ه قوانین اسلامی را اجرا کند، در آیة 92 خدا به او می‌فرماید: بگو من مأمورم که قرآن را تلاوت کنم چه شما ایمان بیاورید و یا نیاورید. نویسنده گوید: رسول خدا(ص) در مکه می‌توانست قرآن را بخواند و گوش زد مردم کند ولی زمان ما بسیاری که خود را مروج دین می‌دانند مانع از تلاوت قرآن و بیان حقایق آنند و ما را که حقایق قرآن را بیان و خرافات ضد قرآنی را روشن و بر ملا و آشکار می‌ساختیم و شرکیات و موهومات مذهبی و اهل آن را رسوا می‌نمودیم، کوبیدند و با رشوه، شاه و وزیر و ساواک را با خود همراه نموده و با خرج سه میلیون تومان همین مراجع مذهبی با همدستی جهال و مقلدان خود، مسجد ما را گرفتند و هزاران تهمت به ما زدند و میان عوام نشر دادند. و همین کتاب حاضر را پس از چاپ توقیف کردند تا اینکه شخصی با حذف بعضی از مطالب آن بنام خود چاپ و منتشر نمود و بدون رضایت مؤلف این خلاف را مرتکب شد. پس ما را بجرم بیان حقایق قرآن به زندان بردند و پس از مدتی از ما تعهد گرفتند که مسجد را ترک کنیم و با آوردن عکس شاه و فرح و ولیعهد و چسبانیدن به در و دیوار و زدن طاق نصرت، امامی را از خود بامامت منصوب نمودند و تا مدتی جشن گرفته و در آن مسجد روضه‌خوان‌ها را منبر می‌کردند تا به ما تهمت زده و فحاشی کنند. «و إلی الله المشتکی، و السلام علی من اتبع الهدی». <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1176.txt">آيه 4-1 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1177.txt">آیه 7-5 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1178.txt">آيه 11-8 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1179.txt">آیه 13-12 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1180.txt">آيه 15-14 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1181.txt">آیه 18-16 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1182.txt">آيه 21-19 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1183.txt">آیه 25-22 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1184.txt">آيه 28-26 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1185.txt">آيه 30-29 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1186.txt">آیه 32-31 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1187.txt">آیه 35-33 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1188.txt">آيه 37-36 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1189.txt">آیه 41-38 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1190.txt">آیه 43-42 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1191.txt">آيه 46-44 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1192.txt">آيه 50-47 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1193.txt">آيه 55-51 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1194.txt">آيه 57-56 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1195.txt">آيه 60-58 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1196.txt">آيه 64-61 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1197.txt">آيه 67-65 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1198.txt">آيه 70-68 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1199.txt">آيه 73-71 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1200.txt">آيه 75-74 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1201.txt">آیه 77-76 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1202.txt">آیه 80-78 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1203.txt">آيه 83-81 (القصص)</a><a class="text" href="w:text:1204.txt">آيه 88-84 (القصص)</a></body></html>سورة قصص مکی و دارای 88 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه 1 الی 4
متن آیه:
طسم(القصص/1) تِلْكَ آياتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ(القصص/2) نَتْلُو عَلَيكَ مِنْ نَبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يؤْمِنُونَ(القصص/3) إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيعًا يسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيسْتَحْيي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ(القصص/4)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. طا. سین. میم(1) این آیات کتاب روشن است(2) شمه‌ای از خبر موسی و فرعون را طبق واقع برای قومی که ایمان می‌آورند بر تو تلاوت می‌کنیم(3) فرعون در آن سرزمین برتری جست و مردم آن را شیعه شیعه و دسته دسته کرد که طائفه‌ای از آنان را زبون نماید پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را زنده نگه می‌داشت حقا که او از مفسدین بود(4). 
نکات: الْكِتَابِ الْمُبِينِ دلالت دارد که قرآن روشن و واضح است و آیات آن را می‌توان فهمید. و شیع جمع شیعه است که فرعون سیاست استعماری داشت و مردم را شیعه شیعه یعنی فرقه فرقه و دسته دسته کرد. جمعی شیعة این و جمعی شیعة دیگری بودند و بهمین بهانه اختلاف ایجاد کردند و هر دسته در مقابل دسته‌های دیگر سدی بودند و لذا به تفرقه و فساد مبتلا شدند. و هر أمتی چنین کند چنان خواهد شد و ستمکاران بر آنان فرمانروا شوند، چنانکه گفته‌اند: «فرق تسد» یعنی تفرقه بینداز و سیادت کن. و همین بلا را بر سر مسلمین آوردند. آیه 5 الی 7
متن آیه:
وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ(القصص/5) وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يحْذَرُونَ(القصص/6) وَأَوْحَينَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ(القصص/7)
ترجمه: و می‌خواستیم بر آنان که در آن زمین زبون شده بودند منت گذاریم و ایشان را پیشوایان دیگران قرار دهیم و ایشان را وارث زمین گردانیم(5) و برای ایشان در آن زمین تمکن و استقرارشان دهیم و به فرعون و هامان و لشکریانشان آنچه حذر می‌کردند بنمایانیم(6) و به مادر موسی وحی کردیم که شیرش بده و چون بر او بیمناک شدی به دریا فکنش و نترس و غم مخور که ما او را به تو برگردانیم و از پیامبران قرارش دهیم(7). 
نکات: فرعون در تضعیف بنی اسرائیل می‌کوشید، چون به او گفته بودند طفلی از بنی اسرائیل سلطنت او را بر طرف خواهد کرد و از قدرت خدا غافل بود، حق‌تعالی فرموده ارادة ما این بود که بنی اسرائیل را از زبونی نجات دهیم و ایشان را بر سرزمین فرعون مسلط نمائیم وقدرت خود را به فرعون و فرعونیان بفهمانیم، پس شروع کرده به بیان چگونگی تحقق ارادة خود و قصة موسی و تسلط او بر زمین مصر. ولی عده‌ای از کسانی که به قرآن اعتقاد ندارند و با اخبار مجعوله قرآن را تأویل می‌کنند با اینکه هیچ کس حق تأویل آیات قرآن را ندارد جز خدای تعالی چنانکه در مقدمه ثابت کردیم. ایشان این آیات را تأویل می‌کنند به آمدن فرزندی از نسل رسول خدا(ص) و تسلط بر زمین! در حالی که این آیات صریح است در قدرت نمائی حق در قصة فرعون و حضرت موسی(ع)، چنانکه کلمات «وَنُرِيدُ» و «وَنُمَكِّنَ» و «وَنُرِي فِرْعَوْنَ» همه به صیغة متکلم مع الغیر در پی هم آمده است. آیه 8 الی 11
متن آیه:
فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ(القصص/8) وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَينٍ لِي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَنْ ينْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا يشْعُرُونَ(القصص/9) وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا إِنْ كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَنْ رَبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ(القصص/10) وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُر