امام را عروة نامیده‌اند برخلاف قرآن می‌باشد بلکه هر امامی خود متمسک به این عروة باید باشد. آیه 25 الی 28
متن آیه:
وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يعْلَمُونَ(لقمان/25) لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِي الْحَمِيدُ(لقمان/26) وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ(لقمان/27) مَا خَلْقُكُمْ وَلَا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ(لقمان/28)
ترجمه: و اگر از مشرکین بپرسی آسمان‌ها و زمین را که خلق کرده محققا بگویند خدا، بگو پس ستایش و حمد مخصوص چنین خدائی است ولی بیشترشان نمی‌دانند(25) خاص خداست آنچه در آسمان‌ها و زمین است زیرا فقط خدا غنی و ستوده است(26) و اگر همة درختان که در زمین هست قلم شود و دریا آن را مدد رساند و پس از آن هفت دریا دیگر مرکب شوند کلمات خدا تمام نگردد زیرا خدا عزیز حکیم است(27) خلقت شما و از نو زنده کردنتان جز بمانند خلقت یک نفسی نیست، براستی که خدا شنوای بیناست(28). 
نکات: جملة: لَيقُولُنَّ اللَّهُ دلالت دارد که مشرکین خدا را خالق و مدبر می‌دانستند ولی بتها را نیز مظاهر اولیا دانسته واسطه و شفیع می‌نمودند. مفسرین در اینکه كَلِمَاتُ اللَّهِ چیست باختلاف نوشته‌اند. می‌توان گفت: کلمات خدا همان فرمان‌های تکوینی یعنی مخلوقات تکوینی و فرمان‌های تشریعی، یعنی قوانین تکوینی و تشریعی است. و مقصود از جملة: إِلَّا كَنَفْسٍ وَاحِدَةٍ این است که بر خدا مشکل نیست. آیه 29 الی 31
متن آیه:
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يولِجُ اللَّيلَ فِي النَّهَارِ وَيولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يجْرِي إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَأَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ(لقمان/29) ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِي الْكَبِيرُ(لقمان/30) أَلَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيرِيكُمْ مِنْ آياتِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ(لقمان/31)
ترجمه: آیا ندیدی که خدا شب را به روز می‌برد و روز را به شب در می‌آورد و آفتاب و ماه را مسخر کرده که هر یک بمدت معینی روانند و محققا خدا به اعمالی که می‌کنید آگاه است(29) این اوصاف برای این است که خدا ثابت الوجود است و آنچه را غیر او می‌خوانند باطل است و برای اینکه خدا والا و بزرگ است(30) آیا ندیدی که کشتی در دریا بنعمت خدا روان است تا اینکه بعضی از آیات خود را به شما بنمایاند براستی که در این آیاتی است برای هر صبور شکرگزاری(31). 
نکات: کلمة الْحَقُّ در لغت بمعنی ثبت نیز می‌باشد و چون خداوند ثابت الوجود است که متکلمین او را واجب الوجود می‌خوانند یعنی دائم الوجود که هستی عارض او نشده بلکه هستی او ذاتی است، و او حق و سزاوار پرستش است. و جملة: وَأَنَّ مَا يدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْبَاطِلُ دلالت دارد که غیر خدا را نباید خواند و هر چه خوانده شود غیر الله صفات الله را ندارد و نباید کلام خدا را ندیده گرفت. و معنای لا إله إلا الله نیز همین است که جز خدا هیچ معبودی حق و سزاوار پرستش نیست. آیه 32 الی 33
متن آیه:
وَإِذَا غَشِيهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمَا يجْحَدُ بِآياتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ(لقمان/32) يا أَيهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يوْمًا لَا يجْزِي وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَيئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَلَا يغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ(لقمان/33)
ترجمه: و چون ایشان را موجی مانند سایه بپوشاند خدا را با خلوص بخوانند و دین را خاص او دانند پس چون بسوی خشکی نجاتشان داد پس بعضی از ایشان معتدلند، و به آیات ما انکار نکنند مگر خدعه‌کاران عهد شکن کفران پیشه(32) ای مردم، از پروردگارتان بترسید و از روزی که پدر برای پسر خود کاری نسازد و فرزندی کفایت از پدر خود به هیچ وجه ننماید براستی که وعدة خدا حق است پس شما را زندگی دنیا مغرور نسازد و البته فریبنده بنام خدا شما را مغرور نکند(33). 
نکات: نوشته‌اند آیة 32 دربارة عکرمة بن أبی جهل نازل شد و همین سبب اسلام او شده زیرا چون رسول خدا(ص) مکه را فتح کرد، به هر کس أمان داد جز به چهار نفر که فرمود آنان را بکشید و اگر چه بپردة کعبه چنگ زده باشند: عبدالله بن أخطل و قیس بن صبابة و عبدالله بن سعد بن أبی سرح و عکرمة بن أبی جهل. پس عکرمه فرار کرد و به دریا رفته به کشتی نشست، باد سختی وزید و کشتی متلاطم شد، اهل کشتی به یکدیگر گفتند عقیدة خود را برای خدا خالص گردانید زیرا خدایان دیگر بدرد شما نرسند، و کاری نسازند و بی‌نیاز نکنند، عکرمه گفت: اگر در دریا جز الله نجات نمی‌دهد در خشکی نیز جز خدا مرا نجات ندهد. «اللهم إن لك علی عهدا، إن أنت عافیتنی مما أنا فیه أن آتی محمدا(ص) حتی أضع یدی فی یده...». خدایا عهد کردم که اگر مرا عافیت دهی خدمت محمد(ص) برسم و دستم را در دست او بگذارم. البته او را شخص بخشندة کریمی خواهم یافت، و آمد و مسلمان شد. و مقصود از الْغَرُورُ فریبندگانی هستند که بشر بنام دین فریب می‌دهند و گویند: خدا کریم و رحیم است و یا توبه خواهی کرد. پس به رحمت خدا هم نباید مغرور شد که اگر خدا غفور و رحیم است، عذاب او هم عذاب ألیم است چنان که فرموده: «نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ * وَأَنَّ عَذَابِي هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِيمُ». و یا می‌فرماید: «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ وَأَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ». آيه 124
متن آيه:
وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيتِي قَالَ لَا ينَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ
ترجمه: و چون پروردگار ابراهیم او را به فرمانها ودستوراتی آزمایش نمود واو آنها را انجام داد، خدا فرمود من تو را برای مردم امام قرار دادم، ابراهیم گفت و بعضی از فرزندانم را نیز، خدا فرمود عهد من به ستمگران نمی‌رسد.(124)
نکات: فرمانهای إلهی که ابراهیم به آن آزمایش شده فرمان انفاق مال و جان و اولاد بوده در راه حق: " إن ابراهیم کان من الفتیان لأنه سلم قلبه للایمان، و لسانه للبرهان، و بدنه للنیران، و ولده للقربان، و ماله للضیفان". و لذا خدا او را پیشوای مردم نمود، و به اضافه بر امامت او را اسوه قرار داد ب