لالت دارد بر اینکه نماز نهی می کند و انسان را از کار زشت باز می‌دارد و سبب آن این است که نماز خوان ناچار است که خود را از نجاست و کثافت باز دارد و چون پیشگاه حق می‌خواهد سخن راست بگوید ناچار است از غیر حق مدد نخواهد و غیر خدا را بندگی نکند و إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ را نصب العین قرار دهد و هکذا. بنابراین عبادت حقیقی انسان را از هر منکری باز می‌دارد. پس عباداتی که چنین نیست عبادت حقیقی و واقعی نیست. آيه 118 الي 119
متن آيه:
وَقَالَ الَّذِينَ لَا يعْلَمُونَ لَوْلَا يكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَينَّا الْآياتِ لِقَوْمٍ يوقِنُونَ(البقرة/118) إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ(البقرة/119)
ترجمه: و آنانکه نمی‌دانند گفتند چرا خدای‌تعالی با ما سخن نمی‌گوید و یا چرا برای ما نشانه‌‌ای نمی‌آورد، آنانکه قبل از ایشان بودند همین سخن را گفتند، دلها و درکشان شبیه یکدیگر است، به تحقیق ما آیات را برای اهل یقین بیان کردیم(118) به راستی که ما تو را فرستادیم به حق برای بشارت و انذار و تو مسؤول اهل آتش دوزخ نیستی.(119)
نکات: یکی از اعتراضات کفار این بوده که چرا خدا با ما سخن نمی‌گوید، ویا چرا برای ما معجزاتی نمی‌آورد، معلوم می‌شود، رسول خدا(ص) جز قرآن معجزة دیگری نداشته. وکلمة: (بَشِيرًا وَنَذِيرًا) دلالت دارد که رسول خدا(ص) فقط برای بشارت وانذار آمده، و متصدی کار دیگری از طرف خدا نیست، و خواسته‌های مردم به او مربوط نیست. و اگر کسی کلام خدا را نپذیرد، و رسول او را همه کاره ومدیر جهان بداند رسول خدا(ص) مسؤول گمراهی او نیست.آیه 46 الی 47
متن آیه:
وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِي أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنْزِلَ إِلَينَا وَأُنْزِلَ إِلَيكُمْ وَإِلَهُنَا وَإِلَهُكُمْ وَاحِدٌ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ(العنکبوت/46) وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَا إِلَيكَ الْكِتَابَ فَالَّذِينَ آتَينَاهُمُ الْكِتَابَ يؤْمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَؤُلَاءِ مَنْ يؤْمِنُ بِهِ وَمَا يجْحَدُ بِآياتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ(العنکبوت/47)
ترجمه: و با اهل کتاب مجادله مکنید جز بطریقی که نیکوتر است مگر کسانی از ایشان که ستم کرده باشند و بگوئید به آنچه به ما نازل شده و به آنچه به شما نازل شده ایمان داریم و بگوئید خدای ما و خدای شما یکی است و ما مطیع اوئیم(46) و بدینگونه به سوی تو این کتاب را نازل کردیم پس آنان که به ایشان کتاب داده‌ایم به آن ایمان می‌آورند و بعضی از اینان به آن ایمان می‌آورند و منکر آیات ما نشوند مگر کافران(47). 
نکات: مجادلة بطریق نیکوتر این است که مجادله برای ارشاد و رسانیدن خبر و دفع شر باشد آن هم بنرمی و در مجادله باطلی را تثبیت نکند طبق این آیه با کفار نباید مجادله کرد مگر بأحسن. ولی فِرَق مسلمین زمان ما با برادران دینی خود حاضر نیستند مجادله بأحسن نمایند، و بنرمی بپردازند. حق‌تعالی برای اتحاد و وحدت با اهل کتاب و دفع اختلاف فرموده: وَقُولُوا آمَنَّا بِالَّذِي أُنْزِلَ إِلَينَا وَأُنْزِلَ إِلَيكُمْ، یعنی؛ ما به آنچه خدا به شما داده ایمان داریم، پس نزاعی نداریم. و مقصود از هؤلاء یهود و نصاری و یا مشرکین است. آیه 48 الی 50
متن آیه:
وَمَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ(العنکبوت/48) بَلْ هُوَ آياتٌ بَينَاتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يجْحَدُ بِآياتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ(العنکبوت/49) وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ(العنکبوت/50)
ترجمه: و پیش از نزول قرآن کتاب خوان نبودی و بدست خود کتابی نمی‌نوشتی که اگر می‌نوشتی ابطال گران شک می‌کردند(48) بلکه قرآن آیه‌هائی است روشن در سینه‌های کسانی که دانش داده شده‌اند و جز ستمگران منکر آیات ما نشوند(49) و گفتند: چرا از جانب پروردگارش معجزاتی به او نازل نمی‌شود بگو همانا معجزات نزد خداست و همانا من فقط بیم‌رسانی آشکارم(50). 
نکات: از آیة 48 روشن می‌شود که رسول خدا(ص) امی و بی‌سواد بوده و نمی‌توانسته خط بنویسد و اگر خط می‌نوشت ممکن بود کفار بگویند آیات قرآن را از کتب دیگر فرا گرفته و نوشته و مردم را به شک بیندازند، از این آیه واضح می‌شود کذب آن روایتی که نقل کرده‌اند رسول خدا(ص) در بیماری و حال احتضار خود به اصحابش فرمود: «ایتونی بداوة و قرطاس أکتب لکم»، و عمر مانع شد و گفت: حسبنا کتاب الله! زیرا اگر رسول خدا(ص) می‌نوشت کلام خدا و رسول او نعوذ بالله دروغ می‌گردید. و ما پیرامون این روایت مجعول، توضیحات کافی را در کتاب «رهنمود سنت در رد اهل بدعت» داده‌ایم مراجعه شود.آیه 51 الی 52
متن آیه:
أَوَلَمْ يكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيكَ الْكِتَابَ يتْلَى عَلَيهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَرَحْمَةً وَذِكْرَى لِقَوْمٍ يؤْمِنُونَ(العنکبوت/51) قُلْ كَفَى بِاللَّهِ بَينِي وَبَينَكُمْ شَهِيدًا يعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْبَاطِلِ وَكَفَرُوا بِاللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ(العنکبوت/52)
ترجمه: آیا کفایتشان نیست که ما این کتاب را بر تو نازل کردیم تا بر ایشان تلاوت شود، براستی در این کتاب رحمت و تذکری است برای گروهی که ایمان می‌آورند(51) بگو خدائی که آنچه در آسمان‌ها و زمین است می‌داند برای گواهی بین من و شما کافی است و آنان که باطل ایمان آورده و به خدا کافر شده‌اند آنان خود زیانکارند(52). 
نکات: این آیات دلالت دارد که قرآن برای اثبات نبوت رسول خدا(ص) و برای بیان اصول و فروع دین کافی است. بعضی اشکال کرده‌اند که چون یهود معجزه می‌خواستند خدا در این آیه فرموده که قرآن برای اعجاز کافی است و احتیاجی به معجزة دیگر نیست، پس این آیه در مقام بیان کفایت قرآن از هر جهت نیست بلکه فقط از جهات إعجاز کافی است؟ گوئیم اولا: این سوره در مکه نازل شده و به یهود مربوط نیست. ثانیا: کسی که می‌گوید قرآن برای معجزه کافی است نباید معجزة دیگر برای رسول خدا(ص) ذکر کند و حال آنکه شما معجزات دیگری برای آن حضرت قائلید. ثالثا: آیه اطلاق دارد چنانکه در مقدمة یازدهم این کتاب بیان شد مراجعه شود. و در این آیه کلمة «يتْلَى» مجهول است و می‌رساند که هر کس تلاوت کند کافی است و مخصوص رسول نیست. آیه 53 الی 55
متن آیه:
وَيسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَوْلَا أَجَلٌ مُسَمًّى لَجَاءَهُمُ الْعَذَابُ وَلَيأْتِينَّهُمْ بَغْتَةً وَهُمْ لَا يشْعُرُونَ(العنکبوت/53) يسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ و