ا تن به کشته‌شدن بدهند و اما آنانکه نقض عهد نکرده‌اند و عهدی با رسول خدا(ص) دارند مهلت ایشان تا وقتی است که مدت عهدشان تمام شود و پس از آن دیگر امان و علاقه‌ای بین ایشان و مسلمین نخواهد بود باید یا مسلمان شوند و یا مقتول گردند و معنی بیزاری خدا و رسول همین است.
آیه 5 الی 6
متن آیه:
فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(التوبة/5) وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يعْلَمُونَ(التوبة/6)
ترجمه: پس چون ماههای حرام منقضی شد بکشید مشرکین را هر جا ایشان را یافتید و ایشان را دستگیر کنید و حبسشان نمائید و بهر رهگذری در کمین ایشان بنشینید، پس اگر توبه کرده ونماز را برپا داشتند و زکات را دادند راهشان را باز کنید و رهاشان سازید زیرا خدا آمرزندة رحیم است(5) و اگر یکی از مشرکین از تو پناه جوید او را پناه بده تا کلام خدا را بشنود، سپس او را به محل أمن خودش برسان، این برای این است که ایشان قومی نادانند.(6)
نکات: مقصود از ماههای حرام، همان چهار ماهی است که خدا به ایشان مهلت داده، از دهم ذیحجه تا دهم ربیع الآخر، اگرچه قول دیگری نیز گفته‌اند که از اول شوال باشد تا آخر محرم. ولی همین قول اول صحیح است زیرا ابتدای چهار ماه باید از وقت ابلاغ حساب شود. از این آیات قبح پیمان‌شکنی معلوم می‌شود، چون مشرکین علاوه بر شرک و اذیت و آزار مسلمین، پیمان‌شکنی کردند تا خدا چنین شکنجه‌ای بر ایشان معین نمود، ولی برای سایر کفار چنین دستوری نیامد، و از جملة: حَتَّى يسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ، استفاده می‌شود که قرآن را می‌‌فهمیدند و برای همه قابل فهم بوده وگرنه هدایت نمی‌شدند. و مقصود از جملة: وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ، این است که راه را بر ایشان سد کنید تا در بلاد دیگر منتشر نشوند. در حدیث آمده که در صدر اسلام تا وفات رسول خدا(ص) حکم مشرکین گاهی قتل و گاهی عفو و گاهی گرفتن فدا بود، مؤید این مطلب این است که مردی را به اسیری نزد رسول خدا(ص) آوردند بنام امامه و او سید و بزرگ یمامه بود، رسول خدا(ص) به او فرمود اسلام بیاور و یا خود را خریداری کن وگرنه تو را بکشم ویا آزادت کنم. او گفت: ای محمد اگر مرا بکشی مرد بزرگی را کشته‌ای و اگر فداء بگیری از مرد بزرگی فداء گرفته‌ای و اگر آزاد کنی بزرگی را آزاد کرده‌ای، و اسلام‌آوردن من بعید است. رسول خدا(ص) فرمود: آزادت کردم، چون امامه این سخن شنید گفت: أشهد أن لا إله إلا الله و أنک رسول الله، حسن خلق تو دلیل بر نبوت توست. پس به یمامه رفت و چون طعام اهل مکه از یمامه می‌آمد او مانع شد وگفت: نمی‌گذارم به مشرکین برسد تا ایمان آورند و اهل مکه آن وقت با رسول خدا(ص) در مقام محاربه بودند و ناچار و بیچاره شده و به رسول خدا(ص) نامه نوشتند وشکایت از منع طعام امامه نمودند، رسول خدا(ص) نامه به او نوشت که منع طعام از مکیان نکند.آیه 7 الی 8
متن آیه:
كَيفَ يكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْمُتَّقِينَ(التوبة/7) كَيفَ وَإِنْ يظْهَرُوا عَلَيكُمْ لَا يرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ(التوبة/8)
ترجمه: چگونه برای مشرکین نزد خدا و رسول او پیمانی می‌باشد مگر آنانکه با ایشان نزد مسجدالحرام عهد بستید پس مادامی که به عهد خود ثابتند شما نیز ثابت بمانید برای ایشان، زیرا خدا متقین را دوست می‌دارد(7) چگونه برای ایشان عهدی باشد و حال آنکه اگر بر شما ظفر یابند در حق شما خویشی و پیمان را مراعات نکنند، شما را بزبانهای خود خوشنود می‌کنند. ودل ایشان خشنود نیست و اکثرشان فاسقند.(8)
نکات: کسی که پیمان‌شکن باشد خدا پیمان او را به هیچ گیرد مگر کسیکه به عهد خود ثابت بماند. و طبق تواریخ، آنانکه نسبت به رسول خدا(ص) به عهد خود وفا کردند: طائفة خزاعه وبنی‌ضمره بودند. در تاریخ آمده که جمعی از خوارج به راه‌زنی و قتل مسلمین پرداختند بعنوان اینکه مردم به حکم غیرخدا گردن می‌نهند. اتفاقا ابوالهذیل علاف با کاروانی به ایشان رسیدند وسخت بترسیدند و از حیات خود قطع امید کردند. ابوالهذیل گفت: نترسید و کار خود را به من واگذارید، من ایشان را دفع خواهم کرد. پس خوارج پرسیدند و گفتند: شما چه کسانید و از چه قومید؟ ابوالهذیل گفت: ما قومی از مشرکانیم و به تجارت می‌رویم و مقصود ما از این سفر این است که کلام خدا را بشنویم و در آن تأمل کنیم و اگر دیدیم خوب است ایمان آوریم. خوارج گفتند: مرحبا و آیاتی از قرآن قرائت کردند. ابوالهذیل و رفقای او گفتند: آمنا و صدقنا، خوارج گفتند: در جوار ما بمانید. گفتند: شما حق ما را أداء نمائید. خوارج گفتند: حق شما چیست؟ ابوالهذیل گفت: حق ما این است که ما را به محل أمن برسانید چنانچه خدا فرموده: 
وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ
پس خوارج ایشان را به محل أمن رسانیدند!  آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ‏

ترجمه: راه آنانکه بایشان نعمت دادی (مانند انبیاء) نه آنانکه موردخشم تو شدند و نه گمراهان.(7)
نکات: مقصود از «مغضوب علیهم» و «ضالین» هر کسی است که مورد خشم خدا و یا گمراه باشد، چه کفار و چه مشرکین و چه فساق و چه ستمگران، چه کافر و چه مسلمی که بنام اسلام قناعت کرده، و در واقع از اسلام بی‌خبر است، زیرا نمازگزار طبق این درخواست باید لساناً و عملاً و فکراً راه انبیاء را انتخاب کند نه راه دیگران را، و دیگر اینکه در این سوره اوصاف إلهی و وظائف بندگی به طور خلاصه و فشرده و مختصر بیان شده و سایر سور قرآن شرح و تفصیل همین اجمال است. پس میتوان گفت تمام قرآن به طور اجمال و فشرده در این سوره می‌باشد. و این سوره را فاتحه‌الکتاب گویند زیرا کتاب خدا به آن افتتاح شده، و آنرا سبع‌المثانی نیز گویند برای آنکه هفت آیه دارد و در هر نماز دو مرتبه در دو رکعت اول نماز باید خوانده شود، و خواندن سورة دیگر کفایت از آن نمی‌کند، و این سوره سورة با برکتی است، و قرائت آن برای تذکر مطالب آن و رفع بیماریها و گمراهیها مناسب است، و تمرین آن در هر نماز برای جاگرفتن مطالب آن در قلوبست.آیه 9 الی 13
متن آیه:
اشْتَرَوْا بِآياتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا 