ احزاب است و شرح آن ا