 1 الی 2
متن آیه:
المر تِلْكَ آياتُ الْكِتَابِ وَالَّذِي أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يؤْمِنُونَ(الرعد/1) اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يدَبِّرُ الْأَمْرَ يفَصِّلُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ(الرعد/2)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. الف، لام، میم، راء، این است آیات این کتاب و آنچه از پروردگارت به تو نازل شده حق است ولیکن بیشتر مردم ایمان نمی‌آورند(1) خدائی که آسمان‌ها را بدون ستونی که ببینید برافراشته سپس بر جهان هستی مسلط شده و خورشید و ماه را مسخر کرده که هر یک تا مدتی نام برده شده جریان دارند، این امر را تدبیر می‌کند، این آیات را تفصیل می‌دهد، باشد که شما به ملاقات پروردگارتان یقین کنید(2). 
نکات: جملة: «أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ»، دلالت دارد که آنچه از پروردگار نازل نشده از قبیل روایات و حکایات و اشعار و خواب‌ها و قیاس‌ها و فلسفه‌ها یا حق نیست و یا حق بودن آن مسلم نیست. جملة أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يؤْمِنُونَ ، خبر الهی است که راهنمایان، طمع به ایمان همة مردم نداشته باشند. و حق‌تعالی به جملة: رَفَعَ السَّمَاوَاتِ .... استدلال کرده برای توحید، زیرا این کرات بزرگ که در فضای مخصوص بخود، معقل شده‌اند اختصاص دادن و اختصاص پیدا کردن هر یک از آنها به مکان و فضای مخصوص به خودش، ذاتی نیست زیرا اجسام متساوی هستند در احتیاج به مکان و اگر تمام اجسام اختصاص به یک مکان داشته باشند، لازم می‌شود اجتماع تمام اجسام در مکان واحد و این محال است. پس اختصاص دهنده‌ای لازم است که هر جسمی را به حیزی (جا و مکانی) اختصاص ‌دهد، زیرا این اجسام اختصاص ذاتی ندارند بلکه مرجع و مخصصی آنها را به مکان‌های خودشان اختصاص داده که قادر و قاهر بر تمام است، و اگر خدا هم حیزی داشته باشد احتیاج دارد به وجودی که او را به حیزی اختصاص داده باشد و اختصاص او به حیزی معین دلیل بر حدوث است و احتیاج به مخصصی دارد که آن مخصص خداست نه او. 
پس رَفَعَ السَّمَاوَاتِ  دلالت دارد که هر کره و جسمی که در فوق است محتاج به یک وجود قاهر قادری است که او را به همان جای خودش اختصاص داده. بِغَيرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا را می‌توان گفت، آن عمد قدرت الهی است، و می‌توان گفت قوة جاذبه‌ای است که خدا آن را ایجاد کرده است. 
و بدانکه خدای تعالی جملة ثُمَّ اسْتَوَى.... را دلیل بر توحید قرار داده و این استوا مشاهد و معلوم کسی نیست تا دلیل باشد اگر مقصود استقرار خدا بر عرش باشد و عرش مکان معینی باشد دلیل می‌شود که خدا قبلاً اعوجاج داشته پس استوا پیدا کرده! و باضافه دلیل بر احتیاج او به مکان و حیز است. پس مقصود استیلا و نفوذ اوست بر عوالم وجود بالقهر و الغلبه و التدبیر، و این تدبیر مشاهد و محسوس است و دلالت بر توحید دارد. 
و یکی دیگر از دلائل بر توحید جملة: سَخَّرَ الشَّمْسَ ... می‌باشد، زیرا اختصاص دادن خورشید و ماه و ستارگان را به حرکت دائم با مقدار مخصوص و راه مخصوص، احتیاج به یک مخصص و مرجحی می‌باشد که قاهر و قادر بر هر چیز باشد. و مقصود از: لِأَجَلٍ مُسَمًّى ممکن است سیر مخصوص در مدت مخصوص بمقدار مخصوص باشد و ممکن است تا مدت انهدام عالم و تکویر و وقوف کواکب باشد که قیامت است: «سبحان القادر الذی لا یشغله شأن عن شأن و لا فعل عن فعل». 
نکتة دیگر اینکه در اینجا الله، خود را متصف کرده به قدرت ترفیع سماوات و تدبیر امور، تا معلوم شود چنین قادری این آیات را تفصیل و ترتیب داده تا عظمت قرآن معلوم گردد. جملة:لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ دلالت دارد بر اینکه مذکور در این آیه چنانکه دلالت بر توحید دارد دلالت بر معاد نیز دارد. یعنی: آنکه قادر است بر خلق چنین اشیاء و تدبیر منظم آنها، او قادر است بر حشر و نشر چنانکه از علی(ع) سؤال کردند که خدا چگونه حساب خلائق را یکدفعه می‌رسد؟ فرمود: چنانکه الان ایشان را روزی می‌دهد یکدفعه نداء ایشان را می‌شنود و همه را جواب می‌دهد دفعه واحده. آیه 3
متن آیه:
وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِي وَأَنْهَارًا وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَينِ اثْنَينِ يغْشِي اللَّيلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يتَفَكَّرُونَ
ترجمه: و اوست خدائی که زمین را بگسترد و در آن کوه‌های پا برجا و نهرها قرار داد و از تمام میوه‌ها در زمین جفت جفت قرار داد، روز را به شب می‌پوشاند، براستی که در اینها نشانه‌هائی است برای قومی که تفکر می‌کنند(3). 
نکات: در این آیه حق‌تعالی اثبات صانع نموده به چهار چیز: 
اول – به گستردن زمین که برای زمین حجم مخصوص و وسعتی قرار داده و آن را طوری گسترده که قابل زندگی باشد و تمام اینها را به اندازه‌ای مخصوص که محتاج به مخصص است قرار داده. 
دوم – به وجود کوه‌ها که آنها را در بعضی از جوانب زمین اختصاص داده و این خود محتاج به مخصص است و دیگر اینکه در آنها معادن فلزات و جواهر نفیسه و نفت و قیر و گوگرد و غیره است در حالی که تاثیر خورشید در تمام زمین یک نحو است، و این اختصاصات بواسطة تقدیر و تدبیر قادر قاهری است. دانشمندان امروزه قائلند بر اینکه مساحت سطح کرة زمین در حدود 510607000 کیلومتر مربع است که از این مقدار در حدود 150 میلیون کیلومتر مربع مساحت خشکی‌ها و بقیه مساحت آ‌بهاست. همچنین می‌گویند حجم کرة زمین در حدود 1082841 میلیون کیلومتر مکعب، و وزن آن به طور تقریب 5977 تریلیون تن می‌باشد و وزن مخصوص زمین بطور متوسط 5/5 می‌باشد. کرة زمین دارای یک حرکت وضعی است که در 24 ساعت یک دور به دور خود می‌گردد و از این گردش شبانه روز پدید می‌آید. سرعت این گردش در حدود 31 کیلومتر در هر ثانیه می‌باشد و باضافه زمین در یک مدار بیضی شکل به دور خورشید می‌گردد که حرکت انتقالی نام دارد و سرعت آن در این گردش در حدود 6/29 کیلومتر در ثانیه می‌باشد. مدت حرکت انتقالی زمین 365 روز و 6 ساعت است. 
نکتة دیگر آنکه بواسطة سنگین بودن و فشار کوه بخارهای زیر زمین حبس می‌شود و متصاعد می‌گردد و از اطراف کوه بواسطة سوراخ‌ها چشمه می‌شود و از چشمه‌ها نهرها جاری می‌گردد و لذا خدا فرموده: رَوَاسِي وَأَنْهَارًا. 
سوم– از دلائل اثبات صانع عجائب خلقت میوه‌جات و نباتات است که حبه زیر زمین می‌رود و بواسطة رطوبت زمین دو رشتة برخلاف یکدیگر از او خارج می‌شود بنام ساقه و ریشه و میوه‌هایی که دارای خواص و اثرات متضاده می‌باشد بوجود می‌آید. مثلاً ترنج پوست آن گرم و خشک است. و مثلاً انگور پوست آن سرد و خشک است و گوشت و آب آن گرم و تر است و هستة آن سرد و خشک است. تولد این طبایع مختلفه از حبة بتدبیر حکیم قادر قاهری است. 
مخفی نماند مفسرین گفته