نَ مَا كَانُوا يعْمَلُونَ(الأعراف/180) وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يعْدِلُونَ(الأعراف/181) وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيثُ لَا يعْلَمُونَ(الأعراف/182) وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيدِي مَتِينٌ(الأعراف/183) أَوَلَمْ يتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ(الأعراف/184)
ترجمه: و برای خداست نامهای نيك پس خدا را به آن نامها بخوانيد ورها كنيد آنان را كه در اسماء او انحراف می جويند بزودی جزاء داده شوند به آنچه می كرده اند (180) وبعضی از كسانيرا كه خلق كرديم امتی هستند كه بحق هدايت می كنند وبه او توجه می كنند (181) وآنانكه تكذيب كردند به آيات ما بتدريج هلاكشان می كنيم از آنجا كه ندانند (182) وايشان را مهلت می دهيم زيرا كيد من متين است (183) آيا فكر نكردند كه همنشين ايشان (محمد صلی الله عليه وسلم) جنون ندارد، نيست او مگر ترساننده آشكار (184).
نکات: یکی از مشرکین شنید که یک نفر مسلمان می‌گوید: یا الله و یا رحمن، او گفت: این مسلمان را بنگرید دو خدا دارد، خدای تعالی درجواب او فرموده: این الله و رحمن و سایر اسمای خدایتعالی نامهای یک ذات است که باید آن خدای یکتا را به این اسماء خواند. یعنی اگر چه الفاظ متعدد است ولی معنی یکی است، باید معنی را خواند به توسط این اسماء. و الحاد در اسماء خدا این است که اسماء خاصة او را به غیر او اطلاق کنی و یا نامهائی که لائق ذات خدا نیست بر آن ذات بگوئی، و لذا اسمای خدای‌تعالی توقیفی است، یعنی تا از وحی وارد نشود نامی بر او اطلاق نگردد، و متوقف بر وحی است. مقصود از استدراج و املاء این است که خدا همه گونه نعمت می‌دهد و قدرت و صحت و سایر چیزهائی که موجب غفلت از حق و توجه به دنیاست به بنده عطاء می‌کند و او عذاب خود را زیاد می‌کند و خدا او را مهلت می‌دهد و این کید إلهی است زیرا به ظاهر احسان است.آيه 185 الي 187
متن آيه:
أَوَلَمْ ينْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيءٍ وَأَنْ عَسَى أَنْ يكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَي حَدِيثٍ بَعْدَهُ يؤْمِنُونَ(الأعراف/185) مَنْ يضْلِلِ اللَّهُ فَلَا هَادِي لَهُ وَيذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يعْمَهُونَ(الأعراف/186) يسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي لَا يجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً يسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِي عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يعْلَمُونَ(الأعراف/187)
ترجمه: آیا نظر نکردند در فرمانروائی آسمانها و زمین و آنچه خدا خلق کرده از هر موجودی ودر اینکه شاید اجل آنان نزدیک شده باشد، پس به کدام حدیثی پس از قرآن ایمان می‌آورند(185) هر که را خدا گمراه کند او را راهنمائی نیست و رها می‌کند ایشان را در طغیانشان سرگردان باشند(186) از تو دربارة ساعت قیامت سؤال می‌کنند که چه وقت وقوع آن است؟ بگو علم آن فقط نزد پروردگار است بوقتش آشکار نمی‌کند جز او، سنگین است وقوع آن در آسمانها وزمین، نیاید شما را مگر ناگهانی، از تو می‌پرسند گویا تو از آن جستجو کرده و مطلعی، بگو فقط نزد خداست علم آن، ولیکن اکثر مردم نمی‌دانند.(187)
نکات: جملة: وَيذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ دلالت دارد که گمرا‌ه‌کردن خدا به این معناست که بنده خود سرکش می‌شود و راه طغیان را پیش می‌گیرد وخدا او را بهمان طغیانش رها می‌کند.آيه 188
متن آيه:
قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيرِ وَمَا مَسَّنِي السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يؤْمِنُونَ
ترجمه: بگو مالک نیستم برای خودم نفعی ونه ضرری را مگر آنچه خدا خواسته واگر می‌دانستم غیب را هر آینه خیر بسیاری می‌اندوختم و بدی به من نمی‌رسید، نیستم من جز ترساننده و بشارت‌دهنده برای قومی که ایمان بیاورند.(188)
نکات: از این آیه و آیة قبل که تذکر داد علم ساعت قیامت را ندارم معلوم می‌شود حدیث "إنا نعلم علم ما کان و ما یکون و ما هو کائن" دروغ است. قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ... دلالت دارد که من چنان بندة ضعیفی هستم که اختیار نفع و ضرر خود را ندارم ومالک آن نیستم مگر آنچه که خدا بخواهد نفعی به من برسد و ضرری از من دفع شود و اگر علم غیب داشتم از ضررهای بعدی اجتناب می‌کردم و یک روز غالب و یک روز مغلوب نمی‌شدم و در معاملات خود مغبون نمی‌شدم و هر چه نفع داشت می‌خریدم و ذخیره می‌کردم. حال با این آیات عده‌ای بی‌خبر از دین، فرزندان این پیغمبر را عالم به غیب می‌دانند، نعوذ بالله.آيه 189 الي 193
متن آيه:
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيسْكُنَ إِلَيهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ(الأعراف/189) فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحًا جَعَلَا لَهُ شُرَكَاءَ فِيمَا آتَاهُمَا فَتَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يشْرِكُونَ(الأعراف/190) أَيشْرِكُونَ مَا لَا يخْلُقُ شَيئًا وَهُمْ يخْلَقُونَ(الأعراف/191) وَلَا يسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلَا أَنْفُسَهُمْ ينْصُرُونَ(الأعراف/192) وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لَا يتَّبِعُوكُمْ سَوَاءٌ عَلَيكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صَامِتُونَ(الأعراف/193)
ترجمه: و او آن خدائی است که شما را از یک نفس آفرید و جفت او را از او قرار داد تا به او آرام و انس گیرد، پس چون با او در آمیخت باری سبک برداشت و به آن بار مستمر بود، پس چون سنگین شد پروردگارشان را خواندند که اگر فرزند صالحی به ما بدهی البته از شکرگزاران خواهیم بود(189) پس چون به ایشان فرزند صالحی داد برای او شریکانی در آنچه به ایشان داده قرار دادند، پس خدا برتر است از آنچه شریک او می‌گردانند(190) آیا شریک می‌کنند آنچه را که چیزی خلق نمی‌کنند و آنان خود مخلوقند(191) و نتوانند ایشان را یاری کنند و نه خودشان را یاری می‌کنند(192) و اگر ایشان را به هدایت دعوت کنید بدنبال شما نیایند، مساوی است بر شما چه بخوانید ایشان را و چه ساکت باشید.(193)
نکات: آیه و جملة: خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ   ... با حضرت آدم تطبیق نمی‌شود و این آیه خطاب به مشرکین قریش است. البته نوعی است زیرا هر طائفه ای را خدا از نفس واحده آفریده و با آل قصی نیز تطبیق می‌شود که قصی زن قرشی گرفت و آن دو از خدا فرزند صالحی خواستند وخدا به ایشان فرزندانی داد وآنان در عوض نام عبدالله، نام عبدمناف و عبدالعزی وعبدالدار وعبد قصی بر اولاد خود گذاشتند 