د به هیچ قبری طواف کند. و طواف و خواندن مدعو غیبی عبادت است پس اگر مردم مانند زمان ما چنین عباداتی را برای غیر خدا انجام دهند و مثلا غیر خدا را بخوانند و اسم آن را عبادت نگذارند باز عبادت نموده و به شرک وارد شده‌اند. زیرا با نام گذاری، معنی عوض نمی‌شود. در این آیه خدا می‌فرماید؛ تو ای محمد نمی‌شنوانی به مردگان، پس جائی که محمد(ص) نشنواند بطریق اولی دیگری نتواند با مردگان سخن گوید. پس آن کسی که سر قبر انبیاء و اوصیا و یا بزرگان می‌رود و می‌گوید: «السلام علیك أشهد أنك تسمع کلامی و ترد جوابي و تری مقامي»، چنین کسی بر خلاف عقل و بر خلاف قرآن شهادت داده و حال آنکه شهادت به چیزی که نشنیده و ندیده طبق شرع حرام و از گناهان است. و رسول خدا(ص) فرمود: «لعن الله زوارات القبور و المتخذین علیها سرج». و ابو عمرو عامر بن شراحیل متوفای 104 هجری که از علمای بزرگ اسلام بوده و صد و پنجاه نفر صحابة رسول خدا(ص) را دیده و أخذ حدیث نموده مکرر می‌گفت: «لو لا أن رسول الله نهی عن زیارات القبور لزرت قبر النبی». 
بعضی از خرافاتیان گویند: مقصود از جملة: إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى مرده دلان و کفار کوردل می‌باشد که خدا ایشان را تشبیه به مرده کرده، پس مقصود این است که محمد کلام خود را به کفار نمی‌شنواند جواب اینست که این بیان شما بهتر گفتة ما را ثابت می‌کند، زیرا خدا تشبیه کرده مرده دلان را به مردگان حقیقی و اموات در اینکه سخن را نمی‌شنوند، و در هر تشبیهی وجه شبهی لازم است در اینجا وجه شبه؛ نشنیدن سخن است و باید وجه شبه در مشبه‌به اقوی از مشبه باشد مثلا؛ اگر زید را به شیر تشبیه کنیم و بگوئیم زید أسد في الشجاعة، در اینجا وجه شبه که شجاعت است باید در شیر أقوی باشد، یعنی شجاعت شیر مسلم و یقینی باشد تا زید را به او تشبیه کنیم. پس در آیه نشنیدن مردگان حقیقی باید مسلم و یقینی باشد تا خدا مرده دلان را به آنها تشبیه کرده باشد. باضافه خدای تعالی در آیة 22 سورة فاطر فرموده: وَمَا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ ، که در آنجا صریحا فرموده: مَنْ فِي الْقُبُورِ شنوا نیستند و نمی‌شنوند. بعضی از عالم نمایان آیات به این صراحت را پشت سر انداخته‌اند و به روایات مجعوله چسبیده‌اند از قبیل اینکه؛ رسول خدا(ص) در روز جنگ بدر که جسد مشرکین را در چاه انداختند با ایشان سخن گفت و فرمود: «وجدتم ما عملتم»، در حالی که چنین نیست، رسول خدا(ص) وجدتم نفرمود بلکه آیة قرآن را قرائت کرد و گفت: «وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً». حضرت باقر(ع) می‌فرماید: «نهی رسول الله(ص) أن یصلی علی قبر أو یقعد علیه أو یبنی علیه». یعنی رسول خدا نهی فرمود از اینکه روی قبری نماز بخوانند و یا بنشینند و یا بر آن بنائی کنند. و در کتاب نهایه از رسول خدا(ص) روایت کرده که: «نهی النبی(ص) أن یجصص القبر أو یبنی علیه أو یکتب علیه لأنه من زینة الدنیا فلا حاجه بالمیت إلیه». یعنی رسول خدا(ص) نهی فرمود: از اینکه بر قبر گچکاری شود یا بر آن بنا شود یا بر آن نوشته شود زیرا که اینها از زینت دنیا است و میت احتیاجی به آن ندارد. و در کتاب محاسن برقی از حضرت علی(ع) روایت کرده که فرمود: «من جدد قبرا أو مثل مثالا فقد خرج عن الإسلام». یعنی؛ کسی که قبری را پس از کهنه شدن تعمیر نماید یا مجسمه‌ای بسازد از اسلام خارج گردیده است. و نیز کتاب کافی از حضرت علی(ع) روایت کرده که فرمود: «بعثني رسول الله إلی المدینه في هدم القبور و کسر الصور فقال لا تدع صورة إلا محوتها و لا قبرا إلا سویته». یعنی: پیغمبر(ص) مرا فرستاد برای اینکه قبرها را (که در جاهلیت برجسته می‌ساختند) با زمین یکسان و هموار کنم و بتها را همه را بشکنم. یعنی خود علی(ع) ویران‌کنندة قبرها بود ولی مردم بر خلاف او برای اولاد همان علی(ع) قبرها ساختند!! باید مردم دست از اعمال مخالف کتاب خدا و سنت رسول(ص) بردارند و خداشناس شوند. حضرت باقر(ع) می‌فرمود: «من عرف الإمام و لم یعرف الله فقد ضل ضلالا بعیدا» یعنی؛ کسی که امام را بشناسد ولی خدا را نشناسد بسیار گمراه است! بهر حال با وجود آیات روشن قرآن احتیاج به نقل چنین روایاتی نیست. آيه 111 الي 112
متن آيه:
وَقَالُوا لَنْ يدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ(البقرة/111) بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُونَ(البقرة/112)
ترجمه: و گویند هرگز داخل بهشت نگردد مگر کسی که یهودی و یا نصاری باشد، این آرزوهای ایشان است، بگو برهان خود را بیاورید اگر راست می‌گوئید (111) آری آنکه خود را تسلیم خدا کند در صورتیکه نیکوکار باشد برای او است أجر او نزد پروردگارش، و برای چنین اشخاص نه خوفی است و نه غم و غصه‌ای.(112)
نکات: یکی از عناوین تبلیغاتی یهود برای عوام این بود که فقط یهود استحقاق بهشت دارد و باقی مردم دوزخیند. حق تعالی چنین عقاید را آرزوی خیالی و غرور دانسته وبهشت اختصاص به این و آن ندارد، بلکه هر کس تسلیم أمر خدا باشد، و به وظیفة خود عمل کند باید امید پاداش داشته باشد نه صرف ادعا مانند ادعای تمام ملت‌ ما که امروزه اعمالشان همه بدعت و باطل است و باز خود را بهشتی می‌دانند.آیه 82
متن آیه:
وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآياتِنَا لَا يوقِنُونَ
ترجمه: و چون فرمان عذاب علیه ایشان واقع شود جنبنده‌ای از زمین بر ایشان بیرون آوریم تا بگویدشان که این مردم به آیات ما یقین نمی‌داشتند(82). 
نکات: مقصود از فرمان عذاب آمدن قیامت و امر به ایجاد آن است و مقصود از دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ چه باشد؟ روایات و احادیث مختلفه آمده که اکثر آنها شبیه به خرافات و جعلیات است. چون از مقدمات قیامت و از وقایع آن است باید از متشابهاتی باشد که «مَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ». ولی بحسب مفهوم و ترجمه باید مقصود بحسب ظاهر طبق آیة 4 سورة زلزال این باشد که جنبندة زمیني شهادت می‌دهد یعنی خدا آن را به نطق می‌آورد. آیه 83 الی 85
متن آیه:
وَيوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِمَّنْ يكَذِّبُ بِآياتِنَا فَهُمْ يوزَعُونَ(النمل/83) حَتَّى إِذَا جَاءُوا قَالَ أَكَذَّبْتُمْ بِآياتِي وَلَمْ تُحِيطُوا بِهَا عِلْمًا أَمَّاذَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ(النمل/84) وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيهِمْ بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لَا ينْطِقُونَ(النمل/85)
ترجمه: و روزی از هر أمتی فوجی از کسانی که به آیات ما تکذیب می‌کنند محشور می‌کنیم پس ایشان مرتب و ردیف شوند(83) تا آنگاه که آیند خطاب رسد آیا به آیات ما تکذیب کردید در حالی که احاطة علمی به آن نداشتید (و در اطراف آنها فکر نکردید) آیا چه کار می‌کردید(84) و فرمان عذاب بر ایشان واقع شود بسزای آنچه ستم کردن