َتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ وَهُمْ لَا يشْعُرُونَ(القصص/11)
ترجمه: پس پیروان فرعون موسی را از آب گرفتند تا برای ایشان دشمنی و اندوهی گردد حقا که فرعون و هامان و لشکریانش خطا کار بودند(8) و زن فرعون گفت این طفل نور چشم من و تو و مایة شادی ما است او را مکشید شاید ما را سود دهد یا به فرزندیش بگیریم و ایشان درک نمی‌کردند(9) و دل مادر موسی از صبر تهی گشت محققا نزدیک بود قصه را اظهار کند اگر دل وی را محکم نگه نداشته بودیم تا از مؤمنین باشد(10) و (مادر موسی) به خواهر موسی گفت از پی او برو پس خواهر موسی، موسی را از دور بدید در حالی که خاندان فرعون درک نمی‌کردند(11). 
نکات: مادر موسی بر خدا توکل کرد و موسی را در میان صندوقی گذاشت و در رود نیل افکند، چون صندوق حرکت کرد دل مادر موسی به لرزه و طپش افتاد گویا ریشة جانش قطع می‌شود، خداوند بارادة خود قلب او را بآرامش و صبر نگاه داشت، و گرنه ممکن بود فریاد کشد و خود و شوهر و فرزندش را به کشتن دهد. فرعون کاخی داشت بر لب رود نیل، چون صندوقی را میان آب بدید به مأمورین دستور داد صندوق را از آب گرفتند و به حضور وی آوردند، چون درب صندوق را برداشتند طفل پاکیزة جذابی را دیدند، زن فرعون حضرت آسیه مجذوب آن طفل گردید و گفت: این طفل را نگه‌دار که برای ما فرزندی باشد. از آن طرف خواهر موسی بدنبال صندوق آمد و متوجه شد که مأمورین فرعون طفل را از آب ربودند. آیه 12 الی 13
متن آیه:
وَحَرَّمْنَا عَلَيهِ الْمَرَاضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيتٍ يكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ(القصص/12) فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَي تَقَرَّ عَينُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يعْلَمُونَ(القصص/13)
ترجمه: و شیرهای دایگان را قبلا بر او ناگوار نمودیم پس خواهر موسی گفت: آیا شما را به خانواده‌ای دلالت کنم که برای شما آن طفل را سرپرستی کند و خیرخواه او باشند(12) پس او را بسوی مادرش برگرداندیم تا دیده‌اش روشن گردد و غم نخورد و بداند که وعدة خدا حق است ولیکن بیشترشان نمی‌دانند(13). 
نکات: چون حضرت موسی(ع) بدست فرعونیان افتاد مجذوب او شدند و بنا شد کسی را بیاورند که او را شیر دهد، هر دایه‌ای آمد و شیر به دهان او گذاشت او ننوشید و رو گردانید، خواهر موسی گفت: ما خانواده‌ای سراغ داریم که خیرخواهند برای او، هامان شنید و حدس زد که این دختر باید این طفل و خانوادة او را بشناسد گفت: خیرخواه او برای چه باشند؟ خواهر موسی گفت: خیرخواه فرعونند. و مقصود از وعد الله شاید در خواب از طرف خدا به او وعده داده بودند و شاید در بیداری صدای ملکی را شنیده بود و شاید از پیامبری شنیده بود. آيه 113
متن آيه:
وَقَالَتِ الْيهُودُ لَيسَتِ النَّصَارَى عَلَى شَيءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيسَتِ الْيهُودُ عَلَى شَيءٍ وَهُمْ يتْلُونَ الْكِتَابَ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ لَا يعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ يحْكُمُ بَينَهُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يخْتَلِفُونَ
ترجمه: و یهود گفتند نصاری بر حق نیستند و چیزی ندارند و نصاری گفتند یهود بر حق نیستند و چیزی از هدایت ندارند، و حال آنکه همه أهل کتاب وخوانندة کتابند، افراد نادان نیز همین سخن را گفته‌اند مانند گفتة ایشان، پس خدا حکم می‌کند بین ایشان در روز قیامت در آنچه اختلاف می‌کنند.(113)
نکات: اهل هر مذهبی مذاهب دیگر را باطل می‌داند، چنانکه یهود و نصاری یکدیگر را گمراه می‌دانستند، مانند زمان ما که سنی شیعه را باطل، و شیعه سنی را گمراه می‌داند، و پیروان هر مذهبی برای خوش‌بینی به بزرگان خود، به آنان اعتماد دارند، چون بزرگانشان می‌گویند ما بر حقیم، ایشان باور می‌کنند، ولی انصاف این است که تمام مذاهب باطل و گمراهند جز آنانکه تسلیم أمر خدا و به کتاب او مراجعه کنند.آیه 14 الی 15
متن آیه:
وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَينَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ(القصص/14) وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَينِ يقْتَتِلَانِ هَذَا مِنْ شِيعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ(القصص/15)
ترجمه: و چون به قوت رسید و کمال یافت او را حکم و دانش بدادیم و بدینگونه جزا می‌دهیم نیکوکاران را(14) و هنگام غفلت مردم شهر، وارد شهر شد و در آن شهر دو مرد را دید که قصد کشتن یکدیگر را دارند یکی از پیروان او و آن دیگری از دشمنان او بود آنکه از پیروان او بود بر ضد آنکه دشمن بود او را به فریادرسی خواست، پس موسی مشتی بر او زد که او در گذشت (فوت نمود) موسی گفت این کار از عمل شیطان است که وی دشمنی گمراه‌کنندة آشکار است(15). 
نکات: مقصود از جملة: بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى، همان رسیدن به کمال قوت که سن 18 تا 30 باشد. و جملة آتَينَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا دلالت دارد که در همان سال‌ها که در مصر بوده مقام نبوت عطا شده و کلمة مِنْ شِيعَتِهِ دلالت دارد که همان ایام پیروانی داشته و آن مرد قبطی که به مشت حضرت موسی وفات کرد از کارمندان فرعون بلکه نانوای او بوده است. از آیة بعد استفاده می‌شود که زدن مشت بر قبطی که موجب قبض روح او بشود، جایز نبوده و این عمل را از عمل شیطان دانسته و ممکن است هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيطَانِ برگردد به اقتتال. آیه 16 الی 18
متن آیه:
قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ(القصص/16) قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَي فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِلْمُجْرِمِينَ(القصص/17) فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنْصَرَهُ بِالْأَمْسِ يسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّكَ لَغَوِي مُبِينٌ(القصص/18)
ترجمه: موسی گفت: پروردگارا حقا که من به خود ستم کردم پس مرا بیامرز، پس خدا او را آمرزید زیرا خدا است که آمرزندة رحیم است(16) گفت پروردگارا بپاس این نعمت که مرا دادی هرگز پشتیبان بدکاران نخواهم شد(17) پس در آن شهر در حال ترس شب را به روز آورد و مراقب بود که ناگاه آن که روز پیش از او یاری خواسته بود او را به فریادرسی می‌خواند موسی به وی گفت حقا که تو گمراه آکشاری(18). 
نکات: اگر اسم اشارة هَذَا در آیة قبل به اقتتال برگردد، مقصود این می‌شود که مقاتلة دو نفر با یکدیگر از عمل شیطان است نه مشت زدن موسی، در این صورت معنی ظَلَمْتُ نَفْسِي این است که من به خود ستم کردم که وارد این شهر شدم، بنابراین موسی گناهی مرتکب نشده ولی این معنی خلاف ظاهر است. آیه 19 الی 21
متن آیه:
فَلَمَّا أَنْ أَرَادَ أَنْ يبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَهُمَا قَال