عمیر مسجدالحرام را مانند عمل آنکه ایمان به خدا و روز جزاء دارد و در راه خدا جهاد می‌کند قرار داده‌اید، نزد خدا مساوی نیستند، و خدا قوم ستمگران را هدایت نمی‌کند(19) آنانکه ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا به اموال و جانهای خود جهاد کرده‌اند، درجة ایشان نزد خدا بزرگتر است وایشانند کامیابان وبهره‌برندگان(20) پروردگارشان به رحمت و رضوان خود، ایشان را مژده می‌دهد و برای ایشان است باغهائی که در آنها نعمتهای پاینده است(21) در آن باغها همیشه جاویدانند، بی‌گمان خدا نزد اوست أجر بزرگ.(22)
نکات: بعضی از اصحاب رسول که تازه مسلمان بودند به اعمال و افعال و عناوین خود افتخار می‌کردند، از جمله عباس عموی رسول خدا(ص) افتخار می‌کرد به اینکه سقای حاجیان بوده وآنان را سیراب می‌کرده و طلحه بن شیبه می‌گفت: من کلیددار کعبه و تعمیرکنندة مسجدالحرامم، وافتخارات خود را به علی(ع) عرضه کردند. حضرت فرمود: ایمان به خدا و هجرت و جهاد در راه خدا موجب فضیلت است تا آنکه قضاوت را نزد رسول خدا(ص) بردند رسول خدا(ص) چیزی نفرمود تا این آیات نازل گردید.
آیه 23 الی 24
متن آیه:
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا آبَاءَكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَى الْإِيمَانِ وَمَنْ يتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ(التوبة/23) قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يأْتِي اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ(التوبة/24)
ترجمه: ای مؤمنین پدرانتان و برادرانتان را دوست نگیرید اگر کفر را بر ایمان ترجیح دادند وهر کس از شما با آنان دوستی کند پس همانان ستمگرند(23) بگو: اگر پدران و پسران شما وبرادران شما و زنانتان وفامیلتان و اموالی که کسب کرده‌اید و تجارتی که از کسادی آن می‌ترسید و مساکنی که آنها را می‌پسندید(و به آنها دل بسته‌اید) نزد شما از خدا و رسول او و جهاد در راه او محبوبتر است پس منتظر باشید تا خدا أمر خود را بیاورد و خدا قوم فاسقین را هدایت نمی‌کند.(24)
نکات: صدر اسلام هر فردی که مسلمان می‌شد و خدای یکتا را می‌پذیرفت مانند زمان ما با خویشان و کسان او که همه از کفار بودند باید قطع دوستی و ملاطفت کند. در حدیث آمده که رسول خدا(ص) فرمود: لا یجد أحدکم طعم الایمان حتی یحب فی الله أبعد الناس و یبغض فی الله أقرب الناس. یعنی کسی از شما مزة ایمان را نمی‌یابد تا در راه خدا دورترین مردم را دوست بدارد ونزدیک‌ترین مردم را دشمن بدارد. و مقصود از جملة: حَتَّى يأْتِي اللَّهُ بِأَمْرِهِ، آمدن عذاب خداست.
آیه 25 الی 27
متن آیه:
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ وَيوْمَ حُنَينٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيئًا وَضَاقَتْ عَلَيكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيتُمْ مُدْبِرِينَ(التوبة/25) ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ(التوبة/26) ثُمَّ يتُوبُ اللَّهُ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ عَلَى مَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ(التوبة/27)
ترجمه: محقق است که خدا شما را در مواقع بسیاری یاری کرد و روز حنین هنگامی که کثرت نفرات شما شما را به شگفت آورده بود، پس، آن کثرت هیچ بهره‌ای به شما نداد و برای شما مفید نشد و زمین با وسعتی که داشت بر شما تنگ شد سپس به دشمن پشت کردید در حال ادبار وپراکندگی(25) سپس خدای‌تعالی آرامش دل را بر رسول خدا و بر مؤمنین نازل نمود و نازل کرد لشکرهائی را که ندیده بودید و عذاب نمود کفار را و این است جزاء کفار(26) سپس خدا بعد از آن توبة هر کس را که بخواهد می‌پذیرد و خدا آمرزندة رحیم است.(27)
نکات: طبق این آیات، خدا رسول خود را در مواقع بسیاری یاری کرده و روایت کرده‌اند که مواطن کثیره که در آنها رسول خدا(ص) یاری شده هشتاد موطن بوده و مقصود از روز حنین روز جنگ حنين است، و حنین زمینی است بین مکه و طائف که آن جنگ در آنجا واقع شده، و قضیة چنان است که پس از فتح مکه طائفة هوازن و ثقیف که چهار هزار مرد بودند و 26 هزار مرد دیگر از طوائف دیگر که با ایشان سی‌هزار نفر بودند به جنگ با رسول خدا(ص) آماده شدند و لشکر اسلام دوازده هزار ویا شانزده هزار نفر بودند، و بعضی از مسلمین می‌گفتند: لن نغلب الیوم...، یعنی؛ ما امروز با این کثرتی که داریم مغلوب نخواهیم شد واز کثرت خود شاد بودند. و لذا خدا فرموده: أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ.
و چون دو لشکر بهم آمیختند در ابتداء مسلمین غلبه کرده و ایشان را پراکنده کردند و مشغول گرفتن غنیمت شدند. مشرکین که زنان و حیوانات خود را همراه آورده بودند برای اینکه نگریزند همت وعصبیت ایشان به جوش آمد یکدگر را آواز دادند: یا حماه السوء کجا می‌گریزید و زنان وفرزندان خود را رها کرده‌اید، پس به اتفاق بازگشته و کمین نموده و بر مسلمین یورش آوردند، مسلمین مضطرب شده و فراری شده و شکست بزرگی بر ایشان وارد شد و با رسول خدا(ص) کسی نماند جز نه نفر از بنی‌هاشم و یک نفر از انصار بنام ایمن بن ام ایمن که در آن جنگ کشته شد وآن نه نفر عبارت بودند از: علی(ع) و عباس و فضل بن عباس و ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب و نوفل بن حارث و ربیعه بن حارث و عبدالله بن زبیر بن عبدالمطلب و عتبه ومعتب پسران ابولهب و بقیه فرار کردند و علت فرار این است که چون سفیدة صبح آشکار شد سپاه مسلمین از راه سرازیری به وادی حنین آمدند و چون راه عبور تنگ بود لشکریان به تفاریق به طرق متعدده رهسپار بودند، این هنگام مردم هوازن از کمین بیرون تاختند و مسلمین را تیرباران کردند، مقدمة لشکر که فوج خالد بن ولید بود فاقد اسلحه بودند هزیمت شد و بدنبال ایشان مشرکین قریش که تازه مسلمان بودند گریختند، در این موقع سایر مسلمین نیز مضطرب شده وهزمیت شدند. رسول خدا(ص) بر قاطر سفیدی سوار بود و فریاد می‌کرد: إلی أین أیها الناس؟ پس حضرت استر خود را حرکت داد و به کفار حمله نمود و با آن چند نفر قلیل به رزمی سخت اقدام کرد و جز در این جنگ رزم نداده بود، و می‌فرمود: أنا النبی لا کذب أنا ابن عبدالمطلب. و در این جنگ امیرالمؤمنین(ع) بسیاری از شجاعان را کشت، مردی از هوازن بنام أبوجرول علم سیاهی بر سر نیزه کرده و در جلو کفار مانند شعله جولان می‌داد و هر مسلمانی را می‌کشت علم خود را حرکت می‌داد و کفار بدنبال وی می‌آمدند و رجز می‌خواند. امیرالمؤمنین علی(ع) بر او حمله کرد و او را کشت. مشرکین پس از قتل او تاب مقاومت نیاورده و به هزیمت شدند و