ردی و بگو امید است که پروردگارم مرا به هدایت نزدیکتری هدایت نماید(24) و در غارشان سیصد سال ماندند و نُه سال زیاد کردند(25) بگو خدا داناتر است به آنچه ماندند، مخصوص اوست غیب آسمان‌ها و زمین، او عجیب بینا و شنوائی است، نیست برای ایشان جز او سرپرستی و شریک نمی‌کند در حکم خود احدی را(26). 
نکات: در جملة: تَقُولَنَّ لِشَيءٍ إِنِّي ... یکی از دو چیز باید تقدیر گرفت: «اول: إلا أن تقول إن شاء الله»، یعنی کلمة تقول را مقدر بگیریم و یا جملة: «أن یأذن لك»، که چنین می‌شود: «إلا أن یشاء الله أن یأذن لك». تقدیر اول با مورد نزولی که ذکر کرده‌اند مناسب‌تر است و مورد نزول اینست که چون مشرکین از رسول خدا(ص) از سه چیز سؤال کردند که یکی از آنها قصة اصحاب کهف بود، رسول خدا(ص) فرمود: فردا جواب می‌دهم و إن شاء الله را نگفت، خدا فرموده: مگو چیزی را فردا انجام می‌دهم مگر اینکه بگوئی إن شاء الله. جملة: مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِي، دلالت دارد که سرپرست تکوینی برای آنان جز خدا نبوده. وجملة: وَلَا يشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا دلالت دارد که هیچ کس در صدور حکم با خدا شرکت ندارد نه رسولان إلهی و نه غیر ایشان، پس آنچه عوام می‌گویند: السلام علیك یا شریك القرآن! کفر است. آیه 27 الی 28
متن آیه:
وَاتْلُ مَا أُوحِي إِلَيكَ مِنْ كِتَابِ رَبِّكَ لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا(الکهف/27) وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِي يرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَينَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا(الکهف/28)
ترجمه: و آنچه را به سوی تو وحی شده از کتاب پروردگارت بخوان و در آن تدبر کن، برای کلمات او تبدیل‌کننده نیست، و پناهی جز او هرگز نیابی(27) و خود را نگهدار با آنانکه به صبح و شام پروردگارشان را می‌خوانند و رضای او را می‌خواهند و دو چشمت را از ایشان مگردان در حالی که زینت زندگی دنیا بخواهی و اطاعت مکن از کسی که دل او را از یادمان غافل کردیم و هوای خود را پیروی کرده و کار او زیاده روی است(28). 
نکات: قرائت أعم از تلاوت است، و تلاوت أخص، تلاوت مخصوص به قرائت کتاب خدا و تدبر در آن است. و جملة: لَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ، دلالت دارد که کسی نمی‌تواند کلمات قرآن را تغییر دهد و فرمان‌های إلهی را تبدیل نماید. و جملة: وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا ، دلالت دارد که جز خدا پناهگاه و تکیه‌گاهی نیست. و جملة: وَاصْبِرْ نَفْسَكَ ... تا آخر، راجع به قریش است که مجتمعاً به رسول خدا(ص) گفتند: اگر می‌خواهی ما به تو ایمان آوریم و نزد تو مراوده کنیم، این فقراء را از نزد خودت طرد کن، در این آیه جواب ایشان است که طرد ایشان روا نیست و توجه به کلام قریش خطاست. و مقصود از جملة: أَغْفَلْنَا...؛ «إنا حببنا علیهم الدنیا و انجر ذلك إلی غفلتهم»، و یا: «ترکناهم غافلاً و ترکناهم فی غفلاتهم» می‌باشد. آیه 29 الی 31
متن آیه:
وَقُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يسْتَغِيثُوا يغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا(الکهف/29) إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا(الکهف/30) أُولَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَيلْبَسُونَ ثِيابًا خُضْرًا مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا(الکهف/31)
ترجمه: و بگو: این حق از پروردگار شماست، پس هر کس خواهد ایمان آورد و هر کس خواهد کافر شود، براستی که برای ستمگران آتشی را مهیا کرده‌ایم که سرا پردة آن به ایشان احاطه کرده و اگر فریادرسی بجویند فریادرسی می‌شوند به آبی مانند فلز گداخته که صورت‌ها را بریان کند، بد است آن شراب و بد آرامگاهی است(29) محققا کسانی که ایمان آورده و عمل‌های شایسته انجام داده‌اند در واقع ما أجر آنکه عمل نیک آورد ضایع نمی‌سازیم(30) آنانند که برایشان بهشت‌های همیشگی که از زیرشان نهرها جاری است در آنجا از دستبرنج‌های طلا زیور شوند و از جامه‌های سبز سندس و استبرق می‌پوشند در حالی که بر تخت‌ها تکیه زده‌اند خوب ثوابی است و خوب تکیه‌گاهی(31). 
نکات: جملة: فَمَنْ شَاءَ فَلْيؤْمِنْ ... دلیل بر آزادی و اختیار است. و صیغه‌های فَلْيؤْمِنْ و فَلْيكْفُرْ برای تهدید است نه برای امر تخییری. و مقصود از سُنْدُسٍ دیبای نازکست که از خز می‌بافند و مقصود از إِسْتَبْرَقٍ دیبای کلفت. و فرق بین اریکه و سریر عام و خاص است. زیرا اریکه که جمع آن أرائک است، سریری را می‌گویند: که در حجلة داماد گذارند. آیه 32 الی 44
متن آیه:
وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَينِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَينِ مِنْ أَعْنَابٍ وَحَفَفْنَاهُمَا بِنَخْلٍ وَجَعَلْنَا بَينَهُمَا زَرْعًا(الکهف/32) كِلْتَا الْجَنَّتَينِ آتَتْ أُكُلَهَا وَلَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيئًا وَفَجَّرْنَا خِلَالَهُمَا نَهَرًا(الکهف/33) وَكَانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقَالَ لِصَاحِبِهِ وَهُوَ يحَاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مَالًا وَأَعَزُّ نَفَرًا(الکهف/34) وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هَذِهِ أَبَدًا(الکهف/35) وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِنْ رُدِدْتُ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيرًا مِنْهَا مُنْقَلَبًا(الکهف/36) قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا(الکهف/37) لَكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَدًا(الکهف/38) وَلَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مَالًا وَوَلَدًا(الکهف/39) فَعَسَى رَبِّي أَنْ يؤْتِينِ خَيرًا مِنْ جَنَّتِكَ وَيرْسِلَ عَلَيهَا حُسْبَانًا مِنَ السَّمَاءِ فَتُصْبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا(الکهف/40) أَوْ يصْبِحَ مَاؤُهَا غَوْرًا فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَبًا(الکهف/41) وَأُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يقَلِّبُ كَفَّيهِ عَلَى مَا أَنْفَقَ فِيهَا وَهِي خَاوِيةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَيقُولُ يا لَيتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَدًا(الکهف/42) وَلَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ ينْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مُنْتَصِرًا(الکهف/43) هُنَالِكَ الْوَلَايةُ لِلَّهِ