ت که به سوی خدا دعوت می‌کنم من و پیروانم در این راه بر بینائی و بینش عقلی می‌باشیم، و خدا منزّه است و من از مشرکین نیستم.(108)
نکات: در این آیه دو خصوصيت برای دین اسلام و روش مسلمین ذکر کرده که ایضا دلیل بر حقانیت آن است: 
اول: اینکه دعوت اسلام دعوت به سوی خدا است نه به سوی غیر او زیرا غیر خدا تمام مخلوق خدا هستند و از خود چیزی نداشته و ندارند.
دوم: این دعوت روی پایة عقل و بینائی عقلی است و توجه به خدا و دین باید از روی بصیرت عقلی باشد وگرنه به هر صدائی نباید گوش داد و به دنبال هر کس نفهمیده نباید رفت و تقلید در دین باطل است.آیه 109
متن آیه:
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِي إِلَيهِمْ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى أَفَلَمْ يسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَينْظُرُوا كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَفَلَا تَعْقِلُونَ
ترجمه: و پیش از تو نفرستادیم جز مردانی از اهل قریه‌ها که به ایشان وحی فرستادیم، پس آیا در زمین سیر نکردند تا نظر کنند و ببینند چگونه بوده سرانجام آنانکه پیش از ایشان بودند، و بدون شک سرای دیگر برای آنانکه تقوی پیشه کردند بهتر است، آیا عقل خود را به کار نمی‌اندازند.(109)
نکات: همیشه منکرین نبوت توقع داشتند که فرستادة خدا مانند خودشان نباشد بلکه مجرد از صفات بشری و متّصف به صفات ملکی باشد و بلکه رسول خدا با خود خدا تناسبی داشته باشد، چون خدا مجرد و لا مکان است، رسول او نیز تقریبا چنین باشد. و لذا حق‌تعالی قول ایشان رد کرده. مثلاً عده‌ای می‌گویند: چون ما لیاقت نداریم که مخلوقِ خدا باشیم پس عقل مجرد و یا نور نبوت را خلق کرده و آن عقل و یا نور ما را خلق کرده است. و این سخنان را حق‌تعالی در قرآن رد کرده و فرموده: ما هیچ پیغمبری نفرستادیم مگر اینکه بشری بوده مانند سایر افراد بشر، فقط چند صفت باید داشته باشد: 
اول: اینکه مرد باشد نه زن. البته زنان برگزیده و مقرّبِ خدا زیاد بوده‌اند، حتی زنانی که با الهام وحی الهی و عالم غیب مربوط و مورد لطف پروردگار بوده‌اند. مانند حضرات مریم و ساره و آسیه ولی سمت سفارت و رسالت نداشته‌اند.
دوم: رسولان الهی باید مانند سایر افراد بشر از هر جهت بوده و امتیازی برای خود قائل نشوند.
سوم: باید مورد وحی باشند و حقایق دینی را از خداوند بواسطة ملک و یا بدون واسطه بگیرند.
چهارم: اینکه از اهل بیابان نبودند بلکه اهل قریه و شهرستان و میان اجتماع بودند.آیه 110
متن آیه:
حَتَّى إِذَا اسْتَيأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا فَنُجِّي مَنْ نَشَاءُ وَلَا يرَدُّ بَأْسُنَا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ
ترجمه: تا وقتی که پیغمبران مأیوس شدند و گمان کردند که (وعده‌های نصرت الهی) به ایشان دروغ گفته شده، یاری ما آمد پس هر که را خواستیم نجات دادیم و غضب ما از قوم مجرمین رد نمی‌شود.(110)
نکات: در این آیه برای دلداری مؤمنین که امیدشان بریده نشود یک مطلب کلی تاریخی می‌فرماید: رشتة حق و حقیقت باریک می‌شود ولی پاره نمی‌شود، یعنی مخالفین حق به مخالفت خود همیشه ادامه داده و گاهی هم پیروز می‌شوند و رسولان الهی چنان در فشار افتاده‌اند که امیدشان از پیروزی و هدایت قوم قطع شده. و بلکه گمان کردند که وعده‌های نصرتِ خدا، در دنیا نیست بلکه مربوط به قیامت است. ولی در آخرین لحظات، نصرت الهی رسیده و مردم سرکش مغلوب شده‌اند و چه بسیاری از آنان هلاک شده‌اند مانند قوم نوح و هود و صالح و شعیب و امثال ایشان.
در زمان پیغمبر اسلام، نسبت به رسول اسلام و اصحابش حوادث یأس‌آور رخ می‌داد، شیوخ قبائلِ عربِ مشرکین و یهود، مسلمین را تا سر حد اضمحلال و نابودی تعقیب می‌کردند که خود را از خطر اسلام به خیال خود آسوده نمایند ولی طولی نکشید نصرت خدا رسید و اسلام قوی شد.آیه 111
متن آیه:
لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يفْتَرَى وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَينَ يدَيهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يؤْمِنُونَ
ترجمه: براستی که در داستانهای ایشان هر آینه برای خردمندان عبرت است، حدیث دروغین نبوده ولیکن تصدیق کتب پیش از او و تفصیل هر چیزی و هدایت و رحمت است برای قوم با ایمان.(111)
نکات: تاریخها و داستانهائی که میان مردم معمول است، چند قسم است: 
1- تاریخهای افسانه‌ای که هر ملتی نسبت به سابقة خود، بزرگان خود بافته و بلکه چیزهای خارق‌العاه‌ای به آن ضمیمه کرده ماند تاریخهائی که اکثر شعراء به نظم در آورده‌اند و یا زینة المجالس و معجزات مجعولة.
2- تاریخ و داستانهای رمّانی که یک موضوعی را از خیالات به هم ترکیب کند، و داستان ساختگی نگارش کند که مقصدی از نشر آن داشته باشد.
3- تاریخهای عمومی که متن حوادث گذشته در آن ذکر شده ولی بدون فلسفه.
4- تاریخهای فلسفی و یا فلسفه‌های تاریخی که اهمّ تواریخِ این قسم قرآن مجید است که جامع فنون و علوم بشری است، در ضمن قصه‌ها و داستانها اشاره به فلسفة آنها نموده و نتایج معنوی در آن ذکر شده.
داستانهای قرآن تمامش حقیقت‌گوئی است و ساختگی و خرافات و دروغ در آن نیست.
قرآن مجید برای ذکر داستانهای خود چند هدف دارد: 
1- پند و عبرت برای ارباب بصیرت و خردمندان که آن را آئینه قرار دهند و نیک و بد و زشت و زیبای مطالب را به طور کامل درک نمایند.
2- گواه صادقی برای پیغمبر(ص) و اسلام.
3- تسلیتی برای رسول خدا(ص) و سایر مربیان بشری شدن.
4- مایة راهنمائی و هدایت و راه و روش ترقی و تکمیل را نشان‌دادن.
5- با راه و روش بزرگان دین و پیغمبران(ص) آشنا‌شدن، و ارتباط و انس با تعلیمات ایشان گرفتن و به ایشان اقتداکردن و به سعادت نائل شدن.
و مقصود از تَفْصِيلَ كُلِّ شَيءٍ چیزهائی که مربوط به دین است می‌باشد. در اینجا ترجمة سورة یوسف تمام شد بتاریخ دوشنبه 24 شعبان المعظم 1386 قمری.
مؤلف. ا. ع. ب.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:757.txt">آيه 2-1 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:758.txt">آيه 3 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:759.txt">آيه 5-4 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:760.txt">آيه 7-6 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:761.txt">آيه 10-8 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:762.txt">آيه 11 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:763.txt">آيه 13-12 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:764.txt">آيه 15-14 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:765.txt">آيه 16 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:766.txt">آيه 18-17 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:767.txt">آيه 24-19 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:768.txt">آيه 26-25 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:769.txt">آيه 29-27 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:770.txt">آيه 31-30 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:771.txt">آيه 34-32 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:772.txt">آيه 36-35 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:773.txt">آيه 39-37 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:774.txt">آيه 42-40 (الرعد)</a><a class="text" href="w:text:775.txt">آيه 43 (الرعد)</a></body></html>سورة رعد مدنی و دارای43 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه